stDate~>">چرا فروشنده نمي‌تواند مشتري راغب را جذب نمايد ؟
لوله فروش Sales Funnel
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3108
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 17
همه : 5164071

 

گويندگي خبر راديو  

 

با توجه به اينكه مهم ترين عامل در گويندگي راديو، صدا مي باشد ، با استفاده از توضيحات ارائه شده درخصوص صدا، گفتار و راه هاي بهبود آنها ميتوان راه هاي پيشرفت در گويندگي راديو به ويژه، گويندگي خبر را طي كرد. ضمن اين كه گويندگي خبر راديو، ويژه گي خاص خود را دارد و علاوه بر صدا، عوامل ديگري هم در موفقيت او نقش دارند.

دبير – گوينده:

در بيشتر استيشن هاي راديويي جهاني ، گويندگان خبر در تهيه و تنظيم خبر نقش دارند از جمله مزاياي مهم اين روش اين است كه :

·با نوشتن و تنظيم متن اخبار ، با موضوع خبر و گزارش آشنا شده و درك و تسلط او از خبري كه مي خواند افزايش مي يابد.

شرايطي فراهم مي شود تا گوينده يا منابع خبري ارتباط پيدا كند و يان ارتباطات مي توانند او را در تلفظ صحيح اسامي و واژه هاي دشواري ياري دهد.

· اغلاط چاپ و ساير خطا هاي اثر گذار در خواندن خبر كاهش مي يابد و شرايطي فراهم مي شود تا گوينده فعاليت خبر نگاري هم انجام داده و در اخبار توفيق بيشتري پيدا نمايد.

 شناخت همكاران و وظايف آن ها:

گوينده خبر بايد عوامل مختلف در تحريريه خبر را بشناسد و ارتباط لازم با آن ها بر قرار نمايند، تهيه و تنظيم خبر هاي مورد نظر براي پخش و ترتيب و توالي آن ها زير نظر سر دبير خبر انجام مي شود. دبيران ، تهيه كننده گان و صدا برداران ساير  عواملي هستند كه گوينده خبر براي موفقيت به تعامل مناسب با آن ها نياز مند است.

شناخت كلي دستگاه ها  و امكانات فعال در استوديو پخش خبر:

· دستگاه هاي پخش نوار  شامل دستگاه پخش نوار  ريل، CD، كست براي پخش مصاحبه ها، پيام هاي تجارتي، آرم خبر، موسيقي و گوينده با شناخت طرز كار  اين دستگاه ها تسلط بيشتري بر كار خود در استديو و ارتباط با دستگاه ها ، پيدا مي كند.

· چراغ هاي رهنما: چراغ هاي كه معمولاً به رنگ سبز و سرخ مي باشد. روشن بودن چراغ سبز به معني قطع ميكروفون گوينده و براي پخش روي آنتن روشن بودن چراغ سرخ به معني باز بودن ميكروفون و پخش شدن صداي گوينده بر روي خط مي باشد. گوينده بايد در طول گوينده در استديو، به اين چراغ توجه داشته باشد.

· جعبه كليد مقابل گوينده: جعبه ايكه بر روي آن تعدادي دكمه و كليد وجود دارد كه گوينده مي تواند به كمك آن ها ميكروفون خود يا ميكروفون تماس متقابل را روشن يا خاموش كند يا ساير كاربرد هايي كه در ارتباط گوينده با ساير عوامل موثر هستند.

· ساعت استديو: يكي از مهمترين ابزار هايي است كه گوينده با آن سر وكار دارد. در بسياري از موارد سر دبير يا تهيه كننده از گوينده مي خواهد كه در زمان مشخصي با شنونده گان خدا حافظي كند يا خبر در زمان مشخص بايد ارائه شود، در چنين شرايطي توجه به ساعت استوديو و هماهنگي گفتار پاياني با زمان مشخص شدن بسيار مهم است. عدم توجه گوينده به محدوده زمان مي تواند موجب بروز اختلال در روند برنامه هاي راديويي و جدول پخش برنامه ها گردد.

 چوكي و ميز:

چوكي و ميز بايد به نحوي باشد كه بركيفيت صداي گوينده اثر نا مطلوبي نداشته باشد شرايط بايد به نحوي باشد كه گوينده راحت بنشيند و ستون فقرات را راست نگهدارد. كسي كه قوز كرده باشد ، نمي تواند تنفس صحيح انجام دهد زيرا عضلات شكم و پرده ديافراگم نمي توانند در بيرون راندن هوا از شش ها يا قدرت لازمي كه تار هاي صوتي را به ارتعاش در آورد. اقدام كنند. در عين حال گوينده بايد طوري بنشنيد كه براي خواندن و توجه به خبر و علايم ، تسلط لازم داشته باشد.

 ميكروفون:

عملاً ميكروفون ها شكل هاي مختلفي دارند اما ميكروفون هاي روميزي به گونه اي است كه گوينده خبر بايد فاصله 15-25 سانتي متري با آن را حفظ كند. با توجه به حساسيت بالاي ميكروفون هاي استديويي در انتقال صدا با گوينده بايد مراقب هر گونه رفتاري كه منجر به صدا هاي حتي ضعيف هم مي شود ، با شد به عنوان مثال در برخي موارد گزارش دست روي ميز، برداشتن متن ها و ورق هاي خبري و كنار گذاشتن آن ها بر روي ميز و حتي نوشتن با خودكار، ممكن است صداي اضافه در طول خبر خواندن ايجاد نمايد. در موارديكه با مهمان يا شخصيتي خبري در استوديو در حال مصاحبه هستيد ، دقت كنيد كه به دليل برگشتن شما رو به مهمان يا تغيير جهت ، صداي شما ضعيف نشود.
 
http://irib20.blogfa.com/post-33.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مجريان و سخنوران حرفه اي چه نگويند؟  

5- از به كاربردن كلمات انگليسي والفاظ بيگانه كه جايگزين آن موجود است واسم خاص نيست برحذرباشيد.
نگوييد "پانل تخصصي"

بگوييد " نشست تخصصي"

نگوييد" تايم ما رو به پايان است و باز نگوييد" زمان رو به پايان است"

بگوييد "دراين  لحظه هاي پاياني / دقيقه هاي آخر ...

اين روزها استفاده شكسته بسته زبان هاي بيگانه يك ضد ارزش تلقي مي گردد. ولي، به شيوايي صحبت كردن با زبان مادري شايسته ي تجليل است .

6-- از لغات وتركيبات غلط مصطلح استفاده نكنيد.

از كلمات فارسي با قواعد فارسي استفاده نماييد. بعضي از لغات وتركيبات غلط مصطلح است . شما به عنوان يك مجري حرفه اي ، دامنه ي لغات خود را براي يك بارتنظيم نماييد  تا كسي به شما تذكرادبياتي ندهد.

 مثلا گفتن جمله ي :" به رسم ادب ونزاكت تشويق بفرماييد."

نزاكت در ادب فارسي وجود ندارد براي اينكه از تركيب عربي استفاده شده است درحالي كه ريشه ي عربي ندارد. عدالت وصداقت از عدل وصدق مي آيد.

ولي يكي به ما بگويد ريشه ي نزاكت چيست ؟

 7- كلمات را با علامت غير فارسي " جمع نبنديد ، علامت جمع فارسي " آن " و" ها " است .

مخاطبين – مسئولين – اساتيد  اشتباه است  بگوييد" مخاطبان – مسئولا ن – استادان "

جمع الجمع اشتباه است.!!!!

احوال جمع حال است و احوالات اشتباه است.
امور جمع امر است و امورات اشتباه است.
شرايط جمع شرط است و شرايتها اشتباه است.(شروط جمع مكسر است و اشكال ندارد)   

اوقات جمع وقت است و اوقاتها اشتباه است.

(وقت بخير كه زياد هم استفاده شده است در ادبيات فارسي اشتباه است)

 8- ازبه كاربردن كلمه ي حضار وگرام و يا تركيب آنها به شدت برحذرباشيد .

حضار جمع مكسرعربي است وبايد بگوييد حاضران و كلمه ي گرام كاملا اشتباه است وگرامي درست است .

 تركيبات صحيح بسازيد:

نگوييد "ماه فروزان " اين تركيب اشتباه است بگوييد" ماه تابان ".

براي تقديراز ديگران منصب وشغل آنها را با تركيبات زيبا همراه نماييد .

مثلاً براي تقديراز يك منجم در همايش نجوم از اصطلاحات نجومي مثل اين استفاده نماييد.

ستاره درخشان و ماه تابان آسمان علم نجوم ايران جناب .........................

 9- دايم نگوييد " وقت ما تنگ است "

در مواقعي كه اززمان عقب هستيد مرتب درهر حضور نگوييد " وقت ما تنگ است " اين خود زمان براست وشما نفعي ازگفتن اين كلام نخواهيد برد جز اتلاف وقت . شما مجازيد تنها جملات خود را مجمل و مختصرنماييد.

10- ازتكرارمكررات و توضيح واضحات بپرهيزيد .

مرتب نگوييد " درخدمت شما هستيم " .اصطلاحي كه اين روزها زياد از مجريان غير حرفه اي شنيده مي شود.

۱۰ - دسته بندي اشعار انتخابي :

اشعار انتخابي خود را كه نكات بالا بر آنها اعمال شده است را در دسته هايي تقسيم كنيد تا براي شروع  ، ميان برنامه و پايان برنامه استفاده نماييد. ما در اين قسمت پيشنهاداتي داريم به اين منوال.

شروع:  وصف خداوند - رازو نياز و مناجات او - سپاس و ستايش خداوند 

ميان برنامه متناسب با سخنران و هنرمندان : مثلا اگر قرار است از خيري تشكر شود - يا قرار است هنرمندي به جايگاه دعوت شود - و ....
تمام اشعار ديگري كه به عنوان حاضر جوابي در چنته داريد در اين زمان ها قابل بيان هستند. توجه نماييد حاضر جوابي في المجلس و  حد اكثر تا 5 دقيقه ، حاضر جوابي محسوب مي شود نه تا هر موقع و زمان

پايان برنامه:اشعار هيجاني و نشانه اي از وصال و ديدار دوباره همراه با القاي شادي باشد.اميد دهنده و نشاط بخش باشد تا به مخاطب اجازه ندهد از روي صندلي خود بلند شود.
 
http://irib20.blogfa.com/post-36.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

چطور مي توانيد با جديت رفتار كنيد و احترام را از آن خود نماييد ؟  

2-  وقتي چيزخوشايندي وجود دارد، لبخند بزنيد، درغيراين صورت نيازي نيست .

 برخي از افراد حتي هنگامي كه عصباني هستند، لبخند مي زنند و به نظرمي رسد آنها  هنگامي كه عصبانيت خود را نشان مي دهند مي خواهند ديگران را ناراحت نكنند.در اين مورد نيز مردم احساسات شما را جدي نخواهند گرفت . مطمئن شويد كه حالت صورت شما با احساسي كه مي خواهيد منتقل كنيد مطابقت كامل داشته باشد به عنوان مثال اگر مي خواهيد قاطعيت چيزي را بيان كنيد حالت صورت شما بايد اين قاطعيت را نشان دهد و اگر خوشحالي و وضع خوشايندي را بيان مي  كنيد ، بايد لبخند بزنيد.

 3-  اسم را به طوركامل بيان كنيد :

اسامي مخفف ، بطورمثال فاطي به جاي فاطمه مانند  اسم يك بچه به نظرمي رسد اين كارباعث كاهش جديت به خصوص وقتي كه شخصي درمحيط كاري و يا تجارت با شما در تعامل است مي شود.از اسم كامل استفاده كنيد: فريدون به جاي فري ، اسماعيل به جاي اسي .

 4-  صداي خود را كنترل كنيد : صدا بايد عميق باشد و توام با قاطعيت  باشد.

سعي كنيد تعداد دفعاتي را كه صدايتان در آخرجملات بالا مي رود، كاهش دهيد(مگر اين كه سوالي مي پرسيد).بالا بردن صدا در آخر جمله به منزله ي عدم اطمينان ازآنچه مي گوييد است ، و يا اينكه به منزله ي اين است كه شما بسيار جوان و خام هستيد. وقتي صدايتان بالا مي رود نظرات شما چندان مورد احترام مخاطبان واقع نمي شود.

 5-  تسليم نشويد.

اگر چيزي را بيان كرديد، مثلا در يك جلسه ، كه از سوي شخص ديگري به چالش كشيده شد، سريع عقب نشيني نكنيد و ساكت نشويد.

اين موقعيت مي تواندباعث شود تا شما روي تصميم خود بايستيد و ديگران را متقاعد كنيد كه شما درست مي گوييد .  اين چالش فرصتي است كه به شما اين امكان را مي دهد تا شواهد بيشتري فراهم آوريد و نظرات و عقايد خود را اثبات كنيد .اين كار باعث كسب احترام خواهد شد. عقب نشيني كردن باعث مي شود كه شما ضعيف به نظر برسيد(مگر اين كه ، البته ، عقب نشيني شما  به خاطر اين است كه   اشتباه مي كنيد و خيلي مودبانه اين را بيان مي كنيد). به بيان نكات خود اشتياق نشان دهيد اين كار باعث كسب احترام مي شود.

 6-  حس شوخ طبعي داشته باشيد و به خود بخنديد.

اگر همواره خود را جدي بگيريد ، اگر با مسايل شخصي برخورد كنيد، اگر نتوانيد به اشتباهات خود اقرار كنيد و به آنها بخنديد، ممكن است ، احترام مردم را از دست بدهيد.كسي كه اعتماد به نفس دارد مي تواند به اشتباهات خود بخندد و قسمت جالب و خنده دار زندگي را ببيند .به خودتان بخنديد آنگاه خواهيد ديدكه بسياري ازمردم به شما احترام مي گذارند.

 7-( نه ، متشكرم) اين واژه را مودبانه به كارببريد و براي خود مرزهايي داشته باشيد. بله گفتن به همه ي تقاضاها  و خواهش ها ، به طور خودكار موجب كسب احترام از سوي ديگران نمي شود .اين كار باعث مي شود كه شما جدي گرفته نشويد وبه عنوان يك خانم و آقاي (بله قربان ) مورد توجه ديگران قرارگيريد.برعكس اگرشما تقاضاهاي نامناسب و غير معمول را نپذيريذ  وبگوييد " نه متشكرم" البته بسيار مودبانه ، آن گاه صاحب احترام خواهيد شد. به ديگران اجازه ندهيد شما را به گفتن " بله " مجبور سازند به خصوص وقتي كه شما احساس مي كنيد بايد بگوييد( نه ، متشكرم )
 
http://irib20.blogfa.com/post-37.aspx


امتیاز:
http://teacher.scholastic.com/writewit/mff/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

نقش قصه گويي در يادگيري كودكان

مقدمه

‏ قصه و قصه‌گو آشناي همه ِانسان‌ها در همه روزگاران و جوامع است.

قصه تنها، فاتح دنياي كودكان نيست بلكه بزرگسالان نيز هنگام شنيدن يا خواندن قصه، درست مثل كودكان، با قصه همدل و همراه مي‌شوند و صميميت و صفاي كودكانه مي‌يابند.

قصه پاسخي است به كنجكاوي انسان وكنجكاوي يكي از ابعاد فطرت انسان است.

قصه، آيينه‌اي است كه شنونده يا خواننده خود را در آن مي‌يابد. انطباق، الگو برداري، همسان سازي وگاه بازگو كردن در تنهايي و يا نمايش قصه توسط كودكان، نشان دهنده همين ويژگي است. علاوه بر اين قصه‌ها پاسخي به نياز انسان به آرامش نيز هستند و اين كه قصه از دير باز تاكنون با لحضه‌هاي خواب پيوند داشته است به همين دليل است. هم‌چنين آرزوها و آرمان‌ها نيز عمدتاً در داستان‌ها تحقق يافته‌اند.

فهم بخشي از رمز و رازهاي زندگي، القاي مفاهيم تربيتي، اخلاقي و آموزشي، دليل ديگري است كه قصه گويي و قصه پردازي را سبب مي شود.

قصه به سخن يا نوشته‌‌هايي از روزگاران قديم و جديد اطلاق مي‌شود كه در آن شخصيت‌هاي گوناگون خيالي يا واقعي ماجراهايي مي‌آفرينند. قصه‌ها از روزگاران قديم براي آموزش، انتقال تجربه‌ها و تاريخ هر قوم از نسلي به نسل ديگر پديد آمده‌اند.

گاهي قصه‌ها پاسخي به ناكامي هاي انسان مي‌باشند كه قهرمانان قصه‌هاي كهن مانند انسان‌هاي فقير، كچل و...... گواه اين خصوصيات است. لازم به ذكر است كه اصطلاح قصه در اين نوشتار شامل همه اصطلاحات ديگر هم‌چون افسانه، حكايت و داستان نيز مي شود.

منظور از افسانه، داستاني است كه در آن انسان‌ها، جانوران، اشياء يا موجودات تخيلي، ماجراهاي گوناگون باور نكردني به وجود مي‌آورند.

براي نمونه، در بعضي از افسانه‌ها، از قاليچه يا تخت يا بال‌هايي سخن گفته شده است كه انسان‌ به كمك آن‌ها به پرواز درآمده است. اگر چه پرواز انسان با وسيله‌ها واقعيت ندارد، ولي بيانگر آرزوي انسان براي كاستن از رنج سفر است.

امروزه داستان‌ها به انواع گوناگون رمان (داستان بلند) نوول(داستان كوتاه) و داستانك (داستان بسياركوتاه) تقسيم مي شوند.

در ادبيات سنتي به ماجراهايي كوتاه نثر يا نظم كه به صورت مستقل يا در ضمن موضوعات در كتاب‌ها ذكر مي‌شود كه به اين ماجراها، حكايت مي‌گويند.

نقش و تأثير قصه ها در كودكان

كودكان شيفته قصه و قصه گويي هستند. قصه تأثيري ژرف در روان، زبان و شخصيت كودك برجا مي‌گذارد. برخي از تأثيرات قصه در كودكان عبارتند از:

انتقال مفاهيم: قصه به دليل كشش، زيبايي و انگيزش كنجكاوي مي‌تواند بسياري از مفاهيم را به دنياي كودك انتقال بدهد. روش غير مستقيم انتقال مفاهيم نه تنها باعث جذب بهتر و سريع‌تر مفاهيم به ذهن و زبان كودك مي‌شود كه فهم آن‌ها را عيني‌تر و ساده‌تر مي‌سازد. به همين دليل مي‌توان داستان را از جدي‌ترين و بنيادي‌ترين روش‌هاي انتقال مفاهيم به دنياي مخاطب به ويژه كودكان دانست. به عنوان مثال داستان‌هاي علمي در همين جهت ساخته و پرداخته مي‌شوند.

انتقال ارزش‌ها: قصه‌ها در طرح فضيلت‌ها و بايست‌هاي رفتاري يا تخطئه و نفي ضدّ ارزش‌ها و رفتارهاي زشت و ناروا تأثيري ژرف دارند. از دير باز تاكنون، و در همه ملت‌ها و اقوام اين ويژگي از شاخص‌ترين خصوصيات داستان‌ها و داستان‌گويان بوده است. دعوت به راست‌گويي، شجاعت، انسان دوستي، بخشندگي، كمك‌كردن حتي به حيوانات، پرهيز از دروغ، خيانت، دورويي، ترس، خساست، ناپاكي، ظلم و ديگر رذيلت‌هاي اخلاقي، محور و موضوع بيشتر داستان‌ها در ملل گوناگون است.

اصلاح رفتارها: قصه‌ها با بياني غيرمستقيم كودك را به اصلاح رفتار دعوت مي‌كنند. قصه به كودكان و بزرگسالان مي‌آموزد كه چگونه بايد باشند. چون در قصه‌ها همسان سازي و انطباق با قهرمان يا قهرمانان قصه فراهم مي‌شود. بنابراين اصلاح رفتار طبيعي‌تر، سريع‌تر و بهتر اتفاق مي‌افتد. بسياري اوقات ديده شده است كه كودك بلافاصله نقش قهرمان داستان با بازي مي‌كند. اين ويژگي در قصه‌هاي تلويزيوني محسوس‌تر است.

تقويت خلّاقيت:كودكان پس از شنيدن داستان، گاه خود به داستان‌گويي مي‌پردازند يا با اسباب بازي‌هاي خود داستان را نمايش مي‌دهند يا به تغيير بخشي‌هايي از داستان مي‌پردازند و بنا به علاقه و دنياي خاص خود نام‌ها يا صفحه‌ها و حوداث داستان را تغيير مي‌دهند. گاه نيز رفتارهاي بديع و مبتكرانه در كودك ديده مي‌شود كه محصول قصه‌هاي شنيده يا خوانده و يا ديده شده است.

تقويت حس كنجكاوي: قصه‌ها به دليل زنجيره حوادث، كودكان را وادار مي‌كنند كه به تعقيب حوادث بپردازند و يا آنچه را كه در قصه شنيده در دنياي بيرون جستجو كنند. در يك قصه علمي به خوبي مي‌توان زمينه كنجكاوي در بيرون را فراهم كرد. مثلاً اگر قهرمان يك قصه، كودكي است كه در جنگل گم شده و از ستاره‌ها يا نشانه‌هاي طبيعت، جهت را پيدا مي‌كند. مي‌توان از كودك نيز خواست تا به همين شيوه جهت‌يابي كند. كودك پس از شنيدن داستان انگيزه‌ي بيشتر وكنجكاوي افزون‌تري براي انجام چنين كاري خواهد داشت. اين نكته گفتني است كه ما از نيرو و انگيزه‌اي كه داستان در كودكان ايجاد مي‌كند معمولاً بهره‌گيري و استفاده نمي‌كنيم.

اصلاح رفتار: قصه‌ها مي‌توانند به اصلاح بهبود و تغيير رفتار كمك كنند. در نظام سنتي قصه‌گويي، نتيجه‌گيري‌هاي پس از قصه عمدتاً به همين معنا و قصد بوده است. به عبارت ديگر مقصد قصه، عبرت آموزي بوده است و ترديدي نيست كه اگر در پايان قصه، باب موعظه و نصيحت باز نشود و قصه خود آموزنده و عبرت آموز باشد، چنين تأثيري را به صورت پيدا و پنهان در رفتار كودك خواهد داشت.

زبان آموزي: قصه‌ها، كودك را با واژه‌ها، اصطلاحات، ضرب المثل ها و... آشنا مي‌سازند به همين دليل قصه‌ها نقش مهم و جدي در زبان آموزي ايفا مي‌كنند. در كنار قصه‌گويي مي‌توان از كودك خواست تا كلمه يا كلماتي را تكرار كند يا مثلاً بگويد كه قهرمان از كجا حركت كرده نامش چه بوده، چه چيزي ديده، چه گفته و...، با اين تكرارها كه البته نبايد حركت و سرعت قصه‌گويي را كند و يا تحت تأثير قرار دهد، مي‌توان به كودك كمك كرد تا كلمات را بيان كرده، به خاطر سپرده و اگر احياناً اشتباه ياد گرفته باشد تصحيح كند. قصه فرصت خوبي براي اصلاح لغزش‌ها و اشكالات زباني مي‌تواند باشد.

تعامل اجتماعي: اگر كودكان در جريان قصه فعال باشند و حتي بعد از گفتن قصه از آن‌ها درخواست شود كه قصه را تعريف كنند، زمينه‌اي فراهم خواهد شد كه با برقراري ارتباط بين سخن گفتن و بيان احساسات، شيوه‌هاي ارتباط با ديگران را تمرين كنند. اين شيوه به ويژه براي كودكان خجالتي و انزوا طلب بسيار موثر است.

پيوند فرهنگي: قصه ها عامل انتقال ميراث فرهنگي و پيوند ميان امروز و گذشته مي‌باشند. كودكان با شنيدن قصه‌ها به آرمان‌ها، آرزوها، رنج‌ها و شادي‌ها، باور‌ها و نوع زندگي گذشتگان پي خواهند برد. گويي، قصه‌ها پلي هستند كه كودكان امروزي را به ژرفاي گذشته برده و نوعي آموزش تاريخي نيز مجسوب مي‌شوند زيرا از لابه‌لاي قصه‌ها، تصويري از گذشته فرا روي خواننده يا شنونده قرار مي‌گيرد.

پرورش قدرت تخيل: در قصه‌ها عنصر تخيل بسيار قوي و مؤثر است بسياري از قصه‌ها داراي عناصر تخيلي هستند. تخيل كودك با شنيدن و خواندن داستان پرورش مي‌يابد.گاه ديده شده است كه كودك در بيان داستاني كه شنيده است به دخل و تصرف مي‌پردازد يا داستاني بر همان مبنا مي‌سازد اگر اين تخيل جهت داده شود، كشف استعداد كودكان در زمينه‌هاي ادبي و هنري هموار مي‌شود. قصه گويي يكي از بهترين راه‌هاي كشف توان و استعداد كودكان است.

شرايط قصه گو

شايد از قصه مهم‌تر كسي باشد كه قصه مي‌گويد. بنابراين تمرين، تسلط، دوست داشتن قصه و قصه‌گويي، قصه شناسي و شناخت دنياي كودك ازضرورت هاي كار قصه گويي هستند.

قصه گو بايد:

· قصه را قبلاً كامل و به درستي خوانده باشد. هنگام قصه خواني مكث‌ها، زير و بم‌ها و فضاي مناسب كلامي را براي قصه خلق كند.

· احساسات قصه گو آن‌چنان بايد باشد كه كودك علاقه، درك و فهم و لذت قصه‌گو را از بيان قصه احساس كند.

· در حين گفتن قصه از فضاي قصه بيرون نرود، قطع كردن قصه، گفت وگو با ديگران، خوردن و هر كار ديگري جز جريان قصه‌گويي، سوءظن كودك در بي‌علاقگي يا كم توجهي قصه گو را بر مي‌انگيزد.

· صبور و با حوصله باشد. شتاب داشتن براي تمام كردن داستان، يعني بي‌علاقه و بي‌توجه بودن به احساسات كودكان. اگر كودك در لابه‌لاي قصه، پرسش‌هايي طرح كند نبايد بي‌حوصله و يا عصباني شود و اگر كودك نكته‌اي را متوجه نشده است بايد كوتاه و واضح توضيح داد.

· حركات قصه‌گو بسيار مهم و تأثيرگذار است، با تغيير صدا به تناسب شخصيت‌ها، قصه جالب‌تر، شيرين‌تر و دلپذيرتر خواهد شد. از حركات اضافي كه در جريان قصه وقفه ايجاد مي‌كنند بايد پرهيز كرد.

· فاصله و رابطه عاطفي قصه‌گو با كودك بسيار مهم است. نگاه، لبخند، ارتباط و حالات قصه‌گو، در انتقال و القاي بهتر قصه مؤثر هستند.

· لحن و حركات قصه‌گو هر چه به انتهاي قصه نزديك مي‌شود بايد آرامش بخش‌تر باشد.

· اگر قصه‌گو داراي لكنت زبان، صداي نامفهوم و لهجه غليظ باشد ممكن است به قصه و مخاطبان قصه لطمه وارد كند.

· ظاهر مناسب، لباس، آراستگي و پاكيزگي ظاهري بسيار مهم است. قصه گو بايد مراقب ظاهر خويش باشد.

· از قصه‌هاي دنباله دار مي‌توان استفاده كرد. قصه‌هاي دنباله‌دار در ايجاد انگيزه مطالعه، صبوري كودك، آمادگي براي برخورد با حوادث پيچيده و پرورش تخيل و خلاقيت كودك مؤثر مي‌باشند.

· موضوع قصه‌ها بايد متناسب و مناسب با دنياي كودك باشد.

· از گفتن و خواندن قصه‌هايي كه بد آموزي دارد و به خصلت‌هاي ناپسند مانند حسادت، دروغ گويي، آزار و اذيت ديگران دامن مي‌زنند يا در اعتقادات درست ترديد و تزلزل ايجاد مي‌كنند بايد پرهيز كرد.

· اگرقصه‌ها قابليت قصه‌گويي را نداشته و صرفاً مـناسب‌خواندن مي‌باشد يـا ازحادثه‌هاي براي گفتن برخوردار نبوده متكي بر تصاوير هستند بهتر است به همان خواندن اكتفا شود. خواندن اين نوع كتاب‌ها، علاقه به مطالعه را در كودكان بر مي‌انگيزند.

· در گزينش قصه‌ها، به نيازها و ضرورت‌هاي زماني توجه شود. مثلاً قصه شب (هنگام خواب) ممكن است با قصه روز متفاوت باشد.

· شروع قصه‌گويي بسيار مهم است. در سنت قصه گويي، يكي بود يكي نبود يا روزي روزگاري، جمله ورود به قصه‌ها است. پايان قصه‌ها نيز مهم است، معمولاً قصه ما به سر رسيد كلاغه به خونه‌ش نرسيد، حُسن ختام قصه‌هاي كودكانه ايراني است. قصه‌گو با ابتكار خود مي‌تواند از اين جملات يا هر جمله‌اي كه مناسب باشد بهره بگيرد.

· اگر قصه گو قصه خواني مي‌كند، نحوه‌ي گرفتن كتاب، ورق زدن، نگاه كردن و خواندن مهم است. چون با آموزش غير مستقيم، كودك ياد مي‌گيرد كه با كتاب چگونه برخوردي داشته باشد يا چگونه مطالعه كند.

· قصه نقش عمده‌اي در زبان آموزي دارد. واژه‌ها در قصه مهم و تعيين كننده هستند. قصه‌گو بايد واژه‌ها را به درستي تلفظ كند. "شايد بتوان گفت به تعداد قصه‌گويان موفق روش‌هاي قصه گويي وجود دارد".

منابع

1. سنگري.م، هدفها وشيوه هين از اولين علائم نقض حقوق مدرن محسوب ميشود.يادتان باشد سخنراني اضافي شما علاوه بر ناخشنودي مخاطبان ، باعث به هم ريختن برنامه هاي عوامل اجرايي و ديگر سخنرانان خواهد شد.
در مواقع پرسش و پاسخ در هنگام سخنراني لازم نيست همه پرسش ها را جواب بدهيد و گاهي لازم است با دادن آدرس منبع و يا قول دادن به مخاطبان براي دادن پاسخ علمي در سايت خود و يا ارسال جواب به ايميل علاقه مندان علاوه بر رعايت و مديريت زمان مخاطبان ، ارتباطات خود را گسترش دهيد.

يادمان باشد در يك همايش 1000 نفري يك دقيقه اضافي يعني هدر دادن 1000 دقيقه ارزشمند

10- بر روي نام همكاران كليد نكنيد:
اگر در سخنراني خود خواستيد از سخنران قبلي مطلبي را تاييد يا رد نماييد ؛ تنها يك بار نام ايشان را ببريد و از نام بردن مكرر ايشان خود داري نماييد.نام بردن از اساتيد فن هميشه قابل تقدير و نشان حق شناسي شماست.

خيلي از سخنرانان بعد از اجراي سخنراني دچار نوعي غرور مي شوند و از ارتباط با ديگران غافل مي شوند.اين سخنراني ها خيلي زود فراموش مي شوند ولي ارتباط خوب شما با مخاطبان ماندگار خواهد ماند. مخصوصا ارتباط موثر با استادان و پيشكسوتان حاضر و اداي احترام به آنها به عنوان شخصي با آداب معاشرت بالا تلقي مي گردد.در جواب تمجيد و تعريف استادان خاضعانه اداي احترام نماييد.

11- نظام آراسته باشيد:

نظام آراستگي شما در همه ي احوال نشان شخصيت شماست و در همايش ها نمود بيشتري دارد. حضور در همايش ها بايد به عنوان مراسم رسمي و دولتي تلقي گردد و از پوشش غير رسمي و غير اداري برحذر بود.
از در دست داشتن دسته كليد ، تلفن همراه و يا تسبيح جدا خود داري نماييد.
در مراسم رسمي كه با حضور مقامات عالي نظام برگزار مي شود كساني در حال تسبيح خواني ديده مي شوند كه جاي تامل بسيار دارد. برداشت من اين است آنها در حال تسبيح هستند و سخنراني مقام اول كشور را گوش نمي دهند و اين صحيح نيست . حالت دوم اين است كه آنها در حال بازي كردن با تسبيح هستند كه اين عذر بد تر از گناه تلقي مي گردد.

12-هميشه شان مجلس را در نظر داشته باشيد:

گاهي شايد مخاطبان به لطيفه هاي شما بخندند ولي اين نبايد شما را به اشتباه بيندازد تا بي محابا هر حرفي را بزنيد . خنداندن مخاطبان هميشه نشان موفقيت شما نيست .هدف مراسم را در نظر داشته باشيد و در مسير هدف به ايراد سخنراني و يا خنداندن مخاطبان اقدام نماييد.
 
http://irib20.blogfa.com/post-39.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

براي سخنران يا مجري حرفه اي بودن بايد متمايز باشيد.

اين پست يك پايه قوي براي سخنراني شما با اعتماد به نفس زياد ايجاد مي كند.همچنين اين اطمينان داده مي شود كه شما يكي از بزرگترين اشتباهات رايج در ارائه سخنراني را برطرف خواهيد نمود. مشكل فراموشي مطالب يا فراموشي موضوعات مهم.

نوع مناسبت سخنراني به طور آشكار روي سخنراني شما اثر گذار است.مناسبت هاي مختلف نه تنها روي محتواي سخنراني شما بلكه بر مدت زمان سخنراني شما اثرگذار خواهد بود.همين طور روي سبك سخنراني شما و نيز انتظارات مخاطبان شما.

براي مثال جك و شوخي يا ادبيات  شايد براي يك سخنراني در كنفرانس علمي اقتصادي مناسب نباشد ولي در يك خوش آمد گويي بسيار زيبا در يك جنگ يا مراسم ورزشي مناسب باشد.
شما همچنين بايد به نقش  خود به عنوان يك سخنران يا مجري به مراعات مسائل زيادي  توجه داشته باشيد. 
بررسي دقيق تري انجام دهيد. مناسبت سخنراني اگر چه خود بيانگر موضوع سخنراني شماست ولي شما نبايد هرگز در برابر جمع كثيري ازمخاطبان  بر اساس تصورات خود به سخنراني بپردازيد.

از اولين چيزهايي كه ما بايد براي يك سخنراني عمومي  بررسي كنيم  ، مناسبت سخنراني است.

احتمالا شما فكر مي كنيد با تجربه زيادي كه داريد يا با اعتماد به نفسي كه داريد يك مجري يا سخنور آماده ايد.خوب اين ها لازم است براي يك سخنران حرفه اي.

اما چه چيزهاي ديگري لازم است تا بدانيد؟

شايد بخواهيد يك نگاه جالبتري به آن داشته باشيم.
شما شايد انتخاب شده باشيد براي سخنراني يا مجريگري در يك جشنواره.

شما شروع مي كنيد به فكر كردن براي جمع آوري اطلاعات در مورد جشنواره. فكر يك شروع خوب، چند تا شعر پرمغز و اطلاعات حرفه اي آن جشنواره.

بعد از آن شما مطالب جمع آوري شده خود را مرور مي كنيد و فكر مي كنيد كار تمام است و شما اطلاعات خوبي داريد. ولي اگر هوشيار باشيد تمام جوانب كار را مي سنجيد و از خود سوال مي كنيد آيا اطلاعاتي هست كه من از آ از سن پايين نيفتيد.


8 - رنگ لباس مناسب مجلس انتخاب نماييد:

شما حتما مي دانيد كه بهترين رنگ براي فيلم همايش در روز و شب كدام است و در طول سال ؟ البته قبول دارم كه محدوديت هاي زيادي در مراسم مختلف وجود دارد ولي دانستن آن براي اينكه در فيلم همايش با شكوه باشيم بد نيست. رنگ آبي از نظر مستند سازان بهترين نمود و جلوه را در فيلم دارد.شما مي بينيد در مراسمي كه سران مملكتي حضور دارند اكثراً از پس زمينه ي آبي استفاده مي شود.

در تابستان از رنگ هاي روشن و در زمستان از رنگ هاي متمايل به تيره استفاده نماييد.

9 - مدل لباس خود را عوض كنيد:

در همايش هايي كه در دو روز و يا افتتاحيه و اختتاميه دعوت هستيد از دو رنگ و مدل لباس استفاده نماييد. خانم ها اگر از پوشش غير چادر استفاده مي كنيد مقنعه خود را داخل كت نماييد و اگر از پوشش چادر استفاده مي كنيد رنگ مقنعه را عوض نماييد

10 - دكمه كت خود را ببنديد:

اقايان بهتر از من مي دانند براي اينكه با شكوه باشند و متهم به نداشتن آداب معاشرت نشوند بايد دكمه كتشان بسته باشد و تا از روي صندلي خود بلند مي شوند بايد اولين اقدام آنها بستن دكمه هاي كتشان باشد.در مراسم جنگ ، بعضي از مجريان(شومن)از لباس هاي اسپورت استفاده مي كنند .يك مستر آو سيريموني هرگز اين اشتباه را نمي كند.

سخنرانان حاذق و ديپلمات ها هميشه از لباس هاي رسمي با دكمه هاي بسته استفاده مي كنند و معمولا از رنگ تيره براي كت و بلوز روشن در زير آن استفاده مي كنند.

11- به تريبون تكيه ندهيد:

هيچ موقع روي تريبون تكيه ندهيد . اگر شما قد بلند هستيد ميكروفون را تنظيم نماييد و نزديك به دهان خود قرار دهيد. يادتان باشد طوري پشت تريبون قرار نگيريد كه مخاطبان فكر كنند شما مي خواهيد ميكروفون را قورت دهيد.

12-  پاي خود را دور هم حلقه نزنيد.

بعضي افراد عادت دارند روي يك پاي خود تكيه كنند و يا پاي خود را حلقه بزنند اين حركت مناسب شما به عنوان مجري حرفه اي نيست و از ديد مخاطبان يك نوع بي احترامي محسوب مي گردد.
 
http://irib20.blogfa.com/post-41.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

12 + 1 تكنيك ضد خجالت

مقدمه لازم نيست. اين تيتر، خودش گوياست. به جاي مقدمه، فقط از دوستان محجوب اين صفحه قول مي گيريم كه هنگام اجراي اين دستورالعمل ها، با يكي دو شكست، ميدان را خالي نكنند. زياده عرضي نيست جز اين كه تسلط بر تكنيك هاي ضدخجالت و كسب مهارت هاي معاشرتي، مثل كسب ساير مهارت ها، نيازمند پشتكار و تمرين مداوم است. به همين سادگي!

۱) روي يك هنر متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد.

۲) به ديگران كمك كنيد. منتظر نشويد كه ازتان كمك بخواهند. به دنبال كمك كردن به اين و آن، بايد بدويد. اين يك دستورالعمل است… ماشين يك نفر وسط خيابان خراب شده و روشن نمي شود و حالا راننده منتظر است كسي بيايد كمكش كند و ماشين را هُل بدهد… همسايه تان از بازار برمي گردد و دستش حسابي پر است و زنبيل دارد از دستش مي افتد…پيرمرد مغازه دار، زورش نمي رسد كه به تنهايي، كركره مغازه را بدهد بالا… خب، چرا معطليد؟ مگر نمي خواستيد تمرين هاي ضد خجالت تان را شروع كنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلي بيشتر از يكي دو نشان را خواهيد زد. مطمئن باشيد. خرجش فقط دو كلمه است: كمك نمي خواهيد؟ (البته لبخند و ارتباط چشمي را هم هنگام اداي اين دو كلمه فراموش نكنيد). نمي دانيد چقدر موثر است!

۳) دل تان مي خواهد وقتي وارد يك جمع مي شويد، با شما چطور برخورد كنند؟ دوست داريد با لبخند به استقبال تان بيايند؟ به تان توجه كنند؟ به حرف هايتان صميمانه گوش كنند و صميمانه با شما هم كلام شوند؟ و چيزهايي از اين قبيل؟ بسيار خب. مي گويند خجالتي ها، خجالتي ها را خوب مي شناسند. خجالتي هاي جمع را پيدا كنيد و با آن ها همان طوري رفتار كنيد كه دل تان مي خواهد با شما رفتار شود. با سوال هاي صميمانه تان، آن ها را به صحبت كردن وادار كنيد و جواب هايشان را با رغبت بشنويد. اين كار، هم براي معاشرتي تر شدن آن ها مفيد است، هم براي خودتان يك تمرين تمام عيار مجلس آرايي است. شروع كنيد و ببينيد كه چقدر روي خودتان تاثير مي گذارد!

۴) وقتي به يك محفل رودربايستي دار، مثلا به يك مهماني رسمي، دعوت مي شويد، وقت تان را طوري تنظيم كنيد كه زود برسيد. اين نكته در عين سادگي، بسيار مهم است. حداقل فايده اش اين است كه با سنگيني فضاي جلسه، زودتر آشنا مي شويد و كم كم ترس تان از آن جمع مي ريزد. امتحان كنيد! وقتي يك جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي شود، حس خجالت تان خيلي كم تر است نسبت به وقتي كه ناگهان به يك مجلس شلوغ وارد مي شويد. معمولا آن هايي كه ديرتر به چنين محافلي وارد مي شوند، استرس بيشتري را پشت سر مي گذارند و آن هايي كه زودتر مي رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار مي كنند.

۵) از هم صحبت خود تعريف كنيد. اين كه ديگر كاري ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتي ازشان تعريف مي كنيد، ذوق مي كنند و بيشترشان آن قدر ذوق مي كنند كه به هيچ قيمتي حاضر نمي شوند هم صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تكنيك بايد مواظب مغزتان هم باشيد؛ چرا كه ممكن است جاي دندان هاي كسي كه ازش تعريف كرده ايد، رويش باقي بماند. ضمنا هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر كمي دقت كنيد، مطمئنا در هر آدمي بالاخره يك چيزي پيدا مي كنيد كه قابل تعريف باشد. البته تعريف هايتان هم نبايد خيلي بي ربط باشد. مثلا وقتي كسي دارد درباره يك موضوع فلسفي با شما صحبت مي كند، خيلي بي ربط است اگر بگوييد: پيراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت كنيد.

۶) نقش آفريني كنيد. نقش آفريني، يك اسلحه مخفي است كه حتي مطمئن ترين و بااعتمادبه نفس ترين آدم هايي هم كه شما سراغ داريد، از آن بهره مي گيرند. شما دل تان مي خواهد وقتي به يك جمع وارد مي شويد، چگونه رفتار كنيد؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه اين ها را مي توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين كنيد. همه ما آدم ها كمي تا قسمتي بازيگريم. نقش آفريني جلوي دوربين شايد كار آساني نباشد (من واقعا نمي دانم سخت است يا آسان)؛ ولي نقش آفريني در خلوت و در مقابل آينه را مطمئن ام كه كار آساني است. تمرين هاي مكرر اين چنيني، ناخودآگاه تان را به همان سمتي مي برد كه بيشتر تمرينش را مي كنيد و كم كم شما هماني خواهيد شد كه دل تان مي خواهد.

۷) هيچ وقت هيچ كس را تحقير نكنيد و خصوصا در حضور جمع از چنين كارهايي پرهيز كنيد. همه ما آدم ها به آرامش و كمك ديگران احتياج داريم؛ نه به دشمني و آزار و اذيت شان. مطمئنا وقتي شما كسي را تحقير يا مسخره كنيد، او هم به دنبال بهانه اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران كند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي براي تان نفرستند. موقع انتقاد كردن از اين و آن هم، يادتان باشد كه نبايد از هيچ كس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد كنيد. وقتي ارتباط تان با دور و بري ها دوستانه و صميمانه باشد، آن ها هم براي رفع اين جور مشكلات و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما كمك خواهند كرد.

۸) خيلي هم ايده آل گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوكي كه شما تعريف مي كنيد، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي كه مي زنيد، همه به به و چه چه كنند. براي هيچ كس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد كه ديگران هم استانداردهايشان را اين قدر دست بالا تعريف نمي كنند. وقتي در يك جمع حضور داريد، كسي از شما انتظار ندارد كه فوق العاده باشيد. براي جمع، اين مهم است كه شما با آن ها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد كه خيلي از خانم ها و آقايان اصلا با آدم هاي پرحرف و شوخ و مجلس آرا ميانه خوبي ندارند. و يك خبر خوب ديگر براي خجالتي هاي عزيز: سكوت و كم حرفي شما را معمولا به پاي فروتني، حجب و حيا و بزرگ منشي تان مي گذارند و چه صفتي بهتر از اين چند صفت؟ راستي يادتان باشد كه، در ملاقات اول تان با هيچ كس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصي تان را رو نكنيد. چه لزومي دارد؟ اين كار را متاسفانه بعضي ها براي پنهان كردن آن حس خجالت دروني شان انجام مي دهند. غافل از اين كه ديگران، اين كار را غالبا اين طور تفسير و تعبير مي كنند كه فاعلان اين فعل، آدم هاي كم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاي گوشه گير و تنهايي هستند.

۹) ارتباط چشمي در برقراري يك ارتباط موثر، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه كنيد. چه وقتي داريد صحبت مي كنيد، چه وقتي كه دارند با شما صحبت مي كنند. اين ارتباط چشمي را ترجيحا با يك لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه كنيد. اگر به هر دليلي از برقراري يك ارتباط چشمي مناسب ناتوانيد، سعي كنيد به پيشاني طرف مقابل تان نگاه كنيد. از معجزه نفس هاي عميق هم غافل نشويد؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت كنيد كه با نفس هاي عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مي توانيد خيلي راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد كه هيچ كس نمي فهمد اين كار شما چه معنايي دارد. باور كنيد كه اصلا كسي حواس اش به شما نيست. راحت باشيد.

۱۰) اگر خجالتي باشيد، احتمالا تنهايي را به فعاليت هاي جمعي ترجيح مي دهيد. خب، مي توانيد، از اين فرصت مغتنم استفاده كنيد و چيزي ياد بگيريد. آدم هايي كه تنهايي را دوست دارند، معمولا روحيه شان با هنرآموزي جور است. روي يك هنر متمركز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد. تا مي توانيد كتاب بخوانيد و اطلاعات كسب كنيد. روزنامه، مجله، برنامه هاي آموزشي، اينترنت و… به زودي، روزي مي آيد كه بايد حرفي براي گفتن داشته باشيد. خودتان را براي آن روز آماده كنيد.

۱۱) شكست هنترل ادرار و ... همگي از نشانه هاي ترس و اضطراب و از عوارض آنهاست. البته لازم به ذكر است كه ترسها را مي توان به دو دسته تقسيم كرد.

- ترسهاي طبيعي و بهنجار- كه احساس ترس در برابر يك خطر واقعي يك تجربه بهنجار پديد مي آيد مانند عبور از يك منطقه خطرناك در شب.

- ترسهاي نابهنجار- كه منظور ترسي است كه از خطر واقعي نبوده و اكثر مردم در چنين موقعيتي نمي ترسند. مانند ترس از حيوانات، ترس از صحبت كردن در جمع، ترس از مكانهاي بسته و ... كه فرد مبتلا به آن از غيرمنطقي بودن آن آگاه است.

يكي از انواع اين ترسهاي نابهنجار كه در دوره نوجواني و جواني بسيار ديده مي شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است كه يك تر س غير معمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است.

يكي از انواع اين ترسهاي نابهنجار كه در دوره نوجواني و جواني برخي اوقات ديده مي شود «سرخي هراسي يا ترس از سرخ شدن صورت» است كه يك تر س غيرمعمول و غيرمنطقي از سرخ شدن صورت است. هر چند اين اختلال مانند ساير تظاهرات ديگر اضطرابي، خيلي شايع نيست اما به علت سوالاتي كه در بخش مشاوره در مورد اين مشكل بيان شده بود، لازم ديديم كه به طور مختصر ، به بررسي اين اختلال بپردازيم.

در اين نوع ترس بيمارگون، فرد نگران اين مساله است كه مركز توجه ديگران قرار بگيرد. اين دسته از افراد عموماً از مكانهاي عمومي، صحبت كردن در جمع، مورد تشويق قرار گرفتن و يا شرايطي كه تعداد زيادي از افراد جمع هستند، اجتناب ميكنند و متاسفانه همين واكنش آنها باعث مي شود كه شدت اين مشكل افزايش يابد. افرادي كه از اين بيماري رنج مي برند، همواره سعي دارند سرخي صورت خود را بپوشانند، غافل از اينكه اين اقدام باعث شدت گرفتن مشكلاتشان مي شود.

ترس از سرخي چهره مي تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشكي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت كردن يا فكر كردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن كنترل، احساس غيرواقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد. اگر شما جز آن دسته نوجواناني هستيد كه وقتي در موقعيتهاي اجتماعي قرار مي گيريد صورتتان سرخ شده و يا هر يك از اين علايم را از خود نشان ميدهيد بايد بدانيد كه اين مشكل تنها شما نيست. بسيارند دختران و پسران نوجوان و جواني كه از اين مشكل رنج مي برند اما تنها در مورد آن صحبت نمي كنند- اما باز هم جاي نگراني وجود ندارد چرا كه انواع ترسها، از جمله سرخي هراسي داراي درمانهاي موثر و مفيدي است و در صورتيكه در اجراي شيوه هاي درماني آن تلاش لازم را به خرج دهيد، اين مساله قابل درمان است.

درمان

براي درمان انواع هراسها از جمله سرخي هراسي توصيه مي شود كه:

خود را در معرض موقعيتهاي هراس آور قرار دهيد

رفتار درماني شناختي (يكي از روشهاي درمان در روان شناسي)، از روش مواجهه با محرك اضطراب آور، استفاده مي كند. براي مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با يك جمعيت زياد، دچار احساس اضطراب مي شويد و چهره تان سرخ مي شود، احتمالاً بعد از آن واقعه سعي خواهيد كرد كه وارد فضاهاي پرجمعيت نشويد. اما اين رويكرد درماني تاكيد مي كند كه اين دسته از افراد با ترسها و هراسهاي خود رو به رو شوند و از آن فرار نكنند. هرچند كه به ظاهر اين رويكرد درماني، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنين يادگيري شيوه هاي «تن آرامي» در پشت سر گذاشتن اين نوع اضطراب بسيار موثر است.

صحبت كردن در مورد ترسها، در كاهش اضطراب موثر است

گفتگو درماني، يك روش درمان سنتي است كه در آن افراد وادار مي شوند در مورد ترسها، نگرانيها و اضطرابهاي خود صحبت كنند. هرچند اين روش درماني، يك روش قطعي نيست اما در جلسات اوليه درمان، نقش تسكين دهنده دارد.

تاثير داروها بر سرخي هراسي

هرچند كه در زمينه بسياري از ترسهاي مرضي مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگي، ترس از حيوانات و ... رفتاردرماني مي تواند موثر باشد اما در زمينه سرخي هراسي، گاه لازم مي گردد كه افراد با تجويز روان پزشك، تا بهبود كامل، بطور مقطعي دارو مصرف نمايند.

ترس از سرخي چهره مي تواند با علائم ديگري مانند تنگي نفس، گيجي، تعريق بيش از حد، لرز، تهوع، خشكي دهان، احساس مريضي، تپش قلب، ناتواني در صحبت كردن يا فكر كردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن كنترل، احساس غير واقعي بودن و يا حمله اضطراب همراه باشد

انرژي درماني

مطالعات نشان داده كه انرژي درماني يك از موثرترين روشهاي درماني، در سرخي هراسي به شمار مي رود. زيرا اين نوع درمان، سريع، ايمن، موثر و بادوام است.

روش هاي درماني ديگر، بهره گيري از تمرينات يوگا است. يوگا باعث تنظيم ضربان قلب و همچنين تسكين اعصاب افراد مضطرب مي گردد و باعث كاهش تحريك پذيري سيستم عصبي اين دسته از افراد مي گردد. مهمترين نقش يوگا در درمان سرخي هراسي، توانايي كنترل يافتن فرد بر روي واكنشهاي بدني از جمله سرخي صورت است.

قصد متناقض

و آخرين روش درماني پيشنهادي ما «قصد متناقص» و يا «تمرين منفي وابستگي» است. در اين روش به افراد آموخته مي شود كه به جاي مبارزه با سرخ شدن صورت، به طور ارادي خود را در موقعيتي قرار دهد كه صورت، سرخ شو هاي آسوده سازي استفاده كنيد.

داروها

داروها گاهي در درمان ترس مرضي مؤثرند.

فعاليت

محدوديتي وجود ندارد.

رژيم غذايي

رژيم خاصي نياز نيست . از مصرف كافئين خودداري كنيد.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد

اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم ترس مرضي باشيد كه با مراقبت هاي خود كنترل نشده است .

بازگشت علايم ترس مرضي پس از درمان

با افزايش پيوسته بيماري‌هاي رواني، اختلالاتي چون افسردگي، اختلال دوقطبي و اضطراب براي همگان به صورت شناخته شده‌اي درآمده‌اند.

امّا بيماري رواني ديگري نيز وجود دارد كه كمتر شناخته شده ولي مطالعات نشان مي‌دهد كه سومين اختلال رواني شايع در كلّ جهان است. اين بيماري، اختلال اضطراب اجتماعي نام دارد.

اختلال اضطراب اجتماعي چيست؟

اختلال اضطراب اجتماعي، يا به قول بعضي‌ها هراس از اجتماع يا اجتماع هراسي، اضطراب از مورد ارزيابي منفي قرار گرفتن از سوي ديگران است.

ترس از قضاوت ديگران در فردي كه به اين اختلال دچار است به احساس بي‌كفايتي و نابسندگي، شرم و تحقير در او منجر مي‌شود. همچنين ممكن است باعث افسردگي و سوء مصرف مواد گردد.

نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي

اختلال اضطراب اجتماعي باعث احساس اضطراب در فرد به هنگام مواجهه با يك موقعيت اجتماعي مي‌گردد. نشانگان فيزيولوژيك دقيقي به همراه اين اختلال وجود دارد كه عبارتند از:

خشكي حلق و دهان

لرزش

مشكل بلع

گرفتگي عضلاني

ترس وافر

گُر گرفتگي

ضربان تند قلب

عرق كردن

موقعيت‌هايي كه باعث درماندگي در مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي مي‌شود

موقعيت‌ها و شرايط مختلفي وجود دارد كه باعث درماندگي در افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي مي‌گردد. از جمله اين موقعيت‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

مورد قضاوت ديگران قرار گرفتن

ملاقات با ديگران براي نخستين بار

مركز توجه واقع شدن

زير نظر قرار گرفتن به هنگام انجام كار

برخوردهاي اجتماعي با افراد غريبه

چه كسي دچار اختلال اضطراب اجتماعي مي‌شود؟

بسياري از افراد به اختلال اضطراب اجتماعي دچار مي‌شوند. امّا شيوع آن در زنان بيشتر ازمردان است. مطالعات اخير نشان داده‌اند كه اختلال اضطراب اجتماعي سومين اختلال رواني شايع در جهان است.

سوء مصرف مواد و اختلال اضطراب اجتماعي

افرادي كه دچار اختلال اضطراب اجتماعي باشند احتمال زياد دارد كه به سوء مصرف الكل و موادمخدر به عنوان ابزاري براي مقابله با استرس، عزت‌نفس پايين و افسردگي ناشي از اين اختلال روي بياورند.

مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه 16 درصد از بيماراني كه داراي اختلال اضطراب اجتماعي بوده‌اند، مشكل سوء مصرف الكل داشته‌اند.

درمان اختلال اضطراب اجتماعي

اختلال اضطراب اجتماعي غالباً با حملات وحشتزدگي يا افسردگي اشتباه گرفته مي‌شود. اين امر مي‌تواند درمان اين اختلال را با مشكلات جدّي روبرو سازد. با وجود اين، چنانچه اين بيماري به درستي تشخيص داده شود، تركيبي از درمان‌هاي رفتاري شناختي و دارودرماني مي‌تواند براي درمان مبتلايان به اختلال اضطراب اجتماعي مفيد باشد.

با وجود شيوع اختلال اضطراب اجتماعي، اين اختلال غالباً اشتباه تشخيص داده مي‌شود. در حالي كه اختلال اضطراب اجتماعي، يك اختلال كاملاً واقعي بانشانگان مشخص و معين است. چنانچه نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي درمان نشده باقي بمانند مي‌توانند فرد مبتلا به اين اختلال را كاملاً زمين‌گير كنند و غالباً به اجتناب فرد از تمام موقعيت‌هاي مستلزم تماس‌هاي اجتماعي مي‌انجامد.

اجتناب از موقعيت‌هاي اجتماعي داراي پيامدهاي منفي در زندگي كاري، اجتماعي و مالي فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعي است. امّا كمك‌هاي درماني مناسب داراي نتايج خوب و موثري براي اين اختلال است. به افرادي كه داراي نشانگان اختلال اضطراب اجتماعي هستند توصيه مي‌شود با يك روان‌درمانگر مشورت كنند.

جمع هراسي (فويبا) و درمان آن

شرح بيماري

ترس‌ مرضي،‌ نوعي‌ اضطراب‌ به‌ صورت‌ ترس‌ مداوم‌ غيرمنطقي‌ يا بيش‌ از حد معمول‌ نسبت‌ به‌ يك‌ شيئي‌، موقعيت‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري ، شرايط‌ يا حتي‌ يك‌ عملكرد بدني‌ (كه‌ هيچ‌ يك‌ از اين‌ها اساساً خطرناك‌ نبوده‌ يا تناسب‌ منطقي‌ با اضطراب‌ ندارند). اكثر افراد دچار فويبا ترس‌ خود را نابجا نسبت‌ به‌ موقعيت‌ مي‌شناسند. فويبا به‌ انواع‌ زير تقسيم‌ مي‌شود: اجتماع‌ هراسي‌ (ترس‌ از قرارگرفتن‌ در موقعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ نظير سخنراني‌ عمومي‌ يا استفاده‌ از حمام‌ عمومي‌) جمع‌ هراسي‌ (ترس‌ از حضور در شلوغي‌ يا ترس‌ از مكان‌هاي‌ عمومي‌) ترس‌ مرضي‌ ساده‌ (ترس‌ از يك‌ نوع‌ محرك‌ خاص‌ نظير حيوانات‌، حشرات‌، ارتفاع‌، سفرهوايي‌، مكان‌هاي‌ بسته‌ و غيره‌)

علايم‌ شايع

علايم‌ اضطرابي‌ زير هنگام‌ مواجهه‌ يا فكر كردن‌ در مورد محرك‌ ايجادكننده‌ ترس‌ مرضي‌ رخ‌ مي‌دهند: تپش‌ قلب‌ تعريق‌ لرزش‌ گُرگرفتگي‌ تهوع‌ افكار منفي‌ و تصورات‌ مضطرب‌كننده‌

علل‌

علت‌ واقعي‌ اين‌ اختلال‌ ناشناخته‌ است‌. علت‌ احتمالي‌ آن‌ عبارتست‌ از يك‌ واكنش‌ يادگرفته‌ شده‌ (ساخته‌ شده‌ در ذهن‌) مثلاً ناشي‌ از تماس‌ با فرد ديگري‌ داراي‌ ترس‌ مشابه‌، يا داشتن‌ تجربه‌ يك‌ ترس‌ اوليه‌ كه‌ همراه‌ با يك‌ شيئي‌ يا موقعيت‌ خاص‌ بوده‌ است‌. ساير فرضيه‌هاي‌ موجود در اين‌ زمينه‌، ترس‌ مرضي‌ را داراي‌ يك‌ معني‌ سمبليك‌ در نظر مي‌گيرند.

عوامل تشديد كننده بيماري

- سابقه‌ خانوادگي‌ اضطراب‌ - اضطراب‌ ناشي‌ از جدايي‌ در كودكي‌ - وجود ساير اختلالات‌ رواني‌ - دارابودن‌ شخصيبت‌ كمال‌گرا

پيشگيري

اقدام‌ خاصي‌ براي‌ پيشگيري‌ از ترس‌ مرضي‌ وجود ندارد. روش‌هايي‌ براي‌ پيشگيري‌ يا كنترل‌ واكنش‌ها وجود دارد.

عواقب‌ مورد انتظار

ترس‌ ساده‌ ـ در برخي‌ موارد با بالارفتن‌ سن‌ خود به‌ خود متوقف‌ مي‌شود؛ برخي‌ موارد نيز چنانچه‌ از محرك‌ ترس‌ (مثلاً مار افعي‌) اجتناب‌ شود اختلال‌ قابل‌ توجهي‌ در زندگي‌ پديد نمي‌آيد؛ برخي‌ موارد با قرار گرفتن‌ فرد مبتلا در موقعيت‌هاي‌ ترس‌آور (نظير سفرهوايي‌) كاهش‌ مي‌يابند؛ ساير موارد نيز با درمان‌ قابل‌ علاج‌اند. اجتماعي‌ هراسي‌ ـ ممكن‌ است‌ با درمان‌ برطرف‌ شود؛ داروها در اين‌ مورد معمولاً سودمندند. جمع‌ هراسي‌ ـ افراد مبتلا بدون‌ درمان‌ روزبه‌روز بيشتر خانه‌نشين‌ مي‌شوند؛ اغلب‌ با اختلال‌ هراس‌ همراه‌ است‌.

عوارض‌ احتمالي

در اثر اجتناب‌ از محرك‌هاي‌ ترس‌ مرضي‌ زندگي‌ روزمره‌ دچار محدوديت‌ مي‌شود. به‌ خصوص‌ جمع‌ هراسي‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فرد را دچار محدوديت‌ كرده‌ و شديداً ناتوان‌كننده‌ است‌.

درمان

اصول‌ كلي‌

- اقدامات‌ تشخيصي‌ شامل‌ مشاهده‌ علايم‌ توسط‌ خود بيمار است‌. اگر شما احساس‌ كرديد كه‌ ترس‌ شما تداوم‌ دارد: -افكار خود را از منفي‌ بودن‌ (مثلاً «سگ‌ گاز خواهد گرفت‌») به‌ سمت‌ افكار مثبت‌ و واقع‌گرايانه‌ (مثلاً «سگ‌ با بند بسته‌شده‌است‌») منحرف‌ سازيد. - به‌ يك‌ اقدام‌ كنترل‌كننده‌ بپردازيد ـ مثلاً شمارش‌ معكوس‌ از 1000، كتاب‌ خواندن‌، بلند حرف‌ زدن‌، تنفس‌ عميق‌ و شمردن‌ آنها -افكار خود را به‌ سمت‌ افكار خوشايند منحرف‌ سازيد. از روش‌هاي‌ آسوده‌سازي‌ استفاده‌ كنيد.

داروها

داروها گاهي‌ در درمان‌ ترس‌ مرضي‌ مؤثرند

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

محدوديتي‌ وجود ندارد.

درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟

_ اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان داراي‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ باشيد كه‌ با مراقبت‌هاي‌ خود كنترل‌ نشده‌ است‌. _ بازگشت‌ علايم‌ ترس‌ مرضي‌ پس‌ از درمان‌

حال كه با مفهوم ترس آشنا شديد خوب است راههاي غلبه بر ترس را بدانيد .

غلبه بر ترس

ترس واقعيتي است كه در زندگي ما حضور خارجي دارد كه با پيامد هاي خود مي خواهد ما را متقاعد مي‌سازد كه هرگز نمي‌توانيم به آرزوهايمان دست يابيم و از اينرو ما را دائماً در حالت سكوت نگه مي‌دارد. ترس ما را از بيان عشق و محبت به عزيزانمان محروم مي‌كند.

ترس قلمرو زندگي ما را چنان محدود مي‌كند تا ما در دايرۀ كوچك زندگي خود محبوس شويم. اما واقعا چگونه مي توان با اين موضوع روبرو شد و بر آن غالب آمد

بايد اذعان داشت كه ترس لزوماً در شرايطي خاص واكنش بدي نيست. ترس مي‌تواند به‌عنوان عنصري براي حفاظت ما باشد. اما تفاوت بارزي بين ترسي كه مانع سقوط ما از ارتفاعي بلند مي‌شود با ترسي كه ما را از حق زندگي كردن محروم مي‌دارد وجود دارد. دكتر هنري كلاد، مشاور و نويسنده در مقالۀ خود «غلبه بر ترس» نكاتي را جهت مبارزه با ترس كنترل كننده بر زندگي ابراز مي‌دارد كه در ذيل به آنها مي‌پردازيم.

1- ارتباط با ديگران

همۀ انواع ترس، چه بزرگ و چه كوچك، در تنهايي شخص نيرويي مضاعف مي‌يابند. دوستي را پيدا كنيد تا ترس‌هايتان را با او در ميان بگذاريد. غالباً از ابراز ترس‌هايمان مي‌ترسيم. زيرا فكر مي‌كنيم نظر ديگران دربارۀ ما عوض مي‌شود. پس بهتر است با شخصي قابل اعتماد، ترجيحاً يك مشاور درد دل كنيد. آنان به شما كمك مي‌كنند تا ترس‌هايتان را در نور جديدي ببينيد و شما را تشويق مي‌كنند تا از مواجه شدن با آنها نترسيد.

2- برنامه داشتن براي زندگي روزانه

زندگي روزانۀ خود را برنامه‌ريزي كنيد. ساعات مشخصي را براي فعاليت‌هاي مختلف در نظر بگيريد. برنامه مشخص خود عامل ايجاد امنيت است زيرا كه مي‌دانيم در صدد انجام چه كاري هستيم. بسياري از اوقات عناصر غيرقابل پيش‌بيني كه غالباً در نتيجۀ نداشتن برنامۀ خاص به‌وجود مي‌آيند، عامل ايجاد ترس هستند. اگر بتوانيد آنچه را كه قابل كنترل است را انجام دهيد (برنامه‌ريزي)، آنگاه توان رويارويي شما با عناصر غيرقابل كنترل بيشتر مي‌شود.

3- مواجه شدن با ترس

آخرين اقدام رويارويي با ترس‌هاست. اگر ترسي كه با آن روبروييم در فكر ما ريشه دارد تا در خارج از آن، به عبارت ديگر، اگر خطري واقعي در بيرون ما را تهديد نمي‌كند و ما صرفاً از خطري تخيلي در ذهنمان مي‌ترسيم، بهترين پادزهر انجام دادن آن است. فراموش نكنيد كه بايد قدم به قدم و مرحله به مرحله با ترس‌ها روبرو شد. نبايد به يكباره بخواهيد ترس از سخن گفتن در جمع را با سخنراني در تالاري بزرگ رفع كنيد. اول از گروه‌هاي كوچك و اشخاصي كه با آنها آشناييد شروع كنيد. مواجه شدن با ترس‌ها يك فرايند و رونداست.

اضطراب چيست؟

همة انسانها اضطراب را در زندگى خود تجربه مي‌كنند و طبيعى است كه مردم هنگام مواجهه با موقعيتهاى تهديدكننده و تنش‌زا مضطرب مي‌شوند، اما احساس اضطراب شديد و مزمن در غياب علت واضح، امرى غيرعادي است .

اضطراب شامل احساس عدم اطمينان، درماندگى و برانگيختگى فيزيولوژيكى است. به‌طور كلى اضطراب يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دلواپسى است كه با يك يا چند حس جسمى مانند احساس خالى شدن سر دل، تنگى قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد و غيره همراه است.

بررسيها نشان مي‌دهد كه اضطراب در مردها، طبقات اقتصادى مرفه و جوانان كمتر است و در زنان، افراد كم‌درآمد و سالمندان بيشتر شايع مي‌باشد.

علائم و نشانه هاي اضطراب

-عصبى بودن، آرام و قرار نداشتن- تنش- احساس خستگى- سرگيجه- تكرر ادرار- طپش قلب- بي‌حالى- تنگى نفس- تعريق- لرزش- نگرانى و دلهره- بي‌خوابى- اشكال در تمركز حواس- گوش به زنگ بودن

انواع اضطراب

اضطراب انواع مختلف و متنوعى دارد كه هر فردى ممكن است به يك يا چند نوع از اين اختلالات مبتلا باشد:

۱- اختلال اضطراب فراگير يا منتشر (Generalized Anxiety Disorder) تركيبى از علائم زير در اين اختلال وجود دارد:

طپش قلب، تنگى نفس، اسهال، بي‌اشتهايى، سستى، سرگيجه، تعريق، بي‌خوابى، تكرر ادرار، لرزش، فقدان آرامش، مرطوب بودن كف دست، احساس گرفتگى گلو، نگرانى نسبت به آينده، گوش به زنگ بودن نسبت به محيط. در اضطراب فراگير خطر واقعى وجود ندارد.

۲ـ اختلال هراس (Panic Disorder)اين افراد دچار حملات اضطرابى پيش‌بينى نشده‌اى مي‌شوند كه ممكن است ظرف چند ثانيه تا چند ساعت و حتى چند روز نوسان كند. مبتلايان به اين اختلال مي‌ترسند مبادا بميرند، ديوانه شوند يا بي‌اختيار دست به كارهايى بزنند و يا علائم روانى ـ حسى غيرمعمول نشان دهند. ساير علائم اختلال اضطراب فراگير نيز در اين اختلال مشاهده مي‌گردد.

۳ـ ترسهاى اختصاصى يا ساده (Simple Phobia)

شايعترين نوع ترس است. در خانمها بيشتر وجود دارد. يك نوع ترس غيرمنطقى است كه طى آن فرد از مواجهه با اشياء، فعاليتها و موقعيتهاى خاص همچون ترس از حيوانات، طوفان، بلندى، جراحت، خون و مرگ اجتناب مي‌كند. در اين موارد خود فرد متوجه افراطى و غيرمنطقى بودن ترس خويش است.

۴ـ ترس از مكانهاى باز (Agorophobia)

افراد مبتلا به اين اختلال از وارد شدن به موقعيتهاى ناآشنا هراس دارند. مثلاً از رفتن به فضاى باز، مسافرت و حضور در ازدحام امتناع مي‌كنند. اين افراد از ترك كردن محيط منزل دچار ترس شديد هستند. اين اختلال در نوجوانى شروع مي‌شود و معمولاً اين افراد تجربة اضطراب جدايى را در دوران كودكى داشته‌اند.

۵ـ ترسهاى اجتماعى (Social Phobia)

اين نوع ترس از اواخر دوران كودكى يا اوائل نوجوانى شروع مي‌شود. اين افراد در مواجهه با ديگران احساس شرمسارى مي‌كنند، نگران هستند كه دستها و صدايشان نلرزد و سرخ نشود. معمولاً از صحبت كردن و غذا خوردن در حضور جمع، ابراز وجود كردن، انتقاد كردن، اظهارنظر كردن و اشتباه كردن مي‌ترسند.

۶ـ اختلال وسواس (Obsessive-compulsive Disorder)

عبارت است از وسواس شدن افكار يا اعمال غير ارادى، تكرارى و غيرمنطقى كه فرد برخلاف ميل خود آن را تكرار مي‌كند. اين بيمارى مي‌تواند به‌صورت وسواس فكرى، وسواس عملى و يا وسواس فكرى و عملى توأم با هم باشد.در وسواس فكرى، فرد نمي‌تواند فكرى را از ذهنش خارج كند (مثل افكار پرخاشگرى يا جنسي)، يعنى يك فكر، عقيده، احساس مزاحم و تكرار شونده وجود دارد.در وسواس عملى فرد براى اجراى تكرارى عملى خاص يا سلسله اعمالى خاص احساس اجبار مي‌كند مثل شستن مكرر دستها. فكر وسواسى موجب افزايش اضطراب شخص مي‌گردد درحالي‌كه عمل وسواسى اضطراب شخص را كاهش مي‌دهد.

۷ـ اختلال استرس پس از سانحه (PTSD: Post Troumatic Stress Disorder)اين اختلال قبلاً «سندرم موج انفجار» ناميده مي‌شد. معمولاً با يك استرس شديد هيجانى كه شدت آن مي‌تواند براى هركس آسيب‌رسان باشد همراه است از قبيل جنگ، بلا يا سوانح طبيعى مثل زلزله، مورد حمله يا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شديد.

منبع:ترانه اميد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۴:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][k">۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴ابی" href="http://iranmct.com/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C">انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.