مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16566
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 45
همه : 4385400
آشنايي با عارضه فراموشياگر كسي حافظه اش را از دست بدهد، درست مثل اين است كه خودش را گم كرده. فراموشي (Amnesia) به موجب ضعف حافظه به دليل آسيب، شك، يا بيماري و احتلالات رواني ديگر پديد مي آيد. البته بيشتر شبيه يك عامل هشدار است تا يك بيماري. براي درمان آن نيز بايد دلايل ابتدايي پديد آمدن آن را از ميان برداشت. هيچ گونه راه معالجه ي منحصر بفردي براي بازگردادن حافظه بيماراني كه دچار آسيب مغزي قرار گرفته اند، وجود ندارد. 
● انواع فراموشي 
▪ فراموشي تدريجي
فراموشي تدريجي به گونه اي است كه وقايع جديدي كه براي فرد در زندگي اتفاق مي افتد، به حافظه ي بلند مدت انتقال پيدا نمي كند. 
▪ فراموشي معكوس 
به اين شكل است كه فرد در به ياد آوردن وقايعي كه در گذشته برايش اتفاق افتاده است با مشكلاتي مواجه مي شود و به خوبي نمي تواند وقايع و تجربياتي را كه در گذشته كسب كرده است را به ياد آورد. 
▪ فراموشي تجزيه كننده 
فرد در اين حالت اطلاعات مهم و سري فردي مربوط به خودش را آشكار مي سازد كه معمولاً بسته به شرايط پر استرس و آسيب زا ايجاد خواهد شد. 
▪فراموشي ابتدايي 
زماني است كه فرد نتواند به درستي وقايعي را كه در ابتداي دوران كودكي برايش رخ داده است را به ياد آورد. تصور بر آن است كه اين نوع فراموشي در ارتباط مستقيم با يادگيري زبان در كودكان است. 
● بيماري رواني كرساكوف 
به نوعي از فراموشي و ضعف حافظه اطلاق مي شود كه در اثر مصرف مشروبات الكلي در فرد ايجاد مي شود. ممكن است در حافظه ي آني فرد مشكلي ايجاد نشود، اما او در به ياد آوردن وقايع ساده، چهره ها و الگوهاي پيچيده با مشكل مواجه خواهد شد. 
● فراموشي جِراحي 
به از بين رفتن هشياري و ورود فرد به مرحله ي كما اطلاق مي شود كه بيشتر به دليل تصادفات رانندگي به وقوع مي پيوندد. 
▪ علائم 
فرد مشكلاتي را در يادگيري اطلاعات جديد و به خاطر آوردن وقايع گذشته پيدا مي كند. علاوه بر اين از جمله علائم رايج اين اختلال مي توان به سردرد، شك، افسردگي، تب، دردهاي مزمن، و خستگي اشاره كرد. 
▪ علل 
اغلب، فراموشي به دليل آسيب هاي وارده به مغز، ضربه، بيماري هاي حاد، و يا استفاده از نوع خاصي ماده مخدر ايجاد خواهد شد. ضعف قدرت ذهني و كند ذهني نيز مي توانند از جمله دلايل ديگر در مورد حافظه ي ضعيف قلمداد شوند. 
● فراموشي در داستان ها و افسانه ها 
در اكثر كارهاي هنري و ادبي بزرگ دنيا مقوله ي فراموشي عموماً به عنوان موضوع داستان هاي بسيار زيادي به كار گرفته شده است. اين امر به ويژه در ادبيات ژاپن قابل رويت است. 
نويسنده معروف جرج اورال كتابي را تحت عنوان "دختر روحاني" به رشته ي تحرير در آورده است كه در مورد پيچيدگي ها و درگيري هايي كه فرد در هنگام ابتلا به فراموشي با آن دست و پنجه نرم مي كند، سخن به ميان آورده است. در كتاب ديگري تحت عنوان "پوسته ي مرموز" فراموشي تجزيه كننده با نگاهي منتقدانه و در عين حال با بهره گيري از ظرافت هاي هنري و ادبي مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است. در رمان معرف "جانشين مونا ليزا"، نويسنده: ويليام گيبسون، شخصيت اصلي داستان دچار چندين بيماري ذهني مختلف است كه يكي از آنها دچار سندرم كرساكوف مي باشد. 
در كتاب "سربازي در مه"، نويسنده: جين ولف، قهرمان داستان يك سرباز يوناني با مذهب ارتودكس مي باشد كه از فراموشي معكوس رنج مي برد. 
تصوير متحرك آقاي بادوينگ (۱۹۶۶) قهرمان داستان، در مواجهه با مشكلات زندگي زناشويي خود به مرحله ي فراموشي مي رسد (از دست دادن گزينشي حافظه). 
در فيلم ها نيز، فيلم "فراموش شده" محصول سال ۲۰۰۴ شخصيت بزرگسال داستان در مورد وجود فرزندش كه توسط مقامات دولتي ربوده شده است، دچار ضعف حافظه ميشود. 
مقوله ي فراموشي حفره اي نيز نخستين بار در فيلم "آفتاب ابدي ذهن بي نقص" در سال ۲۰۰۴ مطرح شد. براساس رمان رابرت لودلام با عنوان "انتهاي هويت" (۲۰۰۲) داستان مردي را مي خوانيم كه بدن نيمه جانش را مرد ماهيگيري پيدا مي كند. مرد ماهيگير از او مراقبت مي كند تا حافظه و سلامت از دست رفته اش را مجدداً باز يابد. 
در چندين قسمت از مجموعه داستان "شب هاي شنبه" تام هنكس در نقش "آقاي حافظه ي كوتاه مدت" ايفاي نقش مي كند. اين مرد به سرعت كارهايي را كه انجام مي دهد از ياد مي برد و به طور طنز آميزي هر كاري را كه انجام داده و يا هر حرفي را كه زده است، از ياد مي برد. 
فيلم مهيج رواني "خاطره" محصول سال ۲۰۰۰ مردي را به تصوير مي كشد كه از ضعف حافظه رنج مي برد. اين اختلال در اثر يك برخورد مغزي شديد در يك تصاوف براي او به وجود مي آيد. 
● درمان 
فراموشي بيشتر از اينكه به عنوان يك بيماري محسوب شود، به منزله ي نوعي نشانه از دست دادن حافظه محسوب مي شود و مديريت در درمان آن، مي تواند دلايل نخستين آنرا از ميان بردارد. البته نمي توان گفت كه هيچ گونه درمان قطعي براي اين بيماري وجود دارد كه بتواند توانايي حافظه را مجدداً به همان روز اول بازگرداند؛ اما معالجات رواني مي تواند براي فراموشي هايي كه به دليل آسيب هاي عاطفي روي مي دهد، مفيد باشد. 
يكي از مهم ترين مداواهاي عمده استفاده از گياهان دارويي مانند رزماري و گل مريم است. دم كرده اي كه از اين برگ ها نيز درست شده باشد به عنوان يك نوشيدني معطر و مطبوع شناخته شده و درمان مناسبي براي ضعف حافظه به شمار مي رود. بادام و گردو نيز براي تقويت حافظه موثر هستند. سيب نيز نقش مثبتي براي تقويت حافظه ايفا مي كند. فلفل سياه به همراه عسل نيز جزء موادي هستند كه تاثير مطلوبي را مي توانند بر روي حافظه ي افراد داشته باشند. شير گاو نيز داراي خواص زيادي براي حافظه است و بيماران تا جايي كه قدرت هاضمه ي آنها اجازه مي دهد، بايد از آن استفاده كنند. از سوي ديگر استراحت و خواب كافي نيز مي تواند محيط را براي تقويت حافظه فراهم كند.سايت مردمان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]
راه هايي براي تقويت انواع حافظهاگر «حافظه بصري» نيرومندي داريد مي توانيد بهتر به ياد بياوريد و حافظه لفظي و حركتي خود را هم مي توانيد به وسيله حافظه بصري تقويت كنيد. تعدادي اسم، شماره تلفن و آدرس روي كاغذي بنويسيد و به آن نگاه كنيد. سعي كنيد تصويري از آن را در مغز خود به وجود آوريد و سعي كنيد تا مردم را به شكلي ببينيد كه مثلا اسم آن ها روي سينه هايشان نوشته شده است. وقتي كار فيزيكي جديدي مي آموزيد،خود را در حال انجام آن كار ببينيد.
به بدن و بازوهاي خود در حال تجربه كردن عمل بنگريد و سعي كنيد شكل ساختمان ها، درخت ها و تابلوها را در ايستگاه اتوبوس كه مي خواهيد خارج شويد به خاطر بسپاريد.اگر در «حافظه لفظي» قوي هستيد،با نام بردن اسامي مي توانيد به خود كمك كنيد و براي به خاطر سپردن صورت اشخاص مي توانيد با به ياد آوردن صحبت هاي خصوصي كه با يكديگر داشتيد، كار را ساده تر كنيد.اسامي مغازه و شكل تابلوها را در ايستگاهي كه مي خواهيد از اتوبوس پياده شويد به خاطر بسپاريد.
شما احتمالا اين كار را به طور غيرعمدي انجام داده ايد ولي حالا آن را به صورت آگاهانه انجام دهيد و ميدان تقويت حافظه بصري و حركتي خود را به وسيله حافظه لفظي گسترش دهيد.چنان چه در «حافظه حركتي» قوي هستيد شما احتمالا به راحتي به ياد مي آوريد كه اشياء را كجا قرار داده ايد.
ولي ممكن است در مورد به ياد آوردن دستور كار نوشته شده روي كاغذ مشكل داشته باشيد و حتي در به يادآوري اشخاصي كه در ميهماني ها ملاقات كرده ايد و يا حتي در به ياد آوردن فهرست خريد فروشگاه خود مشكل داشته باشيد. وقتي با شخص جديدي ملاقات مي كنيد هنگامي كه دست او را مي فشاريد سعي كنيد اسم او را براي خود چند بار تكرار كنيد.
احساس كردن دست شخص و نوع تشخيص شما درباره قيافه و حالت طرف نيز به شما كمك خواهند كرد. وقتي نكته جديدي مي آموزيد، سعي كنيد در حالتي اين عمل را انجام دهيد كه اگر در آينده خواستيد اين اطلاعات را به ياد آوريد و مواجه با همان حالت شديد، خيلي آسان تر به ياد آوريد.
چنان چه در دو قسم از حافظه، توانايي بيشتري داريد، سعي كنيد از هردوي آن ها براي تقويت نوع سوم استفاده كنيد. اگر در حافظه حركتي خود ضعيف هستيد سعي كنيد انگشتان خود را روي ماشين تحرير مجسم كنيد و براي كارهاي ساده و معمولي خود دستور كار بنويسيد.
چنان چه در حافظه لفظي ضعيف هستيد، تصاويري درست كنيد تا الفاظ و معاني را تقويت كنيد. اگر در حافظه بصري ضعيف هستيد سعي كنيد تا داستاني درباره مطلبي بنويسيد و خود را در حالت جواب گويي به آن تصور كنيد.

الهه كشاورز - دانشجوي كارشناسي ارشدروزنامه خراسان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]
مغزتان را تمرين دهيدتمرين‌دادن مغز به همان اندازه تمرين‌دادن جسم اهميت دارد، به خصوصي وقتي كه داريد پا به سن مي‌گذاريد.
براي اينكه حدت ذهني‌تان را حفظ كنيد، به اين توصيه‌ها عمل كنيد:
▪ ذهن‌تان را با انجام فعاليت‌هاي فكري مشغول نگهداريد. مانند حل كردن جدول كلمات متقاطع 
▪ فهرست‌هايي از كارهايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد تا فعاليت‌ها و وعده‌هايي را كه داريد به ياد داشته باشيد. 
▪ هنگامي كه داريد چيز جديدي را ياد مي‌‌‌گيريد، ترتيبي دهيد كه چيزي حواس‌تان را پرت نمي‌كند. همه توجه‌تان را معطوف آن كار كنيد، و از همه حس‌هاي‌تان براي آشنا‌شدن با آن استفاده كنيد. 
▪ يك كار را به چندين گام تقسيم كنيد، و اين مراحل را در يك دوره چندروزه توزيع كنيد. براي مثال چند روز را به آموختن چگونگي برنامه‌دادن به يك وسيله الكترونيك جديد بگذرانيد. 
▪ چيزي را كه مي‌خواهيد به ياد داشته باشيد، در ذهن‌تان مرور كنيد، و عاداتي را در انجام كارهاي‌تان به وجود آوريد، براي مثال چيزهايي را كه لازم داريد هميشه در جاي معيني بگذاريد. 
▪ مقداري كافي تعامل اجتماعي انجام دهيد، خواب و فعاليت جسمي منظم داشته باشيد. 
▪ هر وقت كه ممكن است، استرس‌تان را كاهش دهيد.همشهري آنلاين 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]
آئين حضور و گفتگو در جلساتبه عقيده بسياري از كارشناسان، جلسات اداري در اكثر موارد وقت تلف كردن بوده و تنها در صورتي كه چاي و شيريني در ميان باشد، قابل تحمل هستند. همه ما - كارمندان - هنگامي كه يك نفر در جلسه شروع به سخنراني درباره موضوعي كاملا بي ربط ميكند، معذب شده، با حمله يكي از اعضا به يك عضو كمروي جلسه برايش دلسوزي كرده و در تعجب مانده ايم كه بعضيها چگونه با رديف كردن كلمات نامفهوم و غريب جمله هايي طولاني ميسازند و زمان را با سخنان بيهوده خود هدر ميدهند. 
اما يك جلسه اداري هر قدر خسته كننده و انرژي بر به نظر برسد، نبايد آن را دست كم گرفت. در حقيقت اين جلسات ميتوانند موقعيت حرفه اي شما را در جهت مثبت - يا منفي - تحت الشعاع قرار دهند. 
در اينجا به ۱۰ مورد از كارهايي كه هرگز نبايد در يك جلسه انجام داد، اشاره ميكنيم : 
۱) دير رسيدن. وارد شدن در جلسه اي كه مدتي است آغاز شده يعني من بي نظمم. چند دقيقه زودتر رسيدن نه تنها نشانه اين است كه شما براي وقت ديگران احترام قائليد، بلكه موجب ميشود جاي بهتري هم پيدا كنيد. 
۲) آماده نبودن. اگر از قبل مواردي براي مطالعه يا صورت جلسه را در اختيار شما قرار داده اند، آنها را بخوانيد. از قبل به سوالات يا پيشنهاداتي كه ميتوانيد در جلسه مطرح كنيد، فكر كنيد. 
۳) در انحصار گرفتن گفتگو. هنگامي كه زمان تبادل نظر ميرسد، رسم جاري بر اين است كه ابتدا اشخاصي كه مقام بالاتر يا تجربه بيشتري دارند به بيان ديدگاه و نظرات خود بپردازند و پس از پايان يافتن نوبت اين افراد، نوبت به ديگران ميرسد كه نظر خود را به طور خلاصه بيان كنند. در اين هنگام با صداي يكنواخت و آهسته صحبت نكنيد و به ياد داشته باشيد كه اگر نكته مهمي براي گفتن نداريد، مجبور به صحبت نيستيد. هيچ نگفتن بهتر از گفتن چيزي بيهوده است. 
۴) نظر خود را به شكل پرسش مطرح كردن. بيان كردن نظر قطعي به شكل و آهنگ يك پرسش، به ديگران فرصت ميدهد كه با آن مخالفت كرده، درباره آن بحث كنند و در آخر ايده شما را به نفع خود تمام كنند. بهترين كار اين است كه نظر خود را در قالب جمله اي قطعي مانند اين بياييد بيشتر تحقيق كنيم بيان كنيد، نه اينكه بگوييد: بهتر نيست بيشتر تحقيق كنيم؟. 
۵) تعبير نادرست از مسير گفتگو. سعي كنيد نيازها و حال و هواي موجود در جلسه را درك و دريافت كنيد. با دقت به سخنان ديگران گوش دهيد تا متوجه شويد كه جو حاكم تا چه حد پذيراي نظرات شما خواهد بود. شما بايد كاري كنيد كه پيامتان براي جمع مناسب باشد. براي مثال اگر همه بر روي كاستن از هزينه تمركز كرده اند و شما قصد داريد درباره ارتقاي سيستم صحبت كنيد، يا بايد راهي پيدا كنيد كه اين ارتقاي سيستم را به مبحث كاستن از هزينه ربط دهيد يا اينكه مطرح كردن آن را براي جلسه ديگر بگذاريد. 
۶) پرخاش كردن. متاسفانه گاهي عده اي يك جلسه اداري را بيشتر به عنوان ميدان جنگ لفظي و خودشان را گلادياتورهاي مسلح به شمشير زبان فرض ميكنند. اگر شما هدف اتهام يا تمسخر چنين افرادي قرار گرفتيد، با خونسردي از خود دفاع كنيد. اگر براي پاسخ به فكر كردن نياز داريد، با پرسيدن پرسشي كه طرف مقابل را به جوابگويي وادارد، براي خود زمان بخريد. براي مثال بپرسيد: آقاي... از روي چه حسابي تصور ميكني من براي نتايج فروش ارزش قائل نيستم؟ 
۷) جويدن آدامس. جويدن آدامس با صداي تق تق و چلپ چلپي كه در سكوت جلسه به خوبي شنيده ميشود و حالت حركت مداوم دهان، نه تنها توهين آميز و عصبي كننده كه بسيار غير حرفه ايست. 
۸) روشن گذاشتن تلفن همراه. همانطور كه ميدانيد بايد تلفن را در سينما و كنسرت خاموش كنيد، متوجه باشيد كه خاموش كردن تلفن همراه يا بستن صداي آن در جلسات هم ضروري است. صداي زنگ رشته كلام گوينده را قطع كرده و حواس شنوندگان را از موضوع منحرف ميكند. در ضمن، پاسخ دادن به تلفن در جلسه هم به هيچ وجه شايسته نيست. 
۹) منحرف شدن از موضوع. موضوع گفتگو را تغيير ندهيد. بر روي آنچه كه با همكارانتان بررسي ميكنيد، متمركز شويد تا به نتيجه برسيد. اگر پرداختن به بخشهاي نامربوط به نظرتان ضروري ميرسد، قبلا نظر موافق حاضران را جويا شويد. يك روش مناسب براي عنوان كردن نكات مهم اما خارج از برنامه گفتگو، يادداشت كردن آنها و مطرح كردن آن در زمان مناسب است. 
۱۰) حاضر نشدن در جلسه. بله، شما مطمئنا با حضور نيافتن در جلسه و نشستن پشت ميز خود ميتوانيد به بسياري از كارهاي مهمتر رسيدگي كنيد. اما اگر اين جلسه به درخواست يكي از مديران شركت يا مقام بالاتر شما تشكيل ميشود، شما فرصت معرفي خود را به اين شخص از دست ميدهيد. به ياد داشته باشيد كه جلسات اداري تنها درباره بهره وري، سود و زيان نيست، اين جلسات مكان مناسبي براي ارايه تصويري مثبت از شما و آموختن از حرفه ايهاست.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
۷ زبان جسماني كشنده▪ اما چگونه مي توانيد مهارت هاي غير كلامي خود را افزايش دهيد؟
از انجام حركات نامناسب پرهيز كنيد و در عوض حركات جايگزيني كه مناسب شرايط موجود هستند را انجام دهيد. با اين كار شما متوجه تفاوت شگرفي كه در زندگي شما به وجود مي آيد، خواهيد شد. من بعد از ساليان دراز كار در اين زمينه و آموزش تعداد بسياري بازرگان كارآمد، به ۷ حركت كشنده دست پيدا كردم كه انجام آن باعث مي شود مستمعين نسبت به گفته هاي شما بي اهميت شده و تحت تاثير قرار نگيرند. سعي كنيد از انجام آنها اجتناب كنيد، آنگاه با يك چنين كار كوچكي تغييرات چشگيري در زندگي شما به وجود خواهد آمد.
قاتل ۱) اجتناب از برقراري ارتباط چشمي
ـ گوياي چه مطلبي است: شما دچار كمبود اعتماد به نفس هستيد، براي سخنراني آماده نيستيد و به همين دليل عصبي و دستپاچه شده ايد.
ـ حركت جايگزين: در طول سخنراني در حدود ۹۰ درصد از كل زمان را به چشم هاي حضار نگاه كنيد. بسياري از افراد بيشتر وقت خود را صرف نگاه كردن به زمين، پرده اسلايد، و يا ميزي كه پيش روي آنها قرار دارد مي كنند. رهبران و مديران موفق در حين صحبت كردن مستقيما به چشم هاي شنوندگان خود نگاه مي كنند.
"جان رابرتز" نامزد رياست دادگستري آمريكا مورد تقدير بسياري از روزنامه ها قرار گرفت. از او به اين خاطر كه "مطمئن به نظر مي رسد" تشكر شد. اما او به راستي چه كاري انجام داد كه باعث شد در ذهن افراد يك چنين تصويري را از خود بر جاه سمت بالا و پايين نمودار شود. هنگاميكه متوجه شديد در حال انجام دادن يك چنين كاري هستيد، بهتر است خيلي سريع آنرا متوقف كنيد!بيرتك 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
نكته هائي مفيد براي ايراد يك سخنرانيهنگامي كه مي خواهيد يك موضوع را در جلسه اي (با هر تعداد شركت‌كننده) توضيح دهيد، و يا گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در يك پروژه را ارائه كنيد و يا حتي در يك جمع دوستانه صحبت كنيد مطمئنا كار سختي خواهيد داشت تصور كنيد چندين جفت چشم كوچكترين حركات شما را زيرنظر دارند و چندين جفت گوش حرف به حرف شما را مي شنوند و براساس اين ديده ها و شنيده ها درمورد شما و مطالبي كه ارائه مي كنيد قضاوت مي كنند، ازسوي ديگر شما ملزم به اقناع آنها و يا دفاع از عملكردتان و يا حتي اثبات خودتان هستيد در هر جايگاهي كه قرار داريد فرقي نمي كند، شما در موقعيت خطيري قرار گرفته ايد. پس سعي كنيد بهترين باشيد، دو اصل بسيار مهم را فراموش نكنيد اول تسلط كامل به مطالبي كه مي خواهيد ارائه دهيد و دوم حفظ خونسردي و آرامش. شما با رعايت اين دو اصل و توجه به نكاتي كه درپي خواهدآمد علاوه بر يك ارائه خوب، يك جلسه زيبا را برگزار مي كنيد.
۱) مخاطبان را شناسايي كنيد.
اگر شما سطح علمي، فرهنگي و حتي شخصيتي مخاطبان را بدانيد، ارتباط بهتري با آنان برقرار مي كنيد و آنچه را كه آنها دوست دارند يا مي خواهند بشنوند ارائه مي دهيد و اين يعني اثرگذاري بهتر و بيشتر.
۲) يك پيام مشخص داشته باشيد.
قبل از اينكه كار تهيه مطالب خود را شروع كنيد، پيام كليدي خود را مشخص كنيد. درواقع پيام شما بايد بتواند مخاطبان را به يك راه مشخص رهنمون و امكان تفكر درمورد راههاي ديگر را فراهم سازد.
۳) براي هر تصوير متن كوتاهي آماده كنيد.
هر تصوير (متن يا عكس) كه پخش مي شود. خلاصه اي از موضوع آن بايد ارائه شود. اين خلاصه مي تواند شفاهي باشد يا به صورت زيرنويس ارائه شود. اين باعث خواهدشد تا در وقت صرفه جويي شود.
۴) مطالب و مفاهيم خاص را برجسته كنيد.
مطالبي را كه توضيح آنها براي «پذيرش» مخاطب «اهميت» بيشتري دارد را مشخص كنيد.
۵ ) قبل از جلسه، تمرين كنيد.
۶ ) ساختار اثربخشي براي ارائه طراحي كنيد.
طرح «مسئله» و «حل» آن بهترين روش براي ارائه قدرتمند يك مطلب است. اول «مسئله» را بيان كنيد بعد «راه‌حل» را ارائه دهيد و آن را با يك مثال توضيح دهيد.
۷ ) «همه تيزهوش نيستند» را فراموش نكنيد.
همه مخاطبان شما افراد تيزهوش نيستند. پس سعي كنيد مطالب را خيلي ساده و غيرپيچيده ارائه كنيد، در هر ساعت صحبت كردن ۳ الي ۴ نكته را شرح دهيد.
۸ ) محكم و خوب شروع كنيد.
يك شروع خوب، موفقيت را تضمين مي كند. از روشهاي مختلف استفاده كنيد گاهي يك حكايت يا قصه يا يك خاطره و در بعضي مواقع پرداختن به اصل مطلب مي‌تواند شروع خوبي باشد.
۹ ) از نمودار و چارت استفاده كنيد.
بسياري از مخاطبان شما نمي توانند همزمان با شما اعداد و آمار ارائه شده را تجزيه و تحليل كنند. نمودار كمك مي‌كند تا سريعتر به موضوع دست پيدا كنند و با شما همراه شوند.
۱۰ ) پاياني با شكوه داشته باشيد.
بسياري از مخاطبان آخرين مطلبي را كه شما مي گوييد به خاطر مي سپارند مطمئن شويد كه آخرين مطالبي كه مي‌گوييد همانهايي هستند كه مي خواهيد مخاطبان به آن بيشتر توجه كنند.
۱۱ ) بر نكات مهم تسلط داشته باشيد.
اگر شما نكات مهم را بدانيد راحت‌تر مي توانيد مخاطبان را قانع كنيد و علاوه بر آن با آرامش و بدون استرس خواهيدبود.
۱۲) خوب تنفس كنيد.
۱۳) از چشمانتان استفاده كنيد.
حتما از چشمانتان براي برقراري ارتباط با مخاطب استفاده كنيد با اين كار مخاطبان احساس بهتري خواهند داشت و شما مي توانيد تاثير صحبتهايتان را ببينيد.
۱۴) تجهيزات مناسب را آماده كنيد.
هر جلسه اي، نيازمند تمهيدات خاصي است. تجهيزات موردنياز (نه كم و نه زياد) از قبيل دستگاه نمايش، وايت‌برد، كامپيوتر و... را آماده كنيد.
۱۵) تجهيزات را امتحان كنيد.
قبل از شروع جلسه تجهيزاتي را كه قرار است استفاده كنيد يكبار امتحان كنيد خرابي و يا عدم كارايي مناسب هركدام از دستگاهها (حتي يك ماژيك وايت برد) مي تواند تاثير بسيار منفي بر مطالب شما داشته باشد.
۱۶ ) بدانيد كه شما مركز توجه هستيد.
قبل از شروع جلسه فقط صداي شما شنيده مي شود هر حركت شما تاثير مستقيم بر مخاطب داشته و مي تواند جلسه شما را زيباتر يا زشت‌تر نمايد. با تمام وجود عمل كنيد.
۱۷) «لبخند» را فراموش نكنيد.
۱۸) هنگام ارائه خودتان باشيد.
سعي نكنيد از حركات مصنوعي استفاده كنيد اقدامات تصنعي كاملا ديده مي شوند، خودتان باشيد و بگذاريد زبان بدن شما طبيعي باشد.
۱۹) سعي كنيد از روي نوشته نخوانيد.
خواندن مطلب از روي نوشته باعث مي شود كه ارتباط شما با مخاطبان دچار خدشه گردد، دستانتان نيز از اثرگذاري باز مي ماند، مي توانيد از يادداشتهاي روي چارت يا تصوير استفاده كنيد.
۲۰) مخاطبان را درگير بحث كنيد.
هميشه مي توانيد مخاطبان را وارد بحث كنيد. از آنها سوال كنيد و جواب بخواهيد اما اصرار نكنيد، شما مي‌توانيد از ساير روشها نيز براي مشاركت بيشتر و همراهي آنها استفاده كنيد. (نوشتن پاي تخته، قرائت يك متن يا...)
۲۱) از شوخي كردن نترسيد.
شما مي توانيد با استفاده از مزاحهاي كوچك محيط را جذاب‌تر كنيد.
۲۲) خودتان را جاي مخاطب بگذاريد.
اگر شما به جاي مخاطب نشسته بوديد، چه حالي داشتيد، آيا گرماي اتاق، نور محيط، و... مناسب است. شما بايد به آنها اهميت ويژه بدهيد تا شما را باور كنند.
۲۳) از كارتان بازخورد داشته باشيد.
شما درهر حالي مي توانيد بازخورد بگيريد، شفاهي يا كتبي، در انتهاي جلسه از پرسشنامه‌هاي ساده استفاده كنيد تا بتوانيد در آينده كارتان را بهبود بخشيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]

چگونه سخنراني جذاب ارائه كنيم

اعتماد به نفس،صداقت وخلوص نيت،تماميت كلام ودوستي واخوت از ويژگي هاي يك سخنراني جذاب است.
▪ يك سخنراني عالي داراي نشانه هاي زير است:
۱) مقدمه اي كه توجه كامل مخاطب را جلب كند
۲) اطلاعاتي كه به گونه اي منطقي وساده همراه با مثال ها ،قياس و حكايت داستان ها سازمان داده شده باشد 
۳) عبارت انتقالي كه باعث انسجام وارائه سخنراني شود
۴) جملات كوتاه
۵) كلمات ساده وآسان
۶) خاتمه اي جالب كه مخاطبان را تحت تاثير قرار دهد
۷) آگاهي از نحوه پاسخ دادن موثر به پرسشهاي مخاطبان
همان طوركه براي كسب مهارت كافي در هر كاري نمي توان از راه ميان بر استفاده كرد.بزرگ شدن وبزرگ ماندن،به آماده شدن وآماده ماندن بستگي دارد.
يكي از بزرگان مي گويد:اگر قرار باشد ده دقيقه صحبت كنم،يك هفته لازم دارم تا آماده شوم.اگر قرار باشد نيم ساعت صحبت كنم به دو روز ونهايت اگر قرار باشد يك ساعت صحبت كنم همين حالا آمادم 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
۲۲ فروردين ـ ۱۱ آوريل ـ فن سخنراني عمومي۱۱ آوريل دو هزار و پنجاه و هفت سال پيش سيسرو انديشمند ، خطيب ، نويسنده و سياستمدار رومي ( ايتاليايي ) كتاب فن سخنراني عمومي ( خطابه ) را به پايان رسانيد .
وي در مقدمه اين كتاب كه قواعد آن هنوز تدريس مي شود ياد آور شده است : هركس كه بخواهد مقام عمومي داشته باشد بايد در ايراد نطق و دست كم نوشتن مطالبي كه مي خواهد عرضه بدارد مهارت داشته باشد تا موفق شود و اگر احساس كند كه در نوشتن گزارش و نطق نمي تواند به مهارت برسد بايد فردي امين و وفادار را در كنار خود داشته باشد كه گزارش و نطق او را برايش بنويسد. وي در اين كتاب ساختار يك نطق ، انتخاب كلمات و تنظيم جملات و حتي طرز ايستادن و اشاره كردن و حركت دست و گردن و صورت را هنگام ايراد نطق عمومي تشريح كرده است.تاريخ ايران و جهان در اين روز 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]

باورهاي نادرست

تا حال خيلي درمورد باورها و اعتقادات و اينكه چطور مي‌توانيد براي داشتن زندگي بهتر آنها را تغيير دهيد حرف زده‌ايم. باورها و اعتقادات خاصي هستند كه افراد زيادي را اسير خود كرده‌اند و امروز مي‌خواهيم آن باورها را بررسي كنيم.

اعتقادات ما در قدم اول از والدين، معلمين، همسالان، تلويزيون و رسانه‌ها نشات مي‌گيرد. وقتي سنمان كم است فكر مي‌كنيم بزرگترهايمان بيشتر از ما مي‌دانند به همين خاطر به هرچه كه مي‌گويند اعتماد مي‌كنيم. اما هرچه سنمان بالاتر مي‌رود، ديگر خودمان اعتقادات و باورهايمان نسبت به دنيا را شكل مي‌دهيم. اما كمي از ته‌نشين اعتقادات دوران كودكي در ما مي‌ماند. گاهي‌اوقات بدون اينكه خودمان خبر داشته باشيم درونمان لانه مي‌سازند.

در زير به برخي از اين باورها و اعتقادات اشاره مي‌كنيم. آيا اين اعتقادات را در خودتان مي‌بينيد و اگر ديديد سعي كنيد آنها را تغيير دهيد.

1. اگر در چيزي شكست خوردي، فردي مغلوب هستي!

اين باور معمولاً در مدرسه و در روزهايي كه مي‌خواهيم وارد بزرگسالي شويم، شكل مي‌گيرد. تشويقمان مي‌كنند كه به هر قيمتي كه شده موفق شويم. من اگر شكست بخورم، كه بسيار هم پيش مي‌آيد، دوباره تلاش مي‌كنم، اينقدر آن را امتحان مي‌كنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور داشته باشيد كه اگر در كاري شكست بخوريد، فردي شكست‌خورده هستيد، يعني همه آدم‌هاي دنيا شكست‌خورده هستند. اجازه ندهيد چنين باوري شما را از زندگي عقب بيندازد. يك باور جديد جاي آن بگذاريد.

2. تا وقتي خراب نشده، چرا بايد عوضش كنيم؟

منظورم عوض كردن به منظور عوض كردن نيست. درمورد ارتقاء وسايل، فرايندها و ... صحبت مي‌كنم. براي حركت كردن با سرعت زندگي ما نياز به تغيير داريم و خيلي وقت‌ها با كساني برخورد مي‌كنيد كه مخالف تغيير هستند. تا مي‌توانيد از چنين افرادي دوري كنيد. اگر مي‌بينيد چيزي را مي‌توانيد ارتقاء دهيد، معطل نكنيد.

3. به اندازه كافي براي اينكار استعداد نداري!

هيچ‌كس در دنيا تا زمانيكه كاري را شروع نكرده، مهارت كافي براي آن را ندارد. اگر مي‌خواهيد كاري را انجام دهيد فقط كافي است كه شروع كنيد. از اينكه ممكن است در براي تحصيل در رشته حسابداري نتوانيد وارد دانشگاه شويد استرس به خودتان راه ندهيد، فقط كافي است شروع كرده و تلاش كنيد تا به آن دست پيدا كنيد. اينترنت خيلي بيشتر از آنچه كه در دانشگاه يا مدرسه به شما ياد مي‌دهند اطلاعات دارد پس فقط كافي است كه دنبالش باشيد.

4. براي امتحان كردن يك كار تازه ديگر پير شده‌اي!

متوسط اميد به زندگي در كشورهاي پيشرفته، براي مردها 75 و براي زنان 79 سال است. مطمئن باشيد اين عدد تغيير خواهد كرد و خيلي زود اين سن به 100 سال خواهد رسيد. اين يعني ما هيچوقت براي شروع كردن يك كار جديد پير نيستيم. امتحان كردن يك كار تازه بهترين راه براي فعال نگه داشتن مغز و بالا بردن انگيزه براي زندگي است. مردم ما انتطار دارند تا 75 سالگي عمر كنند، و فكر مي‌كنيد چه اتفاقي مي‌افتد؟ تا همين سن بيشتر عمر نمي‌كنيم! اگر انتظار داشته باشيم كه تا 100 سالگي زنده بمانيم، مطمئناً تغييرات بيشتري در زندگيمان ايجاد مي‌كنيم و كمتر خودمان را منحصر به زمان مي‌كنيم. امتحان كنيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
خلق و ايجاد نوآوري در زندگي

نو آوري جزء استعدادهايي است كه مي توان گفت تنها عده كمي از افراد به درستي و به ميزان كافي از آن استفاده مي كنند.

آيا تا كنون برايتان اتفاق افتاده كه حس خلاقيت و نوآوري ديگران شما را به حيرت وا دارد؟ حدس بزنيد، شما هم داراي همان نيرو هستيد! همه انسان با قدرت خلاقيت متولد مي شوند. جعبه مداد شمعي در كودكستان، تنها محدود به كودكاني نمي شود كه داراي استعدادهاي بالفعل هستند بلكه بايد اذعان داشت كه همه افراد داراي استعدادهاي بالفعل هستند.

آيا به ياد مي آوريد كه چقدر طول كشيد كه دوچرخه سواري و يا رانندگي را فرا بگيرد؟ پيش از اينكه بتوانيد مهارتي را بياموزيد، چند بار مرتكب اشتباه مي شويد؟ اين امر در مورد نوآوري نيز صدق مي كند. ايجاد خلاقيت و نوآوري مستلزم تمرين و ممارست و صبر و حوصله مي باشد. اين مقاله قصد دارد تا به شما كمك كند كه خيلي سريع نوآوري و خلاقيت را وارد زندگي خود كنيد.
 نو آوريآيا به ياد مي آوريد كه چقدر طول كشيد كه دوچرخه سواري و يا رانندگي را فرا بگيرد؟ پيش از اينكه بتوانيد مهارتي را بياموزيد، چند بار مرتكب اشتباه مي شويد؟ اين امر در مورد نوآوري نيز صدق مي كند. ايجاد خلاقيت و نوآوري مستلزم تمرين و ممارست و صبر و حوصله مي باشد. اين مقاله قصد دارد تا به شما كمك كند كه خيلي سريع نوآوري و خلاقيت را وارد زندگي خود كنيد.

۱- دنبال اهداف شخصيتان برويد

اگر از افراد نامتعارف تقاضاي كمك كنيد، فقط خودتان را هر چه بيشتر از مسير اصلي دور مي كنيد. اگر يك ايده ناب را در ذهن مي پرورانيد، هيچ لزومي ندارد كه حتماً آنرا با ديگران نيز در ميان بگذاريد. اين امكان وجود دارد كه آنها از درك عميق تفكر شما ناتوان باشند و به همين دليل پشت شما را خالي كرده و موجب تضعيف روحيه تان گردند. اگر تمام نوابغ مي خواستند به حرف هاي اطرافيانشان گوش بدهند، الان ما بايد در قرون وسطي زندگي مي كرديم.

۲- براي گسترش تفكرات خلاقانه، وقت صرف كنيد

هر چقدر بر روي اين مطلب تاكيد كنم، باز هم كافي نيست. البته منظور من اين نيست كه يك روز كامل كاري را به اين امر اختصاص دهيد؛ بسياري از افراد هستند كه اين امر را در كنار مشغله هاي كاري فراوان انجام ميدهند، پس مطمئن باشيد كه شما نيز از عهده آن بر مي آييد.

۳- خود را سرگرم نرمش كنيد

پياده روي كنيد. مسيري به طول يك كيلومتر را بدويد. اندروفين را به داخل رگ هاي خود بفرستيد. نرمش و ورزش موجب پاكسازي ذهن، و ايجاد آرامش در آن مي شوند. اين كار به ذهن شما كمك مي كند كه در مقابل افكار خلاق از خود آمادگي بيشتري نشان دهد.

۴- خواب هايتان را ثبت كنيد

شايد خواب هايي ببيند كه قسمت هوشيار ذهنتان هيچ گاه به آنها فكر نكرده باشد. اين روياها نمايانگر قدرت خلاقيت شما هستند. سعي كنيد خواب هايتان را يادداشت كنيد چرا كه ممكن است مرز شروع نوآوري ها از همين نقطه آغاز شود.

۵- به روش شخصي خود عمل كنيد

“ون گوك” با نقاشي هايش معروف شد، قدرت “همينگ وي” در انتخاب واژگان بي نظير است. شما هم بايد شيوه مخصوص به خودتان را بيابيد. مردم براي چيزهايي كه بي همتا، خالص و سودمند هستند، ارزش بسيار زيادي قائل بوده و از آنها قدرداني ميكنند.

۶- خودتان را به ابزار و وسايل درجه يك محدود نكنيد

براي اينكه در هنر نقاشي، يك شاهكار بوجود بياوريد، حتماً لازم نيست كه از بهترين قلمو و رنگ استفاده كنيد. براي نوشتن پرفروش ترين كتاب، هيچ نيازي به بهترين قلم ها و گرانترين كاغذ ها نيست.

بد نيست بدانيد كه “جي كي رولينگ” اولين جلد از كتاب هاي هري پاتر را بر روي تكه هاي دستمال كاغذي نوشت. اگر شما عكاسي بلد نباشيد، بهترين دوربين را كه هم در اختيار شما قرار دهند، باز هم نمي توانيد عكس هاي زيبايي بگيريد. اگر نوشتن بلد نباشيد حتي اگر آخرين مدل لپ تاپ را هم در اختيارتان قرار بدهند، باز هم قادر نخواهيد بود چيزي بنويسيد. يك فرد هنرمند سعي مي كند از حواشي دور شده و بيشتر بر روي اصل كار تمركز كند.

۷- با علاقه كار كنيد

چه چيز سبب مي شود تا شما صبح ها از تخت خواب بيرون بپريد. چه چيز شعله ها را همچنان سوزان نگه مي دارد؟ كاري را كه بيش از همه ترجيح مي دهيد انجام دهيد، چيست؟

گاهي اوقات افراد كه سرشار از اشتياق و آرزو هستند به راحتي مي توانند جاي افرادي كه داراي استعداد هاي ذاتي هستند را بگيرند. “الن دي جنرس” در سخنانش به اين نكته اشاره كرده است كه اگر شما تمايلي به انجام كاري كه مي كنيد، نداريد پس لزومي ندارد كه به انجام آن ادامه دهيد. گاهي اوقات چيزي را از اعماق وجود خود ميخواهيد و هيچ چيز نمي تواند جلوي شما را بگيرد. شور و اشتياق سبب مي شود شما بتوانيد راه خود را ادامه دهيد.

نگران الهام و كمك نباشيد. گاهي اوقات كمك هاي بيروني زماني به برخي از افراد ميرسد كه كمترين انتظار دريافت كردن آنها را هم ندارند. براي چنين لحظه هايي خودتان را از پيش آماده كنيد. ممكن است زمانيكه در مترو نشستيد يكي از آن افكار ناب به ذهنتان خطور كند و ممكن است در آن لحظه هيچ گونه برگه يادداشتي نداشته باشيد كه آنرا يادداشت نمايد و جهان را به واسطه آن تغيير دهيد. سعي كنيد تا جايي كه مي توانيد از بروز يك چنين فجايعي جلوگيري نماييد. يك قلم و كاغذ در جيب خود داشته باشيد كه هر وقت اراده كرديد در دسترستان باشد.

اميدروارم اين مقاله به شما كمك كرده باشد تا بتوانيد از خلاقيت و نوآوري بيشتري در زندگي خود بهره بگيريد. فقط در آخر مي توانم بگويم كه شما تمام اين امور را براي ايجاد رضايت شخصي انجام مي دهيد نه به دليل جلب رضايت ديگران. شروع كنيد؛ هر يك از اين نكات را در زندگي خود استفاده كنيد تا ببينيد كه وجود نوآوري در زندگي چه تغييرات شگرفي را ايجاد مينمايد.
منبع : سايت كاريزما


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]

استرس چيست ؟

حالتي است كه شما در واكنش به فشار دنياى بيرون (مدرسه، محيط كار،خانواده، دوستان و ...) يا دنياي درون ( تمايل به موفقيت، ميل به پذيرفته شدن و ...) احساس مى‌كنيد.

استرس واكنش طبيعى افراد در هر سنى است. استرس از غريزه فرد در محافظت از خويش در برابر فشار عاطفى يا جسمى و مقابله با خطر نشات مى‌گيرد. [استرس كودكان]

در واقع اندكى استرس لازم است. بيشتر ما بدون احساس رقابت نمى‌توانيم در ورزش، موسيقى، كار و مدرسه موفق شده به كمال برسيم. بدون استرس بيشتر ما پروژه‌ها يا كار‌هاى خود را به موقع به پايان نخواهيم رسانيد.

استرس جزء زندگي است

رخدادهاي زيادى در زندگى روى مى‌دهد، پس احساس شكست و ياس امري اجتناب‌ناپذير خواهد بود. چيزهايى هستند كه شما نمى‌توانيد كنترل كنيد و نااميدكننده‌ترين بخش قضيه هم همين است.

ممكن است والدين شما دائم در حال مشاجره باشند و يا زندگى اجتماعى شما نابسامان و آشفته باشد. همچنين ممكن است زمانى كه خود را تحت فشار قرار مى‌دهيد- مانند فشار جهت گرفتن نمرات خوب يا ارتقا در كار _ احساس بدى پيدا كنيد.

يك واكنش عمومى به استرس انتقاد از خويش است. حتى ممكن است آنقدر احساس ناراحتى بكنيد كه هيچ چيز دلخوش‌كننده‌اى در زندگى نيابيد و زندگى كاملاً بى رحم و خشن به نظر بيايد.

زمانى كه در چنين وضعي قرار گرفته‌ايد، ممكن است به سادگي فكر كنيد كه قادر به تغيير چيزى نيستيد. اما چنين نيست و هنوز مى‌توانيد خيلى چيز‌ها را عوض دهيد.

نشانه هاى وجود استرس:

• احساس افسردگى، بدخلقى، گناه، خستگى.
• سردرد، دل درد، اختلال خواب.
• خنديدن و گريه كردن بى دليل.
• سرزنش كردن ديگران به خاطر چيزهاى ناخوشايندى كه برايتان اتفاق مى‌افتد.
• فقط جنبه منفى چيز ها را ديدن.
• احساس اينكه چيز هايى كه قبلاً براى شما جالب و سرگرم كننده بوده‌اند، ديگر جذابيت خود را از دست داده‌اند و بيشتر بارى هستند كه بر شما تحميل مى‌شوند.
• انزجار از آدم ها يا مسئوليت هايتان.

شيوه‌هاي مفيد در مبارزه با استرس:

• خوردن غذاي متعادل به صورت منظم.
• كم كردن مصرف چاي و قهوه و نوشيدني‌هاي كافئين‌دار.
• خواب كافى.
• تمرينات منظم ورزشى. [مديتيشن براي رهايي از استرس]


چگونه مى توانيم با استرس كنار بياييم؟

گرچه شما هميشه نمى‌توانيد چيزهاى تنش‌زا را كنترل كنيد، اما مى توانيد واكنش خود را در برابر آنها تحت كنترل درآوريد. احساس شما درباره چيزها نتيجه طرز تفكر شما درباره آنهاست.

اگر بتوانيد شيوه تفكر خود را تغيير دهيد، خواهيد توانست احساس خويش را نيز تغيير دهيد.
براى كنار آمدن با استرس، اين موارد را مد نظر قرار دهيد:

۱ _ فهرستى از چيزهاى تنش زا را تهيه كنيد.

دوستان، خانواده، مدرسه و ساير فعاليت‌ها را در نظر بگيريد. بپذيريد كه نمى‌توانيد هر چيزى را كه در فهرست‌تان آورده‌ايد كنترل كنيد.

۲ _ مواردى را كه مى توانيد تحت كنترل در آوريد.

براى مثال، اگر زيادى كار مى‌كنيد و فرصتى براى مطالعه نداريد با رئيس‌تان درباره كاهش ساعات كار صحبت كنيد.

۳ _ به خودتان استراحت بدهيد.

به خاطر داشته باشيد كه هميشه نمى‌توانيد همه را از خودتان راضى نگاه داريد و خطا كردن امرى جايز است.

۴ _ خودتان را به انجام چيزهايى كه نمى‌توانيد يا نمى‌خواهيد انجام دهيد، مجبور نكنيد.

اگر سرتان زيادى شلوغ است، در مورد كمك به خواهرتان براي چيدن اسباب‌هاي خانه‌اش قول ندهيد. اگر خسته هستيد و حال بيرون رفتن نداريد به دوست‌تان بگوييد كه براى شب ديگرى قرار خواهيد گذاشت.

۵ _ كسى را براى صحبت كردن پيدا كنيد.

صحبت با دوستان و خانواده كمك‌كننده خواهد بود، چرا كه امكان بيان احساسات‌تان را به شما مى‌دهد. اما ممكن است مشكلات خانوادگى يا اجتماعى شما دشوارتر از آن باشند كه بتوان در موردشان بحث كرد.

اگر احساس مى كنيد كه نمى توانيد با خانواده و يا دوستان راحت درباره مشكلتان صحبت كنيد.با يك نفر خارج از اين مجموعه صحبت كنيد.اين فرد مىتواند روحانى، مشاور مدرسه يا پزشك خانواده باشد.

راه‌هاي نادرست مقابله با استرس:

راه هاى سالم و ناسالم در كنار آمدن با استرس وجود دارند.

فرار از مشكلات با مصرف مواد مخدر بسيار خطرناك است. اين راه‌ها مى توانند بسيار وسوسه‌انگيز باشند و بوسيله دوستانتان به شما تعارف شوند.

ممكن است داروهاي روانگردان غير مجاز پاسخ‌هاى آسانى به نظر برسند، اما چنين نيست. مصرف اين مواد مشكلات جديدى را به مشكل شما اضافه مى‌كند، مانند اعتياد يا مشكلات خانوادگى و به مخاطره افتادن سلامتى.

وقتي تحمل‌تان تمام مي‌شود:

اين يك علامت خطر است. استرس ممكن است بزرگتر از آن باشد كه بتوانيد از پس آن برآببد. در اين صورت ممكن است شما به فكر انجام كارهاي وحشتناكى مثل صدمه زدن به خودتان يا خودكشى بيفتيد.

زمانى كه احساس ياس مى‌كنيد و تسليم مي‌شويد، بدان معناست كه كارها هرگز بهتر نخواهد شد.

بلافاصله با يك نفر صحبت كنيد. صحبت كردن درباره احساسات‌تان اولين قدم در اين راه است كه بياموزيد چگونه با وضعيت‌تان كنار بياييد تا احساس بهترى پيدا كنيد.
عوامل استرس زا

اينكه چيزي استرس زا هست يا نه ، تا حدود زيادي به نحوه ي تفكر و نگرش ما درباره ي آن بستگي دارد . اين نگرش ممكن است در حالات مختلف ، متفاوت باشد .

مثلاً اگر امروز همسرتان از شما بخواهد كه نسخه اي را براي او از داروخانه بگيريد ، ممكن است بدون هيچ ناراحتي قبول كنيد ، اما در يك روز ديگر كه سرتان كاملاً شلوغ است ، به راحتي اين درخواست را قبول نمي كنيد و ممكن است با همسر خود در اين باره جر و بحث كنيد . در نتيجه استرس بوجود مي آيد .

عوامل استرس زا هم مثل خود استرس به دو دسته تقسيم ميشوند :

استرس زاهاي خوشايند و ناخوشايند . كه در اين مورد هم در بسياري از مواقع ، واكنش افراد مختلف در برابر يك عامل استرس زا متفاوت است .

استرس از دو جا مي آيد : درون جسم يا فكر ما و بيرون بدن ما

استرس زاهاي دروني هم با .....................

اينكه چيزي استرس زا هست يا نه ، تا حدود زيادي به نحوه ي تفكر و نگرش ما درباره ي آن بستگي دارد . اين نگرش ممكن است در حالات مختلف ، متفاوت باشد .

مثلاً اگر امروز همسرتان از شما بخواهد كه نسخه اي را براي او از داروخانه بگيريد ، ممكن است بدون هيچ ناراحتي قبول كنيد ، اما در يك روز ديگر كه سرتان كاملاً شلوغ است ، به راحتي اين درخواست را قبول نمي كنيد و ممكن است با همسر خود در اين باره جر و بحث كنيد . در نتيجه استرس بوجود مي آيد .

عوامل استرس زا هم مثل خود استرس به دو دسته تقسيم ميشوند :

استرس زاهاي خوشايند و ناخوشايند . كه در اين مورد هم در بسياري از مواقع ، واكنش افراد مختلف در برابر يك عامل استرس زا متفاوت است .

استرس از دو جا مي آيد : درون جسم يا فكر ما و بيرون بدن ما

استرس زاهاي دروني هم با بيولوژي فرد رابطه دارند و هم با ويژگيهاي شخصيتي او .


بيولوژي


بعضي افراد صبحها بهتر مي توانند كار كنند . آنها ترجيح مي دهند صبح زود بيدار شوند و كار خود را همان وقت شروع كنند . بعضي ديگر بعدازظهرها يا حتي در ساعتهاي آخر شب بهتر كار مي كنند . بنابراين دوره هاي پرانرژي بودن از نظر بيولوژيكي در طول شبانه روز براي افراد مختلف ، متفاوت است و به نظر مي رسد كه اين مسأله با استرس ارتباط داشته باشد .

علاوه بر اين بعضي از ما به دليل مسائل ژنتيكي نسبت به بعضي بيماريها ، آلرژي ها و ناتوانيها حساس تر هستيم . اين ناراحتي ها و بيماريها تعادل ما را بر هم مي زنند ، توان ما را كاهش مي دهند و در نتيجه كارايي ما را پايين مي آورند . وقتي ما در حالت مريضي يا ناراحتي كار مي كنيم ، بدنمان سخت كار مي كند تا دوباره تعادل خود را به دست آورد و مقدار زيادي از انرژي صرف اين مورد مي شود . در نتيجه ، نمي توانيم كارايي خوبي داشته باشيم . شخصي كه مريض است زير نوعي فشار (استرس) قرار دارد .

ويژگيهاي شخصيتي :

نحوه ي برداشت افراد از دنيا متفاوت است و هر كس با ديد خاص خود به آن مي نگرد . حتي نحوه ي برداشت افراد از يكديگر هم متفاوت است . احساس ما درباره ي ارزش خود و تصوري كه از خود داريم ، نياز ما براي كنترل ، ارزشهاي ما ، نظام اعتقادي ما و پيامهاي دروني ما همه جزئي از ساختار ما هستند .

به راحتي مي توان فهميد كه چگونه تصور از خود ، روي برداشت ما از فاصله ي بين ميزان فشار و ميزان تواناييمان اثر مي گذارد . فردي كه از خود تصور مثبتي دارد ، به بيشتر فشارها به عنوان چالش نگاه مي كند . او درون خود را احساس مي كند كه مي تواند بر اين چالش ها غلبه كند . برعكس ، فردي كه از توانائيهاي خود تصور منفي دارد ، مشكلات برايش بزرگتر جلوه مي كند و در نتيجه ، احساس مي كند كه فاصله بين ميزان فشار و توانائيهاي او زياد است و در نتيجه ، به سختي خواهد توانست بر مشكلات غالب شود .

عوامل استرس زاي بيروني را به سه دسته مي توان تقسيم كرد :

شخصي ، محيطي ، شغلي .

استرس زاهاي شخصي مثل طلاق ، روابط زناشوئي ، فشارهاي تحصيلي ، ملاقاتها ، وظايف مالي ، مشكلات قانوني ، پرورش بچه ها و ....

استرس زاهاي محيطي مانند : سر و صداي زياد ، آلودگي هوا ، درجه ي حرارت خيلي بالا يا پايين ، شلوغي و ازدحام جمعيت و ...

استرس زاهاي شغلي مثل : حجم كاري بيش از اندازه ، تغيير يافتن وظايف ، عدم حمايت رييس ، بي احترامي همكاران ، بيكار شدن ، آموزش ناكافي ، كمبود اطلاعات ، مهلت ناكافي براي انجام دادن كارها ، محروميت از حق انتخاب ، حقوق ناكافي و ....


سه موضوع ديگر نيز بر استرس اثر مي گذارند :
 

الف ) تفاوتهاي فردي

ما مقداري استرس براي جمع آوري ثروت ، مقام ، رضايت و شادي قبول مي كنيم . اما اين قبول كردن تفاوت دارد .

واكنش افراد را نسبت به يك عامل استرس زا نمي توان پيش بيني كرد . زيرا ممكن است هر كسي به نحوي واكنش نشان دهد .

ب) نداشتن اختيار عمل

تحقيقي در سال
۱۹۹۰ نشان داده است كه استرس زا ترين شغل ها الزاماً شلوغ ترين يا خطرناك ترين شغل ها نيستند . بلكه شغل هايي هستند كه در آنها از افراد انتظارات بالايي مي رود ، اما در عين حال اختيار عمل بسيار كمي دارند ( مثل دستياران اجرايي )

ج) تغيير :

يكي از بزرگترين منابع استرس تغيير است .

اين عامل نيز تا حد بالايي به نگرش افراد بستگي دارد .

استرس زا ترين تغيير زماني است كه فرد چيزي را كه برايش اهميت بسيار دارد ، يا فردي را كه در زندگي اش نقش مهمي ايفا مي كند ، از دست بدهد
 

منبع : همشهري


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

۱۰ توصيه براي يك سخنراني موفق

1 - مطالب خود را مرتبط با موضوع تدوين كنيد تا اهميت و اعتبار شما بيشتر گردد. ۲- شنوندگان خود را بطور كامل بشناسيد و از علت دعوت آنها به اين سخنراني مطمئن گرديد . ۳- سعي كنيد در محيط سخنراني احساس راحتي كنيد . ميكروفن ، نور و تجهيزات ديداري – شنيداري را كنترل كنيد . ۴- سي ثانيه اول سخنراني خيلي مهم است . اين لحظات كوتاه و مبهم را با ذكر كلماتي نظير : خانمها و آقايان و يا صحبت در مورد آب و هوا تلف نكنيد . سعي كنيد با نقل قولي و يا بيان يك داستان كوتاه شروع خوب و مستحكمي فراهم كنيد و در واقع شليك موفقي داشته باشيد . مطلب را با صداي محكم و نه جيغ و داد به پابان ببريد . ۵- سخنراني خود را با گفتن يك لطيفه بي مزه شروع نكنيد . چرا كه همان ابتدا اعتبار خود را از دست مي دهيد . علاوه بر اين اگر مطالب خنده دار شما فقط در ابتداي سخنراني باشد و بعد از آن حالت كاملا جدي داشته باشيد شنونده نا اميد خواهد شد . ۶- اگر سخنراني شما بيشتر از نيم ساعت نيست ، نبايد انتظار داشته باشيد كه فقط هرچه مي دانيد ، ارائه كنيد . سعي كنيد دو يا سه نكته مهم را مطرح نماييد . ۷- اگر در سخنراني شما اطلاعات آماري و تحليلي وجود دارد ، بايد در زماني براي شنوده ارائه كنيد كه بتواند از آن استفاده كند . بي جهت شنونده را با ارائه آمار و ارقام زياد خسته نكنيد . ۸- متن سخنراني را از رو نخوانيد به چهره و چشمان شنوندگان نگاه كنيد . نكات مهم سخنراني را يادداشت كنيد و مطالب ديگر را بصورت في البداهه ارائه نماييد . ۹- به سئوالاتي كه بايد بطور متوالي بپرسيد ، بينديشيد . مباحث خود را تعيين كنيد كه گويي به يك مجلس جشن دعوت شده اند . ۱۰- با استفاده از ضبط صوت در ميان دوستان و فاميل تمرين كنيد . بعد از هر مرحله از خود بپرسيد : چه كسي مرا كنترل مي كند ؟ سپس مطالب خود را ويرايش كنيد .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۱:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

گلستان سعدي ، باب چهارم ، درفوائد خاموشي


حكايت شمارهٔ ۱ 

يكي را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم به علت آن اختيار آمده است در غالب اوقات كه در سخن نيك و بد اتفاق افتد و ديده دشمنان جز بر بدي نمي‌آيد گفت دشمن آن به كه نيكي نبيند.

نور گيتي فروز چشمه هور

زشت باشد به چشم موشك كور


حكايت شمارهٔ ۲

بازرگاني را هزار دينار خسارت افتاد پسر را گفت نبايد كه اين سخن با كسي در ميان نهي. گفت اي پدر فرمان تراست، نگويم ولكن خواهم مرا بر فايده اين مطلع گرداني كه مصلحت در نهان داشتن چيست؟ گفت تا مصيبت دو نشود: يكي نقصان مايه و ديگر شماتت همسايه.


حكايت شمارهٔ ۳

جواني خردمند از فنون فضايل حظي وافر داشت و طبعي نافر چندان كه در محافل دانشمندان نشستي زبان سخن ببستي باري پدرش گفت اي پسر تو نيز آنچه داني بگوي گفت ترسم كه بپرسند از آنچه ندانم و شرمساري برم.

نشنيدى كه صوفيى مى‌كوفت

زير نعلين خويش ميخى چند؟

آستينش گرفت سرهنگي

كه بيا نعل بر ستورم بند


حكايت شمارهٔ ۴

عالمي‌معتبر را مناظره افتاد با يكي از ملاحده لَعنهُم الله عَلي حِدَه و به حجت با او بس نيامد سپر بينداخت و برگشت كسي گفتش ترا با چندين فضل و ادب كه داري با بي ديني حجت نماند؟ گفت علم من قرآنست و حديث و گفتار مشايخ و او بدين ها معتقد نيست و نمي‌شنود. مرا شنيدن كفر او به چه كار آيد.


حكايت شمارهٔ ۵ 

جالينوس ابلهي را ديد دست در گريبان دانشمندي زده و بي حرمتي همي‌كرد گفت اگر اين نادان نبودي كار وي با نادانان بدين جا نرسيدي.

اگر نادان به وحشت سخت گويد

خردمندش به نرمي‌دل بجويد

دو صاحبدل نگهدارند مويى

هميدون سركشي و آزرم جويي

يكي را زشت خويي داد دشنام

تحمل كرد و گفت اي خوب فرجام

بتر زانم كه خواهى گفتن آني

كه دانم عيب من چون من ندانى


حكايت شمارهٔ ۶

سحبان وائل را در فصاحت بي نظير نهاده‌اند به حكم آن كه بر سر جمع سالي سخن گفتي لفظي مكرّر نكردي وگر همان اتفاق افتادي به عبارتي ديگر بگفتي وز جمله آداب ندماء ملوك يكي اين است.

چو يكبار گفتي مگو باز پس

كه حلوا چو يكبار خوردند بس


حكايت شمارهٔ ۷

يكي را از حكما شنيدم كه مي‌گفت هرگز كسي به جهل خويش اقرار نكرده است مگر آن كس كه چون ديگري در سخن باشد همچنان ناتمام گفته سخن آغاز كند.

سخن را سر است اى خداوند و بن

مياور سخن در ميان سخن

خداوند تدبير و فرهنگ و هوش

نگويد سخن تا نبيند خموش


حكايت شمارهٔ ۸

تني چند از بندگان محمود گفتند حسن ميمندي را كه سلطان امروز ترا چه گفت در فلان مصلحت؟ گفت بر شما هم پوشيده نباشد. گفتند آنچه با تو گويد با مثال ما گفتن روا ندارد. گفت به اعتماد آن كه داند كه نگويم، پس چرا همي‌پرسيد؟

نه سخن كه برآيد بگويد اهل شناخت

به سر شاه سر خويشتن نبايد باخت


حكايت شمارهٔ ۹

در عقد بيع سرايي متردّد بودم، جهودي گفت آخر من از كدخدايان اين محلتم وصف اين خانه چنان كه هست از من پرس، بخر كه هيچ عيبي ندارد. گفتم بجز آن كه تو همسايه مني

خانه ام را كه چون تو همسايه است

ده درم سيم بد عيار ارزد

لكن اميدوار بايد بود

كه پس از مرگ تو هزار ارزد


حكايت شمارهٔ ۱۰

يكي از شعرا پيش امير دزدان رفت و ثنايي برو بگفت. فرمود تا جامه ازو بركنند و از ده بدر كنند. مسكين برهنه به سرما همي‌رفت، سگان در قفاي وي افتادند خواست تا سنگي بردارد و سگان را دفع كند در زمين يخ گرفته بود عاجز شد. گفت اين چه حرامزاده مردمانند سگ را گشاده‌اند و سنگ را بسته. امير از غرفه بديد و بشنيد و بخنديد گفت اي حكيم از من چيزي بخواه. گفت جامه خود مي‌خواهم اگر انعام فرمايي

رضينا مِن نوالِكَ بالرَحيلِ.

اميدوار بود آدمى به خير كسان

مرا به خير تو اميد نيست، شر مرسان

سالار دزدان را برو رحمت آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستيني برو مزيد كرد و درمي چند.


حكايت شمارهٔ ۱۱

منجمي به خانه در آمد يكي مرد بيگانه را ديد با زن او به هم نشسته دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب خاست. صاحب دلي كه برين واقف بود گفت

تو بر اوج فلك چه دانى چيست

كه ندانى كه در سرايت كيست


حكايت شمارهٔ ۱۲

خطيبي كريه الصوت خود را خوش آواز پنداشتي و فرياد بيهده برداشتي گفتي نعيب غراب البين در پرده الحان اوست يا آيت اِنَّ انكر الاصوات لصوت الحمير در شأن او.

مردم قريه بعلت جاهي كه داشت بليتش مي كشيدند و اذيتش را مصلحت نمي ديدند تا يكي از خطباي آن اقليم كه با او عداوتي نهاني داشت باري به پرسش آمده بودش. گفت: تو را خوابي ديده ام، خير باد. گفتا چه ديدي؟ گفت: چنان ديدم كه تو را آواز خوش بودي و مردمان از انفاس تو در راحت.

خطيب اندرين لختي بينديشيد و گفت: اين مبارك خواب است كه ددي مرا بر عيب خود واقف گردانيدي، معلوم شد كه آواز ناخوش دارم و خلق از بلند خواندن من در رنج، توبه كردم كزين پس خطبه نگويم مگر به آهستگي.

از صحبت دوستي به ر">۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]

.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب