مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4324
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 12
همه : 4259860
 

ويژگي هاي يك مجري خوب

شناخت از مردم، هوشمندي، قدرت تجسم، قريحه طنز، درك و پردازش مسائل فرهنگي اجتماعي، توانايي كار گروهي و شفقت و همدردي با مردم، صداي خوب و داشتن يك چهره مناسب‌‌ مؤلفه‌هاي قطعي يك مجري را شكل مي‌دهند. اما چند درصد مجريان حال حاضر تلويزيون اين ويژگي ها را دارند؟! تنها هشت درصد.
اين ها صحبت هاي "فرزاد جمشيدي" مدرس و مجري برنامه هاي معارفي در صدا وسيماست. وي در اين باره مي گويد: «در سراسر دنيا تقسيم بندي هايي براي مجريان قائل هستند اما متاسفانه ما به آن تقسيم بندي توجه نمي كنيم. يك مجري خوب بايد داراي پوشش مناسب، رسمي و همه گير، چهره مناسب، اطلاعات عمومي، مسلط به قلمرو واژگاني، هنرشناس، الگو براي مردم و ترس مقدس باشد. زماني كه اين ها در كشور ما رعايت نمي شود، بسيار اتفاق مي افتد كه يك مجري در برنامه هاي مختلف دست به كار اجرا مي زند و در قالب هاي متعددي ظاهر مي شود، حال آنكه يك مجري بايد ژانربندي شود و هر كس بنا به تخصصي كه دارد در يك برنامه خاص به كار گرفته شود.»
وي مي افزايد:«در بين 168 مجري كه در صدا وسيما مشغول فعاليت هستند، تقريبا مي توان گفت براي هيچ كدام از آنها برنامه خاصي از لحاظ آموزش علمي و تخصصي تدارك ديده نشده است. مجريان يا تصادفي وارد اين عرصه مي شوند يا برطبق ارتباط هاي فاميلي براي اجراي يك برنامه انتخاب مي شوند وهيچ برنامه اي براي آموزش اين افراد از لحاظ علمي در سازمان صدا وسيما تاكنون تدارك ديده نشده است.»
اين مدرس اجرا در تلويزيون زاويه ارتباطي مجريان با مردم را ضعيف مي داند و مي گويد:«مجري بايد رويكردهاي ارتباطي، هنجاري و زيبايي شناسي داشته باشد، اين موضوع از سال 1959 در تمام دنيا مورد توجه قرار گرفته است اما متاسفانه هيچ كدام از مجريان ما با اين مقوله ها موافق نيستند. بيشتر مجريان ما با مطالعه قهر مطلق كرده اند و قلمرو واژگاني آنها نيز ار پنجاه كلمه تجاوز نمي كند. با اين حساب در صدا وسيما ما مقوله اي به نام مجري نداريم.»
«امير حسين مدرس» مجري است كه حدود 11 سال پيش با برنامه "نيم رخ" به منصه ظهور رسيد و از آن زمان تاكنون در برنامه هاي مختلفي به اجراي برنامه پرداخته و به تازگي نيز به رشته اصلي خود يعني بازيگري رو آورده است.
وي درباره مقوله اجرا در تلويزيون مي گويد:«متاسفانه فضاي تلويزيون طوري شده كه بيشتر مجريان در قالب هاي تكراري وتقليدي برنامه اجرا مي كنند.
بسياري از برنامه سازان هم نوآوري را با ادا درآوردن اشتباه مي گيرند. به طور طبيعي زماني كه ساختار برنامه ضعيف باشد و با اين تفكر ساخته شود، استعدادهايي هم كه در زمينه اجرا وجود دارد، مي خشكد. در حال حاضر بسياري از مجريان يا با شيوه تكراري برنامه اجرا مي كنند و يا حوزه كار خود را عوض مي كنند.

«ژاله صادقي» هم يكي از مجرياني است كه كار خود را از 15 پيش در تلويزيون آغاز كرده است اما در چند سال اخير با اجراي برنامه هاي متنوع و متفاوتي در بين مجريان زن جايگاه خاصي براي خود ايجاد كرده است.
وي مي گويد:«من زماني كه كارم را شروع كردم عجله اي براي يك شبه ره صد ساله رفتن نداشتم و آرام آرام در كار اجرا پيش رفتم اما در حال حاضر بسياي از مجريان مي خواهند يك شبه معروف شوند و به جاي مطالعه در حوزه هاي مختلف، ادا درآوردن را پيشه خود ساخته اند. همه از هم تقليد مي كنند و هيچ كس در كار خود احساس مسئوليت نمي كند. البته بسياري از مجرياني كه دست به اين كارها مي زنند، در كار خود دوامي ندارند و خيلي زود از صحنه اجرا كنار مي روند.»
اين مجري تلويزيون در ادامه اظهار كرد:«اجراي برنامه طوري شده كه هر كس بر اين اساس پيش مي رود كه هر چه پيش آيد، خوش آيد. كار اجرا صاحب ندارد. بيشتر مجريان در زمينه اطلاعات عمومي و تخصصي كوله باري ندارند و هر كسي ساز خود مي زند.»

دسته بندي مجريان تلويزيوني
در تلويزيون ايران مجريان به سه دسته مجري بازيگر، مجريان راديويي كه به تلويزيون كوچ كرده اند و تازه كارها تقسيم بندي مي شوند كه گروه اول 6 درصد، گروه دوم 8 درصد و گروه سوم 86 درصد را تشكيل مي دهند. بسياري معتقدند كه در حال حاضر موفق ترين مجريان تلويزيون كساني هستند كه از راديو آمده اند.
در تمام دنيا حاكميت‌ها رسانه‌ها را به عنوان ابزاري براي گسترش فرهنگ و يكسان‌‌سازي مردم به كار مي‌برند. در عين حال كشور ما فرهنگ شفاهي قدرتمندي دارد و با اين حساب مجري در تلويزيون ما تنها يك فرد نيست، بلكه شخصيتي در يك بافت فردي شغلي اجتماعي است كه مستقيما با تك‌تك افراد اجتماع ارتباط دارد؛ نه فقط احوالپرسي و خداحافظي.
مدرس در اين باره معتقد است:«لازم است كه مجريان تلويزيون دسته بندي شده و هر كس در حوزه تخصصي خود كار كند. اما متاسفانه الان يك مجري كه به درد برنامه صبحگاهي نمي خورد، مشغول اجراي برنامه در هنگام صبح است و برعكس يك نفر كه حال وهواي برنامه صبحگاهي دارد، در يك برنامه شبانگاهي در حال اجراي برنامه است. هيچ ساماندهي در اين زمينه وجود ندارد. البته داريم برنامه هايي هم كه بسيار حساب شده عمل مي شود و بيننده با يك اجراي تخصصي و حساب شده از سوي مجريان آن برنامه مواجه است اما اين گونه برنامه ها انگشت شمار است.»
«فرزاد جمشيدي» هم مي گويد:«در كشوري مانند كانادا 48 دانشكده هنر ارتباطات فعاليت مي كند كه از اين تعداد 31 دانشكده در زمينه اجراي برنامه هاي راديويي وتلويزيوني مشغول تدريس به هنرجويان هستند. هر كسي در زمينه خاصي آموزش مي بيند و اين طور نيست هر كسي كه دوست داشته باشد يك برنامه را اجرا كند، در تلويزيون از او استفاده كنند اما در ياران اين اتفاق نمي افتد و هر مجري بنا به سليقه تهيه كننده اقدام به اجراي برنامه كه خارج از تخصص اوست مي كند.»
وي مي افزايد:«البته اين مشكل به مديران و مسئولان صداوسيما برنمي گردد و بيشتر متوجه تهيه كنندگان است زيرا قد وقواره برنامه سازان ما آنقدر كوتاه شده كه نمي توانند تشخيص دهند كدام مجري براي فلان برنامه مناسب است. به همين دليل بسيار اتفاق مي افتد كه يك كارگردان مجري برنامه مي شود، يا يك كارشناس تبديل به بهترين مجري.»

ظاهر نامناسب مجريان، آفتي ديگر
يك مجري خوب بايد از ظاهري آراسته، صداي وچهره خوب و مناسب برخوردار باشد و نوع پوشش او طوري باشد كه بتوان به عنوان الگو از او كمك گرفت. اما چند درصد مجريان تلويزيوني اين ويژگي ها را دارند.
«اميرحسين مدرس» اين موضوع را آفتي در صدا وسيما مي داند و اظهار مي كند:«اجراي برنامه در تلويزيون و راديو كاملا متفاوت است. بسياري از مجريان موفق راديو كه به تلويزيون آمده اند، در سيما موفق نبوده اند و برعكس اين قضيه هم شايد اتفاق افتاده است. شايد افرادي كه در راديو بوده اند، ظاهر مناسبي براي كار در تلويزيون را نداشته باشند و بيننده هم نتواند با آنها ارتباط برقرار كند. اما متاسفانه نه برنامه سازان و نه مديران به اين جزييات توجه نمي كنند و با اين سهل انگاري شان رسانه را به بازي مي گيرند.»
«جمشيدي» نيز در اين باره اعتقاد دارد:«ما بايد به بسياري از مجريان قبل از اجراي برنامه التماس كنيم به موهاي خود شانه بزنند. اين ها همان هايي هستند كه تازه كارند و با پارتي پا به اين عرصه گذاشته اند و چون از لحاظ تخصصي و علمي هم گزينش نشده اند، با ظاهرهاي نه چندان دلچسب بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شوند. نتيجه كار همان مي شود كه مي بينيم.»
تا زماني كه به مقوله اجراي برنامه به صورت تخصصي نگاه نشود، به نظر مي رسد بايد به اين نكته اكتفا كرد، فعلا با اين مجريان كنار بياييد تا ببينيم صد سال بعد چه اتفاقي مي افتد.

 
منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-59.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

تخصص در اجرا مكمل تكنيك گويندگي است

مازيار قاسمي: تخصص در اجرا مكمل تكنيك گويندگي است 
 
  
كارشناس ـ مجريان راديو و تلويزيون، بايد علاوه بر داشتن تكنيك‌هاي گزارشگري و گويندگي، در اين زمينه، تخصص لازم داشته باشند. 
 
مجري ـ كارشناس برنامه «كنكاش» ياد‌آور شد: بسياري از گويندگان با داشتن توانايي‌هاي بسيار به خاطر اين كه فاقد تكنيك گزارشگري هستند، گوينده و مجري موفقي نبوده‌ و باعث دفع مخاطب مي‌شوند.
وي، درباره‌ي شباهت صداي گويندگان راديو در سال‌هاي اخير به تقليد صدا و شخصيت‌سازي در راديو اشاره كرد و آن را از معضلات رسانه خواند و ادامه داد: يكي از دلايل تقليد صدا به خود راديو و سيستم پذيرش گوينده‌اي با آهنگ و تن صداي خاص بر مي‌گردد و دليل ديگر به گوينده مربوط مي‌شود كه با قبول نداشتن صداي خود به شباهت سازي با گوينده‌ي مورد نظر‌اش مي‌پردازد.
اين مجري، درباره‌ي پرحرفي و لودگي برخي از مجريان در برنامه‌هاي راديويي گفت: نداشتن سواد، نشناختن كار طنز و مسلط نبودن و تخصص نداشتن در گويندگان عامل اصلي جايگزيني لودگي به جاي طنز است.
او درباره‌ي اهميت وجود شخصيت راديويي براي گوينده به ايسنا تصريح كرد: يك گوينده راديو علاوه بر داشتن گوش و چشم قوي، بايد قدرت تجزيه و تحليل داشته و از طريق خيال‌پردازي احساساتش را در قالب خطابه و كلام به مخاطب القاء كند.
اين وكيل دادگستري افزود: گويندگان و مجريان بايد مانند خبرنگاران و گزارشگران رسانه و مطبوعات زندگي را متفاوت‌تر و عميق‌تر از مردم ببينند و در هر زمينه داراي اطلاعات كافي و لازم باشند.
مازيار قاسمي در پايان درباره‌ي محدويت‌هاي اجرا در راديو گفت: در تمام رسانه‌هاي دنيا خط قرمز و محدوديت‌هاي خبري وجود دارد. وجود اين خط قرمزها با توجه به برنامه ما و موضوعات مختلف متفاوت است. به عنوان مثال، در برنامه‌هاي چالشي ورود خط قرمزها به راحتي صورت مي‌گيرد.  
  
 منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-56.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 

 اجراي خوب يا مجري خوب؟ مساله اين است!

تلويزيون- آذر مهاجر:


سبك مجري‌گري و اجرا بويژه با استفاده از سيستم‌هاي ديجيتال در تلويزيون ، نسبت به سابق دچار تغيير و تحول شده است.

مجري به عنوان كسي كه سلام و عليكي با بينندگان مي‌كند، شعري مي‌خواند، گپي مي‌زند و بخش بعدي برنامه را معرفي مي‌كند، متعلق به دوراني است كه هنوز سيستم‌ها و بخش فني تلويزيون، ديجيتال نبود و لازم بود كسي بيايد و سر مردم را گرم كند تا بخش بعدي برنامه آماده شود.

شايد اين تعريف از كاركرد مجري در برنامه‌هاي تلويزيوني كمي اغراق آميز باشد اما حالا علاوه بر رشد فناوري تلويزيون، مخاطبان اين رسانه هم خيلي تغيير كرده اند و نيازهاي جديد‌تري دارند كه بايد به آنها توجه شود و البته به چيزهايي هم ديگر نياز ندارند كه بايد به آنها هم توجه شود.

مخاطب گريز‌پاي عصر تكنولوژي در دنيايي كه سرعت در ارائه اطلاعات و برقراري ارتباط براي او حرف اول را مي‌زند چه نيازي دارد به نشستن پاي حرف يك مجري كه همه حضورش در دست و پا زدن براي جذاب بودن و ديده‌شدن خلاصه مي‌شود؟

به نظر مي‌رسد ديگر دوره اجرا در تلويزيون به سر رسيده و  اين رسانه هيچ احتياجي به مجري نداشته باشد، مگر در مواردي خاص، آن هم در انواع برنامه‌هايي كه مجري- كارشناس يا مجري- بازيگر در آنها حضور داشته باشد.

 مجري- بازيگر‌ها فضاي شاد و مفرح را كه نياز اصلي مخاطب تلويزيون است، برايشان فراهم مي‌كنند و مي‌توانند بر اساس متون دقيق نمايشي مفاهيم و پيام‌هاي مد نظر شهر شبكه‌اي را به بهترين و تاثير‌گذار‌‌ترين شكل به مخاطبان خود ارائه كنند. مجري كارشناس‌ها هم در انواع برنامه‌هاي خبري، تحليلي و انتقادي نقش موثر ايفا مي‌كنند و به عنوان نمايندگان مردم در رسانه، وظيفه طرح  حرف ها و خواسته‌هايشان را برعهده مي‌گيرند. 

مجري- بازيگر يا مجري- كارشناس كسي است كه بتواند نقشي در پيشبرد يك برنامه و ارائه اطلاعات و پيام ايفا كند. در جامعه اي كه حداقل سواد عمومي به مقطع كارشناسي مي‌رسد، يك مجري تلويزيوني تا زماني كه نتواند به عنوان يك مجري- كارشناس خبره، عمل كند، حرفي براي گفتن نخواهد داشت و در نزد مخاطب اقبالي به دست نخواهد آورد. چه بسا كه همه ارزش‌هاي يك برنامه را نيز به دليل حضور بي منطقش زير سؤال ببرد و موجب فرار مخاطب از كل برنامه شود.

يك مجري- بازيگر هم كسي است كه روي لبه باريك فاصله بين اجرا و بازيگري راه مي‌رود و قرار است خودش را بازي كند و در عين حال باور پذير باشد و ميل به همذات پنداري را در مخاطب ايجاد كند. اين نوع اجرا تا افتادن به ورطه بازي‌هايي تصنعي فاصله‌ چنداني ندارد. نمونه چنين اجراهايي را در شبكه هاي سيما زياد ديده‌ايم. 2يا گاهي چند مجري كنار هم در فضاي آزاد يا در استوديو مي‌نشينند و گپ مي زنند.

تنها چيزي كه باعث مي‌شود مخاطب به اين برنامه‌ها توجه كند بده ‌بستان‌هاي مجريان است و كافي است حتي يكي از مجري‌ها در اين بده بستان‌ها هوشمندي لازم را از خود نشان ندهد تا همه زحمت  همكارانش را در توليد آن برنامه بر باد دهد.

 معمولا چنين اجراهايي با وجود اينكه به خاطر حضور چند نفر و گاه دعوت از يك مهمان كمي از حال و هواي اجراهاي كسل كننده و اجراهاي قديمي جلوتر مي روند اما در طراحي گفت‌وگو‌ها، دكور، نور و ابزار صحنه تفاوت چنداني با آن اجراها ندارند.

معمولا اجراهاي موفق زيادي را نمي‌شناسيم كه محصول يك حركت جمعي و تعامل فكري باشند.  تلويزيون ما مجرياني دارد كه به واسطه توانايي‌هاي شخصي يا نوع برنامه‌اي كه ارائه مي‌كنند مورد توجه مردم قرار مي‌گيرند.

در تلويزيون ما شايد معدود مجري هاي موفقي را سراغ داشته باشيم اما كمتر پيش مي‌آيد شاهد اجراهايي موفق باشيم كه حاصل شناخت دقيق از مقوله اجرا و انتخاب درست عوامل برنامه و همكاري منظم و خلاقانه همه دست اندركاران توليد يك برنامه باشد.
 
منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-32.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 

نگاهي به تلويزيون و پديده يي به نام مجري

تلويزيون از جمله رسانه هاي قدرتمندي است كه حضور پرقدرت خود را به عنوان يكي از عوامل كنترل افكار تثبيت كرده و در كنار رسانه هاي ديگر از جمله روزنامه و سينما با شتاب هر چه بيشتر رو به رشد است.
كاركرد تلويزيون به عنوان رسانه يي كه مي تواند ابزار قدرت را به دست گرفته و بر افكار مردم تسلط داشته باشد بر هيچ كس پوشيده نيست و آرزوي هر كسي است كه بتواند بخشي از اين رسانه را در اختيار داشته باشد.
جذابيت تلويزيون در اين است كه از گروه هاي مختلفي جهت ارتقاي بار علمي، فرهنگي و هنري خود استفاده مي كند و هر كشوري به فراخور امكانات خود به شكل خاص از آن استفاده مي كند. اگر روزگاري لنين اعتقاد داشت كه با در اختيار داشتن سينما مي تواند جهان را كمونيست كند، اين باور كمي رنگ باخته است و تلويزيون توانسته است جاي آن را بگيرد.
شايد تلويزيون زدگي از عوارض دنياي امروز باشد، شايد هم نباشد، ولي آنچه معلوم است اين است كه بسياري از اقشار جامعه با تلويزيون خو گرفته اند و اين رسانه نقش عمده يي در زندگي آنها دارد.
بسياري از خانواده ها تنها سرگرمي خود را تلويزيون مي دانند و در ايران نيز پربيراه نگفته ايم كه اين سرگرمي جاي ويژه يي دارد. مردم عادت كرده اند كه برنامه هاي مختلف تلويزيون را ببينند و از فيلم ها و سريال ها و برنامه هاي متنوع آن استفاده كنند.اگر زماني اين باور رايج بود كه در خانواده ها اين بزرگان هستند كه بر فرزندان تسلط دارند، امروزه شاهد هستيم كه بحث پدرسالاري و مادرسالاري و حتي فرزندسالاري، رنگ باخته است و اين رسانه ها هستند كه براي خانواده ها تعيين تكليف مي كنند.
رسانه ها مي توانند جاي مشاور، روانكاو، راهنما، استاد و حتي در برخي موارد به غلط جاي دوست را نيز پر كنند. اينكه زمينه هاي جامعه شناختي رسانه تلويزيون مورد بررسي قرار بگيرد كاري است كه بسياري از متخصصان جامعه شناسي و روان شناسي به آن مي پردازند و ابعاد گوناگون آن در بسياري موارد بحث محافل اين چنيني است.
رسانه ها هميشه خبرساز بوده اند ولي اينكه چگونه خبري پخش و مورد بررسي قرار بگيرد موضوعي است كه به سياست هاي كشور بر مي گردد. هنوز در ايران رسانه تلويزيون در اختيار بخش دولتي است و براي همين سليقه ها و ديدگاه هاي مطرح در آن در سايه دولت است. بسياري عقيده دارند كه رسانه تلويزيون بايد جدا از بخش دولتي در اختيار بخش خصوصي نيز قرار بگيرد و اين همه تلاش براي در اختيار گرفتن اين رسانه به اهميت و جايگاه آن در دنياي ارتباطات برمي گردد.
برخي مي گويند كه برنامه هاي تلويزيوني ما محلي از اعراب ندارد و به ماهواره و اينترنت پناه مي برند. آيا تلويزيون ما به اين انديشيده است كه چگونه مي توان انبوه مخاطبان را با سليقه هاي متفاوت به خود جذب كند.در برنامه هاي فعلي تلويزيون اين وظيفه به عهده مجريان گذاشته شده است، مجرياني كه وظيفه دارند بيننده هاي عزيز پاي گيرنده ها را مشغول كنند و اجازه ندهند حوصله شان سر برود ولي حاصل كار اين است كه اكثر مخاطبان ترجيح مي دهند به جاي نگ را رعايت كنند مي‌توانند اجراهاي به مراتب بهتري داشته باشند.

در ميان شاخص‌ها و فعاليت‌هاي موجود در يك برنامه تلويزيوني شايد مجري يك برنامه مهم‌ترين بخش آن باشد. علت اين امر آن است كه درنهايت بيننده عادي ـ‌ اصلي‌ترين مخاطب رسانه ـ‌ قرار است توسط مجري برنامه با آن ارتباط برقرار كند. هرقدر شاخص‌هاي فني يك برنامه به درستي رعايت شده باشد ولي در انتخاب مجري دقت نشود حاصل كار بدون نتيجه خواهد بود. چون بيننده عادي چندان از اين شاخص‌ها اطلاعي ندارد. شايد به زبان سادة تمثيلي مي‌توانيم بگوييم كه اگر كل عوامل يك برنامه را همچون يك تيم فوتبال بدانيم مجري آن برنامه گلزن آن تيم است. اوست كه بايد حاصل زحمات يك گروه را به عمل رساند. لذا نوع و نحوة‌ اجراي ايشان براي هر برنامه اهميتي حياتي دارد.

با تكرار اين مطلب كه سطح كيفي اجراها در مراكز از حد متوسط بالاتر است براي آنكه كيفيت موجود ارتقاء  بيشتري يابد به پاره‌اي از ضعف‌هاي موجود و ارائه برخي از راهكارها مي‌پردازيم.

R متأسفانه در برخي از مراكز مجريان با اين مقياس انتخاب مي‌شوند كه شباهت‌هاي ظاهري با مجريان شبكه‌هاي سراسري دارند. برخي از آن‌ها به‌لحاظ صدا و قيافه مخاطب را به ياد مجري خاص در شبكه سراسري مي‌اندازند. اگر چنين مجرياني در كار خود موفق هم باشند درنهايت كيفيتي برابر اصل پيدا نمي‌كنند.

R بسياري از مجري‌ها براساس تنها يك فاكتور انتخاب كه همان خوش‌سيما بودن باشد انتخاب مي‌شوند. در حاليكه اين شاخص تنها يكي از شاخص‌هاست و حتي اصلي‌ترين آن‌ها هم نيست.

R بعضي از مجري‌ها مشكلات بياني دارند. نحوة اداي جملات مشكل دارد. ضعف‌هايي نظير سين زدن، شين‌زدن و ساير نارسايي‌هاي بياني در ارتباط بيننده با مخاطب اختلال ايجاد مي‌كند.

R يكي از آسيب‌هايي كه متأسفانه در بسياري برنامه‌ها مشاهده مي‌شود آن است كه مجري آشنايي با مطالب مطرح‌شده ندارد. اگر از برنامه‌هاي پزشكي صرف نظر كنيم در بسياري از برنامه‌ها مجري در جريان موضوع نيست و عملاً در برابر نقشي منفعل در برنامه دارد. برخي از مواقع مشاهده مي‌شود كه مجري برنامه خيلي از قواعد تلويزيوني را نمي‌شناسد ولي همين كه با موضوع آشنايي ضمني دارد خيلي از ناتواني‌هاي او كم‌رنگ مي‌شود.

R يكي از مشكلات موجود كه به مجري‌ها برمي‌گردد درعين حال كه خودشان مقصر اصلي اين آسيب نيستند آن است كه عملاً اين گروه از عوامل كمتر هدايت و كنترل مي‌شوند. برنامه‌سازان عملاً پلاتوي مجري را به طور كامل به خود مجري سپرده‌اند و مجري‌ها هر كاري كه مي‌خواهند مي‌كنند. اصطلاحي كه اخيرا به غلط رواج يافته برنامه هاي مجري محور است.   از آن جايي كه مجريان از بسيار قواعد فني بي‌اطلاعند نمي‌دانند كه بسياري از حركاتي نظير بالا و پايين‌بردن زياد دست، بالا آوردن گردن، حركات بي‌‌رويه در كادرها و ... چه تأثيرات منفي بر كار مي‌گذارد.

براي ارتقاء  كيفي مجريان سيماي استان‌ها رعايت پاره‌اي از جزئيات و توجهات كوچك مي‌تواند بسيار مفيد باشد.


راهكارها :

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مجري در رسانه ملي تعريف نشده است

در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران چيزي به نام "مجري" وجود خارجي ندارد و برخي مجريان مرز ادب و صميمت را درهم آميخته اند.

فرزاد جمشيدي درباره بايدها و نبايدهاي اجرا در برنامه هاي تلويزيون به ويژه برنامه هاي زنده به مهر گفت: با مطالعات و تحقيقاتي كه درباره اجرا انجام دادم، به اين نتيجه رسيدم كه ما در تلويزيون جمهوري اسلامي ايران چيزي به اسم مجري نداريم. در رسانه هايي كه پيشرو هستند به مجريان آموزش داده مي شود، اما ما چيزي به اسم آموزش مجري نداريم، حتي نظام حقوق و دستمزد مجري هم تعريف نشده، بلكه گوينده تعريف شده است.

اين مجري تلويزيون ادامه داد: مجري بايد تعريف شود، آموزش لازم را ببيند و انتخاب مجري نبايد حاصل اتفاق باشد، بلكه تهيه كننده بايد محتوا و معلومات برنامه را به درستي بسنجد و بعد مجري را انتخاب كند. تلويزيون بايد مجري متخصص بپروراند. اين چهار ركن مجري است و در اين صورت مي تواند مجري موفق باشد.

جمشيدي درباره اجراي فرزاد حسني گفت: به نظرم آقاي حسني جواني هنرمند و خلاق است، اما برنامه را با توجه به فضاي آن اجرا مي كند. اگر برنامه براي ماه رمضان باشد با آن فضا اجرا مي كند. برنامه اي هم كه با سردار رادان داشتند، من ديدم. او وارد يك فضاي هيجاني شد كه ممكن است براي مجريان ديگر هم اتفاق بيفتد. صحبت من درباره همه مجريان است كه بايد آموزش ببينند. در تمام دنيا مجري ابتدا آموزش مي بيند و آزمون علمي و عملي از او مي گيرند، ولي در تلويزيون ما اين طور نيست.

وي خاطرنشان ساخت: من اولين كسي بودم كه در دانشكده صدا و سيما براي اجرا تدريس كردم، اما كلاس هايي كه براي اجرا گذاشته بودند، فقط براي كارمندان رسمي بود، در حالي كه 68 درصد مجريان رابطه استخدامي با صدا و سيما ندارند. همچنين اجرا تعلق خاطر اول برخي مجري ها نيست. بنابراين خيلي از دوستان از اين آموزش بي بهره هستند. همين مسئله باعث مي شود بيننده شاهد اين مسائل باشد.

اين مجري ادامه داد: اگر كار مجري به گونه اي باشد كه مردم با ديدن اجراي او بگويند ما هم مي توانيم مثل او اجرا كنيم، آن روز مرگ مجري است. 86 درصد مجريان به صورت اتفاقي وارد صدا و سيما شده اند، هشت درصد از راديو و شش درصد مجري بازيگر بودند. مجريان نبايد به صورت اتفاقي به صدا و سيما بيايند. در اين باره بايد مولفه هايي چون صدا، سيما و سواد داشته باشند. وي با اشاره به توليد برنامه ها در صدا و سيما كه حاصل دستپاچگي است، گفت: وقتي برنامه ها با عجله توليد مي شود، مسلما به مجري هم فرصتي براي انديشه داده نمي شود و مهمات لازم در اختيارش قرار نمي گيرد. مجري بايد صاحب انديشه باشد. به ويژه اجراي برنامه زنده مشكل است، چرا كه هر چه شما خوب يا بد بگوييد، ديگر راه برگشت وجود ندارد. مثل اينكه روي پلي قرار گرفته ايد و با هر قدمي كه برمي داريد پشت سرتان خراب مي شود.

جمشيدي درباره اينكه در اين مواقع تيزهوشي تهيه كننده تا چه حد مي تواند موثر باشد، توضيح داد: تهيه كننده موتور برنامه است، اما در اكثر برنامه ها تهيه كننده مجري طرح است. تهيه كننده بايد صاحب نظر باشد تا بتواند به مجري هم كمك كند، اما بيشتر وقت تهيه كننده صرف هماهنگي برنامه صرف مي شود و مجالي براي او باقي نمي ماند تا به محتواي برنامه توجه بيشتري كند.

وي درباره اينكه چرا برخي مجري ها از افعال مفرد استفاده مي كنند، خاطرنشان ساخت: من هميشه مثال زده ام كه هر نوبت اجرا مثل شب خواستگاري است. در آن شب سعي مي كنيد خيلي خوب صحبت و نظر ديگران را به خود جلب كنيد. مجري بايد هنجارها را بشناسد. مجري نماينده رئيس سازمان يا خودش باشد، بلكه نماينده فضيلت هاي ملت است. به نظرم مجري ها مرز صميمت و ادب را درهم آميخته اند و اين مرز لگدمال شده است.

جمشيدي در پاسخ به سئوالي درباره دليل رها كردن مسئوليت ساماندهي مجريان صدا و سيما توضيح داد: از تيرماه سال 85 اين آموزش را با مجريان شبكه يك شروع كردم كه به دليل استقبالي كه شد و آقاي ميرباقري معاون سيما از من خواستند اين آموزش را در شبكه هاي ديگر هم داشته باشيم، اما سه تا چهار ماه است اين كار را رها كرده ام، چرا كه احساس كردم مسئولان آن طور كه لازم است به اين حرفه توجه نمي كنند.

فرزاد جمشيدي از مجريان جوان و موفق صدا و سيماست كه بيشتر برنامه هاي مذهبي و معارفي اجرا مي كند. از وي سال گذشته برنامه سحرهاي ماه مبارك رمضان روي آنتن رفت. ضمن اينكه اجراي جمشيدي در همايش اخير مديران ارشد قوه قضائيه به شدت جلب توجه كرده بود

 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-31.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

6 قدم تا تبديل شدن به يك سخنران حرفه اي

 

ممكن است براي شما هم پيش آمده باشد تا براي گروهي از مخاطبان درباره موضوعي سخنراني كنيد. صحبت كردن در چنين جلساتي خود يك هنر و توانايي است و نيازمند يادگيري و تجربه آموزي مي باشد. اگر فكر مي كنيد كه با انتقال حجم انبوهي از اطلاعات مي توانيد سخنران موفقي باشيد، اشتباه مي كنيد.
فضاي جلسات سخنراني فراتر از فضاي مقالات و كتاب ها مي باشند. شما در جلسات سخنراني نه فقط اطلاعات، بلكه حس خود را منتقل مي كنيد. لازم است كه هر شخصي با اين موارد آشنايي داشته باشد و شما مي توانيد آنرا در ادامه ي اين مطلب مطالعه نماييد...

بقيه آموزش در ادامه مطلب


1. هيجان و شور داشته باشيد
تظاهر نكنيد. شنوندگان هوشمند هستند. اگر مطلبي را دوست نداريد اصلا درباره آن سخنراني نكنيد. وقتي شور داريد فقط لب و دهانتان حركت نمي كند، دست و ماهيچه هاي صورتتان به كمك شما مي آيند تا مطلب را تاثيرگذار تر مطرح كنيد.

2. كمتر از كلمات استفاده كنيد
در يك جلسه سخنراني، نيل به يك هدف تاثيرگذار بهتر از بدست آوردن ۱۰ هدف كم عمق و بي تاثير است. سعي كنيد يك مطلب را تاثيرگذار مطرح كنيد.

3. پر بار باشيد
مطلب را از زاويه ديد مخاطبان مورد بررسي قرار دهيد و بسنجيد. سعي كنيد آن چيزي را بگوييد كه مخاطب هم اكنون به آن مي انديشد. شيوه هايي را پيدا كنيد كه مخاطب مطلب شما را بهتر درك كند. مثال، داستان، ارائه هاي تصويري و يا ويدئويي و ... در درك بيشتر مطلب موثر است.

4. مخاطبان را به مشاركت دعوت كنيد
منتظر زمان پرسش و پاسخ در انتهاي جلسه نشويد. از همان ابتدا مخاطبان را در بحث شركت دهيد. از آنها بخواهيد بجاي دست بالا بردن از جايشان بلند شوند.

از برخي بخواهيد كه درباره مشكلات و راه حل هايشان صحبت كنند. براي اين منظور ويدئو هاي توماج فريدوني(سخنران و نويسنده در زمينه بازاريابي) آموزنده اند.

5. محل سخنراني را تجربه كنيد
يك روز قبل در محل سخنراني آماده شويد و همه چيز را تست و تجربه كنيد. روي صندلي بنشينيد و در Stage حركت كنيد، صدا را چك كنيد. حتي اگر محل سخنراني در جايي خارج از محل زندگي شما مي باشد سعي كنيد يك شب زودتر در آنجا حاضر شويد تا از لحاظ فيزيكي و روحي با محيط آشناتر باشيد.

6. از دلهره و اضطراب براي ارائه بهتر استفاده كنيد
در ابتداي سخنراني (البته اگر حرفه اي نباشيد) نفس شما بالا نمي آيد، دهانتان خشك مي شود و ... از همه بدتر آن است كه خودتان متوجه مي شويد كه خداي من، من مضطرب هستم و دارم خراب مي كنم!


Nan Crawford (مربي خانم ها براي ارائه سخنراني هاي بزرگ و حرفه اي) به شاگردان خود توصيه مي كند كه در زمان دلهره به اين فكر كنند كه "اين اضطرابي كه هم اكنون در من است بعد از اتمام سخنراني در دل تمام شنوندگان من براي تغيير بوجود خواهد آمد"

همچنين سعي كنيد زماني كه به مخاطبان خود نگاه مي كنيد، مقداري عميق تر نگاه كنيد. بدين معنا كه پياپي زاويه نگاه خود را تغيير ندهيد. هنگامي كه به آن گروه از مخاطب نگاه مي كنيد وضعيت چهره و پوشش آنها را بررسي كنيد و چيزي براي خنديدن پيدا كنيد. مطمئنا اضطراب شما كاهش مي يابد. همچنين اگر از سخنراني شما فيلم برداري شود، اين نگاه هاي عميق خيلي جذاب مي باشند.

 

منبع :

 

http://www.alvershop.com/education-download/amoozesh-omoomi/134-6---------


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]
  آداب دعوت از سخنران در اين جا مي خواهم چند نكته در مورد آداب دعوت از سخنران بگويم:
الف) همواره بايد در نظر داشته باشيد كه وقت سخنران ارزشمند است. تدارك يك سخنراني مناسب وقت زيادي از يك سخنران مي گيرد. براي تدارك يك سخنراني يك ساعته حداقل دو روز وقت لازم است (در بسياري موارد بسي بيشتر). بايد حداقل يك ماه قبل از سخنراني از سخنران دعوت به عمل آيد. چند روز قبل از سخنراني نيز دوباره براي يادآوري و هماهنگي هاي لازم بايد با سخنران تماس گرفته شود.
ب) بايد به سخنران توضيح دهيد كه سطح معلومات شركت كنندگان در چه حد است. بايد صادقانه و تا حد امكان دقيق براي سخنران توضيح دهيد كه شركت كنندگان چه چيزهايي از قبل مي دانند و شما انتظار داريد چه نوع معلوماتي پس از شركت در سخنراني به دست آورند. نبايد از اين كه اين موضوعات را تشريح مي كنيد احساس خجالت كنيد. سخنران (اگر آدم معقول و منطقي اي باشد) از اين كار شما استقبال مي كند. در واقع بيشتر سخنران ها خود سئوال مي كنند كه شركت كنندگان چه چيزهايي از قبل مي دانند و انتظار دارند چه چيزهايي ياد بگيرند. اين اطلاعات باعث مي شود كه سخنران مطالب مفيدتري را آماده كند. اگر بخواهيم "كلاس بگذاريم" و سطح معلومات شنوندگان را بالاتر از آن چه كه واقعا هست نشان دهيم، سخنراني را چنان سطح بالا ارائه خواهد كرد كه كسي چيزي نخواهد فهميد. اگر بيجا تعارف كنيم و بگوييم ما هيچ نمي دانيم، سطح سخنراني را چنان ابتدايي تنظيم مي كند كه حوصله همه سر مي رود. صداقت و راستگويي مانند هميشه بهترين در اين مورد هم بهترين سياست است.

ج) بايد سئوالات سخنران را قبل از دعوت به دقت پاسخ دهيم. بي پاسخ گذاشتن اي-ميل ها و پيغام ها دور از نزاكت است! اگر جواب پرسش او را نمي دانيم باز هم بايد جواب او را بلافاصله بدهيم. البته هيچ اشكالي ندارد كه بگوييم من هنوز جواب شما را نمي دانم، سئوال مي كنم و پاسخ مي دهم. اشكالي ندارد كه چنين جوابي دهيد "با عرض معذرت من حالا نمي توانم جواب دهم چون اين روزها سرم شلوغ است. وقتي سرم خلوت تر شد در اسرع وقت پي گيري مي كنم." اما اي-ميل را بي پاسخ نگذاريد. شخص بايد بداند آيا شما اي-ميل را ديده ايد يا خير. بي تكليف نگاه داشتن او به معناي عدم درك ارزش وقت وي و بي نظمي و بي مسئوليتي است. اگر بناست اين سخنراني سرآغاز يك همكاري جدي شود، جواب ندادن اي-ميل و يا دير جواب دادن او را از همراهي و همكاري دلسرد مي كند.
د) در تعيين زمان سخنراني تا جايي كه امكان انعطاف نشان دهيد تا براي سخنران زحمت كمتري پيش آيد.   دو نكته ي ديگر درباره دعوت از سخنران ممكن است علاقه مند باشيم كه سخنراني دعوت كنيم كه محل اقامت او بسيار دور است و ما بودجه كافي براي پرداخت هزينه سفر او نداريم (يا اصلا هيچ گونه بودجه اي براي پرداخت هزينه سفر نداريم). بسيار مرسوم است كه در اين موقع به سخنران اي-ميل مي فرستند و مي گويند كه ما علاقه مند به شنيدن سخنراني او در فلان موضوع هستيم. به او مي گويند اگر شما به اين نزديكي ها تشريف مي آوريد خيلي ممنون مي شويم كه به موسسه (مدرسه، دانشگاه، پژوهشگاه و...) ما نيز تشريف بياوريد و سميناري ارائه دهيد. مي توانيد از او بخواهيد كه درصورت قصد سفر به نزديكي ها ي محل موسسه شما به شما خبر دهد. اين كار خيلي مرسوم است. مثلا خيلي از همكاران در اروپا به من اي-ميل مي فرستند و مي گويند در صورتي كه به اروپا مي آيي به ما خبر بده. ما بودجه كافي براي پرداخت هزينه سفر تو را از ايران نداريم ولي هزينه سفر تو را در داخل اروپا تقبل مي كنيم.
نبايد به خاطر كمبود امكانات مالي از دعوت سخنران شرمنده باشيم. اما وظيفه داريم شرايط را و اين كه چه مقدار از هزينه را مي توانيم پرداخت توضيح دهيم تا سخنران خود بتواند تصميم بگيرد و ببيند آيا مي تواند ترتيبي دهد كه با هزينه كم سفر را امكان پذير سازد يا خير.

گاهي اوقات اتفاق مي افتد كه يك شخص يا موسسه هزينه سفر شخصي را مي بپردازد و ما هم علاقه مند هستيم كه از فرصت استفاده كنيم و بخواهيم در كنار آن، براي ما هم سمينار ي ارائه دهد. اين كار علي الاصول كار خوبي است اما بايد با هماهنگي ميزبان اصلي كه هزينه ها را تقبل كرده و
زحمت هماهنگي ها را كشيده (بله! همه ي اين هماهنگي ها وقت و فكر زيادي مي گيرند) باشد. در غير اين صورت يك نوع حقه بازي و دودوزه بازي است. از آن نوع دودوزه بازي هايي است كه تنها يك آدم كم هوش به دنبال آن مي رود. چرا؟! خوب واضح است! آن سخنران از راه دور مي آيد چند روزي مي ماند و آن گاه مي رود. اگر با اين دودوزه بازي ها آدم، همكار و يا آشنايي را كه در همسايگي خود است آزرده سازد، در دراز مدت خود ضرر مي بيند.
دعوت يك سخنران -به خصوص سخنران خارجي- (به خصوص مسن)، صدها مسئوليت دارد. اگر تصادف كرد ميزبان بايد برود مسايل را حل كند. اگر مريض شد همين طور. اگر پاسپورت ومداركش را گم كرد همين طور. اگر كيف پول او را زدند باز همين ميزبان بايد برود و پي گيري كند. اميدوارم اين توضيحات روشن كند چرا يك نفر كه همه زحمت ها و هزينه ها و مسئوليت ها را بر عهده مي گيرد انتظار دارد براي دعوت مهمان او به جاي ديگر با او هماهنگي شود. در واقع در اين گونه هماهنگي ها مشخص مي شود كه هر كس كدام بخش از مسئوليت را بر عهده مي گيرد. آيا ميزبان اصلي براي مهمان برنامه ي ديگري دارد يا ندارد و....   منبع :   http://monjoogh.blogspot.com/
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ويژگي هاي گزارشگران

1.         كيفيت صدا شامل شفافيت – جذابيت و دلپذيري 

2.      طرز بيان  شامل بيان طبيعي – لحن صادقانه – زبان متناسب با سطح مخاطب

3.      قدرت بيان  شامل بداهه گويي – فضاسازي – شيوه گفت و گو و طرح سوال براساس ايده مصاحبه

4.      ابتكار و نو آوري  شامل سوژه تازه و غير تكراري – مسئله روز و فراگير براي مخاطب

5.      سطح سواد و اطلاعات شامل ميزان تحقيق و اشراف گزارشگر بر موضوع و سوژه

6.       توانايي در برقراري ارتباط و اداره كردن بحث

7.   نكات فني شامل : تعادل و هماهنگي سطح صدا لول – استفاده مناسب از آمبيانس محيط – اديت و تدوين صحيح – قابل تفكيك بودن صدا ي مصاحبه

8.      اخلاق و ادب حرفه اي شامل : وقار و متانت ، پرهيز از تحقير و لحن بازجو مآبانه و محاكمه 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-50.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه آهسته تر سخن بگوئيم ؟

برخلاف خوانندگان كه مي توانند كلمه اي را بكشند، سخنگويان توانايي چنين كاري را ندارند زيرا اين كار به نظر شنونده غير طبيعي مي رسد.

در چنين مواردي تنها حقي كه داريد اين است كه زمان را طولاني تر كرده و در تلفظ حروف صامت به اندازه كافي دقت كنيد.

سرعت: تمرين

متن زير را با سرعت و زمان طبيعي خود كه براي خواندن به كار مي بريد، بخوانيد:

سخنراني خوب بايد به يادماندني بوده و خيلي طولاني نباشد. بزرگ ترين هنر يك سخنران اين است كه بتواند سخنان خود را به بهترين شكل خلاصه كند.

نكته مورد بحث اينجاست كه براي انتقال صحيح پيام به مخاطب، چه كار بايد كرد؟

روش هاي اساسي وجود دارند كه بايد به آنها دقت كرد. ابتدا اينكه هرگز در مورد موضوعي كه چيزي درباره آن نمي دانيد و يا نسبت به آن مطمئن نيستيد، صحبت نكنيد. دوم اينكه براي نشان دادن تجربه خود، وسوسه نشويد كه يك سخنراني في البداهه را آغاز كنيد. سوم اينكه سعي نكنيد به نكته ها و موارد، بيش از حد اشاره كنيد و در نهايت فراموش نكنيد كه تمرين كردن عامل بسيار مهمي است. بسياري از سخنران ها ساعت ها وقت صرف تمرين نحوه انتقال پيام به شنوندگان خود مي كنند. توجه ويژه  به صدا نكته خوبي است، زيرا اگر تا كنون به اين مساله دقت نكرده ايد، متوجه خواهيد شد كه نياز داريد صداي تاثيرگذاري توليد كنيد.

 اگر متن قبلي را در زماني كمتر از يك دقيقه خوانديد، بدانيد كه سرعت بسيار زيادي در خواندن به كار مي بريد.

ساعت يا تايمر خود را روي يك دقيقه تنظيم كرده و متن را تكرار كنيد. اين بار سعي كنيد آهسته تر بخوانيد و مطمئن شويد كه خواندن متن، حدود يك دقيقه زمان لازم دارد.

اگر موفق شديد متن را در يك دقيقه بخوانيد، در ذهن خود اين طور تصور كنيد كه براي درس دادن و ارايه يك موضوع هم بايد به اين سرعت دقت داشته باشيد زيرا براي آن هم همين طور خواهد بود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-187.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بالبداهه سخن گفتن : بخش اول

بالبداهه سخن گفتن و توان هماهنگ كردن افكار و سخنان در مدت زماني كوتاه، بسيار مهمتر از سخنراني پس از آمادگي و تمرين فراوان است. سرعت زندگي معاصر و لزوم ايجاد ارتباط كلامي سريع، اين ضرورت را ايجاب مي كند كه بتوانيم افكارمان را سريع سر و سامان ببخشيم و روان و دقيق به كلام دربياوريم. اين روزها ديگر يك تن در صنعت و حكومت تصميم نمي گيرد و مهمترين تصميمات دنيا دور ميزهاي كنفرانس اتخاذ مي شوند. هنوز هم هر فردي حرف خودش را مي زند، ولي ناچار است آن حرف را به شكلي قدرتمند و در شكل يك اعتقاد گروهي بيان كند. در اينجاست كه توان في البداهه انديشيدن و سخن گفتن ضرورت پيدا مي كند و نتايج مطلوب را هم مي دهد.

اول/ في البداهه سخن گفتن را تمرين كنيد

هر كسي كه اندكي هوش و مايه اي از خودداري داشته باشد، مي تواند سخنراني في البداهه و يا به قول عوام «سرِ دستي» قابل قبول و گاهي هم بسيار درخشاني را ايراد كند. براي مواقعي كه از شما مي خواهند چند كلمه اي حرف بزنيد، راههايي براي تقويت اين توانايي وجود دارد يكي از آن روشها شيوه اي است كه بعضي از ستارگان معروف سينما به كار مي برند.

بسياري از اين چهره ها هر شب تمرين حرف زدن در شرايط دشوار، يعني في البداهه انديشيدن و في البداهه فكر كردن، مي كردند. در خاطرات اين افراد مي خوانيم كه وقتي دور هم جمع مي شدند، هر يك روي تكه كاغذي موضوعاتي را مي نوشتند و آن را تا مي كردند و داخل كيسه مي انداختند. بعد كيسه را خوب تكان مي دادند و شانسي كاغذي را بيرون مي كشيدند. بعد بلافاصله مي ايستادند و يك دقيقه در مورد آن موضوع في البداهه حرف مي زدند. آنها هيچ وقت درباره يك موضوع دو بار حرف نمي زدند. نكته اصلي اين است كه آنها بعد از انجام اين بازي به مدت دوسال، در بداهه گويي بسيار قوي شده بودند و مي توانستند درباره موضوعات مختلف سخنراني كنند.

ديل كارنگي در دوره هاي آموزشي خود از شاگردانش مي خواهد كه في البداهه حرف بزنند. ديل كارنگي مي گويد: «تجربه به من آموخته است كه اين تمرين دو فايده اساسي دارد:

1-      به شاگردها ثابت مي كند كه مي توانند في البداهه فكر كنند.

2-      اين تجربه به آنها كمك مي كند كه موقع ايراد سخنراني اعتماد به نفس بيشتري داشته باشند. با اين تجربه، آنها تشخيص مي دهند كه اگر بدترين وضع هم پيش بيايد و نتوانند از متن آماده شده شان استفاده كنند، اين مهارت را دارند كه في البداهه مطلبي بگويند و موضوع را جمع و جور كنند.

بنابراين هر چند وقت يكبار  به شاگردان موضوع متفاوتي براي سخنراني خواهيم داد و تا وقتي هم كه از جا بلند نشده اند كه صحبت كنند، موضوع را نخواهند دانست.» ديل كارنگي اضافه مي كند: «به هر كس موضوعات بي ارتباط با شغل و حرفه اش مي دهيم. آنها سعي مي كنند با توجه به دانشي كه دارند، بين موضوع داده شده و موضوعي كه بلد هستند، نوعي ارتباط برقرار كنند. شايد اولين بار كه صحبت مي كنند،حرفهايشان چنگي به دل نزند، ولي بالاخره ياد مي گيرند. اين كار براي بعضي ها سخت و براي بعضي ديگر آسان است. اما در نهايت همه مي دانند كه اين كار بسيار آسانتر از آن است كه فكرش را مي كرده اند و همين بسيار خوشحالشان مي كند. مي بينند كه مي توانند قدرتي را در خود مي توانند تقويت كنند كه فكرش را هم نمي كردند صاحب آن باشند.» ديل كارنگي همچنين درباره شيوه ديگري براي تقويت في البداهه گويي مي افزايد: «يكي ديگر از شيوه هايي كه ما براي شاگردانمان به كار مي گيريم تا بتوانند في البداهه سخن بگويند، زنجيري بودن اين تكنيك است. اين شيوه در كلاسهاي ما انگيزه هاي جالبي را ايجاد مي كند. نحوه كار به اين شكل است كه به يكي از شاگردان مي گوييم داستاني را اختراع و آن را به جالبترين شكلي كه مي تواند بيان كند. مثلا او مي گويد: «پريروز داشتم هليكوپترم را از زمين بلند مي كردم كه يكمرتبه ديدم چند بشقاب پرنده دارند به طرف من مي آيند. مي خواستم فرود بيايم، اما مرد كوتوله اي در يكي از بشقاب پرنده ها به طرفم آتش گشود. من ...» در اين لحظه زنگي به صدا در مي آيد و نشان مي دهد كه وقت آن سخنران به اتمام رسيده است و شاگرد ديگري بايد داستان را ادامه بدهد. همين طور كه تك تك شاگردها قصه را ادامه مي دهند، ممكن است ماجرا سر از مريخ يا تالار كنگره دربياورد.»

دوم/ از لحاظ ذهني آماده باشيد في البداهه حرف بزنيد.

موقعي كه از شما مي خواهند بدون آمادگي قبلي حرف بزنيد، غالبا توقع اين است كه درباره موضوعي كه مي توانيد درباره اش با قدرت صحبت كنيد، سخن بگوييد. مساله اي كه در اينجا وجود دارد اين است كه چگونه با شرايط سخنراني روبه رو شويد و تصميم بگيريد كه در زمان كوتاهي كه به شما داده مي شود، نكات مهم مورد نظرتان را بيان كنيد. يكي از بهترين راههاي مطابقت با اين وضع آن است كه خود را از لحاظ ذهني براي چنين شرايطي آماده كنيد. وقتي به جلسه اي مي رويد از خود بپرسيد اگر الان از شما بخواهند كه صحبت كنيد، چه خواهيد گفت و بهترين جنبه موضوع كه مي توان آن را در اين مدت كوتاه، واضح و روشن بيان كرد، كدام است؟ موافقت و يا مخالفت خود را در مورد سخناني كه هم اينك گفته مي شوند، چگونه بيان خواهيد كرد؟

بنابراين اولين راهنمايي اي كه به شما پيشنهاد مي كنم اين است كه از نظر ذهني خودتان را آماده كنيد تا در همه شرايط بتوانيد في البداهه حرف بزنيد. اين يعني آن كه في البداهه فكر كنيد و اين كار يكي از دشوارترين كارهاي دنياست. ولي من مطمئنم هيچ كس نتوانسته است به عنوان يك سخنران بديهه گو اعتباري به دست آورد، مگر اينكه قبلا ساعت ها ذهن خود را مشغول تجزيه و تحليل شرايط عامي كه در آنها قرار  داشته است، كرده باشد. اين گونه سخنراني ها در واقع في البداهه نيستند، بلكه براي آنها از قبل آمادگي كلي وجود دارد. با چنين شيوه اي چون موضوع سخنراني را مي دانيد، مشكل شما فقط سازماندهي و تنظيم زمان و وضعيت خواهد بود.

 به عنوان يك سخنران بداهه گو، طبيعتا فرصت كمي براي صحبت خواهيد داشت، بنابراين تصميم بگيريد كه كدام جنبه از موضوع به شرايط شما مي خورد. از بابت اينكه آمادگي قبلي نداريد عذرخواهي نكنيد. اين را همه مي دانند كه شما از قبل آمادگي نداشته ايد. هرچه زودتر سر اصل مطلب برويد.

سوم/ بلافاصله مثال و نمونه اي بياوريد

چرا؟ به سه دليل كه در پست بعدي خواهم نوشت.

منبع :

 http://mojri3.blogfa.com/post-190.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بالبداهه سخن گفتن : بخش دوم

 در مطلب قبلي نكاتي براي ارتقاء توان في البداهه سخن گفتن نوشتم. اينكه ابتدا في البداهه سخن گفتن را تمرين كنيد و هميشه آماده باشيد كه في البداهه حرف بزنيد. در ادامه خواهيم خواند كه بايد بلافاصله مثال و نمونه اي بياوريد،  با تحرك و قدرت صحبت كنيد و از اصل همين جا و همين حالا استفاده كنيد.

سوم/ بلافاصله مثال و نمونه اي بياوريد.

چرا؟ به سه دليل: 1) چون مي توانيد فورا خودتان را از ضرورت فكر كردن درباره جمله بعديتان خلاص كنيد و بيان تجربيات حتي در وضعيت في البداهه گويي كار دشواري نيست. 2) آرام وارد عرصه سخنراني مي شويد و اولين لحظات ترديد و دلهره شما از بين مي روند و فرصت پيدا مي كنيد خودتان را درباره بيان موضوعي آماده كنيد. 3) بلافاصله توجه مخاطبان خود را جلب مي كنيد. آوردن مثال مطمئن ترين و سريع ترين راه جلب توجه مخاطب است.

مخاطبي كه جذب جنبه انساني مثال شما شده است، در لحظات اوليه سخنراني يعني موقعي كه بيشتريننياز را به اطمينان خاطر داريد، آن را به شما مي دهد. ارتباط يك راه دو طرفه است و سخنراني كه مي تواند توجه مخاطب را جلب كند، بلافاصله متوجه اين موضوع مي شود. همين كه نيروهاي پذيرنده را مثل يك جريان الكتريكي بالاي سر مخاطبانش مي بيند و برق پذيرش را در چشمهاي آنها مشاهده مي كند، ترغيب مي شود كه نهايت سعي خود را بكند و به آنها پاسخ بدهد. بنابراين ارتباط بين سخنران و مخاطب كليد موفقيت يك سخنراني است و بدون آن، ارتباط واقعي ممكن نيست. براي همين تشويقتان مي كنم به خصوص موقعي كه از شما مي خواهند فقط چند كلمه حرف بزنيد، از مثال استفاده كنيد.

چهارم/ با تحرك و قدرت صحبت كنيد.

اگر با انرژي و قدرت صحبت كنيد، حركات بيروني شما تاثير مثبتي روي ذهنيت خودتان خوهند داشت. تا به حال در ميان گروهي كه با هم صحبت مي كنند مردي را ديده ايد كه ناگهان در ميان صحبت آنچه را كه مي گويد با حركات هم نشان دهد؟ او خيلي زود روان و شيوا و گاهي اوقات درخشان سخن مي گويد و به زودي گروهي از شنوندگان مشتاق را جذب مي كند. ارتباط فعاليت جسمي با ذهن بسيار زياد است. ما براي توصيف كارهاي دستي و امور ذهني از اعتبارات يكساني استفاده مي كنيم. مثلا مي گوييم: «به عقيده اي چسبيده ايم. يا به فكري چنگ اناخته ايم.»

پنجم/ از اصل همين جا و همين حالا استفاده كنيد.

بالاخره وقتش مي رسد كه يكي به شانه شما بزند و بگويد: «چند جمله اي حرف مي زني؟»شايد اصلا اخطار قبلي هم در كار نباشد. شما با خيال راحت نشسته ايد و داريد از صحبت هاي مدير جلسه لذت مي بريد كه يك مرتبه متوجه مي شويد او دارد درباره شما حرف مي زند. هه به طرف شما برمي گردند و تا بياييد متجه شويد كه چه اتفاقي افتاده است، به عنوان سخنران بعدي انتخاب شده ايد.

در چنين شرايطي ذهن شما بايد فورا دست به كار شود و به قول معروف پشت اسبتان بپريد و اسبتان را چهارنعل بتازيد. حالا اگر بشود بايد آرام بمانيد. موقعي كه رو به رييس جلسه مي كنيد، وقتي است كه مي توانيد نفس گيري كنيد. بهترين كار اين است كه موقع حرف زدن، نزديك به افاردي كه مخاطب شما هستند، قرار بگيريد. مخاطبا به خودشان و كارهايي كه مي كنند علاقمند هستند. بنابراين سه منبع هست كه شما مي توانيد براي سخنراني في البداهه از آنها الهام بگيريد.

اول/ از خود مخاطبان حرف بزنيد. براي آسان سخن گفتن، ايتن نكته را از ياد نبريد. درباره شنوندگان سخن بگوييد و اين كه آنها چه كسي هستند و چه مي كنند و به خصوص اين كه براي جامعه شان و انسانيت چه مي كنند. از مثال هاي دقيق استفاده كنيد.

دوم/ موضوع موقعيت است. مطمئنا مي توانيد درباره شرايطي كه باعث گردهمايي آن عده شه است سخن بگوييد. آيا آن گردهمايي براي سالگرد واقعه اي است؟ قرار است به كسي جايزه داده شود؟ يك گردهمايي ساليانه و يا محفلي سياسي است؟

سوم/ آخر از همه اين كه اگر شنونده خوبي بوده ايد مي توانيد نكته خاصي را كه گوينده ديگري قبل از شما به آن اشاره كرده است، بگوييد و آن را مشخص كنيد. موفق ترين سخنراني هاي في البداهه آنهايي هستند كه در حقيقت في البداهه بيان شده باشند. آنها حاوي نكاتي هستند كه سخنران در دل خود درباره مخاطب و موقعيت حس مي كند و با شرايط، درست مثل دستكشي كه در دست داريد، جور هستند. لباسي هستند كه دقيقا بر قامت همين موقعيت دوخته شده است.

ششم/ في البداهه حرف نزنيد- سخنراني في البداهه ايراد كنيد.

در اين دو جمله يك اختلاف ظريف وجود دارد. هرگز فايده اي ندارد كه فرد مجموعه اي از موضوعات بي ربط را بدون آن كه رشته اي منطقي را با هم رديف كند، پشت سر هم بگويد. بايد به شكلي منطقي نظرات خود را حول و حوش يك نكته محوري نظم ببخشيد تا به هدفي كه در نظر داريد برسيد. بار ديگر تكرار مي كنم كه اگر با اشتياق سخن بگوييد، سخنراني دم دستي شما، بسيار زنده تر و موثرتر از سخنراني از پيش آماده تان خواهد شد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-191.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

ويژگي هاي يك سخنراني اثر بخش

زبان، مهمترين وسيله ارتباط، گفتگو و برقراري تماس و تعامل با ديگران است. انسانها گاهي به مدد زبان، با اشيا، حيوانات و وسايل پيرامون خود به نحوي عاطفي و احساسي نيز سخن مي گويند و خواسته ها و تمايلات خويش را با آنها در ميان مي گذارند. 
سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي ما كمك شاياني نمايد. شايد براي شما بسيار پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه بخاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، ديگران پذيرش حرفها و مطالب ما را نداشته و نتوانسته ايم توفيق چنداني حاصل نماييم.
از سوي ديگر، در سطح جامعه اگر توجه كرده باشيم در مي يابيم كه موفقيت و محبوبيت برخي از افراد مديون و مرهون زبان خوب، بيان شيوا و گفتار دلنشين آنان است. گو اينكه آنان با كلام خود افراد را جادو كرده ودر اعماق جسم و روح مخاطبان خو جاي مي گيرند و وارد مي شوند.


در هر حال زبان، گفتار و سخن موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را مي طلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار و حيات خود دگرگوني، پويايي و ... را حاصل نمايد و چه زيبا گفته شاعر كه: 
تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد.

 
پس از ذكر مقدمه فوق در ادامه قصد داريم ابتدا برخي ويژگي هاي گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبي را پيرامون يك سخنراني اثربخش ذكر نماييم. اميد است مورد توجه اصحاب ارتباطات، مديريت و روابط عمومي ها قرار گيرد.


● ويژگيهاي گفتار و سخن 
به نظر مي رسد كه اگر كلام، سخن و گفتار ما داراي ويژگي هاي زير باشد ما در ارتباطات و امور روزمره خود توفيق بيشتر و مطلوبتري خواهيم داشت. به ديگر سخن، كلام، گفتار و بيان ما بايد:


۱) حتي الامكان بر اساس منطق و پايه هاي علمي باشد. 
۲) ترجيحاً از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد. 
۳) منفعلانه و از روي عصبانيت وتعجيل نباشد. 
۴) منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد. 
۵) در جهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد 
۶) به خاطر خوشايند اين و آن و يا به خاطر دشمني با كسي نباشد. 
۷) بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد. 
۸) شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه باشد. 
۹) قوي، مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد. 
۱۰) بي روح ،گنگ، ناممكن و بي سروته نباشد.


هر چند كه بجز مطالب گفته شده درباره ويژگي هاي يك سخن و گفتار مي توان نكات ديگري را گفت اما به همين اندازه بسنده كرده و ذيلاً به قسمت بعدي مطلب مي پردازيم.


● ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش: 
قبل از هر چيز، براي آنكه يك سخنراني اثربخش باشد بايستي مقدمات و تمهيدات مربوط به آن به خوبي مديريت شده باشد. مثلاً:


 وقت برگزاري سخنراني: 
الف ) صبح باشد (چه ساعتي) 
ب ) عصر باشد (چگونه) 
ج) اوايل هفته باشد يا آخر هفته 
د) روز تعطيل باشد يا غير تعطيل 
ه) در وقت روزهاي گرم سال باشد يا سرد 
و) در مناسبتي خاص باشد 
و...


● مكان برگزاري سخنراني: 
الف ) از نظر مسافت و موقعيت جغرافيايي و نحوه دسترسي شركت كنندگان 
ب) از لحاظ نور_ صدا_ تهويه و ... 
ج) داراي فضاي سبز و درخت و ... است يا در ميان انبوه ترافيك و صدا و .... 
د) گنجايش لازم و وسعت كاري 
ه) محل پذيرايي از ميهمانان خاص 
و) پاركينگ و عبور و مرور 
ز)آبخوري و سرويسهاي بهداشتي 
ح) امكانات از لحاظ برقراري ارتباطات (فاكس _ اينترنت _ تلفن و ... ) 
ي) دكور و چيدمان وسايل مربوطه


● سخنران 
الف) مشهور است، محبوب است. 
ب) داراي مقام و موقعيت خاصي در اجتماع مي باشد. 
ج) جزكدام گروه، حزب و يا قوم و قبيله اي است. 
د) اصالت خانوادگي و سوابق خدمتي. 
ه) مدارك تحصيلي خود را از چه مراكزي دريافت كرده است. 
و) حاميان و طرفداران او چه كساني هستند. 
ز) چه ويژگيهاي فردي و شخصيتي بارزي دارد.


● برگزار كنندگان: 
الف) چه قصدي و هدفي را دنبال مي كنند. 
ب) سازمان و يا مركز خاصي است يا بوسيله تشكلهاي غيردولتي برگزار مي شود. 
ج) كار دعوت و پذيرايي را به خوبي برنامه ريزي كرده اند. 
د) نكات ايمني، بهداشتي و حفاظتي لازم را مدنظر قرار داده اند. 
ه) داراي وحدت نظر و انسجام و هماهنگي هستند. 
و)بروشور و برگه هاي اطلاع رساني لازم را آماده نموده اند.


● شركت كنندگان (مخاطبان): 
الف) قشر خاصي از جامعه هستند. 
ب) انفرادي دعوت شده اند يا با خانواده. 
ج) براي سرگرمي آمده اند يا استفاده علمي تخصصي. 
د) براي سرگرمي كودكان و فرزندان برنامه هاي خاصي تدارك ديده شده است. 
ه) سرويس براي رفت و آمد آنان مهيا شده است. 
و) از محتوا و هدف برگزاري سخنراني اطلاع دارند.


اما اكنون مي پردازيم به بيان ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش:

 
يك سخنراني براي يك جمع كوچك و كم تعداد به مراتب كم دردسرتر از يك سخنراني با تعداد زيادي مخاطب است در اينگونه موارد بايستي با استفاده از حركات دست، ايما و اشاره و مديريت خوب زمان، كار سخنراني را به پيش برد. 
ممكن است در بخش پرسش و پاسخ و يا در خلال سخنراني عده اي سوالات غيرمعمول از شما داشته باشند مي بايست مراقبت نماييد در دام آنها گرفتار نشويد كه در آن صورت مجلس از دست شما خارج خواهد شد. در اينگونه موارد بهتر است اول تكليف را روشن كنيد و بيان نماييد كه به سوالات خارج از موضوع و يا در لابلاي برنامه سخنراني پاسخ نخواهيد داد. 
با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و ... گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف نماييد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد. 
مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اينكار يادداشت هاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد. 
گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر كلام شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد. 
هر گونه حركات حاضرين را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي بدنبال داشته باشد. مثلاً اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالاً بدين معني است كه: 
الف) خسته شده اند. 
ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست. 
ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد. 
د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.


در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. در حقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند. مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.


ميكروفون همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزار دهنده و اذيت كننده باشد. مراقب ميكروفون باشيد. 
نوع بكارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است. 
اگر بخشي از سخنراني شما توجه زيادي را مي طلبد دستهاي خود را بيشتر باز كنيد يا بالا و پايين ببريد. 
نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست. 
لباسهاي رنگ و رو رفته، بدون اطو و چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب،آرايش مو و صورت هر كدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند. 
مثلاً در حين سخنراني متوجه مي شويد كه يك نفر مدام به كفشهاي شما نگاه مي كند. خوب كه دقت مي نماييد در مي يابيد كه فرضاً بندهاي كفش شما باز شده و يا خيلي كثيف هستند.


گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت ( Power Point)، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد، به علاوه آنكه نمودارها، اعداد و ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.


جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را به خوبي ارزيابي و درك نماييد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي مبتني بر شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد. 
هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.


براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيكي(E_mail) آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس نمايند.


در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضرين ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور نمايند. 
در پايان نيز، يك چكيده و خلاصه در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني را ارائه نماييد.


بي طرفي، انصاف، عدالت، حق گويي را در سراسر طول سخنراني رعايت كنيد. 
اگر با لهجه خاصي صحبت مي كنيد مراقب باشيد كه در افراد جاذبه يا دافعه خاصي ايجاد نكند. 
علاوه بر اينكه سخنان و گفتار شما در اذهان افراد باقي مي ماند، حركات و اعمال شما نيز به ياد ماندني خواهند بود. 
طوري به شنوندگان نگاه نكنيد كه احساس شود با فرد يا گروه خاصي بيشتر ارتباط داريد.


آدرس هاي بيشتر، منابع و ماخذ تكميلي و مطالبي كه به صورت جنبي مي توانند براي فهم و درك شنوندگان مفيد واقع شوند را براي حاضرين اعلام و معرفي نماييد. 
از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد. 
بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي در مورد سخنان و مطالب ما هستند.


اداره جلسه سخنراني كه مخاطبان آن اقشار گوناگون جامعه باشند بسيار سخت و فني تر است از جلسه اي كه شنوندگان سخنان شما مثلاً همه دكتر، دانشجو و يا مهندس هستند و اين حالت رسالت كاري شما را حساس تر مي نمايد كه مراقبت و توجه بيشتري داشته باشيد.


از توجه حاضرين و زحمات برگزاركنندگان تشكر و قدرداني كنيد و سعي كنيد در صورت امكان ارتباط نزديكتر و گرمتري با شنوندگان پس از پايان جلسه سخنراني داشته باشيد.


هر چقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و با اعتماد به نفس صحبت كنيد.


چهره بشاش، احترام و رعايت ادب و كرامت انساني، استفاده از تكيه كلامهاي دلنشين و درك روحيات، عواطف و تمايلات شنوندگان نكات با اهميتي هستند كه نبايستي از آنها غفلت نمود.


اميد است مديران، صاحب نظران و بويژه شاغلان بخش روابط عمومي و ارتباطات در سازمانها، مراكز آموزشي و ... بتوانند با بهره گيري از اينگونه نكات يك سخنراني مفيد و موثري داشته باشند.

ترجمه و تاليف : حسن خسروي _ امير خسروي

منابع و ماخذ براي مطالعه بيشتر:
اصل اين نوشتار تحت عنوان:
A Short Guide To Effective Public Speaking
از اينترنت استخراج شده است.
جزوه درسي ارتباطات انساني _ ترجمه و تاليف حسن خسروي.
آرميچل، ترنس _ مردم در سازمانها _ ترجمه دكتر حسين شكر كن _ انتشارات رشد _ چاپ دوم پاييز ۱۳۷۷ 
باترا، ويجي و پرامد _ انديشه هاي خوب براي همه _ ترجمه هيبت ا .... اسدي _ انتشارات آستان قدس رضوي _ چاپ اول ۱۳۸۱ .
دكر، برت _ مديريت فرآيند ارتباطات موثر _ ترجمه دكتر بهزاد رمضاني _ انتشارات نشر دايره _ چاپ اول تابستان ۱۳۷۹ .
حسن خسروي _ فوق ليسانس مديريت _ مدرس علوم ارتباطات و مديريت
امير خسروي _ ليسانس مديريت _ پژوهشگر علوم مديريت

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-193.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان