مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20190
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 29
همه : 4348672

 

سيره عملي بزرگان با همسر

سيره عملي علما و بزرگان با همسرانشان الگويي براي همه مي‌باشد و بدين وسيله ارج نهادن اسلام به زنان واضح و مبرهن مي‌شود. در اين مقاله به برخي از منش علما مي‌پردازيم؛ باشد كه الگويي براي همه حق طلبان باشد.


نحوه رفتار امام خميني(ره) با همسر

بنيانگذار جمهوري‌اسلامي كه تا مرز عصمت پيش رفت و نمونه بارز و عيني انساني الهي و ملكوتي بود و در تمامي شؤون زندگي، طبق احكام و دستورات ديني عمل مي‌نمود، از جمله نوادر روزگار ما بود كه چه در كل جامعه و فرآيند انقلاب و چه در زندگي خصوصي و خانوادگي خود برخوردي توأم با اكرام و احترام با زنان و دختران داشت كه پرداختن به آن خود كتابي مستقل و مفصل خواهد شد. امّا در اين اجمال اشاره‌اي مختصر به نحوه برخورد ايشان با همسر و دخترانش در كانون خانواده‌، ما را در تفهيم هر چه بهتر و بيشتر لزوم و ضرورت تكريم بانوان ياري خواهد نمود.
همسر امام مي‌گويد: حضرت امام به من خيلي احترام مي‌گذاشتند و خيلي اهميت مي‌دادند. هيچ حرف بد يا زشتي به من نمي‌زدند ... امام حتي در اوج عصبانيت هرگز بي‌احترامي و اسائه ادب نمي‌كردند.

همسر بزرگوار امام خميني قدس‌سرّه در مورد نحوه برخورد حضرت امام(ره) با ايشان مي‌گويد:
حضرت امام به من خيلي احترام مي‌گذاشتند و خيلي اهميت مي‌دادند. هيچ حرف بد يا زشتي به من نمي‌زدند ... امام حتي در اوج عصبانيت هرگز بي‌احترامي و اسائه ادب نمي‌كردند. (امام در هنگام ناهار يا شام) غذا را شروع نمي‌كردند؛ به بچه‌ها هم مي‌گفتند: صبر كنيد تا خانم بيايند ... حضرت امام [كارهاي خانه] جارو كردن و ظرف شستن و حتي شستن روسري بچه خودمان را هم وظيفه من نمي‌دانستند و اگر به جهت نياز گاهي به اين كارها دست مي‌زدم، ناراحت مي‌شدند و آن را به حساب نوعي اجحاف نسبت به من مي‌گذاشتند. حتي وقتي وارد اتاق مي‌شدم، به من نمي‌گفتند: «در را پشت سرتان ببنديد» صبر مي‌كردند تا بنشينم و بعد خودشان بلند مي‌شدند و در راه مي‌بستند... امام در مسايل خصوصي زندگي من دخالت نمي‌كردند... هر طوري كه دوست داشتم، زندگي مي‌كردم. به رفت و آمد با دوستانم كاري نداشتند...
حضرت امام [كارهاي خانه] جارو كردن و ظرف شستن و حتي شستن روسري بچه خودمان را هم وظيفه من نمي‌دانستند و اگر به جهت نياز گاهي به اين كارها دست مي‌زدم، ناراحت مي‌شدند و آن را به حساب نوعي اجحاف نسبت به من مي‌گذاشتند.

به احمدجان خيلي سفارش (مرا) كردند. به او گفتند: خيلي مواظب [مادرت] باش. من نتوانستم تلافي كنم و تو تلافي كن.»
خانم فريده مصطفوي، دختر امام تأكيد مي‌كند:«هيچ وقت ما نديديم ايشان[امام] به خانم بگويند «فلان كار را انجام بده» و يا حتي «يك چاي براي من بريز»... خيلي به ايشان[مادرم] اظهار محبّت و علاقه مي‌كردند و مقيد بودند اين اظهار محبّت و علاقه را جلوي ما فرزندان هم علني كنند. امام احترام فوق‌العاده براي خانم قائل بودند... در طول شصت سال زندگي، هيچ وقت يك ليوان آب از خانم نخواستند... در شرايط سخت روزهاي آخر، هر وقت چشم باز مي‌كردند، اگر قادر به صحبت بودند، مي‌گفتند: خانم چطورند؟... اگر روزي خانم غذا را تهيه مي‌كردند، هر چقدر هم كه بد مي‌شد، كسي حق اعتراض نداشت و امام از آن غذا تعريف مي‌كردند. امام به ما مي‌گفتند: هيچ كس مادر شما نمي‌شود.»(1)‌
خانم فريده مصطفوي، دختر امام تأكيد مي‌كند:«هيچ وقت ما نديديم ايشان[امام] به خانم بگويند «فلان كار را انجام بده» و يا حتي «يك چاي براي من بريز»... خيلي به ايشان[مادرم] اظهار محبّت و علاقه مي‌كردند و مقيد بودند اين اظهار محبّت و علاقه را جلوي ما فرزندان هم علني كنند. امام احترام فوق‌العاده براي خانم قائل بودند... در طول شصت سال زندگي، هيچ وقت يك ليوان آب از خانم نخواستند...

 

سيره علامه طباطبايي(ره) با همسر

نقش همسر افراد در اعتلاي زندگي مشترك آنها به تناسب ميزان درك، تحمّل و گذشت هر يك متغير است. آنچه كه در زندگي شخصيتي چون علامه طباطبايي(ره) كمتر بدان پرداخته شده و ميزان ضرورت آن شايد كمتر از جنبه‌هاي ديگر نباشد، توجهي است كه خداوند متعال از طريق همسر ايشان به وي نموده است.
آنچه مسلم است اين كه همسر علامه از خانواده‌اي روحاني و مذهبي بوده، ولي اين به تنهايي براي تحمل آن همه شدايد كافي نبوده، بلكه بايد گفت: زمينه‌هاي روحي و معنوي بسياري در او نمودار بوده كه شخصيتي چون علامه طباطبايي(ره) هماره خود را مديون او دانسته و ثناگو و قدردان او بوده است. فرزند علامه در اين رابطه مي‌فرمايد:
«پدرم... صاحب اختيار خانه و امور آن را مادرم مي‌دانستند. مادرم به كارهاي درس ما و رفت و آمدهايمان رسيدگي مي‌كرد و همه مسائل را كنترل مي‌كرد و به قدري با هدايت عمل مي‌كرد كه پدرم با فراغت خاطر تمام به امور علمي خود مي‌پرداختند.» (2)
از سوي ديگر، روابط فيمابين علامه و همسرش از نوع روابط عادي ميان سايرين نبوده است، بلكه مي‌توان اذعان داشت كه هر دو در يكديگر ذوب شده بودند و ايماني كه همسر علامه به وي داشت ستودني است. فرزند ارشد ايشان به نكته جالبي اشاره نمودند كه هم بيان‌گر قدرت روحي علامه(ره) و هم بيان‌گر ايمان همسر وي به او بوده است:
«وقتي در محله يخچال قاضي قم زندگي مي‌كرديم مادرم به من گفت: پس از فوت من، خانم فلاني را براي پدرتان خواستگاري كنيد - آن خانم زني معقول بود كه با مادر من دوست بود و بچه و شوهر هم نداشت - من گفتم: مادر اين حرف‌ها چيست كه مي‌زنيد؟ مادرم گفت: همين‌ كه من مي‌گويم!
روابط فيمابين علامه و همسرش از نوع روابط عادي ميان سايرين نبوده است، بلكه مي‌توان اذعان داشت كه هر دو در يكديگر ذوب شده بودند و ايماني كه همسر علامه به وي داشت ستودني است.

گفتم: شما از كجا مي‌دانيد كه عمر چه كسي چه قدر است؟
او گفت: پسرجان، عمر من كمتر از پدرت است!
گفتم: آخر شما از كجا اين چنين حرفي را مي‌زنيد؟
مادرم گفت: خودش (علامه) به من گفته است كه من قبل از او خواهم رفت.
حال شما بررسي كنيد چه كسي جرأت مي‌كند به كسي بگويد كه عمر شما كمتر از من است. اين شوخي نيست، همين‌طور هم شد و والده ما در سال 1344 فوت كرد، الا اين كه آن خانم قبل از فوت مادر ما ازدواج كرد.»‌(3)
مرحوم علامه طباطبايي(ره) بارها از همسر خود به عنوان زني صبور و شكيبا ياد كرده است و خود نيز در قدرداني از محبت‌هايي كه همسرش به وي نموده بود كوتاهي نمي‌كرد و در اين خصوص از رفتار خوب خود ذكري به ميان نمي‌آورد و همه خوبي‌ها را به همسرش نسبت مي‌داد.(4)
رفتارشان با مادرم بسيار احترام‌آميز و دوستانه بود. هميشه طوري رفتار مي‌كردند گويي مشتاق ديدار مادرم هستند. ما هرگز بگو مگو و اختلافي بين آن دو نديديم. به قدري نسبت به هم مهربان و فداكار و باگذشت بودند كه ما گمان مي‌كرديم اينها هرگز با هم اختلافي ندارند آنها واقعاً مانند دو دوست با هم بودند.»(5)
فرزند علامه طباطبايي مي‌گويد: رفتارشان با مادرم بسيار احترام‌آميز و دوستانه بود. هميشه طوري رفتار مي‌كردند گويي مشتاق ديدار مادرم هستند. ما هرگز بگو مگو و اختلافي بين آن دو نديديم. به قدري نسبت به هم مهربان و فداكار و باگذشت بودند كه ما گمان مي‌كرديم اينها هرگز با هم اختلافي ندارند آنها واقعاً مانند دو دوست با هم بودند.»

وقتي همسر مرحوم علامه در سال 1344 بيمار مي‌شوند، علامه هرگز اجازه نمي‌دهند تا همسرشان براي انجام كاري از بستر بلند شوند.
«مادر من حدود 27 روز پيش از فوت در بستر بيماري بود و در اين مدت پدرم از كنار بستر ايشان لحظه‌اي بلند نشدند. تمام كارهايشان را تعطيل كردند و به مراقبت از او پرداختند.» (6)
پس از فوت همسر نيز علت آن ‌همه تأثر قلبي را چنين بيان مي‌فرمايند:
«مرگ حق است. همه بايد بميريم. من براي مرگ همسرم گريه نمي‌كنم. گريه من براي صفا و كدبانوگري و محبت‌هاي خانم است. ما زندگي پرفراز و نشيبي داشته‌ايم. در نجف اشرف با سختي‌هايي مواجه مي‌شديم. من از حوائج زندگي و چگونگي اداره آن بي‌اطلاع بودم. اداره زندگي به عهده خانم بود. در طول مدت زندگي ما هيچ‌گاه نشد كه خانم كاري بكند كه من حداقل در دلم بگويم كاش اين ‌كار را نمي‌كرد، يا كاري را ترك كند كه من بگويم كاش اين عمل را انجام داده بود. در تمام دوران زندگي ما هيچگاه به من نگفت چرا فلان عمل را انجام دادي؟ يا چرا ترك كردي؟»‌ (7)
علامه طباطبايي در مورد همسرش مي‌گويد: ما زندگي پرفراز و نشيبي داشته‌ايم. در نجف اشرف با سختي‌هايي مواجه مي‌شديم. من از حوائج زندگي و چگونگي اداره آن بي‌اطلاع بودم. اداره زندگي به عهده خانم بود. در طول مدت زندگي ما هيچ‌گاه نشد كه خانم كاري بكند كه من حداقل در دلم بگويم كاش اين ‌كار را نمي‌كرد، يا كاري را ترك كند كه من بگويم كاش اين عمل را انجام داده بود.

« -علامه- تا سه چهار سال پس از فوت همسر خويش هر روز سر قبر او مي‌رفتند و بعد از آن هم كه فرصت كمتري داشتند، به طور مرتب، دو روز در هفته، يعني دوشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها بر سر مزارش حاضر مي‌شدند و ممكن نبود اين برنامه را ترك كنند و همواره مي‌گفتند: «بنده خدا بايستي حق‌شناس باشد. اگر آدمي حق مردم را نتواند ادا كند حق خدا را هم نمي‌تواند ادا كند.»(8)
در پاسخي كه مرحوم علامه براي نامه تسليت يكي از شاگردانش نوشته‌اند شدت علاقه خويش را به همسرشان ابراز داشته‌اند و با اين كه چندين بار در اين نامه حمد خدا را به جاي آورده‌اند نوشته‌اند:«با رفتن او براي هميشه خط بطلان به زندگاني خوش و آرامي كه داشتيم كشيده شد.» (9)
يكي از شاگردان برجسته علامه مي‌گويد: وقتي ‌كه همسرش فوت شد پولي به من داد تا به كسي بدهم كه تا يك‌ سال هر شب جمعه براي آن مرحومه در حرم، زيارت حضرت معصومه (س) را بخواند.(10)
همسر شهيد مطهري مي‌گويد: «در مدت 26 سالي كه با ايشان زندگي كردم، هميشه با يك حالت تواضع و آرامش با من رفتار مي‌كردند، با صداي متين و چهره خندان، به طوري كه من با يك ارادت و عشق خاصي كار مي‌كردم و علاقه شديد ايشان به من و محبت‌هايي كه مي‌كردند، مرا در انجام كارهاي منزل رغبت و شوق عجيبي مي‌بخشيد.

 

نحوه رفتار استاد شهيدمرتضي مطهري(ره) با همسرش

خوشبختانه در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب، به دليل فراهم آمدن بستر حضور عيني و عملي بسياري از عالمان متعهد و مصلحان ديني در عرصه‌هاي مختلف اجتماع و طرح و تبيين نقطه نظرات آنان در جامعه و نيز چگونگي رفتار آنان با بانوان به ويژه همسر و دخترانشان، بسياري از ابهامات و شبهاتي كه در خصوص حقوق، وظايف و تكاليف زنان در جامعه وجود داشت، پاسخي روشن داده شد، كه مي‌بايست در تمامي شؤون زندگي فردي و اجتماعي ما به كار گرفته شود.
در اين بخش، نگاهي كوتاه به نحوه رفتار پاره تن امام، استاد شهيدمرتضي مطهري با همسر گراميشان خالي از لطف نخواهد بود. همسر ايشان مي‌گويد:
«در مدت 26 سالي كه با ايشان زندگي كردم، هميشه با يك حالت تواضع و آرامش با من رفتار مي‌كردند، با صداي متين و چهره خندان، به طوري كه من با يك ارادت و عشق خاصي كار مي‌كردم و علاقه شديد ايشان به من و محبت‌هايي كه مي‌كردند، مرا در انجام كارهاي منزل رغبت و شوق عجيبي مي‌بخشيد. من بسيار كم سن و سال بودم كه به منزل ايشان آمدم. ولي با همه آن كمي سن، هيچ وقت يادم نمي‌آيد كه از ايشان ناراحتي و رنجي ديده باشم. بسيار مهربان و با گذشت بودند، و به آسايش و راحتي من و بچه‌ها اهميت مي‌دادند. آنقدر با من صميمي و نزديك بودند كه رنج و ناراحتي مرا نمي‌توانستند تحمل كنند. يادم هست يك بار براي ديدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزي با يكي از دوستانم به تهران برگشتم. نزديكي‌هاي سحر بود كه به خانه رسيدم. وقتي وارد خانه شدم، ديدم همه بچه‌ها خواب هستند، ولي آقا بيدار است. چاي حاضر كرده بودند، ميوه و شيريني چيده بودند و منتظر من بودند. دوستم از ديدن اين منظره بسيار تعجب كرد و گفت: همه روحانيون اين قدر خوب هستند! بعد از سلام و عليك، وقتي آقا ديدند، بچه‌ها هنوز خوابند. با تأثر به من گفتند: مي‌ترسم يك وقت من نباشم و شما از سفر بياييد و كسي نباشد كه به استقبالتان بيايد.
همسر شهيد مطهري مي‌گويد: يادم هست يك بار براي ديدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روزي با يكي از دوستانم به تهران برگشتم. نزديكي‌هاي سحر بود كه به خانه رسيدم. وقتي وارد خانه شدم، ديدم همه بچه‌ها خواب هستند، ولي آقا بيدار است. چاي حاضر كرده بودند، ميوه و شيريني چيده بودند و منتظر من بودند. دوستم از ديدن اين منظره بسيار تعجب كرد و گفت: همه روحانيون اين قدر خوب هستند! بعد از سلام و عليك، وقتي آقا ديدند، بچه‌ها هنوز خوابند. با تأثر به من گفتند: مي‌ترسم يك وقت من نباشم و شما از سفر بياييد و كسي نباشد كه به استقبالتان بيايد.

يك وقت هم من و ايشان به سفر كربلا رفته بوديم. وقتي به خانه برگشتم، دو سه تا از بچه‌ها خواب بودند. ايشان ناراحت شدند و با بچه‌ها دعوا كردند كه چرا وقتي مادرتان از سفر كربلا برگشته، همه شما به استقبالش نيامديد؟! بسيار مهربان بودند. بعد از چندين سال زندگي، همان مهر و محبت روزهاي اول ازدواج بين ما برقرار بود. روزهاي پنجشنبه و جمعه وقتي ايشان به قم مي‌رفتند، من لباس‌هايشان را مي‌شستم و مرتب مي‌كردم. اتاقشان را منظم مي‌كردم و منتظر مي‌ماندم تا برگردند. خلاصه هرچه از صفا و محبت و تقواي ايشان بگويم، كم گفته‌ام. ايشان از تمام مسائل خانه خبر داشتند و در بيشتر كارها به من و بچه‌ها كمك مي‌كردند. ايشان بزرگ‌ترين حامي و هادي من و بچه‌ها بودند. بيشتر صبح‌ها چاي درست مي‌كردند. در تمام طول زندگي به ياد ندارم كه به من گفته باشند يك ليوان آب به ايشان بدهم. از ظلم به زن‌ها بسيار ناراحت و منقلب مي‌شدند. هميشه مي‌گفتند: زن نبايد استثمار شود.
رفتار محترمانه و صميمانه‌اي بين من و ايشان بود. ايشان به خانم‌ها خيلي احترام مي‌گذاشتند و هميشه مي‌گفتند زن در جامعه ما خيلي استثمار مي‌شود. يك بار كه براي معالجه مرحوم علامه طباطبائي قدس‌سرّه با ايشان به خارج از كشور رفته بوديم، عده‌اي از دخترها و خانم‌هاي دانشگاهي پيش ما آمدند و به آقا گفتند: علماي اسلام به زن‌هايشان چندان احترام نمي‌گذارند و اسم آن‌ها را هميشه با نام «بي‌ادبي!» و چيزهاي ديگر مي‌برند، آن‌ها را در هيچ كاري شركت نمي‌دهند.
آقا جواب دادند: خير، اين‌طورها نيست؛ و خيلي از حقوق زن در اسلام صحبت كردند؛ از جمله گفتند: اسلام حق بسيار زيادي براي خانم‌ها قايل شده كه حتي مي‌گويد، وظيفه ندارد به بچه خودش هم شير بدهد، چه برسد به كارهاي ديگر.
يادم هست وقتي ايشان كتاب «نظام حقوق زن» را مي‌نوشتند، گاهي راجع به اين موضوعات با من صحبت مي‌كردند. ايشان از رنج و ظلم به يك زن خيلي ناراحت مي‌شدند و آن را ننگي بر مردان مي‌شمردند و البته نظر ايشان را درباره زن مسلمان مي‌توانيد از لابلاي كتاب‌هايي كه نوشته‌ايد، پيدا كنيد. من خودم پيش ايشان قرآن و عربي ياد گرفته‌ام. بچه‌ها هم عربي و درس‌هاي ديگر را از ايشان ياد گرفته‌اند. چند سالي بود كه من عربي را فراموش كرده بودم. همين اواخر ايشان يك كلاس در منزل براي ما گذاشته بودند كه من و دخترها و يكي از دامادها و نيز پسرها جامع‌المقدمات مي‌‌خوانديم. ايشان آن قدر مهربان بودند كه خدا مي‌‌داند. عاطفه و مهر عجيبي بين ما بود. در بين حرف‌هايشان از عرفا و مقرّبان درگاه خداوند و اولياي خدا حرف مي‌زدند و بدون اين كه مستقيماً با من حرف بزنند، به صورت مثال‌هاي ساده و پرمعنا مرا به تقوا و فضيلت دعوت مي‌كردند.(11)


پي‌نوشت‌ها:

1- پا به پاي آفتاب، ج 1، صص 92و 97.
2- مجله زن روز، ش 892، مصاحبه با خانم نجم السادات طباطبايي.
3- مصاحبه با عبدالباقي طباطبايي، آرشيو بنياد شهيد قدوسي، نوار دوم.
4- مجله زن روز، ش 892.
5- همان.
6- همان.
7- مهر تابان، ص 25.
8- زن روز، 892.
9- عروة الوثقي، ش 111.
10- مكتب اسلام، سال 21، ش 10، ديماه 1360.
11- گفتگو با همسر شهيد مرتضي مطهري، به نقل از كتاب سرگذشت‌هاي ويژه، ج 2، صص 108 تا 111.

http://www.askdin.com/showthread.php?t=70


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارت گفتگو با همسر


 يكي از مهارت‌هايي كه همسران بايد ياد بگيرند و به آن عمل كنند، مهارت گفت‌وگو است. يادگيري اين مهارت مي‌تواند از آسيب‌هاي خانوادگي پيش‌گيري كند.
گاهي ميان همسران كدورت‌هايي پيش مي‌آيد كه حل آن به مهارت‌هايي نياز دارد. در اينجا نمونه‌اي از آنها را مي‌آوريم.

به حرف‌هاي شريك زندگي‌تان گوش دهيد، هر چند اين حرف‌ها مورد پسند شما نباشد. به‌خصوص زماني كه همسرتان روي نقاط ضعف شما اشاره مي‌كند، ممكن است شما نيز عصباني و ناراحت شويد.
اگر همسر شما مي‌گويد كه او را درك نمي‌كنيد، او را مطمئن كنيد كه نهايت سعي خود را به كار مي‌گيريد تا او را درك كنيد.

سعي كنيد با يكديگر صميمي و شفاف صحبت كنيد تا از مشكلات جلوگيري و با آرامش و محبت زندگي كنيد.
به همسرتان اجازه دهيد كه نظرش را درباره شما و مسائل زندگي بيان كند. سپس با آرامي و تدبير با او صحبت كرده و از واكنش هاي تند و زننده پرهيز كنيد.

اگر رفتار شما باعث عصبانيت همسرتان شد، مسئوليت ‌پذير باشيد. ممكن است شما نا آگاهانه او را عصباني كرده باشيد، بنابراين رفتارتان را اصلاح كنيد.سعي كنيد با برخوردها و صحبت‌هاي شادي ‌بخش، ناراحتي شريك زندگي خود را برطرف كنيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصلاح جملات در گفتگو با همسر
 

تازه ازدواج كرده ايد؟ رابطه شما با همسر گرامي تان چطور است؟ حتما از تفاوت هاي رفتاري تان به شدت متعجب هستيد. موافقيد با هم مروري بر رابطه شما داشته باشيم؟ ممكن است با موارد عجيب و غريبي در ارتباط با همسرتان روبه رو شويد كه ساعت ها فكر شما را مشغول كند. خيلي ها كه كمي زيرك و به عبارت عاميانه «تيزتر» هستند حتي در محيط كار و درس هم متوجه اين تفاوت ها ميان زن و مرد مي شوند. به طور معمول خانم ها چون به مسائل دقيق تر و با ريزبيني خاصي نگاه مي كنند، بيشتر متوجه اين تفاوت ها مي شوند. يكي از اين مسائل مهم و جالب، شيوه برقراري ارتباط مردهاست كه كاملا با زن ها فرق مي كند...

حرفم را قطع نكن
وقتي آقايي ميان صحبت خانم آمده و حرف او را قطع مي كند، خانم حس مي كند آقاي محترم به او گوش نمي كند اما بايد به ونوسي هاي محترم يادآوري كنيم كه مردها در اغلب اوقات حرف همديگر را قطع مي كنند تا نقطه نظري را مطرح كنند و به هيچ وجه از اين ماجرا حس بدي ندارند و فكر نمي كنند طرف مقابل به حرف آنها گوش نمي دهد، به خصوص اگر قطع كلام به علت طرح يك نقطه نظر مهم و يا اصطلاح مرتبط با موضوع و يا بحث بوده باشد. در اصل، وجود ارتباط با موضوع صحبت در حرف آقايان، ثابت مي كند كه آنها به صحبت همسرشان گوش مي كنند. وقتي خانم حس مي كند كه آقا گوش نمي كند، در اصل نتيجه اشتباهي گرفته و بايد از اين پس به اين نتيجه برسد كه او گوش مي كرده اما نمي دانست بايد اجازه دهد صحبت او تمام شود و بعد حرف بزند!
من با تو فرق دارم
مردها با قوانين و ضوابط متفاوتي با ديگران ارتباط برقرار مي كنند. اين اوضاع درست شبيه بازي بسكتبال است. هدف نهايي آنها، انداختن توپ داخل سبد است. بازيكنان آن قدر اين توپ را عقب و جلو مي اندازند تا شوت نهايي انجام شده و آن را به سبد بيندازند. هيچ كس نمي داند چه موقع يك بازيكن، توپ را از دست ديگري مي گيرد. فقط وقتي مشكل پيش مي آيد كه توپ فرد به داخل سبد نيفتد. وقتي يك مرد ميان حرف همسرش مي آيد تا موضوعي را مطرح كند و اتفاقا به هدف هم نزديك مي شود، آخرين موضوعي كه به فكرش مي رسد اين است كه بي ادب يا بي احترام بوده است! در اين مواقع اگر طرف صحبت آقا، همسرش باشد، خانم ناراحت مي شود و آقا هم متعجب مي ماند كه چرا منظورش را نرسانده است. او از خانم انتظار دارد به جاي ناراحتي بگويد: «به چه مورد خوبي اشاره كردي»! در حالي كه خانم از او انتظار دارد معذرت خواهي كند.
چه بايد كرد؟
درحين مكالمه و برقراري ارتباط ميان زن و مرد، اگر خانم از اينكه ايده ها و نظرها مثل توپ بسكتبال عقب و جلو مي شوند، ناراحت باشد مي تواند با يك لحني دوستانه و مستقيم بگويد: «چند لحظه صبر كن تا من مطالبم را كامل توضيح دهم و بعد درباره نظر خودت صحبت كن.» به اين ترتيب، مرد با خوشحالي به صحبت هاي خانم گوش مي كند و اتفاقا از اينكه متوجه شده چه بايد بكند و چه انتظاري از او مي رود، خوشحال مي شود. لازم نيست به او دستور داده شود و يا با تندي و بداخلاقي با او صحبت شود. اين كار اصلا جواب نمي دهد و مكالمه به دعوا مي انجامد. حتي اگر دوباره طبق عادت مردانه ميان حرف خانم پريد، باز خانم بايد با متانت بگويد: «باشه. خيلي خوب. من فعلا صحبت نمي كنم تا تو درباره افكارت صحبت كني.» اين راهكار دوستانه و مقبول بسيار بهتر از ايجاد تنش و ناراحتي است.
حرف آخر
كلام آخر اينكه بهترين پاسخ از طرف خانم در مواقعي كه شوهرش حرف او را قطع مي كند، اين است كه مساله را به خودش نگيرد و با راهكاري دوستانه به صحبت هاي او گوش و حتي درباره نظر او هم صحبت كند. آسان ترين روش براي انجام اين كار، آن است كه كمي گوش كند، صحبت هاي او را تكميل كند و بعد به صحبت هاي خودش ادامه دهد. بنابراين بهتر است از اين جملات استفاده كند: «عقيده خوبي است اما...» يا «عالي گفتي، بگذار من هم دراين باره جور ديگري صحبت كنم.» ميان اين عبارت ها و جمله «تو اصلا گوش نمي كني» زمين تا آسمان تفاوت وجود دارد. اگرچه پيام هر دوي آنها يكي است اما جمله مثبت و مودبانه نشان مي دهد كه قصد توهين و دفاع وجود ندارد و خانم اين قطع صحبت را توهين به شخصيت خود نمي داند. به اين ترتيب، آقاي محترم هم حالت دفاعي نمي گيرد، جنگ و دعوا به پا نمي شود و آقا حسابي كيف مي كند چون مي داند كه آقايان چقدر از تحسين و پذيرفته شدن لذت مي برند!
خطاهاي هشت گانه
در اينجا هشت نظر را مطرح مي كنيم كه اغلب خانم ها وقتي احساس مي كنند همسرشان به آنها گوش نمي كند، بيان مي كنند. حتي اگر خانم با لبخند و بدون لحن ناراحت اين نظريات را مطرح كند، باز هم اين نوع جملات چاره ساز نبوده و مشاجره ايجاد مي كند:
- يك دقيقه دندان روي جگر بگذار تا حرفم تمام شود.
- آيا كسي هست دو دقيقه به من گوش كند.
- بگذار من هم حرف بزنم.
- من فقط مي خواهم حرفم تمام شود البته اگر كسي اجازه دهد!
- تو اصلا گوش نمي كني و...
وقتي اين عبارات گفته مي شود، مرد حالت تدافعي به خود مي گيرد، به خصوص اگر لحن خانم ناراحت و تند باشد. به نظر آقا او گوش مي كند و خانم مي تواند در هر مرحله از صحبت قدري صبر كند تا نظر او را هم بشنود. آقا احساس مي كند خانم ناراحت است و حرف هاي ناراحت كننده مي زند و خانم هم فكر مي كند شوهرش قوانين برقراري ارتباط را نمي داند. اگر زن و مرد اين ماجرا را درست درك كنند، آن وقت حامي همديگر مي شوند، در غير اين صورت به شكل دو جبهه مخالف درمي آيند كه دائم با هم در دعوا و مشاجره هستند.


منبع: روزنامه ابتكار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

4. گونه‏شناسي اوصاف حضرت علي (ع) و نتيجه‏گيري

اينك بر اساس اوصاف حضرت علي (ع) و اطلاعاتي كه از اين زمينه در شعر فارسي به دست آورديم، مي‏توانيم گونه‏شناسي اوصاف حضرت علي (ع) را با جدول زير نشان دهيم. اين گونه‏شناسي در حقيقت خصوصيات و جايگاه انسان كامل را در انديشه شاعران مشخص مي‏سازد.
رديف عناوين اوصاف گونه‏هاي وصف انتظارات نقشي و ويژگي‏گونه‏شناسي
آرمان شاعران و تيپولوژي
1 علم و معرفت كتاب دانش، بهره‏گيري از دانش اسطوره اتصال
مشرق معرفت بي‏كران آن حضرت؛ به سرچشمه
و نمادهاي دانايي افتخار به ايشان و دانايي مطلق
دانايي كم خود را با حضرت حق
دانش بي‏كران آن
حضرت‏جبران‏نمودن
2 شجاعت شير خدا فاتح تقويت دين،نابودي اسطوره دلاوري
خيبر، قاتل نمادهاي ستم و
عنتر، صاحب خونريزي و ظلم و
ذوالفقار بهره‏بردن از حمايت
معنوي ايشان
3 جوانمردي ديباچه مروت، فراخواندن شجاعان اسطوره يگانگي
مرد مردان، روزگار خويش به وبي‏نظيري
لافتي مروت، اسوه‏سازي،
بخشيدن دشمن التذاذ
رديف عناوين اوصاف گونه‏هاي وصف انتظارات نقشي و ويژگي‏گونه‏شناسي
آرمان شاعران وتيپولوژي
4 ولايت ولي،شحنه‏شاه طلب سرپرستي قابل اسطوره امانت،
نجف اعتماد كه عهده‏دار دانايي، بردباري
امور دين و دنياي و عدالت
آدميان باشد
5 سخاوت درياي سخاوت، بهره‏يافتن از وجود اسطوره
هل‏اتي، بي‏كران‏مادي‏ومعنوي بخشندگي و
جانبخشي درنماز حضرت لطف
6 عدالت ترازو ــــ اسطوره عدالت
و ميزان سنجش
عدالت ديگران
7 رحمت الهي هماي رحمت، بهره‏مندشدن از اسطوره و
سايه‏لطف‏خدا، شفاعت آن حضرت مَجلاي لطف و
ساقي كوثر در قيامت، و از رحمت الهي
هدايت آن حضرت
در اين جهان
8 عبادت شب‏زنده‏دار، تسلي‏بخشيدن‏به اسطوره‏زيستن
روزه‏دار، و شهيد دردهاي‏خود، لذت در جوار قرب
محراب بردن از جمال معنوي حق‏ومرگ‏بي‏نظير
ومناجات‏آن‏حضرت،
فراگرفتن راه و رسم
زيستن
براساس اين جدول، مي‏توان بازتاب چهره معنوي حضرت علي (ع) را در شعر فارسي به‏اختصار در نكات زير جمع‏بندي نمود:
امام علي (ع) اسطوره دانايي، دلاوري، بي‏نظيري، بردباري، عدالت، بخشندگي و لطف، زيستن در جوار قرب حق، بهره‏مندي از مرگ و شهادت بي‏نظير است.
و جهان هستي هرگز قادر نيست شخصيتي را به جامعه انساني اهدا كند كه ويژگي‏هاي آن حضرت را به تمامي داشته باشد. هم از اين‏رو، وظيفه ما در برابر آن عظمت وصف‏ناپذير، چنان‏كه توماس كارلايل نويسنده و فيلسوف انگليسي بيان مي‏كند، اين است كه او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم. چه او جوانمردي بس عاليقدر و بزرگ‏منش بود، از سرچشمه وجدانش خير و نيكي مي‏جوشيد و از دلش شعله‏هاي شور و حماسه زبانه مي‏زد. او شجاع‏تر از شير ژيان بود، ولي شجاعتش آميخته با روح لطف و صفا و رحمت، و سرشار از عواطف رقيق انساني و رأفت و نرم‏دلي بود. و به قول گابريل دانگيري، نويسنده و محقق مشهور فرانسوي: «سخن گفتن در باره امام علي (ع) از نظر قرب معنوي، كم‏تر از ايستادن، در محراب عبادت نيست.» (عقيقي بخشايشي: ص‏ص 86 و 89).
فوءاد كرماني. ــ . شمع جمع. چ 6. تهران: طبع كتاب.
قاآني شيرازي. 1363. ديوان. تصحيح ناصر هيري. تهران: گلشايي.
انوري، حسن و حسن احمدي گيوي. 1376. دستور زبان فارسي 2. چ 2. تهران: فاطمي.
فشاركي، محمد. 1370. «نگاهي به بيان»، مجله تحقيقات اسلامي. س 6. ش‏ش 1 و 2.
كاشاني، محتشم. 1370. ديوان. به كوشش علي گرگاني. چ 3. تهران: سنايي.
شهريار، سيد محمدحسين. 1370. ديوان. چ 10. تهران: نگاه و زرين.
ولي، شاه نعمت‏الله. 1370. ديوان شاه نعمت‏الله ولي. تصحيح درويش. چ 6. تهران: علمي.
براهني، رضا. 1362. قصه‏نويسي. چ 3. تهران: نو.
حافظ، شمس‏الدين محمد. 1371. ديوان. تصحيح علامه قزويني و قاسم غني. چ 4. تهران: اساطير.
فردوسي، ابوالقاسم. 1374. شاهنامه (بر اساس چاپ مسكو). به كوشش سعيد حميديان. 4 ج. چ 2. تهران: داد.
فروغي بسطامي. ــ . ديوان. تصحيح مهدي افشار. تهران: هما.
مولوي، جلال‏الدين. 1365. مثنوي معنوي. به اهتمام رينولد اي. نيكلسون. 3 ج. چ 4. تهران: مولي.
خاقاني، افضل‏الدين بديل. 1368. ديوان. تصحيح ضياءالدين سجادي. چ 3. تهران: زوار.
حلاج، منصور. 1370. ديوان. تصحيح داود شيرازي. چ 6. تهران: سنايي.
حميديان، سعيد. 1372. درآمدي بر انديشه و هنر فردوسي. تهران: مركز.
سعدي، مصلح‏الدين. 1365. كليات سعدي. به اهتمام محمدعلي فروغي. چ 5. تهران: اميركبير.
ساوجي، سلمان. 1367. ديوان. به اهتمام منصور مشفق. چ 2. تهران: صفي عليشاه.
عطار نيشابوري، فريدالدين. 1368. الهي‏نامه. تصحيح هلموت ريتر. چ 2. تهران: توس.
ــــــــ . 1371. منطق‏الطير. تصحيح سيد صادق گوهرين. چ 8. تهران: علمي و فرهنگي.
قرآن كريم. 1374. ترجمه بهاءالدين خرمشاهي. تهران: نيلوفر و جامي.
فريومدي، ابن يمين. 1363. ديوان اشعار. تصحيح حسينعلي باستاني راد. چ 2. تهران: سنايي.
شميسا، سيروس. 1370. تهران: فردوس.
فرشيدورد، خسرو. 1373. درباره ادبيات و نقد ادبي. 2 ج. تهران: اميركبير.
ــــــــ . 1373. مصيبت‏نامه. تصحيح نوراني وصال. چ 4. تهران: زوار.
عقيقي بخشايشي. ـــ . حماسه جاودانه. چ 5. قم: نويد اسلام.
خواجوي كرماني، محمود. 1369. ديوان اشعار. تصحيح احمد سهيلي خوانساري. چ 2. تهران: پاژنگ.
دبيرسياقي، محمد. 1370. پيشاهنگان شعر پارسي. چ 3. تهران: اميركبير.
بهار، ملك‏الشعرا. 1368. ديوان. به كوشش مهرداد بهار. 2 ج. چ 5. تهران: توس.
اصفهاني، هاتف. 1375. ديوان. تصحيح وحيد دستگردي. چ 2. تهران: نگاه.
رافعي، مصطفي‏صادق و عبدالحسين ابن‏الدين. 1361. اعجاز قرآن و بلاغت محمد. چ 2. تهران: بنياد قرآن.
ساروخاني، باقر. 1377. روش تحقيق در علوم اجتماعي. 2 ج. تهران: موءسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي.
سنايي، مجدودبن آدم. 1362. ديوان. تصحيح مدرس رضوي. چ 3. تهران: سنايي.

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

3. اوصاف امام علي (ع) در شعر فارسي

حضرت علي (ع) از چنان عظمت و مقام والاي معنوي و روحي برخوردارند كه هيچ قلمي توانايي توصيف و بيان اندكي از عظمت بسيار ايشان را ندارد، ايشان در دانش و انديشه، شجاعت و جوانمردي، عفو و بخشش، اخلاص و صفا و ساير صفات كمالي بعد از پيامبر اكرم (ص) در تاريخ بشر بي‏نظير و بي‏همتايند.
نزديك شدن به چنين عظمت هراس‏آوري را تنها نيروي عشق ميسر مي‏سازد و هر نوع وصفي از حضرتشان به گونه‏يي بيانگر عشق شاعران به فضيلت و انسانيت است، هرچند كه آن حضرت از توصيف بي‏نيازند، گويندگان با وصف ايشان، به‏شكلي خود را وصف كرده‏اند، چرا كه به قول مولانا:

مادح خورشيد مداح خود است
كه دو چشمم سالم و نامرمد است
(مولوي 1365: ج 3، ص 3)
به هر حال، در اشعاري كه به ستايش ايشان اختصاص يافته است چند صفت برجستگي بيش‏تري دارد و با بسامد بالايي در شعر فارسي تكرار شده است. در ادامه به طبقه‏بندي هر يك از اين اوصاف و شرح مختصري پيرامون هر يك بسنده مي‏كنيم:
3.1. علم و معرفت
ابن‏ابي‏الحديد در شرح نامه سي‏وپنجم، از نامه‏هاي نهج‏البلاغه مي‏گويد:
بزرگ است پروردگار عالم، كه جهاني از حكمت و فصاحت و بلاغت و فضيلت را در وجود مردي جاي داده است (عقيقي بخشايشي: ص 91). دانايي و معرفت ايشان كه جلوه‏گاه اصلي آن‏را مي‏توان در نهج‏البلاغه يافت، از تنوعي چشمگير برخوردار است و گستره تمام مسائلي را كه در برابر انسان قرار دارد، دربرمي‏گيرد. بيان ايشان از چنان جامعيت و شمولي برخوردار است كه هرگز دست زمان ياراي كهن كردن آن را ندارد و به‏راستي سخن ايشان مصداق «دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق» است. فوءاد كرماني وجود حضرت را به كتاب دانش مانند مي‏كند كه هرچه بود و خواهد بود در آن قابل دريافت است:

به كتاب علم تو مندرج بود آنچه كانَ و مايكون
تويي آن مصدر ما خلق كه من الظواهر و البطون
بود اين عوالم كن فكان، اثر فعال تو يا علي
(فوءاد كرماني: ص 88)
و آن حضرت را جامع تمام علوم و مشرق معرفت مي‏داند:

احدي نيافت ز اوليا چو تو اين شرافت و منزلت
همه خاندان تو در صفت چو تواند مشرق معرفت
شده ختم دوره علم و دين به كمال تو يا علي
(ص 87)
توصيف آن حضرت به دانايي به گونه‏هاي زير در شعر فارسي آمده است:

گاه حضرت را به مطلق علم وصف كرده‏اند:
علم همه عالم به علي داد پيمبر
چون ابر بهاري كه دهد آب به گلزار
(دبير سياقي 1370: ص 136)

بوبكر سيرت است و «علي علم» تا ابد
من در دعا بلالش و در حكم قنبرش
(خاقاني 1368: ص 221)
بهر اثبات امامت گر بود قاضي عدل علم وجود و عفت و مرديش بس باشد گوا
(ابن يمين فريومدي 1363: ص 10)

زهي چشم و زهي علم و زهي كار
زهي خورشيد شرع و بحر ذخّار
(عطار 1368: ص 27)
و گاه از ايشان با عنوان عقل و ديده ياد كرده‏اند:

اي علي كه جمله عقل و ديده‏يي
شمه‏يي واگو از آنچه ديده‏يي
(مولوي 1365: ج 1، ص 230)
همچنين آن حضرت را معدن و درياي علم دانسته‏اند:

حجت قاطع، امام حق، اميرالموءمنين
بحر دانش، كان مردي، لطف رب‏العالمين
(سلمان ساوجي 1367: ص 326)

گوهر درياي عرفان، برج علم و كان جود
رهنماي رهروان و پيشواي اتقيا
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 588)
براي ايشان وصف «درِ شهر علم» نيز به دفعات در شعر فارسي آمده است. اين وصف حضرت علي (ع) ناظر به حديث نبوي: انا مدينة العلم و علي بابها است.

كه من شهر علمم عليم در است
درست اين سخن گفت پيغمبر است
(فردوسي 1374: ج 1، ص 19)

شو مدينه علم را در جوي و پس در وي خرام چون نمي‏داني كه شهر علم را حيدر در است
تا كي آخر خويشتن چون حلقه بر در داشتن خوب نبود جز كه حيدر مير و مهتر داشتن
(سنايي 1362: ص 198)

مالك ملك سلوني، باب شهرستان علم
سالك اطوار لم اعبد شه تخت رضا
(خواجوي كرماني 1369: ص 134)

چون تو بابي آن مدينه علم را
چون شعاعي آفتاب حلم را
(مولوي 1365: ج 1، ص 231)
شاعران از دانايي و معرفت آن حضرت با پرداختن به موارد زير ياد كرده‏اند:
1. سخن:

اي مقالت مثل ما قال النبي خير المثال
وي كلامت بعد قرآن مبين خيرالكلام
(محتشم كاشاني 1370: ص 175)

تو همان تجلي ايزدي كه فراز عرشي و لامكان
دهد آن فوءاد و لسان تو ز فروغ لوح و قلم نشان
(فوءاد كرماني: ص 89)
2. راي:

راي او خورشيد تابان خصم او خاشاك ره
كي شود از مشت خاشاكي مكدّر آفتاب
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 50)
3. دل روشن و بصيرت پايان‏ناپذير آن حضرت:

شد ز روشن‏دل او روز مخالف تاري
شد ز تيغ كج او دين خداوندي راست
(بهار 1368: ص 58)
به علاوه، در شعر شاعران برخي از كلمات به عنوان نماد دانايي آن حضرت به كار رفته است كه از آن جمله مي‏توان به موارد زير اشاره نمود:
1. سلوني: كلمه سلوني برگرفته از كلام خود آن حضرت است كه فرمودند: سلوني قبل ان تفقدوني.

كي رسيدش ار نبودي افضيلت وصف او در بيان رهنموني آمده
از سلوني دم زدن در بارگاه مصطفي صاحب سرّ سلوني آمده
(عطار 1371: ص 26)

مالك ملك سلوني باب شهرستان علم
سالك اطوار لم اعبد شه تخت رضا
(خواجوي كرماني 1369: ص 134)
2. لو كشف: اين كلمه نيز از بيان خود آن حضرت كه فرمودند: «لو كشف الغطا ما ازددتُ يقيناً» اقتباس شده و نمادي از دانايي بي‏حد و حصر آن حضرت شمرده شده است.

كاشف سر خلافت رازدار لو كشف
قاضي دين نبي مسندنشين هل اتي
(ص 134)

تويي آنكه در همه آيتي نگري به چشم خداي‏بين
تويي آنكه از كشف الغطا نشود تو را زياده يقين
(فوءاد كرماني ص 87)
3. جام گيتي‏نما: ويژگي‏هاي اصلي جام جهان‏نما آن است كه تمام حوادث و وقايع را مي‏تواند در خود منعكس نمايد. اين كلمه در شعر فارسي نماد دانايي و روشندلي شمرده است.

جام گيتي‏نما علي ولي
معني انما علي ولي
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 33)
4. قلب قرآن:

او چو قلب آل ياسين آمده قلب قرآن، قلب پر قرآن اوست
قلب قرآن ياوسين زين آمده وال من والاه اندرشان اوست
(عطار 1373: ص 35)
به علاوه، شاه نعمت‏اللّه با توجه به دانايي آن حضرت، ايشان را محرم كبريا(1370: ص 33) محرم راز رسول (ص 588) و مخزن اسرار اسماي الله (ص 32) دانسته و هفت دريا را در قياس با درياي بي‏كرانه علم آن حضرت اندك شمرده است (ص 33).
3. 2. شجاعت
جرج جرداق پس از بيان موارد متعددي از شجاعت‏ها و دلاوري‏هاي آن حضرت، مي‏گويد كه: علي (ع)، با همه نيروي شگرف و شجاعت فوق‏العاده‏يي كه داشت، در هيچ موقعيتي به ظلم دست نيالود. همه راويان و تاريخ‏نويسان، در اين قول اتفاق‏نظر دارند كه علي (ع) تا وقتي كه به‏راستي مجبور نمي‏شد، هرگز به كارزار نمي‏رفت. او تا آنجا كه مي‏توانست سعي مي‏كرد تا از راه‏هاي مسالمت‏آميز، اختلافات خود را با دشمن خود، برطرف سازد و بدين‏گونه حتي‏المقدور از خونريزي جلوگيري كند. او هميشه اين سخن را به فرزندش حسن (ع) مي‏گفت كه: «هرگز كسي را به مبارزه دعوت مكن» و بدين‏سان، همواره از نبرد، مگر در صورت ضرورت و ناچاري، پرهيز داشت. و اين است معناي شجاعت و قهرماني واقعي (عقيقي بخشايشي: ص 36).
از جمله اوصافي كه براي بيان شجاعت آن حضرت مورد تأكيد شاعران قرار گرفته است، صفت شير خدا است. كه به علت كثرت استعمال، كنايه از ذات شده است و به محض شنيده شدن، تنها حضرت علي (ع) به عنوان مصداق آن در ذهن خواننده شكل مي‏گيرد. تعبير شير خدا به گونه‏هاي شير حق، شير يزدان، شير رباني، شيرمرد عالم، اسدالله و مطلق شير مورد استفاده شاعران واقع شده است:

آن كيست بر اين حال كه بودست و كه باشد
جز شير خداوند جهان حيدر كرار
(دبير سياقي 1370: ص 136)

چون علي فزت و رب الكعبه گفت
ناقة‏الله شير حق را برگرفت
(عطار 1373: ص 35)

ساقي كوثر امام رهنما
ابن عم مصطفي شير خدا
(عطار 1371: ص 26)

شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود
جانبخش در نماز و جهانسوز در دعا
(سعدي 1365: ص 702)

مقتداي سروران ملك دين جفت بتول
پيشواي رهروان راه حق شير خدا
(خواجو 1369: ص 133)

شاه مردان چون خليل‏الله به صورت بت‏شكن
شير يزدان از رسول‏الله به معني يادگار
(ص 133)

در شجاعت شير ربانيستي
در مروت خود كه داند كيستي
(مولوي 1365: ج 1، ص 299)

از علي آموز اخلاص عمل
شير حق را دان منزه از دغل
(همان)

تمثال روح، صورت جان معني خرد
همسال عشق، شير خدا، مير كامياب
(قاآني 1363: ص 137)

آهوي چشم تو اي شوخ دل من بفريفت
مگر اين دل نه دل مدحگر شير خداست
(بهار 1368: ص 57)

علي آن شير خدا شاه عرب
الفتي داشته با اين دل شب
(شهريار، 1370)
و بارها به وصف ذوالفقار به عنوان نماد شجاعت آن حضرت پرداخته‏اند:

علي يدي كه به ملك يزيديان قلمش
همان كند كه به‏دين ذوالفقار نصرت ياب
(خاقاني 1368: ص 49)

مهر او از آسمان لافتي الاّ علي
تيغ او از گوهر لاسيف الا ذوالفقار
(خواجو 1369: ص 133)

حيدر صفدر كه در رزم از تن شير فلك
جان برآرد چون برآرد تيغ خونريز از نيام
(محتشم كاشاني 1370: ص 174)

شد ز روشن دل او روز مخالف تاري
شد ز تيغ كج او دين خداوندي راست
(بهار 1368: ص 58)

شهسواري كه به برق شمشير
در دل شب بشكافد دل شير
(شهريار 1370: ص 325)
و نتيجه شجاعت آن حضرت را پيروزي و تقويت اسلام دانسته‏اند:

اسلام شد مشيد و دين گشت استوار
از بازوي يدالله و از ضرب ذوالفقار
(قاآني 1363: ص 111)

دادي رواج شرع نبي را ز قتل عمرو
كاو را ز پا فكندي و دين گشت پايدار
(ص 112)

ذوالفقار كج چنين گويد به عالم
راست از دست خدا شرع مبين شد
(فروغي بسطامي: ص 69)

شد ز روشن دل او روز مخالف تاري
شد ز تيغ كج او دين خداوندي راست
(بهار 1368: ص 58)
و مهم‏ترين مصداق‏هاي شجاعت حضرت علي (ع) را در فتح قلعه خيبر، جنگ با مرحب، عمرو، عنتر، و زره از پيش بستن ايشان دانسته‏اند:

قلعه‏گير كشور دين حيدر درنده حي
دسته‏بند لاله عصمت وصي المصطفي
(خواجو 1369: ص 134)

به رتبت ساقي كوثر به مردي فاتح خيبر
به نسبت صهر پيغمبر ولي والي والا
(هاتف اصفهاني 1375: ص 58)

فاتح خيبر كه گر بودي زمين را حلقه‏يي قاتل عنتر كه بر يكران چو مي‏گردد سوار
در زمان كندي و افكندي در اين فيروزه بام مي‏فرستد خصم را سوي عدم در نيم‏گام
(محتشم كاشاني 1370: ص 142)

زان ضربتي كه بر سر مرحب زدي هنوز دادي رواج شرع نبي را ز قتل عمرو
آواز مرحباست كه خيزد ز هر كنار كاو را ز پا فكندي و دين گشت پايدار
(قاآني 1363: ص 23)

مردي كه در مصاف زره پيش بسته بود
تا پيش دشمنان نكند پشت بر غزا
(سعدي 1365: ص 702)

گفت اگر در رويم آيد صد سپاه
كس نبيند پشت من در حربگاه
(عطار 1373: ص 34)
و سرانجام منشاءَ قدرت او را قدرت حق دانسته‏اند:

پنج عنصر حيدر كرار دارد
قدرت حق زانكه با خاكش عجين شد
(فروغي بسطامي: ص 69)
3. 3. جوانمردي
مروت و جوانمردي آن حضرت، ارتباطي ناگسستني با شجاعت ايشان دارد. درواقع، آنچه شجاعت ايشان را برتر از شجاعت تمام شجاعان قرار داده است، بهره داشتن آن حضرت از گذشت و جوانمردي است كه جلوه‏هاي آن را مي‏توان به هنگام دست يافتن به دشمني سرسخت چون عمروبن عبدود و حتي به هنگام مجازات كسي مشاهده كرد كه به زندگي شكوهمند ايشان پايان داد.
مولانا درك مروت حضرت علي (ع) را براي بشر دسترسي‏ناپذير مي‏داند و مي‏گويد:

در شجاعت شير ربانيستي
در مروت خود كه داند كيستي
(مولوي 1365: ج 1، ص 229)
سعدي حضرت را ديباچه مروت معرفي مي‏كند:

ديباچه مروت و ديوان معرفت
لشكركش فتوت و سردار اتقيا
(سعدي 1365: ص 702)
و خواجو حضرت را گوهر جام فتوت مي‏داند:

معني درس الهي خاتم دست كرم
گوهر جام فتوت روح شخص لافتي
(خواجو 1369: ص 134)
و شاه نعمت‏الله براي وصف مروت آن حضرت از مرد مردان بهره مي‏گيرد:

مرد مردانه شاه مردان علي
در همه حال مرد مردان است
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 6)
به علاوه، مصداق عيني مروت او را، مولانا در برخورد بزرگوارانه‏اش با عمروبن عبدود پس از پيروزي بر وي دانسته است و شهريار در برخورد آن حضرت با ابن ملجم:

به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا
(شهريار 1370: ص 98)
شاعران پارسي‏گو اغلب از عبارت «لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار» به عنوان نماد مروت آن حضرت ياد كرده‏اند و تركيب‏هاي گوناگوني با آن ساخته‏اند، از جمله:

لافتي الا عليش از مصطفاست از دو دستش لافتي آمد پديد
وز خداوند جهانش هل اتي ست وز سه قرصش هل اتي آمد پديد
(عطار 1373: ص 35)

مهر او از آسمان لافتي الا علي
تيغ او از گوهر لاسيف الا ذوالفقار
(خواجو 1369: ص 133)

لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار
اين سخن را از سر صدق و صفا بايد زدن
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 27)

آفتاب آسمان لافتي
نور رب العالمين يعني علي
(ص 32)

همايون روز نوروز است امروز و به فيروزي
بر اورنگ خلافت كرده شاه لافتي مأوا
(هاتف اصفهاني 1375: ص 58)
3. 4. ولايت
در شعر فارسي مقام ولايت به علي (ع) تخصيص يافته است و پيوسته آن حضرت را به صفت ولايت وصف كرده‏اند:

ختم شد بر تو ولايت چون نبوت بر رسول
شير يزدان ابن عم مصطفي جفت بتول
(سلمان ساوجي 1367: ص 326)

سرو بستان امامت، دُرّ درياي هدي
شمع ايوان ولايت، نور چشم اوليا
(خواجو 1369: ص 134)

هر قطره‏يي ز فيض محيط ولايتش
صد چشمه حباب و دو صد حوض كوثر است
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 5)

ولي حضرت عزت، قسيم دوزخ و جنت
قوام مذهب و ملت، نظام‏الدين والدنيا
(هاتف اصفهاني 1375: ص 59)

ولي ايزد يكتا كه به پيش در او
آسمان همچو غلامان رهي پشت دوتاست
(بهار 1368: ص 57)
در شعر فارسي هرجا كه علي (ع) را با صفت شاه و پادشاه وصف نموده‏اند، با توجه به معناي نمادين شاه، به ولايت ايشان اشاره كرده‏اند:

و آن ندانم هيچ كس را از نبي چون بگذري
جز علي مرتضي را پادشاه اوليا
(ابن يمين فريومدي 1363: ص 11)

تويي آن‏كه تكيه سلطنت زده‏يي به تخت موءيدي ز شكوه شأن تو بر ملا، جلوات عِزّ و ممجدي
به فراز فرق مباركت شده نصب تاج مخلدي متصرف آمده در يدت ملكوت دولت سرمدي
تو نه آن شهي كه ز سلطنت بود اعتزال تو يا علي
(فوءاد كرماني: ص 88)

شاه مردان چون خليل‏الله به صورت بت‏شكن
شير يزدان از رسول‏الله به معني يادگار
(خواجو 1369: ص 133)

شاه مردان پادشاه ملك دين
سرور خلد برين يعني علي
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 32)

شهنشاه غضنفر فر، پلنگ‏آويز اژدر در
اميرالموءمنين حيدر علي عالي والا
(هاتف اصفهاني 1375: ص 58)
به‏علاوه، آنجا كه حافظ از اميرالموءمنين با عنوان شحنه نجف ياد مي‏كند نيز ممكن است اشاره به مقام ولايت ايشان داشته باشد:

حافظ اگر قدم زني در ره خاندان به صدق
بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
(حافظ 1371: ص 252)
3. 5. سخاوت
وجود مبارك حضرت علي (ع) خود برترين عطيه ايزدي است.

اي برترين عطيه ايزد كه امر تو
بر رد منع حكم قضا دارد اقتدار
(قاآني 1363: ص 229)
شاعران آفرينش هستي را نتيجه جود آن حضرت دانسته‏اند:

تويي آن‏كه هستي ما خلق شده بر عطاي تو مستدل
ز محيط جود تو منتشر قطرات جان، رشحات دل
(فوءاد كرماني ص 88)

جودش وجود داد به عالم از آن سبب
عالم به يمن جود وجودش مصور است
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 47)

و آن حضرت را درياي سخاوت ناميده‏اند:
ابن عم مصطفي بحر سخا بدر الدجي
(محتشم كاشاني 1370: ص 141)

گوهر درياي عرفان بحر علم و كان جود
رهنماي ره روان و پيشواي اتقيا
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 588)

زهي چشم و زهي علم و زهي كار
زهي خورشيد شرع و بحر زخّار
(عطار 1368)
بخشش در حين نماز و كلمات مباركه هل اتي را كه سوره انسان با آن آغاز مي‏شود به عنوان نمادهاي بخشندگي آن حضرت ذكر كرده‏اند. در اين سوره آمده است كه: «يوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيراً. و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً. انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء و لاشكوراً» (قرآن كريم: انسان/7-9) (آنان كه به نذر خود وفا مي‏كنند و از روزي كه از شرّش دامنگير است بيم دارند. و خوراك را با وجود دوست‏داشتنش به بينوا و يتيم و اسير اطعام مي‏كنند.
[و در دل گويند] ما فقط براي خشنودي خداوند شما را اطعام مي‏كنيم، از شما نه پاداشي مي‏خواهيم و نه سپاسي).
خرمشاهي در حاشيه ترجمه قرآن كريم نوشته است كه اين آيات به تصريح مفسران شيعه و اهل سنت، درباره حضرت علي، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام و فضه خادمه آنان نازل شده است، و سپس سخن زمخشري را بينه از كشّاف نقل كرده است (خرمشاهي 1374: ص 579).
برو اي گداي مسكين در خانه علي زن كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
(شهريار 1370: ص 98)

شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود
جانبخش در نماز و جهانسوز در دعا
(سعدي 1365: ص 702)

آن‏كه در حين صلوة از مال خود دادي زكوة
جز علي كس را نمي‏دانم به نص انما
(ابن يمين فريومدي 1363: ص 10)

لافتي الا عليش از مصطفاست از دو دستش لافتي آمد پديد
وز خداوند جهانش هل اتي وز سه قرصش هل اتي آمد پديد
(عطار 1373: ص 35)

كاشف سرّ خلافت رازدار لوكشف
قاضي دين نبي مسندنشين هل‏اتي
(خواجو 1369: ص 134)
3. 6. عدالت
به رغم آنكه عدالت علي (ع) از برجسته‏ترين ويژگي‏هاي آن حضرت است و نقش‏هاي اجتماعي فوق‏العاده‏يي دارد، در شعر فارسي مورد توجه چنداني واقع نشده است. دليل اصلي اين امر در حقيقت آن است كه خلفاي اموي و عباسي و حاكمان و پادشاهان ستمگر ايران با عملكرد خود جايي براي فهم معنا و ارزش عدالت باقي نگذاشته بودند و ملت ايران و شاعران آن زيستن در محيط خالي از عدل را طبيعي مي‏دانستند و تجربه‏يي از عدالت نداشتند، تا از آن سخني بگويند. با اين حال، مولانا در توصيف عدالت آن حضرت مي‏گويد:

تو ترازوي احد خو بوده‏يي
بل زبانه هر ترازو بوده‏يي
(مولوي 1365: ج 1، ص 244)
و محتشم سروده است كه:

بس كه دست انتقام از قوت عدلت قوي است
لاله رنگ از خون شاهين است چنگال حمام
(محتشم كاشاني 1370: ص 142)
3. 7. رحمت الهي
با توجه به انديشه انسان كامل و نقش وي در هستي، شاعران پارسي‏گو پيوسته حضرت علي (ع) را رحمت الهي بر خلايق دانسته‏اند، چنان‏كه:
به تو گشت خلقت كن فكان كه ظهور نور مشيتي چو تو در مداين علم حق ز شرف مدينه رحمتي
سيلان رحمت حق بود همه از جمال تو يا علي
(فوءاد كرماني)

آن رحمت خداي كه از لطف عام اوست
شيطان هنوز با همه عصيان اميدوار
(قاآني 1363: ص 299)

بر خليل از مهر آن خورشيد رحمت (فروغي بسطامي: ص 70) بدرقه رهت شود همّت شحنه نجف
آتش نمرود باغ ياسمين شد حافظ اگر قدم زني در ره خاندان به صدق
(حافظ، 1371)
زيباترين توصيف از حضرت علي (ع) به عنوان رحمت الهي را مي‏توان در شعر شهريار شاهد بود، آنجا كه مي‏گويد:

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ
كه به ماسوا فكندي همه سايه هما را به علي شناختم من به خدا قسم خدا را چو علي گرفته باشد سرچشمه بقا را به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
(شهريار 1370: ص 98)
و شاعران از آن حضرت به عنوان لطف الهي ياد كرده‏اند:

سايه لطف خدا و عالمي در سايه‏اش
نور رويش كرده روشن ماه انور آفتاب
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 3)
يكي از مهم‏ترين جلوه‏هاي رحمت و لطف امام (ع) را با بهره‏گيري از صفت ساقي كوثر براي آن حضرت رقم زده‏اند:

ساقي كوثر امام رهنما
ابن عم مصطفي شير خدا
(عطار 1371: ص 26)

او ساقي حوض كوثر و ما
نوشيم زلال او دمادم
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 24)

ساقي كوثر كه تا ساقي نگردد در بهشت
انبيا را ز آب كوثر تر نخواهد گشت كام
(محتشم كاشاني 1370: ص141)

به رتبت ساقي كوثر به مردي فاتح خيبر
به نسبت صهر پيغمبر ولي والي والا
(هاتف اصفهاني 1375: ص 58)
و با توجه به همين جنبه از وجود مبارك آن حضرت، پيوسته از ايشان تقاضاي دستگيري و شفاعت مي‏كنند.

امروز دست‏گير كه از پا فتاده‏ام
آخر نه دست من تو گرفتي در ابتدا
(حلاج 1370: ص 5)

فردا كه هر كسي به شفيعي زنند دست
ماييم و دست و دامن معصوم مرتضي
(سعدي 1365: ص 702)

باري علي چو شافع ديوان محشر است
ارجو شفيع من شود اندر صف حساب
(قاآني 1363: ص 98)

بنگر فوءاد شكسته را به درت نشسته به التجا اگرش براني از آستان كند آشيان به كدام جا
به سخا و بذل تواش طمع، به عطا و فضل تواش رجا زيناه ظل وسيع تو هم اگر رود برود به كجا
(فوءاد كرماني ص 90)
3. 8. عبادت
امام علي (ع) در عبادت و راز و نياز با خداوند نيز همچون ساير ويژگي‏هاي خود، منحصربه فرد و يگانه بودند. براي شكوه از دردهاي خويش و راز و نياز و مناجات، با حضرت حق، شب را برمي‏گزيدند. و در نخلستان‏هاي اطراف شهر، فريادهاي در سينه‏مانده و با كس نگفته‏شان را در دل چاه‏ها سر مي‏دادند و ناله‏هاي جانگداز خويش را با چاه در ميان مي‏گذاشتند. شهريار در اين باره چه زيبا سروده است:

علي آن شير خدا شاه عرب شب ز اسرار علي آگاه است شب شنفته است مناجات علي شاه را ديده به نوشيني خواب فجر تا سينه آفاق شكافت روزه‏داري كه به مهر اسحار شاهبازي كه به بال و پر راز ماه محراب عبوديت حق
الفتي داشته با اين دل شب دل شب محرم سرّ الله است جوشش چشمه فيض ازلي روي بر سينه ديوار خراب چشم بيدار علي، خفته نيافت بشكند نان جوين افطار مي‏كند در ابديت پرواز سر به محراب عبادت منشق
(شهريار 1370: ص 325)
و خواجو با اتكا به حديث لم اعبد رباً لم اره نهايت برداشت خود از عبادت حضرت را به گونه زير بيان كرده است:

مالك ملك سلوني باب شهرستان علم
سالك اطوار لم اعبد شه تخت رضا
(خواجو 1369: ص 134)
و مولانا سجده ماه در برابر چهره زيباي علي (ع) در سجدگاه را مصداق كامل و نهايي زيبايي عبادت آن حضرت دانسته است:

او خدو انداخت بر رويي كه ماه
سجده آرد پيش او در سجده‏گاه
(مولوي 1365: ج 1، ص 229)
اوصاف امام علي (ع) بي‏كران است، چراكه شخصيت آن حضرت از نظر عمق و تنوع صفات پايان‏ناپذير است. و به‏راستي شاعران پارسي‏گو وي را شخصيت بي‏نظير تاريخ بشر دانسته‏اند:

هله‏اي مجلّي عارفان تو چه مطلعي تو چه منظري كه نديده‏ام به دو ديده‏ام چو تو گوهري چو تو جوهري
هله‏اي مولّه عاشقان تو چه شاهدي تو چه دلبري چه در انبيا چه در اوليا نه تو را عديلي و همسري
(فوءاد كرماني ص 86)
ديگر اوصافي كه براي آن حضرت ذكر كرده‏اند به قرار زير است:
نور خدا (شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 4)، نور هدي (ص 588)، نور چشم محققان جهان و ديده بي‏غطا (ص 33)، نور چشم عالم (ص 588)، شمع ايوان ولايت و نور چشم اوليا (خواجو 1369: ص 134)، سرور خلد برين (شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 32)، شاه مردان (خواجو 1369: ص 133)، قسيم دوزخ و جنت (هاتف 1375: ص 59)، معصوم (شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 588)، سرور اوليا (ص 33)، جان عالم (ص 3)، مقصد و مقصود عالم (ص 588)، درخت حقيقت (فوءاد كرماني: ص 87)، حرّ و آزاده (مولوي 1365)، مجلّي عارفان و مولّه عاشقان (فوءاد كرماني: ص 86)، فخر آل مصطفي (سلمان ساوجي 1367: ص 326)، متواضع (ابن يمين 1363: ص 10)، شرف و فخر بني‏آدم (بهار 1368: ص 58)، اميرالموءمنين و امام المتقين (خواجو 1369: ص 133)، خيرالوري (ص 118)، عصاره رسولان (عطار 1373: ص 36)، شهسوار ميدان عشق (حلاج 1370: ص 2)، وصي مصطفي (خواجو 1369: ص 134)، تمثال روح، صورت جان، معني خرد / همسال عشق، شير خدا، مير كامياب (قاآني 1363: ص 97)، حجت قاطع، امام حق، اميرالموءمنين / بحر دانش، كان مردي، لطف رب‏العالمين (سلمان ساوجي 1367: ص 326)، تجلي ايزدي (فوءاد كرماني: ص 88)، روح اعظم، جان عالم، عقل كل (شاه نعمت الله 1369: ص 588)، خورشيد شرع (و) بوّاب جنت (عطار 1368: ص 27).

خواجه حق پيشواي راستين ساقي كوثر امام رهنما
كان علم و بحر حلم و قطب دين ابن عم مصطفي شير خدا
(عطار 1371: ص 26)

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مطالعات ، تجربه ها و تمرين هاي ضروري براي تدريس ، سخنراني ، گويندگي ، گفتگو ، مناظره ، مجريگري ، مباحثه ، مذاكره و مصاحبه استخدامي و رسانه اي .

۳۷ - تمرين توصيف و توضيح و توجيه و تبيين و تشريح

۲

شيوه‏هاي توصيف

در آثار ادبي، توصيف نقش فوق‏العاده مهمي دارد. هرگونه تصويرگري به نوعي با توصيف ارتباط دارد و در شكل‏گيري آن نقشي را به عهده مي‏گيرد. توصيف يكي از عناصر مهم و عمده پديدآورنده فضا و رنگ محسوب مي‏شود و علاوه بر جزئيات جسماني و روحي موصوف، مجموعه تأثير مفروض بر خواننده را هم در برمي‏گيرد. توصيف اشخاص در آثار ادبي كلاسيك نسبت به آثار ادبي جديد تفاوت‏هايي دارد. به اين معنا كه در اين نوع آثار، توصيفات بيش‏تر شامل شخصيت‏هاي اصلي مي‏شود و در همين موارد نيز به جزئيات تعيين‏كننده، كم‏تر پرداخته مي‏شود. براهني معتقد است كه در اين نوع آثار، «هيچ چيز جزءبه‏جزء و به صورت عيني و دقيق توصيف نگرديده است و تمام نويسندگان آنها را از يك حالت گريز از مركز، شروع به تشريح و توصيف كرده‏اند (براهني 1362: ص 51). به علاوه، ويژگي‏هاي نفساني و از جمله عمل روشن نيست (حميديان 1372:ص 401). اما اين ويژگي‏ها را نمي‏توان در مورد همه آثار كاملاً صادق دانست، چنان‏كه نمي‏توان آنها را يكسره باطل و بيهوده تصور كرد. برخي از اوصافي كه در باره حضرت علي (ع) در شعر شاعران پارسي‏گو آمده چنان دقيق و جزءبه‏جزء است كه شعر آنها را به شعر و داستان‏پردازي جديد نزديك مي‏كند.
پيش از طبقه‏بندي و گونه‏شناسي اوصاف حضرت علي (ع)، لازم است كه شيوه‏ها و انواع توصيف مربوط به حضرت ايشان را با ذكر نمونه‏هايي از شعر فارسي پي‏گيري كنيم.
2.1. توصيف گسترده
گاه شاعر با ورود به جزئيات اوصاف مربوط به موصوف، كلام را در هر لحظه به‏شكلي پي مي‏گيرد و بدين طريق قصد دارد، ضمن ايجاد التذاذ براي خواننده، برخي از ويژگي‏هاي موصوف را برجسته سازد. در اين حالت، براي هر يك از صفات جمله‏هاي موصولي گوناگوني در كلام ذكر مي‏شود تا آن صفت را با وضوح و روشني مجسم سازد و زمينه لازم را براي درك صحيح خواننده و متقاعد ساختن وي فراهم آورد. از نمونه‏هاي زيباي توصيف گسترده در باره حضرت علي تنها به وصف محتشم كاشاني بسنده مي‏كنيم:

سرور فرخ‏رخِ عادل دُلُدل سوار حيدر صفدر كه در رزم، از تنِ شيرِ فلك ساقي كوثر كه تا ساقي نگردد در بهشت فاتح خيبر كه گر بودي زمين را حلقه‏يي
قِسور جنگ‏آور اژدر در ليث انتقام جان برآرد، چون برآرد تيغِ خونريز از نيام انبيا را ز آب كوثر، تر نخواهد گشت كام در زمان كَندي و افكندي در اين فيروزه بام
(محتشم كاشاني 1370: ص‏ص 174-175)
2.2. توصيف فشرده
توصيف فشرده در برابر توصيف گسترده قرار دارد. با توصيف فشرده ويژگي‏هاي عمده موصوف در قالب يك كلمه ريخته مي‏شود و نويسنده با استفاده از تركيب‏هاي وصفي، اضافه‏هاي استعاري، تشبيهي، جانشين‏سازي صفت به جاي موصوف و بهره‏گيري از برخي شكل‏هاي كنايه به توصيف مي‏پردازد. در اين موارد، هر يك از توصيف‏ها در باره اشخاص حقيقي و قهرمانان آرماني بشر، ژرف ساخت واقعه يا مجموعه وقايعي را در برمي‏گيرد كه بدون آشنايي با آنها درك دقيق و جزءبه جزءِ آن اوصاف امكان‏پذير نخواهد بود. نويسنده يا شاعر در چنين حالتي توصيف خود را متكي به دانش مكملي مي‏داند كه در ذهن خواننده بايد وجود داشته باشد، تا بتواند بر مبناي آنها نانوشته‏هاي متن را در ذهن خود بازنويسي كند.
مهم‏ترين جلوه توصيف‏هاي فشرده بهره‏گيري از صفت به جاي موصوف است. در كتاب‏هاي دستوري آمده است كه برخي از واژگان يا گروه‏ها، گاهي تغيير مقوله دستوري مي‏دهند و از يك مقوله به مقوله ديگر مي‏روند و نقش‏ها و حالات مقوله‏يي را مي‏پذيرند كه جانشين آن شده‏اند (انوري 1376: ص 19) و صفت‏هاي بياني به‏راحتي جانشين اسم مي‏شوند. در اين حالت، صفات بياني ديگر صفت نيستند كه اسمي را توصيف كنند، بلكه خود اسم‏هايي هستند كه مي‏توانند تمام ويژگي‏هاي اسم را بپذيرند و براي مثال، صفت و مضافٌ‏اليه يا نشانه نكره بگيرند و نقش‏هاي اسم را در جمله ايفا كنند. صفات جانشين موصوف بر مبالغه و تأكيد دلالت مي‏كند (فرشيدورد 1373: ص 402)، زيرا تبلور موصوف را در يك صفت ويژه نمايان مي‏سازند و تمام ويژگي‏هاي موصوف خود را به صورت برجسته در يك كلمه باز مي‏نمايند. در اين حال، اين صفات در خود نوعي «تشخيص» را نهفته دارند؛ زيرا صفت در بنيان خود نوعي مفهوم يا معنا است كه وجود خارجي ندارد و وجود آن‏را بايد در وجود موصوف مشاهده كرد. چنان‏كه مثلاً زيبايي در وجود گل موجوديت مي‏يابد و شجاعت يا سخاوت يا عدالت در وجود حضرت علي (ع).
در علم بيان، از اين‏گونه صفاتِ جانشينِ موصوف با عنوان كنايه از صفت ياد شده است و در تعريف آن گفته‏اند كه «كنايه‏يي است كه هدف از آن، بيان صفتي از موصوف باشد و مراد از صفت، صفت نحوي نيست بلكه هر مفهومي را دربرمي‏گيرد، مانند «افكنده سر» كه دلالت بر «شرمساري» دارد.» (فشاركي 1370: ص 406)» كنايه از موصوف نيز در شمار اوصاف فشرده است. در كنايه از موصوف، صفت يا مجموعه چند صفت يا جمله و عبارتي وصفي (صفت و موصوف، مضاف و مضافٌ‏اليه) در كلام مي‏آيد كه بايد از طريق آنها متوجه موصوف شويم. به عبارت ديگر، گوينده وصف يا صفتي را در كلام ذكر و از آن موصوفي را اراده مي‏كند؛ مثلاً از بيت‏الحرام (خانه خدا)، متوجه دل مي‏شويم (شميسا 1370: ص 236). برخي از كاربردهاي كنايه از صفت يا موصوف به يك موصوف خاص تخصيص يافته‏اند و گونه‏يي از كنايه از ذات هستند. در اين شكل، درك معني كنايه آسان است؛ چنان‏كه از صفت «اميرالموءمنين» بلافاصله «حضرت علي (ع)» به ذهن مي‏آيد.
استفاده از توصيف فشرده در بيان اوصاف حضرت علي (ع) رايج‏ترين شيوه توصيف آن حضرت در شعر شاعران است. چنان‏كه براي نمونه در ابيات زير، شير خدا، صفدر ميدان، بحر جود، جانبخش در نماز، جهانسوز در دعا، ديباچه مروت، ديوان معرفت، لشكركش فتوت، سردار اتقيا، كه به گونه تنسيق‏الصفات به هم پيوسته‏اند، همگي صفات جانشين موصوف و از نوع توصيفات فشرده براي حضرت علي (ع) محسوب مي‏شوند.

شير خدا و صفدر ميدان و بحر جود ديباچه مروت و ديوان معرفت
جانبخش در نماز و جهانسوز در دعا لشكركش فتوت و سردار اتقيا
(سعدي 1365: ص 702)
از چشم‏انداز ديگر، اوصاف حضرت علي (ع) در شعر فارسي تفكيك‏پذير در دو مقوله وصف ظاهر و وصف‏منش است. اين دو دسته از اوصاف را زير عنوان توصيف بيروني و توصيف دروني جاي مي‏دهيم و به معرفي مختصر آنها مي‏پردازيم.
2.3. توصيف بيروني
منظور از توصيف بيروني بيان ويژگي‏هاي جسماني و ظاهري يك شخصيت است. شاعران بيان اوصاف ظاهري اميرالموءمنين (ع) را به عنوان طريقي براي معرفي و شناساندن ويژگي‏هاي معنوي آن حضرت به كار گرفته‏اند، به همين سبب، خواننده از اوصاف ظاهري نمي‏تواند دقيقاً ويژگي‏هاي ظاهري و جسماني منحصر به فرد آن حضرت را دريابد و «اساساً در ادبيات كهن فارسي و عربي كسي كه صفات و شمايل ظاهري او كاملاً احصا شده و از طريق مختلف و صحيح نقل شده باشد جز پيامبر اكرم (ص) وجود ندارد.» (رافعي 1361: ص 200).
در اشعار مورد بررسي، به‏ندرت به اوصاف ظاهري آن حضرت توجه شده است. نمونه‏يي از اين نوع توصيف به قرار زير است:
از نور روي اوست كه عالم منور است حسني چنين لطيف چه حاجت به زيور است
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 4)

آفتاب از طلعت او شد منور هم به صورت قبله ارباب معني
آسمان از خرمن وي خوشه‏چين شد هم به معني كعبه اهل يقين شد
(فروغي بسطامي: ص 70)

باطناً شمس و ظاهراً ماه است
نور هر دو به خلق تابان است
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 5)

صورتش ماه است و معني آفتاب و چشم ما
شب جمال ماه بيند روز در خور آفتاب
(ص 3)

يوسف مصر عالمش خوانم
شاه تبريز و مير او جان است
(شاه نعمت‏الله ولي 1370: ص 5)

شاه خوباني چو جولان مي‏كني بر پشت زين
ماه تاباني چو طالع مي‏شوي از طرف بام
(محتشم كاشاني 1370: ص 142)

خسرو سياره بر شير فلك بودي سوار
چون به دلدل بر نشستي مرتضي روز وغا
(ابن يمين فريومدي 1363: ص 10)
از مجموعه اشعار بالا چنين استنباط مي‏شود كه:
1. پرداختن به اوصاف ظاهري آن حضرت به صورت كلي صورت گرفته است.
2. از مجموعه اين اوصاف نمي‏توان تصوير دقيقي از آن حضرت در ذهن خود مجسم ساخت.
3. حضرت از نظر ظاهري با اوصافي چون نور، ماه، آفتاب و يوسف كه هريك معاني نمادين متعدد و متنوعي دارند وصف شده‏اند.
4. مجموعه اوصاف ظاهري آن حضرت در خدمت بيان اوصاف معنوي و باطني ايشان قرار گرفته است.
5. هر يك از اين اوصاف به گونه‏يي نمايانگر ويژگي‏هاي مهم اخلاقي و روحي آن حضرت است.
2.4. توصيف دروني
توصيف دروني شامل اوصاف مربوط به اخلاق و منش يك شخصيت و چگونگي روحيه و حالت وي در برابر يك عمل يا به هنگام مواجهه با پديده‏يي خاص است. از آنجا كه در طبقه‏بندي اوصاف آن حضرت، بيش‏تر بر اوصاف دروني ايشان تكيه شده است، در اينجا فقط به اوصاف مربوط به حالت ايشان در برابر عمل ناشايست عمروبن عبدود، چنان‏كه در مثنوي مولوي آمده است، بسنده مي‏كنيم.
به گفته مولانا، پس از آنكه عمروبن عبدود خدو بر چهره مبارك آن حضرت مي‏اندازد، ايشان شمشير را مي‏اندازند و از كشتن وي صرف‏نظر مي‏كنند، و سپس در بيان دليل عمل خويش، خود را بنده حق معرفي مي‏فرمايند و ضمن نشان دادن حلم و صبر و داد و آزادگي خويش، تأكيد مي‏فرمايند كه:

ز اجتهاد و از تحري رسته‏ام چون‏كه حُرّم خشم كي بندد مرا
آستين بر دامن حق بسته‏ام نيست اينجا جز صفات حق در آ
(مولوي 1365: ج 1، ص 234)
اشعار مولانا در شمار قوي‏ترين اشعاري است كه در ضمن آنها منش و شخصيت آن حضرت به نمايش گذاشته شده است.
همچنين مي‏توان توصيف‏هاي مربوط به آن حضرت را در شعر شاعران به توصيف‏هاي عمومي و توصيف‏هاي خاص يك شاعر تقسيم كرد. برخي از اوصاف آن حضرت در اشعار مورد نظر اين مقاله بسامد بالايي دارند و در تقريباً تمام اشعاري كه در ستايش آن حضرت سروده شده است، تكرار شده‏اند، اوصافي از قبيل: شجاعت، سخاوت، رحمت، عبادت، شاه مردان، اميرالموءمنين، وصي مصطفي، ابن عم مصطفي، جفت بتول و... .
در مقابل، برخي از شاعران از زباني خاص و ويژه در بيان اوصاف آن حضرت بهره گرفته‏اند و اوصافي را ذكر كرده‏اند كه در شعر شاعران ديگر نيامده است و درواقع، برداشت‏هاي خاص اين شاعران را از اوصاف حضرت علي (ع) دربرمي‏گيرد، از جمله:2

در ذات خود چو نور تو را كردگار ديد كاي دانه مشيت و وي ريشه وجود از حزم تو زمين كنم، از عزمت آسمان عنفت كنم مجسم و نامش نهم خزان از طلعت تو لاله برويانم از زمين نقش دو كون را كه نهان در وجود توست
با تو خطاب كرد به الطاف بي‏شمار باش اين زمان كه از تو پديد آورم شمار از رحمت تو جنت و از هيبت تو نار لطفت كنم مصور ونامش نهم بهار وز سطوت تو موج برانگيزم از بحار بيرون كشم چو گوهر از آن بحر بي‏كنار
(قاآني 1363: ص 229)
و نيز:

تفسير عقل، ترجمه اولين ظهور روح رسول، زوج بتول، آيت وصول تمثال روح، صورت جان، معني خرد گنج بقا، ذخيره هستي، كليد فيض مشكل‏گشاي هرچه به گيتي ز خوب و زشت
تأويل عشق، ماحصل چارمين كتاب منظور حق، محاسن مطلق، وجود ناب همسال عشق، شير خدا، مير كامياب امن جهان، امان خلايق، امين باب روزي رسان هرچه به كيهان ز شيخ و شاب
(قاآني 1363: ص‏ص 97-98)
در اين اشعار، نكته ديگر در خور توجه آن است كه اغلب شاعران از توصيف آن حضرت اقرار به عجز نموده و بيان داشته‏اند كه حضرت علي (ع) برتر از هر توصيفي و برتر از توصيف‏كنندگان خويش است و انديشه‏هاي محدود شاعران توان احاطه بر اوصاف بي‏كران ايشان را ندارد. اين نكته با توجه به نمونه‏هاي زير كاملاً روشن مي‏شود:

كس را چه زور و زهره كه وصف علي كند
جبار در مناقب او گفته هل اتي
(سعدي 1365: ص: 702)

چو عقل و افئده را نشده ملكوت سرّ تو منكشف همه گفته‏اند و نگفته شد ز كتاب فضل تو يك الف بلغاي عصر به نطق خود شده‏اند لال تو يا علي
ز بيان وصف تو هر كسي رقم گمان زده مختلف فصحاي دهر به عجز خود ز اداي وصف تو معترف
(فوءاد كرماني: ص 86)

من كجا و مدحت معجز كلامي همچو تو
خاصه با اين شعر بي‏پرگار و نظم بي نظام
(محتشم كاشاني 1370: ص 142)

ني ني صفات من بود اينها نه وصف او آخر نه هر چه زاد ز هر چيز وصف اوست
بشنو دليل تا كه نيفتي در اضطراب زانسان كه گرمي از شرر و مستي از شراب
(قاآني 1363: ص 98)

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه گويم شه ملك لافتي را
(شهريار 1370: ص 98)
اوصاف مربوط به حضرت علي (ع) گوناگون و متعدد است. صحبت از هر يك از اين صفات هرچند بسيار مفيد است و مي‏توان با مراجعه به منابعي كه در باره زندگي آن حضرت به‏تفصيل بحث و بررسي كرده‏اند، ريشه‏هاي واقعي اين صفات و برداشت‏هاي دقيق و لطيف شاعران پارسي‏گو را از آنها دريافت، اما به لحاظ محدوديت حجم مقاله، پرداختن به آنها در اينجا مجاز نيست و نياز به تحقيقي مفصل دارد. از اين‏رو، همصدا با قاآني، نام آن حضرت را «ديباچه مدايح و فهرست افتخار» مي‏شماريم.

يك شخص را كني به مثل گر هزار وصف وحدت ز ذاتِ يك نشود دور اگر تواَش خواهد كس ار ز روي حقيقت كند بيان نام تو را برد به زبان زانكه نام توست هر مدح و منقبت كه بوَد كاينات را زيرا كه هرچه بود نهان از دو حرف كن
ذاتش همان يك است نخواهد شدن هزار هفتاد بار بر شمري يا هزار بار در يك نفس مديح دو عالم به اختصار «ديباچه مدايح و فهرست افتخار» در نام تو نهفته چو در دانه برگ و بار هم بر سه حرف نام تو جسته است اعتبار
(قاآني 1363: ص 230)

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

گونه‏شناسي اوصاف حضرت علي (ع) در شعر فارسي

محمدرضا صرفي


1. مقدمه

توصيف عبارت است از برشمردن و مجسم‏كردن ويژگي‏هاي يك پديده يا يك شخصيت به‏شكلي زنده و پويا، به گونه‏يي كه پس از خواندن يا شنيدن توصيف، همان احساس نويسنده يا گوينده در خواننده ايجاد شود. هدف اصلي از توصيف، تجسم موصوف و نشان‏دادن برخي از ويژگي‏هاي او به صورت برجسته است. گستره توصيف در ادبيات بسيار وسيع است و شامل زيرمجموعه متنوعي از طبيعت، روزگار، حيوانات، زمان و مكان، عواطف و حالات دروني آدميان، و ظاهر و منش انسان‏ها و... مي‏شود. در مقاله حاضر، اوصاف برجسته‏ترين و زيباترين شخصيت انساني، يعني حضرت اميرالموءمنين علي (ع) در شعر فارسي بررسي شده است و نويسنده قصد دارد با تجزيه و تحليل و قراردادن اوصاف آن حضرت در بستر اعتقادات و آرمان‏هاي شاعران پارسي‏گو، گونه‏هاي مختلف اوصاف حضرت علي (ع) را در شعر فارسي نشان دهد.
اهميت پرداختن به اين موضوع در آن است كه نشان خواهد داد شاعران به كدام صفات حضرت توجه كرده و هريك چه‏گونه برداشتي از آن شخصيت والا و بي‏نظير داشته‏اند. و از آنجا كه شاعران، به دليل ذوق سرشار و موهبت‏هاي الهي كه به آنها عطا شده، از نگاهي دقيق‏تر نسبت به سايرين برخوردارند و چيزي را كه ديگران به آن مي‏انديشند يا به صورتي ناقص دريافت مي‏كنند، بهتر مي‏بينند و بيان مي‏كنند؛ سخن آنان را مي‏توان متجلي‏كننده بينش مردم روزگارشان از مسائل به حساب آورد بنابراين، اوصافي را كه شاعران براي حضرت در نظر گرفته‏اند مي‏توان عصاره اوصاف و اعتقاداتي دانست كه عموم مردم، حضرت را از چشم‏انداز آن ديده‏اند. به‏علاوه، بهره‏گيري از طبع ظريف و احساسات شاعرانه به ما كمك بزرگي در جهت شناخت ويژگي‏هاي اخلاقي، روحي و ظاهري حضرت علي (ع) خواهد كرد و ما را به هدف گونه‏شناختي خود از شخصيت و اوصاف آن حضرت رهنمون خواهد شد. يادآوري مي‏شود كه در اين نوشته، مراد ما از صفت به معناي دستوري آن محدود نمي‏شود.
بررسي و استخراج و طبقه‏بندي اوصاف حضرت علي (ع) در اين گفتار، با بهره‏گيري از روش گونه‏شناسي و فن تحليل محتوا انجام شده است.
گونه‏شناسي عبارت است از تقسيم‏بندي و تنظيم يافته‏ها بر اساس مشخصات آنها و با توجه به معيار يا ضوابط خاص. خصايص اصلي گونه‏شناسي عبارت است از سازندگي، تعبيه فضاي خاص، جداسازي، تقليل، تبلور و كمّي‏سازي و اتكا به واقعيت تجربي؛ و تحليل محتوا عبارت از مطالعه منظم، عيني و كمّي محتواي آثار ادبي است. (ساروخاني 1377: ص‏ص 255 به بعد).
ترتيب ارائه مطالب در اين مقاله بدين صورت خواهد بود كه ابتدا شيوه‏هاي توصيف و مراتب تبيين اوصاف امام علي (ع) بررسي مي‏شود؛ آن‏گاه بر اساس اشعاري كه برخي از شاعران مهم پارسي زبان در ستايش آن حضرت سروده‏اند، اوصاف ايشان استخراج و طبقه‏بندي مي‏شود؛ و در نهايت، ويژگي‏هاي گونه‏شناختي و نقشي اين اوصاف برشمرده خواهد شد.
شاعران مورد نظر در اين گفتار عبارت‏اند از: كسايي مروزي، فردوسي، عطار، ابن‏يمين فريومدي، سنايي، حلاج، فوءاد كرماني (فتح‏الله قدسي)، سعدي، حافظ، خواجوي كرماني، شاه نعمت‏اللّه ولي، قاآني، محتشم كاشاني، فروغي بسطامي، بهار و شهريار.

تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

دانلود كتاب شيوه سخنراني مؤثر و فن بيان

http://ketabnak.com/comment.php?dlid=29735#?link-from-www.Tarikhema.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]


دانلود كتاب فن مذاكره

دانلود كتاب اصول، فنون و هنر مذاكره

آداب مذاكره حضوري


كتاب اصول و آداب سخنراني


دانلود كتاب فن مذاكره چرا در مذاكرات شكست ميخوريم ؟!

بااينكه كتابها چگونه سخنراني كنيم ؟!

كتاب فنون مذاكره

 كتاب اصول مذاكره بازاريابي

اصول، فنون و هنر مذاكره

كتاب هاي الكترونيك اصول و فنون مشاوره روانشناسي

http://subject.dibaketab.com/subject/3761d216ed804de5387061996077bd3a.php



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 

 

دانلود كتاب آموزش فن بيان ، گويندگي و روابط عمومي

http://dl.parsbook.org/server3/uploads/fane-bayan.zip


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

  
كتاب


 
اصول و فنون اجراي مصاحبه (استخدامي، ارزشيابي و باليني) 
 

پيشگفتار
ارزيابي ابعاد گوناگون شخصيت آدمي با شيوه ها و فنون مختلف انجام مي گيرد. بعضي از شيوه هاي شناخته شده براي ارزيابي شخصيت، عبارتند از: پرسشنامه، امتحان كتبي، امتحان شفاهي، معاينه، مشاهده و مصاحبه. براي مثال: وقتي داوطلبي براي استخدام در يك سازمان مراجعه مي كند، ابتدا به او پرسشنامه اي داده مي شود تا در زمينه وضعيت خود، اطلاعاتي را از گذشته تا زمان حال، در اختيار سازمان استخدام كننده بگذارد. سپس از او دعوت مي شود تا در امتحانات كتبي شركت كند و طي آن به انواع آزمون هاي پيشرفت تحصيلي، اطلاعات عمومي، اطلاعات تخصصي و نيز به سئوال هاي انشايي يا شفاهي در رابطه با زمينه تخصصي مورد نظر، پاسخ دهد. اگر داوطلب شغل بتواند اين مراحل را با موفقيت بگذراند، از وي خواسته مي شود تا در جلسه مصاحبه استخدامي شركت كند. مراحل بعدي فرآيند آزمايش و انتخاب را نيز انواع معاينات بدني و پزشكي، مشاهده فرد در حال انجام وظايف شغلي و نظاير آن، تشكيل مي دهد. وقتي داوطلب در مراحل مختلف امتحان استخدامي موفق از آب درآمد و براي كار در سازمان دعوت شد و مدت ها نيز به كسب تجربه پرداخت، لازم است نحوه عملكرد و شايستگي او در انجام وظايف شغلي به كمك فرم هاي ارزشيابي خاص، مورد ارزيابي قرار گيرد و بر اساس آن، ارتقاء يابد يا در دوره هاي آموزشي خاصي شركت كند. اما حتي در اين مرحله نيز قبل از دادن ترفيع به متصدي شغل يا پيش از آنكه مقدمات لازم براي شركت دادن او در دوره هاي آموزشي خاص فراهم گردد، لازم است در جلسه مصاحبه ارزشيابي شركت داده شود و سرپرست مستقيم او، با استفاده از شيوه هاي مختلف مصاحبه ارزشيابي، وي را از نتايج كارش مطلع سازد.
حال، موقعيت ديگر يعني يك كلينيك يا دفتر مشاوره روانشناسي، روانپزشكي يا بخش پذيرش بيمارستان رواني را در نظر بگيريم. وقتي فرد دردمندي به عنوان يك مددجو يا بيمار رواني به اين مركز مراجعه مي كند، ابتدا بايد نوع مشكل يا احتمالاً اختلال و پريشاني رواني او مشخص شود. در اين موارد هر چند كاربرد روش هايي نظير مشاهده و معاينه و تشويق مددجو به ارائه پاسخ هاي صحيح به آزمون هاي رواني مي تواند تا حدودي ما را در تشخيص مشكل فرد ياري دهد، اما مؤثرترين شيوه ارزيابي مشكل يا پريشاني رواني فرد دردمند، همان سخن گفتن با او يا شركت دادن مددجو در جلسه مصاحبه باليني مي باشد.
در زمان معاصر، استفاده از فنون مختلف مصاحبه استخدامي، مصاحبه ارزشيابي و مصاحبه باليني به ترتيب براي استخدام داوطلبان مورد نياز سازمان ها، براي فراهم آوردن امكانات آموزشي يا ارتقاي كاركنان واجد شرايط به پست هاي بالاتر و نيز به منظور تشخيص نوع و ميزان اختلالات رفتاري و پريشاني هاي رواني به آن پايه از اهميت رسيده است كه بايد گفت: بدون آگاهي از اصول و فنون مصاحبه و استفاده بهينه از آن نمي توان انتظار داشت كاركنان واجد شرايطي وارد يك سازمان شوند، نيروي انساني موجود در سازمان به شيوه مؤثري بكار گرفته شود، يا به افراد دردمندي كه به عنوان مددجو يا بيمار رواني به مراكز درماني مراجعه مي كنند، كمك مؤثري ارائه گردد. براي هيچ يك از ما، جه به عنوان مسئول آزمايش و انتخاب يك سازمان چه به عنوان يك واحد از سازمان و چه به عنوان يك نفر مشاور يا درمانگر، اين امكان وجود ندارد كه بدون برگزاري جلسات مصاحبه اثربخش با داوطلبان استخدام در سازمان، با شاغلين واجد شرايطي كه هم اكنون مشغول به كار هستند و مي بايست ارتقاء پيدا كنند، و نيز با افراد دردمند و طالب كمك و مداخله درماني، كار مؤثري انجام دهيم و طي آن به توجيه و تبين صحيح رفتار آشكار، عقايد و افكار و كنش متقابل آنان بپردازيم. وقتي مي خواهيم با استفاده از فنون استخدامي، ارزشيابي باليني يا تشخيصي (نظير آزمون هاي استخدامي، آزمون هاي شخصيت، آزمون هاي هوش، آزمون هاي استعداد و معلومات) به تبين يا توصيف يا توجيه رفتار ديگران بپردازيم نيز با همين مشكل مواجه هستيم. بدون انجام مصاحبه دقيق و اثربخش با داوطلبان استخدام با كاركنان واجد شرايط براي ارتقاء و نيز با دردمندان و مددجويان خواهان مداخله درماني و تنها بر اساس نتايج حاصل از فنون مشاهده، معاينه، پرسشنامه و حتي آزمون هاي رواني، نمي توانيم به قضاوت صحيح درباره شخصيت افراد بپردازيم. به همين دليل مشاهده مي كنيم كه هيچ مسئول آزمايش و انتخاب، مدير، روانپزشك، روانشناس باليني و پرستار رواني مسئول، آگاه و منصف، به خود اجازه نمي دهد بدون انجام مصاحبه دقيق و اثربخش استخدامي، ارزشيابي و باليني درباره ابعاد مختلف و پيچيده شخصيت ديگري قضاوت كند. اين نوع تعهد و احساس مسئوليت و پرهيز از قضاوت هاي ناصحيح بيشتر نزد مصاحبه كنندگاني ديده مي شود كه با شيوه تفكر علمي و نيز با روانشناسي كاربردي در زمينه هاي گوناگون روانشناسي صنعتي باليني، آشنا هستند. نويسنده مثال هاي متعددي را به خاطر دارد كه يك فرد بر اساس نتايج حاصل از امتحانات كتبي يا عملي و بدون شركت در جلسه مصاحبه استخدامي در يك سازمان استخدام و مشغول بكار شده، ولي پس از شروع بكار به عنوان فردي بي نظم، پرخاشگر، پريشان و ناشايست شناخته شده و براي سازمان محل كار خود نيز جز زيان حاصلي نداشته است. "تشخيص باليني" و "ارزيابي و تشخيص اختلالات در مصاحبه باليني" به موضوعات كتاب و نيز ضمايمي تحت عناوين:"الگوي مصاحبه عمقي" "فرم كوتاه مصاحبه باليني" و.... به بخش آخر آن اضافه گرديد. اميد است كتاب حاضر بتواند براي خواننده مفيد واقع گردد و موضوعات آن بتواند به عنوان گره گشاي پاره اي از مشكلات تمامي كساني كه در زمينه ارزيابي شخصيت اختلالات رفتاري و پريشاني هاي رواني به تحصيل يا انجام وظيفه مشغول مي باشند، مفيد واقع گردد. در اينجا لازم است از همسرم كه در زمينه مقابله مطالب چاپ شده با متن اصلي، تنظيم و تايپ كامپيوتري لغتنامه و نيز مطالعه دست نويس كتاب و پيشنهاد براي اصلاح و تغيير بعضي از كلمات، جمله ها و اصلاحات ياري داده است، سپاسگزاري كنم.
محمود ساعتچي
چاپ اول / پاييز1372
چاپ سوم / تهران / تابستان 1386 / انتشارات اميركبير

فهرست مطالب:
پيشگفتار چاپ دوم
فصل اول: مصاحبه استخدامي چيست؟
فصل دوم: انواع مصاحبه استخدامي
فصل سوم: مراحل مختلف اجراي مصاحبه استخدامي انفرادي
فصل چهارم: خطاهاي ارزشيابي در مصاحبه استخدامي
فصل پنجم: مدت و گزارش مصاحبه استخدامي
فصل ششم: انتخاب و آموزش مصاحبه كنندگان
فصل هفتم: اجراي عملي مصاحبه استخدامي
فصل هشتم: مصاحبه گروهي و نحوه اجراي آن
فصل نهم: ارزشيابي خصوصيات وصفات در مصاحبه استخدامي
فصل دهم: مصاحبه ارزشيابي، انواع و فنون اجراي آن
فصل يازدهم: مصاحبه باليني
فصل دوازدهم: ارزيابي و تشخيص اختلالات در مصاحبه باليني
ضميمه
لغتنامه
فهرست اصطلاحات
فهرست منابع 

http://www.drmsaatchi.ir/?kind=book&news=9


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 
به همت كانون فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد اسلامي برگزار شد:  
سمينارآشنايي با روش هاي موفقيت در مصاحبه هاي استخدامي   
سايت كانون فارغ التحصيلان  
 
 
خبرهاي كانون  - پنج شنبه اول مهرماه سالن علامه طباطبايي مركز علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي ميزبان شركت كنندگان در سمينار مهارت هاي كار و اشتغال با موضوع و رويكرد روش هاي موفقيت در مصاحبه هاي استخداميa بود.
اين سمينار با رويكردي جديد و متفاوت با شيوه ها و نگرش هاي رايجي كه بر مصاحبه هاي استخدامي حاكم است توسط كانون فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد اسلامي برگزار شد.تفاوت اين سمينار نسبت به سمينار هايي كه براي مديران صورت مي گيرد در تغيير زاويه ديد و نگاه آموزشي و اطلاعاتي بود كه در سطح فارغ التحصيلان داشت.
دكتر ابراهيم شيخ سخنران اين سمينار عضو هيات علمي و مدرس دانشگاه هاي آزاد و سراسري و ارزياب ارشد جايزه ملي بهره وري و ارشد جايزه تعالي منابع انساني ايران است كه تا كنون بيش از سه هزار مصاحبه استخدامي داشته و در تربيت ارزياب هاي كانون هاي ارزيابي و تربيت مصاحبه گر حرفه اي همت گمارده است. وي در ابتداي جلسه كه با موضوع "آشنايي با مفاهيم و مباني و فنون مصاحبه هاي رفتار محور براي مصاحبه شوند گان " برگزار شد در تعريف مصاحبه گفت : " مصاحبه يكي از كليدي ترين فعاليت هاي متداول در امر جذب نيروي است و درهمه جاي دنيا اين روش به روشي با سازو كارهاي درست و علمي تبديل شده است." وي افزود " مصاحبه علمي مصاحبه اي رفتار آور است. هدف آن نيز اين است كه مصاحبه گر بتواند با مشاهده و مطالعه رفتار مشاهده شونده به شناخت خصوصياتي از او برسد كه ممكن است در محيط كار از او سر بزند.به اين ترتيب مي توان دريافت كه در مصاحبه هاي استخدامي دانش افراد در درجه دوم قرار دارد و رفتارشان در محيط كار در اولويت استخدامي قرار مي گيرد"
دكتر شيخ در ادامه سه روش را براي اعتبار مصاحبه استخدامي لازم دانست و متذكر شد" مصاحبه را با سه روش به صورت معتبر انجام مي دهند نخست( افزايش ساختار مصاحبه) اين ساختار ها به شكل سئوالات شخصي ،روانشناسي ، شغلي و..صورت مي گيرند دوم (انجام مصاحبه بر مبناي قابليت ها ) اينكه فرد بايد داراي چه قابليت هايي باشد و براي چه كاري مي خواهد استخدام شود. در اين بخش شناخت شغل مورد نظر ، استعداد هاي مورد نياز و اينكه ايا همه اين قابليت ها را دارند از جمله سئوالات و مواردي است كه مطرح مي شود.مورد سوم نيز (انجام مصاحبه هاي رفتاري است) با اين پيش فرض كه رفتارهاي گذشته فرد بهترين پيش بيني رفتار هاي آينده او نيز خواهد بود."
دكتر شيخ در ادامه سخنراني اش در باره مفاهيم و مباني و فنون مصاحبه هاي رفتار محور براي مصاحبه شوندگان به 10 قدم اصلي براي مصاحبه هاي استخدامي اشاره كرد و گفت" نخستين قدم به ( آماده شدن ) براي مصاحبه باز مي گردد. تهيه رزومه ها يا CV ، تاكيد بر جنبه هاي مرتبط با كار مندرج بر رزومه ها ، طراحي سئوالات كليدي مبتني بر قابليت ها ، شناخت كامل از شغلي كه انتخاب كرده ايد،سوابق كار در آن حرفه و تجارب حرفه اي و آزمون ها مرتبط با آن شغل. قدم دوم (داشتن برنامه براي مصاحبه ) مصاحبه را گرم و با اعتماد به نفس آغاز كنيد. سئوال هاي را خوب گوش كنيد. شنونده خوبي باشيد، پرگويي نكنيد، سخنان مصاحبه گر را با تكان دادن سر و نگاه كردن تعقيب كنيد. قدم سوم (تلاش در جهت فراهم آوردن محيط و فضا ) ، قدم چهارم (آرامش داشتن در هنگام مصاحبه ) ، قدم پنجم ( ارائه پاسخ هاي موثر) بكوشيد در قالب سخنانتان بسيار خوب و جذاب از قابليت هايتان سخن بگويد. معمولا مصاحبه ها بين 30 و يا 45 دقيقه به طول مي انجامد اگر اين زمان كمتر شود اتفاقي غير نرمال پيش آمده يا به سرعت پذيرفته ايد و يا رد شده ايد.قدم ششم ( مواظب سئوالات جهت دار باشد) اين پاسخ ها با سئوالات آري و خير مطرح مي شود. در اين حالات سعي كنيد مصاحبه را باز كنيد. قدم هفتم ( تشويق مصاحبه گر براي گفت وگو است) ، قدم هشتم ( شنونده دقيق و حساسي باشيد) بكوشيد تا پاسخ ها را با پختگي و اعتماد به نفس پاسخ دهد.منظور قطعي پاسخ دادن به سئوالات نيست. آغاز مصاحبه بسيار مهم است سعي كنيد در آغاز مصاحبه بيشترين تاثير را بر مصاحبه گر بگذاريد زيرا 10 تا 20 دقيقه نخست در انتخاب بسيار تاثير گذار است. قدم نهم ( تكنيك هاي شنيدن فعال را بدانيد) اين تكنيك ها شامل ابزار تعقيب چشمي مصاحبه گر ، تكان دادن سر ، تفسير ، تشويق ، سكوت و در خواست وضح تر مطرح كرد سئوال از مصاحبه گر است. قدم دهم ( سعي كنيد از سئوالات و اطلاعات ارائه شده يادداشت برداريد) .
دكتر شيخ در خاتمه گفت: " در پايان مصاحبه بايد به دو نتيجه مهم دست پيدا كنيد نخست اينكه با شواهد ارائه شده اين شغل تا چه ميزان با شما تناسب دارد و ديگر اينكه اين شغل انتظارات واقع گرايانه شما را بر آورده مي كند يا خير ؟
در پايان اين جلسه دكتر ابراهيم شيخ به سوالات حاظران پاسخ داد.

http://www.aiau.ir/KanoonNews/Pages/kanoonkhabar.aspx
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۵:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 


فنون مصاحبه
 
مقدمه:
 
متداول‌ترين وسيله بررسي تجربي در جامعه‌شناسي و بسياري از رشته‌هاي مجاور ديگر و همچنين در بخش‌هاي كاربردي، روش مصاحبه است. زيرا گرچه با اين وسيله، رفتار اجتماعي افراد فقط به طور غير مستقيم، بر مبناي عكس‌العمل آنها به سوالات سنجيده مي‌شود و به نظر مي رسد با تكنيك‌هايي چون مشاهده و يا آزمايش ممكن است بتوان رفتار اجتماعي افراد را در گروههاي كوچك به طور مستقيم و واقعي‌تر بررسي كرد، اما در گروه‌هاي بزرگتر، هنگامي كه مقايسه نسبتاً دقيق رفتار گروه ها با يكديگر مطرح مي شود بايد مقياس‌هاي دقيق، قابل اطمينان و يك‌شكلي براي مقايسه و سنجش افراد با يكديگر يافت كه در مجموع "مصاحبه" در بيشتر موارد به اين هدف ايده‌آل نزديك‌تر است.
 
انجام مصاحبه عبارتست از هنر پرسيدن پرسش‌هاي درست و به دقت گوش‌دادن به آنچه كه مصاحبه‌شونده مي‌گويد و هم‌چنين چيزهايي كه مصاحبه‌شونده نمي‌گويد.
 
مصاحبه ارتباطي طراحي شده، هدف‌دار، رودررو و نيازمند به تصميم‌گيري است كه دو طرف در آن حضور دارند و دست‌كم يكي از طرفين با برنامه‌ريزي قبلي در آن شركت مي كند. به عبارتي محقق طي برنامه اي معين به وسيله سوالات مشخص در پي سنجش هدف‌هايي مشخص است. با همين توضيح چنين بر مي آيد كه:
 
1. در آغاز بايد هدف‌هاي كل (هدف تحقق و بررسي) و هدف‌هاي جزء (هدف از طرح هر سوال) مشخص شده باشند
 
2. وسيله بررسي و سنجش در اين روش، سوال و يا وسيله هاي شبيه آن (نظير گويه) است.
 
3. اين وسايل نسبت به موضوع و افراد و شرايط مكاني و زماني مورد مطالعه بايد هر بار با برنامه‌اي دقيق و قابل كنترل، پياده شوند تا امكان مقايسه و نتيجه‌گيري قابل اطمينان وجود داشته باشد.
 
انواع مصاحبه
 
براي مصاحبه، انواع مختلفي قائل شده اند كه در شكل گسترده و تفصيلي آن مي توان از مصاحبه شفاهي، كتبي، گسترده (درسطح)، عمقي، مصاحبة هدايت‌شده، مصاحبة آزاد، مصاحبة تفسيري، مصاحبة خبري، مصاحبة باز، مصاحبة بسته، مصاحبة مطبوعاتي، مصاحبه راديويي و تلويزيوني ياد كرد. اين مجموعه از مصاحبه‌ها را مي‌توان در سه طيف (مصاحبة خبري، مصاحبة فردي و مصاحبة گروهي) جمع بندي كرد.
 
مصاحبة شفاهي همچنان كه از نامش پيداست، مصاحبه اي است كه توسط مصاحبه‌گر به صورت طرح سؤال مستقيم از مصاحبه شونده و گرفتن پاسخ‌هاي مستقيم از او و به صورت شفاهي انجام مي گيرد. مصاحبه شفاهي معمولاً زنده تر، داغ تر و به‌روزتر از مصاحبه كتبي است و غالب مصاحبه‌هاي خبرساز به شكل مصاحبه زنده صورت مي گيرد. در مصاحبه كتبي، مصاحبه شونده ناگزير است به پرسش‌نامه اي كه به او داده مي شود به صورت كتبي پاسخ دهد و يا اين كه ابتدا ليست سؤالات را به صورت كتبي از مصاحبه گر مي گيرد و پس از مدت زماني (كه غالباً كم و زيادش دست خود اوست) به سؤالات (آن هم سؤالاتي كه خودش مي خواهد) پاسخ مي دهد. در اكثر موارد اين پاسخ ها ناقض و نارسا هستند. در مصاحبه‌هاي شفاهي، هم سؤالات جديد بر حسب مورد قابل طرح است و هم پاسخ ها مستقيم‌تر اند و مصاحبة شونده نمي تواند از پاسخگويي شانه خالي كند، اما در مصاحبه‌هاي كتبي، اختيار كار بيشتر در دست مصاحبه شونده است.
 
مصاحبه گسترده نيز (همچنان كه از نامش پيداست) بيشتر "به صورت سطحي" به مسائل مختلف مي پردازد و گرچه ممكن است سؤالات متعددي نيز در آن مطرح شود اما هدف، ريشه‌يابي و بررسي علت و معلول موضوع مورد مصاحبه نيست. در مصاحبه عمقي با وضعيتي برعكس روبرو هتسم. در اين نوع از مصاحبه، ريشه يابي ها و كشف زواياي ناشناخته و پنهان يك موضوع، مدنظر است.
 
در مصاحبه هدايت شده معمولاً هم سؤال و هم جواب معطوف به زمينه و موضوع خاصي است و سؤالات در جهتي از پيش تعيين‌شده پرسيده مي‌شود و بالطبع پاسخ ها هم به همين ترتيب در اين جهت پيش مي رود. اما در مصاحبه آزاد، پرسشگر مي تواند درباره مسائل و موضوعات مختلف، سؤالات متعددي را مطرح كند و پاسخ هاي لازم را بگيرد. معمول است كه در اين نوع مصاحبه‌ها، از قبل بين مصاحبه گر و مصاحبه شونده معين مي شود كه آيا بايد فقط در زمينه مسئله خاصي سؤال شود يا مي توان مجموعه‌اي از سؤالات را از مسائل مختلفي (كه مصاحبه شونده درباره آن اطلاعاتي دارد) مطرح كرد. اين به خواست مصاحبه كننده، اجابت مصاحبه شونده و اقتضاي خود موضوع بر مي گردد كه چگونه مصاحبه انجام شود، اما غالب مصاحبه شونده ها، مصاحبه‌ هدايت شده را ترجيح مي دهند، زيرا مي توانند از پيش خود را براي آن آماده كنند و حدود سؤالات را حدس بزنند. در مصاحبه آزاد چنين امكاني كمتر وجود دارد. نوع ديگري از مصاحبه هم هست كه مصاحبه بسته خوانده مي شود. مصاحبه بسته، مصاحبه اي است كه پاسخ سؤالاتش فقط "آري يا نه" است و مصاحبه شونده حق و امكان توضيح بيشتر را ندارد و اصلاً چيزي بيشتر از اين از او خواسته نمي شود. اما در مصاحبة باز مصاحبه شونده مختار است كه به سؤالات مطرح شده به هر شكل كه مي خواهد پاسخ دهد.
 
مصاحبه فردي
 
در مصاحبه فردي هدف، بيشتر كسب آگاهي و شناساندن افراد (خبرساز يا عادي و غير معروف)، عقايد، افكار و نظرهاي آنان در زمينه هاي سياسي، فرهنگي، مذهبي، اجتماعي، علمي و ... است. تفاوت اين نوع مصاحبه با نوشتن بيوگرافي در اين است كه بيوگرافي در مورد شخص "نوشته مي شود" در حالي كه در مصاحبه فردي، شخص در مورد خودش "سخن مي گويد".
 
در تهيه مصاحبه فردي بايد به اين نكات توجه كرد:
 
1. برخلاف مصاحبه خبري كه توصيف محيط مصاحبه و حركات مصاحبه شونده ضروري نيست، در تنظيم مصاحبه فردي چه با افراد معروف و چه افراد عادي اين كار ضروري است.
 
2. ذكر تكيه كلام مصاحبه شونده يا عبارت هايي كه او در مصاحبه زياد تكرار مي كند، در مصاحبه خبري ضروري نيست؛ در حالي كه در مصاحبه فردي در اكثر مواقع لازم است، زيرا اين گونه مطالب ويژگي هاي فردي شخص را نمايان مي كند؛ اما بايد توجه داشت كه بيان اين‌گونه مطالب نبايد موضوع اصلي مصاحبه را تحت‌الشعاع قرار دهد.
 
3. به طور كلي در مصاحبه، اشتباه هاي مصاحبه شونده از لحاظ دستور زبان بايد تصحيح شود. فراموش نشود كه در مصاحبه فردي، هدف اصلي شناساندن طرز فكر، عقيده و نظر مصاحبه شونده است و در مصاحبه خبري ارائه اطلاعات جديد در مورد يك رويداد.
 
مصاحبه گروهي
 
در مصاحبه گروهي، آگاهي از عقايد، افكار و نظر تعداد زيادي از افراد جامعه مورد توجه و نظر است و خبرنگار اطلاعات خود را از چندين نفر به دست مي آورد. معمولاً موضوع مصاحبه گروهي مطالبي در رابطه با وقايع جاري است كه مستقيماً به مردم مربوط مي شود. تفاوت مصاحبه گروهي با مصاحبه خبري در اين است كه مصاحبه شونده شخص مسئولي نيست، بلكه فردي است كه صرفاً نظر خود را بيان مي كند.
 
در تهيه مصاحبه گروهي بايد به نكات زير توجه داشت:
 
1. گرچه يافتن افراد براي مصاحبه گروهي كار مشكلي نيست، ولي بايد توجه داشت كه انتخاب افراد بايد با موضوع مصاحبه منطبق باشد، مثلاً اگر موضوع مصاحبه در زمينه مسايل كارگري است، مصاحبه شونده را بايد از ميان كارگران كارخانه ها انتخاب كرد و نه مردم كوچه و بازار.
 
2. تعداد مصاحبه شوندگان اندازه معيني ندارد، در اكثر موارد تعداد بين 10 تا 20 نفر كافي است ولي بايد توجه داشت كه اين گونه مصاحبه‌ها را هيچ گاه نمي توان به عنوان تحقيق علمي تلقي كرد مگر اينكه تعداد و روش انتخاب افراد با اصول آمار و روش هاي سنجش افكار منطبق باشد. در مصاحبه گروهي نبايد اطلاعات جمع آوري شده را به كل جامعه و حتي گروه خاص تعميم داد.
 
3. در اين گونه مصاحبه‌ها براي اينكه پاسخ ها را بتوان با يكديگر تركيب كرد، براي همه مصاحبه شوندگان بايد سوال يكسان باشد. اگر در زمينه يك موضوع سوال ها به گونه هاي مختلف طرح شود، تركيب يا تجزيه و تحليل پاسخ ها امكان پذير نخواهد بود.
 
4. پرسش بايد ساده و روشن طرح شود تا مصاحبه شونده بتواند مفهوم مطلب را به سرعت دريابد. بنابراين نبايد پرسش هاي ط، نكات زير را عنوان كرده است:
 
خود را به پاسخگو معرفي كنيد و بگوييد از طرف چه كسي آمده ايد.
 
به پاسخگو به شيوه اي كه براي او ايجاد انگيزه كند بگوييد چه كاري انجام مي دهيد.
 
به پاسخگو شيوه انتخاب او را بگوييد.
 
راهكار خود را با موقعيت تطبيق دهيد.
 
سعي كنيد رابطه اي اطمينان بخش و حاكي از تفاهم بين خود و پاسخگو به وجود آوريد.
 
پس از اين مقدمات مصاحبه كننده براي شروع مصاحبه آماده است. فنون ويژه اي كه مصاحبه گر مي تواند در اين فرايند استفاده كند، عبارتند از:
 
پرسشها بايد مطابق با پرسشنامه پرسيده شود، اما مي توان به صورت غير رسمي سوال كرد.
 
مصاحبه بايد در فضايي غيررسمي و آرام انجام شود و مصاحبه كننده بايد از ايجاد اين ذهنيت كه آنچه انجام مي شود يك امتحان است، خودداري كند.
 
هر سوال را به آرامي و با تامل بخوانيد. مطالعات نشان داده اند كه سرعت روخواني ايده آل بايد دو كلمه در ثانيه باشد. سرعت كند و آرام به مصاحبه كنندگان اين امكان را مي دهد كه منظورشان را واضح تر كنند و به پاسخ دهندگان نيز اين فرصت را مي دهد كه سوال را درك كنند و جواب خود را آماده كنند.
 
پرسشها بايد به همان ترتيب پرسشنامه پرسيده شود. پژوهشگر ترتيب پرسش‌ها را به نحوي پيوسته طراحي كرده كه اين اطمينان را به وجود آورد پاسخهاي پاسخگويان تحت تاثير پاسخشان به سوالهاي ديگر قرار نگيرد. علاوه بر آن براي استاندارد كردن مصاحبه، هر مصاحبه‌گر بايد از همان ترتيبي تبعيت كند كه پژوهشگر معين كرده است.
 
هر سوال را كه در پرسشنامه آورده شده است مطرح كنيد. بعضي اوقات پاسخ دهندگان پيش از آنكه از آنان سوال شود جواب‌ها را مي دهند. هنگامي كه چنين امري رخ مي دهد، مصاحبه‌كننده بايد كماكان به موقع سوال مزبور را مطرح كند اما پاسخ قبلي پاسخ دهنده را نيز تاييد كند، به عنوان مثال بگويد: مي دانم كه قبلاً به اين سوال پاسخ داده ايد اما ...
 
پرسش‌هايي را كه به اشتباه تفسير يا درك مي شوند بايد تكرار و روشن كرد. در بيشتر مواقع پاسخگويان هيچ مشكلي در تفسير يا درك ندارند. حداكثر، بعضي از افراد پيش از پاسخ به يك پرسش به خصوص به زمان بيشتري نياز دارند. كاهش اوقات پاسخگوياني كه مشكل شنوايي يا گويايي دارند، در درك پرسش مشكل ايجاد مي كند؛ بنابراين مصاحبه گر بايد آن پرسش را تكرار كند. به ندرت پيش مي آيد كه مصاحبه گر پرسش را با عبارت ديگري بيان كند و تنها زماني كه متقاعد شد پاسخگو پرسش را اشتباه تفسير كرده، بايد به اين كار مبادرت ورزد.
 
اهداف مصاحبه‎ها
 
مصاحبه‎ها اهداف گوناگوني دارند. ممكن است انجام مصاحبه به ‎منظور جمع‎آوري اطلاعات، ارزيابي طرف مقابل، اقناع و تغيير عقيده شخص، راهنمايي و توضيح برخي مسائل و يا جهت استخدام باشد.  بدين ترتيب براي دستيابي به هر يك از اهداف ذكر شده، برنامه‎ريزي متفاوتي جهت انجام مصاحبه مورد نياز خواهد بود.
 
الف- مصاحبه براي جمع‎آوري اطلاعات
 
هدف از چنين مصاحبه‎اي، جمع‎آوري اطلاعات، اخبار يا عقايد در مورد يك موضوع يا شخص است. تنظيم سؤالات در اين نوع مصاحبه بايد به نحوي باشد كه اهداف مصاحبه‎گر را تأمين كند و به اطلاعات او در مورد موضوع بيفزايد. سؤالات بايد به نحوي طراحي و مطرح شوند كه نظرات، ادراكات، موضع و برداشت‎هاي مصاحبه‌شونده در مورد موضوع خاص دريافت شود. در اين نوع مصاحبه‎ها معمولاً از اشخاصي سؤال مي‎شود كه داراي تخصص، صلاحيت و موقعيت شغلي متناسب با موضوع مصاحبه باشند.
 
ب- مصاحبه جهت ارزشيابي
 
در اين‎گونه مصاحبه، معمولاً شخصي كه داراي موقعيت شغلي بالاتري است براي مقام پايين‎تر از خود سؤالاتي را مطرح مي‎كند تا از پاسخ‎هاي دريافت‌شده به موارد مرتبط بكار پي‎ببرد. اطلاعاتي نظير، چگونگي انجام كار، كيفيت و شرايط فعلي، امكان انجام بهتر كار و اينكه شخص مصاحبه شونده چه كاري را بهتر مي‎تواند انجام دهد. در طي چنين مصاحبه‎هايي، روحيات و انتظارات شخص بهتر ارزيابي مي‎شود و مصاحبه‎گر از نقطه‎نظرات ديگران نسبت به كارشان و نسبت به خودشان آگاهي مي‎يابد.
 
ج- مصاحبه اقناعي
 
در اين نوع مصاحبه، مصاحبه‎گر قصد دارد، نظر، عقيده، رفتار و يا برخورد مصاحبه‎شونده را نسبت به موضوعي تغيير دهد. همراه پيشر‎فت مراحل مصاحبه اين انتظار وجود دارد كه مصاحبه‎شونده به هدف يا اهداف مصاحبه‎گر نزديك‎تر شود و عكس‎العمل متناسب نشان دهد. اين‎گونه مصاحبه‎ها معمولاً در موارد بازرگاني و فروش محصولات ميان خريدار و فروشنده انجام مي‎شود.
 
د- مصاحبه جهت راهنمايي و مشاوره
 
در چنين مصاحبه‎هايي، معمولاً مصاحبه‎گر از نظر روان‎شناختي، شخص آگاهي است و قصد دارد با ارائه سؤالات و دريافت واكنش‎ها، شخص مصاحبه‌شونده را راهنمايي كند و به هدف خاصي برساند. در اين‎گونه مصاحبه‎ها، مصاحبه‎شونده براي حل مشكلات و مقابله با مسائل، كار مثمرثمر، برخورد مناسب با ديگران، كسب توانايي در ايجاد ارتباط با سايرين و در كل براي برقراري ارتباط صحيح و موفقيت‎آميز در زندگي روزمره راهنمايي مي‎شود.
 
ه- مصاحبه توديعي
 
اين مصاحبه معمولاً زماني انجام مي‎شود كه كارمندي قصد خروج از سازماني را دارد. در اين مصاحبه سعي مي‎شود علت‎هاي مختلف عدم مطابقت و علل اختلاف ميان كارمند و كارفرما كه موجب خروج كارمند شده است، كشف شود. اطلاعاتي كه از اين نوع مصاحبه به‎دست مي‎آيد در مورد اشخاص ديگر و كساني كه قصد استخدام دارند به كار گرفته مي‎شود. بدين‎وسيله موارد اختلاف كمتري در روابط شغلي ايجاد مي‎شود. در نتيجه، انجام كارها با رضايت بيشتر طرفين و برخورد كمتر صورت مي‎گيرد.
 
ر- مصاحبه استخدامي
 
مصاحبه جهت استخدام يا پذيرش، كاربردترين و معمول‎ترين نوع مصاحبه است كه هر شخصي به احتمال زياد در طول زندگي در آن شركت مي‎كند. نتيجۀ چنين مصاحبه‎اي اين است كه شخص براي انجام كاري يا پذيرش مسئوليتي مناسب يا غيرقابل قبول معرفي مي‎شود. در چنين مصاحبه‎اي بايد ارتباطي مفهوم‎دار ميان مصاحبه‎گر و مصاحبه‎شونده ايجاد شود. ماحصل كار تعيين مي‎كند كه آيا امكان به‎وجود آمدن همكاري متقابل و سازنده وجود خواهد داشت يا خير. در مصاحبۀ استخدامي، مصاحبه‎گر اين امكان را به‎وجود مي‎آورد تا مصاحبه‎شونده نيز سؤالاتي را در مورد شغل آينده مطرح و پاسخ‎هايي دريافت كند. بنابراين در اين مصاحبه پرسش و پاسخ، دوطرفه خواهد بود.
 
فرايند مصاحبه:
 
مصاحبه تنها يكي از مراحل تحقيق است و خود يك فرايند كامل نيست. اكثر مصاحبه‎هاي موفق از نظم خاصي پيروي مي‎كنند. به‎طور خلاصه هر مصاحبه‎اي داراي يك مقدمه، يك بخش اصلي و يك انتهاست.
 
الف) مقدمه يا گشايش مصاحبه در حقيقت راهگشاي ورود به مرحلۀ اصلي است.
 
ب) بخش اصلي مصاحبه در برگيرندۀ بيشترين بحث انجام شده و شامل گفت‎وگوهاي دو جانبۀ طرفين است.
 
ج) در انتها نيز ضمن يك نتيجه‎گيري كلي از خلاصۀ گفت‎وگو، مصاحبه به پايان مي‎رسد.
 
در شروع مصاحبه، يك معارفۀ صميمانه مي‎تواند احساس اعتماد و دوستي را بين طرفين حاكم سازد و شرايطي را ايجاد كند كه هر دو طرف قادر به برقراري ارتباط صحيح با يكديگر باشند. در اين مرحله احساس ترس از طرف مقابل از بين مي‎رود و به جاي آن احساس اطمينان و حس همكاري جايگزين مي‎شود. برقراري چنين حالتي به منزلۀ كليدي براي ورود به بحث اصلي مصاحبه است. معمولاً گفت‎وگو از آب و هوا، وضعيت خيابان‎ها، اخبار روز و مسائلي از اين دست باعث مي‎شود كه مصاحبه‎شونده، ترس از مصاحبه‎گر را از خود دور مي‎سازد و آرامش بيشتري بيابد.
 
كانل و كان (Cannell & Kahn)، كل فرايند مصاحبه را به مراحل چند گانه زير تقسيم كرده اند:
 
- تنظيم يا انتخاب برنامه مصاحبه (مجموع پرسش ها، اظهارات، تصاوير، يا ديگر محرك‌هايي كه موجب بيان پاسخ مي شوند) و يك مجموعه قواعد يا رويدادهاي خاص براي استفاده از برنامه.
 
- اجراي مصاحبه (سعي در دريافت پاسخ ها يا بروز وقايعي كه مي بايست طبقه بندي شوند)
 
- ثبت پاسخ ها (توسط يادداشت برداري، تجهيزات الكترونيكي يا وسايل ديگر)
 
- تهيه رمزهاي عددي (مقياس يا ديگر نظام هاي عددي كه پاسخ هاي ثبت شده به آنها تبديل شوند و نيز مجموعه قواعد تبديل آنها)
 
- رمزگرداني پاسخ هاي مصاحبه.
 
انواع سوالات مصاحبه:
 
سوالات به دو دسته كلي و جزئي تقسيم بندي مي شوند:
 
- سوالات كلي: كه پاسخهاي كلي را به دنبال دارند؛ پاسخ كلي موجب طولاني شدن مدت مصاحبه مي شود و باعث مي شود كه كنترل مصاحبه در دست مصاحبه شونده باشد و طرح سوالات كلي محيط مصاحبه را گرم و صميمي مي كند.
 
- سوالات جزئي: در آن مصاحبه شونده مجبور مي شود كه با سوال به صورت مستقيم مواجه شود؛ مدت مصاحبه كوتاه مي شود و كنترل مصاحبه در دست مصاحبه كننده خواهد بود.
 
مسايل زباني:
 
اولين نكته اي را كه در هنگام طرح سوال بايد بدان توجه داشت، مسايل زباني است. بدين معني كه هسته اساسي روش مصاحبه را "زبان" تشكيل مي دهد و از آنجا كه واژه ها و قواعد زبانها نسبت به فرهنگ‌ها و ارزش هاي حاكم بر آنها با يكديگر متفاوتند، نمي توان سوالي را كه در جامعه مطرح مي شود، هميشه به همان صورت در جوامع ديگر نيز به كار برد. اين تفاوتها فقط در بين دو جامعه وجود ندارد، بلكه در داخل يك جامعه نيز هر يك از گروه هاي اجتماعي داراي هنجارها، ارزش ها و معيارهاي گوناگوني هستند كه در زبان خاص آن گروه متجلي مي شود.
 
مسايل رواني:
 
با مطرح ساختن اصل تفهيم صحيح و سريع و امكان تغيير قواعد دستوري يك سوال در واقع ما از مسايل زباني فراتر رفته و مسايل رواني را نيز پيش كشيده ايم. عوامل رواني بر روي آمادگي و تمايل پاسخگو به واقعيت گوئي عموماً به دو گونه تاثير مي گذارند:
 
هنگامي كه پاسخگو هيچ‌گونه جبهه گيري خاصي در مقابل سوالات و مطالب ندارد، اما محقق و پرسشگر، آگاهانه (مثلاً مغرضانه) و يا ناآگاهانه (در اثر اشتباه) موانعي در راه ارائه پاسخ‌ها ايجاد كرده، به افكار پاسخگو جهت داده و موجب جبهه گيري او مي شوند.
 
وقتي كه پاسخگو تمايلي به پاسخ دادن و گفتن مطالب و واقعيت ها ندارد و در ذهن او موانعي براي گفتن واقعيت ها وجود دارد.
 
در هنگام طرح سوال بايد كوشش شود كه اين عوامل را خنثي كرد.
 
مسائل موجود در طرح يك مطالعه مبتني بر مصاحبه
 
ويچ و بنزمن (Vich and Benzman)، انواع خطاهاي با اهميت و منابع اطلاعات گمراه كننده در يك مصاحبه را مشخص كردند. فهرست آنها شامل موارد زير بود:
 
- خطاهايي كه ناشي از قصد عمدي پاسخ گو در فريب دادن يا گمراه كردن هستند
 
- مشكلاتي كه به طور موقتي با پاسخ‌گو پيوند دارند
 
- خطاهايي كه به موقعيت رواني پاسخ گو مربوط هستند
 
- خطاهاي غيرعمدي پيرامون موارد بالا.
 
اين دو محقق در مقاله خود بيان كرده‌اند كه هر يك از عوامل زير مي تواند موجب كسب اطلاعات نادرست گردد:
 
- اطلاعات سودار يا تحريف شده كه در نتيجه قصد پاسخ گو براي اثر گذاشتن بر نتيجه تحقيق ارائه مي گردد. اين سوداري ها را مي توان از كارگزاران جامعه كه مايلند تصوير خوبي را از شهرشان ارائه دهند، انتظار داشت.
 
- اطلاعات نمايشي كه به منظور افزايش لطف و جاذبه اطلاع دهنده و اجتماع، طرح ريزي شده است.
 
- اطلاعات اغراق آميز كه توسط اصلاح طلبان و به قصد استفاده از تحقيق براي نمايش و اصلاح اجتماع ارائه مي شود
 
- جلوگيري از كوشش‌هايي كه به منظور كسب اطلاعات در مورد مسائل خاصي مانند پديده جنسي، قدرت و طبقه اجتماعي به عمل مي آيد
 
- دليل تراشي براي رفتارهايي كه مورد پذيرش جامعه نيستند
 
- اطلاعاتي كه به دليل جاه طلبي هاي شخصي، خود بزرگ‌نمايي، حمايت از خود يا حل و فصل عداوت هاي شخصي تحريف مي‌شوند
 
- از پيش آماده كردن پاسخ ها بر اساس شايعات و ديگر انواع ارتباط در مورد تحقيق كه منجر به ارائه پاسخ هايي با سبك يكسان و كليشه اي مي‌شوند.
 
عوامل تعيين كننده كنش متقابل بين پرسشگر و پاسخگو
 
مصاحبه در واقع يك نوع كنش متقابل بين پرسشگر و پاسخگو است؛ اگرچه چارچوب آن - تا حد زيادي- به وسيله پرسشنامه تعيين مي شود. اما عموماً پاسخگويان -حداقل در آغاز- به پرسشگر بيشتر از وسيله او (پرسشنامه) توجه دارند. از اين رو موافقت يا مخالفت آنها با مصاحبه، در آغاز بيشتر تابع اين مساله است كه پرسشگر تا چه حد بتواند نظر آنها را جلب كند. به عبارت ديگر پرسشگر تا چه حد با ارزش‌هاي آنها مطابقت دارد. بنابراين در جريان يك مصاحبه عوامل تعيين كننده كنش متقابل بين پرسشگر و پاسخگو عموماً بدين ترتيب است:
 
- اولين قضاوت درباره پرسشگر با قيافه ظاهري او شروع مي شود كه نمي بايد با انتظارات و ارزش هاي پاسخگو مغايرت داشته باشد. لذا ايجاب مي كند كه پرسشگران وضع ظاهري و لباس خود را با شرايط خاص جامعه مورد مطالعه وفق دهند. وضع ظاهري گاه معرف بعضي از عوامل و ارزش هاي ديگر - مانند مليت و ارزش هاي وابسته آن- نيز مي تواند باشد.
 
- عامل جنس نيز مي تواند تعيين كننده باشد. در بيشتر موارد اگر پرسشگر  و پاسخگو هم‌جنس باشند، مصاحبه راحت تر انجام مي‌شود (خصوصاً وقتي سوالات مربوط به مسايل شخصي و خصوصي باشد).
 
- پس از قيافه ظاهري عامل تعيين كننده ديگر، زبان يا نحوه سخن گفتن پرسشگر است كه بايد با ارزش‌ها و انتظارات پاسخگو منطبق باشد. مثلاً پرسشگري كه بخواهد درباره قشر بالاي جامعه تحقيق كند اما الفاظ و لهجه اي دور از انتظارات پاسخگويان داشته باشد، ممكن است با مشكل برخورد كند.
 
زمان و مكان مصاحبه
 
مصاحبه بايد در وقتي انجام شود كه پاسخگو با طيب خاطر بتواند در مصاحبه شركت كند. مثلاً تحقيقات در روستاها زماني مناسب است كه فعاليت‌هاي زراعي پايان يافته اند و يا در اوج خود نيستند.
 
محلي كه براي مصاحبه در نظر گرفته مي شود بايد حتي الامكان طوري باشد كه:
 
- پاسخگو بتواند خود را بر روي سوالات متمركز كند و حواسش در پي كارهاي ضروري ديگر نباشد.
 
- پرسشگر بتواند با پاسخگو تنها باشد تا شخص ديگري به طور مستقيم يا غيرمستقيم در مصاحبه شركت نكند. زيرا براي پرسشگر يا محقق فقط نظر اين پاسخگو را (كه در نمونه آماري او انتخاب شده است) حائز اهميت است (هر چند كه اطلاعات او نسبت به ديگران كمتر و يا ناقص باشد).
 
مدت مصاحبه
 
در بسياري از مواقع طولاني شدن زمان مصاحبه نه فقط موجب خستگي و بي حوصلگي پرسشگران و اشتباهات ناشي از آن مي شود، بلكه علاوه بر آن تاثير مشابهي بر روي پاسخگو خواهد داشت. لذا تا آنجا كه به پرسشگران مربوط مي شود، خصوصاً در تحقيقات طولاني و چندين روزه بهتر است كه پرسشگران روزانه بيش از چهار ساعت (وقت خالص) مصاحبه نكنند و بين مصاحبه‌ها آنقدر فاصله بگذارند تا بتوانند مصاحبه‌هاي بعدي را با آمادگي، تمركز و اشتياق بيشتري انجام دهند و بقيه اوقات را به مسايل ديگر تحقيقي مانند اصلاح و تصحيح يادداشت هاي خود در پرسشنامه هاي پر شده، مشاهده محيط تحقيق و توصيف مسايل و عوامل جانبي و غيره بپردازند. در گذشته تصور بر اين بود كه مدت هر مصاحبه نبايد از حدود 30 تا 35 دقيقه تجاوز كند اما تجربياتي كه در اين مورد به وسيله پرسشگران مختلف كسب شده است، نشان مي دهد كه پاسخگويان مي توانند حتي حدود يك ساعت تا يك ساعت و نيم نيز به طور فعال و مشتاقانه در مصاحبه شركت كنند، مشروط بر اينكه موضوع مورد مطالعه و يا سوالات و محتواي پرسشنامه جالب و جاذب بوده و شرايط مصاحبه (زمان و مكان و عوامل ديگر) بر روي پاسخگو تاثير منفي نداشته باشد.
 
انتقادهاي وارد به مصاحبه
 
گرچه مصاحبه يكي از متداول‌ترين و قابل اعتمادترين تكنيك هاي تحقيق در علوم اجتماعي است اما اين بدان معني نيست كه بتوان با آن به كليه خصوصيات پاسخگويان پي برد و افكار و انديشه ها، گرايش ها و انگيزه هاي آنها را در همه زمينه ها با دقت و اطمينان زياد سنجيد؛ بدين منظور به تكنيك هاي ديگري نيز نياز است. از سوي ديگر كارايي، دقت و اطمينان اين روش براي بررسي مفاهيم و مسايل ساده تري كه در شعاع سنجش آن قرار مي گيرد از طرف بسياري از منتقدين مورد ترديد است. اين شك و ترديد به دو گونه زير عنوان مي شود:
 
مصاحبه، خصوصاً به طور استاندارديزه، پرسشگر و پاسخگو را در شرايطي بسيار غير طبيعي قرار مي دهد. به طوري‌كه طرح مسايل از سوي پاسخگو در چارچوبي كه از سوي محقق تعيين شده است محدود مي شود و لذا از تمايل او به صحبت كردن و شكافتن مطالب و بدين ترتيب از عمق مسايل مور۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان