مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4646
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 7
همه : 5165609

جمله‌ شناسي

جمله‌شناسي (نام قديمي:نحو) (به انگليسي: Syntax) به دانش مطالعهٔ قواعد مربوط به نحوهٔ تركيب و در كنار هم آمدن واژه‌ها به منظور ايجاد و درك جملات در يك زبان اطلاق مي‌شود.

اين شاخهٔ مهم از دستور هر زبان نظام‌مندي و خلاقيت فراواني را طلب مي‌نمايد. درست است كه انسان‌ها مي‌توانند مجموعه كلمات يك جمله را با ترتيبات گوناگوني در كنار هم قرار دهند ولي تمامي آن‌ها جملات معني دار نخواهد شد.

كتاب خريد دانشجو يك را.

يك دانشجو كتاب را خريد.

در اينجا، جملهٔ اول غير مجاز است، ولي، دومي كه درست همان مجموعهٔ كلمات را داراست، ساختاري قابل قبول از نظر قواعد و دستورات نحوي زبان فارسي را دارد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

تكرار گفتار

تكرار گفتار (به انگليسي: speech repetition) توسط يك شخص ,از واكه ي گفته شده كه توسط شخص ديگري ساخته شده‌است توليد مي‌شود . اين (تكرار گفتار)مستلزم داشتن اي توانايي است كه افراد صدايي كه از تلفظ صوتي شخص ديگري مي‌شنوند را دريافت كرده وبصورت آواي خروجي مشابهي از دستگاه صوتي خود توليد كنند . اين تقليد خروجي ورودي گفتاراغلب بطور مستقل از درك گفتار رخ مي‌دهد . مثل دنبال كردن گفتار زماني كه يك شخص بطور ناخودآگاه كلمات شنيده شده درگوشي تلفن را بيان مي‌كند . وشرايط آسيب شناختي پژواك گويي چنان كه افراد خودشان كلماتي كه از راه دور مي‌شنوند را تكرار مي‌كنند. اين ارتباط برايتكرار گفتار كلمات در مغز براي تكرار گفتارجداشده‌است . تكرار گفتار در جريان روند گفتار پسين اتفاق مي‌افتد درحالي كه درك گفتار در جريان روند گفتار پيشين رخ مي‌دهد . تكرارها اغلب توسط اين مسير درجملات في البداهه بطور فوري يا بعد ازتاخير در حافظه واج شناسي ناآگاهانه ثبت شده‌اند. در انسان,توانايي براي ترسيم تلفظ صوتي ورودي شنيداري در خروجي متحرك درسطح بالايي توسعه يافته‌است .در اين ميان توانايي كپي كردن , يك نقش بحراني را درپيشرفت سريع يك بچه در كلمات گفته شده اش ايفا مي‌كند. در بچه‌هاي بزرگتر و بزرگسالان هم اي اهميت هنوز باقي مانده‌است چراكه اين امر آنها را به ادامه يادگيري نامها و كلمات جديد و زباني ديگر قادر مي‌سازد . چنين تكراري براي ترويج زبان از يك نسل به نسلي ديگر هم ضروري است .بعلاوه اينطور پيشنهاد شده بوده‌است كه واحدهاي واجي كه خارج از گفتار ساخته شده بوسيله روند توسعه و ارسال كلمات انتخاب شده‌اند . بدليل اينكه بچه‌ها ترجيحا كپي كردن كلمات واحدهاي ابتدايي را به لحاظ آسانتر بودن تقليد مي‌كردند.

فراگيري

تقليد صدا به سرعت اتفاق مي افتد.كلمات مي توانند در250-300 ميلي ثانيه [1]هر دوطبيعي (درطي سايه گفتار[2] وهنگام تكرار گفتارتوسط افراد عقب افتاده [3] ).تقليد ازهجاي سخن شايد حتي سريعتراتفاق بيفتد.مردم صداي دوم درهجاي [ao]را زودترتقليد مي كنند قبل ازاينكه بتوانند ان را تشخيص دهند (ازمجموعه [ao] , [aæ]و[ai] .) [4] درواقع.....اجراي ساده يك تغييربه [o] براساس تعين يك مصوت در [ao] كمترازتفسير واجرا كردن ان به عنوان پاسخ جزيي طول مي كشد. عصب شناسي به اين اشاره ميكند كه...مراحل اوليه تجزيه وتحليل جمله اطلاعاتي را ارائه مي كند كه بطورمستقيم قابل تغييربه اطلاعات مورد نياز براي توليد جمله است. [4]درسايه گفتار وتكراروتقليد تكرارگفتارمي تواند فورا تكرار شود.آن همچنين بعد ازاينكه الگوي تلفظ توانست انجام شود درحافظه كوتاه مدت يا بلند مدت ذخيره مي شود.آن به طورخودكارازدوحس شنوايي و اطلاعات قابل استفاده بصري درباره چگونگي توليد كلمه استفاده مي كند. [5] [6]

طبيعت غير ارادي تكرارگفتارتوسط كارل ورنيك ثبت شد,متخصص اعصاب دراواخرقرن نونزدهم,كسي كه بيان كرد حركات اوليه گفتار قبل از گسترش آگاهي عمل مي كنند ,درطبيعت انعكاسي و تقليدي هستند. [7

گفتار مستقل

تقليد صدا دررشد قبل ازدرك گفتار وهمچنين سخنان نامفهوم به وجود مي ايد:كودكان 18 هفته اي بي اختيا ركپي عبارات صوتي را همراه صداهاي شبيه به وجود مي آورند. [8] تقليد مصوتها در12 هفتگي ظهورمي كند. [9]

