مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 24558
دیروز : 33261
افراد آنلاین : 35
همه : 4509022
ترس از گفتار چه مي باشد؟

ترس از گفتار و همچنين ترس از صحبت كردن . يا logophobie نام گذاري شده است – وبه ترس از اجتماع تعلق دارد. وقتي كه شما تا كنون فكر مي كرديد . اين مشكل را خواهيد داشت سپس خودتان را اشتباهي نيرومند مي دانستيد. اين ترس اصلا" بندرت نيست .حدود40% درصد تما م انسانها اين ترس و يا حتي وحشت شديد را دارند. كه جلوي يك گروهي صحبت كنند.

ترس ازآشكار حرف زدن مي تواند در خيلي از روابط بروز كند. حالا اين نبايستي يك سخن بزرگ در جلوي صدها نفر انسان يا ورود در تلويزيون باشد . بعضي وقتها در جشنهاي خانوادگي يا صحبت با دوستان. در محل كار در كنفرانس يا جلسه هم مشكل مي شود . در جلسه شبانه مدرسه وجلسه صنفي بدين صورت ميتواند يك مبارزه طلبي باشد. همچنين سخنراني علمي در مدرسه ويا دانشكاه هم اغلب در موضوع ترس باشد.

ترس از گفتار صدمه ميرساند ، زيرا او راه ارتباط مارا قطع مي كند. ما وحشت ازترس داريم كه مارا رسوا ويا مورد تمسخر قرار بدهند. ما ترس حيواني داريم كه نتوا نيم درست وحسابي صحبت را تمام بيان كنيم ما لغتي پيدا نمي كنيم ما نامفهوم و بريده بريده و با لكنت صحبت مي كنيم و ديگر نمي خواهيم بدانيم چه چيز ميخواهيم بگوييم. با وجودي كه شركت كرديم و ميخواهيم بگوييم كه اينطوري هم نيست ما احمق و بدون اطلاع نيستيم.

چيزي كه مي خواهيم نطق و ترس از اين داريم كه روسوا شويم. براي ما خيلي مشكل و غير ممكن ميشود كه آگاهي مان را به آقا و يا خانم ارائه بدهيم. ما از درك مان اينطور مي دانيم كه در يك جريان خطرمرك نيستيم بااين وجود ما تصورمي كنيم و انجام مي دهيم گويي كه زندگي ما به اين نطق وابسته است. ما اين احساس را داريم اگر صحبت بكنيم جان و چيزهاي ديگر زندگي مان رو به خطر مي رود.

اين نشانه ترس از گفتار است : او نا مناسب و اغراق آميز از ترس است ، جلوي ديگران صحبت بكنيد . اين هيجان شديد نيست بلكه يك وحشت خاص است.

براساس اين آشفتگي از ترس ما روزها و يا هفته ها رنج ميبريم و در سخنراني هم ما را تا حد مرگ آزار ميدهد. هرزماني كه سخنراني انجام ميشود ما اجتناب ميكنيم ما پي ضرر كار را هم به جان خريديم. وقتي كه به ما فشار بياورد ما از آن متنفر مي شويم و اينگونه متنفر از ترس هستيم و فقط يك بد بياري بزرك از چيزي داريم كه ديگران هم مي توانند چنين داشته باشند.
چگونه بين ترس از گفتار وهيجان شديد تشخيص داده ميشود؟

در مقايسه ترس از گفتار مانند اين است كه يك سرايت بيماري گريپ سخت كه ما را مثل تيرخوردن از پاي در مي آورد ، هيجان شديد يك نوع سرماخوردگي سطحي ميبا شد كه قابل تحمل است. پيش هيجان شديد ما احساس عصبا نيت سطحي و نا آرامي مي كنيم . يك واكنش دروني ، هيجان زده ، در شكم پروانه داشتن و داشتن شايد دستهاي خيس و سرد.

درحالي كه ترس از گفتار راه ارتباط ما را كاملا" قطع مي كند و صدمه ميرساند. هيجان شديد ولي كاملا" كمك رسان است. او تمركز و فكر ما را بهتر مي كند. او يك برخورد با Adernalin كه فعال و تحريك كننده است و به ما كمك ميكند. و بما بهترينها را ميدهد.در هيجان شديد انرژي مثبت است كه ما مي توانيم از آن استفاده كنيم. هيجان شديد مفيد است.


از چه چيزي انسانها هراس ترس از گفتار دارند ؟

زماني كه ما گفتارمان را نگهداريم ،سپس چشهايمان و گوشهايمان در جهتي قرار ميگيرند. وما كاملا" جلوي امتحان مي ايستيم. و سوال به اينصورت است : پيروزي يا شكست . در اين ميان براي ما يك چيز وجود دارد درك ، كه ما ترس داريم براي اينكه درهمه ي اتفاقات احساس خطر ميكنيم. كه ما نعه از پيروزي ما خواهد شد ، و ما مورد انتقاد قرار خواهيم گرفت.

از عهده اش بر نيامدن – ما را مسخره كنند – هيچ صدايي بيرون نيايد – تاريكي ناگهاني در صحنه سخنراني داشتن – به ما نقطه ضعف دادن - مسخره شدن - ما را رسوا كنند. بعنوان يك عكس العمل ضعيف نشان مي دهد . ريزش عرق – لرزيدن- لكنت زبان – ويا سرخ شدن چهره بطور خلاصه ما در خطر و قدر نبودن و امتناع خواهيم رفت. ما ترس و وحشت در مقابل امتناع و انتقاد داريم. ترس از اين داريم كه نتوانيم انتظارات شنوندگان را برآورده كنيم.


چگونه ترس از گفتار بوجود مي آيد؟

ترس از گفتار آموخته ورابطه نزديك با تجربيات تخيلي درگذشته دارد ، اكثردر زمان جواني . بدين صورت تمام انسانها انجام مي دهند. آنهايي كه از ترس گفتار رنج مي كشند. در جوانيشان ويا بطور مكرراز تجربه اشان. جلوي كلاس در سخنراني رسوا شوند و خودشان را تنها و عاجز احساس كنند. اين احساس درد آور است . كه در ما نفوذ دارد. وقتي كه ما بزرگ هستيم تا حدي جوانان آسيب ديده و دختران آسيب ديده را تحمل مي كنيم .

در كنار چنين تجربيات تخيلي در زمان دوران مدرسه عوامل موجود ترس از گفتارترجيح مي دهيم ،حق زيادي به خودمان ميدهيم . ما از خود ما ن مي خواهيم شايد همه چيز را بايستي كامل انجام بدهيم. ما اجازه اشتباه كردن را نداريم. با ادعامان ترس بالا مي رود كه اشتباه كنيم و مارا رسوا و مورد انتقاد قرار بدهند. يك مبتلا يكبار گفت : بخاطر مقدار انتظارات زياد از خودم ، بدين خاطر ترس زياد دارم كه اشتباه بكنم.

كوشش در حد كامل، اكثر بيانگر از دست دادن مقدار احساس كم به ارزش خودمان است. مقدار احساس كم به ارزش خودمان باعث ميشود كه ما بيشتر فكر بكنيم . ولي شرايط عادي نمي باشد . يعني اينكه ما ترس از امتناع و انتقاد داريم. يك روش ديگركه با ترس و انتقاد ميشود برخورد كنيم اين است كه كوشش درحد كامل براي مسلط شدن بكنيم . وقتي من خودم بطور كامل انجام بدهم و نشانه ضعف نشان ندهم كسي هم نمي تواند از من انتقاد بكند.

كمبود احساس ارزشي منجر به احتياج شديد شده و در پي آن منجر به شناخت يك ترس بزرگ از امتناع ميشود. كه ما ازخودمان مي خواهيم. همه چيز را بايستي بطور كامل انجام بدهيم.وقتي كه ما باور داريم به تشخيص دادن ديگران وابسته هستيم و اجازه نداريم اشتباه بكنيم. سپس جلوي گفتار را توسط افكار زياد و شايدغير واقعي مسدود ميكنيم.اينطور بنظر ميرسد. من بايستي بدون هيچ قيد وشرطي ازعهده اش برآيم – من بايستي با زيركي و جذاب انجام بدهم.- من بايستي شنوندگان را متقاعد بكنم – من بايستي روان صحبت بكنم ومقداري جذاب بيان كنم و متفكر باشم. – من اجازه ندارم به هيچ عنوان به لرزم ، سرخ ، لكنت زبان بگيرم و عصبي شوم - من به هيچ عنوان اجازه ندارم نشان بدهم ، كه من متزلزل و مضطرب هستم.

ما از خودمان چيزي نمي خواهيم بلكه مقداري از شنونده گانمان : شنونده گان اجازه ندارند مرا امتناع كنند.- تماشا گران بايستي مرا دوستانه بدانند. شنونده گان بايستي چيز مثبتي با خود به منزل ببرند. دراينجا افكار غلط و تصورات بد اينطور مشاهده ميشود.حتما" صدايي از من بيرون نمي آيد.
من از مطلب پرت ميشوم – من ضايع مي شوم – من قرمز ميشوم . ديگران متزلزل شدن مرا متوجه ميشوند و راجع آن مي خندند. ديگران مرا مورد تمسخر قرار مي دهند. براي ناتواني و امتناع بايستي مقاومت بكنم و همچنين براي در ماندگي مان .

با توجه به چنين افكار و منظره مصيبت زا حيرت نمي كند. وقتي ما از سخنراني وحشت بكنيم .مگرنه؟ اين چنين افكاري حيرت آور نيست ،وقتي كه اعتماد به نفس ما ديگراز بين برود ، اين هم حيرت آور نيست مگرنه؟
چگونه ترس از گفتار در يك تراپي معالجه مي شود؟
چنانچه مي خواهيد بر ترس از گفتارغلبه كنيد. سپس به اين معنا ست كه درعلت بوجود آمدن ترس از گفتارتان تلاش كنيد- يعني چگونه پديد آمدن ترس درافكارتان.

براي آن يك روش بهتري اختصاص داده شده است درك كردن رفتار تراپي ميباشد.تمام روشها يك هدف دارند. كه شما را از ترس و امتنا ع مورد برسي و انتقاد قرارميدهد. گاهش بدهند. اعتماد بنفس شما را از نو ميسازند.
با سنگهاي بناي تراپي متفاوت ميشود به اين هدف دست يافت. درقسمت اول آن كنترل كردن افكار است. در اينجا ياد ميگيريد و ميشناسيد وابستگي بين افكار و احساستان را ، چگونه ترسناك بودن افكار وضربه روحي بر روي ترس شما اثر مي گذارد. در اينجا شما ياد مي گيريد صحبتهاي منفي براي مثال ، شما جلوي گفتار را سد و فلج خواهيد كرد و من اجازه ندارم خودم را جلوي شما روسوا بكنم.

از طريق باخود صحبت كردن آن را جانشين بكنيد. دراين حدي كه شما ياد ميگيريد. افكارتان را آزاد و كنترل بكنيد و از طريق كمك رساندن، افكارتان را تعويض كنيد. در اين حد ميتوانيد منتظره يك گفتار موثر باشيد. و همچنين در برداشت شخصي خودتان ، كارايي خودتان وعكس العمل ديگرانِ مورد آزمايش قرار مي گيرد. شما ياد مي گيريد ، براي مثال ادعا هاي زياد كه براي خودتان داريد و تلاشي كه براي آن كرديد گاهش بدهيد.

شايد پزشك معالج شما را تنها به رفتار آزمايشي تحريك كند ، كه درآن دانستن انتظارتان را امتحان كنيد. براي مثال توجه كنيد به عكس العمل شنونده گان و يا عكس العمل خودتان . احتمالا" او به شما نوارويدئو نشان خواهد داد. كه اين امكان را به شما بدهد خودتان به بيرون توجه كنيد وعيبهاي خودتان را برطرف بكنيد.

تا كنون احتمالا" اينطور بوده ، كه شما خودتان قسمتهاي اول تمام گفتار را بطوربد تصورمي كرديد كه چگونه مانند يك آدم ساده لوح جلوي شنونده گان به ايستيد، لكنت زبان يا اصلا" صدايي بيرون نمي آيد. قطع شدن موقت وغيره ...

درتمرين رواني شما مخا لف آن انجام مي دهيد . بدين معني كه شما تصور ميكنيد. چگونه گفتار شما موفق آميز است. شما از نيروي فكر براي رابطه گفتاراستفاده ميكنيد.

وقتي كه شما خودتان افكار و ضربه روحي را با سعي وگوشش بدست مي آوريد سپس اعتبار براي شما دارد . شما خودتان با آگاهي شرايط گفتار را مقايسه و تمرين كنيد. ميتواند در شروع اين نقش را بازي كنيد. بعدا" اما در واقع شرايط رفتارروخ ميدهد. دراينجا از رفتار اعتمادتان صرف نظر مي كنيد ريسك ميكنيد. اين كامل نمي باشد مورد تمسخر قرار بگيريد وغيره..
بيشتر لحظه ها اينطور است كه شما خودتان به راه تان اعتماد نداريد .شما اعتماد نداريد و به گفتارتان توجه نميكنيد. شما خودتان راعاجز و بي ارزش مي بينيد.

درتراپي ياد ميگيريد شما براي مثال خوب گفتار كنيد . گفتار كوتاه بسازيد. شما بر روي بها دادن به افكار وارزش احساستان كار ميكنيد بجاي افكار ناپسند. به اين معني براي مثال ، شما بيشتر خودتان را قبول ميكنيد.
يك سنگ بناي ديگر اين است كه تراپي ترس از گفتار بازانديشي يك تجربه ضربه روحي در جوانان است. وقتي كه در جواني يك حادثه ضربه روحي در سخنراني داشتند. سپس اين شرايط وحشتناك دوباره امروز صورت مي گيرد . اگر شما به يك سخنراني توجه كنيد دوباره متزلزل بودن خودتان را احساس مي كنيد. عاجزبودنتان و شرم حيا يتان. هدف اين است كه دسترسي پيداكنيد و شرايط را خنثي و بعنوان گذشته ببينيد. همينطورغلبه كردن بر گفتار از ترس خيلي كمك -رسا ن است . ياد گرفتن يك رفتارتمدد اعصاب و يا يك تكنيك تنفس .

همچنين بعد از يك تراپي هنوز شما هيجان وترس داريد ، اين معمولي است چيزي كه شما در تراپي ياد مي گيريد . وحشت و ترس از حرف زدن و با ترس احساس فلجي و عكس العمل بدن به هم متحد ميشوند.

منبع :

http://psychology.harferooz.com/thread2147.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
1) سلام دادن را تو آغاز كن زيرا سلام موجب اطمينان طرف مقابل مي شود.
2) تبسم كن زيرا تبسم طرف مقابل را سحر مي كند و قلبش را مي نوازد.
3) به طرف مقابل خود اهميت ده و از او تقدير كن و با مردم آنگونه برخورد كن كه دوست داري با تو برخود كنند.
4) در شادي هاي مردم شريك شو.
5) نيازهاي مردم را برآورده كن زيرا بدين ترتيب به قلبشان راه مي يابي .نفس ها با برآورده كردن نيازها پر مي شود .
6) از لغزشها درگذر و در روح و روان خود تسامح نشان بده .
7) در جستجوي شگفتي ها باش ودر پي آنها باش كه باعث كسب دوستي و جذب قلوب مي شود .
8) در هديه دادن بخيل نباش اگر چه قيمت آن كم باشد زيرا ارزش معنوي آن بيشتر از ارزش مادي است .
9) دوست داشتن را به طرف مقابل اظهار كن زيرا كلمات دوست داشتني به قلب ها نفوذ مي كند .
10) در پي نصيحت مردم باش بگونه اي كه آبروي مخاطب نرود .
11) با ديگران در حد توجه شان صحبت كن زيرا افراد ميل دارند كه در مدار توجه شان كسي با آنها گفتگو كند.
12) خوشبين باش و بشارت را در دور و بر خود پخش كن .
13) اگر ديگران كار خوبي انجام دادند از آنها تعريف كن زيرا ستايش در نفس اثر مي گذارد اما در تعريف زياده روي نكن .
14) كلمات خود را برگزين تا جايگاه تو بالا رود زيرا كلمه ي نيكو بهترين وسيله براي نوازش قلبهاست .
15) با مردم متواضع باش زيرا انسانها از كسي كه احساس برتري مي كند متنفر هستند .
16) در پي صيد عيوب ديگران مباش بلكه به اصلاح عيوب خود مشغول باش .
17) هنرسكوت را بياموز زيرا مردم كسي را كه به آنها گوش مي دهد دوست دارند .
18) دائره دانش خود را وسيع گردان و درهر روز دوست تازه اي بدست آور.
19) تلاش كن كه تخصص و توجهات خود را متنوع تر سازي ،اين كار موجب آن ميشود كه هم دائره علم تو افزايش يابد و هم تعداد دوستانت .
20) اگر كار خوبي براي شخصي انجام دادي منتظر عوض آن نباش .

iranhalls.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

وقتي مي خواهيم با رسانه ها مصاحبه كنيم


چند سال پيش، بعد از يكي از مصاحبه هايم با يكي از خبرگزاري ها، تعدادي از دوستانم در خبرنامه‌ها طي تماس‌هاي تلفني متعدد از من ‌پرسيدند كه براي داشتن يك مصاحبه موفق با رسانه‌ها، چه نكاتي را بايد مدنظر داشته باشيم. فكر كردم كه اين سوال را در وبلاگ و نيز خبرنامه پاسخ دهم شايد پاسخي براي سوال شما نيز باشد و بتواند شما را هم در اين زمينه راهنمايي كند.

در آلمان، شرط اول براي شركت در مصاحبه‌ با رسانه‌ها را برخورداري از اعتماد به نفس مي‌دانند و آنها اين موضوع را به افرادي كه مي‌دانند به زودي مورد توجه رسانه‌ها قرار مي‌گيرند مثل مديران شركتها يا حتي خوانندگان موسيقي‌هاي پاپ، هنرپيشه‌ها و نويسندگان و ... در دوره‌هايي آموزش مي‌دهند. وقتي رسانه‌اي از شما دعوت به شركت در مصاحبه‌اي مي‌كند ابتدا بايد خودتان را از هر لحاظ خصوصا از لحاظ روحي آماده كنيد. سوال‌هاي مختلفي ممكن است از شما پرسيده شود و شما بايد اين آمادگي را داشته باشيد كه بتوانيد اين سوالات را جوابي درست و منطقي بدهيد. بسياري از افراد (منابع) مطلع و آگاه، يا مشاهير و دانشمندان از اينكه مبادا از صحبت‌هايشان برداشتهايي اشتباه شود، يا روايات و نقل قول‌هايي نادرستي از ايشان در مطبوعات يا رسانه‌ها - مثلا در راديو و تلويزيون - منعكس شود از شركت در مصاحبه‌ها مي‌ترسند يا سر باز مي‌زنند، درصورتي كه با ايجاد يك آمادگي پيش از مصاحبه، اين ترس از بين مي‌رود و مي‌توانند از اين فرصت نهايت استفاده را ببرند. در اينجا سعي مي‌كنم برخي از نكات مهم را براي ايجاد اين آمادگي يادآوري كنم:
 
1- با ترس رو به رو شويد و پيش برويد و سعي كنيد اين را پيش خودتان بگوييد كه با اين مصاحبه آنها آمده‌اند به من فرصتي بدهند و من از اين فرصت به بهترين نحو استفاده خواهم كرد تا دانش و ديدگاههايم را به بهترين نحو منتقل كنم پس از اين فرصت استفاده مي‌‌كنم، اين اعتماد به نفس را دارم كه هدايت اين مصاحبه را از همين ابتدا به دست بگيريم پس ...
 
2- درخواست‌هاي رسانه‌ها براي شركت در مصاحبه را عاقلانه انتخاب مي‌كنيم. اين را بايد دقت كنيم كه چارچوب مصاحبه دقيقا در حيطه‌ي دانش و حرفه يا وظيفه‌ي ما قرار دارد يا نه. درخواست‌هاي خارج از حيطه دانش يا وظيفه را بسادگي مي‌توانيد رد كنيد، پوزش بخواهيد و صراحتا بگويد كه اين از حيطه دانش يا وظيفه‌ي شما خارج است. هيچ مشكلي پيش نمي‌ايد، بلكه اين اعتبار شما را در نزد آن رسانه و رسانه هاي ديگر وقتي چنين نقل قولي را از شما ببينند يا بشنوند و بخوانند بالاتر مي‌برد.
 
3- پيش از مصاحبه (با رسانه‌ها) از مصاحبه‌كننده بخواهيد كه دقيقا به شما بگويد كه در مورد چه موضوع يا موضوعاتي مي‌خواهد از شما بپرسد. اگر امكانش باشد، فرصتي بگيريد براي اينكه افكار خودتان را در آن زمينه متمركز كنيد. اينجاست كه مي‌توانيد تصميم بگيريد كه از چه سخن بگوييد و از چه چيزهايي يا چه كساني سخني به ميان نياوريد. مثلا مي‌توانيد به مصاحبه كننده بگوييد كه بسيار خوب، من الان بايد مطلبي را براي نيم ساعت ديگر آماده كنم و تحويل بدهم و سرم كمي شلوغ است، نيم ساعت ديگر با شما تماس مي‌گيرم و در خدمتتان هستم! دروغ هم نگفته‌ايد، شما بايد خودتان را براي مصاحبه‌اي كه نيم ساعت ديگر داريد آماده كنيد!
 
4- نكات كليدي و مهم داده‌هاي خود را در رابطه با موضوع مصاحبه آماده كنيد و آنها را با سوالاتي كه در طي مصاحبه احيانا از شما پرسيده مي‌شوند هماهنگ سازيد. مي‌توانيد اين مطالب را بنويسيد و كمي هم روي آنها تمرين كنيد، با صداي بلند بگوييد تا خودتان هم صدايتان را بشنويد. اين مي‌تواند مثل تهيه‌ي يك Outline باشد براي مصاحبه. اول نتايجح و يافته‌هايتان را بگوييد و بعد ان را همراه كنيد با مقدمه‌اي كوتاه‌ و صحبت خودتان را با حمايت و ارائه اسناد و مدارك لازم يا دلايل يا آمارهاي به دست آمده تكميل كنيد.
 
5- به هنگام مصاحبه تا حد امكان، شمرده، واضح، مختصر و البته با كمي صداي بلندتر (اگر اين مصاحبه از پشت تلفن انجام مي‌شود) صحبت كنيد چون شايد بخواهند صدايتان را ضبط كنند. هر چقدر كه توضيحات خودتان را طولاني‌تر و پيچيده‌تر ارائه دهيد امكان اينكه مصاحبه‌كننده را به اشتباه بياندازيد بيشتر مي‌شود و او ممكن است مطالبي را جا به جا يا غلط متوجه شود و همين موجب ثبت و نشر نقل قول‌هاي اشتباهي در رسانه مي‌شود.
 
6- فرازها، عبارت‌ها يا جملاتي انتقالي يا براي تغيير حالت كه اصطلاحا به آن Transitional Phrases مي‌گويند را از قبل تهيه كنيد و براي خودتان بنويسيد. ممكن است از شما سوالاتي بكنند كه جواب آنها را در آن لحظه نمي‌دانيد يا اينكه توجيه علمي يا مثلا اجتماعي و اقتصادي و سياسي و غيره براي آن نداريد (: در اين مواقع صراحتا بگوييد كه اطلاعات زيادي مثلا در مورد اين موضوع در حال حاضر نداريد، مي‌توانيد در جايي كه از شما سوالي مي‌شود كه نمي‌دانيد از اين جملات استفاده كنيد و موضوع را به موضوع مهمتري از سوال سوق دهيد كه درباره آن اطلاعات خوبي داريد.
 
7- تا حد امكان در فضايي آرام و ساكت مصاحبه را انجام دهيد و اگر مي‌توانيد برخي مطالب اضافي و مود نياز را در دسترس داشته باشيد، مثلا متني از بيوگراي خودتان، يا فهرستي از مقالاتي كه نوشته‌ايد و يا مرتبط با موضوع، اخيرا خوانده‌ايد يا تاريخچه‌ي شركت و محصولاتي (كالا و خدمات) كه شركت‌تان در دهه اخير ارائه كرده است

منبع :

http://www.webfaqt.com/wml/pa_item.asp?ID=88


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

با قدرتمندترين كلمه هاست كه پيروز مي شويم ...


هر جا كه باشيم، در همين دنياي واقعي و يا اين دنياي مجازي، اينترنت، «كلمه ها» قدرتمندترين ابزار براي پيروزي و موفقيت ما به حساب مي آيند. سايت هاي اينترنتي بسياري - مخصوصاً در همين ايران خودمان- فراموش كرده اند كه مخاطبين اصلي سايت ها، انسان هستند ... ما براي ماشين ها و كامپيوترها سايت روي اينترنت نمي بريم ...

