مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8222
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 10
همه : 5169185

 
 انتقاد سازنده يا مخرب؟ 
 
 
 هميشه شنيده ايم و خوانده ايم كه انتقاد اگر سازنده و مثبت باشد مي تواند باعث پيشرفت انسان شود، ولي به طور معمول وقتي افراد با انتقادي مواجه مي شوند فرصتي براي تشخيص سازنده بودن يا نبودن آن نمي دهند و خيلي سريع درصدد جواب دادن به فرد منتقد برمي آيند.  

هميشه شنيده ايم و خوانده ايم كه انتقاد اگر سازنده و مثبت باشد مي تواند باعث پيشرفت انسان شود، ولي به طور معمول وقتي افراد با انتقادي مواجه مي شوند فرصتي براي تشخيص سازنده بودن يا نبودن آن نمي دهند و خيلي سريع درصدد جواب دادن به فرد منتقد برمي آيند. معمولاً اولين عكس العملي هم كه نشان مي دهند، دفاع ازخودشان است. اما چه خوب خواهد شد اگر بتوانيم روحيه انتقادپذيري را در خود افزايش دهيم و با روي باز انتقاد ديگران را پذيرفته يا دست كم بشنويم.

هميشه و در هر جا ممكن است نسبت به اعمال مختلف ما انتقاد شود و اين ما هستيم كه بايد با شيوه هاي گوناگون به آن انتقاد پاسخ دهيم. البته به ياد داشته باشيم كه شيوه پاسخگويي ما نشان دهنده شخصيت ما خواهد بود.

پس وقتي فردي از ما انتقاد مي كند خوب است ابتدا بكوشيم كامل به حرف هاي او گوش كنيم و همواره عكس العمل خود را به تعويق بيندازيم. معمولاً عكس العمل هايي كه بدون فكر صورت مي گيرند، زياد مناسب نيستند. براي فكر كردن و كمي زمان گذاشتن براي آن، نفس عميقي بكشيد و اندكي در مورد موضوع فكر كنيد. مثلاً اگر اين انتقاد به صورت ايميل به دست شما رسيده است، يك ساعت اين ايميل را به حال خود رها كنيد و پس از يك ساعت با ذهن باز و راحت سراغ آن برويد و در صورت لزوم به آن جواب بدهيد.

همچنين يكي از راه هاي داشتن حس خوب و در نتيجه، عكس العمل مناسب در تمام امور اين است كه در هر موردي (كه اغلب مردم جنبه منفي آن را مي بينند) ما جنبه مثبت را در نظر بگيريم. در مورد انتقادها نيز قضيه همين طور است. ممكن است حتي اين انتقاد به نحوي بي ادبانه و نامناسب مطرح شده باشد، اما در آن ميان هم مي توان چيزي ارزشمند پيدا كرد. مثل توصيه ها و پيشنهادهايي براي بهبود شرايط. بله مي توان اين انتقادها را فرصتي براي رشد و پيشرفت ديد.

پس وقتي فردي انتقادي را بيان مي كند از او تشكر كنيد. با اين كار(تشكر كردن) مي توانيد از حالت تهاجمي او نيز كم كنيد. همچنين به خود نيز يادآوري مي كنيد كه در اين انتقاد تلخ، نكته مثبت قابل سپاسي نيز نهفته است.

در ضمن پس از تشكر كردن و تلاش براي يافتن نكته مثبت انتقاد، به روال عادي به كارهاي روزمره باز نگرديد، اندكي درنگ كنيد و بكوشيد از همان لحظه، بهبود در كارها را آغاز كنيد. البته اين رفتار براي بسياري از افراد سخت و مشكل است، چرا كه آنها فكر مي كنند از هر نظر كامل هستند. به خاطر داشته باشيد كه هيچ كس هميشه بر حق نيست. ممكن است زماني شما هم اشتباه كنيد و آن انتقاد، كاملاً درست و بجا باشد. پس دنبال موردي باشيد كه مي توانيد تغيير دهيد و اين تغيير را آغاز كنيد.

دليل اصلي عدم انتقادپذيري افراد اين است كه در بيشتر مواقع، ما انتقاد را يك توهين شخصي و بي احترامي نسبت به شخصيت خودمان مي پنداريم؛ اما در واقع اين طور نيست. بيشتر انتقادها، بخصوص انتقادهايي كه بجا و مناسب مطرح مي شوند، نسبت به يك عمل يا رفتار خاص ما و با نيت بهبود و رشد ما هستند. بهتر است حتي اگر انتقاد به گونه اي نامناسب مطرح مي شود، ما آن را نسبت به يك عمل خود ببينيم و نه نسبت به شخصيت خودمان. اگر بتوانيم اين طور رفتار كنيم، از بند احساسات منفي رها مي شويم و مي توانيم به صورتي منطقي نسبت به آن انتقاد فكر كنيم. در حالي كه وقتي انتقاد را نسبت به شخصيت خود مي بينيم معمولاً عصباني شده و با جملاتي نظير «من به كسي اجازه نمي دهم با من اين گونه صحبت كند» و... به آن انتقاد پاسخ مي دهيم. بويژه وقتي اين انتقاد در يك محيط عمومي صورت گرفته باشد، شما حتي خود را موظف مي دانيد به فرد منتقد حمله و از خود دفاع كنيد.

اما باور كنيد اين عمل اشتباه است. حتي اگر فرد مقابل شما آدمي بي ادب باشد شما نبايد با او مثل خودش رفتار كنيد. بكوشيد نسبت به چنين كساني هميشه فردي بهتر و مثبت نگرتر باشيد. پس آرامش خود را حفظ كنيد و درست بينديشيد. اگر قادر باشيد با آرامش و شيوه اي مثبت جواب انتقادي توهين آميز را بدهيد شما برنده اصلي خواهيد بود. حدس مي زنيد در چنين زماني چه اتفاقي رخ خواهد داد؟

اول از همه، ديگر افراد شما را تحسين خواهند كرد و نسبت به شما نظر بهتري خواهند داشت و مهم تر اين كه شما نسبت به خود حس بهتري پيدا خواهيد كرد.

پس هميشه به خاطر داشته باشيم وقتي از ما انتقاد مي شود سعي كنيم خود را بيرون از اين انتقاد در نظر بگيريم و فقط به عملي كه مورد نقد واقع شده است دقت كنيم. اين رفتار را مي توان با مثبت انديشي در يك انتقاد، تشكر كردن از فرد منتقد و پاسخگويي به شيوه اي كاملاً مثبت انجام داد.

به عنوان مثال در نظر بگيريد فردي نسبت به متن نوشته شده از سوي شما نقدي داشته باشد و اين موضوع را به شيوه اي نامناسب بيان كند مثلاً اين گونه: «شما آدم بسيار ساده لوحي هستيد. من هيچ ارتباطي بين مطالب نوشته شده توسط شما پيدا نكردم.» شايد در چنين مواقعي، بهترين راه حل اين باشد كه جمله اول او را ناديده بگيريم. با اين كار، هم خود را راحت و آرام تر مي كنيم و هم از فوايد يك انتقاد سازنده بهره مي بريم.

 

● انتقاد در محيط كار

علي رغم اين كه نقد كردن در همه محيط هاي اجتماعي پيش خواهد آمد، اما محيط كار يكي از اصلي ترين مكان هايي است كه در آن انتقادها رخ مي نمايند و البته كه اين مكان ها بهترين فرصت براي رشد و پيشرفت را در اختيار ما قرار خواهند داد.

پس هميشه در محل كار خود سعي كنيد در مقابل نقدهايي كه توسط ديگران ارائه مي شود، گارد نگيريد و اجازه بدهيد آنها نيز نقطه نظرات خود را مطرح كنند. ناراحت و عصباني شدن بر اثر يك نقد و انتقاد ممكن است شرايط كاري شما را در آينده با مشكل مواجه كند.

تصور كنيد در محل كار درست وقتي يك طرح بزرگ را به اتمام مي رسانيد و مطمئن هستيد اين كار بي عيب و نقص انجام شده است، مدير شما فهرستي از ايرادهاي آن را به شما ارائه مي كند تا روي آنها كار كنيد. مواظب باشيد نااميد نشويد و برعكس براي بهبود و پيشرفت از اين فرصت استفاده كنيد.

فقط كافي است به اين نكته دقت داشته باشيد كه شما كامل و بي عيب نيستيد. اگر قبل از انجام هر عمل با اين انديشه پيش برويد كه هيچ خطايي پيش نخواهد آمد، مطمئن باشيد مرتكب اشتباه بزرگي شده ايد. فقط بايد بدانيم همه ممكن است اشتباه كنند و بياموزيم از اين اشتباهات درس بگيريم و به آنها به چشم يك تجربه نگاه كنيم. پس خوب خواهد بود اگر قبل از تحويل دادن هر كاري يا بيان سخناني، دوباره همه جزييات را نيز بررسي كنيم تا در حد امكان جلوي اشتباهات گرفته شود.

همچنين در هر نقدي به اين نكته توجه داشته باشيد كه ديگران ممكن است مواردي را ببينند كه شما متوجه آن نبوده ايد. پس دقت كنيد كه حتي وقتي شما با انتقاد مطرح شده موافق نيستيد، فقط ممكن است نسبت به مسائلي آگاه نباشيد. مثلاً وقتي افراد شما را فردي بدخلق و غيرقابل تحمل مي دانند ولي خودتان اين مساله را نمي پذيريد، اندكي تأمل كنيد. شايد شما اين بخش از شخصيت خود را نمي بينيد و نسبت به آن آگاه نيستيد.

در هر صورت اين كه قادر باشيم انتقادهاي ديگران را شنيده و بپذيريم و اگر انتقادي سازنده و مثبت بود از آن در جهت پيشرفت خود بهره ببريم، نكته اي است كه مي تواند زندگي ما را تغيير دهد.

پس هميشه به خاطر داشته باشيم كه به كار ما و عمل ما انتقاد مي شود ونه به شخصيت ما و اين كه در ميان هر انتقادي نكات مثبتي براي ما وجود خواهد داشت كه با كمي توجه مي توانيم از آنها بهره ببريم.

 
   منبع: www.wikihow.com
نيلوفر اسعدي بيگي  
 
    روزنامه جام جم ( www.jamejamonline.ir )
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

تطبيق سخنراني با تعداد مخاطبان

شمار مخاطبان ، تأثير معني داري بر شيوه سازماندهي سخنراني شما خواهد داشت .

با گروه هاي كوچك ، فرصت هاي بسياري براي تعامل دو طرفه وجوددارد . شما مي توانيد همانطور كه پيش مي رويد ، پرسش هائي را پاسخ دهيد يا مي توانيد نظر مخاطبان را در مورد سوالات و مطالبي كه خود مطرح مي كنيد ، جويا شويد .

با گروه هاي بزرگ ارتباط تقريبا يك طرفه بوده و يك روياروئي بسيار متفاوت توسط سخنران لازم است . مهم است كه مطلب شما ، واضح ، دقيق و از لحاظ پيگيري مطلب ، آسان باشد كه در نتيجه ، علاقه مخاطبان را در حين سخنراني ، جلب نمايد .

سازوكارهاي تطبيق سخنراني با مخاطبان كم شمار :

گروهي كم تر از ۱۵ نفر به عنوان مخاطبان كم شمار ، تعريف مي شود . بيشتر ، از افراد در گروه هاي كاري خواسته مي شود كه با اين تعداد مخاطب مواجه شوند .

سخنراني براي گروه هاي كم شمار ، نياز به اجراي فنون زير دارد :

- با يكان يكان اعضاي گروه مخاطب كم شمار ، از نخستين مراحل حضور در محل سخنراني ، تماس چشمي برقرار كنيد .

- در تمام مدت ، روبروي مخاطبان باشيد . اين روش ، به جلب توجه آن ها ، كمك مي كند .

- با مخاطبان ، با طرح پرسش هاي هيجان انگيز ، تعامل كنيد .

- به مخاطبان فرصت و اجازه دهيد هريك به طور مختصر ، صحبت كنند .

سازوكارهاي تطبيق سخنراني با مخاطبان پرشمار :

گروه ۱۵ نفر و بيشتر از اين تعداد ، مخاطبان پرشمار محسوب مي شوند . مواجه شدن با اين شمار مخاطب در صورتي كه قبلا تجربه سخنراني را داشته باشيد ، راحت تر است .

سخنراني براي گروه هاي پرشمار ، نياز به اجراي فنون زير دارد :

- مطمئن شويد كه همه مخاطبان قادر به شنيدن واضح صداي شما هستند خاصه ، افراد نشسته در انتهاي محل سخنراني .

- نكته هارا به يكديگر ارتباط داده ، جمع بندي كرده و نكات مهم را مورد تأييد قرار داده و تكرار كنيد .

- به آرامي صحبت كرده و در تمام مدت ، قاطع و صريح باشيد .

- پيام خودرا گسترده ، كلي و ساده بگوئيد . فقط در صورتي كه از شما خواسته شود ، وارد جزئيات شويد .

- چنانچه سخنراني رسمي است ، از فرايندهاي رسمي درزماني كه در يك كنفرانس يا در يك همايش عمومي سالانه يك نهاد دولتي سخنراني مي كنيد ، استفاده كنيد .

- چنانچه سخنراني غيررسمي است ، از فرايندهاي غيررسمي براي ارائه مطالب ناگهاني در يك كنفرانس رسمي ، استفاده كنيد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 حديث سكوت ، گفتن و شنيدن

امام علي عليه السلام :

اِيّاكَ وَ الْكَلامُ فيما لاتَعْرِفُ طَريقَتُهُ وَ لاتَعْلَمُ حَقيقَتَهُ فَاِنَّ قَوْلَكَ يَدُلُّ عَلي عَقْلِكَ

وَ عِبارَتَكَ تُنْبِي‏ءُ عَنْ مَعْرِفَتِكَ

هرگز مباد كه در موضوعي سخن بگويي، بي آن كه راه و روش آن را فراگيري و از حقيقت آن آگاه شوي؛ چرا كه گفتارت نشانه مرتبه عقل تو است وعبارتت (= قالب و سبك سخنت) از مقدار علم

ومعرفتت خبر مي‏دهد.

مُعجَم الفاظ غُرَر الحِكَم و دُرَر الكَلِم : صفحه 995

 

مجموعه احاديث مربوط به سكوت ، گفتن و شنيدن :

http://vu.hadith.ac.ir/forum/default.aspx?g=posts&t=2318

و :

http://fann-e-bayan.blogfa.com/cat-5.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 
 چگونه در برابر انتقاد اطرافيان رفتار كنيم؟ 
 
 
 بسياري از ما وقتي انتقادي مي شنويم، حالتي تدافعي به خود گرفته و رنجيده يا عصباني مي شويم، بنابراين انتقاد را پديده اي نامطلوب مي دانيم حال آنكه اين گونه نيست.  
 
بسياري از ما وقتي انتقادي مي شنويم، حالتي تدافعي به خود گرفته و رنجيده يا عصباني مي شويم، بنابراين انتقاد را پديده اي نامطلوب مي دانيم حال آنكه اين گونه نيست. ما براي اينكه بتوانيم بين انتقاد مخرب و مفيد، تفاوت قائل شويم و همچنين قادر شويم با انتقاد كنار بياييم، بايد بتوانيم خودمان را به درستي ارزيابي كنيم. به اين معني كه ما نيازمنديم براي سنجش خود، ملاك هايي داشته باشيم؛ زيرا در غير اين صورت، انتقاد ديگران را به سادگي مي پذيريم. براي مثال، اگر همواره به شما گفته شود كه كند كار مي كنيد.

حتي اگر بدانيد سرعت كار كردن شما مناسب است، كم كم آن را باور خواهيد كرد و اگر عزت نفس كافي نداشته باشيد كه خود را به طور دقيق ارزيابي كنيد، آن گاه در مورد رفتارهاي خود، شروع به معذرت خواهي نموده يا احساس گناه مي كنيد. ما براي اينكه بتوانيم بين انتقاد مخرب و مفيد، تفاوت قائل شويم و همچنين قادر شويم با انتقاد كنار بياييم، بايد بتوانيم خودمان را به درستي ارزيابي كنيم به دليل اشباع شدن از پيام هاي انتقادي ملاك هاي سنجشي كه براي خود به كار مي بريم، بيشتر وقت ها ما را حمايت نمي كنند. ما فقط آمادگي زيادي خواهيم داشت كه باور كنيم بد هستيم. اين، يكي از دلايلي است كه برخورد با خشم را براي افراد، مشكل مي سازد، يعني اگر كسي از آنان خشمگين شود، احساس خطاكاري، سرخوردگي و صدمه مي كنند.

● چرا مردم انتقاد مي كنند؟

اينكه به چه دليل طرف مقابل، فلان حرف را مي زند يا فلان كار را انجام مي دهد، به شما كمك مي كند تا با انتقاد، كنار بياييد. ممكن است فردي از شما به خاطر مسئله اي انتقاد كند كه خودش نيز درگير آن است اما نمي خواهد آن را بپذيرد، بنابراين انتقاد، بيشتر به رفتار خود او بر مي گردد تا شما. ممكن است كسي از شما انتقاد سازنده اي كند، به اين دليل كه به شما اهميت مي دهد و مي خواهد شما رشد كنيد و يا مي خواهد با شما رابطه اي صريح و صادقانه داشته باشد. شايد هم وظيفه حرفه اي او اين گونه ايجاب مي كند. البته ممكن است مردم به دليل انتقام، از شما انتقاد كنند يا شايد بنا به دلايلي، به شما حسادت ورزند، در هر حال، شما مي توانيد به آرامي به انتقاد گوش دهيد.

● روش هاي كنارآمدن با انتقاد

براي مقابله با نجواي انتقاد در ذهن تان، بهتر است تا حدودي خودتان را تأييد كنيد. اين تأييدات بايد بر آن چه كه هستيد، مبتني باشد نه بر يكي از رفتارهاي خاص تان. با ارزش بودن، تنها به اين معني نيست كه به طرز خاصي عمل كنيد، بلكه كافي است فقط خودتان باشيد. اين انتقادها موجب مي شود كه در زمينه هاي مختلف زندگي تان، پيشرفت بيشتري كنيد؛ چرا كه نشان مي دهد به آن خوبي كه بايد باشيد، نيستيد. در اين جا نمونه اي از اين گونه تأييدات را ارائه مي كنيم: انتقاد ممكن است مفيد يا غيرمفيد، معتبر يا نامعتبر باشد. اين بستگي به ما دارد كه چه قدر بخواهيم به يك انتقاد خاص، توجه كنيم. به هر حال بسياري از ما تمايل داريم به عقايد ديگران، بيش از عقايد خودمان ارزش دهيم،به خصوص اگر عزت نفس مان پايين باشد. بايد توجه داشته باشيم كه عقايد مردم، مربوط به خودشان است و ممكن است طرح عقايدشان، بيشتر در مورد خود آن افراد، به ما اطلاعات دهد تا ما. لذا ما بايد ياد بگيريم عقايد ديگران را زياد شخصي تلقي نكنيم.

اگر خود را به شيوه منفي ارزيابي نماييد، در معرض اين خطر قرار داريد كه انتقاد ديگران را جدي تر از حد لازم، تلقي كنيد.اگر فكر مي كا و رفتارها) اشاره دارند. از راههاي ديگر جلب رضايت استفاده ازالقاب و عناوين است.

القابي چون حضرتعالي ، جنابعالي ، سركار عالي و عليه به جاي «شما»؛ كلمه رايجي كه معمولا براي خطاب شخص مقابل در جوامع مدرن مورد استفاده قرار مي گيرد و به موازات آن استفاده از كلماتي چون نوكر، چاكر، مخلص ، فدوي ، جان نثار، كوچك ، ارادتمند و... به جاي «من»؛ تنها كلمه اي كه براي خطاب اول شخص در كشورهاي مدرن استعمال مي شود و هم چنين استفاده از عناويني چون جناب رييس، آقاي مدير و دكتر و مهندس و ... و اعمالي چون تعظيم كردن، دست بوسي و پابوسي نيز در جهت همين جلب رضايت و به بيان دقيق تر از سر ترس صورت مي گيرد. اما از آنجا كه «ترس»، از قدرتمند و فرادست يك موجود هولناك و از فرودست يك موجود ضعيف و ترسو در ذهن مجسم مي كند و اين چندان مطلوب نيست، تمامي اين اعمال را تحت نام «احترام» انجام گرفته اند.

اين جابجايي باعث گرديد كه اين رفتارها و گفتارها (احترام كاذب) از حالت عمودي يعني فرودست فرادست يا سلسله مراتبي، به حالت افقي نيز تسري يابد چرا كه همگان به احترام احتياج دارند. اين جايگزيني هم چنين باعث شد كه فرادست به يك «مراد و محبوب» و فرودست به «يك مريد صادق» تغيير چهره دهند. حال نگاهي بيافكنيم به حاصل اين جابجايي يعني احترام به جاي ترس،

۱) وقتي بله قربان گويي و موافقت با عقيده افراد احترام تلقي شود، مخالفت با عقيده بي احترامي خواهد بود،

۲) هنگامي كه سكوت در مقابل ناروا احترام نام گرفت، اظهار عقيده بي احترامي تلقي مي گردد،

۳) وقتي تعريف و تمجيد احترام قلمداد شد، انتقاد بي احترامي به حساب مي آيد و عدم تحمل آن امري بسيار طبيعي به نظر مي رسد. اين معاني قراردادي باعث مي شوند ما براي ابراز احترام به تعريف و تمجيد دروغين از يكديگر بپردازيم، و در مقابلِ نقاط ضعف و يا عيوب افراد (رييس، مدير، كافرما، معلم، استاد، همكار، همسر و يا هر كس ديگر) سكوت اختيار كنيم، چرا كه در غير اينصورت كار ما توهين تلقي شده و به خشم آنها منجر مي گردد، خشم آنان انتقام بر مي انگيزاند و آرامش و گاه زندگي ما را به مخاطره مي اندازد.

۴) از طرف ديگر وقتي شهامت انتقاد رو در رو در جامعه از بين رفت ، اين انتقادها در غياب افراد مطرح مي شود. و اين همان پديده رايج و مذموم غيبت كردن است. دورويي ، تظاهر، دورنگي ، ريا و دروغ كلماتي كه ما انتساب آن ها را نسبت به خود بسيار توهين آميز تلقي مي كنيم ، چيزي نيستند جز بيان نكردن حرف هايي كه در دلمان مي گذرد، از ترس اين كه ديگران ناراحت شوند و بيان حرف هايي كه به آن ها اعتقادي نداريم در جهت خوشنود نمودن ديگران. آري همه ما را به دروغگويي متهم كردند، اما هيچكس به اين اشاره نكرد و يا متوجه اين امر نشد كه ما در اكثر موارد با دروغهايمان (و در اينجا البته نظر به همين نوع دروغگويي دارم و نه ساير انواع دروغها كه بعدا به آنها خواهم پرداخت) به يكديگر ابراز احترام مي كنيم و از دروغ شنيدن نيز بهمين دليل خوشنود مي شويم كه تصور مي كنيم مورد احترام قرار گرفته ايم.

۵) وقتي دروغ فراوان گفتيم و شنيديم اعتماد از ميان ما رخت بر مي بندد كه به قول سعدي «دروغ گفتن به ضربت لازم ماند كه اگر نيز جراحت درست شود نشان بماند. يكي را كه عادت بود راستي خطايي رود در گذارند ازو وگر نامور شد به قول دروغ دگر راست باور ندارند ازو» اين عدم اعتماد ما را مجبور مي كند كه براي باوراندن حرفهايمان به يكديگر به مبالغه روي آوريم و به اصطلاح از كاه كوه بسازيم و در بسياري از اوقات قسم پشتوانه آن كنيم قسم هايي چون به جدم، به روح پدرم، به مرگ مادرم، به دوازده امام و چهارده معصوم و ...؟ با نگاهي به زندگي هر روزه خودمان مي توانيم دريابيم كه بيشتر مكالمات روزمره ما به مبالغه آميخته است.

اصطلاحاتي چون «به مرگ بگير تا به تب راضي شود» و يا «از كاه كوه ساختن» و «يك كلاغ و چهل كلاغ» همه به نوعي به ويژگي مبالغه كردن در ميان ما اشاره دارند. خصوصيتي كه تقريباً بر تمامي وجوه زندگي ما از دوستي و مهر تا خشم و نفرتمان سايه خويش را افكنده است. مبالغه در ابراز محبت در جملاتي چون «فدايت شوم، قربانت بروم، قدم بر روي چشم ما بگذاريد و ...»، خود را نشان مي دهد در حاليكه مي دانيم كمتر كسي براستي حاضر است جان خويش را فداي ديگري نمايد. مبالغه در اظهار كوچكي در كلماتي چون: «نوكرم، چاكرم و خاك پايم» خود را نشان مي دهد و مبالغه در نفرت را در عباراتي چون «چشم ديدنت را ندارم، بروي و برنگردي، خفه شوي، به زمين گرم بخوري و بميري» مي توان مشاهده نمود، در حاليكه كمتر كسي حاضر به مرگ شخصي است كه از او كدورتي به دل دارد.

مبالغه در تهديداتمان نسبت به فرزندانمان با عباراتي چون «اگر چنين كني مي كشمت» و يا «اگر پدرت بفهمد مي كشدت» خود را مي نماياند. و مبالغه در واكنشهامان به حوادث بسيار جزيي مانند ريختن كمي آب بر روي فرش يا شكستن يك گلدان سفالي در گفتن «خدا مرگم بدهد» تجلي مي كند. و بالاخره عبارت «صدبار گفتم» را نيز زماني استفاده مي كنيم كه حرفي را بيش از يك يا دو بار به كسي زده ايم. ما آنچنان به گفتن و شنيدن اين مبالغه گويي ها عادت كرده ايم كه تا حرفها، خواسته ها و حوادث را چند ده يا چند صد برابر نكنيم اموراتمان نمي گذرد. بعنوان مثال اگر سرمان درد مي كند و مي خواهيم در خانه كمي سكوت برقرار باشد، بايد اطرافيان را متقاعد نماييم كه مغزمان از شدت درد در حال متلاشي شدن است وگرنه كسي به حرف ما توجهي نمي كند. هر چند اين ويژگيهاي اخلاقي ممكن است كم اهميت به نظر برسند اما با نگاهي به تاريخ مي توان ديد كه همين خصوصيات و عادات گاه ملتهايي را به سوي جنگ و نابودي سوق داده است.

بعنوان مثال عبارت مبالغه آميز «تمامي اسراييلي ها همراه با زنان و فرزندانشان بايستي به كانال سوئز انداخته شوند» توسط جمال عبدالناصر رهبر سياسي مصر و جدي گرفته شدن آن توسط غربيان كه خود عادت به گزافه گويي ندارند (و يا آنرا ترك كرده اند) به جنگ شش روزه و متعاقب آن صدمات جبران ناپذيري منجر گرديد كه ملت مصر بهاي بسيار گراني براي آن پرداخت. در حاليكه او احتمالاً/يقيناً بعنوان انساني شريف و مسئول تمايلي حداقل به نابودي زنان و كودكان اسراييلي نداشت.

۶) وقتي انسان مجبور شد يا در مقابل گفتار و رفتار غير عادلانه ديگران سكوت اختيار كند و يا در جهت تنازع بقاي خويش و يا در جهت احترام گذاشتن به ديگران دروغ بگويد يعني به تملق و تعريف بيهوده از آنان مشغول شود، نارضايتي و كينه در دل او بوجود مي آيد. اين نارضايتي ها ذره ذره جمع و به انبار باروتي تبديل مي شود كه اگر تخليه نشود روان فرد را پريشان مي كند و تخليه آن نيز از طريق تهمت زدن، ترور شخصيت، وارد آوردن لطمات مالي يا در شرايط حاد حذف فيزيكي خود را نشان مي دهد كه به گفته سعدي: از آن كز تو ترسد بترس اي حكيم وگر با چنو صد بر آيي به جنگ از آن مار بر پاي راعي زند كه ترسد سرش را بكوبد به سنگ نبيني كه چون گربه عاجز شود بر آرد به چنگال چشم پلنگ

۷) از طرف ديگر هنگامي كه صراحت و صداقت جايي براي بروز نيافت، رفتارهاي خاص ، سخنان دو پهلو و "به در بگو تا ديوار بشنود" و استفاده از ايما و اشاره يا طعنه و كنايه معمول مي گردد.

۸) با رواج اين اعمال، شك و توهم و بدبيني در ميان افراد بوجود مي آيد، بدين معني كه مردم در رفتارها و گفتارهاي يكديگر به دنبال معاني خاص خواهند گشت و هرعمل يا گفته اي را تفسير كرده و به خود خواهند گرفت. اين پديده نه تنها باعث مي گردد كه مقدار زيادي از توانايي هاي فكري خويش را در راه كشف مقصود و نظر ديگران بكار گيريم، بلكه بايستي بشدت مواظب گفته ها و رفتارهاي خويش باشيم كه مبادا توسط ديگران تعبير سوء شده و به آنان بر بخورد. پديده هاي بظاهر كم اهميت اما رايجي كه وقت و انرژي بسياري را از ما بصورت مستمر تلف مي كند و آرامش و سلامت روان ما را مختل مي سازد. حساسيت زيادي كه دربين ما نسبت به نحوه و چگونگي اين گفتارها و رفتارها وجود دارد، از همين امر نشأت مي گيرد. در زندگي خويش كم شاهد رنجش و كدروتهايي نبوده ايم كه به دليل گرم نبودن سلام، سرد بودن خداحافظي، بلند نشدن در موقع ورود و اظهار ارادت نكردن، عدم ذكر عناوين دكتر و مهندس و .... در بين ما بوجود نيامده باشد بدليل اينكه آنها را بي احترامي به خود تلقي كرده ايم.

در حقيقت اين رفتارها به ابزارهايي در دست ما بدل شده اند كه با آنها محبت يا نفرت، دوستي يا دشمني خود را نشان مي دهيم. واين در حالي است كه: در جوامع پيشرفته ، احترام نه از طريق دولا و راست شدن، قربان و صدقه رفتن، تعريف و تمجيدهاي افراطي، موافقت هاي تام و تمام با عقايد، دست بوسيدن، عالي جناب و مهندس و دكتر خطاب كردن، اظهار ارادت و خاكساري هاي ظاهري، و ده ها رفتار و گفتار ديگر، بلكه با تحقير نكردن يكديگر به خاطر جنس و سن و لهجه و شغل، دخالت نكردن در كار و زندگي هم، قضاوت نكردن و برچسب نزدن بر يكديگر و در يك جمله آزار نرساندن به يكديگر خود را نشان مي دهد و اين همان است كه حافظ شيراز به زيبايي و سادگي هر چه تمامتر در اين بيت گنجانيده است: مباش در پي آزار و هر چه خواهي كن كه در طريقت ما غير از اين گناهي نيست. متاسفانه بسياري از اين ويژگيهاي نابسامان اخلاقي همراه با آداب و رسوم حاصل از آنها، بنام فرهنگ در بين ما و مردمان جوامع سنتي مشابه جامعه ما، چنان پايگاه محكمي يافته است كه كمتر كسي حتي جرات زير سوال بردن آنها را پيدا مي كند. ويژگيهاي مخرب و آداب و رسوم دست و پاگيري كه نه (ديگر) ربطي به سيستم هاي حكومتي اين جوامع دارد و نه جاي پاي ابرقدرتها را در آن مي توان ديد.

تنها رواج اين تصور غلط در بين ما كه خلقيات، عادات و آداب و رسوم هر چه كه باشد حتما چيز خوبي است و بايد حفظ شود، باعث مي شود كه ما در تداوم آنها تحت نام حفظ فرهنگ تعصب به خرج دهيم و نسل پس از خود را نيز وادار به انجام آنها بنماييم. توجه هموطنان عزيزم را در اينجا به نكته اي بسيار حياتي جلب مي كنم و آن اينكه: فرهنگ مردم جوامع ناامن و نابرابري مانند جامعه ما، فرهنگي است حاصل ناامني و بيعدالتي كه با حفظ آن هيچگاه نمي توان به امنيت و عدالت اجتماعي رسيد. به بيان ديگر نمي توان با رفتارهاي ناعادلانه، هم چون مسخره كردن افراد به خاطر لهجه، قوميت، جنسيت و... عدالت برقرار كرد، و با چاپلوسي و تعريف و تمجيد بي رويه و عادتي از يكديگر، صداقت را رواج داد، و با ايجاد رعب و وحشت در ديگران از طريق واكنشهاي تند به انتقاداتشان، صراحت بيان بوجود آورد.

با توجه به اينكه زمينه ساز اقتصاد، سياست، ادبيات و روابط اجتماعي سالم بستر سالم فرهنگي است، مي توان دريافت چرا ما در هيچيك از اين زمينه ها تا كنون به رشد درخوري نرسيده ايم و بعبارتي در رده كشورهاي عقب مانده قرار داريم. به نظر مي رسد كه ما راهي نداشته باشيم جز اينكه از خواب عميق هزاران ساله خود بيدار شويم و موقتا دست از افتخار به تاريخ و فرهنگ خود برداريم و "هنر نزد ايرانيان است و بس" را بفراموشي بسپاريم و بدانيم تا زماني كه تعريف و تمجيد و قربان صدقه رفتنهاي دروغينمان را به حساب احترام به يكديگر مي گذاريم، انتقاد سازنده و بيان عقيده ي مخالف نظر خود را بر نخواهيم تابيد و فرد و جامعه اي كه انتقاد نپذيرد، كماكان در مشكلات و معضلات خود باقي خواهد ماند بدين معني كه آمدن ده ها رژيم ديگر با ايدئولوژيهاي متفاوت نيز تغيير اساسي در وضع آن ايجاد نخواهد كرد. بسياري معتقدند كه آمدن دولتي دموكرات شرط اساسي براي تغييرات بنيادين و ريشه ايست، اين حرف منطقا صحيح است اما بايد گفت اولا افراد تشكيل دهنده آن دولت بدليل اينكه از خود ما هستند داراي همان ويژگي هاي ضد دموكراتيك مي باشند و اگر بر فرض محال نيز چنين نباشند نخواهند توانست بدون همكاري همگي ما، جامعه را سامان بخشند.

چرا كه دموكراسي ماده اي نيست كه بتوان آنرا به آب شهر و يا نان مصرفي وارد كرد و يا بصورت آمپول به آحاد ملت تزريق نمود، تا با نوشيدن آن آب و يا خوردن آن نان و يا تزريق آن دارو، در طي يك شبانه روز، يك هفته و يا يك ماه، همه ما در گفتارمان صراحت پيدا كنيم، انتقادها را با روي خوش پذيرا شويم ، اشتباهاتمان را قبول و عذرخواهي كنيم ، از تعارفات و تكلفاتمان كم كنيم ، با جديت و كوشش كار كنيم ، مصالح عموم را بر مصالح و منافع خود ارجح بدانيم ، به حقوق يكديگر احترام بگذاريم، به كار يكديگر دخالت نكنيم، احساساتمان را در قضاوتهامان دخالت ندهيم، ضابطه را بر رابطه مقدم بدانيم، به يكديگر برچسب نزنيم و شايعه نسازيم و غيبت نكنيم و .. بنابراين نبايد به انتظار آمدن دولتي دموكرات نشست و به آن چندان دلخوش نمود. بلكه بايد تمرين دموكراسي را از خانه ها شروع كرد و به موازات تغيير دادن ظواهر زندگي و مدرن كردن آن ها كمي هم در پي مدرن كردن خصوصيات كهنه خويش بود.

اگر چنين كنيم اين اميد را مي توانيم داشته باشيم كه ملت ما در پنجاه ، صد يا دويست سال آينده دموكرات تر، انتقاد پذيرتر، منطقي تر، خرد ورزتر و.... بشود و طبيعتاً دولتي كه در آن زمان بر سر كار خواهد آمد چون از ميان آن ملت برخاسته با احتمال بيشتري داراي همان خصوصيات خواهد بود. اما اين كار چندان نيز ساده نيست، چرا كه ذهن ما با اين معيارها و كدها برنامه ريزي شده اند و اين ويژگيها و آداب و رسوم با تار و پود ما در طول تاريخي بس طولاني در آميخته اند. بعنوان مثال هر چند كه ما از آزادي بيان و عقيده دفاع مي كنيم، اما با كوچكترين انتقادي كه از ما مي شود بلافاصله زنگ توهين در گوش ما به صدا در مي آيد و چهره ما را بر افروخته مي كند. حتي اگر در ظاهر نيز آرامش خود را حفظ كنيم، در درون دلگير مي شويم و حق هم داريم و بهمين ترتيب اگر ما را حضرت عليه و سركار عالي و جناب دكتر خطاب كنند و به تعريف و تمجيد از ما بپردازند، هر چند كه بر بي اساس بودن آن نيز آگاهي داشته باشيم، با اين تصور كه مورد احترام قرارمان داده اند احساس رضايت مي نماييم.

شكستن اين كدهاي فرهنگي در ذهن يك ملت و رها شدن از اسارت دايره بسته اي كه در آن: "شرايط نابسامان محيطي خصوصيات ما را مي سازند و خصوصيات ما باعث حفظ و تثبيت شرايط نابسامان مي شوند"، نه تنها به تلاش فرد فرد ما بلكه به كمك تمامي متخصصين جامعه شناس و روانشناسان اجتماعي و هر كس كه راه علاج و درماني به نظرش مي رسد نياز دارد. بياييم با هم به آن چه بر ما گذشته است با ديدي دقيق تر بنگريم و براي درد بزرگي كه ما را از درون رنج مي دهد و تحليل مي برد چاره جويي كنيم.
  
   نويسنده : هادي شريفي 
 
 
   پايگاه اطلاع رساني اصلاح ( www.islahweb.org
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

دروغگو را بهتر بشناسيم 
 
 
 بيراه نيست اگر بگوييم دروغ گفتن هم استعداد خودش را مي خواهد. در اينجا با انگيزه ها، ريشه ها و ريزه كاري هاي اين پديده بيشتر آشنا مي شويم.   
 
بيراه نيست اگر بگوييم دروغ گفتن هم استعداد خودش را مي خواهد. در اينجا با انگيزه ها، ريشه ها و ريزه كاري هاي اين پديده بيشتر آشنا مي شويم. متأسفانه تا به امروز علم موفق نبوده تا مرز افكار راست و دروغ را مشخص كند يا به عبارتي شلختگي ذهن مانعي بر سر راه اين تكنولوژي است.

● چرا دروغ مي گوييم؟

جز در موارد خاص كه شخص دروغگو از رفتارش بي آنكه به دنبال كسب منفعتي باشد لذت مي برد، پيوسته براي دروغ هايمان به دنبال دلايلي قانع كننده مقابل وجدان خويش مي گرديم.

ترس از دست دادن يا ميل به دست آوردن فردي كه به او علاقه منديم، موقعيت شغلي يا اجتماعي مناسب و... مهم ترين انگيزه هاي دروغ هاي كوچك و بزرگ هستند.

روان شناسان بر اين باورند كه بيشتر دروغ هاي ما به منظور محافظت از روابط اجتماعي مان است. هنگامي كه همسرتان از شما درباره بزرگي دماغش سؤال مي كند ممكن است واكنشي كاملا صادقانه در قبال پرسش او نداشته باشيد زيرا احساس مي كنيد شايد باعث رنجش خاطر او شويد.

از سوي ديگر نبايد فراموش كرد جز در موارد استثنا و در مورد افرادي كه باتوجه به اعتقادات مذهبي قوي اي كه دارند و مبرا از خطا هستند، كسي كه ادعا مي كند در طول زندگي اش دروغ نگفته دروغگوي بزرگي است. بي ترديد همه ما از روي اجبار يا به اختيار خودمان دروغ هايي در زندگي مي گوييم اما گاهي افرادي پيدا مي شوند كه در اين زمينه افراط مي كنند. روان شناسان دانشگاه داندي اسكاتلند رفتار چنين انسان هايي را مورد مطالعه قرار داده و عللي برايشان برشمرده اند.

● پنج عامل دروغگويي

▪ بيماري دروغگويي: نداشتن درك صحيح از كار درست و غلط و نداشتن حس پشيماني پس از آزار ديگران از ويژگي هاي اصلي اين گونه بيماران است. چنين افرادي بسيار حرفه اي دروغ مي گويند و به هيچ وجه احساس بدي نسبت به عمل خود ندارند و اصولا با عذاب وجدان بيگانه اند.

▪ عادتي به نام دروغگويي: براي چنين افرادي هميشه دروغ اولين گزينه است؛ حتي اگر برايش دليلي قانع كننده وجود نداشته باشد. تجربيات و خاطرات دوران كودكي افراد دروغگو نظير زندگي در محيط فاسدي كه دروغ ضرورت ادامه حيات و زندگي نسبتاً راحت آنها بوده است باعث مي شوند آنها در هر سن و سالي هم كه باشند به طور ناخودآگاه دروغگويي را ترجيح دهند.

▪ خودشيفتگي: نارسيسيت ها دروغ مي گويند تا نزد ديگران محترم شمرده شوند و بزرگ تر از آنچه هستند جلوه كنند.

▪ بي ثباتي شخصيتي: معمولا زندگي افرادي كه چنين خصوصيتي دارند با بي بند و باري اخلاقي همراه است. آنها براي فرار از احساس گناه و شرمي كه نسبت به اعمال و مسئوليت ناپذيري خود دارند در دروغگويي افراط مي كنند.

▪ دروغ هاي نمايشي: «حالم اصلا خوب نيست، به زودي مي ميرم» و «اگر تركم كني خودم را مي كشم» از اين قبيل دروغ هاست كه غالباً براي جلب حس ترحم يا عشق و محبت اطرافيان گفته مي شود. اين دروغ ها لزوماً منعكس كننده احساسات واقعي شخص نيست.

● دروغ سنج

تشخيص فرد دروغگو از شخص راستگو جزء علايق مشترك همه ماست و به قولي «لذتي كه در گرفتن مچ شخص دروغگو هست در دروغ گفتن نيست.»

روان شناسان توصيه هايي مي كنند كه دانستن آنها مي تواند به شما كمك كند:

▪ به حركات ظاهري او توجه كنيد: تنها به يك فاكتور مثلا استرس داشتن فرد توجه نكنيد چرا كه ممكن است شخصي راست بگويد ولي هنگام صحبت كردن عصبي به نظر برسد. قبل از اينكه سؤال بپرسيد بدون آنكه جلب توجه كنيد حالات اوليه وي نظير ميزان نگراني، عصبانيت، ارتباط چشمي و پلك زدن و موقعيت دست هايش را به خاطر بسپاريد.

▪ مقايسه كنيد: كليد فهميدن اينكه شخصي دروغ مي گويد يا نه در اين است كه پس از سؤال كردنتان درست طول زمان كوتاهي كه اطلاعات در مغز طرف مقابل پردازش مي شود تا جواب شما را بدهد تغييرات رفتاري اي را كه در مرحله پيش به خاطر سپرده ايد بررسي كنيد. توجه داشته باشيد فرصت مقايسه را از دست ندهيد زيرا احتمالا پس از گذشت اين زمان طلايي فرد به تسلطي نسبي روي رفتارش خواهد رسيد.

▪ به حرف هاي او خوب گوش كنيد: گاهي اوقات توجه به حالات بدن و ريز شدن در رفتار طرف مقابل كمك شاياني به شما نمي كند. در اين گونه موارد دقت در گفته هاي شخص، بهترين راهنماست. دروغگوها معمولا بيش از حد به جزئيات بي ربط مي پردازند. آنها سعي مي كنند با اين كار ذهن مخاطبشان را از موضوع اصلي دور كنند تا دروغشان كمرنگ جلوه كند. فراموش نكنيد كه دروغگو فراموشكار است و احتمال اينكه متناقض صحبت كند بسيار زياد است.

▪ چند دقيقه مكث كنيد: براي بيشتر مردم دروغ گفتن امري سخت و استرس زاست و هيچ اتفاقي مثل سكوتي كه ميان پاسخ او و سؤال بعدي تان برقرار مي كنيد عذاب آور نيست. سعي كنيد در اين لحظات ميزان عصبانيت و نگراني اش را بسنجيد.

▪ بحث را عوض كنيد: بي ترديد شيرين ترين زمان براي دروغگو لحظه اي است كه احساس كند دروغ به پايان رسيده و در كارش موفق بوده است. تغيير بحث توسط شما احتمالا لبخندي بر لبان دروغگو مي نشاند. در اين هنگام بازگشت به مبحث قبلي مانند ضربه پاياني يك بوكسور براي ناك اوت كردن حريفش است و با خشم مضاعف او همراه خواهد بود.
 
   ابوالقاسم رجب 
 
 
   روزنامه كيهان ( www.kayhannews.ir
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

روش هاي سخنراني ديني (3)

بيان شد كه امر تبليغ؛ يعني گزينش بخشي از معارف ديني كه متناسب با نياز مخاطب باشد و بيان آن به گونه‌اي كه متناسب با تأثيرپذيري و درك مخاطب باشد و براي اين‌كه مخاطب انگيزة عمل پيدا كند بايد ايمان ـ به عنوان مادر انگيزه‌ها ـ در او تقويت شود.

گاهي براييران است.
3- سخنراني به خوبي سازماندهي شده و شامل مقدمه و نتيجه گيري است.
4- سرعت بيان و ارائه سخنراني براي فراگيران مناسب است.
5- فراگيران در يك محيط راحت بوده و سخنراني به خوبي مي تواند به وسيله فراگيران ديده و شنيده شود.
6- سخنراني متناسب با نيازهاي فراگيران تنظيم شده است.
7- به طول مكرر سئوالاتي از فراگيران پرسيده مي شود تا ميزان درك آنها توسط سخنران چك شود.
 
منابع
1- مباني و كاربرد تكنولوژي آموزشي و ارتقاي سلامت. دكتر رضا قاسمي برقي دكتر محمد پوراسلامي و همكاران، انتشارات بحرالعلوم، قزوين 1381.
2- آموزش سلامت. جلد اول. دكتر ناصر محمدي، دكتر شهرام رفيعي فر و همكاران، انتشارات مهرراوش، تهران، 1384.
3- روش هاي نوين در آموزش پزشكي و علوم وابسته. ديويد نيوبل و روبرت كانن، مترجم دكتر سيد محسن محمودي. انتشارات علمي و فرهنگي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 1376.
4- Teaching and Learning Method, Galbraith. M.W (2003) – Adult Learning Method, (Ed) Malabar, Eia: Krieger
سايت علوم مديرت ايران

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

سخنراني  Lecture

دكتر مريم حسيني ابريشمي – كارشناس برنامه ريزي آموزش مداوم

ساده ترين، قديمي ترين و متداول ترين شيوه آموزشي مورد استفاده مي باشد. براي آموزشي نمودن يك سخنراني لازم است آن را با ساير روش ها و با استفاده از مواد و وسايل كمك آموزشي و ... تلفيق نمود.

مزاياي سخنراني:

1-     برنامه ريزي جهت برگزاري سخنراني آسان و هزينه آن نسبت به ساير روش ها اندك مي باشد.

2-     مي توان فراگيران را دور هم جمع نمود و روي يك موضوع يا نكته متمركز شد.

3-     مي توان مقدار زيادي از مواد و مطالب آموزشي را در مدت كوتاهي ارايه نمود.

4-     مي توان به آساني برنامه زمانبندي شده يا زمان صرف شده روي موضوعات را كنترل كرد.

5-     يك روش آشنا براي فراگيران است و با آن راحت خواهند بود.

6-     مي توان اين روش را براي گروه هاي بزرگ تا جايي كه سخنران ديده و صدايش شنيده شود، استفاده كرد.

7-     مي توان از اين روش هنگامي كه امكانات فيزيكي محدود است، استفاده نمود.

 محدوديت هاي سخنراني

1-     فراگيران اغلب غيرفعال هستند.

2-     تسلط به سخنراني اثربخش مشكل است.

3-     اگر از سخنراني به مدت خيلي طولاني بدون مشاركت فراگيران استفاده شود آموزش خسته كننده و كسالت آور مي شود.

4-     سخنراني براي آموختن موضوعات عملي از قبيل كسب مهارت ها مناسب نيست.

5-     هنگام ارايه سخنراني، مشكل است قضاوت نمود كه فراگيران در حال آموختن و يادگيري هستند.

6-     بيشترين فراگيري و به خاطر سپاري فراگيران زماني است كه به طور فعال در فرآيند آموختن درگير هستند.

7-     به مهارت هاي كلامي كافي نياز دارد.

8-     ارتباط يك طرفه است.

 سازماندهي خوب در تدارك يك سخنراني مستلزم توجه به بسياري از جزئيات است:

1-     شرايط، مشخصات، نيازها و علائق گروه را دريابيد.

2-     اطلاعات جديد و صحيح را تهيه و ارائه نماييد.

3-     آنچه را كه مي خواهيد بگوييد، يادداشت كنيد. ليستي از نكات معدود و مهم سخنراني خود را تهيه نماييد.

4-     از مواد و وسايل كمك آموزشي بصري در سخنراني خود استفاده نماييد.

5-     تمام صحبت هايتان را طبق برنامه سخنراني خود تمرين نماييد.

6-   نتايج پژوهش هاي موردي را كه در زمينه موضوع سخنراني شما انجام شده است بازگو كنيد. اين امر صحبت هاي شما را مدلل و مستند خواهد نمود.

7-     استوار و مصمم بوده و از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشيد.

8-     شكيبا بوده و بر هيجان خود غلبه كنيد.

9-     در حاليكه اختيارحاضران و قدرت جلسه در دست شماست خود را برتر از ديگران نشماريد.

10- به موضوع احاطه داشته باشيد، زيرا بدون احاطه كامل بر موضوع، سخن گفتن ارزش لازم را نخواهد داشت.

11- حاضرالذهن و سريع الانتقال باشيد و سعي كنيد هرگز غفلت و فراموشي بر شما مستولي نشود.

12- به موضوع سخنراني توجه كامل داشته و فقط درباره آن صحبت نماييد.

13- تقدم و تأخر مطالبي را كه قصد بيان آنها را داريد، بخاطر بسپاريد.

14- تمام توجهات خود را روي شنوندگان متمركز نموده و ميزان علاقمندي آنان را به موضوع سخنراني افزايش دهيد.

15- در موقع سخنراني به سئوالات حضار، با صبر و حوصله كافي گوش فرا دهيد.

16- اعتماد به نفس و جرأت كامل براي سخن گفتن داشته باشيد، كه اين اعتماد بر اثر تمرين، علاقه و جديت در كار حاصل مي گردد.

17- ميل به سخنراني و خوب حرف زدن داشته باشيد.

18- سخنراني خود را خوب تهيه و تنظيم نماييد و مطالب سخنراني واضح و روشن باشد.

19- هميشه مطالب كافي براي سخنراني ذخيره داشته باشيد.

20- شنوندگان را واقعاً دوست داشته باشيد و احترام لازم را براي آنها قائل شويد.

21- با ميل و هيجان صحبت نموده و از ته قلب جملات را ادا كنيد.

22- مطالبي را بيان كنيد كه براي شنوندگان قابل فهم باشد.

23- سكوت فراگيران دليل بر موافقت و يا فهميدن مطالبي كه مي گوييد نيست و تأييد مطالب سخنراني توسط افراد معدودي از گروه نشانه درك كامل مطالب از جانب همه افراد گروه تلقي نمي شود. به وسيله پرسش و پاسخ و با استفاده از روش هاي مختلف ارزشيابي جلسات آموزش، از درك مطالب گفته شده مطمئن شويد.

آماده سازي سخنراني

á هدف يا اهداف سخنراني را بنويسيد.

á محتوا را تعيين كنيد. اين كار را با يادداشت كردن مطالب مهمي كه حول هدف سخنراني به ذهنتان مي رسد، شروع كنيد. وقتي ايده هاي اصلي مشخص شدند، نكات بعدي را كه از آنها منشعب مي شوند، با فكر كردن دقيق تر پيدا خواهيد كرد.

مثال هايي روشن براي نكات كليدي كه به ذهن شما راه خواهند يافت يادداشت كنيد.

-تذكر: در اين مرحله توجه خود را به نظمي كه نهايتاً مي خواهيد در سخنراني وجود داشته باشد، معطوف نسازيد.

   á برنامه را به مرحله نهايي برسانيد. محتواي خام برنامه را بايد به يك ساختار خطي كه داراي توالي منطقي باشد، تبديل كنيد.

 ارائه سخنراني

قبل از تحقق هر گونه يادگيري، لازم است فراگيران را هوشيار سازيد و به سخنراني خود چنان ساختاري بدهيد كه اين سطح از هوشياري محفوظ بماند. جهت برانگيختن علاقه مي توان از يك لطيفه، نمايش كوتاه و ... استفاده نمود.

- تذكر: بايد توجه فراگيران را به موضوع سخنراني معطوف نمود و نبايد اين توجه را به شخصيت سخنران جلب كرد.

 áشروع سخنراني

ساده ترين راه براي شروع سخنراني اين است كه هدف سخنراني و چگونگي سازماندهي آن شرح داده شود. مي توان سخنراني را با چندين سئوال بجا آغاز نمود.

- تذكر: مراقب باشيد كه اين سئوالات با رفتاري تهديد آميز توام نگردد. اگر نقايصي در معلومات فراگيران پيدا كرديد، لازم است دراصلاح آنها بكوشيد و نبايد بدون توجه به نقايص آنها، به ايراد سخنراني از پيش تعيين شده خود بپردازيد.

 á تغيير دادن شيوه

نبايد شروع زمان تنفس يا شروع تغيير بارز در شيوه ياددهي، بيش از 20 دقيقه از آغاز سخنراني به طول انجامد. راه هاي تغيير شيوه شامل: سئوال كردن، ايجاد بحث در بين فراگيران، نمايش يك فيلم يا نوار ويدئويي مي باشد.

á روش هاي مورد استفاده جهت تقويت سخنراني

- تغيير در روش ارائه گفتار: تغيير در لحن يا صوت و يا سرعت گفتار از ساده ترين روش هاست. سكوت، انجام حركاتي مانند دور شدن از محل سخنراني و آمدن در ميان فراگيران نيز نمونه ديگري از اين روش هاست.

- مشاركت فعال: قويترين راه افزايش يادگيري است.

1.      سئوال كردن: ساده ترين شكل تأثير متقابل است. سئوال بايد واضح، هدفدار و مختصر باشد. ايجاد تفكر نمايد. راهنمايي ناخواسته نداشته و با زمان پاسخگويي كافي و متناسب با سطح درك فراگيران و برحسب حيطه هاي يادگيري طرح شود.

تذكر: بهتر است وضعيتي ايجاد شود كه تمام فراگيران به پاسخ دادن بپردازند.

2.      فعاليت در گروه هاي كوچك: به عنوان يك روش قوي ياددهي بايد مدنظر داشت. مي توان فراگيران را به گروه هاي كوچك تقسيم كرد و در صورت لزوم صندلي ها را به نحو مناسبي چيد. از اين گروه هاي كوچك (گروه هاي همهمه) خواسته مي شود تا در مورد مطلبي به بحث بپردازند. سپس برخي يا تمامي گروه ها نتيجه بحث خود را ارائه مي نمايد.

3.      بارش افكار -  طوفان فكري: اين روش خصوصاً در ابتداي سخنراني براي جلب توجه فراگيران بسيار مفيد مي باشد. در اين روش سئوال يا مسأله اي براي فراگيران مطرح شده و از آنها خواسته مي شود تا نظرات و راه حل هاي خود را در اين زمينه عنوان كنند. سپس نظرات بدون هيچ انتقادي بر روي تخته يا طلق شفاف نوشته مي شود سپس بر اساس اين نظرات بحث آغاز مي گردد.

4.      بحث نفر به نفر: فراگيران به گروه هاي دو نفره تقسيم شده و سئوال يا مسأله اي مطرح مي شود.

ابتدا نفر اول نظرات خود را گفته سپس نفر مقابل عقايد خود را ابراز مي كند و سپس نتيجه بحث به اطلاع سخنران
مي رسد.

زمان سخنراني (تاريخ برگزاري)

زمان سخنراني از نظر عدم تداخل با ساير وقايع جامعه و يا ساير وظايف گروه، هماهنگي با سخنرانان، فرصت تهيه موضوع سخنراني و ... مناسب باشد.
 
مكان سخنراني

مكان سخنراني بايد از نظر وسعت و ظرفيت، سرما و گرما، ديدن سخنران، شنيدن صداي سخنران، رعايت نكات بهداشتي نزديكي به محل اقامت گروه، نور، بهداشت محيط و وضعيت صندلي ها مناسب باشد.
 
مدت سخنراني

مدت هر سخنراني بايد مناسب باشد تا فراگيران در سطح هوشياري مناسبي باقي بمانند كل صحبت با احتساب نمايش مواد و وسايل كمك آموزشي بصري مي بايست حداكثر 20 دقيقه باشد و حداكثر 25-20 دقيقه نيز به پرسش و پاسخ اختصاص يابد. در موارد خاص اين ميزان مي تواند حداكثر 2 برابر شود.
 
ويژگي هاي سخنراني با كيفيت بالا و اثر بخش

1-     اهداف سخنراني به خوبي توسط فراگيران فهميده و درك شده است.

2-     عنوان و محتواي سخنراني مرتبط و وابسته به دانش قبلي فراگيران است.

3-     سخنراني به خوبي سازماندهي شده و شامل مقدمه و نتيجه گيري است.

4-     سرعت بيان و ارائه سخنراني براي فراگيران مناسب است.

5-     فراگيران در يك محيط راحت بوده و سخنراني به خوبي مي تواند به وسيله فراگيران ديده و شنيده شود.

6-     سخنراني متناسب با نيازهاي فراگيران تنظيم شده است.

7-     به طول مكرر سئوالاتي از فراگيران پرسيده مي شود تا ميزان درك آنها توسط سخنران چك شود.
 
  منابع

1-     مباني و كاربرد تكنولوژي آموزشي و ارتقاي سلامت. دكتر رضا قاسمي برقي دكتر محمد پوراسلامي و همكاران، انتشارات بحرالعلوم، قزوين 1381.

2-     آموزش سلامت. جلد اول. دكتر ناصر محمدي، دكتر شهرام رفيعي فر و همكاران، انتشارات مهرراوش، تهران، 1384.

3-     روش هاي نوين در آموزش پزشكي و علوم وابسته. ديويد نيوبل و روبرت كانن، مترجم دكتر سيد محسن محمودي. انتشارات علمي و فرهنگي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 1376.

4- Teaching and Learning Method, Galbraith. M.W (2003) – Adult Learning Method, (Ed) Malabar, Eia: Krieger

منبع :

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

نحوه ايراد يك سخنراني قانع كننده

از آنجايي كه شما اين متن را براي مطالعه انتخاب نموده ايد، بديهي است كه تا حدي از مزاياي يك سخنراني مجاب كننده با اطلاع هستيد. هدف هر سخنران اين است كه سايرين را قانع كند تا در مسير دلخواه او قدم بردارند.

اين امر نه تنها به عنوان جزئي لاينفك براي افرادي كه مطالب انگيزشي بيان مي كنند، مسئول تامين سرمايه بوده، و يا مدير فروش هستند محسوب مي شود، بلكه براي كسانيكه مسئول تفسير پروژه، شرح بودجه، و يا گزارش هاي فني هستند نيز لازم است. به هر حال حتي براي موارد پيش پا افتاده كه شايد به نظر ما، ارتباط كلامي در آن نقش مهمي را بازي نكند، باز هم ايراد يك نطق فصيح در بالابردن درجه اعتبار، توانايي، و پذيرش گوينده از سوي مخاطبين موثر خواهد بود.

سخنراني

**به اين دليل صحبت مي كنيم كه
بر روي مخاطبانمان تاثير بگذاريم**
چه تكنيكي مي تواند به ما كمك كند تا به يك چنين هدفي دست پيدا كنيم؟
خوشبختانه گستره ي وسيعي از فنون سخنراني پيرامون متقاعد كردن سايرين پيش روي ما قرار دارد. مايليم تا شما را به مطالعه ي متن ذيل دعوت كنيم.

 
*تكنيك هاي ساختاري

رئوس مطالب و شكل كلي نطق
خود را از روزمرگي ها جدا سازيد. فن بيان خود را تغيير بدهيد و شيوه اي را انتخاب كنيد كه كالا و يا خدماتتان به واسطه ي آن "به فروش " برسد. سعي كنيد يك داستان جالب تعريف كنيد، در مورد بايد ها و نبايد ها صحبت كنيد، ليستي از جملات تاكيدي مثبت تهيه كنيد. آگاه باشيد كه مخاطب شما با چه چيزي بهتر ارتباط برقرار مي كند.


آنها را با منطق راهنمايي و هدايت كنيد
منظور خود را پله به پله بيان كنيد تا طرف مقابل به طور كامل متوجه عناوين مختلف بشود. مواردي كه مي خواهيد به آنها اشاره كنيد را مي توانيد به شكل هاي متعددي سازماندهي نماييد؛ به عنوان مثال از فرمت قديمي 1و 2 و 3 گرفته تا رويكردهاي زمانبندي شده و يا رويكرد علت و معلولي. در اينجا مسئله اي كه داراي اهميت بالايي مي باشد اين است كه پي در پي توجه شنونده را به خودتان جلب كنيد و ببينيد با شما همراه است يا خير.


*عناصر معتبر كننده

مقامات بالا و اولياي امور
نقل قول كردن از مقامات شناخته شده در زمينه مبحث مورد نظر، نشان مي دهد كه شما هم تكاليفتان رابه خوبي انجام داده ايد و هم برروي بحثي كه مطرح كرده ايد اجحاف كامل داريد.
منابع و ماخذ اطلاعاتي خود را مرتب و منظم سازماندهي نماييد.
هيچ گاه نبايد مخاطبين را پيرامون صحت و سقم مطالب خود در شك و ترديد رها كنيد. آنها بايد بدانند كه اطلاعات خود را از كجا بدست آورده ايد. منبع اطلاعاتي بايد موثق باشد تا بتوانيد آنرا در اختيار مخاطبين قرار دهيد.


تجربه شخصي
در حين سخنراني ديگران بايد به چشم يك فرد با نفوذ و مقتدر كه احاطه ي كامل به مطالب دارد به شما نگاه كنند. تجربه هاي فردي شما يكي از معيارهاي بنياديني است كه شما را در چشم شنوندگان خوش مي درخشاند. مطمئن شويد كه ليستي از تجربيات فردي خود را در مقدمه عنوان كرده باشيد؛ در عين حال بخشي از آنها را به صورت نامحسوس در لا به لاي جمله هايتان بگنجانيد. به عنوان مثال: "در طول 15 سال سابقه اي كه من در اين حرفه كسب كرده ام....." و يا " هر 1000 مرتبه اي كه ما پروژه هاي اينچنيني را اجرا كرده ايم....". عباراتي از اين دست ستون هاي بيشتري را به ساختمان اعتبار شما اضافه مي كنند.


مرجع صدور درخواست سخنراني
از جمله نكاتي كه مخاطبان براي آن ارزش زيادي قائل هستند اين است كه "گوينده كيست". آنها در ذهن خود همواره با اين سوال روبرو هستند: "شما چه كسي هستيد كه فلان چيز را معرفي مي كنيد؟"
شما بايد در ابتداي سخنراني عنوان كنيد كه درخواست ايراد سخنراني از سوي چه كسي بوده است. ممكن است علت سخنراني متفاوت باشد: شما يك پروژه را انجام مي دهيد و در حال گزارش دادن در مورد آن هستيد، يك تجربه ي مشترك در اين زمنيه داشته ايد، از سوي شخص مهمي كه در گروه آنهاست به اين سخنراني دعوت شده ايد، در مورد اين مطلب بنا به درخواست هيئت مديره تحقيق كرده ايد و ... به هر حال دليلش هر چه كه هست در ابتدا بايد به آن اشاره كنيد. حتي مي تواند به سادگي جمله اي به اين شرح باشد: "شما در ملاقات آخر از من خواستيد كه..."


اخص بودن
كداميك از دو گزينه ي زير براي شما از اهميت بيشتري برخوردار است؟ "زمين از بين خواهد رفت" و يا "يك شهاب سنگ ماه آينده با زمين برخورد خواهد كرد"
به كداميك از اين دو راحت تر كمك مالي خواهيد كرد؟ "بچه هاي فقيري كه در آنسوي مرزها هستند" يا " زينب 4 ساله اي كه آشغال ها را زير و رو مي كند تا غذايي براي خود پيدا كند". شنونده ها نياز به آيتم هاي ملموس و عيني دارند تا بتوانند راحت تر با آن ارتباط برقرار كنند. شما مي بايست مانند يك نقاش حرف هاي خود را برايشان به تصوير بكشيد.
 
  *شروع و خاتمه

شروع
به آنها بگوييد كه چرا بايد گوش بدهند... چرا الان در مقابل آنها قرار گرفته ايد و در مورد اين مطلب صحبت مي كنيد؟


خاتمه: نه رها سازي
صحبت هاي خود را با يك نتيجه گيري تمام و كمال به پايان برسانيد و بعد از شنوندگان بخواهيد تا واكنش و يا پاسخ خود را مطرح نمايند؛ به عنوان مثال: " حالا كه شما از اين مشكلات با خبر شديد، آيا مي توانيم روي كمك شما در اين پروژه حساب كنيم؟"


لغات، عبارات و جمله ها
بررسي هاي متعدد حاوي اين مطلب هستند كه يك سخنگوي زبده همواره كلام خود را محكم، قاطعانه، قابل درك، شفاف و مشروح به گوش مخاطبان مي رساند. با صداي رسا جملات را بيان كنيد و فاكتور شفاف سازي را از ذهن دور نكنيد. به عنوان مثال براي عنوان كردن يك مشكل بهتر است از عبارت "ما به مشكل برخورد كرديم" استفاده كنيد تا اينكه بگوييد: "اين نكته نظر ما را به خود جلب كرده است كه مشكلي وجود دارد".

جامعيت
از عباراتي نظير تيم ما، كار كردن با آنها، همه ما، با هم، و كلماتي از اين قبيل استفاده كنيد.
 
سخنراني

از لغات پربار استفاده نماييد
تحقيقات حاكي از اين امر هستند كه مردم نسبت به لحن برخي از لغات واكنش هاي مثبت از خود بروز مي دهند. برخي از اين واژگان به شرح زير مي باشند: "مترقي" "طبيعي" "خالص" "تست شده" و "توصيه شده". به طور كلي مي توان گفت هر واژه اي كه ميزان اعتبار كلام شما را بالاتر ببرد، چه براي مصرف كننده و چه براي شنونده ارزش بالايي پيدا مي كند. حتماً مطالب خود را ويرايش كرده و چند نمونه از اين كلمات را در آنها بگنجانيد.
جملاتي كه قانع مي كنند نه اينكه گيج كنند

نوسان حالت و خلق و خو
هر بند از مفاهيم را با حالت خودش عجين كنيد. اگر در مورد يك مسئله تراژديك و غمناك با پوزخند و تمسخر صحبت كنيد، مخاطب به شما مشكوك مي شود. همچنين اگر بگوييد كه مثلاً پروژه اي را با نهايت اشتياق و انرژي قبول مي كنيد اما چهره اي سست و مايوس به خود گرفته باشيد، طرف مقابل احساس خوبي نسبت به شما پيدا نخواهد كرد.
 
منبع :

http://emodiran.com/downloads/view/2240


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۴:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

اصول و آداب سخنراني


هدف
سخنران بايد از سخن گفتن هدفي داشته باشد و بخواهد از آن منظوري حاصل كند. سخنراني كه در سخن پردازي خود هدف مشخصي را دنبال نمي كند مانند آدم كوري است كه در چهار راهي سرگردان باشد.
 
آغاز سخن
آغاز يا شروع سخن بايد جذاب باشد تا در همان لحظات اول روح شنونده تسخير شود. هر سخنران بايد سعي كند كه شروع صحبتش خوب باشد ، اگر سخنراني با جمله هاي كوتاه و پرمعني يا با يك بيت شعر آغاز شود ، اثرش غيرقابل انكار است.
قبل از اينكه صحبت كنيد بايد توجه و پذيرش شنونده را به دست بياوريد. چند دقيقه اول اثر مهمي بر روي نتيجه پاياني خواهد داشت. بدين ترتيب شروع سخنراني با خنده ارتباط با شنونده را توسعه مي دهد و آنها را آرام مي كند.
 
تماس چشمي
به عنوان قسمتي از فن گفت و شنود ، تماس چشمي داشتن با يك گروه از افراد مهم مي باشد زيرا به شنونده شما كمك مي كند تا گوش دادن به صحبت هاي شما برايش آسان شود.
 
لبخند
خنده نشانه شادماني و سرور است. سخنراني كه با لبخندي طبيعي در پشت تريبون قرار مي گيرد موفقيتش حتمي است.
 
سكوت
استفاده كردن از سكوت هاي كوتاه و بجا بزرگترين هنر سخنران است ، سخنران خوب تنها كسي نيست كه متوالياً سخن بگويد بلكه آن است كه گاهي عاقلانه و ماهرانه در مواقع حساس لحظه اي سكوت كند تا بدين طريق بر جذابيت سخن خود بيفزايد.
 

يادداشت
در سخنراني بايد تمام نكات آن قبلاً با دقت تنظيم شود و بدون مطالعه قبلي نبايد سخنراني كرد. عمل تهيه گفتار بايد تا آغاز سخنراني ادامه يابد ، چندين بار خوانده شود ، رئوس مطالب آن يادداشت و از بين آنها نكات برجسته را نگاه داشت و بقيه را حذف كرد.
 
انتقاد
هر سخنران بايد بداند كه مردم و شنوندگان درباره سخنراني او اظهار نظر و انتقاد خواهند كرد و معمولاً محاسن را نخواهند ديد و بيشتر به دنبال معايب مي گردند بنابراين سخنران بايد آن قدرها ظرفيت و مقاومت داشته باشد كه از اين بابت ناراحت نگردد و برعكس سعي كند اولاً كمتر به دست بدگويان سوژه بدهد ، ثانياً اين انتقادها را براي بهتر شدن صميمانه بپذيرد
 
وضعيت سخنراني
بهترين وضعيت قرار گرفتن براي سخنراني ايستاده است كه در اين حالت مواردي وجود دارد كه از اهميت زيادي برخوردار است:
 
قدم زدن
بعضي افراد به خاطر فشار عصبي عادت دارند كه زياد قدم بزنند ، آنها طول سكو را دائم راه مي روند. در اين حالت ، چشمان شنوندگان ، سخنران را از طرفي به طرف ديگر دنبال مي كنند و اين مي تواند حواس پرتي فوق العاده اي را براي آنها فراهم نمايد و اين حركت جنبشي عاقبت مي تواند سبب گردد كه شنونده به يك سستي و خواب آلودگي دچار شود.
بديهي است حركت در حين سخنراني خوب است اما فقط بايد به صورت يك قدم و در نقطه اصلي سخنراني شما باشد.
 
ميز عادي يا ميز مخصوص سخنراني
پشت ميز بودن تنها در چند دقيقه اول ، قابل قبول است . پس تلاش كنيد به تدريج همانطور كه سخنرانيتيان پيش مي رود ، از پشت ميز تغيير مكان دهيد.

حركات دست
بعضي از سخنرانان به ويژه در آغاز سخنرانيشان در مي يابند كه دچار حالت عصبي مي شوند ، آنها با دست هايشان حركات غير قابل كنترل زيادي را انجام مي دهند . گاهي اوقات دستهايشان را در پشت بدن و يا در جلوي بدن قرار مي دهند، گاهي آنها را داخل جيب شلوار مي گذارند و كاهي با سكه ها يا كليدهاي موجود خود بازي مي كنند يا با دست بينيشان را پاك مي كنند يا با خودكار بازي مي كنند.
تمام اين موارد اختلالاتي است كه يك سخنران مي تواند آنها را در كنترل خود داشته باشد . جهت مقابله با اين اختلالات مهم است كه دست ها ديده شوند و بايد هميشه در جلوي بدن باشند ، همچنين حركات مناسب دست مي تواند ارزش آنچه كه گفته مي شود را افزون كند.
 
بايد ها و نبايد ها
دست ها بايد هميشه باز نگه داشته شوند ، اگرچه گاهي يك مشت گره شده مي تواند براي تأكيد بر قوت يك نكته استفاده شود ، ولي انگشتان يا دست هايي كه باز هستند يك فرد صريح تر را نشان مي دهد.
كف دستانتان نبايد با انگشتاني رو به بالا به طرف شنوندگان باشد زيرا اين عمل بر عدم قبول اشاره دارد.
انگشت اشاره كه به طرف شنوندگان تكان مي خورد اشاره به اين دارد كه شما آنها را ساكت مي كنيد .
يك حركت دوراني اتفاقي با دستهايتان مي تواند زماني كه با جمله اي اين چنيني تركيب شود خيلي مؤثر باشد «بگذايد شروع كنيم» و «بگذاريد در مورد اين نكته توافق كنيم»
حركات دست بايد طبيعي باشد بنابراين اگر شما نمي توانيد دست هاي خود را به درستي تكان دهيد فقط دست هايتان را در مقابل خود قرار دهيد .
 
ارائه
ما همه از تجربه گوش كردن به يك سخنراني با متن عالي ولي ارائه خسته كننده اي كه قادر نبوده حق مطلب را ادا كند ناراحت شده ايم . مواردي كه سخنران با حالت يكنواخت و يا حالت تندي صحبت مي كند بنابراين براي جلوگيري از اين مورد صدايتان را تغيير دهيد . گاهي بلند صحبت كنيد و گاهي آرام .
بر روي لغات و عبارت مشخص و مهم تأكيد نماييد ، گاهي اوقات ابتدا تند و سپس آهسته تر صحبت كنيد زيرا صداي شما و تأكيدي كه بر روي لغات معين انجام مي دهيد مي تواند متن آماده شما را با روح نمايد .
 
 
رسيدگي كردن به فشار عصبي
شما براي اينكه سخنران مؤثري باشيد ابتدا بايد ترس ها ، نگراني ها و هيجان هاي خود را درك كنيد و سپس بر سيستم عصبي خودغلبه نماييد.
بارها هنرپيشه ها را ديده ايد كه وقتي خبرنگار از آنها مصاحبه مي كند اعتراف مي كنند كه دچار استرس و فشار عصبي شده اند كه اين به خاطر ترشح هورمون آدرنالين در بدن است كه باعث مي شود ناراحتي هاي ناشي از فشار عصبي در بدن شود.
 
روش هاي غلبه بر فشار عصبي
كشيدن يك يا دو نفس عميق قبل از برخاستن يا به جلو برخاستن براي سخنراني .
همچنين انجام چند حركت ورزشي كمك مي كند كه هورمون ادرنالين در بدن حركت كند و اكسيژن را به خون برساند .
همچنين اگر مي لرزيد دستهايتان را به هم بچسبانيد و يا ميز كنفرانس را بگيريد .
و مهمتر از همه تهيه برنامه و آمادگي موضوعات است .
هيچ وقت از فشار عصبي نترسيد . اكثر افراد هنگام سخنراني در مي يابند كه صدا و دست و پاهايشان مي لرزد ولي در اغلب اوقات شنونده متوجه آن نمي شود .
 
اجتناب از عادات نامناسب :
- اهميت به خود
يكي از روش هايي كه باعث از دست دادن شنونده مي شود اهميت دادن به خودتان است براي مثال :
خانم ها و آقايان : نكته اي را دوست دارم به شما بگويم ، من تجربه 20 ساله داشته ام و برنامه هاي بي شماري در راديو اجرا كرده ام .
تعريف و تمجيد از خود ممكن است شخص را اغراق آميز جلوه دهد .
-عذر خواهي كردن :
نبايد سخنراني را با عذرخواهي شروع كرد ، مثلاً متأسفم من دير كردم يا متأسفم من آماده نيستم يا متأسفم كه وقتتان را مي گيرم .
فوراً عذرخواهي كردن هم سخنران و هم مطلب او را بي ارزش مي كند ، بهترين حالت اين است كه توسط فردي كه سخنران را دعوت مي كند انجام پذيرد .
ساده صحبت نكردن و سخن بي مفهوم (غير روزمره)
هميشه سعي كنيد متن سخنراني را طوري آماده كنيد كه شنوندگان قادر به درك مطالب آن باشند و از به كار بردن كلمات و عباراتي كه براي آنها ناآشنا است arget="_blank">۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴<"_blank">۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ تير ۱۳۹۶

پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.