مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3225
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 19
همه : 5164188

روشهاي جستجو در گوگل


A. معرفي گوگل :

با رفتن به سايت گوگل نوار ابزار جستجو را مشاهده ميكنيد كه ميتوانيد به طور مستقيم در شبكه ، ميان تصاوير ، گروه ها ، اخبار و … جستجو كنيد
در كنار نوار جستجو لينكهاي advanced search و preferences و language tooles را خواهيد ديد كه به ترتيب براي جستجوي حرفه اي ، تنظيمات شخصي گوگل و تنظيمات زبان گوگل ميباشد
– بعد از پر كردن نوار جستجو با فشردن كليد اينتر لغت جستجو ميشود كه همانند فشردن كليد google search است و با فشردن كليد l’m feeling lucky يك سايت به طور اتفاقي در نتيجه جستجوي شما باز ميشود
بعد از فشردن كليد سرچ در صفحه سرچ گوگل شما با سه قسمت روبرو ميشويد ، سمت چپ سايت هاي يافته شده ، سمت راست : جعبه اي كه در آن تبليغ هاي گوگل بر اساس جستجوي شما نمايش داده ميشود ، بالا : نواري ميبينيد كه آماري از جستجوي شما ميدهد مثلا تعداد صفحات يافت شده ، مكان جستجو كه web ميباشد و زمان جستجو نوشته شده
در زير هر لينك در صفحه جستجو شما دو لينك Cached و Similar pages را ميبينيد كه اولي صفحه ذخيره شده سايت در گوگل را نمايش ميدهد و دومي صفحاتي شبيه آن صفحه را نمايش ميدهد ، Cached زماني مورد نياز است كه يا سايت خراب باشد و يا اگر سايت تغيير كرده باشد لازم داشته باشيم مطالب قبلي سايت را ببينيم

B. تكنيك هاي پايه جستجو :

1. جستجوي ساده : براي جستجوي ساده در گوگل لغت و يا لغت هاي خود را بدون هيچ علامتي در گوگل وارد نماييد مانند

concrete

concrete structure

در اين صورت گوگل در مثال يك در صفحات به دنبال لغت ميگردد و در مثال دو صفحاتي را نشان ميدهد كه آن دو لغت را هم به طور پيوسته و پشت سر هم دارند هم به صورت جدا جدا ( مثلا اگر لغت concrete در ابتداي صفحه سايت باشد و structure در انتهاي صفحه سايت اين سايت را نشان ميدهد)

2. جستجو بوسيله عملگر منطقي ‘+’ : عملگر + همانند استفاده از لغط AND در جستجو مي باشد كه جستجو هاي منطقي را حاصل ميكند و حاصل جستجو هاي زير با يكديگر متفاوت است مثال :

concrete structure

concrete structure +

3. جستجو بوسيله عملگر ‘–’ : عملگر - (منفي) براي حذف كردن يك لغت از جستجو است مثلا در مثال زير ما ميخواهيم دنبال سايت هايي بگرديم كه لغت concrete را داشته باشد و در آن سايتها لغت structure نباشد مثال :

concrete -structure

4. جستجوي عبارت در گوگل : در (1) گفتيم كه اگر دو لغت در سرچ داشته باشيم گوگل به دنبال لغت ها به صورت جدا جدا و پيوسته در سايت ها ميگردد اما اگر بخواهيم عبارت فقط به صورت پيوسته جستجو شود از علامت نقل قول در اول و آخر عبارت استفاده ميكنيم مثال :

"concrete structure"

5. جستجوي تركيبي در گوگل : جستجوي تركيبي به صورت زير ميباشد كه حاصل جستجو يك عبارت تنها و يك لغت است مثال :

concrete structure" tower"

6. عملگر منطقي OR يا | : با استفاده از عملگر منطقي OR و يا استفاده از خط | ميتوانيد به شكل زير جستجوي خود را به شكل منطقي ( يا ) دقيق تر كنيد

Tahiti OR Hawaii

Tahiti | Hawaii

7. عملگر هم معني ها ( ~ ) : با استفاده از عملگر ~ ميتوانيد همزمان از تمام مشتق ها و هم معني هاي لغت مورد جستجو در جستجوي خود استفاده كنيد مانند شكل زير

run~

8. عملگر تا : ميتوانيد با استفاده از دو نقطه بين يك عبارت مقداري از مفهوم — تا — براي دقيق تر شدن جستجوي خود استفاده كنيد ( .. ) مانند شكل زير

recumbent bicycle 0..00

9. عملگر * : توسط عملگر ستاره در ميان عبارت هاي چند لغتي به گوگل دستور ميدهيد « در بين سايت ها آنهايي رو ليست كن كه ابتدا لغتي كه قبل از ستاره است در آنها باشد و با فاصله چند لغت ، لغتي كه بعد از ستاره است قرار داشته باشد! » و به شكل زير استفاده ميشود

“Google * my life“

3. تكنيك هاي قدرتمند جستجو در گوگل :

گوگل براي محدودتر كردن و دقيق تر كردن جستجو عملگر هايي(operator) را پيش بيني كرده كه به شكل كلي زير ميتوان از آنها استفاده كرد توجه شود كه هيچ فاصله اي بين عبارت مورد جستجو ( search term ) و عملگر و علامت ( : ) وجود ندارد

operator:search term

بعضي عملگر ها به صورت مستقل استفاده ميشوند مانند

cache:www.wordpress.com

بعضي عملگر ها بوسيله آرگمان هايي استفاده ميشوند كه گوگل آن آرگمان يا عبارت اظافه را توسط آن عملگر در قسمت مورد نظر جستجو ميكند مثال :

site:www.anarshee.wordpress.com spaghetti

يعني با وارد كردن عبارت بالا در نوار جستجوي گوگل ، گوگل عبارت spaghetti را در وبلاگ anarshee.wordpress.com جستجو ميكند در اينجا عبارت spaghetti آرگمان ميباشد

1. جستجو در يك سايت خاص (site) : به صورت زير عملگر site استفاده ميشود

site:www.asce.com concrete

كه در بالا گوگل در سايت asce به دنبال كلمه concrete ميگردد

2. جستجو به دنبال فايل با پسوند خاص(filetype) : با عملگر filetype ميتوانيد در اينترنت به دنبال فايل هاي خاصي بگرديد كه اين عملگر نيز نياز به آرگمان دارد و به صورت زير استفاده ميشود

filetype:pdf concrete

كه در بالا گوگل به دنبال فايل هاي pdf اي ميگردد كه در آنها از لغت concrete استفاده شده

توجه داشته باشيد كه گوگل نميتواند به دنبال تمام فرمت هاي فايل ها بگردد و ميتوانيد فرمت هايي كه اين قابليت را دارند را در اينجا ببينيد

3. جستجوي سايت هايي كه لينك داده اند(link) : براي جستجوي سايت هايي كه به يك سايت خاص لينك داده اند ميتوانيد از عملگر link به شكل زير استفاده كنيد

link:www.wordpress.com

در بالا گوگل به دنبال سايتهايي ميگردد كه به وردپرس دات كام لينك داده اند

4. جستجو به دنبال نسخه ذخيره شده(cache) : براي جستجوي نسخه ذخيره شده توسط گوگل براي يك سايت ميتوانيد از عملگر cache به صورت زير استفاده كنيد

cache:anarshee.wordpress.com

5. جستجو در عنوان صفحات(intitle , allintitle) : هنگامي كه صفحه را در مرورگر خود باز ميكنيم در بالاي مرورگر عنوان صفحه نمايش داده ميشود كه براي جستجو در عنوان صفحات از عملگر intitle به شكل زير استفاده خواهيم كرد

intitle:learn

جستجو در عناوين سايت ها ميتواند نتايج بهتر و دقيق تري دهد و شما ميتوانيد از عملگر مشابه يعني allintitle نيز استفاده نمياييد

6. جستجو در آدرس يك صفحه(inurl , allinurl , allinanchor , inanchor) : اين يكي از مفيد ترين عملگرهاي گوگل است ، آدرس يا url يك صفحه همان چيزي است كه در address bar براي يك صفحه به نمايش در مي آيد و براي جستجو در url يك صفحه در گوگل ميتوانيد از عملگر inurl به شكل زير استفاده كنيد

inurl:spaghetti bridge

همچنين ميتوانيد از عملگر مشابه يعني allinurl نيز استفاده كنيد

استفاده از اين عملگر بينهايت مفيد است و نتايج جستو را تا حد زيادي دقيق ميكند البته جستجو هاي هوشمندانه هم تاثير به سزايي دارد مثلا

براي پيدا كردن دايركتوري ها يي كه در آنها آهنگ هاي mp3 آپلود شده اند ميتوانيد از اين عملگر استفاده كنيد مثلا آهنگي از خواننده اي كه هيچ كجا براي دانلود آن پيدا نكرده ايد احتمالا ميتوانيد با اين روش در مخفي ترين نقاط اينترنت پيدا كنيد ، مثال :

inurl:rihana download directory

همچنين براي هدف مشابهي ميتوانيد از عملگر allinanchor و inanchor استفاده كنيد

7. توصيف يك لغت(define) : توسط عملگر define گوگل براي شما سايت هاي مرجعي كه در باره لغت خاص توضيح داده اند را پيدا كنيد به شكل زير

define:concerete

8. پيدا كردن صفحات مشابه(related) : توسط عملگر related ميتوانيد سايت هاي مشابه سايت مورد جستجو را ليست كنيد مانند شكل زير

related:www.wordpress.com

9. چند عملگر ديگر هم هست كه به دليل اهميت پايين تر و تخصصي بودن آنها از تشريحشان صرف نظر ميكنيم و ميتوانيد آنها را در قسمت من جهت برداشت فايل پيوست يا لينك كافيست بر روي آن دكمه سمت راست ماووس را زده وسپس save target as رابزنيد

منبع :

http://www.webpardazan.com/itnews/showDesc.aspx?recid=114


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

آموزش روش جستجو در گوگل (google)


اينترنت تكنولوژي مرزناشناسي است كه هر لحظه بر وسعت آن افزوده مي شود. هم اكنون ميلياردها سايت بر روي اين شبكه وجود دارد و هر 5 ثانيه نيز يك سايت به آن افزوده مي شود. اين دنياي مجازي آنقدر بزرگ شده است كه ديگر كاربران بدون استفاده از موتورهاي جستجو قادر به بهره مندي از آن نيستند، و بدين ترتيب روز به روز اهميت استفاده از موتورهاي جستجو بارزتر مي گردد. اما همان اندازه كه اين موتورها مفيد هستند درصورت ناآشنا بودن با نحوه درست كار با آنها مي توانند خسته كننده هم باشند.

امروزه موتورهاي جستجوي زيادي بر روي شبكه وب فعال هستند كه هر يك الگوريتم جستجوي خاص خود را دارد و به نحوي به جستجوي سايتهاي موردنظر شما مي پردازند. اما يكي از پركاربردترين و مفيدترين موتورهاي جستجو گوگل نام دارد كه اين روزها جام پيروزي را از ديگر رقبا ربوده است و روز به روز بر تعداد كاربران خود مي افزايد. بدون ترديد شما هم حداقل براي يكبار گذرتان به http://www.google.com خورده است و صفحه ساده و در عين حال پرقدرت اين جستجوگر را ديده ايد.

جستجوگري كه با پشتيباني از زبانهاي متنوع دنيا كاربران زيادي را به خود جذب كرده است. و شايد همين پشتيباني از زبان فارسي است كه در ميان ايرانيان نيز از استقبال خوبي برخوردار شده است. در اين مقاله مي كوشيم تا ضمن آشنايي با نحوه صحيح كار با اين جستجوگر كارايي بهره مندي از آنرا نيز بالا ببريم.

براي جستجو نمودن يك موضوع در گوگل كافي است كه چند كلمه توصيفي و اصلي موضوع را در نوار مربوطه تايپ نمائيد و سپس كليد Enter را فشار دهيد و يا اينكه روي دكمة Search كه در جلوي نوار جستجو تعبيه شده است كليك نمائيد، تا به ليستي از وب سايتهاي مرتبط با موضوع دست يابيد.

از آنجائيكه گوگل وب سايتهايي را ليست مي كند كه «همه» كلمات مورد جستجوي شما در آن باشند لذا بايستي سعي كنيد تا در نوار جستجو، كلماتي را وارد كنيد كه اساسي تر هستند و از وارد كردن كلمات اضافي بپرهيزيد تا نتايج جستجو به آنچه كه شما مي خواهيد نزديكتر باشند.

براي مثال بجاي آنكه در نوار جستجو تايپ كنيد "نقاش" بهتر است كه نام نقاش مورد نظرتان را تايپ كنيد، مثلاً بنويسيد "پيكاسو". يا اينكه بجاي "اتومبيل" بهتر است بنويسيد "پژو" و يا...

همچنين دقت نمائيد تا كلماتي را بكار بريد كه احتمال وجود توضيحات دربارة آنها بيشتر باشد. مثلاً به جاي نوشتن "گذراندن يك شب خوب در تهران" بهتر است تايپ كنيد "هتلهاي تهران".

از آوردن حروف اضافه خودداري كنيد .

گوگل بطور پيش فرض فقط سايتهائي را ليست مي نمايد كه تمام كلمات مورد جستجو در آنها باشند. و نيازي نيست كه شما بين كلمات جستجو از كلمة پيوند دهندة "و" استفاده نمائيد. به خاطر داشته باشيد كه وارد نمودن چنين كلماتي و كلماتي نظير در، به، و... بر نتيجه جستجو تاثير خواهد گذشت. بطور مثال براي جستجو در مورد تعطيلات در شمال بجاي تايپ نمودن "گذراندن تعطيلات در شمال" بهتر است تنها بنويسيد: "تعطيلات شمال".

گوگل هم براي بالا بردن كيفيت جستجوها بطور اتوماتيك كلمات معمولي و كاراكترهائي همچون "كجا" و "چطور" را از كلمات مورد جستجو حذف مي نمايد. چون اين گونه كلمات باعث كندي عمل جستجو مي شوند و تاثيري هم در بهبود جستجو ندارند و حتي كيفيت نتايج جستجو را كاهش هم مي دهند.

گوگل نسبت به بزرگي و كوچكي حروف حساس نمي باشد. در حقيقت همه حروفي را كه به لاتين در نوار جستجو تايپ مي نمائيد به حروف كوچك تبديل خواهند شد. براي مثال نتيجة جستجوي "george washington"، "George Washington" و "gEoRgE WaShInGtOn" يكسان خواهد بود.

 

جستجوهاي طبقه بندي شده

با همه اين توضيحات اگر مايليد كه نتايج جستجوهاي شما دقيق تر و علمي تر باشند بهتر است سري هم به directory.google.com بزنيد. در اين آدرس فهرستي از سايتهاي اينترنتي با توجه به موضوعات آنها موجود مي باشد. مثلاً اگر دنبال سايتي در مورد سياره زحل مي گرديد، مي توانيد با رفتن به شاخه Science و زير شاخه Astronomy به زير شاخه Saturn دست يابيد. همچنين اگر در مورد خودروي Saturn جستجو مي كنيد مي توانيد سايتهاي مرتبط با آنرا در شاخه Automotive بيابيد.


جستجوي پيشرفته

در جلوي نوار جستجوي گوگل گزينه اي با عنوان «جستجوي پيشرفته» يا «Advanced Search» وجود دارد. با كليك كردن روي اين گزينه وارد صفحه اي با همين نام خواهيد شد. در اين صفحه شما مي توانيد با اعمال تنظيمات و بكار بردن عملگرهاي خاصي دقت جستجويتان را افزايش دهيد.

همانگونه كه از شكل بالا معلوم است، همه گزينه ها به فارسي مي باشند و استفاده از آنها بسيار ساده است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد، اما علاوه بر اين تنظيمات، گوگل از يك سري عملگرها نيز براي محدود كردن جستجوها بهره مي برد. شما بدون رجوع قسمت جستجوي پيشرفته و با دانستن اين عملگرها مي توانيد عمل جستجو را هرچه سريعتر انجام دهيد، در زير به توضيح برخي از اين عملگرها مي پردازيم:

عملگر +
همانگونه كه قبلاً گفتيم گوگل از يك سري كلمات معمولي بصورت خودكار چشم پوشي مي كند، ولي در صورتي كه شما ضروري مي دانيد كه اينگونه كلمات حتماً مورد جستجو قرار گيرند، مي توانيد با قرار دادن يك علامت "+" در جلوي آنها مطمئن شويد كه در نتايج جستجو حتماً وجود خواهند داشت. (دقت كنيد كه قبل از كاراكتر "+" يك فاصله (space) وجود داشته باشد ولي كلمه بعدي بدون فاصله، فوراً پس از آن بيايد).

راه ديگر مقيد نمودن گوگل براي جستجوي كلمه اي خاص اين است كه كلمه مورد نظر را در كوتيشن (" ") قرار دهيد. براي مثال اگر بخواهيم دنبال داستان جنگ ستارگان 1 (Star Wars Episode I) را مورد جستجو قرار دهيم، گوگل كلمة I را مورد جستجو قرار نمي دهد مگر آنكه آنرا بصورت Star Wars Episode +I و يا "Star Wars Episode I" بنويسيم.

عملگر –
برخي اوقات ممكن است كه شما دنبال كلمه اي بگرديد كه بيش از يك معنا دارد، براي مثال كلمه «bass» در ماهيگيري به معناي «ماهي خالدار» است و در موسيقي به معناي «صداي بم». براي حل اينگونه مشكلات مي توانيد از عملگر "-" استفاده كنيد، تا گوگل به دنبال سايتهايي بگردد كه كلمة بعد از اين عملگر در آنها نباشند. (دقت كنيد كه قبل از كاراكتر "-" يك فاصله (space) وجود داشته باشد ولي كلمه بعدي بدون فاصله، فوراً پس از آن بيايد). مثلاً در مثال فوق مي توانيد بنويسيد: bass –music.

عملگر ~
گاهي ممكن است كه شما فقط به دنبال كلمه اي خاص نباشيد و بخواهيد كه به دنبال كلمات مرتبط با آن نيز بگرديد. براي اين كار از اين عملگر استفاده مي شود. براي مثال اگر در كادر جستجو تايپ كنيد «كيفيت غذا» در نتيجه سايتهايي ظاهر خواهند شد كه كلمه «كيفيت» و كلمه «غذا» در آنها وجود داشته باشد. و حتي ممكن است كه اين دو كلمه اصلاً به هم ربط هم نداشته باشند. اما اگر تايپ كنيد «~كيفيت ~غذا» دنبال سايتهايي مي گردد كه درباره كيفيت غذاها نوشته باشند.

عملگر ""
همانگونه كه قبلاً نيز گفته شد، براي جستجوي عبارتي خاص بصورت كامل (نه بصورت كلمات جدا از هم) بايستي آن عبارت را در داخل كوتيشن (" ") قرار داد.

عملگر «يا»
گوگل از ياي منطقي پشتيباني مي كند. بدين معنا كه اگر دنبال كلمه اي خاص «يا» بجاي آن كلمه اي ديگر مي گرديد، مي توانيد در بين اين دو كلمه از «يا» استفاده كنيد. براي مثال اگر در كادر جستجو تايپ كنيد «تعطيلات در شيراز يا اصفهان» آنگاه گوگل دنبال سايتهايي مي گردد كه در خصوص تعطيلات در شيراز يا در اصفهان باشند.


عملگر SITE
اگر مي خواهيد كه عمل جستجو در سايت بخصوصي انجام گيرد، مي توانيد پس از وارد نمودن كلمه مورد نظر عملگر Site: را آورده و پس از آن آدرس سايت را بياوريد. براي مثال براي جستجوي «پذيرش» در سايت دانشگاه استانفورد مي توانيد بنويسيد: admission site:www.stanford.edu


عملگر ..
براي اينكه جستجو را محدود به سايتهايي كنيد كه در آنها اعداد محدودة خاصي وجود داشته باشند، مي توانيد از اين عملگر براي نشان دادن محدودة عددي مورد نظر بهره بريد. مثلاً اگر به دنبال DVD Playerهاي با قيمت 250 تا 350 دلار مي گرديد، بايستي اينگونه خواسته تان را بيان كنيد: DVD player 0..350 (توجه داشته باشيد كه بين دو نقطة عملگر هيچ فاصله اي نباشد).
صفحه نتايج جستجو


صفحه نتايج جستجوي گوگل ـ چه به فارسي باشد و چه به انگليسي ـ را مي توان به 16 قسمت تقسيم نمود، كه در زير به شرح مختصر هر يك از آنها مي پردازيم:


1-لينكهاي بالايي گوگل ناميده مي شوند. با كليك روي هر گزينه مشخص مي كنيد كه در چه زمينه اي مي خواهيد جستجو كنيد. سايتها، تصاوير، خبرها، گروهها و...

2-دكمة Search يا جستجو براي شروع عمل جستجو بكار مي رود. بجاي بكار بردن اين دكمهمي توانيد كليد Enter را فشار دهيد.

3-لينك Advanced Search يا جستجوي پيشرفته شما را به صفحه تنظيمات پيشرفته جستجو مي برد.

4-كادر جستجو ناميده مي شود كه براي تايپ نمودن كلمات مورد جستجو بكار برده مي شود.

5-لينك Preferences يا تنظيمها شما را به صفحه تنظيمات گوگل مي برد تا در آنجا مشخص كنيد كه مي خواهيد در هر صفحه نتايج جستجو چه تعداد سايت ليست شود، و يا اينكه زبان مورد استفاده چه زباني باشد و...

6-نوار آبي رنگي كه مشاهده مي نمائيد، نوار آمار مي باشد كه آمار تعداد سايتهايي كه يافته شده است و همچنين مدت زماني كه جستجو طول كشيده است را نشان مي دهد.

7-Tipها توضيحات كوتاهي هستند كه شما را براي جستجوي بهتر راهنمائي مي كنند.

8-گوگل داراي منابع اطلاعاتي متنوع و ويژه اي است كه بر اساس تجربه جستجوي كاربران مختلف جمع آوري شده اند و اغلب اين منابع به جستجوي شما نزديكتر است و در بالاي نتايج جستجوها قرار مي گيرند. گوگل براي گرفتن نتيجه بهتر شما را به ديدن منابع اطلاعاتي خودش دعوت مي كند..

9-در قسمت نتايج جستجو اولين چيزي كه مي بينيد عنوان صفحه اي است كه كلمات مورد نظر در آن يافته شده است. گاهي اوقات در اين قسمت يك آدرس اينترنتي قرار مي گيرد كه به معناي آن است كه صفحه موردنظر بدون نام مي باشد
 .
10-پس از عنوان سايت، قسمتهايي از سايت كه كلمات شما در آن يافت شده اند، بصورت خلاصه آورده مي شود. اين متن كوتاه به شما اين امكان را مي دهد تا قبل از كليك كردن روي عنوان آن و ديدن محتويات سايت ببينيد كه آيا اين صفحه كاملاً مطابق با خواسته شما مي باشد يا نه.

11-آدرس سايتي كه كلمات در آن يافته شده اند، مي باشد.

12-اندازه يا سايز متني قسمتي از سايت را كه متن موردنظر شما در آن يافته شده است را نشان مي دهد. در برخي موارد اين اندازه ديده نمي شود.

13-به هر دليلي اگر با كليك كردن بر روي عنوان سايت و يا آدرس سايت، قادر نيستيد كه محتويات آنرا ببينيد، مي توانيد با كليك كردن بر روي گزينه Cached يا نسخه ذخيره شده، همان سايت را از روي سٿروٿر گوگل ببينيد. (لازم به توضيح است كه گوگل قسمتهايي از برخي سايتها را براي دسترسي و جستجوي سريعتر بر روي سٿروٿر خود ذخيره مي نمايد. شما با كليك كردن روي اين گزينه مي توانيد به قسمتهاي ذخيره شده روي سرور گوگل دسترسي پيدا كنيد).

14-با كليك روي گزينه Similar Pages يا صفحات مشابه جستجوگر گوگل شما را به سمت صفحاتي شبيه به صفحه يافته شده راهنمائي مي كند.

15-وقتي كه گوگل كلمه مورد نظر شما را در يك سايت در چند صفحه پيدا مي كند، ابتدا صفحه اي كه به درخواست شما نزديكترند را مي آورد و سپس صفحه دوم را بصورت تو رفته نشان مي دهد.

16-اگر در يك سايت در بيش از دو صفحه كلمات مورد نظر شما يافت شوند براي ديدن صفحات سوم به بعد بايستي روي اين گزينه كليك نمائيد.

منبع :

http://startweb.ir/search/000042.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

قواعد كلي جستجو در گوگل

براي يك لحظه تصور كنيد كه چه اتفاقي مي افتاد اگر چيزي به نام موتور هاي جستجو (يا همان Search Engine) وجود نداشت. مطمئنا دنيايبزرگي همچون اينترنت به يك غار بي ابتدا و انتها بدل مي شد. خب حالا كه خوشبختانه اين ايده رشد يافته و بزرگ شده است دانستن روشهاي استفاده از اين ابزارهاي مفيد و بطور مشخص مفيد ترين و معروفترين آنها يعني Google مي تواند بسيار موثر باشد. در اين مقاله كليه راههاي مفيد و ترفند هاي جستجو در گوگل آمده است كه دانستن آنها در مواقع ضروري بسيار مفيد مي باشد.


همانطور كه ميدانيد فرهنگ هاي لغت فرنگي (و يا همان Dictionary ها) هر ساله و شايد هم هر شش ماه يك بار تجديد چاپ مي شوند كه علت اينكار افزودن كلمات جديد است (زياد به خودتان فشار نياوريد اين كار در ايران هنوز بعد از گذشت چندين ده سال از مرحوم شدن خدا بيامرز دهخدا انجام نشده است!). سال پيش يكي از اين كلمات افزوده شده كلمه Google بود معني آن را هم كه مي توانيد حدس بزنيد: جستجو كردن. كه اين خود به اهميت اين غول بزرگ دنياي سايبر اشاره دارد. قواعد جستجو در اين سايت نيز روش هاي مخصوص به خود دارد كه آنها را در دو قسمت بررسي مي كنيم :
1- قانون هاي پايه اي يا Basic :
الف: نخستين كاري كه هر شخص معمولي در يافتن مطلب مورد نظر خود در گوگل انجام ميدهد اين است كه بطور ساده كليد واژه مورد نظر خود را تايپ كند كه اين كار اطلاعات عمومي مربوط به آن واژه را ارائه ميدهد مثلا اگر تايپ كنيم POP صرفنظر از اينكه منظور ما پاپ ژان پل دوم بوده و يا موسيقي پاپ ، اطلاعات كلي از اين دو موضوع و شايد موضوع هاي متفاوت ديگر نمايش داده شود. و تازه اين در مورد جستجو درباره يك كلمه است و اگر بجاي يك كلمه يك جمله را بطور معمولي جستجو كنيم گوناگوني جواب ها بدتر هم ميشود چون هنگامي كه گوگل با يك جمله روبرو ميشود كليه كلمات آن جمله را تك تك جستجو مي كند . راه حل اين موضوع در استفاده از Double Quotation و يا همان " است بدين ترتيب با قرار دادن آن در دو طرف جمله مورد نظر متن را به عنوان يك جمله به گوگل مي فهمانيم مثلا جستجوي "All About Iranian Culture " نسبت به جستجوي آن بدون Quotation بسيار دقيق تر است.
ب: نكته ديگر در رابطه با روش جستجو اينكه گوگل كلمات متداول نظير a ،One ، Where ،How و... را ناديده ميگيرد چوت اين كلمات به علت تكرار زياد در صفحات مورد جستجو، باعث پائين آمدن سرعت جستجو ميگردد كه البته ميتوان گوگل را به يافتن اين نوع كلمات در جاهائي كه نبود آنها در نتايج موثر است ، وادار نمود بدين صورت كه قبل از حرفي كه قرار است گوگل را به يافتن آن وادار كنيم يك علامت + ميگذاريم البته بايد توجه داشت كه حتما قبل از اين علامت مثبت ، يك فاصله يا Space بايد قرار دهيم مثلا Star Wars Episode +2 . راه ديگر استفاده از تكنيك قبلي و همان Double Quotation (" ") در دوطرف جمله ميباشد.
پ : گاهي اوقات اتفاق ميافتد كه در يافتن يك كلمه به علت تشابه معني آن با يك كلمه ديگر به نتايج غير مربوط زيادي ميرسيم (همانند آنكه در بالا گفته شد) كه اين مطمئنا مطلوب نيست و يافتن راه حلي براي جدا ساختن ايندو از يكديگر بسيار حياتي مي نمايد . براي اين كار نيز روشي مشابه روش قبلي منتهي از راه معكوس وجود دارد بدين صورت كه ابتدا كلمه مورد نظر، سپس يك فاصله يا Space و سپس يك علامت منفي (-) و در ادامه معني كه ميخواهيم از نتايج جستجو حذف شود، مثلا : POP-Music جستجو را به منابع مذهبي پيرامون رهبر كاتوليك ها محدود ميكند.
در اين ميان دانستن چند مورد ديگر نيز مي تواند مفيد باشد از جمله اينكه گوگل به بزرگ و كوچك بودن كلمات حساس نيست و براي آن كلمات IRAN ، Iran و يا irAN همگي مشابه هستند.
دومين نكته اينكه وقتي بدنبال كلمه اي در گوگل جستجو ميكنيد كليه مشتقات آن كلمه از نظر معنائي نيز جستجو ميگردند كه اين امكاني بسيار مفيد براي يافتن مطالبي است كه انتظار آنها را نداريد (به اين خصوصيت Stemming ميگويند) يكي از كاربردهاي جالب اين ويژگي گوگل در يافتن جملاتي است كه آنها را بطور كامل بياد نمي آوريم كه در اينجا بجاي هر كلمه اي كه فراموش كرده ايم ميتوانيم يك * بگذاريم يعني در حقيقت هر ستاره بجاي يك كلمه است و مثلا سه ستاره براي سه كلمه مي باشد . خصوصيت بعدي كه شايد تابحال از آن استفاده نكرده ايد ولي بيش از همه آن را ديده ايد دكمه اي است كه در صفحه اصلي در كنار دكمه جستجو قرار دارد با نام : I'm Feeling Lucky (من خوش شانسم!) . با استفاده از اين كلمه به نتايجي مي رسيد كه باز هم انتظارش را نداريد مثلا اگر تايپ كنيد تهران ممكن است در اين قسمت يك لينك مستقيم به دانشگاه تهران و يا يك لينك به سايت متروي تهران بيابيد.


2- قانون هاي پيشرفته يا Advanced :
لينك دسترسي به اين قسمت درست در مقابل كادري كه كلمات خود را در آن مينويسيم قرار دارد ، كه در آن ميتوان جستجوي خود را بسيار محدود تر و در نتيجه بسيار دقيق تر نمود از جمله امكانات اين قسمت ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
- محدود كردن جستجو به سايتهائي كه تمامي جمله اي كه شما نوشته ايد را در خود دارند.
- محدود كردن جستجو به مواردي كه حداقل يكي از كلمات شما را در بر دارند.
- محدود كردن جستجو به مواردي كه كلمات جستجوئي شما را اصلا ندارند!
- محدود نمودن جستجو به سايتهايي كه با فرمت خاصي نوشته شده اند.
- سايتهايي كه در يك محدوده زماني مشخص بروز (Update) شده اند.
- مواردي كه شامل اعدادي در يك محدوده معين هستند.
- سايتهائي كه داراي يك Domain (نام سايت) مشخص هستند.
- مواردي كه شامل مطالب غير اخلاقي نيستند.
- و...
البته ليست بالا گوشه اي از امكانات اين قسمت است كه بسيار در يافتن نتيجه دلخواه موثرند. يكي از اين قابليتها كه براي خود من بسيار كاربردي و جالب است امكان استفاده از جستجو با محدود كردن زبان است. حتما تا بحال برايتان اتفاق افتاده است كه بخواهيد مطلبي را در سايتهاي فارسي جستجو كنيد خب در اين لحظه چه ميكنيد راه حل اولي كه تقريبا همه به آن اشاره خواهيد كرد اين است كه كلمه مورد نظر را به فارسي تايپ كنيد كه راه بدي هم نيست . ولي اگر كلمه مورد نظر شما خود فارسي نباشد و منظور شما هم يافتن آن كلمه در سايتهاي فارسي زبان باشد چه ؟ مثلا بدنبال يافتن مقاله اي فارسي در رابطه با اثرات اجتماعي پديده اي بنام Wikipedia ميباشيد. راه حل در جستجوي پيشرفته گوگل نهفته است جائيكه ميتوان جستجو را از ميان بيشتر از يكصد زبان مختلف (از جمله پارسي) انجام داد كه با اينكار كلمه مورد نظر فقط و فقط در ميان سايتهائي كه زبان اصلي شان مثلا فارسي است، جستجو ميشود.
همانطور كه گفته شد جستجوي پيشرفته به موارد فوق محدود نميشود و براي استفاده هاي مختلف هنوز هم چيزهاي ديگري وجود دارد. از اين ميان علائمي وجود دارد كه گوگل در اصطلاح به آنها Operator ميگويد كه به آنها ميپردازيم :
- اپراتور + يا مثبت كه در بخش قبلي در مورد آن صحبت كرديم.
- اپراتور مترادف : كه با علامت ~ نشان داده ميشود بدين صورت كه با اضافه كردن اين علامت در پشت كلمه مورد نظر علاوه بر جستجوي آن مترادف هاي آن كلمه نيز جستجو ميگردند مثلا~Food به كليه معاني مشابه با تغذيه نيز ميپردازد.
- اپراتور OR : با قرار دادن اين عملگردر ميان دو كلمه ميتوان نتايج جستجو را به سايتهائي كه اين يا آن و يا هردوي اين دوكلمات را در بر دارند محدود كرد (توجه داشته باشيدكه در اين يك مورد حتما بايد OR را با حروف درشت بنويسيد)
- اپراتور جستجو در يك سايت معين : توسط اين عملگر ميتوان يك سايت دلخواه را بدنبال يك مطلب معين جستجو كرد بدين صورت كه اول كلمه مورد نظر سپس يك فاصله سپس تايپ كلمه Site: و در ادامه نيز بدون فاصله نام كامل سايت را بنويسيد مثلا Iran site:www.youtube.com سايت يوتيوب را به دنبال كلمه ايران ميگردد.
- اپراتور محدوده عددي : چون همانطور كه گفته شد گوگل كلمات متداول نظير كليه اعداد را در جستجو ناديده ميگيرد بنابراين استفاده از يك اپراتور جهت جستجوي اعداد ضروري است . اين عملگر براي نشان دادن محدوده ميان دو عدد است مثلا فرض كنيد كه قصد خريد يك دوربين با قيمت متوسط در محدوده 5 تا 7 مگاپيكسل را داريد . اين عملگر از دو عدد نقطه ( .. ) تشكيل شده است مثلا با استفاده از آن مثال بالا ميشود : Mid Price Digital Camera 5..7 Megapixels. نكته مهم: در استفاده از اين عملگر استفاده از يك راهنما براي گوگل براي اينكه بفهمد اين عدد مربوط به چه چيزي است ضرورت دارد. مثلا در مثال بالا از مگاپيكسل استفاده شد.
نكات جالب در رابطه با اين موتور جستجو بسيار فراوان است و هر روزه نيز بر امكانات آن افزوده ميشود ولي آنچه اهميت دارد استفاده از اين امكانات فراوان است. اميدوارم از اين پس جستجوي بهتري با گوگل داشته باشيم.

http://www.writeage.com/google_searching_methods.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

روش هاي جستجو در گوگل
 

اگر ميخواهيد كلمات تايپ شده در جستجو باشند آنها را با فاصله بصورت ساده در كنار هم بنويسيد.
 Zabet Web Design
اگر بخواهيم نتايج جستجوي به جاي شامل بدون چند كلمه يك جمله چند كلمه اي را بدون كاستي شامل شود از دابل كوتيشن استفاده مي كنيم
 "Zabet Web Design"
اگر ميخواهيد يكي از كلمات شما حداقل در نتايج باشند بين آنها OR بگذاريد.
 OR Web Design OR Zabet
اگر بخواهيد يك كلمه حتما باشد و همراه با يكي از دو كلمه ديگر بيايد از حالت پرانتز ميتوانيد استفاده كنيد.
 Persian (yahoo OR blog)
اين جستجو دو عبارت را جستجو ميكند:
 Persian Yahoo & Persian Blog
اگر بخواهيد كلمه خاص شما در title صفحه موجود باشد بايد از كلمه كليدي intitle استفاده كنيد.
 intitle: "zabet  web services"
اگر بخواهيد كلمه اي كه وارد كرده ايد بخشي از آدرس url صفحه اي باشد از inurl استفاده كنيد.
 اين جستجو تمام كلماتي كه در آدرس سايت آنها كلمه پرشين موجود باشد را پيدا ميكند.
 inurl:Persian
اين دستور جستجوي شما را به URL صفحات وب محدود مي‌كند. اين دستور براي يافتن صفحات help بسيار خوب كار مي‌كند، زيرا آن‌ها نسبتا در
 ساختار خود منظم‌اند و allinurl: متغيري است كه همه كلمات ليست شده در URL را پيدا مي‌كند ولي در تركيب با دستورت ديگر خوب كار نمي‌كند.
 allinurl:search help
همانطور كه مي‌بينيد استفاده inurl: به جاي site: يك مزيت ضروري دارد و آن اينست كه شما مي‌توانيد از آن براي جستجوي ساب‌دايركتوري‌ها (زيرفهرست‌ها) نيز استفاده نماييد.
 تذكر: در استفاده از دستور inurl: براي داشتن نتايج بيشتر از //:http استفاده نكنيد.
 همچنين شما مي‌توانيد inurl: را در تركيب با site: به كار بريد تا بتوانيد اطلاعات ساب‌دامين‌ها (زيردامنه‌ها) را استخراج نماييد. براي مثال opensource.org چند تا ساب‌دامين دارد؟ يك جستار سريع به شما كمك مي‌كند تا به پاسخ اين جواب برسيد:
 site:opensource.org -inurl:www.opensource.org
اين جستجو از گوگل ميخواهد تا تمام صفحات دامنه opensource.org را ليست كند، اما صفحاتي را كه از زير دامنه معمول www هستند و شما آن‌ها را قبلا ديده بوديد، ناديده بگيريد.
 
اگر ميخواهيد گوگل فقط بدنه متون را جستجو كند از كلمه intext استفاده كنيد .
 intext: "access 2000 problems"
اين دستور يك كپي از صفحه‌اي كه در گوگل ايندكس گذاري شده است را، مي‌يابد. حتي اگر آن صفحه ديگر در URL اصلي در دسترس نباشد يا
 محتوايش به كلي تغيير كرده باشد.
 cache:www.zabet.ir
cache گوگل مخصوصا براي باز يافتن نگارش قبلي يك صفحه كه بارها تغيير مي‌كند، مناسب است.
 
اين دستور جستجوي شما را به تاريخ به خصوصي يا يك محدوده تاريخي كه صفحه در گوگل ايندكس گذاري شده، محدود مي‌نمايد. بايد در نظر داشت كه اين جستجو، كاري به تاريخي كه يك صفحه ساخته شده است، ندارد و تنها بر مبناي تاريخ ايندكس گذاري در گوگل، عمل مي‌كند.
 "Microsoft" "Windows XP" daterange:2450958-2450968
اگر ميخواهيد كه گوگل فقط در يك سايت خاص دنبال مطلب وارد شده شما بگردد بعد از نوشتن موضوع جستجو از كلمه site به شكل زير استفاده كنيد :
 site:zabet.ir
اين كد در ادامه جستجوي شما باعث ميشود تا گوگل بدنبال مقاله مورد نظر شما در سايت zabet.ir بگردد .
 
اگر شما يك سايت يا وبلاگ داريد و ميخواهيد بدانيد چه كساني لينك سايت شما را در سايتشان قرار داده اند از كلمه link با آدرس خودتان بشكل زير استفاده كنيد .
 link:www.zabet.ir
اگر ميخواهيد دنبال فايلهايي خاصي كه با موضوع شما مرتبط هستند بگرديد از كلمه filetype بصورت زير استفاده كنيد .
 filetype:pdf Persian Web Designer
اين كد جستجو فايل هاي pdf كه درباره طراحانان ايراني وب باشند را بشما نشان ميدهد .
 
يك نكته در جستجو : گوگل حداكثر ۱۰ كلمه را براي جستجو مي پذيرد و اگر بيشتر باشد از بقيه كلمات صرفنظر ميكند .
 گوگل كلمات ربطي ساده مانند a , an , and , the ,of را ناديده ميگيرد .
 براي اينكه اين كلمات را هم جزو متن كلمات در خواستي شما در نظر بگيرد بايد قبل ازاين كلمات يك علامت بعلاوه + قرار دهيد.
 programming +web
اگر بخواهيد چيزي در جستجوي شما اصلا نباشد از علامت منفي در كنار آن كلمه خاص استفاده كنيد.
 اين حالت براي كد ها هم تاثير دارد. مثلا ميخواهيد كلمه programming را جستجو كنيد.
 اما نميخواهيد كلمه web در نتايج جستجوي شما باشد :
 پس مي نويسيد :
 programming –web
اگر مي خواهيد در وب سايت هاي مختلف دنبال فايل خاصي مانند mp3 يا pdf بگرديد از اين روش استفاده كنيد:
 intitle:index.of? pdf web design
گاهي ممكن است كه شما فقط به دنبال كلمه اي خاص نباشيد و بخواهيد كه به دنبال كلمات مرتبط با آن نيز بگرديد. براي اين كار از اين عملگر استفاده مي شود. براي مثال اگر در كادر جستجو تايپ كنيد «طراح وب» در نتيجه سايتهايي ظاهر خواهند شد كه كلمه «وب» و كلمه «طراح» در آنها وجود داشته باشد. و حتي ممكن است كه اين دو كلمه اصلاً به هم ربط هم نداشته باشند. اما اگر تايپ كنيد «~وب ~طراح» دنبال سايتهايي مي گردد كه درباره طراحان وب نوشته باشند.
 ~web ~designer
اگر بخواهيم تعداد نتايج دريك جستجو را مثلا به صد نتيجه در يك صفحه افزايش دهيد از num=100 در متن جستجوي خود استفاده ميكنيم .
 web designer num=100
براى فراهم سازى نتايج دقيق، گوگل از بند آوردن يا “wildcard” براى حمايت از جستجوهاى خود استفاده نميكند.
 براى مثال اگر شما “googl” را جستجو كنيد نتايج ارايه شونده شامل “googler” يا “googlin” نميشوند.
 جستجوهاى گوگل حساس به حالت نوشتن (case sensitive) آنها نيست.
 تمامى كلمات بعد از ورود به حروف كوچك تبديل ميشوند. براى مثال اگر وارد كنيد “GOOGLE” يا “GoOgLe” به عنوان “google” شناخته ميشود.
 
براي اينكه جستجو را محدود به سايتهايي كنيد كه در آنها اعداد محدودة خاصي وجود داشته باشند، مي توانيد از اين عملگر براي نشان دادن محدودة عددي مورد نظر بهره بريد. مثلاً اگر به دنبال DVD Playerهاي با قيمت ۲۵۰ تا ۳۵۰ دلار مي گرديد، بايستي اينگونه خواسته تان را بيان كنيد: DVD player 0..350 (توجه داشته باشيد كه بين دو نقطة عملگر هيچ فاصله اي نباشد).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۲۱)

نگوئيم : سُجده . نگوئيم : سِجده . بگوئيم : سَجده

نگوئيم : زكات فطريه . بگوئيم : فطريه يا زكات فطره .

نگوئيم : حجة بن الحسن . بگوئيم : الحجة بن الحسن . حجت عَلَم است و بايد با الف و لام دريك جمله عربي نوشته و خوانده شود .

نگوئيم : تسعة المعصومين . بگوئيم : التسعة المعصومين . التسعة موصوف والمعصومين صفت است و بايد با الف و لام همراه باشد .

نگوئيم : مَحال ( به معناي غير ممكن ) . بگوئيم : مُحال . مانند مُجاز و مُباح . مَحال جمع محل است .

نگوئيم : مقام عظماي ولايت . بگوئيم : مقام معظم ولايت . كلمه مقام مونث نيست و صفت عظما مونث است .

نگوئيم : سياست هاي داهيانه . . .  . داهيانه زيركي موذيانه و منفي است و معمولا براي نيرنگ هاي روباه و امثال آن به كار مي رود .

نگوئيم : سرمنشأ . بگوئيم : منشأ . منشأ به معناي سرچشمه و محل پيدائي است و نياز به سر ندارد  .

نگوئيم : متعال . بگوئيم : متعالي .

نگوئيم : اِصالت . بگوئيم : اَصالت .

نگوئيم : لِذّت . بگوئيم : لَذت .

نگوئيم : قوس و قَزَح . بگوئيم : قوسِ قُزَح .

نگوئيم : ترجُمه . بگوئيم : تَرجَمَه .

نگوئيم : سَلاح ( جنگ افزار ) . بگوئيم سِلاح .

نگوئيم : ذوي الحقوقين . بگوئيم : ذوي الحقوق .

نگوئيم : لايعقَل ( به فتح قاف ) . بگوئيم : لا يعقِل .

نگوئيم : نلبكي . بگوئيم : نعلبكي ( واژه اي روسي است )

نگوئيم : فلاكس . بگوئيم : فلاسك ( واژه اي فرانسوي است )

نگوئيم : يا ابوالفضل (ع) . بگوئيم : ياابالفضل .

نگوئيم : مِهدي . بگوئيم : مَهدي .

نگوئيم : رُمّان ( داستان بلند ) . بگوئيم : رُمان ( بدون تشديد ميم ) . رُمّان باتشديد ميم واژه اي عربي و به معناي اناراست .

نگوئيم : طلبه ها ، اولادها ، احوالات ، بيوتات ، شئونات ، اسلحه ها و امثال اين ها . بگوئيم : طلّاب ، اولاد ، احوال ، بيوت ، شئون ، اسلحه و ... تمام اين واژه ها خود جمع هستند و جمع بستن آن ها ( جمع الجمع ) ، درست نيست .

نگوئيم : تصفيه حساب . بگوئيم : تسويه حساب .

نگوئيم : احسن ( به قصد گفتن آفرين بر تو ) . بگوئيم : احسنت . ( احسن يعني نيكوتر )

نگوئيم : شيك . بگوئيم : زيبا . خوش نما ( شيك كلمه فرانسوي است )

نگوئيم : گل رز . رز يعني گل سرخ  .

 

بد نيست بدانيم :

بَدَوي به معناي بياباني و بَدوي به معناي ابتدائي است .

بخشودن به معناي عفو كردن و بخشيدن به معناي عطاكردن است .

بالطبع به معناي طبيعتا و بالتَّبَع به معناي درنتيجه است .

اَنعام به معناي چهارپايان و اِنعام به معناي بخشش است .

اَمارت به معناي نشانه و اِمارت به معناي فرمانروائي است .

الهه به معناي ربّ النوع و آلهه به معناي خدايان است .

الغاء به معناي لغو كردن و القاء به معناي تلقين كردن است .

اِعلام به معناي آگاه كردن ، اَعلام به معناي برجسته ها و شخصيت ها و اِعلان به معناي آشكاركردن است .

اَفكار به معناي فكرها و انديشه ها و اَفگار به معناي زخمي و مجروح است .

اَشغال به معناي شغل ها و اِشغال به معناي تصرف كردن است .

اَخَوان به معناي دوبرادر و اِخوان به معناي برادران است .

اَتباع به معناي پيروان و اتِّباع به معناي پيروي كردن است .

 

ايسم Ism يا ايزم را به جاي ايست Ist يا به عكس به كار نبريم

Ism پسوندي براي بيان يك طرز تفكر خاص فلسفي ، تاريخي ، اجتماعي ، علمي و مكتب ويژه اي است . Ist بيانگر فردي است كه آن مكتب و طرز تفكر را پذيرفته است . مثلا : كاپيتاليسم

Capitalisme

 يك مكتب اقتصادي خاص ولي كاپيتاليست Capitaliste كسي است كه چنين طرز تفكر و مكتب اقتصادي را پذيرفته است . همانطور كه نمي توان واژه تشيع را به جاي واژه شيعه به كاربرد ، نمي توان از اين دو واژه به جاي يكديگر استفاده كرد .

چند مكتب معروف عبارتند از :

اگزيستانسياليسم

Existansialisme مكتب خاص فلسفي كه به جاي جهان شناسي برجان شناسي ووجود تأكيد فراوان دارد . اگر كسي اين مكتب را پذيرفت ، اورا اگزيستانسياليست Existansialiste مي نامند .

كمونيسم

Communisme مكتب اقتصادي خاصي كه بر مالكيت جمعي و اشتراكي تأكيددارد . اگر كسي اين مكتب را پذيرفت ، اورا Communiste مي نامند .

داروينيسم يك مكتب اعتقادي خاص كه قائل به تكامل انواع است . كسي كه آن را بپذيرد ، داروينيست مي گويند .

صِهيونيسم يك مكتب اجتماعي و سياسي خاص كه تأكيد بربرتري نژاد خاص دارد و منسوب به كوه صهيون است . كسي كه تابع اين مكتب باشد ، صهيونيست مي نامند .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

آئين روايتگري (قسمت دوم) استاد ماندگاري


بسم الله الرحمن الرحيم ، الهم كن لويك الحجة ابن الحسن ، صلواتك عليه و علي آبائه ، في هذه الساعة و في كل الساعة ، ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عينا ، حتي تسكنه أرضك طوعا ، و تمتعه فيها طويلا . هديه به ارواح طيبه ائمه معصومين ( ع ) ، ارواح طيبه شهدا ، روح والاي امام عزيزمون ، ارواح مؤمنين و مؤمنات ، اساتيد و معلمانمون ، ارواح و شهداي اين جمع و اين شهر ، هديه به ساحت مقدس سيد و سالار شهيدان و شهداي كربلا صلوات ختم كنيد .

      بحث مون در اصول روايتگري بود ، پنج اصل از اصول روايتگري رو اشاره كرديم ، اصل تشخيص ، اصل تكريم ، اصل تسهيل ، اصل تدريج و اصل تناسب . در بحث اصل تناسب اشاره كردم كه تناسب با زمان و مكان و موضوع و مخاطب داشته باشه و براي اينكه شبه اي هم ايجاد نشه ، عرض كردم كه انشاءالله تو مسائل حاد سياسي وارد نشيم ، والا تو مسائل كلان مملكت مثلاً بحث انرژي هسته اي و يا بحث به تعبير آقا ناتوي فرهنگي كه راه اندازي كردند ، اجماع دشمنان بر حتم اسلام و مسلمين اينها بحث هاي خاص باندهاي سياسي نيست . من گفتم بحث جناح ها و گروه هاي مختلف سياسي رو وارد نشيم . من در دهه محرم در جماعة الحسين ، هيئت رزمندگان ، بحثي رو توفيق داشتم كه از طريق صدا هم پخش مي شد ، بحث استقامت عاشورايي بود . احساس مون اينه كه يكي از مباحث جدي كه امروز بايد براي مخاطبان به ويژه مخاطبان جوان مون داشته باشيم ، بحث مقاومت عاشوراييست و به عنايت امام رضا و حضرت حق ، در اين مباحث موضوعات قشنگي شد . سي ديش هم جماعة الحسين آماده داره . عزيزان اگر يك ملاحظه اي بفرمايند بحث مقاومت عاشورايي بحث قابل توجهيست انشاءالله .

      اصل ديگري كه در روايتگري تخصصي هست ، اصل تعليم و تربيته . ما اگر قائليم كه مي خواهيم مخاطبان خودمون رو به درجه شهدا برسونيم ، فرض كنيد مخاطبان ما پنجم ابتداييند و شهداي ما دكترايند . كسي كه مي خواد مخاطبان خودش رو از پنجم ابتدايي برسونه به دكترا و ليسانس بايد سيستم تعليم و تربيت رو بلد باشه و ما بايد روايتگري مون رو تبديل كنيم به كار آموزشي و يكي از چيزهايي كه كار ما رو آموزشي مي كنه اينه كه ، اون مقدار از كاروان ها كه در اختيار ماست ، توصيه كنيم دفترچه خاطرات با خودشون بردارند . براي يادداشت اونها رو آماده كنيم و اهل يادداشت باشند و بحث هاي ما رو يادداشت كنند . حتي من با خيلي از كاروان ها كه همراه بودم ، گفتم بياييد يك دفترچه يادگار اين سفرتون باشه . هم خاطرات رو بنويسيد ، هم نكته ها و هم بحث هايي كه براتون مي گم . مردم رو آوزشي وادار كنيد به نوشتن . امروز از اين ضبط هاي ام پي تري فراوانه ، وادارشون كنيم بحث هامون رو ضبط كنند چون وقتي ضبط       مي كنند ما هم با دقت بيشتري صحبت مي كنيم .

      نكته ديگر اينكه خودم با مطالعه و دسته بندي حرف بزنم ، مخصوصاً فرصت هاي روايتگري ما خيلي كوتاهه ، يا تو اتوبوسه ، يا تو يادمانه ، يا تو مقرهاست ، يك ربع ، 20 دقيقه ، نيم ساعت ، خيلي فرصت سخنراني نداريم . من مي خوام يك ربع حرف بزنم ، اين طوري مي گم : آي جوون ها فرمول موفقيت شهدامون اين پنج نكته بود : محبت ، معرفت ، اطاعت ، تسليم ، سبقت . دسته بندي هيچي ديگه نداشته باشم ، پنج تا كلمه نوشتم . بعد مي رسم به وادي شهادت . هر كدوم اينها آيه داره ، خاطره داره و خيلي قشنگ مي شه بيان كرد . موفقيت ما در جبهه ها اين آيه قرآن بود « لو أنَّ اهل القري ءامنوا و اتقَوا لفتحنا عليهم بركاتٍ من السَّماءِ و الأرض » آيه 96 سوره اعراف . اين آيه مي گه موفقيت سه تا عنصر داره : انگيزه ، برنامه ، امكانات . خدا مي گه دو تاش رو شما بياريد ، يكيش رو من ميارم . خدا گفته انگيزه و برنامه رو اون طور كه من مي گم شما بياريد ، آمنوا : انگيزه ، واتقوا : برنامه تقوا يعني برنامه ديگه . امكاناتش رو من مي دم : فتحنا عليهم بركاتٍ من السماء و الأرض . جبهه ها مصداق اين آيه بود و بچه ها انگيزه شون خدايي بود ، برنامه شون بر اساس تقوا بود ، خدا خرمشهر رو آزاد كرد ، خدا فاو رو به دست ما انداخت ، خدا مهران رو آزاد كرد . وقتي دسته بندي حرف بزنيم ، خيلي قشنگ كار آموزشي مي شه .

     جبهه ها محصول دو تذكر بود : تفكر در آخرت ، تذكر نسبت به آخرت . شهدا مصداق اين آيه قرآن بودند ، شهدا تقوا رو به سه ركنش رعايت كردند . مراعات خدا ، قيامت ، شيطان « إتقوا الله ، إتقوا النار ، إتقوا الفتنه » شهدا اين سه تا حقيقت رو تو زندگي شون رعايت كردند : خدا ، قيامت ، شيطان . مراقب خدا و قيامت و شيطان بودم . اينقدر مخاطبان قشنگ يادداشت مي كنند و زيبا برداشت مي كنند . شهدا تو بازي هاي آيه 20 سوره حديد نيفتادند « اعلموا إنَّما الحيوة الدنيا لعِبٌ و لهوٌ زينةٌ و تفاخرٌ بينكم و تكاسرٌ في الأموال و الأولاد » پنج تا بازي رو مطرح مي كنه به اقتضاي سن انسان كه شهدا تو اين بازي ها نيفتادند . حرف هامون رو آموزشي كنيم ، 1 ، 2 ، 3 ...  مردم در رابطه با نعمت هاي خدا سه دسته اند : يك دسته با خدا مقابله مي كنند ، يك دسته معامله مي كنند ، يك دسته معاشقه مي كند . شهدا با خدا معاشقه كردند . اگر بتونيد اين طوري صحبت كنيد ، مي گند ذهن هاي منظم بحث هاشون رو سه قسمتي مي كنند . در صحبت هاي آقا دقت كنيد ، اركان سياست خارجي : عزت ، حكمت ، مصلحت . تو ذهن قشنگ مي مونه . مي خوام اين يادگارها رو مخاطبان تون از پاي بحث هاي شما بيارند و موفقيت جبهه ها به سه تا ت بود : تلاش ، توكل ، توسل اينها مي مونه و بعد بگيد تو مي توني همين كار رو هم تو درست ، شغلت و زندگيت داشته باشي . حتي مسابقه بگذاريد و وادار به تفكر بكنيدشون . تو اتوبوس داريد مي ريد به سمت شلمچه ، يك سؤال طرح كنيد . شلمچه از ما چه مي خواهد ؟ وقتي برگشتيم ، يك سؤال ديگه طرح كنيم : شلمچه به ما چه گفت ؟ اين تعليم و تربيتيه . هر كسي يك جمله به شهدا بنويسه ، يك جمله از قول شهدا به خودش بنويسه ، اگر شهدا بخواهند به ما چيزي بگند ، چي مي گويند ؟ اينها مي شه رعايت اصل تعليم و تربيتي . خودم اهل مطالعه     مي شم . از تو اين جمع فقط يك نفر وقت استراحت دنبال ما رو گرفت ، گفت حاج آقا راجع به مقامات شهدا گفتي ، تا بهم ندي ولت نمي كنم و آخرش هم گرفت و هيچ كس ديگه نيومد . « مَن جَدَّ وَجَد » هر كه بجويد يابنده مي شود . من به غيب و آسمان كه نرفتم . همه يك كتاب توجيه المسائل زير بغل هامون داريم . قبول كنيم خيلي دنبال مطالعه منظم نيستيم و همه مون هم همدرديم . اگر اصل تعليم و تربيت رو رعايت كنيم ، قطعاً كار روايتگري مون قشنگتره .

      اصل بعدي ، اصل تنظيمه . عنايت خدا جاي خود درسته ، توسل و توكل و اخلاص جاي خود ، ولي من بايد مطالبم رو تنظيم كنم ، شروع روايتگري با چي باشه . از يك جهت كار ما با فيلم و سريال شبيهه ، اونها هم كارشون تبليغه ، كار من و شما هم تبليغه . اما اونها مي خواهند فيلم بازي كنند ، من و شما مي خوايم حقيقت رو بازي كنيم . اما از يك جهت كه بايد كارمون دسته بندي بشه ، قبلاً تنظيم بشه . ما الان حدود 5 ، 6 تا يادمان معروف داريم : از اول كه شروع      مي كنند ، فكه ، فتح المبين ، چزابه ، هويزه ، طلائيه ، پاسگاه زيد و شلمچه و اروند و الان هم بيشتر بازار جنوب گرمه و انصافاً به جبهه هاي غرب ظلم مي شه اين رو قبول دارم ضمن اينكه جبهه هاش خيلي بكر و زمين خيلي آماده تره براي كاركردن انشاءالله بايد فضا به اون طرف هم بره به مهران و تپه هاي غرب و واراس و تا پيرانشهر و قلاويزان و ...

     براي هر يادماني ما بياييم 9 ، 10 تا بحث دسته بندي شده آماده كنيم تو دفترچه هامون و همه اش به محفوظاتمون متكي نباشيم . هيچ معلمي همه اش بر اساس محفوظاتش حرف نمي زنه . بنده هم به عنوان يك طلبه و مبلغ كوچك 20 ساله دارم منبر مي رم ، ولي حضرت عباسي براي هر منبرم دارم مطالعه مي كنم و با فيش حرف مي زنم . اگر باور داريم روايتگري تخصصه اصل تنظيم رو رعايت كنيم . حالا اينكه ايجاد انگيزه چه جور باشه ، تحريك احساس چه جور باشه اينها ديگه طلبتون . من بحث تحريك احساس رو در كلاس هاي تخصصي قم حدود 7 ، 8 جلسه درباره اش صحبت مي كنم . من فقط 5 جلسه راجع به ايجاد انگيزه صحبت مي كنم كه به چه طريق هايي ايجاد انگيزه كنيم براي گوش دادن . كلاس بگذاريد ما در خدمتيم اما وقتي كلاسيه كه مردم ده دقيقه بيشتر حاضر نيستند بايستند ما هم نمي تونيم وقت بگذاريم .

     ايجاد انگيزه ابتداي صحبت 5 طريق داره : ايجاد انگيزه با يك سؤال ، آمديم زائر شهدا باشيم يا تماشاچي ؟ آمديم فقط از عملياتها بشنويم يا عملياتها رو با خودمون ببريم ؟ اصل رو گفتم و مثالهاش رو ضبط شده ، زحمت بكشيد يكي دو بار نوارهاش رو گوش بديد . يكي از راه هاي ايجاد انگيزه با سؤاله كه مي تونيد براي هر عملياتي ، هر يادماني ، هر موضوعي 3 ، 4 تا سؤال طرح كنيد . دوم : يكي از راه هاي ايجاد انگيزه ، ابهامه . خدا در قرآن سوره والشمس ، 11 تا قسم خورده و هيچ كس نمي دونه موضوع خدا چيه « والشمس و ضحها ، و القمر و ما ... » بعد از 11 تا قسم تازه مي گه « قد أفلح من زكاها » تازه موضوع رو نشون مي ده . يكي از راه هاي ايجاد انگيزه اينه كه با ابهام حرف بزنيد كه هيچ كس اول نفهمه درباره چي مي خواهيد حرف بزنيد . همه حواس ها جمع مي شه ، اين      مي شه ايجاد انگيزه گوش دادن . يكي از راه هاي ايجاد انگيزه ، داستان هاي كوچولويه . در جلسه اي من رفتم دخترهاي دانشجوي دانشگاه هنر تهران خودتون حساب كنيد چه قيافه هايي و خودشون هم گفته بوند ما آمديم اينجا تماشا و اصلاً نيامديم صحبت هاي شما آخوندها رو گوش بديم و ما رو هو هم مي كردند . من هم گفتم بعضي ها با توپ هم از خواب بيدارنمي شند و يك خاطره از جبهه گفتم . مال جبهه الله اكبر كه عراقي ها صبحانه ناهار شام مي زدند و شبها بچه ها تو سنگر نمي خوابيدند ، بيرون مي خوابيدند به خاطر هم گرما وهم بعضي از گزنده هايي كه اونجا بود . يكي از بچه ها خوابش سنگين بود و صبح عراقي ها شروع كرده بودند به زدن و بچه ها هر چي صداش كرده بودند بيدار نشده بود ، لنگش رو گرفته بودند با كيسه خواب آورده بودند جلوي در سنگر . بعد كه ما آخرش از خواب بيدار شديم رفتيم تو سنگر ، شهيد قرص زر بود ، شهيد ميرزايي بود كه خدا رحمت شون كنه ، گفتم مثل اينكه عراقي ها دارند مي زنند . گفتند ساعت خواب يك ساعته لنگت رو گرفتيم آورديم جلو .

     يك خاطره كوتاه گفتم كه بعضي ها با توپ هم از خواب بيدار نمي شند ، بعضي ها با لگد از خواب بيدار مي شوند ، از تو خوابگاه خودشون گفتم ، بعضي ها با تشر از خواب بيدار مي شوند از تو خونه ها گفتيم . ولي گفتم بعضي ها چون خواب شون سبكه با يك تلنگر از خوابي بيدار مي شوند . من براي شما جوون ها دو سه تا تلنگر آوردم ، ساكت ساكت شد و حواس ها جمع شد . اين ايجاد انگيزه هست . ايجاد انگيزه شروع صحبت يا با سؤاله ، يا با ابهامه ، يا با يك قصه هست و يا با تعريف از مطلب . طلائيه عجب طلاييه ، طلائيه نقطه اتصال زمين با آسمونه . طلائيه آخر دنياست ، موبايل هم نمي گيره . هي دارم تعريف از مطلب مي كنم و مي خوام با طلائيه حرف بزنم و اين مي شه ايجاد انگيزه . يكي از راه هاي ايجاد انگيزه ، ضرورت مطلب رو مي خوام بگم ، يك مطلبي مي خوام بگم كه هر كي بلد باشه فرمول جهشه ، يك مطلبي مي خوام بگم كه اونهايي كه اول خطند مي تونند خودشون رو به آخر خط برسونند ... هي تعريف از مطلب مي كنم و ايجاد توجه مي شه و اين مي شه راه هاي ايجاد انگيزه كه براي هر كدومش بايد يك جلسه مثال بگيم و بگيم تا جا بيفته . راه هاي تحريك احساس همينه ، حالا احساس هاي مختلفه ، احساس اعجابه ، احساس شگفتيه . بايد راه هاي هر كدوم از اين احساس هاي مختلف رو بگيم كه باز طلبتون .

      هشتمين اصلي كه اشاره بهش مي كنم و اين بحث تمام مي شه ، اصل تطهيره يعني ما مي خواهيم معارف شهيدان رو به مردم منتقل كنيم ، حقايقي رو به مردم بگيم . تو طلائيه ، شلمچه ، مهران ، قلاويزان ... چه حقايقي اتفاق افتاد ؟ براي كيا مي خواهيم بگيم ؟ براي فطرت هاي حقيقت طلب . دو تا تطهير بايد انجام بديم : يك تطهير حقايق كنيم از خرافه ها . حقيقت با خرافه گفته بشه ، مثلش اينه : اين آب خيلي زلاله و هر كي تشنه باشه ، تعارفش كنم اين آب رو مي گيره . اما وقتي ببينيد توش دو تا مگس افتاده قطعاً نمي گيريد . حقيقت شهدا كه سهله ، حقيقت قرآن رو هم بخواهيم به مردم بگيم توش مگس افتاده باشه ، نمي گيرند . راوي بايد حقايقي كه مي خواد بگه تطهير كنه ، حقايق توش خرافه داشته باشه ، سليقه هاي شخصي داشته باشه ، پسند نمي شه و اصل تطهير بايد رعايت بشه .

      دو : بايد فطرت ها رو هم غباروبي كنم ، فطرت ها پاكه يك تلنگر مي خواد . همين مثال خاطره اي كه براتون گفتم تلنگر بود ديگه . به دانشجوهاي دختر گفتم : مي خواهيد زندگي كنيد يا بندگي ؟ مي خواهيد يك خدا داشته باشيد يا صد تا خدا ؟ از اين مدل ها خيلي فراوان داريم در آيات و روايات و خاطرات شهدا . راوي بايد اينقدر مسلط و قوي باشه كه هم از حقايق شهدا و مكتب كه مي خواهيم تبليغ كنيم خرافه زدايي بشه ، هم فطرت ها رو بتونه خوب يبدار كنه . به اعتقاد بنده هيچ كس توي عالم خدانشناس نيست ، حتي كمونيست ها خداشناسند ، فقط يادشون رفته و دچار غفلت شدند . قرآن مي گه « فإذا ركبوا في الفلك دَعَوُ الله مخلصين لهُ الدين فلمّا نجّاهُ مِن البَرإذا هم يُشركون » وقتي تو كشتي مي نشينند و كشتي دچار تلاطم مي شه ، همه مي شوند خداشناس و پاشون به خشكي مي رسه مي شوند خدانشناس . اين هنر من و شماي راويست از زيبايي يادمان هاي دفاع مقدس و سرزمين نور استفاده كنيم و غباروبي كنيم از فطرت ها . يكي از جملاتي كه يك راوي عزيز مي گفت خيلي قشنگ بود ، قيافه هاي مختلفي توي طلائيه آمده بودند . دو سه سال بعد از عاشورا بود ، مي گفت نمي دونم توي عاشورا چه طوري براي امام حسين عزاداري كردي كه امام حسين اينجا دعوتت كرده . نمي دونم به امام حسين چه طوري خدمت كردي كه آوردنت اينجا ؟ اينها غباروبي از فطرته . نمي دونم براي امام حسين چه كردي كه خصوصي آوردت اينجا ؟ گفته پات رو هم برهنه كن ، بيا كنار عزيزان من ، كنار اونهايي كه وقتي صورت شون رو گذاشتند روي خاك ، سرشون تو دامن من بود . خيلي قشنگ مي شه از فطرت ها غبار روبي كرد . اين 8 تا اصلي بود كه به عنوان اصول روايتگري خدمت تون اشاره كردم : اصل تشخيص ، تكريم ، تسهيل ، تدريج ، تناسب ، تعليم و تربيت ، تنظيم و اصل  تطهير. 

      بحث دومي كه باز هم به صورت اشاره وار مي خواهيم بگيم ، عنصر معنويت در دفاع مقدسه . اين بحث هاييست كه ما بيشتر براي رفقاي راوي طلبه مي گيم اما تمام راويان بايد در حد دكتراي عمومي همه بحث ها رو داشته باشند . تو بحث تخصص شون بايد تقسيم كار بشه و در اون موقعيت هاي خودشون قرار بگيرند . بحث معنويت در دفاع مقدس يك بحثيست كه كاملاً قابل سرايت به زندگي امروزه . مي تونيم بياريمش تو زندگي امروز و مي تونيم اين عطر معنوي رو تو ادارات و بازار و مهموني ها و تفريحات و زندگي مردم پخشش كنيم اين بستگي به ما داره كه چقدر هنر داشته باشيم كه اين معنويت رو قشنگ پخشش كنيم . در بحث معنويت 3 تا فصله : فصل اول : عوامل به وجود آورنده معنويت . فصل دوم : عناصري كه معنويت رو تأييد مي كرد . فصل سوم : آثار و بركات معنويت در دفاع مقدس . من فقط تيترها رو مي گم و قطعاً دوستان بايد روي اين بحث ها مطالعه كنند كه براي اين بحث معنويت هم من دو سه تا كتاب ديدم . يك بحث هايي رو حاج آقاي پناهيان داشتند ، يك بحث هايي رو خودم در دوره هاي آموزش روايتگري داشتم در قم و جاهاي ديگه كه سي دي ها و جزوه هاش هست .

      عوامل به وجود آورنده و سازنده معنويت ، اسمش رو مي گذاريم باروهاي ديني . اين باورها و اعتقاداته كه معنويات رو درست مي كنه و هرچه باورها قويتر باشه معنويات بيشتر خواهد بود . من يك چند تا از اين باورها رو اشاره مي كنم : 1 ـ  خدا باوري و ايمان به خدا . هرچه قدر من خدا رو تو زندگيم باور كنم ، اتصالم به خدا بيشتر مي شه . اعتقاد به خدا و بعد اتصال به خدا و بعد خدايي عمل كردن كه نتيجه معنويشه . به زبان خيلي ساده به مخاطبامون بگيم اوضاع و احوال دنيا از دست خدا در نرفته ، خدا بازنشسته نشده ، خدا از كار افتاده نشده . گاهي اوقات حرف هامون رو در قالب يك شعار كوچك كنيم شعارها تو ذهنها مي مونه كاري كه مقام معظم رهبري دارند چند ساله چقدر زيبا جهت دهي مي كنند به مسائل فرهنگي . هر چه فهم ما بيشتر ، سهم ما بيشتر و خسارت و حسرت كمتر . يك تفكر بدي تو جامعه ما افتاده كه مي گند هر چي كمتر بدوني راحت تري و اصلاً دنبال دانستن نرو . نه ، هر چه فهم ما بيشتر ، سهم ما بيشتر . من يك قصه كوچولو مي گم ، شما قصه هاي دفاع مقدس رو بياريد كنارش . آدم وقتي مي افته تو آتش يك بچه كوچك هم كه از كنارش رد بشه ، مي گه مي خواي بهت كمك كنم ؟ مي گم كمك كن ديگه ، من مي خوام تو آتش بيفتم . فقط در يك صورت به اون بچه مي گم نه ، به كمك تو احتياجي ندارم . وقتي يك بزرگتر از بچه پشت سر بچه باشه . مي گم بچه تو برو كنار تا اون بزرگتره كمكم كنه . ابراهيم خليل داشت مي رفت تو آتش ، ملك مقرب خدا به نام جبرائيل آمد جلو گفت : مي خواي كمكت كنم ؟ گفت نه ، برو كنار مي خوام خدا كمكم كنه . ملائك مقرب خدا ! اما چون ابراهيم خداشناسه ، با خدا رفيقه ، اتصالش با خدا برقرار شده ، كمك جبرئيل رو هم نمي خواد گفت : « أمّا إليك فلا » تو رو هم نمي خوام . گفت به خدا بگو . گفت « علمُه بهالي كفا عن مقالي » گفت خدا كه مي دونه وضع و حال من چه طوره . ملك مقرب خدا اصرار كرد كه به خدا يك چيزي بگو . شروع كرد با خدا به عشق بازي كردن گفت « يا الله ُ يا أحدُ يا فردُ يا صمدُ يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفواً أحد » تا اين جمله ابراهيم تمام شد خطاب آمد « يا نارُ كوني برداً و سلاما علي إبراهيم » هر كي با اين خدا دوست بشه خودش نفع برده . بچه هاي ما با خدا رفيق شدند ، نه احساس ضعف كردند ، نه احساس ناتواني كردند ، نه احساس ذلت كردند . منبع عزته ، منبع ثروته ، منبع قدرته ، منبع جماله ، منبع كماله و اين باور معنويت درست كرد . امروز اين باور ضعيف شده ، معنويت هم ضعيف شده . باورهاي ديني معنويت سازه . خدا رو باور كنيم . يك كسي امروز دو تا ماشين داره ، مي گيم باهاش رفيق بشيم يك موقعي ماشينش رو بگيريم . خدا همه عالم در اختيارشه ، با خدا رفيق بشيد و هر چي    مي خواهيد بگيريد ، اين توانمنديه . آدم روزي كه برسه به اين نقطه كه بفهمه هيچ كس به دردش نمي خوره ، بگه « الهي و ربي من لي غيرك » اي كاش در انرژي هسته اي نه روسيه كمك ما بكنه ، نه چين كمك ما بكنه ، كه فقط بگيم خدا . تو جبهه فقط گفتيم خدا و راه باز شد و اين عنصر معنويت سازه و هر چه در زندگي مون به خدا نزديكتر بشيم ، توانمون بيشتره . كارهامون معنوي تره .

      باور دومي كه معنويت ساز بود ، ايمان به خود بود . ايمان به خودي كه خدا گفته . خدا گفته تو اي انسان خيلي توانايي داري كه اسمش رو مي گذاريم خود باوري الهي نه خود باوري كومونيستي . رمز پيروزي انقلاب چي بود ؟ همه قبل از انقلاب مي زدند تو سرمون و مي گفتند شما عُرضه نداريد ، حتي خيلي از بزرگان مي گفتند اين ملت عرضه ايستادن در مقابل شاه رو نداره . امام با انقلاب ثابت كرد ، قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود و دريا سلطنت رو برد. اين خودباوري فردي و جمعي داره . جبهه محصول خودباوري بود ، تنهايي نمي شه كار كرد ، جمعي مي شه كار كرد . مي خوام ياد كنم شهيد جواد فدايي رو كه خدا بر درجاتش بيفزايد . در ايام دفاع مقدس ماه رمضان كه مي شد به بعضي از دوستان مي گفتيم افطاري دادن ماه رمضان خيلي ثواب داره ، ما در مسجدالجواد مشهد بوديم . تنهايي كه نمي تونيم افطاري بديم ، آدم وقتي تنهايي نمي تونه بايد دسته جمعي كار كنه . هر شب 5 نفر باني مي شدند و افطاري مي دادند ، اين    مي شد خودباوري جمعي ، يعني خيلي از كارها رو مي تونيم با همكاري هم انجام بديم . براي همين راهيان نور من مثالي زدم ، ايام عيد قربان بود . گفتم يكي از مستحبات در عيد قربان ، قرباني كردن گوسفنده . گوسفند هم صد تومان ، صد و  پنجاه ، دويست تومان . كدوم يكي از شما توانش رو داشتيد ؟ شايد همه توانش رو نداشته باشند اما آيا نمي شه ده نفر با هم يك گوسفند بكشيم . اين كار رو نكرديم چون از خودباوري جمعي خبر نداريم . اين ايمان ضعيف شده كه بعضي از كارهاي قشنگ رو چند نفري انجام بديم ، ده ، بيست نفري انجام بديم . به بچه هاي يك دبيرستان گفتم : 300 نفر بوديد ، 300 تا هزار تومان مي گذاشتيد دو تا گوسفند مي كشتيد به نام اين مدرسه . از اين خيرات نگذريم ، اين خودباوري جمعيه .

       امام اين ايمان رو در ماها ايجاد كرد اما متأسفانه امروز داره كمي ضعيف مي شه . انرژي هسته اي محصول خودباوريه ، خودمون رو باور كرديم والا ما كه اول جنگ گلوله آرپي جي هم نداشتيم . سيم خاردار هم به ما نمي دادند مي گفتند ازش استفاده نظامي مي بريد . ايمان به خود بياريم ، خدا ما رو خيلي توانمند خلق كرده و نتيجه ايمان به خود تلاش منظمه يا تلاش فردي يا تلاش جمعي و گروهي و اين دومين عامل معنويت ساز بود . ربط تلاش با معنويت چيه ؟ ( بي كاري محل تخم گذاري شيطان است ) وقتي آدم بي كار مي شه و از تلاش نااميد مي شه ، شيطان فعال مي شه . اما وقتي تلاش كرديم شيطان نااميد مي شه و وقتي شيطان نااميد شد ، معلومه نتيجه اش . عمليات كربلاي 4 اول ديماه بود ، عمليات كربلاي 5 ، 19ديماه بود با فاصله دو هفته . كجاي دنيا با فاصله دو هفته يك عمليات رو تنظيم مي كنند ؟ براي شكستن حصر آبادان خيلي ها مي گفتند نمي شه ، امام فرمود مي تونيد . براي فتح المبين آمدند پيش امام فرمود مي تونيد . « انّا فتحنا لك فتحاً مبينا » شيطان درون و شيطان بزرگ ما داره مي زنه تو سر ما كه نمي تونيم  ما بايد ثابت كنيم ، مي توانيم . وقتي توانستيم شيطان درون و بيرون نااميد مي شه .

      عامل سوم معنويت ساز : ايمان به راه . آدم به راهش ايمان داشته باشه . راه ما چيه ؟ صراط مستقيمه ، قرآن ، عترت ، فقاهت . وقتي ايمان به راه داريم دنبال وظيفه ايم نه نتيجه و امروز متأسفانه مردم دنبال نتيجه اند ؛ لذا نتيجه حاصل     نمي شه و معنويت افت مي كنه . دنبال وظيفه باشيم و امام به ما ياد داد وظيفه مدار باشيم نه نتيجه مدار . به نتيجه فكر كنيم اما محور كارمون رسيدن به نتيجه نباشه ما تكليف خودمون رو انجام بديم ، خدا تكليف خودش رو بلده انجام بده . امام فرموده وظيفه اينه ، حكم جلودار است بر هامون بتازيم ، هامون اگر دريا شود در خون بتازيم . آيا اين به نتيجه مي رسه يا نه ؟ تو چه كار به نتيجه اش داري ؟ آدم اگر به راه اطمينان داشته باشه قدم گذاشتن تو راه به آدم معنويت مي ده . من دارم تو صراط مستقيم مي رم و اين معنويت سازه . جمله اي بود كه آقا تو سالگرد امام فرمودند : امام ايمان به راه رو خودش داشت و در مردم هم ايجاد كرد . در دفاع مقدس امام فرمودند ما يك لحظه هم از انجام وظيفه مون نادم و پشيمان نيستيم . رمز موفقيت حضرت زينب اينه كه نه پشيمان شده ، نه حزن از گذشته داره و نه خوف از آينده داره ، چون در گذشته تكليفش رو انجام داده و در آينده هم مي خواد تكليفش رو انجام بده . اين كه مي گند « الا إنَّ اولياء الله لا خوفٌ عليهم و لا هم يحزنون » معمولاً حزن مال گذشته و خوف مال آينده هست . كسي كه مي خواد تكليفش رو انجام بده نه حزن به گذشته داره و نه خوف آينده ، من تكليفم رو انجام مي دم و خدا هم تكليفش رو بلده ؛ لذا هرچي نمك رو زخم حضرت زينب (س) پاشيدند اثر نكرد واين عنصر معنويت سازه .

      من ايمان به راه دارم واين راه مدد رساني مثل حضرت حق داره ، اين راه ، صراط مستقيمه و من رو به مقصد مي رسونه . امروز به اعتقاد خودمون روايتگري يكي از زيباترين مصاديق صراط مستقيمه ، تداوم راه شهداست ، تداوم ارزش هاست ، تداوم اون معنويته ، تداوم اون سلامته ، نورانيته و تداوم همه قشنگي هاي دفاع مقدسه . اين درد دل آخوندي خودمونه ، بعضي ها به ما گفتند تو هم آمدي چه شغلي رو انتخاب كردي . گفتم من از تمام مشغوليت ها آمدم سربازي امام زمان رو انتخاب كردم ، تو سربازي امام زمان آمدم تبليغ رو انتخاب كردم كه دربه دريه ، تو تبليغ آمدم روايتگري رو انتخاب كردم كه بيابون گرديه و فكر     مي كنم خيلي قشنگه ، از اينكه بعد از سالها جنگ دوباره رزق مون دارند مي كنند بيابون گرد بشيم خيلي قشنگه . به خدا مصداق صراط المستقيمه . اگر آدم ايمان به اين راهش داشته باشه كه ديگران رفتند فلان جا و ... امتياز گرفتند و ... بگذار ما تو همين صراط مستقيم باشيم ، اگر خبري هم باشه همين جاست و اونهايي كه اوج گرفتند تو همين جا اوج گرفتند و ما اگر به راهمون ايمان داشته باشيم نتيجه اش معنويت خواهد بود .

      چهارم ايمان به كمك ، ايمان به توسل ، يعني توسل ناشي از يك ايمانه . ايمان دارم پست هاي امدادرساني هست . يك شركت سايپا امدادخودروي سايپا  مي گذاره ، مگر مي شه ابي عبدالله امداد نگذاره . اون جايي كه زينبش تو كوفه داشت حرف مي زد ، امام حسين آمد به كمك زينب با صوت قرآن . امام حسين تو اين مسير 20 دفعه قرآن خوند بالاي نيزه . اونجايي كه تو مجلس يزيد زينبش خيلي براش سخت بود امام حسين شروع كرد به قرآن خوندن . بايد باور كنيم كه مدد قطعيه در اين راه و باور كنيم كه خدا قول داده « إن تنصرُ الله ينصركم » حتي اين طوري مي گم : ما نبايد منتظر امدادگرها باشيم ، امدادگرها منتظر مايند . امام زمان ايستاده منتظر ماست كه بياييم تو راه و ازش كمك بخواهيم من خيلي جاها گفتم : بيش از آنكه ما منتظر امام زمان باشيم ، امام زمان منتظر ماست . يك دست و پايي بزنيم ، آقا آماده كمك كردنه و خيلي هم قشنگ كمك مي كنه و ايمان داشته باشيم دستمون رو مي گيره .

      خادم امام رضا اباصلت بود و بعد از شهادت امام رضا افتاد تو زندان . يك سال تو زندان بود و با خودش گفت : عجب من خادم امام رضا بودم و پسر امام رضا ، امام جواد نيامد از من احوال بپرسه . يك لحظه ديد امام جواد جلوش تو زندان ظاهر شدند فرمودند : ابا صلت چي مي گي ؟ گفت آقا داشتم از شما گله    مي كردم . گفتند : من از تو گله دارم ، تو اين يك سال من رو صدا زدي كه من نيامدم . الان به قلبت خطور كردم و مي گم بلند شو دستت رو بده به من و از زندان بيا بيرون . اگر داريد تو اين مسير مي ريد نتيجه امداد اونهاست . ما تو را داديم پاي آمدن ، ما تو را داديم دست در زدن . اگر انتخاب مون كردند كه اين حنجره مون از شهدا بگه امداد اونهاست و الا ما كه داشتيم تو دنيامون آلوده مي شديم ، ما كه بوي دنيا گرفته بوديم . به قول حاجي ضابط ما كه داشتيم درس خودمون رو   مي خونديم . خود شهدا آمدند دنبالمون گفتند نمي خواهيد از ما بگيد ؟ نمي خواهيد از خاك ها و حلقوم هاي بريده بگيد ؟ نمي خواهيد از دست هاي قطع شده و بدن هاي زير شني تانك رفته بگيد ؟ نمي خواهيد از اون نفس هايي كه هربار نفس    مي كشه آرزو مي كنه ديگه نفسش بالا نياد بگيد ؟ اونها كه خودشون مددشون رو به ما رسوندند . لشكر 5 نصر كه خيلي رزمنده و فرمانده گردان داشته ، چرا شماها رو صدا زدند ؟ تازه معلوم نيست باز چند نفر از ماها توفيق پيدا كنيم تو اون خاك ها بايستيم ، پاي برهنه بايستيم ، تو سرما و گرما . هر كي ايستاده بدونه ، شهدا دست مون رو گرفتند . ايمان پيدا بكنيم تو اين راه تنها نيستيم و كمك مون مي كنند . به خدا تو دنيا تنهاييم .

      يك روز با يكي از بچه ها رفته بودم بهشت رضا ، گفتم تو بهشت رضا رفيقام بيشتر از تو شهرند . تو شهر خيلي بيگانه شديم . اينجا بايد احساس غربت بكنيم ، اونجا كه وطن ماست . ايمان داشته باشيم ، اين ايمان معنويت سازه ،     نمي گذاره آدم كم بياره . مي گند اگر يك كم ديگه بري جلو امداده هست ، آدم قوت پيدا مي كنه . ايمان پنجم ، ايمان به اينكه ما تو مسير ولايتيم و ولايت ما ادامه ولايت انبياء و اولياست . ايمان داشته باشيم سكان دار جامعه مون و اين حركت ، سكان دار اين مسير نائب امام زمانه ، ايمان داشته باشيم كه اين خط ، خط ولايت اهل بيته ، ايمان داشته باشيم كه ناخدا ، ناخداي قشنگيه ، ايمان داشته باشيم كه اين مسير به ناكجاآباد نمي ره ، انسان معنويتش بيشتر مي شه . ايمان ششم ، ايمان به إحدي الحُسنَيَين ، در مكتب ما چون شهادت داريم شكست نداريم . اسارت نداريم ، ما چه بكشيم و چه كشته بشيم پيروزيم . احدي الحسنيين تعبير قرآنه و به اين ايمان پيدا كنيم كه چه تو روايتگري تون موفق بشيد و چه موفق نشيد ، پيروزيد چون تكليف تون رو انجام داديد . خيلي ناراحت نشيد اگر يك مقداري بازارتون نگرفت و استقبالتون نكردند ، تو تكليفت رو انجام بده . امام حسين هم ظهر عاشورا سخنراني كرد ، هيچ كس جواب نداد سنگش زدند . زينب (س) سخنراني كرد كه روايتگري مي كرد ، از پشت بامها سنگش مي زدند . نااميد نشد ، هنوز ما به مرحله سنگ خوردن نرسيديم ، هنوز به اين مرحله نرسيديم كه به گريه ما خنده كنند . يك راوي سراغ دارم كه وقتي گريه مي كرد خنده مي كردند . صدا مي زد : مردم چرا به گريه ما خنده مي كنيد ؟ هنوز ما راوي ها به اين مرحله نرسيديم و اونجا هم اين آمادگي رو داشته باشيم كه اگر هومون كردند ، اگر خنده كردند ، اگر هلهله كردند باز هم حرف هامون رو بزنيم . راوي بدونه تكليفش اينه و كشته هم بشيم پيروزيم انشاءالله .

      ايمان به مقصد ، راوي يقين داره كه جاش تو بهشته . من يقين دارم كه خدا يك جايي رو براي راوي ها مي گذاره كه مسئوليت اونجا با زينب و امام سجاده انشاءالله . امام حسين بين دو انگشت مقصد شهداي كربلا رو نشون داد ، دويدند . باور كنيد انگشتان امام حسين بسته نشده و مقصد من و شما رو هم نشون مي دهند . آدم بدونه مقصدش كجاست ، قوت و معنويت پيدا مي كنه . معنوي يعني ضد مادي و ديگه كار خودمون رو با خط كش هاي مادي نمي سنجيم . چرا براي ما مأموريت حساب نكردند ؟ چرا درستش نكردند ؟ چرا چهار روز رو پنج روزش نكردند ؟ اونها هم بايد تكليف شون رو انجام بدند ، ولي من براي اون كارها اينجا نموندم ، انشاءالله و اينها عوامل معنويت سازه .

      اما بحث دوم اون چيزهاييه كه معنويت رو تو جبهه ها تأييد مي كرد . به عبارتي نمودهاي نصرت الهي . ما نمودهاي معنويت رو تحت عنوان امدادهاي غيبي بحث مي كنيم . پس فصل اول در بحث معنويت باورهاي ديني بود و فصل دوم مي شه امدادهاي غيبي . من پنج تا از امدادهاي غيبي رو آوردم : اول نصرت به فكر ، خدا بالاترين امدادي كه به خاطر معنويت در دفاع مقدس داشت به فكر رزمنده ها مدد مي كرد . فكر بچه ها فكر قشنگي بود . نه فرمانده هاي ما و نه رزمنده هاي ما ، دانشگاه هاي جنگ نديده بودند ، اما الان فرماندهان دانشگاه جنگ رفته دنيا انگشت به دهان ايستادند كه اينها چه طوري از جزيره مجنون به هورالعظيم و هورالهويزه گذشتند ؟ چه جوري از اروند وحشي گذشتند ؟ چه جوري دژ تسخيرناپذير شلمچه رو شكستند ؟ چه جوري تپه هاي سربه فلك كشيده غرب رو تونستند قطع بكنند ؟ چه جوري اين كارها رو كردند ؟ اينها نصرت به فكره . حسن باقري مي نشينه ، چون انسان معنوي شده ، باورهاش قويه ، خدا به فكرش مدد مي ده . حسن باقري كه دانشگاه جنگ نرفته . خود آقا تو خاطرات شون مي گند كه وقتي جلسه بود و فرماندهان ارتش و سپاه بودند و قرار بود طرح عمليات بيت المقدس رو توضيح بدند . فرماندهان ارتش توضيحات خودشون رو راجع به منطقه دادند ، از سپاه حسن باقري بلند شد . من هنوز ايشون رو         نمي شناختم ، تو دلم گفتم : بچه هاي سپاه از اين بزرگ تر نداشتند بفرستند ؟ من شهيد باقري رو ديده بودم ، خيلي كوچولو بود . ايشون يك مدتي فرمانده لشكر نصر بود . آقا مي فرمايند من تو دلم گفتم سپاهي ها از اين بزرگتر نداشتند در مقابل اين دانشگاه جنگ رفته هاي ارتش ، نشون بدند ! اما اين جوان اينقدر قشنگ تشريح كرد ؛ اون راه هايي كه رفته بود و نقشه هايي كه توضيح مي داد كه انگار سالها استاد دانشگاه جنگ بوده كه فرمودند بعد من بلند شدم و پيشانيش رو بوسيدم و گفتم : عجب ما زود قضاوت كرديم . حسن باقري چي بود ؟ خدا نصرت به فكرش كرد ، همون چيزي كه خدا به انبيائش داده بود .

      تو همون جبهه الله اكبر ، عراقي ها وقتي مي زدند خوش شون مي آمد اگر  مي فهميدند زدند به يك انبار مهماتي ، ماشيني ... و اگر مي ديدند دودي رفته هوا ، فكر مي كردند عجب شق القمري كردند . بچه ها هم تا مي ديدند عراقي ها زدند مي رفتند همون جايي كه زدند يك لاستيك آتش مي دادند ، عراقي ها فكر       مي كردند انبار مهمات زدند ، هي وسط بيابون مي زدند . قشنگ اونها رو سركار گذاشته بودند . اين نصرت به فكره ، اين مدد الهيه . يا اينكه كلاه ها رو سر چوب مي كردند و مي بردند سرخاكريز و اونها رو مي زد و مي گفت : ايراني ها چقدر كشته دادند . يا اون عزيز ديده باني كه وقتي ديد عمليات به نقطه كور خورده ، رفت وسط دشمن گراي خودش رو داد . اينها فكرهاي قشنگ بود و اين نصرت به فكر مال حضرت حقه و امدادهاي غيبي نتيجه اون معنويته . امروز به دانش آموزم ، به دانشجوم ، به مدير صنعتيم ، به مدير بازرگانيم ، به اون كسي كه تو خونه اش دچار مشكل شده و ... بگم كه اگر تو باورهات رو تقويت كني ، خدا به فكرت نصرت مي ده و قشنگ تو زندگيت برنامه ريزي مي كني .

     دوم : نصرت الهي به رعب در دل دشمن « ترهبون به عدو الله » يكي از مصاديق امدادهاي غيبي كه نتيجه معنويته ، نصرت الهي به رعب در دل دشمن . چه كرده بودند كه عراقي هايي كه چهار شونه بودند از بچه بسيجي فسقلي ما     مي ترسيد . صحنه ها رو تو فيلم ها ديديد كه بچه بسيجيه عراقيه رو اسير كرده بود و رو شونه اش نشسته بود . تو اين رو پوفش كني ، ميفته چه ترسي از اين دردل شما افتاده ؟ يا شنيديد با آفتابه رفتند چند نفر رو اسير كردند و قطعاً هم اينها اتفاق افتاده . با چوب خالي اسير گرفتند ، يك نفر رفته پنج نفر آورده . اولين يگاني كه وارد خرمشهر شدند اون موقع تيپ 14 امام حسين بودند و بعد شدند لشكر ، جمله اي كه من از شهيد خرازي شنيدم كه عراقي ها مي گفتند ما قبل از اينكه شما وارد بشيد موجودات عجيبي رو مي ديديم ، يا شماها رو عجيب مي ديديم . خيلي از اينها به تير غيب كشته شده بودند . اينها نصرته به رعب در دل دشمن .

      سوم : نصرت با فرشتگان ، اين مثالي كه زدم بيشتر به نصرت با فرشتگان مي خوره « تتنزَّلُ عليهم الملائكه إنُّ الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا » وعده الهيست كه فرشتگان رو به مدد اينها مي رسونه .

      چهارم: نصرت با حضور فيزيكي اهل بيت ، ما حضور معنوي اهل بيت رو داشتيم ، اما حضور فيزيكي اهل بيت رو هم خيليها شاهد بودند . وجود نازنين حضرت زهرا (س) حضرت زينب (س) حضرت امام زمان (ص)

      پنجم : نصرت با حوادث طبيعي ، اين نتيجه اون معنويته كه خدا با باد و باران با ابر . گاهي مجبور بودند شب مهتابي عمليات كنند ، خدايا شب مهتابي كه نمي شه و دست به دعا برمي داشتند و ابري مي آمد و اون لحظاتي كه لازم بود تاريكي مطلق مي شد . شيميايي زدند ، باد آمد برد طرف خودشون . نمي گيم همه جا اين طور بود ، ولي اين نصرت ها بود و اين هم امدادهاي غيبي كه نتيجه اون معنويته

      فصل سوم : نتيجه ديگر اون معنويت پررنگ بودند ارزش ها كه شاخصه هاي معنويته . هر كس مي خواد بدونه تو اداره ، خونه ، مسير زندگيش چقدر معنويت حضور داره ، اين شاخصه هاست : اول : انس با نماز . بحث انس با نماز تو جبهه ها يك مسئله ساده اي نبود ، حضور قلبشون ، اول وقت خوندن شون شهيد بابايي كسيست كه در دانشگاه آمريكا هم كه مي خواد مدركش رو بگيره ، تو دفتر فرمانده اش موقع نماز يك چيزي پهن مي كنه گوشه اتاق نمازش رو        مي خونه و به قول خودش پا به بختش مي زنه . تو دفتر يك ژنرال آمريكايي نماز بخوني مدركت رو كه بهت نمي دند هيچي ، مي اندازنت بيرون اما نمازش رو    مي خونه و جالبيش اينه كه وقتي اون ژنرال ازش مي پرسه خيلي قشنگ توضيح مي ده . بلند مي شه و اين رو تو آغوش مي گيره و مي گه براي من خيلي جالبه كه شما اينقدر به اعتقادات تون پايبنديد كه تو اينجا هم مقيّديد . نمازهاي نصف شب ، نافله ها ، گريه در نماز ... اينها چيزهاي قشنگي بود كه نشون مي داد معنويت در اونجاها بالاست . تعقيباتي كه بود ، سجده هايي كه مي كردند . در روايت داريم هر كس نماز تو زندگيش پررنگه ، بدونه معنويات پررنگه و هر كس نماز تو زندگيش كم رنگه ، بدونه معنوياتش هم كم رنگه . آقا به مسئولين مي فرمودند : هر چي مسئوليت تون بيشتر شد ، نافله هاتون رو بيشتر كنيد . ببخشيد من لفظ پيدا نكردم جسارت نشه ها ، خدا به پيغمبر مي گه با دو چيز خودت رو دوپينگ كن يا رسول الله « قم اليل الا قليلا » بعد مي فرمايد « و رتّل القرآن ترتيلا » راوي ها بيايد از امشب شروع كنيم با نماز شب خودمون رو تقويت كنيم . واجب كنيم بر خودمون كه اگر نشد قضاش رو بعد از نماز صبح بخونم . بيايد به شهدا قول بديم ، اون حنجره اي كه مي خواد از شهدا بگه بايد از اشك چشم مدد بگيره و الا مي ترسم لا تاالات بگيد .

      يكي نماز و دوم تلاوت قرآن كه از آثار معنويت بود . معروف بود كه بچه ها يكي يك دونه قرآن تو جيب شون بود . من يك قرآن دارم سه دست شهدا گشته . يك شهيد داد به اون يكي ، اون داد به اون يكي و دست سوم به من رسيد . چقدر انس قشنگي داشتند ، يك گوشه مي نشستند و با قرآن حال مي كردند صفا مي كردند و قرآن رو با حزن قشنگي مي خوندند . با اشك مي خوندند . الان نه حزن تو قرآن ، نه تدبره ، نه تلاوته . چطور مي تونم بگم من پاسدار و طلبه ام و روزي يك مقدار قرآن نمي خونم و انس با قرآن ندارم ؟ چطور مي شه صبح من با قرآن شروع نشه ؟ شب من با قرآن ختم نشه ؟ انس با قرآن همراه داشتنش . يكي از بچه ها اين آيه رو خونده بود و هاي هاي گريه ي كرد « اذ قال رب أنزلني إلي يوم يبعثون » مي گفت شيطان تونست دعاش رو پيش خدا اجابت كنه ، من بي عرضه نتونستم . خيلي زيبا ميشه آدم با قرآن خودش رو تقويت كنه . راوي كه انس با قرآن داره ، قرآن نمي گذاره تنها بمونه .

      سومين ثمره معنويت انس با دعا و مناجاته . اينها اونجاها ديگه سرآمد بود ، مناجات هاي خمسه عشر . همه مون يادمونه ولي الان شايد سالي يك بار هم مناجات خمسه عشر رو نخونم « الهي كفا بي عزّ من اكون لك عبدا و كفا بي فخراً أن تكون لي ربّا أنت كما احبّ » مناجات شعبانيه « الهي قد سترت عليّ ذنوباً في الدنيا و ان احوج الي ... » مناجات مسجد كوفه اميرالمؤمنين « مولاي يا مولاي ..» انس با مناجات از علائم معنويت بود و از شاخصه هاي معنويت بود . امروز اگر در زندگي من و شما نيست يك فكري به حال خودمون بكنيم .

      چهارم : انس با روضه ، چقدر روضه ها قشنگ بود ، فيلمي و ادا و اصول نبود ، روضه بود . اصلاً قرار نبود انواع و اقسام فيلم ها اجرا بشه كه اينها يك كمي گريه كنند ، همين كه مي گفتند السلام عليك يا ابا عبدالله ... عمليات رمضان يادم نمي ره ، جلسه فرمانده ها كه تمام شد ، شهيد رمضان عامل من رو صدا كرد گفت فلاني بيا تو سنگر بشين ، جلسه تمام شد ، بيا يك روضه اي بخون . خدا بر درجاتش بيفزايد . نشستم تو سنگر يك روضه اي خودندم ، نمي دونيد اينها چه طور گريه مي كردند . شهيد بابانظر ، شهيد داداللهي وقتي روضه مي خونديم ، همون طور كه روايات گفتند ، مثل مادر بچه مرده گريه مي كردند و انس شون با روضه خيلي قشنگ بود . اگر مي بينيد امام زمان اينقدر قشنگ روايتگري مي كنه ، چون روزي دو بار روضه مي خونه ، اون هم نه روضه معمولي ، مي گه يا جداه من به جاي اشك خون گريه مي كنم . اگر رفقاي روحاني همراه تون نبودند حتماً جلسه روايتگري رو با يك سلام ختمش كنيد و اونجا نزديكه و زائر امام حسين بشيم و بگيم السلام عليك يا ابا عبدالله و به همين اندازه روضه خون بشيد . حضرت زهرا گفتند : در روز قيامت بهشت يك دري داره ، مال ذاكران امام حسينه و هر كه روضه خون امام حسين بشه ، انشاءالله از اون در راهش مي دند . خود انس با روضه يكي از ثمرات معنويته . دور و بري هاي امام مي گفتند : در ايام معمولي امام اشك هاش رو با دستمال خشك مي كرد ، در ماه محرم با حوله خشك مي كرد صورتش رو ، نيمه هاي شب و ماه رمضان با حوله خشك        مي كرد . امام با روضه انس داشت .

      اثر بعدي معنويت تقويت روحيه انتظاره . هر چه معنويت ما بيشتر بشه بايد تشنگي مون براي مهدي فاطمه بيشتر بشه . من بحثي رو در حرم امام رضا گفتم . يك پيرمردي آمد جلوي منبر گفت حاج آقا نگو ، خيلي سخته . گفتم روايته چه كنم . اصلاً قصد راوي اينه كه مردم رو تقويت كنيم كه منتظر امام زمان باشند . روايتگري يعني منتظرسازي ، تداوم راه شهدا و دفاع مقدس تا مردم رو به نقطه انتظار برسونيم . اين روايت رو مي خواستم بگم : اول يك مثال زدم كه ما اگر غذاي شور بخوريم ، شب تا صبح چند بار بلند مي شيم و دنبال آبيم ، خود امام زمان فرمودند اگر شيعيان به اندازه يك ليوان آب منتظر من باشند ، من ميام . خيلي دردناكه . گاهي روايتگري تون رو با اين آيه ختم كنيد ، آيه 88 سوره يوسف  « يا ايها العزيز مسّنا و اهلنا الضُّرُ و جِئنا ببِضاعةٍ مُزجاةٍ فَأوفِ لنا الكيل » ياابن الحسن ما بيچاره ايم آقا ، كاسه گدايي ما رو پر كن . راوي بايد روحيه انتظار رو در مخاطبان خودش تقويت كنه . ما هيچ رسالتي نداريم جز اينكه مردم رو برسونيم به نقطه انتظار و برسند به اون نقطه اي كه بگند : ياابن الحسن بيا با تمام وجود با عملشون و با انتظارشون روحيه انتظار بايد تقويت بشه .

      اثر بعدي معنويت كه امروز متأسفانه كم رنگه ، روحيه محبت و برادريه . اگر يكي مريض مي شد ، قطعاً يكي كنارش مي نشست و سرش رو به دامن      مي گرفت ، يك دوايي دارويي غذايي دهانش مي كرد . امروز گاهي وقت ها اين روحيه برادري كم رنگ شده . تو جبهه ها بچه ها براي هم مي مردند . تو اين اردوها بياييم اين رو تقويت كنيم .

      ثمره بعدي روحيه عرفان عملي و اجتماعي و كاربردي در مقابله با عرفان هاي قلابي كه دارند تو جامعه ما جامي اندازند كه بريد يك گوشه بشينيد و از جامعه فاصله بگيريد . ما بگيم شهدا عرفاي واقعي بودند ، عارفان مكتب امام بودند ضمن اينكه شيران روز بودند ، عابدان شب هم بودند . تو ميدان عمل دنبال وظيفه اش مي گشت و اين نتيجه معنويته . معنويت معناش گوشه گيري نيست ، معناش حضور در صحنه و انجام وظيفه هست . اما با اتكا به خدا . اينها بعضي از آثار معنويت بود كه شما مي تونيد همه ارزش ها رو به عنوان آثار معنويت فرض بكنيد .

     در بحث دستاوردهاي دفاع مقدس قطعاً با يد يك مقدمه اي رو داشته باشيم و بعد خودمون كار كنيم تا بتونيم بعد براي مردم خوب بگيم . يك : عوامل جهادگريزي رو ، چون يك تفكري در مسلمانان از ابتدا بوده تا به امروز كه مردم رو از جهاد فراري مي دادند و چهره جهاد رو خيلي بد مي كردند ، جنگ رو با جهاد مساوي مي گيرند و جنگ در ذهن مردم پديده قشنگي نيست . جهاد مساوي با جنگ نيست ولي متأسفانه دشمنان فرهنگي جنگ و جهاد رو مساوي مي گيرند و چهره جهاد رو مخدوش مي كنند ؛ لذا هركي مجاهده خشونت طلب معرفي مي شه و اين بحثيست كه بايد با مباني آيات و روايات حلش كنيم . ما مي خواهيم بركات جهاد رو بگيم . بركات دفاع رو بگيم و طبيعتاً بايد آيات جهاد رو كه مخصوصاً در سال هاي اخير آيات جهاد به فراموشي سپرده شده بود و اصلاً مطرح نمي شد و طبيعتاً يك بحث دومي هم اينجا بايد به عنوان مقدمه كار بكنيم ، شبهاتي كه باعث شده اين نگاه غبارآلود به بحث جهاد و دفاع بشه بايد پاسخ بديم .

      ما دستاوردهاي دفاع مقدس رو سه بخش كرديم : 1ـ دستاوردهاي سياسي دفاع مقدس كه حدود 13 تاست كه دوستان قطعاً روش كار كنند . يك نمونه از هر كدوم مي گم . تثبيت نظام مقدس جمهوري اسلامي كه با مبناي تفكر شيعه 1400 سال مستأجر بود ، با اين انقلاب و دفاع مقدس صاحب خانه شد . خانه اش اشكالاتي داره ، اما صاحب خانه هست . اين نظام آرزوي همه انبياء و اولياء و شهدا و صُلحا بوده و دفاع مقدس اين نظام رو تثبيتش كرد . اين فتيله رو از گوش شون در آوردند كه بتونند اين نظام رو از پا در بيارند و انشاءالله آرزوش رو به گور ببرند البته به شرطها و شروطها كه « ان الله ما يغير بقومٍ » خدا به هيچ امتي ضمانت نامه نداده .

      2 ـ دستاوردهاي فرهنگي دفاع مقدس كه بزرگترين اون به وجود آوردن تفكر بسيجي بود كه امام فرمودند اگر اين تفكر بسيجي تو تمام شئون مملكت ما گسترده بشه ما ديگه مشكلي نداريم . خدا نكنه

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

آئين روايتگري(قسمت اول) استاد ماندگاري


    اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ، بسم الله الرحمن الرحيم ، الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين . اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن ، صلواتك عليه و علي آبائه ، في هذه الساعة و في كل الساعة ، ولياً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دليلاً و عينا ، حتي تسكنه ارضك طوعا ، و تمتعه فيها طويلا . هديه به ارواح طيبه معصومين (ع) و ارواح طيبه شهدا ، روح والاي شهداي عزيزمون ، ارواح مؤمنين و مؤمنات ، اساتيد و معلمان مون ، اموات و شهداي اين جمع و اين لشكر و اين شهر و هديه به ساحت مقدس ولي نعمت مون علي بن موسي الرضا (ع) صلوات ختم كنيد .

    بدون مقدمات من سه تا بحث رو خدمت عزيزان در اين دو جلسه اي كه توفيق دارم خدمت تون باشم ، يك بحث رو مختصرتر و دوتاي ديگر رو خواهيم داشت . بحث اول مون در قالب آئين روايتگري ، مقدمه و ضرورت ها و اصول آن خواهيم گفت . در بحث دوم معنويت در دفاع مقدس رو اشاره خواهيم كرد و در بحث سوم دستاوردهاي دفاع مقدس رو . طبيعتاً با اين گستردگي بحث ها بيشتر بايد فقط سرفصل ها رو بگيم . يك نكته رو هم در تأييد صحبت هاي برادر عزيز جناب آقاي فرامرزي عرض كنم : اگر جسارت نباشه تعبير ما اينه كه همه راويان سپاه ارتش ، دانشجويي ، دانش آموزي و حوزوي بايد در سطح دكتراي عمومي روايتگري اطلاعات داشته باشند . اما تخصص هر كدام بايد در اون شاخه خودش باشه . يك دكتر عمومي در همه زمينه ها يك اطلاعاتي داره . ما به دوستان خودمون در حوزه و راويان روحاني عرض كرديم : اصلاً نه مردم از ما انتظار دارند و نه ما همچين رسالتي رو براي خودمون قائل هستيم كه بيايم تاكتيك هاي نظامي رو بگيم ، بيايم جغرافياي نظامي و جغرافياي عملياتها رو بگيم ، ولي قطعاً اين آموزش ها رو داريم به عزيزان روايان روحاني مي ديم كه به عنوان اطلاعات عمومي داشته باشند و در ارتباطات چهره به چهره و مشافعه هاشون ، در بعضي از گفت و گوهاي پرسش و پاسخ شون مطالبي رو داشته باشند . همچنين محضر شما عرض مي كنيم ، قطعاً مردم از شما توقع ندارند كه معارف اسلام و معارف تشيّع و معارف معنوي دفاع مقدس رو براشون بگيد . توقع اوليه مخاطبان از شما بزرگواران اينه كه جغرافياي عمليات ها و منطقه رو بگيد ، ولي قطعاً بايد تسلط نسبي رو هم بر معارف دفاع مقدس ، ارتباطش با عاشورا ارتباطش با معارف تشيع و معارف انتظار رو هم داشته باشيد و از باب مطالعه هم حضور در اين جلسات كه انشاءالله توفيق يارمون بشه . من بارها در جلسات تهران عرض كردم ما قائل به تيم روايتگري هستيم ، تيم روايتگري خيلي بهتر مي تونه كارها رو پيش ببره . يك عزيز بُعد نظامي رو بگه ، يك عزيز بعد معنوي و معارفي دفاع مقدس رو بگه و همچين بستري هم هست در ايام راهيان نور و موقعيت هايي كه براي روايتگري هست . اين رو من به عنوان نكته مقدمه اي عرض كردم و انشاءالله كه خداوند اين توفيق رو به همه ما عنايت بفرمايند به بركت صلوات بر محمد و آل محمد .

    در بحث آئين روايتگري دو سه تا نكته رو در تذكر به خودم و شما عرض     مي كنم . يك : روايتگري يك لياقته ، يك توفيق و نعمته ، يك فرصته كه بي جهت به من و شما ندادند . قطعاً علتي داشته و هر كس علت رو در وجود خودش و در دعاهايي كه براش شده پيدا بكنه . تذكر من در مقدمه اول اينه كه اين توفيق رو به ما دادند ولي تضمين بقائش رو نكردند تداوم اين توفيق هم لياقت مي خواد . حضرت آيت الله نوري همداني كه با شهيد ضابط (ره) و برخي ديگر از دوستان در خدمت شون بوديم ، مي فرمودند : امام حسين (ع) به بعضي ها فرمودند بياييد و به بعضي ها فرمودند برويد ، معلوم مي شه شهادت آلياژ خاص مي خواد و به هر كسي نمي دند . اگر شهادت آلياژ خاص مي خواد ، گفتن از شهادت هم آلياژ خاص مي خواد كه به بعضي ها مي گويند بياييد و به بعضي ها مي گويند برويد .

     دو : راوي بدونه در امتداد چه كساني داره روايتگري مي كنه . نمي خواهيم مباني روايتگري رو يك بحث نظري داشته باشيم كه اون بايد مطالعه بشه . اولين راوي عالم هستي خود خداست در قرآن ، خدا نجواي شهيده كاخ فرعون رو در قرآن روايت كرده ، خدا از خيلي از شهداي عصر پيامبران در قرآن روايت كرده . راوي بدونه در امتداد كار خدا و وجود نازنين پيامبر اكرم داره كار مي كنه ، در امتداد كار حضرت زهرا (س) كه روايتگر حمزه سيد الشهدا عموي بزرگوارشون بودند داره كار مي كنه ، در امتداد كار زينب (س) و امام سجاد (ع) داره كار    مي كنه ، اگر راوي بدونه در امتداد كار اهل بيت و به ويژه كار امام زمان (ع) داره كار مي كنه كه زيارت ناحيه مقدسه امام زمان يك روايتگري عاشوراست : السلام علي خط الطريق ، اسلام علي شيب الخزيب ... اگر من و شما سالي ده روز مي ريم روضه عاشورا مي خونيم ، امام زمان روزي دو بار داره روضه شهداي كربلا رو مي خونه در زيارت شون داره كه صباحاً و مسائا و روزي دو مرتبه امام زمان (ع) دارد روضه مي خواند . آدم وقتي به همكاران خودش نگاه مي كنه ، جايگاه همكاران به آدم شخصيت مي ده . ما اگر جايگاه خودمون رو حفظ كنيم در سلسله راويان عالم هستي و تاريخ اسلام داريم روايتگري مي كنيم و من يقين دارم آدم هر وقت مشكل پيدا مي كنه از همكاراش كمك مي خواد . در سيستم هاي اداري هم همين طوريه كه هر وقت كم آورديد يك توسل به حضرت زينب (س) ، يك توسل به امام سجاد ، يك توسل به امام زمان ، يك توسل به شهداي راوي شهيد آويني ، شهيد ضابط و ديگر شهدايي كه راوي بودند بكنيد . به خودشون قسم هر كجا تو مجلس گره مي خورد در ارتباط با مخاطب ، يك توسل در حد يك صلوات هم كه براشون نذر مي كرديد ، عجيب گره باز مي شد . آدم بدونه همكاراش كيا هستند قدر خودش رو بهتر مي دونه .

    تذكر سومي كه در اينجا براي خودم و شما بزرگواران لازم مي دونم اينه كه چون شهدا بهترين خدمت رو به دين كردند ، راوي هم بايد بهترين روايت رو از اين خدمت شهدا داشته باشه . خداي نكرده نبايد روايت ما شهدا رو كوچك جلوه بده ، ايثارگري اونها رو كوچك جلوه بده . شهدا زيباترين خدمت رو كردند ، مصداق آيه « والسابقون السابقون ، اولئك المقربون » برندگان مسابقه عالم هستي بودند . ما هم بايد تبليغ شهدا رو به بهترين نحو انجام بديم كه بهترين نحو رو در مباحث بعدي اشاره مي كنيم .

    تذكر چهارم اين است : كه فراموش نكنيم كه شهدا براي ما موضوعيت ندارند ، شهدا به تعبير طلبگي براي ما طريقيت دارند . طريقيت در اصطلاح طلبگي يعني اين كه ما به شهدا توجه مي كنيم چون آئينه اهل بيتند ، آئينه ارزش هاي قرآن و عترتند ، پس هر جا كه اين آئينه قشنگ ارزش هاي قرآن و عترت رو نشون داد بايد بگيم . نتيجه اين تذكر اين مي شه : شهدا كه معصوم نبودند ، گاهي اوقات در شوخي هاشون يك شوخي هاي خبطي داشتند ، اصلاً ما حق نداريم اونها رو براي مردم نقل كنيم . حالا چون يك شهيدي براي ما عزيزه ، خداي نكرده به مردم بگيم اين شهيد سيگار هم مي كشيده . خيلي بده ، هم روح شهيد آزرده مي شه ، چون كارش خطا بوده و هم ما اين اصل روايتگري رو رعايت نكرديم كه روايتگري از شهدا مي كنيم تا ارزش هاي قرآن و عترت براي مردم گفته بشه . لذا در اين جهت بايد قطعاً مورد دقت قرار بگيره كه شهدا واسطه معرفي قرآن و عترتند ، شهدا الگوهاي ملموس قرآن و عترتند . من با يكي از دانشجويان وقتي برخورد كردم و خيلي جمله قشنگي به من گفت ، گفت : حاج آقا الگوهايي كه شما از قرآن و عترت مي گيد مال 1400 سال پيشه و من نمي تونم با اونها ارتباط برقرار كنم ، من يك الگويي مي خوام مال زمان خودم باشه و تازه هم رشته خودم تو دانشگاه باشه ، اگر از اينها داري بگو . گفتم رشته ات چيه ؟ گفت فيزيك . گفتم مي خواي نمره 22 بهت بدم ؟ دانشجو معرفي مي كنم ، فارغ التحصيل بهترين دانشگاه هاي آمريكا ، رشته فيزيك با چه امتيازاتي و ... و هي گفتم و گفتم ، گفت : عاليه ! گفتم شهيد مصطفي چمران . گفت هر چي كتاب راجع به شهيد مصطفي چمران هست بگيد من مي خرم و مي خوانم . گفتم : شهيد چمران به اعتقاد من آئينه ارزش هاي قرآن و عترته . اين بهترين الگوهاي ملموس و محسوس ، چون شهدا ويژگي همزماني و همزباني و هم سنخي رو با مخاطبان ما دارند ؛ لذا براي خانم ها از شهداي زن بگيم ، براي پيرمردها از شهداي مسن بگيم ، براي اداري ها از شهداي اداري بگيم ، براي دانش آموزان از 36 هزار شهيد دانش آموز بگيم ، براي دانشجوها از شهيد علم الهدي بگيم ، براي كارگرها و ... و براي هر كدوم از شهداي سنخ خودشون بگيم . اين توفيقي است در تبليغ دين كه براي ما مهيا شده .

     تذكر پنجم اينه كه : شهدا نشانه ها و آيات الهي هستند و من و شما هم مأموريم « يتلوا عليهم اياته » اين آيات خدا رو براي مردم تلاوت كنيم . همچنان كه مأمور شديم قرآن رو خوب تلاوت كنيم ، شهدا رو هم بايد خوب روايت كنيم . استاد بزرگوارمون حضرت آيت الله جوادي آملي حفظه الله مي فرمودند : روايت درايت هم مي خواهد ، هر كس روايت بكند و درايت نداشته باشه ، نمي تونه به نتيجه برسه و اصل خيلي قشنگي رو فرمودند كه : فاصله بين درايت و روايت هم رعايته ، راوي بايد هم روايت كنه ، هم درايت كنه ، هم رعايت كنه . رعايت و روايت رو مي دونيد ، درايت چيه ؟ درايت اينه كه شهدا رو خيلي خشك و خالي براي مردم معرفي نكنيم ، شهدا رو با فرمول هاي قرآني معرفي كنيم تا وادار به تفكر بشوند . بگيم : تو قران مي گه مردم در يك مسابقه اند و در اين مسابقه مردم چهار دسته اند : ملعون ، مقبون ، مقبوط ، والسابقون . شهدا جزو والسابقونند تا با اين دسته بندي هايي كه براساس درايت انجام مي ديم مردم رو به تفحص در سيره شهدا تشويق كنيم . تفحص در سيره شهدا فقط مربوط به اين جمعي كه در قم به بركت شهدا راه اندازي شده نيست ، همه مردم بايد تفحص كنند و از مستندترين يادگارهاي شهدا ، وصيتنامه هاشونه . خاطرات احتمالاً بالا و پايين رفته و الفاظش عوض شده ، نامه ها احتمالاً كم و زياد شده باشه ، زندگي نامه ها احتمالاً بزرگ و كوچك شده باشه ، اما تنها چيزي كه مثل قرآن ، تشبيه مي كنم مثل قرآن تازه و قشنگ مونده وصيتنامه هاشونه و بياييم مردم رو تشويق كنيم به رفتن توي وصيتنامه ها و مردم رو تحريك كنيم به درايت در باب شهيدان . ما روايت كنيم و مردم رو دعوت كنيم به درايت كه شهدا زيباترين فرمول هاي موفقيت رو در اين زمان مي تونند به ما بگند . امروز اگر ما در عرصه هاي مختلف مون گير كرديم ، با استفاده از شهدا مي تونيم از اين مهلكه و معركه بيرون بياييم . اينها تذكراتي بود كه در ابتداي بحث به نظرم مي رسيد كه به خودم و شما بايد اين تذكرات داده مي شد .

    سه چهار تا از ضرورت هاي روايتگري رو عرض مي كنم . در روايتگري چه ضرورت هايي به عنوان اصل و در قالب اصول دارند محضرتون تقديم مي كنند ؟ اصل و ضرورت اولي كه بايد در روايتگري رعايت بشه ، امروزه روايتگري رو به عنوان يكي از شاخه هاي تبليغ مي دانند . تبليغ و ارتباطات يك رشته دانشگاهيه ، در حوزه هم هست تحت عنوان تبليغ و ارتباطات . روايتگري يك گرايش اين رشته تخصصي است و من همين جا هم خدمت مسئولين و هم خدمت شما مي گم كه با سه چهار روز آموزش ما متخصص روايتگري نمي شيم . اين فقط ايجاد انگيزه و دست گرميه . روايتگري يك تخصصه و اگر اين طور باشه خود متولي امام زاده بايد بيش از همه حرمت امام زاده رو نگه داره . وقتي من خودم به تخصصي بودن كار خودم قائل نباشم ، هيچ كس من رو به عنوان متخصص نمي داند . طبيعتاً در تخصص اصلي ترين اصل ، اصل تشخيصه كه درست تشخيص بدم كه چي بگم ؟ چقدر بگم ؟ چگونه بگم ؟ من در روايتگري با چه نكاتي به تشخيص قشنگ مي رسم . روايتگري فقط قصه گفتن عمليات والفجر 8 و كربلاي 4 و ... نيست ، فقط خاطره گفتن از شهيد برونسي و شهيد چراغچي و شهيد ميرزايي و شهيد كاوه و شهيد خادم الشريعه نيست .

     روايتگري يك تخصصه كه مترتب بر چهار سين است . من اين طور كردم كه در ذهن تون قشنگ بمونه . اولين سين ، سوزه ، روايتگري سوز مي خواد . هر كي مي خواد فيلم بازي كنه تو اين وادي نياد ، روايتگري فيلم بازي كردن نيست ؛ لذا ساز لازم نداره . روايتگري سوز مي خواد ، عشق مي خواد ، هر كي عشق داره كه من بارها به دوستان خودم گفتم : روايتگري درمانگاه واماندگان از غافله شهادته . تنها جايي كه آرام مي شوند اينجاست ، حضرت زينب تا موقعي كه از امام حسين گفت آرام بود ، تا موقعي كه تونست از داداشش و شهدا بگه آرام بود . روايتگري سوز مي خواد ؛ لذا من به خودم مي گم ، راوي هم بايد رؤيت كنه بعد روايت كنه . راوي بايد ببينه و حس كنه و بگه . حتي من پا رو فراتر گذاشتم و گفتم اگر شهدا يك بار شهيد شدند راوي بايد هر بار كه روايت مي كنه بايد شهيد بشه ، بايد با تمام وجودش بسوزه و بگه و اين ارزش داره . بعد مي گند سخن كه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند . ما نمي خواهيم نقالي بكنيم ، اصلاً بناي نقالي نداريم ، بناي قصه گويي و معركه گيري نداريم ، ما مي خواهيم يك حس رو انتقال بديم .

      خيلي اوقات در شلمچه و طلائيه به من گفتند بيابان هاي اينجا با بيابان هاي تهران و مشهد نه تنها فرقي نداره ، بلكه بيابان هاي اونجا خيلي خوشكل تر هم هست . اما در اين بيابان ها خبرهايي اتفاق افتاده ، بچه هايي در اونجا صورت هاشون رو خاك گذاشتند . سرزمين شلمچه و طلائيه و فكه و هويزه يك فيلمبرداري هايي كرده از رقص خون بچه ها روزي كه هيچ فيلمبردار و عكاسي نبوده و فيلم بردار اينها خداست « إنّ مَن تعرّفَ بكَ غيرُ مجهولٍ » خدايا كسي كه تو معرفش باشي مجهول نمي مانه . سالانه صدها هزار نفر دارند مياند كه اين فيلم رو تماشا كنند ، حس رو تماشا كنند ؛ لذا راوي بايد سوز و اخلاص داشته باشه و اين اولين شرط تشخيص درسته . من اينها رو دارم از آيات قرآن مي گم ، در جبهه يكي از آياتي كه هميشه بر زبانمون جاري بود اين آيه بود « ما رميت إذ رميت و لكن الله رمي » حتي گلوله كلاش مي خواستيم بزنيم ، مي گفتيم . اگر قراره خدا گلوله سربي رو هدايت كنه ، به خود خدا قسم تو فرهنگ حضرت حق گلوله كلام ارزشش از گلوله سربي بيشتره . به خدا بگيم ، خدا اين كلام من رو تو هدايت كن ، خدا كدام كلام رو هدايت مي كنه ؟ كلامي كه نيتش درست باشه . من اونجا       نمي خوام بازار گرم كنم . من بگم گروه تفحص ، اون يكي بگه لشكر 5 نصر ، اون يكي ديگه لشكر 25 كربلا چون از اين اتفاقات افتاده ، بعضي ها فقط        مي خواند مجموعه خودشون رو تقدير كنند . اصلاً همچين خبري نيست ، ما      مي خواهيم خدا رو تقدير كنيم . امام فرمودند 124 هزار پيغمبر يك جا جمع بشند با هم اختلاف ندارند ، چون همه شون براي خدا كار مي كنند . سوز اولين شرط تشخيص درسته ؛ لذا اين دعا رو هم سر زبان مون داشته باشيم ، بزرگان به ما گفتند كه مي خواهيد منبر بريد و سخنراني كنيد اين دعا رو بگيد « إلهي أنطقني بالهدي . ألهمن التقوي » خدايا من دارم مي رم از طرف تو حرف بزنم ، اگر قرار باشه كه ما بخواهيم براي خودمون حرف بزنيم خيلي وضع مون خرابه و هيچ عُرضه اي هم نداريم و اين رو هم بگم اگر ما باشيم از ما بي عُرضه تر تو دنيا وجود نداره ، اگر ما باشيم و عنايت حضرت حق از ما با عرضه تر تو عالم وجود نداره .

     اين سوز رو درست كنيد ، تشخيصه درست مي شه . اصلاً انگار بهتون الهام مي كنند ، بهتون اشاره مي كنند ، بهتون مي دند اون چيزي كه رزق اون مخاطبه . گاهي اوقات يك قصه اي ماهها بود كه از يادم رفته و يك دفعه همون جا به يادم مياد ، اين مال اون اخلاصه ، اخلاص رو هم درستش كنيد و اين هم هديه اون كسانيه كه سوز دارند . حديث قدسيه كه خدا مي فرمايد « كن لي أكن لك » اي كمترين ، اي كوچولو ، تو براي من كار كن ، من با تمام خداييم براي تو كار     مي كنم . امام حسين هر چي داشت تو طبَق گذاشت و خدا هم هر چي داره گذاشته براي ابي عبدالله . چه كرده خدا براي ابي عبدالله ؟ امام حسين هر چي داشت گذاشت ، خدا هم هر چي داره براي امام حسين مي گذاره . خيلي عجيبه ها « كن لي أكن لك » اين مال تشخيصه ، هر چي اخلاص مون بيشتر ، تشخيص مون درست تر ؛ لذا ما اصلاً بنا نداريم خداي نكرده بريم خراب كنيم ، ما مي خوايم بريم آباد كنيم و اگر اوستا كريم كمك مون كنه انشاءالله آباد مي كنيم .

     دومين سيني كه براي تشخيص لازمه سواده . راوي اي كه سواد نداشته باشه ، مي ره آسمون و ريسمون به هم مي بافه . قطعاً ما نيازمند سواديم . شما بزرگواران بيشتر جغرافياي نظامي و جغرافياي عمليات ها و تحليل هايي كه تو بحث هاي داخلي و خارجي و منطقه اي عمليات ها هست ، طبقه روحانيت و طلاب رواي هم بيشتر بحث هاي معارفي و معنوي دفاع مقدس رو . قطعاً بايد مطالعه داشته باشيد . بياييد از همين الان با شهدا عهد ببنديم روزي يك ساعت در طول سال براي روايتگري مون مطالعه كنيم كه در سال ميشه 365 ساعت . روزي يك ساعت كار مطالعه بكنيم براي روايتگري ، كار زياد شده ، كتاب ها زياد شده و بايد مطالعه كنيم . مخصوصاً به تعبير استاد معظم مون حاج سيد احمد آقاي خاتمي فرمودند : كساني كه مي خواند روايت شهداي امروز رو خوب داشته باشند ، برند جنگ هاي پيغمبر رو مطالعه كنند ، خيلي قشنگ مي تونند مقايسه اي كار كنند . تاريخ مغازي پيغمبر به عنوان جنگ ها ، تاريخ جنگ هاي صدر اسلام رو بريد مطالعه كنيد ، چهار جنگ بزرگ اميرالمؤمنين رو بريد مطالعه كنيد ، بعد معلوم مي شه شهدامون كجايند و چه ارزشي دارند . راوي بايد اهل مطالعه باشه ، منظور از مطالعه نه اينكه چهار تا عمليات رو مطالعه كنه ، مطالعه داشته باشيم چون باور داريم تخصص داريم ديگه ، دكتري هم كه فوق دكترا گرفته باز فرصت مطالعاتي بهش مي دند مي ره اطلاعاتش رو زياد مي كنه . اين رو هم با دو تا آيه قرآن بگم ، پيغمبر هم از طرف خدا مأمور شد « قل ربِّ زدني علما » اگر اين كار رو نكني اون آيع ديگه « كلا إنّ الإنسان ليطغي أن رَاهُ استغني » طغيان انسان وقتي هست كه خودش رو از مطالعه بي نياز مي دونه . آيت الله العظماش هم بايد مطالعه داشته باشه تا بتونه به روز حرف بزنه . ما آمده ايم تو اين گرايش ، انشاءالله دانشكده جنگ برقرار مي شود ، رشته روايتگري برقرار خواهد شد در حوزه و دانشگاه و اينها از آرزوهاي ماست . خيلي هم دير شده اما حالا هم كه اين حركت شروع شده ما قائل به تخصصي بودند كار خودمون باشيم و مطالعاتمون رو زياد كنيم .

     سومين سين سليقه هست . براي تشخيص قشنگ من سليقه لازم دارم و بايد هنر داشته باشم و گاهي اوقات ما به شوخي گفتيم : روزي كه خدا سليقه پخش مي كرده بعضي ها خواب بودند و هيچي گيرشون نيامده ، واقعاً بعضي ها بي سليقه حرف مي زنند . گاهي يك گروهي آمدند خسته اند ، 6 نفر كه ديگه صحبت نمي كنند ، نه ، چون اين آقا و اين آقا اينجا صحبت كردند ما هم اگر صحبت نكنيم اسم مون نوشته نمي شه ، اين فايده نداره . يك نگاه بكنيم ، يك اقتضا شناسي بكنيم ، ببينيم اصلاً اين حرف مي چسبه يا نه ؟ سليقه داشته باشيم . سالگرد امام بود و ما رو به يكي از شهرها دعوت كردند 7 ، 8 تا برنامه گذاشتند و حسابي مردم رو خسته كردند بعد گفتند حضرت آقاي فلان مي خواد بره سخنراني كنه . من هم رفتم گفتم : بسم الله الرحمن الرحيم ، من جاي شما باشم اصلاً پاي سخنراني نمي شينم ، بسمك العظيم الأعظم . اينقدر مردم خوشحال شدند . گفتند حاج آقا همين خيلي اثر بهتري داشت . سليقه به خرج بديد ، گاهي اوقات حرف نزدن تأثيرش از حرف زدن بيشتره . گاهي اوقات كم گفتن تأثيرش از بسيار گفتن ، بيشتره . گاهي اوقات با كنايه گفتن تأثيرش از با تصريح گفتن بيشتره . گاهي اوقات با يك ابهام بگم ، مبهم بگم ، اين سليقه هست . گاهي با يك قصه ، با يك سؤال ، با يك خط شعر بگم و اينها سليقه هست و هر چي بيشتر كار كنيم سليقه مون بيشتر مي شه .

    سين چهارمي كه در تشخيص لازمه ، سلامته . هم سلامت محتوا ، اون چيزهايي كه داريم ارائه مي كنيم كه متأسفانه بعضي از خاطرات خيلي دستكاري شده . حالا در قالب يك لطيفه مي گم خستگي تون در بره . مي گن براي يك جمعي از اجنه يك مجلسي گرفتند ، قرآن كه مي خواندند اين اجنه هاي و هاي گريه مي كردند ، وقتي آمدند براشون روضه كربلا بخونند ، ديدند اينها مثل ماست نشستند و نگاه مي كنند و گريه نمي كنند . از اينها سؤال شد كه قرآن خوندند گريه كرديد ، روضه خواندند گريه نكرديد ؟ گفت قرآن روضه خداست و حزن داره گريه كرديم . براي چي براي روضه امام حسين گريه نكرديد ؟ گفت خوب ما كربلا بوديم ، اين چيزهايي كه اين آقا مي گفت اصلاً اتفاق نيفتاده . خود من شاهد بودم در طلائيه ، در اروند ، در شلمچه بعضي از دوستان خود ما يا از دوستان شما كه خداي نكرده نمي گم ماها معصوميم ، گاهي اوقات يك چيزهايي گفتند ! مثل اوني كه مي گفت : امام حسين هر شمشيري كه مي زد هزار نفر مي افتادند ! گفتيم پس امام حسين صبح تا ظهر عاشورا چند هزار نفر رو كشته ؟ يعني سلامت محتوا ؛ اون چيزي كه مي خواهيم بگيم ، درستش رو بگيم ، سالمش رو بگيم .

     اين كه مي گويند وصيت نامه ها سالم ترينند . بنده مثلاً در فلان عمليات مسئول دسته بودم ، معاون گروهان بودم . معاون گروهان كه از همه عمليات كه خبر نداره . ما حتي بدون تعارف مي گيم : فرمانده لشكر از منطقه خودش خبر داره ، از منطقه ديگران خيلي خبر نداره . فرمانده يك گردان از منطقه عملياتي گردان خودش خبر داره ، بقيه رو كه خبر نداره ، داره طراحي كل عمليات رو مي گه ! گاهي هم يك جوري مي گويند كه انگار فرمانده منطقه و محور همون بزرگوار بوده . مي خواهم بگم كه اولاً سلامت محتوا و دوماً سلامت كسي هم كه داره      مي گه رعايت بشه .

    سلامت دو تا بُعد داره : يكي سلامت متن ، يكي سلامت گوينده . اگر قرار باشه من خودم سالم نباشم ، اونها به من نگاه مي كنند ، مي گويند اين كه با شهدا بوده ، اينه ! ما كه فقط مي خواهيم از شهدا بشنويم .

        چون ذات نايافته از هستي بخش             كي تواند كه شود هستي بخش

لذا ما چون كم داريم ، گاهي اوقات احتياط كنيم و كم بگيم ، چون اگر زياد گفتيم   مي گند خودت چه كار مي كني ؟ تو خودت چقدر اهل عملي ؟ اين چهار تا سيني بود كه در اصل اول روايتگري ، اصل تشخيص بود .

 

 

     اصل دومي كه بايد در روايتگري مورد بررسي قرار بگيره ، اصل تكريمه . راويتگري ارتباط با مخاطبه . درسته كه شما بزرگواران پاسداريد ، رفقاي بسيج و فرمانده بسيجيد ، اما اصلاً روايتگري كار نظامي نيست ، كار فرهنگيه و در كار فرهنگي هم اصل اول تكريم مخاطبه . دوستاني كه در جلسات با همديگر گفت و گو كرديم ، با سيستم نظامي بردن كاروان ها به منطقه موافق نيستيم . حتي من به بعضي از دوستان گفتم : لشكر 41 ثارالله يك كار قشنگي كرده بود كه فرمانده كاروان لباس شخصي پوشيده بود و اسم پادگان رو هم نوشته بود اردوگاه فرهنگي ثارالله و به بچه ها هم گفته بود همه با لباس شخصي ... نمي خوام بگم كه اين صد در صد درسته ، مي خوام بگم اين اقتضاي كارفرهنگيه و حتي به عزيزان پادگان هم گفته بود من رو ديديد اصلاً به من سلام نظامي نديد . درسته يكي از زيبايي هاي دفاع مقدس ، اون جنبه و مانورهاي نظاميشه ، يك فكري بايد براي اون قضيه كرد . بايد بيشتر به بحث راهيان نور حالت فرهنگي داد ، نه حالت نظامي . خود آقا فرمودند اين عمليات فرهنگي راهيان نوره ، عمليات نظامي نيست و چون عمليات فرهنگيه تكريم مخاطب اصل اوليه هست .

     پسره با موهاي بسته آمده ، ولي زائر شهداست ، سرباز من و شما نيست . خانمه با آرايش آمده ، اما زائر شهداست و كسي حق نداره بهش بي احترامي كنه . در كل كارهاي فرهنگي مي گم ، بعضي ها به خاطر سن شون بي احترامي مي شوند ، بعضي ها به خاطر جنس شون بي احترامي مي شوند ، بعضي ها به خاطر گناه شون بي احترامي مي شوند ، ما حق نداريم گناهكار رو به خاطر گناهش بي احترامي كنيم . به يكي از بزرگان گفتند : ريش شما بهتره يا دم سگ ؟ گفت هر كدام از پل صراط بگذره . رفقا شاهدند كه بعضي از اين دخترها و پسرهاي آنچناني ، يك انقلابي درشون ايجاد شده ، در شلمچه ، در طلائيه ، در يادمان ها كه حضرت عباسي بهشون قبطه خورديم . يك دختره خيلي مسخره مي كرد ، خيلي اذيت مي كرد ، خيلي اَدا و اصول درمي آورد . تو شلمچه شكايتش رو من به شهدا كردم ، خدا گواهه چنان اين عوض شده بود . روز بعدش بايد اين دختره رو مي ديديد ، اشك مي ريخت و يك جمله به من گفت كه : فكر كرديد شهدا فقط رفقاي خودتونند كه بهشون مي نازيد ؟ شهيد خودش آمد ، خودش رو به من نشون داد و قول شفاعت به من داد . بعضي هاشون رو عجيب شهدا دعوت كردند كه چپه شون كنند ، درمان شون كنند ، به اينها بايد احترام بگذاريد . من يك بار اين جمله رو گفتم براي بعضي ها سنگين آمد : خادم هاي امام رضا ، خادم امام رضا نيستند ، خادم زائر امام رضايند . شما هم خادم زائرهاي خداييد ، ما خادم زائرهاي خداييم و شهدا زائر خدايند و به لقاءالله پوستند . خودتون رو دست كم نگيريد ، اينها زائر خدايند و آمدند زائر زائر خدا يعني شهدا شدند .

    بنابراين تكريم مخاطب كه تكريم مخاطب چيه ؟ گاهي اوقات تذكر دادن به جايگاه مخاطب يك نوع تكريمه . به جايگاه چي ؟ خانواده شهدا آمده بودند بچه هاشون قيافه هاي عجيب و غريبي داشتند . يك ذره تذكر داديم كه تو پسر كي هستي ، تو دختر كي هستي ، تو بابات افتخاره ، همون تعبيري كه حضرت يوسف براي حفظ خودش داد « إنه ربي أحسَنَ مثواي » ما به جايگاه آدم ها تذكر بديم . تو وارث خون شهدايي ، تو منتظر امام زماني ، تو عزادار ابي عبداللهي ، تو اينجا آمدي بوي كربلا به مشامت بخوره . تذكر بديد به جايگاهش عجيب عوض مي شه ، اين يك نوع احترام و تكريمه . تحقيرش نمي كنم ، حتي من به دخترها گفتم : شما عزيزان فاطمه زهراييد شما كساني هستيد كه حضرت زهرا انشاءالله مي خواد به شما افتخار بكنه . يك تذكر به جايگاه بديد ، يك تلنگره و اين يك نوع شيوه تكريمه .

     شيوه ديگر تكريم چيست ؟ تغافل ، يعني چي ؟ يعني كمي شتر ديدي ، نديدي كنيم . خيلي خوشمون نياد آبروي كسي رو ببريم ، مجرم رو به همه نشون بديم ، خطاي همه رو بگيم و اسم شون رو ببريم و كمي تغافل كنيم . اهل بيت خيلي قشنگ اين روش رو داشتند . خودش تكريمه كه طرف مي فهمه من خطاش رو فهميدم ، اما همين كه نمي گم از شرم مي ميره و با خودش يك نوع احترام و تكريم محسوب مي كنه .

     راه ديگر تكريم احترام هاي ظاهريه . درسته من مسئول كاروانم ، من مديرم ، رئيسم ، فرمانده ام ، اما سلام من رو كوچيكم كه نمي كنه ، بزرگم هم مي كنه . شيوه پيغمبر رو داشتهخ باشيم و در سلام كردن مقدم باشيم . احترام ها و ادب هاي ظاهري رو رعايت بكنيم . هيچ اشكال نداره از لفظ آقا ، خانم ، عزيزان ، بزرگواران ، زائران ... الفاظ قشنگ به كار ببريم به جاي اينكه رفتارهاي نظامي داشته باشيم . اينها رعايت اصل تكريمه .

     اصل سومي كه ما بايد براي روايتگري رعايت بكنيم ، اصل تسهيله ، يعني چي ؟ يعني ساده سازي و آسان كردن كار . بعضي ها اينقدر اين شهدا رو مي برند بالا بالا بالا ... كه جوونه مي گه پس من كه دستم بهش نمي رسه ، همون بلايي كه سر اهل بيت آورديم . حاج آقا يعني شما مي فرماييد مقام شهدا بالا نيست ؟ مقام شهدا رو نه من و شما مي فهميم ، نه بزرگ تر از من و شما مي فهمند . حضرت استاد مي فرمودند : هر كه فهميد « عند ربِّهم يُرزقون » يعني چه مقام شهدا رو   مي فهمه . يك بحثي كه من نمي رسم براي شما بگم ، 25 مقام معنوي شهدا رو از آيات و روايات و ادعيه در آوردند ، 25 مدال كه ما نمي فهميم اما يك آيه قرآن به ما يك درسي داده « قل إنَّما أنا بشرٌ مثلكم » شهدا رو ساده كنيم ، بگيم اينها هم مثل شمايند . پيغمبر هم مأمور شده بگه من هم مثل شمايم ، مي خورم ، مي آشامم ، ازدواج مي كنم ... يعني شهدا رو براي اينكه قابل دسترس باشند ساده شون كنيد . شايد تا حالا نشنيده باشيد ، من شهيد حسن باقري رو كه مي خوام توضيح بدم ،   مي گم شهيد باقري دانشجوي اخراجي دانشكده حقوق تهران بود ، نتونست درس بخونه . رفت خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي شد ، اونجا هم نكشيد و عذرش رو خواستند . آمد سپاه خوزستان و در عرض مدت كوتاهي در اون زمينه اي كه براش فراهم شده بود رشد كرد ، شد اطلاعات سپاه خوزستان ، بعد شد اطلاعات كل سپاه ، بعد شد طراح عمليات بيت المقدس و قفل جنگ رو باز كرد با اين عمليات . شهيد داره به تو الگو مي ده اگر در دو جا شكست خوردي در جاي سوم موفق مي شي . شهدا رو ساده كنيم ، اصل تسهيل . ما مأموريم معارف مكتب رو براي مردم ساده كنيم . من گاهي اوقات با خود مي گم اي كاش مي تونستم بگم ، كدام شهيد تا يك هفته قبل از شهادتش نماز نمي خوند ، خيلي اهل عبادت نبود ، يك هفته عوض شد و ره صد ساله رو يك شبه رفت . در كربلا هم داريم ، وهب يك جوون نصرانيه ، از امام حسين خوشش آمد افتاد تو مسير كربلا ، اوج گرفت و رفت بالا .

     يك خاطره بگم از زمان جبهه و جنگ : نشسته بوديم تو سنگر شوخي        مي كرديم . يكي از بچه ها گفت : بياييم براي خودمون يك زندگينامه بنويسيم چون اگر شهيد بشيم اونها مي نويسند : قبل از ولادت هم او انقلابي بود ، در داخل رحم مادرش هم لِنگ و لگد مي زد ، انگار مي خواست بگويد مرگ بر شاه ، در قنداق هم كه بود او فرياد مرگ بر شاه سرمي داد ، از همون اول نماز شب مي خوند ... نه ، به حضرت عباس اين جوري نبودند همه شون . بله نماز شب خوان داشتيم . يك شهيد داشتيم ، شايد بعضي ها بشناسنش ، اين ناقلا نماز شب كه نمي خوند هيچي ، مزاحم نماز شب بقيه هم مي شد . مي آمد مي ايستاد به بچه ها مي گفت تا اسم من و بابام رو نگي ، نمي رم ! حداقل آقاي تيموري مي شناسند ، ايشون با ما تو يك گردان بودند ، بعد هم شهيد شد چقدر هم زيبا شهيد شد . اين روايت رو بهتون بگم ، حضرت آيت الله امجد مي فرمودند : « اكثرُ اهل الجنة اللوطيين » اكثريت اهل بهشت لوطيهايند ؛ لذا جوون هاي ما ماهند براي اين قصه . لوطي يعني نامرد نيست ، اگر گناه هم مي كنه مي گه خدايا من رو ببخش ، گناه كردم ديگه چه كار كنم ؟ با نامردي گناه نمي كنه . من نماز نخوندنش رو تبليغ نمي كنم ، امكان تغييرش رو تبليغ مي كنم . بد گرفتي ، يك كم دوزاري خراب شده .

      قانوني كه بايد براي اصل تسهيل رعايت بشه اينه كه مثال زياد بزنيم چون مثال قصه رو خيلي راحت مي كنه . براي دينداري و رهروي راه شهيدان يك كفي رو قائل بشيم . مثال : الان نماز جماعت هاي ما ساده هست يا سخته ؟ سخته ، نماز ظهر و عصر تو خونه مي خوني 7 ، 8 دقيقه طول مي كشه ، نماز جماعت سه ربع طول مي كشه ، اين مي شه با اعمال شاقه . ما تو همه پادگان ها مي گيم ، اين همه تعقيبات يعني چي ؟ كي گفته اين هم تعقيبات بخوني ؟ تو خونه ات        مي خوني ؟ مي گه نه . پس چرا اينجا مي خوني ؟ چرا فيلم بازي مي كني ؟ همون كه هستي نشون بده ، ساده اش كن . اگر در مساجد بازارهاي ما نماز ده دقيقه اي بخونند قلقله مي شه ، تو پادگان ها هم همين طور و بعضي ها به بهانه هاي مختلف از گير نماز جماعت درنمي رند . گاهي در راهيان نور كه مي ريم دوست داريم بعد از نماز صبح كسي نخوابه ، همه دعاي عهد بخونند ، دعاي امام زمان و زيارت عاشورا بخونند . كي همچين حرف هايي رو زده ؟ بستر فراهم كنيم كه هر كي علاقه داره بياد ، اما اجباريش نكنيم ، رو دروايسي نكنيم . گاهي وقتها آدم خودش حس و حال داره طولش بده ، عيبي نداره ، اما يك وقتي در زمان جنگ بچه ها از جبهه آمده بودند و تو حرم امام رضا داشتند دعا مي خوندند ، يك ناقلايي كه الان جانبازه دست زد به شونه من گفت : حاجي يا دعا رو تمومش كن ، يا يك كم اخلاص قرضم بده ، اخلاصم تمام شد . بابا مردم نمي كشند .

       دعاي كميل يك ساعت و نيمه ، من بعضي جاها گفتم : دعاي كميل يك دقيقه اي . يعني چي حاج آقا ؟ يك  جمله دعاي كميل رو بگير و حال كن « وقد أطيتك يا الهي وَعَد تقصيري و إسرافي علي نفسي » ما هنوز دعاي كميل يك دقيقه اي رو به مردم معرفي نكرديم . دعاي كميل يك نسخه داره ، يك ساعت و نيمه هر كس مي خواد بياد . كف رو بدونيم دينداري رو ساده كنيم . پس تسهيل يعني ساده ترين نوع دينداري رو براي مردم بگيم كه انجام واجبات و ترك محرماته همين . هيچي مستحب اصلاً نمي خوام . روز قيامت يك دونه ما مؤاخذه نمي شيم كه چرا مستحب انجام نداديم و واجبمون هم هموني كه هست . بابا ما كه كاتوليك تر از پاپ نيستيم . نمار واجب امام رو نشون مي دند ، امام چند تا سلام مي گند ؟ يك سلام ، مرجع تقليده ، داره درس مي ده به ماها دين رو ساده اش كنيم . چادر حجاب برتره امام حجاب واجب نيست ، پوشش حجاب واجبه ، دينداري رو سختش نكنيم . هر كس بعد از نماز صبح بخوابه كافره ، هر كس مستحبات انجام نده ... خوب مردم فرار مي كنند . حضرت آيت الله بهجت (ره) فرمودند : دايره دين رو وسيع بگيريد ، آمار دينداران زياد مي شه ، دايره دين رو كوچك بگيريد آمار بي دينها زياد مي شه . ما كه دوست نداريم آمار بي دينها زياد بشه و آمار دينداران كم بشه .   

     گفتند آيا واقعا كساني كه بي حجابند بايد وارد شلمچه بشوند ؟ مگر من و شما صاحب شلمچه ايم ؟ شهدا دعوتش كردند . مگر همين حجابه ؟ شايد دل او خيلي پاكتر از دل من و شما باشه . چرا گاهي نگاه ما به دين ، نگاه گزينشيه ، بله ، سيستم امر به معروف و نهي از منكر قشنگ راه بندازيم ، با تذكر و احترام بگيم و هيچ كس منكر اين قصه نيست . اما فكر نكنيم او كه حجاب نداره ، بي دينه و من كه ريش دارم مطلق ديندار . اين نگاه هاي دگم مردم رو فراري مي ده . من طلبه دارم مي گه كه كي گفته همچين نگاهي به دين داشته باشيد ؟ كه حالا همه جيك و پيك ما رو هم شما مي شناسيد و مي دونيد نه روشن فكريم ، نه دگر انديشيم ، بابامون هم آخوند بود و جد و آبادمون هم همه مرتجع بودند و ما داريم مي گيم ، ما اينقدر از دين فهميديم . پس اصل سوم ، اصل تسهيله ، مثال بگيد ، كف دينداري رو بگيد و دينداري رو روانش كنيد . وجود نازنين پيغمبر اكرم (ص) بنابراونچه كه قرآن فرموده « يريد الله بكم اليسر و لا يريد بكم العسر » همون مقدار كه     مي توني انجام بده . نماز رو نمي تونه ايستاده بخونه ، خوب نشسته بخونه ،     نمي تونه نشسته بخونه ، خوابيده بخونه . دين ما اصلاً سخت نگرفته . من در خيلي جاها اين جمله رو فهميدم و گفتم : دين ما سخت نيست ، ولي دقيقه . نماز رو خوابيده هم مي خوني ، وقتي ذكر ركوع ميگي ، نبايد دست و بالت تكان بخوره .

     اصل چهارمي كه در روايتگري بايد رعايت بشه ، اصل تدريجه . يعني چي ؟ براي رسيدن به مقاصد زيبا ما مي خوايم مخاطبامون رو ببريم بالا ، دستشون رو بگيريم با شهدا بياريم شون بالا ، بايد اهداف رو پلكاني كنيد . من اين رو از همين بحث نماز كه گفتم در دستورات دين فهميدم . خدا مي گه اهداف رو پله پله كنيد و از بالا بيايد پايين : نماز ايستاده بخون ، نمي توني نشسته بخون ، نمي توني خوابيده بخون ، نمي توني با اشاره بخون . دعاي كميل كه عرض كردم ، نماز جماعت رو نيم ساعته بخون ، نمي توني 20 دقيقه اي ، نمي توني 10 دقيقه اي و اگر كسي نتونست نيم ساعته بخونه از گردونه خارجش نكنيم . خدا نگفته كساني كه        نمي تونند نماز ايستاده بخونند ، نمار نخونند . كسي كه داره غرق مي شه نمازش چيه ؟ يك الله اكبر ، خدا براي اون هم گذاشته كه نگه خدايا براي من نگذاشتي . تو هم يك الله اكبر بگي نماز محسوب مي شه .

      اهداف رو پلكاني كنيم ، من نمي تونم به شهيد فلان برسم ، يك پله پايين تر ، يك پله پايين تر ، ... يكي از بزرگ ترين مشكلات امروز جامعه ما اينه كه همه براي خودشون يك هدف در نظر گرفتند و به اون هدف هم نمي رسند ، مي شوند افسرده و نااميد . كنكور ، نمي شه ، تمام ولي من با استفاده از همين دستورات اسلام مي گم ، اين رو نتونستي ، اين كار رو بكن ... و پله پله بيا پايين و اين مال تدريجه . ما در روايتگري مي خوايم تبليغ كنيم . در عمليات خيبر اول قصد ما كجا بود ؟ بصره ، نشد به جاده اش اكتفا كرديم . نشد به القرنه اكتفا كرديم ، نشد به جزيره مجنون اكتفا كرديم ولي از پاي نايستاديم . اين رو تو زندگي جوون ها با استفاده از دفاع مقدس بگيم . به مدال طلا نمي توني برسي ، نقره ، نشد برنز ، نشد چهارم و پنجم و ... از حركت بازنايست . دفاع مقدس به ما گفته توقف ممنوع . خيلي قشنگه ها ، اين اصل تدريجه . معني توكل هم توقف نيست ، من توكل رو اين جوري معنا مي كنم : توكل توقف نيست ، توكل يعني دويدن تا رسيدن به مرز عنايت الهي . اين يكي از لوازم اصل تدريجه ، اهداف رو پلكاني بچينيم تا مخاطبامون اگر نتونستند با نمره 100 ارتباط برقرار كنند با 90 ، 80 ، 70 ، ... نااميد نشوند ، نااميدي در مكتب ما نيست .

     حضرت آقاي قاضي در جمع ما نشستند . يادمه در سال 60 فرمانده گردان حر شهيد چراغچي بود ، فرمانده گردان ابوذر برادر عزيزم جناب حاج محمد آقاي قاضي بودند . نمي تونستند برند جايي رو بگيرند ، يك عمليات ايزايي          برمي داشتند اين طريقه تبليغ ماست از دفاع مقدس . يعني آي جوون تو زندگي تحصيليت توقف ممنوع ، تو كار كردنت توقف ممنوع ، تو بحث رفتن براي ازدواجت توقف ممنوع . ما داريم با استناد به دفاع مقدس فرمول ياد مردم مي ديم . نكته دومي كه در اصل تدريجه ، از اين طرف پله پله معرفي كنيم و براي رسيدن به اون معارف 5 ،6 تا پله بگيم . نماز شب يكي از قشنگ هاي جبهه بود . براي جوون ها اردو بود من تو حرم امام رضا داشتم براشون صحبت مي كردم ، يكي گفت حاج آقا ما چه جوري به نماز شب عادت كنيم ؟ هم براي ترك پله ايه ، هم براي فعل بايد پله تعريف كنيم . براي ترك اول بگم يا فعل ؟ اگر ترك مبتلا بهِ ، آقاي سيگاري كي بود ؟ براي ترك اول بگم . ما با سيگاري ها برخورد كرديم خدا عنايت كرده و ما كمك شون كرديم و ترك كردند . گفت حاج آقا 3 ، 4 ، 5 بار سيگار رو يك دفعه گذاشتم كنار و بعد از يك سال دوباره رفتم سراغش . گفتم خوب اشتباهي كنار گذاشتي ، ترك هم راه شرعي داره . گفت راه شرعيش چيه ؟ گفتم روزي چقدر مي كشي ؟ گفت روزي يك پاكت ، 20 تا سيگار . گفتم هفته اي نصف دونه سيگارت رو مي توني كم كني ؟ گفت اين كه چيزي نيست . نفهميد چه بلايي دارم سرش ميارم . گفتم اين هفته 5/19 بكش . هفته بعد 19 تا ، هفته بعد 5/18 ... چهل هفته طول كشيد به راحتي ترك سيگار كرد و اصلاً حاليش هم نشد اين پله ايه .

     باز هم براي ترك بگم ، يك جووني آمد گفت ما معتاد نگاه به نامحرميم ، نامحرمي نيست كه نگاهش نكيم و اصلاً نمي گذاريم از دست مون در بره . گفتم خيلي خوب ، بيا از اين به بعد يكي در ميان نگاه كن . گفت اين شد يك چيزي . نگيد حاج آقا مجوز يكي در ميون داده ، اين براي ترك مريضه . يك هفته گذشت ، گفتم حالا دوتا درميونش كن ... آروم آروم ترك كرد و خودش هم متوجه نشد . همين طوري بهش بگيد به نامحرم نگاه نكن نمي شه ، الان نگاه نمي كنه ، اون طرف مي ره نگاه مي كنه . بايد اين سم از بدن خارج بشه . من از ترياكي ها ياد گرفتم ، دم شون گرم خوب شيوه هايي دارند . اونها مي گند اگر مي خواي راست و حسيني ترك كني اون مقدار ترياكي كه مصرف مي كني بريز تو يك پاتيل آب روزي يك ليوان آب ترياكي بخور يك ليوان آب خالص بهش اضافه كن . اينقدر اين عمل رو ادامه بده تا اون بشه آب خالص . از اين طرف براي انجام دادن كارهاي خوب هم بياييم پله اي تعريف كنيم . گفت حاج آقا مي گند نماز شب تو جبهه ها خيلي قشنگ بوده ما دو سه بار شروع كرديم و نشد . گفتم راهش پله ايه ، يك هفته 5 دقيقه به اذان صبح مانده بيدار شو تو رختخواب ، بگو خدايا من بيدارم ها ، تا لذت بيداري رو بچشي . بعد از يك هفته ده دقيقه قبل بلند شو وضو بگير بشين سر سجاده و بگو ، خدايا من هم وضو دارم ، ما رو هم با وضودارها حساب كن . يك هفته بعدش يك ركعت بدون مخلفات بخون ، يك هفته بعدش سه ركعت بخون ... 7 ، 8 ، 10 هفته طول مي كشه تا آروم آروم به نماز شب معتاد مي شي ، معتاد قشنگ . برات ملكه مي شه . اين اصل تدريجه . شهدا قرآن مي خوندند و بعضي روزي دو سه جزء هم مي خودند . اين بچه هفته اي يك خط هم قرآن نمي خونه . من به همه گفتم ، بيايد بعد از هر نمازتون ده آيه قرآن بخونيد ، نه پنج آيه بخونيد . با روزي پنج آيه شروع كنيد تا معتاد قرآن بشيد اين مي شه اصل تدريج .

     سومين نكته اي كه در اصل تدريجه ظرفيت سازيه يعني اينكه من روز اولي كه مي رم باشگاه به من نمي گند وزنه 50 كيلويي بردار ، مي گند 5 كيلويي بردار و اين نرمش ها رو هم انجام بده و يك كيلو ، يك كيلو بهش اضافه مي كند . ما هنوز براي همه ظرفيت سازي نكرديم . ما بايد گاهي از كاروان بپرسيم ، اصلاً اينها چقدر زمينه بعضي از مسائل عنوي رو دارند ؟ چقدر زمينه شنيدن بعضي از حرفها رو دارند ؟ اگر در زندگي اهل بيت حرفها طبقه بنديه ، در دفاع مقدس هم حرفها طبقه بنديه ، اسرار معنوي هم طبقه بنديه . هر حرفي رو نمي شه همه جا زد . اگر بگيد حضور حضرت زهرا رو در اينجا ديدند ، شايد بعضي ها بخندند . اونجا نگيد ، اين سرّّ ، بگذاريد ظرفيت سازي كنيد بعد بگيد . ديروز در دانشگاه اميركبير تهران ، يك جمله اي رو از حضرت امام گفتم . يك جووني آمد گفت حاج آقا من اين مثال رو قبول نمي كنم . گفتم تقصير منه ، ظرفيت شما رو نسنجيدم وگفتم . بچه ها معده شون مثل بچه هست اگر بخواهيد تو معده شون چهار قاشق غذا بريزيد آروق مي زنه ، پس مي زنه . وقتي مي گم كار تخصصيه ، اين اصول رو كه مي گم مي فهميم ، حضرت عباسي عجب كار سختيه . در كار روايتگري واقعاً با عنايت اهل بيت بايد بريد جلو .

    اصل پنجم ، اصل تناسبه . اين خيلي ساده هست و سريع رد مي شم . روايتگري بايد تناسب با زمان داشته باشه ، شما شب جمعه داري روايتگري مي كني ، چقدر قشنگه خاطرات مربوط به شب جمعه جبهه ها رو بگين ، چقدر قشنگه خاطرات مربوط به ارتباط با امام زمان رو بگين . چقدر قشنگه اون عمليات هايي كه شب جمعه شروع شد بگين . عمليات كربلاي 5 هم شب جمعه 19 دي ماه در شلمچه شروع شد ، همون تيكه قشنگش رو بگم و تناسب با زمان رو رعايت كنيم . تناسب با مكان رعايت بشه ، بارها ديديد تو طلائيه خاطرات اروند رو مي گه تو اروند خاطرات شلمچه رو مي گه . من تو حسينيه ام ، تناسب با حسينيه رو داشته باشم . يك يادواره شهدا بود تو سينما و يك كم هم مردم خسته شده بودند . رفتم پشت تريبون گفتم : بسم الله الرحمن الرحيم ، اينجا سالن سينماست ، تو سالن سينما هيچ جووني آتاري با خودش نمي ياره بازي كنه ، هيچ خانمي بافتني نمي ياره ، هيچ كس براي همديگه قصه نمي گه ، چرا ؟ تو سالن سينما همه اولويت شون رو شناختند ، اولويت شون نگاه كردن به فيلمه ، رفيقش بخواد بهترين خاطره رو هم براش بگه نمي گذاره . گفتم فرق ما با شهدا اينه كه اونها اولويت هاشون رو تو زندگي فهميدند ما نفهميديم . اين تناسبه ، هم با مكان هم با موضوع . من بايد تناسب با زمان ، مكان و موضوع رو رعايت كنم . بعضي بحث ها در محدوده روايتگري مي شه خيلي كمه ، ولي اصلاً تناسبي با فضاي روايتگري نداره . بحث هاي سياسي . خواهش مي كنم فضاي شهدا رو با بحثها و جناح بنديهاي سياسي قاطي نكنيم . شهدا سياسي نيستند ، وابسته به جناح خاص نيستند ، ملي هستند ، مال همه اند ، حتي فرا مذهبي اند ، فرا جناحيند . حضرت عباسي از اين موقعيت قشنگ استفاده نكنيم بخوايم بعضي از حرف هاي خاص سياسي رو بزنيم . پيارسال داشت يك اتفاقي مي افتاد و فضاي سياسي كشور كمي ملتهب بود ، باور كنيد يك افت بدي كرد ، مردم نمي ياند بيرون . حرم امام رضا رو هم سياسي كنيد ، يك عده از مردم نمي ياند . من يك بشارت بدم ، داماد حضرت آقا دو سه هفته پيش آمده بودند تو جمع دوستان راوي ، پيغام آقا رو آوردند كه شفاهي بود و من مضمون پيغام رو مي گم . فرمودند : آقا فرموند به دوستان راوي و راهيان نور بگيد قدر كار خودشون رو بدونند ، من قدر كار اونها رو مي دونم ، عطر معنوي كه در ايران پخش شده ، به بركت روايتگري و راهيان نوره و ما خداي نكرده بخوايم اين قصه رو تحت الشعاع بعضي حوادث سياسي قرار بديم باختيم ؛ لذا تناسب با زمان ، مكان ، موضوع تناسب با مخاطب كه مخاطب رو بگيريم و روايتگري مون رو خاص اونها داشته باشيم كه اصل پنجم اصل تناسبه .  

منبع :

http://www.komeil22.blogfa.com/post-19.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

روش هاي روايتگري در قرآن كريم


تقريب روايتگري يك عنوان جديدي است. يعني به ذهن مي آيد كه يك نگراني وجود دارد و آن اين است كه عده اي در حوزه روايتگري ظاهراً طوري حركت مي كنند كه در حال دور شدن هستند.اين مفهومش اين است كه يك جاي كار ما يا اشكال دارد و يا ما زبان مفاهمه خوبي نتوانستيم برقرار كنيم.
تقريب روايتگري يك عنوان جديدي است. يعني به ذهن مي آيد كه يك نگراني وجود دارد و آن اين است كه عده اي در حوزه روايتگري ظاهراً طوري حركت مي كنند كه در حال دور شدن هستند.اين مفهومش اين است كه يك جاي كار ما يا اشكال دارد و يا ما زبان مفاهمه خوبي نتوانستيم برقرار كنيم.
سلايق دوستان ما در حوزه روايتگري،زياد است.سليقه در چه چيز؟سليقه در نوع بيان و روايتگري؟ يعني ما چطور جنگ را روايت بكنيم؟ آيا سليقه در نوع بيان و گفتگو با مخاطب؟
 قرآن صرفاً داستان سرايي نمي كند.قرآن دنبال اين است كه يك اثر تربيتي را بر يك واقعه تاريخي مترتّب كند.از يك حادثه تاريخي گزينش مي كند و به آن مي پردازد تا بتواند يك اثر تربيتي را در نهايت به مخاطب ارائه كند
يك مطلب را نبايد فراموش كرد و آن هنر راوي است كه راوي بايد بتواند مخاطب را به پايه اي از معرفت برساند كه او بتواند با عبور از لايه هاي مختلف حوادث جنگ، حقايق زمان جنگ را به خوبي شهود كند.شهود به معناي اينكه شاهدي از حق در قلب مخاطب شما جلوه بكند. چطور؟ وعاظ، خطبا و علماي ما وقتي منبر مي روند و از كربلا صحبت مي كنند، شما احساس مي كنيد در صحنه كربلا حضور داريد، آن صحنه ها را كأنه شاهد بوديد، با قلبتان شهود مي كنيد. رساندن مخاطب به اين پايه از معرفت شهودي،كار بسيار بزرگ و ارزشمندي است.اين شهود باعث مي شود يك حس و حالي در مخاطب به وجود بيايد و اين حس و حال مي تواند پشتوانه عمل بشود كه اگر اين عمل تكرار بشود، يك صفاتي براي مخاطب حاصل خواهد شد. به تعبيري فرموده اند: «المعرفة بذر المشاهده» معرفت پايه اي است براي اينكه انسان مشاهده بكند.
بله اگر شناخت و معرفت درستي به مخاطب داده شود، او مي تواند به خوبي شهود كند،اگر چه سال هاي سال از جنگ گذشته و اساساً جنگ را نديده است.بنابراين اولين بحث اين است كه ما چه بايد بگوييم و دوم اينكه چگونه بگوييم.
اساساً همه مخاطبان، مخاطبان خاص نيستند.براي مخاطبان خاص شايد لازم باشد جزئيات گفته شود كه اين براي عامه مردم مفيد نيست.ما در حوزه فن مخاطب شناسي، مخاطبانمان را دسته بندي مي كنيم. عده اي آدم هاي خاص هستند ،يك عده اخص هستند و يك عده عام اند.
مردمي كه در زمره مخاطبان عام هستند،اينها نيازي ندارند كه همه جزئيات جنگ را بدانند.اين جزئيات را پژوهشگران بايد بدانند.بنابراين اگر يك راوي در صحنه عمل،جزئيات را براي مردم عادي بيان كرد،امر بي ربطي انجام داده است.مثلاً يك كشاورز،كاسب و ... از روستايي آمده حالا ما بيايم مثلاً سازمان رزم اين يگان عمل كننده را براي اينها بگوييم،تركيب چه بوده؟ استعداد چقدر بوده؟ گستره و عمق نفوذ تا كجا بوده؟ و... يا سازمان رزم ارتش عراق را بيان كنيم.اين ها اصلاً ضرورتي ندارد.
براي مخاطبان خاص وظيفه داريم تفصيلي تر صحبت كنيم. پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد: ما پيامبران مكلف شديم كه به قدر فهم و عقل مردم و به فراخور دريافت مردم براي آنها صحبت كنيم.اگر بخواهيم سطح بالا صحبت كنيم (به يك معنا) مردم فراري مي شوند.
يا اگر وقتي جمعي كه كودك هستند يا بچه هاي دبستاني يا راهنمايي هستند.بايد ببينيم اين بچه چه مي خواهد و چقدر از جنگ نياز دارد كه بداند.اين ذوق مي خواهد.اصلاً شايد لازم باشد در حوزه روايتگري جنگ،يك عده راوي خاص كودكان تربيت كنيم.بنابراين در حوزه روايتگري به تناسب نوع مخاطبين شما ناگزير هستيد يك نوع روايتگري داشته باشيد.
 
 مخاطبانمان را الان در حوزه دريافت به چهار دسته تقسيم مي كنيم :
1-اهل باور و يقين: همين هايي كه حزب الهي هستند و به ارزش ها پايبند هستند، در جنگ بودند انقلاب،اسلام،ولايت را قبول دارند. بايد چيزي گفته شود كه بر سطح باور و يقين اين ها افزوده شود و در آن راهي كه دارد،راسخ تر بشود.
2- خالي از ذهن ها: نوجواني كه اطلاعات قبلي از جنگ ندارد و تازه با اين مفاهيم در حال آشنا شدن هستند. اينجا در حقيقت ما وظيفه مستحكم سازي مباني اين افراد را بر عهده داريم.بايد مطالب جنگ برايش خوب جا بيافتد. دفاع،ضرورت دفاع، اهميت دفاع، شرايطي كه ما داشتيم و... بايد بيان شود.
3- مترددين: كساني كه بر اساس القائات و شبهات، برايشان ترديدي حاصل مي شود. در دانشگاه ها اين بحث ها مي شود.چرا جنگ را ادامه داديم،چرا جنگ اين گونه شد،غرب عمليات كرديد و ... چراهايي كه درباره جنگ مطرح مي شود. پاسخ هايش كاملاً مشخص است كه هم علمي و مستند وجود دارد و ما شبهه اي نداريم.اين ها ترديد برايشان حاصل شده، تعمدي ندارند ولي ترديد برايشان ايجاد مي شود.جمعي از مخاطبين ما اينها هستند، خوب ما بايد به تناسب براي اينها رفع شبهه كنيم.
4- منكرين: آنان كه منكر حقانيت ما هستند.نوع مخاطبين و نوع افرادي كه مخالف و مريض هستند ما در مقابل اين ها احتجاج مي كنيم. حجت هاي بالغ? الهي و انساني و شرعي در زمينه هاي گوناگون را اقامه مي كنيم تا مثل خاكريزي در مقابل اين ها باشد كه پيشروي بيشتري نداشته باشند.
اصول روايتگري از زبان خداوند در قرآن كريم:


روش اول : اولين خصوصيتي كه در قران كريم به آن توجه شده اين است كه ما در قرآن چيزي به عنوان وقايع نگاري صرف نداريم، بلكه يك سلسله گزارش هاي تاريخي داريم كه همگي هم جهت دار است.يعني قرآن صرفاً داستان سرايي نمي كند.قرآن دنبال اين است كه يك اثر تربيتي را بر يك واقع? تاريخي مترتّب كند.از يك حادثه تاريخي گزينش مي كند و به آن مي پردازد تا بتواند يك اثر تربيتي را در نهايت به مخاطب ارائه كند كه نوعاً اين مقاصد در حوزه تاريخي به عنوان عبرت گيري مطرح است.لذا مطالبي كه بار تربيتي ندارد،بيان نمي شود.راوي كه مي خواهد صحبت كند، حتماً در اين خاطره گويي و روايت و با اين مسأله دنبال سرگرم كردن نبايد باشد.مقام معظم رهبري مي فرمودند:«ما سر مردم را نبايد گرم كنيم،بايد مردم را هوشيار و بيدار كنيم.»
راهيان نور محل رساندن مردم به نور است.مشغول كردن مردم كه نيست.آن نور هدايتي كه از پرتو فداكاري و استقامت شهدا به دست آمده، بايد روي اين ها تمركز كنيم.
 
روش دوم : قرآن در بيان حوادث تاريخي ،همواره يك نگاه جانب دارانه دارد.اين طور نيست كه قرآن بي تفاوت نسبت به مسائل باشد.قران كاملاً در برخورد با حوادث تاريخي مشخص مي كند كه طرفدار حق است و در مقابل باطل، آنها را لعن مي كند. تاريخ نگاران سعي مي كنند كه بگويند در مورد اين حادثه تاريخي بي غرضانه حرف زديم.اما جهت كلي را مشخص نمي كنند و به عهده مخاطب مي گذارند.ما وقتي مي خواهيم حوادث جنگ را بيان كنيم بايد مسائل را تبيين كنيم. كساني كه خوب و بد عمل كردند چه كساني بودند.جريانات حق و باطل را با صراحت و آشكار مشخص كنيم. اين روش روايتگري خداست و خدواند متعال در قرآن اين گونه عمل كرده است.
 
روش سوم قرآن در روايتگري : اين است كه قدرت تفكر را براي تقويت اعتقادات مردم ارائه مي كند. مورخين اين گونه نيستند و معمولاً يك رابطه علت و معلولي را  در رابطه با حوادث تاريخي بيان مي كنند.
بايد مشخص شود كه چطور خداي متعال مستكبرين را از طريق مؤمنان خالص و مخلص به مذلت و نكبت دچار مي كند. اين ها را چطور سرنگون مي كند.
مي گويند در صحنه جنگ، دو عنصر تجهيزات و نيروي انساني تعيين كننده است و اگر در اين دو مورد برتر بوديد، برنده هستيد.در تمام مكاتب غربي و شرقي اين را مي گويند.اين گونه مي فرمايد: ما خوفي سراسري در دل كفار انداختيم به واسطه اينكه آن ها به قدرت مادي تكيه كردند.چون فكر مي كردند اين دو عنصر تعيين كننده است از همين جا هم ضربه خوردند.خداي متعال در قوه خيال كفار تصرف مي كند.اين ها يك نفر را 1000 نفر مي بينند و بر عكس،1000 نفر را ممكن است نبينند.
امام صادق(ع) مي فرمايند:«لكل وقت حديثة» هر جا و هر زماني،حرف خاص خودش و هر جايگاهي صحبتي به تناسب دارد
چهارمين روش قرآن در بيان حقايق تاريخي و جنگ:  اين است كه قرآن اهتمام جدي دارد كه غلط هاي مشهور را حتماً اصلاح كند.چه بسا در اين چند سال راهيان نور مطالبي را گفتند كه اشتباه است.اگر كسي بخواهد اين گونه با جنگ برخورد كند، به شهدا جفا كرده است.مي خواستند باور مردم را بيشتر كنند در صورتيكه جنگ نياز به اين حرف ها ندارد.
اهتمام جدي بايد داشت قرآن اصرار دارد غلط هايي كه مشهور شده است را حتماً اصلاح كند.راويان ما بايد در نقل هاي تاريخي اشتباهات تاريخي حوزه جنگ را اصلاح كنند.
 
روش پنجم: قرآن به دنبال اين است كه حتماً يك عبرت آموزي داشته باشد.«لقد كان في قصصهم عبرت لاولي الالباب»اصلاً همه اين قصه براي عبرت است.عبرت از ماده عبور است.عبور از ظاهر يك حادثه و رسيدن به باطن حادثه، بيرون كشيدن پند لازم از درون اين حادثه. بالاخره اين عمليات چه عبرتي براي ما دارد؟ زبان عبرت،زبان حال است،زبان قال نيست.موعظه زبان قال است.تداوم عبرت به بصيرت كمك مي كند.و همچنين تداوم عبرت ها موجب پيشگيري جامعه از شكست معنوي مي شود.«الاعتبار يفيدك الرشاد»جامعه اي كه مي خواهد رشد كند بايد عبرت بگيرد.اگر عبرت نگيرد،رشد نمي كند.
 
ششمين روش قرآن : روحيه دادن به جبهه خودي و ايجاد يك نشاط معنوي و دادن آرامش براي مواجهه با مشكلاتي است كه دشمنان ايجاد مي كنند.واقعاً اگر روايان ما بتوانند در بيان حقايق جنگ، به نسل جوان ما روحيه بدهند،كار بسيار بزرگي كرده اند.همين بحث اميد دادن كه آقا فرموده اند: وقتي جوان مي آيد راهيان نور از اين رو به آن رو بشود. براي موارد حقير و كوچك غصه نخورد.افق نگاهش بالا برود و همتش بلند شود.

هفتمين روش قرآن : ايجاد رعب و وحشت در دل كفار و مشركين است.تا آن ها بدانند كه اگر به راهشان ادامه بدهند سرنوشتشان مانند گذشتگان است.
 
روش هشتم قرآن : اصل برگزيده گويي است.يعني قرآن لازم  نمي بيند همه جزئيات را بيان كند.ما به بعضي جزئيات جنگ نبايد وارد شويم.مثلاً ماشين فلان سردار pmp بوده يا خشايار،آن چيزي كه مهم است اين است كه ما دنبال آن مباحث كليدي و اساسي باشيم كه در فهم جنگ بتواند اثر گذار باشد.
 
نهمين روش قرآن: پرهيز از مبالغه گويي و خرافات، هم در مورد افراد و هم در مورد حوادث.مثلاً در بحث جنگ گفته اند كه اين هايي كه از اروند عبور كردند، طي الارض كردند و اينها اصلاً از آب عبور نكردند.اين مطالب جز خراب كردن كار،چيزي ديگري نيست.
 
دهمين روش قرآن: به جا و در موضع خود بيان كردن است.به تناسب مكان و موقعيت و شرايط مطلب را مي گويد.در ورودي منطقه عملياتي شما بايد يك بحثي بكنيد كه متناسب با ورود اين سرزمين است.
امام صادق(ع) مي فرمايند:«لكل وقت حديثة» هر جا و هر زماني،حرف خاص خودش و هر جايگاهي صحبتي به تناسب دارد.در قرارگاه چه بايد بگويم،در بيمارستان صحرايي چه بايد بگوييم،در خاكريز چه بايد بگوييم،در ميدان مين چه بايد بگوييم.هر جا راوي به تناسب موقعيت بايد روايت كند و حرف بزند.بايد مستدل و مستند صحبت كنيم و در پايان بيان شرح عمليات قدرت تحليل را به مخاطب بدهيم.به صورت انتزاعي با عمليات و يك حادثه نبايد برخورد شود.بايد عمليات را در قبل و بعدش هم ببينيم.
آخرين مطلب،روش پيامبر(ص) است كه آن را هم مي توان از قرآن استخراج كرد كه گريه كردن و گرياندن هم يك شيوه درستي است كه پيامبر(ع) در روايات مربوط به جنگ و يا اشارات مربوط، اين روش را دارد.حالا در بيان روايت،راويان،گريزي به روضه بزنند،خيلي خوب و مرتبط با آن بحث خواهد شد.
 
بخش فرهنگ پايداري تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]


بررسي اصول روايت‌گري از منظر قرآن

گروه خبرنگاران افتخاري / محمد آجرلو: از منظر قرآن كريم روايت‌گري در هر زمان بايد متناسب با شرايط و مخاطبان صورت گيرد تا هر فرد يا گروهي با نگاه خود و در سطح خود از ماهيت حقيقي قضايا آگاه شود.
به گزارش خبرنگار افتخاري خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا)، تقريب روايت‌گري يك عنوان جديدي است، يعني به ذهن مي‌آيد كه يك نگراني وجود دارد و آن اين است كه عده‌اي در حوزه روايت‌گري ظاهراً طوري حركت مي‌كنند كه در حال دور شدن هستند. اين مفهومش اين است كه يك جاي كار ما يا اشكال دارد و يا ما زبان مفاهمه خوبي نتوانستيم برقرار كنيم.
سلايق دوستان ما در حوزه روايت‌گري زياد است. سليقه در چه چيز؟ سليقه در نوع بيان و روايت‌گري؟ يعني ما چطور جنگ را روايت بكنيم؟ يا سليقه در نوع بيان و گفت‌وگو با مخاطب؟
يك مطلب را نبايد فراموش كرد و آن هنر راوي است كه راوي بايد بتواند مخاطب را به پايه‌اي از معرفت برساند كه او بتواند با عبور از لايه‌هاي مختلف حوادث جنگ، حقايق زمان جنگ را به خوبي شهود كند.
شهود به معناي اينكه شاهدي از حق در قلب مخاطب شما جلوه بكند. چطور؟ وعاظ، خطبا و علماي ما وقتي منبر مي‌روند و از كربلا صحبت مي‌كنند، شما احساس مي‌كنيد در صحنه كربلا حضور داريد، آن صحنه‌ها را كأنه شاهد بوديد، با قلب‌تان شهود مي‌كنيد. رساندن مخاطب به اين پايه از معرفت شهودي كار بسيار بزرگ و ارزشمندي است. اين شهود باعث مي‌شود يك حس و حالي در مخاطب به وجود بيايد و اين حس و حال مي‌تواند پشتوانه عمل بشود كه اگر اين عمل تكرار بشود، يك صفاتي براي مخاطب حاصل خواهد شد.
به تعبيري فرموده‌اند: «المعرفة بذر المشاهده»، «معرفت پايه‌اي است براي اينكه انسان مشاهده بكند». بله اگر شناخت و معرفت درستي به مخاطب داده شود، او مي‌تواند به خوبي شهود كند، اگرچه سال‌هاي سال از جنگ گذشته و اساساً جنگ را نديده است. بنابراين اولين بحث اين است كه ما چه بايد بگوييم و دوم اينكه چگونه بگوييم.
اساساً همه مخاطبان، مخاطبان خاص و ويژه نيستند. براي مخاطبان ويژه شايد لازم باشد جزئيات گقته شود كه اين براي عامه مردم مفيد نيست. ما در حوزه فن مخاطب‌شناسي، مخاطبانمان را دسته‌بندي مي‌كنيم. عده‌اي آدم‌هاي ويژه هستند، يك عده اخص هستند و يك عده عام‌اند. مردمي كه در زمره مخاطبان عام هستند، اينها نيازي ندارند كه همه جزئيات جنگ را بدانند. اين جزئيات را پژوهشگران بايد بدانند.
بنابراين اگر يك راوي در صحنه عمل، جزئيات را براي مردم عادي بيان كرد، امر بي‌ربطي انجام داده است. مثلاً يك كشاورز، كاسب و ... از روستايي آمده حالا ما بيايم مثلاً سازمان رزم اين يگان عمل كننده را براي اينها بگوييم، تركيب چه بوده؟ استعداد چقدر بوده؟ گستره و عمق نفوذ تا كجا بوده؟ و ... يا سازمان رزم ارتش عراق را بيان كنيم. اين‌ها اصلاً ضرورتي ندارد.ضرورت صحبت كردن هم‌سطح با افراد:

منبع: خبرگزاري قرآني ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

اصول روايتگري در قرآن   

تقريب روايتگري يك عنوان جديدي است.يعني به ذهن مي آيد كه يك نگراني وجود دارد و آن اين است كه عده اي در حوزه روايتگري ظاهراً طوري حركت مي كنند كه در حال دور شدن هستند.اين مفهومش اين است كه يك جاي كار ما يا اشكال دارد و يا ما زبان مفاهمه خوبي نتوانستيم برقرار كنيم.
سلايق دوستان ما در حوزه روايتگري،زياد است.سليقه در چه چيز؟سليقه در نوع بيان و روايتگري؟يعني ما چطور جنگ را روايت بكنيم؟ آيا سليقه در نوع بيان و گفتگو  با مخاطب؟
يك مطلب را نبايد فراموش كرد و آن هنر راوي است كه راوي بايد بتواند مخاطب را به پايه اي از معرفت برساند كه او بتواند با عبور از لايه هاي مختلف حوادث جنگ،حقايق زمان جنگ را به خوبي شهود كند.شهود به معناي اينكه شاهدي از حق در قلب مخاطب شما جلوه بكند.چطور؟وعاظ،خطبا و علماي ما وقتي منبر مي روند و از كربلا صحبت مي كنند، شما احساس ميكنيد در صحنه كربلا حضور داريد، آن صحنه ها را كأنه شاهد بوديد،با قلبتان شهود مي كنيد. رساندن مخاطب به اين پايه از معرفت شهودي،كار بسيار بزرگ و ارزشمندي است.اين شهود باعث ميشود يك حس و حالي در مخاطب به وجود بيايد و اين حس و حال مي تواند پشتوانه عمل شود بشود كه اگر اين عمل تكرار بشود، يك صفاتي براي مخاطب حاصل خواهد شد.به تعبيري فرموده اند:«المعرفة بذر المشاهده» معرفت پايه اي است براي اينكه انسان مشاهده بكند.بله اگر شناخت و معرفت درستي به مخاطب داده شود، او مي تواند به خوبي شهود كند،اگر چه سال هاي سال از جنگ گذشته و اساساً جنگ را نديده است.بنابراين اولين بحث اين است كه ما چه بايد بگوييم و دوم اينكه چگونه بگوييم.
اساساً همه مخاطبان،مخاطبان خاص نيستند.براي مخاطبان خاص شايد لازم باشد جزئيات گقته شود كه اين براي عامه مردم مفيد نيست.ما در حوزه فن مخاطب شناسي،مخاطبانمان را دسته بندي مي كنيم.عده اي آدم هاي خاص هستند ،يك عده اخص هستند و يك عده عام اند.مردمي كه در زمره مخاطبان عام هستند،اينها نيازي ندارند كه همه جزئيات جنگ را بدانند.اين جزئيات را پژوهشگران بايد بدانند.بنابراين اگر يك راوي در صحنه عمل،جزئيات را براي مردم عادي بيان كرد،امر   بي ربطي انجام داده است.مثلاً يك كشاورز،كاسب و ... از روستايي آمده حالا ما بيايم مثلاً سازمان رزم اين يگان عمل كننده را براي اينها بگوييم،تركيب چه بوده؟استعداد چقدر بوده؟گستره و عمق نفوذ تا كجا بوده؟و... يا سازمان رزم ارتش عراق را بيان كنيم.اين ها اصلاً ضرورتي ندارد.
براي مخاطبان خاص وظيفه داريم تفصيلي تر صحبت كنيم.پيامبر اسلام(ص) مي فرمايد:«انا معاشر الانبياء امرنا ان نكلم الناس علي قدر عقولهم» ما پيامبران مكلف شديم كه به قدر فهم و عقل مردم و به فراخور دريافت مردم براي آنها صحبت كنيم.اگر بخواهيم سطح بالا صحبت كنيم(به يك معنا) مردم فراري مي شوند.يا اگر وقتي جمعي كه كودك هستند يا بچه هاي دبستاني يا راهنمايي هستند.
بايد ببينيم اين بچه چه مي خواهد و چقدر از جنگ نياز دارد كه بداند.اين ذوق مي خواهد.اصلاً شايد لازم باشد در حوزه روايتگري جنگ،يك عده راوي خاص كودكان تربيت كنيم.بنابراين در حوزه روايتگري به تناسب نوع مخاطبين شما ناگزير هستيد يك نوع روايتگري داشته باشيد.ما مخاطبانمان را الان در حوزه دريافت به چهار دسته تقسيم مي كنيم.
1-اهل باور و يقين: همين هايي كه حزب الهي هستند و به ارزش ها پايبند هستند، در جنگ بودند انقلاب،اسلام،ولايت را قبول دارند.بايد چيزي گفته شود كه بر سطح باور و يقين اين ها افزوده شود.در آن راهي كه دارد،راسخ تر بشود.
2- خالي از ذهن ها:نوجواني كه اطلاعات قبلي از جنگ ندارد و تازه با اين مفاهيم در حال آشنا شدن هستند.اينجا در حقيقت ما وظيفه مستحكم سازي مباني اين افراد را بر عهده دارم.بايد مطالب جنگ برايش خوب جا بيأفتد.دفاع،ضرورت دفاع، اهميت دفاع، شرايطي كه ما داشتيم و... بايد بيان شود.
3-مترددين:كساني كه بر اساس القائات و شبهات،برايشان ترديدي حاصل مي شود.دردانشگاه ها اين بحث ها مي شود.چرا جنگ را ادامه داديم،چرا جنگ اين گونه شد،غرب عمليات كرديدو ... چراهايي كه درباره جنگ مطرح مي شود. پاسخ هايش كاملاً مشخص است كه هم علمي و مستند وجود دارد و ما شبهه اي نداريم.اين ها ترديد برايشان حاصل شده، تعمدي ندارند ولي ترديد برايشان ايجاد مي شود.جمعي از مخاطبين ما اينها هستند،خوب ما بايد به تناسب براي اينها رفع شبهه كنيم.
4-منكرين:آنان كه منكر حقانيت ما هستند.نوع مخاطبين و نوع افرادي كه مخالف و مريض هستند ما در مقابل اين ها احتجاج مي كنيم.حجت هاي بالغۀ الهي و انساني و شرعي در زمينه هاي گوناگون را اقامه مي كنيم تا مثل خاكريزي در مقابل اين ها باشد كه پيشروي بيشتري نداشته باشند.
اصول روايتگري از زبان خداوند در قرآن كريم:
اولين خصوصيتي كه در قران كريم به آن توجه شده اين است كه ما در قرآن چيزي به عنوان وقايع نگاري صرف نداريم،بلكه يك سلسه گزارش هاي تاريخي داريم كه همگي هم جهت دار است.يعني قرآن صرفاً داستان سرايي نمي كند.قرآن دنبال اين است كه يك اثر تربيتي را بر يك واقعۀ تاريخي مترتّب كند.از يك حادثه تاريخي گزينش مي كند و به آن مي پردازد تا بتواند يك اثر تربيتي را در نهايت به مخاطب ارائه كند كه نوعاً اين مقاصد در حوزه تاريخي به عنوان عبرت گيري مطرح است.لذا مطالبي كه بار تربيتي ندارد،بيان نمي شود.راوي كه مي خواهد صحبت كند، حتماً در اين خاطره گويي و روايت و با اين مسأله دنبال سرگرم كردن نبايد باشد.مقام معظم رهبري مي فرمودند:«ما سر مردم را نبايد گرم كنيم،بايد مردم را هوشيار و بيدار كنيم.»راهيان نور محل رساندن مردم به نور است.مشغول كردن مردم كه نيست.آن نور هدايتي كه از پرتو فداكاري و استقامت شهدا به دست آمده، بايد روي اين ها تمركز كنيم.
نگاه دوم قرآن:قرآن در بيان حوادث تاريخي ،همواره يك نگاه جانب دارنه دارد.اين طور نيست كه قرآن بي تفاوت نسبت به مسادل باشد.قران كاملاً در برخورد با حوادث تاريخي مشخص مي كند كه طرفدار حق است و در مقابل باطل،آنها را  لعن    مي كند.تاريخ نگاران سعي مي كنند كه بگويند در مورد اين حادثه تاريخي بي غرضانه حرف زديم.اما جهت كلي را مشخص نمي كنند و به عهدۀ مخاطب مي گذارند.ما وقتي مي خواهيم حوادث جنگ را بيان كنيم بايد مسائل را تبيين كنيم.كساني كه خوب و بد عمل كردند چه كساني بودند.جريانات حق و باطل را با صراحت و آشكار مشخص كنيم.اين روش روايتگري خداست و خدواند متعال در قرآن اين گونه عمل كرده است.
نگاه سوم و روش سو قرآن در روايتگري اين است كه قدرت تفكر را براي تقويت اعتقادات مردم ارائه مي كند.مورخين اين گونه نيستند و معمولاً يك رابطه علت و معلولي را  در رابطه با حوادث تاريخي بيان مي كنند.
بايد مشخص شود كه چطور خداي متعال مستكبرين را از طريق مؤمنان خالص و مخلص به مذلت و نكبت دچار مي كند.   اين ها را چطور سرنگون مي كند.
مي گويند در صحنه جنگ،دوعنصر تجهيزات و نيروي انساني تعيين كننده است و اگر در اين دو مورد برتر بوديد،برنده هستيد.در تمام مكاتب غربي و شرقي اين را مي گويند.اين گونه مي فرمايد:«سنلقي في قلوب الذين كفروا الرعب بما اشركوا بالله مالم ينزل به سلطاناً» ما خوفي سراسري در دل كفار انداختيم به واسطه اينكه آن ها به قدرت مادي تكيه كردند.چون فكر مي كردند اين دو عنصر تعيين كننده است از همين جا هم ضربه خوردند.خداي متعال در قوه متخّليه كفار تصرف مي كند.اين ها يك نفر را 1000 نفر مي بينند و بر عكس،1000 نفر را ممكن است نبينند.
چهارمين روش قرآن در بيان حقايق تاريخي و جنگ اين است كه قرآن اهتمام جدي دارد كه غلط هاي مشهور را حتماً اصلاح كند.چه بسا در اين چند سال راهيان نور مطالبي را گفتند كه اشتباه است.اگر كسي بخواهد اين گونه با جنگ برخورد كند،به شهدا جفا كرده است.مي خواستند باور مردم را بيشتر كنند در صورتيكه جنگ نياز به اين حرف ها ندارد.
اهتمام جدي بايد داشت قرآن اصرار دارد غلط هايي كه مشهور شده است را حتماً اصلاح كند.روايان ما بايد در نقل هاي تاريخي اشتباهات تاريخي حوزه جنگ را اصلاح كنند.
مطلب پنجم:قرآن به دنبال اين است كه حتماً يك عبرت آموزي داشته باشد.
«لقد كان في قصصهم عبرتّ لاولي الالباب»اصلاً همه اين قصه براي عبرت است.عبرت از ماده عبور است.عبور از ظاهر يك حادثه و رسيدن به باطن حادثه، بيرون كشيدن پند لازم از درون اين حادثه. بالاخره اين عمليات چه عبرتي براي ما دارد؟زبان عبرت،زبان حال است،زبان قال نيست.موعظه زبان قال است.تداوم عبرت به بصيرت كمك مي كند.و همچنين تداوم عبرتها موجب پيشگيري جامعه از شكست معنوي مي شود.«الاعتبار يفيدك الرشاد»جامعه اي كه مي خواهد رشد كند بايد عبرت بگيرد.اگر عبرت نگيرد،رشد نمي كند.
ششمين روش قرآن،روحيه دادن به جبهه خودي و ايجاد يك نشاط معنوي  و دادن آرامش براي مواجهه با مشكلاتي است كه دشمنان ايجاد مي كنند.واقعاً اگر روايان ما بتوانند در بيان حقايق جنگ،به اين نسل جوان ما روحيه بدهند،كار بسيار بزرگي كرده اند.همين بحث اميد دادن كه آقا فرموده اند: وقتي جوان مي آيد راهيان نور از اين رو به آن رو بشود.براي موارد حقير و كوچك غصه نخورد.افق نگاهش بالا برود و همتش بلند شود.
هفتمين روش قرآن ايجاد رعب و وحشت در دل كفار و مشركين است.تا آن ها بدانند كه اگر به راهشان ادامه بدهند سرنوشتان مانند گذشتگان است.
روش هشتم قرآن اصل بر،گزيده گويي است.يعني قرآن لازم  نمي بيند همه جزئيات را بيان كند.ما به بعضي جزئيات جنگ نبايد وارد شويم.مثلاً ماشين فلان سردار pmpبوده يا خشايار،آن چيزي كه مهم است اين است كه ما دنبال آن مباحث كليدي و اساسي باشيم كه در فهم جنگ بتواند اثر گذار باشد.
نهمين روش قرآن:پرهيز از مبالغه گويي و خرافات، هم در مورد افراد و هم در مورد حوادث.مثلاً در بحث جنگ گفته اند كه اين هايي كه از اروند عبور كردند،طي الارض كردند و اينها اصلاً از آب عبور نكردند.اين مطالب جز خراب كردن كار،چيزي ديگري نيست.
دهمين روش قرآن:به جا و در موضع خود بيان كردن است.به تناسب مكان و موقعيت و شرايط مطلب را مي گويد.در ورودي منطقه عملياتي شما بايد يك بحثي بكنيد كه متناسب با ورود اين سرزمين است.
امام صادق(ع) مي فرمايند:«لكل وقت حديثة» هر جا و هر زماني،حرف خاص خودش و هر جايگاهي  صحبتي به تناسب دارد.در قرارگاه چه بايد بگويم،در بيمارستان صحرايي چه بايد بگوييم،در خاكريز چه بايد بگوييم،در ميدان مين چه بايد بگوييم.هر جاي راوي به تناسب موقعيت بايد روايت كند و حرف بزند.بايد مستدل و مستند صحبت كنيم ودر پايان بيان شرح عمليات قدرت تحليل را به مخاطب بدهيم.به صورت انتزاعي با عمليات و يك حادثه و يك حادثه نبايد برخورد شود.بايد عمليات را در قبل و بعدش هم ببينيم.آخرين مطلب،روش پيامبر(ص) است كه آن را هم مي توان از قرآن استخراج كرد كه گريه كردن و گرياندن هم يك شيوه درستي است كه پيامبر(ع) در روايات مربوط به جنگ و يا اشارات مربوط،اين روش را دارد.حالا در بيان روايت،روايان،گريزي به روضه بزنند،خيلي خوب و مرتبط با آن بحث خواهد شد.

منبع :

http://www.sajed.ir/new/maghalat/851-oral-history/18526-1390-01-21-11-39-03.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

اصول روايتگري   

الف) تعريف راوي فتح

راوي فتح فردي است  توانا، ماهر، متعهد و آگاه به  رويدادها، حوادث و وقايع، دفاع مقدس و مسلّط به انعكاس دستاوردها و پيامدهاي آن دوران.

ب) اهداف روايتگري

1- ارتقاي سطح دانش، بينش و معرفت راهيان نور و عموم مردم نسبت به مسايل دفاع مقدس

2- تأثيرگذاري بر بازديد كنندگان مناطق جنگي و انتقال پيام دفاع مقدس (با معرفي الگوهاي عيني از طريق ارتباط چهره به چهره.)

3- ارايه محتواي يكسان به بازديدكنندگان  مناطق جنگي

4- آشناسازي نسل جوان و نوجوان كشور با درس ها، تجربه ها، عبرت ها، فرهنگ و ارزش هاي دفاع مقدس

5- نهادينه سازي بيان و تحليل وقايع دفاع مقدس به سبك علمي و به شكل صحيح

6- برقراري ارتباط دو سويه بين نسل دفاع مقدس و نسل جديد جامعه، پاسخگويي مناسب به سؤالات و پرسش‌هاي نسل نو.

ج) اصول و مباني حاكم بر فعاليت راويان فتح

1- اجتناب از هرگونه تحريف و بدعت در تحليل و بيان وقايع دفاع مقدس 

2-  صداقت در گفتار و بيان واقعيت‌ها و حقايق جنگ به صورت مستند

3- علاقه مندي، انگيزش دروني و روايت گري داوطلبانه

4- توانمندي، مهارت و داشتن معلومات لازم و مناسب براي روايت جنگ

5- الگو بودن راوي براي زايران از نظر داشتن سعه‌ي صدر، حسن خلق و ساير خصوصيات اخلاقي

 6- مخاطب شناسي و بيان وقايع، متناسب با شرايط و نيازهاي هر دسته از مخاطبين

7- برخورد اغنايي و صبورانه با زايران و پاسخگويي مطلوب به ابهام‌ها و پرسش‌هاي آنان

8- ايجاد و تقويت روحيه معنوي و حماسي در زايران

9- اتخاذ شيوه هاي علمي، منطقي و مستدل در روايت‌گري

10- تلفيق احساس و عاطفه با انديشه و تفكر و پرهيز از عوام زدگي در روايت‌گري

11- جامع نگري در بيان وقايع و رويدادهاي جنگ و پرهيز از تك بعدي نگري به مسأله دفاع مقدس

12- برقراري ارتباط منطقي وصحيح بين مباني وارزش هاي ديني و وقايع و رويدادهاي دفاع مقدس

13- اجتناب از طرح مباحث اختلاف برانگيز و پرهيز ازايجاد شك وترديد

14- تأكيد بر وحدت، همدلي و هماهنگي سازمان‌ها و نهادهاي درگير در دفاع

15- پرهيز از افراط و تفريط يا بزرگ نمايي و كوچك نمايي در بيان توان مندي‌ها و اقدام‌هاي نيروهاي دشمن و خودي در دوران دفاع مقدس

د) وظايف راويان فتح

1- بيان رويدادها و وقايع دوران دفاع مقدس براي مخاطبان

2- تحليل و تشريح علل وقايع و تحولات دوران دفاع مقدس براي مخاطبان

3- انعكاس دستاوردها و پيامدهاي عمليات هاي عمده‌ي جنگ براي مخاطبان

4- ارتقاي روحيه حماسي و معنوي زايران مناطق جنگي با بيان خاطرات دفاع

5- انتقال تجارب، درس‌ها، عبرت‌ها و ارزش هاي دفاع مقدس به مخاطبان

6- پاسخگويي به سؤالات و ابهام‌هاي مخاطبان نسبت به دفاع مقدس

7- تلاش در جهت رشد توانايي‌ها و افزايش دانش و مهارت خويش در زمينه روايت گري

8- حسن رفتار و معاشرت صحيح با زايران و الگو بودن براي آنان از نظر خصوصيات اخلاقي رزمندگان اسلام

هـ) شرافت، مسئوليت و تعهد راويان فتح

1- راويان فتح در هر سطح و رتبه‌اي كه باشند با تأسي به حضرت امام زين‌العابدين(ع) و حضرت زينب‌كبري(س) به عنوان راويان حماسه بي‌بديل دفاع مقدس، بايد همه اصول و مباني حاكم بر فعاليت راويان را مراعات نمايند. اين اصول، اساس و پايه‌هاي شرافت و تعهد راويان را پي‌ريزي مي‌نمايد.

2- هر يك از راويان بايد با ايمان، اعتقاد راسخ و علاقه‌مندي به حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي دفاع مقدس در انجام وظايف محوله كوشا بوده و در اين زمينه از هرگونه تلاشي دريغ ننمايند.

3- هر يك از راويان فتح بايد در افزايش دانش، بينش و مهارت خويش براي ايفاي نقش مؤثرتري در انتقال پيام و  ارزش‌هاي دفاع مقدس به آحاد مردم جامعه تلاش نمايند.

4- مسئوليت راويتگري ايجاب مي‌نمايد هر يك از راويان همواره با آحاد مردم، به ويژه زايران مناطق جنگي با اخلاص، تواضع و فروتني معاشرت داشته و به عنوان يك الگو و اسوه، در ارتقاي روحيه‌ي معنوي و حماسي زايران تلاش نمايند.

5- راويان موظف‌اند كليه‌ي مطالب را به‌طور مستند، دقيق و علمي ارائه، و از هرگونه بدعت و تحريف در روايت جنگ پرهيز نمايند. اگر جواب سؤالي را نمي‌دانند، با شجاعت و صراحت لازم اعلام نموده و از مراجع ذيربط درخواست پاسخگويي نمايند.

6- هريك از راويان بايد با ظاهري آراسته و منظم و لباس رزم(برادران) - كه يادآور دوران دفاع مقدس است- در مناطق عملياتي حضور يافته و در رعايت دقيق قوانين و مقررات پيشقدم باشد.

 7- مسئوليت راويتگري ايجاب مي‌نمايد، راويان از بيان مسايل اختلاف برانگيز (چه در زمينه مسايل دفاع مقدس و چه در زمينه مسائل روز جامعه) پرهيز نموده و همواره در تحكيم وحدت، همدلي، همكاري و صميميت جامعه و سازمان‌هاي درگير در جنگ تلاش نمايند.

8- راويان موظفند هنگام اجراي مأموريت در مناطق جنگي، كارت شناسايي خويش را روي سينه(خواهران روي چادر) خويش نصب نمايند و در ساير عرصه‌ها، كارت شناسايي همراه داشته باشند.

9- شئونات روايتگري ايجاب مي‌نمايد راويان بدون هيچ گونه چشم‌داشت مادي به اين وظيفه‌ي خطير مبادرت ورزند و محاسبات مادي را در كار دخالت نداده و با تأسي به روحيات و رفتار رزمندگان اسلام و شهداي عزيز دوران دفاع مقدس به ويژه در بعد تكليف مداري، الگوي مناسبي براي مخاطبين باشند.

و) معلومات و بصيرت در زمينه دفاع مقدس

هر چه دانش عمومي، تجربه، ذخاير فكري و معلومات راوي در زمينه‌هاي مختلف دفاع مقدس (اعم از تاريخچه، مباني، فرهنگ و ارزش‌هاي دفاع مقدس، خاطرات رزمندگان و شهدا) بيشتر باشد، سخنانش از غنا و محتواي بيشتري برخوردار بوده و قدرت «جذب مخاطب»، «رفع ابهام ها» و «رشد و ارتقاء مخاطبين» بيشتر خواهد شد. راوي بايد در موارد زير داراي آگاهي و بصيرت كافي باشد:

1- ريشه‌ها و زمينه‌هاي تجاوز عراق به ايران (شامل اختلافات مرزي، عوامل مؤثر بر تصميم عراق براي شروع جنگ، اقدامات خصمانه عراق قبل از آغاز جنگ و اهداف عراق از تهاجم به ايران)

2- هجوم سراسري عراق (شامل محورهاي تهاجم، اهداف نظامي ارتش عراق در جبهه‌هاي شمالي، مياني و جنوبي، توان نظامي ارتش عراق، علل توقف ارتش عراق و عدم دسترسي به اهداف و ارزيابي نقاط ضعف خطوط پدافندي تحميل شده به عراق و...)

3- نقش و چگونگي مقاومت‌هاي مردمي در جلوگيري از دستيابي ارتش عراق به اهداف سياسي و نظامي خويش

4- فرماندهي ناموفق ليبرال‌ها و چگونگي شكل‌گيري ارتش انقلابي (سپاه و بسيج) در جنگ

5- چگونگي تحول در جنگ و كسب پيروزي‌هاي بزرگ به­ويژه تشريح عمليات‌هاي عمده در اين مرحله

6- علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و ضرورت تعقيب متجاوز در خاك عراق و تشريح عمليات‌هاي عمده در اين مرحله

7- نقش قدرت‌ها و سازمانهاي بين المللي در هر مرحله از جنگ

8- نقش سازمانها، قشرها، گروه هاي داخلي و احزاب در جنگ

9- علل و نحوه پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران و برقراري آتش بس

10- آثار و پيامدهاي گوناگون جنگ براي دو كشور ايران و عراق

11- فرهنگ و ارزش هاي حاكم بر دفاع مقدس

12- نقش رهبري حضرت امام خميني(ره) در جنگ و به ويژه مباني اعتقادي جنگ و جهاد و حماسه عاشورا

13- خاطرات رزمندگان، زندگي‌نامه و وصيت‌نامه‌ي شهدا- به ويژه سرداران شهيد- دفاع مقدس

14- جغرافياي مناطق عملياتي (شامل نقاط مهم جبهه هاي جنگ، وقايع و عمليات‌هايي كه در هر منطقه اتفاق افتاده، يگان‌هاي عمل كننده، اتفاقات مهم در آن منطقه در طول دفاع مقدس و...)

راويان مي‌توانند اطلاعات فوق را به وسيله تجربه شخصي (به دليل سابقه حضور در جبهه)، آموزش، مطالعه‌ي كتاب‌هاي مربوط به دفاع مقدس، بازديد از مناطق جنگي، شنيدن سخنان و خاطرات سرداران و رزمندگان دفاع مقدس و موارد مشابه به دست آورند.

ز) مخاطب شناسي

 هدف اصلي راوي آگاهي بخشي به مخاطب است. پيام دهنده (راوي) پيام خود را براي پيام گيرنده (مخاطب) تنظيم و ارايه مي‌كند. لذا بايد مخاطب خود (اعضاي كاروان راهيان نور) را بشناسد. مخاطب شناسي يكي از رمزهاي موفقيت راوي است.

1- اگر راوي فتح نداند براي چه افرادي صحبت مي‌كند، پيام ايشان قابل درك نخواهد بود. لذا نوعي بيزاري، خستگي و كسالت براي مخاطب به وجود خواهد آمد.

2- مواردي كه در مخاطب شناسي بايد در نظر گرفته شود عبارت اند از: گروه‌هاي سني، سطح معلومات و فرهنگ، گروه هاي شغلي و قشري، زمينه‌هاي مختلف روحي و اجتماعي و علاقه و ظرفيت افراد نسبت به مباحث دفاع مقدس

3- راوي نبايد هر چه مي‌داند بگويد، بلكه بايد آنچه مورد نياز مخاطبين هست مطرح نمايد. راوي نبايد صرفاً به گفتن مقداري از مطالب اكتفا كند، بلكه شايسته است كه هر لحظه به فكر رشد و ارتقاء آگاهي‌ها و بصيرت مخاطبان خويش نسبت به حماسه‌ها و ارزش‌هاي دفاع مقدس باشد.

4- راوي فتح بايد رعايت حال مخاطبين خويش را در هر حال داشته، و آمادگي‌هاي جسمي و روحي­شان را در نظر بگيرد.

5- راوي بايد در بحث با مخاطبان جوان مسايل دفاع مقدس را به حال و آينده مرتبط كرده، ضرورت و اهميت توجه به تجارب، درسها، عبرتها و فرهنگ دفاع مقدس را براي نسل­هاي آينده تبيين نمايد.

6- راوي بايد براي مخاطبين كودك و نوجوان كودكانه و بسيار ساده و روان صحبت كند و با مثال هاي زنده، ملموس و ساده فلسفه دفاع را براي آنان بيان نمايد.

ح) فن بيان و سخنوري

برخورداري از فن سخنراني و سخنوري(خطابه) يكي از شيوه­هاي تبليغ، رساندن پيام، تربيت ديگران و يك فعاليت فرهنگي و آموزشي است. راوي اگر نتواند آموخته‌ها، اندوخته‌ها و انديشه‌هاي خود را به صورت مطلوب به اعضاي كاروان راهيان نور منتقل كند، دانسته‌ها و اندوخته‌هايش بي­ثمر مي‌ماند. هركدام از راويان كه بتواند سخنان خويش را به طور مؤثر و نافذ در دل و جان مخاطبان بيشتري بنشاند، موفق‌تر است. براي تأثير بيشتر كلام بر ديگران، لازم است سخنور از ويژگي‌هاي فني و مهارت‌هاي لازم در زمينه‌ي «فن بيان و سخنراني» برخوردار باشد. مهم‌ترين ويژگي‌هايي كه رعايت آن براي راويان لازم است به شرح زير مي‌باشد:

1-  سرعت كلام معتدل باشد. (خيلي تند و خيلي كند و خسته كننده نباشد.)

2- صدا در هنگام سخنراني با حركات(دست، سر و بدن) و قيافه(تبسم، حزن، تعجب، خشم و...) هماهنگي داشته باشد.

3- صدا، رسا و دلنشين باشد.

4- تن صدا متنوع و متغير بوده و يكنواخت نباشد.

5- صدا با موقعيت مكاني شنوندگان (اتوبوس، فضاي باز و يا بسته، با بلندگو و يا بدون بلندگو و غيره) مطابقت داشته باشد.

6-كلمات روان و قابل فهم براي عموم مخاطبان بكار برده شود و از بكار بردن كلمات نامأنوس، پيچيده و غيرواضح پرهيز شود. فصاحت و بلاغت در كلام وجود داشته باشد.

7- جملات، كوتاه بوده و فاصله بين مبتدا و خبر كمتر شود تا مخاطبان مطالب ارايه شده را بهتر درك كنند.

8- در بيان مطالب، مقايسه و سنجش براي سازمان دادن به افكار مخاطبين، زيباسازي كلام و روشن كردن مفهوم مطالب براي آنها به كار برده شود.

9- براي روشن كردن مفاهيم مطالب مثال و خاطره به كار برده شود.

10- برانگيختن توجه و حس كنجكاوي مخاطبين و طرح سؤال براي به تفكر واداشتن مخاطبين از ضرورت‌هاي سخنراني است.

11- از حاشيه روي، پرگويي، پرچانگي و تفصيل­هاي ملال آور جداً پرهيز نماييد.

12- نسبت به مسايلي كه در حين سخنراني ممكن است به وجود آيد، خونسردي خودتان را حفظ كنيد.

13- براي تداعي معاني در ذهن مخاطبين خويش، بين موضوعات سخنراني ارتباط برقرار نماييد.

14- از تعريف و تمجيد بي مورد اشخاص به جز در مورد رزمندگان دفاع مقدس و شهدا پرهيز نماييد.

15- بطور مرتب از كار و ميزان تأثير بيان و صحبت خويش در فهم مخاطبين، ارزشيابي داشته و نقاط ضعف خويش را در سخنراني‌هاي بعدي برطرف نمايد.

16- رعايت وقت از نظر شروع و ختم و ميزان صحبت داشته باشيد و به موقع در محل اعضاي كاروان براي سخنراني حضور پيدا كنيد.

17- در حين سخنراني با تسبيح، قلم، لباس و يا چيزهاي ديگر بازي ننماييد.

18- از پراكنده نشستن اعضاي كاروان جلوگيري، و سعي كنيد همه، يك جا،  متمركز و نزديك شما بنشينند.

19- در طول سخنراني اعتماد به نفس خود را حفظ نماييد و از سخنراني در حال خستگي و ناراحتي پرهيز نماييد.

20- در حين صحبت براي مخاطبين خويش احترام قائل شويد و از آنها تعريف و تمجيد كنيد.

21- در پايان هر صحبت، خلاصه و نتيجه‌گيري از مطالب گذشته كه گفته‌ايد بيان نماييد.

22- در پايان سخنان خود فرصت مناسبي را براي پاسخگويي به سؤالات مطرح شده زائران اختصاص دهيد.

ط) آراستگي و نظم ظاهري

1- آراستگي و نظم ظاهري راوي فتح، شخصيت وي را در نزد مخاطبين محترم نموده و تأثير كلام وي بر مخاطبين بيشتر خواهد شد.

2- برادران راوي فتح از لباس كار سپاه (در صورت پاسدار بودن) وبرادران بسيجي به صورت «گتر» كرده با فانسقه، پوتين وحتي الامكان  از چفيه استفاده نمايند تا چهره رزمندگان اسلام در طول 8 سال دفاع مقدس را در ذهن مخاطبين تداعي نمايد.

3- خواهران راوي فتح از چادر مشكي و در صورت لزوم چفيه استفاده نمايند.

4- حتي الامكان از پيشاني بند با شعارهاي مربوط به دوران دفاع مقدس استفاده نمايند.

5- لباس و چهره راوي فتح بايد كاملاً تميز و مرتب و موهاي سر و صورت وي(برادران) كوتاه و مرتب باشد.

ي) اخلاق و آداب راوي‌گري

 اصل منش و آداب معاشرت راوي فتح همان منش و آداب اسلامي است اما براي تأكيد بر اين نقش موارد زير ياد آوري مي‌شود:

1- چهره راوي بايد هميشه همراه با لبخند باشد. (بجز مواردي كه مصيبت اهل بيت(ع) يا موضوع غم انگيز مطرح مي‌شود.)

2- رفتار راوي نسبت به زائران كربلاي ايران بايد بسيار متواضعانه بوده و در برخورداري از امكانات اردويي اعم از غذاخوردن و سوار شدن بر وسيله نقليه هميشه خود را متأخر از ديگران بداند. تواضع، نداشتن غرور و خود بزرگ بيني و عدم حسدورزي نسبت به ديگران از رموز موفقيت راويان است.

3- راوي بايد حتي الامكان در امور اجرايي اردو مانند توزيع غذا يا ديگر امور مشاركت نمايند. در همه حال با اعضاي كاروان صميمي باشد.

4- در ابتداي ورود به حضار سلام كنيد.

5- در ابتداي شروع صحبت، خود را به طور كامل معرفي نماييد. موارد معرفي به اين شرح است: نام، نام خانوادگي، شغل، تحصيلات، وابستگي به خانواده معظم ايثارگران، وضعيت در زمان جنگ، نحوه آشنايي و دستيابي به اطلاعات مطروحه در صحبت‌ها و...

6- راوي بايد با صبر، متانت و دقت به مطالب مورد نظر، مطابق زمان اختصاص يافته و متناسب با شرايط سني، تحصيلاتي و حوصله‌ي مخاطب خود بپردازد.

7- چنانچه از نظر زماني محدوديت وجود دارد، راوي نبايد در بين صحبت‌هاي خود سؤالي را مطرح نمايد كه در ادامه نتواند به آن پاسخ كافي و قانع‌كننده بدهد، در هر صورت زمان سخنراني بايد مدنظر بوده و مطالب به شكلي بيان شود كه نكات مهم فراموش نشود.

8- صحبت‌ها حتماً بايد از روند خاصي پيروي كند. ابتدا مقدمه بعد كليات و سپس تشريح جنگ و عمليات، پس از آن خاطرات شيرين و حماسه‌ها و مظلوميت‌ها را بيان نماييد. در اين زمينه توصيه مي‌شود كتب خاطرات رزمندگان، زندگينامه و وصيت نامه شهدا را مطالعه نماييد.

9- راوي بايد بر حقانيت، اقتدار همراه با مظلوميت و حماسه سازي جبهه حق در مقابل  ددمنشي، بزدلي، بي رحمي و شقاوت و ضعف هاي اساسي دشمن تأكيد نمايد.

10- راوي نبايد دشمن را فوق العاده ضعيف و خودي را فوق العاده قوي و يا بالعكس جلوه دهد.

11- راوي بايد با صبر و حوصله و با كمال وقار و به طور كامل به سؤال زايران گوش فرادهد و آنگاه با عنايت به شرايط سني، تحصيلي و درك مخاطب و با توجه به فرصت باقيمانده به سؤال وي در حد امكان پاسخ قانع كننده بدهد.

12- محبت كردن، توجه و وقت گذاري راوي فتح نسبت به اعضاي كاروان بايد بطور يكسان و يكنواخت باشد و با افراد خاص(بطوري كه ديگران احساس تبعيض نمايند) نشست و برخاست نداشته باشد.

13- راوي نبايد از هيچ سؤال يا رفتار و برخوردي از سوي زايران يا مخاطبين در هيچ شرايطي برافروخته شود و كنترل خود را از دست بدهد، وقار و متانت را در هر حال حفظ نمايد.

14- راوي بايد براي روايت جنگ در ابتدا از دلايل منطقي، انساني و عاطفي تواٌم با هم استفاده كند.

15- راوي براي مخاطبي كه دلايل عقلي و فلسفي جنگ را قلباً نپذيرفته، نبايد بر ابعاد انساني و عاطفي و مخصوصاً بر مصايب جنگ تكيه نمايد؛ زيرا باعث زدگي و لوث شدن مطالب شده و اثر معكوس مي‌گذارد.

16- راوي بايد از ورود به بحث‌هاي اختلاف انگيز سياسي- جناحي كه باعث خنثي شدن پيام دفاع مقدس و آثار مثبت بازديد از مناطق جنگي مي‌شود، اجتناب نمايد.

17- راوي بايد بر نقش كليه رده‌ها، يگان‌ها و ارگان‌هاي كشوري و لشكري در جنگ اعم از سپاه پاسداران انقلاب  اسلامي، بسيج، ارتش جمهوري اسلامي، هلال احمر، جهاد سازندگي، وزارت امور خارجه، بنياد شهيد و... تأكيد نموده و از تخطئه هر يك از اركان نظام به شدت پرهيز نمايد.

18- راوي بايد ارتباط منطقي و عاطفي درستي بين مباني ديني (تشيع و حماسه عاشورا) با دفاع مقدس برقرار نمايد. از آيات و روايات مرتبط جنگ و جهاد به تناسب با موضوع استفاده نمايد.

19- راوي بايد با استفاده از شعارهاي اسلامي، حماسي و جبهه‌اي و ذكر صلوات و مداحي به موقع (در صورت توان)، در بين زائران شور و نشاط و تحرك معنوي و حماسي ايجاد نمايد.

20- راوي بايد در بحث دفاع مقدس علاوه بر فيزيك (جغرافيا، روند عمليات‌ها و...) به روح حاكم بر دفاع مقدس شامل فرهنگ و ارزشها، حماسه‌ها، روابط انساني، مديريت، خلاقيت و ابتكار و  مشابه آن  بپردازد.

21- اگر راوي جواب سؤالي را نمي‌داند به شدت از پراكنده‌گويي و پاسخهاي بدون مدرك اجتناب كند و باصراحت بگويد «نمي‌دانم» و اگر منابع يا افرادي را مي‌شناسد، معرفي نمايد تا سؤال كننده بتواند سؤال خود را پي گيري كند. در اين زمينه لازم است كتابهاي مربوط به دفاع مقدس همراه راوي باشد.

اگر راوي مي‌تواند جواب سؤال را بعد از چند روز فراهم كند آدرس زاير را گرفته و پاسخ را براي او ارسال نمايد.

22- راوي بايد حتماً برگه‌اي كه روي آن خلاصه مطالب مورد نظر و آدرس اسناد و مدارك و مستندات و آمار و ارقام دقيق و معتبر ثبت شده همراه داشته باشد. زائران با ديدن برگه، علمي بودن گفته هاي راوي را احساس مي‌كنند و هم راوي مطالب خود را فراموش نمي‌كند.

23- راوي در پايان موقع خداحافظي بايد به گرمي از آنان خداحافظي كند و اين نكته را گوشزد كند كه اگر اشتباهي يا قصوري بوده از جانب او بوده و براي تماس زايران با رده مربوطه آدرس ارائه نمايد.

24- راوي كوشش نمايد از طنز و شوخي به ويژه در مناطق عملياتي - خيلي كم استفاده كند و اگر استفاده كرد بايد دقت لازم را در نوع و كلمات آن داشته باشد. توصيه مي‌شود كتاب شوخ طبعي‌ها، از سري كتابهاي فرهنگ جبهه را مطالعه نمايد.

25- راوي بايد حتي المقدور اسناد و مدارك لازم را همراه داشته باشد تا در موقع استناد آن را به زايران نشان دهد.

26- راوي بايد از افراط و تفريط يا بزرگ نمايي و كوچك نمايي و بطور كلي هر گونه تحريف و بدعت در بيان حماسه‌هاي دفاع مقدس به شدت پرهيز نمايد.

27- راوي نبايد حتي يك روز از جنگ را زير سؤال ببرد و به گفته حضرت امام(ره) كه «ما حتي براي يك روز هم از عملكرد خود در جنگ نادم و پشيمان نيستيم.» نبايد از يك روز جنگ هم ابراز ندامت كند چرا كه ما به تكليف خود عمل كرده‌ايم.

28- راويان فتح مي‌توانند آلبوم‌هاي عكسي از شهدا يا صحنه‌هاي جبهه‌هاي جنگ به‌ويژه از مناطقي كه مورد بازديد زايرين قرار مي‌گيرد را براي نشان دادن به زايرين به همراه داشته باشند.

29- مناسب است راويان فتح نقشه‌هاي بزرگ عملياتي از مناطق جنگي براي توجيه كاروانها و نوارهاي صوتي و تصويري مناسب با حال و هواي جبهه و جنگ براي پخش در اتوبوس‌ها به همراه داشته باشند.

30- راوي بايد جزوات و نشريات كوچكي در زمينه دفاع مقدس به‌ويژه خاطرات جنگ براي مطالعه زايرين در اوقات فراغت به صورت چرخشي و همچنين وصيت‌نامه شهدا، شعرهاي حماسي، آيات و روايات جهاد و قتال براي قرائت در شرايط مناسب به همراه داشته باشد.

31- برگزاري مسابقات فرهنگي در حين سفر مي‌تواند در برقراري ارتباط معنوي و ايجاد صميميت بين راوي و اعضاي كاروان و همچنين دقت آنها در دريافت مطالب مؤثر باشد. مناسب است راويان فتح براي اين منظور هداياي كوچكي همراه داشته باشند.   

پيرامون شهيد و شهادت

دست‌مايه اصلي راويان، موضوع شهيد و شهادت است، بنابراين راوي بايد در اين خصوص اطلاعات نسبتاً جامعي داشته و به طور مرتب به منظور كسب معرفت و آگاهي به منابع قرآني، حديثي و فقهي مراجعه نمايد.

مفهوم واژه شهيد

لغت شهيد (  ^═ به فتح و كسرش) به معناي كشته شده در راه خدا، آن كه در راه خدا به شهادت دست يافته، كشته شده‌ي بي قصاص و ديه. كشته شده در راه خداي بدان جهت كه ملائك رحمت بر او حاضر شوند يا آنكه الله تعالي و فرشتگان او شاهدند از براي او به بهشت يا آن كه او از جمله آن كساني است كه از آنها شاهدي در روز قيامت بر امت‌هاي گذشته طلب كرده خواهد شد. يا آن كه بر شاهده يعني زمين افتاده است. يا آن كه زنده و حاضر است در نزد پروردگار خود، يا آنكه مشاهده مي‌كند ملكوت خداي را.[1]

علامه شهيد استاد مرتضي مطهري در خصوص شهادت در مقاله شهيد ضميمه‌ي كتاب قيام و انقلاب مهدي مي‌نويسد:

«شهادت مرگي است كه انسان با توجه به خطرات احتمالي يا ظني يا يقيني، فقط به خاطر هدفي مقدس و انساني و به تعبير قرآن «في سبيل الله» از آن استقبال مي‌كند.

در حقيقت شهادت دو ركن دارد: يكي اينكه در راه خدا، في سبيل الله و با هدف مقدس باشد و انسال جان خود را فداي هدف نمايد. ديگر اين كه آگاهانه صورت بگيرد.»[2]

فضائل شهيد

مفسر خوش ذوق قرآن كريم حضرت حجه الاسلام قرائتي مي‌نويسد:

«1- در روايات آمده است شهيد هفت ويژگي اعطايي از جانب خداوند دارد. اول قطره خونش.موجب آمرزش گناهانش مي‌گردد. معطر به خوشبوترين عطرها مي‌شود. سر در دامن حورالعين مي‌برد. به لباسهاي بهشتي آراسته مي‌گردد، جايگاه خود را در بهشت مشاهده مي‌كند. پرده‌ها كنار رفته و به وجه خدا نظاره مي‌كند.

2- در روايت آمده است: بالاتر از هر نيكي كار نيكوتري است مگر شهادت كه هر گاه كسي شهيد شود، ديگر بالاتر از آن چيزي متصور نيست.

3- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود: در قيامت لغزش‌هاي شهيد حتي به خودش نيز نشان داده نمي‌شود.

4- تنها شهيد است كه طعم شهادت را چشيده و آرزو مي‌كند دوباره به دنيا برگردد و شهيد بشود.

5- در دعاها مي‌خوانيم همه امامان ما آرزوي شهادت مي‌كردند.

6- همه امامان ما شهيد شدند، رهروان و پيروان انبياء نيز شهيد شدند.

7- حضرت علي عليه السلام مي‌فرمود: قسم به خدايي كه جان فرزند ابيطالب در دست اوست تحمل هزار ضربه شمشير در راه خدا آسانتر است از مرگ در رختخواب.

8- امام حسين عليه السلام شهادت را به گردنبندي زيبا بر دور گردن نو عروسان تشبيه مي‌كند.

9- همانگونه كه كور دنيا را درك نمي كند و جاهل بوعلي سينا را، زنده حيات شهيد را درك نمي‌كند.»[3]

حيات شهيد

قرآن مجيد قطع حيات و مرگ را به دو صورت مطرح مي‌كند: يكي بحث قتل و ديگري بحث موت.[4]

آيات قرآن بين مرگ و قتل فرق گذاشته و حيات را در مقابل موت مطرح مي‌كنند نه قتل. بنابراين در قرآن حيات در مقابل موت استعمال شده و در مقابل قتل بكار نرفته است، يعني خداوند حيات را از شهيد سلب نكرده است.

حيات نعمت است. و انسان را از دو توانمندي برخوردار مي‌شود يكي فعل است و ديگري درك.[5]

جمع‌بندي

راويان با شناخت عميق جايگاه شهيد و تبيين الگوي فراوان دفاع مقدس مي‌توانند در بين آحاد جامعه به گسترش فرهنگ شهيد و شهادت اهتمام بيشتري بورزند چرا كه قرآن كريم نيز با معرفي اسوه‌هاي حسنه به معرفي نمونه‌هاي عملي صالحين پرداخته است.

منابع براي مطالعه بيشتر

1- تفسير آيات 154 سوره بقره و 169 سوره ال عمران از تفاسير الميزان، نمونه، نور، تسنيم و...

2- سلسه مباحث آموزش روايت گري فرهنگ ايثار و شهادت

3- در فضاي شهادت كد 1/2 حجه الاسلام و المسلمين تويسركاني

4- تا بي نهايت - سيد محمد طالبيان

5-  شهيد و شهادت- آيه الله حسن زاده آملي

نكاتي پيرامون آداب فن سخنوري[6]

1- براي ارايه يك سخنراني ماهرانه به چهار چيز نياز داريد:

الف) با يك ميل شديد و عزم راسخ شروع بكار كنيد.

ب) به طور دقيق بدانيد در اطراف چه موضوعي مي‌خواهيد صحبت كنيد.

ج) با اعتماد به نفس و جرأت لازم سخنراني كنيد.

د) زياد تمرين كنيد.

2- اگر بخواهيد اعتماد به نفس پيدا كنيد بايد بدانيد چه مي‌خواهيد بگوييد.

3- نطق خود را به روش زير تهيه نماييد:

الف) موضوع يا موضوعاتي براي سخنراني خود انتخاب كنيد.

ب) عنوان آن را روي پاكت بزرگي بنويسيد (از اين پاكتها زياد در اختيار داشته باشيد، براي هر موضوع يك پاكت)

ج) در حين خواندن كتاب، شنيدن نوار يا ديدن گزارش‌هاي تلويزيوني اگر به نكته جالبي برخورد كرديد آن را روي يك قطعه كاغذ يادداشت كرده و داخل پاكت مربوطه قرار دهيد.

د) قبل از سخنراني يادداشت‌هاي داخل پاكت را مطالعه نموده و با حذف و يا اضافه نمودن برخي مطالب جديد براي هميشه مي‌توانيد نطق‌هاي خود را تازه و به روز نگاه داريد.

4- موضوع سخنراني را از يك هفته قبل انتخاب كنيد تا فرصت كافي داشته باشيد پيرامون موضوع سخنراني مطالعه، و يادداشت‌هاي خود را مرور كنيد.

5- از لغت نامه براي پيدا كردن معني الفاظ و پيدا كردن ريشه‌ي لغات استفاده نماييد. مي‌توانيد از كتاب‌هايي نظير:

«دايره المعارف»، «فرهنگ نامه» و ساير منابع و مراجع استفاده كنيد.

6- يادداشت‌هاي خود را تنها مرور كنيد و اگر مجبور باشيد در حين سخنراني از يادداشت‌ها استفاده نماييد، آنها را بطور مختصر با حروف درشت روي يك كاغذ بنويسيد و طوري روي ميز قرار دهيد كه ديده نشود و گاهي به آن نگاه كنيد تا از نظر شنوندگان مخفي بماند.

7-  نطق خود را كلمه به كلمه نخوانيد و نيز كلمه به كلمه به خاطر نسپاريد، زيرا اين كار هم وقت زيادي مي‌گيرد و هم خرابي به بار مي‌آورد.

8-  تمام حقايقي كه قرار است درباره اش بحث كنيد، جمع آوري، تنظيم، مطالعه و هضم نماييد، سپس بايد آن را ثابت كنيد و مطمئن شويد آنچه جمع آوري كرده‌ايد، حقيقت است و در انتها درباره راه حل‌هايي كه اين حقايق ارايه مي‌دهد پيش خود فكر كنيد.

9- پس از تنظيم سخنراني، به هنگام راه رفتن در خيابان به تمرين بپردازيد و از آغاز تا انجام، نطق را با صداي بلند و با حركات سر و دست تمرين و تكرار كنيد.

10- اگر مي‌خواهيد صدايتان جذاب تر و روشن تر شود، تمرين‌هاي زير را انجام دهيد:

الف) براي پرورش طنين صدا در بيني نفس عميق بكشيد و به احساس گشوده شدن بيني در موقع وارد شدن هوا توجه نماييد.

ب) تمرين كردن با صداي نازك، كيفيت صدا را بهتر مي‌كند، بنابراين صدايتان را آنقدر نازك كنيد كه شبيه جيغ شود.

ج) حروف صدادار را واضح بيان نماييد، زيرا ارتعاشات حروف صدادار نطق شما را رسا مي‌سازد.

د) فك خود را شل  نموده، نفس عميق بكشيد، طوري كه گويا مي‌خواهيد هوا را بمكيد و آن را در شكم جاي دهيد، بعد بدون كمترين تلاش به راحتي كلمه «آه» را ادا كنيد.

11- شنوندگان را مقابل خود فرض و مجسم كنيد، هر قدر اين كار را بيشتر انجام دهيد، در موقع روبرو شدن با شنوندگان واقعي با راحتي بيشتري مي‌توانيد صحبت كنيد.

12- در تهيه برخي موضوعات بهتر است، كمي مطالعه كنيد تا دريابيد پيرامون موضوعي كه شما مي‌خواهيد درباره آن صحبت كنيد ديگران چه گفته‌اند.

13- صدا بيشتر از فشارها خراب مي‌شود تا علل ديگر، چون صداي شما تحت تاثير تمام اعضاي بدن شماست، تشنج در هر كجاي بدن باشد در صدا هم اثر مي‌گذارد، بنابراين هر شب كه به رختخواب مي‌رويد به پشت بخوابيد و تمام بدن را در حال استراحت رها كنيد و نفس عميق بكشيد.

14- لازم است در ابتدا توسط  مسئول مربوطه، سخنران به نحو صحيح و كامل به شنوندگان معرفي شود.

15- نبايد سخنراني خود را به يك موعظه پيچيده و انتزاعي تبديل نماييد.

16- صحبت خود را با ذكر مثال، حكايت، گفته‌هاي جالب و شيرين و جذاب آغاز نماييد.

17- لبخند، زبان بين­المللي است. از لبخند زدن در حين سخنراني دريغ نورزيد. (البته بجا و به موقع)

18- استفاده از طنز در حين صحبت بايد در حد پل باشد  نبايد آنقدر زياد باشد كه به ايستگاه تبديل شود.

19- براي برقراري ارتباط و رابطه منطقي با حقايق، بايد به پنج سئوال زير پاسخ دهيد:

الف) چرا چنين است؟

ب) چگونه اينطور شده است؟

ج) چه موقع چنين است؟

د) كجا چنين است؟

ه) چه كسي چنين گفته است؟

20-  در نطق، سه چيز مهم است كه عبارت‌اند از:

الف) شخصيت ناطق

ب) نحوه ايراد نطق

ج) مطلب نطق

در بين سه عامل فوق اهميت آخري از همه كمتر است.

21- كلمات مهم را با تأكيد، و كلمات غير مهم را بدون تأكيد بيان كنيد.

22- آهنگ صدا و سرعت بيان را تغيير دهيد.

23- قبل و بعد از بيان هر ايده‌اي، كمي مكث كنيد.

24- اگر مي‌خواهيد نطق مهمي داشته باشيد از پرخوري پرهيز نماييد و تعادل را در خوردن و آشاميدن رعايت كنيد.

25- توجه داشته باشيد هر حركتي كه چيزي به وجود شما نيفزايد، چيزي از وجودتان خواهد كاست، بنابراين آرام بايستيد و جسم خود را تحت كنترل قرار دهيد.

26- در آن چه مي‌خواهيد بگوييد غرق شويد و به حدي در رساندن پيام خود به طرف مقابل مشتاق باشيد كه خودتان را از ياد ببريد.

27- به طرز آراسته و زيبا لباس بپوشيد، تا جذاب باشيد. (احساس اين كه لباس خوب پوشيده‌ايد موجب مي‌شود بر عزت و اعتماد به نفس شما افزوده شود)

28- از آغاز كردن نطق با يك حكايت خنده آور، خودداري نماييد.

29- يكي از اشتباهات بزرگي كه ممكن است سخنران مبتدي مرتكب بشود، اين است كه بگويد: من سخنران نيستم يا آمادگي براي سخنراني ندارم يا حرفي براي گفتن ندارم و. .. مخاطب حق دارد بپرسد: اگر اين حرف درست است؟ چرا حرف مي‌‌زني؟ و اگر دروغ است چرا دروغ مي‌گويي!

30- در همان نخستين جمله‌اي كه بيان مي‌داريد بايد حس كنجكاوي شنوندگان را تحريك كنيد تا توجه كامل آنان به طرف شما جلب شود.

  مثال:  «آيا مي‌دانيد امروزه در 17 كشور بردگي وجود دارد؟»

ملاحظه مي‌كنيد كه با سئوال فوق نه تنها حس كنجكاوي شنوندگان را برمي‌انگيزد، بلكه آنها را متعجب مي‌سازد! بردگي؟ اين عصر؟ در 17 كشور؟ اين كشورها كدامند؟

31- مطلب خود را با مثالي ويژه و مشخص، آغاز نماييد.

32- نقشه، نمودار و يا چيزي مانند آن را به شنوندگان نشان بدهيد و يا از شنوندگان سؤال كنيد.

33- بهترين طريقه استدلال در سخنراني.

نطق خود را با مطلبي شروع كنيد كه مورد قبول شنوندگان باشد، بعد درباره آن سوالي مطرح كنيد، تا مخاطبان تمايل پيدا كنند جوابي درباره آن بشنوند؟ سپس شنوندگان را براي پيدا كردن جواب به دنبال خود بكشانيد و در حين جستجوي جواب، حقايقي را كه خودتان قبول داريد به وضوح تمام بيان نماييد، اين كار را طوري ماهرانه انجام دهيد كه شنوندگان تصور كنند نتيجه اي را كه از صحبت‌هاي خود گرفته‌ايد، آنها خودشان كشف كرده‌اند، در اين صورت عقيده و ايمان بيشتري به آن خواهند داشت.

 

34- از بكار بردن اصطلاحات خاص و فني (مخصوص حرفه‌ها و مشاغل‌) خودداري كنيد.

ايده‌هاي مهم خود را در قالب الفاظ مختلف از نو بيان نماييد ولي همان عبارت را دوباره تكرار نكنيد.

35- نطق خود را با چاشني اصطلاحات و عباراتي كه فرد تصور مي‌كند، بيارائيد و كلماتي بكار ببريد كه تصويري را از جلوي چشم شما بگذراند.

36- براي جلب اعتماد بيشتر شنوندگان مقداري راجع به تجربيات خود با احتياط صحبت كنيد.

37- به انگيزه‌هايي توسل بجوييد كه شنوندگان را به عمل برمي‌انگيزد و ميل پول درآوردن، حفظ وجود، غرور، كسب لذت عواطف، ايده‌آل‌هاي مذهبي‌(از قبيل: عدالت، شفقت، عفو و محبت) را تحريك مي‌كند.

38 - طرز بيان شما، بخوبي افرادي را كه با آنها محشور هستيد نشان مي‌دهد.

تا آنجا كه مي‌توانيد اوقات خود را با قرآن، نهج البلاغه، كتابهاي خاطره، حافظ و ساير ديوان شاعران و اديبان بزرگ بگذرانيد، در اين صورت ذهن شما بطور ناخودآگاه غني خواهد شد.

39- پايان نطق، يك نقطه استراتژيك است: آن چه سخنران در پايان مي‌گويد، ممكن است بيش از هر مطلب ديگري در خاطره‌ها باقي بماند.

40- براي پايان دادن نطق خود به روش زير عمل نماييد:

الف) خلاصه و نكات عمده را به اختصار بيان نماييد.

ب) به اقدام و عمل توسل جوييد.

ج) صميمانه از شنوندگان سپاسگذاري و تمجيد نماييد.

د) شنوندگان را بخندانيد.

ه) شعري مناسب نقل كنيد.

و) جملاتي از قرآن بيان نماييد.

ز) اوج بگيريد.

(يك پايان خوب و يك آغاز خوب طرح ريزي كنيد، سپس اين دو را به هم نزديك نماييد، هميشه قبل از اين كه شنوندگان بخواهند، خود شما از صحبت خودداري كنيد.)

در خاتمه علاوه بر نكات اساسي فوق، يادآوري چهارده نكته‌ي ديگر ضروري است، آن چهارده نكته عبارت اند از:

1- قانون دوم حافظه، تكرار است.

2- قانون سوم حافظه، تداعي معاني است.

3- هر كسي استعداد و قابليت براي ايراد نطق ( سخنراني ) دارد، اگر شك داريد خودتان را امتحان كنيد.

4- گفته‌هايتان عكس العمل شنونده را تعيين مي‌كند.

5- «جوهر نطق خوب، آن است كه، ناطق حرفي داشته، و ميل داشته باشد آن را اظهار نمايد.»

6- شنوندگان را در يك نقطه جمع كنيد.

7- تبسم كنيد.

8- دل و فكر خود را در نطق خويش بگنجانيد.

9- براي ايجاد شور و شوق (در سخنراني) مستقيم بايستيد و در چشم شنوندگان نگاه كنيد.

10- براي توضيح دادن به طرز بهتر از مقايسه استفاده كنيد.

11- اگر ممكن است جملات موزون و ايده هاي متضاد بكار ببريد.

12- اظهارات خود را با اظهار نظرهاي مقاماتي كه غرضي ندارند تقويت كنيد.

13- اگر خسته هستيد سخنراني نكنيد.

14- شنوندگان خود را دوست بداريد.

شرايط سخنران

شرايط ظاهري

 مناسب بودن لباس از نظر رنگ، شكل ظاهري، تميزي.

 مناسب بودن چهره.

 ايستادن مناسب.

 عدم استفاده از وسايل اضافي.

 نگاه مناسب.

 تنوع آهنگ كلام «زير و بم كلام».

 شادابي چهره (تناسب چهره با موضوع).

 داشتن حركات مناسب.

شرايط باطني

1-  آشنايي با روحيات و خصوصيات شنونده.

2-  برتر نداشتن خود بر شنوندگان.

3-  غلبه بر تمايلات شخصي براي ارشاد ديگران.

4-  سخنران در فكر سود و زيان مادي و شغلي نباشد.

5-  حساس نبودن نسبت به حركات شنونده، در صورت لزوم تذكر دادن به طور مستقيم يا غير مستقيم.

6-  سخن نگفتن از نعمت‌هاي خود در جمع افراد محروم.

7-  جلب اعتماد شنونده.

8-  سرعت در انتقال مطالب متناسب با وضعيت شنونده.

9-  تمام كردن سخنراني با پايان يافتن وقت و اتمام مطالب.

10-  سخن نگفتن درباره آن چه آگاهي ندارد.

11-  مستند سخن گفتن.

توصيه‌هاي ده‌گانه به سخنرانان

1-  هنگام سخنراني از موضوعي كه اطلاع كافي نداريد سخن نگوييد.

2-  براي خودنمايي گفته‌هاي ديگران را به نفع خود تغيير ندهيد.

3-  توصيه‌ها و سفارشاتي براي رفع نيازهاي اجتماعي، معنوي و روحي ارايه كنيد.

4-  اگر براي بيان موضوعي سودي در نظر داريد جريان را به اطلاع شنوندگان برسانيد.

5-  براساس حُب و بغض شخصي، افكار كسي ديگر را رد، قبول يا اثبات نكنيد.

6-  به موضوع مورد سخنراني علاقه و ايمان داشته باشيد.

7-  سخن ديگران را با ذكر مأخذ ذكر كنيد.

8- در بيان موضوعي كه با احساس و ذوق سروكار دارد حالت تصنعي به خود نگيريد.

9-  از طولاني ساختن يا خلاصه كردن بي مورد سخن بپرهيزيد.

10- در صورت اتمام مطالب سعي در اتلاف وقت ننماييد.

انواع سخنراني

1- گفتگوي دو نفره يا محاوره: هر دو نفر نقش سخنور دارند.

2- بحث علمي(همايش).

الف) درباره‌ي موضوعي خاص كه از قبل تعيين شده بحث مي‌شود.

ب) سخنران مطابق ضوابط همايش سخن مي‌گويد( زمان، موضوع، زبان، نحوه ارايه مقاله و غيره).

چ) در پايان همايش قطع نامه‌اي صادر مي‌شود.

3- سمپوزيوم: «سخن جويي» مرحله‌اي بالاتر از همايش است، كه نتايج بحث‌هاي آن مشخص نيست. سمپوزيوم در مورد موضوعي بحث مي‌كند كه ممكن است نتايج مختلفي بدهد.

4- ميزگرد: گفتگوي چند نفره در مورد يك موضوع (افرادي با امكانات يكسان به ذكر نظريات خود مي‌پردازند).

5- مناظره: هدف، دفاع از يك موضوع و رد موضوع ديگر است. چون در مناظره امكان خروج از معيارهاي عقلي، منطقي، و. ... وجود دارد، وجود ناظر يا ناظم ضروري است.

اساس مبناي مناظره بر خوب سخن گفتن است، نه سخن‌هاي خوب گفتن.

 

 

 [1]. جهت اطلاع بيشتر رك: لغت نامه دهخدا، فرهنگ جامع بزرگ نوين (ترجمه المنجد)

[2]. شهيد مطهري: مرتضي، قيام و انقلاب مهدي‌(عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ به ضميمه شهيد، انتشارات صدرا، ص 86

[3]. ر.ك: طالبيان -سيد محمد - تا بي نهايت، ص 41، 42، 43 به نقل از تفسير نور

[4]. جهت اطلاع بيشتر رك: سوره بقره آيات: 28- 73- 154- 164- 243- 258- 260، سوره آل­عمران 27- 49- 144- 156- 157- 158- 169، سوره انعام 95- 122- 162، سوره اعراف  25- 158، سوره توبه 115، سوره النمل 20

[5]. به راويان محترم توصيه مي‌شود جهت آگاهي از جنبه‌هاي مختلف حيات شهيد به كتاب تا بي نهايت نوشته سيد محمد طالبيان مراجعه نمايند.

*. ‌جهت اطلاع بيشتر ر.ك: آيين سخنراني، ديل كارنگي، ترجمه مهرداد مهرين، انتشارات اسكندري مطالب اين بخش از كتاب آيين سخنراني استخراج شده است.

منبع :

http://kh-razavi.sajed.ir/ravian/88-1389-02-20-14-38-46/109-1389-02-22-08-55-18.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
پانزده نكته در بايدها ونبايدهاي املايي و نگارشي

بي ترديد هر يك از مانيازمنديم براي برقراري ارتباطي درست با ديگران از بهترين و بي ابهام ترين شكل هاي انتقال پيام در زبان گفتار و نوشتار استفاده كنيم اما گاه در اين زمينه به دلايل مختلف اشتباهاتي رخ     مي دهد كه ما را در رسيدن به مقصود  دچار مشكل مي كند.

در اين نوشته ي كوتاه سعي بر آن است تا برخي از پركاربردترين شيوه هاي درست فارسي نويسي به خوانندگان گرامي آموزش داده شود.همچنين به بسياري از خطاهاي رايج زباني ،پيچيده نويسي،تكيه كلام هاي زايد ،ابهام وكژتابي،غلط هاي املايي و...اشاره شده است .اميد است مورد توجّه فارسي زبانان مشتاق به حفظ سلامت زبان ملّي قرار گيرد .

1)در زبان فارسي كاربرد كلماتي مثل« شاعره ، مديره ، محترمه ، اين جانبه و...» براي زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربي در فارسي ،صفت ها يي از اين قبيل،براي زن و مرد يكسان به كار برده مي شود و بايد به شكل « شاعر، مدير، محترم،اين جانب و ...»استفاده شود.

2)همزه « ء»يكي از حروف الفباي فارسي است. اين حرف مانند ساير حروف در خطّ فارسي حركت گذاري نمي شود. بنابراين مي نويسيم «رأي ، مؤسس ، جزء » و نمي نويسيم «رأًي ، مؤسس ،جزءِ »

3)به كار بردن نشانه ي جمع «ات»مخصوص واژه هاي عربي است واستفاده از آن براي كلمات فارسي درست نيست. مثلاً«تحقيق» كلمه اي عربي است و اگر گفته شود «تحقيقات» درست است امّا كاربرد كلماتي مثل«پيشنهادات،گرايشات،گزارشات،سفارشات،فرمايشات و...»نادرست است و بايد گفته شود«پيشنهاد ها ،

گرايش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمايش ها و...».

4)نشانه ي « تنوين» مخصوص كلمات عربي است و كاربرد آن ها با كلمات فارسي نادرست است .مثلاً واژه ي«شخصاً» درست است زيرا« شخص »عربي است امّا واژه هايي چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و...» نادرست است و به جاي آن ها بايد«گاهي ، به ناچار ،جاني ،زباني،دوم،سوم و...»را به كار برد.

5)گاهي به جاي جمله ي دعايي«صلّي الله عليه و آله»به اختصار مي نويسيم(ص)0هنگام خواندن اين نشانه اختصاري بايد بگوييم«صلّي الله عليه و آله» زيرا اگر عليه را از جمله حذف كنيم وفقط بگوييم«صلّي الله» معني جمله ي عربي ناقص مي شودومعناي آن چنين مي شود:«پيامبر كه- درود خداوندباد- فرمود:...»

6)معمولاًكلماتي كه جمع مكسر هستند نبايد دوباره جمع بسته شوند بنابراين به جاي اين كه بگوييم و بنويسيم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،كتب ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو...»مي گوييم و مي نويسيم «اخبار،خواص،اخلاق،كتب،طرق،حواس،اولادو...»

7)وقتي از اصطلاح «به قول معروف »استفاده مي كنيم حتماً بعد از آن بايد كنايه،ضرب المثل،حكمت ويا سخنان برجسته بيايد نه يك مطلب معمولي؛مثلاً اگر بگوييم«آن قدراين جا ايستادم كه به قول معروف خسته شدم »درست نيست امّا مي توانيم اين جمله را اين گونه اصلاح كنيم«آن قدر اين جا ايستادم كه به قول معروف زير پايم علف سبز شد».

8)كاربرد كلمه ي«عليه»درست است نه«برعليه» زيرا «عليه»يعني «برضد او»و«برعليه»يعني                « بربرضداو»كه نادرست است پس به عنوان مثال مي توان گفت«اوعليه كسي اقدام نكرد».

9)بهتر است به جاي«ي»ميانجي كوچك«ء»در برخي واژه ها، شكل بزرگ آن رابه كار ببريم ؛مثلاًبه جاي «خانهءما»ويا«قصهءزيبا »بنويسيم«خانه ي ما »و«قصه ي زيبا» زيرا«ي»ميانجي كوچك به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزي مي شود.

10)نشانه ي«يّت»مخصوص كلمات عربي است و كاربرد آن با كلمات فارسي جايز نيست؛مثلاًاگربگوييم و بنويسيم«بشريّت،انسانيّت،مديريّت»صحيح است امّا نمي توانيم واژه هايي مثل«خوبيّت،شهريِّت،رهبريّت، آشناييّت،منيّت و...»را به كار ببريم زيرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و...»فارسي هستند.

11)كلماتي مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء و...»عربي هستند و در زبان فارسي بايد بدون همزه ي پاياني و به شكل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو...»به كار برده شوند.

12)كلماتي مثل«حُسن خوبي،سوابق گذشته،فينال آخر،مدخل ورودي،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شيرين،پس بنابراين،سايرشهرهاي ديگر،سال عام الفيل،شب ليلةالقدر و...» داراي «حشو»يعني تكرار زايد هستند و كاربرد آن ها نادرست است.به عنوان نمونه در«سال عام الفيل»هم واژه ي«سال» و هم واژه ي «عام» هردو به يك معناست بنابراين يكي از آن ها زايد است.هم چنين در«شب ليلةالقدر»هم«شب»وهم «ليلة»هر دو به يك معناست و يكي از اين دو زايد است.

13)واژه ي«برخوردار»به معني «بهره مند»است و در جايي به كار برده مي شود كه مفهوم مثبت و مفيد داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از سلامت كامل برخوردار است»كلمه ي «برخوردار» در معني صحيح خود به كار رفته است امّا اگر بگوييم«اين بيمار از ضعف و كم خوني برخوردار است»نادرست است.

14)«حقّ»و كلمات ديگري كه در زبان عربي تشديد پاياني دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و...»زماني در فارسي تشديد مي گيرند كه بعد از آن كسره بيايد؛مانند «حقِّ من،سدِّ كرج،مستحقِّّّّّّ كمك و... » در غير اين صورت به تشديد نيازي ندارند.

15)چند نمونه از پركاربردترين غلط هاي املايي و شكل درست آن ها

 
 نادرست                       
 درست
 
 
بازديد كننده گان

خواروبار فروشي

انظباط

ديده گان

تغير

زادوولد

سپاس گذار

زادوبوم

ساده گي

مذبور
 بازديدكنندگان

خواربار فروشي

انضباط

ديد گان

تغيير

زادولد

سپاس گزار

زادبوم

ساد گي

مزبور

 

منابع:

1)راهنماي درس املا و شيوه ي تصحيح آن،حسين داودي،انتشارات مدرسه ،سال 1376

2)شيوه ي املاي فارسي،تهران،1360،مركز نشر دانشگاهي

3)غلط ننويسيم،ابوالحسن نجفي، مركز نشر دانشگاهي ،1370
 

منبع :

http://www.sirs.ir/cms5/editorial.asp?id=1229334126


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

غلط هاي املايي ودستوري دركوچه بازار تهران
 
 
 
غلط هاي دستوري و املايي به سازمان خاصي مربوط نمي شوند، برخي از آنها در مكاتبات اداري از تيررس انتقادها پنهان مي مانند و برخي روي ديوارها قاب مي شوند.
 حليم بوقلمون با گوشت تازه گوسفندي موجود است . اين جمله اي بود كه سه سال تمام هر بار كه از پنجره ساختماني در نزديكي ميدان فردوسي بيرون را نگاه مي كردم، مي ديدم و بالاخره صبح يكي از همان روزها كه هوس خوردن حليم مرا به آن مغازه كشانده بود به صرافت افتادم از صاحب مغازه كه پيشبند سفيد و چرك مرده اي بسته بود، بپرسم: مي دونيد حليم يعني چي؟ و صاحب مغازه چنان چشم هايش را تا سرحدامكان باز كرد و ابرو بالا انداخت كه فكر كردم احمقانه ترين سؤال جهان را پرسيده ام.
 - چي؟
 - حليم. منظورم اينه كه مي دونين حليم يعني چي؟
 خنديد و با دو دست به داخل ديگ بزرگ پر از هليم اشاره كرد.
 - يعني همين كه بنده هر روز مي فروشم.
 - ولي حليم، يعني بردبار، صبور. توي فرهنگ لغت هم همين رو نوشته. حليم خوردني رو با ه دو چشم مي نويسن نه با ح جيمي.
 يك كاسه هليم داغ كشيد و گذاشت روي پيشخوان.
 - برو بخور صفا كن به دو چشم و يه چشمشم كاري نداشته باش. حليم يعني اين. توي اين تهرون هرجاي ديگه اي هم بري حليم بخوري آخرش مياي پيش خودم.
 فردوسي يك پايش را گذاشته بود جلو و شاهنامه به دست پشت كرده بود به كوه هاي تهران و داشت ته راسته خيابان فردوسي را كه در دود گم شده بود نگاه مي كرد. يك قاشق هليم خوردم. پنج سال گذشت… .
 چشم هاي فردوسي هنوز ته خيابان دود گرفته روي چيز نامعلومي سكته كرده و هنوز مرد هليم فروش حليم مي فروشد.
 شهري پر از غلط هاي مشهور
 حيات زبان فارسي در كوچه و خيابان را ميزان اشراف و درك ما از آن رقم مي زند. تابلوهاي تبليغاتي، دستنوشته هاي پشت شيشه مغازه ها، پارچه نوشته هاي سازمان هاي مختلف و مجموعه اعلان ها و ابزاري كه براي اطلاع رساني در سطح شهر، چند جمله كوتاه را يدك مي كشند، برآيند همان درك كلي مردم و مسئولان از زبان فارسي است.
 با مطالعه و تفكيك نوشته هاي در و ديوار و مغازه ها و خيابان ها به راحتي مي توانيم به دسته بندي قبيله هاي زباني مختلف دست پيدا كنيم كه در آنها مي توان سطوح زباني اصناف و اقشار مختلف را بازشناخت.
 عبارت نهار موجود است كه با خطوطي ابتدايي و كج و كوله نوشته شده است به ما مي فهماند صاحب رستوران پرت و دور افتاده وسط جاده نمي داند نهار يك كلمه عربي و به معناي ظهر است و آنچه به عنوان وعده غذايي مد نظر او بوده ناهار است.
 دور از انصاف است كه صاحب اين رستوران را به خاطر فعل مي باشد محاكمه كنيم، چرا كه استفاده از اين فعل غلط نزد بسياري از سازمان هاي ريز و درشت فرهنگي و غيرفرهنگي مرسوم است. وقتي مطبوعات يا رسانه ملي صدا وسيما كه در طول شبانه روز بارها در اخبار و ساير برنامه هاي خود به وفور از اين واژه استفاده مي كند، توقع تشخيص درست و نادرست بودن چنين فعلي از صاحب يك رستوران توقع نابه جايي است.
 در زبان فارسي مصدر باشيدن اصلا وجود ندارد و اين فعل غلط، اغلب به جاي افعال است و هست به كار مي رود.
 شايد همين سهل انگاري ها و شلختگي هاي زباني باعث شده است كه برج مخابراتي ميلاد را دو متخصص به تنهايي بسازند. اگر به تابلويي كه در بزرگراه همت و در حاشيه اين برج عظيم پا در زمين سفت كرده نگاه كنيم با اين عبارت مواجه مي شويم: برج ميلاد، نماد عزم ملي متخصصين ايراني است . واژه متخصصين كه بنا به نيت نگارنده قرار بوده به جمع متخصصان متعددي اطلاق شود، از آنجا كه با يا و نون جمع بسته شده صرفا به معناي دو متخصص است و آنچه مد نظر او بوده از جمع بستن واژه متخصص با علامت جمع الف و نون (متخصصان) به دست مي آمده است.
 عبارت لطفا شئونات اسلامي را رعايت نماييد چيزي نيست كه هر ايراني روزانه در اماكن عمومي بارها با آن مواجه نشود. معني اين جمله دقيقا اين است. لطفا شأن هاهاي اسلامي را رعايت نمايش دهيد . واژه شئون خود جمع شأن است و ديگر نيازي به دوبار جمع بستن آن نيست. فعل نماييد ، نمود ، نمودند و… در رسانه ها، مكاتبات اداري ونزد عموم مردم به ترتيب به معناي فعل هاي كنيد ، كرد و كردند به كار مي رود، در حالي كه بن فعل نمود ، نما است و تمامي شكل هاي مختلف اين فعل چيزي جز معناي نمايش دادن را نمي رسانند.
 فعل مي گردد نيز سرنوشتي مشابه شكل هاي مختلف به كارگيري فعل نمود را دارد. اين فعل نيز در معناي مي شود به كار گرفته مي شود كه كاملا غلط است. فعل مي گردد به معناي مي چرخد ، گردش (نه به معناي تفريح) يا جست وجو كردن است.
 نظير: زمين به دور كره خورشيد مي گردد يا مي گرديم پيدايش مي كنيم . از اين رو عبارت همايش آسيب شناسي زبان فارسي برگزار مي گردد . يعني: همايش آسيب شناسي زبان فارسي برگزار مي چرخد .
 در تمامي ايستگاه هاي مترو در يك اعلان ديواركوب، دستورالعمل ايمني مسافران كه در ۲۵بند تنظيم شده تمامي نكته هايي كه مسافران براي داشتن سفري امن بايد رعايت كنند، آمده است. در اين ۲۵بند دقيقا ۲۸ غلط نگارشي وجود دارد كه ۴بار فعل مي باشد ، ۱۰بار فعل نمود و نماييد ، ۹بار كلمه درب ۳،بار واژه مسئولين و دوبار ركن اول فعل مركب با چند كلمه فاصله از ركن دوم فعل آمده است.
 جالب تر اينكه در لوح يادبودي كه در مراسم آغاز به كار مترو پرده برداري شده آمده است … با حضور … رئيس محترم… افتتاح گرديد.
 يعني در واقع مترو با حضور… رئيس محترم… افتتاح چرخيد .
 واژه خلأ (با همزه روي الف) در بسياري از پوسترهاي نصب شده در بيمارستان ها و سازمان هاي مختلف و حتي در مطبوعات به صورت خلاء (با همزه پايين الف) نوشته مي شود كه به معناي آبريزگاه است.
 برخي از رانندگان روي تكه كاغذي كه به داشبورد ماشين چسبانده اند نوشته اند: كرايه را پول خورد بدهيد واژه خورد به معناي ريز ريز شده است و واژه صحيح خرد است.
 اگر همين چند نمونه كوچك و دم دستي را در كوچه ها و خيابان هاي شهر دنبال كنيد، به غلط هاي بسياري برمي خوريد كه نه تنها در دستنوشته هاي يك سوپرماركت يا خياطي بلكه از سوي روابط عمومي سازمان هاي عريض و طويل كشوري و حتي دانشگاهي نوشته شده است. فرهنگستان توان خود را صرف معادل گذاري براي واژه هاي بيگانه كرده و غلط هاي مشهور چنان خود را به زبان فارسي تحميل كرده اند كه به هيچ وجه نمي توان آنها را از ذهن مردم فارسي زبان بيرون راند. حضور قدرتمند غلط هاي مشهور تا حدي است كه بسياري از كساني كه به غلط بودن كاربرد اين واژگان اشراف دارند نيز شكل صحيح آنها را به كار نمي برند چرا كه ممكن است از سوي ديگران به بي سوادي متهم شوند.
 حضور فانتزي فرهنگستان
 نخستين علت تاسيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي معادل سازي براي واژه هاي فرنگي بوده و اين امر كه در سال ۱۳۱۴ به تاسيس فرهنگستان اول منجر شد تا به امروز جزو سرلوحه اصلي كار فرهنگستان بوده است.
 فرهنگستان به عنوان مرجع و منبع ضرب واژه و اصلي ترين نهاد سياستگذار زبان فارسي شناخته مي شود؛ از اين رو شوراي عالي انقلاب فرهنگي طي بخشنامه مورخ ۲۹/۹/۸۳ مصوب هيات دولت، تمامي دستگاه هاي دولتي را نسبت به استفاده از واژه هاي مصوب فرهنگستان در مكاتبات اداري مكلف كرده است.
 وزارت فرهنگ نيز طي آيين نامه اي اجرايي، قانون ممنوعيت به كارگيري اسامي، عناوين و اصطلاحات بيگانه در تابلوهاي سردر مغازه ها را به واحدهاي صنفي ابلاغ كرده است. براساس اين آيين نامه استفاده از تابلو يا نوشته هايي كه منحصرا به خط غيرفارسي تنظيم شده باشد، به استثناي نشانه هاي بين المللي، ممنوع است و نيروي انتظامي موظف است از نصب و ادامه استفاده از آنها جلوگيري كند. از سويي مجلس شوراي اسلامي ۱۰۰ ميليون ريال اعتبار براي كمك به اجراي اين قانون اختصاص داد. حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي- خواستار منع كامل كاربرد كلمات خارجي در بسته بندي كالاها شده است. چنان كه پيداست توان و حساسيت فرهنگستان بيشتر نسبت به معادل سازي و جلوگيري از شيوع واژه هاي بيگانه متمركز شده است و نسبت به غلط هاي مصطلح و مشهور زبان فارسي و خطاهاي فاحش در نوع به كارگيري واژه ها و فعل ها، املاي صحيح كلمات و استخوان بندي جمله در زبان فارسي چندان توجهي ندارد و حتي در كتاب ها، خبرنامه ها و مكاتبات خود نيز مرتكب برخي از خطاهايي كه برشمرديم مي شود.
 وقتي با حسن قريبي مدير روابط عمومي فرهنگستان زبان و ادب فارسي درباره اين شكل نادرست از حضور زبان فارسي در اماكن عمومي، دولتي و خصوصي صحبت مي كنم و واكنش فرهنگستان را در اين باره جويا مي شوم، مي گويد: فرهنگستان پس از مدت ها رايزني دستور خط و شيوه نامه اي تهيه كرده كه در آن شكل صحيح واژه هاي نادرست آمده و اين شيوه نامه در اختيار بسياري از سازمان ها و همچنين مردم قرار گرفته است .
 نكته جالبي كه قريبي به آن اشاره مي كند اين است كه در رعايت شيوه نامه هاي فرهنگستان، ارتش و نيروي انتظامي رتبه هاي نخست را دارند و صدا و سيما نيز در اين رتبه بندي جزو تنبل ترين نهادهاست.
 قريبي مي گويد: ارتشي ها و نظامي ها اصولا به خاطر نظم خاصي كه در ساختار مديريتي خود دارند و به كلماتي نظير دستور حساسيت ويژه اي نشان مي دهند، بيشترين استفاده ها را از دستور خط فارسي مصوب فرهنگستان مي كنند، اما صدا و سيما به واسطه وسعت و تنوع برنامه ها دچار نوعي پريشان گويي شده است و فقط در بخش خبر به مصوبات فرهنگستان توجه نشان مي دهد .
 در طبقه ششم فرهنگستان و پيش از آنكه به روابط عمومي وارد شوم، نامه هاي داخل تابلو اعلانات را مي خوانم: از همه همكاران عزيز دعوت مي شود كه در جشن كوچك صميمانه اي كه به مناسبت انتشار جلد اول دانشنامه زبان و ادب فارسي برگزار مي شود شركت فرمايند . و نامه بعدي : كار گروه ورزش فرهنگستان در نظر دارد به مناسبت دهه فجر يك دوره مسابقات در رشته هاي فوتسال، شطرنج و… و نيز گردش يك روزه برگزار نمايد، همكاراني كه مايلند در اين برنامه ها شركت كنند با ما تماس حاصل نمايند .
 در نامه نخست، حرف اضافه كه دوبار بدون دليل آمده است و فعل نمايد و نمايند نيز در نامه دوم كاربرد صحيحي ندارد. در ساير نامه نگاري ها و پاره اي از مطالب خبرنامه فرهنگستان نيز استفاده نادرست از فعل مي گردد و برخي ديگر از واژه ها به وضوح ديده مي شود. اما اين عبارت كه: اين آسان بر فقط در اين طبقات توقف مي كند نشان مي دهد كه فرهنگستان چنان محو ضرب واژگان جديد و معادل سازي شده است كه ساده ترين اصول درست نويسي فارسي را در متون خود رعايت نمي كند؛ وسواسي كه براي استفاده نكردن از كلمه آسانسور وجود دارد براي انتخاب درست فعل ها در متون اين نهاد وجود ندارد.فرهنگستان زبان و ادب فارسي بايد به عنوان اصلي ترين و مشروع ترين نهاد علمي زبان فارسي، اين زبان را از كلكسيون خطاهاي زباني بپيرايد و شكل صحيح اين خطاها را به صورت مصوب به تمامي نهادها اعلام كند.
 صدا و سيما نيز با استفاده مستمر از اشكال صحيح اين خطاهاي زباني و تهيه برنامه هاي مختلف با حضور متخصصان زبان فارسي، مي تواند بسترهايي را فراهم كند تا رفته رفته غلط هاي مشهور كه در ظاهر، نشان از فرهيختگي اداري و كارمندمابانه دارند، از زبان فارسي جارو شوند.
 
نويسنده : رضا ولي زاده
 
تدوين و گردآوري : سيد پوريا الموسوي

منبع :

http://daneshschools.com/hs/?p=449


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۳:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.