مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4375
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 8
همه : 4259911

چگونگي ارائه يك سخنراني خوب و حرفه اي


اغلب افراد ترجيح مي دهند دندانشان كشيده شود، در عوض در مقابل مردم صحبت نكنند. اين ترس معمولاً تحت يكي از عنوان هاي زير قرار مي گيرد:
۱) ابله به نظر آمدن
۲) احساس شكست كردن
۳) فراموش كردن آنچه قرار است گفته شود.
 شما بايد قادر باشيد يك سخنراني حرفه اي مناسب ارائه دهيد و موضوع موردنظر خودتان را به خوبي عرضه كنيد وگرنه اعتبار شما و بنابراين شخصيت حرفه اي تان، صدمه خواهد خورد. شما نمي توانيد در اين مورد مطالعه كنيد، فقط بايد آن را انجام دهيد و از اشتباهات خود بياموزيد. هيچ دليلي وجود ندارد كه چرا شما نبايد نظر خود را به خوبي و با اعتماد به نفس ارائه كنيد در بسياري از سازمان ها كلاس هايي براي اين موضوع گذاشته مي شود اما اگر نتوانيد در آنها شركت كنيد يا در شركت شما كلاسي وجود ندارد، پس بايد بيرون از شركت به دنبال آن باشيد و خودتان پولش را بدهيد. در دست نوشته خود تجديد نظر كنيد و به جاي «من ها» از «شما ها» استفاده كنيد. اين امر سخنراني را بيشتر روي مخاطب متمركز مي سازد و بلافاصله آن را جالب تر مي كند. قدري نيرو و احساس در صداي خود تزريق كنيد. ضمن همخواني با يك ترانه پر صدا در اين زمينه تمرين كنيد.
 كماكان خود شما بهترين وسيله كمكي بصري خودتان هستيد. شانه ها پايين، پاها اندكي باز. جايگاهي در قسمت جلو و وسط صحنه انتخاب كنيد كه اگر قصد داريد روي صحنه حركت كنيد، بتوانيد به آن نقطه بازگرديد. با چشم انداختن در سراسر اتاق و حركت چشم ها با مخاطبان ارتباط برقرار سازيد. رايج ترين مساله يك سخنران، ناكامي در ايجاد ارتباط با مخاطبان است. با فاصله كمي پس از آن توجه بيش از حد به جزئيات قرار دارد. سپس به اعتماد به نفس زياده از حد و تمريني مي رسيم. بسياري از افراد در امور تجاري مجبورند هر از گاهي سخنراني كنند، كه معمولاً كوتاه اما براي كار آنها مهم و حياني است. مثلاً ممكن است يك سخنراني ۱۰ دقيقه اي در مصاحبه براي انتخاب فردي باشد يا سخنراني كوتاهي در جلسه هيات مديره يا در كنفرانس كاركنان و بالاخره ممكن است گزارشي مهم و حياتي به مشتري باشد. سخنرانان آماده يا بي تجربه ممكن است زياده از حد صحبت كنند، به امور جزئي خود كشيده شوند يا خود را برده تكنولوژي كنند. برخي جنبه هاي سخنراني خود را حدود هر ۳۰ ثانيه تغيير دهيد. لبخند بزنيد به جلو بياييد، يك سوال ساختگي مطرح كنيد، مكث كنيد، نجوا كنيد، سرعت گفتار را كم يا زياد كنيد. از تاثير بصري خود براي تقويت سخنراني استفاده كنيد. مثل:
 ۱) در يك جلسه رسمي هميشه براي صحبت كردن بايستيد.
۲) كت بپوشيد و هميشه دكمه هاي آن را ببنديد. شاخصه اي مشخص و استوار چشمگيرترند. از تجملات در لباس بپرهيزيد چون مي خواهيد مخاطبان متوجه صورت شما باشند.
۳) از انحراف توجه نسبت به پيام اصلي خود و پوشيدن لباس هاي نا مناسب بپرهيزيد.
 ۴) رنگ ها را به دقت انتخاب كنيد. براي جمعيت اندك رنگ هاي درخشان زيادي است. بنابراين لباس به رنگ سورمه اي خاكستري يا كرم انتخاب كنيد و آن را با پيراهني كه رنگ اندكي تندتر دارد بپوشيد. جمعيت بيشتر قابليت جذب رنگ هاي قوي تر را دارد. اما رنگ هاي تيره هميشه جدي ترند.
۵) روش كار خود را به دقت انتخاب كنيد. شما بايد چه كسي را درميان مخاطبان تحت تاثير قراردهيد؟ هرچه سخنراني شما تندتر باشد لباس شما بايد محافظه كارانه تر باشد.
۶) پشت صحنه خود را بررسي كنيد. آيا شما در آن حل مي شويد. يا شاخص هستيد؟ اگر زمنيه صحنه مهيب است خود را در جلو يك صحنه سفيد يا صفحه نمودار قرار دهيد.
 ۷ ) براي خانم ها - اگر بايد به يك هيات پاسخ دهنده در صحنه بپيونديد مراقب باشيد كه حتماً يك روميزي ميز را تا زمين بپوشاند.
۸ ) براي آقايان - قلم، پول خرد و كليد را از جيب خود بيرون بگذاريد. اين كار وسوسه براي بازي كردن با آنها را از بين مي برد. در عين حال اينگونه اشيا باعث بد ايستادن لباس مي شوند.
۹ ) اگر سخنراني روي شما اثر مي گذارد- شما را بي قرار مي كند، نا آرام راه مي رويد عرق مي كنيد - پس حتماً لباسي راحت و آشنا بپوشيد كه جاي كافي براي حركت و جذب رطوبت به شما بدهد.
 اندكي آراسته تر از آنچه مخاطبان انتظار دارند لباس بپوشيد،آنها خوششان خواهد آمد.
۱۰) اگر عصبي نيستيد عادي نيستيد. وقتي عصبي مي شويد آدرنالين در بدن شما جريان مي يابد. رمز كار در اين است كه از جريان آدرنالين به نفع خود استفاده كنيد و نگذاريد عليه شما باشد. اعصاب مايه آزار نيستند، آنها ساز و كاري هستند كه بدن شما براي رويداد بزرگ آماده تان مي كند. وقتي براي طراحي و برنامه ريزي و جمع آوري مطالب كنار بگذاريد. سخنران متوسط ممكن است با آمادگي كمتر از كافي خود را نجات دهد. اما سخنران نامدار كه همه با نام و برخي از آنان آشنا هستند هرگز قانون مربوط به آمادگي كامل و تمرين را نقض نمي كنند. به مخاطبان فكر كنيد نه به خودتان، بكوشيد وضعيت را مثبت مجسم كنيد. از كاري كه مي كنيد لذت ببريد. وقتي همه چيز خوب پيش مي رود به نتايج خوب آن براي اعتبار خود بينديشيد.


گردآوري: مجيد اميرشاهي


روزنامه سرمايه


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه برگزاري جلسات و ميتينگهاي اداري


جلسات و ميتينگ ها راهي بسيار فوق العاده براي خلق ايده ها، توضيح و تفصيل افكار و اداره فعاليت هاي گروهي است. اما اين برخورد رو در رو با اعضاي گروه و همكاران، اگر با آمادگي قبلي نبوده و مديريت صحيح نداشته باشد، شكست مي خورد.
● اهميت آمادگي قبلي
براي اطمينان از اينكه همه ي افراد بتوانند مشاركتي موثر و كارآمد داشته باشند، خوب است زماني را براي جلسه انتخاب كنيد كه افراد فرصت ايجاد آمادگي قبلي در خود را داشته باشند.
وقتي زمان و مكان ميتينگ انتخاب شد، بايد خود را براي سوالاتي كه ممكن است از طرف شركت كنندگان جلسه پرسيده شود، آماده كنيد. اگر شما مدير جلسه هستيد، خوب دستور جلسه اي با قيد كامل و دقيق جزئيات تهيه كنيد.
در اين يادداشت ها، هدف اصلي و ساختار جلسه را طرح ريزي كنيد و آن را در اختيار شركت كنندگان نيز بگذاريد. اين كار باعث مي شود همه ي شركت كنندگان با آمادگي لازم براي بررسي هدف در جلسه شركت كنند.
موفقيت يك ميتينگ يا جلسه اداري به مهارت هاي رئيس جلسه بستگي دارد. براي اطمينان از موفقيت جلسه، رئيس بايد كارهاي زير را انجام دهد:
 ● تهيه دستور جلسه
ـ شروع بحث و تشويق ديگران به شركت فعالانه در جلسه
ـ متعادل كردن روند جلسه—نه خيلي سريع و پرشتاب و نه خيلي كند
ـ خلاصه كردن بحث موردنظر و ارائه پيشنهادات در انتهاي هر بخش از جلسه
ـ اطمينان يافتن از اينكه كليه شركت كنندگان خلاصه مذاكرات و صورت جلسات را دريافت كرده اند.
 علاوه بر اين نكات كه به شما كمك ميكند تا ميتينگي پربار و سودمند داشته باشيد، موارد مهم ديگري را نيز بايد مد نظر قرار داد.
● مديريت و رهبري ميتينگ
يكي از اصلي ترين كليدهاي موفقيت هر جلسه كاري، انتخاب صحيح شركت كنندگان است. بايد شركت كنندگاني را انتخاب كنيد كه بتوانند تصميمات خوب و ارزنده اي بگيرند و پيشنهادات سودمند ارائه دهند. تعداد شركت كننده ها نبايد از ۱۲ نفر تجاوز كند، حتي كمتر از اين تعداد باشند هم بهتر است. اين افراد بايد اطلاعات لازم براي مباحثه درمورد مواردي كه در صورت جلسه قيد شده را دارا باشند.
▪ نكته:
 كافي است فقط چند لحظه به مخارجي كه اين ميتينگ برايتان در بر خواهد داشت فكر كنيد. متوجه مي شويد كه راه انداختن ميتينگ كاري تقريباً پرهزينه است، به همين خاطر مهم است كه افرادي كه در جلسه شركت مي كنند و هر دقيقه از زمان اين ميتينگ ارزش دار باشند. پس افرادي را به جلسه دعوت كنيد كه حرفي براي گفتن داشته باشند و بتوانيد از وجود آنها استفاده كنيد. همچنين براي موضوعات و مشكلات ساده و پيش پا افتاده اي كه مي توان آنها را به راحتي با ايميل يا نامه برطرف كرد، لازم نيست ميتينگ تشكيل دهيد.
 اگر شما رهبر جلسه هستيد، اطمينان حاصل كنيد كه افكار و ايده هاي همه ي افراد شركت كننده در جلسه مطرح شود و اختيار عنان جلسه دست عده اي خاص نباشد و همه بتوانند آزادانه حرفهايشان را مطرح كنند. بهتر است پس از پايان يافتن هر بخش از موارد ذكر شده در دستورجلسه، توقف كوتاهي كنيد، بحث انجام گرفته را خلاصه بندي كنيد و سپس به سراغ مبحث بعدي برويد.
وقتي يكي از موضاعات و اهداف دستورجلسه به نتيجه مي رسد، مسئوليت آن را به يكي از افراد حاضر در جلسه بسپاريد. براي جلوگيري از هرگونه سردرگمي و سوء تفاهم، عمليات را خلاصه كرده و در گزارشات صورت جلسه قيد كنيد.
● زمانبندي
معمولاً گفته مي شود كه جلسات اداري نوعي اتلاف وقت هستد. در اين قسمت راهكارهايي برايتان عنوان مي كنيم كه به شما كمك ميكند چطور از اتلاف و هدر رفتن زمان در جلساتتان جلوگيري به عمل آوريد.
● جلسه را سر ساعت آغاز كنيد.
اگر كسي دير سر جلسه حاضر شد، مطالب گفته شده را دوباره براي او ذكر نكنيد، چون اينكار باعث مي شود گمان كنند دير آمدن سر جلسات اشكال و ايرادي ندارد و وقت ارزشمند ديگران را نيز هدر مي دهد.
زمان مشخصي براي اتمام جلسه در نظر گيريد و تا هر زمان كه دوست داريد جلسه را طول ندهيد.
براي اينكه بتوانيد بهتر وراحت تر مطالب لازم را تا زمان تعيين شده براي اتمام جلسه برسانيد، مي توانيد موضوعات دستورجلسه را به ترتيب اهميت فهرست كنيد، با اين كار اگر وقت كم بياوريد، بررسي موضوعات مهم را از دست نداده ايد.
اگر به همه ي مضوعات دستورجلسه رسيدگي به عمل آورده ايد و مسئله ديگري بر جا نمانده است، مي توانيد قبل از رسيدن وقت اتمام جلسه، جلسه را پايان دهيد.
● تهيه گزارش كار
تصميمات اتخاذ شده و عملكردهاي توافق شده را مي توانيد در اين گزارش كار ذكر كنيد. در جلسات بعدي مي توانيد از اين گزارش كار به عنوان مروري بر تصميمات و عملكردهاي قبلي استفاده كنيد و با اين روش پيشرفت بيشتري در كارها روي مي دهد.
سبك نگارش اين گزارش كار يا صورت جلسه بستگي به موقعيت دارد. در موقعيت ها ي مهم و بحراني و زمانيكه ثبت گزارش اهميت زيادي دارد ، اين صورت جلسات بايد تفصيلي بسيار دقيق باشند. در شرايط معمولي اين صورت جلسات مي تواند فهرست ساده اي از تصميمات اتخاذ شده و عملكردهاي توافق شده باشد. اندازه اين گزارشات بايد برحسب نياز باشد، تا حد ممكن خلاصه و با ذكر كليه اطلاعات لازم. تهيه چنين گزارش كاري ساده تر و سريعتر خواهد بود.
رئيس جلسه بايد اين گزارش كار را تا ۲۴ ساعت پس از اتمام جلسه در اختيار شركت كنندگان قرار دهد و اگر اينكار در همان روز جلسه صورت گيرد، چه بسا بهتر خواهد بود.


نويسنده: آرمند


مردمان پورتال جوانان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

نكات ضروري در موفقيت سخنراني


هنگامي كه براي توضيح يك موضوع با اهميت در جلسه اي آماده مي‌شويد يا مي خواهيد گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد، كار دشواري در پيش رو داريد.
تصور كنيد چشمان تيزبين كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و يكايك حضار گفته هاي شما را با دقت مي‌شنوند و براساس اين ديده‌ها و شنيده‌ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي‌كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها، دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات حقانيت خودتان هستيد، در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي‌كند در هر صورت شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس بكوشيد پيشاپيش خود را آماده سازيد و در اين ميان دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد، اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد، دوم حفظ خونسردي و آرامش.
بي ترديد شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد افزون بر ارائه مستدل موضوع سخنراني، يك جلسه اقناعي را برگزار خواهيد كرد. از اين رو، توصيه مي شود براي نيل به اين منظور پيشاپيش مخاطبان را شناسايي كنيد، زيرا اگر شما از سطح علمي، فرهنگي و حتي شخصيتي مخاطبان آگاهي يابيد، ارتباط بهتري با آنان برقرار مي‌كنيد و آنچه را كه آنها دوست دارند يا مي‌خواهند بشنوند ارائه خواهيد ‌داد و اين عمل يعني اثرگذاري بهتر و بيشتر بر مخاطبين شما، پيش از آغاز سخنراني يكبار آن را تمرين كنيد و در حين سخنراني رعايت برخي نكات مانند تبسم كردن را به خاطر بسپاريد، زيرا چهره بانشاط شما توجه مخاطبين را بيشتر جلب مي كند. نكته ديگر كه بايد بدان توجه كافي نمائيد پيام شما است، زيرا سخنراني شما بايد يك پيام مشخص داشته باشد. از همين رو، قبل از اينكه كار تهيه مطالب خود را شروع كنيد، پيام كليدي آن را مشخص كنيد. درواقع پيام شما بايد بتواند مخاطبان را به يك راه مشخص رهنمون و امكان ورود به راههاي ديگر را منتفي سازد.
در ضمن در صورت امكان توضيحات و استدلال خود را با ارائه تصاوير همراه سازيد و براي هر تصوير توضيحات كوتاهي آماده كنيد. هر تصوير (متن يا عكس) كه نشان داده مي شود، خلاصه اي از موضوع آن بايد ارائه شود. اين خلاصه مي تواند شفاهي باشد يا به صورت زيرنويس ارائه شود. اين باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جويي شود. برجسته سازي مطالب و مفاهيم ويژه نيز هنگام سخنراني واجد اهميت است. مطالبي را كه توضيح آنها براي پذيرش مخاطب اهميت بيشتري دارد مشخص كنيد. كارشناسان فن بيان شيوه هاي گوناگوني براي اثر بخشي سخنراني پيشنهاد مي‌كنند. طرح «پرسش» و «راه حل براي آن» بهترين روش براي ارائه قدرتمند يك مطلب است. اول «مسئله» را بيان كنيد بعد «راه‌حل» را ارائه دهيد و آن را با يك مثال توضيح دهيد. هنگام سخنراني نبايد فراموش كرد كه تمام آنان كه به سخنان شما گوش مي دهند تيزهوش نيستند، پس بكوشيد مطالب را بسيار ساده و روان ارائه كنيد.
توصيه مي‌شود به طور متوسط در هر ساعت صحبت كردن ۳ الي ۴ نكته را شرح دهيد. سخنراني را بايد محكم و مستدل آغاز كرد، زيرا يك شروع خوب، موفقيت سخنراني را تضمين مي كند. براي اين منظور از روشهاي مختلف استفاده كنيد گاهي يك حكايت يا قصه يا يك خاطره و در بعضي مواقع پرداختن به اصل مطلب مي‌تواند شروع خوبي باشد. استفاده از نمودار و چارت هنگام سخنراني استدلال هاي شما را مستندتر مي سازد. افزون بر اين بسياري از مخاطبان شما نمي‌توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزيه و تحليل كنند. نمودار كمك مي‌كند تا سريعتر به موضوع دست پيدا كنند و با شما همراه شوند. بسياري از مخاطبان آخرين مطلبي را كه شما مي‌گوييد به خاطر مي سپارند، از اين رو بكوشيد آخرين مطلبي كه مي‌گوييد همان نكته‌اي باشد كه مـي خواهيد مخاطبـان به آن بيشتر تـوجه كنند. بر نكات مهم تسلط داشته باشيد. اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و افزون بر اين با آرامش و بدون استرس خواهيد بود. در حين سخنراني براي اجتناب از خستگي تنفس عميق را فراموش نكنيد، همچنين حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد، زيرا با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت، در اين صورت شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد و در نتيجه ادامه سخنراني را تنظيم نمائيد. تجهيزات مناسب را آماده كنيد.
هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز را بي كم و كاست از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... آماده كنيد. قبل از شروع جلسه سخنراني تجهيزاتي را كه قرار است استفاده نمائيد يكبار آزمايش كنيد، خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد) مي‌تواند تاثير بسيار منفي بر ارائه مطالب شما داشته باشد. از آنجا كه در حين سخنراني شما مركز توجه هستيد هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند تاثير بسزائي در مخاطب داشته باشد. به هنگام سخنراني از حركات مصنوعي بپرهيزيد زيرا اقدامات تصنعي كاملا ديده مي شوند، خودتان باشيد و بگذاريد زبان بدن شما طبيعي باشد. در ضمن موضوع سخنراني را از روي نوشته نخوانيد. خواندن مطلب از روي نوشته باعث مي‌شود كه ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد و دستانتان نيز از اثرگذاري باز مي ماند. در صورتيكه در اين مورد مشكل داريد مي‌توانيد از يادداشتهاي روي چارت يا تصوير استفاده كنيد. تاثير سخنان شما زماني آشكار مي شود كه مخاطبان را وادار به بحث كند. براي اين منظور از آنها سوال كنيد و جواب بخواهيد اما در اين مورد اصرار نكنيد، شما مي‌توانيد از ساير روشها نيز براي مشاركت بيشتر و همراهي آنها استفاده كنيد.
 (نوشتن پاي تخته، قرائت يك متن يا...) براي كارائي بيشتر سخنانتان از طنز استفاده كنيد زيرا استفاده از طنز محيط را جذاب‌تر مي‌كند. در حين سخنراني خودتان را جاي مخاطب فرض كنيد. اگر شما به جاي مخاطب نشسته بوديد، چه تاثيري از سخنران مي گرفتيد، در ضمن اطمينان حاصل كنيد گرماي اتاق، نور محيط، و... مناسب مي باشد. در غايت بازخورد كارتان را بسنجيد، براي اين منظور شفاهي يا كتبي، در انتهاي جلسه از پرسشنامه‌هاي ساده استفاده كنيد تا بتوانيد در آينده كارتان را بهبود بخشيد. سرانجام در پايان سخنراني با تاكيد بر يك موضوع اساسي تاثيري قاطع بر مخاطبان بگذاريد.

مركزاطلاعات‌فني‌ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

بدترين رفتار ممكن در يك جلسه


به عقيده بسياري از كارشناسان، جلسات اداري در اكثر موارد "وقت تلف كردن" بوده و تنها در صورتي كه چاي و شيريني در ميان باشد، قابل تحمل هستند. همه ما - كارمندان - هنگامي كه يك نفر در جلسه شروع به سخنراني درباره موضوعي كاملا بي ربط ميكند، معذب شده، با حمله يكي از اعضا به يك عضو كمروي جلسه برايش دلسوزي كرده و در تعجب مانده ايم كه بعضيها چگونه با رديف كردن كلمات نامفهوم و غريب جمله هايي طولاني ميسازند و زمان را با سخنان بيهوده خود هدر ميدهند.
اما يك جلسه اداري هر قدر خسته كننده و انرژي بر به نظر برسد، نبايد آن را دست كم گرفت. در حقيقت اين جلسات ميتوانند موقعيت حرفه اي شما را در جهت مثبت - يا منفي - تحت الشعاع قرار دهند.
در اينجا به ۱۰ مورد از كارهايي كه هرگز نبايد در يك جلسه انجام داد، اشاره ميكنيم :
۱) دير رسيدن:
وارد شدن در جلسه اي كه مدتي است آغاز شده يعني " من بي نظمم". چند دقيقه زودتر رسيدن نه تنها نشانه اين است كه شما براي "وقت" ديگران احترام قائليد، بلكه موجب ميشود جاي بهتري هم پيدا كنيد.
۲) آماده نبودن:
اگر از قبل مواردي براي مطالعه يا صورت جلسه را در اختيار شما قرار داده اند، آنها را بخوانيد. از قبل به سوالات يا پيشنهاداتي كه ميتوانيد در جلسه مطرح كنيد، فكر كنيد.
۳) در انحصار گرفتن گفتگو:
هنگامي كه زمان تبادل نظر ميرسد، رسم جاري بر اين است كه ابتدا اشخاصي كه مقام بالاتر يا تجربه بيشتري دارند به بيان ديدگاه و نظرات خود بپردازند و پس از پايان يافتن نوبت اين افراد، نوبت به ديگران ميرسد كه نظر خود را "به طور خلاصه" بيان كنند. در اين هنگام با صداي يكنواخت و آهسته صحبت نكنيد و به ياد داشته باشيد كه اگر نكته مهمي براي گفتن نداريد، مجبور به صحبت نيستيد. هيچ نگفتن بهتر از گفتن چيزي بيهوده است.
۴) نظر خود را به شكل پرسش مطرح كردن:
بيان كردن نظر قطعي به شكل و آهنگ يك پرسش، به ديگران فرصت ميدهد كه با آن مخالفت كرده، درباره آن بحث كنند و در آخر ايده شما را به نفع خود تمام كنند. بهترين كار اين است كه نظر خود را در قالب جمله اي قطعي مانند اين "بياييد بيشتر تحقيق كنيم" بيان كنيد، نه اينكه بگوييد: "بهتر نيست بيشتر تحقيق كنيم؟".
۵) تعبير نادرست از مسير گفتگو:
سعي كنيد نيازها و حال و هواي موجود در جلسه را درك و دريافت كنيد. با دقت به سخنان ديگران گوش دهيد تا متوجه شويد كه جو حاكم تا چه حد پذيراي نظرات شما خواهد بود. شما بايد كاري كنيد كه پيامتان براي جمع مناسب باشد. براي مثال اگر همه بر روي كاستن از هزينه تمركز كرده اند و شما قصد داريد درباره ارتقاي سيستم صحبت كنيد، يا بايد راهي پيدا كنيد كه اين ارتقاي سيستم را به مبحث كاستن از هزينه ربط دهيد يا اينكه مطرح كردن آن را براي جلسه ديگر بگذاريد.
۶) پرخاش كردن:
 متاسفانه گاهي عده اي يك جلسه اداري را بيشتر به عنوان ميدان جنگ لفظي و خودشان را گلادياتورهاي مسلح به شمشير زبان فرض ميكنند. اگر شما هدف اتهام يا تمسخر چنين افرادي قرار گرفتيد، با خونسردي از خود دفاع كنيد.
اگر براي پاسخ به فكر كردن نياز داريد، با پرسيدن پرسشي كه طرف مقابل را به جوابگويي وادارد، براي خود زمان بخريد. براي مثال بپرسيد:" آقاي... از روي چه حسابي تصور ميكني من براي نتايج فروش ارزش قائل نيستم؟"
۷) جويدن آدامس.
جويدن آدامس با صداي "تق تق" و "چلپ چلپ"ي كه در سكوت جلسه به خوبي شنيده ميشود و حالت حركت مداوم دهان، نه تنها توهين آميز و عصبي كننده كه بسيار غير حرفه ايست.
۸) روشن گذاشتن تلفن همراه.
همانطور كه ميدانيد بايد تلفن را در سينما و كنسرت خاموش كنيد، متوجه باشيد كه خاموش كردن تلفن همراه يا بستن صداي آن در جلسات هم ضروري است. صداي زنگ رشته كلام گوينده را قطع كرده و حواس شنوندگان را از موضوع منحرف ميكند. در ضمن، پاسخ دادن به تلفن در جلسه هم به هيچ وجه شايسته نيست.
۹) منحرف شدن از موضوع.
موضوع گفتگو را تغيير ندهيد. بر روي آنچه كه با همكارانتان بررسي ميكنيد، متمركز شويد تا به نتيجه برسيد. اگر پرداختن به بخشهاي نامربوط به نظرتان ضروري ميرسد، قبلا نظر موافق حاضران را جويا شويد. يك روش مناسب براي عنوان كردن نكات مهم اما خارج از برنامه گفتگو، يادداشت كردن آنها و مطرح كردن آن در زمان مناسب است.
۱۰) حاضر نشدن در جلسه.
بله، شما مطمئنا با حضور نيافتن در جلسه و نشستن پشت ميز خود ميتوانيد به بسياري از كارهاي مهمتر رسيدگي كنيد. اما اگر اين جلسه به درخواست يكي از مديران شركت يا مقام بالاتر شما تشكيل ميشود، شما فرصت معرفي خود را به اين شخص از دست ميدهيد. به ياد داشته باشيد كه جلسات اداري تنها درباره بهره وري، سود و زيان نيست، اين جلسات مكان مناسبي براي ارايه تصويري مثبت از شما و آموختن از حرفه ايهاست.

ايرانيان انگلستان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

آماده كردن سخنراني


يك سخنراني دربرگيرندۀ هر نوع گفتگو با يك گروه است كه ممكن است رسمي يا غيررسمي باشد و مي تواند از يك جلسه توجيهي تا يك سخنراني مهم را شامل شود. سخنراني هر شكلي كه داشته باشد، قوانين و ضوابط يكساني دارد.
 ● فهرست اقدامات
 ۱. در مورد قبول سخنراني تصميم بگيريد.
 از خودتان بپرسيد آيا فردي مناسب براي ايراد سخنراني هستيد يا خير. آيا وقت كافي براي آماده شدن داريد؟ شايد براي هر دقيقه سخنراني به سي تا شصت دقيقه زمان براي آماده شدن نياز داشته باشيد. آيا به موضوع سخنراني علاقه مند هستيد؟ آيا مي توانيد به سؤالاتي كه مطرح ميشوند، پاسخ دهيد؟ اگر پاسختان منفي است بگوييد خير!
 ۲. جزييات را روشن كنيد
 مشخص كنيد كه بايد سخنراني چقدر است و موضوع سخنراني دقيقاً چيست؟ آيا در خاتمه، پرسشهاي حضار پرسيده خواهد شد؟ اگر سخنرانان ديگري هم حضور دارند، به چه موضوعاتي خواهند پرداخت و چگونه مي توانيد با آنان هماهنگ شويد؟
 ۳. در مورد مخاطبان تحقيق كنيد.
 مخاطبان را مشتريان خود بدانيد. سعي كنيد از تجارب قبلي آنان مطلع شويد. آيا آنها ميخواهند از جزييات موضوع مطلع شوند، يا سرگرم شوند و يا چالش ايجاد كنند؟ سطح و پيشينۀ آنان چيست؟ آيا هيچ گونه اطلاعات قبلي دارند؟
 ۴. هدف را مشخص سازيد.
 سخنراني در مقابل گروهي از مخاطبان نيازمند تعيين هدف است. آيا هدف از سخنراني يكي از موارد ذيل است:
▪ ترغيب كردن – مثلاً براي افزايش فروش؟
▪ راهنمايي كردن – اگر موضوعتان را بدانيد؟
▪ القا كردن – به عنوان بخشي از برنامه تحول؟
▪ سرگرمي – اگر ذاتاً فردي شاد و بانشاط هستيد؟
 ۵. مطالب خود را يكپارچه كنيد.
 همه جزئيات و مطالبي را كه با عنوان سخنراني شما مرتبط است، يكپارچه سازيد يعني همه عقايد، مقالات، نقل قولها، دستورالعملها و منابع. اين كار را در طول زمان انجام دهيد البته سعي نكنيد اين كار را در زمان گردآوري مطالب انجام دهيد.
 ۶. مطالب خود را سازماندهي نماييد.
 مطالب گردآوري شده را ارزيابي كنيد. موضوعات را طبقه بندي كنيد. آيا ممكن است مقايسه ها يا استعاره هايي وجود داشته باشند؟
 ۷. سرفصلها را مشخص كنيد.
 مطالب را در قالب يك طرح تهيه نماييد. طرحتان بايد داراي بخشهاي آغازين، مياني و انتهايي باشد.
 ۸. پيش نويس كاملي بنويسيد.
 از سرفصل خود براي تهيه پيش نويس اوليه استفاده كنيد. بدون توقف بنويسيد و به هنگام نوشتن، به ساختار آن توجه نكنيد. سعي كنيد هر آنچه را كه در نظر داريد به مخاطبان بگوييد، بنويسيد. در پايان آنچه را به آنان گفته ايد، خلاصه نماييد. سعي كنيد به پنج و حداكثر هفت نكتۀ مهم اشاره كنيد.
 ۹. پيش نويس را ويرايش كنيد.
 پيش نويس اوليه خود را بخوانيد. فرداي آن روز متن خود را بررسي كنيد. مطالب خود را در قالب يك سخنراني بخوانيد يعني سعي كنيد متن كاملتر، ساده تر و روشن‌تر شود. نكات طنزي را در آن بگنجانيد. تا آنجا كه ميتوانيد از اصطلاحات فني استفاده نكنيد و فقط آنهايي را بيان نماييد كه غيرقابل اجتناب هستند. مطمئن شويد كه در زمان بندي درست عمل كرده ايد. سخن گفتن با يك مخاطب، آرامتر از سخن گفتن با يك دوست است.
 ۱۰. پيش نويس را اصلاح كنيد.
 چندين بار پيش نويس را بخوانيد و ترجيحاً اين كار را در حضور فرد ديگري انجام دهيد. از آن فرد بخواهيد دربارۀ كارتان نظر بدهد و محتوا، سبك و نحوۀ ارايه سخنرانيتان را نقد كند.
 ۱۱. نكات يادآوري كننده را انتخاب نماييد.
 اگر قرار است به صورت في البداهه سخنراني كنيد، بارها پيش نويس خود را بخوانيد و نكات مهم و يادآوري كننده – مانند كليد واژگان و عبارات مهم – را تعيين كنيد. اين امر ميتواند مبناي نوشته شما و حتي وسايل بصري شما باشد. استفادۀ از اين نكات مهم را تمرين كنيد و از تحليلي كه در وراي هر كدام از اين نكات وجود دارد، آگاه باشيد. وقتي اعتماد به نفس به دست آورديد، اين نكات را به كارتهاي عددي تبديل كنيد. به تمرين خود ادامه داده و از تعداد واژگان كليدي بكاهيد. (گاهي اوقات مجبور مي شويد از كل متن استفاده كنيد – مثلاً در صورتي كه مطبوعات هم حضور دارند يا جلسه، بسيار رسمي است).
 ۱۲. از وسايل كمكي مناسب، براي سخنراني استفاده كنيد.
 ● وسايل كمكي در سخنرانيها بايد:
▪ مكمل متن شما باشند، برگرفته از سبك طبيعي شما باشند.
▪ به پيشرفت سخنراني كمك كنند، به ارزش سخنراني شما بيفزايند، و مرتبط با محتواي آن باشند يا آنچه را كه شما بيان مي‌كنيد، به شكل مناسبي خلاصه نمايند.
▪ حرفه اي به نظر برسند، روشن، خوانا و منسجم.
▪ سبك مناسبي داشته باشند، اسلايدهاي تمام رنگي براي جلسات غيررسمي و براي گروههاي كوچك مناسب نيستند.
▪ محتوا را به شكلي ساده بيان كند، حتي افراد حاضر در انتهاي سالن نيز به وضوح متوجه مطالب شوند.
▪ در صورت امكان از تصاوير گرافيكي استفاده كنند، علايم، تصاوير و نمودارها به عبارات و جملات شما كمك ميكنند.
 طيف گسترده اي از وسايل كمكي وجود دارند مانند فيليپ چارتها (نمودارهايي كه بر روي ديوار نصب ميشوند) تا دستگاههاي اورهد ترانسپارنسي، دستگاههاي چندرسانه اي و تصاوير كامپيوتري. امروزه رايج‌ترين تصاوير گرافيكي در سخنرانيها، تصاويري هستند كه به كمك نرم افزار پاورپوينت مايكروسافت تهيه شده اند و با استفاده از يك رايانه شخصي يا يك پروژكتور ال سي دي ارايه ميشوند. با برگزاركنندۀ سخنراني تماس بگيريد و ببينيد آيا امكان استفاده از پروژكتور ال سي دي وجود دارد يا خير.
 ۱۳. تمرين ذهني
 در مقابل آيينه يا در مقابل يك دوست (كه ميتواند سختگيرترين منتقد شما باشد!) تمرين كنيد. به تمامي حركاتي كه بايد متناسب با متن خود انجام دهيد توجه نماييد: «دستهايتان را در جيبتان قرار ندهيد» يا «لبخند بزنيد». اين مطالب را بر روي كارتي بنويسيد و آن را به هنگام ايراد سخنراني، جلوي خود قرار دهيد.
 ۱۴. اطاق سخنراني را بررسي كنيد.
 در جايي بنشينيد كه قرار است حضار بنشينند و مطمئن شويد كه زاويه ديد آنها خوب است. در جايي كه ميخواهيد سخنراني كنيد بنشينيد يا بايستيد و مطمئن شويد كه ميتوانيد با تجهيزات موجود كار كنيد. آيا ميتوانيد از يك ميكروفون استفاده نماييد؟
 ●● براي ارتباطات بهتر: آماده كردن سخنرانيها
 ● بايدها:
 ▪ تا آنجا كه ممكن است تمرين كنيد. بازخورد آن را ببينيد و آمادۀ انتقاد باشيد.
 ▪ مستمراً هدف از سخنراني خود را بررسي كنيد: آيا توقعات مشتريان را برآورده ساخته ايد؟ به خاطر داشته باشيد كه آمادگي قبلي، يك عامل مهم در بحداقل رساندن فشارهاي عصبي و ارايه يك سخنراني موفق است.
 ▪ به كار خود علاقه داشته باشيد و حضار را تهييج كنيد.
 ● نبايدها
 ▪ براي نگارش متن سخنراني خود، هرگز به همراه يك ورق سفيد در يك اطاق ننشينيد: همواره به دنبال محركهاي بيروني باشيد.
 ▪ از لوازم كمكي استفاده نكنيد زيرا اينكار باعث ميشود كه شما نتوانيد دست از اتكا به چنين تجهيزاتي برداريد.
 ▪ هيچ چيزي را ناديده نگيريد مانند موضوع، مخاطبان، ميزان اطلاعات مخاطبان، فضاي اطاق و تجهيزات
 ● پرسشهاي فكري
 آيا قبل از اينكه از شما براي سخنراني دعوت شود، آن را پذيرفته بوده ايد؟ در اين صورت، آيا واقعاً از موضوعي كه براي مخاطبان جذاب است، اطلاع داريد؟
 آيا قصد داريد در يك سخنراني، حجم زيادي اطلاعات ارايه كنيد؟ مخاطبان شما ميتوانند حداكثر هفت نكته كليدي را بپذيرند.
 ● پندها
 ▪ توجه خاصي به سخنراني در محافل عمومي داشته باشيد (آندرو كارنگي)
 ▪ در زمان سخنرانيهاي تجاري همواره خود را از قبل آماده سازيد (چارلز چرچيل)

خبرگزاري جمهوري اسلامي ـ ايرنا


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

۷ راه علاقمند كردن شنوندگان


همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند...
پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.
در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.
۱- شنوندگان را هم درگير كنيد
 شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. ۳۰ تا ۹۰ دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.
 ● اشتباه نكنيد: مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.
۲- سرزنده و با روح باشيد
 بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه ۲۰ نفره يا بيشتر سخنراني مي كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.
۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
 روي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.
۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيد
 هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.
۵- لباس مناسب بپوشيد
 روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.
۶- حرف هاي تازه بزنيد
 از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.
۷- تمرين داشته باشيد
 چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.
● موفق باشيد
 با اجراي اين نكات مطمئناً موفق خواهيد شد كه توجه حضار و شنوندگان را كاملاً به خود معطوف كرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد.

سايت تحليلي MLM


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

در اين پست ثابت ، هربار ، آثاري مناسب ، ارسال ؛ و آثار ارسال شده پيشين ، به نشاني زير ، منتقل مي شوند :

http://fann-e-bayan.blogfa.com/cat-79.aspx

سلام يعني براي هميشه ... خداحافظ !

شعري از : سيد علي صالحي

 

سلام يعني براي هميشه ... خداحافظ !


تكليفِ تمام ترانه‌هاي من
از همين اولِ بسم‌اللهِ بوسه معلوم است
سلام، يعني خداحافظ!
خداحافظ جايِ خاليِ بعد از منِ غريب
خداحافظ سلامِ آبيِ امنِ آسوده
ستاره‌ي از شب گريخته‌ي همروزِ من،
عزيزِ هنوزِ من ... خداحافظ!


همين كه گفتم!
ديگر هيچ پرسشي
پاسخ نمي‌دهم!


هي بي‌قرار!
نگران كدامِ اشتباهِ كوچكِ بي‌هوا
تو از نگاه چَپ‌چَپِ شب مي‌ترسي؟
ما پيش از پسينِ هر انتظاري حتما
كبوترانِ رفته از اينجا را
به رويايِ خوش‌ترين خبر فراخواهيم خواند.


من ... ترانه‌ها وُ
تو ... بوسه‌ها وُ
شب ... سينه‌ريزِ روشنش را گرو خواهد گذاشت،
تا ديگر هيچ اشاره يا علامتي از بُن‌بستِ آسمان نمانَد.
راه باز ...، جاده روشن وُ
همسفر فراوان است.


برمي‌گرديم
نگاه مي‌كنيم
اميدوار به آواز آدمي ...!


آيا شفاي اين صبحِ ساكتِ غمگين
بي‌خوابِ آخرين ستاره مُيسر نيست؟
هميشه همين قدم‌هاي نخستينِ رفتن است
كه رازِ آخرين منزلِ رسيدن را رقم مي‌زند.


كم نيستند كساني
كه با پاره‌ي سنگي در مُشتِ بسته‌ي باد
گمان مي‌كنند كبوتري تشنه به جانب چشمه مي‌بَرَند،
اما من و كبوتر و چشمه گول نخواهيم خورد
ما خوابِ خوشي از احوالِ آدمي ديده‌ايم


از اين پيشتر نيز
فالِ غريب ستاره هم با ما
از همين اتفاق عجيب گفته بود.


ما نزديك آينه نشستيم و شب شكست و
خبر از مسافرِ خوش‌قولِ بوسه رسيد،
رسيد همين نزديكي‌ها
كه صبحِ يك جمعه‌ي شريف
از خواب روشن دريا باز خواهيم گشت.
همه چيز دُرست خواهد شد
و شب تاريك نيز از چراغِ تَرك‌خورده عذر خواهد خواست.
همين براي سرآغاز روزِ به او رسيدن كافي است،
همين براي نشستن و يك دلِ سير گريستنِ ما كافي‌ست،
همين براي از خود دور شدن و به او رسيدن كافي است.


سلام ...!
سلام يعني خداحافظ!
خداحافظ اولين بوسه‌هاي بي‌اختيار
كوچه‌هاي تنگ آشتي‌كنانِ دلواپس
عصر قشنگِ صميمي
ماه مُعطرِ اطلسي‌هاي اينقدي، ... خداحافظ!


سلام، سهمِ كوچكِ من از وسعت سادگي!
سايه‌نشينِ آب و همپياله‌ي تشنگي سلام،
سلام، اولادِ اولين بوسه از شرمِ گُل و گونه‌هاي حلال،
سلام، ستاره‌ي از شب گريخته‌ي همروز من،
عزيزِ هميشه و هنوز من ... سلام!


سيد علي صالحي

دو غزل از حافظ

۱

ساقى بيار باده كه ماه صيام رفت   

درده قدح كه موسم ناموس و نام رفت 


وقت عزيز رفت بيا تا قضا كنيم      

عمرى كه بى حضور صراحى و جام رفت


مستم كن آن چنان كه ندانم ز بيخودى       

در عرصه خيال كه آمد كدام رفت


بر بوى آن كه جرعه جامت به ما رسد    

در مصطبه دعاى تو هر صبح و شام رفت


دل را كه مرده بود حياتى به جان رسيد    

تا بوئى از نسيم مى اش در مشام رفت


زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه     

رند از ره نياز ب دارالسلام رفت


نقد دلى كه بود مرا صرف باده شد    

قلب سياه بود از آن در حرام رفت


در تاب تو به چند توان سوخت همچو عود

مى ده كه عمر در سر سوداى خام رفت


ديگر مكن نصيحت حافظ كه ره نيافت 

گم گشته اى كه باده نابش به كام رفت

 

۲


چو بشنوى سخن اهلدل مگو كه خطاست    

سخن شناس نه يى جان من خطا اين جاست


سرم به دنيى و عقبى فرو نمى آيد     

تبارك اللّه از اين فتنه ها كه در سرماست


در اندرون من خسته دل ندانم كيست     

كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست


دلم ز پرده برون شد كجائى اى مطرب     

بنال هان كه از اين پرده كار ما به نواست


مرا به كار جهان هرگز التفات نبود     

رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست


نخفته ام بخيالى كه مى پزد دل من     

 خمار صد شبه دارم شرابخانه كجاست


چنين كه صومعه آلوده شد ز خون دلم   

گرم به باده بشوئيد حق به دست شماست


از آن به دير مغانم عزيز مى دارند   

كه آتشى كه نميرد هميشه در دل ماست


چه ساز بود كه در پرده مى زد آن مطرب   

كه رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست


نداى عشق تو ديشب در اندرون دادند 

فضاى سينه حافظ هنوز پر ز صداست

 

 

امام علي( ع ) در شعر استاد شهريار

 

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

كه به ماسوا فكندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسكين در خانه‌ي علي زن

كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را

بجز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من

چو اسير تست اكنون به اسير كن مدارا

بجز از علي كه آرد پسري ابوالعجائب

كه علم كند به عالم شهداي كربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان

چو علي كه ميتواند كه بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

كه ز كوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو كه در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا


 

علي آن شير خدا شاه عرب 
الفتي داشته با اين دل شب
شب ز اسرار علي آگاه است
دل شب محرم سر الله است
شب شنفته ست مناجات علي 
جوشش چشمه‌ي عشق ازلي
قلعه باني كه به قصر افلاك 
 سر دهد ناله‌ي زندانيِ خاك
اشكباري كه چو شمع بيدار
 مي‌فشاند زر و مي گريد زار
دردمندي كه چو لب بگشايد 
 در و ديوار به زنهار آيد
كلماتي چو دُر آويزه‌ي گوش
مسجد كوفه هنوزش مدهوش

 فجر تا سينه‌ي آفاق شكافت
چشم بيدار علي خفته نيافت
ناشناسي كه به تاريكي شب 
 مي‌برد شام يتيمان عرب
پادشاهي كه به شب برقع پوش 
مي‌كشد بار گدايان بر دوش
تا نشد پردگي آن سر جلي 
نشد افشا كه علي بود علي

شاهبازي كه به بال و پر راز 
مي‌كند در ابديت پرواز
عشقبازي كه هم آغوش خطر
 خُفت در خوابگه پيغمبر
آن دم صبح قيامت تاثير
حلقه‌ي در شد از او دامنگير
دست در دامن مولا زد در 
 كه علي بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو 
زينب‌اش دست به دامان كه مرو
شال مي‌بست و ندايي مبهم 
 كه كمربند شهادت محكم

پيشوايي كه ز شوق ديدار
مي‌كند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديت حق
سر به محراب عبادت منشق
مي‌زند پس لب او كاسه‌ي شير 
مي‌كند چشم اشارت به اسير
چه اسيري كه همان قاتل اوست 
تو خدايي مگر اي دشمن دوست

شبروان مست ولاي تو علي  

جان عالم به فداي تو علي

در جهاني همه شور و همه شر
ها عَلِيٌ بَشَرٌ كَيفَ بَشَر

 


 

 دو نيايش از زنده ياد مهدي سهيلي

الاهي بدلهاي افروخته

بجانهاي از عاشقي سوخته

بآهي كه بر جاني آتش زده

بجاني كه سوزد چو آتشكده

به اشكي كه در ماتمي ريخته

چو گوهر به مژگاني آويخته

بچشمي كه از غم در آن خواب نيست

بجاني كه يكدم در او تاب نيست

بلبخند تلخ تهي دستها

بفرياد از عاشقي مست ها

بهر كس كه سوزيست در جان او

بدردي كه مرگ است درمان او

بآن مادر پير دلسوخته

كه چشمش براه پسر دوخته

به پايي كه پوينده راه تست

بدستي كه هر شب بدرگاه تست

بهر نو عروسي كه ناكام، مرد

به پر بسته مرغي كه در دام، مرد

به پير تهي دست با آبروي

بزنهاي غمگين آشفته موي

به دردي كه در سينه ها خفته است

به رازي كه در سينه، ناگفته است

به بيمار آشفته از دردها

بانده فقر جوانمردها

بانعام خود سر فرازيم ده

ز ديگر كسان بي نيازيم ده

خدايا! بخون شهيدان تو

بآيات جانبخش قرآن تو

به آه سحر خيز شب آشنا

به بيمار با سوز تب آشنا

به آن دل كه از غصه ويرانه است

بآن زن كه آهش غريبانه است

بشبناله بينوايان پير

به طفل يتيمي كه ناخورده شير

بعشقي كه با شرم آميخته

به اشكي كه در عاشقي ريخته

بمردي كه شرمنده و خسته پاي

بدست تهي رو نهد بر سراي

به اشك جوانان پرهيزكار

كه ريزد ز بيم تو در شام تار

به شبهاي تلخ دل افسردگان

ببانگ عزاي جوانمردگان

بموئي كه از غم پريشان شده

بروئي كه در گريه پنهان شده

به آن واپسين دم كه هنگام مرگ

جواني خورد جرعه از جام مرگ

به شبناله مادري دردناك

كه دارد عزيزي در آغوش خاك

بآن بي پناهي كه در بيكسي

بنالد كه يكدم بدادش رسي

بده بخت آنم كه ياري كنم

ز غمخوارگان غمگساري كنم

الاهي باندوه پيغمبران

بدلهاي تابان دين پروران

به زندانياني كه در غربتند

بآوارگاني كه در غربتند

بآن دل كه در آن بجز آه نيست

بجاني كه از شادي آگاه نيست

به آخر دم مادري دلپريش

كه گريد بفرزند تنهاي خويش

به آنان كه از غصه آكنده اند

بغربت بهر سو پراكنده اند

به بيمار حيران مرگ انتظار

به بدرود محكوم در پاي دار

بطفلي كه آهيش در سينه است

و تنها كس او در آئينه است ـ

سيه جامه پوشد ز شام سياه

بشب شير نوشد ز پستان ماه ـ

بخسبد غريبانه در سوز تب

بآهنگ لالائي مرغ شب

بدان شام سريد كه عريان تني

شود گرم، با ياد پيراهني

به صبح يتيمان شب زنده دار

بشام غريبان بي غمگسار

ببخشا مرا دولت بندگي

كه فردا نگريم ز شرمندگي

 

 

 

 

خداوندا! به دلهاي شكسته

به تنهايان در غربت نشسته

به آن عشقي كه از نام تو خيزد

بدان خوني كه در راه تو ريزد

به مسكينان از هستي رميده

به غمگينان خواب از سر پريده

به مرداني كه در سختي خموشند

براي زندگي جان مي فروشند

همه كاشانه شان خالي از قوت است

سخنهاشان نگاهي در سكوت است

به طفلاني كه نان آور ندارند ـ

سر حسرت ببالين ميگذارند

به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ

نهد فرزند خود را بر سر راه

بآن كودك كه ناكام است كامش

ز پا ميافكند بوي طعامش

به آن جمعي كه از سرما بجانند

ز « آه » جمع، « گرمي » ميستانند

به آن بيكس كه با جان در نبرد است

غذايش اشك گرم و آه سرد است

به آن بي مادر از ضعف خفته ـ

سخن از مهر مادر ناشنفته

به آن دختر كه ناديدي گناهش

عبادت خفته در شرم نگاهش

به آن چشمي كه از غم گريه خيز است

به بيماري كه با جان در ستيز است

به داماني كه از هر عيب پاك است

به هر كس از گناهان شرمناك است ـ

دلم را از گناهان ايمني بخش

به نور معرفت ها روشني بخش

 

 

 

 

 

سه شعر از قاسم حسن نژاد

آرامش سكوت

نه آواز آينه ي باد است 
نه سراسيمگي آتش بوران
قلب پر تپش سكوت
رنگ جا به جائي اشيا نمي درخشد
صداي تحرك سبز نمي رويد
در آواي بيرون بسته است
سكوت همه جا ترا نه مي خوا ند
بازوانش تا دورها گشوده است
با تمام هيبتش
با آرامشي بي مانند
روشن و پرحرارت و زيبا
روي صندليش مردي تنها نشسته 
و آرام آرام فكرميكند 
دلش شايد پر از سخن است 
سرشار راز هاي مگو

 

آرزوهاي كوچك

سخن باد سرخ حقيقت را بر صندلي عمر مي نشانم
و با كلاغ عقاب يكسان مي شوم
او مرا به شهرهاي عاشقانه ي دور مي برد
به اقاليم متفاوت فقر و درد ومحبت
به باغ هاي متنوع انسان و سنگ و درخت
به باغ هاي متنوع خاك و آب و آتش
سخنش پر از سبزي و ترانه است
سخن كلاغ را به درخت اميد مي سپارم
و با گنجشك زندگي يك رنگ ميگردم
او مرا به پشت پنجره هاي آزادي مي برد
به سخن درخت گوش مي دهم
و سرانجام به خانه بر مي گردم
در مي يابم
سخن شيرين خانه هم دلپذير است
خود را به تمامي روان آبي درخانه پخش مي كنم
پشت پنجره هاي تماشاي كلاغ و درخت و گنجشك مي نشينم
چاي گرم حادثه را به آرامي نور ستاره مي نوشم
و به آرزوهاي كوچك اميد مي بندم
پروردگارا همه ي لطا فت نعمت دست توست
ما را در خاك پاك لياقت برويان
زندگي افسانه نيست
مرگ همواره براي روييدن است
گواه ما كتاب صداقت توست
ما به سمت گشايش پنجره ها گام استوار بر مي داريم
دستان مان را ستاره ي نيرو بخش
در منفور شيطان را به اشاره ي عرفانت ببند
لبخند پاك سلامتي در افكار سلول هاي مان بپاش
ما يكسره به تو اميدواريم

 

مي خواهم نور باشم
در صداقت روشن خو يش
نه بدان سان
كه محبوس كنج خويش
كه خورشيدوار بر زمين خشك انديشه ي تان بتابم
آري بر زمين خشكتان
كه بر پاي آورم رسا لت چگونه زيستن را
در رهائي محض خويش
كه بر پاي آورم
رسالت اصيل رهائي را 
ازتاريكي قلبتان
:
نه بدان سان
كه بر لبانم جاري گردد امواجي دروغين
كه تهي بودن خويش را
در خلوت خويش نيز نتوانم ديca, sans-serif"> 

آيينه ها تهي است

 

 عروسك ها را در شب

 تاراج كرده اند

 در شهر چهره يي نيست

 در شهر دكه ها باز

 باز و خالي و تاركيست

سوداگران سودايي از باد

 از باران

 وز سيل خيل بيكاران شكوه مي كنند

 سوداگران سودايي خسته

 مي گويند : باران ؟

چه باراني بيمانند ؟

 مي دانيد ؟

 باران سختي آمد

و خريداران

ناباورانه از همه ي شهر

ديدار مي كنند

 در پشت ويترين ها

 كنسرو چيده اند و گل كاغذي

و

از زلال آبي كاشي ها

تصوير ماهيان قزل آلا را پاك كرده اند

 در شهر تاك ها را در خاك كرده اند

 سوداگران سودايي در شهر خم هاي خالي را

 بر سنگفرشهاي خيابان ها

 پرتاب كرده اند

در شهر چهر ه ها را در خواب كرده اند

 

 

من از پريشاني ها سخن نمي گويم

 

 من از

پريشاني ها

 سخن نميگويم

بزرگ بودن رود از پرنده

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
۶ قدم تا تبديل شدن به يك سخنران حرفه اي

بزرگترين عاملي كه باعث مي شود خيلي ها نسبت به سخنراني و صحبت در جمع رغبت نداشته باشند وجود ترس است.ترس از شكست! ترس از اينكه نتوانند بخوبي در مقابل جمع صحبت كنند. ترس هاي يك سحنران  را بطور كلي به دو دسته مي توان تقسيم كرد: 1)عصبيت ناشي از انجام دادن يك كار پر هيجان براي بار اول. مثل پريدن يا شيرجه از يك مكان.اين عصبيت تدوام چنداني ندارد و با تكرار از بين مي رود.در مورد اين ترس ها اين تكنيك قديمي را از ياد نبريد :براي غلبه بر ترس ها ،بهترين كار انجام دادن همان كاري است كه از آن مي ترسيد. 2)ترس و تنش دائمي از انجام دادن يك كار.شايد جالب باشد كه بدانيد بسياري از هنرپيشگان كار كشته هم هنوز وقتي روي صحنه مي روند ترس دارند.اين ترس خودش را بصورت افزايش ضربان قلب،نفس كم آوردن ،ضعف جسماني ،لرزش دستان و غيره نشان مي دهد.بروز يك همچين علائمي تا حدودي عادي است و همه دچار آن مي شوند ولي نكته مهم غلبه بر آن ها و مسلط شدن برخود است. نكته مهمي كه با تجربه دريافتم اين است كه اگر اين استرس را نداشته باشيد به احتمال زياد سخنراني خوبي ارائه نخواهيد داد!!! از احساس عصبيت نگران نشويد بلكه از اين احساس را نداريد بايد نگران شويد! اما چگونه بر ترس ناشي از سخنراني غلبه كنيم؟ 1)چند نفس عميق مي تواند به شما كمك كند تا بتوانيد روي خود تسلط بيشتري پيدا كنيد.بهتر است دو برابر زمان دم،نفس خود را حبس كنيد و سپس آن را به آرامي از طريق دهان بيرون بدهيد. 2)بهتر است زودتر از زمان سخنراني در مكان مورد نظر حاضر شويد تا بتوانيد روي جمع تسلط بيشتري پيدا كنيد.دير رسيدن و حتي به موقع رسيدن!مي تواند تنش شما را افزايش دهد. 3)از قبل متن سخنراني خود را آماده كنيد و آن را همراه خود داشته باشيد.در مطالب آينده به تفصيل در ارتباط با شيوه آماده كردن متن برايتان مي نويسم. 4)تا جايي كه مي توانيد روي موضوع سخنراني خود تسلط بيشتري پيدا كنيد.تسلط بيشتر باعث اعتماد به نفس بالاتر مي شود. 5)تمرين!تمرين!تمرين! متن سخنراني را بار ها و بارها بخوانيد.سعي كنيد آن را بدون استفاده از متن براي حضار فرضي!توضيح دهيد.مي توانيد از دوست نزيك خود كمك بگيريد و متن سخنراني خود را براي او ارائه دهيد. 6)از تريبون استفاده كنيد.دست هايتان را به تريبون بگيريد.بدين وسيله مي توانيد لرزش احتمالي دستتان را كنترل كنيد. 7)استفاده از قرص پروپرانولول (10 يا 20) نيم ساعت قبل از سخنراني مي تواند استرس شما را كاهش دهد.(با پزشك مشورت كنيد.)  

ممكن است براي شما هم پيش آمده باشد تا براي گروهي از مخاطبان درباره موضوعي سخنراني كنيد. صحبت كردن در چنين جلساتي خود يك هنر و توانايي است و نيازمند يادگيري و تجربه آموزي مي باشد. اگر فكر مي كنيد كه با انتقال حجم انبوهي از اطلاعات مي توانيد سخنران موفقي باشيد، اشتباه مي كنيد.

 

فضاي جلسات سخنراني فراتر از فضاي مقالات و كتاب ها مي باشند. حجم بالاي اطلاعات را مي توانيد در وب سايت خود نيز قرار دهيد. تفاوت اصلي ميان نوشتار و ويدئو و علت تاثيرگذاري بالاي ويدئوها نيز همين است. شما در جلسات سخنراني نه فقط اطلاعات، بلكه حس خود را منتقل مي كنيد.

به ويدئو چگونگي ايجاد يك جنبش دقت كنيد. موارد زير از نقاط قوت سخنرانان حرفه اي مانند Drek Sivers ميباشد.

 1. هيجان و شور داشته باشيد
تظاهر نكنيد. شنوندگان هوشمند هستند. اگر مطلبي را دوست نداريد اصلا درباره آن سخنراني نكنيد. وقتي شور داريد فقط لب و دهانتان حركت نمي كند، دست و ماهيچه هاي صورتتان به كمك شما مي آيند تا مطلب را تاثيرگذار تر مطرح كنيد.


2. كمتر از كلمات استفاده كنيد
در يك جلسه سخنراني، نيل به يك هدف تاثيرگذار بهتر از بدست آوردن ۱۰ هدف كم عمق و بي تاثير است. سعي كنيد يك مطلب را تاثيرگذار مطرح كنيد. براي اين منظور ويدئو هاي سايت Ted نمونه هاي گرانبهايي براي ارائه مفاهيم بزرگ در كمترين زمان مي باشند.

 
3. پر بار باشيد
مطلب را از زاويه ديد مخاطبان مورد بررسي قرار دهيد و بسنجيد. سعي كنيد آن چيزي را بگوييد كه مخاطب هم اكنون به آن مي انديشد. شيوه هايي را پيدا كنيد كه مخاطب مطلب شما را بهتر درك كند. مثال، داستان، ارائه هاي تصويري و يا ويدئويي و ... در درك بيشتر مطلب موثر است.

 
4. مخاطبان را به مشاركت دعوت كنيد
منتظر زمان پرسش و پاسخ در انتهاي جلسه نشويد. از همان ابتدا مخاطبان را در بحث شركت دهيد. از آنها بخواهيد بجاي دست بالا بردن از جايشان بلند شوند.

از برخي بخواهيد كه درباره مشكلات و راه حل هايشان صحبت كنند. براي اين منظور ويدئو هاي توماج فريدوني(سخنران و نويسنده در زمينه بازاريابي) آموزنده اند.

 
5. محل سخنراني را تجربه كنيد
يك روز قبل در محل سخنراني آماده شويد و همه چيز را تست و تجربه كنيد. روي صندلي بنشينيد و در Stage حركت كنيد، صدا را چك كنيد. حتي اگر محل سخنراني در جايي خارج از محل زندگي شما مي باشد سعي كنيد يك شب زودتر در آنجا حاضر شويد تا از لحاظ فيزيكي و روحي با محيط آشناتر باشيد.

 
6. از دلهره و اضطراب براي ارائه بهتر استفاده كنيد
در ابتداي سخنراني (البته اگر حرفه اي نباشيد) نفس شما بالا نمي آيد، دهانتان خشك مي شود و ... از همه بدتر آن است كه خودتان متوجه مي شويد كه خداي من، من مضطرب هستم و دارم خراب مي كنم!


Nan Crawford (مربي خانم ها براي ارائه سخنراني هاي بزرگ و حرفه اي) به شاگردان خود توصيه مي كند كه در زمان دلهره به اين فكر كنند كه "اين اضطرابي كه هم اكنون در من است بعد از اتمام سخنراني در دل تمام شنوندگان من براي تغيير بوجود خواهد آمد"

همچنين سعي كنيد زماني كه به مخاطبان خود نگاه مي كنيد، مقداري عميق تر نگاه كنيد. بدين معنا كه پياپي زاويه نگاه خود را تغيير ندهيد. هنگامي كه به آن گروه از مخاطب نگاه مي كنيد وضعيت چهره و پوشش آنها را بررسي كنيد و چيزي براي خنديدن پيدا كنيد. مطمئنا اضطراب شما كاهش مي يابد. همچنين اگر از سخنراني شما فيلم برداري شود، اين نگاه هاي عميق خيلي جذاب مي باشند.

بزرگترين عاملي كه باعث مي شود خيلي ها نسبت به سخنراني و صحبت در جمع رغبت نداشته باشند وجود ترس است.ترس از شكست! ترس از اينكه نتوانند بخوبي در مقابل جمع صحبت كنند. ترس هاي يك سحنران  را بطور كلي به دو دسته مي توان تقسيم كرد: 1)عصبيت ناشي از انجام دادن يك كار پر هيجان براي بار اول. مثل پريدن يا شيرجه از يك مكان.اين عصبيت تدوام چنداني ندارد و با تكرار از بين مي رود.در مورد اين ترس ها اين تكنيك قديمي را از ياد نبريد :براي غلبه بر ترس ها ،بهترين كار انجام دادن همان كاري است كه از آن مي ترسيد. 2)ترس و تنش دائمي از انجام دادن يك كار.شايد جالب باشد كه بدانيد بسياري از هنرپيشگان كار كشته هم هنوز وقتي روي صحنه مي روند ترس دارند.اين ترس خودش را بصورت افزايش ضربان قلب،نفس كم آوردن ،ضعف جسماني ،لرزش دستان و غيره نشان مي دهد.بروز يك همچين علائمي تا حدودي عادي است و همه دچار آن مي شوند ولي نكته مهم غلبه بر آن ها و مسلط شدن برخود است. نكته مهمي كه با تجربه دريافتم اين است كه اگر اين استرس را نداشته باشيد به احتمال زياد سخنراني خوبي ارائه نخواهيد داد!!! از احساس عصبيت نگران نشويد بلكه از اين احساس را نداريد بايد نگران شويد! اما چگونه بر ترس ناشي از سخنراني غلبه كنيم؟ 1)چند نفس عميق مي تواند به شما كمك كند تا بتوانيد روي خود تسلط بيشتري پيدا كنيد.بهتر است دو برابر زمان دم،نفس خود را حبس كنيد و سپس آن را به آرامي از طريق دهان بيرون بدهيد. 2)بهتر است زودتر از زمان سخنراني در مكان مورد نظر حاضر شويد تا بتوانيد روي جمع تسلط بيشتري پيدا كنيد.دير رسيدن و حتي به موقع رسيدن!مي تواند تنش شما را افزايش دهد. 3)از قبل متن سخنراني خود را آماده كنيد و آن را همراه خود داشته باشيد.در مطالب آينده به تفصيل در ارتباط با شيوه آماده كردن متن برايتان مي نويسم. 4)تا جايي كه مي توانيد روي موضوع سخنراني خود تسلط بيشتري پيدا كنيد.تسلط بيشتر باعث اعتماد به نفس بالاتر مي شود. 5)تمرين!تمرين!تمرين! متن سخنراني را بار ها و بارها بخوانيد.سعي كنيد آن را بدون استفاده از متن براي حضار فرضي!توضيح دهيد.مي توانيد از دوست نزيك خود كمك بگيريد و متن سخنراني خود را براي او ارائه دهيد. 6)از تريبون استفاده كنيد.دست هايتان را به تريبون بگيريد.بدين وسيله مي توانيد لرزش احتمالي دستتان را كنترل كنيد. 7)استفاده از قرص پروپرانولول (10 يا 20) نيم ساعت قبل از سخنراني مي تواند استرس شما را كاهش دهد.(با پزشك مشورت كنيد.)  

منبع :

http://www.bebinim.com/posts/424


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
آئين سخنـراني


مقدمه
راز خوشبختي چيست؟ ديگران هم زياد در جستجوي اين كيميا بوده و آنهايي كه قدرت داشته‌اند نتيجه مطالعات و افكار خود را نوشته‌ اند و از همه آنها چنين نتيجه گرفته‌ مي‌شود كه پس از تأمين سلامتي بهترين وسيله خوشبختي داشتن رفيق خوب و طرف علاقه بودن است.
مطالب كتاب "رمز نفوذ در ديگران" را مي‌توان به سه قسمت تقسيم نمود:
اول: تعليم و طرز بيان در مقابل جمعيت
دوم: تعليم طرز تهيه گفتار
سوم: تمرينات براي خوب و خوش آهنگ شدن صدا
من وقتي كه در مقابل عده زيادي ايستاده مي‌خواهم حرف بزنم به قدري دست و پاي خود را گم مي‌كنم و حواسم پرت مي‌شود كه ديگر نمي‌توانم درست فكر كرده و آنچه را كه مي‌خواستم بگويم بخاطر بياورم و آرزويم اين است كه بوسيله تعاليمي كه در اين كلاس مي‌گيرم در موقع نطق اعتماد به نفس داشته به راحتي و بدون تشويش بايستم و افكارم بخوبي بتواند كلامم را هدايت كند و بالاخره بتوانم مقصود خود را بطور مؤثر در مقابل شنوندگان بيان كرده و آنها را متقاعد سازم.
توليد اعتماد به نفس و جرأت براي نطق كردن حتي به قدر يك دهم آنچه همه فرض مي‌كنند اشكال ندارد و نبايد تصور كرد كه طبيعت استعداد اين كار را فقط در عده كمي از مردم به وديعه گذاشته و سايرين از آن بي بهره‌اند بلكه هر كس با تمرين مي‌تواند خود را نطاق خوبي بكند با اين شرط كه ميل زيادي به اين كار داشته و با علاقه و جديت آن را تعقيب كند. هيچ علت ندارد كه يك نفر در موقع عادي بتواند مدتي نشسته يا ايستاده با دو يا چند نفر صحبت كند ولي نتواند در مقابل عده‌اي كه به منظور شنيدن سخنراني او جمع شده‌اند حرف بزند در حاليكه قاعدتا بايد قضيه به عكس باشد و حضور جمعيت انسان را وادار به اصلاح وضعيت بدن و لباس خود بكند. عده‌ زيادي از ناطقين همين عقيده داشته و مي‌گويند حضور شنوندگان آنها را تحريك نموده و باعث مي‌شود كه فكرشان بهتر و دقيق‌تر كار كند.
هانري وارد‌پيچر- مي‌گويد: اگر انسان در نطق كردن ورزيده باشد در موقع سخنراني مقداري از حقايق و افكاري كه فراموش كرده به خاطرش مي‌رسد زيرا كه تمرين زياد ترس او را از جمعيت به كلي از بين برده و جرأت و اعتماد به نفس جاي آن را مي‌گيرد در نتيجه از حضور شنوندگان تشويق شده و بهتر از تنهايي فكر مي‌كند پس شما هم اگر مايليد نطاق خوبي شويد اول يأس را از خود دور كرده و تصور نكنيد كه شما از اين اصل كي مستثني هستيد تا بتوانيد نطق كنيد و مسلما بدانيد كه بزرگترين ناطقين دنيا هم در اولين سخنراني‌هاي خود دچار همين ترس بوده و دست و پاي خود را گم مي‌كرده‌اند.
جان برايت- مرد سياسي معروف انگليسي كه در مدت جنگ داخلي براي آزادي و اتحاد شديدا مبارزه مي‌كرد اولين نطق خود را در مقابل جمعيتي كه در يك مدرسه جمع شده بودند ايراد نمود و قبل از شروع به صحبت به قدري مي‌ترسيد كه از دوستان خود خواهش كرد هر وقت در ضمن صحبت اشاره مي‌كند برايش دست بزنند تا بدين وسيله كم‌كم بر ترس خود غلبه كند.
ايراد نطق در مقابل جمعيت حتي اگر فقط بيست نفر باشند براي انسان مسئوليت ايجاد مي‌كند كه در نتيجه اجبارا تا حدي عصباني و مضطرب مي‌گردد. سيسرون در دو هزار سال قبل گفته است "لازمه نطق خوب اين است كه با عصبانيت توأم باشد" حتي كساني كه در پشت دستگاه راديو سخنراني مي‌كنند از اين اضطراب و ترس مصون نيستند و اين قاعده به قدري كلي و صحيح است كه برايش نام مخصوص گذاشته و آن را (ترس از ميكروفون) مي‌نامند.
به طور كلي براي تمرين سخنراني بايد چهار نكته زير را در نظر گرفت:
1.    ميل به سخنراني و خوب حرف زدن: اين موضوع به قدري اهميت دارد و به قدري صحيح است كه اگر معلم سخنراني بتواند در قلب شما نفوذ كرده و درجه ميلتان را به سخنراني معلوم و معين كند حتما مي‌تواند بگويد تا چه درجه در اين كار پيشرفت خواهيد كرد زيرا درجه پيشرفت شاگرد در سخنراني تناسب مستقيم با درجه علاقه او دارد بنابراين اگر شما با ميل و استقامت زياد دنبال سخنراني برويد هيچ چيز نخواهد توانست از پيشرفت سريعتان جلوگيري كند.
2.    آنچه را كه مي‌خواهيد بگوييد قبلا براي خود واضح و معلوم نماييد: شرط اينكه در موقع سخنراني ناطق راحت و بدون اضطراب باشد اين است كه آنچه مي‌خواهد بگويد برايش واضح و روشن باشد والا مثل كوري خواهد بود كه در موقع راه رفتن بايد تمام هم خود را براي پيدا كردن راه صرف نمايد و البته چنين شخصي نبايد منتظر باشد كه در موقع سخنراني شرمسار و پشيمان نشود.
3.    با اعتماد و جرأت كامل سخنراني كنيد: پرفسور ويليام جيمس كه مشهورترين عالم روانشناس آمريكاست نوشته است"ظاهرا چنين به نظر مي‌رسد كه هر عمل پس از يك فكر يا احساس به ظهور مي‌رسد و به عبارت ديگر اعمال تابع افكار و احساسات هستند در صورتي كه در حقيقت اينطور نبوده و فكر يا احساس با عمل توأم هستند و هر يك از آنها ممكن است در اثر ديگري بوجود آيد. از طرف ديگر مي‌دانيم كه كنترل افكار و  احساسات خيلي مشكل بوده و كاملا در دست ما نيست ولي به راحتي مي‌توانيم اعمال خود را تنظيم و كنترل نماييم بنابراين به جاي اينكه سعي كنيم كه مثلا غصه خود را به زور فكر مرتفع نماييم(كه البته كار بسيار مشكلي است) بهتر است وضعيت بدن و اعمال خود را مثل اشخاص خوشحال بكنيم تا احساساتمان از اعمالمان پيروي كرده و غصه ما خود به خود برطرف شده خوشحال شويم همچنين براي اينكه در خود جرأت و جسارت توليد كنيم بايد وضعيت بدن و رفتار خود را مثل شخص شجاع كرده و با جرأت كامل حرف زده و عمل نماييم".
4.    تمرين! تمرين! تمرين: آخرين نكته‌اي كه اتفاقا مهمترين نكات براي سخنراني است موضوع تمرين است. به نظر من اگر بنا باشد شما قسمت عمده‌ اين فصل را فراموش كنيد ارزش دارد كه كليه آنچه كه تا بحال خوانده‌ايد از يادتان برود ولي هميشه به خاطر داشته باشيد كه اولين و آخرين و مطمئن‌ترين راه توليد اعتماد و جلوگيري از ترس در سخنراني اين است كه زياد در مقابل جمعيت حرف بزنيد و تمرين كنيد. اين عاملي است كه بدون آن بايد به كلي از سخنراني صرف نظر كرد باز هم روزولت مي‌نويسد" شخص مبتدي اولين دفعه در سخنراني‌هاي خود مبتلا به حالت عصباني مي‌شود كه به كلي غير از خجالت است و اين حالت شبيه به حال كسي است كه براي اولين دفعه به ميدان جنگ مي‌رود. يك چنين مردي بايد سعي كند اعصاب خود را شديدا تحت كنترل درآورده و به كلي خونسرد باشد و خونسرد بودن مربوط به عادت است و عادت فقط به تمرين و تكرار توليد مي‌شود البته نبايد انكار كرد كه بعضي‌ها بيشتر استعداد داشته و زودتر به مقصود مي‌رسند و بعضي كم استعداد‌ترند ولي به هر حال همه كس دير يا زود قادر به ايجاد اين عادت در خود مي‌باشد".
هر شب قبل از خواب و هر صبح قبل از برخاستن مدت پنج دقيقه اينطور تنفس كنيد اثر آن قبل از خواب اين است كه اعصابتان راحت مي‌شود. اثر تنفس صبحانه اين است  كه در تمام روز خوشحال و تر و تازه خواهيد بود و اگر اين عمل ساده را مرتب انجام دهيد نه تنها  صداي شما به مقدار زياد بهتر خواهد شد بلكه مسلما چند سال هم بر عمرتان افزوده مي‌شود به همين جهت است كه مي‌گويند خوانندگان اپرا و معلمين آواز عمرشان طويل است.
مانوئل كاريكاي معروف، صد و يك سال عمر كرد خودش اين عمر دراز را مديون تنفس عميق هر روزه مي‌دانست.
اگر آنچه مي‌خواهيد بگوييد حس كنيد و حقيقتا افكار خودتان باشد مسلما در سخنراني موفق خواهيد شد مثل زير اين مطلب را روشن مي‌كند:
يكي از شاگردان در موقع سخنراني خواست از روي مقاله‌اي كه  در روزنامه خوانده بود شهر واشنگتن را تنقيد كند گفتارش به قدري سست و بي‌مزه بود كه به هيچ وجه نمي‌شد از آن نتيجه گرفت ولي همين آقا چند روز بعد اتومبيلش را دزديدند و به پليس شكايت كرد و اداره پليس كه يك هفته قبل خود او را به جرم اينكه در غير موقع اتومبيلراني كرده جريمه نموده بود نتوانست دزد را پيدا كرده اتومبيل او را پس بگيرد اين مطلب او را عصباني كرده و دوباره نطقي درباره بدي وضع شهر ايراد نموده با اين تفاوت كه اين دفعه مطالب را از ته قلب خود مي‌گفت و از روزنامه‌اي اقتباس نكرده بود به همين جهت سخنراني‌اش بسيار شيرين و جالب توجه شد.
دوايت ل. مودي رمز اين را كه چطور مي‌تواند اين همه گفتار خوب تهيه كند به شرح زير بيان كرده است:
"من عنوان‌هاي زيادي براي سخنراني فكر كرده و هر عنوان را براي يك پاكت نوشته‌ام و هر وقت موضوع جديدي به دستم افتاد براي آن هم پاكت جديدي ترتيب مي‌دهم از يك طرف ديگر به مرور مطالب و نكاتي را كه مي‌خوانم و مي‌شنوم يا به فكرم مي‌رسد فورا در روي تكه كاغذي يادداشت كرده در پاكت مربوط به خودش مي‌گذارم به اين ترتيب هميشه براي موضوعهاي زيادي كه روي پاكتها نوشتم يادداشتهاي خيلي زيادي دارم كه در موقع احتياج آنها را مرتب كرده و مورد استفاده سخنراني قرار مي‌دهم و چون روش بايگاني خود را مرتبا ادامه مي‌دهم هميشه مطالب تازه براي سخنراني دارم.
دستور حكيمانه دكتر برون: اول آنچه مي‌خواهيد بگوييد پيش خود مجسم كنيد اگر اين كار را به خوبي انجام دهيد همان طور كه يك سلول زنده در محيط مساعد به مرور نمو مي‌كند اين فكر اوليه هم در داخل مغز شما مشغول به كار مي‌شود ضمنا خود شما هم بايد به آن كمك كنيد يعني تا روز قبل از سخنراني هميشه درباره آن فكر كنيد و در رختخواب مدتي را كه بيدار هستيد و در ترن و اتومبيل و در اتاق انتظار و بالاخره در هرجا كه مجبوريد بيكار بنشينيد فكر خود را متوجه موضوع سخنراني خود بنماييد حتي در كنار رختخواب خود يك مداد و كاغذ بگذاريد تا اگر مطالبي به خاطرتان رسيد فورا يادداشت كنيد. اگر راجع به اين موضوع كتاب مي‌خوانيد كليه نكات قابل توجه آن را استخراج كرده بنويسيد ولي بايد دانست تا آنجا كه ممكن است بهتر است از افكار و اطلاعات خود استفاده كنيد تا از كتاب. ولي چون از فكر خودتان فورا نمي‌توانيد مطالب خيلي زيادي به دست آوريد مدتي براي تهيه سخنراني به خود وقت بدهيد به اين ترتيب به مرور فكرتان پرورش يافته تقويت مي‌شود و خواهيد ديد كه كم‌كم مي‌توانيد در مدت كمي فقط به كمك فكر خود يك گفتار خوب و جامع تهيه نماييد بعلاوه نطقي كه از روي فكر و احساسات خود گوينده ادا شود به مراتب اثرش بيش از آن است كه از روي كتاب بگويند.
براي سخنراني هميشه مطالب كافي ذخيره داشته باشيد:
براي هر سخنراني بايد عده زيادي مطالب و نكات قابل گفتن را در نظر آورده و از بين آنها بهترينشان يعني فقط ده درصد را انتخاب كرد. اين كار دو فايده دارد اولا بهترين و قابل توجه‌ترين مطالب در سخنراني گفته مي‌شود.
ثانيا سخنران زيادتر از آنچه مي‌خواهد بگويد اطلاعات درباره موضوع سخنراني دارد و با اطمينان‌تر و بدون ترس پشت ميز خطابه يا به حضور شخصي كه بايد حرفهايش را بشنود مي‌رود و به عبارتي ديگر مي‌توان گفت اين كار يك قوه ذخيره در انسان توليد مي‌كند كه در سخنراني به دادش مي‌رسد.
روش ناطقين معروف در تهيه گفتار:
هربرت سپنسر گفته است كسي كه افكار و اطلاعاتش مرتب نباشد هر چه بيشتر بداند بيشتر اشتباه مي‌كند و اين گفته صد در صد درباره ناطق ما صدق مي‌كرد. هيچ احمقي وقتي مي‌خواهد خانه‌اي بسازد بدون نقشه شروع به كار نمي‌كند پس چرا ما نبايد در سخنراني اين پيش‌بيني را بكنيم سخنران مثل مسافري است كه از رفتن آن منظوري دارد پس بايد آن را از روي نقشه انجام دهد.
ناپلئون گفته است:" جنگ يك علمي است و در آن هيچ وقت موفقيت بدست نمي‌آيد مگر در قسمتهايي كه با نقشه و حساب عمل شده باشد" كاش مي‌توانستم اين گفته ناپلئون را با خطوط آتشين در بالاي تمام مدارس سخنراني دنيا بنويسم زيرا اين گفته آنقدر كه در جنگ صادق است در سخنراني هم صدق مي‌كند ولي متاسفانه اغلب ناطقين آن را عمل نمي‌كنند و به همين جهت سخنراني آنها چيز مزخرفي از آب در مي‌آيد براي چگونگي تهيه گفتار نميتوان قوانيني كاملا قطعي اظهار نمود و فقط با ذكر مثالهايي از سخنراني‌هايي كه خوب تهيه شده‌اند مي‌توان منظور را به خوبي فهماند.
دكتر روسل. هـ . كانول- نويسنده معروف فرمولي دارد كه براي ما شرح داده و گفتارهاي خود را بوسيله آن تهيه مي‌كنند و آن اين است كه جواب سؤالات زير را از خود بكنيد:
1.    حقايق و نكات اصلي موضوع گفتار چيست؟
2.    هر يك از نكات اصلي نام برده را بحث كن.
3.    نتايج عملي كه از بحث اين نكات به دست مي‌آيد كدام است؟
عده زيادي از شاگردان سخنراني فرمول زير را به كار برده و از آن خيلي راضي هستند.
1.    يك مشكل را نشان بده.
2.    راه علاج آن را معلوم نما.
3.    شنوندگان را براي همكاري در به كار بردن راه علاج كه يافته‌اي دعوت كن.
شنوندگان را مي‌توان به اين طريق دعوت به قبول منظور خود كرد.
1.    وضعيتي كه بايد اصلاح شود اين است.
2.    بايد به اين طريق آن را اصلاح نمود.
3.    شما بايد در اين امر كمك كنيد.
يك ناطق خوب بايد پس از خاتمه سخنراني سعي نمايد كه چهار وجه زير را در نطق خود معلوم كند:
1.    آنچه خود او تهيه كرده است چه بوده.
2.    آنچه در موقع نطق توانسته است ادا كند.
3.    آنچه روزنامه‌ها درباره سخنراني او نوشته‌اند.
4.    آنچه در موقع برگشتن از جلسه سخنراني در دلش مي‌خواست كه گفته باشد.
به هيچ وجه لازم نيست در موقع سخنراني سعي كنيد كه لغات را شمرده ادا كنيد زيرا قسمت عمده فكر و حافظه شما صرف مرتب كردن لغات و جمله‌ها شده و از اصل مطلب كه عبارت از گفتن مطالب مفيد و جالب توجه است پرت مي‌شود و از منظور خود نتيجه نمي‌گيريد.
خود دوگلاس فربنكس- در ضمن شرح حالش نوشته كه او و چارلي چاپلين و ماري پيكفرد- هر روز مدتي از وقت خود را صرف بازي به شرح زير مي‌كنند:
چندين تكه كاغذ تهيه كرده و روي هر يك، يك كلمه مي‌نويسند و همه آنها را لوله كرده و در ظرفي مي‌اندازند بعد هر يك مثل قرعه كشي يكي از آنها را برداشته و موظفند يك دقيقه تمام راجع به آن صحبت كنند.

تقويت قوه حافظه:
تئودر روزولت- حافظه‌اش به قدري قوي بود كه همه كس از آن از آن تعجب مي‌كرد علت حافظه زياد او اين بود كه هميشه فكر خود را روي چيزي كه مي‌خواست حفظ كند متمركز مي‌نمود مثلا موقعي كه به شيكاگو رفته بود مردم زيادي در اطراف خانه محل سكونت او آمده و فرياد مي‌زدند و هورا مي‌كشيدند و صداي موزيك از اطراف بلند بود و او در ميان اين ازدحام روي نيمكتي لميده كتاب مي‌خواند و حواسش غير از به مطالب كتاب متوجه چيز ديگري نبود. مسلما پنج دقيقه تمركز كامل حواس بر روي موضوعي از يك روز مطالعه سطحي بيشتر نتيجه دارد.
به طور كلي مغز از راه چشم بيشتر از گوش مطالب را درك مي‌كند و تعداد اعصابي كه چشمها را به مغز مربوط مي‌كنند بيست برابر تعداد اعصابي است كه از گوشها به مغز مي‌روند. يك مثل چيني مي‌گويد" يك ديدن به قدر هزار شنيدن موثر است".
با در نظر گرفتن آنچه راجع به طرز كمك ناطقين مهم به حافظه خود ذكر شد يك طريقه بسيار سهل در اينجا براي حفظ كردن ترتيب نكات مختلف كه در سخنراني بايد گفته شود به شرح زير ذكر مي‌كنيم.
براي هر يك از اعداد يك كلمه‌اي كه تلفظ آن شبيه به تلفظ آن عدد باشد انتخاب و آن را حفظ كنيد مثلا ممكن است جدول زير را براي اين منظور به كار بريد:
1.    چك
2.    دو( شخص در حال دويدن)
3.    زه
4.    مهار
5.    نسج
6.    كش
7.    رفت
8.    طشت
براي اينكه بتوانيد نكاتي را كه بايد در گفتار خود بگنجانيد به هم مربوط سازيد ممكن است از دادن جواب به سوالهاي زير استفاده كنيد:
1.    چرا اين موضوع اينطور است.
2.    چطور اين موصوع اينطور شده.
3.    چه وقت اين موضوع اينطور مي‌شود.
4.    كجا اين موضوع اينطور است.
5.    كسي گفت كه اين موضوع اينطور است.
در طي اين فصل معلوم شد كه به وسيله درك مطلب و تمرين و تسلسل افكار مي‌توان قوه حافظه را تقويت نمود ولي اگر كسي بخواهد بوسيله ديگري مثلا حفظ كردن شروع به تقويت حافظه خود نمايد نبايد متوقع باشد كه در تمام قسمتها و براي همه چيز حافظه‌اش خوب شود مثلا اگر روزي يك قطعه شعر حفظ كنيد مسلم است كه به مرور حافظه شما براي قسمتهاي ادبي زياد مي‌شود ولي اين بهبودي حافظه از نظر مطالب اقتصادي يا عملي خيلي ناچيز خواهد بود. پس به جاي اينكه سعي كنيد كه به طور كلي قوه حافظه شما تقويت شود بهتر است براي هر موضوع بخصوص روشي را كه در طي اين فصل تعليم داديم به كار بريد.
دگلي- كه از بزرگترين صاحبان كارخانه است سي سال پيش با كمتر از پنجاه دلار پول به شيكاگو وارد شد و حالا فقط سالي سي ميليون دلار سقز مي‌فروشد اين شخص رمز موفقيت خود را كه عبارتست از يكي از كلمات امرسون قاب كرده و به ديوار اتاق كار خود زده و اين كلام عبارتست از:
"هيچ كار بزرگي در دنيا انجام نمي‌شود مگر در نتيجه توليد ميل و هيجان"
آقاي براين- مي‌گويد: سخنراني موثر آن است كه از قلب گوينده سرچشمه گرفته و به قلب شنونده نفوذ كند نه اينكه از عقل گوينده درآمده و فقط به عقل شنونده اثر نمايد.
اگر شنوندگان به خواب رفتند چه مي‌كنيد؟
يك واعظ دهاتي از هانري وارد پيچر- پرسيد كه اگر شنوندگان در موقع خطابه به خواب رفتند چه بايد كرد؟ جواب داد بايد يك نفر يك چوب تيز به دست گرفته و دائم به واعظ سيخ بزند زيرا اگر واعظ كاملا بيدار باشد و با انرژي حرف بزند شنونده به خواب نمي‌رود.
رمز اصلي موفقيت در سخنراني
امروز كه اين راز را به رشته تحرير درمي‌آورم پنجم ژانويه و روز وفات مرحوم شاكلتن است كه به قطب جنوب مسافرت كرده و روي كشتي خود اشعار زيبايي را نوشته بود:
" اگر مي‌تواني تخيل كن ولي مغلوب خيالات خود نشوي"
" اگر مي‌تواني فكر كن و به فكر كردن تنها قناعت نكني"
" اگر مي‌تواني هم با بدبختي هم با پيروزي مقابل شو و هر دو برايت يكسان باشد"
"  اگر مي‌تواني قوا و اعصاب خود را وارد به خدمتگذاري خود كن حتي پس از آنكه از پا در آمده باشي"
و در موقعي كه غير از اراده چيزي در تو باقي نمانده خود و اراده خود را حفظ كني  آنوقت تمام زمين و آنچه در آن هست متعلق به تو خواهد بود و اي پسر من در اين صورت مي‌توان تو را مرد ناميد.
وقتي كه انسان مي‌خواهد چيزي ياد بگيرد خواه زبان خارجي باشد خواه بازي گلف و خواه فن سخنراني ترقي او مرتب نبوده و قاعده بر اين است كه اول مقداري پيشرفت مي‌كند بعد مدتي ديگر پيشرفت نكرده توقف مي‌نمايد حتي ممكن است كمي پس برود و اين يك قاعده معروف‌الروحي است.
در اينجا لازم مي‌دانم گفته‌هاي قيمتي آلبرت هوبارد كه در يك انسان معمولي مقدار زيادي روح و زندگي تلقين كرده و او را خوشحال و اميدوار و خوش‌بين مي‌كند تكرار كنم:
"هر وقت براي انجام كاري از خانه خارج مي‌شويد از قدم اول چانه را تو داده و سر را بلند نگه داريد ريه‌ها را پر از هوا كرده و از اشعه خورشيد حداكثر استفاده را بنماييد در برخورد با آشنايان و دوستان يك لبخند شيرين نثارشان بنماييد. اصلا ترس از عدم موفقيت را به خود راه نداده و جزئي‌ترين فكر را هم درباره دشمنان خود نكنيد فقط به منظور اصلي خود متوجه بوده راست به طرف هدف خود برويد و قواي فكري خود را براي منظورهاي عالي خود مصرف نماييد. اگر چند روز به اين ترتيب رفتار نماييد خواهيد ديد همانطور كه مرجان كار خود را كرده و به مرور مواد لازم خود را از آب گرفته خانه خود را مي‌سازد و طبيعتا كاري به ساير مواد موجود در آب ندارد در شما هم كم‌كم اين استعداد پيدا ميشود كه افكارتان متمركز بر روي چيزي كه مي‌خواهيد شده و موضوعهاي ديگر نتوانند علي‌رغم ميل شما آن را منحرف كنند. هميشه در خاطر خود، خود را آنطور كه دلتان مي‌خواهد باشيد مجسم كنيد و كم‌كم همانطور شويد. فكر عالي‌ترين اثرات را در گرفتن هر گونه نتيجه دارد. هميشه در روحيه خود شجاعت و صداقت و خوش‌بيني را به زور فكر تقويت كنيد. اختراع نتيجه مستقيم صحيح فكر كردن است. همه چيز در اثر ميل زياد به دست مي‌آيد و هر كس صميمانه بپرسد به جواب صحيح خواهد رسيد. هر چه را كه قلب ما بخواهد همان‌طور خواهد شد بنابراين هميشه چانه را تو داده سر را بلند نگه داريد و بدانيد كه هر انسان خدايي است كه هنوز در پيله مي‌باشد بايد آن را سوراخ كرده و خارج شود تا به مرحله خدايي برسد."
عملياتي كه در موقع بيان بايد اجرا گردد:
اولا: محكم و با تكيه ادا كردن كلمات مهم
ثانيا: درجه بلندي و كوتاهي( يعني كوك صدا را تغيير دهيد)
ثالثا: سرعت بيان را در كلمات كم و زياد كنيد.
رابعا: بعد از بيان يك نكته مهم كمي تأمل كنيد.
شخصيت انسان بيش از هر چيز تابع عوامل ارثي است و قبل از تولد در وجود او به وديعه گذاشته شده است و پس از تولد فقط ممكن است تغييرات مختصري در آن رخ دهد و به هر حال بايد آن را يك عامل غير متغيري دانست. با وجود اينكه اين خاصيت انسان را كمتر مي‌توان تغيير داد مع هذا همان تغيير مختصري كه در آن قابل اجراست براي ما خيلي مفيد است. اگر مي‌خواهيد حداكثر استفاده از شخصيت خود در موقع سخنراني بكنيد بايد كاملا استراحت كرده و بدون خستگي پشت ميز خطابه برويد يك آدم خسته هيچ وقت نمي‌تواند كسي را به خود جلب كند و محبوب واقع شود بنابراين همانطور كه در مطالب قبل گفته شد تهيه گفتار خود را براي آخرين ساعت فرصت نگه داريد و الا خستگي و سمومي كه در نتيجه آن در بدن شما تهيه مي‌شود قوه حياتي شما را كم كرده و مغز و اعصابتان را خسته مي‌كند.
چيزي كه گرانت را براي هميشه متاسف ساخت:
گرانت در يادداشتهاي خود نوشته است در ملاقاتي كه با ژنرال لي كرد ژنرال لباس انيفرم بسيار شيك و پاك پوشيده بود در صورتي كه لباس او بسيار ساده و نازيبا بود به همين جهت اين ملاقات به نفع ژنرال و به ضرر او تمام شد و براي هميشه او را متاثر ساخت.
اما راجع به دستها به كلي آن را فراموش نماييد و خيال كنيد وجود ندارد و بدانيد كه شنوندگان جزئي‌ترين توجهي به دستهاي ناطق نخواهند داشت بنابراين با دل راحت آن را به طرفين آويزان كنيد و فقط در موقع خيلي لازم بگذاريد با حركات خيلي عادي آنها به بيان شما كمك داده شود. اگر جنسا خيلي عصباني هستيد مانعي ندارد كه دستها را در جيب بگذاريد من خيلي از ناطقين مشهور را ديده‌ام كه اين كار را كرده‌اند و به نظرم بد نيامده است.
سخنراني را با ذكر نكات قابل تجسم شروع كنيد
براي شنوندگان شنيدن مقدار زيادي مطالب كلي و معنوي خيلي سخت است و شنيدن مطالب قابل تجسم را بيشتر دوست دارند و خوب است شروع سخنراني با ذكر يك چنين مطلبي باشد ولي متاسفانه اجراي اين دستور براي ناطق سخت است و هر ناطقي خيال مي‌كند در اول صحبت خود بايد يك مطلب كلي را بگويد ولي بايد در مقابل اين حس خود مقاومت كند.
با ذكر كلام يكي از بزرگان سخنراني را شروع كنيد
ذكر كلام بزرگان اثر زيادي در جلب توجه شنوندگان دارد مثلا اگر مي‌خواهيد راجع به راستي سخنراني كنيد ممكن است سخن خود را اينگونه شروع كنيد: " سعدي مي‌گويد: راستي موجب رضاي خداست، كسي نديدم كه گمشده از ره راست..."
عنوان سخنراني خود را از كلماتي كه متناسب با منافع مستقيم شنوندگان است انتخاب كنيد.
مسلم است كه تمام شنوندگان بيش از هر چيز به منافع خود علاقه‌مند هستند بنابراين وقتي بيشتر به موضوع سخنراني علاقه‌مند شده و آن را با دقت بيشتري گوش مي‌دهند كه حس كنند شنيدن آن را در بهبودي و ازدياد منافع شخصي آنها موثر است.
گفتن مطالب موثر زياد جلب توجه مي‌كند
خواندن و شنيدن مطالب موثر روحيه انسان را از حالت يكنواخت روز در مي‌آورد. بنابراين اگر مي‌خواهيد مقدمه نطقتان خوب شود آن را با ذكر يك نكته موثر شروع كنيد.
افراد ملت آمريكا بيش از تمام ملل ديگر جرم مي‌كنند در اهيو تنها به اندازه تمام شهر لندن قتل واقع مي‌شود به تناسب جمعيت در آنجا يك صد و هفتاد مرتبه بيشتر دزدي مي‌شود. در كلولند بيش از تمام  انگلستان و اسكاتلند اقدام به دزدي مي‌شود. عده مقتولين در شهر نيويورك بيش از انگليس يا فرانسه و يا آلمان است. علت اين امر اين است كه در آمريكا مجرمين تنبيه نمي‌شوند، براي هر جرم فقط يك درصد احتمال تنبيه شدن است به طوري كه اشخاص قاتل بيشتر احتمال مي‌دهند كه از مرض سرطان بميرند تا اينكه اعدام شوند.
از قديم مي‌گويند يك قطره عسل بيش از يك خر‌وار سركه مگس به خود جمع مي‌كند از اين حيث آدم هم مثل مگس است. اگر مي‌خواهيد كسي را با خود هم‌عقيده كنيد اول به او ثابت كنيد كه دوست صميمي او هستيد اين عمل شما مثل همان قطره عسل در او كار‌گر شده و او را به طرف شما جلب مي‌كند و اگر توانستيد اين كار را انجام دهيد به مقصود خود خواهيد رسيد.
هر وقت مي‌خواهيد با كسي راجع به مطلبي مباحثه كنيد بيفايده‌ترين و مضرترين طريقه اين است كه با جديت تمام سعي كنيد به او حالي كنيد آنچه او تا به حال راجع به اين مطلب تصور مي‌كرده غلط بوده و حرف صحيح آن است كه شما مي‌گوييد، زيرا واضح است طرف هم با اصرار مخالفت مي‌كند" به عكس آنچه من مي‌گويم و اين مطلب را الان به تو ثابت مي‌كنم" البته تا اين كار را نكند آرام نخواهد نشست.
منظور از سخنراني گرفتن نتيجه است و نتيجه صحيح موقعي به دست مي‌آيد كه شنوندگان حاضر و متقاعد به اجراي عملي شوند در اين صورت ناطق مي‌تواند در خاتمه سخنراني اجراي آن عمل را از شنوندگان بخواهد.
سخنراني را با ذكر يك كلام مقدس خاتمه دهيد
اگر ناطق بتواند يك آيه قرآن يا چيزي نظير آن را در آخر بيانات خود گفته و با آن سخنان خود را ختم كنيد بسيار مفيد و موثر خواهد بود.
خوب شدن صدا سه عامل اصلي دارد: تنفس صحيح- استراحت بدن- تقويت طنين صدا
طنين صدا:
همانطور كه بدن توخالي ويلن و تار صداي ضعيف سيم را گرفته و آن را بزرگ و قشنگ مي‌كند صداي انسان هم كه از حنجره خارج مي‌شود در دهان و بيني و كليه حفره‌هاي صورت طنين انداز شده و آنچه را كه ما مي‌شنويم بوجود مي‌آورد. براي تقويت طنين صدا تمرينات زير را بنماييد:
زبان و گلو و لبها و چانه را كاملا آزاد و راحت نموده و يك تصنيفي را زمزمه كنيد و كف دست را روي سر خود گذاشته و سعي كنيد در آنجا ارتعاشات صداي خود را حس كنيد البته اين حركت و ساير حركات را با تنفس عميق توأم نماييد. يك دفعه ديگر همان تصنيف را زمزمه كنيد و كف دست را پشت گردن گذاشته سعي كنيد ارتعاشات را در آنجا حس نماييد. اين دفعه بوسيله لمس استخوان وسط بيني با سبابه سعي كنيد ارتعاشات را در بيني حس نماييد البته بايد توي دماغي زمزمه كنيد. دفعه چهارم سبابه را بر روي لبها گذاشته و زمزمه كنيد بطوري كه لبهايتان مرتعش شود حال هر چه ممكن است آهسته زمزمه نموده و بوسيله گذاشتن كف دست روي سينه ارتعاشات را در آنجا حس كنيد. بالاخره تمام تمرينات نام‌برده را يكجا عمل نماييد به اين ترتيب يك دست را روي سينه گذاشته و مشغول زمزمه شويد و دست ديگر را به نقاط مختلف سر حركت دهيد به طوري كه هم در سينه و هم در ساير نقاط در آن واحد ارتعاشات حس شود. اين نكته را هم بايد تذكر دهم كه در تمام اين تمرينات بايد وقتي نفس را بيرون دهيد آن را حس نكنيد و مثل اين باشد كه به داخل نفس مي‌كشيد يك تمرين مفيد و آسان براي خوب شدن طنين صدا آواز خواندن است بنابراين هر چه مي‌توانيد آواز بخوانيد ضمنا سعي نماييد كليه نكات تمرين بالا را هم رعايت كنيد.

منبع :

http://www.modiryar.com/index-management/mba/executive-management/1860-1388-04-02-03-32-01.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه سخنراني كنيم ؟

 
1- اطلاعات پايه را درباره كل سخنراني خود بدست آوريد
 
حقايق و تجارب را به صورت شفاف و دقيق براي مخاطبان خود توضيح دهيد.
 
 
 
2- سرفصل ها را شفاف سازي كنيد
 
سعي نكنيد مانند كسي كه متني را ازبر كرده به سرعت و بدون توضيح كافي سرفصل ها را بخوانيد و از موضوع بگذريد
 
سعي كنيد درباره هر نكته و موضوعي جزئيات را بيان كنيد و شنونده را با خود به عمق مطلب ببريد
 
مفهوم آنچه درباره آن صحبت مي كند با تركيبي متناسب از مثال ها و توضيحات بهتر نمايان مي شود. البته براي اين منظور بايد به اندازه كافي مطالعه كنيد.
 
 
 
3- اطلاعات را قالب بندي كنيد
 
قبل از صحبت درباره هر موضوعي مقدمه اي بيان كنيد تا ذهن شنونده را آماده كنيد.
 
پس از آن كه درباره موضوع صحبت هاي شما تمام شد يك خلاصه از كل مطالب مربوطه به آن را ارائه دهيد.
 
 
 
4- از موضوعي به موضوع ديگر به صورت سازمان دهي شده پيش برويد
 
 
 
5-از ابزارهاي بصري مانند تخته سياه، اسلايدها، كامپيوتر، تصاوير و … استفاده كنيد تا بتوانيد نكات مهم را ليست كنيد.
 
 
 
6- از تخته سياه يا ابزارهاي مشابه استفاده كنيد.
 
تا مطالب شما شفاف تر عرضه شود و يادداشت برداري از آنها ساده تر باشد. اگر مطلبي را مي نويسيد بايد به اندازه كافي بزرگ باشد و همينطور واضح و اگر لازم است از رنگ هاي مختلف استفاده كنيد.
 
اگر قرار است نموداري پيچيده بكشيد بهتر است آن را مرحله به مرحله بكشيد و توضيح دهيد تا اينكه يك دفعه مخاطبان خود را با نموداري پيچيده گيج كنيد.
 
 
 
7- سوالات خود را به شايستگي پاسخ دهيد
 
سوالاتي را كه ممكن است پرسيده شود پيش بيني كنيد و براي آنها پاسخ مناسب و درخور را آماده كنيد.
 
سوالات بي جا را با طفره رفتن كنار بگذاريد. يا مي توانيد از انها بخواهيد اگر در ادامه ارائه مطلب متوجه پاسخ خود نشدند بعد از اتمام سخنراني پيش شما بيايند و پاسخ خود را دريافت كنند.
 
طوري صحبت نكنيد كه به مخاطبين بي احترامي شود.
 
مطمئن شويد همه شنوندگان هم سوال هم پاسخ را به خوبي مي شنوند.
 
 
 
8- از اصطلاحات تخصصي به طور مناسب استفاده كنيد.
 
اصطلاحاتي را كه ممكن است براي مخاطبين قابل فهم نباشد براي آنها به سادگي توضيح دهيد
 
از اصطلاحات فني و تخصصي غير ضروري استفاده نكنيد. بعضي گمان مي كنند اگر از اصطلاحات فني كمتر استفاده كنند از اعتبارشان كاسته مي شود. ولي هنر آنست كه وقتي سخنراني مي كنيد همه مخاطبين حرف شما را در كنند.
 
 
9- علاقه شنوندگان را حفظ كنيد و جو را زنده نگه داريد.
 
حالت هاي صحبت كردن و تن صداي خود را از هر چند گاهي تغيير دهيد. با پرسيدن سوال از مخاطبين جو را عوض كنيد براي اين منظور مي توانيد از جوك يا ضرب المثل مناسب استفاده كنيد يا حكايتي تعريف كنيد اگر تجربيات جالبي در زمينه موضوع سخنراني داريد بد نيست آنها را مطرح كنيد. با كلاس خود حرف بزنيد نه ايننهاد مي‌كند در هنگام انجام تمرين آرام سازي، كلمه‌اي را با خود تكرار كنيد مثلا وقتي مشغول تنفس عميق و شل كردن عضلات هستيد ، خودتان را در جاي خاصي مانندكناريك آبشار سرد،ساحلي گرم نزديك اقيانوس يا يك علفزار فرح بخش تصوركنيدو با خود اين عبارت را تكرار كنيد" آرام باش ... آرام باش".
  مهارت مواجه شدن عيني:
  وقتي مي‌خواهيدبا شرايط ترس انگيز مواجه شويد، آن قدر خود را از نظررواني تقويت كنيد تااحساس كنيد كه از عملكرد خود راضي خواهيد شد وبه خود بگوييد كه شما مانند يك مبارزه‌جو هستيد ومي‌دانيد كه مي‌توانيد ازعهده اين موقعيت برآييد. به هنگام مواجهه مي‌توانيد عبارت‌هاي زير را با خود تكرار كنيد:
  "‌كم كم نگران مي‌شوم، ولي الان وقت آرامش است"
 "بايد آرام باشم، و برآنچه كه بايد انجام بدهم تمركز داشته باشم"
 " نمي‌گذارم اضطراب وترس بر من مسلط شود"
  با توجه به مطالب گفته شده ، روش ديگر، روش رفتار درماني شناختي است كه بسيار موثرعمل مي‌كند. اساس كار اين روش به اين صورت مي‌باشد:  فرد اول بايد افكار خود را بررسي كند. آن گروه افكار منفي را كه موجب بدترشدن وضع مي‌گردند، شناسايي نمايد. چون يكي از علت هاي مهم اضطراب و ترس از شركت در برنامه‌هاي جمعي، داشتن افكار منفي است و چون زيربناي احساسات انسان ، افكار او است واحساسات از افكار سرچشمه مي‌گيرد ، اگر اين افكار منفي باشد احساسات او نيز منفي خواهد بود. در صورتي كه اين افكار منفي شناسايي شود وتبديل به افكار مثبت شود  ترس شما از بين مي‌رود. چند نمونه از افكار منفي كه باعث ترس از سخن گفتن در جمع مي‌شود عبارت است از: " اگر صحبت كنم، مي‌ترسم عصبي ومضطرب شوم ونتوانم نظراتم را به روشني بيان كنم" " اين اتفاق نشان مي‌دهد كه من فرد ضعيفي هستم" و... .
هنگامي كه اين افكار منفي به سراغتان آمد آنها را تبديل به افكار مثبت كنيد چون اين امر باعث كاهش ترس شما مي‌شود. يعني اين گونه فكر كنيد:" اگر من صحبت كنم ممكن است ابتدا عصبي ومضطرب شوم اما اين طبيعي است وقتي شروع كنم به صحبت كردن آرامش بيشتري پيدا مي‌كنم. من مي‌توانم نقطه نظرهايم را به ديگران ارائه دهم" ،" همه ما در اين مواقع چنين احساسي داريم".
  شايد برايتان اين سئوال پيش بيايد كه چرا بايد افكار منفي خود را به افكار مثبت تبديل كنيم؟ چون افكار منفي باعث كاهش اعتماد به نفس فرد شده و اين خود منجر به اين مي‌شود كه فرد خود را فردي شايسته نداند و داراي احساسات نادرستي كه برخاسته ازافكار منفي است شود وبه شدت از انجام عملكرد معيوب بترسد اين امر باعث مي‌شود كه فرد مشكل يا ترس خود را بزرگ نمايي كند و اين وضعيت را بدتر مي‌كند.
  هنگامي كه اين افكار منفي كه شما انسان ضعيف و حقيري هستيد به سراغتان آمد با خود بگوييد
" هيچ رابطه‌اي بين خوب حرف زدن در جمع و اينكه من يك انسان ضعيف و حقير باشم وجود ندارد" ، " لازم نيست همه مردم دنيا مرا قبول داشته باشند چون من انسان كاملي نيستم پس طبيعي است مورد تمسخر عده‌اي باشم".
  موضوع مهمي را كه هيچ وقت نبايد فراموش كنيد اين است ؛ هنگام برخورد با كسي كه از شما انتقاد مي‌كند بهترين ومناسب‌ترين شيوه را انتخاب كنيد وكاري كنيدكه انتقاد او از حالت خصمانه به حالتي دوستانه تبديل شود.
  شما با اين كار هم انتقاد او را  سازنده مي‌كنيد وهم او را خلع سلاح مي‌نماييد و از اضطراب خود نيز مي‌كاهيد. براي اين كار لازم است هيچ عكس العمل متضاد و پرخاشگرانه بروز ندهيد و اگر انتقادهاي او داراي نكته مثبتي است آن را بپذيريد پس با پيدا  كردن نكته مثبت درانتقاد فرد و پذيرش آن  و توضيح خواستن بيشتر درباره سخنانش مي‌توانيد او را خلع سلاح كنيد واز حالت تهاجمي به حالت سازنده تبديلش كنيد. زيرا اين خود باعث مي‌شود كه هم شما را راضي كند وهم فرد منتقد را قانع سازد واو را آماده كند كه به سخن شما گوش دهد و به شما احترام گذارد. البته بايد مهارت شوخ طبعي را نيز به عنوان نوعي مهارت مقابله‌اي با فوبي اجتماعي بدانيد.
  فرويد شوخ طبعي را بهترين مكانيسم دفاعي مي‌داند. از نظر فرويد " شوخ طبعي يك استعداد استثنايي ونادر" است كه به ما اجازه مي‌دهد در مواجهه با تنش به خودمان بگوييم
 " نگاه كن اين است معني دنيايي كه ظاهرا خطرناك ناميده مي‌شود، مثل بازي بچه‌ها است كه خيلي خنده‌دار است . پس شوخي مي‌تواند يك ويژگي منحصر براي شما باشد كه از طريق جدا كردن شما از دردها و ناراحتي‌هايتان موجب نوعي احساس انتخاب و كنترل در مشكلي كه با آن روبه رو هستيد شود  وشوخ طبعي به شما
ياد آوري مي‌كند تا اين مشكلي را كه با آن روبه رو هستيد از جنبه‌هاي مختلف بررسي كنيد و سرانجام شوخ طبعي نوعي تائيد خويشتن است وقتي به خود مي‌خنديد يعني به خود مي‌گوييد " من خودم را دوست دارم وخود را به عنوان شخص جايزالخطا مي‌پذيرم."

منبع :

http://www.resalat-news.com/Fa/?code=55458


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]
ترس هاي سخنراني عمومي
 
ساعت 9 صبح روز شنبه است و شما به تنها چيزي كه فكر نمي‌كنيد سخنراني كردن در جلوي جمع است. ناگهان مديرتان شما را صدا مي‌كند و به شما مي‌گويد كه بايد هفته آينده براي 50 نفر از همكارانتان درباره وضعيت پروژه سخنراني كنيد. واكنش شما چه خواهد بود؟
 •آيا احساس مي‌كنيد كه سخنراني عمومي نيز بخشي از وظايف عادي شماست؟
 •آيا به اين فكر مي‌افتيد كه چگونه از اين فرصت براي بهتر نشان دادن خود به مديرتان استفاده كنيد و سعي مي‌كنيد اطلاعات كامل و جامع و جذابي را براي سخنراني خود فراهم كنيد؟
 
و يا مثل اغلب مردم، از جلوي ديگران ايستادن و سخنراني كردن و مورد قضاوت آن‌ها قرار گرفتن احساس ترس و وحشت مي‌كنيد؟
 •آيا مي‌توان يك سخنران معمولي بود و با يادگيري مهارت‌هايي يك سخنران مجذوب كننده و الهام بخش شد؟
 •آيا مي‌توان از سخنراني عمومي به شدّت هراسان و وحشت‌زده بود امّا با يادگيري مهارت‌هايي به آرامش دست يافت و حتي از سخنراني كردن لذت برد؟
 
پاسخ اين دو سوال بدون ترديد «بله» است.
بارها شنيده‌ايد كه ما امروز در عصر اطلاعات زندگي مي‌كنيم. هرگز پيش از اين، اينهمه اطلاعات در دسترس بشر قرار نداشته است. آهنگ تغيير و توسعه به قدري سريع است كه بايد به طور ثابت كار كنيم تا از دور خارج نيفتيم. مردم بيش از هميشه، به عنوان بخشي از اين به هنگام بودن دائمي، مجبور به ارائه اطلاعات به ديگران هستند و بايد اطلاعاتشان را در اختيار همكارانشان قرار دهند.
 دو زمينه مهارتي عمده وجود دارد:
 
1. مهارت‌هاي ارائه موثر، استفاده از ابزارهاي آموزشي، استفاده از فن بيان، سازماندهي به مطالب و غيره.
 
2. مديريت خود، توانايي حفظ آرامش و خونسردي در جلوي جمع
 
يادگيري اين مهارت‌ها نه تنها تفاوت چشمگيري در كيفيت ارائه شما به وجود مي‌آورد بلكه باعث مي‌شود تا از اين كار لذت ببريد. سخنرانان مسحور كننده و جذاب بسيار نادرند امّا تنها دليلش اين است كه اغلب مردم زمان كافي براي يادگيري مهارت‌هاي سخنراني صرف نمي‌كنند.
سخنران خوب بودن، باعث بهبود موقعيت شغلي، زندگي اجتماعي و به طور كلي رضايت كاري شما خواهد شد. يك سخنران خوب مي‌تواند تقريباً هر موضوعي را به يك موضوع مورد علاقه براي شنوندگان تبديل كند. يادم مي‌آيد كه يكي از دوستانم مي‌گفت جالب‌ترين و تفكر برانگيزترين سخنراني‌اي كه تا كنون در آن شركت داشته درباره «فرايند چاپ» بوده است!
 
ترس‌هاي سخنراني عمومي
مردم دقيقاً از چه چيز سخنراني عمومي مي‌ترسند؟
ليست چيزهايي كه زياد مي‌شنويم به قرار زيرست:
 •گلويم خشك مي‌شود و قادر به حرف زدن نمي‌باشم.
 •يادم مي‌رود كه درباره چه چيزي حرف مي‌زدم و ذهنم كاملاً پاك مي‌شود.
 •از سوالات حاضران مي‌ترسم. اگر نتوانم پاسخ دهم چه مي‌شود؟
 •وجود يك نفر در جمع كه بيش از من در اين باره مي‌داند.
 •توجه مردم به دستپاچه بودن و عصبي بودنم.
 •ترك سالن در ميان سخنراني توسط برخي از حاضران و يا صحبت كردن آن‌ها با هم.
 •ارائه من آنقدر بد باشد كه ارتباطات شغلي و اجتماعيم را به خطر اندازد.
 •مي‌ترسم يكنفر وسط سخنراني من بلند شود و با صداي بلند به ايرادگيري و برهم‌زدن سخنراني بپردازد.
 •از ايستادن جلوي جمع دچار اضطراب و ترس مي‌شوم.
 
راه‌هاي مقابله
نخست، بپذيريم كه ما انسان‌ها به ترس نياز داريم. بدون توانايي «ترسيدن»، امروز ما وجود خارجي نداشتيم. پيشينيان ما با اتكاء به «ترس»، خود را در مقابل موجودات بزرگ‌تر، قوي‌تر و سريع‌تر حفظ كرده‌اند.
هنگامي كه ما مي‌ترسيم، ذهن ناهشيار (ناخودآگاه) ما كنترل را به دست مي‌گيرد و ما را براي اقدام فيزيكي و جسمي آماده مي‌كند. ما به منظور نجات از يك تهديد فيزيكي، به طور خودكار با يك واكنش سريع، عكس‌العمل نشان مي‌دهيم. در برخي مواقع، اين واكنش مي‌تواند به نجات جان ما بينجامد.
در خلال اين واكنش «ستيز يا گريز»، تنفسمان تندتر مي‌شود تا براي كار بدني سخت آماده شويم، عرق مي‌كنيم تا بدنمان خنك‌تر شود، و حس مي‌كنيم كه قادر به فكر كردن نيستيم. بايد به ياد داشته باشيم كه بقا در شرايط اوليه و بدوي اساساً بيشتر نيازمند اقدام است تا تفكر.
 ما به هنگام سخنراني به مقدار كمي اضطراب نياز داريم. اين باعث مي‌شود كه قدرت ما در به يادآوري مطالب افزايش يابد، سطح انرژي ما بالاتر رود و تمركز ما براي ارائه مطالب بيشتر شود. مردم از يك سخنران بيحال و بي‌خيال به سرعت خسته مي‌شوند!
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
اغلب سخنرانان وحشت‌زده‌اي كه ما آموزش داده‌ايم، «الگوي ترس» نسبتاً ثابتي داشتند:
 
1. شما ارائه مطلبي را در پيش داريد.
 
2. درباره‌اش فكر مي‌كنيد، تصوًر مي‌كنيد كارها خراب مي‌شود و احساس اضطراب مي‌كنيد.
 
3. به طور غيرارادي، بين «فكر سخنراني» و «احساس ترس» در ذهن شما تداعي برقرار مي‌شود.
 
4. هنگامي كه در شرايط واقعي «جلسه سخنراني» قرار گرفتيد، دچار ترس و اضطراب شديد مي‌شويد!
 
اين «مرور ذهني منفي» براي يك رويداد نام دارد. و تعجب‌آور نيست كه با وابستگي و تداعي نزديكي كه بين اين دو در ذهن شما به وجود مي‌آيد، هنگامي كه در موقعيت واقعي قرار گرفتيد احساس ترس و وحشت كنيد.
پاولوف نشان داد كه وقتي به طور مكرّر هنگام غذا دادن به سگ‌ها، يك زنگ را به صدا در مي‌آوردند، بعداً فقط با شنيدن صداي زنگ، بزاق دهانشان ترشح مي‌كرد.
انسان‌ها نيز همين گونه‌اند. چنانچه به طور مكرّر با تصوّر چيزي احساس ترس كنند، هنگامي كه در آن شرايط قرار گيرند هم احساس ترس خواهند كرد. امّا انسان‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه بندبازي، جنگيدن يا خنثي كردن بمب را در ذهن خود با آرامش روان‌شناختي، وابسته (متداعي) سازند. ما مي‌توانيم ياد بگيريم كه يك تداعي را در ذهنمان تغيير دهيم.
 


تمرين: واكنش به سخنراني عمومي با آرامش، نه ترس
مكان ساكتي را پيدا كنيد كه بتوانيد 10 تا 15 دقيقه بدون مزاحم در آنجا باشيد. چشمانتان را ببنديد و حواستان را روي دستانتان متمركز كنيد. احساس آن‌ها را به هنگام آرمش (ريلكس بودن) در ذهنتان تصوّر كنيد. با گسترس آرمش، اجازه دهيد ذهنتان كم‌كم به زماني كه شما كاملاً در آن احساس راحتي و آرامش مي‌كرديد برسد. مثلاً زماني كه در وان حمام خوابيده بوديد يا موسيقي گوش مي‌داديد يا حتي بعدازظهري با دوستان كه مي‌گفتيد و مي‌خنديديد و زمان خوشي داشتيد.
 اكنون سعي كنيد حس واقعي آن لحظه را درك كنيد. به رنگ‌ها، اشياء، صداها، و حتي بوها و مزه‌هاي مربوط به آن لحظه توجه كنيد. سعي كنيد آن حس‌ها را در خودتان زنده كنيد و بازگردانيد، انگار دوباره همانجا هستيد.
هنگامي كه آن حس در شما به وجود آمد، تصوّر كنيد داريد تلويزيون تماشا مي‌كنيد و خود را بر صحنه تلويزيون ببينيد كه آن سخنراني را ارائه مي‌كند. با آرامش و سر فرصت به آن گوش كنيد. دقت كنيد كه «بر صفحه تلويزيون بودن» است كه باعث مي‌شود احساس آرامش و راحتي كنيد.
اكنون توجه خود را معطوف صفحه تلويزيون كنيد و حس سخنراني كردن به آن شكل را همراه با احساسات خوش قبلي تجربه كنيد. چند لحظه اين كار را ادامه دهيد، انگار كه داريد خواب مي‌بينيد. هنگامي كه چند دقيقه از اين حالت لذت برديد، چشمانتان را باز كنيد و سرحالي و هوشياري را در خود حس كنيد.
اين متن را چند بار بخوانيد تا مطمئن شويد تمام مراحل آن را به ذهن سپرده‌ايد. اين تمرين را چند بار تكرار كنيد و به تفاوت‌هاي آن در هر بار توجه كنيد.
براي بعضي از افراد اين تمرين آسان‌تر از بقيه است. اگر شما با انجام دادن آن مشكل داريد مي‌توانيد از يك مشاور يا روان‌شناس براي بالا بردن حس اعتماد به نفستان استفاده كنيد. در اين رابطه غالباً استفاده از هيپنوتيزم نيز موثر است.
 
اجتناب از اشتباهات عمده در سخنراني عمومي
هنگامي كه من براي نخستين بار شروع به سخنراني در جمع كردم به نحوه نگاه كردن حضار بسيار حسّاس بودم. در خلال سخنراني سعي مي‌كردم ذهن آن‌ها را بخوانم.
 •آيا چهره درهم فرو بروده‌اند؟
 •آيا چهره‌شان بي‌حالت است؟
 •آيا اين به معني مخالفت آن‌هاست؟

منبع :

http://www.rahgoshacenter.ir/articles.php?article_id=74


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]
ترس از گفتار چه مي باشد؟

ترس از گفتار و همچنين ترس از صحبت كردن . يا logophobie نام گذاري شده است – وبه ترس از اجتماع تعلق دارد. وقتي كه شما تا كنون فكر مي كرديد . اين مشكل را خواهيد داشت سپس خودتان را اشتباهي نيرومند مي دانستيد. اين ترس اصلا" بندرت نيست .حدود40% درصد تما م انسانها اين ترس و يا حتي وحشت شديد را دارند. كه جلوي يك گروهي صحبت كنند.

ترس ازآشكار حرف زدن مي تواند در خيلي از روابط بروز كند. حالا اين نبايستي يك سخن بزرگ در جلوي صدها نفر انسان يا ورود در تلويزيون باشد . بعضي وقتها در جشنهاي خانوادگي يا صحبت با دوستان. در محل كار در كنفرانس يا جلسه هم مشكل مي شود . در جلسه شبانه مدرسه وجلسه صنفي بدين صورت ميتواند يك مبارزه طلبي باشد. همچنين سخنراني علمي در مدرسه ويا دانشكاه هم اغلب در موضوع ترس باشد.

ترس از گفتار صدمه ميرساند ، زيرا او راه ارتباط مارا قطع مي كند. ما وحشت ازترس داريم كه مارا رسوا ويا مورد تمسخر قرار بدهند. ما ترس حيواني داريم كه نتوا نيم درست وحسابي صحبت را تمام بيان كنيم ما لغتي پيدا نمي كنيم ما نامفهوم و بريده بريده و با لكنت صحبت مي كنيم و ديگر نمي خواهيم بدانيم چه چيز ميخواهيم بگوييم. با وجودي كه شركت كرديم و ميخواهيم بگوييم كه اينطوري هم نيست ما احمق و بدون اطلاع نيستيم.

چيزي كه مي خواهيم نطق و ترس از اين داريم كه روسوا شويم. براي ما خيلي مشكل و غير ممكن ميشود كه آگاهي مان را به آقا و يا خانم ارائه بدهيم. ما از درك مان اينطور مي دانيم كه در يك جريان خطرمرك نيستيم بااين وجود ما تصورمي كنيم و انجام مي دهيم گويي كه زندگي ما به اين نطق وابسته است. ما اين احساس را داريم اگر صحبت بكنيم جان و چيزهاي ديگر زندگي مان رو به خطر مي رود.

اين نشانه ترس از گفتار است : او نا مناسب و اغراق آميز از ترس است ، جلوي ديگران صحبت بكنيد . اين هيجان شديد نيست بلكه يك وحشت خاص است.

براساس اين آشفتگي از ترس ما روزها و يا هفته ها رنج ميبريم و در سخنراني هم ما را تا حد مرگ آزار ميدهد. هرزماني كه سخنراني انجام ميشود ما اجتناب ميكنيم ما پي ضرر كار را هم به جان خريديم. وقتي كه به ما فشار بياورد ما از آن متنفر مي شويم و اينگونه متنفر از ترس هستيم و فقط يك بد بياري بزرك از چيزي داريم كه ديگران هم مي توانند چنين داشته باشند.
چگونه بين ترس از گفتار وهيجان شديد تشخيص داده ميشود؟

در مقايسه ترس از گفتار مانند اين است كه يك سرايت بيماري گريپ سخت كه ما را مثل تيرخوردن از پاي در مي آورد ، هيجان شديد يك نوع سرماخوردگي سطحي ميبا شد كه قابل تحمل است. پيش هيجان شديد ما احساس عصبا نيت سطحي و نا آرامي مي كنيم . يك واكنش دروني ، هيجان زده ، در شكم پروانه داشتن و داشتن شايد دستهاي خيس و سرد.

درحالي كه ترس از گفتار راه ارتباط ما را كاملا" قطع مي كند و صدمه ميرساند. هيجان شديد ولي كاملا" كمك رسان است. او تمركز و فكر ما را بهتر مي كند. او يك برخورد با Adernalin كه فعال و تحريك كننده است و به ما كمك ميكند. و بما بهترينها را ميدهد.در هيجان شديد انرژي مثبت است كه ما مي توانيم از آن استفاده كنيم. هيجان شديد مفيد است.


از چه چيزي انسانها هراس ترس از گفتار دارند ؟

زماني كه ما گفتارمان را نگهداريم ،سپس چشهايمان و گوشهايمان در جهتي قرار ميگيرند. وما كاملا" جلوي امتحان مي ايستيم. و سوال به اينصورت است : پيروزي يا شكست . در اين ميان براي ما يك چيز وجود دارد درك ، كه ما ترس داريم براي اينكه درهمه ي اتفاقات احساس خطر ميكنيم. كه ما نعه از پيروزي ما خواهد شد ، و ما مورد انتقاد قرار خواهيم گرفت.

از عهده اش بر نيامدن – ما را مسخره كنند – هيچ صدايي بيرون نيايد – تاريكي ناگهاني در صحنه سخنراني داشتن – به ما نقطه ضعف دادن - مسخره شدن - ما را رسوا كنند. بعنوان يك عكس العمل ضعيف نشان مي دهد . ريزش عرق – لرزيدن- لكنت زبان – ويا سرخ شدن چهره بطور خلاصه ما در خطر و قدر نبودن و امتناع خواهيم رفت. ما ترس و وحشت در مقابل امتناع و انتقاد داريم. ترس از اين داريم كه نتوانيم انتظارات شنوندگان را برآورده كنيم.


چگونه ترس از گفتار بوجود مي آيد؟

ترس از گفتار آموخته ورابطه نزديك با تجربيات تخيلي درگذشته دارد ، اكثردر زمان جواني . بدين صورت تمام انسانها انجام مي دهند. آنهايي كه از ترس گفتار رنج مي كشند. در جوانيشان ويا بطور مكرراز تجربه اشان. جلوي كلاس در سخنراني رسوا شوند و خودشان را تنها و عاجز احساس كنند. اين احساس درد آور است . كه در ما نفوذ دارد. وقتي كه ما بزرگ هستيم تا حدي جوانان آسيب ديده و دختران آسيب ديده را تحمل مي كنيم .

در كنار چنين تجربيات تخيلي در زمان دوران مدرسه عوامل موجود ترس از گفتارترجيح مي دهيم ،حق زيادي به خودمان ميدهيم . ما از خود ما ن مي خواهيم شايد همه چيز را بايستي كامل انجام بدهيم. ما اجازه اشتباه كردن را نداريم. با ادعامان ترس بالا مي رود كه اشتباه كنيم و مارا رسوا و مورد انتقاد قرار بدهند. يك مبتلا يكبار گفت : بخاطر مقدار انتظارات زياد از خودم ، بدين خاطر ترس زياد دارم كه اشتباه بكنم.

كوشش در حد كامل، اكثر بيانگر از دست دادن مقدار احساس كم به ارزش خودمان است. مقدار احساس كم به ارزش خودمان باعث ميشود كه ما بيشتر فكر بكنيم . ولي شرايط عادي نمي باشد . يعني اينكه ما ترس از امتناع و انتقاد داريم. يك روش ديگركه با ترس و انتقاد ميشود برخورد كنيم اين است كه كوشش درحد كامل براي مسلط شدن بكنيم . وقتي من خودم بطور كامل انجام بدهم و نشانه ضعف نشان ندهم كسي هم نمي تواند از من انتقاد بكند.

كمبود احساس ارزشي منجر به احتياج شديد شده و در پي آن منجر به شناخت يك ترس بزرگ از امتناع ميشود. كه ما ازخودمان مي خواهيم. همه چيز را بايستي بطور كامل انجام بدهيم.وقتي كه ما باور داريم به تشخيص دادن ديگران وابسته هستيم و اجازه نداريم اشتباه بكنيم. سپس جلوي گفتار را توسط افكار زياد و شايدغير واقعي مسدود ميكنيم.اينطور بنظر ميرسد. من بايستي بدون هيچ قيد وشرطي ازعهده اش برآيم – من بايستي با زيركي و جذاب انجام بدهم.- من بايستي شنوندگان را متقاعد بكنم – من بايستي روان صحبت بكنم ومقداري جذاب بيان كنم و متفكر باشم. – من اجازه ندارم به هيچ عنوان به لرزم ، سرخ ، لكنت زبان بگيرم و عصبي شوم - من به هيچ عنوان اجازه ندارم نشان بدهم ، كه من متزلزل و مضطرب هستم.

ما از خودمان چيزي نمي خواهيم بلكه مقداري از شنونده گانمان : شنونده گان اجازه ندارند مرا امتناع كنند.- تماشا گران بايستي مرا دوستانه بدانند. شنونده گان بايستي چيز مثبتي با خود به منزل ببرند. دراينجا افكار غلط و تصورات بد اينطور مشاهده ميشود.حتما" صدايي از من بيرون نمي آيد.
من از مطلب پرت ميشوم – من ضايع مي شوم – من قرمز ميشوم . ديگران متزلزل شدن مرا متوجه ميشوند و راجع آن مي خندند. ديگران مرا مورد تمسخر قرار " target="_blank">۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان