مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4494
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 17
همه : 5165457
فكركنيم گوش كنيم حرف بزنيم


به نظر مي رسد مردان و زنان نه تنها در گوش دادن بلكه هيچگاه در روابطشان هم درست عمل نمي كنند.شما مي بينيد عدم توانايي در برقراري ارتباط يكي از دلايلي است كه بسياري از روابط و ازدواج ها را با شكست روبه رو مي كند.
عدم توانايي در شنونده بودن يكي ديگر از دلايل اصلي عصباني شدن مردم از يكديگر است. گاهي فكر مي كنيم كه حرف زدن بيشتر به نفع ماست تا گوش دادن. يكي از بزرگترين مزاياي حرف زدن اين است كه فرصت كنترل افكار و اعمال ديگران را فراهم مي كند.
دليل ديگر اين كه مردم به حرف زدن بيشتر از گوش كردن تمايل دارند اين است كه فكر مي كنند بدين ترتيب احترام و تحسين ديگران را به دست مي آورند و اگر ساكت بمانند گوشه گير و بي ارزش به نظر مي رسند.
اما واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را به وسيله كلمات جذب و متقاعد كنيد(خصوصا همسرتان را)اول بايد ببينيد چه مي گويند. دليل اصلي اينكه ما شنونده خوبي نيستيم اين است كه:
۱) گوش دادن نيازمند تغييرات جسمي است، وقتي كه فردي به ديگري گوش فرا مي دهد يكسري تغييرات در بدن وي صورت مي گيرد. شنوايي افزايش مي يابد دماي بدن بالا رفته و تنفس سريع تر مي شود. البته اگر به تمام اين تغييرات توجه كنيد در حقيقت به آنچه كه ديگران مي گويند توجه نخواهيد داشت.
▪ نكته:
براي جلوگيري از حواس پرتي در نتيجه به رفتار خودتان نسبت به آنچه كه ديگران مي گويند هوشيار باشيد و روي پيام حرف هايشان تمركز كنيد.
۲) افكار سريع، انسان قادر است واژه ها را سريع تر از آنچه مي تواند صحبت كند بفهمد. يك فرد عادي مي تواند در دقيقه تا ۶۰۰ كلمه راپردازش كند در حالي كه نرخ تكلم همين فرد حدود ۱۲۵ تا۱۵۰ كلمه در دقيقه است. بنابراين از آنجايي كه مغز ما كلمات را سريع تر از آنكه بيان كند پردازش مي كند و مي فهمد وقتي پاي صحبت كسي مي نشينيم علاوه بر آن كه مي توانيم متوجه حرف هاي او باشيم وقت اضافي زيادي هم براي افكار شخصي خود در اختيار داريم.
▪ نكته:
به جاي اين كه از اين فرصت اضافي براي رد يا تقابل با صحبت هاي همسرتان استفاده كنيد عقايد، شكايات يا بازتاب هاي وي را درك كنيد.
۳) فرضيات غلط، اغلب اوقات مردم، گوش نمي كنند چون فكر مي كنند آنچه كه ديگري مي خواهد بگويد را مي دانند يا اينكه موضوع به قدري پيچيده است كه متوجه آن نخواهيد شد يا آنقدر مهم نيست كه به آنها گوش دهند.
▪ نكته:
به جاي اين كه فرض كنيد افكار همسرتان خيلي روشن، ساده، پيچيده يا خيلي كم اهميت تر از آن است كه به آنها توجه شود بايد به دقت به آنها گوش كنيد. قبل از اينكه صحبت فرد به پايان برسد در مورد او قضاوت يا ارزشيابي نكنيد. قبل از اين كه در مورد همسرتان قضاوت كرده باشيد بكوشيد عقايدش را بفهميد. اول خوب گوش كنيد و مطمئن شويد كه فهميده ايد و سپس ارزشيابي كنيد.
۴) گرفتاري هاي شخصي، وقتي خيلي در فكر مشغله هاي شخصي خود باشيم باعث مي شود نتوانيم فرايند گوش دادن را به درستي انجام دهيم. بعضي وقت ها به گونه اي تحت فشار قرار مي گيريم يا نگراني هايي در ما وجود دارد كه مانع از آن مي شود كه روي پيام صحبت هاي ديگران تمركز داشته باشيم.
▪ نكته:
به جاي اين كه براي بي ادبانه جلوه نكردن رفتارتان وانمود كنيد كه داريد به همسرتان گوش مي كنيد بايد به او بگوييد كه در حال حاضر مسايل و نگراني هايي در ذهن شما وجود دارد كه نمي گذارد با دقت به حرف هاي او گوش كنيد. ممكن است با گفتن اين مساله حالا او شنونده حرف هاي شما شود.
۵) تعداد زياد صحبت كننده ها، ما زندگي پرمشغله اي داريم. هر روز به همسرانمان، فرزندانمان، والدينمان، خواهر و برادرانمان، معلمانمان ،همكارانمان، رسانه ها، همسايه ها، فروشنده ها و حتي غريبه ها گوش مي دهيم.
غيرممكن است كه بخواهيم به تمام آنها و پيام حرف هايشان به دقت گوش دهيم. بنابراين گاهي اوقات نياز پيدا مي كنيم توجهمان رامعطوف به چيزي نكنيم. يا به صورت گزينشي به پيام ها گوش كنيم تا بتوانيم به مهم ترين آنها توجه كنيم.
▪ نكته:
حق تقدم در گوش دادن را به آنهايي بدهيد كه براي شما عزيزترند و يا آنهايي كه طبق روال زندگي با آنها سر و كار داريد مثل همسر، فرزندان، خانواده، همكاران و رييسان. كم توجهي را براي وقتي بگذاريد كه تلويزيون تماشا مي كنيد يا راديو گوش مي دهيد.
۶) حواس پرتي، پزشكان را به آن پارازيت خارجي مي گويند. صداي بلند تلويزيون در پس زمينه، موسيقي، محاوره ديگران ( در پس زمينه) ترافيك، شرايط جوي و نظاير آن مي توانند بر قابليت گوش دادن شما تاثير بگذارند.
▪ نكته:
اگر مي بينيد كه نمي توانيد درست به همسرتان گوش كنيد يا تمركز روي صحبت هاي او مشكل است، سعي كنيد عوامل حواس پرتي را كاهش داده و يا از بين ببريد، تلويزيون را خاموش كنيد، پنجره را ببنديد ، صداي موسيقي را كم كنيد و يا به مكان ساكت تري برويد.

منبع :

http://www.iranhalls.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه حرف بزنيم تا نوجوانها گوش بدهند و چگونه گوش بدهيم تا نوجوانها حرف بزنند

نويسنده: ادل في بر- الاين مازليش

مترجم: مهدي قراچه داغي

ناشر: مهر

قطع كتاب: رقعي

نوع جلد: شميز

تعداد صفحه: 180

شابك: 4-53-6142-964-978

در اين كتاب به زباني ساده و با آوردن مثال‌هاي مختلف، به بهبود روابط ميان نوجوانان و والدين آن‌ها كمك مي شود.

برخي از راه‌كارهايي پيشنهادي به والدين بدين‌قرارند:

  • تصديق كردن احساسات نوجوان
  • شناسايي انديشه و احساسات او
  • بيان مساله به جاي دستور دادن
  • بيان احساسات خود به جاي حمله به نوجوانان
  • اطلاعات دادن به جاي سرزنش كردن
  • به اجمال حرف زدن به جاي سخنراني مفصل
  • حرف زدن از انتظارات خود به جاي اشاره به اشتباهات نوجوان
  • استفاده از نوشته به جاي غر زدن
  • حل كردن مساله به اتفاق نوجوان
  • ملاقات با نوجوان
  • بيان احساسات و انتظارات خود به جاي ابزار دلخوري‌ها.

  • امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]
    مهارت ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن (قسمت دوم/پاياني)

    اشاره

    نويسنده در قسمت اول اين مقاله، ذيل عنوان كلي آن، به مباحثي در "اهميت سخن گفتن"، "واژه شناسي مهارت و ارتباط"، "مهارت‌هاي ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن" و "مهارت شناختي" پرداخته و در ذيل بخش اخير به بررسي "به كارگيري واژه مثبت و آرامش‌زا؛ اعتماد آفريني؛ عناصر اعتمادآفرين در روابط گفتاري؛ در نظرگرفتن سطح فهم و نياز مخاطب؛ و اجتناب از واژه‌هاي زشت و نفرت‌انگيز" نشست. اينك دومين و واپسين قسمت اين نوشته، پيش روي شماست.

    معارف


    مهارت‌هاي رفتاري:

    1. رعايت ادب و احترام متقابل

    يكي از مهارت‌هاي ايجاد ارتباط كلامي مؤثر رعايت ادب و حفظ احترام مخاطب است.

    بي‌احترامي و حرمت شكني حتي در نحوة صدا زدن و يا هرگونه نگاه كردن حالت رواني را براي مخاطب به وجود مي‌آورد كه سخنان گوينده را نمي‌پذيرد بلكه آتش خشم و تنفر از گوينده را در درون وي به وجود مي‌آورد. از اين جهت رعايت ادب و احترام مخاطب حتي در مواردي كه مخاطب پايبندي به آن را ندارد ضرورت مي‌يابد.

    از اين جهت است كه حضرت ابراهيم(ع) در گفتگوي منطقي خويش با توهين عمويش آزر روبرو مي‌شود و تهديد او را مي‌شنود بازهم حرمت او را نگه مي‌دارد و بزرگوارانه مي‌فرمايد: "قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا؛ (ابراهيم) گفت: سلام بر تو! من به زودي از پروردگارم برايت تقاضاي عفو مي‌كنم؛ چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است".1

    اين نوع برخورد حضرت ابراهيم(ع) نشان مي‌‌دهد كه از عوامل مؤثر در ارتباط كلامي پاس داشتن رعايت ادب و احترام در گفتگو مي‌باشد.

    از نحوة گفتگوي موعظه‌اي لقمان حكيم با فرزندش بر تأثير پند و اندرز استفاده مي‌شود كه از مهارت‌هاي ارتباط كلامي مؤثر رعايت ادب و احترام به خصوص نسبت به كوچكترها مي‌باشد.

    "وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ؛ (به خاطر بياور) هنگامي را كه لقمان به فرزندش در حالي كه او را موعظه مي‌كرد. گفت: پسرم! چيزي را همتاي خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگي است"2

    تعبير، يا بني حاكي از نهايت احترام و ادب لقمان همراه با مهرباني در ارتباط كلامي او با فرزندش است.

    بدون رعايت احترام در گفتگو نه تنها گفتگو تأثير مثبت ندارد بلكه به تنش‌ها و مشكلات مي‌افزايد و متكلم را از مقصود وي كه همان رساندن پيام و تأثير در مخاطب مي‌باشد بازمي‌دارد. از اين روي است كه خاموشي در بعضي از مواقع بهتر از سخن گفتن است كه به همراهش پشيماني بياورد.

    علي(ع) فرمود: "صَمْتُ يَكْسُوك الكَرامَةَ خَيْرٌ من قولٍ يَكسِبُكَ النَّدامَةَ؛ خاموشي كه بزرگواري را در تو پوشد بهتر از سخني است كه پشيماني براي تو بار آورد".3همچنين فرمود: "صَمْتٌ تَحْمَدُ عاقِبَتُهُ خَيرٌ من كلامٍ تَدَمُّ مَغَبَّتُهُ؛ خاموشي كه پايانش پسنديده باشد خوشتر از سخني است كه بازگفتنش نكوهيده باشد".4

    و به بيان رسول اكرم(ص): "اَلصُّمْتُ زينٌ للعالمِ و سَتْرٌ للجاهِلِ؛ خاموشي ماية زينت براي دانشمند و پوشش براي نادان است".5

    از اين روي است كه گفته مي‌شود از مهارت‌هاي لازم در ارتباط كلامي مؤثر رعايت ادب و حفظ احترام مخاطب است.

    2. رسايي كلام

    يكي ديگر از مهارت‌هاي كلامي، رسايي و بليغ بودن آن است.

    به اين معنا كه گوينده با عباراتي روشن و شفاف و به دور از هرگونه پيچيدگي و ابهام كلامش را به مخاطب برساند، چه آن كه هدف از سخن گفتن با شنونده (مخاطب) رساندن خواسته متكلم است و اين مهم وقتي تحقق مي‌پذيرد كه گوينده بدون ابهام تكلم كند.

    سخنگوي بليغ كسي است كه سخنش خوب و رسا باشد.6

    به قول راغب: يعني گوينده، مقصود و امري را در نظر داشته باشد و با وجهي نيكو و شايسته آن را ايراد كند به طوري كه مورد قبول و پذيرش طرفِ سخن يا وافي به هدف سخن باشد.7

    علي(ع) فرمود: "اَحْسَنُ الكلامِ مازانَهُ حُسْنُ النّظامِ وَ فَهِمَهُ الخاصُّ و العام؛ بهترين گفتار آن است كه به حسن تربيت و نظم آراسته باشد و عالم و عامي آن را بفهمد".8

    و همچنين در معني بلاغت كلام فرمود: "اَلُبَلاغَةُ ماسَهُلَ عَلي الْمَنْطِقِ و خَفَّ علي الفِطْنَةِ؛ بلاغت آن است كه به گفتار، روان و به فهم، آسان باشد".9 امام صادق(ع) فرمود: "ثَلاثَةُ فيهِنّ البَلاغَةُ: التَّقَرُّبُ منْ معني البُغيةِ و التَّبَعُّدُ من حَشْو الكلامِ و الدّلالةُ بالقليل علي الكثير؛ بلاغت در سه چيز است: نزديك شدن به معناي مورد نظر، دوري كردن از گفتار حشو و زايد و رساندن معناي زياد به عبارت كم".10و همچنين فرمود: "و إِنَّما سُمِّيَ البليغُ لِأَنَّهُ يَبْلِغُ حاجَتَهُ بِأَهْوَنِ سعْيِهِ؛ به اين جهت او را بليغ خوانده‌اند كه به كمترين تلاش به مقصودش دست مي‌يابد".11


    قرآن كريم به رسا بودن كلام توصيه نموده است: آن جا كه خداوند ماهيت منافقان را آشكار مي‌سازد به پيامبر اسلام(ص) دستور مي‌دهد با بياني رسا منافقان را پند و اندرز دهد. "وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلا بَلِيغًا؛ و آنها را اندرز ده، و با بياني رسا، نتايج اعمالشان را گوشزد نما".12

    در جاي جاي قرآن كريم از اين روش به بهترين وجه استفاده شده است.

    براي نمونه، وقتي به متواضعان و تسليم‌شوندگان بشارت مي‌دهد، بلافاصله به طور موردي و جزيي، ويژگي‌هاي آنان را ذكر مي‌كند. "وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ؛ و بشارت ده متواضعان و تسليم‌شوندگان را ـ‌ همان‌ها كه چون نام خدا برده مي‌شود دل‌هايشان پر از خوف (پروردگار) مي‌گردد و شكيبايان در برابر مصيبت‌هايي كه به آنان مي‌رسد، و آن‌ها كه نماز را برپا مي‌دارند و از آن چه به آنان روزي داديم انفاق مي‌كنند".13

    به جهت اهميت تأثير رسايي كلام در مخاطب، حضرت موسي(ع) از خداوند تقاضا مي‌كند كه هارون، برادرش، در بيان افصح از اوست مددكارش قرار دهد. "وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي * و بيان هدفي كه از نهضتشان داشتند به هيچ وجه اجمال گوئي نمي‌كردند و هنگامي كه با مخالفينشان روبه‌رو مي‌شدند با صراحت سخن مي‌گفتند كه عقيده ما مخالف عقيده شماست. 29

    حضرت ابراهيم(ع) با صراحت به دشمنان خدا و بت‌پرستان مي‌گفت: "وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ و ميان ما و شما عداوت و دشمني هميشگي آشكار شده است. تا آن زماني كه به خداي يگانه ايمان بياوريد".30

    در سوره كافرون خداوند به پيامبر، صراحت در گفتار با كفار را آموزش مي‌دهد. "قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ * وَلا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ".31

    خداوند در اين سوره به پيامبر دستور مي‌دهد كه به صراحت با آن‌ها سخن بگويد، اين چيزي نيست كه من در بارة آن با شما مصالحه كنم.

    ب)علم و آگاهي

    قرآن يكي ديگر از معيارهاي گفتار ارزشي را علم و آگاهي مي‌داند.

    به خاطر اهميت اين معيار خداوند از نمازي كه انسان در حال مستي بخواند منع مي‌كند. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ".32

    و همچنين يكي از دلايل حقانيت سخن حضرت نوح(ع) را علم و آگاهي مي‌داند. "أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ".33

    ج)صداقت و راستگويي در گفتار

    سخني شايسته است كه گوينده با صداقت و راستگويي آن را بيان كند.

    قرآن راستگويي را از جمله اوصاف بندگان شايسته ذكر مي كند.،چنان كه مي فرمايد:. الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأسْحَارِ" 34

    د)عمل به گفتار

    در عرف عموم اين يك اصل پذيرفته شده و اساسي است كه به سخن شخصي ارزش و اعتبار مي‌نهند كه به گفته‌هاي خويش عمل كند. قرآن كريم هم كه به زبان فطرت نازل شده است يكي از معيارهاي ارزشي گفتار را عمل كردن گوينده به سخن خويش مي‌داند، و افرادي را كه فقط حرف مي‌زنند و شعار مي‌دهند و درپي عمل به گفته‌هاي خود نيستند را مذمت مي‌كند. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لا تَفْعَلُونَ".35و همچنين فرمود: "أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ".36

    فراموش كردن به معناي از ياد بردن نيست بلكه به اين معناست كه به گفته خود عمل نكند، چرا كه ممكن است سخن خودش يادش باشد ولي به آن عمل نكند.