 يادتان هست؟ آن اوايل كه اينترنت گسترش و نفوذ خود را در ميان جوامع مختلف بشري آغاز كرده بود؟ يادتان هست كه يك بنده خدايي - طراح يا گرافيست - آمده بود و كاريكاتوري كشيده بود درباره اينترنت؟ او تصويري را رسم كرده بود كه سگي را پشت كامپيوتر نشان مي داد در حالي كه دستش را روي صفحه كليد گذاشته است و به اينترنت متصل شده، دارد با آن كار مي كند، كمي آن طرفتر، كاريكاتوريست در گوشه اي از تصوير نوشته بود «در اينترنت، هيچ كسي نمي فهمد كه تو يك سگي!»
 
پشت اين كامپيوترهاي متصل به اينترنت، انسانهايي نشسته اند، انسانهايي با تمايلات و احساسات انساني، آنها سرشارند از مجموعه اي از تجارب خوب يا بد انساني، آنها عاطفه دارند، روح دارند و روح و روانشان متاثر مي شود وقتي ببينند كه «آدم» به حساب نيامده اند.
 
اينترنت امروز فضايي مجازي است كه دنياي تعاملات و محاوره هاست. سايت هاي وب را كه نگاه كنيم متوجه يك وجه اشتراك خيلي قوي در ميان همه آنها مي شويم. همگي رو به سمتي پيش مي روند كه تعاملات و محاوره و گفتگو را -با مشتري بالقوه يا بالفعل و يا بازديد كننده و كاربر معمولي سايت افزايش دهند.
 
آري، تصاوير گوياي هزاران واژه اند، اما واژه ها هستند كه مي توانند اين ارتباط قوي را ايجاد كنند، گسترش و يا ادامه دهند و در نهايت حفظ كنند. بايد مواظب واژه ها باشيم، آنها به راستي اثر مي گذارند و مي توانند از كاهي، كوه بسازند.
 
استفاده از «واژه هاي مناسب» كاري حرفه اي است، هر كسي مي تواند ادعا كند كه «راه اندازي يك سايت اينترنتي» كه كاري ندارد، يك نرم افزار FrontPage يا Dreamweaver مي گيريم، چند تا تصوير، يك مقداري «متن» و ده دقيقه اي مي توانيم برايتان سايت اينترنتي درست كنيم. چند تا صفحه HTML كفايت مي كند. نه، به اين راحتي ها هم كه مي گوييد نيست. انتخاب واژه ها، عبارت هايي كه بكار مي بريد، كاري حرفه اي است، آنهايي پيروز مي شوند، كه «واژه هاي قدرتمند» و عبارت هاي «نو»، «خلاقانه» و «استادانه» بكار برده باشند. حال چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي.
 
هر جا كه باشيم، در همين دنياي واقعي و يا اين دنياي مجازي، اينترنت، «واژه ها» قدرتمندترين ابزار براي پيروزي و موفقيت ما به حساب مي آيند. سايت هاي اينترنتي بسياري - مخصوصاً در همين ايران خودمان- فراموش كرده اند كه مخاطبين اصلي سايت ها، انسان هستند ... ما براي ماشين ها و كامپيوترها سايت روي اينترنت نمي بريم، متن نمي نويسيم، مقاله نمي نويسيم. انسانها شديداً تحت تاثير آن چيزي كه مي بينند و يا مي خوانند قرار مي گيرند. ايجاد حس اعتماد در بازديد كنندگان و مشتريان و كسب «اعتبار» و جلب «اعتماد» بر روي اينترنت، كار ساده اي نيست. وقت مي گيرد، فكر مي برد و كار حرفه اي.
 
روي صفحات وب، بايد «مخاطب» يا «مشتري» را شناخت و با او به «شيوه اي انساني» ارتباط برقرار كرد. «واژه ها» و انتخاب مناسب ترين آنها نمي تواند به خودي خود و به تنهايي كارايي داشته باشد، بايستي عبارت هاي «قوي» و «هدف دار» نوشت. از بهترين و خلاقانه ترين «صفات» استفاده كرد، آنها را در كنار هم گذاشت و بر روي مخاطب «تاثير»ي گذاشت كه از پيش تعيين شده است. براي تحت تاثير قرار دادن مخاطبتان، روي اينترنت، فرصت زيادي نداريد. در واقع شما فقط «چند ثانيه» فرصت داريد و اگر نتوانيد از آن چند ثانيه استفاده كنيد، بازديد كننده تان را از دست داده ايد، شايد براي هميشه.
 
ارتباط برقرار كردن با مخاطبين از طريق سايت و صفحات وب شما، كاري است كه شما بواسطه «متن وب» (Web Copy) انجام مي دهيد. در «متن وب» خودتان از واژه هاي قدرتمند و از قدرت «واژه ها» استفاده كنيد. فروش بيشتري مي خواهيد؟ مي خواهيد با شما تماس گرفته شود؟ مي خواهيد ترافيك سايتتان افزايش يابد؟ با «گرد و خاكي» كه به راه انداخته ايم ببينيد كه WEBFAQT با چه «سرعتي» به پيش مي رود! ما كارها را خيلي سريعتر و حرفه اي تر انجام مي دهيم و براي همين است كه حرفه اي «گرد و خاك» به پا مي كنيم.

منبع :

http://www.webfaqt.com/wml/pa_item.asp?ID=19


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
آرايه‌هاي ادبي

در ادبيات فارسي، آرايه‌هاي ادبي يا صناعات ادبي يا صنايع ادبي بكار بردن فنوني است كه رعايت آنها بر جلوه‌ها و جنبه‌هاي زيبايي و هنري سخن مي‌افزايد. از جمله تناسب‌هايي آوايي يا معنايي.

به آن دسته از آرايه‌هاي ادبي كه از تناسب‌هاي آوايي و لفظي ميان واژه‌ها پديد مي‌آيد مي‌گويند.

واج‌آرايي (نغمه حروف)

به تكرار يك واج صامت يا مصوت در يك بيت يا عبارت گفته مي‌شود به گونه‌اي كه طنين آن در گوش بر جاي بماند و باعث پيدايش موسيقي آوايي در آن بخش از سخن شود.

مثال

رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار            دستم اندر ساعد ساقي سيمين ساق بود

(واج آرايي با تكرار صامت /س/)

مثال

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است           باد خنك از جانب خوارزم وزان است

(واج آرايي با تكرار صامتهاي /خ/ و /ز/)

اين دو حرف به زيبايي بيانگر خزان مي‌باشند.

قابل ذكر است كه واج تكرار شونده مي‌تواند صامت يا مصوت باشد. براي مثال:

مثال

خوابِ نوشينِ بامدادِ رحيل       بازدارد پياده را ز سبيل

كه همان طور كه مشاهده مي‌كنيد تكرار مصوت كوتاه «اِ» در اين مصراع تكامل بخش موسيقي دروني است.

مثال

خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد         كه تا زخال تو خاكم شود عبير آميز

مثال

قيامت قامت و قامت قيامت             قيامت مي‌كند اين قد و قامت

مثال

بر او راست خم كرد و چپ كرد راست          خروش از خم چرخ چاچي بخواست

مثال

شبست و شاهد و شمع و شراب و شيريني       غنيمتست چنين شب كه دوستان بيني

سجع

سجع در لغت به معناي آواز كبوتر است. در ادبيات هر گاه واژه‌هاي پاياني دو قرينه كلام در واج يا واج‌هاي آخر مشترك باشند آرايه سجع پديد مي‌آيد و آن دو جمله را مسجع مي‌خوانند. معمولاً هر قرينه از يك جمله تشكيل مي‌شود. اما گاهي نيز يك قرينه از دو يا چند جمله كوتاه پديد آمده‌است. همچنين در اغلب نمونه‌هاي نثر مسجع واژه‌هاي پاياني دو جمله در بيش از يك حرف مشتركند و در واقع هم قافيه مي‌باشند.

در گلستان سعدي نمونه‌هاي فراواني از ارايه سجع به وضوح ديده مي‌شود.

مثال

هر نفسي كه فرو مي‌رود ممد حيات است و چون بر مي‌آيد مفرح ذات

(سجع در بين حيات و ذات است)

ترصيع

هر گاه اجراي دو بخش از يك بيت يا عبارت، نظير به نظير، هم وزن و در حرف آخر مشترك باشند.

اي منور به تو نجوم جلال              وي مقرر به تو رسوم كمال

جناس

آرايه جناس را بايد به دو نوع اصلي تقسيم كرد

جناس تام

هر گاه واژه‌اي دو بار در يك بيت يا عبارت به كار رود و هر بار معنايي متفاوت از آن برداشت شود.

خرامان بشد سوي آب روان            چنان چون شده باز يابد روان

(روان در مصراع نخست به معني جاري و درمصراع دوم به معني جان و روح است)

جناس غير تام (ناقص)

هر گاه دو واژه در يكي از موارد آوايي زير با هم اختلافي جزيي داشته باشند و در يك بيت يا عبارت به كار روند. كه انواع آن جناس ناقص، جناس زايد، جناس مذيّل، جناس مركّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مكرّر هستند كه در مرور زمان به دليل تقسيم بندي زياد در حال كنار گذاشته شدن هستند.

اختلاف دو واژه در صداهايي كوتاه

كند (به كسر م ِ، به ضم م ُ)

كه به آن جناس ناقص به حركت يا جناس محرف نيز مي‌گويند فتاده اهلِ مِني در پي مُني و آرزو (تفاوت كسره در كلمهٔ اولي با ضمه در كلمه دومي.)

جناس اختلافي يا جناس ناقص به حرف

هر گاه دو ركن جناس در يكي از حروف با هم اختلاف داشته باشند به آن جناس اختلافي يا جناس ناقص به حرف مي‌گويند.. كمند/سمند.. آزاد/آزار.. زحمت/رحمت..

يك واژه، يك حرف، بيش از ديگري دارد.

خاص و خلاص كام كامل

يك واژه از تركيب دو واژه ديگر به دست مي‌آيد.

دل خلوت خاص دلبر آمد        دلبر ز كرم به دل بر آمد

دو واژه از نظر آوايي يكسان اما از نظر املايي متفاوت اند

هر گاه دو ركن جناس در تلفظ و خواندن با يكديگر يكسان باشند اما در نوشتار با هم متفاوت باشند به آن جناس لفظي مي‌گويند.. صبا/سبا.. خوان/خان.. حياط/حيات.. خيش/خويش...

اختلاف دو واژه در جابه جايي حروف است

بنات، نبات

آرايه‌هاي معنوي

به ان دسته از آرايه‌هايي كه بر پايه تناسب‌هاي معنايي واژه‌ها شكل مي‌گيرند آرايه معنوي گويند

مراعات نظير

آوردن دو يا چند واژه در يك بيت يا عبارت كه در خارج از آن بيت يا عبارت نيز رابطه‌اي آشنا و خاص ميان آنها برقرار باشد

ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند            تا تو ناني به كف آري و به غفلت نخوري

(ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همگي جز عناصر و پديده‌هاي طبيعت هستند.)

تضاد

هر گاه دو واژه با معناي متضاد در يك بيت يا عبارت به كار رود آرايه تضاد پديد مي‌آيد.

در نوميدي بسي اميد است پايان شب سيه سپيد است

واژه‌هاي /نوميدي/ با /اميد/ و همچنين واژگان /سيه/ با /سپيد/ متضاد و مخالف هستند.

متناقض‌نما ([۱]Paradox)

هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهيم يا آن دو را در يك چيز جمع كنيم آرايه متناقض‌نما شكل مي‌گيرد و معمولاً معنايي عميق و پر مغز در پس آن نهفته‌است.

«جامه‌اش شولاي عرياني است»

(عرياني به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعي جامه‌است و ضد عرياني)

هر گاه در يك بيت يا عبارت بين دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌اي برقرار كنيم و مثلاً بگوييم«الف»، «ب» است يا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش ديگري از همان بيت يا عبارت بين آن در مورد همان رابطه را برقرار كرده اما جاي ان دو را با هم عوض كنيم آرايه عكس شكل مي‌گيرد.

بهرام كه گور مي‌گرفتي همه عمر           ديدي كه چگونه گور بهرام گرفت

لف‌ونشر

هر گاه دو يا چند جزء از كلام بدون توضيحي در پي هم بيايند (لف) و آن گاه توضيحات مربوط به هر يك در پي هم آورده شوند (نشر)، آرايه لفّ‌ونشر شكل مي‌گيرند.

پروانه ز من، شمع ز من، گل ز من آموخت            افروختن و سوختن و جامه دريدن

(پروانه از من افروختن را، شمع از من سوختن را و گل از من جامه دريدن را آموخت.)

تلميح (اشاره)

هر گاه با شنيدن بيت يه عبارتي به ياد داستان و افسانه، رويدادي تاريخي و مذهبي يا آيه و حديثي بيفتيم، بدون آنكه آن موضوع مستقيماً تعريف شده باشد، آن بيت يا عبارت داراي آرايه تلميح است.

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت       ناخلف باشم اگر من به جوي نفروشم

(اشاره به داستان حضرت آدم و رانده شدن او به خاطر خوردن گندم.)

تضمين

هر گاه شاعر يا نويسنده‌اي، بخشي از نوشته فردي ديگر را در ميان اثر خود جاي دهد، آن شعر يا نوشته راتضمين نموده‌است.

چه خوش گفت فردوسي پاك زاد            كه رحمت برآن تربت پاك باد

ميازار موري كه دانه كش است              كه جان داردو جان شيرين خوش است

اين دو بيت بخشي از بوستان سعدي است و سعدي بيتي معروف از فردوسي را در ميان شعر خود عيناً نقل كرده‌است.

اغراق

هنگامي كه شاعر يا نويسنده، صفتي را در فرد يا پديده‌اي آنچنان برجسته نشان دهد كه در عالم واقع امكان دستيابي به آن صفت در آن حد و اندازه وجود نداشته باشد، آرايه اغراق آفريده مي‌شود. البته اين ادعاي غير ممكن بايد به گونه‌اي بيان شده باشد كه باعث افزايش گيرايي سخن گردد وشعار گونه وغير واقعي جلوه نكند.

بخواهد هم از تو پدر كين من          چو بيند كه خشت است بالين من

(اغراق در ممكن نبودن رهايي از انتقام پدر)

شود كوه آهن چو درياي آب           اگر بشنود نام افراسياب

حسن تعليل

هر گاه شاعر و نويسنده براي موضوعي، دليلي غير واقعي وتخيلي، اما دلپذير و قانع كننده ارايه دهد به حسن تعليل دست مي‌يابد.

تا چشم بشر نبيندت روي         بنهفته به ابر چهر دلبند

(شاعر علت ابر پوش بودن قله دماوند را براي نديدن او بيان كرده‌است.)

مثل

هر گاه شاعر يا نويسنده درسخن خود از «ضرب المثلي» استفاده كند و يا بخشي از سخن او آنقدر معروف باشد كه به عنوان ضرب المثل به كار رود، آن بخش از كلام داراي آرايه مثل است.

بي گمان ديوار طبع پست خاك‌آلود ماست       گر بود كوتاهتر ديواري از ديوار ما

تمثيل

هر گاه براي تاًييد يا روشن شدن مطلبي (معمولاً پيچيده) آن را به موضوعي ساده تر تشبيه كنيم يا براي اثبات موضوعي نمونه‌اي بياوريم آرايه تمثيل را به كار گرفته اييم

من اگر نيكم اگر بد تو برو خود را باش         هر كسي آن درود عاقبت كار كه كشت

(حافظ خطاب به زاهدان و واعظان مي‌گويد كه من اگر خوب يا بد هستم ربطي به شما ندارد و شما همان بهتر كه مراقب اعمال خود باشيد، همچنان كه هر كسي هنگام درو آنچه را كه خود كاشته‌است برداشت مي‌كند. شاعر براي درستي گفته خود در مصراع نخست، در مصراع دوم موضوعي ساده را كه درستي آن بر همه آشكار است به عنوان نمونه‌اي براي ان ذكر مي‌كند.)

اسلوب معادله

هرگاه شاعر بيتي بسرايد كه با عوض كردن جاي مصراع اول و مصراع دوم خللي در مفهوم بيت ايجاد نشود و بيت دوم مصداقي براي بيت اول باشد، به آن آرايهٔ اسلوب معادله گويند. صائب تبريزي از جمله شاعراني است كه اسلوب معادله را به عنوان يك عنصر اصلي در اشعار خويش قرار داده‌است.

مثال

دود اگر بالا نشيند كسر شأن شعله نيست//جاي چشم، ابرو نگيرد، گرچه او بالاتر است

ايهام

هر گاه واژه يا تركيبي كه داراي دو معني است به گونه‌اي در كلام به كار رود كه هر دو معنا از ان قابل برداشت باشد آرايه ايهام شكل مي‌گيرد. گاهي منظور اصلي تنها يكي از ان دو معنا است و گاهي هيچ يك بر ديگري برتري ندارد.

غرق خون بود و نمي‌مرد ز حسرت فرهاد             گفتم افسانه شيرين و به خوابش كردم

شيرين: زيبا و دلنشين، معشوقه فرهاد

اي دمت عيسي دم از دوري مزن من غلام آن كه دورانديش نيست(دورانديش:عاقبت نگر/آنكه به دوري وجدايي بينديشد.)

ايهام تناسب

گرت هواست كه معشوق نگسلد پيوند نگاه دار سر رشته تا نگه دارد در اين نمونه از واژه هوا تنها يك معنا برداشت مي‌شود كه آن هم آرزو است.

تشبيه

در تشبيه دو مورد پر پايه اشتراكي كه در صفتي دارند به هم مانند مي‌شوند مورد اصلي را مشبه و موردي كه مشبه به ان تشبيه مي‌شود مشبه به مي‌نامند. صفت مشترك ميان مشبه و مشبه به دليل شباهت يا وجه شبه ناميده مي‌شود. يا گاهي از واژه‌هاي از قبيل «مثل»،«مانند»... استفاده مي‌شود. كه به آنها ادات تشبيه گويند.

مجاز

به كار رفتن واژه‌اي به جاي واژه ديگر مجاز نام دارد. هيچ گاه چنين امري ممكن نيست مگرآنكه ميان آن دو واژه در خارج از كلام رابطه‌اي بر قرار باشد.

آن قدر گرسنه‌ام كه مي‌توانم تمام ظرف را بخورم. رابطه‌اي ميان دو واژه‌اي ظرف و غذا در اين عبارت است.

استعاره

هر گاه واژه‌اي به دليل شباهتي كه با واژه ديگر دارد به جاي آن به كار رود استعاره پديد مي‌آيد.(همچنين بيان امري نا شناخته بر حسب امر شناخته شده.)

بر كشته‌هاي ما جز باران رحمت خود مبار.(كشته‌ها به كسر«ك») در اين عبارت رحمت خدا به باران مانند شده‌است. روشن است كه در اين عبارت، منظور از كشته‌ها معنايي لفظي آن نيست بلكه مقصود اعمال بندگان است.

مثال جعفر و رضا:

هرچه خواهي در سوادش رنج برد       تيغ صرصر خواهش حالي سترد--------> تيغ صرصر استعاره از باد

كنايه

جملات و عباراتي كه منظور نويسنده يا گوينده از بيان آنها، چيزي غير از معناي ظاهري و لفظي آن عبارات يا جملات است. كه به آنها كنايه گوييم.

آب از دستهايش نمي‌چكد.

معنايي لفظي:نمي گذارد قطره‌اي آب از دستهاييش به روي زمين بچكد. معنايي كنايي:هيچ چيزي از او به ديگران نمي‌رسد، خيلي خسيس است.

تشخيص(انسان نمايي)

هر گاه با نسبت دادن عمل، حالت يا صفتي انساني به يك غير انسان، به آن جلوه انساني ببخشيم، آدم نمايي شكل مي‌گيرد.

طعنه بر طوفان مزن، ايراد بر دريا مگير بوسه بگرفتن ز ساحل موج را ديوانه كرد

ديوانگي و بوسه گرفتن به موج نسبت داده شده‌است و طبيعتاً بوسه گرفتن موج، بوسه دادن ساحل را به همراه دارد. پس در مصراع دوم به ساحل و موج حالت و رفتاري انساني نسبت داده شده‌است.

حس آميزي

هر گاه موضوعي را كه مربوط به يكي از حواس است. به چيزي نسبت دهيم كه با ان حس قابل احساس نباشد، آرايه حس آميزي آفريده مي‌شود كه در زبان روزمره نيز كم كاربرد نيست.

مزه پيروزي را چشيد.

در اين عبارت «مزه» كه مربوط به حس چشايي است به پيروزي نسبت داده شده‌است. اما پيروزي با حس چشايي قابل احساس نيست.

منابع

بيان در شعر فارسي، دكتر بهروز ثروتيان

راهنماي اموزش زبان فارسي، دكتر حسين ذوالفقاري و محمد غلام


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه با ترس از صحبت كردن در جمع مقابله كنيم؟

اجازه دهيد من اين مطلب را از اينجا شروع كنم كه مي‌گويند ترس از مرگ دومين ترس بزرگ بشر است، خوب دقت كنيد نگفتم اولين ترس، بلكه گفتم دومين ترس. پس اولين ترس كدام است؟ همين ترس از صحبت كردن در يك جمع. اين ترس به اشكال مختلف خودش را نشان مي‌دهد: ضربان قلب بالا مي‌رود، دست و پا ها به لرزه مي‌افتند، كف دست عرق مي‌كند، در بعضي ها صورت و گوشها قرمز مي‌شوند و ... ترس، مانع بزرگي است براي پيش رفتن اصلاً بوجود مي‌آيد كه ما را متوقف كند تا ببيند آيا توان مقابله با آن را داريم يا نه. يك جور امتحان است و ما بايد خودمان را براي اين امتحان آماده كنيم. ترس درست مثل هواي خيلي خيلي سردي است كه مي‌وزد. روستائيان ايراني كه در كوه و كمر و برف و كولاك سرگرم كار مي‌شوند وقتي صحبت از تاريكي و سرما مي‌شود مي‌گويند وقتي ترسيدي و سرما به تو هجوم آورد، سينه هايت را سپر كن و برو جلو و آنها را هل بده به عقب، اگر بلرزي و كز كني يك گوشه‌اي، سرما و ترس تو را از پاي در مي‌آورند. (كه هر جا هست سلامت باشد سيد موسي، دهقاني كه اينها را به من آموخت.) ترس مانع بزرگي است در راه رسيدن به موفقيت. اگر به ترس فكر كنيد كارتان تمام است، راه حل اين است كه او را عقب بزنيد. هر وقت ترس به سراغتان آمد ياد داستان سيد موسي كه برايتان نوشتم بيافتيد و كارتان را ادامه دهيد. ترس مي‌خواهد كه شما به او فكر كنيد و براي همين از خودش علائمي بروز مي‌دهد: دست هايتان عرق مي‌كنند و دهانتان خشك مي‌شود و ...

گاهي اوقات بعضي مردم، آنها كه از ترس هراسي ندارند، از ترس شما سوء استفاده مي‌كنند تا شما را ضعيف جلوه دهند و موقعيت شما را تصاحب كنند. وقتي اين را بدانيد پس كاري مي‌كنيد كه ترس از ترساندن شما و رقيب از سوء استفاده از شما مايوس شود.

صحبت كردن در جمع، سخنراني كردن و بخصوصو ارائه جلسات Presentation براي آنها كه در صنعت تبليغات يا نت وورك ماركتينگ هستند به عنوان موثرترين روش براي شناساندن كالا و خدماتي كه براي عرضه و فروش داريد شناخته شده است. اگر بترسيد مي‌دانيد كه هيچگاه اين موفقيت و فرصت‌ها را به دست نخواهيد آورد. پس آن زماني كه ترس هجوم آورد تا دل شما را تسخير كند، به جاي فكر كردن به ترس، به نكات مثبتي بيانديشيد كه مي‌دانيد بعد از سخنراني يا ارائه Presentation خود به دست خواهيد آورد: يك فروش ديگر، يك رابطه خوب كاري، يك اعتبار بيشتر، جلب اطمينان مشتري و ... به جاي فكر كردن به اينكه چرا دست هايم مي لرزد؟ چرا زبانم بند آمده؟ خودتان را روي اين موضوعات متمركز كنيد كه هدف من براي اين جلسه اين است كه شما (مشتري) متقاعد شويد طرحي كه برايتان داده ايم بهترين طرح است براي دستيابي به موفقيت، هم براي شما و هم براي من. ديديد؟ با چند بار گفتن اين جملات در دل، اصلاً يادتان مي‌رود كه چيزي به عنوان ترس هم وجود دارد. ترس از مرگ هم همينطور است، درست وقتي كه به آن فكر مي كنيد دچارش مي‌شويد، اما وقتي شش دانگ حواستان به زندگي و لذت‌هاي زندگي است، ترس از مرگ هم فراموش مي‌شود.

براي رهايي از دام ترس، بايد تمرين كنيد. صبح ها پيش از رفتن به سر كار مي توانيد خودتان را براي مقابله با ترس گرم كنيد. درست مثل بازيكن تيم فوتبالي كه قرار است به در مقابل تيم ترس فوتبال بازي كند. ببينيد كه همه ي ما در يك صحنه زندگي مي كنيم، در صحنه ي تئاتر هم همينطور است، بازيگران خودشان را گرم مي‌كنند مثل يك جور مديتيشن براي رهايي از دام ترس در ميان تماشاگران.

روي يك پا بايستيد و پاي ديگرتان را كه روي هوا نگاه داشتيد شروع كنيد به تكان دادن به سمت بيرون، انگار مي‌خواهيد عنكبوتي را كه روي پايتان افتاده است را از روي پاي تان پرت كنيد به كناري تا از شرش خلاص شويد. وقتي كه اين كار را مي‌كنيد در خودتان اين را بگوييد كه : هرچي ترس بود در دلم انداختم بيرون و ديگر اثري از آن نيست. بعد همين كار را با پاي ديگرتان انجام دهيد. بعد نوبت به دستانتان مي‌رسد، درست مثل حالتي كه آب روي آنها ريخته و شما مي‌خواهيد آب را از روي دستتان بتكانيد، شروع كنيد به تكان دادن دست‌هايتان در هوا و اطراف و بگوييد كه : هرچي ترس بود در دل و ستم انداختم بيرون و ديگر اثري از آن نيست. بعد دست‌هايتان به كمر بزنيد و سينه‌ها را جلو بياوريد و بگوييد امروز خودم را براي انجام كارهايم آماده كرده‌ام. چند جمله آماده كنيد و به سر كار برويد، مي‌توانيد روي جمع دوستان تان تمرين كنيد، آنها را دور خودتان جمع كنيد و يك سخنراني كوتاه و جالب برايشان ترتيب دهيد وقتي صحبت مي‌كنيد تجسم كنيد كه آن دوستان، مشترياني هستند كه قرار است يك ساعت بعد با آنها جلسه داشته باشيد.

هر وقت ترس با علائمي خودي نشان داد، بر عكس از ده به يك بشماريد و در ضمن شمردن به اين فكر كنيد كه اگر اين جلسه را درست انجام دهيد، قرار داد را بسته‌ ايد و موفق خواهيد شد و در جمع دوستان و آشنايان و رئيس‌تان اعتبار بيشتري كسب خواهيد كرد. اگر زبان‌تان بند آمد و دهانتان خشك شد، آگاهانه گوشه‌اي از انتهاي زبان تان را آرام گاز بگيريد تا دهانتان تر شود و بتوانيد كار را ادامه دهيد.

منبع :

http://www.webfaqt.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه خشم خود را مهار كنيم؟

همه  ما در لحظاتي احساس خشم و عصبانيت مي‌كنيم و همه  ما آدم‌هاي عصباني و تندخويي را مي‌شناسيم كه زندگي كردن با آنها بسيار سخت و دشوار است. خشم به طور كلّي احساس خوشايندي نيست امّا يك هيجان طبيعي و سالم است. ما معمولاً پس از آن كه احساس ناراحتي يا آسيب‌پذيري مي‌كنيم خشمگين مي‌شويم. خشم به ما قدرت مي‌دهد تا مقابله كنيم. معمولاً وقتي ناراحتي و آسيب‌پذيري به خشم تبديل مي‌شود ما احساس نوميدي و بي‌پناهي نمي‌كنيم. خشم به ما كمك مي‌كند تا به تهديدها واكنش نشان دهيم. به ما امكان مي‌دهد كه در مقابل حملات از خودمان دفاع كنيم. امّا خشم هنگامي مشكل‌زا مي‌شود كه ما در حال عصبانيت عملي انجام دهيم كه به ديگران آسيب رساند (روحي يا جسمي). بنابراين با وجودي كه واكنش نشان دادن به هنگام خشم و عصبانيت، عملي طبيعي است امّا بايد مراقب بود كه اين واكنش به ديگران آسيب نرساند. به اين فرايند، مهار يا مديريت خشم مي‌گويند.
 
روش مختلفي براي مديريت خشم وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به روش‌هاي زير اشاره كرد:
 
الف- روش‌هاي آرامش (Relaxation Techniques)
 
با آرام كردن دستگاه عصبي خودمختار مي‌توان به فرونشاندن خشم كمك كرد. برخي از روش‌هاي اين كار عبارتند از:
 
• تنفس عميق
 
تنفس عميق روشي است كه مي‌توان براي به آرامش رسيدن سريع مورد استفاده قرار داد. در صورتي كه به طور مرتب آن را انجام داده باشيد اثر آن بيشتر است.
 
۱- از طريق بيني نفس بكشيد. مدتي كه هوا را به داخل مي‌كشيد بايد به اندازه  شمارش آهسته  يك تا سه باشد.
 
۲-هنگامي كه هوا را به داخل مي‌كشيد معده  خود را به طرف بيرون فشار دهيد.
 
٣-هوا را از طريق دهان خود بيرون دهيد. اين كار بايد به اندازه  شمارش آهسته  يك تا شش طول بكشد.
 
۴- اين كار را دوبار ديگر تكرار كنيد
 
توجه: اگر احساس گيجي داشتيد، آهسته‌تر نفس بكشيد.

• مديتيشن
 
* پاسخ آرامش (Relaxation Response)، شكل ساده‌اي از مديتيشن است كه هر كس مي‌تواند آن را انجام دهد. به كارگيري روزانه  اين روش مي‌تواند به كاهش استرس و افزايش تمركز كمك كند.
 


1 - موضوع تمركز را انتخاب كنيد.
 يك كلمه يا عبارت كوتاه يا تصوير و يا دعايي كه مي‌خواهيد روي آن تمركز كنيد را انتخاب كنيد. در بعضي از انواع مديتيشن به اين «مانترا» مي‌گويند. آنچه انتخاب كرده‌ايد مي‌تواند ريشه در نظام اعتقادي شخصي شما داشته باشد. مثلاً يك فرد مسيحي ممكن است بر روي عبارت «يا عيسي مسيح» تمركز كند و يك فرد مسلمان روي كلمه «الله». حتي مي‌شود واژه‌هاي خنثي و عمومي مانند «صلح» يا «آرامش» را در نظر گرفت و يا بر روي حركت تنفسي (دم و بازدم) خود تمركز كرد.

2 - آرام بنشينيد.
 مكان آرامي را انتخاب كنيد و راحت بنشينيد. زنگ ساعت را تنظيم نكنيد ولي جايي بنشينيد كه اگر خواستيد بتوانيد ساعت را ببينيد. چشمانتان را ببنديد و عضلاتتان را شل كنيد.

3 - به طور طبيعي و آرام تنفس كنيد.
 به طور طبيعي و آرام تنفس كنيد. موضوعي كه براي تمركز انتخاب كرده‌ايد را با هر بار بازدم (بيرون دادن نفس) تكرار كنيد.

4 - بازگشت به موضوع تمركز
در ابتدا حواس شما پرت مي‌شود. اشكالي ندارد. دقت كنيد به كجا مي‌رود و آن را به تنفس و موضوع تمركزتان بازگردانيد.

آنچه اهميت دارد اين است نبايد در اين حالت از خودتان انتقاد كنيد. پرت شدن حواس شما چيز بدي نيست. اين چيزي است كه اتفاق مي‌افتد. به آن توجه كنيد و آن را دوباره به كاري كه در دست داريد بازگردانيد. با اين كار، توجه و تمركز شما هم بيشتر مي‌شود.

5 - ده تا بيست دقيقه ادامه دهيد.
اين كار را براي 10 تا 20 دقيقه ادامه دهيد. اگر خواستيد هر از گاهي به ساعت نگاهي بياندازيد. هر گاه افكار ديگري به ذهن‌تان آمد، آن‌ها را بيرون برانيد و به كار تمركزتان بازگرديد.

براي اين كه بهترين نتيجه را كسب كنيد روزي يك تا دوبار اين فرايند را تكرار كنيد. هر چه تجربه‌تان بيشتر شود، راحت‌تر تمركز خواهيد كرد و رفته‌رفته متوجه مي‌شويد كه پراكندگي و آشفتگي ذهني شما برطرف مي‌شود.
 
* مراقبه (Mindfulness Meditation) نوع ديگري از مديتيشن است كه بسيار ساده است امّا انجام دادن آن آسان نيست. مراحل آن به قرار زير است:
 • ◦آرام بنشينيد يا دراز بكشيد و به دم و بازدم تنفسي خود توجه كنيد.
 ◦به هر چيز ديگري كه در بدن خود حس مي‌كنيد توجه كنيد.
 ◦هرگاه افكار ديگري به ذهن‌تان آمد آن‌ها را از ذهن‌تان بيرون كنيد.
 ◦آگاه باشيد كه در لحظه  حال بسر مي‌بريد.
 ◦اين كار را روزانه 15 الي 20 دقيقه انجام دهيد.
 ◦با برطرف شدن آشفتگي ذهني، به احساس آرامش خوبي دست خواهيد يافت.
 

توجه: روزي چند بار كارتان را متوقف كنيد و به تنفس كردن خود توجه كنيد. حس «بودن» را در خودتان پرورش دهيد، به جاي آن كه هميشه حس كنيد كه وظيفه  شما در اين دنيا اين است كه بايد كاري را انجام دهيد.
 
• شمارش
 
ساده‌ترين كاري كه مي‌توان كرد اين است كه قبل از نشان دادن هرگونه عكس‌العملي به هنگام خشم و عصبانيت، از يك تا 10 بشماريد. اين كار باعث مي‌شود كه واكنش شما كمتر پرخاشگرانه باشد.
 
ب- روش‌هاي شناختي (Cognitive Techniques)
 
اين روش‌ها به شما كمك مي‌كنند تا باورها و انتظارات خود را تغيير دهيد. هنگامي كه عصباني هستيد، تفكرات شما مي‌تواند افراطي و مبالغه‌آميز گردد. سعي كنيد افكار افراطي را با افكار معقولتري جايگزين نمائيد. به جاي فكر كردن به اين كه «اين وضعيت، بسيار بد و افتضاح است» به خودتان بگوئيد «اين وضعيت ناراحت‌كننده است و اين كه من از اين بابت ناراحتم قابل درك است امّا من مي‌دانم چگونه در حالت خشم، عكس‌العمل نشان دهم.»
 
از مهمترين روش‌هاي شناختي، روش‌هايي است كه براي افسردگي و اضطراب به كار مي‌رود.
 
• شناخت درماني براي افسردگي و اضطراب
 
رويكردهاي متفاوتي به روان درماني وجود دارد. برخي از روان‌درمانگران گرايش‌هاي خاصي دارند. در حالي كه برخي ديگر بازتر عمل مي‌كنند و روش‌هاي متنوعي را به كار مي‌گيرند. بسياري از روان‌ درمانگران، در بعضي مواقع از شناخت درماني يا شناخت-رفتار درماني استفاده مي‌كنند.

شناخت درماني سعي در تغيير نحوه  تفكر آدم‌ها نسبت به چيزهاي مختلف دارد. روش درماني آلبرت اليس يك نمونه  خوب است. اليس معتقد است كه هيجانات قوي، از تعامل بين رويدادهاي محيطي و اعتقادات و انتظاراتي كه ما داريم نتيجه مي‌شوند. برخي از اين اعتقادات بسيار قوي يا محكم هستند. (مثل اعتقاد به اين كه «همه بايد مرا دوست داشته باشند.») در روش اليس، بيماران ياد مي‌گيرند كه اعتقاداتشان را اصلاح كنند به نحوي كه از شدّت كمتري برخوردار شود. (مثل اين كه «من دوست دارم كه مردم مرا دوست داشته باشند، امّا مي‌دانم كه همه اين جور نيستند.»)
 
آرون بِك، روشي براي درمان اضطراب و افسردگي بر پايه  نظريه  شناخت به وجود آورده است. در اين روش، بيماراني كه دچار افسردگي هستند ياد مي‌گيرند كه چگونه از طريق گفتگوهاي دروني، اختلالاتي كه در الگوهاي فكري و انتظارات و عقايدشان وجود دارد را تغيير دهند.
جان كوك، روش درماني بِك براي اضطراب را چنين توضيح مي‌دهد:
«اين نظريه، نقش تفكر نادرست در ايجاد اضطراب را تشريح مي‌كند و روشي را براي بازسازي آن از طريق تجديد ساختار شناختي فرد ارائه مي‌نمايد. به گفته بِك، روشي كه ما اطلاعات را پردازش مي‌كنيم توسط ساختاري به نام «طرحواره» اداره مي‌شود. اين طرحواره‌ها متشكل از قوانيني براي تشريح اطلاعات ورودي و نيز قوانيني براي بازيابي آنچه تاكنون يادگرفته‌ايم هستند و قادرند تاثيرات قوي و مهمي بر روي چگونگي ارتباط ما با دنيا بگذارند. براي مثال، طرحواره  فردي كه داراي ترس از اجتماع است باعث مي‌شود كه او از طريق تشريح اطلاعات ورودي و خاطراتي كه از تهديدهاي اجتماعي دارد، مضطرب و دوري گزين گردد. روش درماني، شامل تصحيح تفكر نادرست و غيرمنطقي از طريق مواجه ساختن مكرّر طرحواره  شناختي با اطلاعات مغاير و متضاد آن طي تمرينات خانگي است.»
اضطراب و افسردگي را مي‌توان از طريق دارو درماني يا روان درماني و يا هر دو درمان كرد. برخي پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه تركيب اين دو مي‌تواند تأثير بسيار بيشتري داشته باشد. البته دارو درماني براي اضطراب گاهي به وابستگي شخص منجر مي‌شود امّا اين مسأله به ندرت در مورد داروهاي ضدافسردگي پيش مي‌آيد.
 
ما والدين بايد به كودكان خود متذكر شويم حتى اگر در زندگى خصوصى مان به موفقيتى دست نيافته ايم اما مى توانيم هنوز والدين خوبى بوده و به خوبى مراقب شان باشيم. روى هم رفته وظيفه ما فراهم كردن محيطى كامل و بى عيب براى كودكان نيست بلكه موظف هستيم به آنها كمك كنيم تا براى كسب موفقيت در دنيايى پر از نقص، مهارتهاى لازم را به دست آورند.
 
نتيجه‌گيري
خشم فروخورده مي‌تواند مشكل‌زا باشد امّا اين بدان معني نيست كه راه چاره، بيرون ريختن خشم و عصبانيت است. رويكرد متعادلي شامل قبول خشم و انتخاب واكنش مناسب، مي‌تواند براي بسياري راه‌گشا باشد. خشم هم مي‌تواند انگيزه  كمكي براي انجام دادن كاري باشد و هم ممكن است مشكل‌زا گردد و شما را به دردسر بياندازد. هرگاه عصباني شديد به ياد بياوريد كه براي واكنش نشان دادن به اين احساس، حق انتخاب داريد.

منبع :

http://www.rahgoshacenter.ir/articles.php?article_id=39


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مديريت استرس


مديريت استرس روش موثر براي فرو نشاندن استرس 10ده روش‌هاي زيادي براي كاهش تنش tension ) ) و رسيدن به آرامش وجود دارد. در اين جا درخلال خواندن همين مقاله شما را با 10 روش موثر از اين روش‌ها كه قابل يادگيري و به كاربستن مي‌باشند و برخي ديگر از آن‌ها به تمرين بيشتري نياز دارند آشنا مي نماييم. 1) تنفس عميق تنفس عميق، روش ساده‌اي براي فرو نشاندن استرس است و مزاياي زيادي براي بدن انسان دارد كه از آن جمله مي‌توان به اكسيژن‌رساني به خون اشاره كرد كه اين امر به نوبه خود باعث «بيدار كردن» مغز، شل كردن عضلات و آرام كردن فعاليت‌هاي ذهني مي‌گردد. تنفس عميق از اين جهت مفيد است كه مي‌توان آن را همه جا و همه وقت انجام داد و اثربخشي آن نيز سريع و فوري است. در زير، چگونگي انجام اين كار توضيح داده شده است: 1 - در وضعيت راحتي بنشينيد يا بايستيد. 2 - به آرامي از طريق بيني نفس بكشيد و در مغزتان تا 5 بشماريد. 3- هوا را از دهانتان بيرون دهيد و در مغزتان تا 8 بشماريد. 4- اين كار را چند بار تكرار كنيد. در هنگام تنفس به نكات زير توجه كنيد: • هنگام تنفس، به جاي آن كه شانه‌هاي خود را بالا دهيد، شكمتان را به سمت بيرون بدهيد. اين روشِ راحت‌تر و طبيعي‌تري براي تنفس است و به ريه‌ها كمك مي‌كند كه از هواي تازه پر شوند و هواي «كهنه» بيشتري را تخليه كنند. • شما مي‌توانيد اين كار را چند بار انجام دهيد تا استرس خود را كاهش دهيد و يا به شكل مديتيشن آن را چند دقيقه تكرار كنيد. • اگر بخواهيد مي‌توانيد به هنگام بازدم (بيرون دادن هوا)، حلق خود را كمي سفت كنيد تا هوا با صدايي شبيه پچ‌پچ و نجوا خارج شود. اين روشِ تنفس گاهي در يوگا نيز استفاده مي‌شود و مي‌تواند باعث فرو نشاندن بيشتر استرس شود. 2) - مديتيشن مديتيشن بر پايه تنفس عميق استوار است ولي يك گام از آن جلوتر مي‌رود. هنگامي كه شما مشغول مديتيشن هستيد، مغزتان از نظر عملكرد وارد محدوده‌اي مي‌شود كه مشابه با خواب است ولي مزاياي افزوده‌اي به همراه دارد كه در حالت‌هاي ديگر نمي‌توانيد به آن‌ها دست يابيد، مانند آزاد كردن هورمون‌هاي خاصي كه باعث ارتقاء سلامت مي‌گردند. همچنين، تمركز ذهني بر روي «هيچ»، ذهن شما را از كار كردن زياد و بالا بردن سطح استرس باز مي‌دارد. 3) - تصويرسازي ذهني يادگيري تصويرسازي ذهني به زمان بيشتري نياز دارد امّا اين روشي عالي براي مدتي رها شدن از استرس و آرامش بخشيدن به بدن است. براي بعضي‌ها اين كار آسانتر از مديتيشن است زيرا معمولاً تمركز كردن بر روي «يك چيز» راحت‌تر از تمركز كردن بر روي «هيچ چيز» است. پخش كردن صداهاي طبيعت (مثل صداي آب، صداي پرندگان و ...) به صورت ملايم به هنگام تمرين، به غوطه‌وري بيشتر شما در اين تجربه كمك مي‌كند. در زير، چگونگي انجام اين كار توضيح داده شده است: 1 - در وضعيت راحتي قرار بگيريد. اگر وضعيت خوابيده باعث به خواب رفتن شما مي‌شود، چهارزانو بنشينيد يا روي صندلي راحتي لم دهيد. 2- تنفس شكمي عميق بكنيد و چشمان خود را ببنديد. تمركز خود را بر روي تنفس خود قرار دهيد. 3- هنگامي كه احساس آرامش پيدا كرديد، شروع كنيد خود را در آرامترين محيطي كه مي‌توانيد تجسّم كنيد، تصوّر نمائيد. براي بعضي‌ها، اين ممكن است شناور شدن در آب تميز و خنك يك ساحل استوايي باشد و براي بعضي ديگر، نشستن در كنار آتش در عمق يك جنگل سرد و ساكت. 4- وقتي صحنه را تصوّر كرديد، سعي كنيد تمام حواس خود را درگير كنيد. چه شكلي است؟ چه بويي مي‌آيد؟ صداي جزجز آتش، ريزش آبشار يا پرندگان را مي‌شنويد؟ تصوّر آن را آنقدر واقعي كنيد كه بتوانيد آن را لمس كنيد! 5- هر چقدر كه مي‌خواهيد آنجا بمانيد. از محيط لذت ببريد و خود را از چيزهاي استرس‌زا دور نگهداريد. هنگامي كه آماده بازگشت به دنياي واقعي شديد از بيست يا ده شمارش معكوس كنيد و به خودتان بگوئيد كه وقتي به يك رسيديد، احساس شادابي و سرزندگي خواهيد كرد و از بقيه روزتان لذت خواهيد برد. وقتي بازگشتيد احساس آرامش بيشتري خواهيد كرد، درست مثل اين كه از يك تعطيلات كوتاه بازگشته باشيد. در هنگام تصويرسازي ذهني به نكات زير توجه كنيد: • پخش موسيقي آرامش‌بخش مثل صداهاي طبيعت مي‌تواند مكمّل كار شما باشد و باعث شود كه خود را عميقتر در محيط جديد حس كنيد. • اگر نگران از دست رفتن زمان يا به خواب رفتن هستيد مي‌توانيد از ساعت شماطه‌دار استفاده كنيد. بدين ترتيب اين نگراني مانع آرامش شما نخواهد شد. تصويرسازي به طور معمول 10 تا 15 دقيقه طول مي‌كشد. • هر چه تجربه‌تان بيشتر شود، سريعتر و عميقتر اين كار را خواهيد كرد. 4) - تجسّم يك گام فراتر از تصويرسازي ذهني است. شما مي‌توانيد بر پايه تصويرسازي ذهني، خود را در شرايط دستيابي به هدف‌هايي نظير سالمتر و با آرامش بيشتر بودن، موفقيت در كار، رفع مشكلات به شيوه‌هايي بهتر و ... نيز تجسّم كنيد. نكته قابل توجه اين است كه تجسّم خود در حال انجام موفق وظايفي كه بر عهده داريد، در واقع مشابه يك تجربه فيزيكي عمل مي‌كند و بنابراين شما از طريق تجسّم مي‌توانيد عملكرد واقعي خود را نيز بهبود بخشيد! در زير، يك جلسه براي نمونه آورده شده است: بنشينيد يا دراز بكشيد، چشمانتان را ببنيديد و نفس عميق بكشيد. ماهيچه‌هاي بدن خود را يك به يك در نظر بگيريد و سعي كنيد همه آن‌ها را در آرامش (شل و رها شده) قرار دهيد. اين كار ممكن است مدتي طول بكشد. وقتي بدنتان احساس آرامش كامل كرد، به مكان دلخواهتان برويد ... مكاني آرام و امن كه در آن هيچ نگراني نداريد. به اطراف نگاه كنيد و همه جا را ببينيد. از آنجا بودن چه احساسي مي‌كنيد؟ چه صداهايي مي‌شنويد؟ چه بوهايي مي‌آيد؟ كمي جلوتر برويد. به بالا و پائين و همه اطراف نگاه كنيد. به چيزهايي كه مي‌بينيد و احساسي كه در شما به وجود مي‌آيد دقت كنيد. به خودتان بگوئيد: «من در آرامشم ... نگراني‌ها برطرف شده‌اند... استرس‌ها از بدن من خارج شده‌اند.» تمام منظره‌ها، صداها، رايحه‌ها و حس‌هاي اين مكان را به خاطر بسپاريد. شما هر وقت كه خواستيد مي‌توانيد به اينجا بازگرديد. براي خودتان اين حرف را تكرار كنيد: «من اينجا در آرامشم ... اين جا مكان مطلوب من است». هنگامي كه كاملاً مكان مورد نظرتان را تجسّم كرديد، چشمانتان را باز كنيد ولي در همان وضعيت راحت كه قرار داشتيد بمانيد. به تنفس آرام و منظم خود ادامه دهيد و براي چند لحظه از آرامشتان لذت ببريد. مطمئن باشيد كه مكان مطلوبتان هرگاه كه بخواهيد به آنجا رويد آماده است. 5) - خود-هيپنوتيزم خود- هيپنوتيزم برخي از جنبه‌هاي تصويرسازي ذهني و تجسّم را به خدمت مي‌گيرد و اين مزيت بيشتر را دارد كه شما را قادر مي‌سازد تا مستقيماً با ذهن ناخودآگاه خود ارتباط برقرار كنيد و بتوانيد توانائي‌هاي خود را افزايش دهيد، عادت‌هاي بد خود را آسانتر رها كنيد، درد كمتري احساس كنيد، عادت‌هاي سالمتر را به نحو موثرتري در خود به وجود آوريد، و حتي پاسخ پرسش‌هايي را بيابيد كه به هنگام بيداري ذهن، آشكار و روشن نبودند! خود-هيپنوتيزم به تمرين و آموزش نياز دارد ولي ارزشش را دارد. ياد بگيريد كه با استفاده از هيپنوتيزم، استرس‌هاي زندگي را مديريت كنيد. ( 6 - ورزش بسياري از مردم به خاطر كنترل وزن و به دست آوردن شرايط فيزيكي بهتر براي سالمتر يا جذابتر شدن ورزش مي‌كنند، امّا ورزش و مديريت استرس وابستگي زيادي به يكديگر دارند. ورزش وسيله‌اي براي انحرف ذهن از شرايط پراسترس و راه فراري از ناكامي‌هاست و همچنين به دليل بالا بردن سطح اندورفين و كاهش هورمون‌هاي استرس نظير كورتيزول باعث نشاط و سرخوشي مي‌گردد. فعالتر شدن در زندگي روزمره از ديگر مزاياي ورزش است. ( 7 - شل كردن عضلات با سفت‌كردن و سپس شل كردن عضلات بدن، مي‌توان در چند دقيقه تنش‌ها را كاهش داد و احساس آرامش بيشتري كرد. اين كار به آموزش يا تجهيزات خاصي نياز ندارد. از عضلات صورت خود شروع كنيد. اخم كنيد. به مدّت 10 ثانيه اين حالت را نگه داريد و سپس براي 10 ثانيه آن عضلات را كاملاً شل كنيد. حال، همين كار را با گردن، سپس با شانه‌ها و ... تكرار كنيد. اين كار را مي‌توان همه جا انجام داد و شما با انجام اين كار در خواهيد يافت كه سريعتر و راحتتر از قبل مي‌توانيد به آرامش دست يابيد و رفته رفته به جايي خواهيد رسيد كه درست همزمان با شروع اين كار، تنش‌ها در شما كاهش خواهد يافت. ( 8 - رابطه جنسي برقراري رابطه جنسي روش موثري براي فرو نشاندن تنش و استرس است. مزاياي فيزيكي رابطه جنسي بسيار زياد است و اغلب آن‌ها بر روي فرو نشاندن استرس نيز تاثير گذارند. امّا متاسفانه بسياري از مردم هنگامي كه سطح استرس‌شان بالاست كمتر به برقراري رابطه جنسي مي‌پردازند. 9) - موسيقي ثابت شده است كه موسيقي درماني داراي مزاياي زيادي از نظر سلامتي براي افرادي با شرايط خفيف (مثل استرس) تا حاد (مثل سرطان) است. براي مقابله با استرس، موسيقي مناسب مي‌تواند فشارخون شما را پائين بياورد، بدن شما را آرامش بخشد و ذهن‌تان را آرام سازد. يكي از مهمتر‌ين مزاياي موسيقي به عنوان فرونشاننده استرس اين است كه مي‌تواند به همراه فعاليت‌هاي عادي روزانه صورت گيرد و وقت خاصي را از شما نمي‌گيرد. برخي از مواقعي كه مي‌توانيد از مزاياي موسيقي بهره‌مند شويد عبارتند از: براي بيدار شدن از خواب، به هنگام رانندگي، به هنگام آشپزي و غذاخوردن و قبل از رفتن به رختخواب (10- يوگا يوگا يكي از قديمي‌ترين روش‌هاي بهبود حال خود است كه تاريخچه آن به 5000 سال پيش باز مي‌گردد. يوگا چند تكنيك مديريت استرس نظير تنفس عميق، مديتيشن و تصويرسازي ذهني را تركيب كرده و با توجه به ميزان زمان و انرژي مورد نياز، مزاياي بسياري به ارمغان مي‌آورد.

www.ravanyar.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]



يك سخنراني خوب ( speaking good )

( مهمترين ترس اكثر مردم صحبت كردن در ملاء عام ( جمع ) است . اين مطلب چند روش براي بهبود مهارت صحبت كردن شما و همچنين چيره شدن به ترس از صحبت كردن با يك گروه ، معرفي مي كند .
اول بايد چند نكته را در مورد سخنراني بدانيد :
1ـ انتخاب يك موضوع جالب
2ـ ياد دادن يك مطلب جديد به مخاطبين
3ـ كوتاه سخنراني كنيد
4ـ برقراري ارتباط چشمي ( به مخاطبين خود به هر يك چند لحظه نگاه كنيد )
5- گفتن لطيفه ، خاطره و داستانهاي خنده دار با ارتباط با موضوع
6- سوال و جواب از مخاطبين ( شركت دادن آنها در گفت وگو )


حالا به اصل موضوع مي پردازيم
چه براي يك مخاطب پنج نفره يا يك مخاطب يك نفري ، ترس و خجالت از صحبت كردن براي مردم مي تواند كنترل شود . سخنراني براي جمع مهارتي است كه هر كس مي تواند با تمرين آن را فرابگيرد . اول ياد بگيريد كه چطور با اعتماد به نفس صحبت كنيد و سخنراني خود را با استفاده از ابزار قدرت ارتباطي زير جالب كنيد .
ارتباط چشمي
ارتباط چشمي خوب به مخاطبين شما كمك مي كند تا احساس آرامش بيشتري كنند و اعتماد به نفس ( اطمينان ) را در مهارت صحبت كردن شما ايجاد مي كند . ارتباط چشمي خود را حفظ كنيد به نحوي كه ( مطالب ) سخنراني خود را آن قدر خوب بدانيد كه لازم باشد فقط گاه گاهي يك نگاه سريع به يادداشت هاي خود داشته باشيد . در ميان مخاطبين ، تعداي چهره صميمي پيدا كنيد كه نسبت به پيام شما عكس العمل نشان مي دهند و به سخنراني كردن براي آنها تمركز كنيد . هر بار چهار تا پنج ثانيه ارتباط چشمي خود را حفظ كنيد و سپس ارتباط چشمي ( تماس چشمي ) را به سمت شخص ديگري تغيير دهيد .
طرز ايستادن و حركت بدن
ژست خوب ( حالت درست ايستادن ) نشانگر اعتماد به نفس است . محكم بايستيد . حركت بيش از حد مي تواند حواس شنوندگان شما را پرت كند . شما در حالت عادي دستهايتان را در طرفين بدنتان قرار مي دهيد . براي تأكيد كردن نكات اصلي ، شما از حركاتي استفاده مي كنيد كه آهسته و دقيق هستند اما طبيعي به نظر مي رسند . مواظب عادت هاي احتمالي خود مانند دست به سينه ايستادن ، تكيه دادن به ديوار يا ضربه زدن با خودكار باشيد . اين (مسأله) نيز ممكن است باعث حواس پرتي مخاطبين شما شود يا گوياي اين باشد كه شما بي علاقه هستيد و اعتماد به نفس نداريد . سخنراني خود را در مقابل يك آيينه تمرين كنيد تا نحوه ي ارائه سخنراني و حركات بدن خود را كنترل نماييد ودر صورت نياز آنها را تغيير دهيد . براي دست يافتن به يك هماهنگي مطلوب حركات بدن كه در مقابل مخاطبين به كار مي بريد ، روش هاي گوناگوني را امتحان كنيد . حالات صميمي چهره كمك مي كند تا رابطه ي گرم و مثبتي با مخاطبين خود ايجاد كنيد . يك لبخند بر روي چهره شما اين را آگاه مي سازد كه شما انسان و قابل اطمينان هستيد و دلايل بيشتري براي قبول عقايدتان به آنها مي دهد . حالات چهره ي شما نشان دهنده ي وضعيت ( شور وحال ) سخنراني شماست و مخاطبين را درگير ( سخنراني ) مي كند .
انتخاب لباس مناسب به شما كمك مي كند تا براي مخاطبين خود احترام قائل شويد . قبل از رسيدن ( به محا مورد نظر ) براي سخنراني ، نظر ديگران را در مورد انتخاب پوشش خود و اين كه چقدر مناسب آن موقعيت است جويا شويد .
گاهي اوقات لحن صدا مي تواند تأثير قوي تري نشبت به پيام داشته باشد . با تمرين كردن احساس و انرژي را به صداي خود اضافه كنيد . مي توانيد با استفاده از ( موارد زير ) به سخنراني خود تنوع دهيد :
1ـ بالا بردن يا پايين آوردن صدايتان
2ـ تغيير دادن سرعت كلمات براي به هيجان آوردن مخاطبين
3ـ استفاده كردن از مكث و سكوت به جاي گفتن « آم » ، « اوم »
4ـ بالا بردن و كم كردن صدا براي تأكيد روي نكات اصلي و درگيركردن شنوندگان ( در بحث )
5ـ افزودن انرژي ( به صدا ) به منظور اين كه صدايتان هيچ وقت كسالت آور يا بي احساس نباشد
6ـ تمرين كردن روزانه و ضبط صدايتان براي اين كه ببينيد تغييرات كجا ممكن است لازم باشد .
مخاطبين خود را از طريق شوال پرسيدن ، مستقيما صحبت كردن با آنها و علاقه مند كردن آنها در بحث شركت دهيد . اين ( مسأله ) به ايجاد يك ارتباط راحت با مخاطبين كمك مي كند . مخاطبين را با استفاده از جملات آغازين جذاب ، عكس ، نقشه ، و بخشهايي از فيلم ها و يا تقاضاي كمك كردن از آنها در بحث شركت دهيد . در سخنراني هدف از شوخ طبعي كمدين بودن نيست بلكه به وجود آوردن محيطي راحت و آرام و مزاح با شنوندگان است . شوخ طبعي مي تواند بين يك سخنراني متوسط و عالي تفاوت ايجاد كند . كمي شوخ طبعي در سخنراني تان به شنونده اين آگاهي را مي دهد كه شما انسان هستيد و در واقع افراد در صورت شوخي و تفريح مطالب را بيشتر ياد مي گيرند . سعي كنيد داستان هاي شخصي يا رويدادهاي اخير را در سخنراني خود بگنجانيد تا به گرمي و شور و حال آن بيفزاييد .
كنترل اضطراب
اكثر مردم از صحبت كردن در جمع مي ترسند . آنها از اين ( مسأله ) حتي بيش از مرگ وحشت دارند . هر كس به هنگام صحبت با يك گروه به اندازه ي معيني حالت عصبي دارد ، اما نكته مهم اين نيست كه آن را خاتمه دهيد ؛ ياد بگيريد كه آن را كنترل كنيد . درست قبل از سخنراني خود چند تمرين عميق تنفسي را جهت آرام شدن انجام دهيد . از حالت عصبي خود براي افزودن هيجان به سخنراني تان استفاده كنيد . به خاطر داشته باشيد كه از شما خواسته شده كه صحبت كنيد زيرا شما مطلب مهمي براي گفتن داريد . سخنراني در جمع مهارتي است كه مي توانيد با تمرين ياد بگيريد . كنترل ترس تان و تمرينِ مهارتهاي فوق در سخنراني در جمع مي تواند براي شما موفقيت به همراه داشته باشد .

منبع :

http://suncold.parsiblog.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
 

جمع‌ بندى و نتيجه‌ گيرى


جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى آخرين مرحلهٔ روش سخنران است. وقتى كه سخنران تمام مى‌شود، معلم مى‌تواند:


الف- از شاگردان بخواهد كه بعضى از نكات مهم درس را به خاطر بياورند يا نظر خود را دربارهٔ آنها بگويند؛


ب- به سؤال‌هاى شاگردان پاسخ دهد؛


ج- نكات مهم و اساسى درس را گوشزد و مرور كند.


براى مثال، معلم مى‌تواند از اينكه به آن كلاس درس داده است ابزار خوشبختى كند و براى شاگردان آرزوى موفقيت نمايد؛ مى‌تواند براى آخرين بار سعى در افزايش درك مطلب كند و از شاگردان بخواهد كه نكات خاصى را از درس به ياد بياورند يا بعضى از تعاريف، مثال‌ها يا كاربرد نكات را ابزار دارند؛ مى‌تواند ذهن شاگردان را با پاسخ دادن به سؤالات آنها و شرح بيشتر بعضى از مطالب يا مطرح كردن همان مطالب از زواياى ديگر يا خواهش كردن از بعضى شاگردان براى پاسخ به سؤالات ديگران و يا بحث كردن دربارهٔ كاربرد نكات درسى در مسائل و موقعيت‌هاى جديد، روشن‌تر نمايد؛ مى‌تواند دقيقاً نكاتى را كه اهميت بيشترى دارند روشن سازد تا شاگردان بدانند كه چه مواردى اهميت دارد. به‌منظور تقويت يادگيري، معلم بر آن نكات تأكيد مى‌كند، آنها را تكرار مى‌كند و دوباره آنها را از شاگردان مى‌پرسد.


شوتز ۱۹۶۹ (Shutes) در مطالعه موارد مذكور نتيجه گرفت كه آن دسته از معلمان تازه كار كه موفقيت بيشترى در تدريس بدست مى‌آورند، درصد بيشترى از نكات مورد بحث را در انتهاى درس خود مورد استفاده قرار مى‌دهند. موفقيت آنان بويژه مديون استفاده از راه‌هاى مختلفى بود كه براى صميمى‌تر شدن رابطهٔ معلم و شاگرد و روشن‌تر كردن نكات مهم درس بكار مى‌بردند. اين معلمان موارد ديگر را نيز بيشتر از ساير معلمان مورد استفاده قرار مى‌‌دادند، اما نه به حدى كه تفاوت معنادارى وجود داشته باشد. راز موفقيت اين معلمان، بيشتر به اين سبب بود كه:


۱. ايده‌ها و نكات درسى را به موقعيت‌هاى جديد تعميم مى‌دادند؛


۲. در مرور آخر درس، نكات مهم را تأكيد و تكرار مى‌كردند؛


۳. وجود آزمون بعد از درس را به آگاهى شاگردان مى‌رساندند؛


۴. از فراگيران مى‌خواستند كه اطلاعات بخصوصى را به ياد بياورند؛


۵. در مورد نكات مهم و تاريك، از فراگيران نظرخواهى و آنان را تشويق به طرح سؤال مى‌كردند.


از آنجا كه شوتز فقط به گزارش همبستگى بين مسائل اكتفا كرده است، نمى‌توانيم دربارهٔ علت رفتار اين‌گونه معلمان اطمينان حاصل كنيم؛ با وجود اين، تحليل يافته‌هاى وى دربارهٔ آثار مفيد جمع‌بندى و نتيجه‌گيرى مى‌تواند در خصوص طراحى سخنرانى‌ها به معلم كمك كند.


نكته ديگرى كه در بخش پايانى نبايد فراموش كنيم، سازمان‌دهى روابط بين سخنرانى‌ها است. در انتهاى يك سخنرانى بايد اشاراتى دال بر محتواى سخنرانى بعدى داشته باشيم. سخنرانى‌ها يك زنجيره را تشكيل مى‌دهند. ارتباطى كه بين حلقه‌‌ها وجود دارد بايد روشن شود؛ براى مثال، مى‌توانيم چنين بگوييم: همان‌طور كه به خاطر داريد، اين پنجمين سخنرانى اين درس است و به اكولوژى مربوط مى‌شود. من در جلسهٔ قبلى دربارهٔ مفهوم زيست اكولوژيك صحبت كردم و به مطالبى رسيدم كه امروز دربارهٔ آنها بحث كردم. در جلسهٔ بعدي، تأثيرات انسان‌ها را بر اين محيط‌‌زيست بررسى خواهم كرد و اين موضوع در نتيجه‌گيرى جلسه امروز، يعنى مسائلى كه دربارهٔ آسيب‌پذيرى محيط زيست بيشتر موجودات زنده گفته شد، بطور ضمنى مطرح گرديد.


چنين سازمان‌دهى بين درسي، سبب هدايت شاگردان و ايجاد ارتباط بين سخنرانى‌ها در ذهن آنان خواهد شد. نكته آخر اينكه در پايان هر جلسه سخنراني، معلم بايد با شاگردان وارد مسائل غيردرسى شود تا خشكى و يكنواختى درس كاهش يابد و شاگردان در جلسات ديگر با رغبت بيشترى شركت كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 

متن و محتواى سخنرانى


بعد از اينكه مشخص شد سخنرانى از كجا بايد آغاز شود و بعد از اينكه محرك‌هاى لازم براى جلب توجه به سخنرانى بكار برده شد، معلم بايد توجه خود را به متن سخنرانى معطوف كند. متن سخنرانى قسمت اصلى و بسيار مهم سخنرانى را تشكيل مى‌دهد. سخنران در اين مرحله نيز بايد به نكاتى توجه كند تا بتواند سخنرانى مؤثرى ارائه دهد. اين نكات عبارتند از:


   ◊ استمرار توجه شاگردان در طول ارائه محتوا

   ◊ جامع بودن محتوي

   ◊ سازمان‌دهي منطقي محتوا


  جامع بودن محتوى


منظور از جامع بودن محتوا اين است كه متن سخنرانى بايد تمام هدف‌هاى آموزشى را در بر داشته باشد؛ به‌عبارت ديگر، محتواى سخنرانى بايد تمام حقايق، مفاهيم و اصولى را كه معلم مى‌خواهد شاگردانش بياموزند، در برداشته باشد. اين مسأله بويژه زمانى اهميت دارد كه شاگردان به منابع ديگرى غير از سخنرانى دسترسى نداشته باشند. اگر محتواى سخنرانى در كتاب‌ها يا منابع ديگر موجود باشد، لزومى ندارد سخنرانى تمام عناصر و جوانب موضوع را در بر داشته باشد. آزمايش‌هاى بسيارى نشان داده است شاگردانى كه سخنرانى معلمان آنها جامعيت بيشترى داشته است، بهتر ياد گرفته‌اند.

منبع :

http://vista.ir/?view=data&id=14488


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مقدمه سخنرانى

 
از مقدمه مى‌توان به‌منظور ايجاد رابطه بين معلم و شاگرد، جلب توجه شاگردان، نشان دادن مندرجات و مضامين اساسى و به فعاليت و جنبش درآوردن اطلاعات و تجربيات شاگردان استفاده كرد.

  ايجاد رابطه بين معلم و شاگرد


نقش ارتباطى مقدمه ممكن است هنگامى آشكار شود كه معلمى خود را به شاگردان معرفى مى‌كند، نام آنان را مى‌پرسد، صحبت‌هاى گرم و صميمانه‌اى دربارهٔ وقت كلاس به ميان مى‌آورد، لطيفه يا حكايت كوتاهى مى‌گويد يا قسمتى از مراحل كار را معين مى‌كند.

  جلب‌ توجه شاگردان


شيوه‌هاى جلب‌توجه شاگردان به سخنرانى متعدد است. فعاليت‌هاى همچون طرح سؤال، بحث و گفتگو، استفاده از وسايل بصرى يا گفتن اين نكته كه از درس امتحان گرفته مى‌شود ممكن است موجب جلب‌توجه شاگردان به محتواى سخنرانى بشود.

  شناخت علايق و خواسته‌هاى شاگردان


شناخت علايق و خواسته‌هاى شاگردان از عوامل مهم جلب‌توجه است. براى شناخت علايق و رغبت شاگردان، معلم بايد به عوامل متعددى مانند سن، جنس، وضعيت اجتماعى - اقتصادي، سطح توانايى‌ها، موفقيت‌ها و سوابق آموزشى توجه كند و بر اساس شناخت آنها، سخنرانى خود ر

  ايجاد انگيزش


گفتن عبارت‌هايى مانند:


- مسائلى كه مطرح مى‌شوند مهم است.


- سؤالات امتحانى از اين مبحث طرح خواهند شد.


از موضوعاتى هستند كه ايجاد انگيزه مى‌كنند. گيج در كتاب روانشناسى تربيتى مى‌گويد: آليسون و اش (Allison) ۱۹۵۱در آزمايش نشان دادند كه گفتن اين مطلب كه: مضمون يك فيلم مهم و مشكل است، يادگيرى را بهبود مى‌بخشد. (.p. 450 ؛.Ibid) به احتمال قوي، بهتر خواهد بود اگر در هنگام سخنرانى يا موقعيت‌هاى آموزشى ديگر، به فراگيران گفته شود: مطالب مشكل اما قابل فهم است يا مسائل بيشتر از آنكه ساده باشند قابل حل هستند. در چنين حالتي، اگر آنان در درك مطلب يا حل مسأله موفقيت بدست آورند، اعتماد به‌نفس و خودساختگى‌شان بيشتر خواهد شد، در حالى كه اگر در درك مطالبى كه به آنان گفته شده آسان است موفق شوند، تقويت و خودساختگى‌شان كمتر خواهد بود و اگر موفق نشود، ميزان از دست دادن اعتمادبه‌نفسشان افزايش خواهد يافت؛ بنابراين، بهتر است در فرايند تدريس، به شاگرد گفته شود: موضوع مشكل ولى قابل فهم و حل است.

  بيان صريح هدف‌ها و نكات مهم سخنرانى


معلم بايد كليه هدف‌هاى اجرايى مورد نظر در سخنرانى را با جملاتى صريح و روشن بيان كند يا روى تخته‌گچى بنويسد. در دو مطالعه‌اى كه بلگارد (Belgard)، روزنشاين (Rosenshine) و گيج (۱۹۷۱) انجام داده‌اند، ضريب همبستگى بين ميزان وضوح هدف‌ها براى شاگردان و ميزان يادگيرى آنان را ۳۹/۰ اعلام كرده‌اند. (.pp. 450-451 ؛.Ibid)

  استفاده از پيش سازمان‌‌دهنده


اگرچه ميزان تأثير پيش سازمان‌دهنده در روش سخنرانى چندان معلوم نشده است و حتى گاهى نامعين و تا حدودى متناقص است، اما به اعتقاد آزوبل، اگر مفاهيم ارائه شده در سخنرانى با ساخت شناختى شاگردان به وسيله پيش سازمان‌دهنده ارتباط داده شود، درك و يادگيرى مفاهيم بسيار بالا خواهد رفت. با ارائه پيش سازمان‌دهنده، شاگردان قادر مى‌شوند اطلاعاتى را كه به آنها داده شده است دسته‌بندي، حفظ و دوباره ياد‌آورى كنند.

  پيش‌آزمون و فعال كردن آگاهى و اطلاعات شاگردان


آزوبل بر لزوم پيش‌آزمون تأكيد مى‌كند و معتقد است كه يادگرفته‌هاى قبلى فراگيران مهم‌ترين عامل در يادگيرى آنهاست. براى شناخت زمينه‌هاى قبلى شاگردان، معلم مى‌تواند سؤالاتى را بصورت كتبى يا شفاهى مطرح كند. اين سؤالات اولاً، به شاگردان آگاهى مى‌دهد كه چه موضوعاتى مهم است و ثانياً، اطلاعات لازم را در مورد زمينه‌هاى علمى شاگردان در اختيار معلم قرار مى‌دهد. اين اطلاعات مى‌تواند براى تنظيم سخنرانى بسيار مفيد باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

آمادگى براى سخنرانى


كميت و كيفيت يك سخنرانى تعيين‌كنندهٔ نوع آمادگى معلم براى سخنرانى است. در سخنرانى‌هاى كوتاه، فورى و غيررسمى معمولاً كسب آمادگى چندان امكان‌پذير نيست، اما براى سخنرانى‌هاى طولانى و نسبتاً رسمي، همچون كلاس درس، معلم بايد آمادگى كافى داشته باشد. براى فرد سخنران آمادگى بايد از سه نظر كسب شده باشد:


   ◊ آمادگي از نظر تجهيزات

   ◊ آمادگي از نظر زمان

   ◊ آمادگي عاطفي


  آمادگى از نظر تجهيزات


وسايل آموزشى بسيارى مانند فيلم، تلويزيون، اسلايد و نوارهاى ضبط شده وجود دارند كه مى‌توانند معلم را در يافتن مطالب مناسب و ايراد سخنرانى كمك كنند. معلم بايد آنها را با توجه به هزينه‌هاى موجود، مورد بررسى قرار دهد و آنهايى را كه مى‌توانند سخنرانى او را تقويت كنند انتخاب نمايد.

  آمادگى عاطفى


بسيارى از مردم هنگام سخنرانى دچار نوعى ترس ناگهانى مى‌شوند. اين ترس به هنگام ارائه سخنرانى موجب كاهش توانايى ارتباط مى‌شود. ترس از سخنرانى را مى‌توان با روش‌هاى مختلف كاهش داد. يكى از روش‌هاى بسيار مؤثر كاهش ترس، روش از بين‌بردن منظم حساسيت است. اين روش به انسان ياد مى‌دهد چگونه راحت و آسوده باشد. پس از اينكه فرد آسوده و راحت شد، تعدادى عوامل درجه‌بندى شده كه ايجاد اضطراب مى‌كنند، به موقعيت اضافه مى‌شوند. اگر فرد بتواند در موقعيت ايجاد شده آسوده‌خاطر بماند، مى‌تواند مطمئن شود كه موقعيت‌هاى اضطراب‌انگيز خنثى شده‌اند و ديگر اثر نخواهند داشت. چنين آموزشى مى‌تواند توانايى روبه‌رو شدن بدون ترس با شنوندگان را به سخنران عطا كند. .Gege) (.p. 448 ؛N.L. and David Berliner - 1979

  آمادگى از نظر زمان


سازماندهى خوب يك سخنرانى و طى مراحلى مانند جمع‌آورى اطلاعات، تنظيم مطالب، تعيين موارد تأكيد (مهم) و فراهم ساختن مثال‌هاى نافذ و ناب مستلزم وجود زمان مناسب است. سخنراني، در واقع، تجديد بنايى در مقياس كوچك از ساختمان دانش و اطلاعات سخنران است. چنين تجديد بنايى نياز به زمان مناسب دارد و اگر چنين فرصتى در اختيار سخنران نباشد، نمى‌توان از او انتظار داشت كه سخنرانى مطلوبى ارائه دهد.

منبع :

http://vista.ir/?view=data&id=14463


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان