مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4326
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 11
همه : 4259862
مقابله با پرسش هاي نامناسب در هنگام مصاحبه هاي شغلي
ممكن است كسي كه با شما مصاحبه مي كند، فرد چندان مؤدبي به نظر نرسد. ممكن است او سؤالاتي نامربوط از شما بپرسد. اين امر هميشه يك چالش مهم براي داوطلبان شغلي است. اگرچه اين امر به ندرت رخ مي دهد اما بهتر است كه يك استراتژي در اين زمينه براي خود در چنين مواقعي تدوين كنيد .

از مطالب ارايه شده زير مي توانيد براي آماده كردن خود در مواجهه با سؤالات نامناسب استفاده كنيد:

▪ چه نوع پرسش هايي باعث ناراحتي من مي شوند؟

▪ اگر چنين سؤالي از من پرسيده شد، چه معنايي در، فرهنگ سازماني، خواهد داشت كه من مي خواهم در آن كار كنم؟

▪ گزينه هاي من براي مقابله با چنين پرسش هايي چيست؟

▪ كدام گزينه هاي استراتژيك، مناسب با شرايط خاص من هستند؟

● پرسش هاي مهم

▪ تا چه حد ممكن است پرسش هاي نامناسب در يك مصاحبه مطرح شوند؟

به احتمال خيلي زياد، ممكن است اصلاً چنين اتفاقي براي شما رخ ندهد. اكثر مديران استخدام كننده، افرادي بسيار حرفه اي هستند و در زمينه روش هاي مناسب مصاحبه كردن، به خوبي آموزش ديده اند. معهذا، مناسب است كه در اين زمينه آمادگي داشته باشيد.

▪ آيا افرادي هستند كه احتمال بيشتري دارد كه پرسش هاي نامناسب از آنان بشود؟

بله. احتمال پرسيدن اين سوالات از زنان بيشتر از مردان است و معمولاً اين گونه پرسش هاي نامناسب مرتبط با جنسيت افراد است.

همچنين احتمال پرسيدن اين سؤالات از جوانان بيشتر از افراد مسن است. همين موضوع در مورد اقليتها و افراد متعلق به گروههاي خاص نژادي نيز صادق است.

▪ آيا پرسشهاي نامناسب غير قانوني هستند؟

اين امر به قانون كشوري بستگي دارد كه شما در آن كار مي كنيد. البته بسياري از پرسشهاي نامناسب نمايانگر نوعي تبعيض است و بنابراين به احتمال بسيار زياد غير قانوني هستند. ديگر پرسشها صرفاً نامناسب هستند زيرا فقط ماهيتي شخصي دارند و ارتباطي با صلاحيت هاي شغلي ندارند.

● عملي ساختن آن

به منظور ايجاد آمادگي براي مصاحبه، بايد خود را براي هر اتفاقي كه ممكن است رخ دهد آماده كنيد. براي مقابله با پرسش هاي نامناسب، دو روش وجود دارد: تصميم گيري درباره آنچه كه براي شما نامناسب و ناراحت كننده است و تصميم گيري در اين مورد كه چگونه به آنها پاسخ دهيد. در ادامه، جزييات بيشتري در مورد اين روش ها ارايه شدهاست.

آگاهي لازم را در اين خصوص كسب كنيد كه آيا طرح پرسش هاي نامناسب در يك مصاحبه، غير قانوني است يا خير يكي از ساده ترين روش ها براي آشنايي با پرسش هاي نامناسب، سر زدن به سوابق موجود در واحدهاي منابع انساني است. برخي از پرسش هاي نامناسب غيرقانوني در ايالات متحده عبارتند از:

▪ چرا يك زن خواهان چنين شغلي است؟

▪ آيا قصد داريد خانواده تشكيل دهيد؟

▪ چند سال داريد؟

▪ آيا داراي نقايص جسماني هستيد؟

▪ آيا وابستگيهاي مذهبي داريد؟

▪ آيا متأهل، مطلقه يا مجرد هستيد؟

▪ آيا فرزند داريد؟ آنها چند ساله هستند؟

▪ اگر ما اين شغل را به شما بدهيم، آيا همسرتان كارش را رها خواهد كرد؟

▪ عادت كاري شما چيست؟

▪ آيا تاكنون بازداشت شدهايد؟

دلايل نامناسب بودن اين پرسش ها، بسيار پيچيده است. اما مهمترين دليل آن است كه آنها نشانگر نوعي تبعيض بوده و بنابراين غير قانوني هستند.

فهرستي از پرسش هاي مصاحبه را كه فكر ميكنيد براي شما نامناسب هستند، تهيه كنيد.

همان گونه كه قبلاً گفته شد، پرسش هاي ياد شده، پرسش هايي درباره زندگي خصوصي شما هستند. اگر متأهل هستيد، اينها پرسش هايي درباره همسر و فرزندان شما است . اگر مجرد هستيد، اينها پرسش هاي نامناسب درباره اوقات فراغت پس از ساعات كار شما است. اما فقط اين شما هستيد كه مي توانيد درباره نامناسب بودن يك پرسش درباره خودتان نظر بدهيد. همچنين اين شما هستيد كه بايد مشخص كنيد آيا مصاحبه كننده قصد دارد پرسش هاي نامناسبي از شما بپرسد يا خير.

● ببينيد چرا مصاحبهكننده قصد دارد چنين پرسش هايي را از شما بپرسد

دو روش اصلي براي پي بردن به انگيزه هاي مصاحبه كننده براي طرح چنين پرسش هايي كه هيچ ربطي به صلاحيت هاي شغلي شما ندارد پ، وجود دارد . يك راه اين است كه به سرنخ هاي غير كلامي او از جمله به حركات بدن و صداي او در حين مصاحبه توجه كنيد. همچنين به چهره او بنگريد و ببينيد آيا ميان حركات بدن و تماس چشمي او تناسب وجود دارد يا خير. در عين حال اگر ديديد كه او به طرح پرسش هاي نامناسب همچنان ادامه مي دهد، از او بپرسيد: «شما دقيقاً مي خواهيد چه چيزي را بدانيد؟»

● مراقب پاسخ هاي خود به اين پرسشهاي نامناسب باشيد

هرگز به مصاحبه كننده اجازه ندهيد تا با طرح پرسش هاي نامناسب، شما را تحت سيطره خود قرار دهد. ضمنا اين حق براي شما محفوظ است كه به شكلي حرفه اي و كاملاً مؤدبانه با شما برخورد شود. گزينه هاي شما براي مواجهه با چنين پرسش هايي عبارتند از:

▪ تواضع: به سوال طوري جواب دهيد كه گويي يك لطيفه بوده است. اين امر باعث ميشود كه مصاحبه كننده خود را جمع و جور كرده و سوالات مناسب تري را مطرح كند.

▪ پرهيز: اين سوال را ناديده گرفته و موضوع را عوض كنيد.

▪ تبعيت: به سوال پاسخ دهيد.

▪ مخالفت مؤدبانه: اين امر متضمن آن است كه از مصاحبهكننده بپرسيد: «شما دقيقاً مي خواهيد چه چيزي را بدانيد؟»

▪ مخالفت شديد: به مصاحبه كننده بگوييد كه سوال او بيربط و نامناسب است و شما قصد نداريد بدان پاسخ بدهيد.

متناسب ترين نحوه پاسخ دادن را براي خود انتخاب كنيد.

در تصميم گيري براي نحوه پاسخ دهي خود، چندين عامل به شرح زير را مد نظر قرار دهيد :

▪ شدت و بي پروايي در بيان پرسش نامناسب طرح شده؛

▪ حس شما از انگيزه مصاحبه كننده براي پرسيدن چنين سؤالاتي؛

▪ تمايل قوي شما به اين شغل؛

▪ تفكر شما در اين خصوص كه چنين پرسش هاي نامناسبي، نمايانگر فرهنگ سازماني رايج در اين شركت هستند.

● اشتباهات رايج

▪ چون به اين شغل علاقه داريد، هر كاري را انجام مي دهيد تا مصاحبه كننده راضي شود

بدين ترتيب، شما به پرسشي پاسخ مي دهيد كه مي دانيد نامناسب است و در حالي محل مصاحبه را ترك مي كنيد كه عصباني، شرمگين و ناراحت هستيد. وقتي مي خواهيد به چنين شغلي دست يابيد، بايد چنين احساساتي را در درون خود كنترل كنيد. مطمئن شويد كه تمام تلاش خود را براي شركت در مصاحبه هاي مختلف به كار گرفته ايد. زماني را صرف آمادگي ذهني خود براي مصاحبه ها بكنيد. بدين ترتيب، وقتي پاي به محل مصاحبه مي گذاريد، احساس ارزشمندي و عزت نفس مي كنيد.

▪ بيش از حد به پرسش هاي نامناسب مصاحبه كننده واكنش نشان مي دهيد

افرادي كه داراي يك برنامه نظامي يا سياسي هستند، چنين واكنشي را نشان مي دهند. عده معدودي نيز هر جملهاي را يك توهين تلقي مي كنند. مثلاً ممكن است برخي از زنان، سوالات را با انگيزه هاي جنسي تلقي كنند. اين افراد، مصاحبه را به مثابه فرصتي براي اصلاح تمام بدي ها و اشتباهات جهان مي دانند و در نتيجه اين داوطلبان هرگز به شغل مورد نظر خود دست نمي يابند. اگر تمايل داريد تا بيش از حد واكنش نشان دهيد، به خاطر داشته باشيد كه هميشه براي جنگيدن بر سر عقايدتان، محل هاي خوب و بد و جود دارند و مسلماً مصاحبه بهترين مكان براي دفاع از ارزش هاي مد نظر شما نيست.

نشريه ميثاق مديران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
 مروري بر مصاحبه شغلي
مصاحبه هاي استخدامي، متداولترين روش مورد استفاده در فرآيند گزينش هستند. بسياري از سازمانها و كارفرمايان، مصاحبه هاي استخدامي را معتبرترين روش جمع آوري اطلاعات مي دانند. بررسي مدارك و شواهد نشان مي دهد كه براي قضاوت در مورد هوش داوطلب، توان تحليل، انگيزش، توانش هاي شناختي، گستره تفكر، مهارت ارتباط با ديگران، ثبات هيجاني و ...، مصاحبه مي تواند مفيد واقع شود. اين جزوه سعي دارد كه به مصاحبه ، چهارچوب آن ، شرايط و بايدها و نبايدهاي آن ، بپردازد.

● شرايط مصاحبه گر:

اعتبار آزمون مصاحبه و نيز اعتماد به نتايج ارزشيابي مصاحبه، زماني امكان دارد كه در كنار استفاده از روش هاي علمي مصاحبه، همچنين از مصاحبه گراني كه در اجراي مصاحبه از مهارت دانش و تجربه كافي برخوردار باشند، استفاده شود.

اجراي مصاحبه يك كار كاملا تخصصي است و مصاحبه كننده بايد از ويژگي هاي شخصيتي خاص برخوردار باشد، اگر به هر دليل از مصاحبه گران غير متخصص و مجرب در فرآيند مصاحبه استفاده مي شود، بايد اين افراد ابتدا در كارگاههاي آموزشي ويژه اصول و فنون اجراي مصاحبه، شركت كنند و پس از كسب مهارت لازم به اجراي مصاحبه بپردازد.

مجموعا هرچند مصاحبه فعاليتي است تخصصي و مبتني بر دانش و فنون خاص خود، اما با اين همه، كفايت يك مصاحبه كاملا به اشتياق، خلاقيت، هوشمندي ، تيزبيني، شم ( هر آنچه كه در هنر مصاحبه گري مي گنجد) ، وابسته است.

● هوشمندي در پرسش:

يكي ار مهمترين مهارتهاي رايج در مصاحبه طرح پرسشهاي جديد بر اساس پاسخهاي ساده و سطحي مصاحبه شونده است .طرح اين نوع سئوالات ( كه از مفاهيم ساده و حساس پرده بر ميدارد و اطلاعات فراواني در اختيار مصاحبه گران قرار مي دهد ) كاملا به هوشياري و هوشمندي مصاحبه گر وابسته است.

مصاحبه گر بايد در طرح سئوال صريح و زيرك باشد و براي دريافت بهترين و كاملترين پاسخها هوشمندي وكياست خود را به كار اندازد .در هنگام اجراي مصاحبه بايد منتظر وقوع اتفاقات بسياري بود . ويژگي شخصيتي افراد وانتظاراتي كه نسبت به كار دارند موجب مي شود كه به آساني نتوان به همه خواسته هاي مصاحبه دست پيدا كرد.آنچه كه در اين فرايند به مصاحبه كمك ميكند، استفاده از سئوالات به جا و دقيقي است كه مصاحبه گر را به هدف برساند.

هوشمندي در پرسشهاي مصاحبه به مهارتهاي شنيداري ، حضور فعال و جديت مصاحبه گر متكي است .در واقع براي شناخت فرد و ارزشهاي وي، مي بايد مصاحبه گران در تمام لحظات مصاحبه بشنوند، ببينند و سعي در فهم ديده ها و شنيده هاي خود داشته باشند .

● بايدها و نبايدهاي مصاحبه:

▪ در شروع جلسه مصاحبه پس از خوش آمد گوئي و معرفي نفرات تيم مصاحبه ، موضوع مصاحبه و چگونگي آنرا براي مصاحبه شونده توضيح دهيد.

▪ احترام به افراد را در تمام لحظات مصاحبه بايد حاكم كنيد ، نوع نشستن و رفتار مصاحبه گر بايد به نوعي باشد كه فضاي دوستانه، همراه با برخوردهاي شايسته و احترام آميز را در ذهن مصاحبه شونده تداعي كند.

▪ پرهيز از سلطه جويي بر مصاحبه شونده، اگر مصاحبه كننده در كار خود تخصص نداشته باشد، ممكن است جلسه مصاحبه را به موقعيتي تبديل كندكه در آن مصاحبه شونده فشار رواني زيادي را متحمل شود. مصاحبه گر بايد بتواند الفت و احترام را در جلسه حاكم كند،و تا آن حدي مهربان باشد كه فضاي مصاحبه را براي دستيابي به اطلاعات بيشتر درباره مصاحبه شونده و قضاوت درمورد وي، مساعد كند.

▪ همواره به ياد داشته باشيد كه منظورتان از مصاحبه چيست ، بدين ترتيب هرگز از هدف و معيارهاي سنجش مصاحبه منحرف نخواهيد شد.

▪ از طرح سئوالهاي خارج از موضوع مصاحبه و بي ارتباط با معيارهاي انتخاب، بپرهيزيد

▪ قبل از ورود به فرآيند اصلي مصاحبه ، به مصاحبه شونده درخصوص ثبت و يادداشت برداري از مصاحبه توضيح دهيد و واكنشهاي احتمالي آنان را در قبال اين موضوع مورد توجه قراردهيد.

▪ مصاحبه را با سئوالاتي در باره فعاليت فعلي فرد آغاز كنيد، .نسبت به رفتارهاي ظاهري افراد دقيق باشيد تا برا ساس آنها بتوانيد مشكلات و مسايل آنها را پيش بيني كنيد ، جهت بررسي ابعاد شخصيتي آنها، روي فعاليتها و اموري كه مورد علاقه اوست، ،متمركز شويد .

▪ در مسايل فردي مصاحبه شونده تا حد امكان دخالت نكنيد ، ولي بهر حال اگرنيازمند آگاهي نسبت به پاره اي از گوشه هاي زندگي فردي او هستيد ، با كسب اجازه و اعلام مخير بودن در پاسخگوئي، سئوالات خود را ، طرح كنيد.

▪ دلايل و انگيزه هاي واقعي افراد را از كانديداتوري كشف كنيد.

▪ سعي كنيد در مصاحبه بي طرف باشيد و در همان گام اول در مورد فرد قضاوت نكنيد تا از خطاي هاله اي و تعميم پذيري بيش از حد به دور باشيد .

▪ در جريان مصاحبه شنوند فعالي باشيد ، حتي غفلت چند لحظه اي از صحبتهاي مصاحبه شونده با عث مي شود از پي گيري سخنان و ي باز بمانيد . كسانيكه در مصاحبه بي تجربه اند، به جاي گوش سپردن به پاسخها ، در فكر سئوال بعدي هستند و به اين ترتيبت تمام فرآيند مصاحبه را از بين برده اند.

▪ اگر سئوالي مطرح كرده ايد ، مستقيما به صورت طرف مقابل نگاه كنيد ، اين كار بهترين شيوه توجه كردن به سخنان طرف مقابل است، هراز چندي سر خودرا به علامت توجه تكان دهيد تا نشان دهيد حرفهاي او را به دقت دنبال مي كنيد .

▪ تيم مصاحبه گر بايد در احراي فرايند مصاحبه ، هماهنگ، همراه، ودرراستاي استراتژي طراحي شده توسط مصاحبه گرارشد، عمل كند. به نوعي مصاحبه گران رفتارشان بايد به نحوي باشد كه مصاحبه شونده هيچگونه نا هماهنگي و اختلاف نظر ما بين مصاحبه گران را ، استنباط نكند.

▪ تيم مصاحبه در هر شرايطي حتي در مقابل پاسخهاي به شدت منفي ، غلط و غير معقول مصاحبه شونده ،بايد رفتاري خنثي داشته باشد و از ارائه هر گونه باز خورد در برابر پاسخهاي دريافتي از مصاحبه شونده امتناع نمايد.( البته اين موضوع كاملا با تكان دادن سر و يا گفتن "بله" براي القاي شنود فعال به سخنان مصاحبه شنونده، متفاوت است.)

▪ تيم مصاحبه به هيچ و جه نبايد در مقابل پاسخ مصاحبه شونده موضع بگيرد و يا روي نقطه نظرات شخصي پافشاري كند.(به عبارت ديگر جلسه مصاحبه، جلسه مباحثه و مناظره نمي باشد.)

▪ در باره اطلاعاتي كه نسبت به درستي و نادرستي آن شك و ترديد داريد ، دقت نظر بيشتري به خرج داده و اجازه ندهيد پاسخها به بيراهه كشيده شود.

▪ به پاسخهائي كه با كلمات " هميشه "، " گاهي " ، " هم اكنون " ، " تلاش مي كنم " و...همراه هستند، توجه بيشتري داشته باشيد و با تكيه بر آنها سئوالات ديگري براي كسب اطلاعات بيشتر، مطرح كنيد.

▪ روي زمان مصاحبه دقيق باشيد ، اگر افراد را به هر دليل منتظر بگذاريد در واقع اعلام كرده ايد كه چندان منظم نيستيد ، اگر در شرايط غير مترقبه به هر دليل تاخيري در مصاحبه رخ دهد ، مي بايد علل تاخير و نيز پوزش مصاحبه گر را اعلام كنيد.

▪ در پايان مصاحبه از فرد بخواهيد اگر سئوالي دارد مطرح نمايد ، همچنين مصاحبه را با تشكر به پايان برسانيد . زمان اعلام نتيجه را به او اطلاع داده و سعي كنيد به قول خود پاي بند باشيد .

▪ به هيچ و جه نتيجه مصاحبه را به شركت كنندگان اعلام نكنيد، حتي اگر براي شما كاملا بديهي بود كه يكي از افراد برتري قطعي دارد.

▪ همه آنچه كه در طي مصاحبه دريافت كرده ايد، ثبت كنيد تا در نگاه بعدي تصوير روشني از فرد داشته باشيد.

▪ در پايان مصاحبه وقت كافي براي تدوين نتايج ارزيابيها ، اختصاص دهيد ، در غير اينصورت متوجه خواهيد شد كه امانت دار خوبي براي مصاحبه نبوده ايد. پس بسيار مهم است كه همه اطلاعات دقيق، كامل جمع اوري شوند.

▪ هميشه بخاطر داشته باشيد براي هر نوع امتياز دهي به افراد بايد مصداقهاي مستند داشته باشيد تا در صورت نياز بتوانيد از امتيازات خود دفاع كرده و مخالفين را مجاب كنيد.

▪ اگر در مصاحبه بيش از يك نفر حضور دارند ، بايد همان كسي كه مصاحبه را شروع كرده ، عمليات مصاحبه را به پايان برساند.

▪ نهايتا اينكه، مصاحبه فرايندي جدي و سخت است ، اگر به هردليل مصاحبه گران جديت ودرگيري كامل خود را با فرايند مصاحبه ، درك نكنند وآن را يك تكليف روتين وتشريفاتي بدانندكه مي بايد انجام شود، در واقع وقت و سرمايه سازمان به هدر رفته و نتيجه گيري از مصاحبه چندان معتبر و قابل دفاع نخواهد بود.


بازار كار


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
 چند نكته طلائي كه هنگام مصاحبهٔ شغلي به كارتان ميآيد!
يكي از راههائي كه امروزه براي گزينش افراد جهت احراز مشاغل مختلف از آن استفاده ميشود، مصاحبه است. در واقع ميتوان گفت مصاحبه چالشي است كه برخي جوانان در مسير انتخاب شغل مورد علاقه با آن مواجه هستند. مصاحبه به خودي خود، محاسن و معايبي دارد. از نكات مثبت آن ميتوان به كمهزينه بودن انجام آن و صرفهجوئي در زمان و از معايب آن ميتوان به پرخطا بودن نتيجه آن اشاره كرد. براي توضيح بيشتر اين مطلب به اين مثال توجه كنيد:

فرض كنيد شركتي نياز به استخدام يك مهندس الكترونيك دارد و دو متقاضي براي انجام اين كار وجود دارد. اولي از نظر تسلط به علوم مهندسي الكترونيك در سطح پائين، ولي از نظر روابط عمومي در حد قابل قبولي است و نفر دوم كاملاً برعكس؛ يعني يك مهندس خبره ولي از نظر روابط اجتماعي ضعيف. طبيعي است نفر اول در مصاحبه بهتر ميتواند نظر مصاحبهگر را به خود جلب كند ولي حقيقت آن است كه نفر دوم بيشتر به كار شركت خواهد آمد.

در واقع بزرگترين نقص مصاحبه همان است كه تحت تأثير پارامترهاي اجتماعي است. توصيه ميشود همواره مصاحبه، جزئي از يك آزمون براي انتخاب شغل باشد و نه تنها راه گزينش.

حال تصور كنيد در موقعيتي هستيد كه ناگزير بايد مصاحبهاي انجام دهيد. ميدانيد كه براي غلبه بر هر عنصر مادي يا غيرمادي بايد ابتدا نقاط ضعف آن را خوب بدانيد. در غير اينصورت ممكن است رسيدن به هدف، مشكل يا غيرممكن شود. جمله اخير يك اصل كلي است و مصاحبه نيز از اين قاعده مستثني نيست. پس آشنائي با كاستيهاي مصاحبه و نقاط ضعف پروسه آن، جهت پيروزي و توفيق در آن بسيار ضروري بهنظر ميشود. جهت ملموستر شدن مفاهيم مورد بحث، فرض ميكنيم شما در موقعيت يك مصاحبه شغلي هستيد.

اولين نقص مصاحبه در اين است كه همواره در نظر مصاحبهگر، تصوري ظاهري از يك مصاحبهشونده ايدهآل وجود دارد. در بدو شروع جلسه همين تحليل ساده مصاحبهگر ميتواند بر روند مطرح كردن سئوالات، تأثير مثبت و منفي بگذارد. تأكيد ميشود كه در جلسات مصاحبه در عين آراستگي، بسيار ساده ظاهر شويد و هرگز نبايد نوع لباس پوشيدن و حركات غيركلامي با عرف اجتماع مغاير باشد. در غير اينصورت مصاحبهگر ممكن است مصاحبهشونده را به يك قشر خاص از اجتماع مرتبط كند و اگر ا ين طبقه خاص اجتماعي مورد احترام وي نباشد، ممكن است روند تعامل دستخوش تغيير بدي شود.

درثاني، مصاحبهكنندگان از مصاحبهشوندگاني كه نظرات مشابهي با آنها دارند ارزيابي بهتري به عمل ميآورند. يك مصاحبهشونده خوب زماني مسلط به جو گفتوگو خواهد شد كه مثل يك روانشناس، سريع بتواند چند پارامتر از ويژگيهاي شخصي مصاحبهگر را حدس بزند. جالب اينجاست كه حتي توصيه ميشود در نشستن هم وضعيتي مانند مصاحبهگر انتخاب كنيد.

نكته سوم اينكه اگر در مصاحبهاي بوديد كه تقدم و تأخر ورود به اتاق مصاحبهكننده در اختيار شما بود، هموراه بهصورت و چهره شخصي كه در اتاق مصاحبه بيرون ميآيد نگاه كنيد. ببينيد آيا از مصاحبهاش راضي بهنظر ميرسد يا ناراضي است.

در واقع اگر مصاحبهشونده قبل ناراضي بهنظر ميرسد، اكنون بهترين وقت ورود به اتاق است! چرا؟ به اين دليل كه اگر مصاحبهشوندهاي نتواند به خوبي نظرات سئوالكنندگان را به خود جلب كند، از لحاظ رواني سطح استاندارد مصاحبهگر را پائين ميآورد. به بيان ديگر سطح توقع مصاحبهگر را تنزل ميدهد. حال اگر شما بتوانيد مصاحبه قويتري انجام دهيد، بيشتر براي سئوالكنندگان جلوه خواهيد كرد. در واقع بهطور ناخودآگاه، مصاحبهگر شما را با مصاحبهشونده قبلي مقايسه ميكند و نظر به برتري نسبي شما، امتيازي بالاتر از استاندارد خود كسب خواهيد كرد. عكس اين مثال نيز صادق است. در روانشناسي به اين اثر، اثر مقايسهاي يا contrast effect ميگويند.

چهارم آنكه مصاحبههاي سازمانيافته و داراي نظم قبلي و سئوالات از پيش تعيينشده، بسيار مؤثرتر از مصاحبههائي با سبك آزاد هستند. پس اگر احساس كرديد سبك مصاحبهاي آزاد است و در آن از سئوالات باز استفاده ميكنند، خودتان سعي كنيد به روند پرسش و پاسخ، نظم و قاعدهاي بدهيد و طبقهبندي پاسخها را به بهترين نحو انجام دهيد.

نكته پنجم اينكه در مصاحبهها جملات با بار منفي بيشتر اهميت دارند. يعني ناآگاهانه مصاحبهگران به جملاتي كه فعل آنها منفي است، بيشتر توجه ميكنند و روي آنها دقيق ميشوند. پس در هنگام استفاده از جملات منفي مراقب باشيد.

بررسيهاي محققان نشان ميدهد چند سري سئوال در مصاحبههاي شغلي همواره وجود دارند. در واقع نكاتي وجود دارند كه توسط آنها مصاحبهشوندگان به چالش كشيده ميشوند. دانستن پاسخي مناسب به هر كدام، خالي از لطف نيست.

۱) فرض كنيد از شما سئوال ميشود ”بزرگترين نقطه قوت شما چيست؟“ در پاسخ به اين سئوال بهترين حالت آن است كه چهره موفقي از خود ترسيم كنيد. به دستاوردهاي گذشته خود بباليد و كاميابيهاي گذشته را با افتخار و غرور خاطرنشان كنيد.

۲) اگر از شما پرسيدند”بزرگترين نقطه ضعف شما چيست؟“ سعي كنيد نقطه ضعف خود را چيزي بيان كنيد كه از ديدن آن سازمان و مصاحبهگر نقطه قوت باشد. مثلاً بگوئيد ”من وسواس دارم كه كارهاي محوله را به بهترين نحو ممكن انجام دهم و اين وسواس گاهي مرا ميآزارد.“

۳) در پاسخ ”خود را در چند جمله توصيف كنيد.“ با اعتماد به نفس و شمرده و البته با متانت خلاصهاي از مهارتهاي خود را شرح دهيد. تأكيد ميشود كه تنها مهارتهاي عملي خود را بيان كنيد. بحث پيرامون پارامترهاي ديگر مثل اصالت، شرافت، روابط اجتماعي، ارتباطات خانوادگي و ... ناكارآمد هستند. هرگز سعي نكنيد توسط ديگران خود را قوي جلوه دهيد. همواره صفات مثبت خود را ذكر كنيد.

۴) ”چرا شغل قبلي خود را ترك كرديد؟“ اگر چنين چيزي صحت داشته باشد، بايد در پاسخ راستگو باشيد. اين تست احتمالاً تست ميزان صداقت و غرور شماست. در ضمن از ايده خود و دليل كارتان دفاع كنيد. سعي كنيد زياد ابراز ندامت نكرده و اين اتفاق را به تقدير و سرنوشت حواله نكنيد.

۵) اگر پرسيدند ”اوقات فراغت خود را چگونه ميگذرانيد؟“ طوري پاسخ دهيد كه حاكي از تنوع در سليقه شما باشد. نشان دهيد كه تكبعدي نيستيد. زيرا مغز انسانهاي تكبعدي عموماً متعالي و متكامل نيست. براي مثال رجوع كنيد به زندگاني بزرگاني مثل ابوعلي سينا، انيشتين، پروفسور حسابي، برتراند راسل، استاد علامه جعفري و ... خواهيد ديد كه اين افراد در تمامي زمينههاي علمي، فرهنگي و هنري، حرفهاي بسياري براي گفتن دارند.

۶) ”چه چيز اين شغل را ميپسنديد؟“ كاملاً صريح پاسخ دهيد كه چه جو و محيط كاري باب طبع شماست.

۷) ممكن است سئوال شود ”چه توقعاتي از مدير يا سرپرست خود داريد؟“ پاسخ به اين سئوال مشخص ميكند كه آيا شما مستقل هستيد يا وابستهايد. در جاهائي مثل ارتشها، وابستگي مطلق به مافوق در اكثر موارد كمال است و در مشاغلي كه تصميمگيري فردي مهم است مثل امور بازاريابي و روابط عمومي، استقلال، يك توانائي خطير محسوب ميشود.

۸) يكي از سئوالاتي كه همواره بر سر آن اختلاف نظر وجود دارد، پيشنهاد تعيين حقوق است. ليكن تجربه نشان ميدهد در مواقعي كه از شما در مورد تعيين حقوق نظرسنجي ميكنند، پيشنهاد يك حداقل و يك حداكثر به مراتب بهتر از ارائه يك رقم دقيق است.

۹) اگر مصاحبهگر در حين مصاحبت سكوت كرد، شما منتظر بمانيد تا او دوباره مسير پرسش و پاسخ را شروع كند. اين عمل وي براي تشخيص اين است كه آيا شما تحمل ابهام را داريد يا خير. آيا عجول هستيد يا صبور؟

۱۰) نكته آخر آنكه اگر از شما سئوالات خصوصي پرسيدند، در واقع دنباله زمينه اصلي فكر و انديشه و انگيزه شما هستند. در پاسخ به اين سئوالات لازم است به خود مسلط باشيد (از كوره در نرويد) و براي تسلط بيشتر به روند پاسخگوئي اين دسته سئوالات ميتوانيد گاهگاهي سئوال مصاحبهگر را با سئوال پاسخ داده و طفره رويد تا زمان داشته باشيد و بهترين پاسخ را پيدا كرده و جواب دهيد.

اصولاً آنچه در روز مصاحبه اهميت دارد، حفظ آرامش است. دستپاچگي و بيقراري يقيناً نتيجه را خراب ميكند. اگر نتوانستيد پاسخ سئوالي را بدهيد و در پاسخ تنها گفتيد ”نميدانم“ سعي كنيد خود را نبازيد زيرا مصاحبه نسبي است و شرايط براي تمام مصاحبهشوندگان يكسان است.


مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
حفظ آرامش در هنگام مصاحبه هاي شغلي جمعي
وقتي متقاضي شغلي هستيد، ممكن است دير يا زود مخاطب يك مصاحبه شغلي باشيد. اين مصاحبه ها كه اكنون رواج زيادي يافته اند، به نمايندگان سازمان ها اين امكان را مي دهند تا يك مرتبه و در يك نقطه با متقاضيان شغلي ملاقات كنند.

هنگام مراجعه به محلمصاحبه و در ميان خيل عظيم افرادي كه براي مصاحبه شغلي آمده اند، فرصت خوبي داريد تا نقاط قوت خود را به جمعي از مصاحبه كنندگان نشان دهيد. كليد موفقيت در يك مصاحبه شغلي، حفظ آرامش و اعتماد به نفس است. پيش از حضور در يك مصاحبه شغلي جمعي، موارد زير را در نظر داشته باشيد:

▪ چگونه مي توانم در يك مصاحبه شغلي جمعي، خود را به لحاظ ذهني آماده كنم؟

▪ به عنوان يك كارمند احتمالي و بالقوه، چه نكاتي را مي توانم درباره خود ابراز دارم كه باعث موفقيتم در ميان همه مراجعان باشد؟

● پرسش هاي مهم

▪ چرا سازمان ها از مصاحبه هاي شغلي جمعي استفاده مي كنند؟

سازمان ها، به دو دليل از مصاحبه هاي شغلي جمعي استفاده مي كنند. نخست اينكه، اين نوع مصاحبه مي تواند اثربخش بوده و باعث صرفه جويي زماني قابل ملاحظه اي شود. چندين مصاحبه كننده، در يك زمان و در يك نقطه گرد هم مي آيند تا با متقاضيان شغلي مصاحبه كنند . در يك فرآيند مصاحبه انفرادي، اگر مصاحبه كننده دير كند، اصلاً مصاحبه اي صورت نمي گيرد.

دليل دوم تمايل سازمان ها به استفاده از مصاحبه هاي شغلي جمعي، جامعيت اطلاعات به دست آمده است. شما به عنوان يك متقاضي شغلي، تنها بايد مطالب مربوط به خود را يك بار بيان كنيد و ديگر نيازي نيست تا آنها را بارها و بارها در جلسه با ديگر مصاحبه كنندگان تكرار كنيد. همچنين شما مي توانيد بازخورد و نتيجه مصاحبه را دريافت كنيد زيرا همه مصاحبه كنندگان در يك جا جمع هستند.

▪ آيا بايد براي همه كساني كه در جلسه حضور دارند، پيام تشكر بفرستم؟

بله، بايد شخصاً از تمامي اعضاي شركت كننده در جلسه مصاحبه تشكر كنيد زيرا آنها نيز پس از پايان جلسه، چنين پيام تشكري را براي شما ارسال خواهند كرد. بنابراين نام و عنوان افراد شركت كننده در جلسه را به خوبي ياد بگيريد. يك متن تشكر را براي همه بنويسيد . البته، هر پيام تشكر بايد شخصاً به آدرس تك تك شركت كنندگان ارسال شود.

● عملي ساختن آن

▪ خود را همانند ديگر مصاحبه هاي شغلي آماده كنيد

همانند هر مصاحبه شغلي ديگري، بايد در مورد سازماني كه متقاضي اشتغال در آن هستيد، اطلاعات كسب كنيد. براي دستيابي به اطلاعات سازمان ها هم، ضمن استفاده از اينترنت، سعي كنيد يك نسخه از گزارش سالانه سازمان مورد نظر را به دست آوريد. همچنين با افرادي كه ممكن است با اين سازمان آشنا باشند، مشورت كنيد و در كتابخانهها ، مقالات احتمالي درباره اين سازمان را مطالعه نماييد. ضمنا پرسش هاي زير را قبل از شركت در مصاحبه مد نظر داشته باشيد:

▪ بزرگي و وسعت اين سازمان چقدر است؟

▪ ساختار اين سازمان چگونه است؟

▪ رقباي اصلي آن چه كساني هستند؟

▪ فرهنگ كاري اين سازمان چگونه است؟

● خود را به لحاظ ذهني براي يك مصاحبه شغلي جمعي آماده كنيد

قبل از مصاحبه، خود را به لحاظ ذهني آماده وضعيت مصاحبه هاي شغلي جمعي كنيد. تجسم موقعيت مصاحبه، ابزار مفيدي براي ايجاد احساس آرامش و اعتماد به نفس شما است. خود را در يك سالن كنفرانس و در مقابل افرادي كه پشت يك ميز بزرگ نشسته اند، در شرايطي آرام و با خونسردي كامل تجسم كنيد. همچنين تصور كنيد كه به راحتي به تمامي پرسش هاي مطرح شده پاسخ مي دهيد و در پايان مصاحبه بسيار موفقي خواهيد داشت.

برخي افراد نمي توانند به راحتي از شيوه تجسم استفاده كنند اما به هر حال اين ابزاري بسيار مفيد است. به خاطر داشته باشيد جك نيكلاس معتقد است كه بخش اعظم موفقيت او در بازي گلف، به دليل آمادگي ذهني او پيش از پاي گذاردن به مسابقه است. آنچه كه براي او كارآيي خوبي داشته، مي تواند براي شما هم كارآمد باشد.

زماني را به هر سؤال اختصاص دهيد حتي اگر احساس مي كنيد اين پرسش آنقدر سخت است كه گويي شما بمباران اطلاعاتي شده ايد

گاهي اوقات در مصاحبه هاي شغلي جمعي، شما احساس مي كنيد كه از جهات مختلف، مورد حمله پرسش ها قرار گرفته ايد. ممكن است فردي از شما يك سؤال بپرسد و قبل از اينكه شما فرصت پاسخ داشته باشيد ، مصاحبه كننده ديگر سؤال ديگري را مطرح كند يا همان سؤال را به نحو ديگري بپرسد. سعي كنيد تا سؤال اول را خوب بفهميد، به آن پاسخ دهيد و سپس از آن براي پاسخ دادن به پرسش مصاحبه كننده دوم استفاده كنيد. ضمن اطمينان از دادن پاسخ به همه سؤالات، طوري رفتار نكنيد كه يكي از مصاحبه كنندگان تصور كند شما او را ناديده گرفته ايد يا نمي خواهيد به پرسش او پاسخ دهيد.

● در صورت لزوم، سؤالات را شفاف سازيد

اگر پرسشي باعث سردرگمي شما شده است، بدون هراس، براي شفاف ساختن آن ،از عباراتي همچون «اجازه دهيد اين سوال را اين گونه شفاف سازم كه ....» يا «اگر درست فهميده باشم، شما مي خواهيد بدانيد كه ....» استفاده كنيد. بدين نحو، شما دقيقا از اطلاعات مورد نظر مصاحبه كنندگان آگاه مي شويد .

● اشتباهات رايج

▪ آماده نبودن ذهني براي يك جلسه مصاحبه شغلي جمعي

به لحاظ اينكه نمي دانيد سازماني را كه انتخاب كرده ايد ،چگونه با افراد مصاحبه مي كند، بايد آمادگي لازم براي حضور در يك جلسه مصاحبه شغلي جمعي را داشته باشيد . اگر هم چنين جلسه اي برگزار نشود، شما عملاً چيزي را از دست نداده ايد و مي توانيد آمادگي خود را براي جلسات بعدي حفظ كنيد.

▪ به مصاحبه كنندگان اجازه ندهيد كه فقط آنها حرف بزنند

اين تصوري غلط است كه اگر مصاحبه كنندگان بيشتر حرف بزنند ، شما راحت تر هستيد زيرا اين كار فشار بيشتري را بر شما وارد خواهد كرد. ضمن مقاومت در برابر چنين شرايطي، شما بايد همانند مصاحبه هاي ديگر، خود را ابراز داريد و آنچه را كه در توان داريد عرضه كنيد. اگر قرار باشد فقط مصاحبه كنندگان حرف بزنند، تنها چيزي كه از شما در خاطرشان خواهد ماند اين است كه شما شنونده خوبي هستيد.

لذا در عين حال كه مسلما علاقه اي به قطع صحبت هاي مصاحبه كنندگان نداريد ، در مورد نقاط قوت خود سخن بگوييد و براي آنها توضيح دهيد كه به چه دلايلي مي توانند شما را استخدام كنند.

▪ توضيحات خود را متوجه همه مصاحبه كنندگان كنيد

به هنگام صحبت، سعي كنيد با چشمانتان همه مصاحبه كنندگان را مخاطب قرار دهيد. ارتباطات معنادار چشمي، معمولاً دربرگيرنده خيره شدن به مصاحبه كنندگان يكي پس از ديگري به مدت چند ثانيه است. در حقيقت، بسيار دشوار است كه در عين حال كه نگاه خود را به افراد بطور مساوي تقسيم مي كنيد، به سوالات پر چالشي هم كه مطرح مي شود، پاسخ دهيد. اما بايد در اين زمينه تمرين كنيد. اين مهارتي مفيد براي جلسات يا سخنراني هاي عمومي است كه پس از مدتي براي شما عادي خواهد شد.


نشريه ميثاق مديران


امتیاز:
 
بازدید:
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 گزينش نيروي انساني و مصاحبه
اغلب مديران با گزينش افراد نامناسب براي تصدي موقعيتهاي شغلي، روبرو بوده اند. اين انتخاب نادرست باعث مي گردد تا اولا زمان و انرژي سازمان در طول فرآيند استخدام و آموزش هدر رود، ثانيا سرمايه گذاريهاي مستقيم و غير مستقيم بعدي بر روي مستخدم جديد همگي بر باد داده شوند، بهترين راه براي پرهيز از اين اشتباه انتخاب افراد مناسب و بالطبع انجام يك مصاحبه هدف دار و از قبل طراحي شده است. جهت دستيابي به اين منظور، بايستي فهرستي ازنيازهاي شغلي و ويژگيهاي جايگاه سازماني را به ترتيب اولويت طبقه بندي نموده و با در نظر داشتن روشهاي مصاحبه، افراد مناسبي را انتخاب كرد.

● هدف از مصاحبه استخدامي

هدف از انجام مصاحبه استخدامي، سنجش داوطلب براي تصدي شغل و جايگاه سازماني خاصي است دستيابي به اين نكته كه آيا مصاحبه شونده، داراي شرايط تعريف شده براي تصدي آن شغل و جايگاه سازماني هست يا خير. بطور خلاصه اينكه مصاحبه گر اطلاعاتي را از مصاحبه شونده كسب و اطلاعاتي در رابطه با سازمان، شغل و جايگاه سازماني به داوطلب استخدام ارائه ميدهد.

● اقدامات قبل از مصاحبه

قبل از انجام مصاحبه، مصاحبه گر بايستي از تعداد مصاحبه شوندگان، شرح شغل مورد نياز، نيازهاي جايگاه سازماني مورد بحث، زمان كل مصاحبه، اسامي (احتمالاً) ساير مصاحبه كنندگان، مداركي كه احتمالاً مصاحبه شوندگان بايستي همراه داشته باشند، زمان شروع هريك از مصاحبه ها و چك ليست سوالات عمومي و اختصاصي كه از مصاحبه شونده بعمل خواهد آمد را تهيه نموده و همراه داشته باشد.همچنين پرسشنامه استخدامي متقاضي(فرم متداول ومعمولي كه جهت كسب اطلاعات اوليه متقاضيان دراغلب سازمانها وجود دارد)را كاملا مطالعه و حتي الامكان مواردي را بخاطر سپرده باشد.

مكان مصاحبه هم بايستي از نظر فيزيكي مناسب و مصاحبه شونده و مصاحبه گر رو در رو و در شرايط مساوي (از نظر ارتفاع) قرارداشته باشند. زمان انجام مصاحبه بايد قبلاً و با توافق طرفين تعيين شده باشد تا هيچكس از نظر زماني در فشار نباشند.

● در طول مدت مصاحبه

درزمان انجام مصاحبه، بايستي مصاحبه كننده، از پاسخگويي به تلفنها و يا مراجعان،يا هر اقدام ديگري كه موجب ايجاد وقفه در مصاحبه ميشود خودداري نمايد. همچنين به اظهارات مصاحبه شونده توجه كامل داشته ويادداشت برداري نمايد.

در طول مدت مصاحبه مهمترين اقداماتي كه بايد توسط مصاحبه گر انجام شود اولا توضيحاتي در رابطه با سازمان و نهايتاً شغل و جايگاه سازماني مورد تقاضاست تا اولا اگر ابهامي در خصوص شغل مورد نظر وجود دارد مرتفع گردد و ثانيامتقاضي استخدام دقيقا با انتظارات جايگاه سازماني خود آشنا شود،در بسياري از موارد پيش آمده است كه باهمين توضيحات اوليه،متقاضي متوجه شده است كه امكان برآورده نمودن انتظارات شغلي و سازماني برايش وجود نداشته و اعام انصراف نموده است.ضمنا بر روي آخرين كار (سابقه شغلي) مصاحبه شونده بيشتر تكيه شده واز وي خواسته شود كه درباره موفقيتهاي بارز خود در طول مدت اشتغال، روابطش با همكاران و مديران قبلي خود، علت ترك محل كار قبلي، انتظاراتش از شغل و محل كار جديد،تجارب و تخصصهاي احتمالي خود صحبت كند.

در طول مدت مصاحبه يادداشت برداري (بصورت خلاصه) از كليه اظهارات مصاحبه شونده، الزامي است و قبل از انجام مصاحبه نيز، بايستي به مصاحبه شونده يادآوري نمود كه احتمالاً پاسخهاي وي با معرفها و مراجعي كه وي معرفي نموده است، چك خواهند شد.

● نحوه مصاحبه

موفقيت مصاحبه كننده در كسب اطلاعات مفيد از مصاحبه شونده، به ميزان توانايي وي در طرح پرسشهاي مناسب بستگي دارد. مهمترين مشخصه اصلي، نحوه استفاده از پرسشهاي بسته (با پاسخهاي بلي، خير) و پرسشهاي باز (با پاسخهاي گسترده) است. لذا مصاحبه كننده بايستي در انتخاب روشها، از شيوه معيني استفاده كند، بايستي توجه داشت كه در انجام مصاحبه با متقاضيان استخدام، از روش يكساني استفاده نمود تا امكان مقايسه و سنجش بين تمامي متقاضيان وجود داشته باشد.

در توضيح انواع مصاحبه بايد گفت كه كلا ۵ نوع مصاحبه استخدامي توصيه ميشود كه بشرح هر ۵ روش ميپردازيم:

▪ مصاحبه بسته (از قبل طراحي شده): اين نوع مصاحبه، حداقل آزادي را به مصاحبه شونده ميدهد. نتيجه اين نوع مصاحبه غالباً يكسان ولي دقيق خواهد بود، هر چند ممكن است اطلاعات ضروري براي تصميم گيري به كارفرما ارائه ندهد، ليكن به لحاظ علمي، اعتبار بيشتري نسبت به مصاحبه باز دارد.

از مصاحبه بسته در موارد زير استفاده ميشود:

۱) موارديكه پاسخهاي بلي يا خير براي كسب اطلاعات كفايت نمايد.

۲) موارديكه پاسخ، موارد مشخصيي باشد و نيازي به توضيح بيشتر نباشد.

۳) موارديكه قصد داشته باشيد پس از شنيدن پاسخ به سوال بسته، يك سوال باز مطرح نمائيد.

▪ مصاحبه باز(غير مشخص): اين نوع مصاحبه، بيشترين آزادي را به مصاحبه شونده ميدهد. هيچ سوالي قبل از طراحي شده وجود ندارد، مصاحبه كننده نيز خود را به هر وضعيتي سازگار مينمايد و با استفاده از تجارب و توانائيهاي خود، به وارسي زمينه هايي كه بنظر وي وسازمان مهمتر هستند ميپردازد.

در خصوص مقايسه بين اين دو نوع مصاحبه بايستي بسيار توجه داشت چرا كه پس از جمع بندي نهايي ممكن است بين اطلاعات مكتوب از مصاحبه شوندگان هيچ رابطه و سنخيتي وجود نداشته و از هر يك، اطلاعات متفاوتي در دست باشد.

از پرسشهاي باز در موارد زير استفاده مي گردد:

۱) طرح زمينه هاي جديد براي بحث فيمابين دو طرف.

۲) كشف اطلاعات بيشتر از متقاضي استخدام.

۳) ارتباط دادن يك پاسخ با يك پاسخ ديگر.

۴) آزمون خودآگاهي مصاحبه شونده.

۵) اطلاع از ميزان تحليل گر بودن مصاحبه شونده.

▪ مصاحبه نيمه بسته (مخلوط): اين روش، يك روش التقاطي است،بدينصورت كه سوالات مشخصي از همه داوطلبان پرسيده ميشود ولي بهر حال به مصاحبه شوندگان اجازه داده ميشود به زمينه هاي ديگر وعلي الخصوص زمينه هاي مورد علاقه خود نيز بپردازند. بايدتوجه داشت كه ميزان موفقيت در اين نوع مصاحبه نيزبستگي به مهارت و تخصص مصاحبه كننده دارد.

▪ مصاحبه بصورت ميزگرد يا گروهي: در بعضي موارد خاص، امكان مصاحبه بصورت ميزگرد بسيار سودمند ميباشد. البته بايستي اهميت منافع حاصله از اين مصاحبه، هزينه آنرا توجيه نمايد. لذا اين نوع مصاحبه فقط در خصوص گزينش مشاغل بسيار حساس و در سطوح بالا، توصيه ميشود.

▪ مصاحبه تنش: در اين مصاحبه، بجاي كسب يا ارائه اطلاعات فيمابين طرفين، فقط مصاحبه كننده ميكوشد تا موجب بروز عكس العملهاي عاطفي محاسبه شونده نسبت به موقعيت ها شود. مصاحبه كننده در اين روش مصاحبه شونده را صرفاً بمنظور مشاهده رفتارش، تكذيب كرده، حقير شمرده و بدليل سوء عملكرد گذشته سرزنش مينمايد. اين نوع مصاحبه در اغلب موارديكه جايگاه شغلي مورد نظر با فشارهاي رواني روبروست توصيه شده و بدليل احساس خصومتي كه در مصاحبه شونده بوجود مي آورند، (بخصوص در مورد متقاضياني كه استخدام نميشوند)، تصوير بدي از سازمان در ذهن مصاحبه شونده باقي ميگذارند.

مصاحبه كننده بايد بسيار توجه داشته باشد كه اولا سعي گردد زمان مصاحبه بيش از ۳۰ دقيقه بطول نيانجامد تا از دقت پاسخها و نهايتاً كيفيت مصاحبه، كاسته نشود،همچنين بايستي پاسخهاي مصاحبه شونده را در حد و مرزي كه مورد نياز است نگاهداري نموده و از عنوان شدن مسائل و موارديكه به نيازهاي سازمان و شغل و جايگاه سازماني مربوط نميشوند، و يا اطلاعاتي كه امكان كسب آنها از طريق ديگر مثل ملاحظه مدارك ياتحقيقات وجود دارد، جلوگيري نمايد.ضمنا براي موفقيت در كسب نتيجه بايستي به مصاحبه شونده اثبات نمايد كه اطلاعات مورد نياز، برمبناي ضروريات شغلي دريافت ميشوند تامصاحبه شونده براحتي اطلاعات مورد نياز را در اختيار وي قرار دهد. در خصوص سوالات و نحوه انتخاب روش مصاحبه نيز بايد كاملا دقت نمود تابه جهت جلوگيري از تبديل مصاحبه به جلسه پرسش يكسويه، بيشتر از پرسشهاي باز استفاده گردد واز پرسشهاي جهت دهنده و همچنين چند پرسش همزمان(بنحوي كه متقاضي ازپاسخ دادن به آنهاعمدا يا سهوا شانه خالي كند) خودداري گردد.

بايد به اين نكته بسيار توجه داشت كه از طرح پرسشهايي كه رابطه اي با مصاحبه ندارند و فقط بدليل ابراز توانايي و برتري علمي و عملي مصاحبه كننده، نسبت به مصاحبه شونده بعمل مي آيند، خودداري گردد.نكته بسيار مهم ديگري نيز وجود دارد و آن اينست كه از طرح موارديكه احتمالاً اين حس را در مصاحبه شونده بوجود مي آورد كه قبلاً تصميم گيري در خصوص استخدام بعمل آمده است، اكيداً خودداري گردد.

جهت پاسخ به سوالات و توضيح ابهامات بايستي به مصاحبه شونده، به اندازه كافي فرصت داده شود، به نحوي كه حداقل دو سوم از زمان مصاحبه، به صحبتهاي مصاحبه شونده اختصاص داده شود.

سوالات مختلف و متنوعي را ميتوان جهت طرح در مصاحبه در نظر داشت. ولي قطعا نحوه مطرح نمودن سوالات بسته به سليقه افراد مصاحبه كننده، قابل تغيير است. ليكن سوالات نهايتاً بايستي به پاسخهايي دررابطه با موضوعات زير منتج شوند:

اهم مسوليتهاي قبلي مصاحبه شونده كه مورد علاقه يا بي توجهي مصاحبه شونده بوده اند (با قيد علت)، سبكهاي مديريتي مديران قبلي وي و ارزيابي مصاحبه شونده از هر يك از سبكها (با قيد علت)، ترجيح مصاحبه شونده به كارتيمي يا مستقل (با قيد علت)، ساعات كار مورد علاقه وي و امكان افزايش آنها، اهم قويترين ظرفيتهاي كاري وي وچگونگي استفاده از آنها در كار، مهارتها و تخصصهاي مورد علاقه (جهت بسط و گسترش آنها)، دليل ترك كار قبلي (بطور مشروح و در جهت اخذ دليل منطقي) و مورد علاقه ترين كاري كه تا بحال داشته اند ( با قيد علت).

● ارزيابي داوطلب

پس از انجام مصاحبه، ميتوان به آيتم هايي چون، توانايي انجام كار به نحو مطلوب، سنجش انگيزه داوطلب براي انجام كار مورد نظر، چگونگي هماهنگي وي با ساير اعضاء گروه و سازمان پي برد.

همچنين بايستي مشخص گردد كه آيا داوطلب معيارهاي مطلوب سازمان را دارا ميباشد؟ در غير اينصورت آيا سازمان از حد مطلوب خود پايين مي آيد يا مصاحبه شونده را مردود اعلام مي كنيم؟كه اين مورد هم به ظرفيتهاي موجود بستگي دارد.

● ارزيابي مصاحبه

به جهت ارزيابي موفقيت مصاحبه، ميتوان پس از پايان هر سري مصاحبه و انتخاب فرد يا افراد مورد نظر، و با در نظر داشتن اينكه:

- آيا به انتخاب خود اطمينان داريم؟

- آيا توانستيم اطلاعات لازم را كسب كنيم؟

- كمترين رضايت را از كدام بخش مصاحبه داريم؟

- آيا ممكن بودپاسخهاونتيجه گيري رضايتبخش تري داشته باشيم؟ (چگونه)

- آيا ميدانيم چگونه در سري بعد مصاحبه بهتري انجام دهيد؟ مصاحبه را ارزيابي نمائيد.

در اغلب موارد سنجش كارآيي مصاحبه شونده (پس از استخدام) ميتواند بهترين عامل ارزيابي مصاحبه باشد،البته متاسفانه هيچ وقت نخواهيم توانست بفهميم كه آيا افراد رد شده نيز ميتوانستند پس از استخدام،موفق شوند يا خير!

در پايان لازم به يادآوري است كه هنگام مصاحبه بايستي بي تعصب بود وچنانچه احساس مثبت يا منفي در مصاحبه كننده نسبت به متقاضي استخدام وجود دارد، بدنبال اطلاعاتي باشيم كه اين احساس را بلا اثر نمايد چرا كه در اينصورت با كسب اطلاعات منطقي و موثر ميتوان نتيجه گيري بهتري كرد و چه بسا نهايتا نتيجه گيري نهايي موجب تاييد نطريه اوليه مصاحبه كننده گردد!


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 آداب مصاحبه شغلي
بـعد از ارسال رزومه تان، براي مصاحبه دعوت شده ايد. اين اولـيــن قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هـويتـــتان را اعـلام مي كند، اما رفتار هاي شما، چه خوب چه بد،ميتواند تاكيدي بر آنها باشد. حال نوبت آن است كه مهارت هايتان را نشان دهيد

● آداب

آداب چيزي بيـش از مجـمـوعـه اي از رفــتار هاي مناسب و خـوب نـيـست. در واقـــع زباني است كه توسط آن احترام و تـوجه خــود را بديگران بيان ميكنيم. در اين مقاله، "ديگران" مـنـظور مــصاحبه كننده ها هستند، كه در حالت معمول نه كمـتر و نه بيشتر از افراد ديگر در زندگي شما تاثير دارند، تا زماني كه نوبت مصاحبه خود شما نيز برسد و آنوقت نظر آنها از همه كس مهمتر خواهد شد.

بنابراين، روز مصاحبه شما روزي نيست كه بخواهيد نا مرتب باشيد و با بي احترامي و بي توجهي رفتار كنيد. اين اتيكت ها را رعايت كنيد و موفق خواهيد شد.

● سر وقت بيايد

مثل تمام افراد ديگر كه سر كار هستند، مصاحبه گر شما نيز مشغول طي كردن ساعاتي از وقت خود سر كار است. نشان دهيد كه زمان آنها نيز براي شما ارزشمند است. از اين گذشته، مگر آنها نيز به شما احترام نگذاشته اند كه وقتشان را در اختيارتان قرار داده اند و به شما فرصتي داده اند كه خودتان را نشان دهيد؟

اگر دير برسيد، ديگران تصور خواهند كرد كه فردي خودخواه، بي نظم و گستاخ هستيد. پس زمانتان را تنظيم كرده و سعي كنيد به موقع برسيد و اگر نه تاخيرتان باعث دردسر خواهد شد.

● لباس مناسب بپوشيد

لباس شما براي رفتن به يك مصاحبه شغلي مي بايست با محيط آن كار هماهنگ باشد. اما براي حفظ احترام بايد يك درجه بالاتر از محيط معمولي آنجا لباس بپوشيد. دليلش اين است كه اگر لباس نا مناسب بپوشيد، چه بالاتر چه پائين تر از حالت نرمال، اختلال ايجاد مي شود. زماني كه توجه بايد روي شما و مهارتهايتان متمركز شود، لباسهايتان نبايد اختلالي ايجاد كرده و حواس را پرت كند.

اين مثال را در نظر بگيريد: اگر همه افراد در آن محيط كار جين و تي شرت مي پوشند، شما يك پيراهن آستين بلند رسمي بپوشيد. و اگر آنها پيراهن هاي رسمي تن مي كنند، شما كت و شلوار پوشيده و حتي كراوات هم بزنيد

● به طريقه دست دادن خود دقت كنيد

دست دادن عملي متقابل است كه براي برقراري ارتباط انجام مي شود. در يك مصاحبه، اين عمل متقابل بين دو فرد غريبه صورت مي گيرد، كه مي تواند يكي از اصول اوليه اتيكت مصاحبه به حساب آيد. اگر محكم دست طرفتان را يك يا دو بار بفشاريد و بعد رها كنيد، نشانه ي خوشرويي و ملايمت شماست كه مي تواند به سرعت احساسي از امنيت بين دو فرد ايجاد كند.

از طرف ديگر، اگر شل و ول و بي روح دست بدهيد، ممكن است باعث ناراحتي طرفتان شود. و حتي قبل از اينكه آنها فرصت آشنايي با شما را داشته باشند، احساس بدي به آنها منتقل خواهيد كرد. آسوده خاطر كردن اطرافيانتان هدفي مهم در هر آداب معاشرت است. در اين مورد فكر كنيد. آيا واقعاً مي خواهيد در مصاحبه گرتان ايجاد ناراحتي كنيد؟

● تصويري مثبت از خود ارائه دهيد

در حين مصاحبه، زمان هاي بسياري شما نياز به استفاده از آداب و اتيكت ها خواهيد داشت. و اگر آنها را درست و بجا استفاده كنيد، تصويري خوب و مطمئن در ذهن مصاحبه گرتان ايجاد خواهيد كرد. محكم و با قوت صحبت كنيد. نبايد بگذاريد مصاحبه گر از شما بخواهد حرفتان را تكرار كنيد يا شك كند كه حرفتان را درست شنيده است يا خير.

به چشمان مصاحبه گرتان نگاه كنيد. اين ژستي اطمينان بخش است كه اكثراً افراد به آن پاسخ مثبت مي دهند.

براي صحبت كردن از حركات بدن به اندازه مناسب استفاده كنيد. حركات خوب ممكن است علاقه شما را براي آنحا بودن نشان دهد، در حاليكه سست و بي حال بودن نشانه ي بي احترامي و بي تفاوتي است.

مصاحبه كننده تان را با اسم صدا كنيد، اما به تعادل. اين نشان مي دهد كه شما دقت كرده و به حرفهايش گوش مي دهيد. همچنين ارتباطي ايجاد مي كند كه مصاحبه شما را هر چه بيشتر به سمت موفقيت سوق مي دهد

● دو بار از آنها تشكر كنيد

در آخر مصاحبه، زماني كه مي خواهيد از مصاحبه گرتان تشكر كنيد، در نظر داشته باشيد كه هم به خاطر زماني كه برايتان گذاشته اند و هم براي فرصتي كه به شما داده اند تشكر كنيد. مثل سر وقت رسيدن، تشكر كردن از آنها به اين صورت نيز نشان مي دهد كه فرد فهميده اي هستيد و براي وقت ديگران ارزش قائل هستيد.

هيچگاه تا آخر آن روز كه برايشان يك يادداشت تشكر بفرستيد، مصاحبه را تمام شده نپنداريد. سعي كنيد متن كوتاهي داشته باشد. از ايميل نيز مي توانيد در اين جهت استفاده كنيد. و چون مربوط به مسائل كاري است، بهتراست كه به دست خط خودتان هم نوشته نشده باشد

● سه تا نبايد

▪ بدون آمادگي قبلي در آن روز حاضر نشويد

هر چه بيشتر در مورد شركت و شغلي كه براي آن تقاضا داده ايد تحقيق كنيد، نشانه احترام بيشتر است. خيلي ساده است. فراموش نكنيد كه مصاحبه گر شما براي اين شركت كار مي كند و اين قسمت بزرگي از زندگي آن فرد را تشكيل مي دهد. بنابراين نمايش فروتنانه اما مناسب تصويري از حس تعهد شما به اين مصاحبه، باعث مي شود كه بهتر جلوه كنيد

▪ از صاحب كارهاي قبليتان بدگويي نكنيد

اگر نمي توانيد در مورد كسي حرف هاي خوب بزنيد، بهتر است اصلاً هيچ حرفي نزنيد. خيلي دور از ادب و احترام است كه از صاحب كارها و شركت هاي قبليتان بد بگوييد و با كارهايشان مخالفت كنيد. اين باعث ناراحتي و رنجش ديگران مي شود. از اين گذشته، اين مصاحبه در مورد شما و اين شركت است نه شركت ها و افراد ديگر. پس لزومي ندارد كه تصويري از صاحب كارهاي سابقتان براي مصاحبه گرتان ارائه دهيد. چون اين مسئله ارتباطي به آنها ندارد

▪ در مورد هيچ مسئله اي دروغ نگوئيد

به ياد داشته باشيد كه به خاطر هيچ مسئله اي، هر چند كوچك، دروغ نگفته و به حرف هايتان شاخ و برگ ندهيد. زيرا انسانهاي محترم هيچگاه دروغ نمي گويند چون نيازي به آن ندارند

● حرف آخر

ممكن است رفتار هاي خوب هيچگاه به چشم نيايند، ولي نتايج آنها هميشه ديده مي شوند.

چيزي كه نبايد جا بيندازيم نقص در اين آداب و اتيكت هاست. در اين زمينه، شما مي خواهيد كه مصاحبه كننده تان فكر كند كه شما فردي مهربان، باهوش و جالب هستيد. نه اينكه فردي مطيع و فرمانبردار باشيد و موقع دست دادن مسخره جلوه كنيد و يا از اينكه كثيف ترين شلوار جينتان را در روز مصاحبه تن كرده ايد تعجب كند


پايگاه اطلاع رساني مديران ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
تاريخ شفاهي و مهارتهاي مصاحبه
براي غناي يك مصاحبه جامع در زمينه تحولات تاريخي، هنر مصاحبه گر شرط اصلي است. ميزان شناخت مصاحبهگر از رويدادها، تسلط او بر سئوالات، صبر و حوصله در شنيدن توضيحات مصاحبه شونده، شاهد مثل خواستن، پرهيز از جدال، پرهيز از كاربرد واژهها يا طرح موضوعاتي كه سبب ناخشنودي مصاحبهگر ميشود، فرصتشناسي و طرح به موقع سؤالات، هنرمندي در نوع ارائه پرسشها و نكات حساسيت زا، تلاش براي حفظ صميميت فضاي حاكم بر مصاحبه، تعقيب دقيق اجزاء موضوعات مورد بحث، برخورداري از وقت نامحدود، احترام به سليقه مصاحبهشونده در ويرايش مصاحبه و متقابلاً ضميمه كردن سؤالات جديد در نقاط مناسب مصاحبه با هدف روشنتر شدن مقصود، از اهم موضوعاتي است كه در غنا بخشيدن به مصاحبه به ويژه در زمينه «تاريخ شفاهي» ضرورت اساسي دارد.

● اشاره

«چارلز موريسي» رئيس پيشين «مؤسسه تاريخ شفاهي» آمريكا است. او فعاليت خود را در زمينه تاريخ شفاهي از سال ۱۹۷۵ آغاز كرده و تاكنون مديريت پروژههاي متعددي را در اين زمينه برعهده داشته است. او همچنين مؤلف بيش از ۵۰ مقاله تخصصي در زمينه مهارتهاي تاريخ شفاهي است.

مقاله حاضر از كتاب «Oral History Reader» چاپ ۱۹۹۸ لندن و تلخيص از مقاله «On Oral History Interviwing» است.

«چارلز موريسي» در اين مقاله به موارد متعددي از مهارتها و تجربيات خود در زمينه انجام مصاحبه تاريخ شفاهي اشاره كرده است كه نظر به كاربردي بودن آن، ميتواند راهنماي خوبي براي كليه كساني كه در اين زمينه فعاليت ميكنند باشد.

موفقيت يك مصاحبه هم به مصاحبه شونده و هم به مصاحبهكننده بستگي دارد. من، در اينجا فقط در مورد يك مصاحبه كننده صحبت ميكنم. البته ما، براي انجام مصاحبههاي گروهي هم تلاش كردهايم؛ اما من ترجيح ميدهم كه نظر خاصي در مورد شيوه مصاحبههاي گروهي ندهم. مصاحبههاي گروهي، در بعضي موارد پاسخ مثبت ميدهد؛ اما در نهايت موفقيت آن بستگي به متمركز ساختن سؤالات و همچنين بستگي به فردي دارد كه شما با او طرف هستيد.

با اين حال در بيشتر مواقع، ما ترجيح ميدهيم هر مصاحبه كننده با يك مصاحبه شونده رو در رو باشد. ما، اعتقاد داريم به اين طريق نتيجة بهتري حاصل خواهد شد.

اكثر مصاحبههاي موفق، به شرايط مصاحبه كننده بستگي دارد؛ به اينكه او تا چه اندازهاي تحقيق مقدماتي در مورد موضوع مصاحبه انجام داده است؛ قبلاً چه تعداد مصاحبه در اين مورد صورت داده است. آيا پيش از شروع مصاحبه، گفت و گوئي با مصاحبه شونده ترتيب داده است كه در آن، در مورد برنامة مصاحبه و چگونگي انجام آن صحبت شده باشد؟ قطعاً اين كار براي او در نحوة ادارة جلسات مصاحبه بسيار مؤثر است. ديگر اينكه چه مقدار نسبت به موقعيتي كه با آن روبرو است، احاطه دارد و به اعصابش مسلط است.

يكي از روشهايي كه ما بر آن تأكيد ميكنيم، اين است كه بگذاريم مصاحبه شونده صحبت كند. جلسة مصاحبه، اجراي نمايش اوست. اجازه ميدهيم كه او با توپ بدود. همانطور كه لوئيس استار گفته است: «مصاحبه كنندة خوب، شنوندهاي خوب است.» در بيشتر مواقع، سئوال اول را طوري طرح ميكنيم كه مصاحبه شونده ميل فراواني به پاسخ آن داشته باشد. او، به اين سؤال ما معمولاً به صورت مبسوط پاسخ ميدهد و ممكن است مصاحبه روند نامرتبي پيدا كند. به حرفهاي مصاحبه شونده گوش ميكنيم اين كار مزيتي دارد؛ به اين ترتيب كه فرد خودش داوطلب گفتن چيزي ميشود كه در مجموعة خاطراتش مهمترين است.

در اين حين با قلم وكاغذ در دست، يكي دو كلمه در مورد مطالبي كه عنوان كرده يا چيزهايي كه ميخواهيم به آنها برگردد، يادداشت ميكنيم البته قبل از اينكه مصاحبه شروع شود، به او گفتهايم كه اين كار را خواهيم كرد. به اين معنا كه گاهگاهي كلماتي را يادداشت ميكنيم. تا در خلال مصاحبه با مراجعه به آنها سؤالات تكميلي را طرح كنيم و از او بپرسيم. ما هميشه در جلسات مصاحبه بايد كاغذ يادداشت به همراه خود داشته باشيم.

پس از اينكه او داستان خود را تعريف كرد، ما به عقب بر ميگرديم و سؤالات خود را با آنچه كه او بيان كرده بود، در ميآميزيم. سعي ميكنيم كه موضوعات خاص را خوب بررسي كنيم؛ نكاتي را كه جا انداخته بود، طرح كنيم و از او بخواهيم در مورد كليتهايي كه گفته بود، شاهد مثالهايي ارائه كند.

در طراحي سؤال، اين خيلي مهم است كه آنها به صورت آزاد و قابل انعطاف طراحي شوند. به اين معنا كه پاسخي كه انتظار داريم، در تركيببندي سؤال مشخص نباشد. ما، در سؤالهاي خود هيچ متغيري را پيشنهاد نميكنيم. يعني نميگوئيم آيا جريان به اين طريق بود يا به آن طريق؟ ما، سؤال را به طريقي عنوان ميكنيم كه موجب شود او، به ميل خود متغيرش را انتخاب كند از به كار بردن كلماتي كه داراي بار معنايي خاصي است، اجتناب ميكنيم.

شديداً تلاش ميكنيم كه نتيجهگيري خودمان را بر پاسخهايي كه آن شخص ميداند تحميل نكنيم. خيلي سخت است كه خودتان را مهار كنيد اما ما سعي ميكنيم و اين كار را بيشتر از طريق كنترل طراحي سؤال انجام ميدهيم. مثلاً نميپرسيم «فلاني و بهماني تا چه اندازه اين چنين بودند؟» بلكه ميپرسيم «فلاني و بهماني اين چنين بودند؟» ما سعي نميكنيم پرونده بسازيم، مانند وكيلي كه سعي ميكند در دادگاه پرونده بسازد. در اين مورد به همكارانم توصيه ميكردم كه گزارش «وارن» را بخوانند. زيرا در اين گزارش، وكيل چندين بار ميپرسد: به اين طريق اتفاق افتاد، نه؟ و شاهد ميگفت بله يا خير. تا پائين صفحة اين گزارش، جوابها بله و خير است. ما مصر هستيم كه بپرسيم: به ما بگوييد چگونه بود؛ با كلمات خودتان آن را توصيف كنيد. مصر هستيم كه اجازه بدهيم، مصاحبه شونده در مورد آنچه كه فكر ميكند مهم است داوطلبانه صحبت كند.

من،به همة علاقهمندان توصيه ميكنم كه متن برنامه «لارنس اسپيواكس» را بخوانند و درست بر عكس آن عمل كنند. خوشبختانه اين نسخهها در دسترس است؛ به زحمتش ميارزد كه ببينيد چگونه كسي ميتواند يك سؤال گمراه كننده بيان كند، به اين منظور كه مصاحبه شونده را به اشتباه بياندازد.

ما از به كار بردن زباني كه مخصوص طبقهاي خاص باشد، پرهيز ميكنيم و اين، به نظر افراد تحصيلكرده و دانشگاهي گران ميآيد. در واشنگتن بسياري از افراد، دانشگاهيان را نميپسندند و انتشارات دانشگاهي را به دليل نوع زبان خاص آن نميفهمند.

يكي از رهنمودهايي كه شايد بيش از همه بر آن تأكيد كردهام. اين است كه مصاحبه كنندة خوب،بايد جزئيات را تعقيب كند؛ مرتباً بايد جوياي مثالها بشود؛ هميشه بايد به دنبال تصوير كردن نكاتي باشد كه آنها مطرح ميكنند.

مصاحبه كنندة خوب،نبايد اجازه دهد كه اطلاعات مصاحبه شونده ضبط شود بدون اينكه به جزئيات آن پرداخته شده و اطلاعات آن تكميل شود؛ به طور مثال، مشخصاً منظور شخص از فلان و بهمان چه بوده است؟ ما بايد سعي كنيم سؤالاتمان را روشن و مشخص بيان كنيم. به عقيدة ما، سؤال نبايد بيشتر از دو جمله را شامل شود: جملة اول: «دليل اينكه اين سؤال را از شما ميپرسم» و جملة دوم: «اين سؤالي است كه من از شما دارم.» جمله را با علامت سؤال تمام ميكنيم و مينشينيم، لبانمان را ميبنديم و ساكت ميشويم؛ اجازه ميدهيم او پاسخ سؤال را بدهد.

در «تاريخ شفاهي»، يكي از خطرات بزرگ براي مصاحبه كننده،اين است كه احساس كند كه بايد صحبت كند؛ در حالي كه مصاحبه شونده به دنبال فرصتي براي حرف زدن در بين پرچانگيهاي اوست من، فكر ميكنم گاهي مصاحبه كننده تمايل به عجله دارد. ما، بايد بگذاريم مصاحبه شونده با سرعت خود حركت كند، هر چند از ديد ما كند باشد، ولي به هر حال اين سرعت اوست. بايد اجازه دهيم كه او با آهنگ خود به پيش برود. ما بارها و بارها ديدهايم مصاحبه كنندگان، مصاحبه شونده را به عجله وا ميدارند عملاً مواردي را داشتيم كه مصاحبه شونده ميگفت: «فقط يك دقيقه! ميتوانم چيزي را در مورد نكتة آخر بگويم، قبل از آنكه از آن بگذريد؟»

بعضي از مصاحبهكنندگان با دستگاههاي ضبط صوت آشنا نيستند و با آن راحت كار نميكنند. مثلاً نميدانند كه آيا تجهيزات درست عمل ميكند يا نه؟ آيا صدا به اندازة كافي بلند است يا نه؟ آيا ميكروفون به اندازة كافي نزديك است يا نه؟ اين حالت، ماية نگراني آنها بود و شديداً بر كيفيت مصاحبه تأثير ميگذارد.

وقتي كه سؤالات سخت و حساسيت برانگيزي براي پرسيدن وجود دارد، بايد تا زماني كه مصاحبه خوب به جريان نيفتاده طرح آن را به تعويق بيندازيم. بيترديد ما ميخواهيم كه رابطة خوب و صميمانهاي پايهگذاري كنيم. هر چقدر مصاحبه بيشتر به طول بينجامد، مصاحبه شونده بيشتر در جلسة مصاحبه احساس راحتي ميكند و حتي از موقعيت خود لذت ميبرد. گذشته از اين، اگر ما سؤالات سخت را بپرسيم فرد ممكن است. رنجيده خاطر شود و اين حالت او، بر بقية مصاحبه تأثير بگذارد. البته تعريف «سؤال سخت» در نزد افراد مختلف و با توجه به موضوعات مختلف تفاوت دارد. اگر چنانچه چند سؤال سخت براي پرسيدن داريم آنها را پي در پي نميپرسيم. ابتدا يكي را با لحن مطلوب ميپرسيم سپس سعي ميكنيم مصاحبه را به زماني كه ميخواهيم فرد در مورد آن توضيح دهد، هدايت كنيم. بنابراين، مصاحبه شونده از نظر روحي آرام ميشود و از مصاحبه لذت ميبرد؛ آنگاه شايد كمي بعد به سؤال سخت بعدي بپردازيم.

ديدگاههاي مختلف در مورد يك موضوع همواره افقها و اطلاعات جديدي را به وجود ميآورد. به عبارت ديگر، خطر اينجاست كه شما فكر كنيد وقتي يك بار موضوعي مورد بحث قرار گرفت صحبت در مورد آن كامل شده است؛ در نتيجه آن را رها ميكنيد و به آن موضوع برنميگرديد.

گذشته از اينها،ما سعي ميكنيم بفهميم كه حافظة آن فرد چقدر خوب است. ما، گاهي از او چند سؤال كوچك ميپرسيم تا حافظة او را بيازماييم. به عنوان مثال، اگر او به اسم كسي به نام لاورنس اشاره كرد، ما ميپرسيم همان لاورنسي كه استاندار پنسيلوانيا بوده و يا لاورنسي كه كتاب مينويسيد و ميپرسيديم،اين واقعه قبل از فلان رويداد اتفاق افتاده يا بعد از آن؟ ميدانيم گاهي اين كليدها يا راهنماهاي كوچك، محقق را ـ كه متن مصاحبه را ميخواهد يا به نوار آن گوش ميدهدـ كمك خواهد كرد تا گفتة مصاحبه شونده را ارزيابي كند.

همچنين،ما ميكوشيم كه بفهميم چه كسي در موضوعي خاص شركت داشته است. فرض كنيد اين مورد كه مذاكرات هيئت پيمان صلح در ۱۹۶۰ چگونه انجام شد؛ چه كسي عضو آن بود؟ چه كسي در كدام طرح پيشنويس مؤثر بود؟ و به همين ترتيب. روشن است كه اين موشكافي رهنمودهايي براي آينده دارد و در مصاحبه با ديگران، شما ميتوانيد در اين مورد سؤال كنيد.

در مصاحبههايمان در صورتي كه خاطرات مصاحبه شونده كممايه باشد، از اسناد و مدارك كمك ميگيرم، مثلاً در مورد رويداد مورد نظر تصوير افرادي را كه در موقعيت خاصي قرار داشتند، به مصاحبه شونده نشان ميدهيم و او، با ديدن آن تصويرها ممكن است بگويد: «اوه، بله اين آدم ما را با فلان دستة نظامي كمك كرد.» يا ما به او مقالههاي روزنامهها را نشان ميدهيم و ميگوئيم: «اين مقاله، نظر شما را در مورد اين اتفاق چگونه بيان ميكند؟»

به دفعات پيش ميآيد كه ما احساس درماندگي ميكنيم. فرضاً روال بحث به موضوعاتي كشيده ميشود كه در مورد آنها اطلاعات زيادي نداريم. در اين گونه موارد، به شيوه قديمي ژورناليستها متوسل ميشويم و ميپرسيم چه كسي، كدام، چه وقت، كجا، چگونه، چرا، و مانند اينها.

همينطور، در ضمن انجام مصاحبه، در پي اين هستيم كه سعي كنيم خودمان را به جاي فردي بگذاريم كه با او مصاحبه ميشود. ما سعي ميكنيم شبكهاي را كه او در آن كار ميكرده است، تصور كنيم. سعي ميكنيم تصور نماييم كه نحوة كار او چگونه ميتوانسته باشد. به همين طريق، سؤالاتي طرح ميكنيم كه بخشي از اين روابط را به روشني نزديك كند و ما را نسبت به كار مصاحبه شونده «مطلع» نشان دهد.

همچنين، ما ميكوشيم خودمان را در جايگاه دانشجوياني كه علاقهمند به گفته هاي اين شخص هستند قرار دهيم. به اين ترتيب، مورخ تاريخ شفاهي، در جايگاه اقتصاددان يا جامعهشناس قرار ميگيرد.

ما، از خودمان ميپرسيم، اين فرد چگونه روز خود را ميگذراند؟ وقتش كجا صرف ميشود؟ اگر بتوانيم اين را بفهميم بهتر ميتوانيم بفهميم كه چه سؤالاتي بايد از او بپرسيم.

ما، متن مصاحبه را به فرد مصاحبه شونده بر ميگردانيم تا آن را ويرايش كند. به نظر بعضي، اين كار امتياز دادن به مصاحبه شونده و راضي ساختن اوست. اما ما از اين مرحله به عنوان دومين فرصت استفاده ميكنيم، براي پرسش سؤالاتمان كه در بار اول به ذهنمان نرسيده بود. در اين مرحله، ما در مورد جزئيات مطالب سؤال ميكنيم و نكات از قلم افتاده را در جاهاي مناسب يادآوري ميكنيم. به اين ترتيب كه سؤال مورد نظر خود را روي صفحة مربوط ضميمه ميكنيم و فرضاً ميگوئيم: «آقاي سناتور! آيا ميتوانيد براي اين مورد مثالي بياوريد؟» در بعضي موارد، اگر فرد در مورد موضوع مورد بحث كاملاً توضيحي نداده، در صفحة مربوطه يك فضاي خالي قرار ميدهيم و ميگوئيم: «ممكن است با خودكار مطلب بيشتري در اين مورد بنويسيد؟» با وجود آن كاغد سفيد،وقتي كه او به متن مصاحبه مراجعه ميكند، گاهي عملاً مينشيند و آن را با جملاتي پر ميكند و بعضي مطالب با ارزش را در اين مورد ارائه مينمايد.

اگر شما جا زدهايد و از طرح سؤالي كه ايجاد حساسيت ميكند، منصرف شدهايد، هميشه فرصت داريد كه آنها را وقتي كه متن مصاحبه را براي اصلاح نزد مصاحبه شونده ميفرستيد، بپرسيد. من فكر ميكنم سؤال كليدي در ارزيابي متن تاريخ شفاهي، اين نيست كه چه مقدار مطلب براي تاريخ فراهم شده است، بلكه بيشتر اين است كه مصاحبه كننده با شرايط تأثيرگذار بر او و مواد و منابعي كه مجبور است با آنها كار كند،چه اندازه خوب عمل كرده است؟ اگر مصاحبه شونده حافظة بدي دارد نميتوانيد مصاحبه كننده را نكوهش كنيد اما ميتوانيد او را سرزنش كنيد كه چرا نتوانسته است از هر فرصتي كه برايش پيش ميآيد، بهرة لازم را ببرد. به نظر من، اين،سؤال كليدي است. اگر مصاحبه كننده نسبت به آنچه كه در اختيار اوست به بهترين نحو عمل كند، نميتوانيد او را در مورد نتيجة حاصله سرزنش نمائيد. اگر كمتر از اين انجام داد، ميتوانيد او را سرزنش نماييد و من فكر ميكنم در اين گونه موارد، شما بايد به تناسب قضاوت كنيد.

در خاتمه، بايد گفت: مصاحبه كردن بسيار دشوار است؛ تصور كنيد كه مصاحبهگر خوب بايد به كار خود مسلط باشد؛ او، بايد به آنچه كه فرد مصاحبه شونده ميگويد،گوش فرا دهد؛ بايد به سؤالات بيشتري كه ميتواند بپرسد، فكر كند بايد فكر كند كه آيا مصاحبه شونده به پرسش او پاسخ كافي داده است يا خير؟ بايد بداند قبلاً در مورد كدام موضوعات صحبت شده و در مورد كدامها نشده؛ بايد بداند چه چيز هنوز ناگفته مانده است؛ او، بايد در حين گفتگو اگر گفتههاي مصاحبه شونده در مورد موضوع مورد بحث رو به اتمام است، پيشبيني كند كه آيا مصاحبه شونده از محور بحث خارج شده است يا خير، در اين وضعيت، مصاحبه كننده بايد هدايت مصاحبه را در دست داشته باشد و در ذهن خود براي آمادهسازي سؤالات متمركز بعدي تلاش كند؛ به نحوي كه بتواند مصاحبه را به شكل منسجمي ارائه كرد.اين كار، شغل بسيار مشكلي است. هر كس كه بتواند اين كار را با موفقيت انجام دهد، آنقدر موفق است كه بايد با خود او مصاحبه شود.


راسخون ( www.rasekhoon.net )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
مصاحبه و اصول آن در روانشناسي
مصاحبه يكي از روشهاي بسيار معتبر و رايج تشخيص و ارزشيابي مي باشد و شايد بتوان آن را از اولين روشهايي دانست كه بشر در اين مورد به كار برده است. بن جانسون مي گويد تا تو را ببينم و بسياري از روانشناسان نيز معتقدند اگر بخواهيم اطلاعاتي در مورد شخصي بدست آوريم و او را بشناسيم چرا از خود او نپرسيم(دانشمند، ۱۳۵۷).

مصاحبه را به رابطه كلامي چهره به چهره تعريف كرده اند كه مانند ساير روشهاي ارزشيابي شخصيت و تشخيص براي گردآوري اطلاعاتي به منظور شناخت ويژگي هاي فرد صورت مي گيرد. بر خلاف آنچه در مكالمات روزمره خود با افراد مشاهده مي كنيم مصاحبه در تشخيص و ارزشيابي شخصيت رابطه كلامي است كه براي تحقق هدف مشخصي ايجاد مي گردد. اين كنش متقابل كلامي همه گاه واجد ارزش درماني مي باشد و لذا انجام آن را به وسيله افراد تعليم ديده توصيه كرده اند.

پس از اين بررسي اجمالي و قبل از شروع بحث در باره انواع مصاحبه و كاربرد هريك بايد يادآور شويم كه مصاحبه را به طور كلي به دو نوع تقسيم مي كنند.

۱) مصاحبه سازمان يافته

۲) مصاحبه آزاد.

در مصاحبه سازمان يافته كه آنرا مصاحبه محدود نيز مي نامند مصاحبه گر مقيد است در چهارچوب مشخص، اطلاعات مشخصي را از مصاحبه شونده گردآوري كند. تحجر و خشكي مشهود در اين مصاحبه از ايراداتي است كه بر آن وارد دانسته اند. در ارائه هر نوع خدمت رواني، از تشخيص و ارزشيابي گرفته تا درمان، ايجاد ارتباط و تفاهم از اصول اساسي و اوليه مي باشد و بايد اعتراف داشت وقتي مصاحبه شونده ناگزير بود در مدت زمان مشخصي به سوالات محدودي پاسخ دهد از ايجاد چنين رابطه اي جلوگيري مي شود به طوري كه مصاحبه گر حتي از گردآوري اطلاعات لازم عاجز خواهد بود. عده اي از روانشناسان، به مسئله تقويت بازداري و واپس زني اشاره كرده اند و اين نوع مصاحبه با يكي از عوامل تقويت كننده آن دانسته اند. مراجع در مصاحبه محدود ناگزير از بازداري بيشتر در بيان عواطف و سركوبي نيازهاي خويش مي شود كه بدون شك به برداشت منفي وي از روانشناسي منجر مي گردد(دانشمند، ۱۳۵۷).

براي رفع اشكالاتي كه بدان اشاره كرديم تدابيري انديشيده اند. گاه در مصاحبه سازمان يافته، در صورتي كه به وسيله افراد باتجربه انجام پذيرد، آزاديهايي را مجاز مي دارند. بدين معني كه موارد مطالعه و نوع سوالات را مشخص مي كنند اما مصاحبه شونده را در بيان آنچه در موردي خاص به ذهنش آمد و يا نياز به بازگويي آن را احساس كرد آزاد مي گذارند. مثلا مصاحبه گر مي داند كه موضوع مصاحبه گردآوري اطلاعاتي در مورد وضع شغلي مراجع مي باشد اما مصاحبه شونده آزاد است در اين مورد هر چه مي خواهد بيان كند.

برعكس آنچه در مصاحبه سازمان يافته مطرح است در مصاحبه آزاد هيچ قيد و شرطي وجود ندارد و مصاحبه گر بدون هيچ محدويتي به اقتضاي اوضاع و احوال و بنا به ميل و سليقه خويش دامنه وسيع تر و لايه هاي گوناگوني را مورد بررسي قرار مي دهد. در اين نوع مصاحبه، مراجع نيز در بيان خود آزادي كامل را دارا مي باشد.

به طور كلي مي توان گفت در مواردي كه نياز به كمي ساختن اطلاعات حاصله محسوس گردد مصاحبه سازمان يافته واجد ارزش عيني و اعتبار بيشتري خواهد بود بخصوص اگر مصاحبه گران تجربه كافي براي انجام مصاحبه آزاد را نداشته باشند. به هر حال به طوري كه يادآور شديم خشكي و تحجر موجود در اين نوع مصاحبه مشكلاتي را در راه ايجاد رابطه با بيمار و تسهيل در بيان عواطف، افكار و عقايد وي ايجاد مي كند.

● كاربرد مصاحبه

مصاحبه را مي توان بر اساس محل انجام، و هدف هاي آن به هفت نوع گوناگون تقسيم كرد كه به شرح هريك مي پردازيم.

۱) مصاحبه استخدامي

كاربرد اين نوع مصاحبه بيشتر در مديريت و صنعت بوده هدف آن ارزيابي لياقت و شايستگي داوطلبان براي احراز يك شغل و يا سمت سازماني مي باشد.

۲) مصاحبه مشكل يابي

اين مصاحبه در ادارات و يا واحدهاي صنعتي براي كشف و فهم عواملي كه اختلالاتي در انجام صحيح امور و يا روابط بين كارمندان ايجاد كرده اند انجام مي پذيرد.

۳) نظر خواهي

در اين نوع مصاحبه سعي مي شود از طريق مراجعه به نمونه اي از جمعيت از افكار و عقايد، برداشتها و بازخوردهاي مردم نسبت به موضوع خاصي به گردآوري اطلاعات بپردازند.

۴) مصاحبه تحت فشار

اين نوع مصاحبه در شرايط تصنعي و در موقعيت هاي ناگواري كه عمدا براي بررسي دقيق و ارزشيابي واكنش افراد ايجاد مي شوند صورت مي گيرد. هدف عبارت است از مشاهده و مطالعه دقيق واكنش در برابر شرايط ناخوشايند و فشارهايي كه در پاره اي امور بر انسان وارد مي شود.

۵) مصاحبه تشخيصي

كاربرد اين نوع مصاحبه در كلينيك ها، بيمارستانها و مراكز بهداشت رواني براي تشخيص اختلالات، گردآوري اطلاعات اوليه در مورد مراجع و برآورد و ارزيابي وضع رواني وي مي باشد. مصاحبه براي تنظيم تاريخچه فردي كه به امر تشخيص كمك مي كند نيز به عنوان نوعي مصاحبه تشخيصي شناخته شده است.

۶) مصاحبه قبل و بعد از انجام آزمونهاي رواني

هدف از اين نوع مصاحبه اتخاذ تصميم در مورد مراجع مي باشد.البته پيشداوري ناشي از بررسي آزمونهايي كه در مورد مراجع اجرا گرديده است مشكلاتي را در انجام صحيح اين نوع مصاحبه فراهم مي آورد.

۷) مصاحبه اختتامي يا ترخيصي

اين مصاحبه نيز در بيمارستانها و كلينيك هاي رواني به منظور ارزشيابي وضع بيمار و اتخاذ تصميم در مورد ادامه درمان و يا ترخيص وي صورت مي گيرد.

● مقاومت و حل آن در مصاحبه

مي دانيم مصاحبه وسيله ارتباط بين روانشناس و فرد مراجع است كه طي آن به بررسي درباره وي مي پردازيم و تدابيري را براي تسهيل و ايجاد تداوم در قدرتهاي بياني او مي انديشيم. گرچه جلب اعتماد مراجع، تقويت اميدواري و ايجاد اين برداشت كه ما قادر به ارائه كمك هاي لازم هستيم، همكاري او را تا حدودي تضمين مي كند، معهذا رعايت نكات زير در از ميان برداشتن خطوط دفاعي مصاحبه شونده تاكيد و توصيه مي شود(دانشمند، ۱۳۵۷).

۱) اجتناب از اظهار تعجب درباره گفته هاي بيمار.

۲) خودداري از اظهار علاقه زياد نسبت به يك موضوع.

۳) خودداري از قضاوت هاي اخلاقي و ارزشي.

۴) اجتناب از ايفاي نقش مجازات كننده.

۵) خودداري از انتقاد از وي.

۶) پرهيز از قول دادن بيجا.

۷) خودداري مصاحبه گر از سخن گفتن درباره خود.

۸) اجتناب از تهديد كردن مراجع.

۹) اجتناب از اشاره به مسائل و مشكلات خود.

۱۰) خودداري از نشان دادن بي صبري و ناشكيبايي.

۱۱) خودداري از بحث هاي سياسي و مذهبي.

۱۲) اجتناب از تمسخر مراجع.

۱۳) اجتناب از تحقير مراجع.

۱۴) خودداري از سرزنش مراجع به خاطر شكستها و كمبودهايش.

۱۵) اجتناب از تفسير زودرس و تجزيه و تحليل عمقي.

۱۶) خودداري از تفسير و تعبير خواب.

۱۷) اجتناب از بررسي خاطرات و تجربيات ناگوار تا هنگامي كه مقاومت وجود دارد.

۱۸) خود داري از تمجيد ظاهر و آرايش مراجع.

۱۹) اجتناب از اطمينان دادن به مراجع.

۲۰) احترام به حقوق مراجع در اظهار عقايد و افكارش.

۲۱) تكرار منظور و هدف مصاحبه.

۲۲) خودداري از اعلام تشخيص.

۲۳) اجتناب از پرسش درباره مسائلي كه وي نسبت به آنها حساسيت دارد.

۲۴) انجام مصاحبه چهره به چهره در جلسات اول.

۲۵) اجتناب از حرف زدن زياد.

۲۶) خود داري از بلند حرف زدن.

۲۷) خود داري از پند و اندرز.

● اشتباهات مصاحبه و راه حل آنها

در مصاحبه نيز روانشناس با مشكلاتي مواجه است كه از اعتبار مصاحبه به عنوان يك وسيله ارزشيابي و تشخيص مي كاهد. اين مشكلات ناشي از اشتباهاتي هستند كه معلول فرايند مصاحبه، مصاحبه شونده و مصاحبه گر مي باشند.

اشتباهات ناشي از فرايند مصاحبه را مي توان معلول شبكه بغرنج و بسيار پيچيده كنشهايي دانست كه در روابط چهره به چهره بين مصاحبه گر و مصاحبه شونده صورت مي گيرد(ببي، ۱۳۸۴).

موقعيتي كه در آن مصاحبه صورت مي گيرد نيز ممكن است خطاهايي را موجب گردد. راه حلي كه براي اين مشكل پيشنهاد شده است تكرار هرچه بيشتر مصاحبه با فرد مورد نظر مي باشد.

اشتباه دوم ناشي از ترس ها و دلهره هاي مصاحبه شونده و نقش هايي است كه ايفاي آن از وي انتظار مي رود. سازمان بخشي دقيق مصاحبه و پيش بيني اين نقشها تا حدودي از بروز اين اشتباه مي كاهد.

اشتباه و مشكل ديگر ناشي از خود مصاحبه گر است كه بيشتر معلول ويژگيهاي شخصي مصاحبه گر، اشتباه در يادداشت كردن جريان مطالعه، استناط غلط، نداشتن آموزش كافي و مكتبي كه مصاحبه گر از آن پيروي دارد مي باشد(رفيع پور،۱۳۶۰).

ميزان كردن جريان مصاحبه و آموزش دقيق مصاحبه گران تا حدودي از اين مشكل مي كاهد. در انتها به معرفي يكي از پرسش نامه هايي كه در مصاحبه تشخيصي ساختار يافته در مورد كودكان بيشترين كاربرد را دارند مي پردازيم.

● جدول مصاحبه تشخيصي براي كودكان (DISC)

▪ ساخت و محتوا

DISC (شافر و ديگران، ۱۹۹۱) شامل ۲۳۱ پرسش اصلي و ۱۱۸۶ پرسش متناسب با پاسخ هاي مصاحبه شوندگان است و دو فرم موازي دارد؛ فرم كودكان (DISC-c) كه براي افراد ۹ تا ۱۷ سال و فرم والدين (DISC-P) كه براي افراد ۶ تا ۱۷ سال طراحي شده اند. در سالهاي بعد فرم معلم (DISC-T) آن نيز با توجه به ملاك هاي DSM-IV طراحي شده است (فريك و ديگران، ۱۹۹۴). در اين فرمها خود كودكان، والدين و معلمان آنها رفتار كودكان را توصيف مي كنند.

▪ اعتبار

ويژگي هاي روانسنجي DISC از سوي پياسن تيني و ديگران (۱۹۹۳) ، شواب – استون و ديگران (۱۹۹۳)، شافر و ديگران (۱۹۹۳) با استفاده از گروهي مشتمل بر ۷۵ نفر بررسي شده است. ضريب آلفاي كرونباخ در مقياسهاي مختلف بين ۵۶/۰ تا ۸۸/۰ گزارش شده است.

▪ روايي

پياسن تيني و ديگران (۱۹۹۳) رابطه ميان تشخيص مبتني بر DISC و تشخيص متخصصان باليني را كه شاخصي از روايي است، بررسي كردند. در كل ميزان توافق ميان داده هاي حاصل از دو روش ياد شده در فرم والدين DISC متوسط (۵۰/۰) و درفرم كودكان DISC پايين (۳۴/۰) و ميزان توافق كل نيز ۴۱/۰ گزارش شده است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
فلسفه درماني با ابزار «زبان»
«لودويك ويتگنشتاين» و «مارتين هايدگر» از معروفترين و تأثيرگذارترين فيلسوفان سده بيستم هستند.ويتگنشتاين كه فرزند يك كارخانه دار معروف اتريشي بود، در سال ۱۸۸۹ در وين متولد شد. او ابتدا مهندسي خواند، اما به وسيله كتاب «اصول رياضيات» راسل به مباحث فلسفي علاقه مند شد. از او آثار زيادي به جاي مانده كه معروفترين آنها « رساله منطقي - فلسفي» و «پژوهشهاي فلسفي» هستند. اين دو كتاب، نظريات متفاوت و حتي متعارض را مطرح مي كنند. به همين دليل، در مورد وي گفته اند كه او دو دوره زندگي فكري كاملاً متفاوت داشته كه هر يك از اين دوره هاي فكري، متفكران زيادي را از خود متأثر كرده است.

● ويتگنشتاين و مسأله معنا

مسأله محوري ويتگنشتاين بحث معناست و دو كتاب مهم وي، دو موضع در مقابل اين مسأله اتخاذ مي كنند. ويتگنشتاين در « رساله منطقي - فلسفي» معتقد بود براي آنكه زبان واقعيت را نمايش دهد و جمله ها نماينده اوضاع واقعي باشند، بايد چيزي بين جمله و وضع واقعي مشترك باشد؛ يعني وضع واقعي و جمله اي كه نماينده آن وضع است، بايد ساخت مشتركي داشته باشند. با اين فرضيه، مي توان گفت جمله مانند تصويري از يك واقعه است.

همان طور كه در ازاي اجزا و عناصر يك تصوير، اشيايي در جهان خارج هست، جمله ها هم شامل اسمهايي هستند كه اين اسمها ما به ازايي در خارج دارند. به عبارت بهتر، معادل اسمها در جمله، يك ترتيب ممكن اشيا در جهان خارج است. ويتگنشتاين معتقد بود از ساخت زبان مي توان به ساخت واقعيت پي برد. اگر زبان، آيينه تصوير واقعيت نباشد، معنايي ندارند. به نظر وي، اگر جمله هاي عادي را بگيريم و مورد تحليل منطقي قرار دهيم، مي توانيم به بنيادي برسيم كه مقوم زبان است.ويتگنشتاين هم مانند «فرگه» معتقد بود واحد زبان، واژه نيست، بلكه جمله است و جمله بدان جهت مي تواند ساخت امور واقعي دنيا را به تصوير بكشد كه يك پيوستگي زنجيروار ميان واژه هاي جمله با خود جمله و اين جمله با جهان خارج وجود دارد.

ويتگنشتاين در فلسفه اول خود معتقد بود تنها زباني كه با مفهوم دقيق، معنايي از آن حاصل مي شود، زبان واقع گويي است. پوزيتيويستهاي منطقي اين استدلال را ادامه داده و زبان واقع گويي را همان زبان علم معرفي كردند. طبق نظر آنها، تنها زبان دقيق كه معنايي از آن حاصل مي شود، زبان علم است. البته، ويتگنشتاين از اين نتيجه راضي نبود و تصور مي كرد امور بسيار مهم و معناداري در زندگي آدمي هستند كه قابل بيان نيستند، مانند مسائل ديني و اخلاقي و هنري.

● مرحله دوم زندگي ويتگنشتاين نظريه معنا

ويتگنشتاين در مرحله دوم زندگي فكري خود، از نظريه تصويري معنا برگشت. نظريه جديد وي، نظريه «كاربردي معنا» نام گرفت. طبق اين نظريه، ما بايد واژه ها را ابزار و جملات را وسايل قلمداد كنيم. براي آنكه بدانيم زبان چيست، بايد به كاركرد آن در زندگي واقعي بيشتر توجه كنيم و دريابيم كه مردم با زبان چه مي كنند.

بر اين اساس، معناي هر واژه عبارت است از كاربرد آن در زبان. نظريه اول تأكيد داشت كه ساخت جهان واقعي، ساخت زبان را تعيين مي كند؛ اما ويتگنشتاين در آثار بعدي به اين نتيجه رسيد كه ساخت زبان چگونگي انديشه در مورد جهان واقعي را تعيين مي نمايد. در نظريه اول، تنها نوع زبان معنادار، زبان واقع گراست، اما در فلسفه دوم، زبان واقع گرا را تنها يكي از انواع بازي زباني مي دانيم.

تشبيهي كه وي براي زبان به كار مي برد، يكي تشبيه شباهت خانوادگي و ديگري بازي است. او در مورد بازيها مي گويد، آيا چيزي هست كه ميان همه بازيها مشترك باشد؟ جواب وي «نه» است. به نظر وي، رابطه ميان واژه ها و تعريفي كه ما از آنها صورت مي دهيم، همين گونه است و گونه اي شباهت خانوادگي ميان آنها برقرار است. او با اين كار بر ضد سنتي كه قايل به ماهيت براي واژه هاست، مي شورد. به نظر وي، هر تعريفي كه ما ارائه مي كنيم، تنها گونه اي شباهت خانوادگي با آن واژه دارد. علاوه بر اين، زبان سياست با زبان هنر و اين دو با زبانهاي دين و اقتصاد و علم تفاوت دارند و واژه ها در اين زبانها هم داراي گونه اي شباهت خانوادگي هستند.

به نظر ويتگنشتاين، كاربرد واژه ها با شركت در بازيها برخي شباهتها دارند. نخست آنكه هر دو تابع نظمند و نوعي قواعد بر آنها حاكم است. دوم، نمي توانيم در هيچ بازي سرسري هر كاري كه مي خواهيم، انجام دهيم. در زبان هم نبايد دلبخواهي رفتار كنيم، يعني ما زبان خصوصي كه مختص خودمان باشد، نداريم. زبان هميشه در ارتباط با كاربردش با ديگر افراد، معنا مي يابد. علاوه بر اين، نمي توانيم بيرون از زبان برويم و در مورد زبان سخن بگوييم. به تعبير ديگر، هر تصحيحي در زبان، مانند تعمير قايق هنگام حركت بر روي آب است. عقيده ويتگنشتاين هم اين است كه تلاش كند و شرح دهد چگونه تعبيرهايي مانند واقعي و صادق و ديگر واژه ها را به كار مي بريم.

● فلسفه از نگاه ويتگنشتاين متأخر

روش ويتگنشتاين نشان مي دهد در دل سنت زبان شناسي جاي مي گيرد كه در قرن بيستم رواج پيدا كرده است، سنتي كه عقبه آن به معرفت شناسي و هستي شناسي مي رسد. يعني تقريباً تا زمان «دكارت» ما بيشتر هستي شناسي را داريم و با دكارت، معرفت شناسي جاي هستي شناسي را مي گيرد و هنگامي كه به قرن بيستم پا مي گذاريم، رواج روزافزون زبان شناسي و معناشناسي راشاهد هستيم.

گفتيم كه ويتگنشتاين مرحله اول، از تصور پوزيتيويستي نسبت به زبان راضي نبود و دين، هنر و اخلاق را حوزه هاي بسيار مهمي ارزيابي مي كرد كه نمي توان در مورد آنها چيزي گفت و هنگامي كه نتوان در مورد چيزي سخني گفت؛ بايد خاموشي پيشه كرد، اما ويتگنشتاين مرحله دوم، اين گونه نمي انديشد. به نظر وي، زبان هنر، دين و اخلاق به همان اندازه زبان علم داراي اهميت و معناست. به نظر وي، بسياري از علم گرايان، زبان دين را از منظر زبان علم بررسي كرده اند و اين كار يقيناً اشتباه است. او عقيده داشت براي فهم هر زباني، از جمله زبان دين، بايد نقش آن را در زندگي انسانها در نظر گرفت.

به عقيده ويتگنشتاين، علت مشكلات فلسفي ما خطا و اشتباهات گريبانگير در زمينه مفاهيم است كه از استفاده زبان، ناشي مي شود. وظيفه فيلسوف اين است كه علت اين اشتباهات را آشكار سازد. در اين راستا، او از واژه «درمانگري فلسفه» استفاده مي كند. به همين جهت، عده اي فلسفه ويتگنشتاين را با روان- درماني فرويدي مقايسه مي كنند، زيرا به نظر فرويد هم علت روان رنجوري ما ممكن است گرفتاريهايي در روان بيمار باشد كه وي از آنها آگاهي ندارد. در اين گونه موارد، وظيفه درمانگر اين است كه علت پنهان گرفتاري و اختلال را آشكار كند. همين كه بيمار از علت مشكلي كه داشته كاملاً آگاه شد، ديگر مشكلي نمي ماند و بيمار، درمان مي شود. به نظر ويتگنشتاين، پريشان انديشيدنهايي كه در نتيجه بدفهمي منطق زبان گريبانگير ما مي شود، ريشه هايي عميق دارند و عمدتاً ناخودآگاه هستند. در اين ميان، فيلسوف وظيفه دارد با آگاه كردن ما و درمانهاي مختلف، ما را از اين پريشان گويي ها و پريشان انديشي ها برهاند.

● تأثير ويتگنشتاين در حوزه هاي غير فلسفي

ويتگنشتاين همچنين تأثير بسياري در جهان فكري خارج از فلسفه داشته است. هر چند عده اي معتقدند اين امر به دليل رواج انديشه هاي وي بوده است، ولي نمي توان ناديده گرفت كه آراي وي كاربردهاي زيادي در هنر، دين و اخلاق دارند. به عنوان مثال، اگر بخواهيم هنر و اخلاق را تعريف كنيم، به هيچ عنوان نمي توانيم از ديدگاه ويتگنشتاين بگذريم. همچنين، تصور كنيد بخواهيم نكته اي در مورد زبان هنر بگوييم. چگونه مي توانيم از مفاهيمي چون شباهتهاي خانوادگي و انكار زبان خصوصي به سادگي گذر كنيم. اينها تنها برخي از مثالهايي هستند كه نشان مي دهند آراي ويتگنشتاين تأثيرهاي بسياري در حوزه هايي فراتر از فلسفه به جاي گذاشته اند. آراي وي همچنين در بحثهاي فرهنگي مانند گفتگوي اديان و تمدنها، نسبت فرهنگي و تكثر فرهنگي هم قابل توجه و پيگيري هستند.

● سبك نگارش ويتگنشتاين

سبك نگارش ويتگنشتاين هم سبك خاص است. او جمله هاي قصار بسياري دارد كه در بندهاي مختلف آمده اند. در خصوص اينكه چرا وي اين روش را انتخاب كرده، مواضع متفاوتي ابراز شده اند. يكي از اين مواضع، اين است كه وي سعي دارد متفاوت بينديشيد و تصور مي كند اين تفاوت در محتوا، نيازمند تفاوت در سبك هم هست. دليل ديگر هم آن است كه دقت بسيار زيادي كه وي در بيان واژه ها و جملات دارد، عملاً او را به گزيده نويسي سوق داده است. علاوه بر اين، هرچند او به زبان انگليسي مي نويسد، يك آلماني است و افرادي چون «نيچه» و «شوپنهاور» و... به اين سنت گزيده گويي حيات بخشيده اند. به تعبير ديگر، ويتگنشتاين از فيلسوفان آلماني در اين زمينه تأثير پذيرفته است.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
 اصول و فرايندهاي روايت درماني
● تاريخچه

روايت درماني درخلال دو دهه ۷۰ و ۸۰ ميلادي متولد شد و گسترش يافت. قسمت اعظم اين رشد و پيشرفت را بايد مرهون بنيان گذار رسمي اين رويكرد يعني مايكل وايت ( Michael White ) خانواده درمانگر استراليايي ودوست و همكارش ديويد اپستون ( David Epston ) نيوزلندي دانست. اين دو با استفاده از رويكرد سازه گرا كه تاريخچه اي طولاني دارد و قبل تر بوسيله جرج كلي بطور مؤثر به عنوان نظريه درماني مطرح شده بود به طرح ريزي رويكرد روايتي در درمان پرداختند. اين رويكرد تا دهه ۹۰ در آمريكاي شمالي تقريبا ناشناخته ماند تا انتشار كتاب اين دو به نام « روايت به نتايج درماني ميرسد» ( Narrative Means To Therapeutic Ends ) در سال ۱۹۹۰ ميلادي كه آغازگر شناخت اين رويكرد و رواج آن در آمريكاي شمالي گرديد.

در همان سال ۱۹۹۰ همزمان با انتشار اين كتاب ، كتب و مقالات زيادي با راهبرد روايتي در رابطه با موارد مقاوم در برابر درمان مثل كم اشتهايي رواني ، اختلال بيش فعالي-كمبود توجه ( ADHD )،اسكيزوفرني و ساير اختلالات منتشر شد.

در سال ۲۰۰۷ وايت كتاب « نقشه هاي درمان روايتي » ( Maps of Narrative Practice ) منتشر كرد به ۶ نوع اصلي گفتگوهاي شفابخش مي پردازد.

● مقدمه

زبان نه تنها وسيله بيان افكار و احساسات آدمي است بلكه در ساخت و تغيير و نگهداري واقيت هاي زندگي آدمي نيز نقشي اساسي بازي مي كند. ما بوسيله زبان به طور كلي و با روايت به طور اخص با مفاهيم دروني و دنياي بيرون ارتباط برقرار مي كنيم. دانش ما حاصل يك بافت اجتماعي است و اين دانش بوسيله زبان انتقال مي يابد.

انسان موجودي در جستجوي خلق و فهم معنا در زندگي است. ما اطلاعات را نه به صورت خام بلكه به صورت معناهاي مختلف دريافت مي كنيم.ما در هر چيزي به دنبال معنا هستيم و زبان ابزار خلق و انتقال اين معناهاست. پس زبان مي تواند به عنوان يك ابزار باليني در تغيير معناهاي زندگي افراد استفاده شود.

در روايت درماني اعتقاد بر اين است كه افراد زندگيشان را به صورت داستان و روايت درك مي كنند. يعني در يك فرايند معناسازي مداوم بوسيله ابزار روايت كه در خدمت معناسازي است خودشان را بازمي آفرينند. آنچه فلاسفه اي مانند پل ريكو و ميشل فوكو بر آن تاكيد كرده اند اين است كه ساختار زندگي انسان و ساختار روايت ها بر هم منطبق هستند و زندگي انسان را مي توان به صورت روايت شناخت و بررسي كرد. از اين نظر گذشته يك چيز صلب و غير قابل تغيير نيست بلكه چيزي لست كه ما از كل وقايع و لحظات به صورت داستاني ويژه گلچين كرده ايم . پس مي توان گذشته را با تغيير زاويه ديد و نگاه و تمركز بر ديگر وقايع آن تغيير داد و اين تغيير به تغيير زمان حال و آينده فرد منجر مي شود.

درمان روايتي به عنوان عضوي از باشگاه درمان هاي پست مدرن بر تغيير ديدگاه هاي جزمي و غير قابل انعطاف مراجعان كه باعث اختلال شده است تاكيد دارد و مشكل را چيزي جدا از فرد مي داند كه بوسيله جامعه بر وي تحميل شده است. اين رويكرد تاكيد دارد كه هر مشكل در حقيقت توجيه و تفسيري نادرست است مه مراجع در قالب يك داستان به خود مي گويد و آنرا باور دارد.

● نظريه

انسان زندگيش را به صورت روايت درك مي كند و براي تغيير زندگي انسان با روايت هاي زندگي وي را تغيير داد. اين تغيير بايد توسط خود مراجع و با كمك روايت درمانگر صورت گيرد. انسان به واسطه نيازش به خلق و درك معنا از ابزار روايت براي سازماندهي وجودش استفاده مي كند و از اين روي زبان روايت را به خوبي متوجه مي شود. هر فرد سرگذشتي دارد و بوسيله روايت اتفاقاتي كه برايش مي افتد و كارهايي كه انجام مي دهد معنا مي بخشد.

آنچه معمولا افراد به عنوان محتواي داستان خود در نظر مي گيرند داستان هاي غالبي است كه از طرف جامعه و فرهنگشان بر ايشان تحميل مي شود.انسان محصول جامعه است و نمي تواند بدون ديگران معنايي مجرد خلق كند. روايت درماني سعي دارد اين داستان هاي فرهنگي دروني شده را با داستان هايي شخصي تر و مقبول تر براي مراجعين جايگزين كند.

از طرفي بايد خاطرنشان كرد در اين رويكرد درمانگر متخصص نيست بلكه همراه و همكار مراجعان است.

● فرايند درمان

فرايند درمان شامل تغيير تفسيرهاو عقايد مراجعان نسبت به وقايع گذشته است . تفسيرهايي كه مي تواند زندگي را محدود كرده و سبب اختلال شود. درمان گر روايتي به فرد كمك مي كند به درك وسيعتري از خود برسد و تفسيرهاي محدود كننده را با داستان هاي جديد شخصي و ضامن رشد و لذت فردي عوض كند.

● بروني سازي

اين مفهوم بر اين نكته انگشت مي گذارد كه مشكلات جزيي از شخصيت و وجود فرد نيستند و بر وي تحميل شده اند و درمانگر بايد بوسيله يكسري جملات و توضيحات فرد را در جداسازي اين مشكلات از خود كمك نمايد.به اين وسيله مشكلات خيلي بهتر و دقيقتر قابل بررسي هستند. مثلا به جاي «شما وسواسي هستيد » بگوييم «وسواس به زندگي شما چنگ انداخته است »

● پيامدهاي يگانه

در اين راستا با تكيه بر لحظات بزرگ و نقاط عطف زندگي فرد و خاطرات تاثير گذاري كه در لحظه حال فراموش شده اند و با تمركز بر اهداف و روياهاي فرد براي آينده ، داستان زندگي فرد را تغيير دهيم. ما با تمركز بر آنچه نقطه مثبت فرد بوده و بوسيله داستان غالب فرهنگي كنار گذاشته شده فرد را از عدم صحت و اعتبار داستان غالب آگاه مي گردانيم و در سقوط اين روايت غالب ياريش مي كنيم.

● مستندات درماني

گاهي درمانگر براي اهداف خاص درماني براي مراجع نامه مي نويسد . اين نامه ها مي توانند در حين درمان يا بعد اتمام دوره خوانده شوند و محتويات متفاوتي دارند كه بسته به شرايط درمان با خلاقيت درمانگر تعيين مي شوند. گاهي اين نامه ها پست مي شوند.

● شاهدان بيروني

در درمان روايتي براي غلبه بر جزم انديشي و توان بررسي صحيح مراجعان به جاي يك نفر از يك تيم براي درمان استفاده مي شود. به اين صورت كه اين تيم كه با عنوان تيم انعكاسي خوانده مي شود از پشت آيينه يا به صورت صوتي در جريان درمان قرار مي گيرد و بعد دربره شيوه و كيفيت و ساير موارد جلسات به درمانگر اصلي كمك مي كند.

گاهي از مراجعان قبلي درمانگر به عنوان شاهدان بيروني استفاده شده است و پس از اتمام جلسات با يا بدون حضور مراجع از ايشان درباره دريافت ها و نظراتشان مصاحبه به عمل آمده است. اين كار در حضور مراجع مي تواند فوايد زيادي داشته باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
اصول برقراري روابط موثر- قسمتِ سوم
●سه گونه ي اصلي روابط كدامند؟

در شماره ي قبل روابط بر پايه ي نگرش برنده- برنده را برايتان شرح داديم و گفته شد كه اين بهترين و اخلاقي ترين نوع نگرش در روابط است كه مي تواند ما را خيلي سريع و مطمئن به اكثر آنچيزهايي كه مي خواهيم برساند. همچنين برقراري روابط برپايه ي نگرش برنده- برنده به تداوم و نفوذ بيشتر روابط كمك چشمگيري مي كند كه مي توان آنرا يكي از مهمترين و اصلي ترين اصول برقراري روابط موثر دانست.

●يكي از اخلاقي ترين اصول!؟

اما براي آنكه بيشتر به اهميت نگرش برنده-برنده پي ببريد و از طرفي با مضرات دو نگرش ديگر كه عبارتند از بازنده- برنده و برنده- بازنده آشنا شويد در اين قسمت به شرح آن دو مي پردازيم:

●بازنده- برنده

در روابطي كه پايه ي آنها به صورت بازنده- برنده نهاده شده است، فرد گمان مي كند كه او بايد تمام دردسرهاي سايرين و مسائل آنها را به جان بخرد، از زندگي و موقعيت هاي خود بگذرد و در عوض تنها براي بهتر شدن موقعيت ها و زندگي ديگران تلاش كند.

او فراموش مي كند كه خودش مهمترين موجود زندگي اش است و در عوض از تمام موقعيت هاي خود چشم پوشي مي كند و براي موفقيت ديگران تلاش مي كند. جالب آنجاست كه اگر كسي نتواند براي موفقيت خودش كاري كند براي ديگري هم مصمر ثمر نخواهد بود. حال سوالي كه پيش مي آيد آن است كه واقعا اين افراد چگونه فكر مي كنند؟

اينگونه افراد مايل هستند خودشان را تبديل به پله هاي صعود ديگران كنند و البته در پايان برخلاف آنكه خودشان از سر ميل كاري را كرده اند، خويشتن را قرباني و ضعيف معرفي مي كنند.

اما چرا اين افراد در برقراري روابط هرگز نمي توانند موثر باشند؟ ساده است. زماني كه شما سعي مي كنيد خودتان را يك قرباني معرفي كنيد و يا آنكه اصرار داريد كه بگوئيد كاخ هاي ديگران به روي ويرانه هاي شما ساخته شده است جز منت بيهوده بر سر ديگران گذاشتن حرف ديگري نمي توانيد به زبان بياوريد و بايد حق بدهيد كه در اينصورت شما تا حد بسيار زيادي خسته كننده تلقي شويد!؟

افراد با نگرشِ بازنده- برنده همان هايي هستند كه دير يا زود به شما خواهند گفت: هر كاري كرده ام فقط براي تو بوده است، من مي توانستم موفق تر باشم اما موفقيت تو برايم مهم تر بود و صحبت هاي بي ارزشي از اين دست!

●برنده- بازنده

موفقيت من در گروِ شكست ديگران است! فقط من بايد موفق باشم! هيچكس جز من حق پيروزي ندارد! نه انسان خلقت من هستم و ديگران اصلا مهم نيستند!

چقدر تحملِ انسان هاي از خود راضي سخت است. آنهايي كه هنوز قدم برنداشته گمان مي كنند چهره ي معتبر و مهم تاريخي هستند و ديگران بايد از ايشان حرف شنوي داشته باشند. نظر شما چيست؟ آيا برقراري و گسترش ارتباط با چنين انسان هايي جالب و جذاب است؟

اينها همان هايي هستند كه در راه موفقيت خود از هيچ تلاشي براي شكست شما تلاش نمي كنند، همان هايي كه اصلا به موفقيت و موقعيت و شخصيت شما ارزش و بهايي نمي دهند و اصلا برايشان مهم نيست با طرز تفكر و كارهايشان چه اتفاقي براي شما و سايرين خواهد افتاد.

مي توان ادعا كرد اغلبِ افرادي كه نگرش برنده- بازنده دارند همان هايي هستند كه آنها را تحت عنوان كمال گرا يا كمال خواه مي شناسيم. اشخصاصي كه به جاي آنكه براي بهتر شدن تلاش كنند در راه بهترين بودن قدم بر مي دارند و البته هرگز نه تنها به برتري دست نمي يابند، امروزشان پيچيده تر و سردتر از ديروزشان هم خواهد بود.

اگر يك فرد كمال گرا و انساني با نگرش برنده- بازنده باشيد از موفقيت هاي ديگران به شدت رنجيده خاطر مي شويد و براي شكست آنها جشن و پايكوبي مي كنيد و آنچه كه مهم است آنجاست كه در اين بين خودتان را فراموش كرده ايد و هيچ كاري براي بهتر شدن خودتان انجام نداده ايد. فكر مي كنيد چنين انسان خودخواه و شخصي كه هر روز بدتر از روز و فصل قبل است چه نكته ي جذاب و مثبتي براي برقراري و يك ارتباط موثر با ديگران دارد؟

با توجه به آنچه در اينجا گفته شد، ترجيح شما براي نگرش در روابط از كدام گونه است؟

از همين امروز در اين مورد چكاري مي توانيد بكنيد تا برقراري و گسترش روابط با شما دلپذيرتر و جذابتر شود؟!

●پرهيز كردن از مشاجره:

امكان بروز اختلاف و عدم اتفاق نظر در هر رابطه اي امكان پذير است و معمولا اين عدم توافقات به مشاجره و درگيري هاي لفظي و ... منتهي مي شود.

مهمترين چيزي كه براي حفظ رابطه خود در شرايط بحراني بايد مد نظر داشته باشيد اين است كه از مشاجره هاي لفظي به شدت بپرهيزيد. مخصوصا در عصر حاضر كه اغلب ارتباطات به صورت مجازي (چت و پيام كوتاه) در آمده است امكان سوء تفاوهم و بالا گرفتن مشاجره بسيار زياد است.

البته اگر طرفين ذهنيت برنده- برنده را دنبال كنند احتمال شروع شدن و يا طولاني بودن مشاجره به حداقل مي رسد اما راه عملي كه مي توانم در اين بين پيشنهاد كنم به اين ترتيب است:

نخست آنكه كلا از مشاجره كردن بپرهيزيد و تا آنجايي كه مي توانيد صبور باشيد. به قول يكي از انديشمندان بزرگ تاريخ، مرد واقعي كسي است كه خشم خود را مهار كند.

از تن صداي پائين و لحن آرام استفاده كنيد و حتي اگر طرف مقابل شما در حال داد و بيداد است به خودتان متذكر شويد كه شما مي بايست آرام باشيد. يادتان باشد كه خويشتن داري بزرگ ترين صفت يك انسانِ عالم و مشاجره و خشم بزرگترين آزمون هاي خويشتن داري هستند.

اگر در مشاجره ها و درگيري ها عادت هاي ناپسندي چون پرت كردن اشياء و يا كوبيدن آنها به همديگر داريد يادتان باشد كه لوازم منزل و محل كار با شما دعوايي ندارند!

در قدم بعدي اجازه رسيدن انتقادات را صادر كنيد و فكر نكنيد كه شما كمال مطلوب هستيد. اجازه دهيد تا طرف مقابل ايرادهاي شما را از نظر خودش بگويد و با اين كار فرصتي براي آرام تر شدن به او بدهيد. همچنين انتقاد پذير بودن به طرز چشمگيري باعث آرامتر شدن لحن طرفين مقابل خواهد شد.

در كل براي كنترل مشاجره بهتر است تا با متانت و بردباري و انتقاد پذيري خود طرفين را شرمنده و خجالت زده كنيد و البته نهايتا اشتباهات خودتان را هم به گردن بگيريد و تا مي توانيد صحبت در مورد موضوع مورد بحث را به زمان مناسب تري كه آرامش شما و ديگران برقرار باشد موكول كنيد.

●پرورش روح عظيم و بخشودن

شايد تا پايان عمرتان هزاران انسان، ميليون ها بار در حق تان كاري كنند كه به مذاق شما خوش نيايد و حتي دلخورتان كنند اما اين شما هستيد كه براي پايداري يك رابطه به صورت موثر و همچنين آرامش خود مجبور به بخشودن ديگران هستيد.

بخشودن عمل بسيار ساده اي است. كافي است كه كينه ها و افكار پست را كنار بگذاريد و بخواهيد كه بزرگ منشانه رفتار كنيد. كافي است كه به خاطر آرامش خودتان هم كه شده ديگران را ببخشيد تا بتوانيد زندگي خود را در نهايت زيبايي ادامه دهيد.

براي اينكه از توانايي بخشودن برخوردار باشيد بايد به دور كينه ورزي يك خط بزرگ و پررنگ بكشيد. كينه و انتقام جويي هيچ سودي براي ما نخواهد داشت و زماني كه اصطلاحا به دنبال ضايع كردن و انتقام از كسي هستيد، مي خواهيد شخصيتش را پائين بياوريد و كاري كنيد كه مردم او را كوچك بشمارند، خودتان هم به همان اندازه پائين كشيده شده ايد. ضرب المثلي هست كه مي گويد اگر مي خواهيد كسي را دور شهر، بر عكس سوار خر بگردانيد تا او را مسخره كنند، خودتان هم دور تا دور شهر با او و خر خواهيد چرخيد!

مشاجره و دلخوري موردي است كه در تمامي ارتباطات وجود دارد و اگر نخواهيد سخاوتمندانه و بزرگ منشانه رفتار كنيد قطعا به زودي روابط خود را از دست خواهيد داد.

بخشيدن صفت بايسته رهبران بزرگ و انسان هاي خود شناس و خودساخته است. با بخشودن مورد توجه و سپاس ديگران قرار مي گيرد و تبديل به انساني ويژه خواهيد شد.

ديگران را ببخشيد چرا كه روزي هم شما نياز به بخشيده شدن خواهيد داشت و اگر آن روز فرا برسد و قبلا كوتاه نظر بوده باشيد به شما بها نخواهند داد و به زودي شما را فراموش مي كنند.

هر زمان كه خواستيد كسي را ببخشيد منتظر شنيدن توجيهات او نباشيد. بدون شرط ببخشيد. برايش هديه اي هر چقدر كوچك مثل يك شاخه گل يا يك كارت پستال تهيه كنيد و عملا به اون نشان دهيد كه مورد عف قرار گرفته است. زماني كه به كسي هديه اي مي دهيد خودتان را مجبور به بخشودن كرده ايد. اين روش بسيار موثري است و من از آن پيروي مي كنم.

●ياموزيد كه عذرخواهي بكنيد

مدتها پيش كتابي تحت عنوان عذرخواهي يك دقيقه اي از دكتر كنت بلانچارد خواندم كه آن كتاب باعث شد تا توان پايداري روابط ام را منقلب كنم. من ياد گرفتم كه خيلي ساده بگويم ببخشيد. من اشتباه كردم!

انسان هايي كه از توانايي گفتن عذر مي خواهم، اشتباه از من بود، جبران مي كنم، برخوردار هستند شخصيت هايي بزرگ و موثر تلقي مي شوند كه با اينكارشان به ديگران مي فهمانند كه تو برايم مهم هستي!

وقتي توانايي پذيرش اشتباهات خود را داشته باشيد و در عوض اشتباه عذرخواهي كند و براي جبران آن حركتي انجام دهيد و ديگر آن خطا را مرتكب نشويد مردم از برقراري روابط با شما احساس آرامش و رضايت دارند. آنها شما را شخصيتي صادق و پيرو اخلاق مي دانند كه مي توانند به او و كارش اعتماد داشته باشند.

تنها براي يك لحظه تصميم بگيرد كه غرورهاي بيجا را كنار بگذاريد و به خاطر اشتباهاتي كه انجام داده ايد مودبانه عذرخواهي كنيد. براي روابط خود ارزش قائل باشيد و عذرخواهي كنيد!

پيشنهاد مي كنم عذرخواهي كردن را به فردا موكول نكنيد. دوستان خودتان را دريابيد. سريعا بابت عمل ناشايست خود عذرخواهي كنيد وگرنه پيرو تجربه شخصي خودم و ديگران اگر همين امروز فردا مجددا به تماس و تخصص دوستتان كه از شما دلخور است نياز داشته باشيد او از دعوت شما استقبال نخواهد كرد. غرور بيجا براي عذرخواهي نكردن موجب تنها ماندن ما مي شود.

از اينكه تقاضاي عذرخواهي تان مورد پذيرش قرار نگيرد نترسيد. خيلي ها براي پذيرش درخواست شما نياز به صرف زمان دارند و مي خواهند ببينند كه آيا حالا كه عذرخواهي كرده ايد باز هم اشتباهتان را تكرار مي كنيد يا خير. و به هر حال عده اي هستند كه هرگز شما را نخواهند بخشيد. آنها از روح عظيم برخوردار نيستند اما يادتان باشد كه به هر صورت عذرخواهي وظيفه شماست. شما با اينكار نه تنها به وظيفه انساني خود عمل كرده ايد، شخصيت ويژه خود را به نمايش گذاشته و معرفي كرده ايد.

اگر امروز عذرخواهي كنيد بسيار آسانتر از فردا خواهد بود. پس همين حالا ليستي از كساني كه به هر طريقي يك عذرخواهي از شما طلبكار هستند را تهيه كنيد و دليل ارائه عذرخواهي خودتان را جلوي هر كدام بنويسيد و با آنها تماس بگيريد و مودبانه غذرخواهي كنيد. لطفا حتما به آنها بگوئيد كه چقدر برايتان مهم هستند و اينكه ديگر هرگز آن اشتباه را تكرار نخواهيد كرد.

●حتي براي كوچكترين لطف ها سپاسگزار باشيد

شخصيت سپاسگزار و متشكر خود را به مرحله اجرا بگذاريد و قدرداني و شخصيت خودتان را در ذهن ديگران ثابت كنيد.

با سپاسگزاري حتي براي كوچكترين الطاف ديگران باعث مي شويد تا در آينده هم از لطف و كمك و حمايت آنها برخوردار شويد. آنها شما را فردي قدردان مي دانند كه لايق لطف ها و كمك هاي بيشتر است. هيچ كس لطف خودش را از انسان هاي قدردان و متشكر دريغ نمي كند.

مهمترين چيزي كه ما براي موفقيت مان نياز داريم و مهمترين چيزي كه در يك رابطه بايد به اندازه كافي باشد همان لطف ديگران است. بايد كاري كنيد كه مردم از خدمت كردن به شما لذت ببرند!

براي نشان دادن سپاسگزاري خود براي ديگران نامه تشكر و قدرداني بنويسيد، از آنها بخواهيد كه به عنوان تشكر رسمي شما، ناهار يا شامي را مهمانتان باشند، برايشان هديه و يا دسته گل تهيه كنيد و به هر طريقي كه مي توانيد از آنها تشكر كنيد.

نفوذ تشكر كلامي را هرگز دست كم نگيريد و تشكرات خود را اينگونه شروع كنيد. دوست عزيزم، مهران جان، از زحمات تو و لطفي كه طي اين شش ما به من درباره... داشته اي از تو سپاسگزارم. اميدوارم موقعيتي پش بيايد كه لاين لطف بزرگ تو را جبران كنم.

لطف هاي ديگران را هر چقدر هم كوچك، بزرگ بشماريد و در تشكرات تان بگوئيد به خاطر اين لطف بزرگ از شما ممنونم. با اين كار به ديگران احساس مهم بودن مي دهيد و اين خودتان هستيد كه بايد تجربه كنيد القاي احساس مهم بودن به ديگران چه ها كه نمي كند!

زماني كه ديگران شما را به عنوان يك فرد سپاسگزار بشناسند تعداد افرادي كه به خاطر فعاليت هايتان از شما تشكر مي كنند بسيار زياد خواهد شد و اينگونه ارزش و اهميت شما در نظر سايرين سريعا افزايش خواهد يافت.

و من هم از شما به خاطر اينكه زمان خودتان را صرف خواندن اين مقاله مي كنيد سپاسگزارم! در شماره ي بعد و براي آخرين قسمت كاربرديِ اين مقاله با هم خواهيم بود.

نويسنده: توماج فريدوني

www.Toomaj.com



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
اصول برقراري روابط موثر - قسمت دوم
به قسمت دوم مقاله ي كاربردي اصول برقراري روابط موثر خوش آمديد! از اينكه پيگير اين مقاله هستيد از شما سپاسگزارم.

در قسمت اول گفتيم كه روابط معرف شخصيت، نگرش و جايگاه اجتماعي ما هستند و همچنين در مورد آنكه چگونه رابطه اي موثر را برقرار و ادامه دهيم در مورد سه اصلِ عشق ورزيدن يك طرفه، شرطي نبودنِ عشق و زندگي در زمان حال و تاثير آنها به روي روابط با هم صحبت كرديم و حالا در اين قسمت مي خواهم توجه شما را به سه اصل موثر و كاربردي ديگر جلب كنم.

و اما شروع اين مقاله با اصلِ چهارم،

۴) دوري كردن از حساب هاي دو دوتا مي شود چهار تااي كاش مي توانستم اين اصل را رو در رو برايتان بازگو كنم كه متوجه كنايه اي كه در لحنم به كار مي برم بشويد. دو دوتا، مي شود چهارتا!!؟

روابط موثر و پايدار نيازمند اعتماد و دوست داشتن بي پايان و البته بدون قيد و شرط است. در روابط نمي توانيد تبصره بياوريد، نمي توانيد شرط بگذاريد و ميزان احترام و علاقه خود را با فشردن يك دكمه كم و زياد كنيد.

شايد شما هم با چنين مساله اي مواجه شده باشيد و كساني را ديده ايد كه در روابط شان نبوغ رياضي آنها گل مي كند و اينگونه حساب مي كنند كه: سيمين در روز تولدم براي من يك كيف دستي آورد كه فكر مي كنم حدود بيست هزار تومان ارزش داشته باشد. پس من هم بايد يك كادوي بيست هزار توماني بخرم. بيشتر از اين برايش زياد است. خوب ببينم چه چيزي مي شود خريد؟

رابطه هميشه دو طرفه بوده است. اگر دريغ كنيد از شما دريغ مي شود. اگر مي خواهيد چيزي فراوان شود پس بايد براي زياد كردن آن كاري كنيد. يادتان باشد اين هديه سيمين نبوده كه مهم است بلكه احترام و علاقه او براي شركت در مهماني يا آوردن يك هديه است كه ارزش دارد.

بايد از همين امروز طريقه و گونه اي جديد به روابط مان ببخشيم. بايد افكار كهنه و قديمي را دور بريزيم. چه اشكالي دارد اين ماه شما دوبار دوست خودتان را به رستوران يا كافي شاپ دعوت كنيد؟ چه اشكالي دارد اينبار هم شما براي ديدن بستگان خود به خانه شان برويد؟ چه ايرادي دارد كه به جاي منتظر ماندن آنها را در انتظار نگذاريد؟!

اگر مي خواهيد در روابط شخصي، خانوادگي و كاري خود به موفقيت چشمگير برسيد بايد پيش قدم شدنتان هم چشمگير باشد. بايد شما هميشه اولين قدم را بدون هيچ چشمداشت و عاري از هرگونه دو دو تا چهارتا برداريد تا به آن نائل شويد.

زماني كه در رابطه تان مي خواهيد يك انسان خرده گير و اهل حساب و كتاب باشيد ديگران از شما فراري مي شوند، كسي به دورتان نمي آيد و موفقيت شما براي هيچكس اهميتي نخواهد داشت. آنها شما را يك انسان ايرادي مي دانند كه احساسات شان را دست كم مي گيرد و دائما به دنبال بهانه و اشكال مي گردد. مطمئنم كه شما نمي خواهيد اينگونه باشيد!

۵) پرهيز از دروغگويي

دروغ گفتن در روابط حكم يك فاجعه عميق در تاريخ را دارد. فاجعه اي كه ستون و پايه هاي اعتماد و دوست داشتن را از بين مي برد و به سقوط روابط و ارتباطات منجر خواهد شد.

اگر انسان دروغگويي هستيد پيشنهاد مي كنم هر چه سريعتر اين مساله بزرگ خودتان را رفع كنيد. انسان هاي دروغگو و انسان هايي كه حاضر به گفتن حقايق نيستند كوچكترين توانايي در برقراري ارتباط موثر با ديگران ندارند.

اصلا فرقي نمي كند كه شما براي چه دروغ مي گويد. چه با دروغ گفتن به دنبال برقراري يك رابطه يا قوي تر كردن آن باشيد، چه هر چيز ديگر به هر حال زماني كه مردم هرچقدر هم كم، احساس كنند كه شما يك درغگو و اهل لاف هستيد از شما دوري مي كنند.

دروغگويي يك عادت است كه در اثر تكرار به وجود مي آيد. هيچ انساني از بدو تولد درغگو نبوده است اما به هر دليل با تكرار دروغ و پنهان كردن حقايق به آن عادت كرده است و نهايتا امروز يك درغگو شده است.

شايد مي خواهيد بدانيد براي ترك اين عادت چه بايد كرد؟ ساده است. اول از همه بايد از شرايط موجود ناراضي باشيد. بايد حالتان از دروغ هايي كه مي گوئيد به هم بخورد، بايد از اينكه مورد اعتماد ديگران نيستيد آزرده شويد، بايد نياز به صداقت را درك كنيد و دريابيد تا بتوانيد براي ترك آن آماده شويد.

تا زماني كه حوصله تان از چيزي سر نرود آنرا تحمل مي كنيد. بايد واقعا خسته شويد، بايد زماني كه دروغ مي گويد واقعا از خودتان و ديگران خجالت بكشيد و بعد آرام آرام آن را و براي هميشه ترك كنيد.

گفتن واقعيت ها، هر چقدر هم كه تلخ باشد باعث مي شود تا در آينده از بروز كدورت ها، ترك كردن ها و درگيري ها جلوگيري كنيم. حتي اگر مي دانيد گفتن حقيقت باعث به راه افتادن جنگ جهاني سوم مي شود اين جنگ را شروع كنيد چرا كه من فكر مي كنم اين هم مشابه همان قورباغه برايان تريسي است. پس اين قورباغه زشت و بدتركيب را زودتر بخوريد چون اگر حالا اين كار را نكنيد روزي مجبور خواهيد شد. اگر حالا اينكار را بكنيد بهتر است كه مدتي را در استرس و نگراني بگذارانيد. شرش را همين حالا بكن!

اينكه تا چه حد حقايق را بيان مي كنيد دقيقا نشان مي دهد كه تا چه اندازه براي روابط خود و ديگران و مهمتر از همه خودتان ارزش قائل هستيد. به راستي با توجه به ميزان صداقتي كه امروز داريد، ارزشي كه شما براي روابط، ديگران و خودتان قائل هستيد دقيقا چقدر است؟!

۶) نگرش برنده برنده داشته باشيد

روابط صحيح بر پايه مذاكرات صحيح شكل مي گيرد. اگر توانايي مذاكره نداشته باشيد هرگز ارتباط موثري برقرار نمي كنيد و تا زماني كه ارتباطات موثر و مهمي را شكل ندهيد نمي توانيد به خواسته هايتان برسيد.

براي آنكه ارتباطات موثري را پديد بياوريد بايد صادق، مهربان، دلسوز، وقت شناس، سپاسگزار، آگاه و انساني با ده ها ويژگي ديگر باشيد. اما آنچه براي شكل گيري و عميق كردن يك رابطه از اهميت بالايي برخوردار است، ميزان صداقت شماست.

مهم آنجاست، زماني كه سعي مي كنيد ارزش كسي را پيش خودتان، ديگران و خود شخص افزايش بدهيد او نيز رفتار متقابلي را پيش مي گيرد و براي بالا رفتن جايگاه شما از هيچ تلاشي دريغ نمي كند.

اما شايد مي خواهيد بگويد خيلي مواقع ديگران و طرف مقابل اينگونه فكر نمي كند. او فقط به خودش بها مي دهد و اصلا برايش مهم نيست كه من چقدر به بالا رفتن ارزش او احترام مي گذارم. درست است. من حق را به شما مي دهم اما از نظر من اين فقط متوجه بعضي مواقع است و آن موقع دقيقا زماني است كه شما ارتباط صحيحي برقرار نكرده ايد. درواقع مي خواهم بگويم همچنان مسئوليت متوجه شماست. البته حالا هم دير نشده است. آن شخص را از زندگي خود بيرون كنيد. گفتنش ساده است اما اگر به زندگي خود بها مي دهيد عمل كردنش از گفتن هم ساده تر خواهد بود!

و حالا حدس مي زنم مي خواهيد بگوئيد اما بعضي ها كه خودشان را صادق نشان مي دهند و ديگران هم آنها را تائيد مي كنند اما با من كج خلقي مي كنند چطور؟

فكر مي كنم در اينجا هر دوي شما با مساله اي مواجه هستيد و آن هم فقدان توانايي در مذاكره است. احتمالا شما به اندازه كافي در مورد علم مذاكره چيزي نمي دانيد و البته خبر خوب اين كه مذاكره هم مانند هر مهارت ديگر قابل يادگيري است.

مذاكره پايه و اساس يك رابطه موفق است. چه در تجارت فعاليت مي كنيد، چه يك شخصيت سياسي هستيد، چه يك سخنران علمي، چه يك استاد دانشگاه يا يك دانشجو، چه فرزند هستيد يا چه پدر يا مادر، هيچ فرقي نمي كند. شما بايد مذاكره بدانيد تا بتوانيد با احترام و بدون هيچگونه اجبار و دلخوري به منافعي كه مي خواهيد دست بيابيد.

مارگارت تاچر، نخست وزير اسبق انگلستان روزي گفت: اگر مبجوريد كه به ديگران بگوئيد قدرتي داريد پس احتمالا قدرتي نداريد! حق با اوست و كساني كه فنون مذاكره را نمي دانند ضعيف و انفعالي هستند. دائما داد مي زنند، گريه مي كنند، غر مي زنند، وسائل خانه شان را پرت مي كنند و مي شكنند يا حتي بدتر از همه ديگران را كتك مي زنند.

زماني كه مذاكره كننده خوبي باشيد مي توانيد محصول خودتان را هم به آساني و در شرايطي عالي به ديگران بفروشيد. اگر خواهان برقراري ارتباط موثر هستيد بايد علم فروش را هم بدانيد. پايه علم فروش هم مذاكره است.

شايد با خودتان بگوئيد من از تجارت يا فروشندگي متنفرم. اين موضوع شخصي شماست اما شما مجبوريد كه علم فروش را بياموزيد.

شايد بهانه مي آوريد كه شما محصولي براي فروش نداريد و اصلا اگر هم در حال مطالعه ي اين مقاله هستيد براي برطرف كردن مساله خانوادگي است. باز هم مي گويم كه بايد فروشنده ماهري باشيد!؟

شما بايد فروش را به خوبي بدانيد چرا كه محصول شما عقايد و نظام فكري تان است. توجيح هايي كه مي آوريد محصول شماست و بايد آنها را به گونه اي عرضه كنيد كه ديگران خريدار آنها باشند. شايد كسي بابت شنيدن حرف هاي شما پولي نپردازد اما او موارد بيشتري را در اختيار شما قرار داده است.

وقتي كه فروشنده ماهري باشيد كه مذاكره را به طريق چشمگيري مي داند و مي داند چگونه با مخالفت هاي موقتي كنار بيايد مخاطب شما كه همان مشتري شماست سراپا گوش است. او ذهنش را در اختيارتان قرار مي دهد تا هر آنچه مي خواهيد به آن منتقل كنيد. حوصله اس را مي گذارد و مهمتر از همه اين اجازه را به شما مي دهد كه وقت او را براي توجيه خودتان استفاده كنيد. او به شما وقت مي دهد!

يك فروشنده معتقد است كه در برقراري روابط و مذاكره با ديگران بايد منصف بود و او اين انصاف را هرگز ساده لوحي و دادن همه موقعيت ها به ديگران نمي داند. بلكه معتقد است كه من بايد طرف مذاكره ام را به طريقي به پيروزي برسانم كه من هم با موفق شدن آن به خواسته هايم برسم.

اين مهم ترين نكته است و اگر قرار است با اين نظام فكري به موفقيت و خواسته هايتان برسيد پس بايد بعضي از خواسته هاي نابجا يا حتي به جاي خودتان را فاكتور بگيريد. براي آنكه مذاكره به طريقي مناسب برگزار شود بايد كه ارضاء كوتاه مدت را به تعويق انداخت و در عوض براي آينده سرمايه گذاري كرد.

رابطه اي را كه از نوع بالا برايتان گفتم رابطه برنده- برنده نام دارد. روابط بر سه نوع هستند كه عبارتند از:

بازنده- برنده

برنده- بازنده

برنده- برنده

در قسمت بعدي مقاله سه گونه روابط را برايتان شرح خواهم داد اما تا آن زمان حتما برنده- برنده بينديشيد!



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان