مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 1249
دیروز : 6465
افراد آنلاین : 6
همه : 5302046

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

هنر اقناع مخاطبان (4)

چالش هاي اقناع مخاطبان

ممكن است مخاطبان از سخنان سخنران ناشناخته اي ، با ترديد و بدگماني ، استقبال كنند خصوصا اگر متوجه شوند كه سخنران ، قصد تغيير باورها و ذهنيت هاي گذشته آنان را دارد . ( طبيعت مخاطبان در چنين موقعيت و فضائي ، اقتضاء مي كند رفتار و واكنشي توأم با هشياري و احتياط نسبت به سخنران داشته باشند . )

ممكن است مخاطبان به اين باور برسند كه سخنران ، شخصيتي ضعيف دارد ، فاقد قدرت اعتماد به نفس است و به آنچه مي گويد ، ايمان ندارد .

ممكن است مخاطبان تصور كنند كه به نظر سخنران ، مخاطبان ، انسان هائي منطقي نيستند .

ممكن است از ديدگاه مخاطبان ، سخنان سخنران ، تكرار سخنان ديگران است . پيشنهاد و حرف تازه اي ندارد و علاوه بر آن ، اطلاعات ضعيفي در زمينه موضوع سخنراني دارد .

ممكن است مخاطبان در شرائط روحي مناسبي براي شنيدن و پذيرش سخنان و ايده هاي سخنران نباشند و تصورشان اين باشد كه هيچ وجه مشتركي با سخنران ندارند و سخنران هم توجهي به اين موضوع ندارد و با آن ها ، احساس و اظهار همدردي نمي كند .

ممكن است سخنران به دليل انتخاب ريتمي خواب آور و ملال انگيز براي سخنراني و يا استفاده از حجم نامناسب و بي مورد صدا ، ناخواسته به مخاطبان القاء كند كه مخاطبان مناسبي نيستند و به همين دليل ، مخاطبان ، ضمن عدم استقبال از سخنانش ، محل سخنراني را نيز ترك كنند .

ممكن است مخاطبان تصور كنند كه سخنران ، با نيازها و خواست هاي ضروريشان ، نا آشناست و توجه به سخنان سخنران ، به منافعشان آسيب خواهد زد .

ممكن است به گمان مخاطبان ، آراء و عقائد سخنران ، پيش تر ،از سوي مخاطبان ديگر ، غير منطقي و مردود اعلام شده و سخنران ، قصد تحميل نظرات خود به مخاطبان جديد را دارد .

ممكن است به باور مخاطبان ، سخنران با ظرفيت ها و قابليت هايشان آشنا نيست يا آن هارا دست كم گرفته است .

ممكن است مخاطبان به اين جمع بندي برسند كه سخنران ، يكسويه قضاوت مي كند و به تمام جوانب و آثار زشت و زيبا و ضعيف و قوي ايده هاي پيشنهادي خود ، اشراف كامل ندارد .

براي حذف يا كاهش چالش هاي يادشده از مسير منتهي به اقناع و ترغيب مخاطبان ، توجه به اين نكته ها مي تواند راهگشا باشد :

سخنران در هر شرائط و به هر شكل ممكن و مقتضي ، تلاش كند با استفاده از سازوكارهاي مؤثر ؛ و ضمن احاطه كامل بر ايراد سخنراني و اشراف و مديريت شايسته بر مخاطبان و فضاي محل سخنراني ، صداقت و بي ريائي خودرا ثابت كند تا توجه و اعتماد مخاطبان نسبت به نظرات سود بخش او ، تقويت و كامل شود .

نسبت به عقيده ها ، آراء و ديدگاه هاي خود ، اخلاص و باور عيني و عملي داشته باشد و با جرأت و شجاعت و اتكاي به توانائي هاي علمي و قدرت استنباط ، مؤمنانه از برداشت هاي خود دفاع كند تا مخاطبانش نيز ، مجاب و قانع شوند .

ساختاري عقلاني براي سخنراني خود انتخاب كند . مخاطبان علاوه بر نياز و گرايش به ساختار عاطفي و احساسي سخنراني ها ، به عقلانيت منطق كلام نيز توجه خاص دارند و از اين كه به انديشه و منطقشان توجه شود و منطقي جلوه كنند ، شادمان مي شوند و متقاعد.

بر شمار شنوندگان زماني افزوده مي شود كه مخاطبان با افكار و ايده هاي جديد و غير تكراري پيشنهاد شده از سوي سخنران براي انتخاب راه هموارتر زندگي بهتر مواجه شوند. راهي كوتاه و روشن از نور اميد ؛ و خالي از ترس و اضطراب و افسردگي و نااميدي . نوسازي ذهن مخاطبان و پرهيز از تقليد و تكرار شيوه هاي قديمي و فرسوده و ارائه روش هاي تازه تر براي زندگي بهتر در آينده اي روشن تر ، به قانع شدن مخاطبان كمك بسيار مي كند .

معمولا مخاطبان ، به ناطق و سخنوري گرايش دارند كه ويژگي هاي مثبت بيشتر و برجسته تري نسبت به ساير سخنرانان داشته باشد . آشنائي با چالش ها و آسيب هاي زندگي مردم ، سخن گفتن از امور شهروندي و مسائل روز مخاطبان ، قدرت بيان و تبيين معضلات خانواده و جامعه و ارائه روش هاي كارامد براي حل مسائل جاري در زندگي مخاطبان ، اطلاع رساني به موقع و آگاهي بخشي اثر گذار در زمينه نيازهاي مخاطبان ، مي تواند بخشي از ويژگي هاي مثبت سخنراني باشد كه مايل است منحصر به فرد و مقتدر جلوه كند . مخاطبان ، در برابر پيشنهادها و نظرات سخنراني مجاب و متقاعد خواهند شد كه با آگاهي هاي بسيار و قدرت تحليل و انتقال ظريف اطلاعات مربوط به هنر زندگي فردي و جمعي ، پيشتاز و تك سوار ميدان سخن باشد .

" هر سخن ، جائي و هر نكته ، مكاني دارد " . به شرائط رواني مخاطبان بايد توجه داشت هنر " زمان آگاهي " و " مكان شناسي " ، به سخنران اجازه نمي دهد شرائط وموقعيت هاي زماني و مكاني مناسبي را براي اقناع مخاطبان انتخاب نكند و گرنه ، قصه " قوز بالاي قوز " تكرار خواهد شد و سركنگبين ، صفرا خواهد فزود . زماني كه مخاطبان با فشارهاي روحي دست و پنجه نرم مي كنند ، گوش شنوائي براي شنيدن هر حرفي ندارند و زمان مناسبي براي اقناع آن ها نيست .

همسوئي با مخاطبان و شناخت و درك و طبقه بندي و بيان دغدغه هاي آن ها ، به همدلي و هم انديشي و هم آوائي سخنران با مخاطبان خواهد انجاميد . يافتن اين مرز و نقطه مشترك ، به مخاطبان كمك مي كند تا همگوني و سازگاري باورهاي سخنران با عقائد و افكار خودشان را بپذيرند و به سخنران كمك مي كند آنگونه كه لازم است ، مخاطبان را به بهترين ها قانع كند .

فصاحت سخنران ، شيوائي كلمه و شيوائي و رسائي كلام ، لحن دلپذير و زيباي بيان ، صداي گرم و ورزيده ، فراز و فرودهاي به موقع صدا ، ايستاده سخن گفتن در برابر مخاطبان ، آراستن چهره به لبخندي نمكين ، استفاده هماهنگ و كامل از زبان بدن و نگاه مهرآميز به همه مخاطبان ، بخشي از جادبه هاي سخنراني يك سخنران حرفه اي است . سخنراني با اين ويژگي ها ، مخاطبان را به هيجان خواهد آورد و غليان احساسات ، مي تواند يكي از زمينه هاي اقناع آنان را آماده كند منوط به آن كه سخنران نيز دراين هيجان ، با مخاطبان همراه شود و نشان دهد كه نظراتش بر خود او هم اثر گذاشته است .

براي مخاطبان ، شناخت و سنجش سود و زيان مادي و معنوي پيشنهادهائي كه از سوي سخنران مطرح مي شود ، مهم است . سخنران ، هنگامي توان اقناع مخاطبان را دارد كه با شناسائي قبلي نيازهاي مخاطبان ، توجه آنهارا به خواست هايشان جلب كند و آن ها نيز باور كنند كه سخنران مي تواند راهكارهاي مناسب تري براي حل مسائل مخاطبان پيشنهاد كند و باور كنند رضايت و منافعشان ، وابسته به ايمان و عمل به رهنمود هاي اوست .

با اشاره به قرائن و شواهد ، معرفي مواردي از اثرگذاري بر مخاطبان قبلي و اقناع آنان ، يكي از راه هاي اقناع مخاطبان فعلي است . سخنران مي تواند به نمونه هائي از مخاطباني اشاره كند كه چگونه با توجه و عمل به رهنمودهايش ، به موفقيت هائي دست يافته اند . بيشتر مخاطبان ، اثر پذير از رفتار ديگرانند و از اين پديده مي توان براي جلب خرسندي و موافقت همگاني و نهايتا اقناع آنان ، كمك گرفت .

معرفي و مقايسه نقاط قوت و ضعف هر ايده اي ، توان مخاطبان براي انتخاب راه منتهي به معرفت و حقيقت را افزايش مي دهد به اين شرط كه در مورد هيچ يك از موارد قوت و ضعف ، مبالغه نشود و خصوصا در مورد نقاط ضعف ، دروغ گفته نشود . مي توان بر جنبه هاي مثبت ايده ها ، تأكيد بيشتري داشت اما نمي توان به مخاطبان دروغ گفت . ازآفت هاي بزرگ اقناع مخاطبان ، اعتماد از دست رفته است . اعتماد از دست رفته اي كه دروغ ، انگيزه اش بوده است . اثبات ايده ها با توسل به دروغ ، يعني فريب دادن مخاطبان و پي آمدش ، چيزي جز خشم مخاطبان و انفعال و انزواي سخنران نخواهد بود .

ستايش مردم با پرهيز از افراط و تفريط ، نشانگر شناخت زيركانه توانائي هاي آن ها توسط سخنران و از پيش درآمدهاي اقناع مخاطبان است . سخنران مردم شناس و آشنا با دلائل مخاطب گريزي ، با اين تجربه آشناست كه ستايش نكردن به اندازه و به هنگام ، علاوه بر ايجاد بي ميلي در مخاطبان براي شنيدن سخنانش ، معنا و مفهومي نيز جز بي اعتنائي به شخصيت يكان يكان مخاطبان ندارد و با اين واقعيت هم آشناست كه همايش مردم براي شنيدن سخنانش ، نوعي احترام به اوست و ناگزير ، پاسخ آن ها ، سپاسگزاري و ستايش است چه قانع شوند يا نشوند . قانع نشدن مخاطبان نشان از ناتواني سخنران دارد همانگونه كه اقناع مخاطبان ، نشاني است از اينگونه توان هاي سخنران : توان انديشيدن ، توان گفتن ، توان نقد و تحليل ، توان مخاطب شناسي ، توان ايجاد ارتباط ذهني با مخاطبان و نهايتا توان جذب مردم به خود براي شنيدن حرف هاي تازه و ايجاد تحول در پندار و گفتار و كردار آن ها .

در پايان بحث هنراقناع مخاطبان ، ياد آوري اين نكته مهم ضروري است كه سخنرانان منصف و عادل ، هرگز رسالت خودرا آلوده به زورگوئي به مخاطبان و سرزنش آن ها نمي كنند چرا كه به خوبي مي دانند شايد در ميان مخاطبان ، باشند كساني كه مقامشان نزد خداي بزرگ ، بالاتر از خودشان باشد گرچه ناتوان از سخن گفتن باشند . گرچه نا به هنجار باشند و قانع به دلائل سخنران نشوند . قانع شدن مخاطبان نمي تواند سعادت و كمال و فضل براي سخنراني باشد كه به سبب همين كمال و فضل ، بر مخاطبان منت نهد و يا خودرا برتر از آن ها بداند همانگونه كه قانع نشدن مخاطبان علاوه بر اين كه نمي تواند موجبات نا اميدي سخنران از قانع شدن مخاطبان را فراهم كند ، نمي تواند دليل بر شقاوت مخاطبان قانع نشده باشد . پايان كار مهم است .

غافل مشو كه مركب مردان مردرا

در سنگلاخ باديه ، پي ها بريده اند

نوميد هم مشو كه رندان باده نوش

با يك خروش ، ناگه ، به منزل رسيده اند


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه يك سخنران مصنوعي نباشيم؟


همه ما سخنراني‌هايي را شنيده‌ايم كه در آن به نظر مي‌رسد كارهايي كه سخنران انجام مin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; font-family: Tahoma; font-size: 9pt; " />تمرين مصنوعي نبودن
پس در اين صورت براي يك سخنراني مهم چگونه بايد آماده شد؟ بايد به چند نكته پايه‌اي در زير حرف‌هايي كه مي‌زنيد توجه داشته باشيد. روراست باشيد، ارتباط برقرار كنيد، راجع به چيزي كه حرف مي‌زنيد از خودتان احساسات نشان دهيد و گوش كنيد. زماني كه سخنراني‌تان را تمرين مي‌كنيد، اين نكات را در خاطر داشته باشيد. سخنراني‌تان را چند بار تمرين كنيد و هر بار سعي كنيد يكي از اين اهداف را در خاطر داشته باشيد. تمرين كردن زبان بدن خاصي را فراموش كنيد. اگر شما بتوانيد اين اهداف را درك كنيد و واقعا به آنها اهميت بدهيد، در اين صورت زبان بدنتان خودش شكلي كه بايد را به خود مي‌گيرد و در لحظه مناسب حركت مناسب را از خود نشان مي‌دهد. اگر شما بتوانيد به صورت فيزيكي و احساسي همه اين اهداف را در نظر داشته باشيد و موقع سخنراني به آنها توجه كنيد، تنها در اين صورت است كه آن اصالت واقعي كه مي‌تواند با شنوندگان ارتباط برقرار كند را به دست خواهيد آورد.
چيزي كه پشت يك سخنراني اصيل نهفته است
ايجاد اين ارتباط كار ساده‌اي نيست. در اينجا براي اين اهداف توصيه‌هايي مي‌شود.
هدف روراست بودن با مخاطبان. اين نكته اولين و به نوعي مهم‌ترين هدفي است كه در زماني كه يك سخنراني را تمرين مي‌كنيد بايد روي آن تمركز كنيد. چرا كه اگر شما روراست نباشيد در اين صورت مخاطبان: احساس مي‌كنند كه در مقابل آنها سنگر گرفته‌ايد. درست انگار از طرف آنها تهديدي احساس كرده‌ايد. در اين صورت شانس زيادي براي برقراري ارتباط نخواهيد داشت.
ولي چگونه مي‌توان روراست بود؟ تصور كنيد كه براي فردي كه با او احساس راحتي مي‌كنيد سخنراني مي‌كنيد. تصور كنيد كه در اين صورت چه احساسي داريد؟ اين احساس دقيقا همان چيزي است كه موقع سخنراني بايد داشته باشيد. اگر تصور كردن اين شرايط برايتان سخت است، از كسي كه با او احساس نزديكي مي‌كنيد، خواهش كنيد كه به سخنراني‌تان گوش كند و شما آن موقع سعي كنيد كه با او روراست باشيد و بعد ببينيد چه احساسي به شما دست داده است.
تغيير در رفتار غيركلامي‌تان مي‌تواند روي كلامتان هم تاثير بگذارد. اگر فرد هميشه زماني كه سخنراني سعي مي‌كند روراست باشد، بدنش آرامش مي‌يابد و به اين‌ترتيب مي‌تواند حرف‌هايش را با روشني بيشتري به مخاطبانش منتقل كند.
هدف برقراري ارتباط با مخاطبان: زماني كه موفق شديد سخنراني در حالتي كه روراست هستيد را تمرين كنيد، بايد سعي كنيد اين بار سخنراني‌تان را با تمركز بر مخاطبانتان انجام دهيد. راجع به نيازتان به درگير كردن شنوندگان فكر كنيد. تصور كنيد كه مي‌خواهيد توجه كودكي را جلب كنيد. مسلما براي اين كار استراتژي نمي‌چينيد. بلكه تنها كاري را مي‌كنيد كه حس مي‌كنيد بهترين كار است، صدايتان را بالاتر مي‌بريد، يا به او نزديك‌تر مي‌شويد.
در عين حال تنها جلب توجه كردن كافي نيست. شما همچنين مي‌خواهيد اين توجه جلب شده را، پيش خودتان نگه داريد. نگذاريد مخاطب‌تان به جاي اينكه حرف شما را گوش كند در فكر‌هايش غرق شود. حالا اينجا تصور كنيد كه به جاي كودك قبلي مي‌خواهيد توجه نوجواني را به حرف‌هايي كه مي‌زنيد نگه داريد به‌گونه‌اي كه حواسش پرت نشود. كاري كه بسياري از سخنرانان حرفه‌اي مي‌كنند، اين است كه حرفشان را با مخاطب قرار دادن گروهي كه به فرض به رشد فروش سازمان كمك كرده‌اند آغاز مي‌كنند و به اين‌ترتيب توجه مخاطبان را تا آخر كار نزد خود نگه مي‌دارند.
هدف احساساتي بودن در مورد موضوع صحبت: از خودتان بپرسيد كه چه چيزي برايتان مهم است؟ مي‌خواهيد سخنراني‌تان چه نتيجه اي بر جاي بگذارد؟ به جاي تمركز كردن روي چيزي كه مي‌خواهيد بگوييد، روي موضوعي كه در مورد آن صحبت مي‌كنيد و برايتان مهم است تمركز كنيد. بگذاريد احساسات در هر كلمه‌اي كه مي‌گوييد خودشان را نشان دهند و دور سوم تمرين سخنراني‌تان را اينگونه انجام دهيد.
سپس كار را براي خودتان سخت‌تر كنيد. تصور كنيد كه فردي در جمع هست كه در صورتي كه نتوانيد با احساساتتان توجهش را جلب كنيد، همه چيز را از شما خواهد ربود. به اين فكر كنيد كه چرا حرفي كه داريد مي‌زنيد مهم است تا احساساتتان در سخنراني آشكار شوند.
هدف گوش دادن به مخاطبان: حالا فكر كنيد كه زماني كه شما براي آغاز سخنراني‌تان به سمت سن حركت مي‌كنيد، مخاطبانتان چه احساسي دارند؟ آيا در مورد آينده خوشحال هستند؟ آيا نگران فروش پايين هستند؟ اين بار زماني كه تمرين مي‌كنيد، تصور كنيد كه داريد از نزديك آنها را تماشا مي‌كنيد و به دنبال واكنش آنها به حرف‌هايتان هستيد.
مسلما هدف شما براي كشف احساسات مخاطبانتان در زمان سخنراني واقعي مهم‌ترين نقش را خواهد داشت. معمولا مخاطبين حرف نمي‌زنند، ولي علائم غيركلامي‌ مي‌فرستند كه بايد براي گرفتن آنها و جواب دادن به آنها آماده باشيد.
اين كار به آن سختي كه به نظر مي‌آيد هم نيست. از آنجايي كه شما هم يك انسان هستيد به همان اندازه مخاطبانتان در درك زبان بدن خبره هستيد، ولي در صورتي كه هدف اين كار را داشته باشيد. با ديدن عكس العمل مخاطبانتان شايد بخواهيد صدايتان را بلند‌تر يا آرام‌تر كنيد، بخش‌هايي از حرف‌هايتان را حذف كنيد يا... اگر اين كار باعث مي‌شود كه مخاطب‌تان را در يك ديالوگ دو طرفه درگير كنيد كه چه بهتر.
اگر زماني براي پرسش و پاسخ در نظر گرفته ايد، در اين زمان با تمام وجود به حرف‌هاي مخاطب گوش كنيد. درست انگار او حرف بسيار مهمي‌مي‌زند كه حتي يك كلمه از آن را هم نمي‌خواهيد از دست بدهيد. در اين صورت بدون اينكه آگاهانه به كاري كه مي‌كنيد فكر كنيد، مي‌بينيد كه بدنتان به جلو خم شده است و شما داريد سرتان را به نشانه تاييد تكان مي‌دهيد. حركاتي كه در صورتي كه به شما گفته شده بود از خودتان بروز بدهيد، كاملا مصنوعي به نظر مي‌رسيدند.
مسلما شنيدن حرف‌هاي مخاطبان در ميانه مصاحبه كار دشواري است. ولي مي‌توانيد از حرف‌هايي كه آنها مي‌زنند، براي ارائه‌هاي بعدي‌تان استفاده كنيد. براي مثال ممكن است در پايان سخنراني‌تان متوجه شويد كه مخاطبانتان هنوز متوجه نشده اند كه چرا فروش شركت كم شده است كه حالا بايد از يك راه حل خاص براي بالا بردن آن استفاده كرد. در اين صورت مي‌توانيد چند دقيقه آغازين سخنراني بعدي‌تان را به توضيح اين موضوع كه چرا فروش كم شده است اختصاص دهيد. مخاطبان هميشه مي‌خواهند در قبال چيزي كه از سخنران مي‌گيرند، چيزي هم به او بدهند. به ياد داشته باشيد كه در نهايت تنها با‌ تركيب روراست بودن، ارتباط برقرار كردن، بروز احساسات و گوش كردن است كه مي‌توان يك سخنران اصيل بود. سخنراني كه مخاطبان احساس نمي‌كنند برايشان فيلم بازي مي‌كند.

منبع :

دنياي اقتصاد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
سخنراني اثربخش

مقدمه: بسيار مشاهده شده كه مديران كارآمد، فعال و پرتلاش به جهت اينكه نتوانسته اند حاصل فعاليتهاي خود را با بياني رسا و شيوا براي مخاطبان طرح كنند، در كارهاي خود موفقيت چنداني نداشته اند. پرواضح است كه اگر يك مدير، كلام فصيح، بليغ و اثرگذار نداشته باشد نمي تواند آنچنان كه بايد و شايد در عرصه هاي رقابت، نقد، پرسش و پاسخ و گزارش دهي موفق باشد و اين يعني ناكامي يك مدير در تحقق كامل اهداف فردي و سازماني.
اهميت اين نكته كه يك مدير چگونه يك بيان و سخنراني اثربخش داشته باشد بركسي پوشيده نيست. گفتار، كلام و سخن شما مي تواند معجزه كند. يك مدير با يك سخنراني اثربخش مي تواند چه بسا مخالفان را به موافقان تبديل و دل موافقان را بيشتر و مصمم‌تر با خود همراه كند.
سخن گفتن و بيان مطلب، مقوله اي است كه مي تواند به نوعي به پيشبرد اهداف و برنامه هاي مديران كمك شاياني كند. شايد براي شما پيش آمده باشد كه با سخني مناسب، تاثيرگذار و پرجاذبه، عده اي را با نظر و خواسته خود موافق و همراه كرده باشيد و چه بسا گاهي اتفاق افتاده كه به خاطر نداشتن نفوذ كلام و عدم ارتباط مطلوب، نتوانسته ايم در اين كار توفيق چنداني داشته باشيم.
درهرحال زبان، گفتار و سخن، موهبتي است كه بحث و بررسي پيرامون آن مجال بيشتري از اين مختصر را مي‌طلبد و اين بشر است كه با اين ويژگي ممتاز و اين سلاح بزرگ، حساس و پراهميت مي تواند در عرصه هاي زندگي، كار وحيات خود دگرگوني ايجاد كند.
حل برخي ويژگيهاي گفتار و سخن را به اختصار برشمرده و سپس مطالبي را پيرامون يك سخنراني اثربخش ذكر مي كنيم.

ويژگيهاي گفتار و سخن
1 – حتي الامكان براساس منطق و پايه هاي علمي باشد؛
2 – ترجيحا از روي احساسات و عواطف و حب و بغض نباشد؛
3 – منفعلانه و از روي عصبانيت و تعجيل نباشد؛
4 – منقطع، بريده بريده و نامفهوم نباشد؛
5 – به خاطر خوشايند اين و آن و يا به خاطر دشمني با كسي به زبان نيايد؛
6 – بيهوده، پراكنده و بي پروا و بي ادبانه نباشد؛
7 – درجهت رضاي حق تعالي و خشنودي او باشد؛
8 – شفاف، صريح، ساده و بي پيرايه و درعين حال مستحكم، ماندگار و جامع و مانع باشد؛
9 – بي روح، گنگ، و بي سروته نباشد.

ويژگيهاي يك سخنراني اثربخش
قبل از هر چيز، براي آنكه يك سخنراني اثربخش باشد بايستي مقدمات مربوط به آن به خوبي مديريت شده باشد. مثلا:
1 – وقت برگزاري سخنراني:
الف) صبح باشد (چه ساعتي)؛
ب) عصر باشد (چگونه)؛
ج – اوايل هفته باشد يا آخر هفته؛
د) روز تعطيل باشد يا غيرتعطيل؛
ه) در وقت روزهاي گرم سال باشد يا سرد؛
و) در مناسبتي خاص باشد.
و...
2 – مكان برگزاري سخنراني:
الف) ازنظر مسافت و موقعيت جغرافيايي و نحوه دسترسي شركت كنندگان؛
ب) از لحاظ نور – صدا – تهويه و...
ج) داراي فضاي سبز و درخت و... است يا در ميان انبوه ترافيك و صدا و...
با آوردن مثالهاي ملموس، كاربردي و روزمره، جملات، اشعار، ضرب المثلهاي معروف، خاطرات جذاب، تجربيات گذشته، يافته هاي علمي و... گهگاه فضاي سخنراني را تلطيف كنيد تا كار شما كسالت آور و خسته كننده نباشد.
مطالب خود را حتي الامكان خلاصه و كوتاه بگوييد و براي اين كار يادداشتهاي كوچكي حاوي سرفصل و كلمات كليدي سخنراني تهيه و آماده كنيد تا روند سخنراني و ارائه مطالب روال معقول و خوشايندي داشته باشد.
گاهي اوقات از حضار و شركت كنندگان بخواهيد كه كلمات آخر شما را بيان كرده و از اين طريق مشاركت بيشتري به آنها در ارائه مباحث بدهيد.
هرگونه حركات حاضران را زيرنظر داشته باشيد ممكن است هر حركت آنان پيامي به دنبال داشته باشد. مثلا اگر آنها زياد به ساعت خود نگاه مي كنند يا بر روي صندلي مدام جابجا مي شوند و يا كارهايي مشابه انجام مي دهند احتمالا بدين معني است كه:
الف) خسته شده اند؛
ب) وضعيت تنفس و هواي مكان برگزاري مناسب نيست؛
ج) شما بيش از وقت تعيين شده صحبت كرده ايد؛
د) مطالب ديگر جاذبه و پذيرش لازم را ندارند.
در بين سخنراني پرانرژي و پويا باشيد. درحقيقت روح شادابي و نشاط را به حاضرين انتقال بدهيد و آنها را متمايل كنيد به اينكه تا پايان همراه شما باشند.
مي توانيد گاهگاهي تن صداي خود را بالا، پايين كنيد و توجه افراد را بدين ترتيب همواره با خود داشته باشيد.
ميكروفن همانقدر كه مي تواند در كيفيت كار شما اثر خوب داشته باشد همانقدر هم مي تواند آزاردهنده و اذيت‌كننده باشد. مراقب ميكروفن باشيد.
نوع به كارگيري و هنر استفاده از دستها و قدرت آنها در فهم و انتقال مطالب خيلي مهم است. نوع پوشش و لباس شما هم بي تاثير در ارائه سخنراني نيست. لباسهاي رنگ و رو رفته، چروك و ناصاف، كفشهاي نامناسب، آرايش مو و صورت هركدام عواملي هستند كه مي توانند كار شما را تحت الشعاع قرار دهند.
گاهي مي توان از اسلايد، اورهد، پاورپوينت (POWER POINT) ، شعر، داستانهاي كوتاه و وسايل سمعي و بصري براي انتقال بهتر مطالب استفاده كرد؛ به علاوه آنكه نمودارها، اعدادو ارقام (آمار) و تخته سياه (وايت برد) هم ياري رسان شما هستند تا مطالبتان مستندتر باشند.
جو و شرايط حاكم بر جلسه سخنراني را به خوبي ارزيابي كنيد. اگر احساس كرديد كه شنوندگان ظرفيت حرفهاي شوخي و مزاح را ندارند از آنها پرهيز كنيد.
هميشه ممكن است عده اي نخاله و يا غيرنرمال در مجلس سخنراني وجود داشته باشند بايد بتوانيد آنها را اداره كنيد تا اوضاع را به هم نريزند.
براي دريافت بازخورد حاصل از سخنراني خود، در پايان، آدرس پست الكترونيك آدرس اينترنتي و يا تلفن خود را بيان كنيد تا نقاط قوت و ضعف شما را منعكس كنند. در ابتداي سخنراني يك بيوگرافي مختصر و مفيد از خود براي حاضران ارائه دهيد اين كار باعث مي شود شما را بيشتر باور كنند.
در پايان نيز، يك چكيده در چند خط از موضوع و محتواي سخنراني ارائه دهيد.
از علم روانشناسي، جامعه شناسي، مردم شناسي سعي كنيد براي ارائه سخنراني بهتر بهره بگيريد.
بزرگ كردن خود را در كوچك پنداشتن و تحقير ديگران نبينيد. افكار عمومي قاضي و داور خوبي درمورد سخنان و مطالب شما هستند.
هرچقدر شتاب و تعجيل در بيان كلمات و جملات بيشتر باشد امكان تپق زدن و اشتباه هم بيشتر مي شود، پس شمرده و گويد: اگر انسان در نطق كردن ورزيده باشد در موقع سخنراني مقداري از حقايق و افكاري كه فراموش كرده به خاطرش مي‌رسد زيرا كه تمرين زياد ترس او را از جمعيت به كلي از بين برده و جرأت و اعتماد به نفس جاي آن را مي‌گيرد در نتيجه از حضور شنوندگان تشويق شده و بهتر از تنهايي فكر مي‌كند پس شما هم اگر مايليد نطاق خوبي شويد اول يأس را از خود دور كرده و تصور نكنيد كه شما از اين اصل كي مستثني هستيد تا بتوانيد نطق كنيد و مسلما بدانيد كه بزرگترين ناطقين دنيا هم در اولين سخنراني‌هاي خود دچار همين ترس بوده و دست و پاي خود را گم مي‌كرده‌اند. 
جان برايت- مرد سياسي معروف انگليسي كه در مدت جنگ داخلي براي آزادي و اتحاد شديدا مبارزه مي‌كرد اولين نطق خود را در مقابل جمعيتي كه در يك مدرسه جمع شده بودند ايراد نمود و قبل از شروع به صحبت به قدري مي‌ترسيد كه از دوستان خود خواهش كرد هر وقت در ضمن صحبت اشاره مي‌كند برايش دست بزنند تا بدين وسيله كم‌كم بر ترس خود غلبه كند.
ايراد نطق در مقابل جمعيت حتي اگر فقط بيست نفر باشند براي انسان مسئوليت ايجاد مي‌كند كه در نتيجه اجبارا تا حدي عصباني و مضطرب مي‌گردد. سيسرون در دو هزار سال قبل گفته است "لازمه نطق خوب اين است كه با عصبانيت توأم باشد" حتي كساني كه در پشت دستگاه راديو سخنراني مي‌كنند از اين اضطراب و ترس مصون نيستند و اين قاعده به قدري كلي و صحيح است كه برايش نام مخصوص گذاشته و آن را (ترس از ميكروفون) مي‌نامند.
به طور كلي براي تمرين سخنراني بايد چهار نكته زير را در نظر گرفت:
1.    ميل به سخنراني و خوب حرف زدن: اين موضوع به قدري اهميت دارد و به قدري صحيح است كه اگر معلم سخنراني بتواند در قلب شما نفوذ كرده و درجه ميلتان را به سخنراني معلوم و معين كند حتما مي‌تواند بگويد تا چه درجه در اين كار پيشرفت خواهيد كرد زيرا درجه پيشرفت شاگرد در سخنراني تناسب مستقيم با درجه علاقه او دارد بنابراين اگر شما با ميل و استقامت زياد دنبال سخنراني برويد هيچ چيز نخواهد توانست از پيشرفت سريعتان جلوگيري كند. 
2.    آنچه را كه مي‌خواهيد بگوييد قبلا براي خود واضح و معلوم نماييد: شرط اينكه در موقع سخنراني ناطق راحت و بدون اضطراب باشد اين است كه آنچه مي‌خواهد بگويد برايش واضح و روشن باشد والا مثل كوري خواهد بود كه در موقع راه رفتن بايد تمام هم خود را براي پيدا كردن راه صرف نمايد و البته چنين شخصي نبايد منتظر باشد كه در موقع سخنراني شرمسار و پشيمان نشود.
3.    با اعتماد و جرأت كامل سخنراني كنيد: پرفسور ويليام جيمس كه مشهورترين عالم روانشناس آمريكاست نوشته است"ظاهرا چنين به نظر مي‌رسد كه هر عمل پس از يك فكر يا احساس به ظهور مي‌رسد و به عبارت ديگر اعمال تابع افكار و احساسات هستند در صورتي كه در حقيقت اينطور نبوده و فكر يا احساس با عمل توأم هستند و هر يك از آنها ممكن است در اثر ديگري بوجود آيد. از طرف ديگر مي‌دانيم كه كنترل افكار و  احساسات خيلي مشكل بوده و كاملا در دست ما نيست ولي به راحتي مي‌توانيم اعمال خود را تنظيم و كنترل نماييم بنابراين به جاي اينكه سعي كنيم كه مثلا غصه خود را به زور فكر مرتفع نماييم(كه البته كار بسيار مشكلي است) بهتر است وضعيت بدن و اعمال خود را مثل اشخاص خوشحال بكنيم تا احساساتمان از اعمالمان پيروي كرده و غصه ما خود به خود برطرف شده خوشحال شويم همچنين براي اينكه در خود جرأت و جسارت توليد كنيم بايد وضعيت بدن و رفتار خود را مثل شخص شجاع كرده و با جرأت كامل حرف زده و عمل نماييم".
4.    تمرين! تمرين! تمرين: آخرين نكته‌اي كه اتفاقا مهمترين نكات براي سخنراني است موضوع تمرين است. به نظر من اگر بنا باشد شما قسمت عمده‌ اين فصل را فراموش كنيد ارزش دارد كه كليه آنچه كه تا بحال خوانده‌ايد از يادتان برود ولي هميشه به خاطر داشته باشيد كه اولين و آخرين و مطمئن‌ترين راه توليد اعتماد و جلوگيري از ترس در سخنراني اين است كه زياد در مقابل جمعيت حرف بزنيد و تمرين كنيد. اين عاملي است كه بدون آن بايد به كلي از سخنراني صرف نظر كرد باز هم روزولت مي‌نويسد" شخص مبتدي اولين دفعه در سخنراني‌هاي خود مبتلا به حالت عصباني مي‌شود كه به كلي غير از خجالت است و اين حالت شبيه به حال كسي است كه براي اولين دفعه به ميدان جنگ مي‌رود. يك چنين مردي بايد سعي كند اعصاب خود را شديدا تحت كنترل درآورده و به كلي خونسرد باشد و خونسرد بودن مربوط به عادت است و عادت فقط به تمرين و تكرار توليد مي‌شود البته نبايد انكار كرد كه بعضي‌ها بيشتر استعداد داشته و زودتر به مقصود مي‌رسند و بعضي كم استعداد‌ترند ولي به هر حال همه كس دير يا زود قادر به ايجاد اين عادت در خود مي‌باشد".
هربرت سپنسر گفته است كسي كه افكار و اطلاعاتش مرتب نباشد هر چه بيشتر بداند بيشتر اشتباه مي‌كند و اين گفته صد در صد درباره ناطق ما صدق مي‌كرد. هيچ احمقي وقتي مي‌خواهد خانه‌اي بسازد بدون نقشه شروع به كار نمي‌كند پس چرا ما نبايد در سخنراني اين پيش‌بيني را بكنيم سخنران مثل مسافري است كه از رفتن آن منظوري دارد پس بايد آن را از روي نقشه انجام دهد.
ناپلئون گفته است:" جنگ يك علمي است و در آن هيچ وقت موفقيت بدست نمي‌آيد مگر در قسمتهايي كه با نقشه و حساب عمل شده باشد" كاش مي‌توانستم اين گفته ناپلئون را با خطوط آتشين در بالاي تمام مدارس سخنراني دنيا بنويسم زيرا اين گفته آنقدر كه در جنگ صادق است در سخنراني هم صدق مي‌كند ولي متاسفانه اغلب ناطقين آن را عمل نمي‌كنند و به همين جهت سخنراني آنها چيز مزخرفي از آب در مي‌آيد براي چگونگي تهيه گفتار نميتوان قوانيني كاملا قطعي اظهار نمود و فقط با ذكر مثالهايي از سخنراني‌هايي كه خوب تهيه شده‌اند مي‌توان منظور را به خوبي فهماند.
دكتر روسل. هـ . كانول- نويسنده معروف فرمولي دارد كه براي ما شرح داده و گفتارهاي خود را بوسيله آن تهيه مي‌كنند و آن اين است كه جواب سؤالات زير را از خود بكنيد:
1.    حقايق و نكات اصلي موضوع گفتار چيست؟
2.    هر يك از نكات اصلي نام برده را بحث كن.
3.    نتايج عملي كه از بحث اين نكات به دست مي‌آيد كدام است؟
عده زيادي از شاگردان سخنراني فرمول زير را به كار برده و از آن خيلي راضي هستند.
1.    يك مشكل را نشان بده.
2.    راه علاج آن را معلوم نما.
3.    شنوندگان را براي همكاري در به كار بردن راه علاج كه يافته‌اي دعوت كن.
شنوندگان را مي‌توان به اين طريق دعوت به قبول منظور خود كرد.
1.    وضعيتي كه بايد اصلاح شود اين است.
2.    بايد به اين طريق آن را اصلاح نمود.
3.    شما بايد در اين امر كمك كنيد.
يك ناطق خوب بايد پس از خاتمه سخنراني سعي نمايد كه چهار وجه زير را در نطق خود معلوم كند:
1.    آنچه خود او تهيه كرده است چه بوده.
2.    آنچه در موقع نطق توانسته است ادا كند.
3.    آنچه روزنامه‌ها درباره سخنراني او نوشته‌اند.
4.    آنچه در موقع برگشتن از جلسه سخنراني در دلش مي‌خواست كه گفته باشد.
به هيچ وجه لازم نيست در موقع سخنراني سعي كنيد كه لغات را شمرده ادا كنيد زيرا قسمت عمده فكر و حافظه شما صرف مرتب كردن لغات و جمله‌ها شده و از اصل مطلب كه عبارت از گفتن مطالب مفيد و جالب توجه است پرت مي‌شود و از منظور خود نتيجه نمي‌گيريد.
خود دوگلاس فربنكس- در ضمن شرح حالش نوشته كه او و چارلي چاپلين و ماري پيكفرد- هر روز مدتي از وقت خود را صرف بازي به شرح زير مي‌كنند:
چندين تكه كاغذ تهيه كرده و روي هر يك، يك كلمه مي‌نويسند و همه آنها را لوله كرده و در ظرفي مي‌اندازند بعد هر يك مثل قرعه كشي يكي از آنها را برداشته و موظفند يك دقيقه تمام راجع به آن صحبت كنند.

تقويت قوه حافظه:
تئودر روزولت- حافظه‌اش به قدري قوي بود كه همه كس از آن از آن تعجب مي‌كرد علت حافظه زياد او اين بود كه هميشه فكر خود را روي چيزي كه مي‌خواست حفظ كند متمركز مي‌نمود مثلا موقعي كه به شيكاگو رفته بود مردم زيادي در اطراف خانه محل سكونت او آمده و فرياد مي‌زدند و هورا مي‌كشيدند و صداي موزيك از اطراف بلند بود و او در ميان اين ازدحام روي نيمكتي لميده كتاب مي‌خواند و حواسش غير از به مطالب كتاب متوجه چيز ديگري نبود. مسلما پنج دقيقه تمركز كامل حواس بر روي موضوعي از يك روز مطالعه سطحي بيشتر نتيجه دارد. 
به طور كلي مغز از راه چشم بيشتر از گوش مطالب را درك مي‌كند و تعداد اعصابي كه چشمها را به مغز مربوط مي‌كنند بيست برابر تعداد اعصابي است كه از گوشها به مغز مي‌روند. يك مثل چيني مي‌گويد" يك ديدن به قدر هزار شنيدن موثر است".
با در نظر گرفتن آنچه راجع به طرز كمك ناطقين مهم به حافظه خود ذكر شد يك طريقه بسيار سهل در اينجا براي حفظ كردن ترتيب نكات مختلف كه در سخنراني بايد گفته شود به شرح زير ذكر مي‌كنيم.
براي هر يك از اعداد يك كلمه‌اي كه تلفظ آن شبيه به تلفظ آن عدد باشد انتخاب و آن را حفظ كنيد مثلا ممكن است جدول زير را براي اين منظور به كار بريد:
1.    چك
2.    دو( شخص در حال دويدن)
3.    زه
4.    مهار
5.    نسج
6.    كش
7.    رفت
8.    طشت
براي اينكه بتوانيد نكاتي را كه بايد در گفتار خود بگنجانيد به هم مربوط سازيد ممكن است از دادن جواب به سوالهاي زير استفاده كنيد:
1.    چرا اين موضوع اينطور است.
2.    چطور اين موصوع اينطور شده.
3.    چه وقت اين موضوع اينطور مي‌شود.
4.    كجا اين موضوع اينطور است.
5.    كسي گفت كه اين موضوع اينطور است.
در طي اين فصل معلوم شد كه به وسيله درك مطلب و تمرين و تسلسل افكار مي‌توان قوه حافظه را تقويت نمود ولي اگر كسي بخواهد بوسيله ديگري مثلا حفظ كردن شروع به تقويت حافظه خود نمايد نبايد متوقع باشد كه در تمام قسمتها و براي همه چيز حافظه‌اش خوب شود مثلا اگر روزي يك قطعه شعر حفظ كنيد مسلم است كه به مرور حافظه شما براي قسمتهاي ادبي زياد مي‌شود ولي اين بهبودي حافظه از نظر مطالب اقتصادي يا عملي خيلي ناچيز خواهد بود. پس به جاي اينكه سعي كنيد كه به طور كلي قوه حافظه شما تقويت شود بهتر است براي هر موضوع بخصوص روشي را كه در طي اين فصل تعليم داديم به كار بريد.
دگلي- كه از بزرگترين صاحبان كارخانه است سي سال پيش با كمتر از پنجاه دلار پول به شيكاگو وارد شد و حالا فقط سالي سي ميليون دلار سقز مي‌فروشد اين شخص رمز موفقيت خود را كه عبارتست از يكي از كلمات امرسون قاب كرده و به ديوار اتاق كار خود زده و اين كلام عبارتست از:
"هيچ كار بزرگي در دنيا انجام نمي‌شود مگر در نتيجه توليد ميل و هيجان"
آقاي براين- مي‌گويد: سخنراني موثر آن است كه از قلب گوينده سرچشمه گرفته و به قلب شنونده نفوذ كند نه اينكه از عقل گوينده درآمده و فقط به عقل شنونده اثر نمايد.
اگر شنوندگان به خواب رفتند چه مي‌كنيد؟
يك واعظ دهاتي از هانري وارد پيچر- پرسيد كه اگر شنوندگان در موقع خطابه به خواب رفتند چه بايد كرد؟ جواب داد بايد يك نفر يك چوب تيز به دست گرفته و دائم به واعظ سيخ بزند زيرا اگر واعظ كاملا بيدار باشد و با انرژي حرف بزند شنونده به خواب نمي‌رود.
رمز اصلي موفقيت در سخنراني
امروز كه اين راز را به رشته تحرير درمي‌آورم پنجم ژانويه و روز وفات مرحوم شاكلتن است كه به قطب جنوب مسافرت كرده و روي كشتي خود اشعار زيبايي را نوشته بود:
" اگر مي‌تواني تخيل كن ولي مغلوب خيالات خود نشوي"
" اگر مي‌تواني فكر كن و به فكر كردن تنها قناعت نكني"
" اگر مي‌تواني هم با بدبختي هم با پيروزي مقابل شو و هر دو برايت يكسان باشد"
"  اگر مي‌تواني قوا و اعصاب خود را وارد به خدمتگذاري خود كن حتي پس از آنكه از پا در آمده باشي"
و در موقعي كه غير از اراده چيزي در تو باقي نمانده خود و اراده خود را حفظ كني  آنوقت تمام زمين و آنچه در آن هست متعلق به تو خواهد بود و اي پسر من در اين صورت مي‌توان تو را مرد ناميد.
وقتي كه انسان مي‌خواهد چيزي ياد بگيرد خواه زبان خارجي باشد خواه بازي گلف و خواه فن سخنراني ترقي او مرتب نبوده و قاعده بر اين است كه اول مقداري پيشرفت مي‌كند بعد مدتي ديگر پيشرفت نكرده توقف مي‌نمايد حتي ممكن است كمي پس برود و اين يك قاعده معروف‌الروحي است. 
در اينجا لازم مي‌دانم گفته‌هاي قيمتي آلبرت هوبارد كه در يك انسان معمولي مقدار زيادي روح و زندگي تلقين كرده و او را خوشحال و اميدوار و خوش‌بين مي‌كند تكرار كنم:
"هر وقت براي انجام كاري از خانه خارج مي‌شويد از قدم اول چانه را تو داده و سر را بلند نگه داريد ريه‌ها را پر از هوا كرده و از اشعه خورشيد حداكثر استفاده را بنماييد در برخورد با آشنايان و دوستان يك لبخند شيرين نثارشان بنماييد. اصلا ترس از عدم موفقيت را به خود راه نداده و جزئي‌ترين فكر را هم درباره دشمنان خود نكنيد فقط به منظور اصلي خود متوجه بوده راست به طرف هدف خود برويد و قواي فكري خود را براي منظورهاي عالي خود مصرف نماييد. اگر چند روز به اين ترتيب رفتار نماييد خواهيد ديد همانطور كه مرجان كار خود را كرده و به مرور مواد لازم خود را از آب گرفته خانه خود را مي‌سازد و طبيعتا كاري به ساير مواد موجود در آب ندارد در شما هم كم‌كم اين استعداد پيدا ميشود كه افكارتان متمركز بر روي چيزي كه مي‌خواهيد شده و موضوعهاي ديگر نتوانند علي‌رغم ميل شما آن را منحرف كنند. هميشه در خاطر خود، خود را آنطور كه دلتان مي‌خواهد باشيد مجسم كنيد و كم‌كم همانطور شويد. فكر عالي‌ترين اثرات را در گرفتن هر گونه نتيجه دارد. هميشه در روحيه خود شجاعت و صداقت و خوش‌بيني را به زور فكر تقويت كنيد. اختراع نتيجه مستقيم صحيح فكر كردن است. همه چيز در اثر ميل زياد به دست مي‌آيد و هر كس صميمانه بپرسد به جواب صحيح خواهد رسيد. هر چه را كه قلب ما بخواهد همان‌طور خواهد شد بنابراين هميشه چانه را تو داده سر را بلند نگه داريد و بدانيد كه هر انسان خدايي است كه هنوز در پيله مي‌باشد بايد آن را سوراخ كرده و خارج شود تا به مرحله خدايي برسد."
عملياتي كه در موقع بيان بايد اجرا گردد:
اولا: محكم و با تكيه ادا كردن كلمات مهم 
ثانيا: درجه بلندي و كوتاهي( يعني كوك صدا را تغيير دهيد)
ثالثا: سرعت بيان را در كلمات كم و زياد كنيد.
رابعا: بعد از بيان يك نكته مهم كمي تأمل كنيد.
شخصيت انسان بيش از هر چيز تابع عوامل ارثي است و قبل از تولد در وجود او به وديعه گذاشته شده است و پس از تولد فقط ممكن است تغييرات مختكجا عمل نماييد به اين ترتيب يك دست را روي سينه گذاشته و مشغول زمزمه شويد و دست ديگر را به نقاط مختلف سر حركت دهيد به طوري كه هم در سينه و هم در ساير نقاط در آن واحد ارتعاشات حس شود. اين نكته را هم بايد تذكر دهم كه در تمام اين تمرينات بايد وقتي نفس را بيرون دهيد آن را حس نكنيد و مثل اين باشد كه به داخل نفس مي‌كشيد يك تمرين مفيد و آسان براي خوب شدن طنين صدا آواز خواندن است بنابراين هر چه مي‌توانيد آواز بخوانيد ضمنا سعي نماييد كليه نكات تمرين بالا را هم رعايت كنيد. 

منبع :

http://www.modiryar.com/index-management/mba/executive-management/1860-1388-04-02-03-32-01.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

سخنراني در سي نما

چندي پيش يك محقق امريكايي به اسم بروس سافينگيت، دست به تحقيق جالبي زد: هزار نفر را به صورت تصادفي انتخاب كرد و ازشان پرسيد: شما از چه چيزي خيلي مي‌ترسيد؟ 75 درصدشان گفتند: از سخنراني در حضور جمع! سافينگيت مي‌گويد: «برايم خيلي جالب بود كه ديدم تعداد كساني كه از صحبت كردن در جمع مي‌ترسيدند، تقريبا دو برابر كساني بود كه از مرگ مي‌ترسيدند!» و ادامه مي‌دهد كه: «مسلما اگر هر آدم عاقلي را بين مرگ و سخنرانست كه هر از گاهي لحن و صداي‌تان را متناسب با حرفي كه مي‌زنيد، بالا و پايين ببريد.

15

چشمهاي‌تان را دايم در ميان جمعيت بچرخانيد تا ارتباط چشمي با مخاطبان‌تان را از دست ندهيد. تام كروز معتقد است كه: «خوب نگاه كردن و برقراري ارتباط چشمي صحيح، اساسي‌ترين عنصر هنرپيشگي است.» ـ درست و غلط‌ اين حرف به پاي خودش ـ اما آنچه او درباره بازيگري مي‌گويد، درباره سخنراني كاملا صادق است.

16

موقع برقراري ارتباط چشمي با مخاطبان‌تان، چند چهره صميمي را كه به مضمون حرف‌هاي‌تان واكنش نشان مي‌دهند، پيدا كنيد و سخنراني‌تان را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. اما در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را حداكثر چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و خيلي سريع به سراغ نفر بعدي برويد.

17

شروع سخنراني خيلي مهم است. شروع بي‌ سر و ته،‌ بدترين آفت يك سخنراني است. مثلا سردبير يك نشريه را در نظر بگيريد كه در جلسه سخنراني براي تحريريه‌، با اين جمله شروع به حرف زدن كند: «از امروز مي‌خواهم در تحريريه اين نشريه يك تغيير اساسي ايجاد كنم. . .» اين شروع، حواس همه را به حرف‌هاي سردبير جلب مي‌كند اما اگر او با اين جملات شروع مي‌كرد، چطور؟: «وقتي قرار شد براي اعضاي تحريريه صحبت كنم، با خودم گفتم از كجا شروع كنم به حرف زدن و چه چيزي بگويم كه هم وقت‌مان ضايع نشود، هم بهبودي در اوضاع تحريريه ايجاد شود . . .» مي‌بينيد؟ شروع دوم، خيلي ضعيف است. كسي رغبت نمي‌كند ادامه حرف‌ها را بشنود.

18

شروع يك سخنراني با يك داستان يا يك لطيفه هم مناسب است، البته به دو شرط:‌ اول اين كه لطيفه يا داستان‌تان طولاني نباشد و دوم اين كه، به بقيه موضوع سخنراني‌تان كاملا مربوط باشد.

19

شروع سخنراني با طرح يك سوال هم شروع خوبي است،‌ البته به شرطي كه سوال‌تان پخته و فكر شده باشد تا ذهن شنونده را به خودش مشغول كنيد. چنيني شروعي خيلي تاثيرگذار است و آمادگي ذهني خوبي به مخاطبان‌تان مي‌دهد حتي اگر تا پايان سخنراني‌تان هم جواب آن سوال را به طور واضح بيان نكنيد.

20

شفاف حرف بزنيد. از جمله‌هاي طولاني كه نفس شنونده را مي‌گيرد، كمتر استفاده كنيد. زود به نقطه برسيد. اثرگذاري جملات كوتاه معمولا بيشتر است. مثلا اگر بازيكنان يك تيم از زبان مربي‌شان بشنوند كه: «فقط بايد ببريم. مساوي را هم فراموش كنيد. . .» خيلي مشتاق‌تر به ادامه حرف‌ها گوش مي‌دهند، نسبت به زماني كه مربي با اين جملات، شروع به حرف زدن كند: «ما بايد جامه غرور را از تن بيرون كنيم و با كار كردن بر روي نقاط ضعف حريف و تقويت نقاط قوت تيم خودمان، نتيجه اين بازي را به نفع خودمان تغيير بدهيم.» طبيعتا تاثير اين جمله دوم خيلي كمتر است از جمله اول.

21

استفاده بجا از تضاد و طباق درميان صحبت، مفيد است. مثلا از يك سخنراني بلند مائو، همه فقط همين جمله را به خاطر سپرده‌اند و مرتب ذكر مي‌كنند كه: «سياست يك جنگ بدون خونريزي است اما جنگ يك سياست همراه با خونريزي است.» يا مثلا اين جمله قول جان اف كندي، تاريخي شده است كه: «نگوييد كشورمان براي ما چه كار كرده است، بگوييد ما براي كشورمان چه كار كرده‌ايم

استفاده بجا از مقايسه هم در ميان صحبت، توجه شنونده را جلب مي‌كند: «وقتي ما داشتيم اين شركت را تحويل مي‌گرفتيم، هيچ چيزي جز 100 ميليون بدهي در بساط نداشتيم اما الآن تمام بدهي‌ها‌ي‌مان را پرداخت كرده‌ايم و . . . . .»

22

گاهي تكرار برخي حرف‌ها خيلي اثرگذار است. مارتين لوتر در طول يكي از سخنراني‌هايش اين جمله را پانزده بار در فواصل مناسب تكرار كرد كه: «من روياي بزرگي در سر دارم!» و بعدها همين جمله، دستمايه ترانه‌هاي متعدد و ماندگار شد.

23

از شوخ‌طبعي‌تان هم در ميان صحبت‌هاي‌تان استفاده كنيد اما مراقب باشيد كه از حد نگذرانيد و از آن طرف بام نيفتيد. مارگارت تاچر در پاسخ به خبرنگاري كه به كنايه از او پرسيده بود: چرا مقامات كشوري، پشت سرتان زياد صحبت مي ‌كنند، با خنده گفت: «تا وقتي كه از دستوراتم اطاعت مي‌كنند، مهم نيست كه درباره‌ام چه مي‌گويند.» راستي، يك نكته مهم: اگر شوخي‌ها‌ي‌تان هميشه با سكوت و برخورد سرد شنوندگان مواجه مي‌شود، بهتر است اصلا از اين شيوه استفاده نكنيد چون تاثير منفي‌اش بيشتر است.

24

به موقع در ميان صحبت‌تان، مكث كنيد. مثلا اگر شوخي لطيفي كرده‌ايد كه انتظار داريد حاضران بخندند، يا حرفي زده‌ايد كه فكر مي‌كنيد شنوندگان براي‌تان دست مي‌زنند و ابراز احساسات كنند، حتما بايد مدت كوتاهي مكث كنيد و ريتم صحبت‌تان را كند كنيد.

25

پايان سخنراني هم بايد مثل شروع سخنراني، قاطع و تاثيرگذار باشد و البته بهتر است كه پايان حرف‌هاي‌تان به نوعي با شروع‌تان هم در ارتباط باشد. لابد ديده‌ايد كه بسياري از فيلم‌ها هم از همين تكنيك استفاده مي‌كنند تا تاثيرگذاري بيشتري داشته باشند.

26

لرد برابازون مي‌گويد: «اگر نمي‌توانيد تمام حرف‌تان را ـ مختصر و مفيد ـ در بيست دقيقه براي مردم بگوييد، به‌تان توصيه مي‌كنم برويد كتاب بنويسد.» مي‌گويند يكي از تاثيرگذارترين سخنراني‌هاي تاريخ، سخنراني آبراهام لينكولن در سال 1863 در گتيسبورگ بود كه فقط دو دقيقه طول كشيد! هيچ شنونده‌اي تا به حال، از كوتاه بودن مدت سخنراني يك سخنران گلايه نكرده است اما بر عكسش زياد اتفاق افتاده و مي‌افتد.

27

حرفهايي بزنيد كه با سن و سطح سواد و سليقه شنوندگان‌تان تناسب داشته باشد. ببنينيد براي چه سن و سالي قرار است حرف بزنيد؟ چقدر با موضوع مورد بحث‌تان آشنايي دارند؟ از كلمات مناسب و طرز بيان مناسب استفاده كنيد.

28

سرفصل‌هاي سخنراني‌تان را بهتر است جداگانه يادداشت كنيد تا موقع صحبت، چيزي را از قلم نيندازيد.

حتي‌المقدور از كلمات متنوع (اما قابل فهم براي مخاطبان‌تان) استفاده كنيد. استفاده از كلمات محدود در طي يك سخنراني، شنوندگان را زودتر خسته مي‌كند.

29

با پرسيدن سوال، صحبت مستقيم و علاقه‌مند كردن مخاطبان، آنها را با مضمون سخنراني‌تان درگير كنيد. اين كار باعث مي‌شود كه بين شما و مخاطبان‌تان ارتباط راحتي برقرار شود. به هيچ عنوان، به هيچ‌كدام از حضار توهين نكنيد.

30

تقريبا همه آدم‌ها هنگام صحبت در برابر جمع، به ميزان معيني دچار اضطراب مي‌شوند اما نكته اين‌جاست كه نبايد به اين اضطراب پايان داد بلكه بايد آن را كنترل كرد. فراموش نكنيد كه از شما براي ايراد سخنراني دعوت شده است چون حرف مهمي براي گفتن داشته‌ايد.

منبع :

http://kiasalar.com/viewcontent.aspx?id=133


امتیاز:
 
بازدید:
35 _ تصوير ذهني مثبتي از خود بسازيد و چنين تصور كنيد كه فاتحانه  در حال سخنراني مورد علاقه ي خود هستيد . 
36 _ چند روز قبل از سخنراني ، هر جا كه مي رويد قلم و كاغذ همراه داشته باشيد و هر نظر و مطلبي كه در رابطه با موضوع مورد بحث به ذهنتان آمد ياد داشت كنيد . اين كار بسيار موثر است ، چرا كه خلق نظرات و عقايد بعدي را تسهيل مي نمايد . 
37 _ در مورد سخنرانان بزرگ دنيا ، مطالعه كنيد . 
38 _ به علايق  ، سن ، شغل ، مذهب ، جنس و سطح تحصيلات حضار توجه داشته باشيد . 
39 _ اگر موضوع به باور انسانها مربوط است ، سخن خود را با واژه هايي چون : « ممكن است »  « معمولا » ،« به نظر مي آيد كه  » ، « شايد » ، « من اينطور فكر مي كنم » و ... آغاز كنيد . در اين گونه موارد ، به صورت « مطلق » سخن نگوييد .

40 _ در صورت امكان در حين سخنراني ، پذيرايي مختصري انجام شود و توجه داشته باشيد كه خيلي طولاني و آن هم بطور مداوم حرف نزنيد . 
41 _ مكان سخنراني بايد از لحاظ نور ، صدا و درجه حرارت ، در شرايطي بهنجا رو استاندارد قرار داشته باشد . 
42 _ در ابتداي سخنراني خود  ، براي جلب نظر حضار مي توانيد به تحسين  آنها اقدام نماييد . 
43 _ جمعيت  را تشنه ي مباحث خويش نگاه داريد به طوري كه حالت انتظار در آنها ، تا اواخر جلسه وجود داشته باشد . 
44 _ از اشاره كردن علني ، سياستمدارانه و زيركانه به سوابق درخشان شغلي و تحصيلي بپرهيزيد ، چرا كه از صميميت شما مي كاهد ، اما اشاره اي به اين موضوعات از روي فروتني و يا در پاسخ به سوال افراد بلا مانع و عاري از اشكال است . 
45 _ قبل از سخنراني پيش بيني كنيد كه جمعيت ممكن است در مورد چه محور هايي از شما سوال كند ، از اين رو براي هر كدام ، پاسخي آماده داشته باشيد . اين كار اگر خوب انجام شود ، اضطراب شما را كم نموده و در شما اعتماد به نفس خاصي ايجاد مي كند . 
46 _ مقدار زمان سخنراني خود را بر آورد كنيد ، طوري كه از مدت  اعلام شده بيشتر نشود تا مجبور نگرديد با سرعت به ارائه  مطالب مورد نظر بپردازيد . 
47 _ اگر تاخير كرديد ابتدا سعي كنيد آرامشتان را حفظ نموده و به رفع اضطرابتان بپردازيد و سپس سخن خود را آغاز نماييد . 
48 _ در حين سخنراني به تنفس خود توجه كنيد و گهگاه ريه هاي خود را با آرامش ، پر از هوا نماييد .
49 _ از عبارات و واژه هاي توهين آميز جدا ٌ پرهيز كنيد حتي عليه منفور ترين انسانهاي كره زمين از اين گونه عبارات استفاده نكنيد و واژه هاي به اصطلاح « كوچه بازاري » را نيز به كار نبريد . 
50 _ اگر قرار است به دفعات براي يك جمع ثابت ، سخنراني كنيد در جلسه اول همه اطلاعات خود را تخليه نكنيد ، به اصطلاح همه چيز را روي دايره نريزيد و براي جلسات بعد هم مطالبي ذخيره نماييد . 
51 _ نگاه خود را در فضا رها نسازيد بلكه دقيقا ٌ به چشم افراد بنگريد . 
52 _ تبسم را فراموش نكيد . 
54 _ بيش از همه چيز به ياد خدا و ياري او باشيد


منبع :


http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=128519


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارت سخنراني موفق

چگونه سخنران خوبي باشيم و شنوندگان خوبي داشته باشيم

همه‌ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي‌شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟

بله، همه‌ي اين‌ها سخنراني‌هاي بسيار مهمي هستند و مي‌توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت‌ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي‌كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.
۱- شنوندگان را هم درگير كنيد
 
شنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. ۳۰ تا ۹۰ دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي‌توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما…شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد–مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است.
پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي‌دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي‌كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي‌شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.
۲- سرزنده و با روح باشيد
 

بهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه ۲۰ نفره يا بيشتر سخنراني مي‌كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.
۳- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
 

روي چيزي كه مي‌خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.
۴- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي‌شود دوري كنيد
 

هيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي‌كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي‌گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه‌گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

۵- لباس مناسب بپوشيد

روزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي‌كردم كه مي‌گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي‌كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد.متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

۶- حرف هاي تازه بزنيد

از تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي‌كند.

۷- تمرين داشته باشيد

چندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي‌تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي‌اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي‌گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي‌كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي‌دانند كه چه موقع بين حضار
راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي‌دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي‌دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهيد داد.

مقدمه‌چيني
بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشكل مي‌شوند. با توجه به نكات زير حداقل از اصول كلي مقدمه آگاه خواهند شد:
- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص كند تا شنونده بداند كه قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.
- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل كند، بلكه بايد شنونده را جذب كند و براي پيگيري كلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.
- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يكديگر باشند، نه‌اين كه در مقدمه به نكاتي پرداخته شود كه در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.
- در نهايت با نوع كلام خود سعي كنيد ارتباطي ميان خود و شنونده‌ايجاد كنيد كه موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.
اصل موضوع سخراني را چگونه بيان كنيم

و اما در پرداختن به مطالب اصلي كلام، پس از مقدمه، نكات زير را در نظر داشته باشيد:
- از كلمات قابل درك و با معني استفاده كنيد.
- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، كمكي به درك بهتر موضوع نمي‌كند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره كرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.
- براي پرداختن به موضوع، در صورت امكان مي‌توانيد از داستان‌هاي كوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده كنيد و بر جذابيت كلام و درك بهتر آن بيفزاييد.
- سعي كنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه كافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط كامل درباره آن صحبت كنيد.
- به ياد داشته باشيد هرچه بيشتر مطالعه كنيد، بيشتر خواهيد دانست و هرچه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.
- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يك مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌كنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد كرد.
- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان كنيد و در صورت لزوم جزيياتي كه مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح كنيد.
- ديگران را در بحث خود وارد كنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا كه اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امكان دارد نقاط كور و مبهمي‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.
- هرگز فكر نكنيد سكوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سكوتي نيز حكمفرما شد، سعي كنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شركت در بحث تشويق كنيد.
- از مكث‌هاي طولاني و توپوق زدن جدا بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاكي از عدم تسلط و آگاهي كافي شما نسبت به موضوع است، بلكه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين كار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممكن است.
- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درك ميزان توانايي شما در بيان، كلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرك و درجه تحصيلي شان. پس اگر عالي ترين مدارك تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي كسب نخواهيد كرد.
- موارد فوق، نكاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌كنند كه با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند كه ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و كارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.

منبع :

http://www.pezeshkan.org/?p=12551


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

تك واژ شناسي (صرف)

تك‌واژشناسي يا صَرف/ ساختِ‌واژه‌ (انگليسي: morphology) بخشي از دستورِ زبان است كه ساختـ(ـارِ) واژه را موردِ تحليل قرار مي‌دهد[۱]. به سخنِ ديگر، ساختِ‌واژه به شناختِ تكواژها و راه‌هايِ هم‌نشينيِ آنها با يكديگر در قالب‌هايِ نحوي و نيز در واژه‌سازي مي‌پردازد. كارِ اصليِ زبان‌شناس در بررسيِ ساختِ‌واژه‌يِ يك زبان، تجزيهٔ عبارت‌ها و جمله‌ها و دست يافتن به تكواژها و واژه‌ها و سپس دسته‌بنديِ آنها بر اساسِ رده‌هايِ دستوريِ آن زبان مي‌باشد.


در زبان شناسي، تك‌واژ شناسي يعني بازشناسي،تحليل و توصيف ساختار تكواژها و ديگر واحدهاي معنايي در زبان از قبيل كلمات،وندها و هويت دستوري و همچنين تكيه/استرس و بافتار ضمني (كلمات در واژه نامه موضوع اصلي واژه شناسي ميباشد.). گونه شناسي مرتبط به شكل و ساختار به نوعي دسته بندي زبان ها بر طبق سبكهايي است كه بوسيله آن تكواژها در زبان استفاده مي شوند. يعني از تحليلي كه تنها تكواژهاي مجزا از طريق زبانهاي آميخته(به هم چسبيده)و تركيبي استفاده مي نمايد كه تكواژهاي وابسته (وندها) و تا حدودي چند تركيبي را كه تعداد زيادي از تكواژهاي جداگانه را به كلمات مجزا خلاصه مي نمايد، استفاده مي كند.


در حاليكه كلمات به طور كلي به عنوان كوچكترين واحدهاي نحوي پذيرفته شده اند، واضح است كه در بيشتر زبان (نه همه آنها) كلمات مي توانند با قوانين(گرامر) به ديگر كلمات مرتبط شوند. به عنوان مثال، انگليسي زبانان مي توانند تشخيص دهند كه كلمات سگ و سگها خيلي زياد به هم مرتبط هستند- يعني تنها با تكواژ جمله ساز"ها" كه تكواژ وابسته به اسم است و هرگز نيز جدا نميشود .انگليسي زبانان(زباني تركيبي) اين روابط را از دانش فني قوانين شكل گيري كلمه در انگليسي تشخيص مي دهند. آنها مستقيماً استنباط مي كنند كه همانطور كه جمع كلمه سگ ميشود سگها جمع كلمه گربه نيز گربه ها ميشود؛ به همين نحو،سگ كه مي شود سگ گير؛ ظرف مي شود ظرف شور (بعضاً اينطور است). قوانيني را كه متكلمان درك كرده اند الگوهاي خاصي را منعكس مي كند (قواعد) به طوري كه كلمات از واحدهاي كوچكتر تشكيل شده اند و چگونه آن واحدهاي كوچكتر در فرآيند صحبت كردن متقابلاً اثر مي كنند. بدين ترتيب، تك‌واژ شناسي شاخه اي از زبان شناسي مي باشد كه الگوهاي شكل گيري كلمه را در زبان مطالعه مي كند و درصدد قاعده مند كردن قوانين است كه دانش متكلمان آن زبان را شكل دهد. در عوض زباني مانند چيني تكواژ غير وابسته (آزاد) را بكار مي گيرد كه منوط به آهنگ ،وندهاي پس عبارت و ترتيب كلمات به منظور انتقال معني است.


در زبان چيني از مفاهيم فوق به عنوان گرامر ياد مي شود كه بيانگر تك‌واژ شناسي زبان مي باشد. آنسوي زبانهاي آميخته، زباني چند تركيبي مانند چاكچي كلماتي دارد كه از تكواژهاي زيادي تشكيل شده است :كلمه ""təmeyŋəlevtpəγtərkən از هشت تكواژ t-ə-meyŋ-ə-levt-pəγt-ə-rkən تشكيل شده استكه مي تواند به اينصورت تفسير شود


1.SG.SUBJ-great-head-hurt-PRES.1,(صدمه- سر- بزرگ) به معناي “ سردرد وحشتناكي دارم”. تك‌واژ شناسي چنين زبانهاييي به هر صامت و مصوتي اجازه مي دهد كه به عنوان تكواژ استنباط شود درست مانند گرامر زبان، استفاده و درك تاريخ تكواژ.


تاريخ تجزيه و تحليل تك‌واژ شناسي به زبان شناس هند باستان،پانيني بر مي گردد كه 3،959 قانون تكواژ سانسكريت را در كتاب Aṣṭādhyāyī با استفاده از گرامرحامي گردآوري كرد. سنت گرامري يونان در روم باستان نيز در تجزيه و تحليل تك‌واژ شناسي دخالت داشته است. مطالعات تك‌واژ شناسي عرب كه توسط مرح الاروه ، احمد ب و علي مسعود حداقل به 1200 سال از زم