مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8240
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5169203

             

مي خواهم برگردم به روزهاي كودكي


آن زمان ها كه :


پدر تنها قهرمان بود


عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه ميشد


بالاترين نــقطه ى زمين، شــانه هاي پـدر بــود


بدتـرين دشمنانم، خواهر و برادر هاي خودم بودند


تنــها دردم، زانو هاي زخمـي ام بودند.


تنـها چيزي كه ميشكست، اسباب بـازيهايم بـود


و معناي خداحافـظ، تا فردا بود...!

z.mohammadi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۷:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
يه توپ دارم قلقليه

I have a ball roundy rounded,
It's red ,white and blue.
When I hit it against the ground,
You have no idea how far it goes.
I didn't have this ball.
I did my homeworks well.
My dad gave me an Eid gift.
Gave me a rounded ball!

اتل متل توتوله

How's Hassan's Cow?
She doesn't have neither milk nor tits.
They took her milk to India.
Marry a Kurdish Woman.
Name her Amghezy.
Around her hat reddish.
Aachin and Vaachin,
cross one of your legs!

عمو زنجيرباف

Uncle chain knitter!
Yeeeeees.
Have you knit my chain?
Yeeeeees.
Did you throw it behind the mountain?
Yeeeeees.
Father has just arrived.
What does he bring?
Pea and raisin.

Eat it and come


Z.musavi


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۷:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مامور راهنمايي رانندگي هم نشديم موقع امتحان گرفتن از زنا كلي بخنديم!

 

- زمبه هم نشديم حداقل سگارو نگرانمون باشه...

 

- تام و جري هم نشديم زندگي مون سرتاسر هيجان باشه

 

- شريعتي هم نشديم هر چي جملات قصاره نسبت بدن به ما

 

ماكسيما در افغانستان حدود 6 ميليون تومانه، افغاني هم نشديم بتونيم ماكسيما بخريم

            L.abdollahi

مارك آنتوني هم نشديم جنيفر لوپز رو طلاق بديم

 

 

 

كبري هم نشديم تصميم هامون رو تو كتاب ها بنويسن

 

كوزت هم نشديم آخرش خوشبخت شيم

 

 

- ويرگول هم نشديم هر كي بهمون رسيد مكث كنه!

 

- قره قوروتم نشديم دهن همه رو آب بندازيم!

 

- موبايل هم نشديم، روزي هزار بار نگامون كني!

 

- كيبورد هم نشديم ملّت به بهانه تايپ يه دستي به سر و كله مون بكشن!

 

- مدير بانك هم نشديم بريم كانادا خونه 2 ميلياردي بخريم هديه بديم به دخترمون!

 

- آبدارچي بانك هم نشديم 1 ميليارد بزنيم به جيب!

 

- بزم نشديم يه علفي چيزي به دهنمون شيرين بياد!

 

- بيل گيتس هم نشديم كه 500 دلار در ثانيه درآمدمون باشه

 

- لواشكم نشديم كه يكي برامون ضعف كنه...

 

- فرزند آخرم نشديم كه هر چيFONT-FAMILY: 'Times New Roman', 'serif'; COLOR: #ffc000; FONT-SIZE: 14pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-bidi-language: FA" dir=rtl lang=FA>بعد از ۶ ماه كه از سربازي بر مي گردي اندازه ۶ سال خاطره داري!!!
::
::

فرهنگ عمومي پادگان افزايش پيدا مي كنه … ديگه سربازها فحش ركيك به هم نميدن از شوخي هاي… هم خبري نيست
::
::
قضيه فرار از سربازي به كل منتفي ميشه و همه (پسرها) مي خوان برن سربازي حتي اونهايي هم كه قبلا رفتن مي خوان دوباره برن !!…
::
::

اضافه خدمت برداشته ميشه … كارايي كه قبلا باعث اضافه خدمت مي شده حالا باعث كاهش خدمت ميشه
::
::
۴ازدواج دانشجويي و لاو تركوندن توي دانشگاه كم ميشه و ازدواج در پادگان و عشق من هم سنگر من مد ميشه!

                          L.abdollahi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .
دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :”متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه .”
اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين .”
اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :” خب , قيمت يه مغز چنده؟”؟

 دكتر بلافاصله جواب داد :”۵۰۰۰$ براي مغز يك زن و ۲۰۰$ براي مغز يك مرد .”
موقعيت نا جوري بود , خانم هاي داخل اتاق سعي مي كردن نخندن و نگاهشون با آقايون داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !
بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : “چرا مغز خانم ها گرونتره ؟

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : ” اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز آقايون چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر

               L.abdollahi

 



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۷:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

       

 

30 گام بعدي

گام 31 : تكرار عبارات تاكيدي را فراموش نكنيد، برخي عبارات تاكيدي مهم در زير آمده است:

- هر روز، هرقدمي كه برمي دارم، بهتر و بهتر مي شوم.

- من اين وضعيت را به عشق الهي مي سپارم و به بهبود آن اطمينان كامل دارم.

- نعمت هاي كائنات بي شمار هستند از اين رو همواره احساس وفور نعمت كرده و مي دانم كه به تمامي خواسته هاي برحق خود مي رسم.

- من كساني را كه در حقم بدي كرده اند مي بخشم و آزاد مي شوم.

- من غذاهايي را مي خورم كه برايم سودمند هستند و به راحتي و عاشقانه به وزن مطلوب خود مي رسم.

- از خودم رضايت دارم.

- من مسئول تمامي اتفاقاتي هستم كه برايم رخ مي دهد.

- من آرام هستم و مي گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت انگيز برايم رخ دهند.

- امروز، كنترل زندگي خود را در دست مي گيرم.

- اهميت ندارد كه چه اتفاقي رخ مي دهد، نور درونم از من حمايت مي كند.

- من عاشق زندگي هستم و زندگي نيز عشقش را نثارم مي كند.

- با هر دم و بازدم خداوند را شكر مي كنم.

گام 32 : به هر آهنگ شادي كه دوست داريد گوش داده و با آن برقصيد.

گام 33 : قدر نعمت سلامتي را بدانيد.

گام 34 : هنر نه گفتن را بياموزيد.

گام 35 : هنگامي كه كودكان بازي مي كنند، در آن ها دقيق شويد.

گام 36 : هر چند هفته يك بار، خانه تكاني كنيد.

گام 37 : آمدن بهار را جشن بگيريد.

گام 38 : كارهايي را كه بايد در طول روز انجام دهيد، مرور كنيد.

گام 39 : هر روز، به بازنگري كارهاي همان روز بپردازيد.

گام 40 : از كساني كه شما را مورد ستايش قرار مي دهند، تشكر كنيد.

گام 41 : خودتان را مورد ستايش و تحسين قرار دهيد.

گام 42 : سعي كنيد روزهاي تعطيل دير از خواب بيدار شويد، يا ديرتر از رختخواب خارج شويد.

گام 43 : گاهي اوقات تنها ماندن را تجربه كنيد.

گام 44 : حيوانات اهلي و دست آموز را نوازش كنيد.

گام 45 : باغچه كوچكي براي خودتان درست كنيد و هر چه دوست داريد در آن بكاريد.

گام 46 : به يك دوست قديمي زنگ بزنيد.

گام 47 : به پارك رفته و همه گل ها و درختان پارك را بو كنيد.

گام 48 : زماني كه زير دوش مي رويد، آواز بخوانيد.

گام 49 : سالي دو مرتبه خون بدهيد.

گام 50 : نامه اي بنويسيد و در آن از خودتان انتقاد كنيد.

گام 51 : هر روز ده واژه جديد بياموزيد.

گام 52 : شكر گزار باشيد.

گام 53 : هر از گاهي به گورستان برويد اين كار باعث مي شود كه ديد شما نسبت به زندگي عوض شده و زيستن در اكنون جاودانه را بياموزيد.

گام 54 : مدتي از وقت خود را به كتابخانه برويد و كتاب بخوانيد.

گام 55 : يك روز در هفته گياهخواري كنيد.

گام 56 : قبول كنيد كه انسان جايزالخطا است.

گام 57 : يك مهارت جديد بياموزيد.

گام 58 : به اطرافيان تان بگوييد كه برايشان ارزش قائل هستيد.

گام 59 : براي بهبود وضعيت خود تلاش كنيد.

گام 60 : توجه داشته باشيد كه چه زماني بايد در نگرش ها تغيير ايجاد كنيد.

 

z.mohammadi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۷:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
             

 

به طاها به ياسين به معراج احمد
به قدر و به كوثر به رضوان و طوبي
به وحي الهي به قرآن جاري
به تورات موسي و انجيل عيسي
بسي پادشاهي كنم در گدايي
چو باشم گداي گدايان زهرا (س)
چه شب ها كه زهرا (س) دعا كرده تا ما
همه شيعه گرديم و بي تاب مولا
غلامي اين خانواده دليل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسيرت مشخص، اميرت مشخص، مكن دل اي دل بزن دل به دريا
كه دنيا به خسران عقبا نيرزد
به دوري ز اولاد زهرا نيرزد.
و اين زندگاني فاني جواني
خوشي هاي امروز و اينجا
به افسوس بسيار فردا نيرزد

اگر عاشقانه هوادار ياري
اگر مخلصانه گرفتار ياري
اگر آبرو ميگذاري به پايش
يقينا يقينا خريدار ياري
بگو چند جمعه گذشتي ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زار ياري؟
به شانه كشيدي غم سينه اش را؟
و يا چون بقيه تو سربار ياري
اگر يك نفر را به او وصل كردي
براي سپاهش تو سردار ياري
به گريه شبي را سحر كردي يا نه؟
چه مقدار بي تاب و بيمار ياري؟
دل آشفته بودن دليل كمي نيست
اگر بي قراري بدان يار ياري
و پايان اين بي قراري بهشت است
بهشتي كه سرخوش ز ديدار ياري

نسيم كرامت وزيدن گرفته
و باران رحمت چكيدن گرفته
مبادا بدوزي نگاه دلت را
به مردم كه بازار يوسف فروشي در اين دوره بد شديدا گرفته
خدايا به روي درخشان مهدي
به زلف سياه و پريشان مهدي
به قلب رئوفش كه درياي داغ است
به چشمان از غصه گريان مهدي
به لبهاي گرم علي يا علي اش
به ذكر حسين و حسن جان مهدي
به دست كريم و نگاه رحيمش
به چشم اميد فقيران مهدي
به حال نياز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدي
به برق نگاه به خال سياهش
به عطر مليح گريبان مهدي
به حج جميلش به جاه جليلش
به صوت حجازي قرآن مهدي
به صبح عراق و شبانگاه شامش