مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16758
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 46
همه : 4385592

اصول سخنراني در سمينار

1- انتخاب موضوع مناسب 

2- سازماندهي مطالب 

3- زمانبندي 

4-استفاده از امكانات و تجهيزات كمكي 

5- رعايت اصول ارائه 

6- پاسخ به سئوالات 

نكات كليدي در يك ارائه موفق

  زمينه و علاقه شنوندگان

  تسلط كافي بر موضوع

 1- انتخاب موضوع 

شنوندگان  

تعداد

زمينه و سطح آگاهي 

علاقه 

زمان

  كليات و مقدمه

      - تشكر از همكاران و حمايت كنندگان تحقيق

      - فهرست مطالب مورد بحث،

      - موضوع بحث و اهميت آن

      - سابقه موضوع و كاربردها 

  اساس بحث

      - توضيح مباني ، روش پيشنهادي، ...

      - نتايج بدست آمده  

خلاصه و نتيجه گيري

2- سازماندهي مطالب

سازماندهي  بحث 

Storyline 

Theme 

Problem 

Definition 

Approach 

Findings 

Recommendation

  بطور متوسط يك دقيقه براي هر اسلايد در نظر بگيريد

  براي يك سمينار 20 دقيقه اي:

4 تا 5 دقيقه براي مقدمات

10 تا 12 دقيقه براي اساس بحث

4 تا 5 دقيقه براي خلاصه و نتيجه گيري

3- زمانبندي

  آور هد ((Transparency

  اسلايد پروژكتور

ويدئو پروژكتور و كامپيوتر ( PowerPoint )

سيستمهاي چند رسانه اي ( MultiMedia )

4- وسائل و تجهيزات كمكي

Overhead

موقعيت مناسب سخنران ( استفاده از  Pointer  ) 

نگاه به شنوندگان مختلف

تنظيم تن صدا ، شمرده صحبت كردن، عدم استفاده از تكيه كلام

تنظيم تنفس

5- اصول ارائه

  انتخاب اندازه  و فونت مناسب ( چك محل سمينار از قبل )

  عدم استفاده از متن (جملات بايد كوتاه و تيتر وار باشد)

برجسته كردن نكات مهم

  عدم استفاده از فرمولهاي رياضي

  استفاده بيشتر از فيلم، عكس، گراف، جدول

5- اصول ارائه – تهيه اسلايد ( ادامه )

انتخاب اندازه فونت 

16-18 pt 

28 pt 

24 pt 

Body 

20 pt 

36 pt 

28 pt 

Subtitles 

24 pt 

48 pt 

36 pt 

Title 

Hand- outs 

Slides 

Transparencie

انتخاب اندازه فونت 

This is font 48 

This is font 36 

This is font 28 

This is font 24 

This is font 20 

This is font 18 

This is font 16  

انتخاب اندازه فونت

در يك اسلايد اطلاعات بيش از حد قرار ندهيد

توجه شنوندگان در طول بحث متغيير است  

TIME 

Repeat  

key  

ideas 

Voice 

Jokes 

ATTENTION

حتي الامكان در مقابل

    حاضرين 

ضبط سخنراني

  تسلط بر مطالب

زمان سخنراني

تمرين، تمرين، تمرين، ...

  خوب به سئوالات گوش بدهيد

  در پاسخ دادن عجله نكنيد

اگر سئوال را متوجه نشديد خواهش كنيد تكرار شود

  در صورت نياز يادداشت برداريد

  ارائه پاسخ مناسب و مرتبط

سئوالي كه جواب آنرا نمي دانيد جواب غير مربوط ندهيد

پاسخ به سئوالات

منبع :

http://www.medicblog.ir/post-1192.aspx

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۹:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنران خوب چه كسي است ؟
اينكه چگونه مي‌توانيم سخنراني خوبي داشته باشيم و يا اينكه سخنران خوب چه كسي است، از جمله سوالات متداولي است كه اخيراً از من درباره آن پرسيده شده است. قصد دارم در اين شماره از خبرنامه، به اين موضوع اشاره كنم و البته به معرفي دوره‌ي جديدي از سمينارهايم كه به اين موضوع اختصاص دارد بپردازم.
ببينيد، اجراي يك سخنراني خوب به تنهايي هدف نيست. سخنراني در حقيقت يك وسيله است و وسيله اي است براي رسيدن به هدف، و هدف آن چيزي است كه شما مي‌خواهيد مخاطبين شما، با اطلاعاتي كه از طريق سخنراني شما، به آنها داده شده است، انجام دهند. 

متاسفانه، ما در كشور خودمان ايران، سخنران خوب، كم داريم. بسياري از افرادي كه ميكروفن دستشان مي‌گيرند يا پشت ميكروفن مي نشينند نمي‌دانند كه وظيفه و مسئوليت بسيار سخت و دشواري بر دوششان قرار گرفته است. هدف خودشان را يا نمي‌دانند و يا اينكه تمام هوش و حواسشان را داده‌اند به خودشان يا سخنراني‌شان و يا اينكه به اشتباه، هدفشان، فقط سخنراني كردن براي جماعتي بوده است و همين. بي هدف، از همان ابتدا كه شروع به صحبت مي‌كنند، از شاخه اي به شاخه‌ي ديگر مي‌روند و چنان غرق در خودشان و ابهت دوربين يا ميكروفن يا جمعيت شده‌اند، كه در حين صحبت، گاهي باز مي گردند به همان شاخه هايي كه قبلاً روي آن نشسته بودند. 

يك سخنران خوب، پيش از هر چيز، ابتدا، هدف خودش را از سخنراني به خوبي مي‌داند و نيز، وسيله‌اي را كه در اختيار دارد يعني همان فعل يا عمل سخنراني را هم به خوبي مي ‌شناسد. با دانستن هدف، او به راحتي مي‌تواند كنترل و فرمان سخنراني را در دست بگيرد و بين موضوعاتي كه مي‌خواهد ايراد كند، براند و در نهايت به هدف اصلي خود برسد. رسيدن به هدف بسيار مهمتر از خود سخنران و سخنراني است و اين چيزي است كه متاسفانه بسياري از كساني كه در ايران پشت ميكروفن‌ها و روبروي دوربين‌ها و جمعيتها مي‌نشينند نمي‌دانند. به اعتقاد من، اين افراد يا درست آموزش نديده‌اند، يا درست مطالعه نكرده‌اند و يا اينكه اصلاً اهميت نداده‌اند كه به عنوان سخنران، آنها وظيفه‌اي مهتر از تنها و صرفاً بيان يك سري از مطالب را بر عهده دارند. 

شما به خوبي مي‌دانيد كه براي هر كاري، لازم است كه ابتدا براي خودتان يك هدف معين داشته باشيد. شما مي‌خواهيد كه به اين هدف برسيد و براي همين كاري انجام مي‌دهيد. يك سخنران خوب، يك سخنران برتر (در ميان عده‌اي سخنران ديگر) هدف خودش را به خوبي مي‌داند:‌ او مي‌خواهد كه مخاطبش بعد از شنيدن سخنراني كاري را انجام دهد كه سخنران آن كار يا عمل را به عنوان راه حلي براي حل (برخي يا همه‌ي) مشكلات مخاطب يا مخاطبين در نظر دارد. 

دوستان از من مي‌پرسند كه يك سخنران خوب چه كارهايي بايد انجام بدهد كه به هدفش برسد. من با ديدي كه از سخنرانان خودمان در ايران دارم، از شما اجازه مي‌خواهم كه در اينجا صراحتاً بگويم كه اول از همه سخنرانان ما بايد بدانند كه هدفشان از حضور و صحبت در جمع چيست؟ ميزبان از سخنران دعوت مي‌كند كه در يك جلسه شركت كند و خودش با نيم ساعت تا سه ربع تاخير وارد مي‌شود، از اين هم بگذريم كه هيچيك از تداركات سالن براي تشكيل و شروع جلسه آماده نيست، اين آقاي ميزبان باهوش! به عنوان اولين سخنران يا ميزبان جلسه ميكروفن را در دست مي‌گيرد و مي‌گويد : والله راستش را بخواهيد نمي‌دانم براي چي دور هم جمع شده‌ايم! يك عده افرادي به عنوان سخنران و حاضرين دعوت شده‌اند كه من شخصاً زياد آنها را نمي‌شناسم و ... - شما باشيد از اين آدم چه حالتي به شما دست مي‌دهد! ميزباني كه خود از فرد سخنران براي شركت در جلسه دعوت كرده است، يعني خود برگزار كننده جلسه است، نام سخنران را نمي‌داند يا خودش را به نفهمي مي‌زند! بعد كمي صحبت مي‌كند و به اين ترتيب جلسه شروع مي‌شود. جلسه‌اي كه به اين ترتيب شروع مي‌شود معلوم است كه چه مي‌شود! كسي كاري انجام نمي‌دهد، صحبت ها اثري نمي‌گذارد و فعل و انفعالي در جمعيت و ساير سخنرانان مشاهده نمي‌شود. در ايران، اكثر كساني كه ميكروفن سخنراني را به دست مي‌گيرند در عالم خودشان گيج مي‌خورند و نه هدف از وجود خودشان را مي‌دانند و نه ابزاري كه در اختيارشان قرار گرفته را مي‌شناسند: آمده‌اند آنجا كه باشند و فقط همين! اين افراد متاسفانه حتي مخاطبين يا مدعوين خود را به خوبي نمي‌شناسند و مشكل و نياز آنها را نيز درك نمي‌كنند و در سال متاسفانه بسيار از اين سمينارها و جلسات در كشور، با بودجه‌هاي كلان دولتي و خصوصي برگزار مي‌شود، حاصل، هيچ! از من مي‌شنويد كتاب دوست و همكار عزيزم آقاي حسن نراقي را بخوانيد، فوق العاده است. جامعه شناسي خودماني يا چرا ما عقب مانده‌ايم؟. آقاي نراقي در اين كتاب بخوبي گفته است كه چرا ما عقب مانده‌ايم! فصل به فصل اين كتاب فوق العاده است. ما ايراني ها فكر مي‌كنيم كه همه چيز مي‌دانيم، نمي‌خواهم از نوشته‌ام دور شوم ولي اين كتاب را بخوانيد و ببينيد كه چقدر درست است. ما ايراني ها چقدر به راحتي و بي خودي و بي دليل به هم دروغ مي‌گوييم، به هم حسادت مي‌كنيم، از بار مسئوليت شانه خالي مي‌كنيم، ادعاي همه چيز داني داريم و حقيقت گريزيم و با تاريخ ناآشنا. مدام اشتباهات را تكرار مي‌كنيم و بي جهت بر اشتباهاتمان پافشاري مي‌كنيم. آقا جان اگر سخنراني بلد نيستي، اگر فن بيان بلد نيستي، اگر فقط صحبت كردن در جمع براي تو هدف است و ابزارت را نمي‌شناسي، خيلي راحت بگو نمي‌دانم. دوست داري سخنراني كني، بايد سخت آموزش ببيني، سخت مطالعه كني و سخت تمرين كني تازه بعد از آن بسيار فكر كني كه فكر كردن سخت ترين كار است. اينجا، وقتي مي‌بيني، سخنران بي هدف آمده است، يا وقتي كه مي بيني از رو مي‌خواند، يا وقتي كه مي‌بيني جوري حرف مي‌زند كه انگار توي دلش دارد حرف مي‌زند، يا وقتي مي‌بيني تمام مدت كه دارد حرف مي‌زند ام و اووم‌هاي بي خودي مي‌كند، يا وقتي كه مي‌بيني درباره مخاطبش چيزي نمي‌داند، مشكل او را نمي‌فهمد، روش آغاز و خاتمه صحبت را نمي‌داند، بدون اطلاعات و آمار موثق آمده است، بدون تمرين آمده است، بدون تحقيق آمده است، فقط دلت مي‌خواهد كه به عنوان يك شنونده، سرت را بكوبي به ديوار. شايد هدف واقعي برخي از سخنرانان ايراني همين باشد كه مخاطب سرش را بكوبد به ديوار (: ببينيد، هر كاري فنون و مهارت هايي دارد و بيش از هر چيز لازم است كه آموزش ببينيد و تمرين كنيد. دوستاني كه در سمينارها و سخنراني‌هاي من بوده‌اند، محبت داشته‌اند و پيامها و يادداشتهايي براي من و يا براي برگزار كننده ارسال كرده‌اند كه مثلاً خواجه‌نصيري در فلان سمينار بهترين سخنران بوده است و چه و چه ها ... براي من سخنران، درس اول اين است كه از هدفم دور نشوم، درس دومم اين است كه به خودم مغرور نشوم و درس سوم اين است كه آنچه آموخته‌ام را بلافاصله آموزش دهم. يك سال و نيم طول كشيده است كه رئوس مطالب آموزشي و سمينارهاي آموزشي براي اجراي يك سخنراني موفق را تهيه و تنظيم كنم. امكان اين كه همه‌ي مطالب را در يك مقاله بياورم وجود ندارد و هنوز هم اين سمينار را از طريق سايت اعلام عمومي نكرده‌ام، مي‌بينم يك عده‌اي، شمشير از رو بسته‌اند كه بيا و ببين. 

اين مقالات و مطالبي كه در سايت آمده است، قرار نيست كه همه‌ي دانش، تجربه يا مهارت هاي لازم براي موضوع مقاله را به خواننده دهد، چنين چيزي شخصاً و با توجه به وقت محدودي كه دارم امكان پذير نيست. هدفم از نوشتن اين مقالات و مطالب و ارسال آن براي اعضاي خبرنامه‌ها و بازديد كنندگان از سايت، صرفاً اهميت دادن به موضوع يا عنوان مقاله است و اينكه در ميان خطوطي كه نگارش مي‌شود با شما به عنوان خواننده ارتباط برقرار كنم. خداي من گواه است كه به هيچ عنوان قصد ادعا كردن در هيچ زمينه‌اي ندارم و مطمئنم كه بدون ادعا كارها بهتر انجام مي‌شود. ايجاد بستر مناسب فرهنگي و فرهنگ صحيح استفاده از تكنولوژي‌هاي مدرن و فوق مدرن با آموزش آغاز و تداوم مي‌يابد. خواهش من اين است كه پس از خواندن اين مطلب، هدف اصلي مرا بگيريد. كداميك از موارد زير هدف من بوده است در نوشتن اين مقاله: 

۱- اينكه بدانيم اجراي يك سخنراني به تنهايي هدف نيست بلكه يك وسيله است؟ 

۲- انتقاد از برخي سخنرانان ايراني يا آن ميزبان باهوش!؟ 

۳- خواندن كتاب جامعه شناسي خودماني و توصيه خواندن آن به ديگران؟ 

۴- تبليغ يكي از دوره سمينارهاي خودم به نام اجراي يك سخنراني موفق؟ 

فرض كنيم كه آنچه در اينجا آمد متن پياده شده از يك سخنراني من باشد، پس از پايان سخنراني شما چه مي كرديد؟ چه عملي انجام مي‌داديد؟ كاري كه انجام مي‌دهيد، هدف من است!

منبع :http://www.webfaqt.com/per/article_item.asp?ID=64
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۹:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
روش خطابه و سخنورينيازمند به طرح و محتواست؛ همان‌طور كه در بنايي، نقشه و هدف ساختمان، مصالح ساختماني و معمار لازم است، و در خياطي، نياز به مشخص بودن نوع لباس، مدل و الگو، پارچه و خياط است، در يك خطابه نيز هدف از سخنراني، نقشه كلي و طرح سخن، مواد اوليه و مطالب، ظريف كاري‌ها و هنرنمايي‌ها لازم است معين شود. 
هم‌چنان كه در مديريت يك مؤسسه، يا هدايت يك عمليات، يا هماهنگي يك مراسم، لازم است كه طرح و نقشه‌اي تنظيم شود و مرحله به مرحله، طبق آن نقشه عمل گردد، مجموعه يك سخنراني هم نيازمند چنين طرح ريزي و اجراي نقشه است، تا هدف سخنران در نهايت، تأمين گردد. ابتدا بايد موضوع را مشخص كرد، سپس درباره جزئيات و شاخه‌هاي آن انديشيد و تفكيك كرد، سپس مواد و مطالب لازم براي هر كدام تهيه نمود، آنگاه صورت نهايي مطالب را منظم ساخت و آماده القاء نمود.[1] 
در اين كه « چه بايد گفت؟ » و پيرامون فلان موضوع و مناسبت، چه مطالبي شايسته است، از راه « مشورت » نيز مي‌توان استفاده كرد. وقتي با كسي درباره موضوع سخنتان به تبادل نظر مي‌پردازيد هم نظر او در غناي بحث شما مفيد است، هم ذهن شما از آن‌چه او مي‌گويد، به مطالب ديگري منتقل مي‌شود. اين « تداعي معاني » شايد از شيرين‌ترين ثمرات مشورت با ديگران باشد. 
« حكايت و تمثيل »: 
در سخنراني، استفاده از حكايت و تمثيل، بسيار مناسب و ضروري و اين فوايد را دارد: 
ـ هم به تفهيم مطلب كمك مي‌كند، 
ـ هم مانع خستگي شنوندگان مي‌گردد، 
ـ هم سخن را در ذهن، ماندگار مي‌كند، 
ـ هم سخنراني را بر گوينده آسان‌تر مي‌كند، 
ـ هم الگوهاي داستاني، در دل‌ها بيشتر تأثير مي‌گذارد. 
در بيان حكايت در سخنراني، چند نكته بايد رعايت شود: 
1. حكايت، تبديل به اصل نشود كه مطالب عمده ناديده گرفته شود. 
2. داستان، روشن و گويا و جذاب باشد. 
3. موجز و مختصر و دور از زوايد و صحنه‌هاي غير لازم و جزئيات بي ‏فايده باشد. 
4. درست و مستند باشد؛ نه دروغ، يا بي سند و ضعيف. 
5. بدآموزي نداشته باشد. 
6. حس كنجكاوي را تحريك كند. 
هر سخنران كه بيشتر حكايت بداند و از داستان استفاده به جا و مناسب كند، سخنش گيراتر خواهد بود. براي اين كار، بايد اهل مطالعه بود و قصه‌هاي سازنده را به صورت موضوعي و تناسب با هر مسأله، شناسايي كرد. دامنه حكايت بسيار وسيع است و در كتب مختلفي (چه خاصّ داستان يا به طور ضمني) آمده است. محورها اين‌هاست: 
ـ حكايات مربوط به انبيا و ائمه و صحابه و علما و نوابغ 
ـ داستان‌هاي مربوط به اقوام پيشين و حكومت‌ها و تمدن‌ها 
ـ شرح حال بزرگان علم و اخلاق و حكايت‌هاي عرفاني و سازنده 
ـ حكايات قديم و حوادث جديد و معاصر 
ـ داستان‌هاي تخيلي و افسانه‌هاي قديمي و حكايات تمثيلي 
تمثيل نيز براي محسوس ساختن معقول و عيني كردن موضوعات عقلي و ذهني بسيار خوب است. تمثيل هم مي‌تواند در قالب حكايت مطرح شود (نظير آن‌چه در داستان‌هاي تمثيلي مثنوي يا شعرهاي پروين اعتصامي يا بوستان سعدي آمده است) هم به صورت بيان تشريحي و عادي و غير داستاني. 
البته مناسب است كه براي هر قشري از مخاطبان، به تناسب سطح فكر، نوع كار و شغل، زمينه‌هاي روحي و شرايط سني، و ... تمثيل‌هاي خاصّ خودشان و برگرفته از محيط زندگي و مسايل محسوس و ابزار مأنوس با آنان به كار رود، تا اين اثرگذاري سريع‌تر انجام گيرد.[2] 
نتيجه گيري 
اغلب اگر شنوندگان دريابندكه گوينده درصدد القاي مطلبي به آنان است، تأثيرپذيري كمتر مي‌شود. در اين‌گونه موارد، بهتر است ناطق به نحوي گفته‌هاي خود را آرايش دهد كه به طور غير مستقيم، مطلب را انتقال دهد و گفتار، خود به خود به « نتيجه گيري » منتهي شود، بي آن‌كه گوينده تصريح كند « پس نتيجه مي‌گيريم كه ... .» 
گاهي هم شنوندگان يا بحث، به گونه‌اي است كه نتيجه گيري و جمع بندي مطالب توسط سخنران را مي‌طلبد. در اين‌گونه موارد، خطيب بايد از مجموعه مباحث خود، به نحوي به پايان برسدكه مستمعين، نتيجه روشن و جمع بندي كاملي داشته باشند و بدانند كه مطلب چه بود و چه شد. 
كيفيت به پايان رساندن سخن نيز مهم است. « ديل كارنگي » توصيه مي كند كه سخنراني خود را به يكي از اين هفت راه مي‌توان خاتمه داد: 
الف. خلاصه مطالبي كه گفته‌ايد، بگوييد. 
ب. شنوندگان را به فعاليت واداريد. 
ج. شنوندگان را تعريف و تمجيد كنيد. 
د. با مطلب شيرين و خنده داري، نطق خود را خاتمه دهيد. 
هـ . نكته شاعرانه‌اي بگوييد. 
و. منطق خود را با ذكر جمله‌اي از يك كتاب مقدس خاتمه دهيد. 
ز. در خاتمه سخنراني اوج بگيريد و مطالب و نكات مؤثر بگوييد.[3] 
اعتماد به نفس 
از مهم‌ترين عوامل توفيق در سخنراني، داشتن « اعتماد به نفس » است. هم به معناي شناختِ توان و استعداد خود براي سخنراني، هم به كارگيري اين استعداد. اين‌ها زمينه خجالت نكشيدن مي‌شود. به نكاتي در اين زمينه توجه كنيد: 
1. مخاطبان را، بايد چنان فرض كرد كه نسبت به موضوع، چيزي نمي‌دانند و مشتاق شنيدن‌اند وجمع شده‌اند تا از زبان شما بشنوند. 
2. اگر درباره موضوعي مطالعه كرده و مطالب كافي داشته باشيم، هنگام سخن به ما قوت قلب مي‌دهد. 
3. اگر رو به روي آينه به تمرين خطابه بFiles/gunagun.php?idVeiw=748&level=4&subid=748&page=2
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۹:۰۴ ] [ مشاوره مديريت ]
چگونه سخن بگوييم؟

سخن گفتن، كليد ارتباط با ديگران است . 
با مردم چگونه «رابطه كلامي‏» بر قرار كنيم؟ آغاز سخنان چگونه باشد كه جذاب باشد؟ لحن گفتار، چه تاثيري بر مخاطب ما مي‏گذارد؟ كلام، در چه صورت بر دل‏ها مي‏نشيند و مقبول طبع قرار مي‏گيرد؟ اصلا درباره چه چيز هايي بايد سخن گفت و از چه گفتاري و چگونه گفتاري بايد پرهيز كرد؟ چه روشي بر محبت و محبوبيت مي‏افزايد و چه شيوه‏اي ايجاد تنفر مي‏كند؟ 
اينها همه، سؤال هايي است كه به «ادب و آداب گفتار» مربوط مي‏شود و شيوه‏هاي كاميابي در كلام را بايد آموخت، تا از طريق رابطه گفتاري، هم دانسته‏ها و خواسته‏هاي خويش را بهتر بيان كرد، هم بر ديگران تاثير مثبت گذاشت و هم كلام را پل ارتباطي با ديگران ساخت . 
برخي «پرحرف‏» اند .
«حرافي‏» ، گاهي هم سر از «وراجي‏» در مي‏آورد . اگر از پرحرفي ديگران خسته مي‏شويد، لابد ديگران هم از پرچانگي شما دچار خستگي مي‏شوند وبه ستوه مي‏آيند . پس، بايد از تكرار ملال آور و پرحرفي آزار دهنده پرهيز كرد و ظرفيت طرف و اشتياقش را براي شنيدن در نظر گرفت . 
برخي «بد دهان‏» اند .
بد حرف زدن، زشت گويي، تندي در گفتار، هتاكي و بي حرمتي، از آفات كلام به شمار مي‏آيد . بسياري از دوستي‏هاي ديرين و روابط صميمي، گاهي به خاطر كلامي نسنجيده و اهانت‏آميز و تحقير كننده يا دل آزار، بر هم مي‏خورد . 
اگر جواب «هاي‏» ، «هوي‏» است، جواب سخن مؤدبانه هم پاسخ احترام‏آميز است . 
حضرت علي (عليه السلام) فرموده است: 
«اجملوا في الخطاب تسمعوا جميل الخطاب‏» 
زيبا سخن بگوييد و خطاب كنيد، تا جواب زيبا هم بشنويد . 
گروهي «دهن لق‏» اند .
قدرت رازداري و حفظ اسرار، نشانه كمال است . 
آنان كه هيچ حرفي را نمي‏توانند نگاه دارند و حتي آنچه را نيز كه سفارش شده «به كسي نگوييد» ، در اولين فرصت «لو» مي‏دهند، قابل اعتماد نيستند و از «محرم راز» بودن درمي‏آيند و وجهه خودشان را از دست مي‏دهند . 
خيلي «حرف‏هاي مگو» وجود دارد كه بايد در صندوق سينه محبوس باشد و به بيرون درز نكند، چه رازهاي شخصي، چه امور مربوط به حيثيت و آبروي ديگران، چه اسناد طبقه بندي شده، چه اسرار محرمانه يك نظام و تشكيلات، چه پرونده‏هاي قضايي و .. . . 
پس، بايد تمرين كرد كه هر حرف را نزد . تازه، بعضي از حرف‏ها هم بي اساس و شايعه است و بازگو كردن آنها، نوعي دامن زدن به شايعات دروغ است واين گناه به شمار مي‏رود و به آلوده شدن فضاي جامعه مي‏انجامد . 
باز هم كلامي از حضرت امير (عليه السلام) كه فرموده: 
«لا تحدث الناس بكل ما تسمع‏» 
هر چه را مي‏شنوي، براي مردم بازگو مكن . 
بعضي «خام گفتار» اند .
حرف هم مثل غذا، بايد بپزد، دم بكشد، وقتي پخته شد «عرضه‏» گردد . 
پختگي سخن به آن است كه در وراي آن، انديشه و درنگ و مصلحت انديشي و عاقبت نگري باشد . 
وقتي حرفي نسنجيده از دهان بيرون پريد، ديگر نمي‏توان عوارض و عواقب و پيامدهاي آن را جمع كرد . 
مزن بي تامل به گفتار، دم 
نكو گو، اگر دير گويي چه غم؟ 
خيلي‏ها پشيمان مي‏شوند كه فلان سخن را چرا گفتند، يا با فلاني چرا آنگونه حرف زدند . آرزو مي‏كنند كه كاش كمي فكر كرده بودند . ولي، اين «حسرت بعدي‏» ، هرگز جاي آن «انديشه قبلي‏» را نمي‏گيرد . در حالي كه با لحظه‏اي تدبر، مي‏توان جلوي بسياري از پشيماني‏ها را گرفت . 
پس، «اول انديشه، و آنگهي گفتار» را از ياد نبريم . 
تير سخنت، به آب شليك مكن 
بيهوده و بي حساب، شليك مكن 
حرف و عمل تو، چون سلاح است و خشاب 
هشدار كه بي خشاب، شليك مكن 
برخي «دشوارگوي‏» اند .
اگر قلمبه گويي، سخت گفتاري، پيچيده سخن گفتن و سنگين حرف زدن، سبب شود كه گوينده با شنونده نتواند «رابطه‏» برقرار كند، از اين سخن گويي چه سود؟ تازه، بعضي‏ها به اين شيوه مي‏بالند! 
راحت و روان حرف زدن، يك هنر است، به خصوص آنجا كه مخاطبان عام و عوام اند، يا كودكان، يا كم سوادان پاي كلام به گوش نشسته‏اند . 
پس، بايد تمرين كرد كه روان و آسان حرف زد، سخنراني كرد، تدريس نمود، سؤال كرد، جواب سؤال داد، خاطره گفت و مقاله نوشت . يعني اين سهولت در گفتار، در كار معلم و نويسنده و خطيب و واعظ و پرسشگر و جوابگو، يك «هنر» به حساب مي‏آيد . البته با تمرين هم مي‏توان به اين مرحله رسيد، مثل هنرمند شدن و مهارت در هر رشته و حرفه ديگر . 
كساني «موقع نشناس‏» اند . 
مگر هر حرف را، در هر جا، با هر گروه و در هر شرايط بايد گفت؟ 
شناخت اين نكته و رمز و راز كه در كجا و با كه، چه سخني و با چه لحني و به چه مقدار بايد گفت، چيزي است كه در علوم ادبي به آن «بلاغت‏» گفته مي‏شود، يعني مراعات مقتضاي حال! 
مثلا در مجلس عزا و ختم، شوخي كردن، يا در محفل جشن، سفره دل و غم و غصه را باز كردن، يا با كسي كه كم حوصله است‏به جر و بحث نشستن، يا نزد داناي فرزانه‏اي، پرحرفي كردن و توضيح واضحات دادن، يا با آدم ناشناس و غريبه، اسرار را در ميان گذاشتن و ... همه اينها البته هر كدام به نوعي نشانه «موقع نشناسي‏» است و اين، يعني پاشيدن بذر در زمين شوره زار، يا آب دادن به درخت‏خشكيده . 
باز هم كلام امام علي (عليه السلام): 
«لا تتكلمن اذا لم تجد للكلام موقعا» 
اگر زمينه و جاي سخن نيافتي، حرف مزن . 
گروهي «خجالتي‏» اند .
شرم و حيا نسبت‏به كارهاي زشت و گناه، بسيار مقدس و خوب است . اما در مورد كارهاي شايسته و حرف‏هاي خوب و سؤال‏هاي مفيد وپاسخ‏هاي لازم و اعتراض‏هاي تكليفي، نه تنها خوب نيست، بلكه عامل عقب ماندن و مانع خير و سبب محروميت است . 
ريشه اين خجالت، يا تربيت‏خانوادگي و نوع تربيت است، يا احساس حقارت و كمبود است، يا ترس از ريخته شدن آبروست، يا نداشتن تمرين قبلي است، يا هر عامل ديگر . 
بايد اين مشكل را به نحوي حل كرد . داشتن اعتماد به نفس و دل به دريا زدن و سد را شكستن، موفقيت‏هاي بعدي را در پي دارد . سختي در همان «نوبت اول‏» است . 
پس، بايد تمرين كرد . هر چند سخت است، ولي با اقدام، آن هراس دروني فرو مي‏ريزد و تمرين، سبب مي‏شود كه مثلا حرف زدن در جمع يا سؤال در كلاس يا خواندن متني در يك مراسم يا كنفرانس دادن در حضور ديگران و ... براي انسان عادي شود . 
آنچه گذشت، نكاتي چند درباره «كلام‏» بود . 
يقينا اينها همه مطالب نيست . نه همه مشكلات مطرح شد، نه همه راه حل‏ها . 
خوب است كتابهايي كه در زمينه «فن خطابه‏» و «آيين سخنراني‏» و «روش سخنوري‏» و ... نگاشته شده است، بيشتر و دقيق‏تر مطالعه شود، چرا كه در آنها رهنمودهاي عملي بيشتري براي موفقيت در اين زمينه وجود دارد . 
حرف زدن، اين كار به ظاهر ساده كه همگان با آن سر و كار داريم، آن هم از صبح تا شب، در خانه و بيرون، با آشنا و ناآشنا، براي خود فوت و فن خاص دارد . آموختنش هم لازم و مفيد نيست . بي جهت نيست كه غربي‏ها درباره «آيين سخنراني‏» كتاب مي‏نويسند و شرقي‏ها در زمينه «فن خطابه‏» دست‏به تاليف مي‏زنند . 
از اين روش سود بجوييم تا كلام، پل ارتباطي ما و ديگران شود .

منبع :

http://www.118ba118.com/Social/313937/چگونه_سخن_بگوييم؟.htm


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۹:۰۲ ] [ مشاوره مديريت ]
مهارتهاي سخنراني و ارائه مطلب

معرفي كتاب

مهارتهاي سخنراني و ارائه مطلب/ رحمت ا… فتاحي، فاطمه نبوي.ـ تهران: چاپار، ۱۳۸۸
نويسندگان، اين كتاب را به دو بخش كلي “اصول و مباني ارائه سخنراني” و “كاربرد فناوري در ارائه مطلب” تقسيم كرده اند. در مقدمه اي كوتاه به بررسي ارزش سخنراني پرداخته و از عواملي همچون انگيزه قوي، برنامه ريزي، كمك گرفتن از تجربه ها و دانش ديگران، تمرين و … به عنوان اصول اوليه سخنراني نام برده شده است.
همچنين تهيه به موقع سخنراني و اسلايدها، اطمينان از به همراه داشتن حداقل سه نسخه از فايل هاي لازم، پيش بيني وقايع غيرمنتظره و در نظر گرفتن شرايط و موقعيت مكان سخنراني پيش نيازهايي دانسته شده كه بايد به آنها توجه كرد.
بخشي نيز به سخنراني في البداهه اختصاص يافته و در بخشي ديگر به راه هاي غلبه بر اضطراب اشاره شده است. در پايان نيز رهنمودهاي لازم براي تهيه و نمايش اسلايد براي سخنراني ارائه شده است.
مطالعه اين كتاب مي تواند براي اساتيد دانشگاهها، دانشجويان، نمايندگان اصناف مختلف و ساير افرادي كه نياز به مهارت در سخنراني و ارائه مطالب خود دارند، مفيد باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۹:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]

عوامل مؤثر در تقويت بيان

1- زياد مطالعه كنيد تا با واژه ها و كلمات و جمله بندي هاي مختلف بيشتر آشنا شده و هنگام نياز از آن استفاده كنيد و سطح قدرت و توان خود را بالا ببريد. 2- با دوستان و نزديكان سرسخن را باز كنيد و درباره يكي از موضوعات روز و عمومي صحبت كنيد و يا درباره نقطه نظرات ديگران فعال برخورد كنيد و اظهار نظر نماييد تا با روش و روحيه مواجهه با ديگران آشنا شويد و توان رواني و روحي شما بالا برود. 3- سعي كنيد در كلاس درس درباره يكي از موضوعات رشته تحصيلي و مواد درسي خود, مطالعه بيشتري انجام داده و در قالب كنفرانس و يا سوال و جواب , مطالب گردآوري شده را به ديگر دانشجويان منتقل كنيد. 4- كتاب هايي كه درباره سخن و سخنوري و فن ايراد سخنراني نوشته شده است مطالعه كنيد. مانند ‹‹آيين سخنراني, ديل كارنگي›› انتشارات پيمان و نيز سخن و سخنوري , نوشته مرحوم فلسفي . 5- براي سخنراني كردن و روان صحبت كردن با ديگران , سعي كنيد اعتماد به نفس خود را بالا ببريد كه لازمه آن تسلط داشتن بر موضوع سخن است . كه بايد اين اهرم را در اختيار داشته باشيد و بعد از آن در برابر هر ذهنيتي كه به شما ناتواني را القا مي كند ايستادگي كرده و بلكه خود را كاملا" مسلط و توانا بشماريد و همين اوصاف را به خود تلقين كنيد و با خود بگوئيد من توانا, قادر, مسلط بر خود, سخنراني ماهر و زبردست هستم و تحت تائثير جو و محيط و ايرادات ديگران و حتي مزاحمتهاي شنوندگان قرار نمي گيرم و... . 6- كارهاي نخستين را از اقدامات كوچك تر آغاز كنيد و سنگ بزرگ برنداريد پر واضح است كه هر فعاليت را بايد از كارهاي كوچك شروع كرد تا جرائت و توانايي شما بالا برود. 7- به هنگام ارائه سخن به فعاليت هاي ديگران (چه پسنديده چه ناپسند) توجه نكنيد و تمام اهتمام خود را متوجه انجام سخنراني خود نمائيد و در همين حال كه خونسردي خود را حفظ مي كنيد به ديگران توجه نداشته و توجه خود را به عمل خود معطوف داريد. 8- سخنراني خود را از موضوعات كوچك, كاملا" در دسترس , آسان , مورد علاقه و رغبت خود و با سابقه علمي قبلي انتخاب كنيد تا از ادامه آن احساس غربت و بيگانگي نكنيد. 9- قبل از پرداختن به سخنراني مدتي با خود تمرين كنيد و همان سخنان را در ذهن مرور كنيد. 10- هميشه از راهنمايي علمي افراد آشنا با مطلب بهره بگيريد و قبلا" از آنها مشورت بگيريد. 11- با توجه به اين كه بيان ارتباط با قوه تفكر و توانايي هاي شناختي و عقلي انسان دارد سعي كنيد علاوه بر آنچه به عنوان راهكار در بالا به آنها اشاره شد تفكر منطقي خود را تقويت كنيد هر چه شما بيشتر اهل يك تفكر منطقي باشيد قوه بيان شما نيز از آن بهره مند شده رشد بيشتري پيدا مي كند زيرا بيان خوب و رشد يافته همواره نيازمند يك پشتوانه فكري و منطقي قوي است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۹:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 رازهاي نهفته در سخنراني

در هفته گذشته مطلبي را تحت عنوان "سخنراني غول بي شاخ و دم"  به شماعزيزان ارائه داريم. در اين مطلب ريشه هاي ترس از سخنراني را بررسي كرده و هراس اجتماعي را مختصراً شرح داديم. و سپس راهكارهايي را براي رفع اين استرس در هنگام حضور و صحبت در جمع تشريح كرديم.

اكنون سعي داريم به شما بگوييم كه پس از كسب آرامش و آمادگي، براي يك سخنراني لازم است چه نكاتي را مدنظر داشته باشيد تا روال مطلوبي را در هنگام سخنراني پيش بگيريد.

در يك تقسيم بندي ساده سخنراني را به سه بخش مي توان تقسيم نمود.

1- مقدمه    2- بخش اصلي   3- نتيجه گيري

اگر امكان دارد در ميان جمع قدمي بزنيد و يا دست خود را بر شانه يك شخص بگذاريد. از مخاطبين براي استفاده از مثال ها بهره ببريد

 

هر يك از اين بخش ها تأثيرات مهمي را بر كيفيت صحبت شما خواهد گذاشت.

مقدمه صحبت با ايجاد جذابيت هاي ابتدايي مي تواند حتي اجبارهاي احتمالي مخاطبين براي حضور در جلسه را كاهش دهد و آنها را براي پي گيري بحث، مشتاق كند. يك مقدمه مي تواند با يك خوشامدگويي و تشكر شروع شده و با گفتن يك جمله شادي بخش، خنده آور و يا جلب توجه كننده ادامه يابد. اكثر ما در سخنراني هايي حاضر بوده ايم كه سخنران با گفتن اين جمله، «مگه صبحانه نخوريد كه جواب سلام من رو نمي دهيد؟»، حاضرين را به وجد بيشتر آورده و با جمله اي مشاركت آنها را طلبيده است. 

