مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 13365
دیروز : 42500
افراد آنلاین : 43
همه : 4540329
تقويت عزت نفسخوانندگان عزيز؛ شناخت نيازهاي نوجوانان به ما كمك مي‌كند كه بفهميم چگونه با آن‌ها رفتار كنيم. نوجوانان دوست دارند كه فردي بي‌نظير باشند و ديگران به خصوص بزرگسالان به آنها احترام بگذارند و در مقابل آنان نيز به بزرگسالان احترام مي‌گذارند. 
عزت نفس به اين معني است كه فرد احساس خوبي در مورد خودش دارد؛ اگر عزت نفس اشخاص به خصوص نوجوانان بالا باشد موجب پيشرفت آنان مي‌شود. 
زماني كه نوجوانان احساس مي‌كنند كه ديگران به حرف آنان گوش مي‌دهند و مورد توجه هستند و جدي گرفته مي‌شوند؛ اين امر سبب تقويت روحيه‌ي آنان مي‌شود.
اگر نوجوانان در محيطي بزرگ شوند كه والدين يا افراد ديگر، پيوسته از آنان انتقاد كنند و اشتباه‌هاي آنان را به رخشان بكشند، آنان عزت نفس خود را از دست مي‌دهند و ممكن است به توانايي‌هاي خود شك كنند. در نتيجه اين فكر در نوجوانان به وجود بيايد كه هرگز و در هيچ كاري موفق نخواهند شد.
بنابراين به آينده خود بدبين شده و برنامه‌ريزي نكرده و در تصميم‌گيري‌ها با مشكل ‌رو به رو مي‌شوند و ممكن است به سوي افراد بد كشيده و يا به كارهاي بد وادار شوند؛ بنابراين والدين وظيفه سنگيني در اين باره دارند.
بايد به نوجوانان كمك كنند تا آنان نسبت به توانايي خود احساس مثبت داشته و خودشان را فردي با ارزش و مفيد بدانند.‌
دادن كار و مسئوليت به نوجوانان سبب تقويت عزت نفس آنان مي‌شود. شناخت خود و داشتن احساس خوب نسبت به خود موجب پيشرفت و ترقي جوان مي‌شود. بنابراين بايد آنان را هدايت كرد تا خودشان را كشف كنند.
به نوجوان بايد كمك كرد تا خودش را بشناسد. فرصت‌هايي براي آنان فراهم آوريم تا بتوانند ويژگي‌هاي مثبت خود را كشف كنند. 
پدرها و مادران با نوجوانان خود رابطه دوستانه برقرار كنند و آنان را تشويق كنند تا نوجوانان اعتقادات و نظرات خود را به صراحت بيان كنند.
خودشان را دست كم نگيرند، مسئوليت خود را به عهده بگيرند. به خودشان اعتماد و اطمينان داشته باشند. 

