مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8117
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5169080
سخنراني موثر

فهرست عناوين:

مزاياي سخنراني
آماده شدن براي سخنراني
مراحل آماده سازي
چگونه ايجاد آمادگي كنيم؟
ترس از سخنراني
فراموش كردن
توجه به شنوندگان
سئوال كردن
حركات بدني
ارتباط چشمي
افزايش انگيزه شنوندگان
صداي سخنران
وسايل كمك آموزشي

مقدمه:
يكي از شيوه هاي مؤثر در برقراري ارتباط و انتقال مفاهيم ارائه مطالب به صورت سخنراني است . سخنراني
در سمينارها، جلسات، كلاس هاي درس و در مجامع علمي امري اجتناب ناپذير است ؛ علاوه بر اين
سخنراني جزء ا نفكاك ناپذير روش هاي مختلف آموزشي است ، بنابراين توانايي در ارائه بهينه مطالب به
روش سخنراني امكان تبادل اطلاعات را افزايش داده و گامي مؤثر جهت ارتقا سطح معلومات و ارتباطات
فرد فراهم مي كند . با توجه به موارد ذكر شده و اين نكته كه يكي از مهمترين اهداف كميته پژوهش هاي
دانشجويان دانشكده پزشكي ارتقا علمي و بهينه سازي توانايي هاي پژوهشي اعضا مي باشد ، انتقال اطلاعات
در سطوح مخ تلف در طي جلسات پژوهشي، كارگاههاي آموزشي و … مستلزم بكارگيري شيوه هايي جهت
ارائه بهينه و مؤثر مطالب است . در اين راستا بر آن شديم تا با ارائه نكاتي چند در حيطه ارائه سخنراني گامي
جهت بهبود كيفيت آموزشي و پژوهشي كميته پژوهشي ها برداريم.
٤
مزاياي سخنراني:
١) دو طرفه بوده و قابليت تبادل اطلاعات، سئوال كردن و ايجاد رابطه را دارد.
۲) امكان استفاده از حواس گوناگون در حين سخنراني وجود دارد كه هر چه از حواس بيشتري استفاده كنيد ميزان يادگيري
شنوندگان افزايش مي يابد.
۳) در حين سخنراني مي توانيد مطمئن شويد كه آيا شنوندگان مطالب را فهميده اند يا نه؟
۴) مي توانيد ذهن شنوندگان را فعالانه با مطلب درگير كنيد.
۵) در حين سخنراني اين امكان وجود دارد كه بحث را به مسيرهاي مورد علاقه شنوندگان منحرف كنيد.
آماده شدن براي سخنراني:
متن يك سخنراني موفق ٥ ويژگي دارد :
١) هدفمند باشد يعني براي جمعيت مشخصي نوشته و ايراد شود و تمام مطالب و محتواي سخنراني متناسب با شنوندگان
باشد.
٢) جذاب و گيرا باشد.
٣) روشن و آشكار بوده و هيچ نكتة مبهمي نداشته باشد.
٤) پذيرفتني و قابل قبول باشد و شنونده مطمئن شود كه فرد سخنران به موضوع احاطه كامل داشته و به خو بي مي داند چه
مي گويد.
٥) محرك و برانگيزاننده باشد به گونه اي كه شنونده مايل به دنبال كردن سخنراني باشد.
براي تهيه متن سخنراني به اين نكات توجه كنيد:
الف)در هنگام تهية متن سخنراني يا ايراد نمودن آن همواره شنوندگان را در نظر داشته باشيد مث ً لا اينكه:
- چند نفر قرار است به سخنراني شما گوش دهند؟
- ويژگي هاي كلي شنوندگان چيست؟
- اطلاعات شنوندگان در مورد موضوع چيست؟
- ديد شنودگان نسبت به شما چگونه است؟
ب) تدابيري براي جلب توجه آنها از ابتدا تا انتهاي سخنراني بينديشيد.
ج) اعتماد و اطمينان آنها را به گفته هايتان جلب كنيد.
د) منظور و بيان خود را با زباني ساده بيان كنيد.
ه)همواره به اين سئوال شنوندگان پاسخ دهيد كه “آيا مطلب مفيدي در اين سخنراني وجود دارد كه بتواند براي من كاربردي و
لازم باشد؟ ”
مراحل آماده سازي
١) هدف را تعيين كنيد:
بهترين راه شروع براي طراحي يك سخنراني نوش تن هدف يا اهداف است . معمو ً لا سخنرانان مي كوشند مطالب زيادي را در
مشخص كنيد مث ً لا Lecture سخنراني خود بگنجانند شما بايد هدف خود را از ارائه
• برانگيختن دانشجويان به گونه اي كه اهميت اين موضوع درسي را بين ساير موضوعات دريابند.
• حجمي از اطلاعات كه به سادگي قابل دستيابي نبود هاند انتقال يابد.
٥
• دانشجويان در حالتي سالن را ترك كنند كه برخي از اصول و اطلاعات را فرا گرفته اند.
اگر همة اين موارد در حيطة اهداف شماست بايد در طي سخنراني دستيابي به آنها به صورت پي درپي و نه به صورت همزمان
انجام شود.
براي تعيين هدف مي تو انيد از خود سؤال كنيد پس از پايان سخنراني بايد چه تغييري در دانش، نگرش يا عملكرد (كه بهترين
حالت تغيير در عملكرد است) شنوندگان ايجاد شده باشد.
٢) تعيين موضوع:
- براي همه جالب باشد
- جدل برانگيز نباشد
- كوتاه و قابل فهم باشد
- حاوي پيام اصلي باشد
- كوبنده باشد
- به شنوندگان ربط داشته باشد
۳) محتوا را تعيين كنيد:
يا سؤال Pretest پس از تعيين اهداف و عناوين پيش نياز هاي اطلاعاتي اين مطالب را تعيين كنيد و به طور مستقيم ( مثل
كردن از شنوندگان و ....) يا غير مستقيم، وجود يا عدم وجود اين پيش نياز ها را در شنوندگان تعيين نماييد.
براي تعيين محتو ا، مطالب مهم حول هدف مركزي سخنراني را يادداشت كنيد اين كار را با يك تفكر آزاد انجام دهيد و توجه
خود را به نظمي كه مي خواهيد در سخنراني رعايت كنيد معطوف ننما ييد. ابتدا عنوان را در وسط نوشته و ايد ه هاي اصلي و
مطالب جزئي تر مربوط به آن را بنويسيد تا جايي كه ايدة جديدي نداشته باشيد همچنين م ثالهايي كه در اين حين به ذهن شما
خطور مي كند را يادداشت نموده و اگر با شخصيت شما سازگار است از لطيفه يا كاريكاتور هم استفاده كنيد.
٤)برنامه را به مرحلة نهايي برسانيد : يك ساختار با توالي منطقي درسخنراني ايجاد كنيد . يكي از ساختارهاي موجود به اين
صورت است.
به جاي اين ساختار مي توانيد ساختارهاي ديگري متناسب با موضوع و مطالب سخنراني خودبراي آن در نظر بگيريد ولي به
اين نكته توجه كنيد كه هر ساختاري ك ه براي مطالبتان در نظر مي گيريد در ابتداي سخنراني براي شنوندگان توضيح دهيد. يكي
از نكات مهم در تهيه متن سخنراني و ساختار آن توجه كردن به مدت زمان ارايه سخنراني است . اگر به شما به عنوان مدرس
٢٠ د قيقه زمان تخصيص داده شده مطلب خود را به « روشهاي نمونه گيري » يك كارگاه آموزشي براي ارايه يك مطلب مثلا
گونه اي تنظيم كنيد كه بتوانيد اصول مهم و كليات ضروري را در اين حيطه زماني بيان كنيد ذكر جزئيات و مطالبي كه كاربرد
مرحله اول) مقدمه و كليات: الف) بيان هدف سخنراني. ب)مشخص كردن قسمتهاي كليدي.
مرحله دوم) نكته كليدي اول: الف) پروراندن ايده ها . ب) استفاده از مثال. پ) بيان مجدد نكته اول
مرحله سوم) نكته كليدي دوم: الف) پروراندن ايده ها . ب) استفاده از مثال . پ) بيان مجدد نكته كليدي اول و دوم
مرحله چهارم) خلاصه و نتيجه گيري
٦
كمتري دارند نه تنها باعث طولاني تر شدن سخنراني (بيش از ٣٠ دقيقه !) مي شود بلكه اين مطالب اضافي باعث خس تگي
«. همواره در حين آماده سازي مطالب زمان را در نظر داشته باشيد » شنوندگان و به هم خوردن نظم كارگاه خواهد شد. پس
به طور كلي سخنراني به ٣ قسمت اصلي تقسيم مي شود:
١- مقدمه ٢- متن سخنراني ٣- خلاصه و نتيجه گيري
مقدمه: منظره اي كه در دقايق اول از خودتان ارائه مي دهيد در تمام طول سخنراني در ذهن شنوندگان م ي ماند. از 􀀹
پشت ميزتان حركت كرده و به سمت آنها برويد . لبخند بزنيد و سعي كنيد در حين صبحت به تمام اشخاص نگاه
كنيد. به دست نوشته هايتان نگاه نكنيد . اولين چيزي كه در مورد آن صحبت مي كنيد را مطابق با علايق شنوندگان
انتخاب كنيد . همچنين براي افزايش جلب توجه شنوندگان بايد ابتدا نيازهاي اوليه آنها كه در پايين هرم مارلو است
برآورده شده باشد مثل گرسنگي. تشنگي و .....!
مهارت در شروع سخنراني را مي توان اينگونه بيان كرد : هر گونه ابز ار يا فرآيندي كه شنوندگان را بر آن دارد تا متوجه موضوع
شده و به يادگيري بپردازد. كه اين كار به چند هدف صورت مي گيرد:
متمركز كردن توجه شنونده به چيزي كه بايد ياد بگيرد. 􀂙
خلق يك چهارچوب داوري قبل و در طي سخنراني 􀂙
معني بخشيدن به مفهوم يا اصلي نو و تازه 􀂙
برانگيختن علاقه و درگير كردن شنوندگان با موضوع اصلي 􀂙
در مقدمه به چند چيز توجه داشته باشيد:
١) بيان اهداف سخنراني چرا كه باعث مي شود شنوندگان دريابند كه سخنراني در نهايت به كجا ختم مي شود
٢ )بيان مختصري از ساختار سخنراني و نحوة ارائه آن
٣ )تعيين عناوين اصلي و رئوس مطالب
چگونه ايجاد آمادگي كنيم؟
الف) آمادگي مقدماتي: مث ً لا مكث كنيد، نگاهي به اطراف كلاس بيندازيد و صبر كنيد تا كلاس آمادگي پيدا كند
ب) جلب توجه : حادثه ، فرآيند، ش يئ، يا ابزاري انتخاب كنيد كه مورد توجه شنوندگان قرار گيرد و حتمًا آنرا متناسب با
هدفهايتان انتخاب نماييد به گونه اي كه به روشن تر شدن هدفهايتان كمك كند.
چند مثال از ايجاد آمادگي:
• در ابتداي كلاس عملي غير طبيعي انجام دهيد.
• سخنراني تان رابا آهنگي موزون شروع كنيد مث ً لا پخش نوار يا نواختن روي ميز!!
• مجموعه اي از پيشنهادات يا دستورالعمل ها ارائه كنيد.
از امروز هيچ مسلماني حق آمدن به مدرسه را » • اخطاريه اي صادر كنيد مث ً لا براي بحث پيرامون آزادي مذهبي بگوييد
.« ندارد
• سوالي تحريك آميز بكنيد .
• تمثيلي به كار بريد.
• شيئي نشان داده و در مورد آن سئوال كنيد.
• عملي تكان دهنده انجام دهيد مث ً لا براي بيان اهميت آتش كبريتي روشن كنيد!
٧
از نظرات و اطلاعات شنوندگان در مورد موضوع مطلع شويد (هر چند (Brain Storm) • در طي يك طوفان فكري
به آن اشاره شده است). team working استفاده از اين روش محدوديت هايي دارد كه در كتابهاي
بدنه و متن سخنراني : سعي كنيد سخنراني شما ساختار ي منطقي و قابل فهم داشته باشد . نحوة سازماندهي سخنراني 􀀹
و ارتباط بين مطالب را به شنوندگان تفهيم كني . د سعي كنيد از وسايل كمك آموزشي بيشتر در دو سوم انتهاي
سخنراني خود استفاده كنيد . هرگز از روي نت هايتان نخوانيد بلكه در مواقع لازم تنها نگاهي به آنها بيندازيد . به طور
وجود دارد: Lecture كلي ٥ ساختار براي سازماندهي
كه در آن ابتدا سخنراني به چند قسمت گسترده تقسيم م ي شود و سپس زير مجموعه هر قسمت به طور :classical (۱
جداگانه بيان مي شود اين آسا نترين و در عين حال كسل كنند هترين روش براي ارائه سخنراني است كه براي ر فع اين عيب
با وسايل كمك آموزشي همراهي شده و در عين حال موضوعات به صورت فرآيند بيان شوند مث ً لا در توضيح Lecture بايد
يك بيماري به ترتيب علل، علائم، عوارض، تشخيص و درمان را توضيح دهيد.
در اين نوع سخنراني يك مسأله يا مشكل مطرح شده و راه حل هاي مختلف توسط شنوندگان : problem centered(٢
براي عناوين تحقيقي Lecture ارائه شده و مورد ارزيابي قرار مي گيرد و در نهايت پاسخ مسأله ارائه مي شود كه اين نوع
مناسب است .
در اين روش يك مسأله مطرح شده و با زنجيره اي از نتايج كه منجر به يك راه حل مي گردد ختم م ي شود : sequential(٣
با اين ساختار توجه شنوندگان سريعًا كاهش م ي يابد. چون هر مرحله به مرحله قبلي مربوط است در نتيجه براي افزايش
كارايي در هر مرحله خلاص هاي از مطالب قبلي را بيان كنيد.
در اين روش دو يا چند متد، عنوان يا ... با هم مقايسه شده و اطلاعات مربوط به ه ر يك آورده مي شود. : comprative(٤
در اين روش در مورد اختلافها و شباهتها به طور سيستماتيك بحث شده و در انتها نتيج ه گيري مي شود كه البته براي ايجاد
زمينه ذهني لازم ابتدا بايد اطلاعات هر موضوع به شنوندگان داده شود.
در اين روش كه براي اثبات فرضيات بكار مي رود يك فرضيه مطرح شده و در نهايت در طي بحثي كه : thesis (٥
شنوندگان تا حد زيادي در آن مشاركت دارند اين فرضيه قبول يا رد مي شود كه البته ادارة اين نوع سخنراني و دنبال كردن آن
مشكل است.
خيلي مهم است و بيش از همه در ذهن شنونده باقي مي ماند Lecture خلاصه و نتيج ه گيري: نتيجه گيري در پايان 􀀹
چرا كه توجه شنوندگان در انتهاي سخنراني نسبت به طول سخنراني افزايش م ييابد هر چند مدت اين افزايش توجه
كوتاه است پس سعي كنيد در خلاصة آخر سخنراني مطالب كليدي و اصول مهم سخنراني را مطرح كرده و از ذكر
١٠ از سخنراني را به نتيج ه گيري اختصاص دهيد كه - جزئيات خودداري كنيد به طور معمول بهتر است حدود % ٥
استفاده از وسايل كمك آموزشي در اين مقطع بسيار مناسب است شما م ي توانيد سؤالات پاياني كه در برگيرندة
نكات اصلي سخنراني است را قبل از اتمام آن مطرح كنيد و از پاسخ اين سؤالات در خلاصه و نتيجه گيري خود
استفاده نماييد و همچنين مي توانيد از شنوندگان بخواهيد تا به صورت گروهي مسأله يا مشكلي را كه شما عنوان
مي كنيد حل كنند و يا اينكه سر فصل ها و رئوس مطالب را بازگو نمايند حتمًا قبل از سخنراني و در حين آماده
سازي مطالب در مورد نحوة نتيج ه گيري نحوة و ارائة آن تصميم بگ يريد و هيچ مرحله از كار نتيج هگيري خود را به
اميد شانس نگذاريد.
ترس از سخنراني:
يك عارضة فراگيراست كه مي توانيد براي رهايي از آن به ١٠ اصل زير توجه كنيد: Lalophobia گفتار هراسي يا
٨
١) واقع گرا باشيد :اين واقعيت را قبول كنيد كه تمام سخنرانان حتي مجرب ترين آ نها نيز قبل از سخنراني دچار كمي
اضطراب و تشويش مي شوند كه اين اضطراب علاوه براينكه طبيعي است باعث م ي شود فرد تحرك و نيروي بيشتري از
خود نشان دهد . آرامش و خونسردي بيش از حد در حين سخنراني شما را در ديد شنوندگان بي روح وخشك و
بي تحرك جلوه مي دهد در حالي كه داشتن كمي دلهره و هيجان باعث مي شود پوياتر و باروح تر جلوه كنيد.
٢) همواره پيرامون موضوعي سخن بگوييد كه به آن احاطه داريد.
٣) سخنراني بايد به صورت سخن گفتن باشد نه خطابه خوان ي سعي كنيد مطالب را ساده و قابل فهم بيان نماييد نه ثقيل و
ملال آور.
٤) قبل از ايراد سخنر اني ذهن خود را روي مطالب متمركز كنيد نه بر روي خودتا . ن نگراني از موضوعاتي مثل ”چرا گلويم
خشك شده؟ “ ”دستهايم مي لرزد“ ”اشتباه كردم اين سخنراني را قبول كردم “ تمركز شما را از موضوع اصلي منحرف
مي كند.
٥) در حين سخنراني با شنوندگان رفتاري دوستانه داشته باشيد چرا كه آنها نيز متقاب ً لا با شما همانگونه رفتار خواهند كرد كه
اين احساس دوجانبه در شما ايجاد آرامش مي كند.
٦) اعتماد به نفس داشته باشيد: خودتان را همانگونه كه هستيد بپذيريد و به خود اطمينان دهيد كه بهترين هستيد.
٧) سعي كنيد به جاي تقليد از ديگران به شيوة خودتان سخن بگويي . د
٨) تمرين كنيد : متن سخنراني را چندبار براي خودتان بگوييد و سعي كنيد آنرا كام ً لا از بر باشيد همچنين مي توانيد نكات
خود را براي چند تن از دوستان lecture مهم و اصلي را فيش نويسي كنيد . تمرين زماني سود بيشتري خواهد داشت كه
خود ارائه دهيد واز آنها بخواهيدبه سخنراني شما گوش ده ند و نظرات انتقادي خود را بيان ك نند،اين كار باعث مي شود
تا نقاط ضعف خود را شناخته و برطرف نماييد. تمرين كردن به شما مي فهماند چه مطالب زياد و غيرضروري را در
سخنراني خود گنجانده ايد و تصاوير و مطالب در چه حد مفهوم هستند.
٩) داروهاي محرك يا آرام بخش مصرف نكنيد.
١٠ ) هرگز در حين سخنراني پوزش نخواهيد : سخنرانان مضطرب و عصبي بيشتر به اين كار مبادرت مي ورزند غافل از اينكه
اين كار باعث افزايش تشويش و اضطراب آنان خواهد شد . معمو ً لا هدف از عذر خواهي خلع سلاح كردن شنوندگان از انتقاد
است قبل از اينكه آنان شروع به انتقاد كنند . يعني سخنران قبل از اينكه از او انتقاد كنند خود به انتقاد از خود مي پردازد و اين
باعث مي شود در ذهن شنوندگان فردي بي تجربه و ناوارد جلوه كند.
فراموش كردن:
گاهي اوقات در حين بيان يك مطلب ناگهان ادامة آنرا فراموش م ي كنيد در اين گو نه مواقع وحشت نكنيد . به دست
نوشته هايتان نگاه كنيد و ادامة مطالب را پيدا كرده و به آهستگي به كار خودتان ادامه دهيد . تنها موردي كه وجود دارد يك
سكوت چند ثاني ه اي است كه شنوندگان خيلي متوجه آن نم ي شوند. سعي كنيد بر خودتان مسلط باشيد . براي اينكه دست
نوشته ها و نت هايتان بتوانند به شما كمك كنند چند مورد را در نظر بگيريد:
در نت هاي خود نكات اصلي و نكات فرعي تر و مثال هاي مربوط به آنها را به طور مجزا و خوانا بنويسيد . البته نيازي به ذكر
جزئيات و توضيح مطالب نيست.
شما مي توانيد حركات و حالاتي كه در نظر داريد نيز د ر نت خود را وارد كنيد اين كار بويژه به سخنرانان تازه كار كمك
خواهد كرد تا اضطراب كمتري داشته باشند
البته همواره به ياد داشته باشيد كه اين ن تها به عنوان يك عامل كمكي براي ارائه سخنراني هستند نه به عنوان اصل سخنراني.
٩
توجه به شنوندگان:
نكتة مهم در طول سخ نراني توجه به شنو ندگان و ايجاد ارتباط مؤثر با آنان است . سخنران بايد با تمام احساسات خود سخن
بگويد و علاوه بر زبان از حركات بدني و ارتباط چشمي استفاده كند و قادر باشد صداي خود را به گونه اي مناسب تغيير دهد.
سخنرانان خوب صورت خشك و بي روح ندارند ، پرتحرك و پر جنبش هستند و از حركات بدني در حين سخنراني استفاده
كرده و شنونده را در احساسات خود سهيم مي كنند، گاهي احساسات خود را ب ي پرده بيان كرده و گاه به كنايه اي بسنده مي كنند
بهتر است از شوخ طبعي حين سخنراني بپرهيزيد اما اگر گنجاندن كمي شوخي يا طنز به كيفيت سخنرا ني شما م يافزايد به اين
نكات توجه كنيد:
• لطيفه هايي انتخاب كنيد كه تكراري نباشند به جاي گفتن مطالب طنزي كه هدف آن تنها خنداندن شنوندگان است م ي توان
از جملات يا داستانهاي جالبي استفاده كرد كه تنها باعث نقش بستن تبسمي بر لب شنوندگان م يشود.
• در بيان لطيفه افراط نكنيد از لطيفه تنها به عنوان وقت پر كن استفاده ننماييد چرا كه اينكار كارايي سخنراني شما را كاهش
مي دهد
• از لطايفي استفاده كنيد كه به موضوع سخنراني مربوط است.
در طول سخنراني همواره به عكس العمل شنوندگان و رفتار آنها توجه كنيد چرا كه در اين حالت مي توانيد بازخوردي از ميزان
و ... بدست آوريد و با درك شرايط موجود حالت تعادل در جو Lecture خستگي، علاقه آنان به موضوع و توجه آنها به
ايجاد نماييد . همچنين به ميزان خستگي و كاهش يادگيري شنوندگان توجه نماييد . نمودار زير اثر استراحت را در افزايش
توجه و يادگيري شنوندگان نشان مي دهد.
٢٥ دقيقه پس از شروع سخنراني باشد . استراحت با هدف افزايش - زمان استراحت بنا به كل مدت زمان سخنراني مي تواند ٤٥
توجه و يادگيري شنوندگان منظور مي شود و م ي تواند به طرق مختلفي باشد مث ً لا به صورت يك بحث عمومي مرتبط با
موضوع و يا يك كار گروهي چند دقيقه اي و.....
سؤال كردن:
از يك فرد خاص سوال نكنيد مگر زماني كه مطمئن باشيد كه او جواب سئوال شما را Lecture سعي كنيد تا در حين
م يداند. از جواب شنوندگان در طي سخنراني خود استفاده كنيد به گونه اي كه آنها دريابند شما به صحبتهايشان توجه كرده ايد
سعي كنيد تا در جوابها اطلاعات نامربوط را در نظر نگرفته و مطالب مربوط را خلاصه نويسي كنيد.
١٠
اگر در اثر پاسخ مبهم يا سازمان نيافته يكي از شنوندگان در جلسه آشفتگي ايجاد شود براي ايجاد آرامش م ي توانيد بگوييد "
خوبست در پاسخي كه دادي به بيشتر موارد اشاره كردي . اجازه بد ه آنها را يادداشت كنيم و ببينم مي شود نظم بهتري براي آنها
در نظر گرفت " سپس مطالب را به صورت دست ه بندي شده روي تخته بنويسيد و از فرد بخواهيد مجددًا سؤال را با توجه
دسته بندي موجود جواب دهد . در هنگام سوال كردن م ي توانيد به فردي كه در حال پاسخ دادن است نگاه نكنيد و سعي كنيد
نگاه او را متوجه جمع كنيد و پس از پايان جواب وي از شنوندة ديگري بخواهيد كه نظرات خود را در مورد جواب فرد اولي
بگويد سپس از سايرين بخواهيد تا نظراتشان را بيان كنند.
سؤالاتي كه مطرح مي كنيد بايد : هدف خاصي را بيان كند ، متنوع باشد، نكات اصلي ر ا شامل شود، قابل درك باشد، روي نكته
خاصي تأكيد كند، حتي الامكان با آري يا نه پاسخ داده شود،مبتني بر معلومات دانشجو باشد نه حدس و گمان.
فوايد پرسيدن سؤال:
• ميزان يادگيري را افزايش مي دهد.
• باعث مشاركت فعال دانشجو مي شود.
• ايجاد انگيزه داريد كه در اين مورد م يتوانيد از بازخوردهاي مستقيم و غيرمستقيم شنوندگان استفاده كنيد.
صداي سخنران :
تنوع در كيفيت صدا، نح وة بيان، تن صدا و سرعت گفتار بيانگر نشاط و سرزندگي سخنران است بويژه تغيير در سرعت توجه
مخاطبين را جلب مي كند مكث كوتاه قبل از بيان جمله بويژه مكثهاي ناگهاني در انتهاي جمله توجه را جلب مي كند و
فرصت انديشيد ن در مورد مطالب را فراهم مي نمايد . بهتر است مكثها حدود ٣ ثانيه باشد چرا كه مكثهاي مث ً لا ٢٠ ثانيه اي
براي مخاطبان زجرآور است همچنين اگر تعداد مكث هاي شما زياد باشد پيوستگي مطالب از بين خواهد رفت . بلند و واضح
صحبت كنيد به گونه اي كه صدايتان طنين داشته باشد انتهاي جملات و كلمات را محكم ادا كنيد و مطمئن شويد كه همه
صداي شما را مي شنوند. سعي كنيد تا تن صداي خود را در حين سخنراني تغيير دهيد چرا كه سخنراني با تن صداي
يكنواخت تنها فايد هاش رفع مشكل ب يخوابي شنوندگان است. البته توجه كنيد كه در تغيير تن صداي خود افراط نكنيد.
در مجموع سعي كنيد در حين سخنراني ذوق و س ليقة شنوندگان را در نظر بگيريد ، به شنوندگان نگاه كنيد و به همه به يك
اندازه توجه كنيد . از خنديدن نترسيد و وقتي فرصت شوخي داريد از آن استفاده كنيد با سقف يا ديوار صحبت نكنيد، دستها و
انگشتهايتان نلرزد ح ركات موزون و متعادل داشته باشيد و در حركت كردن افراط نك نيد. سعي كنيد حائلي مثل ميز بين شما و
شنوندگان نباشد . در حين سخنراني جلسه را ساكت نگه داريد به گونه اي كه نظم لازم در آن وجود داشته باشد . سعي كنيد
آمادگي و تمركز لازم را در مورد مطالبي كه مطرح م ي كنيد داشته باشيد تا مضطرب نشويد هرگز مث ً لا به دليل اضطراب خو د
خود خلاصه اي از مطالبي كه قب ً لا مطرح كرده ايد بيان كنيد . Lecture عذر خواهي نكنيد . سعي كنيد تا در قسمتهاي مختلف
كسل كنند ه اي دارند معمو ً لا حركات بدني محدودي داشته و حالات چهر ه شان را به ندرت تغيير Lecture سخنراناني كه
مي دهند و لحني ملال آور و بي تنوع دار ند همچنين در بيان صداهايي مثل ”اوم“ يا ”آااا“ زياده روي مي كنند. در نهايت براي
خود و ديگران ديد انتقادي داشته باشيد. lecture افزايش كارايي سخنراني خود نسبت به
وسايل كمك آموزشي:
امروزه يكي از ضروريات ارائه سخنراني استفاده از وسايل كمك آموزشي است زيرا علاوه بر آنكه امكان ايجاد تنوعي مفيد را
در طول سخنراني فراهم مي كند از خستگي شنوندگان جلوگيري كرده و يادگيري آنها را افزايش مي دهد. توصيف كلامي به
تنهايي ممكن است تصور نادرستي در ذهن ايجاد كند در حالي كه وسايلي مانند فيلم، عكس و .... تصوير مورد نظر را عينًا به
ذهن شنونده منتقل مي كند. همچنين استفاده از وسايل كمك آموزشي سمعي - بصري باعث دخيل شدن حس بينايي و شنوايي
در يادگيري شده در نتيجه ميزان يادگيري در حد قابل ملاحظه اي افزايش پيدا مي كند و مطالب را بيشتر به حافظه بلند مدت
منتقل مي كند.
البته بايد توجه داشته باشيد كه:
• وسايل كمك آموزشي تنها بايد در جهت افزايش فهم مطالب بكار برده شوند نه به عنوان وقت پركن يا به اين عنوان كه
استفاده از آنها مد شده است. پس از اين وسايل تنها به عنوان يك وسيلة كمكي استفاده كنيد.
• وسايل كمك آموزشي نبايد به گونه اي باشد كه توجه شنوندگان را از صحبت اصلي منحرف كند.
• هروسيلة كمك آموزشي بايد با شرح كلامي حمايت شود و به گونه اي نباشد كه مث ً لا نيم ساعت اول را صحبت كنيد و نيم
ساعت بعد را اسلايد پخش كنيد. همچنين محتويات وسايل كمك آموزشي بايد كام ً لا متناسب با محتويات سخنراني باشد.
برخي وسايل كمك آموزشي:
١٣
١) تخته سياه : مهمترين موارد استفاده ازآن شامل عبارات و جملات اساسي هر مبحث و كشيدن مراحل يك فرآيند و
شكل هاي ساده است. همچنين نوشتن نظرات شنوندگان در بحث هاي عمومي در طول سخنراني از مزاياي اين وسيله اين
ميباشد كه مي توان مطالب روي آن را پاك كرد همچ نين اين وسيله براي نوشتن مطالب جديدي كه از قبل در متن
سخنراني گنجانده نشده بوده است مفيد مي باشد.
از معايب اين وسيله اين است كه:
- هنگام نوشتن مطالب پشت فرد به شنوندگان است.
- براي تعداد افراد بيش از ٥٠ نفر مناسب نيست.
- چون براي استفاده مجدد بايد مطالب روي آنرا پاك كرد امكان استفاده از مطالب قبلي وجود ندارد.
- نوشتن مطالب در روي آن چون به طور همزمان با سخنراني صورت م يگيرد وقت گير است.
در نوشتن مطالب روي تخته به اين موارد توجه كنيد:
او ً لا تنها مطالب اصلي و كليدي را روي تخته بنويسيد و از نوشتن جزئيات خوددار ي كنيد ثاني ًا به طور همزمان نبايد هم
صحبت كنيد و هم روي تخته مطلبي بنويسيد بلكه در هنگام صحبت كردن بايد رو به شنوندگان باشيد.
٢) اشيا و نمون ه هاي حقيقي : مزاياي اين دسته از وسايل كمك آموزشي اين است كه اين وسايل سه بعدي بوده و با استفاده
از آنها عين واقعيت به شنونده منتقل مي شود نه بازتابي از آن همچنين اين وسيله از تمام حواس ٥ گانة يادگيرندگان
استفاده مي كند.
و اما معايب اين دسته از وسايل كمك آموزشي اين است كه معمو ً لا در گروههاي كوچك قابل استفاده است ، معمو ً لا هزينه بر
است و گاهًا استفاده از آنها نسبت به ساير وسايل كمك آموزشي مشكل تر است ولي اين وسايل بهتر و مؤثرتر از ساير وسايل
كمك آموزشي مي باشند.
به دليل مشكلاتي كه استفاده از اين وسايل به همراه دارد امروزه از مدل هاي شبيه سازي شده نظير مولاژ و .... استفاده مي شود
اين وسايل علاوه بر اينكه سه بعدي هستند مي توانند در بزري تواند شامل سؤالات بدون پاسخ ::task and probleme handout( د
حل آن در طي سخنراني ارائه خواهد شد . اين نوع دستنوشته را مي توان قبل از سخنراني به شنوندگان داد به گون ه اي آنها
فرصت كافي براي مرور آن داشته باشد در نتيجه سخنراني را با ذهني پرسشگر دنبال خواهند كرد . همچنين در حل مسأله هاي
استفاده كرد تا شنوندگان مجبور نباشند براي ديدن مسأله دائمًا به handout گروهي در طول سخنراني نيز مي توان از اين
اسلايد يا ترانس پرنت مراجعه كنند.
شامل فرمول ها ، دياگرام ها، تصاوير و رفرنسهاست. : Key information handout ( و
براي مطالعه بيشتر مي توانيد به اين منابع رجوع كنيد:
1) Dorothy Sannoff . Speech can change youn life. Ganden city , N.Y: Doyble day . 1970 ;
P: 73
2) Doglas R.vogal , Gany W.Diekson . Presentation and the role of visual Presentation
Support .university of Minesota school of management , 1998
3) George Brown , Michael Manogue."Refreshing Lecturing:a guid for Lecturers". Medical
teacher 2001, vol 23.NO3.P:231-245
4) Kevin Mclaughlin , Henry Mandin.A Schematic approach to diagnosing and resolving
Lecturalgia. Medical Education 2001; 35:1135-1142
5) Suten E,Mandin H, Parker s."the Sciences in the Education of physicians. Basic Science
Educata 1998:8:7-9
6) Williams GC, Saizow RB, Ryan RM.the importance of self- determination theory for
medical edueation Acacl Med 1999;74:992-995
7) Bligh,D.A.(2000)Whats the use of letures? (San Franeisco , yossy-Bass)
8) BIGGS,y.(1999) teaching for Quality Learning at university (Buckingham , open
university press)
9) D.E. Richmond . Improving Medical Meetings. British Medical yournal 1983:287:1201-2,
1286-7 , 1363-4
10) Phill Race .the lecturers toolkit. Second Eclition 2001
11) Paul Ramsden. Learing to teach in higher education 1992
12) Ornstein Levine fonelations of education 6th edition Houghton Mifflin company. 1997
13) Grey Light, Roy cox. Learning and teaching in highen eeducation. 2001
14) Lulia t.wood. Canminiucation Mosaics. Wadsworth publishing company. 1998

منبع :

www.msrc.mui.ac.ir


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

۴۰عادت انسان هاي موفق از نظر رايگ هايپر
 
رايگ هايپر؛ نويسنده، محقق، مقاله نويس، مجري راديو و تلويزيون و يك سخنران حرفه اي است. در ۲۵ سال گذشته، او با كارهايش به عنوان يك كارشناس حرفه اي موفقيت در حوزه هاي شخصي و اجتماعي معرفي شده. هاپير يك سايت هم درباره سخنراني موثر دارد كه در آن نوشته:
 
«من خواسته ام بخش هاي مهم كتاب هاي كمكي كه تا به حال خوانده ام و تجربه هايي كه در زندگي ام داشته ام را به صورت ۴۰ نكته كليدي فشرده كنم و در اختيار ديگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا كتاب هايي كه در سطح جهاني فروخته مي شوند و درباره خودياري هستند ممكن است براي بعضي ها قابل استفاده باشند ولي من مايلم چيزي بنويسم كه براي همه مفيد واقع شود.آ» حالا اين شما و اين هم ۴۰ توصيه كرايگ هايپر. بخوانيد و قضاوت كنيد.
 


۱) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي كنند كه ديگران آنها را نمي بينند.
 
۲) از مشكلات درس مي گيرند، در حالي كه ديگران فقط مشكلات را مي بينند.
 
۳) روي راه حل ها تمركز مي كنند.
 
۴) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني كه ديگران آرزو مي كنند موفقيت به سراغ شان آيد.
 
۵) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را كنترل و محدود كند.
 
۶) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي كه آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.
 
۷) به ندرت از چيزي شكايت مي كنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي كه شكايت كردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.
 
۸) سرزنش نمي كنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت كارهايشان و نتايج كارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.
 
۹) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده كنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي كنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو كارآمدتري استفاده مي كنند.
 
۱۰) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي كه اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي كنند و فكر مي كنند تا وقتي كه كارشان را انجام مي دهند استرس كمتري داشته باشند.
 
۱۱) خودشان را با افرادي كه با آنها هم فكر هستند متحد مي كنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يك گروه بودن را مي دانند.
 
۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي كنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيك وار سپري شود.
 
۱۳) به وضوح و دقيقا مي دانند كه چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي كنند به جاي اينكه صرفا تماشاگر زندگي باشند.
 
۱۴) بيشتر از آنكه تقليد كنند، نوآوري مي كنند.
 
۱۵) در انجام كارهايشان امروز و فردا نمي كنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام كاري از دست نمي دهند.
 
۱۶) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان كار مي كنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه كردن ياد مي گيرند.
 
۱۷) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا كردن راه درست را دارند.
 
۱۸) دقيقا مي دانند كه چه كاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.
 
۱۹) ريسك هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسك هاي مالي، احساسي و شغلي.
 
۲۰) با مشكلات و چالش هايي كه برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشكلات سرشان را زير برف نمي كنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.
 
۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند كه با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.
 
۲۲) وقتي بيشتر مردم كاري نمي كنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينكه مجبور به كاري بشوند، عمل مي كنند.
 
۲۳) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان كنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند كه ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.
 
۲۴) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها كار مي كنند.
 
۲۵) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي كنند برنامه شان را عملي كنند. زندگي آنها از كارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.
 
۲۶) در زماني كه بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج كشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب كنند، افراد موفق قدر و ارزش كار كردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.
 
۲۷) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي كنند.
 
۲۸) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند كه پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي كه فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است كه خيلي ها خيال مي كنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند كه پول هم مثل بقيه چيزها يك وسيله است براي دستيابي به موفقيت.
 
۲۹) اهميت كنترل داشتن روي خود را درك كرده اند. آنها قوي هستند و از اينكه راهي را مي روند كه كمتر كسي مي تواند برود، شاد مي شوند.
 
۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينكه كجا زندگي مي كنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.
 
۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينكه به ديگران كمك مي كنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.
 
۳۲) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي كنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند كه از ديگران بياموزند و از اينكه به ديگران كمك مي كنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از كسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.
 
۳۳) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد كه عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي كنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.
 
۳۴) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند كه بدنشان خانه اي است كه در آن زندگي مي كنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.
 
۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت كار مي كنند و تنبلي نمي كنند.
 
۳۶) هميشه منتظر بازتاب كارهايشان هستند.
 
۳۷) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي كنند.
 
۳۸) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي كه از كنترل شان خارج است صرف نمي كنند.
 
۳۹) كليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت كنند و ريلكس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.
 
۴۰) آموخته هايشان را تمرين مي كنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي كنند بلكه واقع بينانه زندگي مي كنند.

منبع :

http://asman.ir/post-3167


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]
۱- آرزو دارم روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه‌ي انسان‌ها برابرند. (مارتين لوتر‌كينگ)
 
۲- بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانو‌هايت زندگي كني. (رودي)
 
۳- قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)
 
۴- بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)
 
۵- عمر آنقدر كوتاه است كه نمي‌ارزد آدم حقير و كوچك بماند. (ديزرائيلي)
 
۶- چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)
 
۷- به نتيجه رسيدن امور مهم ، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (چارديني)
 
۸- آنكه خود را به امور كوچك سرگرم مي‌كند چه بسا كه تواناي كاهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)
 
۹- اگر طالب زندگي سالم و بالندگي‌رو مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسكات پك)
 
۱۰- زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (دوما)
 
۱۱- دوست داشتن انسان‌ها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)
 
۱۲- عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسكات پك)
 
۱۳- ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)
 
۱۴- جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. (محمد حجازي)
 
۱۵- هنر كليد فهم زندگي است. (اسكار وايله)
 
۱۶- تغيير دهنرگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا مي‌كنند. (والترنيس)
 
۱۷- اگر زيبايي را آواز سر دهي ، حتي در تنهايي بيابان ، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)
 
۱۸- روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)
 
۱۹- در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي. (آرنت)
 
۲۰- براي آنكه كاري امكان‌پذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونك)
 
۲۱- شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)
 
۲۲- آدمي ساخته‌ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي‌انديشيده است. (مترلينگ)
 
۲۳- اگر دريچه هاي ادراك شسته بودند،انسان همه‌ چيز را همان گونه كه هست مي‌ديد:بي‌انتها. (بليك)
 
۲۴- برده يك ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادي كه به او كمك مي‌كنند. (بردير فرانسوي)
 
۲۵- هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلين)
 
۲۶- نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي. (هيلزهام)
 
۲۷- هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا مي‌كني. (نيما يوشيج)
 
۲۸- اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مي‌اندازند. (نيچه)
 
۲۹- زيبائي در فرا رفتن از روزمره‌گي‌هاست. (ورنر هفته)
 
۳۰- براي كسي كه شگفت‌زده‌ي خود نيست معجزه‌اي وجود ندارد. (اشنباخ)
 
۳۱- تفكر در باب خوشبختي ، عشق ، آزادي ، عدالت ، خوبي و بدي، تفكر درباره‌ي پرسش‌هايي كه بنياد هستي ما را دگرگون مي‌كند. (ادگارمون)
 
۳۲- «عقلانيت باز» آن عقلانيتي است كه فراموش نمي‌كند كه «يكي» در «چند» است و «چند» در «يكي». (ادگارمون)
 
۳۳- آرامش،زن دل‌انگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. (اپيكارموس)
 
۳۴- هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخ‌ من)
 
۳۵- تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ي نيروي لايزال است. (داستايوفسكي)
 
۳۶- با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.
 
۳۷- علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكس‌مكنزي)
 
۳۸- من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. (سقراط)
 
۳۹- دانستن كافي نيست،بايد به دانسته ي خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)
 
۴۰- تپه‌اي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! (ضرب‌المثل ولزي)
 
۴۱- خداوند،روي خطوط كج و معوج، راست و مستقيم مي‌نويسد. (برزيلي)
 
۴۲- تو ارباب سخناني هستي كه نگفته‌اي،ولي حرفهايي كه زده‌اي ارباب تو هستند. (ضرب‌المثل تازي)
 
۴۳- تا زمانيكه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتي كه در اين دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضرب‌المثل چيني)
 
۴۴- بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم. (جانسون)
 
۴۵- اگر مي‌بيني كسي به روي تو لبند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. (ديل كارنگي)
 
۴۶- شيريني يكبار پيروزي به تلخي صد بار شكست مي‌ارزد. (سقراط)
 
۴۷- ضعيف‌الاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)
 
۴۸- به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. (ضرب‌المثل چيني)
 
۴۹- مانند علما بنويس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندي)
 
۵۰- براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك باش. (ضرب‌المثل هندي)
 
۵۱- به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. (ضرب‌المثل فارسي)
 
۵۲- براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو. (ضرب‌المثل انگليسي)
 
۵۳- بزرگترين عيب براي دنيا همين بس كه بي‌وفاست.(حضرت علي عليه‌السلام)

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

برخي از ويژگي هاي يك سخنران

به موفقيت خود ايمان داشته باشيد:

موفقيت به معني برخورداري ازبسياري مواهب است؛ ازجمله : رفاه در زندگي ، خانه ي مناسب ، استفاده از تعطيلات . موفقيت يعني كسب احترام ، بزرگي و عزت در محيط كار و در عرصه ي اجتماع.
موفقيت يعني پيروزي.
موفقيت يا كاميابي هدف زندگي است.
با ايمان مي توانيد كوهي را جابه جا كنيد . اگر ايمان داشته باشيد كه موفق مي شويد ، حتماً موفق خواهيد شد.
نيروي ايمان نه چيزي سحرانگيز است و نه اسرارآميز.
ايمان به اين شكل عمل مي كند : اعتقاد به اين كه " من ازعهدهي اين كار بر مي آيم " ، قدرت ، مهارت و انرژي لازم را براي موفقيت در اختيارمان مي گذارد . هرگاه باور داشته باشيم كه مي توانيم كاري انجام دهيم ، روش انجام دادن آن كارپيدا مي شود.
كليد انجام كارها هميشه به سوي انساني مي آيد كه ايمان دارد مي تواند كاري را به انجام برساند.
ايمان راسخ ، ذهن رابه سمت يافتن راه ها ، وسايل و چگونگي ها سوق مي دهد. ايمان شما به توانستن ، اعتماد ديگران را نيز به سوي شما جلب مي كند.
ايمان نيروي توانستن را به وجود مي آورد.
به موفقيت خود ايمان داشته باشيد و يقين بدانيد كه حتماً موفق خواهيد شد.
بي اعتقادي يك نيروي مخرب است. فكري كه ايمانش را از دست داده يا گرفتار شك شده است ، پي دلائلي مي گردد تا دودلي خود را توجيه كند. مسبب بسياري از شكست ها ، بي اعتقادي ، عدم اطمينان ، گرايش ناخودآگاه به شكست و نداشتن رغبت چندان به پيروزي است.
كافي است ترديد به خود راه دهيد تا شكست بخوريد و به پيروزي بينديشيد تا موفق شويد.
احترام گذاشتن به چهره هاي پيشرو خوب است. همين طور آموختن از آن هاا و مطالعه ي شخصيت و شيوه ي زندگيشان ؛ اما ستايش كردن ، هرگز! باور كنيد پيشتر از آن ها هم مي توان رفت ؛ بسي فراتر از آن ها . كساني كه خود را در رده ي دوم مي بينند ، زندگي و كارشان نز در رده ي دوم باقي مي ماند .
حال قضيه را از اين جنبه ببينيد : باورها ، شكل دهنده و تنظيم كننده ي رفتار انسان ها هستند. يك آدم ميانه حال و متوس را در نظر آورد . او معتقد است كه ارزش چنداني ندارد. بنابراين ، سهم اندكي هم نصيبش مي شود. برآن است كه از عهد ه ي انجام كارهاي بزرگ بر نمي آيد پس كار بزرگي هم انجام نمي دهد. معتقد است كه شخص مهمي نيست ، و جاي پاي اين احساس را در كليه ي كارهاي خود بر جاي مي گذارد. بي اعتقادي او به خودش ، در طرز صحبت كردن ، راه رفتن و ساير اعمالش نمود پيدا مي كند . و ازآن جا كه ديگران نيز همان جنبه هايي را در ما مي بينند كه ما در خود مي بينيم ، او از نظر اطرافيانش هم مي افتد.
حال به آن سمت ديگر ، به آدمي كه حركت رو به جلو دارد ، نظر مي اندازيم . كسي كه معتقد است بيش ازاين ها مي ارزد ، سهم بيش تري مي برد. او معتقد است كه مي تواند وظايف دشوارو سنگيني را بر عهده گيرد ، و مي تواند . آن چه انجام مي دهد ؛ رفتاري كه اجازه مي دهد مردم با او داشته باشند ، شخصيت ، افكار و نقطه نظرهايش همه و همه نمايانگر اين حقيقتند كه " آدم سنجيده اي است و براي خودش احترام قائل است " .
هر انساني محصول افكار خويش است . بايد بزرگ انديش بود و باورها و انديشه ها را رو به رشد تنظيم كرد. با اعتقاد راخ به موفقيت ، موانع را به كناري زد ، بايد بزرگ انديشيد و بزرگ شد.
به خود ايمان بياوريد تا اتفاقات خوب رخ دهد.
ذهن شما يك " كارگاه فكر " است . كارگاهي فعال كه هر روز افكار فراواني توليد مي كند.
توليد در اين كارگاه ذهني ، تحت نظر دو نفر سركارگر صورت مي گيرد كه يكي از آن ها را آقاي كامياب و ديگري را آقاي ناكام مي ناميم . آقاي كامياب در كار توليد ذهنيات مثبت است . تخصص او توليد دلايلي بر واجد صلاحيت بودن ، موفقيت و توانايي شماست .
سركارگر ديگر، آقاي ناكام ، افكار منفي و تحقيرآميز مي سازد . او در توجيه ناتواني ها و نارسايي هاي شما خبره است . شعار تخصصي او " شكست مي خوريد " است.
هر دو اين حضرات : آقاي كامياب و آقاي ناكام بسيار فرمانبردارند . فوراً سر پست خود حاضر مي شوند و به كوچكتريت اشاره اي به جنبش و فعاليت در مي آ يند . هرگاه اشاره مثبت باشد ، آقاي كامياب قدم پيش مي گذارد و مشغول كار مي شود و هرگاه اشاره منفي باشد ، سروكله ي آقاي ناكام پيدا مي شود.
آقاي كامياب را تمام وقت به كار بگيريد . هر زمان فكري وارد ذهنتان مي شود ، ازآقاي كامياب بخواهيد به آن مشغول شود .او نشان مي دهد كه چگونه موفق خواهيد شد.
قدم به درون بگذاريد . دروازه هاي پيروزي گشاده تر از هر زمان ديگر است . از هم اكنون خود را در شمار افراد منتخبي قرار دهيد كه مي خواهند ازروزگار كام ستانند .
اين جا نخستين ايستگاه موفقيت است ، ولي ايستگاه مهمي است . ايستگاه اول : ايمان داشتن به توانايي هاي خويش است . به موفقيت خود ايمان داشته باشيد.
چگونه بر نيروي ايمان خود بيفزاييم :
در اين جا سه روش براي تقويت نيروي ايمان آورده شده است :
الف : به پيروزي بينديشيد و هرگز به شكست فكر نكنيد .
ب : دائماً به خود گوشزد كنيد كه از آن چه تصور مي كنيد بهتر هستيد .
پ : بزرگ انديش باشيد .
چقدر جالب است كه انسان شكوفايي اعتماد به نفس ، نفوذ و موفقيت خود را از امروز تا فردا و از اين ماه تا ماه بعد نظاره كند . در اين دنيا هيچ چيز _ به راستي هيچ چيز � رضايت بخش تر از آن نيست كه بدانيد در مسير موقيت و سعادت گام بر مي داريد و فتح هيچ قله اي لذت بخش تر از دستيابي به جواهر وجود انساني نيست .

با عذر تراشي يا بيماري شكست پذيري مقابله كنيد:

در مردم شناسي خود تعمق كنيد ! در مي يابيد كه افراد ناموفق از يك بيماري فكري كه انديشه هاي آنان را سركوب مي كند ، رنج مي برند . ما نام " عذر تراشي " را بر اين بيماري مي كذاريم . همه ي افراد ناموفق نوع پيشرفته ي ايند به نفس در بيش تر موارد به استفاده هاي غلط از حافظه ارتباط دارد.
در اين جا دو مسأله ي خاص عنوان شده اند كه با عمل به آن ها مي توانيد اعتماد به نفس خود را از طريق اداره ي صحيح بانك حافظه تان به دست آوريد :
الف : فقط افكار مثبت را به بانك ذهني خود بسپاريد .
در بانك حافظه ي خود افكار مثبت بگذاريد . اين كار اعتماد به نفس شما را روزافزون مي كند و در شما اين احاس مطبوع را برمي انگيزد كه " خيلي سر حال هستم ، و در ضمن ، به حفظ تندرستي شما كمك مي كند " .
ب : فقط افكار مثبت را ازبانك ذهن خود برداشت كنيد .
هيولاهاي ذهني نسازيد . افكار ناخوشايند را از بانك حافظه ي خود بيرون آوريد . هنگامي كه تجربياتي از هر نوع را به ياد مي آوريد ، روي قسمت هاي خوب آن تأكيد كنيد . خاطرات بد را فراموش كنيد ، آن ها را دفن كنيد . اگر متوجه شديد كه داريد جنبه هاي منفي را مرور مي كنيد ، ذهن خود را به سوي ديگري منحرف كنيد.
چرا آدم ها از يكديگر وحشت دارند ؟ چرا بسياري از افراد نسبت به ديگران حساسيت دارند ؟ علت كم رويي چيست ؟ براي رفع آن چه مي توان كرد ؟
ترس از ديگر مردم ترس بزرگي ات ، ولي راهي براي غلبه كردن بر آن وجود دارد . اگر ياد بگيريد كه درك درستي از مردم داشته باشيد ، مي توانيد بر ترس خود از آن ها غلبه كنيد .
در اين جا دو راه براي يافتن درك صحيح از مردم ذكر شده است :
الف : نظرمتعادلي نسبت به مردم پيدا كنيد.
اين دو نكته را ضمن تماس با مردم در نظر داشته باشيد : اول اين كه ديگگري آدم مهمي است. و بي شك آدم مهمي است ؛ چرا كه هر انساني مهم است . ولي به خاطر داشته باشيد كه شما هم مهم هستيد . پس هنگامي كه شخص ديگري را ملاقات مي كنيد ، اين فكر را مد نظر داشته باشيد ، " ما دو آدم مهم هستيم كه نشسته ايم و راجع به منافع مشترك خود گفت و گو مي كنيم " .
ب: نگرش عاقلانه اي اتخاذ كنيد.
روراست عمل كردن ،وجدانتان را آسوده نگاه مي دارد . و در شما اعتماد به نفس ايجاد مي كند . وقتي كاري را كه به بدي شهرت يافته است ، انجام مي دهيم دو اتفاق منفي رخ مي دهد : اول اين كه احساس گناه مي كنيم و در نتيجه اعتماد به نفسمان را از بين مي بريم و ديگر آن كه مردم دير يا زود متوجه خطاي ما مي شوند و از ما سلب اعتماد مي كنند .
درتكار باشيد و اعتماد به نفس خود را حفظ كنيد اين همان كمكي است كه از فكر خود براي موفق شدن مي گيريد. پس براي آن كه اعتماد به نفس را در خودتان تقويت كنيد، متهورانه عمل كنيد.
اين دستورات را با دقت بخوانيد . سپس سعي كنيد آن را تمرين كنيد و اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد.
الف: هميشه در رديف هاي جلو بنشينيد .
ب : نگاه كردن به چشمان ديگران را تمرين كنيد.
پ : سرعت راه رفتنتان را بيست و پنج درصد تندتر كنيد.
ت : بلند و جدي حرف زدن را تمرين كنيد.
ث : خندان باشيد.
نيروي خنده را به اختيار خود درآوريد.
از اين پنج دستورالعمل ، براي پيشبرد امور خود مدد بگيريد:
الف : اقدام ، ترس را از بين مي برد . ترس خود را مهار كنيد و سپس دست به اقدام مؤثر بزنيد .
ب : ب و روز سعي كنيد كه فقط افكار مثبت را در بانك حافظه ي خود بگذاريد.
پ : مردم را درست بشناسيد.
ت : كارهايي را انجام دهيد كه وجدانتان مي گويد درست است .

چگونه بزرگ بينديشيم:

براي بزرگ انديش بودن بايد لغات و عباراتي را به كار ببريم كه تصاوير ذهني مثبت و بزرگ را در ذهن تداعي مي كنند.
چهار شيوه براي كاربرد لغات و اصطلاحات بزرگ انديشانه :
در اين جا چهار شيوه مطرح شده است كه به شما مي كند واژگان بزرگ انديشان را به كار ببريد:
الف : از لغات و عبارات بزرگ انديشانه ، مثبت و شادي بخش براي توصيف احوال خود استفاده كنيد .
ب : از كلمات و عبارات خوشايند ، شادي بخش و روشن براي توصف ديگران استفاده كنيد.
پ : با لحني مثبت به ديگران دلگرمي دهيد . در هر موقعيتي كه چيش مي آيد از آن ها تعريف كنيد.
تنها وضعيت موجود را نبينيد ، بلكه امكانات فردا را هم در نظر آوريد . بزرگ انديشان خود را عادت داده اند كه در برابر هر مسأله اي تنها وضعيت موجود را نديده بلكه امكانات فردا را هم در نظر آورند. در اين جا چهار مثال براي روشن كردن مطلب آورده شده است :
الف : چه چيزيارزش يك ملك را بالا مي برد ؟ يك بنگاه دار بسيار موفق كه به خريد و فروش املاك زراعي اشتغال دارد ، معتقد است اگر ما ذهن خود را طوري تربيت كنيم كه بتوانيم از هچ ، چيزي به وجود آوريم ، به نتايجي عالي دست خواهيم يافت.
نتيجه اين است : به چيزها آن گونه كه هستند نگاه نكنيد ، بلكه به امكاناتي كه مي توانند داشته باشند نظر كنيد . توجه به هر چيزي ارزش و اعتبار مي بخشد. شخص بزرگ انديش هميشه به امكاناتي كه مي تواند در آينده تحقق يابد ، توجه مي كند ، او اسير زمان حال نيست .
ب : يك مشتري چقدر ارزش دارد ؟
بهترين راه براي نگه داشتن مشتري ارائه خدمات دوستانه و مؤدبانه به اوست .ارزش دادن به مشتريان ، عاملي است كه آن ها را به مشتري هاي پروپاقرص و دائمي تبديل مي كند.
در زير نمونه هايي ذكر شده كه نشان مي دهد چگونه مي توانيد قدرت خود را در ديدن چيزهايي كه امكان تحقق آن ها وجود دارد ، افزايش دهيد . من نام اين تمرين ها را " ارزش دهي آموزشي " گذاشته ام .
1 : سعي كنيد ارزش هر چيزي را بالا ببريد.
2 : سعي كنيد ارزش آدم ها را بالا ببريد .
3 : سعي كنيد ارزش خودتان را بالا ببريد.
شروط لازم براي يك سخنراني خوب چيست ؟
موفقيت يك سخنران در اين نيست كه صاف بايستد يا اشتباه دستوري نداشته باشد ؛ بلكه در اين است كه مخاطبان او پيامش را دريابند . بيش تر ناطقان برجسته ، عيوب كوچكي دارند ؛ بعضي از آن ها صدايشان خوشايند نيست . بعضي از معروف ترين سخنرانان آمريكا در آزمون هاي آيين سخنوري كه طبق شيوه ي سنتي ، با " اين كار را بكن و آن كار را نكن " طرح ريزي شده اند ، رد مي شوند.
با وجود اين ، همه ي اين خنرانان موفق در يك نكته مشتركند.آن ها چيزي براي گفتن دارند كه براي بيان آن به مردم سر از پا نمي شناسند .
اجازه ندهيد انديشه هاي منفي و مسائل پيش پا افتاده شما را از ايراد يك سخنراني موفق باز دارد.
اين سه دستور را به كار ببنديد و به خودتان كمك كنيد كه در وراي مسائل كوچك قرار بگيريد .
1: تنها به اهداف بزرگ بينديشيد .
2 : بپرسيد : " آيا واقعاً ارزش را دارد ؟ پيش از آن كه دچار هيجانات منفي شويد ، فقط از خودتان بپرسيد : " واقعاً مهم است كسي بخواهد سر از كار من در بياورد ؟ "
3 : داخل تله ي فرعيات نيفتيد.
يادتان نرود بزرگ انديشي براي شما از هر نظر مقرون به صرفه است !
الف : خودتان را دست كم نگيريد.
ب : اصطلاحات بزرگ انديشان را به كار ببريد.
پ : بلندنظر باشيد .
ت : كارهايتان را با ديد بزرگ انديشانه ببينيد.
ث : فراتر از مسائل پيش پا افتاده بينديشيد.
به ياري بزرگ انديشي ! بزرگ شويد !

چگونه به تفكّر و تخيّل خلّاق دست يابيم :

يك خانواده ي كم درآمد ، نقشه اي مي ريزند تا بتوانند پسر خود را به دانشگاه معتبري بفرستند . برنامه ريزي آن ها ثمره ي يك تفكر خلاق است.
خانواده اي ، بدمنظره ترين زمين مخروبه ي خيابانشان را تبديل به زيباترين فضاي سبز آن ناحيه مي كنند . اقدام آن ها نمايانگر انديشه ي خلاق است .
تفكر خلاق ، غني يافتن راه هاي جديد و مؤثر براي انجام دادن كارها.موفقيت هاي گوناگون ، اعم از موفت در خانه ، محل كار و اجتماع � به يافتن راه هايي براي انجام هرچه بهتر كارها بستگي دارد .حال ، بياييد ببينيم چه كاري مي توانيم براي به وجود آوردن تفكر خلاق و تقويت آن انجام دهيم .
مرحله ي اول : ايمان داشته باشيد به اين كه مي توانيد موفق شويد.وقتي به كاري ايمان داشته باشيد ، فكرتان راه هاي انجام آن را پيدا مي كند .
وقتي ايمان بياوريد كه چيزي ناممكن است ، فكرتان در پي دلايلي مي گردد كه اين مطلب را اثبات كند ؛ ولي وقتي ايمان داشته باشيد ، ايماني حقيقي كه كاري شدني است ، فكرتان راه هاي انجام آن را مي يابد.
ايمان نيروهاي خلاق را آزاد مي كند ، فقدان ايمان ، آن نيروها را به بند مي كشد . براي نيل به تفكر خلاق ايمان را ياد بگيريد.
خواستن ، توانستن است .
ايمان داشته باشيد به اين كه از عهده ي كارها بر خواهيد آمد . اين جمله اساس تفكر خلاق است . در اين جا دو راه حل ارائه شده است كه به شما كمك مي كند به ياري ايمان ، از قدرت خلاق برخوردار شويد:
الف : كلمه ي ناممكن را از فرهنگ لغات خود خارج كنيد.
ب : به چيزي بينديشيد كه زماني دوست داشته باشيد آن را انجام بدهيد ، اما به دليل آن كه آن را ناشدني مي پنداشتيد ، از انجام آن خودداري كرده بوديد.
به تعداد انديشه هاي خلاق راه هاي بي شماري مي شود يافت كه هر يك مي توانند بهترين هم باشند .
هيچ چيزدر يخ نمي رويد ! اگر اجازه دهيم سنت ، ذهن ما را منجمد كند ، ايده هاي نو جوانه نمي زند . تفكر سنتي ، دشمن خانگي و درجه ي يك اناني است كه دوست دارد يك برنامه ي پيشرفت فردي خلاق داته باشد . تفكر سنتي ، ذهن شما را مي كند . جلو پيشرفت شما را مي گيرد ؛ اجازه نمي دهد از خلاقيت بهره اي ببريد . در اين جا سه راه را براي مقابله با اين نگرش مي بينيد :
الف : به نظرات افراد توجه كنيد . فكرهاي جديد را پذيرا شويد . با اين افكار منفور مبارزه كنيد : " نتيجه نمي دهد " ، " نمي شود " ، " بي فايده است " ، " احمقانه است " .
ب : پيوسته در حال جست و جو باشيد .
پ : پيشرو باشيد ، نه دنباله رو . نگوييد : " در جايي كه كار مي كردم ، ازاين روش براي انجام كارهايمان استفاده مي كرديم ؛ بنابراين ، اين جا هم بايد طبق همان شيوه عمل كنيم " بلكه بگوييد : " چه طور مي شود اين كار را بهتر از آن چه در گذشته انجام مي داديم ، انجام دهيم ؟ "
شعار جنرال الكتريك اين است : موفقيت مهم ترين محصول ماست ! چرا موفقيت مهم ترين محصول شما نباشد ؟
فلسفه ي " مي توانم � بهتر � عمل � كن " معجزه مي كند . وقتي از خود مي پزسيد : " چه طور مي توانم بهتر عمل كنم ؟ " دكمه ي قدرت خلاق زده مي شود و شيوه هاي بهتر براي انجام كارها خودشان را معرفي مي كنند .
تجربه ي آموزنده اي است : توانايي ، يم برداشت ذهني است . ميزان كاري كه مي توانيم انجام بدهيم ، به ميزان تصوري كه از توانايي انجام آن كار داريم ، بستگي دارد . وقتي براتي ايمان داشته باشيم كه مي توانيم كار بيش تري انجام دهيم ، ذهنمام خلاقانه در پي راه هايي مي گردد كه كليد كار را به دستمان بدهد .
توانايي ، به راستي يك برداشت ذهني است .
معجون موفقيت در زمينه ي كسب و تجارت ، خانه و اجتماع اين است : بهتر از گذشته كار كن ( كيفيت بازدهي ات را بهتر كن ) و بيش تر از گذشته كار كن ( ميزان بازدهي ات را بيش تر كن ) .
اگر متقاعد شده ايد كه انجام بيش تر و بهتر كارها مقرون به صرفه است ، اين دستورالعمل دو مرحله اي را انجام بدهيد :
الف : مشتاقانه پيشنهادهايي را براي انجام كار بيش تر بپذيريد .
ب : سپس ، روي اين مسئله تمركز كنيد كه " چه طور مي توانم بيش تر كار كنم ؟ " جواب هاي خلاق از راه مي رسند .
من اين نظريه را به طور كامل در قالب يك روش فردي پذيرفته ام . اگر مي خواهيد كاري انجام شود ، آن را به يك فرد پر مشغله بسپاريد . من با افرادي كه به قدر كافي وقت آزاد دارند ، روي طرح هاي مهم كار نمي كنم . ازتجربه هاي تلخ گذشته آموخته ام كه آدمي كه وقت زيادي دارد ، شريك و همكار خوبي نيست .
همه ي افراد موفق و لايقي كه مي شناسم ، سرشان شلوغ است . وقتي كار پروژه اي را با آن ها شروع مي كنم مي دانم كه به نحو شايسته به انجام خواهد رسيد .
از ده ها تجربه آموخته ام كه مي توانم روي يك فرد پر مشغله براي انجام كارهاي دشوار حساب كنم . ولي اغلب از كار كردن با كساني كه " وقت زيادي براي پرداختن به همه ي امور دارند " ، پشيمان شده ام .
انسان هاي بزرگ ، گوش كردن را به انحصار خود در مي آورند .
انسان هاي كوچك حرف زدن را به انحصار خود در مي آورند.
اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه رهبران بزرگ ، وقت بيش تري را صرف نصيحت شنيدن مي كنند تا نصيحت كردن . يك فرد كامل پيش از آن كه تصمصمي بگيرد ، مي پرسد : " راجع به آن چه فكر مي كنيد ؟ " ، " چه توصيه اي داريد ؟ " ، " تحت چنين شرايطيچه كار مي كنيد ؟ " ، " به نظرتان چه طور مي آيد ؟ " .
اين برنامه سه مرحله اي را براي تقويت خلاق ، از طريق پرسيدن و شنيدن ، اجرا كنيد :
1 : ديگران را تشويق به حرف زدن كنيد .
2 : ديدگاه هاي خود را از طريق پرسش هايي كه مطرح مي كنيد ، محك بزنيد .
3 : به چيزي كه طرف مقابل مي گويد ، خوب توجه كنيد .
راه هاي زيادي براي دريافت تحركات ذهني وجود دارد ، ولي در اين جا دو راه وجود دارد كه مي توانيد در برنامه ي زندگي خود بگنجانيد :
اول ، با حداقل يك گروه صنفي كه روي مسائل شغلي شما تأثير مي گذارند ملاقات مستمر و ارتباط داشته باشيد .
دوم ، با حداقل يك گروه كه بيرون از حوزه ي علاقه هاي شغلي شما فعاليت مي كنند ، مشاركت و ارتباط داشته باشيد .
از اين سه راه براي شكوفا كردن و برداشت ايده هاي خود اتفاده كنيد :
1 : نگذاريد افكار از ذهنتان فرار كنند . آن ها را روي كاغذ بياوريد . هر روز ايده هاي خوب بيشماري به دنيا مي آيند ولي تنها به اين دليل كه روي كاغذ آورده نمي شوند ، به سرعت مي ميرند.
2 : كار بعدي آن است كه ايده هايتان را مرور كنيد.
3 : ايده هايتان را به كار ببريد و آبياري كنيد.
يادتان باشد كه نظرات خود را به صورتي قابل ارائه در آوريد . فكري كه نوشته شده باد يا به صورت تصوير يا نمودار درآمده باشد ، به مراتب قدرت القاي بيش تري دارد تا فكري كه فقط به صورت شفاهي ارائه شود.

شخصيت شما تابع انديشه هاي شماست:

ديگران همان چيزي رادر ما مي بينند كه ما در خود مي بينيم . با ما همان گونه برخود مي كنند كه فكر مي كنيم بايد برخود كنند.
تفكر چنين تأثيري دارد كسي كه در ضميرش خود را كم تر از ديگران مي چندارد ، قابليت هاي حقيقي اش در پرده مي ماند ؛ زيرا افكار ، هادي اعمال است . اگر انساني احساس حقارت كند ، بر همان سياق عمل خواهد كرد و هيچ ترفند يا نقابي قادر نيست اين احساس ريشه دار را براي مدت طولاني پنهان نگاه دارد. فردي كه احساس مي كند كسي نيست ، واقعاً كسي نيست .
از سوي ديگر ، آدمي كه عميقاً معتقد است براي كاري ساخته شده است براي همان كار ساخته شده است . براي آن كه تشخص داشته باشيم ، باد فكر كنيم كه متشخص هستيم . اگر چنين فكر كنيم ، ديگران هم اين گونه فكر خواهند كرد . منطق اين رفتار را از نظر مي گذرانيم :
فكر شما عمل شما را تعيين مي كند .
عمل شما هم متقابلاً تعيين كننده ي :
واكنشي است ديگران نسبت به شما نشان مي دهند.
خودتان را متشخص جلوه دهيد : اين روش كمك مي كند كه براي خودتان ارزش بيش تري قائل شويد .
ظاهرتان با شما حرف مي زند ؛ با بقيه هم همين طور . ظاهر شما تعيين كننده ي نظري است كه ديگران نسبت به شما پيدا مي كنند .
في الواقع چه خوب بود اگر مردم به فضايل يك انسان نظر مي كردند ، نه به لباس تنش . ولي اشتباه نكنيد ! عملاً ، مردم براساس ظاهرتان روي شما قضاوت مي كنند ؛ قضاوتي كه خواه نا خواه صورت مي گيرد . ظاهر شما نخستين معياري است كه مردم براي ارزيابي در اختيار دارند ، و اولين تأثير هرگز از يادها نمي رود ؛ هرچند كه در درازمدت به وجود آمده باشد.
شما همان آدمي هستيد كه در فكر خود تصور مي كنيد.
شخصي كه فكر مي كند كارش داراي اهميت است ، اشارات ذهني خاصي را در مورد انجام هرچه بهتر كارش دريافت مي كند ؛ و كار بهتر يعني :
ترفيع هاي بيش تر ، پول بيش تر ، تشخص بيش تر و خوشحالي بيش تر.
طرز فكري كه نبت به شغل خود داريم ، تعيين كننده ي طرز فكري است كه زير دستانمان نسبت به كارشان پيدا خواهند كرد .
نگرش هاي زيردستان ما نسبت به شغلشان بازخورد مستقيم نگرش هاي شغلي خود ماست . خوب است به خاطر داشته باشيم كه نقاط قوت و ضعف ما در رفتار كساني كه از ما حقوق مي گيرند ، بازتاب مي يابد ، درست مانند كودكي كه نگرش هاي والدينش را عيناً نشان مي دهد.
دو پيشنهاد براي تشويق كردن ديگران به انجام كار بيش تر :
1 : هميشه كارتان را با نگرش مثبتي بنگريد ، تا زير دستانتان هم ديد درتي نسبت به كارشان پيدا كنند .
2 : هر روز كه با كارتان رو به رو مي شويد ، از خود بپرسيد : " آيا من از هر لحاظ ، شايستگي آن را دارم كه سرمشق ديگران قرار گيرم ؟ آيا تمام عادات من به گونه اي هستند كه از ديدن آن ها در زير دستانم خوشحال شوم ؟ "
روزي چند بار با انديشه هاي نيروبخش به خودتان انگيزه بدهيد.
شما همان كسي هستيد كه در فكر خود تصور مي كنيد . خودتان را بهتر از اين ها فرض كنيد تا بهتر از اين ها باشيد .
تفكر خود را دست بالا بگيريد . مانند افراد متشخص فكر كنيد.
ارزش قائل شدن براي تفكر خويش كارهايتان را ارزشمند مي كند و اين به معناي كسب موفقيت است.
اين چند كلمه را از ياد نبريد :
الف : ظاهر يك فرد متشخص را داشته باشيد .
ب : كارتان را با اهميت تلقي كنيد.
پ : روزي چند باربا انديشه ها ي مثبت به خود دل و جرأت دهيد.
ت : در تمام موقعيت هاي زندگي از خود بپرسيد : " آيا اين طرز فكر يك انسان متشخص است ؟ و سپس ، از جواب خود پيروي كنيد.

بر محيط اطراف خود مسلط شويد ، درجه ي يك باشيد:

بدن از غذاهاي كه مصرف مي كند تشكيل شده است . به همين ترتيب ، فكر هم متشكل ازمواد مصرفي خود است . البته غذاي ذهن چيزي نيست كه بسته بندي شود يا بتوان آن را از جاي خريد . غذاي ذهن ، محيط اطراف است �همه ي آن چيزهاي بي شماري كه ضمير آگاه و ناخودآگاه ما را تحت تأثير قرار مي دهد . نوع غذايي كه ذهن ما مصرف مي كند ، تعيين كننده ي شخصيت ، عادت ها و نگرش هاي ماست . هر يك از ما وارث استعدادهاي بالقوه اي هستيم كه بايد آن ها را به غعل در آوريم . ولي اين كه چه مقدار ازآن استعدادها را پرورش دهيم و چگونه بستگي به غذايي دارد كه ذهن ما از آن تغذيه مي كند.
درست به همان صورتي كه بدن نمايانگر نوع غذايي است كه به او داده ايم ، ذهن نيز منعكس كننده ي چيزهايي است كه از محيط اطراف خود دريافت كرده است .
معاشرت طولاني مدت با آدم هاي منفي ما را وادار به منفي بافي مي كند و هم نشيني با آدم هاي مبتذل ، عادت هاي مبتذل در ما به وجود مي آورد . ازطرف ديگر ، معاشرت با مردمي كه افكار بزرگ دارند سطح فكر ما را بالا مي برد ؛ تماس نزديك با آدم هاي بلند پرواز، در ما روحيه ي بلند پروازي پديد مي آورد.
كارشناسان براين باورند كه هر چه امروزهستيد ، شخصيت شما ، آرزوهايتان ، موقعيت فعلي تان در زندگي ، تا حد زيادي نتيجه ي محيط رواني شما است . آن ها معتقدند كه آن چه يك ، پنج ، ده يا دوازده سال ديگر خواهيد بود ، تقريباً تماماً به محيط آينده ي شما بتگي دارد.
اكنون ببينيم چه كاري مي توانيم انجام دهيم تا آينده برايمان رضايت و كامراني به بار آورد .
قدم اول : زندگي را از نوع شروع كنيد . عادات و نگرش هاي گذشته را از ياد ببريد.
يادتان باشد : مردمي كه برايتان آيه ي يأس مي خوانند ، خودشان تقريباً هميشه افراد ناموفقي هستند ، آن ها از لحاظ كارآيي بسيار معمولي اند يا در سطح پاييني قرار دارند . نظرات اين افراد مانند سم است . در برابر مردمي كه مي خواهند شما در مورد عدم توانايي تان مجاب كنند ، موضع دفاعي بگيريد . نصيحت هاي منفي آنان را فقط به عنوان رجزخواني هايي كه في نفسه اثبات كننده ي موفقيت شماست ، تلقي كنيد.
طرز فكر ما از گروهي كه در آن هستيم ، تأثير مستقيم مي پذيرد . اطمنان حاصل كنيد كه جزو گروهي هستيد كه طرزفكر خوب و درستي دارند.
اين قانون را بپذيريد كه بايد از افراد وارد راهنمايي خواست .
در اين جا چند روش ساده ارائه شده كه كمك مي كند جو ارتباطي تان را بهتر كنيد :
الف : با گروه هاي جديد رفت و آمد كنيد.
ب : دوستاني را برگزينيد كه نظراتشان با نظرات شما متفاوت است .
با مخالفان خود معاشرت كنيد . ولي فقط مراقب باشيد كه افراد با ظرفيتي باشند .
پ : دوستاني را برگزينيد كه وراي مسائل پيش پا افتاده و بي اهميت فكر مي كنند . آن هايي كه مشغله ي ذهني شان ، به جاي درك محضر شما ، متراژ منزل تان است ، يا آن كه چه داريد و چه نداريد ، آدم هاي بدبختي هستند . ازحريم رواني خود محافظت كنيد.
محيط اطراف خود را براي دستيابي به موفقيت به خدمت گيريد :
الف : نسبت به محيط خود هوشيار باشيد.
ب : محيط خود را به گونه اي تحت اختيار درآوريد كه در جهت منافعتان كار كند نه به ضررتان.
پ : اجازه ندهيد مردم كوچك انديش شما را عقبنگه دارند.
ت : از مردم موفق راهنمايي بخواهيد.
ث : به خودتان استراحت روح فراوان بدهيد .
ج : سموم فكري را ازمحي خود به دور افكنيد.
چ : در هر كاري كه انجام مي دهيد درجه ي يك و بهترين باشيد.

ازنگرش هاي خود ، حاميان سرسختي بسازد:

كليه ي اختلافات از نگرش ها ناشي مي شود . فروشنده هايي كه نگرش صحيح داشته بتشند ، ميزان فروششان را از حدّ نصاب بالاتر مي برند ؛ دانش آموزاني كه نگرش صحيح داشته باشند ؛ نمره ي الف مي گيرند ؛ نگرش هاي مثبت واقعاً مي توانند راه را براي يك زندگي زناشويي موفق هموار كنند. نگرش هاي صحيح ، موفقيت شما را در كار با مردم تضمين مي كنند ؛ به شما توانايي رهبر شدن مي دهند ؛ نگرش هاي مثبت تمام موقعيت ها را به سود شما برمي گردانند.
اين سه نگرش را در خود تقويت كنيد و از آن ها در انجام هر كاري پشتگرمي بگيريد:
الف : نگرش فعال بودن را در خود تقويت كنيد .
ب : نگرش اهميت دادن به ديگران را در خود تقويت كنيد .
پ : نگرش تقدّم در ارائه خدمات را در خود تقويت كنيد .
براي آن كه ديگران را به فعاليت واداريد بايد اول خودتان را فعال كنيد.
براي به حركت درآوردن ديگران ، براي ايجاد شور و شوق در آنان ، بايد اول خودتان شور و شوق پيدا كنيد.
شور و شوق ، باعث بهبود امور مي شود.
شور و شوق به زبان ساده يعني " چه عالي است ! " .
به كمك يك روش سه مرحله اي كه در اين جا مي بيند ، مي توانيد قدرت شور و شوق را دراختيار بگيريد.
1 : عميقتر كاوش كنيد .
ازشيوه ي كاوش عميق براي ايجاد علاقه نسبت به ديگران استفاده كنيد. سعي كنيد درباره ي زندگي فرد مورد نظر خود ، كار ، موقعيت خانوادگي ، سوابق افكار و آرزوهاي او اطلاعاتي به دست آوريد . به اين ترتيب ، در مي يابيد كه علاقه و اشتياق شما نسبت به او بيش تر شده است . به كاوش ادامه دهيد ، قيناً به علايق مشتركي خواهيد رسيد . كاوش كنيد ، زيرا در نهايت به يك انسان دوست داشتني مي ريد .
2: به همه ي كارهاي خود روح بدهيد.
مردم با كسي كه به حرف هاي خودش اعتقاد دارد ، همراه مي شوند . حرف هايتان را با روح بيان كنيد . به سخنان خود سرزندگي بدهيد . با هر كه حرف مي زنيد � خواه يك گروه از افراد باشند يا يك مشتري و يا بچه هايتان � به لحن خود گرمي بدهيد . نطقي كه با حرارت بيان شود ، ممكن است ماه ها و حتي ال ها در خاطر بماند . ولي نطقي كه سرد و بي روح ادا شود ، تأثير آن تا آخر هفته هم نمي ماند .
3 : پيك خوش خبر بايد .
اين نگرش را نسبت به افراد پيدا كنيد : شما با ارزش هستيد .
بيش تر آدم ها به ديگر افزاد نگاه مي كنند و چنين مي انديشند : " او نمي تواند به دردم بخورد . به همين دليل در نظرم هيچ اهميتي ندارد " . ولي درست همين جاست كه مردم دچار بزرگترين اشتباه خود مي شوند . ديگر افراد در هر مقام و موقعيتي كه باشند ، به دو دليل عمده برايتان اهميت مطرح هستند :
اول اين كه وقتي براي مردم ارزش قائل مي شويد ، بيش تر تحويلتان مي گيرند .
احساس بزرگي دادن به آدم هاي " كوچك " به سود شماست .
در اين جا دومين دليل عمده را براي پديد آوردن احساس تشخص در افراد ملاحظه مي كنيد : وقتي به ديگران كمك مي كنيد كه احساس ارزشمند بودن كنند ، در خودتان هم چنين احساسي را به وجود مي آوريد.
براي موفق شدن بايد احساس ارزشمند بودن كنيد . كمك به ايجاد حس تشخص در افراد فوايدي در بردارد ، زيرا كمك مي كند احساس تشخص بيش تري در خودتان به وجود آيد . امتحان كنيد و ببينيد . راه انجام آن اينجاست :
1 : قدرداني و تشكر را ازياد نبريد .
وقت يا نيروي خود را براي دسته بندي كردن افراد به اشخاص خيلي مهم ، مهم و يا بي اهميت تلف نكنيد . تبعض قائل نشويد . يك انسان ، چه رفتگر باشد چه معاون مدير كل ، برايتان اهميت دارد . دست پاين گرفتن افراد ، نتايج دست بالا عايدتان نمي كند .
2 : افراد را به اسمشان مورد خطاب قرار دهيد.
3 : افتخارات را قبضه نكنيد . از آن ها استفاده كنيد .
مي خواهيد پول درآوريد ؟ اولويت را به ارائه خدمات بدهيد
تمايل به پول درآوردن و ثروت اندوزي كاملاً طبيعي و در حقيقت بسيار مطلوب است . پول قدرتي است كه بي نوايان سروسامان مي دهد . پول يكي از وسايل ضروري براي تكميل زندگي است .
اول به فكر ارائه ي خدمات باشيد ، پول هميشه خودش به دنبال شما مي آيد .
هميشه بيش از حد انتظار مردم ، برايشان كار انجام دهيد. هر فعاليت فوق برنامه ي كوچكي كه براي ديگران انجام مي دهيد ، يك بذر پول است .
مردم را دوست داشته باشيد:

موفقيت هر شخص به حمايت ديگران بستگي دارد . تنها حايلي كه بين انسان و آرزوهايي كه در سر مي پرورد ، قد علم كرده است ، حمات ديگران است .
سؤال اين است : حال كه براي دست يابي به خواسته هاي خود وابسته ي ديگرانيم . بايد چه كنيم كه از حمايت افراد برخوردار شويم و رهبري ما مورد پذيرش آنان قرار گيرد ؟ "
جواب ، به ور خلاصه و در يك جمله چنين است : مردم را دوست داشته باشيد . مردم را دوست داشته باشد تا شما را دوست داشته باشند و ازشما حمايت كنند.
هيچ كس شما را در مدارج شغلي بالا نمي كشد ، بلكه ارتقاء مي دهد. در اين دوره و زمانه هيچ كس فرصت يا حوصله ي آن را ندارد كه شخص ديگري را از مراحل دشوار و پيچيده ي كار بالا بكشد . شخصي انتخاب مي شود كه سابقه اش او را از ديگران متمايز كرده باشد .
كساني ما را به درجات عالي ارتقاء مي دهند كه در نظرشان دوست داشتني ، موجه و معقول جلوه كنيم . هر پيوند دوستي جديدي كه با ديگران برقرار مي كنيم ، ما را يك درجه بالاتر مي برد . به عبارت ديگر ، محبوبيت ، ما را براي ارتقاء سبك بالتر مي كند .
هرگز سعي نكنيد دوستي را بخريد . دوستي قابل خريد و فروش نيست . در صورتي كه هديه در پوششي از صميميت حقيقتي و محبت بي ريا تقديم شود ، مي تواند به تقويت مباني دوستي كمك كند . اما هديه اي كه عاري از خلوص نيت باشد ، چيزي بيش از معامله و يا رشوه نيست .
دوستي را نمي شود خريد . هرگاه سعي كنيم آن را بخريم ، به دو شكل زيان مي بينيم :
الف : پولمان را هدر مي دهيم .
ب : باعث تحقير ديگران مي شويم .
در ايجاد دوستي و رقابت پيشقدم شويد � روشي كه رهبران از آن بهره مي برند.
گفتن " بگذار اول او پيشقدم شود " ، " بگذار اول آن ها با ما تماس بگيرند " ، " بگذار اول او حرف بزند " ، كاري است راحت و طبيعي .
بله ، راحت و طبيعي است ، ولي با دوست داشتن افراد فرسنگ ها فاصله دارد . اگر هميشه منتظر بمانيم كه ديگران اساس دوستي را بنا كنند ، ممكن است نتوانيد دوستان زيادي داشته باشيد .
يكي از ويژگي هاي حقيقي مديريت ، برداشتن قدم اول براي آشنايي با افراد است . دفعه ي بعد كه در يك اجتماع بزرگ شركت مي كنيد ، به نكته ي بسيار مهمي توجه كنيد : برجسته ترين فردي كه در آن جا حضور دارد ، كسي است كه براي معرفي خود ، بيش تر از همه فعال است .
در اين جا شش راه براي ايجاد رفاقت از طريق پيشقدم شدن در دوستي از نظرتان مي گذرد :
الف : خودتان را در تمام فرصت هاي ممكن ، مانند مهماني ، جلسه ، هواپيما ، محيط كار و ... به ديگران معرفي كنيد .
ب : مطمئن شويد كه طرف مقابل ، اسم شما را درست متوجه ده است .
پ : سعي كنيد اسم افراد را دقيقاً به همان صورتي كه خودشان آن را تلفظ مي كنند ، به زبان آوريد.
ت : اسم اشخاص را بنويسيد و كاملاً مطمئن شويد كه آن را درست نوشته ايد ، زيرا مردم حساسيت هاي خاصي در مورد درست نوشته شدن اسمشان دارند ! در صورت امكان ، آدرش و شماره تلفن آن ها را هم بگيريد .
ث : براي دوستان جديدي كه احساس مي كنيد بايد آن ها را بشناسيد ، چند خط نامه ي دوستانه بنويسيد و يا به آن ها تلفن كنيد . اين نكته ي مهمي است : بيش تر افراد موفق ، دوستي شان را با ديگران از طريق نامه يا تماس هاي تلفني ادامه مي دهند .
ج : و آخرين و مهم ترين نكته به غريبه ها حرف هاي دلنشين بزنيد . اين كار به شما نيرو مي دهد تا براي انجام كاري كه در پيش رو داريد ، آماده شويد.
از صدها تجربه ي بزرگ و كوچك آموخته ام كه افراد پرحرف به ندرت آدم هاي موفق هستند . همه ي افراد موفق تقريباً بدون استثناء ، هنر شنيدن را بيش تر دانسته و به كار مي بندند . به عبارت ديگر ، طرف مقابل را ترغيب مي كنند به اين كه درباره ي خودش ، ديدگاه هايش ، موفقيت هايش ، شغلش و مشكلاتش حرف بزند .
هنر شنيدن به دو طريق راه را براي موفقيت هاي بزرگ تر هموار مي كند :
الف : هنر شنيدن جلب دوستي مي كند .
ب : هنر شنيدن به شناخت بهتر افراد كمك مي كند.
اين نكته را به ياد داشته باشيد : آدم هاي معمولي ترجيح مي دهند كه درباره ي خودشان بيش از هرچيز ديگري در دنيا حرف بزنند. بنابراين اگر چنين فرصتي را در اختيارشان قرار دهيد ، به خطر آن به شما محبت پيدا مي كنند . هنر شنيدن ، آسان ترين ، ساده ترين و مطمئن ترين راه براي پيدا كردن يك دوست است .
متكلم وحده نباشيد . بشنويد ، دوست پيدا كنيد و ياد بگيريد.

حركت را به صورت عادت درآوريد:

افراد فعال هميشه اهل عمل هستند . اقدام مي كنند ، كارها را به انجام مي رسانند ، پي گير نظرات و طرح ها هستند و آن ها را عملي مي كنند . افراد منفعل هيچ وقت كاري را درست و حسابيانجام نمي دهند . آن قدر اين دست و آن دست مي كنند تا به همه ثابت شود كه نبايد يا نمي توانند آن كار را انجام بدهند و يا آن كه ديگر براي انجام دادن آن خيلي دير وقت شده است .
همه دوست دارند فعال باشند . پس بياييد حركت را به صورت عادت درآوريم .
بياري از اشخاص منفعل اصرار دارند قبل از آن كه اقدامي صورت دهند ، آن قدر صبر كنند تا شرايطي مطلوب و صد در صد دلخواه فراهم آيد. دستيابي به كمال مطلق بسيارمطلوب است . ولي چيزي كه ساخته يا طراحي شده ي دست انسان باشد ؛به هيچ وجه كامل نبوده و نمي تواند باشد و پس انتظار براي فراهم آمدن شرايط ايده آل ، انتظاري است كه تا ابد به درازا مي كشد.
هنر يك فرد موفق اين نيست كه بتواند احتمال وجود هر نوع مشكلي را رفع كند ، بلكه اين است كه با مشكلات رو به رو شود و آن ها را به موقع حل كند .
در اين جا دو نكته وجود دارد كه به شما كمك مي كند از اشتباهات فاحشي كه معلول انتظار براي رسيدن به شرايط ايده آل است ، پرهيز كنيد :
الف : هيچ وقت مشكلات و موانع آينده را ازنظر دور نكنيد هر اقدام تهورآميزي ، خطرات ، ناملايمات و آينده اي نامعلوم به همراه دارد.
ب : آماده باشيد كه موانع و مشكلات را در حين بروز رفع كنيد.
ما نمي توانيم خود را در برابر همه ي مسائل و مشكلات بيمه كنيم .
اين دو مسئله را ملكه ذهن خود كنيد:
اول ، با كار روي ايده هاي خود به آن ها ارزش دهيد . نظريات شما هر اندازه كه خوب و جالب باشد ، اگر به عمل درنيايد ، هيچ ثمري ندارد.
دوم ، با كار روي ايده هاي خود ، به آرامش فكر برسيد.
ذهن خود را از طريق حركت ، آماده كا ركنيد.
كلمه ي جادويي موفقيت اكنون است . فردا ، هفته ي آينده ، بعداً ، فلان روز ، فلان وقت و مترادف هاي آن از رده ي كلمات شكست ، و موكول به هرگز است .بسياري از رؤياهاي شيرينمان هرگز به حقيقت نمي پيوندد ؛ زيرا به خود مي گوييم ، " يك روز شروع مي كنم !" در حالي كه بايد بگوييم : " همين الآن شروع مي كنم ؛ چرا حالا نه ؟ " .
بر اساس اين توصيه ي بنيامين فرانكلين زندگي كنيد : " كاري را كه امروز مي تواني انجام دهي به فردا نيندازيد ! " .
به ياد داشته باشيد ، تفكر بر مبناي حال كارها را به انجام مي رساند . ولي تفكر بر مبناي فلان روز يا فلان وقت معمولاً به معنا شكست.
دو تمرين مؤثر براي ايجاد ابتكار و خلاقيت را در اين جا ملاحظه مي كنيد.
الف : در انجام هر كاري پيش قدم شويد . وقتي به مسئله اي برمي خوريد كه معتقديد در مورد آن بايد كاري كرد ، دست روي دست نگذاريد .با تمام قوا شروع به كار كنيد.
ب : هميشه سعي كنيد براي انجام كارها داوطلب شويد.

 

چگونه ازشكست پيروزي بسازيم:

هنگامي كه يك ولگرد يا بي خانمان زمين مي خورد ، توان برخاستن مجدد را پيدا نمي كند . همان جا مي ماند و به تدريج خرد مي شود . آدم معمولي در تجربه اي مشابه روي زانوهايش مي ايستد . ولي چهار دست و پا از ميدان مي گريزد و وقتي به كلي از انظار پنهان شد ، خود را از مسير تلاش خارج مي كند تا ديگر مورد ضرب يا اهانت قرار نگيرد .
ولي هنگامي كه انسان موفق برزمين مي افتد ، به گونه اي ديگر عمل مي كند . او فوراً بر مي خيزد ، درسي مي گيرد ، ضربه را از ياد مي برد و به سمت جايگاهي بلندتر حركت مي كند .
از هم اكنون تصميم بگيريد كه از هر مانعي كه در سر راهتان سبز مي شود ، چيزي به غنيمت بگيريد . بار ديگري كه در محيط كار يا منزل با مشكلي رو به رو مي شويد بر اعصابتان مسلط شويد و بكوشيد كه علت آن را پيدا كنيد . از اين راه مي توانيد جلو اشتباهات مجدد را بگي

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
ويژگي هاي سخنرانان موفق چيست ؟

مهم نيست تا چه اندازه در سخن گفتن موفق هستيد ،يادتان باشد،مواقعي پيش مي آيد كه لازم است ساكت بمانيد.

۱- داراي تفگر واگرا بوده ،وبه هر مساله يا امري از زاويه اي ديگر نگاه مي كنندومعمولا ديدگاهشان نسبت به مسايل غير قابل پيش بيني است.

۲- افق هاي فكري بازي دارند،و ذهن و زبانشان متوجه مسائلي غير ازمسائل زندگي روزمره است.

۳- نسبت به آنچه در زندگي شان رخ مي دهد،ابراز احساسات كرده و احساسات خود را بروز مي دهند.

۴- نسبت به چيزي كه به آنها گفته مي شود – با توجه به شماره ۳- علاقه و اشتياق نشان مي دند.

۴- هيچگاه راجع به خود صحبت نمي كنند.

۵- بسيار سوال مي كنند،و اين سوال بر اثر كنجكاوي و اين بر اثر كنجكاوي آنهاست نه فضوليشان . چرا كه هميشه در پي( زياد دانستن) هستند.

۷- هميشه سعي دارند خود را به جاي مخاطبان خود بگذارند،و با آنها در زمان لازم همدردي مي كنند.

۸- اندكي شوخ طبع هستند،و از اين رو،از شوخي هاي ديگران كمتر ناراحت مي شوند.

۹- سبكي خاص براي صحبت داشته،و اين سبك باعث متمايز كردن آنها از ديگران مي شود.

۱۰- مخاطب شناس موفقي هستند ،و متناسب با حال و مقام مخاطب سخنراني مي كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
 

ويدئوكنفرانس چيست ؟


 
 مزاياي ويدئوكنفرانس
 
 كاربرد هاي ويدئوكنفرانس
 
 اجزاي شبكه ويدئو كنفرانس
 
 استاندارد هاي ويدئو كنفرانس
 
 استانداردها و ويژگيهاي تصوير
 
 استاندارد هاي كد گذاري صدا
 
 ساير قابليتها و استانداردهاي ويدئوكنفرانس

ويدئو كنفرانس چيست؟

ويدئو كنفنرانس فناوري است كه افراد درمكانهاي مختلف با فواصل مختلف را قادر مي سازد تا صوت و تصوير همديگر را به صورت زنده دريافت نموده و همانند جلسات حضوري با يكديگر ارتباط داشته و تبادل نطر نمايند.ويدئو كنفرانس مي تواند با امكانات افزوده ديگري همانند تبادل اسناد و مدارك اشتراك در تهيه مدارك ارسال عكسها و ... نيز همراه باشد.

مزاياي ويدئو كنفرانس:

صرفه جوئي در زمان :

با استفاده از اين سيستمها و بوجود آوردن امكان برقراري جلسات ويديويي به صورت زنده، صرفه جوئي قابل توجهي در وقت صورت خواهد گرفت، بطوريكه زمان صرف شده براي انجام كار همان زمان اختصاص داده شده به كنفرانس ويديويي است و زمانهاي تلف شده براي اخذ بليط ، ويزا، سفر ، اقامت و رفع خستگيهاي ناشي از سفر حذف خواهد گرديد.

صرفه حوئي در هزينه ها:

با استفاده از ويدئو كنفرانس و امكان برقراري جلسات بدون نياز به جابجائي فيزيكي افراد، صرفه جوئي فوق العاده اي در هزينه ها صورت خواهدگرفت .در واقع هزينه هايي همچون رفت و آمد ، تهيه سالن ، پذيرايي و ... خواهد گرديد.

طبق آمار بيش از 80 درصد از مشتريان بزرگ سيستمهاي ويدئو كنفرانس در سطح دنيا اظهار داشتند كه طي كمتر از 6 ماه پس از خريد تجهيزات ويدئو كنفرانس ، هزينه هاي سرمايه گذاري روي اين تجهيزات را جبران نموده اند.

ديگر مزايا:

-       برقراري سريع يك همايش يا كنفرانس در موارد اضطراري

-       برقراري ارتباط زنده با تمام نقاط جهان

-       تسريع در تصميم گيري

-       امكان حضور  در جلسات متعدد طي يك روز كاري

-       سهولت دسترسي به اعضا و امكان مشاركت بيشتر مديران، متخصصان يا اعضاي تصميم گيرنده در جلسات

-       بررسي سريع پيشنهادها، نتايج حاصله و نظرات

-       رفع مخاطرات ناشي از سفر

-       استفاده بهينه از منابع انساني و مديريت آنها

-       دسترسي سريع به اطلاعات ،مدارك و يافته اي علمي

-       سرعت در امداد رساني

-       گسترش فرهنگ كار تيمي

كاربرد هاي ويدئو كفرنس

حضور در جلسات از طريق ارتباط زنده تصويري(Video conferencing))

يكي از رايج ترين موارد استفاده از سيستمهاي ويدئو كنفرنس ، برقراري ارتباط زنده تصويري بين نقاط مختلف جغرافيائي مي باشد.ويدئو كنفرانس اين امكان را مي دهد تا بدون در نظر گرفتن فواصل جغرافيائي ، به صورت زنده در جلسات شركت نموده و بدين گونه در وقت، هزينه هاي سفر،اقامت و ... صرفه جوئي نمود. بدين ترتيب ديگر فواصل جغرافيائي مانع از شركت فرد يا افرادي كه حضور آنها در جلسه لازم به نظر مي رسد نخواهد گرديد بعلاوه از آنجا كه اكثر سازمانها شركتها دانشگاهها و ... در سطح جهان مجهز به اين تكنولوژي پيشرفته ارتباطي هسنتد برقراري ارتباط با انها نيز به آساني مقدور خواهد بود.ارتباطات تصويري بين المللي مي تواند تاثير بسزايي در افزايش سرعت انجام كارها كاهش هزينه ها و ... داشته باشد.

آموزش از راه دور

يكي از كاربردهاي كليدي فن آوري ويدئو كنفرانس ،آموزش از راه دور مي باشد. اين سيستم ،ارتباط بين استادان و دانشجويان را در هر نقطه اي كه باشند مقدور مي سازد و از هزينه اي تحصيلي همچون سفر ، حق التدريس و ... مي كاهد. با استفاده از صفحه لمسي ، سيستم رديابي صدا ،به اشتراك گذاشتن صفحه نمايش، و قابليت ارسال و دريافت ديتا در اين سيستمها كيفيت آموزش نيز در سطح بالايي حفظ خواهد شد استادان و شركتهاي آموزش در هر جايي از دنيا كه باشند مي توانند از اين طريق  دانشجويان خود را آموزش داده و در پايان دوره پس از برگزاري آزمون گواهينامه مربوطه را اعطا نمايند.

پزشكي از راه دور

يكي از پر كاربردترين استفاده هاي ويدئو كنفرانس در علم پزشكي درمان از راه دور ميباشد

با استفاده از اين تكنولوژي پيشرفته ، امكان انتقال اطلاعات بيمار عكسهاي راديولوژي نتايج آزمايشات نوار قلب و كنترل تجهيزات پزشكي توسط پزشك از راه دور فراهم ميگردد.

با اين شيوه پزشكان مي توانند كميسيون پزشكي با پزشكان متخصص برگزار كنند و بيمار خود را در هر نقطه جغرافيائي معاينه و درمان نمايند.

حراست ويدئويي

يكي ديگر از كاربردهاي اين تكنولوژي پيشرفته ارتباطي، حراست تصويري است با استفاده از اين تكنولوژي نظارت تصويري مكانهاي مختلف از هر نقطه بدون در نظرگرفتن موقعيت جغرافيائي آنها مقدور مي باشد. كيفيت فوق العاده صدا و تصوير و امكاناتي نظير حركت افقي و عمودي دوربين درشت نمايي ديد در شب انواع هشداردهنده ها (دود،رطوبت، لرزش، حركت) و همچنين (امكان كنترل تمام نقاط با هر فاصله) از يك نقطه واحد و حتي امكان اشتراك و الحاق تصوير و صداي نقاط مختلف در كنفرانسهاي ويدئويي و بسياري از امكانات ديگر استفاده از اين سيستم را بسيار مطلوب مي سازد

ديگر كاربردها :

شركت در سمينارها و كنفرانسهاي مهم داخلي و خارجي

قضاوت از راه دور شامل: ارسال پرونده و مشاوره با كارشناسان حقوقي و فني، شركت زندانيان در جلسات دادگاه از طريق      ويدئو كنفرانس

بازرگاني و تجارت از راه دور شامل: بازاريابي،معرفي محصولات و خدمات تبادل اسناد مالي عقد قرارداد و خدمات پس از فروش

مشاروه از راه دور

 شركت در مناقصه ها و مزايده هاي بين المللي

 گزارش از راه دور شامل: تبادل نظر و ارائه گزارش به مديران در مورد پروژه هاي برون شهري مانند سد سازي ،معدن و غيره

 ...

اجزاي شبكه ويدئو كنفرانس

 

پايانه:

پايانه يا ترمينال تنها جزء ضروري شبكه ويدئو كنفرانس مي باشد پايانه شامل تمام اجزائي است كه كاربر براي ارتباط ويدئو كنفرانسي نياز دارد . اين اجزا شامل كدك (مهمترين جزء ترمينال محسوب ميگردد) براي كد گذاري و كد گشايي اطلاعات ، دوربين براي دريافت تصوير ، ميكروفون براي دريافت صدا، صفحه نمايش براي نمايش تصوير، بلند گو براي  پخش صدا و امكانات اختياري ديگر مثل تخته وايت برد ديجيتال براي استفاده در كاربردهاي آموزش از راه دور مي باشد.

ترمينالهاي ويدئو كنفرانس از نظر حجم كاربرد به سه دسته تقسيم مي شوند:

ترمينالهاي Dktop

اين ترمينالها مناسب براي كاربرد هاي انفرادي و شامل تمامي تجهيزات لازم براي ارتباط ويدئو كنفرانس مي باشند.

ترمينالهاي Set-top

Set-top ها پر فروش ترين سري ترمينالهاي ويدئو كنفرانس در سطح دنيا و مناسب براي كنفرانسهاي گروهي با حجم متوسط تا بالا مي باشند. اين ترمينالها شامل تمامي تجهيزات لازم براي ارتباط ويدئو كنفرانس به جز صفحه نمايش و بلند گو هستند

ترمينالهاي Rollabout

اين سري از ترمينالها مناسب براي كنفرانسهاي گروهي متوسط و بزرگ مي باشند و شامل تمامي تجهيزات لازم براي بر قراري ارتباط ويدئو كنفرانس از قبيل كدك، دوربين، صفحه نمايش ، ميكروفون و بلندگو هستند.

 شكل ذيل اجزاي يك ترمينال ر ابه صور جداگانه نمايش مي دهد

MCU

MCU يا واحد كنفرانس چند نقطه اي جزئي از شبكه ويدئو كنفرانس مي باشد كه امكان برقراري ارتباط همزمان بين بيش از دو پايانه ر افراهم مي آورد. MCU شامل دو بخش MC(Multipoint Contoller) و MP (Multipoint Processor) است . MC وظيفه كنترل و مديريت كنفرانس و MP وظيفه ادغام و سوييچ كردن جريان هاي ويدئويي و صوتي رسيده از پايانه ها را بر عهده دارد.MCU به طور منطقي يجزئي جدا در شبكه ويدئو كنفرانس به شما ر ميرود ولي ممكن است از نظر فيزيكي ، ادغام شده در يك ترمينال باشد.اين گونه MCU ها توانايي برقراري ارتباط بين 3 تا 7 پايانه را دارا هستند و به طور معمول پاسخگوي نياز اكثر كاربران مي باشند . در صورت وجود نياز به ظرفيت بيشتر از روش Cascade كردن MCU ها و يا از MCU هاي خارجي استفاده ميشود

دراده نمود.

 

استاندارد هاي كد گذاري صدا

 

G.711

استانداردي براي كدگذاري صدا است كه در سيستمهاي تلفن معمولي بكار ميرود از اينرو به منظور تعامل با سيستمهاي تلفني، پشتيباني از اين استاندارد در كليه ترمينالهاي ويدئوكنفرانس اجباري ميباشد. در اين استاندارد فركانسهاي صوتي تا 3.5KHz به فرمت ديجيتال 64Kbps تبديل ميشوند.

 

G.722

در اين استاندارد با استفاده از روش ADPCM، سيگنالهاي صوتي تا 7KHz با پهناي باند 48/56/64Kbps كد شده و كيفيت صوتي مناسب ارائه ميگردد.

 

G.722.1

اين استاندارد نسخه بهبود يافته تر از G.722 ميباشد و كيفيتي مشابه را در پهناي باند 24/32Kbps ارائه ميكند.

 

G.723.1

اين استاندارد صوتي براي كاربردهاي با پهناي باند بسيار پائين 5.3/6.3Kbps مورد استفاده قرار ميگيرد و كيفيتي معادل استاندارد معادل استاندارد G.711 را ارائه ميدهد.

 

G.728

اين استاندارد كد گذاري، سيگنالهاي صوتي 3.4KHz را با پهناي باند 16Kbps كد ميكند.

 

حذف اكوي صدا (Echo-Cancellation)

در يك ارتباط ويدئوكنفرانس، صدائي كه از يك پايانه و پايانه ديگر انتقال مي يابد هم توسط فرد مقابل و هم توسط ميكرفون سايت ارسال كننده بازگشته و فرد سخنگو صداي خود را مي شنود. تكرار اين فرايند موجب ايجاد صداهاي ناهنجار و نهايتاً عدم امكان برقراري ارتباط صوتي بين سايتهاي مختلف ميگردد فن آوري Echo Cancellation صداي بازگشتي را شناسائي و حذف ميكند.

 

تنظيم شدن صدا Automatic Gain Control (AGC)

اين فن آوري، شدت صداي افراد با فواصل مختلف از ميكروفون را تنظيم ميكند. بدين ترتيب صداي يك فرد با فاصه 2/1 متر از ميكروفون و صداي فرد ديگر با فاصله دو متر از ميكروفون با شدت يكسان ارسال ميگردد.

 

حذف اتوماتيك صداهاي اضافي (Automatic Noise Suppression)

به طور معمول در محيط اطراف ما صداهاي ناخواسته اي وجود دارند كه مرتباً تكرار ميشوند فن آوري حذف اتوماتيك صداهاي اضافي، اين قبيل صداها (مانند صداي كولر) را شناسائي و آنها را از صداي ارسالي به سايتهاي مقابل حذف مي نمايد.

 

رديابي صدا (Voice Tracking)

با استفاده از اين تكنولوژي صدا فرد گوينده رديابي ميشود و دوربين، روي سخنگو تنظيم ميگردد شايان ذكر است كه اين فن آوري صدا انسان و اشياء را از يكديگر تشخيص داده و نسبت به صداي اشياء حساسيتي ندارد.

 

تركيب صدا (Audio Mixing)

قابليت ميكس كردن (تركيب كردن) صدا دركدك، امكان انتخاب دلخواه منابع صوتي را در خروجي هاي صدا فراهم مي آورد. براي مثال اگر دستگاه شما داراي دو خروجي صدا باشد، هر كدام از اين خروجي ها ميتواند بنا به درخواست شما صداهاي جداگانه را تركيب و پخش نمايند.

 

مكانيسم هاي كنترل كيفيت سرويس (QoS Mechanisms)

در شبكه هاي پاكتي (Packet Based Networks) اطلاعات بين اجزاء شبكه به صورت بسته بسته كه هر بسته يك پاكت (Packet) ناميده ميشود، منتقل ميگردند. اين امر سبب ميشود كه هر جزء در شبكه بتواند با بيش از يك جزء ديگر به صورت همزمان ارتباط برقرار كند.

به عبارتي ديگر، مسير ارتباطي موجود را براي ارتباط با اجزا مختلف به اشتراك ميگذارد ولي از طرفي، كيفيت ارتباط بين اجزاء مختلف در شبكه هاي پاكتي را نمي توان تضمين نمود. لذا مكانيسم هاي مختلفي در اين خصوص ابداع شده است تا حتي المقدور امكان حفظ كيفيت در كاربردهايي كه نياز به تضمين كيفيت وجود دارد، به وجود آيد در ذيل برخي از اهم اين مكانيسم ها به طور مختصر شرح داده ميشوند

ساير قابليتها و استانداردهاي ويدئوكنفرانس

 

پخش زنده صوت و تصوير (Audio and Video Streaming)

به ارسال صوت و تصوير بطور زنده ويك طرفه روي شبكه اشاره دارد بدين ترتيب افرادي كه بطور مستقيم در كنفرانس ويدئويي شركت ندارند ميتوانند با وارد كردن كلمه رمز صوت و تصوير كنفرانس را به طور زنده از طريق شبكه دريافت كنند. با استفاده از اين فن آوري همچنين ميتوان كنفرانسهاي دلخواه را از طريق اينترنت در معرض نمايش عموم قرارداد.

 

T.120

T.120 شامل مجموعه اي از استانداردها ميباشد كه امكان به اشتراك گذاشتن اسناد مختلف، ارسال و دريافت فايل و اطلاعات گرافيكي، استفاده از وايت برد ديجيتال و ... را در حين انجام يك كنفرانس تصويري فراهم مي آورد. T.120 خود به چندين استاندارد جزئي تر تقسيم ميشود كه هر يك از كاربرد خاصي پشتيباني ميكنند از قبيل T.126, T.125, T.123

 

H.350

اين استاندارد اطلاعات مربوط به سرويسهاي صوتي و تصويري روي شبكه را به منظور ايجاد يك سرويس راهنمايي بزرگ ذخيره و موقعيت يابي ميكند. از اينرو يافتن و ارتباط با ساير سايتهائي كه تجهيزات صوتي و تصويري در آنها مستقر است تسهيل ميگردد به اين استاندارد LDAP نيز اطلاق ميگردد.

 

H.281, H.282, H.283

سري استانداردهائي هستند كه امكان كنترل دوربين سايتهاي مقابل را فراهم مي آورند. سايتهاي مقابل مختار در صدور اجازه كنترل دوربين توسط سايتهاي ديگر ميباشند.

از اين استانداردها براي كنترل تجهيزات ديگر از قبيل MCU نيز استفاده ميگردد.

 

Wireless Network Support-IEEE 802.11x

استانداردي براي شبكه هاي محلي (LAN) بدون سيم ميباشد. سيستمهاي ويدئوكنفرانسي كه از اين استاندارد پشتيباني مي نمايند ميتوانند در ان شبكه ها مورد استفاده قرار گيرند.

 

H.235, H.234, H.233

اين سه استاندارد الگوريتم ها محرمانه سازي و رمزنگاري ارتباطات ويدئوكنفرانس را به منظور محرمانه بودن كنفرانس و عدم دسترسي افراد غير مجاز ارائه ميكنند. سطح امنيتي اين استانداردها تا حدي است كه در مهمترين سازمانهاي بين المللي دنيا نيز از همين استانداردها استفاده ميگردد.

در اين استانداردها از الگوريتم AES (Advanced Encryption Standard) و DES (Data Encryption Standard) استفاده ميشود.

 

مديريت از طريق وب (Web Management)

مديريت از طريق وب، امكان دسترسي به سيستم ويدئوكنفرانس را از هر نقطه بر روي شبكه فراهم مي آورد. كافيست كه از طريق يك كاوشگر استاندارد مثل Internet Explorer، پس از وارد كردن رمز به دستگاه متصل شويد.

 

مديريت از طريق استاندارد SNMP

SNMP يكي از مشهورترين استانداردها براي كنترل دستگاههاي مختلف از طريق شبكه ميباشد با استفاده از اين استاندارد، كليه سيستمهاي ويدئوكنفرانس در يك شبكه ميتوانند.

 
 منبع :

http://www.hamandniroo.com/VC/__Per/lern.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

شرح وظائف كارگروه هاي برگزاري همايش ها


شرح وظايف دبيرخانه

1- تمهيد مقدمات و هماهنگي لازم براي تشكيل جلسات ستاد و انعكاس آن به ستاد برگزاري يادواره .

2- تشكيل جلسات توجيهي مستمر براي مسئولين و اعضاي كميته ها و واحد هاي ذيربط .
 
3- صدور ابلاغ براي كليه ي عوامل اجرايي و پيگيري مربوط به آن .
 
4- انجام كليه ي امور مربوط به مكاتبات لازم با ادارات ، سازمان ها و نهادهاي دولتي و غير دولتي ، درون و برون استاني .
 
5- ابلاغ شرح وظايف مسئولين كميته ها و اعضاي زير مجموعه ي آن ها .

 6- تحرير مشخصات شهداي دانش آموزي و فرهنگي ، تقديرنامه ها و لوح هاي يادبود .
 
7- تهيه و تنظيم آمار و اطلاعات مورد نياز بر اساس فرم هاي ارسالي و ارائه ي آن به كارگروه ها.
 
كارگروه اجرايي :
 
1. ارتباط مستمر با دبيرخانه و تشكيل جلسات هماهنگي .

2. انتخاب مسئولين سالن ها ، مجري برنامه ها و رابطين و ... .

3. نظارت دقيق بر اجراي برنامه در طول برگزاري همايش .

4-نظارت كامل بر محل برگزاري همايش و كنترل مسائل فني مربوطه و رفع نقص مسايل فني مربوطه و رفع نقص مسايل فني مربوطه

5- تعيين جايگاه مناسب براي ميهمانان ويژه و مسئولين شركت كنند

 6- تدوين برنامه روز همايش

7 - تهيه جدول زمانبندي و ريز برنامه ها.

9-پيگيري دعوت از شخصيت ها ، مسئولان ، صاحب نظران و پيشكسوتان آموزش و پرورش( با همكاري روابط عمومي و تبليغات ) .

10-ايجاد هماهنگي بين گروههاي مختلف ( مجري برنامه ، قاري قرآن ، گروه موزيك ، حاملان قرآن ،گروههاي هنري، سخنرانان و عوامل فني ، صوتي و تصويري سالن اجراي مراسم).

11-پيگيري حضور عكاسان ، خبرنگاران و صدا و سيما در مراسم و پيش بيني جايگاه مناسب براي آنان(با همكاري كميته روابط عمومي ) .

12-انجام امور تبليغي مناسب با همكاري كميته روابط عمومي و اطلاع رساني .

13-تهيه گزارش كاملي از روند امور و ارائه آن به مسئول دبيرخانه .

14-پيش بيني و درخواست نيرو ها و امكانات لازم .
 
15- طراحي مكان برگزاري همايش و .... .
 
16- استخراج اسامي مهماناني كه نياز به بيتوته دارند .
 
17- تهيه گزارش كاملي از روند اجراي همايش و ارائه آن به دبيرخانه .

 18- پيش بيني و درخواست نيرو ها و امكانات لازم .

 19- انجام كليه ي موارد ارجاعي عند اللزوم .

 
 
كارگروه اسكان وپذيرش(روز قبل از همايش):
 
1-تهيه و تكثير فرم هاي پذيرش براي تمامي كساني كه نياز به اسكان دارند .

2-تكميل فرم هاي ويژه پذيرش و اسكان .

3- دريافت فرم هاي نظر خواهي از شركت كنندگان در هنگام خروج با همكاري كارگروه نظارت و ارزشيابي

4-پيش بيني اماكن مناسب جهت تسهيل در امر پذيرش افراد و گروهها .

5-پيش بيني خوابگاههاي مناسب ودرخور شان ومنزلت اولياء معزز شاهد وايثارگر به تفكيك جنسيت و براساس آمار

6-توزيع بسته فرهنگي كه در بدو ورود بايد در اختيار افراد قرار گيرد .

7-تحويل گرفتن خوابگاهها و امكانات غير مصرفي كه در اختيار گروهها قرار داه شده است .

8-انتخاب نيروهاي مناسب ، صبور ، پرتوان و خوش برخورد جهت پذيرش ميهمانان .

9-تهيه گزارش كاملي از روند امور و ارائه ي آن به مسئول دبيرخانه .

10-پيش بيني نيرو ها و امكانات لازم .

11-انجام كليه امور ارجاعي عنداللزوم .
 


كارگروه پذيرش:
 


1-تهيه و تكثير فرم هاي پذيرش براي كليه شركت كنندگان .

 
 
2-تكميل فرم هاي اطلاعات و پذيرش شركت كنندگان .
 
 
 

3-پذيرش ميهمانان با استفاده از فرم ها ، از روي ليست هاي اعلام شده .

 
 

4-دريافت فرم هاي نظر خواهي از شركت كنندگان در هنگام خروج ، با همكاري و نظارت و ارزشيابي .

 
 

5-توزيع بسته فرهنگي كه در بدو ورود بايد در line-block; "> 

بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]
لزوم معرفي مجري توسط خود او
 
 
1- ادب و ارادت حكم مي كند كه مجري خودش را معرفي كند هر چند كه او چهره باشد.عدم معرفي مجري اين چنين تعبير مي شود كه همه مي بايست او را بشناسند و اين تكبّر ناميده مي شود.
 
 
 
2- شما به عنوان نماينده ميزبان هستيد و معرفي شما ، بايد معرفي ميزبان تلقي گردد و در نظر داشته باشيد شخص ديگري نيست تا شما را معرفي نمايد.
 
3- ارتباط شما با جمع ، برقرار شده و احساس صميميت بيشتري برقرار مي گردد.اين مهم رسميت مجلس را به همراه دارد و كار شما را زيبا مي كند.
 
4- اعتماد به نفس بالاي شما را مي رساند.و لارم است بدانيد مجريان حرفه اي اين چنين عمل مي نمايند.
 
5-در پايان براي تبليغ نام خود و ايجاد بازاريابي لازم است همگان نام شما را بدانند.اين روز ها همه خبر نگاران ، عكاسان ، گوينده هاي راديو و تلويزيون ،شاعران ، خطاطان و ...خود را معرفي مي كنند.شما هم همين كار را انجام دهيد و در نظر داشته باشيد مخاطبان شما غير از حاضرين ، كسان ديگري هم هستند كه فيلم كنفرانس را خواهند ديد.
 
 
 
به خاطر داشته باشيد شما نبايد در محضر رييس جمهور خود را معرفي نماييد

منبع :

http://www.iranmojri.com/sarfasl/73-mojri/274-1389-08-20-18-24-01.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

12نكته كليدي براي مجريان و ميزبانان رييس جمهور در تشريفات كنفرانس
 
 
1.       براي خوش آمد گويي و خير مقدم به رييس جمهور گزيده گويي كنيد و از به كار بردن القاب طويل و كبير خود داري نماييد.نام " رييس جمهور" خود به اندازه تمام كلمات بزرگ است .
 
2.       در حضور رييس جمهور از فعل جمع براي خير مقدم استفاده نماييد نه فعل مفرد.بگوييد "خير مقدم عرض مي نماييم"
 
نگوييد " خير مقدم عرض مي نمايم"

3.       در حضور رييس جمهور نبايد به اشخاص  ديگر خوش آمد گفت و تنها به اين جمله كفايت مي كند " رييس جمهور...... وهيات همرا"
 
مثلا شما در حضور رييس جمهور و وزراي مختلف برنامه داريد شما مجازيد بگوييد " خير مقدم عرض مي نماييم محضر رييس جمهور محترم جناب آقاي .......و هيات همراه"
 
4.       از بردن نام خود در محضر رييس جمهور به عنوان معرفي خود اجتناب ورزيد.
 
5.       به رييس جمهور دستور ندهيد يا صحبتي نكنيد كه اين گونه تعبير گردد.اخيرا يكي از همكاران در يك جشنواره دستور دادند كه همه به احترام قشر زحمتكش صنعتگران ، قيام كنند و همه قيام كردند.اين مثال نشان دهنده ي عملكرد يك مجري غير حرفه اي و نشان از عدم آگاهي ايشان به آيين تشريفات كنفرانس ها مي باشد.
 
6.       براي دعوت از رييس جمهور براي ايراد سخنراني از فعل امري استفاده نكنيد بلكه از فعل سوم شخص استفاده نماييد.
 
 
 
7.       بگوييد:
 
" از حضور رييس جمهور محترم .......................استدعا مي شود به جايگاه تشريف فرما   شوند و با سخنان خود همگان را مستفيد  نمايند."
 
نگوييد "استدعا مي شود به جايگاه تشريف فرما  شويد  و با سخنان خود همگان را مستفيد نماييد "
 
 
 
8.       از دادن اطلاعات راهبردي و اخبار اثر گذار جهت جهت دهي به سخنان رييس جمهور حذر نماييد.اين مهم مخصوص خبرنگاران ، مجريان ميز گرد هاي سياسي و مصاحبه هاي عمومي است و در نظر داشته باشيد رييس جمهور مهمان افتخاري اين مراسم است.
 
9.       باج گيري نكنيد!!!! از درخواست عمومي يا خصوصي در پشت تريبون  امتناع نماييد.اينكه يك مجري از رييس جمهور بخواهد براي همه حاضران زيارت عتبات عاليات را هديه بگيرد نه تنها هنر مجري نيست بلكه  نشان دهنده ي عدم آگاهي مجري به قوانين جاري كشور و نشان ازبي ادبي به شان و منزلت رييس جمهور تلقي مي گردد.
 
10.   براي بدرقه از رييس جمهور تا پشت تريبون ، در فاصله يك متري تريبون قرار بگيريد و خدمت ايشان رسمي و با لبخند سلام نماييد. هرگز به رييس جمهور دست ندهيد.به ياد داشته باشيد ايشان رييس جمهور ايران هستند نه دوست صميمي شما!!!
 
 
 
11.   هرگز به عنوان مجري در مراسم رسمي درخواست شخصي از رييس جمهور نكنيد و مكتوبي را بدست ايشان ندهيد.اگر فكر مي كنيد تنها راه ممكن  براي حل مسايل كوچك شما ،مكاتبه  با رييس جمهور است نامه خود را به دست  همراهيان ايشان و به دور از ديد ديگران بسپاريد.
 
 
 
12.   در مراسم با حضور رييس جمهور شما ، تنها از رياست تشريفات رييس جمهور دستور مي گيريد نه از هيچ كس و مقام ديگر.مطمين شويد خطوط قرمز و خطوط تاكيد را از رييس تشريفات رياست جمهوري بدرستي درك نموده ايد.
 
 
 
رييس جمهور نماينده ملت و شما نماينده مجريان حرفه اي هستيد.
 
مراقب شان و منزلت رييس جمهور و حيثيت مجريان حرفه اي باشيد.

منبع :

http://www.iranmojri.com/sarfasl/73-mojri/278-12----------.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 

10 نكته براي مديريت تشريفات محل كنفرانس ها

اداره خوب سمينار ها و كنفرانسها نياز مند سازماندهي دقيق هستند.اگر مي خواهيد كنفرانسي عالي و بدون نقص برگزار كنيد علاوه بر داشتن  سخنرانان خوب و توانا و يك محل مناسب براي اجراي كنفرانس ، جزئيات جلسه نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است. لطفاً به نكات زير توجه نماييد.
 
1-اتاق و تالار كنفرانس را به سيستم سمعي و بصري عالي مجهز نماييد.
 
سيستم سمعي و بصري بايد در طول جلسه ي سمينار بخوبي كار كند .آگر تالار كنفرانس فاقد چنين تجهيزاتي است ، حتماً آن را تهيه و نصب نماييد.با كمك اين سيستم مي توانيد صداي هر سخنران را تنظيم كنيد و نمايش پاورپوينت براحتي انجام مي پذيرد. باتري هاي ميكروفون را از قبل كنترل نماييد.پروژكتورها بايد با لپ تاپ هماهنگ باشد.اگر همه جزئيات به خوبي رعايت شود و همه چيز از قبل تنظيم گردد ، جلسه بدون نقص پيش خواهد رفت.
 
 
 
2- جهت هماهنگي كليه امور ، يك مجري صحنه master of ceremony  (نه يك گوينده) تعيين نماييد.
 
اگر مي خواهيد برنامه ها به خوبي پيش روند بايد يك مجري صحنه داشته باشيد.يك MC كسي است كه همه ي اجزاي يك سمينار يا كنفرانس را به هم پيوند مي دهد.كسي كه مي تواند  مخاطبان و سخنرانان را تا آخرين لحظه ، مشتاق و پر انرژي نگه دارد.
 
 
 
3- براي هر برنامه اي ، هر چند كوچك هم ، زماني اختصاص دهيد.
 
يك برنامه زمان بندي دقيق تهيه كنيد. فقط زمان شروع و پايان را تعيين نكنيد.همه ي برنامه هابايد دقيق زمان بندي شوند.براي مجري برنامه نيز زماني تععين كنيد تا بتواند سخنرانان را معرفي كند و از آنها تشكر كند ومطالب آنها را جمع بندي نمايد.زماني را هم  جهت استراحت و پذيرايي قرار دهيد.يك برنامه ي زمانبندي دقيق موجب مي شود كه همايش شما طبق ساعت پيش رود.
 
 
 
4- از وسيله اي جهت متوقف ساختن سخنران هايي كه وقت آنها به پايان رسيده است استفاده نماييد.
 
اگر سخنرانان بيش از وقت تعيين شده ، صحبت كنند ، قطعاً مخاطبان را خسته خواهند كرد.براي جلوگيري از اين مشكل ، به مجري اين اجازه  را بدهيد تا با وسايل خاصي سخنران را متوقف نمايد.دادن كاغذ نوشته مناسب نيست و مجريان حرفه اي مي دانند چگونه به سخنران سيگنال بدهند.
 
در جلسات بين المللي و مجلس و دادگا ها از صداي زنگ هم استفاده مي شود و موردي ندارد.
 
 
 
5-برنامه ي كنفرانس را در صورت امكان تغيير ندهيد مگر در مواقع بحراني.
 
مخاطبان شما قطعاً برنامه ي زمان بندي كنفرانس را قبلاً مطالعه كرده و طبق آن برنامه ي خود را تنظيم نموده اند.همه ي افرادي كه قرار است صحبت كنند ، طبق برنامه سخنراني خود را تنظيم كرده اند بنابر اين هيچگاه برنامه ي كنفرانس را تغيير ندهيد.
 
هيچ موقع از سخنراناني كه سابقه غيبت در مراسم را داشته اند و نظم و اعتبار شما را زير سوال برده اند براي سخنراني دعوت نكنيد.
 
 
 
6- اگر قرار است در پايان سخنراني ، پرسش و پاسخ در نظر بگيريد ، ميكروفون سيار هم براي مخاطبان فراهم نماييد.
 
مسئله اي كه موجب عصبانيت مخاطبان مي شود اين است كه يا صحبت هاي سخنران به خوبي به گوش آنها نمي رسد يا صحبت هاي مخاطبان.
 
بنابر اين هم براي سخنران و  رييس نشست تخصصي و هم مخاطبان ميكروفون هاي جدا گانه در نظر بگيريد.
 
 
 
7-مانع ورود صدا از سالن هاي مجاور و يا نمايشگاه به تالار كنفرانس بشويد.
 
سر و صدا هم موجب حواس پرتي سخنران و هم مخاطبان مي شود.سالن هاي نمايشگاه و كار گاه هاي آموزشي و ميز پذيرش و همين طور محل استراحت و پذيرايي را دور تر از سالن اصلي برگزاري كنفرانس انتخاب كنيد.
 
مهم نيست دفعه قبل به چه شكلي نمايشگاه و پذيرش را برگزار كرديد يا ديگران چگونه عمل كردند. شما كنفرانس خود را به بهترين وجه مديريت نماييد و از  ايده هاي خوب استفاده كنيد و بگذاريد ديگران از تجربه ي شما استفاده نمايند.
 
 
 
8- از سخنرانان بخواهيد كه قبل از حضور در جلسه ، پاور پوينت ها  و چگونگي پخش انها را كنترل نهايي كنند.
 
اگر سخنرانان و مجري برنامه قبل از شروع برنامه ، همه ي مواردي را كه قرار است طي كنفرانس ارائه دهند ، يكبار بررسي نمايند ديگر مشكلي پيش نخواهد آمد.
 
 
 
9- اسامي سخنرانان را درشت و واضح مقابل آنها قرار دهيد.
 
بخش ارزشمند برگزاري يك كنفرانس اين است كه شركت كنندگان مجازي  نيز بتوانند از طريق رسانه ها يا اينترنت در كنفرانس حضور داشته باشند.در نتيجه اسامي سخنرانان را بزرگ و واضح مقابل آنها قرار دهيد طوريكه براحتي از فاصله ي دور قابل ديدن باشد.از يكي از منشي هاي صحنه بخواهيد نام هرسخنران را به موقع عوض نمايد.
 
 
 
10- با وقت هر سخنران منصفانه بر خورد كنيد.
 
اجازه ندهيد برخي از سخنرانان با زياد صحبت كردن ، وقت ديگران را بگيرند.به هر شخص زماني را كه قبلاً براي او تعيين كرده ايد، اختصاص دهيد و  مجري مراسم بايد براي دعوت از سخنران با ظرافت اين مهم را گوش زد نمايد.

منبع :

http://www.iranmojri.com/index.php?option=com_content&view=article&id=428:10-------&catid=96:tashrifat2&Itemid=130


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 

چگونه شعر را دكلمه كنيم؟


قسمت اول

مقدمه

يك شعر به دو گونه خوانده مي‏شود؛ خوب و بد. شايد شما اين را تجربه كرده باشيد. اگر خود تجربه نكرده‏ايد شايد ديده باشيد كه كسي شعر خوب را بد دكلمه مي‏كند و فرد ديگر شعر بد را خوب دكلمه مي‏كند. اين دو نوع خواندن در هر نوع شعري امكان دارد. تأثيرات آنها نيز متفاوت است. وقتي يك شعر خوب، بد خوانده مي‏شود، شنونده نه تنها از آن احساس لذت نمي‏كند بلكه متنفر نيز مي‏گردد. يا هنگامي كه يك شعر بد، خوب خوانده مي‏شود، تمام كاستي‏هاي دروني شعر فرو‏مي‏نشيند و شنونده از آن لذت مي‏برد.

به اين ترتيب مي‏بينيم كه خوانش شعر روي شنونده اثر گذار است.چه اين‏كه شعر يك متن است در دست دكلماتور. اين دكلماتور است كه چگونه آن را عرضه مي‏كند. اگر "خواندن" شعر درست انجام گيرد به صورت طبيعي اثرات مطلوبي برجاي خواهد گذاشت اما اگر درست انجام نگيرد تأثيرات منفي را در پي خواهد داشت. چرا كه خواندن شعر فقط خوانش خط به خط نيست كه مثل يك نامه خوانده شود. خوانش يك شعر در حقيقت ايجاد دوبارۀ شعر هم هست. توليد معنا‏هاي تازه نيز مي‏باشد ؛ يعني شعر يكبار هنگامي كه شاعر آن را مي‏سرايد، زاده مي‏شود و يكبار ديگر هنگامي كه خواننده (دكلماتور يا  مطالعه كننده) آن را مي‏خواند آفريده مي‏شود. اين هردو باهم شعر را كامل مي‏سازد. اگر يك شعر، خوب سروده شود ولي خوب قرائت نگردد، پيام و اثر اصلي خود را نمي‏تواند برساند و اگر درست ادا يا خوانده شود، چه بسا نقايص آن نيز به وسيلۀ خواندن از بين برود. و بالعكس اگر يك شعر ناقص، درست خوانده شود ممكن است اثرات خود را به خواننده انتقال دهد. به همين خاطر "بيان" به عنوان يك رشتۀ علمي همواره مورد بحث واقع شده است واز زمان‏هاي بسيار دور تا به امروز اين بحث جريان داشته است. سياست مداران، مبلغان ديني و تمام كساني كه در ارتباط مستقيم با مردم بوده اند، كوشيده‏اند با استفاده از شيوۀ "بيان" پيام‏هاي خود را در به مخاطبين خويش انتقال دهند. يكي از موفقيت‏هاي "هتلر" در بسيج مردم خطابه‏هاي رساي او بوده است. يا يكي از دلايل پيروزي "اوباما" را در انتخابات همين بيان جذاب او به شمار مي‏آورند. صوت نيكو در خواندن قرآن كريم از شرايط اساسي قرائت مي‏باشد. براساس نقل راويان، چندين كس براثر قرائت زيبايي "عبدالباسط" مسلمان شده‏اند. امروزه در گويندگيِ راديو و تلويزيون ،خواندنِ درست و داشتن صوت خوب شرط اصلي به حساب‏ مي‏آيد.

بنابراين  داشتن بيان خوب، صداي رسا و نيكو، اداي درست جملات و كلمات، داشتن لحن مناسب و... از چيز‏هايي‏اند كه در بسياري حوزات تبليغي از قبيل گويندگي، وعظ و ارشاد، تبليغ و قرائت قر‏آن كريم استفاده مي‏شود. شعر يكي از مهم ترين بخش‏هاي تبليغي است كه نياز مبرم به بيان نيكو دارد. زيرا شعر خود زبان خاص و دقيق است. از اين رو نياز دارد تا به صورت دقيق و درست بيان شود.

اين مقاله درصدد است تا به حد وسع اين موضوع را پي بگيرد. نكاتي را كه فكر مي‏شود با اِعمال آنها مي‏توان شعر را خوب و درست دكلمه كرد، تذكر دهد.

دكلمه چيست؟

دكلمه واژۀ فرانسوي است كه از deklama گرفته شده است. منظور از آن "خواندن  شعر يا نثر ادبي با صداي بلند و آهنگ مناسب و با حالت‏هاي خاص به منظور القا كردن محتوا و مضمون كلام به شنونده مطابق كلام" است.

(انوري دكتر حسن ، فرهنگ بزرگ سخن)

دكتر مهشيد مشيري آن را اين‏گونه معنا كرده است: " قطعه‏اي كه با آواي رسا و آهنگ مناسب و با ژست‏هاي مطابق كلام اجرا مي‏شود."

(مشيري دكتر مهشيد، فرهنگ زبان فارسي)

يا در فرهنگ فارسي عميد مي‏خوانيم: " مطلبي را با صداي بلند و با آب و تاب از بر خوندن، با حرارت عليه كسي يا چيزي حرف زدن."

(عميد حسن، فرهنگ فارسي)

همۀ اين تعريف‏ها نشان مي‏دهند كه دكلمه يك امر كاملاً فني است. هركس نمي‏تواند به آن دسترسي داشته باشد. دكلمه تنها خواندن نيست بلكه خواندن + آواي رسا + آهنگ مناسب + ژست مناسب + حالت‏هاي خاص + داشتن حرارت و احساس مناسب مي‏باشد.

اهداف دكلمه:

چنانچه اشاره شد دكلمه بيان خاص به هدف خاص است. اين هدف چيست؟ اهداف دكلمه را مي‏توان اين گونه برشمرد:

1-     ايجاد ارتباط شاعر و شنونده: شعر يك زبان است. زبان هم به هدف ارتباط ايجاد شده است. شعر ارتباط احسن به شمار مي‏رود. چرا كه شعر از قدرتي برخوردار است كه زبان معمول آن قدرت را ندارد. شاعر با سرودن شعرمي‏خواهد ارتباط مؤثري با شنونده برقرار سازد. ارتباط مؤثر نياز دارد تا شعر خوب سروده شود و به شكل احسن بيان و ادا گردد.

2-     تأثير گذاري: يكي از خصوصيات عمدۀ شعر تأثير گذاري آن است. شعر به همين دليل "بيان برتر" خوانده شده و از نثر تفكيك گرديده است. شعر تأثير گذاري خود را از چند جا بازيافت مي‏دارد:

الف. زبان: يكي از راه‏هاي تقويت تأثير گذاري در شعر زبان آن است. شعر اگر زبان فخيم و استواري داشته باشد مانا‏تر و مؤثر‏تر است و اگر زبان شسته رفته وكمال يافته نداشته باشد طبعاً تأثير‏گذاري نيز خواهد داشت.

ب. محتوا: شعر با پيام ومحتواي مختلف ارايه مي‏شود. سطح انديشه درشعر متفاوت مي‏باشد. شعر خوب شعري است كه داراي محتواي عالي وغني باشد. انديشۀ قوي و حكيمانه‏اي را مطرح كند. به گونه‏اي موضوع را بيان كند كه فكر شود اين موضوع تازه است. قدرت جذب را دارد و مطابق خواست خواننده مي‏باشد.

ج. آهنگ: آهنگ از نياز‏هاي روحي انسان سرچشمه مي‏گيرد. شعر كلاسيك اين نياز را به خوبي تأمين مي‏كند. اما شعر نو ممكن است آهنگ لازم و كافي نداشته باشد. در اين صورت آهنگ دروني و استفاده از تكنيك‏هاي ديگر شعري مي‏تواند اين مهم را برآورده سازد.

د. تصوير آفريني: خيال از عناصر عمدۀ شعر محسوب مي‏گردد. بعضي آن را مهم‏ترين عناصر شاعرانه خوانده‏اند چرا شعر اگر اين عنصر را در خود نداشته باشد يا به نظم شبيه مي‏گردد يا به نثر. خيال به شاعر اين امكان را مي‏بخشد تا مفاهيم بيش‏تري را بيان كند واين مفاهيم را از طريق تصوير‏گري زنده‏تر سازد. شاعر با ايجاد فضاي جديد به وسيلۀ خيال، دامنۀ تأثيرات شعر را فراخ‏تر مي‏سازد و بر زيبايي شعر مي‏افزايد.

3-     انتقال درست معنا: هدف ديگري كه در دكلمۀ شعر نهفته است، انتقال درست معناست. شايد بگوييد اين انتقال به زبان معمول نيز امكان پذير مي‏باشد ولي بايد گفت انتقال معنا با زبان عادي و باخواندن يك نواخت متن امكان پذير است اما انتقال درست معنا از طريق خواندن يك نواخت و بدون حركات بدني يا بدون داشتن صداي گيرا امكان ندارد. خواندن يك شعر با خواندن يك نثر كاملاً تفاوت دارد. يك نثر را هرخواننده‏اي مي‏تواند بخواند ولي يك شعر را نه. در خواندن شعر داشتن صداي مناسب كافي نيست. دانستن فنون شاعري نيز ضروري است. مثلاً اگر شخصي اختيارات شاعري را نداند، كلمات را همانگونه كه نوشته شده‏اند مي‏خواند ولي كسي كه با اين موضوع آشنايي دارد، برخي كلمات را به دليل ايجاد مشكلات وزني از تلفظ مي‏اندازد مثل واژه‏هاي خون، خواست، آسمان آبي و...كه حرف "و" در "خون"  و "خواست" تلفظ نمي‏شوند و "ن" در "آسمان" به ياء تبديل مي‏گردد.

4-     لذت بخشي: هدف اساسي در يك اثر هنري لذت بخشي است. شعر هم نوعي هنر تلقي مي‏گردد. پس شعر نيز به دنبال اين هدف است. شاعر به خاطر همين امر قالب شعر را براي القاي معناي مورد نظر خود انتخاب كرده است. شاعر با سرودن شعر مي‏خواهد به خوانندۀ شعر خود لذت ببخشد. اين لذت زماني كامل مي‏شود كه خواننده آن را درست بخواند. اگر شعر درست دكلمه نگردد، نه معنا درست فهميده مي‏شود و نه شنونده از شنيدن آن لذت مي‏برد.


چگونه شعر را دكلمه كنيم؟
قسمت دوم

شرايط ديكلماتور خوب

 دكلماتور به كسي گفته مي­شود كه شعر يا يك متن ادبي را به خوبي قرائت يا دكلمه كند. يك دكلمه­ي خوب زماني صورت مي­گيرد كه دكلماتور از اوصاف زير بهره­مند باشد:

1.       داشتن صداي آرمش بخش: صدا را مي­توان به خوب، بد و متوسط تقسيم كرد. صداي خوب آن صدايي است كه به شنونده آرامش بدهد. شنونده احساس خوشي و لذت كند. صداي بد صدايي است كه تنفر شنونده را نسبت به خود برگزيند. صداي متوسط آن صدايي است كه شنونده از آن نه احساس خوشي  كند و نه احساس تنفر.

2.       شناخت آواز­ها: يك دكلماتور خوب بايد يك موسيقيدان خوب نيز باشد. آواز­ها را بشناسد و با كم وكيف آن آشنايي داشته باشد. بتواند موسيقي خوب را از بد تشخيص دهد و طريقه­ي استفاده از نت­هاي موسيقي را بداند. چرا كه هركلمه از خود موسيقي خاصي دارد. هر حرف صوت مخصوص به خود دارد. مثلاً حرف "ر" درشت تلفظ مي­گردد در حالي كه حرف"م" نرم تلفظ مي­شود. يا حرف" خ" يك نوع آهنگ دارد و حرف "ب" آهنگ ديگر. به اين ترتيب لازم است يك دكلماتور خوب با انواع صدا­ها و اشكال مختلف موسيقي آشنايي كافي داشته باشد. علاوه بر آن فن قرائت قرآن را نيز بداند و با علم تجويد آشنا باشد.

3.       قدرت برقراري ارتباط: هر فرد توانايي برقراري ارتباط با افراد ديگر را دارد ليكن نحوه­ي ارتباط هر فرد فرق مي­كند. كسي اين توانايي را كم­تر دارد و كسي بيش­تر. مثلاً يك فرد توانايي علمي زيادي دارد ولي در بيان خود مشكل دارد اما بالمقابل يك فرد ديگر از بنيه­هاي فكري كم­تري بهره­مند است ولي قدرت فوق العاده در بيان دارد. خيلي از مردم وقتي سخنان او را مي­شوند فكر مي­كنند دانايي او نسبت به فرد اول بيش­تر است. اين به خاطر همان قدرت ارتباط است كه در بيان فرد دوم ديده مي­شود. براي قدرت ارتباط  مي­توان عامل زيادي را برشمرد از قبيل:

الف. استعداد ذاتي: بعضي از آدم­ها استعداد ذاتي در نطق دارند. هيچگاه در بيان يك مطلب به مشكل مواجه نمي­شوند. از طرف ديگر برخي از آدم­ها در حرف زدن خود مشكل دارند. نمي­توانند به آساني مطلبي را به مخاطب تفهيم كنند. معمولاً چنين آدم­هايي از لحاظ روابط اجتماعي نيز به مشكل مواجه مي­باشند. آدم­هاي گوشه گير هستند. بيش­تر درونگرايند. زياد دوست ندارند كه حرف بزنند يا حرف بشنوند. غالباً با خود در گفت­و­شنودند. به همين خاطر وقتي مي­خواهند مطلبي را بيان كنند لفظ كم مي­آورند. ذخيره­ي لغات شان كم است.

ب. پشتوانه­ي انديشه­يي: كسي كه از لحاظ محتوا و انديشه فقير باشد، در ارائه­ي يك موضوع نيز دچار مشكل است. نمي­تواند به درستي ارتباط برقرار سازد. يك دكلماتور تا وقتي نفهمد كه چه مي­گويد نمي­تواند يك شعر را درست بخواند و ارتباط شاعر و شنونده را تأمين نمايد. بنابراين براي دكلمه­ي خوب بايد از دانايي كافي نسبت به موضوع نيز برخوردار باشد و شعر را خوب بفهمد تا بتواند پيام آن را به صورت درست انتقال دهد .

ج. انتخاب زبان مناسب: انتخاب يك زبان نيز در فرايند برقراري ارتباط مهم مي­باشد. مثلا شهيد مطهري با يك زبان صحبت مي­كرد و شهيد شريعتي با يك زبان ديگر. اين دو زبان از اساس باهم فرق دارند. زبان مطهري ساده و روان بود ولي از شريعتي زبان ادبي و دشوار. زبان مطهري براي عموم مردم قابل فهم بود ولي زبان شريعتي نه. عام مردم از زبان مطهري احساب لذت مي­كردند اما تحصيل كرد­گان از زبان شريعتي بيش­تر لذت مي­بردند. در شعر هم اين تفاوت وجود دارد. زبان حافظ يك نوع بيان دارد و زبان بيدل يك نوع ديگر. دكلماتور بايد اين دو زبان را از هم تشخيص دهد و مطابق زبان با شنونده هم­كلام گردد.

د. حركات بدني: حركات بدني از ديگر وسايل ارتباط به شمار مي­رود. حركات بدني باعث مي­شود كه ذهن شنونده به طرف گوينده متمركز گردد. در نتيجه پيام شعر به صورت مطلوب به شنونده انتقال پيدا كند. شايد تمام افراد هنگام سخن گفتن به نحوي حركات بدني داشته باشند اما آن­چه مهم است اين­است كه اين حركات بايد متناسب با محتوا و اداي واژگان باشد. هرگونه حركت نه تنها موجب جلب توجه نمي­گردد بلكه به احساس شنونده نيز لطمه مي­زند. او را از ادامه­ي شنيدن باز مي­دارد.

4.       قدرت انتقال حس: يك دكلماتور خوب در ابتدا بايد حس شاعر را ­_كه درشعرش انعكاس يافته_ در خود بازتوليد كند بعد آن حس را به صورت صحيح به شنونده انتقال دهد. سطح احساس­ها در هر شعر متفاوت است. بعضي از شعر­ها محتواي قوي دارند و بعضي عاطفه­ي و احساس قوي و برخي نيز تخيل  يا زبان بسيار قدرت­مند. به اين خاطر شعر­ها را به انواع مختلف تقسيم كرده اند؛ شعر محتوايي، شعر فرميك، شعر تخيلي و شعر احساسي.  كم­تر شعري هست كه همه­ي اين عناصر را به شكل يكسان در خود داشته باشد. يك دكلماتور خوب وقتي شعر فرميك را بر­مي­گزيند بايد در هنگام خواندن به زبان آن تكيه كند و وقتي شعر احساسي را قرائت مي­كند بايد هيجانات و احساسات شاعر را در نظر گيرد.

5.       قدرت انتقال فكر: انتقال درست فكرِ يك شاعر وابسته به اين است كه خواننده نخست آن را درك كند سپس آن را در احساس جديد بهم آميخته تحويل شنونده دهد. اگر شعر از خود دكلماتور است بايد زمان آفرينش و زمان خواندن را در يك زمان مدغم سازد و با احساس و انديشه­ي­ واحد همصحبت مخاطب شود. علاوه برآن مكان و نوع شنونده­ي خود را نيز در نظر داشته باشد.

6.       اداي درست كلمات: از شرايط مهم دكلمه­ي خوب اداي درست واژگان است. اساس دكلمه را همين امر تشكيل مي­دهد. دكلماتور خوب كسي است كه بتواند صامت و مصوت­ها را بشناسد و به طرز اداي كلمات آشنايي داشته باشد. دكلماتور بايد بداند كه كلمه­ي "باران" با كلمه­ي "ديني" دو گونه تلفظ مي­شود. واژه­ي نخستين از دو هجاي بلند "آ" و واژه­ي دوم از دو هجاي بلند "اي" تركيب يافته است. يا مثلاً كلمات سِمَت، سَمت، آهن، مسلمان و ... چگونه تلفظ مي­شوند. دكلماتور بايد بداند كه اندازه­ي كشش هجاي بلند آ، او، اي و اندازه­ي كشش هجاي كوچك اَ، اِ، اُ چقدر مي­باشد.

7.       داشتن صداي شفاف و رسا: صداي شفاف مربوط به حنجره­ي دكلماتور مي­شود. استفاده از نوع غذا نيز در شفافيت صدا  تأثير گذار است. اين موضوع را در قسمت­هاي بعدي  به صورت مفصل مطالعه خواهيم كرد.

8.       سلامتي دستگاه  صوتي و اندام گفتاري: جدا از شفافيت و رسايي صدا، سلامتي دستگاهي صوتي نيز در دكلمه مهم است. حنجره و زبان سالم در اداي درست كلمات نقش بارز دارند. كم و زيادي تارهاي صوتي بر مقدار تنفس انسان اثرگذار مي­باشد. تنفس كامل سبب مي­شود تا انسان يك جمله را كامل بگويد در حالي كه نفس كم موجب قطع شدن جمله و ناقص شدن معنا مي­گردد.

9.       توانايي خواندن درست جمله­ها و متن: در دكلمه بايد جمله مكمل ادا شود. گاهي پيش مي­آيد كه به دليل ترس، هيجان و اضطراب، انسان آرامش خود را از دست مي­دهد در نتيجه هنگام دكلمه جمله­ها ناقص تلفظ مي­گردند. بنابراين هنگام دكلمه بايد حالت آرام داشت و ترس و دلهرگي را از خود بيرون كرد.

10.    تناسب لحن و محتوا: محتواي هر اثري فرق مي­كند. برخي از آثار ادبي محتواي اخلاقي دارند و برخي عاشقانه­اند و بعضي هم سياسي و اجتماعي. در اين صورت بايد دكلماتور لحن خود را با محتوا تطبيق دهد. تناسب ميان آن­ها را رعايت نمايد.

11.    داشتن دانش ارتباطي: دكلماتور بايد از دانش ارتباطي و شيوه­­ي كابرد آن اطلاع داشته باشد. او مي­تواند از اين طريق بركيفيت دكلمه­ي خود بيفزايد.


--------------------------------------------------------------------------------

چگونه شعر را دكلمه كنيم؟(3)
قسمت سوم و پاياني

اركان دكلمه:

دكلمه­ي شعر بر چند ركن استوار است:

1)      شعر: شعر ركن اساسي دكلمه است. شعر نه تنها ابزار دكلمه است بلكه هدف دكلمه نيز هست. دكلمه بر آن استوار است. براي اين كه دكلمه به خوبي انجام شود، بايد دكلماتور شعر را بشناسد. قالب­هاي شعري را از هم تفكيك كند. با تكنيك­هاي شعري نيز آشنايي داشته باشد. فن شاعري را بلد باشد. علم بديع و بيان را تا حد لزوم بداند. مجاز و كنايه را بفهمد. چرا كه بدون درك مجاز، تشبيه، كنايه، استعاره و ساير صنايع ادبي فهم يك شعر دشوار مي­باشد. بنابراين لازم است دكلماتور با شعر آشنا باشد.

يك شعر دو شكل دارد:

الف. شكل ظاهري: شكل ظاهري شعر از واژه­ها، تركيبات، جمله­ها، بيت­ها، مصراع­ها، آهنگ، قافيه، زبان، استعاره، كنايه، مجاز و... تركيب يافته است.

ب. شكل باطني: شكل باطني از معنا، عاطفه و احساس تركيب مي­شود.

با توجه به اين دو شكل، دكلماتور بايد به اين نكته­ها توجه نمايد:

1.       تلفظ درست واژه­ها: بعضي از واژه­ها در زبان عاميانه يك نوع تلفظ مي­شود در حالي كه در زبان رسمي تلفظ ديگري دارد مانند كلمه­ي "هستي" كه دراين دو جمله : تو از همينجا(منطقه) هستي؟ و جمله­ي "هستي جز يك صدا بيش ندارد و آن مرگ است" دو معناي متفاوت دارد.

2.       تشخيص انواع تركيب­ها از همديگر: تركيب انواع مختلف دارد. اين شعر را توجه كنيد:

درخت بزرگي از اندوه

روييده از ميان سينه­ام

شاخه­هايش خشك،

        "دست برآورده به مهتاب"

ريشه­هايش سرد

تلخابه­نوش حسرت

پرنده­ا­ي

هزاره­ي غربت مرا

از سر شاخه­ي بلندش

مي­زند كو كو!

(نهفته عزيزالله، زندگي را مه گرفته، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1383، ص 14)

تركيب "تلخابه­نوش" با تركيب "درخت بزرگ"، دو نوع تركيبي است كه به دوصورت تلفظ مي­گردند؛ اولي به شكل توصيفي و دومي به شكل تركيب اضافي.

3.       اداي مكمل جمله، مصراع، يا بيت: اگر شعر شعر سپيد است و در وسط جمله، قطع نفس لازم نمي­افتد، ضروري است كه آن جمله به شكل مكمل ادا شود و بعد از تكميل آن، دم گرفته شود. همچنان مصراع يا بيت:

سكوت آواز مي­خواند پسِ لب­هاي لرزانت

نگه رقصيده بر مي­خيزد، از آغوش چشمانت

دوبيتي­هاي سرگردان تنهايي شوم پيشت

و تو آرام آن­ها را بخواني از دل و جانت

(مجير وهاب، آشفته­تر از باد، چاپ اول، انتشارات فرهنگي_ ادبي ظهير الدين محمد بابر، كابل،1386، ص 30)

در بيت نخست هر مصراع به صورت مستقل ادا مي­شود اما در بيت دوم، چون پيوستگي معنايي بيش­تري ميان دو مصراع موجود است، پس از توقف بسيار كوتاه باهم خوانده مي­شوند.

4.       درك معنا: دكلماتور نمي­تواند بدون درك معنا يك شعر را درست بخواند. فهم معناي يك شعر نخستين قدم براي دكلمه­ي خوب است.

5.       تناسب صورت و محتوا: شعر از لحاظ عاطفي به شكل­هاي گوناگون خوانده مي­شود. بعضي شعر­ها را بايد شاد خواند و برخي ديگر را غمگين. در شادي و اندوه يك شعر، موسيقيِ شعر نقش اساسي دارد. مانند ابيات زير از ديوان شمس:

تن تن تن ز زهره ام پرده همي زند نوا

دف دف دف ازين طرف پرده در درز رق رقي

دم دم دم همي زدهد چون دهلم هواي او

خم خم خم كمند او مي­كشدم كه عاشقي

( باختري واصف، نردبان آسمان، چاپ سوم، انتشارات انجمن قلم افغانستان، كابل، 1386، ص 71)

6.       آشنايي با وزن و قافيه: وزن و قافيه از اركان شعر كلاسيك محسوب مي­گردد. دكلماتور در انتخاب يك شعر لازم است به اين مسأله توجه كند. شعرهايي را كه مشكل وزن و قافيه دارند انتخاب نكند و يا اگر ديد در جايي وزن يا قافيه­ي يك شعر رعايت نشده، بايد بداند كه ممكن است شاعر از اختيارات شاعري يا ضرورت­هاي شعر استفاده كرده باشد. همچنان بايد بداند كه گاهي يك حرف در نوشته مي­آيد ولي در تلفظ نمي­آيد، بايد با كلمه­ي بعدي خود پيوسته خوانده شود. مثل اين "دراين" و "بلخ­ات" در ابيات ذيل:

ابري كه بغض كرده در اين روزگار من

آتش گرفته غلغله و گلبهار من

بلخ­ات به شب نشسته و غزنين تو به خاك

گم گشته­اي ستاره­ي دنباله دار من

(واعظي محمد، شاعر به انتهاي خيابان رسيده است، چاپ اول انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص49)

 

7.       رعايت علايم نگارشي: علايم نگارشي در شعر به خاطر جلو گيري از اشتباه خواني صورت مي­گيرد. رعايت آن در دكلمه نيز حتي المقدور ضروري است. مثلاً علامت سؤالي بايد با لحن سؤالي نشان داده شود. علامت تعجب با لحن تعجبي يا لحن عاطفي مشابه. علامت، كامه با توقف كوتاه، علامت نقطه با توقف كامل، و سايرعلامت­ها به اشكال مختلف ديگر نشان داده­ ­شوند.

8.       خواندن با نگاه دوم: خواندن خط به خط باعث مي­شود دكلماتور تمام توجه خود را به خطوط شعر معطوف بدارد. در اين صورت نمي­تواند حركات و فعاليت­هاي بدني و چشمي و توجه شنوندگان را تحت نظر داشته باشد. او وقتي متوجه خطوط باشد ديگر با مخاطبان خود ارتباط مستقيم برقرار نمي­تواند واين موجب كاهش تأثير گذاري شعر مي­گردد. بنابراين يك دكلماتور خوب بايد درعين حالي كه نيم نگاهي به خطوط روي كاغذ مي­اندازد نگاه ديگر به مخاطبين خود نيز داشته باشد. حركات و فعاليت­هاي آن­ها را زير نظر بگيرد.

9.       برجسته خواني: برخي از جاهاي شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلند­تر گردد و تأكيد بيش­تري روي آن صورت گيرد. مثل اين اين ابيات:

جمعه درست ساعتِ ... يادم نمي رود

در تنگ پنج متري قلبم شدي رصد

من التماس و خواهش اين­كه بمان! بمان!

اما تو برصداقت اين سينه دستِ رد

گفتم كجا؟ چرا؟ چمدان تو بسته بود

گفتي كه هيچ غم مخور اين نيز بگذرد

( ابراهيمي غلام رضا، هبوط در پياده­رو، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص43)

در تركيبات و كلمات "درست ساعت.../ بمان، بمان!/ گفتم كجا؟/ چرا؟/ گفتي/ هيچ غم مخور" بايد تن صدا بلندترگردد و با تأكيد تلفظ شوند.

 

2-     ديكلماتور: دكلماتور تنها شعر نمي­خواند بلكه خود حرف مي­زند. او تنها يك خواننده­ي متن نيست بلكه راويِ شخص اول است كه با مخاطب گپ مي­زند. بنابراين جدا از بيان زيبا، بايد ظاهر مناسب و آراسته نيز داشته باشد. لباس خوب و متناسب با شأن مجلس بپوشد. آراستگي ظاهري خود را حفظ نمايد. صاف و موأدب بنشيند. يا در حالت ايستاده راست و استوار بايستد. حركات دست وچهره­ي خود را مطابق رفتار وگفتار و معناي متن تنظيم نمايد. به گونه­اي كه هر حركت او معنا دار باشد و به القاي پيام شعر كمك كند. از رنگ­هاي تيز و شوخ و نيز زيوراتِ بسيار بپرهيزد. لب، مو، ابرو و گِرد چشم خود را به نحوي زننده آرايش نكند. سادگي را حفظ كند. به گونه­اي خود را بيارايد كه جذابيتِ مطابق محتواي شعر و مجلس داشته باشد.

چيز مهم ديگر در يك دكلماتور، برقرار ساختن ارتباط چشمي با مخاطب است. او درحالي كه سخن مي­گويد به مخاطب نيز  نگاه مي­كند. و اين  نگاه به گونه­اي باشد كه مخاطب را تحت تأثير قرار دهد.

نكته­ي مهم ديگر جنسيت دكلماتور است. اگر گوينده مرد است نبايد با حالت عاطفي زنانه و صداي مشابه سخن بگويد و اگر گوينده زن است نبايد با لحن خشن مردانه شعر را دكلمه كند. چرا كه نتيجه­ي معكوس در پي خواهد داشت.

علاوه براين اين­ها، حفظ وقار، هيبت و  اعتماد شخصي در گوينده خيلي مهم مي­باشد. كسي كه شعر دكلمه مي­كند بايد آنقدر ويژگي­هاي مثبت شخصيتي در خود داشته باشد كه بتواند توجه و اعتماد  مخاطبين را به خود جلب كند. مثلاً كسي كه ده سال را به  جرم آدم كشي يا اختطاف اطفال يا جرم­هاي مشابه ديگر در زندان سپري كرده، وقتي پشت تربيون ايستاده شده شعر مي­خواند، شنونده نمي­تواند به گفته­هاي او اعتماد كند چرا كه نسبت به او ذهنيت منفي دارد.

3-     شنونده: شنونده ركن ديگر دكلمه است. شنوندگان يك شعر ممكن است به لحاظ سني، جنسيتي، تعليمي و تحصيلي متفاوت باشند. دكلماتور خوب كسي است كه قبلاً  از نوعيت مخاطبين خود آشنايي داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سليقه­ي آن­ها انتخاب نمايد. او بايد بتواند روان آدم­ها را دريابد. سلايق و گرايش­هاي آن­ها را تشخيص دهد.

4-     صدا: صدا جزو اساسي دكلمه است. اما صدا چيست؟ شايد بگوييد صدا آوايي است كه از دهان انسان خارج مي­شود. اما معناي دقيق صدا اين نيست. صدا "محصول حركات هماهنگ و منظم اندام­ها و عضلات صوتي" مي­باشد. يك دكلماتور بايد اندام صوتي مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند كلمات را درست و بجا تلفظ  و ادا كند. اندام­هاي صوتي اين­هاست:

1.      دستگاه تنفسي: شامل شش‏ها، ناي، نايژه (مسير هوا از ريه­ها به طرف حنجره)

2.      عضلات و تار‏هاي صوتي حنجره (تشكيل دهنده صداي ابتدايي)

3.      حفره‏ها و ديوار‏هاي گلو (محل توليد حروف- تند وكند كنندۀ صدا)

4.      دهان: شامل زبان، فك، لب‏ها، لهات (زبان كوچك)، سقف كام

5.      دندان‏ها ولثه‏ها (محل توليد حروف- لطافت بخشيدن به صدا)

6.      مجرا و حفره‏هاي بيني (تقويت كنندۀ صدا- توليد كنندۀ حروف خيشومي)

 در دكلمه بايد اندام­هاي صوتي سالم باشند. صدا يك دست باشد

منبع :

http://jafarimahmood.blogfa.com/8912.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
آداب‌ گفت‌ و گو و سخنوري
نويسنده: علي‌نورمحمدي‌
 

ناشر: فروزان‌
تعداد صفحات: 280
قطع: وزيري(شميز) 


سخنوري‌ و شخصيت‌ در آداب‌ سخن‌
نويسنده: محمدعلي‌ مقدسي‌ 

 
            
هنر گويندگي‌ (يادواره) آئين‌ سخنوري‌ و سخنراني‌ در راديو و تلويزيون‌ شامل‌ دو كتاب‌ ...
نويسنده: حسن‌ شيدا 
 
ساير مشخصات< با توقف كوتاه، علامت نقطه با توقف كامل، و سايرعلامت­ها به اشكال مختلف ديگر نشان داده­ ­شوند.

8.       خواندن با نگاه دوم: خواندن خط به خط باعث مي­شود دكلماتور تمام توجه خود را به خطوط شعر معطوف بدارد. در اين صورت نمي­تواند حركات و فعاليت­هاي بدني و چشمي و توجه شنوندگان را تحت نظر داشته باشد. او وقتي متوجه خطوط باشد ديگر با مخاطبان خود ارتباط مستقيم برقرار نمي­تواند واين موجب كاهش تأثير گذاري شعر مي­گردد. بنابراين يك دكلماتور خوب بايد درعين حالي كه نيم نگاهي به خطوط روي كاغذ مي­اندازد نگاه ديگر به مخاطبين خود نيز داشته باشد. حركات و فعاليت­هاي آن­ها را زير نظر بگيرد.

9.       برجسته خواني: برخي از جاهاي شعر لازم است برجسته خوانده شود. صدا بلند­تر گردد و تأكيد بيش­تري روي آن صورت گيرد. مثل اين اين ابيات:

جمعه درست ساعتِ ... يادم نمي رود

در تنگ پنج متري قلبم شدي رصد

من التماس و خواهش اين­كه بمان! بمان!

اما تو برصداقت اين سينه دستِ رد

گفتم كجا؟ چرا؟ چمدان تو بسته بود

گفتي كه هيچ غم مخور اين نيز بگذرد

( ابراهيمي غلام رضا، هبوط در پياده­رو، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران، 1386، ص43)

در تركيبات و كلمات "درست ساعت.../ بمان، بمان!/ گفتم كجا؟/ چرا؟/ گفتي/ هيچ غم مخور" بايد تن صدا بلندترگردد و با تأكيد تلفظ شوند.

 

2-     ديكلماتور: دكلماتور تنها شعر نمي­خواند بلكه خود حرف مي­زند. او تنها يك خواننده­ي متن نيست بلكه راويِ شخص اول است كه با مخاطب گپ مي­زند. بنابراين جدا از بيان زيبا، بايد ظاهر مناسب و آراسته نيز داشته باشد. لباس خوب و متناسب با شأن مجلس بپوشد. آراستگي ظاهري خود را حفظ نمايد. صاف و موأدب بنشيند. يا در حالت ايستاده راست و استوار بايستد. حركات دست وچهره­ي خود را مطابق رفتار وگفتار و معناي متن تنظيم نمايد. به گونه­اي كه هر حركت او معنا دار باشد و به القاي پيام شعر كمك كند. از رنگ­هاي تيز و شوخ و نيز زيوراتِ بسيار بپرهيزد. لب، مو، ابرو و گِرد چشم خود را به نحوي زننده آرايش نكند. سادگي را حفظ كند. به گونه­اي خود را بيارايد كه جذابيتِ مطابق محتواي شعر و مجلس داشته باشد.

چيز مهم ديگر در يك دكلماتور، برقرار ساختن ارتباط چشمي با مخاطب است. او درحالي كه سخن مي­گويد به مخاطب نيز  نگاه مي­كند. و اين  نگاه به گونه­اي باشد كه مخاطب را تحت تأثير قرار دهد.

نكته­ي مهم ديگر جنسيت دكلماتور است. اگر گوينده مرد است نبايد با حالت عاطفي زنانه و صداي مشابه سخن بگويد و اگر گوينده زن است نبايد با لحن خشن مردانه شعر را دكلمه كند. چرا كه نتيجه­ي معكوس در پي خواهد داشت.

علاوه براين اين­ها، حفظ وقار، هيبت و  اعتماد شخصي در گوينده خيلي مهم مي­باشد. كسي كه شعر دكلمه مي­كند بايد آنقدر ويژگي­هاي مثبت شخصيتي در خود داشته باشد كه بتواند توجه و اعتماد  مخاطبين را به خود جلب كند. مثلاً كسي كه ده سال را به  جرم آدم كشي يا اختطاف اطفال يا جرم­هاي مشابه ديگر در زندان سپري كرده، وقتي پشت تربيون ايستاده شده شعر مي­خواند، شنونده نمي­تواند به گفته­هاي او اعتماد كند چرا كه نسبت به او ذهنيت منفي دارد.

3-     شنونده: شنونده ركن ديگر دكلمه است. شنوندگان يك شعر ممكن است به لحاظ سني، جنسيتي، تعليمي و تحصيلي متفاوت باشند. دكلماتور خوب كسي است كه قبلاً  از نوعيت مخاطبين خود آشنايي داشته باشد و شعر را مطابق ذوق و سليقه­ي آن­ها انتخاب نمايد. او بايد بتواند روان آدم­ها را دريابد. سلايق و گرايش­هاي آن­ها را تشخيص دهد.

4-     صدا: صدا جزو اساسي دكلمه است. اما صدا چيست؟ شايد بگوييد صدا آوايي است كه از دهان انسان خارج مي­شود. اما معناي دقيق صدا اين نيست. صدا "محصول حركات هماهنگ و منظم اندام­ها و عضلات صوتي" مي­باشد. يك دكلماتور بايد اندام صوتي مناسب و سالم داشته باشد تا بتواند كلمات را درست و بجا تلفظ  و ادا كند. اندام­هاي صوتي اين­هاست:

1.      دستگاه تنفسي: شامل شش‏ها، ناي، نايژه (مسير هوا از ريه­ها به طرف حنجره)

2.      عضلات و تار‏هاي صوتي حنجره (تشكيل دهنده صداي ابتدايي)

3.      حفره‏ها و ديوار‏هاي گلو (محل توليد حروف- تند وكند كنندۀ صدا)

4.      دهان: شامل زبان، فك، لب‏ها، لهات (زبان كوچك)، سقف كام

5.      دندان‏ها ولثه‏ها (محل توليد حروف- لطافت بخشيدن به صدا)

6.      مجرا و حفره‏هاي بيني (تقويت كنندۀ صدا- توليد كنندۀ حروف خيشومي)

 در دكلمه بايد اندام­هاي صوتي سالم باشند. صدا يك دست باشد

 منبع :

http://www.eqmweekly.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۷:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹923.html" target="_blank">۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.