مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3182
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 19
همه : 5164145
 

خودآموز اصول و فنون سخنوري
فروزفر،علي، 1327- (نويسنده) 

 
مشخصات چاپ كتاب خودآموز اصول و فنون سخنوري
 •انتشارات: سروش (انتشارات صدا و سيما) - تهران

•نوع جلد: شوميز
•نوع كاغذ: كاغذ عادي
•صفحه: 392 صفحه
 
كتابشناسي كتاب خودآموز اصول و فنون سخنوري
 •
978-964-376-822-5 :شابك

•زبان: فارسي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 


قدرت هوش گفتاري: 10 راه براي رسيدن به نبوغ گفتاري
The Power Of Verbal Intelligence
توني بازان - Tony Buzan - 1943 (نويسنده) احمدي، مرتضي، 1303- (مترجم) 

 
مشخصات چاپ كتاب قدرت هوش گفتاري: 10 راه براي رسيدن به نبوغ گفتاري
 •انتشارات: بوكتاب - قم
 
•نوبت چاپ: چاپ اول : 1389
 •نوع جلد: شوميز
 •اندازه كتاب: رقعي
 •نوع كاغذ: كاغذ عادي
•صفحه: 168 صفحه
 •شمارگان: 3000 نسخه
 
كتابشناسي كتاب قدرت هوش گفتاري: 10 راه براي رسيدن به نبوغ گفتاري
 •
978-9642775224 :شابك

 •
BF 385/ب9 ق4 :كنگره

 •زبان: فارسي


فهرست كتاب قدرت هوش گفتاري: 10 راه براي رسيدن به نبوغ گفتاري


•سخني از بري مك‌گيگان
•فصل 1: سرآغاز
•فصل 2: بازي با كلمات كودكان اثبا اين كه شما يك نابغه كلامي مادرزاد هستيد
•فصل 3: قدرت كلمه 1
•فصل 4: قدرت كلمه 2 پيشوندها و پسوندها
•فصل 5: مغز كلمه استفاده از قدرت مغز براي افزايش قدرت لغوي
•فصل 6: زبان بدن و چگونگي قوي كردن آن
•فصل 7: براي خودت سخنراني كن!
•فصل 8: بخوانيد! چگونه سرعت درك و بيان را بالا ببريم؟
•فصل 9: قدرت ارتباط
•فصل 10: كلام آخر
•آخرين حرف
•جواب معماهاي متن كتاب
•جواب افزاينده واژگان

ديباچه كتاب قدرت هوش گفتاري: 10 راه براي رسيدن به نبوغ گفتاري
قلم تيزتر از شمير است، اگر مغز بداند چگونه به كلمات ضربه وارد كند»

توني بازان
 
هوش گفتاري چيست؟
 
هوش گفتاري توانايي شعبده‌بازي با حروف الفبا است. شما حروف را تركيب مي‌كنيد و با آن كلمات و جملات را به وجود مي‌آوريد. ضريب هوش گفتاري شما به دايره لغوي شما و همچنين با توانايي شما در ايجاد رابطه ميان آنها، اندازه‌گيري مي‌شود.
 
چرا هوش گفتاري مهم است؟
 
در آغاز قرن بيستم، روانشناسان مشاهده كردند رابطه مستقيمي ميان اندازه و قدرت كلمات و موفقيت در زندگي وجود دارد. به عبارت ديگر؛ بهترين و بزرگترين كلمه شما باعث موفقيت و اعتماد به نفش شما مي‌شود. در واقع كلمات در جامعه، زندگي و موفقيت تاثير زيادي دارد.
 كلمات قدرت شگفت‌آوري دارند. آن دسته از كساني كه اين مطلب را مي‌دانند با به كارگيري آن روي ديگران تاثير مي‌گذارند، از اين رو تعجب‌آور نيست كه كلمات و قدرت آنها باعت انقلاب فرهنگي در قرن بيست و يكم شده است.
 
چگونه قدرت هوش گفتاري به من كمك مي‌كند؟
 
خوشبختانه افزايش مهارت‌هاي هوش گفتاري، بسيار ساده است و به علاوه ضريب هوشي شما در كنار هوش گفتاري بهبود مي‌يابد. بري مك‌گيگان - در فصل هفتم مطالبي درباره او مي‌خوانيد - زماني كه از بوكس كناره‌گيري كرد و به عنوان يك گزارشگر در تلويزيون شروع به كار نمودف از اين روش بهره برد و
 
9
در كار خود بسيار موفق شد. او در حال حاضر يكي از بهترين گزارشگرهاي مبارزات بوكس است.
 هوش گفتاري شما را به يكي از مهيج‌ترين سفرهاي زندگي‌تان مي‌برد. سفري كه در آن
 كلمات جديد را جستجو مي‌كنيد.
 تخيل خود را به نظرات و ايده‌هاي جديد مهمان مي‌كنيد.
 در مورد نيازهاي مغز و نحوه به كار گيري آن مي‌آموزيد.
 پيه‌هاي بناي هوش گفتاري را مي‌آموزيد كه شما را قادر مي‌سازد تا دايره كلمات خود را با هزاران كلمه افزايش دهد و آن را به كار گيريد.
 مي‌آموزيد كه چگونه از جسم خود براي ارتباط موثر استفاده كنيد.
 لذت بازي با كلمات و معاني آنها را دوباره كشف مي‌كنيد.
 رازهاي مطالعه سريعتر و فهم بيشتر را مي‌آموزيد.
 مي‌آموزيد، چگونه ديگران را با قدرت و زيبايي كلمات خود، هيپنوتيزم كنيد.

و مهم تر از همه: قدرت خوش گفتاري براي اين طراحي شده است كه به شما اين اطمينان را بدهد، زماني كه هوش گفتاري شما افزايش پيدا كرد شما بسيار جذاب مي‌شويد.‌
 
خلاصه‌اي از هوش گفتاري
 
هوش گفتاري به 10 فصل تقسيم مي‌شود، كه هر كدام شما را براي هوش گفتاري و بهود آن كمك مي‌كند.
 
فصل اول: ساختار كتاب را معرفي مي‌كنم. به اين ترتيب مي‌توانيد تصوير و نقشه‌اي كامل در حافظه خود بسازيد و در آن جستجو كنيد.
 
10
شما در مورد تاريخ هوش گفتاري و ضريب هوشي اطلاعات را دريافت مي‌كنيد و كشف خواهيد كرد، چرا مردم خود را از چيزي كه هستند، احمق‌تر تصور مي‌كنند. ادامه اين فصل به اولين تمرين هوش گفتاري شما اختصاص داده شده است. شما مي‌توانيد كلمات جديد را كشف كنيد و با آنها بازي كنيد.
 
فصل دوم: بازي با كلمات كودكان، اثبات اينكه شما به طور طبيعي يك نابغه هوش گفتاري هستيد.
 
در اين فصل به شما استاد هوش گفتاري را معرفي مي‌كنم، با مثالي به شما فرمول‌هاي مخفي افزايش هوش گفتاري در تمامي سطوح را عرض مي‌كنم.
 چه كسي معيار هوش گفتاري است؟
 نوزاد انسان! من، ابزار مخصوصي كه يك كودك آن را به كار مي‌گيرد تا موفق شود را به شما معرفي مي‌كنم. يك كودك هزاران كلمه جديد و صدها مهارت هوش گفتاري را مي‌آموزد. شما نيز همين مسير را طي مي‌كنيد، تا بتوانيد مانند آنها شويد و اگر خوب فكر كنيد، در اين مورد مي‌توانيد مانند يك كودك عمل كنيد.
 قبلا يكبار آن را انجام داده‌ايد!
 با راهنماي صحيح دوباره مي‌توانيد آن را انجام دهيد.
 
فصل سوم: قدرت كلمه 1 (ريشه‌ها)، چگونه كلمات، خلاقيت، حافظه و ضريب هوشي خود را بالا ببريد
 
كلمات، مانند تمام ساختارها از قسمت ساده‌اي تشكيل شده است كه به آن ريشه مي‌گوييم. زماني كه اين بخش‌ها را بدانيد كاربرد آنها براي شما آسان مي‌شود. براي مثال تشخيص اين كه 26 حرف تمام كلمات را در زبان انگليسي مي‌سازد، بسيار بهتر از اين است كه هزاران كلمه را بدانيد ولي ندانيد كه تعداد
 
11
حروف انگليسي چند حرف است! همين مسئله در مورد كلمه رخ مي‌دهد كه شما ريشه، پيشوند و پسوند كلمات را بدانيد.
 در اين فصل 10 ريشه كليدي معرفي مي‌كنم. فقط 10 كليد براي يادگيري و يادآوري. همچنين براي هر ريشه چند كلمه را به عنوان مثال ذكر كردم. با يان كليدها قادر خواهيد بود تا در مسير خود موفق شويد.
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۶:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

فلسفه و ساحت سخن
ابراهيمي ديناني، غلامحسين، 1313- (نويسنده)


مشخصات چاپ كتاب فلسفه و ساحت سخن
 •انتشارات: هرمس - تهران
 
•نوبت چاپ: چاپ اول:1389
 •نوع جلد: زركوب با روكش
 •اندازه كتاب: رقعي
 •نوع كاغذ: كاغذ عادي
•صفحه: 436 صفحه
 •شمارگان: 2000 نسخه
 
كتابشناسي كتاب فلسفه و ساحت سخن
 •
978-964-363-655-5 :شابك

 •
BD41/الف2ف8 :كنگره

 •زبان: فارسي


فهرست كتاب فلسفه و ساحت سخن


•مقدمه
•منطق و گفتار
•مقولات دهگانه و كليات پنجگانه
•زبان زيرساخت و اصول بنيادين سخن
•كتاب الحروف فارابي يك دفتر فلسفي است يا يك نوشته نحوي
•نقش عقل و خردگرايي در پيدايش علم نحو
•نخستين مسئله نحوي و نقش آن در پيدياش فكر فلسفي
•زبان و زمان
•آيا مصدر اصل كلام است؟
•نخستين مسئله مورد اختلاف ميان دو مكتب مهم نحوي
•واضعان الفاظ - واضعان شرايع
•معضل بزرگي به نام موضوع له
•دو واژه علم و معرفت و تفاوت آنها با يكديگر
•نسبت علم با معلوم خود همانند نسبت وجود با ماهيت است
•ممكن از آن جهت كه ممكن است به حسب سرشت خود مجهول است
•زبان چيزي فراتر از صرف و نحو و مجموعه واژگان است
•اگر سخن نبود چهان هرگز آشكار نمي‌شد
•نمايه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

قصه ها، راهي هستند به سوي شفا!

مركز آفرينش هاي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، از ۲۲ تا ۲۵ آذر ميزبان سيزدهمين جشنواره بين المللي قصه گويي بود. جشنواره اي كه قصه گويان ايراني بسياري در آن شركت كردند و چند قصه گوي حرفه اي از ۸ كشور جهان هم در آن حضور داشتند. ديويد امبروس يكي از قصه گويان مطرح كشور ولز در بريتانيا است كه دانش آموخته هنرهاي نمايشي است اما سال هاست به صورت حرفه اي براي كودكان قصه گويي مي كند. شيوه جذاب قصه گويي امبروس سبب شد تا در يكي از شب هاي جشنواره قصه گويي در گوشه اي به دور از هياهوي آمد و رفت ميهمانان با او به گفت و گو بنشينيم.
 رابطه قصه گويي با مدرسه ها در كشور شما چگونه است؟
 
رابطه خوبي برقرار است، به ويژه در بيست سال گذشته، اين رابطه همواره در حال رشد بوده است. بيست سال پيش تقريبا هيچ قصه گويي وجود نداشت و در مدرسه ها هم قصه گويي نمي كردند. اما امروزه بيشتر قصه گوهاي حرفه اي براي قصه گويي در مدرسه ها تمايل دارند. البته قصه گوهاي حرفه اي در مكان هاي ديگر هم قصه گويي مي كنند، در تئاتر همكاري مي كنند، در كتابخانه ها قصه گويي مي كنند، اما بيشتر كار قصه گويي در مدرسه ها انجام مي شود. اخيرا پروژه هايي در مدرسه ها انجام مي شود براي پرورش قصه گويان جوان در مدرسه ها. اين پروژه ها را مي توان پروژه هاي آموزشي دانست كه يك نوآوري در كشور ما به شمار مي روند.
 آيا آموزگاران براي قصه گويي آموزش داده مي شوند؟
 
خير، اين كار هنوز آغاز نشده، ممكن است در آينده اتفاق بيفتد اما هم اكنون چنين برنامه اي اجرا نمي شود. هم اكنون دو رويداد در مدرسه ها در ارتباط با قصه گويي پيگيري مي شود: يكي اين كه قصه گوهاي حرفه اي به مدرسه ها مي روند و براي بچه ها قصه مي گويند و اين روشي است براي كودكان تا توانايي تخيل شان را رشد دهند و در حقيقت تخيل را تجربه كنند. اين اتفاق تنها با شنيدن قصه ها روي مي دهد زيرا هنگامي كه شما به تماشاي يك فيلم مي نشينيد، همه چيز براي شما از پيش آماده شده و شما تنها نظاره گر هستيد. اما هنگام شنيدن داستان تخيل شما به حركت درمي آيد، در ذهن شما پرسش هايي به وجود مي آيد و شما با كمك تخيل تان و آن چه مي شنويد با قصه ارتباط برقرار كرده و آن را درك مي كنيد.
 رويداد دوم، پروژه هاي آموزشي است كه در آن خود كودكان قصه گويي را تجربه مي كنند و براي قصه گويي آموزش مي بينند. به آن ها مهارت هايي درباره اين كه چگونه سخن بگويند، مهارت هاي موضوعي، شيوه ارائه داستان و اين كه چگونه قصه را به مخاطبان انتقال دهند و براي يك جمع قصه بگويند، آموزش داده مي شود. اين براي كودكان كوچك تر، دانش آموزان دبستان، تجربه بسيار دلپذير و شگفت آوري است.
 آيا قصه گويي در ولز يك سنت است؟ پدربزرگ ها و مادربزرگ ها براي نوه هاي خود قصه مي گويند؟
 
فكر مي كنم اين سنتي فراموش شده است. در بيشتر كشورهاي شمال اروپا اين يك سنت بوده و مردم براي شنيدن قصه دورهم جمع مي شده اند و در خانواده ها هم قصه گفته مي شده است. هم اكنون بيشتر خواندن براي كودكان است كه ترويج مي شود و ما رشد آن را مي بينيم. حالا بيشتر، پدر و مادر هنگام خواب براي كودكشان كتاب مي خوانند. البته در زمان كودكي من پدر و مادرها اگر براي بچه ها قصه گويي نمي كردند، دست كم براي آن ها كتاب مي خواندند، اما در بيست سال گذشته مي بينيم كه پدر و مادر به اين مسئله اهميت نمي دهند، بيشتر پدر و مادرها كودك را پاي تلويزيون مي نشانند و سر كار خود مي روند. بنابراين آن رابطه اي كه بايد بين پدر و مادر و كودك وجود داشته باشد، برقرار نمي شود و جاي آن خالي است. در اين باره راه درازي در پيش است.
 شما را قصه گوي شگفت انگيز مي نامند، نظرتان دراين باره چيست؟

من فكر مي كنم اين جادو در قصه ها باشد، من دوست دارم قصه هاي جادويي را روايت كنم ما قصه هاي بسيار خوب و جالبي در ولز داريم.
 شما بيشتر قصه هاي سنتي را براي گفتن برمي گزينيد؟ چگونه قصه گويي را ترويج مي كنيد؟
 
بله، من دوست دارم قصه هاي سنتي را بازگو كنم. اين كاري است كه براي من جالب و هيجان انگيز است. من يك قصه گو هستم اما همه وقتم را به قصه گويي نمي پردازم. بخشي از كار من كمك به ديگران است تا قصه گويي را بياموزند و آن را تجربه كنند. ما يك باشگاه قصه گويي در شهر كاليف،  پايتخت ولز داريم. در اين باشگاه هرماه نشست داريم و هربار يك قصه گو و يك موسيقي دان يا نوازنده را دعوت مي كنيم. هريك از اين قصه گوها با سليقه و روش ويژه خود براي مخاطبان مخاطبان قصه گويي مي كنند، در اين نشست، هربار به يكي از مخاطبان هم فرصت داده مي شود تا قصه كوتاهي را برگزيده و آن را براي حاضران قصه گويي كند. به اين ترتيب، به افراد مختلف كمك مي كنيم تا قصه گويي را تجربه كنند و آن را بياموزند.
در اين باشگاه ما فعاليت هاي ترويجي ديگري نيز داريم. هرماه يك قصه گوي بسيار حرفه اي و خوب  در سالن بزرگ اپراي شهر به مدت يك ساعت قصه گويي مي كند. اين فرصت بسيار خوبي براي ترويج قصه گويي است چون مخاطبان بيشتر و گسترده تري مي توانند قصه ها را بشنوند و از شنيدن آن ها لذت ببرند و با قصه گويي آشنا شوند، زيرا هنوز مردم نمي دانند قصه گويي چيست. آن ها درك درستي از قصه گويي ندارند، بزرگ ترها قصه گويي را تنها براي كودكان مي دانند. اين مردم به سالن نمايش مي آيند و به صورت رايگان و در يك زمان كوتاه و فضايي آرام و راحت به قصه ها گوش مي سپرند و در پايان درمي يابند كه  از شنيدن لذت برده اند. به اين ترتيب ما مي كوشيم تا مخاطبان بيشتري را جذب كنيم و سليقه آن ها را هم بهتر كنيم. هر دوسال يكبار هم يك جشنواره بزرگ بين المللي برگزار مي كنيم.
 چه آموزش هايي كه به قصه گويان مي دهيد؟

من خودم در اين كار به طور مستقيم فعاليت نمي كنم و البته آموزش ها هم محدود هستند. چند دوره آموزشي كوتاه براي قصه گويان حرفه اي داريم و دوره هايي هم براي قصه گويان غير حرفه اي مانند آموزگاران يا كتابداران براي اين كه بهتر قصه بگويند و نه اين كه به قصه گويان حرفه اي تبديل شوند. براي آموزش قصه گويان حرفه اي دوره هاي آموزشي ويژه و سازنده خيلي اندك است و فكر مي كنم بهترين راه براي تبديل شدن به يك قصه گوي حرفه اي، تماشاي قصه گويان است. اين روشي است بسيار كهن و قصه گويان در طول تاريخ با تماشاي قصه گويي قصه گويان باتجربه از آن ها مي آموزند.
 شما در دانش آموخته رشته نمايش هستيد. اين دانش چه كمكي به قصه گويي شما مي كند؟
 
من مي كوشم هر آن چه در دانشگاه آموخته ام را فراموش كنم و از آن در قصه گويي ام استفاده نكنم. چون قصه گويي يك هنر مجزا از نمايش است و با آن تفاوت دارد. قصه گويي مانند نمايش يك اجراي هنري است اما نوع بسيار متفاوتي از آن. در نمايش شما يك شخصيت را بازي مي كنيد اما در قصه گويي شما بايد به جاي چندين شخصيت متفوت قرار بگيريد و همزمان راوي قصه هم باشيد. در نمايش شما واژه هايي را به زبان مي آوريد كه ديگري و يا خودتان از پيش نوشته ايد و درهنگام اجرا در آن هيچ تغييري به وجود نمي آوريد. اما در قصه گويي مهم ترين كار اين است كه از متن از پيش نوشته شده اي استفاده نكنيد و خود را براي اجرا آزاد بگذاريد و به اين ترتيب بتوانيد با مخاطب بهتر ازتباط برقرار كنيد و به نيازش پاسخ بگوييد. بنابراين براي يك بازيگر گاه بسيار دشوار است كه قصه گو باشد.
 چرا از موسيقي در قصه گويي خود استفاده مي كنيد؟
 
براي ساختن يك پل ميان اين جهان، دنياي روزمره زندگي، با دنياي قصه ها. موسيقي ابزار بسيار مناسبي براي ايجاد تغيير در فضا و محيط است. موسيقي كمك مي كند تا مخاطبان به قصه گو بپيوندند و به دنياي قصه سفر كنند و در پايان هم به دنياي روزانه خود بازگردند، البته با اين اميد كه قصه موفق شده باشد دگرگوني اندكي در اين روزمرگي ايجاد كند.
 آيا تاكنون براي كودكان معلول و با نيازهاي ويژه قصه گويي كرده ايد؟
 
 بله، اين كار يك تجربه بسيار بسيار جالب براي من بوده است. در ولز مدتي است كه اين كار به شكل مرتب انجام مي شود. من براي بچه هاي نابينا قصه گفته ام و اين تجربه اي شگفت انگيز براي من در برداشته زيرا اين كودكان شنوندگان بسيار خوبي هستند. آن ها واژه ها را با گوش هايشان دنبال مي كنند و گوش سپردن به قصه برايشان تجربه اي بسيار جالب و دلپذير است. من نيز از قصه گفتن براي اين كودكان بسيار لذت مي برم. من براي كودكاني كه معلوليت هاي جسمي ديگر دارند نيز قصه گويي كرده ام. اين هم تجربه جالبي است چون قصه هايي داريم كه درباره افراد معلول يا داراي نقص عضو هستند. من در آغاز مي ترسيدم و به خودم مي گفتم كه نمي توانم قصه كودكي كه روي صندلي چرخ دار مي نشيند و در پايان با كمك يك جادو مي تواند راه برود را براي بچه هاي معلول تعريف كنم، ممكن است آن ها در اثر اين قصه بخواهند از روي صندلي هايشان برخيزند و راه بروند. اما يك روز به اين كار دست زدم و در پايان كار چهره اين كودكان از شادي و اميد مي درخشيد. براي افرادي با ناتوانايي هاي ذهني نيز قصه گويي كرده ام و آن را نيز تجربه اي جالب يافتم زيرا اين انسان ها جريانات را همانند ديگران دنبال نمي كنند و تا اندازه اي غيرقابل پيش بيني هستند. آن ها نمي توانند براي مدت طولاني بر موضوعي متمركز شوند. اما آن چه درباره اين افراد بسيار جالب توجه است و من بارها و بارها آن را تجربه كرده ام اين است كه آن ها هنگام شنيدن قصه، مي توانند تمركز كنند. بارها پيش آمده كه هنگامي كه يك قصه گو به يك مدرسه ناتوانان ذهني يا حتي مدرسه هاي عادي مي روند و براي 20 يا 40 دقيقه براي بچه ها قصه مي گويند، اتفاقي مي افتد كه از باور آموزگاران مدرسه بيرون است. كودكان تا پايان با تمركز به قصه گوش مي سپرند. اين درحالي است كه آموزگاران آن ها مي گويند كه نمي توانند آن ها را بيشتر از 5 دقيقه به تمركز وادارند. به باور من اين ويژگي قصه است و تنها به مهارت قصه گو برنمي گردد. قصه ها ساختاري دارند كه شنونده را برجا ميخكوب مي كنند. شنونده قصه مي خواهد بداند كه خوب بعدش چه مي شود و اين روند تا پايان داستان ادامه پيدا مي كند. موضوع هايي هم ه در قصه ها وجود دارند به اين قدرت جادويي مي افزايند، در قصه همه چيز درباره عشق، اميد و به دست آوردن و از دست دادن روياها است و در پايان هم بيشتر همه چيز به خوبي و خوشي به سرانجام مي رسد. اين از ويژگي هاي  شگفت انگيز قصه است.
 بنابراين قصه گويي مي تواند درمانگر باشد.
 
بله، به نظر من همه هنرها درمانگر هستند. نمي توان از هنرمندان خواست تا بيماري ها را درمان كنند اما به باور من همه مراكز درماني بايد شرايطي را فراهم كنند تا بيماران با هنرها در ارتباط قرار بگيرند و از نقاشي، موسيقي و گوش سپردن به قصه ها لذت و بهره ببرند. نه تنها در مراكز درماني، بلكه براي همه ما، نزديك بودن و در ارتباط بودن با هنرها ويژگي درماني دارد. ما همه نگراني هايي داريم و آرزو مي كنيم كه برخي از تجربه ها در زندگي مان پيش نمي آمد. قصه ها راهي هستند براي شفا. ممكن است شما بارها و بارها قصه اي را بخوانيد و اثر آن را در وجودتان نبينيد اما هنگامي كه پاي قصه گويي يك قصه گو مي نشينيد و همان قصه را مي شنويد مي توانيد با قصه ارتباط برقرار كنيد.
 نظر شما درباره داستان هاي ترسناك چيست؟

پرسش بسيار خوبي است. من فكر مي كنم كودكان دوست دارند كمي بترسند. اما نكته مهم دراين رابطه اين است كه به آن ها اطمينان دهيم كه در پايان سفر به دنياي قصه هاي ترسناك، آن ها را به دنياي امن و آرام بازمي گردانيم. مي توانيد كودك را به ميان تاريكي ها ببريد و همزمان نشانش دهيد كه در آغوش امني قرار دارد و اميد و آرامش به او بازخواهد گشت. تجربه ترس از طريق داستان ها و قصه ها تجربه مفيدي است. همه ما در طول زندگي ناچاريم كه با ترس روبرو شويم. تجربه ترس و تاريكي مفيد است. درست نيست كه احساس ها را در وجود خودمان نگه داريم و بر سينه مان قفلي بزنيم و به سركوب احساس روبياوريم، در اين صورت است كه با مشكلات جدي روبرو خواهيم شد. اگر بخواهيم كه توانايي رودر رو شدن با مسائلي كه ناراحتمان مي كند را به دست آوريم تجربه اين قصه ها به ما كمك مي كند. مي توان به كودك اجازه داد تا كمي بترسد و در عين حال بداند كه مي تواند از اين سفر به دنياي ترس به سلامت به دنياي امن خود بازگردد. اين تجربه مي تواند براي كودك كمك كننده باشد اگر اين تجربه اتفاق نيفتد، اين خطر وجود دارد كه كودك محتاط و ترسو شود و از جستجو در دنياي ناشناخته ها بهراسد. اما نكته مهم اين است كه در فراهم كردن شرايط اين تجربه براي كودكان دقت به خرج بدهيم چون مسئله خيلي حساس است. من از فيلم هاي خشن و پر از كشتار و خونريزي بيزارم. ما در سنت هاي مان فرصت هايي براي تجربه ترس داريم. مثلا جشن هالويين كه جشني بسيار كهن و مربوط به تغيير فصل است و در فرهنگ سلتيك بسيار به آن اهميت داده مي شود و در سنت پيش از مسحيت به آن  جشن مردگان مي گفتند كه در آن به نياكان مي پرداختند و انسان ها با مرگ و مردگان به شكلي روبرو مي شدند، درباره آن ها با هم گفت و گو مي كردند و به قبرستان مي رفتند و حتي به استخوان هاي مردگان دست مي زدند. اين تجربه به آن ها كمك مي كرد تا با ترس خود از دنياي مرگ و اين واقعيت كه براي همه ما پيش مي آيد كنار بيايند.  پس از مسيحيت اين سنت تغيير كرد و به هالويين مشهور شد. در اين جشن همه دور هم جمع مي شوند و قصه هاي ترسناك براي هم مي گويند. اما حالا، با وجود اين فيلم هاي وحشتناك كه به دنياي كودكان آمده، هنگامي كه يك قصه گو در جشن هالويين قصه هايي از نياكان مي گويد، كودكان مي گويند اين به اندازه كافي ترسناك نيست و ما قصه اي را مي خواهيم كه در آن خون ريخته مي شود. امروزه برخي از پدر و مادرها كودكشان را پاي اين فيلم ها مي نشانند و خود از اتاق بيرون مي روند. اين كار بسيار نادرستي است. هنگامي كه كودك به قصه ترسناكي گوش مي سپرد بايد در يك مكان امن و در كنار پدر و مادرش باشد. بنابراين اين به نوع قصه ترسناكي كه براي گفتن انتخاب مي شود و شيوه تعريف كردن آن برمي گردد.
 رابطه بين قصه گويي و ترويج خواندن را چگونه مي بينيد؟
 
يك رابطه بنيادي در اين ميان وجود دارد. هر چه بيشتر به شنيدن عادت كنيد به خواندن بيشتر گرايش پيدا خواهيد كرد. شنيدن قصه ها قدرت تخيل را در هر سني كه باشيد پرورش مي دهد. در كودكان اين اثرگذاري بيشتر است. هنگامي كه كودك به قصه اي گوش مي سپرد در خيالش خود را به جاي قهرمان ها مي بيند و بخشي از زندگي آن ها را تجربه مي كند. با قهرمان به جنگل ها و دنياي جادوها سفر مي كند و در تجربه ها همراهش مي شود و خود را مانند او شجاع مي يابد و در سال هاي خردسالي، اين يك تجربه بسيار عالي و دلپذير براي كودك است تا حساسيت نسبت به ديگران  را در وجود خود رشد دهد. البته اين امكان و فرصت در كتاب ها هم براي كودك فراهم است. اما آغاز آشنايي با اين دنيا از راه گوش سپردن به قصه ها مي تواند در گرايش پيدا كردن به خواندن بسيار مفيد باشد. در هر حال يك رابطه علمي هم بين هنر گوش دادن و علاقه و توانايي خواندن مي تواند وجود داشته باشد.
 


ليلا عالمي، شبنم عيوضي

http://ketabak.org/tarvij/node/1639


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
  قصه گويي، چگونه از داستان براي كمك به كودكان در رفع مشكلات زندگي بهره ببريم   كتاب كودك و نوجوان: قصه گويي، چگونه از داستان براي كمك به كودكان در رفع مشكلات ز پديدآورندگان نويسنده: آرتو روشن برگردان: يهزاد يزداني، مژگان عمادي

قصه گويي، چگونه از داستان براي كمك به كودكان در رفع مشكلات زندگي بهره ببريم. نويسنده: آرتور روشن. مترجم ها: بهزاد يزداني، مژگان عمادي. تهران: جوانه رشد، ۱۳۸۵. ۲۴۰۰ تومان

به كودكي كه از تاريكي مي‌ترسد چگونه كمك مي‌كنيد؟
چه مي‌كنيد تا بچه‌ها به حرف‌هاي شما گوش بدهند؟
به كودكي كه اسباب‌بازي‌اش را به بچه‌هاي ديگر نمي‌دهد، چگونه رفتار درست را آموزش مي‌دهيد؟
چگونه مرگ عزيزان را براي كودك توضيح مي‌دهيد؟
... .
دكتر آرتور روشن، روان‌درمانگر و دانش‌آموخته‌ي دانشگاه واترلوي كانادا، در كتاب خود به نام «قصه‌گويي»، به ارائه ديدگاه‌ها و انديشه‌هاي ويژه‌اش درباره قصه‌‌گويي و تمثيل‌خواني براي كودكان مي‌پردازد. او در اين كتاب به روشني آشكار مي‌سازد كه چگونه مي‌توان از قصه، داستان، تمثيل و استعاره همچون روشي درماني و ابزاري تربيتي براي بسياري از مشكلات معمول خردسالان و كودكان بهره گرفت. مشكلاتي مانند پرخاشگري، شب ادراري، ناخن جويدن، مكيدن انگشت، ترس و ... . همچنين چگونه مي‌توان به كمك قصه‌گويي، فضيلت‌هايي همچون صبوري، بخشندگي، خودباوري، مشاركت و بسياري فضايل ديگر را به بچه‌ها آموخت.
ساختار كتاب «قصه‌گويي»، به دو بخش كلي تقسيم شده است. در بخش نخست، «كودكان و قصه‌گويي»، نويسنده به ارائه ديدگاه‌ها و سازوكارهاي قصه‌گويي و داستان‌سرايي ‌پرداخته است. اين بخش پنج فصل دارد: در فصل اول، درباره سرشت انسان، چگونگي نگرش پيشينيان به پرورش كودك و اهميت آموزش در ايجاد اعتماد به نفس كودكان بحث شده است. در فصل دوم، تأثيرات داستان و قصه بر كودكان، بهره‌گيري از تمثيل و استعاره در روان‌درماني و معاني نمادها در افسانه‌ها بررسي و تحليل شده است. بر همين پايه، در فصل سوم كتاب، درباره‌ي عناصر قصه‌گويي و آفرينش تمثيل گفت‌وگو ‌شده است. در فصل چهارم، اصول ارتباط و چگونگي به كارگيري كودكان از زبان، شرح داده شده است تا والدين بهتر كودكان را درك كنند و فرايندهاي يادگيري ناخودآگاه آن‌ها را آسان كنند. در اين فصل از كتاب، تمرين‌هاي سودمندي براي ترغيب بچه‌ها در به كارگيري حواس‌شان ارائه شده است. همچنين مطالبي درباره نقاشي و نمايش عروسكي، به عنوان ابزارهايي نيرومند براي يادگيري كودك از مشكلات زندگي، آمده است. فصل پنجم، دربرگيرنده پاسخ‌هاي كوتاه دكتر روشن به پاره‌اي از پرسش‌هاي خوانندگان درباره‌ي قصه‌گويي با رويكرد درمان‌گرانه است.
بخش دوم كتاب، بيش‌تر رويكردي عملي و كاربردي دارد و بر حوزه‌‌هاي مشكلات ويژه كودكان متمركز است. در اين بخش به خود موضوعات، يعني چالش‌هايي كه امروزه پيش روي والدين و بچه‌ها قرار دارد، ‌پرداخته شده است. مشكلات عمومي دوران كودكي كه بيش‌تر ريشه در ترس دارند و معمولا به شكل جسمي خود را نشان مي‌دهند.
فصل ششم، به چندين مشكل رايج درباره‌ي استرس، به ويژه آن‌هايي كه با نشانه‌هاي جسمي همراه هستند، همچون شب ادراري، ترس و نگراني، ناخن‌ جويدن، انگشت مكيدن، استرس و مرگ، پرداخته شده است. نويسنده پس از توضيح كوتاهي درباره هر مشكل، نمونه يا نمونه‌هايي از قصه‌ و يا تمثيلي كه مي‌تواند در بهبود آن مشكل ياري‌دهنده والدين باشد، همراه با گروه سني مناسب قصه، ارائه كرده است.
در فصل هفتم، داستان‌ها و تمثيل‌هايي آورده شده است كه ارتباط‌ كودكان و سازگاري آنان با ديگران را بهبود مي‌بخشد و در دستيابي به فضايل اخلاقي ياري‌شان مي‌كند. بهبود پرخاشگري، رقابت با نوزاد جديد، مهرباني و شفقت، همكاري، سخاوت و بخشندگي، پيش‌داوري نكردن درباره‌ي ديگران از ظاهر آنان، راست‌گويي، تسلط بر خويشتن و احترام به بزرگ‌ترها فضائلي هستند كه در كتاب درباره آن‌ها بحث شده و قصه‌ها و تمثيل‌هايي مرتبط با آن ارائه شده است.
در فصل پاياني كتاب نيز به داستان‌هايي براي تشويق رشد دروني كودكان، همچون رضايت خاطر و شادماني، خودباوري، بردباري و پشتكار، پرداخته شده است.
دكتر روشن، به سبب كاربردي بودن كتابش، به خوانندگان پيشنهاد مي‌كند، «چندين بار آن را بخوانيد و زير قسمت‌هاي مهم و لازم را خط بكشيد و تمرين كنيد تا حداكثر بهره را از آن ببريد.». اما نويسنده بي‌درنگ «هشدار» مي‌دهد كه هدف كتاب او آموزش خوانندگان كتاب در چگونگي درمان كودكان نيست، بلكه هدف آفرينش داستان‌ها و تمثيل‌هاي آموزشي آن است كه به كودكان‌ در كنار آمدن با مشكلات‌شان ياري رساند.
مي‌گويند روزي انيشتين با مادر كودكي روبه‌رو شد كه از او درباره پسرش راهنمايي مي‌خواست. مادر گلايه مي‌كرد كه پسرش در يادگيري درس علوم چندان موفق نيست. دانشمند بزرگ در پاسخ گفت:«برايش قصه بگوييد.» مادر با شگفتي گفت: ولي آقا! پسرم درس علومش خوب نيست. انيشتين پيشنهادش را تكرار كرد و گفت:«براي او قصه بگوييد.»
كتاب «قصه‌گويي: چگونه از داستان براي كمك به كودكان در رفع مشكلات زندگي بهره ببريم.» نوشته آرتور روشن، با برگردان بهزاد يزداني و مژگان عمادي با ۲۱۶ صفحه را انتشارات جوانه رشد در سال ۱۳۸۵ منتشر كرده است.

مسعود ميرعلايي
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آيا مي خواهيد فرزندتان حرف شنو باشد؟


اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه  كنيد.
عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند.
 
آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد.  بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند.
اگر چه هنگامي كه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نمي گيرد، بسيار ناراحت كننده است ، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه مي توانند با بي اعتنايي و گوش ندادن ، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت مي كنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نمي خواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط مي خواهند استقلال خود را نشان دهند.
البته اكنون، تشويق به عادت خوب گوش دادن، مشكلات گوناگوني را در آينده بر طرف خواهد كرد. به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشكل توجه بر روي چيزي را دارد و نمي تواند در درسهايش تمركز كرده و يا دستورات را دنبال نمايد. چنانچه حرفهاي شما را ناديده مي گيرد، نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خود حل خواهد شد.


دستورات زير به فرزند پيش دبستاني شما كمك مي كند تا بدون آنكه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري بر روي مسائل داشته باشد.
• عصباني نشويد.تلاش كنيد تا آرامش خود را حفظ كرده و با صداي آرام صحبت نماييد ، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هر قدر بلندتر صحبت كنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه مفهوم كلماتتان خواهند شد.
• مسائل را براي فرزندتان شرح دهيد .بچه ها هنگامي كه به آنها دستور داده مي شود سر به لجبازي مي گذارند. به جاي آن كه بگوييد، چطور جرأت نمودي سنگها را پرتاب كني!، بگوييد: سنگ براي پرتاب كردن نيست، توپ را پرتاب مي كنند. بدين طريق بر روي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري به او ، يافته ايد.

• مطالب را به سادگي عنوان نماييد .به جاي سخنراني كردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد . به اين طريق او ياد مي گيرد كه راجع به هر كاري كه بايد انجام دهد، فكر كند بدون آن كه نيازي به سرزنش و ملامت براي فراموش كاري يا گوش ندادن باشد.
• از فرزند خود بخواهيد كه مطالب مهم را تكرار كند.اين روش موقعي مفيد خواهد بود كه مي خواهيد فرزندتان نتيجه ي كاري را بفهمد. بگوييد : «بايد ماژيك هايت را قبل از نهار جمع كني بگو ببينم كي ماژيك هايت را جمع مي كني؟
• ارتباط واقعي برقرار سازيد.چنانچه فرزندتان جذب فعاليتي گرديده، به آرامي دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد. از او بخواهيد موقعي كه صحبت مي كنيد به شما نگاه كند، اگر بچه تان با چشم ارتباط  برقرار مي سازد، برايش بسيار سخت است كه لجبازي نمايد.
• جدولي را  تهيه نماييد.چنانچه صبح ها  سخت ترين زمان در روز است. به او مسئوليت داده و با كمكش جدولي از تمام كارهايي كه بايد انجام دهد (مسواك زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن كفشها) تهيه كنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند كه جدول را بررسي كرده و موفقيت خود را اعلام نمايند.
• به او توجه كامل داشته باشيد. چنانچه مي خواهيد او به حرفهاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي كه روزنامه در دستتان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نكنيد. تمام توجه خود را به او داده و اگر امكان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد. (عزيزم، اكنون مشغول انجام كاري هستم اما دوست دارم كه به گفته هايت گوش دهم. در عرض پنج دقيقه پيشت مي آيم و به حرفهايت گوش مي كنم.)
به علاوه، به آنچه كه او مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد كه سردش شده است ، نگوييد : اينجا آنقدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم.
• بي جهت نگران نشويد.اكثر بچه هاي كوچك كه در گوش دادن با مشكل مواجه بوده و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با كمبود توجه روبرو هستند. افرادي با اين مشكل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت در آمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثير گذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد.
به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام كاري، كسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است كه كتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را كنار بگذاريد . در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام كار ديگري كند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه كه گفته مي شود دقت كرده و آن را انجام دهد، در حالي كه او را در «هنر گوش دادن» كمك مي كنيد، صبور و با توجه باشيد.
منبع : تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

حرف شنوي كودكان
 
در تربيت مؤثر ، وجود حد و مرز براي بچه ها ضروري به نظر مي رسد. اگر ما آنها را درست راهنمايي كنيم، فرزندانمان آماده پذيرش مي شوند. چرا كه اساساً بچه ها مايلند والدين خود را خشنود سازند. اما اكثر ما در تعيين حد و مرز براي كودكانمان مهارتي نداريم. زياد صحبت مي كنيم ، بسيار عاطفي برخورد مي كنيم و نمي توانيم به طور واضح منظور خود را بيان كنيم. اگر مي خواهيد فرزندانتان از شما حرف شنوي داشته باشند ، مثلاً كتك كاري نكنند، اسباب بازيهايشان را مرتب كنند يا به موقع به رختخواب بروند، بهتر است ده  راهبرد زير را به كار گيريد.
 
1- واضح و روشن صحبت كنيد.
والدين براي حد و مرز گذاشتن و ادب كردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت مي كنند ، مي گويند « مؤدب باش، اذيت نكن ، شلوغ نكن » . اين راهنمايي هاي كلي براي هر كودكي معني خاصي دارد. بچه ها از ما مي خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بيان كنيم. حد و مرز مشخص به كودك مي گويد دقيقاً چگونه بايد رفتار كند. مثلاً در " كتابخانه آهسته صحبت كن ، وقتي از خيابان عبور مي كنيم دست مرا بگير يا موقع غذا حرف نزن". اين راهبرد  در واقع ميزان پذيرش و حرف شنوي كودكتان را افزايش مي دهد.
2- انتخابهاي ديگر را به كودك پيشنهاد كنيد.
در بسياري موارد مي توانيد به فرزندتان فرصت يك انتخاب محدود شده بدهيد تا خودش تصميم بگيرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهي آزادي عمل در تصميم گيري ، به كودك احساس قدرت و تسلط مي دهد كه به تدريج مقاومت در برابر والدين را كاهش دهد. به طور مثال به او بگوييد : « الان وقت استحمام است. مي خواهي دوش بگيري يا در وان حمام كني ؟ » « مي خواهي نيم ساعت صبح ، نيم ساعت بعدازظهر رياضي تمرين كني ؟ يا يك ساعت صبح ؟ »

از اين رو والدين بهتر و سريع تر مي توانند به كودك خود پيشنهاداتي بدهند. آنها انتخاب محدودي براي كودكان تعيين مي كنند. اما مي توانند تغييراتي در آن پديد آورند. به عبارتي ديگر اين گونه انتخابها محدود ، اما تغيير پذيرند.
3- قاطع باشيد .
زماني كه عدم پذيرش و سرپيچي رخ داده باشد و شايد كودك به خودش يا ديگران آسيب برساند. به موقعيت محدوده كننده قاطع نياز داريم. يك محدوديت قاطع به كودك مي گويد بايد رفتار نامطلوبش را متوقف كند و فوراً حرف شما را بپذيرد.

مثلاً : « همين الان برو تو اتاقت » ، « بس كن اسباب بازيهايت را پرت نكن » . البته اين قاطعيت از طريق جديت در چهره و صدا به خوبي نمايان مي شود. همان طور كه نرمش بيش از حد والدين براي كودك مفيد نيست ، رفتار خصمانه والدين نيز براي آنها مضر است. اما قاطعيت مرز بين نرمش بيش از حد و رفتار خصمانه است.
4- بر نقاط مثبت فرزندان تأكيد كنيد.
بچه ها بيشتر پذيراي فرمانهاي مثبت هستند تا منفي. به طور كلي بهتر است واضح و روشن به كودك بگوييد بايد چه كار كند . دستورات منفي مثل نرو، نريز ، نكن به كودك مي گويد چه چيزي قابل قبول نيست ، اما رفتاري كه از او انتظار مي رود را بيان نمي كند. والدين مستبد اغلب از فرمانهاي منفي استفاده مي كنند، در حالي كه والدين موفق دريافته اند بيشتر بايد از فرمانهاي مثبت استفاده كنند.
5- بي طرفي خودتان را اعلام كنيد.
وقتي مي گوييد : « الان برو بخواب » ممكن است نيروي كشمكش شخصي بين او و شما ايجاد شود. روش بهتر اين است كه دستورات را به حالت غير شخصي بيان كنيد. به طور مثال به او بگوييد « ساعت نه است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره كنيد. در اين حالت هر اعتراض و حس ناخوشايندي پديد بيايد، بين كودك و ساعت است ، نه بين او و شما. يا هنگامي كه به او مي گوييد«:  خانه جاي توپ بازي نيست» او از اين قاعده ناراحت مي شود نه از شما .

6- توضيح دهيد چرا محدوديت لازم است.
مردم وقتي در مورد قاعده يا دستوري توجيه شوند ، بهتر مي توانند آن را بپذيرند ، اما در غير اين صورت آن را مستبدانه مي پندارند. بنابراين هنگامي كه براي اولين بار كودك را در موقعيت محدود كننده قرار داديد توضيح دهيد چرا فرزندتان بايد آن را بپذيرد. شناخت علت قواعد، باعث مي شود رفتار مناسب در كودك دروني شود. يعني تمايلات دروني اش، او را مطيع قوانين خانواده مي سازد. براي بيان علت قوانين به جاي اين كه از توضيحات طولاني ، كه بچه ها را خسته مي كند، استفاده كنيد. به طور خلاصه ، دليل يك دستور را بيان كنيد. مثلاً : "ديگران را نزن ! چون بدنشان درد مي گيرد"  يا " وقتي اسباب بازي را از دست بچه هاي ديگر مي گيري ، آنها ناراحت مي شوند، چون هنوز بازيشان تمام نشده است. "
7- چاره ديگري پيشنهاد كنيد.
هرگاه رفتار كودكي را محدود كرديد، سعي كنيد به يك فعاليت قابل قبول ديگر اشاره كنيد. از اين طريق شما مستبد به نظر نمي رسيد و فرزندتان حس نمي كند كسي اختيارش را سلب كرده است و احساس محروميت هم نمي كند. بنابراين مي توانيد بگوييد : « پسرم نمي تواني قبل از شام شكلات بخوري ، اما بعد از شام مي تواني بستني و هم شكلات مورد علاقه ات را بخوري » با پيشنهاد چاره ي ديگر مي توانيد ، هنگامي كه احساس كودك شما قابل پذيرش است، او را تربيت كنيد.
8- در تربيت كودكان ثابت قدم باشيد.
تعيين حد و مرز براي كودكان ، هنگامي مؤثر است كه اين قوانين ثابت باشند. به عبارت ديگر، در هر خانه بايد ضوابط خاصي حاكم باشد و والدين همواره به آن پايبند باشند و آن را تغيير ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، يك شب هشت و شب ديگر هشت و نيم  و شب بعد نُه باشد ، به جاي همراهي ، مقاومت بچه ها را در پيروي از اين برنامه به دنبال خواهد داشت. سختي اين روش در اين است كه قوانين مهم و روزمره خانواده بايد هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثير گذار شوند.
9- رفتار ناپسند را تذكر دهيد.
مهم نيست بدرفتاري كودك چه باشد، ما بايد براي او روشن كنيم كه رفتارش را ناپسند مي دانيم و آن را قبول نداريم. بنابراين به جاي اين كه بگوييم « پسر بد» يعني خودت را قبول نداريم، بايد بگوييم « كتك كاري نكن » يعني رفتارت را رد مي كنيم.
10- احساسات و عواطف خود را كنترل كنيد.
بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامي كه والدين عصباني هستند ، فرزندان خود را شديداً تنبيه مي كنند و بيشتر از قبل مورد آزار زباني و بدني قرار مي دهند ، گاهي اوقات به جاي خشونت و رفتار خصمانه بايد آرامش خود را حفظ كنيم، نفس عميق بكشيم و تا ده بشماريم . اساساً تربيت يعني آموزش رفتار صحيح به كودكان ، اما اگر شما عصبي يا احساساتي باشيد نمي توانيدآموزش را به طور مؤثر انجام دهيد. مثلاً به جاي اين كه به كودك خود حمله كنيد و حرف ناشايستي به او بزنيد  بهتر است يك لحظه صبر كنيد ، بعد با آرامش از او بپرسيد « اينجا چه خبر است؟ » . همه ي كودكان به راهنمايي والدين براي شناخت رفتار پسنديده نياز دارند. مهارت ما در ايجاد قوانين و محدوديتها ، همكاري بيشتري از جانب فرزندان براي ما به ارمغان مي آورد.
 

منبع:تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه با كودكانمان صحبت كنيم تا حرفمان را گوش كنند؟
 

" چگونه فرزندم را وادار به گوش دادن كنم ؟ " اين سئوالي است كه اغلب والدين آنرا مطرح مي نمايند .

بچه ها به طور كلي مخالف گوش دادن نيستند ؛ نوزاد صداهايي با زير وبم خاص را ترجيح مي دهد و نسبت به آنها عكس العمل نشان مي دهد. اگر پدر با لحن آرام مردانه با او صحبت كند ممكن است توجه كند ؛ اما مسلما  به سمت صداي مادرش برمي گردد .
 
اين موضوع شايد به اين دليل باشد كه او، در رحم، نسبت به صداي مادرش شرطي شده است. اين صداي زير مادرانه، همان صدايي است كه همه ما موقع صحبت با نوزادان و بچه هاي كوچك به كار مي بريم. آنچه اين" صداي خاص" به يك بچه مي گويد، اين است :" حالا، من فقط با توصحبت مي كنم ." با اين كار ما احتمال گوش دادن را افزايش مي دهيم .

توجه كردن كودك حالتي آهنگين دارد . يعني بين زمانهايي كه او در خودش فرو مي رود " نت پايين " و مواقعي كه  حواسش با دقت كافي متوجه ماست " نت بالا " ، هماهنگي وجود دارد . محققين با استفاده از نوار مغزي"g.e.e " نشان داده اند كه مغز كودكان در تمام طول روز يك چرخه را - بالا و سپس پايين براي بازسازي - طي مي كند و يكي از دلايل بي توجهي پي درپي آنها به توصيه هاي والدين همين است. پس اگر مي خواهيد كودك شما به آنچه مي گوييد ، توجه كند اين نكته را به خاطر بسپاريد: يك دستور وقتي با سكوت محاصره شده باشد، بسيار قدرتمند است.به عبارت ديگر به كودك گير ندهيد.

كودك از شكست ناشي از اشتباه كردن و امتحان راه حل هاي مختلف، بسيار بيشتر از زمانيكه تحت نظارت يا راه گشايي مستقيم بزرگسال قرار داد ياد مي گيرد. وقتيكه او تلاش مي كند و با آزمون و خطا به سمت هدفش مي رود، موفقيت نهايي نيز به خود او تعلق دارد " من انجامش دادم ! خودم انجامش دادم. "

دوره هايي در تكامل كودك وجود دارد كه او نمي تواند به حرف پدريا مادرش گوش كند و آن زماني است كه انگيزه سبقت جويانه دركودك قوي تر از انگيزه هاي پدر يا مادري است.

براي كودكان يك ساله اي كه در حال يادگيري ، ايستادن، راه رفتن و جرات كشف كردن هستند، گوش سپردن به اخطارهاي شما غير ممكن است . " مواظب باش نزديك پله ها نرو! " تنها دروازه اي در دو انتهاي پله ها است كه مي تواند مانعي بر سر راه ميل قوي او براي فتحدنيايش باشد .

در دو سالگي غوغاي دروني بر سر انجام دادن يا ندادن كارها – " اين كار را بكنم يا نه ؟ " ، بد خلقي را به تنها راه حل عملي تبديل مي كند.

وقتي كودك چهار يا پنج ساله است ، شكايت معمول مادرها اين است : " گوشش بدهكار حرف هاي من نيست انگار اصلا آنجا نيستم ، اما وقتي پدرش مي آيد، طوري رفتار مي كند كه انگار يك پادشاه حرف مي زند ! " فرويد اين مسئله را " كشمكش اديپ " مي نامد. كودك  آنچه را كه مي تواند محبت او را جلب كند ، مي آموزد ؛ او به سمت مادرش برمي گردد و سعي مي كند تا همه چيزرا ازاو بياموزد.

قبل از ده سالگي، كشمكش هاي دروني ديگريبا مهارت هاي شنيداري كودك 9 يا ده سال همراه مي شود . سردرد، دل درد و ترس از رفتن به مدرسه ، اغلب نشانه هاي ظاهري همين تعارض است. دراين دوران بهترين و سخت ترين كاري كه مي توانيد انجام دهيد ، اين است كه گوش دهيد.

در نوجوانان پس از پايان هر جدال لفظي ، گوش دادن جاي زيادي ندارد. تلاش يك نوجوان براي استقلال ، آن چنان قدرتمند است كه مانع او براي شنيدن مي شود . به جاي نشان دادن هر گونه عكس العملي، با او با صداي آرام صحبت كنيد. " عزيزم ، متاسفانه توي خانه ما وضع اينجوريه ، شايد دوستانت نيمه شب به رختخواب بروند اما اينجا ساعت يازده وقت خاموشيه . اگر نمي توني خودت رو باهاش هماهنگ كني ، شايد بتوانيم معامله اي بكنيم امتيازاتي را كه ما در اوقات ديگه به تو مي دهيم ، نخواهي داشت." احتمال اين كه صداي آرام شما راه حل مثبتي باشد بي اندازه زياد است ، دراين صورت اعتماد به نفس شما نيزدر برابر او از دست نمي رود. يك صداي آرام هميشه قدرتمندتر ازيك صداي بلند است.

روش ديگري را نيز مي توان در مورد نوجوانان اتخاذ كرد و آن اين است كه به جاي يك پيام انتقادي، با يك پيام تعارف آميز آغاز كنيد. هرزمان كه مي خواهيد فرزندتان به حرف شما گوش بدهد ، سعي كنيد با يك رويكرد مثبت مراحل كارتان را پيش ببريد . اين كار آساني نيست اما براي هر دوي شما دستاورد خوبي به همراه خواهد داشت .
 
منبع:تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روشهاي مؤثر براي حرف شنوي كودكان
 
همه ي ما مي خواهيم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتي فرياد مي زنيم كه بايست ! نرو وسط خيابان ؛ توقع داريم كودكمان اطاعت كند . يا اگر به او مي گوييم كه برو مسواك بزن ، يا بخواب ، توقع داريم بدون هيچ حرفي اين كار را انجام دهد .
 


خيلي اوقات ، وادار كردن بچه ها به اين كه رفتار شايسته اي داشته باشند مشكل است . روش " هر چه مي گويم همان است "  كه بيشتر والدين به آن متوسل مي شوند ، معمولاً بي فايده است .
 
خوشبختانه روش هايي براي اداره رفتار بچه ها وجود دارد كه بدون برخورد ، بدون اشك و قهر ، فرياد ، كتك كاري ، يا توهين ِ زباني است . در اين مبحث سعي كرده ايم اصولي را ارائه دهيم كه عمل به آنها به شما و فرزندتان كمك مي كند تا به هدف مطلوب برسيد . شروع واقعي اين گونه تربيت ، از سال هاي آغاز كودكي است .
 
به خاطر داشته باشيد كه در سنين پيش دبستاني ، بچه ها كارهاي عادي روزمره و مهارت نظم و انضباط را كه لازمه ي زندگي است ، به راحتي ياد مي گيرند .  براي تسليم كردن كودكان روشي كلي وجود دارد كه در همه ي شرايط ، مفيد است . آن را ياد بگيريد و بعد در زمينه هاي مختلف امتحان كنيد .
 
1 – برخورد مثبت داشته باشيد
 به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنيد و در همان لحظه از آن تعريف كنيد . سپس از او درخواست نماييد ( يا او را راهنمايي كنيد ) تا فعاليت بعدي را انجام دهد . در اين روش براي هر كاري كه كودك درست انجام مي دهد امتيازي قائل شويد ،  به نوعي كه گويي جادويي در كار است ، او به طور باور نكردني ، درخواست هاي بعدي را اجابت مي كند.  به طور مثال به او بگوييد :
- آفرين كه يك ليوان شير خوردي . حالا بيا كمي تخم مرغ بخور .
 
- خيلي خوب مسواك زدي . حالا بيا لباس خوابت را بپوش .
 
2 – براي كنترل او به نرمي رفتار كنيد
هر گاه ازكودك خود خواهشي داريد ، به سمت او برويد و به نرمي او را لمس كنيد . به طوري كه حضور شما تقريباً  موافقت كودكتان را ضمانت كند . اكنون درست در جايي هستيد كه فرمان شما به يك عمل تبديل مي شود .
شما مي خواهيد فرزندتان ميز را بچيند ، اگر با فرياد از او بخواهيد كه از آن طرف خانه بيايد و ميز را بچيند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او برويد و آنچه كه مي خواهيد به او بگوييد ، سپس با او به آشپزخانه برويد .
 
هنگامي كه خواهر و برادر مشغول نزاع و درگيري هستند ، نبايد با داد و بيداد دعوا را متوقف كنيد . به جاي آن  ، به طرف آنها برويد و صحبت كنيد . خيلي اوقات همين آرامش شما براي ساكت كردن بچه ها كافي است .
 
اگر مي خواهيد موافقت كودك خود را جلب كنيد كمتر از " نه مؤكد " استفاده كنيد و حتي المقدور از حبس كردن او در اتاقش خودداري نماييد .
 
3 – فرزند خود را دوباره راهنمايي كنيد
 فرزند خود را به سمت رفتار پسنديده هدايت كنيد . اگر او به چيزي دست مي زند كه  نبايد  دست بزند ، به او بفهمانيد كه دقيقاً چه چيزهايي را مي تواند لمس كند يا بردارد . اگر او روي مبل بالا و پايين مي پرد ، به جاي اينكه او را سرزنش كنيد ، جايي را كه مي تواند جست و خيز كند  به او نشان دهيد .

4 – اشياء مخرب را از دسترس كودك دور كنيد .
 اگر فرزندتان روي ديوار رنگ آميزي مي كند ، مداد رنگي را از دسترسش دور كنيد و برايش توضيح دهيد كه چطور مي تواند از مداد رنگي به درستي استفاده كند .

5 -  عزت نفس كودكان را از بين نبريد .
اگر فرزند خردسالتان روي ميز ايستاده و مي خواهيد او را پايين بياوريد ، به او بگوييد " اجازه نداري روي ميز بايستي ، خودت پايين مي آيي  يا من كمكت كنم ؟ " در اين صورت شما به نوعي ناتواني هاي او را مهار مي كنيد و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال مي يابد .

6 – فرزند خود را براي حضور در جمع آماده كنيد
اگر فرزند شما در حضور ديگران بد رفتاري كند ، باعث خجالت شما مي شود و افرادي كه شاهد خرابكاري او هستند رنجيده مي شوند . در اين زمان اگر به او بگوييد " ساكت بنشين " ، معمولاً رفتارش بهبود نمي يابد .
قبل از هر وضع جديدي همچون سوار شدن به هواپيما يا حضور در جشن تولد ، موقعيت را براي  او شرح دهيد و انتظارات واقعي خود را بيان كنيد . به طور مثال بگوييد :
 
وقتي سوار هواپيما مي شويم ، در آنجا صندلي مخصوص خودت را داري و بايد كمربندت را ببندي . مي تواني كتاب بخواني ، چيزي بخوري يا با اسباب بازي كوچكي بازي كني .
 
وقتي فردا به جشن تولد مي رويم ، از تو انتظار دارم شلوغ نكني و هنگامي كه دوستت كادوهايش را باز مي كند ، بنشيني و تماشا كني .
 
7 – به كودك كمك كنيد كه كمي جلوتر را ببيند .
بچه ها در هر موقعيتي كه قرار دارند ، رويدادهاي بعدي را نمي بينند و فقط در لحظه زندگي مي كنند . براي همين ، هنگام گــذر از مرحله اي ديگر ، دچار مشكل مي شوند . بنا براين بهتر است هنگامي كه مي خواهيد او را از جايي كه دوست دارد به جاي ديگري ببريد ، ابتدا پنج دقيقه قبل او را مطلع كنيد كه تا چند لحظه ديگر بايد اينجا را ترك كنيد . اگر بي خبر دست او را بگيريد و به جاي ديگري ببريد باعث آزار او مي شويد .

8 – از جايي كه براي او مشكل ساز است دور شويد
 اگر هر بار با كودكتان به سوپر ماركت رفتيد و با مشكلاتي روبرو شديد ، زماني به آنجا برويد كه كسي از او نگهداري مي كند . بهتر است مدت يك ماه به او فرصت دهيد و او را همراه خود به خريد نبريد ، اين مدت ، زمان مناسبي است كه اين چرخه ي منفي بشكند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد كه روال عادي پيدا كنيد .

9 – كودكتان را به جاي ديگري ببريد
اگر در رستوران هستيد و او بهانه گيري مي كند ، كودكتان را برداريد و از آنجا خارج شويد . اغلب بيرون رفتن و انتقال او به جايي ديگر ، باعث آرامش او مي شود .
كارهاي روزمره را به طور منظم انجام دهيد . لباس پوشيدن ، مسواك زدن ، باز كردن در ، تميز كردن اسباب بازيها ، رفتن به رختخواب ، همه ي اينها مجموعه اي هستند كه  رويدادهاي مهم روزانه محسوب مي شوند. شما مي خواهيد فرزندتان هر يك را با موفقيت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبي داشته باشد . اما ممكن است رفتارهاي منفي مثل فرياد زدن نيز به سرعت در روال عادي روزمره جاي بگيرد .
 
10 – در هر مرحله او را راهنمايي كنيد
دقت كنيد كه هر يك از مراحل رشد كودكتان در كارهاي روزمره پنهان شده است . او به تدريج مي تواند كفشهايش را بپوشد و يا  به حمام برود . شما نخست بايد او را از لحاظ فيزيكي ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمايي كنيد و بعد فقط نظاره گر باشيد .
مثلاً به او بگوييد : " من نمي توانم لباست را دربياورم ؛ اما تو را تماشا مي كنم كه چطور اين كار را مي كني ."
 
11 – گاهي بعضي امور را به كودك يادآوري كنيد
بچه ها به راحتي ممكن است چيزي را فراموش كنند . اين وظيفه شماست كه بعضي موارد را به آنها تذكر دهيد . مثلاً اگر كودك شما فراموش كرد به دستشويي برود . بايد با مهرباني به او بگوييد " وقت دستشويي" رفتن است . يك كلمه ي ياد آوري براي او بسيار مفيد خواهد بود .

12 – هنگام فرمان دادن به كودك ، از دستورات واضح و روشن استفاده كنيد
به جاي اينكه بگوييد " اتاقت را مرتب كن " بهتر است به مورد مشخصي اشاره كنيد . يعني بگوييد كتاب ها را در قفسه آبي ، و اسباب بازي ها را در قفسه پاييني بگذار.  هر قدر فرمان هاي شما واضحتر باشد  پذيرفتن آنها براي كودك آسانتراست  .

13 – علت انجام هر كاري را براي كودك توضيح دهيد
 1 ) همانطور كه شما و فرزندتان در حال مسواك زدن هستيد ، براي آگاهي او توضيح دهيد كه چه كار مي كنيد و چرا . مثلاً بگوييد : " ببين من خمير دندان را به تمام دندانم مي رسانم . مي خواهم همه ي جوجوهايي كه آنجا زندگي مي كنند را در بياورم . حالا با آب ، دهانم را مي شويم ، غرغره مي كنم و بعد آب دهانم را بيرون مي ريزم . بيا با هم اين طوري مسواك بزنيم ".


منبع: تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]


با پدر خود صحبت كنيد تا شاد باشيد


تحقيقات جديد نشان مي‌دهد بچه‌هايي كه به طور مرتب با پدر خود صبحت مي‌كنند شادتر از آن‌هايي هستند كه اين كار را انجام نمي‌دهند.
 
دانشمندان با انجام اين تحقيقات متوجه شدند افراد جواني كه در اكثر روزها به طور جدي با پدر خود صحبت مي‌كنند در مقياس شادي داراي امتياز 87 درصدي بودند. اين در حالي است كه افرادي كه به ندرت با پدر خود به اين شكل صحبت مي‌كنند امتياز 79 درصدي را به خود اختصاص دادند.
 اين يافته‌ها با بازبيني چند تحقيقي كه توسط British Household Panel انجام شده به دست آمده است. در اين مطالعات نزديك به 1200 فرد جوان با ميانگين سني بين 11 تا 15 سال شركت داشتند و قرار است نتايج آن توسط جامعه كودكان و مصادف با روز پدر منتشر شود.
 نزديك به نيمي از افراد شركت كننده در اين مطالعه يعني در حدود 46 درصد اعلام كردند كه آن‌ها به ندرت با پدر خود در مورد موضوعات مهم صحبت مي‌كنند. اين در حالي است كه در مورد مادران وضعيت بدتر است و فقط 28 درصد از افراد مورد تحقيق اعلام كردند كه در مورد مسائلي كه براي آن‌ها اهميت دارد با مادر خود صحبت مي‌كنند.
 متاسفانه اين تحقيقات نشان مي‌دهد رابطه بين فرزندان و پدر و مادرها حداقل در مورد صحبت كردن درباره موضوعات مهم زندگي چندان نزديك نيست به طوري كه بر طبق اين تحليل‌ها فقط 13 درصد چند روز در هفته را به صحبت كردن با پدر خود اختصاص مي‌دهند و به صحبت‌هاي او اعتماد دارند.
 در اين تحقيقات جامعه كودكان و دانشگاه يورك شركت داشتند. محققان معتقدند اين مطالعات نشان مي‌دهد بچه‌ها هر چه قدر كه بزرگ‌تر مي‌شوند كم‌تر با پدر خود در مورد موضوعات مهم صحبت مي‌كنند.
 اطلاعات نشان مي‌دهد 42 درصد از كودكان 11 ساله اين كار را بيش‌تر از يك بار در هفته انجام مي‌دهند كه در مقايسه با كودكان 15 ساله اين رقم به كم‌تر از 16 درصد كاهش پيدا مي‌كند. اين نشان مي‌دهد كه هرچه سن بچه‌ها افزايش پيدا مي‌كند، آن‌ها كم‌تر مسائل مهم را با والدين خود درميان مي‌گذارند.
 دانشمندان متوجه شدند با گذشت چند سال از اين تحقيقات اين نسبت‌ها تغيير زيادي نمي‌كنند. براي مثال در سال‌هاي 2007 و 2008 نزديك به 30 درصد از بچه‌ها بيش‌تر از يك بار در هفته در مورد چيزي كه برايشان اهميت داشته است با پدر خود صحبت كرده‌اند كه اين رقم در سال‌هاي 2002 و 2003 هم تقريبا به همين اندازه بود.
 سازمان خيريه‌اي كه اين تحقيقات را انجام داده است در اين باره گفت: اين يافته‌ها به عنوان بخشي از تحقيقات علمي و دانشگاهي اهميت زيادي براي ما دارد. نتايج به دست آمده نشان مي‌دهد سلامت روحي و ذهني كودكان در زندگي آينده بستگي به رابطه آن‌ها در سنين نوجواني با پدر و مادرشان دارد.
 در اين تحقيقات تلاش شده است تا موانع ارتباط پدران با فرزندانشان بررسي شود.
 باب ريتمير مدير اجرايي جامعه كودكان در اين باره گفت: اين يافته‌ها نشان مي‌دهد شادي كودكان، نوجوانان و جوانان به طور قابل توجهي به ميزان صحبت كردن آن‌ها با پدرشان در مورد موضوعات مهم مرتبط است. اين در حالي است كه امروزه بچه‌ها چندان با پدر خود صحبت نمي‌كنند يا او را در بحث‌ها و مشكلات خود وارد نمي‌كنند.
 دقيقا به همين دليل است كه جامعه كودكان تحقيقاتي را با كمك كودكان، كارشناسان و عموم جامعه انجام داده است تا اين مشكل را به طور دقيق بررسي كند.
 در اين بين ما به دنبال آن هستيم كه متوجه شويم چه پدراني بيش‌تر درگير مسائل روزانه فرزندانشان مي‌شوند و هم‌چنين قرار است به زودي روش‌هايي را براي بهتر كردن رابطه بين پدران و فرزندان و از بين بردن موانع وجود در اين نوع ارتباطات منتشر كنيم.
 
والدين چه‌قدر با فرزندانشان حرف مي‌زنند
 اين در حالي است كه تحقيات نشان مي‌دهد امروزه والدين آن‌قدر سرگرم كار كردن، انجام كارهاي خانه و تماشاي تلوزيون هستند كه زمان كافي براي صبحت كردن با فرزندانشان را ندارند.
 نظرسنجي از بيش از هزار پدر و مادر نشان مي‌دهد كه نزديك به 50 درصد از آن‌ها بيش از دو ساعت در روز را صرف تماشاي تلويزيون مي‌كنند و 36 درصد نيز بيش از 2 ساعت را به انجام كارهاي خانه اختصاص مي‌دهند.
 اما متاسفانه فقط 32 درصد از اين افراد همين زمان را صرف صبحت كردن با فرزندانشان در خانه مي‌كنند.
 در شهرهاي بزرگ وضعيت از اين هم بدتر است. براي مثال در شهر لندن فقط 24 درصد از والدين بيش از دو ساعت در روز با فرزندان خود صحبت مي‌كنند.
 اين تحقيقات بسيار نگران كننده است. قبلا تصور مي‌شد با پيشرفت تكنولوژي و انجام شدن بسياري از كارهاي خانه توسط ماشين‌ها والدين زمان بيش‌تري را براي گذراندن با فرزندان خود در اختيار خواهند داشت.
 دكتر تانيا بايرون در اين باره گفت: ارتباطات كلامي اهميت بسيار زيادي براي سلامت مغزي و رفتار كودكان دارد. صحبت كردن با كودكان باعث مي‌شود آن‌ها بسياري از مهارت‌هاي اجتماعي را فراگرفته و پتانسيل‌هاي يادگيري‌ خود را به بالاترين سطح ممكن برسانند.
 
تهيه و گردآوري: مجله اينترنتي تيك
 
منبع: خبر آنلاين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


 

راههاي داشتن يك گفتگوي تاثير گذار
 
توانايي گفتگوي روان و مناسب ، يكي از عوامل كليدي موفقيت افراد در زندگي و شادماني شخصي است. اساسي‌ ترين و مهم‌ترين عاملي كه شما را به صورت شخصي درمي‌آورد كه همه مايل به صحبت با او هستند، اعتماد به نفس شماست.
در حقيقت مردم هميشه در گفتگو شما را همان طور كه خودتان را ارزيابي مي‌كنيد، مي‌پذيرند. اگر تصور كنيد هيچ گونه مهارت اجتماعي نداريد، ديگر مردم هم شما را همين گونه خواهند ديد. افراد هميشه وضعيت احساسي و عاطفي شما را مي‌گيرند و آن را به خودتان منعكس مي‌كنند.
 
اگر شما موضعي دفاعي يا نامطمئن داشته باشيد يا برعكس، اهل آرامش و گشاده‌رويي باشيد، طرف مقابل گفتگو آنها را مي‌گيرد و به شما برگشت مي‌دهد. پس هميشه به اين مهم توجه داشته باشيد كه احساس خوبي را در طرف مقابل خود به وجود آوريد؛ چراكه شما نمي‌توانيد كاري كنيد كه همه دوستتان بدارند؛ ولي مي‌توانيد نشان دهيد كه ديگران را دوست داريد.
 به گفته ريموند مورتيمر انگليسي، گفتگو بازي تنيس نيست كه در آن سرويس طرف مقابل را با يك ضربه به او برمي‌گردانيد؛ بلكه بازي گلف است كه در آن هركس توپ خودش را پرتاب مي‌كند. هيچ چيز بيش از اين ضرب‌المثل به شما براي اين كه گفتگوكننده اي نمونه باشيد، كمك نمي‌كند. نگه داشتن توپ در هوا هنر است و هدف مورد نظر در بيشتر گفتگوها محسوب مي‌شود، پس بهتر است در گفتگو به اصول زير توجه كنيد:
 
- بيشتر از واژه شما استفاده كنيد تا واژه من. البته منظور اين نيست كه هرگز واژه من را به كار نبريد، ولي زماني كه تعداد من به كاربرده شده بر تعداد شما فزوني مي‌گيرد، نوعي كاهش علاقه در طرف مقابل ايجاد مي‌شود.
 
- هنگام گفتگو، زماني كه در گروه قرار داريد، به تك‌تك افراد نگاه كنيد و حالتي شاداب به چهره خود بدهيد. اگر دل‌شكسته و يا ناراحت هستيد، سعي كنيد اين احساسات خود را بسته‌بندي كنيد و براي زماني ديگر بگذاريد؛ چراكه بروز اين احساسات در واقع هيچ كمكي به شما نمي‌كند.
 
- سعي كنيد طوري عمل كنيد كه هم‌صحبت شما احساس كند با او همساز و هم‌موج هستيد؛ چراكه ما به طور طبيعي نسبت به كساني كه با ما موافقت مي‌كنند، احساس گرمي و صميميت مي‌كنيم.
 
- از واژه‌هاي ما، مال ما، خودمان و به ما به منظور برقراري نوعي نزديكي و پيوند، نوعي احساس سرنشين يك قايق بودن استفاده كنيد.
 
- حتما دليلي وجود دارد كه گفته‌اند كم‌ گوي و گزيده گوي. تصور نكنيد بايد با گفتن موضوعاتي هيجان‌انگيز و جسارت‌آميز در گفتگو شركت كنيد يا حتي سخناني اديبانه يا روشنفكرانه بگوييد. گفتگو درباره موضوعات جاري روزانه هميشه مناسب و قابل قبول است.
 
كنترل زبان
 
اصولا كنترل بعضي حالات زبان بدني دشوار است ازجمله خجالت كشيدن و سرخ شدن، انقباض عضلات صورت، ادا و اصول و شكلك‌هاي ناخواسته و پلك زدن سريع. تنها راه درمان اين گونه واكنش‌هاي غيرارادي، تقويت اعتماد به نفس و سطح آرامش خودتان است. زماني كه خود را به عنوان گفتگوكننده‌اي توانا و كاردان نگاه كنيد، اين واكنش‌ها محو مي‌شود. شكل‌هاي ديگر زبان بدني كه لازم است هنگام گفتگو كنترل شود عبارتند از:
 
- نگاه كردن مداوم به ساعت خودتان
 
- ور رفتن با مداد، قلم و ديگر اشياء
 
- بيقراري
 
- بازي با حلقه و انگشتر
 
- خنديدن مضطربانه يا خيلي بلند
 
- خاراندن سر و چانه
 
- پيچاندن سبيل
 
بيشتر اين رفتارها از سوي كساني انجام مي‌شود كه هرگز متوجه كارهاي خود نيستند و احساسي ناشي از اضطراب و ناامني دارند. حركات بدني در صورتي كه به گونه‌اي افراطي انجام شوند و معتدل باشند، ايرادي ندارد. ممكن است از خودتان بپرسيد چه حركت بدني را مي‌توانيم انجام دهيم؟ پاسخ اين است كه بهترني حركت بدني لبخندي خوب و حركت گاه به گاه و بامعناي سر است. اين حركت گاه به گاه سر به طرف مقابل مي‌فهماند كه شما به حرف‌هاي او توجه و دقت كامل داريد. ولي در خصوص خنده مي‌توان گفت خنده مهم‌ترين زبان بدني است كه به طرف مقابل مي‌فهماند شما مهربان، خوشخو، راحت و پذيراي طرف مقابل هستيد. كشش طبيعي نوع بشر اين است كه احساس ابراز شده از سوي طرف مقابل خود را منعكس كند. بنابراين اگر شما لبخند بزنيد، به احتمال قريب به يقين طرف مقابلتان هم به شما لبخند خواهد زد.
 
چگونه و چه وقت لطيفه بگوييم
 
چه چيزي بامزه و خنده‌دار است؟ پاسخ ساده به اين پرسش اين است: چه كسي مي‌داند؟ لطيفه‌اي كه يك نفر را از خنده روده‌بر مي‌كند، ممكن است با نگاه متحير ديگري روبه‌رو شود. به طور كلي، در هر جمع كاري يا اجتماعي كه بيش از 2 نفر در گروه همصحبت شما هستند، دور لطيفه‌ها را خط بكشيد. اگر تنها 2 نفر حضور دارند كه شامل بهترين دوستتان است، ادامه دهيد و لطيفه بگوييد. به طور قطع، تعداد اندكي از مردم از نظر موقع‌شناسي، تشخيص، مناسبت، اختصار كلام و ارائه لطيفه كامل و بي‌عيب و نقص هستند. براي لطيفه گفتن زمان مشخصي وجود دارد (در نيمه وقت بازي، بعد از شام با خانواده، موقع پياده‌روي با دوستان)‌.
 
در حقيقت لطيفه هرگز جزو گفتگو محسوب نمي‌شود و اگرچه لطيفه‌اي بموقع ممكن است بحث و گفتگويي به راه اندازد، ولي خجالت و شرمساري ناشي از لطيفه‌اي بي‌مزه، مساله مهم‌تري است. شما هم در صورتي در گفتن لطيفه موفق خواهيد بود كه:
 
- لطيفه‌تان را با توجه به موضوع گفته شده ميزان كنيد و اگر ربطي به موضوع مورد گفتگويتان نداشت، آن را نگوييد.
 
- از گفتن لطيفه‌هاي ناجور خودداري كنيد. صرف‌نظر از اين‌كه شنوندگان شما بسيار بخندند، چرا كه شما به عنوان شخصي نه چندان موقر در ذهن شنوندگان باقي خواهيد ماند.
 
- از گفتن لطيفه‌هاي نژادي، مذهبي و جنسي خودداري كنيد. اين كار در اصل ارزش ندارد.
 
- هرگز راجع به يكي از اعضاي گروه، در خصوص نام، عادت‌ها، محل تولد، شغل، ظاهر يا گذشته شخص لطيفه‌اي نگوييد چرا كه هيچ كس دوست ندارد به اين نحو انگشت‌نما شود.
 
در حقيقت جهان به خنده نياز دارد و خوش‌خلقي در همه جا موجب موفقيت مي‌شود. بنابراين مسائلي كه در بالا در مورد لطيفه گفته شد، به معناي خفه كردن روحيه شاد يا طرفداري از يك گفتگوي خشك و جدي نيست، بلكه منظور اين است كه به خاطر داشته باشيد گفتگو ارتباطي دوطرفه است كه بعضي افراد اين موضوع را فراموش مي‌كنند. پس گاهي بهتر است لطيفه‌هايمان را براي اعضاي خانواده و دوستان نزديك خود نگه‌داريم.
 
گفتگو در مكان‌هاي عمومي
 
زمان‌هايي مي‌رسد كه شما مجبوريد در جاهاي مختلفي و در فاصله بين خانه و محل كار خود چند كلمه‌اي با افراد مختلف صحبت كنيد. محل‌هايي مثل سوپرماركت، كتابفروشي، خشكشويي، اتاق انتظار پزشك، پارك و ده‌ها محل ديگر. افرادي كه در مكان‌هاي عمومي با آنها برخورد مي‌كنيد، دو دسته‌اند: كساني كه آنها را مي‌شناسيد و افرادي كه برايتان ناشناس هستند. گفتگو با آشنايان به مراتب راحت‌تر است و مي‌توانيد حرف‌هاي شخصي زيادتري بزنيد اما با غريبه‌ها بايد مودبانه‌تر و رسمي‌تر برخورد كنيد. در مكان‌هاي عمومي، در موقعيت‌هاي مناسب بهتر است:
 
- با لبخند و تكان دادن سر با ديگران خوش و بش كنيد. سلام طرف مقابل را در همان سطحي كه ابراز شده، پاسخ دهيد.
 
- به حريم شخصي ديگران احترام بگذاريد. زماني كه كسي لباس غيرعادي پوشيده است يا چيز غيرعادي را مطالعه مي‌كند، از او نخواهيد دليل آن را براي شما توضيح دهد.
 
- در مورد افراد غريبه اجباري نداريد كه سخن خود را با گفتن نام خود و دست دادن شروع كنيد.
 
-‌ چنانچه طرف مقابل به تمايل شما در صحبت كردن پاسخ نمي‌دهد، هرگز به گفتگو كردن اصرار نكنيد.
 
- از طرح پرسش‌هاي بسيار شخصي و خصوصي مانند «آيا شما ازدواج كرده‌ايد؟» و يا «چند سالتان است؟» بپرهيزيد.
 
اصولا موضوعات مطلوب در مكان‌هاي عمومي مي‌تواند شامل مواردي چون عقايد، مشاهدات شما، موضوعات مهم مطرح شده در روزنامه‌ها، آب و هوا و محل‌‌هاي موردنياز باشد و از پرداختن به موضوعاتي چون بيماري‌ها، ناراحتي‌ها، موضوعات جدال‌برانگيز، پرسش‌هاي شخصي (حقوق و دستمزد افراد)‌ و لطيفه‌هاي نامناسب بپرهيزيد.
 
گفتگو در محيط كار
 
گفتگوهاي محيط كاري ممكن است روحيه، كارآيي و كار گروهي را تقويت كند، يا هر سه آنها را تحليل ببرد. حرف‌هايي كه در محيط كار زده مي‌شود، به اجبار بايد كوتاه و سطحي باشد، زيرا در محيط‌هاي كاري هيچ‌كس را براي صحبت كردن استخدام نمي‌كنند. در محيط كار شما مي‌توانيد موضوعات مورد نظر را در صورتي كه نمي‌خواهيد مستقيم مطرح شوند، به صورت غيرمستقيم ارائه كنيد. اجازه تبادل نظر به كاركنان يا كارگران و تشويق آنان به اين كار، گاهي موجب خلق ايده‌هاي جديد و بهتر مي‌شود. همچنين گفتگوهاي مختصر در راهرو، قبل از جلسات و بعد از پايان ساعت كاري روش خوبي براي تبادل نظرات است.
 
مواردي كه بايد در گفتگوهاي محيط كار در نظر گرفت عبارتند از:
 
- گفتگوها را تا جايي كه مي‌توانيد مختصر، مفيد و سطحي انجام دهيد مگر اين كه محتواي كاري داشته باشد.
 
- در صورت امكان يك واژه قدرداني به هر گفتگوي خود اضافه كنيد چرا كه فرهنگ تعريف و تمجيد متقابل در محيط كار در افزايش بهره‌وري، وفاداري شركتي و نيروي سازنده اعجاز مي‌كند.
 
- توجه ويژه به تازه واردان داشته باشيد. آنها بيش از بقيه به نوعي احساس پذيرش و تعلق داشتن نياز دارند.
 
- موضوعات شخصي و خصوصي خود را مطرح نكنيد، مگر آن كه به طور واقعي به مساله كاري مورد گفتگو مربوط باشد.
 
- از گفتگو درباره موضوعات كاري حساس يا جدال‌آميز خودداري كنيد.
 
- از واژه‌ها و عبارات منفي استفاده نكنيد. مخالفت هميشگي با هر عقيده جديد كاري سازنده نيست.
 
گفتگو با خانواده و دوستان
 
به نظر مي‌رسد بيشتر مردم نحوه گفتگو با خانواده و دوستان را مي‌دانند، ولي در حقيقت روابطي خودماني گاه موجب بعضي گفتگوهاي نه چندان خوب بين خانواده و دوستان مي‌شود چرا كه مودب بودن با عزيزترين و نزديك‌ترين افراد دشوارتر است، زيرا آنها را متعلق به خود فرض مي‌كنيم. در گفتگو با خانواده و دوستان نزديك بايد همواره نكاتي را در نظر گرفت از جمله:
 
- خود را وادار كنيد با خانواده و دوستان هم مثل مديرعامل شركت يا يك مشتري ارزشمند رفتار كنيد، زيرا گاهي رفتار ما با همه كساني كه در طول روز ملاقاتشان مي‌كنيم، بهتر و مودبانه‌تر از رفتاري است كه بعد از رسيدن به خانه در شب با خانواده خود مي‌كنيم.
 
- به خلوت طرف مقابل احترام بگذاريد. صرف اين كه شما يكديگر را مي‌شناسيد، به معناي اين نيست كه اجازه داريد به همه افكار يكديگر وارد شويد.
 
- احساسات خود را در ميان بگذاريد، ولي نه همه احساساتتان را و نه هميشه.
 
- به دقت به حرف‌هاي طرف مقابل خود گوش دهيد چرا كه گوش دادن مهم‌ترين و موثرترين روش براي برقراري رابطه دوستانه و حفظ اين رابطه است.
 
- براي ايجاد گفتگو و ابراز تاييد و تمجيد خود به طرف مقابل، منتظر رويدادهاي بزرگ نباشيد. در ميان گذاشتن رويدادهاي روزانه موجب پيوند ميان افراد مي‌شود.
 
- مودب و با نزاكت باشيد. بسياري از مردم تصور مي‌كنند زماني كه در ميان خانواده و دوستان هستند مي‌توانند بسيار آزادانه و بي‌ملاحظه باشند.
 
- در زندگي هر كس بايد مقداري باران ببارد. ممكن است بين شما و افراد خانواده يا دوستانتان احساساتي ناخوشايند پيش آيد. عذرخواهي قلبي و صميمانه را ياد بگيريد.
 
- اجازه دهيد براي شما تعريف كنند در زندگي‌شان چه مي‌گذرد، سعي كنيد علت ناراحتي‌شان را درك كنيد. از سوي ديگر اگر شخص مورد نظر بابت خبرهاي خوش، شادمان و خوشحال است، سعي كنيد در شادي او شريك شويد.
 
در پايان

هيچ كس نمي‌تواند بگويد تبديل شدن به گفتگوكننده‌اي دوست‌داشتني و جذاب كاري ساده است. بيش از صد سال پيش، گاماليل بردفورد اعتراف كرد: «اغلب اوقات گفتگو كردن برايم ناراضي‌كننده است. هرگز آنچه را مي‌خواهم بگويم نمي‌گويم و بعد در مسائلي غرق مي‌شوم كه مي‌بايست مي‌گفتم و نتوانستم بگويم.» آيا شما هم همين طور هستيد؟
 

 
منبع: www.jamejamonline.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


حصه اي از چند و چون قصه هاي آذريزدي


بخش اول كلياتي درباره داستان ها و قصه هاي كودكان

يكي بود يكي نبود، غير از خدا هيچ كس نبود. و بعد در ميان خلايق، خداوند استاد مهدي آذريزدي را آفريد، و اين استاد روزي به فكرش رسيد كه آفريننده جهان، بچه ها، يعني آفريدگان خود را خوب خلق كرده است و (بنابراين) براي اين خوب ها بايد كاري كرد تا شكر نعمت خداي به جاي آورده شود، و فكرش به اينجا رسيد كه در قديم و نديم ها آدم هاي خوب به فراواني، قصه هاي خوبي گفته اند و بخشي از اين قصه هاي خوب را (كه يا بهتر از قصه هاي ديگر بوده و يا به علتي زودتر و راحت تر به آن دسترسي يافته اند) گروهي اديب، دانشمند، شاعر و نويسنده خوب به رشته تحرير درآورده اند. اما با وجود آن كه يكي از همين آدم هاي بزرگ و خوب يعني مولانا جلال الدين محمد بلخي با دقت و توجه گفته است كه:


چون كه با كودك سروكارت فتاد
 پس زبان كودكي بايد گشاد

 قصه هاي اين بزرگواران براي دوره ما يعني دوره استاد آذريزدي آن چنان، كه بايد و شايد، بچه فهم نيست. لاجرم استاد آذريزدي فكر خود را ادامه داد و (به اصطلاح امروزي ها) آن را اجرايي و عملياتي كرد؛ يعني، درپي راه و روشي رفت كه اين قصه هاي خوب را براي بچه هاي خوب امروزي قابل درك و فهم كند و بنابراين پايه گذار بازنويسي آن قصه ها به زبان و بياني شد كه بچه هاي خوب آنها را به آساني و خوبي بخوانند و چنين كرد.

من بارها به اين فكر افتاده و از خود پرسيده ام كه ادبيات داستاني ما، اعم از نظم و نثر و همچنين نوشته هايي كه مخاطبش يا فرزند شاعر و نويسنده و يا همسن و سالان نوجوان و جوان وابسته به شاعران و نويسندگان ما درگذشته بوده اند، آيا براي اين دسته از مخاطبان قابل فهم و درك بوده است يا نه؟ و چون نه خود صلاحيت تحقيق را در اين باره داشته ام و نه براي اين سئوال از ديگران پاسخي ديده، اين پرسش همچنان برايم باقي است كه: مثلا اگر عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندربن قابوس بن وشمگير بن زيار، قابوسنامه را براي فرزند كم سن و سال يا جوان خود نوشته باشد، فرزندش مطالب كتاب را چگونه و تا چه حد فهم مي كرده است؟ نخستين جمله هاي مقدمه قابوسنامه چنين است:

به هر حال اگر قصه هاي مثنوي، و يا داستان هاي خمسه نظامي و حكايات كليله و دمنه و نظاير اين ها براي كودكان و بزرگترها دريافت شدني بوده است، امروزه با تغييرات نسبتاً وسيعي كه هم در سبك بيان و نگارش و هم در به كارگيري لغات و اصطلاحات و تعبيرات رخ داده و نيز با دگرگوني كيفي كه در مفاهيم پديد آمده است، مطالب بزرگان و نيز لُبّ حكايات آن ها به طور كامل، و شايد ناقص نيز، كمتر درك و دريافت مي شوند. پس چه بايد كرد؟ آيا مي توان از آن همه حكمت و تاريخ و گزارش از گذشته هاي بسيار دور و خاطره هايي كه روزي هم عنان واقعيت خارجي بوده و به مرور جنبه اسطوره اي يافته اند و نيز از آن همه ادب و راه و رسم زندگي و ديگر نكته هاي پرمايه دل بركند و همه را به طاق نسيان و فراموشي سپرد؟ و يا از اين گنجينه (كه خود گنجينه دار هويت ما و در هر گوشه دنيا هويت مردم ماست) بايد به بهترين وجه و با در نظر گرفتن دريافت كنوني و سليقه امروزي، هم در الفاظ زبان و هم در معاني و مفاهيم، بهره گرفت. در گوشه و كنار دنيا، اين راه دوم را براي بهره گيري از ادبيات كهن خود در پيش گرفته اند و بدين ترتيب است كه در هر عصر فرزندان نسل بالنده خود را با تاريخ واسطوره و ادب و شعر و نثر گذشته شان آشنا مي كند و به ويژه راه دريافت ادبيات هر دوره را هم، كه خواه ناخواه با اساطير و تاريخ و حكايات و آداب و رسوم گذشته عجين و يا حداقل در ارتباط و تعامل جدي است، هموار مي سازند و خواننده آثار هر دوره را ناگزير نمي كنند كه يا به دريافت كلي از آنچه مي خواند، بسنده كند و يا در هر صفحه و سطر، براي فهم مراجعه كند.

ما در ايران همچنان با مشكل كمي ارتباط با محتواهاي معني دار كتاب هاي كهن و اشارات آن ها به معاني گوناگون آرماني، ايماني، اعتقادي، تاريخي، جغرافيايي ، اجتماعي ، تمدني، فرهنگي، حكمي، اسطوره اي و حتي ادب زندگي مواجهيم. اگر نوجوانان و جوانان ما بخواهند تنها گلستان سعدي يا غزليات حافظ را به خوبي بفهمند (خاقاني، انوري، سنايي، مولوي و ديگر بزرگان به جاي خود) در جاي جاي آن، نيازمند آشنايي با مفاهيم قرآني هستند:

قرص خورشيد در سياهي شد

يونس اندر دهان ماهي شد

 

يوسف گم گشته بازآيد به كنعان غم مخور

كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

 

اي دل، ار سيل فنا، بنياد هستي بركند

چون تو را نوح است كشتيبان، ز طوفان غم مخور

باري، استاد مهدي آذريزدي، در دوره اي كه كمتر كسي به اين فكر بود يا به اين نتيجه رسيده بود كه: بايد براي كودك نيز شخصيت مستقلي را بازشناخت، آن هم در عمل و نه در لفظ و كلام و يا فقط در مباحث مربوط به روان شناسي كودك و روان شناسي تربيتي. بايد واقعاً و به جد را سامان داد؛ اما نه با ادا و اطوار و تنهابا گويش كودكانه و در هم ريختن حروف و يا كلمات، بلكه با نزديك كردن مفاهيم به ذهن كودك، يعني ذهني كه در عين حال در برخي از جلوه ها و مظاهرش منطقي تر و يا رياضي تر از ذهن بزرگسالاني است كه با غيرمنطقي كردن برخي مسائل، از باب رياكاري و نفاق و دوگونه سخن گفتن و كتمان كردن، هم ذهن و هم زبان را دگرگونه و پيچيده مي سازند.

به ديگر سخن، نزديك كردن مفاهيم به ذهن كودك، بايد همزمان با حفظ اصول و مباني معاني اي باشد كه قصد و غرض انتقال آنهاست و اين امر نيازمند ذهن وقادي است كه بتواند چند عمل فكري و ذهني و عملي را يكجا به انجام برساند به گونه اي كه: معاني و مفاهيم اصلي حفظ شوند و به اصالت پيام لطمه اي وارد نشود و اگر تغييري حاصل مي شود در حذف برخي از مفاهيم و معاني و پيام هاي فرعي و تكراري باشد نه دگرگوني معنايي. الفاظ، كلمات و نيز تعبيرات و اصطلاحات براي مخاطبي كه هنوز با پيچيدگي هاي زباني آشنايي كامل ندارد، روشن باشد و به طور مستقيم معاني را برساند. از استعارات و تشبيهات دور از ذهن و از كنايات و اشارات و تعقيدات سبك هندي استفاده نشود و يا كمتر آن هم به منظور تعليم بهره گرفته شود. از قوه تخيل كودك، نوجوان و جوان براي تصويرسازي، در عين توجه به واقعيات امروزي استفاده شود. جامعيت، به عنوان شيوه القا و انتقال مفاهيم كهن، مدنظر باشد. با توجه به اين جامعيت، به گونه اي برنامه ريزي شود، كه براي هر نسل مجموعه اي قابل اعتنا و اتكا از ادبيات كهن، به زبان روز درآيد، تا در نتيجه هر نسل با نسل هاي پيشين و افكار و عقايد، آداب و رسوم، شعر و نثر، تاريخ و جغرافيا، حكمت و ايمان، افسانه و حكايت، قصه و اسطوره كهن به درجات و مراتب لازم آشنا شود. اين طرح و برنامه در صورتي عملي است كه: اولاً ما بپذيريم كه هويت قومي هيچ كشوري، و در كشور ما هويت جامعه اسلامي و ايراني مردم مان، را نمي توان به صورت قرص و كپسول درآورد و براي مدت يك هفته يا ده روز يا يكي دو ماه، همانند تجويز طبيب به بيمار، خوردن آن را براي كودكان و نوجوانان و يا جوانان تجويز كرد. پرداختن به هويت ملي و اسلامي و ايراني داراي مقتضيات و لوازمي است كه مهم ترين آن علم و اطلاع از گذشته اسطوره اي، تاريخي، اجتماعي، فرهنگي، آرماني و ايماني است و اين همه در دل متون و كتاب ها يا در سينه مردم صاحب نظر و صاحب نفس جاي دارد و محتواي اين گنجينه نفيس بايد به كودكان و نوجوانان و جوانان به استمرار القا شود انتقال يابد.

ثانياً بايد مجموعه متون و كتاب ها و نيز موضوعات و مطالبي را تعيين كنيم كه براي استوار ساختن اين هويت لازم و مفيد مي دانيم. آن هم نه با سليقه هاي فردي و غرض هاي خاص (كه به بيان مولوي هنر را پوشيده مي دارد و بر فهم و نظر حجاب مي افكند):

چون غترض آمد هنر پوشيده شد

 صد حجاب از دل به سوي ديده شد

 بلكه اين فهرست را بايد مربيان دلسوز و علاقه مندان به تاريخ و ايمان و اعتقاد و معتقد به ريشه دار بودن قوم ايراني و اسلام خواهي اين قوم و نيز آرمان گرايي و موحد بودن عموم ايرانيان، اعم از مسلمان، و وطن خواهي همه آنها معين كنند و اساس كار قرار دهند.

ثالثاً برنامه تهيه متون نو از نوشته هاي كهن به گونه اي تهيه شود كه هم مطالب عمده و مهم نوشته هاي مورد نظر را در قالبي نو عرضه كند و هم (در عين حال) شوق مراجعه به اصل آثار را فزوني بخشد؛ يعني كار به گونه اي سامان نيابد كه خواننده اثر جديد خود را بي نياز از مراجعه به اصل بداند، بلكه به وي كمك كند كه متن كهن را بهتر بفهمد. از جمله مثال هاي خوب براي اين مطلب، تحريري ساده و با اندكي تفصيل از قصه هاي قرآن است.

تحرير اين قصه ها براي بچه ها و بزرگ ترها فهم قرآن را (در بخشي از آن) آسان مي كند و انگيزه اي براي مراجعه جدي به قرآن كريم مي شود و (در عين حال) مراجعه كننده به قرآن را با توجه به اطلاع قبلي كه از قصه دارد، به سبك و سياق بي نظير و منحصر به فرد قرآن در اين زمينه همانند زمينه هاي ديگر آشنا مي سازد.

رابعاً حتي بايد اين مطلب به عنوان يك فرض قابل مطالعه و يا يك پرسش نيازمند پاسخ روشن و راه گشا مطرح شود كه مثلاً به جاي چند شعر و حكايت به صورت منتخب نظم و نثر در كتاب هاي درسي دوره راهنمايي، آيا نمي توان درسي را به عنوان قصه هاي كهن با تحرير جديد در نظر گرفت؛ به گونه اي كه بسياري از مفاهيم قرآني، ايماني، تاريخي، حماسي و آداب و رسوم اسطوره اي را به آساني بياموزد؟

 افزون براين، خطر مي كنم و مي گويم، اگر همه قصه ها و حكاياتي كه آذريزدي بازنويسي كرده است، بيش و كم، نكته هايي به بزرگترها نمي آموزد، شايسته بلكه بايسته است كه بسياري از جوانان و ميانسالان براي تنظيم گفتار،

 كردار و رفتارشان و نيز براي تعيين خط و ربطي زندگي شان به بخشي از اين قصه ها، چنان چه كاملاً دل نمي سپارند، دستِ كم نيم نگاهي بيفكنند. حتي اگر كهنسالان، حداقل به قصد حسابرسي اعمال و اقوال و رفتار گذشته خود، به برخي از اين قصه ها توجه كنند؛ شايد گه گاه آب در ديده بگردانند و گروهي هم كه مأمور و مسئول امور عامه و كارهاي بزرگ اند، بي شك نكته هايي را در برخي حكايات مي يابند كه در هيچ يك از كتاب ها و جزوه هاي كارشناسان و متخصصان مشهور مديريت و سياست نيافته اند و نخواهند يافت، و دليل آن نيز چندان پوشيده نيست؛ زيرا اين حكايات گزارشگر راستيني است از وجدان جمعي، خردجمعي و تجربه جمعي ملتي كهن، مردمي خردپيشه، فرهيخته ، كم گوي و گزينه گوي در همه قرون و اعصار، و با ذوق و ظرافتي كم مانند. از آن رو، به اشارت كفايت مي كنم و مي گذرم، چون مي دانم كه خردمندان به برخي از اين كتاب ها، به ويژه برخي از دفترهاي قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن مراجعه خواهند كرد و براستي گفتارم گواهي خواهند داد.

برخي از علاقه مندان به زبان و ادب فارسي و تاريخ كهن ايران نيز به پگيري كاري برخاسته اند كه استاد گران مايه، مهدي آذريزدي، آغاز كرده و يا جزو آغازگرانِ آن بوده است. من به دو علت بنا نداشتم و بنا ندارم كه در اين مقام نامي از آنها ببرم - البته نه به سبب آنكه نبايد كار آن ها را ارج نهاد، چون در واقع يادآوري كليِ كنوني به همين منظور، ارج نهادن به اين كوشش ها است، بلكه به آن علت به اشاره اي بسنده مي كنم و مي گذرم كه نگران آنم مبادا نامي را فراموش و حقي را ضايع كنم و نيز مي خواهم كه اين بحث به كار آقاي آذريزدي و كوشش بي سابقه و تأثيرگذاري وي اختصاص داشته باشد.

در بخش دوم، مباني و اصول پيشنهادي و روش كار استاد آذريزدي، به طور مختصر و به گونه اي بيش و كم نظام يافته، بررسي مي شود - و البته اين بررسي بايد تلقي شود و در واقع يكي از انواع بررسي هاي نظام يافته آثاري از اين دست به حساب آيد.

 

بخش دوم- بررسي نظام يافته مباني و روش كار استاد آذريزدي در تدوين قصه ها

 هرچند در بخش اولِ اين نوشته ، به برخي از مباني و روشِ كار استاد آذريزدي اشاره شد؛ اما با توجه به آنچه وي در پايان هشت جلد كتاب قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب تحت عنوان و در مندرج در آغاز كتاب قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن و نيز در ابتداي هر يك از دفترهاي دهگانه قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن و يادداشت ها و مؤخره هاي دفترها مطرح كرده و در برخي از مصاحبه هاي خود، بدان ها پرداخته است؛ شايسته است كه اين مباني و روشها دسته بندي شوند و بياني نظام يافته، از آن ها عرضه شود. نمي گويم كه اين مباني و روش ها مورد توجه نويسندگان و مترجمان امروزي كتاب هاي كودكان و نوجوانان نيست، بلكه مي خواهم پيشنهاد كنم نظرهاي استادمهدي آذريزدي نيز، بيش و كم، به صورت مدون درآيد، تا ديگر استادان و صاحب نظران در زمينه كتاب هاي كودكان آن ها را با افكار و انديشه هاي خود و ديگران بسنجند و نويسندگان و مترجمان جوان هم با نظرهاي استاد آشنا شوند و نيز، همان طور كه توقع استاد بوده است، صاحب نظران در صورتي كه لازم بدانند، آن ها را نقد كنند - صاحب نظران رشته ادبيات كودكان مي توانند و شايسته بايسته باشد كه طرح يا طرح هايي ديگر براي بررسي مطالب استاد دراندازند و به تطبيقِ آنچه وي در نوشته، با كاري كه عملاً عرضه كرده است، بپردازند؛ و نيز به نقد مباحثي دست يازند كه استاد مطرح كرده و براساس آن قصه هاي خود را به طور كامل يا تا حدودي (به نظر ناقدان) ساخته و پرداخته است.

در آغاز بررسي، به اين مطلب اشاره مي كنم كه حجم كم و نكته هاي فراوان موجود در صفحات اندك شايان توجه و تحسين است. هر يك از جمله هاي كوتاه و بدون كلمات زايد، حاوي يك اصل يا مبنا يا روش يا نقد وضع موجود است.

از جمله روش هايي كه امكان داشت براي بيان نظرات استاد آذريزدي برگزيده شود، اين بود كه همه آنها به دنبال هم آورده شوند و احتمالاً برخي تكرارهاي متون گوناگون حذف شوند؛ اما ما ترجيح داديم كه اين مطالب را زير چند عنوانِ جدا و با پيروي از يك حركت فرضي ذهني دسته بندي كنيم، به گونه اي كه بهره گيري از آن ها براي بررسي هاي مختلف آسان تر باشد.

استاد، كار بزرگ خود را با ارزيابي و نقد وضع موجود، در عرصه نشر كتاب هاي كودكان در دهه سي، يعني پيش از تدوين قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب آغاز مي كند و، بيش و كم، اصولي را باز مي شناسد كه براساس آنها مي توان به وضع مطلوب نزديك شد و براي توفيق در حركت خود، روش يا شيوه كاري را برمي گزيند و بر پايه اصول و مباني و روشي كه تعريف كرده است از مآخذ مختلف قصه هايي را انتخاب مي كند و پاي درراه مي نهد. اين چهار گام يا حركت را با استناد به مطالب استاد در و نيز مطالب و يادداشت هاي قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن، ذيل چهار عنوان باز مي نماييم:

1. ارزيابي وضع موجود كتاب هاي كودكان در دهه سي /1330،

2. اصول و مباني تدوين و تنظيم قصه هاي خوب،

3. روش و شيوه پردازش قصه ها و داستان ها،

4. ارزيابي مآخذ قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب و نكته هايي درباره حكايات قصه هاي تازه ازكتاب هاي كهن.

 

1. ارزيابي وضع موجود كتاب هاي كودكان در دهه سي

در ايران آنچه به نام ادبيات كودكان و نوجوانان به سبك جديد خوانده مي شود، سابقه اي طولاني ندارد. در بين سال هاي 1330 و 1340، تعداد كتاب هايي كه براي كودكان و نوجوانان نوشته يا ترجمه شده است، اندك است. از جمله عللي كه براي اين (به اصطلاح آذريزدي) بر مي شمرند، اين است كه در آن سال ها هنوز كودكان و نوجوانان، آن سان كه بايد و شايد، محل مستقلي در مجموعه ادبيات ايران نداشتند، شمار كتاب هايي كه براي مطالعه كودكان چاپ مي شد معدود بود1 و . آذريزدي براي چند سال پس از اين دوره نيز كه تعداد كتاب هاي ويژه كودكان بيش تر شده است مي نويسد كه نظير دوره گذشته همچنان اكثريت اين آثار اعم از تأليف و ترجمه جنبه دارد. وي در مقوله ادبيات كودكان نوشته هاي تجاري را نوشته ها و مطبوعاتي مي داند كه . اين وضع نه تنها براي آن دوره، بلكه براي همه دوره ها سخت زيانبار بوده است وهست؛ خصوصاً كه ترجمه هاي كم فايده نيز ميدان دار مي گردند و

آذريزدي به كتاب هايي كه براي كودكان ترجمه مي شد، به طور كلي، ايرادهايي گرفته است. شايد بتوان گفت كه اين ايرادها درباره بخشي از آثار ترجمه شده پس از آن دوره نيز، به همان اندازه و يا بيش تر وارد باشد. آذريزدي هم نثر ترجمه ها را اغلب فارسي نمي داند و هم معتقد است كه غالباً تازگي ندارد و بهتر از آن ها را خودمان در منابع شرقي و كتب قديم داريم.>

 (قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن، ده حكايت، ص3) در عين حال مي پذيرد كه بعضي از قصه هاي ترجمه شده، از شاهكارهاي ذوقي و فكري نويسندگان نامدار جهان است و ناچار به همه زبان ها ترجمه مي شود و (قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن، مقدمه براي بچه ها، صص 11 12) علاوه بر آن، به هدفي كه به نظر آذريزدي بسيار مهم است، و از اين پس درباره آن بيشتر سخن خواهم گفت كمتر توجه مي شود. بدين معني كه غالب آثاري كه براي كودكان ترجمه مي شود و براي اين امر بر سر آنان نيز منت مي گذارند، كمتر داراي مطالب علمي و كارآموز هستند، در حالي كه در دنياي آينده جوانان و مردم، همچون شهروندان ديگركشورها به علم و صنعت، بيش از هذيان ها و مهملات احتياج دارند. و اگر در قلمرو خواندني هاي كودكان به ديگران نيازمند باشيم، بايد اين نيازمندي را در زمينه آثار علمي و فني بدانيم و بنابراين خوب است كساني كه دست به ترجمه آثار خارجي مي برند، جست وجو كنند و بيشتر، آثاري را به ارمغان بياورند كه سرچشمه دانش و بينشي درخور دنياي فردا باشد يا دست كم از اين معني بيگانه نباشد، در نتيجه بعضي از نوشته هاي علمي و فني را كه با بيان مناسب و با فراهم بودن شرايط كار نوشته شده، ناچار بايد براي خودمان ترجمه كنيم. (قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن، مقدمه براي بچه ها، ص11)

آذريزدي در مقام نقد برخي تلقي ها و دريافت ها به اين نكته اشاره مي كند كه كودكان عروسك و بازيچه نيستند تا پيوسته شوق هنرنمايي و بزم آرايي را در سرشان گرم كنيم و براي بزرگ ها وسيله تفريح فراهم سازيم؛ از اين رو، براي نشريات و روزنامه هايي كه در آن ايام براي كودكان چاپ مي شده است، تنها اثري كه قائل است اين است كه با صرف نظر از مندرجات شان فقط مي توان آن ها را وسيله تحريك و ترغيب دانست و خواندن و تماشاي مطبوعات گوناگون را، در كودكان به صورت عادت درآورد تا بعد آثار سودمندي به دست آورند و بخوانند. وي در واقع معتقد است بيشتر مندرجات مجلات "به زور بزم آرايي و بازيگري و وعده قرعه، به كودكان تحميل مي شود و تباه كننده ذوق و گمراه كننده عقل سليم كودكان است."

همچنين آذريزدي توجه بيش از حد به رنگ و عكس را زيانبار مي شمارد و مي گويد: "به نظر من عادت دادن و عادت كردن افراطي بچه ها به رنگ و عكس زيان هاي جبران ناپذير دارد و اكنون در اغلب كشورها به اين جريان ميدان داده مي شود؛ زيرا سررشته در دست اشخاص ذي نفع است نه متفكران و صلاح انديشان" و در رشته كتاب كودكان كارها چون زلف خوبان درهم شده است و بيشتر به صفحه آرايي پرداخته مي شود و آنچه مورد توجه است رنگ ها و نقش ها و كاغذ و جلد است.

دو نكته ديگري كه در نقدها و ايرادهاي استاد نسبت به ادبيات كودكان دوره مورد بحث (و شايد دوره هاي بعد) وجود دارد كه هم در بحث نقد آثار بايد به آن توجه شود و هم به هنگام طرح مباني و اصول به آن خواهيم پرداخت: يكي توجه به علم و صنعت و ديگري مخالفت با پرداختن به اموري چون جادو و طلسم و ديو و پري در ادبيات كودكان است. در استدلال هاي استاد، اين دو از جهاتي با يكديگر ارتباط دارند و مسائل ديگر از جمله جدي بودن و پرهيز از بزم آرايي و بازيگري نيز نتيجه تبعي يا فرعي اين طرز تلقي اند. اين برداشت، برداشتي است كه در خصوص آن احتمالاً برخي از نويسندگان و شايد گروهي از كارشناسان و صاحب نظران در روان شناسي كودك و ادبيات كودكان با استاد (به طور كامل) هم عقيده نيستند، همان سان كه شخص وي نيز به اين مطلب در چند جا اشاره كرده است.

درباره بي توجهي به علم و صنعت در ادبيات كودكان، پيشتر نكته هايي در نقد ترجمه هاي خارجي بيان شد، در جاي ديگر استاد با تعجب و طنز مي گويد: "گويا صنايع و اختراعات جديد مثل برق و راديو و تلويزيون و موشك و ساير مظاهر علم و فن نمي تواند تخيل انگيز باشد و كودك عصر ما نيز، مانند كودك عصر بيدپاي، تخيل خود را بايد با ديو و جادو نيرو بخشد و گويا مكتشفان و مخترعان بزرگ علم نيز كه فكر سالم و مغزانديشمند دارند، با همين معلومات تربيت مي شوند!". در واقع آنچه استاد را به مخالفت با برانگيختن تخيل وامي دارد، تخيلي است كه قصه هاي ديوان و پريان برمي انگيزند و بنابراين شايد در انديشه وي مخالفتي با داستان هاي علمي تخيلي نباشد. به هرحال، نكته دوم كه با مسئله القاي علم آموزي و معرفت اندوزي مربوط مي شود، مسئله ديو و پري و نظاير اين مقولات در داستان هاي كودكان است.

وي به مناسبتي مي گويد كه: خيال بافي هاي جادويي به راستي روح كودكان را مسموم مي كند. و نيز "شخصي كه گويا مترجم چند داستان است در نامه اي اعتراض آميز به من نوشته است كه تو پيوسته از وارد شدن ديو و غول و سحر و جادو در قصه هاي كودكان نگراني، درحالي كه غالب داستان هاي فرنگي نيز پر از اين چيزهاست و برخي از كارشناسان تعليم و تربيت نيز آن ها را به اعتبار تخيل انگيز بودن اش سودمند مي دانند... بايد بگويم من هم نوشته هاي اين كارشناسان را بسيار خوانده ام؛ ولي نتيجه اي كه در زندگي و اخلاق و افكار خوانندگان بزرگ شده اين آثار ديده مي شود و گاهي در ستون هاي حوادث روزنامه هاي خبري هم منعكس مي شود، مرا در اجتهاد خود مصرتر مي كند و همچنانآثار جادويي را هرچند تخيل آميز باشد از بي فايده بدتر مي دانم.> برخي از داستان ها هم كه سراپا پوچ و بي معني و پراز خواب و خيال است از بي فايده هم بدتر است. براساس همين طرز تفكر است كه استاد، برخي از حكايات كتاب هايي را كه مبناي كار خود قرار داده است،

 كنار مي گذارد؛ زيرا براي مثال و به هرحال، استاد افسانه هاي ديو و پري و رمالي و جادوگري را، بيماركننده ذوق سليم كودكان مي داند و تلقين آرزوها و هوسها را از اين راه و راه هاي ديگر كه سروكاري با دانش و معرفت ندارند و كودكان را به هيچ فضيلتي رهبري نمي كنند، تباه كننده ذوق و انديشه كودكان مي شمارد و به منتقدان خود درباره اين جهت گيري مي گويد: .آذريزدي معتقد است كه گرچه ممكن است كودكان، اين قبيل داستان ها و افسانه ها را براثر كنجكاوي فطري بخوانند، اما حاصل اين مطالعه، تنها معيوب كردن مغز سالم آن ها و بازداشتن ايشان از پيروي افكار سالم و سودمند است.

 

2. اصول و مباني تدوين و تنظيم قصه هاي خوب

استاد آذريزدي در دهه سي، پيش از شروع به نوشتن و پس از آن، همزمان با تأليف، در ضمن مطالعه و ارزيابي مطبوعات مربوط به ادبيات كودكان، اعم از روزنامه و مجله و كتاب، به ويژه در زمينه قصه و داستان (چه ترجمه و چه تأليف) به مباني و اصولي مي رسد كه اساس انتخاب قصه هاي وي قرار مي گيرند. استاد با توجه به مطالعات خود، افسانه ها، داستان ها و قصه هاي كودكان را به چند دسته تقسيم مي كند:

 

الف) قصه هاي مفيد و مناسب:

روشن است كه استاد مجموعه قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب و نيز قصه هاي تازه از كتاب هاي كهن و ديگر نوشته هاي داستاني خود را قصه هاي مفيد و ماسب مي داند. ما از اين پس، تعريف قصه خوب را از قول وي نقل خواهيم كرد.

 

ب) قصه هاي كه كمي از بي فايده بهترند:

 

 

ج) قصه هايي كه از بي فايده بدتر نيستند:

 

 

د) قصه هايي كه از بي فايده هم بدترند:

  و اثر آن هم معيوب كردن مغز سالم بچه ها و بازداشتن ايشان از پيروي افكار سالم و سودمند است.

براي مثال، محتواي بعضي قصه هاي مرزبان نامه گرچه گيرا به نظر مي آيند، ولي از بي فايده هم بدترند؛ زيرا داراي مضاميني هستند كه حاصلي جز بدآموزي ندارند. بسياري از قصه هاي سندبادنامه هم براي كودكان از بي فايده بدترند و تنها بررسي نثر فارسي آن براي اهل تحقيق سودمند است و بس. همچنين استاد، آثار جادويي را هرچند تخيل انگير باشند از بي فايده هم بدتر مي داند.

در اين دسته بندي، استاد به برخي از مقتضيات از جمله مسئله زمان، اوضاع و احوال اجتماع، مراتب بزرگسالي و خردسالي و فوايد ادبي و نظاير اينها توجه دارد و مفيد بودن محتواي قصه ها را براي كودك معيار خوبي و بدي آنها مي داند و از اين روست كه در طبقه بندي خود از مفهوم براي ارزيابي قصه ها استفاده مي كند.

بنابراين در مورد قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب نيز همين معيار، يعني فايده داشتن، مبنا قرار گرفته است. وي با توجه به مناسب و مفيد بودن قصه و نفي و طرد موارد بي فايده و بدتر از بي فايده، تعريف زير را به دست مي دهد و مي گويد: انشاي فارسي سالم و شيوه بيان شيوا و جاذب نيز از شرايط نوشته خوب است. اين شرط، گرچه شرط لازمي است كه استاد در موارد متعدد به آن اشاره مي كند؛ اما آن را شرطي كافي نمي داند شرايط و لوازم ديگر بايد با مفيد بودن همراه باشند.استاد همان طور كه بارها به صراحت گفته است، با طرح ديو و پري و جادو و نظاير اين ها كه همه را امور غيرمعقول مي داند، مخالف است. سخن گفتن از زبان حيوانات را گرچه ضمناً غيرمعقول مي يابد، اما با آن كنار مي آيد؛ با اين استدلال كه كودك خود مي داند كه اين امر دستاويز گفت وگو است. ولي بايد همه مفاهيم، مربوط به آدم ها باشند و مربوط به زندگي؛ زندگي با رنگ ها و نيرنگ هايش و با واقعيات و آرمان هايش، و اگر جز اين باشد قصه هاي خوب نيست.

 
نويسنده: دكتر حسن حبيبي

http://www.azaryazdi.com/article/display.php?id=2


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ناسزاگويي وبدزباني كودكان ونوجوانان


 مانند جكوزي ،آب سرد ما راشوكه مي كند.ان كودك معصوم كه روزي او را روي پايمان مي نشانديم ونوازش مي كرديم ودايره لغاتش از دده وبه به  فراتر نمي رفت ٬ روزي راه مي افتدورشته  اي از كلماتي رابر زبان مي آورد كه ما را ازخجالت سرخ مي كند . گاهي ، كودكان از هم كلاسيها يشان تقليد مي كننند.گاهي نيزصرفاً به اين دليل از كلمات وقيحانه استفاده مي كنند كه موهاي بدن ما را راست كنند.بد زباني كودكان به هر دليل ، ما را به دردسرمي اندازد.

كودكان بيشتر مواقع اين ناسزاها را از ما شنيده اند وآنان فكر مي كنند كه گاهي مي توانند مانند پدر ومادر،در مواقع مختلف براي اينكه نشان دهند بزرگ شده اند،استفاده نمايند.پس مهمترين دوره كودك –تولد تاشش سالگي- اگر دريك محيط خانواده بدون ناسزا باشد كودك به سمت زيبا سخن گفتن وبيزاري از نازيبايي وبدزباني دعوت مي شود وبا تكرار وتمرين به سوي عادات پسنديده مي رود.

بيشتر مواقع اين دوره تنها مرحله اي است كه كودكان در مسيرخود به سوي بلوغ ازآن مي گذراند.آنها ناسزاهاي بزرگتر را مي شوند ودوست دارندمانند آنها بزرگ باشند. يعني گاهي ناسزا بگويند.

ما مي توانيم با انتقادي تلخ نسبت به آنها واكنش نشان دهيم: « حق نداري دراين خانه اين طور صحبت كني! چند بار گفتم اين حرفها رااز دهانت بيرون بيانداز!» يا دهانت آنها را باصابون  بشوئيم اما بااين كار آنها تصميم مي گيرندتا از استقلال خود بيشتر بهره گيرند بنابراين واكنش سريع مابايد دور كردن مشكل از حوزه شنوايي مان باشد.بدون عصبانيت به كودك  بگوئيم :«هنگامي كه توانستي با ادب وكلمات پسنديده وخوب با من صحبت كني،  خوشحال مي شوم با تو گفتگو كنم.»

هنگامي كه ما وفرزندان آرام شديم بايد در مورد اين مشكل صحبت كنيم.يك راه، اشاره به حس ارزشمندي كودك است: « به نظر من  بسياري از افراد كه اين طور صحبت مي كنند، احساس خوبي نسبت به خود ندارند.» يا مي توانيم از روش عقلاني استفاده كنيم:«برخي از افراد كه اينگونه صحبت مي كننددايره لغات محدودي دارند.آنها كلمات زيادي نمي دانند بنابراين از فحش وناسزا استفده مي كنند. لازم نيست  معناي آنها را درفرهنگ لغت بگرديم.اين لغات خيلي آسان هستند.شايد به همين  دليل برخي از افراد ازاين كلمات استفاده مي كنند مخصوصا ً اگر ديده باشي افراد بي سواد يا اوباش اين طوري صحبت مي كنند.»

سپس بايد بحث را تمام كنيم. زبان مورد استفاده كودكان در دراز مدت زبان مورد علاقه آنها مي شود.عصبانيت نابجاي ما تنها درك آنها از اين واقعيت را كه افراد نابالغ وبي سواد  از چنين زباني استفده مي كنند ،به تاخير مي اندازد.

تهيه وتنظيم :مجيد رحماني-دبير واستاد دانشگاه

Majid-1350.mihanblog.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.