مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11658
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 39
همه : 4340140
10 قاعده براي موفقيت در مصاحبه استخدامي 

اين قواعد به جويندگان كار كمك خواهد كرد تا استعدادهاي پنهان خود را در فرصت‌هاي استخدامي نشان داده و احتمال موفقيت خود را به حداكثر برسانند.
اين قواعد به جويندگان كار كمك خواهد كرد تا استعدادهاي پنهان خود را در فرصت‌هاي استخدامي نشان داده و احتمال موفقيت خود را به حداكثر برسانند.
1. در مورد تجارب و مهارت‌هايتان به وضوح و با علاقه صحبت كنيد. زبان حرفه اي داشته باشيد، اما از اينكه شخصيت تان بطور كامل برملا و روشن شود، هراسان نباشيد. به نشانه بي ميلي وقفه‌هاي كوتاه و مكث نكنيد. شما براي هر پاسخ نياز به چند ثانيه زمان داريد.
2. مثبت انديش باشيد. افراد استخدام كننده (كارفرما) تمايل به شنيدن عذر و بهانه ها يا احساسات بد در مورد يك تجربه منفي را ندارند. اگر آنها در مورد رتبه يا نمره پايين، تغيير ناگهاني شغل يا نقص سابقه‌تان جويا شدند، حالت دفاعي به خود نگيريد. در عوض توجه‌تان را به حقايق و واقعيات (خلاصه وار) و آنچه شما از تجربه‌تان ياد گرفتيد، متمركز كنيد.
3. آمادگي ارائه مهارت‌ها و تجاربتان را داشته باشيد تا وقتي آنها شرح حالي از شغل‌تان را خواستند، ارائه دهيد. موقعيت‌تان را در ذهن كارفرما به‌عنوان فردي با يكسري مهارت‌ها و صفات ويژه، تثبيت كنيد. كارفرمايان مسايلي دارند كه نياز به حل آنها توسط كارمندان با مهارت‌هاي ويژه دارند. در توصيف مناسب صفاتتان مؤثر عمل كنيد.
4. قبل مصاحبه استخدامي اطلاعاتي در مورد شركت يا كار آينده‌تان بدست آوريد. اطلاعاتي مهم شامل فعاليت‌هايي كه توسط كارفرما اجرا شده است، ثبات مالي كارفرما چگونه است و چه نوع شغل‌هايي در ارتباط با كارفرما است. تحقيق كنيد چگونه مي توانيد به كارفرما در جريان جستجوي شغلي در مورد آن سازمان و توانايي و پتانسيل شما در آن سازمان كمك كنيد. بدانيد چگونه مي توانيد به شركت كمك كنيد و سؤالهايي را آماده كنيد كه از مصاحبه گر در مورد شركت سؤال كنيد.
5. براي مصاحبه زود حاضر شويد. برنامه ريزي كنيد كه 10 تا 15 دقيقه قبل از زمان مقرر، به محل مصاحبه برسيد. رسيدن خيلي زود، كارفرما را دست و پاچه مي كند و شرايط نامطلوب و ناشيانه اي ايجاد مي كند. به همان نسبت دير رسيدن در ابتدا يك تصور بدي به جاي مي گذارد. شخصاً در مورد زمان و ترتيب مصاحبه سؤال كنيد.
6. يك كلاسر (كيف كاغذ) يا دفترچه يادداشت يا لااقل يك دسته كاغذ مرتب شده و تا خورده كه نام كارفرما روي آن نوشته شده باشد، همراه داشته باشيد.
7. خلاصه اطلاعات و ليستي از سؤالاتي كه براي پرسش نياز داريد همراه آوريد. ليستي از سؤالاتتان را ارائه دهيد كه مطمئن شوند شما اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري را جمع آوري كرده ايد. نبايستي به خاطر بردن يادداشتها در طي مصاحبه پريشان شويد.
8. در بسياري از مصاحبه هاي شغلي، نهار يا شام در نظر گرفته شده در روز مصاحبه، به تنهايي مهمان نوازي كارفرما را نشان نمي دهد اما همچنين يك بخش قابل توجه فرايند مصاحبه است. آداب معاشرت را رعايت كنيد و در گفتگو و محاوره در طي صرف غذا سهمي داشته باشيد. خيلي اوقات چگونگي مهارتهاي اجتماعي جزء تصميم گيري آنهاست.
9. بعد از مصاحبه، نام و لقب (عنوان) همه مصاحبه كنندگان، اثر انگشت يا مهرتان، سؤالهاي باقيمانده و اطلاعاتي كه كسب كرديد را بنويسيد. اگر شما مرتباً در حال مصاحبه هستيد، اين فرايند به شما كمك مي كند تا مدام به كارفرمايان توجه كنيد و بوضوح تفاصيل را تعريف و بيان كنيد.
10. در آخر، مصاحبه را با گفتن لطف سركار زياد يا مرحمت سركار زياد يا سپاسگزارم پايان ببريد. كارفرمايان به حركات و اشارات شما در موقع حرف زدن توجه مي كنند كه گواهي براي توجه تان به جزئيات و علاقه تان به اين شغل است.
منبع:netkav

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
13 اشتباه رايج در مصاحبه 

در جست و جوي شغلي هستيد؟ مدت زمان درازي است كه با مراحل نسبتاً دشوار جست و جوي كار درگيريد. نمي‌دانيد كجا، چه وقت، چگونه و چه شغلي به شما پيشنهاد خواهد شد؟ اين آغاز يك راه است.مصاحبه نيز جزيي از اين راه به شمار مي‌آيد. مانند تمامي راه‌ها، براي موفقيت در اين راه نيز بايد به نكات اساسي و مهمي توجه شود.
در جست و جوي شغلي هستيد؟ مدت زمان درازي است كه با مراحل نسبتاً دشوار جست و جوي كار درگيريد. نمي‌دانيد كجا، چه وقت، چگونه و چه شغلي به شما پيشنهاد خواهد شد؟ اين آغاز يك راه است.
مصاحبه نيز جزيي از اين راه به شمار مي‌آيد. مانند تمامي راه‌ها، براي موفقيت در اين راه نيز بايد به نكات اساسي و مهمي توجه شود. بهتر است در فرآيند جست و جوي كار بر روي عواملي كه تحت كنترل ما هستند تمركز كنيم زيرا عوامل بسيار ديگري وجود دارند كه يك داوطلب جست و جوي كار قادر به كنترل آن‌ها نمي‌باشد. يك داوطلب نمي‌‌تواند بر روي عواملي از قبيل: چه كسي، چگونه و چه هنگام از او مصاحبه خواهد كرد؟ چه سوالاتي مطرح خواهند شد و يا در خصوص اينكه چه كسي آن شغل را به دست مي‌آورد؟ هيچ‌گونه كنترلي داشته باشد. در مقابل عواملي نيز هستند كه داوطلب قادر به كنترل آن‌ها مي‌باشد. اين عوامل از يك رزومه خوب و حرفه‌اي شروع شده تا مصاحبه ادامه دارد.
در يك مصاحبه چه كارهايي نبايد انجام شود؟ در چند مسوول استخدام خواسته شد تا به چند مورد از رايج‌ترين و البته زيان‌ بارترين اشتباهاتي كه داوطلبين در مصاحبه مرتكب مي‌شوند، اشاره كنند كه: به پوشش نامناسب، بدگويي از رييس قبلي به عنوان بدترين توهين و بي‌علاقگي و بي‌ميلي داوطلبان، غرور و تكبر، نارسا و ناكافي و عدم پرسش سوالات مناسب اشاره داشتند.
در ذيل به 10 مورد از رايج‌ترين اشتباهات در مصاحبه اشاره شده است. كه البته به راحتي قابل اجتناب و پيشگيري مي‌باشند. توجه داشته باشيد بخش مهم يك مصاحبه موفق اجتناب از اين اشتباهات ساده است، اگر بخواهيد به آساني قابل انجام است.
نبايد شغلي را به دليل ارتكاب يكي از اشتباهات ذيل ازدست بدهيد.

1)سروقت و به موقع در مصاحبه حاضر شويد، دير نكنيد
هيچ اتفاقي مانند عذرخواهي به دليل دير رسيدن، زشت و زننده نمي‌باشدكه البته هيچ عذر و علتي هم قابل قبول نمي‌باشد. از شخصي كه با شما تماس گرفته راهنمايي بخواهيد يا به نقشه مراجعه كنيد. تمامي جوانب از جمله ترافيك رادر نظر بگيريد، زود از خانه خارج شويد و ساعت به همراه داشته باشيد. چنانچه به هر عنوان متوجه شديد كه دير خواهيد رسيد، بهتر است با مصاحبه‌كننده تماس گرفته و زمان قرار خود را عوض كنيد.

2)عدم آمادگي كافي
عدم آمادگي كافي بزرگ‌ترين اشتباهي است كه مي‌تواند در مصاحبه شغلي مرتكب آن شويد. درست به همان طريقي كه براي آزمون و امتحان آماده مي‌شويد، نياز است كه براي مصاحبه نيز آماده شويد. هنگامي كه براي مصاحبه دعوت مي‌شويد، سعي كنيد در خصوص نحوه اجراي آن اطلاعاتي كسب نماييد، به عنوان مثال: مصاحبه گروهي خواهد بود تا تك به تك؟‌ چه شخص يا اشخاصي مصاحبه را انجام مي‌دهند و مقام و جايگاه آن‌ها چيست؟

3)عدم توانايي پاسخگويي به سوالات اساسي از قبيل «درباره اين شركت چه مي‌دانيد؟»
كه به نوعي عدم تمايل و بي‌ميلي شما را مي‌رساند و موجب مي‌گردد فرصت خود را از دست بدهيد. لذا بهتر است قبل از هر اقدامي اطلاعاتي در مورد آن شركت جمع‌آوري كنيد.

4)سوالاتي درباره شركت و موقيت آن بپرسيد
البته در اينجا بايد دقت كنيد كه از پرسش سوالاتي كه به وضوح در وب سايت شركت يا گزارش ساليانه آن وجود دارند، اجتناب كنيد.

5)پوشش نامناسب
يادتان باشد بيشترين تأثير را در 10 ثانيه اول روي مخاطب خود مي‌گذاريد و صد البته بهتر است كه تأثيري عميقاً مثبت باشد. با توجه به موقعيت و مكان پوشش آنجا را به تن كنيد. چنانچه براي جايگاه و پستي تخصصي مصاحبه مي‌كنيد بهتر است از لباس رسمي استفاده كنيد. چنانچه براي ساير مشاغل از قبيل مشاغل موقت تابستاني مانند نگهباني يا پيشخدمتي مصاحبه مي‌كنيد، آراسته و مرتب حاضر شويد.

6)توهين
اين مورد شامل توهين به رييس، همكاران و يا حتي رقباي فعلي و قبلي مي‌شود. هيچ كس شخصي را كه دائماً در حال توهين و شكايت است را نمي‌پسندد و اين امر شخصيت شما را زير سوال مي‌برد. در دنياي امروزي، هيچ گاه نمي‌تواند حدس بزنيد كه شخص مصاحبه‌كننده با چه كساني دوست است و ارتباط دارد و يا مشتريان شركت چه كساني هستند.
مطمئناً دوست نداريد كه مصاحبه‌كننده چنين تصور كند كه در آينده درباره او و شركت نيز چنين صحبت خواهيد نمود.

7)مهارت‌هاي ضعيف ارتباطي
- نجوا كردن
- استفاده مدام از اصطلاحات عاميانه
- استفاده بيش از حد از دستان
- بيش از اندازه جدي و يا شل بودن
- حركات عصبي مانند جويدن ناخن
يكي ديگر از مهارت‌هاي ضعيف ارتباطي اين است كه پاسخ سوالات را با «بله» يا «نه» بدهيد. بايد اعتماد به نفس خود را حفظ كرده و نشان دهيد. عصبي بودن و پاسخ‌هاي پراكنده و بي‌معني همگي بيانگر حواس‌پرتي و بي‌توجهي شما مي‌باشد. در همين حين، يكي از بدترين لحظات براي مصاحبه‌كننده اين است كه سوال ساده‌اي بپرسيد اما جوابي دريافت نكند. در واقع اين ذهنيت را براي مصاحبه‌كننده ايجاد مي‌نمايد كه شخص با آمادگي كافي ندارد ياگوش نمي‌دهد. حواس خود را كاملاً جمع كرده و قبل از پاسخگويي زمان كوتاهي تمركز كنيد. آرامش خود را حفظ كرده و سوالات را با پاسخ‌هايي كوتاه و مفيد پاسخ‌گو باشيد. از كلمات و عبارات مناسب استفاده نماييد. به عبارت ديگر اين حسن را در مصاحبه‌كننده القاء نماييد كه شما بهترين فرد براي اين جايگاه مي‌باشيد البته نفس عميق را فراموش نكنيد. نكته ديگر، از درب نگهباني و پاركينگ گرفته تا دفتر مصاحبه با همگي با احترام و ادب رفتار كنيد.

8)رفتار بي‌ادبانه و توهين‌آميزي نداشته باشيد
مصاحبه‌كننده خواستار اين است كه ميزان صبوري و عكس‌العمل شما را نسبت به سوالات بسنجد. از دست دادن كنترل، حالت تدافعي به خود گرفتن و رفتار توهين‌آميز همگي عواملي هستند كه موجب مي‌گردند شانس خود را از دست بدهيد. فرقي نمي‌كند بعد از آن به چه ميزان پشيمان شده و عذرخواهي كنيد، اتفاقي كه نبايد رخ مي‌داده، پيش آمده است.

9)فعال و مشتاق باشيد
در جريان صحبت و مكالمه با مصاحبه‌كننده شريك باشيد، شنونده تنها نباشيد و يا جسته و گريخته صحبت نكنيد. البته فراموش نكنيد كه بدين منظور بايد اعتماد به نفس لازم را داشته در وضعيت و حالت مناسبي قرار بگيريد. از ارتب به توانمندي­ها و صلاحيت­هاي حرفه­اي دست­اندركاران برنامه­ساز؛ چه در جايگاه و نقش اجرا و گويندگي، تهيه­كنندگي و سردبيري، و ديگر عوامل دست­اندركار، به صورتي جذاب و مخاطب‌پسند ارائه و عرضه شود تا از رهگذر آن، به تأثيرگذاري موردنظر سياستگذاران و برنامه­ريزان دست يابد.

هم جذب و جلب توجه و هم راهنمايي و هدايت توجه، دوگام به هم­پيوسته در درك و شناخت چرايي حضور و چگونگي فعاليت برنامه­سازان و سپس، برنامه­ريزان و سياستگذاران در رويارويي و مواجهه با مخاطبان هدف و تحقق آمال و اهداف موردنظر در قالب برنامه­هاي مختلف ايستگاه­هاي راديويي است.

آشنايي و تسلط بر اصول و شيوه­هاي برنامه­سازي و درك و شناخت ­بهنگام از استعدادها، توانمندي­ها و ظرفيت­هاي قالب­هاي مختلف برنامه­سازي در طراحي، ساخت و ارائه پيام­هاي موردنظر، از جمله الزامات و ضرورت­هاي گريزناپذير فعاليت برنامه سازان در رسانه­اي است كه به «پيچيدگي جراحي مغز» داراي ظرايف و لطايفي است كه اگر به درستي نگريسته شود، مي­تواند آن را به چنان پايه­اي از اهميت، تأثيرگذاري و نفوذ در سپهر رسانه­اي جامعه رساند كه «سلطان بلامنازع انديشه و ذهن ناخودآگاه» مخاطبان نام گيرد و آنها را به سرمنزل آرمان­ها و اهداف دست­اندركاران برنامه­ساز و برنامه­ريز هدايت سازد و سبب­ساز ديده­شدن راديو و شنيده­شدن پيام­هاي رسانه­اي آن در جامعه و در نزد مخاطبان هدف شود.

«گزارش» از جمله قالب­هاي برنامه­سازي است كه مي­تواند داراي اينچنين جايگاه و نقشي در رسانه جمعي راديو باشد. گزارش؛ چه در شكل حضور گزارشگر در محل حادثه و رخداد و بياني توصيف­گونه از آن چه در حال انجام است و چه در شكل بررسي و پيگيري حادثه و رخدادي خاص در مطبوعات، ديگر ايستگاه­هاي راديويي، كانال­هاي تلويزيوني، پايگاه­هاي اطلاع­رساني و حتي به صورت تلفني و چهره­به­چهره از سوي گزارشگر و ارائه گزارش با بيان خود يا گوينده و مجري برنامه، از جمله توانمندي­ها و ظرفيت­هاي راديو در اطلاع­رساني بهنگام و حضور بي­واسطه و درلحظه در متن جامعه و حوادث و رخدادهاي آن به­شمار مي­آيد كه مي­تواند در صورت استمرار شايسته در به­كارگيري و سرمايه­گذاري مناسب در پشتيباني، توليد و تهيه آن، به منزله برگ­برنده فعاليت­ها و عملكردهاي رسانه­اي ايستگاه­هاي مختلف راديويي در جامعه و در نزد مخاطبان هدف، برداشت و تلقي شود.

گزارش كه از همنشيني «خبر» و «پژوهش» و جستجوگري درباره آن برمي­خيزد، به معناي «بازسازي هنرمندانه حادثه­ها، صحنه­ها، موضوع­ها و واقعيت­هاي مهم اجتماعي» از سوي گزارشگر است. خبر در پرتو چنين معنايي بر «بيان چگونگي حوادث، رخدادها و وقايع جالب، غيرمعمولي و عيني زندگي اجتماعي مخاطبان هدف و بررسي افكار و عقايد عمومي جامعه درباره آن ها» متمركز مي­شود و در راه طراحي، ساخت و ارائه گزارش­هاي راديويي تأثيرگذار و حرفه­اي به­ كار مي­آيد؛ بسته به آن كه گزارشگران و گروه­هاي پشتيبان برنامه­ساز و برنامه­ريز بتوانند با درك شايسته و شناخت مناسب از الزامات و ضرورت­هاي شكل گيري گزارش­هاي راديويي به معناي حقيقي كلمه، به تركيبي درخور ميان خبر و پژوهش دست­يابند و بر بنيان آن، به برپاساختن بناي موردنظر، كه داراي نمايي جذاب و مخاطب­پسند و درونمايه­اي تأثيرگذار و هدايت گر است، همت گمارند.

آشنايي هرچه افزون­تر با اصول و بايسته­هاي حضور و فعاليت پرثمر در عرصه گزارش و گزارشگري راديويي، و پاسخگويي با نگاهي انتقادي به پرسش­هاي حاصل از آن از سوي دست­اندركاران مي­تواند گام آغازين در برپاساختن چنين بنايي رفيع به شمار آيد؛ وابسته به آنكه پرسش­هاي ساده و صريح، پاسخ­هايي انتقادي و توأم با شفافيت و صداقت بيابند تا بتوانند در آسيب­شناسي وضعيت موجود و درانداختن چشم­انداز مطلوب، به­درستي به­كار آيند و مثمرثمر باشند:

1- اصل وحدت: تا چه اندازه بخش­هاي مختلف گزارش­هاي ارائه شده در خدمت يكديگر براي پروراندن موضوع موردنظر دست­اندركاران و توانا در القاي دغدغه­هاي مطلوب آنها در جامعه و در نزد مخاطبان هدف هستند؟

2-اصل تناسب: تا چه اندازه نسبتي منطقي ميان «كميّت» و «كيفيّت» زمان ارائه گزارش ها برقرار است؟ به ديگر سخن، تا چه اندازه در ارائه گزارش­ها مي­توان در كوتاه­ترين زمان از رساترين كلمات و واژگان در بيان مناسب موضوع بهره گرفت و توجه مخاطب را به گزارش، جلب و با آن، همراه ساخت؟

3- اصل عينيت: تا چه اندازه گزارش­ها بر پايه تصويرپردازي شايسته گزارشگران و توصيف مبتني بر درك مناسب واقعيت­هاي اجتماعي از سوي آنها شكل گرفته اند؟ به بيان ديگر، تا چه اندازه گزارش­ها با پرهيز از ذهني­بودن و با تأكيد بر وفاداري به واقعيت­هاي موجود، طراحي، تهيه و ارائه مي­شوند؟

4- اصل بازگويي: تا چه اندازه گزارشگران، توانا به بازگويي جزئيات حوادث و رخدادها، متناسب با درك و دريافت مخاطبان هستند و مي­توانند با درنظرگيري همزمان تنگناها و چارچوب­هاي اخلاقي و حقوقي فعاليت در رسانه، مخاطبان را به اين باور برسانند كه چون ضبط صوت يا دوربين عكاسي به ثبت و ضبط دقيق و هنرمندانه جزئيات موردنياز آنها مي­پردازند؟

5- اصل بي­طرفي: تا چه اندازه گزارش­ها با اعتقاد و التزام به چنين باوري، توليد و تهيه مي­شوند كه به دور از پيش­داوري­ها و جانبداري­هاي نخ­نماشده پيش­پاافتاده، تنها به بيان و توصيف حوادث و رخدادها بپردازند و داوري نهايي را بر عهده مخاطبان بگذارند؟

6-اصل صحت: تا چه اندازه مخاطبان با شنيدن و گوش­دادن به گزارش­ها به درستي آن، باور و به نگاه واقع­بينانه آن، اعتقاد مي­يابند و وجود هرگونه ناراستي و نگاه آميخته با اغراق را در ارائه آن، انكار مي­كنند؟

7- اصل گيرايي: تا چه اندازه شيوه­هاي ارائه گزارش­ها، جذاب در جلب توجه و نظر مخاطبان است و مي­تواند آنها را به پيگيري گزارش­ها و تداوم شنيدن و گوش­دادن به آن ها وادارد و ترغيب سازد؟

8-اصل مخاطب­گرايي: تا چه اندازه در انتخاب و گزينش موضوع و فرايند بسط و گسترش آن در قالب گزارش؛ انتظارها، خواست­ها، نيازها و در كوتاه سخن، دغدغه­هاي مخاطبان برجسته مي­شود و مورد توجه دست اندركاران قرار مي­گيرد؟

9- اصل كاربرد تجسم و تخيل: تا چه اندازه از توان تجسم و تخيل در ساخت گزارش­ها براي كمك به بازسازي حوادث، مسائل و واقعيت­هاي اجتماعي در انديشه و ذهن مخاطبان استفاده مي­شود؟ آيا چنين تواني در خدمت بيان واقعيت بوده و ريشه در واقعيت دارد؟

10- اصل فقدان كاربرد صفت: تا چه اندازه در ارائه گزارش­ها، به­جاي كاربرد «صفت» كه مبتني بر ذهني­سازي گزارش و پيش­داوري گزارشگر است، اهميت حوادث و رخدادها به شكلي ملموس نشان داده مي­شود و جنبه هاي عيني آن در بازسازي واقعيت­هاي اجتماعي به­صورتي محسوس در پيش­روي مخاطبان قرار مي­گيرد؟

نگاهي كوتاه به مجموعه تلاش­ها، فعاليت­ها و كوشش­هاي گزارشگران و ديگر دست اندركاران مرتبط برنامه­ساز و برنامه­ريز در طراحي، ساخت و ارائه گزارش­هاي متفاوت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي در ايستگاه­هاي راديويي مختلف عمومي، اختصاصي و تخصصي صداي جمهوري اسلامي، نشان­دهنده آسيب­ها و كاستي­هاي درخور تأمل در بهره­گيري شايسته دست­اندركاران از استعدادها، توانمندي­ها و ظرفيت­هاي اين قالب برنامه­سازي مؤثر در ايستگاه­هاي راديويي ماست:

فقدان استعداديابي، پرورش و تربيت گزارشگران متبحر و متخصص همراه با فقدان پشتيباني­هاي ضروري مادي و معنوي از فعاليت­هاي آن ها كه بتواند امكان خطرپذيري را در اطلاع­رساني اعتمادساز و باورپذير و حضور درلحظه­ و شايسته توجه در متن حوادث رخدادها و واقعيت­ها فراهم آورد؛ و در كنار آن، شكاف و گسستگي انديشه­اي و ذهني در درك، شناخت و فهم جايگاه، سهم و نقش امروزين قالب گزارش در روند برنامه­ريزي­ها و برنامه­سازي­هاي راديويي از سوي برنامه­سازان، برنامه­ريزان و سياستگذاران خرد و كلان راديو در ايران امروز، منجر به آن شده است تا ايستگاه هاي راديويي مختلف صداي جمهوري اسلامي؛ چه در دستيابي به «سرآمدي و تشخص» در انجام مأموريت­ها و وظايف ذاتي خود و چه در «حفظ مخاطب فعلي و جذب مخاطب جديد» در بروز و ظهور رسانه­اي مؤثر خود، از ابزار و قالبي تأثيرگذار و مهم كه بتواند با درنظرگيري ويژگي­هاي مزيت­آفرين راديو چون: انعطاف­پذيري در پذيرش تحولات و تغييرات پيراموني، و سرعت در اطلاع­رساني و پردازش موضوع­ها و واقعيت­ها، به دستيابي مناسب به آرمان­ها و اهداف موردنظر در عمل بينجامد، محروم شوند؛ آسيب و كاستي كه مي­تواند بيش از هميشه تهديدساز در رقابت و نبرد تنگاتنگ رسانه­اي با رسانه­ها و راديوهاي فارسي زبان بيگانه در عرصه­هاي پيام­رساني مؤثر و مخاطب شناسي همه­جانبه باشد و چالش­آفرين در تحقق مأموريت­ها و وظايف ذاتي ايستگاه­هاي راديويي مختلف عمومي، اختصاصي و تخصصي صداي جمهوري اسلامي به­شمار آيد.

* بايد اصول و بايسته­هاي حضور و فعاليت پرثمر در عرصه­هاي گزارش و گزارشگري راديويي را دوباره خواند و گاه از نو شناخت؛

* بايد به پرسش­هاي ساده و صريح برخاسته از اصول، پاسخي ساده و صريح توأم با شفافيت و صداقت داد و نگاه انتقادي را جزء جدايي­ناپذير فعاليت­ها و پيشه اصلي خود قرار داد؛

* بايد دانست كه گزارشگري و گزارش­نويسي، چشم عقاب برنامه­سازي در ايستگاه­هاي راديويي است و گزارشگران، چشمان تيزبين چنين عقابي تيزپر هستند؛ و

* بايد منصفانه از خود پرسيد: آيا دوچشم تيزبين چنين عقابي، بي­سو نيست؟!

منبع :

خبر آنلاين


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]


گزارشگري خبر در رسانه ها به دو شيوه مستقيم و غير مستقيم انجام مي شود.در شيوه مستقيم گزارشگران با حضور در صحنه رويدادها و مشاهده فرايند رويداد مبادرت به گردآوري اطلاعات و تنظيم خبر و گزارش مي كنند و در شيوه غير مستقيم ،گزارشگران و خبرنگاران اطلاعات را از طريق عوامل واسطه مانند شاهدان عيني يا مسئولان محلي كسب مي كنند.
حضور يا عدم حضور گزارشگران در صحنه رويدادها ناشي از عوامل گوناگوني است كه از جمله آن ها محدوديت زمان،فقدان امكانات،منابع و تجهيزات،محدود كردن دسترسي خبرنگاران و گزارشگران به صحنه رويداد و ساير مقتضيات است.
بهترين حالت براي نسبت بين واقعيت و گزارش خبري ،حضور مستقيم گزارشگر در صحنه رويداد است ؛زيرا گزارشگر اين امكان را مي يابد تا از نزديك فرايند رويداد را به خوبي مشاهده كرده و به درك واقعي تري از آن دست يابد.زيرا با عدم حضور خبرنگار يا گزارشگر در صحنه و با دست يابي به اطلاعات از طريق جملات و واژه هايي كه ديگران بيان مي كنند ،روند جمع آوري اطلاعات تا حدي پيچيده مي شود.زيرا محتمل است منابع خبري از جمله مسئولان محلي و شاهدان عيني هر يك متناسب با برداشت خود بر بخش هايي از رويداد بيشتر متمركز شوند و بيم آن مي رود كه واقعيت رويداد از اين طريق خدشه دار گردد.
نكته ديگري كه در اين باره قابل تامل است اين است كه اين گونه منابع خبري ممكن است با تكنيك ها و شيوه هاي گردآوري و تحليل اطلاعات آشنايي نداشته باشند،از اين رو هر يك متناسب با جهت گيري خود بر بخش هايي از رويداد تاكيد بيشتري مي كنند و اما گزارشگران هستند كه مي توانند با نگاهي مستقيم و جامع و در عين حال توجه به جزئيات رويداد،درك واقعي تري از رويداد به دست آورده و آن را براي مخاطبان بازنمايي كنند.
فرايند تبديل رويداد به خبر و گزارش به الزامات و ظرافت هايي نياز دارد؛كه درك دقيق رويداد و جوانب آن و شناخت كامل اصول گزارشگري ،مخاطبان ، نوع رسانه و شرايط زمان و مكان از جمله آن ها است.
از اين رو در جريان چنين فرايندي ممكن است گزارش خبري  نسبت بهتري با واقعيت ها داشته باشد. زيرا كه رسانه ها امكان بيان دقيق و كامل رويدادها را به لحاظ محدوديت هاي زماني و مكاني ندارند و البته مراد آن نيست كه آن چه رسانه ها نشان مي دهند غير واقعي است بلكه مراد آن است كه آن چه رسانه ها منتشر مي كنند همه واقعيت نيست و بخش هايي از واقعيت است،آن هم اگر ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كار آيند و گزارشگر در بيان واقعيت ها سوگيري نكند.بنابراين گزارشكران براي تطابق ويژگي هاي گزارش خبري با ويژگي هاي رويداد بايد وقايع رويداد ها را متناسب با ارزش هاي خبري پوشش دهند و از بزرگ نمايي يا كوچك نمايي رويدادها بر خلاف عينيت آن ها پرهيز كنند كه لازمه چنين ضرورتي حضور به موقع گزارشگران در صحنه رويدادهاست.
حضور گزارشگر در صحنه رويداد بايد براي مخاطبان ملموس باشد تا بر اهميت و اعتبار گزارش خبري بيافزايد.از اين رو در گزارش خبري براي مطبوعات،راديو،تلويزيون و چندرسانه ها ،گزارشگران بايد اين حضور را به شيوه مناسب به رخ مخاطب بكشند.
در رسانه هاي مكتوب از طريق نوشته يا عكس،در گزارش راديويي از طريق كلام گزارشگر و در گزارش تلويزيوني از طريق حضور گزارشگر مقابل دوربين مي توان اين مهم را به مخاطب منتقل كرد.
رسانه ها براي حضور گروه هاي خبري در صحنه رويدادها هزينه هاي زيادي را متحمل مي شوند زيرا در دنياي پرشتاب كنوني و عصر رقابت رسانه ها،سرعت،دقت و صحت در جمع آوري و انتشار اطلاعات و اخبار،صرف چنين هزينه هايي را توجيه پذير مي كند و اين موضوع آن قدر مهم است كه رسانه ها با ايجاد دفاتر خبري و يا اعزام گروه هاي خبري در داخل و  خارج از كشور در پي به رخ كشيدن توان خود به رقبا هستند.

منبع:

 http://abbasi270.blogfa.com/post-10.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

اصول گزارش راديويي


گزارش راديويي يكي از برنامه‌هاي روتين در برنامه‌سازي براي راديو و به ويژه براي خبررساني است. گزارش راديويي معمولا بسته‌اي (Package) شامل گزارش، مصاحبه و صداهاي مرتبط است.
در راديو معمولا گزارش راديويي شامل دو نوع اصلي است: گزارش از محيط يا گزارش تهيه شده از منابع در دسترس در استوديو.
به همين ترتيب گزارش زنده (گزاشگر حاضر در صحنه) و يا گزارشي كه تلفيقي از گزارش از صحنه و منابع افزوده شده باشد نيز زيرشاخه‌هاي اين دو نوع اصلي هستند.
به عنوان مثال به اين گزارش راديويي گوش بدهيد:
دانلود كنيد...
در اينجا گزارشگر با اين منابع، گزارش خود را تكميل كرده است:
موسيقي متن يكي از فيلم‌هاي مورد بحث
متن (گفتار گزارشگر)
مصاحبه‌ي اول
مصاحبه‌ي دوم
مصاحبه‌ي سوم
مصاحبه‌ي چهارم
مصاحبه‌ي پنجم
بخشي از صداي يكي از فيلم‌هاي مورد بحث.
در واقع در اينجا گزارشگر به غير از متني كه پس از تحقيق، انجام مصاحبه‌ها و «دابل چك» كردن منابع نوشته است و لابلاي مصاحبه‌ها مي‌خواند تا زواياي مختلفي از موضوع (در اينجا بحران توزيع نسخه‌هاي ويدئويي فيلم‌هاي ايراني قبل از اكران) را به مخاطب عرضه كند، از داده‌هاي پنج مصاحبه‌شونده نيز استفاده مي‌كند.
قبل از اينكه درباره‌ي اصول گزارشگري راديويي توضيح بدهيم، بد نيست تا نگاهي دقيق‌تر به اين گزارش راديويي به عنوان يك نمونه از گزارش‌هاي راديويي بيندازيم.
اين گزارش براي بخش فارسي راديو بي‌بي‌سي و همچنين سايت فارسي بي‌بي‌سي تهيه شده و گزارشگر كوشيده است تا به اين موضوع از چند زاويه مختلف نگاه كند.
ورودي گزارش: از آنجا كه معمولا مجريان خبر راديو، موضوع گزارش و گزارشگر را معرفي مي‌كنند، گزارشگر ورودي گزارش خود را با موسيقي يك فيلم در حال اكران آغاز كرده است كه اصطلاحا به آن «اكچواليتي» (Actuality)  مي‌گويند، يعني گزارشي كه با يك بخش جذاب يا ورودي آغاز مي‌شود. در اين مورد گزارشگر موسيقي متن يك فيلم ايراني نسبتا مشهور و در حال اكران را كه داراي ضرباهنگ مناسبي براي ورود به متن و موضوع گزارش است، انتخاب كرده است. در مورد ديگري كه مثلا مربوط به اعلام جنگ بين دو كشور باشد، گزارشگر مي‌تواند بخشي از جمله‌ي رئيس‌جمهور يكي از كشورهاي درگير را در آغاز گزارش خود بياورد كه به شروع جنگ اشاره مي‌كند. ورودي گزارش نقشي اساسي در جلب مخاطب براي شنيدن گزارش دارد و در واقع در حكم همان ليد در خبرنويسي و متون مكتوب است.
مقدمه گزارشگر: در اين مقدمه، گزارشگر موضوع گزارش و دلايل اهميت و برخي از نقش‌آفرينان اصلي در آن را به شنونده معرفي مي‌كند: توزيع ويدئوهاي غير مجاز از فيلم‌هاي در حال اكران يا در نوبت اكران ايراني كه بحران اقتصادي و اجتماعي سينماي ايران را تشديد كرده است. چنانچه مشخص است گزارشگر در اينجا از عناصر اصلي خبر يعني «چه؟» (سينماي ايران)، «چگونه؟» (توزيع ويدئوهاي غيرمجاز)، «كجا؟» (شبكه‌ي توزيع زيرزميني) و... استفاده كرده است تا بيشترين اطلاعات را در كمترين زمان ممكن به مخاطب ارائه كند.
مصاحبه: گزارشگر بخش‌هاي كليدي مصاحبه با يك تهيه‌كننده‌ي سينما را براي نشان دادن عمق بحران به عنوان گزارش خود مي‌آورد و در اين زمينه با يكي از مهمترين افراد درگير در اين ماجرا مصاحبه مي‌كند. انتخاب مصاحبه‌شونده‌ها براي يك بسته‌ي گزارش راديويي از اهميت بسياري برخوردار است، مثلا اگر شما در مقدمه‌ي گزارش خود دلايل و مستندات بسياري از اهميت موضوع ارائه كنيد ولي براي مصاحبه به سراغ فردي نامربوط يا كم اهميت برويد، مخاطب موضوع را جدي نخواهد گرفت و يك خطاي اديتوريال بروز خواهد كرد. چنانچه در اين گزارش نمونه كه حدود شش دقيقه و نيم به طول مي‌انجامد از پنج مصاحبه‌شونده استفاده شده كه هر يك به نوعي داراي اهميت هستند و زاويه‌ي جديدي را به مخاطب عرضه مي‌كنند. به علاوه يك سلسله مراتب تقدم و تاخر براي مصاحبه‌ها در نظر گرفته شده كه براساس اهميت و روال قصه و روايت گزارشگر بوده است. فرض كنيد كه در اينجا به جاي فرشته طائرپور كه يكي از نقش آفرينان اصلي در اين داستان است گزارشگر به سراغ كارمند روابط عمومي يك شركت تهيه‌ي فيلم مي‌رفت، گزارش از جذابيت و اهميت كمتر و تاثيرگذاري محدودتري برخوردار مي‌شد.
اطلاعات تكميلي: گزارشگر پس از مصاحبه اول به ارائه‌ي اطلاعات تكميلي و آخرين تحولات درباره‌ي موضوع گزارش به مخاطب اطلاعاتي مي‌دهد.
مصاحبه‌ي دوم: در مصاحبه‌ي دوم گزارشگر از غلامرضا موسوي كه او نيز يكي از نقش آفرينان اصلي در اين ماجرا است، درباره‌ي روش‌هاي مقابله و تاثيرات توزيع اين فيلم‌ها سوال مي‌كند كه مي‌تواند زواياي ديگري از موضوع گزارش را روشن كند.
پس‌زمينه‌ها: پس از مصاحبه‌ي دوم، گزارشگر به پس‌زمينه‌ها و شرايط موجود مي‌پردازد.
مصاحبه‌ي سوم: در اينجا گزارشگر به سراغ يك روزنامه‌نگار سينمايي مي‌رود و نظر و اطلاعات او را در اين باره مي‌آورد.
ارائه‌ي اطلاعات بيشتر از پيامدها: گزارشگر موضوع را روشن‌تر و از حقايق (Fact) بيشتري استفاده مي‌كند.
مصاحبه‌ي چهارم: نظر يك روزنامه‌نگار سينمايي ديگر درباره‌ي اين موضوع به درك بهتر مخاطب از وضعيت كمك مي‌كند.
اشاره به يكي از نقاط كليدي در گزارش يعني مخاطب: در اينجا گزارشگر براي به پايان بردن گزارش خود و پيوند با مصاحبه‌ي بعدي به سومين بخش از حلقه‌ي توليد، توزيع و مخاطب مي‌پردازد.
مصاحبه‌ي پنجم: با يك مخاطب فيلم كه زاويه‌ي ديگري از موضوع را روشن مي‌كند.
موخره: گزارشگر داستان خود را به شيوه‌اي به پايان مي‌برد كه مخاطب را به تفكر فرو ببرد.
بخشي از ديالوگ‌هاي فيلم اخراجي‌ها كه براي بسياري از مخاطبان بالفعل سينماي ايران آشنا است، و كاركردي روايتي دارد، به عنوان نقطه‌ي پاياني گزارش استفاده مي‌شود.
بسته‌ي گزارش مورد بررسي از چند جنبه ديگر نيز قابل بررسي است و به نظر مي‌رسد عناصري چون جذابيت، تنوع، ضرباهنگ مناسب و استفاده از آواهاي مختلف در آن رعايت شده است و به ويژه در كمترين زمان بيشترين اطلاعات ممكن را ارائه كرده و از تركيب‌بندي مناسبي از نظر تدوين صدا براي گزارش خود بهره گرفته است.
حال ببينيم عناصر و اصول اصلي گزارشگري براي راديو به طور خلاصه شامل چه مواردي مي‌شوند:
منطق روايتي: در راديو ما با تخيل و تصويرسازي ذهني سروكار داريم. بنابراين قصه‌گويي گزارشگر بايد تابع منطق روايي و جذابيت‌هاي لازم براي اين كار باشد؛ مثلا در گزارش بالا براساس يك منطق تقسيم اطلاعات كلاسيك گزارشگر ابتدا از مقدمه، نقطه‌ي اوج و سپس موخره شروع كرد و تركيب و توزان اطلاعات و حتي مصاحبه‌شوندهايش را نيز به همين ترتيب تقسيم كرد.
ضرباهنگ مناسب: گزارشگر بايد ضرباهنگ و ريتم مناسبي براي گزارش خود انتخاب كند و در اين زمينه علاوه بر موضوع، محدوديت‌ها و مخاطب را در نظر بگيرد؛ به عنوان مثال اگر سردبير در مورد گزارش بالا به تهيه‌كننده‌ي اين گزارش فقط سه دقيقه وقت مي‌داد، ضرباهنگ گزارش او متفاوت بود، به علاوه ضرباهنگ كند با وجود اكچواليتي‌هاي كم در راديو ممكن است مخاطب را فراري بدهد يا انتخاب نامناسب ضرباهنگ نقض غرض باشد، مثلا اگر شما گزارشي از موفقيت اجراي يك اركستر سمفونيك تهيه كنيد و ضرباهنگ آن را چنان بالا ببريد كه با موضوع تناسبي نداشته باشد، معمولا در كار خبري جدي با واكنش نامساعد مخاطب هدف روبرو مي‌شويد. در عوض اگر درباره‌ي پيروزي يك تيم فوتبال خانگي كه داراي پيچيدگي‌هاي خاصي هم نيست، يك گزارش كش‌دار، طولاني و خسته‌كننده با جزئيات و حواشي زائد بسازيد، حوصله‌ي شنونده‌اي را كه به ضرباهنگ تند در مورد رخدادهاي ورزشي عادت كرده است، سر مي‌رود.
مصاحبه‌ها: تقسيم مناسب مصاحبه‌ها يا اگر يك مصاحبه داريد در ميان متن و گزارش بخشي از شيوه‌ي درست ارائه‌ي اطلاعات به مخاطب است، اگر شما فقط يك مصاحبه داريد و مي‌توانيد آن را به سه بخش تقسيم كنيد، شايد نتيجه بهتر از آن باشد كه مثلا در دقيقه‌ي اول همه‌ي مصاحبه را پخش كنيد و بعد در دو دقيقه‌ي بعدي فقط متن گزارش را براي ارائه داشته باشيد.
انتخاب اكچواليتي‌ها: انتخاب اكچواليتي‌ها اعم از صداي مصاحبه‌شونده، صداي محيط، صداهاي تركيبي و افزوده شده، موسيقي، ديالوگ‌ها، افكت‌ها و... بايد با دقت صورت بگيرد تا به روند پيشرفت قصه كمك كند و بخش مهمي از آن باشد.
اجرا: بخش مهمي از بار گزارش برعهده‌ي گزارشگر است؛ در واقع اوست كه بايد مخاطب را ترغيب به گوش دادن به بقيه‌ي گزارش بكند. او حتي اگر يك متن و قصه‌ي عالي نوشته باشد ولي اجرايي نامناسب داشته باشد، سبب تعجب و يا عدم رضايت مخاطب خواهد شد. فرض كنيد در جايي كه بار عاطفي منفي دارد صدايش شاد و شوخ باشد، پيامي اشتباه به مخاطب منتقل مي‌كند، مكث‌ها، شيوه‌ي اداي كلمات و به ويژه لحن مجري نقش موثري در جذابيت گزارش دارد. گزارشگري با لحن يكنواخت اغلب حوصله‌ي مخاطب را سر مي‌برد، گزارشگري براي راديو دقيقا مانند قصه‌گويي براي يك كودك بازيگوش است كه گزارشگر بايد داراي مهارت لازم براي جذب او باشد.
به علاوه، مواردي ديگر چون جذابيت، نوآوري، عيني‌گرايي، چندجانبه‌نگري، توازن و تعادل كه اصل كلي برنامه‌سازي براي راديو است، بايد در كار گزارش راديويي نيز لحاظ شوند.

منبع :

http://myeducation.mihanblog.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۱۰:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطال