مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3427
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 16
همه : 5159816
نيازمندي‌هاي يك دهان سالممواد غذايي گوناگون به علت داشتن ريز مغذي‌هايي نظير ويتامين‌ها و مواد معدني، نقش موثري در حفظ سلامت بافت دهان، زبان و لثه‌ها دارند. كمبود هر گروه از اين ريزمغذي‌ها مي‌تواند اثرات منفي بر بافت دهان و لثه‌ها داشته باشد. 
● آهن 
آثار بالقوه كمبود آهن، عموما همانند كمبود ويتامين B، آشكار مي‌شود: سوزش دهان و زبان، عفونت‌هاي قارچي دهان، قرمزي و تورم زبان، زخم‌هاي دهاني و بافت دهان رنگ پريده.كمبود آهن مي‌تواند در اثر فقر آهن در رژيم غذايي و يا به علت نقص در جذب آهن در روده ايجاد شود. همچنين كم‌خوني‌هايي كه در اثر عادت‌هاي ماهانه طولاني در خانم‌ها و يا خونريزي‌هاي داخلي اتفاق مي‌افتد، به فقرآهن منجر مي‌شود. گوشت، سبزيجات با برگ سبز، حبوبات، ميوه‌ها و غلات سبوس‌دار منابع سرشاري از آهن هستند. در افرادي كه كمبود آهن شديد دارند، گاهي آهن به‌صورت دارو توسط پزشك تجويز مي‌شود. 
● ويتامين C 
ويتامينC يا اسيد اسكوربيك نقش مهمي در ساخت كلاژن و قسمت اصلي ساختمان بافت‌هاي بدن، بازي مي‌كند. كمبود ويتامين C باعث مي‌شود كه لثه‌ها به آساني و گاهي به‌طور خودبه‌خود خونريزي كنند. 
علاوه بر كمبود اين ويتامين، ژنژيويت كه اولين مرحله از بيماري‌هاي لثه محسوب مي‌شود نيز مي‌تواند منجر به خونريزي از لثه‌ها شود. دندان‌پزشك شما مي تواند در مورد علت خونريزي لثه‌هاي شما، به شما كمك كند. كمبود ويتامين C در بدن علاوه بر خونريزي از لثه‌، علائم ديگري نظير خستگي و ضعف عمومي را به همراه خواهد داشت. منابع غني ويتامين C عبارتند از: مركبات، سبزيجات به رنگ سبز تيره، گوجه فرنگي و توت‌فرنگي و فلفل دلمه‌اي و.... سيگار‌ي‌ها به مقدار بيشتري ويتامين C نياز دارند. 
● ويتامينA 
ويتامينA به رشد سلول‌هاي پوستي و نگهداري آنها كمك مي‌كند. اين سلو‌ل‌ها در دهان نقش مهمي دارند. كمبود ويتامين A منجر به تاخير در ترميم زخم‌هاي دهاني مي‌شود. منابع اصلي ويتامين A عبارتند از: شير غني شده، تخم‌مرغ، ميوه‌ها و سبزيجات نارنجي و زردرنگ. مراقب باشيد كه مصرف بيش از حد ويتامين A نيز ممكن است منجر به درد مفاصل، سردرد، اسهال، خستگي و استفراغ شود. 
● ويتامين D 
ويتامينD به كمك كلسيم به حفظ استحكام و قدرت استخوان‌ها كمك مي‌كند. كمبود اين ويتامين منجر به ضعف استخوان‌ها مي‌شود. در دهان، كمبود ويتامين ممكن است باعث افزايش خطر شكستگي فك و بيماري‌هاي پريودونتال لثه شود. كمبود ويتامين D در دوران نوزادي ممكن است باعث اختلال در ساختمان دندان‌ها شود.اگر بدن هفته‌اي ۲ تا ۳ بار در معرض نورخورشيد قرار بگيرد، ويتامين D مورد نياز خود را خواهد ساخت. ويتامين D همچنين در روغن ماهي، شير و فراورده‌هاي لبني و زرده‌ تخم‌مرغ به وفور يافت مي‌شود. مصرف بيش از حد ويتامين D منجر به اختلالات كليوي خواهد شد. 
● ويتامين K 
كمبود ويتامينK يكي از رايج‌ترين كمبود ويتامين‌هاست كه بافت دهان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. ويتامين K به انعقاد خون كمك مي‌كند و كمبود آن به تاخير در ترميم زخم‌ها منجر مي‌شود. افرادي كه كمبود ويتامين K دارند، ممكن است پس از كشيدن يك دندان و يا حتي يك جرم‌گيري ساده، خونريزي بيش از حد داشته باشند. اغلب افرادي كه كمبود ويتامين K دارند، از اين عارضه بي‌خبرند.كمبود ويتامين‌ K اغلب ژنتيكي است و يا به دليل بيماري‌هاي كبدي و يا ساير بيماري‌ها اتفاق مي‌افتد. جگر، سبزيجات با برگ سبز، بروكلي، شير، تخم‌مرغ و مركبات از منابع سرشار ويتامين K محسوب مي‌شوند.‌‌ياسمن سلا‌متيان روزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
وقتي حرف مي‌زنيد، دهان‌تان كف مي‌كند؟شايد شما هم ديده باشيد بعضي از سالمنداني را كه موقع حرف زدن، آب در گوشه دهانشان جمع مي‌شود و به قول معروف، دهانشان كف مي‌كند! مي‌دانيد مشكل از كجاست؟ كوتاه بودن ارتفاع دندان مصنوعي‌شان! يعني اگر دندان‌پزشك بتواند اين مشكل را در ساختار دندان مصنوعي آنها رفع كند، مشكل آنها نيز به كلي حل مي‌شود...
اگر شما هم پا به سن گذاشته‌ايد و داريد با دست دندان (دندان مصنوعي) زندگي مي‌كنيد، شايد با همين مشكل رو به رو باشيد؛ مشكلي كه دندانپزشكان آن را «انگولارچلاپتيس» مي‌خوانند و اسم ساده‌اش مي‌شود: «التهاب گوشه دهان»
● از دست دندان كوتاه تا كمبود ويتامين 
حتما براي شما هم پيش آمده است كه اگر زياد عادت داريد حين صحت كردن گوشه لب خودتان را با زبان‌تان لمس كنيد، گوشه لب‌تان زخم شود و به سوزش بيفتد. همچنين اگر دست دندان شما بيش از حد كوتاه باشد هم همين مشكل را تجربه خواهيد كرد. بعضي‌ها هم بر اثر كمبود برخي از ويتامين‌ها دچار اين مشكل مي‌شوند. معمولا كمبود ويتامين B۲ در بدن مي‌تواند چنين التهابي را در گوشه دهان به وجود آورد. پزشكان اعتقاد دارند كه كمبود آهن در رژيم غذايي در افرادي كه به كم‌خوني فقر آهن مبتلا هستند نيز چنين التهابي را به وجود مي‌آورد. كمبود روي در رژيم غذايي هم يكي ديگر از علل اصلي اين بيماري است ولي علت اصلي چنين التهابي دست دندان نامناسب است. در حقيقت اگر ارتفاع عمودي دست دندان شما كوتاه شده باشد، چنين رخدادي دور از انتظار نيست.
حال ممكن است كه دست دندان شما در مراحل ساخت به صورت صحيح اندازه‌گيري نشده باشد و اين مشكلات را به وجود آورده باشد و يا دست دندان شما بسيار قديمي باشد و دندان‌هاي آن سايش پيدا كرده و ارتفاع خود را از دست داده باشند. در هر دو صورت در اين شرايط شما بيش از اندازه دهانتان را مي‌بنديد. البته كودكان و نوجوانان هم از اين عارضه در امان نيستند، وقتي فصل زمستان از راه مي‌رسد و هوا سرد مي‌شود، كودكان در هواي سرد بيرون از منزل لب‌ها‌يشان را بيش از اندازه روي هم فشار مي‌دهند و همين موضوع باعث «التهاب گوشه لب» مي‌شود. كودكان معمولا با مكيدن گوشه لب خود اوضاع را بدتر هم مي‌كنند. فراموش نكنيد مصرف برخي از داروها مثل راكوتان كه اين روزها براي درمان آكنه استفاده مي‌شود هم مي‌تواند باعث اين دردسر شود.
● هميشه پاي يك قارچ در ميان است 
در التهاب گوشه دهان، هميشه پاي يك قارچ به نام «كانديدا» در ميان است. در واقع اين التهاب در گوشه دهان شما پديد مي‌آيد كه اين قارچ روي آن رشد مي‌كند. قارچ «كانديدا» بومي دهان هر انساني است ولي در حالت عادي تعداد آن از مقدار مشخصي بيشتر نمي‌شود ولي در اين شرايط تعداد اين قارچ‌ها در گوشه دهان شما افزايش پيدا كرده و دردسرهايي براي شما ايجاد مي‌كنند. معمولا التهاب گوشه دهان در دو طرف به صورت هم‌زمان رويت مي‌شود. در موارد ساده فقط گوشه‌هاي لب ترك برمي‌دارد ولي در موارد پيشرفته حتي ممكن است كه گوشه‌هاي دهان زخم و دچار خون‌ريزي شود. گاهي حتي اين زخم‌ها دلمه مي‌بندد و مشكلات و دردهايي را هنگام باز كردن دهان ايجاد خواهد كرد. نكته اصلي اين است كه اگر گوشه دهان شما بيش از حد فشرده شود، اين محل به دليل رطوبت و تاريكي به محل مناسبي براي رشد قارچ تبديل خواهد شد. 
● چه بايد كرد؟ 
خيلي‌ها وقتي با اين مشكل در گوشه‌دهانشان رو به رو مي‌شوند، فورا سراغ وازلين و يا رژلب مي‌روند و گوشه لب‌هايشان را به آن آغشته مي‌كنند ولي اين اصلا درمان صحيحي نيست چون باعث مي‌شود ميكرو‌ب‌ها از محل عفونت‌ به نواحي اطراف كه پوست و مخاط سالم دارند، پخش شوند. اما اگر اين عارضه در شما به دليل ابتلا به بيماري خاصي ايجاد شده است، مي‌توانيد به مدت ۱ تا ۲ هفته پارافين بهداشتي را در گوشه لب‌هايتان بماليد. روش بهتر براي درمان اين عارضه اين است كه همواره به جاي خيس كردن آن با زبانتان، محل عارضه را خشك نگه داريد. شما مي‌توانيد در ابتدا آن را با يك صابون غيرسمي بشوييد و سپس روي آن آب ولرم بريزيد و سپس رويش يك دستمال كاغذي تميز بگذاريد تا رطوبت اضافي گرفته شود. بايد تلاش كنيد اين محل را ۱۰ تا ۲۰ دقيقه خشك نگه داريد. مي‌توانيد محل را با پماد بپوشانيد. علت اصلي خشك نگه داشتن محيط اين است كه قارچ‌ها در محيط خشك نمي‌توانند چندان رشد كنند. مي‌توانيد قبل از رفتن به رختخواب يك بانداژ مناسب روي گوشه دهانتان بگذاريد. معمولا با اين مراقبت‌ها اين عارضه طي سه روز بهبود مي‌يابد. اگر با اين مراقبت‌ها، زخم گوشه دهان شما در طي سه روز بهبود پيدا نكرد، بايد به فكر اين باشيد كه شايد پاي قارچ در ميان نيست و ممكن است لازم باشد در روش تغذيه خودتان، تغيري ايجاد كنيد و آهن و ويتامين B۲ و روي را به آن اضافه كنيد.
● دست دندان‌تان را اصلاح كنيد 
اگر شما دست دندان داريد و دچار اين عارضه هستيد، به احتمال خيلي زياد دست دندان شما عامل چنين عارضه‌اي است. بايد نزد دندان‌پزشكتان برويد و از اوبخواهيد ارتفاع عمودي دست دندان‌تان را اصلاح كند و اين كار گاهي با يك ريلاين و يا «ريبيس» (عوض كردن بيس پروتز) شما امكان‌پذير است ولي اگر دندان‌هاي دست دندان شما بيش از اندازه سايش پيدا كرده باشند، بايد حتما دست دندان‌تان را عوض كنيد.دست دنداني كه ارتفاع عمودي مناسبي داشته باشد، از فشرده شدن بيش از حد گوشه لب‌هاي شما به هم جلوگيري كرده و مانع ايجاد اين عارضه مي‌شود.دكتر گلرخ ثريا روزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
نوبت سخنراني شماستچه در حضور يك نفر و چه در حضور يك جمعيت پنجاه نفره، مي توان بر ترس و خجالت ناشي از سخنراني غلبه كرد. سخنراني مهارتي است كه همه مي توانند با تمرين، آن را بياموزند. يك ارتباط چشمي خوب كمك مي كند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در توانايي هايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود مي آورد. ارتباط چشمي خود را پيوسته حفظ كنيد; براي اين كار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا كنيد. علاوه بر اين به نكات زير نيز توجه كنيد:
-چند چهره صميمي را، كه به مضمون سخنان شما واكنش نشان مي دهند، در بين حضار پيدا كنيد و سخنراني خود را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و سپس به سراغ نفر بعدي برويد. 
-صحيح ايستادن نشان دهنده اعتمادبه نفس است. محكم بايستيد. حركات بيش از حد، ممكن است حواس شنوندگان را پرت كند. طبيعتا در هنگام ايستادن دستان خود را در كنار بدن قرار مي دهيد. براي تاكيد بر روي نكات مهم، از حركاتي استفاده كنيد كه آهسته، دقيق و در عين حال طبيعي باشند. 
-به عاداتي كه ممكن است داشته باشيد، توجه كنيد; عاداتي مثل دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار يا با خودكار به جايي زدن. اين كارها نيز مي تواند حواس مخاطبان شما را پرت كند يا به آن ها بگويد كه شما نسبت به موضوع بي علاقه و يا اينكه دستپاچه هستيد. 
-سخنراني خود را در مقابل آينه تمرين كنيد تا نحوه اجرا و حركات بدن خود را بررسي كرده و در صورت لزوم آن ها را تغيير دهيد. شيوه هاي متفاوتي را مورد آزمايش قرار دهيد تا در مجموعه حركات و ژست هاي خود به آن هماهنگي كه با آن احساس راحتي مي كنيد، برسيد و همان را در برابر حضار بكار ببريد. 
-وجود صميميت در حالت و حركات چهره، كمك مي كند تا رابطه اي گرم و مثبت با مخاطبان خود بوجود آوريد. خنده اي كه شما به چهره داريد به مخاطب مي فهماند كه شما هم يك انسان و در نتيجه قابل اعتماديد، و بدين ترتيب به آنان اين فرصت را مي دهد كه نظرات شما را بپذيرند. 
-حالت چهره شما، در حقيقت بيانگر حال و هواي سخنان شماست و مخاطب تان را با سخنان شما درگير مي كند. 
-انتخاب خوب لباس كمك مي كند تا براي مخاطب خود احترام قايل شويد. قبل از حضور در محل سخنراني، نظر ديگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نيز تناسب آن با مناسبت مربوطه جويا شويد. 
-گاهي آهنگ و لحن كلام اثري به مراتب قوي تر از محتواي آن دارد. با تمرين كردن، احساس و انرژي را به صداي خود بيفزاييد.روزنامه ابتكار 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
هميشه خودت باشاعتماد به نفس يعني نگرش مثبت فرد در مورد توانايي هاي خود و استفاده عملي آنها در زندگي. كم رويي يكي از حالا ت هيجاني است كه با ترس فرد از وضع موجود محيط همراه است. كم رويي از توجه شديد فرد به خود ناشي مي شود و در پسران در ۱۵ سالگي به حد نهايي خود مي رسد. 
شخص كم رو در اجتماع و در مورد رابطه برقرار كردن با مردم احساس ناراحتي مي كند و همواره از واقعيت ها گريزان است و دوري مي كند. كم رويي باعث به تعويق افتادن فعاليت فرد در زمان حال و آينده نيز مي شود.
از مهم ترين مسائل مطرح شده كه در امر اعتماد به نفس فرزندان وجود دارد عبارتند از:
۱) خجالت:
خجالت، جدي ترين مشكل اعتماد به نفس فرزندان است كه موجب نگراني و گوشه گيري مي شود. 
فرزندان خجالتي به محيطي نياز دارند كه در برقراري رابطه با فرزندان ديگر به آنها كمك كند. 
پدر و مادرها بايد آنان را تشويق كنند تا با ديگران ارتباط پيدا كنند. 
۲) تلويزيون: 
بسياري از والدين از جادوي تلويزيون روي فرزندانشان آگاهند. فرزندان چهار تا پنج ساعت را در روز براي تماشاي تلويزيون صرف مي كنند. بيشتر مردم معتقدند كه پس از مدرسه، تلويزيون بزرگترين عاملي است كه بچه ها را در يك جا مي نشاند. 
از خود بپرسيد: تلويزيون چه تاثيري بر اعتماد به نفس بچه ها دارد؟
تلويزيون قدرت تصميم گيري پدر و مادر را كاهش مي دهد. به هر حال والدين بايد در مورد مسائل خانوادگي آگاهي و تدبير داشته باشند. آمار نشان مي دهد بچه هايي كه روزانه بيشتر از سه ساعت وقت صرف تماشاي تلويزيون مي كنند افت ذهني و تحصيلي پيدا مي كنند. 
۳) درگيري ها و مشاجرات خانوادگي:
سومين دليلي كه اغلب توجهي به آن نمي شود و نتايج منفي زيادي بر اعتماد به نفس فرزندان دارد، دعوا و مشاجره بين والدين است. از عواقب دعوا در مقابل فرزندان اين است كه آنان تصور مي كنند در مورد تمام مشكلا ت پيش آمده گناهكار و مقصرند. اگر در برابر آنان دعوا كنيد، در مقابل آنها آشتي نماييد. اما سعي كنيد هنگامي كه آن ها در خانه هستند، بحث و مشاجره اي وجود نداشته باشد. 
فرزندان از نعمت هايي هستند كه خداوند به بندگانش عنايت مي كند. خانواده ها بايد بيشترين اوقات فراغت خود را صرف تعليم و تربيت فرزندان كنند. از نظر اسلا م خانه، كانون مقدس و نخستين پايگاه براي تربيت و سازندگي انسان است. اين كانون گرم و روشن كه مبتني بر دو ركن عاطفه و آگاهي است مي تواند افرادي آزاد، آگاه و آشنا به حدود و وظايف و مسووليت بپروراند. 
خانه مي تواند آموزشگاهي باشد كه در آن افراد درس مهر و آشتي، بردباري، ايمان، اخلا ق و تعادل آموزش داده مي شود يا به عكس مكاني باشد كه در آن درس كينه و انتقام، ترش رويي، نابكاري، خيانت و دورويي آموخته مي شود. با همه تاثيرهايي كه انسان در طول مدت حيات از جامعه و مدرسه و همبازي مي پذيرد، باز نفوذ خانواده در او بيشتر است. به همين سبب نقش خانواده نقشي فوق العاده و موثرتر از عوامل ديگر است. 
▪ اصولا افراد داراي سه تيپ هستند:
۱) تيپ بسيار شرمگين: اين ها افرادي هستندكه در زندگي بسيار تنبيه شده اند. لذا كم كم از اجتماع مي گريزند و گوشه گيري را اختيار مي كنند. 
۲) تيپ بي حيا: جزو بزهكاران جامعه هستند. آنان هر كار ناشايستي را انجام مي دهند و خجالت نمي كشند.
۳) تيپ متعادل: اين ها داراي خانواده هايي نرمال هستند و شخصيت آنان نشان دهنده شخصيت خانواده آن هاست. 
خجالت باعث مي شود اعتماد به نفس كاهش يابد. براي همين است كه تئوري تنبيه مطرح مي شود. كودكان كتك خورده چون اعتماد به نفس پايين دارند بيشتر خجالت مي كشند يا اصلا شرم و حيا را از دست مي دهند و به فرموده پيامبر اسلا م (ص): وقتي شرم و حيا از بين رود، گناه و قانون شكني پديد مي آيد. لذا در خانواده بايد ترتيبي داده شود كه كودكان بي حيا بار نيايند. 
● هيجان و ترس 
انواع ترس و هيجانات و اضطراب هاي فرزندان ناشي از:
۱) ترس از مدرسه: مانند ترس از امتحانات، قصور در انجام تكاليف، ترس از مسخره و استهزاي همكلا سان يا احتمال طرد شدن از مدرسه. 
۲) ترس هاي بهداشتي: مانند ترس از حوادث، مصيبت ها، آفات و بيماري و مرگ. 
۳) ترس هاي خانوادگي: كه اكثرا به سبب بروز نزاع و درگيري يا جدايي در ميان والدين ناشي مي شود. 
۴) ترس هاي اخلا قي: كه بيشتر به سبب انحراف اخلا قي ظاهر مي شود. 
۵) ترس هاي اقتصادي و مالي: به سبب پايين آمدن سطح اقتصادي خانواده و فقر به وجود مي آيد.
● خيال پردازي
شروع خيال پردازي در فرزندان از ۱/۵ سالگي شروع مي شود و تا پايان عمر ادامه مي يابد. آنان در دنياي خيالي شان كاملا آزاد هستند. آنان مي توانند بيافرينند يا ويران بسازند و كساني آنان را امر و نهي نمي كند و همه چيز مطابق ميل آنها است. 
در بسياري از موارد آنان ساكت مي شوند و به جايي نگاه مي كنند سپس با خودشان حرف مي زنند. به عنوان مثال، پسرها اتومبيلراني و دخترها عروسك بازي مي كنند و اين لحظات براي آنها بسيار حساس، شيرين و رضايت بخش است.
بزرگترها نبايد آنان را مورد بازخواست قرار دهند و خيال پردازي آنان را مورد سوال يا تمسخر قرار دهند. فايده مهم دنياي خيال پردازي اين است كه فرزندان را به طرف تفكر و تامل مي برد. همه كودكاني كه خيال پردازي آنان قوي باشد، تفكرشان بيشتر رشد مي كند. دنياي خيالي فرزندان باعث آرامش آنان مي شود و والدين بايد با رفتار خوب و منطقي خود اين دنياي زيبا را براي آنان حفظ كنند. 
● تغذيه
والدين بايد شرايطي مناسب با فرزندان خود ايجاد كنند تا به رشد بدني و فكري آنان كمك كند:
مصرف خوراك سالم، تازه و كافي مشتمل بر انواع مواد غذايي. 
صرف غذا در محيطي دور از هرگونه دغدغه خاطر و نگراني.
آشنايي با آداب درست غذا خوردن و صرف غذا با بزرگسالا ن و همسالا ن. 
● چند توصيه ديگر 
- بيشتر كودكان از اين كه آنان را بچه بنامند ناراحت مي شوند. آنان مايلند در فعاليت هاي بزرگسالا ن شركت كنند و اين نشانه آن است كه مي خواهند هرچه زودتر دوره كودكي را پشت سر بگذارند و به دوره كمال برسند. 
- براي فرزندانتان برنامه متعادل و مناسبي تنظيم كنيد. از قبيل تعيين برنامه مشخص براي خواب و استراحت، ترتيب بازي آرام و نشاط انگيز در محيطي سالم و سرشار از مهر و محبت و تفاهم قبل از خوابيدن. پرهيز از برنامه هاي نامناسب و بدآموز در تلويزيون و غيره به ويژه آنهايي كه موجب ترس و ناراحتي، بلوغ زودرس و هيجان هاي اضطراب انگيز در فرزندان شود و رشد طبيعي آنان را به خطر مي اندازد. 
- تشكيل پرونده پزشكي و مراجعه منظم به پزشك و دندانپزشك براي كنترل آنان. 
- بايد رفتار درست را به فرزندانمان بياموزيم و آنان را راهنمايي كنيم تا احساسات خود را از طريق راه هاي درست ابراز كنند. 
- اجازه ندهيد فرزندانتان با استفاده از احساسات شما به خواسته هاي نادرست خود دست پيدا كنند. گاهي آنها براي دست يافتن به خواسته هايشان نقش بازي مي كنند و به احساسات پدر و مادر متوسل مي شوند. گاهي با گريه كردن، والدين را خام مي كنند و زماني با بوسيدن به آنان بياموزند كه چگونه بسياري از خواسته هايشان را كنترل كنند. 
- خواست خود را با جمله هاي مثبت و منفي به آنان بگوييد. مثلا بگوييد: كتابهايت را در قفسه بگذار. سپس علت مثبت آن را بيان كنيد يا سعي كنيد آن را از او جويا شويد. مثلا بپرسيد: اگر كتاب هايت را در قفسه نگذاري چه اتفاقي ممكن است برايش بيفتد؟ 
- سعي كنيد هميشه با صدايي ملا يم و آرام با آنان صحبت كنيد تا بتوانيد اعتمادشان را به خود جلب كنيد. 
- به آنان اجازه دهيد تا رفتارهاي اشتباه خود را از رفتارهاي درست خويش بازشناسند. 
- و بالا خره بايد خودتان در كارها نظم داشته باشيد تا الگوي خوبي براي آنان باشيد. 
- والدين، فرزندان را زياد به خودشان وابسته و متكي نكنند تا زمينه استقلا ل تدريجي از خانواده به سهولت و آرامي انجام پذيرد. معمولا والدين در برخورد با تك فرزندها دچار افراط مي شوند و ناخودآگاه به نوعي آنها را به خود وابسته مي كنند. رعايت اعتدال در برقراري روابط و مناسبات والدين و فرزندان مانع از چنين رويدادهايي مي شود. 
بهترين كار درمقابل عصبانيت و بهانه جويي فرزندان اين است كه در مقابل عصبانيت آنان عصباني نشويم و با حفظ خونسردي خود، رفتار عاقلا نه در پيش بگيريم و از عقب نشيني در مقابل آنها بپرهيزيم و تسليم خواسته هاي نادرست و غيرمنطقي شان نشويم. 
- پند و اندرز زياد فايده ندارد. اگر هم خواستيد به آنان پند و اندرز كنيد از جمله هاي كوتاه يا داستان هاي غيرمستقيم و جذاب استفاده نماييد. سعي كنيد آنان را در حضور ديگران نصيحت نكنيد.
- در پايان فراموش نكنيد كه پرورش ايمان در جهت گيري زندگي فرزندان نقش اساسي دارد. اگردر اسلا م توصيه مي شود كه مسلمانان سيره پيامبر و امامان را مطالعه كنند و بدان عمل كنند منظور اين است كه شيوه رفتار آنها را در زندگي عملي، الگو و سرمشق قرار دهند.نويسنده : نجمه پهلوانيان روزنامه مردم سالاري 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
هميشه در جيب خود پول داشته باشيدبخش عمده اي از اعتماد به نفس شما، احساس شايستگي كردن و با بياني ساده تر، احساس بودن است. اما بخشي از آن هم، نه احساس بودن، كه احساس داشتن است.
يعني به هر حال، احساس توانايي و شايستگي شما بايد به شكلي تجلي پيدا كند و خود را نشان دهد. شايد هم بايد احساس توانايي مالي كنيد و هم اينكه واقعاً چيزي داشته باشيد.
جيب شما احساس داشتن اسكناس را دوست ندارد و اصلاً آن را درك نمي كند؛ او فقط حضور اسكناس را مي فهمد و آن را دوست دارد. شما بايد ذهنيتي توانگر داشته باشيد؛ اما به شاهد هم نياز داريد، گواه ذهنيت توانگر شما كيف پول شماست.
ـ هيچ وقت از خانه با جيب خالي بيرون نياييد.
ـ البته اعتماد به نفس خود را مشروط و وابسته به وضع كيف پول خود نكنيد.
▪ دروغ بزرگ:
ـ من مي توانم، اما نمي خواهم!
اين دروغ بزرگ را فقط و جدان درك و كشف مي كند و فقط خود شخص گوينده، مبتلا به احساس گناه مي شود و اعتماد به نفس خود را به شدت كاهش مي دهد. اين دروغ بزرگ، در مواقع مختلفي به كار برده مي شود كه شايع ترين آن در مورد پول است. وقتي مي گوييد من مي توانم داشته باشم و كيفم هم دليل مدعاست؛ وجدان، درستي اش را مي پسندد و احساس خودباوري از درون شخص مي جوشد.
▪ برداشت غلط:
در همه مكاتب الهي، استفاده نادرست از مواهب خداوندي از جمله ثروت، سخت نكوهش شده است.
برداشت بسيار نادرستي از اين نكوهش، باعث شده كه خيلي ها فكر كنند و باور كنند كه پول، چيز بدي است و داشتن، فعل نكوهيده اي است. اين افراد، ضرب المثلهايي مثل «پول چرك دست است» «پول، پليد و پست است»، «پول، علت همه جنايتهاست!» و … را به وجود مي آورند و آن را تبليغ مي كنند. اما مگر پول به تنهايي و به خودي خود مي تواند چنين اعمالي را انجام دهد و چنين باشد. مسلماً اين ماييم كه تعيين مي كنيم پولمان چه كار كند و چه طور باشد.
ثروت از مواهب الهي است و چنين اهانتهايي به يك موهبت الهي، ناسپاسي آشكار و گناهي بزرگ است.
مقدار پولي كه شما در كيف خود داريد؛ به هيچ وجه قابل سرزنش نيست؛ آنچه ممكن است قابل سرزنش باشد، شيوه استفاده شما از آن است. پس به استدلال اينكه از پول، مي شود استفاده نادرستي كرد و خيلي ها چنين كرده اند؛ جيب خود را خالي نگذاريد. خالي بودن جيب شما در شما نداشتن و محروميت را القا مي كند كه احساس عدم شايستگي و كاهش اعتماد به نفس را به دنبال دارد.
جيب توانگر، اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و در عين حال شما را به تكاپو و فعاليت بيشتري وا مي دارد. نگوييد اگر پول در جيبم باشد، خرج مي كنم؛ وقتي به خود اطمينان نداريد؛ نمي توانيد چيزي داشته باشيد. همراه داشتن پول به شما احساس داشتن، عادت به همراه داشتن پول ، اعتماد به نفس مي بخشد كه نتيجه آن تحرك و فعاليت است. يادتان باشد. شما هرگز نمي توانيد هم اعتماد به نفس داشته باشيد و هم بيكار باشيد.حتي الامكان خودتان جيب خود را توانگر سازيد.

م.حورايي - اعتماد به نفس در ۱۰ روز
http://tntmoney.wordpress.com


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۸ ] [ مشاوره مديريت ]
نكاتي براي افزايش اعتماد به نفساعتماد به نفس يك كليد حياتي براي موفقيت در هر قدمي از زندگي است. افراد داراي اعتماد به نفس بالا بيشتر مورد توجه قرار مي گيرند. آنها راحتتر از ديگران به اهداف خود دست پيدا مي كنند. در مقابل افراد با اعتماد به نفس پايين اغلب در پايان كار بازنده هستند. شما هم اگر مي خوهيد زندگي موفقي داشته باشيد بايد اعتماد به نفس خود را بالا ببريد. در اين مقاله نكاتي براي افزايش اعتماد به نفس ارائه مي شود.
▪ اعتماد به نفس در افرادي يافت مي شود كه عزت نفس واقعي داشته باشند. آنها ارزش وجودي خود را مي دانند و براساس آن عمل مي كنند. يك راه خوب براي شناخت بهتر ارزش وجودي خود اين است كه هر روز ليستي از توانايي ها و هنرهاي خود تهيه كنيد. آنوقت خود شگفت زده خواهيد شد وقتي مي بينيد چقدر كارهاي مثبت در زندگي وجود دارد كه شما هر روز انجام داده ايد، اما تا به حال به آنها توجهي نداشتيد. هر بار كه به اين ليست نگاه مي كنيد اعتماد به نفس تمام وجودتان را مي لرزاند و نيرويي در شما ايجاد مي كند كه مي خواهد شما را به جلو براند.
▪ اهداف خود را شفاف سازيد. اگر لازم است آنها را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد. آنقدر اهداف خود را به اهداف كوچكتر تقسيم كنيد تا بتوانيد آنها را اداره كنيد. هر بار كه به يك هدف كوچك دست مي يابيد خود را تشويق كنيد. اين عمل اعتماد به نفس شما را بالا مي برد و به شما كمك مي كند به اهداف بزرگتر برسيد.
▪ يك مرشد شايسته كه بتواند به شما در رسيدن اهدافتان كمك كند بيابيد. بيشتر افراد موفق در زندگي خود مرشد دارند كه قبلاً راهي را كه آنها اكنون طي مي كنند او قبلاً طي كرده است. مرتباً مرشد خود را ببينيد و از او مشورت و پشتيباني بخواهيد. آنوقت خواهيد ديد كه هر روز چيزهاي باارزشي مي آموزيد.
▪ با افرادي كه داراي شخصيت مثبت و پشتيبان هستند ارتباط داشته باشيد. به آنها به همان ميزان كه به شما احترام مي كنند شما هم با آنها همچنان رفتار كنيد. از معاشرت با افرادي كه داراي شخصيت منفي هستند و سبب بروز بحران در شما مي شوند پرهيز كنيد. اين افراد سبب فرسايش اعتماد به نفس ارزشمند شما مي شوند. آنها شما را وادار مي كنند قسمت منفي شخصيت خود نگاه كنيد و نه قسمت مثبت آن. بعد از مدتي شما در دنياي منفي و بدگمان آنها احاطه مي شويد. هيچ چيز نمي تواند مخرب تر از اين باشد. از چنين دوستاني در سريعترين زمان ممكن دوري كنيد.
▪ به اينكه چگونه به نظر مي رسيد توجه كنيد. از خوب لباس پوشيدن و مرتب بودن لذت ببريد. اين باعث مي شود احساس خوبي داشته باشيد. و ديگران به شما با ديد متفاوتي بنگرند. به خاطر داشته باشيد كه وجود هر انساني خواهان رفاقت و همراهي با افراد باهوش موفق و خوش ظاهر است. شما خيلي زود مي توانيد يك منبع جاذبه باشيد اگر ظاهر مثبت و برازنده اي داشته باشيد.
▪ از عدم موفقيت نترسيد. آنها را انگيزه اي براي برداشتن گامهاي بلندتر قرار دهيد و به حركت خود ادامه دهيد. به خود بگوييد كه دفعه بعد موفق خوهيد شد. هيچگاه اجازه ندهيد كه خطاهاي شما باعث درهم شكستن شما شوند. آنها شما را درون پوسته اي نگه مي دارند و اعتماد به نفس شما را ويران مي كند. بهترين كار اين است كه خطاهاي خود را به عنوان يك چيز بي اهميت كوچك شماريد و به يك مبارزه تازه فكر كنيد. البته شما از اشتباهات خود چيز هاي تازه ياد مي گيريد، و در مورد توانايي هاي خود واقع بين باشيد. افرادي كه سعي مي كنند به چيزي بيش از توان خود دست يابند اغلب سقوط مي كنند. شما نبايد اسم اين را اعتماد به نفس بناميد.
▪ با ورزش و رژيم خود را سرحال و بدنتان را متناسب نگه داريد. يك فرد سالم و تندرست و قوي فعالتر است و در حرفه خود چيزهاي بيشتري بدست مي آورد. سلامتي بدني همانند اعتماد به نفس سبب درخشش چهره شما مي شود.
▪ محدوده وسيعي از علاقه منديها داشته باشيد و علاقه خود را با پيگيري زمينه مورد توجه كه در دنيا چه مي گذرد فعال نگه داريد. افراد زيادي را ملاقات كنيد و با آنها صحبت كنيد. تمام توجه خود را روي كار و مشكلاتتان متمركز نكنيد. توجه خود را به كارها و دلبستگي هاي جديد معطوف كنيد. اين عمل ذهن شما را به خوشي مشغول مي كند و اعتماد به نفس شما را بالا مي برد.
▪ بر روي كارهايي كه به خوبي از عهده آن برآييد وقت بگذاريد. احتمالاً شما در گذشته در زمينه هايي تبحر داشته ايد ولي به علت كمبود وقت از آنها غافل شده ايد. دوباره به آن فعاليتها باز گرديد و خواهيد ديد كه اعتماد به نفس شما افزايش مي يابد. 
اين نكات را در زندگي خود صادقانه بكار ببريد و تفاوت آن را در زندگي بيابيد.ياد بگير دات كام 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
نقش عملكرد تحصيلي در اعتماد به نفسموفقيت يا شكست تحصيلي همانطور كه از عوامل مختلفي چون نظام آموزشي، سازمان مدرسه و عوامل آن چون كتاب، معلم، مدير و نيز خانواده و ويژگيهاي شخصي و فردي دانش آموزان ريشه مي گيرد آثار و پيامدهاي مختلفي را نيز در ابعاد اجتماعي و فردي بر جاي مي گذارد. موضوع اين مقاله بررسي پيامدهاي فردي و روانشناختي موفقيت يا شكست تحصيلي در روحيه و عزت نفس دانش آموزان است. باهم مي خوانيمعزت نفس كودك قبل از هر چيز ابتدا در محيط زندگي اش پي ريزي مي شود اما در مدرسه و كلاس درس است كه نسبت به توانايي هاي خود و اينكه چگونه پيشرفت كند آگاهي مي يابد. به طور معمول يك كودك تا سن ۱۸ سالگي حدود ۵ هزار ساعت از وقت خود را در مدرسه مي گذراند و طي اين مدت عقايد يا عادات خاصي كسب مي كند.نحوه آموزش كودكان بسيار مهم تر از چيزي است كه بايد بياموزند. نگرش كودك نسبت به يادگيري و مخصوصاً توانايي هايش اثر بسيار مهمي روي اعتماد به نفس و در نتيجه آينده اش دارد بنابراين توجه و نوع رفتار والدين و معلم هاي مدرسه در اين زمينه از اهميت خاصي برخوردار است.
هدف از يادگيري 
داشتن تصور خوب از خود نياز طبيعي هر كودك است و براي برآورده شدن اين نياز، كودك بايد به اين باور برسد كه مي تواند كارها را به خوبي و با موفقيت انجام دهد. اما مفهوم موفقيت و شكست پيچيده است و با نگرش هاي متفاوتي بررسي مي شوند. در يك كلاس درس خوب والدين بايد انتظار داشته باشند كه كودك شان پنج چيز اساسي زير را بياموزد:
۱ _ به دقت انجام دادن كارها و يادگيري مهم است.
۲ _ براي موفق شدن معيارهايي در نظر بگيرد بدين معنا كه مفهوم درست انجام دادن كارها را درك كند و بتواند قضاوت كند كه تا چه اندازه كارهايش را به خوبي انجام مي دهد.
۳ _ بايد چه انتظاري از خود داشته باشد و نسبت به توانايي هايش مثبت فكر كند.
۴ _ موفقيت و پيشرفت را نتيجه مستقيم تلاش و پشتكار خود بداند.
۵ _ و اينكه موفقيت هاي فردي اش ارزش اجتماعي دارند.
در مدرسه وجود تكاليف و برنامه هاي متفاوت و رقابت بين كودكان و ارزيابي مداوم آنها آگاهي كودك را نسبت به توانايي هايش افزايش مي دهد و او را نسبت به قضاوت هاي ديگران نگران مي كند. با روش هاي زير مي توانيم او را حمايت كنيم و اجازه ندهيم اين ويژگي هاي مدرسه روحيه او را تضعيف كند:
۱ _ به او بقبولانيم كه موفق شدن در مدرسه تلاشي جالب و هيجان انگيز است نه صرفاً محك زدن تواناهايي او.
بيشتر كودكان وقتي تصور مي كنند مجبورند توانايي هاي خود را ثابت كنند نگران مي شوند و ما نبايد آنها را در اينگونه موقعيت ها قرار دهيم. مثلا، به جاي اينكه به او بگوييد: «ببينم در رياضي چقدر مهارت داري» (كه در اين حالت كودك احساس مي كند تحت بررسي موشكافانه اي قرار گرفته است) بگوييد: «چرا اين مسائل رياضي را امتحان نمي كني؟» (بدين وسيله اين پيام را به كودك مي رسانيد كه فعاليت هاي متفاوت، توانايي هاي ذاتي نيستند بلكه آنها را بايد آزمود.)
۲ _ هرگز استعداد يا توانايي كودك را به طور كلي مورد قضاوت قرار ندهيد.
بايد از برچسب زدن روي توانايي هاي كودك مان بپرهيزيم (مثلا، «در خواندن ضعيف است.» يا «در فهم رياضي كند است» يا «در ورزش دست و پا چلفتي» است.)
و براي اينكه تمايل به يادگيري در كودك را زنده نگهداريم بايد به او بياموزيم چگونه توانايي هاي خود را مهار كند و درك كند با كمك تلاش و كوشش مي تواند توانايي ها و استعدادهايش را توسعه بخشد. مثلا به جاي اينكه بگوييد: «فكر مي كنم رياضي كار تو نباشد.» يا «در خواندن استعداد ذاتي نداري.» (كه بدين ترتيب فكر مي كند در اين موارد توانايي ندارد) بگوييد: «به نظر مي رسد اين مسائل رياضي برايت دردسرساز هستند.» يا «خواندن اين متن مشكل است، مگر نه؟» (در اين صورت كودك اين پيام مشخص و ساده را دريافت مي كند كه صرفاً آن وظيفه يا كار خاص مشكل است.) پيام ديگري كه دريافت مي كند اين است: «محدوديت هاي او دائمي نيستند و اگر چه همه توانايي هايش به بهره برداري نمي رسند اما با تلاش مي تواند آنها را توسعه دهد.» وقتي كودكان استعداد را مهار شدني بدانند در كسب اهداف شان موفق مي شوند.
تشويق كودك به برگزيدن معيارهايي براي عملكردهايش
اغلب والدين تمايل دارند كودك شان را از هر نوع انتقادي حمايت كنند و يا تصور مي كنند هر كاري كه او انجام مي دهد «محشر» است. اين گونه تفكر نسبت به كودك او را عملا دلسرد كرده و از توانايي هايش در انتخاب معيارهاي عملكرد درست مي كاهد و به تدريج درخصوص مفهوم «خوب انجام دادن كارها» گيج مي شود.كودكان اغلب تلاش مي كنند به بزرگسالان بفهمانند كه دوست دارند ارزيابي صحيحي از كارشان بشود. آنها تا سن ۶ سالگي نسبت به تعاريف ديگران مخصوصاً اگر با احساس خودشان نسبت به واقعيت سازگار نباشد حساس هستند. ستايش هاي افراطي غالباً كودك را ناراحت مي كند. مثلا وقتي پدر مايكل «هشت ساله» به او گفت: «تو نابغه هستي!» مايكل بسيار عصباني شد _ كودك در اين لحظه نگران مي شود براي جلب توجه پدرش بايد چه كارهاي ديگري انجام دهد و اين ستايش نامطمئن او را مضطرب مي سازد. يا نوجواني نه ساله، براي اينكه موافق ستايش والدينش از نحوه اسكي بازي اش نبود به جاي اينكه با اسكي از كوه پايين بيايد غلت خورد. كودكي كه ستايش هاي غيرواقعي از كارش مي شود ديگر انگيزه اي براي تلاشي جدي ندارد. گاهي اوقات لازم است به كودك خود بگوييم: «كارت را خوب انجام دادي و با تلاش بيشتر مي تواني آن را بهتر انجام دهي.» و فقط به او نگوييم: «كارت فوق العاده است!»بعضي مواقع كودك نسبت به خوب انجام ندادن كاري آگاهي كامل دارد كه در اين گونه مواقع بهتر است پدر يا مادر به نارضايتي كودك بپيوندد و به او كمك كند تا با استفاده از اين نارضايتي نقشه اي براي بهبود كار بكشد. بهترين ستايش كودك تشويق قضاوت خوب خودش است.كودكان از سن ۴ يا ۵ سالگي نسبت به اينكه «كه» هستند و چگونه بايد باشند فكر كرده و معمولا خود را با ديگران مقايسه مي كنند و آنها به كمك ويژه اي نياز دارند تا در اين قياس ايمن بمانند. مخصوصا اگر حداقل دو مورد از گرايش هاي زير را از خود بروز دادند:
۱ _ تمايلي به پذيرفتن كاري كه برايشان مشكل است نداشته باشند.
۲ _ فقط به اهداف دور از دسترس و دست نيافتني فكر كنند. (مثل صاحب مدال بازي هاي المپيك يا ستاره رسانه هاي گروهي شدن بدون اينكه واقعاً براي رسيدن به اين اهداف گامي بردارند.)
۳ _ با لحني تحقيرآميز با دوستان خود صحبت كنند.
۴ _ فكر كنند كه دوستان شان در هر كاري بهتر از او هستند.
۵ _ علاقه شان نسبت به مدرسه را از دست بدهند.
شما والدين مي توانيد به روش هاي زير به كودك خود قوت قلب بدهيد:
۱ _ عدم اعتماد به نفس او را بپذيريد.
ترس هايش را ناديده نگيريد و او را حمايت كنيد. مثلا بگوييد: «ممكن است بعضي روزها در مدرسه سخت بگذرد اما در آنجا افرادي هستند كه به تو كمك مي كنند و بعد از آن هم در خانه با يكديگر مي نشينيم و صحبت مي كنيم.» پيام اين است: «طبيعي است بعضي چيزها سخت باشد اما دشواري نشانه آن نيست كه نتواني از عهده كارهايت برآيي!»
۲ _ به او كمك كنيد براي خود اهدافي روشن و دست يافتني در نظر بگيرد.
وقتي كودك فكر كند كودكان ديگر از او جلوتر هستند ممكن است توجهي به توانايي هاي واقعي خود نداشته باشد. بايد از او بخواهيم با توجه به توانايي هايش اهدافي در نظر بگيرد و براي دست يافتن به آنها برنامه اي دقيق داشته باشد.
۳ _ به او اطمينان بخشيد كه حتي وقتي نمي تواند چون ستاره اي بدرخشد باز هم با ارزش است.
مي توانيم زمينه اي فراهم سازيم تا كودك لذت پيشرفت را با تلاش و حركت خودش حس كند. مثلا: «ببين در اين هفته مسائل رياضي را چقدر بيشتر از گذشته درست حل كرده اي!» گفتن اين جمله مؤثرتر است تا بگوييد: «تو رياضيدان بي نظيري هستي!»كودكي كه از هم سن و سال خود عقب مي ماند براي ايمان آوردن به توانايي هايش به حمايت شما نياز دارد:
۱ _ موضوع يا فعاليتي را بيابيد كه علاقه او را تحريك مي كند. 
۲- در كارها با او همياري كنيد و توانايي هايش را متذكر شويد و به او خاطرنشان سازيد با وجود اين كه وظايفش سخت هستند آنها را چه قدر خوب مي تواند انجام دهد. وقتي انجام دادن كاري به نظر كودك آسان بيايد ممكن است درك نكند آن كار واقعاً مشكل است. 
۳- اصرار كنيد آنها هنگام برخورد با موضوع يا فعاليت هايي كه مشكل تر هستند به تلاش خود ادامه دهند. 
اگر به او اجازه دهيد تا روي موضوعات آسان متمركز شود از مواجه شدن با مبارزات سخت و نااميدكننده پرهيز مي كند و ياد نمي گيرد برخي از نااميدي ها را چگونه تحمل كرده و براي حل مشكلات خود تلاش كند. 
نگاه كودك به موفقيت ها و شكست هاي خود
نحوه برخورد كودك با موفقيت و شكست در شكل گيري عزت نفس او بي اندازه مهم است. تنها موفق شدن نمي تواند در كودك اعتماد به نفس ايجاد كند. نگرش كودك نسبت به موفقيت ها و شكست هايش اعتماد به نفس او را ساخته و يا از بين مي برد. واكنش هاي سازنده و يا زيانبخش دو جنبه متفاوت از «موفقيت» و «شكست» هستند:
۱- اولين جنبه همان تسلط كودك روي موفقيت يا شكست است. اگر كودك توانايي و تلاش خود را عامل موفقيتش بداند نسبت به آن احساس مسئوليت كرده و روي آن كنترل منطقي خواهد داشت. مثلاً اگر بازي ضعيفي را كه انجام داده است در نتيجه تمرين كم بداند آنگاه مي تواند تلاش كرده و آن را تغيير دهد. 
۲- دومين جنبه از نگرش كودك نسبت به موفقيت ها و شكست هايش به «پايداري» يا «ناپايداري» مربوط مي شود. 
چنانچه كودكي امتحان انگليسي اش را ضعيف داده و معتقد باشد در نتيجه حماقتش بوده است يا اصولاً «در درس انگليسي خوب نيست» پس نگرش وي «نگرشي پايدار» است و چون به نظر وي استعداد طبيعي اش تغييرناپذير است بنابراين اوضاع درسي اش نيز اصلاح نخواهد شد اما اگر فكر كند نمره ضعيفش به علت خوب نخواندن درس هايش است در آن صورت داراي «نگرشي ناپايدار» است پس براي او امكان تغيير وجود دارد و مثلاً دفعه بعد مي تواند خود را براي امتحان بيشتر آماده ساخته و بهتر عمل كند. كودك در عين حال كه توانايي ها و عملكردهايش را ارزيابي مي كند بايد دو چيز متفاوت را درك كند: اول اين كه توانايي هايش تغييرپذير هستند و ممكن است بهتر يا بدتر شوند و دوم اين كه روي آنها كم و بيش كنترل دارد. با روش هاي زير مي توانيد كودك را تشويق كنيد نسبت به موفقيت يا شكست هايش واكنشي سازنده از خود نشان دهد:
۱- با او در مورد اين كه چرا نتوانسته است كاري را خوب انجام دهد صحبت كنيد. به او كمك كنيد تا دلايل موفقيت و شكست خود را درك كند. درك علت موفقيت ها به اندازه فهميدن علت شكست مهم است. اگر كودك معتقد باشد «شانس آورده» كه نمره رياضي اش خوب شده است پس به توانايي خود اعتمادي ندارد. از طرفي اگر فكر كند به طور ذاتي باهوش يا با استعداد است و كارهايش را خوب انجام مي دهد ممكن است تصور كند ديگر ضرورتي ندارد تلاش كند. تصور اين كه توانايي هاي طبيعي به كمك فرد مي آيند تصوري زيانبخش است. مطمئن شويد كودكتان مي فهمد تلاش او چه قدر در موفقيتش نقش دارد. مثلاً به او بگوئيد: «از اين كه مي تواني موقع امتحان حواس خود را كاملاً جمع كني خوشحال هستم.»
۲- با كودك خود در مورد علت شكست در كاري صحبت كنيد و به صحبت هاي او گوش دهيد و از نظر عاطفي او را حمايت نماييد.
به او كمك كنيد درك كند كه مي تواند اوضاع را بهبود بخشيده و اصلاح كند.
نحوه برخورد كودك با موفقيت و شكست در شكل گيري عزت نفس او بي اندازه مهم است. تنها موفق شدن نمي تواند در كودك اعتماد به نفس ايجاد كند. نگرش كودك نسبت به موفقيت ها و شكست هايش اعتماد به نفس او را ساخته و يا از بين مي برد
گاهي اوقات ممكن است كودكان در مدرسه نسبت به خود احساس «بد» يا «ناشايستي» داشته باشند يا حتي خود را احمق فرض كنند. كودكان زماني كه در كلاس درس سرزنش مي شوند بسيار خجالت كشيده و شرمنده مي شوند و از جمع فاصله مي گيرند.
ارزش اجتماعي موفقيت
همان قدر كه تشويق كردن كودك در جهت انتخاب معيارهايي براي خود معلم است به همان اندازه هم اهميت دارد بداند كه مردم براي تلاش و موفقيت هاي او ارزش قائل هستند. 
در اين خصوص مي توانيد پيشنهادهاي زير را امتحان كنيد:
۱- نسبت به تلاش و موفقيت وي علاقه نشان دهيد و او را بستاييد. مثلاً خواندن انشاء و به آن توجه نشان دادن كودك را بسيار راضي و خوشحال مي سازد.
۲- نشان دهيد كه كار خوب او تأثير مثبتي دارد. مثلاً بگوئيد: گزارش تو از اين كتاب مرا وادار مي كند آن را بخوانم. بدين ترتيب كودك مي فهمد قدرت اين را دارد روي نگرش ديگران تأثير بگذارد.
۳- او را تشويق كنيد مهارت هاي به دست آورده اش را به ديگران منتقل كند. مثلاً: «برادرت در حل مسائل رياضي كه سال گذشته ياد گرفتي به كمك تو احتياج دارد.»
۴- كودك را تشويق كنيد حداقل برخي از كارهاي مدرسه اش را به طور گروهي انجام دهد. وقتي كودكان روي تحقيقي با يكديگر كار مي كنند، هريك از اعضاي گروه پيشنهاداتي مي دهد و هر وقت آن پيشنهاد مورد استفاده قرار گيرد اعتماد به نفس شان بالا مي رود. كودكي كه در كارهاي گروهي سهيم مي شود، ارزش اجتماعي تلاش، ابتكار و توانايي هايش را به بوته آزمايش مي گذارد. 
حفظ اعتماد به نفس در كلاس درس 
گاهي اوقات ممكن است كودكان در مدرسه نسبت به خود احساس «بد» يا «ناشايستي» داشته باشند يا حتي خود را احمق فرض كنند.
كودكان زماني كه در كلاس درس سرزنش مي شوند بسيار خجالت كشيده و شرمنده مي شوند و از جمع فاصله مي گيرند. آنها هر روز به بي كفايتي تهديد مي شوند. 
كودكي كه در كارش شكست مي خورد شرمنده مي شود و اين باور در او شكل مي گيرد كه اين گونه اتفاق ها هميشه برايش پيش خواهد آمد و در زندگي شانسي نخواهد داشت. چنين تفكري ممكن است آينده كودك را به خطر اندازد. نااميدي و سرخوردگي هاي گذشته مجدداً وجود كودك را فرامي گيرد و او به انتظار شكست هاي آينده مي نشيند. متأسفانه در اين لحظات كودك هر نوع تحقيري را «به حق» يا «مناسب» مي داند. 
ما والدين با روش هاي زير مي توانيم به كودك كمك كنيم تا بر اين احساسات بسيار معمول غلبه كند.
۱- مشكلي كه ممكن است موجب تحقير كودك شود را تشخيص دهيد. ببينيد چه «نقصي» در كودك مورد هدف قرار گرفته است پس تا حد لازم در مورد آن با وي صحبت كنيد. مثل اين مورد: «به نظر مي رسد وقتي هنگام روخواني در كلاس اشتباه مي كني مضطرب مي شوي.»
وقتي با كودك اين گونه صحبت شود به اين فكر مي افتد كه: «خوب روي هم رفته اين وضع خيلي هم بد نيست.» زيرا مي فهمد فقط بلند خواندن وي در كلاس خوب نيست و به طور كلي استعداد و توانايي اش در روخواني مورد ترديد قرار نگرفته است. 
۲- تفاوت بين اشتباه و شكست را به كودك آموزش دهيد و در عين حال به او كمك كنيد تا موضوعي كه باعث تحقير وي مي شود را به سرعت اصلاح كند. در ضمن به او متذكر شويد اشتباه كردن خجالت آور نيست بلكه بايد با اصلاح خطاها به رشد و بالندگي دست يافت. به كودكتان بگوئيد: «اشتباه كردن قسمتي از يادگيري است و هر كس در زندگي اشتباه مي كند.» آنگاه كودك اين پيام را دريافت مي كند كه دليلي ندارد هميشه از اشتباهاتش شرمنده شود و خجالت بكشد و اعتماد به نفسش تقويت مي شود. بنابراين اگر مي خواهيم كودكانمان موفق شوند بايد به آنها بياموزيم كه چگونه بر شكست شان غلبه كنند. 
۳- به او بياموزيد در برابر تحقير شدن مقاومت كند. كودكي كه نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد آمادگي مقاومت در برابر هر نوع تحقيري را دارد و اگر آن قدر اعتماد به نفس داشته باشد كه در كلاس درس بگويد: «اين مبحث درسي هنوز برايم سخت است اما سعي مي كنم آن را ياد بگيرم.» پس مي تواند به سرعت احساس اضطراب را از خود دور كند و شرمنده نشود.
۴- با معلم كودكتان صحبت كنيد و از او كمك بخواهيد. يادگيري و تحقير نمي توانند در كنار يكديگر باشند و اگر معلمي كودكي را تحقير كند قدرت يادگيري را از او مي گيرد. براي اين كه كودكتان در كلاس درس مضطرب نشود از معلم وي بخواهيد روشي به كار گيرد تا او را بيش از پيش مضطرب و نگران نسازد.
با تدابير فوق مي توانيم به كودك كمك كنيم تا نگران كارهاي مدرسه نباشد و براي او مهارت هايي فراهم نمائيم تا در قبال حقارت ايستادگي كند و در ضمن به او بياموزيم از چيزي نترسد و همچنان به تلاش خود ادامه دهد. او بايد بداند اگر بعضي مواقع هم شكست بخورد ايرادي ندارد زيرا شكست قسمتي از يادگيري است.
كنار آمدن با عدم پذيرش
درخواست نامه ها و مصاحبات ورودي معمولاً به سال هاي آخر دوران نوجواني- هنگام ورود به دانشكده و مدارس عالي تخصصي براي ادامه تحصيل- مربوط مي شود، اما در حقيقت بسياري از كودكان اين مراحل را از سنين كم آغاز مي كنند. مثلاً ممكن است والدين از اينكه كودك شان به مدرسه اي كه معتقدند خوب است راه نيابد بسيار ناراحت شوند اما بايد درخصوص اثري كه اين مسأله روي كودك دارد حساس باشند.
عزت نفس رابطه تنگاتنگي با احساس موفقيت و مقبول بودن دارد. بنابراين تحمل كردن اين نوع عدم پذيرش ممكن است مشكل باشد. بعضي از كودكان و والدين پذيرفته نشدن در مدرسه اي را به راحتي تحمل مي كنند اما ديگران چنين نيستند. 
در زير علائم و نشانه هاي واكنش منفي كودكان نسبت به عدم پذيرش را ذكر كرده ام: ۱- نسبت به ادامه هر نوع فعاليت حتي از آنهايي كه زماني لذت مي برد بي ميل مي شود.
۲- از بدشانسي هاي جزئي و كوچك- مثل گم كردن وسايل، ريختن چيزي يا از دست دادن مكالمه تلفني- نگران مي شود.
۳- رفتار پسرفتي از خود بروز مي دهد كه بيش از يك هفته طول مي كشد مثلاً- مشتاقانه با عروسك ها يا اسباب بازي هاي نرم يا ساختمان سازي كه مخصوص كودكان كوچكتر از خود است به بازي مي پردازد.
۴- دوست دارد زمان بسيار زيادي را تنها باشد.روش تقويت اعتماد به نفس
اعتماد به نفس چنين كودكي را مي توانيد بدين ترتيب اصلاح كنيد.
۱- به او يادآور شويد كه نااميدي بخش چاره ناپذير زندگي است.
۲- به او تذكر دهيد كه هر موقعيتي مشكلاتي با خود به همراه دارد.
۳- از شكست ها و نااميدي هاي گذشته خودتان و اينكه چگونه بر آنها غلبه كرديد صحبت كنيد. (اغلب والدين براي اينكه كودك به قدرت والدين مطمئن شود شكست هاي خودشان را از آنها مخفي مي كنند.)
۴- به موارد خوب وضعيت موجود اشاره كنيد.
۵- به او كمك كنيد تا به اطرافيان خود- مثل دوستان، فعاليت هاي بعد از مدرسه و تكاليف خانه اش- توجه كند.
۶- با كودك از گذشته اش صحبت كنيد. اين كار به او كمك مي كند تا تاريخچه پستي و بلنديهاي زندگي اش را به ياد آورد.
۷- هر علامتي در كودك كه نشان دهنده نااميدي است را فراموش نكنيد، زيرا هر علامت نااميدي در زندگي كودك ممكن است حادثه اي مهم باشد و بايد تأييد شود.
۸- به كودك اجازه ندهيد از توقعات به حق خود دست بكشد.
كودكان استثنايي
قدرت تلاش كردن يكي از اصلي ترين جنبه هاي موفقيت و مهم ترين عنصر عزت نفس است. وقتي كودك مي آموزد با تلاش مي تواند به موفقيت دست يابد از انگيزه و اعتماد به نفس بالايي برخوردار مي شود. اما بعضي از كودكان هرچه تلاش مي كنند كمتر به نتيجه دلخواه دست مي يابند. طي تحقيقاتي كه در چند سال گذشته به عمل آمده معلوم شده است تقريباً ۲۶ درصد از كودكان مدرسه در يادگيري ناتوان هستند و اين بدين معناست كه بيشتر روش هاي رايج آموزشي براي آنها مناسب نيست و بايد به سراغ روش هاي ديگر رفت. در مغز برخي از كودكان اختلالاتي جزئي وجود دارد كه براي يادگيري سدي محسوب مي شوند اما پشت آن سد گنجينه اي از توانايي خوابيده است. بسياري از كودكان كه در يادگيري ناتوان هستند «نقطه هاي كور» مخصوصي دارند كه از استعدادهاي كلي آنها نمي كاهد. مثلاً بعضي از كودكان كلماتي كه صداهاي مشابه دارند را با هم اشتباه مي كنند. بعضي ها مطلبي را به سلامت و رواني مي خوانند اما از نوشتن عاجزند كه عمدتاً به دلايل زير است: يا نمي توانند كلمات را هجي كنند و يا حركات نوشتاري شان نامنظم است و يا هنگام منتقل كردن كلمات به روي كاغذ معني آنها را نمي توانند در ذهن خود نگه دارند. برخي از كودكان مطالب شفاهي را مي آموزند در حالي كه برخي به طور عملي يا تجسم كردن، آن مطالب را مي فهمند. بعضي از كودكان مي توانند داستاني را بخوانند و درك كنند اما به هيچ طريقي نمي توانند آنچه را فهميده اند در حافظه نگهداشته و از داستان يادداشت بردارند و در مورد آن بحث و گفت وگو كنند. يا برخي از كودكان از علائم رياضي سردرنمي آورند آنها ممكن است عدد ۳ را با عددي ديگر اشتباه بگيرند يا نتوانند علامتي را در ذهن خود مجسم كنند و در نتيجه نتوانند مفهوم سؤال رياضي را درك نمايند.
مشكلات خاص فوق چنان روي روحيه و عواطف كودك اثر منفي مي گذارد كه احتمال دارد عزت نفس وي به شدت آسيب ببيند. اين كودكان خيلي زود خود را «احمق» يا «متفاوت از ديگران» فرض مي كنند. اگر واكنش هاي زيانبخش كودك را در مورد مشكلات يادگيري اصلاح نكنيم او به اين باور مي رسد كه شكست چاره ناپذير بوده و اين ناتواني هميشه با او همراه خواهد بود و تلاش برايش بي معني مي شود.
كمك والدين به كودكان استثنايي
هر كودك با هر نوع توانايي حق تحصيلي مناسب دارد. بايد ناتواني خاص آنها را شناخت و برنامه اي آموزشي مناسبي با نيازهاي فردي شان تنظيم كرد. زماني كه ناتواني كودك در يادگيري كاملاً مشخص شد و به نوعي حاد بود اساس مفهوم موفقيت در چنين كودكي تغيير مي كند اما نياز وي به عزت نفس و شيوه هاي دستيابي به آن همان است كه ذكر شد.
مشكل ترين تصميم براي بعضي از والدين اين است كه كودك استثنايي شان را در كلاس يا مدرسه اي خاص ثبت نام كنند و مي خواهند بدانند اين كار واقعاً ضروري است؟ آنها بايد به ياد داشته باشند به عزت نفس كودكاني كه از روند كلي مدرسه عقب مي مانند ضربه اي جبران ناپذير وارد مي شود. اگر كودكي از عهده روند كلي كلاس هاي درسي برنيايد بايد تحت برنامه اي خاص قرار گيرد يا در مدرسه اي ويژه ثبت نام شود و منطق چنين حكم مي كند كه آموزش مورد نظر هم سطح او باشد.
مزيت كلاس يا مدرسه استثنايي اين است كه مشكلات كودك در يادگيري غيرمعمول به نظر نمي آيد و به سبب چيزي كه ديگران آموخته اند ولي او ياد نگرفته است مورد انتقاد قرار نمي گيرد و بر يافتن راه هاي جديد جهت آموزش او تأكيد بيشتري مي شود. هر زمان كه تصميم مناسب را گرفتيد از راهنمايي هاي زير بهره جوييد تا به نتيجه دلخواه دست يابيد.
۱- تا حد ممكن دقيقاً نوع اشكال در يادگيري را مشخص كنيد. برخي از مدارس با كمك روانشناسان آموزشي از كودكان آزمون به عمل مي آورند اما متأسفانه ناتواني بسياري از كودكان شناخته نمي شود تا اينكه بسيار دير مي شود. والدين بايد در اين خصوص دقت زيادي داشته باشند. مثلاً وقتي سونجا- مادر پسر ۱۲ ساله اي به نام «تد» - فهميد پسرش خوانش پريش (اختلال در توانايي خواندن) است بسيار عصباني شد و گفت: «مي دانيد تا به حال چند مرتبه بر سر او فرياد زدم كه به كارهاي مدرسه اش توجه كند زيرا معلم هايش مي گفتند از زير كار در رو است! تصور مي كردم آنها مي دانند چه دارند مي گويند و وقتي به اين موضوع فكر مي كنم حالم كاملاً بد مي شود. اين بچه واقعاً با جديت تلاش كرده است و همه- از جمله من- به او گفته ايم كه تمام گناه ها به گردن اوست اما مشكل چيز ديگري است او همه چيز را متفاوت از ديگران مي بيند و ما براي آموزش او راه هاي معمول آموزشي را به كار برده ايم و تمام اين مدت وقت تلف كرده ايم.»
اغلب اين كودكان با آموزش خصوصي معلمان مي توانند در مدرسه كنار كودكان ديگر درس بخوانند و بر مشكلات بسيار خاص خود غلبه كنند.
۲- به كودك بگوييد كه دانش آموزان ديگر هم در مواردي خوب هستند و در مواردي ايراد دارند و او با ديگران هيچ تفاوتي ندارد. كودكي كه درس ها را مانند همكلاسي هايش ياد نمي گيرد احتمالاً احساس «غيرعادي» و «بد بودن» مي كند اما اگر متوجه شود استعداد چند بعدي است و بعضي چيزها براي اشخاص آسان و برخي سخت است آنگاه نسبت به خود احساس بدي نمي كند. در عين حال متوجه مي شود براي كسب بعضي از مهارت هاي مهم ممكن است مجبور باشد بيشتر كار كند و از ديگران هم كمك بگيرد و شايد بيش از همكلاسي هايش محروميت بكشد. او در اين صورت به مشكل خاص و ويژه خود مي تواند به چشم مبارزه اي مثبت نگاه كند.
۳- بر اين كه توانايي هاي او حقيقي اند تأكيد كنيد و كاري در نظر بگيريد كه كودك واقعاً عاشق انجام دادن آن است و مطمئن شويد هر هفته براي آن كار وقتي را اختصاص دهد.
۴- انتظاري را كه از كودك داريد دقيقاً به وي توضيح دهيد. كودكي كه نمي فهمد چه انتظاري از او دارند نه تنها دلسرد مي شود بلكه مشكلات يادگيري را بسيار مهم تلقي مي كند و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهد. مثلاً اگر قرار است گزارشي تهيه كند به او توضيح دهيد كه چه مواردي را به خاطر بسپارد تا بعداً در گزارش خود ذكر نمايد. يا اگر يك نمونه سؤال رياضي را به او توضيح مي دهيد از ابتدا به او بگوييد كه باقي مسائل را خودش بايد حل كند و...
در ضمن معلمان بايد مواد درسي را به گونه اي سازماندهي كنند كه كودكان متوجه اهداف هر درس شده و انتظاري را كه از آنها مي رود به خوبي درك كنند.
۵- پيشرفت كودك را پيگير شويد.
پيشرفت كودك ممكن است آنقدر كند باشد كه نتوان بدون مقايسه كردن «گذشته» و «حال» آن را مقايسه كرد، بنابراين مثلاً وقتي كودك تان روخواني مي كند صدايش را ضبط كنيد و وقتي احساس كرديد در روخواني پيشرفت كرده است نوار ضبط شده اش را برايش بگذاريد تا متوجه پيشرفتش شود. اين روش اعتماد به نفس او را بسيار بالا مي برد. به كودك كمك كنيد تفاوت كارش را نسبت به زماني كه واقعاً تلاش مي كند با زماني كه تلاش نمي كند درك نمايد.
۶- مراقب باشيد مشكلات يادگيري به مشكلات اخلاقي تبديل نشود.
اين كار هميشه آسان نيست چون مشكلات يادگيري موجب نااميدي، دلسردي و خجالت شده و پس از مدتي به مشكلات اخلاقي تبديل مي شود. كودك تحقير شده خيلي زود به كودكي خرابكار تبديل مي شود.
كودكاني كه مشكل يادگيري دارند چنانچه به موقع و درست حمايت شوند به انحطاط نيفتاده و ناآگاهي هاي خود را با آزار رساندن ديگران پنهان نمي سازند.
نويسنده: تري اپتر
ترجمه: ناديا زكالوند
روزنامه شرق 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
نفس سرگردانجواني دوره طولاني عمر است. دنياي بحران، دنياي تغيير و تحولات جسمي و غريزي كه سبب بروز حالات روحي و دگرگوني عواطف مي شود. كافي است سربرگردانيم و شمار جواناني را كه از حيث نداشتن اعتماد به نفس و كوچك شمردن خود در كنج نشسته اند و اجتماع را ترك گفته اند، ببينيم. آنها كه هيچ احساس خوبي از خود ندارند و اعتماد به نفس را از ياد برده اند و بايد گوشزدشان كرد خود را دريابند.
افتخار و احساس خوب از خود يعني اعتماد به نفس. اعتماد به نفس در حالت چهره، رفتار، صحبت و حركت افراد مشخص مي شود. ويژگي هاي افراد داراي اعتماد به نفس: برخورد باز و گشوده، انتقادپذير بودن، پذيرش اشتباهات خود و باور به توانايي ها و احساس ارزشمندي نسبت به خود و ديگران. اراده و پشتكار در اعتماد به نفس نقش بسيار مهمي به عهده دارند. اراده و اختيار هر انسان به خود او بستگي دارد يعني هرچه در زندگي روزانه، فعاليت هاي خود را واقع بينانه مورد ارزيابي قرار داده و خودگويي مثبت داشته باشيم اراده ما محكم تر و اشتباهات ما كمتر خواهد شد، در نتيجه با اعتماد به نفس بيشترجهت دهي فعاليت هايمان بهتر خواهد شد. در شكل گيري اعتماد به نفس دو دسته مانع وجود دارد:
۱ موانع بيروني
۲ موانع دروني
موانع بيروني مثل شرايط محيط خانواده، مدرسه و اجتماع كه تغيير در آنها براي شخص آسان نيست.
▪موانع دروني: موانعي هستند كه در باورها و طرز فكر هر شخص وجود دارد و كاملا قابل تغيير به دست خود شخص هستند. اگر چنانچه دائما فردي خودخوري داشته باشد و احساسات خود را آرام و بدون ابهام ابراز نكند در واقع مانع دروني براي اعتماد به نفس خود ايجاد مي كند. شش ركن مهم در اعتماد به نفس و در نتيجه حساس ارزشمندي عبارتند از:آگاهانه زندگي كردن،خودپذيري،مسئوليت پذيري،قاطعيت داشتن با خود و ديگران و ابراز وجود،با هدف و برنامه شخصي زندگي كردن،يكپارچگي و هماهنگي در رفتار و عمل
●زندگي آگاهانه
زندگي آگاهانه يعني درك اين نكته كه هوش انسان ها به يك اندازه نيست و هر كدام از افراد هوش متفاوت از ديگري دارد اما اگر چنانچه توان و استعداد خود را در نظر گرفته و با توجه به آنچه مي دانيم و مي بينيم رفتار كنيم زندگي آگاهانه را دنبال كرده ايم. يكي از غفلت ها يا فرار از موقعيت هاي زندگي آگاهانه طفره رفتن و فرار از واقعيت ها است مثلا گفتن اين جملات به خود كه:
«مي دانم كه همه تلاشم را نمي كنم، اما ترجيح مي دهم به آن فكر نكنم.» «مي دانم كه دارم اشتباه مي كنم اما...» «مي دانم كه دارم زياده روي در اين كار مي كنم اما...»
زندگي آگاهانه چيزي بيش از ديدن و دانستن است. يعني هدف و ارزش هاي خود را علاوه بر تعيين و مشخص كردن دنبال كنيم و با يك برنامه تدريجي، مشخص و روزانه انتخاب هاي خود را به موفقيت نزديك نماييم.
زندگي آگاهانه و ويژگي هاي آن
ذهن پويا و فعال
توجه به واقعيت ها و دوري كردن از انكار اشتباهات
شرايط را با توجه به مشكلات درك كردن
اشتباهات خود را ديدن و سعي در هماهنگ كردن آنها با ميزان ها و معيارهاي سالم و متعادل بيرون 
▪بخشيدن خود و خودپذيري
دومين ركن از اعتماد به نفس خودپذيري است يعني جنسيت مان، اسم و شرايط زندگي خانوادگي خود را بپذيريم و خود را كمتر از ديگران نبينيم. تكميل جملات زير به خودپذيري بهتر كمك مي نمايد.
تمرينات: هفته اول صبح ها: 
اگر خودم را بپذيرم يعني...
اگر بدنم را بيشتر بپذيرم...
اگر افكار و احساسات خودم را بپذيرم...
هفته دوم و سوم: 
اگر جنسيت خود را بپذيرم... 
اگر شادي هايم را بپذيرم...
●مسئوليت پذيري
براي آنكه احساس شايستگي در زندگي داشته باشيد بايد بتوانيد بر زندگي خود مسلط باشيد. قبول مسئوليت يعني:
مسئول برآوردن خواسته هاي خودتان هستيد.
مسئول انتخاب و اعمال خود هستيد.
مسئول روابط خود با ديگران هستيد.
مسئول كيفيت بخشيدن به زندگي خود و خوشبختي خود هستيد.
مشاركت ديگران كمك خوبي است ولي هيچ كس براي دستيابي به خواسته هايتان به شما مديون نيست.
مسئول اولويت بندي زمان خودتان هستيد.
ابراز وجود و قاطعيت داشتن
به معناي احترام به خودمان و ديگران در تمامي زمينه ها. كساني كه وابسته هراسناك هستند نمي توانند به بي برنامگي ها، فشارهاي ديگران و نمونه هايي از اين قبيل نه بگويند.كساني كه مستقل و با اعتماد به نفس هستند به راحتي در مقابل ترديدها و فشارها نه مي گويند و با قاطعيت و احترام به خود و ديگران اين نه را تكرار مي كنند.
●زندگي هدفمند و برنامه مشخص
يعني اگر مي خواهي موفق شوي بايد مصمم و هدفدار باشي و رفتاري قاطعانه داشته باشي. بايد مصمم باشي، نظم و انضباط شخصي يعني به خود فرصت استراحت دادن، تفريح كردن، شاد بودن اما در چارچوب مشخص و متعادل.
●يكپارچگي و هماهنگي
يعني رفتارهاي ما با هدف هايمان و آرزوهايمان هماهنگ باشد و در تضاد نباشد چون تضاد در رفتار و هدف مان آبرويمان را پيش خودمان از بين مي برد و كمتر به خودمان اعتماد مي كنيم. بنابراين كلام و گفتارمان را با نيت و هدف هايمان همخوان نماييم. از هيچ چيز هراس نداشته باشيم و به خداوند خالق مهربانمان توكل كرده و با برنامه و هدفمند خودمان را باور كنيم و هر روز اين نكته ها را در ذهن مان مرور كرده و با برنامه ريزي گام هاي محكم و مصمم به سوي آينده روشن برداريم.
اعتماد به نفس خريدني نيست. از ديگران گرفتني نيست بلكه هديه اي است در وجودمان كه خودمان با دست هاي انديشه مان اين هديه را مي يابيم و آن را با برنامه و هدف واقع بينانه پرورش مي دهيم.دكتر اكرم منتظر الظهور روزنامه شرق 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
نظريه هاي عزت نفس● نظريه كوپر اسميت :
كوپر اسميت عزت نفس را يك ارزشيابي فردي مي داند كه معمولاً با توجه به خويشتن حفظ 
مي شود ( به نقل از جوادي و كديور، ۱۳۷۳). كوپر اسميت چهار عامل اسنادي را براي رشد عزت نفس بيان مي كند . نخستين آن و مقدم بر تمام عوامل، ميزان احترام ، پذيرش و علاقه مندي كه يك فرد دريافت مي كند. دومين عامل تجارب موفقيت هايمان در زندگي و سومين عامل ارزشها و انتظاراتي است كه بر مبناي آن تجارب را مورد تفسير قرار ميدهيم و چهارمين عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش مي باشد ( به نقل از مفتاح ، ۱۳۸۱). 
● نظريه مازلو: 
مازلو در سلسله مراتب نيازها و در سطح سوم ، احترام به خود يا عزت نفس را قرار مي دهد كه مشتمل بر تمايل شايستگي، چيرگي، پيشرفت ، توانمندي، كفايت، اطمينان، استقلال و آزادي است. زماني كه اين نيازها ارضا شود، فرد احساس ارزشمندي، توانايي، قابليت مثمرثمر بودن و اطمينان مي كند و چنانچه اين نيازها برآورده نشود، فرد احساس حقارت ، درماندگي ، ضعف و دلسردي و نااميدي مي كند (به نقل از مفتاح، ۱۳۸۱).
● نظريه راجرز:
راجرز، عزت نفس را ارزيابي مداوم شخص از ارزشمندي خويشتن خود ويا نوعي قضاوت نسبت به ارزشندي وجودي خود تعريف كرده است. او معتقد است اين صفت در انسان حالت عمومي دارد و محدود و زود گذر نيست. بر طبق نظر راجرز، عزت نفس در اثر نياز به توجه مثبت ديگران به وجود مي آيد. نياز به توجه مثبت ديگران، شامل بازخوردها، طرز برخورد گرم و 
محبت آميز، صميميت، پذيرش و مهرباني از طرف محيط به خصوص اولياء كودك است (شاملو، ۱۳۶۸). 
● نظريه ويليام جيمز:
در بررسي عزت نفس، اولين كار توسط ويليام جيمز انجام شده است. او معتقد بود كه تصور فرد از خود در حين تعاملات اجتماعي ، يعني از زماني كه متولد شده و مورد شناسايي ديگران قرار مي گيرد، شكل مي گيرد ( به نقل از بيابانگرد، ۱۳۸۰).
● نظريه جرج ميد : 
ميد معتقد است كه تصورات و نگرش هاي شخص، نقش زيادي در زندگي او دارند. اين تصورات مي تواند، مربوط به موقعيت هاي دروني يا بيروني باشد. تصورات بر اساس بازخوردي كه از نظر ديگران به دست مي آيد، تشكيل مي شود. بنابراين شخص خصوصيات خود را به 
گونه اي درك مي كند كه ديگران آن خصوصيات را به وي نسبت مي دهند. او نتيجه گرفت عزت نفس بر اثر انعكاس ارزيابي ديگران، به وجود مي آيد و اين اجتماع است كه براي افراد معيارهاي 
زندگي را تعيين مي كند و از طرفي نظريات ديگران در شخص دروني ميشود و عزت نفس او را شكل مي دهد ( به نقل از پور مقدسيان ، ۱۳۷۳).
● ابعاد عزت نفس : 
تا چندي پيش، محققين و نظريه پردازان، عزت نفس را قضاوت كلي فرد در مورد خود 
مي دانستند اما در سالهاي اخير مشخص شده است كه كودكان و بزرگسالان، خودشان را از زوايا و جنبه هاي مختلف مورد ارزيابي و قضاوت قرار ميدهند كه در اين رابطه مي توان جنبه هاي اجتماعي، بدني، تحصيلي، خانوادگي و كلي را نام برد ( قلي، ۱۳۷۵).
براي روشن شدن مطلب، درمورد هر كدام از موارد فوق توضيحاتي مختصر ارائه خواهد شد. 
● عزت نفس اجتماعي : 
شامل عقايد كودك در مورد خودش به عنوان يك دوست براي ديگران است . آيا كودكان ديگر او را دوست دارند ؟ آيا عقايد وافكار او براي آن ها ارزشمند است؟ آيا او را در فعاليت هايشان شركت مي دهند؟ آيا از ارتباط و تعامل باهمسالان خود احساس رضايت مي كند؟ به طور كلي كودكي كه نياز اجتماعي اش برآورده شود، صرف نظر از اين كه چه تعداد از آن ها با آداب و اصول مورد قبول ملي مطابقت دارد، احساس خوبي در اين زمينه خواهد داشت؟ (اكبري ،۱۳۸۰).
● عزت نفس بدني : 
عزت نفس بدني به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به توانايي بدني خود اطلاق مي شود كه از طريق فعاليتها و كنش هاي بدني در فرد به وجود مي آيد. بنابراين اگر فرد از سلامت و توانايي بدني خوبي برخوردار باشد، بر عزت نفس بدني او تأثير مثبت خواهد گذاشت و بالعكس نواقص جسماني و عدم توانايي در انجام فعاليت ها و مهارت ها، تأثير منفي بر عزت نفس بدني فرد خواهد داشت ( اسلامي نسب، ۱۳۷۳).
● عزت نفس تحصيلي:
عزت نفس تحصيلي به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به ارزشمندي تحصيلي خود مربوط 
مي شود. اگر واكنش اطرافيان در مورد وضعيت تحصيلي فرد مطلوب باشد، در او احساس رضايت از خود ايجاد نموده و به قضاوت مثبت فرد درباره خودش كمك مي كند (قلي،۱۳۷۵).
● عزت نفس خانوادگي: 
ارزيابي و قضاوت فرد به عنوان عضوي از خانواده را عزت نفس خانوادگي مي گويند كه در اثر تعامل فرد با اعضاء خانواده در او به وجود مي آيد. نوع رابطه متقابل فرد با پدر، مادر، برادران و خواهران و ساير اعضاء خانواده و اين كه فرد تا چه اندازه توسط آن ها پذيرفته شده است، در چگونگي نگرش او نسبت به خود مؤثر است و عزت نفس خانوادگي او را تعيين مي كند (قلي، ۱۳۷۵).
● عزت نفس كلي : 
عزت نفس كلي به ارزيابي و قضاوت فرد نسبت به كليه ارزش هاي خود اطلاق مي شود كه اين جنبه از عزت نفس، ساير جنبه هاي فوق را در خود دارد و در واقع به آن ها نوعي وحدت و يكپارچگي مي بخشد. فردي كه عزت نفس كلي مثبتي دارد، از كليه جهات بدني ، اجتماعي، خانوادگي و تحصيلي، خود را مطلوب و خوب ميداند. او نگرش مثبت خود را از واكنش مثبت اعضاء خانواده، همسالان، معلمين و توانايي هاي بدني خود كسب نموده است. چنين فردي ، بهتر مي تواند با مشكل خود مقابله كند ( اسلامي نسب ،۱۳۷۳).
● مؤلفه هاي اساسي عزت نفس:
تجاربي كه كودك در راستاي هر مؤلفه به دست مي آورد، نقش اساسي را در ارزيابي از خود ايفا مي كند. اين فرايند ارزيابي يا قضاوت، توصيف هاي دروني از خود را ميسر مي نمايد كه عزت نفس نام مي گيرد و به منزله بيانيه اي در چگونگي احساس كودك درباره خويش محسوب 
مي شود. «عزت نفس سالم» را مي توان مورد تقويت قرار داد و يا اين كه آن را از مسير اصلي منحرف ساخت. شخص با عزت نفس قوي، تا حدودي قادر است كه در خود جنبه هاي مثبت پنچ مؤلفه عزت نفس را تحقق بخشد. در صورت فقدان مؤلفه هاي مزبور شخص دچار ناپايداري، بيهودگي و ناتواني مي شود (ميرعلي ياري، ۱۳۷۹).
پنج مؤلفه عزت نفس از ديدگاه جامع نگر «اينرونر» (۱۹۸۲)، در ارتباط با نظريه خود نشأت گرفته است. در اين جا به اختصار توصيف هايي در رابطه با هر مؤلفه عرضه مي شود. توصيف موارد توسط «بربا»۱ (۱۹۸۹)، مطرح شده است. 
۱. امنيت۲ : احساس اطمينان قوي است كه شامل اين نكات مي شود: احساس راحتي و ايمني، وقوف در آن چه كه از وي انتظار مي رود، توانايي وابستگي به افراد و موقعيت ها و درك قواعد و محدوديت ها. 
دارا بودن احساس قوي امنيت (ميتوانم از پشتيباني ديگران بر خوردار شوم)، پايه اي است كه ساختار مؤلفه هاي ديگر بر آن اساس پايه ريزي مي گردد. از اين رو كودكان بايد قبل از انجام هر عملي نسبت به آن اطمينان خاطر حاصل نمايند. چنانچه كودك احساس ناامني و خطر نمايد (نسبت به آنچه كه از من انتظار مي رود، مطمئن نيستم) در جذب مؤلفه هاي ديگر عزت نفس با مشكل مواجه خواهد شد. (ميرعلي ياري، ۱۳۷۹).
۲. خودپذيري : خودپذيري احساس فرديتي است كه اطلاعات درباره خود را در بر مي گيرد توصيف دقيق و واقع بينانه از خويش بر حسب نقش ها، اسنادها و ويژگي هاي جسماني. كودكي كه واجد خودپذيري قوي باشد (من خودم را دوست دارم)، خويشتن را مي پذيرد، احساس فردگرايي، شايستگي، كفايت و تحسين از خود دارد. ولي كودكي كه احساس خودپذيري ضعيفي دارد (من خود را دوست ندارم)، در پذيرش خود، فاقد اراده است.(ميرعلي ياري، ۱۳۷۹).
۳. پيوندجويي : پيوندجويي احساس پذيرش با مقبوليت است به ويژه در روابطي كه مهم قلمداد ميشوند. همچنين به معناي احساس پذيرفته شدن و مورد احترام قرار گرفتن از سوي ديگران به كار مي رود. كودكاني كه داراي احساسات پيوندجويي قوي باشند (احساس تعلق داشتن )، رابطه راحت و رضايت مندي با ديگران برقرار مي كنند. حال آن كه احساس پيوند جويي ضعيف در كودك (كسي نمي خواهد با من باشد)، منجر به انزواطلبي و احساس بيگانگي وي خواهد شد.
۴. رسالت : در اين مؤلفه، دارا بودن هدف و انگيزه در زندگي مورد نظر است. به طوري كه به خويشتن رخصت دهد تا اهداف واقع بينانه و قابل حصولي داشته باشد و در قبال پيامدهاي تصميمات خود، احساس مسئوليت نمايد. كودك برخوردار از احساس تعهد قوي (من اهداف مهمي دارم)، قادر است عملي را آغاز كند و بر اساس طرح و نقشه، آن را پي گيرد. اما كودكي كه حس تعهد ضعيفي دارد (من گيج هستم و نمي دانم چه بايد بكنم)، در قبال اعمال خود مسئوليتي احساس نمي كند و در هنگام مواجهه با مشكل راه حل هاي مختلف را مورد كاوش قرار نمي دهد. 
۵. شايستگي : اين مؤلفه به احساس موفقيت و فضيلت در كارايي اشاره دارد كه مهم و ارزشمند به نظر مي رسد و شامل وقوف بر نيرومندي ها و تواناييها و پذيرش ضعف ها نيز 
مي شود. كودكاني كه واجد احساس شايستگي مي باشند (من احساس توانايي مي كنم، بنابراين ميتوانم با هر خطري مواجه شوم)، در بيان تصورات و عقايد خود در ارتباط با ديگران بي پروا مي باشند. اما كودكاني كه از شايستگي لازم برخوردار نيستند (نمي خواهم كوشش كنم)، خود را ناتوان مي انگارند و موفقيتهاي خويش را به بخت و اقبال نسبت مي دهند و نمي خواهند 
فرصت هايي در جهت نيل به موفقيت داشته باشند. آن ها رفتار هاي خود مغلوبانه دارند و احساس كفايت شخصي نمي كنند. 
در پرتو تجارب فزاينده اي كه در آموزش عمومي و عالي به دست آمد، مهمترين عامل را در 
تعيين احساس رضايت و موفقيت فرد، را به احساسات دروني در مورد خويش نسبت داده اند. دانش آموزاني كه نسبت به خودشان نامطمئن هستند و انتظار شكست دارند، به راحتي دست از تلاش و كوشش برداشته و به ترك مدرسه مبادرت مي ورزند. از سوي ديگر دانش آموزاني كه درباره خود و توانايي هاي خود احساسات مثبت دارند، از مدرسه، روابط با دوستان و دنياي يادگيري لذت مي برند.
يافته هاي كوپر اسميت (۱۹۷۵) مبين آن است كه دانش آموزان واجد احساسات مثبت درباره خويش، فراگيران با انگيزه اي هستند كه در كلاس مشاركت فعالي بروز مي دهند (مير علي ياري، ۱۳۷۹).
مؤسسه تحقيقاتي ايران زمين پارسيان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
نشانه‌هاي عزت نفس بالا در كودكان چيست؟همچنان‌كه كودكان از خود دركي پيدا مي‌كنند و هويت خود را مي‌يابند تلويحاً براي خصوصيات خود ارزش منفي و مثبت قائل مي‌شوند. در مجموع اين ارزيابي‌هائي كه كودك از خود مي‌كند عزت نفس او را تشكيل مي‌دهد. عزت نفس شامل ارزيابي شخصي از خصوصيات خودش و ارزيابي خصوصيات ديگران در مقايسه با خويش است. عزت نفس مهارتي اكتسابي است و به‌دنبال تجربيات مثبت به‌دست مي‌آيد.
● احساس حقارت
احساس حقارت نقطه مقابل عزت نفس به شمار مي‌آيد. همبستگي قوي و منفي ميان اين دو همواره اثبات شده است. 
عوامل بي‌شماري در ايجاد احساس حقارت مي‌توانند نقش مهمي داشته باشند از جمله آن‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
ـ موفقيت‌مدار بودن جوامع و فرهنگ‌ها
ـ مقايسه كودك با سايرين، همسالان، دوستان و... توسط افرادي‌كه براي كودك ارزشمند هستند.
ـ مقايسه خود واقعي كودك با خود ايده‌آل خويش.
ـ عدم آگاهي از احساسات ديگران چرا كه ما تا حدودي تنها از احساسات خودمان آگاه هستيم و در مورد احساسات ديگران همواره به ذهن‌خواني مي‌پردازيم.
ـ قضاوت نابجا درباره نقاط مثبت خويش و بيشتر بر نقاط ضعف خود تأكيد داريم.
ـ ناكامي‌ها و شكست فرد در راه رسيدن به انتظارات گروه اجتماعي خودش چرا كه فرد از استعدادهاي خود به‌طور كامل باخبر نيست.
ـ عدم انگيزه‌هاي لازم در فرد، مي‌توان گفت كه براي برخي از اشخاص عادت‌هاي لازم هنوز ايجاد نشده است يا اين‌كه برخي از امور اصلاً ارزش قلمداد نمي‌شود.
درجات احساس حقارت ثابت نبوده و دچار نوسان است و در وقت موفقيت كودك نشانه‌اي از احساس حقارت ملاحظه نمي‌گردد. هرگاه خواسته والدين از فرزندان فراتر از سطح توان كودكان باشد در كودك حالت تدافعي ايجاد خواهد كرد كه در مرحله نخست به‌صورت نگرش دفاعي طغيان عليه والدين و در مرحله بعد نگرش دفاعي طغيان عليه تمام منابع قدرت تعميم خواهد يافت. پدري كه براي پسرش حق هيچ‌گونه تصميم‌گيري قائل نيست. همه تصميمات را براي او مي‌گيرد و او را جهت موفقيت در مدرسه و يا ورزش تحت فشار قرار مي‌دهد، در او نسبت به‌خود يك نگرش تدافعي ايجاد مي‌كند، كه اين نگرش در نهايت به‌صورت نگرش تعميم‌يافته‌اي نسبت به همه قدرت‌ها درمي‌آيد. نتيجه اين عمل پدر مي‌تواند به‌صورت طغياني آشكار عليه پدر ظاهر شود و يا به ترس شديد از شكست و يا عدم موفقيت در پسر بينجامد كه در هر دو حال احساس حقارت در او ايجاد مي‌شود. از آنجائي‌كه بسياري از كودكان فيدبك‌هاي منفي فراواني از محيط اطراف خويش دريافت مي‌كنند، چه بسا به‌صورت منفي خودشان را ارزيابي خواهند كرد و اغلب رفتارهائي از خود بروز مي‌دهند كه مطابق با اين برداشت آن‌ها از خويشتن است. به‌عبارت ديگر وقتي كودكان تلقي منفي از خود داشته باشند غالباً رفتار منفي نيز از آن‌ها سر مي‌زند. كودكاني كه عزت نفس پائيني دارند فكر مي‌كنند ديگران هم نظرشان در مورد آن‌ها مثل نظر خود آن‌هاست و به‌همين خاطر رفتاري منفي نسبت به اين افراد نشان مي‌دهند. لذا اگر والدين، عزت نفس پائين فرزندانشان را مورد توجه قرار دهند ممكن است مشكلات رفتاري آن‌ها نيز برطرف گردد.
● نشانه‌هاي خودكم‌بيني در كودك
كودكان با احساس خودكم‌بين و يا احساس حقارت در بستر موارد نشانه زير را از خويش بروز مي‌دهند:
ـ حساسيت نسبت به انتقاد ديگران، به‌نظر آنان مرجع تمام انتقادها خودشان هستند.
ـ زود تحت‌تأثير ديگران قرار مي‌گيرند. نيازمند پشت‌گرمي ديگران هستند. متكي و وابسته بوده و بسيار محتاط عمل مي‌كنند.
ـ كودك خودكم‌بين دچار انزوا شديدي است.
ـ نسبت به چاپلوسي ديگران واكنش نشان مي‌دهد.
ـ در رقابت‌ها واكنشي نامطلوب دارد (با حالت طعنه‌آميز و نامناسبي مي‌گويد او را شكست مي‌دهم، رويش را كم خواهم كرد.)
ـ گرايش شديد نسبت به تحقير ديگران دارد.
ـ احساس خودكم‌بيني منجر به ناسازگاري شده و تمام وجود كودك را فرا مي‌گيرد.
ـ كودك خودكم‌بين افسرده، عصبي مزاج و بدون حس همكاري با ديگران است.
● نشانه‌هاي عزت‌نفس بالا
برخي از نشانه‌هاي عزت‌نفس را مي‌توان به قرار زير در نظر گرفت:
ـ كودك با عزت نفس بالا مسئوليت‌پذير است.
ـ هدفمند عمل مي‌كند.
ـ مستقل عمل مي‌كند.
ـ برآورده كردن خواسته‌هاي خود را به تعويق مي‌اندازد.
ـ آرام به‌نظر آمده و از عهده فشار محيط برمي‌آيد.
ـ احساس پذيرش در محيط را دارد.
ـ مثبت‌انديش و مثبت‌بين است.
● مهارت‌هاي افزايش عزت نفس در كودكان
ـ والدين نقش حياتي در بالا بردن عزت نفس كودكانشان دارند. علاوه بر عوامل مؤثر در عزت نفس از جمله عامل وراثت و نقش آن در شكل‌گيري شخصيت كودك و تربيت و نقش بالاي والدين و مربيان، آموزش مهارت‌هاي زندگي به كودكان منجر به موفقيت‌هاي بيشتر آن‌ها در آينده خواهد شد.
ـ دريافت بازخورد مثبت‌تري از سوي والدين و اطرافيان ارزشمند براي كودك منجر به وجود آمدن احساس خوب درباره خويش مي‌شود.
ـ توجه به كارهاي مثبت كودك، شناخت استعدادهاي كودك بدون بزرگ‌نمائي و به رخ كشيدن مداوم اشتباهات گذشته آن‌ها.
ـ كمك به جبران شكست‌هاي او تا كودك بدون احساس شرمندگي متوجه شود چه تجربه‌اي از اين اتفاق به‌دست آورده است.
ـ اشتباه كودكان را بزرگ جلوه نكنيم بلكه آن‌ها را متوجه سازيم كه اشتباهات قابل جبران هستند.
ـ با تأكيد بر تلاش و كوشش كودكان در انجام وظايف و مسئوليت‌ها در مقابل توجه به نه نتايج صرف عمل كودكان تنها شكست و موفقيت مهم نباشد.
ـ حضور واقعي در زندگي كودكان.
ـ دخالت مثبت و دادن بازخوردهاي مثبت با توجه به اين‌كه ريز قضايا نشويم.
ـ تعامل سالم در خانه و داشتن روابط گرم و صميمانه ميان اعضاء خانواده، منظور روابطي بدون بيان مداوم سئوال منفي، سرزنش ديگران و تحقير ديگران و... باشد.
ـ ايجاد مثبت‌انديشي در ميان اعضاء خانواده.
ـ پذيرش فرزندان همان‌گونه كه هستند.
ـ رفتار خوب كودك را به‌خود او نسبت دهيم نه به‌نظر داوران، معلمان و ديگران.
ـ شنونده واقعي بودن از جمله مهارت‌هائي است كه در نهايت كمك به ايجاد و يا افزايش عزت نفس در كودكان خواهد شد.فخرالسادات حسيني مجله موفقيت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
مي‌توانيد اعتماد به نفس بالايي داشته باشيد اگر ...۱) بپذيريد كه هر جا و هر كه هستيد به اين دليل است كه خودتان خواسته ايد. اگر موقعيت تان را دوست نداريد ، خودتان را تغيير دهيد.
۲) آنقدر تجسم كنيد تا تحقق پيدا كند. طوري عمل كنيد كه گويي همان اعتماد به نفسي را كه خواستاريد دارا هستيد و تا به واقعيت پيوستن آن ، اين تصوير ذهني را حفظ كنيد
۳) يك خوش بين تمام عيار باشيد. در هر شرايطي به دنبال يافتن نقاط مثبت باشيد.
۴) بزرگ ترين ويژگي انسان اين است كه مي تواند توقف ناپذير شود. شما هنگامي توقف ناپذير مي شويد كه تحت هيچ شرايطي از ادامه كار خسته نشويد.
۵) در از بين بردن نيروهاي بالقوه دروني، ترديد داشتن نسبت به خود ، به تنهايي از تمام محدوديت هاي بيروني قوي تراست.
۶) از امروز تصميم بگيريد به جاي آن كه قرباني تغيير باشيد استاد تغيير شويد
۷) بهترين راه پيش بيني آينده ، ساختن آن است.
۸) اعتماد به نفس هم مانند تايپ كردن يا دوچرخه سواري يك مهارت است كه مي توان با تمرين آن را پرورش داد.
۹) براي به دست آوردن اعتماد به نفس بايد طوري عمل كنيد كه گويي آن را دارا هستيد.
۱۰) ابتدا مشخص كنيد كه دقيقاً چه مي خواهيد و آنگاه با تمام توان براي دستيابي به آن تلاش كنيد.
۱۱) پرورش اعتماد به نفس مانند پرورش اندام است. بايد ابتدا تركيب اصلي را بسازيد و سپس روي آن كار كنيد.
۱۲) شما بسيار بيش از آن چه تصور مي كنيد باهوش و خلاق هستيد . اراده كنيد كه هر روز هوش و خلاقيت خود را بيشتراز قوه به فعل درآوريد.
۱۳) همه مي ترسند، اما انسان برتر كسي است كه عليرغم ترسش كاري را كه بايد ، انجام دهد.
۱۴) اگر كاري را به خاطر آن كه از آن مي ترسيد انجام ندهيد ، ترس كنترل زندگي شما را به دست مي گيرد.
۱۵) شما به همان چيزي بدل مي شويد كه اكثر اوقات به آن فكر مي كنيد . پس به آنچه كه مي خواهيد باشيد فكر كنيد نه آنچه نمي خواهيد.
● معجزه اعتماد به نفس
۱) هنگامي كه براي اولين بار با كسي ملاقات مي كنيد در چشم هايش نگاه كنيد ، نامتان را به وضوح بگوييد و محكم با او دست بدهيد.
۲) طريقه بر زبان آوردن نامتان هنگام معرفي خود به ديگران معياري است براي سنجش اين كه چقدر خودتان را دوست داريد و به خود احترام مي گذاريد.
۳) هر كجا كه مي رويد پيش فرضتان اين باشد كه موفق مي شويد و انتظار داشته باشيد كه مورد محبت و توجه ديگران قرار گيريد.
۴) شما بزرگ ترين معجزه طبيعت هستيد و هرگز نه در گذشته و نه در آينده نظير شما نبوده و نخواهد بود.
۵) لازم نيست كه كسي غير از خودتان باشيد. فقط كافي است از كسي كه قبلاً بوده ايد بهتر باشيد.
۶) زندگي را با واژه هاي خودتان تعريف كنيد و هميشه مثل بهترين كسي كه مي توانيد باشيد زندگي كنيد.
۷) هيچ مشكلي وجود ندارد كه شما قادر به حل آن نباشيد، هيچ مانعي وجود ندارد كه شما قادر به از ميان برداشتن آن نباشيد و هيچ هدفي وجود ندارد كه شما قادر به رسيدن به آن نباشيد.
۸) هر كاري را كه ديگري انجام داده باشد شما هم به احتمال زياد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه شديداً طالب آن باشيد.
۹) هيچ كس بهتر از شما نيست. فقط بعضي از افراد در زمينه هاي بخصوصي بهتر از شما پرورش يافته اند و دانش بيشتري كسب كرده اند.
۱۰) اگر كاري ارزش انجام دادن داشته باشد، بايد آن را شروع كنيد ، حتي اگر در اوايل كار نتوانيد آن را به خوبي انجام دهيد.
۱۱) اگر كاري ارزش انجام دادن داشته باشد بايد آن را با تمام وجود دنبال كرد.
۱۲) براي رسيدن به هدفي كه براي خود تعيين كرده ايد مي توانيد هر چه را كه لازم است ياد بگيريد.
۱۳) ذهن شما مثل ماهيچه عمل مي كند. هر چه بيشتر آن را به كار گيريد قوي تر مي شود.
۱۴) يكي از راه هاي پرورش اعتماد به نفس اين است كه حتي وقتي مي توان محتاطانه عمل كرد ، شجاعانه و با اعتماد به نفس عمل كنيد.
۱۵) انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند ابتدا فكر مي كنند، تصميم مي گيرند و سپس عمل مي كنند.
● كليد موفقيت
۱) اعتماد به نفس اساس موفقيت ها و پيروزي هاي بزرگ است.
۲) شما مي توانيد از عهده هر كاري برآييد به شرط آن كه شديداً خواستار آن باشيد.
۳) مردم عادي اميد و آرزو دارند ؛ افراد متكي به نفس ، هدف و برنامه.
۴) عدم توانايي يا نداشتن شرايط مناسب نيست كه مانع پيشرفت شماست ؛ مانع واقعي نداشتن اعتماد به نفس است.
۵) شما هيچ محدوديتي در توانايي انجام كار نداريد جز محدوديت هايي كه خودتان در ذهنتان ايجاد مي كنيد.
۶) اعتماد به نفس يك عادت است . براي پرورش آن بايد طوري عمل كنيد كه گويي اعتماد به نفسي را كه خواستار آن هستيد داريد.
۷) رؤياهاي بزرگ داشته باشيد. فقط رؤياهاي بزرگ مي توانند روحيه و ذهن شما را فعال نگه دارند.
۸) كليد اعتماد به نفس اين است كه ابتدا تصميم بگيريد چه مي خواهيد و سپس براي رسيدن به خواسته خود طوري عمل كنيد كه گويي امكان شكست وجود ندارد.
۹) در درونِ جسارت ، نبوغ و قدرت سحرآميزي نهفته است.
۱۰) واقع نگر باشيد و آينده ايده آل خود را با تمام جزئيات آن مجسم كنيد.
۱۱) آينده متعلق به كساني است كه خواستار آن هستند . از همين امروز تصميم بگيريد هر چه را در زندگي آرزو داريد طلب كنيد.
۱۲) شما هميشه در اين كه چه كاري را بيشتر، چه كاري را كمتر و چه كاري را اصلاً انجام ندهيد آزاد هستيد.
۱۳) انسان هايي كه اعتماد به نفس دارند خودشان را با ديگران مقايسه نمي كنند. فقط خودشان را با بهترين كسي كه مي توانند باشند مقايسه مي كنند.
۱۴) در هر بخشي از زندگي به عالي بودن فكر كنيد و هرگز براي دستيابي به آن از هيچ تلاشي كوتاهي نكنيد.
۱۵) هر كاري را كه دوست داريد ، انجام دهيد و با تمام وجود براي بهتر بودن در آن كار تلاش كنيد
سايت تبيان زنجان 


امتیاز:
 
بازدید:
اين تفاوت در وجود احساس ارزشمندي است. احساس ارزشمند بودن از مجموع افكار، عواطف و تجربياتمان در طول زندگي ناشي مي شود. مثلاً اينكه فكر كنيم فردي باهوش هستيم يا كودن، شخصيتي دوست داشتني هستيم يا منفور. اين برداشتي كه از خود داريم، ناشي از ميزان اعتماد به نفس در وجود ما است. لازم به ذكر است كه تجربيات دوران كودكي هر يك از ما نقش بسزايي در اعتماد به نفس ما دارد. انتظارات والدين از كودك خويش، وجود مشكلات خانوادگي، مشكلات مالي، و از سويي ديگر انتظارات مدرسه از كودك، روابط همسالان با كودك، تاثيرات راديو و تلويزيون، وضعيت تحصيلي كودك در مدرسه و غيره همه و همه در نحوه نگرش كودك به خود نقش مهمي دارند.
«اعتماد به نفس پايين» وضعيتي است كه در آن فرد ارزش كمي براي خود قائل است، اعتماد به خود ندارد و خود را نسبت به ديگران در موقعيت پايين تري مي پندارد.اعتماد به نفس پايين پيامدهاي منفي وسيعي به دنبال دارد: يادگيري، خلاقيت، و كارايي را در فرد كاهش مي دهد، باعث اضطراب، فشار رواني و احساس تنهايي مي شود، در ارتباطات فرد با ديگران ايجاد مشكل مي كند، موجب سرخوردگي فرد مي شود و در افراد مستعد اين سرخوردگي ميزان آسيب پذيري در مقابل مواد مخدر يا الكل را افزايش مي دهد. از همه مهمتر منجر به ايجاد تصوير منفي از خويشتن در فرد مي شود. اگر بخواهيم اعتماد به نفس بيشتري داشته باشيم، اولين گام اين است كه تصويري از شخص ايده آل خود در ذهنمان مجسم كنيم. «خود ايده آل» آن شخصي است كه ما ميل داريم باشيم. حال ممكن است خيلي دور از واقعيت و غيرقابل دسترس باشد و گاه نيز كمي بهتر از تصوير خود است. «تحقيقات نشان داده است كه در افراد نابهنجار كشمكش بين خويشتن و خود ايده آل بسيار زيادتر از افراد سالم است. 
خود ايده آل اين جنبه مثبت را دارد كه وقتي شخص به آن برسد راضي و متوقف نمي شود بلكه هدف هاي خود را بالاتر مي برد و مجدداً براي رسيدن به اهداف جديد تلاش مي كند.» گام ديگر جهت افزايش اعتماد به نفس اين است كه معتقد باشيم تغيير امكان پذير است، بايد خودمان بخواهيم كه تغيير كنيم. اگر در گذشته والدينمان راه رسيدن به حس احترام به خود و افزايش اعتماد به نفس را به ما نياموخته اند اكنون بايد خودمان در اين جهت گام برداريم. براي اين منظور بايد كوشش مداوم كرد و شناخت لازم را نسبت به خود و رفتارمان به دست آوريم.در اينجا بايد يادآور شد كه «خودپنداره» يا «تصوير خود» به معناي نگرش، ادراك و برداشتي است كه شخص از خود دارد. همان گونه كه اشاره شد دوران كودكي و نوجواني در اين زمينه اهميت بسزايي دارد. واكنش ديگران مهمترين منشاء پيدايش تصوير خود و ارزش به خود به ويژه كودك است. از اين نظر تحت عنوان «آينه خودنما» ياد مي كنند. يعني براي ديدن خود به واكنش هاي ديگران توجه مي كنيم و تصوير خود را در آن واكنش ها مي جوييم. 
اگر اوليا به كودك بگويند كه او باهوش و زرنگ است يا اينكه او قابل اطمينان نيست، اين مفاهيم به تدريج قسمتي از تصوير خود يا هويت كودك مي شود. بنابراين والدين يكي از مهم ترين منابع شكل گيري اعتماد به نفس در فرد تلقي مي شوند.يكي ديگر از منابع اصلي در ايجاد اعتماد به نفس مقايسه اي است كه كودك در رابطه با خود و ديگران مي كند. مانند برادر، خواهر، دوستان و غيره. به عنوان مثال اگر برادر يا خواهر او باهوش و زرنگ باشند و او دائماً از آنها عقب افتاده باشد خود را كم هوش تصور مي كند.همان گونه كه مي دانيم الگوها در زندگي كودك نقش مهمي ايفا مي كنند. عامل سوم در افزايش اعتماد به نفس در كودك همانند سازي با الگوها است. كودك با يك سلسله از افراد مهم زندگي خود همانندسازي مي كند و آنها را به عنوان مدل يا الگوي رفتار خود برمي گزيند. والدين، محيط مدرسه و نحوه برخورد آموزگار با كودك نيز در ايجاد و شكل گيري اعتماد به نفس در كودك موثر است. حال كه وجود اعتماد به نفس بالا در زندگي افراد نقش تعيين كننده اي دارد، لازم مي دانيم كه به برخي از راهكارهاي عملي جهت افزايش و تقويت اعتماد به نفس اشاره كنيم: 
۱- به خودتان عشق ورزيد: براي اينكه اعتماد به نفس داشته باشيد بايد خودشيفته گرديد. بايد عاشق جسم و روح خود باشيد و براي رسيدن به اين خودشيفتگي بايد شناخت و درك درستي از خويشتن خويش داشته باشيد. 
۲- از خود به خوبي ياد كنيد: جنبه هاي مثبت و منفي خود را تواماً در نظر بگيريد.
۳- خود را تشويق و ستايش كنيد: به خاطر كوچك ترين كار خوبي كه انجام مي دهيد، خود را تشويق و ستايش كنيد.
۴- با جسم خود خوب رفتار كنيد: اگر واقعاً خودتان را دوست داشته باشيد، از هر آنچه كه به جسم و تن شما آزار مي رساند و به سلامت و تندرستي شما لطمه وارد مي كند دوري جوييد. مثلاً پرخوري را كنار گذاريد.
۵- اعتماد به نفس خودپرستي نيست: براي خود و ديگران تواماً ارزش قائل شويد. هم وقتي را براي رسيدن به خود و نيازهاي خود در نظر بگيريد و هم وقتي را به ديگران اختصاص دهيد.
۶- احساس گناه، بزرگترين مانع است: احساس گناه يعني عدم تاييد خود و چه بسا يعني سرزنش خود. 
انتقاد شديد از خود زمينه بهتر شدن شما نيست.
۷- خود را سرزنش نكنيد: هر اشتباهي كه انجام داده ايد به خود بگوييد آن را به هر شكلي كه شده جبران مي كنم، به جز با سرزنش خود.
۸- اجتناب از انديشه منفي، بيان منفي و توجه به انتقادهاي نابجاي ديگران.
۹- در پي كسب موفقيت باشيد، هرچند كوچك: هدف هايي را انتخاب كنيد كه قابل دسترسي باشند هرچند كوچك.
۱۰- هميشه تبسمي بر لب داشته باشيد.
۱۱- حالت كساني را به خود بگيريد كه موفق، مصمم، پرتلاش و با اعتماد به نفس هستند.
۱۲- تنفس عميق را تمرين كنيد: تمام افراد افسرده و كم روحيه بدون استثنا تنفس سطحي دارند، ميزان تبادل هوا در هر دم و بازدم بسيار كم است. اين افراد نمي توانند از احساس اعتماد به نفس برخوردار باشند.
۱۳- ارتباط با خدا و نيروي توكل: با خدا در ارتباط باشيد و از عظيم ترين نيروي هستي در همه كارهاي خود ياري بجوييد.
۱۴- خود را به ديگران وابسته نكنيد: اعتماد به نفس با هر نوع وابستگي منافات دارد.
۱۵- هميشه نيمي از مردم با افكار شما مخالفند، پس با آنها مقابله نكنيد بلكه آن را عادي تلقي كنيد.
۱۶- سعي نكنيد همه را راضي نگه داريد: در اين صورت مجبوريد در آن واحد ارزش ها، باورها و سليقه هاي مختلفي را بپذيريد. 
۱۷- براي خود ارزش و احترام قائل باشيد: خود را ما خطاب نكنيد و عقايد خودتان را فقط از جانب خودتان بگوييد.
۱۸- به ديگران عشق بورزيد: عشق ورزيدن به ديگران پس از عشق ورزيدن به خود، دومين عامل مهم اعتماد به نفس شما است.
۱۹- همه را ببخشيد: آنها كه از اعتماد به نفس سرشارند روحي بزرگ و غني و آزاد دارند.
۲۰- تكرار و تلقين را جدي بگيريد: هيچ چيز به اندازه تكرار و تلقين و عبارت هاي تاكيدي موثر نمي تواند ضمير ناخودآگاه شما را تحت تاثير قرار دهد.
۲۱- در فرهنگ لغات خود شكست را تجربه معني كنيد.
۲۲- مسئوليت پذير باشيد: وقتي مسئوليتي به گردن مي گيريد و عواقب آن را از ابتدا تا انتها به عهده مي گيريد عملاً توانايي و خودباوري را به خود و اطرافيان خود تاكيد مي كنيد.الهام غريبي منابع: اعتماد به نفس در ۱۰ روز، نوشته سيدمجتبي حورايي بهداشت رواني، نوشته سعيد شاملو روانشناسي جانبازي و معلوليت، نوشته علي اسلامي نسب اعتماد به نفس برتر، گيل ليندن فيلد، ترجمه: حميد و نگار اصغري پور روش هاي پيشگيري از افت تحصيلي، نوشته اسماعيل بيابان گرد روزنامه شرق 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۷:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][