مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11532
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 42
همه : 4340014
چگونه با زبان بدن حرف بزنيم ؟

body language» (زبان حركات بدن ) چيست ؟

 قسمت اول

 متخصصان علم ارتباط مي گويند تنها 7 درصد از پيام هاي ما از طريق واژه هاي مخاطب منتقل مي شود و 33 درصد از طريق لحن و تن صدا و 60 درصد آن هم از طريق زبان بدن منتقل مي شود. حالا اين زبان بدن چيست كه حتي از حرف هاي ما بيشتر اطلاعات منتقل مي كند؟ به زبان علمي، پيام هايي كه توسط اعضاي بدن و حركات صورت منتقل مي شوند، زبان بدن را تشكيل مي دهند.
 از طرفي خواسته يا ناخواسته در فضايي كه آن را سكوت و خاموشي مي ناميم و با زبان بي زباني تنها با آنچه «body language» يا زبان حركات بدن و اجزاي آن خوانده مي شود، مي تواند به خوبي احساسي را انتقال داده يا معناي كلامي را تغيير دهد. هرگز اظهار دوستي و علاقه شخصي در حالي كه اخم كرده و ترشرويي نشان مي دهد، قابل قبول نيست. بنابراين به كارگيري اين ۲ زبان در يك جهت و راستا مي تواند به خوبي در بيان هيجانات، عواطف و احساسات به كار رود. اما در ميان دنياي خاموش و بي زباني، زبان هاي گوياي ديگري هم هستند.
 زبان بدن شامل دو قسمت است . يكي زبان حركات بدن و ديگري زبان آرايش و ظاهر بدن :
 بازكردن دكمه هاي كت:
افرادي كه باشما بي ريا وصميمي هستند غالباٌ دكمه هاي كت خود را باز كرده يا حتي آنرا از تن در مي آورند اما در يك مذاكره رسمي اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زماني كت خود را در مي آورند كه امكان دسترسي به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هواي اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسي بهتوافق را نداشته باشند كتشان را در نمي آورند.
 انداختن پاروي پا:
 در هنگام مذاكرات هر گاه يكي از طرفين يا هر دو ي آنها پاهاي خودرا روي هم مي اندازند نشانه اين است كه وارد مرحله جديدي از مذاكره مي شويد , مرحله ايي كه امكان تفاهم كمرنگ مي شود . اگر انداختن پا روي پاي ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يك فكر جدي براي تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعي خارج شود.
 كشيدن دست به چانه :
 اين علامتي از زبان رفتار است كه در هنگام تصميم گيري بكار مي رود. كشيدن دست به روي چانه معمولا” با حالتي از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمي جمع مي شود. افرادي ديگر ممكن است در اين حالت لب بالايي را لمس كنند وآنرا بكشند و بعضي مردها با سبيل يا ريش خود بازي كنند كه همگي دليل بر تعمق و ارزيابي است. در بازي شطرنج نيز افرادي كه قرار است حركت بعدي را انجام دهند در بسياري از موارد چنين اشاره ايي را از خود نشان مي دهند كه پس از تصميم گيري متوقف مي شود .
 برداشتن عينك:
 برداشتن آهسته عينك جهت تميز كردن آن در شرايطي كه نيازي به اين عمل نيست اشاره تعويقي است, اين عمل در طي يك مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتي شخص مي خواهد با طفره رفتن از پاسخ يك سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبي را در ذهن خود بررسي كرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مي خواهند زماني رابراي پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر مي تواند برداشتن عينك در كنار دهان باشد.
 دست زدن به بيني:
 اين علامت رفتاري ويا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك وترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره ميباشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را‎ مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود.
 ضرب گـرفتـن روي مـيـز:
 كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ‌ دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد.

 قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر:
 اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا”‏در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است.
 مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما.
 همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند.
 پس توجه به زبان رفتار را در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما هشدار مي دهند .
 
علائم منفـي زبـان رفتـار:
 - نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است
 -تمـاس چشمـي محدود
 -تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد
 - لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن
 - نگـاه كردن به سقـف وآسمـان
 - چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد.
چشمها
 سطح چشمها:
 در يك گـروه، مـعمـولا فـردي كـه سطح ديـد چشمانش از سايرين بالاتر است رهبر محسوب ميگردد. هنگامي كه شما ايـستـاده باشيد و ديگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار ميدهد.
 مالش چشم:
 زماني كه فردي چشمش را با انگشت اشاره مالش مي دهـد نـشـانـگر فريب و نيرنگ مي باشد. از آنجايي كه فرد ميـخواهد تماس ديداري را قطع كند بهانه اي بدست مي آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. ايـن حـركت غير ارادي يـك افــشـاگر حسابي است كه فرد دارد دروغ مي گويد.
 چشم برگرداندن:
 اين معمولا يك علامت مسلم از نيرنگ، گناه و دروغگويي است.
 چشمان بسته:
 هرگاه چشمان يك فرد براي لحظه اي طولاني تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نيز برخاسته شود پيـام چنـيـن اسـت: “بـه حرف زدن خود خاتمه بده.”
 حركت چشم به سمت بالا:
 اين نشانه غضب و عصبانيت است.
 نگاه مختصر به اطراف:
 اين ژستي خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره ميشود در حاليكه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج ميكند. اشـاره بـر كمرويي بي باكانه دارد.
 نگاه ممتد:
 اين بي ترديد يك نشانه گرايش جنسي است. شخصي كه تماس چشمي برقرار مي كند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه مي كند ميـگويـد: “مايلم با شما بيشتر آشنا شوم”
 نگاه خيره شديد:
 اين نشانه خلق تهاجمي، سلطه جويانه و تهديد آميز است.
 نگاه به بالا و پايين:
 هنگامي كه آقايي نگاهش را به سر تا پاي يك خانم مياندازد به او مي فهماند كه به اندام فيزيكي وي علاقه مند است.
 چشمك:
 چشمك يك علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت كـه رمز و رازي ميـان فردي كه چشمك ميزند و فردي كه به او چشمك زده مي شود برقرار است.
 بالا انداختن همزمان دو ابرو:
 در ميان يك اتاق شلوغ، مفهوم آن كاملا واضح و روشن است: مايلم با شما ملاقات كنم.
 بالا انداختن يك ابرو:
 زماني كه يك ابرو بالا انداخته ميشود در حالي كه ابرو ديگر پايين باقي ميماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نميكنم.
 ابروهاي گره خورده:
 زماني كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده ميشود باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مي شـود كه دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و يـا آمـيـزه اي از ايــن هيجانات دارد.
 پوشاندن صورت:
 زماني كه دست بر روي صورت مي آيد مـفـهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و مـتـجاوز فاصله مي اندازد.
 زبان
 خنده زوركي:
 اين نيشخند كنترل شده تا چشمها گسترش نمي يابد.
 دهان كجي:
 گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمايان ميگرداند.
 تبسم با دهان گشوده:
 دندانهاي بالا نمايان شده و بـه شـخـصـي كـه بـا شـما گفتگو ميكند مي فهماند كه مايل هستيد بيشتر با او آشنا شويد.
 تبسم با لبان بسته:
 اين لبخند تنها براي اداي احترام و ادب و نزاكت است.
 در هم كشيدن لبها:
 هرگاه فردي لبهايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دلربا يافته.
 لبهاي سفت و جمع شده:
 دال برتنش و عدم پذيرش است.
 جويدن لبها:
 وقتي فردي لب پايين خود را جويده و سرش را تكان ميدهد نشانگر خشم فرد است.
 تماس با لب ۱:
 هرگاه انگشت اشاره بطور عمودي براي لحظه اي به طرف بالا آيد ميگويد: ساكت باش.
 تماس با لب ۲:
 ولي هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهـان انـدكـي باز شود مفهومش چنين است: “مي خواهم با شما صحبت كنم”
 خميازه كشيدن:
 خواب آلودگي تنها علت خميازه نمي باشد بلكه “خميازه اجتماعي” نيز وجود دارد. خميازه اي كه در يك موقعيت استرس زاي خفيف پديد مي آيد. هنگاميكه مردد هستيد چه كاري ميخواهيد انجام دهيد خميازه روشي است براي خريدن زمان

منبع :

http://www.iran-eng.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه مذاكره‌كننده‌ بهتري باشيم
 

آموزش زندگي خانواده (F.L.E)
 

1- تعريف:
 

   مذاكره يك مهارت ياد گرفتني است در جهت انتقال و دريافت اطلاعات، احساسات و نگرشها بين حداقل دو نفر كه مي‌تواند روياروي يا غير روياروي باشد مذاكره كننده خوب با ديدگاه من عليه او مذاكره نمي‌كند بلكه ديدگاه ما عليه مشكل مي‌باشد.
 


2- اهميت:
 

   مذاكره مؤثر: روش اصلي و پايه ايجاد ارتباط صحيح است در حاليكه باافزايش فاصله بين افراد خانواده افزايش انحراف در فرزندان و همسران افزايش ديده مي‌شود.
 
3- عوارض:
 

   عدم مذاكره مؤثر مشكلاتي بوجود مي‌آورد كه از جمله:
 

الف: احساس ضعف در حل مشكلات
 

ب: احساس عدم خوشبختي
 

ج: غيرواقعي شدن توقعات
 

د: دخالت وابستگان در امور زندگي
 

ه: افزايش طلاق و كاهش بهره‌وري درخانواده
 

ي: كهنه شدن مشكلات و لاينحل ماندن آن
 

ع: غيرواقعي شدن توقعات
 

غ: عدم همكاري در زندگي مشترك
 

ف: افزايش بزه‌كاري و انحر افات در فرزندان
 

   طبق ماده 1103 قانوني مدني زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با هم مي‌باشد.
 

آداب مذاكره كردن:
 

   مذاكره آداب خاصي دارد كه شامل 6 مرحله اصلي مي‌باشد كه به ترتيب زير يكي بعد از ديگري بايد انجام شوند.
 

1-

 شناختن يكديگر
 

2-

 تعيين اهداف
 

3-

 شروع مذاكره
 

4-

 اظهار مخالفت و اختلاف
 

5-

 تجديد نظر در مصالحه
 

6-

   به توافق رسيدن
 


7- زمان و مكان مناسب
 

سبب شناسي:
 

   روانشناسان نقش باورهاي غلط را در ايجاد مشكلات زناشوئي يك اصل مي‌دانند كه شايع‌ترين باورهاي غلط با خطاهاي شناختي كه شايع مي‌باشند عبارتند از:
 

الف: حكم‌كنندگي:
 

   مثلاً هرگاه رفتار يا ويژگي خاصي را از همسر خود متوقع باشيد و با برآورده نشدن آن دچار احساس خشم شكست و خودخوري شويد نمونه اين توقعات را در جمله‌هاي زير مي‌توانيد مطالعه كنيد:
 

1-

   همسر من بايد هميشه نسبت به من و خواسته‌هايم حساس باشد.
 

2-

   من بايد به آساني رفتار همسرم را در دست داشته باشم.
 

3-

   من بايد هميشه در به دست آوردن محبت موفق باشم.
 

4-

 سعي كنيد در گفته‌هاي خود به جاي كلمه بايد از كلمه ترجيح ميدهم استفاده كنيد تا باعث بروز احساسات منفي در همسرتان نشود.
 

   مثال: ترجيح مي‌دهم همسرم نسبت به من و خواسته‌هايم حساس باشد اما نه هميشه
 

ب: نيازمندي:
 

   بعضي مواقع باورهاي غيرمنطقي الزاماتي را بوجود مي‌آورد كه به نظر فرد براي خوشبختي او ضروري است مثلاً در صورتي شاد هستم كه همسرم مرا دوست بدارد.
 

    من ديگر هيچ‌گاه نمي‌توانم فردي به اين جالبي پيدا كنم اين افراد براي دريافت محبت همسير هميشه مضطرب هستند و اگر تامين نشوند دچار رفتارهاي عصبي و افسردگي ميشوند.

ج: تحمل كم براي ناكامي
 

   برخي افراد به طور غير منطقي به خود قبولانده‌اند كه قادر به تحمل مشكلاتي كه در روابط پيش مي‌آيند يا پيش‌بيني مي‌شوند نيستند زوجها با اين اع