مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16790
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 46
همه : 4385624

تمرين 15 دقيقه اي براي رفع استرس


بين كتابهاي داستان و نقاشي بچگي دخترم، كتابي بود كه اسمش "آرامش 5 دقيقه اي" بود. اين كتاب درمورد يك فيل مادر بود كه يك فنجان چاي داغ براي خودش مي ريخت، يك حمام آب داغ مي گرفت اما هرچه تلاش مي كرد نمي توانست از تقاضاهاي پشت سر هم بچه هايش فرار كند كه هركدام به طريقي تنها نياز او را در دنيا كه 5 دقيقه آرامش بود، برهم مي زدند.

براي همه ما هم وضع به همين صورت است. در خانه، در راه و در محل كار، همه حسمان درگير چيزهاي مختلف است. اگر تقاضاهاي همسرمان، دوستان، فرزندمان، همكاران يا ساير نزديكان نباشد، سروصداي ناموزون راديو، تلويزيون، بيلبوردهاي تبليغاتي، ترافيك و ساخت و سازهاي درون شهري است. هميشه چيزي براي مزاحمت وجود دارد.

اين مزاحم ها هميشه و همه جا وجود دارند تاجاييكه حتي گاهي ديگر حضور آنها را متوجه نمي شويم. جسم و فكر ما طي فرايندي كه سازگاري حسي ناميده مي شود، با اين تجاوزها و مزاحمت ها خو گرفته است. درواقع، ما نسبت به اين دردها بي حس شده ايم. اما چه از آن آگاه باشيم و چه نباشيم، اين دردها كماكان وجود دارند و ما را اذيت مي كنند.

همين سال پيش اين جمله را بارها و بارها از دوستان و اطرافيانم شنيده ام: "واقعاً ديگر بريده ام. احساس مي كنم ديگر چيزي براي ارائه دادن به كسي ندارم."

حرف هاي نوميدي. اين حرفها نشاندهنده اين است كه اين مردها و زن ها، مثل ميليونها آدم ديگر، دربرابر اين آزارها و مزاحمت ها مغلوب شده اند. اين افراد، كه به اندازه كافي از اين مزاحمت ها، به خودشان تعطيلي و استراحت نداده اند، دربرابر تاثيرات بسيار زياد آن آسيب پذير شده اند. و چه دوست داشته باشيد و چه نداشته باشيد، حالا مجبورند كه كاري كه همه اين مدت نكرده بودند را انجام دهند: يعني باطريشان را از نو شارژ كنند.

رويكرد بهتر اين است كه منتظر نمانيد تا وضعيتتان به اين حد حاد شود. اما چطور؟ در يك دنياي كامل، همه مي توانند به يك مركز معنوي رفته و در آنجا مدتي تنها باشند (گرچه در يك دنياي كامل چنين نيازي وجود نخواهد داشت). درواقع، فقط زماني مي توانيد ناهنجاري اين سروصداها و مزاحمت ها را عميقاً درك كنيد كه براي مدتي در يك مكان ساكت و آرام زندگي كنيد.

اوقاتي را كه من خودم در سكوت مطلق مي گذراندم و تنها با خودم و افكارم و صداي طبيعت ارتباط داشتم، واقعاً جواني و سرزندگي را به من برمي گرداند. آن زمان بود كه مي توانستم به طور واقعي، لذت زندگي را تجربه كنم.

حتي موقع غذا خوردن در اتاقي كه بقيه هم تمرين سكوت مي كنند، من سعي مي كردم غذايم را آهسته تر بجوم و نسبت به طعم و ظاهر آن دقت و حساسيت بيشتري داشتم. هر فعاليتي—كتاب خواندن، پياده روي، حمام كردن—را با توجه و دقت بيشتري انجام مي دادم. منظورم از اين آگاهي از اين زمان خاص است كه مكان و زمان حضور من را كامل مي كند. واقعاً چه نعمتي است.

اما متاسفانه پنج روز سكوت در ماه براي ما خيلي واقعبينانه نيست. اما حتي يك روز پياده روي در سكوت كنار دريا يا در جنگل هم چندان قابل انجام نيست.

پس چه بايد كرد؟ تنها راه چاره اين است كه با مديتيشن اين آرامش و سكوت را براي خودتان ايجاد كنيد.

تحقيقات و مطالعات بسيار زيادي نشان داده است كه مديتيشن راهي بسيار عالي براي كاهش يا حتي از بين بردن عواقب جسمي استرس است. مديتيشن اگر به طور مداوم و منظم انجام شود، ضربان قلب و تنفس"rtl">۰۳:۵۵:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

راه و روش غلبه بر اضطراب


قرار ملاقاتي در آينده نزديك داريد؟ يا يك جلسه كاري؟ شايد هم بايد پيش روي همه دانش آموزان كلاستان كنفرانس بدهيد؟

آرامشتان را از دست داده ايد. يكجا بند نمي شويد. با انگشتانتان بازي مي كنيد. كف دستانتان كمي عرق كرده است. اصلاً حس خوبي نداريد. احساس اضطراب مي كنيد. 

چه كار بايد بكنيد؟ 

براي جلوگيري از بروز اضطراب چه پيشگيري هايي مي توانيد انجام دهيد؟ براي كم تر كردن يا از بين بردن استرس و اضطرابي كه درست قبل از يك اتفاق در شما ايجاد مي شود چه بايد بكنيد؟ 

در اين مقاله نكاتي برايتان مطرح مي كنيم كه به شما براي اين منظور كمك ميكند. بعضي از اين نكات را ميتوانيد همين حالا به كار ببنديد و بعضي از آنها را هم ميتوانيد در برنامه طولاني مدت زندگيتان قرار دهيد. 

ممكن است بخواهيد از تركيبي از اين نكات استفاده كنيد. مثلاً اگر در حال حاضر احساس اضطراب بسيار شديدي داريد، نبايد همين اول كار به سراغ تجسم مثبت برويد. اگر مضطرب باشيد و ذهنتان در حال حاضر انباشته از تصورات منفي است، تجسم مثبت نمي تواند تاثير چنداني برايتان داشته باشد. 

درعوض، قبل از هر چير چند نفس عميق بكشيد تا آرام شويد و خودتان را در زمان حال ببينيد نه در تصوير منفي از يك آينده ممكن. بعد، وقتي تنفستان خوب شد، خيلي آرام و عميق پيش خودتان تجسم كنيد كه جلسه يا كنفرانسي كه در پيش داريد، چقدر خوب برگزار شده است. 

آماده باشيد 

كاملاً مشخص است. اگر كنفرانسي در پيش داريد، بايد قبل از اينكه قدم روي سكوي كنفرانس بگذاريد، يادداشت هايتان و چيزي كه قرار است در سخنراني درمورد آن صحبت كنيد را خوب و بادقت مطالعه كنيد اگر جلسه كاري مهمي در پيش داريد، كارتان را بررسي كنيد و ببينيد قرار است در آن جلسه در چه مواردي حبت شود. اگر قرار ملاقاتي در پيش داريد، مي توانيد درمورد چند موضوع بحث يا سوال جالب فكر كنيد تا جلوي سكوت ناخوشايندي كه گهگاه ايجاد مي شود را بگيريد. اگر مصاحبه كاري داريد، به اين فكر كنيد كه چه سوالاتي ممكن است از شما بپرسند و پاسخ هاي خوبي براي آن آماده كنيد. 

اگر اين كارها را به دقت انجام دهيد بخش زيادي از اضطراب شما از بين خواهد رفت. البته هميشه هم كار خوب و مفرحي نيست. اما آماده بودن قبل از هر اتفاق نه فقط براي از بين بردن اضطراب مفيد است، بلكه باعث مي شود كارتان را هم خوب انجام دهيد. 

از خودتان بپرسيد: بدترين چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد چيست؟ 

واقعاً بدترين اتفاقي كه ممكن است بيفتد چيست؟ در طولاني مدت چه تاثيري ممكن است بر شما بگذارد؟ در خيلي از موارد متوجوب پيش مي رود—آن را ببينيد و بشنويد—و همينطور ببينيد كه چه احساس خوبي در آن زمان داريد. 

خودتان را ببينيد كه لبخند مي زنيد، مثبت هستيد و زمان بسيار خوبي را مي گذرانيد. نتيجه عالي آن جلسه را در ذهنتان مرور كنيد. با اين تصوير سازي فكر كنيدكه اين اتفاق واقعاً افتاده است، كه جلسه تمام شده است و نتيجه دلخواهتان را هم در بر داشته است. اين روش بسيار تاثيرگذار است و روحيه اي بسيار خوب و آرام به شما مي دهد. 

راه حل هاي بالا راه حل هاي سريع اين مشكل بودند. توصيه هايي كه در زير اشاره مي كنيم راه حل هايي هستند كه به زمان بيشتري نياز دارند. ممكن است هفته ها، ماه ها يا حتي سالها طول بكشد. به مرور زمان مي توانيد اين ايده ها را بخش مهمي از زندگيتان كنيد و باعث مي شوند كه احساس اضطراب كمتر و كمتري پيدا كنيد. 

تمرين كنيد، تمرين كنيد، تمرين كنيد 

هرچه بيشتر تمرين كنيد، وارد عمل شويد و خودتان را در موقعيت هايي قرار دهيد كه موجب اضطرابتان شود، اعتماد به نفس بيشتري پيدا خواهيد كرد. وقتي تجربه بيشتري داشته باشيد، ديگر احساس راحتي بيشتري با آن موقعيت پيدا مي كنيد و اضطرابتان هم كمتر مي شود. 

بدانيد كه مردم توجه زيادي به عمل شما ندارند 

يك منبع خيلي بزرگ اضطراب اين است كه خيلي روي اين تمركز مي كنيد كه مردم درمورد شما چه فكري خواهند كرد. و فكر مي كنيد كه هميشه انتقاد آنها متوجه شماست. 

اما واقعيت اين است كه مردم زياد درمورد اينكه شما چه مي كنيد و چه نمي كنيد فكر نمي كنند. شما شب و روزتان را صرف مشكلات، شكست ها و چيروزي هايتان مي كنيد و مطمئن باشيد كه آدم ها ديگر هم همين كار را مي كنند و وقت زيادي ندارند كه درمورد شما فكر كنند. 

به طور كل، مردن بيشتر درگير مشكلات خود هستند. و انتقاد آنها بيشتر معطوف به نقاط منفي زندگي خودشان است نه كارهايي كه شما انجام مي دهيد. پس خيلي نگران اين مسئله نباشيد. وقتي بدانيد كه كارهايي كه مي كنيد چندان مورد توجه اطرافيانتان نيست، مطمئناً نگراني و اضطرابتان هم كمتر خواهد شد. 

در زمان حال زندگي كنيد 

اينكه نكته با تنفس عميق كه قبلاً درمورد آن صحبت كرديم در ارتباط است. وقتي آن نفس هاي عميق و قوي را مي كشيد و روي آن تمركز مي كنيد، فكرتان آزاد به نظر مي رسد. تفكرات شما درمورد اتفاق هاي بدي كه ممكن است در آينده برايتان بيفتد از بين مي رود. اضطراب از اين تفكرات منفي به وجود مي آيد. اگر به جاي آن توجهتان را به اتفاق هايي كه در زمان حال برايتان مي افتد متمركز كنيد، اين اضطراب به كلي از بين مي رود. 

راه ديگري كه از طريق آن مي توانيد توجهتان را معطوف به زمان حال كنيد و درواقع در زمان حال زندگي كنيد اين است كه دقيقاض اتفاق هايي كه در همان لحظه برايتان مي افتد تمركز كنيد. درست به صحنه و صداهايي كه در اطرافتان مي بينيد و مي شنويد توجه كنيد. به گزارش هايي كه بايد تا قبل از ساعت 5 تحويل دهيد، جلسه فردا، يا شامتان ديگر فكر نكنيد. فقط به زمان حال تمركز كنيد و همه چيز را براي يك لحظه هم كه شده دور بريزيد. اينكار را براي خودتان به شكل يك عادت در بياوريد. 

اگر بخواهيد احساسات و تفكرات منفي را از زندگيتان دور كنيد، زندگي كردن در زمان حال فوايد بسيار زيادي مي تواند برايتان داشته باشد. كتاب هاي زيادي در بازار موجود است كه به شما كمك مي كند درك عميقتري از زندگي پيدا كنيد و استرس و اضطرابتان را از بين ببريد.

