مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 2928
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 9
همه : 5163891
سخندان :

سخندان . [ س ُ خ َ] (نف مركب ) شاعر و فصيح زبان . (آنندراج ). آنكه قدر و مرتبه ٔ كلام را ميداند. (ناظم الاطباء) :
از ملكان كس چنو نبود جواني
راد و سخندان و شيرمرد و خردمند.
رودكي .


آن جهان را بدين جهان مفروش
گر سخنداني اين سخن بنيوش .
كسايي .


چونكه در سِرّ و علن داري سخندان را عزيز
گردد اندر مدح تو سِرّ سخندانان علن .
سوزني .


گيرم كه دل تو بي نياز است
از شاعر فاضل سخندان .
خاقاني .


|| دانا. (آنندراج ). خردمند. عاقل : مردمان اين ناحيت [ پارس ] مردمانيند سخندان و خردمند. (حدود العالم ).
كه همواره شاه جهان شاه باد
سخندان و با بخت و همراه باد.
فردوسي .


سخندان چو راي ردان آورد
سخن از ردان بر زبان آورد.
عنصري (از لغت فرس اسدي ص 107).


معتمدي را از درگاه عالي فرستاده آيد مردي سديد، جلد، سخندان . (تاريخ بيهقي چ اديب ص 231).
چرا خاموش باشي اي سخندان
چرا در نظم ناري دُرّ ومرجان .
ناصرخسرو.


اگر سخن از سخندان پرسند شفا تواند داد. (فارسنامه ٔ ابن البلخي ص 30).
زمين بوسيد شاپور سخندان
كه دايم باد خسرو شاد و خندان .
نظامي .


سخندان پرورده پير كهن
بينديشد آنگه بگويد سخن .
سعدي .
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنور :

سخنور. [ س ُ خ َن ْ وَ ] (ص مركب ، اِ مركب ) شاعر. سخندان :
مرا دي عاشقي گفت اي سخنور
ميان عاشق و معشوق بنگر.
فرخي .


سخنوران را صاحبقران تويي بجهان
بتو تمام شود مدت قران سخن .
سوزني .


از اين قصيده كه گفتم سخنوران جهان
بحيرتند چو از منطق طيور غراب .
خاقاني .


من در سخن عزيز جهانم بشرق و غرب
كز شرق و غرب نام سخنور نكوتر است .
خاقاني .


تا نگويي سخنوران مردند
سر به آب سخن فروبردند.
نظامي .


شاها بسان ابن يمين از سخنوران
دُرّ مدايحت نكشد كس بمرسله .
ابن يمين .


|| گوينده . متكلم . ناطق :
راست گفتي زمين سخنور گشت
زير آن باد بيستون منظر.
فرخي .


كسي كز اصل داناي سخن نيست
چگونه كرد او ما را سخنور.
ناصرخسرو.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنداني :

سخنداني . [ س ُ خ َ ] (حامص مركب ) سخن شناسي . اديبي . شاعري . نيكو سخن گويي :
كسي را كه يزدان فزوني دهد
سخنداني و رهنموني دهد.

فردوسي .


گبر را گفت پس مسلماني
زين هنرپيشه اي ، سخنداني .

سنايي .


نيست درعلم سخنداني و در درس سخا
مفتيي چون تو مصيب و ناقدي چون تو بصير.

سوزني .


چشمه ٔ حكمت كه سخنداني است
آب شده زين دو سه يك ناني است .

نظامي .


بر حديث من و حسن تو نيفزايد كس
حد همين است سخنداني و زيبايي را.

سعدي .


سخنداني وخوشخواني نمي ورزند در شيراز
بيا حافظ كه تا خود را به ملكي ديگر اندازيم .

حافظ.



سخنوري :

سخنوري . [ س ُ خ َن ْ وَ ] (حامص مركب ) عمل سخنور. شغل سخنور. شاعري :
چون سخن در سخن مسلسل گشت
بر زبان سخنوري بگذشت .

نظامي .


گه گه خيال در سرم آيد كه اين منم
ملك عجم گرفته به تيغ سخنوري .

سعدي .
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
سخن راندن و سخنران

سخن راندن . [ س ُ خ َ دَ ] (مص مركب ) نطق كردن . تقرير كردن :
از اين در سخن چند رانم همي
همانا كرانش ندانم همي .

فردوسي .


قاصد چو بسي درين سخن راند
مسكين پدر عروس درماند.

نظامي .


سخن راند زَاندازه ٔ كار خويش
ز بي روزي صلح و پيكارخويش .

نظامي .



سخنران :

سخنران . [ س ُ خ َ ] (نف مركب ) شاعر و راوي . (آنندراج ) :
ور مرا آينه در شانه ٔ دست آيد من
نقش عنقاي سخنران بخراسان يابم .

خاقاني .


|| خطيب .
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنگو :

سخنگو. [ س ُ خ َ ] (نف مركب ) سخنگوي .خطيب كه سخن از روي تجربه و دانش گويد :
فرستاده بهرام مردي دبير
سخنگوي و روشن دل و يادگير.

فردوسي .


ز لشكر گزيدند مردي دلير
سخنگوي و داننده و يادگير.

فردوسي .


نگر تا چه گويد سخنگوي بلخ
كه باشد سخن گفتن راست تلخ .

فردوسي .


سخن آموزد ازو هر كه سخنگوي تر است
وين شگفتني بود از كار جواني بيمر.

فرخي .


و اين ابوالقاسم مردي پير و بخرد و امين و سخنگوي بود. (تاريخ بيهقي ). دانشمندي بود بخاري مردي سخنگوي و تركمان . (تاريخ بيهقي چ اديب ص 513).
گوهر كان تنت نيز چنين باشد
خوب و هشيار و سخنگوي و معاني دان .

ناصرخسرو.


بنرمي گفت كاي مرد سخنگو
سخن در مغز توچون آب در جو.

نظامي .


وقت آن است كه ضعف آيد و نيرو برود
قدرت از منطق شيرين سخنگو برود.

سعدي .


|| متكلم . ناطق . گوينده . واعظ :
شكرشكن است يا سخنگوي من است
عنبرذقن است يا سمن بوي من است .

ابوالطيب مصعبي .


نه قويدل كند افكنده ٔ او را تعويذ
نه سخنگوي كند خسته ٔ او را مرهم .

فرخي .


وگر بودي او يك تنه يادگير
سخنگوي را برگشادي ضمير.

نظامي .


رو به گورستان دمي خامش نشين
آن خموشان سخنگو را ببين .

مولوي .


مگو آنچه گر برملا اوفتد
سخنگو از آن در بلا اوفتد.

سعدي .


|| مقابل گنگ . زبان دار : و زبان اخرس سوسن سخنگوي تر. (سندبادنامه ص 17).
- سخنگوي جان ؛ نفس ناطقه :
از آن پس تن جانور خاك راست
سخنگوي جان معدن پاك راست .

فردوسي .


سخنگوي جان جاودان بودني است
نه گرد تباهي نه فرسودني است .

اسدي .
امتیاز:


ناطق . [ طِ ] (ع ص ) اسم فاعل از نطق . (اقرب الموارد). گوينده . (منتهي الارب ). گويا. (آنندراج ). (فرهنگ نظام ). سخنگوي . (دهار) (مهذب الاسماء). كه سخن مي گويد :
زنطق ار فرومانده بلبل من اينك
چو بلبل به مدح خداوند ناطق .
اديب صابر.


نيست از تير چرخ ناطق تر
دست از نطق زيد و عمرو بدار.
انوري .


زبان كلك تو ناطق به پاسخ تقدير
سحاب دست تو حامل به لؤلؤ لالا.
انوري .


ناطق آن كس شد كه از مادر شنود.
مولوي .


اگر ناطقي طبل پرياوه اي
وگر خامشي نقش گرماوه اي .
سعدي .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
مفهوم " خطيب " :

خطيب . [ خ َ ] (ع ص ) خطبه خوان . (منتهي الارب ). آنكه خطبه ٔ نماز مي خواند.
ج ، خُطَباء :
كانك قائم فيهم خطيباً
و كلهم قيام للصلوة.
ابن انباري .


ما بسازيم يكي مجلس امروزين روز
چون برون آيد از مسجد آدينه خطيب .
منوچهري .


رسم خطبه را و نماز را كه خطيب بجا آورد. (تاريخ بيهقي ). خطيبي كريه الصوت خود را خوش آواز پنداشتي . (گلستان سعدي ). || دانا در خطابت . (منتهي الارب ). ناطق . سخنور. ج ، خُطَباء :
خطيبان همه عاجز اندر خطابش
هژبران همه روبه اندر غبارش .
ناصرخسرو.


هر آنگه كزو ماند عاجز خطيب
فزايد بر او بي سعالي سعال .
ناصرخسرو.


مسعودسعدسلمان در بزم و رزم تو
جاري زبان خطيب و نبرده سوار باد.
مسعودسعدسلمان .


درون كام نهان كن زبان كه تيغ خطيب
براي نام بود در برش نه بهر وغا.
خاقاني .


خرد خطيب دل است ودماغ منبر او
زبان بصورت تيغ و دهان نيام آسا.
خاقاني .


صبوحي زناشوئي جام و مي را
صراحي خطيبي خوش الحان نمايد.
خاقاني .


جاه را بردار كردم تا فلك گفت اي خطيب
نائب من باش اينك تيغ اينك گوهرم .
خاقاني .


من اين رندان و مستان دوست دارم
خلاف پارسايان و خطيبان .
سعدي (طيبات ).


خطيب سيه پوش شب بي خلاف
برآورد شمشير روز از غلاف .
سعدي (بوستان ).


- خطيب الهي ؛ هاتف غيبي . (ناظم الاطباء).
آواز اين خطيب الهي تو نشنوي
كز جوش غفلت است ترا گوش دل گران .
خاقاني .


- خطيب القوم ؛ بزرگ قوم كه با سلطان در حوائج ايشان گفتگو كند. (ناظم الاطباء).
|| شخصي كه قاري قرآن باشد. || شخص موحد. (ناظم الاطباء).
- خطيب الانبياء ؛ پدرزن حضرت موسي كه حضرت شعيب باشد. (از ناظم الاطباء).
- خطيب سحر ؛ خروس سحرخوان :
ديدم صف ملائكه چرخ نوحه گر
چندانكه آن خطيب سحر در خطاب شد.
خاقاني .


- خطيب فلك ؛ ستاره ٔ مشتري . (ناظم الاطباء).
- رجل خطيب ؛ مردي كه نيك خطبه خواند. (ناظم الاطباء).
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
مفهوم " خطبه " :


- خطبه كردن ؛ بر سر منبر در اماكن مقدسه پس از حمد و ثناي خدا و مدح پيغمبر ذكر سلطان يا خليفه وقت با بزرگي كردن : ما بتن خويش بمسجد آدينه خواهيم آمد تا اميرالمؤمنين را خطبه كنيم . (تاريخ بيهقي ). و رسولي نامزد شود از درگاه عالي و منشور ولايت اگر راي عالي ارزاني دارد و خلعتي با وي باشد كه بنده بنام خداوند خطبه كرده است تا قويدل شود و اين ولايت كه بنده خداوند خطبه كرده است ، بتمامي قرار گيرد. (تاريخ بيهقي ). امير گفت : خليفه را چه بايد فرستاد. احمد گفت بيست هزار من نيل رسم رفته است خاصه راو پنج هزار من حاشيت درگاه را و نثار بتمامي كه روز خطبه كردند. (تاريخ بيهقي ).
بنگر كه خلق را بكه داد و چگونه گفت
روزي كه خطبه كرد نبي بر سر غدير.
ناصرخسرو.


تبارك خطبه او كرد و سبحان نوبت آورد
لعمرك تاج او شد قاب قوسين جاي او آمد.
خاقاني .


اندرين خطه كه دل خطبه بنام غم كند
سكه ٔ گيتي نخواهد داشت نقش جاودان .
خاقاني .


خطبه بنام رفعت قدرش همي كند
در اوج برج جوزا بر منبر آفتاب .
خاقاني .


خلف احمد بست خالي يافت لشكر بدانجايگاه فرستاد و، دربست سكه و خطبه بنام خويش بكرد. (ترجمه ٔ تاريخ يميني ). در آن نواحي خطبه بنام شمس المعالي بكرد. (ترجمه ٔ تاريخ يميني ).
ليك درين خطه ٔ شمشيربند
بر تو كنم خطبه ببانگ بلند.
نظامي .


خطبه ٔ جانم چو بنام تو رفت
سكه ٔ تن نيز بنامت كنم .
عطار.


|| خطبه ٔ آدم ؛ نام يكي از خطبه هاي نهج البلاغه . (آنندراج ) :
گر مخاطب را نمي بيني سخن رس وامشو
خطبه ٔ آدم بود نظم دل آراي سخن .
اثر (از آنندراج ).


|| خطبةالبيان ؛خطبه اي است منسوب به حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام .
|| خُطبَةُالْوِداع ؛ خطبه اي است كه حضرت رسول صلي اﷲ عليه و اله در حجةالوداع خواند و در آن بقول شيعيان علي عليه السلام را خليفت خود كرد.

مفهوم " خطبه " :

روز آدينه بر منابر نام خليفه ياسلطان يا اميري را خطيب بعظمت و سمتي كه داشته مي خوانده است و بروز چهارشنبه خطبه كرد خويشتن را به امارت . يكي او را گفت : ايهاالامير رسم و عادت خطبه ٔ روز آدينه باشد. گفت : باشد كه مزارمان نباشد تا روز آدينه ، همچنانكه نبود. (تاريخ سيستان ). ورود الرسول و اظهار موت الخليفه القادر باﷲ و اقامه ٔ رسم الخطبه للامام القائم بامراﷲ. (تاريخ بيهقي ). رسم خطبه را بر چه صفت اقامت نمود. (تاريخ بيهقي ). كسان خواجه را همه بگرفتند و مصادره كردند، اما هنوز خطبه بر حال خويشتن است . (تاريخ بيهقي ). چون خطيب بجاي ذكر خليفه رسيد بوي اندر آويختند و خطبه بريده شد. (مجمل التواريخ والقصص ).
در خطبه ٔ كرم لقبش صدر عالم است
بر مهر ملك صدر مظفر نكوتر است .
خاقاني .


خطبه ٔ اين دار ملك وقف بر القاب تست
سكه ٔ اين دار ضرب باز بنام تو باد.
خاقاني .


سكه و خطبه بنام هميون سلطان در شهور 389 مطرز گردانيدند. (ترجمه ٔ تاريخ يميني ).
وآنگه كه نفس به آخر آيد
هم خطبه ٔ نام تو سر آيد.
نظامي .


- خطبه خواندن ؛در بالاي منبري پس از حمد خدا و نعت پيغمبر و آل او،مدح خليفه يا سلطان روز را خواندن : چنان نمود كه حديث خطبه بدو راست خواهد شد. (تاريخ بيهقي ).
دل ، سكه ٔ عشق مي نگرداند
جان ، خطبه ٔ عافيت نمي خواند.
خاقاني .


خطبه ٔ مدحش چو خواند آفتاب
مشتري حرز امان مي خواندش .
؟


- خطبه دادن ؛ خطبه خواندن :
فلك بنام تو تا خطبه داد در عالم
زمانه جز تو كسي را بپادشاه نخواند.
خواجه جمال الدين سليمان (از آنندراج ).

مفهوم " خطبه " :

خطبه .[ خ ُ ب َ ] (ع اِ) كلام كه در ستايش خدا و نعت نبي و موعظه ٔ خلق باشد. (از ناظم الاطباء). كلام خطيب كه در ستايش خدا و موعظت باشد. (از آنندراج ). در كشاف و اصطلاحات فنون خطبه چنين تعريف شده است : خطبه ، عبارتست از گفتاري كه مشتمل بسم اﷲ الرحمن الرحيم و سپاس ايزد متعال بدانچه او را سزاوار است و درود بر پيمبر آخرالزمان صلي اﷲ عليه و آله و سلم و در آغاز گفتار واقع شده باشد، سپس بايد دانست كه خطبه ٔ كتاب غير از خطبه اي است كه بر فراز منابر خوانند، زيرا خطبه ٔ منابر علاوه بر آنچه كه ذكر رفت بايد مشتمل بر توصيه ٔ بپرهيزگاري و وعظ و تذكر و امثال آن باشد بخلاف خطبه ٔ دفاتر. ج ، خُطَب : خطبه چنان دانم كه مردم رابدل مردم خوانند و دل از نشنودن قوي و ضعيف گردد. (تاريخ بيهقي ). || ديباچه ٔ كتاب . (ناظم الاطباء). در كشاف اصطلاحات فنون آمده : بدان كه در خطبه ٔ كتاب اگر مؤلف يا مصنف در آغاز شروع بتصنيف يا تأليف از نوشتن خطبه در ديباچه كتاب صرفنظر كند و پس ازختم تأليف خطبه را بياورد خطبه ٔ الحاقيه و اگر از آغاز شروع بتأليف به انشاء خطبه پرداخت ، آنرا خطبه ٔابتدائيه گويند : چون از خطبه ٔ اين فصول فارغ شدم بسوي راندن تاريخ بازرفتم . (تاريخ بيهقي ).
- خطبه نبشتن ؛ ديباچه نوشتن : چون ... شرط كردم كه در اول نشستن هر پادشاهي خطبه بنويسم ... اكنون آن شرط نگاه دارم . (تاريخ بيهقي ). سخت خطبه خواهم نبشت و چند فصل سخن بدان پيوست آنگاه تاريخ روزگار همايون او برانم . (تاريخ بيهقي ). || شغل و منصب خطيب : و بوسعيد شروطي را از خطبه عزل كرد و بوالحسين الماصلي را خطيب كرد. (تاريخ سيستان ). || دعا و ثنائي كه در روزهاي جمعه و ايام مهم بر سر منابر در مساجد و اماكن مقدسه خوانده ميشده و در آن علاوه بر حمد خدا و مدح پيغمبر واولياي دين خليفه يا سلطان روز مدح مي گرديد و اين يكي از سنن بزرگ حكومت بود :
فرو افژنگ بتو گيرد دين
منبر از خطبه ٔ تو آرايد.
دقيقي .


بنام و كنيتت آراسته باد
ستايشگاه شعر و خطبه تا حشر.
عنصري .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 

مفهوم " خطابه " :

خطابة. [ خ َ ب َ ] (ع مص ) خطبه خواندن بر قومي .(منتهي الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). خُطبَه كردن . (از زوزني ). منه : خطب القوم و عليهم خطابة و خطبة. (منتهي الارب ). || خطيب شدن . (زوزني ). منه : ماكان الرجل خطيباً و لقد خطب خطابة؛ نبود آن مرد خطيب هرآينه خطيب گرديد. || خطيبي كردن . (منتهي الارب ) : خطابة نيشابور را امير فرمود تا مفوض كردند به استاد ابوعثمان اسماعيل عبدالرحمن صابوني . (تاريخ بيهقي ).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
" سخن " در شعر پروين اعتصامي :

سخن از علم سماوات چه ميراني ؟
ايكه نشناخته‌اي باختر از خاور

سالك بهر قدم نفتد از پا
عاقل ز هر سخن نشود دلتنگ

وقت سخن مترس و بگو آنچه گفتني است
شمشير روز معركه زشت است در نيام

چو وقت كار شود، باش چابك اندر كار
چو نوبت سخن آيد، ستوده گوي كلام

گر نبودي سخن طيبت و رنگ و بو
خسك و خشك بدي همچو گل و ريحان

اهرمن را سخنان تو نترساند
كه تو كردار نداري، همه گفتاري

صفتي جوي كه گويند نكوكاري
سخني گوي كه گويند سخنداني

هنر نماي نبودم بدين هنرمندي
سخن حديث دگر، كار ، قصه دگريست

از آن، دراز نكردم سخن درين معني
كه كار زندگي لاله ، كار مختصريست

پروين، به كجروان سخن از راستي چه سود
كو آنچنان كسي كه نرنجد ز حرف راست ؟

هم از امروز سخن بايد گفت
كه خبر داشت كه فردائي هست ؟

تو بسخن تكيه‌كني، من بكار
ما هنر اندوخته‌ايم و تو عار

لانه دل‌افروزتر است از چمن
كار، گرانسنگتر است از سخن

عشق آنست كه در دل گنجد
سخن است آنكه همي بر دهن است

بهر معشوقه بميرد عاشق
كار بايد، سخن است اين، سخن است

امروز، سرافرازي دي را هنري نيست
ميبايد از امسال سخن راند، نه از پار

چو طوطيان، چه سخن گفتي و شنيدي، هين
چو بلبلان، بكدامين چمن پريدي، هان ؟

نگاهش، هزارم سخن گفت دوش
دل آگاه شد، گر چه نشنيد گوش

ياوه ميگوئي، چه ميگوئي سخن
كينه ميجوئي، چو مي‌بندي دهن

با سخن، خود را نمي بايست باخت
خلق را از كارشان بايد شناخت
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
اجرا كنيد، اما ستاره نشويد!

آسيب‌شناسي اجرا در صدا و سيما در گفت‌وگو با مجريان راديو و تلويزيون
اجرا كنيد، اما ستاره نشويد!


 مبحث اجرا و مجري‌گري در همه تلويزيون‌هاي مهم جهان به حدي است كه بسياري از برنامه‌هاي پربيننده و محبوب، شهرت خود را وامدار مجريان‌شان هستند.
در ويترين اين برنامه‌ها، مجريان گرداننده اصلي به نظر مي‌رسند و براساس ميزان محبوبيت و نفوذ، حتي سياستگذاري‌هاي برنامه‌ها را نيز تعيين مي‌كنند. به ويژه كه در شبكه‌هاي معتبر و حرفه‌اي، همواره از ستاره‌سازي حتي در سطح مجريان نيز استقبال خوبي مي‌شود؛ حال آنكه گويا در صداوسيماي ما، ستاره‌ها بنا به دامنه وسيع حاشيه‌هايشان، چندان مقبول و مطلوب مديران نيستند! از سوي ديگر، برخي از كارشناسان روند حذف مجريان شبكه‌هاي رسانه ملي را كه سال‌ها قبل، بيشتر وظيفه اعلام برنامه‌ها را برعهده داشتند، ناشي از عدم تربيت و آموزش مجريان جديد و مستعد مي‌دانند.
نظرخواهي‌هاي ما از تعدادي از مجريان فعال اين سال‌هاي صدا و سيما، محملي شد براي طرح مسائل قابل اعتنا و روشن شدن زواياي كمتر پرداخته شده مبحث اجرا در رسانه ملي.
در گزارش حاضر، با طيف متنوعي از مجريان به گفت‌وگو نشستيم و كيفيت و وضعيت اجرا در صدا و سيما را مورد بررسي قرار داديم كه حاصل آن از نظرتان مي‌گذرد.

مرتضي حيدري:
شجاعت در اجرا مهم، شناخت چهارچوبهاي رسانه‌اي مهمتر
مرتضي حيدري، گفت: نطفه يك برنامه گفت‌وگو محور در انتخاب موضوع، ميهمان و رويكردهاي حاكم بر آن برنامه بسته مي‌شود و اگر موضوع برنامه جذاب نباشد و ميهمانان آن نيز بي‌ارتباط يا كم ارتباط با موضوع دعوت شده باشند، آن برنامه چنگي به دل نخواهد زد.
گوينده خبر 22:30 و مجري برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري شبكه دو افزود: شجاعت در اجرا مهم است، ولي شناخت چهارچوب‌هاي رسانه‌اي از آن مهمتر است. جسارت و شجاعت بايد درست تعريف شوند و نبايد با بي‌ادبي، توهين و يا شكستن هنجارهاي ارتباطي جامعه آميخته شوند.
حيدري جسارت را طرح درست واقعيت‌ها و طرح صريح پرسش‌ها دانست و يادآور شد مجري ملزم به رعايت چهارچوب‌هاي رسانه‌اي است، حتي اگر به لحاظ فردي مخالف آنها باشد.
او ادامه داد: مجري به لحاظ قانوني، شرعي و عرفي مجاز نيست كه حريم شخصي مصاحبه شونده را بشكند، چون مصاحبه شونده يا كارشناس است يا مسؤول كه مجري تنها با شخصيت حقوقي او و مسؤوليت‌هايش سرو كار دارد.
وي همچنين گفت: سناريوي سوالات مجري بايد هدفمند طراحي شده و از ابتدا تا انتها مخاطب را با خود همراه كرده و در نهايت نتيجه لازم را پديد آورد.
حيدري در پايان شجاعت، صداقت و عدم خودنمايي را از فاكتورهاي اصلي يك مجري موفق دانست.


مهدي مطهرنيا:
رموز ماندگاري يك مجري خوب
مهدي مطهرنيا از كارشناس مجريان رسانه ملي در مورد برنامه‌هاي گفت‌وگو محور و اجراي چنين برنامه‌هايي گفت: برنامه‌هاي گفت‌وگو محور اساساً از يك نكته كليدي در رنج هستند كه ريشه در بافت متني ادراكات برنامه‌سازان و ناظران پخش اين برنامه‌ها دارد و آن هم فقدان يك تعريف هويت‌مدارانه از دانش واژه گفت‌وگوست.
وي افزود: گفت‌وگو با مصاحبه تفاوت دارد، اگر چه در آرايش شكلي يكسان‌اند، ولي در آرايش محتوايي، گفت‌وگو يك ديالوگ عالمانه، هدفمند و بهره‌مند از شفافيت‌سازي دريچه‌هاي نظر و زواياي ديد گوناگون به يك موضوع معين است. در حالي كه در نظر بسياري از برنامه‌سازان و مديران رسانه، مجري فقط بايد پرسش‌هايي را از كارشناسان يا مصاحبه شونده بپرسد و او هر چه مي‌خواهد به بيان بنشيند؛ لذا بيش از مجري، براي كارشناس بها و ارزش قائل مي‌شوند.
او ادامه داد: مجري كارشناس توانمند بايد با به چالش كشيدن كارشناسان مدعو برنامه و عدم عبور از خطوط قرمز، سد تعادلي ايجاد و در عين احترام به فهم مخاطب و بيان دقيق مسئله، برنامه را به جلو هدايت كند كه اين خود بيانگر سنگيني كار مجري كارشناس است.
مجري برنامه «جهان سياست» شبكه دو در مورد موضوعات برنامه‌هاي گفت‌وگو محور نيز گفت: كاربردي بودن موضوع از اهميت بالايي برخوردار است و اگر برنامه‌اي فاقد انواع دكورهاي رنگارنگ و فربه باشد، ولي شامل موضوعي به شدت مورد نياز جامعه،‌ با مباحثي عالمانه، چالش‌‌برانگيز و انباشته از تنوع نظريات مختلف موافق و مخالف باشد، بيشترين و بهترين تاثير و ماندگاري را خواهد داشت.
وي همچنين در مورد ارتباط بين اجرا و اثرگذاري موضوع بر مخاطب نيز، گفت: هر چه مجري كارشناس قدرتمند‌تر، مشخص‌تر و در عين حال محترمانه‌تر به اجراي برنامه بپردازد، موضوع و نتيجه بحث هم ماندگاري بيشتري در ذهن مخاطب خواهد داشت.
مطهرنيا ادامه داد: استفاده از زبان تخصصي علوم در برنامه‌هاي مختلف باعث مي‌شود كه اندك اندك مفاهيم آن علوم، از طريق علمي در جامعه گسترش يافته و اگر ساده‌گويي منجر به اشتباه‌گويي يا فقدان دقت در رساندن هويت يك مفهوم به مخاطب شود، بهتر است از زبان تخصصي علوم استفاده شود. به طور مثال دو دانش واژه «دولت» و «حكومت» كه در ادبيات سياسي پهلو پديده هم هستند، در زبان بسياري از كارشناسان سياسي، جابه‌جا به كار برده مي‌شوند و هنوز در ايران تفاوت ميان «state» و «goverment» مشخص نيست.
وي در پايان گفت: يك مجري خوب نبايد هرگز خدا را فراموش كند و بايد خدمت صادقانه به مردم را عبادت بداند و عالم و متفكر و صاحب نظر باشد و آخر آنكه بايد خودش باشد و ويژگي‌هاي شخصي‌اش را بازتاب دهد و اگر بخواهد از ديگران گرته‌برداري يا تقليد كند، ممكن است به تكثر كار يا شهرت آني دست يابد، اما به هيچ وجه در دل‌ها نخواهد نشست و در اذهان ماندگار نخواهد بود.

 
محمد نظري:
برنامه‌هاي مطابق با نيازهاي يك دهه پيش، هنوز روي آنتن هستند!
محمد نظري از مجريان برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني، در مورد مجريان و اجراي برنامه‌هاي گفت‌وگو محور گفت: بسياري از برنامه‌‌هايي كه در حال حاضر از صدا و سيما پخش مي‌شوند، يك دهه پيش هدف‌گذاري شده‌اند و اين برنامه‌ها كه مطابق با نيازها و مطالبات آن دوره هستند، هنوز هم روي آنتن مي‌روند!
مجري برنامه «به خانه برمي‌گرديم» شبكه تهران اظهار داشت: متوليان و تهيه‌‌كنندگان برنامه‌هاي گفت‌وگو محور نگاهشان به روز تغيير نمي‌كند و اين از ايرادات وارد براين حوزه محسوب مي‌شود؛ در واقع وقتي قالب برنامه‌اي كليشه باشد و آيتم‌هاي آن ثابت باشند، اجراي آن برنامه هم كليشه‌اي مي‌شود و با تعويض مجري هم در برنامه تغييري ايجاد نخواهد شد. نظري با اشاره به خطوط قرمزي كه براي مجريان وجود دارد، گفت: مجريان در اجراها، با خطوط قرمز مواجهند كه اين موضوع تنها شامل كشور ما نيست و در همه جاي دنيا وجود دارد و بايد رعايت شود. طبعاً همه مجريان بعد از يك ماه فعاليت در رسانه، متوجه اين خطوط قرمز شده و در صورت عدم رعايت اين خطوط در وهله اول به خود آسيب مي‌رسانند.
او با انتقاد از عملكرد برخي مجريان ادامه داد: متأسفانه مجرياني هستند كه بسيار نادرست، بد و بي‌ادبانه به اجراي برنامه پرداخته و اين را جسارت و شجاعت مي‌پندارند، ولي غافل از اين‌اند كه مخاطب گستاخي را جسارت نمي‌داند.
وي همچنين در مورد محدوديت‌ها و مميزي‌هاي مجريان در اجرا گفت: بعضي از اين محدوديت‌ها نرمال بوده و بعضي ديگر توسط مسؤولين و تهيه‌كننده برنامه اعمال مي‌شود. بطور مثال تهيه‌كننده از بيم بروز مشكلي براي برنامه از مجري مي‌خواهد كه در مورد مسئله‌اي سخن به ميان نياورد و در واقع گاهي اوقات چهره نازيبا در برنامه‌ها به دليل عدم نگاه درست مدير اجرايي، تهيه‌كننده و .... در برنامه صورت مي‌پذيرد.
مجري برنامه «سيب» در پايان، رمز ماندگاري يك مجري را در رعايت حرمت پيشكسوت و اعتقاد به فهم و شعور مخاطب دانست.


مازيار ناظمي:
تمايلي به ستاره سازي مجريان وجود ندارد
مازيار ناظمي، از مجريان تلويزيون گفت: يك برنامه وقتي جذاب است كه به لحاظ ارزش‌هاي خبري، چالش ذهني ايجاد كرده و شامل بحث‌هاي جذاب و قابل توجه باشد. در چنين برنامه‌هايي يك مجري معمولي قادر به اداره برنامه نخواهد بود، زيرا اجراي اين برنامه‌ها اصول و قواعد مخصوص به خود را مي‌طلبد.
اين برنامه ساز راديو در گفت‌وگو افزود: تربيت چنين مجري – كارشناساني بسيار وقت‌گير است و بايد به آنان فرصت كافي داده شود تا اعتبار كسب كنند، ولي در بسياري از برنامه‌ها به دليل عدم تمايل به ايجاد ستاره، اين فرصت داده نمي‌شود و در واقع مجري كارشناس حرفه‌اي و ماهري تربيت نمي‌يابد.
ناظمي ادامه داد: برنامه گفت‌وگو محور داراي سه ضلع مجري، كارشناس و موضوع خوب است و اگر به يك مجري از ابتدا زمان دهيم تا جاي خود را نزد مخاطب باز كند و نوع مميزي‌ها نيز براي چنين كسي متفاوت باشد، بي‌شك شاهد برقراري بهتر ارتباط با مخاطب خواهيم بود. او «تسلط به متون و علوم ارتباطي» و «مردم شناسي» را از شاخصه‌هاي اصلي يك مجري كارشناس خوب دانست و گفت: وقتي در انتخاب مجري سختگيرانه عمل شود و فيلترهايي كارآمد براي ورود به عرصه اجرا وجود داشته باشد، شاهد عملكردي قوي از مجريان خواهيم بود و مخاطب با مجريان بي‌سواد و يا كم سواد مواجه نخواهد شد.
وي همچنين شجاعت پرسشگري را از فاكتورهاي مهم در حوزه اجرا دانست و خاطر نشان كرد: جسارت مجري بايد ناشي از سواد باشد و در بحث‌ها مصالحه‌اي نداشته و با عدم عبور از خطوط قرمز گفت‌وگو را پيش ببرد كه در اين حالت رسانه نيز بايد از او حمايت كند. وي ادامه داد: آيتم‌ها و مباحث برنامه بايد براساس مخاطب چيده شده و برنامه به نيازها و مطالبات مخاطب اشراف كامل داشته باشد.
ناظمي در پايان داشتن مشروعيت مجري نزد مخاطب و نفوذ كلام را از فاكتورهاي اصلي يك مجري موفق و لايق عنوان كرد.


ژيلا صادقي:
هر قسمت از اجرا فلسفه خاصي دارد، نبايد تقليد كرد!
ژيلا صادقي مجري برنامه‌هاي تلويزيوني در مورد مجريان و اجراي برنامه‌هاي گفت‌وگو محور و مجري محور گفت: ريتم كند و خسته‌كننده اين برنامه‌ها در بسياري مواقع خارج از اختيار مجري است. طراحان و تهيه‌‌كنندگان برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني در ابتدا براي دريافت مجوز توليد برنامه، ‌طرح كامل برنامه را ارائه داده و با دستي پر جلو مي‌روند، ولي بعد از 10- 15 روز عملاً به علت اينكه تهيه‌كننده فقط مي‌خواهد چيزي را روي آنتن بفرستد، ريتم برنامه كند مي‌شود.
وي افزود: مجري تنها مي‌تواند شادي،‌ هيجان و اجراهاي متفاوت داشته باشد، ولي ساير عوامل مانند كيفيت گزارش‌ها، نوع موسيقي و ... تحت اختيار و تصميم او نيستند.
مجري برنامه «خانه فيروزه‌اي» شبكه سه سيما در مورد ضعف علمي مجريان نيز گفت: سكوت زياد مجري، هميشه دال بر احترام به مهمان نيست و نشان ضعف او نسبت به موضوع تلقي خواهد شد. مجري بايد جسارت داشته باشد و بتواند مهمان را به چالش بكشد.
صادقي همچنين عدم تقليد كوركورانه را از فاكتورهاي اصلي يك مجري توانا عنوان كرد و توضيح داد: هر قسمت از اجرا كه به هر شكلي انجام مي‌شود، داراي فلسفه‌اي است كه مجري بايد نسبت به آن تسلط كافي و وافي داشته باشد.
او در پايان، مطالعه، صداقت، شجاعت و شناخت مخاطب و جامعه را از فاكتورهاي مهم يك مجري لايق و كارآمد ذكر كرد.


حسين رفيعي:
سليقه سالاري به جاي شايسته سالاري در انتخاب مجري
حسين رفيعي گفت: چند سالي است كه برنامه‌هاي طنز و شوگونه در تلويزيون كم شده و رويكردها به سمت موضوعات مذهبي تغيير يافته‌اند و مجرياني كه ذاتاً جدي و مذهبي‌اند، بيشتر به اجرا مي‌پردازند.
وي افزود: كار تلويزيون با سينما تفاوت دارد؛ بيننده در سينما با اراده و قصد خود به تماشاي فيلم مي‌نشيند، ولي تلويزيون مخاطب عام دارد و متعلق به همه ايرانيان است. در نتيجه صدا و سيما بايد سلايق مختلف را تأمين كند، ولي با وجود هشت شبكه داخلي تلويزيوني، هنوز هم نيازهاي رسانه‌اي جامعه به درستي تأمين نمي‌شود. زيرا مخاطب ايراني خاص است و تنها در شهرها خلاصه نمي‌شود و به نوعي مي‌توان گفت در ايران به جاي شايسته سالاري، سليقه سالاري وجود دارد و متأسفانه ايران تنها كشوري است كه قيمت هنرمند، مجري و ... را سليقه مردم تعيين مي‌كند.
مجري برنامه «آفتابگردان» اعتقاد دارد: تنوع دراجراهاي تلويزيوني خوب است، ولي از آن مهمتر پيدا كردن مجري مناسب براي هر برنامه است و اگر اين اصل رعايت نشود، بيننده گريزي پيش خواهد آمد و مردم به سراغ شبكه‌هاي ماهواره‌اي خواهند رفت.
وي همچنين جسارت را با توهين و تخريب متفاوت دانسته و ادامه داد: اگر جسارت در جهت زيبا و پربار كردن برنامه باشد خوب است، ولي نبايد به عبور از خطوط قرمز موجود، منجر شود.رفيعي خطوط قرمز در اجراي برنامه‌هاي تلويزيوني را مختص ايران ندانسته و افزود: در تمام دنيا خطوط قرمز وجود دارند كه اين خطوط در اصل چارچوب، قاعده و قانون برنامه سازي محسوب مي‌شوند. او در پايا.html" target="_blank">۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ">۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب