مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4580
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 6
همه : 5165543
به شيوه تنفس‌تان توجه كنيدتعاليم يوگي‌هاي باستان مي‌گويد اگر بتوانيد تنفس‌تان را كنترل كنيد، مي‌‌توانيد زندگي‌تان را در اختيار گيريد. تنفس درست مي‌‌تواند وسيله مهمي براي رشد درون و شفافيت ذهن و نيروي جسماني و شادابي و طراوت روح و استعلاي آگاهي باشد.
به شيوه تنفس‌ خود توجه كنيد تا ببينيد كه تنفس درست تا چه اندازه مي‌تواند در كيفيت زندگي روزمره‌تان مؤثر باشد. تنفس يوگائي به تنفس از ناحيه شكم و همچنين ديافراگم‌ها مربوط مي‌شود. اگر درست نفس بكشيد، در هر دم ريه‌ها پر و در هر بازدم كاملاً خالي مي‌شوند، به‌طوري ‌كه هيچ‌ هوائي در آن نمي‌ماند تا كهنه و فاسد شود.
نخستين كار، پرورش عادت صاف نشستن و صاف ايستادن است. شانه‌ها بايد راحت و آسوده باشند و شكم به‌سوي داخل نگاه داشته باشد. با سر خميده و بدن دولا نمي‌توان به سوي &#۷۸۲;نيروانا&#۷۸۲; ـ اوج آرامش ـ گام برداشت.
اين امر به‌معناي هشياري از سطح آگاهي خويشتن نيز هست. اگر بي‌حال و كم رمق و رخوتناك و خسته و خواب‌آلود يا عصبي و تحريك‌پذير هستيد، كافي است به شيوه تنفس خود توجه كنيد. دستتان را روي شكم بگذاريد. دهانتان را كاملاً ببنديد. با بيني خود دم را فرو دهيد، در اين هنگام شكم بزرگ مي‌شود.
آن‌گاه براي بيرون فرستادن بازدم، عضلات شكم را به درون مي‌كشيد. در تنفس درست و طبيعي، تنفس صدا ندارد و شنيده نمي‌شود. بگذاريد در سراسر روز دم و بازدمتان را احساس كنيد، تا بتوانيد سطح آگاهيتان را در كف اختيار گيريد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
توسعه اطلاعاتي؛ توسعه مهارت‌هاي زندگيامروزه علي‌رغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي در شيوه‌هاي زندگي، بسياري از افراد در رويارويي با مسائل زندگي فاقد توانايي‌هاي لازم و اساسي‌اند و همين امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره و مقتضيات آن آسيب‌پذير كرده است. 
امروزه عليرغم پيشرفت‌هاي علمي‌ بشر و تأثيرات آن در شيوه زندگي، هنوز بسياري از افراد فاقد توانايي و مهارت‌هاي لازم و اساسي هستند و همين امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره آسيب‌پذير كرده است. 
در اين بين، تأثير و نقش شاخص‌هاي آموزشي در توسعه پايدار بسيار مهم و اساسي است. به همين دليل وقتي از توسعه اطلاعاتي سخن به ميان مي‌آيد، دامنه گسترده‌اي از فرآيندهاي پيچيده آموزشي به شاهراه ذهن راه مي‌يابد. 
وقتي سخن از توسعه اطلاعاتي به ميان مي‌آيد، جايگاه و نقش تأثيرگذار اطلاعات در روند حركتي جامعه براي بهبود سيستم‌هاي توليد تا توزيع اطلاعات به خوبي احساس خواهد شد. مهـم‌تر اينكه گام اساسي در راه توسعه مناسب و به روز اطلاعاتي در يك جامعه دانش مدار، هماهنگي و نيازسنجي دقيق براي تعيين اولويت‌ها و كمبودهاي مورد نياز در ساختار جامعه دانش محور است. 
خودآگاهي، توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات، نقاط ضعف و قدرت، خواسته‌ها، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهي به فرد كمك مي‌كند تا دريابد تحت استرس قرار دارد يا نه و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي و روابط بين فردي مؤثر و همدلانه است. 
همدلي يعني اينكه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني كه در آن شرايط قرار ندارد درك كند. همدلي به فرد كمك مي‌كند تا بتواند انسان‌هاي ديگر را حتي وقتي با آن‌ها متفاوت است بپذيرد و به آن‌ها احترام گذارد. همدلي روابط اجتماعي را بهبود مي‌بخشد و به ايجاد رفتارهاي حمايت كننده و پذيرنده، نسبت به انسان‌هاي ديگر منجر مي‌شود. 
ارتباط مؤثر به فرد كمك مي‌كند تا بتواند كلامي ‌و غيركلامي ‌و مناسب با فرهنگ، جامعه و موقعيت، خود را بيــــان كند. بدين معني كه فرد بتواند نظرها، عقايد، خواسته‌ها، نيازها و هيجان‌هاي خود را ابراز و به هنگام نياز بتواند از ديگران درخواست كمك و راهنمايي كند. مهارت تقاضاي كمك و راهنمايي از ديگران، در مواقع ضروري، از عوامل مهم يك رابطه سالم است. 
روابط بين فردي به ايجاد روابط بين فردي مثبت و موثر فرد با انسان‌هاي ديگر كمك مي‌كند. يكي از اين موارد، توانايي ايجاد روابط دوستانه است كه در سلامت رواني و اجتماعي، روابط گرم خانوادگي، به عنوان يك منبع مهم روابط اجتماعي ناسالم نقش بسيار مهمي‌ دارد. 
توانايي حل مساله فرد را قادر مي‌سازد تا به طور مؤثرتري مسائل زندگي را حل كند. مسائل مهم زندگي چنانچه حل نشده باقـي بماند، استرس روانـي ايجاد مي‌كنند كه به فشار جسمي‌ منجـر مي‌شود. 
تفكر خلاق؛ اين نوع تفكر هم به مساله و هم به تصميم‌گيري‌هاي مناسب كمك مي‌كند. با استفاده از اين نوع تفكر، راه‌حل‌هاي مختلف مساله و پيامدهاي هر يك از آن‌ها بررسي مي‌شوند. اين مهارت، فرد را قادر مي‌سازد تا مسائل را از وراي تجارب مستقيم خود را دريابد و حتي زماني كه مشكلي وجود ندارد و تصميم‌گيري خاصي مطرح نيست، با سازگاري و انعطاف بيشتر به زندگي روزمره بپردازد. 
تفكر انتقادي نيز توانايي تحليل اطلاعات و تجارب است. آموزش اين مهارت‌ها، نوجوانان را قادر مي‌سازد تا در برخورد با ارزش‌ها، فشار گروه و رسانه‌هاي گروهي مقاومت كنند و از آسيب‌هاي ناشي از آن در امان بمانند.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
ناصحان بي‌عمليك ضرب‌المثل چيني مي‌گويد: ”به تنبل يك دستور بده، پنج تا نصيحت تحويل بگير!“ شايد در نگاه اول اين ضرب‌المثل كمي متناقض به نظر برسد و انسان به‌خود بگويد كه مگر ممكن است يك شخص تنبل قادر به نصيحت باشد؟! اما حقيقت اين است كه ضرب‌المثل بالا مصداق دارد و در مورد بسياري از كساني‌كه روز و شب با آن‌ها سر و كار داريم كاملاً صدق مي‌كند.
كم نيستند تعداد پشت كنكوري‌هائي كه از همين الان پرچم تسليم را به اهتزاز درآورده‌اند و شكست خود در كنكور سال ديگر را اعلام كرده‌اند. اين عده بي‌شمار دست روي دست گذاشته‌اند و روزها و هفته‌هاي زيادي از عمر و جواني خود را به بطالت سپري مي‌كنند. اما با همه اين فرصت‌هائي كه از دست مي‌دهند، به‌هيچ اقدام مؤثري دست نمي‌زنند و معلوم نيست در انتظار كدام اتفاق، عمر و زندگي خود را هدر مي‌دهند. اگر پاي صحبت بسياري از آن‌ها بنشينيد، مي‌بينيد كه هركدام از آن‌ها استاد پند و اندرز هستند و در مورد آينده شغلي و تحصيلي و وضعيت نابسامان اقتصادي جوانان كشور و بيكاري و مشكلات ازدواج و شكست‌هاي عاشقانه صدها جمله و نصحيت اثرگذار بلدند. ولي وقتي از آن‌ها خواسته مي‌شود تلاشي از خود نشان دهند، بلافاصله موتور نصيحت‌گوئي‌شان به‌كار مي‌افتد و شروع به توليد نصيحت‌هاي سوزناك و جانگداز مي‌كنند.
اگر پاي صحبت‌هاي اهل اعتياد هم بنشينيد، همين اتفاق مي‌افتد. ناگهان مي‌بينيد كه اين حضرات به استادان اندرزگوئي تبديل مي‌شوند كه حاضرند ساعت‌ها شما را پند و اندرز دهند، ولي يك لحظه دست از اعتياد برندارند. آن‌ها نصيحت مي‌كنند، نه براي اين‌كه كاري انجام شود و يا به انجام كاري كمك شود. بلكه اين نصيحت‌ها تنها دلايلي لفظي هستند براي توجيه تن‌پروري و يكجانشيني و توقف و اعتياد آن‌ها، و جالب اين است كه به خاطر زيبائي و اثرگذاري پندها و نصايح، معمولاً اصل خطا، ناديده گرفته شده و جهت بحث به سمت ”درستي و نادرستي“ نصيحت گفته شده، منحرف مي‌شود.
اگر متن گزارش مديران ادارات و شركت‌هاي ورشكسته به مديران ارشد را يك‌بار بخوانيد به‌خوبي متوجه معناي عملي ضرب‌المثل بالا مي‌شويد. مدير ارشد سئوال مي‌كند چرا گذاشتيد كارخانه و شركت به اين روز بيفتد و مديران مقصر در جواب شروع مي‌كنند به نصيحت كردن كه: اگر بخش تضمين كيفيت به روش مدرن فعال مي‌شد و اگر نظام پرداخت‌ها هماهنگ‌تر عمل مي‌كرد و اگر گزينش كارمندها حساب شده‌تر بود و اگر سيستم مالي و انبارداري مكانيزه مي‌شد و اگر... آن‌گاه اين اتفاق نمي‌افتاد!
هر كدام از اين نصيحت‌ها و اندرزها هم به‌جاي خود بسيار ارزشمند و گرانقدرند. اما حقيقت اين است كه شركت و كارخانه به‌دليل ندانم كاري به مرز ورشكستگي رسيده است و ديگر هزينه و فرصت لازم براي عملي ساختن اين نصيحت‌هاي اثرگذار را ندارد و در نتيجه اين نصيحت‌ها در اين لحظه به‌هيچ دردي نمي‌خورند!
بچه‌ها از پدر مي‌پرسند چرا شغل پائيني را انتخاب كرده است و ميزان پول وارده به خانواده را محدود ساخته و دست به شغلي درآمدزا و مستقل نمي‌زند و پدر شروع به نصيحت مي‌كند كه: همين آب باريكه مستمر، بهتر از سيلابي است كه بعضي مواقع ممكن است نيايد و يا اگر پول بيش از حد وارد خانواده شود چون ظرفيت هضم آن وجود ندارد، فساد و لاابالي‌گري كل خانواده را در بر مي‌گيرد و يا انسان نبايد زياد پايبند مال دنيا باشد و...
و هر چند تك تك اين نصايح در جاي خود بسيار گران‌قيمت‌اند، اما حقيقت اين است كه پدر خانواده از دست زدن به شغلي پر درآمد هراس دارد و همه اين نصايح نقاب‌هائي هستند براي پوشاندن اين هراس و جالب اين است كه همه اعضاء خانواده هم مي‌دانند كه اين اندرزها نقاب‌هائي بيش نيستند.
فراموش نكنيم براي كارهائي كه نيمه تمام به‌حال خود رها كرده‌ايم و يا اصلاً شروع نكرده‌ايم، اگر صدها كتاب، توجيه و دليل مستند داشته باشيم، باز هم بخشيده نمي‌شويم و كسي ما را به خاطر انجام ندادن آن‌ها تبرئه نمي‌كنند. شايد الان بتوانيم با ارائه چند پند و اندرز از انجام كار داده شده شانه خالي كنيم اما آيندگان بدون هيچ ترديدي خواهند گفت كه ”به تنبل دستوري دادي و پنج تا نصيحت تحويل گرفتي!“

سهيلا ثقفيمجله موفقيت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
هفت راه براي ارتقاء عزت نفساگراز احساس بد داشتن نسبت به خود خسته شده ايد،۷ استراتژي عملي زير مي تواند به شما براي بالا بردن عزت نفس كمك كند.
۱) به گذشته فكركنيد، به زماني كه براي اولين بار كاري جديد و نو انجام داديد. 
ياد گرفتن نكات جديد غالبا با حالات عصبي، عدم اعتقاد به خود و استرس بالا همراه است، همه اين احساسات اجزا ضروري فرايند يادگيري هستند، اگر دوباره احساس عدم خود- رضايتي كرديد، به ياد داشته باشيد يادگيري با اين احساسات ناخوشايند همراه است. به ياد آوردن اين نكته به شما كمك مي كند آرامش خود راحفظ كنيد. 
۲ ) كارهايي راكه به تاخيرانداخته ايد انجام دهيد.
كارهايي مانند نامه نوشتن و يا تلفن زدن به يك دوست، تميز كردن خانه، مرتب كردن باغچه ها، تعميرماشين، رسيدگي به صورت حسابها، آشپزي و خلاصه هر كاري كه مي تواند قدرت تصميم گيري را در شما احيا كند.
۳) كارهايي انجام دهيد كه در آنها مهارت داريد.
براي مثال شنا كردن، دويدن، رقصيدن، آشپزي، باغباني، كوهنوردي، نقاشي، نوشتن و غيره. انجام اين كارها تمركز شما را بيشتر مي كنند. 
۴ ) از فكر كردن به خود دست برداريد!
شايد كمي عجيب باشد ولي عزت نفس پايين غالبا با خود محوري افراطي همراه است. انجام دادن فعاليت هايي كه شما را مجذوب و توجه شما را به خود جلب مي كند، مي تواند احساس بهتري به شما بدهد.
۵) استراحت كامل و كافي داشته باشيد.
اگر احساس نگراني، كمبود و يا عدم اعتماد به نفس مي كنيد، اولين قدم اين است كه دست از فكركردن بكشيد و استراحت كنيد. بعضي افراد استراحت كردن را با تمرين ياد مي گيرند و بعضي خود را درگير كارهايي مي كنند كه ذهنشان را مشغول مي كند. اگر بتوانيد هر زمان كه تمايل داشتيد استراحت كنيد يكي ازمهارت هاي زندگي را كسب كرده ايد. فعاليت هايي نظير خود هيپنوتيزمي، تعمق و يا تكنيك هاي استراحت جسماني مانند تاي چي مي تواند سودمند باشند.
هنگامي كه استراحت مي كنيد، مغز شما حالت عاطفي كمتري دارد و حافظه بهتر كارمي كند. استراحت درماني خارق العاده و بي نظيراست. 
۶) همه آنچه را كه به دست آورده ايد، در خاطره تان زنده كنيد.
شايد انجام اين كار در ابتدا سخت و دشوارباشد، ولي بعد از مدتي قادر خواهيد بود فهرستي از خاطراتي را كه مي توانند عزت نفس شما را بالاترببرند تهيه كنيد. خاطراتي همچون قبول شدن در امتحان راهنمايي و رانندگي (به استثناي حالات اضطرابي آن)، قبول شدن در امتحانات، بازي كردن در تيم هاي ورزشي، رهايي يافتن از بيماري، پس اندازكردن پول، كمك كردن به ديگران و غيره.
۷) اگر احساس بدي نسبت به خود داريد، مطمئن باشيد افكار، خاطرات و رفتار شما تحت تاثير آن قرار خواهند گرفت. 
بنابراين اگر احساس خوبي نسبت به خود نداريد، حتما فقط اوقات و خاطرات بد را به خاطر خواهيد آورد.
● خلاصه:
هنگامي كه يك يا چند مرحله از مراحل زير را امتحان كرديد، سعي كنيد آنها را جز اصلي زندگي خود كنيد. براي بيشتر افراد داشتن عزت نفس بالا فقط يك رويداد خوشحال كننده نيست بلكه نتيجه شيوه تفكر و كارهايي است كه آنها هر روزه انجام مي دهند.پايگاه اطلاع رساني استان گلستان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
حرف زدن آسان است اما عمل كردن دشوارحقيقت مسئله اين است كه هر كسي با يك دهان و تارهاي صوتي مي تواند با ديگران حرف بزند. مي تواند اينقدر حرف بزند كه به كلي خسته و درمانده شود. درمورد همه چيز مي تواند حرف بزند. مي تواند ادعا كند كه بهترين است، مي تواند تهديدتان كند يا حتي فحش و بد و بيراه نثارتان كند. 
مي تواند دروغ بگويد، راست بگويد، فريبتان بدهد يا قصه هايي را از خود ببافد كه حقيقت نداشته است، مگر اينكه بتواند حرف هايش را با عمل ثابت كند. 
● قهرماني كه قهرمان نبود 
بيشتر آدم ها خيلي حرف مي زنند. نظرشان را در مورد همه چيز ابراز مي كنند، چه از آنها خواسته باشند چه نخواسته باشند. آنها به جاي اينكه با اعمال و كارهايشان زندگي كنند، با حرف زندگي مي كنند. 
حتماً تابه حال با افراد خالي بندي برخورد داشته ايد كه گوشه اي نشسته و از خاطرات خود شروع به صحبت مي كند. با توجه به حرف هايش شما تصور خواهيد كرد كه او يك قهرمان، يك ورزشكار يا آدم مهمي است، تا اينكه در آخر كار وقتي تا مقصد دنبالش مي كنيد مي بينيد كه وارد پمپ بنزين شده و به كارش ادامه مي دهد. 
جريان چيست؟ بله، اين فرد واقعيت خود را دوست ندارد، به همين دليل تصوير يك قهرمان را براي خود مي سازد تا همه قبولش كنند. البته او بايد بداند كه در زندگي كوچك خود، واقعاً يك قهرمان است، فقط بايد اين مسئله را بپذيرد. هر كسي با كمي قوه ي تعقل مي تواند قهرمان باشد. 
● حرف هايتان را عمل كنيد 
مردان واقعي معمولاً افرادي هستند كه كمتر حرف مي زنند. فقط در مواقع لزوم عقايد خود را ابراز مي كنند. هيچوقت آنها را در حال پرحرفي نمي بينيد چون براي آنها وقت طلا است. حرف فقط زماني مي تواند براي آنها به منزله ي سلاح باشد كه بتوانند آن را با عمل ثابت كنند. 
خيلي وقت ها شنيده ايم كه افراد هنگام رويارويي با مشكلات چه تهديدات احمقانه اي مي كنند كه هيچ وقت عملي نمي شود. با اين كار ديگر كسي او را جدي تلقي نخواهد كرد. 
براي اينكه ديگران ما را جدي بگيرند، هيچ وقت نبايد حرفي بزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر كسي شما را جدي تلقي نكرد، عصباني نشويد. 
تا جايي كه مي توانيد همه ي حرف هايتان را به عمل برسانيد. لازم نيست كه سخنراني كنيد. حرفتان را واضح و كامل بيان كنيد طوري كه همه متوجه بشوند. اگر باز ديگران نفهميدند، ديگر وقتش رسيده كه آن را عملي كنيد. سعي نكنيد به خاطر نفهميدن ديگران شروع به پرحرفي براي توضيح آن كنيد. از قديم گفته اند، كم گوي و گزيده گوي چون دُر. خلاصه حرف بزنيد، اما جملات پرمعني بگوييد. و براي اينكه قدرت و احترام خود را همه جا حفظ كنيد حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را اجرا كنيد. و اگر هم زديد به هر قيمتي كه شده آن را عملي كنيد. 
● فقط حرف نزنيد، عمل كنيد 
عيب ندارد اگر به همه ي دنيا اعلام كنيد كه چه كارهايي مي خواهيد انجام دهيد. اما اول آن را نشان دهيد. حرف زدن آسان است، اين عمل كردن است كه از عهده ي هر كسي برنمي آيد. حرفي نزنيد كه نتوانيد آن را با عمل ثابت كنيد. اما اگر قادر به عمل كردن هستيد، ديگر مي توانيد هر حرفي خواستيد بزنيد.سايت مردمان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
از هدف‌تان چشم بر نداريداگر از فردي‌كه در مسابقات اتومبيل‌راني شركت مي‌كند، بپرسيد چه‌طور مي‌تواند بدون برخورد با چيزي، از مكان‌هاي باريك و دشوار بگذرد، او در جواب مي‌گويد: ”به جائي كه مي‌خواهيد برويد، نگاه كنيد؛ نه به جائي كه نمي‌خواهيد برويد. اگر به ديوار چشم بدوزيد، با آن برخورد مي‌كنيد.“ مي‌توانيم اين استعاره را در زندگي‌مان نيز به‌كار ببريم. به‌جاي تمركز بر آن‌چه نمي‌خواهيد، بر آن‌چه مي‌خواهيد، تمركز كنيد .
بيشتر مردم، زمان و انرژي زيادي را صرف تفكر دربارهٔ آن‌چه مي‌خواهند از سرش خلاص شوند با آن‌چه خواهانش نيستند، مي‌كنند .
براي نمونه ”اي كاش اين صورت حساب‌ها نبودند“ در عوض، تلاش كنيد. بر آن‌چه مي‌خواهيد، تمركز كنيد.
تصور كنيد چگونه چتر بازان مي‌توانند در حالي كه در هوا معلق هستنند، به سمت يكديگر بروند و زنجيره‌اي را تشكيل دهند؟ آنان فقط با نگاه كردن به چشم‌هاي يكديگر مي‌توانند با هم ارتباط برقرار كنند. سپس بدن‌شان، رد نگاه‌شان را دنبال مي‌كند و به يكديگر نزديك مي‌شوند.
روزي وقتي گربهٔ ما ”مينگ“ وارد دفترم شد، به فكر فرو رفتم .
او دوست دارد دارد كنار پنجره، پشت ميز من بنشيند و پرنده‌ها را تماشا كند و در خيالش آن‌ها را بگيرد. وقتي در حال رفتن به لبهٔ پنجره بود، به او نگاه مي‌كردم. او ابتدا نشست و به بالاي ميز چشم دوخت. گوئي درحال تمركز است .سپس بالاي ميز پريد، به ارتفاعي كه بيست برابر قدش بود. او به راحتي و بدون هيچ تلاشي بالا پريد. اين به طور دقيق، كاربرد عملي اين قانون را نشان مي‌دهد؛ يعني با اعتماد به نفس به هدف‌تان چشم بدوزيد. عنصر ديگري كه در اين ميان نبايد ناديده گرفته شود، اعتماد است . او مطمئن است كه قادر به انجام اين كار است و به‌خودش اطمينان دارد . اين اعتماد، او را قادر به انجام كار مي‌كند.


منبع : سفر به دنياي شادي ”جيم دناوان“
مترجم : ”الهام آرام نيا ـ سيد شمس الدين حسيني“مجله شادكامي و موفقيت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
عادت‌هاي جديد در خود خلق كنيدهر رفتاري در ما پس از مدتي به عادت تبديل مي‌شود؛ خواه خوب؛ خواه بد. ابتدا ما خودآگاه يا از روي ترس يا اجبار يا به خاطر منافع‌مان دروغ مي‌گوييم، اما پس از مدتي ناخودآگاه و گاه حتي بدون آنكه خود بدانيم و يا اصلا بدون لزوم دروغ مي‌گوييم. اكنون دروغ گفتن به صورت يك عادت درآمده است... 
اما شما ممكن است خود را متعهد و مجبور كنيد كه در طول روز لبخند بزنيد و اين لبخند را بر لبان خود حفظ كنيد... بعد از ‌٢٠ روز لبخند از روي لبان شما پاك نخواهد شد و اين روي روابط و روحيه شما و احساستان نسبت به خودتان و زندگي تاثير بسيار خواهد داشت. 
اگر تاكنون اين كار را نكرده‌ايد همين الان تصميم بگيريد كه يك عادت جديد در خود خلق كنيد.... از يك مورد ساده مثل همين لبخند شروع كنيد. 
يا آرام كار كردن به جاي با عجله انجام دادن كارها و يا روزي نيم ساعت مطالعه در ساعتي خاص و يا هر عادت مثبت ديگري كه دوست داريد در زندگي خود پديد آوريد. 
يادتان باشد فقط با يك عادت شروع كنيد. بار خود را سنگين نكنيد، به آن اندازه بار بلند كنيد كه از حمل آن مطمئن هستيد. 
البته يك نكته مهم اين است كه هرچه عملي بيشتر تكرار شود، به عادتي عميق‌تر تبديل مي‌شود. درست است بعد از بيست روز ما به يك عادت جديد دست يافته‌ايم، اما اگر آن را رها كنيم به زودي ما را ترك خواهد گفت. پس براي تثبيت آن بايد تا مدتي مراقب باشيم.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
فنون تجزيه مشكلمهارت تجزيه مشكل به مسائل محتمل محتاج فنون خاص است. در اينجا به اجمال چهار فن را معرفي مي‌كنيم:
فن نخست، تجزيه به علل: گاهي مشكل را مي‌توان از طريق رصد كردن عوامل محتمل آن به مسائل، تجزيه كرد. به عنوان مثال، معضله ارتشاء را در اخلاق حرفه‌اي، مي‌توان به مسائلي چون امنيت معيشتي و رشوه، حرص ورزي و ارتشاء، تضاد طبقاتي و ارتشاء، فقدان شايسته‌سالاري و ارتشاء، فقدان نظام نظارتي و رشوه و ... تحليل كرد. هريك از اين مسائل برعامل محتمل ارتشاء ناظراست . افت تحصيلي نيز به عنوان مثال ديگر، مسئله نيست؛ بلكه مشكل است و بايد بر حسب عوامل احتمالي آن به مسائل گوناگون تحليل شود. معضلات درد و عرصه نظري و عملي غالبا چند عاملي‌اند و مطالعه نقش وتاثير هر عامل محتمل، مسئله‌اي از مسائل آن معضل مي‌باشد. فن تجزيه به علل در تحليل مسائل عملي كاربرد بيشتري دارد.
فن دوم، تجزيه مشكل به ابعاد و اضلاع: گاهي پيچيدگي مشكل به ابعاد گوناگون آن بر مي‌گردد. به عنوان مثال، معضل نظري كثرت‌گرايي را مي‌توان به ابعاد مختلفي چون كثرت‌گرايي روش‌شناختي، معرفتي، ديني، اخلاقي و غير آن تحليل كرد.
كثرت‌گرايي ديني را نيز مي‌توان برحسب ابعاد آن به كثرت‌گرايي هنجاري، نجات‌شناختي، حقيقت‌شناختي، معرفت‌شناختي و وظيفه‌شناختي تجزيه كرد (لگنهاوزن، ص۳۶- ۳۴.) معضل “ما و ديگر اديان” بدون تجزيه به ابعاد ياد شده قابل بررسي و مطالعه نيست. همچنين معضل عملي سلامت و فساد در يك سازمان را مي‌توان به ابعاد مالي، اداري و رفتاري تجزيه كرد.
غالب پديدارها و معضلات متعلق به حوزه علوم انساني، اضلاع فراواني دارند و درهم تنيدگي اضلاع مختلف، سبب ابهام در مسئله مي‌شود. وقتي در زمينه دين‌داري جوانان به مطالعه مي‌پردازيم، برحسب اضلاع مختلف دين‌داري با مسائل متنوعي روبرو هستيم. همچنين است دين و اخلاق كه ابعاد گوناگون دارد. به نظر شما مسئله دين و اخلاق از حيث ابعاد به چه مسائلي قابل تجزيه است.يكي از مواضع مركب بودن سوال، خلط مقام تعريف و مقام تحقيق است. وقتي از مسئله اديان ديگر مي‌پرسيم، سوال به اديان در مقام تحقق مربوط است يا اديان در مقام تعريف؟ اين دو مقام، دو مسئله متمايز دارند.
فن سوم، تجربه به مصاديق: در مواردي كه به مطالعه فلسفي مي‌پردازيم، غالبا اختلاف مصداقي سبب تنوع مسئله نمي‌شود؛ اما در موارد ديگر مصداق‌هاي گوناگون تفاوت ساختاري در مسائل را به ميان مي‌آورند. به عنوان مثال، وقتي در باب سرقت مطالعه مي‌كنيم با مصاديق مختلف روبرو مي‌شويم، سرقت علمي، كالا، اطلاعات، دانش فني، حق معنوي، اسم، پول و ... هريك از موارد ياد شده مسئله‌اي خاص است وحل آن منوط به اخذ روش معيني است. در چنين مواضعي بايد مشكل مورد بحث را به مصاديق آن تحليل كرد.
فن چهارم، تجزيه به آثار: وقتي درخصوص اعتياد مطالعه مي‌كنيم، علاوه بر آنكه به تعداد علل محتمل و ابعاد گوناگون آن مسئله داريم، به تعداد آثار اعتياد نيز مي‌توان مسئله داشت؛ مانند اعتياد و آثار رواني آن و اعتياد و آثار اجتماعي آن. هريك از دو گونه آثار ياد شده را مي‌توان به مصاديق مختلف تجزيه كرد، مانند اعتياد و خانواده، اعتياد و اراده فردي،‌ اعتياد و تضاد طبقاتي و ... همچنين است تجربه ديني كه آثار گوناگوني دارد به نظر شما مسئله تجربه ديني از حيث آثار به چه مسائلي قابل تجزيه است؟روزنامه رسالت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۵۰:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
بياموزيد كه صبر پيشه كنيدصبر چيزي نيست كه مانند قاب عكس عتيقه از جد مادري خود به ارث ببريد. صبر چيزي است كه بر اثر كار بر روي آن به دست مي آوريد. شما مي آموزيد كه صبور باشيد و گاهي اين درس ها مي توانند واقعاً عذاب آور باشند! بهترين دوست تان رازي را برملا مي كند. در روز فارغ التحصيلي آنفلونزا مي گيريد.ماشين تان در حين سفر خراب مي شود!
اين درس هاي عذاب آور به شما مي آموزند كه چگونه با آن ها كنار بياييد. آن ها هم چنين به شما مي آموزند كه دفعه هاي بعد از چه چيزهايي اجتناب كنيد و چگونه هنگام ضرر و زيان دوباره تامين سرمايه كنيد.
آموزش ديدن براي صبر يعني بياموزيد كه چگونه محكم بايستيد. يعني با عزمي راسخ با شرايط دشوار مواجه شويد. يعني از مغلوب شدن با اعمال يا رفتارهايي كه بر عليه شماست، خودداري كنيد. انسان صبور آموخته است كه چگونه با كساني كه با او مخالف اند، موافق باشد، صبر به روش هايي فكر مي كند كه رفتارهاي ناشي از بي دقتي و نامهرباني را اصلاح كند و به آن ها توجه نشان دهد.
صبر ارزش صبر كردن را دارد!

انگيزه هاي يك دقيقه اي - استان تول