مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4427
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 22
همه : 5165390

هنر گفتگو: ابزار ارتباطي زوج ها

مقدمه؛

هنر گفتگو ابزاري است كه در تمرينات درماني ام براي زوج ها خلق كرده ام. اين يك ابزار ساخت يافته است كه در آن يك نفر (شخص الف) بايد 20 دقيقه درمورد موضوعي كه دوست دارد صحبت كند درحاليكه همسرش (شخص ب) سوالات خاصي از او مي پرسد كه بايد به شخص الف كمك كند جوانبي از قضيه را ببيند كه تا به حال به آن دقت نكرده بود. وقتي 20 دقيقه تمام شد و زوج فرصت اين را يافتند كه درمورد تجاربشان با هم صحبت كنند، نقش ها عوض مي شود و دوباره شروع مي كنند.

هنر گفتگو تازماني عمل ميكند كه دو نفر به قدر كافي آرام باشند كه بتوانند درست فكر كنند. اگر يكي از شما عصباني، ناراحت، يا آزرده خاطر باشيد، اين تكنيك فايده اي نخواهد داشت. در آن زمانها بايد از تكنيك هاي ديگر استفاده كنيد. ابزاري كه در اين مقاله به شما معرفي مي كنيم براي زماني خوب است كه هر دوي شما آرام شده باشيد و آمادگي صحبت كردن رو در رو را داشته باشيد.

[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]


هنر گفتگو در خانواده

در واقع در ژرفاي دل هر خانواده، درد حقيقي، همان بدفهمي يا سوء تفاهم است. براي تصديق اين حقيقت، كافي است نگاهي به عناوين پرفروش ترين كتاب ها بيندازيد. كتاب دبورا تانن(1) با عنوان «مشكل تو اين است كه درك نمي كني» و كتاب «مردان مريخي، زنان ونوسي» از جان گري(2) در اين زمينه، از شهرت خاصي برخوردارند. دقت در برخي از جملات رايج بين خانواده ها نيز مي تواند مهر تأييدي بر گفتار بالا باشد.

او هرگز مرا درك نكرد؛ تو اصلاً نمي فهمي من چه مي گويم؛ منظورم چيز ديگري بود... .

اينها جملاتي است كه امروزه بيش از پيش، زبان بسياري از مردان و زنان (بويژه زوج هاي جوان)، با آنها آشناست. به راستي، چرا در بين انسان ها مشكل بدفهمي وجود دارد؟ چرا احزاب سياسي يك كشور، كمتر همديگر را درك مي كنند؟ به چه دليل، يك سخن براي دو نفر، دو معناي متفاوت به دست مي دهد؟ و سرانجام، چرا در بين زن و شوهر يا فرزندان و والدين تا اين اندازه، عدم درك متقابل وجود دارد و جملات هر كدام به گونه اي فهميده مي شود كه منظور گوينده نبوده است؟ آيا مشكل در گزاره هاست و الفاظ؟ يا در درون فرد است و در مقصود او؟

شايد در مرحله اوّل به نظر آيد كه مي تواند در هر دو باشد. ممكن است گاهي الفاظ و گزاره ها داراي معاني متعددي باشند و شنونده، معنايي را بفهمد كه منظور نويسنده نبوده است. بدين سان، احتمال دارد كه گوينده يك سخن، مراد جدي از سخن نداشته باشد؛ بلكه بيشتر به صورت گزنده، طنزگونه يا از روي شوخي سخن بگويد و شنونده از مراد وي ناآگاه باشد. امّا آنچه گروه ها و افراد مختلف اجتماعي، بويژه خانواده (به عنوان كوچك ترين واحد اجتماعي) را در اثر عدم فهم متقابل، همواره اسير تلخ كامي، اضطراب و ناآرامي مي سازد، نه از گزاره ناشي مي شود و نه به گردن فرد است؛ هرچند كه آنها نيز بي تأثير نيستند.

فرهنگ و مهم ترين نهاد آن

به نظر مي رسد دليل اصلي اين مشكل، ريشه در فرهنگ جامعه دارد. در ابتدا شايد كمي عجيب به نظر آيد كه مسئله گفتگو و فهم متقابل كه اغلب، امري روان شناختي قلمداد مي شود، با يكي از كلي ترين پديده هاي اجتماعي يعني «فرهنگ»، مرتبط باشد؛ اما احتمالاً حقيقت همين است. در اين نوشتار، سعي خواهم كرد تا اين سخن را به اندازه توان خويش، تبيين كنم.

از ديدگاه جامعه شناسان، زبان، مهم ترين و اساسي ترين نماد فرهنگي يك جامعه است.(3) كلماتي را كه اكنون شما مي خوانيد، نشانه هايي اند كه ما بر روي معاني آنها توافق داريم و از اين رو، هر كلمه اي يك نماد است. غير از زبان، نمونه هايي چون پرچم، صليب، مشت گره خورده، اخم صورت، برنامه كامپيوتري و مانند اينها همگي نماد و نشانه هايي هستند كه معاني توافق شده اي را در بر دارند. جامعه شناسان مجموعه اين نظام هاي نماد را در ميان مردم، عمدتا «فرهنگ» مي نامند.(4) البته تعاريف متعددي براي فرهنگ وجود دارد كه تعريف مذكور، يكي از آنهاست.

جهان ما از نمادها ساخته شده است و ما به وسيله اين نمادها با جهان، ارتباط برقرار مي كنيم. اساسا هر آنچه را كه ما تجربه مي كنيم، انجام مي دهيم، ميل داريم و مي بينيم، به نمادها بستگي دارد. هرچند كه اين نمادها ساخته خود ما هستند؛ ولي با قدرتي زياد، و البته نَه غير قابل مقاومت، بر ما حكم مي رانند، و دريافت ها و احساساتي خاص را بر ما القا و تحميل مي كنند.

ارتباط نمادي آدميان به سه شيوه اساسي صورت مي گيرد. شيوه نخست «زبان گفتاري» است كه عبارت از الگوهاي صوتي و معاني پيوسته آن است. زبان گفتاري، آموزش و ارتباط را آسان مي كند. دومين شيوه ارتباط، «زبان نوشتاري» است كه عبارت از ثبت تصاويري از گفتار است. سومين روش، «زبان جسماني» است كه از ادب عاميانه گرفته شده و به معناي ارتباط با حركت دست و صورت و به صورت كلي، با ايما و اشاره است.(5)

نكته مهم اين است كه نظام هاي نمادين يك جامعه در يكديگر، تأثير متقابل دارند. بنا بر اين، زبان به عنوان بزرگ ترين نماد فرهنگي و فرهنگ ساز جامعه، هم متأثر از ساير نمادهاي فرهنگي است و هم تأثيرگذار بر آنها . به ديگر سخن، برخي از واژگان و همچنين گزاره ها در يك زمينه فرهنگي مي توانند نماد و نشانگر معنايي باشند كه در زمينه فرهنگي ديگر نباشد؛ زيرا نمادهاي فرهنگي در جوامع مختلف، متفاوت است و به دليل همين تفاوت است كه تنوّع فرهنگي و خرده فرهنگ ها به وجود مي آيند.

بنا بر اين، آنچه افراد از جهان مي بينند، لزوما با برداشت ديگران از آن، يكسان نيست. در واقع، مردم به دنيا آن گونه كه هست نگاه نمي كنند؛ بلكه آن طور كه خودشان هستند يا آن گونه كه شرايط ايجاب مي كند به جهان مي نگرند.(6)

حال هر يك از افراد كه مي خواهند جهان مورد مشاهده خويش را با زبان، بيان كنند، «زبان»، در واقع به وسيله اي جهت ارتباط و نمادين ساختن باورها و يافته ها و در يك كلمه، به «فرهنگ» او تبديل مي شود و در نتيجه، گاهي واژگان و جملاتي كه از سوي افراد مختلف به كار برده مي شود، يكسان اند ولي از دو نوع ديدگاه و فرهنگ، حكايت مي كنند. در اين جاست كه اگر افراد، نسبت به محيط فرهنگي يكديگر ناآشنا باشند در گفتگو، موفقيتي ندارند و به اصطلاح، زبان همديگر را نخواهند فهميد.

چاره چيست؟

حال بايد ديد كه كليد تفاهم چيست و هنر گفتگوي موفق و درك متقابل چگونه است؟ براي اين سؤال نيز پاسخ هاي مختلفي مي توان ارائه كرد. بسياري از كتاب هايي كه در اين زمينه، نوشته شده اند به تفاوت هاي فردي بويژه تفاوت هاي جنسي زن و مرد تأكيد مي ورزند. اما در اين نوشتار، برآنيم تا با نگاهي كلان و جامعه شناختي، عوامل اجتماعيِ دخيل در فهم متقابل را، كه چه بسا مهم تر از عوامل فردي است، مورد كاوش قرار دهيم؛ آن گونه كه علل آن را هم با رويكردي اجتماعي بيان كرديم.

بهترين راه حل پيشگيرانه براي تفاهم مطلوب خانواده را مي توان در قبل از ازدواج و شكل گيري خانواده جستجو كرد. بايد پيش از ازدواج، به اين مسئله توجّه شود كه همسر آينده از جنبه هاي مختلف، بويژه از جهت فرهنگي، هم تراز و همسان با مرد باشد؛ مسئله اي كه در جامعه شناسي، تحت عنوان «همسان همسري»(7) عنوان مي شود. لذا دين مبين اسلام و همچنين روان شناسان و جامعه شناسان، تأكيد زيادي بر هم كُفْو بودن دختر و پسر در امر ازدواج دارند.

اما به هر صورت، ممكن است اين ملاك در انتخاب همسر، آن گونه كه بايد، رعايت نشود يا اين كه به شكل درستي سنجيده نشود و بدين ترتيب، پس از ازدواج، سوء تفاهم يا بدفهمي به وجود آيد. همچنان كه مشكل بسياري از خانواده ها از اين نوع است. حال، چاره اين، در چيست؟

به نظر مي رسد كه اولين راهكار در اين زمينه، توجّه و آگاهي نسبت به تفاوت و گوناگوني فرهنگي است. بدين معنا كه زوجين در هنگام اختلاف، چنانچه نخست به تفاوت هاي يكديگر بخصوص تفاوت هاي فرهنگي واقف باشند در برخورد با يكديگر، ملايمت و نرمي بيشتري نشان خواهند داد و همان حقانيتي را كه براي خود قائل اند براي طرف مقابل خويش نيز قائل اند.

«با توجّه به اين كه همسر من از فرهنگ ديگري است، ممكن است منظور ديگري داشته باشد كه من متوجه آن نيستم». به اين فرايند كه مي تواند با گونه هاي مختلفي تجلي پيدا كند، مي توان «درك متقابل درست» نام نهاد. راز درك متقابل درست در اين است كه پيش از آن كه انتظار داشته باشيم همسر ما موقعيت ما را درك كند، تلاش كنيم خودمان وضعيت او را مانند خود او بفهميم. به عبارت شيواتر، نخست بايد طرف مقابل را درك كرد و آن گاه، انتظار درك متقابل از او داشت.

نخست در صدد درك ديگران بودن به اين معنا نيست كه فقط بايد ديگران را درك كنيد، بلكه بدين معناست كه نخست گوش دهيد و درك كنيد سپس براي اين كه ديگران نيز متقابلاً شما را درك كنند بايد آنها را در نگاهتان به دنيا و فرهنگ خويش، آشنا و شريك كنيد.

از جلوه هاي رفتاري اين قاعده در سيره پيشوايان معصوم(ع) فراوان به چشم مي خورد. براي مثال، از گفتگوهاي امام صادق(ع) با ملحدان و زنديقان، رهنمودهاي زيبايي مي توان توشه گرفت كه از آن جمله، اين حديث است:

مُفضَّل بن عُمَر كه به مناظره يكي از ملحدان با امام(ع) در مورد خدا گوش مي داد به خشم مي آيد و با آنان با تندي برخورد مي كند. يكي از آنان در پاسخ مي گويد: «فلاني! اگر اهل سخني با تو سخن گويم، اگر براي تو حجت و دليلي است، از تو پيروي خواهم كرد و چنانچه اهل سخن نيستي كه با تو حرفي نيست و اگر از ياران جعفر بن محمّد هستي، بدان كه او، خود، هرگز اين چنين با ما صحبت نمي كند و به سخن ما بيش از تو گوش فرا مي دهد، در برابر پاسخ ها هرگز ناسزا و ناروا نمي گويد، او، شكيبا، متين، عاقل و مهربان است و دچار ناداني، سبك مغزي، بي پروايي نمي شود. به سخن ما توجّه مي كند و در دليل ما كنجكاو مي شود تا اين كه ما همه دلايل خود را عرضه مي داريم و به گمان خود، وي را قانع ساخته ايم، آن گاه در سخن و كلامي كوتاه، دلايل ما را به گونه اي كه به پذيرفتن آن ناگزير مي شويم، ابطال مي كند و هيچ بهانه اي براي ما باقي نمي گذارد كه نمي توانيم پاسخ وي را رد كنيم. پس اگر تو از ياوران اويي، با ما همچون خود او سخن بگو...».(8)

در روان شناسي به اين گونه گوش كردن واقعي براي ورود به ذهن و قلب شخصي ديگر، «گوش دادن همدلان»، «گوش دادن دقيق» يا «هنر خوب شنيدن» نام مي نهند؛ يعني گوش كردن با همدلي و كوشش براي اين كه با چشم هاي ديگري دنيا را ببينيم.

جان پاول روان شناس و نويسنده مي گويد: «گوش كردن در گفتگو بيشتر توجّه به معناست تا كلمات... در گوش كردن حقيقي به وراي كلمات مي رسيم و به آن سوي آنها خيره مي شويم. تا انساني را كه دارد آشكار مي شود، پيدا كنيم. كلمات براي من و شما تعبيرهاي متفاوتي دارند».(9) همو مي نويسد: «براي همدلي كردن، هميشه لازم نيست حرف ها و احساسات كسي را منعكس كنيم؛ فهميدن اين كه مردم، موقعيت را چگونه مي بينند و آن را چه طور احساس مي كنند و اصلِ آنچه سعي مي كنند بگويند، اساس همدلي است. اين، تقليد كردن نيست».(10)

ممكن است باز، اين سؤال پيش آيد كه گوش دادن همدلانه را چگونه بايد آموخت؟ در اين جاست كه با توجّه به آگاهي از تفاوت فرهنگي، دو طرف بايد بكوشند تا با روحيات، علايق، سليقه ها، انتظارات، احساسات، ارزش ها و در يك كلمه با «فرهنگ» يكديگر آشنا شوند، تا آن گاه با شناختي واقعي تر از فرهنگ شريك خويش، از وي انتظار داشته باشند. اين امر، صد البته، مستلزم تمرين، مطالعه و حوصله است. همچنان كه تامس گوردون مي نويسد: «گوش دادن فعّال و همدلانه، فنّ ساده اي نيست، بلكه هنر به كار گرفتن يك سري حالات اوليه و زير بنايي است. بدون اين حالت، چنين روشي نه تنها به ندرت مي تواند مؤثر باشد، بلكه به نظر، دروغين، خالي، مكانيكي و غير صميمي مي آيد».(11)

بديهي است كه راه هاي گوناگوني براي تفاهم و گفتگوي موفق در خانواده وجود دارد كه ما صرفا يكي از شيوه هاي آن را مورد بررسي قرار داديم و اين، به معناي محدود بودن راه كار در اين شيوه و نفي راه كارهاي ديگر نيست. اميدواريم كه جوانان عزيز ميهن اسلامي با ياري جستن از رهنمودهاي نوراني اسلام و مشورت با كارشناسان، همواره و بيش از پيش در زندگي خانوادگي خويش پيروز و كام روا باشند و تفاهم و گفتگوي موفق را به شايسته ترين وجه به اجرا بگذارند.

1 . Deborah Tannen.

2 . Jahn Gray.

3 . مفاهيم و كاربردهاي جامعه شناسي، جاناتان ترنر، ترجمه: محمّد فوالدي و محمّد عزيز بختياري، ص 75 .

4 . همان، ص 76 .

5 . مباني جامعه شناسي، بروس كوئن، ترجمه: غلامعباس توسلي و رضا فاضل، تهران: سمت، 1376، ص 60 .

6 . هفت عادت خانواده هاي كامروا، استفان كاوي، ترجمه: شاهرخ مكوند حسيني و داوود محب علي، ص 229.

7 . مقدمه اي بر جامعه شناسي خانواده، باقر ساروخاني، تهران: سروش، 1370، ص 39 .

8 . گفتگو و تفاهم در قرآن كريم (روش ها الگوها و دستاوردهاي گفتگو)، محمدحسين فضل اللّه ، ترجمه: سيّد حسين ميردامادي، ص 7 .

9 . هفت عادت خانواده هاي كامروا، ص 249.

10 . همان، ص 253.

11 . فرهنگ تفاهم، تامس گوردون، ترجمه: پري چهر فرجادي، تهران: فراروان، 1375، ص 85 .

http://www.hawzah.net/hawzah/magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=3945&id=21967


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

آداب سخن از ديدگاه قران

آنچه در اين مقاله مد نظر است، مرورى است بر آداب سخن از ديدگاه قرآن.انتخاب اين بحث از جهات گوناگون حايز اهميت است كه ذيلا به آنها اشاره خواهد شد و مهم‏ترين آنها نقش بلندى است كه زبان و سخن در ميان اعضا و افعال انسانى، در سعادت و شقاوت انسان ايفا مى كند/ 
مباحث اين مقاله عبارتند از: 
الف - اهميت كلام؛ 
ب - آداب سخن گفتن; 
ج - آداب سخن شنيدن؛ 
د - آداب گفت و گو 
اهميت كلام 
قرآن كريم از سنخ كلام است خود را به عنوان بيان معرفى كرده است:< هذا بيان للناس»(آل عمران، 3 / 138) گر چه بيان، مفهومى است گسترده و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن يا خط يا اشاره، لكن شاخص همه آنها سخن است و لذا قرآن به آداب سخن، بيش از خط يا اشاره پرداخته است/ 
به حسب عادت، سخن گفتن مسأله ساده‏اى به نظر مى رسد لكن با اندك تأمل خواهيم دانست كه اين امر از پيچيده‏ترين و ظريف‏ترين اعمال انسانى است. 
اين ظرافت عظمت، از يك سو به نحوه همكارى اعضاى دستگاه صوتى براى ايجاد اصوات مختلف و نيز به وضع لغات و چينش آنها به دنبال يكديگر مربوط است و از سوى ديگر به تنظيم استدلالات و بيان احساسات از طريق عقل مربوط مى شود. عظمت زبان، اين عضو كوچك و فعال، و سخن كه فعل آن است، از نكات زير دريافت مى شود: 
1. آن گونه كه از آيات 1 تا 4 سوره الرحمن استفاده مى شود، يكى از مهم‏ترين نعمت‏هاى الهى بعد از نعمت آفرينش، نعمت بيان است. در اين آيات آمده است:

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]


بلاغت

بلاغت . [ ب َ غ َ ] (از ع ، اِ) بلاغة. چيره زباني . (منتهي الارب ). فصاحت . (اقرب الموارد). شيواسخني . زبان آوري . و رجوع به بلاغة شود. || در اصطلاح معاني بيان ، رسيدن به مرتبه ٔ منتهاي كمال در ايراد كلام به رعايت مقتضاي حال . (غياث اللغات ) (آنندراج ). آوردن كلام مطابق اقتضاي مقام به شرط فصاحت . (ناظم الاطباء). رجوع به بلاغت كلام و بلاغت متكلم در تركيبات بلاغت شود : سواران نظم و نثر در ميدان بلاغت درآيند. (تاريخ بيهقي ص 392). همگي ارباب هنر و بلاغت ، پناه و ملاذ جانب او شناختندي . (كليله و دمنه ). دربلاغت و براعت يگانه ٔ روزگار شده . (ترجمه ٔ تاريخ يميني ص 361). كمال براعت و بلاغت او در تزيين و تحسين مقالات خويش معروف . (ترجمه ٔ تاريخ يميني ص 234). بدين رقعه بر غور فضل و متانت ادب و بلاغت سخن و كمال هنر اواستدلال ميتوان كرد. (ترجمه ٔ تاريخ يميني ص 256). درويشي به مقامي درآمد كه صاحب آن بقعه كريم النفس بود، طايفه اي از اهل فضل و بلاغت در صحبت او بودند. (گلستان ). دوم عالمي كه به منطق شيرين و قوت فصاحت و مايه ٔبلاغت هر جا كه رود به خدمتش اقدام نمايند. (گلستان ). بر كمال فضل و بلاغت او حمل نتوان كرد. (گلستان ).
شبي زيت فكرت همي سوختم 
چراغ بلاغت مي افروختم .

سعدي .

بلاغت داشتن ؛ سخن را بطور نيكو كه نزديك به فهم مخاطب باشد، ادا كردن . (ناظم الاطباء).
بلاغت كلام ؛ مطابقت آنست با مقتضاي حال ، و مقصود از حال امري است كه سبب تكلم شده است بر وجهي خاص ، همراه فصاحت يعني فصاحت كلام . و گويند بلاغت بر وصول و انتهاء مبتني است و فقط كلام و متكلم بدان توصيف ميشود و مفرد را بدان وصف نكنند. (از تعريفات جرجاني ). مطابقت كلام باشد با مقتضاي حال و مراد از حال يعني امري كه داعي بر تكلم بر وجه مخصوص باشد كه حال اقتضا كند به اضافه ٔ فصاحت كلام . پس بلاغت را دو شرط است يكي مطابقت با مقتضاي حال و ديگري فصاحت كلام ، و ادراك مقتضاي حال متفاوت و مشكل است زيرا حالات و مقامات متفاوت است و هر سخن جايي و هر نكته مقامي دارد، مقامي موجب اطناب است و مقامي ايجاز، مقامي مقتضي ذكر است و مقامي مقتضي حذف ، مقامي تنكير، تقديم ، تأخير، اضمار و... است و مقامي خلاف هريك . و نهايت حد بلاغت اعجاز باشد و نزديك بدان و حد پائين آن نزديك به صوت حيوانات باشد و هركدام در مقام خود درست است و:
چونكه با كودك سر و كارت فتاد
هم زبان كودكي بايد گشاد.
(از فرهنگ علوم نقلي از مطول و تلخيص و كشاف و نفائس ).
آوردن كلام مطابق اقتضاي مقام بشرط فصاحت ، چرا كه فصاحت جزو بلاغت است و فصاحت فقط را بلاغت شرط نيست . و گويند بلاغت مطابق بودن كلام است مر مقتضاي مقام را يعني لايق حال مخاطب و مناسب مقام كلام كند، و خالص بودن كلام از ضعف تأليف . و بعضي گويند بلاغت كلام آنست كه كلام بر وفق مقام و حال بود، چنانكه بوقت احتمال ملال سامع از طول مقال احتراز كند و آنچه اهم باشد، تقديم نمايد و آنچه اهم نبود، مؤخر كند و ذكر امور مبغوضه ترك سازد و امور محبوبه ٔ مخاطب ايراد نمايد. (از غياث اللغات ) (از آنندراج ).
بلاغت متكلم ؛ ملكه ايست كه بدان بر تأليف كلام بليغ قادر شود، و هربليغي خواه كلام باشد يا متكلم ، فصيح است زيرا فصاحت در تعريف بلاغت مأخوذ است اما هر فصيحي بليغ نباشد.(از تعريفات جرجاني ). بلاغت گاه صفت متكلم است و آن ملكه ايست كه بدان سخنور توانا شود به تأليف كلام بليغ، و در هرحال بلاغت اخص از فصاحت است . (از فرهنگ علوم نقلي از مطول صص 22-28 و تلخيص صص 11-14 و كشاف ج 1 ص 153 و نفائس ص 41).
رشته ٔ بلاغت (اضافه ٔ تشبيهي ) ؛ سلك بلاغت . (فرهنگ فارسي معين ).
مضمون بلاغت مشحون ؛ مضموني كه از حشو و زوائد خالي باشد و همه ٔ آن نيكو و نزديك به فهم بود. (ناظم الاطباء).
|| (مص ) جوان شدن . (غياث اللغات ) (آنندراج ). بلوغ . (فرهنگ فارسي معين: پرورش كه مردم به بلاغت جسمي رسيده را همي بايد... (جامع الحكمتين ).


بليغ


بليغ. [ ولي در ره زهد و طامات و پند.

سعدي .


لغتنامه دهخدا




امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶
     نتیجه
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.