مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20394
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 47
همه : 4348876


غلط هاي رايج گفتاري و نوشتاري - بخش دوم

«ب»
 
بالن/ بالون: «بالن» : جانور دريايي و «بالون» : نوعي وسيله پرواز
 
باسمه تعالي/ بسمه تعالي: اصل با اثبات «الف» است، گرچه هر دو وجه را نيز جايز دانسته اند.
 
بايد / بايست: «بايد»  و «مي بايد»  مربوط به زمان آينده و «بايست » و «بايستي»  مربوط به زمان گذشته است؛ مانند(فردا بايد كارهايم را انجام دهم) و (مي بايست او را بر اين كار ملزم مي كردي)
 
بِحل/ بِهل: «بحل كردن»  حلال كردن، از جرم و گناه كسي در گذشتن و «بهل» بگذار(كلمه امر از مصدر هليدن)
 
بخشودن/ بخشيدن: «بخشودن»  بخشايش، عفو كردن «بخشيدن»  دادن، عطا كردن ، بخشش
 
بَدوي/ بَدَوي: «بَدوي»  ابتدايي، آغازي و «بَدَوي» : بياباني، صحرانشين ، بيابان گرد.
 
بذر/ بزر: هر دو به معناي تخم و دانه است.
 
برائت/ براعت: «برائت» بي گناهي، پاكدامني، «براعت»  برتري، بزرگواري
 
برترين انسان ها/ برترينِ انسان/ برترين انسان : برترين انسان ها: معناي جمع مي دهد، برترينِ انسان ها : معناي مفرد مي دهد
 
برله/ برعليه: «له»  به نفع او، براي او و «عليه» : به زيان او؛ بنابراين افزودن «بر» به اين دو كلمه صحيح نيست.
 
نكته: در موارد بسياري «عليه»  و «بر»  مي توانند به جاي يكديگر قرار گيرند؛ مانند: عليه او اعتراض نكنيد، بر او اعتراض نكنيد.
 
ناگفته نماند كه استعمال «له»  و «عليه»  نيز هر چند به دليل استعمال شايع آنها ، اشكالي ندارد، ولي گفته مي شود كه ترك آنها بهتر است؛ زيرا له يعني براي او و عليه يعني بر او در نتيجه عليه او شهادت داد يعني بر او شهادت داد هرچند به نظر مي رسد استعمال عرفي اين مشكل را ناديده گرفته مي شود.
 
برخوردار بودن: اين تركيب تنها در امور نيك و مثبت به كار مي رود، مانند : اين منزل از چشم انداز خوبي برخوردار است. و نمي توان اين تركيب را در امور منفي بكار برد (نمي توان گفت: اين منزل از چشم انداز بدي برخوردار است.)
 
بلادرنگ: «درنگ»  در اين تركيب، فارسي است و لا نفي جنس و عربي است، بنابراين تركيب اين دو ناشايست است و به جاي آن مي توان گفت: بي درنگ
 
بِلال/ بَلال: «بِلال»  نام مؤذن پيامبر اكرم(ص) و «بَلال» : ذرت
 
بنياد/ بنيان: «بنياد» پايۀ بنا، پي و اصل بنا و «بنيان»  بنا(بنيانگذار: بناكننده، برپا كننده) گاه اين دو كلمه را به يك معنا به كار مي برند كه بايد دقت شود.
 
بَها/ بهاء: «بها» : قيمت ، نرخ و «بهاء» : روشني، رونق، نيكويي
 
بهادادن: قيمت را پرداختن، گاه از اين تركيب به جاي ارزش نهادن و ارج گذاشتن و اهميت دادن استفاده مي كنند كه شايسته است از آن اجتناب شود. چنين كاربردي اضافه بر استعمال «بها دادن» در غير معناي اصلي، گاه عبارت را مبهم و داراي دو وجه مي كند، مانند: افراد جامعۀ ما بهاي انرژي مصرفي خود را نپرداخته اند)
 
به بهانه: گاهي «به بها «پيش بيني كردن» به كار مي رود. استعمال اين تركيب ميل گوينده را بر وقوع آنچه مورد انتظار او است، مي رساند؛ بنابراين بايد دقت كرد در جمله هايي كه وقوع، مطابق ميل گوينده نيست، از اين تركيب استفاده نشود.
 
اِنتفا/ انتفاع: «انتفا»  از ميان رفتن، نيست شدن و «انتفاع»: سود بردن
 
اَيار/ عيار: «اَيار»: يكي از ماه هاي سرياني و «عِيار»: مقياسي براي سنجش مقدار خالص طلا.
 
اَوان/ عوان: «اوان» وقت، هنگام و «عوان»: ميانه سال، مخفف اعوان(ياران، خادمان)، مامور اجراي حكم ديوان قضا.

