مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3412
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 11
همه : 5159801

 

نمونه بارز ديگري از تأثير تشيّع در هنرهاي شنيداري و سمعي و آوايي ايران، «مقتل‏سرايي» و «مقتل‏خواني» است:

از چشم سپيده خواب را مي‏بُردند از چشمه گل، گلاب را مي‏بردند

بر شانه خود، فرشتگان آهسته از علقمه، روح آب را مي‏بردند.

«مقتل» در لغت، به معناي قتلگاه و محلّ كشتن است. از اين‏رو، در فرهنگ اسلامي، خبرها و روايات و حوادث خونيني را كه در آن شخصيتي محبوب كشته شده باشد، «مقتل» مي‏نامند. مقتل‏نگاري و مقتل‏سرايي و مقتل‏خواني در حيطه فنّ سخنوري و هنر شاعري و از جمله فنون فصاحتي و بلاغتي محسوب مي‏گردد. به ويژه، محراب‏هاي خون‏نگار و گودابه قتلگاه سيدالشهداء عليه‏السلام موضوع مقتل‏هاي معتبري قرار گرفته‏اند.

در كنار مقتل‏نويسي، «مدايح» و «مراثي» هم در زمره هنرهاي آوايي مرسوم در سوگ زمان‏هايند. «مدايح» جمع «مدح» و «مديحه» است و «مراثي» جمع «مرثيه». «مدح» يعني ستايش، توصيف به نيك‏خويي و مدحت، و «مرثيه» در لغت، به معناي عزاداري، شرح محامد و اوصاف متوفّي، چكامه‏اي است كه در عزاي از دست‏رفته‏اي سرايند و اشعاري است كه از نظر مذهبي در ذكر مصايب و شرح شهادت پيشوايان ديني و بخصوص شهيدان كربلا سروده مي‏شود. در تاريخ شيعه، شاعراني برجسته همچون فرزدق، عوف بن عبداللّه، كميت اسدي، عبدالله بن كثير، دعبل و سيّد حميري با زيباترين وجهي، مفاخر و فضايل اهل بيت عليهم‏السلام را ترسيم كرده، با سوزناك‏ترين صورت، براي شهداي كربلا مرثيه سروده‏اند. در اين زمينه مجموعه‏هاي معتبري از اشعار شاعران شيعي گرد آمده‏اند.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تأثير تشيّع بر هنر آوايي ايران در بخش ديگري نيز ظهور و بروز مي‏نمايد كه «منقبت‏خواني» يا «مناقب خواني» عنوان مي‏گيرد كه در بيان بعضي از فضايل افضل اصفيا و اول اوليا، اميرالمؤمنين و امام العارفين، عليِّ مرتضي عليه‏السلام ، و ما يتعلّق بها مي‏باشد:

در خانه كعبه گر بُوَد منزل تو وز زمزم اگر سرشته باشد گل تو

گر مهر علي عليه‏السلام نباشد اندر دل تو مسكين تو و سعي‏هاي بي حاصل تو.

«منقبت‏خواني» شيوه‏اي از تحسين و توصيف اوليا و سرمنشأ امامت حضرت علي مرتضي عليه‏السلام است در قالب داستان و وقايع‏نگاري، همه در شأن علي عليه‏السلام و اولاد علي عليهم‏السلام و وابستگي آنان به نبيّ خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و همدلي علي عليه‏السلام با نبي صلي‏الله‏عليه‏و‏آله .

گشت هم‏معراج با احمد، علي زين سخن واقف بود روحِ ولي

زين دو تن شد نور وحدت آشكار زين دو تن گشته حقيقت پايدار

زين دو تن انوار دارد معرفت زين دو تن در فخر برتر از صفت.

يكي از برجسته‏ترين كتب موجود در اين زمينه، كتاب بي‏نظير مناقب المرتضوي العلوي از تأليفات مولانا كشفي الترمذي الحسيني است كه در 504 صفحه، قطع وزيري كوچك، به شيوه چاپ سنگي در بندر معموره بمبئي در سنه 1269 ق به چاپ رسيده است.24 اين كتاب در برگيرنده مطالب ذيل است:

باب اول: آيات با بركات قرآني در شأن اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب دوم: در بيان احاديثي كه سيد المرسلين صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از مناقب اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرموده؛

باب سوم: در بيان بعضي از فضايل افضل اصفياء؛

باب چهارم: در بيان عقد و نكاح سلطان الاولياء علي عليه‏السلام با سيدة النساء فاطمه عليها‏السلام ؛

باب پنجم: در بيان علم و كشف اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب ششم: در بيان خوارق عادات و ظهور كرامات معجزات آيات علي مرتضي عليه‏السلام ؛

باب هفتم: در بيان زهد و وَرَع اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب هشتم: در بيان سخاوت اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب نهم: در بيان شجاعت و قوّت اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب دهم: در بيان فراست و كياست اميرالمؤمنين عليه‏السلام ؛

باب يازدهم: در بيان خلافت صوري و معنوي امام علي عليه‏السلام ؛

باب دوازدهم: در بيان انتقال اميرالمؤمنين عليه‏السلام از عالم فنا به عالم بقا.

مناقب مرتضوي كتابي است مستطاب كه در مناقب و فضايل اميرمؤمنان حضرت عليّ عالي اعلي عليه‏السلام نگاشته شده است. متن، هم داراي گونه‏هاي ادبي25 است و هم محتواي ديني ـ عرفاني.26 كتاب مولانا محمّد صالح حسيني ترمذي27 بي‏گمان جزو جامع‏ترين و كامل‏ترين كتبي است كه از تأثير تشيّع و اثرگذاري مولا علي عليه‏السلام بر جامعه اسلامي ـ شيعي پرده برمي‏دارد.

 http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

«ارجوزه‏خواني يا رجزخواني» مرحله ديگر از مراحل حمله‏خواني است. در مجلس جنگ خندق، عمرو بن عبدود، پهلوان پرصلابت دشمن، عليه مولا عليه‏السلام وارد ميدان جنگ مي‏شود و دستان بر كمر مي‏زند و فرياد مي‏زند:

به تن آهنين جامه پوشان كنم دل خويش از كينه جوشان كنم

من آنگه به سر بر كلاه آورم سر خود برِ ناف ماه آورم

هنر بيني و مردي و جنگِ من گراييدن جنگ و آهنگ من.

مولا علي عليه‏السلام با متانت و وقار، وارد صحنه كارزار مي‏شود و پاسخ مي‏دهد:

گر او «عمرو» نامي است، من حيدرم همان بازوي دادگر داورم

اگر كوهِ خار است، مومش كنم هم آواره مرز و بومش كنم

چنانش بياموزم آهنگ را كه ديگر نپويد ره جنگ را.

حمله‏خوانان عاشق مولا عليه‏السلام گاهي برخي از نابكاران را حتي شايسته جنگ تن به تن با مولا عليه‏السلام نمي‏دانند و به زبان‏حال مي‏گويند:

مرا ننگ باشد ز آهنگ تو بود عارم از كوشش جنگ تو

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تحت تأثير مثبت آيين تشيّع، عده‏اي خوش‏لحن و زيباسخن به شرح مبارزات مولاي صاحب‏سخن پرداختند و «حمله‏خوان» نام گرفتند و ديباچه ديوان‏هاي خود را به عشق علي عليه‏السلام آزين‏بندي كردند:

كشم من ز طبعم سنان و سپر مكلّل به ياقوت و دُرّ و گُهر.

فرياد حمله‏خوانان، كه همچون نقّالان به ملاحت كلام سخن مي‏گويند، در گوش سرسپاران خاندان رسول اللّه عليه‏السلام ـ از پس پار و پيرار ـ مي‏پيچد كه:

نخستين ببين جنگ مردانِ مرد چو آميختي، رو سپس در نبرد.

در روزگاري نه چندان دور، حمله‏خوانان به سخن نغز از دلاوري‏هاي علي عليه‏السلام و قيامت قامت آن عزيز خدا گريز مي‏زدند:

به خَمّ كمندش قدر بسته دست به سُمّ سمندش سر چرخ پست

به رزمش سر چرخ اندر كنار علي شير يزدان بود، غم مدار

خدنگش دل خصم خس خسته است نهيبش ره طاغيان بسته است

دل شير و كام هژبر و نهنگ بدرّد ز شمشير شه روز جنگ.

حمله‏خوانان به هنگام حمله‏خواني، نخست از جهان كردگار ياد مي‏كنند و از او ـ براي توصيف رزم‏نامه‏ها ـ امداد مي‏جويند:

نخستين، به نام جهان كردگار كزو گشته چرخ و زمين آشكار.

سپس از صف‏آرايي دو لشكر معارض در برابر هم خبر مي‏دهند و حريف را در برابر حريف مي‏نشانند:

بيامد به ميدان، صف‏آراي گشت درفش درخشنده بر پاي گشت.

با توجه به اين نظم و نظام لشكر بود كه حمله‏خوانان ـ از سينه ـ شرح اصول جنگ و وصف شيوه رزم، بازمي‏گفتند و پس از صف‏آرايي، به توضيح هماوردخواني مي‏پرداختند. مولا علي عليه‏السلام به حارث خيبري بانگ برمي‏داشت كه:

چنانت بدوزم به تير خدنگ كه ديگر نجويي رهِ نام و ننگ

بگفت اين و چاچي23 كمان برگرفت هماورد مانده بدو در شگفت.

http://www.artqazvin.ir/Default.aspx?page=7983§ion=litem&mid=20935&id=57047


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مناقب خواني

منقبت خواني با آغاز شعر پارسي شكوفا شد و به اين ترتيب بسياري از آثار آوايي و شفاهي منقبت خواني از كلام باشكوه شاعران برجسته ادب پارسي كه دلباخته خاندان عصمت و طهارت بودند، تأثير گرفت و در ميان مردم زمزمه شد.
مناقب خواني گونه اي از ستايشگري مذهبي و روايات حماسي، آئيني، مذهبي و هنري است كه به شكل تلويحي و ضمني انجام مي شود و منقبت خوان به لحاظ واژه شناسي تاريخي به مداح شيعه اطلاق مي شود.
اشعار مدح و منقبت امام حسين (ع) و خاندان آل محمد (ص) از همان دوران سامانيان در كلام دلباختگان معصومين ظهور پيدا كرد و در زمان غزنويان و سلاجقه فراگير شد. با اين حال همين حكام بويژه غزنويان با اين آثار آئيني مخالفت مي كردند. اين اشعار در زمان آل بويه به اوج و شكوفايي رسيد و در زمان صفويه به شيوه اي منظم و پويا در ميان مردم رواج يافت. در ادبيات عرب نيز شاعران مشهوري از جمله  كميت ابن زيد اسدي ،  دعبل خزاعي و  سيد حميري ، مدح و منقبت را رواج دادند و به اين ترتيب تاريخچه آئين مناقب خواني با ادبيات عاشورايي و سابقه اي ديرين گره مي خورد.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مناجات خواني
مناجات خواني، ذكر، ادعيه، ثنا، دعا، اشعار و آواهاي مذهبي است كه در زمان برپايي مراسم عزاداري استفاده مي شود و شكلي آوايي و نوعي نيايش عبادي به خود گرفته است. اين اذكار كه از ديرباز تا كنون توسط ذاكرين و ادعيه خوانان در مراسم مذهبي و آئيني خوانده مي شود، به عنوان يك آئين در روحيه جوانمردي و پهلواني قهرمانان ايراني تبلور يافته و در بسياري از مراحل و مقاطع وسيله اي براي توسل به خاندان عصمت و طهارت است.
آئين مناجات خواني مثل تمام مراسم مذهبي و آئيني متأثر از واقعه عاشورا و شخصيت ملكوتي حضرت امام حسين (ع) است. مناجات خوانان با ذكر و دعا و ثناي سالار شهيدان دل ها را با ناب ترين و پاك ترين حالات معنوي مردم پيوند مي دهند و به اين شيوه توسل به مطمئن ترين منبع هستي را به مردم مي آموزند

http://www.mashreghnews.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

چاووش خواني


چاووش خواني آئيني براي زيارت مرقد مطهر امام حسين (ع) و سفر عاشقان و دلباختگان آن حضرت به كربلاست. چاووش خوانان به همراه علامت و بيرق خود پيشاهنگان و راهيان سفر كربلاي معلي بوده اند و با آواها و نواهاي خود در كوي و برزن شوق زيارت مرقد امام حسين (ع) را در دل ها برمي انگيزند و در طول سفر زائران را همراهي مي كنند.
چاووش خواني در تمام نقاط ايران وجود دارد و هنگام سفر به هر كدام از عتبات عاليات، اين آئين اجرا مي شود. از مهمترين نمادهاي آئين چاووش خواني بيرق سفر است.
زائران كربلا همواره بيرق سبز و سرخ برمي افرازند، اما هنگامي كه به كنار رود فرات مي رسند، بيرق آبي را با دستان خود هدايت مي كنند. زائران هنگام سفر به مشهد مقدس و زيارت بارگاه حضرت امام رضا (ع) نيز بيرق آبي دارند.
آئين چاووش خواني از سويي بعد مذهبي و از سوي ديگر وجهه اي آئيني دارد. يكي از وجوه مشترك آئين چاووش خواني، مشترك بودن اشعار چاووش خوانان در مناطق ايران است. چاووش خوانان همواره مي كوشند كه اشعاري متناسب با حال و هواي زيارت كنندگان را بخوانند. اين اشعار گاهي از سروده هاي بزرگان ادب پارسي است، اما گاهي هم در ميان اشعار، سروده هايي با لحن محاوره وجود دارد

http://www.mashreghnews.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

آئين چك چكو

آئين چك چكو از 150 تا 200 سال پيش در استهبان فارس و بعضي ديگر از شهرهاي اين استان تاريخي و كهن كشور برگزار مي شده است.

در اين آئين دسته عزاداران با لباس هاي سياه و شال هاي سبز در يك دايره دور حوض حلقه مي زنند و در فاصله يك قدمي مي گردند، در حالي كه در ميان دست هايشان چوب هاي كوچكي وجود دارد. در ميانه مرثيه خوان ايستاده و مي خواند: اين دل تنگم عقده ها دارد / گوئيا ميل كربلا دارد
مردان سياهپوش چوب ها را به بالاي سر مي برند و بر هم مي سايند و با آهنگ مرثيه خوان تكرار مي كنند:  كز لبش جاري صوت قرآن است و صداي چك چك چوب ها با صداي مرثيه خوان در هم مي پيچد.
اين آئين شكلي سمبليك از اتفاقاتي است كه پس از شهادت سرور آزادگان جهان حضرت اباعبدالله الحسين(ع) برپا مي شود. مردم شهر استهبان معتقدند بر اساس روايت مورخين، پس از شهادت امام حسين (ع) لشكريان يزيد به دستور شمر لعين با اسب هايشان بر جنازه شهداي كربلا مي تازند و آئين چك چكو، واكنش به سم كوبي اسبان اشقيا بر بدن هاي مطهر اوليا است.

http://www.mashreghnews.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مقتل خواني
مقتل خواني در بسياري از نقاط ايران وجود دارد. اهالي خوزستان همراه با آئين مقتل خواني به نواختن سازهاي بومي و مذهبي منطقه مي پرداختند و در رثاي خونين شهداي كربلا نواهاي آئيني و سوگواره اي سر مي دهند. در بعضي نقاط ايران هم مقتل خواني معادل مجالس تعزيه است. كلمه مقتل در زبان عربي به معني زميني است كه كسي در آنجا كشته شده باشد. آئين مقتل خواني آنقدر وسيع و گسترده است كه نوعي سبك تاريخ نويسي نيز به شمار مي رود. در واقع در دوره اي از تاريخ هر كتابي كه درباره واقعه كربلا نوشته مي شد، عنوان مقتل خواني به خود مي گرفت.
در حقيقت اهل بيت مظلوم و اسير شهيدان حادثه عظيم عاشورا، اولين مقتل خوانان تاريخ شيعه بوده اند و كساني كه توانسته اند ديده ها و شنيده هاي خود را در مورد آن حادثه بر چهره كاغذ بنگارند، اولين مقتل نويسان به شمار مي آيند .

http://www.mashreghnews.ir/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

در جريان سرايش شعر عاميانه در اين دوره، اشاره به اشعار مذهبي موجود ميان سنيان و شيعيان تحت عنوان مناقب خواني و فضائل خواني مناسب است، هر چند اين قبيل اشعار چندان بر جاي نمانده است.
رقابت موجود ميان سنيان و شيعيان سبب شد تا هر گروه، روي به اشعاري‏آوردند كه در ستايش شخصيت‏هاي محبوب آنها سروده شده است.ابتكار استفاده از شعر در اين باره از آن شيعيان است، چرا كه شاعراني چون دعبل خزاعي، كميت اسدي و سيد حميري، ابتدا شعر عربي را در خدمت آرمان‏هاي شيعه درآوردند.اين اقدام سبب شد تا همزمان با رشد شعر فارسي، در اين زبان نيز مناقب خواني و مقتل خواني، زمينه مساعدي بيابد.
يكي از شاعران بلند پايه قرن ششم هجري، ابو المفاخر رازي است كه از وي قصيده بسيار بلند و زيبايي بر جاي مانده است.او در سرودن اشعار مقتل خواني دستي توانا داشته و شماري از اشعار وي در وصف حادثه كربلا بر جاي مانده است.
از آن جمله درباره حر بن يزيد رياحي چنين سروده است:
خوشا حر فرزانه نامدار***كه جان كرده بر آل احمد نثار
ز رخش تكبر فرود آمده***شده بر براق شهادت سوار
به عشق جگر گوشه مصطفي***بر آورده از جان دشمن دمار
به طور معمول، منقبت خوان به مداحان شيعه گفته مي‏شد و فضائل خوان به مداحان سني مذهب .آنها در مجالسي كه در مساجد يا حتي در كنار چهار سوها بر پا مي‏شد، اشعار خويش را مي‏خواندند .يك سني متعصب در قرن ششم هجري درباره مناقب خوانان شهر ري چنين نوشته است:
و در بازارها، مناقب خوانان گنده دهن، فرا داشته‏اند كه ما منقبت امير المؤمنين مي‏خوانيم و همه قصيده‏هاي پسر بنان رافضي و امثال او مي‏خوانند و جمهور روافض جمع مي‏شوند، همه وقيعت صحابه پاك و خلفاي اسلام و غازيان دين است و صفات تنزيه كه خداي راست جل جلاله و صفت عصمت كه رسولان خداي راست عليهم السلام و قصه معجزات كه الا پيغمبران خداي را نباشد، شعر كرده مي‏خوانند و به علي ابو طالب مي‏بندند...مغازي‏ها مي‏خوانند كه علي را بفرمان خداي تعالي در منجنيق نهاده و بذات السلاسل انداختند تا به تنهايي، آن قلعه را كه پنج هزار مرد درو بود، تيغ زدن بستد و علي در خيبر، به يك دست بركند، دري كه به صد مرد از جاي خود بجنبانيدندي و بدستي مي‏داشت تا لشكر، بدان گذر مي‏كرد و ديگر صحابه از حسد بر علي بر آن در آمد و شد مي‏كردند تا علي خسته گردد و عجزش ظاهر گردد!
نويسنده‏اي شيعه در اواسط همان قرن ششم در پاسخ اظهارات بالا، درباره فضائل خوانان همان شهر ري چنين پاسخ داده است:
عجب است كه اين خواجه بر بازارها، مناقب خوانان را مي‏بيند كه مناقب مي‏خوانند و فضايل خوانان را نمي‏بيند كه بيكار و خاموش نباشند و هر كجا قماري خماري باشد كه در جهانش بهره‏اي نباشد و به حقيقت نه فضل بو بكر داند، نه درجه علي شناسد، براي دام نان، بيتي چند در دشنام رافضيان از بر بكرده و در سرمايه گرفته و مسلمانان را دشنام مي‏دهد...و آنچه مي‏ستاند، بخرابات مي‏برد و به غنا و زنا مي‏دهد و بر سبلت قدريان و مجبران مي‏خندد و اين قاعده نو نيست كه فضايلي و مناقبي در بازارها فضايل و مناقب خوانند، اما ايشان همه، توحيد و عدل و نبوت و امامت و شريعت خوانند و اينان همه جبر و تشبيه و لعنت...و چنانست كه متعصبان بني اميه و مروانيان، بعد از قتل حسين با فضيلت و منقبت علي، طاقت نمي‏داشتند.جماعتي خارجيان از بقيت سيف علي و گروهي بددينان را بهم جمع كردند تا مغازي‏هاي دروغ و حكايات بي‏اصل، وضع كردند در حق رستم و سهراب و اسفنديار و كاوس و زال و غير ايشان و خوانندگان را بر مربعات اسواق [چهارسوها] ممكن كردند تا مي‏خوانند تا رد باشد بر شجاعت و فضل امير المؤمنين و هنوز اين بدعت باقي مانده است كه به اتفاق امت مصطفي، مدح گبركان خواندن بدعت و ضلالت است.خواجه اگر منقبت علي از مناقب خوانان نمي‏تواند شنيد، بايد بدان هنگامه‏ها مي‏رود به زير طاق با جگر و صحراي در عابس.
اشعار مذهبي شيعي تا قرن ششم بسيار گسترده بود كه متأسفانه از ميان رفته است.گه گاه چند بيتي از آنها در گوشه و كنار يافت مي‏شود.از آن جمله است، اين دو بيتي كه عبد الجليل در كتابش آورده، اما شاعرش نامعلوم است:
گر طاعت‏هاي ثقلين جمله تو داري***و اندر دلت از بغض علي نيم سپندان
فردا كه برآرند حساب همه عالم***همراه تو باشد به ره هاويه هامان
 

منبع :

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

مروري برعلوم ارتباطات كلامي
وغيركلامي و كاربرد آن در گردشگري

مقدمه:
ارتباطات يكي از مهمترين فعاليت هاي بشري است كه او را قادر ساخته است خواسته ها و نيازهاي خود را به ديگران
منتقل كند و دريابد كه آنان چه مي خواهند و چه انجام مي دهند. امروزه ارتباطات ،در همه اركان زندگي بشر رسوخ كرده به طوري
كه قواعد و قوانين آن برجاي جاي اين زندگي حاكم است و از آن گريزي نيست.(پور قبادي)
به طور كلي ارتباطات رامي توان اينگونه تعريف نمود:
فرآيندي است كه آگاهانه يا نا آگاهانه،خواسته يا ناخواسته از طريق آن، احساسات و نظرات به شكل پيام هاي كلامي و يا غيركلامي
بيان گرديده سپس ارسال ، دريافت و ادراك مي شوند. اين فرآيند ممكن است ناگهاني، عاطفي يا بيانگر و مبين اهداف خاص برقرار
( كننده ارتباط باشدبتابراين طبق تعريف بالا ارتباط را مي توان به دو دسته ارتباط كلامي و غيركلامي تقسيم كرد.(بركو، 1380
طبق نتايج پژوهشي كه در دانشگاه استانفورد صورت گرفت به هنگام صحبت كردن ما با شخص يا گروهي پيام نه از طريق آنچه
مي گوييم،بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود. همين مطالعه حاكي است كه ادراك شنونده از موارد زير تاثير مي
((PDF) Power Point Body Language) : پذيرد
%7 توسط واژه ها 38 % توسط آهنگ صدا 55 % توسط زبان بدن
البته اين بدين معني نيست كه واژه ها بي اهميت هستند بلكه تنها به اين موضوع اشاره دارد كه هرچه به ارتباطات غيركلامي خود در
حين صحبت بيشتر دقت كنيم،در انتقال مطلب مورد نظرمان موفق تر هستيم.
كه از سرآمدان اين حوزه است نقش ارتباطات غير كلامي را به مانند كليدي تاثيرگذار در (Birdwhistell, بردويسل ( 1970
ارتباطات مي داند و معتقد است كه يك سوم از ارتباطات ميان فردي را كلامي و دو سوم را غير كلامي شامل مي
اما به نظر مي رسد كه در بحث ارتباطات ميان فردي و گردشگري، اين نسبت ارتباطات غيركلامي با (Hargie, شود.( 1994:37
توجه به ناهمگون بودن زبان و فرهنگ و مليت گردشگران و دست اندركاران اين صنعت بيشتر باشد چرا كه حتي بدون درك كلمه
اي از زباني، انسان توانايي آنرا دارد كه بخش قابل توجهي از احساست و مفاهيم عاطفي حاكم بر طرفين فراگرد ارتباطي را از اين
طريق درك كند.(كروبي، 1380 ) شكل 1:الگويي كه بر ارتباط غير كلامي تاكيد مي كند
1 كارشناسي ارشد مديريت جهانگردي، گرايش بازاريابي – دانشگاه علامه طباطبايي
٣ www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
الگوي مندرج در شكل بالا بر اهميت عوامل غيركلامي در ارتباط تاكيد مي كند. همان طور كه ملاحظه مي شود منبع (علامت گذار) در
مورد يك مصداق پيامي مي سازد. منبع( علامت گذار) پيامي مي فرستد كه ممكن است در مورد حوزه گسترده اي از موضوعات، كنشها،
افكار يا تجربه ها-مصداقها - صدق كند.
- تمامي پيامهايي كه علامت گذاري شده دست كم شامل سه عامل اصلي است: 1 - محرك هاي كلامي 2 - محرك هاي فيزيكي 3
محرك هاي آوايي
با توجه به اينكه نخستين انگيزه پيام رسان جلب توجه پيام گير است بنابراين وقتي پيام به پيام گير ،علامت خوان ، كسي كه به
نحوي به عناصر كلامي، فيزيكي و آوايي آن پاسخ مي دهد،انتقال پيدا مي كند،به محض اينكه توجه پيام گير به پيام جلب شد يك
سلسله معاني براي آن قايل مي شود و پاسخهاي بخصوصي ابراز مي كند .
پيام گير( علامت خوان) ممكن است دست كم به دو دسته از محرك ها مشتركا پاسخ دهد.محركهايي كه به مصداق مرتبط مي شوند
( در درجه اول محرك هاي كلامي) و محرك هايي كه مربوط به شخصي كه احكام مربوط به مصداق را علامت گذاري مي كند
مرتبط اند( در درجه اول محرك هاي فيزيكي و آوايي)ميزان تناسب بين پاسخ ها با مقصود منبع(علامت گذار) تا حد بسيار زيادي به
معنايي كه از تلفيق اين سه نوع محرك پديد مي آيد بستگي دارد.(ميلر، 1368 ) در واقع كانالي كه كلمات از آن طريق منتقل مي شود
به خلق معناي آن كلمات كمك مي كند. هنگامي كه كلمات بر روي يك كاغذ چاپي ظاهر مي شوند يك بعدي هستند و اين خواننده
است كه معناي كلمات را تعيين مي كند در واقع نشانه ي ديگري براي تفسير كلمات وجود ندارد. اما هنگامي كه كلمات شفاها ادا مي
شوند ابعاد بيشتري به خود مي گيرند،همچنان كه سرعت، طنين،مكث و حجم كلمات ادا شده در درك بيشتر و بهتر معناي كلمات و
مقصود فرستنده پيام به ما كمك مي كند وقتي كه دريافت كننده پيام گوينده را به چشم ببينند و حالات چهره،طرز قرار گرفتن و
وضعيت بدن او را مورد توجه قرار دهد بر تعداد اين ابعاد افزوده مي شود كه در ادامه به بررسي اين عوامل مي پردازيم.
www. Yahyaee.com
محركهاي كلامي
محركهاي فيزيكي
ژستها
حركات
حالات چهره و ...
محركهاي آوايي
بلندي صدا،تغييرات لحن
و...
مصداق
پيام گير،علامت خوان
توجه، درك
پاسخ،
منبع –
علامت گذار
٤ www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
-1 ارتباط كلامي:
در ارتباط كلامي به منظور برقراري ارتباط از كلمه استفاده مي شود بنابراين هر نوع برقراري ارتباطي كه كلمه در آن بكار رود گونه
www.aftab.ir. اي ارتباط كلامي است كه مي توان آنرا به دو بخش ارتباط گفتاري و نوشتاري تقسيم كرد
اجزا ارتباطات كلامي عبارتند از:
-1 چگونگي شروع صحبت: در اولين لحظه برقراري ارتباط افراد با سلام و احوال پرسي قدرت بيان خود را نشان مي دهند.
-2 نحوه ي جمله بندي ( ساختار دستوري)
-3 محتواي كلام ( انتخاب كلمات) كلماتي كه استفاده مي كنيم بايد دقيقا مفهوم مورد نظر ما را در برداشته باشد و كلماتي را
بايد انتخاب كرد كه در الگوي زير بگنجد" صريح،كوتاه،مودبانه،صحيح و پرمحتوا" كلمات بايد روشن و صريح باشند يعني
بتوانند به درستي درونيات ما را به ديگران منتقل كنند.همچنين
مطلب را بايد مختصر و مفيد بيان كرد تا مخاطب شوق شنيدن را از دست ندهند چرا كه تحقيقات نشان مي دهد كه آدمي تنها
قادر است بين 5 تا 9 نكته را در آن واحد به ذهن بسپارد.
-4 چگونگي جمع بندي و ختم ارتباط( بهتر است از كلمات با بار مثبت مانند بسيار خوب، اميدوارم، به اميد ديدار استفاده شود)
آن دسته از پيام هايي هستند كه در گفت و گو زماني كه نوشته شوند مفهوم خود » -5 اطلاعات بياني:كه به گفته آلبرت مهرابيان
( www. كارگاه روشهاي برقراري ارتباط موثر و (فرهنگي، 1374 ) و PowerPoint) .« را از دست مي دهند
Yahyaee.com
بنابراين اطلاعات بياني واسطه اي بين ارتباطات كلامي و غير كلامي هستند كه موارد زير را شامل مي شود:
بلندي يا شدت صدا: 
اگر صداي فردي آن اندازه ضعيف باشد كه به زحمت شنيده شود،شنوندگان به سرعت خسته شده و از شنيدن سخن او سرباز
خواهند زد و يا آنكه خجالت كشيده و از او نمي خواهند كه سخن خود را تكرار كند و در نتيجه آنچه مورد نظر اوست تحقق
نخواهد يافت.
همچنين علاوه بر تفاوتهاي مربوط به وضعيت كه موجب دگرگوني در بلندي يا شدت صدا مي شود، فرهنگهاي مختلف و حتي
خرده فرهنگ هاي مربوط به يك فرهنگ نيز از بلندي ويژه اي در محاوره استفاده مي كنند. مثلا مردمان آذربايجان عموما بلندتر
و درشت تر از مردمان فارس و اصفهان سخن مي گويند. عموما شهرنشينان نسبت به روستاييان و عشاير آرام تر و بلنداي كمتري
سخن مي گويند. در تبيين علت يا علتهاي اين پديده عوامل گوناگوني دخالت دارند كه از آن جمله مي توان بر كلامي به فرهنگ مرتبط است. هر فرهنگ همان طور كه زبان خاص خود را دارد 
(PDF، زبان غير كلامي ويژه خود را نيز دارد كه با بقيه زبانهاي غير كلامي فرهنگ هاي ديگر متفاوت است..( قبادي پور
در اين زمينه ،دست اندركاران و دانشجويان اين رشته بايد زبان غيركلامي بيگانه را همانند زبان كلامي آنان فراگيرند، زيرا در غير
اين صورت،رفتار غير كلامي آنها همچون رفتار غير كلامي فرهنگ خودي مي شود و اينجاست كه خلا ارتباطي در تعامل بين
گردشگران و كاركنان ارائه دهنده خدمات به آنها به وجود مي آيد كه اين مسئله خود مي تواند باعث ايجاد ضربه يا تكانه فرهنگي
كه مجموعه واكنشهاي افراد يك جامعه نسبت به تازه واردها و تشكيلات جديد است گردد كه امكان دارد هر دو جامعه ميزبان و
ميهمان اين مسئله را تجربه كنند مثلا گردشگران و كسانيكه به يك مكان وارد مي شوند نتوانند زبان علامات،نمادها و نشانه هاي
فرهنگي محل بازديد را درك كنند كه در نتيجه از ارتباط با آن جامعه ناتوان مي شوند و در نهايت، استيصال و سردرگمي را تجربه
( خواهند كرد( سازمان جهاني جهانگردي، 1377:335
با توجه به اينكه امكان شناخت تمامي فرهنگ هاي ملل جهان كه اكنون بيش از دويست كشورند و خرده فرهنگها برايمان مقدور
نيست اما اين امكان وجود دارد كه لااقل ابعاد منطقه اي ارتباطات ميان فردي و فرهنگ ها را مطالعه كنيم. به عنوان مثال،
فرهنگ كلي حاكم بر اروپا،جنوب شرق آسيا كه به منطقه كنفوسيوسي معروف است، جنوب غرب آسيا كه شامل قسمتي از
خاورميانه نيز مي شود، بخشي از فرهنگ هاي آمريكاي لاتين،آمريكاي شمالي و جنوبي و قاره آفريقا و سپس در بحث بين قاره
( اي ،جوامع و ملت هايي را كه در حوزه توسعه صنعت گردشگري فعاليت دارند،مورد تحقيق و تفحص قرار دهيم.(كروبي، 1382
ارتباط غير كلامي در مواردي كه نمي توان سخن گفت ،در تمام موارد حاكم بر روابط ميان فردي است. 
٨ www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
ارتباط غير كلامي در وهله اول مبتني بر روابط است:انسانها بسياري از نگرش ها و احساسات يكديگر را از طريق ارتباط 
غير كلامي و پيام ها و علائم مربوط به آن دريافت مي كنند كه كلام از انتقال آنها عاجز است و نمي تواند حتي بخش كوچكي از
(PDF، اهميت آنها را انتقال دهد. ( قبادي پور
توانايي تعبير رفتارهاي غير كلامي اين امكان را به وجود مي آورد كه قبل از اعلام ، متوجه تصميم منفي شده و فرصت 
( كافي براي انتخاب يك روش ديگر را به فرد مي دهد.(پيز، 1384
روابط عناصر كلامي و غيركلامي ارتباط:
بين عناصر كلامي و غير كلامي ارتباط ،روابط مشخصي وجود دارد.كه از جمله اين روابط مي توان به موارد زير اشاره كرد:
-1 جايگزين: رفتار غير كلامي مي تواند جايگزين پيام هاي كلامي شود. فرض كنيد شخصي از شما سوالي مي پرسد. شما به
جاي اينكه كلامي به او پاسخ دهيد،سر خود را تكان مي دهيد(به طرف بالا و پايين). در چنين حالتي شما از رابطه جايگزين استفاده
نموده ايد. « بله » را جايگزين كلمه « بله » نموده ايد، يعني يك عمل به معناي
-2 مكمل:گاه رفتارهاي غير كلامي كاملا با پيام هاي كلامي همخواني دارد و مكمل آنها محسوب مي شوند. به عنوان مثال
پيام كلامي منفي را تقويت مي كند و در « نه » تكان دادن سر خود به طور افقي( از يك سو به سوي ديگر هنگامي كه مي گوييد
واقع مكمل آن محسوب مي گردد.
-3 موكد: گاه رفتار غير كلامي ممكن است بخشهايي از يك پيام كلامي را مورد تاكيد قرار دهد به عنوان مثال هنگامي كه با
هنگامي كه با شما صحبت مي » انگشت به شانه شخصي مي زنيد تا برگردد و به شما نگاه كند، در همان حال دستور مي دهيد كه
«! كنم به من نگاه كن
-4 متعارض:ممكن است گاهي حركات بدني يك فرد در تعارض با پيام كلامي او باشد به عبارت ديگر افراد اغلب به طور
( همزمان پيام هاي متفاوت و حتي متناقض را در ارتباطات خود به كار مي برند.(بركو، 1380
تحقيقات انجام شده حاكي از آن است كه اعتبار علائم غير كلامي حدود 5 برابر بيشتر از كلام است و چنانچه اين دو متضاد
( هم باشند، مردم بر پيغام غير كلامي تكيه بيشتري مي كنند و مضمون كلامي شايد مورد توجه قرار نگيرد.(پيز، 1384
عناصر پيام هاي غيركلامي:
تهيه كننده فيلم سينمايي از جمله Weldon kees« ولدون كيز » روانكاو و Jurgen Ruesch« جارجن روش »
پيشگامان تحقيق و پژوهش در زمينه ارتباط غير كلامي هستند. آنها در اين زمينه به اين نتيجه رسيدند كه پيام هاي غير كلامي
در يكي از سه زبان كه در ذيل به آنها اشاره خواهد شد قابل ارسال به ديگري هستند:
: (Sign Language) -1 زبان علامات
را جايگزين كلمات كرده و از آنها به عنوان نماد (Gestures) اين زبان را زماني به كار مي بريم كه به گونه اي واضح حركات
(International nonverbal « ارتباطات غير كلامي ارادي » اعداد، و علايم نگارشي استفاده كنيم كه در زمره
قرار دارد. communication)
٩ www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
:(Action Language) -2 زبان عمل
عبارت است از تمام حركاتي كه منحصرا به عنوان علايم به كار نمي روند. راه رفتن، دويدن،آشاميدن و ...ممكن است نيازهاي
شخصي را برآورده سازند اما اين اعمال،پيامي را نيز به كساني كه نسبت به پيام آن فعاليت حساس هستند ارائه مي دهد. زبان عمل
يكي از اساسي ترين وسايل بيان و نشان دادن عواطف و هيجانات بشري است. از اين رو مي توان گفت، آگاهي به زبان عمل در
كشف بسياري از زواياي دروني ديگران به ما ياري مي دهد.
:(Object Language) -3 زبان اشيا
عبارت است از نمايش ارادي و غير ارادي كالاهاي مادي كه توسط انسانها به كار گرفته مي شوند. آثار هنري،ماشينها،زيورها و
بسياري از چيزهايي كه انسانها از آنها استفاده مي كنند در اين زمره اند. از طريق اين زبان مي توان حتي به نژاد و فرهنگ افراد نيز
پي برد.
تمامي اين زبانها نشانه هايي را به ما معرفي مي كنند كه از طريق آنها مي توان رفتار انساني را تعبير و تفسير كرد. در واقع نشانه
( به معني خبركردن،اشاره كردن و آگاه كردن مي باشد.(فرهنگي، 1374
در اينجا ما به اشكال مختلف اين نشانه ها اشاره كرده و سپس به تفسير هريك از آنها مي پردازيم:
-1 نشانه هاي مربوط به فاصله و زمان
اين نشانه ها به شدت تحت تاثير فرهنگ مي باشند و غالبا در ارتباطات بين فرهنگها دشواريهاي عمده اي در زمينه فاصله و زمان
و يا وقت و وقت شناسي بروز مي كند.
فاصله يا فضاي ارتباطي: 
معمولا افراد در ارتباطهاي خود با ديگران فاصله اي را انتخاب مي كنند كه نسبتا مناسب باشد. اين فاصله را فرهنگ آنها مشخص
(Edward Hall) مي كند. در برخي فرهنگ ها اين فاصله نزديك تر و در برخي ديگر اين فاصله دورتر است. ادوارد هال
فرهنگ شناس آمريكايي عقيده دارد كه آمريكايي ها علاقمند به فاصله بيشتر با ديگران هستند در حاليكه عربها نزديكي بيشتري
را مي پسندند.
همچنين وي روابط انسانها بر اساس فاصله به چهار دسته تقسيم مي كند:فاصله صميمانه،شخصي،اجتماعي و عمومي. هريك از
اين فاصله ها در تصميمات ، از نظر رفتاري با يكديگر تفاوت هايي دارد كه در زير به بررسي هريك مي پردازيم:
اين فاصله بين 15 تا 45 سانتي متر است كه تنها اشخاصي كه از نظر :(Intimate distance) - فاصله دوستانه يا صميمانه
عاطفي بسيار به فرد نزديك هستند مانند والدين ، همسر، دوستان بسيار نزديك و ...اجازه ورود به اين محدوده را دارند.
فاصله صميمانه به طرفين ارتباط به گونه اي ناخودآگاه فرصت و اجازه ارتباط غير كلامي بيشتري مي دهد و مسايلي كه مورد
بحث قرارمي گيرند معمولا براي طرفين كاملا محرمانه و در مورد مسائل خصوصي است.اين فاصله نزديك عموما خوشايند اماكن
عمومي نيست و اعضاي بيشتر فرهنگ ها تلاش دارند كه در انظار عمومي از آن بپرهيزند.
١
٠
www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
فاصله بين 46 سانتي متر تا 120 سانتي متر بين فرد و ديگران را حريم شخصي :(Personal distance) - فاصله شخصي
يا حريم آسايش مي نامند و در واقع فاصله اي است كه در مهماني ها و محافل اجتماعي و همايش هاي دوستانه حفظ مي شود.در
اين فاصله نيز موضوعاتي كه مطرح مي شود كاملا شخصي است.
اين فاصله بين 120 سانتي متر تا 360 سانتي متر است . در اين فاصله اجزا كوچك :(Social distance) - فاصله اجتماعي
صورت از قبيل خطوط موجود در چشم و ابروها به چشم نمي آيند وافراد آنقدر از هم دور هستند كه ارتباط چشمي بين دو نفر مي
تواند انجام نشود و مردم مي توانند بدون اينكه نشانه اي از بي حرمتي از خود بروز دهند تظاهر كنند كه ديگري را نديده اند.اين
همان فاصله اي است كه ما در مقابل افراد غريبه و در جريان مراودات اجتماعي و مذاكرات تجاري و ... رعايت مي كنيم.
اين فاصله بيشترين فاصله اي است كه انسانها در روابط بين خود آن را حفظ مي :( Public distance) - فاصله عمومي
كنند و اندازه آن 360 سانتي متر و بيشتر است. بايد در نظر داشت اين فاصله كاملا به فرهنگ و عوامل حاكم برآن بستگي دارد و
از فرهنگي به فرهنگ ديگر تغيير مي كند. در فرهنگهاي غربي( آمريكايي و اروپايي) اين فاصله كاملا بيشتر از فرهنگ هاي
مشرق زمين به ويژه فرهنگ خاورميانه اي است. در چنين فاصله اي ارتباط كلامي برقرار است و ارتباط غير كلامي به حداقل مي
رسد و قسمت اعظم آن به ژست ها و حالات ايستادن در سخنران محدود مي شود.
همانطور كه ملاحظه مي شود هرچه فاصله در ارتباط بيشتر شود از كاربرد پيام هاي غير كلامي كاسته مي شود. (محسنيان
( راد،جزوه درسي)و(پيز، 1384
فضا ، فرهنگ و خرده فرهنگ ها: 
وقتي افراد از فرهنگ هاي مختلف با يكديگر ارتباط برقرار مي كنند غالبا فرض را بر اين مي گذارند كه ديگران نيز مانند آنها فكر
مي كنند كه اين فرض صحيح نيست. فرهنگ ها را مي توان از طريق فاصله يا حريمي كه اعضاي آنها در مراودات با يكديگر
رعايت مي كنند و تعداد دفعاتي كه يكديگر را لمس مي كنند، به دو دسته كلي تقسيم نمود : فرهنگ هاي تماس پذير( فرهنگ
هايي كه اعضاي آن با تماس هاي بدني ارتباط برقرار مي كنند، مثل فرهنگ مردم آمريكاي لاتين، حوزه مديترانه، فرانسه و
اعراب) و فرهنگ هاي تماس گريز( فرهنگ مردم آلمان، انگلستان، آمريكا و كانادا).
به علاوه اندازه حريم و فضاي شخصي مورد نياز يك شخص بستگي به تراكم جمعيت منطقه اي كه در آن بزرگ شده دارد.
افرادي كه در مناطق روستايي با جمعيت پراكنده رشد كرده اند در قياس با كساني كه در شهرهايي با جمعيت متراكم بزرگ شده
( اند، به حريم شخصي بيشتري نياز دارند. (بركو، 1380 ) و(پيز، 1384
زمان: 
در فراگرد ارتباطي زمان نيز بسيار موثر است. زمان مبتني بر فرهنگ است برخي جوامع و فرهنگ ها (فرهنگ آمريكايي-
اروپايي،آمريكاي شمالي، اروپاي غربي) به طور كلي مقيد به زمان هستند در حاليكه برخي فرهنگ ها( فرهنگ آفريقايي ها،
آمريكاي لاتيني هاو برخي فرهنگ هاي خاور دور) به زمان بهاي چنداني نمي دهند و مقيد به آن نيستند.
آمريكايي هايي كه به خارج از كشور مسافرت مي كنند از بي توجهي ساكنين بعضي از كشورها به تعهدات زماني خود، ناراحت مي
شوند. در مكزيك و آمريكاي مركزي تورها با تاخير انجام مي شود، راهنمايان نمي توانند زمان دقيق ورود و خروج به يك محل را
تعيين و اعلام كنند. اما در جاهاي ديگر ، مثل سوئيس، يك مسافر مي تواند ساعت خود را با زمان ورود و عزيمت قطارها تنظيم
كند.
١
١
www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
و (Colored People’s Time) همچنين به نظر ادوارد هال ميزان اهميت به زمان از نظر اشخاص رنگين پوست
با هم متفاوت است وي معتقد است كه رنگين پوستان اهميت زيادي ( Whit People’s Time) اشخاص سفيد پوست
براي زمان قائل نيستند و زمان از نظر آنان دقيق و حساب شده نيست و در مقابل ، سفيد پوستان در مورد زمان دقيق تر هستند. از
ديدگاه ديگر مي توان گفت كه زمان براي كشورهاي پيشرفته و صنعتي مهم است و اهالي اين كشورها در وقت شناسي دقيق
هستند ، اما كشور هاي توسعه نيافته و تا حدي در حال توسعه به زمان اهميت كمتري مي دهند. به عنوان مثال، يك هندي وقتي
كه شما را به منزل دعوت مي كند، مي گويد فردا عصر به منزل ما بياييد اما يك آمريكايي به شما مي گويد فردا ساعت پنج ونيم
عصر به منزل بياييد.
در بحث زمان و توسعه صنعت گردشگري، نكته اي كه حائز اهميت است اين كه عمده گردشگران در سراسر دنيا از كشور هاي
پيشرفته صنعتي اند،يعني حدود هشتاد درصد آن ها، در نتيجه اين جوامع وقت شناس هستند لذا دست اندركاران اين صنعت و
(Hotel management) مديران، در اين زمينه بايد آموزشهاي لازم را به كاركنان خود به خصوص در بحث مديريت هتل
مهمانان معمولا از مسئولان فرانت آفيس مي خواهند كه زمان هاي مختلف را به ياد آنها بياورند. مثلا موقع بيدار شدن صبح و
( رفتن به فرودگاه يا اين كه مراجعاتي كه دارند و ساعتي كه به آنها تلفن زده شده به اطلاعشان برسد.(بركو، 1380 ) و(كروبي، 1382
-2 حركات چهره:
تمام كساني كه به نحوي به ارتباطات و به ويژه ارتباطات غير كلامي پرداخته اند به حركات چهره بهاي ويژه اي داده و از آن به
عنوان يكي از اركان عمده پيام هاي غير كلامي نام برده اند.
در نوشته هاي خود اشاره كرده اند، هرچند براي (Ellsworth)« الس ورث » و (Friesen)« فرايسن » ،(Ekman)« اكمن »
بيان حالات و حركات چهره، تعداد محدودي عبارات و كلمات مانند: لبخند، اخم،چين به پيشاني و چشمك زدن و جود دارد.اما
( عضلات چهره انسان به اندازه كافي پيچيده و قادر است بيش از هزار حالت خاص را ترسيم كنند.(فرهنگي، 1374
از جمله مهمترين ويژگي هاي چهره مي توان به موارد زير اشاره كرد:
چهره يكي از عمده ترين مجاري(كانالهاي) پيام رساني به ديگران است و حجم عظيمي از اطلاعات از طريق آن به ديگري 
قابل انتقال مي باشد.
اين حجم عظيم اطلاعات در زمان نسبتا كوتاه و محدودي از طريق چهره انتقال داده مي شود (در يك نگاه و يا يك حركت) 
نوع اطلاعاتي كه از طريق حركات چهره منتقل مي شود، گاه منحصر به فرد بوده و با هيچ وسيله و كانال ديگري قابل انتقال 
نيست براي مثال مي توان گفت اطلاعات مربوط به عواطف و احساسات و نگرشهاي مربوط به خود، گاه تنها از طريق چهره و
حالات آن به ديگري انتقال پذيراند و بس.
اكثررفتارهاي غير كلامي مرتبط با حركات و حالات چهره غير ارادي و كاملا مبتني بر غريزه اند. 
چهره تامين كننده اصلي بازخورهاي غيركلامي است به طوري كه بسياري از عكس العمل ها به ما اطلاعات مفيدي از نظر 
رضايت و نارضايتي افراد خواهد داد كه اين مسئله در صنعت گردشگري و در بازخوري كه گردشگران مي دهند اهميت دارد.(كروبي
( ،جزوه درسي، 1382
١
٢
www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
-3 تماس چشمي:
تماس چشمي در ارتباطات بين فردي از اهميت ويژه اي برخوردار است.فرهنگ هاي گوناگون در تماسهاي چشمي خود از
رفتارهاي خاصي پيروي مي كنند. برخي تماسهاي بيشتري را توصيه مي كنند و برخي ديگر از حد محدودتري استفاده كرده و در
شرايط خاص آن را به كار مي گيرند. عمدتا در فرهنگ هاي غربي تماس چشم ها بيشتر و به آن اهميت داده مي شود و در
فرهنگ هاي شرقي و به خصوص مذهبي و بين جنسيت هاي متضاد تماس چشمي كمتري صورت مي گيرد همچنين طبقات
اجتماعي مختلف ، نسل ها، گروه هاي نژادي و فرهنگ هاي مختلف از چشم هاي خود به شيوه هاي متفاوت براي ابراز احساسات
خود استفاده مي كنند.
در مطالعات خود به اين نتيجه رسيده است كه در ارتباطات گروهي افراد بين سي تا (Argyle) يكي از پژوهشگران به نام آرجيل
شصت درصد از وقت خود را صرف تماس چشمي با ديگران مي كنند.
وقتي چشم ها بر روي يك چيز مطلوب و لذت بخشي (Pupil metrics) بر اساس نظريه اي به نام نظريه مردمك سنجي
متمركز مي شوند، مردمك ها گشاد و وقتي بر روي چيز ناراحت كننده اي متمركز باشند،تنگ مي شوند. مردمك هاي بزرگ و
گشاد شده نشان دهنده علاقه و مردمك هاي تنگ شده و كوچك شده ، نشان دهنده خستگي و بي حوصلگي
( هستند.(فرهنگي، 1374
-4 حركات اندام ها:
تخمين زده « بيردويسل » در يك مفهوم كلي به كار برده مي شود و شامل حركات سر و صورت نيز هست « حركات اعضاي بدن »
است كه بيش از 700000 (هفتصد هزار)علامت فيزيكي ممكن وجود دارد كه از طريق حركات اعضاي بدن مي توان بدانها
دسترسي پيدا كرد و مفاهيمي را به ديگران منتقل كرد.زيرا بسياري از معاني در حركات بدني كشف مي شوند كه در زير به بيان
( چند نمونه از آنها مي پردازيم. .(فرهنگي، 1374
اشارات و حركات دستها 
دستان بشر پس از حركات چهره دومين منبع و وسيله مهم ارتباط غير كلامي به حساب مي آيد. مردم شناسان بر اين باورند كه
بشر از حيوانات به دو جهت متمايز است،يكي به خاطر زبان و استفاده از آن در ارتباطات و ديگر به جهت استفاده شايسته و ماهرانه
از دستان خود براي ساختن ابزار و اشيا كه با آنها زندگي بهتري را براي خود تدارك مي بينند. دستان توانا و انعطاف پذير بشر مي
تواند براي او ابزارهاي كارساز بسازد و از سوي ديگر از طريق آنها مي تواند با همنوعان خود ارتباط برقرار كند.
تمامي انسانها به نحوي از دستان خود در انتقال مفاهيم استفاده كرده و مي كنند.به طوري كه حركات و اشارات دستها گاه
جايگزين كامل زبان و كلام مي شود. اشارات و حركات دست در ارتباطات بين فرهنگي 3 حالت زير را مي تواند شامل شود:
1) حركات مي توانند كم و بيش براي ديگران معنايي متفاوت از آنچه براي ما دارند، داشته باشند. اين تفاوت معني به عوامل
متعددي بستگي دارد كه عمده ترين آن فرهنگها و خرده فرهنگ ها مي باشد. هر فرهنگ و خرده فرهنگ بر اساس ويژگي حاكم
بر خود ، حركات را به شيوه خاصي تعبير و تفسير كرده و از آنها معني مورد نظر خود را جست و جو مي كند.براي نمونه، علامت
در غرب (ok gesture) دادن با دستي كه دو انگشت سبابه و شست در نوك به هم چسپيده و دايره مانندي را شكل داده اند
به معني اين است كه همه چيز خوب و بر وفق مراد است و يا اينكه تمام نكات شما را دريافت كردم و مشكلي وجود ندارد. اما
همين علامت در فرهنگ برزيل يكي از علايم زشت است كه در وضع توهين آميز به كار گرفته مي شود. جالب است كه بدانيم
همين علامت در فرهنگ ژاپني معني پول را مي دهد و در مواقعي به كار برده مي شود كه يك شهروند ژاپني بخواهد پول غذا يا
١
٣
www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
قهوه ديگري را پرداخت كند و يا اينكه بخواهد به مخاطب خود تفهيم كند كه كالا يا خدمات مورد نظر بسيار گران است و او از
عهده پرداخت آن بر نمي آيد.همچنين همين علامت در فرهنگ روسيه معني كاملا متفاوت از سه مفهوم پيش گفته شده دارد. در
فرهنگ روسي اين علامت به معني صفر و يا خالي و تهي است.معني فارسي آن نيز با مفهوم برزيلي شباهت و نزديكي بسياري
دارد.
2)يك حركت ممكن است براي كسي كه آن را مشاهده مي كند و هيچ گونه اطلاع قبلي از آن ندارد يك حركت بي معني باشد.
مثلا خاراندن سر، يا نفس عميق كشيدن و ....
3)يك حركت ممكن است اساسا براي هردو طرف يك ارتباط، داراي يك معني واحد باشد. در اين حالت معني به درستي انتقال
( مي يابد و ارتباطات كمتر درگير سوءتفاهم و دشواريهاي انتقال پيام خواهد شد. .(فرهنگي، 1374
دست دادن: 
فرض كنيد براي اولين بار با شخصي آشنا شده ايد و طبق رسم هميشگي براي اداي احترام با يكديگر دست مي دهيد. با اين كار
اين شخص سعي مي كند بر من »: يكي از سه نگرش اساسي از طريق دست دادن انتقال پيدا مي كند كه عبارتند از سلطه گرانه
و « من مي توانم بر اين شخص مسلط باشم. او طبق خواسته من عمل مي كند » تسليم آميز ،« مسلط باشد. بهتر است مراقب باشم
اين سه نگرش مي تواند ناآگاهانه ويا با تمرين و كاربري آگاهانه .« من اين شخص را دوست دارم. با هم سازگار خواهيم بود »: برابر
( روش هاي دست دادن به شخص انتقال پيدا كند.(پيز، 1384
به دليل برداشتهاي مختلف فرهنگي از حركات دستها،استفاده از هر حركت دست يا دست ها در كار با گردشگران بايد حساب
شده و با آگاهي كامل انجام شود نوع دست دادن و اين كه طرف مقابل از بعد جنسي،زن يا مرد است، بايد مشخص باشد، زيرا
دست دادن زن ها و مردها و نوع فشاري كه به دست مقابل مي آوريم داراي اهميت است. از دست دادن با بعضي از فرهنگ ها، به
خصوص گردشگران مسلمان و جنس مخالف بايد خودداري شود بنابراين شناخت ابعاد فرهنگي ملل، نوع استفاده از دست ها را در
( ابعاد عاطفي براي ميزبانان در صنعت گردشگري روشن كرده و اطلاعات مهمي در اختيارشان قرار مي دهد.(كروبي، 1382
-5 لامسه و ارتباطات:
لمس طرف مقابل ،امروزه يكي از كدهاي برجسته ارتباطي است كه بيانگر نوعي صميميت و خصوصي بودن با اوست.هراندازه
فراگرد ارتباطي با يك نفر به سوي صميميت و خصوصي شدن مي رود از لمس بيشتر استفاده مي شود.
در استفاده از دست و لمس كردن عامل فرهنگ از اهميت بالايي برخوردار است زيراهر فرهنگ لمس كردن را تا حدي مجاز
دانسته و از آن در ارتباطات اجتماعي خود استفاده مي كند و فراتر ازآن را جزء محرمات فرهنگ به حساب مي آورد.براي مثال ،
گرفتن و نگهداشتن دست طرف مقابل در دست خود در بين مردان در فرهنگ غرب به ويژه در ميان مردان ايالات متحد آمريكا به
ندرت صورت مي گيرد و از آن بينندگان تعبير ناپسندي دارند در حالي كه چنين عملي در بخشهايي از آفريقا و ميان مردمان عرب و
نيز مردمان كشورهاي آسياي جنوب شرقي نه تنها ناپسند نيست بلكه در مقابل، درجه بالاي صميميت افراد را نسبت به يكديگر
بيان مي كند و نزديكي آنان را به هم بيشتر نشان مي دهد.
به علاوه اين عمل به پايگاه اجتماعي، اقتصادي، سن، نژاد و جنس افراد نيز بستگي دارد. افراد با پايگاه اجتماعي و اقتصادي پايين
تر در بيشتر جوامع به خود جرات نمي دهند كه اشخاص مربوط به پايگاه اجتماعي بالاتر را لمس كنند. همين وضع در مورد زنان و
( مردان در مقابل هم نيز وجود دارد.(فرهنگي، 1374
١
٤
www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
-6 كانال هاي باز و بسته:
تنها تعداد كمي از ما واقعا از اهميت ارتباط غيركلامي در تشويق به ادامه گفتگو يا ختم آن آگاه هستيم. البته بخش زيادي از فرايند
باز و بسته كردن كانالها به طور ناخودآگاه انجام مي شوند.
اگر به اشخاصي كه با هم حرف مي زنند نگاه كنيد، متوجه مي شويد كه آنها با تكان دادن سر خود نشان مي دهند كه به سخنان
فرد مقابل گوش مي دهند. اگر با آنچه گفته شده موافق باشند، سر خود را به علامت موافقت تكان مي دهند.اما اگر هر چند بار به
ساعت خود نگاه كنند،نگاه خود را برگردانند و اين امر احتمالا نشانه اين است كه كانال ارتباطي خود را بسته اند و مي خواهند به
( اين تعامل و تبادل خاتمه دهند.(بركو، 1380
-7 وضعيت ظاهر و استفاده از اشياء:
در اين زمينه مي توان موارد زير را مورد بررسي قرار داد:
مصنوعات: لباس،آرايش،عينك و جواهرات هريك پيام هاي مشخصي را منتقل مي كنند.احتمالا لباس از ميان همه 
مصنوعات جلوه گرتر مي باشد و اغلب پايه اي براي قضاوت اوليه در مورد افراد است و تاثير شگرفي بر قضاوتهاي ديگران نسبت
به ما دارد. لباس متحد الشكل يا يونيفرم در القا مفاهيم و معاني ، سهم بسزايي دارد و بيانگر درجه، مقام و پايگاه اجتماعي كسي
است كه آن را پوشيده است.كسي كه لباس نظامي بر تن دارد هرچند از نظر رفتار و نگرش براي ما ناشناس باشد به صرف پوشيدن
لباس خاص،بسياري از ويژگي هاي رفتاري و نگرشي او قابل تشخيص است .از آنجا كه افراد مي توانند نوع پوشش خود را انتخاب
كنند اين انتخاب بيانگر آن ذهنيتي است كه مي خواهند در مورد خود در ديگران ايجاد كنند بنابراين بايد به اين نكته توجه نمود
( كه پوشيدن چيزي خلاف عرف ممكن است موجب بروز عكس العمل هايي از سوي ديگران شود.(فرهنگي، 1374
بو: ما از طريق بوي خود نيز ارتباط برقرار مي كنيم. تحقيقات نشان مي دهد كه ما آنچه را كه مي بوييم، در مقايسه با آنچه 
مي بينيم يا مي شنويم مدت زمان بيشتري به خاطر مي سپاريم. حس بويايي ما بسيار گزينش گر است و در نتيجه گيري به ما
كمك مي كند. ما جذب رايحه ادكلن هاي خاصي مي شويم و از رايحه هاي ديگر فرار مي كنيم. بعضي از مردم همچون آمريكايي
ها ، بوي بدن فرد را آزاردهنده مي دانند لذا افراد حامل بوي طبيعي بدن را افرادي كثيف تلقي مي كنند.(بركو، 1380 ) و
( (كروبي، 1382
زيبايي شناسي: انتقال يك پيام يا حالت از طريق رنگ و موسيقي، زيبايي شناسي ناميده مي شود. موسيقي مي تواند موجب 
افزايش توجه شنونده و يا دلزدگي و خستگي او شود. بنابراين نوعي زبان غيركلامي را ايجاد مي كند كه مي تواند موجب تغيير يا
( تحريك فعاليت هاي مختلف شود.(بركو، 1380
جاذبه هاي عمومي: بسته به اينكه ظاهر يك شخص از نظر فيزيكي چگونه باشد، ما جذب او شده يا از او مي گريزيم. 
جذابيت به عقيده و نظر بيننده بستگي دارد ومعنا و مفهوم آن از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است. اين امر نه تنها شامل افراد
مي شود ، بلكه محيط را نيز در بر مي گيرد مثل دكوراسيون، مبلمان و رنگ كه هركدام مي تواند حامل پيامي براي گردشگران
( باشد. (كروبي، 1382 ) و(بركو، 1380
١
٥
www.tourismscience.ir ابتهال زندي: مروري بر علوم ارتباطات .... علم گردشگري
منابع :
پيز،آلن .زبان بدن راهنماي تعبير حركات بدن،ترجمه سعيده زنگنه ،تهران: نشرجانان، 1384 
بركو،ري ام. مديريت ارتباطات. ترجمه محمد اعرابي و داود ايزدي. تهران: دفتر پژوهش هاي فرهنگي، 1380 
ميلر.جرالدر .ارتباط كلامي .ترجمه علي ذكاوتي قراگزلو .تهران:سروش، 1368 
فرهنگي،علي اكبر. ارتباطات انساني. تهران: موسسه خدمات فرهنگي رسا، 1374 
1382، كروبي ،مهدي .ارتباطات غير كلامي و توسعه صنعت جهانگردي ،فصلنامه علوم اجتماعي ،شماره 20 
محسنيان راد،مهدي. جزوه ارتباطات غيركلامي .دانشكده علوم اجتماعي ،دانشگاه علامه طباطبايي 
كروبي،مهدي. جزوه درس روانشناسي . دانشكده حسابداري و مديريت،دانشگاه علامه طباطبايي. 1382 
(PDF)، قبادي پور،مرضيه، ارتباطات غيركلامي و ويژگي هاي آن،فصلنامه آموزه ،شماره 28 
كارگاه روشهاي برقراري ارتباط موثر PowerPoint 
 (PDF) Power Point Body Language
www.aftab.ir
www.yahyaee.com

منبع :

http://www.tourismscience.ir/our%20arts/gheyre%20kalami.pdf


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

 

ذوق ،حسى است كه مزه‏ ها را از قبيل شيرين، شور، تلخ و ... درك مى ‏كند.
ذوق به معنى قوه ادراكى لطيفى است كه اختصاص به ادراك سخنان ظريف و محاسن لطيف و دقيق دارد. و نيز به ميل انسان به بعضى از اشياء اطلاق مى‏شود. مثل ذوق مطالعه و ذوق شنيدن.

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

"راه هاي تقويت خلاقيت ادبي و پرورش ذوق هنري دانش آموزان "


تهيه كننده : خديجه رحيمي(پاييز)


      چكيده :
        
    پرورش خلاقيت ادبي و ذوق هنري دانش آموزان ، يكي از مهمترين مسائلي است كه در كلاس هاي ادبيات بايد مورد توجه دبيران محترم قرار گيرد .
 دبيران ادبيات با شناخت راههاي تقويت خلاقيت و موانع رشد آن مي توانند با به كار بردن شيوه هاي تازه و ذوق برانگيز در كلاس درس استعدادهاي نهفته دانش آموزان را بيدار ساخته با پرورش خلاقيت ايشان راه هاي پيشرفت ذوق ادبي و هنري آنان را گسترش دهند .
    در اين راستا تجربه هاي درخشان همكاران در طول ساليان تدريس و روش هاي تازه اي كه در جلب و جذب دانش آموزان به شناخت و لذت بردن از درس ادبيات موثر است ، قابل تأمل و توجه مي باشد . روش هايي كه شايد در هيچ كتاب و منبعي به آن اشاره نشده و حاصل ذوق لطيف و بينش وسيع خود همكاران است .
    در اين نوشته به پاره اي از اين شيوه ها كه حاصل تجربه نگارنده در طول ساليان نه چندان دراز تدريس است اشاره مي شود .


مقدمه :
 
    يكي از زيباترين وجوه تمايز انسان با ساير موجودات، قدرت تفكر و خلاقيت اوست . اين قدرت سرآغاز تحقق اهداف آرمانگرايانه انسان هاست و باعث مي شود انسان بتواند توانائي هاي خود را نمودار سازد .
    قدرت تغيير در ذهن و پديده هاي هستي قدرت كشف و توليد انديشه هاي تازه از مصاديق خلاقيت اند .

"تفكر فعاليت ارادي مغز در جهت حل مجهولات و كشف رابطه هاست . توان ذهني در پردازش آنچه نظر ما را به خود معطوف داشته است ، تفكر ناميده مي شود .
    قوه تفكر منطقي در نهاد همه انسانها و ابناي بشر وجود دارد اما از قدرت ابداع و خلاقيت تنها كساني بهره مندند كه تفكراتي سواي تفكرات ديگران دارند ."                                                                                                     (بيدمشكي،18:1385)

    خلاقيت يك خصيصه صرفأ ذاتي نيست بلكه همه انسان ها از اين توانايي برخوردارند  اما هر كس درجه اي از اين استعداد را داراست . معلم موفق معلمي است كه اين درجه را به سطح بالاتر بلكه بالاترين سطح برساند .
    عوامل مؤثر در خلاقيت را شناسايي نموده براي پرورش اين توانايي در دانش آموزان تلاش نمايد . به ويژه معلم ادبيات كه با دنياي درون دانش آموزان ارتباط بيشتري دارد بهتر مي تواند در راه شناسايي و تقويت خلاقيتهاي ذوقي و ادبي دانش آموزان كه در نهايت منجربه آفرينش ادبي و تلطيف روح و روان ايشان مي شود گام بردارد .
 كلاس هاي انشا در دوره راهنمايي و اختصاص زمانهايي از كلاسهاي ادبيات دوره متوسطه بهترين مكان و زمان جهت پرورش خلاقيت هاي ادبي و ذوق هنري دانش آموزان است .
دانش آموزان علاقه مند و داراي استعداد را مي توان به كمك روشهاي فراوان ذوقي به سمت موضوعات تازه و كشف هاي نو و لذت بردن از خواندن و نوشتن رهنمون شد .
    در اين نوشته سعي شده است پاره اي از روش هايي كه به صورت تجربي در طول ساليان تدريس نگارنده به دست آمده و نتايج خوبي هم داشته است به اجمال گزارش شود.


تعريف خلاقيت

  رولامي معتقد است:تفكرخلاق ،نمايش  ِ بالاترين،درجه ي سلامت عاطفي و عبارت است از ابراز وجود افراد ِ سالم، درجريان خود بهسازي وتكامل نفس خويش"                                                                      (رشدمديريت مدرسه،دي ماه 19:1385)


  براي خلاقيت تعاريفي  ارائه شده كه به برخي از آنان اشاره مي شود :
- خلاقيت خارج شدن از پشت درهاي بسته است .

- خلاقيت دوباره نگاه كردن است .

- خلاقيت فرايند مقابله  واقع بينانه با يك مسئله و درگيري و جذب شديد آگاهي با هوشياري و مرتبط ساختن مطالب با يكديگر به نحوي تكامل يافته است .


موانع خلاقيت

"به گفته اندرسن خلاقيت در كودكان امري همگان است در حالي كه در بين بزرگسالان تقريبا" وجود ندارد . خود به خود اين سؤال پيش مي آيد كه چه بر سر اين توانايي عظيم و همگاني بشر پيش آمده است ؟ "                                                                                        (آلن بودو،1358:45)

موانع خلاقيت دو دسته اند :     - موانع فردي                - موانع اجتماعي

    " برخي عوامل فردي كه باعث رشد خلاقيت مي شوند عبارتند از : عوامل دروني   - فيزيولوژيك و بيولوژيك"                                                                    ( شميسا وعليپور،37:1376)

     
    در دسته موانع فردي تنها موانعي كه از بقيه مهمترند  ، موانع رواني اند كه لازم است مربيان و والدين به آن توجه داشته باشند . برخي از موانع رواني كه در رشد خلاقيت  تأثير دارند عبارتند از :

     - عدم اعتماد با نفس  
     - عادت                    
     - عدم تمركز ذهني
     - ترس از شكست 
     - تصور منفي از خود       
    ن و نويسندگان گمنام شهر يا استان خود را معرفي كنند .

- ضرب المثلهاي هم معني يا نزديك به هم را جمع آوري كنند .
 مثال : يك دست صدا ندارد = با يك گل بهار نمي شود .
سالي كه نكوست از بهارش پيداست=در باغ را كه باز كني تا انتهاش پيداست

- ضرب المثل هايي كه در آن ها يك كلمه تكرار شده جمع كنند بعد مفاهيم آن ها را طبقه بندي كنند .
مثال : ضرب المثل هايي كه در آنها كلمه ي ' ديوار ' آمده جمع كرده مفاهيم آن ها را جدا جدا بنويسند .


- اصطلاحات جديدي كه در ميان مردم رايج شده را جمع كنند و در مورد مفاهيم آن ها و علل پيدايش آن ها صحبت نمايند .
 مثال : تو ' مود ' چيزي نبودن – آب و روغن قاطي كردن – همه را برق مي گيره ما را چراغ نفتي

- اصطلاحات و ضرب المثل هاي محلي را جمع كنند .
 مثال : آب از تالار پايين كردن : اصطلاح خاص منطقه اردهال و نياسر كاشان به معني فخر فروختن
 
-از آن ها بخواهيم  علت دوست داشتن يا دوست نداشتن فلان درس را با حس خودشان بنويسند

- بخواهيم هربار يك شاعر كلاسيك ناشناخته يا يك شاعر نوپرداز ناشناخته را خيلي كوتاه معرفي كنند

- تشكيل انجمن هاي ادبي در مدارس

- با ابيات هر شعر ( مثنوي ها ) مشاعره كنند .

- برگزاري همايش هاي ادبي هر ساله در مدارس با حضور معلمان يا اساتيد برجسته و شاعران محلي يا استاني .

- استفاده از روش همانند سازي براي سنجش ترس ها ،شادي ها –،آرزوها و تخيلات بچه ها .
 مثال : خيال كنيد مثل يك سطل در وسط يك چاه گير كرده ايد احساسات و آرزوهاي خود را بيان كنيد .

- در نظر گرفتن حجم انشا ونوشته  با توجه به مفهوم و محتوا و زيبايي هاي آن و تشريح اين موضوع براي دانش آموزان .

- ساختن پيام كوتاه ( sms  ) با استفاده از نيروي تخيل  يك موضوع بدهيم مثل ' دوستي ' و از دانش آموزان بخواهيم جملات كوتاه با معنا و زيبا در مورد آن درست كنند .


        - تهيه شعر از وبلاگ شاعران توسط بچه ها و ارائه آن در كلاس .

- نصب تابلوي ويژه نوشته هاي دانش آموزان در مدارس

- توجه ويژه به ادبيات معاصر به لحاظ ارتباط بيشتري كه دانش آموزان با شعر و نثر نو برقرار مي كنند و استفاده از آن جهت ورود به دنياي وسيع ادبيات گذشته . خوانش شعرونثرهاي معاصر،بردن صداي شاعران معاصر در كلاس درس يا حتي دعوت از آن ها براي حضوردركلاس (درصورت امكان)

- ديدار با شخصيت هاي ادبي منطقه .

- معرفي سايت هاي ادبي و آموزش روش ورود به آن ها با استفاده از كامپيوتر مدرسه به دانش آموزان .


- اختصاص بخش كوتاهي از كلاس ، به ادبيات جهان
- تهيه ي دفتري از بريده هاي روزنامه ها (شعر و نثر ادبي كوتاه) و ارائه دركلاس

- انجام بازي هاي ادبي مثلأ يك كلمه مي دهيم و از آنان مي خواهيم اولين چيزي را كه با شنيدن آن كلمه به ذهنشان مي رسد بيان كنند .
مثال : اولين چيزي كه با شنيدن كلمه خيابان به ذهنتان مي رسد بيان كنيد،نفربعد با كلمه اي كه نفراول گفته و همينطور تا آخر. درپايان با زنجيره اي ازكلمات نامربوط مواجه مي شويم كه همينجا مي توانيم بحث حلقه ي تداعي ها و حلقه هاي گم شده دربعضي نوشته ها را برايشان مطرح سازيم.

- پنج تا كلمه بنويسيد كه اول وآخر آن " د" باشد.

- براي كلمات " آواز و پرواز"  چند تا قافيه بسازيد

- چند كلمه بگوييد كه آخر آن ها " ان" غير جمع باشد

- چند كلمه بنويسيد كه اول آن ها "آر" باشد

- چند كلمه بنويسيد كه آخر آن ها " ور " باشد

- چند كلمه بنويسيد كه حرف  اول وآخر آن ها يكي باشد


- انجام مشاعره از شعرهاي كتاب

- انجام مشاعره از حافظه


- انتخاب شعرهاي شاعران مطرح براي حفظ كردن توسط دانش آموزان ودادن جايزه به آن ها سركلاس درس

- برگزاري مسابقه ي  روخواني شعر شاعران مطرح در برنامه صبحگاه مدرسه درروزهاي بزرگداشت شاعران،مثلأ روزحافظ،يا مولوي وسعدي و.... كه در طول سال تحصيلي هم هست

- برگزاري مسابقه ي  روخواني از روزنامه ها در صبحگاه مدرسه يا كلاس درس

- برگزاري مسابقه ي روخواني از كتب درسي

- گفتن ديكته از كتب غير ادبي

- آوردن روزنامه سركلاس توسط بچه ها و جداكردن كلمات مشكل و غلط هاي ديكته اي و نگارشي توسط ايشان

- برگزاري دوره هاي فشرده وساده ي مقاله نويسي در سطح مدرسه درساعات فراغت دانش آموزان

- ارائه ي نمايش از درس هاي ادبيات براي مراس مدرسه يا ارائه دركلاس درس

- ارائه ي يك شعر كوتاه در ابتداي هركلاس به انتخاب خود دانش آموزان. از قبل با آن ها هماهنگ شود كه هربار يكي اين مهم را انجام دهد

- نوشتن داستان از دروس

- جمع كردن كليه ي نوشته هاي مسير خانه تا مدرسه وتوجه با نگارش و ديكته ي آن ها وارائه دركلاس. اين نوشته ها از تابلوهاي سردر مغازه ها تا پلاكارد و ديوارنويسي و... است.اين  مورد دقت وتوجه دانش آموزان راتقويت مي كند.


- ارائه ي سي دي هاي مربوط به ادبيات در كلاس  و تهيه ي خلاصه ي آن ها توسط دانش آموزان

-تهيه ي روزنامه ديواري يا نشريه از مراسم محلي .
مثلأ :مراسم بيل گرداني درنيم ور   يا قالي شويان مشهد اردهال


- بازديد از اماكن تاريخي ،ادبي منطقه و برگزاري مراسم كوتاه شعرخواني در آن جا

- اختصاص نمايشگاه به آثار ادبي بچه ها شامل :ماكت ابنيه و اماكن تاريخي،ادبي و آرامگاه شاعران- مجسمه –روزنامه ديواري و نشريه – كتاب و.....

- معرفي كتاب هاي جديد وقديم و  امانت دادن آن براي مطالعه به بچه ها

 

البته راه هاي فراوان ديگري هم براي پرورش خلاقيت ادبي دانش آموزان هست  كه حتمأ همكاران خوبم در كلاس هاي درس آن ها را به كار مي برند و اين موارد گوشه اي از فعاليت هايي است كه مي توان در اين زمينه در كلاس هاي ادبيات انجام داد . البته ذكر اين نكته هم ضروري است كه نگارنده به فرصت محدود كلاس هاي ادبيات وزبان فارسي و فراواني مطالب درسي واقف است و مي داند كه تدريس يك درس و ارائه ي مفيد آن وانجام تمام خواسته هاي كتاب و دانش آموزان چه در دوره ي راهنمايي وچه دبيرستان چه اندازه زمان بر و سخت است اما همكاران عزيز توجه دارند كه همه ي مطالب گفته شده دركتاب فقط و فقط يك هدف نهايي دارند و آن هم ايجاد التذاذ ادبي و پرورش ذوق هنري و ادبي دانش آموزان است و بر ماست ولو خيلي اندك،بخشي از زمان كلاس را به اين مهم اختصاص دهيم.

( نتيجه )

    بر اساس تحقيقات و تجربيات روشن مي شود كه مدرسه يكي از مهمترين مكان هاي پرورش خلاقيت در دانش آموزان است .و در اين راستا كلاس ادبيات به لحاظ ارتباط بيشتر و لطيف تري كه با درون آنان دارد ، مي تواند در شكوفايي و گسترش خلاقيت ادبي و ذوق هنري آنان مؤثر افتد .
    برمعلمان ادبيات است كه با شناخت راه هاي تقويت خلاقيت و شناخت موانع آن در پيشرفت اين مؤلفه در دانش آموزان تلاش نمايند . در اين مسير به نظر مي رسد انجام فعاليت هاي تازه و ذوق برانگيز كه پاره اي از آن ها در اين نوشته اشاره شد كار گشا خواهد بود .


منابع :


-  بيدمشكي ، مريم .(1385).  ' خلاقيت و آموزه هاي ادبي '، رشد معلم 5 ، بهمن .ص 18

-  بودو  ، آلن .(1358).  خلاقيت در آموزشگاه . ترجمه علي خان زاده . تهران : انتشارات شركت سهام چهر
-   زاهدي،زهره.(1382).يك گام تامهتاب ويونگ.چاپ اول.تهران:سوگند

-  عليپور،  بيژن و شميسا ، علي .(1376). پرورش خلاقيت . تهران : نشر دكلمه گران

- ماهنامه ي آموزشي  تربيتي پيوند ،  شماره 326 ،  انتشارات سازمان مركزي انجمن اولياء و مربيان  وزارت آموزش و پرورش ،  تهران ،  آذر 1385

-  ماهنامه ي پرورشي تربيت ،  سال بيستم ،  شماره 2 ، انتشارات وزارت آموزش و پرورش ،  تهران ، آبان 1383

-  فصلنامه ي رشد مديريت مدرسه،دوره ي پنجم،شماره پي درپي 41 ،انتشارات وزارت آموزش وپرورش،تهران،دي ماه 1385

منبع :

http://www.adab.tama.ir/myfolder/10002/files/khalagheyat.doc


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][