تهيه‌كننده: اسد اسدي‌روزنامه اطلاعات


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]
تقويت «عزت نفس» و «خودباوري» در كودكان و نوجوانانتحقيقات انجام شده در خصوص آسيب شناسي رواني حكايت از آن دارد كه علت بسياري از رفتارهاي آسيب زاي فرزندان در خانه و مدرسه مانند پرخاشگري، اضطراب، بزهكاري، مصرف سيگار، افت تحصيلي و مواردي از اين قبيل، ريشه در كمبود يا ضعف«عزت نفس» آنان دارد.
در واقع هرچه فرد از خودباوري و عزت نفس بالاتري برخوردار باشد از موقعيت و كارآمدي بالاتري برخوردار بوده و از آسيب هاي رواني- اجتماعي نيز مصون خواهد ماند. گوته در اهميت«عزت نفس» مي گويد:
ـ اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند.
ـ اگر سالم نيستي، هستند افرادي كه با معلوليت و بيماري نيز خوب زندگي مي كنند.
ـ اگر زيبا نيستي، هستند افرادي كه زيبايي ظاهري ندارند ولي خيلي خوب زندگي مي كنند.
ـ اگر تحصيلات عالي نداري، با كمي سواد هم مي توان زندگي كرد.
« اما اگر قدرت نفس نداري، متاسف باش چون هيچ نداري.
● معناي «عزت نفس و خودباوري»
عزت نفس يعني: احساس ارزشمند بودن كه از طريق مجموعه افكار، عواطف، احساس ها، تجربه ها به دست مي آيد به گونه اي كه فرد خود را توانمند، با كفايت و موفق مي داند.
● «عزت نفس و خودباوري» چگونه ايجاد مي شود
عزت نفس و خودباوري از كودكي، توسط والدين و اطرافيان شكل مي گيرد و ايجاد مي شود. مثلاً«اگر كودكي در محيط پر از ترس بزرگ شود ياد مي گيرد كه بترسد» و يا «اگر در محيط پر از تشويق بزرگ شود مي آموزد كه اعتماد كند» عزت نفس كودكان از نوع، نگرش و رفتاري كه ديگران نسبت به او دارند، مي تواند شكل بگيرد. رفتارهايي چون طرد، عدم محبت، عدم توجه، غفلت، جدي نگرفتن، توجه به نكات منفي، گوش ندادن، عدم احترام، تحقير، تمسخر، سرزنش، تهديد، مقايسه، انتظار بيش از حد و بد رفتاري سبب كاهش عزت نفس در كودك مي شود. از طرف ديگر رفتارهايي چون پذيرش، احترام، محبت، توجه، جدي گرفتن، احساس تعلق، تشويق، حمايت، تحسين، احساس ايمني و انتظارات مناسب موجب افزايش عزت نفس در كودك مي شود.
براي ايجاد «عزت نفس» در فرزندان بهتر است به آن ها كمك كنيم تا بياموزند كه:
۱) هيچ انساني شبيه ديگري نيست: هيچ كدام از انسان ها در طول تاريخ شبيه هم نبوده و نخواهند بود و به خود بگويد«هيچ كس شبيه من نيست، من آن چه را كه هستم دوست دارم و احساس خوبي نسبت به خودم دارم.»
۲) محدوديت ها و توانمندي هاي خود را بپذيريد: نقاط ضعف خود را بدون نگراني و ناراحتي بپذيريد و از آن ها احساس گناه و شرمساري نكنيد. چون هيچ فردي نمي تواند انساني كامل و به همه چيز دانا و به همه كاري توانا باشد و با آگاهي و پذيرش نقاط مثبت و ضعف خود احساس رضايت و خشنودي مي كند.
راه هاي افزايش عزت نفس در كودكان: براي افزايش عزت نفس بايد «احساس كفايت»، «احساس مسووليت»، «احساس پذيرش و محبت» و «احساس رضايت از وضع جسماني خود» را در فرزندانمان ايجاد كنيم و براي ايجاد هر يك از احساس ها موارد زير توصيه مي شود:
انتظارات بيش از حد از آن ها نداشته باشيم. توانايي هاي آن ها را تشويق و تحسين كنيم. كارها، فعاليت ها وعواطفشان را حمايت كنيم، كمك كنيم كه عملكردشان را بهبود بخشيده و موفقيت را هر چند كوچك تجربه نماييد. تشويق و حمايت نماييم كه راه هاي مختلفي را براي حل مساله تجربه كنيد.
▪ براي ايجاد احساس مسووليت بايد:
ـ تشويق كنيم تا ارتباط سالم اجتماعي با دوستان و طرافيان برقرار كنند.
ـ فرصت هايي را فراهم كنيم تا تجارب، توانايي ها و موفقيت هايشان را با هم در ميان بگذارند.
▪ براي ايجاد احساس پذيرش و محبت بايد:
ـ از مقايسه او با ديگران بپرهيزيم و او را به عنوان يك فرد بي نظير و منحصر به فرد نگاه كنيم.
ـ بدون قيد و شرط او را بپذيريم تا احساس پذيرش دروني را در او تقويت كنيم.
ـ كمك كنيم تا خود را قبول داشته باشند و به خود اعتقاد پيدا كنند و احساس ايمني را در آن ها پرورش دهيم.
ـ آن ها را به عنوان هديه و نعمت الهي تلقي كرده و به آن ها احترام بگذاريم.
ـ كمك كنيم تا عواطف و محبت خودشان را به راحتي بروز دهند.
● نشانه هاي افراد با خودباوري زياد
فرد مستقل عمل مي كند و مسووليت پذير است. نسبت به پيشرفت هايش افتخار مي كند و دامنه وسيعي از هيجان ها و احساس ها را نشان مي دهد. ناكامي را به راحتي تحمل مي كند و ديگران را به راحتي تحت تاثير قرار مي دهد.
● نشانه هاي افراد با خودباوري كم
توانمندي هاي خود را دست كم مي گيرد و احساس درماندگي مي كند. به آساني تحت تاثير ديگران قرار مي گيرد. دامنه محدودي از احساسات و عواطف را نشان مي دهد. از موقعيت هاي جديد و تازه دوري مي كند و بلافاصله بهانه جويي مي كند و نااميد مي شود و در ضعف هاي خود، ديگران را سرزنش مي كند.
● عوامل كاهش دهنده، عزت نفس و خودباوري
▪ بيش از «اندازه » بر «بايدهاي خودمان» تاكيد داشته باشيم.
▪ احساسات و عواطف خودمان را همواره واقعي تصور نموده و از پذيرش انتقاد بيم داشته باشيم.
▪ زمينه هاي منفي خودمان را بزرگ دانسته و در عوض جنبه هاي مثبتمان را كم اهميت تلقي نماييم.
▪ به خاطر هر عملكردي به خودمان برچسب بزنيم. بر چسب زدن فرايندي است كه با سرزنش و ملامت خود همراه است.
▪ داشتن انديشه «همه يا هيچ» يعني وقتي نمي توانيم فعاليتي را به درستي و كامل به نتيجه برسانيم، خود را شكست خورده بدانيم.
روزنامه جوان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]


مرحوم فلسفي و رسانه‌اى به نام منبر


چندين دهه است كه با شنيدن نام مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى موضوع خطابه و منبر به ذهن تداعى مى‌شود. در برخورد با شخصيت‌هايى همچون مرحوم فلسفى با توجه به شهرت و آشنايى عمومى كه با آنها وجود دارد، غالبا دو نوع برخورد مى‌شود و به‌طور غالب از دو جنبه به آنها توصيه مى‌شود:
اول: جنبه تبليغى و ترويجى است. غالبا در اين نوع نگاه و رويكرد برنامه‌ها، نوشته‌ها و صحبت‌ها و توجه‌ها به سمت شخصيت‌ ستايى و ايجاد آشنايى‌هاى اجمالى ساده و ترويجى در جهت ستايش از مجاهدت‌ها و فعاليت‌ها و آرمان‌هاى اين افراد جلب مى‌شود. به گونه‌اى كه حتى گاهى از حد تعادل خارج مى‌شود و در سطح باقى مى‌ماند. هرچند اين نوع فعاليت‌ها در برخورد با شخصيت‌هاى بزرگ بويژه پس از مرگ آنها مرسوم و قابل قبول است لكن بايد مراقب افراط و تفريط‌ها باشيم تا اين مر سبب نشود كه جنبه‌هاى ديگر شخصيت آنها و ابعاد وجود و آرمان‌هاى آنها مغفول بماند. اين گونه امور ترويجى و تبليغى مى‌تواند نتايج مثبت و منفى به بار آورد. نتايج منفى كه غالبا ناخواسته ايجاد مى‌شوند آن است كه دچار شعارزدگى شويم و به تئورى نقش روى آوريم. به گونه‌اى كه در شناساندن اين افراد جنبه‌هاى خاصى را توجه كنيم و از ساير جوانب غفلت كنيم و در نتيجه هم سليقه مخاطب سطحى و خراب مى‌شود و مطلب ضايع و كم‌فايده مى‌گردد. اما رويكرد و نتايج مثبت بسته به نوع استراتژى فرهنگى و تبليغى ما مى‌تواند به گونه‌اى باشد كه با تبليغ و شناساندن علمى و روشمند يك شخصيت يا موضوع با هر چيز ديگرى به عمق مطلب برسيم و با بيانى شيوا و با استفاده از ابزارهاى روزآمد و متناسب به ترويج مفاهيم بلند و مرتبط با اين‌گونه افراد كه در حد و شان آنها باشد بپردازيم و اين در مورد مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى مى‌تواند كاملا صادق باشد. 
به نظر مى‌رسد همين مقدمه ورود خوبى به بحث باشد. هنگامى كه قصد داريم پيامى را به كسى يا كسانى برسانيم، ابزار پيام رساندن و مكانيسم آن و چگونگى آن مطرح مى‌شود و اين يعنى رسانه. عصر امروز عصر رسانه است. البته اين بدان معنا نيست كه ابزار تكنولوژيك و مدرن ابداع شده در اين عصر فقط رسانه هستند بلكه رسانه جدا از ابزار و وسايط انتقال پيام، خود يك مفهوم قابل بررسى است كه مى‌تواند تقسيم شود به رسانه‌هاى سنتى ومدرن كه هر يك براساس شرايط زمان و مكان جامعه خود با تناسب با آنها ايفاى نقش كرده و منظور و پيام فرستنده را به گيرنده يا مخاطب مى‌رسانند. شيوه و سبك مرحوم فلسفى در خطابه و سخنرانى كه تبحر اصلى و شهرت عمده ايشان مى‌باشد موضوع مهمى براى بحث‌هاى مربوط به ارتباطات و فرهنگ و رسانه است. آيا رسانه تنها تلويزيون، راديو،اينترنت، روزنامه و... است يا رسانه و ابزار پيام‌رسان مى‌تواند متفاوت از آنها تصور شود؟ آيا منبر يك رسانه نيست؟ در مورد مكانيسم و نوع كاركرد رسانه دو تئورى مرسوم و مهم وجود دارد. تئورى اول فرايند مكانيكى را ترسيم مى‌كند كه در آن يك منبع فرستنده، منبع گيرنده و پيام وجود دارد كه در طى آن فرستنده پيام را كه كدگذارى شده به گيرنده منتقل مى‌كند و مخاطب هم آن را مى‌گيرد و درك مى‌كند. اما تئورى دوم فرايندى سيال را براى كاركرد رسانه قائل است كه در طى آن ميان گوينده و شنونده (فرستنده و گيرنده) فضايى ميان ذهنيتى شكل مى‌گيرد. همه اين تعابير و اصطلاحات در مورد رسانه‌هاى سنتى و مدرن قابل ترسيم است. منبر و سخنرانى با توجه به ارتباط مستقيم و چهره به چهره‌اى كه در آن گوينده و شنونده دارند از جمله رسانه‌هاى سنتى محسوب مى‌گردد كه در جوامع مختلف و با توجه به فرهنگ‌هاى گوناگون تاثيرگذارى‌هاى متفاوت دارد. سنت خطابه و سخنرانى از سنن قديمى بشر در برقرارى ارتباط بوده است و فن خطابه از فنون رايج جوامع، لذا همواره افرادى داراى نبوغ و استعداد سخنرانى در زمان‌هاى مختلف بوده‌اند كه تاثيرات شگرفى نيز بر تحولات اطراف خود گذاشته‌اند. آنچه در دنياى اسلام از صدر تاريخ اسلام تا به حال به نام منبر شناخته مى‌شود تداعى كننده همين مفهوم رسانه و پيام رسانه و فن خطابه به‌عنوان رسانه رايج بوده است. در تقسيم‌بندى جوامع براساس مولفه‌هاى فرهنگى نيز گفته مى‌شود كه هرچه فرهنگ جامعه‌اى شفاهى‌تر باشد و مولفه‌هاى فرهنگ شفاهى از قدرت بيشترى برخوردار باشند قاعدتا سخنراني، فن خطابه و به اصطلاح منبر جايگاه ويژه و بااهميت‌ترى دارد. فرايند انقلاب اسلامى و فعاليت‌هاى مقدم ساز آن كه توسط انقلابيون و مبارزان انجام شده است به روشنى گوياى تاثير خاص سخنرانى و خطابه و منبر علما و اهل منبر بر روحيه مردم و پيشبرد اهداف انقلاب اسلامى است. حال در اين ميان برخى شخصيت‌ها از جايگاه خاصى برخوردار هستند. مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى و عملكرد ايشان از اين جهت داراى جايگاه خاصى است كه مى‌تواند مورد بررسى علمى و پژوهشى از باب مباحث علم ارتباطات و فرهنگ و رسانه قرار گيرد. اينكه چگونه يك شخصيت با توجه به خفقان عصر پهلوى و محدوديت منابر و علما در سخنرانى و ... مى‌تواند داراى چنان نفوذ كلام و تاثيرگذارى باشد كه بيشتر از هر رسانه مدرن مورد توجه باشد و مورد تقدير حضرت امام خميني(ره) نيز قرارگيرد، بحثى علمى و پژوهشى است كه به غير از مباحث تبليغى و ترويجى مى‌تواند مورد نظر و توجه انديشمندان اين عرصه قرار گيرد. 
مرحوم فلسفى با نفوذ كلام، بلاغت، فصاحت و شجاعتى كه در سخنرانى‌هاى خود داشتند سالها به ترويج آرمان‌ها و اعتقادات ناب اسلامى پرداختند. از اين ديدگاه عملكرد مرحوم فلسفى هم از لحاظ شكلى يعنى نوع كارها و فعاليت‌هاى ايشان و فن و مكانيسم خطابه ايشان و هم به لحاظ محتواى غنى كه در سخنرانى‌ها و خطابه‌ها داشته‌اند امرى بديع و قابل‌توجه است. به هرحال امروزه در جامعه ما منبر و خطابه علما از جمله راههاى ترويج علوم و معارف حقه الهى و ارزشهاى والاى انسانى است. لذا مرحوم فلسفى در دو سطح مى‌تواند به‌عنوان الگويى مناسب مورد توجه و بررسى قرار گيرد. 
اول: در سطح علما و روحانيون و خطبا و سخنرانان كه در روشها و سبك‌هاى كار ايشان دقت كنند و آن را بازيابى و بازآموزى كرده و مورد استفاده قراردهند و دوم آنكه مى‌توان از اين سطح هم عميق‌تر شده و به الگوهايى جهت رسيدن به مقدمات ساختن رسانه ملى و اسلامى رسيد. چرا كه رسانه چه به لحاظ ابزارهاى انتقال پيام يعنى نگاه‌ مادى و مكانيكى و چه به لحاظ محتوا و روش آن متناسب با هر جامعه‌اى به‌طور بومى تعريف مى‌گردد. لذا جامعه اسلامى ايرانى ما كه در اين زمان به شدت نيازمند مطالعات و تلاش در جهت رسيدن به رسانه‌هاى بومى و متناسب خود است توجه به اين الگوها و سيره و سير آنها با توجه به تاخر زمانى و معاصر بودن ايشان بسيار مغتنم و مفيد است. لذا در پايان باز هم تكيه بر اين كلام مى‌كنيم كه در برخورد با شخصيت‌هايى تاثير گذار همچون مرحوم حجت‌الاسلام فلسفى نبايد تنها به سطح مباحث ترويجى و تبليغى اكتفا نمود بلكه بايد به گونه‌اى علمى و پژوهشى به ابعاد مختلف شخصيتى اين افراد پرداخت و نهايت استفاده معرفتى و فرهنگى را از وجود چنين اسوه‌ها و افراد بزرگى كه سرمايه‌هاى معرفتى و فرهنگى جامعه ما هستند، برد.
منبع: رسالتنويسنده: اسماعيل آجرلو


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]




اضطراب و اثرات مخرب آن بر تن و روان




ذهن و روان ما انسان ها همواره گوش به زنگ علائم خطر است كه پيرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهاي ناخوشايند يا آسيب زننده، به ما آگاهي مي دهند. فكر تمام انسان هاي طبيعي، مجهز به يك مكانيسم (ساز و كار) «دور انديشي» و «پرهيز» است كه تا جاي ممكن، ما را از گزند عوامل گوناگون، در امان مي دارد.
در روند يك حادثه ي ناخوشايند، نخستين رويداد، عبارت است از «احساس خطر» كه موجب تپش قلب، افزايش فشار خون، انقباض عروق پوستي (به صورت رنگ پريدگي صورت)، تندتر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها مي شود كه در مجموع، بدن را براي مرحله ي دوم يعني «گريز» يا «ستيز»، آماده مي سازد.
بنا بر اين در مي يابيم كه مكانيسم هاي احساس خطر كه نوعي «هراس» را در آدمي برمي انگيزند، براي بقا و دوام هستي وي ضروري اند. در حقيقت، اين مكانمده ي بيماري هاي دائمي ما را تشكيل مي دهند، از بين مي برد.
عده اي از مردم در زندگي خود به مرحله اي مي رسند كه تمام منابع قدرتشان به پايان مي رسد و ديگر هيچ نقطه ي اميدي در زندگي ندارند، حال آن كه در وجودشان منابع قدرت عظيمي پنهان است كه هرگز مورد استفاده قرار نگرفته اند. به راستي چه طور ممكن است كه ايمان به خدا و مذهب، اين قدر، آرامش و استقامت به انسان عطا نمايد؟
كسي كه متكي به حقايق بزرگ معنوي باشد، از تغييرات و تحولات مختصر و نشيب و فرازهاي دائمي و جاري حيات، دستخوش اضطراب ونگراني و تشويش نخواهد شد. و به قول معروف، در مقابل بد روزگار، تن به قضاي الهي مي دهد و با آغوش باز از مشكلات، استقبال مي كند».
پس چرا در زمان اضطراب و نگراني، به سوي خدا نرويم؟ چرا به گفته ي فيلسوف آلماني «كانت» عمل نكنيم كه مي گويد: «به خدا ايمان بياوريد؛ چون به اين ايمان، سخت نيازمنديد».
حضرت علي (عليه السلام) مي فرمايند: خداوند سبحان ذكر (ياد) خود را صيقل دهنده و مايه ي روشنايي دل ها قرار داده است.(1) و امام صادق (عليه السلام) نيز مي فرمايند: «پدرم، امام باقر (عليه السلام)، هر وقت كه مسأله اي او را محزون مي كرد، زنان و كودكان را جمع مي نمود و سپس دعا مي كرد.»
قرآن كريم و روايات معصومان (عليهم السلام)، درمان تمام نگراني ها و اضطراب ها را ياد و ذكر خدا (دعا و نيايش) معرفي مي كنند و آرامش را در توجه به خدا عنوان مي فرمايند.

پي نوشتها: 

1- نهج البلاغه 

منابع:1- درمان اضطراب، همراه با آبشار آرامش، گيليان باتلر توني هوپ، ترجمه: كوشيار كريمي طارمي.
2- غلبه بر اضطراب، بيژن عليپور و علي شميسا.
3- آيين زندگي، ديل كارنگي.
4- دين و روان، ويليام جيمز، ترجمه: مهدي قائمي، تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، 1372، دوم.

نويسنده:فاطمه عسگرينشريه ي حديث زندگي ش 18
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]

تبيين فصاحت و بلاغت قرآن كريم

چكيده 

كل