مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3804
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 29
همه : 5164767


بررسي رابطه ميان خصوصيات فردي مخاطبان و ويژگي هاي خبري سيما


در اين تحقيق قصد دارم به بررسي رابطه ميان ويژگي هاي فردي مخاطبان و ويژگي ها خاص خبر سيما بپردازم .

آيا ميان ويژگي هاي فردي مخاطبان و توجه به ظاهر يا محتواي اخبار ( شكل و سبك خبر , شرايط اجراي خبر , گوينده خبر ) رابطه اي وجود دارد يا خير ؟ هدف اصلي در اين تحقيق اين است كه آيا ويژگي هاي فردي مخاطبان مانند سن , جنس , تحصيلات و شغل در ميزان توجه آنها به اخبار تلويزيون و قسمت هاي مختلف آن تاثير دارد يا خير ؟ 
در اين تحقيق از روش پيمايشي (پرسشنامه ) استفاده شده است  حجم نمونه 100 نفر بوده است و در انتها داده ها تحليل شده است كه در بخش مشاهدات تجربي بيان خواهد شد.


مباحث نظري  :


در اين تحقيق از نظريه استفاده و خشنودي استفاده شده است  اعتقاد به مخاطب سرسخت   كه منفعل نيست و در شرايط مختلف دست به گزينش خواهد زد. مخاطب با توجه به نياز خود و در راستاي ارضاي نياز و انتخاب رسانه دست به ابتكار عمل خواهد زد  . و تنها به آن چيزي توجه مي كند كه به آن علاقه مند است و يا نيازي را از او بر طرف مي كند . 
و همچنين نظريه اعتبارمنبع كه مخاطبان تلويزيون با توجه به تجربه اي كه از رسانه هاي جمعي و ميزان اعتمادي كه به  آن دارند از آن استفاده مي كنند .  سعي شده است با توجه به همين نظريه ها  فرضيه ها ثابت شود.

فرضيات من در اين تحقيق عبارتند از :


1. با افزايش تحصيلات , مخاطبان خبر سيما بيشتر سعي مي كنند به شكل و سبك و محتواي خبر توجه كنند . 
2. مخاطبين با سنين پايين تر , بيشتر به نحوه اجراي خبر و شرايط آن و گوينده خبر توجه دارند.  
3. جنس نيز در ميزان توجه به قسمت هاي مختلف خبر مي تواند تاثير گذار باشد , به طوري كه زنان بيشتر به شكل ظاهري خبر و گوينده توجه مي كنند.  
4. شغل هم به طور كلي مي تواند توجه افراد را به قسمت هاي خاصي معطوف كند  افراد اگر از نظر شغلي درمراحل بالاتري قرار داشته باشند , بيشتر به شكل و سبك خبر و محتواي آن توجه مي كنند تا به ظاهر اخبار  .
به  طور كلي ويژگي هاي خبر سيما به سه دسته شرايط اجراي خبر  با متغير هاي (مدت زمان مناسب براي اجراي خبر , استفاده از موسيقي در پخش خبر , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز) شكل و سبك خبر با متغير هاي  ( استفاده از اصطلاحات عاميانه , داشتن تفاسير خبري , استفاده از گزارشات عامه پسند و ملودرام هاي خبري , صدا و تصوير همزمان , ترتيب اخبار بر اساس اهميتي كه دارند ) گوينده خبر با متغير هاي (صميمي بودن گوينده , پوشش و لباس مجري , لحن و تن گوينده ) تقسيم شده است . 
در ويژگي هاي فردي مخاطبان هم متغير هاي  سن , جنس , تحصيلات و شغل در نظر گرفته شده است و رابطه هر كدام از آنها با سه ويژگي خبر تلويزيون سنجيده شده است كه توضيح بيشتر اين متغير ها در قسمت روش شناسي خواهد آمد .


توضيح برخي مفاهيم :


در شرايط اجراي خبر متغير هايي به كار رفته است كه توضيح برخي از آنها ضروري مي نمايد . 
در ميان سوالات اين بخش , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز به چشم مي خورد كه منظور از آن تازگي خبر است تازگي اخبار به عنوان يكي از ارزشهاي هفت گانه خبر يعني هر اندازه كه فاصله وقوع رويداد و درج آن به عنوان خبر نزديكتر باشد , خبر تازه تر خواهد بود.  
در سبك خبر هم به توضيح چند متغير كه پيرامون آنها سوالاتي در پرسشنامه مطرح شده است , مي پردازيم .
گزارشات و تفاسير عامه پسند خبري كه همان ملودرام هاي خبري هستند. منظور از ملودرام هاي خبري هم گزارشاتي هستند كه مشكلات مردم جامعه را بررسي مي كنند و آنها را ملموس مي سازند  استفاده از شيوه مردم ساده , يعني اخباري كه بيان مي شود همان افكار مردم ساده است.  
بيان خبرها در قالب عكس ها و تصاوير , يعني استفاده از تصاوير زنده تلويزيوني و قدرت تصوير در اثبات خبر و جذابيت و قابل كردن تصوير براي القا خبر به مخاطب  زيرا تصوير تلويزيوني و موسيقي ميتواند اطلاعاتي كه زبان از بيان آنها عاجز است را انتقال دهد  .
در قسمت گوينده خبر هم منظور , صميمي بودن , لحن و تن گوينده , كيفيت نگاه مجري , اشاره هاي چهره و تاكيد هاي صوتي بر روي لغات كليدي و نمايشي كه گوينده از خود در مقابل دوربين به اجرا مي گذارد .


روش شناسي :


در اين تحقيق از روش پيمايشي ( پرسشنامه ) استفاده كرده ام براي هر متغير يك سوال در پرسشنامه اختصاص داده شده بود.  در بيان ويژگي هاي فردي مخاطبان , متغير هاي سن , جنس , شغل و تحصيلات در نظر گرفته شده و 4 سوال ابتداي پرسشنامه به آن اختصاص داده شده بود .
سن به صورت 18-22 و 23-27 و 28-32 و 33 به بالا در نظر گرفته شده بود .
تحصيلات نيز در يك طيف از ديپلم تا فوق ليسانس و بالاتر و حوزوي در نظر گرفته شده بود  شغل نيز به 5 قسمت دانشجو , كارمند , آزاد , نظامي , خانه دار و حوزوي تقسيم شده بود. 
ويژگي هاي خبر تلويزيون نيز در ابتدا به سه قسمت كلي تقسيم شد 1 – گوينده خبر  2- شكل و سبك خبر  3- شرايط اجراي خبر 
گوينده خبر شامل سوالاتي پيرامون لحن و تن گوينده , صميمي بودن گوينده با مخاطب , لباس و پوشش مجري بود .  در بخش شكل و سبك خبر سوالات مربوط به خبرهاي سنت شكسته و پرده برداري كننده از پشت صحنه اخبار , بيان خبر ها در قالب عكس ها و تصاوير , تفكيك اخبار به دوصورت كوتاه و مفصل , ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري , صداو تصوير همزمان تلويزيون , گزارشات خبري عامه پسند , وجود تفاسير خبري و استفاده از اصطلاحات عاميانه قرار داشت . در بخش شرايط اجراي خبر هم متغيرهاي مدت زمان مناسب براي اجراي خبر ( زماني نه خيلي بلند و نه خيلي كوتاه ) , استفاده از موسيقي در پخش خبر , تطابق اخبار با واقعيت روز قرار داشت .


نتايج تجربي :


تحليل ها و بررسي هاي به دست آمده براي بررسي رابطه ميان خصوصيات فردي مخاطبان و ويژگيهاي خاص خبر تلويزيون به شرح ذيل مي باشد :


ترتيب شرايط خبري در گروههاي سني 18-22و23-27 به ترتيب ذيل مي باشد : 
1- گوينده خبر   2- شكل و سبك خبر   3- شرايط اجراي خبر 


ولي در گروههاي سني 28-32 و 33 به بالا اين ترتيب عوامل به شرح ذيل مي باشد :

- شكل و سبك خبر 

- گوينده خبر 

- شرايط اجراي خبر


2- در تحصيلات هم افراد داراي ديپلم و فوق ديپلم هم به اين ترتيب قائل اند :

- گوينده خبر 

- شكل و سبك خبر 

- شرايط اجراي خبر


اما افراد داراي تحصيلات ليسانس و حوزوي معتقدند : 

- شكل و سبك خبر 

- گوينده خبر 

- شرايط اجراي خبر 


و افراد داراي تحصيلات فوق ليسانس و بالاتر معتقدند ترتيب عوامل به اين صورت است :

- شكل و سبك خبر 

- شرايط اجراي خبر 

- گوينده خبر 
از نظر شغلي افراد دانشجو , نظامي , حوزوي معتقدند عوامل مورد نظرشان به اين ترتيب ميباشد :  

- شكل و سبك خبر   

- گوينده خبر  

- شرايط اجراي خبر


افراد كارمند , شغل آزاد و خانه دار معتقدند :
 

-  گوينده خبر 

- شكل و سبك خبر 

- شرايط اجراي خبر


در ميان دو جنس زن و مرد هم ترتيب و اولويت اين ويژگي ها به شرح ذيل مي باشد :


زنان : 1- گوينده خبر   2- شكل و سبك خبر   3- شرايط اجراي خبر


مردان : 1- شكل و سبك خبر  2- گوينده خبر   3- شرايط اجراي خبر

 
كه تا اين مرحله فرضيات مورد نظر به اثبات رسيدند  .


با توجه به آزمون independed t test  كه مي خواهيم بدانيم در پاسخگويي به سوالات بين زنان و مردان اختلاف وجود دارد يا خير , نتايج زير به دست آمد : 
در جنس ميان زنان و مردان در سوالات لباس و پوشش مجري, صميمي بودن گوينده هنگام بيان خبر (گوينده خبر ),  خبر هايي كه سنت را شكسته و به دنبال پرده برداري از پشت صحنه اخبار هستند, تفكيك اخبار به دوصورت كوتاه و مفصل و تفكيك اخبار به اهم و مهم , داشتن صداو تصوير همزمان بيان خبر ها در قالب عكس ها و تصاوير (شكل و سبك خبر )  , استفاده از موسيقي در پخش خبر, رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر(شرايط اجراي خبر ) اختلافي ديده نشده است ولي در سوالات ذيل ميان آنان اختلاف مشاهده مي شود .
لحن و تن گوينده ( گوينده خبر ) , بيان خبر مطابق با واقعيت ( شرايط اجراي خبر ) , استفاده از ملودرام هاي خبري و گزارش هاي عامه پسند , داشتن تفاسير خبري, استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين اجراي خبر ( شكل و سبك خبر ).
H0:m1=m2
H1:m1=m2
استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين خبر در جلب توجه بينندگان از ديدگاه مردان و زنان تاثير غير همساني دارد . شايد بتوان دليل اين امر را ظرافت زنانه در بكارگيري الفاظ بيان كرد .
استفاده از تفاسير خبري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير غير همساني دارد . استفاده از گزارشات خبري كه بيشتر با زندگي روز مره مردم ارتباط دارند از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير غير همساني دارد . تلويزيون در بيان خبر چقدر با واقعيت هاي روز تطابق دارد از ديدگاه مردان و زنان يكسان نيست . شايد دليل اين امر اين باشد كه زنان بيشتر زمان خود را در خانه صرف مي كنند و از واقعيت هاي روز به اندازه مردان با خبر نيستند و همواره اخبار را با توجه به ذهنيت خود , مطابق با واقعيت مي پندارند . لحن و تن گوينده خبر از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . صداو تصوير هم زمان در اخبار از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري از ديدگاه مردان و  زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . تفكيك اخبار به دو صورت كوتاه و مفصل در ديدگاه مردان وزنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد . استفاده از موسيقي در پخش خبر در جلب توجه بينندگان از ديد گاه مردان و زنان يكسان است . بيان خبر در قالب عكس و تصاوير به منظور ايجاد آگاهي در جلب توجه بينندگان از ديدگاه مردان وزنان تاثير همساني دارد . صميمي بودن گوينده در هنگام خبر به از ديدگاه مردان و زنان تاثير يكساني دارد . رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر از ديدگاه مردان و زنان تاثير يكساني در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . لباس و پوشش مجري از ديدگاه مردان و زنان در جلب توجه بينندگان تاثير يكساني دارد .


در آزمون پيرسون براي بيان همبستگي ميان متغير ها به نتايج زير رسيديم :  


در بيان همبستگي ميان سن و ويژگي هاي خبر سيما , ميان سن و لباس و پوشش مجري , صميمي بودن گوينده ( گوينده خبر ) , بيان خبر ها در قالب عكس ها و تصاوير , تفكيك اخبار به صورت هاي كوتاه وبلند , صدا وتصوير همزمان ,داشتن تفاسير خبري ( شكل و سبك خبر ) استفاده از موسيقي در پخش خبر , بيان خبر مطابق با واقعيت هاي روز ( شرايط اجراي خبر ) وبه طور كلي عوامل سبك و شكل خبري همبستگي خيلي كم وجود دارد . بين سن با سوالات مدت زمان مناسب براي اجراي خبر ( شرايط اجراي خبر ) اولويت بندي كردن اخبار بر اساس اهميت ( شكل و سبك خبري ) و به طور كلي شرايط اجراي خبر همبستگي معكوس كم وجود دارد .  
بين تحصيلات با سوالات بيان خبر در قالب عكس ها و تصاوير , صدا وتصوير همزمان , استفاده از ملودرام خبري ( گزارش هاي خبري ) و داشتن تفاسير خبري ( شكل و سبك خبر ) , بيان خبرهاي مطابق با واقعيت هاي روز و به طور كلي شرايط اجراي خبر همبستگي كم وجود دارد . بين تحصيلات با سوالات پوشش مجري , صميمي بودن گوينده ( گوينده خبر ) , مدت زمان مناسب براي اجراي خبر , استفاده از موسيقي در بيان اخبار ( شرايط اجراي خبر ) , تفكيك اخبار به دو صورت كوتاه و مفصل و اولويت بندي كردن اخبار به اهم و مهم ( شكل و سبك خبر ) و به طور كلي عوامل گوينده خبر و شكل و سبك خبر همبستگي معكوس كم وجود دارد . 
در اين نمونه مردم معتقدند لباس و پوشش  مجري تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارد . همچنين رعايت مدت زمان مناسب براي ارائه خبر در جلب توجه بينندگان تاثير زيادي را دارا مي باشد . 
درصد زيادي از مردم هم به دنبال خبر هايي هستند كه سنت را شكسته و به دنبال پرده برداري از اخبار مي باشند . صميمي بودن گوينده در هنگام بيان خبر هم تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . بيان خبر ها در قالب عكس و تصاوير به منظور ايجاد آگاهي تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا ميباشد . استفاده از موسيقي در پخش خبر به منظور جلب توجه بينندگان تاثير زيادي را دارا نمي -باشد.
تفكيك اخبار به دوصورت كوتاه و مفصل تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . ترتيب اخبار بر اساس اهميت خبري تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارد . صدا و تصوير هم زمان تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا نمي باشد . لحن و تن گوينده خبر تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . از ديدگاه مردم تلويزيون در بيان خبر به ميزان زياد با واقعيت هاي روز تطابق ندارد . استفاده از گزارشات خبري كه با زندگي روزمره مردم سروكار دارد به ميزان زيادي در جلب توجه بينندگان موثر نمي باشد . داشتن تفاسير خبري نقش زيادي در جلب توجه بينندگان دارا مي باشد . استفاده از اصطلاحات عاميانه در حين خبر تاثير زيادي در جلب توجه بينندگان دارا نمي باشد . 
البته در ميان سوالات پرسشنامه , سوالاتي هم در مورد ميزان توجه مردم به اخبار سيما به طور كلي وجود داشت كه مي توان در اينجا اشاره اي كوتاه هم به آن داشت : با توجه به نمونه تلويزيون توانسته است نمره زيادي را در جلب رضايت بينندگان كسب كند و مردم معتقدند تلويزيون نقش زيادي در جلب اعتماد عمومي دارد .


نتيجه گيري :


همانطور كه در قسمت هاي قبل بيان شد , من در اين تحقيق از نظريه استفاده و خشنودي استفاده كردم و در بخش مشاهدات هم با تحليل هاي انجام شده فرضيات به اثبات رسيد . آنچه از نتيجه اين تحقيق برمي آيد , در واقع بيان مجدد و تاكيد بر همان نظريه استفاده و خشنودي است , همانطور كه مشاهده شد افراد با توجه به خصوصيات فردي خويش به هر آنچه كه اظهار علاقه مي كنند , توجه نشان مي دهند و از آن استفاده مي كنند و در راستاي نياز خود از رسانه استفاده مي كنند . بين سن , جنس , شغل و تحصيلات  و توجه به قسمت هاي مختلف خبر سيما هم رابطه وجود داشت . افراد با توجه به اين خصوصيات و شدت و ضعف و مراتب آنها ( مانند شغل ) به قسمت هاي مختلف خبر سيما و به ظاهر يا محتوا توجه مي كنند . درست همانطور كه ثابت شد هر چقدر تحصيلات افراد بالاتر بود , سعي مي كردند به شكل و سبك خبر بيشتر از گوينده و شرايط اجرا توجه كنند و از نظر شغلي هم همين فرضيه به اثبات رسيد كه هر چقدر افراد در پست هاي بالاتر شغلي قرار داشته باشند , توجه كمتري به ظاهر خواهند داشت . در جنس نيز زنان بيشتر به گوينده و ظاهر و مردان به محتوا و شكل و سبك خبر توجه مي كردند . از نظر سني هم افراد با سنين پايين تر به شكل و ظاهر و افراد با سنين بالاتر به محتوا توجه مي كنند .


مشكلات تحقيق :


از جمله مشكلاتي كه در ميانه راه كار را تاحدودي به تاخير انداخت , تعويض پرسشنامه بود . در جواب -هاي پرسشنامه اول كمي سوگيري وجود داشت و چون سوالات تاحدودي به صورت تخصصي و باز مطرح شده بود , با جواب ها همخواني پيدا نمي كرد و منظور از سوالات توسط پاسخگويان درك نمي -شد , به همين علت پرسشنامه اي جديد با سوالاتي آسان تر و عامه پسند تر مطرح و در اختيار جامعه نمونه قرار گرفت . همچنين به علت كثرت نتايج به دست آمده و جداول بيان همه آنها درصفحات موجود امكان پذير نبود .و من مجبور بودم تنها به اسم آزمون انجام شده و نهايتا بيان چند درصد اكتفا كنم .


پيشنهادات :
من در اين تحقيق صرفا به بررسي رابطه ميان مشخصات فردي مخاطب و ويژگي هاي خبر تلويزيون پرداخته بودم , كه در ميان سوالات يك يا دوسوال هم در مورد خود رسانه تلويزيون و ميزان اعتماد به آن و رضايت از آن مطرح شده بود كه تحليل آن به صورت بسيار خلاصه در مشاهدات تجربي بيان شد . اما مسئله جديدي كه فكر من را بسيار به خود مشغول كرد , ارائه تحقيقي صرفا در مورد ميزان اعتماد مردم به رسانه تلويزيون بود . از آنجا كه صدا و سيما در ايران از نوع رسانه دولتي مي باشد , مردم ميتوانند نظرات متفاوتي در مورد آن داشته باشند . عده اي به اخبار اين رسانه ها توجه نمي كنند , چون به علت دولتي بودن آن را جهت دار مي پندارند كه با گزينش به مخاطب القا مي شود و  سعي مي كنند بيشتر اخبار خود را از سايت هاي اينترنتي و راديو هاي بيگانه دريافت كنند . به طور كلي بررسي ميزان اعتماد مردم به سازمان رسانه اي  صدا وسيما مي تواند موضوع بسيار جالبي در عرصه ارتباطات باشد .

مريم آخوندي

فهرست منابع : 
سورين . ورنر . تانكارد . جيمز .1381.نظريه هاي ارتباطات .ترجمه دكتر عليرضا دهقان . انتشارات دانشگاه تهران . 
خبر . 1377 . يونس شكر خواه . مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها . تهران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

گويش هاي ايراني

گويش هاي ايراني در ادوار مختلف و در نقاط مختلف ايران تنوع زيادي دارد، كه بعضي از آنها در حال حاضر منسوخ شده، و برخي در حال فراموشي هستند.

در ادامه دسته بندي گويش هاي ايراني مورد بررسي قرار مي گيرد.


گويش هاي ايراني در اسناد تاريخي


در آثار مورخان و جغرافيا نويسان اسلامي، گذشته از فارسي دري كه زبان رسمي و اداري كشور ايران بوده است و پهلوي جنوبي (پارسيك) كه تا سه چهار قرن بعد از اسلام زبان ديني ايرانياني شمرده ميشد كه به آئين زرتشتي (زردشتي) باقي مانده بودند؛ از چندين گويش ديگر كه در نقاط مختلف اين سرزمين پهناور متداول بوده، ذكري آمده و گاهي نمونه هاي كوتاه، يا به نسبت بلندتر، از بعضي آنها ثبت شده است.

در اين كتب كه از اواخر قرن سوم تا قرن دهم هجري تأليف يافته به بيش از چهل گويش ايراني اشاره شده است.

در آثار مورخان و جغرافيا نويسان اسلامي، گذشته از فارسي دري كه زبان رسمي و اداري كشور ايران بوده است و پهلوي جنوبي (پارسيك) كه تا سه چهار قرن بعد از اسلام زبان ديني ايرانياني شمرده ميشد كه به آئين زرتشتي (زردشتي) باقي مانده بودند؛ از چندين گويش ديگر كه در نقاط مختلف اين سرزمين پهناور متداول بوده، ذكري آمده و گاهي نمونه هاي كوتاه، يا به نسبت بلندتر، از بعضي آنها ثبت شده است.

در اين كتب كه از اواخر قرن سوم تا قرن دهم هجري تأليف يافته به بيش از چهل گويش ايراني اشاره شده است، كه در زير به آنها اشاره مي شود:


اراني: گويش ناحيه اران و بردع در قفقاز بوده است. اصطخري و مقدسي از آن ياد كرده اند. مقدسي درباره آن مينويسد
«در اران سخن مي گويند و فارسي ايشان قابل فهم است و در حروف به خراساني نزديك است.»

مراغي: حمدالله مستوفي مينويسد: «تومان مراغه چهار شهر است
مراغه و بسوي(؟) و خوارقان و ليلان... مردمش سفيد چهره و ترك وش مي باشند... و زبانشان پهلوي مغير است.»

در نسخه ديگر "پهلوي معرب" ثبت شده و محتمل است كه در اين عبارت كلمه معرب تصحيف مغرب باشد، يعني گويش پهلوي مغربي. زيرا كه در غالب آثار نويسندگان بعد از اسلام همه گويشهاي محلي را كه با زبان فارسي دري متفاوت بوده به لفظ عام پهلوي يا فهلوي ميخواندند.

همداني و زنجاني: مقدسي درباره گويش اين ناحيه تنها دو كلمه ذيل را ثبت كرده است: "واتم" و "واتوا". شمس قيس رازي يك دو بيتي را در بحث از وزن فهلويات آورده و آن را از زبان "مردم زنگان و همدان" مي شمارد. حمدالله مستوفي درباره مردم زنجان مينويسد
زبانشان پهلوي راست است.

كردي
ياقوت حموي قصيده اي ملمع از يك شاعر كرد به نام نوشروان بغدادي معروف به "شيطان العراق" در كتاب خود آورده است.

خوزي: گويش مردم خوزستان كه در روايات حمزه اصفهاني و ابن النديم نيز از جمله زبانهاي متداول در ايران ساساني شمرده شده است. اصطخري درباره گويش اين ناحيه مينويسد
«عامه ايشان به فارسي و عربي سخن ميگويند، جز آنكه زبان ديگري دارند كه نه عبراني و نه سرياني و نه فارسي است.» و ظاهراً مرادش گويش ايراني آن سرزمين است. مقدسي نيز درباره گويش مردم خوزستان نكاتي را ذكر مي كند كه گويا مربوط به فارسي متداول در خوزستان است، نه گويش خاص محلي.

ديلمي: اصطخري درباره اين ناحيه مينويسد: «زبانشان يكتاست و غير از فارسي و عربي است» و مقدسي ميگويد
«زبان ناحيه ديلم متفاوت و دشوار است».

 

گيلي يا گيلكي: ظاهراً گويشي جداگانه از ديلمي بوده است. اصطخري مينويسد: «در قسمتي از گيلان (جيل) تا آنجا كه من دريافته ام طايفه اي از ايشان هستند كه زبانشان با زبان جيل و ديلم متفاوت است.» و مقدسي ميگويد
گيلكان حرف خاء (يا حاء) به كار مي برند.

طبري يا مازندراني
اين گويش داراي ادبيات قابل توجهي بوده است. ميدانيم كه كتاب "مرزبان نامه" به گويش طبري تأليف شده بود و از آن زبان به فارسي دري ترجمه شده است. ابن اسفنديار ديوان شعري را به زبان طبري با عنوان "نيكي نامه" ذكر مي كند و آن را به اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروين مؤلف "مرزبان نامه" نسبت ميدهد. در "قابوس نامه" نيز دو بيت به گويش طبري از مؤلف ثبت است. ابن اسفنديار از بعضي شاعران اين سرزمين كه به گويش طبري شعر ميگفته اند ياد كرده و نمونه اي از اشعار ايشان را آورده است. در "تاريخ رويان" اولياءالله آملي نيز ابياتي از شاعران مازندراني به گويش طبري ضبط شده است.

:اخيراً چند نسخه خطي از ترجمه ادبيات عرب به گويش طبري و نسخه هايي از ترجمه و تفسير قرآن به اين گويش يافت شده كه از روي آنها ميتوان دريافت كه گويش طبري در قرنهاي نخستين بعد از اسلام داراي ادبيات وسيعي بوده است. مجموعه اي از دو بيتي هاي طبري كه به "اميري" معروف و به شاعري موسوم به "امير پازواري" منسوب است، در مازندران وجود داشته كه "برنهارد درن" خاور شناس روسي نسخه آنها را به دست آورده و زير عنوان "كنزالاسرار" در سن پطرز بورگ (يا - سن پطرز بورغ) با ترجمه ترجمه فارسي چاپ كرده است. مقدسي مي نويسد كه زبان طبرستان به زبان ولايت قومس و جرجان نزديك است، جز آنكه در آن شتابزدگي هست.

گشتاسف: درباره مردم اين ناحيه (در قفقاز كنار درياي خزر ميان رودهاي ارس و كر) حمدالله مستوفي مينويسد
«زبانشان پهلوي به جيلاني باز بسته است.»

قومس و جرجان (گرگان): مقدسي در ذكر زبان مردم اين دو ناحيه مينويسد
«زبانشان به هم نزديك است. ميگويند "هاده" و "هاكن" و شيرينيي در آن هست.»

رازي: مقدسي درباره اهل اقليم الجبال مينويسد: زبانهاي گوناگون دارند. اما در ري حرف "راء" را به كار ميبرند. ميگويند
راده و راكن. از زبان رازي در جاهاي ديگر نيز اطلاعاتي داده اند. شاعري به نام "بندار رازي" اشعاري به زبان مردم اين شهر دارد كه از آن جمله چند بيتي در المعجم ثبت است.

رامهرمزي
درباره زبان مردم اين ناحيه مقدسي تنها اشاره ميكند كه زباني دارند كه فهميده نمي شود.

فارسي: اصطخري درباره يكي از سه زبان متداول در استان فارس مينويسد
«فارسي زباني است كه به آن گفتگو مي كنند، و همه مردمان فارس به يك زبان سخن مي گويند، كه همه آن را مي فهمند، مگر چند لفظ كه متفاوت است و براي ديگران دريافتي نيست.»

فهلوي يا پهلوي
بنابر نوشته اصطخري "زبان نوشتن عجم - ظاهراً يعني ايرانيان غير مسلمان - و وقايع و نامه نويسي زرتشتيان (زردشتيان) با يكديگر پهلوي بوده كه براي دريافتن عامه به تفسير احتياج داشته است». و گمان ميرود مراد او همان زبان است كه در حدود اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجري چند كتاب ديني زرتشتي مانند دينكرد و بندهش را به آن تأليف كرده اند.

كرماني
مقدسي مينويسد كه زبان مردم اين سرزمين قابل فهم است و به خراساني نزديك است. اصطخري آورده است كه زبان مردم كرمان همان زبان فارسي است.

مكري
بر حسب نوشته اصطخري زبان مردم مكران، فارسي و مكري بوده است. مقدسي نوشته است كه زبان مردم مكران وحشي است.

بلوچي
اصطخري نوشته است كه بلوچان و اهل بارز جز فارسي زبان ديگري نيز دارند.

 

كوچي يا قفصي: طائفه قفص يا كوچ كه ذكر ايشان در بيشتر موارد و منابع با بلوچان يكجا مي آيد، بر حسب نوشته اصطخري بجز فارسي زبان ديگري نيز داشته اند كه "قفصي" خوانده شده است. مقدسي درباره طوايف "كوچ و بلوچ" مينويسد
زبانشان نامفهوم است و به سندي شبيه است.

نيشابوري: بر حسب نوشته مقدسي زبان مردم نيشابور فصيح و قابل فهم بوده است، جز آنكه آغاز كلمات را كسره ميدادند و يائي بر آن مي افزودند. مانند: "بيگو"، "بيشو"، و سين اي بي فايده (به بعضي صيغه هاي فعل) علاوه ميكردند. مانند
"بخردستي"، "بگفتستس"، "بخفتستي" و آنچه به اين مي ماند. و در آن سستي و لجاجي بوده است. و مينويسد كه اين زبان براي خواهش مناسب است.

هروي: مسعودي مينويسد: بهرام همه زبانها را ميدانست و در خشم به عربي، در جنگ به تركي، و در مجلس عام به زبان دري و با زنان به زبان هروي سخن ميگفت. مقدسي مينويسد
«زبان مردم هرات وحشي است و در همه اقاليم وحشي تر از زبان هرات نيست» و اين زبان را زشت شمرده و براي طويله مناسب دانسته است.

بخارايي
زبان بخارايي بنابر نوشته اصطخري همان زبان سغدي بوده است با اندك اختلافي، و مي نويسد كه زبان "دري" نيز داشته اند. مقدسي مينويسد كه در زبان ايشان تكرار فراوان است. مثلاً ميگويند "يكي مردي ديدم" يا "يكي ادرمي دادم"؛ و در ميان گفتار كلمه "دانستي" را بيهوده مكرر ميكنند. سپس ميگويد كه زبان ايشان "دري" است و هر چه از آن جنس باشد دري ناميده مي شود. زيرا كه آن زباني است كه بدان نامه سلطنتي را مينويسند و عريضه و شكايت به اين زبان نوشته ميشود؛ و اشتقاق اين لفظ از "در" است يعني زباني كه در "دربار" به آن گفتگو ميكنند.

مروي: مقدسي مينويسد كه در زبان ايشان سنگيني و درازي و كششي در آخـرهـاي كـلـمـات هـسـت و مـثـال مي آورد كه «مردم نيشابور ميگويند "براي اين" و مرويان ميگويند "بتراي اين" و يك حرف مي افزايند، و اگر دقت كني از اين گونه بسيار مي يابي». و جاي ديگر مينويسد: «اين زبان براي وزارت مناسب است.» ياقوت در كلمه "ماشان" كه نام نهري است مينويسد
«مردمان مرو آن را با جيم بجاي شين ادا مي كنند.»

خوارزمي: اصطخري مينويسد: زبان مردم خوارزم يكتاست و در خراسان هيچ شهري نيست كه مردمانش به زبان ايشان سخن بگويند. ياقوت در ذكر قصبه "نوزكاث" مينويسد
شهركي است نزديك جرجانيه خوارزم و "نوز" به زبان خوارزمي به معني جديد است، و آنجا شهري است كه نامش "كاث" است، و اين را يك "كاث جديد" خوانده اند.

ابوعلي سينا در رساله "مخارج الحروف" تلفظ حرفي را كه سين زائي خوانده از مختصات حروف ملفوظ زبان خوارزمي ذكر ميكند.

سمرقندي: مقدسي مينويسد
مردم سمرقند را كه ميان كاف و قاف است به كار مي برند و ميگويند "بكردك(ق)م"، "بگفتك(ق)م" و مانند اين، و در زبانشان سرديي هست.

صغدي (سغدي)
مقدسي مينويسد مردم ولايت صغد زباني جداگانه دارند كه با زبانهاي روستاهاي بخارا نزديك است، اما بكلي جداست. اگر چه زبان يكديگر را مي فهمند

زبان باميان و طخارستان
به نوشته مقدسي با زبان بلخي نزديك بوده، اما پيچيدگي و دشواري داشته است.

بلخي
زبان مردم بلخ در نظر مقدسي زيباترين زبانها بوده اما بعضي كلمات زشت در آن وجود داشته است. و مينويسد كه اين زبان براي پيام آوري مناسب است.

جوزجاني
به نوشته مقدسي زبان اين ناحيه ميانه زبان مروزي و بلخي بوده است.

بستي
همينقدر نوشته اند كه زباني زيبا بوده است.

زبان طوس و نسا
نزديك به زبان نيشابوري بوده است.

سجستاني
مقدسي نوشته است كه «در زبان ايشان ستيزه جويي و دشمني وجود دارد. صوتها را از سينه بيرون مي آورند و آواز را بلند ميكنند.» و ميگويد اين زبان براي جنگ خوب است.

غوري: شايد زبان اين ناحيه همان بوده باشد كه اكنون پشتو خوانده مي شود. در هر حال با فارسي دري متفاوت بوده است. بيهقي مينويسد
«امير... دانشمندي را به رسولي آنجا فرستاد با دو مرد غوري از آن بوالحسن خلف و شيروان تا ترجماني كنند.»

زبان چاچ (شاش)
مقدسي نوشته است كه زبان اين ناحيه زيباترين زبان هيطل است و از اين نكته درست معلوم نيست كه رابطه آن با زبانهاي ايراني چه بوده است.

قزويني
درباره زبان مردم اين شهر تنها اين نكته را ذكر كرده اند كه قاف به كار مي برند و بيشتر ايشان براي معني جيد ( = خوب) ميگويند بخ.

گويشهاي روستائي خراسان: مقدسي مينويسد
كوچكترين شهري از خراسان نيست مگر آنكه روستاهاي آن زبان ديگري داشته باشند.

شيرازي
در "گلستان" سعدي بيتي هست كه در بعضي نسخه ها در عنوان آن نوشته اند "تركيه" و گاهي "شيرازيه" و در هر حال به گويش محلي شيراز است.

:در كليات سعدي نيز يك مثنوي ملمع با عنوان "مثلثات" به عربي و فارسي و شيرازي باقي است. در ديوان حافظ هم غزل ملمعي متضمن بعضي مصراعها به گويش شيرازي ثبت است. چندي پس از زمان حافظ شاعري از مردم شيراز به نام "شاه داعي" منظومه هايي به اين زبان سروده است.

نيريزي
در يك جنگ خطي مكتوب در قرن هشتم اشعاري با عنوان "نيريزيات" ثبت شده است و در همين جنگ فصلي ديگر با عنوان "فهلويات" آمده كه شايد به گويش شيرازي باشد.

اصفهاني
اوحدي اصفهاني چند غزل به گويش محلي اصفهان سروده است كه در ديوانش ثبت است. عبارتي به گويش اصفهاني نيز در لطايف عبيدزاكاني آمده است.

آذري
يكي از گويشهاي ايراني كه تا اواخر قرن دهم هجري در آذربايجان متداول بوده است. ابن حوقل زبان مردم آن سرزمين را فارسي ميخواند كه مراد از آن يكي از گويشهاي ايراني است و به تعدد اين گويشها نيز اشاره ميكند. مسعودي (قرن چهارم) پس از آنكه همه زبانهاي ايرانيان را فارسي خوانده به اختلاف گويشها اشاره كرده و نام گويش "آذري" را در رديف پهلوي و دري آورده است. ياقوت حموي نيز زبان مردم آذربايجان را يكجا "آذريه" و جاي ديگر "آذربيه" نوشته است و ميگويد كه جز خودشان كسي آنرا نمي فهمد.

:همام تبريزي غزلي به گويش محلي تبريز داد كه متن آن را عبيد زاكاني در مثنوي "عشاقنامه" خود درج كرده است. در ديوان شاه قاسم انوار تبريزي نيز چند غزل به اين گويش وجود دارد و در رساله روحي انارجاني فصلهائي به زبان عاميانه تبريز در قرن دهم ثبت است.


اردبيلي
ابن بزاز در "صفوةالصفا" جمله هائي را از زبان شيخ صفي الدين با قيد زبان اردبيلي نقل كرده و سپس دو بيتي هاي متعددي را از شيخ آورده كه به احتمال كلي به همان گويش اردبيل است. شايد با آذري متداول در تبريز و شهرهاي ديگر آذربايجان تفاوتهائي جزئي داشته است.

اما چنانكه از مطلب مذكور در فوق دريافته مي شود، آگاهي ما از گويشهاي متعددي كه در قرون پيشين در سرزمين پهناور ايران رايج بوده است، اجمالي است و غالباً تنها به نام آنها منحصر است. فقط گاهي جمله هاي كوتاه يا مصراعي و بيتي از آنها قيد كرده اند و در موارد معدود نمونه گويشهاي مزبور به يك تا چند صفحه ميرسد. 

گويش هاي ايراني در زمان معاصر

اما در روزگار ما گذشته از "فارسي دري" كه "فارسي نو" نيز خوانده مي شود، و زبان رسمي اداري و دولتي و فرهنگي كشور ايران از قرن چهارم هجري تا همين زمان است؛ در اين سرزمين پهناور هنوز گويشهاي متعدد ايراني رايج است كه بعضي از آنها آثار مكتوب و ادبي نيز دارند، و بسياري ديگر تنها زبان محاوره اقوام بزرگ يا كوچكي است كه در گوشه و كنار فلات ايران زندگي مي كنند.

در روزگار ما گذشته از فارسي دري كه فارسي نو نيز خوانده مي شود، و زبان رسمي اداري و دولتي و فرهنگي كشور ايران از قرن چهارم هجري تا همين زمان است؛ در اين سرزمين پهناور هنوز گويشهاي متعدد ايراني رايج است كه بعضي از آنها آثار مكتوب و ادبي نيز دارند، و بسياري ديگر تنها زبان محاوره اقوام بزرگ يا كوچكي است كه در گوشه و كنار فلات ايران زندگي مي كنند.

مهمترين زبان ها و گويش هاي ايراني امروز از اين قرار است:

تاجيكي
اين زبان همان فارسي دري است با اندك تفاوتي در واژگان و چگونگي اداي بعضي از واكها. تاجيكي زبان ملي جمهوري تاجيكستان است و گذشته از اين در بسياري از نواحي جمهوري ازبكستان (دره فرغانه و دره زرافشان و ناحيه كشكه دريا و مناطق مسير رودهاي سرخان دريا و چرچيك و غيره) و نزد انبوهي از مردم شهرهاي بزرگ بخارا و سمرقند، و گروهي از ساكنان جمهوريهاي قرقيزستان (نواحي جلال آباد و اش) و قزاقستان متداول است.

:تاجيكان اصيل بازمانده ايرانياني هستند كه از قديمترين روزگار در آن سرزمين ميزيسته اند و به تدريج در طي قرنهاي دراز اقوام ديگر مشرق آسيا در سرزمين ايشان نفوذ كردند و جاي گرفتند و اكنون قسمتهائي از اين ناحيه به صورت جزيره هائي باقي مانده كه مردم آن، زبان و آداب ايراني خود را حفظ كرده اند.بعضي اقليتها مانند يهوديان و كوليان و عربهاي آسياي ميانه نيز به تاجيكي سخن مي گويند. شماره تاجيك زبانان را به دو ميليون و نيم تخمين كرده اند. 
:قطع رابطه اداري و حكومتي ميان كشور ايران و سرزمينهاي مزبور در چند قرن اخير موجب شده است كه زبان ادبي تاجيكي با فارسي دري اختلافاتي پيدا كند. عمده اين اختلافها در لغات و كلماتي است كه دسته اي از گويش جاري مردم آن نواحي در زبان ادبي تاجيكي راه يافته است. دسته ديگر از زبانهاي تاتاري و ازبكي در آن زبان وارد شده، و شماره بسياري از لغات علمي و فني هم از روسي در اين زبان نفوذ كرده است. با اين حال آثار گويندگان و نويسندگان فارسي زبان قرنهاي پيشين (كه بعضي از ايشان خود از مردم همان نواحي بوده اند) هنوز بخوبي براي مردم تاجيكستان دريافتي است و جزء ميراث فرهنگي ايشان شمرده مي شود. بعضي خصوصيات صرف و نحوي نيز زبان تاجيكي را از فارسي دري متمايز ميكند. 
:اين زبان را در اوايل تشكيل جمهوري تاجيكستان به الفباي لاتيني با تغيير چند حرف نوشتند و در آموزش و كتاب و روزنامه بكار بردند. اما پس از چندي الفباي روسي را براي نوشتن آن اختيار كردند و اكنون نيز همين خط در آن سرزمين متداول است. 
از نويسندگان بزرگ تاجيكستان در دوران اخير صدرالدين عيني است كه پدر ادبيات جديد تاجيكستان شمرده ميشود و رمان و داستان و شعر و مقالات تحقيقي فراوان دارد.

بختياري و لري
در كوهستان بختياري و قسمتي از مغرب استان فارس ايلهاي بختياري و ممسني و بويراحمدي به گويشهايي سخن مي گويند كه با كردي خويشاوندي دارد، اما با هيچ يك از شعبه هاي آن درست يكسان نيست، و ميان خود آنها نيز ويژگيها و دگرگونيهايي وجود دارد كه هنوز با دقت حدود و فواصل آنها مشخص نشده است. اما معمول چنين است كه همه گويشهاي بختياري و لري را جزو يك گروه بشمارند.

كردي
نام كردي عادةً به زبان مردمي اطلاق مي شود كه در سرزمين كوهستاني واقع در مغرب فلات ايران زندگي مي كنند. قسمتي از اين ناحيه اكنون جزء كشور ايران است و قسمتي در كشور تركيه و قسمتي ديگر از جمله كشور عراق شمرده ميشود. در خارج از اين منطقه نيز اقليتهاي كرد وجود دارند كه از آن جمله گروهي در شمال خراسان و گروههائي در جمهوريهاي ارمنستان، گرجستان و آذربايجان و عده كمي نيز در تركمنستان به اين گويشها سخن مي گويند. در سوريه نيز يك اقليت كرد زبان از چند قرن پيش به وجود آمده است.

:زبان يا گويش كردي همه اين نواحي يكسان نيست. حتي ترديد است در اين كلمه «كرد» به قوم واحدي كه داراي مختصات نژادي يا ايلي با گويش معيني باشند اطلاق شده باشد. در بسياري از منابع تاريخي كه به زبان عربي در قرنهاي نخستين اسلام تأليف يافته اين كلمه را معادل كلمه "شبان" و "چوپان" بكار برده اند. 
:ابن حوقل كوچ (قفص) كرمان را "صنف من الاكراد" ميداند و حال آنكه مقدسي (احسن التقاسيم) زبان ايشان را شبيه زبان مردم سند شمرده است. ياقوت حموي مردمان ساسون را الاكراد السناسنه ميخواند (معجم البلدان). حمزه اصفهاني مي نويسد: كانت الفرس تسمي الديلم الاكراد طبرستان كما كانت تسمي العرب اكراد سورستان (تاريخ سني ملوك الارض).در كارنامه اردشير بابكان هم كردان به معني شبانان آمده است نه نام و نژاد يا قبيله. در گويش طبري امروز نيز كلمه كرد به معني چوپان و شبان است. (واژه نامه طبري، صادق كيا، ص 166). 
:اما زباني كه كردي خوانده مي شود شامل گويشهاي متعددي است كه هنوز با همه مطالعاتي كه انجام گرفته درباره ساختمان و روابط آنها با يكديگر تحقيق دقيق و قطعي به عمل نيامده است. بر حسب عادت اين گويشها را به دو گروه اصلي تقسيم مي كنند: يكي كورمانجي كه خود به دو شعبه تقسيم ميشود: شعبه شرقي يا مكري در سليمانيه و سنه؛ و شعبه غربي در ديار بكر و رضائيه و ايروان و ارزروم و شمال سوريه و شمال خراسان. گروه اصلي ديگر يا گروه جنوبي در منطقه كرمانشاه و بختياري. از قرنهاي پنجم و ششم هجري آثار ادبيات شفاهي و كتبي كردي در مآخذ تاريخي ديده مي شود. از آن جمله قصيده اي ملمع از انوشيروان بغدادي معروف به شيطان العراق كه در معجم البلدان آمده است. 
:كردي داراي ادبيات شفاهي وسيعي است كه قسمتي از آن توسط محققان اروپايي و ايراني در زمانهاي اخير گرد آمده و ثبت شده است. در حال حاضر كردان عراق الفباي فارسي - عربي را با اندك تغييري در شيوه خط براي نوشتن زبان خود بكار ميبرند. كردان سوريه از الفباي لاتيني براي نوشتن گويش خود استفاده مي كنند و كردان ساكن جمهوريهاي آسياي ميانه الفباي روسي (سيريليك) را بكار مي برند. شماره متكلمان به گويشهاي مختلف كردي را به شش تا هشت ميليون نفر تخمين كرده اند.

دري افغانستان
دري نام يكي از دو زبان رسمي كشور افغانستان است. اين كشور كه قسمت عمده آن گهواره ادبيات گرانبهاي فارسي بعد از اسلام بوده است، بي شك يكي از شريكان بزرگ و وارثان بحق اين فرهنگ وسيع و عميق است و زباني كه بطور مطلق دري خوانده مي شود در حقيقت جز ادامه همان فارسي دري نيست كه رابعه بنت كعب و دقيقي و عنصري بلخي و سنائي و سيد حسن غزنوي و عبدالحي گرديزي و خواجه عبدالله انصاري هروي و ناصرخسرو قبادياني و دهها امثال ايشان با همكاري بزرگان ديگر اين سرزمين پهناور بنياد گذاشته و به كمال رسانيده اند.

:زبان دري افغانستان با فارسي تفاوتهايي جزئي دارد. بعضي از خصوصيات صرف و نحوي محلي در آن وارد شده و از اين جهت از فارسي ادبي متداول در ايران متمايز شده است. اين تفاوتها اندكي مربوط به چگونگي تلفظ و اداي واكهاست كه با تلفظ نواحي شرقي و شمال شرقي ايران در اكثر موارد همانند است. تفاوتهاي ديگر از نظر لغات و اصطلاحات محلي است كه در زبان ادبي افغانستان وارد شده است. ديگر آنكه بعضي از كلمات و اصطلاحات علمي و فني دنياي امروز در فارسي ايران از زبان فرانسوي اخذ و اقتباس شده، و همانها را در زبان دري افغانستان به سبب ارتباطي كه در طي يكي دو قرن اخير با هندوستان داشته است، از زبان انگليسي گرفته اند. به اين طريق در واژگان فارسي و دري اندك اختلافي وجود دارد. اين اختلافها با ارتباط فرهنگي ميان دو ملت دوست و برادر و همنژاد و همزبان و همدين بتدريج كمتر مي شود. 
:شمار مردمي كه در كشور افغانستان به زبان فارسي دري متلكم هستند به موجب آمارهاي اخير در حدود 5 ميليون نفر است. اما همه سكنه آن سرزمين اين زبان را مي دانند و بكار ميبرند. در سالهاي اخير در افغانستان براي اصطلاحات جديد اداري و علمي و فني الفاظي وضع كرده اند كه غالباً ريشه و ساخت آنها از زبان پشتو اخذ شده است. مانند كلمات { پوهنجي، پوهنتون، پوهاند، پوهنوال } در مقابل اصطلاحات ايراني { دانشكده، دانشگاه، استاد، دانشيار } و غيره.


بلوچي
بلوچي از گويشهاي ايراني شمال غربي شمرده مي شود اما در زمانهاي تاريخي نشانه متكلمان به اين گويش را در مشرق ايران مي بينيم. در شاهنامه ذكر مسكن اين قوم در حدود شمال خراسان امروزي آمده است. در كتابهاي جغرافيائي از اين قوم (همراه با طايفه كوچ - يا قفص) در حدود كرمان ياد مي شود. پس از آن بر اثر عوامل تاريخي اين قوم به كناره هاي درياي عمان رسيده و در همانجا اقامت كردند. اكنون قسمتي از بلوچان در دورترين قسمت جنوب شرقي ايران و قسمتي ديگر در غرب كشور پاكستان امروزي جاي دارند. مجموع اين ناحيه بلوچستان خوانده مي شود كه بر حسب مرزهاي سياسي به بلوچستان ايران، و بلوچستان پاكستان تقسيم مي شود. گروهي از بلوچان نيز در قسمت جنوبي افغانستان و جنوب غربي پنجاب و طوايفي از آنها نيز در كرمان و لارستان و سيستان و خراسان سكونت دارند. بعضي مهاجران بلوچ در جستجوي كار و كسب معاش به گرگان و حتي جمهوري تركمنستان رفته و در آن نواحي ساكن شده اند.

:بلوچي را به دو گروه اصلي تقسيم مي توان كرد: شرقي، يا شمال شرقي، و غربي، يا جنوب غربي، مجموع مردم بلوچي زبان را به يك و نيم ميليون تا دو و نيم ميليون نفر تخمين كرده اند. اما اين رقمها اعتبار قطعي ندارند.


تاتي
در سرزمين آذربايجان نيز يكي ديگر از زبانها يا گويشهاي ايراني رايج است كه تاتي خوانده ميشود. متكلمان به اين زبان در جمهوري آذربايجان (شمال شرقي شبه جزيره آبشوران) و بعضي از نقاط داغستان سكونت دارند. در بعضي از روستاهاي آذربايجان ايران نيز زبان تاتي هنوز رايج است. روي هم رفته زبان تاتي را در حدود يكصد و ده هزار نفر در جمهوريهاي شوري سابق به عنوان زبان مادري بكار ميبرند.

 

تالشي
در جلگه لنكران و سرزمين آذربايجان شوروي يك زبان ايراني ديگر متداول است كه طالشي خوانده ميشود و در قسمت جنوب غربي درياي خزر و در مرز ايران و شوروي نيز گروهي به اين زبان تكلم مي كنند. عده گويندگان اين زبان را تا 150 هزار نفر تخمين كرده اند كه از آنجمله نزديك 100 هزار نفر در جمهوريهاي شوري به سر ميبرند.

زبان تالشي از جمله زبانهاي ايراني شمال غربي است كه در زمانهاي قبل (تا حدود قرن دهم هجري) در سرزمين آذربايجان رايج بوده و از آن پس جاي خود را به يكي از گويشهاي تركي داده است. آثاري از اين زبان بصورت دو بيتي هايي منسوب به ناحيه اردبيل و متعلق به قرن هشتم هجري در دست است.


گيلكي
از گويشهاي ايراني است كه در قسمت گيلان و ديلمستان متداول بوده و هنوز مردم استان گيلان آن را در گفتار به عنوان زبان مادري خود بكار ميبرند. گيلكي خود به چند شعبه منقسم است كه با يكديگر اندك اختلافي دارند. شماره مردم گيلكي زبان از يك ميليون نفر تجاوز مي كند؛ اما اكثريت قاطع آنها زبان رسمي ايران يعني فارسي را نيز ميدانند. از زبان گيلكي دو بيتي هايي معروف به "شرفشاهي" در دست است كه به شاعري موسوم يا ملقب به "شرفشاه" منسوب مي شود. در قرن اخير بعضي از شاعران محلي مانند "كسمائي" به اين گويش اشعار سياسي و وطني سروده اند.

 

طبري يا مازندراني
يكي ديگر از گويشهاي ايراني كرانه درياي خزر است كه در استان مازندران كنوني و طبرستان قديم متداول است. اين گويش در شهرها و نواحي كوهستاني چه در تلفظ و چه در واژگان اختلافي دارد. در قسمت شهر نشين تأثير شديد زبان فارسي دري ديده مي شود كه بتدريج جاي گويش محلي را مي گيرد.زبان طبري در زمانهاي گذشته داراي آثار ادبي قابل توجي بوده است. كتاب مرزبان نامه نخست به اين زبان تأليف شده و سپس آنرا در قرن هفتم هجري به فارسي دري برگردانده اند. "قابوسنامه" و "تاريخ طبرستان" ابن اسفنديار و مآخذ ديگر نيز شعرهايي به اين زبان هست. در زمان معاصر مردم مازندران شعرهايي به زبان محلي خود در ياد دارند و ميخوانند كه عنوان عام "اميري" به آنها داده مي شود و همه را، اگر چه از روي خصوصيات زبان شناسي به يك زمان و يك شخص نمي توان نسبت داد؛ به شاعري موسوم به "امير پازواري" منسوب مي كنند.

:شماره متكلمان به گويش طبري را به يقين نميتوان تعيين كرد. اما در هر حال از يك ميليون متجاوز است. همه ايشان زبان رسمي كشور ايران يعني فارسي را نيز ميدانند و بكار مي برند. 
:طبري را با گيلكي از يك گروه مي شمارند و عنوان عام "گويشهاي كناره خزر" به آنها ميدهند.


پشتو
زبان پشتو كه افغاني هم خوانده مي شود در نواحي جنوبي و مركزي كشور افغانستان و قسمت شمال غربي پاكستان متداول است. گروهي از پشتو زبانان در بلوچستان و معدودي در چترال و كشمير و كناره مرزهاي ايران و افغانستان سكونت دارند. قديمي ترين آثار زبان پشتو از قرنهاي نهم و دهم هجري است. در طي قرون متمادي پشتو تنها در گفتار بكار ميرفته و آثار ادبي به اين زبان بسيار اندك بوده است. تنها از سي چهل سال پيش بود كه دولت افغانستان پشتو را زبان رسمي كشور قرار داد و از آن پس روزنامه، كتاب و آثار ادبي به اين زبان پديد آمد و تدريس آن در آموزشگاهها معمول شد.

زبان پشتو چه از نظر واك شناسي و چه از نظر ساختمان دستوري با زبانهاي ديگر ايراني تفاوتهايي دارد كه اينجا مجال بحث درباره آن نيست. اين زبان را معمولاً به دو گروه غربي (يا جنوب غربي) و شرقي (شمال شرقي) تقسيم ميكنند. گويش مهم گروه غربي، گويش قندهاري است و در گروه شرقي گويش پيشاوري اهميت دارد. اختلاف ميان اين دو گروه هم در چگونگي اداي واكها و هم در بعضي نكات دستوري است. از آن جمله همين نام يا عنوان زبان است كه در قندهاري « پختو » و در پيشاوري « پشتو » تلفظ مي شود. 
در قانون اساسي جديد افغانستان هر دو زبان رايج آن كشور، يعني دري و پشتو به عنوان زبانهاي رسمي ملي پذيرفته شده است.


آسي
در قسمتهايي از سرزمين قفقاز بقاياي يكي از زبانهاي ايراني هنوز متداول است. اين زبان « آسي » خوانده مي شود. گويندگان اين زبان قسمتي در جمهوري آستي شمال و قسمتي در جمهوري گرجستان كه ناحيه خودمختار «آستي جنوبي» خوانده مي شود، سكونت دارند. زبان آسي به دو گويش اصلي تقسيم مي شود كه يكي را « ايروني » و آن يك را « ديگوري » ميخوانند.

:گويشي كه بيشتر جنبه ادبي دارد « ايروني » است. زبان آسي را دنباله زبان سكائي باستان مي شمارند، و در هر حال كي از شعبه هاي زبانهاي ايراني است. شماره متكلمان به اين زبان اندكي بيش از چهل هزار نفر است. 

گويشهاي مركزي ايران

 

در روستاها و شهركهاي مركز ايران و آباديهاي پراكنده در حاشيه كوير گويشهاي متعددي هنوز باقي است كه غالباً شماره متكلمان آنها اندك است و هر يك خصوصياتي دارند، از آن جمله: 

گويشهاي ميان كاشان و اصفهاندر اين نواحي گويشهاي روستاهاي وينشون، قرود، كشه، زفره، سده، گز، كفرون و گويشهاي محلات، خوانسار، سو، ليمه، جوشقان در خور ذكر است كه درباره آنها تحقيقات و مطالعاتي كم يا بيش انجام گرفته است.گويش يزديكه با گويش زرتشتيان يزد و كرمان يكي است با اندك اختلافاتي در تلفظ.نائيني و اناركيميان اصفهان و يزد.نطنزي، يارندي و فريزنديشمال غربي نائين.خوري و مهرجانيدر قراء خور و مهرجان (در ناحيه بيابانك)گويشهاي حوزه شهر سمنانشامل سمناني، لاسگردي، سرخه اي، سنگسري و شهميرزادي.گويشهاي حوزه اراكشامل گويشهاي وفس، آشتيان و تفرش.تاكستانيدر جنوب غربي قزوين - و اشتهاردي در نزديكي آن.
گويش هاي سرزمين فارس

در بعضي از روستاهاي استان فارس گويشهاي خاصي هست كه با وجود زبان جاري سراسر آن استان كه فارسي است هنوز بر جا مانده اند؛ اگر چه هرگز كتابت نداشته و مقام زبان دري نيافته اند. اينها عبارتند از گويشهاي متداول در روستاهاي شمغون، پاپون، ماسرم، بورينگون و بعضي دهكده هاي ديگر. اين گويشها همه از گروه جنوب غربي شمرده مي شوند. اما بعضي ديگر مانند "سيوندي" در قريه سيوند (50 كيلومتري شمال شيراز) از جمله گويشهاي شمال غربي است كه شايد بر اثر مهاجرت در آن ناحيه رواج يافته و باقي مانده باشد. 
در ناحيه باشكرد (واقع در جنوب شرقي خليج فارس) نيز گويشهاي باشكردي وجود دارد كه خود به دو گروه جنوبي و شمالي تقسيم مي شود و داراي مختصاتي است كه آنها را از گويشهاي ديگر ايراني مشخص و متمايز مي كند.


زبان هاي پاميري

در دورترين نقاط شمال شرقي جغرافيائي ايران، يعني در ناحيه كوهستاني مجاور پامير، كه اكنون جزء دو كشور تاجيكستان و افغانستان و قسمتي در آن سوي مرز اين كشورها با چين است گويشهاي متعدد ايراني هنوز بر جا مانده است.


گويش هاي ديگر ايراني

مونجانيگويش عده معدودي است كه در مونجان واقع در سرچشمه رود كوكجه - شمال شرقي افغانستان - سكونت دارند. يغنابيگويشي است متداول ميان ساكنان دره يغناب و چند آبادي مجاور آن واقع در جمهوري تاجيكستان - شمال شهر دوشنبه - و اين گويش خود به دو شعبه شرقي و غربي تقسيم مي شود. پراچيميان نواحي فارسي زبان و پشتو زبان و هندي زبان، در چند روستا واقع در شمال كابل هنوز گروه معدودي به اين گويش متكلم هستند، اما همه ايشان زبان فارسي (دري - تاجيكي) را نيز ميدانند و براي ارتباط ميان خود و اقوام همسايه بكار مي برند. ارمويگويشي است متداول ميان قوم كوچكي كه در جنوب كابل و نقاطي از پاكستان سكونت دارند و كم كم بعضي به فارسي و بعضي به پشتو متكلم مي شوند و گويش خود را ترك و فراموش مي كنند. كومزارييگانه گويش ايراني باقي مانده در جنوب خليج فارس يعني در شمالي ترين قسمت شبه جزيره عمان است. يك قبيله بدوي در اين منطقه (كرانه جنوبي تنگه هرمز - روبروي بندرعباس) به اين گويش سخن مي گويند.زازا(در نواحي سيورك، چبخچور، كر) و گوراني (در كندوله، پاوه، اورامان، تل هدشك) گويشهاي متعددي كه به هم نزديك هستند و غالب آنها با گويشهاي كردي آميخته اند.


درباره رابطه گويشهاي ايراني امروز با يكديگر و طبقه بندي آنها با وجود تحقيقات و مطالعاتي كه انجام گرفته است هنوز نظر صريح و قطعي نمي توان داشت. تنها شايد بتوان گفت كه بعضي از گويشهائي كه جزء گروه مركزي شمرده مي شوند دنباله گروهي از گويشهاي ايراني ميانه هستند كه شامل گويش پهلونيك نيز بوده است، اما هيچ يك از گويشهاي جديد كه تاكنون مورد مطالعه قرار گرفته دنباله مستقيم پهلوانيك شمرده نمي شود. فارسي نو يا فارسي دري، كه دنباله زبان فرهنگي و اداري و بازرگاني دوره ساسانيان است و خود حاصل تحول و تكامل يكي از گويشهاي جنوب غربي است؛ بر همه گويشهاي محلي غلبه يافته، هر چند، چنانكه در تكوين هر زبان ادبي و رسمي طبيعي و جاري است، كلمات بسياري را از گويشهاي شمال غربي و شمال شرقي اخذ و اقتباس كرده است.

منبع :

تاريخ زبان فارسي، به قلم دكتر پرويز ناتل خانلري، جلد اول، چاپ چهارم

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]


راهنمائي هاي عملي براي گفتگوي مؤثر


 در اين بخش راهنمايي هاي‌ عملي‌ براي‌ گفت وگو ي‌ مؤثر تقديم مي شود :

 1 ـ تا آنجا كه‌ مقدور است‌ از پيش‌ با تماس‌ با مخاطب‌ يا مخاطبين‌ وقتي‌ براي‌ گفت وگو تعيين‌ كنيد و در زمان‌ تعيين‌ شده‌ با آمادگي‌ قبلي‌ به‌ گفتگو بپردازيد و خود را براي‌ شنيدن‌ و گوش‌ دادن‌ آماده‌ كنيد .

2 ـ در آغاز گفتگو خودتان‌ و سمت‌ تان‌ را بگوييد و هدف‌ از گفتگو را بطور خيلي‌خلاصه‌ تشريح‌ كنيد . اين‌ امر به‌ او كمك‌ مي‌ كند تا با شناخت‌ شما دقيق‌ تر و با آگاهي‌بيشتر با شما گفتگو نمايد.

 3 ـ مختصر ولي‌ كامل‌ صحبت‌ كنيد، حاشيه‌ نرويد، صحبتهايي‌ كه‌ به‌ موضوع‌ ارتباط‌ندارد بيان‌ نكنيد توضيح‌ واضحات‌ ندهيد و گفتار خود را تكرار نكنيد .

 ۴ـ به‌ سئوالات‌ با دقت‌ گوش‌ كنيد و بدون‌ حاشيه‌ رفتن‌ و افزودن‌ مطالب‌ اضافي‌ پاسخ‌دهيد .

5 ـ قدرداني‌ و تشكر خود را از كمكي‌ كه‌ خواهد كرد بيان‌ داريد و از وقتي‌ كه‌ براي‌گفتگو در اختيار شما گذاشته‌ شد تشكر كنيد .

۶ ـ در هنگام‌ ترك‌ مخاطب‌ شماره‌ تلفني‌ كه‌ بتواند از طريق‌ آن‌ پيرامون‌ موضوع‌ اطلاع‌بيشتري‌ را كسب‌ كند و با شما تماس‌ بگيرد در اختيار وي‌ قرار دهيد. گفتگوهاي‌ چهره‌ به‌ چهره‌ ابزار اصلي‌ ارتباط‌ با مديران‌ مؤسسه‌، سرپرستان‌ و كارمندان‌بخشهاي‌ گوناگون‌ و مراجعه‌ كنندگان‌ است‌. ارتباط‌ گفتاري‌ به‌ شكل‌ سخنراني‌، كنفرانس‌ و مصاحبه‌ هاي‌ مطبوعاتي‌ و راديو تلويزيوني‌و اشكال‌ ديگر براي‌ مسئولين‌ روابط‌ عمومي‌ پيش‌ مي‌ آيد كه‌ عمده‌ ترين‌ انواع‌ آن‌ را درادامه‌ تقديم خواهيم نمود.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-82.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

در فن بيان ، چگونه حرفه اي بينديشيم ؟

نحوه صحبت كردن، لباس پوشيدن، نوشتن، رفتار كردن و كار كردن شما تعيين مي كند كه آيا يك حرفه اي مي باشيد و يا يك آماتور. با آنكه اغلب افراد آماتور بودن را عادي مي پندارند اما شما هرگز طوري رفتار نكنيد كه آماتور بنظر آييد. هر كاري را كه انجام مي دهيد، مانند يك حرفه اي انجامش دهيد: مطابق با معيارهاي حرفه اي.

1- يك حرفه اي تمام جوانب شغل خود را آموزش مي بيند. يك آماتور از هر فرصتي استفاده ميكند تا از روند يادگيري طفره رود.

2- يك حرفه اي به دقت در مي يابد به چه چيزهايي نياز و احتياج است. يك آماتور نيازها و احتياجات ديگران را حدس ميزند.

3- ظاهر و طرز بيان يك حرفه اي همانند يك حرفه اي ميباشد. يك آماتور ظاهر و گفتار به هم ريخته اي دارد.

4- يك حرفه اي محيط كار خود را پاكيزه و منظم نگه ميدارد. يك آماتور يك محيط كار شلوغ، آشفته و كثيفي دارد.

5- يك حرفه اي متمركز و مدبر است. يك آماتور سردرگم و پريشان خاطر.

6- يك حرفه اي از اشتباهات خود درس ميگيرد. يك آماتور اشتباهات خود را ناديده گرفته و يا پنهان ميكند.

7- يك حرفه اي از وظايف و ماموريتهاي دشوار استقبال ميكند. يك آماتور تلاش ميكند از كارهاي دشوار خود را رهايي بخشد.

8- يك حرفه اي در اسرع وقت پروژه ها را به انجام ميرساند. يك آماتور در ميان انبوه كارهاي ناتمام احاطه گشته است.

9- يك حرفه اي همواره خوشبيني و خونسردي خود را حفظ ميكند. يك آماتور از كوره در ميرود و بدترين وضعيت را متصور ميشود.

10- يك حرفه اي پول و حسابهاي بانكي خود را به دقت مديريت ميكند. يك آماتور پول خود را بي حساب خرج ميكند.

11- يك حرفه اي سعي ميكند مشكلات و ناراحتي هاي ديگران را رفع كند. يك آماتور از مشكلات ديگران اجتناب ميورزد.

12- يك حرفه اي از لحن احساسي مثبت استفاده ميكند: اشتياق، خوشي، علاقه، رضايت. يك آماتور از لحن احساسي منفي استفاده ميكند: خشم، خصومت، ترس، نفرت، قرباني.

13- يك حرفه اي آنقدر پافشاري ميكند تا به مقصود خود برسد. يك آماتور در ابتداي كار شانه خالي ميكند.

14- يك حرفه اي بيش از انتظار بهره وري دارد. يك آماتور تا اندازه اي كه كارها پيش رود.

15- يك حرفه اي خدمات و فراورده هاي مرغوب وب ا كيفيت بالا ارائه ميدهد. يك آماتور خدمات و محصولات با كيفيت پايين.

16- يك حرفه اي آينده اي نويد بخش دارد. يك آماتور آينده اي مبهم و نامشخص.

نخستين گام براي حرفه شدن شما آنست كه: باور كنيد حرفه اي هستيد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-76.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

آداب هم كلامي


همكلامي يك سكه دورويه است ـ گفتن دارد و شنيدن ـ و هر دو رويش آداب و رسومي دارد گفتني و شنيدني. همكلام خوب، هم گوشش خوب و به موقع كار مي كند، هم  زبانش. افراط و تفريط در هر يك از دو روي اين سكه لاجرم همان حكمي را دارد كه افراط و تفريط در هر كار و بار ديگري.

۱
گفتني ها كم نيست
خوب گفتن و خوب حرف زدن به معناي شيرين سخني يا چرب زباني نيست. در همكلامي، خوب حرف زدن به اين معناست كه شما به عنوان گوينده بتوانيد شنونده تان را وادار كنيد به شنيدن. نه از سر ناچاري و اجبار، بلكه از سر ميل و رغبت؛ و اين كار البته كار آساني نيست. براي خوب حرف زدن به هنگام همكلامي،  به پانزده نكته زير توجه كنيد:
ساده و صميمي بگوييد اما سودمند
بيشتر آدم ها دلشان مي خواهد بدانند شما چه كاري مي توانيد برايشان انجام بدهيد ـ و نه بر عكس ـ تا مي توانيد، حرف هايتان را از محتويات سودمند پر كنيد و البته مراقب باشيد لحنتان خيلي هم خطابي و گفتاري نشود تا همكلام تان از شما فاصله نگيرد. مثلا گفتن اين كه: پريروزها كتابي خواندم كه راه هاي فوق العاده آساني براي تمركز ذهن آموزش مي داد. مثلا يك راهش اين بود كه... خيلي به همكلامي نزديك تر است تا اين كه بگوييد: يك راه خوب كه مي تواني براي تمركز ذهن استفاده كني، اين است كه...

براي حرفتان دليل بياوريد
دستور پشت دستور؟ اين رسم همكلامي نيست. اگر مي خواهيد از همكلام تان تقاضايي بكنيد، حتي المقدور برايش دليل موجهي بياوريد. مثلا نگوييد فلان كار را انجام بده چون من اين طور مي خواهم، يا اين يك قانون است و تو بايد رعايت اش كني و امثالهم. دليلي بياوريد تا مخاطب تان قانع شود كه انجام آن كار به صلاح خودش و اعضاي مجموعه اي است كه با او همكار يا همراه اند. ترجيحا بايد از دلايلي استفاده كنيد كه نفعي را هم متوجه خود او كند.

بحث را آگاهانه عوض كنيد
اگر مي خواهيد در طول يك مكالمه، ناگهان مسير بحث را عوض كنيد
حرف هايي بزنيد كه با سن و سطح سواد و سليقه شنونده تان تناسب داشته باشد. ببينيد براي چه سن و سالي قرار است حرف بزنيد؟ چقدر با موضوع مورد بحثتان آشنايي دارد؟ از كلمات مناسب و طرز بيان مناسب استفاده كنيد.

مختصر و مفيد بگوييد
لرد برابازون مي گويد: اگر نمي توانيد تمام حرفتان را ـ مختصر و مفيد ـ در بيست دقيقه بگوييد، به تان توصيه مي كنم برويد كتاب بنويسيد. مي گويند يكي از تأثيرگذارترين سخنراني هاي تاريخ، سخنراني آبراهام لينكلن در سال 1863 در گيتسبورگ بود كه فقط دو دقيقه طول كشيد! هيچ شنونده اي تا به حال، از كوتاه بودن مدت سخنراني يك سخنران گلايه نكرده است، اما بر عكسش زياد اتفاق افتاده و مي افتد.

خوب تمام كنيد
پايان كلام هم بايد مثل شروع كلام، قاطع و تأثيرگذار باشد و البته بهتر است كه پايان حرف هايتان به نوعي با شروعتان هم در ارتباط باشد. لابد ديده ايد كه بسياري از فيلم ها هم از همين تكنيك استفاده مي كنند تا تأثيرگذاري بيشتري داشته باشند.

2
و اما شنيدني ها
خوب شنيدن، سرآغاز همكلامي است و شايد لازم ترين مهارت  در ارتباطات انساني. اگر نتوانيد خوب به حرف مردم گوش كنيد، يكي از آسان ترين راه هاي تأثير گذاشتن بر ديگران را از دست مي دهيد. بيشتر مردم فقط وقتي به حرف هايتان خوب گوش مي كنند كه حرف هايشان را خوب بشنويد. با اين مهارت مي شود موانع همكلامي را از ميان بر داشت. اما بد شنيدن، درست در نقطه مقابل، گوينده را دچار اين توهم مي كند كه شما به گوينده و حرف هايش بي علاقه و بي اعتناييد. براي خوب شنيدن لااقل بايد به پنج نكته توجه كنيد:
گام اول را محكم برداريد
علم ارتباطات مي گويد كه موقع همكلامي، هر چيزي كه تمركز حواس گوينده يا شنونده را به هم بريزد، دست و پا گير است و نامطلوب. تمام عوامل دست و پا گير اينچنيني را كه تمركز حواس شما يا طرف مقابل تان را مخدوش مي كند، از ميان برداريد. گوينده بايد حس كند كه شما فضاي امن و اطمينان بخشي را براي همكلامي با او مهيا كرده ايد. اين، قدم اول است.

با زبان  به گوش  كمك كنيد
خوب شنيدن به اين معنا نيست كه وقتي گوينده حرف مي زند، فقط سكوت كنيد و به او خيره شويد. زبانتان مي تواند و بايد به گوشتان كمك كند. مي پرسيد چطور؟ با طرح سؤال هاي به جا و به موقع. طرح چنين سؤال هايي، همكلام مان را مطمئن مي كند كه توجه ما كاملا معطوف شده است به حرف هاي او. اين توجه، احترام و توجه همكلام مان را هم نسبت به ما برمي انگيزد. خوب شنيدن و خوب سؤال كردن، نوعي اهميت دادن به طرف مقابل تلقي مي شود و نتيجه اين خواهد شد كه گوينده، حس خوب و مثبتي نسبت به خودش و شنونده پيدا كند.

فضاي مكالمه را باز نگه داريد
براي خوب شنيدن بايد سعي كنيد فضاي گفت وگو را باز نگه داريد. بسياري از آدم ها عادت دارند كه موقع حرف زدن، بخشي از حرف هايشان را بگويند و بخش ديگري را در ذهن و زبا نشان مخفي كنند يا به هر دليلي حرفشان را تمام و كمال به زبان نياورند. همكلامي با اين قبيل آدم ها سخت تر است. در چنين مواردي بايد با طرح سؤال هاي به موقع و پياپي، فضاي مكالمه را باز نگه داريد. با طرح پرسش هايي از اين قبيل كه: چطور، چرا،  چه كسي، چه چيزي، كجا و كي مي توانيد مكث هاي مكرري را كه در كلام چنين گوينده هايي به وجود مي آيد، بشكنيد.

هدفمند سؤال كنيد
از سؤال هايي كه مي پرسيد، بايد منظور خاصي داشته باشيد وگرنه به هدف  دلخواه تان نمي رسيد. بهتر است سؤال هايي طرح كنيد كه همكلام تان خوب بفهمدشان و بتواند به آن ها پاسخ بگويد. سؤال هايي كه چند مجهول را به طور همزمان مورد سؤال قرار مي دهند، سؤال هاي خوبي نيستند. بهتر است كه در هر نوبت، فقط يك مسأله را مورد سؤال قرار بدهيد.


قواعد را رعايت كنيد حتي در مشاجره
همكلام خوب حتي وقتي كارش به مشاجره مي كشد، قواعد خوب شنيدن و خوب گفتن را رعايت مي كند. خيلي از مشاجره ها فقط و فقط با خوب شنيدن حل و فصل مي شوند. باورش سخت است، اما حقيقت دارد. امتحان كنيد. درست در همان موقعي كه همكلام تان دارد سعي مي كند با داد و بيداد، حقانيت خودش را به شما ثابت كند، بدون اين كه حرف هايش را گاه  و  بيگاه قطع كنيد، خوب به حرف هايش گوش كنيد تا تمام حرف هايش را بزند. با خوب گوش دادن و تكرار كلماتي از قبيل بله، متوجه ام، منظورت را مي فهمم و امثالهم به همكلام تان نشان مي دهيد كه قصد شما آزار و اذيت او نيست. اين نكته بسيار مهمي است كه همكلام تان حس كند حرف هايش را به طور كامل برايتان گفته و شما تمام حرف هاي او را خوب شنيده و فهميده ايد. بي توجهي به همين نكته ساده در بسياري از مشاجره هاي پيش پاافتاده، كار را به جاهاي باريك مي كشد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-51.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

شاخص هاي ارزيابي گزارشگر راديو

ويژگي هاي گزارشگران

1.         كيفيت صدا شامل شفافيت – جذابيت و دلپذيري 

2.      طرز بيان  شامل بيان طبيعي – لحن صادقانه – زبان متناسب با سطح مخاطب

3.      قدرت بيان  شامل بداهه گويي – فضاسازي – شيوه گفت و گو و طرح سوال براساس ايده مصاحبه

4.      ابتكار و نو آوري  شامل سوژه تازه و غير تكراري – مسئله روز و فراگير براي مخاطب

5.      سطح سواد و اطلاعات شامل ميزان تحقيق و اشراف گزارشگر بر موضوع و سوژه

6.       توانايي در برقراري ارتباط و اداره كردن بحث

7.   نكات فني شامل : تعادل و هماهنگي سطح صدا لول – استفاده مناسب از آمبيانس محيط – اديت و تدوين صحيح – قابل تفكيك بودن صدا ي مصاحبه

8.      اخلاق و ادب حرفه اي شامل : وقار و متانت ، پرهيز از تحقير و لحن بازجو مآبانه و محاكمه 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-50.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
 

آشنائي با اصطلاحات خبر راديوئي

اين اصطلاحات به آن دسته از فراورده هاي خبري اطلاق مي شوند كه راديو در

بخش هاي خبري به شنوندگان عرضه مي كند؛ فراورده هايي كه مبتني بر صداي گوينده خبر، گزارشگر و صداي ضبط شده فرد يا افرادي است كه در پيدايش يا روند رويدادها نقش دارند.

READER

 اين اصطلاح درباره خبري به كار برده مي شود كه از ابتدا تا انتها با صداي گوينده خبر و به طور زنده پخش مي شود. پخش خبر با اين روش، ساده ترين و متداول ترين شيوه پخش اخبار از راديو به شمار مي رود.

 مثال :

 بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر ديشب با حضور  جمعي از سينماگران، هنرمندان و علاقه مندان به هنر هفتم در تالار بزرگ كشور گشايش يافت. 

 در اين مراسم  با پخش نماهنگي ياد و خاطره  سينماگران فقيد "علي حاتمي " و "رسول ملاقلي پور" گرامي داشته شد.

 برنامه تجليل از "پروانه معصومي " بازيگر باسابقه سينما و "مسعود جعفري جوزاني " از كارگردانان باسابقه و صاحب سبك سينما نيز از ديگر برنامه هاي افتتاحيه بود.

 بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر در 13 بخش سينماي ايران و جهان تا 22 بهمن در تهران برگزار مي شود.

 در مجموع در اين دوره 224 فيلم بلند سينمايي، كوتاه و مستند از 63 كشور روي پرده

مي رود كه از اين ميان 88 فيلم ايراني و 136 فيلم خارجي هستند.

(اخبار بامدادي راديو پيام 12/11/1386)

ACTUALITY

 اين اصطلاح به صداي ضبط شده فردي اشاره مي كند كه در پيدايش رويداد دخالت داشته و يا در ارتباط با آن بوده است.

 اين صدا ممكن است بخشي از يك مصاحبه، سخنراني و يا كنفرانس خبري باشد و بهتر است كه طولاني نباشد زيرا سبب خستگي شنونده مي شود.

 روش پخش خبرهايي كه حاوي صداي اصلي سخنران يا مصاحبه شونده است به اين صورت مي باشد كه ابتدا گوينده خبر مقدمه اي كوتاه درباره آيتم خبري مي خواند و سپس صداي ضبط شده فرد پخش مي شود. البته بايستي نام فردي كه خبر از او نقل مي شود در مقدمه آورده شود.

 كاربرد اين روش سبب افزايش سنديت و تاثير گذاري خبر و متنوع شدن بخش خبري مي شود. 

مثال :

 پيش فروش بليت هاي بيست و ششمين جشنـــواره بين المللي فيلم فجر از پنجم بهمن در سينماي فلسطين تهـران آغاز مي شود.  توضيحات آقاي ايل بيگي، مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي :

                                                     ***   نوار  ***

 (اخبار بامدادي راديو پيام 2/11/1386)

VOICER

 خبري راديويي است كه حاوي مقدمه گوينده خبر و صداي گزارشگر خبر است. در چنين خبري، جزئيات رويداد فقط از زبان گزارشگر شنيده مي شود.

 در اغلب موارد، صداي گزارشگران از قبل ضبط مي شود اما برخي مواقع صداي آنها به طور زنده و معمولا از طريق ارتباط تلفني روي آنتن مي رود.  

 معرفي گزارشگر در مقدمه گزارش ضروري است.

مثال :

 بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجرساعتي پيش در تهران  آغاز بكار كرده است. ارتباط تلفني برقرار كرديم با همكارمان صدر مستقر در تالار بزرگ شهر .

 آقاي صدر سلام شب شما بخير آماده هستيم تا گزارش شما را از مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم فجر بشنويم :

***   نوار   ***

(اخبار شامگاهي راديو ۱۱/۱۱/۱۳۸۶)

Wraparound

 اين اصطلاح در واقع به گزارش ضبط شده اي اطلاق مي شود كه تركيبي از صداي گوينده خبر، صداي گزارشگر و صداي ضبط شده فرد يا افراد مرتبط با موضوع يا رويداد است.

 در اين حالت، ابتدا مقدمه گوينده خبر پخش مي شود و سپس صداي گزارشگر در ابتدا و انتها و صداي فرد يا افراد مرتبط با رويداد در بين آن گنجانده مي شود.

 گزارش هايي كه با اين روش تهيه و پخش مي شوند بايستي با صداي گزارشگر پايان يابد. معرفي گزارشگر و موضوع گزارش در مقدمه ضروري است.

 همچنين در اين گزارش ها بايستي از كاربرد مصاحبه ها و سخنان طولاني و متعدد افراد پرهيز شود زيرا سبب سر درگمي شنونده خواهد شد. 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-34.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

تعريف : كنفرانس ، سمينار ، بزرگداشت ، كنگره ، سمپوزيوم ، جشنواره و گردهمائي

كنفرانس (Conference)

              كنفرانس يعني مجلسي كه تشكيل مي شود براي آنكه كسي مطالب علمي را براي ديگران بيان كند. معني ديگر آن اجتماع و انجمني از عده معدودي براي بحث در مسايل سياسي، ‌اجتماعي و فني مي باشد.كنفرانس كوچكتر از كنگره است. ضمنا" به اجتماع گروهي از متخصصان فن براي شور و بحث در باب مسائل فني و يا اجتماع جمعي از سياستمداران ، روساي دولتها، ‌وزيران به منظور حل يك مسائله سياسي داخلي و بين المللي كنفرانس نيز اطلاق مي شود.

سمينار (Seminar)

              دسته اي از دانشجويان كه تحت نظر يك استاد، در رشته اي خاص به تحقيق و تتبع بپردازند و سخنراني هائي در آن رشته ترتيب دهند ،‌همچنين به دوره اي از تحصيلات،‌كه توسط چنين دانشجوياني تثبيت شود سمينار گفته مي شود. معني ديگر سمينار ،‌ اطاقي است كه دانشجويان در آن گرد هم آيند و به تشريح موضوعي  بپردازند .

            در كشورمان واژه "همايش" جايگزين سمينار شده است. اما ديده مي شود بسياري از مجامع با اهداف متفاوت از معني، با عنوان "همايش" برگزار مي گردند .

بزرگداشت

    بزرگ داشتن، تعظيم كردن، توقير كردن،‌تكريم كردن ياد و خاطره شخصيتي كه در عرصه هاي علمي، ‌فرهنگي، هنري و ... شاخص بوده است و اينك در ميان ما نيست. در مراسم بزرگداشت،‌ چندين سخنران در باره آراء و نظرات و آرمانهاي نيك آن شخصيت سخنراني مي نمايند .             

كنگره (Congress)

              كلمه كنگره فرانسوي است كه وارد فارسي شده در تلفظ بايد گافِ وسط آن ساكن باشد . يعني اجتماع و انجمني از آگاهان، ‌صاحبنظران و دانشمندان براي بحث و گفتگو پيرامون مسايل سياسي ،‌علمي ،‌هنري و نظاير آن . همچنين به مجمعي كه از سران دُوَل، نمايندگان كشورها يا دانشمندان تشكيل مي شود تا در باب مسايل سياسي ،‌اقتصادي و علمي بحث كنند، كنگره گفته مي شود

سمپوزيوم (Symposium)

  مجمعي كه هدفش مباحث فلسفي و علمي باشد و يا مجمعي كه در آن اشخاص مختلف راجع به موضوعي واحد، ‌مقالاتي ارائه نموده و يا سخنراني هايي ايراد نمايند. مانند سمپوزيوم نفت يا سمپوزيوم حكمت و فلسفه و نظاير آن. عنصر اصلي در سمپوزيوم، ‌موضوع واحد آنست .

جشنواره (Festival)

        جَشن + واره -

    1- واره " يعني نوبت، مرتبه - به قول رودكي سمرقندي : گــُــل دگر ره به گلستان آمد          واره باغ و بوستان آمد

          واره وقتي به آخر اسم ملحق شود معاني مختلفي پيدا مي كند از جمله " نوبت شادي "

    2- جـَشن " يعني مجلس شادماني ، محفل نشاط - ضيافت - سُرور و شادي.

         برگزاري مراسمي تحت عنوان " جشنواره " بدين علت است كه برگزاركنندگانش مي خواهند اتفاق مباركي كه مثلا" سال پيش در عرصه هاي مختلف علمي، هنري، فرهنگي، ‌صنعتي و نظاير آن رخ داده است، امسال مورد معرفي و تجليل و تمجيد قرار دهند. سخنرانان جشنواره مي توانند در باب موضوع جشنواره، از دري سخن گويند با اين تفاوت كه مطالب بايد به سوي معرفي و تجليل و تمجيد ميل داشته باشد .

گردهم آيي

  گردهم آيي ،‌اجتماع كردن براي بحث و گفتگو پيرامون موضوعي كه اصلا" جنبه علمي تحقيقاتي نداشته باشد . مجمعي است كه برگزار كنندگانش قصد آن دارند تا موضوع مورد علاقه خود را از زواياي مختلف مورد بحث و بررسي قرار دهند. مثل حضور استانداران، يا مديران كل واحدهاي يك سازمان و يا مسئولان انجمن هاي صنفي و تخصصي و نظاير آن .... در گردهم آيي سخراني و يا مقالات تخصصي ارائه نمي گردد.

دو نكته بسيار مهم

1- گذاردن كلمه " اولين‌" و يا " نخستين " در كنار كنفرانس، كنگره، جشنواره، گردهم آيي، همايشكنفرانس موارد زير را بررسي كنيد:

·        آيا سالن كنفرانس به راحتي از طريق سالن هاي نمايشگاه قابل دستيابي است يا مشاركت كنندگان بايد وقت باارزش را براي پيدا كردن تالار همايش صرف كنند؟

·        آيا نقشه اي وجود دارد و آيا سالن ها به درستي و وضوح مشخص شده اند؟

·        آيا مكان هاي مناسبي براي صرف چاي و قهوه وجود دارد؟ (جايي براي تنقلات و محلي براي نشستن مشاركت كنندگان ، گذاشتن وسايل شان و گفتگو با يكديگر)

·        آيا اتاق هاي كنفرانس كنترل دماي مستقل دارند؟

·        نورپردازي چگونه است؟ آيا مي توانيد نور جلوي صحنه را كم كنيد اما بقيه سالن تغيير نكند؟ آيا آيينه يا پنجره هايي وجود دارند كه با سيستم هاي پروژكتور تداخل ايجاد كنند؟

·        آيا امكان آن وجود دارد كه سخنرانان به صورت online مطلبي را ارائه دهند؟

·        ترتيب چيدن صندلي ها به چه نحو است؟ آيا صندلي ها راحت هستند؟

·        آيا ساختمان برگزاري كنفرانس پشتيباني صوتي بصري مورد نياز شما را ارائه مي دهد؟

·        انتظار چه ميزان نويز را داريد؟ ديوارهاي تا چه حد عايق صوتي هستند و آيا طي برگزاري كنفرانس شما رويدادهاي ديگري در اتاق هاي مجاور برگزار مي شوند؟

به جز جلسات پرسش و پاسخ روش هاي ديگري براي ايجاد تعامل و مشاركت افراد وجود دارد. در اينجا چند روش بديع مطرح مي شود كه شايد با نياز هاي شما منطبق باشند.

تاكيد بر عناوين بحث برانگيز

آيا مضامين بحث برانگيز در صنعت شما وجود دارد؟ آيا كنفرانس شما به عنوان محلي براي مطرح كردن ديدگاههاي مخالف تلقي مي شود؟

تشويق مشاركت كنندگان به صراحت بيان

چگونه يك سخنران مي تواند مشاركت كنندگان را وادار كند تا نظر خود را طي جلسات گروهي بيان كنند؟ چگونه گروهها مي توانند به سرعت به توافق برسند و چگونه سخنران مي تواند گروه را هدايت كند تا به جاي جذب اطلاعات از فرايند اكتشاف و پژوهش استفاده كنند؟ "مركز دمكراسي هوشمندانه" روشي را تهيه كرده است كه "تسهيل ديناميك" نام دارد و در آن سخنران چيزي بيش از يك مربي است. 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-39.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

چگونه با ديگران صحبت كنيم ؟

همه مردم در تمام طول روز صحبت مي كنند. اما آيا آنها همگي مي دانند چگونه صحبت مي كنند و يا چطور بايد صحبت كنند؟

آيا هيچ پيش آمده بر اثر نوع صحبت طرف مقابل، منظور و سخن او را به گونه اي ديگر برداشت كنيد و پس از مدت ها، متوجه شويد كه اشتباه كرده ايد؟

آيا ربطي بين سخن گفتن و موفقيت و محبوبيت، مي بينيد؟

يك كارمند بخش تبليغات:

صحبت كردن ارتباط مستقيمي با كار دارد. اينكه چه بگويم، چطور بگويم و يا به قول معروف از چه دري وارد شوم تا بتوانيم براي موقعيت كاري ام، به نتيجه اي دلخواه برسم.

نوع صحبت، در كاري كه دارم بسيار مهم است. اينكه چگونه موارد لازم و ظريف را رعايت كنم يا لحن در هنگام گفتن يا خواندن مطلب، با توجه به نوع و تفاوت آنها چگونه باشد و خيلي نكات ديگري كه متاسفانه خيلي افراد از آنها كاملاً بي خبر و بي اطلاعند و فكر مي كنند كه خوب، گويندگي خيلي آسان است. به همين علت هم است كه گفتار خيلي ها در حال حاضر به دل ديگران نمي نشيند.

يك كارمند آژانس مسكن:

صحبت كردن انسان، نمونه بارز شخصت اوست. حال اين شخصيت ممكن است بنا به مقتضاي پيش آمده، متفاوت باشد. مثلاً خود من، از زماني كه در آژانس مسكن مشغول به كار شدم، فهميدم بايد نوع صحبت كردنم را كمي تغيير بدهم. چرا؟ براي آنكه بتوانم در دل مشتري رخنه كرده و با جذابيت كلمه و نفوذ كلام، به او نشان دهم كه آژانس درستي را براي يافتن ملك مورد نظر، انتخاب كرده است!!

يك فروشنده:

به نظر من حرف اول را در فروشندگي، زبان شيرين و به قول بعضي ها، چرب و نرم مي زند. آقا و خانم هم ندارد. شما بايد طوري با مشتري صحبت كنيد كه او دست خالي از مغازه بيرون نرود. پس مي بينيد كه صحبت كردن چقدر مهم است، حتي بارها در روزنامه ها خوانده ايم فلاني آن قدر زبان شيرين و چرب و نرمي داشت و آنقدر زيبا و در ظاهر منطقي صحبت مي كرد كه تمام اطرافيانش را شيفته خود مي كرد و در نهايت آنها را فريب مي داد تا به چيزهايي كه مي خواهد برسد! البته اين گونه افراد كه از هنر صحبت كردن در موارد منفي و رياكارانه بهره مي برند، افراد خوبي نيستند، چون به نظر من، هنر صحبت كردن هم از آن چيزهايي است كه بايد مقدس شمرده . ساعت هاي مديدي را صرف صحبت كردن، داستان سرايي، جر و بحث، تدريس و گاهي هم با خود حرف زدن مي كنيم! در عين حال ساخت و اداي جمله، لحن و صوت ما به هنگام سخن گفتن و نحوه بيان و چگونگي سخن گفتن را نيز مي توان از موارد مستقيم و مربوط به صحبت كردن دانست. چرا كه تمامي موارد ياد شده در جذب مخاطب يا مخاطبان ما نقش مهمي داشته و مي تواند قدرت ما را به عنوان معياري كاملاً واضح براي آنكه متوجه شويم ، مخاطب ما تمايل به ادامه صحبت دارد يا خير را مشخص نمايد.

بايد گفت شناخت، ايجاد راه مناسب به اضافه انتخاب كلمات و جمله ها و همين طور نكاتي كه در سطور قبل قيد گرديد، همگي منتسب به علمي مي شود به نام علم زبان شناسي. علم زبان شناسي نظمي است كه براي درك طرز كار زبان، مورد استفاده قرار مي گيرد. ربط بين افراد از طريق صحبت دو طرفه ، ايجاد حفظ و يا از هم گسيخته مي شود و بدين ترتيب موجب مي گردد تا راه مطمئني براي درك چگونگي ايجاد، ماندگاري و يا گسسته شدن اين ربط، فراهم آيد. البته شاخه هايي از علم زبان شناسي بيشتر با تاريخ يا دستور زبان و يا آرايه هاي نمادي زبان مربوط مي شوند. اما شاخه هايي در علم زبان شناسي به جامعه شناسي زبان، تحليل، سخنراني و زبان شناسي انسان شناسانه اختصاص يافته كه بيشتر به اين توجه دارد كه مردم چگونه از زبان، در زندگي روزانه استفاده مي كنند و چگونه مردمي با فرهنگهاي متفاوت از زبان، آن هم به شيوه هاي گوناگون، بهره مي گيرند.

به هر حال بايد اذعان داشت، علم زبان شناسي است كه مي تواند به بشر بياموزد چگونه مي توان زندگي را در اختيار گرفت و روابط با ديگران را چه در محل كار، يا ميهماني ها و مصاحبه ها و از همه مهمتر در بين خانواده، بهبود بخشيد.

فكر كنيد در يك ميهماني نشسته ايد، ناگهان احساس تنهايي مي كنيد، از خود مي پرسيد، "مردم اين همه حرف مهم را از كجا مي آورند كه اين چنين ممتد با يكديگر صحبت مي كنند؟" پاسخ اين است كه حرف مهمي در كار نيست بلكه مردم سعي مي كنند موضوع مهمي براي صحبت پيدا كنند و بعد، درباره آن به گفت و گو بپردازند. گفت و گويي كه در واقع به واسطه آن نشان داده مي شود، افراد با يكديگر مرتبط اند. به عبارتي صحبت ميان افراد، از رابطه آنان سخن مي گويد.


اجزاي قابل توجه


اطلاعاتي كه به وسيله معاني كلمات منتقل مي شوند پيام و آنچه در باره روابط مخابره مي شوند، تلقي در قبال يكديگر و موقعيت و حرفي كه مي زنيم، فراپيام را تشكيل مي دهند.

اين همان فراپيام است كه نسبت به آن واكنش شديد نشان مي دهيم. به عنوان مثال اگر كسي در حالي كه آرواره هايش را به هم فشرده و در حالي كه كلمات را با غضب و فشار از دهانش خارج مي كند به شما بگويد "من خشمگين نيستم" اين پيام را از او نمي پذيريد و به جاي آن فراپيام را از او قبول مي كنيد و نتيجه مي گيريد كه او خشمگين است. گفتن عباراتي نظير "تو اين را نگفتي اما طرز بيانت اين معنا را داشت" يا "چرا اين طور گفتي؟" يا "مسلم است اشكالي وجود دارد، لحن كلامت اين را به خوبي نشان مي دهد" واكنشهايي نسبت به فراپيامهاي سخن هستند.

در حاليكه كلمات اطلاعاتي را منتقل مي سازند، طرز سخن ما، بلندي صدا، سرعت حرف زدن، طرز اداي كلمات با تاكيدها، ذهنيت ما را مشخص مي نمايند. سر به سر گذاشتن، توضيح دادن، تهمت زدن، اينكه احساسي دوستانه داريم يا خشمگين هستيم، آيا مي خواهيم صميمي تر شويم يا بيشتر فاصله بگيريم و غيره. به عبارت ديگر طرز گفتار ما معاني اجتماعي را مخابره مي كند.

گرچه ما پيوسته در سخن خود نسبت به معناي اجتماعي واكنش نشان مي دهيم اما حرف زدن در باره آن برايمان دشوار است. زيرا در فرهنگ تعاريف كلمات آن را نمي يابيم. انديشيدن، ديدن و يا حرف زدن در باره نيروها و فرآيندهايي كه براي آن نامي نداريم، حتي اگر اثرشان را احساس كنيم دشوار است. علم زبان شناسي واژه هايي در اختيارمان مي گذارد كه فرايندهاي ارتباط را توصيف مي كند و در نتيجه امكان ديدن، حرف زدن يا انديشيدن در باره آنها را ميسر نمي سازد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-40.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


چگونه صحبت كنيم تا به ما گوش دهند ؟

هنگامي كه شما ايده‌اي را به يك عده, عرضه مي‌كنيد, يا يك جلسه را اداره مي‌كنيد و يا با همكاري, دو به دو صحبت مي‌كنيد, آيا آنها به حرفهاي شما گوش مي‌دهند؟ ـ چگونه مي‌توانيد با تمركز روي علاقه شخصي شنونده, او را برانگيزيد تا به صحبت‌هاي شما توجه كرده و يا آنها را درك نمايد؟

در اين مطلب, كه خلاصه‌اي از كتاب «چگونه صحبت كنيم, تا به ما گوش دهند»، نويسنده آن يعني «خانم سونيا هلمن»،  روشهاي علمي را براي شناخت و درك هر شنونده‌اي را اعم از اينكه يك نفر يا بيشتر باشد با ارائه مثال‌هاي بخصوص به شما بيان مي‌كند.

الف) مكالمات يا جلسات دو نفره:

ـ در يك مكالمه دو نفره, قدم اول در ارتباط برقرار كردن, سلام و احوالپرسي و معرفي خودمان مي‌باشد ـ حال قدم بعدي, طرز ارتباط برقرار كردن در محيط كار است و نكته اصلي اين است كه چطور مي‌توانيم خود را علاقمند به گوش دادن بكنيم.

ـ يك لحظه تصور كنيد كه براي ارائه يك طرح مهم خود را آماده يك گفتگو مي‌كنيد:

چطور شروع به طرح‌ريزي مي‌كنيد, آيا اينطور نيست كه با كلمه من شروع مي‌كنيد, آيا با خود نمي‌گوييد من شروع مي‌كنم به گفتن فلان مطلب, بعد به آنها فلان چيز را مي‌گويم و ....

ـ واقعيت اين است كه اگر مي خواهيد ديگران را تشويق و ترغيب كنيد, اگر مي‌خواهيد آنها را مطلع سازيد يا تغييرشان دهيد, هر دوي شما, يعني هم فرستنده پيام و هم گيرنده آن بايد فعالانه درگير گفتگو شويد, در واقع ارتباط واقعي يعني يك گفتگوي فعالانه, وقتي شما مطلبي را مي‌گوييد, انتظار داريد كه شنوندگان واقعاً مجذوب و درگير صحبت‌هاي شما شوند, نكته مهمي كه بايد بدان توجه كنيد اين است كه گوش دادن اصولاً كار خيلي مشكلي است, بنابراين مستلزم يك تلاش متمركز است.

دريافت‌كنندگان صحبت‌هاي شما هميشه متمايل به گوش ندادن هستند وعلاقه دارند غرق افكار خود شوند و معمولاً هميشه اين سؤال را از خود مي‌پرسند كه چرا بايد گوش بدهم, بنابراين مشكل واقعي در صحبت كردن اينست كه:

«توجه شنوندگان را به خود جلب كرده و آنها را از افكار خودشان دور سازيد»

ـ اما اين كار را چگونه انجام دهيم؟ با درك و تمركز روي آنچه كه شنونده‌هاي شما آنرا مهم مي‌دانند, اين كار شدني است, اگر نتوانيد شنونده خود را به موضوع حساس كنيد, هيچوقت روي صحبت‌هاي شما متمركز نخواهند شد, براي سازگار كردن شنونده‌هاي خود بايد رفتارهايي را در خود تقويت كنيد كه احتمالاً در بدو كار بر خلاف رويه شخصي و عقايد پايه‌اي شما باشد.

ـ روش‌هاي انتقال پيام:

اكنون به روش‌هاي منتقل كردن پيام‌هاي خود به وسيله متقاعد كردن شنونده‌ها چه يك نفر و چه بيشتر شروع مي‌كنيم:

ابتدا ما بايد بدانيم يك عامل بزرگ وجود دارد كه پاسخ اين سؤال را تعيين مي‌كند كه چرا بايد گوش بدهم؟

اين عامل «علاقه به خود» است, علاقه به خود در مركز آنچه كه هر يك از ما را به حركت وا مي‌دارد, وجود دارد ـ به سؤالات زير توجه كنيد:

ـ چه چيزي توجه شما را در محيط‌ كار جلب مي‌كند؟ كدام برنامه را زودتر انجام مي‌دهيد؟ و ...

جواب اين سؤالات همه به دور همان عامل مي‌چرخد ـ يعني «علاقه به خود» ـ هنگاميكه با همكاران خود ارتباط برقرار مي‌كنيد استفاده از عامل «علاقه به خود» كار مشكلي نيست, چون شما تجارب مشترك زيادي داريد, مثلاً شما خصوصيات و اخلاق همكار يا رئيس خود را كاملاً مي‌شناسيد.

ـ اينها كليدهاي مهمي هستند جهت بوجود آوردن راهبردهايي براي كنار آمدن با مخاطبين, شما بايد حتي راهبردهاي ارتباطي خود را در محدوده يك نياز مشترك بين همه انسانها يعني «نياز به قدرت داشتن» طرح‌ريزي كنيد, چون, انسانها هنگاميكه احساس مي‌كنند قدرتي دارند, بهتر مي‌توانند ارتباط برقرار كنند.

ـ تصور كنيد, شما خواسته‌ايد با يك كارمند زيردست خود جلسه‌اي داشته باشيد. شما به راستي از موضع قدرت برخورداريد, اما اگر مي‌خواهيد يك مكالمه با نتيجه داشته باشيد و نه فقط يك برخورد يك طرفه, بايد قدرت را تا حدي توازن ببخشيد, مثلاً اگر كارمندي در غياب شما, خود تصميم به كار گرفته باشد كه نياز به اطلاع شما داشته است, شما به 2 طريق مي‌توانيد با او برخورد كنيد:

1. آقاي محترم, من بارها به شما گفته‌ام در اينجا من هستم كه تصميم‌ مي‌گيرم چه كاري انجام بگيرد و چه كاري انجام نگيرد.

2. من افتخار مي‌كنم كه در خدمت شما هستم, فقط خواهش مي‌كنم در اين كارها, حتي الامكان با دفتر من هماهنگ شود.

ـ همانطور كه مي‌بينيد, در مثال اول رئيس فقط درصدد به اثبات رساندن قدرتش است, ولي در مثال دوم رئيس ضمن دادن تذكرات لازم, سعي كرد كه بين خود و همكارش, ميزان قدرت به توازن برسد.

ـ شما مي‌توانيد در طول يك جلسه به كارمندان خود اجازه ابراز نظر مخالف دادن را بدهيد واو را مطمئن سازيد كه صادقانه اين اجازه را مي‌دهيد.

ـ از طرف ديگر نظر به اينكه با چه كسي صحبت مي‌كنيد, موضوع قدرت ابعاد ديگري بخود مي‌گيرد ـ در اينگونه موارد ميزان قدرتي كه خود اميدوار هستيد بتوانيد به كار بگيريد نه تنها بستگي به موضوع و شرايط دارد, بلكه به موقعيت و شخصيت افراد مقابل شما نيز بستگي دارد.

ـ انواع شخصيتهاي كاري:

3 شخصيت كاري پايه وجود دارد:

1. انجام دهنده‌ها               2. پيوند دهنده‌ها                3. تأثيرگذاران

1. انجام دهنده‌‌ها:

اين افراد خود برانگيخته و با هدف هستند كه به تشويق ديگران احتياج ندارند, افراد با اين نوع شخصيت فكر مي‌كنند كه مناسبترين فردي هستند كه مي‌توانند هدف و استانداردهاي لازم براي هر كاري را تعيين كنند.

شما به اين افراد مي‌توانيد چنين بگوئيد: «من متوجه هستم كه اين راه, راه درست انجام دادن اين كار است اما يك نكته ديگر هست كه ممكن است كمي به سرعت عمل ما كمك كند به نظر شما چطور است...»

دراين مورد شما به دليل قبول كردن راه و دستورالعمل انجام دهنده براي انجام پروژه به او قدرت داده‌ايد اما در عين حال از ديدگاه خود و احتياج خود نيز صحبت كرده‌ايد وتا حدي براي خود قدرت كسب كرده‌ايد.

2. پيوند دهنده‌ها:

بر خلاف اين يك رئيس پيوند‌دهنده در صورتي احساس قدرت مي‌كند كه مورد احتياج باشد. به اين شخص چنين مي‌توانيد بگوييد: «اين پروژه واقعاً ايده جالبي است. خيلي خوشحالم كه شما از من خواستيد در گروهتان شركت داشته باشم. ما داراي توانايي و تخصص در اين مورد هستيم و مطمئنم مي‌توانيم اين كار را انجام دهيم ...». بار ديگر بوسيله در نظر گرفتن احتياج پيونددهنده‌ها براي همكاري و كار گروهي, شما موضوعات را بر طبق احتياج خود برنامه‌ريزي كرده‌ايد.

3. تأثيرگذاران:

بالأخره يك رئيس تأثيرگذار كه به جربزه شخصي, اقتدار و كنترل عقيده دارد و به وسط صحنه بودن, عادت دارد ـ به او مي‌گوئيد «حالا كه شما اين گروه را انتخاب كرده و راه انداخته‌ايد, گروه ما با تلاش كار را انجام خواهند داد... ممكن است من هم در كارهاي اين قسمت سهيم كنيد, فكر مي‌كنم مي‌توانم كمك بزرگي باشم».

 با اين صحبت شما احتياج تأثيرگذار براي رهبري يك گروه موفق را شناخته‌ايد و همچنين قدرت او را براي انتصاب شما به آن پستي كه خود شما ترجيح مي‌دهيد مورد توجه قرار داده‌ايد. ـ هيچكدام از ما هميشه و در تمام موقعيت‌ها, فقط يك شخصيت كاري نداريم ـ اما با اين وجود اگر با دقت به شخصيت ذاتي همكاران خود بنگريم, قادر خواهيم بود كه با موفقيت بيشتر با آنها ارتباط برقرار نماييم.

ـ چگونگي موفقيت در ارتباط كاري:

ـ ديديم كه چگونه مي‌توانيم طرف مقابل را در يك برخورد كاري ارزيابي كنيم, حالا براي برداشتن قدم بعدي, براي موفقيت در ارتباط كاري, مطالبي را بيان مي‌كنيم:

ـ شروع مطالب جديد را با سؤالي آغاز كنيم: چگونه براي برخوردهاي كاري برنامه‌ريزي كنيم؟

بيشتر اوقات برنامه‌ريزي براي يك برخورد كاري, با تنش و فشار عصبي همراه است. در فكر اين هستيم كه چه بگوييم؟ و چطور شروع كنيم؟ ابتدا يك تعداد يادداشت مي‌نويسيم و بعد آنها را دور مي‌ريزيم و دوباره مي‌نويسيم.

 يك راه خيلي منظم و حساب‌شده‌ اينست كه شما بايد با برنامه پيش برويد و هميشه از قبل آماده باشيد. هنگاميكه شما در موقعيت يك برخورد كاري قرار مي‌گيريد بايد انعطاف‌پذير باشيد, بايد لحظه را دريابيد و بتوانيد از راههاي مختلف استفاده كنيد. اما بايد كار را قبل از انجام دادن با يك راهبرد مشخص شروع كنيد ـ موقعيت را بررسي كنيد و آنگاه براي انجام دادن آماده شويد.

جهت آماده شدن براي هر نوع برخوردي, همانطور كه گفته شد شما بايد نيازها و ويژگي‌هاي طرف مقابل را شناسايي كنيد, روش خوب اينست كه بنشينيد و سرِفرصت و با دقت به اين موضوع فكر كنيد ـ همه چيز را يادداشت كنيد, اين كار از اقدامات نسنجيده شما جلوگيري مي‌كند, همچنين شما را از توانمندي‌هايتان براي برخورد با اين موضوع آگاه مي‌سازد ـ مثالي كه به شما نشان خواهد داد با يك مشكل در محيط كار چگونه برخورد كنيد:

ـ اگر يكي از كارمندان شما, گزارش‌هايش را دير ارسال مي‌كند, و هدف شما اين باشد كه گزارش‌ها را به موقع دريافت كنيد و وي متوجه خطاي خود شود شما بايد به اهداف كارمند ياد شده توجه كنيد براي اين كار كافيست به سادگي خود را جاي او بگذاريد, اگر رئيس شما در يك جلسه به شما اعلام مي‌كرد كه گزارش‌هاي شما هميشه تأخير دارند, شما چه مي‌كرديد, احتمالاً شما اين موارد را در نظر گرفته‌ايد: حفظ موقعيت كار ـ پيشگيري از عصبانيت رئيس و سعي در به موقع تحويل دادن كارها.

اگر شما با كارمند خود خيلي جدي و قاطع صحبت كنيد و احتمالاً روي ميز مشت بكوبيد, كارمند تمركز خود را نسبت به صحبت‌ها و منظور شما از دست داده و بدون شك حالات دفاعي بخود مي‌گيرد و بهانه‌‌هاي مختلف مي‌آورد و در نتيجه اهداف هيچكس مورد توجه قرار نمي‌گيرد؛ بجاي اين كار اگر به وي بگوييد: «ببين آقاي عزيز, اگر مي‌بيني عقب مي‌ماني و نمي‌تواني گزارش‌ها را به موقع تحويل دهي, قبل از هر چيز, بيا و موضوع را با من در ميان بگذار, به اين ترتيب ما مي‌توانيم مشكل را با هم حل كنيم», حالا راه درست اين بود, شما با اين كار به 3 هدف در آن واحد مي‌رسيد:

1. كارمند را مطمئن كرديد كه وي قادر به انجام دادن كار است. 2. وضعيتي ايجاد كرديد كه گزارش‌ها دير نرسند. 3. سوم اينكه با ايجاد يك محيط راحت و صميمي كارمندتان را بر آن داشتيد كه حتماً اين كار را انجام دهد.

ـ تقسيم‌بندي روند جلسات دو نفره:

ـ روند جلسات دو نفره اعم از اينكه جلسه با رئيس, كارمند و يا يك غريبه باشد به 4 قسمت تقسيم مي‌شود:

1. شروع جلسه       2. تعريف موضوع جلسه       3. اداره كردن روند جلسه     4. پايان يا نتيجه جلسه

1. شروع جلسه:

ابتدا شروع جلسه را برت خود بررسي كنيد و هرآنچه را كه تصميم گرفته شد يا قرار است تصميم‌گرفته شود مرور كنيد. در قسمت آخر جلسه, مطمئن شويد كه همه صحبت‌هاي خود را كرده‌ايد, بدون توجه موافقت نكنيد, بعضي اوقات اين بهترين موقع براي مطرح كردن و يا حتي برنده شدن يك فكر نهايي است.

جداي از هر نقشي كه در اين جلسه ايفا كرده‌ايد, جملات آخر شما خيلي مهم است, اگر جلسه شما را ناراحت كرده و يا حتي از شما انتقادي شده, ولي سعي كنيد جلسه را با يك حس مثبت و با انرژي و خوش بيني خاتمه دهيد, يا اگر جلسه مربوط به يك فكر جديد, يا روند جديدكار است, خوشبيني خود را از اين فكر جديد, ابراز نمائيد.

ـ فقط جملات آخر و بستن جلسه را فراموش نكنيد, اين كار از تلفن‌هاي بعدي و احياناً جلسات بعدي, جلوگيري خواهد كرد. بستن جلسه بايد با حرف آخر باشد.

ب)جلسات يا سخنراني براي گروه بيشتر از دو نفر:

هنگاميكه نوبت جلسات يا سخنراني‌هاي رسمي‌تر مي‌رسد, آن صحبت‌هايي كه در مقابل گروهي بزرگ يا شنونده‌ها بايد مطرح كنيد, تفاوت‌هايي با جلسات دو نفره خواهد داشت, اكنون شما مي‌بايست به گروه بزرگتري از شنونده‌‌ها فكر كنيد.

ـ در اين قسمت از راز شنونده‌ها پرده برداري مي‌كنيم:

هر گروه بيننده يا شنونده با مجموعه‌اي از خصوصيات طبيعي به محل تجمّع وارد مي‌شوند كه اطلاع از اين خصوصيات, راه ما را براي درك اينكه چه بايد بكنيم تا جمعيت را در آنچه براي گفتن داريم درگير كنيم, باز مي‌شود ـ بيائيد خود را جاي اين گروه بگذاريد؛

اول اينكه: به عنوان عضوي از گروه شنوندگان طبيعتاً به اين موقعيت عادت نداريم و حتي ممكن است ما با سخنران احساس رقابت بكنيم,‌در اينجا ما شنونده نيستيم, بلكه داور هستيم, اين قضاوت, كار را براي سخنران مشكلتر مي‌كند.

ثانياً: بيشتر جلسات و سخنراني‌ها, مربوط به ارائه يك كار جديد يا يك طرح جديد, بدليل طبيعت اين كار, سخنران را به عنوان يك قهرمان معرفي مي‌كند, اينطور به نظر مي‌رسد كه او كسي است كه مي‌خواهد ما يعني جمعيت شنونده را وادار به توافق با صحبت‌هايش بكند. بنابراين ما هم خود را بطور طبيعي تحت نفوذ احساس مي‌كنيم كه اين كار جلوي ما را براي داشتن يك فكر باز مي‌گيرد و نتيجه معمول احساس تحت نفوذ بودن هم, مقاومت است.

ثالثاً: علاوه بر اين عكس‌العمل‌هاي احساسي, سخنران بايد به مثال عيني و فيزيكي هم توجه كند, سخنران بايد در نظر داشته باشد كه شنونده‌هاي او تحت نفوذ عوامل ديگري نيز هستند. مثلاً: دماي هوا, وضعيت صندلي‌ها و ... يا اينكه شما هرگز در موقع نهار نمي‌توانيد توجه آنها را بخود جلب كنيد ـ هر چيزي مي‌تواند روي گوش دادن و ميزان توجه جمعيت شنونده, تأثير بگذارد.

ـ مواردي درباره نحوة آمادگي براي سخنراني:

ـ 3 امر مسلم پايه‌اي وجود دارد كه شما, در مورد نحوة آمادگي براي ارائه نظريات يا صحبت‌هايتان, بايد به آن توجه كنيد:

اول: شناسايي شنوندگان, دوم: تصميم‌گيري راجع به نقش شما در برابر آنها, سوم: طراحي سخنراني

اول: شناسايي شنوندگان :

ـ اولين كار شما يعني شناسايي جمعيت در واقع, احتياج به همان فنوني دارد كه شما در برخورد دو به دو به آن احتياج دارد, فقط اينجا شما بايد پيام خود را بر اساس اهداف, احتياجات و توقعات گروهي از مردم شكل دهيد ـ اين كار مستلزم سعي بيشتري است, اما تنها راهي است كه بوسيله آن شما مي‌توانيد روي روش و نوع برخورد خود براي جلب و درگير شدن شنونده‌ها تصميم‌گيري كنيد ـ راجع به اين گروه بزرگ چه چيزي را لازم است پيدا كنيد:

اولاً : شما بايد متوسط سن و جنسيت آنها را بدانيد ـ شما همچنين بايد سطح تحصيلي و حرفه‌اي شنوندگان خود را بدانيد, آيا مردم عادي هستند, آيا بيشتر آنها تحصيلات عادي دارند؟

پاسخ همه اين سؤالات روي انتخاب لغات, تصاوير و همه مطالب ديگر تأثير مي‌گذارد, اگر شما با گروه شنونده‌هاي خود آشنايي قبلي داريد, احتمالاً پاسخ بيشتر اين سؤالات را داريد, اما حتي اينجا شما بايد چند سؤال اساسي ديگر را از خودتان بپرسيد.

 مثلاً: آيا شنونده‌هاي شما, شخص شما را مي‌شناسند؟ ـ آيا رابطه شما با آنها رسمي است؟ ـ موقعيت كاري شما روي آنها چه اثري دارد؟ ـ آيا شما را از خود برتر مي‌بينند؟ ـ آيا آنها پيش از وقت, شرطي شده و به هر آنچه مي‌گوييد, توجهي نمي‌كنند؟

جواب اين سؤالات به شما كمك خواهد كرد كه در مورد برخورد خود تصميم‌گيري كنيد كه فقط اعتماد اين جمع را بخود جلب كنيد, قبل از اينكه حتي شروع به گفتن مطالب خود كرده باشيد, چقدر رسمي و يا غير رسمي بايد باشيد و در چه قسمت‌هايي از صحبت بايد با جزئيات وارد شده و روي چه مسأله‌اي بيشتر متمركز شويد ـ هنگاميكه شنونده‌هاي خود را شناسايي كرديد, آماده دومين كار هستيد, يعني:

دوم: انتخاب نقش خود:

اگر قرار است اطلاعاتي به آنها بدهيد, شما نقش يك راهنما را براي آنان خواهيد داشت ـ شما نبايد طوري برخورد كنيد كه در آنها احساس همدلي ايجاد نشود بلكه بايد به آنها اين اطمينان را بدهيد كه براي تقسيم كردن دانسته‌هاي خود با آنان آنجا هستيد ـ مثلاً از كاركنان خود مي‌خواهيد كه مقداري بيشتر كار كنند, شما نمي‌توانيد به يكباره شروع كنيد و بگوئيد كه بخاطر منافع اداره, بايد اين كار را انجام دهيد, در چنين حالتي آنها از جلسه دور خواهند شد, در عوض بايد نقش رهبر را بازي كنيد و نشان دهيد كه چطور وقف اين كار هستيد و آنها را متقاعد سازيد كه راه شما را دنبال كنند.

ـ در بعضي اوقات, لازم است كه شما اطلاعاتي منفي را به شنونده‌هاي خود منتقل كنيد, مثلاً: اوضاع اداره عالي نيست يا مشكلات پيش بيني نشده‌اي پيدا شده‌اند.

ـ اگر خبر بدي داريد, در ابتداي صحبت خود آنرا مطرح كنيد اما آنرا با زباني غيررسمي و با سرعت بيان كنيد و بعد وارد يك فضاي سازنده و خوش‌بين شويد

سوم: طراحي سخنراني:

ـ تا اينجا شما شنونده‌هاي خود را شناسايي كرده‌ايد و راجع به نقش خود نيز تصميم گرفتيد, حالا آماده هستيد كه متن صحبت خود را طراحي كنيد, اول مي‌خواهيد صحبت خود را قسمت‌بندي كنيد, اما تجربه نشان داده است كه موفق‌ترين شكل ارائه مطلب اين است كه:

ـ مطالبتان را اول با مقدمه كوتاه شروع كنيد, شما صحبت را با يك جمله كه مغز كلام شما را بيان مي‌كند شروع كنيد, هنوز وقت جزئيات نرسيده است, بعد موضوع انگيزش مطرح مي‌شود, به شنونده‌ها مي‌گوئيد كه چرا گوش بدهند, و چه نتيجه‌اي براي آنان خواهد داشت.

ـ پس از اين به شنونده‌هاي خود يك توضيح كوتاه راجع به نحوة ارائه مطالبتان مي‌دهيد, شنونده‌ها احتياج دارند كه نظم و تقسيم‌بندي موضوع صحبت‌هاي شما را بدانند, پس شما بايد به آنها اجازه دهيد كه تقسيم‌بندي‌ و عناويني را كه شما از قبل آماده كرده‌ايد, ببينند, اين محركي است كه باعث مي‌شود آنها تا آخر با شما بمانند.

حالا موقع آنست كه به قلب صحبت خود برسيد, اكنون شما, شنونده‌ها را قدم به قدم به نكته اصلي رسانده‌ايد, آنها مي‌توانند به وضوح برنامه شما را تجسم كنند.

 وقتي شما جزئيات را توضيح مي‌دهيد احتياج به مثالهايي هم داريد كه به فهم نظريات شما كمك كنند, وقتي در قلب صحبت خود هستيد, در موقعيت‌هاي مناسب, بعضي مطالب را بازتر بيان كنيد, دراين هنگام به شنونده‌اي كه ديرتر مطالب را درك مي‌كند فرصت بدهيد كه به بقيه برسد و خود شما هم فرصتي داريد كه توجه كساني را كه دست از گوش دادن كشيده‌اند, دوباره بخود جلب كنيد.

 زمانيكه به آخر و نتيجه‌گيري صحبت‌هاي خود مي‌رسيد, هيچگاه طولاني‌تر از آنچه لازم است صحبت نكنيد, خيلي خلاصه همه نكات را جمع‌بندي كنيد و به هم ربط دهيد.

ـ چند فن خاص براي نحوه ارائه صحبت‌هاي بيادماندني:

ـ يكي از بزرگترين عوامل براي گرفتن پاسخ موافق به سؤال چرا بايد گوش بدهم, مستقيماً به ديدگاه و شنونده‌ها نسبت به شما بستگي دارد, در واقع اين در همه موارد برخورد كاري صادق است, چه بحث با يك همكار يا ارائه يك گزارش در يك جلسه گروهي. بيننده‌ها و شنونده‌ها, كوچك يا بزرگ.

 بطور غريزي, هنگامي كه مخاطب قرار مي‌گيرند, كسل مي‌شوند. براي مثال زماني كه كسي با ما شروع به صحبت مي‌كند, ما تقريباً هميشه از خود سؤال مي‌كنيم كه اين فرد چه نيتي دارد؟

ـ توانمندي شخصي بخصوص سخنران ما را مجذوب كرده و وا مي‌دارد تا گوش بدهيم, اگر سخنران جذاب و صادق باشد به او گوش مي‌دهيم ـ چرا؟

خيلي ساده است, به اين دليل كه برخورد, برخوردي تازه است. بيشتر سخنرانها با يك حالت خيلي جدي و جداي از جمعيت, رفتار مي‌كنند, وقتي ما يك لحن گرم‌تر و راحت‌تر را مي‌شنويم, بي‌اختيار جلب مي‌شويم.

 از طرف ديگر اگر سخنران از خودراضي و يا خسته كننده باشد ما احساس ناراحتي مي‌كنيم و ممكن است به سختي به صحبت‌هاي او گوش فرا دهيم, بدتر از اين, يك سخنران كه خيلي مبهم و يا پيچيده صحبت مي‌كند, بقدري در ما فشار عصبي ايجاد مي كند كه براي دفاع از خود هيچ راهي جز گوش نكردن نداريم.

ـ مهمترين چيزي كه بايد بدانيد اين است كه اولين اطلاعاتي كه شنونده مي‌خواهد داشته باشد اين مي‌باشد كه شما چه كسي هستيد.

ـ سعي در پيدا كردن ارتباط موفق با شنونده, راه مشكلي به نظر مي‌رسد اما بايد بدانيدكه همه ما بطور غريزي اين كار را انجام مي‌دهيم.

 وقتي در جايي به كسي معرفي مي‌شويد, چكار مي‌كنيد؟ ـ مگر نه اينكه لبخند مي‌زنيد, اين مقدمه برقراري رابطه است, يا شايد يك طنز تعريف مي‌كنيد ـ همين روش را در برخوردهاي كاري و سخنراني‌ها هم مي‌توانيد انجام بدهيد.

ـ بهترين برخورد يك برخورد صميمي است. البته شما مي‌خواهيد با شنونده‌هاي خود, با روشي كه شما راحت هستيد صحبت كنيد, بنابراين بايد مقدمه‌اي كه براي شما مناسب است پيدا كنيد.

 مثل: يادآوري يك تجربه مشترك, طنز و ... ـ اين طرز برخورد, شنونده‌ها را به شما نزديك‌تر مي‌كند, در ادامه صحبت, سعي كنيد تا آنجايي كه مي‌توانيد, صحبت خود را انساني كنيد, چون انسانها با مباحث انساني كه خود را به آن مرتبط مي‌دانند, بيشتر رابطه برقرار مي‌كنند, حتماً مي‌پرسيد چطور مي‌شود مثلاً يك گزارش مالي و يا يك نمودار را انساني كرد؟ شما بايد به تجربه بدانيد كه هر قدر اطلاعات عيني و خشك باشد, با كمي خلاقيت مي‌توان آن را انساني كرد.

 مثلاً: شما مي‌توانيد راجع به كوشش‌هاي خلاق افرادي كه نمودارها را رسم نموده‌اند, توضيح دهيد تا شنوندگان يا بيننده‌ها بتوانند تجربيات خود را با اشخاص پشت صحنه اين كار ارتباط دهند.

ـ چيز ديگري كه بايد در هر نوع صحبت به خاطر داشت, اينست كه شما نمي‌توانيد با وانمود كردن به چيزي كه نيستيد به جايي برسيد.

 يكبار من را براي مشاوره دادن با يك مدير عامل كه در ارتباطات خيلي ضعيف بود, خواستند, من خيلي متعجب شدم كه اين فرد چه نيازي به مشاور ارتباطات دارد, چون او رفتاري راحت و صميمي داشت. او وقتي از او خواستم تا يك سخنراني را براي من بازگو كند, ديدم كه روبروي من يك دست كت و شلوار خالي با صداي خشك و يكنواخت, سخنراني مي‌كند ـ چطور اين شخصيت دوگانه اتفاق افتاده بود؟ ـ بدون شك اين مدير كل سعي مي‌كرد, رفتاري را داشته باشد كه از هر مدير كلي انتظار مي‌رود, او باور داشت كه اين تنها راهيست كه مي‌تواند جلب احترام كند.

اولين كاري كه من كردم اين بود كه به او توصيه كردم آرامش پيدا كند و خودش باشد. به او توضيح دادم كه رفتار طبيعي او نه تنها كافي, بلكه پرقدرت‌ترين روشي است كه او مي‌تواند در هر سخنراني از آن استفاده كند. مدير كل متوجه شد, اينگونه بود كه او تبديل به يك سخنران جذاب و موفق شد.

ـ اگر فكر كنيد كه شنوندگان, اشخاصي مثل خود شما هستند, با احساس‌ ترس و هيجاني كه در هر سخنراني ممكن است بوجود بيايد, مي‌توانيد مقابله كنيد.

ـ ترس از رفتن روي صحنه (ترس بزرگ)‌ و راههاي مقابله با آن:

ـ اين ترس بر پايه اين باور است كه, يك سخنران بايد كامل و بدون نقص باشد و هر چه بيشتر به اين باور وابسته باشيد ترس و نگراني شما بيشتر و بيشتر مي‌شود, زيرا مي‌ترسيد كه از كمال پائين‌تر باشيد, پيش خود فكر مي‌كنيد, كلمات صحيح را پيدا نخواهيد كرد و شايد صحبت‌هاي من و حتي خود من بنظر حضار خنده‌دار باشد.

ـ بنابراين بزودي منظور از بودن در آنجا را فراموش مي‌كنيد ـ و اما چگونگي مقابله با اين ترس؛

ـ اولين كاري كه مي‌توانيد براي مقابله با ترس از روي صحنه بودن بكنيد, پذيرش آن است. با دانستن اينكه همه دچار اين ترس مي‌شوند به خود اجازه دهيد كه بطور موقت بترسيد, اين ترس خودبخود از بين خواهد رفت.

 دائم به خود يادآور شويد كه هيچكس يك سخنران كامل و بي‌نقص نيست. پس با دانستن اين نكات, سخنراني خود را خراب نخواهيد كرد, فقط ممكن است كمي مضطرب باشيد. سعي كنيد با موضوع صحبت خود راحت باشيد.

 مستقيماً روي پيام خود متمركز شويد و خود را به كلي فراموش كنيد. براي بعضي‌ها بهتر است كه چند نفس عميق بكشند و مشت‌هاي خود را خيلي محكم بفشارند و بعد وارد صحنه شوند. هيچكس متوجه اين كارها نمي‌شود, اما اين كارها به شما يك انرژي فوري مي‌دهند. وارد صحنه شدن شما را همه مي‌بينند.

 مستقيماً به طرف محل ايستادن يا نشستن خود برويد و يادداشت‌هاي خود را در محل مناسب بگذاريد, چند لحظه كوتاه صبر كنيد تا تنفس شما عادي شود, بعد به مخاطبين خود نگاه كنيد. يك لحظه براي جلب توجه آنها صبر كنيد و همان موقع شروع به صحبت كنيد.

ـ شيوه اصلي جلب نظر شنوندگان:

لازم است زباني كه براي صحبت انتخاب مي‌كنيد: متناسب با جلسه باشد. اگر شما كارشناس يا متخصص در يك زمينه هستيد بايد خيلي مراقب باشيد كه به زباني صحبت نكنيد كه فقط ديگر متخصصان متوجه صحبت‌هاي شما بشوند. پس قدم اول اينست كه به خودتان گوش كنيد, از خود بپرسيد كه آيا اين كلمات براي شنوندگان, مناسب است يا خير؟ ـ اگر از كلمه‌اي تخصصي استفاده كرديد, فوراً توضيح دهيد.

ـ سرعت صحبت را تغيير دهيد, آرام‌تر و يا سريعتر صحبت كنيد تا توجه را به خود جلب كنيد. صداي خود را تغيير دهيد يعني بلندتر, آرام‌تر, متفكرتر, و يا سنگين‌تر بسازيد, همه اين كارها سخنراني شما را از حالت يكنواختي در مي‌آورد.

ـ بخش سؤال و جواب در جلسات:

ـ وقتي ما جلوي يك جمع مورد سؤال قرار مي‌گيريم, احتمالاً احساس تحت فشار بودن زياد است. اين بدان معناست كه همزمان با آماده شدن براي سخنراني بايد خود را براي مدت پرسش و پاسخ نيز آماده كنيم. همان تحقيقاتي كه براي آماده شدن براي سخنراني انجام داديد بايد براي اين كار نيز انجام شود ـ شنونده‌هاي شما چه كساني هستند, چه سؤالاتي را مي‌توانيد از آنها انتظار داشته باشيد, اما در اين جا بايد براي مخالفت نيز آماده شويد و مهم اين است كه سؤالات را به عنوان تيغ‌هاي برنده‌ در كنار خود نبينيد, بلكه آنها را فقط نقطه نظرات متفاوت ببينيد.

ـ شما بايد بدانيد كه موضوع مورد بحث, مربوط به سخنراني شماست كه برآن تسلط داريد, يكي از راهها اين است كه شما مي‌توانيد سؤالات را با سؤال جواب دهيد.

با اين كار مي‌توانيد مسير سؤال را تغيير دهيد. با دانستن اين نكات, متوجه مي‌شويد كه چقدر قدرت براي جواب به سؤالات داريد و تا زمانيكه روي صحنه هستيد, همچنان قدرت در دست شماست.

و حالا من با اين سؤال روبرو هستم: چطور صحبت خود را به پايان برسانم. بايد جملات و كلماتي ارائه دهيد كه به عنوان عصاره سخنراني‌تان باشد.

ـ متشكرم كه به من گوش كرديد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-41.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه انسان صحبت كردن را آموخت  ؟

زبان بزرگترين دست‌آورد بشر است. اما برخي با اين عقيده مخالف‌اند از جمله نوام چامسكي متفكر و زبان‌شناس صاحب‌نام آمريكايي از مؤسسه‌ي تكنولوژي ماساچوست. او زبان‌آموزي را كار خارق‌العاده‌اي نمي‌داند.

به عقيده چامسكي، زبان نيز مانند توانايي پرواز كه در جوجه‌عقاب به وديعه گذاشته شده، در نوزاد انسان وجود دارد. از نگاه او كودكان سخن گفتن را نمي‌آموزند بلكه بيشتر، ضرورت پاسخ‌گويي به محرك‌هاي خارجي است كه آنها را مجبور به سخن گفتن مي‌كند. بحث چگونگي زبان و زبان‌‌آموزي از ديرباز با انسان همراه بوده و هنوز نيز رازي است نگشوده كه تئوري‌هاي مختلفي را پديد آورده است.

ايجاد ارتباط با ديگران، انگيزه‌ي قوي براي سخن گفتن

در سال ۱۸۶۶ «انجمن زبان‌شناسي پاريس» بحث در باره‌ي چگونگي پيدايش و تكوين زبان را ممنوع اعلام كرد. اما اين ممنوعيت نتوانست، جلوي كنجكاوي انسان در كشف خويشتن را بگيرد. عقايد گوناگوني تكوين يافت و هر كس به فراخور دركش اين موضوع را تعريف كرد. از تئوري تقليد گرفته تا تكرار اصوات ساده و كلمات شگفتي، مطرح شد تا به اين پرسش پاسخ داده شود: چگونه انسان نخستين، سخن گفتن را آموخت و واژه‌ها و اصواتش قانونمند شد و زبان پديد آمد؟

برخي مي‌گفتند، انسان‌هاي اوليه در انجام كارهاي گروهي مانند غلتاندن سنگي بزرگ مجبور به ارتباط كلامي بودند، كلماتي بر زبان مي‌راندند، مانند همنوايي در يك گروه. اين همنوايي سرانجام معنا يافت و به سخن گفتن انجاميد.

گروهي ديگر، تكرار اصواتي ساده مانند سينگ‌سانگ كودك را پيش ‌مي‌كشيدند و مي‌گفتند كه انسان‌ها براي بيان منظور و احساس خويش انگيزه‌اي قوي براي ايجاد كلمات و ربط دادنشان داشتند.

Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  زبان، حاصل احتمالي تكامل مغز؟

اما هيچ كدام اين‌ها اين پرسش را كه «زبان چرا به وجود آمد» پاسخ نمي‌دهد. Drek Bickerton «درك بيكرتون» از دانشگاه هاوايي در كتابش Language and Spices «زبان و انواع آن» مي‌نويسد: زبان حاصل احتمالي تكامل مغز است. وجود ساختارهاي نورولوژيك اوليه، انسان نخستين را قادر ساخت،‌ دريافت‌هايش را بيان كند و رفته رفته علائم و اصوات معني‌دار را به وجود بياورد. بدين ترتيب زبان نخستين به وجود آمد، زباني كه كلماتي معنادار داشت، اما قانونمند نبود و از قواعد گرامري خاصي تبعيت نمي‌كرد

اما اين پاسخ هنوز قادر نيست،‌ سير پيچيده‌ي جهش از زباني ابتدايي به زبان صرفي (در اين زبا‌ن‌ها كلمات از يك يا چند هجاي تغييرپذير درست شده‌اند. يعني ريشه‌ي كلمات تغيير مي‌كند و به صورت‌هاي مختلف درمي‌آيد. علاوه بر اين پيوند پيشوند و پسوند با كلمات در اين زبان‌ها فراوان است. زبان‌هاي مهم دنيا از جمله زبان فارسي از اين نوعند) را توضيح دهد

بيكرمن رخدادي ژنتيك را به ياري مي‌گيرد و با كمك آن اين جهش را تعريف مي‌كند. او مي‌گويد، همراه با تغييرات ژنتيك، اندازه‌ي مغز نيز تغيير يافت و سيناپس‌ها يا اتصال‌هاي نوروني جديدي به وجود آمد و دستگاه صوتي نيز بهبود و تكامل يافت و اينچنين شد كه زمينه‌هاي پيدايش زبان به وجود آمد.

Bildunterschrift: t:  نوام چامسكي

جهش ناگهاني، عامل سخن گفتن

چامسكي نيز بر همين باور است. او نيز جهشي ناگهاني را در سير تكامل انسان، عاملي مي‌داند كه باعث شده سخن گفتن در قالب زبان‌هاي كنوني دنيا برايمان امكان‌پذير گردد. از نظر او تنها از اين راه مي‌توان توضيح داد، چرا كودكان مي‌توانند هر زباني را بياموزند، بي‌آنكه به قواعد گرامريش ‌آگاه باشند. چرا كه چنين توانمندي را مي‌توان تنها از موجودي برنامه‌ريزي شده انتظار داشت . 

در آغاز هيچ نبود!

دكتر مريم نوروزيان، متخصص بيماري‌هاي مغز و اعصاب و دانشيار نورولوژي دانشگاه علوم پزشكي تهران در خصوص چگونگي پيدايي تكلم مي‌گويد: «انسان اوليه هنوز سخن گفتن را نمي‌دانست و حرف نمي‌زد. ارتباطات اول با حركات دست بود و بعد vocal يعني با توليد صدا و بعد verbal شد يعني با توليد كلام. انسان اوليه براي انتقال مفاهيم از دست استفاده مي‌كرد. اما اينكه چطور شد تكلم بوجود آمد،‌ اين بود كه وقتي انسان اوليه شروع كرد از دست‌هايش استفاده كند، آن دستي كه بيشتر كار مي‌كرد، و شروع كرد با دست حرف بزند، مركز تكلم در مغز طرف مقابل ‌شكفته شد و اين مركز با دست طرف مقابل ارتباط پيدا كرد. ولي اول هم تكلم نبود، يك چيز نامفهوم بود، فقط توليد صدا بود و بعد كم كم لحن كلام، خشم، عشق، نفرت، تهديد و وحشت به آن اضافه شد و كم كم به صورت زبان درآمد.»

مركز تكلم در مغز در چپ دست‌ها و راست دست‌ها

اما مركز تكلم انسان، با اين سير پيچيده،‌ در كجاي مغز قرار دارد. دكتر نوروزيان در اين خصوص مي‌افزايد: مركز تكلم در مغز، بستگي به اين دارد كه آن فرد راست‌دست يا چپ‌دست است. با توجه به اينكه بين ۹۰ تا ۹۵ درصد افراد جامعه راست‌دست هستند، بنابراين ما الان در مورد افراد راست‌دست مي‌توانيم بگوييم كه مركز تكلم در اين افراد در نيمكره‌ي چپ مغز قرار دارد، در اكثر موارد، درصد خيلي كمي ممكن است كه در نيمكره‌ي راست باشد.

 

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  به گفته نوروزيان، دو نوع مركز تكلم وجود دارد: «يكي از آنها براي توليد كلام هست كه فرد را قادر مي‌سازد، روان صحبت كند كه اين مركز حركتي تكلم هست كه در ناحيه‌ي فرونتال يا لب پيشاني قرار دارد. به اين ناحيه ناحيه‌ي بروكا مي‌گويند. مركز ديگر، مركز درك تكلم هست كه فرد را قادر مي‌‌سازد، درك كند كه خودش و ديگران چه مي‌گويند. اين مركز درك يا ورنيكال ناميده مي‌شود و در قسمت تمپورال مغز (گيجگاهي) قرار دارد و چپ يا راست بودنش بستگي به Handelness و اين دارد كه آن فرد عمدتا در برخي كارها مانند نوشتن، گرفتن قاشق، پرتاب دارت يا چيزهايي شبيه به آن از چه دستي استفاده مي‌كند. اما در افراد چپ‌دست داستان به طرز جالبي متفاوت هست. اينجور نيست كه در افراد چپ‌دست هم براي تكلم نيمكره‌ي راست غالب باشد. افراد چپ‌دست، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصدشان، در آنها هم نيمكره‌ي چپ،‌ نيمكره‌ي غالب تكلم هست. ولي در ۵۰ درصد موارد ديگر كه باقي مي‌ماند، تقريبا نيمي از آن يعني ۲۵ درصد نيمكره‌ي راست غالب است و در نيم ديگر يعني در ۲۵ درصد ديگر هر دو نيمكره با هم تعامل دارند. مي‌توانيم بگوييم، در افراد راست‌دست مغز خيلي lateralize (جانبي‌ يا يك‌طرفه) عمل مي‌كند و بيشتر براي تكلم از طرف چپ استفاده مي‌كند. ولي در افراد چپ‌دست،‌ مغز دوطرفه كار مي‌كند و از هر دو نيمكره‌اش استفاده مي‌كند.»
 
او درباره اينكه آيا اين موضوع نقشي هم در زندگي و سلامت انسان دارد، خاطرنشان مي‌سازد: «افرادي كه سكته‌ي مغزي مي‌كنند و راست‌دست هستند، اگر اختلال تكلم دارند و نمي‌توانند بعد از سكته صحبت كنند، ما حتما حدس مي‌زنيم كه اينها نيمكره‌ي چپشان آسيب ديده. ولي در افراد چپ‌دست، داستان تا حدي برعكس هست. معمولا مي‌گويند، افراد چپ‌دست از سكته‌هاي مغزي زودتر جان سالم به در مي‌برند، براي اينكه مغزشان دوطرفه عمل مي‌كند و خيلي وابسته به يك نيمكره نيستند.»
 
سير تكاملي كه به به تفاوت ميان زن و مرد انجاميد
 
سير تكامل انسان به گونه‌اي پيش رفت كه نه تنها به سيستم عصبي مركزي مختصاتي ويژه بخشيد، بلكه ميان آناتومي مغز زن و مرد نيز تفاوت‌هايي به وجود آورد. دكتر نوروزيان در زمينه‌ي تفاوت آناتومي مغز زن و مرد مي‌‌گويد: «مغز زن و مرد با هم تفاوت‌هاي آناتوميك دارد، از نظر توانايي‌هاي كلامي و ديگر توانايي‌ها. مثلا مردها پرتاب دارت را خيلي بهتر انجام مي‌دهند. اگر از مردي بخواهيم كه ۱۸ كتاب را در يك قفسه جوري قرار بدهد كه در طبقه‌ي اول دو برابر طبقه‌ي سوم و در طبقه‌ي سوم يك‌سوم طبقه‌ي دوم باشد اين task كار را مردها بهتر انجام مي‌دهند. ولي اگر ۲۰ تا ۳۰ تا شيي را روي ميز بريزيد و به خانم‌ها بگوييد كه سريع آنهايي را كه شبيه به هم هستند، پيدا كنند، آنها خيلي زودتر از مردها اينها را پيدا مي‌كنند.
 
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  نوروزيان درباره علت وجود اين تفاوتها مي‌گويد: «فرضيه‌هاي مختلفي داريم. مثلا گفته مي‌شود، اگر چه صد در صد نيست، كه اين يك چيز تكاملي است. مثلا مردها در دوران‌هاي اوليه‌ مجبور بودند، براي شكار بيشتر پرتاب را تقويت كنند و زنها براي گردآوري غذا و چيزهاي ديگر مجبور بودن، اين چيزها را پيدا بكنند. مثلا دانه‌هاي غذايي و چيزهايي شبيه به اين، ولي تفاوت‌هاي مغز زن و مرد به معناي توانايي‌هاي كمتر يا بيشتر آنان نيست. اين كاملا نشان مي‌دهد، همانطور كه در زنها تفاوت‌هاي فيزيكال ديگري داريم، در مغز هم همين مسئله وجود دارد.»
 
انسان، تنها موجودي كه واژه مي‌سازد و دروغ مي‌گويد
 
تطبيق ديگري كه انسان را از ديگر موجودات متمايز كرد و او را قادر به بيان كلمات ساخت، توانايي مغز براي تفكيك صداها بود. تنها انسان است كه از اين توانايي برخوردار است. انسان تنها پستانداري است كه نمي‌تواند همزمان بنوشد و نفس بكشد. اين نقيصه در سير تكامل دستگاه صوتي انسان و حنجره پديد آمد. در حاليكه دستگاه صوتي انسان نئاندرتال اين خصيصه را نداشت و شبيه به ميمون بود. او مي‌توانست همزمان تنفس كند و بنوشد. در سير تكامل، Homo sapiens derthalensis (هومو ساپينس نئاندرتالنسيس) كه نمي‌توانست سخن بگويد، منقرض شد و Homo sapiens sapiens (هومو ساپينس ساپينس) يا انسان انديشه‌ورز بقا يافت و سخن گفت. سگ تنها مي‌تواند پارس ‌كند، شامپانزه سعي مي‌كند، اصوات بي‌هدف را مهار كند و موفق نمي‌شود،‌ اما انسان، اين انسان توانا واژه مي‌سازد و دروغ مي‌گويد .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-42.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۲:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.