مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4361
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 10
همه : 4259897


چگونه صداي خود را تقويت كنيم


تصوري كه شما از صداي خود داريد اغلب با واقعيت مطابقت نمي‌كند. بيشتر مردم هنگامي كه براي اولين‌بار صداي ضبط‌شده خود را مي‌شنوند سخت تعجب مي‌كنند. صداي ضبط‌شده را ساختگي، زير، وارفته و يا خفه مي‌يابند. اين امر دو علت دارد؛ يكي آنكه شما بخشي از صداي خود را از طريق هدايت استخواني و لرزش‌هاي درون جمجمه مي‌شنويد و دليل ديگر آن است كه شما صداي خود را به‌طور ذهني مي‌شنويد. يعني آنچه مي‌شنويد از يك‌سو آميخته است با تصوري كه از صداي خوب و مناسب داريد و از سوي ديگر با مفهوم و مطالبي كه مي‌خواهيد بگوييد.

براي ايجاد صوت دو عامل نياز است؛ يكي ضربه مي‌زند و ديگر آنكه ضربه را دريافت مي‌كند و متناسب با كيفيت مقاومت خود و شدت ضربه به لرزه درمي‌آيد. اين ارزش‌ها به نوبه خود هواي اطراف را مرتعش مي‌سازند و سلسله‌موج‌هاي صوتي پديد مي‌آورند كه به وسيله گوش دريافت مي‌شوند و متناسب با كيفيت‌شان در مغز تفسير و تعبير مي‌شوند. 
در توليد صدا، نفس عامل اولي است كه در حنجره بر تار آواها كه به يكديگر نزديك شده‌اند (يا كشيده شده‌اند) ضربه مي‌زند و آنها را به لرزه درمي‌آورد. اين لرزه‌ها امواج صوتي‌اي پديد مي‌آورند كه در سينه، حلق، حفره‌هاي بالاي حنجره، دهان، خيشوم، صورت و سينوس‌ها تشديد مي‌شوند. از آنجا كه اندام‌هاي گفتاري همه افراد از لحاظ شكل و اندازه متفاوت است صداي هر فرد كاملا با صداي ديگران متفاوت است. صداي برخي در ناحيه جمجمه بيش از اندازه تشديد مي‌شود. علت اين نقيصه وجود تنش در انتهاي كام و قسمت پسين زبان است كه به نت‌هاي سينه اجازه نمي‌دهد تا صوت را تقويت كنند. در اين گفتار بارها از ريشه‌دار كردن يا عمق بخشيدن به صدا سخن رفته است. از لحاظ فيزيكي اين كار عبارت است از به كار انداختن دنده‌هاي تحتاني و پايين بردن ديافراگم به درون شكم آنچنان كه نفس تا آنجا كه ممكن است از عمق بدن شما آغاز شود. هر گاه شما به هر علتي كلمات را با فشار پرتاب كنيد احتمالا نارسايي‌هاي زير به وجود خواهد آمد؛ صدا اندكي زير مي‌شود، انعطاف صدا و نوسان‌هاي آن از بين مي‌رود، صدا حالتي يكنواخت توليد مي‌كند، گفتار حالت مكالمه‌اي خود را از دست مي‌دهد و لحن خطابي مي‌يابد. تنش در گردن، گلو را منقبض مي‌كند و به آن فشار مي‌آورد. همچنين انقباض مانع توليد نت‌هاي سينه مي‌شود و موجب صدمه ديدن تار آواها مي‌شود. در عمل تنفس براي توليد صدا نفس نبايد زياد شديد باشد زيرا صوت را نازك مي‌كند و بدان امكان تشديد نخواهد داد. همچنين نبايد زياده ضعيف يا كم باشد چرا كه حالتي حلقي و خفه به صدا مي‌دهد. در كار تشديد و تقويت نت اوليه استخوان‌ها نيز مي‌توانند شركت كنند و شما مي‌توانيد لرزش ايجادشده به وسيله نت اوليه را تا انتهاي ستون مهره‌ها احساس كنيد. البته اين كار منوط به قرار داشتن بدن در يك حالت صحيح است. مثلا اگر پشت شما كاملا صاف نباشد دنده‌ها نمي‌توانند به‌طوركامل باز شوند و در قسمت پايين قفسه سينه امكان اندكي براي حركت به وجود مي‌آيد و باعث ايجاد تنش مي‌شود. مثلا تنش در كمر باعث تنش در شانه‌ها مي‌شود و يا تنش در پس گردن به تنش در قسمت پيشين گردن منجر مي‌شود كه حنجره در اين ناحيه قرار دارد و تنش علاوه‌بر اينكه استفاده از حفره‌هاي تشديد‌كننده را محدود مي‌كند ظرفيت تنفسي را كاهش مي‌دهد. اگر عمل تنفس را همراه با پايين بردن ديافراگم در پايين دنده‌ها به‌ويژه در قسمت پسين آنها و نيز در شكم انجام دهيد از آنجا كه تمام نيم‌تنه در عمل تنفس شركت مي‌كنند، لزومي ندارد براي توليد صدا به گلو فشار بياوريد و صوتي كه بدين‌صورت به دست مي‌آيد داراي عمق و ريشه‌دار خواهد بود. در ادامه بحث پيرامون پرورش صدا و بيان به تمرين‌هاي فيزيكي و بدني براي پرورش صدا مي‌پردازيم. به پشت، كف اتاق دراز بكشيد تا آنجا كه مي‌توانيد پشت خود را باز و گسترده كنيد. زانوها را خم كنيد به‌طوري كه نوك آنها به طرف سقف باشد. نبايد به پشت فشار آورد زيرا اين كار باعث ايجاد تنش در عضلات آن ناحيه خواهد شد. شانه‌ها را رها كنيد تا باز شوند. رها كردن آرنج‌ها در دو سوي بدن و گذاشتن مچ‌ها روي پهلو به اين منظور كمك مي‌كند. ليك چنان تصور كنيد كه پشت‌تان روي كف اتاق كش مي‌آيد. اجازه دهيد كه گردن كش بيايد و سر از شانه‌ها دور شود. مچ‌ها را به نرمي تكان دهيد و بگذاريد بيفتد.

منبع :

http://www.farheekhtegan.ir/content/view/4260/33/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
نكاتي پيرامون فنون پرورش صداچگونگي ايجاد صوت

صوت از ارتعاش دو تيغه ي نازك به نام «تارهاي صوتي» كه در حنجره قرار دارند به وجود مي ايد. حنجره در عقب زبان و در بخش فوقاني ناي قرار دارد. وقتي ماهيچه هاي تارهاي صوتي كه حالت ارتجاعي دارند، كشيده مي شوند، شكاف باريكي بين آنها ايجاد مي شود كه با عبور هواي بازدم از اين شكاف، تارهاي صوتي به ارتعاش در مي ايند. اين ارتعاش، هواي داخل حلق، شش ها، دهان و حفره هاي بيني را نيز مرتعش مي كند و بدين ترتيب صوت ايجاد مي شود.

نقش مكانيسم تنفسي در توليد صدا

مكانيسم تنفسي موجب بروز دو نوع جريان هوا مي شود: 1. جريان هواي دم 2. جريان هواي بازدم. در بيشتر زبان هاي دنيا از جمله زبان فارسي از نوع دوم يعني از جريان هواي بازدم استفاده مي شود.

اندام هاي صوتي كه نقش توليد آواهاي صوتي را به عهده دارند عبارتند از:

الف) اندام هاي تنفسي ب) اندام هاي واك ساز ج) اندام هاي آواساز

الف) اندام هاي تنفسى:

اندام هاي تنفسي عبارتند از (شش ها، ديافراگم، ناى، ناىژه ها، ناىژك ها)

1. شش ها: دو اندام اسفنجي شكل هستند كه در درون قفسه ي سينه جاي دارند و به وسيله ي دو ناىژه به ناى متصل مي شوند.

2. ناىژه ها: هريك به لوله هاي كوچك تري به نام ناىژك ها تقسيم مي شوند.

3. ناىژك ها: در تمام شش ها پراكنده شده اند.

4. پرده ي ديافراگم: در قسمت زيرين شش ها يك پرده ي ماهيچه اي وجود دارد كه قفسه ي سينه را از شكم جدا مي كند. اين پرده به شكل يك قوس است كه در هنگام انقباض قسمت بيروني آن به طرف بالا مي رود و تا حدودي به شكل گنبد در مي ايد و باعث مي شود تا حجم قفسه ي سينه كم شده، به جداره ي خارجي شش ها فشار وارد شود و هواي داخل شش ها به بيرون رانده شود. اين عمل را «بازدم» مي گويند. خاصيت اسفنجي باعث مي شود كه شش ها دوباره به حالت اول برگردند. در اين هنگام فشار هواي درون شش ها كم تر از هواي بيرون است و در نتيجه هواي خارج به درون شش ها مكيده مي شود. اين عمل «دم» نام دارد.

5. ناى: شش ها به وسيله ي دو لوله ي غضروفي به نام ناىژه به ناى وصل مي شوند. ناى خود به گلو وصل مي شود. لوله هاي ناى از حلقه هاي غضروفي تشكيل شده اند كه به وسيله ي بافت هاي ماهيچه اي به يكديگر متصل مي شوند.

اندام هاي واك ساز

به طور كلي در حنجره واقع شده اند. در اين بخش محفظه اي به نام تيروئيد قرار دارد كه درون آن دو پرده ي ماهيچه اي بسيار ظريف به نام تارهاي صوتي قرار دارند. يك سر آنها به تيروئيد وصل است و سر ديگر آنها به دو غضروف مثلثي شكل به نام «اري تي نوئيد» متصل است. چرخش اين دو غضروف حول قاعده ي خودشان باعث نزديك شدن تارهاي صوتي به يكديگر يا دور شدن آنها از هم مي شود و يك سري امواج صوتي توليد مي كند. اين امواج پس از عبور از حفره هاي بينى، دهان و بينى، توليد صدا(واك) مي كنند.

ج) اندام هاي آواساز عبارتند از:

1. چاكناي 2. حفره ي حلق 3. حفره ي دهاني 4. حفره ي بيني كه همگي بالاي حنجره قرار دارند.

1. چاكناى: فاصله ي بين تارهاي صوتي را چاكناى مي گويند. 2. حفره ي حلق: ديواره هاي اين حفره خاصيت انعطاف پذيري زيادي دارند. حلق در جلو به حفره ي دهان و حفره ي بيني مربوط مي شود. ديواره ي حلق را ريشه ي زبان تشكيل مي دهد. ابعاد حلق را مي توان با جلو يا عقب بردن زبان، كم يا زيادتر كرد.

3. حفره ي دهان: انعطاف پذيرترين و پركارترين بخش اندام هاي آواساز حفره ي دهان مي باشد. حفره ي دهان از بخش هاي زير تشكيل شده است: ملاز، كام، لثه، زبان، دندان ها، لب ها

ملاز: ملاز يا زبان كوچك زائده اي است نرم و گوشتي كه در انتهاي نرم كام قرار دارد. حركت ملاز به سوي بالا منجر به بسته شدن راه عبور هوا از طريق حفره هاي بيني و اتصال دهان و حلق به يكديگر مي شوند.

كام: سقف دهان از پشت دندان هاي بالا تا زبان كوچك امتداد دارد. بخش پيشين آن به نام سخت كام، استخواني و بدون حركت است. ولي بخش پسين آن يعني نرم كام، گوشتي و متحرك است.

لثه: پشت دندان هاي بالا را لثه مي نامند كه ناحيه اي سخت و استخواني و تا حدودي محدب شكل است.

زبان: اندامي است نرم و گوشتي كه داراي قابليت انعطاف و تحرك فراوان است. بافت ماهيچه اي آن طوري است كه به تمام جهات چرخش دارد. زبان مهم ترين عامل گويايي و توليد آواها است.

دندان ها: دندان هاي رديف بالا به فك ثابت متصل مي شوند. دندان هاي رديف پايين به فك متحرك متصل هستند و از دندان هاي آواساز محسوب مي شوند. تعداد دندان ها در انسان بالغ سي و دو عدد است. هشت دندان جلو را دندان هاي پيشين مي نامند. دندان هاي پيشين تاجي برنده دارند. در ميان آنها چهار دندان نيش كه تاجشان مخروطي و تيز است قرار دارد. در فك بالا و پايين هشت دندان آسياي كوچك با تاجي پهن و سپس 12 دندان آسياي بزرگ قرار دارد.

لب ها: پس از زبان، مهم ترين اندام آواساز لب ها هستند. لب ها ساختماني ماهيچه اي دارند. لب ها هم مانند زبان در تمام جهات حركت مي نمايند. لب ها عامل اصلي توليد برخي از آواها به ويژه مصوت ها(اَ، اِ، اُ، آ، او، اي) هستند.

حفره ي بينى: اين حفره ها در بالاي حلق قرار دارند. با پايين آمدن آن، گلوگاه به حفره هاي بيني متصل مي شود. با بالا كشيده شدن آن، راه عبور هوا از طريق حفره هاي بيني مسدود مي گردد. اگر راه عبور هوا هنگام ارتعاش تارهاي صوتي از طريق دهان مسدود باشد، هوا از حفره هاي بيني عبور مي كند و موجب ارتعاش هواي داخل حفره هاي بيني مي گردد. اين مكانيسم كيفيت خاصي به صدا مي بخشد كه به آن خيشومي(غنه اي) مي گويند. مانند دو صامت (م، ن)

منبع :

مجله خيمه : خرداد و تير 1385 - شماره 23


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

عوامل موثر در درمان لكنت زبان

نقش مهم ترس

اسمايلي بلا نتون معتقد است كه عوامل رواني سبب بروز لكنت مي شوند بدين ترتيب كه ترس باعث مي شود قشر مغز نتواند كنترل خود را بر اندام هاي گفتاري اعمال كند و لكنت زبان ريشه در مسائل و مشكلا ت عاطفاين نوع را غالبا ناشي از اختلال فيزيولوژيك عصبي – عضلاني مي‌دانند. گاهي اوقات هر دو نوع لكنت در مبتلايان با هم ديده مي‌شود.[3]  علل لكنت زبان  از اين جهت كه لكنت، يك پديده پيچيده رواني – حركتي است، دلايل بروز لكنت در كودكان تاكنون به‌طور دقيق روشن نشده است، اما آنچه كه تا حدودي مشخص است آن كه، لكنت نمي‌تواند داراي يك علت باشد بلكه همواره معلول علل بدني، عاطفي و اجتماعي يا تركيب اين عوامل است. بسياري از مبتلايان، دچار بعضي از ناراحتي‌هاي عصبي و ناسازگاري‌هاي اجتماعي هستند، اما تشخيص اينكه آيا اين‌گونه ناراحتي‌هاي رواني، علت لكنت زبان است يا لكنت، خود علت حالات و فشارهاي رواني است، بسيار مشكل است. در بعضي از موارد ممكن است لكنت، حاصل نارسايي‌ها و اختلالات دستگاه عصبي باشد و در مواردي نيز از زمان كودكي بر اثر بعضي ناهنجاري‌هاي خفيف فيزيولوژيكي به وجود آيد. تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد مبتلايان به لكنت، به گونه‌اي در معرض فشارهاي عاطفي – رواني قرار داشته يا عموما والدين مضطرب و عصبي داشته‌اند كه مرتبا كودكان را به تلفظ صحيح كلمات وادار مي‌كردند و اين عوامل سبب اختلال در سيالي و رواني گفتار شده است.[4]  مراحل مختلف لكنت زبانالف. لكنت پذيرفته‌شده توسط كودك:  در اين مرحله، كودك به دليل سن كم و عدم آگاهي از اختلال و با وجود اينكه متوجه تكرار غيرطبيعي برخي كلمات مي‌شود، اما ظاهرا نگران نيست و رنجي نمي‌برد و تلاشي هم براي رفع آن نمي‌كند. لكنت كودك در اين مرحله همراه با اختلالات تنفسي و عوارض بيماري نيست و برنامه‌هاي گفتاردرماني موثر است. ب. لكنت پس‌رانده يا لكنتي كه كودك در برابر آن عكس‌العمل نشان مي‌دهد:  به‌تدريج كودك، بزرگ شده و دامنه مكالمات وسيع‌تر مي‌شود و به واسطه فشار از سوي والدين و همسالان، نسبت به اختلال خود عكس‌العمل نشان مي‌دهد و علاقه شديدي به تصحيح و بهبود تكلم خود دارد و همواره مي‌كوشد با تحمل اضطراب و فشارهاي روزافزون، بر لكنت خود فائق آيد. از ديگر خصوصيات اين مرحله، بروز حالات نامطلوب الحاقي است همچون: حركات مختلف چهره، فشردگي عضلات پيشاني و صورت، انقباض عصبي دست‌ها و تكان دادن سر، كه كودك در ابتدا اين حركات اضافي را براي پنهان كردن لكنت انجام مي‌دهد ولي به‌تدريج اين رفتارهاي اضافي و زائد به صورت عادي درمي‌آيد. پ. لكنت پيچيده و شديد:  به‌تدريج لكنت، شدت مي‌يابد و هرچه كودك بيشتر نسبت به موقعيت‌ها و كلمات از خود نگراني و ترس نشان مي‌دهد، لكنت او بيشتر مي‌شود و هرچه لكنت بيشتر شود، ترس او نيز از شرايط، موقعيت‌ها، كلمات و اصوات افزايش مي‌يابد. در واقع ميان لكنت و نگراني رابطه دوطرفه وجود دارد. به‌طور كلي شدت لكنت فرد بر اساس موقعيت‌هاي مختلف تغيير مي‌كند، مثلا زماني كه مي‌خواهد با تلفن صحبت كند لكنت شدت مي‌يابد. دوران بلوغ نيز با تحولات فيزيولوژيكي عاطفي و اجتماعي، يكي از عوامل تاثيرگذار در شدت لكنت است.[5]  روش‌هاي اصلاح و درمانروش زباني يا تلفظي  اين روش، توجه و تاكيد بر روي اصلاح تلفظ و بازپروري ريتم تنفسي دارد. در اين روش، تمرين‌هايي مربوط به رها ساختن عضلاني و جلوگيري از فشار بر روي كلمات صورت مي‌گيرد و غالبا نتايج ثمربخشي دارد.  روش‌هاي روان‌درماني  اين روش‌ها، به‌ويژه براي افرادي كه دچار كشمكش‌هاي عاطفي و اختلالات رواني – عصبي هستند به‌كار مي‌رود و براي كودكان در سنين پايين ثمربخش نيست. روش رفتاردرماني  برخي از متخصصان بر اين باورند كه؛ علت اصلي لكنت زبان، رفتارهاي نابهنجار و غلط افراد است. اين روش، متداول و نسبتا جديد در برطرف كردن لكنت درصدد  ايجاد تغيير و اصلاح رفتار است. در اين روش، تلاش مي‌شود با تغيير و اصلاح رفتار نامطلوب، زمينه كاهش يا رفع لكنت زبان كودك فراهم شود. روش خوددرماني در لكنت زبان  اين روش كه در واقع نوعي روش رفتاردرماني است، بر اين اساس استوار شده كه فرد لكنتي، با انگيزه قوي و ايجاد تغييرات لازم در زمينه بازخوردها و نگرش‌ها نسبت به لكنت خود و با برنامه‌اي منظم و مشخص، به‌طور جدي تلاش مي‌كند اختلالات گويايي خود را اصلاح كند. مدافعان اين روش بر اين باورند كه لكنت، چيزي است كه فرد انجام مي‌دهد، پس مي‌تواند در آنچه انجام مي‌دهد تغييرات و اصلاحاتي ايجاد كند. اين روش، بيشتر براي مبتلايان بزرگسال كاربرد دارد.   به‌طور كلي، زماني درمان موفقيت‌آميز است كه به اختلالات هيجاني و عاطفي و عواملي كه سبب لكنت شده توجه شود. همكاري اعضاي گروه روان‌شناسي، روان‌پزشكان، والدين، معلمان و تكلم درمانگر از نكات مهم در درمان لكنت زبان است. به‌طور كلي، هر روشي در جهت تنش‌زدايي و استقرار آرامش رواني – عضلاني و ايجاد نگرش و بازخورد مثبت و سازنده نسبت به لكنت و تقويت خودپنداري و اعتمادبه‌نفس در فرد لكنتي سبب كاهش و يا برطرف شدن مشكل گويايي و لكنت فرد مي‌شود.[6] [1] كولايي‌نژاد، جمال‌الدين؛ روان‌شناسي آموزش خواندن، تهران، دانشگاه پيام نور، 1382، چاپ پنجم، ص 91.[2] فريزر، ملكم؛ خود درمانگري در لكنت زبان، ترجمه غلامعلي افروز، تهران، انتشارات اسلامي، 1376، چاپ سوم، ص 14.[3] ميلاني‌فر، بهروز؛ روان‌شناسي كودكان و نوجوانان استثنايي، تهران، قومس، 1374، ص 344.[4] خود درمانگري در لكنت زبان، ص 23.[5] همان، ص 192.[6] همان، ص 195.
منبع :http://www.pajoohe.com/FA/index.php?Page=definition&UID=36709


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]
علايم اصلي لكنت

 اين رفتارها غيرارادي و بدون كنترل مي باشند. كه شلمل تكرار ، قفل ، كشيده گويي مي باشد كه در اين مبحث به تفصيل اين علايم را توضيح مي دهيم.

1. تكرار (repetition):معمولا در كودكان تازه لكنتي شده ودر لكنت اوليه زياد ديده مي شود. تكرار كلمات تك هجايي (whole-word R.) : من من من بهش گفتم. تكرار بخشي از كلمه (part-word R) : ت ت ت تب تب تبليغات تكرار عبارت: چرا چرا چرا مگه؟ چرا مگه؟ تكرار واجها: پ پ پ پ پروانه ماشين ريچارد هام(1999): از واژه Clonic spasm براي تكرار استفاده كرد. و عقيده داشت لكنت دوران كودكي عموما از نوع تكرار است. تكرارهايي راحت، بدون تلاش و تقلا، ريتميك و در تعداد اندك. شيهان: حدود 80% تكرار در سطح واج و هجا است. 5% در سطح عبارت.2- گير يا قفل (block):در حين اين علامت جريان هوا و صداسازي و توليد متوقف ميشود. دراكثر تحقيقات گفته ميشود. گير عموما در سطح حنجره اتفاق مي افتد. در لكنتي هاي مزمن، قفل همراه با تنس و لرزش و طولاني تر است. اين لرزشها در لبها و فك قابل مشاهده است. در پشت اندامهاي قفل شده هوا جمع شده و بطور انفجاري و ناگهاني خارج ميشود. ريچارد هام(1999): گير را با اصطلاح Tonic spasm معرفي كرد. ايست، گير يا قفل (stoppage) را بعنوان مكث همراه با تنس يا مكث همراه با فشار (Tense pause) ناميد . او نام ديگري را نيز بكار برده است. مكث بي صداي پرفشار (Tense pause-inaudible). چون هم جريان صداسازي و هم جريان توليد قطع مي شود. وي عقيده دارد با افزايش آگاهي در كودك تلاش براي كنترل ناروانيهاي خفيف گفتار شدت مي يابد و باعث مي شود تكرار كودك نامنظم و غيرريتميك شود كه ممكن است تكرارهاي Clonic به سمت گيرهاي tonic يا Clono-tonic گسترش يابد.3- كشيده گويي (Prolongation): عبارتست از طولاني ادا كردن صداها، هجاها يا كلمات (بخصوص واكه ها). در كشيده گويي جريان هواي گفتار و يا صداسازي وجود دارد اما حركات توليدي متوقف ميشود. ريچارد هام(1999): براي آن از Tonic spasm استفاده كرد. اما تفاوت آن با گير، مكث پرفشار صدادار (Tense pause-audible) است. امكان همزماني كشيده گويي و تكرار در لكنتي هاي اوليه وجود دارد. البته جزء لكنت پيشرفته محسوب مي شود. كشيده گويي با ديرش 5/0 ثانيه غيرطبيعي است. نكته: افراد لكنتي از لحاظ نوع و بسامد وقوع علايم اصلي با هم متفاوتند. در لكنتي هاي خفيف ميزان بروز اين علايم 5% ، لكنتي هاي متوسط 10% ، لكنتي هاي شديد 50% مي باشد. ديرش كشيده گوييها نيز بين 5-1 ثانيه است.منبع :
http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=154:1389-05-13-05-57-54&catid=36:1389-02-04-14-16-23&Itemid=58


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

تعريف نارواني گفتار

 بسياري از محققين سعي مي كنند با تعريف نارواني گفتار، و مقايسه آن با رواني گفتار، اين واژه را تعريف كنند.

 پيشنهاد مي شود براي تعريف رواني گفتار بايد به مواردي مثل مكث، ريتم، زيروبمي، تكيه و سرعت توجه كرد. درواقع بايد جنبه هاي زمانبندي و نوايي گفتار در تعريف رواني (Fluency) لحاظ شود (استاركويدر1987).

 علاوه بر اينكه بايد صداها و كلمات با سرعت منظم توليد شوند بلكه بايد فرد بتواند در انتقال اطلاعات و منظور خود نيز اين نظم سرعتي و زمانبندي را رعايت كند (Fast-talkers) . همچنين ميزان انرژي و تلاش فرد براي حرف زدن نبايد بيش از حد طبيعي باشد.

 در كل او، رواني را جريان روان و بدون تلاش و تقلاي گفتار داست.

 اختلال در اين جنبه از گفتار را باعنوان Disfluency of Speech ناميده اند

اجزاي رواني:

1. سرعت (Rate): منظور، تعداد كلمات يا هجاهاي گفته شده در واحد زمان مي باشد.

 عوامل تأثيرگذار بر سرعت گفتار: سلامت دستگاه گفتار- طول كلمات – اهميت پيام – موقعيتهاي گفتار- ديرش اصوات و كلمات – تعداد تكيه و مكث درگفتار

2. ديرش (Duration): منظور، مدت زمان شروع تا پايان گفته است. مدت زماني كه از شروع اولين واج تا پايان آخرين واج گفته فرد طول مي كشد.

3. تداوم – استمرار (Continuity): سهولت حركت از واجي به واج ديگر، يا هجايي به هجاي ديگر، كلمه به كلمه اي ديگر و درنهايت جمله به جمله اي ديگر.

 هرچه مختصات مميزه واجي درطول يك جمله بهم نزديك باشند، تداوم و پيوستگي واجها و كلمات سخت تر مي شود.

4. سهولت در گفتار (Articulation Facility): منظور، هماهنگي بين تنفس، آواسازي، توليد و تشديد است. پس يك فرايند عصبي- حركتي است.

 gestures، اشارات و حالات روحي- هيجاني فرد نيز بر سهولت در گفتار تأثيرگذارند.

5. ريتم (Rhythm): ريتم متشكل از سرعت، تداوم و الگوهاي نواي گفتار (تكيه، مكث، ديرش) است.

 منبع :

http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=143:1389-05-12-07-59-18&catid=36:1389-02-04-14-16-23&Itemid=58


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]
تمرينات تنفسي براي گفتار

تنفس مناسب، يكي از مهمترين عامل در رشد گفتار و زبان كودك محسوب مي شود. اثرات تنفس در گفتار علاوه بر كيفيت گفتار (كه غالباً در كودكان كم شنوا بهم ريخته است) در سرعت و هماهنگي گفتار به خوبي به چشم مي خورد. كودك بايد قادر باشد با انبساط سينه ريه ها را از هوا پركرده (دم) و با خروج هوا از ميان تارهاي صوتي (بازدم) صوت خام توليد كرده و با حركت صداي خام از اندامهاي گفتاري فوقاني صداهاي گفتاري را توليد نمايد. برنامه هاي تنفسي به سه قسمت تقسيم مي شوند: 

الف) دم: 

هوايي است كه فرد در هر بار تنفس به داخل ريه ها فرو مي برد. جهت تقويت فعاليت دم از تمرينات زير مي توان استفاده كرد: 

▪ از كودك بخواهيد عمل دم را انجام دهد و شما بشماريد: ۱، ۲، ۳ و ... . 

▪ با استفاده از ني نوشابه از كودكان بخواهيد به صورت گروهي كاغذي به ابعاد ۱x۱ را با دم نگه دارند و يا آن را از جايي به جاي ديگر منتقل نمايند كه درصورت توانايي مي توان اندازه و ضخامت كاغذ و يا طول ني را افزايش داد. 

ب) بازدم: 

هوايي است كه فرد در هر بار تنفس از ريه ها خارج مي كند. براي افزايش بازدم نيز مي توان از تمرينات ذيل استفاده كرد: 

▪ فوت كردن شمع، كاغذ، پر و امثال آن كه در هر مورد معياري جهت ارزشيابي توانايي كودك در نظر گرفته مي شود؛ به عنوان مثال فاصله شمع از كودك را ثبت كرده و در تمرينات بعدي آن را افزايش دهيد. 

▪ بلند و كوتاه سوت بزند. 

▪ توليد صداهاي مصوت (آ، او، اي) به صورت كشيده و متناوب كه زمان كشش آنها ثبت و در تمرينات بعدي سعي مي شود ميزان آن افزايش يابد. 

▪ در تمرينات دم و بازدم از كودك بخواهيد عضلات شكم خود را لمس كند تا به وضعيت تنفسي خود آگاهي پيدا كند. 

ج) كنترل تنفسي: 

كنترل تنفسي در عمل به معني هماهنگي ميان دم و بازدم است. جهت تقويت آن به عنوان نمونه مي توانيد از تمرينات زير استفاده نماييد: 

▪ از كودك بخواهيد پس از دم عميق نفسش را حبس كند و سپس بازدم را انجام دهد. 

▪ پس از دم عميق و آهسته، بازدم كوتاه و سريعي داشته باشد و بالعكس. 

▪ هوا را از بيني گرفته و از دهان خارج نمايد. 

▪ تمامي تمرينات تنفسي را مي توان به صورت بازي با كودكان و به صورت گروهي انجام داد؛ به عنوان مثال مي توان با فوت كردن حبابهايي كه با كف صابون درست مي شود و يا حركت دادن قايق كاغذي بر روي آب (تقويت بازدم) و باجا به جا كردن كاغذهاي رنگي از روي يك ميز به روي ميز ديگر(تقويت دم) بين دو گروه از بچه ها مسابقه اي ترتيب داد. از كودكان بخواهيد با استفاده از يك شلنگ باريك، آب را از يك ظرف به ظرف ديگري منتقل نمايند (كنترل تنفسي).

منبع :

http://iranslp.com/paren/index.php?option=com_content&view=article&id=112:1389-03-27-09-59-57&catid=36:1389-02-04-14-16-23&Itemid=58


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]
روش منبر و تبليغ از نگاه حجة الاسلام عرفانحجت الإسلام عرفان:

بسم الله الرحمن الرحيم. براي تعميق يا گسترش باورهاي ديني يا دين مداري، به چند حقيقت و واقعيت بايد توجه داشته باشيم. حقيقت آن است كه بايد باشد و واقعيت آن است كه هست. مرگ هم حقيقت است، هم واقعيت. خودكشي واقعيت دارد، ولي حقيقت ندارد؛ يعني نبايد باشد، ولي هست. نقص قابلي، محتوايي است كه در طول تاريخ وجود داشته است. اگر در گسترش دين‌مداري و دين‌باوري به اين نكته توجه نكنيم دچار اشتباه مي‌شويم. قرآن كريم مي‌فرمايد: «اكثرهم لايعلمون» و «اكثرهم لايعقلون». اكثر مردم كه در قرآن مورد نكوهش قرار گرفته‌اند، بر اساس عوامل گوناگون، حق‌پذير نيستند و در هيچ شرايطي حق را نمي‌پذيرند. اينها نقص قابلي دارند. گاهي به ما مي‌گويند شما آخوندها چه كار كرديد؟ آقاي فلسفي فرموده بود يك ساعت راديوي شاه را به من بدهند من چه مي‌كنم. راديو و تلويزيون دست شما آخوندها است، چه كار كرديد؟ چه ره‌آوردي داشت؟ چرا مردم دين‌دار نشدند؟ جوابش اين است كه برخي انسان‌ها به هيچ شكلي زير بار حق نمي‌روند. الان اكثريت مردم دنيا حق‌پذير نيستند. نمونه‌هاي قرآني‌اش را بگويم. حضرت نوح براساس روايات ۲۰۰۰ سال عمر كرد. دوران رسالتش ۹۵۰ سال بود. حضرت نوح در دوران رسالتش هيچ نقص فاعلي نداشت؛ يعني دعوتشان كاملاً صحيح بود، استدلالي بود، منطقي بود، عاطفي بود، ذهني بود، پيگير بود. حضرت نوح فرمود: ۹۵۰ سال به صورت شبانه روزي مردم را دعوت كردم «فلم يزدهم الاّ فرارا». اين دعوت پيگيرِ ۹۵۰ ساله جز بر فرار و گريز آنها نيافزود. نقص قابلي در شنونده و مخاطب وجود دارد. ما هيچ گاه نبايد منتظر باشيم كه همة مردم دنيا دين مدار شوند. بسياري از مردم نقص قابلي دارند؛ يعني تسليم هيچ حق و حقيقتي نمي‌شوند، تسليم هيچ استدلالي هم نمي‌شوند. حالا من چند نمونه را مي‌گويم. نمونه قرآني‌اش را گفتم. نمونه غير قرآني‌اش را هم بگويم. آقاي ابطحي كه قبرشان در چهارمردان است، قبل از آن كه به مكه تشريف ببرند، كتابهاي شيعه و سنّي را مطالعه مي‌كنند و ادلّة بسيار زيادي براي حقانيت اميرالمؤمنين علي (ع) از كتب اهل تسنن گردآوري مي‌كنند. ايشان پس از آن كه به مدينه مي‌روند، اين ادلّه را به پيشنماز مسجد النبي مي‌گويد. پيشنماز مسجد مي‌گويد: آقاي ابطحي، بلند شويد برويم سر قبر پيامبر. آقاي ابطحي خيال مي‌كند او مي‌خواهد سر قبر پيغمبر شيعه شود. سر قبر پيامبر مي‌آيند، پيشنماز مي‌گويد: اين قبر كيست؟ آقاي ابطحي مي‌گويد: اين قبر پيغمبر است. مي‌گويد: آن قبر كيست؟ مي‌گويد؛ قبر ابوبكر است. پيشنماز مي‌گويد: تو اينها را گفتي كه من شيعه شوم. اگر صاحب آن قبر يعني پيغمبر زنده شود و به من بگويد حق با صاحب اين قبر يعني ابوبكر نيست من از او قبول نمي‌كنم، از تو قبول كنم؟! عده‌اي از انسان‌ها اين طوري‌اند. اينها نقص قابلي دارند. قرآن به آن تصريح كرده است. بسياري از مردم تسليم هيچ منطق و استدلالي نمي‌شوند. يكي از خوارج پس از شنيدن سخنراني علي(ع)، تحت تأثير فهم و درايت امام (ع) قرار گرفت، ولي تسليم نشد، بلكه گفت: «قاتله الله ما افهم؛ خدا اين مرد را بكشد. چقدر مي‌فهمد»، او نقص قابلي دارد. تجربة مكرر تاريخي هم داريم كه عده‌اي حق پذير نيستند. چند نوع بلا داريم. يك سري، بلاهاي عقوبتي است كه در دعا مي‌خوانيم: لاتأدبني بعقوبته. عده‌اي كه با گفتار و منطق و استدلال تسليم حق نمي‌شوند، خداوند با بلاهاي عقوبتي نابودشان مي‌كند؛ مثل طوفان نوح. قيام مسلحانة امام زمان جزء مسلّمات تاريخ است. اين را زياد سؤال مي‌كنند مگر امام زمان (ع) كه مي‌آيند عصر رسانه‌ها نيست؟ عصر فرهنگ، عصر فلسفه، عصر منطق نيست؟ چرا امام زمان (ع) نمي‌آيند استدلال كنند؟ چرا امام زمان نمي‌آيد كار فرهنگي كند؟ جوابش اين است كه در زمان امام زمان (ع) عده‌اي هستند حق پذير نيستند، حق ستيزند. اينها را بايد كشت. امام زمان (ع) به مدينه مي‌آيند و استدلال مي‌كنند، حقايقي را نشان مي‌دهند، كرامت‌هايي را نشان مي دهند، اما مردم زير بار نمي‌روند، مي‌گويند ما تو را قبول نداريم. اين نقص قابلي است. نقص فاعلي مربوط به من و شماست. يكي از نقص‌هاي تبليغي ما بسنده كردن به گفتار يا نوشتن است؛ در حالي كه به ما دستور دادند: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم» مردم را به غير زبانتان دعوت كنيد. وقتي ما دعوتمان از عمل تهي شد، به ما مي‌گويند: «لم تقولون ما لا تفعلون». اين دعوت، دعوت خنثي است. وقتي من مي بينيم آقا با مرسدس بنز يا فلان ماشين مدرن مي‌خواهد بيايد از زهد اميرالمؤمنين براي من حرف بزند، خنده‌ام مي‌گيرد، باعث دين‌گريزي مي‌شود. بعد از انقلاب، عده‌اي از روحانيون مسئوليت پيدا كردند و سطح زندگيشان از سطح مردم جدا شد باعث دين گريزي شد. چگونه حرف كسي كه اسلام در زندگيش پياده نشده است را بپذيرند؟! بيشترين دعوت پيامبر اكرم(ص) دعوت عملي بود كه مؤثر واقع شد.
مردم بايد در رفتار و منش ما، اسلام را ببينند و جذب شوند. جدا كردن دعوت از دعوت عملي و داعي عملي از آفات مهم تبليغ است. وقتي مردم مي‌بينند آقا دنبال عياشي است، دنبال پول است، سخنان او اثري در مردم ندارد. تبليغ پيامبران داراي چند عنصر بود. يكي از عنصرها، كار خارق العاده بود. هيچ پيامبري را ما بدون معجزه در تاريخ سراغ نداريم. شيخ عباس قمي (ره) مي‌گويد پيامبر اسلام ۱۴۴۴ معجزه داشت. معجزه يعني كار خارق العاده. معجزه باعث گرايش مردم به دين مي‌شد. دعاي عرفه، دو نسخه بدل دارد. در يك نسخه بدلش، كلمة جذبه آمده است. جذبه باعث گرايش دفعي مردم به خدا مي‌شود. در تاريخ شيعه ما مكرر ديديم كرامت‌هاي اخلاقي و كارهاي خارق‌العاده باعث گرايش مردم به دين ‌شده. آقاي لرزاده كه اخيراً فوت كردند مهندس عالي رتبة ايران در زمان رضاشاه بود. ايشان معمار كاخ‌هاي رضاشاه بود. كاخ مرمر رضاشاه را ايشان ساخت. وقتي آقاي بروجردي (ره) مي‌خواهند مسجد را بسازند، به آقاي بروجردي مي‌گويند يك معمار مهم در ايران هست كه مي‌تواند مسجدي كه شما مي‌خواهيد را بسازد. آقاي لرزاده را به قم دعوت مي‌كنند. او از تهران با همان لباس و پرستيژ معمار شاه وارد خانة آقاي بروجردي مي‌شود و با غرور مي‌نشيند. آقاي بروجردي مي‌گويد مسجدي مي‌خواهم بسازم اين همه شبستان داشته باشد، اين همه زيربنا و اين خصوصيات را داشته باشد. او با غرور به آقاي بروجردي مي‌گويد: شما نمي‌توانيد بسازيد. آقاي بروجردي مي‌گويد: براي چي؟ مي‌گويد: پول فراوان مي‌خواهد. شما قدرتش را نداريد. اين كار يك دولت است، نه كار شما. آقاي بروجردي مي‌گويد من هم خيلي پول دارم. پرده را كنار زد، آقاي لرزاده نگاه مي‌كند مي‌بيند از كف تا سقف طاق مثل آجر روي هم پول چيده شده، به آقاي بروجردي مي‌گويد بله، شما مي‌توانيد اين مسجد را بسازيد. آقاي بروجردي مي‌فرمايد حالا كه مي‌توانيم، اجازه بدهيد من بروم وضو بگيرم. همين كه آقاي بروجردي مي‌روند، وضو بگيرند، لرزاده پرده را كنار مي‌زند كه بار ديگر پول‌ها را تماشا كند، اما مي‌بيند پولي در كار نيست، يك سري كتاب پوستي و قديمي پشت پرده است. همين كرامتي كه از آقاي بروجردي مي‌بيند، يك انقلاب در روح او ايجاد مي‌شود و معمار شاه مي‌شود معمار خانة خدا. آقاي بروجردي نه برايش كتاب خواندند، نه تفسير گفتند، نه حديث خواند؛ ولي انقلابي با ديدن اين جذبه در او ايجاد شد كه معمار خانة خدا شد. لرزاده از بزرگترين معماران مساجد جهان است كه يكي از معماري‌هايش همين مسجد اعظم است، مساجد ديگري هم در سراسر جهان ساخت. پيامبران هيچ كدامشان بي اعجاز و بدون كرامت معنوي نبودند. علماي شيعه عمدتاً اين كرامت‌هاي معنوي را داشتند كه باعث جذب مردم مي‌شد. متأسفانه به دليل دوري ما از اخلاق و تقوا، از آن كرامت‌ها هم دور شديم و يكي از عوامل جذب را از دست داديم. آفت ديگر تبليغ اين است كه به تبليغات عمومي بسنده مي‌كنيم. ما تبليغ شكاري و فردي نمي‌كنيم، به سخنراني و نوشتن كتاب و مقاله بسنده مي‌كنيم. تبليغ شكاري نداريم. تبليغ شكاري ؟ اين است كه در مدرسه،‌ كوچة بازار، بين پزشكان و مهندسان ببينيم كدامشان لياقت دارد كه ما رويش سرمايه‌گذاري كنيم، جذبشان كنيم. ما الان تبليغاتمان، تبليغ عمومي است. هر كس به مسجد آمد سخن ما را مي‌شنود و هركس بيرون مسجد است سخن ما را نمي‌شنود. هركه راديو را گوش كرد سخن ما را مي‌شنود. ما به دنبال مخاطب نمي‌رويم. كليسا هنوز تبليغ شكاري مي‌كند. چند نفر از مدرسة امام خميني به كانادا اعزام شدند تا در دانشگاه مك‌گيل كانادا درس بخوانند. كشيش‌هاي مسيحي دربارة آنان تحقيق كردند، ديدند يك نفرشان هوشش از همه بالاتر است، رويش سرمايه‌گذاري كردند؛ يعني برنامه‌ريزي كرده بودند به طور اختصاصي شكارش كنند. ما تبليغ شكاري نداريم، اما تبليغ عمومي داريم؛ يعني در مسجد و راديو حرف مي‌زنيم اما در كوچه و پس كوچه و بازار و دانشگاه و جاهاي ديگر افراد را به طور خصوصي دعوت نمي‌كنيم.
آفت ديگر تبليغ ما، اطاله است. اميرالمومنين فرمود خداوند به حضرت موسي(ع) در كوه طور فرمود: «وقتي براي مردم سخنراني مي‌كني، كم حرف بزن». شنونده بيشتر از گوينده خسته مي‌شود. ما براي مردم آن‌قدر حرف مي‌زنيم كه از دين خارج شوند.
آفت ديگر تبليغ، خشونت در گفتار و رفتار است. ركن اساسي موعظه، نرمي گفتار و رفتار است. خداي متعال به موسي و هارون مي‌گويد با فرعون كه مي‌خواهي حرف بزني «فقولا له قولاً ليّنا»، نرم حرف بزن. مرد دينداري به مأمون الرشيد گفت چرا اين كار را مي‌كني؟ مأمون گفت: من بدترم يا فرعون. گفت: فرعون، چون ادعاي خدايي مي‌كرد ولي تو ادعاي خدايي نمي‌كني، ادعاي مسلماني مي‌كني. مأمون گفت: تو بالاتري يا موسي؟ او گفت: موسي. مأمون گفت: خدا به موسي و هارون كه از تو بالاترند مي‌گويد به فرعوني كه از من بدتر است با نرمي حرف بزن. تو چرا با شدت با من حرف مي‌زني؟
ما آخوندها يكي از كارهايمان كه باعث دين‌گريزي مردم شده اين است كه در طول تاريخ عادت كرده‌ايم با هر بي‌ديني با شدت و خشونت حرف بزنيم. در زمان رضاشاه رسم شده بود عكس يك خانم آرايش كرده را روي نعلبكي‌ها مي‌زدند. بعضي از آخوند‌ها كه برايشان چايي مي‌آوردند عكس بي‌حجاب را در نعلبكي مي‌ديدند نعلبكي را پرت مي‌كردند كه چرا عكس بي‌حجاب در آن است. بعضي‌ها به ميزبان مي‌گفتند از شما بعيد است اين نعلبكي را داشته باشيد. بعضي‌ها فحش‌هاي ديگري مي‌دادند. آيت الله برهان به ميزبان با نرمي گفت: صاحبخانه خنده‌اش گرفت، گفت الان مي‌روم نعلبكي را عوض مي‌كنم. اين هم يك نوع برخورد است. روزي به جلسة روضة مجتهدي در قم رفتم، مردي آمد كه ريشش را تراشيده بود. آقا جلوي همه فرمودند صورتت را... يك نفر ريش تراشيده خدمت حاج شيخ عبدالكريم حائري مي‌آيد، حاج شيخ عبدالكريم جاي آن تيغ‌ها را مي‌بوسد و مي‌گويد خواهش دارم جاي بوسة من را ديگر تيغ نزن . او قبول مي‌كند. اين لينت در تبليغ است. قبر حاج شيخ محمد تقي بافقي در حرم مطهر حضرت معصومه (س) است. ايشان از اولياي بزرگ خدا بود، ايشان در حرم شاه عبدالعظيم مي‌بيند جواني كار بدي كرد، او را نصيحت مي‌كند. جوان ناراحت مي‌شود و يك سيلي محكم مي‌زند در گوش آقا شيخ محمد تقي بافقي. ايشان مي‌گويد: جوان، خواهش مي‌كنم يك سيلي ديگر هم بزن، ولي دوست ندارم جهنمي بشوي. اين طور كه برخورد مي‌كنند او منقلب مي‌شود.
آفت ديگر اين است كه صحت در تلفظ و صحت در گفتار نداريم. واقعاً اين ديگر ننگ است. امروز سطح ادبيات مردم بالا رفته است. من به عالمي ربّاني كه رسانه‌ها هم در دستش است، گفتم: حاج آقا، امشب كجا بوديد؟ گفت: امشب صبيّه‌مان دخترش را شوهر داد. صبي يعني پسر شيرخوار، صبيّه يعني دختر شيرخوار. «كيف يكلّم من كان في المهد صبيّا». صبيّه يعني دختر شيرخواره، مي‌گويد امشب صبيّه‌مان دخترش را شوهر داد. معلوم مي‌شود صبيّه‌اش به اندازة مادربزرگ من عمر داشت. هنوز مي‌گويد صبيّه. من كتابي نوشتم به نام فرهنگ غلط‌هاي رايج و در آن بيش از هزار لغت را كه ما علما به كار مي‌بريم و ديگران به ما مي‌خندند، گرد آورديم. مرجع تقليد يك اطلاعيه مي‌دهد، استاد دانشگاه به او نمرة ۸ مي‌دهد، ۱۲ غلط، ننگ است؛ مردم از دين زده مي‌شوند، مي‌گويند اين ها سواد ندارند. ما بايد برنامه‌ريزي كنيم كه چه بگوييم. قرآن نه غلط مشهور دارد، نه غلط غير مشهور. سخنان ائمه اطهار نه غلط مشهور دارد، نه غلط غير مشهور. ماه‌ها را درست نمي‌توانيم بشمريم، مي‌گوييم ماه جُمادي‌الاول، جُمادي الاولي. هر دو غلط است، جْمادي صحيح است بر وزن فُعالي. پس وصفش مونث مي‌آيد، يعني بايد بگوييم جْمادي الاولي، جْمادي الاخره. من روزي در باجك منبر رفتم، قبل از صحبت، دبيري به من گفت اگر ببينم تو كلمه‌اي غلط مي‌گويي، مي‌گويم. يكي از علماي حوزه در مصاحبة راديويي، جمله‌اي گفت كه مصاحبه‌گر به او گفت لطفاً اين طور بفرماييد.
يكي ديگر از آفت‌هاي سخنراني‌هاي مذهبي تعميم و كلي‌گويي است. بدينسان كه بگوييم: غربي‌ها هم شهوت پرستند، روشنفكران هم بي‌دينند، فلان جناح ـ سياسي همه فريب‌كارند و ...
يكي ديگر از زشتترين آفت‌هاي سخنراني و تبليغ دين خطاب‌هاي عتاب‌آلود به مخاطبان و تحقير شنوندگان است. مثل اين كه بگوييم شما كه هنوز نمازتان درست نيست. مسائل دين را نمي‌دانيد، به قرآن اهميت نمي‌دهيد، جاهليد، گمراهيد و ...
بايد شنوندگان را تكريم كرد عظمت داد و با سخنان عطوفت آميز جانم، عزيزم، نور چشمم، برادرم با آنها سخن گفت. بايد گفت: شما سرور مائيد من براي شما نمي‌گويم شما بالاتر از اين حرف‌ها هستيد من شرمنده هستم شما بزرگواريد.
و اگر لازم شد عتاب كنيم به خويش بگوييم همان‌طور كه حافظ گفته است:
گر مسلماني از اين است كه حافظ دارد واي اگر از پس امروز بود فردايي
تبليغ موفق دين تنها به زيبا سخنراني كردن نيست به خوب كتاب نوشتن نيست بايد عملكرد گوينده و نويسنده به گونه‌اي باشد كه بازتاب منفي در پي نداشته باشد و در كنار آن همه سخنراني، مردم را از دين زده كند.
عملكردهاي منفي مبلغان كه باعث دين زدگي مردم مي‌شود عبارت است از :
۱. بينش مادي داشتن گوينده، پول خواه بودن، شهرت جو بودن، مشخص كردن مبلغ. من بسياري از سرآمدترين مبلغان را مي‌شناسم كه چون مبلغ معين مي‌كردند از چشم مردم افتادند آنها را ديگر دعوت نكردند و اگر دعوت كردند با اكراه بود و اگر مردم داستان را مي‌فهميدند از آن خطيب به شدت دل زده مي‌شدند و خطيب تأثير معنوي و اجتماعي خويش را از دست مي‌داد. بر من ثابت شده است كه مبلغاني كه مبلغ مشخص مي‌كنند از چشم خدا از چشم حضرت بقيه الله اعظم عليه السلام ـ از چشم مردم و از چشم تاريخ مي‌افتند. مبلغ معين كردن خودكشي معنوي و اجتماعي است.
۲. حساسيت نسبت به غذا داشتن و زياد خوردن
برخي از مبلغان از ميزبان، غذاهاي خاص مي‌طلبند غذاهايي كه از سطح قدرت و توقع آنان فراتر است. اميرالمؤمنين(ع) در وصف يكي از اصحاب مي‌فرمايند «خارجاً عن سلطان بطنه» او از سلطنت شكم خارج بود.
۳. شوخي زياد كردن.
۴. زياد فرمان دادن.
۵. كارهاي شخصي خود را مثل شستن لباس و مخصوصاً جوراب را به ديگران يا زن ميزبان واگذار كردن.
۶. با روحاني ديگر محل ارتباط صميمانه نداشتن.
۷. عامل به وظائف ديني نبودن.
۸. زياد خوابيدن.
۹. عبوس بودن
 ما مي‌دانيم كه دين اسلام دين لبخند است و لبخند برادر مؤمن را در صورت برادر مؤمن عبادت مي‌داند و روايات «بشر» و «طاقه الوجه» يعني لبخند زدن و گشاده رو بودن بسيار است.

۱۰- گرايش‌هاي حزبي و جناحي

روحاني بايد چونان پيامبران عليهم السلام فراتر از باندبازي، جناح‌گويي و سياست زدگي همة جناح‌ها را هدايت كند و با انديشه فراجناحي به اقامة دين بپردازد روحاني جناحي از چشم جناح‌هاي مخالف مي‌افتد و ديگر سخن او بازتاب شايسته ندارد و مورد بدگويي و بدبيني جناح‌هاي مخالف قرار مي‌گيرد و شكست مي‌خورد. روحاني بايد فراجناحي باشد تا در شكست يك جناح و در جنايت آنها سهيم نگردد و آبروي عمومي داشته باشد. همة جناح‌ها را برادر خويش بداند عيب همه را ببيند و حسن همه را تعصب جناحي بيشن صحيح را از انسان مي گيرد.

۱۱- كهنه‌گويي و سخن كليشه‌اي

بسياري از منبرها همانند منبرهايي است كه در زمان ناصرالدين شاه ارائه مي‌شده‌اند موضوع، متن و مرثيه همان است مردم از تكرار دل زده مي‌شوند. ؟؟ به دنبال تنوع و نوگرايي هستند بايد موضوع منبرها نو باشد يكي از موفقيت‌هاي حضرت فلسفي رحمه الله عليه وارد كردن موضوع‌هاي تازه و نو و زندگي آموز در حوزه سخنراني‌هاي ديني بود.
بايد متن سخن نيز با ادبيان نوين ارائه شود واز به كاربردن اصطلاحات خاص حوزوي مثل «قس علي هذا» «ايضا» و ... پرهيز شود.
بايد مرثيه‌ها نيز با سبك نوين و نوآوري‌هاي زيبا ارائه شود آن مرثيه‌هاي كليشه‌اي كه همه حفظ‌اند كم‌تر سوز مي‌آفريند.
بايد حتي در دعاها نيز نوآوري كرد و دعاهايي حماسي،‌عرفاني و ادبي ارائه كنيم. مانند: خداوندا امپرياليسم جهان‌خوار را مغلوب ساز.
به ما «كمال الانقطاع اليك» ببخش.
و آشيانة دل ما را خانه محبت ساز.

۱۲- يك نواختي

يكي ديگر از آفت‌هاي سخنوري يك نواختي در آهنگ صدا و در محتواست. آهنگ صدا بايد پيوسته متناسب با مضامين متفاوت باشد. محتوا نيز بايد سرشار از ضرب المثل، شعر، داستان و ... باشد.

۱۳- بي‌نظمي

از اين شاخه به آن شاخه پريدن، آسمان و زمين را به هم بافتن قصة كهنه ماست و دروازه است. سخنراني بايد موضوع مشخص و تعريف شده، مقدمه و متن و نتيجه داشته باشد و روند آغاز، اوج و پايان آن معين گردد.

۱۴- تكيه كلام داشتن

برخي از گويندگان يك اصطلاح يا يك كلمه را تكرار مي‌كنند مثلا پي در‌پي مي‌گويند: متوجه شديد، عرض كنم كه، توجه كرديد، توجه فرموديد و ...
اين تكرار رشته سخن را پاره مي‌سازد و حواس شنونده را پرت مي‌كمد و از شكوه سخن مي‌كاهد.

۱۵- عدم تناسب

سخنور مؤفق و دين گستر بايد تناسب زماني و مكاني را رعايت كند در ايام محرم جوك نگويد در ايام شادي نگرياند مسجد و حسينيه را حرمت پاس دارد.
اگر مخاطبان زن هستند نهايت رعايت عفت را داشته باشد.

۱۶_ضعف محتوا

اكنون چند سال است كه وارد قرن بيست و يكم شده‌ايم ميليون‌ها سايت اينترنت فعال است ميليون كتابخانه در سكوت مي‌خروشد. ميليون‌ها رسانه سخن مي‌پراكند. عصر قاجار نيست كه در يك دهكده رمالي مار بكشد و به مردم بگويد من باسوادم يا او كه مار نوشته است و مردم بگويند تو. و عالم ديار را رها كند.
امروز سخنراني‌هاي ديني بايد در اوج اتقان، با محتواي مستحكم، ادله روشن، شيوة اداي شيرين و همراه نوآوري باشد

منبع :
http://www.qomicis.com/farsi/neshast_elmi/bavar.aspx

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
آداب وعظ و منبر 
اهل منبر و وعظ،كه در محافل دينى و مجالس حسينى براى مردم القاى سخن و ايرادموعظه و ذكر مصيبت مى‏كنند، چون با دل و دين مردم سر و كار دارند و شنوندگان،كلامشان را حجت مى‏شمارند،بايد خود به حرفهايشان معتقد و عامل باشند،تا هم سخن‏تاثير كند و هم از وجهه دين و علماى دينى كاسته نشود. 
بنا بر اين بر فراز منبر رفتن و به موعظه خلايق يا نشر خلايق پرداختن،كار هر كس‏نيست و صلاحيتها و شرايطى مى‏طلبد.علماى بزرگ كه دلسوز دين بوده‏اند،همواره چه‏كتبى و چه شفاهى به اندرز و رهنمود در اين زمينه‏ها پرداخته‏اند.از جمله مرحوم ميرزاحسين نورى در كتاب ارزنده خود(لؤلؤ و مرجان)به بيان آداب اهل منبر پرداخته و«اخلاص‏»را پله اول منبر و«صدق‏»را پله دوم آن دانسته و نكاتى را هم بعنوان‏«مهالك‏عظيمه روضه خوانان و اهل منبر»دانسته كه بعضى از آنها از اين قرار است:

1-رياكارى و به خاطر دنيا كار كردن‏2-روضه خوانى را وسيله كسب خويش ساختن‏3-آخرت خود را به دنيا،و به دنياى ديگران فروختن‏4-عمل نكردن روضه خوان به گفته‏هايى كه خود نقل مى‏كند5-دروغ بافتن در منبر و رعايت نكردن صدق احاديث و حكايات. (5) شاگرد وى مرحوم محدث قمى در منتهى الآمال،پس از بيانى مبسوط در زشتى دروغ‏در مجالس عزادارى و منبر و مرثيه و استفاده از غنا در نوحه خوانى و رعايت نكردن دقت‏در نقلهاى تاريخى،سخنانى دارد، تحت عنوان‏«نصح و تحذير»و اهل منبر را بر حذرمى‏دارد از مبتلا شدن به:دروغ گفتن و افترا بستن بر خدا و ائمه و علماء، غنا خواندن،اطفال امارد را با الحان فسوق پيش از خود به خوانندگى واداشتن،بى اذن،بلكه با نهى‏صريح به خانه مردم در آمدن و بر منبر رفتن و آزردن حاضرين بر گريه نكردن به كلمات‏بليغه،ترويج‏باطل در وقت دعا،مدح كسانى كه مستحق مدح نيستند،مغرور كردن‏مجرمين و متجرى نمودن فاسقين،خلط كردن حديثى به حديث ديگر به طور تدليس،تفسير آيات شريفه به آراء كاسده،نقل اخبار به معانى باطله،فتوا دادن با نداشتن اهليت‏آن،متوسل شدن براى زينت دادن كلام و رونق گرفتن مجلس به سخنان كفره و حكايت‏مضحكه و اشعار فجره و فسقه در مطالب منكره و تصحيح كردن اشعار دروغ مراثى رابعنوان زبان حال،ذكر آنچه منافى عصمت و طهارت اهل بيت نبوت است،طول دادن‏سخن به جهت اغراض كثيره فاسده و محروم نمودن حاضرين از اوقات فضيلت نماز وامثال اين مفاسد كه لا تعد و لا تحصى است...و پس از بحثى پيرامون اهل عمل نبودن به‏گفته‏ها و توقعات بى مورد داشتن،اين شعر حافظ را نقل مى‏كند كه: 
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى‏كنند چون به خلوت مى‏روند آن كار ديگر مى‏كنند مشكلى دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمايان چرا خود توبه كمتر مى‏كنند گوئيا باور نمى‏دارند روز داورى كاين همه قلب و دغل در كار داور مى‏كنند (6) 


پى‏نوشتها 


5-«لؤلؤ و مرجان‏»،محدث نورى. 
6-منتهى الآمال،ج 1 ص 341.در اين زمينه‏ها به كتابهاى‏«حماسه حسينى‏»و«تحريفهاى عاشورا»از شهيد مطهرى‏مراجعه شود.

منبع :

http://1zekr.com/forums/showthread.php?s=bcafc552ce430208c336f60d65ffbfd4&t=226


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۶:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
اختلالات توليدي گفتار
تولبد درگفتارروندي است كه صداها و هجاهاو كلمات شكل ميگيرند.اينعمل هنگامي است كه زبان و فك و دندانها و و لب به هوايي كه ازتارهاي صوتي خارج ميشوند شكل ميدهد .صحبت كردن نتيجه هماهنگيعضلات بسياري از جمله عضلات تنفسي ،تارهاي صوتي،زبان و كاماست و شكل ساختماني اين عضلات و اندازه و حالت دنداها و زبان وسقف دهان ،همگي در توليد گفتاراهميت دارند .
توليد چيست؟
اختلال توليد چيست؟
اختلال توليد حذف يا اشتباه گفتن و يا جابجا كردن صدا ها در گفتار است مانند مثالهاي زير:
حذف صدا :گفتن گبه به جاي گربه جابجايي :بيان تيت به جاي سيب
چه زماني بايد كودك من توانايي گفتن تمام صداهاي گفتاري را داشته باشد؟
توانايي كودكان در تمام زمينه ها ازجمله گفتاري باهم فرق ميكند .كودكان در ابتدا صداهايي مانند( آ،او ،اي …)را توليد و
 سپسحروف را بيان ميكنند .اخرين حرفي كه ياد ميگيرند صداهاي ((ر))و((س))است در تحقيقي معلوم شده كه
 5%كودكان تمام صداها را تاسن 5/4سالگي ميگويند به طور كلي صداهايي كه زياد تكرار ميشوند مانند ((پ))يا((م))قبل از
 سه سال و صداهايي مانند ((ر))و ((س))تاسنين پيش دبستاني اموخته ميشوند .
دليل اختلال توليدي چيست؟
-اشكالات عضوي:مانند شكاف كام، دندانهاي غير طبيعي،فلج
مغزي،عقب ماندگي ذهني،كم شنوايي .كه در اين موارد گفتار درمانگ با
۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان