مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3069
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 11
همه : 5164032
سخني اندرباب دكلمهءشعر

 شنيدن غزلي از صائب تبريزي در سايت يوتوب وسيله شد تا به بخش شعر و دكلمهء سايت روزنه رو آورم . به همت دوست فرهنگي ماآقاي عطازي مجموعهء بزرگي از شعر كه  بوسيلهء دكلماتوران نو پردازخوانده شده اند ، تهيه ، ترتيب و نشر شده است  .  پارچه ها را شنيدم ، نه تنها از سايت روزنه كه ازبرخي سايتهاي  ديگر نيز .  در حاليكه اين عمل را دربه ديدهء قدر مينگرم ، مواردي توجه مرا جلب كرد كه دريغم آمد تا  توجه دوست عزيز عطازي را به حيث تهيه كننده و گردانندهء سايت خوب فرهنگي روزنه وساير تهيه كنندگان و دست اندركاران شعر و دكلمه ، جلب نكنم . البته هدف اين نوشته به هيچ روي نقد اشعار خوانده شده نيست ، كه اگر چنين ميبود بايد هر اثر بطور جداگانه مورد بررسي قرار ميگرفت . منظور اين مختصر  ارائه برداشت هايم از اشعار نشر شده است ، برداشتهايي كه مرا واداشت تا به گفت و شنود با برخي ازصاحبنظران اين فن بپردازم و در رابطه به چگونگي دكلمه حرفهايي از آنان داشته باشم تا اگر ممكن باشد كمكي شود به آنعده دوستاني كه تازه به اين فن شريف روي آورده اند .

نميدانم چرا وقتي دكلمهء شعري را ميشنوم برميگردم به چهار دهه قبل و بر نامه هاي ادبي راديو افغانستان . هيچگاهي وقت نشر برنامه هاي از هر چمن سمني ، زمزمه هاي شب هنگام و راديويي مجله را از ياد نميبردم . هيچ مصروفيتي برتر از شنيدن اين برنامه ها برايم  نبود . آواز گيرا و دلپذير بزرگواراني چون داكتر اكرم عثمان ، عبدالله شادان ، فريده انوري ، اقليما مخفي ، گاهگاهي سيما شادان و بعدتر گويندگان خوب و نامور چون ثريا صديق ، ياسين طهير، نبيله همايون ، وهاب شادان و چند تن ديكر از جوانترها با خوانش شعر و داستان گوش جان آدمها را نوازش ميكردند . ياد همهء شان در هر كجايي كه هستند به خير . عجيب روزگارو امكاناتي بود . براي ثبت برنامه هاي ادبي فقط استديوي پل باغ عمومي را داشتيم . وقت ثبت برنامه ها معين بود . پروديوسر و نطاق ناگزير بودند در همان وقت تعيين شده كار شانرا تمام ميكردند و اگر چنين نميشد قيامت بر پا بود ، شكايت ميشد ، دعوا راه ميافتاد و حرفهاي ازين قبيل ؛ و با تمام محدوديتها سعي همه برين بود كه كيفيت كار خوب باشد و از حق نگذريم كه خيلي هم خوب بود و اگر خوب نميبود اصلا" به نشر نميرسيد . همين بود كه هم تهيه كننده و هم گوينده برنامه با احساس مسووليت و با آماده گي كامل بسوي ستديو ميرفتند .

و اما دكلمه هاي اين روزگار : اگر بگوئيم دگر اصلا" دكلماتور نداريم حرفيست نا صواب ؛ و اگر بگوئيم در حال حاضرهم دكلماتوران خوب داريم بازهم حرف ما ناصواب است  . به باور كامل در جمع آنانيكه تازه به اين كار رو آورده اند كساني است كه استعداد خوب دارند واگر با پشت كار اين راه را ادامه دهند ، آيندهء خوبي خواهند داشت . به هر حال آنچه را اين كمترين در تعداد زياد دكلمه ها قابل دقت و توجه  يافته است ، موارد زرين است :

ــ  بيشتر اين دوستان در تلفظ كلمات مشكل دارند . بگونهء مثال اداكردن حرف ح  به جاي الف و الف  به جاي ح وحمزه چون حشمت را اشمت ، هجران را اجران ، هردو را اردو و هردم را اردم خواندن .

ــ  توجه نكردن به اين مساله كه فشار روي كدام حرف يك كلمه باشد تا معني آنرا بتوانند بهتر به شنونده برسانند .

ــ  نادرست تلفظ كردن كلمات مثلا" آسمان را آسه مان ، دشنه را دشنه (با كسر دال )  و مانند آن .

ــ  بيشتر اين دوستان شعر را بسيار به عجله خوانده اند و هي تلاش كرده اند كه زود بخوانند و از شرآن خود را نجات دهند . 

ــ  انعكاس آوراز در برخي از دكلمه ها آزار دهنده است .

ــ  به هماهنگي بين موزيك متن و آواز گوينده در برخي دكلمه ها كمتر توجه صورت نگرفته است . و كمبوديهاي ديگري ازين دست .  اين مساله مرا واداشت تا پاي صحبت بزرگان اين فن و شخصيتهائيكه تجارب بزرگ درين عرصه دارند ، بنشينم و نظرايشان را جويا شوم .

داكتر اكرم عثمان :

وقتي مساله را با پژوهشگر، محقق ، حقوقدان ، داستان نويس و ادبيات شناس بزرگ داكتر اكرم عثمان كه تجارب بس عظيم در كار دكلمه دارند ، در ميان گذاشتم . جناب شان با توجه به اينكه براي دكلمهء شعر علاوه از صدا استعداد را هم ضرور ميدانند ، نظر دارند كه دكلماتوران بايد همواره تمرين عملي كنندزيرا تمرين و ممارثت در پرورش آواز اثر گزار است وپيشنهاد دارند كه اينان بايددر كارشان از دگران نظرخواهي كنند . داكتر صاحب به اين باور استند كه اگر فهم و بنياد ادبي ـ فرهنگي در افراد وجود نداشته باشد ، دشوار خواهد بود كه شعر خوب دكلمه شود . ايشان با ياد آوري از تجارب تدريس دكلمه كه خود شان مسوليت داشتند و كورس آموزش تلفظ درست كه شادروان استاد جاويد تدريس ميكردند، ميگويند كه حالا كه آن امكانات نيست بايد راههاي ديگر جستجو شود و يكي از آن راهها نظر خواهي قبل از نشر است .

فـريده انوري

بي نيازاز گفتن است كه نام هميشه ماندگار فريده انوري با برنامه هاي فرهنگي ـ ادبي راديو وتلويزيون وطن پيوند نا گسستني دارد .وي كه با آواز ملكوتي اش به شعر جان تازه ميبخشيد ، بدين باور است كه دكلمهء تنها خواندن شعر نيست بلكه خلقت دوبارهء آنست . وي ميگويد « همانگونه كه براي سرودن شعر ملكهء در كار است براي دكلمه اش نيزهمان ملكه بايد وجود داشته باشد . دكلمه هنر است و براي داشتن اين هنر استعداد در كار است . من وقتي شعري را دكلمه ميكردم چنان زير فشار ميامدم كه فكر ميكردم به قلهء بلند كوهي بالا شده ام . دكلماتور بايد احساس مسوليت در برابر انتقال شعر به مردم داشته باشد تا آنچه شاعر گفته است مردم هم حس كنند . من شعري را دكلمه ميكنم كه مرا صدا كند ، به اين معني كه آنرا دقيق بفهمم . »

عبدالله شادان :

 دكلماتوريكه جايگاه ارجمند ادبي اش به همگان معلوم است و حدود نيم قرن از عمر پر بار فرهنگي اشرا با شعر و دكلمه به سر برده است . كي است كه راديوي افغانستان را شنيده باشد وآواز جانپرور شادان را با دكلمهء بيتهاي از مثنوي معنوي در صبحگاهان و اشعار شاعران ديگر را در زمزمه هاي شب هنگام به ياد نداشته باشد . و اماوي هنوز پس از چهل سال دكلمه در هراس است كه مبادا آن چيز غير مرئي كه در شعر است از اثر دكلمهء نادرست آسيب بپذيرد . باور وي اينست كه شعر بايد جذب شودو در شعر بايد زندگي شود تا دكلمه خوب صورت بپذيرد . شادان ميگويد : « در شعريكنوع اعراب نامرئي وجود دارد و وقتي درست فهميده ميشود كه درست خوانده شود . دكلماتور بايد بداند كه هر مصرع شعر و هر كلمه فشار هاي معين دارد و اگر به آن دقت نشود معني شعردر اين فشار ها تغيير ميكند. عواطف مختلف لحن مختلف دارد ، بايد به اين مساله خيلي دقت كرد . نبايد تصور كرد كه كلمات را دراز دراز خواندن دكلمه است . اگر يكبار با كسي مشوره شود حاصل كار بهتر خواهد بود . »

اقليما مخفي :

چهرهء درخشان ديگري از دكلماتوران وطن كه ميشود گفت با شعر زاده شده و با شعر سر بلند كرده است نيز به فهم شعري براي دكلمه ارزش قايل است . از نظر وي دكلمه در حقيقت انتقال عواطف و احساسات شاعر براي جامعه است . وي كه از دكلمه كردن درسالهاي اخير ناراضي است ميگويد براي دكلماسيون بايد گريه كرد . بيشتر تازه كاران شعر را مونوتون ميخوانند آنهم نادرست .

ثريا صديق :

 يكي ديگر از استعداد هاي ناب و بدون ترديد ازبرازنده ترين دكلماتوران است كه از كودكي شعر ميخواند و ميخواست از آن لذت ببرد . اين كار دوام كرد تا دوران تحصيل دانشگاهي كه راه خود را دريافت و دانست كه چگونه بايد دكلمه شود . ثريا صديق نظر دارد كه : « شعر بايد كلمه به كلمه هضم شود و دكلماتور در بين آن غرق شود در غير آن نميتوان نامي از دكلمه برد . »

 اوميگويد در سالهاي اخير دكلمهء خوب خيلي كم شنيده است اما آيندهء برخي از تازه كاران را خوب ميبيند .

نبيله همايون :

 گويندهء و دكلماتور جوان و با استعداد كه با آواز گيرا و دلنشينش آثار خوبي از خود در دههء شصت خورشيدي بجا گذاشته  ، به اين باور است كه شعر زادهء يك لحظهء خاص از حالات و عواطف شاعر است بنا" روا نيست كه تراوش روح و روان كسي را نفهميده و احساس نكرده به خوانش بگيريم ، اين كار سخت تاثر انگيز است و گناهيست بزرگ . او ميگويد : « من بار ها از دوست به جان برابرم ثريا صديق كه معلم من هم بود در خوانش درست شعر مشوره گرفته ام و اگر كارم مورد پسند بوده باشد ، دليلش همان مشوره ها است . »

منظر حسيني :

 نويسنده ، پژوهشگر ، شاعر و دكلماتور توانمند همزبان ما از كشور ايران كه آثار خوبي درين عرصه خلق كرر است و براي انجام وظايف‌تان، فرصت‌هاي دقيق و مشخصي داريد
كه بايد تلاش كنيد به زور آنها را بين برنامه‌هايتان جا دهيد؟ آيا در واقع مي‌خواهيد فعاليت‌هاي زيادي را در يك زمان كوتاه انجام‌دهيد؟ اگر اين طور است مي‌توانيد با گفتن تنها يك "نه" به برخي درخواست ها، استرس خود را كاهش دهيد بدون اينكه نياز به اقدام بيشتري باشد.

اما چرا لازم است برخي اوقات، نه بگوييم؟
طبيعي است شما همواره درخواست‌ها و دعوت‌هاي ارزشمند بي‌شماري داريد كه قرار است مقداري از وقت آزاد شما را پركند. اما اگر اين فرصت‌ها موجود نباشد، در عوض سطح استرس شما را افزايش مي‌دهد.به طوري كه متوجه مي‌شويد به راحتي شرايط پرفشاري در زندگي شما بوجود آمده است.
واقعيت اين است كه اگر شما نتوانيد به وظايف اصلي خود بپردازيد، مشكلات جدي براي شما پيش خواهد آمد. بنابراين، به هرحال لازم است توجه كنيد كه شما براي قرارگذاشتن با ديگران، فرصت‌هاي مطمئني را در اختيار داشته باشيد.

نه گفتن مي‌تواند براي شما خوب باشد.
نه گفتن به هيچ وجه يك عمل خودخواهانه نيست. در واقع، آن مي تواند سودمند‌ترين و خوشايند‌ترين كاري باشد كه شما براي بستگان خود يا انجام ساير تعهدات و وظايف‌تان انجام مي‌دهيد.

وقتي شما "نه" مي‌گوييد، قادر خواهيد بود وقت با‌كيفيت‌تري را براي مواردي بگذاريد كه قبلا آنها را پذيرفته‌ايد.

نه گفتن به شما اجازه مي‌دهد تجربه‌هاي جديد داشته باشيد.
وقتي شما به برخي درخواست‌ها، نه مي‌گوييد، طبيعي است وقت آزاد بيشتري خواهيد داشت كه به آنچه علاقه‌منديد بپردازيد.

نه گفتن به شما امكان شناسايي توانايي هاي ديگران را مي‌دهد.
اجازه دهيد ديگراني هم كه در اطراف شما هستند براي حل مشكلات به ميدان بيايند و سهمي در اين زمينه بپذيرند.

به عبارت ديگر، اگرچه ديگران ممكن است مانند شما نتوانند به خوبي از عهده حل مسايل برآيند، اما اين درس ارزشمندي‌است براي شما كه در ضمن بدست‌آوردن ثروت وقت آزاد، به ديگران هم اجازه دهيد در پيشبرد مسايل كمك كنند.

بله گفتن هميشه بهترين جواب نيست.
در شرايطي كه سر شما خيلي شلوغ است و زير فشار استرس زيادي هستيد،امكان زيادي وجود دارد كه بيمار، خسته يا درگير يك درد پيچيده كهنه‌شده شويد؛ در اين موقعيت، پذيرش هرنوع قراري با ديگران، نه به نفع شماست و نه به نفع آنها.

اما، چه موقع نه مي‌گوييم
گاهي اوقات تصميم‌گيري در مورد فعاليت‌هايي كه به نظرتان مي‌رسد جا دارد به آنها توجه كرده و براي‌شان وقت بگذاريد، مشكل است. توجه به اين نكات به شما كمك مي كند كه راحت تر بتوانيد در مورد فرصت ها و آنچه در مسير زندگي شما قرار مي‌گيرد ارزش‌گذاري كنيد.

خودتان را پيدا كنيد.
نه گفتن به شما كمك مي‌كند بتوانيد در مورد مسايلي كه براي‌تان مهم‌ترند اولويت قايل شويد. به اين ترتيب شما زماني را بدست مي آوريد كه مي‌توانيد آنچه واقعا مي‌خواهيد، انجام دهيد؛ مانند ترك كارتان در يك ساعت قابل قبول تا زماني را در پايان روز براي يك گريز آرام‌بخش ذهني و فكري به خودتان اختصاص دهيد.

وقتي به مواردي نه مي‌گوييد باعث مي‌شود وظايف جاري‌تان و به طور كلي اولويت‌هايتان را قبل از پذيرش هرتعهد و قرار جديدي بررسي كنيد و ببينيد آيا اين تعهدات جديد واقعا براي‌تان مهم است. اگر آن موردي است كه شما احساس قوي خوبي نسبت به انجامش داريد؛ آن را با تمام وجود بپذيريد.

بخش استرس‌زاي هربله را درنظربگيريد.
آيا براي اين پذيرش جديد، شما به دوره بلند يا كوتاه مدت تعهدات خود توجه داريد؟ در نظربگيريد اگر وقت‌تان را صرفا در يك بعدازظهربراي مثال به پختن كيك‌هايي براي فروش در مدرسه اختصاص دهيد كمتر وقت ارزشمند شما را مي‌گيرد تا اينكه در كميته سازندگي مدرسه براي يك سال كامل، وقت بگذاريد.

اگر يك فعاليتي مي‌تواند ساير منابع استرس در زندگي شما را ازبين ببرد يا به آنها پايان بخشد، بخصوص براي يك زمان طولاني؛ به آن توجه جدي كنيد.

بي‌مورد احساس گناه نكنيد.
اگر دوستان شما مي‌خواهند با هم يك بعدازظهر، بدون هماهنگي قبلي، برنامه‌اي خارج از شهربگذارند؛ درست زماني كه شما داشتن يك بعدازظهر آرام را در خانه با همسرتان برنامه‌ريزي كرده‌ايد؛ اين درست است كه پيشنهاد آنها را رد كنيد.

آيا شما خودتان را ملزم كرده ايد كه حتما به آنها ملحق شويد و به خاطر احساس گناه يا انجام وظيفه، عقيده خود را تغييرداده‌ايد. اين كار تنها شما را به سوي استرس بيشتر در زندگي، هدايت خواهد كرد.

وظايف جاري‌تان را حفظ كنيد.
نه گفتن به برخي پيشنهادها به اين معنا نيست كه وظايف خانوادگي و ارتباطات فاميلي و دوستانه خود را ازدست بدهيد. براي مثال، اگر دوستان يا اقوام شما مي خواهند با آنها شام بخوريد لازم نيست اين كار وقت زيادي از شما بگيرد مي‌توانيد ساده‌تر مسئله را برگزاركنيد. غذاي آماده از بيرون بگيريد يا از هركسي بخواهيد براي سهيم شدن درتدارك شام، يك نوع غذا بياورد.

حتي ممكن است نياز به استراحت داشته باشيد.
آيا با وجودي كه به شدت نياز به استراحت داريد، به راحتي با دعوت يك دوست وسوسه مي‌شويد كه داوطلبانه خود را درگير يك مورد قديمي كنيد يا حتي براي يك برنامه هيجان‌انگيز به او ملحق شويد؟
چه اشكالي دارد يك روز را بدون پذيرش هيچ درخواستي، تنها به خودتان اختصاص دهيد. قطعا فرصت‌هاي ديگري براي اين نوع ارتباطات خواهد بود.استراحت هم در جاي خود مي‌تواند يك برنامه جدي باشد كه به شما انرژي لازم را براي بهترانجام‌دادن برنامه هاي بعدي مي‌دهد.

اما اينكه چگونه نه بگوييم هم مهم است!
مي‌بينيد كه چقدر ساده و آسان مي‌توانيم با گفتن يك كلمه كوتاه نه، به خودمان اجازه دهيم كه حق تقدم‌هايي براي گذران وقت‌مان داشته باشيم. البته موارد زيادي نيز وجود دارند كه به اين سادگي نمي توان تصميم گرفت و به آن عمل كرد. شايد نكات زير به شما كمك كند كه بتوانيد بهتر از عهده اين كار برآييد.

ساده گويي و بي‌پرده گويي را تمرين كنيد.
دلايلي را كه باعث مي‌شود دعوتي يا انجام كاري را نپذيريد، مخدوش و تغييرندهيد. واقعيت هميشه بهترين و مهمترين اصل پذيرفته شده از سوي ديگران براي رد دعوت آنهاست. فرقي نمي كند كه آن شخص يك دوست باشد يا فاميل، همكار ويا يك فرد غريبه.
حتي تجربه به خوبي نشان مي‌دهد كه وقتي دلايل واقعي نپذيرفتن كاري را به سادگي بيان مي‌كنيم در واقع، طرف مقابل نيز مي‌پذيرد كه شما امكان انجام آن كار را نداشته‌ايد و هيچ بغض و غرضي در كار نيست.

بدون تندي و به آرامي ديگران را مايوس كنيد.
نه گفتن به ديگران اگرچه بسيار ساده مي‌نمايد اما واقعيت اين است اگر بخواهد درست انجام شود، عملي بسيار ظريف و حساس است.
ما بايد تلاش كنيم در كمال احترام به ديگران، حق خودمان را براي قبول يا رد خواست آنها به رسميت بشناسيم. بنابراين رفتار ما بايد نشانگر اين نحوه تفكر و نگاه باشد.قطعا هرنوع برخورد تند و سريع و از سربي‌حوصلگي مي‌تواند ديگري را بيازارد.

اما اگر مشكلات و دلايل ما با حسن نيت و به آرامي بيان شود؛ طرف مقابل فرصتي مي‌يابد كه آن شرايط را به درستي درك كند و بدون هرنوع پيش‌داوري و دلخوري و بدون اينكه خدشه‌اي به مناسبات دوستانه شما وارد آيد، راه ديگري را براي حل مسئله خود برگزيند.

گاهي ممكن است فردي به دلايل مختلفي- كه خود شما نيز به دليل توضيح مناسب ندادن در مورد مشكلات‌تان نقش مهمي در آن داريد- در چند نوبت درخواست خود را تكرار كند.در اين گونه موارد نيز قطعا بايد با حسن نيت و درك مسايل آن شخص، مشكلات خود را براي قبول درخواست او اگرچه تكراري باشد را دوباره مطرح كنيم.
در نهايت مي‌توان گفت:
اگر عادت داشته باشيد كه معمولا به دعوت‌هاي مختلف ديگران پاسخ مثبت دهيد، نه گفتن كار ساده‌اي نيست. اما واقعيت اين است كه يادگيري انجام صحيح اين كار، بهترين راه براي كاهش استرس ناشي از يك برنامه شلوغ و دردسرساز است.

به عبارتي، واي به حال شما اگر براي‌تان نه گفتن به خودتان، ساده‌تر و راحت‌تر از نه گفتن به ديگران باشد. به اين ترتيب گويا، توجه به خود را خودخواهي مي‌پنداريد و تنها براي ديگران حق و حقوقي قايل هستيد.

آيا نمي شود اين همه نگران ديگران نباشيم، نگران بچه‌ها، نگران پول، نگران ازدست‌دادن شغل، نگران دلخوري پدر و مادر و يا درنهايت، نگران رد پيشنهادها و درخواست‌هاي ديگران...آيا نمي‌شود در برابر اين همه نگرانيها قدري هم نگران خودمان باشيم. نگران دردها و رنج‌ها و خواسته‌هايي كه برروي هم انباشته شده‌اند و تنها با توجه به خودمان قابل تسكين و تخفيف هستند.

به واقع اگر به درستي- نه فقط در سطح ذهن‌مان- بپذيريم كه دنيا همچون اتاق پرو براي ما نيست كه باري به هرجهت و با آزمون و خطا آن را بگذرانيم بلكه رقم‌زننده زندگي وتنها شانس ما براي زندگي بهتر است؛ آن وقت، قبول مي‌كنيم كه لحظه لحظه عمرمان ارزش برنامه ريزي و استفاده رضايت‌بخش دارد.

قطعا در اين برنامه ريزي، ارتباط با ديگران نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند. شايد در نگاه اول، همه زندگي همين ارتباطات و مناسبات فردي و اجتماعي باشد اما به چه قيمتي بايد آن را حفظ كرد؟ رضايت، شور و شوق و آرامش درون شما در اين ميان، چه جايگاهي دارند.

به واقع اگر شما براي خودتان ارزش قايل نباشيد و به تعادل و آرامش رواني و دروني لازم نرسيده باشيد، آيا چيزي در توان داريد كه به ديگران ببخشيد؟ پس بياييد خودمان و ديگران را گول نزنيم و به ياد داشته باشيم كه وقتي خودمان را در انتهاي فهرست اولويت‌ها قرارمي‌دهيم، در واقع نه تنها خودمان، بلكه ديگران را نيز فريب داده‌ايم. و اين نكته قابل تاكيد است كه فراموش نكنيم ما درباره تنها فرصتي كه در اين جهان داريم، يعني تنها فرصت يك زندگي و عمري مشخص و محدود، صحبت مي‌كنيم.

منبع :

اوقات‌فراغت- همشهري‌آنلاين - معصومه كيهاني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنران شوخ طبعي باشيم

آنهايي كه دوست دارند باران را در باغچه هاي كوچك خانه شان گل هاي سرخ لاله و ميخك و رز مي رويد.در نگاهشان سادگي است و در كلامشان صميمت،و...
آنهايي كه دوست دارند باران را در باغچه هاي كوچك خانه شان گل هاي سرخ لاله و ميخك و رز مي رويد.در نگاهشان سادگي است و در كلامشان صميمت،و با چند قطره ساده محبت شاد مي شوند و بال هاي شان سنگين تر از وجودشان مي شود و راحت پرواز مي كنند.
شترمرغ ها هميشه حسرت پرواز گنجشك ها را دارند.حدود 160كيلو وزن دارند و روزانه چندين كيلو غذا مي خورند و هرچه بزرگ تر مي شوند رونق كشتارگاه بالا مي رود ولي كسي به خوردن گنجشك طمع ندارد.شوخ طبعي يعني سادگي پرواز و رهايي ساده از تعلق و وابستگي ها.شوخ طبعي قابل يادگيري نيست.يك كوشش بيهوده براي نمك ريزي و لودگي نيست، بلكه يك جوشش است.بخاري از سوزاندن بزرگ نمايي هاي دنيا،زياده خواهي ها و خودخواهي هاي بشر برمي خيزد.لازم نيست مزه بريزي و در دل نيتي بدمزه داشته باشيد.لازم نيست هميشه بخنديم،شوخ طبعي خنده دار نيست بلكه خنديدن به خنده هاي گريه دار است. بياييد باهم بخنديم نه اينكه به هم بخنديم.
زندگي امروز همه چيز ما را غارت كرده و فرصت ها را براي ما محدود ساخته است ،آرزوهاي ما را طولاني و دراز ساخته است.در اين رقابت سخت و ناهموار شما را به جديت و برنامه ريزي و محاسبه و تمركز دعوت مي كنند.جايي براي شوخي نيست.سرت را بجنباني باختي.بايد جدي باشي وقت طلاست.و ناگهان اتفاقي مي افتد و تلخي همه تلاش هايت رونمايي مي شود.فكركرديد مي گويم كار و تلاش بي فايده است؟اصلا و ابدا اين طور نيست.شما در فرايند تلاش هايتان بدجوري عمل مي كنيد ريشه هاي درخت فقط رو به جلو رشد نمي كنند.يك ريشه شاخه هاي زياد و شعبه هاي بسياري دارد.لازم نيست تا اعماق زمين فرو رود آنجا هوايي نيست مهم آن است كه انرژي و غذاي طبيعت را به پيكره ي درخت برسانند اما ما آدمها رگ و ريشه هاي خود را از ديگران منقطع مي كنيم.در محاسبات خود به اين نتيجه مي رسيم كه اگر خودمحور و تك بعدي عمل كنيم بهتر به هدف مي رسيم.نه،نه،نه،اين طور نيست طبع شما طبع خشكي است،شوخ طبعي يعني كسي كه ريشه هايش راحت و آسان از اطرافش جوانه زند.از لاك خود بيرون آمدن همواره با ترس همراه است اما بزرگترين گناه ترس است.
شوخ طبعي شما را به پاك بازي دعوت نمي كند.بلكه شجاعت مي خواهد و حكمت و انديشه خردمندانه كه شما خود را يكي ندانيد.ناخن هايت را تر كني و زير باران بروي.مي گويند مولا اميرالمومنين(ع) شوخ طبعترين مردان زمان بودند و يكي از بهانه هاي پوچ سران عرب آن زمان هم براي غضب حكومت همين مسئله بوده است شوخ طبع به معناي آن كه هر كه در حضورش حاضر شود روحيه ي متعالي بگيرد.
اما اين كه شوخ طبعي چيست،خيلي مهم است تا آن را با هتك حرمت اشخاص و الفاظ سبك و توهين آميز اشتباه نكنيم.
-كسي را مسخره نكنيم بلكه آيينه شفاف رفتار بد وي باشيم تا وقتي خودش را درمان مي نگرد واداربه خنده شود.بدون آن كه خودمان بخنديم.
-از قصه ها و ضرب المثل ها وحكايات شيرين در گفته ها و نوشته هايتان استفاده كنيد.
-قصدتان صرفا خنداندن نباشد بلكه كشف حقيقت و واقعيت باشد.
-حوادث و اتفاقات مشابه را استادانه به هم پيوند دهيد.
-از مجاورت دو پديده يا مشابهت آن ها با هم و تضاد بين پديده ها مي توان شوخ طبعي ايجاد كرد.
-موقعيت سنج باشيد و جايگاه هر انساني را محترم شماريد و از هوش خود استفاده كنيد.
-شوخ طبعي مرحله ي دوم ارتباط است.
-زندگي را زياد جدي نگيريد به راحتي زندگي كنيد.
-برنامه كودك و كارتون نگاه كنيد و از آن لذت ببريد.
-به دنبال سادگي و خصوصيات زيباي انسان ها باشيد.
-از تعارفات اضافي و تكيه كلام هاي متداول و تكراري بپرهيزيد.
-تكيه كلام هاي ديگران را به خودشان پس دهيد.
-بعضي از جوك ها را به ضرب المثل تبديل كنيد.
-از گرفتاري هاي خود كم كنيد اول خودتان شوخ طبع وجود خودتان باشيد بعد ديگران.
-از روش هاي خودتان استفاده كنيد شما نوع خاصي شوخ طبع هستيد و سعي نكنيد از ديگران تقليد كنيد.
-هرچه با ديگران صميمي تر و صادق تر باشيد از ارتباطات شوخ طبع گونه همديگر بيشتر لذت مي بريد.شوخ طبعي اوج اطمينان طرفين است.
ميان شوخ طبعي و خنداندن ديگران تفاوت بزرگي وجود دارد.شوخ طبعي زماني مصداق دارد كه وقتي لطيفه اي مي شنويد به آن واكنش نشان دهيد اما اين لزوما از شما فردي بذله گو نمي سازد.تعريف كردن لطيفه هاي خنده دار به ويژگي هاي پيچيده ي بيشتري احتياج دارد. از جمله اين ويژگي ها مي توان به انعطاف پذيري، بلوغ اجتماعي، هوش،همدلي فراوان،و البته شوخ طبعي اشاره كرد.
آزمون
با تكميل پرسشنامه زير ببينيد اين توانايي را داريد كه ديگران را بخندانيد يا نه با دو گزينه درست و غلط پاسخ دهيد.
1-من بيشتر برون گرا هستم تا درون گرا.
2-گاهي اوقات در آيينه ادا در مي آورم.
3-در فيلم هاي دلقك بازي حركت كند فيلم را به حركت تند ترجيح مي دهم.
4-وقتي درباره ام لطيفه مي گويند ناراحت مي شود.
5-اغلب عكس هاي من واقعيت زندگي ام را نشان نمي دهند.
6-من لطيفه هاي فراواني بلدم.
7-در باغ وحش ديدن شيرها و پلنگ ها را به ميمون ها و شام پانزه ها ترجيح مي دهم.
8-به لحاظ اجتماعي باز و گشوده هستم.
9-از اين كه با آواز خواندن و يا لطيفه گفتن ديگران را سرگرم كنم لذت مي برم.
10-كاغذي را خط خطي كنيد و بعد ببينيد توضيحاتي كه در ادامه مطلب در مورد اين سوال آمده درباره شما چه مي گويد.
محاسبه امتيازات
در ازاي هر جوابتان كه با جواب هاي زير يكي است يك امتياز به خودتان بدهيد. در جواب سوال شماره10 اگر خط هايي كه كشيده ايد منحني هستند،يك امتياز ديگر براي خودتان درنظر بگيريد.
1-درست
2-درست
3-غلط
4-غلط
5-غلط
6-درست
7-غلط
8-درست
9-درست
امتياز 10-8 :از شوخ طبعي خود راضي هستيد و مي توانيد ديگران را بخندانيد.
امتيازي7-4:از توانايي متوسطي براي خندان ديگران برخورداريد.
امتياز3-0:خودتان را بيش از اندازه جدي مي گيريد شايد دوست نداريد در كانون توجه قرار بگيريد سعي كنيد كمي راحت تر با مسايل برخورد كنيد.
نكته:بدون توجه به اين كه چه امتيازي آورده ايد،بدانيد كه شوخ طبعي تان با تمرين بيشتر مي شود سعي كنيد در طول روز جنبه هاي روشن مسايل را بيشتر ببينيد.
توضيحات
جواب هاي درست در اين پرسشنامه با توجه به جواب هايي كه اغلب افراد شوخ طبع مي دهند انتخاب شده اند در ادامه مطلب درباره هريك از پاسخ ها نظراتي ارايه داده ايم.
1-درست.شوخ طبعي تجربه اي به لحاظ اجتماعي اشتراكي است كه كسي كه به ديگران توجه داشته باشد معمولا از شوخ طبعي برخوردار است اين يكي از ويژگي هاي ضروري كسي است كه لطيفه مي گويد.
2-درست.اگر بتوانيد سرحال و شاداب باشيد و خود را به شكلي ببينيد كه ديگران مي بينند،مي توانيد درباره خود منصف باشيد.اين خصوصيت مهمي است كه مي تواند در شوخ طبعي موثر باشد.
3-غلط.فيلم با حركت آهسته به جنبه هاي زيبايي و علمي توجه دارد، اما فيلم با حركت سريع توليد خنده مي كند.
4-غلط.قبول كردن تضادهاي خود رابطه زيادي با شوخ طبعي دارد.
5-غلط.اشخاصي كه افكار منصفانه خود را رو مي كنند اغلب فاقد انعطاف هستند،خودشان را بيش از اندازه جدي مي گيرند،و شوخ طبعي محدودي دارند.
6-درست.كساني كه مي توانند داستان هاي خنده دار بگويند معمولا مي توانند لطيفه هاي متعددي را به ياد آورند.
7-غلط.ميان انسان ها و ميمون ها شباهت بيشتري وجود دارد ميان تا ميان انسان ها و شيرها و پلنگ ها.اشخاصي كه به ميمون ها علاقه مندند اغلب شوخ طبعي بيشتري دارند.
8-درست.باز و گشوده بودن،يكي از ويژگي هاي لطيفه گوهاست.
9-درست.ميل به سرگرم كردن ديگران نشانه آن است كه مي خواهيد مورد تحسين آن ها قرار بگيريد.
10-خطوط منحني شكل نشانه شخصيت با انعطاف و خطوط راست و مستقيم و زاويه دار نشانه شخصيت بي انعطاف است.

منبع:مجله موفقيّت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
 

عبارات تأكيدي (1)

سلام
مدت زيادي است كه ميخواهم عبارات تاكدي را در وبلاگ جمع آوري كنم كه به لطف خدا اين عمل صورت گرفت و هر روز به اميد خدا كاملتر و بهتر ميشودبراي موفقيت همديگر دعا كنيم.
منتظر پيشنهادات شما هستم....
با ارزوي موفقيت
خداوند محافظ من است و محتاج به هيچ چيز نخواهم بود.
نان كفاف ما را امروز به ما بده.
از همين لحظه هدايا و عطاياي خدا را در درون و پيرامونم بر مي ناگيزم و ا زهر جهت وهر دست ، بركت ، كامراني و شادماني راستين به سوي من مي آيد.
خدا دوستم دارد ، اكنون همهء موهبتها وعطاياي گرانقدر او را مي پذيرم. كاميابي   شادمانه ام مشيت خداست.اين كامراني به سيماي آرمانهاي شكوهمند و ثمرات نيكو هم اكنون پديدار ميشود.
امري را جزم خواهي نمود و برايت مقرر خواهد شد و روشنايي بر راههايت خواهد تابيد.
دلسرد نيستم،با پشتكار به پيش ميروم و مصمم هستم از راه شگفتي كه خدا برايم ميخواهد به كاميابي ميرسم.
عشق الهي هم اكنون از طريق من همهء آنچه را براي شادماني و خوشبختي و تكميل و كمال زندگيم لازم است عيان ميگرداند.
عشق الهي هم اكنون از طريق من متجلي مي گردد و همهء آنچه را رباي شادماني و خوشبختي و تكميل و كمال زندگيم لازم است به سوي من ميكشاند.
هم اكنون همه چيز و همه كس مرا توانگر مي سازد.
من كاملا تو را مي بخشم.تورا رها ميكنم و ميگذارم به راه خود بروي ، تا جايي كه به من مربوط است آنچه بين ما پيش آمد براي ابد تمام شده است.نميخواهم اندك آسيبي ببيني . من ازادم و تو نيز آزادي و همه چيز عالي است.
من تنها در پناه عفو وبخشايش و لطف و مرحمت خدا هستم.
وقتي با شخصي مدام گرفتاري داريد:
من رها وآزاد ميكنم . از همه چيز دست بر ميدارم تا همه چيز را به دست خدا بسپارم.
كيف پول را به دست بگيريد و بگوييد:
حتي هم اكنون از وفور بيكران وغني خدا لبريزي.خدا همين الان همهء نيازهايم را برآورده ميكند.
وقتي خرج ميكنيد:
اين وفور خداست و من آن را با خرد و شادماني برون ميفرستم.
بالترين و والاترين آرزوها:
من آرزومند والاترين موهبتهاي زندگي هستم ، هم اكنون بالاترين و بهترين موهبتهاي زندگي را به سوي خود  مي كشانم .
از توفيق كامل و بي درنگ الهي براي همهء اين آرزوها سپاسگذارم. اين آرزوها يا موهبتهايي عالي تر ، در زمماني بي همتا به سيماي عظيم ترينثروت و جلال بيكران خدا به سويم مي آيد.
پرداخت قبوض:
سپاس ميگذارم كه بي درنگ به طور كامل پرداخت ميشوي. از راههاي غني جوهر الهي ، بي درنگ به طور كامل مي پردازمت.

منبع :

http://mehrusef.blogsky.com/1387/08/05/post-20/html" size="big">

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 
نيروي كلام

كلام در زندگي انسان نقش بسيار مهمي را بازي    مي كند كه ما از آن غافل هستيم و از صبح تا شب بسيار حرف ميزنيم ولي متاسفانه خيلي افراد كمي پيدا ميشوند كه كلام خود را كنترل مينمايند وچه خوب بود مردم قبل از صحبت كردن كمي فكر ميكردند كه چه ميگويند وبعد كلام خود را جاري ميكردند.
تاثير زبان و كلام بر انسان خيلي زياد هست براي مثال شايد در بعضي مواقع دوستان شما با شما شوخي كنند كه تاثير منفي بر روي شما بگذارد .
دقيقاً همين حالات در كلام بر ذهن انسان تاثير ميگذارد شما وقتي در زندگيتان از چيزي بد ميگوييد آن چيز را به سمت خود ميكشيد و اين قانون كارما هست كه بعداً به طور مفصل توضيح خواهيم داد .
ممكن است با اشخاصي برخورد  كرده باشيد كه هميشه به خود ميگويند چقدر بدشانس هستم و يا اصلاً شانس ندارم واينگونه افراد هميشه در زنديگيشان با مشكلات دست و پنجه نرم ميكنند و زندگي هيچوقت به كام اين اشخاص شيرين نيست فقط به اين دليل كه آنها اينگونه فكر ميكنند و هميشه كلام منفي به زبان مياورند.
ما نميخواهيم با زندگي بجنگيم بلكه لذت ببريم وهميشه خوش باشيم و كنترل كلام يكي از راههاي خوش زندگي كردن است .
انسانها در پي كسب آرامش هستند و هر يك به طريقي به اين آرامش دست پيدا ميكند ، يكي با بدست آوردن پول ويكي با برنامه هاي مراقبه ومديتيشن وكسي ديگر با خواندن نماز و شركت در برنامه هاي مذهبي وبسيار برنامه هاي ديگر
ولي در اين مقاله قصد ما كنترل كلام  براي به آرامش رسيدن ميباشد.
يكي از راههايي كه شخصاً آن را انجام ميدهم كم صحبت كردن ميباشد .
انسان وقتي پر حرفي نكند ميتواند كلام خود را كنترل نمايد وفرصت كافي براي فكر كردن پيدا ميكند . افراد زيادي را ديده ايد كه پر حرفي ميكنند و بدون فكر كردن كلامي رابه زبان مياورند كه بعداً پشيمان هم ميشوند و اين مساوي است با كوچك كردن خودشان .
اينها گونه اي از آفت كلام هست ولي ما در اين موضوع كاري نداريم وميخواهيم با كلام خود آرامش پيدا كنيم و از زندگي لذت ببريم.
همانطور كه گفتم هر كلامي كه بر زبان مياوريم همان را به سوي خود جذب ميكنيم وما با به زبان آوردن كلام حقيقت و زيبا آنها را به سوي خود ميكشيم مثلاً قصد داريم در مسابقه اي برنده شويم وما با به زبان آوردن اينكه من ميتوانم برنده شوم و حق من است ، برنده شدن در مسابقه را به سوي خود ميكشيم و هرچه اعتقادمان در زمينهء نفوذ كلام بيشتر باشد  قدرت بردمان هم بيشتر خواهد بود .
ما ميخواهيم در زندكي آرامشي در كنار خانواده داشته باشيم ، كافيست با به زبان آوردن كلام مناسب در مورد آرامش در طول روز ، متوجه آرامش بدست آمده بشويم .
حضرت محمد فرمودند: كسي كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده است، بايد سخن نيكو بگويد يا سكوت كند.
متوجه شديد كه كلام ونفوذ آن بر ما چه تاثيري دارد پس بايد حواسمان را جمع كنيم تا كلام زيبا ودرست را به زبان بياوريم تا اين كلام از طريق تاثيري كه بر نيروهاي درونمان ميگذارد شروع به كار كرده و نتيجه بگيريم.
معياري را در مورد به زبان آوردن كلام درست براي شما بيان ميكنم :
1- آيا در اين كلام حقيقت وجود دارد؟
2- آيا در اين كلام محبت هست؟
3-  آيا بيان آن ضرورت دارد؟
و براي سه منظور جرأت كنيد كلامتان را به كار ببريد،  براي طلب شفا ، بركت وسعادت .
هر آنچه انسان دربارهء ديگران بگويد دربارهء خود او خواهند گفت وهرآنچه براي ديگران آرزو كني همانا براي خود آرزو كرده اي و لعن ونفرين به خود دشنام دهنده باز ميگردد.
عبارات تاكيدي از بهترين روشها  و آسانترين راه براي به نتيجه رسيدن كلاممان ميباشد.
وقتي در موردي عبارت تاكيدي را به زبان مي آوريم در نتيجه در مورد چيزي كه نميخواهيم هيچ گفتگويي نميكنيم واين راه كنترل كلام براي به ثمر نشستن انديشهء زيبايمان است.
باز هم تاكيد ميكنم به هيچ عنوان كلامي به زبان نياوريد كه از تنگدستي وفقر وبدبختي وبدشانسي و ديگر موارد منفي در آن باشد و فقط با تكرار عبارات تاكيدي حقيقي كه سرشار از عشق ، محبت ،موفقيت و ديگر وارد ميباشد را به كلام بياوريد  واگر در جايي هستيد كه نميتوانيد به زبان بياوريد در ذهنتان تكرار نماييد ويا در كاغذي هزاران بار آن را بنويسد و يادداشت كنيد و حتي ميتوانيد عبارات تاكيدي را در اتاقتان ودر جلوي چشمانتان قرار دهيد ويا بچسبانيد ومطمئن باشيد نتيجهء آن را خواهيد ديد و به موفقيتهاي عظيم خواهيد رسيد.

       وحالا به عبارت تاكيدي كه ميتوانيم در طول روز آن را تكرار كنيم تا با
       كلاممان ذهنمان را به سوي موفقيت هدايت كنيم را در زير آورده ام...
تو امروز انجام خواهي پذيرفت زيرا امروز روز تكميل و كمال است.ومن براي روزي چنين عالي وتمام عيار ، خدا را شكر ميكنم. امروز معجزه پس از معجزه خواهد آمد و شگفتيها لحظه اي باز نخواهند ايستاد.
ميتوانيد روز خودرا با ذكر بالا آغاز كنيد تا شگفتگيها را ببينيد.
و اين نمونه اي از عبارت تاكيدي بود كه نوشتم و در مقاله هاي بعد عبارات بيشتري را در اختيار شما قرار ميدهيم.
 
سوداي تو در جوي جان چون آب حيوان ميرود
                                آب حيات از عشق تو در جوي جويان ميرود
عالم پر از حمد وثنا از طوطيان آشنا
                                مرغ دلم برمي پرد چون ذكر مرغان ميرود
بر ذكر ايشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم
                جان چون نخندد چون ز تن در لطف جانان ميرود          
                                                                                                    شمس تبريزي
                                                       


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

 درست و محكم «دست» بدهيد 

حتما از تاثير اولين برخورد در طرف مقابل آگاه هستيد. فكر مي كنيد اولين چيزي كه به طرف مقابلتان نشان مي دهد كه چه نوع آدمي هستيد چيست؟ بله، درست حدس زديد، نحوه دست دادنتان... سعي كنيد هميشه سفت و محكم دست بدهيد، اين باعث مي شود كه در اولين برخورد تاثير خوبي بگذاريد. بعد از بررسي و دقت زياد روي اين موضوع، دست دادن را به پنج گروه تقسيم بندي كرده اند كه هر كدام نشان دهنده نوعي شخصيت است.

● دست دادن با دست هاي خيس:

مسلما دست دادن هاي زننده و تنفرآور انواع بسياري دارد، اما دست دادن با دست هاي خيس بدترين آنهاست. حتما توجه داشته باشيد كه قبل از دست دادن با كسي دست هاي خود را كاملا خشك كرده و آنها را از عرق پاك كنيد. در اينجا به دو نكته براي چگونگي خشك نگاه داشتن دست هايتان اشاره مي شود:

۱) قبل از رفتن سر قرارهاي مهم يا مصاحبه هاي كاري دست هايتان را خوب شسته و بعد خشك كنيد. دقت كنيد كه تا موقع دست دادن با فرد مزبور از بستن دست هايتان جلوگيري كنيد. چون باعث گرم شدن دست ها و عرق كردن آنها مي شود.

۲) دستان خود را قبل از دست دادن خشك كنيد. هميشه دستمالي براي اين كار با خود همراه داشته باشيد.

● دست دادن شل و ول:

دست دادن شل و ول نشان دهنده ضعف، نداشتن اعتماد به نفس، نداشتن علاقه و ثبات است. مسلما اين خصوصيات متضاد قدرت و استحكام است كه ويژگي افراد محترم و موفق است. توصيه مي شود اگر حالت دست دادن تان شل و ضعيف است، هنگام دست دادن كمي نيرو صرف كنيد. مطمئنا دست دادن سفت و محكم تاثير بسيار بهتري در مخاطب مي گذارد.

● دست دادن نوك انگشتي:

مطمئنا قبلا برايتان اتفاق افتاده است، يك نفر هنگام دست دادن نوك چهار انگشتتان را مي گيرد و نمي گذارد كه دست تان كاملا در دستش قفل شود و بعد دست تان را به سختي مي فشارد. بايد سعي كنيد تا مي توانيد از چنين دست دادني خودداري كنيد. البته ممكن است گاها به طور تصادفي يا وقتي عجله داريد برايتان پيش آيد. اما به شما توصيه مي شود در اين مواقع از فرد مخاطب عذرخواهي كرده و دوباره با او دست بدهيد. ممكن است كار خوبي نباشد اما در ذهن فرد مقابل مي ماند كه چقدر برايش احترام قائل بوده ايد.

● دست دادن خيلي محكم:

قديمي ها معمولا اينطور دست مي دادند. احتمالا تا به حال با چنين موردي برخورد كرده ايد. فردي احساس مي كند قوي ترين مرد جمع است و هنگام دست دادن دست تان را مثل ليمو مي چلاند. درست است كه اغلب افراد از دست دادن محكم خوششان مي آيد اما اين استحكام نبايد موجب ناراحتي طرف مقابل شود.

● دست دادن دوستانه و خودماني:

مردم بايد عادت كنند دست دادن هاي عجيب و غريبشان را كنار بگذارند. نيازي به شعبده بازي نيست: يك دست دادن ساده، محكم و دوستانه كافي است.درست است كه دست دادن مسئله اي پيش پا افتاده است اما مي تواند عامل مهمي در مصاحبه ها و جلسه هاي اجتماعي شود. سعي كنيد كه خيلي راحت اما محكم با فرد مقابل دست داده و در چشمانش نگاه كنيد تا بهترين تاثير را در برخورد اول روي فرد مقابل بگذاريد.  

 روزنامه ابتكار 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
اهميت قصه گويي● قصه درماني

شمار روزافزوني از روان درمانگران از قصه و داستان براي كمك به حل مشكلات مردم
استفاده مي كنند. كارل يونگ در كتاب انسان و سمبل هايش مي نويسد كه ما اگرچه ممكن
است پس زمينه هاي فرهنگي و مذهبي م