مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 20573
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 49
همه : 4349055
قصه درماني و نيازهاي ويژه....(بخش سوم)

اهداف و ارزش هاي قصه گويي 
قصه گويي نوعي آگاهي ارزشمند و حس احترام به زندگي در مخاطب ايجاد مي كند. قصه گويي هنر گوش سپردن (دقت شنيداري) را تقويت مي كند و چنانچه داستاني كه براي كودكان نقل مي شود ارزش شنيدن داشته باشد آنان مشتاق يادگيري كليدهايي در داستان مي شوند كه نمادها را براي آنها مي گشايند و معنا مي كنند. كودك كاملاً با شخصيت و حوادث مستقل داستان همراه مي شود و آنها را با ديگر موقعيت هاي زندگي روزمرۀ خود همسان مي پندارد. شنيدن قصه امكان تمرين تصويرسازي ذهني را براي كودك فراهم مي سازد. كودك با شنيدن قصه، صحنه ها، اعمال و شخصيت هاي آن را خلق مي كند. توانايي تجسم و خيال پـردازي مبناي تصور خلاق است و به نظر مي رسد اين توانايي بر رشد شناختي و اجتماعي كودك تأثيري مثبت دارد. برخي عقيده دارند كه با قصه مي توان ميزان درك شنيداري و رشد بياني كودكان با ناتواني هاي يادگيري را با استفاده از داستان افزايش داد (مر، سيسكو و اسميت، 1992). 

قصه و قصه گويي براي كودكان با نيازهاي ويژه 
فردي كه براي كودكاني كه معلوليت ذهني، بينايي، شنوايي، جسمي و اختلالات عاطفي و رفتاري دارند، قصه ميگويد بايد ويژگيهايي برتر از يك قصه گوي خوب را داشته باشد. 
- قصه گويي براي كودكان نابينا و نيمه بينا : 
قصه گويي براي اين كودكان تا حدود زيادي شبيه داستان سرايي براي كودكان بيناست اما از آنجا كه حالات چهره، حركت¬هاي بدني به شنوندگان انتقال نمي¬يابد. كيفيت صداي قصه گو و واژه هايي كه بر مي گزينند بسيار مهم است. 

- قصه گويي براي كودكان داراي ناتواني هوشي : 
كاركرد هوشي اين دسته از كودكان كمتر از حد متوسط است و توانايي خيالپردازي آنها كمتر از ساير كودكان است به طوري كه در فهم مفاهيم مجرد با مشكل روبرو مي شوند. آنها از داستانهاي ساده درباره حيوانات و چيزهاي شناخته شده لذت مي برند. 

- قصه گويي براي كودكان داراي ناتواني يادگيري : 
اين كودكان اغلب در ادراك شنيداري، فرايندهاي گفتار و تفكر ناهجاريهايي از خود نشان ميدهند. در گذشته در انتخاب قصه براي اين گروه از كودكان بر عينيت تأكيد ميشد اماجدلوچو معلم ويژه كودكان ناتوان در يادگيري به اين نكته پي برد كه وحدت عاملي پر اهميت است. وحدتي كه در يگانگي حال و هواي قصه، طرح شخصيت، هماهنگي بين تصوير و قصه يا هماهنگي بين تصوير و اجزاي آن وجود دارد (گرين، آدينه پور، 1378) بنابراين استفاده از قصه هاي مصور مفيد فايده است. همچنين مي¬توان از قصه¬هاي نيمه تمام استفاده كرد تا او ادامه داستان را حدس بزند يا حين گفتن قصه جملات را ناتمام بيان كرد و فرصت تكميل جمله را به كودك دارد.

- قصه گويي براي كودكان داراي اختلالات عاطفي ـ رفتاري : 
اين كودكان معمولاً تكانشي هستند و يا اضطراب دارند و معمولاً سازگاري با موقعيت هاي تازه برايشان دشوار است از آنجا كه گستره دقت آنان بسيار محدود است لذا بايد قصه ها را براي اين دسته از كودكان آهسته تر از حد معمول بازگو كرده و خود كودك را نيز در گفتن قصه سهيم نمود. 

- قصه گويي براي كودكان ناشنوا : 
داستان گويي به اين دسته كودكان به فنون خاصي نياز دارد. نمايش، درك مفهوم را براي كودك ميسر مي¬سازد. همين¬طور حالات چهره و حركات بدن نيز به فهم داستان كمك مي¬كند همچنين ضروري است داستان را با آهنگ ملايم براي آنها بازگو كنند. 

كاربردهاي عمومي قصه گويي 
قصه گويي به عنوان يك وسيلۀ تعليمي مي تواند دانش آموزان را به كشف معناي منحصر به فرد بودن خود ترغيب كند و توانايي آنها را براي برقراري ارتباط واقعي بين افكار و احساس ها افزايش دهد (عزت نفس و خودپنداره). مهارت هاي كلامي مي تواند توانايي دانش آموزان را براي حل و فصل تعارض بين فرد بــه صورت آرام وتوأم با بحث و گفت وگو افزون سازد (تعاملات بين فردي). بيان داستان و نيز گـــوش دادن به آن، دانش آموزان را به بهره گيري از تخيلاتشان تشويق مي كنند (تجسم و تصويرسازي ذهني). اين تخيل قوي مـي تواند اعتماد به نفس و انـگيزش شخصي را در دانش آموزان افــزايش دهد زيــرا آنان خود را براي نيل به اميال و آرزوهــايشان شايسته و توانا تصور مي كنند (زيپس، 2007). 

قصه ها مي توانند از نظر تربيت اجتماعي، عاطفي و اخلاقي مؤثر واقع شوند و بسياري از مقررات و هنجارهاي اجتماعي و دستورالعمل¬هاي زندگي را منتقل نمايند. چگونگي رو به رو شدن با مشكل ها، حل آنها و بسياري از الگوهاي رفتاري در گروهها و طبقه هاي مختلف سني و اجتماعي در داستان¬ها بيان مي شود (آشتياني، 1371). 
كاربردهاي درماني قصه 
تبريزي (1374) در مقاله خود تحت عنوان «داستان گويي براي شناخت و درمان كودكان» اين نكته را مطرح كرده كه از داستان هاي نيمه تمام مي¬توان براي تشخيص مشكلات و پيچيدگي¬هاي ذهني و عاطفي كودكان استفاده كرد. 
داستان هــا با فراهم نمودن مواد و منابعي براي استنتاج معنا، درك و بينش كمك بزرگي به فــرايند درمان و در واقع، چــارچوبي براي تغيير شكل فراهم مي كنند. همان گونه كهرابرتز عنوان مي كند؛ داستان¬ها مي توانند منبع تمركز و اتصال براي درمان باشند. آنها راهي براي نام نهادن بر تجربه هــاي افراد فراهم مي كنند. داستان هــا پل ارتباطي بين جمعيت باليني و غيرباليني به شمار مي روند زيرا در آنها اغلب مسائل خودمان تشخيص داده مي شود. 
علاوه بر اين، استفاده از داستان ها مستلزم بكارگيري الگوي ويژه اي نمي باشد و صرف نظر از ساختار نظري درمانگر، مي¬توانند كاملاً مورد استفاده قرار گيرند. بيان داستان لزوماً يك رويداد كلامي نيست و داستان ها ممكن است بدون استفاده از واژه ها نيز دوباره گويي شوند.
لذا اين امكان وجود دارد كه خود داستان در بازي درماني، هنر درماني، نقش گزاري رواني و درمانهاي مربوط به داستان¬گويي يك نماد باشد. داستان¬ها ابزار منحصر به فردي براي درمان هستند و براي افراد تمام گروههاي سني به كار مي¬روند. در واقع، داستان خلاقيت گسترده¬اي است كه با آن هر فردي مي¬تواند عقايد به ظاهرنامعقول را بازيابي، آنها را جايگزين و استفاده سازنده از آن را مطرح كند. داستان¬هــا نظام عقايد و نگرش¬هاي تــازه¬اي را مي¬آموزند. هـدف اصلي درمان شناختي، تغيير نظام عقايد فرد به منظور تغيير واقعيت اوست (راشل، 1991 به نقل از دوايودي ، 2007). 
فرويد پيشگام روان تحليلي، و درمانگرهاي پيرو مكتب او نيز به اهميت اسطوره ها در درك روان شناسي آنها پي بردند. رابرتز (1994) روش هاي متفاوتي از كاربرد داستان ها در خانواده درماني را نشان مي دهد و اظهار مي دارد كه گوش دادن به داستانهاي خانوادگي نه تنها فرايند درمان را تسهيل مي¬كند بلكه به اعضاي خانواده كمك مي¬كند تا در شناخت يكديگر و تجربه هاي منحصر به فردشان عميق¬تر شوند و حتي اين امكان وجود دارد كه درمانگر اعضاي خانواده را به گفتن داستان هايي درباره موضوع¬هاي اصلي مانند انضباط ترغيب كند. استفاده از داستان و استعاره در تمام شكل هاي روان درماني، براي مواردي مانند بدرفتاري و آزار رساني رواج دارد. 

اريكسون نيز با استفاده از هيپنوتيزم درماني داستان¬هايي را براي بيمارانش مي گفت و به آنها كمك مي كرد تا از طريق داستان ها راه حل هاي معضلات زنــدگي خود را بيابند. استفاده از داستان ها، قصه¬هاي افسانه اي، موسيقي و ديگر شكل هاي هنري به محتويات ناخودآگاه اجازه مي¬دهد تا با گذر از ظرفيت محدود كننده عقل و منطق به خودآگاهي تراوش كنند (دوايودي، 2004). 

به نظر اوكلاندر (2004)، در كار با كودك مي توان از داستانها به روش هاي مختلف استفاده كرد مانند ترغيب كودك به ارايه يك داستان يا نوشتن داستان زندگي اش و يا اينكه درمانگر خود قصه اي را براي كــودك بيان كند. زمـاني كــه كودك داستاني را خلق مي كند، درمانگر بايد دقيقاً آنچه را كودك مي گويد، بدون هيچ گونه تعبير و تفسير ثانويه، يادداشت كند. داستان ها را مي توان به عنوان استعاره منكعس كننده و تبيين كننده زندگي و تجربه هاي خود كودك نيز به كار برد (دوايودي، 2004). 
درمانگران بايد داستان اصلي را به موازات داستان زندگي كودك بنويسند تا كودك بتواند تجربه¬هاي فشارزاي رواني را به روش غيرمستقيم درك كند (لاتُن، ادوادز به نقل از دوايودي، 2004). 

يكي ديگر از موارد كاربرد داستان، موقعيت داغديدگي است. داستان گويي در چنين موقعيتي روش مفيد و درستي براي تسكين درد و آسيب متحمل ناشي از داغديدگي است. داستان¬ها، به ويژه داستان¬هاي پريان، بخش اعظم تجربه¬هاي دوران كودكي ما را شكل مي¬دهند و اغلب داراي معاني اخلاقي و عميقي هستند كه نه تنها آموزشي براي كودكان به شمار مي¬روند بلكه در درمان آنها نيز مؤثر مي¬باشند (داويس، 2004). كودكان همانند بزرگسالان توانايي استدلال را به دست مي¬آورند و در مراحل رشد، رويكردهاي شناختي متفاوتي دارند. بدين ترتيب، آنها مي¬توانند واقعيت را به گونه¬اي متفاوت تعبير كنند. اين موضوع ممكن است كودكان را به سوي اين احساس سوق دهد كه آنها به نوعي مسبب مرگ ديگران هستند و در آنها احساس گناه به وجود آورد. داستانها براي انكار فرايندهاي سوگ در نظر گرفته نشده¬اند بلكه براي ياري رساندن به كودكان براي گذر از فرايند مورد نظر مدنظر قرار مي¬گيرند. 

بيان داستان ها ميتواند براي كودكان خــردسال فايده درماني داشته باشد. اين داستان¬ها تصورات كودكان را تسخير كــرده و آنها را به همسان سازي با شخصيت هاي داستان فرا مي خواند. اين فرايند براي فاصله گرفتن كودك از آسيب احتمالي بستر مناسبي فراهم مي آورد. براي مثال، در داستان «هديه هاي مهماني گوركن» كه در آن با مرگ گوركن دوستان او به سوگواري مي پردازند و روباه خبر حزن انگيز مرگ گوركن را پخش مي كند. تمام حيوانات گوركن را دوست داشتند مخصوصاً موش كور كه ... (وارلي، 1985). 

كودك ممكن است پس از شنيدن قصه¬هاي اين چنين بگويد كه احساس او مثال احساس شخصيت داستان است و مثلاً به هنگام شب در بسترخود به تنهايي گريه كنند و... اما او به سرعت در مي يابد كه احساس ما به هنگام مرگ حيوان اهلي شبيه احساس ما نسبت به فوت انسان است. بنابرايــن، داستان بــه كودكان كمك مي كند تا بر دوره داغديدگي خود فائق آيند. اين داستان ها مي توانند به كودك اين بينش را بدهند كه داغديدگي تنها براي او اتفاق نمي¬افتد (دوايودي، 2004).

منبع :

http://seo-medu.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
قصه درماني و نيازهاي ويژه....(بخش دوم)


......ادامه بخش اول

اهميت ادبيات كودكان 
ادبيات كودكان از جمله وسايل آموزشي و پرورشي غيرمستقيم است كه در مقايسه اين روش با روش مستقيم اثر بيشتري در تغيير مطلوب رفتار داشته است كه با توجه به توضيحات فوق مي توان گفت هــرگونه عمل تربيتي، اعم از رسمي و غيررسمي، نــاگريز از استفاده از ادبيات كــودكان است (شعاري¬نژاد، 1378). 
مي توان به برخي داده هاي گوناگون و مفاهيم مورد نياز و متناسب كودكان با استفاده از روش غيرمستقيم، از جمله آگاهي از روابط انساني، مقررات اجتماعي، آداب و رسوم فرهنگي، مسايل اخلاقي، ارزشي و اعتقادي، ضروريات اوليه بهداشت و سلامتي اشاره كرد. بهره گيري از ادبيات هنر مناسب به ويژه در سال هاي اوليه دوران كودكي و سنين پيش دبستاني نتايج سودمندي در پي خواهد داشت. اين روش درماني نيز از اهميت ويژه¬اي برخوردار است (ميرزابيگي، 1376). 

به نظر اسميت هدف از ادبيات، لذت بردن، اغناي زندگي شخصي و تعميق بينش نسبت به ماهيت و تجربه انساني است. پرفسور هرگارت نيز بر اين نظر است كه ادبيات كشف مي كند، باز آفريني ميكند و در جستجوي معناست و در نتيجه، هدف ادبيات كودكان آن است كه انسان و جامعه را بسازد (گرين/آدينه پور؛ 1378). 

ادبيات داستاني و ويژگي هاي رشد كودكان و نوجوانان 
دوره پيش دبستاني :
كودك در اين دوره پيشرفت سريعي در فراگيري زبان دارد و به واژه ها توجه خاصي مبذول مي كند. از كلام آهنگين و از وزن و قافيه و تكرار الفاظ بي معنا لذت مي برد. كودك پيش دبستاني از آنجا كه خود را در مركز كليه فعاليت ها مي بيند، دوست دارد خود را جاي قهرمان داستان بگذارد. او به داستان¬هايي تمايل نشان مي دهد كه به تجربه هاي روزانه زندگي مربوط مي شود (حجازي، 1374؛ شعاري¬نژاد، 1378). 

كــودكان در اين دوره علاقه مند به درك مفاهيم از طريق تجربه هستند و از اين رو، داستان مي تواند به آنها كمك كند تا ابعاد مختلف يك مفهوم را كشف كنند. آنان داستان¬هايي را دوست دارند كه موجودات بي جان در آنها شخصيت پيدا مي¬كنند (حجازي، 1374). 

دوره دبستان : 
در اين دوره كه كودك خواندن و نوشتن را مي¬آموزد لازم است نخستين تجربه¬هايش در مطالعه لذت¬بخش و موفقيت¬آميز باشد. كنجكاوي او نسبت به جهان اطرافش افزايش مي¬يابد و همچنين دوره استقلال كودك از بزرگسال آغاز مي¬گردد. حس كنجكاوي و استقلال كودك را مي¬توان با كتاب¬هاي مفيدي كه در اختيار او قرار داده مي¬شود، ارضا كرد. كودك در اين سنين از خواندن مستقل لـــذت مي¬برد و مطالعه را به عنوان وسيله¬اي سرگرم كننده مي¬پذيرد. در اين سنين مي¬توان جلسه¬هايي را براي بحث گروهي درباره داستان¬ها و تهيه و اجـــراي نمايشنامه¬ها تـرتيب داد (حجازي، 1374).

دوره پس از دبستان :
نوجوان در اين دوره به دنبال كشف شخصيت خود و شناخت ارزشهاست و در اين مسير به تدريج به اوضاع و احوال جهان توجه پيدا مي¬كند. او در اين سنين به جنس مخالف تمايل پيدا مي¬كند و در راستاي جستجوي فلسفه صحيح زندگي توجه خود را به مسايل انساني جامعه معطوف مي¬دارد (حجازي، 1374). 
افسانه و داستان نقشي در خور توجه براي تمام گروه¬هاي سني دارد. گرچه هنر با تفريح و تنوع همراه است، اما نقش آن صرفاً به سرگرمي محدود نمي¬شود بلكه پيامدهاي رفتاري آن تا حدي است كه مي¬تواند جنبه¬هاي تشخيصي، آموزشي، پرورشي و درماني را نيز در برگيرد (ميرزابيگي، 1376). 
بنابراين يك مربي با روان درمانگر با توجه به اينكه شنونده داستان كيت، چه رفتاري را بايد بياموزد و يا ترك نمايد، به انتخاب موضوع، قهرمان و محتواي داستان مي¬پردازد. 

ويژگي هاي داستان
قصه يا داستان نيز از نظر تربيتي شرايط و ويژگي¬هايي دارد از جمله : 
از آنجا كه وقتي كودك قصه¬اي را مي¬خواند خود را به جاي قهرمان آن قصه مي¬گذارد. بنابراين يكي از ويژگي¬هاي قصه بايد آن باشد كه : 

1- قهرمان قصه، خواه انسان، خواه پري يا حيوان به تنهايي از شايستگي لازم براي عبور از موانعي كه بر سر راه او قرار گرفته برخوردار باشد (وزيري، 1357). 
در كودكان حالت ايده آل جويي و قهرمان پرستي وجود دارد كه با شنيدن داستاني از يك الگو، خود را غيرمستقيم با آن الگوها تطابق مي¬دهند و زمينۀ مورد نظر را در خود ايجاد مي¬كنند (قائمي، 1376). 
2- حوادث قصه بايد مرتبط با يكديگر باشد و در مخاطب صورت¬هاي ذهني قوي ايجاد كند. 
3- زبان داستان بايد ساده باشد تا كودك قادر به فهم و تقليد از آن گردد. 
4- از آنجا كه كودكان بيشتر به محسوسات توجه دارند، تمام داستان مي¬بايست دربارۀ اندرز و مسايل محسوس باشد نه امــور معقول و معنوي كه از تصور آنان به دور است. آنچه از نظر تـربيت نيز اهميت دارد. 
5- تصوير داستان بايد به گونه¬اي باشد كه صحنه¬هاي آن كاملاً مجسم شود و كودك يا نوجوان خود را در آن صحنه ببيند و اين روشي است كه در قرآن¬كريم به آن برمي¬خوريم. صحنه¬هاي داستاني قرآن اغلب مجسم، روشن و قابل تجسم در ذهن هستند. 
- داستان متناسب سطح سن، درك و موقعيت كودك يا نوجوان باشد. 
- با توجه به هدف تربيتي يا درماني تهيه شود. 
- جنبه¬هاي مورد نظر از آداب و راه و روش زندگي را به كودك يا نوجوان بياموزد. 
- موجب ترس و خيالات بي¬حساب، وحشت و اضطراب نگردد. 
- داستان¬ها در عين اينكه در مواردي مولد خيالند، بايد سهمي از واقعيت داشته باشند و يــا لااقل گوشه¬هايي از حيات واقعي و انساني را به كودك بياموزد. 
- داستان بايد بتواند آموزنده راه و روش زندگي باشند، آگاهي بدهند، پيامد رفتارها را نشان بدهند و قوانين و مقررات مربوط به امور مختلف را بياموزند.
- داستان بــايد قادر باشد خاطره¬ها، افكار، اطلاعات و تجربه¬اي مفيد را به كودكان الهام كند و تجربه¬هاي تازه¬اي در اختيار آنها قرار دهد. داستان بايد داراي رنگ عاطفي باشد و هيجان¬هاي متعددي را در شنونده برانگيزد (شعاري نژاد، 1378). 
- كودك يا نوجوان قصه¬اي را مي¬پسندد كه در آن معمايي حل نشدني مطرح شده و نيازمند راه¬حل باشد، مشكلي رفع شدني يا هدفي دست يافتني مطرح شده باشد (حل مسأله). 
- عنوان نيز نقش مهمي را ايفا مي¬كند (وزيري، 1375). 
- مهم¬ترين ويژگي¬هاي داستان خوب آن است كه هدفي اخلاقي داشته باشد (شعاري¬نژاد، 1378). 
- و آداب اجتماعي را نيز به كودك آموزش دهد (منصوري، 1374). 
- مربيان و درمانگران با تجربه علي رغم بهره¬گيري از قصه از نحوه ارايه و بيان آن نيز بهره مي¬گيرند كه عبارت است از هنر يا حرفه نقل داستانها به شعر يا به نثر كه شخصاً آن را در برابر شنونده زنده اجرا و كارگرداني مي¬ند كه آن فن داستان سرايي يا قصه گويي مي¬نامند. 

قصه گويي 

بتلهايم (1975) مي نويسد كه سفر به اعماق جنگل كه در داستان هاي كودكان بسيار به چشم مي¬خورد نمايانگر سفري به درون ذهن و سرزمين ناخودآگاه است. افكار، باورها و تصاوير عميق ذهني كودكان در اين سرزمين تاريك و وسيع نهفته است كه روشن كردن آنها از طريق داستان¬سرايي متقابل، يك جريان باليني مهيج درماني است. براساس نظريۀ شناختي رفتاري، قصه گويي به عنوان روشي مناسب به منظور غني سازي مراحل درمان كودكان به كار مي رود (فريدبرگ ، 1994). 
قصه گويي ساده ترين، ارزان ترين و در عين حال موثرترين شيوه نمايشي است كه امكان اجراي آن براي هر خانواده وجود دارد. قصه¬گويي بهترين راه براي بيان آروزهاست. و زبان مشترك انسانها براي تشريح اشاره¬ها و معني و انتقال ارزش هاي اخلاقي و معنوي از نسلي به نسل ديگر است (اناپلويسكي/رحماندوست، 1376). 
سلامت و بهداشت رواني از دو جنبه پيشگيري و درمان نابساماني هاي روحي، اختلالات عاطفي و ناسازگاري هاي رفتاري حائز اهميت است. ايجاد بهداشت رواني مستلزم بهره گيري از شرايط، عوامل و روش هاي مناسبي است در اين ميان داستان كه از برجسته ترين و پر جاذبه ترين نوع هنر براي كودكان محسوب مي¬گردد مي¬تواند به عنوان اساس نمايش و تئاتر مد نظر قرار گيرد (ميرزا بيگي، 1376). 

قصه گويي مي¬تواند به عنوان ابزاري لذت بخش براي تقويت مهارت¬هاي شنيداري و گفتاري باشد. قصه گويي به عنوان يك هنر عام براي تمام گروههاي سني با توانايي¬هاي مختلف قابل فهم و در دسترس است و به هيچ ابزار خاصي به جز تصويرسازي و قدرت شنوايي و گفتاري براي خلق تصورهاي هنري نياز ندارد (گلشيري، 1375).


اهداف.....

منبع :

http://seo-medu.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

قصه درماني و نيازهاي ويژه....(بخش اول)


فهرست مطالب


مقدمه
تاريخچه
ادبيات داستاني
اهميت ادبيات كودكان
مطالعه ويژگي هاي رشد كودكان و نوجوانان
تعريف داستان
ويژگي هاي داستان
تعريف افسانه
تعريف قصه
تعريف قصه گويي
هنر قصه گويي
قصه گويي براي كودكان با نيازهاي ويژه
اهداف و ارزش هاي قصه گويي
كاربرد عمومي قصه
كاربردهاي درماني قصه
قصه درماني
قصعه درماني گروهي
درمان با قصه گويي دو سويه
نتيجه گيري
منابع فارسي
منابع انگليسي


مقدمه
بچه ها عاشق داستان هاي كوتاه هستند و به هنگامي كه در اين زمينه سخن آغاز مي شود با تمام وجود به آن گوش مي دهند معمولاً يكي بود يكي نبود، غير از خداي مهربان هيچكس نبود، در روزگاران قديم ... سرآغاز بسياري از داستانهاست اين عبارت ها از همان كودكي كشش و جاذبه اي فــوق العاده در شنونده ايجاد مي كند و خيال او را بــر مي انگيزد. بنابراين وجود چنين زمينۀ مثبتي مي تواند به مربي كمك كند تا در آموزش و تفهيم اصول اخلاقي و انساني و درس زندگي (راه و رسم مواجهه با مسائل و مشكلات و دشواريها) به كودك موفق باشد.

شايد نخستين قصه، قصۀ آدام و حوا باشد كه با فريب شيطان از بهشت خدا رانده شدند. شايد حضرت آدم عليه السلام به عنوان اولين قصه گو، بارها قصۀ رانده شدن خويش از بهشت را براي فرزندانش تعريف كرده باشد تا عبرت بگيرند و فريب نخورند. هر چه باشد قصه از زماني متولد شده است كه انسان به وجود آمده و تا زماني كه انسان هست، قصه هم خواهد بود. مسلماً علاقه به قصه را خداوند مهرمان در نهاد انسان نهاده است. زيرا خداوندي كه از زير و بم آفريدۀ خود دقيقاً آگاه است، در تمام كتابهاي آسماني، به زبان قصه با انسان سخن گفته است.
علاقه به قصه در ميان كودكان و نوجوانان به مراتب شديدتر از بزرگسالان است بنابراين در جنبه هاي تربيتي مي توان از قصه بسيار بهره برد. افلاطون از نخستين انديشمنداني است كه اهميت قصه براي كودكان و نوجوانان را دريافته است. او بخشي از كتاب مشهور خود يعني «جمهوريت» را به بيان اهميت قصه براي كودكان اختصاص داده است. افلاطون در اين بخش مي گويد: مربيان متوجه باشند پرورشي كه روح اطفال به وسيله حكايت حاصل مي كند به مراتب بيشتر از تربيتي است كه جسم آنها به وسيلۀ ورزش پيدا مي كند. در هر قصه ماجرايي پيگيري مي شود. ماجرايي كه نقاط مجهولي دارد و مي¬تواند حس كنجكاوي بچه ها را برانگيزد و قدرت تخيل آنها را پرورش دهد.
پيوستگي منطقي صحنه هاي قصه، عامل مهمي براي سرگرم كردن كودكان و نوجوانان و دادن نظم منطقي به فكر و خيال آنهاست. كودكان و نوجوانان با بهره گيري از قدرت تخيل خويش، به راحتي مي توانند خود را جايگزين يكي از شخصيت هاي قصه كنند و با پيگيري ناكامي ها و پيروزي هاي او به تـلطيف عواطف و احساسات خـود بپردازند و يا شادمــاني و لــذت را نصيب خويش سازند. شخصيت هاي اصلي هر قصه اي يا با «نفس بد» خويش در ستيزند و يا در تلاشند تا بر طبيعت پيروز شوند و يا مي خواهند با «بدها» بجنگند و خوبها را ياري دهند. حركات و گفتار شخصيت هاي قصه نمودار موضوع و موقعيت آنهاست و بچه ها مي توانند «خداپسندانه» بودن گفتار و كردار شخصيت هاي قصه را دريابند و از آنها تأثير بگيرند.

قصه هاي آموزشي نيز در پي آموختن ناشناخته اي هستند كه كودكان و نوجوانان را در بهتر زيستن ياري مي كنند. شايد هيچ چيز نتوانــد به سلامت يك قصه خوب، روح استقلال طلب و مــاجراجوي نوجوانان را پاسخ گويد. نــوجوانان با جايگزيني خويش به جــاي قهرمان داستان (قصه) به راحتي بــه چنين دست آوردي كـــه از نــظر تربيتي بسيار مــهم است، دست مــي يابند (مصطفي رحماندوست، 1377).

گفته مي شود اولين كتاب ويژۀ كودكان با عنوان «يادگاري براي كودكان» را يك روحاني مسيحي به نام جيمزجاني وي در سال (72-1671) نوشته است. اما ادبيات كودكان به مفهوم امروزي آن تا زمان هانس كريستيان اندرسن (1875- 1805) وجود خارجي نداشت. اندرسن مفهوم ادبيات كودكان را پايه گذاري كرد و از اين رو لقب پدر ادبيات كودكان را به خود گرفت (حجازي، 1374).

مربي بزرگ آلمان، فردريك فروبل، در پي تشخيص اهميت داستان، آن را بخش عمده¬اي از برنامه كودكستان¬هاي خود در سال (1873) قرار داد. متعاقب اين امر، داستان سرايي در مراكز تربيت مربي نيز آموزش داده شد و در سال (1905) ساراكن برايان اولين متن آموزشي داستان سرايي را با عنوان «چگونه براي كودكان قصه بگوييم» به رشته تحرير در آورد.

در آستانه قرن بيست و يكم ادبيات كودكان پل ارتباطي كودك با محيط زندگي خود و در واقع، ارتباط دهندۀ او با جهان ناشناخته آينده است. ادبيات كودكان در حال حاضر سعي بر آن دارد تا به دور از پند و اندرزهاي اخلاقي و شعارهاي سياسي و اجتماعي به كودكان كمك كند تا به تدريج در جهان در حال تغيير پيرامون خود نقش حساس و سازنده اي را ايفا كنند.
بينان گــذار ادبيات نوين كودكان در ايران جبار عسگرزاده باغچه بــان، بود. در سال هاي (1367-1298) عباس شريفي يمين آثار با ارزشي را در زمينه ادبيات كودكان خلق كرد و از نخستين كساني بود كه مجله اي براي كودكان انتشار داد (حجازي، 1374).
جنبش ادبيات كودكان در ايران به مفهوم نوين آن مديون گروهي است كه به انتشار مجله سودمند «سپيده» در دانشسراي عالي سابق تهران همت گماردند (شعاري نژاد، 1378).

اهميت ادبيات كودكان

http://seo-medu.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

     روشﻫﺎ و ﻓﻨﻮن ﺗــﺪرﯾﺲ  روش ﻫﺎي آﻣﻮزش 

ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ ﺗــﺪاﺑﯿﺮي ﮐــﻪ ﺑــﺎ اﺳــﺘﻔﺎده از اﻣﮑﺎﻧــﺎت ﻣﻮﺟــﻮد ﺑــﺮاي رﺳــﯿﺪن ﺑــﻪ ﻫــﺪﻓﯽ ﻣــﻮرد اﺳــﺘﻔﺎده ﻗــﺮار ﻣﯿﮕﯿــﺮد،   

روش  ﮔﻔﺘــﻪ ﻣــﯽ ﺷــﻮد ﮐــﻪ ﻧﻬﺎﯾﺘــﺎ ﺑــﻪ ﯾــﺎدﮔﯿﺮي در ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻣﻨﺠــﺮ ﻣــﯽ ﺷــﻮد  . ﻫــﺮ روش آﻣﻮزﺷــﯽ و ﺗــﺪرﯾﺲ

داراي ﻣﻌﯿﺎرﻫــﺎ و ﺷــﺮاﯾﻂ ﺧﺎﺻــﯽ اﺳــﺖ  ﮐــﻪ در زﯾــﺮ ﺑــﻪﺑﺮﺧــﯽ از اﯾــﻦ ﻣﻌﯿﺎرﻫــﺎ اﺷــﺎره ﻣــﯽ ﺷــﻮد 

 .ﯾــﮏ روش

ﻣﻄﻠﻮب،  اوﻻ و ﻗﺒﻞ از ﻫـﺮ ﭼﯿـﺰ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑـﺎ ﭘﺎﯾـﻪ ﻫـﺎي ﺑﯿﻮﻟـﻮژﯾﮑﯽ و رواﻧـﯽ رﻓﺘـﺎر اﻧﺴـﺎﻧﻬﺎ ﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﯽ داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ              .

ﺛﺎﻧﯿــﺎ داراي اﻋﺘﺒــﺎر و ارزش ﻣﻨﻄﻘــﯽ  و ﻫﻤﺴــﻮ و ﻫــﻢ ﺟﻬــﺖ ﺑــﺎ روﺷــﻬﺎي ﻣﻌﺘﺒــﺮ ﮐﺴــﺐ داﻧــﺶ ﺑﺎﺷــﺪ ، ﺛﺎﻟﺜــﺎ ﺑــﺎ    

اﺻﻮل و اﯾﺪه ال ﻫﺎي اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﻤﺪم وﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺑﺎﻻﺧﺮه داراي ارزش و اﻋﺘﺒﺎر ﺗﺮﺑﯿﺘﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .

ﻫــﺪف اﯾــﻦ ﻗﺴــﻤﺖ ، ﻣﻌﺮﻓــﯽ روش ﻫــﺎي ﻣﺘــﺪاول آﻣــﻮزش اﺳــﺖ . ﻣﻤﮑــﻦ ﺷــﻤﺎ ﻣﺮﺑﯿــﺎن در ﻣــﻮرد ﺳــﻼﻣﺖﻣﻄﺎﻟــﺐ

زﯾــﺎدي ﺑﺪاﻧﯿــﺪ وﻟــﯽ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐ ﺑــﺮاي دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣﻮزﺷــﯽ و اﻧﺘﻘــﺎل ﻣﻄﺎﻟــﺐ و داﻧــﺶ ﺑــﻪ 

ﻓﺮاﮔﯿــﺮان را ﺑﺨــﻮﺑﯽﻧﺪاﻧﯿــﺪ  .ﻏﺎﻟﺒــﺎً روش آﻣــﻮزش ﺑــﺮ اﺳــﺎس ﻣﯿــﺰان دﺳــﺘﯿﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﻪ ﻣﻄﺎﻟــﺐ و ﺑﻬــﺮه     

ﮔﯿــﺮي آﻧﻬــﺎ از دوره ﺗﻌﯿــﯿﻦ ﻣــﯽ ﺷــﻮد ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﺎ ﮔــﻮش ﮐــﺮدن ، دﯾــﺪن ، ﭘﺮﺳــﺶ و ﭘﺎﺳــﺦ و اﺟــﺮاي آﻣﻮﺧﺘــﻪ   

ﻫــﺎ ﻣﻄﺎﻟــﺐ را ﯾــﺎد ﻣــﯽ ﮔﯿﺮﻧــﺪ و ﺑــﺮ ﻫﻤــﯿﻦ اﺳــﺎس ﻫــﻢ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐ اﻧﺘﺨــﺎب ﻣــﯽﺷــﻮد  . روش ﻫــﺎي

ﺗــﺪرﯾﺲ ﻓــﺮاوان و ﻣﺘﻌــﺪد ﻫﺴــﺘﻨﺪ ﮐــﻪ ﻫــﺮ ﮐــﺪام ﺷــﺮح ﻣﻔﺼــﻞ و ﻃــﻮﻻﻧﯽ دارد  ﻫــﺮ ﯾــﮏ از روش ﻫــﺎي آﻣﻮزﺷــﯽ 

ﺑــﻪ ﺗﻨﻬــﺎﯾﯽ ﻣﺰاﯾــﺎ و ﻣﻌــﺎﯾﺒﯽ دارد و از اﯾﻨﺮوﺳــﺖ ﮐــﻪ ﻏﺎﻟﺒــﺎً ﺑﮑــﺎرﮔﯿﺮي ﻣﺠﻤﻮﻋــﻪ اي از روش ﻫــﺎي ﺗــﺪرﯾﺲ و      

آﻣﻮزش ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺗﺎ ﮐﺎرآﯾﯽ و اﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ   .

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ داﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ   :

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﮔﻮش ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ، ﻓﺮاﻣﻮش ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ؛  

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ ؛ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ آورﯾﺪ ؛  

و ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﯿﺪ ؛ ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﺪ ؛  

ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﺎ در زﻣﯿﻨﻪ “ﮔﻮش دادن” ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ   :

۶۰%  از وﻗﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻣﺪارس اﺑﺘﺪاﯾﯽ و  90%  در دوره ﻫﺎي ﺑﺎﻻﺗﺮ و داﻧﺸﮕﺎه ﻫﺎﺻﺮف ﮔﻮش دادن ﻣﯽ

ﺷﻮد.ﺷﺎﮔﺮدان  ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﺎﭼﯿﺰي ازآﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪه اﻧﺪ ﺣﺪود  3/1 ( ﺗﺎ  %5/1  )  ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﯽ ﺳﭙﺎرﻧﺪ . اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ

ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﮐﺮدن  50%  ﻣﻄﺎﻟﺐ در ذﻫﻦ ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺣﺪود  دو ﻣﺎه  ﺑﻌﺪ  ، اﯾﻦ ﻣﯿﺰان ﺑﻪ ﻧﺼﻒ ﻧﯿﺰ

ﮐﺎﻫﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ.

  ﻧﺘﯿﺠ  ﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺻﺮف وﻗﺖ زﯾﺎد در ﮐﺎرﺑﺮد ﺣﺲ ﺷﻨﻮاﯾﯽ، اﯾﻦ ﺣﺲ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻧﺎﭼﯿﺰي در ﯾﺎدﮔﯿﺮي اﻧﺴﺎن

دارد.

ﯾﺎدﮔﯿﺮي  ﮔﻮش ﮐﺮدن  20   %

ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن 50   %

ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن ﺻﺤﺒﺖﮐﺮدن  70   %

ﮔﻮش ﮐﺮدن دﯾﺪن ﺻﺤﺒﺖﮐﺮدن ﻋﻤﻞ ﮐﺮدن  100   %

آﺷــﻨﺎﯾﯽ ﺑــﺎ روش ﻫــﺎي آﻣــﻮزش ﻣــﯽ ﺗﻮاﻧــﺪ در ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ رﯾــﺰي آﻣــﻮزش و ﻧﯿــﻞ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣــﻮزش ﮐﻤــﮏ ﺑﺴــﯿﺎر

ﻣﺆﺛﺮي ﻧﻤﺎﯾﺪ از اﯾﻨﺮو ﺳﻌﯽ دارﯾﻢ ﺷﻤﺎ را ﺑﺎ ﺗﻌﺪادي از روش ﻫﺎي آﻣﻮزش ﻣﻮﺟﻮد آﺷﻨﺎ ﺳﺎزﯾﻢ   .

ﻗﺒﻞ از آﻧﮑﻪ روش ﺧﺎﺻﯽ را ﺑﺮاي آﻣﻮزش اﻧﺘﺨﺎب ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﻮال در ذﻫﻨﺘﺎن ﭘﺎﺳﺦ دﻫﯿﺪ   :

.1 ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.2 ﻣﺪت زﻣﺎن اﺟﺮاي آﻣﻮزش

.3 ﺳﻄﺢ آﮔﺎﻫﯽ و داﻧﺶ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.4 ﺗﺠﻬﯿﺰات آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز

.5 اﻧﺘﻈﺎر ﺷﻤﺎ از ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻃﻮل دوره آﻣﻮزش

و ﺑــﻪ ﺧــﺎﻃﺮ داﺷــﺘﻪﺑﺎﺷــﯿﺪ ﮐــﻪ روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣــﻮرد اﺳــﺘﻔﺎده ﺑﺎﯾــﺪ ﺑــﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣــﻮزش ﻣــﻮرد ﻧﻈــﺮ در   

اﻧﺘﻘــﺎل داﻧــﺶ ، ﺗﻐﯿﯿــﺮ ﻧﮕــﺮش و ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋﻤﻠــﯽ و ﻋﻠﻤــﯽ رﻓﺘﺎرﻫــﺎي ﻓﺮاﮔﯿــﺮان     اﻧﺘﺨــﺎب ﺷــﻮد . ﭼﻨﺎﻧﭽــﻪ روش

آﻣﻮزﺷــﯽ ، ﻣﻨﺎﺳــﺐﺑــﺎ دوره ﻣــﻮرد ﻧﻈــﺮ اﻧﺘﺨــﺎب ﺷــﻮد ، ﺷــﻤﺎ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آن دوره دﺳﺘﺮﺳــﯽ ﭘﯿــﺪا ﻣــﯽ ﮐﻨﯿــﺪ و       

ﺗــﺪرﯾﺲ ﻣــﻮﻓﻘﯽ را اﺣﺴــﺎس ﻣــﯽ ﮐﻨﯿــﺪ  . روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺘﺨــﺐﺷــﻤﺎ ﺑﺎﯾــﺪ ﺑــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان اﺟــﺎزه ﺷــﺮﮐﺖ ﻓﻌــﺎل در   

ﮐــﻼس و ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪﻫــﺎي درﺳــﯽ را ﺑﺪﻫــﺪ و ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑﺘﻮاﻧﻨــﺪ ﺑــﺎ اﺑﻌــ   ﺎد ﻓﺮﻫﻨﮕــﯽ ﺟﺎﻣﻌــﻪ اي ﮐــﻪ ﻣــﯽ ﺧﻮاﻫﻨــﺪ در آن  

ﺧﺪﻣﺖ ﮐﻨﻨﺪ ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ   .

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﮐـﻪ ذﮐـﺮﺷـﺪ ﻫـﺮ ﯾـﮏ از روش ﻫـﺎي آﻣـﻮزش ﻣـﺎ را در رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ اﻫـﺪاف آﻣﻮزﺷـﯽ ﮐﻤـﮏ ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ و ﺑـﺮ                

اﺳــﺎس اﻧﺘﺨــﺎب اﯾــﻦ روش ﻫــﺎ درﺟــﺎﺗﯽ از ﮐﺴــﺐ داﻧــﺶ ، ﻣﻬــﺎرت ﻫــﺎي ﻋ   ﻤﻠــﯽ و رﻓﺘــﺎر و ﻋﻤﻠﮑــﺮد را در ﻓﺮاﮔﯿــﺮان 

اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد . ﺟﺪول زﯾﺮ راﻫﻨﻤﺎي ﺧﻼﺻﻪ ، ﺑﺮاي اﻧﺘﺨﺎب روش آﻣﻮزﺷﯽ در ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .

روش آﻣﻮزﺷﯽ

  داﻧﺶ  ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ  رﻓﺘﺎر و ﻋﻤﻠﮑﺮد 

1  ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ 

2  داﺳﺘﺎن و ﺷﻌﺮ ﮔﻔﺘﻦ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ +  ﻣﺆﺛﺮ + 

3  ﻧﻤﺎﯾﺶ  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﻣﺆﺛﺮ+ 

4  ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي

واﻗﻌﯽ 

ﻣﺆﺛﺮ +  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++ 

5  ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ  ﻣﺆﺛﺮ +  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++  ﺧﯿﻠﯽ ﻣﺆﺛﺮ ++ 

6  اﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي  ﻣﺆﺛﺮ +  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ 

7  ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ  ﻣﺆﺛﺮ+  ﻣﺆﺛﺮ ﻧﯿﺴﺖ +  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ -/+ 

8  ﺗﮑﺮار ﻧﻤﺎﯾﺶ ﻋﻤﻠﯽ

ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮ 

ﻣﺆﺛﺮ +  ﺷﺪﯾﺪاً ﻣﺆﺛﺮ +++  ﻣﺆﺛﺮ + 

9  اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ  ﻣﺸﺨﺺ ﻧﯿﺴﺖ  ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ -/+  ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺴﯿﺎر ﻣﺆﺛﺮ ++++ 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

انواع روش هاي آموزشي

ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ   :

اﯾﻦ ﻧﻮع آﻣﻮزش ﺑﺮ اﺳﺎس ﮐﻼم و ﺻﺤﺒﺖ ﻣﺮﺑﯽ ﯾﺎ ﺳﺨﻨﺮان ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﯾﺎدﮔﯿﺮي از ﻃﺮﯾﻖ ﮔﻮش ﮐﺮدن و ﯾﺎدداﺷﺖ

ﺑﺮداﺷﺘﻦ از ﻃﺮف ﻓﺮاﮔﯿﺮ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ ﮔﯿﺮد . ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺎ اﻧﻮاع ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﻓﯽاﻟﺒﺪاﻫﻪ، ﺣﻔﻆ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ و ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺎ

آﻣﺎدﮔﯽ ﻗﺒﻠﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﺟﺮا اﺳﺖ  . ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ روش در اﻧﺘﻘﺎل اﻃﻼﻋﺎت روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ اﺳﺖ . ﺑﺪﯾﻬﯽ اﺳﺖ ﻣﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪ از

اﻃﻼﻋﺎت وﺳﯿﻊ و ﻓﻦﺑﯿﺎن ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻄﺎﻟﺐ را ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي اراﺋﻪ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺎزﻫﺎي ﺷﻨﻮﻧﺪﮔﺎن را ﺑﺮ

آورده ﺳﺎزد   .

درﺻﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮي در ﯾﮏ ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﭘﯿﺎم ﻫﺎي ﮐﻼﻣﯽ و ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﺳﺨﻨﺮان ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از   :

زﺑﺎن وﺣﺮﮐﺎت ﺑﺪن (55 %)    ،  ﮐﻠﻤﺎت %) 7(    ،  ﻟﺤﻦ ﺻﺪا (38 %)  

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   : .1 ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﻣﺮﺑﯽ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻫﺪاﯾﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در راﺳﺘﺎي اﻫﺪاف آﻣﻮزﺷﯽ

.2 اراﯾﻪ ﻣﻄﺎﻟﺐ زﯾﺎد در ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎه

.3 آﻣﻮزش ﻓﺮاﮔﯿﺮان زﯾﺎد در ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎه

.4 ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ و ﺳﻮد و زﯾﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮح ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش  

.1 ﻣﺸﺎرﮐﺖ و ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﮐﻢ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.2 دﺷﻮاري در ﯾﺎدداﺷﺖ ﺑﺮداري و ﺗﻮﺟﻪ و ﮔﻮش دادن ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﻪ ﺳﺨﻨﺮان

.3 ﺧﻤﻮدﮔﯽ و ﺧﻮاب آﻟﻮدﮔﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﮔﺮ ﻣﺮﺑﯽ ﻓﻌﺎل و ﻣﺤﺮك ﻧﺒﺎﺷﺪ

.4 اﯾﻦ روش ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﮕﺮش و ﻧﻬﺎﯾﺘﺎً اﯾﺠﺎد رﻓﺘﺎر ﺟﺪﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ

.5 آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻤﺘﺮ وﺟﻮد دارد

.6 دﺷﻮاري در ارزﯾﺎﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در درك و ﻓﻬﻢ ﻣﻄﺎﻟﺐ

.7 ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﻣﺸﮑﻞ در زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺑﯽ ﻣﻬﺎرت ﮐﻼﻣﯽ ﻣﻮﻓﻖ و ﺟﺬاب ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﯾﻦ روش   :

.1 ﻣﺤﺪود ﮐﺮدن زﻣﺎن ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ( 20 دﻗﯿﻘﻪ )

.2 ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻃﺮح ﺳﻮال

.3 ﺑﮑــﺎر ﺑــﺮدن وﺳــﺎﯾﻞ ﮐﻤــﮏ آﻣﻮزﺷــﯽ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈــﻮر اﻓــﺰاﯾﺶ ﺣﺎﻓﻈــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان و ﮐﻤــﮏ ﺑــﻪ ﺗﻔﻬــﯿﻢ ﻣﻮﺿــﻮع و     

اﯾﺠﺎد ﻓﻀﺎي ﻣﻄﻠﻮب آﻣﻮزﺷﯽ ( ﻧﻈﯿﺮ اورﻫﺪ ، اﺳﻼﯾﺪ ، راﯾﺎﻧﻪ و ...)

.4 از اﻃﺎﻟﻪ ﮐﻼم ﺑﭙﺮﻫﯿﺰﯾﺪ و ﻓﻘﻂ ﻧﮑﺎت ﺿﺮوري را اراﯾﻪﮐﻨﯿﺪ و ﻧﮑﺎت ﻣﻬﻢ را ﺗﮑﺮار ﮐﻨﯿﺪ.

.5 ﻣﺜﺎل ﻫﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺰﻧﯿﺪ و از ﮐﻠﻤﺎت ﺳﺎده اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﯿﺪ

.6 در اﺑﺘﺪا و اﻧﺘﻬﺎي ﺟﻠﺴﻪ ، ﺧﻼﺻﻪ اي از ﻣﻮﺿﻮع را ذﮐﺮ ﮐﻨﯿﺪ

.7 در ﺻﻮرت اﻣﮑﺎن اﺟﺎزه ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺪﻫﯿﺪ

.8 ﺑﻠﻨﺪ و واﺿﺢ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﺪ اﺟﺎزه دﻫﯿﺪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎدداﺷﺖﺑﺮدارﻧﺪ

.9 ﺑــﺮاي اﻃﻤﯿﻨــﺎن از ﻓﻬــﻢ ﻣﻄﺎﻟــﺐ ﺑــﻪ ﺻــﻮرت ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻧﮕــﺎه ﮐﻨﯿــﺪ و ﺳــﻮاﻻﺗﯽ از آﻧﻬــﺎ ﺑﭙﺮﺳــﯿﺪ   . ﺑــﻪ ﺗــﮏ ﺗــﮏ

اﻓﺮاد ﺣﺎﺿﺮ در ﮐﻼس ﻧﮕﺎه ﮐﻨﯿﺪ .

روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ روش ﮐﺎﻓﯽ و ﺧﻮﺑﯽ ﻧﯿﺴﺖ و ﺑﺎﯾﺪ آن را ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ روش ﻫﺎي آﻣﻮزﺷﯽ اﺳﺘﻔﺎده

ﮐﺮد   .

اﻟﮕﻮرﯾﺘﻢ  اﺟﺮاي روش ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ   :

آﻣﺎدﮔﯽ

آﻣﺎدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ ﺗﺠﮭﯿﺰات

      آﻣﺎدﮔﯽﻋﺎﻃﻔﯽ

آﻣﺎدﮔﯽ از ﻧﻈﺮ زﻣﺎن

اﯾﺠﺎد رواﺑﻂ ﺑﯿﻦﻣﻌﻠﻢ وﻓﺮاﮔﯿﺮاﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي( ﻃﻮﻓﺎن ﻓﮑﺮي ) 

اﯾــﻦ روش ﯾــﮏ ﻧــﻮع ﻓﻌﺎﻟﯿــﺖ ﺳــﺮﯾﻊ اﺳــﺖ ، ﮐــﻪ در ﺟﻤــﻊ آوري ﻧﻈــﺮات ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﻪ ﻣﺮﺑــﯽ ﮐﻤــﮏﻣــﯽ ﮐﻨــﺪ و ﯾــﮏ     

روش ﭘﺮﺗﺤﺮك ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ   .

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

.1 ﺑﺮﻗﺮاري ارﺗﺒﺎط آزاد ﺑﯿﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.2 اراﯾﻪ ﻧﻈﺮات و ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺟﺪﯾﺪ

.3 ﺑﯿﺎن آزاداﻧﻪ اﻓﮑﺎر

.4 ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻓﮑﺮي ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.5 ﺷﺮﮐﺖ در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي ذﻫﻨﯽ

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش   :

.1 ﺳﺮدرﮔﻤﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز

.2 ﻋﺪم اﺣﺴﺎس اﻣﻨﯿﺖ و راﺣﺘﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.3 اﺗﻼف  وﻗﺖ

.4 ﻋﺪم ﻓﺎﯾﺪه در ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﺗﺤﺼﯿﻼت ﻣﺨﺘﻠﻒ و رﺷﺘﻪﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن

.5 ﺳﺮدرﮔﻤﯽ و ﮔﯿﺠﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ اﺑﺘﮑﺎرات ﻓﮑﺮي ﻣﺨﺘﻠﻒ

ﻧﺤﻮه ارﺗﻘﺎي اﯾﻦ روش   :

.1 ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺸﮑﻼت و آﮔﺎه ﮐﺮدن ﮐﺎﻣﻞ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﺴﺒﺖﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع

.2 ﻣﺸﺎرﮐﺖ دادن ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﺧﻼﺻﻪ ﮔﻮﯾﯽ و ﺗﺸﻮﯾﻖﺑﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎي ﺳﺮﯾﻊ

.3 اﺟﺘﻨﺎب از ارزﯾﺎﺑﯽ ﻓﮑﺮﻫﺎي ﻫﺮ ﻓﺮد

.4 ﻣﻄﻠﻊ ﻧﻤﻮدن ﻓﺮاﮔﯿﺮان از ﻣﺮاﺣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﮐﻪ ﭘﺲ از ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻧﻈﺮات ﺑﺎﯾﺪ ﻃﯽ ﮐﻨﻨﺪ

.5 ﺑﮑــﺎر ﺑــﺮدن اﻧــﻮاع ﭼــﺎرت ، ﺗﺼــﺎوﯾﺮ و ﺗﺨﺘــﻪﺳــﯿﺎه و ﮔــﭻ ﺑــﻪ ﻣﻨﻈــﻮر ﺗﻔﻬــﯿﻢ دﺳــﺘﻮرات و ﻧﻈــﺎرت ﺑــﺮ          

ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

.6 ﺗﺮﮐﯿﺒﯽ ﻧﻈﺮات و ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي ﺗﻔﮑﺮات و ﺑﺴﻂ و ﮔﺴﺘﺮش ﻧﺘﺎﯾﺞ

.7 ﭼﯿﺪﻣﺎن ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺗﺠﻬﯿﺰات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

پژوهش هاي روزآمد براي معاصر سازي سخنراني ها


ايراد سخنراني موفق هميشه با انجام پژوهشي دقيق پيرامون موضوع سخنراني همراه است . اين مهم به ابتكار و كارسخت نياز دارد و مي تواند وقت گير باشد . زمان كافي براي پژوهش خود اختصاص داده و به هر تعداد منبع كه ممكن است ، از بريده هاي روزنامه ها تا اينترنت ، مراجعه و جستجو كنيد .

منابع را پيدا كنيد

نقطه شروع خوب براي پژوهش ، مطالعه يكي از كتاب هاي معتبر مربوط به موضوع سخنراني و نگاه به كتابنامه آن مي باشد و از آن مسير ، شما بايد بتوانيد شمارزيادي مرجع مربوط به موضوع و محتواي سخنراني خودرا بيابيد .

مطلب را جستجو كنيد

درآغاز پژوهش خود ، زمان كافي را براي توجه كامل به مزايا و معايب هر منبع اطلاعاتي كه مايل به استفاده از آن هستيد ، اختصاص دهيد . در مورد آنچه اميدداريد از هر منبع پيدا كنيد ، واقع بين باشيد و در مورد بهترين شيوه استفاده از اطلاعات در سخنراني خود فكر كنيد . هميشه از تماس هاي شخصي جهت مشورت براي هرگونه راهنمائي استفاده كنيد . هيچ چيز نا اميد كننده تر از اين نيست كه روزهارا در يك كتابخانه بگذرانيد فقط براي اين كه پيدا كنيد دوست دوستتان ، بزرگ ترين متخصص معاصر در زمينه موضوع مورد نظر براي سخنراني شماست .

وقتي تحقيق خودرا شروع مي كنيد ، سه يا چهار نكته عمده را درذهن داشته باشيد . همين كه مطلبي مربوط به سخنراني خود پيدا كرديد ، آن را در پوشه هاي جداگانه براي هر نكته عمده سازماندهي كنيد تا جائي كه به اندازه كافي براي غني كردن سخنراني و ارئه مطالبي پر محتوا ، نكته هاي ارزنده در اختيار داشته باشيد .

پژوهش هاي خودرا روز آمد و معاصر سازي كنيد

به هنگام آغاز پژوهش ، به تمام جوانب بينديشيد و در مورد زمينه هاي جديد تحقيق براي روح بخشيدن به سخنراني خود جستجو كنيد . به كتاب ها ، مجله ها ، نشريات و روزنامه هاي خاك گرفته قديمي ، اعتماد نكنيد . به دنبال منابع و مراجع جديد در محيط اينترنت جهت جمع آوري تازه ترين اطلاعات در زمينه موضوع سخنراني خود باشيد . اگر سخنراني شما با اقتباس از منابع مختلف و معتبر به نظر بيشتر نوآورانه باشد تا سرهم كردن اطلاعات قديمي ، در نظر مخاطبان ، جذاب تر خواهد بود . با فراهم سازي اطلاعات دست اول و قابل اعتماد و اساسي براي سخنراي و استفاده از تصاوير مناسب و مربوط ، به مخاطبان خود اين حس را القا كنيد كه به آن ها اطلاعات جدﺮان ﺑﺮاي ﻣﺮﺑﯽ و راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ

11. وﻗﺖ ﮐـﺎﻓﯽ ﺑـﺮاي ﺗﻤـﺮﯾﻦ ﺑﺪﻫﯿـﺪ . ﻫﻤﯿﺸـﻪ ﻣـﺪت زﻣـﺎن ﺑﯿﺸـﺘﺮي ﺑـﺮاي روش ﻧﻤـﺎﯾﺶﻋﻤﻠـﯽ و ﺗﻤـﺮﯾﻦ در ﻧﻈـﺮ

ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ .

12. وﻗﺘﯽ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮدﻧﺪ ، ﺧﻼﺻﻪ اي از ﻣﺮاﺣﻞ را ﻣﺠﺪداً ﺑﯿﺎن و ﻣﺮور ﮐﻨﯿﺪ.

ﻣﺜﺎل :

اراﯾﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎي اوﻟﯿﻪ و اﺟﺮاي CPR ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ در ﮐﻼس

اﻟﻒ - اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ و اﻃﻼﻋﺎت

ب – ﺗﻮﺻﯿﻒ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ

ج – اﺟﺮا و ﻧﻤﺎﯾﺶﺗﻮﺳﻂ ﻣﺮﺑﯽ

د – ﺗﻤﺮﯾﻦ و اﺟﺮا ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان

ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮداﺷﺘﻪﺑﺎﺷﯿﺪ :

ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮدن ﺗﻨﻬﺎﺷﺮط ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﻧﯿﺴﺖ ، اﻣﺎ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺎﻣﻞ و درﺳﺖ ، داﻧﺶ را ﮐﺎﻣﻞ ﺗﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ( ﺗﻮﺻﯿﻒ ، ﻧﻤﺎﯾﺶ و ﺗﻤﺮﯾﻦ )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 انواع روش هاي آموزشي

  ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ 

در اﯾــﻦ روش ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﺑــﯿﺶ از ﻣﺮﺑــﯽ ﺻــﺤﺒﺖ ﻣــﯽ ﮐﻨﻨــﺪ، اﻏﻠــﺐ ﺧــﻮب اﺳــﺖ ﮐــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان        ﺑﺼــﻮرت ﮔﺮوﻫــﯽ 

ﻣﺒﺎﺣﺜــﻪ ﮐﻨﻨــﺪ.اﯾﻨﮕﻮﻧــﻪﻣﺒﺎﺣﺜــﺎت را ﻣﯿﺘــﻮان در ﮔﺮوﻫﻬــﺎي ﮐﻮﭼــﮏ وﯾــﺎ ﺑــﺰرگ رﻫﺒــﺮي ﻧﻤــﻮد و ﺑــﻪ    2 ﺻــﻮرت اﻧﺠــﺎم

ﻣﯽ ﺷﻮد   .

.1 ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ در ﮔﺮوه ﮐﻮﭼﮏ

.2 ﻣﺒﺎﺣﺜﻪ در ﮔﺮوه ﻫﺎي ﺑﺰرگ

ﯾــﮏ ﻣﺒﺎﺣﺜــﻪ در ﮔــﺮوه ﮐﻮﭼــﮏ ﯾــﺎ ﺑــﺰرگ  اﯾــﻦ اﻣﮑــﺎن راﺑــﻪﻫــﺮ ﯾــﮏ از ﻓﺮاﮔﯿــﺮان  ﻣــﯽ دﻫــﺪ ﮐــﻪ از ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ درﺳــﯽ 

ﺑﺮداﺷــﺖ ﻣﺸﺨﺼــﯽ داﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺷــﺪ.ﻣﺮﺑــﯽ ﺑﺎﯾــﺪ در ﺑﺮﻧﺎﻣــﻪ ﻣﺪاﺧﻠــﻪ و ﺷــﺮﮐﺖ ﻧﻤــﻮده وﺑﺤــﺚ را ﺑﺎﺗﺴــﻬﯿﻼﺗﯽﮐــﻪ اﯾﺠــﺎد 

ﻣﯿﮑﻨﺪ آﺳﺎﻧﺘﺮ ورواﻧﺘـﺮﮐـﺮده وآﻧـﺮا ﻫـﺪاﯾﺖ ﮐﻨـﺪ و ﻣﺮاﻗـﺐ ﺑﺎﺷـﺪ ﺗـﺎ ﺑﺤـﺚ از ﻣﺴـﯿﺮ ﺧـﻮد ﺧـﺎرج ﻧﺸـﻮد              .ﻏﺎﻟﺒـﺎ در اﯾـﻦ  

روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﺑــﺮاي ﻓﺮاﮔﯿــﺮان ﻓﺮﺻــﺘﯽ ﻓــﺮاﻫﻢ ﻣﯿﺸــﻮد ﺗــﺎ دﯾــﺪﮔﺎﻫﻬﺎ و ﻧﻘﻄــﻪ ﻧﻈــﺮات ﺷﺨﺼــ    ﯽ ﺧــﻮد را وﺳــﻌﺖ

داده وﺑﺎ ﻣﺮﺑﯽ و ﺳﺎﯾﺮ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ارﺗﺒﺎط ﻣﻮﺛﺮ ﺑﺮﻗﺮار ﮐﻨﺪ   .

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

 اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻄﺎﻟﺐ آﻣﻮزﺷﯽ زﯾﺎد در زﻣﺎن ﮐﻢ 

 ﺑﺮوز ﻧﻈﺮات و اﯾﺪه ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ و ﺧﻼﻗﯿﺖ ﻓﮑﺮي و اﻣﺘﺤﺎن ﻋﻘﺎﯾﺪ  

 ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﻓﻌﺎﻻﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان در ﻓﺮآﯾﻨﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮي 

 ارﺗﻘﺎئ ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﺑﺮﻗﺮاري ارﺗﺒﺎط و ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﮐﻼﻣﯽ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان 

 ﺗﺜﺒﯿﺖ داﻧﺶ در ذﻫﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان  ﺑﻮاﺳﻄﻪﺗﮑﺮار وﻣﺪاﺧﻠﻪ در ﻣﻮﺿﻮع درﺳﯽ 

معايب اﯾﻦ روش  :

 ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ وﻗﺖ ﮔﯿﺮ ﺷﻮد 

 ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ  ﺑﺪون ﻧﻈﺎرت، ﻫﺪاﯾﺖ وراﻫﻨﻤﺎﯾﯽﻣﺮﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان از ﺑﺤﺚ وﻣﻮﺿﻮع ﺧﺎرج ﺷﻮﻧﺪ  

 ﺑﺮﺧﯽ از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺨﺼﻮص ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ در ﺑﺤﺚ ﺷﺮﮐﺖ ﻧﮑﻨﻨﺪ  

 ﺑﺮﺗﺮي ﯾﺎﺑﯽ ﺑﺮﺧﯽ از اﻓﺮاد ﮔﺮوه 

ﮐﺎر ﮔﺮوﻫﯽ: ﺗﺼـﻮر ﮐﻨﯿـﺪ ﻗﺼـﺪ دار   ﯾـﺪ  ﺑـﺮاي  اﻧﺠـﺎم ﮐـﺎري ودﺳـﺘﯿﺎﺑﯽ   ﺑـﻪ ﻫـﺪف ﻣﺸﺨﺼـ   ﯽ  ﺑـﻪﻣﺤـﻞ   ﻣـﻮرد ﻧﻈـﺮ  

ﺑﺮوﯾﺪ  ، ﺑـﺎﻟﻄﺒﻊ ﺑـﺮاي رﺳـﯿﺪن ﺑـﻪ آن ﻣﺤـﻞ راﻫﻬـﺎ وروﺷـﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔـﯽ وﺟـﻮد دارد          ﮐـﻪ ﮔﺮﭼـﻪ   ﻫـﺮ ﯾـﮏ ﺑـﻪ ﻧﻮﺑـﻪ ﺧـﻮد     

ﻣﺤﺎﺳﻦ وﻣﻌﺎﯾﺒﯽ دارد وﻟـﯽ ﻣﺠﻤـﻮع آﻧﻬـﺎ ﺷـﻤﺎ ر   ا ﺑـﻪ ﻫـﺪﻓﺘﺎن ﻣـﯽ رﺳـﺎﻧﺪ    . ﺑـﺎ  اﯾـﻦ روﯾﮑـﺮد ﺑـﺮاي ﻫـﺮ ﯾـﮏ از ﻣﺒﺎﺣـﺚ       

ﮐﺘــﺎب (ﺑﺴــﯿﺠﯽ اﻟﮕــﻮي زﻧــﺪﮔﯽ ﺳــﺎﻟﻢ } ﺑــﺎ ﺗﻮﺟــﻪ ﺑــﻪ اﻫــﺪاف آﻣﻮزﺷــﯽ ﮐــﻪ ﺑــﺮاي آن ﺗﻌﯿــﯿﻦﺷــﺪه اﺳــﺖ در ﻣــﻮرد   

روش آﻣﻮزﺷــﯽ ﻣﻨﺎﺳــﺐﺑﺤــﺚ ﻧﻤــﻮده  و ﻣﺤﺎﺳــﻦ و ﻣﻌﺎﯾــﺐ ﻫــﺮ روش را در ﮔــﺮوه ﺑﺮرﺳــﯽ ودر ﺟﻤــﻊ ﺑﻨــﺪي          

روﺷﻬﺎي ﺗﻠﻔﯿﻘﯽ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ وﺗﻮاﻓﻖ ﮔﺮوه را ارﺋﻪ ﮐﻨﯿﺪ   .  

ﻣﻄﻠﻮب ﺗﺮﯾﻦ

ﻣﺎﻣﻮرﯾﺖ ﻣﻤﮑﻦ

در ﻣﺤﯿﻂ ﻓﻌﻠﯽ

اﺳﺘﺮاﺗﺰي   ﻫﺎ رﺳﺎﻟﺖ

اﻫﺪاف اﺳﺘﺮاﺗﮋﯾﮏ

دورﻧﻤﺎ 

دوﺳﺖ دارﯾﻢ اﯾﻦ

ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﻣﺤﻮر زﻣﺎن

ﻣﺤﯿﻂ دروﻧﯽ

ﻣﺤﯿﻂ ﺑﯿﺮوﻧﯽ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 انواع روش هاي آموزشي

روش اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ  :           «   Role  Playing   »

         اﯾﻔﺎي ﻧﻘﺶ ، ﻧﻮﻋﯽ روش آﻣﻮزﺷﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﻼت و ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ درآن ﻋﻨﻮان ﻣﯽ ﺷﻮد و ﻣـﻮرد ﺑﺤـﺚ و ﺑﺮرﺳـﯽ   

ﻗﺮار ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﮐﻪﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﺒﻬﻢ و ﺳﻮال ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ ﺑﺎﺷﺪ . دراﯾﻦ روش ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﻘﺶ را اﯾﻔـﺎء ﻣـﯽ ﮐﻨﻨـﺪ   

درﺣﺎﻟﯿﮑﻪ در روش ﻧﻤﺎﯾﺶ و اﺟـﺮاي ﺗﻤـﺮﯾﻦ ﻋﻤﻠـﯽ ﻣﺮﺑـﯽ ﻧﻘـﺶ را اﯾﻔـﺎء ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ         . ( ﺗﻔـﺎوت  Demonstration و  Role

   . ( playing

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

 ﻣﺮﺑﯽ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ از ﻗﺪرت ﻋﻤﻠﮑﺮد و ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه،آﮔﺎﻫﯽﭘﯿﺪا  ﮐﻨﺪ.

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﯽ ﺑﺴﯿﺎر ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ واﻗﻌﯿﺖ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﯿﺸﺘﺮي درزﻣﺎن ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ  واﻗﻌﯿﺖ ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ در ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ واﮐﻨﺶ ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ وﻣﺨﺘﻠﻒ از ﺧﻮد ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻄﻮر ﻣﺴﺘﻘﻞ ﮐﺎرﮐﻨﻨﺪ و ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮي ﻗﻮاﻋﺪ و ﻧﻘﺶ ﺧﻮد ﻣﺘﮑﯽﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ .

 اﯾﻦ روش ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺪاوم ﻋﻼﻗﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﻪ ﺣﻀﻮر در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد .

 اﯾﻦ روش ﻣﻮﺟﺐ اﯾﺠﺎد ﺣﺲ ﻫﻤﮑﺎري و ارﺗﺒﺎط و و اﮐﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻣﯿﺎن ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﯽﺷﻮد .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻓﺮﺻﺖ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺼﻮرات و ﺑﺮوز ﺗﻔﮑﺮات و ﺧﻼﻗﯿﺖ را ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ .

    ﻣﻌﺎﯾ  ﺐ اﯾﻦ روش  :

اﮔﺮﻓﺮاﮔﯿﺮ ﻧﺘﻮاﻧﺪ  ﻧﻘﺶ ﺧﻮد را ﺧﻮب اﯾﻔﺎ ﮐﻨﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺮ ﻣﺴﺎوي و از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ وي ﻣﯽ ﺷﻮد .

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﯾﻦ روش را ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽﻧﮕﺎه ﮐﻨﻨﺪ و آن را ﺟﺪي ﻧﮕﯿﺮﻧـﺪ و اﺛـﺮ ﯾـﺎدﮔﯿﺮي ﮐﻤـﯽ داﺷـﺘﻪ     

ﺑﺎﺷﺪ .

وﻗﺖ زﯾﺎدي ﻣﯽ ﮔﯿﺮد و ﺑﺎﻋﺚ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪن ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد

اﮔﺮ ﺗﻤﺮﮐﺰ روي روش ﻫﺎي اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ ﻣﺘﻤﺮﮐﺰﺷﻮد ، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﻫـﺪاف آﻣﻮزﺷـﯽ را ﺗﺤـﺖ اﻟﺸـﻌﺎع ﻗـﺮار دﻫـﺪ و از      

اﻫﺪاف دور ﺷﻮﯾﺪ .

ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻓﺮﺻﺖ اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ و ﺷﺮﮐﺖ در ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ را ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

   اﻓﺰاﯾﺶﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﯾﻦ روش  :

 راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ و آﻣﻮزﺷﻬﺎي ﻻزم ﺑﻪ ﻃﻮر واﺿﺢ و ﺷﻔﺎف اراﺋﻪ ﺷﻮد

 اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﻄﻮر داوﻃﻠﺒﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

 ﻫﺪف از اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ ﺑﯿﺎن ﺷﻮد و آرام ﺳﺎزي ذﻫﻨﯽ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان اﯾﺠﺎد ﺷﻮد .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان  ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ارﺗﺒﺎط ﻣﻮﻗﻌﯿﺖﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ آﮔﺎه و ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ .

 زﻣﺎن ﮐﺎﻓﯽ ﺑﺮاي اﯾﻔﺎء ﻧﻘﺶ داده ﺷﻮد . روي ﻧﮑﺎت آﻣﻮزﺷﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻮده و آﻧﻬﺎ را ﭘﺮرﻧﮓ ﺗﺮ ﻧﻤﺎﯾﺶ دﻫﻨﺪ .

 ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت اﯾﻔﺎء ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﻘﺶ ﭘﺲ از اﺟﺮا ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ وﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد .

 از ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت اﯾﻔﺎﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻧﻘﺶ  ﺑﺎز ﺧﻮرد (ﻓﯿﺪﺑﮏ ) ﺗﻬﯿﻪ ﺷﻮد و ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﮔﯿﺮد   .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 انواع روش هاي آموزشي

ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ  : 

دراﯾﻦ روش ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻗﺎدر ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎي ﺣﻘﯿﻘﯽ را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﻨﺪ و از ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﺎ آن آﺷﻨﺎ ﺷـﻮﻧﺪ و آﻧـﺮا ﺗﺠﺮﺑـﻪ   

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ . ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل اﻋﺰام راﻫﯿﺎن ﻧﻮرﺑﻪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺟﻨﮕﯽ و ﻣﺸﺎﻫﺪه آﺛﺎر و ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه از  8 ﺳـﺎل دﻓـﺎع ﻣﻘـﺪس ﮐـﻪ    

اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ آﻧﻬﺎ را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﯾﻞ دﻓﺎع ﻣﻘﺪس آﺷﻨﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و اﻃﻼﻋﺎت و داﻧﺴﺘﻪ ﻫﺎي آﻧﻬﺎ ﺑﻄﻮر ﻋﯿﻨﯽ ﻣﺮور ﻣﯽﺷـﻮد و 

آﻧﻬﺎ را درك ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ   .

ﻫﻤﯿﺸﻪ از ارﺗﺒﺎط ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت و آﻣﻮﺧﺘﻪ ﻫﺎي ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻃﻤﯿﻨﺎن ﺣﺎﺻﻞ ﮐﻨﯿﺪ و از ﻓﺮاﮔﯿـﺮان 

اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪﺑﻌﺪاً ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﮑﺎر ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ . ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻓﺮﺻﺖ ﮐﺴﺐ ﺗﺠﺮﺑﯿـﺎت ﻓﺮاواﻧـﯽ از  

زﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ دﻫﺪ و ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ اﻃﻼﻋﺎت ﺧﻮﺑﯽ ﺟﻤﻊ آوري ﻧﻤﻮده و ﺑﺎ ﺗﻠﻔﯿﻖ و اﻧﻄﺒﺎق اﯾﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺎ داﻧﺶ ﻗﺒﻠـﯽ ، ﺑـ  ﻪ

درك واﻗﻌﯽ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﺮﺳﻨﺪ   .

 

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش   :

اﯾﺠﺎد اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻻ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان

روﯾﺎروﯾﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻣﺮدم و واﻗﻌﯿﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ

اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻬﺎرت ﻫﺎي ﻋﻤﻠﯽ و اﯾﺠﺎد ﻧﮕﺮش ﻋﻤﯿﻖ و ﺑﺮوز رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب

ﺗﻤﺎس ﻧﺰدﯾﮏ و ﻣﻠﻤﻮس ﺑﺎ واﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎ

ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ و ﮐﺎر ﮐﺮدن اﻧﺲ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ و ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺧﻮد را وﺳﻌﺖ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﻨﺪ .

اﯾﺠﺎد ﺗﺸﻮﯾﻖ و ﻋﻼﻗﻪ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ درس و ﺗﺤﺮﯾﮏ و ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪي در ﭘﺬﯾﺮش ﺑﯿﺸﺘﺮ داﻧﺶ و اﻃﻼﻋﺎت

اﻓﺰاﯾﺶ درك و ﻓﻬﻢ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﺸﮑﻼت و ﻣﺴﺎﯾﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش :

 گاهي اﻣﮑﺎن ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ وﺟﻮد ﻧﺪارد .

 ﺗﺮﺗﯿﺐ دادن ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ وﻗﺖ ﮔﯿﺮ و ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑـﺮ اﺳـﺖ و ﻣﺸـﮑﻼت زﯾـﺎدي ﻣـﻦ ﺟﻤﻠـﻪ ﻫﻤـﺎﻫﻨﮕﯽ،  ﻫﻤﮑـﺎري        

وﻣﺮاﻗﺒﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارد .

 ﺑﻪ ﻋﻠﺖ آزادي اﯾﻦ روش ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان آن را ﺟﺪي ﻧﮕﯿﺮﻧﺪ .

 ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﮐﻤﯽ را ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺮد .

 دﺷﻮاري در ﻧﻘﻞ و اﻧﺘﻘﺎل

 ﺑﺎزدﯾﺪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻧﺘﻈﺎرات زﯾﺎدي را در ﻣﺮدم آن ﻣﻨﻄﻘﻪ اﯾﺠﺎد ﮐﻨﺪ

 دﺷﻮاري اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﺎن اﻫﺪاف آﻣﻮزش و ﺗﺠﺮﺑﯿﺎت ﺣﺎﺻﻠﻪ در ﺻﺤﻨﻪ  ﻋﺪم ﺳﺎزﻣﺎﻧﺪﻫﯽ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﻣﻨﺎﺳـﺐ ﻣـﯽ ﺗﻮاﻧـﺪ ﻣﻮﺟـﺐ اﺗـﻼف وﻗـﺖ،  ﺳـﺮﺧﻮردﮔﯽﻓﺮاﮔﯿـﺮان و ﺧﺴـﺘﮕﯽ و         

دﻟﺰدﮔﯽ از آﻣﻮزش ﺷﻮد .

 ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ و ﻣﺮدم ﺣﺎﺿﺮ در ﺻﺤﻨﻪ و ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻟﻮﯾﺖ ﻫﺎ و ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ را ﻣﻄﺮح ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻫﺪاف آﻣـﻮزش 

و ﺟﺎﻣﻌﻪ ارﺗﺒﺎط ﻧﺪاﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻮﺟﺐ اﻧﺤﺮاف ﻣﺴﯿﺮ آﻣﻮزش ﺷﻮد .

اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزي اﯾﻦ روش :

 ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺮاي ﺑﺎزدﯾﺪﻫﺎ و ﺣﻀﻮر ﻓﻌﺎل ﻣﺮﺑﯿﺎن و ﮐﻤﮏ ﻣﺮﺑﯿﺎن

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان را در ﺧﻼل ﺑﺎزدﯾﺪ از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ، ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﺮدن روش ﻫﺎي دﯾﮕﺮ آﻣﻮزﺷﯽﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿﺪ .

 اﻫﺪاف ﺑﺎزدﯾﺪﻫﺎ ﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ روﺷﻦ ﺷﻮد .

 ﻓﺮاﮔﯿﺮان را ﺑﺮاي ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﺑﺎزدﯾﺪ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽﭘﯿﺶ ﻣﯽ آﯾﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯿﺪ .

 اﻓﺮاد ﮐﻪ در ﺻﺤﻨﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ( ﻣﺮدم  ، ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ، راﻫﻨﻤﺎﻫﺎ )  را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿـﺪﮐـﻪ ﻓﺮاﮔﯿـﺮان را در ﺟﻤـﻊ آوري    

اﻃﻼﻋﺎت ﮐﻤﮏ ﮐﺮده و ﺑﻪ ﺳﻮاﻻت آﻧﻬﺎ ﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪ .

 دﯾﺪار ﻣﺠﺪد از ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﭘﯿﮕﯿﺮي ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻫﺎي وﯾﮋه اﻣﮑﺎن ﭘﺬﯾﺮ ﺑﺎﺷﺪ .

 ﺧﻼﺻﻪ ﻫﺎﯾﯽ از ﺑﺎزدﯾﺪ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﯿﻦ ادراﮐﺎت و ﯾﺎﻓﺘﻪﻫـﺎي ﺧـﻮد ﺑـﺎ اﻫـﺪ    اف آﻣﻮزﺷـﯽ راﺑﻄـﻪ  

ﺑﺮﻗﺮار ﮐﻨﻨﺪ .

 ﻗﺒﻞ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺮوﯾﺪ ، ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺤﻞ ﻣﺰﺑﻮر و ﻋﮑﺲ  و ﻓﯿﻠﻢ  ( ﺧﺼﻮﺻﺎً ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﻫﻮاﯾﯽ ) ﺗﻬﯿـﻪ ﮐﻨﯿـﺪ و ﺑـﺮاي   

ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﭘﺨﺶ ﮐﻨﯿﺪ و ﯾﺎ ﺟﺮﯾﺎن ﺣﺎدﺛﻪ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه را ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺼﺎوﯾﺮ ﺑﺮاي آﻧﻬﺎ ﻧﻤﺎﯾﺶ دﻫﯿـﺪ و ﻣﺴـﯿﺮﺣﺮﮐـﺖ   

ذﻫﻨﯽ آن ﻫﺎ را ﮐﺎﻣﻼً ﻫﺪاﯾﺖ و رﻫﺒﺮي ﮐﻨﯿﺪ .

 درﺑﺎره آﻧﭽﻪ اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده و آﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮان اﻧﺠﺎم داد ، ﭘﺲ از ﻣﺮاﺟﻌﺖ از ﻣﻨﻄﻘﻪ و ﺻﺤﻨﻪ ﺑﺎزدﯾﺪ ﺷﺪه ، ﺻـﺤﺒﺖ 

ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ و از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺨﻮاﻫﯿﺪ راه ﺣﻞ اراﺋﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
اندﮔﯿﺮي ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﻣﻮﺧﺘﻪ ﻫﺎ و آﻧﭽﻪ از ﻗﺒﻞ ﻣﯽ داﻧﻨﺪ

 ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﺮدن و ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﻓﮑﺮي

 ﻣﺮور ﻣﻔﺎد درﺳﯽ

 ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ

ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش   :

ﮐﻨﺎره ﮔﯿﺮي ﺑﺮﺧﯽ از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻋﻘﺐ ﻣﺎﻧﺪه از درس

ﻫﺪر رﻓﺘﻦ زﻣﺎن

دﻟﺴﺮدي و ﻧﺎاﻣﯿﺪي ﻓﺮاﮔﯿﺮان در زﻣﺎن ﭘﺎﺳﺦﻏﻠﻂ

ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪن ﻋﺪه اي از ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﺗﺮس از ﺗﺤﻘﯿﺮ ﺷﺪن

ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺷﺪن ﺳﻮال و ﺟﻮاب و ﺧﺎرج ﺷﺪن ﮐﻼس از ﮐﻨﺘﺮل ﺑﺮﻣ ﯽ

اراﺋﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎي ﺣﺪﺳﯽ و ﺑﺪون ﺗﻔﮑﺮ ﺑﻪ ﺳﻮاﻻت و اﯾﺠﺎد ﺷﺒﻬﻪ در ﻓﺮاﮔﯿﺮان

ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪﺳﺎزي اﯾﻦ روش :

 ﭘﯿﺮوي از ﯾﮏ اﻟﮕﻮي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﺳﻮال ﮐﺮدن از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ( از ﻫﻤﻪ ﺳﻮال ﺷﻮد )

 ﺻﺒﺮ و ﺣﻮﺻﻠﻪ در زﻣﺎن ﺟﻮاﺑﮕﻮﺋﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮ

 ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎي ﻣﺜﺒﺖ ﺟﻮاب را ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﻓﺮاﮔﯿﺮ را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﮐﻨﯿﺪ .

 ﺗﺤﺴﯿﻦ رﻓﺮاﮔﯿﺮ در زﻣﺎن ﭘﺎﺳﺦ درﺳﺖ و راﻫﻨﻤﺎﯾﯽ و ﺗﺸﻮﯾﻖ در زﻣﺎن ﺗﻼش ﺑﻪ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ

 ﺳﻮاﻻت را ﻃﻮري ﻃﺮاﺣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ داﻧﻨﺪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪ .

 ﻣﺮﺑﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ واﻧﻤﻮد ﮐﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ را ﻣﯽ داﻧﺪ و ﺻﺪاﻗﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

 ﺑﯿﺶ از ﺣﺪ از اﯾﻦ روش اﺳﺘﻔﺎده ﻧﮑﻨﯿﺪ ، ﭘﺲ از ﭘﺎﺳﺦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺣﺘﻤﺎً ﺟﻮاب ﺻﺤﯿﺢ وﻧﻬﺎﯾﯽ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺨﺘﺼﺮ و

ﻣﻔﯿﺪ و ﻗﺎﻃﻊ اراﺋﻪﮐﻨﯿﺪ .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه    (face to face) 

 

آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه ﺟﺰء ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ  روﺷﻬﺎي آﻣﻮزش از ﻧﻈﺮ اﯾﺠـﺎد ﺗﻐﯿﯿـﺮ رﻓﺘـﺎردر ﻓﺮاﮔﯿـﺮان ﻣـﯽ     ﺑﺎﺷـﺪ . در اﯾـﻦ ﻧـﻮع  

آﻣﻮزش ﻣﺮﺑﯽ وآﻣﻮزش ﮔﯿﺮﻧﺪه ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ و رودر رو   ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﻣـﯽ ﮐﻨﻨـﺪ وﻓﺮاﮔﯿـﺮ    آزاداﻧـﻪ اﺟـﺎزه  

ﺻﺤﺒﺖ، ﭘﺮﺳﺶ و اراﺋﻪ ﻧﻈﺮ دارد.  ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﺰﯾﺖ آﻣﻮزﺷﯽ  اﻧﻔﺮادي ﺑﻮدن آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺎ اﻓﺮاد ﺑﺤـﺚ و ﮔﻔﺘﮕـﻮ  

ﮐﺮد و آﻧﻬﺎ را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻧﻤﻮد ﮐﻪ رﻓﺘﺎر ﺧﻮد را دﮔﺮﮔﻮن ﺳﺎزﻧﺪ. آﻣﻮزش اﻧﻔﺮادي ﻓﺮﺻﺘﯽ ﭘﯿﺶ  ﻣـﯽ آورد ﺗـﺎﭘﺮﺳﺸـﻬﺎﯾﯽ در  

ﻣﻮرد ﻋﻼﺋﻖ وﯾﮋه ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﻣﻄﺮح ﺷﻮد. ﻣﺤﺪودﯾﺖ آﻣﻮزش اﻧﻔﺮادي ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه آن اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎر ﮔﯿﺮﻧـﺪﮔﺎن آﻣﻮزﺷـﯽ  

ﻣﺤﺪود اﺳﺖ و ﺗﻨﻬﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ آﻣﻮزش ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ آﻣﻮزﺷﮕﺮ در ﺗﻤﺎس ﺑﺎﺷﻨﺪ   .

در آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه اﺻﻮﻟﯽ ﺑﺎﯾﺪ رﻋﺎﯾﺖ ﺷﻮد:

-1 اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮ 

-2 وﻗﺖ ﮐﺎﻓﯽ ﺟﻬﺖ ﻣﺸﮑﻞﻣﻄﺮح ﺷﺪه از ﻃﺮف ﻓﺮاﮔﯿﺮ

-3 اﺟﺎزه ﺳﻮال ﺑﻪﻓﺮاﮔﯿﺮ در ﺣﯿﻦ آﻣﻮزش

-4 اراﯾﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎي ﻣﺸﺨﺺ و دﻗﯿﻖ و ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺷﺮاﯾﻂ ﻓﺮاﮔﯿﺮ

-5 ﺑﻪ ﮐﺎرﺑﺮدن ﮐﻠﻤﺎت ﻣﻠﻤﻮس و ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺳﻄﺢ ﺳﻮاد و درك ﻓﺮاﮔﯿﺮ

-6 واﺿﺢ و ﺷﻤﺮده ﺻﺤﺒﺖﮐﺮدن و اﺳﺘﻔﺎده ا زاﻓﻌﺎل ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻪ ﺟﺎي اﻓﻌﺎل ﻣﺠﻬﻮل

-7 ﻧﮕﺎه ﮐﺮدن ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮﻫﻨﮕﺎم ﺻﺤﺒﺖ ﮐﺮدن ﺑﺎ او

-8 ﺳﻮال از ﻓﺮاﮔﯿﺮﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﮐﺴﺐ اﻃﻤﯿﻨﺎن از درك ﺻﺤﯿﺢ او از ﻣﻄﺎﻟﺐ

-9 ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻗﺮار ﻣﻼﻗﺎت ﺑﻌﺪي ﺑﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺑﺮاي ﭘﯿﮕﯿﺮي ﻣﺸﮑﻞ او

ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﭘﺎﯾﻪ اي در آﻣﻮزش ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه

اﻟﻒ  - ارﺗﺒﺎط ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽارﺗﺒﺎط ﮐﻼﻣﯽ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤﺎم ﺷﯿﻮه ﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدم از ﻃﺮﯾﻖ آن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎي اﺻﻠﯽ

ارﺗﺒﺎط ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از :

.1 ﺟﻬﺖ ﯾﺎﺑﯽ: ﻗﺮارﮔﯿﺮي ﻣﺮﺑﯽ و ﻓﺮاﮔﯿﺮ در ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮاي اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ 

.2 ﺳﻄﺢ : ﺗﻔﺎوت در ﻣﯿﺰان ارﺗﻔﺎع ﺑﯿﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮ و ﻣﺮﺑﯽ در اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﻨﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ﮐﻪﻣﺜﻼً ﺑﺎ

ﯾﮏ ﮐﻮدك ، در ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻢ ﻗﺎﻣﺖ ﺑﺎ او ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯽ ﺗﻮان ﮔﻔﺘﮕﻮﮐﺮد 

.3 ﺣﺎﻟﺖ (ژﺳﺖ): وﺿﻌﯿﺖ، ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ اﯾﺴﺘﺎدن  و ﻧﺸﺴﺘﻦ اﻓﺮاد را ﺑﯿﺎن ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺣﺎﻟﺖ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﯾﮏ ﭘﯿﺎم اﺿﻄﺮاب و

ﯾﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ را ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﻨﺪ   .

.4 ﺟﻠﻮه ﻇﺎﻫﺮي:  ﺑﺪﻟﯿﻞ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ داراي اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ   .

.5 ﺑﯿﺎن ﭼﻬﺮه : ﺑﻪ وﺿﻮح اﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ ﻫﻤﭽﻮن ﺷﺎدي، ﺧﺸﻢ، ﺗﻌﺠﺐ و ﺳﺮدرﮔﻤﯽ را ﻧﺸﺎن دﻫﺪ   .

.6 ﺣﺮﮐﺎت دﺳﺖ و ﺳﺮ: ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻄﻮر واﺿﺤﯽ ﺗﻮاﻓﻖ ﯾﺎ ﻋﺪم ﺗﻮاﻓﻖ را ﺑﯿﺎن ﮐﻨﺪ   .

.7 ﺟﻬﺖ ﺧﯿﺮه ﺷﺪن و ﺗﻤﺎس ﭼﺸﻤﯽ (eye to eye contact   )

ارﺗﺒﺎط ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽ ﻗﻠﻤﺮو ﺑﺴﯿﺎر ﺟﺬاب و ﭘﯿﭽﯿﺪه اي اﺳﺖﮐﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺑﯿﺸﺘﺮي را ﻣﯽ ﻃﻠﺒﺪ.

ب  - ﮔﻮش ﮐﺮدن ﻓﻌﺎل

ﯾﮏ ﻣﻬﺎرت اﺳﺎﺳﯽ ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز ﻣﺮﺑﯿﺎن ، ﮔﻮش ﮐﺮدن ﻣﻮﺛﺮﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر آﻣﻮزش ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻪ ﻓﺮاﮔﯿـﺮان و ﻣﺮاﺟﻌـﺎن اﺳـﺖ، ﮔـﻮش    

ﮐﺮدن ﯾﮏ ﻓﺮاﯾﻨﺪ ﻓﻌﺎل اﺳﺖ و ﺻﺮﻓﺎً ﺷﻨﯿﺪن ﮐﻠﻤﺎت ﻧﯿﺴﺖ. . ﺑﻌﻀﯽ از ﮐﺎرﻫﺎ ﺑﺎﻋـﺚ اﻧﺤـﺮاف از ﮔـﻮش دادن ﺷـﻨﻮﻧﺪه ﻣـﯽ     

ﺷﻮﻧﺪ ﻣﺜﻞ ﻗﻄﻊ ﺳﺨﻨﺎن ﮔﻮﯾﻨﺪه، ﺗﻔﮑﺮ در ﻣﻮرد ﯾﮏ ﺗﺠﺮﺑﻪﻣﺸﺎﺑﻪ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي در ﻣـﻮرد آﻧﭽـﻪ ﺑﻌـﺪاً    ﻣـﯽ ﺧﻮاﻫـﺪ ﺑﮕﻮﯾـﺪ   .

دﻋﻮت ﺑـﻪ ﺻـﺤﺒﺖ ﮐـﺮدن، ﺗﻮﺟـﻪ ﻧﺸـﺎن دادن، ﺗﺸـﻮﯾﻖﮐـﺮدن، اﻧﻌﮑـﺎس اﺣﺴﺎﺳـﺎت و ﻣ         ﻌـ ﺎﻧﯽ و ﺟﻤـﻊ ﺑﻨـﺪي از اﺻـﻮل    ،

آﻣﻮزﺷﻬﺎي ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ از ﻃﺮف ﻣﺮﺑﯽ و آﻣﻮزش دﻫﻨﺪه رﻋﺎﯾﺖ ﺷﻮد   .

ج  - ارﺗﺒﺎط ﮐﻼﻣﯽ

ﻫﻤﻮاره ﺑﺮاي رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻣﺘﻘﺎﻋﺪﮐﺮدن و درك ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻫﺴﺘﯿﻢ. ﺑﺮاي آن ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﯿﻢ از ﻋﻬﺪه ﻣﺘﻘﺎﻋﺪ

ﺳﺎزي و رﺳﯿﺪن ﺑﻪ درك ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ در ﯾﮏ ﺟﻠﺴﻪ آﻣﻮزﺷﯽ ﺑﺮآﯾﯿﻢ اﯾﻦ ﺳﻪ وﯾﮋﮔﯽ داراي اﻫﻤﯿﺖ ﺑﺴﯿﺎري اﺳﺖ:

.1 ﻣﻨﺶ     2.  ﻣﻨﻄﻖ     . 3 ﺷﻮر و ﻋﻼﻗﻪ -1 ﻣﻨﺶ : ﺣﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ آن را ﺑﺎﻧﻮع رﻓﺘﺎر و ﻋﺎدات ﺧﻮد ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ، ﯾﮑﯽ از ﺑﺨﺸﻬﺎي ﻣﻬﻤـﯽ اﺳـﺖ  

ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﻣﺨﺎﻃﺐ را ﺟﻠﺐ ﮐﻨﺪ. ﻣﻨﺶ و ﻧﺤﻮه ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ زﻣﯿﻨﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ از اﻋﺘﻤﺎد و اﻃﻤﯿﻨﺎن ﺑﺮاي آﻏﺎز و

اداﻣﻪ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﺪ   .

-2 ﻣﻨﻄﻖ: روﺷﯽ اﺳﺖﮐﻪ اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎن ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻨﻈﻢ روي آن ﺳﻮار ﻣﯽ ﺷﻮد.

-3 ﺷﻮر و ﻋﻼﻗﻪ : ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻧﻮﻋﯽ ﺗﻌﻬﺪ و اﺣﺴﺎس اﺳﺖ ﮐﻪ در ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﮐﺮدن آﻧﻬﺎ را ﻧﺸﺎن ﻣﯿﺪﻫﯿﻢ. اﮔﺮ اﻧﺪﯾﺸـﻪ 

و ﻓﮑﺮي در ﻣﺎ ﺷﻮر و ﺣﺮارﺗﯽ ﺑﺮ ﻧﯿﺎﻧﮕﯿﺰد، ﻧﻤﯽ ﺗﻮاﻧﯿﻢ اﻧﺘﻈﺎر داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ دﯾﮕﺮان را ﻧﯿﺰ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗـﺮار دﻫـﺪ  .

اﻣﺎ ﻓﺮاﻣﻮش ﻧﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺷﻮر و ﻋﻼﻗﻪ را ﻧﻤﯿﺘﻮان ﺟﻌﻞ و ﯾﺎ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي ﺗﻘﻠﯿﺪ ﮐﺮد. ﻫﺮ ﭼﻘﺪر اﯾﻦ ﺷﻮر و ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪي

دروﻧﯽ  ﺗﺮﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﻣﺴﺮي  ﺗﺮ ﻧﯿﺰ ﻫﺴﺖ.

ﻣﺰاﯾﺎي اﯾﻦ روش :

.1 ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺑﺤﺚ و ﮔﻔﺘﮕﻮ و ﺗﺸﻮﯾﻖ 

.2 ﻃﺮح ﭘﺮﺳﺸﻬﺎي ﻣﻮرد ﻋﻼﻗﻪ  

.3 ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﺗﻌﺪاد ﻓﺮاﮔﯿﺮان 

.4 اﻧﻔﺮادي ﺑﻮدن

.5 درﯾﺎﻓﺖ ﺑﺎزﺧﻮراﻧﺪ

.6 ﭘﺎﯾﺶ و ارزﺷﯿﺎﺑﯽﻣﻨﺎﺳﺐ 

    ﻣﻌﺎﯾﺐ اﯾﻦ روش:

.1 وﺟﻮد زﻣﯿﻨﻪ ﺷﮑﺎف اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﯿﻦ ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﻣﺮﺑﯿﺎن  

.2 ﮔﯿﺮﻧﺪﮔﯽ ﻣﺤﺪود ﻓﺮاﮔﯿﺮ   ، ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﻓﮑﺮ،ﻋﺪم اﻫﻤﯿﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﯾﻞ  

.3 ﻧﮕﺮش ﻣﻨﻔﯽ ﻧﺴﺒﺖﺑﻪ ﻣﺮﺑﯽ و آﻣﻮزش دﻫﻨﺪه 

.4 ﭘﯿﺎﻣﻬﺎي ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ 

.5 ﻋﺪم ﺗﺎﮐﯿﺪ ﮐﺎﻓﯽﻣﺮﺑﯽ ﺑﺮ آﻣﻮزش:  ﮐﻤﺒﻮد اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪﻣﻬﺎرﺗﻬﺎ و داﻧﺶ در ﻣﺮﺑﯿـﺎن ، ﺑـﯽ ﺣﻮﺻـﻠﮕﯽ   

ﻣﺮﺑﯿﺎن و اﮐﺮاه داﺷﺘﻦ ﻣﺮﺑﯽ در آﻣﻮزش ﻓﺮاﮔﯿﺮان

وﺿﻌﯿﺖ ﻫﺎﺋﯽ ﮐﻪ در ارﺗﺒﺎط ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه ﺑﺎ آن روﺑﺮو ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ:  آﻣﺎدﮔﯽ وذﻫﻨﯿـﺖ  اﻓـﺮاد  از ﺧـﻮد و ﻓـﺮد ﭘﯿـﺎم دﻫﻨـﺪه ﻧﻘـﺶ ﻣﻬﻤـﯽ در ﺑﺮﻗـﺮاري ارﺗﺒـﺎط          دارد و ﻣﻮﺟـﺐ       اﯾﺠـﺎد  

ﻣﻮﻗﻌﯿﺘﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ در ﭘﺬﯾﺮش ﯾﺎ رد ارﺗﺒﺎط ﻣﯿﮕﺮدد  ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜـﺎل ﭘـﺬﯾﺮش ﭘﯿـﺎم  ﺳـﻼﻣﺖ در ﺧﺼـﻮص ﻣﻀـﺮات      

ﺳﯿﮕﺎر از ﺳﻮي ﻓﺮد ﻏﯿﺮ ﺳﯿﮕﺎري ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﻣﻮﺛﺮﺗﺮ از ﻓﺮد ﺳﯿﮕﺎري اﺳﺖ.   

وﺿﻌﯿﺖ اول «: ﻣﻦ ﺧﻮب ﻫﺴﺘﻢ  - ﺗﻮ ﺧﻮب ﻫﺴﺘﯽ» 

اﯾﻦ اﻓﺮاد اﺣﺴﺎس ﺧﻮﺑﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮدش داﺷﺘﻪ ودر ﮐﺎرش اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔـﺲ دارد اﯾـﻦ ﯾـﮏ وﺿـﻌﯿﺖ ﺳـﺎﻟﻢ، ﺧـﻮش      

ﺑﯿﻨﺎﻧﻪ و ﻣﻄﻤﺌﻦ اﺳﺖ . ﭘﺬﯾﺮش اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮدم ﻋﻠﯽ رﻏﻢ اﺧﺘﻼﻓﺎت ﺟﺮﺋﯽ و ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﻫﺎﯾﺸﺎن، اﺳﺎﺳﺎً ﺧﻮب ﻫﺴـﺘﻨﺪ (

اﯾﻦ ﮔﺮوه ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮش آﮔﺎﻫﯽ وآﻣﻮزش را دارد)  

       وﺿﻌﯿﺖ دوم «: ﻣﻦ ﺧﻮب ﻫﺴﺘﻢ  - ﺗﻮ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺘﯽ»  

اﻓﺮادي ﮐﻪ اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ را اﺗﺨﺎذ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﻏﻠﺐ از دﯾﮕﺮان اﻧﺘﻘﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و  در ﺣﺎل ﺗﺤﻘﯿﺮ دﯾﮕﺮان و ﺳﺮزﻧﺶ آﻧﻬﺎ ﻣﯽ

ﺑﺎﺷﻨﺪ . ﺑﺎ اﯾﻦ ﻫﻤﻪ  اﻓﺮادي ﮐﻪ ﻣﺎﯾﻠﻨﺪ ﮐﺎرﻫﺎ را ﺑﺮاي دﯾﮕﺮان اﻧﺠﺎم دﻫﻨﺪﻧﯿﺰ ﭼﻨﯿﻦ ﺣﺎﻟﺘﯽ را دارﻧﺪ.

       وﺿﻌﯿﺖ ﺳﻮم«ﻣﻦ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺘﻢ  - ﺗﻮ ﺧﻮب ﻫﺴﺘﯽ   »

اﻓﺮاد داراي اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه اﻏﻠﺐ ﺧﻮد را دﺳﺖ ﮐﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ و در ﺑﺮاﺑﺮ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ اﺣﺴﺎس ﺣﻘﺎرت ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﺸﺪت

اﻓﺴﺮده ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﺮاﺣﺘﯽ آﻣﻮزش ﭘﺬﯾﺮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ    .

 

       وﺿﻌﯿﺖ ﭼﻬﺎر «ﻣﻦ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺘﻢ  - ﺗﻮ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺘﯽ   »

اﻓﺮاد داراي اﯾﻦ دﯾﺪﮔﺎه، ﺑﺴﯿﺎر آﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮده و ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻗﺒﻼً ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺗﯽ در ﺳﻄﻮح  ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ و ﺳﻼﻣﺖ و ﻣﻮاﺟﻬﻪ

ﺑﺎ  اﻋﺘﯿﺎد ﺑﻪ اﻟﮑﻞ و ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ﯾﺎ ﺑﯿﻤﺎرﯾﻬﺎي ﻣﺰﻣﻦ دﭼﺎر ﺷﺪه ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﮐﺎر ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻫﻮﺷﯿﺎري اﺳﺖ و ﻻزم اﺳﺖ

ﮐﻪ ﺷﺨﺺ آﻣﻮزش دﻫﻨﺪه ﺑﺪاﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ اﯾﻦ ﮔﺮوه ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﮐﻨﺪ  ﺗﺎ ﺿﻤﻦ اراﺋﻪ آﻣﻮزش ﻣﻨﺎﺳﺐ از ﺑﺎزﯾﭽﻪﻗﺮار

ﮔﺮﻓﺘﻦ در دﺳﺖ اﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻓﺮد اﺟﺘﻨﺎب ﮐﻨﺪ   .

 

ﻓﻨﻮن ﺗﺪ رﯾﺲ  واژه ﻓﻦ ﮐﻪ ﻣﻌﺎدل واژه ﺗﮑﻨﯿﮏ ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺘﻪ اﺳﺖ در زﺑﺎن ﻓﺎرﺳﯽ ﺑﻪ راه  ، روش ، ﺷﯿﻮه و ﻣﻬﺎرت  ﻣﻌﻨﯽ ﺷﺪه اﺳﺖ  .

در اﻣﺮ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺗﻤﻬﯿﺪات و وﺳﺎﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر اراﺋﻪ روش و ﺗﺴﻬﯿﻞ روﻧﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﺑﻪ ﮐﺎر ﻣﯽ روﻧﺪ ﻓﻦ

ﺗﺪرﯾﺲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد . ﻓﻨﻮن ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪﮐﻪ در اﺟﺮاي روﺷﻬﺎي ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﻣﯽ

ﮔﯿﺮﻧﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت ﺳﺎده ﺗﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﻔﺖ ﻫﺮ ﯾﮏ از روﺷﻬﺎي ﺗﺪرﯾﺲ ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﭼﻨﺪ ﻓﻦ اﺟﺮا ﻣﯽ ﮔﺮدد ﻣﺜﻼ در روش

ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽ از ﻓﻨﻮﻧﯽ ﭼﻮن ﻓﻦ ﺑﯿﺎن ﺗﺤﺮﯾﺮو ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد . ﺑﻨﺎﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪ از ﻓﻨﻮن ﻣﺨﺘﻠﻒ

اﻃﻼع داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و در ﺑﮑﺎر ﮔﯿﺮي آﻧﻬﺎ ﻣﻬﺎرﺗﻬﺎي ﻻزم را ﮐﺴﺐ ﮐﻨﺪ .            

در ﺗﺪرﯾﺲ و ﻣﺮﺑﯽ ﮔﺮي ﺑﻌﺪ از اﺻﻮل اﻋﺘﻘﺎدي و ارزﺷﯽ دو ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻮﺛﺮﻧﺪ : ﯾﮑﯽ ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ ﻣﺮﺑﯽ و دﯾﮕﺮي ﻫﻨﺮ او

. ﻣﻨﻈﻮر از ﻋﻠﻢ ﺗﺴﻠﻂ داﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮاي درﺳﯽ و اﻃﻼع ﮐﺎﻣﻞ از ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺗﺠﺎرب ﺻﺎﺣﺒﻨﻈﺮاﻧﻮ دﺳﺖ اﻧﺪر ﮐﺎران ﺗﻌﻠﯿﻢ

و ﺗﺮﺑﯿﺖ در ﮔﺬﺷﺘﻪ و ﺣﺎل اﺳﺖ و ﻣﻨﻈﻮر از ﻫﻨﺮ ذوق و ﺳﻠﯿﻘﻪ و اﺑﺘﮑﺎر ﻋﻤﻞ در اﻧﺘﻘﺎل ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ درﺳﯽ اﺳﺖ و اﯾﻦ

ﻫﻤﺎن ﻣﻬﺎرت ﺑﮑﺎرﮔﯿﺮي ﻓﻨﻮن ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﺪرﯾﺲ اﺳﺖ.   

ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻓﻨﻮن ﺗﺪرﯾﺲ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از   :

ﻓﻨﻮن ﮐﻼﻣﯽ   :

ﻓﻦ ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ ، ﻓﻦ ﺑﯿﺎن ، ﻓﻦ ﺗﮑﻠﯿﻒ ، ﻓﻦ ﺗﻤﺮﯾﻦ ، ﻓﻦ ﺷﺮوع درس ، ﻓﻦ ﺗﺸﻮﯾﻖ و ﺗﻨﺒﯿﻪ ، ﻓﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ، ﻓﻦ ﺑﺮﻗﺮاري

اﻧﻀﺒﺎط ، ﻓﻦ رﺷﺪ ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﯽ،  ﻓﻦ ارﺗﺒﺎط ، ﻓﻦ ارزﺷﯿﺎﺑﯽ ، ﻓﻦ ﺗﻮﺿﯿﺢ وﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي   .

ﻓﻨﻮن ﻏﯿﺮ ﮐﻼﻣﯽ   :

ﺣﺎﻟﺖ ﭼﻬﺮه ، ﮐﻮﺑﯿﺪن روي ﻣﯿﺰ، ﺣﺮﮐﺎت ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺮﺑﯽ در ﮐﻼس .

ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪ ﭼﻨﺪ ﻓﻦ ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﺨﺘﺼﺮا ﺗﻮﺿﯿﺢ داده ﻣﯽ ﺷﻮد   .

.  1 ﻓﻦ ﭘﺮﺳﺶ و ﭘﺎﺳﺦ   :

ﻫﺪف از اﯾﻦ ﻓﻦ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﻦ ﺣﺲ ﮐﻨﺠﮑﺎوي  ، اﯾﺠﺎد ﻋﻼﻗﻪ ،اﯾﺠﺎد ﺗﻔﮑﺮ ﺧﻼق در ﻓﺮاﮔﯿﺮان  ، ﺳﻨﺠﺶ ﻣﯿﺰان ﮐﺎرآﯾﯽ ﻣﺮﺑﯽ و

ﻓﺮاﮔﯿﺮان ، ارﺗﺒﺎط دادن درس ﺑﺎ ﺗﺠﺎرب ﻗﺒﻠﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان و ﻣﺴﺎﯾﻞ روزﻣﺮه زﻧﺪﮔﯽ   ، رﻓﻊ ﯾﮑﻨﻮاﺧﺘﯽ در ﮐﻼس درس و ﺗﺜﺒﯿﺖ

ﯾﺎدﮔﯿﺮي ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . اﯾﻦ ﻓﻦ در ﮐﻠﯿﻪ روﺷﻬﺎي ﺗﺪرﯾﺲﮐﺎرﺑﺮد دارد    .

.  2 ﻓﻦ ﺗﻤﺮﯾﻦ   :در اﯾﻦ ﻓﻦ ﻣﺮﺑﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان را ﺑﻪ ﺗﮑﺮار ﯾﺎ ﮐﺎرﺑﺮد ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﺗﺎ ﺗﺒﺤﺮ ﮐﺎﻓﯽ ﭘﯿﺪا و ﻋﺎدت ﻻزم را

ﮐﺴﺐ ﮐﻨﻨﺪ . اﯾﻦ ﻓﻦ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﺮدي ﯾﺎ ﮔﺮوﻫﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده اﺳﺖ   .

.  3 ﻓﻦ ﺷﺮوع درس   :

ﻣﺮﺑﯽ ﺑﺎﯾﺪ آﻣﺎدﮔﯽ ذﻫﻨﯽ ﻓﺮاﮔﯿﺮان راﺑﺮاي ﻓﺮاﮔﯿﺮي ﻣﻮﺿﻮع ﺟﺪﯾﺪ ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﺪ . ﺷﺮوع ﺗﺪرﯾﺲ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ ﭘﺮﺳﺶ

ﭼﻨﺪ ﺳﻮال از ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﯾﺎ اﺷﺎره ﻣﺨﺘﺼﺮي ﺑﻪ درس ﮔﺬﺷﺘﻪﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮد ﻣﺮﺑﯽ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد   .

.  4 ﻓﻦ ﺑﯿﺎن : ﯾﮑﯽ از ﻣﻤﺘﺮﯾﻦ اﺑﺰار ﮐﺎر ﻣﺮﺑﯽ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ و ﻓﻦ ﺑﯿﺎن اﺳﺖ .ﺻﺪاي ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺎﯾﺪ از اﯾﻦ وﯾﮋﮔﯿﻬﺎ ﺑﺮﺧﻮردار

ﺑﺎﺷﺪ   .

اﻟﻒ :ﺻﺪا ﺑﺎﯾﺪ رﺳﺎ ﺑﺎﺷﺪ   .

ب : ﺻﺪا ﺑﺎﯾﺪ داراي زﯾﺮ و ﺑﻢ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ و ﯾﮑﻨﻮاﺧﺖﻧﺒﺎﺷﺪ   .

ج : ﮐﻠﻤﺎت ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻓﺎرﺳﯽ و ﺳﻠﯿﺲ ﺑﺎﺷﺪ   .

د : ﺻﺪا ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ و ﺷﺮاﯾﻂ ﺷﻤﺮده ودر ﺧﻮر درك ﻓﺮاﮔﯿﺮان ﺑﺎﺷﺪ   .

.  5 ﻓﻦ ارﺗﺒﺎط ﮐﻼﺳﯽ   :

ﻫﻤﺎﻃﻮر ﮐﻪ ﻣﯽ داﻧﯿﺪ در  ﻫﺮ ارﺗﺒﺎط  4 ﻋﺎﻣﻞ دﺧﺎﻟﺖ دارﻧﺪ ﮐﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از : ﭘﯿﺎم دﻫﻨﺪه  ، ﭘﯿﺎم ﮔﯿﺮﻧﺪه ، ﭘﯿﺎم و ﺑﺎزﺧﻮرد    

( ﻫﺮﮔﺰ در ﮐﻼس ﻣﺘﮑﻠﻢ وﺣﺪه ﻧﺒﺎﺷﯿﺪ و اﺟﺎزه دﻫﯿﺪ ارﺗﺒﺎط دو ﻃﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ )  

ﮔﯿﺮﻧﺪه ﭘﯿﺎم   ﭘﯿﺎم   ﻓﺮﺳﺘﻨﺪه ﭘﯿﺎم 

ﺑﺎزﺧﻮرد ( واﮐﻨﺶ   )

                                     ( ﻧﻤﺎﯾﺶ ﺳﺎده ارﺗﺒﺎط و ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ )  

.  6 ﻓﻦ رﺷﺪ ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﯽ در ﮐﻼس 

ﻣﺮﺑــﯽ ﺑﺎﯾــﺪ در ﮐــﻼس ﻣﺤﯿﻄــﯽ ﺑــﻪ وﺟــﻮد  آورد ﮐــﻪ ﻓﺮاﮔﯿــﺮان را ﺟــﺬب ﮐﻨــﺪ و ﻓﺮاﮔﯿــﺮاpage-79.html" target="_blank">۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team