مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
مطالب تصادفی
ترس و اضطراب هايتان را به تريبون بگيريد.بدين وسيله مي توانيد لرزش احتمالي دستتان را كنترل كنيد.

7)استفاده از قرص پروپرانولول (10 يا 20) نيم ساعت قبل از سخنراني مي تواند استرس شما را كاهش دهد.(با پزشك مشورت كنيد.)

8)از تصوير ذهني مثبت استفاده كنيد.قبل از سخنراني بارها و بارها خود را تصور كنيد كه با موفقيت كامل در حال سخنراني هستيد.از تمام حواس خودكمك بگيريد و اين تصاوير را با وضوح و بصورت رنگي در ذهن خود به تصوير بكشيد.

9)اگر تازه كار هستيد،ابتدا براي گروه ها و جمع هاي كوچك صحبت كنيد تا مهارت هاي سخنراني خود را تقويت كنيد.

در نهايت بايد اين نكته را بدانيد كه تقريبا تمامي سخنران برجسته دنيا،شكست هاي بزرگي را تجربه كرده اند.و از اين شكست ها تجربه كسب كرده اند.بقول برايان تريسي براي رسيدن به موفقيت سرعت شكست خوردن خود را دو برابر كنيد.

منبع :

http://iraniangraphic.com/index.php?page=p_view_text&text=12935%20


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

براي صاف شدن صداي گرفته و بم چكار لازم است؟ چه تغذيه اي مفيد است؟ من اين سوال را براي مادرم پرسيدم. پاسخ : سلام ، دوست عزيز بر اساس مطالب كتب خواص ميوه ها و سبزي ها بايد بگويم خوردن كلم صدا را صاف مي كند.
ميوه ها و سبزي هايي كه گرفتگي صدا را بر طرف مي كنند شامل موارد زير است :
1- آب هويج با شير
2- سوپ يا شربت تره
3- دم كرده چند شاخه جعفري با يك فنجان آب
4- خورن سيب
5- جوشانده 20 تا 50 گرم گل يا برگ تمشك در يك ليتر آب
6- جوشانده 30 گرم به دانه در نيم ليتر آب
7- جوشانده 40 تا 120 گرم انجير در يك ليتر آب


كارشناس تغذيه تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
با اين ميوه ها ، صدايتان را سالم نگه داريد

با مرور زمان بسياري از افراد،صداي پر طنين خود را از دست مي دهند.اما با خوردن آبميوه ...

براي محافظت از صداي خود،آب سيب،گلابي،هندوانه،خربزه،ه لو و انگور بخوريد.
دكتر نورمن هوگيكان افزود: بسياري از وكلا،معلم‌ها، پدران و حتي خوانندگان دوست دارند از صدايشان مراقبت كنند.
پزشك دانشگاه ميشيگان گفت:براي محافظت از صداي خود،آب سيب،گلابي،هندوانه،خربزه،ه لو و انگور بخوريد.
وي اضافه كرد:صداي افراد،نشان دهنده شخصيت و عواطف آنهاست و براي مراقبت از صدا، توصيه مي شود پس از حرف زدن زياد،حتما سكوت كنيد!
مدير مركز بهداشت صوتي ان اربور گفت:به عنوان مثال معلم‌ها نبايد در هنگام زنگ تفريح دخانيات مصرف كنند زيرا اين نوع كارها،خطر ابتلا به سرطان حنجره را افزايش مي‌دهد.دخانيات،تارهاي صوتي را تحريك مي كند و فرياد كشيدن و صحبت كردن با صداي بلند در مناطق پر سر و صدا براي انسان بسيار زيانبار خواهد بود.

ايسنا
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 روش آمورش سخنراني

چگونگي ارزشيابي روش كار گروهي

درنهايت معلم وظيفه دارد با تنظيم يك گزارش نهايي آن را در اختيار اولياء دانش‎آموزان قرار دهد .
آيا روش تدريس كار گروهي فقط مختص به يك دوره تحصيلي است؟
خير : ما هيچ دوره تحصيلي را نمي‎توانيم شروع آموزش اين روش تدريس قرار دهيم، اما براي تأثير بيشتر اين روش و عادت كردن دانش‎آموزان به اين سبك از تدريس بهتر از پايه‎ها پايين‎تر اين روش تدريس را شروع كنيم .
نكته بعدي اين است كه فقط براي بعضي از موضوعات جغرافيايي با روش كار گروهي قابل ارائه هستند و فضاي كلاس نيز تحمل اين كار را ندارد.
حال سؤال اين است معايب و محاسن اين روش تحقيق چه مي‎باشد؟
محاسن:
1. به وجود آوردن روحيه همكاري و مشاركت بين دانش‎آموزان .
2. ايجاد رقابت بين گروههاي دانش‎آموزان .
3. مورد توجه قرار گرفتن افراد ضعيف در گروه توسط افراد قوي‎تر .
4. تقويت مهارتهاي گفتاري .
5. مهارت ارائه و بيان كردن مطلب .
معايب :
باتوجه به شركت همه دانش‎آموزان در كلاس و فرصت براي نشان دادن مهارتهاي خود معايبي به نظر نمي‎رسد.
باتوجه به شيوه‎هاي سنتي آمورش و ارزشيابي، بين دو شيوه ارزشيابي در كار گروهي و ارزشيابي در وضع موجود مطالبي ارائه مي‎شود.
در ابتدا بايد بدانيم كه كار گروهي را بايد در هر سه دوره ابتدايي، راهنمائي و دبيرستان انجام دهيم و روحيه همكاري و تعاون را در ميان دانش‎آموزان تقويت كنيم .
ارزشيابي موجود پاسخگوي نياز كار نمي‎باشد، ما مي‎توانيم در ارزشيابي يك نفر يا تمام گروه را مورد ارزيابي قرار دهيم .
روحيه كار گروهي به شكل فردي وقتي اندازه‎گيري مي‎شود كه اگر يك نفر در داخل گروه قرار گيرد تا چه اندازه قابليت انجام كار اجتماعي را دارا مي‎باشد.
وظايف محول شده به يك فرد تا چه اندازه در داخل گروه انجام مي‎پذيرد.
نكته :
1. مطالب فراهم شده از نظر علمي مي‎تواند مورد ارزشيابي قرارگيرد.
2. چگونه ارائه يافته‎ها مورد ارزيابي قرار مي‎گيرد.
3. پاسخگويي گروهها به سؤالات در زمينه مطالب گردآوري
 

  روش آمورش سخنراني

نام "سخنراني‎" حالتي غيرفعال و پويا را در ذهن تداعي مي‎كند اما در روش‎هاي فعال آموزش جغرافيا ما از سخنراني استفاده مي‎كنيم مشخصات اين روش را توضيح مي‎دهيم :
روش سخنراني يكي از متداول‎ترين روش‎هاي تدريس در بسياري از علوم از جمله جغرافيا مي‎باش، علت اينكه انتخاب اين روش به عنوان يكي از بهترين روش‎هاي آموزش است به دو جهت مي‎باشد.
1. بيان مشخصات روش تدريس
2. سخنراني شاخصي براي تأثير روش‎هاي فعال مي‎باشد.
ما با قياس يك روش غيرفعال مشخص مي‎كنيم چرا بين روش‎هاي فعال و غيرفعال فرق گذاشته مي‎شود؟  
 

  چگونه مي توان يك روش غيرفعال را به روش فعال تبديل كرد
 

روش سخنراني آشناترين روش تدريس براي معلمان مي‎باشد. يونانيان از جمله كساني هستند كه ازاين روش استفاده كردند، اين روش ساده‎ترين و كم هزينه‎ترين روش تدريس براي هر موضوعي و در هر زماني مي‎باشد.
اين روش با شيوه‎هاي مختلف مورد استفاده كساني كه روش‎هاي فعال را مي‎شناسند قرار مي‎گيرد و با استفاده از اين بخشهايي از روشهاي فعال تدريس را انجام مي‎دهند. 
 

منبع:http://www2.irib.ir/Amouzesh/d/page_sh.asp?key=2&ov=8


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

چرامعلمان روش سخنراني را براي تدريس انتخاب مي كنند؟

معلمان در بهترين شرايط بين 4 تا 6 سال مي‎توانند به مسائل حرفه‎اي علمي آشنا شوند يا روشهاي تدريش و فنون معلمي را بيامورند اما بايد توجه داشت كه اين افراد 12 تا 18 سال از معلمان خود الگو گرفته‎اند و سعي مي‎‏كنند مانند معلمان خود تدريس كنند، به همين خاطر روش‎هاي نوين تدريس ، تحول لازم را پيدا نكرده است .

از ديگر دلايل ترجيح روش سخنراني به روش‎هاي فعال، تشويق اولياي مدارس مي‎باشد. در اين روش نظم بيشتري ارائه مي‎گرد،‌ كلاس‎ها بي‎سر و صداتر و مدرسه آرامتر مي‎باشد.
مواقعي پيش مي‎آيد كه چاره‎اي جز استفاده از روش سخنراني نيست. امكانات در حدي نيست كه ما را ياري دهد و امكان استفاده ار روشهاي ديگر وجود ندارد.
در كلاسهاي 40، 50 و 60 نفر و بيشتر معلم ناچار به استفاده از روش سخنراني مي‎باشد و مجبور است با روش سخنراني درس را در كلاس پيش ببرد. ممكن است معلم بتواند از روشهاي فعال آموزش در چنين كلاسهايي استفاده كند اما اكثر معلمان روش سخنراني را براي پيش برد كلاس ترجيح مي‎دهند.
يكي از مزاياي روش سخنراني در تمام مقاطع تحصيلي،كم هزينه بودن اين روش آموزش است، البته طبيعي است كه در اين روش در مقاطع تحصيلي پايين‎تر ترجيح داشته باشد اما در مقاطع تحصيلي بالاتر قابل تحمل‎تر مي‎باشد .
يكي از سؤالهاي مهم در آموزش دروس به روش سخنراني اين است كه آيا مي‎توان اين روش غيرفعال را به روش فعال تبديل كرد؟
اگر معلم بتواند روش سخنراني را به روش پرسش و پاسخ تبديل كند تا حدودي از مشكلات روش غير فعال سخنراني مي كاهد
نكته:
اگر معلم تسلط كافي بر موضوعات درسي نداشته باشد قادر به طرح پرسش و پاسخ هدايت دانش‎آموزان در پاسخ‎هاي دريافتي نخواهد بود.
از ديگر موارد استفاده از اين روش انتقال نقش سخنران به مخاطبين مي‎باشد در اين صورت براي يكي از دانش‎آموزان داوطلب شده نقش سخنران را آموزش داده و به او ياد مي‎دهيم كه چگونه سخنراني نمايد. با اين عمل تا حدودي اين روش غيرفعال را به سوي فعال شدن سوق داده‎ايم .
آيا روش سخنراني مانند ديگر روشهاي تدريس ار مقررات خاصي پيروي مي‎كند؟
در اين روش قوانين پيچيده‎اي وجود ندارد بطوريكه كافي است كه سكوت در فضاي آموزشي حاكم باشد،‌ مزاحمتي براي سخنان ايجاد نشود،‌ زبان گويا و گوش شنوايي وجود داشته باشد تا روش سخنراني بكار گرفته شود.
البته به دو روش مي‎توان مقرراتي را وضع نمود :
الف) روش سخنراني سنتي كه در اين روش هيچ پرسش و پاسخي در خلال سخنراني انجام نخواهد شد.
ب) همزمان كردن پرسش و پاسخ و سخنراني .
آيا طرح سؤال از سوي مستعمين منجر به انتهاي سخنراني مي‎شود؟
اگر سؤالي از سوي شنونده مطرح شود در همان لحظه بايد به آن پاسخ داده شود و جواب دادن در آخر كلاس امري غيرممكن بنظر مي‎رسد
 

منبع :

http://geographyclass.persianblog.ir/post/139/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
راهنماي ارتباطات غيرشفاهي
 
كارل راجرز، روان‌شناس معروف، گفته است كه: «وظيفه روان درماني تماماً عبارت است از پرداختن به ناكامي در ارتباطات .... ارتباطات واقعي هنگامي رخ مي‌دهد كه گفته‌ها را بشنويم ودرك كنيم، به ايده‌ها و نگرش‌ها از نقطه نظر طرف مقابل نگاه كنيم، احساس او را درك كنيم و به چهارچوب ذهني او در رابطه با چيزي كه از آن صحبت مي كند دست يابيم».

داشتن مهارت در برقراري ارتباط، هم در زندگي شخصي و هم در زندگي كاري و حرفه‌اي به انسان كمك مي‌كند. هر چند مهارت در برقراري ارتباط شفاهي و كتبي هم حائز اهميت است امّا روان‌شناسان اجتماعي بر اين باورند كه رفتارهاي غيرشفاهي، درصد بزرگي از ارتباطات بين فردي روزانه ما را تشكيل مي‌دهند. چگونه مي‌توان مهارت‌هاي برقراري ارتباطات غيرشفاهي را بهبود بخشيد؟ اين توصيه‌ها مي‌تواند به شما كمك كند تا ياد بگيريد علائم غيرشفاهي ساير افراد را بخوانيد و توانايي شخصي خود در برقراري ارتباط موثر را افزايش دهيد.

1 - به علائم غيرشفاهي توجه كنيد
 انسان‌ها مي‌توانند به شيوه‌هاي گوناگوني به برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات بپردازند. بنابراين به چيزهايي مانند تلاقي نگاه‌ها، حركات سر و دست هنگام صحبت كردن، حركات بدن و لحن صدا توجه كنيد. تمام اين علامت‌ها قادرند اطلاعات مهمي را كه در قالب كلمات ادا نشده‌اند منتقل سازند. با توجه دقيق‌تر به رفتارهاي غيرشفاهي ساير مردم، توانايي خود شما در برقراري ارتباط غيرشفاهي نيز افزايش و بهبود خواهد يافت.

2 - به رفتارهاي ناسازگار توجه كنيد
 اگر حرف‌هاي آدم‌ها با رفتارهاي غيرشفاهي آن‌ها همخواني نداشت، شما بايد حواستان را جمع كنيد. براي نمونه، كسي ممكن است به شما بگويد كه خوشحال است، در حالي كه اخم كرده و به زمين خيره شده است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه هنگامي كه كلمات با علائم غيرشفاهي همخواني ندارند، معمولاً مردم آنچه گفته شده است را نشنيده گرفته و در عوض به علائم غيرشفاهي مثل حالت‌ها و هيجان‌ها توجه مي‌كنند.

3 - به هنگام حرف‌زدن، بر روي لحن صدايتان تمركز كنيد
لحن و آهنگ صدا، ارزش اطلاعاتي خاصي دارد و به راحتي مي‌تواند احساساتي از قبيل اشتياق، بي‌علاقگي يا خشم را منتقل سازد. توجه كنيد كه چگونه لحن صداي شما بر واكنش ديگران نسبت به شما تأثير مي‌گذارد و سعي كنيد با استفاده از لحن صدا بر ايده‌ها و مطالبي كه مي‌خواهيد منتقل كنيد تاكيد نمائيد. براي مثال، اگر مي‌خواهيد علاقه زيادتان به يك چيز را نشان دهيد، اشتياقتان را با به كارگيري يك لحن مهيج و پرشور بيان كنيد.

4 - از تلاقي نگاه‌ها استفاده كنيد
 هنگامي كه افراد به چشمان طرف مقابلشان نگاه نمي‌كنند، اين طور به نظر مي‌رسد كه دارند از زير بار چيزي شانه خالي مي‌كنند يا سعي دارند چيزي را پنهان نگاه دارند. از سوي ديگر، تلاقي زياد نگاه‌ها هم مي‌تواند ستيزه‌جويانه، تحريك كننده يا تهديد آميز جلوه كند. هر چند تلاقي نگاه‌ها بخش مهمي از ارتباطات است امّا به ياد داشتن اين نكته نيز اهميت دارد كه يك تلاقي نگاه خوب به معني خيره‌شدن ثابت به چشمان طرف مقابل نيست. برخي متخصصان ارتباطات انساني توصيه مي‌كنند كه بين هر دو تلاقي نگاه، چهار تا پنج ثانيه فاصله بياندازيد.

5 - در مورد علائم غيرشفاهي سوال بپرسيد
اگر از علائم غيرشفاهي طرف مقابل گيج شده‌ايد از سوال پرسيدن واهمه نداشته باشيد. يك ايده مناسب اين است كه تفسير خود از آنچه گفته شده است را بازگو كنيد و بپرسيد كه منظور او را درست متوجه شده‌ايد يا نه. مثلاً در قالب جمله‌اي مانند «پس منظور شما اين است كه ... »
 
6 - از علائم براي اثر بخش‌تر و با معني‌تر كردن ارتباطات استفاده كنيد
به ياد داشته باشيد كه ارتباطات شفاهي و غيرشفاهي، دست در دست هم براي رساندن يك پيام فعاليت مي‌كنند. شما مي‌توانيد ارتباطات كلامي خود را با به كارگيري حركات سرو دست كه مؤيد گفته‌هاي شما باشند بهبود ببخشيد. اين كار خصوصاً به هنگام سخنراني يا ارائه مطلب در حضور تعداد زيادي از حضّار مفيد است.

7 - همه علامت‌ها را با هم در نظر بگيريد
 يك علامت منفرد مي‌تواند معاني مختلفي داشته باشد و يا شايد كاملاً بي‌معني باشد. كليد درك دقيق رفتار غيرشفاهي، در نظر گرفتن همه علائم با هم است. اگر شما تنها بر روي يك علامت دست بگذاريد و تأكيد كنيد ممكن است به نتيجه‌گيري نادقيق و اشتباهي درباره آنچه طرف مقابل سعي دارد منتقل كند برسيد.

8 - زمينه و بافت صحبت را در نظر بگيريد
هنگامي كه با ديگران ارتباط برقرار مي‌كنيد همواره موقعيت و زمينه‌اي كه در آن، ارتباط شكل گرفته است را در نظر بگيريد. برخي موقعيت‌ها نيازمند رفتارهاي رسمي‌تري هستند كه در شرايط ديگر ممكن است كاملاً به گونه متفاوتي تعبير و تفسير گردند. توجه كنيد كه رفتارهاي غيرشفاهي براي موقعيتي كه در آن قرار داريد مناسبند يا نه. اگر مي‌خواهيد ارتباطات غيرشفاهي خود را بهبود بخشيد، توجه داشته باشيد كه علائم شما بايد با موقعيتي كه در آن قرار داريد همخواني داشته باشند.

9 - آگاه باشيد كه علائم ممكن است بد فهميده شوند
 براي بعضي‌ها، محكم دست دادن نشانه شخصيت قوي و شل دست دادن نشانه كمبود تحمّل و شكيبائي است. اين مثال نكته مهمي را درباره تحمل بدفهمي علائم غيرشفاهي نشان مي‌دهد. مثلاً شل دست دادن ممكن است كاملاً به دليل ديگري نظير التهاب مفاصل باشد. همواره به ياد داشته باشيد تمام رفتارهاي يك فرد را با هم در نظر بگيريد.

10 - تمرين، تمرين، تمرين
 بعضي افراد به نظر مي‌رسد كه راه و رسم استفاده مؤثر از ارتباطات غيرشفاهي و تفسير صحيح علامت‌هاي ديگران را به طور ذاتي بلدند. اين افراد كساني هستند كه معمولاً گفته مي‌شود توانايي «خواندن فكر مردم» را دارا مي‌باشند. شما نيز مي‌توانيد با بذل توجه كافي به رفتارهاي غيرشفاهي و تمرين گونه‌هاي مختلف ارتباطات غيرشفاهي با ديگران، به اين مهارت دست يابيد. از طريق توجه كردن به رفتارهاي غيرشفاهي و تمرين مهارت‌هاي خود، شما مي‌توانيد توانائي‌هاي ارتباطي خود را به نحو چشمگيري بهبود ببخشيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
خود-كارآيي
 
(Self-Efficacy)
 
مفهوم «خود-كارآيي» در مركز نظريه  شناخت اجتماعي آلبرت بَندورا، روان‌شناس معروف، قرار دارد. نظريه  بندورا بر نقش يادگيري مشاهده‌اي، تجربيات اجتماعي و جبرگرايي تقابلي در رشد شخصيت تأكيد دارد.

براساس نظر بندورا، نگرش‌ها، توانائي‌ها و مهارت‌هاي شناختي هر فرد، تشكيل دهنده  چيزي است كه «سيستمِ خودlf-system Se» ناميده مي‌شود. اين سيستم در چگونگي درك ما از شرايط مختلف و چگونگي رفتار ما در واكنش به آن‌ها، نقش عمده‌اي ايفا مي‌كند. خود-كارآيي، بخش مهمي از اين «سيستمِ خود» است.

خود-كارآيي چيست؟
به گفته  آلبرت بندورا، خود-كارآيي عبارت است از: «اعتقاد يك نفر به قابليت‌هاي خود در سازماندهي و انجام يك رشته فعاليت‌هاي مورد نياز براي مديريت شرايط و وضعيت‌هاي مختلف» (1995). به عبارت ديگر، خود-كارآيي، اعتقاد يك فرد به توانايي خود جهت موفق شدن در يك وضعيت خاص است. به عقيده  بندورا اين اعتقاد، عامل تعيين كننده  چگونگي تفكر، رفتار و احساس افراد است (1994).

از سال 1977 كه بندورا مقاله  «خود-كارآيي: به سوي يك نظريه  يكنواخت براي تغيير رفتار» را منتشر نمود، اين موضوع به صورت يكي از موضوعات روز روان‌شناسي درآمده و مطالعات بسياري روي آن صورت گرفته است. چرا خود-كارآيي چنين موضوع مهمي در بين روان‌شناسان و آموزشگران شده است؟ همان گونه كه بندورا و ساير پژوهشگران نشان داده‌اند، خود-كارآيي مي‌تواند تقريباً بر روي همه چيز، از حالات رواني گرفته تا رفتارها و انگيزه‌ها تأثير داشته باشد.

نقش خود-كارآيي
 تقريباً همه  افراد مي‌توانند تشخيص دهند كه چه هدف‌هايي را مي‌خواهند به انجام رسانند، چه چيزهايي را مي‌خواهند تغيير دهند و به چيزهايي مي‌خواهند دست يابند. با وجود اين، اغلب افراد قبول دارند كه به مرحله  عمل رساندن اين برنامه‌ها كار ساده‌اي نيست. بندورا كشف كرد كه خود-كارآيي هر فرد، نقش عمده‌اي در چگونگي رويكرد و نگرش او به هدف‌ها، وظايف و چالش‌ها دارد.
افرادي كه داراي حس قوي خود-كارآيي باشند:
•به مسائل چالش برانگيز به صورت مشكلاتي كه بايد برآن‌ها غلبه كرد مي‌نگرند.
•علاقه  عميق‌تري به فعاليت‌هايي كه در آن‌ها مشاركت دارند نشان مي‌دهند.
•تعهد بيشتري نسبت به علائق و فعاليت‌هايشان حس مي‌كنند.
•و به سرعت بر حس يأس و نوميدي چيره مي‌شوند.

كساني كه حس خود-كارآيي ضعيفي داشته باشند:
•از كارهاي چالش برانگيز اجتناب مي‌كنند.
•عقيده دارند كه شرايط و وظايف مشكل، خارج از حدّ توانائي و قابليت آن‌هاست.
•بر روي ناكامي‌هاي شخصي و نتايج منفي تمركز مي‌كنند.
•و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابليت‌ها و توانائي‌هاي شخصي‌شان را از دست مي‌دهند. (بندورا 1994).

منابع خود-كارآيي
 خود-كارآيي چگونه به وجود مي‌آيد؟ شكل‌گيري اين اعتقاد از اوايل دوران كودكي و زماني كه كودك با تجربيات، وظايف و شرايط مختلف برخورد مي‌كند، شروع مي‌شود. امّا رشد خود-كارآيي در دوران جواني خاتمه نمي‌يابد و تكامل آن در تمام طول زندگي، همچنان كه افراد مهارت‌ها، تجربيات و درك جديدي به دست مي‌آورند ادامه مي‌يابد. (بندورا، 1992)
 
به گفته  بندورا چهار منبع عمده براي خود-كارآيي وجود دارد:
•تجربيات موفق
«موثرترين راه براي رشد يك حس قوي كارآيي، از طريق تجربيات موفق است.» (بندورا 1994).
انجام موفقيت‌آميز يك كار، حس خود-كارآيي ما را تقويت مي‌كند. از سوي ديگر، ناكامي در مواجهه با يك وظيفه يا چالش مي‌تواند به تضعيف حس خود-كارآيي منجر گردد.
•مدل‌سازي اجتماعي
مشاهده  موفقيت ديگران در انجام يك كار، منبع مهم ديگري براي ايجاد حس خود-كارآيي است. به گفته بندورا: «مشاهده  اين كه آدم‌هاي مشابه خودمان با تلاش پيگير به دستاوردهاي موفقي نائل مي‌شوند اين اعتقاد را در مشاهده‌گر تقويت مي‌كند كه او نيز داراي قابليت‌هايي است كه مي‌تواند از عهده  فعاليت‌هاي مشابه به نحو موفقيت‌آميزي برآيد» (1994).
 •ترغيب اجتماعي
بندورا اظهار مي‌دارد كه افراد از طريق ترغيب و تشويق ديگران نيز مي‌توانند متقاعد شوند كه داراي مهارت‌ها و قابليت‌هاي لازم براي موفقيت مي‌باشند. زماني را به ياد آوريد كه گفته‌هاي مثبت و برانگيزاننده يك نفر به شما در دستيابي به هدفتان كمك كرده باشد. تشويق كلامي ديگران به فرد كمك مي‌كند كه شك و ترديد نسبت به توانائي‌هاي خود را كنار بگذارد و تمركز خود را بر تلاش جهت انجام كار مورد نظر معطوف نمايد.
•واكنش‌هاي رواني
واكنش‌هايي هيجاني و رواني ما نسبت به شرايط و وضعيت‌هاي مختلف نيز نقش مهمي در خود-كارآيي ايفاء مي كند. خلق و خو، حالت‌هاي هيجاني، واكنش‌هاي فيزيكي و سطح استرس، همگي مي‌توانند بر چگونگي حس يك فرد نسبت به توانائي‌هاي شخصي خود در يك وضعيت خاص، تاثير بگذارند. فردي كه پيش از سخنراني در جلوي جمع، به شدّت عصبي و ناآرام مي‌شود، داراي حس ضعيف خود-كارآيي در اين شرايط و وضعيت است. بندورا در اين زمينه مي‌گويد: «نه تنها شدّت واكنش‌هاي هيجاني و فيزيكي بلكه چگونگي درك و تفسير آن نيز اهميت دارد.» (1994). با يادگيريِ به حداقل رساندن ميزان استرس به هنگام مواجهه با وظايف دشوار و چالش برانگيز، مي‌توان حس خود-كارآيي را تقويت كرد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]

هراس چيست؟


هنگامي كه از مردم پرسيده مي‌شود كه از چه مي‌ترسند، معمولاً از چيزهايي مانند مار، عنكبوت، صاعقه يا مرگ نام مي‌برند. وقتي كه ترس آن قدر جدّي شود كه زندگي روزمره را مختل سازد، به عنوان هراس (فوبيا) شناخته مي‌شود. طبق تعريف انجمن روان‌پزشكي آمريكا، هراس عبارت است از يك ترس نامعقول و افراطي از يك شيء يا يك وضعيت. در اغلب موارد، هراس مستلزم حس به خطر افتادن يا ترس از آسيب‌ديدن است. براي نمونه، كساني كه داراي هراس از مكان‌هاي باز هستند (اگورا فوبيا)، از گرفتار شدن و به دام افتادن در يك مكان يا وضعيت غيرقابل فرار مي‌ترسند.
 
نشانه‌هاي هراس
نشانه‌هاي هراس يا هنگامي كه شخص در معرض شيء يا وضعيتي كه از آن مي‌ترسد قرار مي‌گيرد و يا گاهي حتي هنگامي كه به آن فكر مي‌كند، بروز مي‌نمايد. نشانه‌هاي متداول هراس‌ها عبارتند از:
 
· سرگيجه
 
· نفس تنگي
 
· تهوّع
 
· ترس از مرگ
 
· حس ناواقعي بودن
 
در برخي موارد، اين نشانه‌ها ممكن است آنقدر تشديد شود كه به يك حمله تمام و كمال اضطراب بيانجامد. در نتيجه اين نشانه‌ها، برخي افراد به انزوا و گوشه‌گيري روي مي‌آورند كه اين خود به مشكلات جدّي در زندگي روزمره مي‌انجامد. در موارد ديگر، فرد ممكن است به خاطر توجه مداوم به مرگ قريب‌الوقوع يا بيماري‌هاي خيالي به مراقبت پزشكي نياز پيدا كند.
 
انواع هراس‌ها
هراس‌ها به 3 رده كلّي تقسيم مي‌شوند:
 
· هراس اجتماعي: ترس از وضعيت‌هاي اجتماعي
 
· هراس از مكان‌هاي باز: ترس از گرفتار شدن در يك مكان يا موقعيت غيرقابل فرار
 
· هراس‌هاي خاص : ترس از يك چيز خاص (مثلاً مار)
 
هراس‌هاي خاص داراي 4 نوع عمده هستند:
 
· محيط طبيعيت: ترس از صاعقه، آب، طوفان و غيره
 
· حيوانات: ترس از مار، عنكبوت، جوندگان و غيره
 
· پزشكي: ترس از ديدن خون، آمپول، ملاقات دكتر و غيره
 
· موقعيتي: ترس از پل، تنها ماندن در خانه، رانندگي و غيره
 
رواج هراس‌ها
هراس‌ها بسيار شايعند. براي نمونه، در آمريكا بيش از 10٪ كلّ جمعيت، حداقل از يك چيز هراس دارند و در اين كشور، هراس شايعترين اختلال ذهني است. معمولاً تعداد زناني كه گرفتار هراس هستند بسيار بيشتر از مردان است. در بسياري از موارد، مردم مي‌توانند تشخيص دهند كه ترسشان غيرمعقول است و در نتيجه، براي فائق آمدن بر هراس خود اقدام مي‌كنند. بر طبق «راهنماي آماري اختلالات ذهني»، تنها در حدود 10 درصد هراس‌ها در تمام طول عمر باقي مي‌مانند.
 
درمان هراس‌ها
چند رويكرد مختلف براي درمان هراس‌ها وجود دارد. اثربخشي هر درمان به خود فرد و نوع هراس بستگي دارد. در زير، برخي از روش‌هاي درمان آورده شده‌اند:
 
در درمان‌هاي مواجهه‌اي، به منظور كمك به بيمار براي غلبه بر ترسش، او را در معرض چيزي كه از آن مي‌ترسد قرار مي‌دهند. يك نوع از درمان مواجهه‌اي، غرقه‌سازي (flooding) است كه در آن، بيمار براي مدتي طولاني، بدون فرصت يا امكان فرار، با چيزي كه از آن مي‌ترسد مواجهه داده مي‌شود. هدف از اين روش، كمك به فرد در روبرو شدن با آنچه از آن هراس دارد و درك اين واقعيت است كه آسيبي از آن به او نمي‌رسد.
 
روش ديگري كه غالباً براي درمان هراس به كار گرفته مي‌شود، شرطي‌سازي تقابلي (counter-conditioning) نام دارد. در اين روش به بيمار ياد داده مي‌شود كه واكنش متفاوت و تازه‌اي نسبت به چيزي كه از آن مي‌ترسد نشان دهد. بيمار ياد مي‌گيرد كه به جاي وحشت‌زدگي در صورت مواجهه با شيء مورد نظر چگونه از روش‌هاي آرامش درماني استفاده كند و آن را جايگزين اضطراب و ترس نمايد. اين رفتار جديد با واكنش وحشت‌زده قبلي ناسازگار است و در نتيجه، واكنش هراس به تدريج از بين مي‌رود. شرطي‌سازي تقابلي معمولاً در مورد بيماراني به كار گرفته مي‌شود كه قادر نيستند درمان‌هاي مواجهه‌اي را تحمّل كنند.
 
منبع : www.ravanyar.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
ويژگي‌هاي افراد خودشكوفا
 
آبراهام مزلو سلسله مراتب نيازهايي كه انگيزه رفتارهاي انسان هستند را ارائه كرده است. اين سلسله مراتب غالباً به شكل هرم نمايش داده مي‌شود كه در پائين‌ترين سطوح آن، نيازهاي اساسي و ابتدايي و در سطوح بالاي آن، نيازهاي پيچيده‌تر قرار دارند .
خودشكوفايي در قلّه اين هرم قرار دارد. بنابر نظريه مزلو، هنگامي كه ساير نيازها در سطوح پائين‌تر هرم برآورده شد، فرد مي‌تواند توجهش را بر اين نياز كه در رأس هرم قرار گرفته متمركز سازد. خودشكوفايي چنين تعريف مي‌شود:
»تمايل به ارضاء نفس، يا به عبارت ديگر تمايل به شكوفا شدن در زمينه‌اي كه استعداد بالقوه‌اش وجود دارد. «
ويژگي‌هاي افراد خودشكوفا به قرار زير است:

خويشتن پذيري
افراد خودشكوفا، خودشان و ديگران را همان‌گونه كه هستند قبول دارند. آن‌ها قادرند از زندگي لذت ببرند بدون آن كه مرتكب خلافي شوند. آن‌ها به ديگران بدون توجه به سابقه، وضعيت فعلي يا ساير عوامل فرهنگي و اجتماعي- اقتصادي، به طور يكسان نگاه مي‌كنند.

واقع‌بيني
يكي ديگر از ويژگي‌هاي عمده افراد خودشكوفا، حس واقع‌بيني است. افراد خودشكوفا به جاي ترسيدن و هراسان شدن از چيزهاي ناشناخته يا متفاوت، قادرند نگاهي منطقي و عقلاني به آن‌ها داشته باشند.
 
مسأله محوري
افراد خودشكوفا غالباً تحت تأثير يك حس قوي از اصول اخلاقي و مسئوليت شخصي قرار دارند. آن‌ها از حل مسائل و مشكلات دنياي واقعي لذت مي‌برند و غالباً درگير كمك به ديگران براي بهبود زندگي‌شان هستند.

تجربيات اوج
يكي ديگر از ويژگي‌هاي خودشكوفايي، داشتن متناوب تجربيات اوج است. امّا تجربيات اوج دقيقاً چه هستند؟ به گفته مزلو: «احساس افق‌هاي نامحدود گشوده شده در برابر چشم، احساس قوي‌تر بودن و به طور همزمان ناتوان‌تر بودن از قبل، احساس سرخوشي و شگفتي و بهت‌زدگي، احساس قرار نداشتن در زمان و مكان با اطمينان از اين كه يك چيز خيلي مهم و ارزشمند اتفاق افتاده است، به نحوي كه فرد در زندگي روزمره‌اش به خاطر اين تجربيات تا حدّي تغيير هويت داده و نيرومندتر گردد«.
 
خودمختاري
افراد خودشكوفا از ايده‌هاي ديگران درباره شادي و خشنودي پيروي نمي‌كنند. اين ديدگاه به فرد اجازه مي‌دهد كه در لحظه زندگي كند و از زيبايي هر تجربه‌اي لذت ببرد.

انزوا و خلوت
افراد خودشكوفا براي امور شخصي ارزش قائلند و از تنهايي لذت مي‌برند. با وجودي كه همراهي با ديگران نيز براي آنان خوشايند است، امّا زماني را براي كشفيات دروني و پرورش توانائي‌هاي بالقوه فردي كنار گذاشتن، جنبه اساسي دارد.

شوخ طبعي فلسفي
افراد خودشكوفا عموماً داراي حس شوخ طبعي متفكرانه‌اي هستند. آن‌ها مي‌توانند در موقعيت‌هاي مختلف از شوخ‌طبعي لذت ببرند و به خودشان بخندند. امّا هرگز به بهاي جريحه‌دار كردن احساسات ديگران شوخي نمي‌كنند.

خود انگيختگي
يكي ديگر از ويژگي‌هاي افراد خودشكوفا، تمايل به غيرمتعارف بودن و خودانگيختگي است. با وجودي كه اين افراد قادر به پيروي از انتظارات اجتماعي پذيرفته شده هستند امّا در افكار و رفتارشان خود را محدود به اين ضوابط و معيارها حس نمي‌كنند.

پويايي
با وجودي كه افراد خودشكوفا داراي هدف‌هاي مشخصي در زندگي هستند امّا همواره از پويايي لذت مي‌برند . براي آن‌ها حركت به سمت دستيابي به هدف به همان اهميت و لذت‌بخشي دستيابي به هدف است.

منبع :

http://www.rahgoshacenter.ir/articles.php?article_id=62


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

ترس هاي سخنراني عمومي

سخنراني عمومي
 
ساعت 9 صبح روز شنبه است و شما به تنها چيزي كه فكر نمي‌كنيد سخنراني كردن در جلوي جمع است. ناگهان مديرتان شما را صدا مي‌كند و به شما مي‌گويد كه بايد هفته آينده براي 50 نفر از همكارانتان درباره وضعيت پروژه سخنراني كنيد. واكنش شما چه خواهد بود؟
 •آيا احساس مي‌كنيد كه سخنراني عمومي نيز بخشي از وظايف عادي شماست؟
 •آيا به اين فكر مي‌افتيد كه چگونه از اين فرصت براي بهتر نشان دادن خود به مديرتان استفاده كنيد و سعي مي‌كنيد اطلاعات كامل و جامع و جذابي را براي سخنراني خود فراهم كنيد؟
 
و يا مثل اغلب مردم، از جلوي ديگران ايستادن و سخنراني كردن و مورد قضاوت آن‌ها قرار گرفتن احساس ترس و وحشت مي‌كنيد؟
 •آيا مي‌توان يك سخنران معمولي بود و با يادگيري مهارت‌هايي يك سخنران مجذوب كننده و الهام بخش شد؟
 •آيا مي‌توان از سخنراني عمومي به شدّت هراسان و وحشت‌زده بود امّا با يادگيري مهارت‌هايي به آرامش دست يافت و حتي از سخنراني كردن لذت برد؟
 
پاسخ اين دو سوال بدون ترديد «بله» است.
بارها شنيده‌ايد كه ما امروز در عصر اطلاعات زندگي مي‌كنيم. هرگز پيش از اين، اينهمه اطلاعات در دسترس بشر قرار نداشته است. آهنگ تغيير و توسعه به قدري سريع است كه بايد به طور ثابت كار كنيم تا از دور خارج نيفتيم. مردم بيش از هميشه، به عنوان بخشي از اين به هنگام بودن دائمي، مجبور به ارائه اطلاعات به ديگران هستند و بايد اطلاعاتشان را در اختيار همكارانشان قرار دهند.
 دو زمينه مهارتي عمده وجود دارد:
 
1. مهارت‌هاي ارائه موثر، استفاده از ابزارهاي آموزشي، استفاده از فن بيان، سازماندهي به مطالب و غيره.
 
2. مديريت خود، توانايي حفظ آرامش و خونسردي در جلوي جمع
 
يادگيري اين مهارت‌ها نه تنها تفاوت چشمگيري در كيفيت ارائه شما به وجود مي‌آورد بلكه باعث مي‌شود تا از اين كار لذت ببريد. سخنرانان مسحور كننده و جذاب بسيار نادرند امّا تنها دليلش اين است كه اغلب مردم زمان كافي براي يادگيري مهارت‌هاي سخنراني صرف نمي‌كنند.
سخنران خوب بودن، باعث بهبود موقعيت شغلي، زندگي اجتماعي و به طور كلي رضايت كاري شما خواهد شد. يك سخنران خوب مي‌تواند تقريباً هر موضوعي را به يك موضوع مورد علاقه براي شنوندگان تبديل كند. يادم مي‌آيد كه يكي از دوستانم مي‌گفت جالب‌ترين و تفكر برانگيزترين سخنراني‌اي كه تا كنون در آن شركت داشته درباره «فرايند چاپ» بوده است!
 
ترس‌هاي سخنراني عمومي
مردم دقيقاً از چه چيز سخنراني عمومي مي‌ترسند؟
ليست چيزهايي كه زياد مي‌شنويم به قرار زيرست:
 •گلويم خشك مي‌شود و قادر به حرف زدن نمي‌باشم.
 •يادم مي‌رود كه درباره چه چيزي حرف مي‌زدم و ذهنم كاملاً پاك مي‌شود.
 •از سوالات حاضران مي‌ترسم. اگر نتوانم پاسخ دهم چه مي‌شود؟
 •وجود يك نفر در جمع كه بيش از من در اين باره مي‌داند.
 •توجه مردم به دستپاچه بودن و عصبي بودنم.
 •ترك سالن در ميان سخنراني توسط برخي از حاضران و يا صحبت كردن آن‌ها با هم.
 •ارائه من آنقدر بد باشد كه ارتباطات شغلي و اجتماعيم را به خطر اندازد.
 •مي‌ترسم يكنفر وسط سخنراني من بلند شود و با صداي بلند به ايرادگيري و برهم‌زدن سخنراني بپردازد.
 •از ايستادن جلوي جمع دچار اضطراب و ترس مي‌شوم.
 
راه‌هاي مقابله
نخست، بپذيريم كه ما انسان‌ها به ترس نياز داريم. بدون توانايي «ترسيدن»، امروز ما وجود خارجي نداشتيم. پيشينيان ما با اتكاء به «ترس»، خود را در مقابل موجودات بزرگ‌تر، قوي‌تر و سريع‌تر حفظ كرده‌اند.
هنگامي كه ما مي‌ترسيم، ذهن ناهشيار (ناخودآگاه) ما كنترل را به دست مي‌گيرد و ما را براي اقدام فيزيكي و جسمي آماده مي‌كند. ما به منظور نجات از يك تهديد فيزيكي، به طور خودكار با يك واكنش سريع، عكس‌العمل نشان مي‌دهيم. در برخي مواقع، اين واكنش مي‌تواند به نجات جان ما بينجامد.
در خلال اين واكنش «ستيز يا گريز»، تنفسمان تندتر مي‌شود تا براي كار بدني سخت آماده شويم، عرق مي‌كنيم تا بدنمان خنك‌تر شود، و حس مي‌كنيم كه قادر به فكر كردن نيستيم. بايد به ياد داشته باشيم كه بقا در شرايط اوليه و بدوي اساساً بيشتر نيازمند اقدام است تا تفكر.
 ما به هنگام سخنراني به مقدار كمي اضطراب نياز داريم. اين باعث مي‌شود كه قدرت ما در به يادآوري مطالب افزايش يابد، سطح انرژي ما بالاتر رود و تمركز ما براي ارائه مطالب بيشتر شود. مردم از يك سخنران بيحال و بي‌خيال به سرعت خسته مي‌شوند!
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
بنابراين، ما نه اضطراب زياد مي‌خواهيم و نه آرامش زياد. ما به تنش كافي نياز داريم تا به ما انرژي و آرامش كافي براي تفكر و به يادآوري دهد. ما نياز به تعادل مناسب بين اين دو داريم.
اغلب سخنرانان وحشت‌زده‌اي كه ما آموزش داده‌ايم، «الگوي ترس» نسبتاً ثابتي داشتند:
 
1. شما ارائه مطلبي را در پيش داريد.
 
2. درباره‌اش فكر مي‌كنيد، تصوًر مي‌كنيد كارها خراب مي‌شود و احساس اضطراب مي‌كنيد.
 
3. به طور غيرارادي، بين «فكر سخنراني» و «احساس ترس» در ذهن شما تداعي برقرار مي‌شود.
 
4. هنگامي كه در شرايط واقعي «جلسه سخنراني» قرار گرفتيد، دچار ترس و اضطراب شديد مي‌شويد!
 
اين «مرور ذهني منفي» براي يك رويداد نام دارد. و تعجب‌آور نيست كه با وابستگي و تداعي نزديكي كه بين اين دو در ذهن شما به وجود مي‌آيد، هنگامي كه در موقعيت واقعي قرار گرفتيد احساس ترس و وحشت كنيد.
پاولوف نشان داد كه وقتي به طور مكرّر هنگام غذا دادن به سگ‌ها، يك زنگ را به صدا در مي‌آوردند، بعداً فقط با شنيدن صداي زنگ، بزاق دهانشان ترشح مي‌كرد.
انسان‌ها نيز همين گونه‌اند. چنانچه به طور مكرّر با تصوّر چيزي احساس ترس كنند، هنگامي كه در آن شرايط قرار گيرند هم احساس ترس خواهند كرد. امّا انسان‌ها مي‌توانند ياد بگيرند كه بندبازي، جنگيدن يا خنثي كردن بمب را در ذهن خود با آرامش روان‌شناختي، وابسته (متداعي) سازند. ما مي‌توانيم ياد بگيريم كه يك تداعي را در ذهنمان تغيير دهيم.
 


تمرين: واكنش به سخنراني عمومي با آرامش، نه ترس
مكان ساكتي را پيدا كنيد كه بتوانيد 10 تا 15 دقيقه بدون مزاحم در آنجا باشيد. چشمانتان را ببنديد و حواستان را روي دستانتان متمركز كنيد. احساس آن‌ها را به هنگام آرمش (ريلكس بودن) در ذهنتان تصوّر كنيد. با گسترس آرمش، اجازه دهيد ذهنتان كم‌كم به زماني كه شما كاملاً در آن احساس راحتي و آرامش مي‌كرديد برسد. مثلاً زماني كه در وان حمام خوابيده بوديد يا موسيقي گوش مي‌داديد يا حتي بعدازظهري با دوستان كه مي‌گفتيد و مي‌خنديديد و زمان خوشي داشتيد.
 اكنون سعي كنيد حس واقعي آن لحظه را درك كنيد. به رنگ‌ها، اشياء، صداها، و حتي بوها و مزه‌هاي مربوط به آن لحظه توجه كنيد. سعي كنيد آن حس‌ها را در خودتان زنده كنيد و بازگردانيد، انگار دوباره همانجا هستيد.
هنگامي كه آن حس در شما به وجود آمد، تصوّر كنيد داريد تلويزيون تماشا مي‌كنيد و خود را بر صحنه تلويزيون ببينيد كه آن سخنراني را ارائه مي‌كند. با آرامش و سر فرصت به آن گوش كنيد. دقت كنيد كه «بر صفحه تلويزيون بودن» است كه باعث مي‌شود احساس آرامش و راحتي كنيد.
اكنون توجه خود را معطوف صفحه تلويزيون كنيد و حس سخنراني كردن به آن شكل را همراه با احساسات خوش قبلي تجربه كنيد. چند لحظه اين كار را ادامه دهيد، انگار كه داريد خواب مي‌بينيد. هنگامي كه چند دقيقه از اين حالت لذت برديد، چشمانتان را باز كنيد و سرحالي و هوشياري را در خود حس كنيد.
اين متن را چند بار بخوانيد تا مطمئن شويد تمام مراحل آن را به ذهن سپرده‌ايد. اين تمرين را چند بار تكرار كنيد و به تفاوت‌هاي آن در هر بار توجه كنيد.
براي بعضي از افراد اين تمرين آسان‌تر از بقيه است. اگر شما با انجام دادن آن مشكل داريد مي‌توانيد از يك مشاور يا روان‌شناس براي بالا بردن حس اعتماد به نفستان استفاده كنيد. در اين رابطه غالباً استفاده از هيپنوتيزم نيز موثر است.
 
اجتناب از اشتباهات عمده در سخنراني عمومي
هنگامي كه من براي نخستين بار شروع به سخنراني در جمع كردم به نحوه نگاه كردن حضار بسيار حسّاس بودم. در خلال سخنراني سعي مي‌كردم ذهن آن‌ها را بخوانم.
 •آيا چهره درهم فرو بروده‌اند؟
 •آيا چهره‌شان بي‌حالت است؟
 •آيا اين به معني مخالفت آن‌هاست؟

منبع :

http://www.rahgoshacenter.ir/articles.php?article_id=74


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]


نترسيد

اعظم بزار پور- كارشناس روانشناسي


  " فوبي اجتماعي" اساسا ترس از مورد نظاره ديگران، واقع شدن است. اين ترس تا حدودي ذاتي است. وقتي نگاه خيره ديگران چه به عمد
 ( واقعي) و چه با تصور فرد ( خيالي) در موقعيت‌هاي خاص ناراحتي فوق العاده ايجاد كند، نتيجه آن فوبي اجتماعي است . اجتماعي به اين معني كه نگاه دقيق ديگران هميشه به نوعي وجود دارد. مورد مضحكه واقع شدن، به صورت پنهان وجود دارد.
  پشت اين ترس " ترس از عملكرد" يعني ترس از اينكه  فرد قادر به انجام وظيفه يا نقش خود نباشد و يا كنترل خود را درمقابل نگاه ديگران از دست بدهد، وجود دارد. اين ترس ازعملكرد، غالبا موجب همان چيزي مي‌شود كه شخص بيش از همه از وقوع آن مي ترسد، يعني عملكرد معيوب. بسياري از سخنرانان، خواننده‌ها و بازيگران تئاتر و سينما معتقدند وجود اندكي از اين نوع ترس باعث بهتر شدن عملكرد مي‌شود. پس اگر قبل از سخنراني در جمع و يا ارائه كنفرانس و يا حتي طرح سئوالي دركلاس درس، كمي اضطراب داريد اين مقدار كم طبيعي است چون همين دلنگراني باعث مي‌شود استحكام مطلبي كه بيان مي‌شود بيشتر شود. اما هنگامي كه فرد دچار وحشت شديد از جمع شود به طوري كه باعث ترس فرد از مكان‌هاي باز وعمومي شود و همين امر منجر به انزواي فرد شده ، در اين صورت ممكن است اين افراد شانس‌هاي خود را در زندگي از دست بدهند مثلا فردي كه مي‌تواند خواننده پرقريحه و خوش آواز شود هرگز لب به آواز خواني نمي‌گشايد، يا فردي كه معلمي به قامت او دوخته شده هرگز درس نمي‌دهد
دانش آموزي كه هرگز به ارائه كنفرانس در كلاس حاضر نمي‌شود يا هنگامي كه معلم ازاو سئوال مي‌پرسد با اينكه دانش آموز توانايي پاسخ به سئوال او را دارد ولي از گفتن پاسخ اجتناب مي‌كند. ترس از سخنراني در جمع ممكن است والدين را از حضور در جلسات اولياي مدرسه و دانش آموز باز دارد زيرا شايد ازآنان خواسته شود كه چيزي بگويند. در اينجا است كه اين ترس باعث ايجاد اختلال در فعاليت هاي روزمره زندگي مي‌شود و فرد بايد در پي درمان آن باشد.
  معمولا ترس از اجتماع دراواسط نوجواني شروع مي‌شود البته امكان بروز آن در كودكي هم وجود دارد. به ندرت ممكن است شروع اين اختلال در بزرگسالي باشد . اين مشكل هم مثل بسياري از مشكلات ديگر در اثر تلفيقي از علل محيطي و ژنتيكي به‌وجود مي‌آيد.
  براي رفع اين مشكل دو روش درماني وجود دارد كه بسيار موثر مي‌باشد، يكي دارو درماني است كه معمولا از قرص ضد افسردگي و
 ضد اضطراب استفاده مي‌شود تا علائمي مثل تپش قلب ، لرزش ، فشار خون بالا و ... برطرف شود.  از روش‌هاي روان درماني مختلفي براي درمان فوبي اجتماعي استفاده مي‌شود. اما يكي از روش‌هايي كه كاربرد زيادي دارد، اين است كه فرد را با موقعيت‌هاي ترس انگيز مواجهه مي‌كند، اين روش تنها زماني نتايج مثبت در بردارد كه فرد، به خوبي براي مقابله با آن برانگيخته شده و مايل باشد كه خود را در معرض موقعيت هايي
 كه از آنها مي‌ترسد قرار مي‌دهد. مواجه با شرايط ترس انگيز مي‌تواند به صورت عيني ( در موقعيت واقعي قرار گرفتن) و تخيلي( انديشيدن  درباره قرار گرفتن در موقعيت معين ) باشد . هرچند مواجهه عيني معمولا به بهترين وجه كار ساز است.
  شرح خلاصه اين دو روش به اين صورت است:
مهارت ذهني مقابله با ترس از سخن گفتن در جمع : شما مي‌توانيد در ذهن خود نتيجه خوشايند  را هنگامي كه براي گروهي از افراد سخنراني مي‌كنيد، تجسم نموده و بدين ترتيب خود را براي مقابله با اين ترس آماده كنيد. اگرهنگام مرور ذهني دچار ترس و اضطراب شديد از مهارت‌هاي خود آرام سازي براي آرام كردن خودتان استفاده كنيد. خود آرام سازي مهارتي است كه مي‌توانيد با استفاده از آن كارهاي خوبي براي خودتان انجام دهيد. مثلا هنگامي كه احساس كرديد تعداد نفس‌هايتان زياد شده است آهسته و عميق نفس بكشيد ، نگه داريد و بيرون دهيد، اين فرايند را مي‌توانيد هر روز تمرين كنيد چون باعث مي‌شود اكسيژن با كارايي فزاينده‌اي وارد بدنتان شود و بدين ترتيب احساس آرامش بيشتري به شما دست مي‌دهد، و به قول هربرت بنسون كه پيشنهاد مي‌كند در هنگام انجام تمرين آرام سازي، كلمه‌اي را با خود تكرار كنيد مثلا وقتي مشغول تنفس عميق و شل كردن عضلات هستيد ، خودتان را در جاي خاصي مانندكناريك آبشار سرد،ساحلي گرم نزديك اقيانوس يا يك علفزار فرح بخش تصوركنيدو با خود اين عبارت را تكرار كنيد" آرام باش ... آرام باش".
  مهارت مواجه شدن عيني:
  وقتي مي‌خواهيدبا شرايط ترس انگيز مواجه شويد، آن قدر خود را از نظررواني تقويت كنيد تااحساس كنيد كه از عملكرد خود راضي خواهيد شد وبه خود بگوييد كه شما مانند يك مبارزه‌جو هستيد ومي‌دانيد كه مي‌توانيد ازعهده اين موقعيت برآييد. به هنگام مواجهه مي‌توانيد عبارت‌هاي زير را با خود تكرار كنيد:
  "‌كم كم نگران مي‌شوم، ولي الان وقت آرامش است"
 "بايد آرام باشم، و برآنچه كه بايد انجام بدهم تمركز داشته باشم"
rvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

چرامعلمان روش سخنراني را براي تدريس انتخاب مي كنند؟


معلمان در بهترين شرايط بين 4 تا 6 سال مي‎توانند به مسائل حرفه‎اي علمي آشنا شوند يا روشهاي تدريش و فنون معلمي را بيامورند اما بايد توجه داشت كه اين افراد 12 تا 18 سال از معلمان خود الگو گرفته‎اند و سعي مي‎‏كنند مانند معلمان خود تدريس كنند، به همين خاطر روش‎هاي نوين تدريس ، تحول لازم را پيدا نكرده است
از ديگر دلايل ترجيح روش سخنراني به روش‎هاي فعال، تشويق اولياي مدارس مي‎باشد. در اين روش نظم بيشتري ارائه مي‎گرد،‌ كلاس‎ها بي‎سر و صداتر و مدرسه آرامتر مي‎باشد.
مواقعي پيش مي‎آيد كه چاره‎اي جز استفاده از روش سخنراني نيست. امكانات در حدي نيست كه ما را ياري دهد و امكان استفاده ار روشهاي ديگر وجود ندارد.
در كلاسهاب 40، 50 و 60 نفره معلم ناچار به استفاده از روش سخنراني مي‎باشد و مجبور است با روش سخنراني درس را در كلاس پيش ببرد. ممكن است معلم بتواند از روشهاي فعال آموزش در چنين كلاسهايي استفاده كند اما اكثر معلمان روش سخنراين را براي پيش برد كلاس ترجيح مي‎دهند.
يكي از مزاياي روش سخنراني در تمام مقاطع تحصيلي،كم هزينه بودن اين روش آموزش است، البته طبيعي است كه در اين روش در مقاطع تحصيلي پايين‎تر ترجيح داشته باشد اما در مقاطع تحصيلي بالاتر قابل تحمل‎تر مي‎باشد .
يكي از سؤالهاي مهم در آموزش دروس به روش سخنراني اين است كه آيا مي‎توان اين روش غيرفعال را به روش فعال تبديل كرد؟
اگر معلم بتواند روش سخنراني را به روش پرسش و پاسخ تبديل كند تا حدودي از مشكلات روش غير فعال سخنراني مي كاهد
نكته:
اگر معلم تسلط كافي بر موضوعات درسي نداشته باشد قادر به طرح پرسش و پاسخ هدايت دانش‎آموزان در پاسخ‎هاي دريافتي نخواهد بود.
از ديگر موارد استفاده از اين روش انتقال نقش سخنران به مخاطبين مي‎باشد در اين صورت براي يكي از دانش‎آموزان داوطلب شده نقش سخنران را آموزش داده و به او ياد مي‎دهيم كه چگونه سخنراني نمايد. با اين عمل تا حدودي اين روش غيرفعال را به سوي فعال شدن سوق داده‎ايم .
آيا روش سخنراني مانند ديگر روشهاي تدريس ار مقررات خاصي پيروي مي‎كند؟
در اين روش قوانين پيچيده‎اي وجود ندارد بطوريكه كافي است كه سكوت در فضاي آموزشي حاكم باشد،‌ مزاحمتي براي سخنان ايجاد نشود،‌ زبان گويا و گوش شنوايي وجود داشته باشد تا روش سخنراني بكار گرفته شود.
البته به دو روش مي‎توان مقرراتي را وضع نمود :
الف) روش سخنراني سنتي كه در اين روش هيچ پرسش و پاسخي در خلال سخنراني انجام نخواهد شد.
ب) همزمان كردن پرسش و پاسخ و سخنراني .
آيا طرح سؤال از سوي مستعمين منجر به انتهاي سخنراني مي‎شود؟
اگر سؤالي از سوي شنونده مطرح شود در همان لحظه بايد به آن پاسخ داده شود و جواب دادن در آخر كلاس امري غيرممكن بنظر مي‎رسد. 
روش آمورش سخنراني
نام "سخنراني‎" حالتي غيرفعال و پويا را در ذهن تداعي مي‎كند اما در روش‎هاي فعال آموزش جغرافيا ما از سخنراني استفاده مي‎كنيم مشخصات اين روش را توضيح مي‎دهيم :
روش سخنراني يكي از متداول‎ترين روش‎هاي تدريس در بسياري از علوم از جمله جغرافيا مي‎باش، علت اينكه انتخاب اين روش به عنوان يكي از بهترين روش‎هاي آموزش است به دو جهت مي‎باشد.
1. بيان مشخصات روش تدريس
2. سخنراني شاخصي براي تأثير روش‎هاي فعال مي‎باشد.
ما با قياس يك روش غيرفعال مشخص مي‎كنيم چرا بين روش‎هاي فعال و غيرفعال فرق گذاشته مي‎شود؟ 
چگونه مي توان يك روش غيرفعال را به روش فعال تبديل كرد
روش سخنراني آشناترين روش تدريس براي معلمان مي‎باشد. يونانيان از جمله كساني هستند كه ازاين روش استفاده كردند، اين روش ساده‎ترين و كم هزينه‎ترين روش تدريس براي هر موضوعي و در هر زماني مي‎باشد.
اين روش با شيوه‎هاي مختلف مورد استفاده كساني كه روش‎هاي فعال را مي‎شناسند قرار مي‎گيرد و با استفاده از اين بخشهايي از روشهاي فعال تدريس را انجام مي‎دهند. 
مطالعات جديد درباره مغز و شيوه يادگيرى مغز براى معلمان و والدين، ديدگاه هاى جديدى درباره تدريس و يادگيرى ايجاد كرده است .پژوهش هاى جديد هم يافته هاى نوينى را عرضه كرده است و هم به نوسازى برداشت هاى قديمى درباره يادگيرى كمك كرده. يافته ها، نشان دهنده آنند كه ايده چپ برتر يا راست برترى مغزى ، گمراه كننده است .مغز پيچيده تر از آن است كه چنين اظهار نظرى درباره آن بشود .ما در رياضى با يك نوع كاركرد و در موسيقى با كاركرد نوع ديگرى از مغز، روبرو نيستيم.
پژوهشگران اعلام كردند كه پژوهش هاى مغز محور،جدا از جنبش آموزش و پرورش نيستند،بلكه آنها رويكرد هايى هستند كه آموزش و پرورش را منتفع مى كنند. با آن كه برخى پيشنهادهاى پژوهشى مغز محور،دير به بار مى نشينند،ولى بينش ها و چشم اندازهاى عملياتى هم عرضه مى كنند، حتى براى ساختمان سازى و آماده سازى فضاى بازى در مدارس .
اريك جنسن، در كتاب جديد خود با عنوان «تدريس مبتنى بر مغز» اظهار مى كند كه همگى در صدديم تا راه حل هايى براى مسائل و چالش هاى آموزش و پرورش بيابيم و بايد در كاربرد يافته هاى جديد تا حدودى احتياط كنيم .آنگاه كه فردى رويكرد خاص سازگار با مغز براى ارتقاى يادگيرى معرفى مى كند، بواقع، آن گام نهايى براى يادگيرى و تدريس نيست.
انرژى براى يادگيرى
اگرچه مغز انسان بالغ، فقط دو درصد از وزن بدن او را تشكيل مى دهد،ولى به تنهايى بيست درصد از انرژى جسمانى را مصرف مى كند .انرژى مصرفى مغز از طريق خون پراكسيژن تدارك و اكسيژن مصرفى مورد نياز از طريق شش ها تأمين مى شود. مغز انسان در هر ساعت به گردش ۸ گالن خون يا در هر روز تقريباً ۲۰۰ گالن (۶۰۰ تا ۸۰۰ ليتر) خون نياز دارد .توازن الكترونيكى مناسب با كاركرد مغز از طريق آب بدن به دست مى آيد. براى حصول اين توازن، هر فرد بالغ بايد ۶ تا ۱۲ ليوان آب بنوشد.
هانافورد(۱۹۹۵)،از دست دادن آب بدن در ساعات حضور دانش آموزان در كلاس درس را عاملى براى آسيب هاى يادگيرى، تنبلى و بى حالى اعلام كرده است .خوب، شيرهاى آب يا آبخورى هاى مدارس پيش دبستانى در خارج از كلاس درس قرار دارند و دانش آموزان بندرت در طى ساعات درس مى توانند به آب دسترسى داشته باشند.
عامل حياتى ديگر بر كاركرد مطلوب مغز،اكسيژن است .بدون هواى تازه،نمى توان انتظار داشت كه مغز كاركرد مناسبى داشته باشد .از اين رو در طراحى ساختمان مدارس و در پيش بينى تسهيلات و تجهيزات مدارس، نبايد تأمين هواى تازه كلاس هاى درس مورد غفلت قرار گيرد.
هنگام يادگيرى، سلول هاى مغز-نرون ها- اطلاعات را تقريباً با سرعتى بيش از ۳۰۰ كيلومتر در ساعت انتقال داده يا مورد تبادل قرار مى دهند.هر نرون مى تواند هزاران سيگنال يا علامت را از ساير منابع نرونى، بدون آن كه با آنها ارتباط فيزيكى داشته باشد، دريافت كند.نرون ها، پيام ها را بيشتر به صورت شيميايى تبادل مى كنند. (جنسن)
انرژى لازم براى فعاليت نرونى، انرژى الكتريكى و شيميايى است .ماهيت عمل نرون ها،مغز را به يك پردازشگر الكتروشيميايى تبديل كرده است. الگوى يادگيرى مغز از زمان تولد و بنا به ديدگاهى از دوره جنينى آغاز مى شود .شيوه پاسخ و سازگارى فرد با محيط،نحوه زيست و يادگيرى مغز را تعيين مى كند. مدارس، يكى از مراكز عمده بر ايجاد تغيير در الگو هاى يادگيرى دانش آموزان است.
بسيارى بر اين باورند كه وراثت، محدوده هاى يادگيرى را شكل مى دهد، ولى اين باور،گمراه كننده است .آنچه روشن است، اين كه محيط قبل از آموخته ها يا افكار پيشين بر رشد مغز تأثير مى گذارد.به تازگى، بسيارى از دانشمندان به اثر محيط و وراثت در رشد مغز،سهم ۵۰ درصدى قايل شده اند. يعنى۵۰ درصد وراثت و ۵۰ درصد محيط.
بازى، ورزش، تجربيات عملى و انواع فعاليت هاى چالش برانگيز، منبع اصلى يادگيرى هستند.با اين همه، هنوز مدارس بر خلاف الگو هاى يادگيرى دانش آموزان طراحى مى شوند .براى نمونه، استخر از محيط هاى محرك و چالش برانگيز براى كودكان دوره ابتدايى و راهنمايى اند،ولى مدارس به ندرت به آن دسترسى دارند،حتى در مدارس،اين امكان ايجاد نمى شود كه دانش آموزان بتوانند دو گلدان گل پرورش دهند.
محيط هنرى
يادگيرى بهينه زمانى به وقوع مى پيوندد كه، مغز به صورت مناسبى به چالش كشيده شود.زمانى كه فعاليت يادگيرى، همراه با تهديد و فشار روانى باشد، كارايى مغزى پايين مى آيد. (هارت)
يادگيرى از طريق بصرى و عملى سبب مى شود مغز يادگيرنده،ارتباطات قوى تر و تازه ترى پديد آورد. موسيقى، معمارى، نقاشى و ساير هنرها بر يادگيرى مؤثراند. معمارى و نماى مدارسى كه با اصول و اسلوب مناسبى طراحى شده اند از نظر زيبا شناسى تحريك كننده اند.چنين محيط هاى آموزشى اى، با رشد مغز در رابطه بوده و سبب فعاليت مغزى بيشترى مى شوند.
فعاليتهاى جسمانى
براى رشد كاركردهاى مغزى،فعاليت جسمانى، بسيار حائز اهميت است . فعاليت هايى چون دويدن، پريدن و شنا كردن، سبب تقويت عقده هاى پايه، مخچه و جسم پينه اى مى شود.ورزش و تمرين بدنى، اكسيژن، زيادى را به مغز مى رساند و بر ميزان ارتباط بين نرونى مى افزايد. جنسن اظهار مى كند كه يادگيرى از طريق پياده روى، حركات كششى، رقص و ساير فعاليت هاى جسمانى ارتقاء يافته و بهتر صورت مى گيرد.
آيا مدارس، فضاى حركتى مناسبى براى دانش آموزان در نظر گرفته اند؟ چند درصد دانش آموزان مى توانند به فعاليت جسمانى مورد علاقه خود بپردازند، آيا كلاس درس براى تحرك دانش آموزان مناسب است ؟ اين سؤال ها و ده  ها سؤال ديگر از اين دست، برخاسته از وقايع مربوط به مغز و به تبع آن مربوط به محيط هاى مدرسه اى نه چندان مطابق با اصول استاندارد است.
رنگ و نور
پژوهش هاى مربوط به مغز نشان مى دهد كه ميزان و نوع رنگ بر يادگيرى اثرگذار است . برين گزارش كرده است كه رنگ هاى گرم و نور پردازى درخشان و چشم زننده،بر ميزان گرفتگى عضلانى، سرعت تنفس، ضربان قلب،فشار خون و فعاليت مغزى مى افزايد.نور ناكافى در محيط سبب خستگى چشم مى شود .تركيب رنگى نامتجانس محيط ممكن است سبب كاهش واكنش و اختلال در انجام كار باشد. نور كافى و رنگ آميزى مناسب سبب بهبود پردازش بصرى اطلاعات و كاهش فشار روانى مى شود.
ميزان گرما و صداى محيطى
پژوهش ها تأييد مى كنند كه محيط يادگيرى مناسب بايد از نظر دما مطلوب بوده و عارى از صداهاى مزاحم باشد. ناراحتى جسمى و صداهاى آزاردهنده، پيام هاى نامناسبى به مغز مى فرستد.دريافت پيام مخرب از سوى مغز،عملكرد مخچه را، كه پردازشگر اصلى مغز به شمار مى آيد، با اختلال همراه مى  كند.
عوامل محيطى
اهميت محيط يادگيرى را نمى توان دست كم گرفت .مغز در محيط هاى ايمن و بهداشتى، خلاق، چالش برانگيز و سازگار كننده،بيشتر مى آموزد .در طراحى مدارس نبايد فراموش شود كه محيط طراحى شده، محيطى براى رشد مغزى و ارتقاى يادگيرى دانش آموزان است، هر گونه قصور مى تواند آثار زيانبار و جبران ناپذيرى را پديد آورد.
منبع : سايت اينترنتى فكر نو
روش سخنراني
اين روش كه سابقه اي طولاني در نظامهاي آموزشي دارد به ارائه مفاهيم به طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش كردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد مي پردازد. در اين روش يك نوع يادگيري و رابطه ذهني بين معلم و شاگرد ايجاد مي شود.
  مراحل اجراي روش سخنراني
مرحله اول: آمادگي براي سخنراني
- آمادگي از نظر تجهيزات (آيا در سخنراني از وسايل آموزشي استفاده خواهد شد؟)
- آمادگي عاطفي (آيا من با آسودگي سخنراني مي كنم؟)
- آمادگي از نظر زمان (آيا زمان كافي براي آماده شدن وجود دارد؟)

مرحله دوم: مقدمه سخنراني
1- ايجاد رابطه بين معلم و شاگرد (معلم در ابتداي صحبت با دانش آموزان گپي بزند. لطيفه اي تعريف كند و ...)
2- جلب توجه شاگردان: با فعاليتهايي همچون طرح سوال، بخث و گفتگو، استفاده از وسايل بصري مي توان به اين مهم دست پيدا كرد. در جلب توجه شاگردان، روايت نكات زير مي تواند بسيار مفيد باشد: الف: شناخت علايق و خواسته هاي شاگردان (توجه به عواملي همچون سن، جنس، وضع اجتماعي، اقتصادي و ...)
ب: ايجاد انگيزش (در فرآيند تدريس، بهتر است به شاگرد گفته شود موضوع مشكل ولي قابل فهم و حل مي باشد.)
ج: بيان صريح هدفها و نكات مهم سخنراني
د: استفاده از پيش سازمان دهنده: ارائه پيش سازمان دهنده باعث دسته بندي اطلاعات، حفظ كردن آنها مي شود.
ه) پيش آزمون و فعال كردن آگاهي و اطلاعات شاگردان: آزوبل مي گويد: «يادگرفته هاي قبلي فراگيران مهمترين عامل در يادگيري آنهاست».

مرحله سوم: متن و محتوي سخنراني
1- جامع بودن محتوي: متن سخنراني بايد تمام اهداف آموزشي را در بر داشته باشد. شاگرداني كه سخنراني معلمانشان جامعيت بيشتري داشته باشد بهتر ياد مي گيرند.
2- سازماندهي منطقي محتوي: اسكينر معتقد است وقتي مواد آموزشي خوب سازماندهي شوند. يادگيري آسانتر مي شود زيرا سازماندهي قدرت درك مفاهيم را افزايش مي دهد.
3- استقرار توجه شاگردان در طول ارائه محتوي
الف: تغييردادن محرك: تنوع در به كارگيري محركها سبب بالا رفتن انگيزه يادگيري خواهد شد. بين تنوع در حركات و حالات چهره معلم و پيشرفت تحصيلي شاگردان، رابطه مستقيم وجود دارد. تغييرات تُن صدا در هنگام صحبت متناسب با موضوع در يادگيري تأثيرگذار است. تحقيقات نشان داده است كه رابطه تغيير محرك و پيشرفت تحصيلي در دبستان منفي و در دبيرستان مثبت است.
ب: تغيير كانالهاي ارتباطي: با تعييردادن ارتباط از سمعي به بصري احتمال تغيير مناسب در الگوي رفتاري به وجود مي آيد. بزرگسالان نظام آموزش بصري را بر سمعي ترجيح مي دهند. (استفاده از اسلايد، نمودار، عكس و ساير رسانه هاي بصري)
ج: فعاليت جسمي: يادگيري بايد به صورت فعالانه انجام شود. معلمان مي توانند روش تدريس خود را با امكان درگيري جسمي و فكري شاگردان در روند يادگيري، غني تر سازند. مثلاً با زنگ تفريحهاي كوتاه مدت در بين سخنراني، تكرار پاسخ شاگردان و استفاده از اسامي در مخاطب قراردادن آنها، موجب ايجاد توجه بيشتر در فرآيند تدريس شوند.
د: استفاده از طنز: كاربرد طنز در تدريس، ميزان توجه و يادگيري شاگردان را افزايش مي دهد (البته شوخيهايي كه مربوط به مطلب تدريس شود).
ه: شور و حرارت سخنران: تحقيقات بيانگر اين نكته است كه مطالبي كه با ذوق و شوق از جانب معلم ارائه شود بيشتر و بهتر ياد گرفته مي شود. (آهنگ صدا، تغيير حالات چهره، ارتباط چشمي)
و: پرسش و پاسخ در حين سخنراني: سوال كردن از شاگردان مي تواند تأثيرات مطلوب زير را داشته باشد:
- تأكيد - تمرين - خودآگاهي - توجه - استراحت كوتاه - تكرار
مرحله چهارم: جمع بندي و نتيجه گيري
بعد از اتمام سخنراني معلم مي تواند:
الف: از شاگردان بخواهد كه بعضي از نكات مهم درس را به خاطر بياورند يا نظر خود را درباره آنها بگويند.
ب: به سوالهاي شاگردان پاسخ گويد.
ج: نكات مهم و اساسي درس را گوشزد و مرور كند.
در پايان يك جلسه سخنراني، معلم بايد با شاگردان وارد مسائل غيررسمي شود تا خشكي و يكنواختي درس كاهش يابد و شاگردان در جلسات ديگر با رغبت بيشتر شركت كنند. 
  محاسن و محدوديتهاي روش سخنراني
الف) محاسن
روش سخنراني، مختص كلاسهاي پرجمعيت است. روش بسيار ارزاني است. اين روش مي تواند تا حد زيادي با برنامه معلم تطبيق يابد. با توجه به موقعيتهاي زماني و مكاني و مجموعه تجهيزات، روش سخنراني بسيار انعطاف پذير است موقعيت سخنراني ممكن است سبب تقويت اجتماعي، ذوق زيبايي، علاقه، اعتماد به نفس و كاهش احساس تنهايي شود. 
 ب) محدوديت روش سخنراني
در اين روش، چون معلم متكلم وحده است شاگردان چندان فعال نيستند. بيشتر از حس شنوايي استفاده مي شود. قدرت تكلم شاگردان چندان تقويت نمي شود. تفاوتهاي فردي در آن منظور مي گردد. و محدوديت روش سخنراني بيشتر متعلق به عدم كاربرد صحيح آنهاست. اين روش، مستلزم وجود برخي از خصوصيات شخصيتي مانند صدا، روش سخنگويي، رواني سخن، آرامش و نظم و ... است.

منبع :

http://www.google.com/url?sa=t&source=web&cd=27&ved=0CEQQFjAGOBQ&url=http%3A%2F%2Fhep.glp.net%2Fc%2Fdocument_library%2Fget_file%3FfolderId%3D171122%26name%3DDLFE-7521.doc&ei=JRazTYJ-wZ067sasigk&usg=AFQjCNESBRSkWZ-ct6J9KMFCfD6QQjRHdA


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۵:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی
مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان