مشاوره مديريت

مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار باز تعریفی از فرآیندمارکتینگ و دليل وجودی سازمانها ، شرکتها و مفهوم وا

مقدمه:

سلام به دنياي پر از سود و زیان مارکتینگ خوش آمدید! جالب شد نه؟ با این جمله کوتاه می خواهیم به سوالی برسیم و سوال این است : چرا سود و چرا زیان؟! جهت پاسخ باید درابتدا بامفهوم اصلي مارکتینگ آشناشويم و اینگونه بحث رابا يك سوال آغازمي كنيم؛ مارکتینگ چيست؟مارکتینگ در يك معنا و مفهوم می تواند،شناخت نیاز، پاسخ مطلوب با توجه به سود متقابل باشد.

آشکار است که برای ايجاد هرحرکتی و جاری ساختن آن در بستر زمان، باید آن حرکت از یک پشتوانه غنی و عميق فکری درست، کامل و بروز برخوردار باشد و از لحاظ تئوری بسیار قوی عمل نماید بصورتی که بتواند به سوالها، مسائل و مشکلات و... جوابهای قانع کننده، مستدل وکاربردی بدهد. بر این اساس مارکتینگ نیز خارج از این امر نبوده و باید اين تعریف بر اساس هنجارهای شناخته شده فرهنگی و... استوار شده باشد. بدليل سرعت زياد تغییرات در این دوران و تفاوت در فرهنگها، ارزشها،فلسفه ها و... چنین بنظر می رسد که باید مارکتینگ هم باید بتواند با این سرعت و تغییرات خود را تطبیق داده و در غیر اینصورت چاره ای جز پذیرش شکست را ندارد.با نگاهی گذرا به تجارب موفق و ناموفق مارکتینگ در کشورهای مختلف، ملاحظه می شود هرکجا مارکتینگ توانسته خود را با شرایط پیش آمده وفق دهد موفق بوده و در غیر اینصورت با شکست روبرو شده است.

پس ضرورت باز تعریفی مارکتینگ هر روز بیشتر از پیش آشکارتر می شود و این تعریف جدید (برای مارکتینگ) باید بر مبنای فرهنگ و شرایط خاص هر نقطه ای از جهان بسیار ضرورت داشته و تا آنجائیکه بنده خبر دارم تا به حال این امرمهم انجام نشده است! متاسفانه مارکتينگی که در حال حاضر بکار می رود بدليل تعارضاتی که با فرهنگ و فلسفه­ی شرق دارد (بدليل روح و فلسفه غربی آن) عملاً با دشواری های زیادی روبروست و متاسفانه حتی همین مارکتینگ (غربی) هم خوب فهم نشده است و مناسب اجراء نمی شود و می توان اظهارنمود که به دلائل زیر پاسخگوی نیاز و منطقه ما که حوزه فرهنگ شرق است، نمی باشد:

1. فلسفه مارکتینگ و تولد آن در فرهنگ غرب اتفاق افتاده است و اصالت آن بر مبنای کاپیتالیسم، اصالت فرد، حداکثر سود و لذت بردن می باشد در صورتيکه اين نگرش(غربی) با فسلفه، روح و فرهنگ شرقی که کمال طلب و دگرخواه است منافات دارد.

2.در فرهنگ غربی هدف وسیله را توجیه می کند یعنی اینکه برای رسیدن به هدف می توان از هر وسیله و روشی حتی ناجوانمردانه استفاده نمود چون مهم رسیدن به هدف است و لاغیر. در صورتیکه این روش در نگرش و فرهنگ شرق مذوم شناخته و بشدت از آن نهی شده است.

3. نکته بسیار مهم در این اینجا، بحث ارزش ها، هنجارها و رفتارها در فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی است که این دو فرهنگ در برخی نقاط دارای اشتراک(بسیارکم)ودربرخی نقاط دارای تضادهای اساسی و لاینحل می باشند.

4. نهایتاً رواج مصرف گرائی در حد اعلاء در فرهنگ غربی است که در فرهنگ شرقی این امر ناپسند است.

چهار نکته بالا از اهم مسائل بوده و مسائل دیگری هم وجود دارد که با اندک تاملی می توان به آنها اشاره نمود. به دلایل ذکر شده ضرورت تعریف یک مارکتینگ شرقی و باز تعریفی از مارکتینگ بر مبنای فلسفه، فرهنگ و روح شرقی را واجب می نماید. و به همین دلیل است که بعد از حدود بیش از 20 سال تجربه، تحقيق، مطالعه، تدریس در حوزه های گوناگون مارکتینگ و داشتن سمت های مختلف در شرکتهای معتبر بزرگ ایرانی و در پست های مختلف مارکتینگ تصمیم گرفته شد که در راه باز تعریفی ازمارکتینگ متناسب با نیاز و فرهنگ شرق گام برداشته و مدلی جامع، قابل قبول و مورد استفاده از مارکتینگ نوین را تعریف نماییم تا در حوزه شرق و بخصوص کشورهای منطقه مورد بهره برداری قرار گیرد. یعنی مارکتینگ شرقی که نام آن را مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار گذاشته ایم واساس آن بر فرهنگ، فلسفه قوی و تمدن شرق استوار است.

مارکتینگ(مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار) چیست؟

          متاسفانه! بسياري از مديران، فکر می کنند مارکتینگ به معناي تحقیقات بازار، ویزیتوری، فروش، تبليغات، توزیع وپخش، بازاریابی و... است! در حاليکه توجه ندارند که تمام مواردی که نام برده شد هرکدام فقط جزء کوچکي از مجموعه­ی عظيم وفرآيندِ يکپارچهِ متمرکِز مديريتِ رفعِ نيازِ مشتری (مصرف کنننده) در مارکتینگ می باشند. بازاریابی، فروش و... هر کدام فقط يکي از چندين جزء از فرآيند مارکتینگ به شمار مي آیند. بنابراين، هرچند بازاریابی، فروش و... بخشي از مارکتینگ بوده اما اين فرآیند مهم مفهومي بس گسترده­تر از آنها دارد. مفاهيم بازاریابی، فروش و... با مارکتینگ غالباً به اشتباه گرفته شده و اين اشتباه به وفور حتی در ميان متخصصان اين امر به چشم می خورد و در آگهی های استخدام نيز اين اشتباه که ناشی از تصورات(پنداشت)غلط، ناقص و... از مارکتينگ است به وفور ديده می شود !. سوال اين است وقتيکه ما مفهوم و کاربرد موضوعی را درست درک نکرده باشيم آیا می توان توقع داشت از آن بهره ائی ببریم؟! مارکتينگ و فرآيند آن نیز یکی از همین موضوعات است که به اشتباه به بازاريابی! و... ترجمه و مفهوم شده و متاسفانه بدتر از آن مارکتينگ را فقط بازاریابی، فروش، تبليغات و... می پندارند و معنای بازاریابی در اذهان اینگونه نقش شده، جستجوی بازاربرای محصولی، بازارپیدا کردن، گسترش بازار، فروش محصول در بازار و...!

       مارکتینگ واقعي هنر فروش محصول به روشهاي زيرکانه يا فريبکارانه نيست !مارکتینگ واقعي، شناخت نیاز و آگاهي نسبت به محصولی (کالا یا خدمات) است که بايد توليد شود تا با آن رفع نياز حقيقی مشتريان صورت پذيرد، نه با فريب دادن و يا ايجاد تقاضاهای کاذب و با ترفندهای تبليغیِ، روانشناختی و ... محصولی را مزورانه به فروش رساند که به درد مشتری(مصرف کننده) نمی خورد. مارکتینگ دليل وجودی سازمانها ، شرکتها و مفهوم واقعی مديريت و اساسی­ترين و مهمترین فلسفه وجودی آنهاست. این فرآیند بسیار مهم بايد نيازها را کشف نماید، خواسته ها را شناخته و تقاضا(موجود یا ایجادشده) را طوری مدیریت نماید که سود برای تولید کننده محصول ایجاد شده و مصرف کننده هم نیازش برطرف گردد و این یعنی امر یعنی فرآیندی (زنجیره تامین/زنجیره تولید/زنجیره توزیع و فروش) را طراحی و اجراء نمودن که بر اساس بازی برد- برد و رفع نیاز مصرف کننده باشد و این امر امکان پذیر نیست جز اینکه سیستمی برمبنای عملیات مهندسی بازار (Marketing Research) پی­ریزی شده و با هنرمندی طرح و استراتژی از قبل آماده شده برای رسیدن به اهداف مدیریت شوند تا به نتیجه مطلوب که همان ایجاد سود متقابل برای مصرف کننده و تولید کننده می باشد، رسیده شود.

     بدین منظور باید شرايطی را در جهت رفع نیاز و رضايت­مندي و خشنودی مشتریان توسط فرآيندی صحيح، کامل و به روز فراهم گرددو اساساً اگر اين نگرش وجود نداشته باشد (تفکرِ صحيحِ ­ کاملِ به­ روز) مديريت معنای حقيقی خود را از دست داده و فقط تبدیل به یک سری قواعد و تکنيک­های تعریف شده می­گردد که هرچه بيشتر به آنهاعمل شده، مديران بيشتر در هزارتوهای آن گرفتار می شوند. گرچه مارکتينگ شايد مفهومي ساده در نظر اکثر مديران داشته باشد اما اجراي آن بسيار پيچيده و لازمه­ی آن، طراحی فرآيندی ژرف انديش با عملياتی کاملاً کاربردی بوده و براي استاد شدن در آن يک عمر وقت لازم است. راز موفقيت در دوران پُست مارکتینگ(Post Marketing) تفکرِصحيحِ کاملِ به روز می باشد و اين امر مهم بايد در خدمت رضايتمندي و خشنودی مشتري (مصرف کننده) قرار گيرد. در نگاهِ عميقِ راهبردیِ مديريتِ با تفکرِ ژرف انديش؛ مارکتينگ هنگامي به هدف خود می رسد که بتواند ارزشِ واقعي محصول (خدمت يا کالا) برای مشتری (مصرف کننده) برابر يا بيشتر از ارزشِ موردِ انتظارش را ارائه نموده و کسب رضايت مندی و خوشنودیش را بدست آورد. و اين رازِ نهفته در مارکتينگ است که بدليل آشکار بودنش ناپيدا است.!

فهم درست، کامل و به روز مارکتینگ و بکار بردن آن برای موفقیت هر شرکتی امری اجتناب ناپذير و حیاتی است. در صورت کسب رضایت مشتری(خشنودی) فروش و سهم بازار بالاتر می رود و اين امر اتفاق نمی افتد مگر اينکه مارکتينگ را درست و کامل فهميد و پياده نمود. برخلاف عقیده بسیاری که فکر می کنند مارکتينگ فقط در تجارت کاربرد دارد بايد گفت که سازمانها، شرکتها و موسسات غیر انتفاعی هم برای موفقیت به مارکتینگ نیاز دارند. متاسفانه عموم مردم و حتی مديران! تصور می کنند مارکتینگ؛ بازاریابی، فروش، تحقیقات بازار، روابط عمومی، تبلیغات و... است. اما اينگونه نيست و به زبان ساده می توان اظهار نمود مارکتینگ فرآينديکپارچه تمرکز برمدیریت مشتری ومدیریت تقاضاست. مارکتينگ حقيقی برای مشتری پيشنهادی به نام طرح ارزش ارائه میدهد و آن مجموعه­ ای از مزیت­ها و ارزش­هاست که به مشتری وعده داده می­شود تا نیازهای او را مرتفع سازد و هدف طرح ارزش پاسخ دادن به اين سوال اساسی و مهم مشتری است: چرا من بجای محصول رقیب محصول شما را بخرم؟ شرکتی که قوی ترین پاسخ به این سوال را بدهد مزیت رقابتی برای خود را در بازار هدف را شکل داده این از اهم وظایف مارکتینگ است. در عرصه رقابت (داخلی و خارجی) کشورها و شرکتهايی موفق شده اند که ضمن توجه به مسائل درونی (ضعف ها و قوت ها) به فرصت ها و تهديدهای بيرونی نیز توجه کافی وخاصی نموده اند و به اطلاعات صحيح و کاملی از بازار ، رقبا و مشتريان)مصرف کننده های نهائی( به موقع دسترسی داشته اند وبا بررسی های علمیکاربردی مدام نوسانات ونيازهای حال وآينده را درک کرده و برای روبرو شدن با چالشها ومشکلات با يک استراتژی مشخص و روشن حرکت خود را شروع نموده و ادامه می دهند.

سازمانها و شرکتها باید به این نکته بسیار مهم توجه داشته باشند که استراتژی پيروزمند سال گذشته ممکن است امسال ناکار آمد از آب درآمده و موجب ورشکستگی آنان گردد پس تکليف چيست و چه بايد کرد؟! پاسخ اين است: شناخت نياز و خواسته مشتريان و مصرف کنندگان نهائی وبرآورده نمودن آن و ايجاد منافع مشترک با برنامه ريزی، ساماندهی، اجراء، هدايت، نظارت، اصلاح، کنترل و پيگيری تا رسيدن به اهداف از قبل تعیین شده. در طول ساليان متمادی اين مسئله ثابت شده که در هر کاری، نظم و انضباط برای موفقيت آن امری جدا ناپذير می باشد و سازمان هائی موفق بوده اند که علاوه بر در اختيار داشتن عوامل لازم از ابتداء بنای کاری خود را بر اين مقوله استوار نموده اند که دارای يک انسجام و روال منظم کاری باشند، پس به همين دليل ما نيازمنديم که يک سيستم منظم،پويا و قابل ارتقاء داشته باشيم. و اين امر امکان پذير نبوده الا اينکه مارکتینگ را درست و کامل فهميده و بدان عمل نمائيم.

     شرکت هاي موفق درعرصه گسترده رقابت سنگين بازار، مرزهای داخلي کشورِخود را پشت سر گذاشته و خود را براي رقابت با رقباي قوی و با تجربهِ جهاني مهيامي سازند؛ بدين ترتيب، لازم است ضمنِ توجه به مسائلِ درون سازمانی خود شاملِ نقاط قوت وضعف، به فرصتها و تهديدهای بيرونی، هم درداخلِ کشور و هم در سطحِ جهاني توجه کافی وخاصی مبذول نموده و به اطلاعاتِ صحيح، کامل و بموقع از بازار، رقبا و مشتريان، دسترسی داشته باشند. اين دسترسی با بررسی های علمی/کاربردی مدامِ نوسانات، تحولات وچالشهاي بازار و برنامه ريزي روبروئی با آنها و داشتنِ يک استراتژی مشخص امکان پذيرمي گردد.آشکار است که اهميتِ تحقيقاتِ کاربردی بازار(Marketing Research) یا همان مهندسی نمودن بازار، روز به روز بيشتر شده و شرکتهايی که به اين امر مهم توجه کافی نموده موفقيت بيشتري در عرصه ي رقابت بدست آورده اند. چنين شرکتهائی همواره سمت و سوی حرکت را بسوی کسب رضايت مشتريان و مصرف کنندگان نهائی براساس اصول مشتری مداری و ارتقای­آن سوق داده ( از طريق شناخت نيازوخواسته آنان وبه موقع برآورده نمودن آن) و خدمات و توليدات خود را جهت رسيدن به اين اهداف برنامه ريزی و توزيع می کنند و تبليغات را وسيله­ای جهت رساندن اين پيام به مخاطبان خود می دانند (نه فريب اذهان آنان و ايجاد تقاضاهای کادب).

اولين گام و اساسی ترين آن در مدیریت هنرمندانه مهندسی بازارMarketing Research است و قلب مهندسی بازار اخذ داده ، تجزیه و تحلیل و تبدیل آن به اطلاعات می باشد و این امر حساس و مهم تنها از عهده علم آمار برمی آید و اهميت اين امر بر هيچ متخصصی پوشيده نبوده و نيست به طوريکه شرکتهای موفق تمامی تصميم های حساس خود را بر پايه اطلاعات صحيح، کامل، باندازه و به روز از بازار- رقبا - مشتريان و مصرف کننده های نهائی بنا نموده اند. در طول ساليان گذشته متاسفانه شاهد اين بوده ايم که خيلی از شرکتها تصيميات مهم خود را بر پايه نداشتن اطلاعات و حتی بدتر از آن بر پايه اطلاعات نادرست، ناقص و... بنا نموده­اند که اثرات زيان بار اين عمل به مراتب بيشتر از نداشتن اطلاعات بوده است. اين نواقص را که بعضاً از ضعف نبود يک استراتژی مدون و روشن در حوزه مارکتينگ است مرتفع نمی شود جز اينکه که اطلاعات صحيح، کامل و به موقع در اختيار باشیم و اين امر بسيار مهم امکان پذير نيست جز با مهندسی بازار(Marketing Research) و شرکتهايی که به اين امر مهم با ديدی آينده نگر وروشن توجه نموده اند در عرصه رقابت، بيشتر موفق بوده اند. اين شرکتها اساس عمليات کاری خود را با کمک و هدايت اطلاعات بدست آمده از تحقيقات بازار بنا نموده و از هم اکنون جايگاه خودرا در بازار های داخلی و خارجی تثبيت نموده و به فکر ارتقاء آن می باشند.

مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار

مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار ترجمه بنده و باز تعریفی جدید از فرآیند مهم و سیستماتیک مارکتینگ (به عبارت غلط مصطلح بازاریابی)می باشد و عبارت است شناخت نیاز پاسخ مطلوب با توجه به سود متقابل و این معنا یعنی فرآيندی برنامه ریزی شده که اولش تحقیقات بازار و حاصلش فروش بوده و انتهایی ندارد. مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار ترجمه فرآیند مارکتینگ براساس بیش از بیست سال کار اجرائی، تحقیق، تجربه، دانش، تدریس و مشاوره ام در حوزه های گوناگون صنعت و مراکز آموزشی می باشد آنچه که به نام مارکتینگ اتفاق می افتد ترجمه ناقص یا غلط مارکتینگ(بازاریابی) می باشدواکثر مواقع که از عملیات مارکتینگ(بازاریابی) نتیجه مطلوب حاصل نمی شود به این دلیل است که این فرآيند مهم درست فهم نشده و بدنبال آن درست، کامل و به موقع پیاده نمی شود و متاسفانه جایگاه مناسب و حقیقی خود را هنوز بدست نیاورده است! ...

مار کتینگ و ضرورت آن !

و اما آنچه که در طول سالیان متمالی تحقیق و مطالعه وآموزش و تدریس بدان دست یافته ام رو می توانم در یک کلمه خلاصه نمایم و آن مارکتینگ است. کلمه ای علی الظاهر بسیار ساده اما در باطنش اقیانوسی پر از معنا در جریان است... مارکتینگ دانشی(فرآيندی) است که متاسفانه در اکثر جاها بد فهم شده و بدتر عمل می شود و اگر ما بتوانیم آن را درست،کامل، به روز و دقیق فهم کنیم(اصولی) قطعا مشکلات بسیار بزرگ؛ عدم فروش، رکود فروش، فروش ناقص، فروش ناسالم، فروش کم و... را می توانیم با استفاده از اصول درست آن به موقع و خوب حل کنیم. در ارتباط با مارکتینگ آنچه که حلقه مفقوده بوده و متاسفانه علی الرغم تلاشهای فراوانی که در این زمینه شده و تاکنون حل نشده و از آن مغفول مانده اند، این نکته است که مفهوم و فلسفه وجودی و چرائی مارکتینگ خوب تبیین نشده است ! و جولانگاه این مفهوم میدانی است به نام بازار و جالب تر اینکه ميدان نبردحقیقی درحوزه بازار فقط اذهان و قلوب مصرف کنندگان بوده و شرکتی موفق است که بتواند فاتح این میدان باشد و برای این امر مهم، ابتدا باید این ميدان (تعیین جایگاه شرکت در اذهان مصرف­کنندگان) را درست، کامل وبه موقعشناسائی نمود. تلفیق تجارب گرانبها با علم و فهم و تاثیرنگرش مثبت نسبت به شرکت دراذهان، قلوب و وفاداری به آن و به همراه داشتن استراتژی مدون و قوی جهت ارتقای فروش؛ معجونی مثمر ثمر و معجزه آساست. و این کار فقط از عهده یک مارکتمن(Marketman) با دانش و تجربه بر می آید.

در بسیاری از مواقع وقتی از فرآيند مارکتینگ صحبت می شود، در فضای استراتژی های کلان آن بحث شده وطرحها و ایده های بسیاری داده می شوند در صورتیکه پایه و بنیان هر حرکتی باید بر مبنای مارکتینگ ری سرچ استوار بوده که متاسفانه از آن غافل شده و یا به سادگی از آن گذشته اند.! درکمتر جائی به لزوم و اهمیت این بخش پرداخته شده است. مارکتینگ ری سرچ مهمترین و اساسی ترین بنیان از فرآيند و ساختار حیاتی مارکتینگ(مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار) می باشد. بنده بر اساس تجارب خود اظهار می نمایم تا به حال کمتر شرکت یا صنعتی دیده ام که بصورت جدی به این بخش پرداخته باشد و کارهائیکه تا به الان به دست بنده رسیده یا از آنها اطلاع دارم همگی در ابتدایی و مقدماتی ترین سطح مارکتینگ ری سرچ بوده اند. در صورتیکه برای تدوین استراتژی ها که لازمه ی یک مارکتینگ اصولی و موفق است، نیاز به اطلاعات صحيح، کامل، به روز و دقیق از بازار، مشتریان، مصرف کنندگان، زنجیره تامین، زنجیره تولید، زنجیره توزیع، رقبا و... می باشد که این امر امکان پذیر نیست جز اینکه در مبحث مارکتینگ ری سرچ بصورت حرفه ائی عمل شود .

وظائف اصلی مارکتينگ و دلایل عدم کارائی آن

وظائف اصلی فرآیند مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار(مارکتینگ) ايجاد، ارتقاء يا حفظ فروش(برند) می باشد متاسفانه اکثر شرکتها توقع دارند فروش داشته باشند(حفظ کنند يا ارتقاء دهند) اما وقتی اين توقع برآورده نمی شود اعتقاد ندارند که مشکلات فروش و عدم موفقيت آنان ناشی از دلايل زير می باشد و مهم تر از آن باور و اعتقاد ندارند جهت رفع آن مشکلات باید عمليات مارکتينگ اصولی خود را با اهدافی مشخص و با در اختیار داشتن اطلاعات کافی و درست و به روز (مهندسی بازار) با صبر و شکيبائی در زمان و فرصت مناسب ( زمان سوزی رایج است در شرکتها) طراحی و اجراء نمايند! و اما دلايل بوجو آمدن اين مشکلات :

الف . نبود تفکرات و نگرش مارکتينگ اصولی(درست، کامل وبه روز) و بدنبال آن عدم وجود واحد مارکتينگ در شرکت.

ب . نداشتن مارکتينگ پلان.

ج . در صورت منفی بودن بندهای الف وب ! ناقص، اشتباه و بد عمل نمودن واحد مارکتينگ وخلاصه اينکه مریض بودن واحد مارکتينگ شرکتها.

    شکی نیست با نبود مارکتينگ اصولی(يا بودنش اما مریض حال)، مسائلی چون عدم فروش، کاهش فروش، کاهش سهم از فروش مشتری، بازار را به رقبا واگذار نمودن، ايجاد مشتریان ناراضی و افزايش آنها، کاهش وفاداری به شرکت و برند، پاک شدن برند در اذهان، کاهش سهم ذهنی برند و غيره را در پی داشته و خواهد داشت. اما شرکتها بجای رفع مریضی بدنبال ايجاد فروش جديد و يا ارتقائ فروش قبلی بدون حضور و اعتقاد به مارکتينگ هستند، یعنی بجای حل مسئله(درمان مریضی مارکتينگ) به سمت پاک کردن مسئله از روی تخته سیاه می روند. !

سوال اينجاست: چرا شرکتها اینگونه به مارکتينگ می نگرنند و جايگاهی در خور و شايسته برای آن در نظر نگرفته و آن را باور ندارند؟! بنظر بنده اين نگرش ايجاد شده در مدیران شرکتها بنا به دلایل: نابجا، بد و ناقص عمل نمودن، سودجوئی آنی، درست درک نکردن فلسفه مارکتينگ، تبيين نشدن جايگاه مارکتينگ، عدم کارائی مناسب و شايسته مارکتينگ فعلی و... می باشد از عوامل دیگر می توان به عدم وجود مراکز تخصصی که خدمات اصولی مارکتينگ را ارائه داده و بتوانند نتايج حاصله را استاندارد و مستندسازی نمايند،اشاره نمود. آنچه که ما در موردش بحث می نمائيم فرآیندی به نام مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار که باز تعریفی از فرآیند مارکتینگ است و تا وقتیکه اين فرآيند وجود نداشته باشد نبايد توقع موفقيت در فروش را داشته و هرگونه انتظاری به جهت ارتقاء فروشحتی از بزرگترین و حرفه ائی ترين فروشندگان امری عبث و بیهوده است.!

متأسفانه مارکتینگ به دلائل اشتباه، ناقص، بدفهمی و نبود فضای مناسب؛ در اذهان بدجا افتاده و کارآمدی مطلوب ولازم را ندارد. از این فرآیند مهم، ارزشمند،حياتی و ضروری تعابیر، تفاسیر و معانی گوناگون و متنوعی از قبیل: بازاریابی، تحقیقات بازار، فروش، روابط عمومی، تبلیغات و ... شده اما آن را درست وکامل تبیین ننموده اند. مارکتینگ هيچکدام از آنها نبوده و ورای تمامی آنهاست. ناگفته نماند اساتید زحمتکش و بزرگوار در این زمینه کارهای زيادی انجام داده اند اما به نظر می رسد از نکته ای مهم و کلیدی غافل شده اند و آن تبیین صحيح، کامل ، به روز و دقیق مفهوم، فلسفه و چرائی؟ مارکتینگ است .

   اگر توقع می رود هر فرآیند یا سیستمی کارکرد و نتیجۀ مثبتی به همراه داشته باشد باید در اولین گام مفهوم و فلسفۀ بودش (وجودی) آن صحیح، کامل و به روز روشن شود، سپس تصویری شفاف از کل زوایا و زیر و بم های آن موجود و به دنبال این امر نحوۀ به کارگیریش درست وکامل آموزش داده و شرایط و فضای درونی(سازمان) وبرونی(بازار) هم برای عملیاتی شدنش(اجراء) تحلیل، بررسی و مهيا باشد. برای تاثیر گذاری مارکتینگ باید بازاری که اساس آن رقابت سالم و رشد مثبت (ازشاخص های مهم آن) که فلسفۀ وجودی مارکتینگ به آن وابسته بوده، وجود داشته باشد تا حاصل عمليات مارکتينگ(ايجاد، حفظ و ارتقاء فروش یا برند) پديدار گردد. بر اين اساس می توان دلائل اصلی مشکلات فروش که ناشی از نبود یا مریضی مارکتينگ است را در دو بخش مورد تحلیل و بررسی قرار داد:

     الف) نبودتفکرات و فرآیند صحیح، کامل، به روز و دقیق مارکتينگ وعمليات های ناقص، بد وتاریخ مصرف گذشته در حوزه آن.

     ب) نبود فضای مناسب محیطی جهت تنفس، حیات و رشد مارکتینگ.    

راهکار چيست؟ راه حل مسئله کدام است؟ داروی این بيماری که گریبانگیر شده چيست و چه بايد کرد؟ پاسخ اين است که... ادامه دارد... پایان قسمت اول با ما باشید .


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۲:۱۳ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

اخلاقیات بودایی


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

سخنان زیبای بودا

آزادی در بی آرزوئی است. بودا
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

خلاصه زندگی بودا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

خدا و مفهوم آن در دین بودا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

انسان محوری بودن تعالیم بودا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

رسیدن به نیروانا، هدف مهم و اصلی آیین بودا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

رسیدن به نیروانا، هدف مهم و اصلی آیین بودا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

ماه رمضان

 

رمضان ماه مناجات و دعا

رمضان پربود از شور و صفا

ماه خالص شدن از کبر و ریا

رمضان ماه رسیدن به خدا


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

زبان شناسی چیست؟

مقدمه:

زبان‌شناسی (به انگلیسی: Linguistics) علمی است که به مطالعه و بررسی روشمند زبان می‌پردازد. در واقع، زبان‌شناسی می‌کوشد تا به پرسش‌هایی بنیادین همچون «زبان چیست؟»، «زبان چگونه عمل می‌کند و از چه ساخت‌هایی تشکیل شده‌است؟»، «انسان‌ها چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند؟»، «زبان آدمی با سامانه ارتباطی دیگر جانوران چه تفاوتی دارد؟»، «کودک چگونه سخن گفتن می‌آموزد؟»، «زبان بشر چگونه تکامل یافته‌است؟»، «زبان‌ها چه قرابتی با یکدیگر دارند؟»، «ویژگی‌های مشترک زبان‌های جهان کدامند؟»، «انسان چگونه می‌نویسد و از چه راهی زبان نانوشتاری را واکاوی (تحلیل) می‌کند؟»، «چرا زبانها دگرگون می‌شوند؟» و ... پاسخ گوید.

زبان‌شناسی به مفهوم جدید آن، علمی نسبتاً نوپا بوده که قدمتی تقریبا یک صد ساله دارد، اما مطالعات تخصصی درباره زبان به چند قرن پیش از میلاد بازمی‌گردد، یعنی زمانی که پانینی قواعدی برای زبان سانسکریت تدوین کرد. در زبان‌شناسی، ابعاد مختلف زبان در قالب حوزه‌های صرف، نحو، آواشناسی، واج‌شناسی، معناشناسی، کاربردشناسی، تحلیل گفتمان، زبان‌شناسی تاریخی-تطبیقی، رده‌شناسی و نیز حوزه‌های بینارشته‌ای مانند جامعه‌شناسی زبان، روانشناسی زبان، عصب‌شناسی زبان، زبان‌شناسی قضایی، زبان‌شناسی بالینی و زبان و منطق بررسی می‌شوند. از آنجا که زبان یک پدیده پیچیدهٔ انسانی و اجتماعی‌ست، برای مطالعهٔ جامع و دقیق آن، بهره‌گیری از علوم مرتبط دیگر الزامی به نظر می‌رسد. در واقع، مطالعهٔ فراگیر زبان، رویکردی چندبعدی را می‌طلبد. بنابراین، زبان‌شناسی علاوه بر مطالعه جنبه‌های توصیفی و نظری زبان به ابعاد کاربردشناختی، روان‌شناختی، مردم‌شناختی، اجتماعی، هنری، ادبی، فلسفی و نشانه‌شناختی زبان توجه می‌کند. به عبارتی می توان گفت زبان‌شناسی معاصر، حوزه‌های مطالعاتی بسیار گسترده‌ای را شامل می‌شود که توجه دانش پژوهان و دانشمندان گوناگونی را با ذائقه‌های علمی متنوعی به خود جلب نموده‌است. در همین راستا، مطالعاتی مانند رابطه و تعامل بین زبان و ذهن، زبان و شناخت، زبان و رویکردهای فلسفی، زبان و قوه تعقل، زبان و منطق، دانش ذاتی، یادگیری زبان اول، کاربرد زبان و محیط زیست، زبان و قانون، زبان و هوش مصنوعی، زبان و فرهنگ، زبان و جامعه، زبان و تکامل انسان، زبان و سیاست، زبان و تفکر و دیگر نشانه‌های ارتباطی می‌توانند زیر مجموعه‌های رشتهٔ زبان‌شناسی تلقی شوند.

کسی را که به بررسی‌های زبان‌شناختی می‌پردازد، «زبان‌شناس» می‌نامند. برخلاف تصور عمومی، لزومی ندارد زبان‌شناس به چندین زبان تسلط داشته باشد. مهم آن است که بتواند پدیده‌های زبان‌شناختی همچون واژه، هجا، گروه نحوی و معنا را کندوکاو نماید و بازبشکافد. نکته دیگر آنکه کار زبان‌شناس همچون سایر کسانی که با علم سروکار دارند، تجویز نیست، بلکه توصیف است.

 

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

ماه محرم

 

 یاحسین(ع)

اس ام اس ماه محرم 91

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۱:۱۷ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

Morphemes

Introduction

Morphemes are what make up words.  Often, morphemes are thought of as words but that is not always true.  Some single morphemes are words while other words have two or more morphemes within them.  Morphemes are also thought of as syllables but this is incorrect. Many words have two or more syllables but only one morpheme.  Banana, apple, papaya, and nanny are just a few examples.  On the other hand, many words have two morphemes and only one syllable; examples include cats, runs, and barked.
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۰:۵۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

نحو

نحو یا جمله‌شناسی (به انگلیسی: Syntax) به دانش مطالعهٔ قواعد مربوط به نحوهٔ ترکیب و در کنار هم آمدن واژه‌ها به منظور ایجاد و درک جملات در یک زبان اطلاق می‌شود.

این شاخهٔ مهم از دستور هر زبان نظام‌مندی و خلاقیت فراوانی را طلب می‌نماید. درست است که انسان‌ها می‌توانند مجموعه کلمات یک جمله را با ترتیبات گوناگونی در کنار هم قرار دهند ولی تمامی آن‌ها جملات معنی دار نخواهد شد.

]


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۰:۵۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

معناشناسی (Semantics)

معناشناسی (Semantics)



بطورکلی بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می گویند. در منطق نیز بررسی ارتباط میان نمادها و آنچه که نمادها نشان می دهند را معناشناسی (Semantics) می نامند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۰:۵۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

زندگی نامه زبانشناس نوآم چامسکی

آورام نوام چامسکی ( Avram Noam Chomsky)در 7 دسامبر 1928 در شهر فیلادلفیا مرکز ایالت پنسیلوانیا، در خانواده ای یهودی، روس تبار و مهاجر چشم به جهان گشود
برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۰:۵۴ توسط:مشاوره مديريت موضوع: