مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4049
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 15
همه : 5160438
 

روش بحث گروهي :
 

روش بحث گروهي، گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص كه موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث است. اين روش براي كلاسهايي
 
 قابل اجراست كه جمعيتي بين 6 تا 20 نفر داشته باشند. روش بحث گروهي،
 
 روشي است كه به شاگردان فرصت مي دهد تا نظرها، عقايد و تجربيات خود
 
 را با ديگران در ميان بگذارند و انديشه هاي خود را با دلايل مستند بيان كنند.
 
 
  چه دروسي را مي توان با روش بحث گروهي تدريس كرد؟


1-        موضوعهايي كه بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد.
2-       فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند كسب كنند.
3-        موضوع موردعلاقه مشترك شركت كنندگان در بحث باشد.
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي
 
 كارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه،

علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي كه دانش آموزان كمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه كند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يك فيلم و ...
به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم و درجه خونگرمي او دارد. معلمي كه از اين روش استفاده مي كند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت كند كه موضوع به بيراهه كشيده نشود.  

  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي


1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب كلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.
2- فراهم كردن زمينه هاي مشترك:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يكسان شود.
3- تعيين نحوه آرايش شبكه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است. 
 
  مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي


1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم كردن امكانات
ب: شركت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يك شنونده كاهش دهد.
ج: كنترل و هدايت بحث  
 
  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروهي


معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه كنند وسط حرف ديگران نپرند. با يكديگر صحبت نكنند، كاملاً به صحبتهاي ديگران گوش كنند، انتظار نداشته باشند كه نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  
 
 
  محاسن و محدوديتهاي روش بحث گروهي
الف) محاسن
1- سهيم شدن در عقايد و تجربيات يكديگر (دانش آموزان)
2- تقويت حس همكاري و احساس دوستي
3- ارزيابي افراد از خود
4- تقويت اعتماد به نفس و پرورش روحيه نقادي
5- تقويت قدرت مديريت و رهبري فراگيران
6- تقويت قوه استدلال و انديشه و نظم بخشي به افكار 
 
7- ايجاد علاقه و آگاهي مشترك در زمينه خاص
8- ايجاد و پرورش تفكر انتقادي (يعني شاگرد بتواند براساس استدلال و شواهد به تجزيه و تحليل بپردازد.)
9- ايجاد توانايي اظهارنظر در جمع
10- تقويت توانايي انتقاد پذيري
11- ايجاد و تقويت توانايي مديريت و رهبري در گروه (در اين روش يك نفر بعنوان مدير گروه انتخاب مي شود كه وظيفه اش زمانبندي و هدايت بحث است.)
12- تقويت قدرت بيان و استدلال. (در اين روش اكثر دانش آموزان فعال هستند، ساكت نمي نشينند.)
13- تقويت قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري
14- آشنايي با روش كسب اطلاعات و حل مسايل
15- ايجاد رابطه مطلوب اجتماعي 
 

منبع :

http://social-i.persianblog.ir/post/4


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۹:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مباحثه روشي براي تدريس در دانشگاه


دكتر نعمت الله فاضلي

مقاله اي كه مي خوانيد نوشته اينجانب است كه در فصلنامه علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي شماره ۲۴ منتشر شده است. يكي از نوشته هايي است كه من آن را با شور و احساس زيادي نوشتم و اميدوارم در شما هم اين اشتياق را بر انگيزد

بورديو معتقد است مهمترين كاري كه دانشگاه انجام مي دهد شكل بخشيدن هويت تازه اي در فرد تحصيلكرده به نام هويت آكادميك است. انسان آكادميك از ديدگاه بورديو انساني است كه منش[1] و ساختمان ذهني مناسب «كنش آكادميك» و زيست دانشگاهي در او شكل گرفته باشد. منش كه از كليدي ترين مفاهيم در نظريه هاي بورديو است، نوعي آمادگي عملي، آموختگي ضمني، فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر شود، گفته مي شود.

مباحثه روشي براي تدريس در دانشگاه

نگرشي مردمنگارانه به آموزش مشاركتي

در آموزش مهمترين دستاورد براي دانشجو و دانش آموز، دانش ژرف و دقيقي كه او حاصل مي كند نيست، بلكه روش هاي كسب دانش، عادات روحي خاص، شيوه هاي طرح پرسش و مسئله، و موضع گيري هاي نظري مهمترين دستاوردهاي يك سيستم آموزشي است.

پير بورديو 1969

خلاصه

مقاله زير بحثي درباره كاربرد «روش مباحثه» در تدريس دانشگاهي با تكيه بر تجربه مردمنگارانه نگارنده است. مباحثه امروزه در دانشگاه هاي غرب به منزله راهي براي افزايش مشاركت دانشجويان در فرايند آموزش است. «رهيافت مشاركتي» در آموزش به رهيافت اجتماعي ويگاتسكي و پيتر برگر از علم- كه علم را توليدي اجتماعي كه در فرايند تعامل و ارتباط اجتماعي بين افراد خلق شده و اشاعه مي يابد- استوار است. مباحثه همچنين نقش مهمي در رشد اصول و مباني آموزش دموكراتيك دارد. اين مقاله تلاش مي كند تا نقش مباحثه در «دموكراتيزه كردن» آموزش و افزايش مشاركت دانشجويان در فرايند يادگيري تحليل كند. مقاله از بخش هاي زير تشكيل شده است. ابتدا به طرح مشكل تلقي غير دموكراتيك از يادگيري و تاثير آن در اشتياق زدايي دانشجويان به يادگيري در ايران مي پردازد. بخش دوم تحليلي از مباحثه و مزاياي آن است. در اين بخش پانزده امتياز مباحثه با تكيه بر ارزش ها دموكراتيك ذكر شده است. بخش سوم تعريف مباحثه به منزله روش آموزش در دانشگاه و تفاوت آن از ديگر اشكال صحبت گروهي مانند گپ زدن، گفتگو و پرسش و پاسخ است. بخش چهارم شرايط مباحثه بررسي شده است. بخش پنجم به روش هاي مباحثه اختصاص دارد. در اين بخش نگارنده با تكيه به تجارب شخصي در دوره دكتري انسان شناسي در دانشگاه لندن پنج الگوي مباحثه دو نفره، گروهي، جمعي، مباحثه برابر، و مباحثه در حين سنخراني را تشريح نموده ام. بخش ششم تحليل انتقادي روش مباحثه در ايران است. در اين بخش به محدوديت هاي روش مباحثه و پرسش هايي درباره ميزان عملي بودن بكارگيري آن در ايران پرداخته ايم. بخش هفتم توصيه هايي براي گسترش كاربرد روش مباحثه در دانشگاه هاي ايران است. و در پايان جمع بندي از مباحث ارائه شده مي پردازيم.

مقدمه: طرح يك مشكل

«تقاضاي اجتماعي»[1] و رقابت براي ورود به دانشگاه و ادامه تحصيل در ايران بسيار بالا و سنگين، و در عين حال رغبت و اشتياق وارد شدگان به دانشگاه ها براي يادگيري و تلاش علمي بسيار پايين و اندك است. اين تناقض آشكار در جامعه ايران ريشه در عوامل اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي مختلفي دارد. از جمله اين عوامل، ناتواني نظام آموزشي دانشگاهي - شامل روش هاي آموزش، كتب و منابع درسي، استادان، محيط فرهنگي دانشگاه ها، قوانين و نظام اداري دانشگاه و كاستي هاي نظام مدرسه ايي - در ايجاد انگيزه و ميل و عطش دانشجويان براي يادگيري، خلاقيت، توليد فكر و كوشش علمي بيشتر است. دانشگاه ها در ايران قادر به تربيت چيزي كه «پير بورديو» انسان شناس و جامعه شناس بلند آوزاه فرانسوي، آن را «انسان آكادميك»[2] (1988) مي نامد، نيستند.

بورديو معتقد است مهمترين كاري كه دانشگاه انجام مي دهد شكل بخشيدن هويت تازه اي در فرد تحصيلكرده به نام هويت آكادميك است. انسان آكادميك از ديدگاه بورديو انساني است كه منش[3] و ساختمان ذهني مناسب «كنش آكادميك» و زيست دانشگاهي در او شكل گرفته باشد. منش كه از كليدي ترين مفاهيم در نظريه هاي بورديو است، نوعي آمادگي عملي، آموختگي ضمني، فراست، نوعي تربيت يافتگي اجتماعي از نوع ذوق، سليقه كه به عامل اجتماعي اين امكان را مي دهد كه روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها و ديگر امور حوزه خاص خود (حوزه علمي، اقتصادي، ورزشي، هنري، سياسي) را دريابد، درون آن پذيرفته شود، جا بيفتد و منشاء اثر شود، گفته مي شود. در صورتي كه انساني عادات و منش مربوط به «عرصه دانشگاه»[4]، ملكه ذهني و سازنده هويت او شود، او يك انسان آكادميك است. در اين صورت انسان آكادميك نه تنها براي پيشبرد علم، تامين نيازهاي شغلي، نيازها جامعه و ساير موضوعات، دائمآ در مسير يادگيري و ياد دادن، و توليد و اشاعه فكر و ايده هاي نو تلاش مي كند، بلكه براي اثبات و حفظ وجود و هويت خود ناگزير از اين تلاش ها است. به تعبير ديگر، فرايند تحصيل در دانشگاه فرايندي است كه در صورت ايده آل آن، انساني تربيت مي شود كه براي بقا و بودن خود «نيازمند» به علم است، بيش از آنكه علم به او نيازمند باشد. آموزه ماندگار دكارت كه «من مي انديشم، پس هستم»، فارغ از معاني و تفاسير فلسفي كه در بر دارد، «حديث نفس» و گزاره نماديني از «هويت انسان آكادميك» است، كه دكارت خود يكي از «سرمشق» هاي برجسته آن بود. انسان آكادميك محصول فرهنگ دانشگاهي[5] است.[6] فرهنگ دانشگاهي در هر جامعه ويژگي هاي خاص متناسب با آن سرزمين را دارد. براي مثال در «فرهنگ دانشگاهي» غرب قاعده اي وجود دارد كه مي گويد «چاپ كن يا بمير»[7]. اين قاعده ناظر به اين واقعيت است كه مقالات و نوشته ها - به منزله تجسم مادي و عيني فكر- «علايم حياتي» نشان دهنده تپش نبض انسان آكادميك غربي است.

اما انسان آكادميك چگونه تربيت مي شود؟ پائو فريره (1994) معتقد است ايفاي «نقش آكادميك» مستلزم «جامعه پذيري دانشگاهي»[8] است. جامعه پذيري دانشگاهي به معناي دروني شدن هنجارها، باورها، ارزش ها و معاني يا همان شكل گيري عادات مربوط به علم و دانشگاه در فرد است. فرايند «جامعه پذيري دانشگاهي»، به اعتقاد فريره از كودكي در خانواده آغاز و در مدرسه و دانشگاه به كمال مي رسد. بنابر اين اگر مي خواهيم در آينده ما فرزنداني فيزيكدان، شيميدان، زيست شناس، روان شناس و ... داشته باشيم بايد آنها را ابتدا در خانه و مدرسه براي براي ايفاي «نقش دانشگاهي» فيزيكدان، رياضيدان، جامعه شناس و انسان شناس و غيره آماده كنيم. درصورت عدم موفقيت در اينكار، وظيفه دانشگاه در تربيت «انسان آكادميك» بسيار دشوار خواهد شد. در صورت وجود «تأخر» در جامعه پذيري دانشگاهي- يعني در صورتي كه خانواده و مدرسه نتوانند بدرستي زمينه شكل گيري«عادات» مربوط به ايفاي نقش دانشگاهي را به فرد فراهم كنند، نااميد نبايد بود. دانشگاه مي تواند با ايجاد شزايط مناسب, «انگيزه» و اشتياق به علم در دانشجويان، زمينه اي فراهم كند كه در فرايند «جامعه پذيري ثانويه» موفق به تربيت انسان آكادميك شود، اگرچه اين كار بسيار دشوار و مستلزم تلاش مضاعف دانشگاهي است.

اما به نظر مي رسد علي رغم توسعه و گسترش چشمگير نظام آموزش عالي كشور، دانشگاه ها در تربيت انسان آكادميك به نحو مطلوب موفق نبوده اند. دانشگاه ها نه تنها به نحو مطلوبقادر به ارتقاء و كمال بخشيدن به كساني كه نتوانسته اند در مدرسه و خانواده آمادگي هاي ذهني و شخصيتي لازم براي ايفاي نقش انسان دانشگاهي را بدست آورند، نيستند، بلكه حتي كساني كه اين آمادگي ها را دارند نيز با ورود به دانشگاه يا دچار سرخوردگي و ياس مي شوند، يا در فضايي بيرون از دانشگاه علايق فكري خود را جستجو و دنبال مي كنند. اين امربيان كننده اين واقعيت است كه امرآموزش دانشگاهي كار پيچيده اي است و براي شكل بخشيدن به نظام آموزش دانشگاهي موفق بايد از دانش علمي كمك گرفت. يكي از اصول علمي آموزش دانشگاهي, در نظر گرفتن اصل مشاركت دانشجويان در فرايند آموزش است. در زير به نحو اختصار اين اصل را توضيح مي دهيم. به اعتقاد نگارنده بخشي از علل نا:ارآمدي نظام آموزش دانشگاهي در ايران فقدان يا ضعف حاكميت نگرش و بينش آموزش آموزش مشاركتي است اگرچه علل و مسائل بسيار ديگري در كاميابي يا ناكامي يك نظام آموزشي تاثير گذار است.

آموزش مشاركتي

امانوئل كانت در مطلع كتاب «تعليم و تربيت» مي نويسد: «از بين ابداعات بشر دو هنر از همه مهم تر و مشكل تر است: هنر مملكتداري و هنر تعليم و تربيت.» ناپلئون معتقد بود ارتباط تنگاتنگي بين اين دو وجود دارد زيرا «تا زماني كه به كودكان آموخته نشده كه آنها بايستي جمهوريخواه باشند يا سلطنت طلب، دولت نمي تواند يك ملت را تشكيل دهد» (شارع پور 1378: 132). مباني فلسفي و دلايل عقلي پيوند اين دو سيستم يعني سيستم تعليم و تربيت و سيستم حكومت را جان ديويي در «دموكراسي و آموزش» (1916) به انسان عصر مدرن نشان داد و فرمول «دموكراسي خلاق»[9] را پيش پاي ما نهاد. بعدها «پائو لو فريره (1993ك1994) لازمه «دموكراسي خلاق» و «آموزش دموكراتيك» را «تفكر انتقادي»[10] دانست. به تعبير روشن تر بنيان مملكتداري تربيت و بنيان تربيت نظام آموزش دموكراتيك، و شرط تحقق آموزش دموكراتيك «تفكر انتقادي» است. و تمامي عناصر مذكور تنها از راه «روش آموزشي» كه رشد تفكر انتقادي و دموكراسي خلاق را هدف خود قرار دهد ميسر مي شود, زيرا «در آموزش مهمترين دستاورد براي دانشجو و دانش آموز، دانش ژرف و دقيق كه او حاصل مي كند نيست، بلكه روش هاي كسب دانش، عادات روحي خاص، شيوه هاي طرح پرسش و مسئله، و موضع گيري هاي نظري مهمترين دستاوردهاي يك سيستم آموزشي است» (بورديو 1969: 115). تا به اين لحظه فرمولي موثرتر از مشاركت دانشجويان در فرايند شكل گيري دانش و آموزش آن خلق و ابداع نشده است. «مرسر»[11]يكي از صاحب نظران اين حوزه درباره ضرورت روش مشاركتي و كارآيي آن مي نويسد:

يادگيرندگان و دانشجويان براي آنكه خودشان به فهمي از دانش دستيابند، نيازمند آن هستند كه با دانش جديدي كه فرا مي گيرند درگير شوند. اين امر نيز تنها از راه شنيدن اطلاعات حاصل نمي شود. حتي اگر اين اطلاعات به نحو سيستماتيك و منطقي توسط متخصص به آنها منتقل شود باز آنها قادر به رسيدن فهم خودشان از آن اطلاعات نخواهند بود. اگر يادگيرندگان بخواهند دانش جديدي را كه فرا مي گيرند از آنِ خودشان كنند، نيازمند آن هستند كه آن را بكار گيرند و در شرايط مختلف كاربرد آن را خودشان امتحان و تجربه كنند. علم از راه انباشته شدن فراگيران دانش فراهم نمي شود، بلكه علم در فرايند كنش ارتباطي مردم شكل مي گيرد (Mercer 1995: 19. In Nazari 2003: 61).

مسلم اين است كه براي دستيابي به روش آموزش مشاركتي انتقادي دموكراتيك، نيازمند تغييرات اساسي در ابعاد مختلف نظام آموزش عالي و بيش از هر چيز تحول برداشت ما از مفهوم آموزش و تعليم و تربيت هستيم. اكنون يادگيري در دانشگاه هاي ايران اغلب يعني حضور يافتن در كلاس هاي خشك و بي روح و استماع اجباري سخنراني فردي بنام «استاد» است. كلاس درس بدون در نظر گرفتن تنوع فرهنگي و اجتماعي دانشجويان و نيازهاي آنها، تمام افراد را تنها به صرف آنكه «دانشجو» هستند در مقوله اي واحد گنجانده و در مقابل استاد نشانده است. نه تنها نيازهاي آنها ناديده گرفته شده است، بلكه «تفاوت» هاي ميان دانشجويان كه گنجينه غني از تجارب اجتماعي است و مي تواند در فرايند توليد دانش نقش فعال داشته باشند، ناديده گرفته مي شود و دانشجويان از مشاركت در كلاس محروم مي شوند. در وضعيت فعلي، دانشگاه جداي از جامعه و نيازهاي اجتماعي است و استادان مجري آموزش و عرضه كننده آن هستند، و دانشجويان منفعل و تنها دريافت كنندگان اطلاعات محسوب مي شوند. بدون ترديد با چنين فهمي از آموزش نمي توان دانشجو مشاركت جو، نقاد، خلاق و علاقه مند به علم و دانش را انتظار داشت.

در روش آموزش «استاد-محور»[12] كنوني، دانشجو در فرايند يادگيري مشاركتي ندارد. «آموزش مشاركتي»[13] و «يادگيري همكارانه»[14] هنوز براي دانشگاه هاي ما نا آشنا هستند. در سيستم سنتي كنوني هم در مدرسه و هم در دانشگاه آموزش به معناي «انباشتن ذهن متعلمان (دانش آموزان/جويان) از مطالب گوناگون است»، نه «ترغيب ذهن آنها به خلق افكار نو و بديع». در روش آموزش جا افتاده كنوني در ايران، معلمان و استادان اطلاعاتي را كه در متن كتاب هاي درسي و جزوات است به صورت خطابه به ذهن دانش آموزان/جويان انتقال مي دهند و متعلمان نيز از گفته هاي استادان يادداشت هايي مي نويسند و بعد از امتحان و پايان دوره تحصيلي آن ها را فراموش مي كنند. دلايل اين فراموش كردن بسيار است، از جمله اينكه آنچه متعلمان مي آموزند:

· اولآ به اجبار و نه به ميل و اختيار آنهاست؛

· ثانيآ در خلق و توليد آنها نقش و مشاركت ندارند؛

· ثالثآ آموخته هاي آنها كمتر متناسب و پاسخگوي نيازهاي زندگي واقعي شان است؛

· رابعآ آموخته ها آشكارا جنبه ايدئولوژيك و سياسي دارند، و اعتبار علمي آنها براي دانشجويان مورد ترديد است؛

· و بلاخره اينكه متعلمان اغلب آنچه در كلاس گفته مي شود را بدرستي «درك و فهم» عميق نمي كنند.

در روش سنتي موجود با انديشه ها و ديدگاه هاي دانشچويان به سردي برخورد مي شود و اجازه طرح و بحث به آنها داده نمي شود. بخصوص طرح ايده هاي انتقادي با محدوديت هاي مختلفي روبروست. روش هاي آموزش سنتي غير دموكراتيك، غير مشاركتي، و سركوبگرانه هستند، و زمينه پيدايش خلاقيت در كلاس هاي درس را از بين مي برند و مجال «مباحثه و گفتگو» را از دانشجويان مي گيرند.

مباحثه: راهي براي حل مشكل

همه ما مباحثه را در زندگي روزمره خود تجربه مي كنيم و هر كس مي تواند با رجوع به «عقل سليم» و معرفت عامه، كارآمدي و فوايد مباحثه را تصديق كند. اما برخلاف زندگي روزمره، كه ما ايرانيان بسيار اهل گفتگو و گپ زدن هاي طولاني هستيم و از آن لذت مي بريم، در آموزش دانشگاهي بندرت مباحثه را تجربه مي كنيم. تنها تجربه دانشگاهي من از مباحثه كلاس هاي درسي دوره دكتري در دانشگاه لندن است. در آنجا امتيازات مباحثه به منزله روش آموزش را دريافتم. در كلاس هاي مباحثه اي دانشگاه بود كه دريافتم:

از راه گفتگو و مباحثه ديدگاه ها و نگرش هاي متنوعي كه اغلب در پشت هر موضوع پيچيده اي قرار دارد كشف مي شوند.
مباحثه رويز مي كند. به اعتقاد ليپمن هدف گپ زدن ايجاد نوعي «تعادل»[20] است. در گپ زدن، يك طرف درد دل مي كند و طرف مصاحب گوش مي دهد. متقابلآ مصاحب حرف و حديث خودش را مي گويد و ديگري گوش مي كند. گپ زدن، تبادل افكار و احساسات در فضايي كاملآ صميمي و نشاط بخش است. اما بر خلاف گپ زدن، گفتگو و مذاكره درصدد تثبيت نوعي «عدم تعادل»[21] است. در ديالوگ و مذاكره، هر «بحث و استدلالي»[22] فورآ با نقد و «استدلال مقابل»[23] آن مواجه مي شود، نقدي كه تلاش مي كند بحث اوليه را نقض و درستي خود را اثبات كند. در ديالوگ طرفين خود را متعهد مي دانند كه از طريق مذاكره مسئله اي را حل كنند.

اما برخلاف گپ زدن و مذاكره كردن، هدف «مباحثه»[24] تلاش براي افزايش فهم گفتگوكنندگان و تبيين پرسش هاي تازه است، نه درد دل، معامله، مجادله و هر چيز ديگر. آنچه در كلاس درس دانشگاه مي تواند موثر و مفيد باشد، مباحثه است، نه گپ و نه مذاكره.

تجربه من از دوران دانشجويي و همچنين تدريس در دانشگاه هاي ايران نشان مي دهد كه ما در دانشگاه ها مذاكره كردن (چانه زني درباره حجم مطالب درسي، نمرات، وقت كلاس ها، و ... بين استاد و دانشجو) و گپ زدن (گپ زدن هاي معمول كلاس هاي درس كه گاهي تعمدآ براي وقت كٌشي انجام مي شود و....) را دائمآ تجربه مي كنيم، اما بندرت از مباحثه به منزله روش آموزش استفاده مي كنيم. توجه داشته باشيم مباحثه به منزله روش با پرسش و پاسخ دانشجويان و استادان متفاوت است. به طور طبيعي اشكال گوناگوني از «صحبت گروهي» در هر اجتماعي از جمله كلاس درس دانشگاهي رايج و معمول است. اما مباحثه از ديگر اشكال صحبت گروهي[25] متفاوت است زيرا همان طور كه گفتيم «مباحثه در جستجوي افزايش دانش، فهم و راي و نظر شركت كنندگان در بحث است» (17 :1988Bridge ).

استفن بروكفيلد و استفن پرسكيل نيز در كتاب «مباحثه به منزله روشي براي استادان دانشگاه» (1999) مباحثه را اينگونه تعريف مي كند:

مباحثه كوششي جدي و لذت بخش و بي بديل به وسيله يك گروه براي تبادل ايده ها و ديدگاه ها و به نقد گذاردن آنها در يك ارتباط متقابل و دو سويه است. به اعتقاد استفن بروكفيلد مباحثه چهار هدف را دنبال مي كند:

1) رسيدن به فهمي انتقادي و روشن از موضوع مورد بحث.

2) ارتقاء خود آگاهي افراد شركت كننده در مباحثه و بسط ظرفيت «خود-انتقادي»[26] آنها.

3) افزايش حس احترام و ارزش گذاري به هنگام مواجه با آراء و نظرات ديگران.

4) ايفاي نقش كاتاليست براي كمك به ديگران كه به روش آگاهانه تر و روشن تري در جهان رفتار كنند.

5) مباحثه روش خوبي براي با هم بودن و با هم زيستن است.

مباحثه مستلزم نقد است. وقتي مباحثه كنندگان موضع انتقادي داشته باشند، خود را متعهد و ملزم به پرسش كردن و زير ذره بين قرار دادن تمام موضوعات به نحو دقيق مي دانند. همچنين انتقاد و بحث كردن مستلزم «نگرش باز» به مسائل و آمادگي براي باز انديشي درباره آنچه تاكنون مسلم و قطعي و درست مي دانسته ايم است. متقابلآ باز انديشي مفروضات آشكار و پنهان منجر به شناخت و بررسي مسائلي كه سهوآ بديهي پنداشته شده اند مي شود. و اين امر رشته مستمر پرسش، نقد، استدلال و نقد استدلال را ايجاد مي كند. آمادگي ذهني مباحثه كنندگان در فضاي باز فكري، به معناي آمادگي افراد براي متقاعد شدن و تغيير ديدگاه هاي خود در صورت مواجه با مباحث متقاعدكننده است. البته نبايد انتظار داشت كه همه در بحث به توافق برسند، زيرا عدم توافق مي تواند به ادامه بحث و شكافته شدن ظرايف و دقايق بيشتر بحث شود.

شرايط مباحثه

همان طور كه گفتيم بين دموكراسي و آموزش نسبت مستقيم برقرار است. هر چه جامعه اي دموكرات تر و آزادتر باشد امكان بكار بستن روش مباحثه نيز آسان تر است. اما اين سخن به معناي ناكارآمدي يا غير ممكن بودن بكارگيري روش مباحثه در جوامع كمتر دموكراتيك و داراي ساختار اجتماعي و سياسي اقتدار گرايانه و سركوبگرانه نيست. زيرا اولآ يكي از اهداف آموزش شكستن ساختارهاي غير دموكراتيك و كمك به فرايند دموكراتيزاسيون است. و روش مباحثه از مهمترين ابزارهاي آموزشي براي اين هدف است. ثانيآ تقاضا براي مشاركت و دموكراسي در تمام جوامع روبه افزايش است و بخصوص دانشجويان بيش از گروه هاي ديگر آمادگي براي پذيرش و استقبال از روش هاي دموكراتيك دارند. آنچه اهميت دارد آموزش اهميت و شرايط مباحثه به مثابه روش به دانشجويان و استادان است. بروكفيلد و پرسكيل (1999) معتقدند بهتر است استادان دقايقي از نخستين جلسه درس خود را به بحث درباره بكاربستن روش مباحثه، اهميت، فوايد و شرايط آن اختصاص دهند. لازم است دانشجويان آگاهانه و با تفاهم جمعي كلاس روش مباحثه را تجربه كنند. به اعتقاد بروكفيلد و پرسكيل براي آنكه بتوان مباحثه ي انتقادي سازنده اي داشت، شركت كنندگان در بحث بايد داراي خصوصيات و خلقيات زير باشند:

1) صميميت و گرمخويي[27] : خوش مشربي و گرمخويي استاد باعث مي شود كه دانشجويان احساس كنندگان براي شركت به بحث و نقد كردن دعوت شده اند. از اينرو در كلاس بايد فضاي صميميتي حاكم شود كه همه احساس كنند نظرات شان محترم و ارزشمند است. شرط صميميت نيز اين احساس است كه ديگران، بخصوص استاد، آماده اند در صورت متقاعد كننده بودن، سخنان يكديگر را بپذيرند.

2) مشاركت[28]: كلاس و بحثي دموكراتيك تر است كه اكثريت اعضاي آن در بحث آزادانه و انتقادي شركت كنند. براي اين منظور هركس بايد بتواند راهي براي فهم موضوع بحث پيدا كند. گاهي توضيحات استاد، و گاهي بكارگيري تصوير و فيلم و شواهد تجربي موجب اين امر مي شود. دانشجو بايد اهميت حضور و مشاركت در بحث را احساس كند. اين امر وظيفه استاد است كه نشان دهد چگونه و چرا گفته هاي يك دانشجو اهميت دارد. گاهي لازم است استاد با دانشجوياني كه در بحث كلاس كمتر شركت مي كنند به نحو خصوصي گفتگو كند و راه هاي شركت آنها در كلاس را از آنها بپرسد. بهرحال، استادان نبايد آنقدر حرف بزنند كه وقت براي مشاركت دانشجويان نماند.

3) توجه عميق[29]: رابرت بلا در كتاب «جامعه خوب» (1991: 254) مي نويسد: «دموكراسي يعني توجه كردن». اما توجه كردن كار ساده و كوچكي نيست. همان طور كه بلا مي گويد«اين امر مستلزم بكار گيري تمام قواي فكري، احساسي و اخلاقي ماست.» گادامر (1989) ديالوگ را مستلزم اين مي داند كه هر دو طرف گفتگو در گفته هاي يكديگر چنان ريز و دقيق شوند كه كاملآ جذب و مستغرق شنيدن هم گردند. شرط توجه دقيق نيز آنست كه دانشجو احساس كند در كلاس هميشه وقت كافي براي ابراز نظراتش وجود دارد و تنها استاد يگانه فرد محق براي ابراز ديدگاه هايش در كلاس نيست.

4) تواضع و افتادگي[30]: يكي از شروط مباحثه دموكراتيك در كلاس درس اينست كه افراد در جايي كه نمي دانند و از امري آگاهي ندارند، آشكارا به عدم وقوف و آگاهي خود ازعان كنند. همچنين افراد، بخصوص استاد، بايد تصديق كنند كه دانش ما محدود است و ممكن است در ديدگاه و نظرات مان اشتباه كنيم. از اين طريق ميدان را براي طرح ديدگاه هاي ديگر فراهم مي سازيم و در عين حال زمينه مطلق انديشي را كاهش مي دهيم و امكان تساهل و تسامح در بحث رشد مي يابد. استادان بايد دائمآ به دانشجويان محدوديت دانش و آگاهي خود را گوشزد كنند تا دانشجويان نيز جسارت طرح نظرات شان كه احساس مي كنند ممكن است نادرست يا ناقص است را بيشتر پيدا كنند.

5) هم انديشي متقابل و دو جانبه[31]: بايد نشان دهيم به همان اندازه كه در فكر ارتقاء و رشد خود هستيم به فكر ديگران نيز هستيم. براي اين امر بايد در كلاس فضايي فراهم شود كه همه دانشجويان احساس كنند از كلاس و بحث بهره مند مي شوند. دانشجويان وقتي ريسك كرده و انتقادي بحث مي كنند كه بتوانند از مباحث سود ببرند. اين امر مي طلبد كه همه دانشجويان گونه اي بحث كنند كه علايق و خواست هاي همكلاسي هاي شان را در بحث در نظر بگيرند. گوش دادن متقابل نيز بخشي از تلاش براي هم انديشي در كلاس است. استادان نيز براي ايجاد حس هم انديشي بايد مرزهاي سنتي استاد-دانشجو را كم رنگ كرده و حس برابري و هم صحبتي بين خود و دانشجويان ايجاد كنند.

6) ژرف انديشي[32]: ژرف انديشي در مباحثه مستلزم پرداختن به موضوع بحث به نحو همه جانبه، مستند، و منطقي است. كلاسي دموكراتيك است كه محل بحث و مناظره ميان ديدگاه هاي مختلف باشد. اين امر مستلزم حاكميت فضاي احترام و حس برابري از يك سو، و دانش و بينش ژرف شركت كنندگان از سوي ديگر است. تعريف يورگن هابرماس از «موقعيت گفتگوي ايده آل»[33] (1984) بيان روشني از موقعيت مباحثه ژرف دموكراتيك است. هابرماس مي گويد «موقعيت گفتگوي ايده آل» موقعيتي است كه در آن همه شركت كنندگان در گفتگو از امكان برابر براي طرح بحث و استدلال خود را داشته باشند، تمام اشكال ممكن استدلال ارائه شود، و به همه فرصت كافي و برابر براي طرح نظرات، انتقادات و پرسش هاي شان داه شود، به نحوي كه در پايان احساس شود در پرتو بهترين استدلال ها، موضوع بحث بررسي و حل شده است.

7) تصديق كردن و ارزش گذاردن[34] : بحث دموكراتيك و مدني كه مبتني بر احترام و ارزش نهادن به عقايد و آراء مختلف است، نيازمند ابراز آشكار و علني ستايش و تحسين بحث كنندگان از نظريه ها و نقطه نظرات خلاق، نوآورانه و مورد پذيرش است. از اينرو هم استاد و هم دانشجويان لازم است در موقعيت هايي به تصديق و تاييد و حتي ستايش هم بپردازند. اين امر افراد را بهم نزديك تر مي كند و سطح اعتماد آنها را بالاتر مي برد. در عين حال تاييد گروه و كلاس پاداشي است كه به فرد بخاطر كمك به پيشبرد بهتر بحث و اهداف كلاس مي كند، و نوعي انگيزه براي ادامه بحث و مشاركت بيشتر دانشجويان فراهم مي سازد. براي مثال، استادان بايد اجازه دهند دانشجويان با كف زدن به تشويق همكلاسي هاي خود هنگام ارائه نظري جالب، قابل قبول، انتقادي، و نوآورانه بدهند.

8) استقلال:[35]: هر فرد در جامعه دموكراتيك مطابق فرديت و شايستگي هايش داراي ديدگاه ها و نظراتي است كه ممكن است با نظرات ديگران متفاوت و حتي مخالف باشد. كلاس درسي دموكراتيك است كه جسارت و شهامت لازم به دانشجويان براي ابراز اينگونه عقايد كاملآ فردي را بدهد و استقلال و فرديت دانشجو را برسميت بشناسد. دانشجو نيز متقابلآ در مقابل اين امتياز بايد آمادگي بازبيني و ارزيابي مجدد نظرات فردي اش در پرتو بحث هاي كلاس را داشته باشد. بهرحال، ما مي دانيم كه شرط تحقق بحث دموكراتيك حضور افرادي است كه با جديت، احساس، اعتقاد و باور شخصي عميق نظرات شان را مطرح و از آن دفاع مي كنند.

تحقق عملي بحث دموكراتيك در كلاس درس امر دشواري است. اين امر بيش از هر چيز نياز به تمرين دموكراسي در محيط هاي خانوادگي و اجتماعي دموكراتيك دارد. اما در عين حال نمي توان تحقق كلاس دموكراتيك را به شكل گيري و رشد دموكراسي در جامعه موكول كرد، زيرا ما به مدرسه و دانشگاه مي رويم تا زندگي به روش مدني و دموكراتيك را بياموزيم و تمرين كنيم. البته براي استاداني كه در جامعه اي با ساختار اجتماعي دموكراتيك تدريس مي كنند، تشكيل كلاس و بحث دموكراتيك آسان تر از همكاران شان در جوامع غير دموكراتيك است. اما در مقابل، پاداش استاداني كه در جوامع غير دموكراتيك تلاش مي كنند بيشتر است، زيرا زيرا اينان نه تنها اهداف تخصصي علم و دانش را دنبال مي كنند، بلكه آشكارا شيوه دموكراتيك انديشيدن، دموكراتيك زيستن و ارتباط برقرار كردن را به شهروندان كشورشان آموزش مي دهند و زمينه لازم براي تحولات اجتماعي به سوي دموكراسي براي همه را فراهم مي سازند و تلاش آنها علاوه بر آموزش نوعي مبارزه انساندوستانه و فداكارانه نيز محسوب مي شود.

روش هاي مباحثه

همان طور كه گفته شد آموزش و كلاس درس دموكراتيك، مشاركت جويانه، انتقادي و بهره مند از روش مباحثه امر ساده اي نيست. رسيدن به الگويي عملي از آموزش انتقادي نيازمند زمان، تلاش و تجربيات زيادي است. مباحثه روش بيگانه اي با آموزش در ايران نيست. همه مي دانيم كه روش سنتي «حوزه هاي علميه ديني» همواره مباحثه بوده است، اصطلاح «بحث طلبگي» مفهومي «جا افتاده»، «پذيرفته» و «مصطلح» در زبان فارسي امروز است. زيرا مباحثه ريشه تاريخي عميق در كليت نظام، روش و تفكر آموزش در حوزه هاي علوم ديني دارد. اما متاسفانه اصطلاح هم عرض آن يعني «بحث دانشجويي» در محاورات زبان فارسي معمول و متداول نيست و درصورت كاربرد آن، بسيار «نچسب» و «غير متعارف» به نظر مي رسد. من آشنايي و تجربه زيسته و فردي لازم از آموزش حوزوي براي نقل و بيان روش «مباحثه طلبگي» را در اينجا ندارم. اگرچه بارها از دور شاهد گروه هاي كوچك طلاب در «مسجد اعظم» قم و مساجد آستان قدس امام رضا (ع) بوده ام و ديده ام كه مباحثه طلاب به صورت گروه هاي كوچك كه گردهم حلقه زده و با هم گفتگو مي كنند، انجام مي گيرد. شايد بتوان گفت مهمترين اصل و سنگ بناي مباحثه همين تقسيم و تفكيك افراد به صورت «گروه هاي كوچك بحث»[36] است.

در اينجا با توجه به كلاس هاي دوره ي دكتري كه در مدرسه مطالعات آفريقا و شرق دانشگاه لندن داشته ام، چند الگو و نمونه از كاربرد روش مباحثه در كلاس درس را شرح مي دهم. بهرحال بايد اين نكته را بخاطر داشته باشيم كه هر جامعه اي متناسب ويژگي هاي خاص فرهنگي و اجتماعي اش مي تواند الگوي منحصر خود در زمينه روش تدريس و آموزش دانشگاهي را خلق و ابداع كند, و روش هاي مباحثه زير تنها بخشي از تجربه مردم نگارانه من است. قطعآ الگوهاي متعدد ديگري براي مباحثه وجود دارد.

1) مباحثه دو نفره

اولين دوره و كلاس آموزشي من «آموزش روش شناسي براي دكتري»[37] با پروفسور جان پيل، استاد انسان شناسي سوآس، در سال 2000 بود. هدف دوره آماده كردن دانشجويان براي تدوين «طرح تحقيق رساله دكتري» بود. اعضاي كلاس 16 نفر از كشورهاي آمريكا، ژاپن، هند، چين، آلمان، كره، تايلند، انگلستان، پاكستان، و ايران –نگارنده-بوديم. وجه اشتراك ما اين بود كه اولآ در زمينه انسان شناسي اجتماعي تحصيل مي كرديم، ثانيا مرحله مقدماتي تهيه و تدوين موضوع و طرح تحقيق براي رساله دكتري را مي گذرانديم. در اولين جلسه پروفسور پيل از دانشجويان خواست كه هر دانشجويي يك «شريك»[38] براي خودش انتخاب كند. ما مي بايست در طي سه ترم تحصيلي-يعني يك سال كامل- با همكاري و همفكري نزديك با شريك خود، طرح تفصيلي و جامع رساله دكتري در موضوعي خاص را مي نوشتيم. البته هر دانشجويي از راهنمايي هاي «استاد راهنما»[39] خود نيز بهره مند مي شد.

شركت ما در كلاس يك موقعيت و فرصت آموزشي و مشاوره اي بود تا از نظرات و انتقادات دانشجويان همكلاس و پروفسور پيل درباره طرح تحقيقي كه مي نويسيم استفاده كنيم. درپايان نيز كميته اي مركب از استاد راهنما، استاد مشاور، و يك استاد ممتحن طرح تحقيق را بررسي و پس از گذراندن يك آزمون يا مصاحبه شفاهي در حضور كميته مذكور، موضوع تحقيق پذيرفته مي شد. هر دانشجو در سه نوبت نتايج كارش در زمينه تدوين طرح تحقيق را به كلاس ارائه مي كرد.

گزارش نهايي كار هر دانشجو مي بايست 20000 كلمه شامل تعريف مسئله، اهداف، اهميت تئوريك و عملي تحقيق، مفاهيم و چارچوب نظري، پرسش ها، بررسي انتقادي مطالعات موجود درباره موضوع تحقيق، روش و فنون انجام تحقيق، طرح چگونگي انجام مطالعه ميداني، و بلاخره موانع و مشكلات تحقيق باشد. هر دانشجو مي بايست علاوه بر تهيه گزارش خود، همراه و همگام با شريك خود گزارش او را مي خواند و آن را نقد و در تهيه گزارش با او همفكري و همكاري مي كرد. اين همكاري ها شامل معرفي منابع، اصلاح مشكلات زبان و نوشتن (بخصوص براي آنانكه انگليسي زبان دوم آنها بود)، نقد، گفتگو درباره برخي موضوعات و كمك به تحليل و شكافتن مسائل، كمك به يكديگر در تهيه امكانات آموزشي و زندگي، و بلاخره درد دل و همنشيني دوستانه. مي بايست به قدري با يكديگر همكاري نزديك مي كرديم و با پروژه هاي يكديگر آشنا مي شديم كه در جلسات ارائه گزارش، شريك و هم مباحثه نيز مي بايست مثل نويسنده اصلي و دانشجوي گزارش كننده, در كلاس به نقد دانشجويان پاسخ دهد. هر دانشجو موظف بود دو هفته قبل از موعد ارائه گزارش، متن گزارش خود را از طريق ايميل به تمام اعضاي كلاس ارسال مي كرد و نسخه اي از آن را در اختيار دفتر دپارتمان قرار مي داد تا به دانشجويان داده شود. هر جلسه سه ساعت بود، و در هر جلسه دو گزارش تحليل و ارائه مي شد. ابتدا دانشجو در 20 دقيقه خلاصه اي از گزارش خود را ارائه مي كرد و بعد دانشجويان به نقد و گفتگو در باره آن مي پرداختند. نگاهي بر كلاس درس نشان مي دهد كه:

دانشجو از ابتدا دوست و همكار فكري براي گفتگو درباره طرح تحقيق و فعاليت آموزشي خود پيدا مي كرد. اين امر باعث مي شد در انجام كار خود احساس تنهايي نكند و گاه و بي تلخ و شيرين طعم كار را با تقسيم كند.
اين دوستي آموزشي چون مبتني بر نياز متقابل و واقعي دو طرف به يكديگر و براي هدفي از نظر اجتماعي مقبول بود، سريع استحام يافته و اغلب به دوستي پايدار تبديل مي شد.
از آنجا كه عملآ تمام دانشجويان در جريان كار يكديگر قرار داشتند، تجارب گروهي كلاس در زمينه روش و مشكلات تحقيق در اختيار همه قرار مي گرفت.
از آنجا كه هر دانشجو تنها در مقابل يكي از اعضاي كلاس (شريك خود) تعهد و التزام دارشت، مجال مطالعه و بررسي دقيق كار او را داشت.
از آنجا دانشجويان از كشورها مختلف بودند و زمينه هاي اجتماعي متفاوتي داشتند، نگرش چند فرهنگي و افق ديد وسيعي بر مباحث كلاس حاكم بود.
از آنجا كه از طريق ايميل ارتباط دايمي داشتيم و مباحث كلاس را بصورت «بحث گروهي» ايميلي ادامه مي داديم، عملآ «اجتماع مجازي» تشكيل داده بوديم كه از حصار كلاس فراتر رفته بود.

2) مباحثه دسته جمعي

كلاس ديگر ما در روز هاي دوشنبه عصر تشكيل مي شد. در اين كلاس كه «مردم نگاري در هزاره سوم»[40]نام داشت، تمام دانشجويان دكتري دپارتمان انسان شناسي سوآس مي توانستند در آن شركت كنند. اين كلاس دو هدف را دنبال مي كرد: اول ايجاد ارتباط اجتماعي ميان دانشجويان دكتري انسان شناسي سوآس، دوم ارائه سمينارهايي در راستاي نيازهاي خاص دانشجويان. تلاش مي شد كه كلاس كمتر جنبه رسمي و فرمال و ساخت يافته داشته باشد تا دانشجويان بتوانند متناسب نيازهاي شان موضوع بحث و چگونگي ارائه آن را تغيير دهند. يكي از استادان دپارتمان براي مشاركت در مباحث دانشجويان و رسميت بخشيدن در جلسات شركت مي كرد. اما نقش معلم و مدرس را نداشت. همچنين يك نفر از دانشجويان به عنوان «سازمان دهنده»[41]بود. دپارتمان مبلغي (1000 پوند) بابت كارهايي كه سازمان دهنده انجام مي داد به او پرداخت مي كرد. در جلسه اول به دانشجويان گفته شد دانشجويان مي توانند استادان مرتبط با موضوع پايان نامه ها و موضوعات دلخواه خود را براي ارائه سخنراني و بحث در كلاس دعوت كنند و دپارتمان هزينه آن را مي پردازد. مدير يا سازماندهنده كلاس هم وظيفه داشت مراحل دعوت از استادان مدعو و هماهنگي براي حضور آنان را انجام دهد. دانشجويان مي بايست ابتدا موضوعات دلخواه خود براي بحث در كلاس را تعيين، و بعد استادان مربوطه را معرفي مي كردند. همچنين براي هر جلسه سه دانشجو داوطلب مي شد كه درباره آن موضوع تحقيق، منابع و مطالب مربوط به آن را شناسايي، پرسش ها و موضوع اصلي بحث را شناسايي، و همچنين هدايت و مديريت جلسه بحث آن موضوع را عهده دار شوند. براي مثال، يكي از جلسات به «معيارهاي ارزيابي و سنجنش متون اتنوگرافيك» اختصاص داشت. اين موضوع به پيشنهاد من و در راستاي موضوع رساله دكتري من بود. از اينرو، پيتر همزسلي، از صاحبنظران روش شناسي مردم نگاري و مولف دو كتاب درباره معيارهاي ارزيابي اتنوگرافي (1998و 1996) براي بحث دعوت انتخاب شد.

همچنين من و دو دانشجوي ديگر عهده دار تدارك و مديريت كلاس شديم. ما مي بايست يك هفته پيش از جلسه بحث درباره موضوع معيارهاي ارزيابي اتنوگرافي» منابع اصلي، پرسش ها و موضوع قابل بحث را نوشته و براي دانشجويان ايميل مي كرديم. همچنين در جلسه بحث مي بايست مديريت كلاس را انجام داده و بيش از ساير دانشجويان فعالانه به گفتگو و نقد و نظر درباره موضوع مي پرداختيم. در هرحال، سخنران 20 دقيقه فرصت داشت تا به طور مقدماتي باب بحث را بگشايد، و بعد دانشجويان به ارائه ديدگاه ها خود و نقد آن مي پرداختند. همچنين، بعد از يك ساعت، نوبت به «زنگ تفريح» كه اصطلاحا «وقت چاي»[42] مي گفتند مي رسيد. دپارتمان يك كتري برقي و مقداري قهوه، چاي، شيريني و شكر براي رفع خستگي و پذيرايي در اختيار دانشجويان قرار داده بود. مدير كلاس از دانشجويان پذيرايي مي كرد و ده دقيقه استراحت مي كرديم. معمولآ آنقدر كلاس جذاب و شيرين مي شد كه بيش از دو ساعت به طول مي انجاميد. در اين كلاس ها ما شيوه ديگري از آموزش مشاكتي و مباحثه را تجربه مي كرديم، روشي كه در آن:

همه امور كلاس به دلخواه دانشجويان و توسط آنها انتخاب و اجرا مي شد.
همه بصورت جمعي پرسش و پاسخ مي كرديم.
در عين حال كار آموزش و پژوهش تيمي سه نفر را تمرين مي كرديم.
با استادان رشته در موضوعات مختلف از دانشگاه هاي مختلف آشنا مي شديم.
از طريق ارتباط دايمي ايميل «اجتماع مجازي» فعالي راتشكيل داده بوديم.
با دانشجويان مراحل مختلف و دانشجوياني كه در شرف فارع التحصيلي بودند آشنا مي شديم و از آنها تجارب لازم مربوط به نوشتن و دفاع از رساله آشنا مي شديم.
محيط دوستانه و غيررسمي كلاس اجازه مي داد كه همه بتوانيم درباره مسائل و مشكلات زندگي در لندن و نحوه دسترسي به امكانات دانشگاه با هم گفتگو كنيم و بخشي از مشكلات خود را حل يا تسهيل نمائيم.
مباحث كلاس و افراد مدعو به گونه اي بود كه ما مي توانستيم با انجمن هاي علمي، سمينارها و نهادهاي علمي رشته انسان شناسي آشنا شده و بعضآ بسهولت ارتباط برقرار كنيم.
از آنجا كه هر دانشجويي مايل بود و تشويق مي شد كه مسائل رساله و تحقيق خودش را مطرح كند، انگيزه ي زيادي براي مشاركت همه در بحث كلاس وجود داشت.

3) مباحثه گروه به گروه

يكي از كلاس هايي كه در آن شركت كردم، درس «مردم نگاري كشورهاي خاورميانه» بود كه توسط پروفسور ريچارد تاپر در 2001 برگزار شد. پروفسور تاپر دانشجويان را به چهار گروه پنج نفره تقسيم كرده بود. هر گروه وظيفه داشت يكي از كشورهاي خاورميانه را بررسي و در سه نوبت، هر ترم تحصيلي يك نوبت، سمينار بدهد. دانشجويان خارج از كلاس فرصت داشتند تا هفته اي دو ساعت با تاپر ملاقات و درباره مشكلات و نحوه مطالعات و تدوين گزارش هاي شان و ارائه آن در كلاس بحث وگفتگو كنند. هر جلسه دو ساعت بود. ساعت اول ارائه گزارش يك گروه و ساعت دوم بحث و بررسي و پرسش و پاسخ دانشجويان. هر گروه موظف بود يك هفته قبل متن مكتوب گزارش شان را براي دانشجويان ايميل كنند. نقش تاپر هم كمك به دانشجويان در بيرون كلاس براي شناسايي منابع، نحوه تدوين گزارش، مطالعه و نقد متن گزارش ها بود, در كلاس نيز مانند دانشجويان در بحث شركت مي كرد و نظرش را مي گفت. دانشجويان نيز اغلب بر مبناي شناخت هايي كه از منطقه و كشور مورد بررسي داشتند، موضوع را انتخاب مي كردند. در نتيجه مباحث هم به مطالعات آنها و هم مبتني بر تجارب زيسته شان استوار بود.

با توجه به چهار الگوي مشاركتي و مباحثه اي مذكور, اصول و راهبرد هاي زير را براي مباحثه و تحقق آموزش انتقادي و دموكراتيك موفق بيان كرد.

1) اولين پيش نيار مباحثه موفق, آماده كردن دانشجويان براي پذير

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

روشهاي 30 گانه براي مباحثه بهتر

نوشته: استاد محمود اسماعيل
 
1.    بهتر است روش قناعت بخش و دوستانه را در مناقشه، گفتگو و مصاحبه در پيش بگيريد، نه روش آمرانه.
2.    كوشش كنيد كه از حواس خويش استفاده كنيد، صداي خويش را بلند نكنيد، آرام صحبت كنيد، از اشارات دست و جسم استفاده كنيد، در اين صورت امكان دارد كه هدف خويش را بدست آوريد و با شنونده همكاري كنيد كه هدف شما را به درستي بفهمند.
3.    سر سخن را از آنجا شروع كن كه شنونده با آن شوق دارد و ميشنوند، او را تاييد كن و بعد از آن نقاط مشترك و مثبت را بحث كنيد، از ايراد موضوعات اختلافي شروع نكنيد، و وقتيكه به عمق موضوع داخل ميشويد كوشش نكنيد كه طرق مقابل را از قناعت شان دور كنيد و بعد از آن از عوامل تعارض از كم تا زياد بپردازي.
4.    به شنونده تلقين كنيد سخن كه مي گوييد نظر او ميباشد، بخاطريكه انسان به افكاري كه خودش به آن دست ميآبد ميبالد، و وقتيكه در انجام اين كار موفق شديد در اين صورت شنونده از آن فكر و راي شما حمايت ميكند.
5.    در وقت صحبت كردن از اصل موضوع خارج نشويد، و از شرح خسته كننده بپرهيزيد.
6.    از صحبتهاي طولاني پرهيز كنيد، چرا كه شنونده بعد از 50 دقيقه خسته ميشود، و ياد داشته باشيد كه جذاب بودن سخن مربوط ميشود به خالي بودن آن از حاشيه روي و سخنان بي مورد.
7.    استدلال به دلائل در تاييد و رد يك موضوع فائده زيادي دارد، همچنان ميتوان شنونده را از اين طريق قناعت خوبي داد. اين در صورت است كه طرف مقابل از سطح تعليمي بالاي برخوردار باشد، اما اگر سطح تعليمي آنان پايين باشد ميشود كه به تقديم نمودن يك جانب قضيه اكتفا نمود.
8.    هر گاه سخن از ضروريات شنوندها زده شود آنان اهتمام خوبي به شنيدن سخن ميدهند، و چيزيكه سخنگوي ميگويد آنرا خوب حفظ ميكند و به شخصيت اش احترام قائل ميشوند.
9.    همچنان بايد از روشهاي منطقي و عاطفي براي جلب اذهان شنونده گان استفاده شود.
10.     بعضي از سخنان خويش را تكرار كنيد، تا قناعت مخاطبين حاصل گردد، اما از تكراريكه خسته كن باشد بايد جلوگيري شود.
11.    استفاده زياد از تكيه كلام نكنيد، همچنان از تكرار اشارات و تحريك دستان بطور هنگفت جلوگيري كنيد.
12.     از وسائل مختلف تاثير گذار استفاده كند، و بر يك وسيله اكتفا مكن، يعني براي تاييد سخنان خويش از آيات قراني، احاديث نبوي، ضرب المثل ها و اشعار درست استفاده كنيد.
13.     به عكس العمل هاي مخاطبين متوجه باشيد، از اين طريق نقاط مثبت خويش را تقويه و از نقاط منفي خويش جلوگيري كنيد.
14.     كوشش كنيد كه شنونده هاي خويش را در موضوع شريك كنيد.
15.     كوشش نكن كه خود را قناعت دهي، بلكه سعي كن كه مخاطبين خويش را قناعت دهي.
16.    بهتر است كه اشتباه خويش را بپذيري و نشود كه در دفاع از اشتباه خويش ادامه دهي. پذيرش اشتباه شخصيت شما را در نزد مخاطبين كم نميكند.

در صورت تعامل با مخالفين از روشهاي ذيل استفاده كنيد:
 
17.    كوشش كنيد كه مخالفت را آرام كنيد، و از روش زشت خود داري كنيد، و اين يك قدم مهم در تعامل با مخالفان است.
18.    صحبت كننده خوب آنست كه تاري كه بين او و مخالفش منحيث رابطه وجود دارد آنرا نگه كند و از حدود خويش تجاوز نكند.
19.    بعضي اوقات شنونده براي عصباني ساختن صحبت كننده از روش خشن و ستيزه جويانه استفاده ميكند، صحبت كننده نبايد در مقابلش عصباني شود تا براي مخالف چانس مهيا نگردد.
20.    فكر نكنيد هر كسيكه صحبت شما را قطع كند مخالف شما است، بخاطريكه بعضي اشخاص قصد اين را ندارد، پس صحبت كننده بايد خود را از حقيقت آگاه سازد.
21.    وقتيكه صحبت كننده به انتقاد مخالف جواب ميدهد، در صورتيكه با بعضي از سخنانش موافق باشد، كوشش كند كه از لهجه تند استفاد ه نكند، شايد كه اين كار برايش فرصت اين را بدهد كه اشتباه مخالف را به ديگران اظهار سازد.
22.    در مقابل دلائل شخص معارض، كوشش كنيد كه اول دليل ضعيفش را رد كنيد، و ديگر براي ديگران فرصت دهيد تا باقي دلائل اش را جواب گويند.
23.    صحبت كننده، بايد از تحقير، توهين و بر انگيختن احساسات سمت مخالف جلوگيري كند.
24.    دعوتگر بايد تمام جوانب مجلس را مراعات كند، ولو اگر اشخاص غير مسلمان نيز در آن باشد.
25.    بهتر است صحبت كننده اعجاب خويش را در مقابل افكار درست، خوب و جديد كه طرف مقابل بيان ميكند اظهار كند.
 استاذ هبه عمرو اضافه ميكند:
26.    هميش در گفتگو نيت نيك داشته باشيد، و آنرا بر جدال و تلخي تبديل نكنيد، چرا كه ما در جنگي كه كاميابي را ميخواهيم داخل نميشويم، بلكه در آن به اين نيت داخل ميگرديم تا از اين طريق دعوت به راه الله تعالي كنيم.
27.    كوشش كنيد كه كسي از شما آزرده نشود.
28.    در سخنان خويش راستگو باشيد، تا مباحثه شما موفق باشد.
29.    كوشش كنيد از بلند نمودن آواز جلوگيري شود، چرا كه بلند نمودن صدا به ضعف موقف دلالت ميكند.
30.    براي ديگران نيز فرصت صحبت را دهيد، و به آنان گوش دهيد.

منبع :

http://eslahonline.net/2793


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۹:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
مطالعات روز آمد و متنوع ، نياز سوم فن بيان


هر خطيب كه مي خواهد شايستگي هاي يك سخنور محبوب و بزرگي را داشته باشد ، بايد افزون بر مطالعات تخصصي ،
در حوزه ها و قلمروهاي ديگر نيز ، مطالعه يا حتي ، دست داشته باشد . آگاهي هاي ويژه در موضوع مربوط براي
سخنور بودن كافي است ؛ اما بسندگي به مطالعات تخصصي ، زبان و بيان را ناتوان و ذهن را نا منعطف مي كند . سخنوري كه
محور سخنراني هايش موضوعات فلسفي است ، شايد نيازي به داشتن اطلاعات اجمالي در حوزه تاريخ معاصر يا آگاهي هاي
هنري يا فني در خود احساس نكند ؛ اما به حتم ، چنين سخنوري ، ازبياني نكته گو و جذاب بي نصيب خواهد بود .

نگاهي به فهرست ناطقان و سخنوران بزرگ و تأثيرگذار ، آشكار مي كند كه همگي آنان علاوه بر آگاهي هاي تخصصي ،
دانستني هاي بسياري در عرصه هاي گوناگون داشته اند ؛ از ورزش و موسيقي و فيلم گرفته تا تاريخ ملل و اقوام دور .
هرقدر حوزه اطلاعات و مطالعات سخنران وگوينده در موضوعات مختلف ، بيشتر و گسترده باشد ، زبان و بيان و اجراي او ،
چابك تر و زنده تر است .

آنان كه در موضوعات سخنراني خود عميق اند ، اما با هيچ حوزه ديگري آشنائي يا انسي ندارند ، بيان و گفتاري خمود و
خسته كننده دارند .
هر دانستني و اطلاعي كه جهان بيني ناطق و سخنوررا گسترش مي دهد ، ابزار او براي پرورش مطلب و راهي براي نفوذ در
جهان فكري مخاطبان و شنوندگان است . هر بند از هر كتابي كه مي خوانيم ، بر فصاحت و بلاغت بيان و كلام ما مي افزايد
هرچند فرسنگ ها از رشته تحقيقات و موضوع سخنراني هاي ما دور باشد . همه سخنوران و ناطقان بزرگ ، عاشقان خستگي ناپذير
كتاب و مطالعه بودند . آنان براي كتاب خواني ، وقت و هزينه اي جدا از مطالعات موضوعي و آكادميك در نظر مي گرفتند .

شوق به مطالعه و خواندن جنون آميز ، بيان گوينده را براي هر گونه آفرينش هنري در كلام خود قوي مي كند .
سخنراني ، مي تواند و بايد تخصصي باشد ؛ اما خواندن و مطالعه كردن ، چنين بايدي ندارد . گمان نكنيم مطالعه در موضوعات متنوع ،
وقت گيراست و كم فايده . نگاه به مقاله اي كه درنقد يكي از فيلم هاي هاليوود نوشته شده است اگر در محتواي سخنراني هاي ما
به كارنيايد ، بي شك و گمان در واژگان و هندسه و حتي زاويه ديد سخنران ، مؤثراست .

سرمقاله هاي هرروزنامه اي كه استانداردهاي حرفه اي را رعايت مي كند ، به سخنوري كه در حوزه هاي فلسفي
يا عرفاني سخنراني مي كند ، مي آموزد كه چگونه موضوع بومي و ساده اي را برجسته و يا حتي جهاني سازد .
مي توان از گزارشگران ورزشي وورزشي نويسان آموخت كه چگونه بر هيجان و شادابي سخنراني ها افزود . از نوشته هاي
آنان كه دررشته هاي جديد دانشگاهي مي نويسند ، مي توان دائقه هاي روشنفكري و شيوه هاي جديد استدلال و استناد را
فراگرفت و با همان شيوه ها دردم ، كمك بسياري به حل و فصل اين پرسش ويرانگر مي كند . از رفتار آنان
چنين بر مي آيد كه آن نيك سيرتان ، در اينجا نيز به اعتدال گراييده اند و در مقام نقد ، انصاف از كف نداده اند و بر منبر وعظ ،
بايسته هاي خردمندي را از ياد نبرده اند .

اميرمومنان عليه السلام ، مولاي نيكان و پاكان را پرسيدند : كيست شاعرترين شاعران ؟ ، فرمود :
ان القوم لم يجروا في حلبة تعرف الغايه عند قصبتها فان كان و لا بد فالملك الضليل [ يريد امرء القيس ]
(نهج البلاغه،حكمت 447)
شاعران در ميداني نتاخته اند كه آن را نهايتي بود و خط پايانش شناخته شود ، و اگر در اين باره داوري كردن بايد ، پادشاه گمراه
را اين لقب [ = اشعر الشعراء ] شايد . [ مقصودش امرء القيس بود ]

اين داوري ، درباره امرء القيس است ؛ كسي كه در همه عمر پرچم جاهليت عرب را بر دوش كشيد . با اين همه ، امام علي عليه السلام
مقام ادبي و شاعري اورا انكار نمي كند ؛ بلكه از تفضيل او بر همه همقطازانش سخن مي گويد . اورا شاعرترين مي خواند ؛ اما گمراه
بودنش را نيز تذكار مي دهد .

كساني كه نخواندن و نديدن آثار مخالفان را توصيه مي كنند ، دلايل بسياري دارند ؛ از جمله اين كه الباطل يموت بترك (بموت) ذكره .
گروهي نيز نظركردن وتأمل در همه آثار برجسته و خواندني را توصيه مي كنند . اما بايد گفت كه تاكنون برسر اين دوراهي وحشتناك ،
تابلو آشكاري نصب نشده و جاي بحث هاي فقهي و روشنگرانه در اين باره ، بسيار خالي است .

با استفاده از نوشته هاي استاد رضا بابائي
با تصرف


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه براي مطالعه برنامه ريزي كنيم !

چگونه در امتحان موفق شويم؟
اصولاً امتحان از قسمت هاي مهم آموزش وپرورش است كه اگر آمادگي براي آن وجود داشته باشد مي توان به خوبي از عهده آن برآمد. در اين مقاله به نكاتي مهم اشاره مي شود كه موفقيت ما را در امتحان چند برابر مي كند.
¤ قبل از شروع امتحان تعداد ساعات و يا روز قبل از شروع امتحان را محاسبه كنيد و تعداد صفحات كتاب را تقسيم بندي كرده و به نوبت به مطالعه و مرور هر قسمت بپردازيد.
¤ برنامه ريزي براي دروس مشكل تر و آنهايي كه از آن نمره كمتري كسب كرده ايم مهمتر است تا كتاب ها و امتحانات آسانتر.
قبل از شروع امتحان:
 ¤ با خواندن سوره هايي از قرآن كه حفظ مي باشيم و ياد خدا مي توان اضطراب و استرس امتحان را از خود دور كرد.
¤ خوردن خوراكي هايي كه مواد قندي دارد مثل كشمش- خرما- عسل به ما انرژي زياد تري در امتحان مي دهد.
¤ از طرح سؤالات بي مورد از دوستان خود قبل از امتحان كه باعث اضطراب و هدر دادن انرژي ما مي شود خودداري كنيم و به هيچ وجه مطالعه و دوره مطالب قبل از شروع امتحان نداشته باشيم.
در جلسه امتحان:
 ¤ بعد از گفتن و خواندن سوره هايي از قرآن و توكل بر خدا مشخصات كامل خود را نوشته سؤالات را به دقت خوانده و جواب سؤالات را بي عجله و با دقت مي نويسيم.
¤ از گذاشتن وقت زياد بر روي سؤالات جزئي و با بارم كم خودداري كرده و وقت خود را با امتحان تنظيم مي كنيم.
¤ در تحويل برگه امتحان عجله نكرده و تمام پاسخ ها را دو مرتبه كنترل مي كنيم.
¤ از سؤالات ساده تر شروع كرده و بعد به سؤالاتي كه نمره بيشتر دارد و بعد به سؤالاتي كه مشكل تر و يا وقت بيشتري مي گيرد و يا نمره كمتري دارد بايد پرداخت.
¤ در امتحانات تشريحي ابتدا نكات مهم هر سؤال را در گوشه برگه مي نويسيم و بعد آنها را تنظيم و پاك نويس مي كنيم.
¤ از پرداختن به حاشيه خودداري و به اصل موضوع مي پردازيم و بر نوشتن موضوع اصلي و تشريح آن موضوع توجه مي كنيم.
¤ در امتحانات بعدي به سؤالات امتحاني قبلي خود نگاه كرده تا اشتباهات خود را تكرار نكنيم و با تمرين درس و يادگيري آشنا مي شويم.
¤ هميشه بعد از اتمام امتحان وقت خود را روي امتحان بعدي مي گذاريم و از ناراحت بودن براي امتحان گرفته شده جداً خودداري مي كنيم.
روش مطالعه مفيد و سودمند
 ¤ آغاز كار مطالعه با ياد خدا و بجا آوردن نماز واجب و كمي قرآن خواندن تا آرامش در ما ايجاد شود.
¤ انتخاب يك مكان آرام و بي سر و صدا
¤ نوشتن افكار مزاحم روي برگه كه مرتباً فكر ما را از درس دور مي كند.
¤ استفاده از ميز و صندلي مناسب يا حداقل يك ميز كوچك كه از خميده بودن و خستگي ما در درس جلوگيري كند.
¤ استفاده از زنگ تفريح 15 دقيقه اي بعد از هر مطالعه 45دقيقه اي كه خستگي را از بين برده و يك انرژي جديدي در ما ايجاد مي كند.
¤ تكرار مطالب درسي تا قدرت ذهن ما را بيشتر كند.
¤ استفاده از مثال يا توضيح باعث مي شود كه درس بهتر و كامل تر فهميده شود.
¤ خلاصه نويسي مطالب درسي به زبان خودمان باعث مي شود هم براي جلسه درس و هم امتحان پاياني فهم مطالب براي ما آسان شود.
¤ گاهي پيدا نمودن سؤالات امتحاني سالهاي قبل ما را در روش مطالعه درس كمك مي كند.
¤ هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايم با مطالعه كافي و مفيد نمرات بيشتري بدست آوريم و خود را مقيد بدانيد به برنامه مطالعه خود حتماً عمل كنيد و در صورت عدم انجام آن از چيزهايي كه دوست داريد خود را محروم كنيد مثل برنامه تلويزيوني يا بازي با همسالان و كامپيوتر، مهماني رفتن.
وظايف والدين در زمان برگزاري امتحانات فرزندان خود
 1- محيط امن و آرامي در منزل براي فرزندتان مهيا كنيد.
2- ازنظر تغذيه توجه ويژه اي در برنامه غذايي روزانه آنها اعمال كنيد.
3- در ايام امتحانات از رفت و آمدهاي اضافي و مسافرت و... خودداري كنيد.
4- از هر گونه جر و بحث و برخوردهاي نامناسب كه موجب برهم خوردن آرامش خانواده مي گردد پرهيز نمائيد.
5- با تشويق و دلگرمي فرزند خود را به امتحان بعد اميدوار كنيد.
6- از كنايه و تحقير و كلماتي كه بار منفي دارد خودداري فرمائيد.
7- اگر فرزندتان بعد از امتحان از نتيجه آن ناراضي بوده و از نمره آن نااميد بود به جاي محكوم كردن وي علت را بررسي كنيد.
8- اگر درمورد درس خاصي نگراني دارد قبل از امتحان با دبير مربوطه صحبت نموده تا علت نگراني مشخص گردد.
9- بعد از امتحان براي بررسي نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در درسها حتماً به مشاور مدرسه مراجعه تا براي جبران در امتحانات نوبت دوم برنامه ريزي بعمل آيد.
و سخن آخر: فضاي روحاني حاكم بر منزل، توكل، دعا و استعانت از خداوند منان بهترين راه جهت آرامش روحي و رواني فرزند دلبندتان مي باشد. 
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 
چگونه مطالعه كنيم؟


توسط : parstranslation

 
شما مى‏خواهم كه يك روش صحيح مطالعه را به من بياموزيد؛ زيرا با اينكه درس زياد مى‏خوانم، باز هم نمره‏ هاى خوبى نمى‏گيرم و درسى را كه مى‏خوانم فردا آن را به خوبى به ياد نمى آورم و براى امتحان هم نبايد كمتر از 2 بار بخوانم؛ زيرا اگر يك بار بخوانم، فراموش مى‏كنم. از شما خواهش مى‏كنم كه مرا در روش صحيح راهنمايى كنيد تا بتوانم در درس‏هايم موفق باشم.

 

يك مطالعه موفق، بايد در حال آرامش و بدون اضطراب صورت بگيرد تا رضايت بخش و ثمربخش باشد. براى اين كه به اين سؤال شما پاسخ كاملى داده باشيم، برخى از نكات مهم و كلى را درباره مكان، روش، كارآيى، تمركز و سرعت مطالعه به ترتيب، بيان مى‏كنيم تا با به كارگيرى آنها، مشكل خود را برطرف كنيد.

مكان مطالعه‏


دكتر فيل ريس، در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» و دكتر عين الله خادمى در كتاب «مطالعه روشمند» چنين نوشته ‏اند:


1. برخى افراد ترجيح مى‏دهند در سكوت مطالعه كنند و برخى در سروصدا. بعضى صندلى راحتى را مى‏پسندند و بعضى دراز كشيدن يا نشستن رسمى را. اصلاً وسواس به خرج ندهيد و در هر حالتى كه راحت‏تر هستيد، مطالعه خود را آغاز كنيد.


2. اگر مكان مطالعه شما كمى آشفته و به هم ريخته است، مرتب كردن آن را به نيم ساعت پس از مطالعه موكول كنيد؛ زيرا در اين صورت، در حين مرتب كردن اتاق، به مطالبى كه مطالعه كرده‏ ايد، فكر خواهيد كرد و زمان مفيدى را از دست نخواهيد داد.

3. گاهى اوقات از مكان‏هاى استثنايى و هيجان‏ انگيز استفاده كنيد تا مطلبى كه مطالعه مى‏كنيد، همراه آن خاطره در ذهن شما ماندگار شود؛ مثلاً در يك شب بارانى با يك چتر و يك چراغ قوه زير باران رويد و مطلب را مطالعه كنيد و يا در يك مكان تاريخى و قديمى، به تفكر و مطالعه در مورد مطلب مورد علاقه خود بپردازيد.


4. اگر امكان داشته باشد، موضوع مورد مطالعه شما با مكانى كه انتخاب مى‏كنيد، هماهنگى و سنخيت داشته باشد. اين كار، به افزايش بهره ‏ورى شما كمك بسيار مى‏كند. اين هماهنگى، شامل ابزار و لوازم مورد نياز نيز مى‏شود.


5. قبل از انتخاب محل مطالعه خود، چند خصوصيت مهم و ايده ‏آل را براى مكان مطالعه، در ذهن خود فهرست كنيد تا راحت‏تر بتوانيد آن را بيابيد.


6. در مكان مطالعه شما، بايد راهى براى خيره شدن به دور دست وجود داشته باشد؛ زيرا توقف در مطالعه و چشم دوختن به بى‏نهايت، در افزايش كارآيى مطالعه بسيار سودمند است؛ حداقل گاهى به سقف اتاق خيره شويد.


7. هيچ گاه مطالعه خود را به حضور در مكان خاصى مشروط نكنيد؛ زيرا در اين صورت بهانه‏ اى مى‏يابيد تا در ساير مكان‏ها از مطالعه بگريزيد. به ياد داشته باشيد كه در حقيقت، «مكان مطالعه، جايى است كه شما هستيد».


8. دقت كنيد كه ميزان نور، دماى محيط، شكل صندلى و ساير شرايط، در مكان مطالعه شما به گونه‏ اى نباشند كه شما را خواب آلوده كنند.


9. تهويه خوب و اكسيژن زياد در مكان مطالعه، شرطى حياتى است.


روش مطالعه‏


1. به قول آدريل جانسون، خوب كتاب خواندن را نمى‏توان از خواص مادرزادى دانست. براى قرائت، بدون شك، پرورش خاصى لازم است.


2. بهترين روش كتاب‏خوانى، روشى است كه خواننده در اين كار بتواند زيبايى‏هاى چيزى را كه مى‏خواند، دريابد و به هنگام لزوم، معايب آنها را بفهمد و اين از راه پرورش و ممارست حاصل مى‏گردد.


3. در معانى كلماتى كه براى نخستين بار مى‏بينيد، دقت كنيد. بيهوده تصور نكنيد كه سياق مطلب، آن معانى را براى ما كشف مى‏كند. همان زمان، بهترين وقت براى رفتن به سراغ فرهنگ لغت است.


4. اميل فاگه، نويسنده فرانسوى، عقيده دارد كه بايد در خواندن كتاب استقامت داشته باشيم. استقامت، لجاجت نيست؛ بلكه نوعى بردبارى است كه ذوق ما را مى‏پرورد و درك ما را عميق مى‏كند.


5. مون تنى، دانشمند شهير فرانسوى، درباره انتخاب كتاب و روش كتاب‏خوانى نظريه اى بسيار بديع و زيبا دارد. يكى از اين عقايد، آن است كه براى وصول به عمق معناى يك كتاب خوب، بايد آن را دوبار بخوانيم و با آن ارتباط دائمى داشته باشيم. يك اثر پربها، ما را مدت‏ها سعادتمند مى‏سازد. ما نمى‏توانيم با يك بار خواندن، به اين درجه از خوشبختى برسيم؛ هر چند در اين يك‏بار، دقت فوق العاده به كار بريم.


6. همچنين وى معتقد است كه اگر بخواهيم از كتابى كه خوانده‏ ايم، نظر صحيحى پيدا كنيم، بايد درباره آن گفت‏گو كنيم. كتاب‏هاى خوب، افق گفتگوهاى پرثمر را به روى ما مى‏گشايند و اين، همان چيزى است كه ما آن را مباحثه مى‏ناميم.


7. در كتاب «500 نكته درباره مطالعه» آمده است: يكى از روش‏هاى خوب مطالعه، استفاده از يادداشت بردارى است. فقط توجه كنيد كه به جاى يادداشت، رونويسى نكنيد! طرح‏هاى گوناگون بريزيد؛ نكات مهم يادداشت را برجسته‏ تر بنويسيد و اگر مطلبى را درك نمى‏كنيد، به صورت سؤال يادداشت برداريد.


8. در كتاب «روش‏هاى تسريع در خواندن و درك» پيشنهاد شده است كه هنگام مطالعه، ابتدا خلاصه مطلب را كه اغلب در ابتداى مقاله يا كتاب آمده است، بخوانيد؛ سپس عنوان‏ها و فهرست اجمالى كتاب را مطالعه كنيد و بعد چند سطر از ابتداى هر عنوان را مطالعه كنيد؛ زيرا مهم‏ترين مطالب، معمولاً در همين خطوط ابتدايى هستند و سرانجام ساير توضيحات و تفاسير كتاب را بر اطلاعات خود بيفزاييد.


9. از همان زمان مطالعه، براى به كار بستن آن چه مى‏آموزيد، برنامه‏ريزى كنيد. به قول تولد، «مطالعه و عمل نكردن، مانند شخم زدن و بذر نپاشيدن است».


10. بيكن جمله زيبايى در اين باره دارد؛ «برخى كتاب‏ها را بايد چشيد؛ بعضى ديگر را بايد بلعيد و قليلى را هم بايد جويد و هضم كرد.

كارآيى مطالعه‏


1. كيفيت مطالعه را بالا ببريد؛ به روخوانى سطحى در حالت پراكندگى فكر قناعت نكنيد و با مفهوم و معناى مطلب، ارتباط برقرار سازيد تا آن چه را كه مورد نياز است، به خوبى درك كنيد.


2. حجم مطالعه، حواس شما را پرت نكند؛ مطالعه بيشتر و سريع‏تر، تنها بهانه ‏اى براى بيشتر دانستن است؛ پس ابتدا آن چه را مى‏خواهيد بدانيد و بفهميد، برداشت كنيد و آن گاه با كلمات «سرعت» و «بيشتر» وسوسه شويد.


3. قبل از آن كه از موضوع اصلى كتاب منحرف شويد و به مطلب ديگرى بپردازيد، قسمت‏هايى را كه دوست داريد به خاطر بسپاريد، مشخص كنيد.


4. حتماً براى مطالعه خود برنامه ‏ريزى داشته باشيد. اين كه قصد يادداشت بردارى داريد يا خير، در مورد چه موضوعى بايد تمركز كنيد، چه سؤالاتى در ذهن داريد كه در اين كتاب جواب آنها را مى‏جوييد و...، همه بايد از قبل برنامه‏ ريزى شده باشند.


5. بايد كتابى كه مطالعه مى‏كنيد، مختص به خود شما باشد تا به راحتى در آن علامت‏گذارى و نكته نويسى كنيد. استفاده از مداد يا ماژيك رنگى، به شما امكان مى‏دهد تا در مراجعه مجدد به كتاب، بهره بيشترى ببريد؛ هر چند نبايد اين خطوط رنگى، استفاده شما را از ساير خطوط كتاب كاهش دهد.


6. هنگام مطالعه، همواره يك قلم در دست داشته باشيد؛ زيرا مطالعه، آنگاه كارآيى مطلوب مى‏يابد كه همراه با مطالعه سؤالات، ذهن خود را با آموزه ‏هاى كتاب تطبيق دهيد و در حاشيه آن يادداشت كنيد.


7. ميان مطالعه و ساير كارهاى خود، تعادلى به وجود آوريد تا هم از خواندن خسته نشويد و هم تجربه و عمل را به بهره‏ ورى مطالعه خود بيفزاييد.


8. مطالعه پراكنده، با موضوعات گوناگون و متناقض، موجب كاهش بهره‏ ورى شما مى‏شود؛ سعى كنيد در نوع كتابى كه براى مطالعه انتخاب مى‏كنيد، مطالعات قبلى خود را در نظر آوريد تا نظم فكرى شما به هم نخورد.


9. اگر بتوانيد از هر كتابى كه مى‏خوانيد، نكات مهم و كليدى آن را خلاصه بردارى كنيد، بر كارآيى مطالعه شما مى‏افزايد. اين راهكار، آنگاه ارزشمندتر مى‏شود كه خواننده به زبان و عبارات خودش، مطالب را يادداشت كند.


10. به ياد داشته باشيد كه علاقه و انگيزه، در مورد مطلبى كه براى مطالعه انتخاب كرده ‏ايد، به بهره ‏ورى شما از آن چه مى‏خوانيد، بسيار مى‏افزايد.


11. گاهى قرار دادن يك پاداشِ مشروط براى مطالعه حجم خاصى از كتاب، به هيجان و لذت مطالعه مى‏افزايد و نوعى اثر تشويقى بر فرد مى‏گذارد. اين پاداش‏ها، مى‏تواند ديدن يك برنامه تلويزيونى، رفتن به مكانى خاص، انجام يك فعاليت مورد علاقه يا حتى خوردن يك خوراكى مورد علاقه باشد؛ مشروط بر اين كه ميزان تعيين شده، مطالعه شده باشد.


12. رنگ كاغذ، رنگ قلم، نحوه نشستن، فاصله چشم با كتاب، نور محيط و ساير شرايط مكانى نيز در كارآيى مطالعه شما كاملاً مؤثرند.

تمركز مطالعه‏


دكتر خادمى در كتاب «مطالعه روشمند»، نكاتى را براى ايجاد تمركز حواس لازم مى‏داند كه عبارتند از:


1. علاقه به موضوع مورد مطالعه، يكى از علل مهم ايجاد تمركز و دقت در حين مطالعه است.


2. هماهنگى اراده و تخيل نيز در اين رابطه كارساز است؛ به عبارت ديگر، چشمان فرد بر صفحه كتاب و افكارش در حال پرواز به دور دست‏ها نباشد.


3. برخى مسائل جسمى و روحى نيز مى‏توانند تمركز فرد را بر هم بزنند؛ مانند گرسنگى، تشنگى، بيمارى، نگرانى و اضطراب.


4. برخى مسائل محيطى نيز از عوامل برهم زننده تمركزند؛ مانند سروصداى زياد، نور زياد يا كم، لباس نامناسب و... .
آقاى حق جو در كتاب «روش‏هاى تسريع در خواندن و درك»، چند نكته مهم ديگر را نيز بر اين فهرست مى‏افزايد كه عبارتند از:


5. يكى از مهم‏ترين عوامل بر هم خوردن تمركز، عجله و شتاب است. اين حالت، سطح مطالعه را كاهش مى‏دهد و تمركز را بر هم مى‏زند.


6. يكى از مسائل قابل توجه ديگر، سنگينى معده و سيرى بيش از حد است و به قول حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ وآله، «پرى معده و سيرى زياد، به وجود آورنده حماقت است». اين، همان خواندن و نفهميدن و به عبارتى، عدم تمركز و عدم ارتباط، با مفهوم كتاب است.


7. انتخاب زمان مناسب، از عوامل ايجاد تمركز است؛ مثلاً پس از استراحت، خصوصاً در صبحگاهان، بهترين حالت تمركز و ساعات خستگى و كسالت، نامناسب‏ترين اوقات، براى تمركزند؛ البته در صبحگاهان، لازم است قدرى ورزش كنيد تا بدن آمادگى لازم را به دست آورد.


8. نظم و انضباط در نوع، ساعت و مكان مطالعه، همگى از عوامل ايجاد كننده تمركز مى‏باشند.

 

سرعت مطالعه


1. دكتر فيل ريس پيشنهاد مى‏كند كه اگر قصد داريد سرعت مطالعه را افزايش دهيد، حتماً ابتدا به فهرست كتاب نظرى دقيق بيندازيد تا نسبت به موضوعات كلى كتاب آگاهى پيدا كنيد.


2. تند خوانى، هميشه مناسب نيست و در مطالبى كه به تعمق و تأمل نياز دارد، اصلاً نبايد به كار گرفته شود.


3. مغز ما هميشه تندتر از بيان ما كلمات را دريافت مى‏كند؛ براى افزايش سرعت، سعى كنيد عادت بلند خوانى كتاب را ترك كنيد.


4. تمرين كنيد تا به جاى درك لغت به لغت يك جمله، به درك گروهى لغات عادت كنيد.


5. به نظر نويسنده كتاب «تسريع در خواندن و درك»، يكى از عوامل كندخوانى، برگشت است؛ يعنى آن كه فرد مرتب نگاه خود را به خطوط پيشين بر گرداند. اين كار، تمركز فرد را از ميان مى‏برد و وقت زيادى را تلف مى‏كند. هنگام مطالعه، چشم بايد به طور مستقيم و به موازات صفحه حركت كند و از پريدن به سطرهاى بالا و پايين، دورى جويد.


6. كسانى كه با انگشت خط مورد مطالعه را دنبال مى‏كنند، بايد اين عادت را ترك كنند؛ زيرا در تند خوانى، فقط چشم كار مى‏كند، نه دست و زبان.


7. نويسنده كتاب «مطالعه روشمند»، بر اين باور است كه حتى تكان دادن سر هنگام مطالعه، از سرعت مطالعه مى‏كاهد؛ پس بهتر است كه اين گونه بگوييم: در تند خوانى، فقط چشم كار مى‏كند؛ نه دست، نه زبان و نه سر. براى ديدن همه صفحه كتاب، اصلاً به حركت سر نيازى نيست؛ صفحه، خود در دامنه بينايى قرار دارد.


8. وى از مشكل ديگرى به نام «خالى خوانى» نام مى‏برد كه عبارتست از: سرگردانى چشم در حاشيه سفيد كتاب يا لابه‏ لاى خطوط و يا هر قسمت غير مفيد صفحه. اين حالت را ديدن غير مفيد نيز مى‏گويند و موجب كاهش سرعت مطالعه مى‏شود.


9. حتى نوع ورق زدن نيز به صرفه‏ جويى در وقت كمك مى‏كند. ورق زدن درست آن است كه با دست چپ واز گوشه بالايى صفحه صورت گيرد و چند لحظه قبل از پايان صفحه، دست براى ورق زدن آماده باشد. كسانى كه با دست راست و از گوشه پايينى صفحه ورق مى‏زنند، از سرعت و تمركز خود مى‏كاهند .

منبع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=441755


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه چگونه رفتار كنيم؟


 براي پرهيز از انواع عقايد احمقانه اي كه نوع بشر مستعد آن است، نيازي به نبوغ فوق بشري نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست كم از خطاهاي ابلهانه باز مي‌دارد.اگر موضوع چيزي است كه با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو مي‌توانست از اين باور اشتباه كه خانمها دندانهاي كمتري از آقايان دارند با يك روش ساده پرهيز كند: از خانمش بخواهد كه دهانش را باز كند تا دندانهايش را بشمارد. او اين كار را نكرد چون فكر مي‌كرد مي‌داند. تصور كردن اين كه چيزي را مي‌دانيد در حالي كه در حقيقت آن را نمي‌دانيد، خطاي مهلكي است كه همه ي ما مستعد آن هستيم. من باور دارم كه خارپشتها سوسكهاي سياه را مي‌خورند، چون به من اين طور گفته اند؛ اما اگر قرار باشد كتابي درباره‌ي عادات خارپشتها بنويسم، تا زماني كه نبينم يك خارپشت از اين غذاي اشتهاكوركن لذت مي‌برد، مرتكب چنين اظهار نظري نمي‌شوم. در هرحال، ارسطو كمتر از من محتاط بود. نويسندگان باستان و قرون وسطا اطلاعات جامعي درباره تك‌شاخ‌ها و سمندرها داشتند. با وجود آن كه هيچكدامشان حتا يك مورد از آنها را هم نديده بودند، يك نفر هم احساس نكرد لازم است از ادعاهاي جزمي درباره‌ي آنها دست بردارد.اغلب موضوعات از اين ساده‌تر به بوته‌ي آزمايش در مي‌آيند. اگر مثل اكثر مردم شما ايمان راسخ پرشوري نسبت به برخي مسائل داريد، روشهايي وجود دارد كه مي‌تواند شما را از تعصب خودتان با خبر كند. اگر عقيده‌ي مخالف، شما را عصباني مي‌كند، نشانه آن است كه شما ناخودآگاه مي‌دانيد كه دليل مناسبي براي آنچه فكر مي‌كنيد، نداريد. اگر كسي مدعي باشد كه دو بعلاوه‌ي دو مي‌شود پنج، يا اين كه ايسلند در خط استوا قرار دارد، شما به جاي عصباني شدن، احساس دلسوزي مي‌كنيد، مگر آن كه اطلاعات حساب و جغرافي شما آن قدر كم باشد كه اين حرفها در افكار شما تزلزل ايجاد كند.اغلب بحثهاي بسيار تند آنهايي هستند كه طرفين درباره‌ي موضوع مورد بحث دلايل كافي ندارند. شكنجه در الاهيات به كار مي‌رود، نه در رياضيات؛ زيرا رياضيات با علم سر و كار دارد، اما در الاهيات تنها عقيده وجود دارد. بنابراين هنگامي كه پي مي‌بريد از تفاوت آرا عصباني هستيد، مراقب باشيد؛ احتمالاً با بررسي بيشتر درخواهيد يافت كه براي باورتان دلايل تضمين كننده اي نداريد.

يك راه مناسب براي اين كه خودتان را از انواع خاصي از جزميت خلاص كنيد، اين است كه از عقايد مخالفي كه دوستان پيرامونتان دارند آگاه شويد. وقتي كه جوان بودم سالهاي زيادي را دور از كشورم در فرانسه، آلمان، ايتاليا و ايالات متحده به سر بردم. فكر مي‌كنم اين قضيه در كاستن از شدت تعصبات تنگ نظرانه ام بسيار مؤثر بوده است. اگر شما نمي‌توانيد مسافرت كنيد، به دنبال كساني بگرديد كه ديدگاههايي مخالف شما دارند. روزنامه هاي احزاب مخالف را بخوانيد. اگر آن افراد و روزنامه ها به نظرتان ديوانه، فاسد و بدكار مي‌آيند، به ياد داشته باشيد كه شما هم از نظر آنها همينطور به نظر مي‌رسيد. با اين وضع هر دو طرف ممكن است بر حق باشيد، اما هر دو نمي‌توانيد بر خطا باشند. اين طرز فكر زاينده نوعي احتياط است.براي كساني كه قدرت تخيل ذهني قوي دارند، روش خوبي است كه مباحثه اي را با شخصي كه ديدگاه متفاوتي دارد در ذهن خود تصور كنند. اين روش در مقايسه با گفتگوي رودررو يك فايده و تنها يك فايده دارد و آن اين كه در معرض همان محدوديتهاي زماني و مكاني قرار ندارد. مهاتما گاندي راه آهن و كشتيهاي بخار و ماشين آلات را محكوم مي‌كرد، او دوست مي‌داشت كه تمام آثار انقلاب صنعتي را خنثي كند.شما ممكن است هرگز اين شانس را نداشته باشيد كه با شخصي داراي چنين عقايدي روبرو شويد، زيرا در كشورهاي غربي اغلب مردم با دستاوردهاي فن آوريهاي جديد موافقند. اما اگر شما مي‌خواهيد مطمئن شويد كه در موافقت با چنين باور رايجي بر حق هستيد، روش مناسب براي امتحان كردن اين است كه مباحثه اي خيالي را تصور كنيد و در نظر بگيريد كه اگر گاندي حضور مي‌داشت چه دلايلي را براي نقض نظر ديگران ارائه مي‌داد. من گاهي بر اثر اين گونه گفتگوهاي خيالي واقعاً نظرم عوض شده است؛ به جز اين، بارها دريافتم كه با پي بردن به امكان عقلاني بودن مخالفان فرضي، تعصبات و غرورم رو به كاستي مي‌گذارد.نسبت به عقايدي كه خودستايي شما را ارضاء مي‌كند، محتاط باشيد. از هر ده نفر، نه نفر چه مرد و چه زن قوياً معتقدند كه جنسيتشان برتري ويژه اي دارد. دلايل زيادي هم براي هر دو طرف وجود دارد. اگر شما مرد باشيد مي‌توانيد نشان دهيد كه اغلب شعرا و بزرگان علم مرد هستند؛ اگر زن باشيد مي‌توانيد پاسخ دهيد كه اكثر جنايتها هم كار مردان است. اين پرسش اساساً حل شدني نيست، اما خودستايي اين واقعيت را از ديد بسياري از مردم پنهان مي‌كند.همه ما، اهل هر جا كه باشيم، متقاعد شده ايم كه ملت ما برتر از ساير ملتهاست.*(نمونه:همين موج هاي ناسيوناليستي در فيس بوك ،صفحاتي كه ايراني و ايرانيان را تافته جدا بافته و پادشاهان گذشته  و هنر را تنها نزد آنان ميدانند و بس/نظاير آن)* ما با وجود دانستن اين كه هر ملتي محاسن و معايب خاص خودش را دارد، معيارهاي ارزشيمان را به گونه‌اي تعريف مي‌كنيم كه ثابت كنيم ارزشهايمان مهمترين ارزشهاي ممكن هستند و معايبمان تقريباً ناچيزند. در اينجا دوباره انسان معقول مي‌پذيرد كه با سوالي روبروست كه ظاهراً جواب درستي براي آن وجود ندارد. دشوارتر از آن، اين است كه بخواهيم مراقب خودستايي بشر به واسطه‌ي بشر بودنش باشيم، زيرا ما e="text/javascript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js">{lang: 'fa'}

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

زمان سخنراني خودرا محدود كنيد


به مخاطبان خود بگوئيد چه مدت سخنراني خواهيد كرد . بنا براين ، آن ها خواهند دانست چه مدت نياز به تمركز دارند .

" ما فقط 20 دقيقه وقت داريم . بنابراين اجازه دهيد من بدون مقدمه شروع كنم " . بعدا شما مي توانيد به آن ها مجددا ياد آوري كنيد كه متوجه ساعت هستيد :

" ما فقط 5 دقيقه ديگر وقت داريم . بنا براين ، صحبت هايم را جمع بندي مي كنم ... "

با جمله يكي از مخاطبان كه مايل است پرسشي را مطرح كند يا به نظر مي رسد با يك نكته از آن چه شما گفته ايد مخالف باشد ، از موضوع سخنراني خود منحرف نشويد . به آن ها بگوئيد چه زماني آماده پاسخگوئي در پائين جايگاه سخنراني خواهيد بود و سخنراني خودرا ادامه دهيد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

كم گوي و گزيده گوي چون در

انسان از لحظه تولد مي كوشد تا با ديگران ارتباط برقرار كند. در چنين كوششي او بعدها ياد مي گيرد كه از زبان، براي ارتباط با ديگران بيشترين استفاده را ببرد و در برابر پديده هاي جهان هستي، از خود واكنش نشان دهد.
زبان، بهترين وسيله اي است كه مي تواند تصورات ذهني يك فرد را به ديگري منتقل كند. با كمك زبان، ما اهداف، احساسات و آرزوهاي خود را براي ديگران بيان مي كنيم. با زبان مي آموزيم و به ديگران ياد مي دهيم. زبان، آزادي انسان از قفس تنگ حواس است. انسان يك هستي اجتماعي و سخنور است و زبان از امتيازهاي ويژه اوست. زبان، دل و ذهن را پيوند مي دهد. مي گويند و انديشه گرانبهاترين سرمايه انساني است. سخن گفتن، راه را براي پديدار شدن سرمايه هاي فكري هموار مي كند. زبان امانتي از طرف خداوند است كه به انسان سپرده مي شود تا به وسيله آن، راه تكامل خويش را بپيمايد. بنابراين نحوه استفاده از زبان و كاربرد آن بسيار مهم است، به گونه اي كه گاهي اولياء دين و انديشمندان، سكوت و زبان در كام كشيدن را از به كار بردن آن بيشتر توصيه كرده اند.
ما در اين مطلب مي خواهيم بدانيم چگونه و چه زماني بايد از زبان استفاده كرد؟ چه زماني بايد سكوت اختيار كرد؟ چرا بزرگان و انديشمندان اين همه سكوت و كم گفتن را توصيه كرده اند؟ و چگونه بايد به حرف و سخن ديگران گوش كرد؟ به اين گفته ها توجه كنيد:

نجات مؤمن، در نگه داشتن زبانش است.
(حضرت محمد(ص))

خاموشي و سكوت، باغ انديشه است.
(حضرت علي(ع))

سكوت و كم حرفي، يكي از راه هاي دريافت علم و دانش است
(امام رضا(ع))

روشن تر از خاموشي، چراغي نديدم و سخني به از بي سخني نشنيدم
(بايزيد بسطامي)

مهارت سكوت، غالباً بيشتر از مهارت حرف زدن، ارزش اثرگذاري دارد چرا كه
(كريستينا روستي)

مهاتما گاندي مي گويد با سكوت مي توان پيام خود را به ديگران منتقل كرد. گاهي سكوت بيش از تمام حرف ها مقصود را بيان مي كند. دكتر علي شريعتي مي گويد: و به تعبير بزرگي ديگر، در هر صورت خاموشي زبان، سايه سلامت انسان است.
اصلاً مي گويند شيواترين سخن فرزند، زيباترين سكوت است. يك مثل هندي نيز مي گويد: سكوت، هرگز اشتباه نمي كند.

سخن در زباني خردمند چيست؟

كليد در گنج صاحب هنر
چو در بسته باشد نداند كسي
كه گوهر فروش است يا پيله ور
(سعدي)

سخن گفتن، تنها علم و دانش و آگاهي گوينده را نشان نمي دهد، بلكه آينه شخصيت اوست.
تا مرد سخن نگفته باشد
عيب و هنرش نهفته باشد
اما برخلاف تمام توصيه ها به سكوت، انسان ناگزير است در زندگي از زبان استفاده كند. بنابراين نحوهِ استفاده كردن از آن مهم است. گفته هاي بزرگان نشان مي دهد كه سخن گفتن بايد مبتني بر فكر، عقل و منطق باشد.
حضرت علي(ع) مي فرمايد: فضيلت انسان زير زبانش نهفته است.

سخن چون برابر شود با خرد
روان سراينده رامش برد
زبان در سخن گفتن آژير كن
كمان خرد را سخن تير كن
(فردوسي)

سخن خوب گفتن، دليل وفور عقل و خرد آدمي است. (رسول خدا(ص))

، انديشمند معاصر، مي گويد: سخن و سخن راندن نوعي سفر است كه بايد به مقصد برسد، به همين دليل پيش از سفر، بايد انسان نقشه اي داشته باشد. مسافر بي نقشه و بي هدف در پايان سفر به جايي نمي رسد.
در هر صورت زبان، در نزد انسان بايد تابع انديشه اش باشد و انسان به زبانش اجازه ندهد كه قبل از انديشه اش به راه افتد، چرا كه گفته اند:
مونتسكيو مي گويد:

تا سخن گفته نشده است، سخنگو بر سخن خويش حكومت مي كند، ولي همين كه سخن گفته شد، سخن بر سخنگو حكم مي راند.
(حضرت علي(ع))

هرگز قبل از فكر كردن حرف نزن و كاري انجام مده. (فيثاغورت)
سخن گفته دگر باز نيايد به زبان
اول انديشه كند مرد كه عاقل باشد
هندي ها مثلي دارند و مي گويند: درباره هرچه مي گويي فكر كن، ولي هرچه را فكر مي كني، بازگو نكن.

آنكه زبانش را نگه نمي دارد، سرانجام پشيمان مي شود.
(لقمان حكيم)

انوشيروان نيز گفته است: يكبار پشيمان نشدم براي چيزي كه به زبان نياوردم، ولي بارهاي ندامت بردم بر آنچه گفتم. يك مثل پاكستاني مي گويد

در هر صورت كم دانستن و پر گفتن مانند پول نداشتن و زياد خرج كردن است.
(ناپلئون)

ژان كهنو گفته است: درود بر كساني كه هيچ نمي دانند، به شرط آنكه هيچ نگويند.
هر سخن كه از دل و فكر برآيد، بر دل نشيند و اگر از زبان به تنهايي برآيد، از حد گوش تجاوز نكند.
حرف و سخن با منطق در هر فردي مؤثر است، حتي اگر آن را قبول نداشته باشد.
(فرانكلين)

حضرت علي(ع) در مورد سكوت پيامبر اكرم(ص) فرمود: سكوت آن حضرت در چهار چيز بود؛ در تفكر، تقدير، حلم و حذر. تفكرش در باره دنياي فاني و عالم باقي بود. در تقدير و اندازه گيري بر آن بود كه همه مردم را به يك چشم ببيند و به گفته همه به يك نحو گوش دهد. صبور و بردبار بود، به طوري كه از چيزي خشمگين يا متنفر نمي شد. حذر و پرهيزش نيز در چنگ اندازي به كارهاي خير و دوري از كارهاي زشت بود.
در هر صورت سخن گفتن و سكوت كردن به موقع، گاه نشانه عقل است. سعدي گفته است: دو چيز طيره عقل است، دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي.
همه اين گفته ها مؤيد آن است كه انسان، بايد يا درست حرف بزند و يا عاقلانه سكوت كند. فيثاغورث گفته است: يا خاموش باش يا حرفي بزن كه از خموشي بهتر باشد.
همچنين آورده اند كه:
مردي پيش پيامبر آمد و پرسيد: اي پيامبر خدا، دانش چيست؟
فرمود: سكوت پيشي گرفتن و انديشيدن.
پرسيد: سپس چه؟ فرمود: گوش فرا دادن و شنيدن از دانايان.
پرسيد: سپس چه؟ فرمود: به ذهن سپردن شنيده ها.
پرسيد: سپس چه؟ فرمود: منتشر كردن آنها.

اگرچه در پيش خردمند خاموشي ادب است
به وقت مصلحت آن به كه در سخن كوشي
(سعدي)

آن به كه نگويي چو نداني سخن اي را كه
ناگفته بسي به بود از گفته رسوا
(ناصرخسرو)

امام زين العابدين(ع) نيز مي فرمايد: مؤمن سكوت مي كند تا سالم بماند، سخن مي گويد تا بهره مند شود.

خاموشي و سكوت آرايش دانا و پوشش نادان است (حضرت محمد(ص))

مؤمن سكوت اختيار مي كند تا از لغزش ها بركنار بماند، اگر در مقام پرسش برمي آيد، منظورش فهميدن است و غرض او از سخن گفتن، زورگويي و فخرفروشي و تحميل به ديگران نيست.
(حضرت علي(ع))

از جالينوس حكيم پرسيدند كه بهترين آداب در محافل كدام است، گفت: اگر عالم باشد، دهان گشايد تا مايه علمش، مجهول نماند و اگر جاهل باشد، زبان ببندد تا پايه جهلش معلوم نشود.

وقت سخن مترس و بگو آنچه گفتني است
شمشير روز معركه زشت است در نيام
(پروين اعتصامي)

از امام سجاد(س) پرسيدند: سكوت بهتر است يا سخن گفتن؟ پاسخ داد: براي هريك از آنها آفت هايي است، اگر سالم از آفت باشد، سخن گفتن بهتر از خاموشي است، براي اينكه خداي بلندمرتبه هيچ يك از پيامبران و جانشينان آنان را براي سكوت برنينگيخته، بلكه براي سخن گفتن (آگاهي و بيداري) فرستاده است.
اما سخن گفتن بايد به حد ضرورت باشد. پيامبر اكرم(ص) نيز گفتاري فصيح و روشن داشت، نه بسيار كم سخن بود و نه پرگو، سكوت آن حضرت طولاني بود و بدون ضرورت حرفي به زبان نمي آورد. روزي به ابوذر فرمود: اي ابوذر هرچه را كه در آن تو را بهره نيست، ترك كن و سخني كه فايده اي به حال تو ندارد، لب مگشا و زبان خود را مانند پول خود كه در حفظ آن مي كوشي، نگهداري نما. آن حضرت معتقد بود كه زيبايي ِ سخن، به كوتاهي و اختصار است و مي فرمود: اگر سخن گفتن، نقره باشد، سكوت طلا است.
حافظ مي فرمايد:
در بساط نكته دانان خودفروشي شرط نيست
يا سخن دانسته گو اي مرد بخرد يا خموش
و در جاي ديگر مي گويد:
با عقل و فهم و دانش داد سخن توان داد
چون جمع شد معاني گوي بيان توان زد
آموزه هاي ديني و فرهنگي در مورد پرهيز از زياده گويي، پندهاي بسياري دارد.

حضرت علي(ع) مي فرمايد: پرگويي، آفت سخن است.

سخن از پر گفتن آفت بود
به كوتاه گفتن لطافت بود
چو بسيار نوشي تو آب زلال
سرانجام افتي به رنج و ملال
از آن حضرت داريم كه فرمود: كسي كه حرف مي زند، مي كارد و آن كس كه مي شنود، درو مي كند.
مي گويند: انسان هاي موفق، كم صحبت و خوب عمل مي كنند و افراد پرحرف، به ندرت آدم هاي موفقي هستند. پاسكال گفته است: پرحرفي، مجال تفكر را از انسان مي گيرد.

چو گفتار بيهوده بسيار گشت
سخنگوي در انجمن خوار گشت
ز دانش چو جان ترا مايه نيست
به از خامشي هيچ پيرايه نيست
(فردوسي)

افلاطون گفته است ناداني هركس به دو چيز دانسته شود. اول خبر دهد و بگويد چيزي را كه از او نپرسيده اند، دوم با سخن گفتن زيادتر از حد ضرورت.
معلم او سقراط نيز مي گويد: اگر خاموش باشي تا ديگران به سخنت آرند، بهتر كه سخن گويي و خاموشت كنند.

● بخش دوم وپاياني :
يكي از مسايل مهمي كه در ارتباط ميان انسان ها مهم است، گوش دادن به جاي حرف زدن بيش از حد است.
گوته مي گويد: سخن گفتن يك نوع احتياج است، ولي گوش دادن هنر.
ما دو گوش و يك زبان داريم، براي اينكه بيشتر از حرف زدن، گوش بدهيم.(ديوژن)
كم گوي و بجز مصلحت خويش مگوي
چيزي كه نپرسند، تو از پيش مگوي
دادند دو گوش و يك زبانت زآغاز
يعني دو بشنو و يكي بيش مگوي
انسان ها با دو چشم و يك زبان به دنيا مي آيند تا دو برابر آنچه مي گويند، ببينند. اما برعكس، همان افرادي كه كمتر ديده اند، بيشتر حرف مي زنند و آنهايي كه هيچ نديده اند، درباره همه چيز اظهارنظر مي كنند.(كولتون)
نادان را به از خاموشي نيست و گر اين مصلحت بدانستي، نادان نبودي.(سعدي)
اصولاً انسان هاي بزرگ، گوش كردن و انسان هاي كوچك حرف زدن را به انحصار خود درمي آورند و به تعبيري، اشخاص انديشمند، شنونده اند و اشخاص كوته نظر، گوينده.
كسي كه حرف كمتري بزند و بداند چگونه به حرف ديگران گوش كند، بيشترين بهره را مي برد. افراد عميق و متفكر كمتر حرف مي زنند و بيشتر سعي دارند شنونده خوبي باشند. افراد هر اندازه كوچكتر و كوته بين تر باشند، سعي دارند با پرحرفي و اندرز دادن به ديگران خود را بزرگ جلوه دهند، به همين خاطر است كه هر كس بسيار گويد، مردم از او دوري مي كنند.
براي آنكه بتوانيم ارتباط درست و مؤثري با ديگران برقرار كنيم، بايد روش و سبك گوش دادن مؤثر را نيز ياد بگيريم. برخلاف تصور اوليه، شنيدن يك رفتار منفعلانه نيست، بلكه مي تواند به صورت فعال درآيد و با برخورد مناسبي براي صحبت هاي گوينده، نتيجه اي را در پي داشته باشد.
امام باقر(ع) مي فرمايد: خوب شنيدن را همچون خوب گفتن نيز فراگيريد.
هنر گوش دادن را فرا گيريد، فرصت ها گاهي به آهستگي در مي زنند.(فرانك تايگر)
بسياري از مشكلات موجود در برقراري ارتباط، به دليل ضعف در گوش دادن است، آمارها نشان مي دهد كه يك شنونده به صورت طبيعي ممكن است تنها ۵۰ درصد از يك گفت وگو را متوجه شود و پس از دو روز فقط ۲۵ درصد از مطالبي را كه به خاطر سپرده است، بازگو كند.
رعايت مواردي مي تواند در برقراري يك ارتباط سازنده، با طرف مقابل مؤثر باشد. بايد تمركز داشت، بيشتر و جدي و با علاقه به حرف هاي طرف مقابل گوش داده، هرگز صحبت او را قطع نكرد و با تبسم و لبخند، نگاهي محبت آميز به گوينده داشت. توجه به اشاره هاي غيرشفاهي از طرف مقابل، حفظ آرامش و پرهيز از عصبانيت، تأييد و تصديق گفته هاي طرف مقابل با تكان دادن سر و دريافت اطلاعات دقيق از گوينده از طريق پرسشي ساده و يادداشت برداري، مهارت هايي هستند كه براي درست گوش دادن مي توان از آنها بهره برد.
براي اينكه بتوان ارتباط درست با گوينده داشت، بايد مهارت هاي ارتباطي را شناخت و به كار برد. بايد گفته هاي طرف مقابل را براي اطمينان از درك آن، ارزيابي و سبك و سنگين كرد و سپس با انعكاس يا ايراد مطالبي، احساسات طرف مقابل را تصديق و يا تأييد كرد.
براي خوب گوش دادن سه مانع عمده را ذكر كرده اند؛ تصوير نادرست افراد از چرايي مذاكره، توجه نكردن به گفته هاي طرف مقابل و انديشيدن به پاسخ و وجود صافي هايي كه اجازه نمي دهند، همه چيز شنيده شود.
البته براي خوب گوش دادن، فوايد زيادي ذكر كرده اند.
رعايت احترام و ادب، جلوگيري از پيش داوري، فهم مطلب با تمركز، سريع به اصل مطلب رسيدن، جلوگيري از اختلاف و مشاجره و ايجاد محيطي همراه با آرامش و زياد شدن محبت و تفاهم، مشخص شدن مشكل و راه حل آن، جمع بندي دقيق، مشخص شدن اشتراك هاي معاني و كاستن از مقاومت همه از فوايد خوب گوش دادن هستند.
اميد است كه همه ما با سكوت و خاموشي گزيدن و سخن گفتن به وقت ضرورت و خوب گوش دادن به سخنان ديگران بتوانيم ارتباط بهتري با ديگران داشته و مناسبات انساني خويش را بهبود بخشيم.

منبع :

http://www.lianst.ir/showthread.php?t=821


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
  
 
روشﻫﺎ و ﻓﻨﻮن ﺗــﺪرﯾﺲ 


ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ ﺗــﺪاﺑﯿﺮي ﮐــﻪ ﺑــﺎ اﺳــﺘﻔﺎده از اﻣﮑﺎﻧــﺎت ﻣﻮﺟــﻮد ﺑــﺮاي رﺳــﯿﺪن ﺑــﻪ ﻫــﺪﻓﯽ ﻣــﻮرد اﺳــﺘﻔﺎده ﻗــﺮار ﻣﯿﮕﯿــﺮد،   
روش  ﮔﻔﺘــﻪ ﻣــﯽ ﺷــﻮد ﮐــﻪ ﻧﻬﺎﯾﺘــﺎ ﺑــﻪ ﯾــﺎدﮔﯿﺮي در ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻣﻨﺠــﺮ ﻣــﯽ ﺷــﻮد  . ﻫــﺮ روش آﻣﻮزﺷــﯽ و ﺗــﺪرﯾﺲ
داراي ﻣﻌﯿﺎرﻫــﺎ و ﺷــﺮاﯾﻂ ﺧﺎﺻــﯽ اﺳــﺖ  ﮐــﻪ در زﯾــﺮ ﺑــﻪ ﺑﺮﺧــﯽ از اﯾــﻦ ﻣﻌﯿﺎرﻫــﺎ اﺷــﺎره ﻣــﯽ ﺷــﻮد   .ﯾــﮏ روش
ﻣﻄﻠﻮب،  اوﻻ و ﻗﺒﻞ از ﻫـﺮ ﭼﯿـﺰ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑـﺎ ﭘﺎﯾـﻪ ﻫـﺎي ﺑﯿﻮﻟـﻮژﯾﮑﯽ و رواﻧـﯽ رﻓﺘـﺎر اﻧﺴـﺎﻧﻬﺎ ﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﯽ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ              .
ﺛﺎﻧﯿــﺎ داراي اﻋﺘﺒــﺎر و ارزش ﻣﻨﻄﻘــﯽ  و ﻫﻤﺴــﻮ و ﻫــﻢ ﺟﻬــﺖ ﺑــﺎ روﺷــﻬﺎي ﻣﻌﺘﺒــﺮ ﮐﺴــﺐ داﻧــﺶ ﺑﺎﺷــﺪ ، ﺛﺎﻟﺜــﺎ ﺑــﺎ    
اﺻﻮل و اﯾﺪه ال ﻫﺎي اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﻤﺪم وﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﺎﻻﺧﺮه داراي ارزش و اﻋﺘﺒﺎر ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .
ﻫــﺪف اﯾــﻦ ﻗﺴــﻤﺖ ، ﻣﻌﺮﻓــﯽ روش ﻫــﺎي ﻣﺘــﺪاول آﻣــﻮزش اﺳــﺖ . ﻣﻤﮑــﻦ ﺷــﻤﺎ ﻣﺮﺑﯿــﺎن در ﻣــﻮرد ﺳــﻼﻣﺖ ﻣﻄﺎﻟــﺐ
زﯾــﺎدي ﺑﺪاﻧﯿــﺪ وﻟــﯽ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐ ﺑــﺮاي دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣﻮزﺷــﯽ و اﻧﺘﻘــﺎل ﻣﻄﺎﻟــﺐ و داﻧــﺶ ﺑــﻪ 
ﻓﺮاﮔﯿــﺮان را ﺑﺨــﻮﺑﯽ ﻧﺪاﻧﯿــﺪ  .ﻏﺎﻟﺒــﺎً روش آﻣــﻮزش ﺑــﺮ اﺳــﺎس ﻣﯿــﺰان دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﻪ ﻣﻄﺎﻟــﺐ و ﺑﻬــﺮه     
ﮔﯿــﺮي آﻧﻬــﺎ از دوره ﺗﻌﯿــﯿﻦ ﻣــﯽ ﺷــﻮد ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﺎ ﮔــﻮش ﮐــﺮدن ، دﯾــﺪن ، ﭘﺮﺳــﺶ و ﭘﺎﺳــﺦ و اﺟــﺮاي آﻣﻮﺧﺘــﻪ   
ﻫــﺎ ﻣﻄﺎﻟــﺐ را ﯾــﺎد ﻣــﯽ ﮔﯿﺮﻧــﺪ و ﺑــﺮ ﻫﻤــﯿﻦ اﺳــﺎس ﻫــﻢ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐ اﻧﺘﺨــﺎب ﻣــﯽ ﺷــﻮد  . روش ﻫــﺎي
ﺗــﺪرﯾﺲ ﻓــﺮاوان و ﻣﺘﻌــﺪد ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐــﻪ ﻫــﺮ ﮐــﺪام ﺷــﺮح ﻣﻔﺼــﻞ و ﻃــﻮﻻﻧﯽ دارد  ﻫــﺮ ﯾــﮏ از روش ﻫــﺎي آﻣﻮزﺷــﯽ 
ﺑــﻪ ﺗﻨﻬــﺎﯾﯽ ﻣﺰاﯾــﺎ و ﻣﻌــﺎﯾﺒﯽ دارد و از اﯾﻨﺮوﺳــﺖ ﮐــﻪ ﻏﺎﻟﺒــﺎً ﺑﮑــﺎرﮔﯿﺮي ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ اي از روش ﻫــﺎي ﺗــﺪرﯾﺲ و      
آﻣﻮزش ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﮐﺎرآﯾﯽ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ   .
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ   :
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﮔﻮش ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ، ﻓﺮاﻣﻮش ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ؛  
ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ ؛ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ آورﯾﺪ ؛  
و ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﯿﺪ ؛ ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﺪ ؛  
ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ در زﻣﯿﻨﻪ “ﮔﻮش دادن” ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ   :
۶۰%  از وﻗﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻣﺪارس اﺑﺘﺪاﯾﯽ و  90%  در دوره ﻫﺎي ﺑﺎﻻﺗﺮ و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﺻﺮف ﮔﻮش دادن ﻣﯽ
ﺷﻮد.ﺷﺎﮔﺮدان  ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺎﭼﯿﺰي ازآﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪه اﻧﺪ ﺣﺪود  3/1 ( ﺗﺎ  %5/1  )  ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ ﺳﭙﺎرﻧﺪ . اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ
ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﮐﺮدن  50%  ﻣﻄﺎﻟﺐ در ذﻫﻦ ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺣﺪود  دو ﻣﺎه  ﺑﻌﺪ  ، اﯾﻦ ﻣﯿﺰان ﺑﻪ ﻧﺼﻒ ﻧﯿﺰ
ﮐﺎﻫﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ.
  ﻧﺘﯿﺠ  ﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺻﺮف وﻗﺖ زﯾﺎد در ﮐﺎرﺑﺮد ﺣﺲ ﺷﻨﻮاﯾﯽ، اﯾﻦ ﺣﺲ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﺎﭼﯿﺰي در ﯾﺎدﮔﯿﺮي اﻧﺴﺎن
دارد.
ﯾﺎدﮔﯿﺮي  ﮔﻮش ﮐﺮدن  20   %
ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن 50   %
ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدن  70   %
ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدن ﻋﻤﻞ ﮐﺮدن  100   %
آﺷــﻨﺎﯾﯽ ﺑــﺎ روش ﻫــﺎي آﻣــﻮزش ﻣــﯽ ﺗﻮاﻧــﺪ در ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ رﯾــﺰي آﻣــﻮزش و ﻧﯿــﻞ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣــﻮزش ﮐﻤــﮏ ﺑﺴــﯿﺎر
ﻣﺆﺛﺮي ﻧﻤﺎﯾﺪ از اﯾﻨﺮو ﺳﻌﯽ دارﯾﻢ ﺷﻤﺎ را ﺑﺎ ﺗﻌﺪادي از روش ﻫﺎي آﻣﻮزش ﻣﻮﺟﻮد آﺷﻨﺎ ﺳﺎزﯾﻢ   .
ﻗﺒﻞ از آﻧﮑﻪ روش ﺧﺎﺻﯽ را ﺑﺮاي آﻣﻮزش اﻧﺘﺨﺎب ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﻮال در ذﻫﻨﺘﺎن ﭘﺎﺳﺦ دﻫﯿﺪ   :
.1 ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.2 ﻣﺪت زﻣﺎن اﺟﺮاي آﻣﻮزش
.3 ﺳﻄﺢ آﮔﺎﻫﯽ و داﻧﺶ ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.4 ﺗﺠﻬﯿﺰات آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز
.5 اﻧﺘﻈﺎر ﺷﻤﺎ از ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻃﻮل دوره آﻣﻮزش
و ﺑــﻪ ﺧــﺎﻃﺮ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﯿﺪ ﮐــﻪ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣــﻮرد اﺳــﺘﻔﺎده ﺑﺎﯾــﺪ ﺑــﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣــﻮزش ﻣــﻮرد ﻧﻈــﺮ در   
اﻧﺘﻘــﺎل داﻧــﺶ ، ﺗﻐﯿﯿــﺮ ﻧﮕــﺮش و ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋﻤﻠــﯽ و ﻋﻠﻤــﯽ رﻓﺘﺎرﻫــﺎي ﻓﺮاﮔﯿــﺮان     اﻧﺘﺨــﺎب ﺷــﻮد . ﭼﻨﺎﻧﭽــﻪ روش
آﻣﻮزﺷــﯽ ، ﻣﻨﺎﺳــﺐ ﺑــﺎ دوره ﻣــﻮرد ﻧﻈــﺮ اﻧﺘﺨــﺎب ﺷــﻮد ، ﺷــﻤﺎ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آن دوره دﺳﺘﺮﺳــﯽ ﭘﯿــﺪا ﻣــﯽ ﮐﻨﯿــﺪ و       
ﺗــﺪرﯾﺲ ﻣــﻮﻓﻘﯽ را اﺣﺴــﺎس ﻣــﯽ ﮐﻨﯿــﺪ  . روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺘﺨــﺐ ﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾــﺪ ﺑــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان اﺟــﺎزه ﺷــﺮﮐﺖ ﻓﻌــﺎل در   
ﮐــﻼس و ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ ﻫــﺎي درﺳــﯽ را ﺑﺪﻫــﺪ و ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑﺘﻮاﻧﻨــﺪ ﺑــﺎ اﺑﻌــ   ﺎد ﻓﺮﻫﻨﮕــﯽ ﺟﺎﻣﻌــﻪ اي ﮐــﻪ ﻣــﯽ ﺧﻮاﻫﻨــﺪ در آن  
ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﻨﺪ ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ   .
اﻧﻮاع روش ﻫﺎي آﻣﻮزﺷﯽ  
.1 روش ﺣﻔﻆ و ﺗﮑﺮار
.2 روش  ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ 
.3 روش ﺑﺎرش ﻓﮑﺮي و اﺑﺘﮑﺎرات ذﻫﻨﯽ (brain storming)
.4 روش ﻧﻤﺎﯾﺶ و اﺟﺮاي ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ ( Demonstration ) 
.5 روش ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ
.6 روش ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ
.7 روش اﯾﻔﺎ ﻧﻘﺶ در ﻧﻤﺎﯾﺶ ( Role Plying )
.8 روش ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ
.9 روش داﺳﺘﺎن ﮔﻮﯾﯽ و ﻧﻤﺎﯾﺶ
10. روش آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه  ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﮐـﻪ ذﮐـﺮ ﺷـﺪ ﻫـﺮ ﯾـﮏ از روش ﻫـﺎي آﻣـﻮزش ﻣـﺎ را در رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ اﻫـﺪاف آﻣﻮزﺷـﯽ ﮐﻤـﮏ ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ و ﺑـﺮ                
اﺳــﺎس اﻧﺘﺨــﺎب اﯾــﻦ روش ﻫــﺎ درﺟــﺎﺗﯽ از ﮐﺴــﺐ داﻧــﺶ ، ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋ   ﻤﻠــﯽ و رﻓﺘــﺎر و ﻋﻤﻠﮑــﺮد را در ﻓﺮاﮔﯿــﺮان 
اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد . ﺟﺪول زﯾﺮ راﻫﻨﻤﺎي ﺧﻼﺻﻪ ، ﺑﺮاي اﻧﺘﺨﺎب روش آﻣﻮزﺷﯽ در ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .
 
روش آﻣﻮزﺷﯽ
 
  داﻧﺶ  ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ  رﻓﺘﺎر و ﻋﻤﻠﮑﺮد 
1  ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ 
2  داﺳﺘﺎن و ﺷﻌﺮ ﮔﻔﺘﻦ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ +  ﻣﺆﺛﺮ + 
3  ﻧﻤﺎﯾﺶ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ+ 
4  ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي
واﻗﻌﯽ 
ﻣﺆﺛﺮ +  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++ 
5  ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ  ﻣﺆﺛﺮ +  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++ 
6  اﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي  ﻣﺆﺛﺮ +  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ 
7  ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ  ﻣﺆﺛﺮ+  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ +  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ -/+ 
8  ﺗﮑﺮار ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻋﻤﻠﯽ
ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮ 
ﻣﺆﺛﺮ +  ﺷﺪﯾﺪاً ﻣﺆﺛﺮ +++  ﻣﺆﺛﺮ + 
9  اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ  ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ -/+  ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ ++++ 
 
روش ﺣﻔﻆ وﺗﮑﺮار   :
ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ   :
اﯾﻦ ﻧﻮع آﻣﻮزش ﺑﺮ اﺳﺎس ﮐﻼم و ﺻﺤﺒﺖ ﻣﺮﺑﯽ ﯾﺎ ﺳﺨﻨﺮان ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﯾﺎدﮔﯿﺮي از ﻃﺮﯾﻖ ﮔﻮش ﮐﺮدن و ﯾﺎدداﺷﺖ
ﺑﺮداﺷﺘﻦ از ﻃﺮف ﻓﺮاﮔﯿﺮ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ ﮔﯿﺮد . ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﯽاﻟﺒﺪاﻫﻪ، ﺣﻔﻆ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ و ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺎ
آﻣﺎدﮔﯽ ﻗﺒﻠﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﺟﺮا اﺳﺖ  . ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ روش در اﻧﺘﻘﺎل اﻃﻼﻋﺎت روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﻣﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪ از
اﻃﻼﻋﺎت وﺳﯿﻊ و ﻓﻦ ﺑﯿﺎن ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻄﺎﻟﺐ را ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي اراﺋﻪ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﺷﻨﻮﻧﺪﮔﺎن را ﺑﺮ
آورده ﺳﺎزد   .
درﺻﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮي در ﯾﮏ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﭘﯿﺎم ﻫﺎي ﮐﻼﻣﯽ و ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﺳﺨﻨﺮان ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از   :
زﺑﺎن وﺣﺮﮐﺎت ﺑﺪن (55 %)    ،  ﮐﻠﻤﺎت %) 7(    ،  ﻟﺤﻦ ﺻﺪا (38 %)  
ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   : .1 ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﻣﺮﺑﯽ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻫﺪاﯾﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در راﺳﺘﺎي اﻫﺪاف آﻣﻮزﺷﯽ
.2 اراﯾﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ زﯾﺎد در ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎه
.3 آﻣﻮزش ﻓﺮاﮔﯿﺮان زﯾﺎد در ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎه
.4 ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﺳﻮد و زﯾﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮح ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ .
ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش  
.1 ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﮐﻢ ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.2 دﺷﻮاري در ﯾﺎدداﺷﺖ ﺑﺮداري و ﺗﻮﺟﻪ و ﮔﻮش دادن ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺮان
.3 ﺧﻤﻮدﮔﯽ و ﺧﻮاب آﻟﻮدﮔﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﮔﺮ ﻣﺮﺑﯽ ﻓﻌﺎل و ﻣﺤﺮك ﻧﺒﺎﺷﺪ
.4 اﯾﻦ روش ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮕﺮش و ﻧﻬﺎﯾﺘﺎً اﯾﺠﺎد رﻓﺘﺎر ﺟﺪﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ
.5 آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻤﺘﺮ وﺟﻮد دارد
.6 دﺷﻮاري در ارزﯾﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در درك و ﻓﻬﻢ ﻣﻄﺎﻟﺐ
.7 ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﻣﺸﮑﻞ در زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﯽ ﻣﻬﺎرت ﮐﻼﻣﯽ ﻣﻮﻓﻖ و ﺟﺬاب ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﯾﻦ روش   :
.1 ﻣﺤﺪود ﮐﺮدن زﻣﺎن ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ( 20 دﻗﯿﻘﻪ )
.2 ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻃﺮح ﺳﻮال
.3 ﺑﮑــﺎر ﺑــﺮدن وﺳــﺎﯾﻞ ﮐﻤــﮏ آﻣﻮزﺷــﯽ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈــﻮر اﻓــﺰاﯾﺶ ﺣﺎﻓﻈــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان و ﮐﻤــﮏ ﺑــﻪ ﺗﻔﻬــﯿﻢ ﻣﻮﺿــﻮع و     
اﯾﺠﺎد ﻓﻀﺎي ﻣﻄﻠﻮب آﻣﻮزﺷﯽ ( ﻧﻈﯿﺮ اورﻫﺪ ، اﺳﻼﯾﺪ ، راﯾﺎﻧﻪ و ...)
.4 از اﻃﺎﻟﻪ ﮐﻼم ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ و ﻓﻘﻂ ﻧﮑﺎت ﺿﺮوري را اراﯾﻪ ﮐﻨﯿﺪ و ﻧﮑﺎت ﻣﻬﻢ را ﺗﮑﺮار ﮐﻨﯿﺪ.
.5 ﻣﺜﺎل ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺰﻧﯿﺪ و از ﮐﻠﻤﺎت ﺳﺎده اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﺪ
.6 در اﺑﺘﺪا و اﻧﺘﻬﺎي ﺟﻠﺴﻪ ، ﺧﻼﺻﻪ اي از ﻣﻮﺿﻮع را ذﮐﺮ ﮐﻨﯿﺪ
.7 در ﺻﻮرت اﻣﮑﺎن اﺟﺎزه ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺪﻫﯿﺪ
.8 ﺑﻠﻨﺪ و واﺿﺢ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ اﺟﺎزه دﻫﯿﺪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎدداﺷﺖ ﺑﺮدارﻧﺪ
.9 ﺑــﺮاي اﻃﻤﯿﻨــﺎن از ﻓﻬــﻢ ﻣﻄﺎﻟــﺐ ﺑــﻪ ﺻــﻮرت ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻧﮕــﺎه ﮐﻨﯿــﺪ و ﺳــﻮاﻻﺗﯽ از آﻧﻬــﺎ ﺑﭙﺮﺳــﯿﺪ   . ﺑــﻪ ﺗــﮏ ﺗــﮏ
اﻓﺮاد ﺣﺎﺿﺮ در ﮐﻼس ﻧﮕﺎه ﮐﻨﯿﺪ .
روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ روش ﮐﺎﻓﯽ و ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﺎﯾﺪ آن را ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ روش ﻫﺎي آﻣﻮزﺷﯽ اﺳﺘﻔﺎده
ﮐﺮد   .
اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢ  اﺟﺮاي روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ   :
 
آﻣﺎدﮔﯽ
آﻣﺎدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ ﺗﺠﮭﯿﺰات
      آﻣﺎدﮔﯽ ﻋﺎﻃﻔﯽ
آﻣﺎدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ زﻣﺎن
اﯾﺠﺎد رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ ﻣﻌﻠﻢ وﻓﺮاﮔﯿﺮاﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي( ﻃﻮﻓﺎن ﻓﮑﺮي ) 
اﯾــﻦ روش ﯾــﮏ ﻧــﻮع ﻓﻌﺎﻟﯿــﺖ ﺳــﺮﯾﻊ اﺳــﺖ ، ﮐــﻪ در ﺟﻤــﻊ آوري ﻧﻈــﺮات ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﻪ ﻣﺮﺑــﯽ ﮐﻤــﮏ ﻣــﯽ ﮐﻨــﺪ و ﯾــﮏ     
روش ﭘﺮﺗﺤﺮك ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .
ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :
.1 ﺑﺮﻗﺮاري ارﺗﺒﺎط آزاد ﺑﯿﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.2 اراﯾﻪ ﻧﻈﺮات و ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺟﺪﯾﺪ
.3 ﺑﯿﺎن آزاداﻧﻪ اﻓﮑﺎر
.4 ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻓﮑﺮي ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.5 ﺷﺮﮐﺖ در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي ذﻫﻨﯽ
ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش   :
.1 ﺳﺮدرﮔﻤﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز
.2 ﻋﺪم اﺣﺴﺎس اﻣﻨﯿﺖ و راﺣﺘﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.3 اﺗﻼف  وﻗﺖ
.4 ﻋﺪم ﻓﺎﯾﺪه در ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﺗﺤﺼﯿﻼت ﻣﺨﺘﻠﻒ و رﺷﺘﻪ ﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن
.5 ﺳﺮدرﮔﻤﯽ و ﮔﯿﺠﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ اﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي ﻣﺨﺘﻠﻒ
ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي اﯾﻦ روش   :
.1 ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺸﮑﻼت و آﮔﺎه ﮐﺮدن ﮐﺎﻣﻞ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع
.2 ﻣﺸﺎرﮐﺖ دادن ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺧﻼﺻﻪ ﮔﻮﯾﯽ و ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎي ﺳﺮﯾﻊ
.3 اﺟﺘﻨﺎب از ارزﯾﺎﺑﯽ ﻓﮑﺮﻫﺎي ﻫﺮ ﻓﺮد
.4 ﻣﻄﻠﻊ ﻧﻤﻮدن ﻓﺮاﮔﯿﺮان از ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻧﻈﺮات ﺑﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﮐﻨﻨﺪ
.5 ﺑﮑــﺎر ﺑــﺮدن اﻧــﻮاع ﭼــﺎرت ، ﺗﺼــﺎوﯾﺮ و ﺗﺨﺘــﻪ ﺳــﯿﺎه و ﮔــﭻ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈــﻮر ﺗﻔﻬــﯿﻢ دﺳــﺘﻮرات و ﻧﻈــﺎرت ﺑــﺮ          
ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان
.6 ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﻧﻈﺮات و ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي ﺗﻔﮑﺮات و ﺑﺴﻂ و ﮔﺴﺘﺮش ﻧﺘﺎﯾﺞ
.7 ﭼﯿﺪﻣﺎن ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺗﺠﻬﯿﺰات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی