مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4692
دیروز : 7722
افراد آنلاین : 5
همه : 5054420
چت باکس

"توجه به زمينه‌هاي سخن" سبب كاهش سوءفهم‌ها مي‌شود
 

هر سخني و هر پيامي يا اگر دقيق‌تر گفته شود هر «چيزي» آن‌گاه معناي تا حد ممكن واضحي خواهد يافت (اگر بيابد) كه در بستر و زمينه‌اي كه در آن قرار دارد، مورد بررسي قرار گيرد، همان‌گونه كه گاه سخني در موقعيتي يك معنا دارد و اگر آن را در زمينه‌اي ديگر بكاويم معنايي ديگر را به ذهن متبادر خواهد كرد.
 
در فهم آدمي از جهان پيرامونش، تفسير و تعبير اين جهان و در نهايت بر نهادن قواعد و قوانيني براي اعمال نظر و خواست خود در جهان، عوامل بسياري مؤثرند، از ويژگي‌هاي فرهنگي و اقليمي گرفته تا شايد درد دندان يا ميگرن حادي كه در هنگامه فهم، تفسير و تعبير و نيز تصميم‌گيري براي اعمال نظر و تغيير در جهان بر ما حادث شده‌اند.
 
با اين اوصاف بي‌راه نيست اگر گفته شود كه اين فهم، تفسير و تعبير و در نهايت بر مبناي آنها، تغيير جهان پيرامون، اگر امري محال نباشد، كوششي بس صعب و دشوار است كه چه بسا لاجرم همان سركنگبيني باشد كه صفرا مي‌فزايد.
 
اين چنين است كه سخن، نه ديگر در قامت ديالوگ/گفتگو بر پاي خويش خواهد ايستاد و سخن‌گويان/گفتگوكنندگان را در راه بي‌پاياني با خود همراه خواهد كرد، بل به دستورالعملها و بخشنامه‌هاي اداري و فرمايشي مي‌ماند كه واضعان آنها بي‌هيچ بهره‌اي از جهان واقع و بي هيچ شناختي از زميني كه بر آن ايستاده‌اند، تنها به صدور احكام مي‌پردازند و گويي بذر در بيابان مي‌كارند؛ كه اگر ندانند و و چنين كنند، حرجي بر آنها نيست و اگر باشد از سر جهل است و اگر بدانند و چنين كنند، مقدم داشتن منافع شخصي و گروهي چه بسا نامشروع بر واقعيت و روح حاكم بر جهاني است كه در آن سر مي‌كنند.
 
براي دوري از در افتادن به ورطه روزمرگي (كه در جاي خود بس‌بسيار هم مهم است) و گم نكردن راه مقصود در اين يادداشت، تأكيد بر اين نكته نيز واجد اهميت بسيار است كه «همه چيز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر نزاده‌اند» و به ديگر سخن، «هيچ كسي نيست كه همه چيز را بداند».
 
اين گونه است كه شايد راه هموارتر مي‌شود تا آدمي مواجهه‌اي فروتنانه‌تر با جهان و با «ديگران» داشته باشد و از ساحت «امر» به آستان «سخن گفتن با ديگري» كوچ كند، چرا كه احتمالاً در غير اين صورت هر آنكه سخن مي‌گويد تنها سخن خويش را خواهد گفت بي آنكه به سخن ديگري وقعي نهد.
 
در هر ارتباطي آنچه پيش و بيش از هر چيز بايد مدنظر قرار گيرد زمينه‌ها و شرايطي است كه معنابخش آن چيزهايي است كه گفته مي‌شوند يا رخ مي‌دهند و اگر اين بستر و زمينه مورد توجه قرار نگيرد آنگاه شايد چيزي جز ابهام و ايهام و سوء فهمها و سوءتفاهمها نصيب نگردد.
 
منبع : خبرگزاري مهر



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

راهكارهاي سخنوري جذاب  


سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود.
1- در جمع كوچكي از دوستان هم‏رتبه خود به سخنراني بپردازيد ولو در آغاز چند دقيقه بيشتر نباشد و حتي اگر سخنان شما موجب خنده و تمسخر ديگران شود. 2- سطح مطالعات خود را بالا ببريد و كتاب‏هاي مفيد را از آغاز تا پايان مطالعه كنيد. 3- كتاب‏هاي آيين سخنورى، ديل كارنگي و رمز پيروزي مردان بزرگ، آيت‏الله جعفر سبحاني را مطالعه كنيد. 4- متون مختلف را به صورت سخنراني در مقابل آينه (در منزل) پياده كنيد. بخصوص مقالاتي كه حالت ديكلمه دارد و موقع اجرا دقيقا در آينه به خود نگاه كنيد. 5- خاطرات و تجارب جالب خود را در جمع دوستان صميمي‏تان تعريف كنيد. 6- با افراد فعال و پرتحرك كه از قدرت بيان خوبي برخوردارند بيشتر مأنوس شويد. 7- روابط اجتماعي خود را گسترش دهيد، بدين منظور در سلام كردن و احوال‏پرسي با ديگران پيش‏قدم باشيد و درباره بعضي موضوعات عمومي سر سخن را بگشاييد و به گفتگو بنشينيد. 8- در كلاس درس سعي كنيد متناسب با مواد درسي مختلف داوطلبانه مقالاتى را تهيه كنيد و در حضور ديگران آن را بخوانيد. 9- هنگام سخن گفتن خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلف‏هاي بي‏مورد نسازيد، ساده، راحت و بدون هرگونه آداب خاص هدفتان را بيان كنيد. 10- به خود تلقين كنيد: «من جرأت بيان دارم» «شهامت سخن گفتن را دارم» «در بيان مطالبم از اعتماد به نفس كافي برخوردارم» و اين جملات را هر روز تكرار كنيد. براي اگاهي بيشتر توجهتان را به مطالب زير جلب مي نماييم: سخنورى مهارتى است كه با داشتن برخى ابزارهاى لازم با تمرين و ممارست به دست مى‏آيد و همان طور كه يكى از سخنرانان زبر دست گفته سخنوري يك هنر است. طبيعى است در هر هنرى اصول خاص خود و شيوه‏هاى مشخص دارد. ما در اينجا برخى اصول و روش هاى لازم براى تقويت قدرت نطق و سخن گفتن را بيان مى‏كنيم و اميدواريم مفيد واقع شود. - قبل از هر چيز بايد خزينه‏ى لغات خود را گسترش داد. در صورتى كه انسان واژه‏ها، كلمات و جملات تركيبى و اصطلاحات زيادى در حافظه‏ى خود داشته باشد هنگام سخن گفتن به دنبال كلمه و جمله‏اى نخواهد گشت و از كلمات مختلف و متكثرى كه در حافظه خود دارد استفاده كرده و متوقف نخواهد شد. اين امر در گرو مطالعه زياد است بنابراين بايد در زمينه‏هاى مختلف و مورد علاقه زياد مطالعه كرد. - آشنايى با ادبيات فارسى كه نقش زيادى در جمله‏بندى و تركيب جملات دارد، شرط دوم پيدا كردن اين مهارت است. در اين زمينه خواندن متون ادبى مثل گلستان و بوستان سعدى و نظاير آن در فصاحت و بلاغت مؤثر است. همچنين استفاده از اشعار و ضرب المثل و داستان هاي مناسب، ضروري است. - تمرين و تكرار شرط اساسى اين هنر و مهارت است. در هر موقعيتى هر چند كوچك و با تعدادى اندك موضوعى را آماده كرده درباره‏اش با ديگران به گفتگو و تبادل نظر، بپردازيد و با شهامت كامل درباره‏ى آن موضوع (كه قبلاً درباره‏اش خوب فكر كرده‏ايد و يا مطالعه داشته‏ايد) سخن بگوئيد. مثلاً درسهاى خود را براى هم‏كلاسى خود بيان كنيد (اصطلاحا به قول طلاب حوزوى مباحثه كنيد) و يا در كلاس درس، به طور پيشنهادى موضوعى را انتخاب نموده و كنفرانس بدهيد و يا حتى در اتاقتان براي دوست و هم اتاقى خود مطلبى را آماده كرده براى او بازگو كنيد و به طور كلى به هر مناسبتى و در هر موقعيتى به ايراد سخن بپردازيد. البته لازمه‏ى اين امر تسلّط نسبى شما بر موضوع و مطلب مورد نظرتان است. - اعتماد به نفس شرط موفقيت در سخنرانى است اگر فرد از اعتماد به نفس كافى برخوردار نباشد در سخن گفتن ناتوان است و خجالت كشيده و حتي نمى‏تواند در گفتگوى كوتاه با دوست جديد و ناآشناى خود موفق شود. قبل از حرف زدن، خوب فكر كنيد و جملات و كلمات را آماده كرده و در ذهن خود به آنها ترتيب منطقى دهيد. - با افرادى كه از اين مهارت برخوردارند ارتباط نزديك‏ترى داشته باشيد و يا به نوارهاى آنها گوش داده و درباره‏ى چگونگى ورود و خروج به سخنرانى و صحبت‏هاى او خوب دقت كنيد. - از طولاني صحبت كردن، خصوصا اگر مطلب جذاب و با مزه اي نداريد جدا بپرهيزيد و به آمادگي شنوندگان توجه داشته باشيد. زيرا اگر شنونده خسته يا ناراحتي ديگري داشته باشد، سخنان شما برايش جذابيت ندارد، هر چند اصول فوق را كاملا رعايت كنيد. - موضوع سخنراني شما مطابق با نيازهاي شنوندگان باشد. به عبارت ديگر در سخنراني مقتضاي حال را رعايت كنيد. - در سخن گفتن ادب را رعايت كنيد و هرگز به كسي اهانت نكنيد و نيز با عصبانيت سخن نگوييد. - يكنواخت سخن نگوييد، بلكه صداي شما در سخنراني فراز و نشيب داشته باشد و در هر كجا كه نياز است احساسي و هيجاني صحبت كنيد.
در اين باب مي توانيد از كتاب هاي:
1- سخن و سخنوري مرحوم فلسفي،
2- آيين سخنوري ديل كارنگي،
3- آيين سخنراني شريعتي سبزواري استفاده كنيد.

منبع :

http://lovimi.blogfa.com/post-52.aspx



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه سخن بگوييم؟ 
 
 
 هر ارتباط زماني حول يك موضوع خاص مانند خريد و فروش، تحصيل و غيره رخ مي دهد. بديهي است هركدام از بافت هاي مكالمه اي ياد شده حوزه هاي واژگاني خاص خود را دارد و ما هنگام سخن گفتن از واژگان مخصوص حوزه مورد نظر استفاده مي كنيم...  
  
مهارت سخن گفتن شامل تعدادي مهارت است كه يادگيري و به كار بردن صحيح آنها باعث افزايش كيفيت سخن گفتن خواهد شد.

اين مهارت ها عبارتند از:

▪ آغاز صحيح مكالمه (جلب توجه شنونده)

▪ استفاده از واژه هايي متناسب با موقعيت ارتباط (موضوع صحبت، پايگاه اجتماعي طرف گفت وگو و موقعيت زماني و مكاني گفت وگو)

▪ كاربرد مناسب عوامل فرازباني مانند سرعت، شدت (بلندي و كوتاهي صدا)، مكث و زير و بمي صدا

▪ كاربرد صحيح نشانه هاي غيركلامي (حركات بدن و ژست هاي چهره)

▪ رعايت نوبت در سخن گفتن

▪ استفاده مناسب از خرده مهارت توضيح دادن

▪ استفاده مناسب از خرده مهارت پرسيدن

● آغاز صحيح مكالمه

آيا هرگز به ارتباطات شفاهي خود فكر كرده ايد؟ شما چگونه به ديگران مي فهمانيد كه مي خواهيد صحبت كنيد؟

شروع خوب يا آماده سازي چيزي بيش از مثلاً يك معارفه ساده در آغاز مكالمه شفاهي است. اين مهارت كاركردهاي متنوعي دارد. ايجاد حالت آمادگي در شنونده از طريق برقراري تفاهم، جلب توجه و افزايش انگيزش، مشخص كردن انتظارات ما از شنوندگان، تشريح نقش دو طرف (گوينده و شنونده) در ادامه رويداد ارتباطي مورد نظر و يادآوري ارتباط هاي قبلي و تعيين سطح اطلاعات شنونده در زمينه مورد بحث از مهم ترين كاركردهاي يك شروع خوب هستند.

به عبارت ديگر آماده سازي مناسب ديگران باعث جلب توجه مخاطب و افزايش انگيزه او مي شود كه خود به خود فرد را به سوي مشاركت در رويدادهاي ارتباطي مي كشد.

● استفاده از واژه هاي متناسب با موقعيت ارتباطي

هر ارتباط زماني حول يك موضوع خاص مانند خريد و فروش، تحصيل و غيره رخ مي دهد. بديهي است هركدام از بافت هاي مكالمه اي ياد شده حوزه هاي واژگاني خاص خود را دارد و ما هنگام سخن گفتن از واژگان مخصوص حوزه مورد نظر استفاده مي كنيم.

نكته مهمي كه هنگام سخن گفتن بايد به آن توجه كنيم، پايگاه اجتماعي (سن، شغل، جنس و...) مخاطب است. به طور مثال هر زن يا مردي هنگام صحبت با جنس مخالف خود نبايد از همان زباني استفاده كند كه هنگام صحبت با هم جنس خود استفاده مي كند همچنين نوجوانان و جوانان در صحبت هايشان در جمع همسالان از الفاظي استفاده مي كنند كه نبايد هنگام صحبت با بزرگسالان استفاده كنند زمان و مكان هم در اين مورد بسيار حائز اهميت است. جوانان بايد ياد بگيرند فضاي گفت وگو در زمين ورزش، كلاس درس، خانواده و ديگر محيط هاي زماني و مكاني متفاوت است و در هر فضا بايد به گونه اي سخن گفت.

● نشانه هاي غيركلامي

نشانه هاي غيركلامي گاهي مي توانند جايگزين پيام هاي كلامي شوند. مثلا به جاي گفتن بله مي توان در برخي موقعيت ها با حركت سر به سمت پايين از نشانه غيركلامي استفاده كرد. اين نشانه ها گاهي به نقش تقويت كننده پيام هاي كلامي ظاهر مي شوند مثلا هنگامي كه در هنگام خداحافظي دست خود را هم تكان مي دهيم. به طور كلي مي توان نشانه هاي غيركلامي را به دو گروه تقسيم كرد: حركات اعضاي بدن كه هنگام انتقال افكار خود به ديگران استفاده مي كنيم و ژست هاي چهره و حركات چشم كه هنگام برقراري ارتباط و انتقال افكار از آن استفاده مي كنيم.

● رعايت نوبت

براساس قاعده اي كه پذيرفته شده است شركت كنندگان در يك گفت وگو نقش خود را بايد به نوبت به عنوان شنونده يا گوينده ايفا كنند. اين قاعده بر اين اساس كه تا يكي از دو طرف به تناسب از سهم خود استفاده نكرده و سخن خود را به پايان نرسانده است، ديگري شروع به سخن گفتن نمي كند. اين قاعده به همه مي آموزد كه شنونده خوبي براي پيام هاي ديگران باشند و به اصطلاح وسط حرف ديگران نپرند. رعايت اين قاعده بسيار مهم است.

● مهارت توضيح دادن

يكي از مهم ترين خرده مهارت هاي سخن گفتن؛ توضيح دادن است. توضيح دادن يعني فهماندن مطالب به ديگران كه بخش زيادي از مكالمات روزمره ما را شامل مي شود. در واقع همه ما به جز در مواردي كه در حال پرسيدن، امر كردن و همدلي هستيم مشغول ارائه اطلاعات، اخبار، راهنمايي، توجيه و در يك كلام توضيح دادن هستيم. توضيح دادن بايد به طور سازمان يافته يا استفاده از اصطلاحات درست و مناسب باشد. ما بايد قبل از هر توضيحي روي موضوع اصلي متمركز شويم و سپس به صورت توصيفي، تفسيري يا استدلالي به توضيح موضوع موردنظرمان بپردازيم.

● مهارت پرسيدن

يكي از متداول ترين كارهايي كه ما هر روز از آن در تفهيم و تفاهم با ديگران استفاده مي كنيم پرسش است. پرسش هاي ما بيشتر كلامي هستند اما گاهي هم غيركلامي هستند. هنگامي كه دانش آموزي سر كلاس دست خود را براي كسب اجازه سخن گفتن بالا مي برد در واقع از استاد خود مي پرسد آيا اجازه صحبت كردن دارد يا نه.

مطالعات نشان مي دهد كه بين ۳۰ تا ۴۰ درصد گفته هاي مردم جمله هاي پرسشي است. كسب اطلاعات از حالت هاي عاطفي، وضعيت جسمي و رواني مخاطب، ايجاد علاقه و كنجكاوي در مخاطب، به حداكثر رساندن فعاليت ذهني و عملي مخاطب سنجش ميزان دانش مخاطب، ترويج و تشويق تفكر انتقادي و قضاوت در مخاطب، تشويق مخاطب براي شركت در بحث و جلب توجه او از طريق پرسيدن سوالات غيرمعمول از مهم ترين كاركردهاي پرسش است.

● پايان مكالمه

براي پايان دادن به مكالمه برحسب موقعيت و مخاطب نياز به مقدمه چيني است و بايد از شيوه مناسبي بهره گرفت. خاتمه دادن به گفتار بدون آمادگي طرف مقابل براي اين پايان با حالت رضايت بخش به تعامل زباني كار درستي نيست. براي اين كار مي توان از علائم و نشانه هاي كلامي و غيركلامي استفاده كرد. مثلا نگاه كردن به ساعت.
 
   روزنامه تهران امروز
 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
آستانه تحمل خود را بالا ببريم
 
عصبانيت چيست؟ چه موقع عصبي مي‌شويم؟ راههاي پيشگيري و يا حداقل كنترل زمان عصبيت چه مي‌باشد؟ چگونه آستانه تحمل خود را در برابر مشكلات و گرفتاري‌ها بالا ببريم؟
 


در جامعه گاهي شاهد مشاجره‌ها و درگيري‌هايي در سطح شهر هستيم كه در مواقعي منجر به برخوردهاي فيزيكي نيز مي‌شود. اين برخوردها به دليل آن است كه دو طرف درگير نزاع و مشاجره، اطلاع دقيق و صحيحي از طرز رفتار و فن بيان ندارند. به عبارتي مي‌توان گفت هنر عذرخواهي را نمي‌دانند كه باعث مي‌شود يك برخورد ساده و كوچك به يك جنجال بزرگ منجر شود و در نهايت معلوم نيست به كجا مي‌انجامد و بر سر آنها چه مي‌آيد. مسائلي نيز از قبيل ترافيك، گرمي هوا، آلودگي صوتي، ازدحام و فشردگي بيش از حد جمعيت و صرف وقت فراوان براي رسيدن به محل كار و زندگي بر اين تنش روحي مي‌افزايد. هنگامي كه از رفتار و حرفهاي طرف مقابلتان ناراحت مي‌شويد، صبر و تحملتان تمام مي‌شود و مي‌خواهيد با عصبانيت ، هرچه در دلتان است به او بگوييد؛ اما دست نگه داريد و اين كار را انجام ندهيد. فقط از شماره يك تا ۱۰ بشماريد خواهيد ديد كه ديگر صبر و تحملي كه مي‌خواست به جوش آيد، آرام مي‌شود و با خونسردي با طرف مقابلتان برخورد مي‌كنيد و كار را از اين كه هست خرابتر نخواهيد كرد. در ادامه چند توصيه كه با به‌كارگيري آنها بتوانيم بر عصبانيت خود غلبه كنيم ارائه مي‌شود:
۱) هنگام سخن گفتن هميشه تبسمي بر لب داشته باشيم. تبسم خرجي ندارد اما سود بسياري دارد.
۲) در بحث‌ها هيچ وقت طرف خود را با كلمه “تو”‌مورد خطاب قرار ندهيد. نام هر كس براي او مطبوع‌ترين و مهمترين كلمات قاموس بشري است.
۳) در مشاجره‌ها اجازه دهيد طرف شما در كمال آزادي حرف خود را بزند و هرچه در دل دارد بر زبان بياورد.
۴) در مشاجره‌ و بحث‌ها هيچ وقت به طرف مقابل خود نگوييد به بيراهه مي‌رود و اشتباه فكر مي‌كند. عقايد طرف خود را محترم بشماريد.
اگر احساس كرديد طرف بحث شما اشتباه مي‌كند راه عاقلانه اين است كه بگوييد حق با شماست، من هم اول مانند شما فكر مي‌كردم تا اينكه به اشتباهم پي بردم يا حق با شماست من متوجه مقصود شده‌ام اگر به جاي شما بودم شايد همين كار را مي‌كردم.
۵) ايده و فكري را كه مي‌خواهيد منتقل كنيد به طرف غيرمستقيم باشد، بگذاريد طرف شما خودش نتيجه‌گيري كند. به او حق انتخاب بدهيد.
۶) هر وقت مي‌خواهيد بحث وصحبت كنيد، متوجه باشيد در آغاز كلام مسائلي را پيش نياوريد كه مورد اختلاف شماست. برعكس سعي كنيد مسائلي را بيشتر محل توجه قرار دهيد كه در آن موافقت طرفين حاصل است و به طرف خود القا كنيد كه شما و او به جانب يك مقصد رهسپاريد و فقط تفاوت شما در وسايل رسيدن به مقصود است.
۷) با ملايمت و نرمي سخن بگوييد، زيرا سخن گفتن با صداي بلند باعث مي‌شود طرف مقابل شما حالت دفاعي به خود بگيرد و در صدد مقابله برآيد.
۸) سعي كنيد پيش از اينكه طرف شما اشتباهاتتان را گوشزد كند، شما پيشدستي كرده تا طرف شما حالت محبت‌آميز به خود بگيرد و از اشتباه شما درگذرد.
۹) بهترين راه غلب بر بحث و جدل وارد نشدن به آن است. تا آنجا كه مي‌توانيد از وارد شدن به بحث و جدل دوري كنيد. چنان بگريزيد مانند اينكه از مار سمي خطرناكي فرار مي‌كنيد.
۱۰) در آخرشمارش از عدد يك تا ۱۰ را فراموش نكنيد. 
 
روزنامه سلامت

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

روانشناسي يك علم است و نه تنها موضوع جديدي نيست بلكه مي توان گفت: از اولين علومي است كه انسان ها به آن پرداخته اند و نه تنها به صورت كلاسيك مورد بررسي قرار گرفته است بلكه تمام اديان الهي كه بر سه اصل توحيد، نبوت و معاد استوار هستند يعني رابطه انسان با خالق، انسان و آينده اش،انسان با خويشتن خود،
 مباحثي ارائه مي دهند. همين چگونگي و كيفيت ارتباط روح و روان انسان را روانشناسي و آگاه شدن از مسائل روح آدمي مي گويند.
 رفتار انسان ابعاد مختلفي دارد كه برگرفته از انگيزه ها، انديشه ها، احساسات و عواطف، خواسته هاي دروني، عوامل فطري، غريزي و تعليم و تربيت اوست كه در زمان ها و مكان هاي مختلف يا به عبارتي در موقعيت هاي متفاوت به اشكال گوناگون بروز مي كند.
 مجموعه « مهارتهاي زندگي » چند نكته را مد نظر دارد:
1- نكته دين به مباحث روانشناسي
2- برداشتي آزاد از آموزه هاي ديني
3- ذكر منابع معرفتي و اسلامي در ذيل هر نكته روانشناختي
6
 
4- تدوين كتاب به صورت همراه
5- بيان تنها يك نكته و مطلب خاص در هر صفحه
6- وادار كردن مخاطب به تفكر و دقت در عبارات
7- ارائه موضوعات متنوعي از خودشناختي و جامعه شناسي
8- دقت در گزينش مطالب و تطبيق آن با اسناد
9- بهره مندي از آموزه هاي ديني در ذهن و زندگي فردي و اجتماعي
10- باور اين نكته كه در داشته هاي خودمان نيازمندي ذكر شده است
7
 

نكته يك: مراقب سخنان خود بعد از قطع ارتباط با نزديكان باشيم

 
امام صادق عليه السلام:
پس از قطع رابطه با برادرت از او بدگويي مكن؛ كه راه بازگشت به تو بسته مي شود ؛ زيرا شايد كه تجارب او را به سوي تو برگرداند.
 بحارالانوار
Be careful about you words after cutting a relation with others, and leave room for friendship.
 8
 

نكته دو: هر انساني بدترين انتقادها را، اگر با گفتاري صميمي همراه باشد مي پذيرد

 
امام علي عليه السلام:
در پندي كه به برادرت مي دهي ؛ زيبا باشد آن پند يا زشت، صميمي باش.
نهج البلاغه
If you criticize sincerely with an intimate tone; everybody will accept it.
9
 

نكته سه: يكي از اصلي ترين بخش هاي گفته هاي تو بخش محرمانه آنهاست، آنها را درياب

 
امام علي عليه السلام:
هر كه برادر خود را پنهاني اندرز دهد او را آراسته و هر كه آشكارا پندش دهد بد نام و رسوايش كرده است.
 بحارالانوار
The main part of your speaking with your friends, is a secret advice.
10
 

نكته چهار: خواسته هاي ديگران را ارج نهيم، زيرا درخواست ديگران نشانه اعتماد داشتن به شما است

 
امام صادق عليه السلام:
در اعتماد انسان به برادرش همين بس كه نياز خود را به او بگويد.
بحارالانوار
Answer the requests of others, it indicates their trust on you.
11
 

نكته پنج: سخن تا وقتي با آداب همراه است، اثر دارد والا سكوتت طلاست

 
امام علي عليه السلام:
چون ادب از كفت رفت، خاموشي اختيار كن.
غررالحكم
Speak politely or keep silence.
12
 

نكته شش: كنترل گفتارت را به كس ديگري واگذار مكن كه تنها نتيجه اش پشيماني است

 
امام صادق عليه السلام:
هر كه با دوست بد همنشيني كند سالم نمي ماند و هر كه گفتار خود را مهار نكند پشيمان مي گردد و هر كه به جاهاي بد در آيد آماج تهمت و بدگماني شود.
 تحف العقول
You will regret, if others control your speech instead of you.
13
 

نكته هفت: در تربيت ديني بچه هاي مان، قوي ترين وسيله زبان و گفتار ماست

 
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:
كودكان خردسال خود را با زبان، نماز و طهارت بياموز.
تنبيه الخواطر
The most powerful way to teach your kids religously is your speaking.
14
 

نكته هشت: وقتي كودكمان زبان باز مي كند، براي اولين كلماتي كه به كار مي برد برنامه ريزي كنيم

 
امام صادق عليه السلام:
هر گاه بچه وارد سه سالگي شد، هفت بار به او بگوييد: بگو:« لا اله الا الله » سپس او را به حال خود واگذار تا سه سال او تمام شود.
 بحارالانوار
when your kids start to speak, plan for their first words.
15
 

نكته نه: پند دادن را با غر زدن و سرزنش كردن اشتباه نگيريم

 
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:
بدترين افراد است من افراد پرحرف و كساني اند كه بي پروا زياده گويي مي كنند.
كنزالعمال
Never mistake blaming and grumbling for speaking.
16
 

نكته ده: زياد حرف زن يعني به پرتگاه دروغ گفتن نزديك شدن، پس احتياط كن

 
امام علي عليه السلام:
آفت بازگو كردن هر سخني، دروغ نقل كردن است.
غررالحكم
Be careful, chattering leads you to lies.
17
 

نكته يازده: كساني كه خوب حرف مي زنند و عمل نمي كنند هميشه كارهايشان ناقص مي ماند

 
امام علي عليه السلام:
اگر ايمان تنها گفتار بود، روزه و نماز و حلال و حرام نازل نمي شد.
بحارالانوار
A man of words and not of deeds is like a garden full of weeds.
18
 

نكته دوازده: از زبانت محافظت كن تا مزه ملكوتي شدن را بچشي

 
امام علي عليه السلام:
تا بنده ي دروغ گفتن، به شوخي و جدي،را ترك نگفته باشد، مزه ايمان را نمي چشد.
بحارالانوار
Keep your tongue to taste the sweetness of faith.
19
 

نكته سيزده: كسي كه عيب ديگران را براي رسوا كردنشان بازگو مي كند، خود را به مرحله اي از كفر رسانده است پس دقت كن

 
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:
كمترين كفر اين است كه انسان از برادرش سخني بشنوند و آن را نگه دارد تا با آن او را رسوا سازد، اين افراد بهره اي از خوبي نبرده اند.
 بحارالانوار
Telling the faults of others openly to dishonor them is nearing to blasphemy.
20
 

نكته چهارده: كسي كه پاي سخنان بيهوده مي نشيند آنچنان كه عمر خود را از دست داده است ايمان خود را هم از دست مي دهد

 
امام صادق عليه السلام:
كمترين چيزي كه ايمان را از آدمي سلب مي كند اين است كه با آدم گزافه گويي بنشيند و به حرفهايش گوش دهد و آنها را تأييد كند.
 خصال
Listening to useless words is losing both faith and life.
21
 

نكته پانزده: همراه شدن قلب و زبانت نشانه هنرمند بودن توست

 
امام علي عليه السلام:
ارزش انسان به دو عضو كوچك اوست: دل و زبان.
غررالحكم
Harmonizing the heart and the mind is an art.
22
 

• نكته پنج: سخن تا وقتي با آداب همراه است، اثر دارد والا سكوتت طلاست
• نكته شش: كنترل گفتارت را به كس ديگري واگذار مكن كه تنها نتيجه اش پشيماني است
• نكته هفت: در تربيت ديني بچه هاي مان، قوي ترين وسيله زبان و گفتار ماست
• نكته هشت: وقتي كودكمان زبان باز مي كند، براي اولين كلماتي كه به كار مي برد برنامه ريزي كنيم
• نكته نه: پند دادن را با غر زدن و سرزنش كردن اشتباه نگيريم


نكته شانزده: بخيل ترين انسانها را از روي گفتارشان مي توان شناخت

 
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:
بخيل واقعي كسي است كه نام من نزد او برده شود و بر من درود نفرستد.
بحارالانوار
Identify the most niggard men through their words.
23
 

نكته هفده: خسيسي تا چه اندازه! آيا مي شود از سلام كردن در وقت ملاقات هم مضايقه كرد

 
امام صادق عليه السلام:
بخيل كسي است كه از سلام كردن بخل ورزد.
معاني الاخبار
when you greet each other, say hello, and do not stingy.
24
 

نكته هجده: رابطه عجيبي بين اخلاق و زبان وجود دارد، از اين ارتباط كمال بهره را ببريم

 
امام علي عليه السلام:
بهانه تراشي نشانه بخل است.
بحارالانوار
There is a strange relationship between oneُs heart and tongue, try to take advantage of this relationship.
 25
 

نكته نوزده: ملاك بين حق و باطل، فاصله بين زبان تو تا چشم تو است پس به شنيدن خيلي اعتماد نكن

 
امام علي عليه السلام:
هان! ميان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نيست.
نهج البلاغه
"Do not believe all that you hear; seeing is believing".
26
 

نكته بيست: مؤدبانه حرف بزنيم كه در غير اين صورت خداوند نيز از ما نفرت خواهد داشت

 
امام باقر عليه السلام:
خداوند از دشنام گوي زشت گفتار نفرت دارد.
بحارالانوار
Speak politely, otherwise God will hate you.
27
 

نكته بيست و يك: گفتار ما وقتي از زيبايي مي افتد، آراستگي درون ما نيز از بين مي رود

 
امام علي عليه السلام:
منفورترين افراد نزد خدا كسي است كه پشت سر ديگران بدگويي كند.
غررالحكم
speaking impolitely , exterminates your inner virtues.
28
 

نكته بيست و دو: كسي كه سخن مي گويد ولي خود عمل نمي كند نفرت در قلب ها مي كارد

 
امام سجاد عليه السلام:
منفورترين فرد نزد خدا كسي است كه گفتار امامي را مي گويد اما به كردار او رفتار نمي كند.
 كافي
One who does not follow what he says sows the seeds of hatred in hearts.
29
 

نكته بيست و سه: با مراجعه به گفتار افراد، خطرناك ترين انسانها را مي توان شناخت

 
امام صادق عليه السلام:
منفورترين خلق خدا بنده اي است كه مردم از زبان او بترسند.
كافي
We can identify the most dangerous persons, through their words.
30
 

نكته بيست و چهار: كسي كه حرف زور مي زند، نتيجه زورگويي اش را به سرعت خواهد ديد پس سعي كن هميشه منطقي سخن بگويي

 
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله:
كيفر زورگويي رودتر از كيفر هر كردار زشت ديگري دامنگير انسان مي شود.
كافي
Always speak logically: illogical statements and orders have negative consequences for you.
 31
 

• نكته چهارده: كسي كه پاي سخنان بيهوده مي نشيند آنچنان كه عمر خود را از دست داده است ايمان خود را هم از دست مي دهد
• نكته پانزده: همراه شدن قلب و زبانت نشانه هنرمند بودن توست
• نكته شانزده: بخيل ترين انسانها را از روي گفتارشان مي توان شناخت
• نكته هفده: خسيسي تا چه اندازه! آيا مي شود از سلام كردن در وقت ملاقات هم مضايقه كرد
• نكته هجده: رابطه عجيبي بين اخلاق و زبان وجود دارد، از اين ارتباط كمال بهره را ببريم
 


نكته بيست و پنج: از بي منطقي در سخنان دوري كنيم، اگر چه خود را در بلندترين جايگاه قدرت مي بينيم

 
امام صادق عليه السلام:
مواظب باش كه هرگز حرف زوري از دهانت خارج نشود هر چند به قدرت خود و خويشاوندانت بنازي.
 كافي
Even if you are powerful , speak logically.
32
 

نكته بيست و شش: فصاحت و بلاغت در سخنراني را با زياد سخن گفتن اشتباه نگيريم

 
امام صادق عليه السلام:
بلاغت به تندي زبان و پرت و پلاگويي بسيار نيست بلكه بلاغت رساندن معنا و آوردن دليل و برهان درست است.
 تحف العقول
Eloquence is not to speak much, but to convey meaning.
33
 

نكته بيست و هفت: گاهي يك بيان كوتاه، سرنوشت انسان را تغيير مي دهد پس به سحر آميز بودن كلام، اطمينان داشته باش

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
همانا برخي از بيانها سحر آميز است و برخي دانشها ناداني است و برخي سخنها بدون زبان است.
 تحف العقول
Talking is enchanting, sometimes a word changes your destiny.
34
 

نكته بيست و هشت: يادمان باشد در هنگام سخنراني از اصطلاحات و كلمات روزمره استفاده كنيم

 
امام علي عليه السلام:
بهترين گفتار آن است كه به حسن ترتيب و نظم آراسته باشد و عالم و عامي آن را بفهمد.
 غررالحكم
when speaking, use simple words and idioms.
35
 

نكته بيست و نه: از موشكافي و حاشيه رفتن در وقت حرف زدن و سخنراني دوري كنيم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
نفرين خدا بر كساني كه در سخنراني ريزپردازي مي كنند، گويا كه مو مي شكافند!
كنزالعمال
when you give a speech, avoid splitting hairs and beating around the bush.
36
 

نكته سي: الگو پذيري از سخنراني هاي موفق بهترين و نزديك ترين راه براي شروع كردن است

 
امام علي عليه السلام:
همانا ما اميران سخنيم ؛ رگ و ريشه هاي سخن در ما دميده و شاخه هاي آن از ما آويخته است.
 بحارالانوار
Following a successful speaker is the best and nearest way to start.
37
 

نكته سي و يك: بياييد پر حرفي را كنار بگذاريم؛ زيرا منجر به بروز عيب و ايرادهاي ما مي شود

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
بدترين افراد امت من افراد پر حرف و كساني هستند كه بي پروا زياده گويي مي كنند و سخنان دهان پركن به زبان مي آورند.
 كنزالعمال
Avoid speaking too much; it reveals your faults.
38
 

نكته سي و دو: بدانيم كه قدرت زبان همانند شمشير و نيزه است با نيش و كنايه سخن نگوييم

 
امام علي عليه السلام:
تيزي زبانت را سوي كسي كه به تو سخن گفته آموخته است نشانه مرو و نه شيوايي سخنت را سوي كسي كه تو را راهنمايي كرده است.
 غررالحكم
The tongue as powerful as a sword, do not speak sarcastically.
39
 

نكته سي و سه: ابزار عجز و ناتواني را فقط وقتي به زبان آور كه در محضر خالق خويش قرار داري

 
امام علي عليه السلام:
گريستن از ترس خدا كليد رحمت است.
غررالحكم
Indicate your helplessness only for your Lord (God).
40
 

• نكته بيست و سه: با مراجعه به گفتار افراد، خطرناك ترين انسانها را مي توان شناخت
• نكته بيست و چهار: كسي كه حرف زور مي زند، نتيجه زورگويي اش را به سرعت خواهد ديد پس سعي كن هميشه منطقي سخن بگويي
• نكته بيست و پنج: از بي منطقي در سخنان دوري كنيم، اگر چه خود را در بلندترين جايگاه قدرت مي بينيم
• نكته بيست و شش: فصاحت و بلاغت در سخنراني را با زياد سخن گفتن اشتباه نگيريم
• نكته بيست و هفت: گاهي يك بيان كوتاه، سرنوشت انسان را تغيير مي دهد پس به سحر آميز بودن كلام، اطمينان داشته باش
 

نكته سي و چهار: از بحث كردن بي مورد دوري كنيم كه منجر به بدبيني در خود و اطرافيان مان مي شود

 
امام علي عليه السلام:
از جدال كردن بپرهيزيد كه اين كار شك و دو دلي به بار مي آورد.
خصال
Do not quarrel: it causes pessimism.
41
 

نكته سي و پنج: از قدرت زبانمان براي آينده بهره بگيريم

 
امام باقر عليه السلام:
هر كس با زبان خود ما را در برابر دشمنان ياري رساند، در آن روزي كه براي حسابرسي در پيشگاه حق بايستد، خداوند زبان او را به حجت خويش گويا سازد.
 امالي مفيد
Use the power of your tongue for the future.
42
 

نكته سي و شش: براي كنترل سخنان خود هر آنچه به ذهن مي رسد را بر زبان جاري نسازيد

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
از گمان دوري كنيد ؛ زيرا گمان دروغ ترين سخن است، به سخنان مردم گوش نكنيد و عيبجويي نكنيد.
 ميزان الحكمه
Control your tongue and do not say whatever you think of.
43
 

نكته سي و هفت: آداب سخن گفتن در وقت ملاقات و هنگام خداحافظي را ياد بگيريم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
هر گاه به هم رسيديد سلام گوييد و دست بدهيد و چون از هم جدا شديد با آمرزش خواهي يكديگر را ترك كنيد.
 امالي طوسي
Learn the formalities of speaking for greeting and saying goodbye.
44
 

نكته سي و هشت: سخن گفتن جزء حقوق است، در رعايت حقوق ديگران منصف باشيم

 
امام سجاد عليه السلام:
حق همنشين تو آن است كه با او نرم و مهربان باشي، در هنگام گفتگو با او به انصاف رفتار كني.
 خصال
speaking is one of rights, observe the rights of others.
45
 

نكته سي و نه: زيبايي زن در چهره او و زيبايي مرد در سخن گفتن اوست

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
در پاسخ به اين كه: زيبايي مرد به چيست ؟
فرمود: به درست گفتن سخن حق.
بحارالانوار
The beauty of a woman is in her face, but of a man is in his words. 
۴۶
 

نكته چهل: يكي از دو راه نجات حفظ زبان خويش است

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
هر كس به من تضمين دهد كه زبان و شهوت خويش را حفظ كند، من بهشت را براي او ضمانت مي كنم.
 معاني الاخبار
Among two ways of happiness one is controlling your tongue.
47
 

نكته چهل و يك: سخن چيني را براي سعادت خود از گفتارت كنار بگذار

 
امام كاظم عليه السلام:
بهشت بر سه كس حرام شده است: سخن چين،ميگسار، و مرد بي غيرت.
ثواب الاعمال
For your happiness , avoid tale- bearing.
48
 

نكته چهل و دو: بهترين چيزي كه مناسب احتكار كردن است سخن و گفتار است

 
امام علي عليه السلام:
هر چه مي داني به زبان مياور كه اين نشان ناداني است.
غررالحكم
The best thing to hoard is your words!
49
 

• نكته سي و دو: بدانيم كه قدرت زبان همانند شمشير و نيزه است با نيش و كنايه سخن نگوييم
• نكته سي و سه: ابزار عجز و ناتواني را فقط وقتي به زبان آور كه در محضر خالق خويش قرار داري
• نكته سي و چهار: از بحث كردن بي مورد دوري كنيم كه منجر به بدبيني در خود و اطرافيان مان مي شود
• نكته سي و پنج: از قدرت زبانمان براي آينده بهره بگيريم
• نكته سي و شش: براي كنترل سخنان خود هر آنچه به ذهن مي رسد را بر زبان جاري نسازيد

نكته چهل و سه: لازم نيست به همه سؤالات پاسخ دهيم

 
امام صادق عليه السلام:
هر كس به هر سؤالي كه از او مي شود پاسخ دهد ديوانه است.
معاني الاخبار
It is not necessary to answer every question.
50
 

نكته چهل و چهار: با سكوت پيروزي خود را تضمين كن

 
امام علي عليه السلام:
هر گاه در سخن گفتن مغلوب شدي مبادا در سكوت مغلوب شوي.
غررالحكم
Guarantee your success by silence.
51
 

نكته چهل و پنج: براي محبوبيت تو كافي است كه راستگو باشي

 
امام صادق عليه السلام:
محبوب ترين كس نزد خداي عزوجّل آن است كه در گفتارش راستگو باشد.
امالي صدوق
Be truhful , be popular.
52
 

نكته چهل و شش: بخشش فقط در مال و ثروت نيست، از آن مهم تر گفتن سخن حق است

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
مؤمن هيچ انفاقي نكرد كه نزد خدا محبوب تر باشد از گفتن حق در هنگام خشم و خشنودي.
خصال
speaking fairly is better than granting money.
53
 

نكته چهل و هفت: كاربرد به موقع زبان، نتيجه هاي جاويدان به همراه دارد

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
هر كه با زبان خود حقي را زنده كند، اجر آن را ببرد.
كنزالعمال
A well-timed speaking has eternal results.
54
 

نكته چهل و هشت: با گفتار نيك، روح خود را طراوت بخشيم

 
امام علي عليه السلام:
اين دلها همچون بدنها، خسته مي شوند ؛ پس براي زدودن خستگي آنها سخنان دلنشين حكيمانه را به آنها پيشكش كنيد.
 نهج البلاغه
Refresh your spirit by nice words.
55
 

نكته چهل و نه: در هر شرايطي قسم خوردن ممنوع

 
امام صادق عليه السلام:
راست يا دروغ به خدا سوگند مخوريد ؛ زيرا خداوند عزوجّل مي فرمايد: «و خدا را وسيله سوگند هاي خود قرار مدهيد. »
 كافي
Never swear.
56
 

نكته پنجاه: سخنراني خود را با نام و سپاس خداوند آغاز كنيم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
هر كار مهمي كه با ستايش خداوند آغاز نشود به سرانجام نرسد.
الدرالمنثور
Beging your speech in the name of God.
57
 

نكته پنجاه و يك: شخص نادان را از روي قسم هايي كه مي خورد بشناسيم

 
امام علي عليه السلام:
شخص بي خرد با هر سخنش سوگندي همراه است.
غررالحكم
Only an ignorant person swears a lot.
58
 

• نكته چهل و يك: سخن چيني را براي سعادت خود از گفتارت كنار بگذار
• نكته چهل و دو: بهترين چيزي كه مناسب احتكار كردن است سخن و گفتار است
• نكته چهل و سه: لازم نيست به همه سؤالات پاسخ دهيم
• نكته چهل و چهار: با سكوت پيروزي خود را تضمين كن
• نكته چهل و پنج: براي محبوبيت تو كافي است كه راستگو باشي

نكته پنجاه و دو: با دقت كردن در گفتار ديگران، هميشه پيروز باشيم

 
امام علي عليه السلام:
سعي نكن هر چه مردم براي تو مي گويند باور كني كه براي نشان دادن حماقت تو همين بس است.
 غررالحكم
To be successful do not believe whatever you hear.
59
 

نكته پنجاه و سه: بدترين افراط و تفريط در وقت سخن گفتن است

 
امام علي عليه السلام:
بزرگترين بي خردي افراط در ستايش و نكوهش است.
ميزان الحكمه
When you speak , donُt go to extremes.
60
 

نكته پنجاه و چهار: رساترين سخن و گفتار، خاموش بودن در وقت آن است

 
امام علي عليه السلام:
بهترين سرزنش براي اخمق خاموشي در برابر اوست.
غررالحكم
The best kind of speaking is keeping silence.
61
 

نكته پنجاه و پنج: مي توان با سخنان صحيح جلوي ضررهاي بزرگ را گرفت

 
امام علي عليه السلام:
زيانكارترين مردم كسي است كه بتواند حق بگويد و نگويد.
ميزان الحكمه
speak timely to prevent great harms.
62
 

نكته پنجاه و شش: بحث و جدال را از حيطه زبانمان دور كنيم تا محفوظ بمانيم

 
امام باقر عليه السلام:
مشاجره، دين را نابود و عمل را باطل مي كند و شك و ترديد به بار مي آورد.
ميزان الحكمه
To be safe do not argue.
63
 

نكته پنجاه و هفت: در وقت سخن از حركات دست، چشم، فراز و نشيب صدا، كمال استفاده را ببريم

 
جابر:
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله هر گاه خطبه مي خواند چشمانش سرخ مي شد و صدايش رسا مي گشت و خشمش اوج مي گرفت.
 كنزالعمال
when you give a speech use gestures and intonation.
64
 

نكته پنجاه و هشت: كوتاه سخنراني كنيد چرا كه هم پربارتر و هم پرطرفدارتر است

 
عمار بن ياسر:
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله ما را به مختصر برگزار كردن خطبه ها فرمان داد.
ميزان الحكمه
A short speech is best , it is more popular and more fruitful.
65
 

نكته پنجاه و نه: وقتي نمي دانيم اظهار نظر نكنيم

 
امام علي عليه السلام:
اگر نادان خاموشي مي گزيد مردم دچار اختلاف نمي شدند.
بحارالانوار
Never comment when you do not know.
66
 

نكته شصت: عيب جويي، ثناگويي، بدگويي، بيهوده گويي ممنوع

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
اي اباذر! نه عيبجو باش و نه ثناگوي و نه بدگوي و نه ستيزنده و مجادله گر.
بحارالانوار
Never be a faultfinder , a flatterer, a tale bearer or an idle- talker.
67
 

• نكته پنجاه: سخنراني خود را با نام و سپاس خداوند آغاز كنيم
• نكته پنجاه و يك: شخص نادان را از روي قسم هايي كه مي خورد بشناسيم
• نكته پنجاه و دو: با دقت كردن در گفتار ديگران، هميشه پيروز باشيم
• نكته پنجاه و سه: بدترين افراط و تفريط در وقت سخن گفتن است
• نكته پنجاه و چهار: رساترين سخن و گفتار، خاموش بودن در وقت آن است

نكته شصت و يك: فقط از دهان پاك، سخن راست خارج مي شود

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
شرابخوار اگر سخني گفت باور نكنيد.
بحارالانوار
Only a pure mouth can tell the truth.
68
 

نكته شصت و دو: بازگو كردن اسرار ديگران بدترين نوع خيانت در امانت است

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
فاش كردن راز برادرت خيانت است ؛ پس از اين كار دوري كن.
بحارالانوار
Revealing othersُ secrets is the worst setrayal.
69
 

نكته شصت و سه: دو سوم خوبيها در زبان است، پس با تأمل و دقت سخن بگو

 
امام علي عليه السلام:
همه خوبيها در سه خصلت گرد آمده است:
نگاه كردن، خاموشي و گفتار.
امالي صدوق
First think , then speak; two- thirds of merit is in your tongue.
70
 

نكته شصت و چهار: با مراقبت از زبانت احترام خود را حفظ كن

 
امام علي عليه السلام:
با فرومايه كشمكش و مجادله مكن كه برتو گستاخ مي شود.
غررالحكم
Keep your tongue to keep your dignity.
71
 

نكته شصت و پنج: مسلمان همواره در گفتار خود صادق است

 
امام علي عليه السلام:
پايه و ملاك اسلام، دو چيز است: راستي و يقين.
غررالحكم
A Muslim is always honest and truthful.
72
 

نكته شصت و شش: ارتباط خويشاوندي خود را از طريق سخن و زبانمان تقويت كنيم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
صله رحم كنيد، گرچه با سلامي باشد.
تحف العقول
speak to your relatives, to make your relationship stronger.
73
 

نكته شصت و هفت: زبان ميزان شخصيت افراد است

 
امام علي عليه السلام:
زبان، ترازويي است كه ناداني كفه آن را سبك مي گرداند و خردمندي سنگينش مي سازد.
تحف العقول
To assess a men , assess his tongue.
74
 

نكته شصت و هشت: دو چيز تيره عقلي است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي

 
امام علي عليه السلام:
بدانيد، كه زبان پاره اي از پيكر انسان است بنابراين ؛ هر گاه خود داري ورزد، گفتار به كمك او نمي آيد و هر گاه باز شود نطق مهلتش نمي دهد.
 نهج البلاغه
The signs of ignorance are two: 1. Keeping silence when you should speak, and speaking when you should keep silence.
 75
 

نكته شصت و نه: براي تسخير قلب ديگران از كلمات به دقت و به موقع بهره ببريم

 
امام علي عليه السلام:
براي جلب دل انسان، چيزي مؤثرتر از زبان نيست.
غررالحكم
To attract hearts, speak timely and carefully.
76
 

• نكته پنجاه و نه: وقتي نمي دانيم اظهار نظر نكنيم
• نكته شصت: عيب جويي، ثناگويي، بدگويي، بيهوده گويي ممنوع
• نكته شصت و يك: فقط از دهان پاك، سخن راست خارج مي شود
• نكته شصت و دو: بازگو كردن اسرار ديگران بدترين نوع خيانت در امانت است
• نكته شصت و سه: دو سوم خوبيها در زبان است، پس با تأمل و دقت سخن بگو

نكته هفتاد: بهترين راه براي معرفي خود، زيبا سخن گفتن است

 
امام علي عليه السلام:
سخن گوييد، تا شناخته شويد ؛ زيرا آدمي در زير زبان خود پنهان است.
نهج البلاغه
Nice words introduces you in the best way.
77
 

نكته هفتاد و يك: كسي كه در گفتارش برنامه ندارد، رفتارش بي برنامه است

 
امام علي عليه السلام:
سخن مرد، سنجش خرد اوست.
غررالحكم
One who has plan for his speaking, has no plan for his behaviour.
78
 

نكته هفتاد و دو: با گفتار، باطن خويش را معرفي مي كني پس بدان كه چه مي گويي

 
امام علي عليه السلام:
زبان، ترجمان دل است.
غررالحكم
Your speaking shows your inner part, so look what you say.
79
 

نكته هفتاد و سه: قبل از سخن فكر كن و بينديش

 
امام علي عليه السلام:
زنهار از سخن گفتن درباره آن چه كه راهش را نمي شناسي و حقيقتش را نمي داني ؛ زيرا سخن تو نشانگر خرد توست و بيان تو از شناخت تو خبر مي دهد.
 غررالحكم
First think, then speak.
80
 

نكته هفتاد و چهار: با نحوه سخن گفتن قدرت و زيبايي خود را به ديگران نشان دهيد

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
زيبايي مرد، به شيوايي زبان اوست.
كنزالعمال
Your speaking , shows your power and beauty.
81
 

نكته هفتاد و پنج: اگر از قدرت زبان درست استفاده كنيم، جزء ثروتمندترين افراد خواهيم بود

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
شيوايي زبان، بالاترين دارايي است.
جامع الاخبار
Use the power of your tongue propertly, to becom rich.
82
 

نكته هفتاد و شش: بهترين شاخصه يك مدير موفق، مديريت صحيح كلمات است

 
امام علي عليه السلام:
كسي كه زبان آور باشد، قومش او را امير خود گردانند.
بحارالانوار
The best feature of a successful manager is managing words correctly.
83
 

نكته هفتاد و هفت: زماني كه بدانيم كلاممان نشانه عقل، زيبايي، دارايي و شخصيت ماست مانند طلا از آن نگه داري مي كنيم

 
امام باقر عليه السلام:
راستي كه اين زبان، كليد هر خوبي و بدي است، پس سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند همان گونه كه بر كيسه زر و سيم خويش مهر مي زند.
 ميزان الحكمه
You will preserve your words like gold, if you know they signify your mind, beauty. property and personality.
 84
 

نكته هفتاد و هشت: سخن و كلام سمبل كارهاي نيك و بد ماست

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
در اول صبح اندامها به زبان مي گويند: درباره ما از خدا بترس؛ زيرا اگر تو راست بگويي، ما سالم مي شويم و اگر تو بد بگويي ما هم گرفتار مي شويم.
 ميزان الحكمه
Your tongue symbolizes your right and wrong deeds.
85
 

• نكته شصت و هشت: دو چيز تيره عقلي است: دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي
• نكته شصت و نه: براي تسخير قلب ديگران از كلمات به دقت و به موقع بهره ببريم
• نكته هفتاد: بهترين راه براي معرفي خود، زيبا سخن گفتن است
• نكته هفتاد و يك: كسي كه در گفتارش برنامه ندارد، رفتارش بي برنامه است
• نكته هفتاد و دو: با گفتار، باطن خويش را معرفي مي كني پس بدان كه چه مي گويي

نكته هفتاد و نه: حكمت از قلب جاري مي شود نه از زبان

 
امام عسگري عليه السلام:
دل نابخرد، در دهان اوست و دهان حكيم، در دل او.
ميزان الحكمه
Wisdom emanates from heart not from tongue.
86
 

نكته هشتاد: سخن گفتن ما، محك و معيار ايمان دروني ماست

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
راستي كه زبان مؤمن، در پس دل اوست ؛ هر گاه بخواهد چيزي بگويد در دل پيرامون آن مي انديشد.
 ميزان الحكمه
The criterion of your inner faith, is your speaking.
87
 

نكته هشتاد و يك: اگر زبانت را به خوب گفتن عادت بدهي؛ زبان تو را به فكر و كار خوب عادت مي دهد

 
امام سجاد عليه السلام:
حق زبان منزه داشتن آن از زشتگويي است و عادت دادنش به خوبي و فرو گذاشتنش از زياده گويي هاي بيهوده و نيكي به مردم و خوب گفتن درباره آنها است.
 ميزان الحكمه
Accustom your tongue to good words, then it accustoms you to good deeds and thoughts.
 88
 

نكته هشتاد و دو: با كنترل زبان از اين كه ديگران به عيب هايتان پي ببرند، جلوگيري كنيد

 
امام علي عليه السلام:
هر كه زبانش را نگهدارد، خداوند عيبش را بپوشاند.
بحارالانوار
Control your tongue to hide your weak points.
89
 

نكته هشتاد و سه: كلام اشتباه عمل صحيح را تباه مي سازد

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
عمل نكرده است، كسي كه زبانش را نگه نداشته باشد.
بحارالانوار
Wrong statements ruin right actions.
90
 

نكته هشتاد و چهار: چه راحت زخم زبان، شخصيت ها و تفكر ها را از بين مي برد

 
امام علي عليه السلام:
لغزش زبان، بدتر از زخم سرنيزه است.
غررالحكم
How easily tongue- lashing ruins personalities and thoughts.
91
 

نكته هشتاد و پنج: با كم كردن لغزش هاي زبان سلامتي روحي و جسمي خود را تقويت كنيد

 
امام علي عليه السلام:
انسان پايش مي لغزد، خاكي مي شود و زبانش مي لغزد، سرش بريده مي شود.
نهج البلاغه
Decrease faults of your tongue to improve your spiritual and physical health.
92
 

نكته هشتاد و شش: همين كه كمتر حرف بزنيم در حقيقت كمكي است كه به خويشتن كرده ايم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
زبانت را نگه دار ؛ زيرا نگهداشتن زبان، صدقه اي است كه براي خودت مي دهي.
كافي
To help yourself, speak less.
93
 

نكته هشتاد و هفت: چه زنداني هاي زيادي كه به خاطر زبانشان در سياه چال افتاده اند

 
امام علي عليه السلام:
هيچ چيز به اندازه زبان، سزاوار زنداني شدن طولاني مدت نيست.
بحارالانوار
The tongue be imprisoned for a long time.
94
 

• نكته هفتاد و هفت: زماني كه بدانيم كلاممان نشانه عقل، زيبايي، دارايي و شخصيت ماست مانند طلا از آن نگه داري مي كنيم
• نكته هفتاد و هشت: سخن و كلام سمبل كارهاي نيك و بد ماست
• نكته هفتاد و نه: حكمت از قلب جاري مي شود نه از زبان
• نكته هشتاد: سخن گفتن ما، محك و معيار ايمان دروني ماست
• نكته هشتاد و يك: اگر زبانت را به خوب گفتن عادت بدهي؛ زبان تو را به فكر و كار خوب عادت مي دهد

نكته هشتاد و هشت: در وقت سخن گفتن آرامش و متانت خود را حفظ كنيم

 
امام علي عليه السلام:
زبانت را نگه دار و گفتارت را بشمار، تا سخنانت جز در خير و خوبي كاستي گيرد.
بحارالانوار
Keep calm while speaking.
95
 

نكته هشتاد و نه: عامل اصلي خطاها و بدبختي هاي خود را بشناسيم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
بيشترين خطاها و گناهان آدمي، در زبان اوست.
ميزان الحكمه
the main factor of your misery is your tongue.
96
 

نكته نود: بزرگترين ثروت كلام نيكو است

 
امام علي عليه السلام:
زبان شايسته كه خداوند متعال براي انسان درميان مردم قرار مي دهد بهتر از ثروتي است كه براي شخص ناسپاسي به ارث مي نهد.
 نهج البلاغه
Nice words are the greatest wealth.
97
 

نكته نود و يك: سكوت، بهتر از توجيه كردن است

 
امام علي عليه السلام:
زبان شخص مقصر، كوتاه است.
غررالحكم
silence is better than an unfair justification.
98
 

نكته نود و دو: اگر مي خواهيد طرفداران زيادي داشته باشيد، درست از زبان تان استفاده كنيد

 
امام علي عليه السلام:
كسي كه زبانش شيرين باشد، برادرانش زياد شوند.
غررالحكم
Speak sweetly to become popular.
99
 

نكته نود و سه: مراقب باشيم متناقض سخن نگوييم

 
امام علي عليه السلام:
بدترين سخن، سخني است كه قسمتي از آن قسمت ديگرش را نقض كند.
غررالحكم
Avoid contradictory remarks.
100
 

نكته نود و چهار: ذكر خدا باعث گشايش در كارهاست

 
امام سجاد عليه السلام:
گفتار نيك دارايي را زياد مي كند و روزي را افزايش مي دهد.
امالي صدوق
Praising Allah can solve an problem.
101
 

نكته نود و پنج: با گفتار نيك دنيا زيباتر مي شود

 
امام علي عليه السلام:
زيبا سخن بگوييد، تا پاسخ زيبا بشنويد.
بحارالانوار
Nice words beautifies the world.
102
 

نكته نود و شش: با گفتگو كردن با تازه واردهايي كه به جلسه شما مي آيند، به آنها آرامش دهيد

 
امام علي عليه السلام:
هر كس وارد جايي مي شود ، دچار نوعي سرگشتگي است، پس با سخن گفتن به او انبساط خاطر دهيد.
 غررالحكم
when a newcomer arrives, talk to him to make him calm.
103
 

• نكته هشتاد و شش: همين كه كمتر حرف بزنيم در حقيقت كمكي است كه به خويشتن كرده ايم
• نكته هشتاد و هفت: چه زنداني هاي زيادي كه به خاطر زبانشان در سياه چال افتاده اند
• نكته هشتاد و هشت: در وقت سخن گفتن آرامش و متانت خود را حفظ كنيم
• نكته هشتاد و نه: عامل اصلي خطاها و بدبختي هاي خود را بشناسيم
• نكته نود: بزرگترين ثروت كلام نيكو است

نكته نود و هفت: با سكوت بهره بيشتري ببريم

 
لقمان عليه السلام به فرزندش فرمود:
پسرم اگر فرض كني كه سخني از نقره است، خاموشي از طلا است.
كافي
Benefit more from silence.
104
 

نكته نود و هشت: خود را اسير گفته هاي نابجا نكنيم

 
امام علي عليه السلام:
تا سخن را به زبان نياورده اي، سخن در بند توست، همين كه به زبان آوردي، تو در بند سخني.
 نهج البلاغه
Do not imprison yourself by using improper words.
105
 

نكته نود و نه: زياده گويي قدرت تو را به ضعف تبديل مي كند

 
امام علي عليه السلام:
پرگويي، حكيم را مي لغزاند و بردبار را به ستوه مي آورد.
غررالحكم
Chattering make you weak.
106
 

نكته يكصد: از شوخي با الفاظ سبك و حرف هاي ناشايسته جداً خودداري كنيم

 
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله:
آدمي گاه سخن مي گويد و قصد بدي ندارد جز اين كه مردم را بخنداند، اما با اين كارش به اندازه اي دورتر از آسمان سقوط مي كند.
 ميزان الحكمه
Never use bad words to joke.
107
 

كلام آخر

 
كلام و گفتار از نعمت هايي است كه قابل مقايسه با ديگر اعضا نمي باشد، هر آنچه را كه تو در ذهن به راحت ترين وجه ممكن با حروفي به هم پيوسته در قالب جمله ادا مي كني و منويات و افكار خود را به ديگران منتقل مي نمايي.
 مديريت در گفتار آنچنان با اهميت است كه بقيه موارد و موضوعات مديريتي را
108
 
تحت شعاع قرار داده به اين معني كه اگر در طرز استفاده از كلمات و جملاتمان موفق باشيم به صورت قطع بدانيد كه در ساير جايگاه هاي مديريتي از خانه تا كارخانه، از مدرسه تا بازار، از اداره تا جلسات خانوادگي، حتماً موفق خواهيم بود.
 در فرهنگ ملي و ديني ما نيز كاملاً اين قدرت نمايان است و مورد توجه قرار گرفته است مثلاً شعار « گفتار نيك » از جمله مطالب زيبايي است كه در تاريخ ايران زمين سابقه اي چند هزار ساله دارد.
 در كلمات امامان (ع) نيز تأكيد شده است زبان - اين عضو به ظاهر كوچك - اگر كنترل نشود، ديگر اعضاء بدن را به زحمت مي اندازد و به قول معروف،:« زبان سرخ سر سبز را مي دهد برباد.»
 معاشرت با ديگران وقتي موجب راحتي روح ما و آسايش رواني ما خواهد بود كه
109
 
بتوانيم با «سخن گفتن » با آنها ارتباط برقرار كنيم. ديگر ويژگي اين عضو حساس، قدرت تعليمي است كه از خود به جا مي گذارد كه بزرگ ترين درس ها را آنهايي مي توانند به ديگران منتقل كنند كه در واقع اساتيد بيان باشند. فصاحت و بلاغت دو علمي است در ادبيات كه در پي تصحيح و آموزش مديريت گفتار انسان ها است.
 كوتاه و گويا سخن گفتن معجزه اي است كه به عنوان بزرگ ترين شاهكار خلقت از آن ياد مي شود و معجزه خاتم پيامبران (ص) در همين طريقه ي ويژه ظهور نموده است.
 اگر قدرت زبان را كنار بگذاريم طبيعي است كه از توانايي شنوايي نيز كم بهره و يا بي ببهره خواهيم بود.
 110
 
اگر اين خصوصيت منحصر به فرد را درست به كار نبريم از قدرت نوشتن و فهميدن جملات نوشتاري نيز محروم خواهيم بود. امروزه در صنعت پزشكي نيز به نوعي از درمان رسيده اند كه معروف به «گفتار درماني » است.
 روان شناسان بيشترين و شايد تمام علم و آموزه هاي خود را از طريق همين القائات لفظي به كار مي برند و موجبات تسكين روح و روان مراجعه كنندگان مي شوند. هر كجا كه ردپايي از حضور انسان باشد به گونه اي نشانه هايي از اين ويژگي و قدرت خدادادي او نيز وجود دارد كه ما را با تمدّن و فرهنگ و داشته هاي گذشتگان مان پيوند مي دهد.
 در قرآن كه سخنان آفريدگار و پروردگار هستي است در رابطه با وجود انسان مي خوانيم:« الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البيان »، كه حضرت رحمان
 111
 
قرآن را تعليم داد، انسان را خلق نمود و او بيان را آموخت كه اولين ويژگي بعد از خلقت اين موجود را در قدرت بيان و اين نعمت مخصوص مي داند و به اهميت و جايگاه عظيم آن اشاره مي فرمايد.
 پس با دقت بايد اين توانايي را ارتقاء بخشيد و به كنترل و مديريت آن به بهره مندي از اين موهبت الهي پرداخت.
 اميد كه مجموعه حاضر كمك شاياني در اين امر نموده باشد.
112
 

• نكته نود و پنج: با گفتار نيك دنيا زيباتر مي شود
• نكته نود و شش: با گفتگو كردن با تازه واردهايي كه به جلسه شما مي آيند، به آنها آرامش دهيد
• نكته نود و هفت: با سكوت بهره بيشتري ببريم
• نكته نود و هشت: خود را اسير گفته هاي نابجا نكنيم
• نكته نود و نه: زياده گويي قدرت تو را به ضعف تبديل مي كند

كلام آخر

 
كلام و گفتار از نعمت هايي است كه قابل مقايسه با ديگر اعضا نمي باشد، هر آنچه را كه تو در ذهن به راحت ترين وجه ممكن با حروفي به هم پيوسته در قالب جمله ادا مي كني و منويات و افكار خود را به ديگران منتقل مي نمايي.
 مديريت در گفتار آنچنان با اهميت است كه بقيه موارد و موضوعات مديريتي را
108
 
تحت شعاع قرار داده به اين معني كه اگر در طرز استفاده از كلمات و جملاتمان موفق باشيم به صورت قطع بدانيد كه در ساير جايگاه هاي مديريتي از خانه تا كارخانه، از مدرسه تا بازار، از اداره تا جلسات خانوادگي، حتماً موفق خواهيم بود.
 در فرهنگ ملي و ديني ما نيز كاملاً اين قدرت نمايان است و مورد توجه قرار گرفته است مثلاً شعار « گفتار نيك » از جمله مطالب زيبايي است كه در تاريخ ايران زمين سابقه اي چند هزار ساله دارد.
 در كلمات امامان (ع) نيز تأكيد شده است زبان - اين عضو به ظاهر كوچك - اگر كنترل نشود، ديگر اعضاء بدن را به زحمت مي اندازد و به قول معروف،:« زبان سرخ سر سبز را مي دهد برباد.»
 معاشرت با ديگران وقتي موجب راحتي روح ما و آسايش رواني ما خواهد بود كه
109
 
بتوانيم با «سخن گفتن » با آنها ارتباط برقرار كنيم. ديگر ويژگي اين عضو حساس، قدرت تعليمي است كه از خود به جا مي گذارد كه بزرگ ترين درس ها را آنهايي مي توانند به ديگران منتقل كنند كه در واقع اساتيد بيان باشند. فصاحت و بلاغت دو علمي است در ادبيات كه در پي تصحيح و آموزش مديريت گفتار انسان ها است.
 كوتاه و گويا سخن گفتن معجزه اي است كه به عنوان بزرگ ترين شاهكار خلقت از آن ياد مي شود و معجزه خاتم پيامبران (ص) در همين طريقه ي ويژه ظهور نموده است.
 اگر قدرت زبان را كنار بگذاريم طبيعي است كه از توانايي شنوايي نيز كم بهره و يا بي ببهره خواهيم بود.
 110
 
اگر اين خصوصيت منحصر به فرد را درست به كار نبريم از قدرت نوشتن و فهميدن جملات نوشتاري نيز محروم خواهيم بود. امروزه در صنعت پزشكي نيز به نوعي از درمان رسيده اند كه معروف به «گفتار درماني » است.
 روان شناسان بيشترين و شايد تمام علم و آموزه هاي خود را از طريق همين القائات لفظي به كار مي برند و موجبات تسكين روح و روان مراجعه كنندگان مي شوند. هر كجا كه ردپايي از حضور انسان باشد به گونه اي نشانه هايي از اين ويژگي و قدرت خدادادي او نيز وجود دارد كه ما را با تمدّن و فرهنگ و داشته هاي گذشتگان مان پيوند مي دهد.
 در قرآن كه سخنان آفريدگار و پروردگار هستي است در رابطه با وجود انسان مي خوانيم:« الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البيان »، كه حضرت رحمان
 111
 
قرآن را تعليم داد، انسان را خلق نمود و او بيان را آموخت كه اولين ويژگي بعد از خلقت اين موجود را در قدرت بيان و اين نعمت مخصوص مي داند و به اهميت و جايگاه عظيم آن اشاره مي فرمايد.
 پس با دقت بايد اين توانايي را ارتقاء بخشيد و به كنترل و مديريت آن به بهره مندي از اين موهبت الهي پرداخت.
 اميد كه مجموعه حاضر كمك شاياني در اين امر نموده باشد.
112
 

• نكته نود و هشت: خود را اسير گفته هاي نابجا نكنيم
• نكته نود و نه: زياده گويي قدرت تو را به ضعف تبديل مي كند
• نكته يكصد: از شوخي با الفاظ سبك و حرف هاي ناشايسته جداً خودداري كنيم

107
 

كلام آخر

 
كلام و گفتار از نعمت هايي است كه قابل مقايسه با ديگر اعضا نمي باشد، هر آنچه را كه تو در ذهن به راحت ترين وجه ممكن با حروفي به هم پيوسته در قالب جمله ادا مي كني و منويات و افكار خود را به ديگران منتقل مي نمايي.
 مديريت در گفتار آنچنان با اهميت است كه بقيه موارد و موضوعات مديريتي را
108
 
تحت شعاع قرار داده به اين معني كه اگر در طرز استفاده از كلمات و جملاتمان موفق باشيم به صورت قطع بدانيد كه در ساير جايگاه هاي مديريتي از خانه تا كارخانه، از مدرسه تا بازار، از اداره تا جلسات خانوادگي، حتماً موفق خواهيم بود.
 در فرهنگ ملي و ديني ما نيز كاملاً اين قدرت نمايان است و مورد توجه قرار گرفته است مثلاً شعار « گفتار نيك » از جمله مطالب زيبايي است كه در تاريخ ايران زمين سابقه اي چند هزار ساله دارد.
 در كلمات امامان (ع) نيز تأكيد شده است زبان - اين عضو به ظاهر كوچك - اگر كنترل نشود، ديگر اعضاء بدن را به زحمت مي اندازد و به قول معروف،:« زبان سرخ سر سبز را مي دهد برباد.»
 معاشرت با ديگران وقتي موجب راحتي روح ما و آسايش رواني ما خواهد بود كه
109
 
بتوانيم با «سخن گفتن » با آنها ارتباط برقرار كنيم. ديگر ويژگي اين عضو حساس، قدرت تعليمي است كه از خود به جا مي گذارد كه بزرگ ترين درس ها را آنهايي مي توانند به ديگران منتقل كنند كه در واقع اساتيد بيان باشند. فصاحت و بلاغت دو علمي است در ادبيات كه در پي تصحيح و آموزش مديريت گفتار انسان ها است.
 كوتاه و گويا سخن گفتن معجزه اي است كه به عنوان بزرگ ترين شاهكار خلقت از آن ياد مي شود و معجزه خاتم پيامبران (ص) در همين طريقه ي ويژه ظهور نموده است.
 اگر قدرت زبان را كنار بگذاريم طبيعي است كه از توانايي شنوايي نيز كم بهره و يا بي ببهره خواهيم بود.
 110
 
اگر اين خصوصيت منحصر به فرد را درست به كار نبريم از قدرت نوشتن و فهميدن جملات نوشتاري نيز محروم خواهيم بود. امروزه در صنعت پزشكي نيز به نوعي از درمان رسيده اند كه معروف به «گفتار درماني » است.
 روان شناسان بيشترين و شايد تمام علم و آموزه هاي خود را از طريق همين القائات لفظي به كار مي برند و موجبات تسكين روح و روان مراجعه كنندگان مي شوند. هر كجا كه ردپايي از حضور انسان باشد به گونه اي نشانه هايي از اين ويژگي و قدرت خدادادي او نيز وجود دارد كه ما را با تمدّن و فرهنگ و داشته هاي گذشتگان مان پيوند مي دهد.
 در قرآن كه سخنان آفريدگار و پروردگار هستي است در رابطه با وجود انسان مي خوانيم:« الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان، علمه البيان »، كه حضرت رحمان
 111
 
قرآن را تعليم داد، انسان را خلق نمود و او بيان را آموخت كه اولين ويژگي بعد از خلقت اين موجود را در قدرت بيان و اين نعمت مخصوص مي داند و به اهميت و جايگاه عظيم آن اشاره مي فرمايد.
 پس با دقت بايد اين توانايي را ارتقاء بخشيد و به كنترل و مديريت آن به بهره مندي از اين موهبت الهي پرداخت.
 اميد كه مجموعه حاضر كمك شاياني در اين امر نموده باشد.
112
 

• نكته نود و نه: زياده گويي قدرت تو را به ضعف تبديل مي كند
• نكته يكصد: از شوخي با الفاظ سبك و حرف هاي ناشايسته جداً خودداري كنيم

منبع :

راسخون



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

فرصتي براي گفتن

اگرچه سخن گفتن امري بديهي است اما براي برقراري ارتباط، چه كلامي و چه غيركلامي، زمان لازم است. بيشتر ما سعي داريم فرزندان مان را به داشتن ارتباط كلامي با ديگران ترغيب كنيم. مادري را در نظر بگيريد كه مي خواهد با فرزندش ارتباط برقرار كند و شروع مي كند به گفتن جملات پياپي مثل: “توي مدرسه چه كار كردي؟ سارا هم آمده بود، امروز هم با هم بوديد؟ اصلا از او خوشت مي آيد يا نه؟”
 
والدين بدون اين كه به فرزندان شان فرصت مشاركت بدهند تمام امور را به دست مي گيرند اگر به نحوه برقراري ارتباط خود با فرزندمان نگاهي بيندازيم، متوجه مي شويم كه چرا او تمايل زيادي به اين ارتباط ندارد. اين نحوه برخورد براي كودكاني كه داراي اختلالات گفتاري هستند ، بسيار خطرناك است. فرصت ندادن به فرزندان باعث مي شود تا باور كنيم آن ها اطلاع چنداني از آن چه انجام مي دهند ندارند و به آن ها نيز مي آموزيم كه در ارتباطات خود منفعل عمي كنند. كمي در اين باره بينديشيد ، وقتي موضوعي را با فرزندتان در ميان مي گذاريد ، چه مي كنيد؟
 
اغلب ما بدون اين كه به او اجازه دهيم تا حرف خود را بزند به سخن گفتن ادامه مي دهيم، در اين صورت چه اتفاقي مي افتد؟ توجه او به ما كم و يا اصلا قطع مي شود. آيا خود شما وقتي با افرادي هستيد كه زياد حرف مي زنند و اجازه حرف زدن به شما نمي دهند، همين مساله را تجربه نكرده ايد؟
 
فرصت دادن و انتظار، مهارت پيچيده اي است كه براي والدين، معلمان و گفتار درمانان در ارتباط با كودكان بسيار سودمند است. اين مهارت براي برقراري ارتباط جمعي با كودكاني كه از شما فاصله مي گيرند، كاربرد دارد.
 
اگرچه سخن گفتن امري بديهي است اما براي برقراري ارتباط ، چه كلامي و چه غيركلامي، زمان لازم است. كودكاني كه داراي اختلالات گفتاري و مشكلات يادگيري هستند براي برقراري ارتباط به فرصت بيشتري نياز دارند. بسياري از والدين اظهار مي دارند كه دادن اين فرصت براي شان سخت و يا غيرممكن است، آن ها معتقدند كه براي واداشتن فرزندان به ارتباط بايد آنها را مورد بمباران كلمات و جمله ها قرار داد. مثلا يك سوال را بايد بارها و بارها از او پرسيد. آن ها از نتايج شگفت انگيز صبر و دادن فرصت به فرزندان شان بي خبر هستند. بسياري از ما نمي دانيم كه وقتي دايما حرف مي زنيم عملاً فرزندمان را از برقراري ارتباط و يادگيري صحبت با سايرين باز مي داريم. اگر والدين به فرزندان فرصت كافي ندهند ممكن است آن ها منفعل شده و بسياري از فرصت هاي طبيعي برقراري ارتباط با سايرين را از دست بدهند.
 
منبع: مجله موفقيت – روان شناسي رشد

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

آشنايي با هوش هاي 8 گانه انسان


هوش ها انواع و اقسامي دارند ؛ هر كسي در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد

 و تحصيلات و شغلش را بر پايه ي آن قرار دهد . " وارد گاردنر " روانشناسي بود كه

 اولين بار اين حرف را بر سر نظام آموزشي سنتي فرياد كشيد . درس پشت درس ،

 داريد مي افتيد ؟! كم كم از تحصيلات آكادميك حالتان بهم مي خورد ؟؟ دپ زده ايد

كه آنقدر خنگيد كه نمي توانيد درس هايي را كه نصف بيشتر همكلاسي هايتان پاس

 مي كنند ، پاس كنيد ؟ داريد حس مي كنيد كه " خنگ " هستيد ؟!

اما آيا واقعا چون نمي توانيد درس هايتان را پاس كنيد ، خنگ هستيد ؟ آيا فقط آنهايي

كه مدرك دكترا و فوق ليسانس شان را قاب گرفته اند و بالاي ميز كامپيوترشان

زده اند ، باهوش هستند ؟

تا موقعي كه هوش به معني همين آي كيويي بود كه از تست هاي سنتي بدست

 مي آمد بله ، باهوش ترين ها همان آقا مهندس ها و خانم دكترها بودند ، اما

 نظريه هاي جديدتر هوش ، چيز ديگري مي گويند .

آنها برگشته اند به تعريف اصلي هوش يعني " توان و سازگاري و پيشرفت در

 شرايط مختلف " به اين نتيجه رسيده اند كه يك مكانيك ماهر با تحصيلات  سيكل ،

 يك نوانده ي دوتار بي سواد ، يك فوتباليست ليگ برتر يا يك كشاورز كه از

زمينش محصول بيشتري برداشت مي كند هم باهوش هستند .

هوش تصويري

هوش تصويري يا فضايي يعني توانايي تجسم تقريبا هر چيزي حتي تجسم

 افكار ؛ يعني اينكه وقتي به شما مي گويند دموكراسي ، بتوانيد براي مفهوم

 دموكراسي يك تصوير ذهني از آدم هاي يك جامعه ي دموكرات در ذهن تان بسازيد .

اگر خيلي باهوش باشيد مي توانيد همين تصوير را تغيير بدهيد طوري كه مفهوم

 ديكتاتوري را القا كند . كساني كه هوش بالاي تصويري دارند به جزئيات يك تصوير

خيلي خوب دقت مي كنند و مي توانند تصاويري كه در ذهنشان مي سازند را روي

كاغذ بياورند .

پرورش : تصور كنيد كره ي چشمتان از بدنتان جدا شده و دارد در اتاقي كه در

 آن نشسته ايد سير مي كند . بگذاريد اين كره ي بازيگوش همه جا برود و بالا

و پايين و پشت و روي همه چيز را ببيند . حالا تصور كنيد چيزها از ديد كره ي

چشمتان چگونه است . اگر اين كار برايتان خيلي راحت است مطمئن باشيد

كه از نظر تصوير باهوش هستيد .

كاربرد :  معماري ، نقاشي ، عكاسي ، تصويرسازي ، صفحه بندي ، مرمت

 بناهاي تاريخي و جعل اسناد با فتوشاپ !!

 

هوش زبان شناختي

نوع ديگر هوش يعني هوش زبان شناختي ، در واقع بخشي از همان چيزي

است كه ميان عامه ي مردم هم به عنوان هوش پذيرفته شده است ؛ داشتن

 اطلاعات عمومي زياد ، توانايي سخنوري و زبان بازي ، توانايي خوب نوشتن

 و خوب خواندن ؛ روي هم رفته كسي كه بتواند از زبان به بهترين نحو استفاده كند .

پرورش : همه ي چيزهايي كه در كارگاه هاي نويسندگي مي گويند ، مي تواند

 اين هوش را در شما پرورش دهد . توجه به ريشه هاي شفاهي فرهنگ خودمان

 ( مثلا معناي ضرب المثل ها ، قصه هاي پريان و قصه هاي پدربزرگ ها و مادربزرگ ها )

 و خواندن بازيگوشانه و لذت بخش كتاب ها – بدون اينكه هدفي خارجي مثل اضافه

 شدن معلومات يا پز دادن به خاطر اضافه شدن به كلكسيون كتاب هاي خوانده

 شده ، مد نظرمان باشد – هم مي تواند اين هوش را پرورش دهد .

كاربرد : روزنامه نگاري ، نويسندگي ، تدريس ادبيات ، مسئول روابط عمومي ، وكالت

 

هوش منطقي – رياضي

انگار كساني كه اولين بار اصطلاح ( دودوتا چهارتا كردن ) را به وجود آورده اند ،

 ناخودآگاه مي دانسته اند بين منطقي بودن و رياضي دانستن ، رابطه هايي

 هست ! كساني كه هوش منطقي – رياضي بالايي دارند ، هم در عمليات

رياضي – مثل حساب كتاب كردن – از اطرافيانشان بهتر عمل مي كنند ، هم

بهتر مي توانند استدلال كرده و روابط علي و معلولي را درك كنند .

اين هوش هم از آن نوع هوش هايي است كه در تست هاي معمولي هوش

 سنجيده مي شود و در مدرسه و دانشگاه زياد بكار مي آيد .

پرورش : برويد ببينيد چرتكه چگونه كار مي كند . يك زبان كامپيوتري ، مثلا

پاسكال را ياد بگيريد . براي مساله هاي ساده ي رياضي از ماشين حساب

 استفاده نكنيد . به اين فكر كنيد كه چه قوانين علمي در سيستم هاي خانه ي

 شما تاثير دارند و براي يكبار هم كه شده سعي كنيد از صفحه ي اقتصادي

 روزنامه ي همشهري سردرآوريد .

كاربرد : مهندسي ، حسابداري ، برنامه نويسي كامپيوتر ، متخصص فلسفه

 بخصوص فلسفه ي علم و مجري طرح هاي پژوهشي .

 

هوش موسيقايي 

كسي كه به زير و بم آهنگ ها ، ريتم و تن صداها و نغمه ها حساس است ،

 مطمئنا از هوش موسيقايي برخوردار است . آدم هايي كه هوش موسيقايي

بالايي دارند حتما لازم نيست كه نوازنده يا خواننده باشند ؛ كسي كه مي تواند

 از تن صداي شما تشخيص دهد كه دروغ مي گوييد يا به خوبي مي تواند

صداي مشابه 2 خواننده را از هم تشخيص دهد هم به نوعي دارد از هوش

موسيقايي اش استفاده مي كند .

پرورش : آواز بخوانيد . سوت بزنيد . دوش بگيريد . سبك هاي مختلف موسيقي

 را گوش كنيد . براي هر زمان از زندگي روزمره تان يك موسيقي متن تصور كنيد .

 به آواز طبيعت ( صداي پرنده يا رودخانه ) دقت كنيد . هر چه در يك روز بر سرتان

 آمده را براي يك دوست صميمي با آواز بخوانيد . 

كاربرد : آهنگسازي ، خوانندگي ، نوازندگي ، نقد آثار موسيقايي و تدريس موسيقي

در كودكستان .

 

هوش جسمي حركتي

اين نوع هوش را احتمالا هيچ كدام از شما تا به حال هوش به حساب نمي آورديد ؛

 استعداد كنترل حركات بدن و دستكاري ماهرانه ي اشيا . حتي بعضي ها مي گويند

 هوش نشستن و هوش پياده روي هم داريم .

معلوم است كه اولين تصوير كه از اين نوع هوش به ذهنتان مي آيد تصوير

 ژيمناستيك كارهاي ماهر است . اما لازم به ذكر است كه جراح ها و كساني

كه خوب از پس حركات موزون برمي آيند هم در اين زمينه تبحر خاصي دارند .

پرورش : براي اينكه يك بدنسازي ذهني انجام دهيد قبل از هر چيز بايد ورزش كنيد .

 يكي از صنايع دستي را ياذ بگيريد .

كاربرد : ورزشكاري حرفه اي ( از فوتبال گرفته تا پرتاب ديسك ) ، جراحي ، مكانيكي .

 

هوش ميان فردي

بخشي از آن چيزي كه اين روزها به نام هوش هيجاني معروف شده است و

 همه جا فراگير شده ، همين هوش ميان فردي است كه اولين بار گاردنر از آن

نام برده است . هوش ميان فردي ، توانايي ارتباط برقرار كردن و خوب ارتباط برقرار كردن

 و خوب درك كردن ديگران است . اگر در ميان دوستانتان به سنگ صبور مشهور

 هستيد حتما از اين نوع هوش داريد .

پرورش : به يك NOG ( سازمان غيردولتي ) بپيونديد و ببينيد براي عمل كردن به

شعارهاي مردمي تان چند مرده حلاج هستيد . هر روز 15 دقيقه به حرف يك نفر

 گوش دهيد ( سخت است نه ؟! ) . اگر وبلاگ داريد به كامنت هايش جواب دهيد .

 در يك كلوب ايترنتي عضو شويد . زندگي آدم هاي مردم دار را بخوانيد و ببينيد

 چه كرده اند كه اينطور مشهور شده اند .

كاربرد : مشاور مدرسه ، مشاور خانواده ، مدير روابط عمومي يك شركت ، معلمي ،

 پزشكي ، مددكاري و فروشندگي .

 

هوش درون فردي

هوش درون فردي يعني هوش درك كردن خود و استفاده از خودشناسي براي انتخاب

 اهداف زندگي . كساني كه هوش درون فردي دارند بسيار مستقل و فرديت يافته اند .

 آنها ريز و درشت عيوب و خوبي هاي خودشان را مي دانند و يك تصوير كامل از

 خودشان در ذهن دارند .

پرورش : زندگينامه ي خود را بنويسيد ، روياهاي خود را بنويسيد و ردي از خودتان را

در آنها كشف كنيد . تست هاي معتبر خودشناسي يا شخصيت را علامت بزنيد تا

تصوير بهتري از خودتان در ذهن داشته باشيد .

كاربرد : روحاني ، روانشناس باليني و بخصوص روانكاو ، متخصص الهيات و

مشاغلي كه آدم آقاي خودش است .

 

هوش طبيعت

گاردنر وقتي كه نظريه ي هوش هاي هفت گانه اش در تمام دنيا سر و صدا كرده

 بود ، دريافت كه نظريه اش يك چيز كم دارد و آن هوشي بود كه آدم هاي عاشق

طبيعت دارند ؛ كساني كه مي توانند طبيعت را بفهمند ،‌در آن كار كنند و از آن لذت ببرند .

بر گرفته از بلاگ تا اوج

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

صحبت كردن با كودكان در هنگام خواب بسيار بيش‌تر از قصه خواندن قدرت تكلم آن‌ها را افزايش مي‌دهد. روانشناسان و متخصصين كودك مي‌گويند صحبت كردن با كودكان در هنگام خواب بسيار بيش‌تر از قصه خواندن قدرت تكلم آن‌ها را افزايش مي‌دهد. در صورتي كه با كودكان درهنگام شب سخن بگوييد قابليت تكلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتي كه براي آن‌ها داستان مي‌خوانيد رشد پيدا خواهد كرد. حتي اگر كودك شما سن كمي دارد و قادر به حرف زدن نيست زماني كه صداي شما را مي‌شنود و سعي مي‌كند به گونه‌اي به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌هاي زباني و تكلمي او به طرز شگفت آوري رشد مي‌كند.

نكته جالب توجه اين است كه بين سنين صفر تا 4 سال تماشاي تلويزيون تقريباً هيچ تأثيري، نه مثبت و نه منفي، برروي قابليت‌هاي تكلمي كودكان ندارد. از صدها سال پيش والدين براي كمك به خوابيدن كودكان يا ارتباط برقرار كردن با آن‌ها در هنگام شب براي آن‌ها قصه مي‌گويند. اگر چه بسياري از متخصصان كودك اين روش را براي بهبود تكلم كودكان مفيد مي‌دانند اما صحبت كردن با كودكان به مراتب تأثير بهتري روي آن‌ها دارد.

دانشمندان آمريكايي در تحقيقات خود متوجه شدند: بسياري از والدين براي رشد قدرت ذهني كودكان كتاب را انتخاب مي‌كنند و گاهي اين كار را در نهايت دقت و وسواس انجام مي‌دهند تا بهترين تأثير را روي كودك خود داشته باشند اما حتي بهترين كتاب‌ها هم تأثير بسيار كم‌تري از يك مكالمه كوتاه كلمه به كلمه بين كودك و مادر دارد. دكتر فردريك زيمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسياري از متخصصان والدين را تشويق مي‌كنند تا براي كودكان خودشان قصه بخوانند تا به اين ترتيب علاوه بر ايجاد حس آرامش در كودك او را با لغات و اصطلاحات جديد آشنا كنند. اما با اين روش نقش كودك در تبادل اطلاعات ناديده گرفته مي‌شود و به اين ترتيب كودكان ما به اندازه كافي سخن نمي‌گويند.

محققين در طي يك بررسي 275 كودك را بين سنين 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعي كردند تأثير عوامل مختلف مانند صحبت كردن آ‌نها با والدينشان، با ديگر كودكان و تماشاي تلويزيون را بر قدرت تكلم كودكان بسنجند. بعدها از اين كودكان آزمايشاتي به عمل آمد تا قدرت تكلم و زبان‌آموزي آنها در سنين اوليه زندگي مورد بررسي قرار گيرد. در پايان مشخص شد كودكاني كه درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت مي‌كنند نسبت به كودكاني كه فقط قصه گوش مي‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن مي‌گويند. آن‌ها لغات بيشتري را مي‌دانستند، بهتر از كلمات استفاده مي‌كردند و اشتباهات كم‌تري در صحبت كردن خود داشتند. شايد يكي از دلايل آن اين است والدين در هنگام سخن گفتن با كودكانشان اشتباهات آن‌ها را تصحيح مي‌كردند. چه كودكاني كه به داستان گوش مي‌كردند هم در قابليت سخن گفتن خود رشد كرده بودند اما ميزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. كودكاني هم كه قبل از خواب به تماشاي تلويزيون مي‌پرداختند تقريباً هيچ پيشرفتي از خود نشان ندادند و قدرت تكلم آن‌ها تغيير چنداني نكرد. مطالعات كارشناسان نشان داد كودكان طي يك روزبه طور متوسط نزديك به 13 هزار لغت جديد را از طريق والدين خود مي‌شنوند و همچنين نزديك به 400 بار با والدين خود به طور مستقيم گفت‌وگو مي‌كنند. والدين بايد از اين فرصت‌ها نهايت استفاده را ببرند و با تصحيح اشتباهات كودكان و معرفي لغات جديد به آن‌ها قدرت مكالمه كودكانشان را تا حد ممكن بالا ببرند. فقط صحبت كردن صرف با كودكان كافي نيست و والدين بايد تلاش كنند كودك خود را به حرف زدن تشويق كنند.به كودكان خود اجازه دهيد افكار درون ذهنشان را بيرون بريزند حتي اگر در حد چند كلمه بي‌معني است.


منبع:samiraeslamieh.blogfa.com



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
ظرافت در آيين سخن گفتن، آن است كه در سخن بايد «نرم‌گو» بود و مراد از نرم‌گويي اين است كه هنگام  سخن گفتن بايد لحن و آهنگ سخن نرم‌ و آهسته باشد. نمونۀ ديگري از ظرافت در آيين سخن گفتن پرهيز از گفتن سخنان ناهنجار است كه هر چند ممكن است راست باشد، ولي گفتن آن‌ها دور از ادب است. ظرافت در سخن، نه تنها در لحن سخن و موضوع سخن، بلكه البته در لفظ سخن نيز ضروري است.
 
  خصيصه و معيار ديگر ادب، «اندازه» يعني ميانه‌روي در كارهاست. حتّي در نيكي كردن نيز بايد اندازه نگه‌ داشت و از خداوند نيز بايد اندازه را درخواست كرد. 
 
  ابواسحاق حُصْري (متوفّي 453ق) در كتب "زَهْرُ الآداب" دربارۀ انواع آداب  مي‌نويسد:

«آداب ده است: سه شَهْرَجاني و سه اَنوشِرْواني و سه عربي و يك برتر از همه. شهرجاني:‌نواختن عود و باختن شطرنج و ورزيدن نيزه؛ انوشرواني: پزشكي و هندسه و سواركاري؛ عربي: شعر و انساب و تاريخ. و امّا آن يك نوع، كه از همه برتر است، قطعه‌هاي افسانه و داستان كه مردم در مجالس نقل مي‌كنند».
 
انواع ادب در دوره ساساني، يعني آنچه يك جوان پس ار اتمام دوره فرهنگ­آموزي، بايد بداند، عبارت است از: دين‌شناسي؛ يعني شناختن و از برداشتن يشت‌ها و يسنا و ونديداد و غيره، دبيري، خط‌شناسي، تاريخ و حكمت، اخترشناسي، جامعه‌شناسي؛ يعني شناختن جامه‌هاي زيبا و ظريف و اين‌كه جامۀ مناسب هر فصل سال كدام است همچنين استفاده از جامۀ مخصوص در سفر و در حضر، بستر‌شناسي؛ دربارۀ شناخت راحت‌ترين بستر، ورزش‌ها؛ مانند اسب سواري، كمان‌كشي، نيزه ورزي، چوگان‌بازي، تيراندازي، موسيقي‌شناسي؛ يعني آگاهي از هنر موسيقي و آواز و شعر كه بر روي هم عنوان خنياگري به آن‌ها اطلاق مي‌شود و عبارت است از شناختن و نواختن انواع سازها، چون وين، بربط، طنبور، كِنّار، ناي، چنگ و غيره، شناخت‌ دستگاه‌هاي موسيقي و انواع آواز و بهترين نوع آن و غيره، اخترشناسي، شناخت بازي‌ها؛ از شطرنج و نرد و چند بازي ديگر، آشپزي؛ شناخت انواع گوشت و تهيۀ خوراك‌هاي گوناگون و شناخت مزۀ خوراك‌ها، شناخت انواع پيش‌ خوراك‌ها و پس خوراك (دِسِر)ها و خوشاب (كمپوت) و ريچار(مربّا) و پالوده‌ها و غيره. مِي‌ شناسي؛ دربارۀ انواع شراب‌ها و بهترين‌ آن‌ها و دربارۀ نُقل يا مزۀ مي‌ و آن‌چه هنگام مي­خواري بايد رعايت كرد، آب‌شناسي؛ دربارۀ گواراترين آب‌ها، گُل‌ شناسي؛ دربارۀ انواع گل‌ها و بوي‌هاي خوش، زن‌شناسي؛ در شناخت فضايل اخلاقي و به ويژه چهره و اندام زيبا در زن.
 
  از كتاب "قاموسنامه" مي‌توان رشته‌هاي ديگري چون آيين خفتن، آيين گرمابه رفتن، آيين كارزار كردن، آيين برده خريدن، آيين خواستگاري، آيين دوست‌گزيني، آيين مهمان‌ كردن و مهمان شدن، آيين سفره، اسب‌شناسي و جز آن‌ها را به دست آورد.
 
  سه رشتۀ بسيار مهمّ ادب ساساني دبيري و سخنوري (بلاغت) و آداب داني بود. دبير در واقع از نزديك‌ترين مشاوران پادشاه و اغلب رقيب وزير بود. بر طبق شاهنامه، دبير بايد آگاه از فنّ بلاغت، خوش خط، توانا در نوشتن جملات كوتاه ولي پر مغز، خردمند، با دانش، تيزهوش، فراگيرنده و از نظر اخلاقي بردبار، شكيبا، راستگو، خويشتن‌دار، راز دار، وفادار، پاكيزه، پارسا و خوشرو باشد.

  در هنر بلاغت توجه ايرانيان بيشتر به معني بود و از آرايش‌هاي لفظي، كه توجّه خواننده و شنونده را از مطلب اصلي دور كند، پرهيز داشتند و اگر در لفظ صنعتي به كار مي‌رفت در خدمت به معني بود.

 
 
    پنج شرط بلاغت بر طبق شاهنامه:
 
الف. سخن بايد سودمند باشد تا از شنيدن آن گزندي به شنوندگان نرسد،

ب. سخن بايد به اندازه باشد.
 
ج. سخن گوي بايد هنگام شناس باشد.
 
د. گوينده در نقل داستان بايد آن را پيوسته (منظوم) بگويد.
 
ه. سخن‌گوي بايد داراي زيان گرم و آواي نرم باشد.
 
 
 
شيوۀ مطلوب در نثر و شعر در زبان پهلوي و در زبان فارسي آغازين را مي‌توان در سه شرط خلاصه كرد:
 
1- كوتاهي: چه در جمله و چه در كلّ سخن،

2- سادگي در لفظ و معني: يعني لفظ دور از صنايع لفظي باشد تا حواس خواننده را از موضوع اصلي سخن دور نكند، و معني هم نزديك به فهم باشد،
 
3- تصويرمندي: (يعني آراستن سخن به تشبيه و مثل و ضرب المثل و تمثيل).
 
  فقر صنايع لفظي در ادبيات پهلوي سبب شده بود كه تازيان، كه بلاغت را در صنايع لفظي جستجو مي‌كردند، ادبيات پهلوي را پرمعني ولي فاقد بلاغت بدانند.
 
  دربارۀ برگزاري جلسات هفتگي ادب در عهد ساساني و لااقلّ در زمان انوشيروان نيز مي‌توان آگاهي‌هايي از شاهنامه به دست آورد. در اين جلسات كه در حضور شاه برگزار مي‌شد، بحث دربارۀ اخلاق و آداب و ادبيات و آيين كشورداري بود. در دورۀ اسلامي، به ويژه در عهد مأمون و برمكيان، به تقليد از انوشيروان و وزير  او، بزرگمهر، مانند همين جلسات ادب را به نام «مجلس» برگزار مي‌كردند.

  دقّت در اصطلاحات ادب در شاهنامه، كه صورت فارسي شدۀ اصطلاحات ادب در زبان پهلوي است، گسترش ادب ساساني و وابستگي مستقيم ادب اسلامي را در عربي و فارسي بدان آشكار مي‌كند. برخي از اصطلاحاتِ عربي ادب، در جريان كلّي نفوذ زبان عربي در زبان فارسي، رفته‌رفته جانشين اصطلاحات فارسي مي‌شوند و يا در كنار آن‌ها مي‌نشينند (مثلاً صدق، صفا، كرم، جود، مدارا، رفق، حلم، سكينه، ملايمت،فتوّت، وفا، حيا، تواضع، رضا، جهد، ريا، بخل، هوي، حرص، حاجت، حسد، امساك، بغض، انتقام، غضب و جز اين‌ها). انتقال دهندگان اصلي ادب ساساني به فرهنگ اسلامي در درجۀ نخست "شعوبيه" بودند و در اين ميان دو تن، يعني ابن مقفّع و فردوسي، سهم ممتازي دارند، تا آن‌جا كه هر يك از اين دو تن را مي‌توان موجد يك «رنسانس ايراني» دانست.
 
  آميزش ادبِ ايراني با فرهنگ اسلامي از آغاز با دو مانع بزرگ روبه‌رو بود. يكي‌ اين‌كه برخي از رشته‌هاي ادب، مانند موسيقي و شطرنج و نرد و نگارگري و حتّي شعر، با اسلام سازگار نبود و در زمينۀ دين، برخي عقايد به كلّي غير اسلامي بود. ديگر اين‌كه حاملان فرهنگ ايران، يعني شعوبيه، ظاهرا مي­خواستند در زير سرپوش فعاليت فرهنگي، آيين مجوس را جانشين دين اسلام كنند، يا دست كم مسير اسلام را با روند فرهنگ ايران همراه سازند و با بهره‌گيري از مقام‌هاي سياسي و اداري و علمي خود در دستگاه خلافت عبّاسي، شكست نظامي ايراني را با پيروزي فرهنگي جبران كنند.
 
  در سدۀ چهارم ق، ايران‌گرايي شعوبيه از يك سو و ناسيوناليسم عرب از سوي ديگر، دو نيروي كم و بيش هم وزن بودند كه ستونِ پشتيبانِ نخستين، تاريخ و فرهنگ ايران و تكيه‌گاه دوم، اسلام بود. اگر چه با سستي گرفتن دستگاه خلافت بغداد و برآمدن سلسله‌هاي ايراني و به ويژه سامانيان، پايداري فرهنگي ايراني موفّق به نشاندن نهال زبان فارسي شد و ديري نگذشت كه اين نهالِ پايداري با پيدايش شاهنامه به درختي كهنسال تبديل شد، ولي از سوي ديگر اين پيروزي بزرگ فرهنگي سبب شد كه ميدان فعاليت شعوبيه كما بيش از قلمرو زبان عربي بيرون آيد و در چارچوب زبان فارسي محدود بماند و در نتيجه دورۀ درگيري دو فرهنگ تبديل به همزيستي و آميزش شود.

  از سدۀ پنجم ق به بعد، ديگر مسلّم شده بود كه گذشته از نفوذ ژرف شاهنامه در ميان تودۀ مردم ايران، در قلمرو زبان فارسي، ديگر هيچ شاهزاده، هيچ شاعر و موّرخ و اديب و نقّاش و عارف و متفكّري از مطالعۀ شاهنامه‌ بي‌نياز نيست و با آن‌كه از آن پس فرمانروايي در ايران در دست تركان بود كه در ايمان اسلامي آن‌ها جاي هيچ گماني نبود، زبان فارسي و شاهنامه تا آن اندازه ريشه دوانده بود كه تركان خود دوستدار و پشتيبان زبان فارسي و فرهنگ ايراني شدند. بنابراين چنان كه ياد شد، پيروزي نهضت شعوبيه در درون ايران به دورۀ درگيري دو فرهنگ ايراني و اسلامي پايان داد و زمينه براي همزيستي و آميزش دو فرهنگ آماده شد.

  از سدۀ پنجم ق به بعد، همۀ آثاري كه در زبان فارسي در زمينۀ ادب پديد آمده است نخست از دو سو تأثير پذيرفته است:
 
  يكي از سوي اين ادبِ ايراني – اسلامي و ديگري از سوي ادبِ سنّتي و ناب ايراني كه مهم‌ترين نمايندۀ آن در زبان فارسي شاهنامه است.

 مآخذ ادب ايراني را مي‌توان به سه دورۀ كلّي تقسيم كرد:
 
1- دورۀ پيش از ساسانيان؛
 
2- از زمان ساسانيان تا سدۀ چهارم ق؛
 
3- از سدۀ پنجم ق به بعد.

  مآخذ دورۀ نخستين را بخش‌هاي كهن اوستا تشكيل مي‌دهد. مهم‌ترين مآخذ دورۀ دوم را مآخذ داخلي به زبان‌هاي پهلوي، فارسي و عربي تشكيل مي‌دهد. مهم‌ترين متن‌ها به زبان پهلوي پندنامه‌ها و اندرزنامه‌هاست. تنها اثر غير ديني دربارۀ ادب به زبان پهلوي، كه در دست است، رسالۀ كوچكي است دربارۀ تربيت اشرافي ايران ساساني با عنوان "خسرو و ريدك".
 
 
 
مآخذ ادب در دورۀ سوم را بايد به دو دسته بخش كرد:
 
1- مآخذي كه در واقع دنبالۀ‌ مآخذ دورۀ‌ دوم به شمار مي‌رود و رنگ اسلامي آن‌ها ناچيز است؛
 
2- مآخذي كه رنگ اسلامي آن‌ها بيشتر است.

  به طور كلّي در زبان فارسي مطالب مربوط به ادب در همۀ انواع ادبيات روايي و تعليمي، مانند حماسه‌ها، آثار اخلاقي و عرفاني، منظومه‌هاي عاشقانه، كتاب‌هاي «آيين خسروان» از نوع قابوس‌نامه و سندبادنامه و نصيحة الملوك و مرزبان‌نامه،كتاب‌هاي افسانه و قصّه از نوع كليله و دمنه و طوطي نامه و ادبيات توده از نوع داراب‌نامه و سمك­عيار پراكنده است.

 
منبع:
 
دانش­نامه زبان و ادب فارسي، زير نظر: اسماعيل سعادت؛ تهران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1384،  ج1، ص243.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
جلسه‌ي اول: هنر اجرا چه فايده‌اي دارد؟


اجرا را نمي‌شود آموزش داد. چه طور مي‌شود چيزي را ياد داد كه يك چيز نيست؟ اجرا در هيچ چارچوبي نمي‌گنجد. مانند آموزش هنر است به طور كلي، به جاي آموزش شاخه‌اي خاص از هنر. چه طور مي‌شود حيطه‌اي كه مصالح‌اش زندگي است آموختني باشد؟ چه طور اساساً مي‌تواند «حيطه» باشد؟ آيا در بهترين حالت نتيجه‌ي كلاس «هنر اجرا» چيزي نمي‌شود شبيه به كلاس‌هاي مهمل و متداول «هنر زندگي» يا «راه‌هاي موفقيت»؟
 


ولي مگر در اين كلاس‌ها چه اتفاقي مي‌افتد؟ نظريه‌ي اجرا از چه‌گونگي مي‌پرسد. در كلاس‌هاي موفقيت از لحاظ اجرايي چه مي‌گذرد كه اگر براي هيچ‌كس موفقيت‌آميز نباشد دست‌كم براي برگزاركنندگان‌شان هست؟
 
بسياري از ما «مي‌دانيم» كه بد زندگي مي‌كنيم. شكست‌ها واقعي‌اند. دليل رواج اين كلاس‌ها يك نياز است: لزوم پاسخگويي به سؤالي كه با اثبات مهمل بودن‌اش محو نمي‌شود. دست برنمي‌دارد. فرد مي‌خواهد زندگي كند و هرچند زيستن علم نيست، احساس مي‌كند شكست‌اش با ندانستن‌اش نسبت دارد. و نمي‌داند كه چه را نمي‌داند. پس متقاعد مي‌شود كه اسم بنويسد. از سردرماندگي. شايد ديگري بتواند كمك‌‌اش كند. دراين حد دريافته كه شخصاً «نمي‌تواند».
 
محتواي اين كلاس‌ها به عنوان پديده‌اي جهاني در تنوع رنگارنگ‌شان اين است كه: «مي‌توانيد.» و از آنجايي كه خوشبيني مسري است، در اين كلاس‌ها فرد تواني را كه هر كودكي از آن برخوردار است و او به هر دليل فراموش كرده، يعني توان آرزو كردن و خواستن را، به ياد مي‌آورد. و اين تا مدتي سرپا نگهش مي‌دارد. بره‌ي گمشده به گله باز‌مي‌گردد. سرخوردگي‌اش براي مدتي كنار مي‌رود. انفعال‌اش با فعاليت مثبت و «توليدي» جايگزين مي‌شود. بهره‌وري‌اش بالا مي‌رود. قرار است روابطش با همگان بهبود يابد؛ از كارفرما گرفته تا خانواده. و موفقيت به او رو ‌كند چون «راز» موفقيت را دريافته. چون «پيغام» به او رسيده. منتها عجيب است كه «راز»ي كه در ازاي پرداخت مبلغي ناچيز (ناچيز در مقابل عظمت زندگي دوباره) سخاوتمندانه با هركسي در ميان گذاشته مي‌شود راز باقي مانده است. قاعدتاً هزاران سال تمدن بايد راز درست زيستن را به همگان مي‌آموخت و جامعه‌اي مي‌ساخت از افراد موفق، همگي سرگرم شادماني و پايكوبي!
 
در كلاس‌هاي هنر اجرا، همين پرسش در فضا پرپر مي‌زند؛ سؤالي كه با درجاتي كمتر در هر «جمع» ديگري هم محسوس است. به‌خصوص جمع‌هاي جواني كه «جرأت» مي‌كنند بپرسند من با «اين» زندگي‌ام چه بكنم. و البته، استاد مثل هر فرد باوجدان ديگري از پاسخگويي طفره مي‌رود. ماجرا به سرگشتگي مدرن شبيه است اما به نسل و جغرافيا هم مربوط مي‌شود: اين پاره‌پارگي روان و آشفتگي ذهن، اين سرخوردگي، اين جستجوي راهي ديگر براي فكر كردن و عمل كردن، اين سرگشتگي از ندانستن دليل شكست‌هاي پي‌درپي. اين‌ها مشخصه‌ي يك نسل‌اند و بلكه بيش از يك نسل. شايد نتوان، و از لحاظ اخلاقي هم نادرست باشد پاسخي تراشيد، اما شايد بتوان در چارچوب نظريه‌اي به سازوكارش انديشيد يا به مثابه هنرمند برايش كاري كرد.
 
دست آخر متقاعد شدم كه اگر اين‌ گسيختگي در كلاس‌ هنر اجرا پررنگ‌‌تر از هرجاي ديگر خود را نشان مي‌دهد بدين‌خاطر است كه هنرجويان از هنر اجرا خاصيتي درماني انتظار دارند: «توقع» اين كه «نظريه‌»ي اجرا چيزهايي را پاسخ بگويد كه غالباً از علوم انساني نظير جامعه‌شناسي و روان‌شناسي انتظار مي‌رود؛ توقع اين‌كه «هنر» اجرا كاري را بكند كه معمولاً از هنر انتظار نمي‌رود. و البته نظريه‌ي اجرا بخشي از علوم انساني است. و البته هنر اجرا تلقي متفاوتي از «هنر» دارد. افراد مايل‌اند بدانند كاربرد هرچيز، از جمله هنر، در زندگي‌شان چيست و به چيزي متقاعد مي‌شوند كه در زندگي‌شان كاربرد پيدا كند. نظريه‌ي اجرا جذاب است چون بر همين قضيه متمركز شده است. چون به كاربرد هنر توجه دارد و سازوكار «متقاعد شدن» را بررسي مي‌كند. چون دعواي ميان هنر براي هنر و هنر فايده را باور ندارد؛ به تمايز قاطع ميان هنر و زندگي اعتقاد ندارد؛ از پذيرفتن تمايز ميان صورت و محتوا سرباز مي‌زند؛ نمي‌پرسد فلان هنرمند يا مدرسِ «راه موفقيت» يا بهمان ايدئولوگ، شارلاتان هست يا نه. در عوض مي‌خواهد بداند شارلاتان دقيقاً چه كار مي‌كند، چرا باورش مي‌كنيم، و اين‌كه هركدام از ما تا كجا شارلاتان هستيم يا مي‌توانيم باشيم.
 
قطعاً چيزي به نام «هنر زندگي» وجود ندارد اما هنري هست كه دغدغه‌‌اش زندگي باشد و نظريه‌هايي وجود دارند كه رابطه‌ي هنر و زندگي را بررسي ‌كنند. مسلماً «زندگي سالم» وجود ندارد و تصور از سلامت همواره ذهني است،‌ همان‌طور كه تصور از زندگي چنين است: نامِ جمع‌بندي خود را از آن‌چه برما گذشته است زندگي مي‌گذاريم و چيزي را كه خود دستچين كرده‌ايم برآورد مي‌كنيم. با اين حال، بيماري‌هاي بيان و تكنولوژي‌هاي فرهنگ قطعاً وجود دارند و نظريه‌هايي هست كه از طريق‌شان مي‌شود به آن‌ها انديشيد و براي تغييرشان كاري كرد. ما در وضعيت خود با يك بيماري واقعي روبروييم. به قول آنتونن آرتو كه در نوشتن بيشتر اجراگر بود تا در تئاتر: «ايمان به يك بيماري واقعي و نه پديده‌اي مربوط به زمانه، بيماري‌اي كه ذات و توان بيانيِ هستي را لمس مي‌كند و به كل يك زندگي بسط مي‌يابد، بيماري‌اي كه بر روح به واقعي‌ترين صورت اثر مي‌گذارد و نمودهاي آن را مبتلا مي‌سازد. زهر هستي. فلجي واقعي. بيماري‌اي كه امكان سخن گفتن را مي‌گيرد، حافظه را پاك مي‌كند، انديشه را ريشه‌كن مي‌كند.» اجرا مي‌تواند فايده‌ي بزرگي به حالمان داشته باشد: شايد كمك كند رودرروي اين بيماري بايستيم. بيماري‌اي كه مشخصه‌ي يك نسل است و بيش از يك نسل.

جلسه‌ي دوم: اجرا چيست؟


در هر كلاسي كه صحبت از «هنر اجرا» بوده هميشه تقدم با زندگي بوده تا هنر. هميشه هنرجويي دست بلند كرده تا خودش را بر اثرش مقدم كند، تا به جاي اين‌كه بپرسد كاري كه مي‌كند «خوب است يا نه» ديگران را مجبور به شنيدن كاري كند كه اول و آخر «خواهد كرد». آشنايي با اجرا، در بهترين حالت براي هنرجويان تغيير مسير بوده و نه «پيشرفت» در مسيري مشخص. اگر بخواهيم بدانيم چرا، بايد ببينيم اجرا چه‌گونه چيزي است.
 


اجرا چيست؟ در هر بحث نظري نخست بايد مفاهيم را از هم تفكيك كرد. مثلاً چه چيزي اجراست و چه نيست. اما شايد بتوان اجرا را از طريق خود همين عمل تفكيك توضيح داد. در واقع نظريه‌ي اجرا، به اين تفكيك‌ مفاهيم و جدايي حيطه‌ها بدبين است. بدبين كه نه، محتاط است. چون اين تمايزات را حقيقي و ساختاري نمي‌داند. با نظريات ساختاري سر عناد دارد اما آن‌قدر جلو نمي‌رود كه اين تمايزات را «بي‌خاصيت» بداند. برعكس، علاقه دارد بداند اين تمايزات چه طور «اتفاق مي‌افتند» و چرا با وجود اين‌كه واقعيت ندارند اين‌همه «پرخاصيت»اند. چه طور مستقر مي‌شوند و واقعيت پيدا مي‌كنند. و پاسخ مي‌دهد كه: هر تعريفي، خود، نتيجه‌ي اجراست. خودِ عمل تعريف، يك «اجرا»ست؛ يك اتفاق است. با تعريف يك چيز، شما فرضي معصومانه نمي‌كنيد «كار»ي انجام مي‌دهيد كه در ذهن مخاطب اتفاق مي‌افتد. بلايي بر سر ذهن او مي‌آوريد: او را وادار به فهميدن مي‌كنيد.
 
اين را چه طور مي‌شود توضيح داد؟
 
كلاغي قرمزرنگ را در نظر بياوريد. با اين كار، من و شما كلاغي را در ذهن شما مي‌سازيم. نظريه‌ي اجرا مي‌گويد اين كلاغ از ذهن من به ذهن شما «منتقل نمي‌شود» بلكه در ذهن من و سپس در ذهن شما «ساخته مي‌شود». و من با ساختن اين كلاغ، با ذهن تمامي كساني كه اين سطور را مي‌خوانند كاري مي‌كنم. ساخت اين كلاغ با ساخته شدن‌‌اش در ذهن خودم پايان نمي‌گيرد. «ميزان» وجود اين كلاغ بستگي به اين دارد كه چند نفر اين متن را مي‌خوانند، اين متن تا كي وجود دارد، در دسترس چه كساني است و چه كساني آن را به ياد مي‌آورند. اگر اين را به هنر ربط دهيم نتيجه‌ اين مي‌شود كه در واقع آفرينش اثر، تمامي مراحل چاپ و نشر را هم شامل مي‌شود. بايد برايم مهم باشد كه اين كلاغ را براي چه كساني و در چه زباني توليد مي‌كنم. اين حيوان مي‌تواند به «درجات» مختلفي وجود داشته باشد. مثلاً كلاغ قرمزرنگ من چندان واقعي نيست چون در جهان بيرون به چشم نمي‌خورد؛ دايناسورها قدري واقعي‌ترند چون هرچند آن‌ها هم به چشم نمي‌خورند اشخاص زيادي سعي كرده‌اند وجود آن‌ها را به ديگران بقبولانند و «موفق شده‌اند»؛ گربه‌ها خيلي واقعي‌ترند چون دسترسي به شواهد براي باور كردن‌شان آسان‌تر است و جن و پريان هم واقعيت‌شان بستگي به مطالعات‌ شما و اعتقادتان به صحت منابع‌تان دارد. واقعيتِ «واقعاً» واقعي، صرفاً واقعيتي است كه از وجودش مطمئنيم و برايمان از همه نظر منطقي است؛ اما زياد پيش مي‌آيد كه اطمينان نادرست از آب درآيد. ما ديدن را به عنوان شاهدي بسيار محكم قبول داريم و قدرت هنرهاي تجسمي هم از همين‌جا مي‌آيد. سينما زمان را هم به خدمت مي‌گيرد و از هنرهاي تجسمي بيشتر «وجود دارد». نظريه‌ي اجرا نمي‌گويد كه هر واقعيتي موهوم است. مي‌گويد هميشه نوعي رويداد باعث مي‌شود چيزي را واقعي و چيز ديگري را موهوم بدانيم. نتيجه‌گيري‌‌هايمان ممكن است نادرست باشد اما «اتفاق» همواره واقعي است. ممكن است خواب‌مان را به صورت‌هاي مختلفي تعبير كنيم اما آن‌چه واقعيت دارد اين است كه خواب ديده‌ايم: چيزي را ديده‌ايم و اين را نمي‌شود انكار كرد.
 
در نتيجه، آن كه مايل است بيشتر وجود داشته باشد بايد سعي كند بيشتر ديده شود و منطقي براي توجيه كردن «بود» خود دست‌وپا كند. حقيقت خودش بر كرسي نمي‌نشيند، حقيقت را بايد بر كرسي نشاند، با قدرت، با اجرا. حقيقتي كه مستقر نشده باشد حقيقت «قلمداد» نمي‌شود. همه‌ي ما براي وجود داشتن هرچه بيشتر حرص مي‌زنيم. مايليم در تعداد اذهان بيشتري و به صورت عميق‌تري حضور داشته باشيم. نظريه‌ي اجرا سازوكار اين قضيه را بررسي مي‌كند.
 
پس به صورت ساده: اجرا اتفاقي است كه در ذهن مخاطب مي‌افتد. اجراگر كسي است كه اتفاق را باعث مي‌شود. اجرا اتفاقي است كه به واسطه‌ي روي دادن در جهان واقعي در ذهن مخاطب مي‌افتد. مخاطب كسي است كه اتفاق برايش مي‌افتد. سايتِ اجرا، ذهن مخاطب است. اجرا هميشه در جهان خارج نمودي دارد، چيزي كه معمولاً‌ نامش را «اثر» مي‌گذارند، اما نظريه‌ي اجرا به تمايز قاطع ذهن از جهان بيرون قائل نيست. نظريه‌ي اجرا رابطه‌ي ميان اين دو را بررسي مي‌كند. اين را در جلسه‌ي بعد بررسي مي‌كنيم.

 

جلسه‌ي سوم: اجرا در كجا اتفاق مي‌افتد؟


اجرا در كجا اتفاق مي‌افتد؟ در ذهن مخاطب؟ يا در جهان بيرون؟ اين‌جا مي‌توان ديد كه نظريه‌ي اجرا چه طور با دوتايي‌هاي مسئله‌ساز عالم هنر و فلسفه (نظير فرم و محتوا، عين و ذهن و دال و مدلول) برخورد مي‌كند. يكي از توانايي‌هاي نظريه‌ي اجرا به اين است كه مي‌تواند بدون استفاده‌ي مداوم از اين تمايزات پردردسر حرفش را بزند.
 


تفكيك ميان عين و ذهن بدين معناست كه: چيزي هست به نام جهان كه غير از «ما‌»ست و ما چشماني هستيم كه جهان را «تعبير» مي‌كنيم. اين چشم‌ها انگار خودشان جزئي از جهان نيستند اما در جهان جابه‌جا مي‌شوند و همه‌چيز را تفسير مي‌كنند، سپس به واسطه‌ زبان به يكديگر «انتقال»‌اش مي‌دهند. اگر اين فرض را بپذيريم آن‌وقت مجبور مي‌شويم در چند قدم بعدتر «فرهنگ» و «طبيعت» (culture/nature) را هم از هم جدا كنيم و «هنر» و «زندگي» را نيز همين‌طور.
 
از سوي ديگر، گفتن اين‌كه اين دو از هم «كاملاً» منفك و جدا هستند به همان‌اندازه دردسرساز است كه بگوييم اين‌ها «كاملاً» يكي هستند. اما مي‌شود، به شيوه‌ي نظريه‌ي اجرا، به اين پرداخت كه چرا اين اصطلاح‌ها را ابداع كرده‌ايم و اين واژگان چه كار مي‌كنند. ذهن با اين‌ها چه كار مي‌كند يا به عبارت بهتر «چه گونه كار مي‌كند».
 
نظريه‌ي اجرا بر همين مفهوم «كار» و «كاربرد» مستقر شده است: آيا فهميدن كار است؟ آيا انديشيدن كار است؟ آيا تخيل كار است؟ «كار» و «انديشه» با هم چه نسبتي دارند و آيا مفاهيم جدايي هستند؟ از اين جدايي تا تمايز ميان «طبيعت» و «فرهنگ» راه زيادي نيست.
 
ريشه‌هاي نظريه‌ي اجرا را مي‌توان در كتابي از ج.ال.آستين استاد دانشگاه آكسفورد و فيلسوف اخلاق پي گرفت كه نام كتاب‌اش به سادگي گوياي موضعي است كه در قبال اين مسئله دارد: «چه‌گونه مي‌توان با كلمات كار انجام داد؟» آستين در اين كتاب ادعا مي‌كند كه دسته‌اي از جملات هستند كه دستورزبان‌نويسان بي‌اعتنا از كنارشان گذشته‌اند و آن‌ها را جملات خبري به شمار آورده‌اند در حالي كه اين جملات به معناي اخص كلمه «خبري» نيستند و «درست» و «غلط» ندارد. ويژگي اصلي اين جملات اين است كه «كار انجام مي‌دهند». اين «كار» در لحظه‌ي به زبان آوردن اين جملات اتفاق مي‌افتد. براي مثال، وقتي عاقد از عروس يا داماد مي‌پرسد كه وكيل است يا نه و شخص جواب مي‌دهد: «بله»، اين جمله‌اي خبري نيست. شخص با بله گفتن به اطلاع عاقد نمي‌رساند كه وكيل است بلكه با گفتن اين كلمه اين وكالت را مي‌دهد؛ وكالتي كه پيش از گفته‌شدن اين جمله وجود ندارد. وكالت دادن با خودِ عمل «گفتن‌» اتفاق مي‌افتد. يا باز، مثلاً وقتي كسي به ديگري قول مي‌دهد، اين قول جمله‌اي خبري نيست. اين‌كه بگوييم: «من قول مي‌دهم فردا قرض‌ام را پس بدهم» نمي‌شود گفت جمله‌ي درست يا غلطي است. ممكن است شخص دروغ بگويد، يعني قصد نداشته باشد واقعاً اين قرض را ادا كند، ولي باز اين جمله «غلط» نمي‌شود و ضمناً اين غلط بودن را نمي‌توان با چيزي در جهان خارج سنجيد و معين كرد. آستين نام اين دسته از جملات را جملات اجرايي (performative) مي‌گذارد و مي‌گويد اين جملات «مناسب» يا «نامناسب‌»اند (happy/unhappy)  نه درست يا غلط. تمامي فحش‌ها، قول‌ها، شرط‌بندي‌ها،‌ قسم‌ها، لعن و نفرين‌ها، جملات عاشقانه، شعرها و مانيفست‌ها جملات اجرايي‌اند.
 
آستين در آن كتاب نشان مي‌دهد كه انديشيدن «كار» است. با انديشيدن يا گفتن يك جمله «اتفاقي» مي‌افتد اما «مناسب» يا «نامناسب» بودن اين اتفاق را هميشه نمي‌توان از روي منطق‌اش (مثل اين‌كه «جزء از كل كوچكتر است») يا به محك جهان بيرون فهميد («زاويه‌ي تابش و بازتابش با هم برابرند.»). جملاتي هستند كه «شرايط گفته شدن»شان در مناسب يا نامناسب‌ بودن‌شان مؤثر است. آستين مثال خطبه‌ي عقد را به كار مي‌برد و مي‌گويد خطبه‌ي عقدي كه روي صحنه‌ي تئاتر خوانده شود دو طرف ماجرا را به عقد ازدواج يكديگر درنمي‌آورد. جملات روي صحنه عيناً شبيه جملات گفته شده در دفتر ازدواج‌اند اما شرايط گفته شدن‌شان يكسان نيست. مهم است كه چه جمله‌اي توسط چه كسي در چه شرايطي خطاب به چه كساني گفته مي‌شود. محتواي جمله به اين‌ها بستگي دارد. اين هسته‌ي اصلي نظريه‌ي اجراست. آستين در اواسط كتاب اين قضيه را بسط مي‌دهد و ادعا مي‌كند كه «تمامي جملات زبان» تا حدودي اجرايي‌اند و در نتيجه معنايشان «تا حدودي» به شرايط گفته شدن‌شان بستگي دارد.
 
از همين‌جا مي‌شود ديد كه چرا پس‌زمينه (context) اين‌قدر در نظريه‌ي اجرا مهم مي‌شود («پس‌زمينه» همان شرايطي است كه به «متن» (text) معنا مي‌دهد.) و نيز مي‌شود ديد كه چرا در هنر اجرا مي‌گوييم تمامي اجراها منحصر‌به‌فردند و اجراي كاملاً «تكراري» وجود ندارد: هر اجرايي در «شرايط» متفاوتي اتفاق مي‌افتد: دست‌كم زمان و تاريخ اجرا تغيير مي‌كند. باز به همين دليل است كه مخاطب در هنر اجرا تا بدين‌ اندازه مهم مي‌شود: مخاطب خود بخشي از «شرايط اجرا» است. كافي است مخاطبان اجرا را عوض كنيد (مثلاً تئاتر بزرگسالان را براي كودكان يا موسيقي محلي را براي مخاطباني از فرهنگي ديگر اجرا كنيد) تا معنا و تأثير اجرا نيز عوض شود. نظريه‌ي اجرا به مثابه دستگاه‌زيباشناختي اين‌طور فرض مي‌كند كه اثر هنري مشمول نظريه‌ي اجراست:‌ نمي‌شود گفت معناي «قطعي» اثر هنري چيست و اين معناي «قطعي» را نمي‌توان از ساختار اثر استخراج كرد، بلكه همواره در تعامل با مخاطباني خاص و در شرايط خاص است كه اثر معنا مي‌دهد. تأثير اثر هنري را نمي‌توان به ترازوي ساختارش سنجيد، تأثير، همواره نتيجه‌ي تعامل ميان متن و زمينه‌ي متن است.

 

جلسه‌ چهارم: اجراگر كيست؟


با توجه به آن‌چه درباره‌ي متن و پس‌زمينه و تفكيك ميان بيرون و درون گفتيم اكنون مي‌توانيم بپرسيم كه اجراگر كيست و چه مي‌كند؟‌ اجراگر كسي است كه رابطه‌ي ميان متن و پس‌زمينه را تغيير مي‌دهد. اجراگر كسي است كه «اتفاق» را باعث مي‌شود. اما اين اتفاق لزوماً در جهان بيرون نمي‌افتد، لزوماً هم اتفاقي «ذهني» نيست. اين اتفاق پيوستار ذهن و عين را لحظه‌اي برهم مي‌زند. به طور ساده مي‌توان گفت كه اجراگر كسي است كه «بر ديگران» كار انجام مي‌دهد.
 


نمي‌شود پرسيد اين كار را در «درون»‌ انجام مي‌دهد يا «بيرون»، چون تفكيك بيرون از درون خود به‌واسطه‌ي اجرا و كار مشخص مي‌شود. (اساساً دليل اين‌كه مجموعه‌اي را ارگانيسم قلمداد مي‌كنيم و برايش وحدتي قائل مي‌شويم و درون و بيرونش را به واسطه‌اي اين وحدت از هم جدا مي‌كنيم، اين است كه «كار واحدي» انجام مي‌دهد.) شخص به اين دليل مي‌تواند خود را شخص بداند كه مي‌تواند خود را از محيط اطراف «جدا» كند؛ كه جملاتي را مي‌انديشد و بر زبان مي‌آورد كه درون و بيرون را از هم تفكيك مي‌كند؛ كه معلوم است اين جملات را در درون «ساخته» و تصادفي بر زبان نياورده است. در مورد شخصي كه جملات تصادفي به زبان مي‌آورد و به اصطلاح «هذيان مي‌گويد» مطمئن نيستيم كه «درون‌» دارد يا نه. احساس مي‌كنيم كه تحت تأثير نيرويي خارجي قرار گرفته و نيرويي كور از «بيرون» بر او مسلط شده است. اجرا درون را توليد مي‌كند. اين تفكيك بيرون و درون در سازوكار زبان حضور دارد:. هرجمله‌ي زبان «فعلي» دارد با «شناسه‌»اي كه از شخص شخص مي‌سازد: «مي‌انديشم پس هستم». فاعليت من بايد محرز باشد و گرنه بايد مي‌گفتم: «مي‌انديشم پس انديشه هست.» به يك معنا، دكارت در تك‌تك جملات زبان حضور دارد: «فكر مي‌كنم پس اجرا مي‌كنم؛ اجرا مي‌كنم پس هستم.»
 
نظريه‌ي اجرا مي‌گويد كه بنا به همين رابطه‌ي ميان انديشه و عمل است كه اشخاص را مي‌توان حتي به خاطر نيت‌شان تحت تعقيب قرار داد. بنا به نظريه‌ي اجرا، تفتيش عقايد عملي «بي‌پايه» نيست. «عقايد» در جهان تأثير مي‌گذارند. بنا به نظريه‌ي اجرا، «نيت» مهم است؛ نه به اين علت كه بدل به «عمل» مي‌شود بلكه از اين نظر كه به‌خودي‌خود «عمل» است. نظريه‌ي اجرا به افلاطون حق مي‌دهد كه شاعران را به خاطر «تأثير» اشعارشان از شهر بيرون مي‌كرد. «ترس» افلاطون به‌جا بود: او جرأت پذيرفتن خطر شاعران را نداشت. به همين ترتيب از ديدگاه نظريه‌ي اجرا، «دانستن»‌و اطلاعات و آمار اموري «خنثي» نيستند بلكه ماهيتي اجرايي دارند. جهان را اجراست كه مي‌گرداند، نه اصولي صلب و سخت. هرگونه اطلاعاتي كه «دانسته» مي‌شود، هر نوع آماري كه «استخراج» مي‌شود تغييري را در پيوستار ذهن و عين پديد آورد و به همين دليل هم هست كه معتبر است چون به خودي خود تأثير دارد. بدين‌ترتيب مي‌توان چيزها را از زاويه‌ي ديگري ديد: تحولات «پزشكي» صرفاً بدين معنا نيست كه دانسته‌هاي پزشكي يا تعداد كتاب‌هاي پزشكي افزايش يافته، بدين معناست كه از اين پس تأثير بيماري‌ها به واسطه‌ي حضور چيزي به نام «پزشكي» تغيير يافته است. اگر دانسته‌هاي پزشكي اين «تأثير» را نداشت حتي نمي‌شد گفت كه چيزي به نام پزشكي وجود دارد يا علم است. اين‌كه تشخيص بيماري نيمي از درمان است خود به اين علت است كه تشخيص بيماري خود «كار» است. تغيير دادن چارچوبي كه جهان را در آن چارچوب مي‌فهميم خود به معناي تغيير دادن چارچوبي است كه در آن زندگي مي‌كنيم. نظريه‌ي اجرا عمل را بر فكر مقدم مي‌سازد: من كاري انجام مي‌دهم و اين كار معنايي مي‌آفريند نه اين‌كه معنايي در ذهن دارم و برايش كاري مي‌كنم.
 
در اين‌جا مي‌شود نكته‌اي را توضيح داد كه همواره در كلاس‌ اجرا روي مي‌نمايد:‌ به خاطر همين تقدم است كه آثار نمادين نقطه‌ي مقابل آثار اجرايي‌اند. در آثار سمبوليك معنا اولويت دارد و اين شيوه‌اي كه ما ايرانيان در انديشه و هنرمان بدان عادت داريم. غالب پيشنهادهايي كه هنرجويان براي نخستين اجراهايشان دارند نمادين است و فاصله‌ي زيادي ميان ايده‌ي اجرا و خود اجرايشان وجود ندارد. غالب اوقات نيازي به اجراي اجرايشان نيست:‌ ايده را بشنوي كافي است. در صورتي كه اجرا هميشه بر اجراگر سبقت مي‌گيرد. هميشه معنايش از آن‌چه او در نظر داشته فراتر مي‌رود؛ چرا كه اجراگر نمي‌تواند اجرا را به چنگ آورد. نمي‌تواند:‌ چون به چنگ آوردن اجرا به معناي به چنگ آوردن متن و پس‌زمينه است. و هيچ‌گاه نمي‌توان بر پس‌زمينه در تماميتي كه دارد مسلط شد. پس: اجراگر كسي است كه مي‌گذارد اثرش از او فراتر رود؛ كسي كه در برهم زدن رابطه‌ي ميان متن و پس‌زمينه خطر مي‌كند تا چيز «جديدي» بيافريند؛ چيزي معنادار كه خودش هم پيش از آفريدنش از معناي تام و تمام آن آگاه نيست.
 
اگر بخواهيم خلاصه كنيم مي‌توان به طور ساده گفت: در آغاز كلمه نبود؛‌ در آغاز اجرا بود. اين را در جلسه‌ي بعد، با بازخواني بخشي از فاوست گوته كه به ترجمه‌ي همين جمله مي‌پردازد توضيح مي‌دهيم.

منبع :

http://fa.behpoor.com/?cat=12



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارت سخن گفتن


مهارت سخن گفتن شامل تعدادي مهارت است كه يادگيري و به كار بردن صحيح آنها باعث افزايش كيفيت سخن گفتن خواهد شد.
اين مهارت‌ها عبارتند از:
▪ آغاز صحيح مكالمه (جلب توجه شنونده)
▪ استفاده از واژه‌هايي متناسب با موقعيت ارتباط (موضوع صحبت، پايگاه اجتماعي طرف گفت‌وگو و موقعيت زماني و مكاني گفت‌وگو)
▪ كاربرد مناسب عوامل فرازباني مانند سرعت، شدت (بلندي و كوتاهي صدا)، مكث و زير و بمي صدا
▪ كاربرد صحيح نشانه‌هاي غيركلامي (حركات بدن و ژست‌هاي چهره)
▪ رعايت نوبت‌ در سخن گفتن
▪ استفاده مناسب از خرده‌مهارت توضيح دادن
▪ استفاده مناسب از خرده‌مهارت پرسيدن


● آغاز صحيح مكالمه
آيا هرگز به ارتباطات شفاهي خود فكر كرده‌ايد؟ شما چگونه به ديگران مي‌فهمانيد كه مي‌خواهيد صحبت كنيد؟
شروع خوب يا آماده‌سازي چيزي بيش از مثلاً يك معارفه ساده در آغاز مكالمه شفاهي است. اين مهارت كاركردهاي متنوعي دارد. ايجاد حالت آمادگي در شنونده از طريق برقراري تفاهم، جلب توجه و افزايش انگيزش، مشخص كردن انتظارات ما از شنوندگان، تشريح نقش دو طرف (گوينده و شنونده) در ادامه رويداد ارتباطي مورد نظر و يادآوري ارتباط‌هاي قبلي و تعيين سطح اطلاعات شنونده در زمينه مورد بحث از مهم‌ترين كاركردهاي يك شروع خوب هستند.
به عبارت ديگر آماده‌سازي مناسب ديگران باعث جلب توجه مخاطب و افزايش انگيزه او مي‌شود كه خود به خود فرد را به سوي مشاركت در رويدادهاي ارتباطي مي‌كشد.
● استفاده از واژه‌هاي متناسب با موقعيت ارتباطي
هر ارتباط زماني حول يك موضوع خاص مانند خريد و فروش، تحصيل و غيره رخ مي‌دهد. بديهي است هركدام از بافت‌هاي مكالمه‌اي ياد شده حوزه‌هاي واژگاني خاص خود را دارد و ما هنگام سخن گفتن از واژگان مخصوص حوزه مورد نظر استفاده مي‌كنيم.
نكته مهمي كه هنگام سخن گفتن بايد به آن توجه كنيم، پايگاه اجتماعي (سن، شغل، جنس و…) مخاطب است. به‌طور مثال هر زن يا مردي هنگام صحبت با جنس مخالف خود نبايد از همان زباني استفاده كند كه هنگام صحبت با هم‌جنس خود استفاده مي‌كند همچنين نوجوانان و جوانان در صحبت‌هايشان در جمع همسالان از الفاظي استفاده مي‌كنند كه نبايد هنگام صحبت با بزرگسالان استفاده كنند زمان و مكان هم در اين مورد بسيار حائز اهميت است. جوانان بايد ياد بگيرند فضاي گفت‌وگو در زمين ورزش، كلاس درس، خانواده و ديگر محيط‌هاي زماني و مكاني متفاوت است و در هر فضا بايد به‌گونه‌اي سخن گفت.
● نشانه‌هاي غيركلامي
نشانه‌هاي غيركلامي گاهي مي‌توانند جايگزين پيام‌هاي كلامي شوند. مثلا به جاي گفتن بله مي‌توان در برخي موقعيت‌ها با حركت سر به سمت پايين از نشانه غيركلامي استفاده كرد. اين نشانه‌ها گاهي به نقش تقويت‌كننده پيام‌هاي كلامي ظاهر مي‌شوند مثلا هنگامي كه در هنگام خداحافظي دست خود را هم تكان مي‌دهيم. به‌طور كلي مي‌توان نشانه‌هاي غيركلامي را به دو گروه تقسيم كرد: حركات اعضاي بدن كه هنگام انتقال افكار خود به ديگران استفاده مي‌كنيم و ژست‌هاي چهره و حركات چشم كه هنگام برقراري ارتباط و انتقال افكار از آن استفاده مي‌كنيم.
● رعايت نوبت
براساس قاعده‌اي كه پذيرفته شده است شركت‌كنندگان در يك گفت‌وگو نقش خود را بايد به نوبت به عنوان شنونده يا گوينده ايفا كنند. اين قاعده بر اين اساس كه تا يكي از دو طرف به تناسب از سهم خود استفاده نكرده و سخن خود را به پايان نرسانده است، ديگري شروع به سخن گفتن نمي‌كند. اين قاعده به همه مي‌آموزد كه شنونده خوبي براي پيام‌هاي ديگران باشند و به‌اصطلاح وسط حرف ديگران نپرند. رعايت اين قاعده بسيار مهم است.
● مهارت توضيح دادن
يكي از مهم‌ترين خرده‌مهارت‌هاي سخن گفتن؛ توضيح دادن است. توضيح دادن يعني فهماندن مطالب به ديگران كه بخش زيادي از مكالمات روزمره ما را شامل مي‌شود. در واقع همه ما به جز در مواردي كه در حال پرسيدن، امر كردن و همدلي هستيم مشغول ارائه اطلاعات، اخبار، راهنمايي، توجيه و در يك كلام توضيح دادن هستيم. توضيح دادن بايد به‌طور سازمان‌يافته يا استفاده از اصطلاحات درست و مناسب باشد. ما بايد قبل از هر توضيحي روي موضوع اصلي متمركز شويم و سپس به صورت توصيفي، تفسيري يا استدلالي به توضيح موضوع موردنظرمان بپردازيم.
● مهارت پرسيدن
يكي از متداول‌ترين كارهايي كه ما هر روز از آن در تفهيم و تفاهم با ديگران استفاده مي‌كنيم پرسش است. پرسش‌هاي ما بيشتر كلامي هستند اما گاهي هم غيركلامي هستند. هنگامي كه دانش‌آموزي سر كلاس دست خود را براي كسب اجازه سخن گفتن بالا مي‌برد در واقع از استاد خود مي‌پرسد آيا اجازه صحبت كردن دارد يا نه.
مطالعات نشان مي‌دهد كه بين ۳۰ تا ۴۰ درصد گفته‌هاي مردم جمله‌هاي پرسشي است. كسب اطلاعات از حالت‌هاي عاطفي، وضعيت جسمي و رواني مخاطب، ايجاد علاقه و كنجكاوي در مخاطب، به حداكثر رساندن فعاليت ذهني و عملي مخاطب سنجش ميزان دانش مخاطب، ترويج و تشويق تفكر انتقادي و قضاوت در مخاطب، تشويق مخاطب براي شركت در بحث و جلب توجه او از طريق پرسيدن سوالات غيرمعمول از مهم‌ترين كاركردهاي پرسش است.
● پايان مكالمه
براي پايان دادن به مكالمه برحسب موقعيت و مخاطب نياز به مقدمه‌چيني است و بايد از شيوه مناسبي بهره گرفت. خاتمه دادن به گفتار بدون آمادگي طرف مقابل براي اين پايان با حالت رضايت‌بخش به تعامل زباني كار درستي نيست. براي اين كار مي‌توان از علائم و نشانه‌هاي كلامي و غيركلامي استفاده كرد. مثلا نگاه كردن به ساعت.

منبع :

http://azhamehchiz.persianblog.ir/post/817



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
10 محور مهم در گفت‌وگوهاي پيش از ازدواج

بيشتر مشاجره هاي لفظي ميان زن و شوهرها از حرف هايي كه ميان آن ها رد و بدل مي شود، برمي خيزد؛ حرف هايي كه يا نشان دهنده ي اختلاف نظر درباره ي عقايد و سلايق آن هاست يا قرار است منجر به يك تصميم مشترك براي يكي از امور زندگي شود. اما چرا اين اختلافات در دوران آشنايي پيش از ازدواج مجال بروز پيدا نمي كنند؟

دليل اول آن است كه تا زماني كه دو نفر زير يك سقف نروند و زندگي مشتركشان را شروع نكنند، كمتر ممكن است حرف هايي از اين دست پيش بيايد و دليل ديگر آن كه اگر هم پيش بيايد، رودربايستي ها و ملاحظات باعث مي شود، طرفين حرف خود را فروبخورند.
 
پس اگر دختر و پسر در دوران آشنايي پيش از ازدواج در چنين مواردي حرفي پيش بكشند و بدون خودسانسوري و واقع بينانه نظر خود را بگويند و نظر طرف مقابل را بشنوند، مي توانند دوران زناشويي بهتري را براي خود متصور باشند.

دقت كنيد كه هيچ يك از محورهاي پيشنهادي گفت وگو كه در ادامه مي خوانيد، براي ارزش گذاري رفتار شما يا طرف مقابلتان نيست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوت ها است. تفاوت هايي كه اغلب يكي از اين سه حالت را دارند: مفيد و مكمل هم، قابل اغماض و مديريت، غيرقابل اغماض و مديريت .
 
 
محاسن خانواده ها؛ محور اول

هر يك از طرفين، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده اي را كه در آن بزرگ شده است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگويد آيا او هم مواردي را كه به عنوان ارزش ها و محاسن خانواده ي همسر آينده اش شنيده است، «ارزش» و «حُسن» مي داند؟
نكته: ممكن است رفتاري كه شما هميشه به عنوان يكي از خوبي هاي خانواده و اقوام خود مي پنداشته ايد، در نظر همسر آينده تان، يك رفتار ناپسند يا مشكل ساز تلقي شود.
 
 
معايب خانواده ها؛ محور دوم

هريك از طرفين، ابتدا بايد بر اساس معيارهاي عرفي جامعه، معايب خانواده اي را كه در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگويد كه آيا اين معايب در زندگي شخصي و مشترك با همسر آينده اش مشكل ساز خواهد بود يا نه؟ (اگر مشكل ساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)
همچنين صادقانه بگويد كه افكار و رفتار خودش نيز تحت تأثير اين خلقيات غلط خانوادگي هست يا نه؟ (اگر تحت تأثير است، تا چه اندازه؟)
سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربايستي بايد بگويد كه آيا مي تواند با چنين روحياتي كنار بيايد يا نه؟
 
 
زمان بچه دار شدن؛ محور سوم

هريك از طرفين بايد نظر خود را درباره ي زمان بچه دار شدن بگويد.
ممكن است شما معتقد باشيد بلافاصله پس از ازدواج بايد بچه دار شد. اين عقيده تنها مختص به كساني كه دير ازدواج مي كنند و نگران فاصله ي سني خود و فرزندشان هستند نيست، بل كه كساني هم هستند كه معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بيشتر وابسته ي هم مي شوند و رفتارهاي كودكانه ي خود را  زودتر كنار مي گذارند.
در اين ميان عده اي هم معتقدند همين طور كه زندگي سر و سامان مي گيرد، بچه ي زودآمده هم از آب و گل در مي آيد و همه ي دردسرهاي اول زندگي با هم تمام مي شود.
اما شايد طرف مقابل شما از آن هايي باشد كه معتقدند چند سال اول زندگي را بايد در غياب بچه خوش بود و گشت و گذار كرد يا از آن هايي كه عقيده دارند تا رفاه كامل برقرار نشود، نبايد بچه دار شد. پس در اين موارد به صراحت صحبت كنيد.
 
 
تعداد بچه ها؛ محور چهارم
 
هريك از طرفين بايد نظر خود را درباره ي تعداد بچه ها بگويد.
ممكن است شما معتقد به تك فرزندي باشيد و معتقد باشيد يك ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و يا اصلا حوصله ي بيش از يك بچه را نداشته باشيد.
شايد هم برعكس؛ عقيده داشته باشيد كه بچه ي يكي يك دانه، خل و ديوانه مي شود و بچه بايد هم بازي داشته باشد و يا بيش از يكي باشد تا در سنين بالاتر تنهايي شما را بيش تر پر كند.
حالت ديگر اين است كه شما معتقد به جوري جنس باشيد؛ يعني بگوييد بچه دار شدن را بايد حتي الامكان تا وقتي هم كه فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد.
پس عقيده ي خود را ـ هرچه كه هست ـ در اين مورد پنهان نكنيد.
 
 
تربيت بچه ها؛ محور پنجم
 
هريك از طرفين بايد نظر خود را درباره ي نحوه ي تربيت بچه ها بگويند.
ممكن است شما معتقد باشيد كه هنوز هم روش هاي سنتي تربيت و سخت گيري به بچه از همان سنين طفوليت، مطمئن ترين راه براي حفظ او در مسير صحيح رشد فكري است.
شايد هم معتقد به روش هاي نوين تربيتي باشيد و يادگيري روش درست تربيت بچه را مستلزم مطالعه ي كتاب هاي روان شناسي تربيت بدانيد.
كساني هم هستند كه مي گويند بايد كتاب هاي تربيتي را خواند اما اين روش ها را با در نظر گرفتن واقعيات و شرايط فرهنگي جامعه به كار بست.
در هرحال فراموش نكنيد كه در بحث تربيت، جدال سخت گيران و آسان گيران و نيز نبرد سنت و مدرنيزم يكي از زمينه هاي بروز اختلاف است.
 
 
دايره ي همدلي و پايبندي؛ محور ششم
 
همدلي و پايبندي براي هركس تعريف خاص خود را دارد.
ممكن است شما نوع برخورد يا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگي يا عمومي را نشان دهنده ي ميزان پايبندي او به زندگي مشتركتان بدانيد.
يا ممكن است شما به همسرتان اعتماد كامل داشته باشيد، اما باز هم به خاطر ناپسند شمردن رفتارهاي برخي اشخاص ديگر ـ اعم از مرد و زن و فاميل و غيرفاميل ـ متوقع همدلي و همكاري او در محدود كردن ارتباطات خود با آن ها باشيد.
اين هم ممكن است كه شما نگران گذشته ي نامزدتان باشيد.
اما درهرحال دو چيز را از ياد مبريد:
اول اين كه؛ هرگز نمي توانيد متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدينش باشيد.
دوم اين كه؛ از ماجراهاي گذشته ي خود، آن چه را كه ممكن است در آينده براي زندگي مشتركتان مشكل ساز شود، ناگفته نگذاريد و متقابلا به نامزدتان نيز اين را يادآور شويد، اما در گذشته ي يكديگر بيش از اين جست وجو نكنيد.
 
 
خرج كردن؛ محور هفتم
 
از نظر شما چه هزينه هايي خرج لازم و چه هزينه هايي خرج زائد هستند؟
ممكن است كاري كه شما به حساب صرفه جويي خود مي گذاريد، همسر آينده ي شما به پاي خساست شما بگذارد.
در اطراف خود، چه كسي را ولخرج، چه كسي را خسيس و چه كسي را مدبر مي دانيد؟ نمونه هايي از ولخرجي، خساست و تدبير آن ها را مثال بزنيد.
مثلا ممكن است شما هدايا و كادوهاي متقابل مناسبتي را باعث افزايش محبت بين اعضاي خانواده يا اقوام بدانيد و ممكن است آن را نوعي ولخرجي و عرصه اي براي بروز چشم و هم چشمي ها تلقي كنيد.
شايد هم نفس عمل را ستايش كنيد اما معتقد باشيد كه بايد در هر مورد، فراخور حال عمل كرد.
يا ممكن است صرف ناهار و شام را در بيرون از منزل، يك تفريح خوب يا يك ولخرجي بي مورد به حساب آوريد.
نظرتان در مورد خرج كردن براي سرگرمي هايي مثل مسافرت، شهربازي، سينما، تآتر، گالري هاي هنري و كنسرت هاي موسيقي يا ميهماني دادن چيست؟
 
 
پيشرفت مالي؛ محور هشتم
 
آيا شما فكر مي كنيد كه طي هر يك سال بايد پيشرفت هاي مهمي در زندگي تان محقق شود يا در عرض كمتر از يك سال؟
آيا شما فقط خودتان را به عنوان مدير برنامه هاي كاري و مالي خود قبول داريد يا همسرتان را نيز به عنوان كسي كه از مسائل كاري و مالي شما خبر دارد، مشاور و حتي مدير خوبي براي برنامه هاي تان مي دانيد؟
به عنوان مثال؛ آيا شما فكر مي كنيد فعلا بيش از اين نمي توان براي تغيير شرايط مالي و ارتقاي وضعيت شغلي كاري كرد يا معتقديد كه دو فكر بهتر از يك فكر جواب مي دهد و همفكري با همسرتان در اين مورد، مي تواند منشاء تحول باشد؟
آيا شما معتقديد كه زن نيز بايد در اين مسير با شوهر خود همراه شود و بيرون از خانه شغلي داشته باشد؟
نهايت پيشرفت براي شما چيست؟ تصاحب يك خانه ي مناسب و يك اتومبيل؟ تصاحب يك خانه مجلل در بالاي شهر و يك اتومبيل مدل بالا و يك ويلا در منطقه اي خوش آب و هوا؟ يا...؟
 
 
اوقات فراغت و امور منزل؛ محور نهم

به نظر شما ايام تعطيل و اوقات فراغت براي چه كاري است؟
امور منزل و كارهاي عقب افتاده؟ استراحت؟ تفريح؟ مطالعه؟ اهميت هركدام از اين موارد براي شما چه قدر است؟ بيشتر اهل كدام يك از اين كارها هستيد؟
آيا حاضريد وقتي كه نياز به استراحت نداريد، بدون دلخوري از سر رفتن حوصله تان، فرصت استراحت به همسرتان بدهيد؟
به نظر شما همكاري شوهر در انجام امور منزل ـ جمع و جور، رُفت و روب، شست و شو، آشپزي، خريد مايحتاج روزانه، امور بچه ها و... ـ تا چه اندازه بايد باشد؟ براي روشن شدن اين ميزان، درصد بگوييد.
چه كارهايي براي اوقات فراغت روزانه و چه كارهايي براي ايام تعطيل مناسب اند؟
تماشاي فيلم را در منزل ترجيح مي دهيد يا سينما؟
مطالعه را مفيد مي دانيد يا ضروري؟
چه قدر ميهماني رفتن يا ميهماني دادن را دوست داريد؟
دوست داريد چه مقدار از اوقات فراغت خود را دو نفري و چه مقدار از آن را در جمع دوستان و آشنايان بگذرانيد؟
چه قدر اهل سفر هستيد و چه گونه مسافرتي را دوست داريد؟
آيا قدم زدن در كوچه ها و خيابان هاي شهر را دوست داريد؟
آيا...؟
 
 
صميميت و احترام؛ محور دهم
 
دايره ي پرهيز از توهين و حفظ احترام طرفين در هنگام بروز اختلافات و مشاجره هاي لفظي را چه گونه ترسيم مي كنيد؟
آيا درصورت بروز مشاجره با يك شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او مي كنيد، يا كل شخصيت و كل رابطه اي را كه با او داريد، زير سوال مي بريد؟
ابراز علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما بايد چه گونه باشد؟ با حرف هاي محبت آميز؟ با دادن هديه؟ با كمك در انجام كارهاي شخصي شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهاي زناشويي؟
توقع داريد همسرتان هركدام از اين كارها را با چه فواصل زماني و در چه اوقاتي براي شما انجام دهد؟
تا چه اندازه آمادگي پيش قدم شدن براي انجام هركدام از اين كارها را داريد و تا چه اندازه متوقع هستيد همسرتان در اين موارد پيش قدم شود؟
 
 
 
منبع : عصر ايران



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
راهكارهاي ساده براي سخن گفتن و ارتباط با ديگران
 

اگر به نكات زير دقت كنيد هنر فن بيان و محاوره بسيار آسان مي شود و در موقعيت هاي اجتماعي با اعتماد به نفس كامل مي توانيد ارتباط برقرار كنيد.بيشتر افراد در موقعيت هاي اجتماعي در ابتدا احساس آشفتگي ، خجالت و غريبي مي كنند.

در وضعيتي كه شما احساس مي كنيد راجع به موضوع مورد بحث چيزي نمي دانيد بايد با حرفي سكوت و سردي بين خود و نفر مقابل را بشكنيد و بحث را شروع كنيد. در اين حالت چه مي كنيد ؟!

اولين قانون براي شروع گفتگو :

1- بخواهيد كه درباره ي موضوع اصلي صحبت كنيد نه حاشيه :

1-1 در محيط كاري :

اگر شما با يك بازارياب حرفه اي طرف هستيد ، او هر طور شده رشته كلام را به دست مي گيرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به ياد داشته باشيد او هيچ وقت شما را در موقعيتي قرار نمي دهد كه كلمه بله يا خير را در مورد تاييد يا عدم تاييد جنس مورد نظر بگوييد .

به طور مثال شما هرگز از دهان آنها اين حرف را نمي شنويد كه : آيا مي خواهيد اين بيمه را بخريد ؟!حتي اگر با خريد مخالفت كنيد باز هم پافشاري او بيش ترشده و با با عباراتي مثل : شما اصلا" در مورد اين بيمه چيزي مي دانيد ؟!! و در اين وقت است كه او قاطعانه پاسخ شما را خودش مي دهد " نه هيچي نمي دانيد " و يك سري چيزهايي بيان مي كنند كه شايد در نهايت هيچ ربطي به موضوع اصلي نداشته باشد ، در اين حالت فروشنده راحت مي تواند به هدف اصلي خود برسد و بحث را ببندد. اين بازارياب ها سوالاتي مي كنند تا شما را به اهداف و پيش بيني هاي ذهن خود نزديك كرده و چون شما در موقعيت يك فروشنده نيستيد ، بالاخره راضي به خريد مي شويد ! بنابراين موضوع اصلي بحث را فراموش نكنيد.

2-1- اين حالت در موقعيت هاي روزمزه اجتماعي چگونه مي شود ؟

فرض كنيد سر ميز شام هستيد با دوستانتان ، شما نبايد فقط بگوييد " اين مرغ چقدر خوشمزه است !" بلكه با اضافه كردن كلماتي به سوال خود منتظر پاسخي مي مانيد !

بطور مثال " اين مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در يك شب ديگر بسيار لذيد مي شود ! بگوييد كي و كجا آن را درست كنيم و بخوريم ؟1!

خوب ! سكوتي بين شما و آنها ايجاد مي شود كه در حين اينكه آنها از درون از دست شما عصبي هستند ولي تنها شما آنها را مجبور كرديد كه با خوشحال نشان دادن خود سعي كنند تنها نظر شما را بپذيرند و موضوع گفتگو شروع مي شود!
 
مثال ديگر :

شما مي خواهيد در مورد لباس يك خانم نظر دهيد و آن را كامل تر كنيد :

شما نبايد بگوييد :" چه لباس قشنگي " خوب ، مطمئنا" او تنها پاسخ مي دهد " متشكرم! "

بنابراين اين طور مي پرسيد :" چه لباس قشنگي ! از كجا خريده اي ؟ " ، در اين حالت پاسخ او كامل تر است و حداقل مي دانيد از كدام فروشگاه خريد كرده است ، پس اين طور ادامه مي دهيد و مي پرسيد : " آن فروشگاه كجاست ؟" و در ادامه مي گوييد" همسر من ( يا كس ديگر را مثال بزنيد ) از جاي ديگر خريد مي كند، من واقعا" لباسهاي سبك اصيل و رسمي را دوست دارم تقريبا" شبيه مدلهايي كه درتلويزيون است ، شما ديده ايد ؟! " و به اين ترتيب گفتگو ادامه مي يابد ...
 

2- آرام و خونسرد باشيد :

يك فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم مي شود ، هميشه باادب باشيد و با روي خوش ، ديگران هميشه با چنين كسي دوستانه برخورد مي كنند.

3- مي توانيد دقيقا" از جايي كه هستيد شروع كنيد :

به طور مثال اگر مورد اصلي بحث محيطي است كه در آن هستيد اين طور مي گوييد :

" چه دكور جالبي !" " نظر شما درباره ي رنگ آميزي آن چيست ؟!"

نبايد دائم به آن چيزي كه خودتان علاقه داريد اشاره كنيد ، نظر ديگران را بخواهيد تا پاسخي هم از آنهاداشته باشيد واين چنين است كه ناخودآگاه گفتگو شروع مي شود.

اگر در موقعيتي قرار بگيريد كه به عنوان نقد كننده خبري هستيد بازهم نظر ديگران را بپرسيد و آنها را در بحث سهيم كنيد.

در باره ي موضوعي كه ممكن است كسي ناراحت شود بحث نكنيد چرا كه خيلي موضوعات عادي و عمومي هستند كه افراد مي توانند بدون ايجاد دلخوري در مورد آنها گفتگو كنند.

در واقع مهم اين است كه به طريقي آنها را درگير بحث كنيد و محاوره به خودي خود ادامه مي يابد.

به ياد داشته باشيد اگر بين افراد ، سكوتي حاكم شود آنها چون هنر شروع كردن بحث را ندارند ، خيلي خوشحال مي شوند كه كسي مثل شما بتواند گفتگو را آغاز كند.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۸:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][