    هـ)فروتني و ادب در گفتار

    درباره سخن گفتن با والدين توصيه به رعايت ادب در گفتار شده است. "وَقُلْ لَهُمَا قَوْلا كَرِيمًا".37 منظور از قول كريم در اين آيه، همان سخن مؤدبانه است.38

    و)اعراض از سخن لغو

    "وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ".39 سخني شايسته است كه با دقت و انديشه باشد.

    لغو در سخن و كلام خبري است كه قابل توجه نيست و از روي دقت و انديشه گفته نشود. 40

    ح) انصاف در سخن گفتن

    "وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا".41

    عدل در لغت به معناي حد وسط و ميانه است.42

    علامه طباطبايي ذيل اين آيه مي‌نويسد: معني آيه اين است كه ،بايد مراقب گفتارهاي خود باشيد و زبان خود را از حرف هايي كه براي ديگران نفع و يا ضرر دارد حفظ كنيد و عاطفه قرابت و هر عاطفه ديگري شما را به جانبداري بي جا از احدي وادار نكند و با تحريف گفته هاي ديگران و تجاوز از حق و شهادت به ناحق يا قضاوت ناروا وادار نسازد.43

    ط)آسان‌گويي در گفتار

    " فَقُلْ لَهُمْ قَوْلا مَيْسُورًا".44 با گفتار نرم و آميخته با لطف با آن ها سخن بگو.

    ي)رعايت تناسب‌ها، شرايط و اقتضائات

    در ارتباطات بر اين نكته تأكيد شده است كه يكي از شرايط ارتباط استاندارد و مطلوب، استفادة به موقع از جملات كوتاه و بلند است. در برخي شرايط، كوتاهي پيام بيش از بلندي آن اثرگذار است و در برخي شرايط درست عكس اين قضيه صادق است. آن چه كه تعيين‌كننده كوتاهي يا بلندي پيام در ارتباط كلامي است، مثلث گوينده و شنونده و محيط و شرايط است. 45

    قرآن براساس اين اصل در شرايط ويژه‌اي كوتاه سخن گفته و در شرايط خاصي به تفصيل درباره نكته‌اي توضيح داده است. مثلاً در پاسخ يهوديان كه از پيامبر اكرم(ص) درباره روح سؤال كردند مي‌فرمايد: "وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِيلا".46 و از تو درباره روح سئوال مي كنند. بگو روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكي از دانش، به شما داده نشده است.

    در اين آيه قرآن به يك سخن كوتاه درباره روح اكتفا مي‌كند و بي‌درنگ در ادامه، دليل كوتاهي بيان را، دانش اندك شنونده معرفي مي‌كند. يعني هرگاه ظرفيت نهايي مخاطب براي فهم و دريافت نكته‌اي محدود است و بيان تفصيلي براي او مشكلي را حل نمي‌كند، بايد به بيان اجمالي و كوتاه بسنده كرد. نه سؤال را بي‌پاسخ گذاشت و نه بيهوده آن را طولاني كرد.

    در آيه ديگري از پيامبر اكرم(ص) درباره قتال ماه‌هاي حرام سؤال مي‌شود و قرآن پاسخ آن را به طور مفصل بيان مي‌كند.

    "يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ؛ از تو، در باره جنگ در ماه حرام، سؤال مي‌كنند، بگو جنگ در آن، (گناهي) بزرگ است ولي جلوگيري از راه خدا و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن، نزد خداوند مهم‌تر از آن است، و ايجاد فتنه، حتي از قتل بالاتر است. و مشركان، پيوسته با شما مي‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند. ولي كسي كه از آيينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مي‌رود و آنان اهل دوزخند، و هميشه در آن خواهند ماند".47

    در اين آيه كريمه، قرآن متناسب با كاربردي بودن و مورد نياز بودن سؤال، به شنونده پاسخ طولاني داده است هرچند كه اگر قرآن به همان عبارت آغاز آيه " قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ" بسنده مي‌كرد تا اندازه‌اي پاسخ سؤال روشن مي‌بود، اما شنونده در مقام شنيدن پاسخ تفصيلي است و ظرفيت و شرايط و نياز فهم آن را دارد. 48

    در آيه ديگري موضوع تناسب و رعايت شرايط از زاويه ديگري مورد توجه قرار گرفته است و آمده است. " وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الأصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ؛ (پسرم) در راه رفتن، اعتدال را رعايت كن، از صداي خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت‌ترين صداها صداي خران است.

    در اين آيه به كنترل آهنگ صدا هنگام ارتباط كلامي ميان فردي اشاره شده است و لقمان به پسرش دستور مي‌دهد كه تعادل و حركت موزون و متناسب را در همه زندگي سرلوحه برنامه‌هاي خود قرار دهد".49


    سوتيترها

    مهارت‌هاي رفتاري عبارتند از:1.رعايت ادب و احترام متقابل 2.رسايي كلام 3.به نرمي سخن گفتن 4.همگامي 5.شايستگي سخن.

    برخورد با باورهاي اشخاص، در واقع، برخورد با حقيقت آنهاست. انگيزه و نظر ما، هرچند خيرخواهانه و روا باشد، آن‌گاه كه براي بيان اشتباه ديگران به كار مي‌رود، روند ارتباط را به مخاطره مي‌افكند. واكنش احتمالي مخاطب در اين گونه شرايط، موضعگيري تدافعي است و بهترين شيوه در اين حالت استفاده از روش همگام شدن است.

    در مجموع مي‌توان معيارهاي "سخن شايسته" را در موارد ذيل دانست: الف)صراحت در گفتار ب)علم و آگاهي ج)صداقت و راستگويي در گفتار د)عمل به گفتار هـ)فروتني و ادب در گفتار و)اعراض از سخن لغو ح) انصاف در سخن گفتن ط)آسان‌گويي در گفتار ي)رعايت تناسب‌ها، شرايط و اقتضائات.


    پي‌نوشت:


    1 . مريم/47.

    2 . لقمان،13

    3 . غررالحكم، 476.

    4 . همان/476.

    5 . نهج الفصاحه، 358.

    6 . فرهنگ فارسي عميد، 317.

    7 . مفردات الفاظ قرآن، 1/309.

    8 . منتخب ميزان الحكمه /80.

    9 . همان/80..

    10 . همان/80.

    11 . تحف العقول، 650.

    12 . نساء/63.

    13 . حج/34 . 35.

    14 . طه/27 . 30.

    15 . قصص/ 34

    16 . مفردات،3/62

    17 . تفسير نمونه، ج13، ص212 و213.

    18. طه/43 . 44.

    19. منتخب ميزان الحكمه، 494.

    20 . احمدزاده، مصطفي، فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 46 . 47ص313.

    21 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، 2/453.

    22 . سبأ/24.

    23 . بقره/285.

    24 . تفسير نمونه، ج18، ص87.

    25 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص454.

    26 . نساء/5.

    27 . مفردات الفاظ قرآن، ج2، ص586.

    28 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص463.

    29 . اخلاق در قرآن، ج3، ص329.

    30 . ممتحنه/4.

    31 . كافرون/1 . 6.

    32 . نساء/43.

    33 . اعراف/62.

    34 . آل عمران/17.

    35 . صف/2.

    36 . بقره /44.

    37 . اسراء/23.

    38 . اخلاق در قرآن، ج3، ص332.

    39 . مؤمنون/3.

    40 . مفردات،3/140

    41 . انعام/152.

    42 . المصباح المنير،150

    43 . الميزان،7/575

    44 . اسراء/28.

    45 . فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 46 . 47، ص318.

    46 . اسراء/85.

    47 . بقره/217.

    48 . فصلنامه پژوهشهاي قرآني، ش 46 . 47،ص319.

    49 . لقمان/19.

    منبع :

    http://www.maarefmags.com/article.asp?Art=1821


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]
    مهارت ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن (قسمت اول)

    درآمد

    يكي از مواهب بزرگ خداي سبحان بر آدمي استعداد سخن گفتن است. چه آن كه آدمي با سخن گفتن آنچه را كه در درون خويش دارد آشكار مي‌كند و مقصود خويش را با سخن گفتن بيان مي‌كند. قرآن كريم به اين ويژگي انسان تكيه نموده و فرموده است:

    "الرَّحْمَنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ * خَلَقَ الإنْسَانَ * عَلَّمَهُ الْبَيَانَ".1

    بيان يعني ظاهرنمودن، با زبان انسان مكنونات ضمير خودش را، امور پنهاني كه در ضميرش است براي ديگري آشكار مي‌كند و آن ديگري براي او آشكار مي‌كند.2

    و در سوره بلد هم به اين نعمت مهم تصريح نموده است:

    "أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ".3

    از اين روي گفته مي‌شود: اصل استعداد و قدرت بر سخن گفتن امري خدادادي است كه به لطف خود، در آفرينش انسان به وديعت نهاده است، اما شكل گرفتن، فعليت يافتن و شكوفايي آن به صورت‌هاي مختلف و پيدايش زبان‌ها و لغت‌هاي گوناگون، شكل قراردادي دارد.4

    سؤال اساسي كه ما در اين قسمت از بحث به دنبال آن هستيم پاسخ به اين مطلب اساسي است كه قرآن كريم چه نوع مهارت‌هايي را براي ارتباط كلامي ميان فردي مؤثر ارائه داده است تا آدمي در پرتو آن مهارت‌ها توان يابد، در گفتگوي خويش با هم ‌نوع خود به مقصود و مطلوبش برسد و پيام خود را به راحتي به ديگران برساند. اگر چه در تفاسير و كتب اخلاقي پيرامون آداب سخن گفتن مباحثي را بيان فرمودند ولي از آن جايي كه آن مطالب دسته بندي نشده و خصوصاً با عنوان انتخاب شده در نوشته ها به صورتي كه ما ارائه داديم ديده نشد بر آن شديم بخشي از خلاء موجود در عنوان ارائه شده را پر كنيم.

    اهميت سخن گفتن

    از آنجا كه آدمي در رساندن مافي‌الضمير خويش ناگزير به تكلم است و اندوخته‌هاي علمي خويش و تجربيات زندگي را به وسيله مهم‌ترين نعمت الهي كه همان سخن گفتن است ارائه مي‌دهد و بسياري از تنش‌ها و چالش‌هاي زندگي را با گفتار بايد حل و فصل نمايد روشن مي‌شود سخن گفتن در زندگي آدمي نقش غيرقابل انكاري دارد و از اهميت بالايي برخوردار است كه خدا اين نعمت خدادادي (استعداد سخن گفتن را) را نصيب انسان‌ها نموده است. شهيد مطهري در اهميت سخن گفتن مي‌فرمايد: "اين كه انسان با حيوان‌ها متفاوت است، به موجب همان استعدادي است كه در او براي گفتن و نوشتن نهفته شده است. يعني اگر همين يك استعداد را از انسان بگيريم انسان با حيوانات فرقي نمي‌كند. اگر بيان و قلم نبود انسان تا دامنه قيامت همان وحشي اوليه بود، محال بود به اصطلاح امروز، فرهنگ و تمدن به وجود بيايد، چون فرهنگ محصول تجارب بشر است، با بيان، انسان آن چه را كه تجربه مي‌كند و مي‌آموزد به همزمان هاي خودش منتقل مي‌كند، كه قلم هم اين خاصيت را دارد."5

    واژه شناسي مهارت و ارتباط

    مهارت در فرهنگ فارسي به معناي زيركي و رسايي در كار،استادي و زبر دستي آمده است.6 ودر لغت نامه دهخدا به معناي، ماهر بودن در كار،استادي ،زيركي ،چابكي و زبر دستي آمد.7

    با توجه به معناي لغوي واژه مهارت ، مهارت ارتباط كلامي در اصطلاح عبارت است از آنكه آدمي در پرتو شناخت صحيح و رفتار درست به توانايي لازم در انتقال پيام و خواسته هاي ما في الضمير به مخاطب دست يابد.

    ارتباط ميان فردي، فرايندي است كه در آن، اطلاعات، مفاهيم و احساسات را با پيامهاي كلامي و غيركلامي با ديگران درميان مي‌گذاريم.8

    به تعبير ديگر: ارتباط هر عمل متقابلي است كه شامل انتقال پيام باشد.9

    ارتباط ميان فردي نشانه هويت و تكامل آدمي است. ارتباط مؤثر موجب شكوفايي افراد و به فعليت رسيدن استعدادها و بهبود كيفيت روابط و رسيدن به آسايش در زندگي دنيايي است.

    به همين خاطر در آموزه‌هاي ديني بر ارتباط مؤثر تأكيد شده است.

    بديهي و آشكار است كه مهمترين راه برقراري ارتباط انسان‌ها، ارتباط كلامي است.

    مهم آن است كه آدمي قدرت ارتباط كلامي مؤثر داشته باشد تا بتواند به راحتي و به نحو شايسته از اين نوع ارتباط بهره گيرد. قرآن كريم، كتاب زندگي، مهارت‌هايي را بر ارتباط كلامي مؤثر ارائه داده است كه ما در اين بخش آن‌ها را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهيم.


    مهارت‌هاي ارتباط كلامي ميان فردي در قرآن


    مهارت شناختي:

    1ـ به كارگيري واژه مثبت و آرامش‌زا

    نتيجه مثبت يا منفي يك ارتباط كلامي ميان فردي ارتباط تنگاتنگي با نحوه شروع و پايان آن، ارتباط دارد. اگر ارتباط كلامي با كلمات مثبت (امنيت‌آور و آرامش‌زا) شروع شود، تداوم ارتباط، براي طرفين، دلنشين و خوشايند خواهد بود، همان‌گونه كه به كارگيري كلماتي كه داراي بار منفي است در ارتباط طرفين ايجاد اختلال مي‌كند.

    قرآن كريم در آياتي به سلام كردن در آغاز و پايان مكالمه توصيه نموده و از سلام به عنوان يك واژه مثبت و آرامش‌دهنده در ارتباط كلامي ميان فردي به نيكي ياد نموده است.

    1ـ "وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ؛ هرگاه كساني كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آن‌ها بگو: سلام بر شما".10

    2ـ زماني كه فرشتگان براي تخريب شهر لوط به نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند در آغاز ملاقات به آن حضرت سلام كردند.

    "وَلَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا سَلامًا قَالَ سَلامٌ؛ فرستادگان ما (فرشتگان) براي ابراهيم بشارت آوردند، گفتند: سلام (او نيز) گفت: سلام".11

    3ـ به مؤمنين دستور داده شده به هنگام ورود در خانه ديگران طلب استيناس نموده و سلام كنند. "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا؛ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! در خانه‌هايي غير از خانه ‌خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد".12

    4ـ زماني كه حضرت ابراهيم(ع) خواست از آزر جدا شود به او سلام كرد. "قَالَ سَلامٌ عَلَيْكَ".13

    باتوجه به معناي واژه سلام، بنابر گفته راغب كه عبارت از، صلح و آشتي است.14 از مجموع اين آيات و آيات ديگر به دست مي‌آيد كه قرآن كريم اين اصل (به كارگيري واژه مثبت و آرامش‌زا) را در ارتباط كلامي مؤثر ميان فردي به عنوان يك اصل ثابت و مسلم پذيرفته است.

    ناگفته نماند واژه مثبت و آرامش‌زا منحصر به سلام نيست، بلكه هر واژه مثبتي كه آرامش را به همراه داشته باشد استفاده از آن نيكو و پسنديده است، كه البته در فرهنگ قرآني به پيروان كتاب زندگي دستور داده شده است ابتداي سخن با سلام شروع شود. بر اساس همين نگرش وحياني، معصومين(ع) بر شروع سخن با سلام تأكيد نمودند. رسول اكرم(ص) فرمود: "اَلسَّلامُ تَحِيَّةٌ لِمِلَّتِنا و اَمان لِذِمَّتِنا"15 واژة (سلام) درود جامعة ما و حافظ ذمّة ماست.

    مردي با امام حسين(ع) آغاز سخن كرد كه خدا عافيت بخشد، حالت چگونه است. حضرت فرمود: "اَلسَّلامُ قَبْلَ الكلامِ عافاكَ الله، لاتَأذَنُوا لِأحَدٍ يُسَلِّمَ".16

    خدا عافيت دهد، سلام كردن بر سخن گفتن مقدم است. تا كسي سلام نداده به او اجازه سخن ندهيد.

    براساس همين بينش توحيدي بخيل واقعي كسي است كه از سلام نمودن بخل ورزد. امام حسين(ع) فرمود:‌ "اَلْبَخيلُ مَنْ بَخِلَ بالسَّلامِ؛ بخيل كسي است كه از سلام كردن بخل ورزد ".17

    شايد يكي از حكمت‌هاي سلام اين باشد كه هر انساني در زندگي خود پيوسته نگراني‌ها، ترس‌ها و اضطراب‌هايي دارد و با هركسي هم كه برخورد مي‌كند، چون احتمال مي‌دهد كه از سوي او ضرري متوجهش شود، نوعي نگراني و اضطراب به او روي مي‌آورد. بنابراين نخستين چيزي كه در هر ملاقات و برخورد انسان‌ها مطلوب و شيرين است برطرف شدن اين نگراني و دلهره خواهد بود تا انسان احساس آرامش كند و مطمئن شود كه از سوي آن شخص هيچ ضرري به او نمي‌رسد و خطري او را تهديد نمي‌كند. بنابراين در اولين برخورد، بهترين چيزي كه بايد مسلمان‌ها رعايت كنند، دادن امنيت و آرامش به طرف مقابل و مخاطب خويش است تا مطمئن شود كه از طرف مقابل ضرري متوجه او نيست. 18

    ارتباط كلامي كه گام نخست روابط اجتماعي به شمار مي‌آيد، مانند هر رابطه اجتماعي ديگر بايد براي انسان احساس امنيت و آرامش فراهم سازد، و قرآن باتوجه به همين نكته از مؤمنان خواسته است كه آغاز و پايان ارتباطات كلامي خود را با سلام زينت بخشند تا فضاي سلامتي براي گيرنده علاوه بر فضاسازي براي شكل‌گيري يك ارتباط شاداب و اثرگذار ميان يكديگر، زمينه را براي پاسخ سلام خود از جانب گيرنده كه متقابلاً سلامتي را براي فرستنده طلب مي‌كند فراهم مي‌سازد، در نتيجه، ارتباط در محيطي كاملاً فعّال، واقعي، سالم و مملو از مهرباني شكل مي‌گيرد كه هم براي ارتقاء سطح بهره‌وري ارتباط كلامي ميان فردي مي‌افزايد و هم بهره‌وري از زمان را براي هر دو طرف گفتگو به ارمغان مي‌آورد. 19

    2ـ اعتماد آفريني20

    از عوامل مهم ارتباط مؤثر و نفوذ در مخاطب، كسب اعتماد او به گفتار و انگيزه گوينده است كه ميان افزايش عناصر اعتماد ‌آفرين با افزايش پذيرش مخاطب، رابطه مستقيمي وجود دارد.

    قرآن كريم با اشاره‌اي نغز در داستان ابراهيم، اين واقعيت را بيان كرده است: هنگامي كه جمعي از فرشتگان براي نابودي قوم لوط به صورت ناشناس، نزد حضرت ابراهيم(ع) آمدند و از خوردن غذا خودداري ورزيدند. ابراهيم(ع) احساس بيگانگي و دلهره كرد و از گفتگو با آنان، خودداري نمود ولي پس از شناسايي و دريافت بشارت از آنان، باب گفتگو را دربارة مأموريت آنان و شفاعت از قوم لوط گشود.

    "فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ؛ هنگامي كه ترس ابراهيم فرونشست، و بشارت به او رسيد، درباره قوم لوط با ما مجادله مي‌كرد".21

    از اين آيه برمي‌آيد كه پيش شرط گفتگوهاي مؤثر و سازنده، ايجاد فضايي امن، همراه با اعتمادي متقابل است.


    عناصر اعتمادآفرين در روابط گفتاري:22

    الف، راستگويي

    از عوامل مؤثري كه موجب ايجاد و تحكيم اعتماد مخاطب مي‌گردد، صداقت گوينده است، به طوري كه براي شنونده، از روي قرائن يا شناخت قبلي كاملاً محسوس و ملموس باشد، چه آن كه، هيچ‌گونه اعتمادي به دروغ‌گو نيست.

    امام باقر(ع) فرمود: "تعلّموا الصدق قبل الحديث".23

    راستگويي را پيش از سخنگويي بياموزيد.

    ب، خيرخواهي

    تصور خيرخواهي و دلسوز بودن گوينده در ذهن مخاطب، تحكيم اعتماد وي را به دنبال دارد و در نتيجه تأثير فزونتر گفتار بر دل و جان او را باعث مي‌گردد.

    از اين روي، پيامبران هنگام دعوت و گفتگو، بر خيرخواهي و دلسوزي خود تأكيد مي‌ورزيدند.

    از حضرت نوح(ع) نقل شده است: "أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنْصَحُ لَكُمْ؛ رسالت‌هاي پروردگارم را به شما ابلاغ مي‌كنم، و خيرخواه شما هستم".24

    ج، پرهيز از خودمحوري

    غرور و خود برتربيني در گفتگو و بي‌توجهي به نگرشهاي طرف مقابل سلب اعتماد وي از برقراريِ ارتباطي مفيد و مؤثر را به دنبال خواهد داشت.

    اشراف قوم نوح به خاطر خود برتربيني و تصور دروغگو بودن آن حضرت حاضر به گوش دل دادن گفتار آن حضرت نشدند: "وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ؛ و براي شما فضيلتي نسبگ روابط اجتماعي در آموزهاي اسلامي، ج 2، ص 448.

    9 . ماهوان، سعيد، آشنايي با مهارت‌هاي زندگي، ص128.

    10 . انعام/54.

    11 . هود/69.

    12 . نور/27.

    13 . مريم/47.

    14 . مفردات الفاظ قرآن، 2/250.

    15 . كرمي فريدي، نهج الفصاحه، ص341

    16 . گروه حديث پژوهشكده باقرالعلوم، فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع)، ترجمه علي مويدي، ص813

    17 . همان، 813.

    18 . اخلاق در قرآن، ج3، ص255.

    19 . احمدزاده، سيدمصطفي، اصول حاكم بر ارتباطات كلامي ميان فردي ازديدگاه قرآن،فصلنامه پژوهشهاي قرآني، دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي، ش 46 . 47 ص311 - 312.

    20 . گروه پژوهشي علوم قرآن و حديث دانشگاه علوم اسلامي رضوي، فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص451.

    21 . هود/74.

    22 . فرهنگ روابط اجتماعي در آموزه‌هاي اسلامي، ج2، ص452.

    23. منتخب ميزان الحكمه، 314.

    24. اعراف/62.

    25. هود/27.

    26. شعراء /107 . 109.

    27. غررالحكم، 192.

    28 . بقره/83

    29. تحف العقول، 534.

    30 . انعام/108.

    31 . احزاب/70.

    32 . نساء/5.

    33 . اسراء/53.

    34 . حجرات/11.

    35 . ابراهيم/5.

    36 . تحف العقول،60.

    37 . محمد، محمدي ري‌شهري، حكمت‌نامه كودك، ترجمه عباس پسنديده، ص 266.

    منبع :

    http://www.maarefmags.com/article.asp?Art=1798


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
    سخن و سخنوري از منظر امير سخن حضرت علي عليه السلام


    بس نكته غير حُسن ببايد كه تا كسي مطبوعِ طبعِ مردمِ صاحبنظر شود

    از يك جهت، تبليغ بر سه گونه است:

    1. تبليغ با گفتار

    2. تبليغ با نوشتار

    3. تبليغ با رفتار

    از جهت فزوني، تبليغ با گفتار فراوانتر و رايجتر است؛ ولي غمگنانه بايد اين واقعيت تلخ را پذيرفت و گفت كه شماري از ما مبلّغان اگر نگوييم بسياري از ما هنگام تبليغ با گفتار، به مقدمات، شرايط، اصول و روش هاي «سخن گفتن» چندان توجه نمي كنيم و حال آنكه در اين زمينه بايد دست كم به دو امر مهم توجه كنيم:

    1. سخنِ خوب گفتن

    2. خوب سخن گفتن

    مي توانيم امر اول را در حوزه محتواي سخن و گفتار و امر دوم را در حوزه قالب سخن و گفتار در نظر آوريم كه هر دو، لازم و ملزوم يكديگرند؛ اما جاي بسي شگفتي است اگر براي «چگونه گفتن» به اندازه «چه چيز گفتن» ارزش و اهميت قائل نشويم.

    به همين منظور و در سال امير سخن، حضرت امير مؤمنان علي عليه السلام ، 40 سخن از سخنان نغز و پر مغز ايشان در زمينه تبليغ گفتاري و بويژه در حوزه قالب گفتار و چگونه سخن گفتن را با شما، مبلّغان گرامي، در ميان مي نهيم و با عنوان هايي تأمل برانگيز و گاه اشعاري زيبا از شاعران اين مرز و بوم به قلم مي آوريم تا شايد قبول خاطر حضرتش ارزاني مان شود.

    شايان گفتن است 40 حديث زيبايي را كه آورده ايم، از كتاب «مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم، چاپ اول، قم، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، 1413» برگرفته و شماره صفحه هر حديث را در پايان ترجمه آن و درون پرانتز ذكر كرده ايم.
    1. شخصيت ما به سخنان ما بستگي دارد

    «تكلّموا تعرفوا فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه؛

    سخن بگوييد تا شناخته شويد؛ زيرا (شخصيت) آدمي زير زبانش نهفته است.» (ص 994)
    تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد

    ***
    زبان در دهان اي خردمند چيست كليد در گنجِ صاحبْ هنر
    چو درْ بسته باشد چه داند كسي كه جوهرفروش است يا پيله ور
    2. چرا زيبا سخن نمي گوييم؟

    «جميل القول دليل وفور العقل؛

    زيبايي سخن، نشانه فزونْ خِرَدي است.» (ص 946)
    3. اگر پاسخ زيبا مي خواهيم

    «أجملوا في الخطاب تسمعوا جميل الجواب؛

    سخن گفتن (با ديگران) را زيبا كنيد تا پاسخ زيبا (از آنان) بشنويد.» (ص 294)
    4. از روي حقيقت، سخن بگوييم

    «إيّاك و الكلام فيما لاتعرف طريقته و لاتعلم حقيقته... ؛

    از سخن گفتن در موردي كه راه و چاره آن را نمي شناسي و حقيقت آن را نمي داني بپرهيز.» (ص 995)
    زبانْ بُريده به كُنجي نشسته صُمٌّ بُكم بِه از كسي كه زبانش نباشد اندر حُكم
    5. چرا سخنان گرانپايه نمي گوييم؟

    «المرء يوزن بقوله و يقوّم بفعله فقل ما ترجّح زنته و افعل ما تجلّ قيمته؛

    انسان به گفتارش سنجيده و به رفتارش ارزشگذاري مي شود. بنابراين، چيزي بگو كه گرانپايه و كاري بكن كه گرانبها باشد.» (ص 1264)
    غلام آن كلماتم كه آتش انگيزد نه آب سرد زند در سخن بر آتش تيز
    6. سخن بليغ اين است

    «البلاغة ما سهل علي المنطق و خفّ علي الفطنة؛

    سخن رسا آن است كه بآساني بر زبان آيد و بسادگي فهميده شود.»(ص 111)
    7. مجاز و ايجاز سخن نيكو بُوَد

    «أبلغ البلاغة ما سهل في الصّواب مجازه و حسن إيجازه؛

    رساترين سخن آن است كه افزون بر درستي، مجاز آن آسان(فهم) و كوتاهي آن نيكو (و در خور) باشد.»(ص 111)
    درخشنده روشن روانِ كسي كه كوتاه گويد به معني بسي
    سخن گويد آن سان كه دلخواهتر ز لفظ، آن گُزيند كه كوتاهتر
    8. گويا و خردمندانه سخن بگوييم

    «ءاية البلاغة قلب عقول ولسان قائل؛

    نشانه بلاغت، داشتن انديشه اي سرشار از خِرَدورزي و زباني سرشار از گويايي است.» (ص 111)
    سخن چون برابر بُوَد با خِرَد ز گفتار گوينده رامِش بَرَد
    9. امان از تكرار و تكرار و تكرار!

    «علامة العيّ تكرار الكلام عند المناظرة... ؛

    نشانه درماندگي، تكرار سخن هنگام گفت و گو است.» (ص 995)
    سخن گر چه دلبند و شيرين بُوَد سزاوار تصديق و تحسين بُوَد
    چو يك بار گفتي، مگو باز پس كه حلوا چو يك بار خوردند، بس
    10. در پرتو انديشه سخن بگوييم

    «فكّر ثمّ تكلّم تسلم من الزّلل؛

    نخست انديشه كن آن گاه سخن گوي تا از لغزش ها در امان باشي.» (ص 994)
    سخن كان از سر انديشه نايد نوشتن را و گفتن را نشايد

    ***
    اول انديشه وانگهي گفتار پاي بست آمده است و پس، ديوار

    ***
    سخندانِ پرورده، پير كهن بينديشد، آن گه بگويد سخن
    مزن بي تأمل به گفتار دَم نكو گو و گر ديرگويي چه غم؟
    بينديش و آن گه برآور نَفَس و زان پيش بس كن كه گويند بس
    به نطق، آدمي بهتر است از دواب دواب از تو بِه، گر نگويي صواب
    11. نرم و روان سخن بگوييم

    «من لانت كلمته وجبت محبّته؛

    هر كس سخن گفتنش نرم و روان باشد، دوست داشتنش نيز بايسته باشد.» (ص 994)
    درشتي ز كَس نشنود، نرم گوي سخن تا تواني به آزرم گوي
    12. دوست داري تو را سرزنش نكنند؟

    «عوّد لسانك حسن الكلام تأمن الملام؛

    زبان خويش را به سخنان پسنديده عادت ده تا از سرزنش (ديگران) در امان باشي.» (ص 995)
    13. چرا سخنان خود را دسته بندي نمي كنيم؟

    «أحسن الكلام ما زانه حسن النّظام و فهمه الخاصّ و العامّ؛

    زيباترين سخن آن است كه با نظم و ترتيبي زيبا آراسته شده و براي خاص و عام قابل فهم باشد.» (ص 995)
    بياراي! سخنگويِ چابك سراي بساط سخن را يكايك به جاي
    14. الفاظ پيچيده و نامأنوس به كار نبريم

    «أحسن الكلام ما لاتمجّه الاذان و لايتعب فهمه الأفهام؛

    زيباترين سخن آن است كه براي گوش ها ناخوشايند و دريافت آن براي فهم (مردم) رنج آور نباشد.» (ص 995)
    بشنو موعظه اهل عُقول كَلِّمِ النّاس علي قدر عُقول
    اصل، معني است نه تزيين كلام سخن آن است كه فهمند عوام
    15. راست ترين سخن چه سخني است؟

    «أصدق المقال ما نطق به لسان الحال؛

    راست ترين سخن آن است كه زبان حال نيز گوياي آن باشد.» (ص 948)
    بيان شوق چه حاجت، كه سوز آتش دل توان شناخت ز سوزي كه در سخن باشد
    16. به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست

    «أحسن المقال ما صدّقه حسن الفعال؛

    نيكوترين سخن آن است كه رفتار نيك (گوينده اش) بر آن گواهي دهد.» (ص 948)
    بزرگي سراسر به گفتار نيست دو صد گفته چون نيم كردار نيست
    17. از سخنان ياوه و بيهوده بپرهيزيم

    «أسوء القول الهذر؛

    بدترين سخن گفتن، ياوه گويي است.» (ص 946)
    18. چرا تناقض گويي؟

    «شرّ القول ما نقض بعضه بعضا؛

    زشت ترين سخن آن است كه پاره اي از

    آن، پاره ديگرش را نقض كند.»(ص946)
    19. نكند از كلمات زشت استفاده كنيم!

    «إيّاك و ما يستهجن من الكلام فإنّه يحبس عليك اللّئام و ينفّر عنك الكرام؛

    از سخنان زشت پرهيز كن؛ زيرا فرومايگان را به گِردت نگه مي دارد و گرانپايگان را از گِردت مي راند.» (ص 1289)
    سخن، خوب است ز اول، خاطر كَس را نرنجاند كه بعد از گفت و گو، سودي ندارد لب گَزيدن ها
    20. مطالعه و سرمايه علمي مهمتر است

    «ينبغي أن يكون علم الرّجل زائدا علي نطقه و عقله غالبا علي لسانه؛

    سزاوار است كه دانش آدمي از سخن گفتن او فزونتر و خِرَدورزي وي بر زبانش چيره تر باشد.» (ص 1397)
    21. آنچه از دل بر آيد ...

    «إذا طابق الكلام نيّة المتكلّم قبله السّامع و إذا خالف نيّته لم يحسن موقعه في قلبه؛

    هرگاه سخن گوينده با باور دروني اش يكسان باشد، شنونده آن را مي پذيرد. و هر گاه با باور دروني اش يكسان نباشد، در جان شنونده از جايگاه خوبي برخوردار نمي شود.» (ص 1331)
    22. دلمان به اين خوش نباشد

    «من أعجبه قوله فقد غرب عقله؛

    سخن هر كس او را خوش كند، بي گمان

    از خِرَدورزي اش دور مانَد.» (ص 947)
    مشو غرّه به حُسن گفتار خويش به تحسين نادان و پندار خويش
    23. پژوهشگرانه سخن بگوييم

    «من تفقّد مقاله قلّ غلطه؛

    هر كس سخنش پژوهشگرانه باشد، اشتباهش نيز اندَكانه باشد.» (ص 948)
    سخن بايد به دانش دَرج كردن چو زر سنجيدن آن گه خرج كردن
    نخست انديشه كن، آن گاه گفتار كه نامحكم بُوَد بي بيخ، ديوار
    24. چرا مطالب را جمع بندي نمي كنيم؟

    «من قام بفتق القول و رتقه فقد حاز البلاغة؛

    هر كس بتواند دامنه سخن را بگستراند و سپس آن را خوب جمع بندي كند، بي گمان به رسايي سخن دست يافته است.» (ص 111)
    25. هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد

    «لاتتكلّمنّ إذا لم تجد للكلام موقعا؛

    هر گاه براي سخن گفتن جايگاهي (درخور) نيافتي، هرگز سخن نگو.» (ص 994)
    مجال سخن تا نيابي، مگوي چو ميدان نبيني، نگه دار گوي
    26.چرا هر چه را مي داني مي گويي؟

    «لاتتكلّم بكلّ ما تعلم فكفي بذلك جهلا؛

    هر چه را مي داني نگو؛ زيرا براي ناداني (تو) همين بس است.» (ص 994)
    27. واي از اين سخنوري!

    «لاتقل ما يكسبك وزرا أو ينفّر عنك حرّا؛

    سخني نگو كه گناهي را براي تو به بار آورد و يا آزاده اي را از تو براند.» (ص 945)
    28. با احاطه علمي سخن بگوييم

    «لاتخبر بما لم تحط به علما؛

    از چيزي كه دانشي فراگير نسبت به آن نداري، سخن نگو.» (ص 282)
    سخن كز علم گويي راست آن است مرا از اهل دل درخواست آن است
    29. بر هر شنيده اي تكيه نكنيم

    «لاتحدّث النّاس بكلّ ما تسمع فكفي بذلك خرقا؛

    هر چه را مي شنوي با مردم در ميان نگذار؛ زيرا براي ناداني و سست انگاري (تو) همين بس است.» (ص 197)
    30. سخني را نگو كه تكذيبت كنند

    «لاتحدّث بما تخاف تكذيبه؛

    از چيزي كه بيم آن داري دروغش پندارند، سخن نگو.» (ص 197)
    سخن را به اندازه اي دار پاس كه باور توان كردَنَش در قياس
    31. اين پاسخ، از شخصيت ما نمي كاهد

    «لايستحيينّ أحد إذا سئل عمّا لايعلم أن يقول لاأعلم؛

    اگر چيزي را از كسي پرسند كه پاسخ آن را نمي داند، هرگز شرم نكند از اينكه گويد: «نمي دانم».» (ص 945)
    32. سخنراني را اين همه طولاني نكنيم

    «ءافة الكلام الإطالة؛

    درازگويي بيماري سخنگويي است.» (ص 995)
    گفتار دراز مختصر بايد كرد از يار بدآموز حذر بايد كرد
    33. چرا زوائد و حواشي سخن زياد مي شود؟

    «كثرة الكلام تبسط حواشيه و تنقص معانيه فلايري له أمد و لاينتفع به أحد؛

    پُرگويي، سخن را درازدامن و تُنُك مايه مي كند به گونه اي كه هيچ پاياني براي آن ديده نمي شود و هيچ كسي از آن بهره مند نمي گردد.» (ص 1362)
    سخن را سر است اي خردمند و بُن مياور سخن در ميان سخن
    خداوند تدبير و فرهنگ و هوش نگويد سخن، تا نبيند خموش
    34. چرا شنوندگان از ما خسته مي شوند؟

    «كثرة الكلام تملّ السّمع؛

    پُرگويي گوش را خسته مي كند.» (ص 995)
    سخن را مَطلَع و مَقطَع ببايد كه پُر گفتن ملالت مي فزايد
    35. بهترين سخنراني اين است

    «خير الكلام ما لايملّ و لايقلّ؛

    بهترين سخن آن است كه هم خسته كننده نباشد و هم اندك نباشد.» (ص 995)
    با آنكه سخن به لطف آب است كم گفتن هر سخن صواب است
    آب ار چه همه زلال خيزد از خوردن پُر، ملال خيزد
    كم گوي و گُزيده گوي چون دُر تا ز اندك تو جهان شود پُر
    لاف از سخنِ چو دُر توان زد آن خشت بُوَد كه پُر توان زد
    يك دسته گُلِ دماغ پرور از خرمن صد گياه بهتر
    36. دوست داري تو را تحسين كنند؟

    «من أمسك عن فضول المقال شهدت بعقله الرّجال؛

    هر كس از گفتن اضافات سخن بپرهيزد، بزرگان به خِرَدورزي اش گواهي دهند.» (ص 948)
    37. با روش غير مستقيم هم سخن بگوييم

    «من اكتفي بالتّلويح استغني عن

    التّصريح؛

    هر كس به اشاره گويي بسنده كند، از آشكارگويي بي نياز شود.» (ص 1032)
    38. در دادن پاسخ، شتابان نباشيم

    «من أسرع في الجواب لم يدرك الصّواب؛

    هر كس در دادن پاسخ شتاب نمايد، از دادن پاسخِ درست باز مانَد.»

    (ص 170)
    39. با نابِخرَدان چگونه سخن بگوييم؟

    «ترك جواب السّفيه أبلغ جوابه؛

    ندادن پاسخ به نابِخرد، رساترين پاسخ به اوست.» (ص 170)
    40. چه شيرين است شيرين سخني!

    «من عذب لسانه كثر إخوانه؛

    هر كس شيرين سخن باشد، برادران او فراوان شوند.»(ص 1028)
    به گفتار شيرين، فريبنده مرد كند آنچه نتوان به شمشير كرد

    ***
    همي همچو جان زان نگردد كهن كه فرزند جان است شيرين سخن

    منبع :
    مجله مبلغان، شماره 11 ، مهدي فاطمي؛


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۳ ] [ مشاوره مديريت ]
    قرآن كريم و نيكو سخن گفتن


    مهدي تجليل
     
    مقدمه
     
    چنان كه مي‏دانيم آدمي يك خود فردي دارد و آن مجموعه‏اي از انديشه‏ها، آمال، اميال، خواست‏ها و شهوات اوست كه در اين قلمرو، كارهاي عادي خود را انجام مي‏دهد. اين مرتبه را مي‏توان مرتبه«داني و حيواني»او ناميد و ديگري خود«علوي، انساني و ملكوتي»اوست.خود حيواني و خاكي آدم تنها وسيله و مركبي براي رسيدن به خود انساني وي به شمار مي‏رود.«اما خود متعالي»انگيزه معنوي و الهي دارد، پايگاه كرامت ذاتي انسان محسوب مي‏شود و با اين جنبه از وجود خود است كه آدمي ارزش، قداست و تعالي پيدا مي‏كند.
     باري همين خود ملكوتي انسان است كه سرچشمه ارزش‏هاي متعالي و انساني مي‏شود و به اخلاق معنايي فراتر از سود و مصلحت مي‏بخشد.بنابراين، با قبول اين جنبه از خود انساني، ارزش‏هاي اخلاقي انسان اثبات مي‏شوند و به منصه ظهور مي‏رسند.
     در اين مقاله، ابتدا كلياتي را تحت عنوان«نكته‏ها»در خصوص آثار نيكو سخن گفتن و خوش كلامي از زبان پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم)و ائمه معصومين (عليهم السلام)مي‏آوريم، آن‏گاه به متن قرآن و تفسير وارد مي‏شويم و آياتي را در زمينه خوش كلامي و با يكديگر به نيكي سخن گفتن نقد و تحليل مي‏كنيم.
     
    الف)نكته‏ها
     
    در ستايش سخن خوش و نيكو روايات بسيار است.در اين‏جا به نمونه‏هايي از آن‏ها به شرح زير اشاره مي‏كنيم:
     1.رسول خدا(ص)فرمود: ثلاث من لقي اللّه تعالي‏ بهنّ دخل الجنّة من ايّ باب شاء:من حسن خلقه، و خشي اللّه في المغيب و المحضر، و ترك المراء و ان كان محقّاً. 1
     ترجمه:«سه چيز است كه هر كه خدا را با آن‏ها ملاقات كند، از هر دري كه بخواهد داخل بهشت مي‏شود كسي كه خلقش نيكو باشد، كسي كه در نهان و آشكار از خدا بترسد، و كسي كه ترك جدال كند، اگر چه حق با او باشد.»
     2.و فرمود:خوش كلامي و اطعام شما را در بهشت جاي مي‏دهد. 2
     3...و فرمود:در بهشت غرفه‏هايي هست كه(از درخشندگي)بيرون آن‏ها از درون و درون آن‏ها از بيرون ديده مي‏شود. خدا آن‏ها را براي كساني آماده كرده است كه مردم را اطعام كنند و خوش سخن باشند. 3
     4...و فرمود:الكلمة الطّيّبة صدقة. 4
     ترجمه:«سخن نيكو صدقه است.»
     5.امام باقر(ع)فرمود:قولوا للنّاس احسن ما تحبّون ان يقال لكم.
     ترجمه:«با مردم به نيكوترين وجهي كه مي‏خواهيد با شما سخن گفته شود، سخن بگوييد.»
     6.همچنين، پيامبر اكرم(ص) فرمودند 5 :
     -سه چيز است كه در هر كه نيست، كارش انجام نگيرد:تقوايي كه وي را از گناه باز دارد، اخلاقي كه با مردم بسازد و مدارا كند و حلمي كه با آن سبكي را از نادان سبكسر دفع كند.
     -خدا مهربان و دارنده رفق است و كسي را كه چنين باشد، دوست دارد و آن پاداشي كه بر رفق و نرمي مي‏دهد، بر عنف و درشتي نمي‏دهد.
     -هر كس در كار خود رفق داشته باشد، به آنچه از مردم بخواهد، مي‏رسد.
     -هر كه را رفق و نرمي دادند، خير دنيا و آخرت به او دادند و هر كه را از رفق محروم ساختند، او را از خير دنيا و آخرت محروم كردند.
     7.امام كاظم(ع)نيز فرمودند 6 : «نصف عيش و زندگي آدمي رفق و نرمي است.»
     و به تجربه دريافت و مكرر ملاحظه شده است كه اموري كه با رفق و مدارا اجرا مي‏شوند، هرگز با خشونت و درشتي به انجام نمي‏رسند.و هر پادشاهي كه به لشكر و رعيت خود مهربان و نرم است، امور مملكت او منتظم و سلطنت او دوام دارد.
     
    ب)قرآن كريم و نيكو سخن گفتن
     
    اكنون مي‏پردازيم به بحث اصلي خود، يعني ديدگاه قرآن كريم درباره نيكو سخن گفتن:
     قرآن كريم مي‏فرمايد:
     ...و قولوا للنّاس حسناً و اقيموا الصّلاة و آتوا الزّكاة. 7
     ترجمه:«و با مردم(به زبان) خوش سخن بگوييد و نماز را به پاي داريد، و زكات را بدهيد.»
     
    بيان تفسيري آيه از ديدگاه تفاسير
     
    1.صاحب تفسير«منهج الصادقين»وجه آوردن«حسن»را در «قولوا للنّاس حسناً»به منظور مبالغه مي‏داند و مراد از آن را تخلّق و ارشاد ياد مي‏كند.ايشان آيه را چنين معنا مي‏كند:«با عامه مردم گفتاري نيكو داشته باشيد و با اخلاق حسنه رفتار كنيد و ايشان را به راه صواب و رشد رهنمون باشيد.» 8
     2.صاحب تفسير«نور الثقلين» در ذيل آيه شريفه‏«قولوا للنّاس حسناً...»به ذكر سه روايت از سه كتاب اكتفا كرده است كه به آن‏ها اشاره مي‏كنيم:
     در كتاب شريف«كافي»به نقل از ابي عمرو الزبيري از ابي عبد اللّه(ع)نقل شده است كه:«خداوند تبارك و تعالي ايمان را بر اعضاي بدن آدمي واجب كرده و وظيفه‏هاي هر يك را جداگانه توضيح داده است.از جمله:«گفتن را بر زبان، و بيان را بر قلب و هر چه باور دارد نزديك كرده است.در همين راستا خداوند مي‏فرمايد:و قولوا للنّاس حسناً». 9
     و در كتاب«مصباح الشريعه»از قول حضرت صادق(ع)نقل شده است كه فرمود:«با هر لحني و در هر حالي مردم را نخوانيد و دعوت نكنيد.خداوند عزوجل فرمود:با مردم به زبان خوش رفتار كنيد.» 10
     *** در جاي ديگري قرآن كريم مي‏فرمايد:قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذي و اللّه غنيّ حليم. 11
     ترجمه:«گفتاري پسنديده(در برابر نيازمندان)و گذشت(از اصرار و تندي آن‏ها)، بهتر از صدقه‏اي است كه آزاري به دنبال آن باشد و خداوند بي‏نياز بردبار است.»
     
    بيان تفسيري آيه
     
    در تفسير«مجمع البيان»، ذيل تركيب«قول معروف»تعبيرهاي گوناگوني نقل شده است:
     -در يك تعبير، در معناي«سخن و كلام نيكو و زيبا»نقل شده و با آن مترادف دانسته شده است و در تعبيري ديگر، در مفهوم«دعاي خوب و شايسته»آورده است. 12
     در بيان ديگر(به نقل از ضحاك) در«اصلاح ذات البين»به كار رفته است.
     از پيامبر(ص)ذيل آيه شريفه نقل شده است كه فرمود:«چون سائلي از شما چيزي خواهد، خواسته او را بر وي قطع مكنيد، تا آن‏كه از آن فارغ شود.سپس با وقار و نرمي به او پاسخ دهيد كه آن پاسخ به وجه نيكو اندك چيزي است به او.»
     گاهي كسي به سوي شما مي‏آيد كه نه انسان است نه جن.حق تعالي فرشته‏اي را به صورت سائلي نزد شما مي‏فرستد تا شما را بيازمايد كه با وي چگونه رفتار مي‏كنيد(در عين لطف و تفضلي كه به شما ارزاني داشته است). 13
     *** و همچنين، قرآن كريم در بيان برخورد با كسي كه مي‏خواهد بين پيامبر(ص)و دشمنان آن حضرت كينه و نفاق ايجاد كند، فرموده است:...ادفع بالّتي هي احسن فاذا الّذي بينك و بينه عداوة... 14
     ترجمه:«بدي را با آنچه بهتر است دفع كن، آن‏گاه كسي كه ميان تو و ميان او دشمن است...»
     
    بيان تفسيري آيه
     
    صاحب تفسير«نور الثقلين»، مراد از«ادفع بالّتي هي احسن...»را «ادفع سيّئة من اساء اليك بحسنتك» مي‏داند، يعني:«بدي كسي را كه به تو زشتي كرده است، با نيكي كردن از خود دور كن.» 15
     مرحوم طبرسي در ذيل اين آيه و اين كه آيه خطاب به پيامبر گرامي(ص) است، در تفسير«مجمع البيان» مي‏گويد:«مراد از آيه‏ادفع بالّتي هي احسن...، ادفع بحقّك باطلهم و بحلمك جهلهم و بعفوك اساءتهم» است.
     در واقع، خداوند رسول گرامي(ص)را مورد خطاب قرار مي‏دهد و به وي مي‏گويد:«با حق خودت، باطل ديگران و با حلم خودت، جهل آن‏ها و با بخشش خودت، بي‏احترامي و بدي آن‏ها را از خود دور كن.» 16
     آن‏گاه خداي سبحان دفع به أحسن را به بهترين و بليغ‏ترين وجه، ستوده و فرموده است:و ما يلقّاها الاّ الّذين صبروا، و ما يلقّاها الاّ ذو حظّ عظيم.
     ترجمه:«كسي اين سفارش را نمي‏پذيرد، مگر كساني كه صبور هستند و نيز آنان كه بهره‏اي بزرگ از كمال انسانيت و صفات نيك برده‏اند.»
     در مضون اين آيه شريفه علاء بن حضرمي، يكي از شاعران عرب، شعري سروده است كه در اين‏جا نقل مي‏كنيم:
     و حيّ ذوي الاضغان تسبّ قلوبهم
     تحيّتك العظمي فقد يرفع النّغل
     فان اظهروا خيراً فجاز بمثله
     و ان خنسوا عنك الحديث فلا تسل
     فانّ الّذي يؤذيك منه سماعه
     فانّ الّذي قالوا وراءك لم تقل
     17 ترجمه:
     1.گروهي كينه‏جو هستند و هميشه دل‏هايشان نفرين مي‏فرستد- اما اين اسلام بزرگ و مؤثر توست كه هرگونه كينه و نفاق را از بين مي‏برد.
     2.هرگاه آن‏ها خيري ظاهر كنند، تو متقابلاً پاداش نيك بده-اما هرگاه از تو رويگردان شدند، تو از آن‏ها رويگردان مباش.
     3.در برابر كسي كه به تو آزار رسانده و سخنان بد از او شنيده‏اي-آن‏ها كه پشت سر تو حرف زده‏اند، حرف بدي نزن و با آن‏ها به مقابله و جدال نپرداز.
     لازم به ذكر است كه پيامبر(ص) پس از شنيدن شعر علاء بن حضرمي، خطاب به وي فرمود:«بعضي از شعرها، حكمت‏ها را مي‏سرايند و پاره‏اي از بيان‏ها، نوعي سحر هستند.همانا شعر تو نيكوست و به راستي كه كتاب خدا(قرآن)از همه نيكوتر است.»
     *** و نيز خداوند در قرآن مي‏فرمايد: و اذا حييتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها انّ اللّه كان علي‏ كلّ شي‏ءٍ حسيباً. 18
     ترجمه:«و چون به شما درود گفته شد، شما به(صورتي)بهتر از آن درود گوييد، يا همان را(در پاسخ) برگردانيد، كه خدا همواره به هر چيزي حسابرس است.»
     
    بيان تفسير آيه
     
    در كتاب«عوالي اللئالي»، علي بن ابراهيم از امام صادق(ع) مطالبي نقل كرده و طي آن، مراد از «تحيت»در گفتار خداوند را«سلام و درود»و موارد ديگري از قبيل «نيكي و احسان»دانسته است. 19
     مرحوم طبرسي در مجمع البيان، ذيل آيه شريفه:«و اذا حييتم فحيّوا باحسن منها...»مي‏گويد:«شخصي خدمت پيامبر اكرم(ص)رسيد و عرض كرد:السّلام عليك. پيامبر(ص)فرمود:عليك السّلام و رحمة اللّه.
     ديگري عرض كرد:السلام عليك و رحمة اللّه.پيامبر(ص) فرمود:و عليك السلام و رحمة اللّه و بركاته.
     شخص ديگري خدمت حضرت رسيد و گفت:السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته.پيامبر(ص) فرمود:و عليك السّلام و رحمة اللّه و بركاته.
     هنگامي كه از پيامبر اكرم(ص) سؤال شد:چرا تحيت اول و دوم را با تحيت بيش‏تري پاسخ داديد، اما بر تحيت سوم چيزي نيفزوديد؟ فرمود:او چيزي از تحيت براي من باقي نگذاشت.از اين رو، همان را به او بازگردانيدم.» 20
     سلمي يكي ديگر از شاعران عرب در اين باره گويد:
     انّا محيّوك يا سلمي‏ فحيّينا
     و ان سقيت كرام النّاس فاسقينا
     من كلّ ما نال الفتي‏
     قد تلته الاّ التّحيّة
     21 1.اي سلمي، ما تو را درود مي‏فرستيم، تو نيز ما را درود فرست -اگر خواستي بهترين مردم را بهره‏مند سازي، ما را هم بهره‏مند كن.
     2.به هر مقصدي كه فتوت و جوانمردي رسيده-من هم به آن نائل مي‏شوم، جز اداي درود و سلام(از عهده اداي حق سلام بر نمي‏آيم).
     در آيه ديگري خداوند مي‏فرمايد:
     و قل لعبادي يقولوا الّتي هي احسن انّ الشّيطان ينزغ بينهم. 22
     ترجمه:«و به بندگانم بگو:آنچه را كه بهتر است بگويند، چرا كه شيطان ميان آن‏ها را به هم مي‏زند.»
     
    بيان تفسيري آيه
     
    مرحوم طبرسي در مجمع البيان ذيل آيه فوق، مطالبي را نقل كرده است.از جمله اين كه:«سخناني را بگوييد و از روش‏هايي پيروي كنيد كه بهترين و عالي‏ترين باشد.در آن مطالب گفتارها و سخنان زير تجلي‏ مي‏كند:
     1.گروهي گفته‏اند، مراد از گفتن بهترين گفتار، ذكر و گفتن شهادتين و هر آنچه خداوند از ذكرها واجب كرده است.
     2.منظور آيه اين است كه خداوند به آنچه فرمان داده، امر به كار بستن آن را كرده و از آنچه نهي فرموده، ما را باز داشته است.
     3.گفته شده، مراد اين است كه مردم با يكديگر به نيكوترين وجه صحبت كنند و از كلمات و تركيباتي چون«رحمك اللّه»، يعني خداوند تو را ببخشايد، استفاده كنند.
     4.مفهوم آيه فوق در آيه شريفه:
     لهم البشري‏ فبشّر عباد الذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه اولئك الّذين هداهم اللّه و اولئك هم اولوا الالباب. 23
     ترجمه:آنان را مژده باد، پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرا مي‏دهند و بهترين آن را پيروي مي‏كنند.اينانند كه خدا هدايتشان كرد و اينان همان خردمندان هستند.
     نمايان است و بدين معني در مقام مقايسه بين سخن بر حق پيامبر(ص) و سخن باطل مشركان تبعيت از سخن حق رسول گرامي(ص)به عنوان گفتار احسن و پسنديده لازم الاتباع شمرده مي‏شود.» 24
     *** و نيز مي‏فرمايد:ادفع بالّتي هي احسن السّيّئة نحن اعلم بما يصفون. 25
     ترجمه:«بدي را به شيوه‏اي نيكو دفع كن.ما به آنچه وصف مي‏كنند داناتريم.»
     
    بيان تفسيري آيه
     
    مرحوم طبرسي(ره)در تفسير «مجمع البيان»، ذيل اين آيه، به نكات ظريف ديگري اشاره كرده كه بدين شرح هستند:
     وي با اشاره به موضوع چشم‏پوشي و بخشش آيه را بيان كرده و فرموده است:«ادفع بالّتي هي احسن السّيّئة...در اين معناست كه بدي بد رفتار را با چشم‏پوشي و بخشش دفع و از خود دور كن.» 26
     و نيز نقل كرده است كه:«آيه در معناي ديگري نيز گفته شده است. اين كه، عمل باطل مشركان را با بيان دلايل، با لطيف‏ترين راه‏ها، روشن‏ترين و نزديك‏ترين سخن‏ها براي قبولشان دفع كن.» 27
     
    زير نويس
     
    --------------------------------------------------------------------------------
    (1).المولي المهدي النراقي، جامع السعادات، ترجمه دكتر سيد جلال الدين مجتبوي.ج دوم. ص 381 و 382.
     (2).همان.
     (3).همان.
     (4).همان.
     (5).همان، ج اول، ص 373.
     (6).همان، ص 371.
     (7).سوره البقرة، آيه 83.
     (8).ملا فتح اله كاشاني، تفسير منهج الصادقين، ج 1، ص 225.
     (9).العروسي الحويزي و الشيخ عبد علي ابن جمعه، نور الثقلين، ج 1، ص 94.
     (10).همان، ص 95.
     (11).سوره البقرة، آيه 263.
     (12).ابو علي فضل بن الحسن الطبرسي، مجمع البيان لعلوم القرآن، ج 2، ص 375.
     (13).همان.
     (14).سوره فصّلت، آيه 34.
     (15).تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 549.
     (16).تفسير مجمع البيان، ج 9، ص 12.
     (17).تفسير نور الثقلين، ج 4، ص 550.
     (18).سوره النساء، آيه 86.
     (19).تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 525.
     (20).تفسير مجمع البيان، ج 3، ص 85.
     (21).همان، ص 84.
     (22).سوره الإسراء، آيه 53.
     (23).سوره الزمر، آيات 17 و 18.
     (24).تفسير مجمع البيان، ج 6، ص 421.
     (25).سوره المؤمنون، آيه 96.
     (26).تفسير مجمع البيان، ج 7، ص 117.
     (27).همان.
     
    منابع
     
    1.قرآن كريم.
     2.الطبرسي، ابو علي فضل بن الحسن. مجمع البيان لعلوم القرآن.شركة المعارف الاسلامية.1379 ق.
     3.العروسي الحويزي و العلامة الخبير الشيخ عبد علي ابن جمعه.تفسير نورالثقلين.علميه قم.
     4.كاشاني، ملافتح اله.تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين.چاپخانه محمد حسن علمي.ارديبهشت 1333.
     5.النراقي، المولي المهدي.جامع السعادات. ترجمه دكتر سيد جلال الدين مجتبوي.تهران. انتشارات حكمت، ج دوم.
     6.آيت ا.الله تجليل تبريزي، ابوطالب، ارزش‏ها و ضد ارزش‏ها در قرآن.دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم. 1366.
     7.عبد الباقي، محمد فؤاد.المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكريم.قاهره. دار الكتب المصريه.1364.
     8.طباطبايي، محمد حسين.تفسير الميزان. بنياد علمي و فكري علامه طباطبايي با همكاري مركز نشر فرهنگي رجا.

    منبع :

    http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,10845


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
    بااجازه مافوقترين نيروي قدرت و عظمت
    يك محيط سعادت درخشنده وحدت نوين جهاني

    رهنمون حشمت الله دولتشاهي

    كتاب گلهاي راهنمايي جلد دوم

    سخن گفتن

    به  روشن   بيني   و    فكر   توانا

    به  تدبير   و   خرد  با  چشم   بينا

    ز  خاموشي    خصالي   به  نباشد

    كند  صحبت  به  موقع   مرد   دانا

    نمي گويم  دهان   مگشا  به گفتار

    نكو گو وقت حاجت  هست  رعنا

    كه  باشد  هر   مقامي   را   كلامي

    چو  ناطق  را  روش  باشد به اسنا

    به   هنگام   سخن   لغزش  نشايد

    كه  خاطر   را  ملال  آرد  در  اثنا

    وقار و  صبر  و  گفتن   با   متانت

    كمال   عقل   انساني   است   مانا

    طريق حشمت است اين درس تنزيل

    چنين  آمد  بيان  بر   پير   و   برنا

    وسيله سخنگوئي
    خداوند متعال وسائلي به انسان عطا فرموده تا احساسات درون خود را به ديگران بيان دارد. اين وسيله دهان و زبان است كه از راه حس گويائي و دستگاه مخصوصي كه در مغز و كالبد انسان قرار داده شده به وسيلة هوائي كه از حنجره عبور مي كند و به وسيله حركات لازم در زبان و در لبها و دهان اصوات بيرون مي آيد و آن را سخت گفتن مي نامند.

    دست به چه كار مي آيد ؟
    دست براي كار كردن به انسان داده شده، وقتي بخواهيم باري را از زمين بلند كنيم، بايد عضلات دست را آماده ساخت، بار را گرفت و آن را به ارتفاع لازم از سطح زمين برداشت. آيا ديده ايد عاقلي پيدا شود كه بدون احتياج به برداشتن بار يا انجام يك كار، بيهوده دست خود را تكان دهد و بالا و پائين بياورد و جنبشي كه براي انجام يك عمل لازم است به طور هرزه و بيهوده به بازوي خود بدهد؟

    عاقل دست را بيهوده حركت نمي دهد
    البته مي گوئيد چنين كاري را در فرد عاقل نديده ام و انتظار نداريم. درست است اما همين افراد كه ادعاي عقل و خرد مي كنند و از تكان دادن بيهوده و بي مصرف دست خود ابا دارند دستگاهي را كه براي سخن گفتن به آنها اعطا گرديده بيهوده و نابجا مصرف مي نمايند.

    صرفه جوئي
    با رعايت كردن امساك در كلام كه بيان خواهد گرديد انرژي و نيروي مغز و حافظه كه صرف سخن گفتن مي گردد صرفه جوئي مي شود زيرا بيهوده مصرف نشده و زائد نگفته. آيا اين امر براي بشر بهترين درس نيست؟ آيا هيچ ديده شده كه آدم عاقلي اتومبيل نويي را بنزين و روغن كند و بيهوده از اين طرف به آن طرف بدون هيچ مقصد و هدفي آن را راه ببرد و نيرويش را مصرف نمايد و ماشين را مستهلك كند؟ كمتر كسي هست كه چنين عملي انجام دهد زيرا ضرر مادي آن را بالعيان مي بيند اما بسيارند اشخاصي كه انرژي مغز و كالبد خود را كه از راه زبان مصرف مي شود بيهوده به كار انداخته ساعتها كلام بيهوده و بي فايده و بي نتيجه و بي مقصد مي گويند. آيا انرژي عزيز و با ارزش و قدرتمند مغز و كالبد از يك ماشين و چند ليتر بنزين كمتر ارزش دارد؟

    كم سخن گفتن علامت رشد است

    اين نكته را بايد بدانيد كه بشر هنگامي به پايگاه رشد مي رسد كه در سخن گفتن صرفه جو و در رفتار بردبار و صبور باشد، كم بگويد و بسيار بردباري كند. براي مردمان عاقل و فهيم بسيار سخن گفتن صلاح نيست و بايستي بيشتر شنيد. هنگامي كه كسي با شما سخن مي گويد مطلب او را به دقت بشنويد و بسنجيد. آنگاه به طور مختصر و مفيد جواب گوئيد زيرا در بسيار سخن گفتن ممكن است اشتباهي رخ دهد و ماية گمراهي و آزار طرف گردد.

    زبان را به لقلقة بيهوده عادت ندهيد

    آري زبان و دستگاه سخنگويي براي آن اعطا شده كه آنرا براي منظوري درست، هدفي صحيح و بجا بكار اندازند اما بيشتر مردم را عادت بر اين امر ناپسند بلكه زيان بخش جاري شده كه سخن خود را در راههاي نامناسب، غير لازم، هزل، بيهوده و نابجا بكاراندازند. نه تنها سودي از اين عمل آنها متصور نيست بلكه زيان آن مسلم است و كوچكترين زيان آن مصرف انرژي و قدرت بدني در راه هرز و بيهوده است. مثل آبي است كه آن را هرز در بيابان رها كنند و هدر بدهند و مثل پولي است كه در طريق باطل و غير لازم مصرف گردد در حالي كه انرژي بدني هم از پول و هم از آن آب مهمتر است. زيرا هر چيز خوب در عالم هست توسط انرژي بدني بشر قابل حصول است. هم پول و هم آب بوسيلة كوشش انسان پيدا و قابل استفاده مي شود.

    سخن بيهوده نابجا است
    پس روشن گرديد كه بيهوده سخن گفتن بسيار نابجا است و اگر انسان بخواهد اين روش را اختيار كند خاموشي از آن خيلي بهتر است و در اين مورد بايد گفت كه بهتر از خاموشي صفتي وجود ندارد. مرد دانا آن است كه خاموشي اختيار كند و به موقع براي كار لازم سخن بگويد نه اينكه انرژي بدني خود را در صحبت به طور هرز در بيابان محيط بفرستد.

    روش سخن گفتن
    البته مقصود آن نيست كه كسي صحبت نكند بلكه فقط بايد صحبتي كرد كه نكو و پاكيزه باشد و سخني نيكو شمرده مي شود كه به موقع باشد يعني به آن حاجت افتد. مرد روشن بين و عاقل و يك فرد كه با اخلاق وحدت مجهز است، روشن بين است يعني مي داند كه مقام كلام كجا است و هر سخن را چه مقامي است و چه موقع بايد سخن گفت و چه موقع بايد خاموشي گزيد. او مي داند كه هر وقتي اقتضاي چه سخني دارد. روشن بيني، ناطق را در مورد نحوة كلام يا سكوت رهبري مي كند و بهترين بيان را براي بهترين موقع بر مي گزيند.

    سنجش كلام با تفكر
    او كلام خود را با فكر توانا مي سنجد و قبل از اين كه بر لب آورد، درست دربارة آن فكر مي كند و آن را سبك و سنگين مي سازد و كليه روشهاي تدبير و خرد را در بارة آن اجرا مي كند و وقتي كلام را بر زبان جاري مي سازد كه از كلية‌ بوته هاي آزمايش عقل و تدبير بيرون آمده باشد. آنگاه با بصيرت سخن مي گويد يعني خوب مي نگرد كه اين كلام مثل تيري كه به هدف معيني زده شود براي چه هدفي در نظر گرفته شده. او تير را به طور هرز با چشم بسته و كوركورانه رها نمي سازد بلكه براي آن هدف در نظر مي گيرد.

    دقت در سخن
    اين نكته را بايد هميشه به خاطر بسپريد، مبادا صحبتي كنيد كه از آن گزند روحي يا جسمي به كسي وارد شود. در حقيقت روزه و امساك در كلام بهمين مقصود است. هر كس صحبت زائد بيشتر كند بيشتر در معرض لطمه خوردن از اين راه است. چون اشخاص بي شكيب و بي رويه در جامعه هستند و سخن دهان به دهان منتقل مي شود بسياري از سخنها كه بدون قصد از دهان خارج مي شود و ظاهراً به نظر گوينده فايده يا ضرري ندارد در اثر دهان به دهان گشتن ايجاد ضرر مي كند و جلو خيرها را سد مي نمايد.

    مثلاً شما براي كسي كاري انجام داده ايد و از كمك چند نفر در اين راه استفاده كرده ايد. چه لزومي دارد اين مطلب را به اين و آن بگوئيد. ممكن است آنهائي كه از روي نيت خير با شما كمك كرده اند از شايع شدن اين مطلب ضرر ببينند و يا اشخاص در اثر اين شهرت به ايشان هجوم كنند و نتوانند تقاضايشان را برآورند و باعث خجلت و ناراحتي و زيان آنها گردد. آن وقت شما در مقابل عمل خيري كه آنها در حقتان كرده اند پاداش نامناسب داده ايد. آيا درست است؟

    خودداري از لغزش
    از ديگر قواعد كلام خودداري از لغزش است و اين كار با توجه و دقت و تفكر و تمرين هاي شايسته انجام مي شود و هر كسي بايد در سخن گفتن تمرين كند و بر اجتماعات صحيح و مكاتب تربيتي است كه اشخاص را در سخن گفتن عادت دهند و به تمرين و ورزش وادارند. لغزش در كلام باعث ملال خاطر و تخفيف و كوچك كردن گوينده خواهد شد.

    اشتباه قابل برگشت نيست
    بارها اتفاق افتاده كه شخصي از روي عدم تفكر و غفلت و نسنجيدن و دقت نكردن كلامي بر زبان آورده كه باعث زحمت و گرفتاريهاي غير منتظره براي خود او گرديده يا اينكه باعث رنجش و ملالت مخاطبان او اعم از نزديكان مثل زن و فرزند و خويشان يا بيگانگان شده است. كلامي كه از دهان خارج گرديد برگشت آن امكان ندارد و هر چند كه گذشت زمان يا معذرت خواهي و رفع و رجوع كردن تا حدي مي تواند شدت ملال را تخفيف دهد اما آثار آن را به طور كلي نمي زدايد. معروف است كه مي گويند كلام تا از دهان بيرون نيامده بنده تو است و چون بيرون آمد تو بندة اوئي زيرا بسا اتفاق افتاده كه زبان سرخ سر سبز را بر باد داده است. پس چه بهتر كه بياموزيم و تمرين و ورزش كنيم و بسنجيم و دقت و تفكر روا داريم كه اصولاً كلام زشت و نامناسبي از دهان ما خارج نگردد كه ناچار به معذرت و ترميم آن باشيم.

    متانت و صبر
    در هنگام سخن گفتن اتخاذ وقار و متانت كامل و صبر و خودداري از عجله و شتاب نشانه كمال عقل و خرد سخنگو است. اين است موجزي از آداب بيان و سخن گفتن كه طي شعر و نثر براي آموزش پير و برنا و مرد و زن بيان داشتم و اين است روشي از وحدت براي آموزش فن كلام و سخنگويي اميد است مورد استفاده همگان قرار گيرد.

    يك نصيحت از وحدت
    آنانكه روش خود را مبارزه با ساير اديان و بدگويي و تخطئه و تخريب مذاهب ديگر قرار داده اند ناچار مقداري از وقت و نيروي گرانبهايشان در اين راه مصرف مي شود و چيزي كه ما به ازاء اين عمل دريافت مي دارند جز مشتي كلام درشت و سخن ناروا از قبيل همان سخناني كه خود گفته اند نيست و اين مبارزه متقابل همچنان ادامه مي يابد و به طور تصاعدي وسعت مي گيرد. در حالي كه اگر انسان روش وحدت و مسالمت و محبت را پيش گيرد در مقابل جز محبت و كلام پاكيزه نخواهد شنيد. خداوند يار و ياور كساني است كه روش وحدت و اصول پاكيزه آن را اختيار مي كنند.

    منبع :

    http://www.vahdat.org/Persisch/artikel/idology/014sokhangoftan.htm


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
    صريح سخن گفتن و بيان آن چه مي‌خواهيم و انتظار داريم به طريق مستقيم و شفاف بهترين روش براي انتقال ايده‌ها و تفكرات يك مدير به مجموعه‌اش است. گفتن مطالب و خواسته‌ها به صورت غيرمستقيم و توسط افراد نامرتبط به موضوع باعث سر در گمي كاركنان مي‌شود.
    به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در وبلاگ"خاطرات يك مدير" به نشاني http://yekmodir.irآمده است: اگر از سبك كار يا روند پيشرفت كارها راضي نيستيم، بهترين كار بيان دقيق علت نگراني با فرد مسؤول اين كار است.

    بيان اين موارد با افرادي كه مستقيم با موضوع درگير نيستند يا اصلا كار به آن‌ها مرتبط نيست باعث تشويش ذهنيت كساني مي‌شود كه درگير كار هستند، يا در انتقال اين خواسته‌ها به علل مختلف سهوي يا عمدي تغيير ايجاد مي‌شود كه رسيدن پيام يا ايده را دچار اختلال مي‌كند.
    مدير توليد در اجراي برنامه توليد ماه دچار مشكل است، بهترين كار تشكيل جلسه‌اي با او براي براي بررسي مشكلات و خواستن گزارش از او است، ولي اگر بيايم و از روند كار او به مدير فني و مدير بازرگاني و… انتقاد كنيم و آن‌ها با نيت خوب يا بد اين موارد را منتقل كنند، اولين ناراحتي براي مدير توليد اين است كه چرا مسائل مرتبط با من با ديگران در ميان گذاشته مي‌شود. يا اگر فرياد و نگراني از نرسيدن ملزومات توليد را كه وظيفه تداركات است بر سر مدير فني خالي كنيم در ايجاد ارتباط درست و بي تنش موفق عمل نكرده‌ايم.


    كاركنان دوست دارند كارشان به طور مستقيم و شفاف مورد ارزيابي قرار گيرد. از پيشرفت كارشان قدرداني شود و كندي كارشان مورد بررسي منصفانه قرار گيرد....

    منبع :

    http://www.niksalehi.com/new/archives/033547.php


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۶:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
    چه طور يك كنفرانس خبري را پوشش بدهيم 
     
     
     كنفرانس خبري قاعدتا بايد محل اعلام آخرين تحولات باشد. اما آخرين تحول لزوما هميشه جذاب نيست. خيلي وقت ها سخنگويان كنفرانس خبري يا حرف هاي كليشه اي مي زنند يا نكته جديدي را بيان نمي كنند.  
     
    مجبور نيستيم كنفرانس هاي خبري را به طور كامل پوشش بدهيم. اگر در يك كنفرانس خبري هفتگي موضوع جذابي پيدا نمي كنيد يا اظهارات به روشن شدن تحولات كمكي نمي كند مي توانيد به كلي از خير آن بگذريد.

    دو راه براي پوشش كنفرانس هاي خبري:

    ۱) خبر درباره يك موضوع

    به جاي اين كه يك كنفرانس خبري هفتگي را هر هفته از ابتدا تا انتها پوشش بدهيد تحولات را دنبال كنيد و يك يا دو موضوع را انتخاب كنيد و بر اساس آخرين تحولات (اگر در صحبت هاي مثلا سخنگوي وزارت خارجه گفته جديدي شنيده مي شود) يك خبر بنويسيد.

    اگر يك ديپلمات ايراني در عراق دستگير شده اين حتما خبر است و آنچه سخنگوي وزارت خارجه در اين باره مي گويد اگر جمله اي جديد باشد – يعني پله اي بر آنچه تا به حال گفته شده يا انجام شده بيفزايد – آن يك جمله حتما خبر است.

    بر اساس اين يك جمله – اگر جمله به روشن كردن آخرين تحولات كمك مي كند و باز هم تاكيد مي كنم آن جمله تكراري و همچنين كليشه اي نيست (مثلا اين كه وزارت خارجه بگويد «داريم تلاش مي كنيم تا مشكل را حل كنيم») – مي توانيد يك خبر جديد درباره ربوده شدن ديپلمات ايراني در عراق بنويسيد.

    مي توانيد ليد را روي آخرين اظهار نظر سخنگوي وزارت خارجه متمركز كنيد. در جمله بعد از ليد مقداري پيشينه بدهيد كه مثلا ماجرا چگونه و كي اتفاق افتاد. يا اگر مثلا وزير امور خارجه تقصير را بر گردن نيروهاي امريكايي در عراق انداخته اما نيروهاي امريكايي دست داشتن خود را در قضيه رد كرده اند مي توانيد در پاراگراف پيروي ليد بنويسيد «نيروهاي امريكايي مي گويند كار انجام نبوده …»

    در جملاتي كه در پي مي آيد باز مي توانيد آخرين اظهار نظرها و تحولات را مربوط ديگر را شرح دهيد. و الي آخر.

    به اين ترتيب شما از ميان اظهارات سخنگوي وزارت خارجه يك موضوع را انتخاب كرده و بر اساس آن يك خبر نوشته ايد. ديگر نيازي هم نيست در انتهاي آن خبر مثلا اشاره كنيد سخنگوي وزارت خارجه همچنين گفت كه سفر وزير آموزش و پرورش بنين به ايران مفيد بود.

    خبر ديگر مي تواند مثلا مربوط به برنامه هسته اي ايران و آخرين اظهار نظرها باشد كه باز هم اگر اظهار سخنگوي وزارت خارجه كمكي به قضيه مي كند و آن اظهارات جديد است و اهميت دارد مي توانيد آن را هم يك خبر بكنيد.

    گاه همچنين اين امكان وجود دارد كه مثلا در يك كنفرانس خبري رييس جمهور اظهاراتي گفته شود كه برخي از آنها به درد سرويس اجتماعي مي خورد (مثلا به بيمه همگاني مربوط مي شود) برخي به درد سرويس اقتصادي (آنجا كه به مسكن مربوط مي شود) و الي آخر. اگر درباره يك موضوع مي نويسيد، بايد قانون نقل قول هاي طلايي را پاس بداريد. حداكثر دو يا سه نقل قول كوتاه كافي است. از نقل قول هاي كوتاه، شفاف استفاده كنيد كه صاف مي رود سر اصل مطلب.

    ۲) راه ديگر: يك خبر با چند موضوع

    براي اين كار از يك (ليد جمع بندي كننده) Summary_Lead استفاده كنيد.

    در اين ليد به دو يا سه موضوعي كه بيشتر از ساير گفته ها اهميت دارند اشاره كنيد و در طول خبر به ترتيب اهميت هر موضوع را با ذكر پيشينه، جزييات، نقل قول هاي مرتبط و توضيحات لازم بياوريد. تيتر چنين مطلبي مي تواند مربوط به پر اهميت ترين بخش خبر باشد.

    اين نوع خبرها بيشتر براي پوشش يك سخنراني يا يك كنفرانس خبري با حضور يك مقام عالرتبه مملكتي مناسب است كه اظهارات آنها در زمينه هاي مختلف مهم است. اما يادتان باشد تا اين اظهارات را با پيشينه و آخرين تحولات پيراموني شان همراه نكنيد معنادار نخواهند شد.
      
       مهدي مهرپويان  
     
       مقالات ارسالي به آفتاب
     


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
    چگونه كنفرانس بدهيم ؟

    وقتى در مقام عرضة يك كنفرانس برمى آييد، چهار عامل اساسى وجود دارد كه تأثير نهايى شما را در شنوندگانتان رقم مى زند. اين چهار عامل عبارت است از:

    1. ساختار و محتواى سخن؛

    2. شيوة ارائه آن؛

    3. بهره گيرى از وسايل كمكى تصويرى؛

    4. پاسخ گويى به پرسش هاى حضار.

    دربارة هر يك از اين چهار عامل به ترتيب بحث خواهد شد، پيش از آن مناسب است به پاره اى از مقدمات پرداخته شود.

    قبل از آغاز مراحل آماده سازى كنفرانس بهتر است سئوالات زير را با خود در ميان گذاريد:

    * هدف از سخنرانى شما چيست؟ آيا هدف اطلاع رسانى به مخاطبان است يا متقاعدكردن يا سرگرم كردن آنان؟

    * نكات كليدى كه مى خواهيد مستمعان شما از اين كنفرانس دريابند، چيست؟ براى دست يابى به اين نكات چه مقدار وقت صرف كرده ايد؟

    * اطلاعات شنوندگان شما راجع به موضوع سخنرانى تان چقدر است؟

    پاسخى كه به اين سئوالات مى دهيد، نحوة عملكردتان را در هر يك از چهار حوزه اى كه از اين پس مطرح خواهد شد، معين مى كند.

    1. ساختار

    يك سخنرانى داراى بخش مقدماتى، بخش اصلى و بخش پايانى است. بخش آغازين يا مقدمة كنفرانس شما مى بايد مشتمل بر توضيحى دربارة محتوا و ساختار سخنرانى تان باشد. اين بخش بايد شنونده را با محتوا و مضمون كنفرانس آشنا نمايد. اين امر به ويژه براى شنونده اى كه اطلاع زيادى از حوزة مورد بحث شما ندارد بسيار مهم است. علاوه بر اين، مقدمه مى بايد بيانگر اهداف سخنرانى باشد (اطلاع رسانى، اقناع، سرگرم كردن؟).

    پيكرة اصلى سخنرانى علمى مى بايد به صورت منطقى پيش رود. لازم است نكات مورد نظر را به وضوح و روشنى تمام بيان نماييد و با استفاده از عبارت هايى نظير «آنچه هم اكنون بيان كردم نشان مى دهد كه ...» يا «از اينجا روشن مى شود كه ...»، ارتباط منطقى بخش هاى مختلف سخنرانى تان را به مخاطبان خود نشان دهيد. اين امر به ويژه هنگامى كه موضوع بحث را عوض كرده، به طرح نكات جديدى مى پردازيد، اهميت مى يابد. لازم است به گونه اى پيش رويد كه شنوندة شما دريابد كه سخن گفتن دربارة موضوع(الف) را به پايان رسانده و اكنون دربارة موضوع (ب) مشغول سخن گفتن هستيد. استفاده از عباراتى نظير «پس از طرح اين نكته كه ... به سراغ اين بحث مى روم كه ...» مى تواند شما را در اجراى اين امر يارى رساند.

    در بخش پايانى سخنرانى، مى بايد خلاصه اى از نكات اصلى سخنرانى تان را بيان داريد. اين نكته حايز اهميت است كه سخنرانى خود را به صورت«شسته رفته» به پايان رسانيد و از اينكه كنفرانس شما در حالت سردرگمى و آشفتگى به پايان رسد، بپرهيزيد. مى توانيد اين كار را با اظهار چند جمله نتيجه گيرى كه با اهدافى كه در آغاز بيان كرديد مرتبط باشند، به انجام رسانيد. براى مثال، مى توانيد از اين عبارت كه: «اميدوارم كه در اين جلسه و در خلال بحث از ... توانسته باشم نشان دهم كه ...» استفاده كنيد.

    2. ارائه

    هر قدر ساختار سخنرانى شما مناسب باشد، نحوة بيان و ارائه مطالب براى شنوندگان نقش و اهميت خاص خود را دارد. در اينجا نيز آمادگى حرف اول را مى زند.

    مى بايد قبل از ارائه كنفرانس خود تمرين لازم را كرده و آن قدر بر مطالب مسلط شده باشيد كه نيازى به قرائت سخنرانى از روى برگه هاى كاغذ نباشد. حداكثر مى بايد از كارت ها يا اوراقى كه بر روى آن سرفصل ها و عناوين اصلى يا عبارت هاى كليدى سخنرانى تان نوشته شده استفاده نماييد.

    در خلال سخنرانى به چهرة شنوندگان خود نگاه كنيد و به زمين، سقف، ديوار مقابل يا پردة پروژكتور اورهد خيره نشويد! فقط به شنوندگانتان نگاه كنيد! عبارات خود را شمرده ادا كنيد و تا حدى سرعت و آهنگ كلامتان را تغيير دهيد تا توجه حضار را به طور مستمر به خود جلب نماييد. از زبانى كه با شنوندة شما تناسب دارد، بهره گيريد. اين امر، به ويژه آن هنگام كه مطالب تخصصى را براى افراد غيرمتخصص بيان مى كنيد، اهميت دارد.

    قبل از آغاز سخنرانى، با توجه به محل ارائة كنفرانس و تعداد شنوندگان، تصميم بگيريد كه ايستاده يا نشسته سخن گوييد. اگر در حالت ايستاده سخنرانى مى كنيد، اندكى پيرامون محل استقرار خود حركت كنيد تا به دليل يكنواخت نبودن، توجه شنوندگان در طول كنفرانس به شما باشد. بايد درحين سخنرانى متناسب با محتواى سخن، حركات دست و صورت خود را تنظيم نماييد، زيرا اين عمل كمك مى كند تا شنوندگان مطالب شما را بهتر بفهمند. در هر حال، تلاش كنيد تا در نظر مخاطبان خود، آسوده حال و طبيعى جلوه كنيد، هر چند فى الواقع چنين احساسى نداشته باشيد.

    به ياد داشته باشيد كه تقريباً همة مردم در حالت سخنرانى احساس نگرانى و ناآرامى دارند.

    تمرين قبل از سخنرانى مى تواند كمك زيادى به شما بكند و حالت عصبى شما را در حين كنفرانس كاهش دهد. افزايش تعداد سخنرانى هاى شما نيز بى تأثير نخواهد بود. البته به نظر مى رسد كه اين امور، وقتى كه براى اولين بار اقدام به سخنرانى مى كنيد، كمك چندانى به شما نخواهد كرد.

    به خاطر داشته باشيد كه عموماً شنوندگان در جناح شما قرار دارند بدين معنا كه علاقه مندند شاهد موفقيتتان باشند و اشتباهاتى كه احتمالاً در نظر شما بسيار بزرگ جلوه مى كند ممكن است اصلاً مورد توجه مخاطبانتان واقع نشود. اگر در حين سخنرانى ناگهان دچار اشتباهات زيادى شديد و عنان سخن را از كف داديد (امرى كه نه تنها براى شما بلكه براى هر كس ممكن است اتفاق بيافتد)، سخنتان را قطع كنيد؛ نگاهى به نوشته هايتان بيافكنيد؛ حالت اوليه خود (در چهره و ...) را دوباره به دست آوريد؛ نفس عميقى بكشيد و سپس با حالتى كه گويا هيچ اتفاق خاصى رخ نداده است، بحثتان را ادامه دهيد.

    به ياد داشته باشيد كه هيچ كس انتظار ندارد سخنرانى شما بى عيب و نقص باشد.

    از قبل با وسايل تصويرى اى كه براى سخنرانى خود انتخاب كرده ايد، تمرين كنيد به گونه اى كه در خلال سخنرانى كاملاً بر رفتار خود مسلط باشيد. هر زمانى كه در خلال سخنرانى تان كارى با پروژكتور اورهد يا اسلايد نداريد، آن را خاموش كنيد و در مواقع لزوم، دوباره آن را روشن نماييد. وقتى مى خواهيد توجه شنوندگان تان را به مطلب خاصى بر روى صفحه اورهد جلب كنيد، به خود طلق اشاره كنيد نه به صفحه نمايش.

    اگر براى كنفرانس خود محدوديت زمانى داريد، آن را كاملاً مراعات كنيد؛ نه بحث خود را از زمان مقرر طولانى تر كنيد و نه آنكه آن را زودتر از موعد مقرر به اتمام رسانيد.

    3. وسايل كمكى تصويرى

    استفاده از وسايل كمكى تصويرى به شما كمك مى كند تا مطالب را به گونه اى به مخاطبان خود منتقل نماييد كه آن را با سهولت بيشترى درك كنند.

    انواع متعددى از وسايل كمك آموزشى تصويرى وجود دارد؛ مانند دستگاه اورهد، تخته سياه، تخته سفيد (وايت بُرد)، نمودار، اسلايد و ... . توجه به اين امر لازم است كه هدف از به كارگيرى وسايل كمك آموزشى تقويت عناصر شفاهى كنفرانس و سخنرانى است و از اين رو، تنها زمانى بايد از آنها استفاده كرد كه در خدمت اظهارات شفاهى سخنران باشد. اين وسايل بايد كاملاً بامحتواى سخنرانى هماهنگ و متناسب باشند و در مواقع لزوم نكات مهم را برجسته كرده، توضيح دهند. قبل از ارائه كنفرانس خود درباره اهدافتان از به كارگيرى يك وسيله كمك آموزشى خاص و نيز روش هاى ديگر ارائه همان اطلاعات بيانديشيد. چه بسا ممكن است اهداف خود را با استفاده از وسيله ديگرى بهتر تأمين كنيد. بكوشيد مطالب خود را، تا آنجا كه امكان دارد، ساده و روشن بيان نماييد. ارائه اطلاعات بسيار زياد با استفاده از يك وسيله تصويرى سبب مى شود كه شنوندگان شما نتوانند همه مطالب روى صفحه را بخوانند. سعى كنيد وسائل تصويرى مورد استفاده شما تا حد امكان سخنانتان را جذاب تر و دلپذيرتر نمايد.

    4. پرسش و پاسخ

    در اين بخش شنوندگان شما فرصت مى يابند كه در برنامة كنفرانس مشاركت نمايند، فهم خود را از مطالب شما تعميق بخشند و به صورت غيرمستقيم، برداشت خود شما را از موضوع بيازمايند. كنفرانس شما هنوز تمام نشده است. اين مطلب مهم است كه عميقاً بدانيد راجع به چه سخن مى گوييد.

    در آغاز سخنرانى خود اعلام كنيد كه چه زمانى آمادگى دريافت پرسش را داريد. برخى افراد علاقه مندند كه سئوالات شنوندگان را در خلال سخنرانى خود و برخى ديگر تمايل دارند كه پرسش ها را در پايان سخنانشان دريافت كنند. اين امر كاملاً به نظر خود شما بستگى دارد چرا كه اين سخنرانى،سخنرانى شما است. اگر در خلال سخنرانى پرسشى مطرح شد كه آمادگى پاسخگويى به آن را در آن وضعيت نداريد، اين مطلب را براى شخص پرسش كننده بيان كرده، اشاره نماييد كه در پايان سخنانتان به مسأله مورد نظر وى باز خواهيد گشت.

    وقتى يكى از حضار سئوالى را طرح مى كند، ابتدا مطمئن شويد كه پرسش او را كاملاً فهميده ايد. اگر اطمينان نداريد، از وى بخواهيد كه سئوال خود را تكرار كند يا توضيح بيشترى دربارة آن بدهد و سپس به آن به صورت واضح و روشن پاسخ دهيد. اگر توانِ پاسخ گفتن به سؤالى را نداريد، راه مطمئن تر آن است كه صريحاً ناتوانى خود را اظهار داريد بدون آنكه بكوشيد به هر طريق ممكن جوابى براى آن دست و پا كنيد. اين امر به ويژه زمانى اهميت مى يابد كه شنوندة شما درباره موضوع سخنرانى تان داراى اطلاعاتى است.

    منبع :

    http://www.modiriatstudents89.blogfa.com/post-9.aspx


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]
    رفتار با مخاطبان دشوار

    همه ما هر روز با افراد دشوار سر و كار داريم. گاهي اوقات كافي است در آيينه نگاه كنيم تا يكي از آنها را ببينيم. شما نمي‌توانيد هميشه از افراد مسئله ساز دوري كنيد. شناخت اين افراد و چگونگي برخورد با آنها به شما كمك خواهد كرد تا ارتباطات بهتري داشته باشيد. اين مقاله روشهايي را براي شناخت و برقراري ارتباط با افراد دشوار بيان مي كند.
                                                                    مقدمه
    اداره موقعيتهاي دشوار، بخشي از زندگي روزانه ماست. همه ما هرروز با افراد دشوار سر و كار داريم و اين افراد را مي شناسيم. شايد هيچ چيز به اندازه برخورد با اين افراد، خسته كننده و ملال آور نباشد. اين افراد انرژي ما را تحليل مي برند، احساساتمان را تحريك مي كنند، حوصله همه را سر مي برند و ما را در حالتي نامطلوب قرار مي‌دهند. اين رفتارها در محل كار براحتي مي توانند يك محيط شاد را نابود كنند، كارايي را كاهش دهند و روحيه افراد را پايين آورند. هر يك از ما نيز به نوعي در درون خود شخصيت دشواري را پنهان كرده ايم. گاهي اوقات كافي است در آيينه نگاه كنيم تا آن را بهتر ببينيم.

    برخي از ما مي‌توانيم اين شخصيت را بخوبي مخفي كنيم اما گاهي در موقعيتهاي رقابتي و شرايط حاد( مثل رانندگي در ترافيك، انجام يك بازي رقابتي و ...) آن را نشان مي‌دهيم.
    متاسفانه جامعه به ما ياد داده است كه بهترين روش رفتار با افراد مسئله سازي كه ما را آزار مي دهند، ناديده گرفتن آنهاست. به همين علت از كودكي آموخته ايم با چنين افرادي معاشرت نكنيم. اما ناديده گرفتن اين موقعيتها به ضرر ماست چرا كه نحوه برخورد ما با شخصيت دشوار دروني و ديگر افراد بدقلق هنري است كه هر فردي از آن اطلاعي ندارد. برخورد مناسب با اين افراد باعث مي شود از فشارهاي عصبي ناشي از رفتارهاي ناشايست ديگران بكاهيم و كار خود را موثرتر و سودمندتر انجام دهيم.
    افراد دشوار( افراد بدقلق يا افراد مسئله ساز) در هر شكل و لباسي ظاهر مي شوند، ولي خصوصيات مشترك همه آنها اين است كه رفتار و برخورد آنها هميشه براي يك نفر ايجاد مشكل مي كند. هنگام برخورد با افراد دشوار بايد علائمي را كه از خود بروز مي دهند بشناسيم و ماهيت آن را تشخيص دهيم. به اين ترتيب مي توانيم اثر نامطلوب رفتار آنها را به كمترين حد برسانيم. اين يك واقعيت مسلم است كه هنگامي مي توانيم در ديگران نفوذ كنيم كه آنها را همانطور كه هستند ببينيم نه آنگونه كه آنها مي خواهند يا خودمان ميل داريم.

    بايد از خود بپرسيم چرا اين افراد براي ما مسئله ساز هستند و سعي كنيم نگرش منفي نسبت به اين اشخاص را در خود از بين ببريم، زيرا گاهي اوقات علت رفتارهاي دشوار ديگران، رفتارهاي غير اصولي خود ماست. وقتي با يك فرد دشوار برخورد مي كنيم بايد به اين موضوع توجه كنيم كه چه چيز باعث مي شود يك نفر چنين گفتار و رفتاري داشته باشد، در اين صورت در موقارها را جزء وظايف آنها مي دانند نه وظايف خودشان_ جمله معروف آنها اين است: «‌اين كار جز وظايف و شرح شغلي كه من بايد انجام دهم نيست».
    راه حل: سعي كنيد شرح شغل اين افراد را واضح و روشن در اختيار آنها قرار دهيد، تا جايي براي توجيهات آنها باقي نماند. بازرسي و كنترل غير محسوس نيز در برخي مواقع مي تواند كارساز باشد.
    8- شايعه پراكن ها
    اين افراد از شايعه بعنوان سلاح قوي جهت كنترل روي ديگران و محيط استفاده مي كنند. آنها با پخش شايعه و درگير كردن ديگران در مسائل مربوط به آن لذت مي برند و احساس مهم بودن مي كنند. جمله معروف آنها اين است: « اجازه بده من بگويم چه اتفاقي دارد مي افتد».
    راه حل: بهترين راه جلوگيري از شايعه سازي در سازمان، دادن اطلاعات و حقايق لازم و كافي به افراد است. وقتي افراد سازمان از كليه اطلاعات مربوط به مسائل سازمان آگاهي داشته باشند، به شايعه و افراد شايعه پراكن توجهي نمي كنند. در نتيجه انگيزه اي براي اين افراد بمنظور ايجاد شايعه و پخش آن باقي نمي ماند.

    9- افراد منفي گرا
    اين افراد نگرش بدي نسبت به دنيا دارند. آنها فكر مي كنند كه دنيا بر سرشان خراب شده است. آنها از شيوه انجام امور ناراضي هستنــد و مهم نيست شماچقدر تلاش كنيد تا كاري برايشان انجام دهيد. در واقع اين افراد هميشه نيمه خالي ليوان را مي‌بينند و براي انجـــام يك كار بيشتر بر عواقب منفي آن تأكيد دارند تا نتايج مثبت. اين افراد اعضاي خوبي براي كارهاي گــــروهي نيستند. جمله معروف آنها اين است:« من مي دانـم اين كار شدني نيست».
    راه حل: تغيير نگرش افراد منفي گرا كار آساني نيست. اما شما بايد آنها را مجبور به تطبيق با عادتهاي مثبت كنيد تا از عادتهاي منفي دور شوند. ايجاد تفكرات مثبت و نشان دادن نتايج خوب كارهايي كه او اميدي به انجام آنها نداشته است، مي تواند به اين اشخاص كمك كند.
    10- افراد غير متعهد
    اين افراد آن‌قدر براي انجام كاري بهانه مي آورند تا شخص ديگري آن را انجام دهد و يا آن‌قدر در انجام تصميمي تعلل مي كنند كه ارزش آن از بين مي رود. آنها كار خود را بطور جدي انجام نمي دهند، زيرا كار براي آنها اولويت ندارد. انجام امور شخصي و پرداختن به مسائل غير كاري براي آنها مهمتر از انجام كارهاي سازماني است. جمله معروف آنها اين است: « او مي تواند منتظر شود».
    راه حل: دليل اصلي تأخير و تعلل آنها را سوال كنيد. اين افراد معمولاً احتياج به اهداف و استانداردهاي واضح و انتظارات رسمي دارند و اينها بايد به او ابلاغ شود. همچنين آنها به يك سيستم نظارتي بسته نيازمندند تا نتوانند براحتي از زير كار شانه خالي كنند.
    11- افراد هميشه منتقد
    اين افراد هميشه با كلمات نيشدار و انتقادات بي‌مورد خود، ديگران را آزار مي‌دهند.آنها درباره هر ايده اي، انتقادات خاص خود را دارند؛ چه آن ايده، خوب باشد يا بد_ هدف اين افراد مخالفت با تمام چيزهايي است كه گفته مي‌شود. آنها هر جا مي روند مشكلات را پيدا مي كنند. جمله معروف اين افراد اين است:«ايده بدي است».
    راه حل: در مذاكره و گفتگو با افراد انتقاد كننده بر اطلاعات تمركز كنيد. از آنها درباره علت انتقاد و مخالفتشان سوال كنيد و هميشه آنها را براي اطلاعات بيشتر تحت فشار قرار دهيد. هرگز رفتارهاي نامناسب چنين افرادي را تأييد نكنيد.
    12- افراد خودخواه
    افراد خودخواه، هميشه مي خواهند راه خود را ادامه دهند و فكر مي كنند همه چيز را مي دانند. در واقع اين افراد مي خواهند نداشتن امنيت خود را به گونه اي پنهان كنند.
    راه حل: با اين افراد تنها بر اساس حقايق و واقعيتها رفتار كنيد. قبل از ملاقات با آنها تمام اطلاعات مورد نياز را بدست آوريد و خود را براي پاسخ به سوالات آنها آماده كنيد. به ياد داشته باشيد برخورد تهاجم آميز يا تسليم در برابر آنها كارساز نخواهد بود.


    13- افراد فداكار( قرباني)
    اين افراد قلب خونين سازمان هستند. آنها زود سركار مي آيند و دير مي روند و يار و پشتيبان همكاران و دوستانشان هستند. ازآنها هركاري كه بخواهيد انجام مي‌دهند، زيرا اين افراد معمولاً به دليل مسائل شخصي ترجيح مي دهند بيشتر اوقات زندگي خود را در محيط سازمان بگذرانند. در صورتي كه از خدمات آنها قدرداني نكنيد، منفي گري آنها آغاز مي شود. جمله معروف افراد فداكار اين است:« من زندگي ام را وقف اين شركت كردم، ولي براي هيچ كس مهم نيست».
    راه حل: به حرفهاي اين افراد گوش دهيد و به آنها نشان دهيد كه وجودشان تا چه اندازه براي سازمان اهميت دارد. از تلاشها و همكاري آنها صميمانه قدرداني كنيد و اين كار را در حضور ديگر كاركنان انجام دهيد.
    14- افراد خود سرزنش كن
    اين افراد همواره كمبودهايي را در عملكرد كاري و رفتاري خود مي يابند و دائم خود را ملامت مي كنند. آنها از هيچ
    يك از جنبه هاي زندگي شخصي و كاري خود راضي نيستند. جمله معروف آنها: « من توبيخ خواهم شد. من مي توانستم اين كار را بهتر انجام دهم».
    راه حل: اعتماد به نفس آنها را بالا ببريد و از كارهاي مثبت و خوب آنها قدرداني كنيد. به آنها نشان دهيد آن‌طور كه خودشان فكر مي كنند بي دست و پا و كار خراب كن نيستند.
    15- افراد پرحرف
    اين افراد به قدري حرف مي زنند كه اجازه صحــــبت به افراد ديگر نمي دهند. جالب اينجاست كـه بيشتر حرفهاي آنها اصلاً ربطي به موضوع مورد بحث ندارد و صرفاً از دست دادن وقت و زمان مفيد است.
    راه حل: برخورد با اين افراد اين است كه به آنها تنها چند دقيقه فرصت صحبت كردن داده شود. در صورتي كه باز هم به حرف زدن ادامه دادند، به هيچ وجه رفتار آنها را تحمل نكنيد. به آنها بگوييد، بايد برويد و فرصتي براي گوش دادن به حرفهاي آنها نداريد.
    16- افراد نامنظم
    اين افراد در انجام وظايف و شركت در جلسات، نظم و ترتيب را رعايت نمي كنند ونوعي آشفتگي در رفتار و كردار آنها ديده مي شود. آنها دائم به دنبال وسائل خود مي‌گردند و هميشه در جلسات تأخير دارند.
    راه حل: براي برخورد با اين افراد نظم و انضباط را عامل مهمي در ارزيابي عملكردشان اعلام كنيد و آنها را به مرتب بودن تشويق كنيد.
    17- افراد بي مسئوليت
    اين افراد تحمل قبول مسئوليت يا توبيخ بابت اشتباه را ندارند. آنها از زير بار مسائل شانه خالي مي كنند و انگشت اتهام خود را هميشه به سمت ديگران نشانه مي روند. جمله معروف آنها اين است: « من اين كار را نكردم، فلاني آن كار را انجام داد».
    راه حل: با آنها قاطع برخورد كنيد و بطور مستقيم اشتباهشان را با دليل برايشان توضيح دهيد تا نتوانند اشتباه را به ديگري منتقل كنند.
    18- افراد پوست تخم مرغي
    اين افراد بسيار حساس هستند و بي‌اهميت ترين مسائل آنها را ناراحت مي‌كند. روحيه حساس آنها باعث مي شود ديگران در برخورد با آنها بسيار محتاط باشند و از برقراري ارتباط با آنها احساس راحتي نكنند.
    راه حل: بازخورد، به اين افراد بايد سريع و مستقيم نباشد، بلكه به آرامي و با توجه به شخصيت آنها باشد. در برقراري ارتباط با آنها شخصيت حساسشان را در نظر بگيريد.
    19- افراد ريزنگر
    اين افراد همواره مي گويند:« من احتياج به چك كردن مجدد كار دارم، شايد چيزي از زير دستم رد شده باشد.» آنها به جزئي‌ترين و ريزترين موارد يك مسئله توجه مي كنند و گاهي به خاطر يك مسئله كوچك اوقات ديگران را تلخ مي كنند.
    راه حل: آنها را عادت دهيد در كنار توجه به جزئيات به مسائل كلي و اصلي توجه كنند. آنها بايد ياد بگيرند كليات و جزئيات را با هم در نظر بگيرند و به دليل مسائل جزئي كل پروژه را به تأخير و خطر نياندازند.
    20- افراد خيلي خوب
    اين افراد به نظر مي رسد كه با شما موافق هستند، اما چنانچه كاري را كه آنها از شما خواسته اند انجام ندهيد، مسئله ساز مي شوند.
    راه حل: اين افراد به تأييد بسيار نياز دارند. به آنها نشان دهيد، دوستشان داريد و برايشان ارزش قائليد.

                                                نكاتي در برخورد با افراد دشوار
    همه افراد در برخي شرايط غير قابل پيش بيني و تحريك پذير مي شوند. در برخورد با افراد مسئله ساز موارد زير را همواره به خاطر داشته باشيد:
    - تفاوتهاي افراد را بيشتر و بيشتر بشناسيد. تفاوتها همواره منجر به اصطكاك مي شود. اگر تفاوت ميان انسانها را يك موهبت- نه يك مسئله- بدانيد، مي توانيد به خوبي موقعيتهاي دشوار را اداره كنيد.
    - مطمئن باشيد كه همه افراد سازش و هماهنگي را دوست دارند. اين انديشه كه ديگران به دنبال تحقير و صدمه زدن به ما هستند، درست نيست. مطمئن باشيد همه توافق و يكدلي را دوست دارند. با اعتقاد به اين مسئله شما فرصت پيدا مي كنيد، درهاي گفتگو را براي رسيدن به توافقات دوجانبه باز كنيد.
    - باور كنيد كه مي توانيد در كنار افراد مسئله ساز بدون تنش و اصطكاك كار كنيد. شما ممكن است كه با افراد دشوار دوست و صميمي نباشيد، اما مي توانيد با آنها رفتار مسالمت آميز داشته باشيد. سعي كنيد به خواسته هاي هم احترام بگذاريد.
    - در تله افراد دشوار گرفتار نشويد. وقتي ديگران به گونه اي رفتار مي كنند كه شما عصباني و خشمگين مي شويد، در واقع شما را در تله خود گرفتار كرده اند. ما اغلب در تله رفتارها، گفتارها، لبخندها و نگاههاي افراد گرفتار مي شويم. نبايد اجازه دهيم رفتارهاي افراد مسئله ساز، ما را در كنترل رفتارمان دچار مشكل سازد و آنها را بر ما مسلط گرداند.
    - گوش كنيد؛ گوش كنيد؛ گوش كنيد_ وقتي ديگران بدانند شما حرفهاي آنها را مي شنويد و به مسائلشان اهميت مي دهيد، كمتر رفتارهاي دشوار را از خود بروز مي‌دهند.
    - براي ايجاد رابطه بهتر افراد را با نام صدا بزنيد(نام هر فرد گرمترين آهنگي است كه او مي شنود و دوست دارد بشنود).
    - افراد را سرزنش نكنيد. سرزنش افراد، آنها را براي بروز رفتارهاي مسئله ساز مستعد مي سازد.
    - مراقب بلندي و لحن صدا و زبان بدن خود باشيد. استفاده از زبان بدن به شما كمك مي كند ارتباط بهتري را با ديگران برقرار سازيد. با برقراري ارتباطات عميق و اصولي، فرصت كمتري براي نشان دادن تعارضات و رفتارهاي دشوار ايجاد مي‌شود.
    - از به كار بردن كلمات زير پرهيز كنيد: بايد، ولي، من مي خواهم...، متاسفم، نمي‌تواني و......
    - اگر طالب صداقت هستيد با ديگران نيز صادقانه برخورد كنيد و به تعهدات خود عمل كنيد.
    - استفاده از كلمات جادويي را بياموزيد. در دامنه لغات ما، كلمات زيادي وجود دارند كه اثرات فوق العاده اي بر جاي مي گذارند. اين كلمات را بيابيد و از آنها استفاده كنيد.
    - فنون مذاكره را ياد بگيريد چرا كه موفقيت در زندگي امروز در گرو ارتباطات خوب است و مذاكره در اين راه به شما كمك مي‌كند.

                                                                  منبع :

    www.mabaniertebatat.persianblog.ir    


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]
    چگونه كنفرانس بدهيم ؟
     
    وقتى در مقام عرضة يك كنفرانس برمى آييد، چهار عامل اساسى وجود دارد كه تأثير نهايى شما را در شنوندگانتان رقم مى زند. اين چهار عامل عبارت است از:

    1. ساختار و محتواى سخن؛

    2. شيوة ارائه آن؛

    3. بهره گيرى از وسايل كمكى تصويرى؛

    4. پاسخ گويى به پرسش هاى حضار.

    دربارة هر يك از اين چهار عامل به ترتيب بحث خواهد شد، پيش از آن مناسب است به پاره اى از مقدمات پرداخته شود.

    قبل از آغاز مراحل آماده سازى كنفرانس بهتر است سئوالات زير را با خود در ميان گذاريد:

    * هدف از سخنرانى شما چيست؟ آيا هدف اطلاع رسانى به مخاطبان است يا متقاعدكردن يا سرگرم كردن آنان؟

    * نكات كليدى كه مى خواهيد مستمعان شما از اين كنفرانس دريابند، چيست؟ براى دست يابى به اين نكات چه مقدار وقت صرف كرده ايد؟

    * اطلاعات شنوندگان شما راجع به موضوع سخنرانى تان چقدر است؟

    پاسخى كه به اين سئوالات مى دهيد، نحوة عملكردتان را در هر يك از چهار حوزه اى كه از اين پس مطرح خواهد شد، معين مى كند.

    1. ساختار

    يك سخنرانى داراى بخش مقدماتى، بخش اصلى و بخش پايانى است. بخش آغازين يا مقدمة كنفرانس شما مى بايد مشتمل بر توضيحى دربارة محتوا و ساختار سخنرانى تان باشد. اين بخش بايد شنونده را با محتوا و مضمون كنفرانس آشنا نمايد. اين امر به ويژه براى شنونده اى كه اطلاع زيادى از حوزة مورد بحث شما ندارد بسيار مهم است. علاوه بر اين، مقدمه مى بايد بيانگر اهداف سخنرانى باشد (اطلاع رسانى، اقناع، سرگرم كردن؟).

    پيكرة اصلى سخنرانى علمى مى بايد به صورت منطقى پيش رود. لازم است نكات مورد نظر را به وضوح و روشنى تمام بيان نماييد و با استفاده از عبارت هايى نظير «آنچه هم اكنون بيان كردم نشان مى دهد كه ...» يا «از اينجا روشن مى شود كه ...»، ارتباط منطقى بخش هاى مختلف سخنرانى تان را به مخاطبان خود نشان دهيد. اين امر به ويژه هنگامى كه موضوع بحث را عوض كرده، به طرح نكات جديدى مى پردازيد، اهميت مى يابد. لازم است به گونه اى پيش رويد كه شنوندة شما دريابد كه سخن گفتن دربارة موضوع(الف) را به پايان رسانده و اكنون دربارة موضوع (ب) مشغول سخن گفتن هستيد. استفاده از عباراتى نظير «پس از طرح اين نكته كه ... به سراغ اين بحث مى روم كه ...» مى تواند شما را در اجراى اين امر يارى رساند.

    در بخش پايانى سخنرانى، مى بايد خلاصه اى از نكات اصلى سخنرانى تان را بيان داريد. اين نكته حايز اهميت است كه سخنرانى خود را به صورت«شسته رفته» به پايان رسانيد و از اينكه كنفرانس شما در حالت سردرگمى و آشفتگى به پايان رسد، بپرهيزيد. مى توانيد اين كار را با اظهار چند جمله نتيجه گيرى كه با اهدافى كه در آغاز بيان كرديد مرتبط باشند، به انجام رسانيد. براى مثال، مى توانيد از اين عبارت كه: «اميدوارم كه در اين جلسه و در خلال بحث از ... توانسته باشم نشان دهم كه ...» استفاده كنيد.

    2. ارائه

    هر قدر ساختار سخنرانى شما مناسب باشد، نحوة بيان و ارائه مطالب براى شنوندگان نقش و اهميت خاص خود را دارد. در اينجا نيز آمادگى حرف اول را مى زند.

    مى بايد قبل از ارائه كنفرانس خود تمرين لازم را كرده و آن قدر بر مطالب مسلط شده باشيد كه نيازى به قرائت سخنرانى از روى برگه هاى كاغذ نباشد. حداكثر مى بايد از كارت ها يا اوراقى كه بر روى آن سرفصل ها و عناوين اصلى يا عبارت هاى كليدى سخنرانى تان نوشته شده استفاده نماييد.

    در خلال سخنرانى به چهرة شنوندگان خود نگاه كنيد و به زمين، سقف، ديوار مقابل يا پردة پروژكتور اورهد خيره نشويد! فقط به شنوندگانتان نگاه كنيد! عبارات خود را شمرده ادا كنيد و تا حدى سرعت و آهنگ كلامتان را تغيير دهيد تا توجه حضار را به طور مستمر به خود جلب نماييد. از زبانى كه با شنوندة شما تناسب دارد، بهره گيريد. اين امر، به ويژه آن هنگام كه مطالب تخصصى را براى افراد غيرمتخصص بيان مى كنيد، اهميت دارد.

    قبل از آغاز سخنرانى، با توجه به محل ارائة كنفرانس و تعداد شنوندگان، تصميم بگيريد كه ايستاده يا نشسته سخن گوييد. اگر در حالت ايستاده سخنرانى مى كنيد، اندكى پيرامون محل استقرار خود حركت كنيد تا به دليل يكنواخت نبودن، توجه شنوندگان در طول كنفرانس به شما باشد. بايد درحين سخنرانى متناسب با محتواى سخن، حركات دست و صورت خود را تنظيم نماييد، زيرا اين عمل كمك مى كند تا شنوندگان مطالب شما را بهتر بفهمند. در هر حال، تلاش كنيد تا در نظر مخاطبان خود، آسوده حال و طبيعى جلوه كنيد، هر چند فى الواقع چنين احساسى نداشته باشيد.

    به ياد داشته باشيد كه تقريباً همة مردم در حالت سخنرانى احساس نگرانى و ناآرامى دارند.

    تمرين قبل از سخنرانى مى تواند كمك زيادى به شما بكند و حالت عصبى شما را در حين كنفرانس كاهش دهد. افزايش تعداد سخنرانى هاى شما نيز بى تأثير نخواهد بود. البته به نظر مى رسد كه اين امور، وقتى كه براى اولين بار اقدام به سخنرانى مى كنيد، كمك چندانى به شما نخواهد كرد.

    به خاطر داشته باشيد كه عموماً شنوندگان در جناح شما قرار دارند بدين معنا كه علارمقاله حاضر ابتدا تعريفي از جلسه سپس انواع و اركان جلسه همراه با وظايف آنها ارائه خواهد شد. درضمن موانع و مشكلات جلسات و نيز اثربخشي جلسات را عنوان خواهيم نمود.
     ● تعريف جلسه :
     درفرهنگ معين جلسه را به معني يك بار نشستن درفرهنگ دهخدا جلسه اجتماع جمعي از مردم براي انجام امري با شنيدن نطق و داشتن يك رئيس تعريف شده است .
     جلسه عبارتست از گردهمايي افراد مشخص كه ازطريق بحث و گفتگو پيرامون يك موضوع يا موضوعات مختلف براي رسيدن به يك هدف يا اهداف گوناگون درزمان ومكان معين .
     ● انواع جلسات:
     ۱) جلسه حل مساله : دراين جلسه آنچه اهميت دارد اين است كه وضعيت موجود بايد تغيير يابد تا مشكل حل شود. مشكل ميتواند شامل ابهام در مورد يك سري مقررات جديد نداشتن نام براي محصول و ... باشد.( جلسه حل مسئله برخورد با مساله است والزاما" تصميم گيري نيست )
     ۲) جلسه تصميم گيري : دراين جلسات هدف تصميم گيري نهائي است . تعداد اعضاء گروه نبايد كمتر از۱۵ نفر باشد. و قبل از جلسه بايد اطمينان حاصل شود كه همه افراد از نحوه تصميم گيري آگاه هستند و آن را قبول دارند.
     ۳) جلسه گزارش دهي واطلاع رساني : درصدي از جلسات اداري مخصوص گزارش دهي و استفاده از اطلاعات است . هدف از اين جلسات حصول اطمينان از انجام كارها ميباشد. ازطريق مبادله اطلاعات كاركنان مي توانند مشكل سازمان خودرا حل و فصل نمايندو ازطرفي مدير از تمام دانشها و تجربيات اعضاء به منظور پيشبرد اهداف سازمان استفاده مي نمايد. مبادله اطلاعات ( از بالا به پائين) نسبت به مبادله اطلاعات افقي( ميان مقامات همسطح) از اهميت بيشتري برخورداراست .
     ۴) جلسه ارزيابي : درچنين جلساتي افراد زيادي اظهار نظرو پيشنهاد ارائه مي كنند. اين گونه جلسات بايد سازمان يافته و برنامه ريزي شده باشد.
     ● اركان جلسه :
     ▪ اركان جلسه عبارتند از
     ۱) رئيس
    ۲) دبير
    ۳) عضو
     ۱) رئيس جلسه:
     كسي است كه تمايل افراد را درراه رسيدن به هدفهاي جلسه جلب مي نمايد وي دستور نمي دهد بلكه تعادل بين هدفهاي فردي و گروهي را برقرار مي سازد و درخاتمه جلسه نظرات اعضاء را گردآوري تلخيص و استنتاج مي نمايد.
     ● وظايف رئيس جلسه:
     ▪ ايجاد محيط آرام جهت بحث و گفتگو
     ▪ هدايت جريان بحث و مذاكره بطور صحيح
     ▪ ايجاد فرصت جهت ارائه نظرات كليه اعضاء
     ▪ حفظ بحث و مذاكره درحدود دستور جلسه
     ▪ ارائه خلاصه پيشرفت مذاكره
     ▪ ايجاد و حفظ نظم درجلسه
    ▪ استفاده از توانائيهاي خاص افراد درجلسه
     ▪ جلوگيري از عوامل بازدارنده
     ▪ شروع و ختم به موقع جلسه
     ۲) دبير جلسه:
    كسي است كه نسبت به تنظيم دستور جلسه واعلام آن به اعضاء اقدام نموده و درنگهداري سوابق و تمهيدات برگزاري جلسه تلاش نمايد و حكم منبع اطلاعاتي را دارد كه هروقت اعضاء سوالي داشته باشند پاسخ روشن بدهد.
     ● وظايف دبير جلسه:
     ▪ سوابق و مدارك لازم را درصورت نياز جهت ارائه آماده داشته باشد
     ▪ قبل ازتشكيل جلسه از آماده بودن وسايل و لوازم مورد نياز اطمينان حاصل نمايد
     ▪ مطمئن باشدكه كليه اعضاء جلسه آگاهي لازم را دررابطه با موضوع زمان و مكان برگزاري جلسه را داشته باشد
     ▪ درتمام طول مدت جلسه ضمن يادداشت و يا ضبط مطالب ارائه شده از سوي اعضاء براي ارائه مدارك و سوابق امر آماده باشد.
     ▪ اطمينان حاصل كند كه عينا" ارائه راه كار و راه حل يك مشكل را كه توسط يك عضو جلسه ارائه شده يادداشت كرده باشد.
     ▪ رازدار و محرم جلسه است نبايد مطالبي كه دراختيار دارند را برله و يا عليه ساير اعضاء بطور مستقيم يا غير مستقيم استفاده كند
     ▪ پس از تنظيم صورتجلسه نسبت به ارسال به كليه اعضاء اقدام نمايد
     ▪ مواردي كه درجلسه بعد بايد عنوان گردد نسبت به ثبت آن اقدام نمايد
     ▪ اگر به افراد عضو درجلسه مسئوليتهايي محول شده پيگيري واقدام نمايد
     ▪ خودرا براي جلسه بعد آماده نمايد
     ۳) اعضاء جلسه: مشاركت كننده فعال درجلسات ميباشند.
     ● وظايف اعضاء جلسه:
     ▪ به موقع درجلسه حاضر شوند
     ▪ به گفته حاضران خوب گوش كنند( هنر شنيدن)
     ▪ دربحث ها فعالانه شركت كنند
     ▪ هوشمندانه سوال كنند
     ▪ واقع بيننانه به مسائل بنگرند
     ▪ پيشنهادهاي عملي و سازنده ارائه دهند
     ▪ خارج از موضوع بحث صحبت نكنند
     ▪ از نظرات درست ديگران به زعم خود حمايت كنند
     ▪ تا مطالب به طور كامل تحليل نشده قضاوت نكنند
     ▪ در اداره صحيح و نظم جلسه كمك كنند
     ▪ مطالب مهم وكليدي را يادداشت كنند
     ▪ با ارزيابي دقيق جلسه به رئيس بازخورد دهند
     ▪ تصميماتي را كه مورد توافق قرارگرفته است به مرحله اجرا درآورند
     ● موانع و مشكلاتي كه سبب بي حاصلي جلسه ها مي شود:
     ▪ نداشتن برنامه كار
     ▪ غيبت افراد اصلي
    ▪ آماده نبودن شركت كنندگان درجلسه
     ▪ رئيس جلسه سلطه جو
     ▪ انحصار طلبي هاي اعضاء درجلسه
     ▪ برخوردهاي شخصي
    ▪ نداشتن تسهيلات و امكانات
    ▪ ايجاد وقفه به لحاظ عوامل بروني
     ▪ تصميم نگرفتن و به نتيجه نرسيدن
     ▪ هدر دادن هزينه ها بصورت نامرئي
     ▪ تبديل جلسات به كانون قدرت و قدرت طلبي
    ● توصيه هايي براي اثر بخشي جلسات:
     ▪ اهداف جلسه مشخص باشد
     ▪ تنظيم دستورجلسه
     ▪ محدوديت شركت كنندگان درجلسه
     ▪ تمركز محور بر موضوعات مورد بحث
     ▪ وقت شناس بودن
     ▪ تعيين زمان اتمام جلسه
     ▪ اجرا جلسه بدون وقفه
     ▪ انتخاب مكان مناسب جلسه
     ▪ جمع بندي و نتيجه گيري نهائي
     ▪ تعيين وقت جلسه بعدي

    سايت سازمان تربيت بدني جمهوري اسلامي ايران


    امتیاز:
     
    بازدید:
    [ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]
    [ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
    درباره وبلاگ

    تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
    پنل کاربری
    نام کاربری :
    پسورد :
    لینک های تبادلی
    فاقد لینک
    تبادل لینک اتوماتیک
    لینک :
    خبرنامه
    عضویت   لغو عضویت
    امکانات وب
    شمارنده
    شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.