مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4814
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 45
همه : 4414563

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۱۳)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

شايستگي به جاي لياقت . بازخواست به جاي مؤاخذه . بنياد / نهاد / سازمان به جاي مؤسسه . نويسنده به جاي مؤلف . دستاورد به جاي ماحصل . برگرفته به جاي مأخوذه . تاهنگامي كه به جاي مادامي كه . كارگزار به جاي مأمور . فراي ... به جاي ماوراي ... . فرخنده / خجسته به جاي مبارك . تازه كار / نوآموز به جاي مبتدي . دچار به جاي مبتلا . جستار به جاي مبحث . خاستگاه / آغاز به جاي مبدأ . بدبختانه / شوربختانه به جاي متاسفانه . همبسته به جاي متحد . كارآزموده به جاي متخصص . هم چم به جاي مترادف . چگالي به جاي تراكم . برگرداننده به جاي مترجم . ترازمند به جاي متعادل . پس از اين به جاي متعاقبا . انبوه به جاي متعدد . خشك سر به جاي متعصب . از آن به جاي متعلق به . پايبند به جاي متعهد . پي درپي به جاي متواتر . نوشتار به جاي مقاله . ورجاوند به جاي مقدس . پيش گفتار / سرآغاز به جاي مقدمه . ستاد به جاي مقر . آئين نامه به جاي مقررات . دوره اي به جاي مقطعي . دنباله دار به جاي ممتد . شدني به جاي ممكن . گل دسته به جاي مناره . پسنديده به جاي مناسب . فراخور به جاي مناسبت . چشم به راه به جاي منتظر . خرده گيران به جاي منتقدان . بي همتا به جاي منحصر به فرد . هماهنگ به جاي منسجم . سرآغاز به جاي منشأ . دادگرانه به جاي منصفانه . گماردن به جاي منصوب كردن . چشم انداز به جاي منظره . وابسته به به جاي منوط به . هم داستان به جاي موافق . كارساز به جاي مؤثر . مايه به جاي موجب . پذيرفتني به جاي موجه . كامياب به جاي موفق  . كوچ به جاي مهاجرت . آماده به جاي مهيا .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

چند شعر از قاسم حسن نژاد

آرامش سكوت

نه آواز آينه ي باد است
نه سراسيمگي آتش بوران
قلب پر تپش سكوت
رنگ جا به جائي اشيا نمي درخشد
صداي تحرك سبز نمي رويد
در آواي بيرون بسته است
سكوت همه جا ترا نه مي خوا ند
بازوانش تا دورها گشوده است
با تمام هيبتش
با آرامشي بي مانند
روشن و پرحرارت و زيبا
روي صندليش مردي تنها نشسته
و آرام آرام فكرميكند
دلش شايد پر از سخن است
سرشار راز هاي مگو

نگاه كنجكاو

درخت زيباي ماه مي درخشيد
ديگر غروب سرد مرده بود
و شبي سرد متولد شده بود
ما در سرما از كنار مغازه ها ي رنگارنگ گذشتيم
به سادگي درختان قدم زديم
در شاخ و برگ خريد فقيرانه
كارمندي در همه ي زير و بم قناعت نفس مي كشيد
ستاره ها ي زيبا در قلب آسمان مرمرين چشمك مي زدند
و ما را به مهماني نور و زيبائي فرا مي خواندند
ما فقيرانه شب را به خانه برديم
تاكسي چشم لبخند در دل نداشت
رود نگاهمان در فضاي دلكشي شنا مي كرد
و ما در نور شيري رنگ ماه نور خدا را جستجو مي كرديم
دلمان چون ستاره ها لبريز آسمان بود
لبريز نور
ما تا آخرين ايستگاه تاكسي غرق صحبت كودكان بوديم
و خيابان ها نگاه كنجكاو ما را جستجو مي كردند

نگاه مرگ

از تپه هاي باستاني ساكت شن و آفتابي بلند عبور كردم
از دره هاي عميق وكم عمق روييده در كوه و جنگل
اي نگاه فارغ از تپش ورو يش مؤمن متناوب
بارقه نگاه پُر فروغ ِ ترا
در جاده هاي پُر ترافيك وجود روشن كنجكاوم جستجو كردم
از ذل بلند آتش مقدس ازلي
از آسماني صاف و پُر معني زندگي
همه ي آسمان را در روزي روشن و ملتهب كنكاش نمودم
ستاره اي جز خورشيد اندرزگو ي من نبود
به كجا ره مي سپاري اي هميشه در راه
كه نگاه آرام مرا با خود بدان سو مي بري
چگونه ترا از مسير سنگ و خاك رهنمون گردم
و جسم چشمانم را از مسيرعبورت منحرف گردانم
دل پُر مهر مرا جستجو مي كني ؟
بدانسان كه كلاغهاي در راه را ؟
بدانسان كه بر تپه اي شا دماني را ؟
اي اشك من در ماهتاب نگاهت
قلبم را جستجو كن
ور از شبانه روز را در عمق وجودم
من ايستادم
و درخت با همه ي شكوهش از من عبور كرد
مردمان از تمام تنم رد شدند
ايستا دم و فقر با همه ي چهره هاي كريه اش مرا در آغوش گرفت
ترنم نگاه ترا معني مي كنم
و در جستجوي نگاهي آرامش بخش همه ي توانم را به راه مي اندازم
آخر چگونه با تو بي هيچگونه اندوه عميق يكسان گردم
وقتي كه هنوز طفلي بر سر راه فقر در جستجوي شادماني مي گردد
جهان را با من به درخت مورچه پيوند بزن
او را كه تمام سخاوتم را معني مي كند
جلو خانه ي ما دشتي است پر ازتپه ها ي شن
پر از دكل هاي بي حركت برق
و سگاني ولگرد در آسمان روزي بي غرور
چسان با تو يكسان گردم كه هنوز پنجره ها در من مي تپند
ومرا با خود به جنگل هاي انبوه ديلمان مي برند
آنروزكه در زير پلي با تو آشنا شدم
هرگز از خاطر نخواهم برد
وقتي كه از جاده اي كوهستاني در جنگلي انبوه عبور مي كردم
تو بودي و نگاه سرد تو
كنار جويباري مي درخشيد و آهسته آهسته با آب ره مي سپرد
سرودي غمناك بر لب داشت
آشيانه ي مرا جستجو مي كرد
از گوشه ها ي قلبم اشكي عميق جاري گشت
و زمين را به سر سبزي فرستاد
درفكر كوه بلندي بود
بر سيطره ي نگاه لا جوردي
جاده با جنگل در همزيستي مسالمت آميزي مي درخشيد
من هنوز در جستجوي تو هستم
اي ريشه كن كننده ي شبنم بهاري
هر لحظه اي كه مي گذرد
و ديگر بر نمي گردد
يعني نگاه مرگ را مي جويم

نور

با اينهمه ، تصو يرهاي كدر در شيشه ها ي آرزو
بازگو مي كند كه نوري هست
هر چند نازك و ضعيف
و ما را اميدوار مي سازد حتي در شب
از بزرگراه ستاره راهي بگشايد
اگرچه صداي تاريكي به ظلمت
علف هاي سياه ترس و زنجيرهاي اضطراب
را بر زمين جان به ريشه مي نشاند
و موريانه ها ي نا اميدي را در قامت ستبر اميد
جوانه مي بندد

محفل ادبي سه شنبه ها

شب پاورچين پاورچين مي آيد
هلال ماه بر سر شهر نور مي پاشد
چهار ديواري دلش در آينه شعر مي تپد
در چهار ديواري انديشه
روي صندلي هاي مهربان دوستي نشسته ايم
غنچه هاي دل نواز شعر
روي صندلي هاي سبز محبت

شاعر روي ميز طلوع مي كند
ميزي كه چون زمستان مي درخشد
آنگاه اسامي پروانه ها را روي برگه ي سفيد غروب مي نويسد
اتاق ساده و بي پيرايه
دور از باد و دريا
هر غنچه به اشاره ي لطيف شاعرانه
در مطلع غزلي مي شكفد
آنگاه ترانه نقد به گرمي مي رويد
اينجا اثري از بدجنسي ريا نيست
خبري از خريد و فروش بازار
نه كسي در پي سود است و نه در بيم شكست
شب پشت پنجره به زيبايي مي خندد
بدون گفتار ساعت مي توان آنرا اثبات كرد
گل نوزادي شب پُر از غزل ستاره است
غنچه هاي غزل يكي بعد از ديگري
در باغ ستاره مي رويند
شاعراني نوشكفته و انديشه ورز
تشنه و عاشق
محفل ادبي غروب شادمان سه شنبه ها
محفلي شيرين و زيباست
گرم و گيرا
محفلي ساده و خودماني
زمستان آنرا در قلب خويش يادداشت مي كند
در قلب خنك دي

محبت آسمان

غروب سربي رنگ
در خيابان خانه دراز كشيده
به تماشاي تلويزيون
آواي ملكوتي قرآن
و صداي تق تق تق
از آنطرف ديوار
ناگهان آواي دلرباي اذان
قطرات نرم باران را
در فضاي منتظر دل مي نشاند
تو بر مي خيزي
پنجره ها را به محبت آسمان مي گشائي
توده هاي بزرگ ابر در حركتند
آسمان دلت ابري مي شود
و تو درختي پيدا نمي كني
كه لحظه اي مانند كلاغ
برشاخسارابرديده بچرخاني
ماهي پارچه اي آشپزخانه ترا به دريا مي برد
سيمهاي تيرهاي برق قلبت كم كم در تاريكي محو مي شود
تنها تو مي ماني وفضاي بيكران تاريكي
رشته كوههاي شب
و نوري بر فراز آن

ماهي

مدتها بودكه رود آسماني شعر خشك شده بود
نه پرنده را مي ديدم نه دريا را
دلم هواي باران را داشت
و خشكسا لي مصيبت لاعلا جي بود
امروزقطره اي دريا از ابر فرو ريخت
نا گهان ماهي اي در آن ديدم
كاملاً به شكل شعر بود
پس آب عرفان داشت

لبخند تيره

ايمان دارم به باد
به درختاني كه در رقصند
غروب با چشمان گيرايش فرا مي آيد
در كنار قلبم مي نشيند
و قصه ميگويد
پسرك بازيگوش گاه و بي گاه
در چهارچوب نگاه خا كستريم مي نشيند
و مرا از تنهايي محض بيرون مي آورد
طرح سكوت با پروازكلاغ ترك بر مي دارد
و زندگي در همين چهارچوب با بيرون طرحي دلخواه رسم مي كند
تمام شكوه بيرون را
شبي كه به آرامي مي آيد ، همه را در برمي گيرد
من ، اورا شب افسانه انسان مي نامم
لبخند تيره


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۱۲)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

دست يافتني به جاي قابل دسترس . سزاوارتان نيست به جاي قابل شمارا ندارد . پذيرفتني به جاي قابل قبول . كاروان به جاي قافله . تيره ها به جاي قبايل . رسيد به جاي قبض . پيشتر به جاي قبلا . پيشين به جاي قبلي . كشتار به جاي قتل عام . ديرينگي به جاي قدمت . پيمان نامه به جاي قرارداد . سده هاي مياني به جاي قرون وسطي . زود هنگام به جاي قريب الوقوع . برآنند به جاي قصددارند . چكامه به جاي قصيده . دادگستري به جاي قضائيه . بي گمان به جاي قطعا . تكه به جاي قطعه . گنجه به جاي قفسه . چكاد به جاي قله . ماهواره به جاي قمر مصنوعي . كاريز به جاي قنات . بسنده كردن به جاي قناعت كردن . بختك به جاي كابوس . گنجه به جاي كابينت . سوداگر به جاي كاسب . يابنده به جاي كاشف . فروتن به جاي متواضع . پياپي به جاي متوالي . ميانه به جاي متوسط . بازايستاد به جاي متوقف شد . سه گوش / لچك به جاي مثلث . كارساز به جاي مثمرثمر . شيفته / شيدا به جاي مجذوب . كارآزموده به جاي مجرب . انجمن به جاي مجلس . باشكوه / پرنما به جاي مجلل . ناشناس به جاي مجهول الهويه .  ارجمند / گرامي به جاي محترم . درون مايه به جاي محتوا . فراورده به جاي محصول . پيشگاه به جاي محضر . برزن به جاي محله . پيرامون به جاي محيط . پادرمياني به جاي مداخله . ديرگاه به جاي مدت مديد . چندي است به جاي مدتي است . آرمان شهر به جاي مدينه فاضله . گرانيگاه به جاي مركز ثقل . بازبيني به جاي مرور . كشتزار به جاي مزرعه . خاورشناس به جاي مستشرق . بهره مند به جاي مستفيض . سرراست به جاي مستقيم .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۱۱)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

برآشفتن به جاي عصباني شدن . سركشي به جاي عصيان . بازگشت به جاي عطف . سترگ به جاي عظيم . كلان پيكر به جاي عظيم الجثه . شهباز به جاي عقاب . واپس نشيني به جاي عقب نشيني . واپس ، واپس ، بس .. به جاي عقب ، عقب ، خب ! ( در فرمان دادن به راننده درحال عقب رفتن) . شاهنگ به جاي عقربه . واكنش به جاي عكس العمل . نشانه ها به جاي علائم . دوستدار به جاي علاقمند . نشانه به جاي علامت . با اين كه .. به جاي عليرغم . براوشوريد .. به جاي عليه او شوريد . دستار به جاي عمامه . دانسته به جاي عمدا . كنش به جاي عمل . همگاني به جاي عمومي . سرنويس به جاي عنوان . پس فرستادن به جاي عودت دادن . پيمان به جاي عهد . همسر به جاي عيال . چگال به جاي غليظ . باور نكردني به جاي غيرقابل باور . نابخشودني به جاي غيرقابل بخشش . ناگفتني به جاي غيرقابل بيان . برنتافتني به جاي غيرقابل تحمل . بس است به جاي كافي است . نامزد به جاي كانديدا . پرشمارگان به جاي كثيرالانتشار . سوداگري به جاي كسب و كار . كفش گر به جاي كفاش . خاك سپاري به جاي كفن و دفن . همه به جاي كل . روي هم رفته به جاي كلا . كلاه از من است .. به جاي كلاه مال من است .  گذرواژه به جاي كلمه عبور (Password ) . . نماهنگ به جاي كليپ . چند و چون به جاي كمّ و كيف . همچنان به جاي كماكان . مهار به جاي كنترل . باژگاه به جاي گمرك . باجه به جاي گيشه . دست كم به جاي لا اقل . خواه ناخواه به جاي لاجرم . نياز نيست به جاي لازم نيست . ناگشودني به جاي لاينحل . جدانشدني به جاي لاينفك . پيوسته / همواره به جاي لاينقطع . دم به دم به جاي لحظه به لحظه . خواهشمند است به جاي لطفا . فرنام به جاي لقب . نوشت افزار به جاي لوازم التحرير . گويش به جاي لهجه .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۱۰ )

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

تبارنامه به جاي شجره نامه . به سختي / سخت به جاي شديدا . باريافتن به جاي شرفياب شدن . آئين هاي ديني به جاي شعائر مذهبي . چشم بندي به جاي شعبده بازي . سروده به جاي شعر . اخگر به جاي شعله . كار /  پيشه به جاي شغل . گواهي به جاي شهادت . جان بازانه / جان سپارانه به جاي شهادت طلبانه . اهريمن به جاي شيطان . كاردان / كارشناس به جاي صاحب نظر . بامداد به جاي صبح . ناشتائي به جاي صبحانه . شكيبا به جاي صبور . بيابان / دشت و دمن به جاي صحرا . گوش ماهي به جاي صدف . آسيب به جاي صدمه . افزاينده به جاي صعودي . رواديد به جاي صلاحديد . ناسازگار به جاي ضد و نقيض . گند زدائي به جاي ضدعفوني كردن . زبانزد به جاي ضرب المثل . بايستگي به جاي ضرورت . افزون برآن كه .. به جاي ضمن آن كه . پيوست .. به جاي ضميمه . بزم به جاي ضيافت . درنيافتني .. به جاي غيرقابل درك . درنيافتني .. به جاي غيرقابل فهم . بخش ناپذير .. به جاي غيرقابل قسمت . مهارگسيخته .. به جاي غيرقابل كنترل . دست نيافتني .. به جاي غيرقابل دسترس . پيروزشدن .. به جاي فائق آمدن . روسپي .. به جاي فاحشه . دانش آموخته به جاي فارغ التحصيل . آسوده دل .. به جاي فارغ البال . دورنگار .. به جاي فاكس . خانوادگي .. به جاي فاميلي . زودگذر .. به جاي فاني . آشوب .. به جاي فتنه . گريز به جاي فرار . بسامد .. به جاي فركانس . ساختاره .. به جاي فرمول . تباهي .. به جاي فساد . پويا .. به جاي فعال . تكاپو / جنب و جوش به جاي فعاليت . پيكان به جاي فلش . بي درنگ .. به جاي فورا . فرابرنامه .. به جاي فوق برنامه . بي اندازه .. به جاي فوق العاده . به خودي خود .. به جاي في نفسه . دردم .. به جاي في الفور . برگه .. به جاي فيش . چشم گير به جاي قابل توجه .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

سه شعر از حميد مصدق و

يك شعر از ليلا كرد بچه

در من اينك كوهي ،

سر برافراشته از ايمان است

من به هنگام شكوفايي گل ها در دشت ،

باز مي گردم

و صدا مي زنم :

آي!

باز كن پنجره را،

باز كن پنجره را

ــ در بگشا !

كه بهاران آمد!

كه شكفته گل سرخ

به گلستان آمد!

باز كن پنجره را !

كه پرستو پـَر مي شويد در چشمه ي نور،

كه قناري مي خواند،

ــ مي خواند آواز ِ سرور

كه : بهاران آمد

كه شكفته گل ِ سرخ

به گلستان آمد!

سبز برگان ِ درختان ِ همه دنيا را،

نشمرديم هنوز

من صدا مي زنم :

آي!

باز كن پنجره را،باز آمده ام

من پس از رفتن ها،رفتن ها؛

با چه شور و چه شتاب

در دلم شوق تو ، اكنون به نياز آمده ام

داستان ها دارم،

از دياران كه سفر كردم و رفتم بي تو،

از دياران كه گذر كردم و رفتم بي تو ،

بي تو مي رفتم ، مي رفتم ، تنها ، تنها

و صبوريِّ مرا

كوه تحسين مي كرد

من اگر سوي تو بر مي گردم

دست من خالي نيست

كاروان هاي محبت با خويش

ارمغان آوردم

من به هنگام شكوفايي گل ها در دشت

باز بر خواهم گشت

تو به من مي خندي

من صدا مي زنم :

آي!

باز كن پنجره را!

پنجره را مي بندي ...

حميد مصدق

ديدم در آن كوير درختي غريب را

محروم از نوازش يك سنگ رهگذر

تنها نشسته است بي برگ و بار

زير نفس هاي آفتاب در التهاب

در انتظار قطرهء باران در آرزوي آب

ابري رسيد چهره درخت از شعف شكفت.

دلشاد گشت و گفت:

غريد تيره ابر....

برقي جهيد و چوب درخت كهن بسوخت....

من چون آن درخت سوخته ام در كوير عمر....

اي كاش

خاكستر وجود مرا با خويش

مي برد باد

حميد مصدق

بعد از تو در شبان تيره و تار من
ديگر چگونه ماه
آوازهاي طرح جاري نورش را
تكرار مي كند
بعد از تو من چگونه
اين
آتش نهفته به جان را
خاموش ميكنم ؟
اين سينه سوز درد نهان را
بعد از تو من چگونه فراموش مي كنم؟
من با اميد مهر تو پيوسته زيستم
بعد از تو ؟ اين مباد كه بعد از تو نيستم
بعد از تو آفتاب سياه است
ديگر مرا به خلوت خاص تو راه نيست
بعد از تو
در آسمان
زندگيم مهر و ماه نيست
بعد از من آسمان آبي است
آبي مثل هميشه
آبي

حميد مصدق

هر صبح با چمداني از خانه خارج مي شوم

هرشب با چمداني به خانه برمي گردم

و بندهاي باز كفش هايم مي دانند

آنكه ميان زمين و هوا معلق مانده است

جايي نمي رود

پدرم پيش از آنكه بميرد نگفت

براي رفتن از اين دنيا

نيازي به بستن بند كفش هايم نيست

و چمداني كه از پاگرد خانه آنطرف تر نمي رود

چمدان نيست

چيزي نگفت

چون از بندهاي بسته دلش پر بود

چون تمام زناني كه دوست مي داشت را

براي آخرين بار با چمدان ديده بود

و باور نمي كرد

بغضي كه در گلوي خانه گير مي كند

راه پيش و پس ندارد

ليلا كرد بچه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۹)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

گيتي / جهان به جاي دنيا . دورتباه به جاي دورباطل . نمودار به جاي دياگرام . خودكامه به جاي ديكتاتور . خون بهاء به جاي ديه . اندوخته به جاي ذخيره . خرده به جاي ذره . زير / پائين به جاي ذيل . سرنوشتارها به جاي رئوس مطالب . سرپرست به جاي رئيس / مسئول . درباره به جاي راجع به . آسان به جاي راحت . سرساعت به جاي رأس ساعت . استوار به جاي راسخ . خشنود به جاي راضي . بهره وري به جاي راندمان . راهكار به جاي راه حل . رده به جاي رديف . رخنه كردن به جاي رسوخ كردن . باليدن به جاي رشد كردن . آذرخش به جاي رعد و برق . لرزه به جاي رعشه . دهوند به جاي رعيت . پاي كوبي به جاي رقص . روزخوش به جاي روز به خير . زادروز به جاي روز تولد . گوشه به جاي زاويه . تيره به جاي طايفه . برپايه به جاي طبق . سرشت آدمي به جاي طبيعت انسان . شيوه به جاي طرز . برآمدن به جاي طلوع آفتاب . درازا به جاي طول . نما به جاي ظاهر . گويا به جاي ظاهرا . نيمروز به جاي ظهر . خو به جاي عادت . نيك فرجام به جاي عاقبت به خير . بالاپوش به جاي عبا . براين پايه اند : به جاي عبارتند از : ترش رو به جاي عبوس . شماره به جاي عدد . داد به جاي عدل . ناكامي به جاي عدم موفقيت . شماري به جاي عده اي . پرشمار به جاي عديده . پهنه به جاي عرصه . پهنا به جاي عرض . جلوه نمائي به جاي عرض اندام . دادخواست به جاي عرض حال .  داد و خواست به جاي عرضه و تقاضا . پهن به جاي عريض . سوگ به جاي عزا . بركناري به جاي عزل .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

چند شعر از فرخ تميمي

بيد و باد

با دست ها اشارت باد است و بيد ها

وقتي كه باد ، حادثه ي دشت تفته را

در گوش بيد گفت

لرزيد بيد .

فانوس مرده

بر

خيمه هاي سوخته ،

باري

ياد آفرين سوگ شهيد قبيله بود .

پرواز 5

پرنده ،

چندان به اوج رفت كه پنداشت

در چاه آسمان

پرواز مي كند .

پرنده

در ني ني دو چشم عقابي

نخجير شد .

خواب

پرنده :

- قله ي پرواز -

در پنجه هاي مرگ

تعبير شد .

خانه به دوش

پويند را ، ز خاك :

اين مبدأ طلوع

وين مقصد غروب

گسستم .

با چار پيچ و چار مهره

سقف شگفت را

بر شانه ي ستبر ديوار

افراشتم .

و دست

بر دست كوفتم

از پيرهن غبار تكاندم .

آ ... ها ....

اينك اتاق

بر پايه ايستاده ، سبك بار .

اينك

من

آواره تر ز باد

بي مولد و وطن

هر جا كه خواستم

با چار پيچ و چار مهره

سقف

شگفت را

بر پاي مي كنم .

من خانه ام به دوش

آواره تر ز باد ....

خواب

... اما

اغماي خواب گونه ي آن قوم باستان

با لاي لاي هر ورق تاريخ

چندان عميق گشت

كه شاعر ،

مأيوس و خشمناك

فرياد

جاودانه ي شعرش را

در گوش كوه ريخت .

مرگ و ميلاد

در استواي خون " لوتر كينك "

خورشيد ايستاد .

روز بزرگ تاريخ

آغاز مي شود .

او

بكر وسيع قاره ي افريقاست .

او

مفهوم قهرماني انسان قرن ماست .

و پرچم صداقت خورشيد

بر نيزه هاي خشم سياهان

ميلاد يك سياه زبر مرد را

تعبير مي كند .

انسان

سياره ي زمين

پيوند مي خورد

با ماه

مريخ

با زهره

مشتري

و

دست بلند و محتشم انسان

يك روز

خواهد رسيد

تا كهكشان دور

تا عمق كائنات

تا انفجار نور

دست بلند و محتشم انسان

اما

كوتاه مي شود

هنگام دستگيري دست برادري !

سه شعر از نادر نادرپور

درختي در انديشه من

از خاك آسمان مه آلود

روييد واژگونه درختي

با شاخه هاي نقره اي برق

با برگ هاي سبز ستاره

با ميوه ي طلايي خورشيد

از قاب تنگ پنجره ، سنگ نگاه من

چون مرغ ، پر كشيد

بر شاخ آن درخت كهن خورد

برگ ستاره ها به زمين ريخت

در گل نشست ميوه ي خورشيد

در كوچه ، راه مي روم اينك

خورشيد در نشيب غروب است و چتر ابر

همچون درخت بر سر من سايه افكن است

چتري كه دسته اش

چون شاخه هاي صيقلي برق آسمان

هم رنگ آهن است

چتري كه گنبدش

چون طيف هفتگانه ي خورشيد ، روشن است

اين چتر و آن درخت در انديشه ي من است

در انتظار آن چنان روز

روزي اگر فرمان مرگ آيد كه اي مرد

از اين همه عضوي كه اكنون در تن توست

يك عضو رابگزين و باقي را رها كن

مي پرسم از تو

از بين اعضايي كه داري

آيا كدامين عضو را برمي گيزيني

آيا كدامين را به خدمت مي گماري ؟

از بين مغز و قلب و گوش و ديده و دست

آيا به دنبال كدامينت نظر هست ؟

آيا تو مغز خسته را برمي گيزيني ؟

مغزي كه كارش جز خيال بي ثمر نيست

آيا تو چشم بي زبان را مي پسندي؟

چشمي كه در فرياد خاموشش اثر نيست

آيا تو قلب شرمگين را دوست داري؟

قلبي كه جز عاشق شدن هيچش هنر نيست

آيا تو گوش بينوا را مي پذيري ؟

گوشي كه گر از ياوه ها و برنتابد

رندانه در تحسين او گويند : كر نيست

زنهار ، زنهار

زينان مباد هيچ يك را برگزيني

زيرا كه از اينان نصيبت جز ضرر نيست

زيرا كه در اينان هنر نيست

اما اگر از من بپرسي

من دست را بر مي گزينم

دستي كه از هر گونه بند آزاد باشد

دستي كه انگشتانش از پولاد باشد

دستي كه گاهي سخت بفشارد گلو را

دستي كه با خون پاس دارد آبرو را

دستي كه آتش در سياهي برفروزد

دستي كه پيش زورگويان مشت گردد

مشتي كه لب ها را به دندان ها بدوزد

مشتي كه همچون پتك آهنگر بكوبد

سندان سرد آسمان را

مشتي كه در هم بشكند با ضربه ي خويش

آيينه ي جادوگران را

آري ، اگر از من بپرسي

من مشت را بر مي گزينم

شايد كه فريادي برآيد از گلويي

با مشت خشم آلود من پيوند گيرد

آنگاه ، لبخندي صفاي اشك يابد

آنگاه ، اشكي پرتو لبخند گيرد

در انتظار آن چنان روز

بگذار تا پيمان ببنديم

بگذار تا با هم بگرييم

بگذار تا با هم بخنديم

اشك تو با لبخند من همداستان باد

مشت تو چون فرياد من بر آسمان باد

از آسمان تا ريسمان

درخت معجزه خشكيده ست

و كيمياي زمان ، آتش نبوت را

بدل به خون و طلا كرده ست

و رنگ خون و طلا ، بوي كشتزاران را

ز ياد بدبده هاي ترانه خوان برده ست

و آفتاب ، مسيحاي روشنايي نيست

و ابرها همه آبستن زمستانند

و جوي ها همه در سير بي تفاوت خويش

به رودخانه ي بي آفتاب مي ريزند

و كوچه ها همه در رفتن مداومشان

به نا اميدي بن بست ها يقين دارند

پرنده ها ديگر از گوشت نيستند

پرنده ها همه از وحشتند و از پولاد

و فضله هاشان از آفت است و از آتش

اگر به شهر فرو ريزد

دهان به قهقهه ي مرگ مي گشايد شهر

و در فضايش ، چتري سياه مي رويد

و مادرانش ، فرزند كور مي زايند

و دخترانش ، گيسو به خاك مي ريزند

و عابرانش ، در نور تند مي سوزند

و پوست هاشان ، از دوش اسكلت هاشان

فراخ تر ز شنل ها به زير مي افتد

و نقش سايه ي آنان به سنگ مي ماند

اگر به دشت فرود آيد

جنين گندم در بطن خاك مي گندد

و تخم ميوه بدل مي شود به دانه ي زهذ

و گل به ياد نمي آورد كه سبزه كجاست

اگر در آب فروافتد

نژاد ماهي ، راهي به خاك مي جويد

و خاك ، دايه ي نامهربانتر از درياست

زمين ، سقوطش را هر شب به خواب مي بيند

و بيم مردن ، عشق بزرگ آدم را

به عقل مور بدل كرده ست

كه زندگي را در زير خاك مي جويد

و خانه هايي در زير خاك مي سازد

چه روزگار غريبي

برادري ، سختي بيش نيست

و معني لغت آشتي ، شبيخون است

پسر به خون پدرتشنه ست

و رودها همه از لاشه ها گرانبارند

و دام ماهي صيادها پر از خون است

پيام دست ، نوازش نيست

و پنجه هاي جوان ، ديگر

به روي ساقه ي نالان ني نمي لغزند

به روي لوله ي سرد تفنگ مي لغزند

و آنكه سايه ي ديوار ، خوابگاهش بود

به خشت سينه ي ديوار مي فشارد پشت

و برق خنده ي تير

نگاه خيره ي او را جواب مي گويد

و او ، دوباره در آغوش سايه مي خوابد

چه روزگار غريبي

سحر ، پيمبر اندوه است

و شب ، مفسر نوميدي

و روشنايي در فكر رهنمايي نيست

شعاع آينه ها ، چشم كاكلي ها را

به سوي كوري جاويد رهنمون شده است

و مرد مار گزيده

ز ريسمان سياه و سفيد مي ترسد

كه ريسمان ، مار است و مار ، رشته ي دار

و دار ، نقطه ي اوجي است

كه آسمان را با ريسمان

گره زده است

و آسمان ، همه در خواب ودار ، بيدار است

كسي به فكر رهايي نيست

دريچه هاي جهان ، بسته ست

و چشم ها همه از روشني هراسانند

زمين ، شكوه كريمانيه ي بهارش را

ز شاخ و برگ درختان دريغ مي دارد

و آسمان ، شب صاف ستارگانش را

نثار خاك دگر كرده ست

ايا سروش سحرگاهان

تو روشني را جاري كن

تو با درختان ، غمخوار و مهربان مي باش

تو رودها را جرأت ده

كه دل به گرمي خورشيد ، بسپرند

تو كوچه ها را همت ده

كه از سياهي بن بست بگذرند

تو قلب ها را چندان بزرگواري بخش

كه تا چراغ حقيقت را

دوباره در شب ناباوري برافروزند

تو دست ها را آن مايه هوشياري بخش

كه دوستي را از برگ ها بياموزند

تو ، اي نسيم ، نسيم اي نسيم بخشايش

به ما بوز كه گنهكاريم

به ما بوز كه گرفتاريم


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . ( ۸ )

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

ترابري به جاي حمل و نقل . تاختن / تازش به جاي حمله . خشكناي به جاي حنجره . پيرامون به جاي حوالي . دامنه / پهنه / گستره به جاي حوزه . دور و بر به جاي حول و حوش . شگفت انگيز به جاي حيرت انگيز . گستره به جاي حيطه . جانور / جاندار به جاي حيوان . پيشكار به جاي خادم . يادآوري به جاي خاطر نشان . يادبود به جاي خاطره . ناب / سره (Sare) به جاي خالص . كارشناس به جاي خبره . خراش به جاي خدشه . هزينه به جاي خرج . برون رفت به جاي خروج . گنجينه به جاي خزانه . راه و روش به جاي خط مشي . دست نويس به جاي خطي / نسخه . رها به جاي خلاص . تبهكار به جاي خلافكار . پيمان شكني به جاي خلف وعده . پنج يك به جاي خمس . دشنه به جاي خنجر . ويژگان به جاي خواص . خودگردان به جاي خودمختار . پارسا به جاي زاهد . زبان گفتاري به جاي زبان محاوره اي . دردسر به جاي زحمت . فروپاشي به جاي زوال . بسيار به جاي زياد . پيشينه به جاي سابقه . پيشگاه به جاي ساحت . ساده نگر به جاي ساده لوح . سرنگون به جاي ساقط . تن درست به جاي سالم . ديگران به جاي سايرين . جانماز به جاي سجاده . رستگاري به جاي سعادت . دودمان اشكاني به جاي سلسله اشكاني . رشته كوه ها به جاي سلسله جبال . نمادين به جاي سمبليك . ديداري -  شنيداري به جاي سمعي – بصري . هم انديشي به جاي سمينار . بدگماني به جاي سوء ظن . بدرفتاري به جاي سوء رفتار . سه درچهار به جاي سه ضربدر چهار . آسان ياب به جاي سهل الوصول . سراينده / چامه سرا به جاي شاعر . دربرگيرنده به جاي شامل . بخت به جاي شانس . گواه به جاي شاهد . گفتني است به جاي شايان ذكراست .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۷)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

فراوري به جاي توليد . انگ به جاي تهمت . نام نويسي به جاي ثبت نام . كشش به جاي جادبه . برساز به جاي جاعل . نغز / دلنشين / دل چسب به جاي جالب . فراگير به جاي جامع . پوسته به جاي جدار . كشمكش به جاي جدال . تازه چاپ به جاي جديدالانتشار . گيرا به جاي جذاب . يارا به جاي جرأت . بزه به جاي جرم . تاوان به جاي جريمه . مو به مو به جاي جزء به جزء . كيفري به جاي جزائي . پاره اي ازآن به جاي جزئي از آن . برساخت به جاي جعل . دژخيم به جاي جلاد . فروشكوه به جاي جلال و جبروت . نشست ها به جاي جلسات . روي هم رفته به جاي جمعا . آدينه به جاي جمعه . نيمروز به جاي جنوب . پروانه به جاي جواز . نمودار به جاي چارت . چراغ دستي به جاي چراغ قوه . خوش آمد به جاي خيرمقدم . دانش نامه به جاي دائرةالمعارف . هرچه زودتر به جاي دراسرع وقت . پيش ديده همگان به جاي درانظار عمومي . دراين باره به جاي دراين ارتباط . روبه پيشرفت به جاي درحال توسعه . هم اكنون به جاي درحال حاضر . به راستي به جاي درحقيقت . دربالاي به جاي دررأس . چنانچه به جاي درصورتي كه .وگرنه به جاي درغيراينصورت . روي هم رفته به جاي درمجموع . تنگنا به جاي محذور . به ديده داشتن به جاي درنظرگرفتن . به هرروي به جاي درهرحال . درباره به جاي درارتباط با . آموزه به جاي درس . هم چنين / وانگهي به جاي درضمن . پيش ترها به جاي درقديم . پي بردن به جاي درك كردن . روي هم رفته به جاي دركل . گروهي به جاي دسته جمعي . فراخوانه به جاي دعوتنامه . خاكسپاري به جاي دفن كردن . ريزبين به جاي دقيق . انگيزه ها  به جاي دلائل (= عوامل ) . مردم سالاري به جاي دموكراسي .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۶)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

كم كم به جاي تدريجا . برگردان به جاي ترجمه . آمد و شد به جاي تردد . دودلي / گمان به جاي ترديد . تراوش به جاي ترشح . وادارد به جاي ترغيب كند . پيشرفت به جاي ترقي . رواداري به جاي تسامح . برابري به جاي تساوي . دستگرد به جاي تسبيح . آزمايش به جاي تست . زنجيرواري به جاي تسلسل . دلگرمي به جاي تشويق . برخورد به جاي تصادف / تصادم . گواهي نامه به جاي تصديق . پالايش به جاي تصفيه . خونمائي به جاي تظاهر . ترازمندي به جاي تعادل . شگفتي به جاي تعجب . شماري / چندي به جاي تعدادي . وابستگي به جاي تعلق خاطر . جايگزيني به جاي تعويض . پيمان نامه به جاي تعهد نامه . بازجوئي به جاي تفتيش . پي كاوي به جاي تفحص . گردشگاه به جاي تفرج گاه . كاهش به جاي تفريق . چگونه به جاي چطور . داراي به جاي حائز . پيش آمد به جاي حادثه . زبردست به جاي حاذق . برآمده از به جاي حاصل از . آماده به جاي حاضر . كمينه / دست كم به جاي حداقل . بيشينه به جاي حداكثر . نزديك به جاي حدود . نگهباني به جاي حراست . ناروا به جاي حرام . سخن نادرست به جاي حرف بي ربط . سخن گفتن به جاي حرف زدن . پيشه به جاي حرفه . پرده سرا به جاي حرم سرا . هماورد به جاي حريف . سنجيده به جاي حساب شده . دورانديش به جاي حسابگر . ديوار / بارو به جاي حصار . آموزانه به جاي حق التدريس . خواري به جاي حقارت . پژوهانه به جاي حق التحقيق . دست مزد / كارانه به جاي حقوق / حق الزحمه . خموشانه به جاي حق السكوت . داوري به جاي حكميت . سبك مغزي به جاي حماقت . گرمابه به جاي حمام .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۵)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

بي شمار به جاي بي حساب . بي تابي به جاي بي حوصلگي . بد پسند به جاي بي سليقه . بيش از اندازه به جاي بيش از حد . ناهمانند به جاي بي شباهت . نا شكيبا به جاي بي صبر . پيش پرداخت به جاي بيعانه . بي دادگري به جاي بي عدالتي . بيهوده به جاي بي فايده . بي تاب به جاي بي قرار . نا شايستگي به جاي بي كفايتي . جهاني / فرامرزي به جاي بين المللي . بيكران به جاي بي نهايت . زندگي نامه به جاي بيوگرافي . بند به جاي پاراگراف . ديوارك به جاي پارتيشن . زيرنويس به جاي پاورقي . پرشمار به جاي پرتعداد . پربار به جاي پرثمر . فرايند به جاي پروسه . دلخراش به جاي تأثرآور . كارائي به جاي تأثير . كارساز به جاي تأثيرگذار . ديركرد به جاي تأخير . جهان رها به جاي تارك دنيا . افسوس به جاي تأسف . راه اندازي به جاي تأسيس . جداسازي به جاي تفكيك . سپردن به جاي تفويض . سرنوشت به جاي تقدير / قسمت . كم و بيش / نزديك به جاي تقريبا . بخش به جاي تقسيم . سالنامه به جاي تقويم . بزرگداشت به جاي تكريم . شگرد به جاي تكنيك . آميزه اي به جاي تلفيقي . سربسته به جاي تلويحا . همگي به جاي تمامي . يك پارچگي به جاي تماميت ارضي . گرايش به جاي تمايل . پيكر / تنديس به جاي تمثال . سركشي به جاي تمرد . توانگري به جاي تمول . كينه به جاي تنفر . بسامد به جاي تواتر . همراه به جاي توأم . نكوهش / سرزنش به جاي توبيخ . يكتاپرستي به جاي توحيد . گردشگر به جاي توريست . پخش به جاي توزيع . پيشنهاد / رهنمود به جاي توصيه . روشنگري به جاي توضيح . چشم داشت به جاي توقع . بازداشت به جاي توقيف .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

در سخنراني ها ، نگوئيم . . . . بهتر است بگوئيم . . . . (۴)

شيوائي ( فصاحت ) واژه ها

بومي سازي واژه ها

نهفته / خفته به جاي بالقوه . هنگامه به جاي بحبوحه . گفتمان به جاي بحث و تبادل نظر . تنگ چشم به جاي بخيل . بد نهاد به جاي بد جنس . بي درنگ به جاي بدون فوت وقت . بي گمان به جاي بدون شك . همتا به جاي بديل . برپايه به جاي براساس / برمبنا . گاهي به جاي برخي مواقع . وارونه به جاي برعكس . بردوش به جاي برعهده . گسترش به جاي بسط . مژده به جاي بشارت . بينش به جاي بصيرت . پس به جاي بعد . درآينده به جاي بعدها . گاهي به جاي بعضا . هراز چند گاهي به جاي بعضي اوقات . گاهي به جاي بعضي مواقع . دور به جاي بعيد . بي برنامه به جاي بلاتكليف . رسائي به جاي بلاغت . بي درنگ به جاي بلافاصله . گزارش نامه به جاي بولتن . همراه به جاي به اتفاق . بدين سان به جاي به اين ترتيب . پافشاري به جاي تأكيد . درنگ به جاي تأمل . چيرگي به جاي تبحر . پي آمدها به جاي تبعات . همگني به جاي تجانس . دست درازي به جاي تجاوز . بازنگري به جاي تجديد نظر . آزمودن به جاي تجربه كردن . جدائي خواه به جاي تجزيه طلب . موشكافي به جاي تجزيه و تحليل . گردهمائي به جاي تجمع . گردآمدگان به جاي تجمع كنندگان . ساز و برگ به جاي تجهيزات . واژه به واژه به جاي تحت الفظي . جنبش به جاي تحرك . برانگيزاننده به جاي تحريك كننده . بست به جاي تحصن . خوار داشت به جاي تحقير . پژوهش به جاي تحقيق . بردباري به جاي تحمل . تاب آورد به جاي تحمل كرد . برنمي تابد به جاي تحمل نمي كند . دگرگوني ها به جاي تحولات . ويراني به جاي تخريب . تهي سازي به جاي تخليه . برآورد به جاي تخمين . راهكار به جاي تدبير .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان