مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11786
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 37
همه : 4340268
 

نوشتن و دفاع از يك پايان نامه :

http://www.google.com/url?sa=t&source=web&cd=1&ved=0CBkQFjAA&url=http%3A%2F%2Fmathsci.sharif.edu%2FFiles%2FLinks%2Fmath_writing%2FChapter9.ppt&ei=lwLlTZjLKo6z8QP2lsD0Bg&usg=AFQjCNHNu1AHcfX0kQyYuXhmNPWQ_XWltQ&sig2=-S5-wEenAGmW_1i_BV6xow


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

هدف هاي سخنراني

•چرا سخنراني داريد؟

–براي انتقال  ايده، مفهوم و يا روشي به شنونده

•انتقال يك عمل دو طرفه است –سخنران ( ارائه دهنده) –شنونده ( گيرنده )

• •هدف: انتقال دادن يك پيام
اهميت مهارت

•ممكن است براي: – جلسه دفاعيه پايان نامه دكتري حرفه اي و يا تخصصي –سخنراني در كنفرانس –سخنراني علمي در كلاس –مصاحبه حضوري –براي كارفرما – ارائه اي را داشته باشيد

•بر اساس توانايي در انتقال مفاهيم قضاوت خواهيد شد –اگر آن ها مطلب را نگيرند – تقصيري ندارند


اصول پايه

•شنونده گان خود را بشناسيد

•سخنراني خوبي را آماده كنيد

•پيام خود را تعريف كنيد


شنوندگان

•گوش دادن كار مشكلي است.

•كار شما آسانتر ساختن اين موضوع با پرسيدن مرتب از خودتان است كه آيا آن ها مطلب را گرفتند.

•به اين شكل: –به شنونده گان زمان لازم براي فكر كردن را بدهيد –بدون وقفه صحبت نكنيد –آن ها مطالب را آن گونه كه شما مي دانيد، نمي دانند. –تصاوير و معادلات براي هضم شدن نيازمند زمان هستند –واژه هاي و تعاريف جديد بايد تكرار شوند –واژه هاي كليدي و تعاريف را به شنونده گان يادآوري كنيد


شنوندگان خود را بشناسيد

•افراد حرفه اي، دانشمند، دانشجو، يا عامي؟

•سخنراني براي همكار بسيار متفاوت از شنونده گان عمومي است

•چه كسي در ليست شنونده گان شما است؟

•هرگز تخمين پايين از شنونده گان نداشته باشيد

•هر شنونده اي ممكن است فكر قبلي در مورد موضوع داشته باشد
شنونده گان را درگير كنيد

•سوالات واقعي  را بپرسيد تا ذهن شنونده گان را مشغول نگه داريد –صرفاً بعنوان راهنمايي براي درك مطالب –لازم نيست به شما پاسخي دهند

 •ارتباط ديداري برقرار كنيد

•بطرف فردي كه سوال مي كند و يا جواب مي دهد قدم بزنيد، مستقيماً به آن ها نگاه كنيد •سعي كنيد از مثال هاي جالب و قانع كننده  استفاده كنيد
سبك ارائه شفاهي

•واضح صحبت كنيد

•شمرده و به اندازه كافي بلند كه شنيده شود

•به طرف شنونده گان حرف بزنيد، نه صفحه نمايش، تخته سفيد و يا كامپيوتر!!

•اشاره تان بطرف صفحه باشد نه كامپيوتر

•ادامه دهيد، تاكيد كنيد، اشاره كنيد
اسلايد

•به پاور پوينت خيلي متكي نشويد

 •اسلايد ها بايد ساده و بدون گيج كننده گي باشند

•از رنگ ها بطور ملايم استفاده كنيد

 •كنتراست بالايي بين حروف و زمينه باشد

 •هر اسلايد بايد: –مختصر و مفيد باشد ( نه طولاني و جامع) –نكات كليدي را پررنگ كند –عنوان معني داري داشته باشد ( نه مقدمه اي به اسلايد) –متمركز باشد


اسلايد خوب

•فونت ساده و بزرگ

•متحرك سازي كاملاً ساده


اسلايد زشت

•فونت شكسته و غير متعارف

•كنتراست بد فونت و زمينه


پيام

•چه مطلبي را مي خواهيد انتقال دهيد؟ –از روش بالا به پايين استفاده كنيد – در ابتدا، تصاوير بزرگ و كلي را نمايش دهيد –سپس به جزئيات وارد شويد – در صورت نياز به تصوير بزرگ بر گرديد

 •پيام خود را در سه سطح مطرح كنيد –يك يا دو جمله –يك يا دو پاراگراف –جزئيات كامل
به مطالب مهم كارتان تاكيد داشته باشيد

•به صورت تيپيك، اكثريت مطالب  ارائه شده مشخص و آشكار است

•به همين دليل، ممكن است مطالب تازه و مهم از ياد به رود

•بطور واضح مطالب مهم را با روش هاي زير مشخص كنيد –فيزيكي: تون صدا، حركات بدن –بصري: اسلايد هاي خوب –شفايي: به شنونده گان بگوئيد –ذهني: مطالب را به آنچه كه مي دانند ربط دهيد
تكرار

•قسمت هاي مهم را تكرار كنيد: –20% و يا بيشتر  حاضرين در هر لحظه به چير ديگري فكر مي كنند. –و همچنين در مورد مطالب به اندازه شما فكر نمي كنند

•پيام اصلي را مكرراً تاكيد كنيد

•هر موقع اصطلاح جديد و يا موضوع جديد باشد به حاضرين ياد آوري كنيد

•مجدداً، گوش كردن كار مشكلي است


 به مطالب خود مسلط باشيد

•ممكن است افرادي در جلسه به اندازه شما و با بهتر از شما در مورد مطلب ارائه شده اشراف داشته باشند

•هرگز اسلايد ها و يا مطالبي را كه قادر به توضيح نيستيد در كار خود قرار ندهيد

•سوالاتي را كه احتمال پرسيده شدن دارند در نظر بگيريد


تمرين•تمرين •تمرين •تمرين

• •در مقابل آيينه

•به دوستان

•به استاد راهنما


شماي كلي اسلايدها

•مقدمه •كليات •روش كار •نتايج •بحث •نتيجه گيري


مقدمه

•مسئله مورد سوال را تعريف كنيد

•حاضرين را پر انگيزه كنيد

 •اصطلاحات را بيان كنيد

•به مشاركت ها تاكيد كنيد

•يك شماي كلي را ارائه كنيد


روش كار

•روش كار را توضيح دهيد

•جزئيات كار را توضيح دهيد


نتايج و بحث

•نتايج مهم را خلاصه وار  بيان كنيد

 •اهميت نتايج را ذكر كنيد

•روش هاي ارزيابي و آزمايشات  مورد استفاده در نتايج را طرح كنيد


خلاصه

•ارائه مطالب براي  انتقال مطلب است، نه صرفاً براي صحبت كردن

•گوش دادن مشكل است، كار شما آسان ساختن آن است

 •به شنونده گان فرصت فكر كردن و هضم مطالب را بدهيد

•به وضوح و به طرف حاضرين حرف بزيند

 •تكرار، تكرار و تكرار كنيد

•ذهن حاضرين را در مفاهيم كاري خود درگير كنيد

•خلاصه كنيد

•تمرين، تمرين و تمرين كنيد


منابع•مطالب ارائه شده ترجمه اي است از اسلايد هاي:

•Jonathan I Maletic, Ph.D. •Department of Computer Science •Kent State University


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

تاثير گفتگوي دوستانه در سلامت مغز


علاوه بر آن صحبت كردن با ديگران باعث مي‌شود آرامش ذهني شما تقويت شود و از استرس‌ها و كشمكش‌هاي ذهني كاسته شود.

در ايام نوروز ديد و بازديد و گفتگو با دوستان و آشنايان رونق بسياري دارد. انجام اين كار نه تنها در بهبود روحيه انسان‌ها نقش مهمي دارد، بلكه سلامت مغز را هم بهتر مي‌كند.

مهماني هاي خانوادگي و صحبت كردن با دوستان و آشنايان، نه تنها در بهبود روحيه انسان‌ها نقش مهمي دارد، بلكه سلامت مغز را هم بهتر مي‌كند.

محققان دانشگاه ميشيگان با انجام تحقيقاتي متوجه شدند يك گفتگوي كوتاه 10 دقيقه‌اي با دوستان مي‌تواند مهارت‌هاي ذهني و مغزي انسان را به طور قابل توجهي افزايش ‌دهد. البته اين گفتگوها فقط زماني مفيد است كه كه لحن دوستانه داشته باشند و در صورتي كه حالت بگو مگو و لحن رقابتي به خود بگيرد هيچ تاثيري روي بهبود قابليت‌هاي ذهني انسان نخواهد داشت.

در هنگام صحبت كردن با ديگران و برقراري ارتباطات اجتماعي انسان‌ها تلاش مي‌كنند ذهن طرف مقابل خود را بخوانند و گفته‌هاي احتمالي او را حدس بزنند. در اين مواقع شما مرتب سعي مي‌كنيد خود را به جاي طرف مقابل بگذاريد تا به تفكرات او پي ببريد، اين تلاش‌هاي ذهني در دراز مدت مي‌تواند توانايي ذهني انسان‌ها را افزايش دهد.

علاوه بر آن صحبت كردن با ديگران باعث مي‌شود آرامش ذهني شما تقويت شود و از استرس‌ها و كشمكش‌هاي ذهني كاسته شود.

مطالعات قبلي هم نشان داده بود كه ارتباط داشتن با دوستان خوب شانس زنده ماندن را تا 50 درصد افزايش مي‌دهد. اشخاصي كه دوستان كمي دارند مانند افرادي كه روزانه 15 سيگار مي‌كشند يا الكل مصرف مي‌كنند ممكن است به سلامت خود آسيب وارد كنند.

منبع : عصر ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

رفتار غير كلامي در مقابل رفتار زباني (يا گفتار) به كار برده مي شود و به مجموعه اي از نشانه هاي معنادار حركت اندامها اطلاق مي شود. در كودك انسان آموختن رفتار غير كلامي مؤثر در ارتباط زباني، در كنار كسب مهارتهاي كلامي تحقق مي پذيرد.  برخي محققان معتقدند كه حتي جنبه هايي از رفتار غير كلامي مقدم بر كسب مهارتهاي زباني اند. بيشتر جنبه هاي ارتباط غير‌كلامي مقدم بر كسب مهارتهاي زباني اند؛ وابسته به زبان و فرهنگ. اين رفتارها گاه آگاهانه به كار گرفته مي شوند و گاه به صورت ناخودآگاه تجلي مي يابند.
 
رفتار غير كلامي در جامعۀ ايران تجلي مشهودي در نشان دادن رابطۀ قدرت و همبستگي دارند.اين رفتار را براي مشخص كردن رابطۀ بين سخنگو و مخاطب مي توان در قالب حركت سر، چشمها، نوع نگاه كردن، حالت صورت، حركت دستها و پاها در هنگام نشستن و نوع قرار گرفتن آنها ، نحوۀ ايستادن و نشستن نشان داد.
 
اين رفتار در شكل گيري زمان بين سخنگو و مخاطب نقش دارد و مي تواند در آشكار شدن محتواي محاوره و شكل گيري نظام مند آن مؤثر باشد. قوانين فرهنگي كه نظام ارزشي يك جامعه را در خود دارد، در قالب رفتارهاي غير كلامي معنادار و قابل درك‌اند و به ساختارهاي تفكيك ناپذير زباني متصل اند. اين رفتار همچنين بر‌حسب نوع رابطه بين سخنگويان و مخاطب، جنس و سن و به ويژه در ارتباط با نوع بيان احساسات از يك طبقه به طبقه ديگر و از جامعه اي به جامعۀ ديگر متفاوت است.
 
رفتار غير كلامي همچنين مي تواند در قالب سكوت يا همراه با حركت اندامها باشد، ولي به هر حال فاقد تظاهر آوايي زباني است.   يكي از جالب ترين مقولات در كسب مهارتهاي رفتار غير كلامي، آموختن كاربردهاي سكوت است. رعايت درجۀ نسبي سكوت نزد كودكان و بزرگسالان از جامعه اي به جامعۀ ديگر متفاوت است. به عبارت ديگر در يك جامعۀ فرهنگي سكوت در بافتهاي اجتماعي داراي معني خاص است. اعضاي يك جامعۀ زباني، با شناخت كامل ابعاد معنايي سكوت ، پيام خود را از اين طريق منتقل نموده يا پيام ديگران را درك مي كنند. سكوت را مي توان بيان نوعي احساس عميق دانست يا از آن براي نشان دادن چنان احساساتي استفاده كرد.
 
بنا‌بر‌اين  مي توان نتيجه گرفت كه گفتار پيوسته با  رفتار غير كلامي همراه است، به گونه اي كه رفتار غير كلامي ابعاد دقيق تعابير معنايي جمله را مشخص مي كند.  چنانچه گفتار با رفتار غير كلامي مناسب همراه نباشد يا اگر شيوۀ آن متفاوت باشد، آن گاه ايجاد ارتباط به دليل فقدان ارائۀ اطلاعات كافي به شنونده به شدت مشكل خواهد بود.
 
 
منبع: نادر جهانگيري(۱۳۷۸)، زبان، بازتاب زمان، فرهنگ، و انديشه ، تهران،آگه.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

نوبت گيري در گفتگو

☼ در هر گفتگويي نوعي تعامل اجتماعي صورت مي گيرد، مانند گفتگوي پزشك با بيمار، و  صحبت كردن  در جلسۀ اداري. البته نحوۀ صحبت كردن،  بر اساس بافتهاي متفاوت يكسان نيست. ساختار اين گفتگوها بر اساس  الگوي ” من مي گويم” ، “تو مي گويي” است . اين ساختار نيز برخاسته از نوعي تعامل بنيادي است كه از آغاز زندگي مي آموزيم و اغلب آن را به كار مي گيريم .ساختار مذكور گفتگو نام دارد. در عرصۀ مكالمات حق صحبت كردن وجود دارد و عمل نوبت گيري انجام مي شود. هر گاه اختيار صحبت كردن از پيش تعيين نشده باشد؛ شخص مي تواند تلاش كند تا آن را در اختيار گيرد، اين تلاش را نوبت گيري مي گويند.
 
نوبت گيري كنش اجتماعي به شمار مي رود و بر اساس نظام مديريت مكالمه صورت مي گيرد. نظام مديريت مكالمه در اصل مجموعه عرفهايي است كه براي كسب نوبت ، حفظ يا واگذار كردن آن به ديگران به كار گرفته مي شود. افراد حاضر در گفتگو كساني هستند كه عرصۀ مكالمه را از طريق نوبت گيري حفظ مي كنند. با يكديگر همكاري دارند، به راحتي تغيير نوبت انجام مي دهند و به طور مساوي در اين عرصه شريك اند. در اكثر مواقع گفتگو شامل مشاركت دو نفر يا بيشتر است كه با نوبت گيري، در هر زمان،  تنها يكي از آنها صحبت مي كند.
 
☼ نكته: سكوت طولاني بين نوبتها و همپوشي ( دو گوينده سعي دارند در يك زمان صحبت كنند)  در گفتگوها مقبول نيست.
 
همپوشي: نخستين همپوشي زماني رخ مي دهد كه هر دو گوينده شروع به صحبت كنند. بر اساس نظام مديريت مكالمه ، بهتر است يكي از گويندگان توقف كند و اجازه دهد تا ديگري عرصۀ مكالمه را به دست گيرد. البته گاه همپوشي در مكالمه نشان دهندۀ نزديكي و همبستگي آراء و ارزشهاي دو طرف است.
 
سكوت طولاني: در گفتگوهاي طولاني سخنگويان توقع دارند كه مخاطبانشان نشان دهند كه به حرفهاي آنها گوش مي دهند. براي اين كار راههاي متفاوتي وجود دارد. ارتباط كلامي و به كار بردن جملاتي در پاسخ به سخنان گوينده،  لبخند زدن،  تكان دادن سر ، حركات چهره، استفاده از اصوات و واژه هاي مختلف مانند “عجب”، “آره”، ” اِ. ..” . اين گونه پاسخها نشان مي دهند كه شنونده بحث را دنبال مي كند و اعتراضي به گفته هاي گوينده ندارد. به كار گيري جملات و اصوات در گفتگوي تلفني لازمتر تر است ، تا گوينده مطمئن شود كه مخاطب هنوز به سخنان او گوش مي دهد.
 
منبع:
 
جرج يول(۱۹۴۵)، كاربرد شناسي زبان ،  ترجمۀ محمود عموراده مهديجردي و منوچهر توانگر(۱۳۸۹)، تهران ، انتشارات سمت.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

آداب بحـــث و گفتــــگو

چندقاعده براي بحث و گفتگوي مفيد :


احترام به فردي كه طرف دوم بحثمان است

معرفي وشناختن ولو اندك طرفين مباحثه لازم است بخصوص در فضاي مجاز "بهر حال هر كس ميتواند خود را همانطور كه ميخواهد معرفي كند "
پس بايد برتبعات معرفي خود بماند چون ممكن است من ادعاي تبحر در علوم پزشكي كنم " آنگاه كه در سنگ محك مباحثه طبابت قرار گرفتم شان وادعايم شناخته شود.
ضمنا هركس در مباحثه شركت ميكند باهراندازه دانشي كه دارد قابل احترام است"نبايد بحث جمعي محدود به دونفرشود.


لجبازي وحرف زور ممنوع

گاهي هدف از گفتگو "انكار خود گفتگوست ! و سپس غلبه بر طرف مقابل ان هم با حرف زور و فاقد منطق " يعني با اينكه مي داند سخنش درست نيست"
اما باز هم بر آن پافشاري مي كند و كار را به " جدال و لجبازي " مي كشاند
هدف چنين كساني از گفتگو روشن شدن حق و امثال آن نيست بديهي است مناظره ها و گفتگو هايي كه چنين اهدافي را دنبال مي كنند ...
علاوه بر اتلاف وقت سبب تقويت خوي منيت و خودخواهي و خود نمايي ميشود.


حق باشماست من اشتباه كردم


بناي بحث بر پيروي از واقعيت بر اساس حرف حساب است .
هيچ يك از طرفين گفتگو نبايد به هر قيمتي در صدد اثبات سخن خود باشد . بلكه بايد مبنا را بر پذيرش حق بگذارند .
و هرگاه هركدام از آنان متوجه اشتباه خود شد صادقانه به اشتباهش اعتراف نمايد . و هرگز خطاي معرفتي و علمي خود را با خطاهاي اخلاقي نپوشانند .
همه ما معمولا كسي را كه به اشتباهش صادقانه اعتراف ميكند و متواضعانه عذر خواهي ميكند را بيشتر دوست داريم"اينطور نيست؟


شخصيت زدگي


يكي از آفات و آسيب هاي گفتگو ، اين است كه به جاي استدلال براي نظر خود ، شخصيت محور شويم.
به جاي انكه افرادرا با حق بسنجيم حق را به مسلخ اشخاص مي بريم و به جاي برخورد منطقي با استدلال هاي طرف مقابل ، به تقليد كوركورانه از الگوي مان افتخار كنيم.


يك مقدار آرام تر جانم


سلاح منطق و استدلال به مراتب موثرتر از سلاح خشم وغضب است .
اولين آفت و ضرر خشونت و غضب در گفتار نصيب خود فرد مي شود .
پس آروم باشيم اينطوري بهتر حرف هاي يكديگر رو مي فهميم بعبارت ديگر:وقتي عصباني هستيم دست به كيبورد نزنيم ....


تاكيد بر نقاط مشترك


دو يا چند نفر زماني مي توانند به گفتگو بپردازند كه مشتركاتي با يكديگر داشته باشند و الا اگر بر سر هيچ مسئله اي با يكديگر توافق نداشته باشند
امكان برقراري گفتگو ميان آن ها نخواهد بود لازم است حداقل زبان يكديگررابفهمند..
هم وطن هم كيش و...


درك موضوع بحث ووفاداري به ان


لازمه يك گفتگوي سازنده و مفيد اين است كه طرفين نسبت به موضوع بحث و ابعاد آن آگاهي لازم را داشته باشند
اشراف مباحثه كنندگان نسبت به موضوع بحث موجب مي شود دقيقا بدانند كه در صدد اثبات يا نفي چه چيزي هستند و براي اثبات نظريه ي خود بايد از كجا شروع كنند
و در كجا بحث را پايان دهند و به اصل موضوع پابند باشند و با حاشيه روي از كانون بحث دور نشوند.


توجه به گفته نه گوينده


طرفين در طول بحث و گفتگوي خود همواره بايد به بررسي ادله و مستندات يكديگر بپردازند
و هرگز نبايد اجازه دهند كه مسائل حاشيه اي چون انگيزه خواني و بيان اهداف و نيات سوء طرف مقابل و امثال آن در روند گفتگو اخلال ايجاد نمايند.
به تعبير ديگر ادب گفتگو اقتضا مي كند كه " گفته " و " انگيخته " مورد بررسي و قضاوت قرار گيرد و نه " گوينده " و " انگيزه " .


جدال براي توجيه كردن


گاهي متوجه موضع حرف نادرست خويش ميشويم اما عجيب اصرار بردرست بودن آن مينماييم "بد است"
اتفاقا كساني كه تلاش مي كنند تا حرف هاي اشتباه خود را به هر قيمتي توجيه نمايند و بر اشتباهات شان سرپوش نهند در اصل اعتماد ديگران را از خود سلب مي كنند .
و نتيجه ي اين مي شود كه سخنان درست و صحيح آنان نيز مورد توجه ديگران قرار نمي گيرد .

چند آيه در اين مورد :

1. گفتگو و مناظره بايد «بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ» (نحل ، 125) باشد : حق ، عدالت ، درستى ، امانت ، راستى و صدق بر آن حكومت كند و از هرگونه توهين ، تحقير ، خلاف گويى و استكبار خالى باشد و خلاصه تمام جنبه هاى انسانى آن حفظ شود .

2 . در گفتگو بايد با نرمى سخن گفت تا اين كه مردم و طرف مقابل جذب شوند ، متذكّر شوند و راه را پيدا كنند . (طه ، 44)

3 . گفتگو نبايد به نزاع و كشمكش تبديل شود ; چرا كه سببِ از ميان رفتن قدرت و هيبت انسان مى شود . (انفال ، 46)

http://www.daneshju.ir/forum/f947/t100282.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

آداب جواب دادن تلفن
 
1- هميشه سعي كنيد مردان تلفن را جواب بدهند.

2ـ اگر شماره مشخص بود و مي دانيد كه از افراد درجه يك خانوادگي است ، حال شما بانوي محترم مي توانيد تلفن را جواب دهيد .
3ـ عادت كنيد شماره تلفن خانه تان را به هر دوست و آشنايي ندهيد . بعضي ها شماره تلفن خانه راحتي به غريبه ها هم مي دهند . اين اشتباه محض است .
4ـ در صورت نبود شوهر اگر زن گوشي را برداشت با صدايي نازك و آرام صحبت نكند بلكه خيلي جدي و خلاصه ، اين براي شما بهتر است .
5ـ اگر شماره غريبه افتاد و مرد خانه نيست و نمي دانيد شماره چه كسي است بر نداريد بهتر است اما اگر برداشتيد به روش فوق عمل كنيد .
6ـ هرگز با مرد نامحرم گرم صحبت نشويد كه وارد خطرات زيادي خواهيد شد .
7ـ اگر شخصي مزاحم تلفني شماست و شما مي دانيد كه از تلفن همگاني است هرگز گوشي را بر نداريد ، بالاخره مأيوس مي شود وگرنه اگر گوشي را برداشتيد و فحاشي كرديد يقيناً آن شخص پر روتر مي شود .
8ـ تلفن يك وسيله ارتباطي سالم براي مواقع ضروري است نه مزاحم شدن و پر حرفي و يا وسيله بازي ، پس قدرش را بدانيد .
9ـ در هنگام معرفي كردن خود در پشت تلفن ، به آنچه كه در عرف جامعه مشهور هستيد خود را به طرف مقابل معرفي كنيد زيرا شناختن افراد در پشت تلفن كمي مشكل است . مثلاً اگر همه شما را با اسم دكتر احمدي مي شناسند شما هم خود را اينگونه معرفي كنيد . سلام دكتر احمدي هستم ، اين نشانه غرور نيست بلكه مخاطب شما سريعتر به هوييتان پي مي برد
اين يعني صرفه جويي در وقت و اقتصاد . و جلوگيري از بروز سوء تفاهم ها


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 
  الزامات اخلاقي گفتگو 
 

  
 در ميان بحثهايي كه در باب مباني نظري گفتگو مطرح هستند يكي الزاماتي اخلاقي است كه انسان را به گفتگو كردن وا مي‌دارند. اينكه چه الزاماتي گفتگو را شروع مي‌كنند و كدامها آن را ادامه مي‌دهند و عاقبت اينكه چه ارزشهايي بايد در يك گفتگوي سالم در نظر گرفته شوند.

گفت و گو اتفاقي در ساحت زبان است اما اين عبارت كلان نمي تواند به تمامي معرف گفت و گو باشد، چراكه ما اتفاقات زباني  ديگري نيز چون: شعر، علم ، فلسفه و عرفان داريم و بدين رو بايد بر خصيصه هاي ديگري براي گفت و گو دست گذاشت. براي تعيين مشخصه هاي گفت و گو و تمايز آن با ديگر گستره هاي زباني مي توان آن را در سه محور معرفتي، اخلاقي و وجودي به بررسي نشست:

الف. گفت و گو به مثابه روشي معرفتي:

 اساس معرفتي گفت و گو اين است كه " ديگري و خود" به عنوان طرفين گفت و گو اشتباه مي كنند اما اين حق را دارند كه اشتباه كنند و درباب اشتباهات خود به گفت و گو بپردازند. پيش فرض بنيادين معرفتي گفت و گو اين است كه حق مجسم و مجسمه حق جايي موجود نيست و حقيقتهاي گوناگون نزد افراد گوناگوني هستند .

در اين ديدگاه حقيقت، شبكه و منظومه اي است كه از كنار هم قرار دادن حقايق گوناگون به دست مي آيد و در اين ميان ، گفت و گو ابزار مهم و اصلي كنار هم چيدن حقايق متكثر براي بازسازي وحدانيت و هويت حقيقت است. در اين فضاست كه گفت و گوي فردي كه خويشتن را حق مجسم و مجسمه حق مي پندارد چيزي جز حركت متكلفانه و تعارف منشانه معني نمي دهد.

فردي كه تنها از آن رو به دامن گفت و گو توسل مي جويد كه ديگران را به ساحت حقانيت و هدايت بازگرداند بدون آنكه اين نكته را پيش فرض خود گرفته باشد كه خودش نيز انسان است و انسان به تعبيري، حوزه اي محدود اما واقف به محدوديت خود است سودي از ماجراي گفت و گو نخواهد برد. انسانيت انسان از آنجا شروع مي شود كه وي به محدوديت هاي خود از جمله جهلهاي خود واقف شود و كسي كه محدوديتهاي ذاتي و تبعي معرفتي خود را مدنظر نداشته باشد شرط اوليه و بنيادين گفت و گو را ناديده گرفته است.

گفت و گو اتفاقي در زبان و بنابراين يك بازي زباني است، ازاين رو در آن در اولين سطح،  تكثر فهم ها و تلقي ها برجسته مي شود و اين نكته وزن پرسش و سوال را در گفت و گو پررنگ مي كند. همان طور كه علم و فلسفه و ديگر حوزه هاي معرفتي بشر با پرسش آغاز مي شوند گفت و گو نيز بر پرسش متكي است. اگر پرسش پارسايي ذهن است - كه هست - و اگر معارف ما به قد و قامت پرسشهاي ما هستند آنچه در گفت و گو فرمان و زمام را در دست مي گيرد پرسشهاي ما ست. پرسشهاي نيكو،  روند گفت و گو را بهبود مي بخشند و مانع از آن مي شوند كه گفت و گو به تك گويي يا هرزه گويي مبدل شوند؛ پرسشها،  دريچه ها ي نوين و بديعي را به عرصه هاي نامكشوف ارزاني مي دارند.

در باب گستره معرفتي گفت و گو تذكار اين نكته ضروري است كه بازي زباني فرض كردن گفت و گو و سخن راندن از حقهاي متكثر ، مي توانند ما را بدان سمت رهنمون سازند كه قواعد گفت و گو را فراتر از نفس و نقش آن در نظر نگيريم و به ساخته شدن آن قواعد ضمن عمل گفت و گو باور داشته باشيم اما حق آن است كه بازي زباني فرض كردن گفت و گو و قايل شدن به حقهاي متكثر الزامآ حركت گفت و گو در ذيل يك سرمشق و بنابراين نسبي كردن معرفت و گفت و گو معني نمي دهد.  يعني در گفت و گو هم مي توان و هم بايد قايل به قواعد عام و مورد توافق بود .

ب. اخلاق گفت و گو:

مقوله اخلاق هميشه و همه جا پس از ظهور ديگري مطرح مي شود و اين البته پيشاپيش منوط به ظهور "خود" و "فرديت" است. به همين جهت مي توان فرديت را در جايي با وجدان اخلاقي و دغدغه هاي ارزشي معادل گرفت و عالي ترين نمود و نماد فرديت را كلنجار رفتن با دغدغه هاي اخلاقي به حساب آورد.

در گفت و گو ، "ديگري" و بنابراين معضلات اخلاقي بوفور و بوضوح يافت مي شوند و با پررنگ شدن فرد، پرسشهاي اخلاقي گستره گفت و گو را در بر مي گيرند. "ديگري" اگر پرسش اخلاقي نيافريند ديگري نيست و تنها در يك گفت و گوي سالم و بهينه "ديگري" بتمامي خود را برآدمي عرضه مي كند. از اين عرضه، البته دغدغه ها و حساسيتهاي اخلاقي مي جوشند و بدين روي ، گفت و گو نه تنها معلول پرسشهاي اخلاقي كه علت آنها نيز به حساب مي آيد.

اگر ديگري ديدگاههاي متفاوتي دارد و اگر ديگري در فضاي هنجاري خاصي قرار دارد و اگر او حتي در سرمشق گوناگوني جاي مي گيرد اينها همه به پررنگ شدن "ديگري" و زايش پرسشها و دغدغه هاي اخلاقي مهم و جدي ياري مي رسانند. از اين رو، در يك گفت و گوي سالم و بهينه كه هم پرسش هست و هم ديگرگون بودن و هم چشم اندازها