آن مستقل اززبان مادري,مهارتهاي زباني ,درك مطلب وهوش سخنگو است. بسياري ازمردم به خاطراوتيسم ورواني كلماتي را كه شنيداند تقليد وتكرارمي كنند(اغلب صداي صحبتشان با ديگران)بدون اينكه بدانند چه چيزي رامنعكس مي كنند. [10] [11 ] [12] [13] .بازتاب غيرارادي طنين كلمات وجملات ديگران تقريبا درنيمي از انها با علايم مشخصه بيماري ژيل دلا تورت رخ مي دهد [14] . توانايي تكراركلمات وغيركلمات بدون فهم همچنين درزبان پريشي مختلط وراي مغزي جايي كه به مقدار كمي با مخزن صدا شناسي كوتاه مدت مرتبط مي باشد اتفاق مي افتد. {15}

اين توانايي تكراروتقليد صداهاي سخن جداگانه در گفتار معمول رخ مي دهد.سايه گفتار مداركي را ازمزيت ورودي/ خروجي قسمت گفتار فراهم كرده كه ازساير اجزاي سيستم گفتار جداست. [16] پژوهش نروكنتيو همچنين شواهدي از يك رابطه مستقيم بين تحليل ورودي صدا وبرنامه خروجي موتور يافتند. [17] [18] [19]

==استقلال اجرا كننده== صداها مي تواند ازطريق تقليد به صداي تلفظ شده به رغم تفاوت آناتومي دستگاه آوازي دراندازه وشكل به خاطر جنسيت سن وتنوع اناتومي ترسيم كرد.چنين تنوع ساخت گسترده نقشه ورودي خروجي گفتارپيچيده ترازنگاشت حركت تارهاي صوتي است.شكل دهان بطور گستردهاي متفاوت است:دندان پزشكان3 شكل اساسي سقف دهان را تشخيص دادند .ذوذنقه بيضي ولوزي.شش نوع پايين بين دو فك. نه تا ازدندانها مربوط به دندانهاي قوسي وطيف وسيعي گسترده اي از ناهنجاريهاي فك بالا و پايين مربوط است. [20]صداي صوت نيزمي تواند به علت آسيب دنداني و پوسيدگي دندان تغيير كند.عوامل ديگري كه نمي تواند مانع نقشه برداري موتورحسي لازم براي تقليد صدا شوند عيبهاي دهاني شرم اوري هستند.مانند موي لبها-شكاف سقف دهان يا قطع نوك زبان –سيگار كشيدن-گاز گرفتن مدادودندان قروچه (زماني كه كلام مشخص نباشد).سينوسهاي پارانازال بين افراد20 –برابردرجه صدا فرق دارد ودروجود ودرجه عدم تقارن متفاوت است. [21] [22]

تفاوت تلفظ صدا درزبان

تقليد صدا بطوربالقوهاي درطيف متنوعي ازواحدهاي آوايي وانواع صداايجاد مي شود.زبانهاي دنيا آواهاي بي صدايي را بكار مي برند كه محل تلفظ قابل تقليد درسيزده تارصوتي متفاوت است(از لبها تا چاكناي).اين آواها مي تواند بطور بالقوهاي با يازده روش قابل تقليد ازصداها تلفظ شود(ازدماغ تا صداهاي جانبي).گفتاررا مي توان با توجه به لهجه اجتماعي-زيروبمي صدا-دانگ صدا وفرديت كپي كرد(ادا درآوردن براي سرگرمي).گفتاررا مي توان به گونه اي شمرده بيان كرد كه بطورقابل توجهي درسرعت-تون صدا –دانگ صدا بلندي وهيجان صدا وقفه انداخت.سخنان بيشتر در اشكال گوناگون وجود دارد مانند تصنيف-شعر-فريادونجوا.سخن قابل فهم را مي توان با زيروبمي كاربري ودر گويشهاي منطقه اي ولهجه هاي خارجي تو ليد كرد.اين جنبه ها به آساني كپي مي شوند:از مردم بخواهيد گفتار را تكرار كنند-شبيه كلمات نه تنها صداهابلكه جنبه هاي ديگر تلفظ بدرستي تقليد مي شوند از قبيل فركانسهاي اساس [23]-بيان هجاهاي داراي شوا[23] صدا وطيف سيمانتيك لبها [24] زمان شروع صدا [25] ولهجه منطقه اي[26].

پانويس

1.^ In comparison it takes 567 to 680 milliseconds to name a picture--175 milliseconds of that being devoted to "conception" of the word to be said. see Indefrey P, Levelt WJ. (2004). The spatial and temporal signatures of word production components. Cognition. 2(1-2):101-44. doi:10.1016/j.cognition.2002.06.001 PMID 15037128


2. ^ Marslen-Wilson W. (1973). Linguistic structure and speech shadowing at very short latencies. Nature, 244, 522-523. PubMed 3. ^ Fay WH. Coleman RO. (1977). A human sound transducer/reproducer: temporal capabilities of a profoundly echolalic child. Brain and Language, 4, 396-402. PubMed 4. ^ a b c Porter RJ. Lubker JF. (1980). Rapid reproduction of vowel-vowel sequences, Evidence for a fast and direct acoustic-motoric linkage in speech. Journal of Speech and Hearing Research, 23, 593-602. PubMed 5. ^ Gentilucci M, Cattaneo L. (2005). Automatic audiovisual integration in speech perception. Exp Brain Res. 167:66-75. PubMed 6. ^ Gentilucci M, Bernardis P. (2007). Imitation during phoneme production. Neuropsychologia. 45:608-15. PubMed


7. ^ a b Wernicke K. The aphasia symptom-complex. 1874. Breslau, Cohn and Weigert. Translated in: Eling P, editor. Reader in the history of aphasia. Vol. 4. Amsterdam: John Benjamins; 1994. p. 69–89. ISBN 978-90-272-1893-3


8. ^ Kuhl PK. Meltzoff AN. (1982). The bimodal perception of speech in infancy. Science, 218, 1138-1141.PubMed


9. ^ Kuhl PK. Meltzoff AN. (1996). Infant vocalizations in response to speech: Vocal imitation and developmental change.Journal of the Acoustic Society of America, 100, 2425-2438.PubMed 10. ^ Roberts JM. (1989). Echolalia and comprehension in autistic children. J Autism Dev Disord. Jun;19(2):271-81. PubMed


11. ^ Schneider DE. (1938). The clinical syndromes of echolalia, echopraxia, grasping and sucking. Journal of Nervous and Mental Disease, 88, 18-35, 200-216. journal link


12. ^ Schuler AL. (1979). Echolalia, Issues and clinical applications. Journal of Speech and Hearing Disorders, 44, 411-434. PubMed


13. ^ Stengel E. (1947). A clinical and psychological study of echo-reactions. Journal of Mental Science, 93, 598-612. doi:10.1192/bjp.93.392.598


14. ^ Lees AJ, Robertson M, Trimble MR, Murray NM. (1984). A clinical study of Gilles de la Tourette syndrome in the United Kingdom. J Neurol Neurosurg Psychiatry. 47:1-8. PubMed


15. ^ Trojano L, Fragassi NA, Postiglione A, Grossi D. (1988). Mixed transcortical aphasia. On relative sparing of phonological short-term store in a case. Neuropsychologia, 26(4):633-8.PubMed


16. ^ McLeod P. Posner MI. (1984). Privileged loops from percept to act. In H. Bouma D. Bouwhuis, (Eds), Attention and performance X (pp. 55-66). Hillsdale, NJ, Erlbaum. ISBN 978-0-86377-005-0


17. ^ Coslett HB. Roeltgen DP. Rothi LG. Heilman KM. (1987). Transcortical sensory aphasia, Evidence for subtypes. Brain and Language, 32, 362-378. PubMed


18. ^ McCarthy R. Warrington EK. (1984). A two-route model of speech production, Evidence from aphasia. Brain, 107, 463-485. PubMed


19. ^ McCarthy RA, Warrington EK. (2001). Repeating without semantics: surface dysphasia? Neurocase.;7:77-87. PubMed


20. ^ Bloomer HH. (1971). Speech defects associated with dental malocclusions and related abnormalities. In L. E. (Eds), Handbook of speech pathology and audiology (pp. 715-766), New York, Appleton Century. ISBN 978-0-13-381764-5


21. ^ Williams RJ. (1967). You are extra-ordinary. New York, Random House. pp. 26-27. OCLC 156187572


22. ^ Vocal traits also vary moreover when people get upper respiratory tract infections as the shape and size of sinus cavities is further changed with the swelling of mucous membranes.


23. ^ a b Kappes J, Baumgaertner A, Peschke C, Ziegler W. (2009). Unintended imitation in nonword repetition. Brain Lang. 111(3):140-51. doi:10.1016/j.bandl.2009.08.008 PMID19811813


24. ^ Gentilucci M, Bernardis P. (2007). Imitation during phoneme production. Neuropsychologia. 1;45(3):608-15. PMID 16698051


25. ^ Shockley K, Sabadini L, Fowler CA. (2004). Imitation in shadowing words. Percept Psychophys. 66(3):422-9. PMID 15283067


26. ^ Delvaux V, Soquet A. (2007). The influence of ambient speech on adult speech productions through unintentional imitation. Phonetica. 64(2-3):145-73. PMID 17914281

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/تكرار_گفتار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

واژه

كلمه يا واژه كوچك‌ترين شكل معنادار از حروف است كه مي‌تواند به تنهايي به كار رود. براي نمونه «-انه» در واژه‌هايي مانند مردانه، زنانه، مهربانانه، داراي معني ويژه خود است ولي از آنجا كه نمي‌توان آن را به تنهايي به كار برد واژه ناميده نمي‌شود. آشكارترين گونهٔ واژه، واژه نوشتاري است. گونه ديگري از واژه، واژه قاموسي است كه به سرواژه‌ها گفته مي‌شود. بسياري از واژه‌ها به بخش‌هاي كوچك‌تري بخش‌پذيرند كه به آن‌ها تكواژ گفته مي‌شود.

فرم‌هاي آزاد

بيشتر زبان‌شناسان بر اين عقيده‌اند كه بهترين روش براي تعريف كلمات بر پايهٔ قالب‌هايي است كه واژه‌ها از ل كنيا، هند و كشورهاي گوناگون آسياي شمالي، « زبان اصلي» يا« زبان بومي» براي اشاره به زبان قومي يك فرد، در اصطلاح رايج روزنامه نگارانه به كار رفته است.

( براي مثال من هيچ عذري براي نياموختن زبان اصلي ام ندارم)، تا اينكه به زبان اول شاره كند. همچنين در سنگاپور« زبان اصلي» بدون توجه به مهارت واقعي به زبان قومي فرد اشاره مي كند، در حالي كه« زبان اول» به زبان انگليسي اي كه در جزيره اي توسط استعمار برينانيايي ثابت شده بود، اشاره دارد كه زبان ميانجي براي بيشتر سنگاپوري هاي مستقل ناشي از كاربرد آن به عنوان زبان دستور در مدارس دولتي و به عنوان زبان عمومي مي باشد.

مراسم پرده برداري اثر تاريخي روز زبان اصلي بين المللي در سيدني، استراليا، 19فوريه2006.

جي. آر. آر تولكين در سال1955 در سخنراني اش د مورد« زبان انگليسي و ويلزي» « زبان بومي» را از « زبان خواستگاه» تشخيص مي دهد، وجود زبان اخيري كه يادگيري آن براي شخص از اوايل دوران كودكي اش اتفاق مي افتد، در حالي كه ممكن است« زبان بومي» اصلي او متفاوت باشد، كه احتمالاً با علاقه ي زبان شناسي موروثي تعيين شده باشد، و ممكن است بعداً در زندگي به وسيله ي يك پيوستگي احساسي شديد به يك گويش خاص كشف شود( تولكين شخصاً چنين پيوستگي اي را به ويژه براي زبان انگليسي ميانه ي ميدلنز غربي اعتراف كرد).

12فوريه روز زبان اصلي بين المللي به وسيله ي يونسكو در17 نوامبر1999 اعلام شده است.

اهميت

زبان اول يك كودك بخشي از هويت شخصي، اجتماعي و فرهنگي اواست.[۵] تاثير ديگر زبان اول اين است كه باعث بازتاب و يادگيري عملكرد و سخن گفتن در مورد الگوهاي اجتماعي موفق مي شود. اين امر اساساً عهده دار تفاوت ميان توانايي عملكرد زبان شناسي است.


چندزبانگي

شخصي كه مي تواند دو يا بيشتراز دو زبان بومي داشته باشد، در نتيجه يك شخص دو زبانه ي بومي در واقع چند زبانه مي باشد. ترتيبي كه اين زبان ها آموخته شده اند الزاماً به همان ترتيب اهميت آنها نيست. براي مثال، يك زوج فرانسوي زبان ممكن است دختري داشته باشند كه در ابتدا زبان فرانسوي را آموخته و سپس انگليسي؛ اما اگر او در يك كشور انگليسي زبان بزرگ شده بود، احتمالاً فردي ماهر در زبان انگليسي مي شد. مثال هاي ديگر هند . آفريقاي جنوبي هستند كه بيشتر مردم بيش از يك زبان صحبت مي كنند.

زبان شناس برزيلي كلوآلتن هوفن موضوع« زبان اصلي» در كاربرد عمومي آن به صورت مبهم را مورد بررسي قرار مي دهد و در معرض تفسيرهاي گوناگون قرار دارد كه از لحاظ زبان شناسي، مخصوصاً با توجه به كودكان دو زبانه از گروه هاي اقليت قومي تحت تاثير قرار مي دهد. او تجارب خود را به عنوان يك سخنگوي دو زبانه پرتقالي وRiograndenser Hunsuckisch ، كه ريشه ي آن آلماني است به وسيله ي اولين مهاجران آلماني به برزيل جنوبي آورده است. در مثال او، مثل موردي كه زبان بسياري از كودكان كه در خانه صحبت مي كنند با زبان پيرامون آنها ( زبان رسمي) متفاوت است، اين امر كه زبان"زبان مادري" شخص است، مورد بحث است. بسياري از متخصصان از "زبان مادري" طي سال ها براساس كاربرد رايج، ارتباط احساسي گوينده با زبان و حتي تسلط آن در ارتباط با محيط تعاريفي ارائه داده اند. هر چند، اين معيارها دقيق نيستند.

زبان مادري

بر اساس منشا آن: زبان( زبان هايي) كه شخص در ابتدا آموخته است( زبان (زبان هايي) كه او اولين ارتباطات زباني طولاني را تشكيل داده است).

بر اساس تشخيص دروني: زبان (زبان هايي) كه شخص بار به عنوان گوينده ي آن زبان تشخيص مي دهد.

بر اساس تشخيص بيروني: زبان (زبان هايي) كه شخص بار به عنوان گوينده ي آن زبان، به وسيله ي ذيگران تشخيص مي دهد.

بر اساس توانايي: زبان (زبان هايي) كه شخص به بهترين نحو مي داند.

بر اساس عملكرد: زبان ( زبان هايي) كه شخص بيشترين استفاده را مي كند.

اصطلاح زبان مادري

اصطلاح زبان مادري كه غالبا به جاي زبان اول به كار مي‌رود، واژه‌اي تركيبي است و ورود آن به زبان فارسي به احتمال زياد ترجمه‌اي مستقيم از يكي از زبان‌هاي اروپايي است. اصطلاحزبان مادري در لغت نامه دهخدا يافت نمي‌شود، حال آنكه، در واژه نامه‌هاي برخي از زبان‌هاي اروپايي حضور دارد (براي نمونه "Muttersprache" در زبان آلماني و يا «mother tongue» در زبان انگليسي).

در بسياري از لغت نامه‌هاي انگليسي، از اين واژه به عنوان نخستين زباني كه يك كودك مي‌آموزد يادشده‌است، در حالي كه، در لغت نامه American Heritage ويرايش سوم از اين واژه به معني «زبان بومي يا زبان والدين فرد» ياد شده‌است.

لغت نامه Longman Language Activator تاكيد مي‌كند كه در انگليسي اين اصطلاح اغلب هنگامي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، كه فرد در يك كشور خارجي باشد (اين توضيح تعريف ارايه شد در لغت نامه American Heitage را هم توجيه مي‌كند.)

اصطلاح زبان مادري اصطلاحي است كه اكثر دانشمندان سعي در پرهيز از آن دارند و در علوم زبان‌شناسي، روان‌شناسي، عصب‌شناسي رفتاري (Neurobehaviour) اغلب واژه زبان اول(First Language) به جاي اين اصطلاح به كار برده مي‌شود.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

وند

وند تكواژ وابسته‌اي است كه با افزوده شدن به آغاز، پايان و ميان واژه‌ها، واژه‌هاي جديدي پديد مي‌آورد.

پيشوند تكواژ وابسته ايست كه به آغاز واژه اي مي چسبد و معناي واژه را مي ورداند.

1. آ/ا/ان: اين پيشوند براي نفي بكار مي رود و همريشه و هم معني a/an/ab مي باشد. مانند: آوردن، انيران، امرداد، اريخت.

1. ابر: اين پيشوند براي بيان بزرگنمايي بكار مي رود و هم ارز super در زبان انگليسي است. مانند: ابرمرد، ابررسانا، ابرپيچند.

2. ابي: اين پيشوند ديسه ديگر «بي» مي‌باشد كه از زبان اوستايي گرفته شده است و كاربردي مانند «بي» دارد. مانند: ابيراهي.

3. اندر: ديسه اي ديگر از «در» است كه هم ارز inter در زبان انگليسي است و به معني درون، ميان يا ميان دوچيز مي باشد. مانند: اندركنش، اندرهليدن، اندرخورد، اندرشدن، اندراختريك، اندرابريك، اندراتميك.

4. ب(1): كاربرد اين پيشوند در رساندن مفهوم دارندگي چيزي است و ديسه كوتاه شده «با» است. مانند: بِخرد.

5. ب(2): كاربرد ديگر اين پيشوند در رساندن تاكيد است كه با فعل همراه مي شود. مانند: بِرفت، بِشد.

6. با: كاربرد اين پيشوند در رساندن مفهوم دارندگي چيزي است. مانند: باخرد، با آزرم.

7. باز: اين پيشوند معني دوباره مي دهد. مانند: بازآمدن، بازگفتن.

8. بر: كابرد اين پيشوند بيشتر همراه فعل است و معني بيرون، فرا، بالا ويا تاكيد مي دهد. مانند: برآمدن(طلوع كردن)، بررسيدن، بركندن.

8. بس: اين پيشوند معني بسيار و چندين مي دهد. مانند: بسپار، بسپارش.

9. بي: كاربرد اين پيشوند در رساندن مفهوم نادارندگي چيزي است. مانند: بي مانند، بي خرد.

10. بيش: اين پيشوند معني زياد مي دهد و هم ارز hyper در زبان انگليسي است. مانند: بيش دمي، بيش رويش.

11. پ: اين پيشوند غالبا معني ضد مي دهد. مانند: پيراستن، پالودن.

12. پاد/پت: اين پيشوند معني ضد مي دهد و هم ارز anti در زبان انگليسي است. مانند: پادزهر، پادساعتگرد، پادگردشگري، پادتن، پادگويي، پتياره.

13. پرا(پارا):اين پيشوند از زبان اوستايي گرفته شده و هم ارز para در زبان انگليسي است. مانند: پاراهور، پراسو، پارامغناطيس، پرآسه.

14. پس: اين پيشوند به معني عقب (عقبتر از چيزي)؛ بعد (بعد از چيزي) است. مانند: پسرفت، پس بر؛ پسماند، پساويز، پس چهر

15. پسا: اين پيشوند به معني بعد (بعد از چيزي) است و هم ارز post در زبان انگلسيس است. مانند:پسانوگرايي،پسانوين.

16. پي: اين پيشوند به معني پس (پس از چيزي)؛ بعد (بعد از چيزي) است. مانند: پيامد، پيجو، پياينده.

17. پيرا/پر: اين پيشوند به معني پيرامون (پيرامون چيزي) است كه از زبان اوستايي گرفته شده است و هم ارز peri در زبان انگليسي است. مانند: پيراپزشكي، پيرادندان، پرستيدن، پراكندن، پرناوش، پرگشتن، پيراپزشكي، پيرابين، پيراشامه.

18. پيش: اين پيشوند به معني جلو (جلو از چيزي)؛ قبل (قبل از چيزي) است. مانند: پيشرفتن، پيشبرد؛ پيش نمايش، پيشامد.

19. ترا: اين پيشوند كه غالبا به معني ورا (وراي چيزي) است و از زبان اوستايي گرفته شده است هم ارز trans در زبان انگليسي است. مانند: ترابري، تراگسيلش، ترافرستادن، ترانهش، تراكنش، ترافرازنده.

20. تك: اين پيشوند به معني يك، تنها است و هم ارز mono و uni است. مانند: تك نگاري، تكپار.

21. در: اين پيشوند به معني درون، ميان يا گاهي بيرون مي باشد. مانند:درآمدن، دركنش، درماندن، درشميدن، دركشيدن.

22. دژ: اين پيشوند به معني بد، با شيوه بد ويا ناجور بكار بردن مي باشد. مانند: دژخيم، دژآگاه، دژدود.

23. دش: ديسه اي ديگر از دژ مي‌باشد و هم ارز dys در زyle="white-space: pre; "> واري: اين پسوند اسم مصدر مي سازد. مانند: سوگواري، اشكواري.


59. ور: اين پسوند صفت فاعلي مي سازد. مانند: دانشور، راهور، كنشور، پاسور(پليس).


60. وش: اين پسوند بر چگونگي و مانندگي دلالت دارد. مانند: مهوش، پري وش، فرشته وش.


61. وند: اين پسوند بر چگونگي و مانندگي و گاهي دارندگي دلالت دارد. مانند: شهروند، ديووند.


62. ه(1): اين پسوند به بن مضارع مي چسبد و اسم افزار مي َسازد. مانند: استره(از استردن)، ماله، رنده(از رنديدن)، تراشه.


63. ه(2): اين پسوند به بن مضارع مي چسبد و اسم مصدر مي سازد. مانند: خنده، مويه، گريه، آموزه.


64. ي(1): اين پسوند به اسم مي چسبد و صفت ساز است. مانند: سنگي، هندي، سيگاري، شطرنجي


65. ي(2): اين پسوند به اسم و صفت مي چسبد و اسم ساز است. مانند: برادري، بزرگي، شيريني، بيگانگي، عكاسي


66. ي(3): اين پسوند بيشتر در زبان عاميانه به قيد مي چسبد و قيد ساز است مانند: صبحي (در جمله ي: امروز صبحي ديدمش.)

ميانوند


ميانوند تكواژ وابسته ايست كه در ميان دو واژه مي آيد و واژه نوي مي سازد.


1. آ/ا: مانند: سراسر، گرداگرد، دمادم،پاياپاي ، پياپي.

تفاوت وند و واژه‌بست


وندها براي ساخت واژگان از نوع اسم، صفت، قيد بكار مي‌روند، اما واژه‌بست‌ها براي ساخت حالت‌هاي گرامري نظير زمان‌هاي مختلف يك فعل كاربرد دارند.


منابع

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/وند


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

واج

واج[۱] در زبان‌شناسي كوچك‌ترين جزء مشخص كلام است كه جايگزيني آن با جزئي ديگر تفاوت معنايي ايجاد مي‌كند. واج‌ها كوچك‌ترين واحدهاي آوايي مستقلي هستند كه به كمك آنها تكواژها ساخته مي‌شود (يك يا چند تكواژ تشكيل يك واژه مي‌دهند). مثلاً كلمهٔ «ما» از دو واج «م» (/m/) و «ا» (/A/) تشكيل شده‌است.

تلفظ واجها نزد همهٔ گويشوران يك زبان لزوماً يكسان نيست، با اين حال اين تفاوت‌هاي تلفظي به معني وجود دو واج نيست. مثلاً [w] و [v] در زبان فارسي از لحاظ واج‌شناختي معادل‌اند، چرا كه هيچ دو واژه‌اي را (مسلماً با معناي متفاوت) نمي‌توان يافت كه در آنها تفاوت تنها در [w] و [v] باشد. در بعضي لهجه‌هاي فارسي «و» را [w] و در بقيه [v] تلفظ مي‌كنند. اما همين دو صامت در زبان انگليسي دو واج متفاوت‌اند چرا كه جايگزيني يكي با ديگري در معناي كلمه تغيير ايجاد مي‌كند. به جفتي حداقلي كه تمايز دو واج را نشان مي‌دهد جفت كمينه مي‌گويند. با حسابي مشابه دو واج «م» و «ب» دو واج متفاوت‌اند چرا كه در جفت كمينهٔ «ما» و «با» تنها با تغيير «م» به «ب» معني تكواژ تغيير كرده‌است.

بايد توجه شود كه واج با حرف متفاوت است. حرف صورت مكتوب واج است و واج صورت ملفوظ حرف. علاوه بر اين رابطهٔ اين دو لزوماً يك‌به‌يك نيست. ممكن است بعضي واجها صورت مكتوب ندارند. مثلاً براي مصوت‌هاي كوتاه در خط فارسي حرف جداگانه‌اي وجود نمي‌دارد، اگرچه مي‌توان واج‌هاي ـَـِـُ را در خط به كمك نشانه‌هايي مشخص كرد. از طرف ديگر در فارسي تنها يك واج با صداي «ت» وجود مي‌دارد در حالي كه در الفباي فارسي دو حرف ت و ط يكسان (به صورت ت) تلفظ مي‌شوند. از همين روست كه تنها با تكيه بر صورت ملفوظ كلمه و بي توجه به زمينهٔ سخن دو كلمهٔ «حيات» و «حياط» را باز نمي‌توان دانست. ولي در تازي كه از دبيرهٔ آن در نوشتن زبان فارسي استفاده مي‌شود ت و ط نشانهٔ دو واج متفاوت‌اند از اين روست كه تازي‌گويان «حياط» و «حيات» را متفاوت تلفظ مي‌كنند.

شاخه‌اي از زبان‌شناسي كه بررسي واجها مي‌پردازد واج‌شناسي‌است.

پانويس

↑ خانلري واژهٔ «واك» را به‌جاي «واج» به كار مي‌بُرد، اما امروزه واژهٔ «واج» رايجتر است و واژه‌هاي «واكه» و «همخوان» براي اشاره به «واج مصوت» و «واج صامت» به كار مي‌رود.

منابع

خانلري، پرويز. تاريخ زبان فارسي ج ۱. ويرايش ۲. چاپ هفتم، تهران: فرهنگ نشر نو، ۱۳۸۲، ISBN ۹۶۴-۷۴۴-۳۲۱-۸. ‏

نجفي، ابوالحسن. مباني زبان‌شناسي و كاربرد آن در زبان فارسي. تهران: نيلوفر، تابستان ۱۳۸۵، ISBN 964-448-020-1. ‏

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/واج


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
تك واژ
كوچك‌ترين يكاي (واحد) زبان كه داراي نقش دستوري و معنايي مستقل مي‌باشد تكواژ يا علامت[۱][۲] نام دارد. هجاها و طول آنها نمي‌توانند براي بازشناختن تكواژها ابزار سودمندي باشند. معيار و سنجهٔ بنيادين اين است كه تكواژ را نمي‌توان به يكاهاي دستوري كوچك‌تر بخش كرد.
در دانش زبان‌شناسي تكواژها را معمولاً ميان دوابرو قرار مي‌دهند {كن}، {من} شمار تكواژهاي يك زبان خيلي بيشتر از شمار واج‌هاي آن است. براي فرد دانش‌آموخته توانايي كاربرد پيرامون صد هزار تكواژ همچون يك عدد پذيرفتني پيشنهاد شده است.
كوچكترين واحد معني دار لغوي
در زبان شناسي، morpheme كوچكترين واحد معني دار و يا ساير واحد زباني است كه معنا دارد. اين اصطلاح به عنوان بخشي از شاخه اي از زبان شناسي به نام مورفولوژي استفاده مي شود. يك morpheme از واحدهاي كوچكتر به نام phoneme (واج كه كوچكترين واحد متمايز در صدا ميباشد) در زبان محاوره اي و از grapheme (كه كوچكترين واحد متمايز در زبان نوشتاري ميباشد) در زبان نوشتاري تشكيل شده است. مفهوم كلمه و واحد معني دار لغوي (morpheme) متفاوت هستند. كوچكترين واحد مي تواند يا نمي تواند به تنهايي استفاده شود. يك يا چند morpheme يك كلمه را تشكيل ميدهند. واحد معني دار لغوي free (آزاد) است اگر آن را به تنهايي بتوان استفاده كرد. (مثال : "one"، "possible")، و يا bound (مقيد) اگر آن را صرفا در كنار واحد معني دار لغوي آزاد استفاده كنيم (مثال : "im" در impossible (غير ممكن)). نماينده واقعي آوايي آن morph (واژك) هست، كه با واژك هاي مختلف ("-in"، "im-") به نمايندگي از همان morpheme به عنوان allomorphs گروه بندي مي شوند.
مثال هاي انگليسي: - كلمه "unbreakable" (غير قابل شكست) داراي 3 morpheme ميباشد: "un-" يك morpheme مقيد است، "break" يك morpheme آزاد و"-able" يك morpheme مقيد."un-" همچنين يك پيشوند، و "-able" يك پسوند ميباشد. "un-" و "-able" هر دو ضميمه ميباشند. - plural-s داراي واژك "-s" (/s/) ميباشد، مثلا در cats ، و "-es" (/iz/) در كلمه dishes ، و "-s" (/z/) در كلمه dogs. اينها allomorph هستند.
انواع morpheme ها=
- Morphemeهاي آزاد، مانند town (شهر) و dog(سگ)، مي توانند با كلمات ديگر ظاهر شوند (مانند town hall (سالن شهر) يا dog house (خانه سگ)) و يا به تنهايي مي توانند استفاده شوند. - morpheme هاي مقيد (bound) مانند "un-" به نظر مي رسد كه تنها باmorphemes ديگر به شكل كلمه ظاهر ميشوند. morpheme هاي مقيد به طور كلي تمايل دارند كه پيشوند و پسوند باشند. morpheme هاي غير ضميمه اي وجود دارد كه فقط به صورت محدود بكار ميروند مانند morpheme شناخته شده"cran" در كلمه "cranberry" (قره قروط). - morpheme هاي مشتقي (Derivational) مي تواند به يك كلمه اضافه شده تا ايجاد يك واژه ديگر را بكنند: به عنوان مثال، اضافه كردن "-ness" به كلمه "happy" ، براي بدست آمدن "happiness". آنها اطلاعات معنايي را ميرسانند. - morpheme هاي صرفي (Inflectional) كه شدت كلمه، تعداد، جهت ، و .. را تغيير ميدهند، بدون اينكه يك كلمه جديد يا يك كلمه در يك بخش جديد دستوري را بوجود بياورند. همانطور كه اگر morpheme "dog" با كوچكترين واحد نشانگر جمع "-s" نوشته شود، "dogs" را بوجود مياورد. آنها اطلاعات گرامري را نشان ميدهند. - Allomorphs انواع ديگري از morphemeها هستند. به عنوان مثال، نشانگر جمع در زبان انگليسي گاهي به شكل /-z/ ، /-s/ و يا /-iz/ نشان داده ميشود.
تجزيه و تحليل مورفولوژيك
در پردازش زبان طبيعي براي زبانهاي ژاپني ، چيني و ديگر زبان ها، تجزيه و تحليل مورفولوژيك، روند جدا كردن يك سطر به morpheme هاي تشكيل دهنده آنست. تقسيم بندي كلمه براي اين زبانها نياز ميباشد به دليل اينكه مرزهاي واژه ها توسط فضاي خالي نشان داده نميشوند. مشهورترين آناليزگرهاي مورفولوژيك ژاپني Juman، ChaSen و Mecab ميباشند.

انواعت كواژها، در بنياد، به دو دستهٔ جداگانه بخش مي‌گردند:
تكواژهاي آزادتكواژهاي وابسته
تكواژهاي آزاد مي‌توانند به تنهايي و به‌سان واژه‌هاي مستقل بكار روند. اين موارد را مي‌شود جهت نمونه ذكر كرد: لالايي، خواب، زر، گل، افسون.
ولي، تكواژهاي وابسته تنها مي‌توانند در پيوستگي با ديگر تكواژها رخ دهند، نمونه‌هاي آنها عبارت‌اند از: -يد، -انه، -ي، -مند.
پانوشته‌ها
↑ Sign↑ صفحه ۱۱۲ Contemporary Linguistics
منبع :
http://fa.wikipedia.org/wiki/تكواژ
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

زبان پريشي

زبان‌پَريشي اختلال در بيان يا درك زبان به دنبال آسيب مغزي است.زبان پريشي اختلال زباني ناشي از آسيب مغزي مي باشد.يك نوع آن زبان پريشي ورنيكه است كه در آن بخش معنايي آسيب مي بيند.به عنوان نمونه گزيده زير را در نظر بگيريد: Before Iwas in the one here,I was over in the other one.My sister had the department in the other one. ارتباط معنايي بين واژه هاي عبارت فوق به شكلي جدي به هم خورده و علت آن نوعي آسيب مغزي است كه در دانش معنايي فرد بيمار اختلال ايجاد كرده است.اما دانش واج شناسي سالم مانده است و لفظ فرد گرچه فاقد معني است اما روان و با مكث و آهنگ مناسب ادا شده است.از نظر ساختار نحوي نيز مشكلي ندارد كه اين ويژگي خاص زبان پريشي ورنيكه است.[۱]

اگر آسيب مغزي به بخش‌هايي از مغز وارد شود كه با بيان و درك زباني ارتباط دارند اين آسيب‌ها مي‌توانند منجر به زبان‌پريشي شوند. زبان‌پريشي الزاماً بر درجهٔ هوش فرد تأثيري ندارد.

اگر از دست دادن قدرت تكلم كامل باشد به آن زبان‌پريشي (Aphasia) گفته مي‌شود ولي اگر بخشي از اين قدرت از دست برود به آن اصطلاحاً دشگويي (dysphasia) اطلاق مي‌شود.

اغلب زبان‌پريشي‌ها در پي سكته با آسيب نيم‌كره چپ مغز ايجاد مي‌گردند. مطالعه زبان‌پريشي از آن‌جا كه به افزايش بينش ما در باب سازماندهي عصبي زبان در مغز مي‌انجامد همواره مورد توجه كارشناسان علوم اعصاب، زبان‌شناسي و گفتاردرماني بوده‌است. در بيشتر موارد پس انجام اقدامات پزشكي بيماران به خدمات توانبخشي به‌ويژه گفتاردرماني نياز دارند.

منابع

↑ روان شناسي زبان،ترجمه و تأليف حسن خواجه اميري،1385، نشر دانش آرا،تهران،صفحه 16

ويكي‌پدياي انگليسي، نسخهٔ ۱۴ ژانويه ۲۰۰۷.

روان شناسي زبان،ترجمه و تأليف حسن خواجه اميري،1385، نشر دانش آرا،تهران،صفحه 16

منبع :
http://fa.wikipedia.org/wiki/زبان‌پريشي


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

گفتار درماني

گفتاردرماني يا آسيب‌شناسي گفتار و زبان[۱] رشته‌اي از علوم است كه به بررسي ماهيت انواع اختلالات گفتار و زبان و نيز روشهاي تشخيص و درمان اين اختلالات مي‌پردازد.

عده‌اي ارزيابي و تشخيص اختلال در بلع را نيز در حيطه تخصص متخصصان گفتار درماني مي‌دانند. در ايران رشته تحصيلي گفتار درماني از زيرگروه‌هاي رشته‌هاي علوم پزشكي محسوب گرديده و در دانشگاه‌هاي علوم پزشكي تدريس مي‌شود. در حال حاضر پس از مقطع كارشناسي امكان ادامه تحصيل در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري نيز به طور ناپيوسته وجود دارد. گفتار درمانگران به درمان كودكاني كه در فراگيري زبان مادري يا استفاده صحيح از گفتار دچار مشكل هستند و نيز بزرگسالاني كه به دليلي توانايي گفتاري خود را از دست داده‌اند مي‌پردازند.اين متخصصين در طول دوران تحصيا با آناتومي و فيزيولوژي اندام گفتار و نيز مباحث زبانشناسي و روانشناسي آشنا مي‌شوند. به همين جهت گفتار درماني يك بين رشته‌اي به حساب مي‌آيد.

در موارد زير مراجعه به يك گفتار درمانگر الزامي است: ۱- تاخير در شروع گفتار در كودكان ۲- اشكال در تلفظ اصوات گفتاري ۳-عدم برقراري ارتباط كلامي يا غير كلامي از سوي كودك ۴-كم شنوايي يا ناشنوايي ۵-اشكال در درك كلام ۶-اختلال در بلع ۷-در صورت تشخيص بروز هر يك از اختلالات فلج مغزي اوتيسم اختلال يادگيري

منبع :

http://fa.wikipedia.org/wiki/گفتاردرماني


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۷:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.