 

البته اگر اطلاعات عمومي بالايي داشته باشيد و از لطايف و ضرب المثل ها آگاه باشيد مي توانيد به فراخور حال و هواي جلسه از آنها استفاده كنيد. خيلي مهم است كه در اين بخش از صحبت آرامش خود را بدست آوريد. اما حتي اگر درون خود هنوز تشويش هاي ابتدايي را حس مي كنيد. مكث هاي مناسب داشته باشيد تا آرام تر گرديد. البته دارا بودن يك مقدمه همراه با آرامش مستلزم آن است كه پيش از شروع جلسه از ويژگي هاي مخاطبين اطلاعات مختصري دريافت كنيد. مثلاً اينكه در چه دامنه سني هستند. ميزان اطلاعات آنها از موضوع جلسه چقدر است. با چه ميزان تمايل در جلسه حضور دارند. چه انتظاراتي از شركت در اين جلسه دارند و...

 

امكانات و تسهيلات موجود در مكان را چك و بررسي كنيد. آيا ميكروفن آماده به كار است؟ نور كافي وجود دارد؟ تابلويي براي نوشتن مطالب هست؟ دماي محيط مناسب است؟ امكاناتي از قبيل پاور پونيت، اسلايد، وايت برد و... وجود دارد؟

در مقدمه حتماً سرفصل هاي صحبت را ذكر كنيد و در صورت امكان آنها را بر روي وايت برد بنويسيد و وعده پاسخ گويي  كاربردي به سوالات احتمالي مخاطبين را بدهيد تا انگيزه و اشتياق دنبال كردن صحبت بيشتر شود.

 

 يك مقدمه مي تواند با يك خوشامدگويي و تشكر شروع شده و با گفتن يك جمله شادي بخش، خنده آور و يا جلب توجه كننده ادامه يابد.

 

بخش اصلي صحبت بايد به تفكيك هر يك از سرفصل ها را پي گيري كند. در آن از مثال، سخنان قصار و نغز، ضرب المثل و گاه لطيفه استفاده كنيد. اگر امكان دارد در ميان جمع قدمي بزنيد و يا دست خود را بر شانه يك شخص بگذاريد. از مخاطبين براي استفاده از مثال ها بهره ببريد و براي مثال هاي تجسمي از خود آنها انتخاب كنيد. گاه اتمام جملات خود را به جمع بسپريد تا با فعل مناسب جمله را به پايان برسانند. اكثريت مخاطبين را از نظر سن و نيازهايشان بشناسيد تا در صحبت بر آنها بيشتر تمركز كنيد. البته بقيه جمع حاضر را فراموش نكنيد و مطالبي را هم به آنها اختصاص دهيد. خيلي خود را درگير حركات و حالات جمع حاضر نكنيد و سعي كنيد بيشتر بر مطالب ذهني خود تمركز كنيد چرا كه گاه يك خميازه مخاطبين مي تواند شما را از ادامه دلسرد كند. البته چه خوب است در اين زمان شخص كسل را به بحث خود وارد كنيد و با يك نگاه ويژه و يا پرسش، او را دعوت به مشاركت كنيد. صداي خود را گاه آرام و گاه بلند كنيد تا تغيير لحن و تن صدا جلسه را از كسالت خارج كند.

 

نتيجه گيري خوب نيز مي تواند اقدامي باشد براي به خاطر ماندن بهتر مطالب در ذهن مخاطبين. بنابراين يكي از موفقيت هاي يك سخنراني مطلوب آن است كه شخص بتواند جمع بندي مناسبي از گفته ها و پرسش و پاسخ هاي موجود در جلسه داشته باشد.

منبع :

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=123412


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

سخنراني، غول بي شاخ و دم

تدريس موضوع درس امروز در كلاس بر عهده من بود از چند هفته قبل سعي كرده بودم منابع لازم مطالعاتي را پيدا كنم و يك مطلب با ارزش و جذاب را تهيه و ارائه دهم. از چند روز پيش از كنفرانس استرس من به تدريج زيادتر شد به نحوي كه خوابم كم شده بود  و  حتي در خواب هم دچار خواب هاي وحشتناك و دلهره آميز بودم. مدام به ساعت سخنراني فكر مي كردم و تمام عضلات بدنم ناتوان مي شد. كم كم داشتم به اين فكر مي افتادم كه قيد نمره رو بزنم و در آن روز غيبت بخورم تا از اين همه اضطراب خلاص شوم. بالاخره زمانش فرارسيد و من با نفس هايي كوتاه و دست هايي لرزان به مقابل تريبون رفتم و شروع كردم. لرزش صدا كاملاً در صحبت هاي من مشهود بود و تسلط كامل بر مطلبي كه از مدت ها قبل براي اين جلسه حفظ كرده بودم نداشتم و تمام تلاشم را كردم تا مي توانم زمان سخنراني را كوتاه كنم.

 

اضطراب صحبت كردن در جمع و سخنراني موضوعي است كه بسياري از نوجوانان و جوانان را درگير خود مي نمايد. و در جلسات مشاوره افراد زيادي براي دريافت راه حل هاي كاربردي و مقابله با اين استرس و ارتقاء سطح كيفي عملكرد شان مراجعه مي كنند. اضطراب به خودي خود عاملي براي بهبود عملكرد افراد، برنامه ريزي براي كارها و دنبال كردن اهداف و ... مي باشد اما اگر از حد متعادل خارج شود مي تواند بيماري زا بوده و باعث افت بازدهي گردد. اضطراب سخنراني نيز يكي از همين نوع استرس هاست كه اعتدال در آن مفيد اما افراط آن مضر و بازدارنده است. اضطراب صحبت در جمع بخشي از هراس اجتماعي است. كه شخص از انجام هر عملكردي در مقابل ديگران، مورد توجه قرار گرفتن، ملاقات با افراد مهم و يا ارتباط با ديگران رنج مي برد. هراس اجتماعي به مراتب چيزي فراتر از خجالتي بودن است. هراس اجتماعي باعث مي شود كه گاه فرد از شدت اضطراب حاكم برخود «سكوت گزينشي»و داشته باشد و حتي فعاليت هاي مورد علاقه خود را حذف كند.

عوامل به وجود آورنده اين نوع هراس مي تواند به عوامل ژنيتكي و محيطي مرتبط باشد. برخي افراد در هنگام تولد شخصيتي حساس نسبت به موقعيت هاي بيروني و اجتماعي دارند كه مي تواند استرس آن ها را از در جمع قرار گرفتن افزايش دهد. افرادي ديگر اين نوع ترس ها را در پدر و مادر خود مشاهده كرده و ياد مي گيرد.

گروهي از خانواده ها نيز در پرورش و تقويت اعتماد به نفس ضعيف عمل كرده و مهارت هاي مقابله اي و اتكاء به خود را در فرزندان به وجود نمي آورند. گروه ديگري كه با احتمال بيشتري دچار هراس هاي اجتماعي مي گردند افراد كمال گرا هستند. اين افراد با انتظارات بالايي كه از نتيجه عملكرد خود دارند و با چشم پوشي اندكي كه در هنگام اشتباهات و خطاهاي خود به خرج مي دهند خود را دچار اين نوع هراس مي كنند.

اضطراب خود را پنهان و انكار نكنيد و آن را طبيعي بدانيد و از آشكار شدن علائم آن نترسيد. اكثر افراد در اين مواقع چنين استرسي را كم يا زياد تجربه مي كنند پس بدانيد اين ترس مختص شما نبوده و ديگران را هم درگير خود مي كند.

اما چه بايد كرد؟

جهت كاهش استرس هايي كه از بودن در جمع و يا مقابله با شرايط صحبت كردن در جمع و يا مواجهه با افراد غريبه  به فرد دست مي دهد چندين راهكار را پيشنهاد مي كنيم كه بسيار مفيد و كارساز است.

1- اگر برنامه سخنراني و يا نظاير آن در چند روز آينده شما را مضطرب كرده است. در روز يك يا دو بار تمرين هاي آرام رساني عضلات همراه با تمركزهاي فكري"به وسيله شمارش معكوس" فراموش نشود اين تمرين ها تنش هاي دروني را كاهش مي دهد.

2- در هنگام مواجه شدن با افكار اضطرابي، جملات مرور شده در ذهن را مورد شناسايي قرار دهيد. مي توانيد حتي آن ها را بر روي كاغذ بياوريد. تا دقيق تر بتوانيد بر آن ها اشراف پيدا كنيد. با يك بررسي ظريف متوجه مي شويد كه محتواي اين افكار همگي منفي نگري و پديدآورنده يأس هستند.مانند: اگر نتونم خوب توضيح بدم، اگر اضطراب داشته باشم، اگر نتونم به سوالات پاسخ بدم، اگر زمان كمي داشته باشم، اگر ... پس از بررسي افكار بايد سعي كنيد هر گونه خودگويي منفي را به خودگويي مثبت تبديل كنيد. مثل: من كاملاً آرام صحبت خواهم كرد. تسلط خوبي بر مطلب خواهم داشت، پاسخ خوبي براي سوالات احتمالي در نظر دارم، استاد از صحبت هاي من رضايت خواهد داشت و ... البته جايگزيني  افكار مثبت تدريجي است و به تمرين و پشتكار نياز دارد.

در نظر داشته باشيد كه شنونده يا بيننده شما متوجه عرق ريختن و تپش قلب شما نمي شود. پس با آرامش ظاهري به صحبت ادامه دهيد.

3- از دو روز پيش از جلسه سخنراني صحنه اين جلسه را در ذهن و يا چه بهتر در محيط بازسازي كنيد و به سخنراني بپردازيد. اگر مي توانيد براي شبيه سازي به جاي همكلاسان خود نيز صندلي يا گلداني را قرار دهيد تا هر چه بيشتر احساس واقعي بودن براي شما ايجاد شده و با تجسمي واقعي تر صحنه را فرض كنيد. با همان حالات حاكم در آن لحظه و همان احساس ها. پس از آن با افكار مثبت خود را به آرامش برسانيد. هدف از اين تمرين آن است كه اولاً بر متن سخنراني مسلط شويد و دوماً ًاين حس را پيدا كنيد كه آرامش دست يافتني است و اين جلسه از كنترل شما خارج نيست.

4- اكثر اضطراب حاكم بر شما در دقايق ابتدايي صحبت رخ مي دهد. بهتر است پس از صحبت هاي آغازين با يك سوال برانگيزاننده فكري گوي صحبت را به مخاطبين خود داده و خود با چند نفس عميق آرامش را بدست آوريد.

 

5- اضطراب خود را پنهان و انكار نكنيد و آن را طبيعي بدانيد و از آشكار شدن علائم آن نترسيد. اكثر افراد در اين مواقع چنين استرسي را كم يا زياد تجربه مي كنند پس بدانيد اين ترس مختص شما نبوده و ديگران را هم درگير خود مي كند.

6- هر قدر تصاوير ذهني شما از خودتان بهتر و شفاف تر و اميد وار كننده تر باشد سخنراني شما موفق تر خواهد بود . بنابر اين حتي در اوج استرس از تجسم هاي مثبت و اميد به توانايي خود چشم پوشي نكنيد.

7- در نظر داشته باشيد كه شنونده يا بيننده شما متوجه عرق ريختن و تپش قلب شما نمي شود. پس با آرامش ظاهري به صحبت ادامه دهيد. اين موضوع با تماشاي سخنراني خود توسط سي دي كه اين جلسه را ضبط نموده قابل اثبات است.

8- استفاده از وسائل هاي آموزشي باعث انتقال توجه مخاطبان شده و به استراحت روحي سخنران منجر مي شود.

9- اشتباهات خود را مهم ندانيد و از رخ دادن آن نترسيد. در آن لحظه خود با نگرشي مبني بر عادي بودن اين قضيه با ديگران متبسم شويد و به صحبت خود ادامه دهيد.

مهم، فكر و احساس شما از اين قضيه است كه مي تواند شما را بسيار مضطرب و يا آرام و رها و موفق گرداند. و يادتان نرود كه آسيب زننده ترين عامل اجتناب شما از اين فعاليت مي باشد.

منبع :

http://www.tebyan.net/social/house_family/lifesknowledge/2010/5/12/123036.html

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه در مواقع سختي، خونسرد باشيم؟

اگر مصاحبه اي داريد تشويش و نگراني تان كاملا طبيعي است. اگرچه براي از بين بردن نگراني و استرس راهكار قطعي اي وجود ندارد اما راههايي براي آرام كردنتان وجود دارد كه در زير آمده است:

▪ آماده شويد:

اكثر ما، وقتي هنوز كاملا آمادگي كاري را نداريم نگران و عصبي مي شويم. اگر سخنراني داريد، يك شب قبل از آن تمرين كنيد و يادداشت برداريد يا زمان بيشتري را صرف تمرين روي متن سخنراني تان بكنيد طوري كه به زمان حضورتان لطمه اي نخورد و سر موقع در جمع مهمانان حاضر شويد. زيرا هرچه ديرتر به محل برسيد دستپاچگي شما بيشتر مي شود و تمركزتان را از دست مي دهيد. همچنين قبل از سخنراني كاملا استراحت كنيد تا بدون استرس بتوانيد يك سخنراني خوبي را ارائه دهيد.

▪ خودتان را آرام كنيد:

از خوراكي هايي كه خاصيت آرامش بخشي دارند استفاده كنيد مثلا چاي بابونه بخوريد. اما از مواد مهيج و هيجان انگيز مانند كافئين و سيگار و مشروبات الكلي كه ضربان قلبتان را بالا مي برد پرهيز كنيد. شما هرگز نمي دانيد بدنتان در مقابل اين مواد چه واكنشي نشان مي دهد. پس چرا ريسك كنيد؟

▪ تنش ها را از خودتان دور كنيد:

معمولا وقتي كه تنش و نگراني به سراغمان مي آيد، ماهيچه هايمان به هم گره مي خورد كه درنتيجه گردش خونمان كم مي شود و امكان ريلكس شدن و آرامش داشتن سختتر مي شود. براي اينكه از اين اتفاق جلوگيري كنيد، ماهيچه هاي پايتان را منقبض كنيد، تا ۵ بشماريد و ماهيچه ها را آزاد كنيد. به همين روش انقباض ماهيچه هاي نقاط ديگر بدنتان را ادامه دهيد، و وقتي ماهيچه هاي شانه ها و گردنتان را منقبض كرديد، متوقف كنيد.

▪ هوا را به داخل فرو ببريد:

اگر نفس عميق مي كشيد، هوا را از طريق بيني تان از شكمتان (نه از قفسه سينه تان) به داخل بكشيد. اين كار، آرامشي را براي شما به ارمغان مي آورد.

▪ با پزشك مشورت كنيد:

مصرف بعضي داروها باعث عصبي شدن و تشويش و نگراني مي شود. اما انجام دادن يوگا به صورت مرتب تاثير بسزايي در از بين بردن تنش ها و نگراني ها دارد همچنين يوگا يك راه طولاني مدت براي كنترل اعصاب مي باشد.

منبع : سيمرغ


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه مي توان به فنّ بيان عالي دست يافت؟

سخنوران معتقدند كه خطابه همچون فنون و علوم بشري، اصول و ضوابطي دارد كه هركس بتواند با دقّت كافي اصول و قواعد فنّ خطابه را به كار بگيرد، خطيب ماهري مي شود. مي گويند: ارسطو واضع فنّ خطابه بود ولي خودش خطيب و سخنور نبود. سخنور كسي است كه اسلوب خطابه را در سخنراني هايش مراعات كند.
رسيدن به مقصد اصلي و اعلا در سخنوري به سادگي امكان پذير نيست بلكه به تمرين بسيار و اطلاعات وسيع و استقامت نياز دارد. راه هاي دست يابي به اين هدف عالي را مي توان در چند موضوع خلاصه كرد:


الف) استعداد ذاتي:
خطيب موفق كسي است كه به طور طبيعي، آهنگي جالب، بياني فصيح و حنجره اي گرم وگيرا داشته باشد. مخارج حروف را صحيح ادا كند. گرفتار لكنت زبان و سردي بيان نشود. دلي پرسوز و سر پر شور و قلب پاك داشته باشد. به زيبايي منظر و حضور ذهن قوي و هوش سرشار آراسته باشد. چنين فردي با تمرين مي تواند به قلّه بلند خطابه دست بيابد.


ب) مطالعة‌ سخنان اديبان.
سخنران نخست بايد گفتار اديبان و سخنوران زبردست را مطالعه نمايد تا اسرار فصاحت و بلاغت را در كلام آن ها بيايد و تعبيرات زيبا و نغز را دريابد و شيوة به كارگيري الفاظ و روش خوب و زيباي آن را بشناسد.
بسياري از گويندگان معروف، در آغاز از سخنراني هاي مكتوب ديگران بهره مي جستند تا زمينة ذهي خود را براي تدوين سخنراني آماده سازند.


ج) تسلط بر نفس:
خطيب بايد خود را براي تحمل شدايد آماده سازد و در مقابل اشكالات و اعتراضات و احياناً تمسخر ها صبور و بردبار باشد و از سخنراني دلسر نشود.


د) رياضت و تمريم مداوم:
ديده نشده است كه سخنراني در شروع امر عيوب زيادي نداشته باشد؛ از لكنت زبان گرفته تا نارسايي بيان و فقدان الفاظ و جملات. تمامي سخنرانان اين گونه عيوب را داشته اند ولي كم كم برطرف شده است.


5) جرأت و اعتماد به نفس:
ترس و دلهره و عدم اعتماد به نفس از عوامل بازدارنده از سخنور شدن است. اگر كسي بخواهد سخنور خوبي بشود، بايد با تمرين و سخن گفتن در برابر مردم و در اجتماعات، ترس و دلهره را از خود بزدايد.
و) معلومات و محفوظات لازم:
سخنران بايد هر چه مي تواند بر محفوظات خود بيافزايد. اشعار زيبا و مناسب، سخنان نغز و شيوا از بزرگاني مانند سعدي و حفظ احاديث و ايات مناسب با موضوع بحث را در حافظه داشته باشد تا سخنراني او از جذّابيّت خاصّي برخوردار باشد.[22]
[22] محمد باقر شريعتي سبزواري، دربارة سخن و سخنوري، ص 62 به بعد، با تلخيص.

منبع :
www.yazdjdu.ac.ir



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

1. مهارت هاي سخنراني و سخن گفتن: چطور با صحبت كردن در هر موقعيتي برنده شويم

Speak To Win: How To Present With Power In Any Situation

ناشر : راشين

سال نشر : 1388

نويسندگان : تريسي برايان

 

2. مهارت هاي ارائه: چگونه مي توانيم يك احساس خوشايند در ديگران به وجود آوريم...

Successful Presentation Skills

ناشر : عارف كامل

سال نشر : 1387

نويسندگان : برادبوري آندرو

 

3. چگونه يك سمينار خوب ارائه دهيم؟(درس نامه): سمينار در مسايل...

How to hold an Effective Seminar?

ناشر : سايه گستر

سال نشر : 1386

نويسندگان : موسي خاني مرتضي - حميدي ناصر

 

4. سي دقيقه قبل از ارائه مطالب

30 Minutes - Befor a presentation

ناشر : انستيتو ايز ايران

سال نشر : 1380

نويسندگان : فورسايت پاتريك

 

5. چگونه يك سمينار خوب ارائه دهيم؟(درس نامه): سمينار در مسايل...

How to hold an Effective Seminar?

ناشر : سايه گستر

سال نشر : 1386

نويسندگان : موسي خاني مرتضي - حميدي ناصر

 

6. سخنراني موثر

Your Guide to Successful Speaking

ناشر : فرا

سال نشر : 1387

نويسندگان : گروه انتشاراتي بريفينگز

 

7. سخنراني

The presentation pocketbook

ناشر : آدينه

سال نشر : 1387

نويسندگان : تاونزند جان

 

8. آيين سخنراني موفق

-

ناشر : بامشاد

سال نشر : 1385

نويسندگان : هال جري ام

 

9. هنر سخنراني: مهارت هاي عملي فن بيان در قالب نظريه هاي كلاسيك و معاصر

The art of public speaking

ناشر : رشد

سال نشر : 1381

نويسندگان : لوكاس استفن اي

 

10. مهارت هاي سخنراني تخصصي: راهنماي بهبود سخنراني هاي تخصصي مورد استفاده استادان، سخنوران، دانشمندان، مهندسان، پزشكان و ديگر علاقه مندان

Speaking technically: a hand book for scientist, engineers, and physicians on how to improve technical presentetions

ناشر : چاپار

سال نشر : 1381

نويسندگان : گودلد سينكلر

 

11. آموزش سخنراني از زبان يك سخنران و تسلط بر مذاكرات روزمره

-

ناشر : توانگران

سال نشر : 1380

نويسندگان : داوري آرمان

 

12. سخنران خوبي باشيد: فنون آزمايش شده براي اصلاح مهارت هاي برقراري ارتباط و ارائه سخنراني

-

ناشر : فراروان

سال نشر : 1382

نويسندگان : دني ريچارد

 

13. مهارت هاي سخنراني و ارائه مطالب در 21گام

-

ناشر : انستيتو ايز ايران

سال نشر : 1380

نويسندگان : يودر المون


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

تفكر عقلاني مثبت در سخنراني

آيا تاكنون اتفاق افتاده است كه درباره چيزي واقعاً دچار استرس شده باشيد و فقط هنگامي كه آن را با يك دوست در ميان گذاشته ايد احساس آرامش كنيد؟ اغلب اوقات، تجربه اي كه ما از استرس داريم ناشي از درك ما از استرس است. اين درك ما، گاهي درست و گاهي اشتباه است. بعضي وقتها ما بطرز غير معقولي نسبت به خودمان خشن و بي انصاف هستيم و يا قضاوت هاي عجولانه اي در خصوص نيات ديگران داريم. چنين كاري مي تواند ما را به قعر مارپيچ تفكر منفي بفرستد.
آگاهي بر تفكر، تفكر عقلاني و تفكر مثبت ابزار ساده اي هستند كه به شما كمك مي كنند چنين طريقه منفي فكر كردن را تغيير دهيد. 
مقدمه 
معمول ترين تعريف پذيرفته شده از استرس بدين اشاره دارد كه استرس هنگامي اتفاق مي افتد كه شخص بدين باور مي رسد كه "تقاضاها بيشتر از منابع فردي و اجتماعي است كه شخص قادر به بسيج آن هاست." ميزان احساس استرس توسط فرد بستگي به اين دارد كه وضعيت دشواري كه فرد درگير آن است چقدر مي تواند او را آزار دهد و منابع در اختيار او چقدر مي توانند از عهده تقاضاهاي وضعيت مذكور برآيند.
شناخت، كليد اين مسئله است چرا كه وضعيت هاي دشوار (به لحاظ فني) به خودي خود حاوي استرس نيستند؛ بلكه اين شناخت ما از وضعيت مذكور است كه سطح استرسي كه احساس 
مي كنيم را تعيين مي كند. گاهي اوقات آشكارا، آنچه به خودمان مي گوييم صحيح است يعني بعضي وضعيت ها ممكن است به واقع خطرناك بوده و به لحاظ جسمي، اجتماعي و يا شغلي تهديدي براي ما باشند. در اينچنين مواردي استرس و احساس، بخشي از سيستم اعلام خطر هستند كه ما را در برابر يك تهديد، هوشيار مي سازد. ولي اغلب پيش مي آيد كه ما آنقدر نسبت به خودمان خشن و نادرست مي شويم كه هرگز با دوستان يا همكارانمان اينگونه نيستيم. اين نوع تفكر منفي در باره خود، به مانند تفكر منفي در باره ديگران مي تواند استرس و حس بدبختي عميقي بوجود آورده و در نتيجه مي تواند اعتماد به نفس مان را به شدت تضعيف نمايد.
استفاده از يك ابزار: آگاهي بر تفكر
معمولاً زماني تفكر منفي به شما دست مي دهد كه از آينده مي ترسيد، به خودتان طعنه مي زنيد، به خاطر اشتباهاتتان از خودتان انتقاد مي كنيد، توانايي هايتان را به زير سوال مي بريد، يا انتظار شكست در كارتان را داريد. تفكر منفي اعتماد به نفس را تخريب كرده، باعث ضعف عملكرد شده و مهارت هاي ذهني را فلج مي كند.
متاسفانه، تفكرات منفي معمولاً به آگاهي ما وارد مي شوند و پس از اينكه اقدامات تخريبي خود را انجام مي دهند دوباره خارج مي شوند بدون اينكه اثرات تخريبي شان آشكارا مورد توجه قرار گيرد. به دليل اينكه ما نمي توانيم وجود آن ها را تشخيص دهيم، لذا آنها را درست به چالش نمي كشيم. در صورت به چالش در آوردن آنها متوجه مي شويم كه چنين افكاري مي توانند كاملاً بي اساس و غلط باشند.
آگاهي بر تفكر، فرايندي است كه بوسيله آن مي توانيد افكارتان را مشاهده نموده و بر آنچه در مخيله تان مي گذرد آگاه باشيد. يك رويكرد به اين فرايند، اين است كه هنگامي كه در باره چيزي فكر مي كنيد كه سعي در به دست آوردنش داريد،"جريان آگاهي تان" را به مشاهده در آوريد. در اين حال، هيچ يك از افكارتان را حذف يا سركوب نكنيد بلكه اجازه دهيد اين افكار در حالي كه 
آن ها را تماشا مي كنيد در ذهنتان جريان بيابند. آن ها را در همان زماني كه به ذهنتان مي آيند بر روي يك كاغذ كار يادداشت نماييد و سپس بگذاريد از فكرتان خارج شوند.
اما يك رويكرد عمومي تر به فرايند آگاهي بر فكر عبارت است از ثبت كردن استرس در يك "دفتر چه روزانه". در پايان يك مدت معين، هنگامي كه مطالب اين دفتر چه را تحليل مي كنيد قادر خواهيد بود  پرتكرار ترين و مخرب ترين افكار را شناسايي نماييد. در زير به چند نمونه از افكار منفي كه ممكن است به هنگام ارايه يك سخنراني مهم به ذهن خطور نمايد اشاره مي شود:
- ترس در باره كيفيت اجرا يا مسايلي كه ممكن است در جريان سخنراني بوجود آيد؛
-نگراني از اين بابت كه عكس العمل شنوندگان ( بويژه مدعوين مهم مانند رييس شما) يا مطبوعات به شما چه خواهد بود؛
-دور زدن ذهن تان حول پيامد هاي يك اجراي ضعيف؛
-انتقاد از خود به خاطر يك سخنراني تمريني نه چندان عالي.
آگاهي بر تفكر، اولين قدم در فرايند مديريت افكار منفي است زيرا تا زماني كه بر افكارمان آگاهي نداشته باشيم، نخواهيم توانست آن ها را مديريت كنيم.
تفكر عقلاني
قدم بعدي در مواجهه با تفكر منفي، به چالش كشيدن افكار منفي است كه با استفاده از تكنيك آگاهي بر تفكر شناسايي نموده ايد. تك تك اين افكار را كه يادداشت كرده ايد مورد توجه قرار داده و به صورت عقلاني آن ها را به چالش بكشيد. از خود بپرسيد آيا اين فكر معقول است يا نه و اينكه چه مدركي براي يا عليه اين فكر وجود دارد؟ آيا همكاران يا دوستانتان با اين فكر موافق هستند يا مخالف؟
با نگاهي به مثال ها، چالش هاي زير مي تواند به روشن ساختن افكار منفي كه پيشتر شناسايي شان كرديم كمك كند:
-احساسات مربوط به عدم كفايت: آيا به آن ميزان معقول كه بايد تمرين كرده ايد؟ براي ارايه سخنراني تان آيا تجربه و منابع لازم را در اختيار داريد؟ آيا به شكل مناسب برنامه ريزي كرده ايد؟ در صورتي كه همه اين كارها را انجام داده ايد كليه كار هايي كه مي توانسته ايد براي يك اجراي موفق انجام دهيد انجام داده ايد.
-دلواپسي در خصوص اجرا در طول تمرينات: آيا ريسك هاي اين چيزهايي كه نگران اتفاق افتادنشان هستيد را شناسايي كرده ايد؟ و آيا قدم هايي براي كاهش احتمال اتفاق افتادن و يا كاهش اثرهايشان  برداشته ايد؟ اگر اين پيشامد ها رخ دهند چكار خواهيد كرد؟ و چه اقداماتي را نياز داريد تا ديگران براي شما انجام دهند؟
راهنمايي: هرگز يك اتفاق مفرد را تعميم ندهيد. ممكن است شما در حين كار، اشتباهي را مرتكب شويد ولي اين نمي تواند بدين معنا باشد كه كار شما بد است. به همين ترتيب، اطمينان حاصل كنيد كه درك شما از پيشامدها يي كه از نظرتان استرس زا است يك درك پايدار است. اين كه برخي از مسئوليت هاي جديد، استرس زا است بدان معني نيست كه آن ها هميشه در آينده نيز براي شما اينگونه خواهند بود.

پاسخ هاي عقلاني خود به هر تفكر منفي را در ستون تفكر عقلاني در كاربرگ خود بنويسيد.

راهنمايي: اگر احساس مي كنيد كه نمي توانيد افكار منفي تان را بي طرفانه مورد تحليل قرار دهيد، خودتان را جاي بهترين دوستتان  يا مربي كه به وي اعتماد داريد بگذاريد. به ليست افكار منفي نگاه كنيد و چنين تصور كنيد كه اين افكار متعلق به كسي است كه شما به او مشاوره مي دهيد. سپس، فكر كنيد كه چگونه مي توانيد اين افكار را به چالش بكشيد.

هنگامي كه افكار منفي را بطور عقلاني به چالش مي كشيد،  قادر خواهيد بود به سرعت ببينيد كه آيا اين افكار غلط اند يا در آن ها حقايقي نهفته است. در هر صورت مطمئن باشيد كه افكارتان بطور بارزي در كسب اهدافتان نقش دارند.

تفكر مثبت و جستجوي فرصت  
تا اينجاي كار بايستي احساس مثبت تري در شما بوجود آمده باشد. مرحله آخر، عبارت است از آماده كردن افكار و تصديقات عقلايي و مثبت براي رويارويي هرگونه افكار منفي باقي مانده. در اين راستا، توجه به وضعيت بوجود آمده به منظور شناسايي 
فرصت هاي سودمندي كه با آن ايجاد شده اند كار بسيار مناسبي است.
با گذاشتن مبناي تصديقاتمان بر واقعيتهاي روشن و عقلاني كه با استفاده از تفكر عقلاني انجام مي دهيد، ملاحظه خواهيد كرد كه مي توانيد از اين كار در اصلاح 
زيان هايي كه تفكر منفي ممكن است بر اعتماد به نفس شما وارد ساخته باشد استفاده كنيد.

راهنمايي: تصديقات شما به ويژه در قوي ترين حد خود خواهند بود اگر خاص بوده و به زمان حال بيان شده و داراي محتواي احساسي قوي باشند.

با مراجعه به مثال قبلي مان تصديقات مثبت مي توانند بدين صورت باشند:

مسايل در حين تمرين: " من از تمريناتم بسيار آموخته ام و اين مرا در جايگاهي قرار مي دهد كه مي توانم اجرايي بسيار موفق داشته باشم. سخنراني خوبي خواهم داشت و از برنامه لذت خواهم برد."
دلواپسي ها در خصوص اجرا: "خوب آماده شده ام و كاملاً تمرين كرده ام. در وضعيت مناسبي براي ارايه يك سخنراني عالي هستم."
مسايلي كه خارج از كنترل شماست: " هر چيزي را كه احتمال معقولي براي رخ دادن دارد مورد توجه قرار داده ام و براي پيامد هاي شان هم برنامه ريزي كرده ام. در وضعيت مناسبي براي عكس العمل نشان دادن به پيشامد ها هستم.
نگراني در خصوص عكس العمل هاي مردم: "افراد منصف به يك اجراي خوب عكس العمل خوب نشان مي دهند. من با اجرايي مناسب و حرفه اي فراتر از هرگونه انتقاد غير منصفانه قرار خواهم داشت."
در صورتي كه مناسب مي دانيد اين تصديقات را در كاربرگ خود بنويسيد و هرگاه به آنها نياز داشتيد به آن ها رجوع كنيد. فراموش نكنيد كه بخشي مهم از تفكر مثبت توجه به فرصت هايي است كه يك وضعيت دشوار به همراه مي آورد. در مثال فوق فايق آمدن بر موارد ذكر شده فرصت هايي جديد پيش روي شما قرار مي دهد. به طوريكه صاحب مهارت هايي جديد شده، و به عنوان كسي شناخته خواهيد شد كه قادر است چالش هاي سخت را هدايت كند و نهايتاً فرصت هاي شغلي بهتري نصيب تان گردد.

منبع :

http://www.deltamosbat.com/archive/1387_11_19/000124.php


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

يك ارائه حرفه اي

 

هر كس خطيب بزرگي نخواهد شد


همه مي توانند –وبسياري بايست- اجراي شايسته اي داشته باشند، اگر بفهمند كه چگونه بايد وارد گود اين

 مهارت شوند 

مقدمه

هنگام گوش دادن به سخنان جالب،الهام بخش و .....احتمالاً افكاري به ذهنتان خطور مي كند؛ مانند اينكه...

كاش من هم مي توانستم مانند اين شخص سخنراني كنم ويا مثلاً مجري يك برنامه را مي بينيد كه با چه

 تسلطي جلسه اي را اداره مي كند و... 

تفاوت يك كارگاه آموزشي با كلاس تئوري در دوطرفه بودن جريان تدريس مي باشد

آيا در خود اين احساس را مي كنيد كه بتوانيد در عرض دودقيقه يك موضوع را با ما درميان بگذاريد؟

 

دلايل وانگيزه هاي يك سخنراني

آرزوي بسياري از ما اينست كه بتوانيم در ميان جمع

سخنراني خوبي كنيم . پيش آمدن يك فرصت براي سخنراني زماني است كه بايد توانايي هايتان را به

 ديگران نشان دهيد تا آن طور كه هستيد به نمايش درآييد . 

بهبود وضعيت شغلي وتحصيلي و...با افزايش قابليت هاي فردي

 

دلايل وانگيزه هاي يك سخنراني


شايد هم شما شنيده باشيد “... مار رو از سوراخش درميآره

 

دفاع از فعاليتهايتان

-1 دفاع از پايان نامه

-2 دفاع از پروژه

-3 شركت در سمينارهاي علمي

-4 فروش يك محصول

مطلبي داريد كه سالهاست ميخواهيد ارائه دهيد.

تدريس كردن

دنياي حرفه اي، صحبت كردن حرفه اي –نوشتن حرفه اي

و...

افزايش توانايي هاي صحبت كردن، مطالعه كردن،نوشتن وگوش دادنافزايش علاقه مندي به آنچه كه

 دراطرافتان ميگذرد

پيشرفت در قدرت تفكر ونتيجه گيري

برخوردي راحت تر به انتقادات و...

افزايش خلاقيت در زندگي روزمره

افزايش علاقه مندي مخاطبتان به سخنان شما

يك سخنراني جذاب باطعم ...

به نظر من هر وقت كه شما صحبت يا سخنراني مي كنيد در واقع درحال فروش ايده هاي خود ،توانمندي هاي

 شركت خود ويا محصولاتي هستيد كه توليد مي كنيد،اغلب مردم نمي توانند سخنران خوبي در ميان جمع

 باشند ، به همه ي كارآفرينان توصيه مي كنم مهارت خود را در سخنوري پرورش دهند.

 

بخش دوم

يك سبد بهانه

كابوسھاي سخنراني

 

" نود ونه درصد شكستها نصيب كساني مي شود كه عادت به بهانه آوردن دارند "

جرج واشنگتن

 

يك سبد بهانه

١. ترس ھا :صحبت در جمع – كم آوردن مطلب و...

٢. عدم اعتماد به نفس

٣. عدم استعداد

۴. استرس ودلشوره

۵. باز خوردھا(نظر ديگران بعد ازسخنراني)

۶. كابوس اِم...اِم...

٧. وقت كم مياوريم


بخش سوم


رفع موانع ؛براي يك ارائه ي مطلوب هنگامي كه از چيزي مي ترسي ،خود را درآن بيفكن ،زيرا گاهي

 ترسيدن از چيزي ،از خود آن سخت تر است

اميرالمؤمنين(عليه السلام)


سه اصل اساسي

 

توكّل

آمادگي ذهني

تمرين و تلاش


الا بذكرلله تطمئن القلوب

 

تمرين و تلاش

هر كس به خداوند توكل كند و در راه آن  تلاش نكند خود را به سخره گرفته است

امام رضا عليه السلام

 

آمادگي ذهني يعني چه؟

خودتان را در اوج موفقيت ببينيد.

براي چند لحظه با بزرگان همنشين شويد (تقليد اساتيد)

يك قانون ساده

برقراري ارتباط وانتقال پيام هرگز نبايد يك امر طبيعي ومسلم انگاشته شود ،بلكه نيازمند تفكّر وتوجه

 وظرافت است واهميت آن در زماني بيشتر مي شود كه ارائه مطلب به شكل رسمي انجام گيرد.

گام اول؛حساب، كتاب

موضوع چيست؟

هدف چطور؟

نوع سخنراني بر اساس مخاطبان؟(مخاطب شناسي)

رسميت جلسه؟

زمان براي آمادگي ؟

مدت زمان ارائه؟

توانايي خودم ؟دقت كنيد لزومي ندارد خيلي خودتانرا دست كم بگيريد

 

امكانات سخنراني؟

گام دوم؛ جمع آوري مطلب

تعيين مراجع

يادداشت هاي شخصي

كتاب

منابع انساني

توليدات خودتان (استفاده از فكر)

يادداشت برداري از مراجع در زمينه ي لازم

فرآيند تفكر وآماده سازي

پيش نويسي

  

فرآيند تفكر وآماده سازي

1 فهرست كردن مطالب(نوشتن مطالب حاضر شده )

1-2 طبقه بندي (مرحله ي اول-مرحله ي دوم و....)

1-3 مرتب كردن (دوباره نويسي وخلاصه نويسي)

1-4 مرور كردن

1-5 پيش نويسي نهايي

1-6 كنترل نهايي

 

منبع :

 

http://eandd1.persiangig.com/ppt/Presentation1.pdf

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۸:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان