مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11621
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 42
همه : 4340103

ترس و اضطراب

اكثر نوجوانان و جوانان هنگاميكه با موقعيت هاي تهديدآميز رو به رو مي گردند، دچار احساس ترس و اضطراب مي شوند. بوجود آمدن ترس و اضطراب باعث بوجود آمدن يك سري واكنش هاي نابهنجار در فرد مي شود كه با فشار رواني توام است. برخي از اين واكنش عبارتند از: تپش سريع قلب، لرزش بدن، عرق بيش از حد معمول بدن، تكرر ادرار، عدم كنترل ادرار و ... همگي از نشانه هاي ترس و اضطراب و از عوارض آنهاست. البته لازم به ذكر است كه ترسها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد.

- ترسهاي طبيعي و بهنجار- كه احساس ترس در برابر يك خطر واقعي يك تجربه بهنجار پديد مي آيد مانند عبور از يك منطقه خطرناك در شب.

- ترسهاي نابهنجار- كه منظور ترسي است كه از خطر واقعي نبوده و اكثر مردم در چنين موقعيتي نمي ترسند. مانند ترس از حيوانات، ترس از صحبت كردن در جمع، ترس از مكانهاي بسته و ... كه فرد مبتلا به آن از غيرمنطقي بودن آن آگاه است.

يكي از انواع اين ترسهاي نابهنجار كه در دوره نوجواني و جواني بسيار ديده مي شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است كه يك تر س غير معمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است.

يكي از انواع اين ترسهاي نابهنجار كه در دوره نوجواني و جواني برخي اوقات ديده مي شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است كه يك تر س غيرمعمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است. هر چند اين اختلال مانند ساير تظاهرات ديگر اضطرابي، خيلي شايع نيست اما به علت سوالاتي كه در بخش مشاوره در مورد اين مشكل بيان شده بود، لازم ديديم كه به طور مختصر ، به بررسي اين اختلال بپردازيم.

در اين نوع ترس بيمارگون، فرد نگران اين مساله است كه مركز توجه ديگران قرار بگيرد. اين دسته از افراد عموماً از مكانهاي عمومي، صحبت كردن در جمع، مورد تشويق قرار گرفتن و يا شرايطي كه تعداد زيادي از افراد جمع هستند، اجتناب ميكنند و متاسفانه همين واكنش آنها باعث مي شود كه شدت اين مشكل افزايش يابد. افرادي كه از اين بيماري رنج مي برند، همواره سعي دارند سرخي صورت خود را بپوشانند، غافل از اينكه اين اقدام باعث شدت گرفتن مشكلاتشان مي شود.

ترس از سرخي چهره مي تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشكي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت كردن يا فكر كردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن كنترل، احساس غيرواقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد. اگر شما جز آن دسته نوجواناني هستيد كه وقتي در موقعيتهاي اجتماعي قرار مي گيريد صورتتان سرخ شده و يا هر يك از اين علايم را از خود نشان ميدهيد بايد بدانيد كه اين مشكل تنها شما نيست. بسيارند دختران و پسران نوجوان و جواني كه از اين مشكل رنج مي برند اما تنها در مورد آن صحبت نمي كنند- اما باز هم جاي نگراني وجود ندارد چرا كه انواع ترسها، از جمله سرخي هراسي داراي درمانهاي موثر و مفيدي است و در صورتيكه در اجراي شيوه هاي درماني آن تلاش لازم را به خرج دهيد، اين مساله قابل درمان است.

درمان

براي درمان انواع هراسها از جمله سرخي هراسي توصيه مي شود كه:

خود را در معرض موقعيتهاي هراس آور قرار دهيد

رفتار درماني شناختي (يكي از روشهاي درمان در روان شناسي)، از روش مواجهه با محرك اضطراب آور، استفاده مي كند. براي مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با يك جمعيت زياد، دچار احساس اضطراب مي شويد و چهره تان سرخ مي شود، احتمالاً بعد از آن واقعه سعي خواهيد كرد كه وارد فضاهاي پرجمعيت نشويد. اما اين رويكرد درماني تاكيد مي كند كه اين دسته از افراد با ترسها و هراسهاي خود رو به رو شوند و از آن فرار نكنند. هرچند كه به ظاهر اين رويكرد درماني، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنين يادگيري شيوه هاي «تن آرامي» در پشت سر گذاشتن اين نوع اضطراب بسيار موثر است.

صحبت كردن در مورد ترسها، در كاهش اضطراب موثر است

گفتگو درماني، يك روش درمان سنتي است كه در آن افراد وادار مي شوند در مورد ترسها، نگرانيها و اضطرابهاي خود صحبت كنند. هرچند اين روش درماني، يك روش قطعي نيست اما در جلسات اوليه درمان، نقش تسكين دهنده دارد.

تاثير داروها بر سرخي هراسي

هرچند كه در زمينه بسياري از ترسهاي مرضي مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگي، ترس از حيوانات و ... رفتاردرماني مي تواند موثر باشد اما در زمينه سرخي هراسي، گاه لازم مي گردد كه افراد با تجويز روان پزشك، تا بهبود كامل، بطور مقطعي دارو مصرف نمايند.

ترس از سرخي چهره مي تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشكي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت كردن يا فكر كردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن كنترل، احساس غير واقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد

انرژي درماني

مطالعات نشان داده كه انرژي درماني يك از موثرترين روشهاي درماني، در سرخي هراسي به شمار مي رود. زيرا اين نوع درمان، سريع، ايمن، موثر و بادوام است.

روش هاي درماني ديگر، بهره گيري از تمرينات يوگا است. يوگا باعث تنظيم ضربان قلب و همچنين تسكين اعصاب افراد مضطرب مي گردد و باعث كاهش تحريك پذيري سيستم عصبي اين دسته از افراد مي گردد. مهمترين نقش يوگا در درمان سرخي هراسي، توانايي كنترل يافتن فرد بر روي واكنشهاي بدني از جمله سرخي صورت است.

قصد متناقض

و آخرين روش درماني پيشنهادي ما «قصد متناقص» و يا «تمرين منفي وابستگي» است. در اين روش به افراد آموخته مي شود كه به جاي مبارزه با سرخ شدن صورت، به طور ارادي خود را در موقعيتي قرار دهد كه صورت، سرخ شود. مثلاً هر زمان و يا هر مكاني كه احتمال ميدهد، صورت وي سرخ مي شود حتماً با اين موقعيتها مواجه شود. اين تمرين بايد به طور مستمر و هر روزه انجام گردد تا به مرور زمان كنترل رفتار و احساسات به دست فرد مبتلا قرار بگيرد. اين تمرين روشي براي توانايي يافتن در بخشها و واكنشهايي از بدن است كه افراد گمان مي كنند نمي توانند بر آن تسلط و كنترل پيدا كنند.

http://forum.p30world.com/archive/index.php/t-415771.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

اجتماع هراسي ، جمع هراسي ، سرخي هراسي يا فوبيا

اجتماع هراسي ، جمع هراسي ، سرخي هراسي يا فوبيا به يه نوع خجالت (كمرويي) يا ترس غير عادي ميگن كه ادم رو به شدت ناتوان مي كنه . اين تاپيك رو براي اين زدم كه افرادي كه به اين مشكل دچارند با هم در اين مورد صحبت كنند وافرادي كه اين مشكل رو داشتن وحل كردن يا خودشون در اين زمينه متخصص هستند به ديگران راهنمايي كنند.

آشنايي با ترس مرضي و روشهاي درمان آن

ترس مرضي نوعي اضطراب به صورت ترس مداوم غيرمنطقي يا بيش از حد معمول نسبت به يك شيئي ، موقعيت ، فعاليت ، شرايط يا حتي يك عملكرد بدني (كه هيچ يك از اين ها اساساً خطرناك نبوده يا تناسب منطقي با اضطراب ندارند). اكثر افراد دچار فويبا ترس خود را نابجا نسبت به موقعيت مي شناسند.

فويبا به انواع زير تقسيم مي شود:

اجتماع هراسي (ترس از قرارگرفتن در موقعيت هاي اجتماعي نظير سخنراني عمومي يا استفاده از حمام عمومي )

جمع هراسي (ترس از حضور در شلوغي يا ترس از مكان هاي عمومي )

ترس مرضي ساده (ترس از يك نوع محرك خاص نظير حيوانات ، حشرات ، ارتفاع ، سفرهوايي ، مكان هاي بسته و غيره )

علايم شايع

علايم اضطرابي زير هنگام مواجهه يا فكر كردن در مورد محرك ايجادكننده ترس مرضي رخ مي دهند:

تپش قلب

تعريق

لرزش

گُرگرفتگي

تهوع

افكار منفي و تصورات مضطرب كننده

علل

علت واقعي اين اختلال ناشناخته است . علت احتمالي آن عبارتست از يك واكنش يادگرفته شده (ساخته شده در ذهن ) مثلاً ناشي از تماس با فرد ديگري داراي ترس مشابه ، يا داشتن تجربه يك ترس اوليه كه همراه با يك شيئي يا موقعيت خاص بوده است . ساير فرضيه هاي موجود در اين زمينه ، ترس مرضي را داراي يك معني سُمبليك در نظر مي گيرند.

عوامل افزايش دهنده خطر

سابقه خانوادگي اضطراب

اضطراب ناشي از جدايي در كودكي

وجود ساير اختلالات رواني

دارابودن شخصيبت كمال گرا

پيشگيري

اقدام خاصي براي پيشگيري از ترس مرضي وجود ندارد. روش هايي براي پيشگيري يا كنترل واكنش ها وجود دارد.

عواقب مورد انتظار

ترس ساده ـ در برخي موارد با بالارفتن سن خود به خود متوقف مي شود؛ برخي موارد نيز چنانچه از محرك ترس (مثلاً مار افعي ) اجتناب شود اختلال قابل توجهي در زندگي پديد نمي آيد؛ برخي موارد با قرار گرفتن فرد مبتلا در موقعيت هاي ترس آور (نظير سفرهوايي ) كاهش مي يابند؛ ساير موارد نيز با درمان قابل علاج اند.

اجتماعي هراسي ـ ممكن است با درمان برطرف شود؛ داروها در اين مورد معمولاً سودمندند.

جمع هراسي ـ افراد مبتلا بدون درمان روزبه روز بيشتر خانه نشين مي شوند؛ اغلب با اختلال هراس همراه است .

عوارض احتمالي

در اثر اجتناب از محرك هاي ترس مرضي زندگي روزمره دچار محدوديت مي شود. به خصوص جمع هراسي فعاليت فرد را دچار محدوديت كرده و شديداً ناتوان كننده است .

درمان

اصول كلي

- اقدامات تشخيصي شامل مشاهده علايم توسط خود بيمار است .

- بررسي سابقه طبي و اجتماعي و معاينه فيزيكي توسط يك پزشك ضروري است .

اگر شما احساس كرديد كه ترس شما تداوم دارد:

-افكار خود را از منفي بودن (مثلاً «سگ گاز خواهد گرفت ») به سمت افكار مثبت و واقع گرايانه (مثلاً «سگ با بند بسته شده است ») منحرف سازيد.

- به يك اقدام كنترل كننده بپردازيد ـ مثلاً شمارش معكوس از ۱۰۰۰، كتاب خواندن ، بلند حرف زدن ، تنفس عميق و شمردن آنها

-افكار خود را به سمت افكار خوشايند منحرف سازيد. از روش هاي آسوده سازي استفاده كنيد.

داروها

داروها گاهي در درمان ترس مرضي مؤثرند.

فعاليت

محدوديتي وجود ندارد.

رژيم غذايي

رژيم خاصي نياز نيست . از مصرف كافئين خودداري كنيد.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد

اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم ترس مرضي باشيد كه با مراقبت هاي خود كنترل نشده است .

بازگشت علايم ترس مرضي پس از درمان

با افزايش پيوسته بيماري‌هاي رواني، اختلالاتي چون افسردگي، اختلال دوقطبي و اضطراب براي همگان به صورت شناخته شده‌اي درآمده‌اند.

امّا بيماري رواني ديگري نيز وجود دارد كه كمتر شناخته شده ولي مطالعات نشان مي‌دهد كه سومين اختلال رواني شايع در كلّ جهان است. اين بيماري، اختلال اضطراب اجتماعي نام دارد.

اختلال اضطراب اجتماعي چيست؟

اختلال اضطراب اجتماعي، يا به قول بعضي‌ها هراس از اجتماع يا اجتماع هراسي، اضطراب از مورد ارزيابي منفي قرار گرفتن از سوي ديگران است.

ترس از قضاوت ديگران در فردي كه به اين اختلال دچار است به احساس بي‌كفايتي و نابسندگي، شرم و تحقير در او منجر مي‌شود. همچنين ممكن است باعث افسردگي و سوء مصرف مواد گردد.

نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي

اختلال اضطراب اجتماعي باعث احساس اضطراب در فرد به هنگام مواجهه با يك موقعيت اجتماعي مي‌گردد. نشانگان فيزيولوژيك دقيقي به همراه اين اختلال وجود دارد كه عبارتند از:

خشكي حلق و دهان

لرزش

مشكل بلع

گرفتگي عضلاني

ترس وافر

گُر گرفتگي

ضربان تند قلب

عرق كردن

موقعيت‌هايي كه باعث درماندگي در مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي مي‌شود

موقعيت‌ها و شرايط مختلفي وجود دارد كه باعث درماندگي در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي مي‌گردد. از جمله اين موقعيت‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

مورد قضاوت ديگران قرار گرفتن

ملاقات با ديگران براي نخستين بار

مركز توجه واقع شدن

زير نظر قرار گرفتن به هنگام انجام كار

برخوردهاي اجتماعي با افراد غريبه

چه كسي دچار اختلال اضطراب اجتماعي مي‌شود؟

بسياري از افراد به اختلال اضطراب اجتماعي دچار مي‌شوند. امّا شيوع آن در زنان بيشتر ازمردان است. مطالعات اخير نشان داده‌اند كه اختلال اضطراب اجتماعي سومين اختلال رواني شايع در جهان است.

سوء مصرف مواد و اختلال اضطراب اجتماعي

افرادي كه دچار اختلال اضطراب اجتماعي باشند احتمال زياد دارد كه به سوء مصرف الكل و موادمخدر به عنوان ابزاري براي مقابله با استرس، عزت‌نفس پايين و افسردگي ناشي از اين اختلال روي بياورند.

مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه 16 درصد از بيماراني كه داراي اختلال اضطراب اجتماعي بوده‌اند، مشكل سوء مصرف الكل داشته‌اند.

درمان اختلال اضطراب اجتماعي

اختلال اضطراب اجتماعي غالباً با حملات وحشتزدگي يا افسردگي اشتباه گرفته مي‌شود. اين امر مي‌تواند درمان اين اختلال را با مشكلات جدّي روبرو سازد. با وجود اين، چنانچه اين بيماري به درستي تشخيص داده شود، تركيبي از درمان‌هاي رفتاري شناختي و دارودرماني مي‌تواند براي درمان مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي مفيد باشد.

با وجود شيوع اختلال اضطراب اجتماعي، اين اختلال غالباً اشتباه تشخيص داده مي‌شود. در حالي كه اختلال اضطراب اجتماعي، يك اختلال كاملاً واقعي بانشانگان مشخص و معين است. چنانچه نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي درمان نشده باقي بمانند مي‌توانند فرد مبتلا به اين اختلال را كاملاً زمين‌گير كنند و غالباً به اجتناب فرد از تمام موقعيت‌هاي مستلزم تماس‌هاي اجتماعي مي‌انجامد.

اجتناب از موقعيت‌هاي اجتماعي داراي پيامدهاي منفي در زندگي كاري، اجتماعي و مالي فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي است. امّا كمك‌هاي درماني مناسب داراي نتايج خوب و موثري براي اين اختلال است. به افرادي كه داراي نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي هستند توصيه مي‌شود با يك روان‌درمانگر مشورت كنند.

جمع هراسي (فويبا) و درمان آن

شرح بيماري

ترس‌ مرضي،‌ نوعي‌ اضطراب‌ به‌ صورت‌ ترس‌ مداوم‌ غيرمنطقي‌ يا بيش‌ از حد معمول‌ نسبت‌ به‌ يك‌ شيئي‌، موقعيت‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري ، شرايط‌ يا حتي‌ يك‌ عملكرد بدني‌ (كه‌ هيچ‌ يك‌ از اين‌ها اساساً خطرناك‌ نبوده‌ يا تناسب‌ منطقي‌ با اضطراب‌ ندارند). اكثر افراد دچار فويبا ترس‌ خود را نابجا نسبت‌ به‌ موقعيت‌ مي‌شناسند. فويبا به‌ انواع‌ زير تقسيم‌ مي‌شود: اجتماع‌ هراسي‌ (ترس‌ از قرارگرفتن‌ در موقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ نظير سخنراني‌ عمومي‌ يا استفاده‌ از حمام‌ عمومي‌) جمع‌ هراسي‌ (ترس‌ از حضور در شلوغي‌ يا ترس‌ از مكان‌هاي‌ عمومي‌) ترس‌ مرضي‌ ساده‌ (ترس‌ از يك‌ نوع‌ محرك‌ خاص‌ نظير حيوانات‌، حشرات‌، ارتفاع‌، سفرهوايي‌، مكان‌هاي‌ بسته‌ و غيره‌)

علايم‌ شايع

علايم‌ اضطرابي‌ زير هنگام‌ مواجهه‌ يا فكر كردن‌ در مورد محرك‌ ايجادكننده‌ ترس‌ مرضي‌ رخ‌ مي‌دهند: تپش‌ قلب‌ تعريق‌ لرزش‌ گُرگرفتگي‌ تهوع‌ افكار منفي‌ و تصورات‌ مضطرب‌كننده‌

علل‌

علت‌ واقعي‌ اين‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌. علت‌ احتمالي‌ آن‌ عبارتست‌ از يك‌ واكنش‌ يادگرفته‌ شده‌ (ساخته‌ شده‌ در ذهن‌) مثلاً ناشي‌ از تماس‌ با فرد ديگري‌ داراي‌ ترس‌ مشابه‌، يا داشتن‌ تجربه‌ يك‌ ترس‌ اوليه‌ كه‌ همراه‌ با يك‌ شيئي‌ يا موقعيت‌ خاص‌ بوده‌ است‌. ساير فرضيه‌هاي‌ موجود در اين‌ زمينه‌، ترس‌ مرضي‌ را داراي‌ يك‌ معني‌ سمبليك‌ در نظر مي‌گيرند.

عوامل تشديد كننده بيماري

- سابقه‌ خانوادگي‌ اضطراب‌ - اضطراب‌ ناشي‌ از جدايي‌ در كودكي‌ - وجود ساير اختلالات‌ رواني‌ - دارابودن‌ شخصيبت‌ كمال‌گرا

پيشگيري

اقدام‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از ترس‌ مرضي‌ وجود ندارد. روش‌هايي‌ براي‌ پيشگيري‌ يا كنترل‌ واكنش‌ها وجود دارد.

عواقب‌ مورد انتظار

ترس‌ ساده‌ ـ در برخي‌ موارد با بالارفتن‌ سن‌ خود به‌ خود متوقف‌ مي‌شود؛ برخي‌ موارد نيز چنانچه‌ از محرك‌ ترس‌ (مثلاً مار افعي‌) اجتناب‌ شود اختلال‌ قابل‌ توجهي‌ در زندگي‌ پديد نمي‌آيد؛ برخي‌ موارد با قرار گرفتن‌ فرد مبتلا در موقعيت‌هاي‌ ترس‌آور (نظير سفرهوايي‌) كاهش‌ مي‌يابند؛ ساير موارد نيز با درمان‌ قابل‌ علاج‌اند. اجتماعي‌ هراسي‌ ـ ممكن‌ است‌ با درمان‌ برطرف‌ شود؛ داروها در اين‌ مورد معمولاً سودمندند. جمع‌ هراسي‌ ـ افراد مبتلا بدون‌ درمان‌ روزبه‌روز بيشتر خانه‌نشين‌ مي‌شوند؛ اغلب‌ با اختلال‌ هراس‌ همراه‌ است‌.

عوارض‌ احتمالي

در اثر اجتناب‌ از محرك‌هاي‌ ترس‌ مرضي‌ زندگي‌ روزمره‌ دچار محدوديت‌ مي‌شود. به‌ خصوص‌ جمع‌ هراسي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فرد را دچار محدوديت‌ كرده‌ و شديداً ناتوان‌كننده‌ است‌.

درمان

اصول‌ كلي‌

- اقدامات‌ تشخيصي‌ شامل‌ مشاهده‌ علايم‌ توسط‌ خود بيمار است‌. اگر شما احساس‌ كرديد كه‌ ترس‌ شما تداوم‌ دارد: -افكار خود را از منفي‌ بودن‌ (مثلاً «سگ‌ گاز خواهد گرفت‌») به‌ سمت‌ افكار مثبت‌ و واقع‌گرايانه‌ (مثلاً «سگ‌ با بند بسته‌شده‌است‌») منحرف‌ سازيد. - به‌ يك‌ اقدام‌ كنترل‌كننده‌ بپردازيد ـ مثلاً شمارش‌ معكوس‌ از 1000، كتاب‌ خواندن‌، بلند حرف‌ زدن‌، تنفس‌ عميق‌ و شمردن‌ آنها -افكار خود را به‌ سمت‌ افكار خوشايند منحرف‌ سازيد. از روش‌هاي‌ آسوده‌سازي‌ استفاده‌ كنيد.

داروها

داروها گاهي‌ در درمان‌ ترس‌ مرضي‌ مؤثرند

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

محدوديتي‌ وجود ندارد.

درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

_ اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ باشيد كه‌ با مراقبت‌هاي‌ خود كنترل‌ نشده‌ است‌. _ بازگشت‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ پس‌ از درمان‌

حال كه با مفهوم ترس آشنا شديد خوب است راههاي غلبه بر ترس را بدانيد .

غلبه بر ترس

ترس واقعيتي است كه در زندگي ما حضور خارجي دارد كه با پيامد هاي خود مي خواهد ما را متقاعد مي‌سازد كه هرگز نمي‌توانيم به آرزوهايمان دست يابيم و از اينرو ما را دائماً در حالت سكوت نگه مي‌دارد. ترس ما را از بيان عشق و محبت به عزيزانمان محروم مي‌كند.

ترس قلمرو زندگي ما را چنان محدود مي‌كند تا ما در دايرۀ كوچك زندگي خود محبوس شويم. اما واقعا چگونه مي توان با اين موضوع روبرو شد و بر آن غالب آمد

بايد اذعان داشت كه ترس لزوماً در شرايطي خاص واكنش بدي نيست. ترس مي‌تواند به‌عنوان عنصري براي حفاظت ما باشد. اما تفاوت بارزي بين ترسي كه مانع سقوط ما از ارتفاعي بلند مي‌شود با ترسي كه ما را از حق زندگي كردن محروم مي‌دارد وجود دارد. دكتر هنري كلاد، مشاور و نويسنده در مقالۀ خود «غلبه بر ترس» نكاتي را جهت مبارزه با ترس كنترل كننده بر زندگي ابراز مي‌دارد كه در ذيل به آنها مي‌پردازيم.

1- ارتباط با ديگران

همۀ انواع ترس، چه بزرگ و چه كوچك، در تنهايي شخص نيرويي مضاعف مي‌يابند. دوستي را پيدا كنيد تا ترس‌هايتان را با او در ميان بگذاريد. غالباً از ابراز ترس‌هايمان مي‌ترسيم. زيرا فكر مي‌كنيم نظر ديگران دربارۀ ما عوض مي‌شود. پس بهتر است با شخصي قابل اعتماد، ترجيحاً يك مشاور درد دل كنيد. آنان به شما كمك مي‌كنند تا ترس‌هايتان را در نور جديدي ببينيد و شما را تشويق مي‌كنند تا از مواجه شدن با آنها نترسيد.

2- برنامه داشتن براي زندگي روزانه

زندگي روزانۀ خود را برنامه‌ريزي كنيد. ساعات مشخصي را براي فعاليت‌هاي مختلف در نظر بگيريد. برنامه مشخص خود عامل ايجاد امنيت است زيرا كه مي‌دانيم در صدد انجام چه كاري هستيم. بسياري از اوقات عناصر غيرقابل پيش‌بيني كه غالباً در نتيجۀ نداشتن برنامۀ خاص به‌وجود مي‌آيند، عامل ايجاد ترس هستند. اگر بتوانيد آنچه را كه قابل كنترل است را انجام دهيد (برنامه‌ريزي)، آنگاه توان رويارويي شما با عناصر غيرقابل كنترل بيشتر مي‌شود.

3- مواجه شدن با ترس

آخرين اقدام رويارويي با ترس‌هاست. اگر ترسي كه با آن روبروييم در فكر ما ريشه دارد تا در خارج از آن، به عبارت ديگر، اگر خطري واقعي در بيرون ما را تهديد نمي‌كند و ما صرفاً از خطري تخيلي در ذهنمان مي‌ترسيم، بهترين پادزهر انجام دادن آن است. فراموش نكنيد كه بايد قدم به قدم و مرحله به مرحله با ترس‌ها روبرو شد. نبايد به يكباره بخواهيد ترس از سخن گفتن در جمع را با سخنراني در تالاري بزرگ رفع كنيد. اول از گروه‌هاي كوچك و اشخاصي كه با آنها آشناييد شروع كنيد. مواجه شدن با ترس‌ها يك فرايند و رونداست.

اضطراب چيست؟

همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه مي‌كنند و طبيعى است كه مردم هنگام مواجهه با موقعيتهاى تهديدكننده و تنش‌زا مضطرب مي‌شوند، اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح، امرى غيرعادي است .

اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيكى است. به‌طور كلى اضطراب يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى است كه با يك يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد و غيره همراه است.

بررسيها نشان مي‌دهد كه اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان كمتر است و در زنان، افراد كم‌درآمد و سالمندان بيشتر شايع مي‌باشد.

علائم و نشانه هاي اضطراب

-عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن- تنش- احساس خستگى- سرگيجه- تكرر ادرار- طپش قلب- بي‌حالى- تنگى نفس- تعريق- لرزش- نگرانى و دلهره- بي‌خوابى- اشكال در تمركز حواس- گوش به زنگ بودن

انواع اضطراب

اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد كه هر فردى ممكن است به يك يا چند نوع از اين اختلالات مبتلا باشد:

۱- اختلال اضطراب فراگير يا منتشر (Generalized Anxiety Disorder) تركيبى از علائم زير در اين اختلال وجود دارد:

طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بي‌اشتهايى، سستى، سرگيجه، تعريق، بي‌خوابى، تكرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن كف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آينده، گوش به زنگ بودن نسبت به محيط. در اضطراب فراگير خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder)اين افراد دچار حملات اضطرابى پيش‌بينى نشده‌اى مي‌شوند كه ممكن است ظرف چند ثانيه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان كند. مبتلايان به اين اختلال مي‌ترسند مبادا بميرند، ديوانه شوند يا بي‌اختيار دست به كارهايى بزنند و يا علائم روانى ـ حسى غيرمعمول نشان دهند. ساير علائم اختلال اضطراب فراگير نيز در اين اختلال مشاهده مي‌گردد.

۳ـ ترسهاى اختصاصى يا ساده (Simple Phobia)

شايعترين نوع ترس است. در خانمها بيشتر وجود دارد. يك نوع ترس غيرمنطقى است كه طى آن فرد از مواجهه با اشياء، فعاليتها و موقعيتهاى خاص همچون ترس از حيوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب مي‌كند. در اين موارد خود فرد متوجه افراطى و غيرمنطقى بودن ترس خويش است.

۴ـ ترس از مكانهاى باز (Agorophobia)

افراد مبتلا به اين اختلال از وارد شدن به موقعيتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع مي‌كنند. اين افراد از ترك كردن محيط منزل دچار ترس شديد هستند. اين اختلال در نوجوانى شروع مي‌شود و معمولاً اين افراد تجربة اضطراب جدايى را در دوران كودكى داشته‌اند.

۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia)

اين نوع ترس از اواخر دوران كودكى يا اوائل نوجوانى شروع مي‌شود. اين افراد در مواجهه با ديگران احساس شرمسارى مي‌كنند، نگران هستند كه دستها و صدايشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت كردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود كردن، انتقاد كردن، اظهارنظر كردن و اشتباه كردن مي‌ترسند.

۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder)

عبارت است از وسواس شدن افكار يا اعمال غير ارادى، تكرارى و غيرمنطقى كه فرد برخلاف ميل خود آن را تكرار مي‌كند. اين بيمارى مي‌تواند به‌صورت وسواس فكرى، وسواس عملى و يا وسواس فكرى و عملى توأم با هم باشد.در وسواس فكرى، فرد نمي‌تواند فكرى را از ذهنش خارج كند (مثل افكار پرخاشگرى يا جنسي)، يعنى يك فكر، عقيده، احساس مزاحم و تكرار شونده وجود دارد.در وسواس عملى فرد براى اجراى تكرارى عملى خاص يا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار مي‌كند مثل شستن مكرر دستها. فكر وسواسى موجب افزايش اضطراب شخص مي‌گردد درحالي‌كه عمل وسواسى اضطراب شخص را كاهش مي‌دهد.

۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder)اين اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» ناميده مي‌شد. معمولاً با يك استرس شديد هيجانى كه شدت آن مي‌تواند براى هركس آسيب‌رسان باشد همراه است از قبيل جنگ، بلا يا سوانح طبيعى مثل زلزله، مورد حمله يا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شديد.

منبع:ترانه اميد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 خلاصه كتاب روانشناسي خجالت 
   

فصل اول

دور و تسلسل

آيا شما در كنار ديگران احساس آرامش نمي‌كنيد؟ اگر پاسخ آري است؛ پس بايد گفت اين «ديگران» هستند كه شما را مي‌ترسانند. آيا ترس و هراس شما از ديگران طبيعي است؟ آيا اين طبيعي است كه يك نگاه، يك لبخند يا يك حركت ديگران اغلب از سوي شما به بدترين شكل تعبير و تفسير شود؟ پاسخ من اينست كه: تا حدودي عادي است.

 علائم خجالت

- تنگي نفس يا منقبض شدن عضلات

- لرزش لب‌ها و دست‌ها و پاها

- خشك شدن بزاق در دهان

- عرق كردن زياد از حد

 

 اثرات خجالت

خجالت مي‌تواند زندگي را متزلزل سازد و از رشد زندگي افراد جلوگيري مي‌كند.

- خجالت مانع از تجلي‌افكار عالي‌است، و تلاش افرادي را كه مي‌توانند تا بالاترين مراتب اجتماعي صعود كنند بي‌اثر مي‌سازد.

- خجالت از پيشرفت افراد باهوش كه شايستگي مديريت و رهبري را دارند جلوگيري مي‌كند

- كم‌رويي باعث مي‌شود عقايد مطرح نشود.

 كم‌رويي بسياري از افراد را غمگين مي‌كند. اين‌گونه افراد گرچه در تمام زندگي روياي معاش و دوست بودن با ديگران را مي‌بينند، ولي با جدا كردن خود از جمع،‌ روياي آنها شكل واقعي به خود نمي‌گيرد.

 

اثرات جسمي

ترس مهمترين  عامل در خجالت است.  گاهي ترس خيلي شديد نيست و فقط يك نوع دلواپس‍ ايجاد مي‌كند. زماني ترس آشكارتر شده و باعث انقباض در ناي يا اطراف قلب مي‌شود.

 

 اشكال در سخن گفتن

 

افراد كم‌رو به طور معمول از ناراحتي تنفسي رنج مي‌برند. اين ناراحتي با انقباض قفسه سينه ايجاد مي‌شود، در نتيجه كلمات بصورت ضعيف و بيمارگونه به‌گوش مي‌رسد.

 انقباض‌هاي عضلاني

افراد خجالتي از انقباض عضلات رنج مي‌برند و اين مانع از تحرك كافي در آنهاست. افزون بر اين شخص خجالتي چون مي‌داند يا اعتقاد دارد كه به او نگاه مي‌كنند، پاهايش سفت و سخت شده و آنها را به‌زحمت روي زمين مي‌كشد، همچنين انگشتان او مي‌لرزد.

 خستگي

يك شخص كم‌رو پس از هر بار احساس «ترس از حضور در جمع» دچار خستگي زيادي مي شود كه ناشي از حالت كلي انقباض عضلاني است.

 كسل شدن

حقيقت اينست كه شخص كم‌رو غير از چيزي كه او را مي‌ترساند‌، از همه چيز غافل است. ميزان دقت و هوشياريش كم مي شود. و قدرت ادراك حسي او نيز همپاي آن كاهش مي‌يابد. به همين دليل يك ناطق كم‌رو آنچه را كه درباره يك موضوع عنوان كرده است فراموش مي‌كند.

 اختلال‌هاي عروقي

انقباض و انبساط رگ‌هاي بدن باعث سرخي يا پريدگي رنگ چهره افراد كم‌روست و اين خود يكي از دلايل ناراحتي آنهاست.

 اختلال در غده‌هاي ترشح‌كننده بدن

با توقف ترشح بزاق؛ دهان و لب‌هاي آدم خجالتي خشك مي‌شوند و دست‌ها و زير بغل او فوق‌العاده عرق مي‌كند.

 اثرات رواني

 احساس ترس و نگراني

بطور كلي يك شخص خجالتي فردي لايق و ارزنده است؛ و با نااميدي احتياج دارد كه ديگران قدر و ارزش او را بدانند. آدم خجالتي از شكست در اجتماع مي‌ترسد. او هميشه از اينكه ديگران او را حقير بشمارند در هراس است.

شخص كم‌رو حتي زماني كه مقاومت مي‌كند و از فرار كردن دوري مي‌جويد؛ اضطراب و دلهره وحشتناكي او را فرامي‌گيرد و بر او غلبه مي‌كند.

 معماي ذهني

اگر از يك شخص خجالتي حتي اگر باهوش هم باشد سوال شود ، خاموش مي‌ماند و چنان به‌نظر برسد كه مات و مبهوت شده است. در شرايطي ديگر با صداي بلند مي‌خندد اما جرأت گفتن حتي كلمه‌اي ندارد. پس از اين حالت شخص كم‌رو مغزش از كار مي‌افتد.

 بيشتر افراد خجالتي را مي‌توان در سه حالت زير مشاهده كرد

- حساس: خيلي راحت آشفته مي شود. شخصيت خيلي عاطفي دارد. بالاتر از همه، شخص حساس غيرفعال است.

- عصباني: خيلي بي‌ثبات، بي‌اختيار، غيرقابل تغيير و عاطفي است. چنين فردي غيرفعال است.

شجاع و متهور: چنين شخصي تندخو، جاه‌طلب، خشن و غيرقابل انعطاف. برخلاف دو گروه پيشين فعال است.

افراد حساس، عصباني و خجالتي را خطر «واخوردگي يا كنار گذاشته شدن»؛ و دوري گزيدن ديگران از آنها تهديد مي كند. زيرا اين باور را دارند كه در سلك شكست‌خوردگان اجتماع خواهند بود! به همين خاطر است كه شخص خجالتي از حضور در جمع دوري مي‌گزيند. در حقيقت آنها خودشان پيشتر از آنكه ديگران آنها را كنار بگذارند، گوشه‌گيري كرده‌اند. اشتباه افراد خجالتي درست در همين نقطه است. چرا كه با ترس از شكست پيش از آنكه حركتي را شروع كنند شكست مي‌خورند.

 بررسي صفات ديگر افراد خجالتي

شخص خجالتي به‌خاطر داشتن احساس عاطفي تا حد زيادي تحت‌تاثير حوادث است . او غيرفعال است، از اين‌رو بجاي تلاش براي عمل يا عكس‌العمل داشتن، هيجان‌هاي خود را مخفي مي‌دارد. بنابراين يك شخص كم‌رو وقتي وارد عمل مي شود اغلب درمي‌يابد كه مشكل او حل شده است.

 خجالتي‌ها به جامعه باز مي‌گردند

اشخاص خجالتي از جامعه مي‌ترسند، با اين حال به جامعه باز مي‌گردند چون:

- نياز زيادي به محبت ديگران دارند.

- هم‌چنين نياز دارند به ديگران محبت كنند.

شخص كم‌رو اغلب فعال نيست به اين علت خيلي ناراحت است و ناشيانه عمل مي‌كند. هنگام سخن گفتن تمام نشانه‌هاي تمايل به گريختن را از خود نمايان مي سازند. شخص بايد تسلط بر كلام و بيان آنها را بياموزد و در حركات خود دقت كند.

بنابراين تكرار مي‌كنم اجازه ندهيد كه عواطف بر شما غلبه كنند.

 شخص خجالتي آسيب‌پذير است

فرد خجالتي بخاطر آسيب‌پذير بودن هنگام حمله بي‌دفاع است و قادر به عكس‌العمل سريع نيست. بخاطر غيرفعال بودن، فاقد هر نوع وسيله دفاعي است.

هميشه احساس مي‌كند مورد تهديد است حتي زماني كه كسي قصد سوئي نسبت به او دارد.

شخص خجالتي‌از اينكه مركز توجه و علاقه باشد رنج مي‌برد. از سويي ديگر از بي‌تفاوتي متنفر است. در مجموع شخص خجالتي از سر و كار داشتن با ديگران خشنود نيست اما انتظار دارد كه ديگران در برخورد با او ادب و نزاكت را رعايت كنند.

شخص خجالتي هميشه در جمع مراقب است كه ديگران چه مي‌گويند. او ساده‌ترين تغييرات را در صدا، خنده و نگاه افراد به‌خاطر مي‌سپارد. اين فرد تصور مي‌كند با پنهان شدن در لاك دفاعي‌خود مي تواند خود را حمايت كند، در حاليكه به اين ترتيب فقط غذاي فكري او تامين خواهد شد و بجاي حمايت صدمه خواهد ديد.

 فصل دوم: علائم و مظاهر خجالت

 ترس از حضور در جمع

ترس از حضور در جمع را مي‌توان به عنوان حمله شديد خجالت تلقي كرد. حمله ترس از حضور در جمع را مي‌توان از راه‌هاي زير برطرف كرد:

- با شروع كاري اين حمله نابود مي‌شود يا شخص گرفتار حمله ناگهاني، كاري را كه شروع كرده است متوقف سازد.

-ترس از حضور در جمع عموما دو نوع حالت رواني نيز در افراد ايجاد مي‌كند:

- شخص خجالتي آنچه را كه به هنگام ترس از حضور در جمع رخ داده است، اصلا به‌ياد نمي‌آورد

- هنگام ترس، او ناخودآگاه و خودكار عمل مي‌كند

 خجالت جنسي

اين نوع خجالت در جوانان رايج و عادي است. دوره بلوغ و نوجواني باعث تحريك استعدادهاي عاطفي است. كم‌رو مي‌شود. اگر اين شخص بار ديگر به محل ياد شده باز گردد، اين بار به خاطر وجود سابقه ذهني بد، حالت بحراني شديدتر خواهد شد.

افراد فوق عاطفي دو صفت ويژه و مهم دارند كه عبارتند از:

حالت شك و ترديد دائمي و نداشتن قاطعيت در تصميم‌گيري

 ترس

بين ترس عادي و ترس ناشي از بيماري‌رواني تفاوت قائل شد. پس بايد گفت ترس دو سطح دارد؛ يكي اضطراب و نگراني و ديگري ترس به مفهوم واقعي‌كلمه.

 اضطراب

اضطراب يك حالت رواني است. شخصي كه دستخوش اضطراب است احساس مي كند كه هميشه خطري‌او را تهديد مي‌كند. او غير از بلاي بزرگي كه احساس مي‌كند او را تهديد مي‌كند به چيز ديگري نمي‌انديشد. بنابراين روز به روز افكارش پريشان‌تر مي‌شود.

هنگاميكه اضطراب نفوذ كرد و جاگير شد. در جسم انسان پديده‌هايي ظاهر مي‌شوند كه نشانه‌هاي ترس هستند:

- تنگي نفس

- نوسان شديد در ضربان قلب

- انقباض عضلات

همينطور شخصي كه دچار اضطراب يا ترس مي‌شود، نمي‌تواند خود را با اجتماع پيرامونش هماهنگ سازد.

 فصل سوم: علت‌ها و معلول‌ها

 در بحث كلي، حالت ناراحتي و بيمار بودن در جمع را، خجالت مي‌ناميم.  هم‌چنين عوامل ديگري نيز وجود دارند كه عبارتند از عاطفه،‌ترس و ناسازگاري.

مي‌خواهيم بدانيم اصولا چرا احساس هراس، گناه، رانده شدن از اجتماع وجود دارد. در حاليكه شخص مي‌خواهد به اجتماع خود وابسته باشد

 احساس حقارت

رايج‌ترين نوع احساس است. احساس حقارت،‌به شخص خجالتي اين باور را القا مي‌كند كه نسبت به ديگران حقيرتر است.

آيا احساس حقارت چيزي غيرعادي است؟ احساس حقارت در كودك طبيعي و عادي‌است. احساس حقارت در مقابل دفاع شخصيت، ناپديد مي‌شود. پس هر امري كه شخصيت جوان را تحت‌الشعاع قرار دهد و از دفاع بازدارد؛ احساس حقارت را در وجود او افزوده است. تحت تاثير عوامل محيطي، تربيت و مذهب مي‌توانند احساس حقارت را در ذهن يك كودك نقش بندند و آثار آن تتها در دوران بلوغ و جواني ‌بماند. اثر نامطلوب اين احساس در زندگي شخص منشاء ناكامي‌ها، ترس و خجالت خواهد شد. اين حالت مكانيسم‌هاي گوناگون دفاعي از جمله پرخاشگري را ايجاد خواهد كرد.

 قدرداني

مهم‌ترين و نيرومندترين عامل حركت و بر انگيخته شدن در بسياري از افراد را مورد تحسين و تشويق قرار گرفتن است.

 خودبيني

احساس توانايي‌انسان در مقابله با مشكلات و حل مسائل مربوطه افزايش مي‌دهد. مي دانيم كه در زندگي اجتماعي آگاهي فرد از ميزان توانايي خودش چقدر اهميت دارد. اگر در شرايطي اين آگاهي كاهش يابد، در زندگي‌او مشكلات فراواني بروز خواهند كرد؛ كه از جمله آنها خجالت است.

 چه عواملي عقيده شما را نسبت به خودتان تعيين مي‌كند؟

دو عامل اساسي را در اين رابطه مي‌توان نام برد:

- مشكلات انجام وظيفه

- ميزان رشد و بلوغ فكري شخص: سن عقلي‌مشا با سن جسمي شما هماهنگ باشد.

 چگونه احساس حقارت را بشناسيم؟

با آزمايش زير:

- حركات بدن

- حالت نگاهداري سر

- سبك سخن گفتن

- طرز راه رفتن

افراد خجالتي ‌بدن خود را غير عادي راست نگاه‌مي‌دارند و حركات كوتاه و سريعي‌ دارند. اينگونه افراد هنگام سخن گفتن انگشتانشان را جمع مي‌كنند. حركات و اشارات آنها ناشيانه، بي‌لطافت و خشك است.

بيشتر اوقات ما فكر مي‌كنيم كه احساس حقارت شخص چيزي سطحي است،‌اما اينطور نيست. اين موضوع تمام شخصيت فرد را ضايع مي‌كند و در هر يك از اعمال شخص نيز انعكاس دارد. حضور كامل اين احساس را در اختلالات رواني،‌ تخلف‌ها،‌اعتياد به داروهاي‌مخدر و انحرافات جنسي مي‌توان ديد.

 

فصل چهارم: فرار

 آيا مي‌توان بجاي كم‌رويي يا پرخاشگري در همه حالت‌ها آسوده خاطر و متعادل بود؟

پرش از هر چيز بايد به‌خاطر داشته باشيم:

براي اصلاح شخصيت، بايد در تلاشي پيگير، براي شناخت عواملي باشيم كه خجالت و احساس حقارت را به‌وجود مي‌آورند. عقايد نامربوط و اشتباه را بايد نخست شناسايي كنيم و سپس در اصلاح آن بكوشيم.

 خود را بشناس

بدون شناخت واقعي خودمان هرگز نمي توانيم خجالت، ترس يا احساس خود‌كم‌بيني را از خود دور كنيم. براي مبارزه با خجالت بايد ابتدا شخصيت را بشناسيم و متعادل كنيم. چرا كه خجالت ناشي از شخصيت است. اگر شما مي‌خواهيد بر خجالت غلبه كنيد، بايد از خود بپرسيد كه : «شخصيت واقعي من چيست و به چه صورت است؟»

بايد اين اصل را مورد نظر داشته باشيم، كه براي تمام افراد خجالتي اقدام كردن مشكل است و آنها هنگام عمل كردن ناتوان و ضعيف هستند. بيشتر افراد خجالتي در حمايت از خود  و قبولاندن حقايق  خود به ديگران ناتوان هستند و جز در بعضي از موارد اينكار را با بدگماني و پرخاشگري انجام مي‌دهند.

 گوشه‌گيري

شخص كم‌رو بخاطر خجالت است كه احساس مي‌كند ميل دارد تنها و جدا از اجتماع باشد اما به‌جاي اينكه خود را مقصر بداند سعي دارد گناه اين گوشه‌گيري را به گردن ديگران بگذارد.

شخص خجالتي بايد به خاطر داشته باشد كه :خجالت او از هر چيزي مايه گرفته باشد نبايد انسانيت را مقصر بداند. اگر در پرورش او اشتباهي رخ داده كه باعث بروز كم‌رويي  او شده است بدان معنا نيست كه تمام افراد مانند مربيان او دچار اشتباه مي شوند. بنابراين افراد گوشه‌گير بايد زمان حال را مورد توجه قرار دهند و گذشته را فراموش كنند.

 در بهشتي كه احمق‌ها براي خود ساخته‌اند زندگي نكنيد!

بسياري از افراد خجالتي به انزواي خود نوعي مباهات مي‌كنند. آنها تظاهر مي‌كنند كه اين شيوه زندگي كردن براي آنها راحت است و كمترين زحمتي ندارد اما آنها خود از اين زندگي راحت نيستند. و اين نكته آشكار است كه زندگي كردن خارج از اجتماع زندگي بدون عشق است و زندگي بدون عشق را هم نمي‌توان زندگي دانست. بنابراين گوشه‌گيران بايد:

- يا در انزواي خود باقي بمانند و رنج‌هاي حاصل از آن را تحمل كنند.

- يا بپذيرند كه بايد گوشه‌گيري را كنار گذاشته و به اجتماع بازگردند

- در انجام چنين كاري آنها بايد ياد بگيرند كه چگونه روش و رفتاري را كه به عادت تبديل شده است، از ميان بردارند.

 فراگيري

اجازه دهيد بپردازيم به موانعي كه شخص كم‌رو بايد با آنها روبرو شود

 كاه و كوه

شخص كم‌رو به‌سادگي آسيب‌پذير خواهد شد. كمترين حمله يا انتقاد به او صدمه خواهد زد. مايل است اينطور فكر كند كه فقط اوست كه رنج مي‌برد. در حاليكه بايد بداند چقدر در اشتباه است.

شما بايد عادت كنيد از خود بپرسيد: «آيا اين حمله در حقيقت متوجه من است؟ آيا من در حالت عاطفي‌هستم و از كاه كوهي مي سازم؟»

از لحظه‌اي كه او شروع كند و واقعيت را از دروغ جدا سازد. كم‌كم قدرت او را در افكارش غوطه‌ور كند. كم‌كم قدرت او براي غلبه بر اين حالت افزايش خواهد داشت. اما به‌ياد داشته باشيد كه اين تمرين نبايد در خلال لحظه‌هاي بحراني يا همزمان با اين لحظه‌ها شروع شود.

 ياد بگيريد به ديگران نگاه كنيد

به خود بياموزيد كه نترسيد در عوض بطور مستقيم به چشمان كسي كه با شما صحبت مي كند، نگاه كنيد. يا به نقطه‌اي بسيار نزديك به چشمان او، خيره شويد.

پس ياد بگيريد چگونه آرامش خود را حفظ كنيد. سعي كنيد تا حد امكان كم‌تر چشم‌هاي خود را باز و بسته كنيد. سعي كنيد افكار و واكنش‌هايتان قيافه شما را تغيير ندهند.

 مقاومت در برابر «به فكر فرو رفتن»

اگر شمل عادت داريد كه در فكر فرو غوطه‌ور شويد. بدانيد كه يك ضربه كوچك مي‌تواند به آسيب دائمي تبديل شود. درمان اين نوع «به‌فكر فرو رفتن» بدو صورت امكان‌پذير است:

يكي فراگيري «به‌موقع و به جا عمل كردن» و ديگري تمرين «به موقع آرام بودن» بايد بياموزند كه «خود» را فراموش كنند و ذهن خود را از چيزهايي كه باعث «به فكر فرو رفتن» مي شود، دور كنند. تنها راه تامين آرامش تمرين تدريجي و طولاني است.

 چگونه مي توانيم آرامش ذهني به دست بياوريم؟

صدايي را كه بيشترين تنفر را از آن داريد انتخاب كنيد. سعي‌كنيد با ظاهري آرام و خونسرد با آن برخورد كنيد و هرچه سريعتر آرامش خود را حفظ كنيد.

اما توصيه مي‌شود كه اين عمل را زياد تكرار نكنيد

 جاه‌طلبي

بيشتر افراد خجالتي در اصل جاه‌طلب هستند. در همين نكته يك دوگانگي آشكار مي توان يافت:

- شخص خجالتي جاه‌طلب است

- براي رسيدن به‌اين آرزو، بايد از حقوق خود دفاع كند

بسياري از افراد خجالتي آرمان‌هاي بزرگي دارند و سعي مي‌كنند كه خواست‌هاي خود را عملي سازند ولي اينكار از روي يك انگيزه آني و بدون استدلال است. او از انجام عمل منصرف و از آن روي‌گردان مي‌شود. اينجاست كه عقده حقارت فعال مي‌شود.

شخص خجالتي خيلي‌مايل است كه شكست‌هايش را بزرگ جلوه دهد. اصرار او در هر كاري كه آغاز كرد، هميشه اينست كه نخستين بار موفق شود. اين احساس او ناشي از خود كم‌بيني است. او گام‌به‌گام بايد با اين اميال مبارزه كند و بداند هر شكست مي‌تواند تجربه‌اي تجربه‌اي براي پيروزي در آينده باشد.

 

فصل پنجم: خود را بشناس

 برخورد يك بعدي با مشكل

فرد خجالتي مشكل را از يك بعد يا جهت آن مي‌بيند و باور مي‌كند كه حل مشكل به اين جنبه وابسته است.

 

علت‌ها

پشت همه احساس‌هاي‌واقعي خجالت «چيز ديگري» پنهان است.

اما علت‌هاي اصلي‌ خجالت كدامند؟

در نتيجه خجالت و ضعف اتكاء‌به‌نفس، در اثر نداشتن سازش با جامعه بوجود مي‌آيد. اين حالت به شرايط محيط و در سطحي بالاتر به واكنش دروني شخص به اوضاع و شرايط وابسته است.

 محدوديت‌هاي بزرگ در اجتماع كدامند؟

سه عامل بزرگ كه در صورت عدم برخورد صحيح مي‌توانند باعث آسيب شوند عبارتند از:

- زندگي خانوادگي و تحصيل

- مذهب، در صورتيكه برداشت درستي از آن نداشته باشيم.

- جنسيت، هنگاميكه درباره آن بدآموزي شود يا تعبير نادرستي در كار باشد.

بطور يقين مي‌توان گفت كه زمينه رشد بالقوه خجالت ناشي از اين سه عامل است و 90% از عقده‌هاي حقارت به يكي از اين سه عامل يا مجموع آنها بستگي دارد.

 

روش تربيت و خجالت

علت بنيادي انواع خجالت را مي‌توان در سخت‌گيري‌هاي نابجاي پدر و مادر و معلماني رديابي كرد كه قدرت ذهني كودك را درك نكرده‌اند.

بعضي از افراد تصور مي‌كنند كه اعمال يك كودك،‌ همان مفاهيم اخلاقي اعمال بزرگترها را داراست. آنها نمي‌دانند كه بسياري از كارهاي يك كودك در اصل بي‌اهميت است.

 

امنيت دادن

يك كودك، بالاتر از هر چيز، به احساس امنيت نياز دارد. اگر اولياء سختگير به فرزند خود ضربه مي‌زنند، پدر و مادر بيش از اندازه نگران نيز به روح فرزند خود آزار بيشتري ‌مي‌رسانند. بسياري از افراد كم‌رو و ترسو هستند تنها به اين خاطر كه در جوي از نگراني و اضطراب پرورش يافته‌اند.

 

برداشت نادرست از مذهب

بسياري از تعاليم مذهب بر پايه ترس از اعمال خطا و مجازات و پاداش در دنيا و آخرت عنوان مي شود. بسياري از پدر و مادرها خداوند و شيطان را براي‌فرزندان خود بعنوان چيزي ترسناك و هميشه حاضر تصوير مي‌كنند. اين اشتباه است. ما بايد براي كوك يا نوجوان خود حالت ذهني‌اي ايجاد كنيم كه هنگام گناه بداند خدا ناظر است و به‌خود آيد و دوري‌كند.

درك صحيح و برداشت درست از مذهب بايد اين شجاعت را در ما افزايش دهد كه خود را آنطور كه هستيم، مشاهده كنيم. اين برداشت بايد به عنوان نقطه شروع و الهام‌بخش ما باشد تا عشق و غرور را جايگزين شرم سازيم.

 فصل ششم: درمان خجالت

 

خجالت درمان قطعي دارد در صورتيكه به منشاء آن حمله كنيم و آنرا ريشه‌كن سازيم.

 

درمان جسمي

اين درمان بيشتر براي غلبه بر حالت فوق عاطفه صورت مي‌گيرد. دقت در كارهايي كه باعث تقويت اعصاب مي‌شوند. استراحت، استفاده درست از دارو، مراقبت‌هاي پزشكي و تمركز حواس همگي به عنوان درمان شخصي فوق عاطفي به كار مي‌رود.

 

درمان رواني

روان درماني از دو راه عملي است.

- بوسيله خوددرماني

- يا با كمك روان‌پزشك

در خودياري براي درمان، شخص بايد وجود خود را بررسي كند يعني به درون‌كاوي بپردازد. هم‌چنين بايد بتواند جسورانه با آشفتگي و اندوه كه دوري‌ناپذير است برخورد كند.

خجالتي انساني است كه آشفتگي‌هاي عاطفي را تحمل مي‌كند. اما 90% اين آشفتگي‌ها به ضمير ناخودآگاه انسان باز مي‌گردند.

درمان خجالت فقط با بررسي دقيق و كامل زندگي روحي و دروني بيمار امكان‌پذير است. شما بايد رويدادهاي جزئي زندگي روزانه خود را، بطور دقيق بررسي كنيد. هم‌چنين روابط خود را با كساني كه ملاقات مي كنيد، مورد مطالعه قرار دهيد.

اين بررسي به شما فرصت مي‌دهد :موجود ناشناخته‌اي  را كه در درون شماست شناسايي كنيد. بايد از صميم قلب، و با وجدان آگاه، در اين راه گام برداريم؛ و به هنگام كشف حقايق بيم به خود راه ندهيم.

مهمترين مساله براي موفقيت در اين راه بي‌باكي و پايداري است. بعد از سپري كردن اين مرحله، ما خود را آن‌طور كه هستيم مي‌بينيم.

 چگونه شخصي‌كه خجالتي‌است مي‌تواند خود را تجزيه و تحليل كند؟ ابتدا بايد بپذيرد كه خجالت يك علامت و نشانه است. در گام بعد بايد جوانب گوناگون زندگي خود را بررسي كند و تلاش كند سرچشمه مشكلات خود را در ناسازگاري با محيط پيدا كند.

از راه ديگر مشكلات بزرگي كه در راه خودشناسي بايد خيلي حساب شده با آن برخورد كرد، مقاومت دروني است كه شخص با آن مواجه مي‌شود.

انسان‌هاي خجالتي كه خود را تجزيه و تحليل مي‌كند، بايد خود را عادت دهد از كنار تمام احساساتي كه داشته است، بي‌تفاوت بگذرد.

اگر خجالت از آسيب‌هاي ناخودآگاه سرچشمه مي‌گيرد، با پيدايش خودآگاهي و در اثر هشياري شخص ناپديد خواهد شد.

براي خود درماني، درون‌نگري دقيق لازم و ضروريست . در پشت صحنه روان انسان مسائلي است. كه فقط يك متخصص مي‌تواند با استفاده از روش‌هاي ويژه روان‌كاوي  آنها را درك كند و بفهمد. روان‌پزشك زاويه‌هاي صحيح را براي حمله به بيماري مي‌يابد و به بيمار كمك مي‌كند كه مشكلات خود را از همان زاويه‌ها و همان‌طور كه هستند ببيند، نه آنطور كه خويشتن خجالتي غيرواقعي مي‌بيند.

 مواردي كه بايد دوري كرد:

- ناراحت شدن و به‌خاطر سپردن مطالبي كه نتيجه مهمي ندارند.

- بدون انديشه و با تحريك شدن يكباره اقدام كردن

- با كوچك‌ترين صدا از جا برخاستن

- زود عصباني شدن

- تغيير حالت سريع از شادي به غم

- براي انجام كارهاي گوناگون تلاش سريع كردن

- سطحي انديشيدن

 مطالبي را كه بايد هميشه در نظر داشته باشيد

- فقط مطالب جدي را، جدي بگيريد.

- فقط بعد از يك واكنش آرام، عمل كنيد

- به هوش باشيد كه شايد نظر ديگران زيان‌آور نباشد.

- خصلت مناسب را حفظ كنيد.

- با انديشه و فكر قضاوت كنيد

- قاطع و سريع عمل كنيد.

- كارها را يكي، يكي قبول كنيد و به انجام برسانيد.

- طوري رفتار كنيد كه از كار خود لذت ببريد.

- به علت‌هاي اساسي و مهم توجه كنيد.
 

www.isaarsci.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]

نويسنده : بيژن باران

راوي در اشعار نيما

 
مقدمه. در اين جستار، نخست راوي در شعر تبيين شده؛ سپس با بررسي اشعار نيما يوشيج راوي درآنها تعيين مي شود. براي روايت، شاعر ديدگاهي براي خود مي گزيند؛ سپس روايت را از اين ديدگاه آغاز مي كند. در شعر مدرن و پسامدرن، ديدگاه از بيرون ذهن به درون ذهن و برعكس؛ نيز در چند راوي متعدد همزمان يا زنجيره اي با ذهن سالم يا پريشان تردد مي كند. در آثار كلاسيك 1 ديدگاه است با 1 تا 3 راوي. فرق ديدگاه و راوي چيست؟ ديدگاه، وضع مكاني- زماني است كه راوي درآن قرار مي گيرد. راوي از اين ديدگاه به بيان صحنه ي شعري يا شخصيت هاي درون اثر ادبي مي پردازد. هر اثر شعري 3 ركن دارد: شاعر، راوي، شخصيت. شاعر با فعال كردن بخشهايي از مغز خود مانند حافظه زباني، حواسي، عاطفي، زيبايي شناسي به آفرينش اثر ادبي مي پردازد. راوي كه در متن اثر پنهان است با حواس خود مانند ديدن و شنيدن روايت را به پيش مي برد. شخصيت، افراد درون اثر ادبي اند كه با هم در رابطه اند، كل روايت را مي سازند. نمونه: در افسانه، نيما شاعر است كه وزن و قافيه شعر را مي پايد، راوي با چرخش بين نقطه نظر من، او، تو شعر را روايت مي كند، يكي از شخصيتها، افسانه است كه شعر را آغاز مي كند.

هر روايت 8 شاخصه دارد: 1- راوي با ذهن سالم كه ناظر ماجرا است؛ 2- مكان مانند بالاي تپه اي مشرف بر جاده كه از آنجا ناظر است؛ 3- زمان روزانه يا تقويمي كه اين ناظر براي روايت گزيده؛ 4- جو/ واسطه اي مانند هواي شفاف يا شب برفي كه بين راوي و صحنه قرار دارد؛ 5- رنگ منبع نور چون نور سفيد يكنواخت روز، انداختن مداد نور سرخ ليزر يا تير نورافكن زرد بر صحنه؛ 6- پويش روايت بنا به ساختار دروني شعر شامل قاب/ گزينش مصالح كاربرده از زنجيره/ توالي شخصيتها، حوادث، توصيفات؛ 7- فاصله راوي از صحنه براي توصيف كه مي تواند از دور/ قدي long shot يا از نزديك/ چهره close-up باشد؛ 8- ابزار ضبط رويدادها مانند مداد/ كاغذ، كاست ضبط صوت، دوربين ويديو/ تلفن همراه. در نمونه هاي اشعار نيما در اين جستار تنها به راوي بسنده شده؛ بقيه شاخصه ها واشكافي نشده اند. اثرات خاص مانند التهابات ذهني راوي/ شخصيت، غلو در تاثير صحنه، اثر مواد بر راوي و جادويي مهتاب بر خواننده، بيشتر در ادبيات مدرن بكار مي روند. در كل، اين شاخصه هاي ديگر، تنها در برخي آثار فالكنر، اليوت، جويس، وولف بكار رفته اند.

تبيين راوي. ديدگاه POV=Point of View جايگاهي محاط بر صحنه است كه راوي از آنجا به توصيف رويدادها مي پردازد. در نقد يك اثر ادبي، گاهي راوي و ديدگاه يكي انگاشته شده؛ بطور مترادف بكار مي روند. ولي اين 2 ضرورتن يكي نيستند. مثلن در داستانهاي تنكابني ديدگاه از بالاي كاخ به مردم است؛ ولي در آثار بهرنگي ديدگاه از پايين به بالاي كاخ است. در حاليكه راوي مي تواند در بالا يا پايين كاخ قرار گرفته باشد. راوي مترادف زاويه ديد، ناظر، جايگاه، موقعيت، لحن، نگرش، پرسپكتيو، منظر آمده كه در روايت اثر ادبي به توصيف اشيا، شخصيتها، حوادث مي پردازد. مي توان راوي را دوربيني به دوش انگاشت كه موضوع را روي واسطه اي medium ضبط مي كند. روشن است كه سلامت دماغي/ حسي شاعر، راوي، شخصيتها، نور سفيد محاط بر صحنه، شرايط جوي مساعد (براي رويت) از مفروضات تلويحي يا تصريحي اند. زيرا سلامت عصبي، روحي، شخصيتي راوي در ديدن/ انديشيدن او تاثير مي گذارد. گاهي، راوي مداخله گر داناي كل است كه در باره شخصيتها يا حوادث هم نظر مي دهد. رئاليستهاي قرن 19م مانند لئو تولستوي، راوي مداخله گر بودند كه نظرات اخلاقي - در باره حيات انساني را بصورت پاساژي جدا و نامتصل با مسير داستان – ابراز مي كردند.

راوي گاهي چون خدا ناظر و آگاه از همه چيز در گذشته، حال و اينده است؛ محاط بر صحنه و شخصيتها بوده؛ نياز به نور سفيد براي ديدن ندارد. نور سفيد = سرخ + سبز + آبي. در نقاشي، رنگ سفيد مجموعه ي 3 رنگ اصلي سرخ، بنفش، سبز است؛ از تداخل سرخ و سبز ادراك زرد حاصل مي شود؛ از تداخل سبز و بنفش ادراك آبي حاصل مي شود؛ از تداخل بنفش و سرخ ادراك سيكلمن حاصل مي شود. در نور سفيد يا طبيعي رنگ اشياء با قرارداد جامعه زباني نامگذاري مي شود. در نبود نور سفيد كه تاريك است همه رنگها سياهند. رنگ سرخ زير نور آبي قهوه اي ديده مي شود. در آثار پيشا-مدرن، راوي از سلامت دُماغي برخوردار است. در آثار مدرن و پسا– مدرن خصايص روحي/ شخصيتي راوي در اثر موثر است. شخصيت افراد درون اثرند كه روايت را مي سازند. *

تعيين راوي. گزينش راوي در روند آفرينش يك شعر نياز به جستاري ديگر دارد. يعني چه باعث مي شود كه در مغز شاعر، گزينش من يا تو در نويسش شعر بكار مي رود. در اينجا، تنها به تعيين آن در يك اثر ادبي بسنده مي شود. چگونه مي توان راوي را در شعر تعيين كرد؟ در خوانش و تقطيع شعر، بايد فاعل/ ضماير هر سطر/ مصراع/ جمله را تعيين كرده؛ آن را با گزينه هاي اريب/ زيرخط/ كلفت مشخص كرد. گاهي اين كار با اِشكال روبرو مي شود. زيرا فعل بصورت مصدر، لحن خطابي، فشردگي زبان مانند حذف فعل و حروف ربط بكار رفته است. اين استثائات را بايد جداگانه بررسي كرد. گاهي يك شعر از آغاز تا پايان يك راوي دارد. زماني در يك مفصل شعري چرخش راوي وجود دارد. دركل اشعار ليريك و تغزلي راوي اول شخص دارند؛ از نظر كمي، غزل در دنيا و ايران بيشترين نوع شعر است. در اشعار توصيفي و روايتي معمولن راوي سوم شخص بكار مي رود. در آفرينش شعر 3 نوع راوي و در نقد شعر معمولن 2 نوع راوي وجود دارند.

انواع. روايت از 3 ديدگاه براي راوي با ضماير متناسب انتقال داده مي شود:
1- اول شخص = من/ما، بمن/بما، مرا/ما را/ خود را، م/ يم
2- دوم شخص = تو/شما، بتو/بشما، ترا/ شمارا، ي/يد
3- سوم شخص =او/ آنها، باو/بـآنها، او را/ آنها را، د/ند، ت/ تند

تاويل/ نقد شعر از 2 ديدگاه انجام مي شود:
1- اول شخص = من/ما، بمن/بما، مرا/ما را/ خود را، م/ يم
2- سوم شخص =او/ آنها، باو/بـآنها، او را/ آنها را، د/ند، ت/ تند
در نقد كنوني، راوي در اشعار نيما، راوي سوم شخص مفرد است. زيرا ضماير در جمله ها سوم شخص مفرد اند. نويسنده، راوي اول شخص مفرد را بكار نبرده؛ اين گزينش، متن نقد را غيرشخصي، جهانشمول، عيني مي كند.

تغيير ديدگاه. اگر داستاني براساس نامه نگاري 2 يا چند نفر باهم باشد، ديدگاههاي هر نامه متفاوت بوده؛ از يك نامه به نامه ديگر چرخش مي كند. گاهي فلش بك يا پس بيني flash-back / analepsis است كه مي تواند تقويمي و غيرتقويمي باشد؛ باعث چرخش راوي/ زمان هم بشود. بندرت، فلش بك در فلش بك هم كاربرد دارد. در اين موارد، صحنه مداخله گري ست كه در زمان عقب مي رود. نوع ديگر تغيير روايت پيش بيني flash-forward / prolepsis است كه آينده را مطرح مي كند.

فعل. در روايت فاعل/ضمير و فعل اولويت ويژه اي دارند. اگر راوي ثابت در مكان باشد در روايت يك سري افعال منسجم بكار مي رود. ولي گاهي ديدگاه راوي در حركت بوده؛ لذا اين حركت بر صرف و گزينش فعل تاثير مي گذارد. اين تاثير بر فعل را شاملو غلط انگاشته؛ چون مفروض او ثبات ديدگاه است. در مقايسه ديدگاه تنكابني و بهرنگي در بالا، مي توان اثر ديدگاه را بر گزينش فعل بوسيله نويسنده هم بررسي كرد. زيرا ديدگاه نه تنها بر احاطه به صحنه بلكه بر گزينش فعل هم تاثير دارد. نمونه: صَرف رفتن و آمدن بستگي به گزينش ديدگاه دارد. اگر ديدگاه پايين كاخ باشد شخصيت به كاخ مي رود؛ گزينش فعل مصدر رفتن است. اگر ديدگاه بالاي كاخ باشد شخصيت به كاخ مي آيد؛ گزينش فعل مصدر آمدن است. رك به ايليا ديانوش در نقد ديوان شرقي. http://naqdesher.persianblog.ir/1384_5_naqdesher_archive.html

راوي در اشعار نيما. اكنون پس از تبيين راوي، تعيين آن در برخي اشعار نيما واشكافي مي شود. الگو يا چهارچوب فوق در تبيين راوي جهانشمول است. مي توان آنرا بر آثار هنري مانند نقاشي، عكاسي، فيلم، ويديو، كليپ/ فلاش، اشعار قديم، مدرن، پسامدرن انطباق داد. بررسي راوي در شعر به تاويل، نقد، ادراك آن كمك مي كند. نيما در مرغ آمين، هم ديالوگ و هم تكنيك پيش بيني را بكار مي بندد تا آينده را تشريح كند:
خلق مي گويند:
" آمين!
در شبي اينگونه با بيدادش آئين.
رستگاري بخش- اي مرغ شباهنگام- ما را!
و به ما بنماي راه ما بسوي عافيتگاهي.
هركه را – اي آشناپرور- ببخشا بهره از روزي كه مي جويد."

" رستگاري روي خواهد كرد
و شب تيره، بدل با صبح روشن گشت خواهد." مرغ مي گويد.

همو در افسانه براي دراماتيك كردن اين شعر بلند، چرخش ديدگاه را از 3م شخص مفرد/او /افسانه به اول شخص مفرد/من/ عاشق بتناوب بكار مي برد. اين را مي توان در ضماير او و من در اين 2 مفصل ديد:
{افسانه:} در شب تيره ، ديوانه اي ك او
دل به رنگي گريزان سپرده
در دره ي سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه ي گياهي فسرده
مي كند داستاني غم آور..
{عاشق:} اي دل من ، دل من ، دل من
بينوا ، مضطرا ، قابل من
با همه خوبي و قدر و دعوي
از تو آخر چه شد حاصل من
جز سرشكي به رخساره ي غم؟

راوي اول شخص. اكنون 3 نوع راوي در اشعار نيما حفاري مي شوند. راوي اول شخص مفرد/ جمع است. اين ژانر وصف الحال عواطف شخصي شاعر است كه بر خواننده تاثيري مستقيم دارد. در فرازها، فاعل يا ضمير كلفت نموده شده اشت.
من بر آن عاشقم كه رونده است! – افسانه

به كجاي اين شبِ تيره بياويزم قباي ژنده‌ي خود را؟ - واي بر من

هان اي شب شوم وحشت‌انگيز
تا چند زني به جانم آتش
يا چشم مرا ز جاي بر كن
يا پرده ز روي خود فرو كش
- يا باز گذار تا بميرم
- كز ديدن روزگار سيرم. - اي شب

بيهده نشكسته‌ام من
بر عبث ننهاده‌ام نقشي شكسته بر شكسته - منِ لبخند

نازك‌آراي تن ساق‌گلي
كه بجانش كشتم
و به جان دادمش آب
اي دريغا! ببرم مي شكند. - ميتراود مهتاب

خانه‌ام ابري‌ست
يكسره روي زمين ابري‌ست با آن. - خانه‌ام ..

راوي دوم شخص . در ادبيات جهان راوي دوم شخص كم بكار مي رود. در اشعار نيما هم راوي دوم شخص كم است. نمونه هايي از اشعار نيما با راوي دوم شخص در اينجا مي ايند.
آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندان يد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
يكنفر دارد كه دست و پاي دائم مي زند
روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه ميدان يد. - آي آدمها

تو دروغي، دروغي دلاويز
تو غمي، يك غم سخت زيبا
بي بها مانده عشق و دل من
مي سپارم به تو، عشق و دل را
كه تو خود را به من واگذاري
اي دروغ! اي غم! اي نيك و بد، تو
چه كست گفت از اين جاي برخيز؟
چه كست گفت زين ره به يكسو؟
همچو گل بر سر شاخه آويز
همچو مهتاب در صحنه ي باغ - افسانه

راوي 3م شخص براي توصيف طبيعت كاربرد دارد. راوي سوم شخص مفرد/جمع است.
هنگام كه گريه مي ده د ساز
اين دود سرشت ابر بر پشت
هنگام كه نيل‌چشم دريا
از خشم به روي مي زن د مشت. - هنگام كه..

قوقولي قو، گشاده شد دل و هوش
صبح آمد. خروس مي خوان د

همچو زنداني شب چون گور
مرغ از تنگي قفس رسته است
در بيابان و راه دور و دراز
كيست كو مانده؟ كيست كو خسته‌است؟ - قوقولي قو

همچنان كاول شب رود، آرام
ميرسد ناله‌اي از جنگل دور...
كار هرچيز تمام است، بريده است دوام
كار شب‌پا نه هنوز است تمام! - كار شب‌پا

ققنوس، مرغ خوشخوان، آوازه‌ي جهان
آواره مانده از وزش باد هاي سرد
بر شاخ خيزران
بنشسته است فرد
بر گرد او به هر سر شاخي پرندگان

او ناله هاي گمشده تركيب مي كند
از رشته هاي پاره‌ي صدها صداي دور. - ققنوس

مانده از شبهاي دورادور
بر مسير خامش جنگل
سنگچيني از اجاقي خرد
اندر او خاكستر سردي. - اجاق سرد

تغيير ديدگاه. گاهي راوي از يك ديدگاه به ديدگاه ديگر چرخش مي كند. نيما اين تكنيك را براي شخصي كردن يك روايت عيني خارج ذهن و تاثير عاطفي آن بر خواننده بكار مي برد. چند نمونه از چرخش ديدگاه در اين جا مي آيند.
تاريك شبي است. هرچه تنهاست
مردي در راه مي زن د ني
و آواش فسرده بر مي آيد.
تنهاي دگر من كه‌م از چشم
توفان سرشك مي گشايد. - هنگام كه..

ميتراود مهتاب
ميدرخشد شب‌تاب
نيست يكدم شكند خواب بچشم كس و ليك
غم اين خفته‌ي چند
خواب در چشم ترم مي شكند. – ميتراود مهتاب

با تنش گرم، بيابان دراز،
مرده را ماند در گورش تنگ.
به دل سوخته‌ي من ماند - هست شب

نتيجه. روايت از دوران باستان اساطيري در تمدن انسان وجود داشته است. روايت نه تنها براي بيان انديشه بكار رفته؛ بلكه در روند انديشيدن هم تاثير گذاشته است. روايت سهم بسزايي در سبك ادبي دارد كه وابسته به كاربرد زبان (گستره واژه ها + هنجار دستوري + لحن راوي) است. راوي مي تواند مرد، زن، كودك، مرده، جانور، بنا، درخت باشد. روايت مي تواند با افعال مختلف گذشته، حال، آينده باشد. ديدگاه مي تواند ايستا مثلن از زير درخت گردو قاليچه حضرت سليمان را توصيف كردن يا پويا سوار بر دوش ديو در اميرارسلان بتوصيف شهر فرنگ پرداختن باشد. روايت اول شخص از ديدگاه من/ ما ست. "من" مي تواند هر يك از شخصيتهاي روايت باشد كه مشاهدات، انديشه ها، ادراكات خود را كه محدود به حضور مستقيم او در حادثه است دربر گيرد. اين براي خود-زندگي نگاري Autobiography گزينه بهينه ايست. در ادبيات قديم ايران از خود نوشتن يكي از محرمات بوده؛ حتي در شعر هم از خود-روايي طفره مي رفتند. شخصيتهاي شعري عموما مانند آدمهاي مينياتورها، الگويي و تپيك ند، نه خاص و واقعي. در تمام غزليات حافظ و سعدي يك معشوق مشخص با نام و نشان كه انساني در محيط خاص اش باشد، ديده نمي شود. لبخند ژكوند داوينچي يا ماياي برهنه گويا انسانهايي بودند كه خصوصيات فردي مختص به خود داشتند. لذا اگرچه در اشعار قديم ايران اول شخص زياد بكار رفته ولي دربرگيرنده فاكتهاي زندگي روزانه شاعر نيست. شايد استثنائاتي در آثار رودكي و سلمان ساوجي بتوان يافت. گزينه 3م شخص از ديدگاه او/ آنها شامل حضور تصريحي راوي نمي شود. "او" مي تواند داناي كل باشد كه بر همه چيز درون روايت مشعر است. اين گزينه در آثار فني و ژورناليستي هم بكار مي رود؛ در اثار ادبي امكانات پويش روايت را گسترش مي دهد. "او" نيز مي تواند دانش محدود داشته باشد؛ مانند اول شخص كه در صحنه چرخش پيدا مي كند؛ از يك فرد به فرد ديگر مي چرخد تا روايت بهتر پيش برود. اين در ادبيات فارسي گاهي با گفتم-گفتا بصورت ديالوگ بكار رفته است. افسانه نيما نمونه موفق اين تكنيك است. گزينه 2م شخص از ديدگاه تو / ايشان هم كاربرد دارد؛ ولي كمترين حجم ادبيات را نسبت به 2 گزينه ديگر دارد. اين ژانر در "خود را جاي او بگذار" يا نقش بازي كردن بكار مي رود. هر كدام از اين 3 گزينه ها دلايل وجودي خود را دارايند. اين دلايل مي توانند در راستاي جذب خواننده، مهارت روايي شاعر، پويش موضوع مورد نظر، چرايي گزينش ژانر در لحظه آفرينش بوسيله شاعر، واشكافي شوند.

گزينش راوي در روند آفرينش شعر، نياز به كنكاشي جداگانه دارد. در نقد شعر، مي توان از زاويه راوي يك شعر را نقد كرد. راوي يكي از 3 ركن شعر در برابر شاعر و شخصيت درون شعر است. هر روايت داراي 8 شاخصه است: راوي، مكان، زمان، منبع نور، جو، پويش، فاصله، ابزار. نيما با دانستن اصول ترسيمي، نقاشي، نظري بسياري از اين شاخصه ها و ركنها را در اشعارش با استادي بكار مي برد. او نيز چرخش راوي را در اشعارش براي غنا و فضاسازي با اين شاخصه ها مي آميزد. برخي از اشعارش اگرچه تحت تاثير افسردگي روحي او يند؛ ولي انسانگرايي او حتي اينگونه شعرها را در نور مثبت قرار مي دهد. نيما با شخصيت والاي انساني، تخيل حاد، نوگرايي، شعر خود را جهاني كرد؛ الگويي براي ديگر زبانهاي رايج در فلات شد. بااين كه شعر او شعر مدرن است؛ در آن، فرديت، خود را نشان مي دهد؛ ولي شعر پسامدرن نيست كه در آن وضع دماغي نامتعادل راوي خود را نمايان كند. وسواس نيما در رواني و روشنگويي بر زيبايي شعر او مي افزايد. نيما استاد كاربرد تاثيرگذار راوي و جنبه هاي حسي (بصري، سمعي، لمسي) در شعر است. او در افسانه، مرغ آمين، ققنوس و ديگر اشعارش با جادوگري شگردهاي مربوط به راوي و روايت را بكار مي برد تا آثار جاوداني بيآفريند. نيما شاعري طراز اول است كه باعث شكوفاني مكتب شعر نو در اين نيم قرن گذشته شد. بقول خودش: "پي ات بگرفته نوخيزان، ز راه دور بس آيند." شعر نيما از چنان كيفيت جهاني برخوردارست كه بلسان حافظ "ثبت است بر جريده عالم دوام {ني} ما!"

پانويسها.
در اين جستار گاهي مترادفات و زنجيره چند كلمه با علامت = يا / بين 2 واژه آورده مي شوند. در نثر سنتي فارسي وفور و بين مترادفات،جمل، عبارات اثر تكرار را زايل مي كند. نيز واو يا حرف عطف ابهام آميز است.

http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=282


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 مراحل آماده سازي سخنراني و ويژگي هاي يك سخنران خوب 


مراحل آماده سازي سخنراني :

1-     انتخاب موضوع سخنراني

2-     شناخت مخاطبان

3-     شناسائي انواع اطلاعات مورد نياز و مربوط به موضوع

4-     شناسائي منابع اطلاعات

5-     گردآوري

6-     ارزيابي ، ‌طبقه بندي ، تصفيه و پالايش و تلخيص اطلاعات

7-     انتخاب اطلاعات و محورهاي اصلي سخنراني

8-     تقسيم يا توزيع و اختصاص اطلاعات اصلي بين مقدمه ، متن (‌ بدنه ) و نتيجه

9-     رتبه بندي و تعيين ترتيب مطالب در هر جزء

10-   نوشتن متن كامل سخنراني ( در صورت لزوم )

11-   تهيه يادداشت براي ارائه سخنراني

12-   تمرين

13-    كسب آخرين اطلاعات در باره مخاطبان ، مكان و زمان سخنراني

ويژگي هاي يك سخنران خوب :

1-     تسلط به موضوع سخنراني ( آمادگي كافي براي سخن گفتن در موضوع مورد نظر : تحصيلات مورد تخصص ، آمادگي براي سخنراني در باره موضوعي )

2-     قدرت بيان ( ساختار مستحكم زباني ، تسلط به زبان فارسي و دستور زبان  ، گنجينه غني واژگان ، آَشنائي با اصول و فنون سخنوري )

3-     صداي خوب ( نوع صدا ، شدت صدا ، فراز و فرود صدا )

4-     استفاده مطلوب از ارتباط غير كلامي ( نگاه ، حركات سر و دست ، ايما و اشاره ، حركات بدن ، جابجائي و راه رفتن ، آوايي )

5-     پايبندي به زمان بندي سخنراني ( حضور به موقع ، تقسيم زمان اختصاص يافته به سه بخش سخنراني : مقدمه – بدنه – نتيجه ، رعايت وقت اخصاص يافته )

6-     ظاهر آراسته ( از لحظه عزيمت ، كنترل هنگام ورود ، هنگام رفتن پشت تريبون وهنگام سخنراني )

7-     لحن مناسب ، به تناسب موضوع  و مخاطب و شرايط ( لحن دوستانه ، لحن رسمي ، لحن آمرانه ، لحن درخواست آميز ، لحن كودكانه و . . . )

8-     شناخت مخاطب

9-     ضريب هوشي مطلوب ( IQ بالاي 100 )

10-    برخورداري از هوش هيجاني مناسب ( EQ )

11-    پيش بيني واكنش مخاطبان مثل سؤالات

12-    صبوري و شكيبائي

13-    انتقاد پذيري

14-    تواضع

15-    اعتماد به نفس

16-    قدرت و ظرفيت گوش دادن به ميزان مناسب

17-    حافظه قوي ( يادداشت برداري ، مطالعه ، گوش دادن ، حرف زدن )

18-    قدرت جذب مشاركت

19-    قدرت جلب توجه و اعتماد

20-    آغاز و پايان جذاب  
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارتهاي سخنراني


مهارتهاي مختلف كلامي، هنرهاي تأثير گذاري هستند كه انسانها را در بيان و معرض مباحث و مسائل گوناگون شخصي و عمومي و سازماني ياري مي كنند اهميت و كاربرد هنرهاي بياني تنها مربوط به زمان و عصر حاضر نيست بلكه از پيدايش انسان و آغاز زندگي اجتماعي نشان و سابقه و اثر دارد. با اين همه اهميت اين مقوله بيش از توجه و رويكردي است كه به آن مي شود و با اينكه فوايد و تأثيرات شگرف آن مورد قبول خاص و عام است. از نظر آموزش فنون سخنوري در سطح مدارس و دانشگاه ها تلاشي جدي صورت نگرفته است. امروزه اقسامي از هنرهاي كلامي در سطح كلان جامعه به طور عام و در مراكز رسانه هاي جمعي و همايش هاي سازمان به طور خاص جلوه هاي عيني و كاربردي دارد.

براي اينكه اقسام مختلف مهارتهاي كلامي را بشناسيم و با كارايي ها و مشخصات آنها آشنا شويم آنها را به صورت دسته بندي شده در زير مجموعه عنوان كلي «‌سخنوري »‌ قرار مي دهيم. بنابراين واژه سخنوري شامل و در برگيرنده اقسام مختلف فنون كلامي است كه عبارتند از سخنراني، مجري گري همايش ها, ميز گرد، مناظره و مؤلف، گويندگي اخبار، ‌برنامه ها، ‌تفسير خواني و گزارشگري راديو  و تلويزيون، اينك به تبيين و توضيح هر يك مي پردازيم زيرا اين فنون و مهارتها درحقيقت جزو لوازم امور اجرايي در واحدهاي ارتباطي محسوب مي شود علاوه بر آنكه مورد استفاده همگان نيز مي تواند قرار بگيرد.

سخنراني

مراد از سخنراني ارايه و بيان مباحث مبسوط يك موضوع توسط يك شخص است. گفت وگوهاي معمولي خانه و كوچه و بازار يا تعاليم درسي كلاسها و امثالهم سخنراني محسوب نمي شوند.

معمولا سخنران با دعوت يا اعلام قبلي و در مراسمي كه به مناسبتي بر پا شده است در حضور جمعي از شنوندگان يا نمايندگان رسانه هاي جمعي سخنراني مي كند. ارايه مقاله هاي علمي - آموزشي در همايشهاي تخصصي و عمومي نيز از مقوله سخنراني هاي مذهبي و اجتماعي در حسينيه ها، مساجد، مجالس وعظ، جشن و عزاداري است .

سخنراني ها به طور  عمده علمي، ديني، تشريفاتي، قضايي، نظامي، ‌سياسي، فرهنگي و اجتماعي و در يك تقسيم بندي ديگر، عادي يا شور انگيز است.

در وصف و فوايد خوب سخن گفتن و بيان كلام زيبا شواهد و توضيحات زياد ضرورت ندارد چه امري است كه مورد اتفاق آراي عمومي است و به اصطلاح همگان را از آن خوش آيد.

آداب سخنراني

يك سخنران، ‌براي اينكه در ايراد سخنان خود موفق باشد - به اين معني كه در شنوندگان و بينندگان تأثير بگذارد و آنها با خاطره هاي خوش مجلس را ترك گويند و نكات و عناويني از سخنراني را به ياد بسپارند و چه بسا كه در احوال و آثار و كردارشان ملحوظ دارند- مي بايد ملاحظاتي را مد نظر داشته و آدابي را رعايت كنند كه عمده آنها به اين قرار است :

1- آراستگي ظاهري - لباس و كلاه و عينك و آنچه كه به پوشش و احيانا زينت هاي پوششي مربوط است بايد متناسب با اوضاع و احوال زمانه، سن، جنس و موقعيت سخنران باشد، نه جلف و سبك و نه گران و سنگين. البته پاكيزگي و زيبايي متعارف از لوازم آراستگي است.

2- سلامت جسمي - بي شك بيماريهاي جزيي و كلي حتي يك سردرد معمولي يا خستگي مفرط مي تواند درنحوه ارايه يك سخنراني تأثير منفي بگذارد و شخص را كم توان و بي قرار سازد. در اين وضعيت ها شنوندگان ناسلامتي و ناراحتي ناطق را معمولا درك مي كنند و در همدردي ناخودآگاه با او كمتر به سخنانش گوش مي دهند و سخنران نيز به راحتي از عهده بيان كلمات و جملات بر نمي آيد.

3- آرامش رواني - اضطراب و استرسهاي مختلف، تشويش خاطر، احساس نداشتن امنيت، ‌احساس ترس، نسيان مزمن و ... از تأثيرات مطلوب يك سخنراني ميكاهد .

سخنرانان بايد قبل از شروع سخنراني از آمادگي ذهن و روان خود اطمينان پيدا كنند.

4- گستردگي اطلاعات- مثل معروف بي مايه فطيراست دراينجا تداعي مي شود چنانچه همه نكات و شيوه ها و تكنيكهاي اساسي اجراي يك خطابه و نطق رعايت شود اما سخنران در باره موضوعي كه مورد بحث اوست و موضوع هاي مرتبط با آن اطلاعات كمي داشته باشد سخنراني خوب نخواهد داشت.

5- بسامي و گشاده رويي اين اصل هم در فرايند سخنوري كاملا بديهي و روشن است كه هيات و قيافه خشك ، تلخ و عبوس يك سخنران از مقبوليت كلامش مي كاهد و سخنانش به اصطلاح به دل نمي نشيند بويژه اگر صاحب سخن به طور طبيعي از چهره مناسب و خوشي برخوردار نباشد. ترشرويي ناكامي را دو چندان مي سازد.

6- دوري از اطاله كلام - مجموعه بيانات يك سخنران نبايد از ميزان متعارف و حوصله شنوندگان بيشتر باشد. رعايت وقت و زمان مناسب يكي از عوامل موفقيت در سخنراني است .

7- معتقد بودن به كلام - سخنراني كه به سخنان خود ايمان نداشته باشد نمي تواند با ريا كاري، فكري، حرفي و سخني را به ديگران بقبولاند. شگفتا كه مخاطبان خيلي زود اين نكته را در لحن و كلام سخنران كشف مي كنند و در مي يابند.

8- فصاحت و بلاغت - به طور خلاصه منظور از فصاحت، رواني و قابل فهم و درك بودن كلام و بلاغت، خوش آهنگي و گرم و مطبوع بودن كلام است.

9- تسلط بر كلام - كساني كه در سخنراني به طور دايم ، دنبال جمله و كلمه اي مي گردند و رشته سخن از دستشان در مي رود بر كلام خود مسلط نيستند.

10- پرهيز از بريده گويي- اِ اِ كردن و مِن و مِن كردن بيان را زشت مي كند . در ضمن بايد دانست كه حروف فارسي با صدا وبي صدا است . با صدا مثل آ، اي، اُ، اَ، اِ، او،بي صدا مثل ب، پ، ث، ق ، كلمه هايي مانند«‌يا »‌و «‌مو» كشش بيشتري دارد تا «‌سر » و «‌پل» بعضي كلمه ها كشش زيادتري دارند مانند «آزرم» « سيمرغ» و «‌درود»‌ سخنران بايد با تمرين به اندازه كشش هجاها واقف باشد و تناسب آنها را رعايت كند.

11- خونسردي و تعديل رفتار - به طور كلي حالت طبيعي و عادي بهترين وضعيت براي ايراد سخنراني است . پرحرارت تر نشان دادن خود و حركات زياد دست و سر، سخنراني را مصنوعي جلوه مي دهد و نازيبا مي سازد. بديهي است گاهي ايجاد شور انگيزي براي هدف هاي مشخصي مثل جنگ و دفاع ايجاب مي كند كه مطلب و سخن با حرارت بيشتري ادا شود.

12- پرهيز از تقليد- بعضي چون از نحوه سخنراني ديگري خوششان مي آيد در سخنراني خود از او تقليد مي كنند. اين عمل بي خردانه است و رشته سخن سرايي رااز دست سخنران خارج و كل برنامه سخنراني را خدشه دار مي سازد.

13- رعايت مكث هاي به موقع - بيان سلسله وار و بدون وقفه مطالب خسته كننده است هم براي سخنران و هم براي شنونده. لذا براي گيرايي نطق و همچنين كمك به تنفس رعايت مكث هاي كوتاه و به موقع ضرورت دارد.

14- تناسب صدا - كوتاهي و بلندي صداي سخنران و به طور كلي ميزان صداي او نيز بايد با اوضاع و احوال مجلس از جهات مخالف متناسب باشد.

15- باز بودن مجاري صدا - قبل از سخنراني نوشيدن جرعه اي آب ولرم و در دسترس بودن ليوان آب بر روي ميز خطابه واستفاده از گلو و حنجره را بز و صاف و هموار مي سازد.

16- انتقال احساس به شنوندگان - سخنران ماهر و مجرب با رعايت جميع جهات و انجام حركات موزون و موقع شناسي بايد بتواند علايق و احساسات خود را به شنوندگان منتقل كند.

اصول سخنراني
- يكي از اصول مهم سخنوري شناخت مخاطب است; زيرا رشته سخنوري، مانند رشته پزشكي، نوعي نسخه‏پيچي است و نسخه‏پيچي پيش از شناخت‏بيمار، كاري مشكل زا و گاه خطرآفرين است . اين شناخت مي‏تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگي، اخلاقي، تربيتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي، بررسي شود و مورد تامل قرار گيرد . مثلا در بعد علمي، سخنراني براي استادان حوزه و دانشگاه با سخنراني براي طلاب و دانشجويان متفاوت خواهد بود .

 - هنگام مطالعه «مطالب‏» براي تدوين محتواي سخن خود به دو چيز، خوب بينديشيد: يكي فهم مطالب براي خود و ديگري روش تفهيم مطالب براي شنوندگان خود كه گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت‏تر است . في المثل، چنانچه براي «بازاريان‏» و در زمينه «گرانفروشي‏» مي‏خواهيد سخن بگوييد، بايد مطالعه و فكر كنيد كه زشتي گرانفروشي را با روش مستقيم يا با روش غير مستقيم به آنان تفهيم نماييد .

 - در سخنراني‏تان - جز در موارد ضرورت - فقط از «يك موضوع‏» سخن بگوييد و همان را براي مخاطبان خود خوب پرورش دهيد و پخته كنيد و از پرداختن به «موضوعات گوناگون‏» و با روش «كشكولي‏» خودداري ورزيد; زيرا تبيين خوب و كامل يك موضوع، از بيان ناخوب و ناقص چند موضوع گوناگون بمراتب بهتر و مؤثرتر است .

 - «متنوع‏» سخنراني كنيد تا شنوندگان متنوع شما همگي جذب سخنان شما شوند . از راهكارهاي آن، ايجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهاي سخنوري است . مثلا چون ممكن است در ميان شنوندگانتان دانشجويان و دانشوران نيز حضور داشته باشند، از مطالب علمي نيز استفاده كنيد . يا چون امكان دارد در ميان شنوندگان شما از اهل شعر و ادب هم حضور داشته باشند، از اشعار و قطعات زيبا هم استفاده نماييد . و يا چون احتمال دارد در ميان مخاطبانتان كودكان و نوجوانان نيز شركت كرده باشند، داستانها و خاطرات جالب را نيز بيان كنيد .

 - كيفيت و كميت‏سخن خود را بر مبناي حد «متوسط‏» معلومات و اطلاعات و توان جسمي و فكري و روحي شنوندگان قرار دهيد .

- موضوع و مطالب سخنراني خود را با رعايت ويژگيهاي زير برگزينيد:

مورد علاقه گوينده;

برخوردار از منابع كافي و معتبر;

مورد نياز شنونده;

متناسب با شرايط زمان;

متناسب با شرايط مكان;

متناسب با شرايط مخاطبان;

برخوردار از تسلط علمي گوينده بر آن;

مهم از نظر گوينده و شنونده .

 

نكات پيش از سخنراني
 - هر يك ساعت‏سخنراني ممكن است چندين ساعت مطالعه لازم داشته باشد . پس تا مي‏توانيد، مطالعه پيش از سخنراني را فراموش نكنيد، هرچند سخنور ورزيده‏اي باشيد .

 - در آغاز راه، شايسته است كه مطالب سخنراني خود را پيش از اجرا، در خانه و يا محل ديگري تمرين كنيد . اين تمرين را يا مي‏توانيد در حضور جمع يا به صورت فردي انجام دهيد و يا مي‏توانيد آن را روي نوار، ضبط نماييد و به آن گوش دهيد و سپس نقايص و نواقص آن را برطرف كنيد تا به مرور زمان، سخنوري موفق شويد .

 - سخنور بايد از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشد . از اينرو، بايسته است كه پيش از حضور در جلسه سخنراني، سر و وضع، چهره، يقه، عمامه و لباس خود را در آينه‏اي ببينيد و پس از اطمينان، به سخنوري بپردازيد; زيرا گاهي ممكن است موهاي سر، شانه نكرده يا يقه لباس، ورآمده يا تحت الحنك عمامه، بيرون زده و يا لكه‏اي جوهر يا چربي، روي لباس شما ريخته شده باشد .

- پيش از سخنراني، به خود تلقين كنيد كه حامل پيامي هستيد و بايد آن را بگوييد و همه منتظر دريافت پيام شما هستند . از اينرو، ترس و اضطراب كمتري به شما روي خواهد آورد و يا حتي هيچ گونه ترس و اضطرابي به دل شما راه نخواهد يافت .

 - پيش از سخنراني، درباره آن بينديشيد كه چگونه آن را آغاز كنيد، چگونه آن را ادامه دهيد و چگونه آن را به پايان بريد و به طور كلي چگونه آن را بيان نماييد . به طور مثال، آيا سخنراني خود را با آيه‏اي از قرآن يا حديثي از معصومان عليهم السلام و يا چند بيت‏شعر آغاز كنيد؟ و آيا اين آيه يا حديث و يا شعر، مي‏تواند كدام آيه يا حديث و يا شعر باشد؟

 - براي سخنراني خود، طرح مناسب و چارچوب كلي داشته باشيد و پيش از سخنراني، آن را براي خود ترسيم كنيد تا در هنگام سخنراني، مطالب را فراموش ننماييد .

 - براي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي شنوندگان قبلا خود را آماده كنيد . اين پرسشها را مي‏توانيد خودتان با تفكر در موضوع يا با مشورت با صائب نظران در آن موضوع يا با مراجعه به كتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و يا حتي با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد .

 - قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته‏اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد .

 - پيش از سخنراني استراحت داشته باشيد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد . و از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه‏» خودداري ورزيد تا مبادا هنگام سخن گفتن آروغ بزنيد .

- شايسته است كه چند دقيقه‏اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد .

 - پيش از سخنراني، تاحدي كه مي‏توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را باتوجه به آن شرايط ايراد نماييد . به طور نمونه، اگر مخاطبان شما داراي شرايط اقتصادي ومالي خوبي نيستند، از آنان - براي امور خيريه و مانند آن - كمكهاي مالي سنگين و يا حتي هيچ كمك مالي را درخواست نكنيد .

 - در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد، اورهد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود .

 - در صورتي كه پيش از سخنراني شما كس ديگري نيز سخنراني مي‏نمايد، سعي كنيد چند دقيقه زودتر از موعد مقرر خودتان، در محل سخنراني حاضر شويد تا از موضوع و محتواي سخنان او و بويژه مثلا مرثيه‏اي كه در پايان سخنراني‏اش مي‏خواند، آگاه شويد . با اين كار، هم به اين سخنران احترام گذاشته‏ايد، و هم از تكرار موضوع و مرثيه براي شنوندگان خود دوري جسته‏ايد .

 - براي آرامش بيشتر در سخنراني، پيش از سخن گفتن چند نفس عميق بكشيد .

- پيش از سخنراني صداي بلندگو را آزمايش و تنظيم نماييد و فاصله مناسب خود با آن را در نظر بگيريد و تلاش كنيد تا صداي نابهنجار و يا سوت دلخراش از آن توليد نشود، مثلا دهان خود را به ميكروفون نچسبانيد .

- در صورت امكان، از بانيان و برگزاركنندگان مجلس سخنراني خود بخواهيد كه هنگام سخنراني شما از دادن آب، چاي، خرما، حلوا، شيريني و مانند آن، به شركت كنندگان خودداري ورزند تا تمركز حواس شما و آنان از بين نرود و كنترل مجلس نيز به هم نخورد .

 

 روشن بودن موضوع سخنراني

نگهداري از انرژي موجود در صدا در تمام طول يك جمله

گاهي اوقات مردم يك جمله را با انرژي شروع مي كنند و سپس سسست و خسته مي شوند. در صورت انجام اين كار، جمله به صورت جويده و نامشخص تلفظ مي شود و در حقيقت مي توان گفت با اين كار اطلاعات اساسي و حياتي محو مي شوند.

اين روش نتيجه موارد زير مي باشد:

-         عادت كردن به اين شيوه سخن گفتن

-         مديريت ضعيف بر تنفس

-         جمله بندي ضعيف

 

تمرين

سعي كنيد اين جمله را يك نفس و بدون مكث تكرار كنيد:

«آدم ها اغلب نگران اين موضوع هستند كه گيج و يا فراموش كار به نظر برسند و اين امر كاملا قابل درك است.»

ممكن است هنگامي كه سعي مي كنيد اين جمله را با يك نفس بخوانيد، احساس ناراحتي كنيد و نتيجه اين مي شود كه كم كم سست مي شويد. بهتر است جمله را به دو بخش تقسيم كرده و يا آن را به صورتي مناسب جمله بندي كنيد.

دوباره سعي كنيد.

از مكث هاي كوتاهي استفاده كرده و هر جا كه نفسي تازه مي كنيد، علامتي بگذاريد:

 «آدم ها اغلب نگران اين موضوع هستند/ كه گيج و يا فراموش كار به نظر برسند/ و اين امر كاملا قابل درك است.»

احتمالا متوجه مي شويد كه در تمام طول جمله، انرژي لازم را خواهيد داشت؛ به علاوه هيچ كدام از اطلاعات ضروري حذف نمي شوند. (البته ممكن است همان ابتدا به راحتي از عهده خواندن اين متن كوتاه برآييد).

 

چرا سخنراني واضح و روشن مهم است؟

-         سخنراني واضح و روشن يكي از شروط لازم در طرح ريزي كردن صداست.

-         اگر صدا ضعيف يا نامشخص باشد، نكات اندكي را مي تواند انتقال دهد.

-         به هنگام انتقال اطلاعات، روشن بودن مطلب، عامل بسيار مهمي است زيرا شنونده اين شانس را ندارد كه شما را متوقف ساخته و بخواهد كه به روشني سخن بگوييد.

 

نكته هايي براي كساني كه از زبان انگليسي به عنوان زبان دوم استفاده مي كنند.

-         به جاي نگراني درباره لهجه خود، سعي كنيد روي آن تمركز كرده و به روشني سخن بگوييد.

-         سخنگويان انگليسي بومي، به صداي ضبط شده خود با لهجه ها و تلفظ هاي متنوع گوش مي دهند.

-         خيلي تند صحبت نكنيد، زيرا اين مساله براي شنوندگان بومي مشكل ايجاد مي كند.

-         بهتر است بدانيد كه صداهاي صامت در زبان انگليسي، ممكن است در زبان هاي ديگر وجود نداشته باشند. سعي كنيد اين صامت ها را شناسايي كرده و روي آن ها تمرين كنيد.

-         اگر در حال سخنراني و يا درس دادن هستيد و در مورد تند و واضح صحبت نكردن خود نگرانيد، سعي كنيد حين كار از ابزارهاي بصري استفاده كنيد.

-         اگر يك سخنراني رسمي پيش رو داريد، از قبل با يك انگليسي بومي تمرين كرده و از او بخواهيد به تلفظ و روش شما دقت كند.

-         به سخنراني هاي انگليسي هاي بومي گوش كرده و روي تلفظ هاي آن ها تمركز كنيد، زيرا اين كار در يادگيري شما بسيار موثر است.

-         تمرين هاي واضح سخن گفتن را انجام دهيد.

 

 ارزيابي وضوح سخنان شما

تمرين

-         متني شامل 300 كلمه انتخاب كنيد.

-         آن را دوبار با صداي بلند بخوانيد.

-         براي خواندن خود زمان بگيريد (متن شما بايد حدود دو دقيقه طول بكشد. اگر آن را كمتر از دو دقيقه تمام كرديد، بدانيد كه سرعت زيادي داشته ايد و بار ديگر آن را با سرعت كمتري بخوانيد).

-         متن را براي بار سوم بخوانيد و اگر امكان دارد صداي خود را ضبط كنيد.

-         صداي ضبط شده خود را به عقب برگردانيد و مقدار روشن و واضح بودن خود را ارزيابي كنيد.

-         از شخص ديگري بخواهيد به صداي ضبط شده شما گوش كرده و آن را ارزيابي كند.

 

نكته: ضبط كردن دقيق صدا مي تواند دقت و تمركز بيشتري به شما درباره صدايي كه توليد كرده ايد بدهد.

 

ارزيابي وضوح سخنان شما

تمريني براي طرز بيان

 متن زير يك متن كاملا مناسب است. روي تلفظ صحيح دقت كنيد. مي توانيد صداي خود را ضبط كرده و سپس آن را مورد ارزيابي قرار دهيد.

 

متن

آن اتاقي كه با ظرافت چيده شده، رو به شرق است. زيبايي موجود در كاغذ ديواري، به اين خوش سليقگي اضافه شده و خود نمايي رنگ اتاق، مورد توجه بودن اين مجموعه را مشخص مي كند. ساعت روي ديوار رس و شرايط ناموزون با بدن، افزايش مي يابد. توليد بيشتر آدرنالين به بدن كمك مي كند تا انرژي بيشتري براي مقابله با شرايط جديد داشته باشد. از طرفي توليد آدرنالين، ذخاير موادقندي را تخليه مي كند. افزايش ترشح هورمون هاي بدن، پاسخ طبيعي بدن ما به استرس است.)

 

چگونه هنگام سخنراني بر ترس خود غلبه كنيم؟

يكي از نگراني‌هاي عمدة هر فرد ترس از سخن گفتن در حضور جمع است. بسياري از مردم به راحتي با هم گفتگو مي‌كنند اما هنگامي كه براي سخنراني فرا خوانده مي‌شوند دچار ترس و واهمه مي‌گردند.

اگر شما از ايستادن روي بلندي و صحبت كردن براي جمع مي‌ترسيد، بدانيد كه تنها نيستيد. سال 1973 در جامعة آمريكا تحقيق جالب توجهي در زمينه موارد ترس بعمل آمد و از 2500نفر آمريكايي خواسته شد كه هر كدام فهرستي از عمده‌ترين زمينه‌هاي ترس خود را بنويسند. در پايان كار آنچه محققان را بسيار متعجب ساخت ميزان 41 درصدي پاسخگويان بود كه همگي بزرگترين مورد ترس خود را سخنراني در برابر گروهي از مردم مي‌دانستند. تا حدي كه بسياري از آنها قبول چنين كاري را سرنوشتي هولناك‌تر از مرگ تلقي مي‌كردند.

قبل از سخنراني چه احساسي داريد؟

اغلب مردم ممكن است براي انجام دادن كار مهمي كه در حضور مردم صورت مي‌گيرد دچار هيجان و اضطراب باشند. بازيگران قبل از بازي، سياستمداران پيش از سخنرانيها و قهرمانان ورزشي قبل از مسابقه داراي چنين حالتي هستند.

در اين لحظات افراد موفق آنهايي هستند كه آموخته‌اند چگونه هيجان خود را به نفع خود بكار بگيرند.

تحقيقات نشان مي‌دهد كه 76 درصد از سخنوران ورزيده قبل از رفتن به جايگاه سخنراني دچار ترس و هيجان هستند اما آنها اين نوع هيجان را نشانه‌اي از سلامت روان براي انجام دادن فعاليتي مثبت تلقي مي‌كنند. به عبارت ديگر هيجاني بودن در آغاز سخنراني، حالتي كاملاً طبيعي و حتي مطلوب است زيرا بدن در اين حالت مانند هر حالت پر اضطراب ديگري تلاش مي‌كند با ترشح آدرنالين بيشتر واكنش مثبت نشان دهد.

اين ترشح ناگهاني آدرنالين همان عاملي است كه موجب تپش قلب و لرزش دست و زانو و عرق پوست مي‌شود و هر شخصي كه بخواهد در برابر جمع سخن بگويد تا حدودي اين واكنش‌ها را دارد.

حال سؤال اين است كه چگونه مي‌توان از اين حالات هيجاني و عصبي، كار مثبت كشيد؟

لازم است بدانيم بجاي اينكه تلاش كنيم همه هيجان روحي قبل از سخنراني را از بين ببريم، بكوشيم آن حالت را به وضعي مطلوب كه متخصصان آن را هيجان مثبت مي‌نامند، تبديل كنيم. هيجاني سرشار از شور و شوق و سرزندگي كه متفاوت با آن حالات عصبي و بازدارنده روحي است و ديگر شما را قرباني نخواهد كرد؛ بلكه حياتي جديد مي‌بخشد و حالات انسان را كاملاً در اختيار دارد.

در اينجا شش راه تجزيه شده و مطمئن براي تبديل حالات عصبي و رواني منفي قبل از سخنراني به حالات و هيجانات مثبت مطرح مي‌شود.

1- مرحلة اول، اين مرحله را شما قبلاً طي كرده‌ايد و دوره‌هاي آموزشي آن را پيش از اين گذرانده‌ايد. كافي است درباره گذشته خودتان در روزهاي اول كودكستان، دبستان، دبيرستان، دانشگاه و روزهاي اول آشنايي با محيط كار و شغلتان فكر كنيد. به احتمال زياد در همه موقعيت‌ها شما با وضعي جديد، غيرعادي و تنش‌زا روبرو بوده‌ايد. سازگار شدن با هر كدام از موارد، ترس و واهمه‌اي موقتي و كوتاه همراه داشته است. دربارة سخنراني كردن در وضع فعلي چنين حالتي مصداق دارد.براي اغلب افراد بويژه دانشجويان هنگام صحبت در برابر دوستان هم‌دانشگاهي خود مهمترين عامل، ناآگاهي است هر چه فرد از چگونگي سخنوري بيشتر آگاه باشد و بيشتر سخنراني كند، ترس و واهمه سخنراني كردن در او كمتر مي‌شود.

يادگيري مهارت سخن گفتن با يادگيري ديگر هنرها و فنون زياد متفاوت نيست و مانند آنها نيازمند تكرار، تمرين، آزمايش و خطاست.گاهي مي‌توان در كلاس، ميان دوستان دانشگاهي سخنراني كرد و آنها را بهترين مخاطب‌ها براي ارزيابي عيوب سخنراني خود دانست و اين كار يعني سخنراني در جمع نزديكان و دوستان به مرور شما را به مهارت و هنر سخنوري نزديك مي‌كند.

2- مرحله دوم، آمادگي است. راه حل ديگر براي كسب اطمينان و تسلط در سخنراني، انتخاب عنوان مناسب و مورد توجه و علاقه خود ماست. صحبتهاي هر سخنوري كه با آمادگي كم به سخنراني بپردازد، نامنظم، غيرمستند و مبهم خواهد بود.

براي آماده كردن يك سخنراني چقدر وقت لازم است؟

تجريه نشان داده كه براي هر دقيقه سخنراني يك تا دو ساعت آماده‌سازي نياز است و گاهي متناسب با ميزان تحقيق مورد نياز وقت بيشتري احتياج است.شايد چنين زماني طولاني به نظر برسد اما نتايج آن بسيار با ارزش است.

درست شبيه بازيگري كه تمرين مي‌كند تا درست نقش خود به طور كامل قرار بگيرد.شما نيز با صرف وقت براي ايجاد آمادگي بيشتر به احساس اطمينان و نهايتاً جايگاه درست نايل مي‌شويد.

يك كارشناس و مربي فن سخنوري به نام لي‌لي والترز در كتاب « شگردهاي سخنوران موفق» تخمين زده است كه آمادگي مطلوب ممكن است ترس و واهمة حضور در جايگاه سخنراني را تا 75 درصد كاهش دهد.

 

مثبت فكر كنيد  Think Positively

اغلب احساس اطمينان، عمده‌ترين نيروي ايجاد فكر و نگرش مثبت است. اگر شما نظر و فكرتان اين باشد كه مي‌توانيد كاري را انجام دهيد، معمولاً قادر به انجام آن هستيد و از طرفي اگر احساستان اين باشد كه در انتظار دردسر و مصيبتي هستيد، بيشتر اوقات چنين خواهد شد. اين حالات دقيقاً دربارة سخنراني كردن در حضور مردم نيز مصداق دارد. احتمال شكست در سخنراني براي سخنران‌هايي كه درباره خود و تجربه سخنراني‌شان فكر و نگرش منفي دارند، بيشتر از افرادي است كه درباره خود مثبت فكر مي‌كنند.

در اينجا چند شيوه تفكر براي انتقال از نگرش منفي به نگرش مثبت هنگام آماده شدن براي سخنراني مطرح مي‌شود.

 

نگرش و افكار مثبت  Positive Thought

· اين سخنراني فرصتي است كه بتوانيم ديگران را در افكار و عقايد خودم سهيم كنم و مانند هر سخنراني ديگري تجربه به دست آورم.

· هيچ كس كامل و عالي نيست اما من با هر سخنراني در حال پيشرفت و بهتر شدن هستم.

· هنگام سخنراني همه هيجاني هستند. اگر ديگران توانستند خودشان را آرام كنند، من هم مي‌توانم.

· من موضوع خوبي براي سخنراني خودم انتخاب كرده و كاملاً آماده‌ام. قطعاً همه از آن لذت خواهند برد.

 

نگرش و افكار منفي  Negative Thought

· اي كاش من ناچار نبودم كه سخنراني كنم.

· من سخنوري كارآزموده و بزرگ نيستم.

· من هميشه هنگام سخنراني ناراحت و مضطرب هستم.

· هيچكس به شنيدن آنچه من ناچارم بگويم علاقه‌مند نيست.

بسياري از روانشناسان معتقدند كه نسبت افكار مثبت به افكار منفي در زمينه فعاليتهاي هيجاني و پر اضطراب مانند سخنراني كردن، حداقل 5 بر يك است. به عبارت ديگر براي هر نگرش منفي، بايد حداقل 5 تفكر مثبت را رودروري آن قرار دهيد. اين گونه است كه شما حالت هيجاني را به طور كامل بر طرف نمي‌كنيد؛ بلكه آن را در اختيار خود قرار مي‌دهيد و به كمك آن بر افكار و عقايدتان براي انتقال به مخاطبان مسلط مي‌شويد و ترس و نگرانيهاي مخرب از شما دور مي‌شود.

 

 سخنگويان موفق

 

صحبت و گفت وگو اساسي ترين و ضروري ترين مشكل ارتباط ميان انسانهاست به طوري كه يك فرد عادي به طور متوسط در طول روز 18 هزار كلمه بر زبان مي آورد. البته در برخي از افراد اين رقم بيشتر است، از اين رو مهارت هاي خود را براي اينكه جزو بهترين سخنگويان و بهترين و موفقترين گويندگان باشيد چرا ارتقاء نبخشيد؟


اصول گفت گوي موفق در چهار چيز است :
 1- صداقت  2- نگرش مثبت  3- علاقه به طرف گفت وگو  4- بي ريايي يعني رك و بي پرده صحبت كردن

هشت ويژگي مشترك موفقترين سخنگويان : بيشتر افراد موفق، سخنگويان موفقي نيز  هستنند جاي تعجبي ندارد كه بر عكس اين نيز صادق است اگر شما احساس مي كنيد كه تا كنون فرد موفقي بوده ايد، مي توانيد با بهترين سخن گفتن خود را موفقتر كنيد براي بسياري از ما مهمترين كار، تاثيرگزاري در گفت وگوي روز مره است.

 بنابراين سخنگويان داراي چند ويژگي مشترك اند:

1- آنها به هر چيز از زاويه اي ديگر مي نگرند و ديدگاههاي غير قابل پيش بيني اي درباره ي موضوعات ارايه مي دهند.

2- در صحبت كردن سبك خاص خود را دنبال مي كنند.

3- آنها در تمام مدت درباره ي خود صحبت نمي كنند.

4- شوخ طبع هستند و برايشان دشوار نيست كه آن را درباره خود به كار ببرند. در حقيقت بهترين

گفت وگو كنندگان اغلب ماجراهاي درباره ي خود تعريف مي كنند.

5- آنها كنجكاو هستند و مي پرسند چرا ؟ آنها مي كوشند درباره ي مطلبي كه به آنها مي گوييد بيشتر بدانند.

6- اظهار همدردي مي كنند و مي كوشند خود را به جاي شما بگذارند تا با صحبت هاي شما ارتباط پيدا نمايند.

7- افراد احساساتي هستند. نسبت به آنچه در زندگي خود انجام مي دهند احساس خود را بروز مي دهند و نسبت به آنچه شما در آن لحظه به آنها مي گوييد علاقه نشان مي دهند. 

8- افق هاي فكري گسترده اي پيش روي آنها قرار  دارد و درباره  مسايل و تجربيات بي شماري وراي زندگي روزمره خود به تفكر و صحبت مي پردازند.

البته مهم نيست تا چه اندازه سخنگوي برجسته اي هستيد اما موقعي پيش مي آيد كه بهتر است ساكت بمانيد حتي اگر تحت هر شرايطي قرار داريد و احساس مي كنيد كه بايد حرف بزنيد چنانچه مي شنويد كه غريزه به شما مي گويد ساكت بمانيد به آن توجه كنيد و سكوت اختيار  كنيد.

صحبت كردن به گونه امروزي : اين نوع صحبت كردن ناشي از مدهاي كوتاه مدت و رويدادها و شخصيت ها ست واژگان و عبارات اين نوع صحبت كردن به صورت كليشه هاي فوري در مي آيند. گاهي اوقات اين عبارات به شما كمك مي كنند كه با فردي گفت وگو كنيد اما اغلب انجام اين كارها باعث مي شود نحوه  صحبت كردن شما مصنوعي به نظر برسد و گويي نمي توان با فكر و اراده خود جمله هايتان را بسازيد و ادا كنيد. از اين رو از بكار بردن عبارات كليشه اي يا امروزي بپرهيزيد كه سرانجام درمي يابيد كه گفت وگوي شما موثر و جذاب تر است، البته سعي كنيد كه در صحبت كردن از واژگان بي ارزش ( تكه كلام ها) دوري كنيد كه اين واژگان يا اصوات هيچ چيزي به سخنان ما اضافه نمي كنند بلكه فقط صحبت ما را بهم مي ريزند. اين واژگان يا اصوات تا زماني كه ايستاده ايد براي تكيه دادن سودمند است اما اگر بدان وابسته شويد گفت وگوي شما لنگ مي ماند، از جمله اين واژگان مي توان به ((مثلا، در واقع، احساسا و ...)) يا اصواتي چون ((اِوم )) اشاره كرد. در زبان انگليسي پركاربردترين عبارت  you know ( مي دانيد ) است براي از ميان بردن عادت هاي بد در صحبت كردن، به آموزش نياز داريد. اولين روش گوش دادن به صحبت هاي خود است يعني همين طور كه صحبت مي كنيد توجه به كلماتي كه از دهانتان خارج مي شود، موثر واقع مي شود. تمرين اين روش مي تواند سخنان شما را اصلاح كند.

دومين پيشنهاد اينكه از يك نفر كمك بگيريد تا به گفته هاي شما گوش دهد و هنگامي كه از واژه اي بي ارزش و زايد يا كليشه استفاده مي كنيد با نشان دادن حركتي سريع اين موضوع را به شما گوشزد كند اين كار تاثير چشمگيري را درپي دارد. شما از همسر، دوست يا همكارتان بخواهيد هر بار از اين واژگان استفاده كرديد با گفتن كلمه اي كوتاه مانند صبر كن، گفتن شما را متوقف كند. اگر اين فرد دست كم چند ساعتي از روز را با شما بگذراند، پس از گذشت چند روز از تمرين، ديگر از اين واژگان استفاده نخواهيد كرد.

شما در گفت گو با غريبه ها بايد چند نكته را مد نظر بگيريد كه عبارتند از : غلبه بر خجالت و كمرويي خود و ديگران، شروع كردن صحبت، قانون اول گفت وگو : گوش دادن، زبان غيركلاسي ( اشاره ) و دوري از برخي پرسش ها و صحبت ها است .

در واقع اگر شما مي خواهيد چيزهاي جديدي بياموزيد ناچار هستيد به صحبت ديگران گوش دهيد و اگر دوست داريد مورد علاقه همه باشيد بايد به همه علاقمند باشيد و آنها را به صحبت درباره ي كمالاتشان تشويق كنيد.

چطور يك سخنراني حرفه اي داشته باشيم

 
تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه اضطراب را به عنوان عكس‌العملي طبيعي باور كنيد و با آن كنار بياييد.
وقتي هنگام صحبت كردن در يك جمع اين احساس را در خود سركوب نكنيد ديگران نيز با اين احساس شما كنار مي‌آيند و هنگام بروز احتمالي استرس و يا اشتباهاتي در پي آن، شما را خواهند بخشيد.

در ضمن فراموش نكنيد كه شنوندگان توقع ندارند يك سخنراني بي‌عيب و نقص از شما ببينند و شما در مقام يك استاد سخنوري قرار نداريد، پس زياد به خودتان سخت نگيريد.

به اين فكركنيد با وجود اينكه ديگران از اضطراب شما آگاه هستند اما باز هم شاهد يك سخنراني عالي از شما خواهند بود و همين موضوع موجب كسب احترام بيشتري برايتان خواهد شد.

مي‌توانيد درباره استرس خود با آنها شوخي كنيد مثلا ‌بگوييد «فقط خدا مي‌داند من چگونه مي‌خواهم سخنراني كنم و خودش بايد به داد من برسد» و يا جملاتي از اين دست.

تعريف دوباره‌اي از شنوندگان خود داشته باشيد

تعريف دوباره از شنوندگان به اين معناست كه ديد خود را نسبت به آنها تغيير دهيد. به‌جاي اينكه آنها را استاداني ببينيد كه در حال ارزيابي و سنجش شما هستند، مي‌توانيد اينطور به خودتان بقبولانيد كه مخاطبان شما دانش‌آموزاني هستند كه منتظرند تا بعد از شما سخنان خود را ايراد كنند.

در اين صورت آنها هم به اندازه شما اضطراب دارند و شما را درك مي‌كنند و ديگر هيچ دليلي براي نگراني و دلشوره براي‌تان باقي نمي‌ماند يا اينطور تصور كنيد كه قرار است بعد از 10 سال دوستان قديمي خود را دوباره ببينيد، در اين صورت ايجاد ارتباط چشمي برايتان ساده‌تر مي‌شود و شنوندگان نيز از سخنان سرشار از صميميت شما لذت خواهند برد.

براي كاهش استرس خود اصلا‌ به روش‌هايي كه ناديده گرفتن شنوندگان را توصيه مي‌كند متوسل نشويد، تصور اينكه به جمعيت نگاه كنيد و با آنها صحبت كنيد ولي به خود تلقين نماييد كه هيچ كس در اطرافتان وجود ندارد كار بسيار سخت و تقريبا ‌غيرممكني است. پس بي‌خيال چنين روش‌هايي شويد.

از جلوه‌هاي بصري كمك بگيريد

حالتي را تصور كنيد كه سخنراني شما با اجراي زيبايي از برنامه پاورپوينت همراه باشد و توجه شنوندگان به نكاتي كه شما انتخاب كرده‌ايد جلب شود.

در اين صورت نصف زمان سخنراني حواس آنها به مشاهده و دقت در نكات و دنبال كردن اسلايدها معطوف خواهد شد و در همين حين شما در حالي‌كه كسي نگاهتان نمي‌كند مي‌توانيد به راحتي با حضار صحبت كنيد.

اگر هركدام از آنها به شما نگاه كردند سريعا نگاه خود را روي كسي متمركز كنيد كه به شما نگاه نمي‌كند و به اسلايدها دقت دارد زيرا هميشه صحبت كردن براي افرادي كه به ما نگاه نمي كنند راحت تر است و استرس كمتري ايجاد مي‌كند.

با قصد قبلي اشتباه كنيد

اين ترفند ديگري است كه به شما پيشنهاد مي‌كنيم آن را امتحان كنيد. هدف از به‌وجود آوردن اشتباهات از پيش تعيين شده جلب توجه بيشتر مخاطبان است.

اگر بتوانيد كاري كنيد تا جو صميمي‌تري را ايجاد شود و شما بهتر بتوانيد كنترل جمع را در دست بگيريد، نه تنها صحبت كردن برايتان آسان‌تر خواهد شد بلكه براي حضار نيز سخنراني خاطره‌انگيزتري بجاي مي‌ماند.

در هر لحظه فقط در حين صحبت كردن فقط به يك نفر توجه كنيد

يكي از وحشتناك‌ترين مسائلي كه هنگام صحبت كردن سخنران را اذيت مي‌كند، جمعيت و تعداد حضار و مخاطبان است .نگاه كردن به يك جمع گسترده كه همه در انتظار شنيدن سخنان شما سكوت كرده‌اند واقعا كار طاقت‌فرسايي است.

براي غلبه بر اين احساس بهترين كار اين است كه در هر لحظه فقط به يك نفر نگاه كنيد و آن را مخاطب قرار دهيد مي پردازد و در حالي كه بيمار كلمات تك هجايي را تكرار مي كند ، همزمان باتغيير دادن محل تماس، سعي مي كند بهترين موقعيت را پيدا كند.

آسيب شناسي گفتار و زبان از طريق مراحل زير، بيمار را با حنجره مصنوعي آشنا مي سازد.

آموزش به بيمار تا به جاي استفاده از جريان هواي تنفسي از فشار هواي داخل دهاني استفاده كند و سپس به بيمار پچ پچ داخل دهاني (intra oral whisper) را آموزش دهد و بعد از آن، همخوان هاي انفاري /b/ - /p/ را آموزش مي دهد و در مراحل بعد ساير همخوان ها را آموزش مي دهد و بيمار را با حنجره مصنوعي و طرز كار آن آشنا مي سازد. در مرحله بعد روي بيان كلمات و عبارات تمرين مي كند.

معمولآً هر چه بيمار با حنجره مصنوعي ، بيشتر صحبت كند، گفتارش بهتر مي شود.

ب- آموزش گفتار مروي

مشكلات موجود در آموزش گفتار مروي شامل موارد زير مي باشد:

1)     سر و صداي مزاحم و ضروري دهانه ناي

2)     بلع بيش از حد هوا

3)     سر و صداي مزحم و حواس پرت كن (مثل صداي غلغل مانند مري)

4)     شكلك هاي صورتي

در گفتار مروي، هواي موجود در حلق دهاني فشرده و متراكم تر مي شود. اين هواي متراكم، وارد فضاي مري كه چگالي آن كم تر است، مي شود. سپس نيروهاي خارجي، آن را تحت فشار قرار داده و سبب خروج هوا از دهانه مري مي شوند و سبب ارتعاش دهانۀ آن مي شوند. اين ارتعاش موجب مي شود  بيمار آروغ زدن يا توليد صدا را تجربه كند. براي آموزش ابتدا از همخوان هاي انفجاري واك مانند /k/-/t/-/p/ استفاده مي شود. پس آن ها را در تركيب با واكه به كار مي بريم، بعد كلمات تك هجايي و واج هاي ديگر را تمرين مي كنيم تا جايي كه در هر بازدم يك هجا را بيان كند. سپس روي آهنگ، بلندي و رواني آن تمرين مي شود. بهترين صدا، صدايي است كه با كمترين تلاش توليد مي شود.

 

http://www.s-therapi.blogsky.com/1389/03/20/post-69/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونگي مراقبت از حنجره و تار هاي صوتي


توصيه هاي زير به شما كمك مي‌كند تا حد امكان حنجره و تارهاي صوتي سالمتري داشته‌‌باشيد:

1- در صورت وجود هرگونه آسيب در بيني نظير پوليپ يا انحراف با توصيه پزشك متخصص گوش و حلق و بيني نسبت به رفع آن اقدام كنيد چرا كه سبب ناتواني در تنفس صحيح شده و نيز مانع از عملكرد صحيح بيني به عنوان يك تشديد كننده صوت مي‌شود.

2-  وجود هرگونه عفونت در گوش، دهان ، دندان و لثه‌ها مي‌توان به تكلم آسيب برساند. درمان سريع و قطعي اين عفونت‌ها زير نظر پزشك متخصص مانع از آسيب به صدا و نيز ايجاد عفونت عود كننده مي‌شود.

3- بيماري آسم از جمله بيماري‌ها محدود كننده‌اي است كه نيازمند كنترل دقيق توسط داروها و خودداري از انجام اعمالي كه به شخص فشارآورده و سبب بروز حمله آسم مي‌شود، است. در صورت ابتلا به اين بيماري از انجام فعاليتهاي شديد و سنگين خودداري كنيد.

4- حساسيت‌هاي غذايي مي‌توانند سبب بروز آفت در دهان يا التهاب حساسيتي بيني شده و بر صدا و تكلم اثر سوء بگذارند.

5- اجتناب از مصرف آلرژن‌ها و مصرف مكمل روي، Bكمپلكس و ويتامين A و گامالينولنيك اسيد(روغن گل مغربي) سبب كاهش التهاب واحتقان و تعادل در سيستم ايمني مي‌شود.

6- مصرف مكمل روي در طول مدت و شدت علايم سرماخوردگي را بطور موثري كاهش مي‌دهد. بهتر است در شروع سرماخوردگي دوزهاي 15 ميلي گرم 4 تا 6 بار در روز مصرف شود. اين عمل سبب كاهش آسيب وارده به تارهاي صوتي و حنجره مي‌شود. ضمنا از كهنه شدن بيماري و ضعف سيستم ايمني جلوگيري مي‌كند.

7- سيگاركشيدن سبب بروز اختلال در متابوليسم فولات و ويتامين B12 شده و در نتيجه احتمال ابتلاء به سرطان ريه را افزايش ميدهد. ضمنا از نقطه نظر زيبايي نيز سبب آسيب به شكل و رنگ دهان و دندان شده و زيبايي گفتار را از بين مي‌برد. بهترين راه ترك سيگار است. در غير اين صورت مصرف ويتامين C سبب كاهش آسيب هاي اكسيداتيو و افت عملكرد تنفسي مي‌شود.

8- درافراد مبتلا به حساسيت مصرف ويتامين هاي  C و B3 و عناصر كلسيم و منيزيم سبب كاهش توليد هيستامين و پاسخ آلرژيك در بدن و در نتيجه كاهش علائمي‌چون آبريزش و گرفتگي بيني كه بر صدا و حنجره نيز اثر سوء دارد، مي‌شود.

9- مصرف شربت عسل و آبليمو جهت كاهش گرفتگي صدا و بهبود درد گلو بسيار موثر است. مي‌توانيد يك قاشق پر عسل را در يك ليوان آب داغ حل كرده و بعداز چند دقيقه چند قطره آبليمو به آن بيفزاييد. استفاده از عسل طبيعي و ليموي تازه، اثرات بهتري را به دنبال خواهد داشت.

10- گاهي اوقات حل كردن مقداري نشاسته در آب يا شيرسرد و سپس گرم كردن و افزودن مقداري شكر و نوشيدن آن در رفع گرفتگي صدا و گلودرد اثر زيادي دارد.

11- خوردن سيب به دليل اثر آرام بخش آن بسيار موثر است. نه تنها براي خوانندگان و گويندگان بلكه براي همه افراد سودمند مي‌باشد.

12- استرس دركنار تمام آثار مخربي كه در بدن به جا مي‌گذارد بر حنجره و تارهاي صوتي نيز اثركرده و سبب گرفتگي صدا مي‌شود. سعي كنيد تا حد امكان استرس رااز زندگي خود خارج كنيد.

13- برخي از گياهان اثرات بسيار مفيدي در رفع گلودرد و گرفتگي صدا و التهاب تارهاي صوتي دارند از جمله دم كرده پنيرك، دم كرده ختمي‌( در آسم نيز موثر است)، آدونيس بهاره (عليرغم اثر آرام كننده آن بر سرفه هاي صعب العلاج و آسم بايد زير نظر پزشك مصرف شود)، ريحان، پونه(خلط آوراست) و پياز( سرفه و زكام و برونشيت را به دليل داشتن اثرات ضد ميكروبي و ضد عفوني خود درمان مي‌كند).

14- در صورت ابتلا به لارنژيت (التهاب تارهاي صوتي) تا حد امكان كمتر صحبت كنيد تاالتهاب تارهاي صوتي برطرف شود.

15- بيماري هايي مثل برونشيت يا هرگونه بيماري كه با اثر بر ريه و مجاري تنفسي ظرفيت تنفسي فرد را كاهش داده و سبب افت عملكرد وي مي‌شود، حتما بصورت كامل و پايه اي تحت نظر پزشك درمان كنيد. دقت كنيد كه هر نوع بيماري حتي سرماخوردگي ساده در صورت عدم درمان كامل مي‌تواند به سلامت سيستم ايمني بدن و متعاقب آن ارگان هاي بدن صدمه برساند.

16- در دروان قاعدگي صداي بعضي از خانمها كمي‌گرفته مي‌شود. بهتر است در اين دوران به تارهاي صوتي فشار زيادي نياوريد.

17- مشروبات الكلي اثرات بسيار سوئي بر صدا و بيان فرد مي‌گذارند بخصوص در صورت مصرف طولاني بهتر است هرگز براي بازشدن صدا و يا خواندن بهتر، از آن استفاده نكنيد.

18- جويدن آدامس به دليل تحريك ترشح بزاق و مرطوب كردن دهان براي خوانندگان مفيد است. سعي كنيد از آدامس هاي بدون قند استفاده كنيد.

19- تنفس از راه دهان علاوه بر صدمه به مري و دندان ها وغدد ترشحي بزاق بر كيفيت صدا نيز اثر سوء دارد.

20- صاف كردن سينه بطور مداوم يا سرفه هاي شديد در دراز مدت به تارهاي صوتي آسيب مي‌رساند و بهتر است از ان اجتناب كنيد.

21- صاف كردن سينه به طور مداوم يا سرفه هاي شديد در درازمدت به تارهاي صوتي آسيب مي‌رساندو بهتر است از آن اجتناب كنيد.در اين حالت درمان بيماري زمينه اي و يا مصرف دم كرده ها يا شربت هاي گياهي (مثل آويشن) توصيه مي‌شود

http://stroboscopy.blogfa.com/post-22.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 
از حنجره خود مراقبت كنيم
 
براي بهداشت صوتي و جلوگيري از آسيب‌هاي جدي تارهاي صوتي كه شما را تهديد مي‌ كند، لازم است به نكات ذيل توجه كنيد؛

 حنجره
 حنجره قسمتي از مجراي تنفسي است و اسفنكتر مسئول توليد صدا مي‌ باشد. محل آن در قسمت قدامي گردن و در محاذات پنجمين و ششمين مهره ‌هاي گردني است. حنجره در بالا به داخل بخش حنجره‌ اي حلق باز مي‌شود و در پايين با ناي ادامه پيدا مي‌كند. حنجره از نه عدد غضروف و رباط و شش عضله و بافت‌هاي همبند به وجود آمده و از داخل به وسيله مخاط پوشيده شده است. عضلات داخلي و خارجي خيلي ظريف هستند و تحت تاثير عوامل خارجي و رواني، متاثر و آزرده مي ‌شوند.
طول حنجره در مردان حدود 44 ميليمتر و در زنان حدود 36 ميليمتر است.

چين صوتي
 چين صوتي )Vocal Fold( چيني متحرك در هر دو طرف حنجره است كه از غشاي مخاطي پوشاننده رباط صوتي تشكيل مي‌ شود و سفيد رنگ است و حالت صدفي دارد. بسته به جنسيت، سن و... تارهاي صوتي با هم فرق مي‌ كند. حنجره هنگام اداي صداهاي زير، بالا مي ‌رود و هنگام توليد صداهاي بم پايين مي‌ آيد. طناب‌ هاي صوتي اصلي كه با آن صحبت مي ‌كنيم تارهاي يك اسفنكتر است كه از قسمت جلو ثابت است و از پايين آزاد و متحرك هستند. وقتي كه احساس آرامش مي‌ كنيد تارهاي صوتي از هم باز هستند و هوا به راحتي عبور مي‌ كند. تارهاي صوتي هنگام بلع به هم نزديك و مجراي تنفسي را بسته و مانع ورود مواد غذايي به مجراي تنفسي مي‌شوند.

 چگونه از حنجره و صداي خود مراقبت كنيم؟
 براي گروهي از مردم و بعضي حرفه‌ها خصوصا معلمين، نگهداري صدا مسئله بسيار مهم و حائز اهميتي است. معلمين براي ادامه خوب صحبت كردن بايد بهداشت صوتي را رعايت كنند تا صدا و سلامتي خود را حفظ كنند. صداي بلند و گوش‌ خراش، اذيت كننده است. صداي گرفته، قابل قبول نيست. صدا يك آيتم اكتسابي است و بايد صدا را تربيت كنيم و زير و بم و كيفيت آن را تغيير دهيم.

علت‌ شناسي اختلالات صوت
 جسمي: حنجره دچار بيماري هاي ويروسي يا باكتريايي مي‌شود
عملكردي: -1 بد استفا ده كردن از تارهاي صوتي مثل جيغ كشيدن و صاف كردن ممتد گلو -2 استفاده از مواد مخدر، سيگار و...

عملكرد ناصحيح چه اثراتي روي حنجره به وجود مي‌ آورد؟
ابتدا باعث مي ‌شود تغييراتي در طول و ضخامت تارهاي صوتي به وجود آيد. وقتي عصباني و ناراحت هستيد تارهاي صوتي با هم برخورد مي‌ كنند و بافت نرم و انعطاف ‌پذير به بافت ضخيم تبديل مي ‌شود كه تغيير صدا و كيفيت نفس‌‌آلود حين صحبت كردن، كم شدن توانايي صدا و بم شدن صدا نتيجه آن مي ‌باشد. اين تورم ‌هاي گذرا كه مرتب تكرار شود تبديل به ندول (گره) حتي ندول‌هاي سرطاني شده كه بايد شخص، كارش را كنار بگذارد.

عوامل پديد‌آورنده و تشديد‌كننده‌ اختلالات صدا
-1 رفتارهاي غلط صوتي -2 استعمال دخانيات -3 استفاده از مواد الكلي -4 تغذيه نامناسب -5 بيماري هاي معده -6 آلرژي
-7 تغييرات حرارتي زياد حنجره يعني استفاده از چاي داغ و... -8 مواد غذايي حساسيت‌ زا مثل سير، ادويه ‌جات، فلفل، ترشيجات، غذاهاي چرب و سرخ ‌شده و آب خيلي سرد و هر ماده ديگري كه شما به آن حساسيت داريد.

روش‌هاي پيشگيري از اختلالات صدا
-1 منطقه حنجره را گرم نگه داريد -2 از ماسك و دستمال گردن استفاده كنيد -3 در هنگام صحبت كردن از فرم بدني مناسب استفاده كنيد. بايد سر، بالا رو به عقب باشد تا هواي بيشتري وارد شش‌ها شود و استفاده از تنفس صحيح شكمي به جاي تنفس سطحي باعث مي‌ شود تا هواي بيشتري را وارد شش‌ها كنيم و در نتيجه اكسيژن بيشتري به ريه برسد و تلاش و كار حنجره و سيستم تنفسي كمتري صورت گيرد -4 استفاده از دستگاه بخور سرد جهت افزايش ميزان رطوبت محيط كار يا منزل -5 مواد غذايي زير را در طول روز بيشتر استفاده كنيد؛ مايعات گرم مثل چاي كم رنگ و آب را با درجه حرارت مناسب هر يك ساعت چند جرعه بنوشيد. صحبت كردن باعث خشكي حنجره مي‌ شود كه بايد به وسيله نوشيدن چاي و آب، حلق را مرطوب كنيم. از مايعات ولرم استفاده شود -6 استفاده از چهارتخم، دانه به و گل ختمي زرد -7 انجام تمرين آه و خميازه كه باعث مي ‌شود تارهاي صوتي كاملا ريلكس شود -8 پرهيز از مصرف دخانيات -9 عدم استفاده از عطريات براي كساني كه حساسيت و آسم دارند -10 عدم استفاده از مواد الكلي -11 درمان بيماري هاي معده -12 پرهيز از صاف كردن صدا و سرفه كردن و پاك كردن گلو (درمان سينوزيت خيلي مهم است.) بايد محوطه بيني با سرم فيزيولوژي هر روز صبح شستشو داده شود -13 محدود كردن ميزان صحبت در طول روز با حذف گفتار هاي محاوره‌ اي غير ضروري و استفاده بيشتر از اشارات به جاي گفتار -14 اجتناب از پچ پچ كردن (جهت آرام صحبت كردن، فاصله خود را با شنونده كم كنيد) -15 اجتناب از داد زدن، جيغ كشيدن، بلند صحبت كردن، با عصبانيت حرف زدن -16 كاهش بلندي صدا (عدم استفاده از بلندگو با صداي زياد) -17 در موقعيت‌هاي گفتاري زير سكوت كنيد يا حد اقل ميزان گفتار را داشته باشيد؛ مكالمات تلفني - مكان‌ هاي پر سروصدا - محيط ‌هاي آلوده به دود و مواد شيميايي و گرد و غبار -18 پرهيز از استرس و نگراني، خشم و عصبانيت. وقتي فكر مي ‌كنيد در حالي كه ناراحت و خشمگين هستيد با اينكه حرف نمي‌ زنيد و در درون با خود صحبت مي‌ كنيد، تارهاي صوتي در ارتعاش هستند. سعي كنيد آرامش خود را حفظ كنيد -19 پرهيز از تقليد صداي حيوانات-20 اصلاح گفتاري كه با فك بسته همراه است -21 استراحت صوتي؛ برخي از ساعات روز سكوت كنيد و اصلا صحبت نكنيد -22 تمرينات آرامش -23 اجتناب از جابجايي وسايل سنگين و حتي انجام ورزش‌هاي سنگين در هواي آلوده -24 دست ‌ورزي و ماسا‌ژ گردن جهت آرامش دادن به تارهاي صوتي -25 گوش دادن به نواهاي زيبا و آرام، ايجاد احساس آرامش مي ‌كند. در نتيجه آرامش تارهاي صوتي را به همراه دارد -26 استراحت كافي و خواب عميق،‌ حد اقل هفت ساعت خواب در شبانه روز و اجتناب از ايجاد خستگي مزمن.

 روش‌هاي استراحت صوتي
-1 روش مطلق: بعد از جراحي‌ ها تا 24 ساعت بيمار نبايد صحبت كند -2 روش نسبي: ميزان صحبت‌ مان را در كل موقعيت كم كنيم -3 روش موقعيتي: بهترين روش است. در طول شبانه روز، ساعاتي را براي سكوت انتخاب كنيد. فكر ناخوشايند نداشته باشيد چون استفاده از استراحت صوتي موقعيتي خيلي كمك مي‌ كند -4 روش خاص و حرفه‌ اي: قبل از شروع كارها بايد سكوت داشته باشيد. اگر از حنجره استفاده صحيح نشود بيماري آفوني يا بي ‌صدايي به وجود مي‌ آيد. شروع روز را با قرقره كردن آغاز كنيد.
در صورت مشاهده‌ علائم حاد به متخصصين حلق و گلو يا گفتار درماني مراجعه كنيد.

منابع:
- نكات برتر آناتومي سر و گردن / قهرماني، حميد/ انتشارات نيك پيك
- آناتومي سر و گردن / حجازي، رضا / انتشارات دانشگاه تهران
- آناتومي سر و گردن / طباطبايي، محمود/ انتشارات ايران ارشاد
- جزوات هلال احمر


www.resalat-news.com


كاظمي
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

حنجره و ساختار آن
 
عضوي لوله اي شكل است كه طول آن 2 اينچ و در قسمت قدامي گردن قرار دارد.از حنجره در اعمال مهمي نظير تنفس،تكلم و بلع غذا استفاده به عمل مي آيد. حنجره در منتهي اليه فوقاني لوله تنفسي يا ناي قرار دارد و ديواره هاي آن از جنس غضروف است. برجستگي قسمت پيشين حنجره كه از بخش پهن غضروف تشكيل مي شود. دو نوار عضلاني به شكل حرف V انگليسي كه در داخل حنجره تعبيه شده اند تارهاي صوتي يا طناب هاي صوتي را
 
تشكيل مي دهند. لوله اي كه غذا را از دهان به معده مي رساند و مري ناميده مي شود دقيقا در قسمت خلفي حنجره و ناي قرار دارد. مدخل مري و حنجره در حلق بسيار به هم نزديك است و زماني كه غذا بلعيده مي شود زبان كوچك كه اپي گلوت نام دارد به سمت پايين و روي حنجره حركت كرده و با بستن حنجره مانع ورود غذا به ناي مي شود.
 
سرطان حنجره كه سرطان حنجره اي نيز ناميده مي شود ممكن است به بخش هاي ديگر حنجره مانند قسمت مياني حنجره يا جايي كه تارهاي صوتي در آن جاي دارند، قسمت هاي فوقاني حنجره كه اپي گلوت ناميده مي شود و دريچه اي است كه در حين بلع ناي را مي پوشاند و مانع ورود غذا به ناي مي شود و يا به قسمت تحتاني حنجره يعني منطقه اي كه حنجره به ناي مرتبط مي شود انتشار يابد. اگر سرطان حنجره به بخش هاي خارج حنجره منتشر شود،معمولا ابتدا غدة لنفاوي ناحية گردن را مورد هجوم قرار مي دهد هم چنين ممكن است به قمست هاي خلقي زبان و يا قسمت هاي ديگر حلق و گردن يا ريه ها و گاهي به نقاط دوردست بدن گسترش پيدا كند. سرطاني كه از حنجره به نقاط ديگر بدن انتشار پيدا كرده نام مبدأ و منشأ اولية خود را حفظ كرده و به همان نام و بيماري ناميده مي شود در چنين شرايطي آن را سرطان متاستاتيك حنجره اي مي نامند.
 
علائم سرطان حنجره
 
علائم سرطان حنجره اساسا به حجم تومور و محل استقرار آن بستگي دارد. در بسياري از موارد محل بروز و ظهور سرطان حنجره در تارهاي صوتي است اين سرطان ها به ندرت دردناك هستند اما تقريبا هميشه خشونت صدا و تغييرات ديگر را موجب مي شوند.غده هايي كه در منطقة فوقاني تارهاي صوتي به وجود آمده اند موجب برآمدگي در گردن، زخم گلو، يا درد گوش مي گردند.
 
غددي كه در قسمت تحتاني تارهاي صوتي قرار دارند و بسيار نادر هستند مي توانند در عمل تنفس اختلال ايجاد كرده و تنفسي صدا دار به وجود آورند. نشانة ديگر وجود جسم خارجي و برآمدگي در گلو و همچنين وجود سرفه هاي مداوم است كه برطرف نمي شوند. به تدريج كه غدة سرطاني رشد مي كند ممكن است درد گلو، كاهش وزن، اشكال در تنفس و غالبا احساس خفگي هنگام عبور مواد غذايي از مري به وجود آيد. در برخي موارد سرطان
 
حنجره موجب مي شود بلع غذا به دشواري صورت گيرد افرادي كه علائمي از اين قبيل دارند به وسيلة متخصص گوش و حلق و بيني مورد معاينه قرار مي گيرند.
 
تشخيص سرطان حنجره
 
براي تشخيص بيماري و يافتن علت يا علل آن پزشك در معاينة باليني با لمس گردن نشانه هايي از قبيل: برجستگي، تورم و سفتي و يا تغييرات ظاهري ديگر را جستجو مي كند و همچنين قسمت هاي دروني حنجره را به دو طريق معاينه و مشاهده مي كند.(معاينه و مشاهده داخل حلق را اصطلاحا لارنگوسكپي مي گويند)
 
1- لارنگوسكپي با معاينة غير مستقيم داخل حنجره: در اين روش پزشك با آينة كوچك كه دسته بلندي دارد حلق و به خصوص قسمت هاي تحتاني حلق را براي يافتن شرايط غير طبيعي و يا بروز تغييرات در تارهاي صوتي و اين كه حركت تارها طبيعي يا غير طبيعي است معاينه و مشاهده مي كند.
 
2-  لارنگوسكپي با معاينة مستقيم داخل حنجره: در اين روش پزشك با عبور لوله اي كه در رأس آن چراغي تعبيه شده است و از راه بيني يا دهان به قسمت هاي پايين هدايت مي شود حلق و حنجره را مورد معاينه قرار مي دهد و در اين روش ضايعاتي را كه در روش مستقيم و با آينة معمولي ديده نمي شدند را مي توان به آساني مشاهده كرد. اگر ضايعه اي مورد توجه پزشك قرار گرفت اقدام به نمونه برداري از ضايعه خواهد كرد. تنها نمونه برداري و آسيب شناسي مطمئن ترين راه براي تشخيص و احراز وجود سرطان در بيمار است.
 
روش هاي درمان سرطان حنجره
 
بيماري سرطان حنجره معمولا با استفاده از اشعه كه به آن راديوتراپي مي گويند و يا انجام عمل جراحي درمان مي شود. راديوتراپي و جراحي روش هاي درماني موضعي هستند به اين معنا كه در اين روش ها فقط سلول هاي سرطاني منطقه آسيب ديده تحت تأثير قرار مي گيرند. بعضي بيماران ممكن است شيمي درماني شوند يعني اينكه داروها از طريق جريان خون خود را به سلول هاي سرطاني سراسر بدن مي رسانند.
 
راديوتراپي يا درمان با اشعه
 
براي تخريب سلول هاي سرطاني و متوقف كردن رشد آنها از اشعة با قدرت تابشي بالا استفاده مي شود. اشعه درماني ممكن است با جراحي همراه گردد. استفاده از اشعه قبل از عمل جراحي مي تواند حجم غدة سرطاني را كاهش داده و دامنة آن را محدود نمايد. همچنين اشعه درماني بعد از عمل جراحي قادر است سلول هاي سرطاني كه در ناحية عمل باقي مانده اند را تخريب نمايد در مواردي كه نمي توان با عمل جراحي غدة سرطاني را خارج كرده و يا در بيماراني كه به دلايل مختلف نمي توانند مورد عمل جراحي قرار گيرند از درمان با اشعه استفاده مي كنند. همچنين مواردي كه بعد از عمل جراحي غدة سرطاني عود كرده و رشد مجدد نمايد، درمان با اشعه درمان مناسبي است.
 
درمان جراحي
 
انجام عمل جراحي و يا جراحي همراه با اشعه درماني براي بيماراني كه به تازگي تشخيص بيماري در آنها داده شده است پيشنهاد مي شود همچنين اگر پس از درمان با اشعه سرطان عود كند انجام عمل جراحي درمان مناسبي است. نوع عمل جراحي بستگي به اندازة غدة سرطاني و محل آن دارد.اگر غده اي بسيار كوچك در تارهاي صوتي وجود داشته باشد ممكن است جراح از اشعة ليزر كه قدرت تابشي زيادي دارد استفاده كند اين اشعة ليزر كار چاقوي جراحي را انجام مي دهد. برداشتن و خارج كردن غدة سرطاني حنجره از طريق جراحي را لارنگكتومي مي نامند كه ممكن است شامل بخشي از حنجره و يا تمام حنجره باشد در هر نوع از اين جراحي جراح ناگذير است عمل تراكئوستومي يعني تعبيه مدخل در لولة تنفس و در جلوي گردن براي ورود هوا كه آن را استوي يا مدخل نيز مي نامند انجام دهد(درحالي كه حنجرة كلي برداشته شود از طريق مدخل تنفس مي كنند.
 
برداشتن بخشي از حنجره،صدا و تكلم بيمار را حفظ مي كند جراح فقط بخشي از جعبة مولد صوت و دقيقا يكي از تارهاي صوتي و را خارج مي كنند در اين صورت استومايا مدخل تعبيه شده نيز موقتي خواهد بود و بعد از دوره اي كوتاه لولة تراكئوستومي كه وظيفة آن بازنگه داشتن مجراي هوا است را خارج كرده و استوما يا مدخل مصنوعي بسته مي شود و بيمار مي تواند طبق معمول تنفس كرده و تكلم كند.
 
شيمي درماني
 
به كاربردن داروها به منظور از بين بردن و انهدام سلول هاي سرطاني را شيمي درماني مي نامند در بسياري موارد قبل از انجام جراحي و يا اشعه درماني از داروهاي ضد سرطان و يا شيمي درماني به منظور محدود كردن و يا كاهش حجم و اندازة غدة سرطاني استفاده به عمل مي آيد همچنين در موارد انتشار و گسترش سرطان حنجره به قسمت هاي ديگر بدن از شيمي درماني استفاده مي شود. در ضمن داروهاي ضد سرطان در درمان سرطان حنجره را معمولا از طريق داخل رگ تجويز مي كنند.
 
عوارض جانبي درمان هاي مختلف سرطان حنجره
 
روش هايي كه در درمان سرطان به كار گرفته مي شوند بسيار قوي و مؤثر هستند. محدود كردن اثرات درمان به شكلي كه فقط سلول هاي سرطاني را هدف قرار داده و تخريب نمايند و به سلول هاي سالم آسيب نرساند مشكل است و سلول هاي سالم نيز ممكن است صدمه ببينند. به اين دليل درمان سرطان غالبا عوارض ناخوشايندي به بار مي آورد. عوارض جانبي درمان سرطان مختلف هستند كه عمدتا به نوع و دامنة درمان بستگي دارند و همچنين واكنش هر بيمار نسبت به درمان با بيمار ديگر متفاوت است.
 
تأثير درمان بر تغذيه
 
بيماراني كه لارنگكتومي شده اند علاقة خود را به غذا از دست مي دهند چرا كه عمل جراحي تغييراتي در راه هاي چشايي و بويايي، راه هايي كه طعم و بوي اشياء به طور كلي و غذا اختصاصا حس مي شود به وجود مي آورد.
 
اشعه درماني نيز ممكن است در حس چشايي تأثير بگذارد.اشكال در خوردن و جويدن و بلع غذا ممكن است از عوارض شيمي درماني باشد. با وجود اين بيماراني كه به طور عادي غذا مي خورند و از تغذيه خوب برخوردار هستند ممكن است توانايي بيشتري در تحمل عوارض جانبي درمان به دست آورند به اين دليل تغذيه خوب و كافي اهميت بسزايي خواهد داشت.
 
يادگيري مجدد تكلم
 
بيماراني كه بخشي از حنجرة آنها برداشته شده است در طول يك هفته يا بيشتر مي توانند از راه طبيعي حرف بزنند ولي بعد از برداشتن كامل حنجره بيماران ناگذير به يادگيري تكلم متناسب با شرايط تازه هستند.
 
يادگيري تكلم مجدد براي اين بيماران1- بهره گيري از هواي درون مري يا لولة غذا و خارج كردن با فشار آن براي توليد صدا مي باشد 2- براي توليد صدا از نوعي حنجرة مكانيكي نيز مي توان استفاده كرد. در روش اول هواي خارج شده از مري ديواره هاي حلق را به ارتعاش در مي آورد و صداي جديدي به وجود مي آورد: زبان،لبها و دندان ها در حين عبور صدا از دهان كلمات را مي سازند در بعضي افراد لارنگكتومي شده هوا براي تكلم از راه مري و از طريق سوراخي كه جراح بين ناي و مري ايجاد كرده عبور مي كند در اين منفذ ايجاد شده يك دريچة پلاستيكي از جنس سليكون از راه استوما كار گذاشته مي شود دريچة يادشده از ورود غذا به ناي جلوگيري مي كند وقتي استوما بسته است هوا با فشار از ريه ها و از طريق دريچة ياد شده به داخل مري رانده مي شود هواي رانده شده با به ارتعاش در آوردن ديواره هاي حلق توليد صدا مي كند و بالاخره كلمه در دهان ساخته و ادا مي شوند.
 
اين روش مستلزم آموزشي همراه با صبر و شكيبايي است همة افراد در دستيابي به اين نوع تكلم موفق نيستند. و اما در روش دوم: دستگاه حنجرة مكانيكي ممكن است با نيروي باتري كار كند كه در اين صورت به آن حنجرة‌الكتريكي مي گويند و يا با نيروي هوا فعل مي شود كه حنجرة بادي نام دارد
 
نوعي حنجرة الكتريكي شبيه چراغ قوة كوچكي است كه صفحه يا ديسك موجود در آن صدايي با طنين پايين در حد نجوا ايجاد مي كند دستگاه را در مقابل گردن نگه مي دارند و صدا از گردن به داخل دهان جريان پيدا مي كند(اين دستگاه براي كساني كه اشعه درماني شده اند مناسب نيست). نوع ديگري از حنجرة الكتريكي لولة پلاستيكي قابل انعطاف است كه صدا را از دستگاه در دست بيمار به داخل دهان بيمار هدايت مي كند نحوة استفاده از حنجرة بادي به اين شكل است كه بيمار دستگاه را در قسمت فوقاني و نزديك استوما نگه مي دارد و از هوايي كه از ريه ها خارج مي شود به جاي نيروي باتري به منظور به ارتعاش در آوردن آن استفاده مي كند صداي حاصله از راه لولة پلاستيكي به داخل دهان هدايت مي
 
شود
 
پيشگيري و مراقبت هاي پس از درمان
 
پيگيري و مراقبت هاي منظم بيمار بعد از درمان سرطان حنجره اهميت زيادي دارد. پزشكان براي اطمينان از پيشرفت بهبودي و عدم عود بيماري در فواصل معين بيمار را معاينه و كنترل مي كنند. مراقبت منظم شامل بررسي و معاينة استوما، گردن و حلق خواهد بود هر چند وقت يك معاينة باليني كامل و آزمايش هاي خون و ادرار و راديو گرافي نيز انجام مي گيرد كساني كه اشعه درماني شده اند و كساني كه بخشي از حنجرة آنها برداشته شده است معاينة حنجره با لارنگوسكپ كه لارنگوسكپي خوانده مي شود خواهند شد. درضمن افرادي كه تحت درمان سرطان حنجره قرار گرفته اند نسبت به افراد عادي بيشتر در معرض ابتلا به سرطان جديدي در دهان، حلق يا نواحي ديگر سر و گردن هستند. اين مسئله در مورد افرادي كه سيگار مصرف مي كنند بيشتر صادق است.
 
علل بيماري سرطان حنجره و پيشگيري از آن
 
بيماري سرطان حنجره در ايالات متحده غالبا در سنين بيش از 55 سال روي مي دهد در مردان 4 برابر شايع تر از زنان است و در ايالات متحده در ميان سياه پوستان شايع تر از سفيد پوستان است در ضمن سرطان حنجره مسري نيست و واگير هم ندارد.
 
بيشترين كساني كه به سرطان مبتلا مي شوند افراد سيگاري يا الكلي هستند همچنين اشخاصي كه مصرف سيگار را متوقف كرده اند تا حدود زيادي احتمال خطر ابتلا به سرطان حنجره را در خود كاهش مي دهند. ترك سيگار احتمال بروز سرطان ريه، دهان، لوزالمعده، مثانه و مري را نيز كاهش مي دهد. احتمال بروز سرطان حنجره در كساني كه در كارخانجات پنبه نسوز كار مي كنند بيشتر است. كساني كه فكر مي كنند ممكن است در معرض ابتلا به سرطان حنجره باشند لازم است مسئله را با پزشك معالج خود مطرح سازند پزشك قادر است راه هاي كاهش احتمال بروز سرطان حنجره و برنامه هاي مناسب براي معاينات پزشكي ضروري را براي بيمار توضيح دهد.
 
منابع و موأخذ
 
1-   رهايي از سرطان:سهيلا خزائي
 
2-سرطان حنجره: دكتر سيد يوسف موحد

http://padida.ir/applied-sciences/medical/2079-%D8%B3%D8%B1%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 خاطرات و تجربه هاي گويندگي : فواد بابان

اين مصاحبه مربوطه به سال هاي قبل مي باشد. آن زماني كه آقاي بابان در شبكه اول سيما گويندگي مي كردند. از اين رو تازگي ندارد و شايد هم بعضي از شما دوستان آن را قبلا خوانده باشيد. اما از آنجا كه حاوي مطالب زيبا و مورد توجه بسياري از علاقه مندان به گويندگي است آن را در اين وبلاگ مي آورم. اميدوارم مورد استفاده قرار بگيرد.


آقاي بابان، اينكه گفتيم موروثي دليل داشت. اين حرفه در خون شما و امثال شماست يا بايد مهارت لازم را كسب كرد؟

در مجموع براي كار گويندگي به جز مساله صدا، طبيعتا داشتن چهره اي نه زيبا، اما چهره اي مورد قبول لازم است - البته اين چهره براي هر كار و هر قسمتي از گويندگي متفاوت است. در قسمت خبر هر چقدر اين چهره جا افتاده تر باشد، طبيعتا مقبول تر است- نداشتن لهجه خاص البته در خيلي از جاهايي كه مختص آن منطقه است اگر لهجه آن منطقه باشد خيلي جالب است و ايرادي ندارد داشتن صدا و تصوير مناسب، اطلاعات عمومي زياد و تحصيلات عاليه در رشته اي كه بيشتر مرتبط است مثل رشته هاي علوم انساني، در واقع از گزينه هاي اصلي انتخاب گوينده است.

اما به طور كلي درصد كمي از كار گويندگي به صورت ذاتي است. 20 يا 30 درصد به صورت ذاتي و ژني، انتقالي و ارثي است و يك استعداد ذاتي و دروني است.

اما قطعا هر صداي زيبايي مناسب اين كار نيست.

اتفاقا اين اشتباهي است كه براي بيشتر افراد وجود دارد. بعضي ها فكر مي كنند صدايشان خيلي قوي است پس گوينده خوبي مي شوند يا بر عكس، بعضي ها فكر مي كنند صدايشان صداي زير يا ريز يا پاييني است و هرگز نمي توانند گوينده شوند. اما به تعداد ابناي بشر سليقه ها فرق مي كند و سليقه ها هم كاملا متفاوت است و اگر كسي داراي صداي معمولي است، نبايد فكر كند كه هرگز نمي تواند گوينده شود. چون گاهي اوقات ممكن است شخصي كه داراي صداي معمولي و آرامي است، گوينده خوبي شود. نحوه اجرا، ميميك هاي صورت و فيگورهاي مختلف، همه اينها فاكتورهايي هستند كه دست به دست هم مي دهند تا ويژگي يك گوينده را كامل كنند و يك گوينده را سوق دهند به سمت كار خوب.

براي تقويت صدايتان كاري هم انجام مي دهيد؟

من اين كار را زياد انجام نمي دهم ولي براي گوينده لازم است. خيلي از افراد جامعه مان از 6 دانگ تارهاي صوتي و حنجره شان استفاده نمي كنند و خودشان هم اين را نمي دانند كه خيلي راحت مي شود تارهاي صوتي را پرورش داد. البته تارهاي صوتي را نبايد اذيت كرد، مخصوصا كسي كه در اين سبك و راه قدم مي گذارد، بايد پرهيزهاي خاصي داشته باشد. معمولا از خوردن چيزهايي كه خيلي آلرژيك يا حساسيت زا يا محرك هستند مثل ترشي، فلفل يا چيزهايي نظير آب يخ بايد خودداري كرد. البته قياس مع الفارق است ولي از استاد شجريان شنيده ام كه ايشان گفته اند سالهاست من در آرزوي يك ليوان آب ليمو هستم، چون استاد به حنجره شان خيلي اهميت مي دهند و مواظبش هستند و آن صدا، صداي ملكوتي و ماندگار و بي نظيري است.

شما به عنوان مجري، فقط خواننده خبر هستيد يا براي جذاب شدن به آن نمك و فلفل هم مي زنيد؟

ما هم مثل روزنامه ها يك هيات تحريريه اي داريم در بخش هاي مختلف، بخش داخلي و خارجي كه هر كدام داراي سردبير هستند. اينها خبرهاي خام را از كانال هاي مختلف مثل مراكز نمايندگي ما در خارج از كشور به شكل هاي مختلف تلفني، تصويري و مكتوب دريافت مي كنند كه در واحد مركزي خبر اين خبرها پردازش و تقسيم مي شوند و به واحد پخش اخبار انتقال مي يابند. در واحد پخش اخبار هيات تحريريه هاي مختلفي هستند كه هر كدام يك سردبير دارند. سردبير، اخبار خارجي را بين دبيرهاي خبر خارجي و اخبار داخلي تقسيم مي كند و اعضاي هيات تحريريه اخبار داخلي و خبرها را آماده مي كنند و به كامپيوتر سردبير مي فرستند. وي خبرها را چك مي كند و بعد از چك نهايي، خبرها، رديف و طبقه بندي و به كامپيوتر ديگري داده مي شود كه مختص تايپيست است كه بايد در اختيار گوينده قرار دهد. گوينده هم در اين زمان مي تواند از كامپيوتر استفاده كند و با كد ويژه اي كه خودش دارد، تمام خبرها را مطالعه كند و اگر اظهار نظري دارد مي تواند اعلام كند. البته سابق بر اين گوينده حق چنين كاري را نداشت ولي الان بيش از 8 - 7 سال است كه اين آزادي را نه تنها به گوينده داده اند بلكه از گوينده خواسته اند به صورت اجباري حتما با هيات تحريريه همكاري داشته باشد، زمان بيشتري در هيات تحريريه باشد و پيشنهاد بدهد و چنانچه سردبير هم مورد قبولش بود، پيشنهاد را بپذيرد و اعمال كند. بعد خبرها كه آماده شد، گوينده يك دور خبرها را مي خواند كه اين خودش كار بسيار مهمي است.

خبر را حفظ مي كنيد؟

-... گوينده خبرها را از روي تله پرينتر مي خواند، اينطور به نظر مي رسد كه از حفظ مشغول خواندن است در حالي كه به طور كلي خبر قابل حفظ كردن نيست، چون خيلي از خبرها همان لحظه به دست ما مي رسد و شايد بعضي اوقات حتي امكان يكبار خواندنش هم براي ما وجود نداشته باشد.

تله پرينتر تكنولوژي جديدي است؟

استفاده از اين دستگاه در همه جاي دنيا باب است؛ براي الفت بيشتر و ارتباط نزديك با بيننده، چون اگر يك گوينده و يك مخاطب در كنار هم قرار بگيرند يا رودر روي هم قرار بگيرند، اگر گوينده به طور مرتب سرش را بالا و پايين بيندازد آن ارتباط قطع مي شود و نوع ارتباط، زيبايي خودش را از دست مي دهد. ولي اگر اين دو، رو در رو و چشم در چشم هم باشند، اين ارتباط خيلي مانوس تر است. اين دستگاه در سال هاي 66-65 دستي بود و خودمان اخبار را با خودنويس يا خودكار روي رل كاغذ مي نوشتيم و بعد آن را روي ذره بين دستگاهي كه به حالت LD آن را بزرگ مي كرد، مي گذاشتيم و يك نفر با دست آن را مي چرخاند. البته اكثر اوقات كاغذها پيچيده مي شد يا خبر معلوم نبود و مشكلات عجيبي به وجود مي آمد. تا اينكه يك دستگاه از اين كامپيوترها را براي پخش اخبار آوردند اما با وجود 4 گوينده خبر، در شروع خبر فقط يك نفر از گوينده ها مي توانست از اين دستگاه استفاده كند. ولي خب، اين مشكل رفع شد.

به نفع شما، البته.

مي دانيد، لحظه اي كه گوينده تپق مي زند، لحظه وحشتناكي است. هر چقدر اين تپق بدتر و بزرگتر باشد، فشاري كه به گوينده مي آيد بيشتر است، اما اين دستگاه كمك خوبي است.

مثل اينكه تجربيات را تدريس مي كنيد، درست است؟

به صورت رسمي نه، اما طور غيررسمي و متناوب آموزش مي دهم. به لحاظ اينكه ما از تجربه زيادي برخوردار بوديم و فوق ديپلم بنده دقيقا در همين راستاست، از سوي مديران از من خواسته شده كه در كلاس هاي گويندگي كه به صورت كلاس هاي موقت يك ماهه و براي افراد تازه كار برگزار مي شد كار اجرا و آموزش گويندگي را به عهده بگيرم و البته همكاران ديگر هم در زمينه آموزش گويندگي فعاليت دارند، از جمله آقاي حياتي و خانم تاج نيا و آقاي افشار كه در دانشكده صدا و سيما فن گويندگي را تدريس مي كنند.

... و يكي از مواد درسي تاثير احساسات و عواطف روي صداست؟

مواردي كه هميشه به گوينده آموزش داده مي شود اين است كه گوينده مخصوصا گوينده واحد خبر به هيچ عنوان نبايد موضع گيري كند. ما به هيچ جناح و گروهي وابسته نيستيم. اما بعضي خبرها هستند كه گوينده بايد با يك اجراي زيركانه و زيبا آنها را اعلام كند. اگر خبر تاثرانگيز باشد چهره، نوع خواندن، آهنگ آوا و صدا بايد نشان داده و به بيننده انتقال داده شود. يعني اگر قرار باشد يك خبر مثلا خبر تشييع جنازه شهدا يا عزيزان جانباز شيميايي كه شهيد شده اند را اعلام كنيم نبايد عين همان حالتي باشد كه گزارش وضع آب و هوا يا خبر مربوط به آمريكا باشد. در واقع هر خبري در خودش احساسي نهفته دارد، زيبايي كار گوينده و هنرش اين است كه احساس را منتقل كند بدون آنكه موضع بگيرد. البته متاسفانه من خودم اين عيب را دارم كه در مورد بعضي اخبار آلرژي ويژه اي دارم و اصلا نمي توانم خودم را كنترل كنم!

حركات غيركلامي چقدر درخواندن خبر موثر است؟

حركات غيركلامي حركاتي است كه به وسيله حركات بدن، شامل حركت دست و صورت انجام مي شود و بسيار مهم است. البته شايد بعضي آن را رعايت نكنند، كوچكترين حركت لب، ابرو، دست، گوشه چشم و ... همه اينها بارهاي عجيب مختلفي دارند. بار مثبت، منفي، سياسي و ... شما مثلا كافي است بعد از خواندن خبر اغراق آميز، كمي مكث كنيد يا يك مقدار ابرو را بالاتر از حد معمول ببريد، اين عمل كاملا نشان مي دهد چقدر غلو و اغراق يا دروغ پشت خبر بوده...

ولي شما در اعلام خبر جدي و خشك هستيد؟

قبلا شديدا به ما تاكيد مي شد كه هيچگونه حركت اضافي نبايد داشته باشيم. البته الان خيلي بهتر شده. بله، اصولا خبر كار رسمي است و با اجراي برنامه هاي ديگر فرق مي كند بايد حالت رسميت ديگري را داشته باشد، البته يك مقدار هم برمي گردد به فرهنگ ما، ولي خيلي بهتر است كار، نرم تر اجرا شود. يك موقع زمان جنگ بود،بايد حالت جنگي مي گرفتيم و در واقع 8 سال اينگونه خبر خوانديم. ولي هيچ الزامي نيست كه آدم خبر را با گردن كلفتي يا ترشرويي يا با اخم و تخم به بيننده انتقال دهد. ما چندين بار افتخار شرف يابي به حضور مقام معظم رهبري را داشتيم و دو بار ايشان موكدا فرمودند كه خبر را راحت تر و آرام تر و با انعطاف بيشتر اجرا كرده و با استفاده از حركات دست و صورت از سفت و سخت اجرا كردن و سيخ نشستن در هنگام خبر خودداري كنيم.

گوينده ها بر اساس مهارت و تخصص چگونه طبقه بندي مي شوند؟

ما دو تا طبقه بندي در كار گويندگي داريم. يكي بر اساس سنوات كار كه هر چقدر سنوات بالاتر برود درجه اش هم بالا تر مي رود. ابتداي كار يك گوينده، رديف شغلي اش يك است بعد از چهار سال مي شود گوينده 2 ، بعد مي شود گوينده 3، 4، 5 و بعد مي شود گوينده ارشد يعني بعد از 20 سال از بدو كار تا آن زمان هر سه سال يا چهار سال با گذراندن دوره هاي مختلف، كلاس هاي زبان، و به روز بودن خود گوينده، اينها باعث مي شود ترفيعاتش را از نظر شغلي بگيرد و اين رده هاي شغلي را از 1 تا ارشد طي كند و حقوقش هم بر همين مبنا بالا مي رود، درست مثل يك كارمند معمولي كه هر چند سال، يك پايه مي گيرد. اما اگر از نظر كيفيت بخواهند يك گوينده را ارزشگذاري كنند، داستان فرق مي كند. درست عكس گروه و رديف است. يعني گويند ه ايي كه كارش ضعيف بوده و در ابتداي كار است مي گويند اين گوينده درجه 5 است، بعد مي شود گوينده درجه 4، 3۱،۲، و بعد هم مي شود گوينده ممتاز. يعني عكس آن پايه ها رديف شغلي كه از 1 تا 5 مي رفت، اين از 5 مي آيد تا 1 . گوينده ارشد هم گوينده اي است كه اين مراحل را گذرانده و از هر نظر، هم از نظر سردبير و هم كيفيت كار مورد تاييد است. البته تجارب هم كمك مي كند. مثلا بنده الان به غلط ! جزو گوينده هاي ارشد هستم، در صورتي كه آقايان افشار، حياتي و خانم ها تاج نيا، اصغري و صداقت جزو گوينده هاي ارشد سازمان هستند. بعد از آن گوينده هاي درجه 1 و 2 و ...و دستمزدي هم كه پرداخت مي شود منهاي حقوق، اگر اضافه بر آن كار شود بر اساس همان رده است كه گوينده ممتاز دستمزدش با گوينده درجه يك فرق مي كند.

با اتفاق ها و احساسات شخصي خود در هنگام قرائت خبر چگونه برخورد مي كنيد؟

اتفاقا همين چند روز پيش دست چپم به شدت درد مي كرد و طوري بود كه احساس مي كردم حتما قلبم ناراحت است و بايد بروم نوار قلب بگيرم. اتفاقا همان روز خبر هم داشتم؛ خبر ساعت 21. خلاصه من با درد خيلي شديد رفتم در استوديو تا خبر را بخوانم ولي به محض اينكه كار شروع شد، درد را فراموش كردم. وقتي از استوديو بيرون مي آمدم به همكاران گفتم خيلي جالب است، من قبل از اينكه به استوديو بروم درد شديدي داشتم، ولي الان كه خبر را خواندم دردي ندارم و هنوز اين جمله ام به پايان نرسيده بود كه درد دستم شروع شد. بعضي چيزها رفلكس هاي عصبي است مثل خميازه كشيدن، عطسه و سكسكه؛ اينها چيزهايي هستند كه در استوديو فراموش مي شوند.چنان فراموش كه انگار هرگز چنين اتفاقي نيفتاده. آنجا تمركز لازم به صورت اتوماتيك براي آدم ايجاد مي شود كه به هيچ عنوان ياد چيزي نمي افتد.

فشار روي گوينده ها بالاست؟

بله، خيلي زياد. بعضي اوقات خبرها دير به دستمان مي رسد؛ مخصوصا خبرهاي نيمروز، چون ساعت 2 بعدازظهر لحظه اي است كه تمام اتفاقات صبح با فاصله نه چندان زياد به دست ما مي رسد و تا بخواهند فيلم ها را با اخبار هماهنگ كنند، كمي اذيت مي شويم و اين فشار به حدي است كه گاهي اوقات وقتي از استوديو بيرون مي زنم، احساس مي كنم پاهايم قدرت حركت ندارند! يك روز در پايان بخش نيمروز من و آقاي حياتي خبري خوانديم. عينك آفتابي ام روي ميز بود و وقتي خبر تمام شد آقاي حياتي به من گفتند چه عينك قشنگي! و من هم گفتم بله، بعد هم آن را به چشمم زدم. لحظه، لحظه اي بود كه خبر تمام شده و قرار نبود تصوير ما روي آنتن باشد، ولي تصوير ما روي آنتن بود؛ من با عينك آفتابي و آقاي حياتي. آقاي حياتي متوجه اين قضيه شد و گفت: بابان تو روي آنتني! من همان لحظه عينك را از روي چشمم برداشتم و اينقدر آن را در دستم فشار دادم كه تكه تكه شد.

سال ها پيش در استوديو گوينده رابط بودم. مراسم رژه اي بود كه در بيرون استوديو و در داخل شهر انجام مي شد. در زماني كه صداي آنها پخش مي شد مي خواستم براي خودم متن بنويسم و تمرين كنم و اين كار را كردم، غافل از اينكه صدايم روي آنتن است. مي گفتم: هم اكنون نيروهاي رزمنده و مسلح،... بعد قطع مي كردم و مي گفتم نه، اينطوري نه و دوباره آن را با لحن ديگري مي خواندم. بعد از يك دقيقه ديدم تمام عوامل مركز در اتاق فرمان جمع شده اند كه آقا چه كار داري مي كني؟ خلاصه جريمه سنگيني شدم.

آيا به همان نسبت تشويق هم مي شويد؟

بله. بارها شده اگر چيزي را خوب خوانده ام، وقتي از استوديو آمده ام بيرون، از طرف مديران كل، همان لحظه به من پاداش نقدي يا سكه داده اند. مرحوم فرهودي مديركل پخش اخبار، ايشان ضمن اينكه 3-2 بار درست و حسابي مرا جريمه كرد، 3-2 بار مرا خيلي خوب مورد تشويق قرار دادند.

فكر مي كنيد بدترين جريمه اي كه شديد چه بود؟

۱۰ روز كسر حقوق، درج در پرونده و يك مقدار عقب افتادن يكي از پايه هاي شغلي ام.

فكر مي كنيد تب دوربين با گذشت 30 سال سابقه كاري چه ميزان در وجود شما تغيير كرده؟

كلا دوربين آدم را مي گيرد. ولي بعضي ها را ديرتر مي گيرد. بعضي ها روزهاي اول و ماه هاي اول تب ندارند، بعدا تب مي گيرند، بعضي ها از همان اول تب دارند و بعدا كم كم اين تب كم مي شود. خيلي ها هم مي گويند ما اصلا تب نداريم كه اين خوب نيست. مثل اين مي ماند كه كسي بگويد من از هيچ چيز نمي ترسم. حالت طبيعي اين است كه آدم در بعضي شرايط از بعضي چيزها بترسد. گوينده هميشه در تب و تاب است. اما همه اينها با ايمان به خدا و توسل به ائمه و يك تطمئن القلوب، ذكر يك آيه كوچك قبل از خبر، صلوات، بسم الله و ... حل مي شود و چنان به آدم نيرو مي دهد كه تا پايان خبر آن تب ها نمودار نمي شود، ولي تب دوربين و ميكروفون تا مدت هاي زيادي هم گوينده ها را مي گيرد و من هم از اين قضيه مستثني نبودم و آن اوايل تا مدت هاي زيادي تمام بدن يا صدايم مي لرزيد، خيس عرق مي شدم يا تا مدتي بايد روي صندلي مي نشستم تا حال عادي پيدا مي كردم، ولي الان براي رفتن به استوديو شتاب و عجله دارم. ضمن اينكه بي تفاوت نيستم، چون به هر صورت برنامه زنده است.

قبل از خبر گريم هم مي شويد؟

بله، سابق بر اين نداشتيم. البته قبل از انقلاب بود، ولي بعد از انقلاب گفتند نيازي نيست، ولي الان مدتي است كه به اين قضيه خيلي اهميت داده شده و الان۱۲-10 گريمور در هيات تحريريه خبر مستقر هستند و به طور 24 ساعته دو اتاق يكي براي خانم ها و يكي براي آقايان اختصاص داده شده.

پدر من كارمند راديو و مادرم هم خانه دار بودند. ما 8 تا فرزند هستيم از يك پدر و مادر. درمنزل ما به طور كلي جو فرهنگي عجيبي حاكم بود چون پدرمن نويسنده، شاعروسال هاي سال بيش از 40-30 سال گوينده راديو بود.

همه مناطق كردنشين پدر من را مي شناسند و در مرز تهران همه مي گويند ايشان پدر بابان است ولي از مرز تهران كه بيرون مي رويم، مي گويند ايشان پسر آقاي بابان است و در واقع از مرز تهران كه خارج و به مناطق غرب كشور مي رويم، من را به خاطر پدرم مي شناسند، ولي در تهران عكس اين قضيه است. به طور كلي خانواده ما يك خانواده تقريبا فرهنگي است. پدرم اصرار داشت كه همه ما حتما زبان كردي را ياد بگيريم. موقع استراحت ما را وادار مي كرد كه حتما كتاب بخوانيم. ما را وادار مي كرد به اشعار سعدي و حافظ و شعراي كرد گوش كنيم و اينقدر روي اين قضيه اصرار داشت كه هرگاه ما خسته از بازي بر مي گشتيم تا اشعار را گوش نمي كرديم اجازه خوابيدن نداشتيم.

اولين افتضاح

در مركز كرمانشاه ساختمان راديو و تلويزيون دو ساختمان مجزا از هم بودند با فاصله 50 متري از همديگر و تحريريه خبر راديو و تلويزيون در ساختمان تلويزيون بود. براي خواندن خبر راديو بايد تلكس را از هيات تحريريه در ساختمان تلويزيون مي گرفتيم و به ساختمان راديو مي رفتيم و خبر را آنجا مي خوانديم. يك بار كه خبرها دير آماده شد كه آن موقع زياد معمول نبود، برخلاف الان كه خبرها دير آماده مي شود خبرها دير به دست من رسيد. من مجبور شدم فاصله بين ساختمان ها را بدوم و غافل از اينكه گوينده به هيچ عنوان نبايد بدود و بايد با آرامش برود چون مدتي طول مي كشد ضربان قلب به حالت معمول برگردد. من چون اين تجربه را نداشتم با همان سرعتي كه دويدم به داخل استوديوي راديو رفتم و صدابردار هم كيو داد و چراغ را روشن كرد و خواندن خبر را شروع كردم. يك جمله اول را كه خواندم نفسم ديگر در نمي آمد، يعني نفس هايم به شماره افتاد كه سروصداي همه درآمد. مديركل تنها كاري كه توانست بكند به نزديك ترين كسي كه آنجا بود - خانمي كه منشي ايشان بود و اتفاقا ايشان هم گوينده بود - گفت: با سرعت برود، اخبار را از دست من بگيرد و خودش خبر ها را بخواند. ايشان هم ظاهرا همان ناپختگي و بي تجربگي را كه من داشتم، داشتند چون به سرعت دويدند و دوان دوان آمدند خبرها را از من گرفتند. پشت ميكروفون نشستند و اوضاع را بدتر كردند و طوري شد كه بيش از 4-3 دقيقه از يك خبر 15 دقيقه اي پخش نشد! و جريمه اي كه مدير براي من در نظر][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان