مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3906
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 20
همه : 5164869

 

صميميت مخاطبان با مجريان تلويزيون كاهش يافته است

مازيار ناظمي

در سال‌هاي اخير خصوصا، استفاده از مجرياني كه به خوبي حرف مي‌زنند، در برنامه‌هاي سيما رواج يافته است. نگاهي به برنامه‌هاي مختلف شبكه‌ها نشان دهنده اين موضوع است كه بيشتر تهيه كنندگان ترجيح مي‌دهند از ژانر گفت و گو استفاده كنند، چرا كه اولا به لحاظ تهيه تصوير و ساخت آيتم‌هاي مورد نياز دردسر كمتري دارد و دوم اينكه هزينه كمتري هم خواهد داشت، چرا كه بيشتر ميهمانان يا از مسئولان هستند كه به لحاظ قانوني و مسئوليت‌شان پولي را بابت حضور در برنامه دريافت نمي‌كنند يا تك ميهماناني هستند كه در حوزه‌هاي مختلف به دلايل متعدد در برنامه حضور مي‌يابند و با سخاوتمندي زمان آن را به خوبي پر مي‌كنند!

ناظمي در اين نوشتار درباره صميميت مجريان نوشته است: بدون ترديد يكي از عوامل مهم در پيوند مخاطبان با رسانه ملي حضور مجريان حرفه‌اي است كه اين موضوع در برنامه‌هاي گوناگون فرق مي‌كند، مثلا در خبر سياسي توصيه مي شود به لحاظ شخصيتي از افراد خوش سابقه، محبوب، تحصيل كرده و مسلط و با متوسط سني بالا استفاده شود. اين تعريف در بخش‌هاي ديگر مي‌تواند تفاوت كند. اما يك چيز بين اين مجريان مي‌تواند مشترك باشد و آن هم صميميت واقعي است.

آنچه كه در سال‌هاي اخير بيشتر ديدم حضور مجرياني است كه بيشتر از اينكه حرف خوب بزنند، خوب حرف مي زنند و اين شيوه صدمات جدي به ارتباط مخاطب با رسانه وارد كرده است. بكار بردن كلمات و عبارات مجيزگونه و افراط بر مدح و تكريم بيش از حد و غير متعارف در نزد برخي گويندگان و مجريان صدا و سيما موجب شده تا درجه اين صميميت كاهش يابد.

به نظرم امروز مخاطب بيشتر خواهان صداقت، احترام و صميمت به شكل واقعي، عيني و عميق است و مجريان، گويندگان و حتي گزارشگران و خبرنگاران بايد راحت و بدون تكلف و فارغ از تعارفات غير معمول با مخاطبان صحبت كنند. همه چيز را خوب جلوه دادن و ناديده گرفتن آنچه كه بد بودن آن را همه مي‌دانند از بزرگترين عوامل از بين رفتن اين صميميت است.

 منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-143.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

گذشتن از مرحله گويندگي و ورود به اجرا

كارگاه خبري- حميد حامدي

          نقش يك مشتاق و دعوت كننده براي خبر را داشته باشيد، نه مترسك  - الكس هيل

  مجري اولين كسي است كه در برنامه هاي خبري ما ديده مي شود و از بد حادثه به ظاهر نخستين كسي است كه بايد بار سنگين انتقادها را تحمل كند و اگر نكته مثبتي هم باشد  به حسن شهرت او مي انجامد. مقوله اجرا  ديگر يك موضوع صرفا شكلي نيست و پنجره ورود به محتواي خبر است. يك پنجره بسته و يا رنگ و رورفته رغبتي را براي گشودن، درمخاطب ايجاد نمي كند. مجري، هم نماي ويترين خبرماست و هم، قدرتش معرف توانايي محتوايي ما و تاثير گذاريمان. در مجموعه هاي خبري ما كمتر مجرياني هستند كه اول حرفه اي باشند در فن خبر و پخش آن، و بعد حرفه اي باشند در اجرا و گويندگي.  

 حذف درست عنوان "گوينده" و جايگزيني "مجري" در دهه اخير به دليل تاكيد بر "ارائه ي خبر، " بجاي "خبر خواني" در كنار اهميت يافتن دانش، تخصص و مهارت هاي گوناگون كارشناسي براي گرداندن يك بخش خبريست؛ حتي توجه به توانايي هاي  بازيگري، نورپردازي، گريم و كارگرداني هنري ...همه و همه پاي حرف هاي زيادي را دراين باره به ميان كشيده است كه جاي طرح  آن اينجا نيست .  

براي گذشتن از مرحله گويندگي و ورود به اجرا بايد كارها و مراحل زير را تدارك ديد:

 

-       افزايش كاركردهاي بصري يا تلويزيوني  كردن مراحل توليد و پخش اخبار

-         نگارش متن براي اجرا و ارائه ي تلويزيوني يا رعايت ادبيات "گفتار نويسي"  يا  "ساده نويسي  و نرم نويسي" مناسب ("نرم نويسي" با "شكسته نويسي" و يا "محاوره نويسي" تفاوت فاحش! دارد ). نمي توان از متني كه براي خواندن نوشته مي شود انتظارارائه گفتاري آن را داشت. 

-         توانايي تبديل متن هاي خبري نوشتاري براي گفتار و بداهه گويي

-         تسلط كارشناسانه  براي اجرا و گفتگو به فراخور موضوعات مختلف

-         مهارت همزاد پنداري احساسي و رفتاري مجري با موضوع خبر، گزارش و گفتگو (ناهماهنگ بودن احساسي و رفتاري مجري با موضوع  مخاطب را با اغتشاش مواجه مي كند. خبر گوارا بايد گوارا باشد و خبر ناگوار، ناگوار القاء شود؛ سخت خبر و نرم خبرهم بايد هريك به تناسب خود ارائه شود )

-         داستان نويسي خبري و كارگرداني هنري براي بخش هاي خبري

-         زنده كردن مراحل توليد خبر با افزايش حجم ارتباط هاي زنده، گفتگوهاي خبري تبييني و تحليلي و سرعت خبررساني    

امروزه  با باز شدن عرصه دانش "زبان بدن" كه بر"علائم غير كلامي" استوار است و اعتبار آن را پنج برابر "علائم كلامي" در مناسبات اجتماعي مي دانند و همچنين بازخواني و نوگرايي در"خبر نويسي تلويزيوني، در معيارهاي گزينش و انتخاب مجريان خبر، بيشتر از جذابيت هاي فردي براي جذب مخاطب، به توانايي هاي ارتباطي و دانش آن ها توجه مي شود.

 "زبان گفتاري" نه تنها با "زبان نوشتاري" تفاوت دارد بلكه الفبايي كه در حركات بدني از آن استفاده مي كنيم نشانه هاي رنگارنگيست كه مانند علائم موجود در تلگرام، سيگنالهاي راديويي، و زبان ناشنوايان معنا و مفهوم خاصي دارند. نشانه هايي كه به زبان گفتاري جذابيت بيشتري مي دهد و بدون استفاده از آن ها تاثير گذاري كلام كم مي شود. بنابر اين ارتباط غير كلامي اگر بيش از ارتباط كلامي موثر نباشد، حد اقل به همان اندازه اهميت  دارد تا جايي كه مي توانيم بدون هيچ كلامي ، تنها با استفاده از "زبان بدن" احساسات و نظرات خود را به سايرين نشان دهيم".

شايد در برخي از نمونه ها رسيدن به مرحله اجرا مستلزم پشت سر گذاشتن مراحل خبرنگاري، گزارشگري، دبيري خبر و سردبيري در"اجرا و گويندگي خبر" باشد؛ چيزي كه در بي بي سي  يا  سي ان ان نمونه هاي زيادي دارد

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-153.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

چند پيشنهاد براي مجريان ! اجراي زيباي معرفي سخنرانها

اول/ چيزي را كه مي خواهيد بگوييد از قبل كاملا آماده كنيد.

حتي اگر متن معرفي بسيار كوتاه است و يك دقيقه هم طول نمي كشد، بايد دقيق آماده شود. ابتدا بايد واقعيت ها را جمع آوري كنيد. اين واقعيت ها حول سه محور بايد جمع آوري شوند: موضوع صحبت گوينده، توانايي هاي او براي صحبت درباره موضوع مورد بحث و نام او. گاهي هم محور چهارمي اضافه مي شود: چرا سخنران اين موضوع را انتخاب كرده است؟ اين نكته غالبا براي شنونده بسيار جالب است.

سعي كنيد اين اطلاعات را مستقيم از خود سخنران بگيريد. اگر ناچاريد در اين مورد به شخص ثالث، مثلا مدير برنامه ها مراجعه كنيد، اين اطلاعات را به شكل كتبي كشف و كمي قبل از شروع سخنراني با سخنران بررسي كنيد.

احتمالا بخش اعظم آمادگي شما شامل جمع آوري واقعيت هايي درباره شايستگي هاي سخنران خواهد بود. البته واقعيت هاي زياد، كسالت آور هستند، به خصوص اگر در ميان قابليت هاي سخنران از ارزش كمتري برخوردار باشند. وقتي به اين نكته اشاره مي كنيد كه سخنران شما دكتراي فلسفه است، اشاره به ليسانس و فوق ليسانس، موجب اتلاف وقت است. به همين شكل در مورد شغل هايي كه داشته است، بهتر آن كه به آخرين شغل هاي مهم او اشاره شود، نه اين كه تك تك شغل هاي او بعد از فارغ التحصيلي شمرده شوند. از همه مهم تر، از كارهاي برجسته و مهم او نگذريد و كارهاي بي اهميت را ذكر نكنيد.

قبل از هر چيز از نام سخنران مطمئن شويد و تلفظ صحيح آن را ياد بگيريد.

دوم/ از فرمول م- ا- س استفاده كنيد.

براي اغلب معرفي ها، فرمول (م- ا- س) راهنماي خوبي براي سامان دادن به اطلاعاتي است كه جمع آوري كرده ايد.

1- «م» نشانه موضوع است. معرفي خود را با ارائه دقيق موضوع سخنراني آغاز كنيد.

2- «ا» نشانه اهميت است. در اين مرحله، شما بين موضوع سخنراني و علائق وي‍ژه حضار پل ارتباطي مي زنيد.

3- «س» نشانه سخنران است. در اينجا شايستگي هاي سخنران را فهرست مي كنيد و به خصوص روي آنهايي كه به موضوع ارتباط پيدا مي كنند، انگشت مي گذاريد. سرانجام هم نام او را واضح و با تلفظ صحيح بيان مي كنيد.

در اين فرمول امكان استفاده از تخيل، بسيار زياد است. معرفي بايد كوتاه و بدون حاشيه روي باشد.

سوم/ مشتاق و سرحال باشيد.

در هنگام معرفي يك سخنران، رفتار گوينده هم به اندازه موضوعي كه درباره آن سخن مي گويد مهم است. بايد سعي كنيد لحن دوستانه اي داشته باشيد و به جاي اين كه بگوييد چقدر خوشحال هستيد، واقعا با خشنودي سخن بگوييد. اگر طوري حرف بزنيد كه اوج هيجان و اشتياق شما در انتهاي صحبت و هنگام معرفي سخنران باشد، حضار نيز با اشتياق بيشتري براي او كف خواهند زد.

هنگامي كه در انتهاي صحبت، نام سخنران را تلفظ مي كنيد، خوب است سه كلمه «مكث»، «بخش» و «تاكيد» يادتان نرود. منظورم از مكث اين است كه قبل از بردن نام او اندكي مكث كنيد تا در حضار حالت انتظار ايجاد شود. منظورم از بخش اين است كه نام و نام خانوادگي سخنران را جدا و با فاصله بگوييد تا تاثيري واضح و قوي روي ذهن شنوده داشته باشد و منظورم از تاكيد اين است روي اسم سخنران با قدرت و محكم تاكيد كنيد تا كاملا ياد مخاطب بماند.

هنگامي كه نام سخنران را مي گوييد، به طرف او برنگرديد، بلكه تا آخرين بخش نام او به حضار نگاه كنيد و فقط بعد از بيان كامل نام به سوي او برگرديد.

چهارم/ گرم و صميمي باشيد.

و سرانجام سعي كنيد صميمي باشيد. ابدا گرفتار اظهارات تملق جويانه و يا مزه پراني هاي جلف نشويد. اگر هنگام معرفي كسي مدام در حال بازرسي زبان و حرفي كه مي زنيد باشيد، معمولا چنان مقيد و لفظ قلم صحبت خواهيد كرد كه هيچ كس حرفتان را نخواهد فهميد. گرم و صميمي باشيد، زيرا در موقعيتي اجتماعي هستيد كه بالاترين حد زيركي و حضور ذهن را مي طلبد. شايد شما با سخنران آشنا باشيد، اما حضار با اوآشنا نيستند و بعضي اظهارات شما، هر چقدر هم معصومانه و بي غرض ادا شوند، ممكن است ايجاد سو تفاهم كنند.

پنجم/ سخنراني معرفي برنامه را از قبل كاملا آماده كنيد.

ثابت شده است كه عميق ترين آرزوي پنهاني هر انساني اين است كه او را بشناسند و به او احترام بگذآرند!

هنگامي كه متن معرفي را پيشاپيش تهيه مي كنيم، به او اين احساس را مي دهيم كه واقعا كسي است و او تلاشي كرده و موفقيتي به دست آورده و به راستي شايسته تقدير است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-138.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ويژگي هاي يك مجري خوب

شناخت از مردم، هوشمندي، قدرت تجسم، قريحه طنز، درك و پردازش مسائل فرهنگي اجتماعي، توانايي كار گروهي و شفقت و همدردي با مردم، صداي خوب و داشتن يك چهره مناسب‌‌ مؤلفه‌هاي قطعي يك مجري را شكل مي‌دهند.

   اما چند درصد مجريان حال حاضر تلويزيون اين ويژگي ها را دارند؟! تنها هشت درصد. اين ها صحبت هاي "فرزاد جمشيدي" مدرس و مجري برنامه هاي معارفي در صدا وسيماست. وي در اين باره مي گويد: «در سراسر دنيا تقسيم بندي هايي براي مجريان قائل هستند اما متاسفانه ما به آن تقسيم بندي توجه نمي كنيم. يك مجري خوب بايد داراي پوشش مناسب، رسمي و همه گير، چهره مناسب، اطلاعات عمومي، مسلط به قلمرو واژگاني، هنرشناس، الگو براي مردم و ترس مقدس باشد. زماني كه اين ها در كشور ما رعايت نمي شود، بسيار اتفاق مي افتد كه يك مجري در برنامه هاي مختلف دست به كار اجرا مي زند و در قالب هاي متعددي ظاهر مي شود، حال آنكه يك مجري بايد ژانربندي شود و هر كس بنا به تخصصي كه دارد در يك برنامه خاص به كار گرفته شود.» وي مي افزايد:«در بين 168 مجري كه در صدا وسيما مشغول فعاليت هستند، تقريبا مي توان گفت براي هيچ كدام از آنها برنامه خاصي از لحاظ آموزش علمي و تخصصي تدارك ديده نشده است. مجريان يا تصادفي وارد اين عرصه مي شوند يا برطبق ارتباط هاي فاميلي براي اجراي يك برنامه انتخاب مي شوند وهيچ برنامه اي براي آموزش اين افراد از لحاظ علمي در سازمان صدا وسيما تاكنون تدارك ديده نشده است.» اين مدرس اجرا در تلويزيون زاويه ارتباطي مجريان با مردم را ضعيف مي داند و مي گويد:«مجري بايد رويكردهاي ارتباطي، هنجاري و زيبايي شناسي داشته باشد، اين موضوع از سال 1959 در تمام دنيا مورد توجه قرار گرفته است اما متاسفانه هيچ كدام از مجريان ما با اين مقوله ها موافق نيستند. بيشتر مجريان ما با مطالعه قهر مطلق كرده اند و قلمرو واژگاني آنها نيز ار پنجاه كلمه تجاوز نمي كند. با اين حساب در صدا وسيما ما مقوله اي به نام مجري نداريم.» «امير حسين مدرس» مجري است كه حدود 11 سال پيش با برنامه "نيم رخ" به منصه ظهور رسيد و از آن زمان تاكنون در برنامه هاي مختلفي به اجراي برنامه پرداخته و به تازگي نيز به رشته اصلي خود يعني بازيگري رو آورده است. وي درباره مقوله اجرا در تلويزيون مي گويد:«متاسفانه فضاي تلويزيون طوري شده كه بيشتر مجريان در قالب هاي تكراري وتقليدي برنامه اجرا مي كنند. بسياري از برنامه سازان هم نوآوري را با ادا درآوردن اشتباه مي گيرند. به طور طبيعي زماني كه ساختار برنامه ضعيف باشد و با اين تفكر ساخته شود، استعدادهايي هم كه در زمينه اجرا وجود دارد، مي خشكد. در حال حاضر بسياري از مجريان يا با شيوه تكراري برنامه اجرا مي كنند و يا حوزه كار خود را عوض مي كنند. «ژاله صادقي» هم يكي از مجرياني است كه كار خود را از 15 پيش در تلويزيون آغاز كرده است اما در چند سال اخير با اجراي برنامه هاي متنوع و متفاوتي در بين مجريان زن جايگاه خاصي براي خود ايجاد كرده است. وي مي گويد:«من زماني كه كارم را شروع كردم عجله اي براي يك شبه ره صد ساله رفتن نداشتم و آرام آرام در كار اجرا پيش رفتم اما در حال حاضر بسياي از مجريان مي خواهند يك شبه معروف شوند و به جاي مطالعه در حوزه هاي مختلف، ادا درآوردن را پيشه خود ساخته اند. همه از هم تقليد مي كنند و هيچ كس در كار خود احساس مسئوليت نمي كند. البته بسياري از مجرياني كه دست به اين كارها مي زنند، در كار خود دوامي ندارند و خيلي زود از صحنه اجرا كنار مي روند.»
اين مجري تلويزيون در ادامه اظهار كرد:«اجراي برنامه طوري شده كه هر كس بر اين اساس پيش مي رود كه هر چه پيش آيد، خوش آيد. كار اجرا صاحب ندارد. بيشتر مجريان در زمينه اطلاعات عمومي و تخصصي كوله باري ندارند و هر كسي ساز خود مي زند.»  

 دسته بندي مجريان تلويزيوني

در تلويزيون ايران مجريان به سه دسته مجري بازيگر، مجريان راديويي كه به تلويزيون كوچ كرده اند و تازه كارها تقسيم بندي مي شوند كه گروه اول 6 درصد، گروه دوم 8 درصد و شمششن تلويزيون كساني هستند كه از راديو آمده اند. در تمام دنيا حاكميت‌ها رسانه‌ها را به عنوان ابزاري براي گسترش فرهنگ و يكسان‌‌سازي مردم به كار مي‌برند. در عين حال كشور ما فرهنگ شفاهي قدرتمندي دارد و با اين حساب مجري در تلويزيون ما تنها يك فرد نيست، بلكه شخصيتي در يك بافت فردي شغلي اجتماعي است كه مستقيما با تك‌تك افراد اجتماع ارتباط دارد؛ نه فقط احوالپرسي و خداحافظي. مدرس در اين باره معتقد است:«لازم است كه مجريان تلويزيون دسته بندي شده و هر كس در حوزه تخصصي خود كار كند. اما متاسفانه الان يك مجري كه به درد برنامه صبحگاهي نمي خورد، مشغول اجراي برنامه در هنگام صبح است و برعكس يك نفر كه حال وهواي برنامه صبحگاهي دارد، در يك برنامه شبانگاهي در حال اجراي برنامه است. هيچ ساماندهي در اين زمينه وجود ندارد. البته داريم برنامه هايي هم كه بسيار حساب شده عمل مي شود و بيننده با يك اجراي تخصصي و حساب شده از سوي مجريان آن برنامه مواجه است اما اين گونه برنامه ها انگشت شمار است.» «فرزاد جمشيدي» هم مي گويد:«در كشوري مانند كانادا 48 دانشكده هنر ارتباطات فعاليت مي كند كه از اين تعداد 31 دانشكده در زمينه اجراي برنامه هاي راديويي وتلويزيوني مشغول تدريس به هنرجويان هستند. هر كسي در زمينه خاصي آموزش مي بيند و اين طور نيست هر كسي كه دوست داشته باشد يك برنامه را اجرا كند، در تلويزيون از او استفاده كنند اما در ياران اين اتفاق نمي افتد و هر مجري بنا به سليقه تهيه كننده اقدام به اجراي برنامه كه خارج از تخصص اوست مي كند.» وي مي افزايد:«البته اين مشكل به مديران و مسئولان صداوسيما برنمي گردد و بيشتر متوجه تهيه كنندگان است زيرا قد وقواره برنامه سازان ما آنقدر كوتاه شده كه نمي توانند تشخيص دهند كدام مجري براي فلان برنامه مناسب است. به همين دليل بسيار اتفاق مي افتد كه يك كارگردان مجري برنامه مي شود، يا يك كارشناس تبديل به بهترين مجري.»

ظاهر نامناسب مجريان، آفتي ديگر

 يك مجري خوب بايد از ظاهري آراسته، صداي وچهره خوب و مناسب برخوردار باشد و نوع پوشش او طوري باشد كه بتوان به عنوان الگو از او كمك گرفت. اما چند درصد مجريان تلويزيوني اين ويژگي ها را دارند. «اميرحسين مدرس» اين موضوع را آفتي در صدا وسيما مي داند و اظهار مي كند:«اجراي برنامه در تلويزيون و راديو كاملا متفاوت است. بسياري از مجريان موفق راديو كه به تلويزيون آمده اند، در سيما موفق نبوده اند و برعكس اين قضيه هم شايد اتفاق افتاده است. شايد افرادي كه در راديو بوده اند، ظاهر مناسبي براي كار در تلويزيون را نداشته باشند و بيننده هم نتواند با آنها ارتباط برقرار كند. اما متاسفانه نه برنامه سازان و نه مديران به اين جزييات توجه نمي كنند و با اين سهل انگاري شان رسانه را به بازي مي گيرند.» «جمشيدي» نيز در اين باره اعتقاد دارد:«ما بايد به بسياري از مجريان قبل از اجراي برنامه التماس كنيم به موهاي خود شانه بزنند. اين ها همان هايي هستند كه تازه كارند و با پارتي پا به اين عرصه گذاشته اند و چون از لحاظ تخصصي و علمي هم گزينش نشده اند، با ظاهرهاي نه چندان دلچسب بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شوند. نتيجه كار همان مي شود كه مي بينيم.» تا زماني كه به مقوله اجراي برنامه به صورت تخصصي نگاه نشود، به نظر مي رسد بايد به اين نكته اكتفا كرد، فعلا با اين مجريان كنار بياييد تا ببينيم صد سال بعد چه اتفاقي مي افتد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-134.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

نگاهي به تلويزيون و پديده يي به نام مجري

تلويزيون از جمله رسانه هاي قدرتمندي است كه حضور پرقدرت خود را به عنوان يكي از عوامل كنترل افكار تثبيت كرده و در كنار رسانه هاي ديگر از جمله روزنامه و سينما با شتاب هر چه بيشتر رو به رشد است.
كاركرد تلويزيون به عنوان رسانه يي كه مي تواند ابزار قدرت را به دست گرفته و بر افكار مردم تسلط داشته باشد بر هيچ كس پوشيده نيست و آرزوي هر كسي است كه بتواند بخشي از اين رسانه را در اختيار داشته باشد.
جذابيت تلويزيون در اين است كه از گروه هاي مختلفي جهت ارتقاي بار علمي، فرهنگي و هنري خود استفاده مي كند و هر كشوري به فراخور امكانات خود به شكل خاص از آن استفاده مي كند. اگر روزگاري لنين اعتقاد داشت كه با در اختيار داشتن سينما مي تواند جهان را كمونيست كند، اين باور كمي رنگ باخته است و تلويزيون توانسته است جاي آن را بگيرد.
شايد تلويزيون زدگي از عوارض دنياي امروز باشد، شايد هم نباشد، ولي آنچه معلوم است اين است كه بسياري از اقشار جامعه با تلويزيون خو گرفته اند و اين رسانه نقش عمده يي در زندگي آنها دارد.
بسياري از خانواده ها تنها سرگرمي خود را تلويزيون مي دانند و در ايران نيز پربيراه نگفته ايم كه اين سرگرمي جاي ويژه يي دارد. مردم عادت كرده اند كه برنامه هاي مختلف تلويزيون را ببينند و از فيلم ها و سريال ها و برنامه هاي متنوع آن استفاده كنند.اگر زماني اين باور رايج بود كه در خانواده ها اين بزرگان هستند كه بر فرزندان تسلط دارند، امروزه شاهد هستيم كه بحث پدرسالاري و مادرسالاري و حتي فرزندسالاري، رنگ باخته است و اين رسانه ها هستند كه براي خانواده ها تعيين تكليف مي كنند.
رسانه ها مي توانند جاي مشاور، روانكاو، راهنما، استاد و حتي در برخي موارد به غلط جاي دوست را نيز پر كنند. اينكه زمينه هاي جامعه شناختي رسانه تلويزيون مورد بررسي قرار بگيرد كاري است كه بسياري از متخصصان جامعه شناسي و روان شناسي به آن مي پردازند و ابعاد گوناگون آن در بسياري موارد بحث محافل اين چنيني است.
رسانه ها هميشه خبرساز بوده اند ولي اينكه چگونه خبري پخش و مورد بررسي قرار بگيرد موضوعي است كه به سياست هاي كشور بر مي گردد. هنوز در ايران رسانه تلويزيون در اختيار بخش دولتي است و براي همين سليقه ها و ديدگاه هاي مطرح در آن در سايه دولت است. بسياري عقيده دارند كه رسانه تلويزيون بايد جدا از بخش دولتي در اختيار بخش خصوصي نيز قرار بگيرد و اين همه تلاش براي در اختيار گرفتن اين رسانه به اهميت و جايگاه آن در دنياي ارتباطات برمي گردد.
برخي مي گويند كه برنامه هاي تلويزيوني ما محلي از اعراب ندارد و به ماهواره و اينترنت پناه مي برند. آيا تلويزيون ما به اين انديشيده است كه چگونه مي توان انبوه مخاطبان را با سليقه هاي متفاوت به خود جذب كند. در برنامه هاي فعلي تلويزيون اين وظيفه به عهده مجريان گذاشته شده است، مجرياني كه وظيفه دارند بيننده هاي عزيز پاي گيرنده ها را مشغول كنند و اجازه ندهند حوصله شان سر برود ولي حاصل كار اين است كه اكثر مخاطبان ترجيح مي دهند به جاي نگاه كردن به تلويزيون كار ديگري بكنند.شناخت و جذب مخاطب از جمله وظايف تهيه كنندگان و برنامه سازان تلويزيوني است، آنها وظيفه دارند رويكردهاي برنامه هاي خود را بشناسند و آنگاه به اطلاع مخاطب برسانند.
آنچه ما در تلويزيون ايران با آن روبه رو هستيم بي توجهي به مخاطب است و معيارهاي پخش برنامه ها براي مردم آشكار نيست و مردم وظيفه دارند تنها بيننده صرف باشند و حالت منفعل خود را حفظ كنند. كاري كه برنامه سازان تلويزيون بايد مدنظر داشته باشند از بين بردن اين حالت انفعال و تغيير آن به شركت و فعاليت مخاطب است. اينكه لابه لاي هر برنامه مسابقه يي با سوالات سطح پايين بگذاريم و جايزه يي برايش در نظر بگيريم به جذب مخاطب نمي انجامد، يعني توجه نمي شود كه تماشاگران تلويزيون به برنامه توجه ندارند بلكه اين جايزه است كه آنها را به سمت آن سوق مي دهد نه محتواي آن و در اينجا بحث ساختار برنامه پيش مي آيد و اينكه آيا به اين انديشيده ايد كه چه مي سازيد و به چه قيمتي؟
در ادامه موضوع مجريان تلويزيون بايد به اين مساله اشاره كنم كه در بحث تلويزيون و مخاطبان آن مساله يي وجود دارد با عنوان تعامل شبه اجتماعي و اين در صورتي پيش مي آيد كه مجريان تلويزيون جايگاه خود را فراموش كرده و دچار اين توهم مي شوند كه واقعاً دوست مخاطبان هستند و احياناً مي توانند هر طور كه راحت هستند حرف بزنند و برخورد كنند.اساساً آگاهي به جايگاهي كه تلويزيون در بين اقشار مختلف جامعه دارد ضروري است. شناخت مخاطب و درك نيازهاي او از جمله اين وظايف است. مخاطب، رسانه تلويزيون را صرفاً جهت سرگرمي مي خواهد و چون حوصله اش سر رفته است و از تنهايي يا حتي شلوغي مفرط خسته شده است به دم دست ترين چيز يعني تلويزيون پناه مي برد. آيا حق ندارد كه از وقتش به نحو احسن استفاده كند و لذت ببرد. مخاطب آرامش مي خواهد.
در چند سال اخير رسانه تلويزيون با استقبال خوبي از طرف فيلمسازان و بازيگران سينمايي مواجه شده و درصد ساخت سريال هاي تلويزيوني بالا رفته است ولي تلويزيون ما از آن دسته تلويزيون هايي نيست كه ۲۴ ساعته اختصاص به يك برنامه داشته باشد، چيزي كه تلويزيون كشورهاي ديگر دارد و هر شبكه اختصاص به يك برنامه مثلاً سينما، موسيقي، تئاتر، مسابقه، برنامه هاي ورزشي و غيره، آن هم با گرايش هاي مختلف اين رشته ها دارد و مخاطب آزاد است تا هر كدام را خواست انتخاب كند و تماشاگرش باشد.
چيزي كه ما بيشتر در برنامه هاي خودمان شاهد هستيم حضور مجري است و بحث اصلي بر سر حضور يا عدم حضور اين پديده است و اين مساله يي است كه بسياري از مردم با آن مشكل دارند و براي تماشاي يك فيلم سينمايي يا يك برنامه بايد حضور مجري را با حرف هاي باربط و بي ربطش تحمل كنند.برخي اعتقاد دارند نسل جديد مجريان تلويزيوني باعث رونق برنامه هاي تلويزيوني شده اند و در واقع اين تعداد از جوان هايي كه وظيفه مجري گري دارند كاملاً مسلط به حرفه خود هستند و شناخت كافي را از جامعه دارند و حضور اين مجريان باعث شده است ساختار برنامه ها شكل ديگري پيدا كند. ادعا مي كنند كه اين مجريان توانسته اند برخي از خط قرمزها را شكسته و شيوه اجراي شان متفاوت و جذاب است.
مد روز مي پوشند و عصا قورت داده نيستند. راحت برخورد مي كنند و مخاطب احساس صميميت مي كند.در اينكه شيوه جديدي از اجرا در تلويزيون رواج پيدا كرده است شكي نيست. نوع پوشش مجريان تغيير كرده است، درست است ولي اينكه توانسته اند خط قرمزها را بشكنند جاي بحث دارد. اساساً خط قرمزها در كشور ما تعريف خاصي دارد و جزء معيارهاي هر رسانه يي محسوب مي شود و اين موضوع لااقل در تلويزيون تحت اصول خاصي رعايت مي شود.يكي از وظايف تلويزيون ايجاد رضايت مندي در مخاطب است.
وقتي اين مورد ناديده گرفته مي شود، باقي قضايا تحت الشعاع قرار مي گيرد. برخي از همين مجريان تلويزيون پرحرفي را با اطلاع رساني اشتباه گرفته اند. به نظر مي رسد برنامه يي ساخته مي شود تا يك تايم پر شود، همين و ديگر هيچ مسووليتي در قبال آن وجود ندارد. مجري به خود اجازه مي دهد هر چه كه دلش مي خواهد بگويد.بحث جوان و پير بودن مجري در ميان نيست.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-126.aspx


شهيدي‌فرد درباره تغيير و تحولات سريع در دنياي امروز چنين مي گويد: "تلويزيون بايد متناسب با موقعيت هاي نو به نوشونده، خود را تغيير بدهد؛ زيرا بودن در يك فضاي مكرر، ايجاد ملال مي كند و نه تنها موجب ارتقاي فرهنگي نمي شود چه بسا منجر به درماندگي فرهنگي نيز بشود. برنامه در قالب جديد، يك پيام جديد هم به شمار مي رود و اگر ادعا مي كنيم جامعه هر لحظه آماده جهش به سوي كمال است، تلويزيون هم بايد اين جهش را تجربه كند."
وي در جواب اين سئوال كه جذب و حفظ مخاطب به چه عواملي بستگي دارد، مي گويد:
"ايجاد تفاوت در نوع كار و ارائه برنامه خيلي مهم است؛ چون همين مسأله است كه باعث جذب مخاطب مي شود. مثلاً ممكن است كسي در حال چك كردن شبكه ها باشد و روي هر كدام هم 3 ثانيه توقف كند. من 3 ثانيه وقت دارم او را نگه دارم. در غير اين صورت او را از دست مي دهم. پس كار بايد طوري باشد كه در اين سه ثانيه مخاطب حفظ شود."


بياييد كمي زلف گره بزنيم
محمد صالح علاء كسي كه برنامه كاملا تخصصي "دو قدم مانده به صبح" را اجراء مي كند در خصوص مجريان متخصص چنين مي گويد: "قبل از هر چيز اين خود مخاطبان هستند كه درجه عقلايي بودن برنامه را تعيين مي كنند يعني نياز بيننده داراي اهميت بسياري است اما بهداشتي امر همين است كه مجريان متخصص در حوزه مورد بحث خويش باشند. به نظر من اين امر كه سئوال كننده ها متخصص نيستند بيشتر در مطبوعات ما حضور دارد نه در تلويزيون..."
از صالح علاء مشخصا مي پرسم كه آيا برنامه شب شيشه اي را يك مجري قادر است بچرخاند؟ وي جواب مي دهد: "به نظر من رشيدپور كاملا بر كار خويش مسلط است و توانست در شب شيشه اي گفتگوهاي جذابي را به مخاطبان خويش تقديم كند همه مي دانيم كه برنامه وي چقدر بيننده داشت كه اين نشان از موفقيت وي بود." او مي افزايد: "از ديگر سو رشيدپور در برنامه خويش وارد جزئيات تخصصي رشته مورد نظر ميهمان خود نمي شد و بيشتر در همان حوزه عمومي و مسايل روز كشور با ميهمان خود گفتگو مي كرد البته وي جزء معدود مجرياني است كه داراي اطلاعات عمومي گسترده اي است و همين باعث مي شد تا به حوزه هاي مورد نظر نيز رسوخ كند. ببينيد در كار مجريگري فقط تخصص داراي اهميت نيست بلكه از همه مهمتر همان لحظه و آني است كه مجري گفتگوي جذاب را رقم مي زند و با بيننده زلف گره مي زند. رشيدپور توانست چنين عمل كند."
از صالح علاء در مورد ايجاد رشته اجراء و مجريگري در دانشكده صدا و سيما مي پرسم كه چنين پاسخگوست: "من خودم در كنار بزرگان هنر كشور سال ها همين بحث اجراء را تدريس كردم و ضمن اينكه با اغلب دانشجويانم برنامه هاي خويش را ساخته ام اما به نظر من در بحث اجراء ما داراي اصول واضح و آشكاري نيستيم كه دقيقا همان را مو به مو با تدريس منتقل كنيم براي مثال بسياري از اساتيد قادر به اجراء موفق نيستند، پس نيازمند استعداد ويژه و ذاتي در مجريان هستيم.:
او در ادامه مي افزايد: "ببينيد من به صداي خوب و چهره زيبا اعتقادي ندارم چون تعريف زيبايشناسي بسيار پيچيده است از زمان ارسطو تا به حال از زيباشناسي و هنر تعريف ارايه مي شود اما به راستي كدام هنرمند واقعي بر اساس اين تعاريف به اوج خلاقيت رسيدند؟! از ديگر سو خود رسانه بخصوص تلويزيون پديده اي بسيار پيچيده است و در قالب تعريفي مشخص نمي گنجد براي همين من خودم شخصا هميشه علاقه داشتم مجري داشته باشم كه صورت و بيان اش با تعاريف كليشه اي خوانا نباشد مجري كه با بياني دلنشين و نفوذ به حوزه مصاحبه شونده بتواند گفتگويي گرم را رقم بزند. هيچكدام از مجريان مطرح دنيا هم صدايي تربيت شده نداشتند. در واقع كارفرما خود مردم اند و اگر گفتگو جذاب نباشد خود مردم كار و مجري را تصحيح خواهند كرد."
سردبير برنامه "دو قدم مانده به صبح" درباره شومن ها مي پرسم كه چنين پاسخگوست: "آنهايي كه تلويزيون را اختراع كردند، آن را با كلمه سرگرم كردن تعريف كردند تلويزيون الزاما چون كتاب و راديو كاملا علمي نيست و در گام اول هم تنها براي سرگرم كردن ساخته شد اما ب مرور برنامه هاي تخصصي نيز بدان افزوده شد چون نياز مردم بود." او مي افزايد: "مردم ايران هم به سرگرمي نياز دارند و نمي توانيم اين امر را منكر شويم پس نيازمند شومن هستيم و ايم مسئله هيچ تضادي با يك برنامه تخصصي ندارد كار ما در دو قدم مانده به صبح بسيار متفاوت با كار شومن است و هر دو هم نياز مردم است."
صالح علاء در پايان سخنان خويش مي گويد: "البته شومني كه متناسب با قواره فرهنگي ما باشد يعني بي شك شومن غربي و اجرايش به درد ايران نمي خورد چون ما داراي فرهنگي متفاوت هستيم مردم ايران با شاقول فرهنگي خويش شومن هاي خود را هم بي مي گزينند."

«اگر اذان جاويد موذن زاده اردبيلي، ربناي استاد محمدرضا شجريان و دعاي سحر سيدجواد ذبيحي بخشي از خاطره جمعي ما ايرانيان و نماد اسلام ايراني باشد، بايد «الحمدلله علي ما هدينا» و نماز عيد فطر با صداي مرتضايي فر را هم به اين فهرست افزود» محمود مرتضايي فر را بيشتر با نام وزير شعار مي شناسند. وي در آستانه 73 سالگي با تريبون نماز جمعه وداع كرد تا به گفته خودش به نسل جوان ميدان دهد. او مجري كامل بود كه از بطن مذهبي ايران برخواسته بود شايد هويت صداهاي چون موذن زاده اردبيلي و مرتضايي فر به ما و ذهنيت مذهبي ما ثابت كنند كه اجراء و هويت صدا در دنياي امروز چقدر داراي اهميت است.


اقيانوسي با عمق يك بند انگش
از هرمز شجاعي مهر هم قبل از هر چيز درباره تخصص مجريان مي پرسم كه چنين جواب مي دهد: "من هميشه گفتم كه مجري بايد اقيانوسي باشد با عمق بند انگشت يعني اطلاعات عمومي بسيار گسترده بايد داشته باشد در كنار اين مسئله اگر بر موضوع و رشته خاصي هم متمركز شود و تنها در آن حوزه كار كند بسيار عالي است. اين مسئله در درجه اول باعث مي شود تا بعد از مدتي صداي وي هويتي مشخص پيدا كند يعني صدايي اجتماعي است يا سياسي يا خانوادگي اين هويت در آينده به سرمايه مهمي براي مجري تبديل مي شود كه تنها با كار كردن مستمر در يك حوزه در ذهن مردم شكل مي گيرد."

از سردبير برنامه خانواده درباره شبكه هاي خصوصي تلويزيون مي پرسم كه اهميت بيشتري به مخاطب خويش مي دهند و او پاسخگوست: "بله بي شك در تلويزيون خصوصي چون هر بيننده يعني از دست رفتن پول مخاطب از اهميت بيشتري برخوردار است در صدا و سيماي كشورمان نيز اين عارضه را با تخصصي كردن كامل شبكه ها از بين مي رود وقتي شبكه اي كاملا تخصصي به ورزش بپردازد ديگر مجري كه به اين حوزه علاقه ندارد و تنها دنبال پول است و مخاطب برايش مهم نيست نمي تواند در اين شبكه نفوذ كند چون چنين شبكه تخصصي نيازمند مديران تخصصي در همان زمينه نيز هست و اين از ورود آنها جلوگيري مي كند."
شجاعي مهر درباره ورود نسل جوان مجريان به تلويزيون چنين مي گويد: "تعدادي از مجريان جوان سبك اجراء جديدي دارند، نوآوري اصلا بد نيست و بسيار هم خوب است منتها اين نوآوري بايد با ذات فرهنگ ما همخوان باشد همچنين اين همخوان بود زماني جواب مي دهد كه علمي و درست كار كنند."
وي در پايان از ايجاد رشته مجريگري در دانشكده صدا و سيما بسيار استقبال مي كند و مي گويد: "سئوال بسيار مناسبي است، ببينيد مجري ديگر نياز مبرهن جامعه ماست مجري كه الگوي جوانان ما هستند و تربيت صحيح و علمي آنها داراي اهميت بسياري است پس من نيز كاملا موافقم كه بايد اين مقوله هم به صورت آكادميك تدريس شود."


روي كاراكترها سرمايه گذاري مي شود
در ادامه اين گزارش به سراغ اقبال واحدي مي روم كسي كه برنامه "مستقيم: آبادي" را در حال پخش دارد. او درباره تخصص مجريان مي گويد: "من از روز اول كارم بر اين اتقاد بودم كه مجري بايد تخصص داشته باشد. ذاتي بودن اجراء يك طرف قضيه است و نمي تواند جوابگو باشد حتي شومن هم بايد در امر سرگرم كردن متخصص باشد، مجريگري مانند وزنه برداري است داشتن بنيه قوي و ژنتيكي يك بحث است و تربيت كردن اين بدن زير نظر مربيان توانا و باسواد براي مسابقات جهاني يك امر ديگر... هر دو مهم و لازم اند. مجري بايد كارشناي-مجري باشد."
وي در ادامه مي افزايد: "در برخي برنامه ها مجري ميهمانان بسيار متعددي با تخصص هاي متعدد دارد اما در اين برنامه كه اجتماعي است وي با همه آنان درباره موضوعات عمومي جامعه وارد بحث مي شود در اينجا ديگر اين خود بحث جامعه شناسي است كه تخصص محسوب مي شود و اين بدان معنا نيست كه مجري از هر دري سخن گفته است و درباره همه چيز و علمي اظهار نظر كرده است اما زماني كه من با يك دكتر روانشناس درباره فراموشي صحبت كردم بايد در زمينه روانشناسي تخصص داشته باشم و حتي در بسياري جاها سخنان دكتر را علمي رد كنم و بگويم بر اساس فلان مدرك يا صحبت فلان روانشناس معروف اين قضيه اشتباه است يني تنها تاييد نكنم مجري بايد بتواند از انتقال نكات اشتباه توسط ميهمان به مخاطب با دقت نظر جلوگيري كند تا از آسيب جلوگيري كند شوخي نيست اطلاعاتي اشتباه به همه مردم در آن واحد منتقل شود."
وي درباره ايجاد رشته دانشگاهي مجريگري چنين مي گويد: " تمام رشته ها دانشگاهي شدند حتي گويندگي هم ولي اجراء متاسفانه هنوز دانشگاهي نشده است در مجريگري بسياري از مسايل هنري چون بازيگري، فن بيان تاتر، ارتباط گرفتن، مميك و... دخيل است كه بدون كار علمي و مربي قدرتمند كردن آنها يكجا بسيار بعيد است." وي در ادامه مي افزايد: "بايد روي كاركترها سرمايه گذاري شود و آدم هاي شاخص الگو شوند چون مخاطب شب و روز با مجري زندگي مي كند و بسيار از او تاثير مي گيرد مجري در تمام لحظات بيننده حضور دارد در تمام دنيا مجري ها بالاترين دستمزدها را مي گيرند و چون سوپراستارها محبوب اند، كساني كه يك در ميليون اند در همين ايران خودمان ما 20 الي 30 مجري عالي داريم آيا نبايد روي آنها به خوبي سرمايه گذاري كرد؟ بايد مشكل مالي اين مجريان حل شود تا دست به هركاري نزنند و به فرهنگ عمومي لطمه اي وارد نشود."
واحدي پايان درباره تاثير مجري بر مخاطب مي گويد: "مشكل اصلي ما در دولتي بودن تلويزيون ماست يعني چون تلويزيون دولتي است ديگر چندان به مخاطب اهميت نمي دهيم ولي در تلويزيون خصوصي از دست دادن هر مخاطب يعني از دست دادن بخشي از درآمد و همين مسئله باعث مي شود تا براي تهيه كننده مجري از اهميت زيادي برخوردار باشد. پس طبيعي است كسي كه به دنبال كسب پول از تلويزيون است برنامه را با هر شرايطي اجراء مي كند و برايش مهم نيست مردم و بيننده چه نظري دارند اين مسئله بشدت به اعتماد مردم به تلويزيون ضربه مي زند و باعث ريزش بيننده مي شود اين از اهميت بسياري برخوردار است كه مجري با خلاقيت خويش بتواند برنامه اي جذاب را خلق كند."


همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوينده نياز دارن
اما از همه جالب تر نظر مهران دوستي گوينده راديويي درباره مجري است: " من يك چيزي مي گويم و دوست دارم تيترش كنيد همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوينده نياز دارند. نه بازيگر و نه حتي مجري. الان همين آقايي كه دارد از اين جارد مي شود، بيايد و ميكروفن بدهيد دستش و بگوييد درباره فلان چيز حرف بزند يا آب و هوا را گزارش كند، مثل بلبل اين كار را مي كند. اين مي شود مجري. براي همه رسانه ها هم مجري، ريخته است. اما بيا به همين آقا بگو امسال سال مولاناتس. مي توانيد يك بيت شعر از مولانا بخوانيد؟ ايشان هم مي گويد شرمنده. من نمي توانم. خيلي از گوينده هاي ما دو بيت شعر حافظ نمي توانند بخوانند ولي اگر به همان آدم بگوييد اداي راننده تاكسي را در بياور، مي تواند! اين مدل اجرا كردن، تاريخ مصرف دارد، متفاوت بودن آن هم دربه كار بردن بعضي عبارات نسل سومي، تاريخ مصرف دارد. چنين مجري هايي امروز مي روند توي بورس و فردا هم خيلي راحت كنار مي روند."
دوستي در ادامه درباره نحوه آموزش گوينده نظرات خويش را مطرح مي كند كه مي تواند در مورد مجري هم صادق باشد: " گوينده مثل بازيگر نيست. 30 سال مي ماند. ماندگار است امين حيايي مي آيد و نهايتا 2 سال ، 5 سال مي ماند روي بورس، اما گوينده خوب 30 سال كار مي كند. خب، براي چنين چيزي بايد هزينه كرد. يكي از هزينه هايش گزينش مناسب است؛ آن هم نه از طريق مراكز دولتي، هزينه ديگر، در اختيار قرار دادن استوديوها براي جوانان است يكي از بهترين دوره ها اين است كه اين ها بيايند و بنشينند كنار من گويندگي كلاس آموزشي ندارد فوت و فن قرائت را شايد بشود ياد داد، اما لحن را نمي شود. ولي شما 5 سال مي آيي مي نشيني كنار من و كم كم ياد مي گيري كه البته چنين چيزي هم درحال حاضر به خاطر حجم بالاي برنامه ها مقدور نيست."

از نظرات اين كارشناسان چنين استنباط مي شود كه تلويزيون نيازمند هر دو پديده است هم شومن كه تنها و صرفا در حال سرگرم كردن مردم است و هم كارشناس-مجري... يعني اين دو پديده به هيچ وجه نافي يكديگر نيستند و قادر اند كه بخوبي در كنار هم زيستي مسالمت آميز و به دور از حذف يكديگر داشته باشند چون هر دو نياز مردم ايران است و اين نياز است كه در درجه اول يك فرد يا يك حرفه و شغل را زنده نگه مي دارد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-122.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
  گريم مجريان صدا و سيما   مازيار ناظمي ( مجري ورزشي ) مي گفت: گاهي در خيابان مردم عزيز ( بينندگان خوب ) را مي بينم كه كمي نگاه مي كنند بعد مي گويند شما همان خبرگوي ورزشي هستي؟ چقدر چهره تان فرق مي كند. اينجا بهتريد ( كه فكر كنم منظورشان برعكس باشد!)

شما را بامفهومي به نام گريم يا چهره پردازي آشنا مي كنم يكي از اصول كارهاي تصويري گريم شدن افراد است يعني گريمور(شخصي كه تخصص اين كار را دارد) با استفاده از وسايل مختلف و كار بر روي صورت شما كه با توجه به فيزيك صورت و رنگ پوست و … چهره شما را براي يك بخش خبري آماده مي كند.

از فون( پودر صورت) انواع قلم موها و ديگر وسايل گرفته تا تافت و غيره. يك گوينده معمولا حدود بيست دقيقه قبل از خبر در اتاق گريم حاضر مي شود و گريمورها بر روي صورت او كار كرده و براي بخش خبري او را آماده مي كنند. در كنار اين موضوع نور پردازي صحنه هم مهم است چراكه هر چهره اي با توجه فيزيك صورت و رنگ پوست و … نياز به تنظيماتي از نور دارد اين بخش در واقع پشتيباني گوينده براي اجراست البته مفهوم گريم خيلي تخصصي تر از اين توضيحات بنده است ولي در حد آشنايي شما فكر مي كنم كافي بود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-120.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

بازيگران سينما مجريان خوبي نيستند

ورود بازيگران بيكار و كم كار سينما به حوزه اجراي برنامه هاي تلويزيوني اين سوال را مطرح مي كند كه آيا هنرپيشگان سينما در عرصه اجرا هم موفق هستند؟ نظر شخصي من منفي است علت آن هم تفاوت شخصيت كاري اين دو حرفه است ببينيد ما در اجرا با شخصيت واقعي مجري مواجه هستيم(معمولا) و به عبارت روشن تر اين شخصيت مجري است كه از طريق سيما (به عنوان كانال پيام) ارايه مي شود اما در نقطه مقابل هنرپيشه تلاش مي كند شخصيت نوشته شده در فيلمنامه و يا سناريو را بازي كند ... خيلي روشن است اگر هنرپيشه اي در نقشي موفقيت خوبي به دست آورد دليلي بر موفقيت او در اجرا نخواهد بود زيرا مخاطبان او را به عنوان يك هنرپيشه مي شناسند تا يك مجري، نكته مهم تر وقتي در برنامه هاي جدي و تخصصي هنرپيشه در مقابل دوربين به عنوان مجري قرار مي گيرد مردم به او اعتماد مي كنند و ديگر نبايد و نمي تواند نقش بازي كند ... البته در اين بين استثنا هم داريم مثلا حضور برخي هنرپيشگان در برنامه هاي تفريحي و مسابقه معمولا باور پذيرتر است....تصورم بر اين است امروز ما نقش هنرپيشه، دوبلور، گوينده و مجري را با هم اشتباه گرفته ايم.

مازيار ناظمي

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-119.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 

Facial expression

 بيان چهره

مازيار ناظمي

حتما اگر بيننده تلويزيون باشيد ! ديده ايد كارگردان در برخي نماها مستقيما مي رود سراغ چهره مجري و با نماهاي درشت و نزديك - Close up سعي در القا مكنونات قلبي مجري دارد. بيان چهره Facial expression مي تواند نشانه هايي از ميزان صداقت شما ( مجري ) و خلوص و طرز برخورد عمومي مجريان را نشان دهد و جالبه شما به عنوان بيينده مي توانيد از چشمان مجري تا حدودي به ميزان اعتقاد قلبي او به موضوعات برنامه پي ببريد اين نشانه ها مخصوصا حالات چشمان مجري مهمترين عامل در انتقال مفهوم ذهني شما به مخاطبان مي تواند باشد .بيان چهره براي ترغيب و يا برعكس امتناع بينندگان از تماشاي تلويزيون و برنامه هاي ان بسيار اهميت دارد البته برخي ژستهاي بي معنا و دليل روشن مانند حركات دايم دست و بدن و يا چرخاندن مداد در دست كه به نوعي حواس پرتي و آشفتگي و تمركز گريزي را در مخاطب بوجود مي اورد ،كمكي به سطح اجراي شما نميكند ... بهترين حالات در اجراي تلويزيون نگاه مستقيم به لنز دوربين بعنوان بينندگان است برخي حركات و اشارات شما كه خارج از ديد و زاويه دوربين است كمكي به بيان مفاهيم نميكند و به عنوان اخرين نكته هميشه منتظر نماي نزديك كارگردان باشيد حتي زماني كه اشارات Cues را دريافت نميكنيد

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-114.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مجري برنامه كودكان

كودكان عموما از اينكه مورد خطاب مستقيم "بايد و نبايد"ها يا "بكن و نكن"ها قرار گيرند، خوششان نمي آيد. به خاطر دارم كه در ماه رمضان سال گذشته، دوربين تلويزيون سراغ كودكان مي رفت و از آنان مي پرسيد " شماهم روزه مي گيري؟" طبيعتا جوابها همه مثبت بود

نگين حسيني پايان نامه كارشناسي ارشد خود را به كتاب تبديل كرده است. "جنگ تلويزيوني براي كودكان" نام كتابي است كه او به يك كودك نابينا تقديم كرده است. او درباره انگيزه اين كار مي گويد:" در زمانه اي كه تلويزيون حتي يك ربع برنامه براي كودكان نمي سازد، اين كار را براي جلب توجه برنامه سازان تلويزيون انجام دادم." خانم حسيني روزنامه نگار و دانشجوي دكتراي علوم ارتباطات است با او در مورد برنامه هاي هاي كودك گفتگو كرده ايم كه مي خوانيد.


يك احساس نوستالژيك در مورد كارتونهاي قديمي وجود دارد كه جوانهاي امروز همه كارتونهاي دوران كودكي را به خوبي به ياد دارند. آيا تحليل محتوايي انجام شده كه نشان دهد كيفيت كارتونهاي قديم مثل پسرشجاع و تنسي تاكسيدو خوب بوده يا اين به تفاوت نسلها بر مي گردد؟


دوست داشتم براي پاسخ به اين سوال، وقت مي گذاشتم و سري به مراكز تحقيقاتي مرتبط مي زدم تا ببينم در اين مورد تحقيقي شده يا نه؛ البته حدس مي زنم كه نشده باشد. اما نظر شخصي من اين است كه شرايط آن دوره بود كه آن كارتون ها را در ذهن ما ماندگار كرد. اگر يادتان باشد، ما در دوره بعد از انقلاب و سپس سالهاي جنگ قرار داشتيم و تلويزيون ما هم به دلايل شرايط ايدئولوژيك بعد از انقلاب و هم محدوديت هاي ناشي از جنگ، در مضيقه قرار داشت. خبري هم از اينترنت و سي دي و ... نبود.


بنابراين در آن شرايط كه ما درحداقل امكانات تفريحي بوديم، هر برنامه اي ما را ميخكوب مي كرد و طبيعتا در ذهن مان هم ماندگار شد. اگر دقت كنيد، اين فقط منحصر به كارتونها نبوده است؛ حتي در مورد برنامه هاي بزرگسالان هم ، مجموعه هاي آن دوره هنوز دريادها مانده است: سريال آينه، اوشين (سالهاي دور از خانه)، از سرزمين شمالي. محتواي اينها را كه يادآوري كنيد، مي بينيد چيز خاصي نداشت اما در آن شرايط بحراني جنگ، مضيقه هاي تحميل شده و امكانات تفريحي محدود، همه دست به دست هم داده بود كه همه ما يك هفته روزشماري كنيم تا نوبت يك سريال نيم ساعته بشود. بنابراين ما و علاقه ما، برآيندي از شرايط كلي حاكم بود. اما در مورد توليدات داخلي برنامه هاي كودك در آن زمان مثل محله بروبيا و مدرسه موشها، بايد بگويم كه ماندگاري آن برنامه ها نه فقط حاصل شرايط، كه بخاطر كيفيت بالاي ساخت آنها نيز بود.


بطور كلي، با وجود همه تفاوت ها در دنياي امروز و ديروز، تعجبي ندارد اگر كودكان امروز به اندازه ديروزي ها شيفته كارتون نباشند. به عبارتي، كودكان امروز يك بسته بزرگ و متنوع از سرگرمي ها را دراختيار دارند كه تنوع ، پراكندگي و تغييرات سريع و هر روزه اين بسته، به آنها مجال دل بستن به يك محصول خاص را نمي دهد. درهمين حال، بعيد مي دانم كه كودكان اين نسل، بتوانند عموپورنگ را به عنوان اسطوره كودكي شان از ياد ببرند.


طبيعتا شما بايد براي تحقيق هم كه شده برنامه هاي كودك را نگاه كنيد آيا برنامه هاي امروز در مقايسه با دهه 60 تغييراتي كرده است؟

البته درحال حاضر تحقيق خاصي دردست ندارم كه مجبور باشم برنامه ها را دنبال كنم. بطور كلي به نظرم، كيفيت ساخت برنامه هاي دهه 60 به مراتب بالاتر از امروز بود. اگر از برنامه هاي كودك امروز، كارتون هايي كه اكثرا هم خارجي هستند، تفريق شوند، چيزي از برنامه كودك باقي نمي ماند. به جز برنامه عموپورنگ كه با همراهي اميرمحمد، به يك برنامه جذاب و دوست داشتني تبديل شده، ساير برنامه هاي كودك مشخصه جالبي ندارند. اشاره كردم كه برنامه هاي توليدي دهه 60، مثل جنگ هاي تلويوزيوني "محله برو بيا" و "محله بهداشت"، ومدرسه موشها، بسيار جذاب و دوست داشتني بودند؛ و مي بينيم كه كارهايي در اين سطح ديگر تكرار نشده اند.


برخي از كارشناسان مي گويند به غير از عموپورنگ، ساير مجريان در سطح بسيار نازلي قرار دارند، مشكل اساسي مجريان برنامه هاي كودك چيست؟

بيشترين اشكال مجريان كودك در تلويزيون ما اين است كه كودك درون آنان، آنقدر بزرگ شده كه آنها مجبورمي شوند خود را تا سطح بچه ها پايين بكشند و بيشتر "اداي" اين كار را درآورند. لحن تصنعي آنها كاملا نشان مي دهد كه در برقراري ارتباط با كودكان، بيش از حد تحت فشارند و خود نيز از اين فشار رنج مي برند. من به جرات مي توانم بگويم كه در ميان اينهمه، فقط يك استثنا وجود دارد و آن "عموپورنگ" است كه به عنوان مجري كودك، نه تنهاهيچ نقشي را اجرا نمي كند، بلكه دقيقا خودش را روي صحنه مي آورد. عموپورنگ باهمه بزرگي هايش، بالذاته كودك باقي مانده و به همين دليل، توانايي شگرفي در برقراري ارتباط با كودكان دارد. هرچند گاهي شاهد بوده ام كه او نيز در ارتباط با كودكان مرتكب خطاهايي شده كه به لحاظ روانشناسي، درست و سنجيده نبوده، اما درمجموع مي توانم بگويم كه بعد از نسلي كه همه شان در نوع خود بي نظير بودند،عموپورنگ يك جرقه استثنايي در اين عرصه بوده است.


در تحقيقم آورده ام كه 90 درصد كودكان، مجري بانشاط و فعال را ترجيح مي دهند؛ اين يعني مجري يي كه مثل اخبارگويان، راست بايستد و سعي كند بالحني به مقتضاي سني كودكان، برنامه اي اجرا كند، خوشايند كودكان نيست. به نظرم هرچند كودكان از مجريان خانم استقبال مي كنند، اما چون دامنه حركتي خانم ها جلوي دوربين بايد كم باشد، بهتر است كار اجراي كودك را بيشتربه آقايان بسپارند؛ البته به شرط آنكه آنها هم "مرد اين كار" باشند!


علاوه بر محدود بودن دامنه حركتي خانمها، بسياري رنگ تيره لباس خانمها را عامل مهم ديگري مي دانند؟ 
به نظر مي رسد كه تلويزيون ايران در سال هاي اخير، در رنگ لباس مجريان كودك تجديد نظر كرده و حالا شاهد لباس هاي رنگارنگي هستيم كه مجريان كودك –باپيشتازي عموپورنگ- به تن مي كنند. اما هنوز در مورد خانم ها، اين موضوع بطور كامل لحاظ نشده و فقط از رنگ هاي تيره پرهيز مي شود. همين نكته، بازهم نشان مي دهد كه كار روانشناختي روي رنگ ها و اثرات آنها نشده است. رنگ روشن به صرف روشن بودن، كارآيي مثبت ندارند. رنگ هاي روشني مثل طوسي كه در لباس خانم هاي مجري زياد به چشم مي خورد، نوعي كسالت و يكنواختي را به مخاطب القا مي كند.


يكي از مشكلاتي كه شما هم در تحقيق خود به آن اشاره كرده ايد، دادن پيامهاي مستقيم به كودكان است وشايد همين عامل باعث روگرداني كودكان از جنگ هاي تلويزيوني شده است.
هركسي كه كمترين معلوماتي در زمينه روانشناسي كودك داشته باشد، مي داند كه مستقيم ترين پيام هاي آموزشي رسانه اي، حداقل اثرگذاري را دارند.متاسفانه بيشتر برنامه هاي آموزشي كودك در تلويزيون ايران، پيام دهي مستقيم را هدف قرار مي دهد.


اين موضوع در برنامه هاي آموزش مسائل ديني و اعتقادي، بيشتر نمود دارد. كودكان عموما از اينكه مورد خطاب مستقيم "بايد و نبايد"ها يا "بكن و نكن"ها قرار گيرند، خوششان نمي آيد. د. به خاطر دارم كه در ماه رمضان سال گذشته، دوربين تلويزيون سراغ كودكان مي رفت و از آنان مي پرسيد " شماهم روزه مي گيري؟" طبيعتا جوابها همه مثبت بود اما اين سوال در ذهن من باقي ماند كه خب، اثر اين پيامها چه بود؟ كودك مخاطب چه درسي يا چه تاثيري گرفت؟ بيشتر فعاليت هاي آموزشي تلويزيون با همين خطاي آشكار صورت مي گيرد و به نظرم، تنها نتيجه كار، هدر رفتن انبوه سرمايه و بودجه است.


چه قدر استفاده نابجا از نشانه هاي تصويري را عامل كاهش كيفيت برنامه هاي توليدي كودكان مي دانيد؟
نشانه هاي تصويري برنامه هاي تلويزيوني ما هم دقيقا از همان مشكل "پيام مستقيم" رنج مي برند. سازندگان برنامه هاي كودك و دكوراتورها تصور مي كنند بايد عينا پيام برنامه را در نشانه هاي تصويري بگنجانند. اگر برنامه آموزشي درباره نماز است، در پس زمينه دكور، حتما مي توانيد تصويري از يك دختربا چادر سفيد را ببينيد، يا پسري را كه روي سجاده نشسته است. نمي دانم چه اشكالي دارد اگر پس زمينه تصوير، يك دختر شاد و بانشاط باشد كه دارد بازي هم مي كند. يقينا اگر لحظاتي پاي برنامه ها بنشينيد، از اين دست موارد كم پيدا نمي كنيد.


به دكور و صحنه آرايي اشاره كرديد به نظر شما دكور برنامه هاي كودك بيش از اندازه شلوغ نيست در حالي كه دكور برنامه هاي كودك خارجي بسيار خلوت است.
ببينيد دكور شلوغ الزاما به معني دكور زشت يا بد نيست. شمااگر برنامه هاي كودك خارجي را ببينيد كه مثلا در مهدكودكها اجرا مي شود، در پس زمينه كار، يك فضاي بي نهايت شلوغ را مي بينيد كه درعين حال خيلي هم زيبا و جذاب است و باعث مي شود حتي افراد بزرگسال هم دقايقي مكث كنند تا ببينند اينجا چه خبر است. البته بايد اشاره كنم كه دكور شلوغ در برنامه هاي آموزشي، كارآيي ندارد چون همه توجه مخاطب را به خود و جزييات خود جلب مي كند.


نكته اين است كه هر دكوري، بايد انديشه اي متناسب با روانشناسي مخاطب و نوع وموضوع برنامه داشته باشد. طراحي دكور برنامه ها در ايران فقط از جنبه صرف دكوراسيون انجام مي گيرد و خالي از نكته هاي روانشناختي است. حتي اگرهم ادعا شود كه اين نكته ها لحاظ شده، باز هم مشخص است كه خوب كارشناسي نشده است. دكور خلوت، شلوغ، رنگي، تك رنگ، ابزار و لوازم دكور و ... همه داراي بارمعنايي خاصي است كه ذهن مخاطب را بطورناخودآگاه، مشغول مي كند. هرچه دانش برنامه ساز و دكوراتور نسبت به اين مولفه هاي اثرگذار بيشتر باشد، دكور معنادارتري ارائه خواهد شد.


در تحقيق شما به تفاوتهاي معنا دار تماشاي تلويزيون توسط دخترها و پسرها توجه شده، مهمترين تفاوت اين دو جنس در تماشاي برنامه هاي تلويزيون چيست؟
تفاوت دختران و پسران در تماشاي تلويزيون، از دو جنبه كمي و كيفي قابل تامل است:
براساس تحقيقي كه انجام دادم، پسران به ميزان بيشتري تلويزيون تماشا مي كنند. بدون اينكه بخواهم وارد اعداد و ارقام تحقيق بشوم، به همين نكته بسنده مي كنم كه دختران وقت كمتري را به تماشاي تلويزيون اختصاص مي دهند و اين تفاوت در روزهاي تعطيل هم به همين منوال ديده مي شود.
علاقه مندي دختران به برنامه هاي آموزشي – تفريحي بيش از پسران است. ضمن اينكه بيشترين انتخاب پسرها: مسابقه، فيلم سينمايي كارتوني و فيلم سينمايي غيركارتوني بوده است؛ درحاليكه دخترها كارتون و برنامه عروسكي را بيشتر پسنديده اند.


3-به نظر شما دليل اين اتفاق چيست؟
اين به ماهيت و طبيعت خلقت جنس ونث و مذكر و تفاوت آنها با هم برمي گردد. دختران عموما ميزان تمركز، دقت و حوصله بيشتري نسبت به پسران دارند و اينها دقيقا لازمه هاي تماشاي برنامه هاي آموزشي- تفريحي است. پسرها بطور طبيعي، تمايل بيشتري به فعاليت بدني، شينطنت و بازيگوشي دارند و البته در جامعه ما، اين مساله نمود بيشتري دارد. دخترها ازسنين خاصي به بعد، محكوم به فراموش كردن بازي هاو جست و خيزهاي كودكانه اند و مدام توصيه مي شوند كه "عاقل" باشند و "بچگانه" رفتار نكنند. مجموعه اين عوامل سبب مي شود كه تمايل دخترها به دريافت برنامه هاي آموزشي-تفريحي، بيشتر از پسران باشد.


لطفا به چند نكته برجسته در آسيب شناسي ساخت جنگهاي تلويزيوني اشاره كنيد 
اكثر كودكان دوست ندارند مجري برنامه هم سن و سال خودشان باشد. اين درست در نكته مقابل سياستي است كه صداوسيما در سال هاي اخير داشته و از مجريان كم سن و سال در برنامه هاي كودك استفاده مي كند. در تحقيق دلايل اين موضوع كار نكرده ام اما فكر مي كنم به اين دليل است كه كودكان دوست ندارند كسي هم سن خودشان، نسبت به آنها در موقعيت فراتر قرار گيرد و نگاه "ازبالا به پايين" به آنها داشته باشد. ضمنا اميرمحمد را در اين مورد، يك كودك استثنايي مي دانم.


استفاده از عروسك هاي سخنگو به تنهايي مورد قبول كودكان نيست. بچه ها عروسك سخنگو را دركنار آدمها مي پسندند. ريتم موسيقي و بالا و پايين شدن ناگهاني آن، در جلب توجه كودكان موثر است. كلمات كمتر و حركت و نمايش بيشتر، اثرگذاري برنامه را بيشتر مي كند. تمركز روي يك تصوير ثابت، كودكان را به سرعت خسته مي كند. ريتم برنامه بايد تند باشد. تكرار مطالب آموزشي شرايط خاصي دارد تا منجر به دلزدگي كودك نشود مثل استفاده از شيوه پرش تصويري و محو كردن و آشكار كردن دوباره جزييات تصويري.


آيا شما با اين نظر كه تماشاي تلويزيون باعث افزايش خشونت در كودكان مي شود موافقيد؟ اگر موافقيد بفرماييد كه برنامه هاي سيما باعث تشديد خشونت مي شوند يا نه؟
بله، كاملا موافقم. كودكان "فعال ترين مخاطبان" يا "مخاطبان خاص" تلويزيون قلمداد مي شوند؛ "فعال" از اين نظر كه هنگام تماشاي برنامه ها و پس از آنها، بيشترين واكنش را در مقايسه با ساير گروههاي سني مخاطبان از خود بروز مي دهند كه حاكي از تاثيرگذاري مستقيم برنامه هاي تلويزيون و تاثيرپذيري مستقيم كودكان است. صاحبنظراني همچون شرام، پاركر، لايل، كالينگفورد، گونتر، مك آلر، امه دور، و خيلي ديگر، تحقيقات مفصلي دراين زمينه انجام داده اند كه همگي تاييد كننده اين نكته است؛ ضمن اينكه يونيسف و يونسكو نيز هرساله، بودجه اي را براي انجام تحقيقات در زمينه اثرات مثبت و منفي رسانه ها بر كودكان اختصاص مي دهند كه درمجموع، همگي تاييد كننده اثر مستقيم برنامه هاي تلويزيوني بر كودكان – بخصوص از حيث خشونت- است.


طبيعتا تلويزيون ايران هم از اين اتفاقي كه در سطح وسيعي از جهان رسانه ها رخ داده و مي دهد، مستثني نيست؛ به نظر من حتي شايد تاثيرات منفي برنامه ها بر كودكان ما مضاعف باشد؛ چراكه در فرهنگ زندگي روزمره و عمومي ما، خرده فرهنگي به عنوان "فرهنگ تماشاي تلويزيون" وجود ندارد. فرزند از كودكي ياد مي گيرد كه در جمع خانواده، بيننده هر نوع برنامه اي باشد و اگر از تماشاي يك برنامه منع شود، اين را تضييع حقوق خود مي داند. از طرف ديگر، تلويزيون ما هم جنبه ديگر اين فرهنگ را ندارد؛ و آن تقسيم بندي برنامه ها براساس سن و سال مخاطبان است. اگر دقت كنيد، درحال حاضر، مخاطبان ثابت و پروپاقرص سريال هاي خانوادگي توليد داخل كه سرشار از ماجراهاي وقيح اند، كودكان هستند؛ در حاليكه اين نوع برنامه ها اساسا متناسب با سن آنان نيست و دنياي كودكانه شان را زودهنگام با مسائلي آشنا مي كند كه ممكن است به پديده اي منجر شود كه من آن را "بزرگسالي زودرس" مي نامم.


شايد اين سوال بسياري از خوانندگان و والدين باشد كه چگونه بايد به كودكان و نوجوانان ياد داد كه فقط پاي برنامه خود بنشينند و همه سريالها و فيلمها را تماشا نكنند؟ 
اگر منظور از اين سوال اين است كه چگونه خانواده ها بايد كودكان را متقاعد كنند كه برنامه هاي خاص خود را ببينند، به نظرم اين كار بايد بصورت يك روش تربيتي، از سنين پايين كودكي در خانواده اجرا شود تا كودك از ابتدا به اين درك برسد كه حق دارد فقط برنامه هاي مخصوص به خود را تماشا كند. البته چون اين فرهنگ در سطح جامعه ما وجود ندارد، بايد ديد چنين كودكي كه در چنين خانواده اي بزرگ شده و بيننده هر برنامه اي نبوده است، وقتي پا به مدرسه مي گذارد و تعريف باآب و تاب همكلاسي هاي خود را از برنامه هايي مي شنود كه آنها را نديده يا حق نداشته ببيند، چه حالي پيدا مي كند و در مواجهه با سوال بزرگي كه در ذهنش ايجاد شده، از آن پس چه توقع يا خواسته اي از پدرومادر خواهد داشت.


درمجموع فكر مي كنم منع يكجانبه كودك از ديدن برنامه ها فايده اي نداشته باشد. خانواده بايد بتواند به ازاي ايجاد هر محدوديت براي كودك، جايگزيني براي او دست و پا كند تا اين خلاء باحداقل آسيب پر شود. به نظرم حالا كه انواع برنامه هاي كارتوني و فيلم هاي مخصوص كودكان بصورت سي دي هاي ارزان قيمت در بازار موجود است، خانواده ها مي توانند از اين مجموعه ها به عنوان جايگزين برنامه هاي تلويزيوني براي كودكان خود استفاده كنند.

منبع :


http://mojri3.blogfa.com/post-71.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]

پرچم هاي تازه افراشته شده : مجريان زن با حجاب

در روزگار امروزي، تلويزيون از هر رسانه ديگري به ما نزديكتر است. به ما چيزهاي تازه مي آموزد، آخرين اخبار را پخش مي كند، سرگرممان مي كند و حتي درد دل هايمان را بازگو مي كند.
تلويزيون قسمت بزرگي از وقت ما را به خود اختصاص داده و حتي جاي دوستان يا خانواده ما را هم تنگ كرده است. در بيشتر خانواده ها، تلويزيون يك عضو خانواده به حساب مي آيد كه همه خانواده در ساعاتي مي نشينند و به حرفهاي او گوش مي دهند. در بعضي خانواده هاي ديگر، اين عضو ناخوانده، جاي پدر و مادر را هم گرفته است. همه ما، مادرهاي زيادي را ديده ايم كه براي اينكه به كارهاي خانه برسند، كودك خردسالشان را جلوي تلويزيون نشانده اند و رفته اند.
اما فقط كودكان نيستند كه تحت تاثير تلويزيون قرار مي گيرند. يكي از مرجعهاي بزرگ ايجاد مد در جامعه، بازيگران و گويندگان تلويزيون هستند. نوع لباس پوشيدن آنها، تكيه كلامشان و شيوه پيرايش سر و صورت آنان، در مقياسهاي وسيع، توسط توده هاي جامعه تقليد مي شود.
در واقع در عصر ما، تلويزيون يك الگو دهنده بزرگ است كه از هر مجله مد يا روزنامه يا فيلم سينمايي، قوي تر عمل مي كند.
غربيها بسيار بيشتر از ما، درباره اين كاركردهاي تلويزيون تحقيق كرده اند و قابليتهاي آن را بهتر و بيشتر از ما مي شناسند. به همين خاطر است كه يك حمله قلدرمآبانه به كشورهايي مانند سودان، افغانستان و عراق، در افكار عمومي آن كشورها، با مخالفت چنداني مواجه نمي شود و اكثريت جامعه، بي تفاوت از كنار آن مي گذرند.
تا يك دهه پيش، انحصار رسانه هاي ماهواره اي، يا تلويزيونهاي بين المللي، كاملا در اختيار غرب بود. اما چند سالي است شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي غير غربي، جولانگاه غربيها در دنياي شرق را محدود كرده اند. شبكه هاي ماهواره اي عرب زبان الجزيره (قطر)، المنار (حزب ا... لبنان)، العربيه (عربستان سعودي) و العالم (ايران) مهمترين اين شبكه ها هستند.
در ميان اين چهار شبكه بزرگ، الجزيره از جايگاه ويژه اي برخوردار است. چرا كه از همه سابقه بيشتري دارد و نسبت به مناطق عرب زبان، پوشش قوي تري ايجاد كرده است.
مديران الجزيره هميشه سعي كرده اند با گرفتن وجه بي طرفي، خود را از دولت قطر مستقل نشان دهند. آنها حتي پا را از اين فراتر نهاده اند و با يك رويكرد سكولاريستي، شعار «تقدم كار حرفه اي بر همه چيز» را سر داده اند.
اما در يكي ـ دو سال گذشته اتفاقاتي افتاده است كه ناخواسته، الجزيره را به خاستگاه يك حركت اسلامي پر سر و صدا تبديل كرده است: با حجاب شدن زنان مجري.
مردم، مجري هاي تلويزيون را حتي از دوستانشان نيز بيشتر مي بينند. هرچه اين مجري محبوب تر باشد، الگوي قوي تري براي مخاطبان خود خواهد بود. اتفاقي كه براي بينندگان الجزيره نيز افتاده است.

1- خانم دكتر الهام بدر
خانم الهام بدر، اولين مجري زن شبكه الجزيره بوده است كه در سالهاي آغازين تاسيس اين شبكه، در آن مشغول به كار بود. او براي تكميل تحصيلات عالي خود، از الجزيره خارج شد و پس از گرفتن مدرك دكترا، هم اكنون مجري راديوي قطر است.

2- خانم خديجه بن قنه
يك روز قبل از عيد فطر سال گذشته، خديجه بن قنه، مشهورترين مجري زن شبكه ماهواره اي الجزيره، تصميم گرفت تا با حجاب شود. او از سال 1998 گرداننده مهمترين بخشهاي خبري الجزيره بوده است. هنگامي كه او با حجاب كامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد، زنگهاي تلفن الجزيره به صدا درآمد. با حجاب شدن اين مجري زن پر آوازه، بينندگان زيادي را تحت تاثير قرار داده بود.
خديجه بن قنه الجزايري گفته است كه او براي گرفتن تصميم قطعي با حجاب شدن و «راندن شيطان»، سه سال مردد بوده است. در اين مدت، مديران الجزيره نيز او را، تحت هيچ فشاري قرار نداده بودند.
او مي گويد: من سالهاست كه بر سر اين موضوع با خود كلنجار ميرفتم، به دنبال آن با چند نفر از روحانيون منطقه مشورت نمودم و آنها مرا تشويق نمودند كه حجاب اختيار كنم ، اما زماني كه نظر جاسم العلي (مدير سابق الجزيره) را جويا شدم، او اظهار داشت پوشش لباس يك «مسأله شخصي» است و شما كاملاً آزاد هستيد درباره نوع آن تصميم گيري كنيد. خديجه در نهايت ميگويد، بالاخره « شيطان را شكست دادم» و حجاب را انتخاب كردم. 
دو سال پيش از اين تصميم بن قنه، الجزيره آزمايشهايي تصويري را به عمل آورد تا مطمئن شود كه حضور بن قنه با حجاب اسلامي در استوديو، مشكل حرفه اي را در پخش اخبار ايجاد نمي كند. اما او هنوز مردد بود كه هنگام نمايش بر صفحه تلويزيون، با حجاب ظاهر شود يا نه.
خديجه بن قنه هنگامي توانست به تصميمي قطعي برسد كه در برنامه «شريعت و زندگي» شبكه الجزيره، با يك روحاني مصري به نام «عمر عبدالكافي» آشنا شد.
در نخستين روز با حجاب شدن خانم خديجه بن قنه، 1400 نامه الكترونيكي به دست او رسيد كه از اين كار وي حمايت مي كردند.
بيشتر مالكيت شبكه ماهواره اي الجزير به دولت قطر تعلق دارد و اين شبكه توانسته ميليونها بيننده عرب زبان را به خود جلب كند.
با حجاب شدن خديجه بن قنه بازتاب بسيار وسيعي در سطح جهان داشته است. خبرگزاري آسوشيتيتد پرس، خبرگزاري بي بي سي و اكثر روزنامه هاي دنياي عرب اين خبر را پوشش داده اند و عكسهايي از وي را، قبل و بعد از با حجاب شدن منتشر كرده اند.
متن خبر خبرگزاري بي بي سي در اين نشاني قرار دارد.
جوانان عرب نيز، در اقدامي خودجوش، نامه اي تهيه كرده اند و با توزيع آن در اينترنت، از ديگران خواسته اند تا آن را امضا كنند و در حمايت از خديجه بن قنه، به پايگاه اينترنتي شبكه الجزيره ارسال كنند.
شبكه «انشاد العالمي» با همكاري موسسه «امواج البحرين للانتاج الفني» نيز، سرودي را ساخته و به خديجه بن قنه تقديم كرده اند. براي شنيدن اين سرود مي توانيد به اين نشاني مراجعه كنيد.
موج با حجاب شدن زنان مجري، قبل از خديجه بن قنه، با خانم دكتر الهام بدر آغاز شد. او نيز مجري شبكه الجزيره بوده است.

3- خانم عصيف
خانم عصيف يكي ديگر از مجريان قديمي شبكه الجزيره است. او در اسفند ماه 1382، با حجاب كامل بر صفحه تلويزيون ظاهر شد.
خانم عصيف اصالتا عراقي است و هم اكنون نيز در دفتر شبكه الجزيره در عراق، فعاليت مي كند.
جالب اينجاست كه مسئول روابط عمومي همين دفتر در عراق، خانم صفانه، بي حجاب است.

4- خانم ناديا گابريل
موج مجريان زن با حجاب، به شبكه هاي عرب زبان محدود نيست.
در سال گذشته، كشور پادشاهي سوئد، با وضع قوانيني، آزادي مذهب و فرهنگ را به رسميت شناخت. اين تصميم در همان دوراني بود كه فرانسه و بعضي ايالتهاي آلمان، به دنبال قانوني براي ممنوعيت حجاب در نظام آموزشي اين كشورها بودند.
در حال حاضر، در سوئد، زنان باحجاب در بخش‌هايي چون پستخانه، بيمارستان‌ها و مراكز آموزشي مشغول به كار هستند. هر زن باحجابي كه به دليل داشتن حجاب مورد انتقاد قرار گيرد، يا حقي از او ضايع شود، مي‌تواند با مراجعه به محاكم قضايي شكايت كند. چندي پيش، يك دختر مسلمان به دليل داشتن حجاب از يك فروشگاه اخراج شد. اين دختر با مراجعه به دادگاه از كارفرمايش شكايت و دادگاه راي به بازگشت او به سركار صادر كرد. 
در حال حاضر، در سوئد، زنان سوئدي يا غيرسوئدي مي‌توانند بدون برداشتن حجاب، كارت شناسايي يا پاسپورت داشته باشند. 
اما اين قانون جديد سوئدي به تلويزيون اين كشور نيز كشيده شد. در مهر ماه 1382، تلويزيون سوئد به خانم ناديا گابريل اجازه داد تا با حجاب اسلامي، به عنوان مجري برنامه جديد «موزائيك»، بر صفحه تلويزيون حاضر شود و به عنوان اولين مجري زن با حجاب در رسانه هاي غربي، با زبان خود مسيحيان، با آنان حرف بزند.
برنامه موزائيك درباره حضور مهاجران در جامعه سوئد است.
خانم ناديا گابريل متولد سوئد است و مي تواند به دو زبان عربي و سوئدي صحبت كند.
قرار بود از اوايل سال 2004 ميلادي، او يك برنامه آشپزي جديد را هم اجرا كند.
جالب اينجاست كه در تلويزيون سوئد، نمايش فيلمهاي غير اخلاقي ممنوع است.

5- سه مجري زن باحجاب مصري
در همين روزگار، پس از اينكه سه مجري زن تلويزيون دولتي مصر، با حجاب بر صفحه تلويزيون ظاهر شدند و حاضر نشدند تا حجاب خود را بردارند، از ادامه كار منع شدند.
مطابق قانون اساسي مصر، اسلام دين رسمي است و شريعت اسلامي منبع اصلي قانونگذاري است. 
مجريان زن مصري نيز به همين نكته استناد كرده اند.آنها تصميم گرفته‌اند عليه كانال‌هاي دولتي اقامه دعوا كنند.
به گزارش سايت البوابه، يكي از اين خانم‌ها گفته است در قرارداد رسمي‌اش منعي براي پوشيدن حجاب وجود ندارد و تلويزيون با اين كارش، حقوق اساسي او را ناديده گرفته است. 
در حال حاضر، زنان مصري هر روز بيشتر و بيشتر به پوشش حجاب اقبال نشان مي‌دهند.
كميسيون آزادي هاي اتحاديه روزنامه نگاران مصر با انتشار بيانيه اي با اين سه مجري محجبه ابراز همبستگي كرده است. 
در اين بيانيه آمده است: ممنوع كردن يك مجري محجبه زن از ظاهرشدن در تلويزيون به علت ممانعت از برداشتن حجاب خود با اصول دين اسلام مغاير است و اين اقدام با اصول و مقررات قانون اساسي كشور نيز تناقض دارد، چرا كه براساس آن، قانون اسلامي (شريعت) منبع اصلي قانونگذاري در كشور است و اين قانون آزادي و برابري ميان شهروندان را تضمين كرده است. 
اين بيانيه را محمد عبدالقدوس، گزارشگر كميسيون آزادي هاي اتحاديه روزنامه نگاران مصر امضا كرد اما يحيي قلاش، دبير كل اتحاديه، آscript" src="https://apis.google.com/js/plusone.js">{lang: 'fa'}

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مجري تلويزيون

قالب بيشتر برنامه‌هاي تلويزيوني بر محور يك مجري تنها مي‌چرخد . اين شخص در نقش معرفي كننده برنامه‌ها،‌ ميزبان، مجري، گزارشگر، مفسر، گرداننده مراسم بزرگ،‌ گوينده اخبار، مربي،‌ كارشناس، ‌معلم يا استاد ظاهر مي‌گردد.
ارتباط با بيننده
مجري با بينندگان خود از راههاي مختلف ارتباط برقرار مي‌كند:
- نگاه كردن مستقيم به دوربين و صحبت كردن با بينندگان.
- نگاه كردن متناوب به دوربين و سخن گفتن درباره مطالب برنامه در حال انجام كار .
- كار كردن و ناديده گرفتن دوربين ( در اين حالت ،‌ممكن است شرحي توسط مجري و به صورت في‌البداهه،‌ يا طبق متن آماده شده قبلي خوانده شود)
- گفتگو با شخصي كه در كنار دوربين وخارج از قاب تصوير قرار دارد. بحث و گفتگو با تماشاگران حاضر در استوديو و ناديده گرفتن دوربين.
مهم اين است: مجري بداند كه كدام راه مفيد وموثر است البته گاهي ممكن است اين راه طي توليد برنامه تغيير نمايد. اگر برنامه با نظام چند دوربينه ضبط مي‌گردد و مجري بايد با دوربين صحبت كند،‌ بايد بداند كدام دوربين تصوير او را مي‌گيرد( معمولا دوربيني كه چراغ قرمزرنگ كوچكي بالاي آن روشن است) براي مجري اهميت دارد كه بداند به طور دقيق كجا و چه زماني بايستد، بنشيند يا حركت كند و محدوديتهاي نما را شناسايي كند ( به ويژه در نماهاي بسته و نزديك) .
اگر مجري مطالب را از روي متن‌رسان تعقب مي‌كند، بايد از خيره شدن و دزديده نگاه كردن به آن خودداري نمايد. كارگردان بايد اطمينان يابد كه :
- مجري متن را پيشاپيش خوانده است( احتمالا يك‌بار از روي آن نوشته است).
- او مشكلي در خواندن صفحه متن‌رسان از فاصله دور ندارد.
- او مي‌داند كه سرعت دستگاه متن‌رسان با او همراه خواهد بود ( مسئول فني ،‌ سرعت حركت مطالب را در دستگاه كنترل خواهد كرد)
- مجري از ترفند حركات سرو چشمها، تغيير حالات چهره و كتمان كردن اينكه او از روي يك نوشته مي‌خواند،‌ آگاه است.
حركت
حركات مجري را، بويژه هنگامي كه با فنون برنامه سازي تلويزيوني آشنا نيست،‌ ساده‌تر كنيد. زمان حركت كردن او را در مقابل دوربين به طور كامل مشخص سازيد. دراين مورد ؛‌ مدير صحنه)) مي‌تواند مجموعه‌اي از علايم مجزا را در هنگام لزوم به او بدهد.
برخي كارگردان ها،‌ به منظور ايجاد نقطه ديد تازه مجري را وادار مي‌سازند كه به طور مداوم در مقابل دوربين حركت نمايد، بايستد،‌ بنشيند،‌ راه برود تكيه كند و با اشاره سخن گويد، و به سوي دروبين ديگري بچرخد. اين كارها به جاي آنكه نشان از فن آوري داشته باشد،‌ مجري را بي‌تاب و ناآرام و ناراحت نشان مي‌دهد. رمزو راز كار در اين است كه هر نوع تغييري بايد منطقي و داراي انگيزه و علت طبيعي جلوه كند. به طور مشخص مجري را در صحنه مقابل دوربين سرگردان رها نكنيد،‌ بلكه در هر حركت نقطه اسكان دقيقي به او ارائه كنيد.
 
شرح تصوير
1) ميز را صاف قرار ندهيد: صاف قرار دادن ميز در مقابل دوربين به نظر تصنعي و بي‌تناسب مي‌رسد. ميز را درمقابل دوربين كمي زاويه‌دار قرار دهيد.
2) حركت سوژه: مجري نبايد براي مدت طولاني در برابر دوربين ساكن و بي‌تحرك قرار گيرد. اما بايد به تناسب و زيبايي حركات و ژستهايش توجه داشت.


نماها
مكث كردن روي نماهاي ساكن و رو در رو كسل كننده است. سعي كنيد دوربين خود را حركت دهيد. فواصل كانوني لنز دوربين را به طور متناوب عوض كنيد تا نقطه توجه بيننده، ‌و نقطه تاكيد شما، و همچنين نقطه تمركز مخاطبتان تغيير كند. ممكن است تصميم بگيريد كه دوربين مسيري به شكل منحني از مقابل مجري تا پشت سر او را طي كند؛ مواظب باشيد اين كار به نظر تشريفاتي ،‌سخت و پرزحمت نرسد.
بگذاريد مجري بداند كه جزئيات حركات او ،‌ در نمايي كه گرفته مي‌شود،‌ تاثير مي‌گذارد. تصور نكنيد كه اگر در مرحله تمرين كوزه را طوري در دست گرفت كه برچسب روي آن خوانده نشد،‌ هنگام ضبط نيز به همان صورت آن كار را انجام خواهد داد. مشكل را براي او توضيح دهيد و اگر نيازي بود به او بگوييد كه مي‌تواند نما را از مانيتور نزديك خود در استوديو مشاهده نمايد

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-66.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.