مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3099
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 15
همه : 5164062
(( 1 ))

دست او آيا نخواهد چيد

سيب را از شاخه اميد

نونهال مهر را پر بار

چشم او آيا نخواهد ديد؟


- نه نخواهد ديد

- دست او از شاخه اميد

- ميوه شيرين نخواهد چيد



***

باز مي گردد، دريغا بازگشت او

نيشخند دره ها را تاب نتواند

پيش طعن كوهها از شرم گشتن آب نتواند

باز مي گردد و مي خواند :

((‌ دره اي آغوش بگشوده

(( جاودان آغوش بگشوده

(( انتظارت چيست ؟

(( كارت چيست ؟

(( هان پذيرا ميشوي اين عابر آواره را در خويش ؟

(( اين پريشان خورده سر بر سنگ را، دلريش ؟

(( دره، آيا اين پريشان را ز درگاهت نمي راني ؟

(( جاودان در گرمي آغوش خاموشت -

نمي خواني ؟


دره خاموش است

دره سر تا پاي آغوش است

*****

(( 2 ))

و سكوتي سرد و صامت

در فضا گسترده سنگين بال

ناگهان پژواك « واي » مرد در دره طنين افكند

جغد زد شيون

چرخ زد كركس

دره زد لبخند


حميد مصدق

 

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد
گروهي بر آنند كه اين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد آنجا بميرد
شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد
چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد
تو درياي من بودي آغوش باز كن
كه مي خواهد اين قوي زيبا بميرد

شادروان دكتر مهدي حميدي شيرازي

 

گل باغ آشنايي

گل من ، پرنده اي باش و به باغ باد بگذر.
مه من ، شكوفه اي باش و به دشت آب بنشين.
گل باغ آشنايي ، گل من ، كجا شكفتي
كه نه سرو مي شناسد
نه چمن سراغ دارد؟
نه كبوتري كه پيغام تو آورد به بامي
نه به دست مست بادي خط آبي پيامي.
نه بنفشه يي،
نه جويي
نه نسيم گفت و گويي
نه كبوتران پيغام
نه باغ هاي روشن!
گل من ، ميان گلهاي كدام دشت خفتي؟
به كدام راه خواندي
به كدام راه رفتي؟
گل من
تو راز ما را به كدام ديو گفتي؟
كه بريده ريشه مهر، شكسته شيشه ي دل.
منم اين گياه تنها
به گلي اميد بسته.
همه شاخه ها شكسته.
به اميدها نشستيم و به يادها شكفتيم.
در آن سياه منزل،
به هزار وعده مانديم
به يك فريب خفتيم...

محمود مشرف تهراني ( م.آزاد )

 

وقتي كه من بچه بودم

وقتي كه من بچه بودم
پرواز يك بادبادك
مي بردت از بام هاي سحر خيزي ي پلك
تا
نارنجزاران خورشيد
آه
آن فاصله هاي كوتاه
وقتي كه من بچه بودم
خوبي زني بود
كه بوي سيگار ميداد
و اشكهاي درشتش
از پشت آن عينك ذره بيني
با صوت قرآن مي آميخت
وقتي كه من بچه بودم
آب و زمين و هوا بيشتر بود
و جيرجيرك
شبها
در متن موسيقي ماه و خاموشي ژرف
آواز مي خواند
وقتي كه من بچه بودم
لذت خطي بود
از سنگ
تا زوزه آن سگ پير رنجور
آه
آن دستهاي ستمكار مظلوم
وقتي كه من بچه بودم
مي شد ببيني
آن قمري ناتوان را
كه بالش
زين سوي قيچي
با باد مي رفت
مي شد
آري
مي شد ببيني
و با غروري به بيرحمي بي ريايي
تنها بخندي
وقتي كه من بچه بودم
در هر هزاران و يك شب
يك قصه بس بود
تا خواب و بيداري خوابناكت
سرشار باشد
وقتي كه من بچه بودم
زور خدا بيشتر بود
وقتي كه من بچه بودم
بر پنجره هاي لبخند
اهلي ترين سارهاي سرور آشيان داشتند
آه
آن روزها گربه هاي تفكر
چندين فراوان نبودند
وقتي كه من بچه بودم
مردم نبودند
وقتي كه من بچه بودم
غم بود
اما
كم بود

اسماعيل خويي

 

باچتر آبيت به خيابان كه آمدي
حتماً بگو به ابر به باران كه آمدي

نم نم بيا به سمت قراري كه درمن است
از امتداد خيس درختان كه آمدي!

امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده روئيت بنمايان كه آمدي

فواره هاي يخ زده يكباره واشدند
تا خورد بر مشام زمستان كه آمدي

شب مانده بود و هيبتي از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ايوان كه امدي

زيبايي رها شده در شعر هاي من!
شعرم رسيده بود به پايان كه آمدي

...پيش از شما خلاصه بگويم ـ ادامه ام
نه احتمال داشت نه امكان كه آمدي

...گنجشگها ورود تو را جار مي زنند
آه اي بهار گمشده ...اي آنكه آمدي!

فرهاد صفريان

 

آن ها

دين راهگشا بود و تو گمگشته‌ي ديني

ترديد كن اي زاهد اگر اهل يقيني

آهو نگران است ، بزن تير خطا را

صياد دل از كف شده ! تا كي به كميني ؟

اينقدر ميانديش به دريا شدن اي رود

هرجا بروي باز گرفتار زميني

مهتاب به خورشيد نظر كرد و درخشيد

هر وقت شدي آينه ، كافيست ببيني

اي عقل بپرهيز و مگو عشق چنان است

اي عشق كجايي كه ببينند چنيني

هم هيزم سنگين‌ سري دوزخياني

هم باغ سبك‌ مايه‌ي فردوس بريني

اي عشق ، چه در شرح تو جز «عشق» بگوييم ؟

در ساده‌ترين شكلي و پيچيده‌تريني


فاضل نظري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
خيام ظلمتيان را ، فضاي نور كني
به ذهن ظلمت اگر لحظه¬اي خطور كني
نشسته¬ ام به عزاي چراغ مرده¬ي خود
بيا كه سوك مرا، اي ستاره ! سور كني
براي من ، همه ، آن لحظه است ، لحظه¬ي قدر
كه چون شهاب ، در آفاق شب عبور كني
هنوز مي¬شود از شب گذشت و روشن شد ،
اگر تو - طالع موعود من ! - عبور كني
تراكم همه¬ي ابرهاي زاينده !
بيا كه يادي از اين شوره ¬زار دور كني
كبوتر افق آرزو ! خوشا گذري
براين غريب ، بر اين برج سوت و كور كني
چه مي¬شود كه شبي ، اي شكيب جادويي
عيادتي هم از اين جان ناصبور كني؟
نه از درنگ ، ز تثبيت شب هراسانم
اگر در آمدنت بيش از اين ، قصور كني

حسين منزوي

 

آن عاشقان شرزه كه با شب نزيستند

رفتند و شهر خفته ، ندانست كيستند

فريادشان تموج شط حيات بود

چون آذرخش در سخن خويش زيستند

مرغان پرگشوده طوفان كه روز مرگ

دريا و موج و صخره برايشان گريستند

مي گفتي٬ اي عزيز :«سترون شده ست خاك»

اينك ببين برابر چشم تو چيستند:

هر صبح و شب به غارت طوفان روند و باز

باز٬ آخرين شقايق اين باغ نيستند

شفيعي كدكني

 

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابي ست هوا؟
يا گرفته است هنوز ؟
من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است
آفتابي به سرم نيست
از بهاران خبرم نيست
آنچه مي بينم ديوار است
آه اين سخت سياه
آن چنان نزديك است
كه چو بر مي كشم از سينه نفس
نفسم را بر مي گرداند
ره چنان بسته كه پرواز نگه
در همين يك قدمي مي ماند
كورسويي ز چراغي رنجور
قصه پرداز شب ظلماني ست
نفسم مي گيرد
كه هوا هم اينجا زنداني ست
هر چه با من اينجاست
رنگ رخ باخته است
آفتابي هرگز
گوشه چشمي هم
بر فراموشي اين دخمه نينداخته است
اندر اين گوشه خاموش فراموش شده
كز دم سردش هر شمعي خاموش شده
ياد رنگيني در خاطرمن
گريه مي انگيزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد مي گريد
چون دل من كه چنين خون ‌آلود
هر دم از ديده فرو مي ريزد
ارغوان
اين چه راز ي است كه هر بار بهار
با عزاي دل ما مي آيد ؟
كه زمين هر سال از خون پرستوها رنگين است
وين چنين بر جگر سوختگان
داغ بر داغ مي افزايد ؟
ارغوان پنجه خونين زمين
دامن صبح بگير
وز سواران خرامنده خورشيد بپرس
كي بر اين درد غم مي گذرند ؟
ارغوان خوشه خون
بامدادان كه كبوترها
بر لب پنجره باز سحر غلغله مي آغازند
جان گل رنگ مرا
بر سر دست بگير
به تماشاگه پرواز ببر
آه بشتاب كه هم پروازان
نگران غم هم پروازند
ارغوان بيرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار مني
ياد رنگين رفيقانم را
بر زبان داشته باش
تو بخوان نغمه ناخوانده من
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من


هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سايه)

 

وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما

چونانكه بايدند

نه بايدها...

مثل هميشه آخر حرفم

وحرف آخرم را
با بغض مي خورم

عمري است

لبخندهاي لاغر خود را

دردل ذخيره مي كنم:

باشد براي روز مبادا!

اما

در صفحه هاي تقويم

روزي به نام روز مبادا نيست

آن روز هرچه باشد

روزي شبيه ديروز

روزي شبيه فردا

روزي درستمثل همين روزهاي ماست

اما كسي چه مي داند؟

شايد

امروزنيز روزمبادا

باشد!

وقتي تونيستي

نه هست هاي ما

چوانكه بايدند

نه بايدها...

هرروز بي تو

روز مباداست!

قيصر امين پور

 

به حسن و خلق و وفا ، كس به يار ما نرسد
تو را در اين سخن ، انكار كار ما نرسد


اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند
كسي به حسن و ملاحت ، به يار ما نرسد


به حق صحبت ديرين كه هيچ محرم راز
به يار يك جهت حق گزار ما نرسد


هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكي
به دلپذيري نقش نگار ما نرسد


هزار نقد به بازار كائنات آرند
يكي به سكه صاحب عيار ما نرسد


دريغ قافله عمر كان چنان رفتند
كه گردشان به هواي ديار ما نرسد


دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
كه بد به خاطر اميدوار ما نرسد


چنان بزي كه اگر خاك ره شوي كس را
غبار خاطري از ره گذار ما نرسد


بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او
به سمع پادشه كامگار ما نرسد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]

ﻧﻘﺶﮐﻠﻤﻪ در ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي «ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار»: ﭘﺪﯾﺪه ﺗﻠﻘﯿﻦ

«ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار» ﭘﺪﯾﺪهاي اﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ ﺧﺎﺻﯽ اﻣﮑﺎن وﻗﻮع ﭘﯿــﺪا ﻣﯽﮐﻨـﺪ.

ﭘﮋوﻫﺶﺣﺎﺿﺮ ﮐﻮﺷﯿﺪ ﺗﺎ درونﻣﺎﯾﻪ ﯾﮑﯽ از ﺷﯿﻮهﻫﺎي «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ» راﯾــﺞ در ﺟﺎﻣﻌـﮥ اﯾـﺮان

ﺑﺮاي درﻣﺎن ﻣﺸﮑﻼت رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺳﺎزوﮐﺎر زﯾﺮﺳﺎز اﯾﻦ ﺷﯿﻮه را ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨــﯽ ﺑـﺮ ﺗﻠﻘﯿـﻦ و

اﯾﺠﺎد ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار اﺳﺖ، ﮐﺎوش و ﻧﻘﺪﮐﻨﺪ. ﻣﻮاد ﻣﻮرد آزﻣﻮن در اﯾــﻦ ﭘﮋوﻫـﺶ، دو ﻧـﻮار

ﺻﺪا از ﺑــﻮد ﮐـﻪ ﺑـﻪﻃﻮر ﺗﺼـﺎدﻓﯽ از ﻣﯿـﺎن ﻧﻮارﻫـﺎيﺻـﺪاي ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ اﯾـﻦﮔﻮﻧـﻪ

«ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽﻫﺎ» اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ. ﮐﻠﻤﺎت دو ﻧﻮارﺗﻮﺳﻂ دو ارزﯾــﺎب ﻣﻘﻮﻟـﻪ ﺑﻨﺪي و ارزﯾـﺎﺑﯽ ﺷـﺪ.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ در ذﻫﻦ ﻫﻤﮕﺎن ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎي

ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ، ﻧﻈﯿﺮ ﻟﺬت، ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺧﻮرده (ﯾﺎ ﺷﺮﻃﯽﺷﺪه) اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮر ﭼﺸﻤﮕﯿﺮي ﺑــﺎﻻ اﺳـﺖ. در

ﭼﻬﺎرﭼﻮب اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶدرﺑﺎرۀ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬارﻧﺪه ﺑﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪ «ﺗﻠﻘﯿﻦ» و ﻣﻘﺎﯾﺴــﻪ آن

ﺑﺎ «ﺗﻤﺮﯾﻦ» ﺑﺤﺚ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

ﻣﻘﺪﻣﻪ

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ در دو دﻫﻪ اﺧــﯿﺮ، ﺑـﺎ ﺗﻮﺟـﻪﺑـﻪ ﻧﯿـﺎز روزاﻓـﺰون

ﺟﺎﻣﻌﻪ اﯾﺮان ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺎت روانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﺑﺮاي درﻣﺎن ﻣﺸﮑﻼت رواﻧﯽ و

رﻓﺘﺎري، ﻣﻮج ﻓﺮآوردهﻫﺎي ﻧﻮﺷﺘﺎري، ﺷﻨﯿﺪاري و دﯾﺪاري زﯾﺮ ﻋﻨﻮان

«روانﺷﻨﺎﺳﯽ» ﺑﻪﻃﻮر ﻓﺰاﯾﻨﺪهاي «وﯾﺘﺮﯾﻦ» ﺑﺎزار را ﭘﺮ ﮐﺮده اﺳﺖﮐــﻪ

اﻧﮕﯿﺰشاﺛﺮ ﻣﯽﮔﺬارد (ﻟﻮﻧﺪ، 1998 و 2000).

وﺟﻪ ﻏﺎﻟﺐ رواندرﻣﺎﻧﯽﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽ و ﻣﻌﺘــﺒﺮ، ﮐـﺎر روي ﻧﮕـﺮش،

ﻓﮑـﺮ، ﻣﻔـﻬﻮم ﺳـﺎزي و ﻣﻌـﺎﻧﯽ ﺗﺠـﺎرب ﺣـﺎل و ﮔﺬﺷـﺘﻪ و ﺑﺎزﺳــﺎزي

آﻧﻬﺎﺳﺖ (ﺑﮏ، 1993؛ ﮐﻼركو ﻓﺮﺑﺮن، 1997). درواﻗــﻊ «ﺗﻤﺮﯾـﻦ»

ﻋﻤﻠﯽ، ﭼــﻪ درﺧـﻼل ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺸـﺎوره و درﻣـﺎن و ﭼـﻪ ﺑـﻪ ﺻـﻮرت

اﺟﺮاي ﯾﮏﺗﮑﻠﯿﻒدر ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻃﺒﯿﻌﯽ زﻧﺪﮔﯽ ﻓﺮد، ﺷﺮاﯾﻂ را ﺑــﺮاي

ﺗﻐﯿﯿﺮات دﯾﺮﭘﺎ و ﭘﺎﯾﻨﺪه ﻓﺮاﻫﻢ ﻣــﯽ ﺳـﺎزد. ﺷـﯿﻮهﻫﺎي راﯾـﺞ ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ

ﺗﻠﻘﯿـﻦﭘﺬﯾـﺮي، ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از ﺟﺎﯾﮕـﺎه ﺑﺮﺗـﺮ (authority)، ﻣﻘﺒﻮﻟﯿــﺖ،

ﺗﺠﺮﺑﻪ و ﻓﺮﻫﻤﻨﺪي(charisma) ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ(healer)، اﺑﺘﺪا ﺑــﺎﻋﺚ

ﺧﺸﻨﻮدي ﻣﺮاﺟﻊ و ﻣﺨﺎﻃﺐﺧﻮد ﻣﯽ ﺷﻮد، وﻟﯽ اﯾﻦﺧﺸﻨﻮدي دﯾﺮﭘــﺎ

ﻧﯿﺴﺖو ﭘﺲاز ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ رﻧــﮓﻣـﯽ ﺑـﺎزد (ﻓﺮاﻧـﮏو ﻓﺮاﻧـﮏ،

1991). درواﻗﻊ، ﻓــﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶﺑـﺎ ﻋﻠـﻢ و آﮔـﺎﻫﯽ از اﺛـﺮ ﺗﻠﻘﯿـﻦ، از

ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮي در ﻣﺨﺎﻃﺐرا ﻓﺰوﻧﺘﺮ ﮐﻨﺪ،

ﺳﻮد ﻣﯽﺑﺮد. اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻮر، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﺷﻌﺮ، ُﺗﻦ ﺻﺪا، ﻟﺤﻦ ﺻﺤﺒــﺖ،

ﺗﺒﻠﯿﻐﺎت، روشﻫﺎي ﺗﺤﺮﯾﮏاﺣﺴﺎﺳﺎت، دراﻣﺎﺗﯿﮏﮐــﺮدن ﺻﺤﻨـﻪ و

…ازﺟﻤﻠــﻪ ﺷــﮕﺮدﻫﺎﯾﯽ اﺳــﺖﮐــﻪ در ﮐﻨــــﺎر ﺳـــﻮد ﻫﻨﮕﻔـــﺖ

ﺑـﺮﮔﺰارﮐﻨﻨـﺪﮔـﺎن، اﯾـﻦﮔﻮﻧـﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸـﯽ را ﺑـﻪ ﻣﻔـﻬﻮم ﺷــﺎرﻻﺗﺎﻧﯿﺰم

ﻧﺰدﯾﮏﻣﯽﺳﺎزد. در اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻼشﺷﺪه ﺗﺎ ﺑﺎﺑــﻪﮐﺎرﮔـﯿﺮي روش

ﺷﻨﺎﺳﯽ ﮐﯿﻔﯽ، اﯾﻦ ﺷﯿﻮۀ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ» ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽﻗﺮار ﮔﯿﺮد.

روش

ﻣﻮاد آزﻣﻮدﻧﯽ

ﻣﻮاد ﻣﻮرد آزﻣﻮن در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، دو ﻧﻮار ﺻﺪا ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑــﻪﻃﻮر

ﺗﺼـﺎدﻓﯽ از ﻣﯿـﺎن ﻧﻮارﻫـﺎي ﺻـﺪاي ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺨﺘﻠـﻒ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺸـــﯽ»

(ﻧﺎﻣﮕﺬاري از ﺳﻮي ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ اﺳــﺖ) اﻧﺘﺨـﺎب ﺷـﺪ. اﯾـﻦ

ﺟﻠﺴﺎت در ﻗﺎﻟﺐﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎي ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ –اﻏﻠﺐﺗﮏﺟﻠﺴﻪاي- ﺑﺮﮔــﺰار

ﻣﯽ ﺷﺪ. ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ ﯾﮏﻧﻔﺮ ﻓﺮد «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ» ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻣﯽ ﮐــﺮد. در

ﻫﺮﺟﻠﺴـﮥ ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ و ارﺷـﺎد، ﺟﺮﯾـــﺎن ﯾــﮏﻃﺮﻓــﻪﮐﻠﻤــﺎت ﻓــﺮد

«ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ»، ازﺳﻮي وي ﺑﻪ ﺳﻮي ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن -ﮐﻪ ﮔﺎه ﺑﺎﻟﻎ ﺑﺮ ﻫﺰار ﻧﻔــﺮ

ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ- ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽ ﺷﺪ. ﻣﺪت ﮐﻞ ﻫﺮﮐﺪام از ﻧﻮارﻫــﺎ ﺣـﺪود ﯾـﮏ

ﺳﺎﻋﺖو ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ دو ﺟﻠﺴﮥ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﻮد. ﻣﺤﺘﻮاي ﻫﺮ ﻧﻮار ﺷﺎﻣﻞ در

ﺑﺨﺶﻫﺎﯾﯽ از ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ در ﻟﺤﻈﻪﻫﺎي ﻫﯿﺠــﺎﻧﯽ، ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ ﻧـﯿﺰ

ﺑﻪ ﮔﻔﺘــﺎر اﺿﺎﻓـﻪ ﻣﯽﺷـﺪ. ﮐـﻞ ﮐﻠﻤـﺎت ﺗﻮﻟﯿـﺪﺷـﺪه در ﻫـﺮ دو ﻧـﻮار

17576 ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮد.

ارزﯾﺎﺑﺎن

دو ﻣﺘﺨﺼﺺروانﺷﻨﺎﺳﯽ ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و روانﺷﻨﺎﺳﯽ ﺗﺮﺑﯿﺘــﯽﺑﺮاﺳـﺎس

ﻣﺘﻦ ﭘﯿﺎده ﺷﺪه، ﺑﻪ ﺑﺮرﺳﯽ و ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي ﻣﺤﺘــﻮاي دو ﻧـﻮار ﭘﺮداﺧﺘﻨـﺪ.

درواﻗﻊ، دو ارزﯾﺎب در اﺑﺘﺪا ﺑﻪﻃﻮر ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ دوﺑﺎر ﻧﻮارﻫﺎ را ﮔﻮشو

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي اوﻟﯿﻪ را اﺳﺘﺨﺮاج ﮐﺮدﻧﺪ. ﺳــﭙﺲﻣﺘـﻦﻧﻮﺷـﺘﺎري در ﻫﻔـﺖ

ﺟﻠﺴﻪ ﻣﺸﺘﺮكﯾﮏﺳــﺎﻋﺘﻪ ﺑـﺎزﺧﻮاﻧﯽ ﺷـﺪ و ﺑـﺎﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي

ﺗﻮاﻓﻖ ﺷﺪه، ﮐﻠﻤﺎت و اﺻﻄﻼﺣﺎت، ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي و ﺑــﻪ ﻣـﺮور، ﻓﺮاواﻧـﯽ

آﻧﻬﺎ در ﺳﺮاﺳﺮ ﻣﺘﻦ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷــﺪ. ﭼﻨﺎﻧﭽـﻪ اﺑـﻬﺎﻣﯽ در ﻣﺘـﻦ ﻧﻮﺷـﺘﺎري

وﺟﻮد داﺷﺖ، ﺑﺮاي اﻃﻤﯿﻨﺎن و ﺗﺼﻤﯿﻢﮔــﯿﺮي ﺑـﻪ ﻧـﻮار ﺻـﺪا ﻣﺮاﺟﻌـﻪ

ﻣﯽﺷﺪ. ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪيﻫﺎ ﻓﻘﻂ درﺻﻮرت ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﺪ.

ﻣﻮارد اﺧﺘﻼﻓﯽ ﯾﺎ ازﻃﺮﯾﻖ ﺑﺤﺚو ﻗﺎﻧﻊﺳﺎزي ﺑﻪﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ اﻓــﺰوده ﯾـﺎ از

ﮐﻞ ﮐﺎر ﮐﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ.

ﺷﯿﻮه اﺟﺮا

اﺑﺘﺪا از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻧﻮارﻫﺎي ﺟﻠﺴــﺎت ﻣﮑـﺮر «ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽ و ارﺷـﺎد»

ﯾﮏﻧﻔﺮ «ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ»، دو ﻧﻮار ﺑﻪ ﻃــﻮر ﺗﺼـﺎدﻓﯽ اﻧﺘﺨـﺎب ﺷـﺪ. ﺳـﭙﺲ

ﯾﮏﻧﻔﺮ ﻏﯿﺮروانﺷﻨﺎسﻣﺘﻦ ﻧﻮارﻫﺎ را ﺑﻪ ﻧﻮﺷــﺘﺎر ﺗﺒﺪﯾـﻞ ﮐـﺮد. ﺑـﺮاي

اﻃﻤﯿﻨﺎن از ﺻﺤﺖاﻧﺘﻘﺎل ﮔﻔﺘﺎر ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﺎر، ﻓﺮد دﯾﮕﺮي ﻧﻮﺷــﺘﻪﻫﺎ را ﺑـﺎ

ﮔﻔﺘﻪﻫﺎ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ و درﺻﻮرت ﺟﺎاﻓﺘــﺎدﮔـﯽ ﻣﻄﻠﺒـﯽ، ﻧﻮﺷـﺘﺎر را ﺗﮑﻤﯿـﻞ

ﻣﯽﮐــﺮد. اﻧﺘﺨــــﺎب ﯾـــﮏﻏﯿﺮروانﺷـــﻨﺎسﺑـــﻪدﻟﯿﻞ اﺟﺘﻨـــﺎب از

ﺳﻮﮔﯿﺮيﻫﺎي اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﺑﻮد.

در ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﻌﺪ، ﻧﻮارﻫﺎ ﺑﻪ دو ارزﯾﺎب داده ﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻪﻃﻮر ﺟــﺪاﮔﺎﻧـﻪ

و ﺑـﺎ دﻗـﺖﺑـﻪ آﻧـــﻬﺎ ﮔــﻮشدﻫﻨــﺪ و ﺑــﺮاي ﻣﻘﻮﻟــﻪﺑﻨﺪي ﮐﻠﻤــﺎت

ﯾﺎدداﺷـﺖﺑﺮداري ﮐﻨﻨـﺪ. ﺳـﭙﺲدر ﯾـﮏﺟﻠﺴـﻪﻣﺸـــﺘﺮك، درﺑــﺎرۀ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﭘﯿﺸﻨﻬﺎدي ﺑﺤــﺚﺷـﺪ و ﻃﺒﻘـﺎت اﺻﻠـﯽﺑـﺮاي ﻣﻘﻮﻟـﻪﺑﻨﺪي

ﻣﻮرد ﺗﻮاﻓﻖ ﻗــﺮار ﮔﺮﻓـﺖ. ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي ﻣـﻮرد ﺗﻮاﻓـﻖ ﺗﻨـﻬﺎ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎﯾﯽ

ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﺮاي اﯾﺠﺎد ﺗﻠﻘﯿــﻦ ﻣﯽﺗـﻮان از آﻧـﻬﺎ اﺳـﺘﻔﺎده ﮐـﺮد.

ﻣﺴﻠﻢ اﺳﺖاﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻫﺪفﺗﺤﻘﯿﻖﺣﺎﺿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.

ﻣﺮﺣﻠـﻪ ﺑﻌـﺪ ﺷـﺎﻣﻞ ﺑـﺮﮔـﺰاري ﺟﻠﺴـﺎت ﻣﺸـﺘﺮكدو ارزﯾـــﺎب،

ﺑﺎزﺧﻮاﻧﯽ ﻣﺘﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎري، ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي و ﺷــﻤﺎرشﮐﻠﻤـﺎت ﺑـﻮد. اﺻـﻞ

اﺳﺎﺳﯽ ﺑﺮاي ﻣﻘﻮﻟﻪﺑﻨﺪي و ﺷﻤﺎرش، ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب ﺑﻮد.

ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﻣﻮرد ﺗﻮاﻓﻖ دو ارزﯾﺎب در ﺷﺶدﺳﺘﻪﺗﻘﺴﯿﻢﺑﻨﺪي ﺷﺪﻧﺪ:

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ: ﻋﻤﺪﺗﺎً ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ در رﺷﺘﻪﻫﺎي ﻋﻠﻤــﯽ، ﻓﻨـﯽ

و داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒــﯽ: ﮐﻠﻤـﺎت و اﺻﻄﻼﺣـﺎﺗﯽ ﮐـﻪﻣﻌﻤـﻮﻻً در ﻣﺘـﻮن

ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ و ﻣﻮﻋﻈﻪﻫﺎ ﺑﺮاي ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻋﻤﺎل و ﻫﺪاﯾﺖاﻓــﺮاد از

آﻧﻬﺎ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﺮﻓــﺎﻧﯽ: ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽ ﮐـﻪ ﻋﻤﺪﺗـﺎً در اﺷـﻌﺎر و ﺳـﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎي

ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﺮاي ﺗﻠﻄﯿﻒﻋﻮاﻃﻒ، اﯾﺠﺎد اﻧﮕﯿﺰه و ﺣﺮﮐــﺖدر آدﻣـﯽ ﺑـﻪ

ﺳﻮي رﺷﺪ و ﮐﻤﺎل اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ: ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﯿﻦ دو ﻧﻔﺮ ﮐــﻪ ﻧﺴـﺒﺖ

ﺑﻪ ﻫﻢ ﺟﺎذﺑـﻪ ﺟﻨﺴـﯽ دارﻧـﺪ ﯾـﺎ ﺑـﺮاي ﺗﻮﺿﯿـﺢ اﯾـﻦ ارﺗﺒـﺎط، اﺳـﺘﻔﺎده

ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت اﻟﻘﺎﯾﯽ: ﮐﻠﯿــﻪ اﻟﻔـﺎظ ﯾـﺎ ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽﮐـﻪ ﻣﻌﻤـﻮﻻً در ﻣﺤـﺎوره

ﻣﺮدﻣﺎن ﯾﮏﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮاي اﻟﻘﺎي ﯾــﮏاﺣﺴـﺎس، ﺗﺮﻏﯿـﺐﺑـﻪ ﭘﺬﯾـﺮش

ﯾﮏﻣﻮﺿﻮع و ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ ﺑﯽﭼﻮنوﭼﺮا اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد.

ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔــﺮا: ﮐﻠﯿـﻪ ﮐﻠﻤـﺎﺗﯽﮐـﻪ ﻣﻌﻤـﻮﻻً ﺑـﺮاي

ﺗﻮﺻﯿﻒراﺑﻄﻪ ﻣﺮاد و ﻣﺮﯾﺪ و دﻋﻮت ﺑﻪ ﭘﺬﯾﺮشدر ﭼﻬﺎرﭼﻮب ﯾـﮏ

ﻓﺮﻗﻪ ﯾﺎ ﻣﺤﻔﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد. ﻣﻌﻤﻮﻻً در اﯾﻦ ﺟﻤﺎﻋﺖﮐﺴﯽ ﻗﻄــﺐ

و ﻣـﺮاد اﺳـﺖو دﯾﮕـﺮان ﻣﺮﯾـــﺪ و ﻣﺴــﺤﻮر ارادهاش، او را ﭘــﯿﺮوي

ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

ﻧﺘﺎﯾﺞ

ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻃﯽ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ

در ﺟﺪول 1 درج ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒــﯽﺑـﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘـﻪ

ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ در ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒدر ﺟــﺪول 2 ﻗـﺎﺑﻞ ﻣﺸـﺎﻫﺪه

اﺳـﺖ. اﯾـﻦ ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎ ﺑـﻪﺗﺮﺗﯿﺐاز ﻓﺮاواﻧﯽﻫـﺎي زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ ﻣﺮﺗـــﺐ

ﺷـﺪهاﻧﺪ. ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي ﻣﺮﺑـﻮط ﺑـﻪ ﮐﻠﻤـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ در ﺟـﺪول 3 و ﺑــﻪ

ﺗﺮﺗﯿـﺐاز زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ آﻣـﺪه اﺳـﺖ. ﮐﻠﻤـــﺎت ﺟﻨﺴــﯽ/ﻋﺸــﻘﯽ در

ﻣﻘﻮﻟـﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠـﻒدر ﺟـﺪول 4 دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد. در اﯾـــﻦ ﺟــﺪول

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﺑــﻪﺗﺮﺗﯿﺐﻓﺮاواﻧـﯽ زﯾـﺎد ﺗـﺎ ﮐـﻢ، ﺗﻨﻈﯿـﻢ ﺷـﺪهاﻧﺪ و ﺳـﺮاﻧﺠﺎم

ﺟﺪول 5 ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﮐﻠﻤﺎت و اﻟﻔﺎظ اﻟﻘﺎﯾﯽ و ﺟــﺪول 6 ﻧﻤﺎﯾـﺎنﮔـﺮ

ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا (ﺑﻪﺗﺮﺗﯿﺐ ﻓﺮاواﻧﯽ زﯾﺎد ﺗﺎ ﮐﻢ) اﺳﺖ.

ﺑﺤﺚ

ﭘﮋوﻫـﺶﺣـــﺎﺿﺮ ﮐﻮﺷــﯿﺪ ﺗــﺎ درونﻣﺎﯾــﻪﯾﮑــﯽ از ﺷــﯿﻮهﻫﺎي

«ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶ» راﯾـﺞ در ﺟﺎﻣﻌـﮥ اﯾـﺮان را ﮐـﻪ ﺑـﺮاي درﻣـﺎن ﻣﺸـﮑﻼت

روﺣﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد و ﺳﺎزوﮐﺎر زﯾﺮﺳﺎز آن را ﮐﺎوشو ﻧﻘﺪ ﮐﻨﺪ.

ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎي ﮐﯿﻔﯽ و ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐــﻪ در

ذﻫﻦ ﻫﻤﮕﺎن ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎي ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ، ﻧﻈﯿﺮ ﻟــﺬت، ﭘﯿﻮﻧـﺪ ﺧـﻮرده (ﯾـﺎ

ﺟﺪول 1- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

145 Identity / ﻫﻮﯾﺖ

ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﻓﮑﺮ / ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژي ﻋﺸﻖ 48

ﺳﯿﺴﺘﻢ / ﺳﯿﺴﺘﻤﺎﺗﯿﮏ / ﻣﺪل 45

ﺿﻤﯿﺮ ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه 34

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي/ اﺳﺘﺮاﺗﮋي/اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ 15

اﻧﺮژي / ﻗﺪرت 14

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ 5

Prime (اﺻﻄﻼح رﯾﺎﺿﯽ) 5

ﺟﻤﻊ 341

ﺷﺮﻃﯽ ﺷﺪه) اﺳﺖ، ﺑﻪﻃﻮر ﭼﺸﻤﮕﯿﺮي ﺑــﺎﻻ اﺳـﺖ. در ﭼـﻬﺎرﭼـﻮب

اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ، درﺑﺎرۀ ﺑﺮﺧﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺛﺮﮔﺬارﻧﺪه ﺑﺮ ﻓﺮآﯾﻨﺪ «ﺗﻠﻘﯿﻦ» و

ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ آن ﺑﺎ «ﺗﻤﺮﯾﻦ» ﺑﺤﺚﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ.

ﻣﺤﺘﻮﯾﺎت ﺟﺪول 1 ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪه ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽﺑــﻪ ﮐـﺎر ﺑـﺮده

ﺷـﺪه در ﺳـﺨﻨﺎن ﻓـﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶو ﻓﺮاواﻧـﯽ اﺳـﺘﻔﺎده از آﻧـﻬﺎ اﺳــﺖ.

ﻣﻌﻤﻮﻻً ﮐﻠﻤﺎت ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗــﺎً ﺗﻠﻔـﻆﻏﯿﺮﻓﺎرﺳـﯽ آن ﺑـﻪ ﮐـﺎر

ﺑﺮده ﻣﯽﺷــﻮﻧﺪ، ﺑـﻪ ﮐـﻼم ﺟﻨﺒـﻪ ﻋﻠﻤـﯽ ﻣﯽدﻫـﺪ و ذﻫـﻦ ﻣﺨـﺎﻃﺐرا

ﺑﻪﺳﻮي ﭘﺬﯾﺮشﺑﯽﭼﻮنوﭼﺮا ﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﻣﯽﺳــﺎزد. درواﻗـﻊ، اﺳـﺘﻔﺎده از

واژهﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽ/ﻓﻨﯽ ﺑﻪدﻟﯿﻞ اﻧﺘﺴﺎب آﻧﻬﺎ ﺑــﻪﯾـﮏﻣﻨﺒـﻊ ﻣﻌﺘـﺒﺮ (رﺷـﺘﻪ

ﻋﻠﻤﯽ، ﻣﺘﻮن ﻋﻠﻤــﯽ، ﻣﺮﮐـﺰ داﻧﺸـﮕﺎﻫﯽ و…)، ﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺑـﺮاي ﮐـﻞ

ﺑﺎﻓﺖﺟﻤﻠﻪ، ﭘﺎراﮔﺮافﯾﺎ ﻣﺘﻦ، ﻫﺎﻟﻪاي از اﻋﺘﺒﺎر ﭘﺪﯾﺪ آورد. ﻫــﺮﭼﻨـﺪ

ذﻫﻦ ﻫﺸﯿﺎر ﻣﺘﻮﺟﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﺪﯾﺪهاي اﺳﺖوﻟﯽ ذﻫﻦﻫﺎي ﮐﻤــﺘﺮ ﻫﺸـﯿﺎر

- و ﻧﻪ ﻓﻘــﻂ ذﻫﻦﻫـﺎي ﺳـﺎده (primitive) - ﺑـﻪ راﺣﺘـﯽ ﺑـﻪ ﻣﺮﺣﻠـﻪ

ﭘﺬﯾـﺮشﻣﯽرﺳـﻨﺪ. ﺑﺤـﺚدرﺑـﺎره ﺧﺼﻮﺻﯿـﺎت ﻣﺨﺎﻃﺒـﺎن اﯾـﻦﮔﻮﻧــﻪ

ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎ، ﮐﻪ در ﺳﻄﻮر ﺑﻌﺪ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣــﺪ، ﻣـﯿﺰان اﺛـﺮﮔـﺬاري اﯾـﻦ

ﮐﻠﻤﺎت را روﺷﻦ ﻣﯽ ﺳﺎزد.

ﺟﺪول 2- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﺧﺪا/اﻟﻬﯽ/ﺧﺪاﮔﻮﻧﻪ/ﭘﺮوردﮔﺎر/ﻣﺎوراء ﻃﺒﯿﻌﯽ 190

ﮐﺎﺋﻨﺎت/ﺧﻠﻘﺖ/ﺧﻠﻖ 91

آﯾﺎت 55

ﻣﻼﺋﮏ/ﻓﺮﺷﺘﻪ/ﻣﻠﮑﻮﺗﯽ/آﺳﻤﺎﻧﯽ 46

ﻋﺮوج اﻟﻬﯽ/ﻧﺮدﺑﺎن ﻣﻌﺮاج/رﺳﺎﻟﺖ 37

ﺑﻬﺸﺖ 27

اﯾﻤﺎن/دﻧﯿﺎي ﺑﺎور 17

ﮔﻨﺎه/ﺗﻮﺑﻪ 15

ﻗﯿﺎﻣﺖ/ﻗﯿﺎم/آﺧﺮت 9

ﻧﻤﺎز/وﺿﻮ/اذان 9

ﺗﮑﻔﯿﺮ/ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ 4

ﺗﺎركدﻧﯿﺎ/ﺗﺮكدﻧﯿﺎ/رﻫﺒﺎﻧﯿﺖ 4

ﻗﺒﻠﻪ/ﮐﻌﺒﻪ 2

ﺟﻤﻊ 506

ﺟﺪول 3- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

زﯾﺒﺎﯾﯽ/زﯾﺒﺎ 165

ﮐﻤﺎل/ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ/ﻣﻌﻨﯽ/ﻣﺘﻌﺎﻟﯽ 91

ﻋﺎﺷﻖ/ﻋﺸﻖ/ﻣﻌﺸﻮق/آﺗﺶﻋﺸﻖ 55

ﻋﺎرف/ﻋﺎرﻓﺎﻧﻪ/ﻋﺮﻓﺎن 31

ﻗﻠﺐ/دل/ﭼﺸﻢ دل/ﻗﻠﺐﺑﻠﻮرﯾﻦ ﺷﻔﺎف 28

رﻣﺰ و راز و ﺳﺮّ 17

ﺷﻮر/ اﺣﺴﺎس 16

ﻣﺮاد/ﻣﺮﯾﺪ/ارادت 16

ﺧﻮدﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ/ﺧﻮدﺳﺎزﻣﺎن دﻫﯽ 15

ﮔﻞﻫﺎ/ ﮔﻞﻫﺎي ﻗﺸﻨﮓ/ ﮔﻞ 11

ﺟﻤﻊ 445

ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ در ﺳﺨﻨﺎن ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﮐــﻪ در ﺟـﺪول

2 آﻣﺪه، ﻧﺸﺎندﻫﻨﺪه ﻣﯿﺰان ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻي اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺳــﻨﺦ ﮐﻠﻤـﺎت

اﺳﺖ. ﯾﮑﯽ از ﻋﻮاﻣﻞ اﺻﻠﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓﺟﺎﻣﻌــﻪ، ﻣﺬﻫـﺐاﺳـﺖ. ﻣﺬﻫـﺐ

ﺑﻪﻃﻮر رﺳﻤﯽ ﻫﻤﻮاره در ﻃﻮل ﺗﺎرﯾﺦ در ﻫﺪاﯾﺖو ارﺷﺎد اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﮐﻮﺷﯿﺪه اﺳﺖ. ﺑﻪاﯾﻦﺗﺮﺗﯿﺐ، ﮐﻤﺘﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪاي ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐــﻪ ﺗﺤـﺖ

ﺗﺄﺛﯿﺮ آﻣﻮزشﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻗﺮار ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑــﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ، ﻋﻨـﺎﺻﺮ

ﻣﻘﺒﻮﻟﯿـﺖﯾـﺎ ﻣﺸـــﺮوﻋﯿﺖ (legitimacy) و ﻓﺮﻫﻤﻨــﺪي، در ﭘﺬﯾــﺮش

آﻣﻮزهﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﺲﻣﯽﺗﻮان اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺖﮐﻪ ﮐــﺎرﺑﺮد

ﻓﺮاوان اﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎت در ﺳﺎﺧﺖﮐﻼﻣﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، اﯾــﻦ دو ﻋﻨﺼـﺮ

را ﺑﻪ ﺑﺎﻓﺖﺟﺪﯾﺪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﻨﺪ.

ﻫﻤـﺎنﮔﻮﻧـﻪ ﮐـﻪ در ﺟـﺪول 3 دﯾـﺪه ﻣﯽﺷـﻮد، ﻓﺮاواﻧـﯽ ﮐﻠﻤــﺎت

ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه در ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻧﻈــﺮ

ﻣﯽرﺳﺪ ﻋﺮﻓﺎن و رﻣﺰ و راز ﻧﻬﻔﺘﻪ در آن ﻫﻤﻮاره ذﻫﻦ اﻓﺮاد را ﻣﺘﻮﺟﻪ

ﺧـﻮد ﻣﯽﮐﻨـﺪ. وﺟـﻮد ﺟﻨﺒـﻪﻫﺎي ﻟﻄﯿـــﻒﺷــﺎﻋﺮاﻧﻪ و ﮔﺮاﯾﺶﻫــﺎي

رﻣـﺎﻧﺘﯿﮏدر ادﺑﯿـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ ﺗﻮاﻧﺴـﺘﻪ اﺳـﺖﻃﯿـــﻒﮔﺴــﺘﺮدهاي از

ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﺬب ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ، ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻤﻨـﺪي در

ادﺑﯿﺎت ﻋﺮﻓﺎﻧﯽ، ﻋﺎﻣﻞ ﺑﺴــﯿﺎر ﻣـﻬﻤﯽ در ﭘﺬﯾـﺮشآن ﺑﺎﺷـﺪ. از ﻫﻤﯿـﻦ

زاوﯾـﻪ اﺳـﺖﮐـﻪ ﮐـﺎرﺑﺮد ادﺑﯿـﺎت ﻋﺮﻓـﺎﻧﯽ در ﮐـﻼم ﻓـﺮد ﺷــﻔﺎﺑﺨﺶ

ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ او و ﮐﻼﻣﺶوﺟﻪ ﻓﺮﻫﻤﻨﺪي دﻫﺪ و ذﻫﻦﻫﺎي ﻣﺨﺎﻃﺐرا

ﺑﺮاي ﭘﺬﯾﺮشﭘﯿﺎم و ﺗﻠﻘﯿﻦ آﻣــﺎده ﮐﻨـﺪ. اﺳـﺘﻔﺎده از ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ و ﻟﺤـﻦ

اﺣﺴﺎﺳﯽ (sentimental) در ﮔﻔﺘﺎر ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﺑﻪ اﯾﻦﺟﻨﺒــﻪ ﻗـﻮت

ﻣﯽﺑﺨﺸﺪ.

ﺟﺪول 4- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﻗﺸﻨﮓﻣﻦ/ﻗﺸﻨﮓ/ ﺧﻮﺷﮕﻞ/ﻣﺤﺒﻮب ﻣﻦ/ﻟﻄﯿﻒ 144

آﻏﻮش/ﻫﻤﺎﻏﻮﺷﯽ و ﻣﺎﻧﻨﺪ آن 110

ﻟﺬت/ ﮐﯿﻒو ﻣﺎﻧﻨﺪ آن 35

ﻋﺰﯾﺰ دﻟﻢ/ ﻋﺰﯾﺰم/ ﻧﺎز/ﮔﻠﻨﺎز 30

ﮔﻞﻫﺎي ﺳﺮخ ﻋﺸﻖ 13

ﺧﻠﻮت ﮐﺮدن 11

ﺟﻤﻊ 343

ﺟﺪول 5- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت و اﻟﻔﺎظ اﻟﻘﺎﯾﯽ ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﻧﻪ؟ ﻣﮕﻪ ﻧﻪ؟ 32

ﯾﺎﷲ، ﯾﺎﷲ….!

30

آﻫﺎن، آﻫﺎن! 24

ﺟﻤﻊ 86

ﺑﺎ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﺑﻪ ﺟﺪول 4، ﻣﯽﺗﻮان از ﻓﺮاواﻧﯽﮐﻠﻤﺎت ﺟﻨﺴﯽ/ﻋﺸﻘﯽ

ﺑـﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﺷـﺪه ﺗﻮﺳـﻂ ﻓـﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶآﮔـﺎﻫﯽﯾـﺎﻓﺖ. ﻣﻌﻤــﻮﻻً

ﮐﺎرﺑﺮد اﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﮐﻠﻤﺎت از اﯾﻦ دﺳــﺖﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪﺑـﻪ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕـﯽ و

ﺣﺘﯽ ارﺿﺎي ﻧﺴﺒﯽ ﺟﻨﺴﯽ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد. اﻧﮕﯿﺰشﺟﻨﺴﯽ ﺳﻮاي ﻫــﺪف

ﺗﻮﻟﯿﺪﻣﺜـﻞ در ﺟـﺎﻧﻮران، در ﺑﺮﺧـﯽ ﭘﺴـﺘﺎﻧﺪاران رده ﺑـــﺎﻻي ﺗﮑــﺎﻣﻞ،

ازﺟﻤﻠﻪ اﻧﺴﺎن، ﺑﺎ ﮐﻨﺶﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻟــﺬت ، رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ اﺣﺴـﺎس

ﭘﯿﻮﻧﺪ و ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ (intimacy)، ﺗﻘﻮﯾﺖاﻋﺘﻤﺎدﺑﻪﻧﻔﺲ، ﻧﯿﻞ ﺑﻪ ﻗﺪرت

(power) ﯾﺎ ﭼﯿﺮﮔﯽ(dominance) و ﮐﺎﻫﺶﺗﻨﺶو اﺿﻄﺮاب ﭘﯿﻮﻧﺪ

ﺧﻮرده اﺳﺖ (ﺑﻨﮑﺮاﻓﺖ، 1994).

ﭼﻨﺪان دور از ذﻫﻦ ﻧﯿﺴﺖاﮔﺮ ﺗﺼﻮر ﮐﻨﯿﻢ ﮐــﻪ اﯾـﻦ ﮐﻨﺶﻫـﺎ در

ﺷـﺮاﯾﻂ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕـﯽ و ارﺿـﺎي ﺟﻨﺴـﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧـﺪﺷـﺮاﯾﻂ را ﺑـــﺮاي

اﺣﺴﺎسﺑﻬﺘﺮ و ﺑﻬﺒﻮد ﻣﻮﻗﺖﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨــﺪ. ﺑـﻪﻫﺮﺣﺎل، ﺑـﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ

ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ و ارﺿﺎي ﺟﻨﺴﯽ و ﮐﻨﺶﻫﺎي ﺗﺎﺑﻊ آن ﻣﯽﺗﻮاﻧــﺪ ﺷـﺮاﯾﻂ

را ﺑﺮاي ﺗﻠﻘﯿﻦ ﭘﺬﯾﺮي آﻣﺎده ﺳﺎزد.

«ذﻫـﻦ ﻓﺮﻣـﺎﻧﺒﺮدار» ﭘﺪﯾـﺪهاي اﺳـﺖﮐـﻪ در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖو ﺷـــﺮاﯾﻂ

ﺧﺎﺻﯽ اﻣﮑﺎن وﻗﻮع ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ (ﺑﺮاي ﺗﻮﺿﯿﺢﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺮاﺟﻌﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ

ﺗﯿﺰدﯾﻞ، 1997). ﺑﻪﻟﺤﺎظ ﻧﻈﺮي، ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪﺑﺎﻓﺖاﻃﻼﻋــﺎت ﺑـﯿﺮوﻧﯽ

ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ، ذﻫﻦ وارد ﻣﻮﻗﻌﯿﺖدﯾﮕﺮي ﻣﯽ ﺷﻮد. اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺴﺒﺘﺎً ﺑﻪ

ﺷﯿﻮه ﺧﻮدﮐﺎر ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد و در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ دروندادﻫﺎي ﻣﺤﯿﻄــﯽ

ﺑﻪﻃﻮر ﻏﯿﺮارادي ﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽآﯾﺪ. اﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪه، در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﯽ ﮐﻪ در زﻣﯿﻨﻪ

ﺷﻨﺎﺧﺖاﺟﺘﻤﺎﻋﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه، ﺑﻪﺧـﻮﺑﯽ ﻧﺸـــﺎن داده ﺷــﺪه اﺳـﺖ. در

ﯾــﮏﻣﻄـﺎﻟﻌــــﻪ ﮐﻼﺳﯿـــﮏاوﻟـــﯿﻪ (ﺳــﺮول و واﯾــﺮ، 1979) ﺑــﻪ

آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ واژهﻫﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم «ﺧﺼﻮﻣﺖ» ﯾﺎ «ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ» اراﺋــﻪ

دادﻧﺪ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪاي ﮐﻪ در ﯾﮏﮔــﺮوه واژهﻫـﺎي ﺧﺼﻮﻣـﺖو در ﮔـﺮوه

دﯾﮕﺮ واژهﻫﺎي ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ زﯾﺎدﺗﺮي اراﺋﻪ ﻣﯽﺷﺪ. ﻫﺪف، ﺳﻨﺠﺶاﺛﺮات

اﯾﻦ واژهﻫﺎ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﮑﺮد آﻧﻬﺎ در آزﻣﺎﯾﻪ ﺑﻌﺪي ﺑــﻮد. در آزﻣﺎﯾـﻪ ﺑﻌـﺪي،

از آزﻣﻮدﻧﯽﻫﺎ ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﺻﯿﻒﻫﺎﯾﯽ را درﺑﺎره رﻓﺘﺎر ﻓــﺮدي

ﮐﻪ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎي ﺧﺼﻮﻣﺖو ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ وي ﻣﺒﻬﻢ ﺑــﻮد، ﺑﺨﻮاﻧﻨـﺪ. ﺳـﭙﺲاز

آﻧﻬﺎ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ درﺟــﻪﺑﻨﺪي ﮐﻤّـﯽﺑﺮداﺷـﺖﻫﺎي ﺧـﻮد از ﻓـﺮد

ﻣﻮردﻧﻈـﺮ ﺑﭙﺮدازﻧـﺪ. درﺟـﻪﺑﻨﺪيﻫﺎ ﺑـﺎ ﺗﻌـﺪاد دﻓﻌـﺎت اراﺋـﻪ ﮐﻠﻤـــﺎت

«ﺧﺼﻮﻣﺖ» ﯾﺎ «ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ» ﻧﺴﺒﺖداﺷﺖ. اﯾﻦ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﯽ اﺳﺖﮐﻪ اﮔــﺮ

آزﻣﻮدﻧﯽ ﺗﻌﺪاد ﺑﯿﺸﺘﺮي ﮐﻠﻤﻪ ﯾﺎ ﻣﺤﺘﻮاي ﺧﺼﻮﻣﺖدرﯾﺎﻓﺖﻣﯽﮐﺮد،

در آزﻣﺎﯾﻪ ﻣﺘﻌﺎﻗﺐ، رﻓﺘﺎر ﻓﺮد ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ را ﺧﺼﻤﺎﻧﻪ ارزﯾــﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐـﺮد

و ﺑـﺎﻟﻌﮑﺲآن دﺳـﺘﻪ از آزﻣﻮدﻧﯽﻫـﺎ ﮐـﻪ ﺗﻌـﺪاد ﺑﯿﺸـﺘﺮي ﮐﻠﻤـــﻪ ﯾــﺎ

ﻣﺤﺘﻮاي ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ درﯾﺎﻓﺖﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ، رﻓﺘﺎر ﻓﺮد ﻣﻮردﻧﻈﺮ را ﻣـﻬﺮﺑﺎنﺗﺮ

ارزﯾـﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐﺮدﻧـــﺪ. اﯾــﻦ آزﻣــﺎﯾﺶﻧﺸــﺎن ﻣﯽدﻫــﺪ ﮐــﻪ ﭼﻘــﺪر

دروندادﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧــﺪ ذﻫـﻦ را در ﻣﻮﻗﻌﯿـﺖﺧـﺎصﻗـﺮار

دﻫﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺑﻌﺪي ﻫﻢ، ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺮول و واﯾﺮ را ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﮐــﺮد

(ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از ﺗﯿﺰدﯾﻞ، 1997). اﯾﻦ ﯾﺎﻓﺘــﻪﻫﺎ ﻧﺸـﺎﻧﮕﺮ آن اﺳـﺖﮐـﻪ ﺗﻐﯿـﯿﺮ

ﻣﺤﺮكﻫﺎي ﻣﺤﯿﻄﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑــﻪ راهاﻧـﺪازي ﺧﻮدﮐـﺎر automatic)

(priming ﯾﮏﺣﺎﻟﺖذﻫﻨﯽ ﺑﯿﺎﻧﺠﺎﻣﺪ و ﺑﻪﻃﻮر ﺧﻮدﮐﺎر اﻟﮕﻮﻫﺎﯾﯽ را

ﻓﻌﺎل ﺳﺎزد. اﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪﺑﻪﻋﻨﻮان ﺗﺄﯾﯿﺪي ﺑﺮاي ﻧﺘﺎﯾﺞ

ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺣﺎﺿﺮ ﻗﻠﻤﺪاد ﺷﻮد. اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟــﻪ داﺷـﺖﮐـﻪ ﺷـﯿﻮه ﺑـﻪﮐﺎر

ﺑﺮده ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، ﺑﺮ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي ذﻫﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮدار

ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و از اﯾــﻦ رو ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧـﺪ ﺗﻐﯿـﯿﺮات اﺻﯿـﻞ و ﻣـﺎﻧﺪﻧﯽ ﭘﺪﯾـﺪ

آورد ﮐﻪ اﯾﻦ روشﮔﺬرا ﺑﻮدن ﺗﻐﯿﯿﺮات را درﭘﯽﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ.

ﺟﺪول 5 ﻓﺮاواﻧــﯽ ﮐﻠﻤـﺎت و اﻟﻔـﺎظ اﻟﻘـﺎﯾﯽﻣـﻮرد اﺳـﺘﻔﺎدۀ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻃﻮل ﮔﻔﺘﺎر ﺧﻮد را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ ﮐﻠﻤﺎت ﯾﺎ اﻟﻔــﺎظ

ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﮑﺮر (ﭼﻨﺪ ﺑﺎر در ﯾﮏزﻣﺎن) اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻣﻌﻤــﻮﻻً

در ﻣﺤﺎوره اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮاي ﺗﺮﻏﯿــﺐﺑـﻪﭘﺬﯾـﺮشﯾـﮏﻣﻮﺿـﻮع ﯾـﺎ

اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻞ ﺑﯽﭼــﻮنوﭼـﺮا اﺳـﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷـﻮد. ﺑـﻪﻧﻈﺮ ﻣـﯽ رﺳـﺪ، اﯾـﻦ

واﺣﺪﻫﺎي ﮐﻼﻣﯽ وﻗﺘﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ، ﺑﻪ ﻓﺮد اﺟﺎزه ﻓﮑﺮ ﻣﺴــﺘﻘﻞ را

ﻧﻤﯽدﻫﺪ و ﺗﻠﻘﯿﻦ و اﻃﺎﻋﺖرا ﺗﺴﻬﯿﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﺷــﺮط درﺳـﺘﯽ اﯾـﻦ

ﻓـﺮض، ﮐـﺎرﺑﺮد اﯾـﻦ اﻟﻔـﺎظ و ﮐﻠﻤـﺎت در ﺟﺎيﺟـــﺎي ﮔﻔﺘــﺎر ﻓــﺮد

ﺟﺪول 6- ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا ﻣﻄﺮح ﺷﺪه در ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﺮد ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر ﻗﺎﻟﺐﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎي ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

ﻣﻘﻮﻟﻪﻫﺎ ﻓﺮاواﻧﯽ

ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ 15

ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا 10

ﺟﻤﻊ 25

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﺗﻠﻘﯿﻦ ﺷﺘﺎب دﻫــﺪ. از دﯾـﺪﮔـﺎه ﻧﻈﺮﯾـﻪ

ﭘـﺮدازشاﻃﻼﻋـــﺎت، اﺳــﺘﻔﺎده ﻣﮑــﺮر از ﮐﻠﻤــﺎت اﻟﻘــﺎﯾﯽ، ﻣﺴــﯿﺮ

دروندادﻫﺎي اﻃﻼﻋﺎت را آنﭼﻨﺎن اﺷﻐﺎل ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪﮐﻪ ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑــﺮاي

ﭘﺮدازشو ﺑﺮونداد ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽﮔﺬارد.

ﻓﺮاواﻧﯽ ﮐﻠﻤﺎت ﺧﻮدﺷﯿﻔﺘﻪ/ﻓﺮﻗﻪﮔﺮا در ﮔﻔﺘﺎر ﻓــﺮد ﺷـﻔﺎﺑﺨﺶدر

ﺟﺪول 6 دﯾﺪه ﻣــﯽ ﺷـﻮد. ﻣﻌﻤـﻮﻻً ﻓﺮﻗـﻪ (cult) ازﻃﺮﯾـﻖ ارادت ﺑﯿـﻦ

ﻣﺮﯾﺪان و ﻣﺮاد، زﻣﯿﻨﻪ اﻃﺎﻋﺖﮐﻮرﮐﻮراﻧﻪ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽآورد (زﯾﻤﺒﺎرد

و وﻟﯿﭙﺮ، 1991). در واﻗﻊ، ﻋﻨﺼﺮ «ﻣﻘــﺎم ﺑـﺎﻻﺗﺮ» ﯾـﺎ اﺗﻮرﯾﺘـﻪ در اﯾﻨﺠـﺎ

ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ اﺳﺖ. ﺑﻪﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ ﺷﯿﻮه ﺑﻪﮐﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳــﻂ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶدر اراﺋــﻪ ﺟﻤﻼﺗـﯽ ﻧﻈـﯿﺮ آنﭼـﻪ در اداﻣـﻪ ﻣﯽآﯾـﺪ ﻧﺸـﺎﻧﮕﺮ

ﭼﻨﯿﻦ ﮔﺮاﯾﺸﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ: «آﻣﺪم ﺗﺎ ﺑﺮاﯾﺖﺑﮕﻮﯾﻢﮐﻪ زﻧﺪﮔــﯽ در

ﮐﻤﺎل ﭼﯿﺴﺖو راه ﮐﺪام اﺳﺖ …ﻣـﻦ ﺑـﻪﻋﻨﻮان ﻗﺎﺋﻢﻣﻘـﺎم ﺧـﺪاي

رﺣﻤﺎن و ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺟﺎﻧﺸﯿﻦ او در روي ﮐﺮه زﻣﯿﻦﻣﺄﻣﻮرﯾﺖﯾﺎﻓﺘﻢ…

ﻣﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺑﻨﺪهاي ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ، زﻧﺪﮔﯽ را در ﻣﺴﯿﺮ ﮐﻤﺎل آﻏﺎز ﮐــﺮدم و

اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﻦ ﻧﺮدﺑﺎن ﻣﻌﺮاج ﻣــﻦ اﺳـﺖ …ﻣـﻦ ﺑـﺎ ﺧﻠـﻖ اﻓﮑـﺎر ﻣﺜﺒـﺖو

روﺣﯿـﻪآﻓﺮﯾﻦ در ﮐﺎﺋﻨـﺎت اﻧـﺮژي ﻣﯽآﻓﺮﯾﻨـﻢ و ﺑـﺎ اﻓﮑـﺎر زﯾﺒـﺎﯾﻢ ﺑــﻪ

ﮐﺎﺋﻨﺎت ﻓﺮﻣﺎن ﻣﻮﻓﻘﯿﺖو ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺧﻮد را ﻣﯽدﻫﻢ …ﻫﺮ ﻓﮑﺮ ﻣــﻦ

ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖﺑﺮاي ﺷﻤﺎ و ﻣــﻦ …از ﺷـﻤﺎ ﮐﺎﺋﻨـﺎت ﮐـﻪ در ﺗﺴـﺨﯿﺮ و

اراده ﻣﻦ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ، ﻣﯽﺧﻮاﻫﻢ ﮐﻪ اﻓﮑﺎر ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ و ﺧﻼق ﻣﺮا ﺑﻪ

اﻧﻮاﻋﯽ از اﻧﺮژي ﺗﺒﺪﯾﻞ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ درﻧــﻬﺎﯾﺖدر ﺧﻠـﻖ …ﻫـﺮ واژه ﻣـﻦ

ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖو ُﻧﺘﯽ اﺳﺖﮐﻪ در ﮐﺎﺋﻨﺎت و ﺟﻬﺎن ﻫﺴــﺘﯽ، ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ و

ﺳﻤﻔﻮﻧﯽ ﻣﺮا ﻣﯽﺳﺎزد.» اﯾﻦ ﺟﻤﻼت ﻫﺮﭼﻨــﺪ در ﻗـﺎﻟﺐﺧـﻮد ﻣﻤﮑـﻦ

اﺳﺖﺟﻠﺐﺗﻮﺟﻪ ﻧﮑﻨﺪ، وﻟﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖرا ﺑﻪﺳﻮي اﯾﺠﺎد ﯾـﮏ

راﺑﻄﻪ «ارادت» و ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي «ﻓﺮﻗﻪ» ﺳــﻮق دﻫـﺪ. اﯾـﻦ ﻣﻘﺎﻟـﻪ درﺑـﺎرۀ

اﯾﻨﮑﻪ اﯾﻦ ﮔﺮاﯾﺶآﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و ﯾﺎ از روي اﻋﺘﻘﺎد اﺳــﺖ، ﯾﺎﻓﺘـﻪﻫﺎي ﻻزم

را ﻧﺪارد. ﭼﻨﺎنﭼــﻪ اﯾﻦﮐـﺎر آﮔﺎﻫﺎﻧـﻪ و ﻣﺒﺘﻨـﯽ ﺑـﺮ اﻋﺘﻘـﺎد راﺳـﺦ ﻓـﺮد

ﺷﻔﺎﺑﺨﺶﺑﻪ داﺷﺘﻦ «رﺳــﺎﻟﺖﺧـﺎص» ﺻـﻮرت ﻣـﯽﭘﺬﯾـﺮد، اﺣﺘﻤـﺎﻻً

آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺳﯽ رواﻧﯽ ﺑﺮاي ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻣﻮﺿــﻮع، ﮐـﺎرﺑﺮد ﺧﻮاﻫـﺪ داﺷـﺖ.

اﮔﺮ ﮐﺎرﺑﺮان اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ روشﻫﺎ ﺑﺪون اﻋﺘﻘﺎدﻫﺎي آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺑــﺎ

آﮔﺎﻫﯽ از اﺛﺮﮔﺬاري ﺷﮕﺮدﻫﺎي ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑــﺮده ﺷـﺪه، ﻋﻤـﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨـﺪ،

ﮐﺎرﺷﺎن ﻣﺼﺪاق ﻋﯿﻨﯽ ﺳﻮء اﺳﺘﻔﺎده(abuse) اﺳﺖ؛ و ﭼﻨﺎنﭼﻪ اﺛﺮات

ﻣﺨــﺮب و آﺳﯿﺐرﺳــﺎن اﯾــﻦ روشﻫــﺎ ﺑــﺮاي ﻣﺮدﻣــــﺎن ﻣﺴـــﺘﻌﺪ

آﺳﯿﺐﺷﻨﺎﺳﯽ را درﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ، ﮐﺎر ﺳــﻮد-ﻣﺤـﻮر آﻧـﻬﺎ ﻧﻤﻮﻧـﮥ ﺑـﺎرز

ﺷﺎرﻻﺗﺎﻧﯿﺴﻢ اﺳﺖ. ﺗﻠﺨﯽ اﯾﻦ ﻣﻮﺿــﻮع ﻫﻨﮕـﺎﻣﯽﺑﯿﺸـﺘﺮ رخ ﻣﯽﻧﻤـﺎﯾﺪ

ﮐﻪ ﺧﻮاﻧﻨﺪه درﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ از ﺑﺎورﻫﺎي ﻣﺬﻫﺒﯽ، ﺗﻤﺎﯾﻼت ﻋﺮﻓــﺎﻧﯽ

و ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮژﯾﮏاو ﺳﻮءاﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه اﺳﺖ.

درﻣﺎن ﯾﮏﻣﻔﻬﻮم ﻋﻠﻤﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺑﺮ اﺻﻮل و روشﻫــﺎي ﻣﻮﺟـﻪ

ﻧﻈﺮي و ﻋﻤﻠﯽ ﻣﺘﮑﯽ اﺳﺖ. رواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره، ﺑﻪ ﻋﻨــﻮان ﻧﻮﻋـﯽ

درﻣﺎن، ﺑﺎ ﺑﻪ ﮐﺎرﮔﯿﺮي روشﻫﺎي ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺷﺪه ﻋﻤﺪﺗﺎً ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺗﻤﺮﯾﻦ،

«ﻓﺮآﯾﻨـﺪ ﺗﻐﯿـﯿﺮ» را راهاﻧـﺪازي و ﻫﺪاﯾـﺖﻣﯽﮐﻨـﺪ. ﺟﻨﺒـﻪ راﻫــﺒﺮدي و

ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ روان درﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره، آن را از ﻣﺸﻮرت و راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ

ﺟﺪا ﻣﯽﺳﺎزد. ﻫﻢﭼﻨﯿﻦ اﺗﮑﺎ ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﻪﻋﻨﻮان اﺻﻞ اﺳﺎﺳﯽ، آن را از

ﺗﻮﺻﯿﻪ، ﻗﻀﺎوت و ﭘﻨﺪ و اﻧﺪرز (ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮﺗﻠﻘﯿﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ) ﺟــﺪا ﻣـﯽ

ﺳﺎزد. درواﻗﻊ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ازﻃﺮﯾﻖ ﺗﻤﺮﯾﻦ و ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﺟﺪﯾﺪ ﺟﻨﺒﻪ ﭘــﺎﯾﺪار و

ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر دارد، درﺣﺎﻟﯽﮐﻪ ﺗﻠﻘﯿﻦ اﺛﺮي ﮔﺬرا و ﻣﻮﻗﺘﯽ دارد.

ﯾﮏدرﻣﺎﻧﮕﺮ راﺳﺘﯿﻦ ﻫﺸﯿﺎراﻧﻪ، از «ﻣﺜﻠﺚﺗﻠﻘﯿﻦ» ﻣﯽﭘﺮﻫــﯿﺰد. ﺳـﻪ

رأساﯾﻦ ﻣﺜﻠﺚرا ﺳﻪ ﻧﻘﺶﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯽ دﻫﺪ: ﻣﻌﻠﻢ، ﻗــﺎﺿﯽ

و اﻧﺪرزﮔﻮ. ﻧﻘﺶﻣﻌﻠﻢ ﺑﻪ داﻧﺎي ﮐﻠﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ ﻫﻤــﻪ ﭼـﯿﺰ را

از ﺑﺮ اﺳﺖو ﻣﺮاﺟﻊ ﻋﺎﺟﺰاﻧﻪ ﻣﯽآﯾﺪ ﺗﺎ از درﯾﺎي داﻧﺶاو ﮔﻮﻫﺮي ﺑﻪ

دﺳﺖآورد. ﻧﻘﺶﻗﺎﺿﯽ ﺑــﻪ ﺷـﯿﻮهاي ﻣﻨﺘﺴـﺐاﺳـﺖﮐـﻪﺑـﺎ ﻧﮕـﺎﻫﯽ

ﻗﻀﺎوتﻣﻨﺪاﻧـﻪ اﻣـﻮر و اﻓـﺮاد را داوري و ارزشﮔـﺬاري ﻣﯽﮐﻨــﺪ. او

ﻣﻨﺼﺒﯽ اﺳﺖﮐﻪ ﺣﮑﻤﺶﻧﺎﻓﺬ و ﻣﻄﺎع اﺳﺖ. ﻧﻘﺶاﻧﺪرزﮔﻮ از ﭘﻨﺪ و

اﻧﺪرز ﮐﺴﯽ ﺑﺮﻣﯽ ﺧﯿﺰد ﮐﻪ ﭘﺎكﻧﻬﺎد اﺳﺖو اﻋﺘﻤﺎد ﻋﻤﻮم ﺑﻪ اوﺳﺖ.

او ﺑﺮ ﻗﻠﮥ ﭘﺎﮐﯿﻬﺎ ﻧﺸﺴــﺘﻪ و ﻣـﯽ داﻧـﺪ ﮐـﻪ ﮐـﺪام راه در ﺳـﺖو ﮐـﺪام

ﻧﺎدرﺳﺖاﺳﺖ. اﻣﺎ ﻧﻘﺶرواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸﺎوره ﺑﺎ ﻫﯿــﭻ ﯾـﮏاز اﯾﻨـﻬﺎ

ﻫﻤﭙﻮﺷﯽ ﻧﺪارد. رواندرﻣﺎﻧﯽ و ﻣﺸــﺎوره ﭘﺪﯾـﺪهاي ﻋﻠﻤـﯽ، ﭘﯿﭽﯿـﺪه و

ﻫﻨﺮﻣﻨﺪاﻧـﻪ اﺳـﺖﮐـﻪ ﺑـــﺎ اﺻــﻮل و راﻫﺒﺮدﻫــﺎي ﻣﺸــﺨﺺدر ﭘــﯽ

ﺷﮑﻞﮔﯿﺮي دﮔﺮﮔﻮﻧﯿﻬﺎي ﻣﺎﻧﺪﮔﺎر در ﻓﺮد اﺳﺖ.

ﺑﺮ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎن اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪه ﻧﯿﺴﺖﮐﻪ ﻋــﻮارضروشﻫـﺎﯾﯽ

ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﺗﻠﻘﯿﻦﭘﺬﯾﺮي ﭼﻨﺎن زﯾﺎد و ﺟﺒﺮانﻧﺎﭘﺬﯾﺮ اﺳﺖﮐﻪ ﮐﺎرﺑﺮد اﯾـﻦ

روشﻫﺎ (ﺑﻪ ﺷﺮط اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﻓﺮﺿﯽ آﻧﻬﺎ) را ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﺻﯿــﻪ ﻧﻤﯽﮐﻨـﺪ،

ﺑﻠﮑـﻪ روﯾﮕﺮداﻧـﯽ از آﻧـﻬﺎ را ﭘﯿﺸـﻨﻬﺎد ﻣﯽدﻫـﺪ. ﺑﯽﺷـﮏ، رواج اﯾــﻦ

ﮔﻮﻧﻪ روشﻫﺎ در ﻣﯿﺎن ﻋﺎﻣﻪ ﻣﺮدم، ﻧﺸﺎنﮔﺮ ﯾﮏﻧﯿــﺎز اﺳـﺖ. ﭼﻨﺎﻧﭽـﻪ

اﯾﻦ ﻧﯿﺎز را ﻣﺮاﺟﻊ ﻋﻠﻤﯽ ﺑﺮآورده ﻧﮑﻨﻨﺪ، دﯾﮕــﺮان (ﻏـﯿﺮ ﻣﺘﺨﺼﺼـﺎن

ﺳﻮداﮔﺮ) از آن ﺳﻮد ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﺮد. ﭘﺲﺑﺮ ﻋــﻬﺪه ﺗﻤـﺎﻣﯽ ﻣﺘﺨﺼﺼـﺎن

اﺳﺖﺗﺎ ﺑﮑﻮﺷﻨﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻓﺮآوردهﻫﺎي ﻋﻠﻤﯽﺑﺮاي ﺑــﺮآورده ﺳـﺎﺧﺘﻦ

ﻧﯿﺎز ﻋﻤﻮم، ﺑﺎ ﺑﺨﺸﯽ از ﻣﻌﻀﻞ ﺑﺮﺧﻮرد ﮐﻨﻨﺪ.

ﻧﺘﺎﯾﺞ اﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﺤﺪودﯾﺖﻫﺎي ﺧﻮد را دارد. در ﺑﺨﺶﻫـﺎﯾﯽ از

اﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺮاﺳﺎسﺗﺠﺎرب ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ و دﯾﺪﮔﺎه ﻧﻈﺮي ﺑﻪ ﻣﻮﻗﺖﺑﻮدن اﺛﺮ

روشﻫﺎي ﺗﻠﻘﯿﻨﯽ اﺷﺎره ﺷﺪ. ﺑــﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣﯽرﺳـﺪ، ﻣﯽﺑـﺎﯾﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌـﺎﺗﯽ را

ﺑـﺮاي ﺷﻨﺎﺳـﺎﯾﯽ و ﻧﺸـﺎن دادن ﻣـﺎﻧﺪﮔـﺎر ﻧﺒـﻮدن ﺗﻐﯿـــﯿﺮ و ﺑــﻬﺒﻮد در

ﻣﺨﺎﻃﺐاﯾﻦ ﺷﯿﻮهﻫﺎ، ﺳﺎﻣﺎن دارد.

اﻣﯿﺪوارﯾـﻢ، اﯾـﻦ ﺗﺤﻘﯿـﻖ و ﮔـﺰارشآن اﻧﮕـﯿﺰهاي ﺷـــﻮد ﺑــﺮاي

ذﻫﻦﻫﺎي ﻫﺸﯿﺎر ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮان در ﺣﯿﻄــﻪ روان ﺷﻨﺎﺳـﯽ ﺗـﺎ ﺑـﺎ ﻃﺮاﺣـﯽ

ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻫﺎﯾﯽ از اﯾﻦ دﺳﺖ، ﮐﺎر ﮐﺎﻟﺒﺪﺷﮑﺎﻓﯽﺷﯿﻮهﻫﺎي ﻧــﺎرواي ﺷـﺒﻪ

روانﺷﻨﺎﺳﯽ (parapsychology) را ﺷﺪﻧﯽ ﺳﺎزﻧﺪ.

ﭘﻮراﻓﮑﺎري، ن. (1373). ﻓﺮﻫﻨﮓﺟﺎﻣﻊ روانﺷﻨﺎﺳﯽ. روان ﭘﺰﺷﮑﯽ و زﻣﯿﻨﻪﻫﺎي واﺑﺴﺘﻪ. ﺗﻬﺮان: ﻓﺮﻫﻨﮓﻣﻌﺎﺻﺮ.

ﺗﯿﺰدﯾﻞ، ج. (1997). راﺑﻄﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖو ﻫﯿﺠﺎن. ذﻫﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ در اﺧﺘﻼلﻫﺎي ﺧﻠﻘﯽ. دردﯾﻮﯾﺪ ﮐــﻼركو ﮐﺮﯾﺴـﺘﻮﻓﺮ ﻓﺮﺑـﻮرن، داﻧـﺶو روشﻫـﺎي

ﮐﺎرﺑﺮدي رﻓﺘﺎردرﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ (ﺗﺮﺟﻤﮥ دﮐﺘﺮﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎوﯾﺎﻧﯽ). ﺗﻬﺮان: ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻋﻠﻮم ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ.

Lundh, L. (2000). Suggestion, suggestibility and placebo

effect. In De Pascalis V. Gheorghiu V.A. Sheehan P.

Kirsch I. (Eds.), Suggestion and suggestibility:

Advances in theory and research. Munich: M.E.G.-

Stiftung.

Lundh, L.G. (1998). Normal suggestion. An analysis of

the phenomenon and its role in psychotherapy. Clinical

Psychology and Psychotherapy, 5, 24-38.

McFarlane, F., & Powell, M.B. (2002). The video

suggestibility scale for children: How generalizable is

children's performance to other measures of

suggestibility? Behavioral Sciences and the Law, 20,

699-716.

Quas, J., Qin, J., Schaaf, J., & Goodman, G. (1997).

Individual differences in children's and adults'

suggestibility and false event memory. Learning and

Individual Differences, 9, 350-390.

Srul, T.K., & Wyer, R.S. (1979). The role of category

accessibility in the interpretation of information about

persons: Some determinants and implications. Journal of

Personality and Social Psychology, 37, 1660-1672.

Zimbardo, P.G., & Leippe, M. R. (1991). The

psychology of attitude change and social influence. New

York: McGraw-Hill.

Bancroft, J. (1994). Sexual motivation and behaviour. In

B. Parkinson & A.M. Colman. Emotion and Motivation.

London: Longman.

Beck, A. (1993). Cognitive therapy of depression: A

personal reflection. Aberdeen: Scottish Cultural Press.

Bruck, M., Ceci, S., & Melnyk, L. (1997). External and

internal sources of variation in the creation of false

reports in children. Learning and Individual Differences,

9, 289-316.

Clark, D. M., & Fairburn, C.G. (1997). Science and

practice of cognitive behaviour therapy. Oxford: Oxford

University Press.

Frank, J.D., & Frank, J.B. (1991). Persuation and

healing: A comprative study of psychotherapy (3rd ed.),

Baltimore: Johns Hopkins Unversity Press.

Kirsch, I. (2000). Hypnosis and placebos: Response

expectancy as a mediator of suggestion effects. In De

Pascalis V. Gheorghiu V.A. Sheehan, P. Kirsch I.

(Eds.), Suggestion and suggestibility: Advances in theory

and research. Munich: M.E. G.- Stiftung.

منبع :

www.SID.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتاري‌ و نوشتاري‌

از مهمترين‌ شاخه‌هاي‌ هنر، كه‌ در آن‌ واژه‌ و تعبير، براي‌ بيان‌ زيبا و نافذ وماندگار مقصود و انتقال‌ پيام‌ و انديشه‌ به‌ مخاطب‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شود، فن‌ّخطابه‌ و هنر نگارش‌ است‌. قلم‌ و بيان‌، دو ابزار مهم‌ّ در تأثيرگذاري‌ بر ديگران‌به‌ شمار مي‌رود، آن‌ هم‌ نه‌ هر نوشته‌ و سخني‌، بلكه‌ نوشته‌هاي‌ برخوردار ازجلوه‌هاي‌ ادب‌ و هنر و گفته‌هاي‌ سرشار از عناصر تأثيرگذار و جذّاب‌ وماندگار.

آنچه‌ در ادبيات‌ و علم‌ معاني‌ و بيان‌ به‌ آن‌ «فصاحت‌» و «بلاغت‌» گفته‌مي‌شود و در علم‌ بديع‌، به‌ صناعات‌ ادبي‌ اطلاق‌ مي‌شود، چه‌ در گفتار و چه‌ درنوشته‌هاي‌ حضرت‌ علي‌(ع) وجود دارد. علاوه‌ بر آنكه‌ آن‌ حضرت‌ نسبت‌ به‌جاذبه‌هاي‌ سخن‌، حرف‌ و نظر دارد، خودش‌ نيز در به‌كارگيري‌ آن‌ عناصر،سرآمد همگان‌ است‌ و امير بيان‌ و پيشواي‌ بلاغت‌ شمرده‌ مي‌شود.

دربارة‌ زيبايي‌ سخن‌، چنين‌ معياري‌ مي‌دهد:

احسن‌ُ الكلام‌ِ مازانَه‌ُ حُسن‌ُ النِظام‌ وَ فَهِمَه‌ُ الخاص‌ّ و العام‌. زيباترين‌ وبهترين‌ سخن‌ آن‌ است‌ كه‌ نظام‌ نيكو آن‌ را آراسته‌ باشد و خواص‌ وعموم‌ مردم‌ آن‌ را بفهمند.

اين‌ تعبير و معيار، در بردارندة‌ همة‌ ملاك‌هاي‌ هنرمندي‌ در ارائة‌ يك‌كلام‌ زيبا و سخن‌ جاودانه‌ و دلنشين‌ است‌. آراستگي‌ كلام‌ به‌ «حسن‌ نظام‌»، همة‌علم‌ بلاغت‌ و فصاحت‌ و خطابه‌ را در برمي‌گيرد.

وي‌ همچنين‌ مي‌فرمايد:

آفة‌ الكلام‌ِ الاطالة‌. آفت‌ سخن‌، طول‌ دادن‌ است‌.

اين‌ نيز اشاره‌ به‌ يكي‌ از عوا تا كنون‌ بوده‌است‌، يعني‌ نوعي‌ گفتار هيجان‌انگيز، تأثيرگذار، بازدارنده‌ يا برانگيزنده‌، كه‌هم‌ عقل‌ را قانع‌ كند، هم‌ دل‌ را تسليم‌ سازد. فلاسفه‌اي‌ چون‌ ارسطو و افلاطون‌دربارة‌ اين‌ فن‌ّ، كتاب‌ نوشته‌ و حدود آن‌ را تعريف‌ كرده‌اند. يونان‌ قديم‌ وروم‌، خطيبان‌ چيره‌دستي‌ داشته‌اند، مانند دموستنس‌، كاتن‌، سيسرون‌،اگوستين‌، لوتر و در قرون‌ بعدي‌ كساني‌ مانند بوسوئه‌، بوردالوست‌، فنلن‌.

در دنياي‌ عرب‌ نيز، چه‌ در عصر جاهليت‌ و چه‌ پس‌ از ظهور اسلام‌ وسده‌هاي‌ بعد، خطباي‌ برجسته‌ و نامداري‌ بوده‌اند كه‌ مي‌توان‌ از كساني‌ چون‌:هاني‌ بن‌ قبيصه‌، اكثم‌ بن‌ صيفي‌، قس‌ّ بن‌ ساعده‌، كعب‌ بن‌ لؤي‌، ابن‌ سّماك‌،سعيدبن‌ اسماعيل‌ نيشابوري‌، ابوعلي‌ دقّاق‌، ابن‌ جوزي‌، اخطب‌ خوارزم‌، ابن‌نباته‌ و ... نام‌ برد.

ابن‌ نباته‌ يكي‌ از خطباي‌ زبردست‌ قرن‌ چهارم‌ است‌ و خطابه‌هايش‌ مشهوراست‌. خطبه‌اي‌ در برانگيختن‌ بر جهاد دارد. اميرالمؤمنين‌(ع) نيز در خطبة‌ 27نهج‌البلاغه‌ مردم‌ را به‌ جهاد برمي‌انگيزد و خطبة‌ جهاديّة‌ او معروف‌ است‌. ابن‌ابي‌الحديد، شارح‌ِ نهج‌البلاغه‌ اين‌ دو خطبه‌ را با هم‌ مقايسه‌ مي‌كند و مي‌گويد:

«در خطبة‌ ابن‌ نباته‌ را با خطبة‌ امام‌ مقايسه‌ كنيد و از دايرة‌ انصاف‌ دورنشويد، نسبت‌ اين‌ دو با هم‌ مانند نسبت‌ شمشير چوبين‌ با تيغ‌ پولادين‌است‌ ...، خطبة‌ ابن‌ نباته‌، هر چند بهره‌هايي‌ از صناعات‌ بديعي‌ دارد،امّا در حضيض‌ زمين‌ است‌ و كلام‌ اميرمؤمنان‌ در اوج‌ آسمان‌ است‌».

مي‌بينيم‌ كه‌ حضرت‌ علي‌(ع) در هنر سخنوري‌ و خطابه‌ نيز سرآمد است‌ واگر به‌ او «بزرگترين‌ خطيب‌ تاريخ‌» لقب‌ داده‌اند، گزاف‌ نيست‌. و اگر او را«خداوند سخن‌ در منبر و خداوند قلم‌ در نهج‌البلاغه‌» شمرده‌اند، توصيفي‌بجاست‌. كيست‌ كه‌ سخنان‌ آن‌ پيشوا را بخواند و بشنود و مسحور جاذبه‌هاي‌كلامي‌ و شيفتة‌ گوهرهاي‌ درخشان‌ نهفته‌ در گنجينة‌ كلمات‌ مولا نشود؟!

ابن‌ ابي‌ الحديد، مي‌گويد:

معاويه‌ كه‌ علي‌(ع) را بنيانگذار فصاحت‌ براي‌ قريش‌ دانسته‌ است‌،راست‌ مي‌گويد. اگر همة‌ فصحاي‌ عرب‌ در مجلسي‌ گرد آيند و اين‌خطبه‌ (اشاره‌ به‌ خطبة‌ 216 كه‌ پيشتر از آن‌ ياد شد) بر آنان‌ تلاوت‌شود، همه‌ در برابر آن‌ به‌ سجده‌ خواهند افتاد، همان‌ گونه‌ كه‌ شاعران‌ درمقابل‌ مصرعي‌ از شعر «عدي‌ّ بن‌ رقاع‌» به‌ سجده‌ افتادند، و وقتي‌ علّت‌را از آنان‌ پرسيدند، گفتند: همان‌ گونه‌ كه‌ شما جاي‌ سجدة‌ واجب‌ درقرآن‌ را مي‌شناسيد، ما هم‌ مواضع‌ سجود در شعر را مي‌شناسيم‌!

آنگاه‌ در اشاره‌ به‌ جامعيت‌ و چند بعدي‌ بودن‌ كلام‌ علي‌ و شخصيت‌علي‌(ع) مي‌افزايد:

من‌ همواره‌ در شگفتم‌ از مردي‌ كه‌ به‌ هنگامة‌ نبرد، خطابه‌اي‌ مي‌خواندكه‌ طبع‌ حماسي‌ آن‌ با سرشت‌ شيران‌ و پلنگان‌ متناسب‌ است‌ و در همان‌حال‌، وقتي‌ زبان‌ به‌ موعظه‌ مي‌گشايد، سخني‌ مي‌گويد به‌سان‌ سرشت‌راهبان‌ تارك‌ دنيا كه‌ هرگز نه‌ گوشتي‌ خورده‌ و نه‌ خوني‌ ريخته‌اند. گاهي‌در چهرة‌ بسطام‌ بن‌ قيس‌ و عُتيبه‌ بن‌ حارث‌ و عامربن‌ طفيل‌ آشكارمي‌شود، گاهي‌ در صورت‌ سقراط‌، فيلسوف‌ يوناني‌، گاهي‌ يوحنّا وگاهي‌ در سيماي‌ الهي‌ مسيح‌ بن‌ مريم‌!

http://www.t0rk.blogfa.com/post-11.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۱:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

تمرين ، تمرين ، تمرين

تمرين ، بخشي مهم از آماده شدن براي ايراد يك سخنراني موفق است . يك فرصت ايده آل براي حفظ كردن و زمان بندي مطالب و از بين بردن همه اشكالات احتمالي به هنگام سخنراني است . با وسادل كمكي ديداري - شنيداري خود تمرين كنيد و زماني براي پرسش ها ، در انتها در نظر بگيريد .

با صداي بلند تمرين كنيد

نكته اصلي در تمرين ، حفظ كردن مطالب و ترتيبي است كه براساس آن ، php?pid=55461">

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]


توصيه‌هايي براي جلسة اراية و دفاع از پايان‌نامه


 
 به طور كلي براي غلبه بر هيجانات جلسة دفاع رعايت نكات زير بسيار مفيد است.


 - قبل از شروع جلسه و ايراد سخنراني، ذهن خود را بر روي موضوع و مطالب سخنراني متمركز كنيد.
 - اعتماد به نفس داشتن در اين لحظات بسيار ارزشمند و كار ساز است. از ايجاد تشويش و نگراني با زمزمه كردن عباراتي مثل «چرا گلويم خشك شده؟»، « چرا دستهايم مي لرزد؟» و يا «بدجوري خودم را به دردسر انداختم.» جداً اجتناب نماييد.
 - سعي كنيد هنگام سخنراني بيشتر به حضار بنگريد و از غوطه‌ور شدن در انبوه نوشته‌هاي متني پرهيز كنيد.
 - كوشش كنيد دربارة موضوعي صحبت كنيد كه كاملاً آشنايي و تسلط داريد.
 - واقع گرا باشيد. فراموش نكنيد كه هر كسي ممكن است در شرايط مشابه تا حدودي دچار اضطراب گردد.
 - حاضرين در جلسه به خوبي قادر به درك شرايط شما هستند. بنابراين گردش نگاه شما در ميان آنها باعث نوعي حس قدرتمندي و تجديد قوا خواهد شد.
 - به روال معمول و شيوة خودتان سخن بگوييد و زبان و يا لهجة عاريتي استفاده نكنيد.
 - قبل از شروع جسلة دفاع موضوع سخنراني خود را چند بار مرور كنيد و حتي مي‌توانيد در حضور دوستانتان آنرا با صداي بلند بيان كنيد. مطمين شويد كه مجموع زمان صرف شده از 30 دقيقه بيشتر نمي‌شود.
 - موضوع اصلي و محوري سخنراني را در آغاز براي شنوندگان تشريح كنيد و سعي كنيد مطالب خود را حول همين محور ادامه بدهيد.
 - در شنوندگان تصاوير ذهني نسبت به مطالب سخنراني ايجاد كنيد. در ادامة سخنراني هرچند به قبل برگشته و با مرور گذرا، حضار را در جريان آنچه گذشته قرار دهيد.
- هرگز در حين سخنراني پوزش نخواهيد. زيرا اين يكي از علايم تشويش و اضطراب است.
 - سخنراني خود را با استفاده از جملاتي بسيار سليس، روان و واضح پيش ببريد. به شنوندگان تلقين كنيد كه راجع به مسايل مطرح مسلط و صاحب نظر هستيد. براي كنترل هر جه بيشتر جلسه حضار را در بحث وارد كنيد.
 - با افزايش و كاهش به موقع تن صدا و همچنين مكث‌هاي حساب شده و به موقع در كلام و نيز حركات ريتميك و سيال دست هاي خود تحرك و پويايي را به جلسه تزريق كنيد.
- زمان را متناسب با عناوين مهم قابل طرح تنظيم كنيد و در طول جلسه دفاع با دقت زمان سپري شده را در نظر داشته باشيد؛ و تناسب زمان باقيمانده را با عناوين باقي مانده كنترل كنيد.
 - براي حضار به خصوص هييت دوران احترام زيادي قايل شويد. مخاطب قرار دادن آنها در چارچوب ضوابط اخلاقي الزامي است. در صورتي كه شما را مخاطب قرار دادند سعي كنيد در وهلة اوّل بدقت مطالب آنها را ياداشت نماييد. در مورد هر سؤالي جواب مناسب، روشن و قانع كننده بدهيد. و اگر باز هم جوابتان فهميده نشد قول بدهيد كه در آيندة نزديك جواب آنرا پيدا خواهيد كرد. از گفتن عباراتي چون «نمي‌دانم» و مثل آن جداً خودداري نماييد.


- از مصرف داروهاي محرك و يا آرام بخش جداً خودداري كنيد.
 
تناسب مطالب قابل طرح در جلسة دفاعيه با زمان تعيين شده


 زمان تخصيصي در جلسة دفاع معمولاّ به وسيلة مدير جلسه اعلام مي‌شود. در صورتيكه بنا به هر دليل زمان به محقق اعلام نشد؛ توصيه مي‌شود زمان مناسب براي جلسة دفاع خود را 30 دقيقه فرض نمائيد. تقسيم بندي ذيل در تقسيم مناسب زمان دفاع به شما كمك مي‌كند.
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نكاتي چند در مورد روش‌هاي صحيح مطالعه(كوتاه و مفيد)
 
بارها شنيده ايم كه دانش آموز يا دانشجويي مي گويد:
«ديگرحال و حوصله خواندن اين كتاب را ندارم» يا «آنقدرازاين كتاب خسته شده ام كه قابل گفتن نيست» و يا «هرچقدرميخوانم مثل اينكه كمتر ياد مي گيريم» و يا «10 بار خواندم و تكرار كردم ولي بازهم ياد نگرفتم»

به راستي مشكل چيست؟ آيا براي يادگيري درس واقعا" بايد 10 بار كتاب را خواند ؟ آيا بايد دروس خود را پشت سرهم مروركرد؟وآيا بايددهها بار درس راتكراركردتا يادگرفت ؟ مطمئنا" اگر چنين باشد ، مطالعه كاري سخت و طاقت فرسا است . اما واقعيت چيزي ديگر است . واقعيت آن است كه اين گروه از فراگيران ، روش صحيح مطالعه را نمي دانند و متاسفانه در مدرسه و دانشگاه هم چيزي راجع به چگونه درس خواندن نمي آموزند . يادگيري و مطالعه ، رابطه اي تنگاتنگ و مستقيم با يكديگر دارند، تا جايي كه مي توان اين دو را لازم و ملزوم يكديگر دانست. براي اينكه ميزان يادگيري افزايش يابد بايد قبل از هرچيز مطالعه اي فعال و پويا داشت .


شيوه صحيح مطالعه ،چهار مزيت عمده زير را به دنبال دارد:

-1  زمان مطالعه را كاهش ميدهد

-2 ميزان يادگيري را افزايش ميدهد

-3  مدت نگهداري مطالب در حافظه را طولاني تر مي كند

-4 بخاطر سپاري اطلاعات را آسانتر مي سازد

براي داشتن مطالعه اي فعال و پويا نوشتن نكات مهم درحين خواندن ضروري است تابراي مرور مطالب،دوباره كتاب رانخوانده و در زماني كوتاه ازروي يادداشتهاي خود مطالب را مرور كرد .

يادداشت برداري ، بخشي مهم و حساس از مطالعه است كه بايد به آن توجهي خاص داشت . چون موفقيت شما را تا حدودي زياد تضمين خواهد كرد و مدت زمان لازم براي يادگيري را كاهش خواهد داد. خواندن بدون يادداشت برداري يك علت مهم فراموشي است.

 


شش روش مطالعه:

خواندن بدون نوشتن خط كشيدن زيرنكات مهم حاشيه نويسي خلاصه نويسي كليد برداري خلاقيت و طرح شبكه اي مغز
1
خواندن بدون نوشتن: روش نادرست مطالعه است . مطالعه فرآيندي فعال و پويا است وبراي نيل به اين هدف بايد از تمام حواس خود براي درك صحيح مطالب استفاده كرد. بايد با چشمان خود مطالب را خواند، بايد در زمان مورد نياز مطالب را بلند بلند ادا كرد و نكات مهم را يادداشت كرد تا هم با مطالب مورد مطالعه درگير شده و حضوري فعال و همه جانبه در يادگيري داشت و هم در هنگام مورد نياز ، خصوصا" قبل از امتحان ، بتوان از روي نوشته ها مرور كرد و خيلي سريع مطالب مهم را مجددا" به خاطر سپرد .

2
 خط كشيدن زير نكات مهم :اين روش شايد نسبت به روش قبلي بهتر است ولي روش كاملي براي مطالعه نيست چرا كه در اين روش بعضي از افراد بجاي آنكه تمركز و توجه بروي يادگيري و درك مطالب داشته باشند ذهنشان معطوف به خط كشيدن زير نكات مهم مي گردد .حداقل روش صحيح خط كشيدن زير نكات مهم به اين صورت است كه ابتدا مطالب را بخوانند و مفهوم را كاملا" درك كنند و سپس زير نكات مهم خط بكشند نه آنكه در كتاب بدنبال نكات مهم بگردند تا زير آن را خط بكشند .

3
 حاشيه نويسي :اين روش نسبت بدو روش قبلي بهتر است ولي بازهم روشي كامل براي درك عميق مطالب و خواندن كتب درسي نيست ولي مي تواند براي يادگيري مطالبي كه از اهميتي چندان برخوردار نيستند مورد استفاده قرار گيرد.

4
 خلاصه نويسي : در اين روش شما مطالب را ميخوانيد و آنچه را كه درك كرده ايد بصورت خلاصه بروي دفتري يادداشت مي كنيد كه اين روش براي مطالعه مناسب است و از روشهاي قبلي بهتر مي باشد چرا كه در اين روش ابتدا مطالب را درك كرده سپس آنها را يادداشت مي كنيد اما بازهم بهترين روش براي خواندن نيست .

5
 كليد برداري :كليد برداري روشي بسيار مناسب براي خواندن و نوشتن نكات مهم است . در اين روش شما بعد از درك مطالب ، بصورت كليدي نكات مهم را يادداشت مي كنيد و در واقع كلمه كليدي كوتاهترين، راحتترين ،بهترين وپرمعني ترين كلمه اي است كه با ديدن آن، مفهوم جمله تداعي شده و به خاطر آورده مي شود .

6
 خلاقيت و طرح شبكه اي مغز: اين روش بهترين شيوه براي يادگيري خصوصا" فراگيري مطالب درسي است .در اين روش شما مطالب را ميخوانيد بعد از درك حقيقي آنها نكات مهم را به زبان خودتان و بصورت كليدي يادداشت مي كنيد و سپس كلمات كليدي را بروي طرح شبكه اي مغز مي نويسد ( در واقع نوشته هاي خود را به بهترين شكل ممكن سازماندهي مي كنيد و نكات اصلي و فرعي را مشخص مي كنيد)تا در دفعات بعد به جاي دوباره خواني كتاب ، فقط به طرح شبكه اي مراجعه كرده وبا ديدن كلمات كليدي نوشته شده بروي طرح شبكه اي مغز ، آنها را خيلي سريع مرور كنيد . اين روش درصد موفقيت تحصيلي شما را تا حدود بسيار زيادي افزايش ميدهد و درس خواندن را بسيار آسان مي كند. و بازده مطالعه را افزايش ميدهد.

 شرايط مطالعه:

«به كارگيري شرايط مطالعه يعني بهره‌وري بيشتر از مطالعه»

شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر با بازدهي بالاتر داشت و در واقع اين شرايط به شما مي آموزند كه قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد و با دانستن آنها مي توانيد با آگاهي بيشتري درس خواندن را آغاز كنيد و مطالعه اي فعالتر داشته باشيد :

 آغاز درست :براي موفقيت در مطالعه ،بايد درست آغازكنيد-

 برنامه ريزي : يكي از عوامل اصلي موفقيت ، داشتن برنامه منظم است -

 نظم و ترتيب: اساس هر سازماني به نظم آن بستگي دارد -

حفظ آرامش: آرامش ضمير ناخود آگاه را پويا و فعال ميكند-

استفاده صحيح از وقت :بنيامين فرانكلين، «آيا زندگي را دوست داريد؟ پس وقت را تلف نكنيد زيرا زندگي از وقت-

     تشكيل شده است.»

 سلامتي و تندرستي: عقل سالم در بدن سالم است-

 تغذيه مناسب: تغذيه صحيح نقش مهمي در سلامتي دارد-

 دوري از مشروبات الكلي : مصرف مين گفته را به خوبي درك مي كنند.بارها با اين شرايط مواجه شده ايم كه مجبوريم و يا از سر انتخاب بايد مطالبي را براي جمعيتي ارائه كنيم و اين موضوع براي كساني كه اولين بار قرار است اين كار راانجام دهند همراه با استرس و اضطراب و نگراني هايي است  در يكي از وبلاگ ها مطلب مفيدي در اين باره ديدم كه مي تواند آمادگي فرد را در مواجه شدن با اين شرايط بالا ببرد. مناسب ديدم  دوستاني كه در اين باره مشكل دارند آن را مطالعه كنند. چون همه  الزاما اين موقعيت را تجربه كرده و يا مي كنند.بخصوص هنگام دفاع از پايان نامه كه تاثير زيادي در كسب نمره براي دانشجويان دارد.

هنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركت‌كننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي كند، شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس سعي كنيد بهترين باشيد، دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد و دوم حفظ خونسردي و آرامش. شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد علاوه بر يك ارائه خوب، يك جلسه زيبا را برگزار مي كنيد .

1. مخاطبان را شناسايي كنيد .

اگر شما سطح علمي، فرهنگي و حتي شخصيتي مخاطبان را بدانيد، ارتباط بهتري با آنان برقرار مي كنيد و آنچه را كه آنها دوست دارند يا مي خواهند بشنوند ارائه مي دهيد و اين يعني اثرگذاري بهتر و بيشتر .

2. يك پيام مشخص داشته باشيد. خلاصه وگويا.

قبل از اينكه كار تهيه مطالب خود را شروع كنيد، پيام كليدي خود را مشخص كنيد. درواقع پيام شما بايد بتواند مخاطبان را به يك راه مشخص رهنمون و امكان تفكر درمورد راههاي ديگر را فراهم سازد.

3. براي هر تصوير متن كوتاهي آماده كنيد.

هر تصوير (متن يا عكس) كه پخش مي شود. خلاصه اي از موضوع آن بايد ارائه شود. اين خلاصه مي تواند شفاهي باشد يا به صورت زيرنويس ارائه شود. اين باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جويي شود.

4. مطالب و مفاهيم خاص را برجسته كنيد.

مطالبي را كه توضيح آنها براي «پذيرش» مخاطب «اهميت» بيشتري دارد را مشخص كنيد.

5. قبل از جلسه، تمرين كنيد.بخصوص از نظر تنظيم وقت تمرين فراموش نشود.

6 . ساختار اثربخشي براي ارائه طراحي كنيد.

طرح «مسئله» و «حل» آن بهترين روش براي ارائه قدرتمند يك مطلب است. اول «مسئله» را بيان كنيد بعد «راه‌حل» را ارائه دهيد و آن را با يك مثال توضيح دهيد.

7. جمله «همه تيزهوش نيستند» را فراموش نكنيد.

همه مخاطبان شما افراد تيزهوش نيستند. پس سعي كنيد مطالب را خيلي ساده و غيرپيچيده ارائه كنيد، در هر ساعت صحبت كردن 3 الي 4 نكته را شرح دهيد.

8. محكم و خوب شروع كنيد.

يك شروع خوب، موفقيت را تضمين مي كند. از روشهاي مختلف استفاده كنيد گاهي يك حكايت يا قصه يا يك خاطره و در بعضي مواقع پرداختن به اصل مطلب مي‌تواند شروع خوبي باشد.

9. از نمودار و چارت استفاده كنيد.پاورپوينت بسيار مفيد است.

بسياري از مخاطبان شما نمي توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزيه و تحليل كنند. نمودار كمك مي‌كند تا سريعتر به موضوع دست پيدا كنند و با شما همراه شوند.

10. پاياني با شكوه داشته باشيد.

بسياري از مخاطبان آخرين مطلبي را كه شما مي گوييد به خاطر مي سپارند مطمئن شويد كه آخرين مطالبي كه مي‌گوييد همانهايي هستند كه مي خواهيد مخاطبان به آن بيشتر توجه كنند.

11. بر نكات مهم تسلط داشته باشيد.

اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهيدبود.

12. خوب تنفس كنيد.

13. از چشمانتان استفاده كنيد.

حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت و شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد.

14. تجهيزات مناسب را آماده كنيد.

هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز (نه كم و نه زياد) از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... را آماده كنيد.

15. تجهيزات را امتحان كنيد.

قبل از شروع جلسه تجهيزاتي را كه قرار است استفاده كنيد يكبار امتحان كنيد خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد ) مي تواند تاثير بسيار منفي بر مطالب شما داشته باشد.

16. بدانيد كه شما مركز توجه هستيد.

قبل از شروع جلسه فقط صداي شما شنيده مي شود هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند جلسه شما را زيباتر يا زشت‌تر نمايد. با تمام وجود عمل كنيد.

17. «لبخند» را فراموش نكنيد.

18. هنگام ارائه خودتان باشيد.

سعي نكنيد از حركات مصنوعي استفاده كنيد اقداما>۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][

لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. <