منبع :

http://khalijefars.irib.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2905:1390-01-30-07-17-55&catid=312:1390-01-24-06-15-26&Itemid=382


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


غلط هاي مرسوم در زبان پارسي


امروزه در نوشتن هاي روزمره به مواردي برخورد مي كنيم كه عليرغم نادرست بودن، كم كم مصطلح شده و در كلامِ مردم رايج مي شوند. شايد بهتر باشد ابتدا نظر خود را در رابطه با غلط و درست بيان كنم:
به تصورِ من در مورد دستورِ نوشتن و نگارش، معناي «درست» يعني آنچه امروز در ميان اهلِ فن و حتي شايد مردمِ آگاه و حساس به ادبيات، موردِ پذيرش است – كه شايد در دوره اي ديگر، عقيده اي غير از اين در ميانِ مردم بوده! «درستِ » امروز شايد غلطِ ديروز بوده است و بالعكس. پس خيلي به درست و غلط بودن نمي توان دل خوش كرد و اين يك امرِ نسبي و اقتضايي است، ولي به هر حال براي يكسان شدنِ آنچه امروز به نام «نگارش» داريم مي بايد تلاش كرد و به همين منظور در هر فرصتي به برخي از اين موارد اشاره مي كنيم.
1) واژه هاي دوقلو و دولوكس
«دوقلو» واژه اي تركي و مركب، متشكل از دو قسمتِ «دوق»  و « لو» است كه معناي همزادها را ميدهد و تلفظِ آن به صورت دوق-لو است و نه دو-قلو! اگرچه امروز در بسياري موارد از واژۀ «قل» حتي به جا و معناي شباهت استفاده ميگردد! پس در اين كلمه هيچ عددي به كار نرفته تا ما بتوانيم آن را به كلمات ديگري چون سه قلو و چهارقلو و غيره بسط دهيم.
واژه ي دولوكس (De Luxe) نيز فرانسوي و به معناي تجملي و داراي جلال و شكوه است، پس هيچ مفهومي از دو برابر شدنِ لوكس در خود ندارد! تا بتوان آن را به سه-لوكس و چهار-لوكس تعميم داد!
2) لغات فارسي در ظرف عربي
لغتي مانند «استاد» فارسي است و بنابراين قابليت جمع شدن به شكلِ مكسر در عربي را ندارد. استادان، جمع صحيحِ اين كلمه است و نه اساتيد! كه ظاهرا جمع مكسري از اين كلمه مي باشد.
مُهر نيز از آن واژه هايي در زبان ماست كه شكل و قالبي عربي به آن داده اند و به صورتِ مفعولي نيز به غلط مطرح شده است: ممهور! به معناي مُهر شده.
واژه آزمايش نيز فارسي اسـت و نمي توان آن را با علامت جمع عربي يعني " ات " جمع  بست. جمعِ صحيح اين كلمه با " ها" در فارسي انجام ميشود، يعني: آزمايش ها.
جمع بستن اسامي جمع: كلماتي چون آثار، اَعمال، اَخبار، اَركان ، حواس، منازل، مقاصد و عجايب به خوديِ خود و در معنا، جمع هستند و نبايد دوباره آنها را به هر شكل و گونه اي جمع بست. شايد اين كلماتِ غلطِ دوبار جمع بسته شده را گاهي شنيده يا در نوشته ها ديده باشيد: آثارها، اخبارها ، اركان ها، اعمال ها، حواس ها، عجايب هاِ، منازل ها، امورات، عمليات ها و غيره! ... كه همگي نادرست اند.
3) استفاده نادرست يا نا به جا از دو واژه « است»  و «هست»
معنا و ريشه اين دو واژه يكي است و در استفاده از آنها تنها اختلافي كه وجود دارد در مقصود و بيان است و نه تفاوتِ دستوري و مفهومي. كمي روي كاربرد خودتان از اين دو واژه فكر كنيد! آيا توجه كرده ايد كه هرگاه قصد داريم با تاكيد بيشتري، معنا را منتقل كنيم از كداميك استفاده مي كنيم.
استفاده از «هست» داراي تاكيد بيشتري نسبت به ديگري ست. به نمونه ها توجه كنيد:
«آيا پول همراهت است؟». يعني: من نميدانم كه پول با خودت داري و در مورد جواب هم هيچ ايده اي ندارم.
«آيا پول همراهت هست؟». يعني: من با اين كه نميدانم كه پول با خودت داري، ولي در مورد جوابِ تو، حدس ميزنم كه با خودت پولي نداري! يا شايد بتوان جمله اخير را اين معنا نيز بيان كرد: «آيا اصلا پولي با خودت داري؟»، و در قبالِ اين سوال انتظارِ شنيدنِ پاسخِ منفي داريم!
در برخي موارد هم واژه «هست» به معناي «وجود دارد» به كار ميرود و اين تفاوت آن با «است» محسوب ميگردد. به نمونه ها توجه كنيد:
«يك درخت سيب در حياطِ ماست». يعني: «يك درختِ سيب در حياطِ ما هست(وجود دارد)» و كاربرد «است» از زيبايي جمله مي كاهد.
«او هنوز دانشجوست». يعني: «او هنوز دانشجو است» و كاربرد «هست» جمله را از معنا دور مي كند يا معناي تاكيدي به آن ميدهد. يعني: «او همچنان دانشجو هست و جاي ترديد ندارد!».
نتيجه آن كه: اين دو واژه ميتوانند به جاي هم استفاده شوند ولي دقت در اين موارد به زيبايي و بيانِ دقيق ترِ مفاهيم كمك شاياني خواهد كرد.

منبع :

http://shadan-pub.com/component/k2/item/121-aid-121


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

چند شعر از محمد بياباني

داغي دوباره تا نفس نرگس

سياره ي سرشك ، نمي دانم

روي كدام دايره

در روياست

برفي كه مي نشيند انسان انبوه مي شود

مي آيم از نگاه

تو برگي به تن كنم

داغي : كه تا دريچه گشايم

فرياد را

به رنگ سفر دور مي زند

شايد دميده ببر و

استخوان مرده ندارد سر قرار

ناهيد يخ زده ست

درياچه اي كه كتف نو رسيده به نخ مي كشد

هنوز

بايد كه پاك مي بريدم از اول

از

خاطرم زمان

ماهي

كه پاره مي كند پلاس روشن تاريكي

مي بينمش كه هيچ نمي رويد آشكار

عمرم شكسته است

جا به جا نمي شود اين اوراق

رخ در رخ تمام آينه ها

مي بارد و هنوز

تو در راهي

تا آفتاب تر از تأخير

مرا عبور شب اين منشور

چاهي درون مردمك ديده مي كنم

ورودي

كه لا به لا غريبه ي كولي هاست

چرخيدن زمين به گرد تو

چرخيدن من است

ارثي كه گردباد به من داد

ارثي كه بايد از اول

گم مي كنم تو را

كاش آن دو لحظه پيش و پس نمي شد از اول

در مي زنند

صد ها صدا

قرار هر چه دريچه ست

مي شويد همچنان و

پري ياغي ست

من : مرگ را نه چاله پذيرفتم

تا ماهيان گردن فراكشند

تا آفتاب تر از تأخير

پيدا نمي كنم چگونه در آن باران

دريا

با خواب هاي تو درگير شد

لبريز هر چه بخواهي

هر چند هر چه بخواهي ستاره نيست

نخل ولي پر از جوانه مي گذرم

ماه

همواره سايه بان مرقد ما نيست

كه را اگر كه سوزن اگر سنگ

مگر مغاك زمين درياست

كه را اگر كه سوزن اگر سنگ

بر ارغوان شكند اشك

مهي كه دوك تو مي رشت

پري نبود

كه فرداي كوچه ي ما را

نگين آتش كرد

قيام دسته گلي

كه روي نام تو پژمرد

درون عاطفه طي مي كند تو را

و تاب مي دهم آتش

و راه كهنه

مي خزدم در باد

كدام خانه

كه يك نخ از آسمان كافي ست

نگاه كشته اگر

گلوي خشك مرا تر نمي

كرد دريا

كجاي اين غرور وخانه كه پيدا نيست

هنوز شور جهان ابري ست

حصار كيست

ميان اين غرور

آن خانه اي كه پيدا نيست

پرنده : مهربان نمي گذرد

در كاج

كجاي رسم شب اين بار

ميان اين غرور

آن خانه اي كه پيدا نيست

درنگ صبرم اگر كوتاه

با بورياي گرد مرده بر اين پيكر

نهان اين شب اگر باد

اين وقت روز چه مي بارد

بايد تعادل خود را از دست داده باشد توفان

اين وقت روز كه شب هم

با گورهاي كهنه نمي ماند

كو تا سحر كه باد تازيانه نباشد

پشتم چه تير مي كشد اكنون

مي خواهم از كنار زمين سير بگذرم

دستي ميان آمدنت تا من شمشير مي شود

چشمي

كه آسمان مرا

با استخوان رودخانه نشينان

بر خاك مي كشد

باغ است

اين كفن

داغ است ودر سراب هويداست

دودي كه بر فراز عفت واخلاق مي وزد

خشكيدن چراغ چه خاموش است

بايد تهي شده باشد

آن گوش هاي پاره

از صداي سحرگاه

تابوتي

از تو چه مي سازد

ذات سحر كه گفته سپيد است

هرگز به دست داده كه گورستان

از چشم هاي تشنه ننوشد آب ؟

اين عطر آشنا

حتي مخاط گرگ بيابان را

آزار مي دهد

بايد كسي گذشته باشد از اين جا

دستم به حرف هاي گنگ خيابان نمي رسد

چشمم به گريه هاي آن پس ديوار

بايد از آن طرف كه مي گذرد او

من هم گذشته باشم

مي بينم

اين وطن كه باز نمي گردد

چشماني از دريچه سرك مي كشد

با آيه اي كه قطره قطره تو را آب مي كند

آن قدر مانده روز كه برگي هم در دخمه بشكند

مي بيني آفتاب

نيمي از استخوان تو رالمس مي كند

يك روز باز شانه هاي تو بودم

حالا تو بال ناتواني من باش

موش هزاره هم

اكنون

بايد جويده باشد

احساس آدمي

شايد جوانه هم زده باشد

س برفي كه با گلوي شما آب مي شود

دنيا به فكر هيچ گلي نيست

تا او به شكل تو باشد

از برف هم كه مي گذرد باز آشناست

اين عنكبوت تيره كه مي بافد دائم كلاف خويش

از برف هم كه مي گذرد

تاريكي جهان تو را جيغ مي كشد

آن زن كه تكيه داده بر اكنون

سرد است و باز مسلسل ها

سرگرم قطع حوصله ي عشق

پشتم چه تير مي كشد آن روز

دارد بخار مي شود اين دست

دارد بخار مي شود و دريا

باز همچنان به جوي شفق جاري ست

دنيا چه قدر بي تو غريب است

اين بورياي موريانه خورده كه هر بار

بر پيكري دريده مي شود و باز

انسان درون جمجمه مي پوسد

وقتي دروغ سخنگوست

سرد است و گرد مرده مي پراكند اين ابر


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۲۰)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

گذشتگان به جاي اسلاف . بزرگان به جاي اشراف . سروده ها به جاي اشعار . خرده به جاي اشكال . واژگان به جاي اصطلاحات . ريشه به جاي اصل . نيمروزگاه به جاي نصف النهار . هوا سپهر به جاي اتمسفر . ابردريا به جاي اقيانوس . خُشكاد به جاي قاره . چيستي به جاي ماهيّت . واپسين به جاي آخرين . ارمغان به جاي هديه / كادو . خودرو به جاي ماشين . شوربختانه به جاي متاسفانه . خاكسپاري به جاي كفن و دفن . همه به جاي كل . روي هم رفته به جاي كلّا . سخن به جاي كلام . سخن خدا به جاي كلام الله . ازمن است به جاي مال من است . واژه ها به جاي كلمات . گذرواژه به جاي كلمه عبور / پسورد . نماهنگ به جاي كليپ . همگي به جاي كلّيت . كم مانند / بي مانند به جاي كم نظير . چند و چون به جاي كمّ و كيف . شايستگي / شايستگي ها به جاي كمالات . هم چنان به جاي كماكان . زير و رو / زير و زبر به جاي كن فيكون . شمارنده به جاي كنتور(اروپائي) . همايش به جاي كنگره . پيري به جاي كهولت . كالابرگ به جاي كوپن . زيركي / هشياري به جاي كياست . سركش به جاي ياغي . نا اميدي به جاي يأس . باور به جاي يقين . بي گمان به جاي يقينا . چارگامه به جاي يورتمه . روزانه به جاي يوميه . يك خرده به جاي يك ذره . يك چهارم به جاي ربع . شماري به جاي يك عده . يكسويه به جاي يك طرفه . يابنده به جاي كاشف . بس است به جاي كافي است . رايانه به جاي كامپيوتر . نامزد به جاي كانديدا . جگر به جاي كبد . بزرگ به جاي كبير . فراواني به جاي كثرت . پرشمارگان به جاي كثيرالانتشار . ناپاك به جاي كثيف . دلگيري به جاي كدورت . دروغگو به جاي كذاب . دروغ به جاي كذب . دانش اندوزي به جاي كسب علم . سوداگري به جاي كسب و كار . كاستن به جاي كسركردن . خورشيد گرفتگي به جاي كسوف . ماه گرفتگي به جاي خسوف . بسنده / بسندگي به جاي كفايت . بسنده مي كند به جاي كفايت مي كند . نگارخانه به جاي گالري . كهن به جاي قديمي . تبهكار به جاي جنايتكار . نورتاب به جاي آباژور . هم سنجي به جاي مقايسه . آفريده به جاي مخلوق . بخش به جاي تقسيم . باشنده به جاي ساكن . سه گوش به جاي مثلث . زورگيري به جاي اخاذي . ناهمتائي به جاي اختلاف . آرزومندي به جاي اشتياق . سودبر به جاي انتفاعي . به ناچار به جاي اجبارا / بالاجبار . بي گمان به جاي به يقين . بي جنبش به جاي ثابت . گناه به جاي جرم . نشان از ... دارد به جاي حاكي از .... است . ناشايسته به جاي مكروه . شايسته به جاي مستحب . فريبكار به جاي حيله گر . آزگار به جاي دائمي . آذينگري به جاي دكوراسيون . سرنگوني به جاي سقوط . بدگماني به جاي سوء ظن . روزبه به جاي سعادتمند .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۱۹)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

پي بردن به جاي درك كردن . وامدار به جاي مديون . پرسمان به جاي مسئله . فرامرزي به جاي بين المللي . خرد به جاي عقل . نام نويسي به جاي ثبت نام . يادآوري به جاي تذكر . پايداري به جاي استقامت . گزينش به جاي انتخاب . چشم انداز به جاي منظره . پند به جاي نصيحت . شادروان به جاي مرحوم . جستار به جاي تاپيك . هوش بهر به جاي آي كيو . دچاري / دامنگيري به جاي ابتلاء . يكپارچگي به جاي اتحاد . خودرو به جاي اتومبيل . خودكار به جاي اتوماتيك . پروانه به جاي اجازه . بايستگي به جاي اجبار . نشست به جاي اجلاس . گمان پذير به جاي احتمالي . برادر به جاي اخوي . بلندي به جاي ارتفاع . خواهش به جاي استدعا . جنگ افزار به جاي اسلحه . نام به جاي اسم . ياري به جاي امداد . ياري رسان به جاي امدادگر . نابودي به جاي انهدام . باور به جاي ايمان . فرزندان به جاي اولاد . سرانجام به جاي آخرالامر . واپسين به جاي آخرين . اكنون / اينك به جاي الان . دستمزد به جاي اجرت . مزدور به جاي اجير . نياز به جاي احتياج . آفرين به جاي احسنت . زورگيري به جاي اخاذي . تازه ها به جاي اخبار . جانشينان به جاي اخلاف . برادري به جاي اخوت . واپسگرائي به جاي ارتجاع . بنياد به جاي اساس . خودكامگي به جاي استبداد . سنگربندي ها به جاي استحكامات . راهبرد به جاي استراتژي . راهبردي به جاي استراتژيك . شنود به جاي استراق سمع . واپسداد به جاي استرداد . بوكردن به جاي استشمام . بكارگيري به جاي استفاده . پيشباز به جاي استقبال . ريشخند به جاي استهزاء . بازخواست به جاي استيضاح . چيرگي به جاي استيلاء . افسانه به جاي اسطوره .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۱۸)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

  رايانامه به جاي اي ميل . دستور زبان به جاي گرامرزبان . افشانه به جاي اسپري . كنشيار به جاي كاتاليزور . مهار به جاي كنترل . هميشگي به جاي ابديّت  . گوشه ها / كناره ها به جاي اطراف . پيامك به جاي اس . ام . اس . برداشت به جاي استنباط . پايانه به جاي ترمينال . دشنه به جاي خنجر . همسر به جاي عيال . نمودار به جاي چارت . پوزش به جاي عذرخواهي . برخورد به جاي تصادم . تنديس به جاي مجسمه . سپاس به جاي ممنون . آغاز به جاي شروع . دلير به جاي شجاع . پوشاك به جاي لباس . سرپرست به جاي رئيس . سخنران به جاي خطيب . آگاهي به جاي اطلاع . پهن به جاي عريض . گود به جاي عميق . بيمار به جاي مريض . زخمي به جاي مجروح . انديشه به جاي فكر . نما به جاي ظاهر . آماده به جاي حاضر . زخم به جاي جرح . مزه به جاي طعم . شست و شوي به جاي غسل . دزدي به جاي سرقت . روبرو به جاي مقابل . برابر به جاي مساوي . فرستادن به جاي ارسال . گريز به جاي فرار . نيرو به جاي قدرت . ستمگر به جاي ظالم . آگاه به جاي مطلع . سامان به جاي نظم . درنيافتني به جاي غيرقابل فهم . پرسش به جاي سؤال . همبستگي به جاي اتحاد . آزار به جاي اذيت . ارج به جاي احترام . گمان به جاي حدس / زعم . سود به جاي فايده . بسيار به جاي زياد . نشست به جاي جلسه . نفرين به جاي لعنت . روزي به جاي رزق . تهيدست به جاي فقير . جشن به جاي عيد . دوست به جاي رفيق . واژه به جاي كلمه . كوشش به جاي سعي . آرامستان / گورستان به جاي قبرستان . گور به جاي قبر . كاربرد به جاي استعمال . هشدار به جاي اخطار . گواهي به جاي شهادت . نمونه به جاي مثال .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۱۷)

نگوئيم : كافَر . بگوئيم : كافِر .

نگوئيم : لَم يَزرَع . بگوئيم : لم يُزرَع .

نگوئيم : شَفاء . كه معمولا با فتح شين و در مقام آرزوي بهبود براي بيماران گفته مي شود . بگوئيم : شِفاء .

نگوئيم : وغيرِه . بگوئيم : و غيرُه .

نگوئيم : طلب استغفار . بگوئيم : استغفار و يا طلب مغفرت .

نگوئيم : نعوذاً بالّله . بگوئيم : نعوذُ بالله .

نگوئيم : صفت مشبّهه ( با تشديد ) . بگوئيم : صفت مشبهه ( بدون تشديد )

نگوئيم : اَمَوي يا اَمَويان . بگوئيم : اُموي و اُمويان ( منسوب به اميّه )

نگوئيم : طِيّ الارض ( حركت سريع و پيمودن فوري راه ) . بگوئيم : طَيّ الارض .

نگوئيم : شَفاهي ( درمقابل كتبي ) . بگوئيم : شِفاهي .

نگوئيم : شَعار يا شُعار . بگوئيم : شِعار .

نگوئيم : شُجاعت . بگوئيم : شَجاعت .

نگوئيم : شُمال . بگوئيم : شَمال .

نگوئيم : جُنوب . بگوئيم : جَنوب .

نگوئيم : سِجده يا سُجده . بگوئيم : سَجده .

نگوئيم : جُناح ( گروه سياسي ) . بگوئيم : جَناح .

نگوئيم : جَمادي الاولي و جَمادي الثانيه . بگوئيم : جُمادي ...

نگوئيم : جَهاد . بگوئيم : جِهاد .

نگوئيم : ثُبات ( به معناي پايداري ) . بگوئيم : ثَبات . ( ثُبات به معناي درد شديد درست است )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

چند شعر از احمد شاملو

تمثيل

در يكي فرياد

زيستن -

[ پرواز ِ عصباني‌ ِ فـّواره ئي

كه خلاصيش از خاك

نيست

و رهائي را

تجربه ئي مي كند.]

و شكوهِ مردن

در فواره فريادي -

[زمينت

ديوانه آسا

با خويش مي كشد

تا باروري را

دستمايه ئي كند؛

كه شهيدان و عاصيان

يارانند

بار آورانند.]

ورنه خاك

از تو

باتلاقي خواهد شد

چون به گونه جوباران ِ حقير

مرده باشي.

***

فريادي شو تا باران

وگرنه

مرداران!

بودن

گر بدين سان زيست بايد پست

من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائي نياويزم

بر بلند كاج خشك كوچه بن بست

گر بدين سان زيست بايد پاك

من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه

يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاك !

از نفرتي لبريز

ما نوشتيم و گريستيم

ما خنده كنان به رقص بر خاستيم

ما نعره زنان از سر جان گذشتيم ...

كسي را پرواي ما نبود.

در دور دست مردي را به دار آويختند :

كسي به تماشا سر برنداشت

ما نشستيم و گريستيم

ما با فريادي

از قالب خود بر آمديم .

فرياد و ديگر هيچ

فريادي و ديگر هيچ .

چرا كه اميد آنچنان توانا نيست

كه پا سر ياس بتواند نهاد.

***

بر بستر سبزه ها خفته ايم

با يقين سنگ

بر بستر سبزه ها با عشق پيوند نهاده ايم

و با اميدي بي شكست

از بستر سبزه ها

با عشقي به يقين سنگ برخاسته ايم

***

اما ياس آنچنان تواناست

كه بسترها و سنگ ها زمزمه ئي بيش نيست !

فريادي

و ديگر

هيچ !

لوح گور

نه در رفتن حركت بود

نه درماندن سكوني.

شاخه ها را از ريشه جدايي نبود

و باد سخن چين

با برگ ها رازي چنان نگفت

كه بشايد.

دوشيزه عشق من

مادري بيگانه است

و ستاره پر شتاب

در گذرگاهي مايوس

بر مداري جاودانه مي گردد.

چه بهتر از اين ؟

كه به انتظارِ آينه با سنگ مدارا كني
بعد، شب از ترسِ شب با شب
از ستاره سخن بگويي،
از احتمالِ تولدِ همان ستاره‌اي
كه هرگز نديده‌اي
كه هرگز نيامده است
كه هرگز نخواهد آمد.
شما خبر از خواب خشت نداريد
ورنه ثريا
نامي از نام‌هاي ناممكن است،
اين آسمانِ كودكانِ بي‌خيال نمي‌داند،
اما ... ما كه مي‌دانيم!


صبح‌ات به‌خير همسايه‌ي گرامي
لطفا تو هم شكستنِ شب وُ
روشناييِ روز را تصديق كن!
بگو چه وقتِ خوشي
چه شب روشنِ كاملي ...!
لطفا ترانه بخوانيد
طوطي خسته هم از قولِ باغ
به خوابِ قفس رسيده است،
چه بهتر از اين!
پشيمانيِ پروانه هم به ما مربوط نيست
گاهي اوقات بايد كنارِ ديوار كج خوابيد،
بعد شب از ترسِ‌ شب با شب از ستاره سخن گفت،
حالا چه بيايد
چه نيايد
فرقي نمي‌كند.


صبح‌ات به‌خير همسايه‌ي گرامي!


امتیاز:
 
بازدید:

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۱۶)

نگوئيم : چِنين ( chenin ) و چِنان . بگوئيم چُنين و چُنان . چُنين ، مخفّف " چون اين " و چُنان ، مخفّف " چون آن " است .

نگوئيم :  خواهشاً . بگوئيم : خواهشم اين است ... يا خواهش مي كنم ...

نگوئيم : انگشتر . بگوئيم : انگشتري .

نگوئيم : خِرمن ( kherman  ) . بگوئيم : خَرمن .

نگوئيم : عَطر . بگوئيم : عِطر ( Etr )

نگوئيم : ناخُن . بگوئيم : ناخَن .

نگوئيم : فَراق ) Faragh ) . بگوئيم : فِراق . فِراق به معناي جدائي و دوري و فَراغ به معناي آسودگي است .

نگوئيم : هِديه ( Hedye ) . بگوئيم : هَديّه ( Hadiyye )

نگوئيم : وِداع ( Veda ) . بگوئيم وَداع . يعني پدرود ، بدرود و خداحافظي .

نگوئيم : تِكرار ( Tekrar ) . بگوئيم : تَكرار ( Takrar )

نگوئيم : وُجدان . بگوئيم : وِجدان ( Vejdan ) . يعني قوه باطني كه خوب و بد كارها به وسيله آن درك مي شود .

نگوئيم : نَصب العين ( Nasb ) . بگوئيم : نُصب العين يا نُصُب العين . يعني : پيش چشم ، مقابل چشم ، دربرابر چشم .

نگوئيم : معدَن . بگوئيم : معِدن .

نگوئيم : مُنار . بگوئيم : مَنار . يعني گلدسته .

نگوئيم : مستحَق . بگوئيم : مستحِق . يعني كسي كه استحقاق چيزي دارد .

نگوئيم : قَطار . بگوئيم : قِطار ( Ghetar  )

نگوئيم : قُمار . بگوئيم : قِمار .

نگوئيم : غَذاء . بگوئيم : غِذاء . يعني خوراك .

نگوئيم : غَلّ ( كه معمولا همراه با غش به كار ميرود ) . بگوئيم : غِلّ . يعني حقد ، كينه ، آلودگي .

نگوئيم : غِفلت ( در مقابل هوشياري ) . بگوئيم : غَفلت .

نگوئيم : عَوَض . بگوئيم : عِوَض .

نگوئيم : عَلاج . بگوئيم : عِلاج . يعني درمان كردن .

نگوئيم : عُذراء (از القاب حضرت زهراء سلام الله عليها و حضرت مريم سلام الله عليها ) . بگوئيم : عَذراء .

نگوئيم : عَلاوه . بگوئيم : عِلاوَه .

نگوئيم : عناصُر . بگوئيم : عناصِر . جمع عنصر يعني : اصل ، حسب ، ماده ، جسم بسيط


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۱۵)

تنوين از ويژگي هاي زبان عربي است و صحيح نيست آن را در واژه هاي غير عربي به كاربريم . بنابراين در سخنراني ها و گفتگوها : نگوئيم تلفناً ، بگوئيم تلفني صحبت خواهيم كرد . نگوئيم گاهاً ، بگوئيم گاهي . نگوئيم خانوادتاً ، بگوئيم خانوادگي . نگوئيم ناچاراً ، بگوئيم ناچار . و امثال اين ها .

نگوئيم : پس بنابراين .... بگوئيم : بنابراين زود بايد رفت يا : پس بايد زود رفت .

نگوئيم : اگر چنانچه ... بگوئيم : اگر آمدي ... يا : چنانچه آمدي ...

واژه هاي عليه و له ، نبايد در محاورات فارسي به كارروند چرا كه ضمير در عليه و له ، جانشين اسم است و مثلا در عليه نادر ، ترجمه آن مي شود : برضد او نادر ! . و در له نادر ، ترجمه آن مي شود : به نفع او نادر ! . وقتي عليه نادر و يا له نادر غلط است ، به طريق اولي ، برعليه نادر و يا برله نادر ، غلط اندر غلط است .

نگوئيم : سنگ حجرالاسود . حجر يعني سنگ و صحيح است بگوئيم : حجرالاسود يا سنگ سياه .

نگوئيم : سال عام الفيل . عام يعني سال و صحيح است بگوئيم : عام الفيل .

نگوئيم : دوطفلان مسلم . طفلان يعني دو طفل . صحيح است بگوئيم : طفلان مسلم و يا دو طفل مسلم .

نگوئيم : درسن پنجاه سالگي . بگوئيم : در پنجاه سالگي .

كلمه آخَر (Akhar) ، به معناي ديگر و ديگري و كلمه آخِر (Akher) به معناي پايان است . صحيح تلفظ كنيم و جا به جا به كار نبريم .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۱۴)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

خنده داراست به جاي مسخره است . زادگاه به جاي مسقط الرأس . بي گمان به جاي مسلمّا . نامبرده به جاي مشاراليه . رايزن به جاي مشاور . نام آوران به جاي مشاهير . همسود به جاي مشترك المنافع . ويژگي / شناسه به جاي مشخصه . دشوار به جاي مشكل . نامي / نامدار / بنام به جاي مشهور . نمازگاه به جاي مصلّي . تنگنا به جاي مضيقه . دل خواه به جاي مطلوب . نماد به جاي مظهر / سمبل . برابر به جاي معادل . با اين همه به جاي مع الوصف . دستيار به جاي معاون . گذرگاه به جاي معبر . شماري به جاي معدودي . بخردانه به جاي معقول . وارونه به جاي معكوس . چيستان به جاي معما . دستاربند به جاي معمم . سنجه به جاي معيار . باختر به جاي مغرب . رويارويي به جاي مقابله . هم زمان / هم هنگام به جاي مقارن . تارنگار به جاي وبلاگ . پشتوانه به جاي وثيقه . ددمنشانه به جاي وحشيانه . ناگوار به جاي وخيم . دست نماز به جاي وضو . به روشني به جاي وضوح . ميهن به جاي وطن . بي شرمي به جاي وقاحت . زادروز به جاي ولادت . سرسرا به جاي هال . هيچ گونه به جاي هيچ وجه . هيچ گاه به جاي هيچ وقت . بي گمان به جاي يقينا . روزانه به جاي يوميّه . زادروز به جاي ميلاد . كمياب به جاي نادر . برآمده از به جاي ناشي از . بي قواره به جاي نامتناسب . ناپسند به جاي نامطلوب . تپش به جاي نبض . گاهي / گاه به جاي ندرتا . كاهنده به جاي نزولي . كمابيش به جاي نسبتا . ازآن جا كه به جاي نظر به اين كه . چرخشگاه به جاي نقطه عطف . ديدگاه / نگرش به جاي نقطه نظر . سرانجام به جاي نهايتا . راستين به جاي واقعا . تارنما به جاي وب سايت .

 

منبع واژه هاي بهتر در ۱۴ پست با عنوان : "  در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . "  :

نوشته : استاد فرهيخته و بزرگوار جناب آقاي رضا بابائي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۱۳)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

شايستگي به جاي لياقت . بازخواست به جاي مؤاخذه . بنياد / نهاد / سازمان به جاي مؤسسه . نويسنده به جاي مؤلف . دستاورد به جاي ماحصل . برگرفته به جاي مأخوذه . تاهنگامي كه به جاي مادامي كه . كارگزار به جاي مأمور . فراي ... به جاي ماوراي ... . فرخنده / خجسته به جاي مبارك . تازه كار / نوآموز به جاي مبتدي . دچار به جاي مبتلا . جستار به جاي مبحث . خاستگاه / آغاز به جاي مبدأ . بدبختانه / شوربختانه به جاي متاسفانه . همبسته به جاي متحد . كارآزموده به جاي متخصص . هم چم به جاي مترادف . چگالي به جاي تراكم . برگرداننده به جاي مترجم . ترازمند به جاي متعادل . پس از اين به جاي متعاقبا . انبوه به جاي متعدد . خشك سر به جاي متعصب . از آن به جاي متعلق به . پايبند به جاي متعهد . پي درپي به جاي متواتر . نوشتار به جاي مقاله . ورجاوند به جاي مقدس . پيش گفتار / سرآغاز به جاي مقدمه . ستاد به جاي مقر . آئين نامه به جاي مقررات . دوره اي به جاي مقطعي . دنباله دار به جاي ممتد . شدني به جاي ممكن . گل دسته به جاي مناره . پسنديده به جاي مناسب . فراخور به جاي مناسبت . چشم به راه به جاي منتظر . خرده گيران به جاي منتقدان . بي همتا به جاي منحصر به فرد . هماهنگ به جاي منسجم . سرآغاز به جاي منشأ . دادگرانه به جاي منصفانه . گماردن به جاي منصوب كردن . چشم انداز به جاي منظره . وابسته به به جاي منوط به . هم داستان به جاي موافق . كارساز به جاي مؤثر . مايه به جاي موجب . پذيرفتني به جاي موجه . كامياب به جاي موفق  . كوچ به جاي مهاجرت . آماده به جاي مهيا .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان