مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

ويژگي هاي مشترك گويندگي در راديو و تلويزيون

   داشتن سلامت اندام گفتاري، صداي سالم و توانايي استفاده از ظرفيت آن، داشتن بياني شيوا و شفاف. بيان شيوا و شفاف، بياني است كه مخاطب براي درك آن، دچار ابهام و سر درگمي نمي شود
 گوينده بايد صداي خود را با متن و مفهوم خبر هماهنگ كند، به عنوان مثال لحن خواندن يك خبر علمي- فرهنگي با لحن خبر حمله يا حادثه متفاوت است.گوينده براي خواندن خبر (علاقه مندي كودكان به اسباب بازي) نبايد از همان لحني استفاده كند كه در خبر (تظاهرات پر تلفات عليه جهاني سازي)استفاده كرده است.
  گوينده بايد هنگام خواندن خبر، مفاهيم اصلي را با تسلط و برجسته سازي نكات اصلي انتقال دهد.

اخبار تلويزيون


         در تلويزيون، گوينده اي كه بتواند با هماهنگي عناصر چهره اش با مخاطب ارتباط برقرار كند و توجه او را جلب نمايد، گوينده اي جذاب است.
   توانايي خبر خواني از اتوكيو،به گونه اي كه مخاطب احساس كند رودروي گوينده است. نگاه گوينده در اين صورت نبايد خيره و يكنواخت باشد.


    گوينده، حاصل كار عوامل برنامه ساز متشكل از نويسنده،دبير،سردبير، تهيه كننده، صدابردار و ... را در معرض شنيدن و قضاوت قرار مي دهد. شنوندگان كم اطلاع، گوينده را تنها عامل اصلي برنامه تصور مي كنند.
   گوينده به دليل عرضه كردن بخش كلامي اغلب برنامه ها،منزلت و شأن والايي دارد و كمترين قصور و بي توجهي در اين امر موجب از دست دادن شنوندگان و كم شدن منزلت راديو تلويزيون نزد آنان مي شود، در تمام دنيا، بخشي از حيثيت و مقبوليت راديو -تلويزيون مرهون گويندگان شايسته، خوش صدا و ماهر است.
    گوينده بايد شخصيت خود را طوري در صدايش منعكس كند كه صدايش داراي (قدرت برقراري ارتباط)،(قدرتانتقال فكر)، (قدرت انتقال حس)، (منعكس كردن شخصيت) و (تلفظ و ادا كردن درست كلمات)باشد.

با حسين توصيفيان اولين گوينده خبر در راديو
  اگر كسي اين استعداد را داشته باشد كه خبر را صميمانه تر بخواند، مسلماً تأثير بيشتري بر شنونده خواهد گذاشت.
   به نظر من كسي كه صدايش انعطاف داشته باشد و بتواند در هر قسمت آن را با حال و هواي برنامه و شرايط آن وفق دهد، به دليل جذب بيشتر شنونده داراي امتياز بالاتري است.
 خلقيات و منش زندگي فرد، با ويژگي هاي صدايش مرتبط است. در راديو، (تجربه) است كه گوينده را گوينده مي كند و اصلاً ارتباطي هم با سن و سال ندارد. 

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-63.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

چند نكته در باره گويندگي خبر

سبك خاص خود را داشته باشيد و دنباله روي سبك ديگران نباشيد .
معمولي لباس بپوشيد.كلمات شماست كه بيشترين اهميت را دارد،نه ظاهر شما واضح و با اطمينان صحبت كنيد،سرعت بيان خود را تنظيم كنيد و از آهنگ صدا براي به حد اكثر رساندن تأثير واژه ها و عبارتهاي كليدي بهره گيريد.مي توانيد در مواردي براي تأثير گذاري بيشتر مكث كنيد.
    اعتماد به نفس!اعتماد به نفس!اگر شنوندگان (يا بينندگان)فكر كنند. 
آنچه را كه مي گوييد،نمي فهميد يا باور نداريد،احتمال آنكه سخنان شما را باور كنند كم است! اگر اعتماد به نفس نداريد آن را نشان ندهيد.
 در هنگام گويندگي وضعيتي روحي اختيار كنيد كه گويي با يك شخص صحبت مي كنيد قبل از اجراي برنامه،تمرينات تنفسي انجام دهيد.نفس عميق بكشيد.از حركات چهره در تلويزيون بهره بگيريد. اگر اشتباه كرديد، از اقرار به اشتباهتان در مقابل بينندگان نهراسيد در صورت بروز هر اشكالي آرامش خود را حفظ كنيد.اگر واقعاً اشتباهي روي داد . پايان دنيا نيست، هيچكس نمي ميرد.

اخلاق در گويندگي خبر
   با خود و حرفه تان صادق باشيد. هيچگاه در قبال اينكه برنامه اي را به شيوه خاص اجرا كنيد، چيزي يا هديه اي از كسي قبول نكنيد.
 به ياد داشته باشيد، اعتبار بزرگترين نقطه قوت و نقطه ضعف شماست و كسب اعتبار زمان درازي مي طلبد ولي خيلي سريع مي تواند از بين برود.
 كار خود را جدي بگيريد.خيلي جدي تا جايي كه مي توانيد تلاش كنيد اما از كارتان لذت ببريد.شما بايد به كاري كه انجام مي دهيد افتخار كنيد.
  به خاطر داشته باشيد مردم مطالب شما را نمي خوانند؛بلكه گوش مي دهند.تنها يك بار فرصت داريد كه مطلب را به آنها تفهيم كنيد. در استفاده از زبان فعالانه عمل كنيد نه منفعلانه.خبرها را سريع اعلام كنيد.زمان پخش ارزشمند است هر كلمه اي مهم است.از عبارتهايي استفاده كنيد كه مردم با آنها آشنا هستند. از حدس و گمان نتيجه گيري اجتناب كنيد. شعار ما ساده نويسي است.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-61.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارت هاي ارتباطي گويندگان اخبار


آيا شما گوينده خبر هستيد؟ آيا اين مهارت را بخشي از ميراث ذاتي وجود خود
مي دانيد؟ يا گوينده بودن را ناشي از آموزش و تمرين و ممارست مي دانيد؟ آيا خود را
نابغه اي در كار گويندگي مي دانيد كه هيچ يك ديگر از همكارانتان به گرد پايتان
نمي رسند؟ يا خود را يك گوينده معمولي و حتي ضعيف مي شماريد؟
هر كدام از اينها كه باشد،خوب است دقايقي را براي مرور برخي مهارتهاي ويژه
در كار گويندگي اختصاص دهيد.
گويندگي اخبار راديو و تلويزيون يك مهارت فردي در (اجرا) است.چه آن را استعدادي 
ذاتي بدانيم وچه هنري فراگرفته شده و چه هر دو.همه ما باكمي دقت مي توانيم بفهميم كه
بسياري از مهارتهاي اجراي نمايش در گويندگي كاربرددارد.گويندگان ما هر هنگامي كه در
وضعيت(اجرا)قرار مي گيرند،شكل متفاوتي از رفتار معمولي خود را به جرير كنيد.در سطرهاي بعد مفصلاً به اين موضوع خواهيم پرداخت.
علاوه بر دانش معناشناسي كه براي گويندگان ضروري است، لازم است گويندگان تسلط
قابل ملاحضه اي در شناخت و كاربرد دستور زبان نيز داشته باشند. اين ويژگي يكي از شاخص هاي 
مهم براي انتخاب گوينده مناسب و مسلط بر زبان نيز هست. اصلاً قصد نداريم، خود را وارد
دعواهاي دستور شناسان كنيم ولي بي شك همه ما با كمي تأمل حدس خواهيم زد كه كدام الگوي
ساخت دستور زبان خارج از نظام و قاعده زبان فارسي شكل گرفته است. نكته مهم اين است كه
رسانه تكليفش را با زبان روشن كند.ايران كشوري چند زباني است ولي زبان رسمي آن فارسي
است. اگر رسانه مصمم است تا اين زبان رسمي را با معيارهاي اصولي آن حفظ كند وظيفه دارد
به اندازه كافي نسبت به زبان حساس باشد.
در سالهاي اخير ديده مي شود كه گاه خلوص زبان فارسي در معرض آسيب قرار مي گيرد.
تداخل غير اصولي دستور زباني خودي،همچون آذري،گيلكي،كردي و...،ونيز
الگوهاي دستور زباني بيگانه همچون انگليسي، عربي، فرانسه و ... باعث مي شود تا به مرور
ساخت زبان فارسي كه در موقعيتي بي دفاع قرار گرفته،دستخوش تغيير شود.
جاي شك نيست كه وجود گويش و زبانهاي متعدد در يك عرصه ملي دستمايه اي براي
قدرت فرهنگي آن كشور است ولي قرار هم نيست كه معيارهاي اين زبانها بدون ضابطه با هم
تداخل كند و شكل عجيب و غريبي از زبان بدست مخاطب بدهند.
امروزه يكي از معيارهاي شناسايي فقر زباني گويندگان،بررسي ناتواني آنها در
بكارگيري درست اصول زباني است.
دو عرصه مهم دستور زباني را در اين مقاله مورد تأمل
قرار مي دهيم.
كه به بررسي تغييرات زباني در محدوده واژه ها مي پردازد ( Morphology) اول (صرف)
 كه به بررسي تغييرات زباني در محدوده بيش از واژه هامي پردازد ( Syntax) دوم (نحو)
در واقع با كمك دانش صرف، ساختار كلمات را طراحي و ساماندهي مي كنيم و با كمك دانش
نحو چگونگي روابط بين كلمات و تعادل آنها را در بافت عبارت و جمله شكل مي دهيم. هر
الگوي غلط، هر تداخل زباني و هر ساخت (من در آوري) نشانه اي از مجموعه فقر زباني رسانه يا
گويندگان آن قلمداد مي شود.
شايد برخي از شما به ساخت هاي دستور زباني (من در آوري)يا (جعلي)كه متأسفانه
امروزه در صداوسيما به صورت مد در آمده است توجه كرده باشيد. جملاتي همچون:(مي بينيم
باهم اين گزارش خبري را) و... كه تعداد آنها اصلاً كم نيست از عواملي است كه به مرور لطمات
تاريخي و پايداري در نظام زباني وارد مي كند.
گر چه طي سالهاي اخير حساسيت هاي اداري و ظاهري به موضوع زبان رسانه بيشتر
شده ولي به دلايلي كه كشف آن چندان هم دشوار نيست،نتايج عملي مؤثري مشاهده نمي شود.
بسيج انواع و اقسام ويراستاران،ادبا و ره گيري دائمي خطاهاي زباني در رسانه به ويژه خبر،گرچه
بسيار ضروري،مفيد و پسنديده است ولي هرگز نمي تواند فقر زباني پايه را در اشخاص جبران كند.
حوزه ارتباط كلامي كه زير ساختهاي زباني در مجموعه آن قرار مي گيرد،عرصه بسيار
گسترده اي است كه پرداختن جزء به جزء آن در محدوده اين مجال كوتاه نمي گنجد.با اين حال در
پايان اين مقاله مقداري در خصوص راهكارهاي عملي ارتقاء قدرت زباني رسانه و خبر كه از
طريق گويندگان ظهور مي يابد سخن خواهيم گفت.

مهارتهاي ارتباط غير كلامي
گفتيم نشانه غير كلامي بودن يك ارتباط يا يك بخش از ارتباط آن است كه كلمه نداشته
باشد. نه به صورت نوشتاري و نه به صورت گفتاري. برخي گمان مي كنند كه ارتباط غير كلامي
ارزش كمي دارد. اصلاً اين طور نيست. با كمي توجه به زندگي روزمره خود متوجه مي شويم كه
تقريباً هميشه براي برقراري ارتباط يا از مدل غير كلامي استفاده مي كنيم يا از تلفيق مدل كلامي و 
غير كلامي بهره مي بريم. ارتباط غير كلامي عنصر بسيار مهم سامان دهنده، جهت بخش و
وحدت آفرين برقراري ارتباط انسان است. عنصري بسيار عميق و مؤثر كه تمامي لحظات ارتباط
ما را با ديگران در بر گرفته است و عامل بسيار مهمي براي القاء عواطف و احساسات و نفوذ به
عمق وجود مخاطب است.
مطالعات گسترده دانشمندان نشان مي دهد كودكاني كه والدين آنها پيش از زبان آموزي از
ارتباط غير كلامي و اشاره اي استفاده مي كرده اند،بعدها در زبان آموزي مهخارت و عمق
بيشتري داشته اند.
بگذاريد با پرداختن به وجوه مختلف ارتباط غير كلامي،به طور مستقيم با اهميت و
كاربردهاي ويژه آن در حيطه گويندگي رسانه و خبر آشنا شويم.

حركات بدن
تا به حال به تن افراد غمگين توجه كرده ايد؟ شانه ها افتاده و بدن خميده است. بدن
افرادي كه ترسيده اند چگونه است؟ كمي متمايل به عقب؟ تنه افرادي كه احساس قدرت دروني
و شادابي دارند چطور؟ استوار،متقارن و غيرخميده با شانه هاي آرام و در امتداد يك خط؟ بدن
افرادي كه تهاجمي را در ذهن مي پرورند يا لبريز از اشتياقند نيز كمي به جلو متمايل شده است، 
اين طور نيست؟
بي شك تنه انسان يكي از اركان انتقال عواطف و ركني مهم براي برقراري ارتباط
غير كلامي است. 
اما اينها اصول كلي است. در حرفه گويندگي براي اجراي ارتباط غير كلامي مؤثر
بايد به دو زمينه توجه جدي داشت.اول اينكه چطور احساسات و افكار دروني و شخص مان را
مهار كنيم تا در جريان خواندن خبر تأثير نگذارد. همچون گوينده اي كه از قبول شدن فرزندش در
كنكور شادمان بود و خبر يك فاجعه را با همان شادي دروني مي خواند.مطلب دوم هم آن است 
كه چگونه ژست و حركت مناسب خبر را در حين خواندن اجرا كنيم. برخي گويندگان در مورد
اول يعني مهار درون خود مشكل دارند.اينها كساني هستند كه مخاطب به روشني خستگي، غم
و شادي شان را متوجه مي شود. برخي ديگر نيز در اجراي رفتار غير كلامي مناسب حين
خبر خواندن دچار سر در گمي و دشواري مي شوند. اسم اين افراد را گويندگان (معذب) مي گذاريم 
كه هرگز تكليف خودشان را نمي دانند. اين افراد دائم به خود مي پيچند تا براي تأثير گذاري بهتر
كاري بكنند ولي هر لحظه اوضاع بدتر مي شود!!لطفاً طبيعي باشيد.خود خودتان باشيد. مشكل
خيلي زود حل مي شود!

دستها
مي خواهيد ازاين پس احساس كنيد كه دستهايتان اعضاء اضافي و پر زحمتي هستند؟
كافي است به آنها توجه كنيد. براي مدتي هنگام راه رفتن به حركت دستهايتان متمركز
شويد.فكر نمي كنيد كه حركات دستهايتان بيش از حد زياد يا بيش از حد كم باشد؟
به جرأت مي توان گفت يكي از بدترين آسيبهايي كه مي توان به يك مجري يا گوينده
تلويزيوني وارد كرد اين است كه ارتباط او را با دستهايش از حالت طبيعي خارج كنيم.وقتي از
گويندگان خواسته شود كه دستهاي خود را به فلان حالت يا فلان وضعيت در بياورند،بطور
خودكار دستها به صورت اعضايي زايد و پردردسر رفتار خواهند كرد. 
امروزه برخي از رسانه هاي 
تصويري براي پنهان كردن مفاهيم و ارتباطات طبيعي و بسيار پر قدرتي كه در (دست)نهفته
است، دستهاي گوينده هايشان را در كادر قرار نمي دهند. 
اين كار باعث مي شود كه گوينده
احساس راحتي و طبيعي تري با دستهايش داشته باشد و فقط در هنگام لازم و به صورتي كاملاً
طبيعي دستها را حركت دهد و به تصوير وارد كند.
در هر حال اگر گوينده اي هستيد كه دستهايتان در كادر تصوير است،شايد معمولي ترين
وضعيت قرار گرفتن دستها در دو طرف كاغذ هايتان باشد بدون اينكه آنها مشت كنيد.مراقب باشيد
كه انگشتانتان بي جهت حركت نكند.اگر قلمي در دست داريد دقت كنيد كه با حركت دادن
ناخودآگاه آن مخاطبان را متوجه علايم اضطرابي درونتان نكنيد. اين حركات گاه تند و گاه كند
اتفاق مي افتد. گاه بي هدف است مثل گرداندن خودكار بين انگشتان و گاه هدفمند است مثل
 فشار دادن دكمه شستي خودكار، باز و بسته كردن در خودكار و
خيلي از مخاطبان احساس خوبي در مورد ژست گويندگاني كه وانمود مي كنند چيزي
يادداشت مي كنند يا كلمه اي را اصلاح مي كنند ندارند. به خصوص وقتي خطايي در خبر خواندن
مي كنيد و ناخودآگاه مي خواهيد آن خبر را به گردن كاغذهاي بي زبان بياندازيد يا به زبان بي زباني
بگوييد كه اين خطا،كار نويسندگان خبر بوده است،نه من گوينده.اين كارها جلوه مثبتي در خبر
ندارد. يادداشت كردن در ميز گردها و گفتگوها مناسب و حتي ضروري است ولي مخاطب از
گوينده خبر توقع ندارد دائم به اين كار بپردازد.
،وضعيت ديگري كه در چند سال اخير در دستان برخي گويندگان خبر ديده مي شود
خواندن خبر با (دستهاي آلوده)است.اين وضعيت هنگامي رخ مي دهد كه گويندگان مچ يا ساعد
دست را تكيه گاه قرار مي دهند و دست را در وضعيت نيمه بسته بالا نگه دارند.درست مانند كسي 
كه دستش كثيف است يا تازه دستش را شسته و مراقب است به جايي برخورد نكند.در اين
وضعيت مخاطبان خيلي زود متوجه احتمال احساس ناراحتي يا دوري دروني گوينده نسبت به
متن خبر خواهند شد.

حركات سر، صورت و اجزاء آن
نمي دانم متوجه شده اغيد كه چند سالي است برخي گويندگان تلويزيون، بويژه در خبر، 
بي جهت ابروهايشان را بالا و پايين مي برند،يا عضلات پيشاني و لبها را شل و سفت مي كنند
بايد گفت كه چهره، اجزاء و عضلات آن داراي قدرت خارق العاده اي در انتقال پيامهاي غير كلامي
هستند ولي اين فقط در صورتي اتفاق مي افتد كه حركات و پيامهاي ياد شده كاملاً طبيعي و
صحيح شكل بگيرند. هر ابرو بالا انداختني به معني توانايي در انتقال و القاء پيام نيست و هر
تكان سر نمي تواند منظور شما را به زور به مخاطب تزريق كند مگر آن كه درست استفاده شده
باشد. سعي كنيد به تنهايي در خانه جلوي آينه بنشينيد و براي خود شكلك در آوريد. حركات
بسيار ظريف چهره تان را كنترل كنيد. به يك غم بزرگ فكر كنيد و به دقت به وضعيت عضلات
سر و صورتتان نگاه كنيد. حالا به يك شادي بزگ فكر كنيد. حالا پر قدرت ترين احساس
دروني تان را تجسم كنيد و در آينه به دنبال عناصر بروز آن در چهره تان بگرديد و بعد چهره خود
را در مهربان ترين و صميمانه ترين وضعيت بررسي نماييد. يقين دارم اگر گوينده اي حداقل
يك بار به قصد بررسي حركات سر و صورت خود و بهره گيري در اين حرفه حساس به آينه نگاه
كرده باشد، ديگر بي جهت ابرو بالا و پايين نمي اندازد بلكه هر كار او متضمن مقصودي روشن و
هدايت شده است كه با مهارتي حرفه اي و مهار شده اتفاق مي افتد. فراموش نكنيد كه هر بار پس 
از تمرين در آينه سعي كنيد بدون آينه حالتهاي تجربه شده را تمرين كنيد.اگر به طور خصوصي از
گويندگاني كه در حركات چهره موفق هستند سؤال كنيد آنها حتماً تجربه خود درباره داستان
جالب بازي در آيينه را برايتان شرح خواهند داد.

حركات و حالتهاي چشمها
چشمها جادوي وجود شما هستند. مخاطبان باهوش از چشمانتان خوب مي فهمند كه
شما قصد داريد مطلبي را به زور به كله شان فرو كنيد يا صميمانه مشغول انتقال اطلاعات به انها
هستيد و دوستشان داريد. باز هم برگرديد جلوي آينه.به چشمانتان نگاه كنيد، ببينيد آيا
مي توانيد بدون آنكه لبها و چهره تان بخندد، با چشمانتان بخنديد، آيا مي توانيد بدن آنكه غم در
عضلات صورتديده شود،فقط غم را در چشمها ايجاد كنيد.حال به اوج عشق و علاقه تان به
مخاطب فكر كنيد. ببينيد چشمانتان چگونه مي شود.حالا به اوج عشق و علاقه تان به
مخاطب فكر كنيد. ببينيد چشمانتان چگونه مي شود. حالا به شدت از چيزي بترسيد و باز
چشمهاي خود را در آيينه رصد كنيد.شايد خواننده اي باشد كه اين حرفها را جدي نگيرد ولي
واقعيت آن است كه چشمانتان اسرار دروني شما را به راحتي برملا مي كند. ما حق نداريم با
بي دقتي خود باعث اسيب به جريان هدايت اطلاعات در رسانه شويم.
وقتي گوينده اي در درون به شدت از جنگ ترسيده و خبرهاي پرقدرت و حساسي را
درباره جنگ مي خواند، مخاطبان به خوبي از چشمان او اين تناقض را كشف مي كنند. وقتي
گوينده اي در درون شاد است و نمي تواند شادي شخصي اش را در چشمانش مهار كند و خبر
فاجعه يا غمي را مي خواند، صحنه بسيار ناشيانه اي را براي مخاطب مي آفريند. يا گوينده اي كه 
چشمانش غمگين است و عيدي را تبريك مي گويد. حساسيت اين موضوع به حدي است كه
برخي رسانه ها به گويندگان خود سفارش مي كنند كه هميشه چشماني خنثي داشته باشند. با اين
حال درستي اين كار نيز مورد بحث است. اما فراموش نكنيم كه قرار شد ما دو تبحر داشته باشيم
يكي توانايي مهار آنچه در درونمان مي گذرد و دوم توانايي اجراي آنچه مناسب خبر خواندن و
تأثير گذاري خاص است.گرچه اجراي اولي همواره مقدماتي تر و سخت تر مي نمايد.
موضوع ديگر مربوط به حركات چشمها و حالتهاي خاص چشمهاست. يك مخاطب
زيرك به خوبي از چشمهاي شما مي فهمد وقتي خبر را به گوينده ديگري پاس مي دهيد چه
احساسي داريد. البته اين احساسات هميشه قابل بيان نيستند، ولي قابل درك هستند. همچنين
گوينده اي كه ظاهراً به شما نگاه مي كند و متني را مي خواند ولي حواسش كاملاً پرت است،به
روشني از راه چشمها لو مي رود. يك گوينده حرفه اي به خوبي مي داند براي اينكه به مخاطب
بگويد (من با متني كه مي خوانم موافق نيستم) كافي است سرعت و دفعات نگاه كردن خود را به
متن خبر بيش از حد افزايش دهد.اين شبيه همان كاري است كه انسان وقتي دروغ مي گويد نيز
انجام مي دهد، يعني (اجتناب از ايجاد استمرار در ارتباط چشمي) ضمن اينكه اين گوينده با حركات 
سريع چشمها بر روي متن با زيركي پاي شخص سوم يعني نويسنده يا هر فرد فرضي را به رابطه اش
با مخاطب باز مي كند. براي همين مسائل است كه رسانه هاي حرفه اي جهان امروز به جاي اينكه 
به دنبال شكار ظاهر هاي آراسته يا حنجره هاي طلايي در گويندگي بگردند، به دنبال كساني هستند
كه در درجه اول حد اكثر همدلي را با رسانه و محتواي آنچه اجرا مي كنند داشته باشند و بتوانند
بهترين الگوي برقراري ارتباط، القاء و هدايت اطلاعات را اجرا كنند و كار تيم بزرگ پشت صحنه را 
بي نتيجه نگذارند.
يك گوينده حرفه اي بايد بتواند به خوبي حالتها و احساسات هدفمندي را در چشم هاي
خود جلوه گر كند.همان طور كه يك فرد معمولاً از چشمان مخاطبش چيزهايي را درك مي كند.
مخاطبان گويندگان هم قدرت درك چشمان آنها را دارند.
يكي ديگر از عرصه هاي مهم مهارت در هدايت چشم ها، گفتگوهاي خبريفبه خصوص
گفتگوهاي داخل استوديويي است.اگر در چنين گفتگوهايي شما قصد داريد با مصاحبه شونده
خود از روش بحث و جدل استفاده كنيد يا موضوعي را كشف يا اثبات كنيد،اهميت نگاه شما
چند برابر مي شود.دقت داشته باشيد كه مصاحبه شوندگان حرفه اي از روشهاي مختلف براي
كشف روحيات و ميزان انعطاف شما استفاده مي كنند.در اين مواقع حتماً از الگوي نگاه كردن
جدي و حرفه اي استفاده كنيد.اين الگوي زماني است كه شما مثلثي فرضي بين دو چشم و نقطه
وسط پيشاني مخاطب در نظر مي گيريد و به آن نگاه مي كنيد.
حال اگر قصد داريد كمي دستپاچگي نيز براي مخاطبتان ايجاد كنيد، عمده نگاهتان را
روي خط بيني و وسط دو چشم متمركز كنيد. توجه داشته باشيد هر چه دامنه نگاه به سمت
پايين صورت حركت كند ار تباطتان به سمت غير جدي بودن و كشش هاي دوستانه و عاطفي سوق
ني يابد. اين سبك از چهره شناسي كاربردي موضوع علمي بسيار وسيع و عميق است كه امروزه نه
فقط در رسانه ها بلكه در نشست هاي سطح بالاي سياسي نيز از آن بهره گرفته مي شود. كشورهايي كه دسترسي علمي به اين بخش از دانش روانشناسي ارتباط پيدا كرده اند - و البته آن را به راحتي در
اختيار سايرين نيز قرار نمي دهند - گاهي به همراه سران خود چنين متخصصاني را به جلسات
مي فرستند. اين متخصص به خوبي مي تواند از مجموعه رفتارها، حركات و كنش ها و واكنش هاي 
طرف مقابل حدس بزند كه آنها چقدر در مواضع خود استحكام يا قابليت انعطاف دارند و
البته نوع پيشرفته تر آن، اين است كه تك تك مسئولان در معرض چنين آموزشهايي قرار بگيرند.

سكوت
سكوت به خودي خود يعني نبودن كلمه-كافي است سكوت را به عنوان يك عنصر
ارتباطي بپذيريم.آن وقت به راحتي مي توان آن را در طبقه ارتباطات غير كلامي قرار داد.
اما اين بار ديگر نمي توان سكوت را فقط علامت رضايت دانست!گوينده خوب بايد بداندكه
سكوتهايش معاني بسيار مختلف و متعددي دارد.لطفاً دقت كنيد و از شم زباني خود كمك بگيريد.
سعي كنيد انواع سكوت را از هم تشخيص دهيد. سكوت به معني مخالفت، سكوت به معني ناتواني
 و وجود اشكال در كار،سكوت به معني خشمفسكوت به معني حواس پرتي و براي اين كار به گفتار سايرين به دقت گوش كنيد. يك راه خوب براي يادگيري درست حرف زدن، گوش دادن به گفتار ديگران است، چه درست حرف بزنيد و چه نادرست.سپس از لابلاي گفتارشان سكوت ها را شناسايي كنيد و معني آن را بفهميد. با خوي بيانديشيد كه چقدر در اجرا و هدايت سكوت در گفتار خود موفق هستيد.

تأكيد لحن و آهنگ گفتار
ممكن است در وهله اول برخي از شما گمان كنيد كه تأكيد، لحن و آهنگ گفتار يك
ويژگي كلامي است، ولي اصلاً اين طور نيست. تقريباً همه منابع بدون شبه اين ويژگي ها را
غير كلامي مي دانند. علت آن است كه تكيه و لحن و آهنگ عين كلمه نيست بلكه به كلمه اضافه
مي شود واژه(سلام)رادر نظر بگيريد. سعي كنيد اين كلمه را با حالتهاي مختلف عاطفي و در
موقعيت هاي مختلف بيان كنيد. تكيه و لحن و آهنگ گفتارتان در شرايط مختلف با هم فرق
ندارد؟در واقع اين مختصات كه ما از آنها به عنوان جزيي از ارتباط غير كلامي نام برديم از نظر
قرار مي گيرد. ( Suprasegmental) زبانشناسي در مقوله ويژگي هاي زبر زنجيري زبان
هر روزه شاهد دهها مورد خطاي گويندگان خبر راديو و تلويزيون هستيم كه بر اثر تأكيد
نادرست يا لحن گفتار نامناسب رخ مي دهد.
يك وجه ديگر اهميت اين موضوع آن است كه فصل مشترك برقراري ارتباط غير كلامي
در راديو و تلويزيون به شمار مي رود. دوباره كلمه (سلام) را تجسم كنيد.فكر كنيد به جاي آنكه
 (سلام) را با لحن و تكيه اي كه به معني (كجا بودي، خيلي وقته نيستي) ادا كنيد، با معني (خشم يا
كاهش هرگز از سوي برخي گويندگان رخ مي دهد.
بياييد اين موضوع به ظاهر ساده را كه از مهمترين زمينه هاي تخصصي رسانه هاي بزرگ
جهان است دقيق تر مو شكافي كنيم.ما به عنوان استفاده كنندگان زبان در بيان مناسب كلمه (سلام)
با لحن و تأكيد مناسب دچار مشكل نمي شويم، چون:
 1- كلمه و اجزاء قبل و بعد از آن را به خوبي مي شناسيم و در مورد معاني آن هيچ
شبهه اي نداريم.
 2- موقعيت و زمان و مكان اداي كلمه را به خوبي مي شناسيم
 3- با وجوه كلي و ويژگي هاي عمومي مخاطب آشنايي داريم
 4- در لحظه برقراري ارتباط-حتي بطور موقت-برموضوع تمركز داريم
و ... از همه مهمتر:
5- واقعي ارتباط برقرار مي كنيم و نه نمايشي. در حس ارتباطي مان غوطه وريم نه
منفصل. اما در رسانه برخي گويندگان،حايز شرايط يادشده نيستند. در واقع آنها نقشي بجز يك
ماشين سخنگو را بازي نمي كنند.گويندگان مورد بحث، و البته نه همه گويندگان،هيچگونه
صميميتي با كلمات و ساير اجزاء زبان ندارند. گوششان به آواها حساس نيست و دائم در ايجاد
پيوند صحيح بين واژه ها دچار خطا مي شوند. حساسيت اين موضوع در راديو و زماني كه در
تلويزيون چهره گوينده ديده نمي شود، بيشتر است.
به قدري قدرت تغيير معني ناشي از عدم مهارت در تكيه و لحن و آهنگ مخرب است كه
بايد آن را در سر فصل اهميت جذب گويندگان رسانه قرار داد كه البته اين كار در بيشتر رسانه هاي
دنيا رخ داده است.آنها از طريق تستهاي استاندارد و علمي گوينده جذب مي كنند؛ نه از طريق
گوش، حس و دلخواسته لفرادي خاص.
حال اگر شما گوينده هستيد، بسياري از اوقات شعر خواندن مي تواند راه حلي براي رفع
اين درد باشد. سعي كنيد معني اشعار را بفهميد و تمرين كنيد كه تكيه و آهنگ گفتار تان چگونه
بايد باشد. دقت كنيد كه در كجاي كلمه و جمله بايد تكيه كنيد تا معني درست تر از آب در بيايد و 
معمولاً گويندگاني كه به جاي فكر كردن به القاي صحيح خبر به دنبال ايفاي نمايش ويژه، خود هستند و ذهنشان به جاي آنكه به دنبال محتوا باشد در پي ساختن يك نقش مصنوعي است
بيشترين ميزان خطا را در تكيه و لحن و آهنگ گفتار پيدا مي كنند. بي پرده بگوييم آنها اصلاً
نمي فهمند كه چه مي خوانند و طوطي وار كلمات پشت سر هم قطار مي كنند.به همين علت
است كه گاه مرتكب خطاهايي مي شوند كه هر اهل زباني تعجب مي كند. علت آن است كه آنها
فقط مي خوانند. ارتباط برقرار نمي كنند.

د 
...و... چند راه حل براي رفع مشكلات
گفتيم كه برخي گويندگان در ادراك معاني مشكل دارند يا ساختهاي دستور زباني را
نمي شناسند يا در اجراي صحيح تكيه و لحن و آهنگ گفتار ضعيف هستند.در سراسر دنيا
معيارهايي براي جذب گوينده در رسانه ها وجود دارد و هيچ يك از اين معيارها بر اساس
اشخاص تعريف نمي شود. شاخص و درجه دارد و با اندازه گيري علمي به اثبات مي رسد.
 (Linguistic Intuition) يكي از اين شاخص ها شم زباني است.
 (شم زباني) يك ويژگي دروني فرد براي ادراك و بكارگيري صحيح و مؤثر زبان است.
هر چه نمره شم زباني فردي بالاتر باشد، او پس از آموزش درست،گوينده تر خواهد بود. اما اين
شم زبا اول سيما

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-64.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 كسب آمادگي براي گويندگي خبر

در آماده سازي خود هوشمندانه عمل كنيد. اگر يك روز كاملاً خود را آماده نكرده باشيد،يك رويداد مهم مي تواند شما را غافلگير كند. همواره آسوده خاطر باشيد. 
هر چه بيشتر در جريان رويدادهاي كاري و خبري روز باشيد، اعتماد به نفس بيشتري خواهيد داشت. بايد براي هر چيزي آماده بود. سعي كنيد به سخنان كساني كه آنها را قبول داريد،گوش فرا دهيد و مطالب بيشتري از آنها بياموزيد. به نحوه ي كار همكاران و رقباي خود توجه كنيد. به خاطر داشته باشيد، گويندگي خبر يك كار گروهي است و شما بخش مهمي از اين ماشين بزرگ هستيد. اما فقط بخشي از آن را مي توانيد مطالعه كنيد و بخوانيد.
  همه گويندگان خبر بايد خبر نگاران تيز فكري باشند. گويندگان خبر بعضي از متن هاي خود را مي نويسند و در تصميمات سردبيري مشاركت دارند.

نقش گوينده به هنگام وقوع خبرهاي بسيار مهم


 مهارت در خواندن خبرهاي بسيار مهم و ناگهاني استخدام و آموزش گويندگان خبر براي خواندن خبرهاي ناگهاني بسيار مهم آماده بودن براي خواندن خبرهاي ناگهاني بسيار مهم گويندگان و مجريان بايد از مهارتهاي يكسان برخوردار باشند. 
 گويندگاني كه سابقه خبر نگاري دارند،از قابليت هاي بيشتري برخوردار بوده و مي توانند هيجان ايجاد كنند.

مهارتهاي لازم براي ارائه خبرهاي ناگهاني بسيار مهم
 1- قابليت ويراستاري
 2- مهارت در نگارش
 3- مهارت در مصاحبه با افراد گوناگون 
4- مهارت در گوش دادن
 5-جذابيت و گيرايي بخشيدن به نكات مهم و از همه مهمتر اعتماد به نفس

گوينده چگونه خبرهاي ناگهاني بسيار مهم را ارايه مي كند؟
1- در مقدمه بگوييد:(اين خبر هم اكنون دريافت شده است)
2- منبع اطلاعات را كه ارائه مي دهيد،ذكر كنيد
3- مصاحبه هاي زنده انجام دهيد،با خبرنگاران تماس بگيريد
 4- به مخاطبان بگوييد به محض دريافت اطلاعات تازه،آنها را در جريان خواهيد گذاشت.

وقتي اشكالي پيش مي آيد هميشه براي بروز اشكال آمادگي داشته باشيد. از اعتراف به اشتباه نهراسيد. آرامش خود را حفظ كنيد. 
گويندگان خبر، دروازه بانان خبرند (مسئوليت آنها به عنوان دروازه بان خبر اين است كه متن نهايي را طوري تنظيم كنند كه عاري از هر گونه اشتباه مفهومي، دستوري و مانند آن باشد.

و در پايان اينكه
يك تهيه كننده خوب كاري مي كند كه گويندگان خبر افرادي نابغه به نظر آيند .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-62.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

بايسته هاي گويندگي

بيان شفاف و سلامت اندام گفتاري


بيان؛ كه آن را در فرهنگ لغت « فصاحت و زبان‌آوري» مي‌گويند، از عمده مهارت‌هاي گويندگي است. بيان خوب چيست؟ و چه گويندگاني بيان خوب دارند؟ تفاوت بيان خوب با گفتار خوب چيست؟ آيا هر كس گفتارش خوب است بيانش نيز خوب است؟ به عبارت ديگر آنكه حرف خوب مي‌زند، خوب هم  حرف مي‌زند؟
براي پاسخ بايد گفت؛ بيان خوب يعني مهارت استفاده كامل و جامع از اندام گفتاري. اگر اندامهاي گفتاري خود را بشناسيم، كارايي هر كدام را بدانيم، از سلامت هر يك مطمئن باشيم و چگونگي توليد صدا و اهميت تنفس درست و كامل را تشخيص دهيم، در آن صورت در داشتن بياني خوب موفق‌تر خواهيم بود.
اگر ذره‌اي خلل در يكي از اعضاي اندام گفتار وجود داشته باشد، بيان، شفاف نخواهد بود. گاهي شكافي بسيار ناچيز بر روي لثه موجب مي‌شود كه برخي حروف را درست ادا نكنيم. كوچكي يا بزرگي نوك زبان، تلفظ برخي از حروف و كلمات را مختل مي‌كند. اگر درست و كامل نفس نكشيم بعـد از يكـي دو دقيقه خواندن متن خبري دچار كمـبود نفس مي‌شويم و مخاطب را عاصي مي‌كنيم.
دم و بازدم كامل و پر كردن سينه از هوا و خروج تدريجي و تمرين شدة آن يكي از مهارت‌هاي گويندگان خبر است.
بدون آگاهي از تنفس درست، نمي‌توان گوينده خبر مسلطي شد.
بيان خوب، مهارت حيات بخشيدن به كلمات در گوش جان مخاطب است.
مفاهيم والايي كه در ظرف كلمات بسيار سنجيده و دقيق گنجانده شده‌اند، در صورتي مقبول مخاطب خواهند بود كه با بياني خوب و شفاف ادا شوند. خوب سخن گفتن، توجه شنونده و بيننده را بي‌درنگ به خود جلب مي‌كند.
گويندگان خبر بايد از سلامت هر يك از اعضاي اندام گفتاري خود كه شامل ريه، ناي، حلق، حنجره، كام، حفره‌هاي بيني، زبان، فك‌ها، دندان‌ها، لثه‌ها و لب‌هاست مطمئن باشند.
با ضبط صداي خود در حال تمرين، و شنيدن مكرر آن، به نواقص بيان خود پي خواهيم برد. شايد هنگام حرف زدن از اين نقص‌ها آگاه نباشيم، اما اگر صدا و سخن خود را ضبط كنيم و آن را با دقت و از فواصل مختلف گوش كنيم در صورتي كه نقص يا عيبي در بيان ما باشد، آشكار خواهد شد.
گاهي برخي از گويندگان در اداي حرف يا حروف و كلمه يا كلماتي اشكال دارند و يا به علت آشنا نبودن به تنفس درست و كامل و كمبود نفس هنگام خواندن خبر، حروف پاياني برخي از كلمات را ناتمام ادا مي‌كنند و بعد از دقايقي قوت صدايشان كم مي‌شود.
گاهي با لحن ضعيف و محزون خبر مي‌خوانند و در مواردي با شيوه‌اي يكنواخت سخن مي‌گويند.
اغلب اين عيوب ناشي از نداشتن بيان خوب و يا آشنا نبودن به مهارت بياني است.
بدون تمرين نمي‌توانيم در داشتن بياني خوب و نافذ موفق باشيم، حتي اگر اندام گفتاري بسيار سالمي هم داشته باشيم.
همانطور كه اشاره شد فن بيان، نوعي مهارت است در استفاده كامل و جامع از اندام گفتاري. داشتن اندام گفتاري سالم كافي نيست، بايد آنها را تمرين و پرورش داد. در تمرين بايد به تنفس درست توجه داشت. گويندگان ممتاز از تأثير تنفس درست و كامل آگاهند. دم و بازدم بايد كامل باشد. بسياري از افراد همه حجم سينه خود را پر از هوا نمي‌كنند و در نتيجه از اكسيژن كافي بهره نمي‌برند و هنگام حرف زدن فقط از 2/1 يا 3/1 سينه خود استفاده مي‌كنند. هر چه هواي ذخيره شده درون سينه بيشتر باشد؛ تارهاي صوتي حنجره فعال‌تر خواهند بود و صدا كامل‌تر توليد مي‌شود. تنفس بايد در خدمت توليد صدا باشد. براي افراد عادي خيلي كم پيش مي‌آيد كه بخواهند از تمام صدايشان استفاده كنند. لكن گوينده بايد از ظرفيت صداي خود براي تقويت و پرورش آن آگاه باشد. هر گوينده خبر در هر مرحله از گويندگي كه به سر مي‌برد ملزم است از كيفيت دم و بازدم  خود آگاه باشد. با كمي دقت در حرف زدن برخي گويندگان مي‌توان دريافت كه قطع شدن نابجاي كلام آنان هنگاميكه نفس كم مي‌آورند و يا به نفس افتادن آنها در حين خواندن بندهاي نسبتاً طولاني يك متن خبري، ناشي از غفلت اين گروه گويندگان از تنفس درست است.
تمرين ديگري كه گوينده خبر لازم است به آن توجه كند، خواندن متن با صداي بلند است. متن‌ها بايد متفاوت و در زمينه‌هاي گوناگون سياسي، تاريخي، هنري، ادبي، مذهبي، فلسفي، علمي و داستاني باشند. نكته مهم در اينگونه تمرين، خواندن با صداي بلند و شفاف است. هر حرف در كلمه و هر كلمه در جمله، بايد به طور كامل، دقيق و درست ادا شود و جايگاه و كشش هر حرف يا كلمه رعايت گردد. مثلاً هنگاميكه در متن به بيتي مانند، « در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد». مي‌رسيم، اولاً بايد دقت كنيم كه هيچ يك از حروف كلمات بيت، ناقص، ناتمام و سست ادا نشود و صدا افت نكند. ثانياً بايد به جايگاه كلمه « حسنت» و كشش دو واژه « عشق» و « آتش» توجه داشت. گويندة با تجربه مي‌داند كه در هر غزل حداقل يك بيت مهمتر است و در آن بيت كلمه يا كلماتي‌هاي برجسته‌ترند. او مراقب است آن بيت و آن كلمات درست به مخاطب منتقل شود.
اگر گوينده اينگونه تمرين‌ها را هر روز تكرار كند و با ضبط نمونه‌هايي از آنها كارايي بيان خود را بسنجد، بياني رسا و شفاف و نافذ خواهد داشت و مردم نيز به او علاقمند خواهند شد. گوينده‌اي ه كلمات را بد ادا مي‌كند و تند حرف مي‌زند. سخنش فهميدني نيست. شمرده سخن گفتن تا حدي كه بيان كند، يكنواخت و سنگين نشود از ويژگيهاي ممتاز بيان است. البته گوينده خبر تلويزيون جدا از داشتن بيان خوب، بايد توجه كند كه هنگام حرف زدن و خبر خواندن به حالات دهان خود نيز مسلط است يا خير.
گاهي بيان خوب است اما دهان تعادل ندارد. اين اشكال را مي‌توان در تمرين‌هاي روبروي آينه بر طرف كرد. هيچكدام از اعضاي دستگاه گفتار نبايد sone>

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

ويژگي‌ها و جنبه‌هاي مختلف صدا


1-حجم صدا volume

از يك نگاه صداي پر قدرت براي سخنور شايد همه چيز باشد.البته امروزه دستگاههاي الكترونيكي هر نوع صدايي را پر قدرت مي‌كند. اما مكان‌هايي هست كه شما ميكرفن در اختيار نداريد. مانند كلاس كه شما بايد تلاش كنيد با در اختيار داشتن وضع صدايتان آنرا متناسب با مكان بكار ببريد. بسياري از عوامل و موانع وجود دارد كه شما لازم است با آگاهي از آنها صدايتان را تناسب ببخشيد.

كميت و كيفيت حضور افراد در محيط، صداي خارج از محيط، وضع انعكاس صدا در فضا و موارد ديگر.

اگر شما در جايي زياد بلند صحبت كنيد مخاطبان ممكن است شما را بي‌ادب تلقي كنند اگر خيلي ملايم صحبت كنيد ممكن است مطالب شما تفهيم نشود.

يادتان باشد كه هميشه صدايتان براي خودتان بلند تر از آن است كه به شنونده مي‌رسد. به محض اينكه شروع كرديد به صحب، يه افرادي كه در عقب هستند نگاه كنيد اگر ابهامي در چهره دارند بدانيد كه بايد بلندتر صحبت كنيد.

2-زير و بمي صدا – ارتفاع pitch

ارتفاع صدا حالت زيرو بمي صداي فرد است. هر قدر امواج صدا بيشتر و تند تر مرتعش شوند  حالت زير بودن آن بيشتر است و هر چه كمتر ارتعاش داشته باشد حالت بم تري دارد.

دانگ يا زير و بمي صدا را مي‌توان از صدايي كه بين كليد اول و آخر پيانو توليد مي‌شود مشخص كرد. هنگام سخنراني زير و بم صدا بر معاني كلمات و صدا اثر مي‌گذارد.

تغيير در زير و بمي صدا را «آهنگ صدا » نيز مي‌نامند تغيير ارتفاع به صداي شما درخشش، گرمي و شور و نشاط مي‌بخشد. اين آهنگ صداي شماست كه مشخص مي‌كند آيا شما جمله‌اي را بصورت سوالي مطرح مي‌كنيد يا خبري.

آهنگ صدايتان همچنين غم و شادي و رضايت و عصبانيت و سر زندگي و  بي‌حالي و نگراني و آرامش و نيز سرحالي و خستگي شما را مشخص مي‌كند.

در گفتگو‌هاي روزمره ما بطور غريزي آهنگ صدايمان را براي بروز احساس و منظورمان بكار مي‌گيريم. افرادي كه اينچنين نيستند و يكنواخت صحبت مي‌كنند تنها مي‌توانند براي افراد كم خواب موثر باشند.

تعداد كمي از مردم صدايشان حالت يكنواختي مطلق دارد و هيچ تغييري در آهنگ كلامشان ايجاد نمي‌شود. اما افراد زيادي هستند كه از تغييرات آهنگ گفتار بصورت تكراري و  ملال آور استفاده مي‌كنند كه اين روش نوعي روش خواب آور و هيپنوتيزمي است.

شما مي‌توانيد براي مقابله با اين حالت‌‌ها از ضبط صوت كمك بگيريد و صداي خودتان را ضبط كنيد و بشنويد. اگر جملاتتان با آهنگ ثابت و ويژه‌اي پايان مي‌يابد سعي كنيد تغيير دهيد و مطابق با مفهوم كلمات آهنگ را بكار ببريد.

به هر حال تلاش براي رهايي از برخي حالت‌ها در ابتدا شايد بد جلوه كند  اما مطمئن باشيد كه براي تبديل به سخنوري قابل اين روش‌ها تضميني است.

3- سرعت و ميزان گفتار    Rate

سرعت به معناي تعداد كلماتي است كه در واحد زمان بكار مي‌بريم. مردم آمريكا معمولا در يك دقيقه 120  تا 150 كلمه را بكار ميبرند. اما ميزان ثابتي براي سخنراني موثر توصيه نشده است.

دانيل وبستر در يك دقيقه به سختي 90 كلمه سخن مي‌گفت. فرانكلين روزولت 110 كلمه، جان كندي 180 كلمه، مارتين لوتر كينگ با 92 كلمه آغار مي‌كرد و با 145 كلمه به پايان مي‌برد.

بهترين ميزان سرعت سخن وابسته به چند عامل است. ويژگي‌هاي صوتي و آوايي سخنور ، حالت و احساسي است كه با آن تلاش مي‌كند مفهومي را بازگو كند، وضع و حالت شنوندگان و مخاطبانش و شرايطي كه در آن قرار دارد.

مثلا اگر شما بخواهيد هيجان يك مسابقه اتومبيلراني را بازتاب دهيد طبيعي است كه تند صحبت مي‌كنيد .سرعت گفتار در خلق احساس نشاط و شادي يا ترس و عصبانيت و ايجاد تعجب و حيرت به شما كمك مي‌كند .در حاليكه سرعت كم گفتار براي اظهار همدردي و غم مناسب‌تر است.بيان كند و آهسته براي طرح اطلاعات ظريف و پيچيده موثر است و طرح مطالبي كه براي مخاطب زمينه قبلي دارد نيازمند سرعت است.

تحقيقات ثابت كرده‌است كه در مجموع سخنران‌هايي كه در گفتار خودشان سرعت بيان دارند صلاحيت علمي و مهارت تفهيمشان بيشتر است.

دو روش خطا و غلط در سخنراني اين است كه اولا هنگام صحبت چنان كند و آهسته سخن بگوييم كه مخاطب ما خسته شود و ثانيا چنان تند صحبت كنيم كه مخاطب از ديدگاهها و مطالب ما عقب بيفتد و آنها را درك نكند.

در اينجا نيز استفاده از ضبط صوت و ارزيابي سرعت گفتارتان توصيه مي‌‌‌‌‌شود.

4- مكث pause

آموختن و دانستن چگونگي مكث بجا براي سخنرانان تازه كار روشي اصلي و مشكل است. لحظه‌اي سكوت گاهي معنايي در حد يك قرن دارد. هر چه تسلط و آمادگي شما در سخن گفتن بيشتر شود اهميت و كاربرد مكث و سكوت را بيشتر در مي‌يابيد.

مكث و سكوت مناسب گاهي پايان تفكر و نظري را اعلام مي‌كند و گاهي فكر جديدي ر ا براي برسي خلق مي‌كند و شايد تاثيري عاطفي به عبارت و جمله‌اي القا كند.

مارك تواين(Mark Twain ، نويسده با ذوق و شوخ طبع و بذله‌گوي مشهور آمريكايي) مي‌گويد:«كلمه و واژه مناسب و درست ممكن است نافذ و موثر باشد، اما هيچ كلمه و واژه‌اي موثرتر از يك لحظه سكوت مناسب و بجا نيست». او معتقد است كه مكث بيجا نيز ممكن است موجب خنده و تمسخر شود.

لازم است كه به سخنراني‌هاي افراد مجرب و مشهور گوش كنيم و به شيوه‌هاي سكوت كردن آنها در بين گفتارشان براي القاي حساس ترين ظرايف مفاهيم توجه كنيم.

وقتي مي‌خواهيد مكث كنيد يادتان باشد كه اين مكث بايد در بين بيان مفهوم مستقلي نباشد بلكه در پايان آن باشد در غير اين‌صورت شنونده و مخاطب خود را از پيامتان دور مي‌كنيد.

مهم‌تر از همه چيز اينكه هيچگاه از صداها و آواهايي مانند: اَ «Uh»، اِ «eh»  اوم «um»   در گفتارتان استفاده نكنيد. اين صداها موجب آزار مي‌شوند و موجب ترديد شنونده به هوشمندي و تعقل سخنران مي‌گردد.

5- تنوع آهنگ صدا  vocal variety

 
 همانطور كه تنوع چاشني زنددگي است، چاشني سخن سخنران نيز هست. صداي يكنواخت و بي‌حال و تغيير ناپذير درست مانند مسير يكنواخت بعضي از زندگي‌هاي بي‌روح و روزمره است.

شما براي ارتباط موفق با مخاطب و القاي نظر و احساستان گاهي لازم است صدايتان را كم كنيد .

چگونه مي‌توان به صدايي سرزنده و شاداب دست يافت؟ جدا از مهارت‌هاي ياد شده بايد سراغ سخنرانان و سخنراني‌هاي مهم رفت و به آنها گوش داد. احساس اعتقادي كه شخص به مطالب گفتني خود دارد و نيز تمايل فراوان به ايجاد ارتباط با مخاطب و انتقال آن مطالب موجب مي‌شود كه بتوان از صدايمان به نحو احسن استفاده كنيم.

البته شما بايد به ويژگي‌هاي صداي خودتان پي ببريد و بدانيد كه كدام ويژگي در صدايتان نيازمند تمرين و تربيت است .در اينجا نيز ضبط كردن صدا و گوش دادن انتقادي به آن موثر است.

همانطور كه در گفتگوي عادي و روزانه صدايتان را تغيير مي‌دهيد در سخنراني نيز بايد چنين عمل كنيد.

6- تلفظ  pronunciation

همه ما هنگام سخن گفتن دچار اشتباه در تلفظ كلمات يا اسم ها مي‌شويم.به نمونه‌هاي زير توجه كنيم، كدام يك درست است ؟

 زَمين   يا  زِمين    دسترَس يا دسترِس        

ثَبات   يا   ثُبات      مَفاد   يا  مُفاد   

مَحال  يا  مُحال       مَحابا  يا  مُحابا

مَهار  يا   مُهار   و...    

احتمالا بسياري هنگام سخن گفتن اين كلمات را در جاي يكديگر استفاده مي‌كنند.

هر كلمه و واژه سه نوع عرصه ظهور دارد :

·         خوانده مي‌شود

·         نوشته مي‌شود

·         بيان مي‌شود

تعداد كلماتي را كه اكثر مردم هنگام خواندن مي‌شناسند و معني آن را درك مي‌كنند خيلي بيشتر از تعدادي است كه در نوشتن بكار مي‌گيرند و اين تعداد حدود سه برابر كلماتي است كه در گفتار استفاده مي‌كنند. به همين علت است كه هنگام صحبت كردن در استفاده از كلماتي كه مربوط به عرصه خواندن و نوشتن  است گير مي‌كنيم و تپق مي‌زنيم. در موارد ديگر ممكن است عادي‌ترين كلمات را بد تلفظ كنيم، در غير اينصورت آنرا درست مي‌گفتيم. البته اگر آدم خوش اقبالي باشيم در لابلاي گفتار و صحبت ديگران تلفظ درست كلمه را مي‌شنويم و يا خيلي خصوصي از كسي خيلي محترمانه تلفظ درست كلمه را مي‌پرسيم. اما اگر شخص بد اقبالي باشيم  در برابر انبوهي از مردم كلمه‌اي را بد تلفظ مي‌كنيم در حالي كه ابروان همه بالا رفته و يا همهمه‌اي شنيده مي‌شود و يا اينكه خواهند خنديد. البته هر سخنران ورزيده‌اي در چنين تله‌اي مي‌افتد.

7-روش تلفظ و اداي آواها و واژه‌ها، رسايي و شيوايي و كامل ادا كردن، همبندي و روش اتصال اجزاي يك كلمه   - articulation

دقت كنيم هيچ حرفي از هيچ كلمه‌اي را ناقص و ناتمام و خورده ادا نكنيم. اين ويژگي سخن گفتن عينا مانند تلفظ نيست  . گاهي ممكن است واژه درست انتخاب شود و درست تلفظ شود اما حروف آن كامل بيان نشود و مانع بزرگي در طراحي يك سخنراني ممتاز و پرشور گردد.

شما كلمات دقيقه، عزيزان، حبيب، اسب سواري، تغيير ، شنبه، اجتماع، را چگونه ادا مي‌كنيد؟

برخي از غلط‌ها ناشي از عيب‌هاي اندام گفتار است ، شكاف يا بريدگي در كام، داشتن زباني بزرگتر از معمول، بد پيوند خوردن يكي از دو فك زيرين يا زبرين و گاهي بد قالب كردن يك دندان و يا داشتن سيم دندان موجب غلط‌گويي و خوردگي حروف مي‌شود.

البته عيب‌هاي جدي را بايد به كمك متخصص گفتار درماني برطرف كرد. اما اغلب اوقات ايراد در سخن گفتن ناشي از تنبلي لبها يا درست بكار نبردن زبان و فك و نرم كام است.

گفته مي‌شود مردم آمريكا بدترين شيوه تلفظ در اداي كلمات را در بين مردم غرب دارندو  يكي از دانشمندان آمريكايي انتقاد كرده‌است كه بي چون و چرا ما سخنوراني ولنگار و بي دقت هستيم. ما عادت كرده‌ايم بجاي رعايت روشني و وضوح  كلام بريده بريده و سرسري و با من من كردن حرف بزنيم.

8- لهجه – گويش- زبان محلي  dialect

اغلب زبانها لهجه‌هاي گوناگون دارند. هر لهجه آهنگ و تكيه (grammar) و واژگان (vocabulary) ويژه‌اي دارند.لهجه‌ها معمولا مبتني بر ساختاري محلي و قومي است.

در آمريكا چهار لهجه اصلي وجود دارد.

لهجه شرقي، انگليسي نو مربوط به مردم انگليس و لهجه جنوبي و نيز لهجه آمريكايي (general American) . اين لهجه‌ها بر شيوه تكلم مردم در مناطق مختلف آمريكا اثر مي‌گذارد. البته لهجه‌هاي ديگري نير در آمريكا هست از قبيل لهجه سياهان ، لهجه يهوديان، لهجه اسپانيايي و وابسته به آمريكاي لاتين،لهجه مردم فرانسوي‌الاصل اهل ايالت لوييزيانا و در سالهاي اخير هم يكي دو لهجه جديد و در مورد نياز مانند انگليسي، هائيتي و انگليسي كوبايي مشاهده شده است آمريكا هر قدر از نظر فرهنگي تنوع بيشتري پيدا مي‌كند همزمان تنوع زباني نيز دارد.

امروز زبان شناسان با تحقيقات زياد درباره لهجه‌ها محاسبه كرده‌اند كه هيچ لهجه‌اي از نظر نهادي و دروني به لهجه‌اي ديگر برتري ندارد. ما لهجه‌اي بنام لهجه‌ي غلط يا لهجه درست نداريم و هر لهجه‌اي نزد قوم و اقوامي كه آنرا براي ارتباط  بكار مي‌برند درست است.

البته گاهي سخنوران در استفاده از لهجه خودي كاملا وابسته و شديد عمل مي‌كند در چنين وضعي اگر مخاطب آشنايي با لهجه نداشته باشد از ايجاد ارتباط با او محروم است و مخاطب درباره شخصيت و توانايي علمي و هوشمندي فرد قضاوت منفي مي‌كند . به همين دليل است كه سخنوران حرفه‌ايي وقت و سرمايه‌ي بسياري براي يادگيري و درك جامع لهجه فراگير و معيار انگليسي كه همان general American يا لهجه فراگير است صرف كرده‌اند.آنها بيشترين وقت را براي گوش دادن به سخنان گويندگان خبر تلويزيون اختصاص داده‌اند . لهجه گويندگان تلويزيوني لهجه پذيرفته شده در سراسر آمريكاست.

ايا اين به معني آن است كه ما بايد كاملا مطابق اخبار گويان تلويزيون صحبت كنيم؟ اگر شما مي‌خواهيد در سخنراني‌هايتان موفق باشيد، اينگونه عمل نكنيد. لهجه محلي را تا زماني كه مخاطبان شما محلي هستند فراموش نكنيد. براي ارتباط بهتر با مخاطب محلي، لهجه محلي را بكار ببريد.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/post-17.aspx


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

انواع صدا

انواع صدا عبارتند از :  1- صداي سينه    ۲- صداي سر   3- صداي گلو

گلو، عنصر اصلي باروري صدا است. گلو، اسم انگليسي اش( larynx ) است؛ و بي بي سي به آن جعبه صدا ( voice box) مي گويد. پس اين مساله براي گوينده بسيار حياتي است.

تارهاي صوتي كه خداي متعال به انسان داده است؛ به حدي گردانند. كه برخي از گوينده ها، مثلا اگر صدتا تار صوتي داشته باشند از 20-30 تاي آن استفاده مي كنند.  پس يكي از راههاي تقويت تارهاي صوتي استفاده از گلو است.

ظرفيت گلو و محتواي گلو؛  براي اداي كلمات است.  مثلا كلمه من آن نيم، را از بيني بگوييد؛ و بعد از گلو بگوييد. وقتي از گلو مي گوييد، بهتر و شفاف تر شنيده مي شود. و همين داستان در ميكروفون راديو هم اتفاق مي افتد، يعني صدايي كه تار صوتي تقويت اش كند شفاف تر ادا مي شود.

حالا چگونه مي توان تارهاي صوتي را بيدار كرد؛ مي نشينيم جلوي آينه، دست را روي گلو مي گذاريم، بطوري كه صداي قزقز تارهاي صوتي گلو را موقع اداي حروف، و حتي وقتي كه متني را مي خوانيد اين صداي قزقز بيايد. پس تارهاي صوتي بر اثر تنبلي است، كه باعث مي شود صدا اينقدرخفه باشد. وصدا بردار هم، دچار تشنج مي شود؛ صدا را تنظيم مي كند، مي بيند يك صداي خوب از گوينده بيرون نمي آيد.

برخي از صداها؛  نافذ، قشنگ، دوست داشتني و ماندني هستند. مثلا صداي خانم نشيبا و خانم بهروان.

صداي خانم بهروان، تقريبا 8 ويژگي جهاني صدا را دارد. وخانم نشيبا هم، 6-7 ويژگي صدا را دارد.

در ميان سخنوران امروز؛ از آيت الله حسن زاده عاملي مي شود، نام برد. ايشان به حدي قشنگ حرف مي زند؛ كه اگر شما گويندگان سخنراني هاي ايشان را گوش دهيد موجب مي شود كه، بسياري از گوهر هاي صدا در شما ايجاد شود. چون ايشان هر چه مي گويد راست است؛ و به هر چه مي گويد معتقد است وقبول دارد. و اصلا يكي از رازهاي نفوذ كلام اين است كه؛  به هر چه كه مي گوييد، خودتان آن را قبول داشته باشيد.

جنس صدا در هر انساني ذاتي است اما تربيت صدا ذاتي نيست. يعني اگر صداي كسي صداي سر باشد ذاتي است؛ ولي اگر بخواهيم صداي سر را تبديل به صداي سينه كنيم، نمي توانيم. اما هر دوي آن را مي توانيم در گلو تقويت، شفاف تر، نافذ تر و قشنگ تر كنيم.

اينكه مي گويند به دشت و كوه برويد و بايستيد، و شفاف گويي كنيد و بلند بلند حرف بزنيد و متن بخوانيد تا مرز سوزش گلو، و تااينكه، سوختن شروع شد رها كنيد؛ و يك ربع ، نيم ساعت استراحت، ودوباره شروع كنيد. اين مساله است كه باعث مي شود؛ بعداز مدتي ببينيد صدايتان ، يك صداي ديگري است و آن صداي ملال آور، خسته كننده، ضعيف، خفه و گرفته ديگر نيست. و در صدا سازي يك صداي نوعي است .

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

ميزگرد گويندگي در خبر

News casting

مصطفي ملكي

در مقاله اي تحت عنوان «گوينده خبر يا روانشناس»، عملكرد گويندگان خبر  CCN بعد از حادثه يازده سپتامبر در بخش برون مرزي بررسي شده بود. در قالب اين مقاله يك سري ويژگي ها يا معيارهاي گويندة خوب عنوان مي شد. من فقط طرح مسئله مي كنم تا دراين باره بيشتر صحبت كنيم. در مقاله آمده بود گويندگان CCN ، طوري خبر حادثه       يازده سپتامبر را مي گفتند، انگار كه دنيا با اين حادثه تمام شده است و ما به پايان عصر تمدن رسيده ايم يا نوع دوستي تمام شده است. اينها آنقدر در زبان شناسي مسلط بودند كه انگار حقيقت محض را اعلام مي كنند و مخاطبان بايد بپذيرند.

در مقاله سرعت و ميزان گفتار نيز بررسي شده بود. به اين صورت كه اينان وقتي مي خواستند خبر مصيبت باري را بگويند و يك هيجان ايجاد كنند، معمولاً در هر دقيقه 120 كلمه را به مخاطب مي گفتند ولي اگر قرار بود متن تسليت را بگويند در هر دقيقه 90 كلمه مي گفتند. منظورم اين ريزه كاري ها و متغير هايي است كه يك گوينده را شاخص يا از ويژگي خودش سلب مي كند.

نويسنده مقاله مي گويد نوع و تُن صداي گوينده ها به قدري جالب بود كه مثلاً در خبر دستگيري اولين گروه القاعده طوري القاء مي كردند انگار مجرم هاي دستگير شده به طور مادرزادي جنايت مي كردند. در حالي كه ممكن است خيلي از افراد القاعده واقعاً چنين ويژگي هايي نداشته باشند. گوينده هاي  CCNموقعي كه مي خواستند خبر مصيبت باري را بگويند، از لباس هايي استفاده مي كردند كه رنگ روشني دارد چون رنگ روشن از بار گناه مي كاهد.

از نظر نگارنده، گوينده خبر بايد آنقدر به اصول روانشناسي و گويندگي مسلط باشد كه بتواند خيلي راحت با اعصاب مخاطب بازي كند. نويسنده مي پرسد «انتظار شما در قرن 21 از يك گوينده خوب چيست؟» 

آقاي دكتر عالمي با اين مقدمه بفرماييد ويژگيها يا معيارهاي يك گوينده خوب چيست؟

اكبر عالمي

به نظر من اجرا در تلويزيون چه براي خبر و چه براي برنامه هاي ديگر يعني بازيگري.        يك شاخة اختصاصي و تخصصي از تئاتر است. به گونه اي كه وقتي كسي روي صفحه تلويزيون ظاهر مي شود بايد بازي كند بدون اينكه احساس شود كه او بازي مي كند. همه بايد باور كنند كه او زندگي مي كند. به همين دليل مشخصات يك گوينده تلويزيون بويژه گوينده خبر از جهات مختلف بايد بررسي شود كه در جاي خودش پارامترها و عناصر آن را اشاره مي كنم.

نه فقط نوع تُن صدا، نه فقط رنگ لباس يا طرح لباس، حتي طرز نشستن و زبان بدن، پانتوميم و ميمك يعني حركات چشم به عنوان دقيق ترين عنصر صورت مهم است.

اكبر عالمي: ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه پشت صحنه فعالند تا يك مجري روي پردة تلويزيون، مسابقه، برنامة گفت وگو يا يك برنامه رسمي خبر را اجرا كند.

در روانشناسي مي گويند زبان مي تواند دروغ بگويد ولي چشم نمي تواند. به همين دليل عنصر بسيار مهمي به نام تماس نگاه يا تماس از طريق چشم وجود دارد. او چگونه با صورت خودش در تصوير درشت برنامه هاي خبري كار كند كه مصنوعي به نظر نرسد؟ تماشاگر نبايد تصور كند كه او جلوي تلويزيون ژست مي گيرد. گوينده نبايد كلمات را با اطوار ادا كند.

بعضي از گويندگان مي خواهند كلمات را با اطوار بيان كنند چون اصطلاحاً خودشان تصور مي كنند شيك و قشنگ و امروزي، والا و باارزش حرف مي زنند؛ در حالي كه به نظر من منزلت خودشان را پايين مي آورند.

زبان خبر زبان فاخر است. زبان كوچه و بازار نيست. زبان كتابت هم نيست. (مانند زباني كه استادان ادبيات در دانشگاههاي ادبيات تدريس مي كنند.) زبان خبر رسمي ترين زبان يك كشور است. پس گوينده با يك زبان رسمي حرف مي زند و حق ندارد بگويد مجلس شوُراي اسلامي چون ما وارد شوُر (shoor)نمي شويم؛ بلكه وارد شُور(shor) مي شويم يا اينكه نَشاط نگويد. سوييس را سوعيس تلفظ نكند.

ما بايد يك مدير هنري و يك معلم زبان كه به فن بيان در تلويزيون هم تسلط داشته باشد، بكار بگيريم.

در حقيقت مجريان تلويزيون در تمام شبكه هاي تلويزيوني، خط اول تماس هستند. ويترين سليقة مديران يك تشكيلات به حساب مي آيند. بعد از مدتي نماد و نشانة آن شبكه مي شوند و باورپذيري از زبان آنها اتفاق مي افتد.

مردم به آنها اعتماد مي كنند. در حالي كه مي دانيم ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه پشت صحنه فعالند تا يك مجري روي پردة تلويزيون، مسابقه، برنامة گفتگو و يا يك برنامة رسمي خبر را اجرا كند. وقتي گوينده ظاهر مي شود بايد لباس كلاسيكي داشته باشد.

محمد حسين سروش

چند ويژگي براي گويندة خبر قائل هستيم كه سليقه اي نيست؛ بلكه برگرفته از ويژگي هاي گوينده هاي برتر رسانه هاي خبري جهان است.

اولين ويژگي مهارت ارتباطي است. BBC در خصوص اين ويژگي مي گويد: « ميل و رغبت و آرزوي ايجاد ارتباط» نمي گويد داشتن مهارت ارتباطي تنها».

گوينده بايد اين مهارت را دروني كرده، پذيرفته باشد و به نوعي رغبت انساني تبديل كند. گوينده براي ايجاد ارتباط بايد شوق داشته ب احاطه نداشتن بر آن بخش خبري دارد. تعداد كلمات نيز همين طور است. متوسط كلمات فارسي براي گويندة خبر با متوسط كلمات انگليسي متفاوت است. در انگليسي براي گويندگي خبر 150 يا 170 كلمه در دقيقه بايد گفت. چند مجري خوب جهاني داريم كه رعايت مي كنند. 100 تا 120 كلمه در دقيقه بايد به طور شفاف گفته شود.

شفاف گويي بسيار مهم است. يعني حروف را در كلمات و كلمات را در جمله بايد درست ادا كرد. هيچ گوينده اي نبايد هيچ حرفي را بخورد. من به شكسته گويي كاري ندارم. گاهي لازم است در بداهه گويي، شكسته گويي كنيم و اين كار را مي كنند.

ممكن است در يك گفتگوي تلفني لازم باشد گوينده از متن جدا شود. در همين لحظه است كه ارزيابي مي شوند. گوينده بايد هيچوقت كلمة دقيقه را ديقه نگويد. عزيزان را عيزان نگويد. حقيقت را حيقت نگويد. هيچوقت را هيشوقت نگويد. گوينده ورزشي اسب سواري را  اس سواري نگويد. واليبال را واليوال نگويد. انها نمادهاي كم سوادي است.

مصطفي ملكي

خانم شيرازي، لطفاً در خصوص نوع صدا صحبت كنيد. تُن صدا چقدر در نحوة اطلاع رساني و جذب مخاطب مؤثر است؟ 

مصطفي ملكي: مديريت هنري خلائي است كه احساس مي شود سردبير خبربايد اين نقش را ايفا كند.

مهناز شيرازي

در سؤالي كه آقاي سروش پرسيديد ايشان به نكات جالبي اشاره كردند و گفتند كه صداي يك گوينده بايد داراي چه شرايطي باشد تا به دل بيننده و شنونده اش بنشيند. صداي گرم و دلنشيني داشته باشد. بتواند با صدايش بازي كند. براي خبر شاد يك مقدار شادي در كلامش بدهد. نه اينكه موضع گيري كند. ما هميشه با اين اصل موافق بوديم كه در خبر نبايد       موضع گيري كرد. ما فقط مطالب را درست مي رسانيم. مردم خودشان بايد موضع بگيرند.

صدا از نظر من بايد گرم باشد. من مي شنوم. شما مي شنويد. بايد خوشتان بيايد. مي بينيد بعضي صداها يك زنگ ناراحت كننده اي دارد و آدم را مي زند. بعضي صداها فرياد مي زنند. به قول آقاي سروش گوينده اي مي خواهد بگويد من روي اين صدا مي توانم حجم صداي خوبي به كار ببرم، داد مي زند. اين نمي تواند يك صداي خوب براي كار خبري باشد.

سرعت مهم است. سرعت در خبر هميشه خيلي شرط است. ما مي بينيم بعضي از گوينده ها به اندازه اي خبر را آرام مي خوانند كه ديگر خبر نيست. خبر به زنده بودن آن است. خبر به هيجان مناسب با خود خبر است كه اينها در سرعت بيان كلمات و سرعت گفتن يك جمله خلاصه مي شود.

نكته ديگر همان تنفس است. اگر بحث نفس گيري را رعايت نكنيم و اضطرابي در خبر پيش بيايد، اگر يك خبري را نخوانده بدهند، آن را با همان تنگي نفس و همان اضطرابي كه روي نفس كشيدن مي افتد، مي خوانيم.

من معتقدم حتي اگر سنگين ترين چيز را به شما دادند، نبايد به بيننده منتقل شود. بيننده آنجا ننشسته است كه كسالت من را ببيند، ترس من را ببيند، عبوسي من را ببيند. او مقصر نيست

مصطفي ملكي

آقاي دكتر عالمي، لطفاً كمي هم درباره نوع لباس و رنگ معيار بيشتر توضيح دهيد. فرهنگ جامعه و مناسبتها چه مقدار در نوع يا رنگ لباس گوينده مؤثر هستند؟

اكبر عالمي

تلويزيون به طور كلي با شيوة لامپ تصويري خودش رنگهاي تيره را به رنگهاي سياه تبديل مي كند و رنگهاي روشن را مانند صورتي روشن، آبي روشن، سبز روشن، قرمز روشن به سمت رنگ سفيد مي برد. به خصوص بعد از اينكه چند ايستگاه رله مي كند. بنابراين بهترين رنگي كه مي توانيم انتخاب كنيم، رنگهاي مياني هستند. براي مرد رنگهاي كلاسيك، رنگهاي خاكستري، سرمه اي و قهوه اي است. ما در مورد برنامه خبري مي گوييم بايد لباسشان كلاسيك باشد. به نظر من لباس را نبايد ما به گوينده ديكته كنيم. چون ما هر وقت لباسي نو مي پوشيم تا چند روز به آن عادت نداريم. پس يكسره نمي شود به گوينده گفت كتت را عوض كن. لباست را عوض كن. ابتكار عمل براي پوشيدن لباس تا حدودي بايد دست گوينده باشد.

نكته اي كه در رابطه با لباس مردها مي توانم بگويم اين است كه اگر پيراهن راه راه يا شطرنجي باشد، در فاصله كانوني عدسي هاي مختلف، ممكن است موجب رنجه شود. يعني تداخل فركانس كند و كساني كه چشمهايشان آستيگمات است روي صفحه تلويزيون اذيت مي شوند. در زندگي عادي كه در تلويزيون هم صدق مي كند، آقايان بايد به يك نكته توجه داشته باشند كه اگر پيراهن آنها طرحي دارد مثلاً راه راه يا چهارخانه است، كت آنها بايد هيچ طرحي نداشته باشد. اين قانون لباس پوشيدن است. اگر پيراهن و كت هردو چهارخانه باشد، اصطلاح عوامانه و بسيارشيرين آن اين است كه مي گوييم اين آدم عجق وجق يا شنبه يكشنبه لباس پوشيده است. مي تواند هردوتايش ساده باشد و بايد كمي با هم كنتراست داشته باشد. يعني در تضاد باشد تا تفكيك اتفاق بيافتد. من نمي توانم يك پيراهن و كت سرمه اي را بپوشم چون دوربين تلويزيوني نمي تواند اين را تفكيك كند و زشت مي شود.

اگر خيلي تيره لباس بپوشم ديافراگم باز مي كند و در نورپردازي، صورت مجري بي اندازه سفيد و شبيه به گچ ديوار مي شود. اگر لباس سفيد بپوشم، در اتاق كنترل فني ديافراگم را    مي بندند و پوست صورت من هم تيره تر از آنچه هست، ديده خواهد شد. يعني با واقعيت اختلاف دارد بنابراين ما بايد در انتخاب رنگهايمان هم آزمايش كنيم و هم ببينيم طراح صحنه چه مي گويد و قبل آن هم تست كنيم. بعد از چند وقت هر گوينده اي مي فهمد چند دست لباس دارد كه خوب جواب مي دهند.

ضمن اينكه در خبر مي دانيم كه از سينه به بالا يا از اين ميز به بالا را نشان مي دهند. يعني قسمت پايين تنه يعني از كمر به پايين در هيچ كدام از شبكه هاي خبري رسمي دنيا ديده    نمي شود.

در مورد خانمها لباسهايي را كه انتخاب مي كنند اصرار بر اين است كه حتماً پوشش مناسبي داشته باشند. حتماً در طراحي لباسشان بايد يك طور فكر كنند كه كشورهاي ديگر گفتند اگر ما مسلمان شديم ما را در اين لباس مي برند؟

البته مطلبي را لازم مي دانم اينجا اضافه كنم كه حضور در جامعه رسميت مي طلبد. حضور در كلاس دانشگاهي رسميت والاتري مي طلبد. حضور در يك سمينار و پشت تريبون به عنوان سخنران در جلسة سمينار نيز رسميت والاتري را مي طلبد؛ بنابراين بايد نوع لباس مرد و زن را با يك تنوع و گوناگوني در خبر تعريف كنيم كه زنان و مردان گويندة ما اجازه داشته باشند در تنوع و انتخاب گوناگوني نوع لباسشان، آن چارچوب را براي وقار خودشان و براي رسميت بخشيدن به برنامه شان حفظ كنند.

مصطفي ملكي

خُب آقاي سروش، زاويه بحث را كمي عوض و مبحث كلي تري را طرح كنيم لطفاً تفاوت مجري و گوينده خبر را بفرماييد.

محمد حسين سروش

گوينده شخصي است با ويژگي ها و استعدادهاي ذاتي و اكتسابي كه دورة آموزشي مي بيند و ملزم است متني را با پنج ويژگي بخواند. همان كاري كه الان گوينده هاي ما مي كنند يعني كتابي نيست. دانشگاهي نيست. اولاً گوينده خبر بايد متن را درك كند.

مهناز شيرازي: ما هميشه با اين اصل موافق بوديم كه در خبر نبايد موضع گيري

كرد. ما فقط مطالب را درست مي رسانيم. مردم خودشان بايد موضع بگيرند.

اگر از صدر و ذيل خبري كه مي خواند آگاه نباشد، نمي تواند آن را مرتبط كند. اگر گوينده حس كند كه خبر سفارش خودش و نگارش آن خبر براي خودش است، هم لذت بيشتري مي برد و هم منتقل مي كند.

دومين ويژگي كه گوينده خبر بايد رعايت كند اين است كه سرعت را حفظ كند. نه اينكه    تند بخواند. تندخواني يعني ايجاد اضطراب. خبري ملايم و نرم با ميليون ها مخاطب علاقه مند براي شنيدن اين خبر داريم. گوينده با تندخواندن و هدر دادن واژه هاي كليدي، مفهوم را مثله و تاراج مي كند.

سومين ويژگي برجسته خواني خبر است يعني اينكه در هر متن خبري حداقل يك مفهوم يا بيشتر وجود دارد كه از نظر بيننده مهم است. گاهي زلزله اي آمده است. عدد چند ريشتر است كه بايد برجسته باشد. كالابرگي براي دريافت فلان كالا اعلام شده است. شمارة كالابرگ بايد برجسته خوانده شود.

نكته بعد نگاه دوم است. وقتي اتوكيو كار نمي كند، متن و دوربين و حركت سر گوينده      مي ماند. گوينده بايد بلد باشد بدون اتوكيو متن بخواند. نگاهش را بين دوربين و متن تقسيم كند. گوينده مبرز كه با مهارت نگاه دوم آشنا است در جملة هشت كلمه اي بايد چهار كلمه را به دوربين نگاه كند و بگويد. درست مانند خواندن يك بيت از يك غزل.

آخرين ويژگي خواندن خبر اين است كه گوينده خبر بايد حرف را در كلمه و كلمات را در جمله كامل ادا كند. كلمات را دچار ساييدگي نكند.

مجري خبر شخصيت ديگري است. مجري خبر كسي است كه گوينده بوده است. دورة گويندگي را به پايان رسانده و به مهارت هاي ممتاز حضور در بخش خبري رسيده است. جايگاهي كه خودش هست، متن هست، ميهمان هست، گفتگوي تلفني هست، ارتباط گزارشگر هست و به وسيله گوشي با اتاق فرمان ارتباط دارد. ما ضمن جام چهره به نيمرخ مجري خبر هم توجه مي كنيم چون گاهي ممكن است نيمرخش به طرف ميهمان برگردد. مجري خبر بايد بتواند مصاحبة خبري را اداره كند. به بداهه گويي آشنا باشد. بداهه گويي يكي از ممتاز ترين ويژگيهاي مجري خبر است. بداهه گويي يعني پرورش مفهومي در يك لحظة غافلگيركننده.

يكي ديگر از ويژگيهاي مجري خبر اجتهاد خبري است. يعني در لحظه اي كه خبر مي خواند، تشخيص بدهد خبري را نخواند يا بخواند. گاهي يك خبر هست و حس مي كند اين خبر خودش پيكرة خبر هست و كامل نيست. يك جمله قبل از آن خبر مي گويد: «بينندگان عزيز همان طور كه آگاهيد همايشي در زمينة فلان در فلان روز در فلان مكان...» گفتن اين جملات از وظايف مجري خبر است.

مصطفي ملكي

خانم شيرازي شما يك مدت مجري خبر هم بوده ايد. علاوه بر مسائلي كه مطرح شد،      مجري خبر چه ويژگي هايي دارد؟ لطفاً در مورد اجراي خبر از لحاظ اداي كلمات يا     استرس هايي كه روي كلمات يا جملات بايد وارد كنيم نيز توضيح دهيد.

مهناز شيرازي

واقعاً كار اجراي برخي از همكاران ما خوب است. اين بر اثر چه بوده است؟ بر اثر سالهاي سال تكرار، تكرار و تكرار. اين هنر را داشته است. اين استعداد را داشته است اما امكان پرورش آن را هم داشته است. بايد به آنها اطمينان و خودباوري در كار را بدهيم.

در خصوص قسمت دوم سؤال، گوينده بايد علم به خبر داشته باشد. حتماً لازم نيست         من دبيرگوينده باشم ولي قبل از اين كه به استوديو بروم بايد خبر به من داده شود تا آن را بخوانم و بدانم كه اين خبر چه ليدهايي دارد؟ چه چيزهايي را مي خواهد منتقل كند؟ آكسون كجاها بايد باشد؟ كجا صدا يك مقدار بايد بالا و يك مقدار پايين بيايد؟

محمد حسين سروش

حق گوينده اين است كه يك ساعت زودتر خبر را در اختيارش بگذارند تا مرور كند. اما باز گوينده بايد خودش را آماده كند و به اين مهارت برسد كه اگر در حين خواندن خبر، خبر ديگري دادند، بداند چكار كند.

مصطفي ملكي

در كنفرانسي سخنرانان معتقد بودند در خصوص اداي كلمات، برخي حروف الفبا هستند كه ادانكردن آنها به مطلب لطمه وارد مي كند. آنها مي گفتند مجريان خبر و گويندگانشان در تلفظ «ذ» (TH) مشكل دارند. به عبارت ديگر يك سري حروف كليدي داريم و يك سري حروفي هستند كه اگر به آن دقت نشود، مشكلي در خبر خواندن ايجاد نمي كند. آقاي دكتر عالمي نظر شما چيست؟

اكبر عالمي

در خبر همان طور كه آقاي سروش گفتند، نبايد كلمات را قرباني كنيم. يعني بايد تلفظ كلمات را كامل ادا كنيم. اما در عين حال نبايد اينقدر روي كلمات فشار بياوريم كه از آن طرف خيلي اغراق آميز باشد. مثلاً در گفتار خبر ما نمي توانيم بگوييم «انظر بسياري از كارشناسان» بايد بگوييم «ازنظر بسياري از كارشناسان». گوش بايد اين «ز» را بشنود. فونتيك يا آوا يا اصوات هر كلمه در فن بيان از ابتدايي ترين اصولي است كه همه بايد با شعور و درك خداداد از آن تبعيت كنند. اين چيزي كه من مي گويم توضيح واضحات است. اما بعضي از وقتها مثلاً براي شنبه جايز است كه تلفظ نون متمايل به ميم بشود. شنبه را غليظ نگوييم. يعني بين نون و ميم بماند. كمتر گوش را آزار مي دهد و كمتر توجه و حواس يك آدم را پرت مي كند كه او با خودش فكر كند اين گوينده زور مي زند كه مصنوعي حرف بزند. در زبان هاي ديگر هم اين هست كه بين مثلاً «ت» و «ف» يا بين صداي «ث» و «ت» تلفظ كنيم.

محمد حسين سروش

گوينده يا مجري بايد بتواند همة حروف را ادا كند. اگر يك شكاف ظريف پشت لثه باشد، حروف سين و شين را هدر مي دهد. اگر شكاف روي لب باشد، اندام گفتاري لطمه خورده است و نهايتاً نمي تواند حروف انسدادي و انفجاري را خوب ادا كند. كاملاً مشخص است كه بسته شدن يكي از حفره هاي بيني در موقع سرماخوردگي چقدر به اداي درست و كامل و نافذ و گرم برخي از حروف در برخي از كلمات لطمه مي زند.

براي آزمون افرادي كه به گويندگي مي آيند، ملزمشان مي كنيم كلماتي را بگويند. اشعاري را بخوانند. مثلاً مي خواهيم بگويند «شب است و شاهد و شمع و شراب و شيريني» يا «گر تضرع كني و گر زاري، دزد زر باز پس نخواهد داد.» ما با واداركردن داوطلب براي اداي آن حروف و كلمات پي مي بريم كه اندام گفتاريشان چطور است. اگر ضعيف باشد، تمرين مي دهيم. اگر ناقص باشد، بايد به سراغ طبيب برود. تنظيم دهان و اندام گفتاري از وظايف كلاسهاي فن بيان است.

گاهي هر كلمه اي را بايد به گونه اي بگوييم مثلاً مي توانيم كلمة درخت را به گونه اي بگوييم كه دهانمان هر طرفي پرت شود. اما گوينده را ملزم مي كنيم كه هندسة دهانش شبيه كلمة گل باشد. در آموزشِ آواز سنتي هم اينچنين است. حروف از آغاز تا پايان بايد در كلام و گفتار و بيان داوطلب و گوينده امتحان شود.

مصطفي ملكي

آقاي دكتر عالمي، چه توصيه اي براي برون رفت از مشكلات موجود در گويندگي خبر داريد؟

اكبر عالمي

انتخاب. ما در يك شوره زار نمي توانيم چيزي بكاريم و منتظر باشيم محصول بدهد. بنابراين انتخاب اوليه خيلي مهم است براي اينكه اين انتخاب بايد 30 سال؛ بلكه 40 سال به عنوان سرمايه اي در عرصة هنر گويندگي در كشور دوام بياورد.

آموزش چيزي است كه ژاپن را به اين منزلت رساند. از آموزش نبايد غافل بشويم. آموزش بايد مستمر باشد. حتي بازآموزي باشد. گوينده هاي باسابقة 10سال در يك كلاس باشند. گوينده هاي با سابقة 15سال در كلاسي ديگر باشند. اينقدر آموزش مهم است كه ما با هر مقدار درآمد در اقتصاد خانة خودمان بخش اعظم آن را خرج بهداشت، آموزش و تغذيه      مي كنيم. اين سه تا هستند كه پا به پاي هم جامعه را سالم نگاه مي دارند.

آموزش بايد حالت تهاجمي نداشته باشد. حالت تحقير نداشته باشد. آموزش بايد به موازات افزايش اعتماد به نفس در نطفه شكل بگيرد

مصطفي ملكي

آقاي سروش، براي جمع بندي اگر توضيحاتي داريد بفرماييد.   

محمد حسين سروش

من فقط در قالب چند مثال مطالب خودم را دسته بندي مي كنم. الان گوينده اي در بين گويندگان پخش خبر ما هست كه در رفتار غيركلامي اش اشتباه فاحش داشت. به وي گفتم كه اين مشكل را داريد. گفت ندارم. جلسة بعد گفتم از تستي كه از ايشان مي گيرم، فيلم بگيريد. به نقصش پي برد و گفت يعني من 9 سال اين ايراد را داشته ام و متوجه نبودم؟ كسي هم به من نگفته است؟

از اين رو گروهي بايد تشكيل شود كه اينها را درست انتخاب كنند. معيارها توافق شود.      چه چيزهايي مي خواهيم؟ چه معيارهاي جهاني را نياز داريم؟ بعد اينها كه انتخاب شدند، آموزش داده شود. بعد از آموزش وقتي مشغول به كار شدند، تدريجي يعني بدون نقص پايه جلوي دوربين بروند. نگوييم اگر آقا لكنت زبان دارد، برود جلوي دوربين درست مي شود.  آقا كفش نيست كه پا كنيم و بعد از چند روز جا بيافتد. در خطاي اول سرماية بخش خبري را از دست داده ايم. خلبان تا به كفايت كامل نرسيده است نبايد 700 مسافر را سوار كند و برود. ارزيابي در حين كار بسيار مهم است. اگر ارزيابي نشود و اگر به همه ملاكها رسيديم كه اين گويندة خوبي است، جلوي دوربين برود. بايد رشد در كارش باشد. ارزيابي كمال مي بخشد. ما گوينده داريم كه باسابقه است. گوينده داريم كه به تجربه زياد مشهور است. گوينده نه مشهور و نه باسابقه؛ بلكه بايد محبوب باشد. محبوبيت نقطة پاياني كار يك گوينده است. يعني بتواند در دل و جان مخاطبش نفوذ كند.

مهناز شيرازي

وقتي در استوديو خبر مي خواندم، سردبير تا آخرين جملة خبر و خداحافظي من مي ايستاد و اولين كاري كه مي كرد، تشكر بود. «خيلي ممنون، عالي بود، ارتباط تلفني ات اين طوري بود و... بعد اگر يك جايي ايراد داشتم مي گفت «ولي خانم شيرازي آنجا اگر اينكار را مي كردي بهتر نبود؟» واقعاً كاركردن با اين سردبير براي من افتخار و آموزش بود. اول مي ايستادخوبي هاي كار من را مي گفت و بعد با علم و تخصص مي گفت اينجا را اشتباه كردي.

منبع :

http://mojri3.blogfa.com/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارت تند خواني

با بكار بستن نكات زير مهارت تند خواني را در خود تقويت كنيد:

۱- مكثــها و توقف هاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كــاهش دهيد. اين همان تمركزهاي لحظه اي بروي حروف و واژه ها اسـت. مـا  هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك مـتـن چشمان خود را بصورت جهشي بسمت جلو حركت مي دهيم اكنون هر ميزان كه ما اين  كثـها و جهشــها را كـاهش دهيـم سـرعـت خـوانــدنمان نيز افزايش مي يابد.
تـــعداد اين توقفها معمولا در افراد كندخوان به ۷ بار در هر سطر ميرسد اما شما ميتوانيد اين تعداد مكث را به ۳ بار در هر سطر كاهش دهيد.
نكته:هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطور حركت دهيد و نه سر خود را.
نكته: براي كاهش مكث ها و توقفها ميبايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه بطور مستقيم به آنها نگاه كنيد،ببينيد.
نكته:اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني گردد.

۲- واژه ها را گروه بندي كنيد. ما ديگر آموخته ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله  را در آن واحد بخوانيم. و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.
نكته: ثابت شده كه دسته بندي واژه ها قوه ادراك و فهم را افزايش ميدهد. بطور كلي مفهوم را آسانتر ميتوان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.

۳- هيچگاه به عقب باز نگرديد. اغلب افراد عادت كرده اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه ها و يا قسمتهايي از متن را كه بدرستي متوجه نشده اند را بازخواني كنند. اين كار فقط از سرعت خواندن شما ميكاهد. شما ميتوانيد با مطالعه تكميلي قسمتهايي كه بدرستي متوجه نشده ايد را  درك كنيد. شايد با خودتان بگوييد كه اين بازخواني مجدد هم زمانبر است. اما بازگشت  مكرر به عقب براي بازخواني قسمتهاي درك نشده به مراتب وقت گيرتر از مطالعه مجدد يك مطلب به روش تند خواني ست.

۴- هدفمند مطالعه كنيد. هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين كنيد. كه چه نوع اطلاعاتي را ميخواهيد كسب كنيد. اين كار سبب ميگردد تا شما اطلاعات غير ضروري و حاشيه اي را  در فرايند مطالعه حذف كنيد.

۵- فقط كلمات و مفاهيم كليدي را مطالعه كنيد. ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را  رعايت كنيم. اما هنگام خواندن نه.۴۰ تا ۶۰ درصد كل يك متن از واژه ها و حروف بي اهميت و غير ضروري (البته براي درك آن) تشكيل يافته است. مانند حروف ربط مانند”و” و  “يا”. بياموزيد تنها اسمها و افعال را بخوانيد. نكات و مفاهيم اصلي يك پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف كنيد.

۶- با صداي بلند مطالعه نكنيد. سرعت ادا كردن و صحبت كردن بسيار كمتر از ظرفيت يادگيري و مطالعه شماست. در فرايند مطالعه ميبايست فقط چشمها و مغز درگير باشند. سرعت قوه بينايي شما بسيار بيشتر از سرعت تكلم شماست. بنابراين از تلفظ حروف و واژه ها حين مطالعه خودداري كنيد. اما مسئله اصوات به همين جا ختم نيمشود. ما حين خواندن  در ذهن خود نيز اصوات مرتبط با حروف و واژه ها را بيان ميكنيم. اين همان نداي درون شماست زماني كه به اصطلاح در دلتان مطلبي را ميخوانيد. يعني ما پس از ديدن يك كلمه صبر ميكنيم تا صداي مرتبط با آن كلمه (تلفظ) در ذهنمان كامل شود سپس به سراغ  كلمه بعدي ميرويم. اين عادت نيز سرعت مطالعه شما را كاهش ميدهد. به ياد داشته باشيد كه حذف  كامل اين صداها در مغز و ذهن غير ممكن است اما ميتوان آنها را به حداقل رساند.

۷- در محيط مطالعه خود هر عاملي كه موجب پرت شدن حواس شما ميگردد را حذف كنيد.

۸- هر ميزان كه شما با واژگان و اصطلاحات يك زبان آشنا تر  و مانوس تر باشيد درك بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت. بنابراين تا ميتوانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.

۹- تمرين كنيد، تمرين كنيد. تا ميتوانيد تند خواني را تمرين كنيد. تند خواني نيز همچون ساير مهارتها نياز به ممارست دارد.

۱۰- تمركز خود را حين مطالعه حفظ كنيد. بدين مفهوم كه در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فكر نكنيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 
 بيان، هنر متقاعد كردن مخاطب است   نوشته: اومبرتو اكو
ترجمه: احمد پرهيزي
اومبرتو اكوUmberto Eco (متولد 1932)، معني شناس، نويسنده و مقاله نويس ايتاليايي، شهرت وي بخصوص پس از انتشار «نام گل سرخ» در سال 1980 عالمگير شد. اين متن از فرانسه ترجمه شده است. 

نمي‌دانم آيا آن چه مي‌خواهم در اين جا بنويسم ارزش نوشتن دارد يا نه، چون مثل روز برايم روشن است كه مخاطبانم عده‌اي آدم احمق هستند كه كله‌شان خوب كار نمي‌كند، و مطمئنم كه هيچ‌كدام سر از حرف‌هاي من در نخواهند آورد.
آيا شما از اين شروع خوش‌تان آمد؟ اين جمله چيزي كم دارد كه به آن در زبان ايتاليايي captatio malevolentiae گفته مي‌شود، گوينده اين جمله مستمعان را در وضعيت بدي قرار مي‌دهد، گويا مي‌خواهد آنان را با خود دشمن كند. اين نكته نيز بگويم كه من فكر مي‌كردم خودم چند سال پيش captatio malevolentiae را براي تبيين رفتار يكي از دوستانم ابداع كرده‌ام، اما كمي بعد هنگامي كه در شبكه جهاني مي‌چرخيدم متوجه شدم كه اكنون پايگاه‌هاي اينترنتي بسياري موجود است كه در آن‌ها captatio malevolentia نقل شده است.
اگر من نوشته‌ام را اين گونه شروع مي‌كردم وضع يكسره متفاوت بود: «نمي‌دانم آيا آن چه مي‌خواهم در اين‌جا بنويسم ارزش نوشتن دارد يا نه، چون مثل روز برايم روشن است كه مخاطبانم عده اي آدم احمق هستند كه كله‌شان خوب كار نمي‌كند، اما من به احترام آن دو سه نفري از اين جمع سخن مي‌گويم كه جزء اين اكثريت احمق نيستند»؛ اين نوعي captatio malevolentiae است، چون هر يك از شنوندگان پيش خود يقين دارد كه يكي از آن دو يا سه نفر است و باقي جمع را با تحقير نگاه مي‌كند و صميمانه حرف‌هاي مرا پي مي‌گيرد.
همان‌طور كه شما هم به خوبي متوجه شده‌ايد، captatio malevolentiae يك تدبير بياني است براي كسب همدلي مخاطب. به عنوان مثال يكي از صور مشترك captatio اين سرآغاز است: «براي من مايه افتخار است كه در برابر مستمعاني چنين شايسته سخن بگويم»؛ از جمله صور كلاسيك (كلاسيك تا حدي كه به مسخرگي پهلو مي زند) اين است: «شما خودتان در اين زمينه استاد هستيد و ما بايد از شما ياد بگيريم»، اين عبارت را وقتي به كار مي‌برند كه بخواهند چيزي را به ياد كسي بياورند كه يا آن را نمي‌دانسته يا فراموش كرده است، بنابراين پيشاپيش اعلام مي‌كنند كه از تكرار آن شرمسارند، چون روشن است كه مخاطب نخستين فردي بوده كه اين نكته را مي‌دانسته است. 
چرا در نظريه بيان (ريتوريقا)، captatio malevolentiae را مي آموزند؟ همچنان كه همه مي‌دانند بيان چيز ناشايسته‌اي نيست كه باعث شود ما جملاتي بي‌استفاده را به كار بنديم يا با هيجان فراوان حرافي آغاز كنيم؛ به علاوه با هنر سفسطه‌بافان نيز متفاوت است – دست كم آن سفسطه‌بافان اهل يونان قديم كه ما مي‌شناسيم با اين جماعت بدخواه كه معرّف فرهنگي تصنعي هستند يكي نيستند. از سوي ديگر استادان بزرگ هنر بيان همانا ارسطو و افلاطون بودند، منظورم در آن گفت و گوهايي است كه بين اين دو در مي‌گيرد و در آن از فنون بياني ظريفي بهره مي گيرند تا از قضا با سفسطه‌بافان جدال كنند. 
بيان، هنر متقاعد كردن مخاطب است ضمن آن كه متقاعد كردن چيز بدي نيست، حتا اگر بتوان با روش‌هاي ناپسند مخاطب را متقاع كرد كه كاري به خلاف ميل خود انجام دهد. هنر متقاعد كردن را ياد مي‌داده‌اند، چون برهان‌هايي كه بتوان به ياري آن‌ها مخاطب را از طريق دليل‌آوري قانع كرد فراوان نيست. كافي است يك بار مفاهيمي نظير زاويه، سطح، ضلع و نظاير آن را برسازيم تا ديگر احدي قادر نباشد صحت قضيه فيثاغورس را زير سؤال ببرد. اما مردم در غالب مباحث زندگي روزمره، در باب


بيان، هنر متقاعد كردن مخاطب است ضمن آن كه متقاعد كردن چيز بدي نيست، حتا اگر بتوان با روش‌هاي ناپسند مخاطب را متقاع كرد كه كاري به خلاف ميل خود انجام دهد.

 اموري نزاع مي‌كنند كه ممكن است هر كس درباره آن‌ها نظري داشته باشد. در نظريات بياني كهن، بيان حقوقي را (در دادگاه مي‌توان بحث كرد كه آيا فلان مدرك قاطع است يا خير) از بيان مشورتي (آن چه در مجلس يا انجمن شاهديم كه في‌المثل آيا به فلان رأي بدهيم بهتر است يا بهمان) و بيان اثباتي (مثل اين كه چيزي را بستاييم يا نكوهش كنيم) و همه ما مي‌پذيريم كه هيچ قاعده رياضي وجود ندارد كه ثابت كند گري كوپر جذاب‌تر است يا همفري بوگارت.
در بسياري از بحث‌هاي موجود در جهان، موضوع بحث مسائلي است كه محل نزاع است، نظريه بيان يادمان مي‌دهد كه باورهايي بيابيم كه اكثريت شنوندگان در آن‌ها اتفاق نظر داشته باشند، و استدلال‌هايي به كار بنديم كه كمتر مورد اعتراض قرار بگيرد، و زباني استفاده كنيم كه مناسب متقاعد كردن مخاطب در موضوع بحث باشد و حس همدلي مخاطب را برانگيزد تا استدلال ما غلبه كند، باري، captatio malevolentiae از جمله اين فنون است.
طبيعي است كه گفتارهاي متقاعد كننده‌اي وجود دارد كه ممكن است به راحتي مغلوب گفتار متقاعد كننده‌تري بشود، اين نكته نشان از محدوديت استدلال فرد دارد. شايد شما جملگي اين نوع تبليغ را شنيده باشيد (اين هم captatio است): «گُه بخوريد، يك ميليون مگس امكان ندارد اشتباه كنند»، اين گفته را گاه به تمسخر استفاده مي‌كنند تا به آن كساني كه مي گويند اكثريت همواره حق دارد اعتراض كنند. 

منبع: روزنامه لوموند 7 اوت 2006

http://www.mandegar.info/1385/shahrivar/a-parhizi.asp


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۴:۰۰:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰et="_blank">۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.