منبع :

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=1539


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مهارتهاي اجتماعي خود را بهبود بخشيد

تحقيقات نشان داده است كه يكي از بزرگترين ترس هاي افراد، همتراز با مرگ، صحبت كردن در جمع مي باشد. به اين معني است كه افراد حل مسئله هاي پيچيده را به صحبت كردن در جلوي غريبه ها ترجيح مي دهند. پس اگر شما هم از آن دسته افراد هستيد كه با محيط هاي اجتماعي، صحبت در جمع و برخورد با افراد جديد مشكل داريد، بدانيد كه هيچ مشكلي متوجه شما نيست. اكثر افراد، احساسي مشابه شما دارند، و تغيير برايشان حتي از مرگ هم بدتر است. 

فكر نكنيد كسي كه در مجامع عمومي به خوبي قادر به صحبت كردن است، زباني جادويي دارد. كتاب هاي زيادي براي راهنمايي شما براي ارتقاء مهارت هاي اجتماعيتان وجود دارد كه مي توانيد از آنها به عنوان منبعي براي كمك استفاده كنيد. اما موفق بودن در موقعيت هاي اجتماعي، هيچ ربطي به توانايي صحبت كردن ندارد. در اين مقاله ما مي خواهيم شما را با راهكارهايي آشنا كنيم، كه بدون آوردن حتي كلمه اي بر زبانتان، بتوانيد مهارت هاي اجتماعيتان را اصلاح كرده و بهبود بخشيد.



خود را خوش برخورد نشان دهيد 

اين نكته به دو عنصر مهم بستگي دارد: زبان بدن و حالت چهره. مردم قبل از اينكه شما كلمه اي بر زبان بياوريد، براساس اين دو عنصر، تصميم مي گيرند كه به شما نزديك شوند يا خير. اين نكات را بيشتر توضيح مي دهيم.


زبان بدن: زبان بدن بسيار كمك كننده است. دفعه بعدي كه در يك محيط اجتماعي قرار گرفتيد، با خود فكر كنيد كه زبان بدن شما چه مفهومي براي ديگران ميتواند داشته باشد. آيا به يك ديوار تكيه داده ايد؟ اگر اينكار را ميكنيد، منظورتان اين است كه "با من كاري نداشته باشيد، كاش اينجا نبودم." آيا دست به سينه نشسته ايد؟ اگر اينطور است، مي خواهيد بگوييد كه: "از من دوري كنيد، قصد ندارم حتي يك كلمه درمورد خودم به شما بگويم، و دوست ندارم هيچ فرد جديدي وارد زندگيم شود." 


طريقه ي نشستن و ايستادن شما در يك گردهمايي اجتماعي، پيامهاي بسياري را به اطرافيان منتقل مي كند. اگر مي خواهيد پيامي گرم و خوشايند به اطرافيان منتقل كنيد، بايد طريقه ي ايستادن و نشستنتان هم اين پيام را منتقل كند. يعني نبايد تنها و جدا از ديگران بايستيد، بايد كنار سايرين باشيد. لزومي ندارد كه خود را مركز توجه قرار دهيد، اما اگر خود را جزئي از بقيه بدانيد، مردم تمايل بيشتري براي صحبت و آشنايي با شما نشان خواهند داد. حتي اگر احساس ناراحتي كنيد، سعي كنيد كنار بقيه باشيد و تنها ننشينيد. 


حالات چهره: چهره ي شما آينه ي  احساساتتان است. براي اينكه بتوانيد نظر اطرافيان را به خود جلب كنيد، هيچ نيازي به تظاهر نيست. اما خاطرتان باشد كه صورتتان اولين چيزي است كه اطرافيان به آن نگاه مي اندازند. لبخندي دوستانه، تكان هاي سر، خنده اي قلبي و صميمانه و برقراري ارتباط چشمي نكاتي است كه به شما در جلب نظر ديگران كمك مي كند. طرف مقابل شما را شنونده ي خوبي قلمداد خواهد كرد و از صحبت و گفتگو با شما لذت خواهد برد، و اين مطلب را به ديگران نيز منتقل خواهد كرد. 


مهارت هاي محاوره اي خود را ارتقاء دهيد 

اكثر مردم تصور مي كنند كه خوش صحبت بودن فقط به اين بستگي دارد كه فرد بتواند راحت و آزادانه در مورد موضوعات مختلف نزد افراد مختلف صحبت كند. اما خاطرتان باشد كه گفتگو دو بخش دارد: گوينده و شنونده. لازم نيست براي خوش صحبت بودن بتوانيد زياد حرف بزنيد.


شنونده اي فعال باشيد: فعالانه گوش كردن يك مهارت است. بايد حين شنيدن صحبت هاي طرف مقابل، با تكان هاي سر، او را تاييد يا نفي كنيد و رابطه ي  چشمي با او را نيز پيوسته حفظ كنيد. البته اينها به تنهايي كافي نيست. براي اينكه به طرفتان نشان دهيد كه خوب گوش مي دهيد، بايد به او نشان دهيد كه معناي حرف او را ميفهميد و كاملاً منظور او را متوجه مي شويد. براي اينكار مي توانيد نكات مهم در صحبت هاي او را تكرار كنيد. اين كار نشان مي دهد كه شما فقط گوش نمي دهيد، بلكه منظور او را نيز فهميده و درك مي كنيد. 


به گوينده پاسخ دهيد: اگر كسي شما را وارد گفتگويي كرد، مطمئناً در مورد مبحثي است كه خود به آن علاقمند است. از او سوال كنيد. نه سوالهايي كه پاسخ آن فقط يك جواب بله يا خير باشد. سؤالاتي بپرسيد كه او را وادار به توضيح بيشتر كند. مثلاً بپرسيد "درمورد فلان چيز چه فكر مي كني؟" يا "نظرت راجع به فلان چيز چيست؟"با اينگونه سؤالات او را تشويق مي كنيد كه بيشتر صحبت كند، و اين مبحث حتي مباحث ديگري را نيز ايجاد خواهد كرد.


خودتان نيز به او پاسخ دهيد. مردم دوست دارند نظر طرف مقابلشان را هم درمورد موضوعي كه خود به آن علاقمندند بدانند. پس وقتي اطمينان يافتيد كه نظرات طرف مقابلتان را به خوبي متوجه شده ايد، خودتان نيز نظراتتان را ابراز كنيد. اينكار باعث خواهد شد كه او مطمئن شود شما نيز به موضوع بحث علاقه منديد. 


هنجارهاي اجتماعي را تشخيص داده و خود را با آنها وفق دهيد 

به ياد داشته باشيد: يك مكان عمومي، يك اجتماع كوچك است، هنجارها، ارزش ها و استانداردهاي خاص خود را دارد. مطمئناً استاندارد; margin-left: 0px; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; " />چند تمرين ساده وجود دارد كه به شما كمك ميكنـد
درست نفس بكشيد. تنفس ناقص را ميتوانيد در زير
مشاهده كنيد:

1- تنفس ترقوه اي: كم عـمـق ترين و بدترين نــوع
تنفس ميباشد. درحين تنفس شانه ها و استــخوان
تـرقـوه بـالا آمـده در حـالي كـه در هـنـگام عـمــل دم
منقبض مي گردد. بـيشترين ميزان انرژي در اين نوع
تنفس مصرف شده امـا كـمتـريـن مـيـزان اكسيژن به
ريه ها ميرسد.

2- تنفس با قفسه سينه: اين نوع تنفس بوسيله عـضلات دنـده ها صورت مي گـيـرد توسط منبسط كردن قفسه سينه. اين تنفس نيز ناقص ميباشد.

3- تنفس عميق شكمي: بهترين و عميق ترين و آهسته ترين تنفس مي باشد. هوا به بخش اعظم ششها ميرسد و ديافراگم نيز بدرستي بكار گرفته ميشـود.

بـراي دسـت يابي به بهترين روش تنفس مراحل زير را پيروي كنيد. در ابـتدا ممكن است آنها براي شما دشوار بنظر برسند اما با اندكي ممارست قطعا متوجـه تفاوت در عملكرد خود خواهيد شد. روي يـك ســطح هموار به پشت دراز بكشيد و يك بالش زير سر خود قرار دهيد:

1- فعاليت بخش تحتاني شش را افزايش دهيد(ناحيه شكم): 

يك دست خود را روي شكم خود قرار دهيد. 
عضلات شكم خود را منقبض كنيد تا سفت شوند. 
مجددا آن عضلات را شل كنيد تا تفاوت ميـان انـقـبـاض و شـل بـودن عـضـلات آن ناحيه را احساس كنيد. 
اين تمرين را 5 مرتبه تكرار كنيد تا آگاهي شما از ناحيه شكم افزايش يابد. 
چند لحظه استراحت كنيد و سپس نفس بكشيد. مـهـم نيـسـت سـريـع نـفــس بكشيد و يا آهسته. 
يك دست خود را روي شكم قرار دهيد بـطـريقـي نـفـس خود را بدرون بكشيد تا دست واقع روي شكمتان بسمت بالا حركت كند. 
از طريق دهانتان عمل بازدم را انجام دهيد با صداي كشيده هااااا. توجه كنيد كه چگونه شكم شما از هوا خالي شده و دستتان به پايين باز مي گردد. اين عمـل را 10 مرتبه تكرار كنيد.
2- فعاليت بخش فوقاني شش را افزايش دهيد (ناحيه قفسه سينه): 

روي زمين دراز كشيده و دستهاي خود را از يكديگر باز كنيد (مـانـنـد يـك صــليب گرديد) طوري كـه دستـانـتـان خـط افـقـي و بدنـتان خط عمودي صليب را تشكيل دهند. اكنون متوجه خواهيد شد از هم گشـودن دستهايـتـان فـضاي بيشتري در اختيار قفسه سينه شما قرار ميدهد. 
اكنون دستان خود را محكم روي قفسه سينه قرار دهيد بطور دســت به سينه و گويي خود را در آغوش گرفته ايد. 5 مرتبه اين عمل را انجام دهيد. 
اين تمرين را تكرار كنيد اما اين بار نفس خود را بدرون بكشيد در حاليـكه دستان خود را كاملا بسمت خارج از هم گشوده ايد و نفس خود را خـارج كنـيد در حالي كه دستان خود را روي قفسه سينه بطور دست به سينه قرار داده ايد. 10 مرتبه اين عمل را تكرار كنيد.
3- فعاليت فوقاني و تحتاني را هماهنگ كنيد: 

از طريق ناحيه شكم نفس بكشيد و اجازه دهيد هوا حفره قفسه سينه را نيز پر كند. اين عمل را تا آنجا كه ممكن است با ملايمت انجام دهيد. 
اين عمل را تكرار كنيد تا انجامش براي شما سهل گردد. 
اكنون دم و بازدم خود را هماهنگ كنيد.عمل دم را بدرستي انجام داده و سپس اجازه دهيد هوا پيش از آنكه از ناحيه شكم خالي گردد نخست از بخـش فوقاني ششها خارج گردد. 
آنقدر اين تمرين را تكرار كنيد تا بسهولت قادر به انجامش گرديد. 
تنفس صحيح براي شما بسيار حائز اهميت ميباشد چون با بكارگيري از ظرفيت ششها اكسيژن بيشتري به بدنتان خواهد رسيد و همچنين در هنگام مواجه با عـوامل استرس زا بهتر مي توانيد واكنش نشان دهيد. 

نتايج تنفس صحيح عبارتند از:

1- افزايش تمركز
2- حداكثر تبادل اكسيژن
3- آرامش ذهن در پي آرامش جسم

منبع :

http://www.mardoman.net/health/breath/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

7 راه علاقمند كردن شنوندگان


همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني كردن مي شويم. مصاحبه اي براي كار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شركت محل كارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد كه اين فرصت ها از دست بروند بدون اينكه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.

در اينجا به نكاتي اشاره مي كنيم كه هنگام سخنراني كردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.

1- شنوندگان را هم درگير كنيدشنوندگان هم دوست دارند كه وارد ماجرا شوند، نه اينكه فقط گوش كنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب كنيد. مي توانيد همان تكنيك قديمي شروع كردن سخنراني با يك جوك را به كار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.

اشتباه نكنيد--مطمئناً دادن يك جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت كلي وارد سخنراني كنيد با اينكه سخنراني را با يك جوك شروع كنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است كه آن را با يك سوال آغاز كنيد. اين تكنيك بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي كند. تكنيك ديگري كه گه گاه توسط بعضي سخنرانان به كار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.

2- سرزنده و با روح باشيدبهترين سخنرانان كساني هستند كه چه در حركاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست كه خود را پشت سكو پنهان كنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين كار را امتحان كنيد: وقتي براي يك گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي كنيد، حين صحبت كردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يكي از شنوندگان قرار دهيد. با اين كار باعث خواهيد شد كه توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش كنند.

3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيدروي چيزي كه مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. كسي توقع ندارد كه مثل يك گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم كننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نكته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت كردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سكوت كنيد.

4- از كارهايي كه باعث پرت كردن حواس شنوندگان مي شود دوري كنيدهيچ چيز به اندازه ي اين كار نمي تواند يك سخنراني را خراب كند. چند وقت پيش مديري را ديدم كه سخنراني اش را فقط به خاطر اينكه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي كرد از دست داد. بعد از سخنراني كسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند كه چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. كنار گذاشتن اين عادت ها كار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري كنيد و بعد آنرا مرور كرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را كنار بگذاريد.

5- لباس مناسب بپوشيدروزي با يكي از مدير عاملان صحبت مي كردم كه مي گفت اولين چيزي كه در برخورد با يك فرد به آن توجه مي كند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد كه حداقل يك پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد كه كفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يك سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت كنيد.

6- حرف هاي تازه بزنيداز تكرار كردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز كنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي كنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز كنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است كه در موردش صحبت كنيد. حرف ها و مطالب تكراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد كرد. حرف هاي جديد برعكس آنها را راغب به گوش كردن و توجه بيشتر مي كند.

7- تمرين داشته باشيدچندين مرتبه تمرين كردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين كار را نخواهند كرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يك سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي كند كه چطور سخنراني خود را شروع كند و چطور به پايان برساند. مي دانند كه چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه كسي بگذارند. مي دانند كه چه زماني سكوت كرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند كه به كجا نگاه كنند. با تمرين كردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.

موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نكات مطمئناً موفق خواهيد شد كه توجه حضار و شنوندگان را كاملاً به خود معطوف كرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهي

منبع :

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=620


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

هنر گفتگو: ابزار ارتباطي زوج ها


مقدمه؛

هنر گفتگو ابزاري است كه در تمرينات درماني ام براي زوج ها خلق كرده ام. اين يك ابزار ساخت يافته است كه در آن يك نفر (شخص الف) بايد 20 دقيقه درمورد موضوعي كه دوست دارد صحبت كند درحاليكه همسرش (شخص ب) سوالات خاصي از او مي پرسد كه بايد به شخص الف كمك كند جوانبي از قضيه را ببيند كه تا به حال به آن دقت نكرده بود. وقتي 20 دقيقه تمام شد و زوج فرصت اين را يافتند كه درمورد تجاربشان با هم صحبت كنند، نقش ها عوض مي شود و دوباره شروع مي كنند.

هنر گفتگو تازماني عمل ميكند كه دو نفر به قدر كافي آرام باشند كه بتوانند درست فكر كنند. اگر يكي از شما عصباني، ناراحت، يا آزرده خاطر باشيد، اين تكنيك فايده اي نخواهد داشت. در آن زمانها بايد از تكنيك هاي ديگر استفاده كنيد. ابزاري كه در اين مقاله به شما معرفي مي كنيم براي زماني خوب است كه هر دوي شما آرام شده باشيد و آمادگي صحبت كردن رو در رو را داشته باشيد.

تمرين: تمريني كه به شما مي دهيم اين است كه به مدت يك ساعت اين تكنيك را تمرين كنيد، حداقل يكبار بين جلسات. حتماً نقش ها را عوض كنيد تا هر دوي شما فرصت صحبت كردن را داشته باشد.

اين تكنيك درمورد چيست؟

- ياد گرفتن نحوه صحبت كردن با همديگر، طوريكه هر دوي شما احساس كنيد به شما توجه مي شود و به يك سطح عميقتر از درك برسيد.

- ياد گرفتن نحوه سوال كردن، طوريكه به يك جاي جديد برسيد.

- تجربه كردن فوايد گوش كردن به حرف هاي همديگر و حرف زدن بدون ترس يا عصبانيت.

اين تكنيك چطور عمل مي كند؟

 1. نقش انتخاب كنيد. شخص الف موضوعي را كه برايش اهميت دارد مطرح مي كند و شخص ب سوالاتي درمورد آن از او مي پرسد.

2. موضوعي را انتخاب كنيد. اولين باري كه اين تمرين را انجام مي دهيد، موضوعي را انتخاب كنيد كه شخصاً برايتان اهميت داشته باشد—چيزي كه فكرتان را مشغول كرده است—اما نه موضوعي كه بين هر دو شما از حساسيت برخوردار باشد.

مثال: من دوست دارم درمورد مشكل پرخوري صحبت كنم. هر روز مي گويم كه اقدامي در اين مورد مي كنم اما واقعاً هيچ كاري صورت نمي دهم.

موضوعات دشوارتر را براي تمرين هاي دوم و سوم بگذاريد كه هر دوي شما به خوبي با نحوه تمرين آن آشنا شده باشيد.

3. گفتگو كنيد. گفتگوي شما بايد متفاوت با هميشه و براساس اصولي باشد كه در زير به آنها اشاره مي كنيم. نمونه هايي از سوالاتي كه شخص ب مي تواند از شخص الف بپرسد را در انتهاي مقاله آورده ايم.

4. اطلاعات كسب كنيد. وقتي حرفهاي شخص الف تمام شد، يا آن 20 دقيقه تعيين شده به اتمام رسيد، دور اول تمام مي شود و آنوقت بايد درمورد چند و چون پروسه با هم صحبت كنيد.

الف) هر كدام از نقش ها چه حسي داشتند و چه سختي ها و آساني هايي داشتند؟

ب) از كدام حرف همسرتان خوشتان آمد و از كدام حرفش بدنتان آمد؟

ج) درمورد 1)خودتان، 2)همسرتان، چه چيزي ياد گرفتيد؟

5. يادتان باشد: هر دوي شما داريد كار جديدي انجام مي دهيد به همين خاطر براي هر دوي شما لازم است كه درمورد روند كار باهم حرف بزنيد.

6. نقش ها را عوض كنيد و تمرين را دوباره از نو شروع كنيد.

7. هر چه كه ياد گرفتيد را يادداشت كنيد. هر بار كه اين تمرين را انجام مي دهيد، هر چيزي كه ياد مي گيريد را يادداشت كنيد. شايد اين تمرين در ظاهر مثل يك گفتگوي عادي به نظر برسد اما آنچه باعث تفاوت اين گفتگو با مكالمات عادي مي شود نقش هاي شما دو نفر است.

قوانين شخص الف

به سوالات صادقانه و با آزادي تمام پاسخ دهيد.

آرام باشيد، حتي اگر بعضي از سوالات همسرتان ساختگي، تحريك كننده يا بي ربط باشد. يك راه آن اين است كه به هر سوال مثل يك كليد گنج نگاه كنيد. وقتي با اين رويكرد به سوالات نگاه مي كنيد—به جاي اينكه بپرسيد "واسه چي ميخواي بدوني؟"—حالت دفاعي از بين مي رود و جستجوي شما براي پاسخ به يك مرحله جديد مي رسد.

محدوده تعيين كنيد. اگر همسرتان از نقش خود فراتر مي رود و شروع به نصيحت كردن و توصيه كردن و قضاوت كردن مي كند، وظيفه شما اين است كه با گفتن چيزي مثل "اين حرفت شكل قضاوت داشت. مي توني يه جور ديگه ازم بپرسي؟" يا "ميتونيم به آن سوال درمورد...برگرديم؟ فكر ميكنم داشتم به يه جايي مي رسيدم." اين مسئله در مورد سوالاتي كه آمادگي پاسخ دادن به آنها را نداريد هم صدق مي كند.

فيدبك مثبت بدهيد. خيلي خوب است كه وقتي از چيزي خوشتان مي آيد به همديگر بگوييد آنوقت طرفتان تمايل بيشتري به انجام آن كارها پيدا مي كند.

اگر نياز به استراحت داشتيد حتماً بگوييد. اگر فكر مي كنيد كه خسته شده ايد يا ديگر حال و حوصله ادامه دادن نداريد، خجالت نكشيد و حتماً با همسرتان درميان بگذاريد. اگر به خاطر آرام شدن اين استراحت را درخواست كرده ايد ديگر وظيفه خودتان است كه در آن مدت خودتان را آرام كنيد. براي اين منظور مي توانيد كمي پياده روي كنيد، مجله بخوانيد، يا به موسيقي گوش دهيد. باز هم وظيفه خودتان است كه تمرين را دوباره استارت بزنيد.

قوانين شخص ب

بدون اينكه قصد بازخواست كردن داشته باشيد از همسرتان سوال كنيد. از پرسيدن سوالهايي كه جواب آن در خودش است خودداري كنيد. اينگونه سوالها فقط مكالمه را خراب مي كنند. سوالهاي شما بايد طوري باشد كه ميل به دانستن در آنها موج بزند. اين باعث مي شود همسرتان با ميل بيشتري به سوالات پاسخ دهد.

به پاسخ هاي همسرتان به خوبي گوش دهيد. اين باعث مي شود سوالهايي كه مي پرسيد زيركانه تر، جالب تر و آگاهانه تر شود—سوالاتي كه نشان مي دهد به خوبي با روحيات همسرتان آشنا هستيد.

مثال: من گيج شده ام. مي گويي زمان بيشتري براي نقاشي كردن ميخواهيد اما به نظر مي رسد كه هروقت من اين پيشنهاد را مي دهم تو هميشه دليلي براي انجام ندادن آن داري. نمي دانم فكر ميكني خودت با اين مسئله مشكل داري يااينكه فكر مي كني من ممكن است با آن مشكل داشته باشم؟

مسئله اينجا اين نيست كه حق با شما باشد. مسئله اين است كه موضوعي را مطرح كرده باشيد كه نشان دهد توجه ميكنيد.

آينه همسرتان باشيد. درمورد چيزهايي كه به نظرتان رسيده و متوجه شده ايد، نظر بدهيد. حرف هاي همسرتان را به زباني ديگر بازگو كنيد. مسئله مهم اين است كه مسير سوالات شما را نياز همسرتان بايد مشخص كند نه ميل خودتان.

تصحيح كردن هاي همسرتان را موقرانه قبول كنيد. اگر همسرتان تصحيحتان مي كند يا مسير فكرتان را تغيير مي دهد بگوييد، "از صحبتهاي خوبت ممنون." شايد قبول كردن اين تصحيح كردن ها  سخت باشد اما اگر مي خواهيد همسر بهتري باشيد، بايد ياد بگيريد كه چطور آنها را بپذيريد.

قوانيني براي هر دو طرف

خود را براي يادگيري آماده كنيد. مهم نيست كه نقشتان در گفتگو چه باشد، هر دو شما بايد با ميل و رغبت اين تمرين را شروع كنيد: اشتباه كنيد، چيزي جديد ياد بگيريد، فيدبك بدهيد و بگيريد، و مسئوليت حرفها و اعمال خودتان را هم بپذيريد.

حق داشتن يا حق نداشتن را فراموش كنيد. اگر مي خواهيد اين تكنيك عمل كند هر دوي شما بايد فقط به اصلاح رابطه تان فكر كنيد. يك نفر مي گفت: اگر مي خواهي هميشه حق با تو باشد، بهتر است تنها زندگي كني.

بهترين را در نظر بگيريد. اكثر افراد اصالتاً خوب هستند. پس وقتي آدم هاي خوب اعمال بدي انجام مي دهند، معمولاً به اين معني است كه اتفاق بدي درونشان مي افتد. اينكه بهترين را در نظر بگيريد به اين معني نيست كه اجازه بدهيد طرفتان از شما سوء استفاده كند. معني آن اين است كه سعي كنيد بفهميد چه مسئله اي مي تواند باعث شود كه همسرتان كه دوستش داريد به اين طريق بد رفتار كند. اول بايد درك كنيد بعداً توقع داشته باشيد كه دركتان كنند.

به احساساتتان خوب توجه كنيد. اگر درمورد احساستان مطمئن نيستيد، دنبال راهنماهايي در بدنتان باشيد. وقتي يك نظر را سوال احساسات قوي  مثبت يا منفي در شما ايجاد مي كند بايد متوجه شويد. فشار، خنده هاي عصبي، ميل به فرار، قرمز شدن، همه اينها حرفي به شما مي زند. يك لبخند، خوشحالي، هيجان، اشك، آه كشيدن، همه اينها با شما حرف مي زنند. به محض اينكه احساس قوي در خودتان مشاهده كرديد بايد به همسرتان بگوييد كه، "يك كم صبر كن. من يه حسي دارم." اين نشاندهنده اين است كه كمي آرامتر پيش برويد. يعني چيزي دارد تغيير مي كند. به خودتان اجازه كنجكاوي بدهيد و اين حس هاي تازه شما را به يك جاي جديد مي رساند.

وقتي شك داريد، بيشتر محبت كنيد. هر جا كه مي بينيد گفتگو در حال فروپاشي است، كمي استراحت دهيد و از خودتان بپرسيد، "پشت اين عصبانيت ها، خستگي ها، حالت هاي دفاعي يا تقصيرها، چه آسيب پذيري پنهان شده است؟" بعد به همسرتان بگوييد، "به نظرم داره سخت ميشه. الان چيكار مي تونم بكنم كه از اين وضعيت بيرون بياد؟"

گاهي اوقات يك مكالمه به اين دليل برهم مي خورد كه شخص الف دوست دارد بداند شخص ب به چه فكر مي كند يا شخص ب تازمانيكه فرصت بيان افكارش را پيدا نكند نمي تواند به گفتگو ادامه دهد. اگر شخص الف با تصميم موافق باشد، تغيير آن اشكالي ندارد.

تمرين كنيد!

وقتي در انجام اين تمرين با موضوعات خنثي موفق شديد، موضوعات سخت تري را امتحان كنيد. هرچه بيشتر تمرين كنيد، مهارتتان در آن بيشتر مي شود. خيلي زود ياد مي گيريد كه اشتباهتان را بپذريد و پي به فوايد اين تكنيك مي بريد و رابطه تان بسيار بهتر از قبل خواهد شد.

نمونه سوالات و نكات براي شخص ب

اينها چيزهايي است كه ميتوانيد از شخص الف سوال كنيد. از آنها براي شروع استفاده كنيد. اين سوالها به شما كمك مي كند عميق تر وارد جريان شويد يا اگر همه چيز در حال فروپاشي بود آن را درست كنيد. به غير از دو سوال اول، بقيه سوالات را ميتوانيد بدون ترتيب خاصي استفاده كنيد. حتي برخي از آنها را ميتوانيد چندين بار در يك جلسه بپرسيد. خودتتان هم مي توانيد سوالاتي به آن اضافه كنيد.

- قبل از اينكه شروع كنيم، اجازه بده مطمئن شوم كه فهميده ام. مي خواهي درمورد ..... صحبت كني. درست است؟

- چيز مهمي را فراموش نكرده ام؟

- براي اينكه راحت تر درمورد اين موضوع با من حرف بزني چه كار مي توانم بكنم؟ (مثلاً عجله نكنم، حرفت را قطع نكنم، سعي نكنم تصحيحت كنم و ...)

- دوست داري چطور باشم؟ (دركت كنم؟ كمكت كنم؟ موافقت كنم؟...)

- دوست داري منم احساس خودت را به اين مسئله داشته باشم يا همين كه دركت كنم برايت كافي است؟

- ---- (ناراحت، عصباني، آشفته ،...) به نظر مي رسي، چه احساسي داري؟

- مي داني چرا اين موضوع به ذهنت رسيده است؟ اتفاقي افتاده يا قرار است بيفتد؟

- آيا به ---- مربوط است؟

- آيا رفتار من باعث شده ناراحت شوي؟

- اگر من ------،  كمكي مي كند؟

- اگر يك كودك چهار ساله بودي، چطور اين احساسيت را ابراز مي كردي؟

- من اينطوري ------ اين موقعيت را با استعاره توصيف ميكنم. به نظرت درست است؟ يا تو استعاره بهتري براي آن داري؟ (احساس تو مثل قطاري مي ماند كه خيلي سريع حركت مي كند و تو از بيرون پريدن از آن وحشت داري."

- كدام رفتارم را دوست داري تغيير دهم؟

- يادم مي آيد وقتي را كه ------  آيا آن موقع هم احساسي مشابه الان داشتي؟

- اگر فلان كار را مي كردم الان وضعيت فرق مي كرد؟

- اگر فلان كار را كي گردم الان چه احساسي درمورد رابطه مان داشتي؟

- مطمئن نيستم درست فهميده باشم. مي توني بيشتر درموردش توضيح بدهي؟

- چيز ديگري هم مانده است؟ چيزهاي ديگري كه به اين موضوع مرتبط باشند كه براي تو سخت بوده باشد؟

- آيا ترسي پشت اين عصبانيت تو درمورد اين موضوع نيست؟ (ترس هاي متداول: مردن، طرد شدن، از دست دادن كنترل، شكست خوردن، ورشكسته شدن، و ....)

- بدترين يا سخت ترين قسمت اين مسئله براي تو كجاي آن است؟

- تا حالا كاري را كه قبلاً برايت مفيد واقع شده بوده را امتحان كرده اي؟

- چه كارهايي را امتحان كرده اي كه بي نتيجه مانده است؟

- اگر كاري باشد كه الان بتوانم براي كمك به تو انجام دهم، آن چه كاري است؟

- اگر آن كار را انجام دهم، عمل من در نظر تو چطور جلوه مي كند؟ (مثال: اهميت مي دهم، حرفهايت را شنيده ام، دارم سعيم را ميكنم..."

- اين امكان هست كه بخشي از اين اتفاق به ------ مربوط باشد؟ (اين سوال فقط زماني اثر مي كند كه همسرتان احساس كند دركش كرده ايد. درغير اينصورت سوالتان در نظرش نوعي قضاوت خواهد بود)

- دارم سعي مي كنم درك كنم اما احساس مي كنم كه خيلي خشن جلو مي روي. مي تواني بدون اينهمه خشونت حرفهايت را بزني؟

نكته براي شخص ب:

$(document).ready(function() { $('#rate_p54461').rating('rate.php?pid=54461', {maxvalue:5, curvalue:0}); });

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]

تنفس عميق براي تضمين سلامت


اينطور گفته مي شود كه حين ورزش بدن اندورفين آزاد كرده كه به كاهش افسردگي و ناراحتي ها كمك بسزايي مي كند. اما غلبه بر خستگي فكري و افسردگي كار چندان ساده اي نيست. ممكن است شما اينقدر وقت اضافه نداشته باشيد كه يك ساعت يا چهل و پنج دقيقه را در باشگاه بگذرانيد!

در اين مقاله مي خواهيم يك راهكار فوق العاده و عالي را برايتان عنوان كنيم كه آن يك ساعت ورزش در باشگاه را برايتان كوتاه تر مي كند.

فقط كافي است 15 دقيقه زمان بگذاريد!

روش تمريناتتان را تغيير دهيد. تنها چيزي كه به آن نياز داريد جسمتان، هوا و توانايي نفس كشيدن است. اين روش را مي توانيد در هر زمان كه خواستيد به سادگي حتي در خانه انجام دهيد و وضعيت سلامتيتان را ارتقاء بخشيد.

نكته ي مهم اين است كه از انجام تمريناتي كه نياز به دقايقي براي استراحت داشته باشد خودداري كنيد. بايد اين 15 دقيقه را به طور كامل در فعاليت جسمي باشيد. اينكار فكرتان را به خود مشغول كرده و باعث مي شود ديگر به اين فكر نكنيد كه چه چيز اذيتتان مي كند.

وقتي اين 15 دقيقه ي فعاليت را با تنفس هاي عميق به اتمام رسانديد، اندورفين ها در بدنتان آزاد شده و احساس فوق العاده اي به شما خواهد داد و ديگر نيازي نيست تا ساعتي را در باشگاه بگذرايد تا به اين مرحله برسيد.

با اين روش تمايل و علاقه تان به باشگاه رفتن هم بيشتر مي شود چون دوست داريد اين حال را بيشتر و بيشتر تجربه كنيد.

نكته همين جاست. اگر 15 دقيقه در روز را به انجام تمرينات ساده به همراه تنفس عميق اختصاص دهيد، بسيار بيشتر از اينكه هفته اي دو جلسه ي 45 دقيقه ي را در باشگاه بگذرانيد، نتيجه خواهيد گرفت.

بايد باشگاه خودتان باشيد. فقط كافي است چند فعاليت خوب براي تنفس عميق ياد بگيريد. در اينصورت ديگر هر مقدار زمان كه خواستيد، چه 15 دقيقه و چه به اندازه ي يك جلسه ي كامل باشگاه ميتوانيد اين تمرينات را انجام دهيد. در حقيقت شما از تنفس عميق براي آزاد شدن اندورفين در بدن استفاده مي كنيد و اينكار به نوبه ي خود تمايل و انگيزه ي بيشتر براي ادامه ي راه را در شما ايجاد مي كند.

با شروع اين كار، نيمي از راه را پيموده ايد. اگر اين فعاليت ها را صبح بعد از برخاستن از خواب انجام دهيد، تا آخر روز پرانرژي و شاداب خواهيد بود.

در اين قسمت نمونه هايي از تمرينات مناسب تنفس عميق را ذكر كرده ايم كه به چيزي جز توانايي نفس كشيدن و انجام فعاليت هاي ساده ي جسمي نياز ندارد.

1- صاف بايستيد، طوريكه دست ها در كنار بدن باشد. هوا را از ريه ها خارج كنيد. دست ها را بالا ببريد، و كف دست ها را در بالاي سر به هم بچسبانيد  و نفس را عميقاً  به داخل ريه ها بكشيد. بعد به آرامي دست ها را دوباره به اطراف بدن برگردانده  و همه هوا را از ريه ها خارج كنيد. اين تمرين را 10 مرتبه انجام دهيد.

2- بايستيد، دست ها را در جلو قرار داده و خود را روي پنجه ي پا بلند كنيد. حين انجام اين كار نفس را در ريه فرو بريد. در عمل بعدي دست ها را به عقب و پشت بدن برگردانده، پاشنه ها را به زمين گذاشته و نفس را خارج كنيد. اين تمرين را در بيست يا سي تكرار انجام دهيد.

3- عادي بايستيد، هوا را عميقاً به داخل ريه ها برده و همينطور كه ايستاده ايد بدنتان را به عقب بكشانيد (تا جايي كه در توان داريد) و پل بسازيد. بعد دوباره به جلو برگشته و همه ي هوا را بيرون دهيد. اين تمرين را هم ده مرتبه تكرار كنيد.

در انجام اين تمرينات، اول روي نحوه ي تنفس خود و دوم روي حركات بدنتان تمركز كنيد. مي توانيد اين تمرينات را صبح ها يا هر زمان ديگري كه فكر مي كنيد نياز به تقويت روحيه داريد انجام دهيد.


منبع :

http://www.mardoman.net/health/healthybreath/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

تمرين جمله‌ سازي و ذهن ناخودآگاه


تمرينات جمله سازي

تمرينات جمله‌سازي راهي براي وارد شدن به ذهن ناخودآگاه و كمك خواستن از آن براي حل مشكلات و پاسخ به سوالاتتان است.

اين تمرين فقط چند دقيقه طول مي‌كشد و براي خيلي افراد مفيد واقع شده است.

اگر تابحال درمورد تمرين جمله‌سازي چيزي نشنيده‌ايد و دوست داريد آن را امتحان كنيد، اين مقاله به دردتان خواهد خورد.

تمرينات مربوط به كامل كردن جملات ابزاري ساده و درعين‌حال قوي براي شناخت مشكلات و روشن كردن يك وضعيت است. همچنين مي‌توان از اين تمرينات بعنوان راهي براي بالا بردن هوشياري و دركتان نسبت به يك موضوع استفاده كنيد و درعين‌ حال افكار درون ذهن ناخودآگاهتان را نيز ارزيابي كنيد.

چطور تمرينات جمله‌سازي را انجام دهيد

تمرينات جمله‌سازي بسيار ساده بوده و فقط چند دقيقه در روز وقتتان را مي‌گيرد. اين تمرينات را مي‌توايند بصورت دستي بنويسيد يا تايپ كنيد.

تمرينات جمله‌سازي

تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه يك ريشه جمله را 10-6 مرتبه كامل كنيد. در انتهاي مقاله چند نمونه برايتان ذكر مي‌كنيم.

اما اينكار دو قانون دارد:

قانون 1- بايد اين تمرينات را با سرعت هرچه تمام‌تر انجام دهيد و اولين چيزي كه به ذهنتان مي‌رسد را يادداشت كنيد، بدون آنكه نگران ديكته لغات يا معني دادن جمله باشيد. اينكار باعث مي‌شود از ذهن آگاهتان عبور كرده و به ذهن ناخودآگاهتان دسترسي پيدا كنيد.

قانون 2- نمي‌توانيد از يك تمام كننده جمله دوبار استفاده كنيد.

مثال جمله‌سازي

اول از هرچيز با يك ريشه جمله شروع مي‌كنيم، مثلا:

زندگي آگاهانه يعني ...

اين ريشه جمله مي‌تواند هر چيزي باشد كه دوست داريد اما به اين دليل از اين نمونه استفاده كرديم كه دركتان را از زندگي آگاهانه بالا ببريم.

ريشه جمله‌اي كه استفاده مي‌كنيد بايد چيزي باشد كه دوست داريد علم و هوشياريتان را درمورد آن بالا ببريد. پاسخ‌ها از ذهن ناخودآگاهتان بيرون مي‌آيد و به ذهن خودآگاهتان خواهد گفت كه تا چه ميزان آن موضوع خاص را درك مي‌كنيد.

چند پاسخ به اين نمونه جمله سازي:

... در حال زندگي كردن.

... به ياد آوردن كارهايي كه امروز بايد انجام دهم.

... فكر كردن به عواقب اعمالم.

... فكر كردن به انتخاب‌ها و تصميمات قبل از انجام آنها.

... دريافتن اينكه تا چه ميزان تحت‌تاثير حرفهايي كه مي‌زنم و كارهايي كه مي‌كنم هستم.

... دريافتن اينكه چقدر ديگران تحت‌تاثير كارهاي من هستند.

بهتر است كه اين تمرين را صبح‌ها و درصورت‌امكان هر روز به مدت يك هفته انجام دهيد.

همچنين حتماً نوشته‌هايتان را نگه داريد تا درصورت‌نياز به آنها دسترسي داشته باشيد.

 

ذهن ناخودآگاهتان چه مي‌گويد؟

در آخر هفته به آنچه نوشته‌ايد نگاهي بيندازيد. مطمئناً خيلي چيزها تكراري خواهد بود اما جمله‌هاي جديد هم خواهيد ديد.

با انجام تمرين جمله‌سازي كاري كه مي‌كنيد اين است كه ذهن ناخودآگاهتان را محبور مي‌كنيد روي اطلاعاتي كه به آن داده‌ايد (ريشه جمله) كار كند و راه جديد براي درك آن پيدا كند.

فوايد تمرين جمله‌سازي

هرچه ذهن ناخودآگاهتان درك بهتري از يك چيز داشته باشد، بهتر مي‌تواند آن را به اعمال و رفتارهاي خودآگاهتان برگرداند.

بنابراين، با انجام اين تمرين، اطلاعات را از ذهن ناخودآگاهتان به يك كاغذ يا كامپيوترتان منتقل مي‌كنيد.

وقتي آخر هفته به آنچه كه نوشته‌ايد نگاه مي‌كنيد، آن اطلاعات را به ذهن خودآگاهتان منتقل مي‌كنيد.

براي موثر واقع شدن اين تمرين، بايد يك حلقه بازخوردي ايجاد كنيد.

حلقه بازخوردي ذهن ناخودآگاه

بعد از مرور جملاتتان، بايد با استفاده از پايه جمله زير يك تمرين ديگر انجام دهيد.

اگر هرچيزي كه اين هفته نوشتم درست باشد، پس مي‌تواند مفيد باشد اگر...

يا

چيزهايي كه اين هفته نوشتم را مي‌توانم در زندگيم استفاده كنم تا...

حالا اين تمرين را هم با 10-6 جمله  و با سرعت هرچه تمام‌تر انجام دهيد.

پاسخ‌هايي كه دريافت مي‌كنيد بعنوان راه‌حل يا پاسخ‌هايي براي اينكه ببينيد چطور آن جمله را در زندگي استفاده كنيد، از ذهن ناخودآگاهتان سرچشمه مي‌گيرد.

در اين صورت، پاسخ‌ها به شما مي‌گويد كه چطور مي توانيد آگاهانه‌تر زندگي كنيد.

اجازه بدهيد با اين تمرين ببينيم كه چه كرده ايد.

1- يك ريشه جمله درست نموديد. اين مي‌‌تواند هرچيزي باشد كه دوست داريد براي بالا بردن هوشياريتان يا پيدا كردن يك پاسخ يا راه‌حل براي آن استفاده كنيد. درواقع مي‌خواهيد از ذهن ناخودآگاهتان سوال بپرسيد.

2- انجام دادن هر روز اين تمرين، يعني شنبه تا چهارشنبه، ذهن ناخودآگاهتان را مجبور مي‌كند بيشتر و بيشتر درمورد آن سوال فكر كند. اين شما را به پاسخ‌هاي بيشتري مي‌رساند.

3- جمله‌سازي‌هايتان را در آخر هفته مرور كرديد. اينكار اطلاعات به‌دست آمده از ذهن ناخودآگاهتان را به ذهن خودآگاهتان منتقل مي‌كند.

4- پس از مروز كارتان، يك جمله‌سازي ديگر (همانطور كه در بالا توضيح داده شد) انجام مي‌دهيد. ذهن ناخودگاهتان به شما خواهد گفت چطور مي‌توانيد از اين اطلاعات در زندگي استفاده كنيد.

براي ساده‌تر كردن كل اين فرايند:

خودآگاه ->

ذهن ناخودآگاه ->

خودآگاه ->

ذهن ناخودآگاه ->

خودآگاه

پيام‌هاي ذهن ناخودآگاه و تمرين جمله‌سازي

ممكن است اين تمرين براي بعضي افراد سخت‌تر از ديگران باشد. بهترين راه براي نزديك شدن به ذهن ناخودآگاه اين است كه ذهنتان را از هرگونه انتظارات از اينكه چه اتفاقي خواهد افتاد پاك كنيد.

با فكر كردن درمورد اينكه چه اتفاقي خواهد افتاد، از ذهن خودآگاهتان استفاده خواهيد كرد كه اين ارزيابي ذهن ناخودآگاه را سخت‌تر مي‌كند.

خودتان مي‌توانيد بفهميد كه چه‌وقت در تمرين از ذهن خودآگاه بيش از حد استفاده شده است، چون هر جلسه نبايد بيشتر از 10 دقيقه طول بكشد.

اگر اينكار بيشتر از 10 دقيقه طول بكشد يعني بيش از حد فكر مي‌كنيد. فقط بايد به اين فرايند اعتماد كنيد و بگذاريد كه هرچه كه از ذهنتان (ذهن ناخودآگاهتان) سرچشمه مي‌گيرد روي كاغذ جاري شود.

بهتر است كه اين تمرين را حداقل براي دو هفته يا تا زمانيكه به يك راه‌حل قانع‌كننده برسيد يا دركتان را نسبت به چيزي افزايش داديد، انجام دهيد.

 

چند نمونه ريشه جمله

اگر 10% هوشياري بيشتري در فعاليت‌هايم به كار ببرم، آنوقت...

اگر هر روز (X) انجام دهم، آنوقت...

اگر سعي كنم (X) تر باشم، آنوقت...

(X) براي من يعني...

وقتي از مسئوليت شانه خالي كنم ...

منبع :

http://www.mardoman.net/life/unconsmind/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

قدرت زبان - چگونه آينده را به زبان آوريم؟


تصور كنيد در دنيايي زندگي ميكنيد كه هلن كِلر بعد از نوزده ماهگي خود را در آن يافت. دنيايي سياه و خاموش كه در نتيجه تب شديد كه قدرت و توانايي ديدن و شنيدن او را گرفته بود، به وجود آمده بود. هلن كِلر در نگارش زندگي شخصي خود مي نويسد، "بيماري آمد كه چشمها و گوشهايم را بست و مرا در بيهوشي يك نوزاد تازه متولد شده فرو برد." وقتي آن ساليوان براي آموزش او آمد، توانايي هلن براي ارتباط برقرار كردن محدود به برخي اشارات و حركات و صداهاي اوليه و ابتدايي بود. 

اما برخلاف آنچه به نظر مي رسيد كه شرايط محيطي ديكته مي كند، هلن كلر زندگي با انتخاب خود طراحي كرد كه او را به مدارج و موقعيت هايي رساند كه به ندرت كسي توان رسيدن به آن را دارد. آيا تا به حال در شگفت شده ايد كه چطور كسي كه در يك شهر كوچك و بي اهميت بدون قدرت شنوايي و بينايي به دنيا آمده است، بتواند قلب و فكر كساني كه با او برخورد مي كنند را از آنِ خود كند؟ 

هلن كلر سرنخ هايي در زندگينامه خود براي ما به جاي گذاشته است. او مي نويسد، "در اين اثناء ميل و اشتياق فراوان براي ابراز احساساتم در من رشد كرد. علائم و اشارات محدودي كه از آنها استفاده مي كردم به هيچ عنوان براي من كافي نبودند و وقتي نمي توانستم كه منظور خود را به ديگران بفهمانم به شدت از لحاظ احساسي طغيان مي كردم. احساس مي كردم كه دست هايي نامرئي من را نگه داشته اند و من تلاش مي كردم كه خود را نجات دهم. من مبارزه ميكردم، نه اينكه اين مبارزه تفاوتي ايجاد مي كرد، اما روحيه مقاومت در درون من بسيار نيرومند بود. آخر كار اشكم سرازير مي شد و از نظر جسمي خستگي شديدي به سراغم مي آمد. بعد از مدتي نياز به يك راه ارتباطي بسيار ضروري مي نمود." 

معلم مناسب كارساز خواهد بود 

مي توانيد تصور كنيد كه آمدن آن ساليوان براي آينده هلن كلر چقدر مؤثر بوده است. آن ساليوان به طرزي عالي نيرويي به هلن منتقل مي كند كه براي ساختن يك زندگي فوق العاده بعدها از آن استفاده ميكند. و اين نيرو چه بود؟ اين نيرو، نيروي زبان بود—نيروي زبان براي فراهم كردن آنچه ميخواهيم. آن ساليوان متوجه شد كه براي تبديل هلن از يك دختربچه سرا پا استرس و مشكل به دختر خانمي كاملاً نيرومند و پرتوان، بايد به او آموزش دهد كه چطور ارتباط برقرار كند كه به هدف دلخواه خود برسد. 

عليرغم اين واقعيت كه هلن كلر، مثل ساير انسانهاي سالم، قادر به ياد گرفتن هرچيز كه ميخواست بود، اولين قدم براي او اين بود كه ياد بگيرد چطور به نحوي مؤثر با خود—و با افراد دور و بر خود، ارتباط برقرار كند. او بايد ياد مي گرفت كه چطور از كلمات استفاده كند و فراتر از كلمات، چطور آينده دلخواه خود را پيش روي خود بياورد. آينده هلن به توانايي او به يادگيري زبان و نحوه ارتباط بستگي داشت. و وقتي توانست اين چيزها را ياد بگيرد، تا بالاترين حد ارتباط پيش رفت و به موقعيت هايي بسيار مهم و بانفوذ صعود كرد و تمام اين مدت تجربيات شيرين زندگي را مزه مزه كرد و به زندگي دست يافت كه هميشه مي خواست. 

اما هلن چطور توانست به همچنين زندگي برسد؟ پاسخ اين سؤال تاحدودي مي تواند ميل و اشتياق فراوان او براي يادگيري باشد. و اين اشتياق مفرط باعث شد پله هاي ترقي را يك به يك بالا رود و به بالاترين درجه صعود كند. 

اما همه اينها به چه درد شما مي خورد؟ به چه درد من مي خورد؟ همه چيز...يا هيچ چيز. انتخاب با شماست. ما مي توانيم چشمها و گشوهايمان را باز كنيم و از هلن كلر ياد بگيريم يا كه ياد نگيريم. او با شرايط و موقعيت هاي بسيار دشوار روبه روي بوده است اما توانسته بر همه ي آنها فائق آيد و راه خود را باز كند. و همه چيز از يادگرفتن زبان و نحوه ي استفاده از آن براي شكل دادن به آينده خود، براي او شروع شد. من و شما هم مي توانيم همين كار را انجام دهيم. 

مطمئناً خيلي چيزها در زندگي شما وجود داشته كه آنطور كه مي خواستيد نبوده و برايتان دشوار بوده است. شايد در روابطتان با خانواده، دوستان يا ساير كساني كه برايتان اهميت دارند. شايد اين موقعيت هاي دشوار مربوط به كار، درآمد، روياها يا روابطتان با خودتان باشد. 

چرا بعضي چيزها براي شما آنطور كه ميخواهيد ساده و لذت بخش نيست؟ 

اگر چيزي براي شما سهل و آسان نبوده، نشان از چيزي است كه هنوز نمي دانيد. نشان از اين است كه هنوز بلد نيستيد كه چطور آن كار را به طريقي ساده و خوشايند انجام دهيد. چيزي بيشتر از اين نيست. مسئله، مسئله يادگيري است. و برخلاف هلن كلر شما از نعمت ديدن و شنيدن چيزهايي كه در اطرافتان هست لذت مي بريد. به همين خاطر مي توانيد هرچه كه بخواهيد را سريع و طبيعي ياد بگيريد. خواه باور كنيد يا نه، در همه حال از نيروي ذاتي زبان استفاده ميكنيد. نيرويي كه شما را به جهتي خاص مي كشاند. 

سؤال اين است كه مي خواهيد به كدام جهت برويد؟ درك روابط مداوم شما با ديگران، اينكه چطور اميال و خواسته هايتان را به زبان مي آوريد، اميدها و آرزوهاي شماست كه جهت و سرعت حركت شما را تعيين ميكند. سؤالاتي كه مي پرسيد—و پاسخ شما به آن سؤالات—به مغز شما و ذهن ناخودآگاهتان جهت مي دهد. اگر از خود بپرسيد، "چرا آن كار را انجام دادم؟" يا "چرا در زندگي پيش نمي روم؟" شما را به جهتي مي كشد كه نااميدي ها و خستگي هاي بيشتر انتظارتان را مي كشد. 

در عوض ممكن است از خودتان بپرسيد، "چطور مي توانم يك قدم به هدفم نزديكتر شوم؟" يا "به چه طريق مي توانم راحت تر و خوشايند تر سالم بمانم؟" "چطور ميتوانم با كساني كه دوستشان دارم رابطه اي بهتر برقرار كنم؟" "شغل مورد علاقه من چه ويژگي هايي دارد؟" پرسيدن چنين سؤالاتي از خودتان، به شما براي ساختن آينده تان، انرژي و سرعت مي دهد. من تصور مي كنم كه هلن كلر در مراحل اول از خود ميپرسيده كه چرا كور و كر شده است...و فكر مي كنم خيلي زود ياد گرفته كه سؤالاتي مهمتر از اين را خود بپرسد. احتمالاً اين سؤالات چنين چيزهايي بوده است: "چطور مي توان روي آنچه كه دارم سرمايه گذاري كنم؟" "با چيزهايي كه دارم چه كاري ميتوانم انجام دهم؟" "چطور مي توانم با ديگران همكاري كنم؟" "چطور مي توانم به ديگران خدمت كنم و زندگيشان را ارتقاء بخشم؟" 

همه ما انسانها، ظرفيت ذاتي داريم كه به بهترين و مقتدرترين حالت ممكن ارتباط برقرار كنيم. آنچه هلن كلر را از ديگران متمايز مي كند، فقط ميل و اشتياق او به يادگيري نبوده است، بلكه بصيرت او در تشخيص بهترين معلم يعني آن ساليوان بود. ذكاوتي كه هلن براي انتخاب اين معلم به خرج داد قابل ملاحظه است. مدت زماني قبل از اينكه هلن آمادگي آموزش دادن به جهان را پيدا كند، آمادگي ياد گرفتن را پيدا كرده بود. او قبل از اينكه گوينده و معلمي فوق العاده شود، دام گويي و بد دهاني تنها منحصر به افراد فحاش نيست بلكه اين پديده در تعاملات اجتماعي ميان تمام اقشار جامعه رخنه كرده است. با اينكه نميتوان دشنام ها را از فرهنگ لغت يك زبان كاملا حذف كرد اما ميتوان كاربرد آنها را در ارتباطات بين فردي تا حد زيادي تحت كنترل در آورد. اما دلايل بد دهاني و دشنام گويي افراد چيست؟ در زير ميتوانيم به چند عامل عمده آن اشاره كنيم: 

1-دشنام دادن بخاطر يك اتفاق دردناك و غير منتظره مانند اصابت سر به يك جسم محكم و يا خوردن چكش به انگشتان دست هنگام كوبيدن ميخ. 

2- دشنام گويي به منظور برقراري هويت گروهي. عضويت در يك گروه خاص و حفظ مرزهاي آن گروه. 

3- ابراز همبستگي، اتحاد و همدردي با ديگران. 

4- ابراز صميميت و اعتماد (به ويژه ناسزا گويي زنان در حضور زنان ديگر). 

5- براي افزايش شوخ طبعي، تاكيد و يا غافلگير كنندگي. 

6-تلاش براي مستور ساختن ترسها و ناامني هاي فردي. 

7-دشنام گويي از روي عادت. 

8- يك شيوه كنار آمدن با استرس و تنش ميباشد. دشنام گويي براي تخليه خشم و تسكين استرس. مانند گريه كردن عمل ميكند. 

9- بمنظور برانگيختن خشم ديگران و تحريك آنها. ابزاري براي تحقير، توهين و يا ارعاب. 

10-ابزاري بعنوان محرك تمايلات جنسي. 

11- دشنام دادن بمنظور جلب توجه، خود نمايي و يا خود شيريني. 

12-بد دهاني بمنظور قدرت نمايي. 


حقايقي در مورد دشنام گويي 

1-ثابت گرديده مردان بيش از زنان دشنام مي دهند. 

2- مردان بد دهاني ميكنند تا يك هويت مردانه در خود ايجاد كنند. زنان بد دهاني ميكنند تا مانند مردان باشند. 

3-زنان پس از بد دهاني و دشنام گويي بيشتر از مردان احساس شرمندگي و گناه ميكنند. 

4-در جامعه دشنام دادن و بد دهاني در مردان قابل پذيرش تر است تا در زنان. 

5-مغز با واژه هاي زننده، ركيك و قبيح متفاوت با ساير لغات رفتار ميكند. بطور كلي زبان در نيمكره چپ مغز و در قشر مخ پردازش ميگردد. اما دشنام ها در نواحي پايين تر مغز همراه با غرايز و احساسات پردازش ميگردد. 

6-انسان قادر است دشنام و واژه هاي ركيك را 4 برابر سريعتر از ساير لغات به خاطر بسپارد. 

7-ثابت گرديده كه دشنام گويي پيش از پيدايش زبان پديد آمده است. 

8- بيشتر دشنام ها برگرفته از مسايل جنسي، اعضاي تناسلي، كاركردهاي بدن و مذهب ميباشند. 

9- افراد هر ميزان در جمع دوستان خود احساس صميمت و راحتي كنند، بيشتر دشنام ميدهند. اين عمل آنها بيانگر آن است كه: "من در اين جمع راحت و آزاد هستم و هر چه دلم بخواهد ميتوانم بگويم." 

10- از دشنام گويي و بد دهاني در ميان دوستان صميمي خود نيز پرهيز كنيد. دليل آن اينست كه هنگامي شما در جمع دوستان صميمي خود دشنام ميدهيد، حساسيت دشنام هايي كه بر زبان مي آوريد بتدريج در شما كاهش يافته و ممكن است در حضور ساير افراد اين واژه ها ناخواسته از دهانتان بپرد. 

11-افرادي كه اقدام به يادگيري زبان دوم ميكنند ابتدا واژه هاي زشت و ركيك آن زبان را مي آموزند. 


چرا بد دهاني و دشنام گويي ناپسند است

1-بد دهاني از اعتبار و شان شما كاسته و شخصيت شما را زير سوال ميبرد. 

2-روابط شما را به خطر مي اندازد. 

3-نزد ديگران از احترام كمتري برخوردار خواهيد شد. 

4- نشان دهنده آن است كه شما روي رفتار و هيجانات خود كنترلي نداريد. نشانه عدم خويشتنداري و ضعف شخصيتي. عدم بلوغ هيجاني. 

5- نشانه جهل، كم سوادي و نا فرهيختگي است. نشانه انحطاط فرهنگي در جامعه نيز ميباشد. 

6- زبان افراد بي تمدن، نا پخته و بي نزاكت است. 

7-موجب بروز خشونت ميگردد. تنها شرايط را بحراني تر ميسازد. 

8- موجب آزار روحي ديگران ميشود. بي اعتنايي و بي توجهي به حقوق ديگران محسوب ميگردد.

9- سبب فساد و به ابتذال كشيده شدن زبان رسمي كشور ميگردد. به گونه اي كه واژه هاي اصيل، رسا و گوش نواز به فراموشي سپرده شده و واژه هاي ركيك، عاميانه و دشنامها جاي آنها را پر ميكنند. 

10-نمي توان با آن بطور مطلوب ارتباط برقرار كرد. مفهوم و مقصود را آنطور كه بايد نميتواند منتقل سازد. 

11- دشنام ها اثر بخشي خود را از دست ميدهند. بنابراين كاربرد آنها متداول شده و از قبح شان كاسته ميشود. 

12- دشنام ها بحثها را به مشاجره تبديل ميسازند. همچنين موضوع آنها را ميتوانند تغيير دهند. براي مثال فرض كنيد در خلال بحث عوض پاسخ: "نه" از "نه احمق" استفاده شود. از اين لحظه به بعد خواهيد ديد كه ديگر موضوع بحث هر چه كه باشد فراموش و به رد و بدل دشنام ميان دو فرد بدل ميگردد. 

13-الگوي رفتاري نامناسبي براي كودكان ميگردد. 


چگونه زبان خود را رام و مهار كنيم
شما با كنترل زبان و گفتار در نظر ديگران پخته تر، با هوش تر، مودب، سخن دان، با ملاحظه، دلپذير، با كلاس تر و خوش مشرب تر جلوه كرده و مورد پذيرش و احترام همگان قرار خواهيد گرفت. 

1- بر زيان آور بودن بد دهاني اذعان كنيد: شما بد دهاني ميكنيد چرا كه دشنام گويي آسان، مفرح، نوعي رك گويي، تاكيد كننده و قانون شكن بوده و درد و خشم را كاهش ميدهد. اما مطمئن باشيد جنبه هاي منفي آن بيش از جنبه هاي بظاهر مثبت آن است. شما با بد دهاني نميتوايند در بحثها پيروز گرديد-دشنام گويي ذكاوت، زيركي و سخن وري شما را اثبات نميكند- شما با بد دهاني قادر به جلب احترام و تحسين ديگران نخواهيد بود- با بددهاني نميتوان ايجاد انگيزش كرد فقط ميتوان ارعاب كرد. 

2- از حذف دشنام گويي ها و بد دهانيهاي جزئي، غير جدي و اتفاقي شروع كنيد: همواره تصور كنيد مادر، دختر خردسال و يا كسي كه با وي رودربايستي داريد در كنارتان حضور دارد. عوض استفاده از صفات اهانت آميز و ركيك براي تاكيد، از تغيير لحن و آهنگ در واژه ها و جملات بهره گيريد.براي شرح و توصيف اشياء، آدمها، حيوانات و كارها از واژه هاي ركيك اجتناب ورزيده و بجاي آن مفصل تر شرح دهيد. 

3- مثبت بينديشيد و نيمه پر را ببينيد: طوري رفتار كنيد كه قادر به انجام امور هستيد. نگراني تا اندازه اي كه در شما براي رويارويي با مشكلات ايجاد انگيزه و آمادگي كند كافيست. مثبت انديشي نه تنها اكثر دشنام دادن ها را حذف ميكند بلكه خوشنودي را برايتان به ارمغان آورده و شخصيت شما را نيز در خشان تر ميكند. 

4- شكيبايي را تمرين كنيد: آستانه تحمل خود را افزايش دهيد. سريع از كوره در نرويد و در اموري كه كنترلي بر آنها نداريد بردباري به خرج دهيد.

5- دشنام نگوييد، كنار بياييد: ما در جهان ناكامل و غير ايده آل زندگي ميكنيم. اما انتظارات ما بطور روز افزون در حال افزايش است. روز به روز شرايط دشوارتر و بد تر شده و تاخيرها، ناكامي ها و نا اميديها افزايش مي يابند. ما چاره اي نداريم مگر اينكه با آنها كنار بياييم. بد دهاني و دشنام گويي مشكلي را حل نميكند. 

6- به گلايه كردنها و ناليدنهاي خود پايان دهيد: پيش از ناله كردن و شكوه كردن يك حقيقت بسيار مهم را به خودتان ياد آوري كنيد: هيچ كس مايل به شنيدن ناله و شكايت نيست! چرا بايد باشد؟ شكايت كردن در مورد اموري كه شما و ديگران كنترلي بر آنها نداريد كاري عبث است بنابراين از آن پرهيز كنيد. براي ساير شكايات نيز سعي كنيد يك راه حل منطقي و معقول ارائه دهيد. يقين داشته باشيد ديگران اين شيوه برخورد متين، خردمندانه و توام با خويشتنداري شما را خواهند ستود. 

7- از واژه هاي جايگزين استفاده كنيد: در زبان فارسي واژه هاي گوناگون و متنوعي براي بيان احساسات و افكار وجود دارد. اما افرادي كه به بد دهاني و دشنام گويي عادت كرده اند مكررا از چند واژه معدود تكراري، ركيك و زننده استفاده ميكنند. براي واژه هاي ركيك يك معادل مودبانه بيابيد. چند واژه قدرتمند و يا با مزه يافته و آنها را بكار بريد. جاي واژه كپيدن ميتوان از خوابيدن و يا لالا كردن استفاده كرد. شايد ابتدا اين واژه ها شما را راضي نسازند اما به مرور زمان چرا.

8- نقطه نظرات خود را مودبانه بيان كنيد: واكنشها و پاسخهاي خود را تحت كنترل خويش در آوريد.چنانچه فردي از شما انتقاد كرد كه كاري را نادرست انجام ميدهيد به وي نگوييد:"به شما مرطوب نيست".اين يك پاسخ تدافعي ، خصومت آميز و كودكانه است.بهتر است اينگونه پاسخ دهيد كه"اين يك روش جديده و خيلي هم سريعتر انجام ميشه".يا توجيه كردن، پاسخهايي پخته تر و متقاعد كننده تر بدهيد. 

9- پيش از سخن گفتن فكر كنيد: از دهان خارج ساختن دشنام و واژه هاي تهي از نزاكت و ادب، مهارت در سخن وري و بي سليقگي آسان است. پيش از اينكه سخن بگوييد از پيامدها و اثرات احتمالي آن مطمئن شويد. چنانچه پس از اينكه حرفي زديد متوجه شديد كه گفتارتان توهين آميز و گستاخانه بوده به عقب باز گشته و موشكافانه نوع تعبير و جمله بندي خود را بررسي كنيد. به تدريج با اصلاح اشتباهات گذشته خوش زباني را تمرين كنيد. 

10- ترك عادت دشوار است: ترك بد دهاني همچون ساير اعتياد ها همچون ترك سيگار نياز به تمرين، پشتكار، حمايت ديگران و اراده راسخ دارد. نه تنها واژه هاي قبيح را بايد ترك كنيد بلكه احساسات و هيجاناتي كه شما را به دشنام گويي وا ميدارند را نيز ميبايست تحت كنترل در آوريد. با زبان پالوده صحبت كنيد و افكار مثبت را جايگزين افكار منفي كنيد. ببينيد در كدام شرايط بيشتر دشنام مي دهيد و شيوه رفتار و برخورد خود را نسبت به آن موقعيت تغيير دهيد. 

11- با افراد بد دهان معاشرت نكنيد: دوستان بد دهان خود را كنار بگذاريد تا مجبور نباشيد بمنظور ارتباط برقرار كردن با آنها شما هم بد دهان شويد. با افراد بد دهان نيز مشاجره نكنيد چرا كه اينگونه افراد با فحاشي بر شما پيروز خواهند شد. چرا كه آنها چيزي از استدلال سرشان نميشود و تنها در دشنام دادن مهارت دارند.

* براي ارتباط برقرار كردن و ايجاد صميمت دشنام دادن گزينه مناسبي نيست. 

* بد دهان بودن اغلب افراد جامعه دليل نميشود كه شما هم مانند آنها بد دهان باشيد. 

* با خوش زباني به وقار و شخصيت خود بيفزاييد. 

* تا ميتوانيد واژه هاي جديد بياموزيد. كتاب هاي ادبي، پر مايه و غني از واژه هاي ناب و خوش آهنگ را مطالعه كنيد تا سخن وري را تمرين كرده باشيد . 

منبع :

http://www.mardoman.net/life/badw1/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

كلماتتان را قبل از بيان بسنجيد


فقط يك شريك عشقي عاقل از خطرات احتمالي حرف هاي بي ربط آگاه است. حرفهايي كه در عصبانيت به زبان مي آيد، زخم هايي ايجاد مي كند كه التيام آن زمان زيادي مي برد. پس اول فكر كنيد و بعد حرف بزنيد.

اينكه احساساتتان را به زبان بياوريد يك چيز است و اينكه بدون در نظر گرفتن عواقب دردي كه ممكن است همراه كلماتي باشد كه به همسرتان مي زنيد، ابراز احساس كنيد، چيز ديگري است.

حرف هايي كه به زبان مي آوريم به ما اين امكان را مي دهند كه وضعيت خطرناكي كه ممكن است در رابطه مان ايجاد شود را پيشبيني كنيم. عاقلانه اين است كه قبل از به زبان آوردن كلمات خوب روي آنها فكر كنيم. فكر كردن روي اين حرفهاي ميتواند تمريني باشد براي آنچه كه پيشبيني مي كنيم اتفاق بيفتد. به زبان آوردن آنها قانون علت و معلول را به فعاليت مي كشد.

از طرف ديگر، حرف هاي دلگرم كننده و از روي درك و عشق، هميشه ما را تا همان سطح بالا مي برد. اين نقطه احتمالاً از نقطه شروع ما خيلي بالاتر خواهد بود. تا مي توانيد فقط كلمات عاشقانه بر زبان بياوريد.

روابط به خودي خود نابود نمي شوند. اين ما هستيم كه آنها را با كلمات و حرف هاي بيجاي خود، حرف هايي كه از مغزمان مي آيد نه از دلمان، مي كشيم.

كلمات وقتي به زبان بيايند، واقعيت كنوني ما را مي سازند. يادتان باشد: زنگ وقتي صدا خورد، نمي توانيد كاري كنيد كه انگار به صدا درنيامده است.

اين كلمات هيچوقت به خاطر نمي آيند. بايد يادمان باشد قبل از اينكه حرف بزنيم فكر كنيم. بايد به دقت بهاي به زبان آوردن هر چه كه دلمان خواست را بسنجيم. ملاحظه همسرتان را بكنيد.

معمولاً افكار ما به "قلمرو امن" برمي گردند...يعني همانطور كه قبلاً هم بوديم...همان طريق آشناي قديمي...كه اصلاً هم برايمان جوابگو نبوده است.

 وقتي روي فكر كردن و به زبان آوردن افكار قديمي اصرار مي كنيم، متوجه مي شويم كه همه توجه ما را به خود جلب مي كنند. اگر مي خواهيد زندگي خوب و فوق العاده اي داشته باشيد، بايد بدانيد كه تمرين و تكرار ذهني چيزي كه جوابگو نيست، باز هم جوابگو نخواهد بود. اينكار فقط عميقتر چيزي كه نمي خواهيد را در درونتان ثبت مي كند. پس روي چيزي تمركز كنيد كه مي خواهيد در رابطه تان باشد.

در درون، ما باور مي كنيم كه چيزي كه فكر مي كنيم، ايده جديد خودمان است. اما در واقعيت، آن افكار مربوط به گذشته ما هستند و اگر روي آنها تمركز كنيم، تبديل به زمان حال و حتي آينده ما خواهند شد. پس ولشان كنيد. چند راه جديد و جالب براي زندگي پيدا كنيد. براي اينكه اتفاقي كه دوست داريم بيفتد، بايد چيزهايي كه دوست نداريم را كنار بگذاريم.

در انجيل، يعقوب مي گويد، "چيزي كه از آن مي ترسيدم به سراغم آمد". اين سخن اقرار قدرت تفكر منفي او بوده است كه وقتي به زبان او آمده، جزء واقعيت او شده است.

قدرت كلماتي كه به زبان مي آوريم در اتفاقاتي كه در زندگيمان مي افتد كاملاً نمايان است. همه ما سعي ميكنيم تقصير را بر گردن شرايط محيط اطراف بيندازيم به جاي اينكه اين مسئوليت را قبول كنيم كه خودمان باعث افكاري بوديم كه به زبان آورديم و وقتي اين كلمات را بيان كرديم، درواقعيت، وضعيت كنوني ما ساخته شده است.

نتايج بيروني ما چيزي بهتر از اين نخواهد بود مگر اينكه تغييراتي دروني در طريقه فكر كردن خود ايجاد كنيم و مراقب حرف هايي كه به زبان مي آوريم باشيم.

حرف هايي كه به زبان مي آوريد، برد و باخت شما را تعيين مي كنند.

منبع :

http://www.mardoman.net/family/tbefore/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مفهوم زبان دروني در روابط

اگر تاكنون " قدرت خارق العاده بازتاب دادن" را تـجربه نكرده
ايـد، حـالا فرصت خوبي است كه اين كار را انجام دهيد چرا
كه "زبان هـاي دروني" حـالـت پيشرفته بازتاب هـاي دروني
افراد مي باشند. با بازتاب دادنهاي اوليه، فرد با طرف مقابل
خـود ارتـباط برقرار مي كند و اين احساس را در آنها بـوجـود
مي آورد كه مي توانند به او اعتماد كنند. مرحله بعدي درك 
"زبان دروني" آنـهاست تـا بتـوانـيد بــا زبان خودشان با آنها
صحبت كنيد و آنها را به طور كامل متوجـه منــظورتان كنيد. 

در روابط عاشقانه و قرارهاي ملاقات ما نمي توانيم به راحتي "ارتباط" برقرار  كنيم. حتي زن و شوهرها كه يكديگر را خيلي خوب مي شناسند، باز هم توانايي برقراري ارتباط مناسب با يكديگر را ندارند، به اين خاطر كه هيچ گاه ياد نگرفته اند كه زبان دروني يكديگر را درك كنند. 

در اينجا مثالي مي زنيم؛ مردي مي خواهد سالگرد ازدواجشان را جشن بگيرد. به اين منظور ميزي را در يك رستوران مناسب رزرو مي كند. او غذاي مورد علاقه خانم را سفارش مي دهد و شام فوق العاده اي را ترتيب مي دهد. او به خودش اطمينان دارد كه همه كارها را به بهترين وجه انجام داده. از سوي ديگر خانم حال مناسبي ندارد و خسته از محل كار برگشته. اين سورپرايز برايش اصلاً جالب نيست و نهايتاً با سر درد شديد از رستوران به خانه باز مي گردد. 

چه اتفاقي روي داده است؟ كاملاً واضح است. زبان دروني آقا ديداري است و زبان دروني خانم، شنيداري. رستوران شلوغ بوده و ميز آنها اگر چه دورنماي خوبي داشته، اما نزديك به آشپزخانه بوده. آقا در هنگام صرف شام به غروب خورشيد نگاه مي كرده و مانند خيلي از مشتري هاي ديگر به هيچ وجه متوجه شلوغي نشده. 

خانم متوجه مي شود كه ميز آنها يكي از بهترين ميزها بوده و مي خواهد به خاطر آن از همسرش تشكر كند، اما متاسفانه سر و صدايي كه از آشپزخانه به گوش مي رسد، اعصاب او را بهم مي ريزد و شب او را خراب مي كند. خانم احساس مي كند كه شكايت كردن نشان دهنده بي احترامي و بي حرمتي است، اما به فكر فرو مي رود و با خودش مي گويد: "اين مرد چش شده؟ چطور مي تونه فكر كنه اين جاي مزخرف، رمانتيكه؟!" 

اين زوج تا زمانيكه پايشان به سمت مشاور كشيده نشود، متوجه نخواهند شد كه زبان دروني هم وجود دارد. زمانيكه متوجه تفاوت هاي درونيشان بشوند، تمام حساسيت هاي ميان آنها قابل درك و حل شدني خواهد شد. خانم مي تواند از چشم هاي آقا كه زيبايي ها را مي بينند، تشكر كند و آقا هم از گوش هاي خانم كه زيبايي ها را مي شنوند. از آن به بعد براي آنها تصميم گرفتن در مورد مكان مناسب براي صرف شام خيلي راحت تر مي شود. آنها به آساني مي توانند بر سر هزاران مسئله ديگر كه قبلاً غير قابل بحث بوده، به توافق برسند. 

نظري اجمالي به زبان دروني 

مقوله زبان دروني از شاخه نظري "عصب شناسي و زبان" (NLP) گرفته شده است. البته اين بحث داراي تعاريف مختلفي مي باشد. به عنوان مثال "توني رابينز" از اين نسخه در مراسم سخنراني خود استفاده مي كرده. به هر حال اين مقوله ساخته ذهن من نيست و محققان بيشماري در مورد آن دعاوي مختلفي را منتشر نموده اند. براي كسب اطلاعات بيشتر به خواندن مقاله ادامه دهيد. 

ما مفاهيم دنياي اطراف خود را از طريق ديدن، شنيدن و احساس كردن درك مي كنيم. در يك فضاي بخصوص، افراد مختلف، متوجه اشياء مختلفي مي شوند. NLP  به ما كمك مي كند كه بتوانيم اين تفاوت را تشريح كنيم. 

برخي از افراد دنياي خود را با ديده هايشان مي شناسند و برخي ديگر با شنيده ها. در اين ميان عده ديگري نيز هستند كه با حس كردن به شناختن محيط اطراف خود مي پردازند. اما مشكلي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه هيچ كدام از انواع دريافت ها، قابل رويت نيستند به همين دليل ديگران به سختي مي توانند متوجه شوند كه شما چگونه اطراف خود را مي شناسيد. هر چند ما در زندگي خود با افراد زيادي برخورد مي كنيم كه رنگ پوست و موي متفاوتي با ما دارند، اما چون اين طور چيزها قابل رؤيت هستند، چندان عجيب به نظر نمي رسند؛ اما زمانيكه نوبت به زبان دروني مي رسد، مسائل قدري پيچيده تر مي شوند. مانند خانمي كه همسرش او را به رستوران برده، ما هم نمي توانيم از درك ديگران دريافت كاملاً صحيحي داشته باشيم. 

ادامه اين مقاله به شما كمك مي كند كه تشخصي دهيد جزء افراد ديداري، شنيداري و يا احساسي هستيد. همچنين به شما كمك مي كند تا بتوانيد به زبان دروني ديگران نيز پي ببريد. 

اما به خاطر داشته باشيد كه با خواندن اين مقاله يك متخصص نمي شويد، بلكه ميتوانيد در رابطه خود به موفقيت هاي چشمگيري دست پيدا كنيد. پس سعي كنيد: 

1- از تفاوت هاي موجود ميان اين زبان هاي نامرئي دروني به نفع خود استفاده كنيد. 

2- هيچ گاه تصور نكنيد كه با در نظر گرفتن زبان دروني ديگران به حريم شخصي خود لطمه مي زنيد، بلكه به اين فكر كنيد كه با تفهيم ديدگاههاي ديگران مي توانيد چيزهاي جالب و جديدي را به زبان دروني خود اضافه كنيد. 

در اين قسمت نگاه كوتاهي به هر يك از اين نوع زبان هاي دروني مي اندازيم. 

شخصيت ديداري 

خانم ها و آقايون ديداري كه معمولاً جزء تيپ A به شمار مي روند، دلشان مي خواهد همه وقايع را تا آنجايي كه امكان دارد با چشم هاي خودشان تجربه كنند. آنها خيلي مراقب ظاهر و قيافه خودشان هستند و سعي مي كنند در هر حالتي، لباس هاي تميز و مرتبي بر تن كنند، حتي زمان باغباني. 

آنها خودشان را با مقوله هاي ديداري به ديگران نشان مي دهند. به عنوان مثال زمانيكه مي خواهند موافقت خودشان را با شما اعلام كنند، مي گويند: "بله درست است، من همه چيز را به وضوح مي بينم." زمانيكه مي خواهيد از آنها سؤال مهمي بپرسيد، مستقيماً به چشم هايشان خيره شويد. به خوبي متوجه مي شويد كه پيش از پاسخ دادن چشم هايشان به سمت بالا متمايل مي شود تا بتوانند جواب پرسش شما را در ذهن خودشان به تصوير بكشند. افرادي كه جزء اين گروه قرار دارند معمولاً در ابراز احساسات اندكي كند عمل مي كنند. 

شما اگر خودتان هم يك انسان ديداري نباشيد، اما مي توانيد به راحتي با اين گروه ارتباط برقرار كنيد چرا كه آنها به راحتي مي توانند به طرق مختلف زيبايي را به زندگي شما هديه كنند. به عنوان مثال براي آخر هفته يك برنامه جالب مي ريزند و شما را به سمت يك مكان خوش منظره هدايت مي كنند. براي برقراري مناسب با اين افراد سعي كنيد موضوعات مختلف را برايشان به تصوير بكشيد و در نهايت بگوييد: " مي تواني آنرا تجسم كني؟" به جاي اينكه بگوييد: "به گوشت چطور مي آيد؟" و يا "چه احساسي در مورد آن داري؟" 

شخصيت شنيداري 

خانم ها و آقايوني كه در اين دسته جاي مي گيرند معمولاً كمي آرامتر هستند. مانند همان خانمي كه در قسمت بالا به آن اشاره شد معمولاً به صداها خيلي حساس هستند: از يك عدم تعادل ناچيز در استريو خانه گرفته تا موتور ديزلي يك كاميون در يك بعد از ظهر آرام. 

همانطور كه ممكن است تا اين لحظه حدس زده باشيد، اين افراد تبحر خاصي در برقراري ارتباط با سايرين دارند. آنها از صحبت كردن لذت مي برند و به راحتي مي توانند ذهن شما را از روي لحن صحبت كردنتان بخوانند. در حاليكه با آواي لغات هماهنگ هستند، گاهي اوقات با تمام مسائل به طور تحليلي برخورد مي كنند، ناهنجاري هاي ديگران را به آنها گوشزد كرده و به جاي نشان دادن راه حل، آن را بيان مي كنند. 

آنها احساسات خود را با زبان نشان مي دهند. پيش از پاسخ دادن به يك سؤال چشم هايشان به سمت راست و چپ مي رود، مانند نگاه كردن به يك مسابقه تنيس، كه البته اين امر بدان معناست كه آنها در درون خود مكالمه كوتاهي در مورد موضوع مورد بحث دارند. 

يك فرد شنيداري با افراد غير شنيداري مي تواند رابطه خوبي برقرار كند. البته اين گروه به سرعت متوجه كوتاه كردن موها و يا صورت اصلاح كرده شما نمي شوند. آنها بيشتر به "درون" شما علاقه دارند و حريصانه منتظر شنيدن اين مطلب هستند كه شما روز خود را چگونه گذرانده ايد. 

زباني كه صحبت مي كنند خيلي ساده است: "من شنيدم چي گفتي" به جاي اينكه بگويند: "من ديدم" يا " من احساس كردم." 

شخصيت احساسي 

خانم ها و آقايوني كه جزء اين گروه قرار دارند معمولاً از جمله خونسردترين و آرام ترين افراد هستند. مي توان گفت كه آنها تقريباً هيچ اهميتي به وضعيت ظاهري، طرز غذا خوردن، استراحت كردن و عشق ورزيدن خود نمي دهند. 

آنها براي بيان نظريات خود از عباراتي نظير: "من با اين راحت هستم" استفاده ميكنند. پيش از پاسخ به سؤال هاي مهم، چشم هايشان به سمت پايين متمايل مي شود چرا كه در حال بررسي پاسخ در دلشان هستند. 

يك فرد احساسي به راحتي مي تواند با كليه گروه هاي ديگر ارتباط برقرا كند. هر چند در تميزي و انظباط نمره خوبي نمي گيرند، اما نسبت به حالات شما به شدت حساس هستند، آنها را پرورش مي دهند و با شما اظهار همدردي مي كنند. آنها را در آغوش بگيريد و نوازششان كنيد و با گفتن: "من متوجه مي شوم تو چه احساسي داري" با زبان خودشان با آنها صحبت كنيد و از عباراتي نظير: " مي بينم چي مي گي" و يا " مي شنوم چه مي گويي" استفاده نكنيد

منبع :

http://www.mardoman.net/?sn=articles&pt=full&id=187


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


10 واقعيت اعجاب‌انگيز درمورد گفتار انسانها


1. مهارت حرف‌زدن يك شگفتي است. براي توليد يك عبارت، تقريباً 100 عضله در سينه، گردن، فك، زبان و لب‌ها بايد با هم همكاري كنند. هر عضله دسته‌اي متشكل از صدها يا هزاران فيبر است. براي هماهنگي اين عضلات، نورون‌هايي بسيار بيشتر از حد لازم براي پاي يك ورزشكار لازم است تا اين عضلات را منقبض كنند. فقط هر يك نورون حركتي مي‌تواند حركت را در 2000 فيبر عضلاني موجود در عضله ساق تحريك كند. اما نورون‌هايي كه تارهاي صوتي يا حنجره را كنترل مي‌كنند، مي‌توانند فقط به يك تا دو-سه سلول عضلاني بچسبند.

2. هر كلمه يا عبارت كوتاهي كه بر زبان مي‌آيد با الگوي حركت عضلاني خاص خود همراه است. كليه اطلاعات لازم براي بر زبان آوردن يك عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخيره مي‌شود. اما اين برنامه ثابت نيست. اگر دچار زخمي در دهان باشيد كه مانع تلفظ عادي كلمات شود، اين حركات تغيير مي‌كنند و به شما اين امكان را مي‌دهند كلمات را تا حد امكان نزديك به حالت عادي بر زبان آوريد.

3. يك كلمه ساده "سلام" مي‌تواند اطلاعات زيادي را منتقل كند. تن صدا نشان مي‌دهد كه گوينده شاد است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصباني است، ترسيده است، خشن است و شدت اين حالات، كنايه، توجه و مهرباني، حمايت يا شوخ‌طبعي آن را نيز مشخص مي‌كند. حس يك عبارت ساده مي‌تواند برحسب مدت حركت هر عضله، با سرعت حركات و كسري از ثانيه تغيير كند.

4. انسان‌ها مي‌توانند حدود 14 حركت در هر ثانيه توليد كنند درحاليكه بخش‌هاي جدا از دستگاه گفتار مثل زبان، لب‌ها، فك و ساير قسمت‌ها قادر نيستند بيشتر از 2 حركت در ثانيه ايجاد كنند.

5. انسان‌هاي اوليه دستگاه گفتاري ابتدايي و اوليه از صدا‌هاي بصري، لامسه و شنوايي داشتند كه شبيه به گفتار حيوانات بوده است. فقط زمانيكه نياز به نشان دادن اشياء از طريق سمبل‌ها و صحبت كردن با فردي ديگر درمورد تولدات ذهني خود بودند حرف زدن اتفاق مي‌افتاده است. اين مغز خاص انسان بوده كه توانايي اينكار را به او مي‌داده است.

اولين زبان سمبليك 5/2 ميليون سال پيش پديدار شد كه انسان شروع به ساختن اولين ابزارهاي سنگي كرد. اين توانايي مطمئناً نقش مهمي در رشد و پيشرفت ارتباط سمبليك داشته است. صحبت كردن صحيح و كامل 150،000 سال پيش اتفاق افتاد كه انسان صدايي مشابه با آنچه انسان مدرن به زبان مي‌آورد از خود توليد كرد.

دهان، بيني و حنجره به يك دستگاه تبديل شدند كه در آن هوا به‌خاطر وضعيت بهتر زبان و لب‌ها، به حروف صدادار و بي‌صدا تبديل مي‌شد. علاوه‌براين، يادگيري دستورزبان و صرف‌ونحو درنتيجه يك فرايند تكاملي پديد آمد درحاليكه توانايي نوشتن برآمد تفسير آوايي آيكون‌هاي اوليه بوده است.

6. گفتار زاده شده يا ياد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن كودكان در جنگل قبل از سن سه سالگي (كه زبان عمدتاً يادگرفته مي‌شود) و پيدا كردن آنها در سالها بعد نشان داده است كه طي آن دوران توانايي محدودي در يادگيري زبان انساني داشته اند و يادگيري زبان نياز به ايجاد رابطه با ديگران دارد. به نظر مي‌رسد كه مغز دوره‌اي دارد كه در آن گفتار را ياد مي‌گيرد و اگر اين دوره ناديده گرفته شود، فرد بعدها قادر به كسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در يك اجتماع و در سن رشد مغزي ايجاد مي‌شود.

7. گفتار پيچيده انسان به دو هسته مغزي مرتبط است كه زبان را كنترل مي‌كنند (كنترل حرف زدن، ذخيره اطلاعات و ادغام قوانين دستورزبان) و در نيمكره چپ مغز قرار دارد. آنچه مي‌خواهيم بر زبان بياوريم در ناحيه‌اي در نيمكره چپ كه "منطقه ورنيك" (Wernicke zone) نام دارد توليد مي‌شود. اين قسمت با "منطقه بروكا" (Broca zone) كه مسئول قوانين دستورزبان است در ارتباط مي‌باشد. ضربه‌ها از اين نواحي به عضلات دخيل در گفتار مي‌روند. اين مناطق با سيستم بصري (به همين دليل مي‌توانيم بخوانيم) و سيستم شنيداري (به همين دليل مي‌توانيم حرف‌هاي ديگران را بشنويم، درك كنيم و به آن پاسخ دهيم) نيز در ارتباط است و همچنين يك بانك حافظه براي يادآوري عبارات مهم و باارزش دارد.

http://www.mardoman.net/life/speech/


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۵:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ <>۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan.