مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 2992
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 8
همه : 5163955
 چند نكته طلائي كه هنگام مصاحبهٔ شغلي به كارتان ميآيد!
يكي از راههائي كه امروزه براي گزينش افراد جهت احراز مشاغل مختلف از آن استفاده ميشود، مصاحبه است. در واقع ميتوان گفت مصاحبه چالشي است كه برخي جوانان در مسير انتخاب شغل مورد علاقه با آن مواجه هستند. مصاحبه به خودي خود، محاسن و معايبي دارد. از نكات مثبت آن ميتوان به كمهزينه بودن انجام آن و صرفهجوئي در زمان و از معايب آن ميتوان به پرخطا بودن نتيجه آن اشاره كرد. براي توضيح بيشتر اين مطلب به اين مثال توجه كنيد:

فرض كنيد شركتي نياز به استخدام يك مهندس الكترونيك دارد و دو متقاضي براي انجام اين كار وجود دارد. اولي از نظر تسلط به علوم مهندسي الكترونيك در سطح پائين، ولي از نظر روابط عمومي در حد قابل قبولي است و نفر دوم كاملاً برعكس؛ يعني يك مهندس خبره ولي از نظر روابط اجتماعي ضعيف. طبيعي است نفر اول در مصاحبه بهتر ميتواند نظر مصاحبهگر را به خود جلب كند ولي حقيقت آن است كه نفر دوم بيشتر به كار شركت خواهد آمد.

در واقع بزرگترين نقص مصاحبه همان است كه تحت تأثير پارامترهاي اجتماعي است. توصيه ميشود همواره مصاحبه، جزئي از يك آزمون براي انتخاب شغل باشد و نه تنها راه گزينش.

حال تصور كنيد در موقعيتي هستيد كه ناگزير بايد مصاحبهاي انجام دهيد. ميدانيد كه براي غلبه بر هر عنصر مادي يا غيرمادي بايد ابتدا نقاط ضعف آن را خوب بدانيد. در غير اينصورت ممكن است رسيدن به هدف، مشكل يا غيرممكن شود. جمله اخير يك اصل كلي است و مصاحبه نيز از اين قاعده مستثني نيست. پس آشنائي با كاستيهاي مصاحبه و نقاط ضعف پروسه آن، جهت پيروزي و توفيق در آن بسيار ضروري بهنظر ميشود. جهت ملموستر شدن مفاهيم مورد بحث، فرض ميكنيم شما در موقعيت يك مصاحبه شغلي هستيد.

اولين نقص مصاحبه در اين است كه همواره در نظر مصاحبهگر، تصوري ظاهري از يك مصاحبهشونده ايدهآل وجود دارد. در بدو شروع جلسه همين تحليل ساده مصاحبهگر ميتواند بر روند مطرح كردن سئوالات، تأثير مثبت و منفي بگذارد. تأكيد ميشود كه در جلسات مصاحبه در عين آراستگي، بسيار ساده ظاهر شويد و هرگز نبايد نوع لباس پوشيدن و حركات غيركلامي با عرف اجتماع مغاير باشد. در غير اينصورت مصاحبهگر ممكن است مصاحبهشونده را به يك قشر خاص از اجتماع مرتبط كند و اگر ا ين طبقه خاص اجتماعي مورد احترام وي نباشد، ممكن است روند تعامل دستخوش تغيير بدي شود.

درثاني، مصاحبهكنندگان از مصاحبهشوندگاني كه نظرات مشابهي با آنها دارند ارزيابي بهتري به عمل ميآورند. يك مصاحبهشونده خوب زماني مسلط به جو گفتوگو خواهد شد كه مثل يك روانشناس، سريع بتواند چند پارامتر از ويژگيهاي شخصي مصاحبهگر را حدس بزند. جالب اينجاست كه حتي توصيه ميشود در نشستن هم وضعيتي مانند مصاحبهگر انتخاب كنيد.

نكته سوم اينكه اگر در مصاحبهاي بوديد كه تقدم و تأخر ورود به اتاق مصاحبهكننده در اختيار شما بود، هموراه بهصورت و چهره شخصي كه در اتاق مصاحبه بيرون ميآيد نگاه كنيد. ببينيد آيا از مصاحبهاش راضي بهنظر ميرسد يا ناراضي است.

در واقع اگر مصاحبهشونده قبل ناراضي بهنظر ميرسد، اكنون بهترين وقت ورود به اتاق است! چرا؟ به اين دليل كه اگر مصاحبهشوندهاي نتواند به خوبي نظرات سئوالكنندگان را به خود جلب كند، از لحاظ رواني سطح استاندارد مصاحبهگر را پائين ميآورد. به بيان ديگر سطح توقع مصاحبهگر را تنزل ميدهد. حال اگر شما بتوانيد مصاحبه قويتري انجام دهيد، بيشتر براي سئوالكنندگان جلوه خواهيد كرد. در واقع بهطور ناخودآگاه، مصاحبهگر شما را با مصاحبهشونده قبلي مقايسه ميكند و نظر به برتري نسبي شما، امتيازي بالاتر از استاندارد خود كسب خواهيد كرد. عكس اين مثال نيز صادق است. در روانشناسي به اين اثر، اثر مقايسهاي يا contrast effect ميگويند.

چهارم آنكه مصاحبههاي سازمانيافته و داراي نظم قبلي و سئوالات از پيش تعيينشده، بسيار مؤثرتر از مصاحبههائي با سبك آزاد هستند. پس اگر احساس كرديد سبك مصاحبهاي آزاد است و در آن از سئوالات باز استفاده ميكنند، خودتان سعي كنيد به روند پرسش و پاسخ، نظم و قاعدهاي بدهيد و طبقهبندي پاسخها را به بهترين نحو انجام دهيد.

نكته پنجم اينكه در مصاحبهها جملات با بار منفي بيشتر اهميت دارند. يعني ناآگاهانه مصاحبهگران به جملاتي كه فعل آنها منفي است، بيشتر توجه ميكنند و روي آنها دقيق ميشوند. پس در هنگام استفاده از جملات منفي مراقب باشيد.

بررسيهاي محققان نشان ميدهد چند سري سئوال در مصاحبههاي شغلي همواره وجود دارند. در واقع نكاتي وجود دارند كه توسط آنها مصاحبهشوندگان به چالش كشيده ميشوند. دانستن پاسخي مناسب به هر كدام، خالي از لطف نيست.

۱) فرض كنيد از شما سئوال ميشود ”بزرگترين نقطه قوت شما چيست؟“ در پاسخ به اين سئوال بهترين حالت آن است كه چهره موفقي از خود ترسيم كنيد. به دستاوردهاي گذشته خود بباليد و كاميابيهاي گذشته را با افتخار و غرور خاطرنشان كنيد.

۲) اگر از شما پرسيدند”بزرگترين نقطه ضعف شما چيست؟“ سعي كنيد نقطه ضعف خود را چيزي بيان كنيد كه از ديدن آن سازمان و مصاحبهگر نقطه قوت باشد. مثلاً بگوئيد ”من وسواس دارم كه كارهاي محوله را به بهترين نحو ممكن انجام دهم و اين وسواس گاهي مرا ميآزارد.“

۳) در پاسخ ”خود را در چند جمله توصيف كنيد.“ با اعتماد به نفس و شمرده و البته با متانت خلاصهاي از مهارتهاي خود را شرح دهيد. تأكيد ميشود كه تنها مهارتهاي عملي خود را بيان كنيد. بحث پيرامون پارامترهاي ديگر مثل اصالت، شرافت، روابط اجتماعي، ارتباطات خانوادگي و ... ناكارآمد هستند. هرگز سعي نكنيد توسط ديگران خود را قوي جلوه دهيد. همواره صفات مثبت خود را ذكر كنيد.

۴) ”چرا شغل قبلي خود را ترك كرديد؟“ اگر چنين چيزي صحت داشته باشد، بايد در پاسخ راستگو باشيد. اين تست احتمالاً تست ميزان صداقت و غرور شماست. در ضمن از ايده خود و دليل كارتان دفاع كنيد. سعي كنيد زياد ابراز ندامت نكرده و اين اتفاق را به تقدير و سرنوشت حواله نكنيد.

۵) اگر پرسيدند ”اوقات فراغت خود را چگونه ميگذرانيد؟“ طوري پاسخ دهيد كه حاكي از تنوع در سليقه شما باشد. نشان دهيد كه تكبعدي نيستيد. زيرا مغز انسانهاي تكبعدي عموماً متعالي و متكامل نيست. براي مثال رجوع كنيد به زندگاني بزرگاني مثل ابوعلي سينا، انيشتين، پروفسور حسابي، برتراند راسل، استاد علامه جعفري و ... خواهيد ديد كه اين افراد در تمامي زمينههاي علمي، فرهنگي و هنري، حرفهاي بسياري براي گفتن دارند.

۶) ”چه چيز اين شغل را ميپسنديد؟“ كاملاً صريح پاسخ دهيد كه چه جو و محيط كاري باب طبع شماست.

۷) ممكن است سئوال شود ”چه توقعاتي از مدير يا سرپرست خود داريد؟“ پاسخ به اين سئوال مشخص ميكند كه آيا شما مستقل هستيد يا وابستهايد. در جاهائي مثل ارتشها، وابستگي مطلق به مافوق در اكثر موارد كمال است و در مشاغلي كه تصميمگيري فردي مهم است مثل امور بازاريابي و روابط عمومي، استقلال، يك توانائي خطير محسوب ميشود.

۸) يكي از سئوالاتي كه همواره بر سر آن اختلاف نظر وجود دارد، پيشنهاد تعيين حقوق است. ليكن تجربه نشان ميدهد در مواقعي كه از شما در مورد تعيين حقوق نظرسنجي ميكنند، پيشنهاد يك حداقل و يك حداكثر به مراتب بهتر از ارائه يك رقم دقيق است.

۹) اگر مصاحبهگر در حين مصاحبت سكوت كرد، شما منتظر بمانيد تا او دوباره مسير پرسش و پاسخ را شروع كند. اين عمل وي براي تشخيص اين است كه آيا شما تحمل ابهام را داريد يا خير. آيا عجول هستيد يا صبور؟

۱۰) نكته آخر آنكه اگر از شما سئوالات خصوصي پرسيدند، در واقع دنباله زمينه اصلي فكر و انديشه و انگيزه شما هستند. در پاسخ به اين سئوالات لازم است به خود مسلط باشيد (از كوره در نرويد) و براي تسلط بيشتر به روند پاسخگوئي اين دسته سئوالات ميتوانيد گاهگاهي سئوال مصاحبهگر را با سئوال پاسخ داده و طفره رويد تا زمان داشته باشيد و بهترين پاسخ را پيدا كرده و جواب دهيد.

اصولاً آنچه در روز مصاحبه اهميت دارد، حفظ آرامش است. دستپاچگي و بيقراري يقيناً نتيجه را خراب ميكند. اگر نتوانستيد پاسخ سئوالي را بدهيد و در پاسخ تنها گفتيد ”نميدانم“ سعي كنيد خود را نبازيد زيرا مصاحبه نسبي است و شرايط براي تمام مصاحبهشوندگان يكسان است.


مجله موفقيت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]
حفظ آرامش در هنگام مصاحبه هاي شغلي جمعي
وقتي متقاضي شغلي هستيد، ممكن است دير يا زود مخاطب يك مصاحبه شغلي باشيد. اين مصاحبه ها كه اكنون رواج زيادي يافته اند، به نمايندگان سازمان ها اين امكان را مي دهند تا يك مرتبه و در يك نقطه با متقاضيان شغلي ملاقات كنند.

هنگام مراجعه به محلمصاحبه و در ميان خيل عظيم افرادي كه براي مصاحبه شغلي آمده اند، فرصت خوبي داريد تا نقاط قوت خود را به جمعي از مصاحبه كنندگان نشان دهيد. كليد موفقيت در يك مصاحبه شغلي، حفظ آرامش و اعتماد به نفس است. پيش از حضور در يك مصاحبه شغلي جمعي، موارد زير را در نظر داشته باشيد:

▪ چگونه مي توانم در يك مصاحبه شغلي جمعي، خود را به لحاظ ذهني آماده كنم؟

▪ به عنوان يك كارمند احتمالي و بالقوه، چه نكاتي را مي توانم درباره خود ابراز دارم كه باعث موفقيتم در ميان همه مراجعان باشد؟

● پرسش هاي مهم

▪ چرا سازمان ها از مصاحبه هاي شغلي جمعي استفاده مي كنند؟

سازمان ها، به دو دليل از مصاحبه هاي شغلي جمعي استفاده مي كنند. نخست اينكه، اين نوع مصاحبه مي تواند اثربخش بوده و باعث صرفه جويي زماني قابل ملاحظه اي شود. چندين مصاحبه كننده، در يك زمان و در يك نقطه گرد هم مي آيند تا با متقاضيان شغلي مصاحبه كنند . در يك فرآيند مصاحبه انفرادي، اگر مصاحبه كننده دير كند، اصلاً مصاحبه اي صورت نمي گيرد.

دليل دوم تمايل سازمان ها به استفاده از مصاحبه هاي شغلي جمعي، جامعيت اطلاعات به دست آمده است. شما به عنوان يك متقاضي شغلي، تنها بايد مطالب مربوط به خود را يك بار بيان كنيد و ديگر نيازي نيست تا آنها را بارها و بارها در جلسه با ديگر مصاحبه كنندگان تكرار كنيد. همچنين شما مي توانيد بازخورد و نتيجه مصاحبه را دريافت كنيد زيرا همه مصاحبه كنندگان در يك جا جمع هستند.

▪ آيا بايد براي همه كساني كه در جلسه حضور دارند، پيام تشكر بفرستم؟

بله، بايد شخصاً از تمامي اعضاي شركت كننده در جلسه مصاحبه تشكر كنيد زيرا آنها نيز پس از پايان جلسه، چنين پيام تشكري را براي شما ارسال خواهند كرد. بنابراين نام و عنوان افراد شركت كننده در جلسه را به خوبي ياد بگيريد. يك متن تشكر را براي همه بنويسيد . البته، هر پيام تشكر بايد شخصاً به آدرس تك تك شركت كنندگان ارسال شود.

● عملي ساختن آن

▪ خود را همانند ديگر مصاحبه هاي شغلي آماده كنيد

همانند هر مصاحبه شغلي ديگري، بايد در مورد سازماني كه متقاضي اشتغال در آن هستيد، اطلاعات كسب كنيد. براي دستيابي به اطلاعات سازمان ها هم، ضمن استفاده از اينترنت، سعي كنيد يك نسخه از گزارش سالانه سازمان مورد نظر را به دست آوريد. همچنين با افرادي كه ممكن است با اين سازمان آشنا باشند، مشورت كنيد و در كتابخانهها ، مقالات احتمالي درباره اين سازمان را مطالعه نماييد. ضمنا پرسش هاي زير را قبل از شركت در مصاحبه مد نظر داشته باشيد:

▪ بزرگي و وسعت اين سازمان چقدر است؟

▪ ساختار اين سازمان چگونه است؟

▪ رقباي اصلي آن چه كساني هستند؟

▪ فرهنگ كاري اين سازمان چگونه است؟

● خود را به لحاظ ذهني براي يك مصاحبه شغلي جمعي آماده كنيد

قبل از مصاحبه، خود را به لحاظ ذهني آماده وضعيت مصاحبه هاي شغلي جمعي كنيد. تجسم موقعيت مصاحبه، ابزار مفيدي براي ايجاد احساس آرامش و اعتماد به نفس شما است. خود را در يك سالن كنفرانس و در مقابل افرادي كه پشت يك ميز بزرگ نشسته اند، در شرايطي آرام و با خونسردي كامل تجسم كنيد. همچنين تصور كنيد كه به راحتي به تمامي پرسش هاي مطرح شده پاسخ مي دهيد و در پايان مصاحبه بسيار موفقي خواهيد داشت.

برخي افراد نمي توانند به راحتي از شيوه تجسم استفاده كنند اما به هر حال اين ابزاري بسيار مفيد است. به خاطر داشته باشيد جك نيكلاس معتقد است كه بخش اعظم موفقيت او در بازي گلف، به دليل آمادگي ذهني او پيش از پاي گذاردن به مسابقه است. آنچه كه براي او كارآيي خوبي داشته، مي تواند براي شما هم كارآمد باشد.

زماني را به هر سؤال اختصاص دهيد حتي اگر احساس مي كنيد اين پرسش آنقدر سخت است كه گويي شما بمباران اطلاعاتي شده ايد

گاهي اوقات در مصاحبه هاي شغلي جمعي، شما احساس مي كنيد كه از جهات مختلف، مورد حمله پرسش ها قرار گرفته ايد. ممكن است فردي از شما يك سؤال بپرسد و قبل از اينكه شما فرصت پاسخ داشته باشيد ، مصاحبه كننده ديگر سؤال ديگري را مطرح كند يا همان سؤال را به نحو ديگري بپرسد. سعي كنيد تا سؤال اول را خوب بفهميد، به آن پاسخ دهيد و سپس از آن براي پاسخ دادن به پرسش مصاحبه كننده دوم استفاده كنيد. ضمن اطمينان از دادن پاسخ به همه سؤالات، طوري رفتار نكنيد كه يكي از مصاحبه كنندگان تصور كند شما او را ناديده گرفته ايد يا نمي خواهيد به پرسش او پاسخ دهيد.

● در صورت لزوم، سؤالات را شفاف سازيد

اگر پرسشي باعث سردرگمي شما شده است، بدون هراس، براي شفاف ساختن آن ،از عباراتي همچون «اجازه دهيد اين سوال را اين گونه شفاف سازم كه ....» يا «اگر درست فهميده باشم، شما مي خواهيد بدانيد كه ....» استفاده كنيد. بدين نحو، شما دقيقا از اطلاعات مورد نظر مصاحبه كنندگان آگاه مي شويد .

● اشتباهات رايج

▪ آماده نبودن ذهني براي يك جلسه مصاحبه شغلي جمعي

به لحاظ اينكه نمي دانيد سازماني را كه انتخاب كرده ايد ،چگونه با افراد مصاحبه مي كند، بايد آمادگي لازم براي حضور در يك جلسه مصاحبه شغلي جمعي را داشته باشيد . اگر هم چنين جلسه اي برگزار نشود، شما عملاً چيزي را از دست نداده ايد و مي توانيد آمادگي خود را براي جلسات بعدي حفظ كنيد.

▪ به مصاحبه كنندگان اجازه ندهيد كه فقط آنها حرف بزنند

اين تصوري غلط است كه اگر مصاحبه كنندگان بيشتر حرف بزنند ، شما راحت تر هستيد زيرا اين كار فشار بيشتري را بر شما وارد خواهد كرد. ضمن مقاومت در برابر چنين شرايطي، شما بايد همانند مصاحبه هاي ديگر، خود را ابراز داريد و آنچه را كه در توان داريد عرضه كنيد. اگر قرار باشد فقط مصاحبه كنندگان حرف بزنند، تنها چيزي كه از شما در خاطرشان خواهد ماند اين است كه شما شنونده خوبي هستيد.

لذا در عين حال كه مسلما علاقه اي به قطع صحبت هاي مصاحبه كنندگان نداريد ، در مورد نقاط قوت خود سخن بگوييد و براي آنها توضيح دهيد كه به چه دلايلي مي توانند شما را استخدام كنند.

▪ توضيحات خود را متوجه همه مصاحبه كنندگان كنيد

به هنگام صحبت، سعي كنيد با چشمانتان همه مصاحبه كنندگان را مخاطب قرار دهيد. ارتباطات معنادار چشمي، معمولاً دربرگيرنده خيره شدن به مصاحبه كنندگان يكي پس از ديگري به مدت چند ثانيه است. در حقيقت، بسيار دشوار است كه در عين حال كه نگاه خود را به افراد بطور مساوي تقسيم مي كنيد، به سوالات پر چالشي هم كه مطرح مي شود، پاسخ دهيد. اما بايد در اين زمينه تمرين كنيد. اين مهارتي مفيد براي جلسات يا سخنراني هاي عمومي است كه پس از مدتي براي شما عادي خواهد شد.


نشريه ميثاق مديران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]
مصاحبه استخدامي و گزينش نيروي انساني
● مقدمه

اغلب مديران با گزينش افراد نامناسب براي تصدي موقعيتهاي شغلي، روبرو بودهاند. اين انتخاب نادرست باعث ميگردد تا

▪ اولاً زمان و انرژي سازمان در طول فرآيند استخدام و آموزش هدر رود،

▪ ثانياً سرمايهگذاريهاي مستقيم و غير مستقيم بعدي بر روي مستخدم جديد همگي بر باد داده شوند. بهترين راه براي پرهيز از اين اشتباه انتخاب افراد مناسب و بالطبع انجام يك مصاحبه هدفدار و از قبل طراحي شده است. جهت دستيابي به اين منظور، بايد فهرستي از نيازهاي شغلي و ويژگيهاي جايگاه سازماني را به ترتيب اولويت طبقهبندي كرد و با در نظر داشتن روشهاي مصاحبه، افراد مناسبي را انتخاب كرد.

● هدف از مصاحبه استخدامي

هدف از انجام مصاحبه استخدامي، سنجش داوطلب براي تصدي شغل و جايگاه سازماني موردنظر و تناسب مصاحبهشونده با شرايط تعريف شده براي تصدي آن شغل و جايگاه سازماني است. بطور خلاصه مصاحبهكننده اطلاعاتي را از مصاحبهشونده كسب و اطلاعاتي در رابطه با سازمان، شغل و جايگاه سازماني به داوطلب استخدام ارائه ميدهد.

● اقدامات قبل از مصاحبه

قبل از انجام مصاحبه، مصاحبهكننده بايد از تعداد مصاحبهشوندگان، شرح شغل موردنياز، نيازهاي جايگاه سازماني مورد بحث، زمان كل مصاحبه، اسامي (احتمالاً) ساير مصاحبهكنندگان، مداركي كه احتمالاً مصاحبهشوندگان بايد همراه داشته باشند، زمان شروع هريك از مصاحبهها و چك ليست سئوالات عمومي و اختصاصي كه از مصاحبهشونده پرسيده خواهد شد را تهيه كرده و همراه داشته باشد. همچنين پرسشنامه استخدامي متقاضي (فرم متداول و معمولي كه جهت كسب اطلاعات اوليه متقاضيان در اغلب سازمانها وجود دارد) را كاملا مطالعه و حتي الامكان مواردي را بخاطر سپرده باشد.

مكان مصاحبه هم بايد از نظر فيزيكي مناسب و مصاحبهشونده و مصاحبهكننده رو در رو و در شرايط مساوي (از نظر ارتفاع) قرار داشته باشند. زمان انجام مصاحبه بايد از پيش و با توافق طرفين تعيين شده باشد تا هيچكس از نظر زماني در فشار نباشد.

● اقدامات در طول مدت مصاحبه

در زمان انجام مصاحبه، بايد مصاحبهكننده از پاسخگويي به تلفنها و يا مراجعان يا هر اقدام ديگري كه موجب ايجاد وقفه در مصاحبه ميشود خودداري نمايد. همچنين به اظهارات مصاحبهشونده توجه كامل داشته و يادداشتبرداري نمايد.

در طول مصاحبه، مصاحبهكننده بايد توضيحاتي در رابطه با سازمان، شغل و جايگاه سازماني به مصاحبهشونده ارائه دهد تا اگر ابهامي در خصوص شغل مورد نظر وجود دارد برطرف شود و همچنين متقاضي استخدام دقيقاً با انتظارات جايگاه سازماني خود آشنا شود. در بسياري از موارد پيش آمده است كه با همين توضيحات اوليه، متقاضي متوجه شده است كه امكان برآورده نمودن انتظارات شغلي و سازماني برايش وجود نداشته و اعلام انصراف نموده است. ضمنا بر روي آخرين كار (سابقه شغلي) مصاحبهشونده بيشتر تكيه شده و از وي خواسته شود كه درباره موفقيتهاي بارز خود در طول مدت اشتغال، روابطش با همكاران و مديران قبلي خود، علت ترك محل كار قبلي، انتظاراتش از شغل و محل كار جديد، تجارب و تخصصهاي احتمالي خود صحبت كند.

در طول مدت مصاحبه يادداشت برداري (بصورت خلاصه) از كليه اظهارات مصاحبهشونده، الزامي است و قبل از انجام مصاحبه نيز، بايد به مصاحبهشونده يادآوري نمود كه احتمالاً پاسخهاي وي با معرفها و مراجعي كه وي معرفي نموده است، چك خواهند شد.

● نحوه مصاحبه

موفقيت مصاحبهكننده در كسب اطلاعات مفيد از مصاحبهشونده، به ميزان توانايي وي در طرح پرسشهاي مناسب بستگي دارد. مهمترين مشخصه اصلي، نحوه استفاده از پرسشهاي بسته (با پاسخهاي بلي و خير) و پرسشهاي باز (با پاسخهاي گسترده) است. لذا مصاحبهكننده بايد در انتخاب روشها، از شيوه معيني استفاده كند. بايد توجه داشت كه در انجام مصاحبه با متقاضيان استخدام، از روش يكساني استفاده نمود تا امكان مقايسه و سنجش بين تمامي متقاضيان وجود داشته باشد. به طور كلي پنج نوع مصاحبه استخدامي توصيه ميشود كه در اينجا به صورت مختصر شرح داده ميشوند.

▪ مصاحبه بسته (از پيش طراحي شده)

اين نوع مصاحبه، حداقل آزادي را به مصاحبهشونده ميدهد. نتيجه اين نوع مصاحبه غالباً يكسان و دقيق خواهد بود هر چند ممكن است اطلاعات ضروري براي تصميم گيري به كارفرما ارائه ندهد. ولي به لحاظ علمي، اعتبار بيشتري نسبت به مصاحبه باز دارد. از مصاحبه بسته در موارد زير استفاده ميشود:

پاسخهاي بلي يا خير براي كسب اطلاعات كفايت نمايد.

پاسخها موارد مشخصي باشند و نيازي به توضيح بيشتر نباشد.

قصد داشته باشيد پس از شنيدن پاسخ به سئوال بسته، يك سئوال باز مطرح نمائيد.

▪ مصاحبه باز (غير مشخص)

اين نوع مصاحبه، بيشترين آزادي را به مصاحبهشونده ميدهد. هيچ سئوالي از قبل طراحي شده وجود ندارد. مصاحبهكننده نيز خود را به هر وضعيتي سازگار مينمايد و با استفاده از تجارب و توانائيهاي خود، به بررسي زمينههايي كه بنظر وي و سازمان مهمتر هستند ميپردازد.

در خصوص مقايسه بين اين دو نوع مصاحبه بايد بسيار توجه داشت چرا كه پس از جمعبندي نهايي ممكن است بين اطلاعات مكتوب از مصاحبهشوندگان هيچ رابطه و سنخيتي وجود نداشته و از هر يك، اطلاعات متفاوتي در دست باشد. از پرسشهاي باز در موارد زير استفاده ميگردد:

ـ طرح زمينههاي جديد براي بحث فيمابين دو طرف

ـ كشف اطلاعات بيشتر از متقاضي استخدام

ـ ارتباط دادن يك پاسخ با يك پاسخ ديگر

ـ آزمون خودآگاهي مصاحبهشونده

ـ اطلاع از ميزان تحليلگر بودن مصاحبهشونده

▪ مصاحبه نيمهبسته (مخلوط)

اين روش، يك روش تركيبي است، بدينصورت كه سئوالات مشخصي از همه داوطلبان پرسيده ميشود ولي بهر حال به مصاحبهشوندگان اجازه داده ميشود به زمينههاي ديگر و مخصوصاً زمينههاي مورد علاقه خود نيز بپردازند. بايد توجه داشت كه ميزان موفقيت در اين نوع مصاحبه نيز بستگي به مهارت و تخصص مصاحبهكننده دارد.

▪ مصاحبه بصورت ميزگرد يا گروهي

در بعضي موارد خاص، امكان مصاحبه بصورت ميزگرد بسيار سودمند است. البته بايد اهميت منافع حاصله از اين مصاحبه، هزينه آنرا توجيه نمايد. بنابراين اين نوع مصاحبه فقط در خصوص گزينش مشاغل بسيار حساس و در سطوح بالا، توصيه ميشود.

▪ مصاحبه تنش

در اين مصاحبه، بجاي كسب يا ارائه اطلاعات فيمابين طرفين، فقط مصاحبهكننده ميكوشد تا موجب بروز عكس العملهاي عاطفي مصاحبهشونده نسبت به موقعيتها شود. مصاحبهكننده در اين روش، مصاحبهشونده را صرفاً بمنظور مشاهده رفتارش، تكذيب كرده، حقير شمرده و بدليل سوء عملكرد گذشته سرزنش مينمايد. اين نوع مصاحبه در اغلب مواردي كه جايگاه شغلي مورد نظر با فشارهاي رواني روبروست توصيه شده و بدليل احساس خصومتي كه در مصاحبهشونده بوجود ميآورند (بخصوص در مورد متقاضياني كه استخدام نميشوند) تصوير بدي از سازمان در ذهن مصاحبهشونده باقي ميگذارند.

مصاحبه كننده بايد بسيار توجه داشته باشد كه اولاً سعي گردد زمان مصاحبه بيش از ۳۰ دقيقه بطول نيانجامد تا از دقت پاسخها و نهايتاً كيفيت مصاحبه، كاسته نشود. همچنين بايد پاسخهاي مصاحبهشونده را در حد و مرزي كه موردنياز است نگاهداري نموده و از عنوان شدن مسائل و موارديكه به نيازهاي سازمان و شغل و جايگاه سازماني مربوط نميشوند و يا اطلاعاتي كه امكان كسب آنها از طريق ديگر مثل ملاحظه مدارك يا تحقيقات وجود دارد جلوگيري نمايد. ضمنا براي موفقيت در كسب نتيجه بايد به مصاحبهشونده اثبات نمايد كه اطلاعات موردنياز، بر مبناي ضروريات شغلي دريافت ميشوند تا مصاحبهشونده براحتي اطلاعات موردنياز را در اختيار وي قرار دهد. در خصوص سئوالات و نحوه انتخاب روش مصاحبه نيز بايد كاملاً دقت نمود تا به منظور جلوگيري از تبديل مصاحبه به جلسه پرسش يكسويه، بيشتر از پرسشهاي باز استفاده گردد و از پرسشهاي جهتدهنده و همچنين چند پرسش همزمان (بنحوي كه متقاضي ازپاسخ دادن به آنها عمداً يا سهواً شانه خالي كند) خودداري گردد.

بايد به اين نكته بسيار توجه داشت كه از طرح پرسشهايي كه ربطي به مصاحبه ندارند و فقط بدليل ابراز توانايي و برتري علمي و عملي مصاحبهكننده نسبت به مصاحبهشونده پرسيده ميشوند، خودداري گردد. نكته بسيار مهم ديگري نيز وجود دارد و آن اينست كه از طرح مواردي كه احتمالاً اين حس را در مصاحبهشونده بوجود ميآورد كه قبلاً تصميمگيري در خصوص استخدام بعمل آمده است، اكيداً خودداري گردد.

براي پاسخ به سئوالات و توضيح ابهامات بايد به مصاحبهشونده به اندازه كافي فرصت داده شود به نحوي كه حداقل دو سوم از زمان مصاحبه به صحبتهاي مصاحبهشونده اختصاص داده شود.

سئوالات مختلف و متنوعي را ميتوان جهت طرح در مصاحبه در نظر داشت. ولي قطعاً نحوه مطرح نمودن سئوالات بسته به سليقه افراد مصاحبهكننده قابل تغيير است. ولي سئوالات بايد به پاسخهايي در رابطه با موضوعات زير منتج شوند:

ـ اهم مسئوليتهاي قبلي مصاحبهشونده كه مورد علاقه يا بيتوجهي مصاحبهشونده بودهاند (با قيد علت)

ـ سبكهاي مديريتي مديران قبلي وي و ارزيابي مصاحبهشونده از هر يك از سبكها (با قيد علت)

ـ ترجيح مصاحبهشونده به كار تيمي يا مستقل (با قيد علت)

ـ ساعات كار مورد علاقه وي و امكان افزايش آنها

ـ اهم قويترين ظرفيتهاي كاري وي و چگونگي استفاده از آنها در كار

ـ مهارتها و تخصصهاي مورد علاقه (جهت بسط و گسترش آنها)

ـ دليل ترك كار قبلي (بطور مشروح و در جهت اخذ دليل منطقي) و

ـ دوستداشتنيترين كاري كه تا بحال داشتهاند ( با قيد علت).

● ارزيابي داوطلب

پس از انجام مصاحبه، ميتوان به اقلامي مانند توانايي انجام كار به نحو مطلوب، سنجش انگيزه داوطلب براي انجام كار مورد نظر، چگونگي هماهنگي وي با ساير اعضاء گروه و سازمان پي برد. همچنين بايد مشخص گردد كه آيا داوطلب معيارهاي مطلوب سازمان را داراست؟ در غير اينصورت آيا سازمان از حد مطلوب خود پايين ميآيد يا مصاحبهشونده را مردود اعلام ميكنيم كه اين مورد هم به ظرفيتهاي موجود بستگي دارد.

● ارزيابي مصاحبه

براي ارزيابي موفقيت مصاحبه، ميتوان پس از پايان هر سري مصاحبه و انتخاب فرد يا افراد مورد نظر و با در نظر داشتن اينكه آيا به انتخاب خود اطمينان داريم؟ آيا توانستيم اطلاعات لازم را كسب كنيم؟ كمترين رضايت را از كدام بخش مصاحبه داريم؟ آيا ممكن بود پاسخها و نتيجهگيري رضايتبخشتري داشته باشيم؟ آيا ميدانيم چگونه در سري بعد مصاحبه بهتري انجام دهيم؟ مصاحبه را ارزيابي نمائيد.

در اغلب موارد سنجش كارآيي مصاحبهشونده (پس از استخدام) ميتواند بهترين عامل ارزيابي مصاحبه باشد. البته متأسفانه هيچ وقت نخواهيم توانست بفهميم كه آيا افراد رد شده نيز ميتوانستند پس از استخدام موفق شوند يا خير.

در پايان لازم به يادآوري است كه هنگام مصاحبه بايد بيتعصب بود و چنانچه احساس مثبت يا منفي در مصاحبهكننده نسبت به متقاضي استخدام وجود دارد، بدنبال اطلاعاتي باشيم كه اين احساس را بلا اثر نمايد چرا كه در اينصورت با كسب اطلاعات منطقي و مؤثر ميتوان نتيجهگيري بهتري كرد و چه بسا نتيجه گيري نهايي موجب تأييد نطريه اوليه مصاحبه كننده گردد.


راهكار مديريت


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
 گزينش نيروي انساني و مصاحبه
اغلب مديران با گزينش افراد نامناسب براي تصدي موقعيتهاي شغلي، روبرو بوده اند. اين انتخاب نادرست باعث مي گردد تا اولا زمان و انرژي سازمان در طول فرآيند استخدام و آموزش هدر رود، ثانيا سرمايه گذاريهاي مستقيم و غير مستقيم بعدي بر روي مستخدم جديد همگي بر باد داده شوند، بهترين راه براي پرهيز از اين اشتباه انتخاب افراد مناسب و بالطبع انجام يك مصاحبه هدف دار و از قبل طراحي شده است. جهت دستيابي به اين منظور، بايستي فهرستي ازنيازهاي شغلي و ويژگيهاي جايگاه سازماني را به ترتيب اولويت طبقه بندي نموده و با در نظر داشتن روشهاي مصاحبه، افراد مناسبي را انتخاب كرد.

● هدف از مصاحبه استخدامي

هدف از انجام مصاحبه استخدامي، سنجش داوطلب براي تصدي شغل و جايگاه سازماني خاصي است دستيابي به اين نكته كه آيا مصاحبه شونده، داراي شرايط تعريف شده براي تصدي آن شغل و جايگاه سازماني هست يا خير. بطور خلاصه اينكه مصاحبه گر اطلاعاتي را از مصاحبه شونده كسب و اطلاعاتي در رابطه با سازمان، شغل و جايگاه سازماني به داوطلب استخدام ارائه ميدهد.

● اقدامات قبل از مصاحبه

قبل از انجام مصاحبه، مصاحبه گر بايستي از تعداد مصاحبه شوندگان، شرح شغل مورد نياز، نيازهاي جايگاه سازماني مورد بحث، زمان كل مصاحبه، اسامي (احتمالاً) ساير مصاحبه كنندگان، مداركي كه احتمالاً مصاحبه شوندگان بايستي همراه داشته باشند، زمان شروع هريك از مصاحبه ها و چك ليست سوالات عمومي و اختصاصي كه از مصاحبه شونده بعمل خواهد آمد را تهيه نموده و همراه داشته باشد.همچنين پرسشنامه استخدامي متقاضي(فرم متداول ومعمولي كه جهت كسب اطلاعات اوليه متقاضيان دراغلب سازمانها وجود دارد)را كاملا مطالعه و حتي الامكان مواردي را بخاطر سپرده باشد.

مكان مصاحبه هم بايستي از نظر فيزيكي مناسب و مصاحبه شونده و مصاحبه گر رو در رو و در شرايط مساوي (از نظر ارتفاع) قرارداشته باشند. زمان انجام مصاحبه بايد قبلاً و با توافق طرفين تعيين شده باشد تا هيچكس از نظر زماني در فشار نباشند.

● در طول مدت مصاحبه

درزمان انجام مصاحبه، بايستي مصاحبه كننده، از پاسخگويي به تلفنها و يا مراجعان،يا هر اقدام ديگري كه موجب ايجاد وقفه در مصاحبه ميشود خودداري نمايد. همچنين به اظهارات مصاحبه شونده توجه كامل داشته ويادداشت برداري نمايد.

در طول مدت مصاحبه مهمترين اقداماتي كه بايد توسط مصاحبه گر انجام شود اولا توضيحاتي در رابطه با سازمان و نهايتاً شغل و جايگاه سازماني مورد تقاضاست تا اولا اگر ابهامي در خصوص شغل مورد نظر وجود دارد مرتفع گردد و ثانيامتقاضي استخدام دقيقا با انتظارات جايگاه سازماني خود آشنا شود،در بسياري از موارد پيش آمده است كه باهمين توضيحات اوليه،متقاضي متوجه شده است كه امكان برآورده نمودن انتظارات شغلي و سازماني برايش وجود نداشته و اعام انصراف نموده است.ضمنا بر روي آخرين كار (سابقه شغلي) مصاحبه شونده بيشتر تكيه شده واز وي خواسته شود كه درباره موفقيتهاي بارز خود در طول مدت اشتغال، روابطش با همكاران و مديران قبلي خود، علت ترك محل كار قبلي، انتظاراتش از شغل و محل كار جديد،تجارب و تخصصهاي احتمالي خود صحبت كند.

در طول مدت مصاحبه يادداشت برداري (بصورت خلاصه) از كليه اظهارات مصاحبه شونده، الزامي است و قبل از انجام مصاحبه نيز، بايستي به مصاحبه شونده يادآوري نمود كه احتمالاً پاسخهاي وي با معرفها و مراجعي كه وي معرفي نموده است، چك خواهند شد.

● نحوه مصاحبه

موفقيت مصاحبه كننده در كسب اطلاعات مفيد از مصاحبه شونده، به ميزان توانايي وي در طرح پرسشهاي مناسب بستگي دارد. مهمترين مشخصه اصلي، نحوه استفاده از پرسشهاي بسته (با پاسخهاي بلي، خير) و پرسشهاي باز (با پاسخهاي گسترده) است. لذا مصاحبه كننده بايستي در انتخاب روشها، از شيوه معيني استفاده كند، بايستي توجه داشت كه در انجام مصاحبه با متقاضيان استخدام، از روش يكساني استفاده نمود تا امكان مقايسه و سنجش بين تمامي متقاضيان وجود داشته باشد.

در توضيح انواع مصاحبه بايد گفت كه كلا ۵ نوع مصاحبه استخدامي توصيه ميشود كه بشرح هر ۵ روش ميپردازيم:

▪ مصاحبه بسته (از قبل طراحي شده): اين نوع مصاحبه، حداقل آزادي را به مصاحبه شونده ميدهد. نتيجه اين نوع مصاحبه غالباً يكسان ولي دقيق خواهد بود، هر چند ممكن است اطلاعات ضروري براي تصميم گيري به كارفرما ارائه ندهد، ليكن به لحاظ علمي، اعتبار بيشتري نسبت به مصاحبه باز دارد.

از مصاحبه بسته در موارد زير استفاده ميشود:

۱) موارديكه پاسخهاي بلي يا خير براي كسب اطلاعات كفايت نمايد.

۲) موارديكه پاسخ، موارد مشخصيي باشد و نيازي به توضيح بيشتر نباشد.

۳) موارديكه قصد داشته باشيد پس از شنيدن پاسخ به سوال بسته، يك سوال باز مطرح نمائيد.

▪ مصاحبه باز(غير مشخص): اين نوع مصاحبه، بيشترين آزادي را به مصاحبه شونده ميدهد. هيچ سوالي قبل از طراحي شده وجود ندارد، مصاحبه كننده نيز خود را به هر وضعيتي سازگار مينمايد و با استفاده از تجارب و توانائيهاي خود، به وارسي زمينه هايي كه بنظر وي وسازمان مهمتر هستند ميپردازد.

در خصوص مقايسه بين اين دو نوع مصاحبه بايستي بسيار توجه داشت چرا كه پس از جمع بندي نهايي ممكن است بين اطلاعات مكتوب از مصاحبه شوندگان هيچ رابطه و سنخيتي وجود نداشته و از هر يك، اطلاعات متفاوتي در دست باشد.

از پرسشهاي باز در موارد زير استفاده مي گردد:

۱) طرح زمينه هاي جديد براي بحث فيمابين دو طرف.

۲) كشف اطلاعات بيشتر از متقاضي استخدام.

۳) ارتباط دادن يك پاسخ با يك پاسخ ديگر.

۴) آزمون خودآگاهي مصاحبه شونده.

۵) اطلاع از ميزان تحليل گر بودن مصاحبه شونده.

▪ مصاحبه نيمه بسته (مخلوط): اين روش، يك روش التقاطي است،بدينصورت كه سوالات مشخصي از همه داوطلبان پرسيده ميشود ولي بهر حال به مصاحبه شوندگان اجازه داده ميشود به زمينه هاي ديگر وعلي الخصوص زمينه هاي مورد علاقه خود نيز بپردازند. بايدتوجه داشت كه ميزان موفقيت در اين نوع مصاحبه نيزبستگي به مهارت و تخصص مصاحبه كننده دارد.

▪ مصاحبه بصورت ميزگرد يا گروهي: در بعضي موارد خاص، امكان مصاحبه بصورت ميزگرد بسيار سودمند ميباشد. البته بايستي اهميت منافع حاصله از اين مصاحبه، هزينه آنرا توجيه نمايد. لذا اين نوع مصاحبه فقط در خصوص گزينش مشاغل بسيار حساس و در سطوح بالا، توصيه ميشود.

▪ مصاحبه تنش: در اين مصاحبه، بجاي كسب يا ارائه اطلاعات فيمابين طرفين، فقط مصاحبه كننده ميكوشد تا موجب بروز عكس العملهاي عاطفي محاسبه شونده نسبت به موقعيت ها شود. مصاحبه كننده در اين روش مصاحبه شونده را صرفاً بمنظور مشاهده رفتارش، تكذيب كرده، حقير شمرده و بدليل سوء عملكرد گذشته سرزنش مينمايد. اين نوع مصاحبه در اغلب موارديكه جايگاه شغلي مورد نظر با فشارهاي رواني روبروست توصيه شده و بدليل احساس خصومتي كه در مصاحبه شونده بوجود مي آورند، (بخصوص در مورد متقاضياني كه استخدام نميشوند)، تصوير بدي از سازمان در ذهن مصاحبه شونده باقي ميگذارند.

مصاحبه كننده بايد بسيار توجه داشته باشد كه اولا سعي گردد زمان مصاحبه بيش از ۳۰ دقيقه بطول نيانجامد تا از دقت پاسخها و نهايتاً كيفيت مصاحبه، كاسته نشود،همچنين بايستي پاسخهاي مصاحبه شونده را در حد و مرزي كه مورد نياز است نگاهداري نموده و از عنوان شدن مسائل و موارديكه به نيازهاي سازمان و شغل و جايگاه سازماني مربوط نميشوند، و يا اطلاعاتي كه امكان كسب آنها از طريق ديگر مثل ملاحظه مدارك ياتحقيقات وجود دارد، جلوگيري نمايد.ضمنا براي موفقيت در كسب نتيجه بايستي به مصاحبه شونده اثبات نمايد كه اطلاعات مورد نياز، برمبناي ضروريات شغلي دريافت ميشوند تامصاحبه شونده براحتي اطلاعات مورد نياز را در اختيار وي قرار دهد. در خصوص سوالات و نحوه انتخاب روش مصاحبه نيز بايد كاملا دقت نمود تابه جهت جلوگيري از تبديل مصاحبه به جلسه پرسش يكسويه، بيشتر از پرسشهاي باز استفاده گردد واز پرسشهاي جهت دهنده و همچنين چند پرسش همزمان(بنحوي كه متقاضي ازپاسخ دادن به آنهاعمدا يا سهوا شانه خالي كند) خودداري گردد.

بايد به اين نكته بسيار توجه داشت كه از طرح پرسشهايي كه رابطه اي با مصاحبه ندارند و فقط بدليل ابراز توانايي و برتري علمي و عملي مصاحبه كننده، نسبت به مصاحبه شونده بعمل مي آيند، خودداري گردد.نكته بسيار مهم ديگري نيز وجود دارد و آن اينست كه از طرح موارديكه احتمالاً اين حس را در مصاحبه شونده بوجود مي آورد كه قبلاً تصميم گيري در خصوص استخدام بعمل آمده است، اكيداً خودداري گردد.

جهت پاسخ به سوالات و توضيح ابهامات بايستي به مصاحبه شونده، به اندازه كافي فرصت داده شود، به نحوي كه حداقل دو سوم از زمان مصاحبه، به صحبتهاي مصاحبه شونده اختصاص داده شود.

سوالات مختلف و متنوعي را ميتوان جهت طرح در مصاحبه در نظر داشت. ولي قطعا نحوه مطرح نمودن سوالات بسته به سليقه افراد مصاحبه كننده، قابل تغيير است. ليكن سوالات نهايتاً بايستي به پاسخهايي دررابطه با موضوعات زير منتج شوند:

اهم مسوليتهاي قبلي مصاحبه شونده كه مورد علاقه يا بي توجهي مصاحبه شونده بوده اند (با قيد علت)، سبكهاي مديريتي مديران قبلي وي و ارزيابي مصاحبه شونده از هر يك از سبكها (با قيد علت)، ترجيح مصاحبه شونده به كارتيمي يا مستقل (با قيد علت)، ساعات كار مورد علاقه وي و امكان افزايش آنها، اهم قويترين ظرفيتهاي كاري وي وچگونگي استفاده از آنها در كار، مهارتها و تخصصهاي مورد علاقه (جهت بسط و گسترش آنها)، دليل ترك كار قبلي (بطور مشروح و در جهت اخذ دليل منطقي) و مورد علاقه ترين كاري كه تا بحال داشته اند ( با قيد علت).

● ارزيابي داوطلب

پس از انجام مصاحبه، ميتوان به آيتم هايي چون، توانايي انجام كار به نحو مطلوب، سنجش انگيزه داوطلب براي انجام كار مورد نظر، چگونگي هماهنگي وي با ساير اعضاء گروه و سازمان پي برد.

همچنين بايستي مشخص گردد كه آيا داوطلب معيارهاي مطلوب سازمان را دارا ميباشد؟ در غير اينصورت آيا سازمان از حد مطلوب خود پايين مي آيد يا مصاحبه شونده را مردود اعلام مي كنيم؟كه اين مورد هم به ظرفيتهاي موجود بستگي دارد.

● ارزيابي مصاحبه

به جهت ارزيابي موفقيت مصاحبه، ميتوان پس از پايان هر سري مصاحبه و انتخاب فرد يا افراد مورد نظر، و با در نظر داشتن اينكه:

- آيا به انتخاب خود اطمينان داريم؟

- آيا توانستيم اطلاعات لازم را كسب كنيم؟

- كمترين رضايت را از كدام بخش مصاحبه داريم؟

- آيا ممكن بودپاسخهاونتيجه گيري رضايتبخش تري داشته باشيم؟ (چگونه)

- آيا ميدانيم چگونه در سري بعد مصاحبه بهتري انجام دهيد؟ مصاحبه را ارزيابي نمائيد.

در اغلب موارد سنجش كارآيي مصاحبه شونده (پس از استخدام) ميتواند بهترين عامل ارزيابي مصاحبه باشد،البته متاسفانه هيچ وقت نخواهيم توانست بفهميم كه آيا افراد رد شده نيز ميتوانستند پس از استخدام،موفق شوند يا خير!

در پايان لازم به يادآوري است كه هنگام مصاحبه بايستي بي تعصب بود وچنانچه احساس مثبت يا منفي در مصاحبه كننده نسبت به متقاضي استخدام وجود دارد، بدنبال اطلاعاتي باشيم كه اين احساس را بلا اثر نمايد چرا كه در اينصورت با كسب اطلاعات منطقي و موثر ميتوان نتيجه گيري بهتري كرد و چه بسا نهايتا نتيجه گيري نهايي موجب تاييد نطريه اوليه مصاحبه كننده گردد!


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
 آداب مصاحبه شغلي
بـعد از ارسال رزومه تان، براي مصاحبه دعوت شده ايد. اين اولـيــن قدم به سمت شغل مورد نظرتان است. رزومه شما هـويتـــتان را اعـلام مي كند، اما رفتار هاي شما، چه خوب چه بد،ميتواند تاكيدي بر آنها باشد. حال نوبت آن است كه مهارت هايتان را نشان دهيد

● آداب

آداب چيزي بيـش از مجـمـوعـه اي از رفــتار هاي مناسب و خـوب نـيـست. در واقـــع زباني است كه توسط آن احترام و تـوجه خــود را بديگران بيان ميكنيم. در اين مقاله، "ديگران" مـنـظور مــصاحبه كننده ها هستند، كه در حالت معمول نه كمـتر و نه بيشتر از افراد ديگر در زندگي شما تاثير دارند، تا زماني كه نوبت مصاحبه خود شما نيز برسد و آنوقت نظر آنها از همه كس مهمتر خواهد شد.

بنابراين، روز مصاحبه شما روزي نيست كه بخواهيد نا مرتب باشيد و با بي احترامي و بي توجهي رفتار كنيد. اين اتيكت ها را رعايت كنيد و موفق خواهيد شد.

● سر وقت بيايد

مثل تمام افراد ديگر كه سر كار هستند، مصاحبه گر شما نيز مشغول طي كردن ساعاتي از وقت خود سر كار است. نشان دهيد كه زمان آنها نيز براي شما ارزشمند است. از اين گذشته، مگر آنها نيز به شما احترام نگذاشته اند كه وقتشان را در اختيارتان قرار داده اند و به شما فرصتي داده اند كه خودتان را نشان دهيد؟

اگر دير برسيد، ديگران تصور خواهند كرد كه فردي خودخواه، بي نظم و گستاخ هستيد. پس زمانتان را تنظيم كرده و سعي كنيد به موقع برسيد و اگر نه تاخيرتان باعث دردسر خواهد شد.

● لباس مناسب بپوشيد

لباس شما براي رفتن به يك مصاحبه شغلي مي بايست با محيط آن كار هماهنگ باشد. اما براي حفظ احترام بايد يك درجه بالاتر از محيط معمولي آنجا لباس بپوشيد. دليلش اين است كه اگر لباس نا مناسب بپوشيد، چه بالاتر چه پائين تر از حالت نرمال، اختلال ايجاد مي شود. زماني كه توجه بايد روي شما و مهارتهايتان متمركز شود، لباسهايتان نبايد اختلالي ايجاد كرده و حواس را پرت كند.

اين مثال را در نظر بگيريد: اگر همه افراد در آن محيط كار جين و تي شرت مي پوشند، شما يك پيراهن آستين بلند رسمي بپوشيد. و اگر آنها پيراهن هاي رسمي تن مي كنند، شما كت و شلوار پوشيده و حتي كراوات هم بزنيد

● به طريقه دست دادن خود دقت كنيد

دست دادن عملي متقابل است كه براي برقراري ارتباط انجام مي شود. در يك مصاحبه، اين عمل متقابل بين دو فرد غريبه صورت مي گيرد، كه مي تواند يكي از اصول اوليه اتيكت مصاحبه به حساب آيد. اگر محكم دست طرفتان را يك يا دو بار بفشاريد و بعد رها كنيد، نشانه ي خوشرويي و ملايمت شماست كه مي تواند به سرعت احساسي از امنيت بين دو فرد ايجاد كند.

از طرف ديگر، اگر شل و ول و بي روح دست بدهيد، ممكن است باعث ناراحتي طرفتان شود. و حتي قبل از اينكه آنها فرصت آشنايي با شما را داشته باشند، احساس بدي به آنها منتقل خواهيد كرد. آسوده خاطر كردن اطرافيانتان هدفي مهم در هر آداب معاشرت است. در اين مورد فكر كنيد. آيا واقعاً مي خواهيد در مصاحبه گرتان ايجاد ناراحتي كنيد؟

● تصويري مثبت از خود ارائه دهيد

در حين مصاحبه، زمان هاي بسياري شما نياز به استفاده از آداب و اتيكت ها خواهيد داشت. و اگر آنها را درست و بجا استفاده كنيد، تصويري خوب و مطمئن در ذهن مصاحبه گرتان ايجاد خواهيد كرد. محكم و با قوت صحبت كنيد. نبايد بگذاريد مصاحبه گر از شما بخواهد حرفتان را تكرار كنيد يا شك كند كه حرفتان را درست شنيده است يا خير.

به چشمان مصاحبه گرتان نگاه كنيد. اين ژستي اطمينان بخش است كه اكثراً افراد به آن پاسخ مثبت مي دهند.

براي صحبت كردن از حركات بدن به اندازه مناسب استفاده كنيد. حركات خوب ممكن است علاقه شما را براي آنحا بودن نشان دهد، در حاليكه سست و بي حال بودن نشانه ي بي احترامي و بي تفاوتي است.

مصاحبه كننده تان را با اسم صدا كنيد، اما به تعادل. اين نشان مي دهد كه شما دقت كرده و به حرفهايش گوش مي دهيد. همچنين ارتباطي ايجاد مي كند كه مصاحبه شما را هر چه بيشتر به سمت موفقيت سوق مي دهد

● دو بار از آنها تشكر كنيد

در آخر مصاحبه، زماني كه مي خواهيد از مصاحبه گرتان تشكر كنيد، در نظر داشته باشيد كه هم به خاطر زماني كه برايتان گذاشته اند و هم براي فرصتي كه به شما داده اند تشكر كنيد. مثل سر وقت رسيدن، تشكر كردن از آنها به اين صورت نيز نشان مي دهد كه فرد فهميده اي هستيد و براي وقت ديگران ارزش قائل هستيد.

هيچگاه تا آخر آن روز كه برايشان يك يادداشت تشكر بفرستيد، مصاحبه را تمام شده نپنداريد. سعي كنيد متن كوتاهي داشته باشد. از ايميل نيز مي توانيد در اين جهت استفاده كنيد. و چون مربوط به مسائل كاري است، بهتراست كه به دست خط خودتان هم نوشته نشده باشد

● سه تا نبايد

▪ بدون آمادگي قبلي در آن روز حاضر نشويد

هر چه بيشتر در مورد شركت و شغلي كه براي آن تقاضا داده ايد تحقيق كنيد، نشانه احترام بيشتر است. خيلي ساده است. فراموش نكنيد كه مصاحبه گر شما براي اين شركت كار مي كند و اين قسمت بزرگي از زندگي آن فرد را تشكيل مي دهد. بنابراين نمايش فروتنانه اما مناسب تصويري از حس تعهد شما به اين مصاحبه، باعث مي شود كه بهتر جلوه كنيد

▪ از صاحب كارهاي قبليتان بدگويي نكنيد

اگر نمي توانيد در مورد كسي حرف هاي خوب بزنيد، بهتر است اصلاً هيچ حرفي نزنيد. خيلي دور از ادب و احترام است كه از صاحب كارها و شركت هاي قبليتان بد بگوييد و با كارهايشان مخالفت كنيد. اين باعث ناراحتي و رنجش ديگران مي شود. از اين گذشته، اين مصاحبه در مورد شما و اين شركت است نه شركت ها و افراد ديگر. پس لزومي ندارد كه تصويري از صاحب كارهاي سابقتان براي مصاحبه گرتان ارائه دهيد. چون اين مسئله ارتباطي به آنها ندارد

▪ در مورد هيچ مسئله اي دروغ نگوئيد

به ياد داشته باشيد كه به خاطر هيچ مسئله اي، هر چند كوچك، دروغ نگفته و به حرف هايتان شاخ و برگ ندهيد. زيرا انسانهاي محترم هيچگاه دروغ نمي گويند چون نيازي به آن ندارند

● حرف آخر

ممكن است رفتار هاي خوب هيچگاه به چشم نيايند، ولي نتايج آنها هميشه ديده مي شوند.

چيزي كه نبايد جا بيندازيم نقص در اين آداب و اتيكت هاست. در اين زمينه، شما مي خواهيد كه مصاحبه كننده تان فكر كند كه شما فردي مهربان، باهوش و جالب هستيد. نه اينكه فردي مطيع و فرمانبردار باشيد و موقع دست دادن مسخره جلوه كنيد و يا از اينكه كثيف ترين شلوار جينتان را در روز مصاحبه تن كرده ايد تعجب كند


پايگاه اطلاع رساني مديران ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
تاريخ شفاهي و مهارتهاي مصاحبه
براي غناي يك مصاحبه جامع در زمينه تحولات تاريخي، هنر مصاحبه گر شرط اصلي است. ميزان شناخت مصاحبهگر از رويدادها، تسلط او بر سئوالات، صبر و حوصله در شنيدن توضيحات مصاحبه شونده، شاهد مثل خواستن، پرهيز از جدال، پرهيز از كاربرد واژهها يا طرح موضوعاتي كه سبب ناخشنودي مصاحبهگر ميشود، فرصتشناسي و طرح به موقع سؤالات، هنرمندي در نوع ارائه پرسشها و نكات حساسيت زا، تلاش براي حفظ صميميت فضاي حاكم بر مصاحبه، تعقيب دقيق اجزاء موضوعات مورد بحث، برخورداري از وقت نامحدود، احترام به سليقه مصاحبهشونده در ويرايش مصاحبه و متقابلاً ضميمه كردن سؤالات جديد در نقاط مناسب مصاحبه با هدف روشنتر شدن مقصود، از اهم موضوعاتي است كه در غنا بخشيدن به مصاحبه به ويژه در زمينه «تاريخ شفاهي» ضرورت اساسي دارد.

● اشاره

«چارلز موريسي» رئيس پيشين «مؤسسه تاريخ شفاهي» آمريكا است. او فعاليت خود را در زمينه تاريخ شفاهي از سال ۱۹۷۵ آغاز كرده و تاكنون مديريت پروژههاي متعددي را در اين زمينه برعهده داشته است. او همچنين مؤلف بيش از ۵۰ مقاله تخصصي در زمينه مهارتهاي تاريخ شفاهي است.

مقاله حاضر از كتاب «Oral History Reader» چاپ ۱۹۹۸ لندن و تلخيص از مقاله «On Oral History Interviwing» است.

«چارلز موريسي» در اين مقاله به موارد متعددي از مهارتها و تجربيات خود در زمينه انجام مصاحبه تاريخ شفاهي اشاره كرده است كه نظر به كاربردي بودن آن، ميتواند راهنماي خوبي براي كليه كساني كه در اين زمينه فعاليت ميكنند باشد.

موفقيت يك مصاحبه هم به مصاحبه شونده و هم به مصاحبهكننده بستگي دارد. من، در اينجا فقط در مورد يك مصاحبه كننده صحبت ميكنم. البته ما، براي انجام مصاحبههاي گروهي هم تلاش كردهايم؛ اما من ترجيح ميدهم كه نظر خاصي در مورد شيوه مصاحبههاي گروهي ندهم. مصاحبههاي گروهي، در بعضي موارد پاسخ مثبت ميدهد؛ اما در نهايت موفقيت آن بستگي به متمركز ساختن سؤالات و همچنين بستگي به فردي دارد كه شما با او طرف هستيد.

با اين حال در بيشتر مواقع، ما ترجيح ميدهيم هر مصاحبه كننده با يك مصاحبه شونده رو در رو باشد. ما، اعتقاد داريم به اين طريق نتيجة بهتري حاصل خواهد شد.

اكثر مصاحبههاي موفق، به شرايط مصاحبه كننده بستگي دارد؛ به اينكه او تا چه اندازهاي تحقيق مقدماتي در مورد موضوع مصاحبه انجام داده است؛ قبلاً چه تعداد مصاحبه در اين مورد صورت داده است. آيا پيش از شروع مصاحبه، گفت و گوئي با مصاحبه شونده ترتيب داده است كه در آن، در مورد برنامة مصاحبه و چگونگي انجام آن صحبت شده باشد؟ قطعاً اين كار براي او در نحوة ادارة جلسات مصاحبه بسيار مؤثر است. ديگر اينكه چه مقدار نسبت به موقعيتي كه با آن روبرو است، احاطه دارد و به اعصابش مسلط است.

يكي از روشهايي كه ما بر آن تأكيد ميكنيم، اين است كه بگذاريم مصاحبه شونده صحبت كند. جلسة مصاحبه، اجراي نمايش اوست. اجازه ميدهيم كه او با توپ بدود. همانطور كه لوئيس استار گفته است: «مصاحبه كنندة خوب، شنوندهاي خوب است.» در بيشتر مواقع، سئوال اول را طوري طرح ميكنيم كه مصاحبه شونده ميل فراواني به پاسخ آن داشته باشد. او، به اين سؤال ما معمولاً به صورت مبسوط پاسخ ميدهد و ممكن است مصاحبه روند نامرتبي پيدا كند. به حرفهاي مصاحبه شونده گوش ميكنيم اين كار مزيتي دارد؛ به اين ترتيب كه فرد خودش داوطلب گفتن چيزي ميشود كه در مجموعة خاطراتش مهمترين است.

در اين حين با قلم وكاغذ در دست، يكي دو كلمه در مورد مطالبي كه عنوان كرده يا چيزهايي كه ميخواهيم به آنها برگردد، يادداشت ميكنيم البته قبل از اينكه مصاحبه شروع شود، به او گفتهايم كه اين كار را خواهيم كرد. به اين معنا كه گاهگاهي كلماتي را يادداشت ميكنيم. تا در خلال مصاحبه با مراجعه به آنها سؤالات تكميلي را طرح كنيم و از او بپرسيم. ما هميشه در جلسات مصاحبه بايد كاغذ يادداشت به همراه خود داشته باشيم.

پس از اينكه او داستان خود را تعريف كرد، ما به عقب بر ميگرديم و سؤالات خود را با آنچه كه او بيان كرده بود، در ميآميزيم. سعي ميكنيم كه موضوعات خاص را خوب بررسي كنيم؛ نكاتي را كه جا انداخته بود، طرح كنيم و از او بخواهيم در مورد كليتهايي كه گفته بود، شاهد مثالهايي ارائه كند.

در طراحي سؤال، اين خيلي مهم است كه آنها به صورت آزاد و قابل انعطاف طراحي شوند. به اين معنا كه پاسخي كه انتظار داريم، در تركيببندي سؤال مشخص نباشد. ما، در سؤالهاي خود هيچ متغيري را پيشنهاد نميكنيم. يعني نميگوئيم آيا جريان به اين طريق بود يا به آن طريق؟ ما، سؤال را به طريقي عنوان ميكنيم كه موجب شود او، به ميل خود متغيرش را انتخاب كند از به كار بردن كلماتي كه داراي بار معنايي خاصي است، اجتناب ميكنيم.

شديداً تلاش ميكنيم كه نتيجهگيري خودمان را بر پاسخهايي كه آن شخص ميداند تحميل نكنيم. خيلي سخت است كه خودتان را مهار كنيد اما ما سعي ميكنيم و اين كار را بيشتر از طريق كنترل طراحي سؤال انجام ميدهيم. مثلاً نميپرسيم «فلاني و بهماني تا چه اندازه اين چنين بودند؟» بلكه ميپرسيم «فلاني و بهماني اين چنين بودند؟» ما سعي نميكنيم پرونده بسازيم، مانند وكيلي كه سعي ميكند در دادگاه پرونده بسازد. در اين مورد به همكارانم توصيه ميكردم كه گزارش «وارن» را بخوانند. زيرا در اين گزارش، وكيل چندين بار ميپرسد: به اين طريق اتفاق افتاد، نه؟ و شاهد ميگفت بله يا خير. تا پائين صفحة اين گزارش، جوابها بله و خير است. ما مصر هستيم كه بپرسيم: به ما بگوييد چگونه بود؛ با كلمات خودتان آن را توصيف كنيد. مصر هستيم كه اجازه بدهيم، مصاحبه شونده در مورد آنچه كه فكر ميكند مهم است داوطلبانه صحبت كند.

من،به همة علاقهمندان توصيه ميكنم كه متن برنامه «لارنس اسپيواكس» را بخوانند و درست بر عكس آن عمل كنند. خوشبختانه اين نسخهها در دسترس است؛ به زحمتش ميارزد كه ببينيد چگونه كسي ميتواند يك سؤال گمراه كننده بيان كند، به اين منظور كه مصاحبه شونده را به اشتباه بياندازد.

ما از به كار بردن زباني كه مخصوص طبقهاي خاص باشد، پرهيز ميكنيم و اين، به نظر افراد تحصيلكرده و دانشگاهي گران ميآيد. در واشنگتن بسياري از افراد، دانشگاهيان را نميپسندند و انتشارات دانشگاهي را به دليل نوع زبان خاص آن نميفهمند.

يكي از رهنمودهايي كه شايد بيش از همه بر آن تأم خودمان را در جايگاه دانشجوياني كه علاقهمند به گفته هاي اين شخص هستند قرار دهيم. به اين ترتيب، مورخ تاريخ شفاهي، در جايگاه اقتصاددان يا جامعهشناس قرار ميگيرد.

ما، از خودمان ميپرسيم، اين فرد چگونه روز خود را ميگذراند؟ وقتش كجا صرف ميشود؟ اگر بتوانيم اين را بفهميم بهتر ميتوانيم بفهميم كه چه سؤالاتي بايد از او بپرسيم.

ما، متن مصاحبه را به فرد مصاحبه شونده بر ميگردانيم تا آن را ويرايش كند. به نظر بعضي، اين كار امتياز دادن به مصاحبه شونده و راضي ساختن اوست. اما ما از اين مرحله به عنوان دومين فرصت استفاده ميكنيم، براي پرسش سؤالاتمان كه در بار اول به ذهنمان نرسيده بود. در اين مرحله، ما در مورد جزئيات مطالب سؤال ميكنيم و نكات از قلم افتاده را در جاهاي مناسب يادآوري ميكنيم. به اين ترتيب كه سؤال مورد نظر خود را روي صفحة مربوط ضميمه ميكنيم و فرضاً ميگوئيم: «آقاي سناتور! آيا ميتوانيد براي اين مورد مثالي بياوريد؟» در بعضي موارد، اگر فرد در مورد موضوع مورد بحث كاملاً توضيحي نداده، در صفحة مربوطه يك فضاي خالي قرار ميدهيم و ميگوئيم: «ممكن است با خودكار مطلب بيشتري در اين مورد بنويسيد؟» با وجود آن كاغد سفيد،وقتي كه او به متن مصاحبه مراجعه ميكند، گاهي عملاً مينشيند و آن را با جملاتي پر ميكند و بعضي مطالب با ارزش را در اين مورد ارائه مينمايد.

اگر شما جا زدهايد و از طرح سؤالي كه ايجاد حساسيت ميكند، منصرف شدهايد، هميشه فرصت داريد كه آنها را وقتي كه متن مصاحبه را براي اصلاح نزد مصاحبه شونده ميفرستيد، بپرسيد. من فكر ميكنم سؤال كليدي در ارزيابي متن تاريخ شفاهي، اين نيست كه چه مقدار مطلب براي تاريخ فراهم شده است، بلكه بيشتر اين است كه مصاحبه كننده با شرايط تأثيرگذار بر او و مواد و منابعي كه مجبور است با آنها كار كند،چه اندازه خوب عمل كرده است؟ اگر مصاحبه شونده حافظة بدي دارد نميتوانيد مصاحبه كننده را نكوهش كنيد اما ميتوانيد او را سرزنش كنيد كه چرا نتوانسته است از هر فرصتي كه برايش پيش ميآيد، بهرة لازم را ببرد. به نظر من، اين،سؤال كليدي است. اگر مصاحبه كننده نسبت به آنچه كه در اختيار اوست به بهترين نحو عمل كند، نميتوانيد او را در مورد نتيجة حاصله سرزنش نمائيد. اگر كمتر از اين انجام داد، ميتوانيد او را سرزنش نماييد و من فكر ميكنم در اين گونه موارد، شما بايد به تناسب قضاوت كنيد.

در خاتمه، بايد گفت: مصاحبه كردن بسيار دشوار است؛ تصور كنيد كه مصاحبهگر خوب بايد به كار خود مسلط باشد؛ او، بايد به آنچه كه فرد مصاحبه شونده ميگويد،گوش فرا دهد؛ بايد به سؤالات بيشتري كه ميتواند بپرسد، فكر كند بايد فكر كند كه آيا مصاحبه شونده به پرسش او پاسخ كافي داده است يا خير؟ بايد بداند قبلاً در مورد كدام موضوعات صحبت شده و در مورد كدامها نشده؛ بايد بداند چه چيز هنوز ناگفته مانده است؛ او، بايد در حين گفتگو اگر گفتههاي مصاحبه شونده در مورد موضوع مورد بحث رو به اتمام است، پيشبيني كند كه آيا مصاحبه شونده از محور بحث خارج شده است يا خير، در اين وضعيت، مصاحبه كننده بايد هدايت مصاحبه را در دست داشته باشد و در ذهن خود براي آمادهسازي سؤالات متمركز بعدي تلاش كند؛ به نحوي كه بتواند مصاحبه را به شكل منسجمي ارائه كرد.اين كار، شغل بسيار مشكلي است. هر كس كه بتواند اين كار را با موفقيت انجام دهد، آنقدر موفق است كه بايد با خود او مصاحبه شود.


راسخون ( www.rasekhoon.net )


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
مصاحبه و اصول آن در روانشناسي
مصاحبه يكي از روشهاي بسيار معتبر و رايج تشخيص و ارزشيابي مي باشد و شايد بتوان آن را از اولين روشهايي دانست كه بشر در اين مورد به كار برده است. بن جانسون مي گويد تا تو را ببينم و بسياري از روانشناسان نيز معتقدند اگر بخواهيم اطلاعاتي در مورد شخصي بدست آوريم و او را بشناسيم چرا از خود او نپرسيم(دانشمند، ۱۳۵۷).

مصاحبه را به رابطه كلامي چهره به چهره تعريف كرده اند كه مانند ساير روشهاي ارزشيابي شخصيت و تشخيص براي گردآوري اطلاعاتي به منظور شناخت ويژگي هاي فرد صورت مي گيرد. بر خلاف آنچه در مكالمات روزمره خود با افراد مشاهده مي كنيم مصاحبه در تشخيص و ارزشيابي شخصيت رابطه كلامي است كه براي تحقق هدف مشخصي ايجاد مي گردد. اين كنش متقابل كلامي همه گاه واجد ارزش درماني مي باشد و لذا انجام آن را به وسيله افراد تعليم ديده توصيه كرده اند.

پس از اين بررسي اجمالي و قبل از شروع بحث در باره انواع مصاحبه و كاربرد هريك بايد يادآور شويم كه مصاحبه را به طور كلي به دو نوع تقسيم مي كنند.

۱) مصاحبه سازمان يافته

۲) مصاحبه آزاد.

در مصاحبه سازمان يافته كه آنرا مصاحبه محدود نيز مي نامند مصاحبه گر مقيد است در چهارچوب مشخص، اطلاعات مشخصي را از مصاحبه شونده گردآوري كند. تحجر و خشكي مشهود در اين مصاحبه از ايراداتي است كه بر آن وارد دانسته اند. در ارائه هر نوع خدمت رواني، از تشخيص و ارزشيابي گرفته تا درمان، ايجاد ارتباط و تفاهم از اصول اساسي و اوليه مي باشد و بايد اعتراف داشت وقتي مصاحبه شونده ناگزير بود در مدت زمان مشخصي به سوالات محدودي پاسخ دهد از ايجاد چنين رابطه اي جلوگيري مي شود به طوري كه مصاحبه گر حتي از گردآوري اطلاعات لازم عاجز خواهد بود. عده اي از روانشناسان، به مسئله تقويت بازداري و واپس زني اشاره كرده اند و اين نوع مصاحبه با يكي از عوامل تقويت كننده آن دانسته اند. مراجع در مصاحبه محدود ناگزير از بازداري بيشتر در بيان عواطف و سركوبي نيازهاي خويش مي شود كه بدون شك به برداشت منفي وي از روانشناسي منجر مي گردد(دانشمند، ۱۳۵۷).

براي رفع اشكالاتي كه بدان اشاره كرديم تدابيري انديشيده اند. گاه در مصاحبه سازمان يافته، در صورتي كه به وسيله افراد باتجربه انجام پذيرد، آزاديهايي را مجاز مي دارند. بدين معني كه موارد مطالعه و نوع سوالات را مشخص مي كنند اما مصاحبه شونده را در بيان آنچه در موردي خاص به ذهنش آمد و يا نياز به بازگويي آن را احساس كرد آزاد مي گذارند. مثلا مصاحبه گر مي داند كه موضوع مصاحبه گردآوري اطلاعاتي در مورد وضع شغلي مراجع مي باشد اما مصاحبه شونده آزاد است در اين مورد هر چه مي خواهد بيان كند.

برعكس آنچه در مصاحبه سازمان يافته مطرح است در مصاحبه آزاد هيچ قيد و شرطي وجود ندارد و مصاحبه گر بدون هيچ محدويتي به اقتضاي اوضاع و احوال و بنا به ميل و سليقه خويش دامنه وسيع تر و لايه هاي گوناگوني را مورد بررسي قرار مي دهد. در اين نوع مصاحبه، مراجع نيز در بيان خود آزادي كامل را دارا مي باشد.

به طور كلي مي توان گفت در مواردي كه نياز به كمي ساختن اطلاعات حاصله محسوس گردد مصاحبه سازمان يافته واجد ارزش عيني و اعتبار بيشتري خواهد بود بخصوص اگر مصاحبه گران تجربه كافي براي انجام مصاحبه آزاد را نداشته باشند. به هر حال به طوري كه يادآور شديم خشكي و تحجر موجود در اين نوع مصاحبه مشكلاتي را در راه ايجاد رابطه با بيمار و تسهيل در بيان عواطف، افكار و عقايد وي ايجاد مي كند.

● كاربرد مصاحبه

مصاحبه را مي توان بر اساس محل انجام، و هدف هاي آن به هفت نوع گوناگون تقسيم كرد كه به شرح هريك مي پردازيم.

۱) مصاحبه استخدامي

كاربرد اين نوع مصاحبه بيشتر در مديريت و صنعت بوده هدف آن ارزيابي لياقت و شايستگي داوطلبان براي احراز يك شغل و يا سمت سازماني مي باشد.

۲) مصاحبه مشكل يابي

اين مصاحبه در ادارات و يا واحدهاي صنعتي براي كشف و فهم عواملي كه اختلالاتي در انجام صحيح امور و يا روابط بين كارمندان ايجاد كرده اند انجام مي پذيرد.

۳) نظر خواهي

در اين نوع مصاحبه سعي مي شود از طريق مراجعه به نمونه اي از جمعيت از افكار و عقايد، برداشتها و بازخوردهاي مردم نسبت به موضوع خاصي به گردآوري اطلاعات بپردازند.

۴) مصاحبه تحت فشار

اين نوع مصاحبه در شرايط تصنعي و در موقعيت هاي ناگواري كه عمدا براي بررسي دقيق و ارزشيابي واكنش افراد ايجاد مي شوند صورت مي گيرد. هدف عبارت است از مشاهده و مطالعه دقيق واكنش در برابر شرايط ناخوشايند و فشارهايي كه در پاره اي امور بر انسان وارد مي شود.

۵) مصاحبه تشخيصي

كاربرد اين نوع مصاحبه در كلينيك ها، بيمارستانها و مراكز بهداشت رواني براي تشخيص اختلالات، گردآوري اطلاعات اوليه در مورد مراجع و برآورد و ارزيابي وضع رواني وي مي باشد. مصاحبه براي تنظيم تاريخچه فردي كه به امر تشخيص كمك مي كند نيز به عنوان نوعي مصاحبه تشخيصي شناخته شده است.

۶) مصاحبه قبل و بعد از انجام آزمونهاي رواني

هدف از اين نوع مصاحبه اتخاذ تصميم در مورد مراجع مي باشد.البته پيشداوري ناشي از بررسي آزمونهايي كه در مورد مراجع اجرا گرديده است مشكلاتي را در انجام صحيح اين نوع مصاحبه فراهم مي آورد.

۷) مصاحبه اختتامي يا ترخيصي

اين مصاحبه نيز در بيمارستانها و كلينيك هاي رواني به منظور ارزشيابي وضع بيمار و اتخاذ تصميم در مورد ادامه درمان و يا ترخيص وي صورت مي گيرد.

● مقاومت و حل آن در مصاحبه

مي دانيم مصاحبه وسيله ارتباط بين روانشناس و فرد مراجع است كه طي آن به بررسي درباره وي مي پردازيم و تدابيري را براي تسهيل و ايجاد تداوم در قدرتهاي بياني او مي انديشيم. گرچه جلب اعتماد مراجع، تقويت اميدواري و ايجاد اين برداشت كه ما قادر به ارائه كمك هاي لازم هستيم، همكاري او را تا حدودي تضمين مي كند، معهذا رعايت نكات زير در از ميان برداشتن خطوط دفاعي مصاحبه شونده تاكيد و توصيه مي شود(دانشمند، ۱۳۵۷).

۱) اجتناب از اظهار تعجب درباره گفته هاي بيمار.

۲) خودداري از اظهار علاقه زياد نسبت به يك موضوع.

۳) خودداري از قضاوت هاي اخلاقي و ارزشي.

۴) اجتناب از ايفاي نقش مجازات كننده.

۵) خودداري از انتقاد از وي.

۶) پرهيز از قول دادن بيجا.

۷) خودداري مصاحبه گر از سخن گفتن درباره خود.

۸) اجتناب از تهديد كردن مراجع.

۹) اجتناب از اشاره به مسائل و مشكلات خود.

۱۰) خودداري از نشان دادن بي صبري و ناشكيبايي.

۱۱) خودداري از بحث هاي سياسي و مذهبي.

۱۲) اجتناب از تمسخر مراجع.

۱۳) اجتناب از تحقير مراجع.

۱۴) خودداري از سرزنش مراجع به خاطر شكستها و كمبودهايش.

۱۵) اجتناب از تفسير زودرس و تجزيه و تحليل عمقي.

۱۶) خودداري از تفسير و تعبير خواب.

۱۷) اجتناب از بررسي خاطرات و تجربيات ناگوار تا هنگامي كه مقاومت وجود دارد.

۱۸) خود داري از تمجيد ظاهر و آرايش مراجع.

۱۹) اجتناب از اطمينان دادن به مراجع.

۲۰) احترام به حقوق مراجع در اظهار عقايد و افكارش.

۲۱) تكرار منظور و هدف مصاحبه.

۲۲) خودداري از اعلام تشخيص.

۲۳) اجتناب از پرسش درباره مسائلي كه وي نسبت به آنها حساسيت دارد.

۲۴) انجام مصاحبه چهره به چهره در جلسات اول.

۲۵) اجتناب از حرف زدن زياد.

۲۶) خود داري از بلند حرف زدن.

۲۷) خود داري از پند و اندرز.

● اشتباهات مصاحبه و راه حل آنها

در مصاحبه نيز روانشناس با مشكلاتي مواجه است كه از اعتبار مصاحبه به عنوان يك وسيله ارزشيابي و تشخيص مي كاهد. اين مشكلات ناشي از اشتباهاتي هستند كه معلول فرايند مصاحبه، مصاحبه شونده و مصاحبه گر مي باشند.

اشتباهات ناشي از فرايند مصاحبه را مي توان معلول شبكه بغرنج و بسيار پيچيده كنشهايي دانست كه در روابط چهره به چهره بين مصاحبه گر و مصاحبه شونده صورت مي گيرد(ببي، ۱۳۸۴).

موقعيتي كه در آن مصاحبه صورت مي گيرد نيز ممكن است خطاهايي را موجب گردد. راه حلي كه براي اين مشكل پيشنهاد شده است تكرار هرچه بيشتر مصاحبه با فرد مورد نظر مي باشد.

اشتباه دوم ناشي از ترس ها و دلهره هاي مصاحبه شونده و نقش هايي است كه ايفاي آن از وي انتظار مي رود. سازمان بخشي دقيق مصاحبه و پيش بيني اين نقشها تا حدودي از بروز اين اشتباه مي كاهد.

اشتباه و مشكل ديگر ناشي از خود مصاحبه گر است كه بيشتر معلول ويژگيهاي شخصي مصاحبه گر، اشتباه در يادداشت كردن جريان مطالعه، استناط غلط، نداشتن آموزش كافي و مكتبي كه مصاحبه گر از آن پيروي دارد مي باشد(رفيع پور،۱۳۶۰).

ميزان كردن جريان مصاحبه و آموزش دقيق مصاحبه گران تا حدودي از اين مشكل مي كاهد. در انتها به معرفي يكي از پرسش نامه هايي كه در مصاحبه تشخيصي ساختار يافته در مورد كودكان بيشترين كاربرد را دارند مي پردازيم.

● جدول مصاحبه تشخيصي براي كودكان (DISC)

▪ ساخت و محتوا

DISC (شافر و ديگران، ۱۹۹۱) شامل ۲۳۱ پرسش اصلي و ۱۱۸۶ پرسش متناسب با پاسخ هاي مصاحبه شوندگان است و دو فرم موازي دارد؛ فرم كودكان (DISC-c) كه براي افراد ۹ تا ۱۷ سال و فرم والدين (DISC-P) كه براي افراد ۶ تا ۱۷ سال طراحي شده اند. در سالهاي بعد فرم معلم (DISC-T) آن نيز با توجه به ملاك هاي DSM-IV طراحي شده است (فريك و ديگران، ۱۹۹۴). در اين فرمها خود كودكان، والدين و معلمان آنها رفتار كودكان را توصيف مي كنند.

▪ اعتبار

ويژگي هاي روانسنجي DISC از سوي پياسن تيني و ديگران (۱۹۹۳) ، شواب – استون و ديگران (۱۹۹۳)، شافر و ديگران (۱۹۹۳) با استفاده از گروهي مشتمل بر ۷۵ نفر بررسي شده است. ضريب آلفاي كرونباخ در مقياسهاي مختلف بين ۵۶/۰ تا ۸۸/۰ گزارش شده است.

▪ روايي

پياسن تيني و ديگران (۱۹۹۳) رابطه ميان تشخيص مبتني بر DISC و تشخيص متخصصان باليني را كه شاخصي از روايي است، بررسي كردند. در كل ميزان توافق ميان داده هاي حاصل از دو روش ياد شده در فرم والدين DISC متوسط (۵۰/۰) و درفرم كودكان DISC پايين (۳۴/۰) و ميزان توافق كل نيز ۴۱/۰ گزارش شده است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
فلسفه درماني با ابزار «زبان»
«لودويك ويتگنشتاين» و «مارتين هايدگر» از معروفترين و تأثيرگذارترين فيلسوفان سده بيستم هستند.ويتگنشتاين كه فرزند يك كارخانه دار معروف اتريشي بود، در سال ۱۸۸۹ در وين متولد شد. او ابتدا مهندسي خواند، اما به وسيله كتاب «اصول رياضيات» راسل به مباحث فلسفي علاقه مند شد. از او آثار زيادي به جاي مانده كه معروفترين آنها « رساله منطقي - فلسفي» و «پژوهشهاي فلسفي» هستند. اين دو كتاب، نظريات متفاوت و حتي متعارض را مطرح مي كنند. به همين دليل، در مورد وي گفته اند كه او دو دوره زندگي فكري كاملاً متفاوت داشته كه هر يك از اين دوره هاي فكري، متفكران زيادي را از خود متأثر كرده است.

● ويتگنشتاين و مسأله معنا

مسأله محوري ويتگنشتاين بحث معناست و دو كتاب مهم وي، دو موضع در مقابل اين مسأله اتخاذ مي كنند. ويتگنشتاين در « رساله منطقي - فلسفي» معتقد بود براي آنكه زبان واقعيت را نمايش دهد و جمله ها نماينده اوضاع واقعي باشند، بايد چيزي بين جمله و وضع واقعي مشترك باشد؛ يعني وضع واقعي و جمله اي كه نماينده آن وضع است، بايد ساخت مشتركي داشته باشند. با اين فرضيه، مي توان گفت جمله مانند تصويري از يك واقعه است.

همان طور كه در ازاي اجزا و عناصر يك تصوير، اشيايي در جهان خارج هست، جمله ها هم شامل اسمهايي هستند كه اين اسمها ما به ازايي در خارج دارند. به عبارت بهتر، معادل اسمها در جمله، يك ترتيب ممكن اشيا در جهان خارج است. ويتگنشتاين معتقد بود از ساخت زبان مي توان به ساخت واقعيت پي برد. اگر زبان، آيينه تصوير واقعيت نباشد، معنايي ندارند. به نظر وي، اگر جمله هاي عادي را بگيريم و مورد تحليل منطقي قرار دهيم، مي توانيم به بنيادي برسيم كه مقوم زبان است.ويتگنشتاين هم مانند «فرگه» معتقد بود واحد زبان، واژه نيست، بلكه جمله است و جمله بدان جهت مي تواند ساخت امور واقعي دنيا را به تصوير بكشد كه يك پيوستگي زنجيروار ميان واژه هاي جمله با خود جمله و اين جمله با جهان خارج وجود دارد.

ويتگنشتاين در فلسفه اول خود معتقد بود تنها زباني كه با مفهوم دقيق، معنايي از آن حاصل مي شود، زبان واقع گويي است. پوزيتيويستهاي منطقي اين استدلال را ادامه داده و زبان واقع گويي را همان زبان علم معرفي كردند. طبق نظر آنها، تنها زبان دقيق كه معنايي از آن حاصل مي شود، زبان علم است. البته، ويتگنشتاين از اين نتيجه راضي نبود و تصور مي كرد امور بسيار مهم و معناداري در زندگي آدمي هستند كه قابل بيان نيستند، مانند مسائل ديني و اخلاقي و هنري.

● مرحله دوم زندگي ويتگنشتاين نظريه معنا

ويتگنشتاين در مرحله دوم زندگي فكري خود، از نظريه تصويري معنا برگشت. نظريه جديد وي، نظريه «كاربردي معنا» نام گرفت. طبق اين نظريه، ما بايد واژه ها را ابزار و جملات را وسايل قلمداد كنيم. براي آنكه بدانيم زبان چيست، بايد به كاركرد آن در زندگي واقعي بيشتر توجه كنيم و دريابيم كه مردم با زبان چه مي كنند.

بر اين اساس، معناي هر واژه عبارت است از كاربرد آن در زبان. نظريه اول تأكيد داشت كه ساخت جهان واقعي، ساخت زبان را تعيين مي كند؛ اما ويتگنشتاين در آثار بعدي به اين نتيجه رسيد كه ساخت زبان چگونگي انديشه در مورد جهان واقعي را تعيين مي نمايد. در نظريه اول، تنها نوع زبان معنادار، زبان واقع گراست، اما در فلسفه دوم، زبان واقع گرا را تنها يكي از انواع بازي زباني مي دانيم.

تشبيهي كه وي براي زبان به كار مي برد، يكي تشبيه شباهت خانوادگي و ديگري بازي است. او در مورد بازيها مي گويد، آيا چيزي هست كه ميان همه بازيها مشترك باشد؟ جواب وي «نه» است. به نظر وي، رابطه ميان واژه ها و تعريفي كه ما از آنها صورت مي دهيم، همين گونه است و گونه اي شباهت خانوادگي ميان آنها برقرار است. او با اين كار بر ضد سنتي كه قايل به ماهيت براي واژه هاست، مي شورد. به نظر وي، هر تعريفي كه ما ارائه مي كنيم، تنها گونه اي شباهت خانوادگي با آن واژه دارد. علاوه بر اين، زبان سياست با زبان هنر و اين دو با زبانهاي دين و اقتصاد و علم تفاوت دارند و واژه ها در اين زبانها هم داراي گونه اي شباهت خانوادگي هستند.

به نظر ويتگنشتاين، كاربرد واژه ها با شركت در بازيها برخي شباهتها دارند. نخست آنكه هر دو تابع نظمند و نوعي قواعد بر آنها حاكم است. دوم، نمي توانيم در هيچ بازي سرسري هر كاري كه مي خواهيم، انجام دهيم. در زبان هم نبايد دلبخواهي رفتار كنيم، يعني ما زبان خصوصي كه مختص خودمان باشد، نداريم. زبان هميشه در ارتباط با كاربردش با ديگر افراد، معنا مي يابد. علاوه بر اين، نمي توانيم بيرون از زبان برويم و در مورد زبان سخن بگوييم. به تعبير ديگر، هر تصحيحي در زبان، مانند تعمير قايق هنگام حركت بر روي آب است. عقيده ويتگنشتاين هم اين است كه تلاش كند و شرح دهد چگونه تعبيرهايي مانند واقعي و صادق و ديگر واژه ها را به كار مي بريم.

● فلسفه از نگاه ويتگنشتاين متأخر

روش ويتگنشتاين نشان مي دهد در دل سنت زبان شناسي جاي مي گيرد كه در قرن بيستم رواج پيدا كرده است، سنتي كه عقبه آن به معرفت شناسي و هستي شناسي مي رسد. يعني تقريباً تا زمان «دكارت» ما بيشتر هستي شناسي را داريم و با دكارت، معرفت شناسي جاي هستي شناسي را مي گيرد و هنگامي كه به قرن بيستم پا مي گذاريم، رواج روزافزون زبان شناسي و معناشناسي راشاهد هستيم.

گفتيم كه ويتگنشتاين مرحله اول، از تصور پوزيتيويستي نسبت به زبان راضي نبود و دين، هنر و اخلاق را حوزه هاي بسيار مهمي ارزيابي مي كرد كه نمي توان در مورد آنها چيزي گفت و هنگامي كه نتوان در مورد چيزي سخني گفت؛ بايد خاموشي پيشه كرد، اما ويتگنشتاين مرحله دوم، اين گونه نمي انديشد. به نظر وي، زبان هنر، دين و اخلاق به همان اندازه زبان علم داراي اهميت و معناست. به نظر وي، بسياري از علم گرايان، زبان دين را از منظر زبان علم بررسي كرده اند و اين كار يقيناً اشتباه است. او عقيده داشت براي فهم هر زباني، از جمله زبان دين، بايد نقش آن را در زندگي انسانها در نظر گرفت.

به عقيده ويتگنشتاين، علت مشكلات فلسفي ما خطا و اشتباهات گريبانگير در زمينه مفاهيم است كه از استفاده زبان، ناشي مي شود. وظيفه فيلسوف اين است كه علت اين اشتباهات را آشكار سازد. در اين راستا، او از واژه «درمانگري فلسفه» استفاده مي كند. به همين جهت، عده اي فلسفه ويتگنشتاين را با روان- درماني فرويدي مقايسه مي كنند، زيرا به نظر فرويد هم علت روان رنجوري ما ممكن است گرفتاريهايي در روان بيمار باشد كه وي از آنها آگاهي ندارد. در اين گونه موارد، وظيفه درمانگر اين است كه علت پنهان گرفتاري و اختلال را آشكار كند. همين كه بيمار از علت مشكلي كه داشته كاملاً آگاه شد، ديگر مشكلي نمي ماند و بيمار، درمان مي شود. به نظر ويتگنشتاين، پريشان انديشيدنهايي كه در نتيجه بدفهمي منطق زبان گريبانگير ما مي شود، ريشه هايي عميق دارند و عمدتاً ناخودآگاه هستند. در اين ميان، فيلسوف وظيفه دارد با آگاه كردن ما و درمانهاي مختلف، ما را از اين پريشان گويي ها و پريشان انديشي ها برهاند.

● تأثير ويتگنشتاين در حوزه هاي غير فلسفي

ويتگنشتاين همچنين تأثير بسياري در جهان فكري خارج از فلسفه داشته است. هر چند عده اي معتقدند اين امر به دليل رواج انديشه هاي وي بوده است، ولي نمي توان ناديده گرفت كه آراي وي كاربردهاي زيادي در هنر، دين و اخلاق دارند. به عنوان مثال، اگر بخواهيم هنر و اخلاق را تعريف كنيم، به هيچ عنوان نمي توانيم از ديدگاه ويتگنشتاين بگذريم. همچنين، تصور كنيد بخواهيم نكته اي در مورد زبان هنر بگوييم. چگونه مي توانيم از مفاهيمي چون شباهتهاي خانوادگي و انكار زبان خصوصي به سادگي گذر كنيم. اينها تنها برخي از مثالهايي هستند كه نشان مي دهند آراي ويتگنشتاين تأثيرهاي بسياري در حوزه هايي فراتر از فلسفه به جاي گذاشته اند. آراي وي همچنين در بحثهاي فرهنگي مانند گفتگوي اديان و تمدنها، نسبت فرهنگي و تكثر فرهنگي هم قابل توجه و پيگيري هستند.

● سبك نگارش ويتگنشتاين

سبك نگارش ويتگنشتاين هم سبك خاص است. او جمله هاي قصار بسياري دارد كه در بندهاي مختلف آمده اند. در خصوص اينكه چرا وي اين روش را انتخاب كرده، مواضع متفاوتي ابراز شده اند. يكي از اين مواضع، اين است كه وي سعي دارد متفاوت بينديشيد و تصور مي كند اين تفاوت در محتوا، نيازمند تفاوت در سبك هم هست. دليل ديگر هم آن است كه دقت بسيار زيادي كه وي در بيان واژه ها و جملات دارد، عملاً او را به گزيده نويسي سوق داده است. علاوه بر اين، هرچند او به زبان انگليسي مي نويسد، يك آلماني است و افرادي چون «نيچه» و «شوپنهاور» و... به اين سنت گزيده گويي حيات بخشيده اند. به تعبير ديگر، ويتگنشتاين از فيلسوفان آلماني در اين زمينه تأثير پذيرفته است.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
 اصول و فرايندهاي روايت درماني
● تاريخچه

روايت درماني درخلال دو دهه ۷۰ و ۸۰ ميلادي متولد شد و گسترش يافت. قسمت اعظم اين رشد و پيشرفت را بايد مرهون بنيان گذار رسمي اين رويكرد يعني مايكل وايت ( Michael White ) خانواده درمانگر استراليايي ودوست و همكارش ديويد اپستون ( David Epston ) نيوزلندي دانست. اين دو با استفاده از رويكرد سازه گرا كه تاريخچه اي طولاني دارد و قبل تر بوسيله جرج كلي بطور مؤثر به عنوان نظريه درماني مطرح شده بود به طرح ريزي رويكرد روايتي در درمان پرداختند. اين رويكرد تا دهه ۹۰ در آمريكاي شمالي تقريبا ناشناخته ماند تا انتشار كتاب اين دو به نام « روايت به نتايج درماني ميرسد» ( Narrative Means To Therapeutic Ends ) در سال ۱۹۹۰ ميلادي كه آغازگر شناخت اين رويكرد و رواج آن در آمريكاي شمالي گرديد.

در همان سال ۱۹۹۰ همزمان با انتشار اين كتاب ، كتب و مقالات زيادي با راهبرد روايتي در رابطه با موارد مقاوم در برابر درمان مثل كم اشتهايي رواني ، اختلال بيش فعالي-كمبود توجه ( ADHD )،اسكيزوفرني و ساير اختلالات منتشر شد.

در سال ۲۰۰۷ وايت كتاب « نقشه هاي درمان روايتي » ( Maps of Narrative Practice ) منتشر كرد به ۶ نوع اصلي گفتگوهاي شفابخش مي پردازد.

● مقدمه

زبان نه تنها وسيله بيان افكار و احساسات آدمي است بلكه در ساخت و تغيير و نگهداري واقيت هاي زندگي آدمي نيز نقشي اساسي بازي مي كند. ما بوسيله زبان به طور كلي و با روايت به طور اخص با مفاهيم دروني و دنياي بيرون ارتباط برقرار مي كنيم. دانش ما حاصل يك بافت اجتماعي است و اين دانش بوسيله زبان انتقال مي يابد.

انسان موجودي در جستجوي خلق و فهم معنا در زندگي است. ما اطلاعات را نه به صورت خام بلكه به صورت معناهاي مختلف دريافت مي كنيم.ما در هر چيزي به دنبال معنا هستيم و زبان ابزار خلق و انتقال اين معناهاست. پس زبان مي تواند به عنوان يك ابزار باليني در تغيير معناهاي زندگي افراد استفاده شود.

در روايت درماني اعتقاد بر اين است كه افراد زندگيشان را به صورت داستان و روايت درك مي كنند. يعني در يك فرايند معناسازي مداوم بوسيله ابزار روايت كه در خدمت معناسازي است خودشان را بازمي آفرينند. آنچه فلاسفه اي مانند پل ريكو و ميشل فوكو بر آن تاكيد كرده اند اين است كه ساختار زندگي انسان و ساختار روايت ها بر هم منطبق هستند و زندگي انسان را مي توان به صورت روايت شناخت و بررسي كرد. از اين نظر گذشته يك چيز صلب و غير قابل تغيير نيست بلكه چيزي لست كه ما از كل وقايع و لحظات به صورت داستاني ويژه گلچين كرده ايم . پس مي توان گذشته را با تغيير زاويه ديد و نگاه و تمركز بر ديگر وقايع آن تغيير داد و اين تغيير به تغيير زمان حال و آينده فرد منجر مي شود.

درمان روايتي به عنوان عضوي از باشگاه درمان هاي پست مدرن بر تغيير ديدگاه هاي جزمي و غير قابل انعطاف مراجعان كه باعث اختلال شده است تاكيد دارد و مشكل را چيزي جدا از فرد مي داند كه بوسيله جامعه بر وي تحميل شده است. اين رويكرد تاكيد دارد كه هر مشكل در حقيقت توجيه و تفسيري نادرست است مه مراجع در قالب يك داستان به خود مي گويد و آنرا باور دارد.

● نظريه

انسان زندگيش را به صورت روايت درك مي كند و براي تغيير زندگي انسان با روايت هاي زندگي وي را تغيير داد. اين تغيير بايد توسط خود مراجع و با كمك روايت درمانگر صورت گيرد. انسان به واسطه نيازش به خلق و درك معنا از ابزار روايت براي سازماندهي وجودش استفاده مي كند و از اين روي زبان روايت را به خوبي متوجه مي شود. هر فرد سرگذشتي دارد و بوسيله روايت اتفاقاتي كه برايش مي افتد و كارهايي كه انجام مي دهد معنا مي بخشد.

آنچه معمولا افراد به عنوان محتواي داستان خود در نظر مي گيرند داستان هاي غالبي است كه از طرف جامعه و فرهنگشان بر ايشان تحميل مي شود.انسان محصول جامعه است و نمي تواند بدون ديگران معنايي مجرد خلق كند. روايت درماني سعي دارد اين داستان هاي فرهنگي دروني شده را با داستان هايي شخصي تر و مقبول تر براي مراجعين جايگزين كند.

از طرفي بايد خاطرنشان كرد در اين رويكرد درمانگر متخصص نيست بلكه همراه و همكار مراجعان است.

● فرايند درمان

فرايند درمان شامل تغيير تفسيرهاو عقايد مراجعان نسبت به وقايع گذشته است . تفسيرهايي كه مي تواند زندگي را محدود كرده و سبب اختلال شود. درمان گر روايتي به فرد كمك مي كند به درك وسيعتري از خود برسد و تفسيرهاي محدود كننده را با داستان هاي جديد شخصي و ضامن رشد و لذت فردي عوض كند.

● بروني سازي

اين مفهوم بر اين نكته انگشت مي گذارد كه مشكلات جزيي از شخصيت و وجود فرد نيستند و بر وي تحميل شده اند و درمانگر بايد بوسيله يكسري جملات و توضيحات فرد را در جداسازي اين مشكلات از خود كمك نمايد.به اين وسيله مشكلات خيلي بهتر و دقيقتر قابل بررسي هستند. مثلا به جاي «شما وسواسي هستيد » بگوييم «وسواس به زندگي شما چنگ انداخته است »

● پيامدهاي يگانه

در اين راستا با تكيه بر لحظات بزرگ و نقاط عطف زندگي فرد و خاطرات تاثير گذاري كه در لحظه حال فراموش شده اند و با تمركز بر اهداف و روياهاي فرد براي آينده ، داستان زندگي فرد را تغيير دهيم. ما با تمركز بر آنچه نقطه مثبت فرد بوده و بوسيله داستان غالب فرهنگي كنار گذاشته شده فرد را از عدم صحت و اعتبار داستان غالب آگاه مي گردانيم و در سقوط اين روايت غالب ياريش مي كنيم.

● مستندات درماني

گاهي درمانگر براي اهداف خاص درماني براي مراجع نامه مي نويسد . اين نامه ها مي توانند در حين درمان يا بعد اتمام دوره خوانده شوند و محتويات متفاوتي دارند كه بسته به شرايط درمان با خلاقيت درمانگر تعيين مي شوند. گاهي اين نامه ها پست مي شوند.

● شاهدان بيروني

در درمان روايتي براي غلبه بر جزم انديشي و توان بررسي صحيح مراجعان به جاي يك نفر از يك تيم براي درمان استفاده مي شود. به اين صورت كه اين تيم كه با عنوان تيم انعكاسي خوانده مي شود از پشت آيينه يا به صورت صوتي در جريان درمان قرار مي گيرد و بعد دربره شيوه و كيفيت و ساير موارد جلسات به درمانگر اصلي كمك مي كند.

گاهي از مراجعان قبلي درمانگر به عنوان شاهدان بيروني استفاده شده است و پس از اتمام جلسات با يا بدون حضور مراجع از ايشان درباره دريافت ها و نظراتشان مصاحبه به عمل آمده است. اين كار در حضور مراجع مي تواند فوايد زيادي داشته باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
اصول برقراري روابط موثر- قسمتِ سوم
●سه گونه ي اصلي روابط كدامند؟

در شماره ي قبل روابط بر پايه ي نگرش برنده- برنده را برايتان شرح داديم و گفته شد كه اين بهترين و اخلاقي ترين نوع نگرش در روابط است كه مي تواند ما را خيلي سريع و مطمئن به اكثر آنچيزهايي كه مي خواهيم برساند. همچنين برقراري روابط برپايه ي نگرش برنده- برنده به تداوم و نفوذ بيشتر روابط كمك چشمگيري مي كند كه مي توان آنرا يكي از مهمترين و اصلي ترين اصول برقراري روابط موثر دانست.

●يكي از اخلاقي ترين اصول!؟

اما براي آنكه بيشتر به اهميت نگرش برنده-برنده پي ببريد و از طرفي با مضرات دو نگرش ديگر كه عبارتند از بازنده- برنده و برنده- بازنده آشنا شويد در اين قسمت به شرح آن دو مي پردازيم:

●بازنده- برنده

در روابطي كه پايه ي آنها به صورت بازنده- برنده نهاده شده است، فرد گمان مي كند كه او بايد تمام دردسرهاي سايرين و مسائل آنها را به جان بخرد، از زندگي و موقعيت هاي خود بگذرد و در عوض تنها براي بهتر شدن موقعيت ها و زندگي ديگران تلاش كند.

او فراموش مي كند كه خودش مهمترين موجود زندگي اش است و در عوض از تمام موقعيت هاي خود چشم پوشي مي كند و براي موفقيت ديگران تلاش مي كند. جالب آنجاست كه اگر كسي نتواند براي موفقيت خودش كاري كند براي ديگري هم مصمر ثمر نخواهد بود. حال سوالي كه پيش مي آيد آن است كه واقعا اين افراد چگونه فكر مي كنند؟

اينگونه افراد مايل هستند خودشان را تبديل به پله هاي صعود ديگران كنند و البته در پايان برخلاف آنكه خودشان از سر ميل كاري را كرده اند، خويشتن را قرباني و ضعيف معرفي مي كنند.

اما چرا اين افراد در برقراري روابط هرگز نمي توانند موثر باشند؟ ساده است. زماني كه شما سعي مي كنيد خودتان را يك قرباني معرفي كنيد و يا آنكه اصرار داريد كه بگوئيد كاخ هاي ديگران به روي ويرانه هاي شما ساخته شده است جز منت بيهوده بر سر ديگران گذاشتن حرف ديگري نمي توانيد به زبان بياوريد و بايد حق بدهيد كه در اينصورت شما تا حد بسيار زيادي خسته كننده تلقي شويد!؟

افراد با نگرشِ بازنده- برنده همان هايي هستند كه دير يا زود به شما خواهند گفت: هر كاري كرده ام فقط براي تو بوده است، من مي توانستم موفق تر باشم اما موفقيت تو برايم مهم تر بود و صحبت هاي بي ارزشي از اين دست!

●برنده- بازنده

موفقيت من در گروِ شكست ديگران است! فقط من بايد موفق باشم! هيچكس جز من حق پيروزي ندارد! نه انسان خلقت من هستم و ديگران اصلا مهم نيستند!

چقدر تحملِ انسان هاي از خود راضي سخت است. آنهايي كه هنوز قدم برنداشته گمان مي كنند چهره ي معتبر و مهم تاريخي هستند و ديگران بايد از ايشان حرف شنوي داشته باشند. نظر شما چيست؟ آيا برقراري و گسترش ارتباط با چنين انسان هايي جالب و جذاب است؟

اينها همان هايي هستند كه در راه موفقيت خود از هيچ تلاشي براي شكست شما تلاش نمي كنند، همان هايي كه اصلا به موفقيت و موقعيت و شخصيت شما ارزش و بهايي نمي دهند و اصلا برايشان مهم نيست با طرز تفكر و كارهايشان چه اتفاقي براي شما و سايرين خواهد افتاد.

مي توان ادعا كرد اغلبِ افرادي كه نگرش برنده- بازنده دارند همان هايي هستند كه آنها را تحت عنوان كمال گرا يا كمال خواه مي شناسيم. اشخصاصي كه به جاي آنكه براي بهتر شدن تلاش كنند در راه بهترين بودن قدم بر مي دارند و البته هرگز نه تنها به برتري دست نمي يابند، امروزشان پيچيده تر و سردتر از ديروزشان هم خواهد بود.

اگر يك فرد كمال گرا و انساني با نگرش برنده- بازنده باشيد از موفقيت هاي ديگران به شدت رنجيده خاطر مي شويد و براي شكست آنها جشن و پايكوبي مي كنيد و آنچه كه مهم است آنجاست كه در اين بين خودتان را فراموش كرده ايد و هيچ كاري براي بهتر شدن خودتان انجام نداده ايد. فكر مي كنيد چنين انسان خودخواه و شخصي كه هر روز بدتر از روز و فصل قبل است چه نكته ي جذاب و مثبتي براي برقراري و يك ارتباط موثر با ديگران دارد؟

با توجه به آنچه در اينجا گفته شد، ترجيح شما براي نگرش در روابط از كدام گونه است؟

از همين امروز در اين مورد چكاري مي توانيد بكنيد تا برقراري و گسترش روابط با شما دلپذيرتر و جذابتر شود؟!

●پرهيز كردن از مشاجره:

امكان بروز اختلاف و عدم اتفاق نظر در هر رابطه اي امكان پذير است و معمولا اين عدم توافقات به مشاجره و درگيري هاي لفظي و ... منتهي مي شود.

مهمترين چيزي كه براي حفظ رابطه خود در شرايط بحراني بايد مد نظر داشته باشيد اين است كه از مشاجره هاي لفظي به شدت بپرهيزيد. مخصوصا در عصر حاضر كه اغلب ارتباطات بهخواهي تان مورد پذيرش قرار نگيرد نترسيد. خيلي ها براي پذيرش درخواست شما نياز به صرف زمان دارند و مي خواهند ببينند كه آيا حالا كه عذرخواهي كرده ايد باز هم اشتباهتان را تكرار مي كنيد يا خير. و به هر حال عده اي هستند كه هرگز شما را نخواهند بخشيد. آنها از روح عظيم برخوردار نيستند اما يادتان باشد كه به هر صورت عذرخواهي وظيفه شماست. شما با اينكار نه تنها به وظيفه انساني خود عمل كرده ايد، شخصيت ويژه خود را به نمايش گذاشته و معرفي كرده ايد.

اگر امروز عذرخواهي كنيد بسيار آسانتر از فردا خواهد بود. پس همين حالا ليستي از كساني كه به هر طريقي يك عذرخواهي از شما طلبكار هستند را تهيه كنيد و دليل ارائه عذرخواهي خودتان را جلوي هر كدام بنويسيد و با آنها تماس بگيريد و مودبانه غذرخواهي كنيد. لطفا حتما به آنها بگوئيد كه چقدر برايتان مهم هستند و اينكه ديگر هرگز آن اشتباه را تكرار نخواهيد كرد.

●حتي براي كوچكترين لطف ها سپاسگزار باشيد

شخصيت سپاسگزار و متشكر خود را به مرحله اجرا بگذاريد و قدرداني و شخصيت خودتان را در ذهن ديگران ثابت كنيد.

با سپاسگزاري حتي براي كوچكترين الطاف ديگران باعث مي شويد تا در آينده هم از لطف و كمك و حمايت آنها برخوردار شويد. آنها شما را فردي قدردان مي دانند كه لايق لطف ها و كمك هاي بيشتر است. هيچ كس لطف خودش را از انسان هاي قدردان و متشكر دريغ نمي كند.

مهمترين چيزي كه ما براي موفقيت مان نياز داريم و مهمترين چيزي كه در يك رابطه بايد به اندازه كافي باشد همان لطف ديگران است. بايد كاري كنيد كه مردم از خدمت كردن به شما لذت ببرند!

براي نشان دادن سپاسگزاري خود براي ديگران نامه تشكر و قدرداني بنويسيد، از آنها بخواهيد كه به عنوان تشكر رسمي شما، ناهار يا شامي را مهمانتان باشند، برايشان هديه و يا دسته گل تهيه كنيد و به هر طريقي كه مي توانيد از آنها تشكر كنيد.

نفوذ تشكر كلامي را هرگز دست كم نگيريد و تشكرات خود را اينگونه شروع كنيد. دوست عزيزم، مهران جان، از زحمات تو و لطفي كه طي اين شش ما به من درباره... داشته اي از تو سپاسگزارم. اميدوارم موقعيتي پش بيايد كه لاين لطف بزرگ تو را جبران كنم.

لطف هاي ديگران را هر چقدر هم كوچك، بزرگ بشماريد و در تشكرات تان بگوئيد به خاطر اين لطف بزرگ از شما ممنونم. با اين كار به ديگران احساس مهم بودن مي دهيد و اين خودتان هستيد كه بايد تجربه كنيد القاي احساس مهم بودن به ديگران چه ها كه نمي كند!

زماني كه ديگران شما را به عنوان يك فرد سپاسگزار بشناسند تعداد افرادي كه به خاطر فعاليت هايتان از شما تشكر مي كنند بسيار زياد خواهد شد و اينگونه ارزش و اهميت شما در نظر سايرين سريعا افزايش خواهد يافت.

و من هم از شما به خاطر اينكه زمان خودتان را صرف خواندن اين مقاله مي كنيد سپاسگزارم! در شماره ي بعد و براي آخرين قسمت كاربرديِ اين مقاله با هم خواهيم بود.

نويسنده: توماج فريدوني

www.Toomaj.com



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
اصول برقراري روابط موثر - قسمت دوم
به قسمت دوم مقاله ي كاربردي اصول برقراري روابط موثر خوش آمديد! از اينكه پيگير اين مقاله هستيد از شما سپاسگزارم.

در قسمت اول گفتيم كه روابط معرف شخصيت، نگرش و جايگاه اجتماعي ما هستند و همچنين در مورد آنكه چگونه رابطه اي موثر را برقرار و ادامه دهيم در مورد سه اصلِ عشق ورزيدن يك طرفه، شرطي نبودنِ عشق و زندگي در زمان حال و تاثير آنها به روي روابط با هم صحبت كرديم و حالا در اين قسمت مي خواهم توجه شما را به سه اصل موثر و كاربردي ديگر جلب كنم.

و اما شروع اين مقاله با اصلِ چهارم،

۴) دوري كردن از حساب هاي دو دوتا مي شود چهار تااي كاش مي توانستم اين اصل را رو در رو برايتان بازگو كنم كه متوجه كنايه اي كه در لحنم به كار مي برم بشويد. دو دوتا، مي شود چهارتا!!؟

روابط موثر و پايدار نيازمند اعتماد و دوست داشتن بي پايان و البته بدون قيد و شرط است. در روابط نمي توانيد تبصره بياوريد، نمي توانيد شرط بگذاريد و ميزان احترام و علاقه خود را با فشردن يك دكمه كم و زياد كنيد.

شايد شما هم با چنين مساله اي مواجه شده باشيد و كساني را ديده ايد كه در روابط شان نبوغ رياضي آنها گل مي كند و اينگونه حساب مي كنند كه: سيمين در روز تولدم براي من يك كيف دستي آورد كه فكر مي كنم حدود بيست هزار تومان ارزش داشته باشد. پس من هم بايد يك كادوي بيست هزار توماني بخرم. بيشتر از اين برايش زياد است. خوب ببينم چه چيزي مي شود خريد؟

رابطه هميشه دو طرفه بوده است. اگر دريغ كنيد از شما دريغ مي شود. اگر مي خواهيد چيزي فراوان شود پس بايد براي زياد كردن آن كاري كنيد. يادتان باشد اين هديه سيمين نبوده كه مهم است بلكه احترام و علاقه او براي شركت در مهماني يا آوردن يك هديه است كه ارزش دارد.

بايد از همين امروز طريقه و گونه اي جديد به روابط مان ببخشيم. بايد افكار كهنه و قديمي را دور بريزيم. چه اشكالي دارد اين ماه شما دوبار دوست خودتان را به رستوران يا كافي شاپ دعوت كنيد؟ چه اشكالي دارد اينبار هم شما براي ديدن بستگان خود به خانه شان برويد؟ چه ايرادي دارد كه به جاي منتظر ماندن آنها را در انتظار نگذاريد؟!

اگر مي خواهيد در روابط شخصي، خانوادگي و كاري خود به موفقيت چشمگير برسيد بايد پيش قدم شدنتان هم چشمگير باشد. بايد شما هميشه اولين قدم را بدون هيچ چشمداشت و عاري از هرگونه دو دو تا چهارتا برداريد تا به آن نائل شويد.

زماني كه در رابطه تان مي خواهيد يك انسان خرده گير و اهل حساب و كتاب باشيد ديگران از شما فراري مي شوند، كسي به دورتان نمي آيد و موفقيت شما براي هيچكس اهميتي نخواهد داشت. آنها شما را يك انسان ايرادي مي دانند كه احساسات شان را دست كم مي گيرد و دائما به دنبال بهانه و اشكال مي گردد. مطمئنم كه شما نمي خواهيد اينگونه باشيد!

۵) پرهيز از دروغگويي

دروغ گفتن در روابط حكم يك فاجعه عميق در تاريخ را دارد. فاجعه اي كه ستون و پايه هاي اعتماد و دوست داشتن را از بين مي برد و به سقوط روابط و ارتباطات منجر خواهد شد.

اگر انسان دروغگويي هستيد پيشنهاد مي كنم هر چه سريعتر اين مساله بزرگ خودتان را رفع كنيد. انسان هاي دروغگو و انسان هايي كه حاضر به گفتن حقايق نيستند كوچكترين توانايي در برقراري ارتباط موثر با ديگران ندارند.

اصلا فرقي نمي كند كه شما براي چه دروغ مي گويد. چه با دروغ گفتن به دنبال برقراري يك رابطه يا قوي تر كردن آن باشيد، چه هر چيز ديگر به هر حال زماني كه مردم هرچقدر هم كم، احساس كنند كه شما يك درغگو و اهل لاف هستيد از شما دوري مي كنند.

دروغگويي يك عادت است كه در اثر تكرار به وجود مي آيد. هيچ انساني از بدو تولد درغگو نبوده است اما به هر دليل با تكرار دروغ و پنهان كردن حقايق به آن عادت كرده است و نهايتا امروز يك درغگو شده است.

شايد مي خواهيد بدانيد براي ترك اين عادت چه بايد كرد؟ ساده است. اول از همه بايد از شرايط موجود ناراضي باشيد. بايد حالتان از دروغ هايي كه مي گوئيد به هم بخورد، بايد از اينكه مورد اعتماد ديگران نيستيد آزرده شويد، بايد نياز به صداقت را درك كنيد و دريابيد تا بتوانيد براي ترك آن آماده شويد.

تا زماني كه حوصله تان از چيزي سر نرود آنرا تحمل مي كنيد. بايد واقعا خسته شويد، بايد زماني كه دروغ مي گويد واقعا از خودتان و ديگران خجالت بكشيد و بعد آرام آرام آن را و براي هميشه ترك كنيد.

گفتن واقعيت ها، هر چقدر هم كه تلخ باشد باعث مي شود تا در آينده از بروز كدورت ها، ترك كردن ها و درگيري ها جلوگيري كنيم. حتي اگر مي دانيد گفتن حقيقت باعث به راه افتادن جنگ جهاني سوم مي شود اين جنگ را شروع كنيد چرا كه من فكر مي كنم اين هم مشابه همان قورباغه برايان تريسي است. پس اين قورباغه زشت و بدتركيب را زودتر بخوريد چون اگر حالا اين كار را نكنيد روزي مجبور خواهيد شد. اگر حالا اينكار را بكنيد بهتر است كه مدتي را در استرس و نگراني بگذارانيد. شرش را همين حالا بكن!

اينكه تا چه حد حقايق را بيان مي كنيد دقيقا نشان مي دهد كه تا چه اندازه براي روابط خود و ديگران و مهمتر از همه خودتان ارزش قائل هستيد. به راستي با توجه به ميزان صداقتي كه امروز داريد، ارزشي كه شما براي روابط، ديگران و خودتان قائل هستيد دقيقا چقدر است؟!

۶) نگرش برنده برنده داشته باشيد

روابط صحيح بر پايه مذاكرات صحيح شكل مي گيرد. اگر توانايي مذاكره نداشته باشيد هرگز ارتباط موثري برقرار نمي كنيد و تا زماني كه ارتباطات موثر و مهمي را شكل ندهيد نمي توانيد به خواسته هايتان برسيد.

براي آنكه ارتباطات موثري را پديد بياوريد بايد صادق، مهربان، دلسوز، وقت شناس، سپاسگزار، آگاه و انساني با ده ها ويژگي ديگر باشيد. اما آنچه براي شكل گيري و عميق كردن يك رابطه از اهميت بالايي برخوردار است، ميزان صداقت شماست.

مهم آنجاست، زماني كه سعي مي كنيد ارزش كسي را پيش خودتان، ديگران و خود شخص افزايش بدهيد او نيز رفتار متقابلي را پيش مي گيرد و براي بالا رفتن جايگاه شما از هيچ تلاشي دريغ نمي كند.

اما شايد مي خواهيد بگويد خيلي مواقع ديگران و طرف مقابل اينگونه فكر نمي كند. او فقط به خودش بها مي دهد و اصلا برايش مهم نيست كه من چقدر به بالا رفتن ارزش او احترام مي گذارم. درست است. من حق را به شما مي دهم اما از نظر من اين فقط متوجه بعضي مواقع است و آن موقع دقيقا زماني است كه شما ارتباط صحيحي برقرار نكرده ايد. درواقع مي خواهم بگويم همچنان مسئوليت متوجه شماست. البته حالا هم دير نشده است. آن شخص را از زندگي خود بيرون كنيد. گفتنش ساده است اما اگر به زندگي خود بها مي دهيد عمل كردنش از گفتن هم ساده تر خواهد بود!

و حالا حدس مي زنم مي خواهيد بگوئيد اما بعضي ها كه خودشان را صادق نشان مي دهند و ديگران هم آنها را تائيد مي كنند اما با من كج خلقي مي كنند چطور؟

فكر مي كنم در اينجا هر دوي شما با مساله اي مواجه هستيد و آن هم فقدان توانايي در مذاكره است. احتمالا شما به اندازه كافي در مورد علم مذاكره چيزي نمي دانيد و البته خبر خوب اين كه مذاكره هم مانند هر مهارت ديگر قابل يادگيري است.

مذاكره پايه و اساس يك رابطه موفق است. چه در تجارت فعاليت مي كنيد، چه يك شخصيت سياسي هستيد، چه يك سخنران علمي، چه يك استاد دانشگاه يا يك دانشجو، چه فرزند هستيد يا چه پدر يا مادر، هيچ فرقي نمي كند. شما بايد مذاكره بدانيد تا بتوانيد با احترام و بدون هيچگونه اجبار و دلخوري به منافعي كه مي خواهيد دست بيابيد.

مارگارت تاچر، نخست وزير اسبق انگلستان روزي گفت: اگر مبجوريد كه به ديگران بگوئيد قدرتي داريد پس احتمالا قدرتي نداريد! حق با اوست و كساني كه فنون مذاكره را نمي دانند ضعيف و انفعالي هستند. دائما داد مي زنند، گريه مي كنند، غر مي زنند، وسائل خانه شان را پرت مي كنند و مي شكنند يا حتي بدتر از همه ديگران را كتك مي زنند.

زماني كه مذاكره كننده خوبي باشيد مي توانيد محصول خودتان را هم به آساني و در شرايطي عالي به ديگران بفروشيد. اگر خواهان برقراري ارتباط موثر هستيد بايد علم فروش را هم بدانيد. پايه علم فروش هم مذاكره است.

شايد با خودتان بگوئيد من از تجارت يا فروشندگي متنفرم. اين موضوع شخصي شماست اما شما مجبوريد كه علم فروش را بياموزيد.

شايد بهانه مي آوريد كه شما محصولي براي فروش نداريد و اصلا اگر هم در حال مطالعه ي اين مقاله هستيد براي برطرف كردن مساله خانوادگي است. باز هم مي گويم كه بايد فروشنده ماهري باشيد!؟

شما بايد فروش را به خوبي بدانيد چرا كه محصول شما عقايد و نظام فكري تان است. توجيح هايي كه مي آوريد محصول شماست و بايد آنها را به گونه اي عرضه كنيد كه ديگران خريدار آنها باشند. شايد كسي بابت شنيدن حرف هاي شما پولي نپردازد اما او موارد بيشتري را در اختيار شما قرار داده است.

وقتي كه فروشنده ماهري باشيد كه مذاكره را به طريق چشمگيري مي داند و مي داند چگونه با مخالفت هاي موقتي كنار بيايد مخاطب شما كه همان مشتري شماست سراپا گوش است. او ذهنش را در اختيارتان قرار مي دهد تا هر آنچه مي خواهيد به آن منتقل كنيد. حوصله اس را مي گذارد و مهمتر از همه اين اجازه را به شما مي دهد كه وقت او را براي توجيه خودتان استفاده كنيد. او به شما وقت مي دهد!

يك فروشنده معتقد است كه در برقراري روابط و مذاكره با ديگران بايد منصف بود و او اين انصاف را هرگز ساده لوحي و دادن همه موقعيت ها به ديگران نمي داند. بلكه معتقد است كه من بايد طرف مذاكره ام را به طريقي به پيروزي برسانم كه من هم با موفق شدن آن به خواسته هايم برسم.

اين مهم ترين نكته است و اگر قرار است با اين نظام فكري به موفقيت و خواسته هايتان برسيد پس بايد بعضي از خواسته هاي نابجا يا حتي به جاي خودتان را فاكتور بگيريد. براي آنكه مذاكره به طريقي مناسب برگزار شود بايد كه ارضاء كوتاه مدت را به تعويق انداخت و در عوض براي آينده سرمايه گذاري كرد.

رابطه اي را كه از نوع بالا برايتان گفتم رابطه برنده- برنده نام دارد. روابط بر سه نوع هستند كه عبارتند از:

بازنده- برنده

برنده- بازنده

برنده- برنده

در قسمت بعدي مقاله سه گونه روابط را برايتان شرح خواهم داد اما تا آن زمان حتما برنده- برنده بينديشيد!



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
اصول برقراري روابط موثر ـ قسمت اول
روابط يعني همه چيز!؟ روابطي كه داريد تعيين مي كند شما چه كسي هستيد، چگونه فكر مي كنيد، چه چيزهايي را به دست خواهيد آورد، چگونه فكر مي كنيد و ديگران در مورد شما چگونه قضاوت مي كنند.

كيفيت روابط شماست كه تعيين مي كند چه جايگاهي در خانواده، بين دوستان و همكاران و جامعه داريد. چگونه و با چه سرعتي كارهايتان پيش مي رود و در چه زماني به اهداف خود خواهيد رسيد.

تا به امروز من خودم تجربيات موثري در زمينه روابط داشته ام. از زماني كه الگوي برقراري روابط ام را تغيير داده ام تمامي كساني كه با آنها در رابطه هستم به موفقيت من كمك هاي شايان توجه كرده اند. در خيلي از موارد من تنها ايده اي را مطرح ام و چشم اندازي را تعريف كرده ام و ارتشي از دوستان و ياران باوفا براي تحقق روياهايم در كنارم مانده اند.

شايد بپرسيد آخر براي چه؟ چرا ديگران بايد به تو براي كسب موفقيت ها كمك كنند اما اين اتفاق براي من نمي افتد؟ جواب ساده است. من با اصول برقراري روابط موثر به دوستانم مي فهمانم كه برايم مهم هستند، به آنها پرستيژ مي دهم، به آنها نشان مي دهم كه دوستشان دارم، كاري مي كنم كه در نظر خودشان و ديگران مهم جلوه كنند و از طرفي براي موفقيت هايشان در كنارشان مي مانم. اكثر انسان ها، اشخاصي به شدت قدر شناس هستند!؟

حالا اگر شما هم با اهميت روابط موثر در زندگي آشنا هستيد و مي خواهيد كه روابط بهتري برقرار كنيد و با روابط خود به موفقيت، خواسته ها، اعتبار و موقعيت هاي بهتر و جديدتر برسيد پس به خواندن اين مقاله كه از شانزده راهكار كاربردي تشكيل شده است ادامه دهيد!

۱) عشق ورزيدن يك طرفه را تمرين كنيد!

عشق و عشق ورزيدن يك طرفه است. لطفا بي جهت به دنبال آن نباشيد كه ديگران حتما شما را دوست بدارند و عاشقتان باشند. با اين طرز فكر به زودي تمامي روابط موثر خود را از دست خواهيد داد و بدتر از آن هرگز نمي توانيد ارتباط موثري برقرار كنيد.

بايد بدانيد كه از نظر روانشناسي انسان از دوست داشتن و عشق ورزيدن لذت مي برد و نه از مورد دوست داشتن واقع شدن. پس براي دوستي و عشق شرط دوستم داشته باش تا دوستت داشته باشم نگذاريد. حرمت و جايگاه دوست داشتن و عشق را حفظ كنيد و بدانيد عشق آن چيزي نيست كه برخي به زور مي خواهند به دست بياورند!

نكته مهم آنجاست كه اصلا تفاوتي نمي كند براي چه اين مقاله را مي خوانيد. يا مي خواهيد روابط موثري با همكاران خود برقرار كنيد يا به دنبال بهبود روابط خانوادگي هستيد يا مي خواهيد به كسي پيشنهاد ازدواج دهيد يا به دنبال دوستان جديدي مي گرديد. به هر حال اهميت عشق و مهمتر از آن يك طرفه بودن عشق در روابط را نبايد دست كم بگيريد.

بايد دوستدار و عاشق ديگران باشيد تا آنها هم به شما علاقه مند شوند و بخواهند كه كمكتان كنند. زماني كه تعداد بيشماري دوست مفيد را به رابطه اي موثر دعوت مي كنيد خيلي زودتر از آنچه تصورش را مي كنيد به خواسته هايتان خواهيد رسيد. اين را امتحان كنيد. بي چشمداشت به ديگران هديه كنيد تا از قدرشناسي نسل بشر متعجب شويد!

۲) عشق را مشروط به شرايط نكنيد!

براي بعضي عشق مثل قفل يك گاوصندوق مي ماند. آنرا بيست و هفت بار در جهات مختلف بچرخان تا بالاخره باز شود! اينرا در يكي از برنامه هاي صوتي آنتوني رابينز شنيدم و بايد باور كنيد كه برخي تا اين حد عجيب فكر مي كنند.

از چنين طرز فكرهايي فاصله بگيريد. از اينكه بگويي اگر مي خواهي دوستت داشته باشم بايد از يك ساختمان هفتاد طبقه به پائين بپري تا به من ثابت شود خودداري كنيد! اينكه شرط كنيد كه اگر طرف مقابل شما خواهان اثبات عشق خود نسبت به شماست پس بايد جانش را براي شما بدهد چندان منطقي نيست. چرا كه عاشق كسي است كه براي شما زنده بماند و نه بلعكس...

يكي از اقوام نزديك ما با پسر جوانش با مساله روبرو هستند. او كه خودش مرد خود ساخته اي است از پسرش مي خواهد تا موهاي خود را مطابق مدل هاي روز آرايش و پيرايش نكند. يكبار به من گفت توماج به پسرم روزبه بگو اگر مدل موهايش را درست كند هرچه بخواهد در اختيارش مي گذارم. اينجا خانه من است و بايد قوانين من رعايت شود.

اين يك فاجعه است. احتمالا والديني را هم ديده ايم كه به كودك خردسال خود مي گويند: اگه اينكار رو بكني بابا ديگه دوست نداره، يا مثلا مي گويند حالا كه فلان كار رو كردي مامان ديگه دوست نداره!

بيائيد به خودمان قول بدهيم كه ديگران را با وسوسه اي تحت عنوان دوست داشتن و دوست داشتني بودن وادار به كارهايي كه ما مي خواهيم نكنيم. بيائيد اجازه بدهيم كه ديگران خودشان باشند و در عوض بدون هيچگونه قيد و شرطي آنها را دوستشان بداريم و عاشقشان باشيم.

يكي از مهمترين اصول روابط آن است كه طرف رابطه شما با كمال ميل از شادي ها و غم هايش با شما بگويد. شما را مانند دوست و مشاور خود بداند و از رازهايش براي شما حرف به ميان برد. زماني كه عشق شرطي براي دادن داشته باشيد ديگران هرگز به شما اعتماد نخواهند كرد چون گمان مي كنند اگر رازشان بر خلاف ميل شما باشد به جاي مورد عشق و دوست داشتن واقع شدن مورد غضب و نفرت تان قرار مي گيرند.

به هر حال انتخاب با شماست. دوست داشتن را از قيد شرط و ظواهر جدا كنيد. حتي كساني را مي شناسيم كه براي انتخاب همسر دلخواه خود مي گويند كه بايد چشمانش فلان شكل باشد، نه فلان دختر كوتاه است من از آن خوشم نمي آيد، فلان مرد موهايش مشكي است، من مردي با موهاي روشن مي خواهم!

فرض كنيد همسر يا هم صحبت يا همكاري زيبا رو، متشخص، پولدار، آبرومند، ورزشكار و مشهور و محبوب داريد اما اصطلاحا اصلا در فاز فكري و عاطفي شما نيست. دائما دعوا، دائما ايراد، دائما تضاد و دائما قهر. به نظر شما آيا چند تار مو كم و اضافه، چند سانتيمتر كوتاه و بلند ارزش چنين مصيبت هايي را خواهد داشت؟!

۳) در زمانِ حال زندگي كنيد

زندگي در زمان حال يكي از اصول و پايه هاي رسيدن به خوشبختي و البته موفقيت در روابط موثر است. كساني كه دائما از گذشته و مصايبي كه به سرشان آمده سخن مي گويند چندان جذاب و تاثيرگذار به نظر نمي رسند و عده زيادي تمايل و قصد معاشرت با آنها را ندارند.

و البته كساني هم كه دائما در فكر آينده هستند و به خاطرآينده، نفسشان را در سينه حبس نگاه مي دارند و به جاي فكر كردن به موقعيت هاي پيش رو، احترام به ديگران و تقويت روابط با آنها به آينده خيره شده اند، خيالپرداز و رويايي معرفي مي شوند و همه از دستشان گريزانند.

در لحظه به هر آنچه كه فكر كنيد، تبديل به همان مي شويد. اگر دائما به مصائب گذشته فكر كنيد، به آنكه مورد خيانت واقع شديد، قرباني بوديد، منفور بوديد و ... ناخواسته امروزتان را هم مشابه ديروز خواهيد ساخت. و اگر هم دائما در فكر آينده باشيد، از آنجايي كه آن آينده فقط يك رويا است و در زمان حال هيچ كاري نمي كنيد و هيچ نداريد، دست خالي مي مانيد.

اگر منفي گرا باشيد دائما در حال جذب انسان هاي منفي و شكست خورده هستيد. اگر خود را يك برنده بدانيد در صف برنده هاي مي ايستيد. اين خيلي ساده است و هيچ پيچيديگي ندارد. يادتان باشد مهمترين مسائل جهان هرگز پيچيده نيستند.

مطمئنم كه تا اينجا به نكات مهمي در مورد زندگي در زمان حال پي برده ايد. شما بايد در زمان حال زندگي كنيد وگرنه نه تنها روابط خوب خود را از دست خواهيد داد، به جايي مي رسيد كه امكان برقراري روابط جديد از شما سلب خواهد شد. يادتان باشد تنها كساني به روابط عالي، موثر و پايدار دسترسي دارند كه در زمان حال زندگي مي كنند.

مردم از شما مي خواهند كه به آنها توجه كنيد، دوستشان داشته باشيد و برايشان ارزش و احترام قائل شويد. چطور زماني كه دائما در گذشته يا آينده سپري مي كنيد مي توانيد حواستان را به جاي ديگري هم جمع كنيد؟

و حتي كساني را مي شناسم كه دائما همسر خود را به خاطر اشتباه بزرگ يا كوچكي كه در گذشته انجام داده اند مورد انتقاد قرار مي دهند. آنها حاضر نيستند كه زندگي ساده و شادي را داشته باشند و هر زمان هم كه احساس كردند آرامش نسبي به خانه و خانواده آنها آمده است سريعا به دنبال بهانه اي مي گردند.

تصميم با شماست. يا از همين امروز الگوهاي غلط رفتاري خود را كنار بگذاريد يا ديگران شما را كنار خواهند گذاشت.

جالب توجه آنكه تنها زماني كه در زمان حال زندگي مي كنيم مي توانيم به احساس نابي از خوشبختي و آرامش خيال دست بيابيم. تا زماني كه دائما افسوس گذشته و حرص آينده را مي خوريم و دائما طپش قلب و فشار خون خود را مدام پائين و بالا مي بريم نمي توانيم احساس خوبي داشته باشيم، نمي توانم شاكر و قدردان خداوند به واسطه نعماتي كه ما عطا كرده است باشيم و نمي توانيم ديگران و حاميان واقعي را در كنار خود نگاه داريم.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
فرزندم نوك زبانى حرف مى زند، چه كنم؟

فرزندم نوك زبانى حرف مى زند، چه كنم؟ منبع:روزنامه جوان بى ترديد پر حرفى دانش آموزانى كه نوك زبانى صحبت مى كنند در سر كلاس سبب خنده ساير بچه ها مى شود و اين موضوع چندان خوشايند نيست.واقعيت مهم اين است كه براى يك كودك دو يا سه ساله نوك زبانى حرف زدن به هيچ روى غيرعادى نيست زيرا در اين سن و سال كودك تازه زبان باز كرده و طرز تلفظ و اداى صداها هنوز برايش جا نيفتاده است. تقريباً از هر ۱۰ كودك يك كودك بعد از چهار سالگى هم نوك زبانى حرف مى زند. چگونه مى توان به اين كودكان كمك كرد؟

نوك زبانى صحبت كردن چيست؟

اين نوع حرف زدن حاكى از وجود اشكال در تلفظ است. كودك زبانش را در جلوى دندان هاى پيشين مى گذارد و اين كار سبب مى شود كه نتواند برخى از صداها را تلفظ كند، مثلاً حرف «ش» مى شود «س».متخصصان گفتار درمانى معتقدند كه اين گونه ادا كردن ها مى تواند به اين دليل باشد كه كودك هنوز انگشت شستش را مى مكد و يا اين كه حركات زبان را داخل دهانش به خوبى كنترل نمى كند. همچنين اگر كودك در حس شنوايى اشكال داشته باشد و صداها را خوب نشنود نمى تواند تفاوت ميان صداهاى مختلف را تشخيص دهد. گاه والدين خود سبب مى شوند كه كودك در حال رشدشان نوك زبانى صحبت كردن را ادامه دهد و اين به دو علت مى تواند باشد گاه برخى از پدر و مادرها هنوز علاقه دارند كه يك «نوزاد» در خانه داشته باشند و به طور ناخودآگاه كودك را به نوك زبانى حرف زدن تشويق مى كنند و علت دوم اين كه بعضى از والدين نوك زبانى صحبت كردن فرزندشان را بيش از حد يك مساله طبيعى و عادى تلقى مى كنند و ضمن اين كه علاقه اى به ادامه نوك زبانى صحبت كردن كودكشان ندارند، اما اهميتى هم به آن نمى دهند.گرچه نوك زبانى صحبت كردن به خودى خود مساله مهمى نيست، اما مى تواند مانع كامل و بى نقص شدن ساختمان كلى زبان بشود. مثلاً وقتى كودك نوك زبانى حرف مى زند، اين مساله هنگام روخوانى در سر كلاس و همچنين موقع ديكته نوشتن براى او ايجاد مشكل مى كند، بگذريم از اين كه وقتى كودك از طرف دوستان همكلاسى اش مورد تمسخر قرار مى گيرد، آزرده و غمگين مى شود.

براى درمان چه بايد بكنيم؟

چنانچه كودك پس از چهار سالگى هنوز نوك زبانى حرف مى زند، بايد از نظر گفتار درمانى آزمايش بشود. با اين آزمايش مشخص مى شود كه نوك زبانى صحبت كردن كودك فقط يك مشكل است و يا اين كه با مشكلات ديگر نيز همراه است؟ مثل اين كه كودك علاوه بر نوك زبانى صحبت كردن دير هم زبان باز كرده است و يا از نظر تلفظ مشكلات ديگرى هم دارد. گفتار درمانى كودكان در اين مرحله خيلى اصولى نيست. گاهى فقط كافى است كه متخصصان گفتار درمانى، پدر و مادرها را راهنمايى كنند كه چگونه براى تربيت كودكشان رفتار درستى داشته باشند.از همه مهم تر هنگامى كه كودك واژه ها را اشتباه تلفظ مى كند، اشتباهات او را تصحيح كنند. وقتى كودك جمله اى مى گويد كه يكى از كلمات آن را بد تلفظ مى كند، مناسب تر است كه جمله دوباره به طور صحيح تكرار شود. مثلاًً به كودك گفته نشود: «آدم نمى گويد زاكت بايد بگويى ژاكت!» به جاى اين حرف خيلى ساده جمله صحيح را اين طور تكرار مى كنيم: «عزيزم، ژاكت تو روى صندلى است.» بيشتر اوقات تا همين مقدار كافى است كه كودك كم كم متوجه مشكل زبان خود بشود و خودش اشتباهاتش را اصلاح كند. دوباره او را مى آزماييم، چنانچه بعد از همه توصيه ها باز كودك نوك زبانى صحبت مى كند، در اين جا ديگر نوبت متخصصان گفتار درمانى است. 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۲:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.