مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11443
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 36
همه : 4339925
مامور كنترل مواد مخدر به يك دامداري در ايالت تكزاس امريكا مي رود و به صاحب سالخورده ي آن مي گويد:
بايد دامداري ات را براي جلوگيري از كشت مواد مخدربازديد كنم." دامدار، با اشاره به بخشي از مرتع ، مي گويد:
باشه، ولي اونجا نرو. مامور فرياد مي زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختيار دارم." بعد هم دستش را مي برد و از جيب پشتش نشان خود را بيرون مي كشد و با افتخار نشان دامدار مي دهد و اضافه مي كند:
اينو مي بيني؟ اين نشان به اين معناست كه من اجازه دارم هرجا دلم مي خواد برم..در هر منطقه يي...
بدون پرسش و پاسخ. حالي ات شد؟ ميفهمي؟
دامدار محترمانه سري تكان مي دهد، پوزش مي خواهد و دنبال كارش مي رود...
كمي بعد، دامدار پير فريادهاي بلند مي شنود و مي بيند كه ماموراز ترس گاو بزرگ وحشي كه هرلحظه به او نزديك تر مي شود، دوان دوان فرار مي كند.
به نظر مي رسد كه مامور راه فراري ندارد و قبل از اين كه به منطقه ي امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت ميكند، باسرعت خود را به نرده ها مي رساند واز ته دل فرياد مي كشد:" نشان. نشانت را نشانش بده!"
                                                                


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

يادم باشد….

 حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد
نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد
خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را
يادم باشد

 كه روز و روزگار خوش است
يادم باشد

 جواب كين را با كمتر از مهر، و جواب دو رنگي را با كمتر از صداقت ندهم
يادم باشد

 بايد در برابر فريادها سكوت كنم و براي سياهي ها نور بپاشم
يادم باشد

 از چشمه، درسِِ خروش بگيرم و از آسمان درسِ پـاك زيستن
يادم باشد

 سنگ خيلي تنهاست ...
يادم باشد

 بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند
يادم باشد

 براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمده ام ... نه براي تكرار اشتباهات گذشتگان
يادم باشد

 زندگي را دوست دارم
يادم باشد

 هر گاه ارزش زندگي يادم رفت در چشمان حيوان بي زباني كه به سوي قربانگاه مي رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پي ببرم
يادم باشد

 مي توان با گوش سپردن به آواز شبانه ي دوره گردي كه از سازش عشق مي بارد به اسرار عشق پي برد و زنده شد
يادم باشد

 معجزه قاصدكها را باور داشته باشم
يادم باشد

گره تنهايي و دلتنگي هر كس فقط به دست دل خودش باز مي شود
يادم باشد

 هيچگاه لرزيدن دلم را پنهان نكنم تا تنها نمانم
يادم باشد

 هيچگاه از راستي نترسم و نترسانم
يادم باشد

 از بچه ها ميتوان خيلي چيزها آموخت
يادم باشد

، پاكي كودكيم را از دست ندهم
يادم باشد

 زمان، بهترين استاد است
يادم باشد

 قبل از هر كار با انگشت به پيشانيم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نكوبم
يادم باشد

 با كسي آنقدر صميمي نشوم شايد روزي دشمنم شود
يادم باشد

 با كسي دشمني نكنم شايد روزي دوستم شود
يادم باشد

 قلب كسي را نشكنم
يادم باشد

 زندگي ارزش غصه خوردن ندارد
يادم باشد

 پلهاي پشت سرم را ويران نكنم
يادم باشد

 اميد كسي را از او نگيرم شايد تنها چيزيست كه دارد
يادم باشد

 كه عشق كيمياي زندگيست
يادم باشد

 كه آدمها همه ارزشمند اند و همه مي توانند مهربان و دلسوز باشند
يادم باشد

 زنده ام و اشرف مخلوقات
بياييد همگي يادمان باشد و به هم يادآوري كنيم

 zahra.mohammadi



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

آلن پيز، استاد ولاديمير پوتين نويسنده يكي از ده كتاب پر فروش ارتباطات قرن با نام "چرامردان گوش نميدهند و زنان نميتوانند نقشه بخوانند"،خلاصهاي از مباحث آلن پيز

بينايي

مردان تنها قادر به توصيف رنگهاي اصلي هستند: قرمز، آبي، و زرد. زنان ميتوانند رنگهاي شيري، نيلي، ارغواني، بنفش و سدري را نيز توصيف كنند

بقيه در ادامه مطلب

                                           R.panahi

مغز

آلن پيز، استاد ولاديمير پوتين نويسنده يكي از ده كتاب پر فروش ارتباطات قرن با نام "چرامردان گوش نميدهند و زنان نميتوانند نقشه بخوانند"،خلاصهاي از مباحث آلن پيز

بينايي

مردان تنها قادر به توصيف رنگهاي اصلي هستند: قرمز، آبي، و زرد. زنان ميتوانند رنگهاي شيري، نيلي، ارغواني، بنفش و سدري را نيز توصيف كنند

سفيدي چشم در انسان كاملا واضح است. اين بخش حركت چشمها و تغيير جهت ديد را كه هر دو براي ارتباط بين انسانها ضروري است، در انسان ممكن ميسازد. سفيدي چشم زنان بيش از مردان است، چرا كه ارتباط مستقيم با افراد بخش اصلي فرايند برن نميتوانند احساسات خود را نشان دهند. مغز مردان ساده، اما مغز زنان پيچيده است. بخش چپ مغز مردها، هنگام صحبت كردن فعال ميشود. اغلب براي خانمها اين پرسش پيش ميآيد كه چرا مردان اينقدر روي خاموش كردن تلويزيون هنگام زنگ زدن تلفن اصرار دارند؟

زنها با تعجب از خود ميپرسند: چرا مردها وقتي مشغول خواندن روزنامه يا ديدن تلويزيون هستند، نميتوانند سخنان همسر خود را بشنوند؟

تقريبا همه زنان دنيا از نشنيدنهاي شوهرشان در رنج و عذابند. دليل چنين ضعفي اين است كه مغز يك مرد براي انجام يك كار در يك زمان شكل گرفته، زيرا فيبرهاي ارتباطي كمتري بين دو نيمكره مغزي او هست. اگر از مردي در حال مطالعه يك اسكن مغزي بگيريد، خواهيد ديد او در اين هنگام كاملا كر شده است!

اما مغز زن براي كارهاي متفاوت در آن واحد شكل گرفته است و ميتواند از هر دو نيمكره مغز خود بهره ببرد. زن ميتواند چند كار متفاوت را در يك زمان انجام دهد. مغز هميشه فعال زن هرگز بيكار نميماند. او ميتواند در يك زمان با تلفن حرف بزند، غذا بپزد و تلويزيون ببيند. او ميتواند در حال رانندگي آرايش كند، به راديو گوش دهد و با تلفن همراهش حرف بزند؛ اما اگر مردي در حال درست كردن غذا باشد و شما با او صحبت كنيد، ممكن است به دليل از دست دادن تمركزش بر نحوه درست كردن غذا عصباني شود.

تحقيقات جديد نشان داد كه عملكرد مغز زنان نسبت به مردان تفاوتهاي اساسي دارد. مغز زن به طور نامحسوسي كوچكتر از مغز مرد است كه اين موضوع به هيچ وجه تأثيري بر توانايي و قابليتهاي آنان ندارد.

در سال ١٩٩٧ محقق دانماركي، "برتن پكن برگ" از بخش عصبشناسي بيمارستان دولتي كوپنهاگ ثابت كرد كه مغز يك مرد به طور متوسط، چهار ميليارد سلول بيشتر از مغز زن دارد. با اين حال زنان عموما در پاسخ به پرسشها ٣ درصد بهتر از مردان عمل ميكنند.

در مغز بيشتر مردان، بخشي براي جهتيابي وجود دارد. به همين دليل، در جهتيابي مشكلي ندارند. در بخشهاي گوناگوني از مغز زنان مركز كلامي وجود دارد. مهارت كلامي آنان عالي است. به ندرت براي پيدا كردن كلمه دستپاچه ميشوند.

در سال ١٩٩٥ گروهي از دانشمندان به سرپرستي دكتر "بنت" و دكتر "سالي شاي ويتس" در دانشگاه يل، آزمايشهايي را روي مردان و زنان انجام دادند تا دريابند در كدام نقطه مغز قافيه ساخته ميشود.

با كمك "ام ـ آر ـ تي" اين موضوع مورد تأييد قرار گرفت كه در مردان نيمكره چپ مغز براي زبان فعاليت ميكند. در حالي كه در زنان هر دو نيمكره فعال ميشود. نيمكره چپ مغز يك دختر سريعتر از نيمكره چپ يك پسر رشد ميكند؛ يعني دختران، بهتر و سريع تر از پسران صحبت ميكنند، ميخوانند و زبان خارجي فرا ميگيرند. به همين دليل، كلينيكهاي گفتار درماني مملو از پسر است تا دختر.

در پسران، نيمكره راست مغز سريعتر از دختران رشد ميكند؛ جايي كه توانايي درك منطقي و تجسم فضايي وجود دارد. پسران در رياضيات، ساختمان سازي و حل مشكلات قويتر از دختران هستند.

سرعت ارتباط بين دو نيمكره

نيمكره چپ و راست مغز با رشتههاي عصبي به نام جسم پينهاي به هم متصلند. اين رشته امكان ارتباط و تبادل اطلاعات را ايجاد ميكند.

راجر كروسكي، عصب شناس دانشگاه كاليفرنيا تأييد كرد كه جسم پينهاي در مغز زنان نسبت به مردان ضخيمتر است. به همين دليل، ارتباط بين دو نيمكره در زنان ٣٠ درصد بيشتر از مردان برقرار ميشود. همچنين در زنان و مرداني كه به فعاليت مشابهي مشغولند، بخشهاي متفاوتي از مغز فعال ميشوند.

تحليل حركات بدن

از جمله مواردي كه آلن به پوتين ياد داد، تأثير حركات بدن بود. مثلا طرز نشستن، طرز قرار گرفتن سر و حركات ديگر اعضاي بدن، به ويژه در رفتار سياستمداران هر حالتي از بدن ميتواند، نمايشگر بياني خاص باشد كه در خانمها و آقايان متفاوت است؛ مثلا گره كردن دستها در حالت رو به پايين، حالتي از راحتي و ريلكس بودن را نشان ميدهد. يا هنگامي كه سرتان را در موقع صحبت كردن به آرامي تكان ميدهيد، اين حركت به معناي در كنترل داشتن آن شخص و محيط توسط شماست.

يك كارشناس فروش هنگامي كه در حال فروش جنسي است، اگر مشتري يك قدم به عقب بردارد، به معني عدم تمايل و انصراف از خريد است. به علت اين كه يا به خوبي توجيه نشده يا رفتار قابل قبولي از فروشنده نديده است؛ اما اگر مشتري يك قدم جلو گذاشته يا سرش را به آرامي تكان دهد، احتمالا به اين معني است كه توضيحات فروشنده او را قانع كرده است.

صحبت كردن مهارت اصلي خانمهاست؛ خانمها در يك زمان، همه با هم صحبت ميكنند و در همان موقع، هم به سخنان يكديگر گوش ميكنند؛ اما اين توانايي براي مردان امكان پذير نيست. مغز زنان مانند پدال زدن دوچرخه با صحبت كردن انرژي ميگيرد.

اگر خانمها بخواهند با يك مرد صحبت كنند، بايد به اين نكته توجه كنند كه تنها يك مطلب را در يك زمان مطرح كنند؛ يك موضوع را بگويند و قطع كنند. اگر متوجه شدند او مطلبشان را درك كرده است، آنگاه مطلب ديگري را مطرح كنند. اين بدان جهت است كه مغز مردان در يك زمان تنها ميتواند بر يك موضوع تمركز كند.

مواردي را كه آلن پيز در اين سمينار (كه به زبان انگليسي بود) مطرح كرد، اصول مهمي در روابط زناشويي قلمداد ميشوند.

يكي از شكايتهاي خانمهايي كه به مراكز مشاوره ميروند، بيتوجهي شوهران آنها به سخنانشان است. اگر تفاوتهاي زن و مرد را بدانيم، مشكلات كمتري پديد ميآيد؛ براي نمونه، وقتي بدانيم توانايي و علاقه اصلي خانمها صحبت كردن است و با اين توانايي انرژي ميگيرند، بايد در هنگامي كه آنها با ما سخن ميگويند، هيچ كاري انجام ندهيم و با توجه كامل به سخنان آنها گوش دهيم.

اگر اين اتفاق بيفتد، آنگاه خواهيم ديد كه چقدر تفاهم و عشق و علاقه بين ما افزايش پيدا كرده است



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

يكي از وظايف مهم در تربيت جنسي نوجوانان، آموزش واقعيت روحي و رفتاري افراد از جنس مخالف است. پدر و مادر و همچنين اولياي مدرسه مي بايد در فرصت هاي مناسب در مورد اينكه دختران و پسران داراي چه خصوصياتي هستند و چگونه مي بايد در مقابل اين خصوصيات عكس العمل نشان داد، مطالب مختلفي به فرزندان و دانش آموزان خود، گوشزد كنند.

كودك در سنين مختلف نسبت به جنس مخالف عكس العمل متفاوتي دارد.هر يك از مراحل فوق، آموزش هاي مناسب خود را مي طلبد :

                                   shab ahange del aram

● در دوران پيش دبستاني

در درجه اول بايد بر الگوهايي رفتاري پسرانه و دخترانه، متناسب باسن كودكان تاكيد شود.

دختر و پسر بايد از همين دوره تفكيك جنسيت خود را درك و الگوهاي مناسب در اين زمينه را از خانواده دريافت كنند. پوشانيدن لباس هاي مناسب با جنسيت دختر، به دختران، و لباس هاي مناسب با جنسيت پسر به پسران و نيز گوشزد كردن رفتارهاي مناسب براي دختران و براي پسران، از مهمترين آداب تربيت جنسي در دوران پيش دبستاني است. در اين كار بايد از افراط و تفريط جدا خودداري شود. نبايد در ذهن كودك اين مفهوم شكل بگيرد كه دختر، يعني موجودي مقيد، محدود و تحت سلطه و بالعكس پسر، يعني موجودي آزاد، قدرتمند و سلطه گر. اين دو قالب فكري با نهايت تاسف در نحوه برخورد اغلب پدران و مادران در نحوه ي تربيت فرزندانشان ديده مي شود و همين تفكر زيربناي رشد معيوب فرزندانمان مي شود.

ما بايد رفتار محبت آميز را، هم به دخترانمان و هم به پسرانمان بياموزيم، منتها به دخترانمان اين رفتار محبت آميز را در ياري به ديگران در زمينه هايي چون كمك به كوچكترها در لباس پوشيدن و غذا خوردن و كمك به بزرگترها در زمينه كارهايي چون پخت و پز و دوخت ودوز بياموزيم و به پسرانمان همين رفتار محبت آميز را از طريق كمك به كوچكترها در مواردي چون رفت و آمد، برداشتن و گذاشتن وسايل و اشيا و به بزرگتر ها در زمينه هايي چون، خريد كردن، كمك در حمل برخي از اشيا و امثال اينها، بياموزيم.

الگوي زنانه و مردانه را به صورت دو الگوي ضد يكديگر، تلقي نكنيم و از ابتدا اين ضديت را به فرزندانمان القا نكنيم، بلكه از همان دوران پيش دبستاني مي بايد به فرزندانمان نشان دهيم كه الگوي رفتار زن و مرد، مكمل يكديگر است نه ضد يكديگر.

كودك در سنين مختلف نسبت به جنس مخالف عكس العمل متفاوتي دارد.هر يك از مراحل فوق، آموزش‌هاي مناسب خود را مي‌طلبد :

در دوران پيش‌دبستاني در درجه اول بايد بر الگوهايي رفتاري پسرانه و دخترانه، متناسب با سن كودكان تاكيد شود.در همين دوران بايد به دختران و پسران بياموزيم كه با ديدي احترام آميز، به يكديگر نگاه كنند؛ در مقابل يكديگر گذشت داشته باشند.

 خصوصيت مهم اين دوره اين است كه دختران و پسراني كه سال هاي بعد به لحاظ طبيعي، شرعي و عرفي از يكديگر دور و نامحرم شمرده خواهند شد، در اين زمان به آساني مي توانند با يكديگر رابطه اي نزديك داشته باشند. اين دوره، دوره اي است كه ديگر فرصتي اينجنين براي آموزش رفتار احترام آميز، نسبت به افراد غيرهمجنس در يك زندگي تنگاتنگ و همراه با بازي، فراهم نخواهد شد. بنابراين بايد از اين فرصت به خوبي استفاده كرد و زيربناي رفتارهاي مناسب را ساخت.

يكي از نكاتي كه در اين دوره بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه نمي بايد به گونه اي رفتار كنيم كه دختران مان از دختر بودن خويش ناراضي شوند. تبعيض در رفتار و عدم رعايت عدالت و نيز اشباع نكردن فرزندانمان و به خصوص دخترانمان از محبت، مي تواند تاثيري سوء بر احساس دختران از دختر بودن خويش، داشته باشد.

 

● در دوره دبستاني

از آنجا كه رفتارهاي دختران و پسران جنبه ضديت به خود مي گيرد، بهتر است به گونه اي رفتار كنيم كه اين ضديت از يك سو تشديد و ريشه دار نشود و از سوي ديگر نحوه سازگاري و كنار آمدن با آن را نيز فرزند انمان به خوبي بياموزند.

دوران دبستاني براي آموزش نحوه رفتار با جنس مخالف دوران مطلوبي است. به هنگام بروز اختلاف اين آموزش آنها را آماده مي كند، تا در زندگي زناشويي نيز بتوانند از كنار اختلاف ها و تعارض ها، بخوبي بگذرند.

در اين سنين گاه دختران و پسران از نحوه رفتار و برخورد يكديگر شكايت مي كنند. در چنين موارد ما نه تنها بايد موجبات آرام ساختن آنان را فراهم آوريم، بلكه بايد به آنان كمك كنيم تا راه رفع مشكل و اختلاف را نيز خود كشف كنند. اگر كودك در اين مرحله بتواند پيدا كردن راه حل را تمرين كند، آمادگي خوبي براي حل اختلاف ها در زندگي زناشويي، پيدا خواهد كرد.

در اين مرحله بايد رفتار مبتني بر كرامت و گذشت و بزرگواري و عدالت خواهي را در مقابل افراد غير همجنس به فرزندانمان بياموزيم. گاهي اوقات دختران دبستاني در نزد پدر و يا مادر خود نحوه برخورد پسري با آنان در راه مدرسه و پاسخ دادن خود را، نقل مي كنند. اشتباه بزرگ در اين موارد از آنجا آغاز مي شود كه پدر و يا مادر آني و حساب نشده، عكس العمل نشان داده و شروع به سر زنش دخترشان مي كنند. در چنين مواردي اگر دختر نيز رفتار اشتباهي از خود نشان داده بود، بايد سعي كنيم او خود به اشتباه خود پي ببرد و به آرامي روش صحيح برخورد با پسران را در موارد مشابه به او گوشزد كنيم. رفتار تند و پرخاشگرانه اولين آسيبش اين است كه فرزندمان از اين پس مسائل مربوط به جنس مخالف را از ما پنهان خواهد كرد و آسيب پنهان كردن چنين مسائلي، ممكن است بسيار زيانبخش باشد.

● در دوره نوجواني


 علل و عوامل گوناگوني در بروز رفتارهاي نادرست در روابط دختران و پسران نقش دارند كه مي‌توان به‌طور كلي اين عوامل را به سه دسته زير تقسيم كرد:

1- نوجوان و افكار غيرواقعي او ،2- خانواده و شيوه‌هاي برخورد آنان با نوجوان ،3- شيوه‌هاي برخورد جامعه با نوجوان

 

بايد كمك كنيم تا نوجوان تا حد ممكن از تصورات تخيلي در مورد جنس مخالف، اجتناب ورزد. اين امر هر چند به طور كامل امكان پذير نيست، لكن مي توانيم با اعمال روش هايي، از افراط در آن جلوگيري كنيم.

از جمله روش هاي موكد، وجود گفت وشنود در خانه است. اين جو بايد در ادامه دوره دبستان در خانه وجود داشته باشد تا نوجوان نيز مسائل خود را در خانه مطرح كند و پدر و مادر نيز به او در اصلاح رفتار و افكارش، راهنمايي لازم را ارائه دهند و با هم حرف بزنند.

در اين زمينه بايد توجه داشت كه طرح مسائل مربوط به غريزه جنسي، بايد به حداقل ممكن، صورت پذيريد. مطرح ساختن مسائل فردي در اين زمينه، با رعايت جوانب تربيتي ضروري است. بايد مسائل مربوط به بلوغ، قبل از پيدا شدن علائم اصلي به نوجوانان آموزش داده شود . در كنار اين، آموزش وظايقي چون به جاي آوردن احكام مربوطه، از مهمترين عناصري است كه بايد آموزش داده شود.

آموزش مسائل كلي در مورد غريزه جنسي مانند نقش دو جنس در توليد مثل، با استناد به مثال هاي دقيق از گياهان و با مثال هاي اجمالي در مورد حيوانات و انسان، مي تواند در اواخر دوران دبيرستان، يعني سنين ۱۷ و ۱۸ انجام پذيرد. آموزش دقيق مسائل مربوط به روابط جنسي زن و مرد نيز بايد به هنگام ازدواج انجام گيرد.

بي توجهي به آموزش هايي كه در هر يك از مراحل پيش دبستاني، دبستاني و راهنمايي و متوسط، توصيه شد، موجب اخذ آموزش از طرق غيرمطلوب و نيز خيالپردازي هاي نادرست توسط نوجوان مي شود.

اين امر خود منجر به اين مي شود كه نوجوان شناخت نادرستي از جنس مخالف در ذهن بپروراند. آنچه در ذهن نوجوانان ما در مورد جنس مخالف، امروزه وجود دارد، در طيفي بسيار گسترده جاي دارد. در يك سر اين طيف افكاري وجود دارد كه از جنس مخالف يك اله يا الهه ترسيم مي كند و در سر ديگر اين طيف جنس مخالف را در پايين ترن شكل خود، ترسيم مي كند.

ويژگي تصورات گروه اول اين است كه وي را مهربان، كامل، ملجا و پناه، آرام بخش همه دردها، پايان بخش همه رنج ها، بهشت موعود مي داند. نقطه مقابل اين تصور، جنس مخالف را به صورت وسيله اي محض براي اطفاء غريزه جنسي مي داند. در ميان اين دو حد، انواع تصورات و تفكرات در مورد جنس مخالف، ديده مي شود. مربيان و اولياء، وظيفه دارند در مورد شكل گيري درست اين تصورات و تفكرات، اقدام كنند و در هر مرحله از سن، متناسب با ويژگي ها و نيازهاي متربي در زمينه آموزش جنسي، به معناي عام كلمه مطالبي را به آنان بياموزند. سكوت در اين مورد و چيزي نگفتن نه تنها سودمند نيست، بلكه مي تواند بسيار مضر باشد.
 
 

درباره نوجوان وافكار غير واقعي او در مقاله اي بحث كرديم ودر مقاله ي ارتباط آموزش ارتباط سالم با جنس مخالف در خانواده به بررسي برداشت نادرست از شرع و محدود ساختن مطلق نوجوان در برخورد با جنس مخالف واثرات زيانبار آن پرداختيم. ودر اين مقاله  عوامل ديگري كه در خانواده باعث رفتار نادرست نوجوان مي شود را مي خوانيد :

عدم آموزش صحيح در مورد وضعيت و واقعيت جنس مخالف

يكي از وظايف مهم در تربيت جنسي نوجوانان، آموزش واقعيت روحي و رفتاري افراد از جنس مخالف است. پدر و مادر و همچنين اولياي مدرسه مي‌بايد در فرصت‌هاي مناسب در مورد اينكه دختران و پسران داراي چه خصوصياتي هستند و چگونه مي‌بايد در مقابل اين خصوصيات عكس‌العمل نشان داد، مطالب مختلفي به فرزندان و دانش‌آموزان خود، گوشزد كنند.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

چه زماني متوجه حضور كسي در قلب خود ميشويد؟
عشق در كيمياي ذهنتان باعث چه رويدادي ميگردد؟
و آيا عاشق شدن صرفاً طريقه اي طبيعي براي حفظ بقاي نوع بشر است؟ 

بقيه در ادامه مطلب

                                          shab ahange del aram

ما نام عشق را بر آن مي نهيم.
عشق به مانند روشناي آفتاب حس ميگردد. اما
روح بخش ترين احساسات انسانها شايد
همين راه حل زيباي طبيعت براي بقاي نسل آدميان و توليد مثل آنها باشد.
مغر توسط مجموعه اي از مواد شيميايي اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار مي آورد.
تـصور بر اين است كه در حال گزينش شريكي براي خود هستيم،
در حالي كه ممكن است طعمه اي دلباخته براي دام دوست داشتني طبيعت بيش نباشيم.
آنگونه كه شما تصور ميكنيد نيست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانيه تا 4 دقيقه
زمان لازم است تا شما درباره عشق كسي تصميم گيري نماييد.

تحقيقات گوياي اين مطلب ميباشند:
%55 از طريق زبان جسماني علاقه پديد مي آيد
%38 از طريق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
فقط %8 از طريق گفتگو عاشق ميشوند


3 مرحله عشق
روانشناسان براي عشق سه مرحله پيشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبيت و تعلق.
هر كدام از اين مراحل بدليل وجود هورمونها و مواد شيميايي خاصي ايجاد ميشوند.

مرحله 1: شهوت
اين اولين مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدليل وجود هورمونهاي ج ن س ي استروژن و تستسترون پديد مي آيد.

مرحله 2: مجذوبيت
زماني شگفت انگيز، هنگاميكه به عشقي حقيقي مبتلا شده ايد و بسختي ميتوانيد به ديگران فكر كنيد.
دانشمندان بر اين باورند كه سه انتقال دهنده عصبي اصلي در اين مرحله دخيل ميباشند:
آدرنالين، دوپامين و سروتونين

آدرنالين
مراحل ابتدايي علاقمندي به يك فرد باعث فعال شدن
واكنشهاي استرس زا و افزايش سطح آدرنالين و كرتيزول در خون مي گردد.
اين فرآيند تاثير فريبنده اي در فرد ايجاد ميكند:
وقتي او را براي اولين بار مي بينيد
بدنتان عرق مي كند، قلبتان سريعتر ميتپد و دهانتان خشك ميگردد.

دوپامين
يك زوج تازه ازدواج كرده تحت معاينه مغزي قرار گرفتند
و مشخص گرديد كه ميزان سطح دوپامين كه نوعي انتقال دهنده عصبي بشمار ميرود در آنها بالا است.
اين هورمون از طريق رهاسازي حس شديدي از لذت، باعث تحريك 'ميل و رغبت' در شخص ميگردد.
اين دقيقاً همان تاثيري است كه بعد از مصرف كوكائين در مغز بوجود مي آيد!
نتايج آزمايشات دال بر وجود مقدار قابل توجهي از دوپامين در اغلب زوجين ميباشد:
افزايش انرژي، كاهش نياز به خواب و غذا، حواس متمركز و لذتي مطبوع در كوچكترين جزئيات رابطه.

سروتونين
و در انتها سروتونين، يكي از مهمترين هورمونها، كه باعث ميگردد بسيار زياد به معشوقتان فكر كنيد.

آيا عشق شيوه تفكرتان را تغيير مي دهد؟
در يك بررسي علمي مشخص شد كه
در مراحل اوليه ايجاد عشق ( مرحله مجذوبيت ) نحوه فكر كردن دچار دگرگوني شگرفي مي شود.
از بيست زوج جوان كه ابراز علاقه بسيار شديدي نسبت به هم مي نمودند، دعوت بعمل آمد
تا مشخص گردد كه آيا مكانيزم تفكر دائمي به معشوق در مغز
با مكانيزمي كه باعث بروز اختلال وسواس فكري-عملي ميشود ارتباطي دارد يا خير.
با تحليل نمونه هاي خوني گرفته شده معلوم گرديد كه
ميزان هورمون سروتونين در زوجهاي جوان با سطوح پايين اين هورمون در بيماران وسواس فكري-عملي برابري ميكند.

عشق نياز به ناپيدايي دارد
افرادي كه بتازگي عاشق هم شده اند صورتي خيالي، شاعرانه و ايده آل به شريك زندگيشان مي بخشند،
محاسنشان را بزرگ نمايي نموده و عيوبشان را مي پوشانند.

همچنين زوجهاي جوان، خودِ رابطه را نيز متعالي جلوه مي دهند
و تصور ميكنند كه رابطه شان از هر زوج ديگري صميمي تر و زيباتر است.
روانشناسان معتقدند كه ما به چنين نگرش خالصانه اي نيازمنديم.
اين نگرش باعث ميگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدي عشق، يعني تعلق، در كنار يكديگر باقي بمانيم.

مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتي است كه زوجين را متعهد ميكند براي بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه كافي در كنار هم زندگي كنند.
دانشمندان تصور ميكنند كه دو هورمون اصلي در رابطه با ايجاد حس تعلق دخيل هستند: اكسيتوسن و واسوپرسين.
اكسيتوسين - هورمون نوازش

اكسيتوسين هورموني قدرتمند است كه توسط زنان و مردان در حين ا و ر گا س م ترشح ميشود.
اين هورمون احتمالاً حس تعلق را عميق تر نموده
و باعث ميگردد زوجين بعد از اتمام رابطه ج ن س ي بيش از پيش نسبت به هم احساس نزديكي كنند.
مطابق با اين نظريه، هر قدر زوجين بيشتر رابطه ج ن س ي برقرار كنند، پيوستگي و صميميت بين آنها نيز بيشتر خواهد شد.
اكسيتوسين هنگام زايمان نيز ترشح شده و به ايجاد پيوند عاطفي قوي بين مادر و كودك، كمك شاياني مي نمايد.
يكي ديگر از وظايف اين هورمون خروج اتوماتيك شير از سينه مادر در هنگام گرسنگي كودك است.
يك استاد روانشناسي نشان داد كه
اگر ترشح طبيعي هورمون اكسيتوسين در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدين خود را پس خواهند زد.
بطور عكس، تزريق اكستوسين به موشهاي ماده اي كه هيچگاه رابطه ج ن س ي نداشتند،
باعث دوستي كردن آنها با نوزادان موشهاي ديگر گرديد.
موشهاي ماده اين نوزادان را گونه اي مراقبت ميكردند كه گويي متعلق به خودشان است.

واسوپرسين
واسوپرسين يكي ديگر از هورمونهاي مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه ج ن س ي ترشح ميگردد.

واسوپرسين (هورمون ضد ادرار) به همراه كليه ها جهت كنترل تشنگي كار ميكند.
نقش بالقوه اين هورمون در روابط بلند مدت زماني كه محققان مشغول مشاهده رفتارهاي موشهاي صحرايي بودند مشخص گرديد.

موش هاي صحرايي در روابط ج ن س ي كه لزوماً براي توليد مثل نبود، بيشتر شركت ميكردند.
آنها همچنين - همانند انسانها - رابطه زوجيت مستحكم تر و پايدارتري را بنا مينمودند.
زمانيكه به اين موشها داروي متوقف كننده اثر واسوپرسين خورانده مي شد،
بدليل از بين رفتن صميميت و عدم مراقبت احساسي از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع ميگشت.

و در نهايت... چگونه عاشق شويم
شخصي كاملاً غريبه را بيابيد.
به مدت نيم ساعت اطلاعاتي صميمي درباره زندگيتان در اختيار يكديگر قرار دهيد.
سپس به مدت چهار دقيقه بدون اينكه حرفي بزنيد عميقاً به چشم هاي هم خيره شويد.
يك روانشناس مشهور كه در حال مطالعه دلايل عاشق شدن انسانها ميباشد،
از چندين زن و مرد درخواست كرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند
و متوجه گرديد كه بسياري از زوج ها بعد از يك آزمون 34 دقيقه اي عميقاً احساس مجذوبيت مي نمودند.
دو زوج مورد مطالعه وي بعدها با يكديگر ازدواج كردند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 چند مورد وجود دارد كه دختر خانم‌ها را در همان شروع انتخاب و تصميم‌گيري براي ازدواج به اشتباه مي‌اندازد. به عبارت ديگر، بايد براي انتخاب شوهر مناسب از اين 12 خطا دوري كنيد:

بقيه در ادامه مطلب

                                                     shab ahange del aram

1) تهيه يك فهرست بلند بالا از خصوصيات همسر مورد نظر با تمام جزئيات و ريزه‌كاري‌ها اشتباه است. درست است كه بايد فردي را انتخاب كنيد كه خصوصيات او به نظرات شما شبيه‌تر باشد اما اگر زياده از حد محافظه‌كارانه عمل كنيد و تمام زير و بم او را مورد قضاوت قرار دهيد، بالاخره مواردي پيش مي‌آيد كه با فهرست شما همخواني ندارد و همين موضوع باعث مي‌شود به دليل مسائل جزئي، فرد مورد نظر را قبول نكنيد.


2) اگر تا يك سني ازدواج نكرده‌ايد و حالا فكر مي‌كنيد دير شده و ديگران شما را زير ذره‌بين قرار داده‌اند و بعد فقط به همين دليل، فورا به يك خواستگار بله مي‌گوييد، اشتباه مي‌كنيد.


3) مقايسه هميشه كار را خراب مي‌كند. اگر دائم خواستگارها را با هم يا با ساير افرادي كه اطرافتان هستند و مورد تاييد شما قرار گرفته‌اند، مقايسه ‌كنيد، مطمئنا نمي‌توانيد تصميم درستي بگيريد.


4) اگر از آن دسته آدم‌هايي هستيد كه دو دستي به غم و غصه يا گذشته چسبيده‌ايد، اشتباه مي‌كنيد. اگر به هر دليل موقعيت‌هايي را در گذشته از دست داده‌ايد، ديگر به آن فكر نكنيد. پويا باشيد و خودتان را براي آينده آماده كنيد.


5) بعضي‌ها به خودشان اجازه نمي‌دهند كسي را دوست داشته باشند و اين مساله برايشان مشكل ايجاد مي‌كند. مثلا ممكن است فردي از بسياري جهات مورد تاييد شما و دوست داشتني باشد اما به دليل حرف و حديث‌ بي‌منطق و دور از عقل ديگران، مورد تاييد خيلي‌ها قرار نگيرد. در اين شرايط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگيريد، خطاي بزرگي مرتكب شده‌ايد.


6) گاهي بعضي دختر خانم‌ها اعتماد به نفس پاييني دارند و فكر مي‌كنند پر از اشكال هستند و مورد تاييد ديگران قرار نمي‌گيرند، در حالي كه اگر به نكات مثبت خودشان توجه كنند، از خيلي‌ها بهتر به نظر مي‌رسند.


7) در مواردي، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شديد و رويايي بين آنها و همسر آينده‌شان به وجود بيايد و به عبارتي طرف مقابل فورا يك دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتي چنين توقعي دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمي‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب مي‌كشند. اگر انتظار داريد در همان برخورد اول يك رابطه شديد عاشقانه به وجود بيايد؛ جلوي اين ازدواج، يك پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌ايد. با اين كار واقع‌بيني را كنار گذاشته‌ايد، در حالي كه دنياي ما كاملا واقعي است.


8) مرد ايده‌آل زندگي شما با مردهاي به اصطلاح ايده‌آل فيلم‌ها كاملا فرق مي‌كند. به عبارتي منتظر چنين موجوداتي نباشيد، چون فقط به فيلم‌ها تعلق دارند.


9) گاهي دخترها سراغ فردي مي‌روند كه هيچ شباهتي به آنها ندارد و فقط به يك دليل خاص مورد تاييد آنهاست. يادتان باشد تنها با يك خصوصيت نمي‌توان زندگي كرد.


10) تمركز روي نكات منفي خطاي بزرگي است. يادتان باشد اگر به هر دليلي درباره مردها احساسات منفي در شما ‌وجود داشته، آنها را كنار بگذاريد و با ديدگاه مثبت، انتخابي مناسب داشته باشيد.


11) بعضي دختر خانم‌ها كه تحصيل و شغل مناسبي دارند، فكر مي‌كنند به دليل رفع نياز مالي مي‌توانند از موضع بالا صحبت كنند و به كمك يك مرد احتياج ندارند. اين دختر خانم‌ها با اين طرز تفكر سد بزرگي مقابل خودشان ايجاد مي‌كنند و نمي‌توانند درست انتخاب كنند، چون مدام ديگران را از خود مي‌رنجانند.


12) ايثار و فداكاري بيش از حد، به ديگران بيش از خود فكر كردن و نياز ديگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگي است كه بعضي دخترها مرتكب مي‌شوند. اگر به هر دليل بار مسووليتي به دوش شماست قبول؛ اما بايد اول به خودتان، نيازهايتان و آينده شخصي‌تان فكر كنيد و موقعيت‌ها را از دست ندهيد.‌



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]
1) كساني كه به طرف عقربه هاي ساعت امضا مي كنند، انسان هاي منطقي هستند .

2) كساني كه بر عكس عقربه هاي ساعت امضا مي كنند، دير منطق را قبول مي كنند و اغلب غير منطقي هستند .

3) كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي كنند، لجاجت و پافشاري در امور دارند .

4) كساني كه از خطوط افقي استفاده مي كنند، انسان هاي منظمي هستند .

5) كساني كه با فشار امضا مي كنند، در كودكي سختي كشيده اند .

6) كساني كه پيچيده امضا مي كنند، شكاك هستند .

7) كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند، خودشان را در فاميل برتر مي دانند .

8) كساني كه در امضاي خود فاميل مي نويسند، داراي منزلت هستند .

9) كساني كه اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زنند، شخصيت خود را نشناخته اند .

10) كساني كه به حالت دايره و بيضي امضا مي كنند، كساني هستند كه مي خواهند به قله برسند. 
                                              shab ahange del aram


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]

 



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مي گفتند: ” سختي ها نمك زندگــــــي است

امّا چرا كسي نفهميد كه ” نمــــــك

براي من كه خاطراتم زخمي است، شور نيست؛ مزه ” درد” مي دهد

 

L.abdollahi 



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]

صبح ساعت ۵

زن ايراني قديم: به آهستگي از خواب بيدار مي‌شود. نماز ميخواند و سپس به لانه مرغها ميرود تا تخم مرغها را جمع كند

زن ايراني جديد: به رختخواب چسبيده و خر و پف ميكند..

صبح ساعت ۶                                     

      L.abdollahi                                                    

. . .

مقايسه زنان امروزي و ديروزي

 

صبح ساعت ۵

زن ايراني قديم: به آهستگي از خواب بيدار مي‌شود. نماز ميخواند و سپس به لانه مرغها ميرود تا تخم مرغها را جمع كند

زن ايراني جديد: به رختخواب چسبيده و خر و پف ميكند..

صبح ساعت ۶

زن ايراني قديم: شير گاو را دوشيده است ، چاي را دم كرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهرباني مشغول  بيدار كردن آقاي شوهر است.

زن ايراني جديد: باز هم خوابيده است

صبح ساعت ۷

زن ايراني قديم: مشغول مشايعت آقاي شوهر است كه از در خانه بيرون ميرود و هزار تا دعا و صلوات براي سلامتي شوهر كرده و پشت سرش به او فوت ميكند.

زن ايراني جديد: هنوز خوابيده است.

 

صبح ساعت ۱۱

زن ايراني قديم: مشغول رسيدگي به بچه ها و پاك كردن لپه براي درست كردن ناهار است.

زن ايراني جديد: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز كرده و با دست در حال بررسي جوش هايش است

ظهر ساعت ۱۲

زن ايراني قديم: مشغول مزه كردن پلو به جهت تنظيم نمك آن است.

زن ايراني جديد: در حال آرايش كردن با همسايه طبقه بالا در مورد انواع پازيشن هاي جديد جهت چيز صحبت مي‌كند

 

ظهر ساعت ۱۳

زن ايراني قديم: در حال شستن جوراب و لباس‌هاي آقاي خانه درون تشت وسط حياط خلوت ميباشد.

زن ايراني جديد: در حال روشن كردن ماشين لباسشويي ، ماشين ظرفشويي و البته غرغر كردن است

ظهر ساعت ۱۴

زن ايراني قديم: در حال ماليدن پاي آقاي شوهر كه براي خوردن ناهار به خانه آمده است ميباشد. جهت حض جميل بردن آقاي شوهر ، دامن گل گلي خود را پوشيده است.

زن ايراني جديد: در حال انداختن يك غذاي آماده درون مايكروفر بوده و در همان حال در حال تماشاي FashionTV مي‌باشد.

ظهر ساعت ۱۵

زن ايراني قديم: در حال جارو كردن حياط خانه و تميز كردن لانه مرغها و بردن علوفه براي گاوشان مي‌باشد.

زن ايراني جديد: با يكي از دوستانش به پاساژ صدف براي خريد رفته است.

عصر ساعت ۱۶

زن ايراني قديم: مشغول شستن پاهاي كودكشان است كه به دليل دويدن در كوچه خوني شده است.

 

زن ايراني جديد: در حال پرو كردن لباس‌هاي خريداري شده است. در همان حال هم نيم نگاهي هم به شكم خود دارد كه جديداً چاقي را فرياد مي‌كشد.

عصر ساعت ۱۷

زن ايراني قديم: دم در خانه ايستاده است تا آقاي شوهر بيايد.

زن ايراني جديد: در لابي نشسته است تا با آقاي شوهر به خريد برود.

عصر ساعت ۱۸

زن ايراني قديم: براي شوهر خود چاي آورده و مانند يك خانم كنار شوهرش در حال صحبت با او است.

زن ايراني جديد: از اين مغازه به آن مغازه شوهر بيچاره خود را مي‌برد.

شب ساعت ۱۹

زن ايراني قديم: سفره شام را انداخته و شوهر را براي خوردن شام دعوت ميكند.

جديد: هنوز در حال خريد است.

 

شب ساعت ۲۰

زن ايراني قديم: در حال شستن ظروف شام ، كنار حوض خانه است.

زن ايراني جديد: كماكان در حال خريد است.

شب ساعت ۲۱

زن ايراني قديم: در حال چاق نمودن قليان آقاي همسر ميباشد.

زن ايراني جديد: در رستوران ، پيتزا ميل مي‌فرمايند.

شب ساعت ۲۲

زن ايراني قديم: رختخواب ها را پهن كرده است براي خوابيدن . در حال ريختن گل سرخ روي متكاي آقاي خانه است تا خوش بو شود.

زن ايراني جديد: در حال غرغر كردن بر سر وضعيت ترافيك است.



                                                    



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 پسر : ضعيفه! دلمون برات تنگ شده بود... اومديم زيارتت كنيم!

دختر : تو باز دوباره گفتي ضعيفه؟؟؟

پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟

دختر : وااااي... از دست تو !!!

پ: باشه... باشه... ببخشيد «ويكتوريا» خوبه ؟

بقيه در ادامه مطلب

                                                L.abdollahi

پسر : ضعيفه! دلمون برات تنگ شده بود... اومديم زيارتت كنيم!

دختر : تو باز دوباره گفتي ضعيفه؟؟؟

پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟

دختر : وااااي... از دست تو !!!

پ: باشه... باشه... ببخشيد «ويكتوريا» خوبه ؟

د: اه... اصلا باهات قهرم.

پ: باشه بابا... تو «عزيز مني»، خوب شد؟... آَشتي؟

د: آشتي، راستي... گفتي دلت چي شده بود؟

پ: دلم ...!؟ آها يه كم مي پيچه...! از ديشب تا حالا .

د: ... واقعا كه...!!!

پ: خوب چيه... نميگم... مريضم اصلا... خوبه!؟

د: لوووووووس...

پ: اي بابا... ضعيفه! اين نوبه اگه قهر كني، ديگه نازكش نداري ها !

د: بازم گفتي اين كلمه رو...!؟؟؟

پ: خوب تقصير خودته...! ميدوني كه من اونايي رو كه دوست دارم اذيت مي كنم... هي نقطه ضعف ميدي دست من!

د: من از دست تو چي كار كنم...

پ: شكر خدا...! ، دلم هم پيچ ميخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ ليلي قرن بيست و يكم من!!!

د: چه دل قشنگي داري تو... چقدر به سادگي دلت حسوديم مي شه.

پ: صفاي وجودت خانوم .

د: مي دوني! دلم تنگه... براي پياده روي هامون... براي سرك كشيدن توي مغازه هاي كتاب فروشي و ورق زدن كتابها... براي بوي كاغذ نو... براي شونه به شونه ات راه رفتن و ديدن نگاه حسرت بار بقيه... آخه هيچ زني، كه مردي مثل مرد من نداره!

پ: مي دونم... ميدونم... دل منم تنگه... براي ديدن آسمون تو چشماي تو، براي بستنيهاي شاتوتي كه با هم مي خورديم... براي خونه اي كه توي خيال ساخته بوديم و من مردش بودم...!

د: يادته هميشه به من ميگفتي «خاتون»؟

پ: آره... يادمه، آخه تو منو ياد دخترهاي ابرو كمون قجري مي انداختي!

د: ولي من كه بور بودم!!!؟

پ: باشه... ، فرقي نمي كنه.

د: آخ چه روزهايي بودن... ، چقدر دلم هواي دستاي مردونه ات رو كرده... وقتي توي دستام گره مي خوردن... مجنون من.

پ: ...

د: چت شد؟ چرا چيزي نمي گي ؟

پ: ......

د: نگاه كن ببينم...! منو نگاه كن...

پ: .........

د: الهي من بميرم...، چشمات چرا نمناك شده... فداي تو بشم...

پ: خدا ن... (گريه)

د: چرا گريه مي كني...؟؟؟

پ: چرا نكنم...؟! ها!!!؟

د: گريه نكن... من دوست ندارم مرد من گريه كنه... جلوي اين همه آدم... بخند ديگه...، بخند... زود باش بخند.

پ: وقتي دستاتو كم دارم چه جوري بخندم... كي اشكامو كنار بزنه كه گريه نكنم ؟

د: بخند... وگرنه منم گريه مي كنما .

پ: باشه... باشه... تسليم. گريه نمي كنم... ولي نمي تونم بخندم .

د: آفرين ، حالا بگو برام كادوي ولنتاين چي خريدي؟

پ : تو كه مي دوني... من از اين لوس بازي ها خوشم نمياد... ولي امسال برات كادوي خوب آوردم.

د:چي...؟ زود باش بگو ديگه... آب از لب و لوچه ام آويزون شد.

پ: ...

د: باز دوباره ساكت شدي...!؟؟؟

پ: برات... كادددووو...(هق هق گريه)... برايت يك دسته گل گلايل!،

يك شيشه گلاب!

و يك بغض طولاني آوردم...!

تك عروس گورستان!

پنج شنبه هاديگر بدون تو خيابونها صفايي ندارد...!

اينجا كنار خانه ي ابديتت مي نشينم و فاتحه مي خوانم.نه... اشك و فاتحه

نه... اشك و دلتنگي و فاتحه

نه... اشك و دلتنگي و فاتحه... و مرور خاطرات نه چندان دور...

امان... خاتون من!!!تو خيلي وقته كه...

آرام بخواب بانوي كوچ كرده ي من....

ديگر نگران قرصهاي نخورده ام... لباس اتو نكشيده ام و صورت پف كرده از بيخوابيم نباش...!

نگران خيره شدن مردم به اشكهاي من هم نباش...!

بعد از تو ديگر مرد نيستم اگر بخندم...!

* * *

اما... تو آرام بخواب

                                  



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

فقر چيزي است كه همه جا سر مي كشد،
فقر،گرسنگي نيست،عرياني هم نيست،
فقر چيزي را" نداشتن" است،ولي آن چيز پول نيست،طلا و غذا نيست،
فقر همان گرد وخاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته ي يك كتابفروشي مي نشيند،
فقر ،تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است كه روزنامه هاي برگشتي را خورد ميكند،

فقر ،كتيبه سه هزار ساله ي است كه روي آن يادگاري نوشته اند،
فقر ،پوست موزي است كه از پنجره يك ماشين به خيابان انداخته مي شود،
فقر همه جا سر ميكشد،
فقر ،شب را "بي غذا" سر كردن نيست،
فقر،روز را "بي انديشه"سر كردن است                 

بدترين فقر ،فقر فرهنگيست                                                                                         

Baran



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۹:۱۲:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

شبي در فرود گاه زني منتظر پرواز بود و هنوز چندين ساعت به پروازش مانده بود . او براي گذراندن وقت به كتابفروشي فرودگاه رفت كتابي گرفت و سپس پاكتي كلوچه خريد و در گوشه اي از فرودگاه نشست . او غرق مطالعه كتاب بود كه ناگام متوجه مرد كنار دستي اش شد كه بي هيچ شرم حيايي يكي دو تا از كلوچه هاي پاكت را برداشت و شروع به خوردن كرد . زن براي جلوگيري از بروز ناراحتي مساله را ناديده گرفت .

زن به مطالعه كتاب و خوردن هر از گاهي كلوچه ها ادامه داد و به ساعتش نگاه كرد . در همين حال ، « دزد » بي چشم و روي كلوچه ، پاكت او را خالي كرد . زن با گذشت لحظه به لحظه بيش از پيش خشمگين مي شد .او پيش خود انديشيد : « اگر من آدم خوبي نبودم ، بي هيچ شك و ترديدي چشمش را كبود كرده بودم !!!»

به هر كلوچه اي كه زن از توي پاكت برمي داشت ، مرد نيز بر مي داشت .وقتي كه فقط يك كلوچه در داخل پاكت مانده بود ، زن متحير ماند كه چه كند . مرد در حالي كه تبسمي  بر چهره اش نقش بسته بود ، آخرين كلوچه را از پاكت برداشت و آن را نصف كرد .

مرد در حالي كه نصف كلوچه را به طرف زن دراز مي كرد ، نصف ديگرش را توي دهانش گذاشت و خورد . زن نصف كلوچه را از دست او قاپيد و پيش خود انديشيد : « اوه ، اين مرد نه تنها ديوانه است ، بلكه بي ادب هم تشريف دارد . عجب ، حتي يه تشكر خشك و خالي هم نكرد ! »

 

زن سوار هواپيما شد و در صندلي خود جا گرفت .سپس دنبال كتابش گشت تا چند صفحه باقيمانده را نيز به اتمام برساند . دستش را توي كيفش برد ، از تعجب در جاي خود ميخكوب شد . پاكت كلوچه اش در مقابل چشمانش بود!!!