مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3295
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 15
همه : 5159684

 

 


200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (8)

 

 

چهارده . آفات سخنراني
182 - در صورت امكان، روي ميز خطابه، يا كنار شما چيزهايي نباشد كه تمركز حواس شنوندگان را از بين ببرد، يا كس ديگري غير از شما نبايد در معرض ديد شنوندگان قرار گيرد كه توجه آنان را به خود جلب كند . و گاهي خود شما ممكن است كه موجب حواس پرتي شنوندگانتان شويد; مثلا دستان خود را پياپي و بي جا تكان دهيد، يا مرتب آب بنوشيد، يا عمامه و عينك خويش را پياپي جابه جا كنيد، يا مرتب به ساعت خود نگاه نماييد و يا دائما با تسبيح خويش بازي كنيد .

183 - هنگام سخنراني، آثار خستگي و پريشاني را از چهره خود بزداييد و به جاي آن نشانه هاي خرسندي، سلامت، علاقه و ايمان را در چهره خويش هويدا سازيد تا كلامتان نافذتر باشد . و سعي كنيد كه از لحاظ نگاه، خنده، گريه، نشستن، ايستادن، لحن و آهنگ و وضع ظاهر; زنندگي و يا نارسايي نداشته باشيد . مثلا برخي از سخن رانان، سخني يا مطلبي را مي گويند و خودشان به آن، يا با آن، يا پيش از آن و يا پس از آن مي خندند و حال آن كه براي مخاطبان آنان هرگز خنده دار و يا خنده آور نيست و همين باعث مي شود كه اين مخاطبان، به خود آن سخن ران بخندند .

184 - سعي كنيد كه تن صداي شما يكنواخت نباشد، بلكه به تناسب كلمات، جملات، موضوع و محتواي سخن خود، آن را تغيير و به آن زير و بم دهيد تا تنوع صداي شما و آهنگ متنوع سخنراني تان به گوش شنوندگان، خوشايندتر آيد و راه مؤثري براي نفوذ در دل هايشان باشد . و به طور كلي بايد از نظر تندگويي و كندگويي در سخنراني، رعايت اعتدال و شمرده گويي را بكنيد، مگر در مواردي كه ضرورت ايجاب نمايد . پس بايد نه به مدت چند ثانيه مكث كنيد و نه به سبب شتاب، كلمات و جملات را ناقص تلفظ نماييد و نه فوري به كلمات و جملات بعدي بپردازيد .

185 - در سخنراني، از پرگويي و درازگويي خودداري كنيد كه از آفات مهم و بسيار زشت سخنراني هاي ماست و فكر مي كنيم كه هرچه را مي دانيم و شنوندگان نمي دانند، بايد همه را براي آنان بازگوكنيم .

186 - يكي از آفات سخنوري، دادن وعده هاي غير عملي است . في المثل، حتي اگر فقط 20 درصد احتمال مي دهيد كه نتوانيد بودجه اي براي بازسازي محل سخنراني يا آسفالت جاده روستا و يا ازدواج دانشجويان به چنگ آوريد، هيچ گاه چنين وعده هايي به مخاطبان خود ندهيد; زيرا توجه داريد كه مردم چندان انتظار «وعده دادن » از سخنران را ندارند، اما قطعا انتظار «عمل كردن به وعده ها» را از او دارند .

187 - يكي از آفات سخنوري اين است كه شما فرض كنيد آنچه براي خودتان روشن و شفاف است، براي شنوندگان نيز روشن و شفاف است; مثلا آيه يا حديث و يا عبارتي انگليسي را بدون آن كه ترجمه و معنا كنيد، براي عموم مردم مي خوانيد و فرض مي نماييد كه شنوندگان نيز ترجمه و معناي آن را مي دانند، يا شعر مشكل و پيچيده اي را مي خوانيد و به توضيح و تبيين آن نمي پردازيد .

پانزده . آداب سخنراني
188 - در همه ابعاد سخنوري، بر «خدا» توكل كنيد و به ويژه هماره از او بخواهيد كه شما را از «اشتباه » و «انحراف » در سخن و سخنوري مصون بدارد تا مبادا انسان و يا انسان هايي را با سخنان يا سخنوري خود در اشتباه افكنيد و يا به انحراف بكشانيد . و هنگامي كه به طرف جايگاه سخنراني مي رويد، جمله هايي مانند «يا فاطمة الزهرآءادركينا» ، «يا اباعبدالله ادركنا» و يا «يا صاحب الزمان ادركنا» را در قلب خود و بر زبان خويش جاري سازيد تا از امدادهاي غيبي نيز بهره مند شويد; زيرا به تجربه ثابت شده است كه پس از گفتن اين جملات، مطالبي كه به صلاح نبوده، از ذهن سخنران بيرون رفته و به جاي آن، مطالبي كه به مصلحت بوده بر زبان وي جاري شده و نيز فضاي محل سخنراني حالت معنوي بيشتري به خود گرفته است .

189 - پيش از سخنراني، وضو بگيريد تا هنگام سخنراني با طهارت باشيد و سخنان شما از وجودي «طاهر» سرچشمه بگيرد و به گوش شنوندگان برسد و بر دل و جان آنان به پاكي نقش بندد .

190 - اگر روحاني هستيد و عمامه بر سر داريد، مواظب باشيد كه هنگام رفتن به سوي مجلس سخنراني، آن را جا نگذاريد . يكي از سخنوران روحاني، در بين راه، و به طور اتفاقي دست، بر سر خود گذاشته و متوجه شده بود كه عمامه اش بر سرش نيست و فرياد «ياللعجب! ياللعجب!» در دل خود سر داده بود .

در صورتي كه بر بالاي منبر، سخنراني مي نماييد، مواظب باشيد كه هنگام بالارفتن از پله هاي منبر، پاي شما ميان قبا يا عبايتان گير نكند; هرچند در صورت بروز چنين اتفاقي و يا حتي حادثه اي، هرگز آرامش و خونسردي خود را از دست ندهيد و دوباره بالاي منبر برويد و سخنراني تان را با يك عذرخواهي آغاز نماييد .

191 - چنانچه از كنار شنوندگان عبور مي كنيد، هنگام رفتن، به آنان سلام نماييد و هنگام برگشتن، با آنان خداحافظي كنيد . اين دو كار را در آغاز و پايان سخنراني نيز مي توانيد انجام دهيد . به طور مثال و در آغاز سخنراني و در فصل زمستان، مي توانيد چنين بگوييد: «در اين هواي سرد، سلامي گرم را از اين جانب پذيرا باشيد» . و يا در پايان سخنراني مي توانيد چنين بگوييد: «اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ/بي عنايات خدا هيچيم هيچ; تا درودي ديگر، بدرود!» .

192 - شنوندگان، پيش از آغاز سخنراني، سخنران را از روي وضع ظاهري و حالاتش نيز داوري مي كنند . خوشرويي، ادب ظاهر، نوع نگاه، چگونگي لباس و شيوه نشستن و ايستادن، همگي نخستين قضاوت ها را موجب مي شوند . پس بايد كاري كنيد كه نخستين قضاوت ها درباره شما نيكو باشند . به طور نمونه، ورود شما به محل سخنراني با چهره اي عبوس، ابروهايي درهم كشيده، چشماني خواب آلود يا خشم آلود، جوراب هايي پاره و بدبو، كفش هايي كثيف و واكس نزده و لباس هايي چرك و چروك و اتو نكرده، مي تواند در همان آغاز، تاثيراتي منفي بر شنوندگان بگذارد .

193 - هنگام سخنراني مي توانيد يك ليوان آب را كنار خود بگذاريد تا در صورت تشنه شدن و يا خشك شدن دهان و حنجره تان از آن بنوشيد; هرچند اگر از انجام دادن اين كار - مگر در موارد لزوم - چشم بپوشيد، بهتر است .

194 - در صورت پراكنده نشستن مخاطبانتان، از آنان بخواهيد كه جلوتر بيايند وكنار يكديگر بنشينند تا هم شما بر مجلس سخنراني خود مسلطتر باشيد و هم آنان از تمركز حواس بيشتري برخوردار باشند .

195 - در هنگام سخنراني و نيز در حضور ديگران، انگشت خود را توي گوش يا بيني تان نكنيد و اگر خميازه مي كشيد، دست خود را جلوي دهانتان بگيريد . اين امور - هرچند كوچك به نظر مي آيد - از كارهاي زشتي است كه برخي از سخنوران يا به آن ها توجه نمي نمايند و يا به آن ها كم توجه اند و در نتيجه، به دست خود تصويري نازيبا از خود در ذهن مخاطبانشان ترسيم مي كنند . و چنانچه سيگاري هستيد، شايسته يا بايسته است كه باطن خود را آلوده دود نكنيد و حداقل در حضور شنوندگانتان و مثلا پيش يا پس از سخنراني، سيگار نكشيد زيرا از نظر تاثير سخن بر آنان، آثار مطبوعي در پي نخواهد داشت و آثار مطلوبي بر جاي نخواهد گذاشت .

196 - اگر گفت وگوي دو يا چند شخص يا شخصيت را در سخنراني خود نقل مي نماييد، توجه داشته باشيد كه از الفاظ احترام آميز و متناسب با شان و مقام آنان استفاده كنيد . مثلا چنين بگوييد: «پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت امير مؤمنان علي ( عليه السلام) فرمودند . يا حضرت فاطمه زهرا ( عليهاالسلام) به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) عرض كردند» . و چنانچه آن دو شخص در يك سطح باشند، چنين بگوييد: «آيت الله علوي به آيت الله حسيني گفتند . يا دكتر حسن زاده به دكتر مهدوي گفتند» .

197 - دقت كنيد كه در هنگام سخنراني، دست در جيب خود نداشته باشيد; زيرا گاه بر غرور و تكبرتان حمل مي شود، هرچند شما قصد آن را نداشته ايد . و جز در موارد ضروري، از كوبيدن دست بر منبر يا صندلي و يا ميز خطابه خودداري كنيد; زيرا ممكن است اين كار براي برخي از شنوندگان شما آزار دهنده و گريزاننده باشد .

198 - اگر مي خواهيد اشك شنوندگانتان را جاري سازيد، دست كم آثار غم را بر چهره خويش ظاهر كنيد . و چنانچه مي خواهيد آنان را بخندانيد، حداقل تبسمي برلبان خود نمايان نماييد .

199 - چنانچه حركات سر و دست و بدن شما به تفهيم مطالبتان كمك مي كنند و به طور ساده و طبيعي و هماهنگ اجرا مي شوند و از حركات اضافي و تصنعي به دورند، انجام دادن آن ها درسخنراني و براي سخنراني سودمند و لازم است . در غير اين صورت، لازم است كه از انجام دادن چنين حركاتي خودداري ورزيد . و شما، از نظر حركات سر و دست و بدن و حالت چهره و چگونگي صدا، بايد به گونه اي سخن بگوييد كه با موضوع و محتواي سخنانتان همساز و هماهنگ باشد . مثلا اگر مرثيه مي خوانيد، با حالت حزن و اندوه بخوانيد . چنانچه لطيفه اي مي گوييد، با حالت شاد و نشاط بگوييد . در صورتي كه از باران رحمت الهي و نزول بركات آسماني سخن مي گوييد، سر را به سوي آسمان بلند كنيد . اگر از پاكي دل سخن به ميان مي آوريد، دست ها را به سوي قلب و سينه خود روانه سازيد .

200 - از برگزاركنندگان و بانيان مجلس سخنراني تان به گونه اي درخور - نه با اغراق و مبالغه - تشكر و قدرداني كنيد . مثلا چنين بگوييد: «از بانيان; برگزاركنندگان، دست اندركاران و همه كساني كه براي برپايي اين مراسم الهي زحمت كشيدند و تلاش بي شائبه كردند، به نوبه خود تشكر و قدرداني مي نمايم و پاداش آنان و توفيقات روزافزونشان را براي برگزاري مجدد اين گونه جلسات، از درگاه خداوند بزرگ خواستارم » .

منبع :

شميم ياس :: آذر 1382، شماره 9


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]


 

 


200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (7)

در قسمت هاي پيشين ، صد و شصت و سه نكته از مجموعه «چگونه سخنراني كنيم؟» را از نظر گذرانديد . اينك ادامه مطلب را پي مي گيريم .

164 - جدا از مطرح كردن شبهات در سخنراني پرهيز كنيد، مگر آن كه پاسخ آن ها را بخوبي بدهيد و جاي هيچ گونه شبهه اي را باقي نگذاريد; زيرا هنر در «طرح شبهه » نيست، بلكه هنر در «رفع شبهه » است . مثلا اين شبهه را مطرح نكنيد كه چگونه ممكن است حضرت فاطمه زهرا ( عليهاالسلام) پس از مرگشان، دستان خود را از كفن بيرون بياورند و امام حسن و امام حسين ( عليهماالسلام) را در آغوش بگيرند و پاسخ آن را هم ندهيد; هرچند برخي از محققان بر اين عقيده اند كه اصلا سند اين سخن، مجعول و دلالت آن نيز مخدوش است .

165 - چنانچه مي خواهيد مطلبي را براي مخاطبان خود «توضيح » دهيد، بكوشيد كه نخست، آن را براي خودتان «واضح » كنيد تا دچار وقفه و تپق زدن در هنگام سخنراني نشويد . مثلا ببينيد كه آيا قلبا و واقعا خودتان اين توضيحات را كافي مي دانيد و قبول داريد، يا اين كه خودتان نيز نسبت به آن ها شك و ابهام داريد .

166 - اگر مي خواهيد در دو جا سخنراني كنيد، براي هر كدام از آن ها مطالب تازه اي داشته باشيد; زيرا ممكن است برخي از شنوندگان در هر دو جا شركت نمايند و سخنان شما براي آنان تكراري شود . براي گريز از چنين تكراري، يكي از بهترين راه ها اين است كه دو موضوع جداگانه را براي دو سخنراني خود برگزينيد . مثلا براي سخنراني ظهر يك موضوع «اجتماعي » و براي سخنراني شب يك موضوع «اخلاقي » را بيان كنيد .

167 - هنگام سخنراني از كسي انتقاد شخصي نكنيد، بلكه به انتقاد اصولي و كلي بپردازيد، مگر در مواردي كه ضرورت ايجاب نمايد . مثلا اگر شهردار شهري ساده زيستي را كنار گذاشته و تجمل گرا شده است، در مراحل اوليه چنين بگوييد: «از مسؤولان شهر مي خواهيم ساده زيستي را سرلوحه زندگي خود قرار دهند و از تجمل گرايي و زندگي تشريفاتي دوري كنند» . و در كرسي سخن، بدون دليل و مدرك از افكار و يا سخنان كسي خرده نگيريد و بكوشيد كه نام آن شخص را جز در موارد خيلي ضروري، بر زبان نياوريد و فقط به نقد افكار و سخنان او بپردازيد . به طور نمونه، اگر كسي براي توجيه بي نظمي و ولنگاري خود مي گويد: «نظم ما در بي نظمي ماست » ، شما چنين بگوييد:

برخي ها مي گويند: نظم ما در بي نظمي ماست و حال آن كه حضرت امير مؤمنان علي ( عليه السلام) در نهج البلاغه مي فرمايند:

«اوصيكما و جميع ولدي و اهلي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم امركم » ; شما (امام حسن و امام حسين « عليهماالسلام ») و همه فرزندان و خاندانم و هر كس كه نوشته من به دست او مي رسد، به تقواي الهي و نظم در كارتان سفارش مي كنم .

168 - مي توانيد براي تفهيم مطالبتان، از روش مقايسه و سنجش مطالب با يكديگر استفاده نماييد . به طور مثال، چنانچه مي خواهيد اين واقعيت تلخ را بيان كنيد كه جوانان نسبت به امر «ازدواج » كم اشتياق شده اند، مي توانيد از مقايسه و سنجش كم شدن آمار ازدواج در هر سال نسبت به سال هاي گذشته استفاده نماييد .

169 - گاهي پس از بيان نكات مهم و اساسي، اندكي سكوت و درنگ نماييد تا اين نكات، در ذهن شنوندگانتان بهتر باقي بمانند . مثلا اگر موضوع سخنراني ش> 200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (6)

 

 


200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (6)

148 - يكي از ويژگيهاي سخنور آن است كه «قيافه شناس » باشد تا براساس آن، از روشها و راه حلهاي مناسب استفاده كند . به طور مثال، اگر مي تينيد كه چهره برخي از شنوندگانتان، افسرده و پريشان است، با گفتن لطيفه يا شعر و يا داستاني، آنان را به وجد آوريد و با نشاط سازيد .

149 - سخنور نه تنها بايد «عالم » باشد، بلكه بايد «عاقل » نيز باشد . بدين روي، بايد مخته و پخته سخو بگويد و بداند كه «چه بگويد» ، «كي بگويد» ، كجا بگويد» ، «براي چه بگويد» ، براي كه بگويد» و «چقدر بگويد» .

في المثل، سخن گفتن از «نيهيليسم » و «نفي گرايي » و «پوچ گرايي » - هر چند در آن عالم نيز باشد - براي روستاييان و كشاورزاني كه با اين گونه موضوعات درگير نيستند، برخلاف خردورزي و خرد پويي در امر سخنوري است .

150 - در صورتي كه هنگام سخنراني يا پس و پيش از آن، پرسشي از شما كردند كه پاسخ آن را نمي دانستيد، با شهامت بگوييد: «نمي دانم » و جدا از ماستمالي كردن پاسخ خودداري بورزيد; زيرا «پاسخ ندادن صواب » از «پاسخ دادن ناصواب » بهتر است و نه تنها از قدر شخصيت شما نمي كاهد، بلكه بر قدر شخصيت شما نيز مي افزايد .

151 - اگر مي خواهيد در سخنراني خود، از كسي تمجيد و تعريف كنيد، بايد اين كار را باندازه و بجا انجام دهيد . مثلا مي توانيد بگوييد: «علامه "طباطبائي" افتخار حوزه هاي علمي و پروفسور "حسابي" افتخار دانشگاههاي ايران هستند» ; اما براي روحاني اي كه تازه به درجه اجتهاد رسيده يا دانشجويي كه تازه درجه دكتري گرفته است، چنين تمجيدهايي شايسته و بايسته نيست .

152 - اگر «با پول » سخنراني مي كنيد، «براي پول » سخنراني نكنيد; هر چند تشخيص اين دو و رعايت آن ممكن است كه دشوار باشد:

زيان مي كند مرد تفسير دان كه علم و ادب مي فروشد به نان

كجا عقل يا شرع فتوا دهد كه اهل خرد، دين به دنيا دهد

153 - بسيار دقت كنيد كه از آنچه مي خواهيد بگوييد - بويژه معارف و مسائل ديني - بد دفاع نكنيد; زيرا بد دفاع كردن از چيزي، كمتر از تخطئه كردن و كوبيدن و انكار آن چيز نيست . يكي از اين موارد، مطالب خود به خواب و رؤياها نقل شده از هر كس و ناكسي است . مثلا نگوييد:

«يك شب فلاني در خواب ديد كه پس از درگذشت حضرت آيت الله العظمي و پايان مرجعيت وي، "امام زمان" ظهور خواهند فرمود» ; در حالي كه مي دانيد و مي دانيم طبق احاديث اسلامي هر كس براي ظهر آن حضرت وقت خاصي را تعيين نمايد، دروغگوست .

154 - در صورتي كه پيش از سخنراني، گرفتاريهاي شخصي و يا برخوردهاي خانوادگي و اجتماعي داشته ايد، نبايد در هنگام سخنراني، آثار ناراحتي و عصبانيت در چهره تان ديده شود .

155 - يكي از ويژگيهاي سخنور، برخورداري از روحيه «تحقيق » است . نداشتن اين روحيه، در شماري از سخنوران، باعث شده است تا برخي بر اين پندار باشند كه سخنوران، انسانهايي كم سواد و كم مايه و سطحي نگرند . از اين رو، شما نبايد هر سخني را كه از چايي شنيديد و يا در جايي ديديد، فورا آن را بپذيريذ و براي مردم نقل كنيد . مثلا شما احتمالا اين جمله منسوب به «حضرت امام خميني » را در اطلاعيه ها و روي ديوار خيابانها ديده و گاه از صدا و سيما شنيده ايد: «انقلاب ما انفجار نور بود» . روحيه تحقيق ايجاب مي نمايد كه شما اين سخن را براي مردم نقل نكنيد، بلكه به كتابهايي مانند «صحيف ء امام » كه در بردارنده سخنان حضرت امام است، مراجعه نماييد و در صورت مشاهده، بر كرسي خظابه از آن استفاده كنيد .

سيزده . شرايط سخنراني
156 - بكوشيد كه از آداب، رسوم، عرفيات، عادات و سنن شنوندگان خود با اطلاع شويد و در سخنرانيهايتان به آنها توجه كنيد . مثلا چنانچه مي خواهيد بگوييد: «دختر در برابر پسري هم كه نامزد اوست، بايد حجاب شرعي خود را رعايت كند» ، بايد بدانيد كه در برخي مناطق كشور، دوران پس از عقد شرعي و پيش او عروسي را «دوران نامزدي » مي گويند و در چنين دوراني رعايت حجاب شرعي، ديگر واجب نيست . و در برخي از مناطق، دوران پيش از عقد شرعي را «دوران نامزدي » مي دانند و البته در چنين دوراني رعايت حجاب شرعي واجب است .

157 - چنانچه مطالبي - هر چند آموزنده و مهم باشند - با موضوع و محتواي سخنراني تان ارتباطي ندارند، نبايد آنها را به كار بريد . به طور نمونه، اگر موضوع سخنراني تان «ناجي موعود در شعر حاقظ » است و اي شعر را مي خوانيد: «مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد/كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد» ، ديگر نبايد آيه يا حديث و يا داستاني مربوط به حضرت عيسي مسيح 7 را كه ارتباطي هز با موضوع سخنراني تان ندارد، ذكر نماييد .

158 - همراه خود «ساعت » داشته باشيد و هنگامي كه احساس مي نماييد به پايان سخنراني تان نزديك شده ايد، يكي - دوبار و نه بيشتر، به آن نگاه كنيد تا سخنراني خود را در زمان تعيين شده خاتمه دهيد; اگر چه سخنوران زبردست بدون نگاه كردن به ساعت نيز مي دانند كه چه هنگام به پايان سخنراني شان نزديك شده اند .

159 - اگر در جايي به مدت چند روز سخنراني مي كنيد، خوب است پس از گذشت سه - چهار روز از برگزاري سخنراني تان و يا حتي در همان روز آغاز آن، از مخاطبان خود بخواهيد كه چنانچه انتقاد و يا پيشنهادي نسبت به خود شما يا سخنانتان و يا روش سخنراني تان دارند، آن را به شما گوشزد نمايند . مثلا ممكن است زير بغل پيراهن يا كت و يا قباي شما پاره شده و توجه شنوندگان را به خود جلب كرده باشد و شما نيز از آن اطلاع نداشته باشيد و اين نقيصه تا پايان آن مدت در شما باقي بماند و اين براي شما چقدر زشت خواهد بود; ولي با گوشزد كردن اين نقيصه به شما در همان جلسات آغازين، خودتان چقدر خوشحال خواهيد شد .

160 - تعداد پذيرش سخنراني در هر روز يا هفته و يا ماه بايد متناسب با شرايط شما، مانند شرايط جسماني، مطالعاتي و اجتماعي تان باشد، اگر شرايط جسماني تان به شما اجازه نمي دهد كه در هر روز سه سخنراني انجام بدهيد، نبايد به آن تو دهيد تا به سردرد و ناراحتي اعصاب و بيماري قلب و حنجره و گرفتگي صدا و مانند آن دچار نشويد . يا چنانچه شرايط مطالعاتي و مسؤوليتهاي اجرايي و گرفتاريهاي اجتماعي تان براي انجام دادن پنج سخنراني در هفته پاسخگو نيست، نبايد آن را بپذيرذ تا به سخنرانيهاي بي محتوا و سر دادن شعارهاي فراوان و تكرار كردن مطالب كهنه و نخ نما وسرهم بافي آنها گرفتار نياييد . و تا آنجا كه امكان دارد از سخنراني اجباري و تحميلي خودداري كنيد . به طور مثال، چنانچه بيمار يا عازم مسافرت هستيد و يا آرامش روحي و فرصت مطالعه نداريد، و به طور كلي نمي نوانيد سخنراني خوب و جذابي را ارائه دهيد، از پذيرش سخنراني پرهيز نماييد .

161 - در صورتي كه قرار است اطلاعيه اي در مورد سخنراني شما چاپ شود، از دست اندركاران آن بخواهيد كه موضوع سخنراني را نيز در اطلاعيه ذكر كنند . و سعي نماييد كه آن را پيش از چاپ ببينيد; زيرا گاه نكاتي در اطلاعيه فراموش مي گردد ويا به صورت اضافه يا اشتباه آورده ميشود .

مثلا فاميل شما آقاي «حسيني » است، ولي در اطلاعيه به صورت آقاي «حسني » حروفچيني مي گردد . يا مخنراني تان در تاريخ 12 مهر است، اما در تاريخ 13 مهر ذكر مي شود .

162 - در سخنراني فقط به «توصيف » وقايع و حوادث نپردازيد، بلكه به «تحليل » آنها نيز بپردازيد . به طور مثال، چنانچه بگوييد: «امام حسن 7 در سال و بناچار با معاويه صلح كرد» ، فقط اين واقعه را توصيف كرده ايد; اما اگر علتهاي صلح حضرت را براي شنوندگان خود تبيين و تفسير نيز كنيد، اين واقعه را تحليل نيز نموده ايد . و آيا غالبا «تحليل » ، بهتر و جذاب تر از «توصيف » نيست؟

163 - يكي از شرايط اساسي در سخنوري اثبات مدعا و حل اشكالات و رد اعتراضات و دفع شبهات و پاسخ يه سؤالات در زمينه آن موضوع و مدعاست; زيرا دنياي امروز - بويژه دنياي جوانان - دنياي «اشكال » و «اعتراض » و «شبهه » و «سؤال » است . از اين رو، پيش از سخنراني درباره هر موضوعي بكوشيد كه اشكالات و شبهات و سؤالات در زمينه آن موضوع را نيز بيابيد و در سخنراني تان به آنها پاسخ دهيد; آن گاه خواهيد ديد آه سخنراني تان چقدر جذاب و مستدل و قابل قبول مي شود . مثلا چنانچه در زمينه «علم امام معصوم (7)» سخو مي گوييد، خودتان اين سؤال را مطرح كنيد كه آيا امام عليه السلام «علم غيب » نيز دارند و آيا امام حسين (ع) مي دانستند كه در كربلا شهيد مي شوند و سپس پاسخ آن را بدهيد .

منبع :

شميم ياس :: مهر 1382، شماره 7


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (5)
دوازده. شرايط سخنران
129 بكوشيد كه از انگيزه ها و خواسته هاي شنوندگان خود و اطلاع داشته باشيد تا سخنان شما با اين انگيزه ها و خواسته ها تناسب لازم را داشته باشند . مثلا اگر مي دانيد كه مخاطبتان خواستار مسائل «اخلاقي » را مطرح و بازگو كنيد . چنانچه مي دانيد كه مخاطبتان شما خواهان مباحث «هنري » هستند، از «هنري » براي آنان سخن بگوييد . وسعي كنيد كه با ظرفيت روحي آنان با «مسائل عرفاني » متناسب نيست، از پرداختن به اين گونه مسائل خودداري ورزيد و يا پس از زمينه سازيهاي لازم و فراوان، به آنها بپردازد .
130 يكي از مواردي كه توجه و علاقه شنوندگان را به خود جلب مي كند، خوش تيپي و خوشرويي و خوشخويي سخنران است . از اين رو، باظاهري آراسته، لباسي پاكيزه، بدني معطر، چهره اي گشاده ولباني متبسم به سوي كرسي سخن گام برداريد و با اخلاقي خوش سخن بگوييد . 131 بايد در سخن گفتن آنچنان ورزيده باشيد كه اگر به شما بگويند در ده دقيقه سخنراني كنيد، بتوانيد; وچنانچه به شما بگويند در صد دقيقه سخنراني نماييد، باز هم بتوانيد . 132 اگر بيمار هستيد و في المثل سرما خورده ايد، يا سخنراني نكنيد، و يا به شنوندگان خود و در آغاز سخنراني تان مثلا چنين بگوييد: «از اينكه سرما خورده ام و سينه ام گرفته است، از شما حضار گرامي عذر مي خواهم . اميدوارم كه به بزرگواري خودتان مرا عفو بفرماييد» ، و سپس سخنراني خود را آغاز تا نماييد تا بيماري تان سخنان شما را تحت الشعاع خود قرار ندهد . 133 چنانچه در سبك و شيوه سخنراني از كسي، مثلا از «مرحوم فلسفي » يا «شهيد مطهري » و يا «مرحوم كافي » ، تقليد مي كنيد و در آغاز راه سخنوري هستيد، اين كار مانعي ندارد; ولي بكوشيد كه به مرور زمان، آن را ترك نمايد و خودتان داراي سبك و شيوه اي خاص شويد; زيرا اگر همانند شيوه «مرحوم كافي » و حتي بهتر از ايشان سخنراني كنيد، مخاطبتان بهترين جمله اي كه در حق شما خواهند گفت اين است: «فلاني نظير"مرحوم كافي" و به سبك او سخنراني مي نمايد» . 134 در كرسي سخن، بر اساس، حب و بعض شخصي، سخنان و افكار ديگران را رد نكنيد . به طور مثال، اگر مي خواهيد سخنان و افكار كسي را كه در جناح فرهنگي يا سياسي مخالف شماست، نقد بزنيد و رد بكنيد، ببنيد آيا واقعا چنانچه همين شخص در جناح موافق شما بود، همين كار را نيز مي كرديد يا اينكه از عيب و ضعف او گذشت مي نموديد و روي آن سرپوش مي گذاشتيد . 135 بايسته است كه ابعاد و جوانب مختلف سخنان خود را در نظر بگيريد و عكس العملهاي گوناگون در مورد موضوع و محتواي سخن خود را بسنجند و در هر صورت، سخته و سنجيده سخن بگوييد . مثلا آمار و اعداد مربوط به يك موضوع را يا سنجيده و دقيق بگوييد و يا از ذكر آن خودداري كنيد و به جاي عدد، به كلماتي از قبيل «جمعيتي بسيار» ، «عده اي زياد» و «تعداد فراوان » بسنده نماييد و به جاي اينكه بگوييد: «در مراسم تشييع"دكتر حميدي" هزارها تن شركت كردند» ، بگوييد: «در مراسم تشييع " دكتر حميدي" جمعيت بسيار شركت كردند» . 136 داشتن ترس و لرز، دلهره، ضربان شديد قلب و تكان خوردن دست و پا در آغاز سخنوري امري طبيعي است . از اين رو، ياس را به خود راه ندهيد و سخنوري را آن قدر تجربه و تمرين كنيد تا اين ترس و دلهره شما كاملا از بين برود و يقين بدانيد كه از بين خواهد رفت . 137 بايسته است كه برتري علمي و يا ويژگي ديگر خود را به رخ شنوندگان نكشيد و خويشتن را برتر از آنان ندانيد . به طور نمونه، به شنوندگان خود نگوييد: «من كه بيشتر از شما درس خوانده ام; من كه بيشتر از شما دانشگاه بوده ام; من كه مجتهد هستم; من كه فوق تخصص دارم به شما مي گويم كه اين كار را بكنيد» . و از سوي ديگر نيز در سخنرانيهاي خود هرگز شكسته نفسي نكنيد، مگر آنكه ضرورتي در اين كار باشد . مثلا به مخاطبان خود نگوييد: «من كه سوادي ندارم; من كه كاره اي نيستم; من كه پيشيزي ارزش ندارم; كسي كه براي من تره هم خرد نمي كند» . و بايد توجه داشته باشيد كه شكسته نفسي همواره بر تواضع گوينده آن حمل نمي گردد و گاه جلوه هايي از تكبر و رياكاري ظريف و حنيف نيز در آن ديده مي شود . 138 تفاوت نداشتن جمعيت زياد يا كم شنوندگان براي سخنران از نشانه هايي اخلاص اوست و طبق آيه 32 سوره «مائده » و احاديث مربوط به آن را، اگر كسي يك شخص را هدايت كند، همانند آن است كه جامعه اي راهدايت كرده است . 139 توجه داشته باشيد كه دانش و اطلاعات شما بايد بيش از مدت سخنراني تان در هر جلسه باشد تا در پايان سخنراني خود كم نياورد و در دام دادن سخنان خويش و تكرار مطالب گرفتار نياييد . مثلا اگر به طور معمول براي يك جلسه سخنراني بايد پنجاه صفحه مطالعه شود، شما هشتاد صفحه مطالعه كنيد . 140 براي سخن گفتن جرات و اعتماد به نفس و آمادگي كامل داشته باشيد تا با اعتماد و آرامش كامل سخنراني كنيد . از اين رو، هيچ گاه از بالا بودن سطح علمي و اجتماعي شنوندگان و يا جمعيت فراوان آنان نهراسيد . 141 بايد قدرت تفهيم مطالب را در خود افزايش دهيد و اين امر، بويژه در مواردي كه محتواي سخن شما علمي و پيچيده تر است، ضروريتر است . از راههاي تفهيم مطلب، آشنايي با «مثال » ها و «داستان » هاي متناسب با موضوع سخنراني «ولي فقيه » براي حل مشكلات و معضلات اجتماعي - تا هنگام وجود آن ضرورت - فراتر از قانون عمل نمايد كه البته عين عمل به قانون است، آن را به پليسيfy>102 - در سخنوري بكوشيد كه گنجينه لغات و واژگاني خود را افزايش دهيد تا گرفتار كمبود الفاظ براي معاني و مقاصد خود نشويد . مثلا به جاي كلمه «مقدمه » و متناسب با فضاي سخن و سخنراني، مي توانيد از كلمات «پيشگفتار» ، «سرآهنگ » ، «سرآغاز» ، «مطلع » ، «طليعه » ، «طلايه » ، «درآمد» ، «ديباچه » و «سپيده » نيز استفاده كنيد .

103 - درست گويي را با مطالعه و مراعات قواعد دستور زبان ياد بگيريد . به طور مثال، در پايان سخنراني خود اين گونه دعا نكنيد: «خدايا! به مسؤولان ما اخلاص و به جانبازان ما صبر و رزمندگان اسلام را پيروز بگردان » ; زيرا اين سه جمله از نظر «فعل » يكسان نيستند تا بخواهيم آنها را با «واو عطف » به يكديگر عطف كنيم . پس صحيح آن است كه بگوييد: «خدايا! به مسؤولان ما اخلاص و به جانبازان ما صبر عنايت بفرما و رزمندگان اسلام را پيروز بگردان » .

104 - از كلمات و جملاتي استفاده كنيد كه تلفظ آنها براي خودتان مشكل نباشد . مثلا تلفظ «جنجال برانگيزاننده ترين » ، همانند «خواجه تو چه تجارت مي كني؟» ، دشوار است و ممكن است هنگام اداي آن، با مشكل رو به رو شويد . و از سخناني استفاده كنيد كه درك معاني آنها براي شنوندگانتان دشوار نباشد . مثلا اگر سخنوري، به تناسب موضوع سخن خود، اين شعر را بخواند:

ز خان و مان و قرابت، به غربت افتادم

بماندم اينجا بي ساز و برگ و انگشتال

بسياري از شنوندگان - اگر نگوييم همه آنان - معناي كلمه «انگشتال بيمار و ضعيف و نحيف » را متوجه نخواهند شد .

105 - مواظب باشيد كه واژگان هر زبان و بويژه زبانهاي غير فارسي را، از نظر حروف، درست تلفظ كنيد . و اگر با تلفظ درست واژگان غير فارسي، مانند عربي و انگليسي و فرانسوي، آشنا نيستيد، از به كارگيري آنها در سخنراني خود پرهيز نماييد و عطايش را به لقايش ببخشيد . مثلا واژه فارسي «گرامي عزيز» را «گرام » ، و دو واژه عربي «تولي و تبري » را «تولي و تبري » و واژه انگليسي فلاسك(Flask) را فلاكس، و واژه فرانسوي «كانديدا داوطلب; نامزد» را «كانديد ساده دل; معصوم » تلفظ نكنيد .

106 - دقت كنيد كه واژگان هر زبان و بويژه زبانهاي غير فارسي را، از نظر حركات و اعرابها، درست تلفظ نماييد . به طور نمونه، واژه فارسي «برومند» را «برومند» ، و واژگان عربي «يا اباصالح المهدي » را «يا اباصالح المهدي » و «يا اباصالح المهدي » ، و واژه انگليسي تورنمنت (Tournament) را «تورنمنت » ، و واژه فرانسوي «رمان: Roman » به معناي داستان بلند را «رمان » كه در زبان عربي به معناي «انار» است، تلفظ نكنيد .

107 - از ميان چند كلمه مترادف كه از نظر معنايي به هم نزديكند، آن را كه زيباتر است برگزينيد . به طور نمونه، از ميان كلمات «حادثه » ، «اتفاق » ، «رخداد» ، «واقعه » و «رويداد» شايد كلمه «رخداد» و سپس «رويداد» زيباترين آنها باشد، هرچند ممكن است كه هركدام از كلمات مترادف، جايگاه خاصي داشته و در همان جايگاه خاص خودشان زيباتر و مناسبتر باشند .

108 - سعي كنيد از اضافه كردن بيش از حد كلمات به يكديگر يا همان «تتابع اضافات » خودداري ورزيد . مثلا بر كرسي سخن چنين نگوييد: «چندين نسخه خطي در كتابخانه مدرسه فيضيه حوزه علميه قم وجود دارد» . گفتني است آوردن يك كلمه را با سه مضاف اليه روا دانسته اند . پس گفتن جمله بالا بدين صورت رواست: «چندين نسخه خطي در كتابخانه مدرسه (1) فيضيه (2) قم (3) وجود دارد» .

109 - توجه داشته باشيد دو يا چند واژه را كه با يكديگر تركيب شده و يا كنار هم قرار گرفته اند، درست بگوييد . به طور مثال، بايد به جاي «يد و بيضا» ، «جر و بحث » ، «معرف حضور شما» و «قوس و قزح » بگوييد: «يد بيضا دست سفيد» ، «جر بحث كش دادن بحث » ، «معروف حضور شما آشنا نزد شما يا معرفي شده به حضور شما» و «قوس قزح رنگين كمان » .

110 - چنانچه در سخنراني خود از كلمات و جملات غير فارسي - مانند عربي و انگليسي - استفاده مي كنيد، آنها را براي شنوندگانتان ترجمه و معنا نماييد . به طور مثال، اگر آيه يا حديثي را به زبان عربي و يا جمله اي را از رمان انگليسي «شكسپير» مي خوانيد، آنها را نيز ترجمه كنيد; حتي گاه بايد كلمات و جملات فارسي را نيز معنا نماييد . في المثل، آيا اين شعر حافظ: «دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند/گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند» نيازمند معناكردن و توضيح دادن و حتي تبيين و تحليل نمودن نيست؟

111 - مواظب باشيد كه كلمات و جملات غير فارسي - مانند كلمات و جملات عربي و انگليسي و بويژه آيات و روايات - را درست ترجمه كنيد . في المثل، برخيها حديث «... فان المرئة ريحانة و ليست بقهرمانة » را كه در «نهج البلاغه » آمده است، چنين ترجمه كرده اند: «زن گل خوشبوست، نه پهلوان پرزور» ; در حالي كه بعضي از مترجمان بر اين عقيده اند كه واژه «قهرمان » به معناي «پهلوان » و «نيرومند» نيست، بلكه معناي ديگري دارد .

112 - از به كارگيري كلمات و جملات و لهجه هاي محلي خودداري كنيد، مگر آنكه در همان محل، سخنراني نماييد و يا واقعا نتوانيد بدون آن لهجه خاص، سخن بگوييد . به طور نمونه، در برخي از شهرها، هنگامي كه به كسي مي خواهند بگويند: «مواظب باش سرمانخوري!» ، به او مي گويند: «مواظب باش نچايي!» . در حالي كه ممكن است شماري از مردم، معناي چنين جمله اي را متوجه نشوند .

113 - براي ظواهر و تزيين سخنان خود نيز فكر كنيد و آن را در زيباترين شكل و قالب بيان نماييد; زيرا گاه مواد سخن براي دو سخنور يكسان است، اما شكل و قالبي كه هر يك از اين دو به سخنان خود مي دهند، سخنراني شان را متفاوت تر و زيباتر مي كند . به طور نمونه، چنانچه در سالگرد ارتحال حضرت امام خميني قدس سره به مخاطبانتان بگوييد: «حيف شد كه امام از ميان ما رفت و او را خوب درك نكرديم!» ، معمولي سخن گفته ايد; اما در صورتي كه اين شعر «حافظ » را براي آنان بخوانيد: «شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت/روي مه پيكر او سير نديديم وبرفت; گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود/بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت » ، به سخن خود شكل و قالب زيبايي داده ايد .

114 - سخنانتان را طوري به كار بريد كه عوام بفهمند و خواص بپسندند . مثلا اين سخن ممكن است مورد پسند خواص باشد، اما عوام آن را نفهمند: «خميني هم خم است و هم مي است و هم ني است » و يا حتي برخي از آنان ندانند كه كلمه «خميني » به شكل جدا - جدا و با اندكي دگرگوني، به صورت (خم - مي - ني) درآمده و به اين گونه شده است .

115 - براي سخناني كه نيازمند «دليل » هستند، دليل بياوريد . و براي گفته هايي كه نيازمند «مدرك » هستند، مدرك ذكر كنيد; بويژه براي سخناني كه پذيرش آنها براي مردم مشكل است . مثلا براي محتواي اين سخن كه «لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علي لما خلقتك و لولا فاطمة لما خلقتكما: اي محمد اگر تو نبودي، فلكها را نمي آفريدم . و چنانچه علي نبود، تو را نمي آفريدم . و در صورتي كه فاطمه نبود، تو و علي را نمي آفريدم .» ، بايد هم دليل محكم بياوريد و هم مدرك معتبر .

116 - بكوشيد از خالي بندي و سخنان مبالغه آميز خودداري كنيد، مگر آنكه بتوانيد آنها را اثبات كنيد . و توجه داشته باشيد معمولا سخنوراني كه در دام چنين خصلتي گرفتار آمده اند، از اثبات آن نيز عاجزند . به طور مثال، نگوييد: «ديشب درمسجدي سخنراني مي كردم كه هزاران نفر در آن شركت كرده بودند و جاي سوزن انداختن هم نبود» ، در حالي كه خودتان مي دانيد و يا حتي عده اي مي دانند آن مسجد گنجايش بيش از پانصد نفر را ندارد .

117 - در مواردي كه تشخيص مي دهيد مثلا بايد از اصطلاحات علمي مانند «پلوراليسم » و «سكولاريسم » و يا اصطلاحات عرفاني مانند «مي » و «ميكده » استفاده كنيد و احتمال مي دهيد كه مخاطبانتان مفهوم و معناي آنها را نمي دانند و يا برداشت ديگري از آنها دارند، بكوشيد - هرچند به اختصار - آنها را تعريف نماييد و توضيح دهيد تا مثلا سراينده شعر (بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم/فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو دراندازيم) به شرابخواري و ميگساري متهم نشود .

118 - هر سخني را در جايگاه ويژه خود - نه پيش از آن و نه پس از آن - طرح كنيد تا از تكرار سخن در جايگاههاي مختلف سخنراني خودداري ورزيد كه «خواجه شيراز» در سفته است و خوش گفته است: «هر سخن وقتي و هر نكته مكاني دارد» .

119 - در آغاز راه مي توانيد درباره موضوع و محتواي سخنراني خود و چگونگي بيان آن، با دوستان اهل نظر و سخنوران و صائب نظران مشورت كنيد . مثلا به آنان بگوييد: «در شب نيمه شعبان براي تعدادي دانشجوي بسيجي مي خواهم سخنراني كنم . نظر شما درباره موضوع و محتوا و چگونگي بيان آن چيست؟» .

120 - شما مي توانيد از منابع و متون مختلفي استفاده كنيد، ولي آنچه انتخاب مي نماييد، بايد از نظر طرز بيان، لباس سخنراني به تن داشته باشد . از اين رو، معمولا بيان محاوره اي و گفتاري بهتر از بيان كتابي و نوشتاري است . به طور مثال، به جاي عبارت «هر سال بهار مي آيد و درخت شكوفه مي زند و در پايان، به بار مي نشيند . آيا ما از درخت نيز كمتر هستيم؟» بهتر است كه در قالبسخنراني و بر كرسي سخن بگوييد: «هر ساله بهار مي ياد و درخت شكوفه مي زنه و در پايان، به بار مي نشينه . آيا ما از درخت هم كمتريم؟»

121 - عنوان سخنراني داراي اهميت است . آن را گويا، كوتاه، زيبا و روان انتخاب كنيد . مثلا از ميان عنوانهاي «غنا از نظر قرآن و سنت » ، «موسيقي از ديدگاه قرآن و سنت » ، «موسيقي از نظر اسلام » و «خوانندگي و نوازندگي از نظر آيات و روايات » شايد عنوان «موسيقي از نظر اسلام » گوياتر، كوتاهتر، زيباتر و روانتر باشد .

122 - براي سخنراني، مطالب خود را تنظيم و دسته بندي كنيد و بر اساس آن، سخن بگوييد تا از اين شاخه به آن شاخه نپريد و از آن شاخه نيز به شاخه ديگر نرويد . و تنظيم و دسته بندي مطالب بايد به صورت تدريجي باشد، يعني از مطالب آسان كه فهم آنها محتاج به مطالب ديگر نيست، آغاز شود و كم كم به مطالبي برسد كه فهم آنها منوط به مطالب پيشين است .

123 - دسته بندي مطالب بايد به اندازه اي باشد كه براي آسان گشتن و روشن شدن مطلب لازم و مفيد است; زيرا اگر سخن خود را به بخشهاي فراوان و قسمتهاي غير مفيد تقسيم و دسته بندي كنيد، نتيجه معكوس خواهيد گرفت و شنوندگانتان نمي توانند همه آن قسمتها و بخشها را بخوبي فراگيرند و در ذهن خويش بسپارند . و در دسته بندي و تنظيم هر مطلب بايد قسمتها از يكديگر متمايز باشند و امور مختلف باهم آميخته نگردند و تقسيم آنچنان باشد كه تمام مطلب را فراگيرد و آن را ناقص نگذارد .

124 - بكوشيد كه از بيان سخنان كهنه و نخ نما و تكراري و كليشه اي خودداري ورزيده، به جاي آن، از سخنان جذاب و نو كه كمتر شنيده شده اند، استفاده كنيد تا شنوندگان شما اندك و خسته و گريزان نشوند . في المثل، اگر در زمينه «اهميت هنر» و براي دانشجويان دانشكده هنرهاي زيبا سخن مي گوييد، اين گفتارهاي مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي - مدظله العالي - ، را براي آنان بگوييد: «هر ايده، انديشه و انقلابي كه در قالب هنر نگنجد، ماندني نخواهد بود (12/3/1363)» يا «دشمني با هنر همانند دشمني با خورشيد است (22/8/1368)» .

125 - از داشتن «تكيه كلام » در هنگام سخن گفتن بپرهيزيد . تكرار كلمات و عبارتهايي مانند «در واقع » ، «به اصطلاح » ، «به حساب » ، «به قول معروف » ، «عرض كنم به حضور شما» ، «در حقيقت » ، «في المثل » و جز آن موجب آزردگي ذهني شنوندگان مي شود . به طور نمونه، چنين نگوييد: «در واقع به شما حضار محترم بايد عرض كنم آن آيه اي كه در قرآن كريم آمده است و در واقع بيان كننده عدالت اجتماعي به طور عام و فراگير است، در واقع همان آيه اي است كه در آغاز عرايضم براي شما تلاوت كردم » .

126 - بايد آنچه از ديگران نقل مي كنيد، ماخذ و سندش را به خاطر بسپاريد تا هنگام پرسش، از جواب آن عاجز نمانيد . رعايت اين امر براي مطالبي كه جالب و نو هستند، ضروريتر است . به طور مثال، اگر براي دانشجويان رشته ادبيات و در زمينه اهميت شعر» اين فرموده حضرت امام خميني قدس سره را بيان مي نماييد كه «لسان [زبان] شعر بالاترين لسان است » ، ماخذ آن را كه «صحيفه نور، ج 17، ص 192» است به خاطر بسپاريد تا هنگام ماخذخواهي بتوانيد پاسخگو باشيد .

127 - همان گونه كه «ساده نگاري » غير از «ساده انگاري » است، «ساده گويي » نيز غير از «ساده انديشي » است . از اين رو، بكوشيد كه انديشه هاي والا، علمي و پيچيده را با زباني «ساده » براي مردم بيان كنيد تا سخنانتان قابل فهم براي آنان باشد; هرچند هنگام سخنراني براي مخاطبان خاص، مي توانيد با زبان خاص سخن بگوييد . براي مثال، مي توان از بيشتر سخنرانيهاي آيت الله شهيد مطهري قدس سره نام برد كه انديشه هاي والا و پيچيده علمي را با زباني «ساده » براي مردم بيان و تبيين مي كرد .

128 - اگر مي خواهيد بدانيد كه آيا سخنان شما از طرح و انسجام و چارچوب كلي برخوردار است، ببينيد آيا مي توانيد كه رؤوس مطالب آن را در نظمي خاص روي كاغذ بياوريد . في المثل، چنانچه براي «حوزويان » و در زمينه «روش فيش برداري » مي خواهيد سخن بگوييد و روي كاغذ خود چنين نگاشته ايد: مشخصات فيش، داستان محدث قمي، ضرب المثل مربوط، تعريف و اصول فيش برداري، حديث «اكتبوا» ، سخن شهيد مطهري، شعر مربوط و ... بدانيد كه سخنانتان داراي طرح و انسجام نيست; اما در صورتي كه روي كاغذتان چنين آورده ايد:

يك . تعريف فيش و مشخصات آن;

دو . ارزش و اهميت فيش برداري;

ا . از نظر اسلام (حديث اكتبوا) ;

ب . از ديدگاه بزرگان دين و دانش (داستان محدث قمي، سخن شهيد مطهري) ;

ج . از ديدگاه فرهنگ و ادب (اشعار و ضرب المثلهاي مربوط) ;

سه . اصول فيش برداري .

دراين صورت بدانيد كه سخنراني شما داراي طرح و انسجام است .

منبع :

شميم ياس :: مرداد 1382، شماره 5


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]
 

200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟ (3)

هفت . نكات هنگام سخنراني

73 . در جايي بايستيد يا بنشينيد كه شنوندگان، شما را ببينند و صدايتان را بشنوند تا با استفاده از روش سمعي - بصري، بر شنوندگان خويش تاثير بگذاريد . مثلا مواظب باشيد پشت تابلو يا نوشته و يا دسته گلي كه روي ميز و تريبون سخنراني تان گذاشته اند، قرار نگيريد و پنهان نشويد .

74 . در صورت امكان، ميكروفون را به دست نگيريد و آن را در جاي مناسبي ثابت نگه داريد تا با آسودگي خاطر، سخنراني كنيد .

75 . مواظب باشيد كه با جيبهاي برآمده و يا پر از كاغذهاي يادداشت، سخنراني نكنيد . اين امر ممكن است كه يا توجه شنوندگان را به سوي خود جلب نمايد و يا مورد تمسخر ذهني آنان شود .

76 . مي توانيد يادداشتهاي سخنراني تان را همراه خود داشته باشيد، ولي آنها را به گونه اي كنار ميز يا تريبون سخنراني خود بگذاريد كه در معرض ديد مخاطبانتان قرار نگيرند .

77 . اگر يكي از شخصيتها يا بزرگان، به مجلس سخنراني شما وارد شد و توجه شنوندگان را به سوي خود جلب كرد، مواظب باشيد كه اختيار مديريت مجلس را از دست ندهيد و در صورت لزوم، احترام لازم را به ايشان بگذاريد . مثلا مي توانيد از شنوندگان خود بخواهيد كه يك صلوات بفرستند .

78 . اگر در بين سخنراني تان نوشته اي به دست شما دادند، سعي كنيد بدون مكث و وقفه در سخن گفتن، آن را براي خود بخوانيد و چنانچه بايد درباره آن سخني بگوييد و يا توضيحي بدهيد، در همان هنگام و يا در فرصتي كه مناسبتر است، اين كار را انجام دهيد .

79 . چنانچه شخصي در ميان سخنراني، از شما سؤالي كرد، در صورت امكان و ضرورت و با در اختياز اين مواد باشند:

آيات;

روايات;

اصول منطقي و قواعد عقلي;

قوانين علمي و تجربي;

خاطرات و داستان ها;

اشعار;

تمثيلات;

ضرب المثل ها;

سخنان بزرگان دين و دانش;

لطايف و ظرايف;

آمار و اخبار .

93 . دقت كنيد آيات، روايات، اصول عقلي، قوانين علمي، اشعار، داستانها و مانند آن را كه در سخنراني تان مورد استفاده قرار مي دهيد، با موضوع و محتواي سخنراني شما موافقت داشته و متناسب باشند . مثلا طبق نظر بسياري از مفسران قديم - بر خلاف نظر برخي از مفسران جديد - آيه «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم » ; بي گمان خداوند، آنچه قومي دارند، دگرگون نكند، مگر آنكه آنچه در دل هايشان دارند، دگرگون كنند، به مسائل اجتماعي و جامعه شناسي و فلسفه تاريخ ارتباطي ندارد تا آن را اين گونه معني كنيم: «بي گمان خداوند زندگي و سرنوشت قومي را از بد به خوب تغيير نمي دهد، مگر آنكه آن قوم، خودشان، زندگي و سرنوشت خود را از بد به خوب تغيير دهند .» (3)

94 . مواظب باشيد اشعاري را كه در سخنراني تان مي خوانيد، از نظر محتوا، چينش، وزن، قافيه، تلفظ، سراينده و مانند آن صحيح باشند . مثلا شعر «دل من در پي يك واژه بي خاتمه بود/اولين واژه كه آمد به نظر، فاطمه بود» ، گرچه زيباست، صحيح نيست; زيرا «واژگان بي خاتمه » اي وجود ندارد تا نخستين آنها حضرت فاطمه ( عليهاالسلام) باشند . يا شعر «چون كه با كودك سر و كارت فتاد/پس زبان كودكي بايد گشاد» ، از «سعدي » نيست، بلكه از «مولوي » و چينش آن بدين صورت است: «چون كه با كودك سر و كارم فتاد/هم زبان كودكان بايد گشاد» . يا شعر «رخش لعل باد و دلش شاد باد/هميشه جهان را جهاندار باد» ، از نظر قافيه، صحيح نيست; زيرا پس از ناديده گرفتن «رديف » شعر كه كلمه «باد» است، دو كلمه «شاد» و «جهاندار» هم قافيه نيستند . يا اگر دو كلمه «صاحب خبر» در شعر زيرين را به صورت «صاحب خبر» تلفظ كنيد، شعر از نظر وزن با اشكال رو به رو خواهد شد: «اي بي خبر بكوش كه صاحب خبر شوي/تا راهرو نباشي كي راهبر شوي؟»

95 . داستانهاي مطرح شده در سخنراني بايد از نظر محتوا، درست و از نظر مدرك و ماخذ، معتبر باشند . به طور نمونه، داستان جزيره خضراء، محل زندگاني امام زمان ( عليه السلام)، به آن گونه اي كه در برخي از كتابها نقل شده، طبق نظرشماري از بزرگان و محققان، هم از نظر محتوا مخدوش است و هم از نظر ماخذ نامعتبر است .

96 . بكوشيد داستاني را كه در سخنراني تان نقل مي كنيد، آن قدر طولاني نباشد تا قسمت عمده سخنانتان را دربر گيرد . بلكه داستان نقل شده را به صورت مختصر و مفيد و به دور از حشو و زوائد نقل نماييد .

97 . از داستانهايي استفاده كنيد كه جالب، تازه، نكته دار و انگيزه برانگيز باشند، به گونه اي كه شنونده همواره در پي آن باشد تا دنباله داستان را بشنود و فرجام آن را بداند .

98 . داستانهايي را كه در سخنراني نقل مي كنيد، گاهي از سه مرحله و قسمت «مقدمه » ، «اوج » و «فرود» تشكيل مي شود . توجه به اين نكته و رعايت آن در سخنراني شايسته است .

99 . اگر آمار و اخباري را در سخنراني خود مطرح مي كنيد، توجه داشته باشيد كه صحيح و دقيق و معتبر باشند . و چنانچه از لطيفه ها و مطايبه هايي در سخنان خويش استفاده مي نماييد، مواظب باشيد كه ركيك، سخيف و مستهجن نباشند .

100 . از ضرب المثل هايي استفاده نماييد كه اغلب مخاطبانتان با معنا و كاربرد آن آشنا باشند . مثلا مي خواهيد بگوييد كه مقصود و مراد ما در كنارمان است و ما از آن بي خبريم، بگوييد: «آب در كوزه و ما تشنه لبان مي گرديم » ، تا اغلب و يا همه شنوندگان شما از اين ضرب المثلي كه به كار گرفته ايد، مقصود و مراد شما را دريابند .

پي نوشت ها:

1 و 2) نقل به مضمون از نوشته هاي جناب «رضا بابايي » .

3) براي توضيح بيشتر، به تفسير «الميزان » از «علامه طباطبائي » و ترجمه مشروح قرآن از آقاي «بهاءالدين خرمشاهي » و در ذيل اين آيه مراجعه كنيد .

منبع :

شميم ياس :: تير 1382، شماره 4


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 


چهار . اصول سخنراني
38 . يكي از اصول مهم سخنوري، شناخت مخاطب است; زيرا رشته سخنوري، مانند رشته پزشكي، نوعي نسخه پيچي است و نسخه پيچي پيش از شناخت بيمار، كاري مشكل زا و گاه خطرآفرين است . اين شناخت مي تواند در ابعاد گوناگون، مانند بعد فرهنگي، اخلاقي، تربيتي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و علمي، بررسي شود و مورد تامل قرار گيرد . مثلا در بعد علمي، سخنراني براي استادان حوزه و دانشگاه، با سخنراني براي طلاب و دانشجويان متفاوت خواهد بود .

39 . هنگام مطالعه «مطالب » ، براي تدوين محتواي سخن خود به دو چيز، خوب بينديشيد: يكي فهم مطالب براي خود و ديگري روش تفهيم مطالب براي شنوندگان خود كه گاه امر دوم از امر اول مهمتر و سخت تر است . في المثل، چنانچه براي «بازاريان » و در زمينه «گرانفروشي » مي خواهيد سخن بگوييد، بايد مطالعه و فكر كنيد كه زشتي گرانفروشي را با روش مستقيم يا با روش غير مستقيم به آنان تفهيم نماييد .

40 . در سخنراني تان - جز در موارد ضروري - فقط از «يك موضوع » سخن بگوييد و همان را براي مخاطبان خود خوب پرورش دهيد و از پرداختن به «موضوعات گوناگون » و با روش «كشكولي » خودداري ورزيد; زيرا تبيين خوب و كامل يك موضوع، ازبيان ناقص چند موضوع گوناگون به مراتب بهتر و مؤثرتر است .

41 . «متنوع » سخنراني كنيد تا شنوندگان متنوع شما همگي جذب سخنان شما شوند . از راهكارهاي آن، ايجاد تنوع در مواد، ابزارها، قالبها و روشهاي سخنوري است . مثلا چون ممكن است در ميان شنوندگانتان دانشجويان و دانشوران نيز حضور داشته باشند، از مطالب علمي نيز استفاده كنيد . يا چون امكان دارد در ميان شنوندگان شما كساني كه اهل شعر و ادب هستند، حضور داشته باشند، از اشعار و قطعات زيبا هم استفاده نماييد . و يا چون احتمال دارد در ميان مخاطبانتان، كودكان و نوجوانان نيز شركت كرده باشند، داستانها و خاطرات جالب را نيز بيان كنيد .

42 . كيفيت و كميت سخن خود را بر مبناي حد «متوسط » معلومات و اطلاعات و توان جسمي و فكري و روحي شنوندگان قرار دهيد .

43 . موضوع و مطالب سخنراني خود را با رعايت ويژگيهاي زير برگزينيد:

مورد علاقه گوينده;

برخوردار از منابع كافي و معتبر;

مورد نياز شنونده;

متناسب با شرايط زمان;

متناسب با شرايط مكان;

متناسب با شرايط مخاطبان;

برخوردار از تسلط علمي گوينده بر آن;

مهم از نظر گوينده و شنونده .

پنج . نكات پيش از سخنراني
44 . هر يك ساعت سخنراني ممكن است چندين ساعت مطالعه لازم داشته باشد . پس تا مي توانيد، مطالعه پيش از سخنراني را فراموش نكنيد، هرچند سخنور ورزيده اي باشيد .

45 . در آغاز راه، شايسته است كه مطالب سخنراني خود را پيش از اجرا، در خانه و يا محل ديگري تمرين كنيد . اين تمرين را يا مي توانيد در حضور جمع، يا به صورت فردي انجام دهيد و يا مي توانيد آن را روي نوار، ضبط نماييد و به آن گوش دهيد و سپس نواقص آن را برطرف كنيد تا به مرور زمان، سخنوري موفق شويد .

46 . سخنور بايد از نظر ظاهر، مرتب و تميز باشد . از اين رو، بايسته است كه پيش از حضور در جلسه سخنراني، سر و وضع، چهره، يقه، عمامه و لباس خود را در آينه اي ببينيد و پس از اطمينان، به سخنوري بپردازيد; زيرا گاهي ممكن است موهاي سر، شانه نكرده، يا يقه لباس، ورآمده و يا لكه اي جوهر، يا چربي، روي لباس شما ريخته شده باشد .

47 . پيش از سخنراني، به خود تلقين كنيد كه حامل پيامي هستيد و بايد آن را بگوييد و همه منتظر دريافت پيام شما هستند . از اين رو، ترس و اضطراب كمتري به شما روي خواهد آورد و يا حتي هيچ گونه ترس و اضطرابي به دل شما راه نخواهد يافت .

48 . پيش از سخنراني، درباره آن بينديشيد كه چگونه آن را آغاز كنيد، چگونه آن را ادامه دهيد و چگونه آن را به پايان بريد و به طور كلي، چگونه آن را بيان نماييد . به طور مثال، آيا سخنراني خود را با آيه اي از قرآن يا حديثي ازمعصومان (عليهم السلام) و يا چند بيت شعر آغاز كنيد؟ و آيا اين آيه يا حديث و يا شعر، مي تواند كدام آيه يا حديث و يا شعر باشد؟

49 . براي سخنراني خود، طرح مناسب و چارچوب كلي داشته باشيد و پيش از سخنراني، آن را براي خود ترسيم كنيد تا در هنگام سخنراني، مطالب را فراموش ننماييد .

50 . براي پاسخگويي به پرسشهاي احتمالي شنوندگان، قبلا خود را آماده كنيد . اين پرسشها را مي توانيد خودتان با تفكر در موضوع يا با مشورت با صاحب نظران در آن موضوع يا با مراجعه به كتابها و منابع نوشته شده در آن موضوع و يا حتي با كمك گرفتن از خود شنوندگان بيابيد .

51 . قبل از سخنراني دقت نماييد كه اگر نكته اي مبهم و تاريك در محتواي سخنراني شما وجود دارد، آن را روشن و يا حذف كنيد .

52 . پيش از سخنراني استراحت نماييد و از خوردن غذا به حد اشباع بپرهيزيد تا با شكمي پر و انباشته از غذا سخنراني نكنيد . همچنين از خوردن چيزهايي مانند «نوشابه » و . . . خودداري ورزيد .

53 . شايسته است كه چند دقيقه اي پيش از وقت، به محل سخنراني خود برويد و از آنجا ديدن كنيد تا از كيفيت و كميت محل سخنراني و شنوندگان خويش مطلع شويد .

54 . پيش از سخنراني، تاحدي كه مي توانيد، از شرايط فرهنگي، اخلاقي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي شنوندگان خود آگاه شويد و سخنراني خود را باتوجه به آن شرايط ايراد نماييد . به طور نمونه، اگر مخاطبان شما داراي شرايط اقتصادي ومالي خوبي نيستند، از آنان - براي امور خيريه و مانند آن - كمكهاي مالي و . . . درخواست نكنيد .

55 . در صورت لزوم، پيش از سخنراني، نقشه، لوحه، فيلم، اسلايد، اورهد و مانند آن را آماده كنيد تا زمان سخنراني شما با انجام دادن اين گونه كارها تلف نشود .

56 . در صورتي كه پيش از سخنراني شما شخص ن است، استفاده كنيد تا آنان، در همان آغاز، نسبت به شما و محتواي سخنراني تان علاقه مند شوند و موضعگيري منفي نكنند . مثلا اگر براي كساني سخن مي گوييد كه «ولايت فقيه » را قبول دارند، اما درباره «حدود و اختيارات ولي فقيه » سؤالات و شبهاتي دارند، شما در آغاز سخنان خود، از «ارزش و اهميت ولايت فقيه » و سپس از «آثار و فوايد ولايت فقيه » و آن گاه از «شرايط ولي فقيه » و در پايان سخنانتان، از «حدود و اختيارات ولي فقيه » سخن بگوييد .


پي نوشت:

1) قيصر امين پور .

منبع :

شميم ياس :: خرداد 1382، شماره 3

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]

200 نكته ، چگونه سخنراني كنيم ؟  (1)

 


چگونه سخنراني كنيم؟ مجموعه اي است نسبتا نو، متنوع و خواندني كه به زيور قلم آراسته شده و با عنوانهاي زير به نگارش درآمده است:

يك . تعريف سخنراني;

دو . اهداف سخنراني;

سه . عوامل مؤثر در سخنراني;

چهار . اصول سخنراني;

پنج . نكات پيش از سخنراني;

شش . نكات آغاز سخنراني;

هفت . نكات هنگام سخنراني;

هشت . نكات پايان سخنراني;

نه . نكات پس از سخنراني;

ده . مواد سخنراني;

يازده . شرايط سخن;

دوازده . شرايط سخنران;

سيزده . شرايط سخنراني;

چهارده . آفات سخنراني;

پانزده . آداب سخنراني;

پيش از مطالعه اين نوشتار، اين نكته ها را نيز مطالعه نماييد:

كوشيده ايم كه نكته ها را به صورت كوتاه بازگو نماييم و از درازگويي بپرهيزيم .

استفاده از آيات، روايات، سخنان بزرگان دين و دانش، اشعار، خاطره ها، تجربه ها و مانند آن را، بيشتر براي فرصتي ديگر و بهتر گذاشته ايم .

تلاش كرده ايم - تا آنجا كه امكان يا توان داشته ايم - هر نكته اي را با مثال و نمونه همراه كنيم تا افزون بر نگارش علمي، قلمي كاربردي را نيز به كار برده باشيم .

قلم را به گونه اي چرخانده ايم تا نگاشته هاي آن، خواندني و از دسته بندي و نظمي منطقي و البته نسبي برخوردار باشند .

در اين نگاشته، از نگاشته هاي ديگران نيز بي بهره نبوده ايم كه سپاس و قدرداني خويش را به محضر همه آنان تقديم مي داريم .

حسن ختام اين نكته ها را اين نكته از حضرت امام خميني (ره) قرار مي دهيم: ممكن است دستهاي ناپاكي با سم پاشي ها و تبليغات سوء، برنامه هاي اخلاقي و اصلاحي را بي اهميت وانمود كرده، منبر رفتن براي پند و موعظه را با مقام علمي مغاير جلوه دهند . . . امروز در بعضي از حوزه ها شايد منبر رفتن و موعظه كردن را ننگ بدانند; غافل از اينكه حضرت امير (عليه السلام) منبري بودند و در منابر، مردم را نصيحت فرموده، آگاه، هوشيار و راهنمايي مي كردند . ساير ائمه (عليهم السلام) نيز چنين بودند . (1)

يك . تعريف سخنراني

1 . سخنراني فن و هنري است كه از راه ارائه دليل و برانگيختن عواطف، بر مخاطبان و شنوندگان خود تاثير مي گذارد و آنان را به سوي موضوع و هدفي خاص راهنمايي و براي آن زمينه سازي مي كند .

2 . همان گونه كه در تعريف بالا ديديد، سخنراني، راهنمايي مخاطب به سوي «هدفي خاص » است كه بايد براي آن «زمينه سازي » كرد . بنابراين، شما در هر سخنراني بايد هدفي خاص را دنبال كنيد و وظيفه خود را «راه نشان دادن » بدانيد نه «همراه خود بردن » ، و بايد از «اجبار» و «تحميل » در اين راه نيز پرهيز نماييد .

3 . باتوجه به تعريف سخنراني بايد توجه داشته باشيد كه سخنراني هم «فن » است، پس به «دانش » نياز داريد; و هم «هنر» است، پس به «ذوق » نياز داريد . از اين رو، دانش و ذوق دو ابزار مهم در سخنوري هستند كه شما بايد خود را به اين دو ابزار مهم تجهيز كنيد و روز به روز، بر «دانش سخنوري » و «ذوق سخنوري » خويش بيفزاييد .

4 . باتوجه به تعريفي كه براي سخنراني شد، شما در سخنراني خود بايد دو كار مهم را انجام دهيد: يكي ارائه دليل و ديگري برانگيختن عواطف . در كار اول، بايد بر «عقل » مخاطب خود و در كار دوم، بر «احساسات » او تاثير بگذاريد . و بايد دانست هر سخنراني اي كه اين «تاثيرگذاري » را نداشته باشد، سخنراني نيست و گوينده آن نيز سخنران نيست .

دو . اهداف سخنراني

5 . سخنراني بدون هدف، ساختن خانه اي بدون نقشه است . نبايد به گونه اي سخنراني كنيد كه شنوندگان شما پس از پايان سخنراني تان بگويند: «سخنانش زيبا و جالب بود، اما نفهميديم چه هدف و مقصودي از بيان آنها داشت و چه چيزي را ي خواست بگويد» . يكي از علتهاي چنين امري، داشتن معلومات بدون نظم و انسجام است كه هرچه زودتر بايد آنها را از نظمي منطقي و انسجامي درخور، برخوردار سازيد .

6 . اهداف اصلي و نهايي در سخنوري دو چيز است:

الف . اقناع يا قانع كردن مخاطب كه آن را با آوردن دليل و برهان انجام مي دهيد .

ب . ترغيب يا برانگيختن مخاطب كه آن را با تحريك عواطف و احساسات به فرجام مي رسانيد . به طور مثال، گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه مسائل عقيدتي و كلام جديد است . در اين صورت، بايد با دليل و استدلال، مخاطب خود را قانع كنيد . و گاه موضوع و محتواي سخنراني شما در زمينه كمكهاي مالي براي امور خيريه است . در اين صورت، بايد با تحريك عواطف، مخاطب خود را برانگيزانيد .

7 . براي قانع كردن شنوندگان مي توانيد از دليلهاي نقلي، مانند «آيات و روايات » و از دليلهاي عقلي، مانند «اجتماع نقيضين محال است » و از دليلهاي علمي، مانند «هر عملي عكس العملي دارد» ، استفاده كنيد . البته، هر نوع دليلي بايد متناسب با موضوع و مخاطب خود باشد . به طور مثال، چنانچه مخاطب شما به اسلام عقيده اي ندارد، نمي توانيد از دليهاي نقلي استفاده نماييد، بلكه بايد به دليلهاي عقلي و علمي روي آوريد .

8 . هنگام دليل آوردن و استدلال كردن حتما سطح فكري و علمي شنوندگان خود را در نظر بگيريد . اگر مخاطبان شما كودكان و نوجوانان هستند، از دليلهاي آسانتري استفاده نماييد . چنانچه مخاطبانتان دانشگاهيان هستند، دليلهاي علمي تري را به كارگيريد; ولي هيچ گاه از دليلهاي سست و غير منطقي - اگر چه قانع كننده نيز باشند - استفاده نكنيد; زيرا با رشد فكري و علمي مخاطبان و به مرور زمان، دست شما رو خواهد شد .

9 . هيچ گاه از شعر و قصه و مانند آن، به عنوان «دليل » استفاده نكنيد; زيرا از نظر منطقي و فلسفي، چنين استفاده اي صحيح نيست; بلكه از آنها به عنوان «شاهد» بر دليل و «مؤيد» آن استفاده نماييد . مثلا براي «مدارا كردن با دشمن » نمي توانيد به اين شعر «حافظ » استناد كنيد: «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا» ; زيرا ممكن است طرف مقابل شما، براي «مدارا نكردن با دشمن » ، به اين شعر «سعدي » استناد نمايد: «امروز بكش، چو مي توان كشت/كاتش چو بلند شد، جهان سوخت/مگذار كه زه كند كمان را/دشمن كه به تير مي توان دوخت » ; در حالي كه برخورد با دشمن مراحل گوناگوني دارد كه گاه مداراكردن و تساهل ورزيدن است و گاه مدارا نكردن و خشونت ورزيدن است .

10 . درجه برانگيختن احساسات و عواطف مخاطبان، بايد با درجه اهميت موضوع متناسب باشد . به طور مثال، بايد براي كمكهاي مالي ده هزارتوم: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl class=" " align=justify>20 . سخنران بايد نخست خودش نسبت به محتواي سخنانش علاقه مند و پاي بند باشد تا سخنانش در ديگران نيز اثر كند . مثلا اگر به مردم مي گويد: «اي مردم! ساده زندگي كنيد و از تجمل گرايي پرهيز نماييد» ، خودش بايد زندگي به دور از تجملات و ساده اي داشته باشد، نه اينكه در خانه اي شيك و گران زندگي كند و روي فرشهاي قيمتي راه برود و با اتومبيلي خارجي و مدل بالا رفت و آمد نمايد .

21 . براي موفقيت بيشتر در سخنوري بايسته است كه با «روش » هاي زير آشنايي داشته باشيد:

روش مطالعه;

روش تلخيص;

روش فيش برداري;

روش تحقيق;

روش ترجمه;

روش نقد;

روش استدلال;

روش دسته بندي .

22 . در سخنراني از موضوعات، مواد و مطالبي استفاده كنيد كه مورد نياز و ابتلاي شنوندگان باشند . در اين صورت، سخنان شما نافذتر خواهد بود . براي مثال، سخن گفتن از جن و پري و علم ستاره شناسي و مباحث عميق فلسفي و عرفاني چندان مورد نياز و ابتلاي عموم شنوندگان در اين زمان نيست، ولي معمولا سخن گفتن از مسائل فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي، مورد نياز و ابتلاي آنان است .

23 . رابطه روحي و عاطفي سخنران با شنوندگان در موفقيت او تاثير بسزايي دارد . اگر مي خواهيد اين رابطه برقرار شود، از ژرفاي دل و از روي اخلاص و با صداقت سخن بگوييد . مثلا چنانچه در جايي به چند جوان مجرد كمك فكري و مالي كرده ايد تا ازدواج كنند، در سخنرانيهاي خود نگوييد: «من چنين كاري كرده ام » ، بلكه بگوييد: «يكي از سخنوران چنين كاري كرده است » . يا در صورت امكان، محل سخنراني خود را زود ترك ننماييد، بلكه براي رسيدگي به مشكلات و گوش دادن به درد دل آنان، مدتي در آنجا بمانيد .

24 . براي اينكه سخنراني شما تاثير بيشتري داشته باشد، به كلي گوييهاي صرف بسنده نكنيد; بلكه به جزئيات و مصاديق و مثالهاي آن نيز روي بياوريد . به طور نمونه، اگر به مخاطبانتان مي گوييد: «آداب اجتماعي و اخلاقي را رعايت كنيد» ، به آنان نيز بگوييد: «ريختن آب دهان و . . . در خيابان و دست در بيني كردن در حضور ديگران برخلاف آداب اجتماعي و اخلاقي است .»

25 . استفاده از جملات و كلماتي نظير «شايد» ، «گويا» ، «احتمال دارد» و «ممكن است » ، تاثير و نفوذ سخن شما را كم مي كند . مثلا به جاي اينكه بگوييد: «اي مردم! اگر در مراسم نماز باران شركت كنيد، ممكن است باران بيايد»، بگوييد: «اي مردم! در مراسم نماز باران شركت كنيد تا باران بيايد» . يا به جاي اينكه بگوييد: «دانشجويان گرامي! چنانچه در اين جلسه شركت كنيد، شايد مسؤولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند» ، بگوييد: «دانشجويان گرامي! در اين جلسه شركت كنيد تا مسؤولان دانشگاه نيز به ما كمك نمايند .»

26 . يكي از راههاي يادگيري فن سخنوري و موفقيت در آن، شركت در جلسات سخنوران موفق است تا از هر سخنوري نكته اي را فرابگيريد; كيفيت و كميت سخنش را بسنجيد; چگونگي ورود وي در مباحث گوناگون و خروج از آن را مشاهده كنيد; حالات، حركات و سكنات او را بر كرسي سخن در نظر داشته باشيد و سپس آنها را در سخنرانيهاي خودتان به كار بنديد .

27 . سعي كنيد با سخنوران مشهور و خبره ارتباط نزديك داشته باشيد و با آنان مشورت و از تجربياتشان استفاده نماييد; زيرا غالبا تجربه ها در جايي نوشته نمي شوند، و پس از چندين سال تلاش هميشگي و خستگي ناپذير به دست مي آيند . از اين رو، گاه كسب يك تجربه در فن سخنوري مي تواند در موفقيت شما نقش بسزايي داشته باشد . مثلا اين تجربه براي شما مفيد است كه در هنگامسخنراني بايد از عادتهاي نامطلوب (مانند بازي كردن با موهاي صورت)، پرهيز كنيد; زيرا عادتهاي نامطلوب مي تواند نقش مؤثري در پراكندگي حواس شنوندگان داشته باشد .

28 . اگر مي خواهيد سخنوري موفق باشيد، از موضوعاتي استفاده كنيد كه بر مباحث آن كاملا تسلط و در آن مطالعات و معلومات كافي داريد . في المثل، چنانچه بر موضوع «توحيد در شعر حافظ » 90% تسلط داريد، ولي بر موضوع «توحيد در شعر مولوي » 70% تسلط داريد، حتما موضوع اول را برگزينيد .

29 . شخصيت شما و قدر و منزلتي كه نزد افكار عمومي داريد، در تاثير سخنراني تان كاملا نقش دارد . بنابراين، مواظب باشيد كه با گفتاري ناپسند و يا رفتاري ناشايست، شخصيت و قدر و منزلت خويش را نزد مردم لكه دار نكنيد . گاهي گفتن يك لطيفه ركيك يا يك جمله سخيف، مي تواند شخصيت شما را زير سؤال ببرد و سخنانتان را كم تاثير و يا حتي بي تاثير نمايد .

30 . در صورتي كه مي خواهيد سخنوري موفق و جذاب باشيد، هم سخن خوب بگوييد و هم خوب سخن بگوييد . براي موفقيت در امر اول، بايد از مواد و مطالب خوب بهره بگيريد . و براي موفقيت در امر دوم، بايد از ابزارها، قالبها و روشهاي خوب استفاده كنيد . مثلا «سعدي شيرازي » در شعر «سعديا گرچه سخندان و مصالح گويي/به عمل كار برآيد به سخنداني نيست » ، هم سخن خوبي گفته است كه انسان بايد به گفته هاي خويش عمل نمايد، و هم خوب سخن گفته است كه سخن خوب خود را در قالب شعري زيبا بيان كرده و از روشي فروتنانه استفاده نموده و مخاطب سخن خود را خودش قرار داده است .

31 . در صورت امكان، از روش سمعي و بصري در سخنراني نيز استفاده كنيد و يا حداقل قسمتي از سخنراني خود را با اين روش بيان نماييد كه گفته اند: «يك تصوير گوياتر از هزار كلمه است » . براي به كارگيري اين روش، استفاده از وسايلي، مانند فيلم، اسلايد، اورهد، اپك، نقشه، لوحه، تخته و تابلو مي تواند براي شما كارگشا باشد و تاثير بسزايي بر مخاطبانتان بگذارد .

32 . بكوشيد علاوه بر اينكه هميشه براي مخاطبان خاصي - مثلا جوانان - سخنراني مي كنيد، براي گروههاي ديگري از مردم، مانند بزرگسالان، روستاييان، كارگران، كارمندان، بانوان، معلمان، دانشگاهيان و حوزويان، نيز سخنراني نماييد تا با تيپهاي گوناگون در ارتباط باشيد و از افكار و خواسته هاي مختلف با خبر شويد . اين امر، شما را در كار سخنوري پخته تر و موفق تر مي كند .

33 . در صورت امكان، فاصله بين شما و شنوندگانتان كمتر باشد تا تاثير سخنان شما در آنان بيشتر گردد .

34 . دفترچه و يا تقويمي را تهيه كنيد و در آن، زمان، مكان، موضوع و مخاطبان سخنرانيهاي خود و نام كساني را كه از شما دعوت كرده اند، در آن يادداشت نماييد تا هم با فراموشي روبه رو نشويد و هم با آمادگي قبلي سخنراني كنيد . مثلا جدولي بدين صورت را در آن دفترچه يا تقويم بكشيد:

زمان / مكان / موضوع / مخاطب / دعوت كننده

شنبه 14/8/1380 / ساعت 10 صبح / دانشكده ادبيات دانشگاه تهران / شعر و ادب از ديدگاه اسلام / دانشجويان رشته ادبيات فارسي و استادان آنان / رئيس دانشكده ادبيات

35 . مي توانيد براي يادگيري و به كارگيري مطالب جالب و كلمات و جملات زيبا و روان دفتري را تهيه نماييد و آنها را در آن دفتر يادداشت كنيد تا هنگام سخنراني و به تناسب موضوع و محتواي سخن از آنها استفاده نماييد . براي آساني كار و صرفه جويي در وقت، بهتر است كه اين دفتر را از نوع «دفتر كلاسور» انتخاب كنيد و آن را به صورت «موضوعي » تنظيم نماييد و موضوعات آن را به ترتيب الفبايي در دفتر قرار دهيد . به طور مثال، مطالب و جملات اخلاقي را در قسمت «اخلاق » ; مطالب و جملات تربيتي را در قسمت «تربيت » ; مطالب و جملات عرفاني را در قسمت «عرفان » و مطالب و جملات قرآني را در قسمت «قرآن » ; مطالب و جملات ادبي را در قسمت «ادبيات » و مطالب و جملات هنري را در قسمت «هنر» قرار دهيد و به ترتيب الفبايي و بدين گونه تنظيم كنيد:

اخلاق;

ادبيات;

تربيت;

عرفان;

قرآن;

هنر .

36 . هميشه برگه هاي يادداشت و فيشهايي را همراه خود داشته باشيد تا هنگامي كه به مطالبي جالب، سخناني جذاب و اشعاري زيبا برخورد كرديد، بتوانيد بدون درنگ و دشواري، آنها را يادداشت كنيد و سپس در سخنرانيهايتان به كار گيريد . مثلا از كنار خياباني عبور مي كنيد و بر ديوار آن، اطلاعيه اي را مي بينيد كه اين اشعار در آن نوشته شده اند:

من نمي دانم كه اسلام از كجاست

من نمي دانم كه ايمان از كي است

هركسي دنبال چيزي مي رود

كز نخستين روز دنبال وي است

من «خميني » را ستايم زانكه او

هم «خم » است و هم «مي » است و هم «ني » است

شما در اين هنگام، برگه اي را بيرون بياوريد و اين اشعار را در آن يادداشت كنيد تا در فرصتي مناسب، مثلادر شب سالگرد ميلاد امام خميني (ره)، از آنها استفاده نماييد .

37 . در مواردي كه به مدتي طولاني - مثلا يك دهه محرم يا صفر و يا يك ماه مبارك رمضان - سخنراني مي كنيد، در روزهاي پاياني آن از مخاطبان خود بخواهيد تا نظرات، پيشنهادها و انتقادهايشان را نسبت به سخنانتان از جهات گوناگون به شما منتقل نمايند . مثلادر شب بيست و پنجم ماه مبارك رمضان، برگه هايي را كه داراي سه پرسش «نكات منفي سخنراني » ، «نكات ثبت سخنراني » و «پيشنهادها براي بهتر شدن سخنراني » است، به دست آنان بدهيد و پاسخهاي آنان را در شب بيست و هفتم جمع آوري كنيد و پس از مطالعه برگه ها و در شب آخر سخنراني تان، پيشنهادهاي مثبت و انتقادهاي درست را براي مخاطبان خود بيان كنيد و آنها را بپذيريد و به انتقادهاي نادرست آنان پاسخ دهيد . اين كار در بهتر شدن سخنراني شما تاثير فراواني خواهد داشت.


پي نوشت:

1) امام خميني (ره) جهاداكبر يا مبارزه بانفس، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، ص 25و26 .

منبع :

شميم ياس :: ارديبهشت 1382، شماره 2


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

زبان در قرآن

زبان، كليد بهشت و جهنم
زندگي واقعيتي است كه انسان بايد در راستاي آن، راه كمال را بپيمايد تا بتواند به هدف نهايي اش برسد. هدف نهايي در حركت انسان، رسيدن به مقام والاي انساني، قرب الي الله و تخلّق به اخلاق الهي است. براي حركت صحيح در اين مسير و نيل به اين هدف، برنامه و دستورالعمل صحيح لازم است تا رهرو بتواند، بي آن كه سرگردان شود در مسير صحيح و رشد و تعالي قدم بردارد.
اين راه را بايد در مرحله اول با ايمان به خدا شروع كرد، به كسي جز او دل نبست، و در راه اطاعت و عبادتش با اخلاص و كوشش گام برداشت؛ بديهي است با تكرار عمل صالح و ادامه اطاعت و عبادت، روح آدمي صفا مي يابد و براي ادامه مسير آمادگي بيشتر پيدا مي كند.
در مرحله دوم انسان بايد نفس خود را به تقوا زينت دهد و از محرّمات اجتناب كند، و با كسب تقوا و پرهيز از گناهان، به مدارجي از كمال روحي و تهذيب نفس دست يابد.
در مرحله سوم بايد از تمام گناهاني كه توسط اعضا و جوارح انسان سر مي زند، و در اين مسير مزاحم او مي باشد اجتناب كند، و يكي از آن گناهان كه خيلي خطرناك است، به وسيله زبان انجام مي شود.
زبان از جوارح بسيار ارزشمند و مفيد است، كه مي تواند با سخنان عالمانه و مقالات حكيمانه، جامعه را با كمال بسازد و از فرهنگ و دانش برخوردار نمايد، زبان مي تواند با مواعظ حسنه و اندرزهاي مشفقانه مردم را تربيت كند و به راه سعادت و رستگاري رهنمون سازد؛ همچنين زبان از جوارح بسيار خطرناك و مضر نيز هست و آفتش از آفت ساير اعضا و جوارح بيشتر است.
زبانِ گويا خصيصه بزرگي است كه آفريدگار حكيم به بشر عطا فرموده است، سرمايه گران قدري كه مايه پيشرفت علم و گسترش دانش در جهان است و مي تواند انسان را در شئون مختلف به تكامل سوق دهد.
زبان در قرآن
اَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ، وَ لِساناً وَشَفَتَيْنِ.[۱]
آيا براي انسان دو چشم قرار نداديم؟ و يك زبان و دو لب.

خداوند متعال در اين آيات به مهم ترين نعمت هايي كه به انسان عطا فرموده اشاره مي نمايد، تا او را وادار به تفكر در خالق اين نعمت ها نمايد، و با تحريك حسّ شكر گزاري در درون جانش او را به سوي معرفت خالق سوق دهد.
نعمت زبان و نقش آن در زندگي انسان
مهم ترين وسيله ارتباط انسان با افراد بشر، و انتقال شفاهي اطلاعات از قومي به قوم ديگر و از نسلي به نسل ديگر به وسيله زبان انجام مي شود، و اگر اين وسيله ارتباطي نبود هرگز انسان نمي توانست تا اين حد در علم و دانش و در مسائل معنوي پيشرفت كند. زبان كه از اندام هاي حسي است، يگانه وسيله سخن گفتن و فرو بردن غذا است.[۲] ولي قرآن در ميان وظايف مختلف آن، روي نقش بيانگري آن تكيه مي كند و از اين زاويه به آن مي نگرد، و اين قسمت از هنرنمايي زبان آن چنان اهميت دارد كه ديگر وظايف آن را تحت الشعاع خود قرار داده است.
انسان از طريق محاوره، مذاكره، گفت و شنود و پرسش و پاسخ، مي تواند با ديگران به گفتگو، مباحثه و مجادله بپردازد.
تعليم و تربيت كه زمينه رشد و تكامل انسان ها را فراهم مي سازد، از طريق آموزش انجام مي شود كه مهم ترين وسيله برقراري ارتباط، زبان است.
قوه هاي مغزي انسان مانند فكر كردن و استدلال كردن از جمله قابليت هايي هستند كه امكان شناخت و كسب دانش، را فراهم مي آورد و انسان به كمك زبان مي تواند ديگران را از اين گنجينه آگاه سازد.
قال علي(عليه السلام): «المرء مخبوءٌ تحت لسانه».[۳]
اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) مي فرمايد: شخصيت انسان زير زبان او نهفته است.
با اين وصف ايجاب مي كند كه اين عضو از اندام هاي حسي، مايه رشد انسانيت، بيانگر افكار و انديشه و روشنگر شخصيت انسان شمرده شود.
موقعيت زبان در قرآن
خداوند متعال پس از يادآوري آفرينش انسان، مسئله آموزش به كمك زبان را يادآوري مي كند. بزرگ ترين مظهر لطف و مهرباني خدا به انسان اين است كه نعمت قدرت تكلّم و بيان را به او ارزاني داشته است.
اَلرَّحْمنُ، عَلَّمَّ الْقُرآنَ، خَلَقَ اْلانْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَيانَ.[۴]
خداوند رحمان، قرآن را تعليم فرمود، انسان را آفريد، و به او بيان را تعليم كرد.
در اين آيه، خداوند به يكي از مهم ترين نعمت ها بعد از نعمت آفرينش انسان اشاره مي كند و مي فرمايد به انسان بيان را تعليم داديم.
بيان از نظر مفهوم لغوي، معني گسترده اي دارد و به هر چيزي گفته مي شود كه بيّن و آشكار كننده چيزي باشد. بنابراين، نه فقط نطق و سخن را شامل مي شود بلكه كتابت و خط و انواع استدلالات عقلي و منطقي كه مبيّن مسائل مختلف و پيچيده است همه در مفهوم بيان جمع است، هرچند شاخص اين مجموعه همان سخن گفتن است. گرچه ما به دليل عادت به سخن گفتن آن را مسئله ساده اي فكر مي كنيم، ولي در حقيقت سخن گفتن از پيچيده ترين اعمال انسان است.
اگر نقش بيان در تكامل و پيشرفت زندگي انسان ها و پيدايش و ترقّي تمدن ها را در نظر بگيريم، اذعان خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود انسان هرگز نمي توانست تجربيات و علوم خود را به سادگي از نسلي به نسل ديگر منتقل سازد.
قدرت بيان و تكلّم در اداي رسالت رسولان الهي نقش مهمي دارد به گونه اي كه حضرت موسي(عليه السلام) از خداوند مي خواهد هر نوع لكنت را از زبان او بردارد.
وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني، يَفْقَهُوا قَوْلي.[۵]
و گره از زبانم بگشا، تا سخنان مرا بفهمند.
حضرت موسي(عليه السلام) در اين آيه تقاضاي قدرت بيان كرد، چه اين كه مي دانست موفقيت آن حضرت هنگامي است كه قدرت ارائه و اظهار مطالب به صورت كامل وجود داشته باشد، و توانايي بازكردن گره هاي سخن كه مانع درك و فهم شنونده مي گردد به او داده شود، يعني سخنش آن چنان فصيح و بليغ باشد كه همه مخاطبان منظور وي را درك كنند.
همچنين آن حضرت از خدا خواست، برادرش را كه در سخنوري فصاحت داشت براي اداي رسالت او را ياري دهد. (وَ أَخِي هارُونَ هُوَ اَفْصَحُ مِنّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً).[۶]
اصولاً كار بزرگ پيامبران كه ابلاغ رسالت الهي است به شيوه انتقال شفاهي بوده، و براي همين جهت خداوند به پيامبر مكرم اسلام(صلي الله عليه وآله)نويد مي دهد كه، ما پيام هاي خود را به زبان تو آسان كرديم تا به وسيله آن پرهيزكاران را بشارت دهي.
فَاِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِك لِتُبَشِّرَ بِه الْمَتَّقينَ وَ تُنْذِرَ بِه قَوْماً لُدّاً.[۷]
ما قرآن را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزكاران را به وسيله آن بشارت دهي و دشمنان سرسخت را انذار كني.
پس زبان يگانهوسيله اي است كه نيايش خداوند وبسياري ازفرايض مانند اقامه نماز واداي شهادت واظهارايمان و تحقق اسلام، با آن صورت مي گيرد.
آن جا كه خداوند مي خواهد عنايت خود را نسبت به يكي از پيامبران به گونه اي ابراز كند او را به مقام كليمي مفتخر ساخته و با او سخن مي گويد و او را به پاسخ وا مي دارد، چنان كه مي فرمايد:
وَكلَّمَ اللهُ مُوسي تَكليماً.[۸]
خداوند با موسي سخن گفت.
نزول وحي بر پيامبران مختلف است. گاهي از طريق نزول فرشته وحي، گاهي از طريق الهام بر قلب و گاهي از طريق شنيدن صدا، به اين ترتيب كه خداوند امواج صوتي را در فضا و اجسام مي آفريده و از اين طريق با پيامبران صحبت مي كرده است. مقام و موقعيت و عظمت اين نعمت چيزي نيست كه بر احدي مخفي باشد.
زبان گواه ضمير، داور ميان حق و باطل، بيانگر حقايق اشيا، پديد آورنده محبت و دوستي و وسيله سپاسگزاري است.
خدمت بزرگي كه زبان قرآن و لسان حضرت محمد(صلي الله عليه وآله) در جامعه انساني انجام داد، هيچ قدرتي توانايي انجام آن را ندارد.
اكنون پس از آگاهي از عظمت اين عضو حساس در بدن، بايد در مقابل، از مسئوليت آن نيز آگاه شويم و بدانيم كه به وسيله همين عضو از اندام هاي حسي،بزرگ ترين خدمت هاو عظيم ترين جنايت ها انجام مي گيرد.
مسئوليت هاي زبان
ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْل اِلاّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ.[۹]
هيچ سخني را انسان تلفظ نمي كند، مگر اين كه نزد آن فرشته اي مراقب و آماده براي انجام مأموريت است.
خداوند متعال در اين آيه روي خصوص الفاظ و سخنان تكيه مي كند و اين به دليل اهميت فوق العاده و نقش مؤثري است كه گفتار در زندگي انسان ها دارد، تا آن جا كه گاهي يك جمله مسير اجتماعي را به سوي خير يا شر تغيير مي دهد. بسياري از مردم سخنان خود را جزء اعمال خويش نمي دانند و خود را در سخن گفتن آزاد مي پندارند، در حالي كه مؤثرترين و خطرناك ترين اعمال آدمي، همان سخنان اوست.
عموميت تعبيرآيه نشان مي دهد كه تمامي الفاظ وگفتارآدمي ثبت مي شود.
قال الصادق(عليه السلام): «ان المؤمنين اذا قعدا يتحدثان قالت الحفظة بعضها لبعض اعتزلوا بنا، فلعل لهما سرا وقد سترالله عليها».[۱۰]
امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: هنگامي كه دو مؤمن كنار هم مي نشينند و بحث هاي خصوصي مي كنند، حافظان اعمال به يكديگر مي گويند ما بايد كنار رويم، شايد آنها سرّي دارند كه خداوند آن را مستور داشته.
راوي مي گويد: مگر خداوند نمي فرمايد: (ما يلفظ من قول الا لديه رقيب و عتيد) امام فرمود: ان كانت الحفظة لاتسمع فان عالم السر يسمع ويري.[۱۱]
اگر حافظان سخنان آنها را نشنوند خداوندي كه از اسرار با خبر است مي شنود و مي بيند.
از اين روايت استفاده مي شود كه خداوند براي اكرام و احترام مؤمن، بعضي از سخنان او را كه جنبه سرّي دارد از آنها مكتوم مي دارد.
عظمت زبان در كلام و بيان
زبان ترجمان اندرون و سجاياي يك انسان است، چنانچه حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايد: المرء مخبوء تحت لسانه.[۱۲]
شخصيت مرد در زير زبان او پنهان است، وقتي كه حرف زد شخصيت وي معلوم مي شود.
قرآن شريف گفتار و بيان را از مواهب خداوند به حساب مي آورد و آن را از آثار رحمت و بركت خدا مي داند، و تعليم بيان يعني گفتار و سخنوري را كه در ضمير انسان است در وجود او قرار داده است.
در حقيقت سخن گفتن از شگفتي ترين اعمال انسان است، اين صوتي كه از ريه و حنجره بدست مي آيد برخي نشانه خشم و برخي نشانه رضاست، لذا نبايد از اين نعمت استفاده باطل نمود.
انبياي الهي با سلاح بيان مجهز شده و مأمور به تبليغ شده اند، و بارزترين خصيصه از ميان خصايص و فضايل انسان، همان بيان و تبيين تعليموتربيت است. قرآن وظيفه منحصر به فردانبيا راابلاغ معرفي كرده است.
ما عَلَي الرَّسُولِ اِلاّ الْبَلغُ.[۱۳]
پيامبر وظيفه اي جز ابلاغ رسالت و دستورهاي الهي ندارد.
اگر نقش بيان را در تكامل و پيشرفت بشر و ترقي تمدن ها در نظر بگيريم، اذعان خواهيم كرد كه اگر اين نعمت بزرگ نبود، انسان هرگز نمي توانست تجربيات و علوم خود را از نسلي به نسل ديگر منتقل سازد.
سئل علي بن الحسين(عليه السلام) عن الكلام و السكوت أيّهما افضل؟ فقال(عليه السلام): لكل واحد منهما آفات، فاذا سلما من الأفات فالكلام افضل من السكوت قيل: كيف ذلك يابن رسول الله(صلي الله عليه وآله)قال: لأن الله عزوجل ما بعث الأنبياء و الأوصياء بالسكوت، انّما بعثهم بالكلام، و لا استحقّت الجنّة بالسكوت ولا استوجبت ولاية الله بالسكوت ولا توقيت النار بالسكوت انّما ذلك كلّه بالكلام، ما كنت لأعدل القمر بالشمس، انّك تصف فضل السكوت بالكلام ولست تصف فضل الكلام بالسكوت.[۱۴]
از امام زين العابدين(عليه السلام) سؤال شد از كلام و سخن گفتن و ساكت شدن كدام افضل است؟ امام(عليه السلام) فرمود: براي هر كدام از اينها آفاتي است، وقتي از آفات سالم ماند، سخن گفتن افضل است از سكوت. عرض شد چگونه مي شود اي فرزند پيامبر، امام فرمود: انبيا و اوصيا به خاموشي مبعوث نشده اند بلكه خداوند آنها را به سخنراني فرستاده و بهشت با سكوت به دست نمي آيد، و دوستي خدا را با سكوت نمي توان يافت، جلوي آتش دوزخ را با سكوت نمي توان گرفت، همه اينها با سخن گفتن بدست مي آيد. من هيچ وقت بين ماه و خورشيد برابري نمي گذارم، ولي تو مي خواهي فضيلت سكوت را توصيف كني و در مقام اين نيستي كه فضيلت سخن گفتن را از راه كم ارزشي سكوت، معرفي كني.
قال علي(عليه السلام): «ماالاْنسان لولا اللسان الاّ صورة ممثلة اَوْ بهيمة مُهْمَلَة».[۱۵]
علي(عليه السلام) مي فرمايد: اگر زبان گويا نباشد، بشر جز هيكل و نقشي و يا چارپايي بيش نيست.
و قال علي(عليه السلام): «ايها الناس اِنّ في الانسان عشر خصال يظهرها لسانه: شاهدٌ يخبر عن الضمير، حاكم يفصل بين الخطاب، و ناطق يردٌ به الجواب، و شافع تدرك به الحاجة، و واصف يعرف به الأشياء، و أمير يأمر بالحسن، و واعظ ينهي عن القبيح، و معزّ تسكن به الأحزان، و حاضر تجلّي به الضغائن، و مونق تلتذبه الأسماع».[۱۶]
علي(عليه السلام) مي فرمايد: در انسان ده خصلت وجود دارد كه تنها زبان آنها را آشكار مي سازد. در مقام شهادت از باطن خبر دهنده است، در مقام حكومت حلّ و فصل كننده است، در مقام نطق به سؤالات جواب دهنده است، در برابر نيازمندان شفاعت كننده است، در مقام توضيح مجهولات معرّف اشيا است، در مقام امارات دستور دهنده به كارهاي نيك است، در مقام وعظ، از كارهاي بد باز دارنده است، در موارد مصيبت و غصّه تعزيت گوينده و تسكين دهنده است، در موارد حقد و حسد با مدّاحي آنها را از بين برنده است و خوش سُراينده است كه شنونده را به وجدْ مي آورد.
در نوشتاري كه پيش رو داريد تلاش كرده ايم تا مطالبي پيرامون فوايد و آفات زبان كه در تكامل يا انحطاط فرد و جامعه اثرات فراواني دارد، براي پيروان مكتب قرآن و اهل بيت(عليهم السلام)بيان كنيم. شايان توجه است كه در ابتداي نگارش قرار بود كه كتاب موجود در دو مجلد جداگانه در دسترس علاقه مندان قرار گيرد، اما براي سهولت دستيابي خوانندگان محترم به تمام مطالب، سعي شد به اختصار در يك جلد گردآوري شود. بخش اوّل مربوط به فوايد زبان است و بخش دوم به آفات زبان اختصاص دارد.
به اميد آن كه اين نوشتار، مورد رضاي حق قرار بگيرد و ذخيره اي باشد، براي «يَوْمَ لايَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونٌ اِلاّ مَنْ اَتَي الله بِقَلْب سَليم».[۱۷]

———————
[۱]. بلد (۹۰)، آيات ۸ ـ ۹٫
[۲]. در روي زبان، سلول هاي ويژه اي به نام سلول هاي چشايي وجود دارند كه توسط مواد شيميايي محلول در آب دهان تحريك مي شوند. با زبان انسان، چهار مزه شيريني، تلخي، ترشي و شوري احساس مي شود.
[۳]. نهج البلاغه: كلمات قصار، ۱۴۰٫
[۴]. الرحمن (۵۵)، آيات ۳ ـ ۱٫
[۵]. طه (۲۰)، آيات ۲۷ ـ ۲۸٫
[۶]. قصص (۲۸)، آيه ۳۴٫
[۷]. مريم (۱۹)، آيه ۹۷٫
[۸]. نساء (۴)، آيه ۱۶۴٫
[۹]. ق (۵۰)، آيه ۱۸٫
[۱۰]. بحارالأنوار: ج ۷۳، ص ۲۹٫
[۱۱]. تفسير نورالثقلين: ج ۵، ص ۱۱۰٫
[۱۲]. بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۲۹۱؛ نهج البلاغه: كلمات قصار، ۱۴۰٫
[۱۳]. مائده (۵)، آيه ۹۹٫
[۱۴]. بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۲۷۴٫
[۱۵]. غررالحكم: ج ۲، ص ۷۴۸٫
[۱۶]. بحارالأنوار: ج ۷۴، ص ۲۸۳؛ أصول الكافي: ج ۸، ص ۲۰٫
[۱۷]. شعراء (۲۶)، آيات ۸۸ ـ ۸۹٫

منبع :

http://tebyan-mobaleghin.ir/?p=689


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (24)


امام‏على عليه السلام :

إن صَمَتَ لَم يَغُمَّهُ صَمتُهُ ، وإن ضَحِكَ لَم يَعلُ صَوتُهُ .
در بيان نشانه پرهيزگار ، مى‏فرمايد : اگر خاموشى گزيند ، خاموشيش او را اندوهگين نسازد
و اگر بخندد ، صدايش را بلند نمى‏كند .
نهج البلاغه : خطبه 193


 
امام صادق عليه السلام - به مردى كه در مرگ فرزندش سخت بيتابى مى‏كرد - :

يا هذا جَزِعتَ للمُصيبَةِ الصُّغرى‏ ، وغَفَلتَ عنِ المُصيبَةِ الكُبرى‏ ! ولو كنتَ لِما صارَ إليه وَلَدُكَ
مُستَعِدّاً لَما اشتَدَّ علَيه جَزَعُكَ ، فَمُصابُكَ بتَركِكَ الاستِعدادَ لَهُ أعظَمُ مِن مُصابِكَ بوَلَدِكَ .
اى مرد ! تو در مصيبت كوچك بيتابى مى‏كنى و از مصيبت بزرگ غافلى ! اگر براى آن جايى كه
فرزندت رفت ، آماده بودى هرگز براى او بيتابى نمى‏كردى . مصيبت آماده نشدن تو براى‏آن
روز بزرگتر از مصيبت‏فرزند توست .

عيون اخبارالرضا عليه السلام 2 / 5 / 10


امام صادق عليه السلام :

مَن اُلهِمَ الاستِرجاعَ‏عندَ المُصيبَةِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ .
به هركس در هنگام مصيبت، استرجاع الهام شود ، بهشت بر او واجب گردد .
ثواب الاعمال : 235 / 2


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

النِّياحَةُ عملُ الجاهِليَّةِ .
شيون كردن ، كار جاهليّت است .

بحارالانوار : 82 / 103 / 50


 
امام على عليه السلام :

صَوتانِ مَلعونانِ يُبغِضُهُما اللَّهُ : إعوالٌ عندَ مُصيبَةٍ ، وصَوتٌ عندَ نِعمَةٍ ؛ يَعنِي النَّوحَ والغِناءَ .
از پيامبر خدا صلى الله عليه وآله : دو صدايند كه نفرين شده‏اند و خداوند از آنها نفرت دارد :
آه و فغان كردن به هنگام مصيبت و صداهاى هنگام (سرمستى از) نعمت ؛ يعنى نوحه كردن و آواز خواندن .
دعائم الاسلام : 1 / 227


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

إنّ اللَّهَ يُحِبُّ الصَّوتَ الخَفيضَ ، ويُبغِضُ الصَّوتَ الرَّفيعَ .
خداوند صداى آهسته را دوست دارد و از صداى بلند نفرت دارد .
منية المريد : 213


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله - در سفارش به ابوذر - :

يا أبا ذَ رٍّ ، اخفِضْ صَوتَكَ عِند الجَنائزِ ، وعِندَ القِتالِ ، وعِندَ القرآنِ .
اى ابوذر ! هنگام تشييع جنازه‏ها و هنگام جنگ و وقتى قرآن خوانده مى‏شود ، صدايت را پايين بياور .
بحارالانوار : 77 / 82

 

امام على عليه السلام :

ثلاثٌ فيهِنَّ المُروءَةُ : غَضُّ الطَّرفِ ، وغَضُّ الصَّوتِ ، ومَشيُ القَصدِ .
سه چيز از نشان رادمردى است : پايين انداختن نگاه ، پايين آوردن صدا و اعتدال در راه رفتن .
غررالحكم : 4660


امام على عليه السلام :

خَفضُ الصَّوتِ ، وغَضُّ البَصَرِ ، ومَشيُ القَصدِ ، مِن أمارَةِ الإيمانِ وحُسنِ التَّدَيُّنِ .
پايين آوردن صدا و فروانداختن نگاه و اعتدال در راه رفتن ، از نشانه‏هاى ايمان
و حُسن ديندارى است .
غررالحكم : 5073


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :

الصائمُ في عِبادَةِ اللَّهِ‏وإن كانَ نائماً على‏ فِراشِهِ ، ما لَم يَغتَبْ مُسلِماً .
روزه‌‏دار گرچه در بستر خويش خفته باشد ، تا زمانى كه غيبت مسلمانى را نكند ،
در حال عبادت خداست .
ثواب الاعمال : 75 / 1


امام صادق عليه السلام :

نَومُ الصائمِ عِبادَةٌ ، وصَمتُهُ تَسبيحٌ ، وعَمَلُهُ مُتَقَبَّلٌ ، ودُعاؤهُ مُستَجابٌ .
روزه‏دار خوابش عبادت و سكوتش تسبيح و عملش پذيرفته و دعايش مستجاب است .
الفقيه : 2 / 76 / 1783


فاطمه زهراء عليها السلام :

ما يَصنَعُ الصائمُ بِصِيامِهِ إذا لَم يَصُنْ لِسانَهُ وسَمعَهُ وبَصَرَهُ وجوارِحَهُ ؟!
اگر روزه‏دار زبان و گوش و چشم و اعضا و جوارح خود را نگه ندارد ،
روزه به چه كارش مى‏آيد ؟
دعائم الاسلام : 1 / 268


ما أَضمَرَ أَحَدٌ شَيئا إِلاّ ظَهَرَ فى فَلَتاتِ لِسانِهِ وَصَفَحاتِ وَجهِهِ؛
هيچ كس چيزى را در دل پنهان نداشت، جز اين كه در لغزش هاى زبان و خطوط چهره او آشكار شد.

نهج البلاغه، حكمت 26


مَن كانَ يُؤمِنُ بِاللّه  وَاليَومِ الخِرِ فَليَقُل خَيرا أَو لِيَسكُت؛
هركس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد سخن خير بگويد يا سكوت نمايد.

 نهج الفصاحه، ح 2915


جَمالُ الرَّجُلِ فَصاحَةُ لِسانِهِ؛
زيبايى مرد به شيوايى زبان اوست.

كنزالعمال، ج10، ص152، ح28775


إِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ وَشَرٍّ فَيَنبَغى لِلمُؤمِنِ أَن يَختِمَ عَلى لِسانِهِ كَما يَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَفِضَّتِهِ؛
براستى كه اين زبان كليد همه خوبيها و بديهاست پس سزاوار است كه مؤمن بر زبان خود مهر زند، همان گونه كه بر (كيسه) طلا و نقره خود مُهر مى زند.

تحف العقول، ص 298


اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ؛
زبان، درنده اى است كه اگر رها شود، گاز مى گيرد.

نهج البلاغه، حكمت 60
 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۳:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]

حديث سكوت ، گفتن و .... شنيدن (23)


پيامبر خدا صلى الله عليه وآله :
إنَّ أفضَلَ الصَّدَقةِ صَدَقةُ اللِّسانِ ، تَحقُنُ بهِ الدِّماءَ، وتَدفَعُ بهِ الكَريهَةَ
،وتَجُرُّ المَنفَعةَ إلى‏ أخيكَ المُسلِمِ .


برترين صدقه ، صدقه زبان است كه با آن از ريختن خونها جلوگيرى كنى و پيشامد
ناخوشايند را دفع كنى و به برادر۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.