مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
با وصل بين شنوندگان و برنامه است. آن ها از طريق خواندن متن يا طرح سؤال و پرسش يا گفت وگو و ... موجب وصل ميان برنامه و مخاطب مي شوند. اين كاركرد و نقش مشتركي ميان دو رسانه راديو و تلويزيون است. در اين حالت ويژگي هاي فيزيكي صوتي گوينده يا مجري در راديو و مختصات تصويري گوينده يا مجري در تلويزيون زمينه مهمي براي قبول و وصل مخاطب و همراهي او با برنامه است. از اين جا به بعد شرايط و زمينه هاي بين دو رسانه كاملاً متفاوت است. لذا نقش و كاركرد گوينده و مجري راديويي با تلويزيوني تفاوت اساسي پيدا مي كند.

2- بسط: نقش دومي كه مجريان و گويندگان راديو دارند كمك به بسط خيال پردازي شنونده درباره برنامه و معنا و مفهوم آن است. در برنامه هاي گوينده محور راديو اين وظيفه به عهده نويسنده است تا با كم و زياد كردن كلمات و جملات مطالب لازم را براي بسط در اختيار گوينده قرار دهد، حال آن كه در برنامه هاي مجري محور اين كار به عهده شخص مجري است. اگر بسط در راديو امري الزامي و ضروري است در تلويزيون مخل و ممل محسوب مي شود و موجب رنجش بينندگان آن است. زيرا تلويزيون همواره كسي را براي وصل مي خواهد تا تصاوير پي درپي درمعرض قرار گيرد و معنا و مفهوم خود را به مخاطب بچشاند.

مهارت و قدرت "بسط" برخي گويندگان راديو، تهيه كنندگان تلويزيون را گمراه مي كند و دل به چيزي مي بندند كه براي تلويزيون نه تنها مزيتي نيست بلكه آفتي محسوب مي شود( البته اگر تلويزيون از رويه توليد خودش استفاده كند يعني تحرك در تصوير ونه از رويه توليد راديو كه كلام است). از طرفي مجريان و گويندگان راديو كه از هنر "بسط" برخوردارند به خطا آن را قابل عرضه به عموم از تلويزيون مي دانند. در حالي كه اين "پر طاووس" اگرچه زيبا و فريبنده است اما دشمن طاووس است و او را به كام نيستي مي فرستد.

راز افول ستارگان راديو را بايد در اين جستجو كنيد كه آن ها داراي هنري هستند كه تلويزيون آن را برنمي تابد و در سياه چال محاق خود پنهان مي كند تا جايي كه اگر جلوه اي از آن هنر تلألؤ كند، هنرمند را حقير و كم بها مي سازد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-205.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
چرا هنرمندان راديو به تلويزيون مي روند؟   پري رو تاب مستوري ندارد دكتر حسن خجسته

جمعه شب مورخ 18/2/88 نوشتن مطلبي درباره حضور هنرمندان راديو در تلويزيون را شروع كردم.متن به انتها نرسيده بود پشيمان شدم. انشاءالله در فرصت ديگري مطلب و دليل تعويق آن را به عرض خواهم رساند. پس از آن بهتر ديدم درباره چرايي رفتن هنرمندان راديو به تلويزيون با دوستان به بحث بپردازم.
اگر اولين گمانه دستمزد باشد، در اين صورت چگونه مي توانيد معادله هاي زير را حل كنيد:
1- به ندرت هنرمندان راديو در ابتدا با تهيه كننده تلويزيون از ميزان دستمزد بحثي به ميان مي آورند.
2- گاهي دستمزدهاي پرداخت شده در مقياس كار تلويزيوني خيلي بيشتر از دستمزد مشابه در راديو نيست.
3- موقتي بودن كار در تلويزيون به دلايل گوناگون به علاوه بسته بودن راه برگشت به راديو، هنرمندان راديو را با خطر از دست دادن كار و دريافت مبالغ مالي هرچند كم اما پايدار مواجه مي سازد
4- گاهي بعد از يكسال از فعاليت هنوز تهيه كننده تلويزيوني نتوانسته وجهي براي دستمزد پرداخت كند. 
نكات فوق و ديگر دلايلي از اين نوع كه در سينه بچه هاي راديو وجود دارد، سبب مي شود مسائل مالي را در درجه اول اهميت قرار ندهيم، البته نبايد به عنوان عامل ثانوي از آن به سهولت گذشت.
در مقاله:دو رسانه رو در رو؛ راديو و تئاتر بر آن بودم كه تفاوت ماهوي اين دو رسانه را نشان دهم. بخش كوتاهي از آن شايد بتواند دليل كافي براي تفسير حضور هنرمندان راديو در تلويزيون را ارائه دهد.
سه رسانه تئاتر، راديو و تلويزيون را حداقل از دو جهت مي توان مورد توجه قرار داد:اول نقش و مرتبت اجتماعي كه از آن برخوردار هستند و دوم درجه پچيدگي هنري آن براي يك هنرمند . اين دو، معيارهاي ساده اي هستند كه به ما نشان مي دهند چرا هنرمندان يك رسانه به رسانه ديگر مراجعه دارند.
ممكن است برخي نيازهاي زيستي و زندگي را دليل اصلي بدانند، اما اين دليل كافي نيست؛زيرا گاهي حضور در ديگر رسانه ها حتي موجب لطمه به فعاليت هاي اصلي آنها نيز مي شود.
اين سه رسانه از جهت شأن اجتماعي و موقعيتي كه درحوزه عمومي دارند متفاوت هستند. به نظر ميرسد تلويزيون را بايد در صدر قرار داد كه انبوه توده ها اسير دست بسته آن هستند و سپس راديو قرار مي گيرد با ضريب نفوذ كمتر از تلويزيون و پس از اين دو، تئاتر قرار ميگيرد كه مخاطب آن محدود به سالن هاي نمايش است.
حركت بازيگران تئاتر و راديو به تلويزيون از يك جهت به اين دليل است كه در اين رسانه مي توانند هنر و مهارت هاي خود را براي تعداد بيشتري از مردم و گاهي تمام مردم يك شهر يا كشور نشان دهند. آنها بدين ترتيب هويت حرفه اي خود را بسط مي دهند و رضايتمندي بيشتري از اين شغل هنري در خود ايجاد مي نمايند.
از جهت درجه هنري و صعوبت و سختي كار ، تئاتر در رده نخست جايي دست نيافتني دارد و پس از آن راديو قرار مي گيرد و بعد تلويزيون. راديو از اين جهت قبل از تلويزيون است، چون رسانه اي است كه تحولات و تغييرات تكنولوژيكي بر تبديل انديشه به پيام راديويي تأثير چنداني ندارد. لذا رسانه اي است كه در پيچيدگي انديشه اي قرار دارد، حال آن كه تلويزيون كاملاًاسير فناوري جديد است و بسياري از تكنولوژيست ها اداره كننده بخش هاي مهمي از يك برنامه تلويزيوني هستند. به معناي ديگر، مهارت هاي تكنولوژيكي جايگزين مهارت هاي هنري شده است.
اما حركت بازيگران تلويزيون به سمت تئاتر و راديو در واقع براي شفاي احساس ناخوشايند سطح هنري است. بدين ترتيب هركس مي تواند ضمن بازي در تلويزيون با بازي در تئاتر و يا راديو جايگاه حرفه اي خود را ارتقا دهد و خود را در مقايسه با ديگر رقيبان حرفه اي تر معرفي نمايد.
به ديگر سخن اهل هنر تاب و توان مستوري ندارند. لذا از رسانه تلويزيون يا سينما كه درجه عموميت بيشتري دارند براي نشان دادن هنرشان استفاده مي كنند.

شايد به همين دليل هنرمندان راديو تمايل زيادي براي حضور در رسانه تلويزيون دارند. آن ها مي خواهند جلوه  هنرشان گستره عامي پيدا كند. به همين علت اگر مناعت طبع هنرمند كمتر از هنرش باشد، ممكن است مورد سوء استفاده قرار گيرد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-206.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۱:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

گفتگو با عليرضا معيني رئيس انجمن گويندگان ايران

آموزش كارگاهي، نياز امروز

عليرضا معيني، 52 ساله، متولد 1335 در اصفهان، فارغ‌التحصيل رشته توليد برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني از دانشكده صدا و سيما و يكي از گويندگان صاحب سبك و متبحر به ويژه در حوزه شعرخواني و دكلمه آثار فاخر ادبي ايران و جهان است. در ادامه  گفت وگوي كوتاه و دوستانه روابط‌ عمومي راديو فرهنگ با وي تقديم حضور مي گردد


با كداميك از پيشكسوتان همدوره بوده‌ايد و برنامه اجرا كرده‌ايد؟

با همه پيشكسوتان و صداهاي ممتاز راديو كار كردم و در حين كار بعضي آنها را در جايگاه استادي مي‌ديدم و براي آنها شاگردي مي‌كردم همچون زنده‌ياد حميد عاملي، خانم فيروزه اميرمعز و استاد امير نوري.

كداميك از برنامه‌هايي كه تا به حال اجرا كرده‌ايد بيشتر به دلتان نشسته است؟

برنامه راديويي كه در اين برنامه به غير از گويندگي، نويسندگي و سردبيري آن را به عهده دارم اين برنامه نزديك 7 سال هر روز صبح از شبكه فرهنگ به روي آنتن مي‌رود. علت جذابيت اين برنامه براي من دقت و وسواس خاص در تهيه مطالب و انتخاب اشعار است چرا كه بهترين اشعار را در اين زمينه با حساسيت ويژه برمي‌گزينم و با شيوه خاص خودم نيز گويندگي مي‌كنم.

شروع كارتان با راديو فرهنگ از كي بوده است؟

از ابتداي تشكيل شبكه فرهنگ، من به طور جدي و فقط در همين شبكه به كار گويندگي و سردبيري و تهيه‌كنندگي برنامه‌ها پرداختم حتي الان هم كه نزديك به 3 سال از بازنشستگي‌ام مي‌گذرد، همچنان پركارتر از گذشته فعاليت دارم.

چرا ديگر شاهد ظهور و حضور صداهاي طلايي دوره 40 و 50 كشورمان نيستيم؟ آيا مشكل در گزينش و انتخاب گويندگان است يا در آموزش آنها؟

مشكل در گزينش و آموزش غيركاربردي به آنهاست. راه حل نيز استفاده از همين معدود پيشكسوتان براي آموزش و انتقال تجربياتشان به گويندگان نسل جوان است. نكته قابل توجه ديگر در اين زمينه هم عدم وجود كتاب و راهنماي قابل توجهي در اين باره است. اخيرا من كتابي در اين زمينه به نام ‌ در دست نگارش دارم كه در آن بسياري از تجربيات خود در كلاس‌هاي گويندگي با شاگردانم را در آن جمع‌آوري كردم و به صورت كارگاهي نيز آموزش مي‌دهم كه برخي از آنها كه مشغول گويندگي در صداوسيما هستند. همچنين به تازگي انجمن گويندگان ايران تشكيل شده كه در آن بيش از 100 نفر از گويندگان راديو و تلويزيون عضو هستند و در انتخابات عمومي از جمله پيشكسوتاني مانند بهروز رضوي، فاطمه آل‌عباس، عليرضا خضرايي و كيوان همتي را به عنوان هيات رئيسه انجمن انتخاب كردند و بنده نيز به عنوان رئيس انجمن گويندگان انتخاب شدم. اين انجمن براي رفع اين معضل برنامه‌هايي را در دست اقدام دارد كه آموزش كارگاهي به گويندگان و عل