مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1268
دیروز : 6465
افراد آنلاین : 7
همه : 5302065

تمرين براي سخنراني


آيا تاكنون اتفاق افتاده است كه درباره چيزي واقعاً دچار استرس شده باشيد و فقط هنگامي كه آن را با يك دوست در ميان گذاشته ايد احساس آرامش كنيد؟ اغلب اوقات، تجربه اي كه ما از استرس داريم ناشي از درك ما از استرس است. اين درك ما، گاهي درست و گاهي اشتباه است. بعضي وقتها ما بطرز غير معقولي نسبت به خودمان خشن و بي انصاف هستيم و يا قضاوت هاي عجولانه اي در خصوص نيات ديگران داريم. چنين كاري مي تواند ما را به قعر مارپيچ تفكر منفي بفرستد.
آگاهي بر تفكر، تفكر عقلاني و تفكر مثبت ابزار ساده اي هستند كه به شما كمك مي كنند چنين طريقه منفي فكر كردن را تغيير دهيد. 
مقدمه 
معمول ترين تعريف پذيرفته شده از استرس بدين اشاره دارد كه استرس هنگامي اتفاق مي افتد كه شخص بدين باور مي رسد كه "تقاضاها بيشتر از منابع فردي و اجتماعي است كه شخص قادر به بسيج آن هاست." ميزان احساس استرس توسط فرد بستگي به اين دارد كه وضعيت دشواري كه فرد درگير آن است چقدر مي تواند او را آزار دهد و منابع در اختيار او چقدر مي توانند از عهده تقاضاهاي وضعيت مذكور برآيند.
شناخت، كليد اين مسئله است چرا كه وضعيت هاي دشوار (به لحاظ فني) به خودي خود حاوي استرس نيستند؛ بلكه اين شناخت ما از وضعيت مذكور است كه سطح استرسي كه احساس 
مي كنيم را تعيين مي كند. گاهي اوقات آشكارا، آنچه به خودمان مي گوييم صحيح است يعني بعضي وضعيت ها ممكن است به واقع خطرناك بوده و به لحاظ جسمي، اجتماعي و يا شغلي تهديدي براي ما باشند. در اينچنين مواردي استرس و احساس، بخشي از سيستم اعلام خطر هستند كه ما را در برابر يك تهديد، هوشيار مي سازد. ولي اغلب پيش مي آيد كه ما آنقدر نسبت به خودمان خشن و نادرست مي شويم كه هرگز با دوستان يا همكارانمان اينگونه نيستيم. اين نوع تفكر منفي در باره خود، به مانند تفكر منفي در باره ديگران مي تواند استرس و حس بدبختي عميقي بوجود آورده و در نتيجه مي تواند اعتماد به نفس مان را به شدت تضعيف نمايد.
استفاده از يك ابزار: آگاهي بر تفكر
معمولاً زماني تفكر منفي به شما دست مي دهد كه از آينده مي ترسيد، به خودتان طعنه مي زنيد، به خاطر اشتباهاتتان از خودتان انتقاد مي كنيد، توانايي هايتان را به زير سوال مي بريد، يا انتظار شكست در كارتان را داريد. تفكر منفي اعتماد به نفس را تخريب كرده، باعث ضعف عملكرد شده و مهارت هاي ذهني را فلج مي كند.
متاسفانه، تفكرات منفي معمولاً به آگاهي ما وارد مي شوند و پس از اينكه اقدامات تخريبي خود را انجام مي دهند دوباره خارج مي شوند بدون اينكه اثرات تخريبي شان آشكارا مورد توجه قرار گيرد. به دليل اينكه ما نمي توانيم وجود آن ها را تشخيص دهيم، لذا آنها را درست به چالش نمي كشيم. در صورت به چالش در آوردن آنها متوجه مي شويم كه چنين افكاري مي توانند كاملاً بي اساس و غلط باشند.
آگاهي بر تفكر، فرايندي است كه بوسيله آن مي توانيد افكارتان را مشاهده نموده و بر آنچه در مخيله تان مي گذرد آگاه باشيد. يك رويكرد به اين فرايند، اين است كه هنگامي كه در باره چيزي فكر مي كنيد كه سعي در به دست آوردنش داريد،"جريان آگاهي تان" را به مشاهده در آوريد. در اين حال، هيچ يك از افكارتان را حذف يا سركوب نكنيد بلكه اجازه دهيد اين افكار در حالي كه 
آن ها را تماشا مي كنيد در ذهنتان جريان بيابند. آن ها را در همان زماني كه به ذهنتان مي آيند بر روي يك كاغذ كار يادداشت نماييد و سپس بگذاريد از فكرتان خارج شوند.
اما يك رويكرد عمومي تر به فرايند آگاهي بر فكر عبارت است از ثبت كردن استرس در يك "دفتر چه روزانه". در پايان يك مدت معين، هنگامي كه مطالب اين دفتر چه را تحليل مي كنيد قادر خواهيد بود  پرتكرار ترين و مخرب ترين افكار را شناسايي نماييد. در زير به چند نمونه از افكار منفي كه ممكن است به هنگام ارايه يك سخنراني مهم به ذهن خطور نمايد اشاره مي شود:
- ترس در باره كيفيت اجرا يا مسايلي كه ممكن است در جريان سخنراني بوجود آيد؛
-نگراني از اين بابت كه عكس العمل شنوندگان ( بويژه مدعوين مهم مانند رييس شما) يا مطبوعات به شما چه خواهد بود؛
-دور زدن ذهن تان حول پيامد هاي يك اجراي ضعيف؛
-انتقاد از خود به خاطر يك سخنراني تمريني نه چندان عالي.
آگاهي بر تفكر، اولين قدم در فرايند مديريت افكار منفي است زيرا تا زماني كه بر افكارمان آگاهي نداشته باشيم، نخواهيم توانست آن ها را مديريت كنيم.
تفكر عقلاني
قدم بعدي در مواجهه با تفكر منفي، به چالش كشيدن افكار منفي است كه با استفاده از تكنيك آگاهي بر تفكر شناسايي نموده ايد. تك تك اين افكار را كه يادداشت كرده ايد مورد توجه قرار داده و به صورت عقلاني آن ها را به چالش بكشيد. از خود بپرسيد آيا اين فكر معقول است يا نه و اينكه چه مدركي براي يا عليه اين فكر وجود دارد؟ آيا همكاران يا دوستانتان با اين فكر موافق هستند يا مخالف؟
با نگاهي به مثال ها، چالش هاي زير مي تواند به روشن ساختن افكار منفي كه پيشتر شناسايي شان كرديم كمك كند:
-احساسات مربوط به عدم كفايت: آيا به آن ميزان معقول كه بايد تمرين كرده ايد؟ براي ارايه سخنراني تان آيا تجربه و منابع لازم را در اختيار داريد؟ آيا به شكل مناسب برنامه ريزي كرده ايد؟ در صورتي كه همه اين كارها را انجام داده ايد كليه كار هايي كه مي توانسته ايد براي يك اجراي موفق انجام دهيد انجام داده ايد.
-دلواپسي در خصوص اجرا در طول تمرينات: آيا ريسك هاي اين چيزهايي كه نگران اتفاق افتادنشان هستيد را شناسايي كرده ايد؟ و آيا قدم هايي براي كاهش احتمال اتفاق افتادن و يا كاهش اثرهايشان  برداشته ايد؟ اگر اين پيشامد ها رخ دهند چكار خواهيد كرد؟ و چه اقداماتي را نياز داريد تا ديگران براي شما انجام دهند؟
راهنمايي: هرگز يك اتفاق مفرد را تعميم ندهيد. ممكن است شما در حين كار، اشتباهي را مرتكب شويد ولي اين نمي تواند بدين معنا باشد كه كار شما بد است. به همين ترتيب، اطمينان حاصل كنيد كه درك شما از پيشامدها يي كه از نظرتان استرس زا است يك درك پايدار است. اين كه برخي از مسئوليت هاي جديد، استرس زا است بدان معني نيست كه آن ها هميشه در آينده نيز براي شما اينگونه خواهند بود.

پاسخ هاي عقلاني خود به هر تفكر منفي را در ستون تفكر عقلاني در كاربرگ خود بنويسيد.

راهنمايي: اگر احساس مي كنيد كه نمي توانيد افكار منفي تان را بي طرفانه مورد تحليل قرار دهيد، خودتان را جاي بهترين دوستتان  يا مربي كه به وي اعتماد داريد بگذاريد. به ليست افكار منفي نگاه كنيد و چنين تصور كنيد كه اين افكار متعلق به كسي است كه شما به او مشاوره مي دهيد. سپس، فكر كنيد كه چگونه مي توانيد اين افكار را به چالش بكشيد.

هنگامي كه افكار منفي را بطور عقلاني به چالش مي كشيد،  قادر خواهيد بود به سرعت ببينيد كه آيا اين افكار غلط اند يا در آن ها حقايقي نهفته است. در هر صورت مطمئن باشيد كه افكارتان بطور بارزي در كسب اهدافتان نقش دارند.

تفكر مثبت و جستجوي فرصت  
تا اينجاي كار بايستي احساس مثبت تري در شما بوجود آمده باشد. مرحله آخر، عبارت است از آماده كردن افكار و تصديقات عقلايي و مثبت براي رويارويي هرگونه افكار منفي باقي مانده. در اين راستا، توجه به وضعيت بوجود آمده به منظور شناسايي 
فرصت هاي سودمندي كه با آن ايجاد شده اند كار بسيار مناسبي است.
با گذاشتن مبناي تصديقاتمان بر واقعيتهاي روشن و عقلاني كه با استفاده از تفكر عقلاني انجام مي دهيد، ملاحظه خواهيد كرد كه مي توانيد از اين كار در اصلاح 
زيان هايي كه تفكر منفي ممكن است بر اعتماد به نفس شما وارد ساخته باشد استفاده كنيد.

راهنمايي: تصديقات شما به ويژه در قوي ترين حد خود خواهند بود اگر خاص بوده و به زمان حال بيان شده و داراي محتواي احساسي قوي باشند.

با مراجعه به مثال قبلي مان تصديقات مثبت مي توانند بدين صورت باشند:

مسايل در حين تمرين: " من از تمريناتم بسيار آموخته ام و اين مرا در جايگاهي قرار مي دهد كه مي توانم اجرايي بسيار موفق داشته باشم. سخنراني خوبي خواهم داشت و از برنامه لذت خواهم برد."
دلواپسي ها در خصوص اجرا: "خوب آماده شده ام و كاملاً تمرين كرده ام. در وضعيت مناسبي براي ارايه يك سخنراني عالي هستم."
مسايلي كه خارج از كنترل شماست: " هر چيزي را كه احتمال معقولي براي ر