مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16818
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 50
همه : 4385652

بازسازي اعتماد بنفسبسـيـاري از عـقايد ما تنها به اين دليل شكل مي گيرند كه بيـش از انـدازه به گـوش مــا ميرسند به همين دليل شروع مي كنيم به پذيرفتن آنها. 
● آيا تا به حال چنين اتفاقي براي شما روي داده است؟ 
ريسـكش را قبـول نموده و مـوهايـتان را كوتاه ميكنيد.واقعا جذاب و زيبا ميشويد. روز بعد خـانه را به قصد محل كار ترك مي كـنـيد و در راه به خود مي گوييد: "خيلي خوشحالم از اين كـه موهامـو كوتـاه كـردم، عاشقشم، واقعا زيبا شدم." شـما به دفتر كار خود مي رسيد و وارد آسانسور ميـشويـد به طور اتفاقي يكي از همكارانتان را نيز در داخل آسانسور مـي بينيد، ناگهان او اخم هايش را در هم ميكند و ميـگويد "آه، تو موهاتو كوتاه كردي؟ چي باعث شد همچين كاري بكني؟!" در اين جـاسـت كـه شما دست هايتان را بر روي سرتان مي گذاريد و حاضريد هر كاري انجام دهيد تا يك كلاه به شما بدهند. احساس بدي به شما دست مي دهد. واقعا چرا بايد مي رفتيد و موهايتان را كوتاه مي كرديد؟ 
اين روزها اعتماد به نفس براي خانم ها تبديل به مقوله بسيار مهمي شده است. وجود مانكن هاي لاغر و انتظاراتي كه از مادران امروزي ميـرود واقعا انسان را به تعجب وا مي دارند. اما تعجب آورتر از آن اين است كه نظرات ديگران چقدر سريع در افراد تاثير مي گذارند و اعتماد به نفس افراد تا چه حد كاهش پيدا كره است. چنين مسئله اي براي من در دوران دبيرستانم اتفاق افتاد. يك گروه چهار، پنج نفري بودند كه هر روز مرا تمسخر مي كردند و به من مي گفتند كه زشت و احمق هستم. من هم بعد از مدتي شروع كردم به باور كردن حرف هاي آنها. 
اين اصلا مهم نبود كه پدر و مادر من هنوز هم عاشقانه يكديگر را دوست مي داشتند و خانه ما سرشار از شوق و شور و محبت بود، اين اصلا اهميت نداشت كه تمام نمره هايم بالا بودند و دوستي داشتم كه از سال سوم با هم بوديم. آنها به من مي گفتند كه هيچ ارزشي ندارم و من نيز تمام گفته هايشان را به طور كامل پذيرفته بودم. اعتماد به نفس من رفته رفته تحليل پيدا مي كرد و اين امر باعث آزار من مي شد. 
● اعتماد به نفس چيست؟
شايد تفسير اعتماد به نفس كمي مشكل باشد. اعتماد به نفس خيلي بيشتر از اين است كه احساس خوبي نسبت به خودتان داشته باشيد، به كارهاي خود افتخار كنيد و تصويري را كه در آينه مي بينيد دوست بداريد بلكه اعتماد به نفس تصور شما از ارزش هاي دروني تان است. دكتر جان ناميا در كتاب خود با عنوان " اصول آسيب شناسي رواني" اعتماد به نفس را به عنوان توانايي درك ارزش هاي شخصي بيان مي كند. 
ما اغلب معادله ها را به صورت وارونه مي بينيم و فكر مي كنيم كه اعتماد به نفس را بايد از طريق ديگران بدست آوريم در حاليكه اين اعتماد به نفس ما است، توانايي ما در ارزشمند نگاه داشتن خود، عكس العمل ما نسبت به تصويري كه در آينه مي بينيم. 
● اثرات كمبود اعتماد به نفس
در آن زمان چون اعتماد به نفسم خطشه دار شده بود و اطمينان خاطرم را به كلي از دست داده بودم از صحبت كردن با ديگران چه در كلاس يا جمع هاي دوستانه و يا حتي در راهروها نيز خودداري مي كردم. از ساعت نهار وحشت داشتم و هيچ گاه به داخل نهار خوري نمي رفتم و فكر كلاس هاي نمايش گروهي مرا ديوانه مي كرد. من از جمع هاي دوستانه طرد شده بودم و خنده از روي لبانم رخت بر بسته بود. 
متقاعد شده بودم كه فرد بي ارزشي هستم. اگر چه هميشه نمره هايم از ۹۰ به بالا بود اما در روزهاي امتحان استرس شديدي مرا فرا مي گرفت. سعي مي كردم كه تا مي توانم خودم را از نظر ديگران مخفي نگه دارم. 
تصور مي كردم اگر وجودم را پنهان كنم ديگر هيچ كس نمي تواند مرا آزار دهد. اين شرايط همچنان ادامه داشت و لازم بود كه من راهي پيدا كنم تا از شر آن خلاص شوم.
اما چيزي نبود كه به من كمك كند زيرا مشكل اساسي خود من بودم. حتي گاهي اوقات به خودكشي فكر مي كردم. البته در مورد فرار از خانه فكر نمي كردم زيرا باز هم نمي توانستم از خودم رها شوم. من عملا ترسيده بودم. اين اتفاق ممكن است براي بسياري از افراد روي دهد.
● كمبود اعتماد به نفس و افسردگي
كمبود اعتماد به نفس دليل قطعي افسردگي نيست اما بر اساس تحقيقات مختلف ثابت شده است كه اين دو پا به پاي هم پيش مي روند و سازمان جهاني بهداشت نيز در توضيحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگي نسبت داده است.
۱- كمبود اعتماد به نفس باعث مي شود كه شما تبديل به دشمن ارزش هاي شخصيتان شويد. افكاري مانند: " اگر فقط كمي زيباتر بودم، اگر ورزشكار خوبي بودم، اگر جذاب و معروف بودم، اگر از پس درست كردن اين بر مي آمدم و ... " باعث خراب شدن كل زندگي شما مي شوند. حتي اگر ديگران هم براي شما ارزش قائل شوند، صداهايي كه دائما در گوش شما مي پيچند باعث از بين رفتن آن ارزش ها مي شوند. درست مثل نوشته هاي جوليا رابرتز در كتاب خود با عنوان "زن زيبا" كه گفته افكار منفي خيلي سريع تر به درون ذهن شما نفوذ مي كنند. 
افكار منفي ملكه ذهن شما مي شوند و شما به همين دليل نسبت به مشكلات موجود بي توجه مي شويد و به صورت بخش جدانشدني زندگي روزمره شما در مي آيند. بر طبق آمار، سازمان جهاني بهداشت و درمان اعلام كرده است كه تنها ۲۵ درصد از كل افرادي كه در سطح جهان مبتلا به بيماري افسردگي هستند تحت درمان مناسب قرار مي گيرند.
۲- كمبود اعتماد به نفس در نوجوانان را جدي بگيريد زيرا در موارد بسياري منجر به خودكشي مي شود. در حال حاضر سومين عامل مرگ و مير در جهان خودكشي است كه درصد عمده اي از آن به دليل فقدان اعتماد به نفس روي مي دهد.
۳- كمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگي شغلي بزرگسالان تاثير منفي مي گذارد و قابليت اجرايي آنان را كاهش مي دهد بلكه در زندگي خانوادگي آنها نيز تاثير گذاشته و باعث مي شود كه نسبت به شريك زندگي خود بي ميل شوند و از قبال وظايف خود نسبت به فرزندان نيز در بمانند. فقدان اعتماد به نفس در كليه امور زندگي انسان تاثير مي گذارد. اين امر باعث مي شود كه فرد متحمل فشار روني زيادي شود. 
● درمان
براي من هيچ چيز عوض نشد تا زمانيكه دبيرستان خود را تغيير دادم. درست است كه در اين مرحله تهديدها خاتمه يافته بودند اما من هنوز مجبور بودم كه با خودم روبرو شوم. فرار كاري را از پيش نمي برد.
تنها تغيير صحنه اي كه در آن هستيم باعث بازگرداندن اعتماد به نفس نمي شود، بلكه بايد ديدگاه هايمان را نسبت به زندگي تغيير دهيم. 
تابستان همان سال من با گروهي از افرادي كه در جلسه مديتيشن با آنها آشنا شده بوديم به يك كنفرانس دعوت شدم. 
من پاسخ تمام سوالاتم را درست در جايي پيدا كردم كه اصلا فكرش را هم نمي كردم. در آن جلسه من به اين نتيجه رسيدم كه خداوند مرا خيلي دوست دارد. در آنجا بود كه به ارزش هاي روحي خود پي بردم و توانستم براي بار ديگر اعتماد به نفس از دست رفته ام را باز يابم و حالت عادي پيدا كنم. من در ابتدا نقاط مثبت خود را پيدا كردم و بر روي آنها كار كردم تا به نتيجه رسيدم. 
هنگاميكه شما علايق خود را از دست دهيد و از دوست داشتن دست بكشيد قطعا دنيا براي شما تبديل به يك مكان ترسناك مي شود. 
در حال حاضر من در زندگي خود اميد دارم چيزي كه قبلا وجود نداشت، من براي بقاي خود تلاش مي كردم اما همين امر باعث مي شد تا از پا در آيم. زمان بسيار زيادي طول كشيد تا توانستم دوباره به حقيقت باز گردم و درك كنم كه خداوند هيچ وقت مرا فراموش نكرده بود. سال دوم دانشگاه بودم كه اين پيام آسماني را خواندم و واقعا به آن ايمان پيدا كردم : 
"من تو را انتخاب كردم و هرگز تو را طرد نخواهم كرد پس هراسي به دل راه مده چرا كه من هميشه با تو مي مانم، وحشت نداشته باش زيرا كه من پروردگارت هستم. من توان تو را مي افزايم و در همه امور ياريت مي كنم و تو هميشه تحت حمايت دستان پرهيزكار حق خواهي بود."
من كيستم؟ پرسيدن اين سوال در صورتيكه شما خودتان را دوست نداشته باشيد خيلي وحشتناك است. اما من پاسخ آنرا مي دانم: زني هستم كه خداوند عاشق اوست. شما هم مي توانيد جوابي مشابه پاسخ من پيدا كنيد به اين دليل كه شما هم براي خداوند با ارزش هستيد. او شما را بسيار زياد دوست ميدارد. شما همين حالا نيز با اتكا به نيروي ايمان و از طريق عبادت مي توانيد با خداوند ارتباط برقرار كنيد. عبادت گفتگو با پروردگار است. خداوند هميشه از درون قلب شما آگاه است و هيچ نيازي به نطق هاي طولاني ندارد زيرا او هميشه با شما و همراه شماست.امير پوريا از گفتار مرد تاريخي در فيلم «چريكه تارا» نوشته و ساخته بهرام بيضايي؛ با تغيير ضمير «من» به «ما» پايگاه اطلاع رساني پزشكي ايران سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]
بازسازي اعتماد بنفسآيا تا به حال چنين اتفاقي براي شما روي داده است؟ ريسـكش را قبـول نموده و مـوهايـتان را كوتاه ميكنيد. واقعاجذاب و زيبا ميشويد. روز بعد خـانه را به قصد محل كار ترك مي كـنـيد و در راه به خود مي گوييد: "خيلي خوشحالم از اين كـه موهامـو كوتـاه كـردم، عاشقشم، واقعا زيبا شدم."شـما به دفتر كار خود مي رسيد و وارد آسانسور ميـشويـدبه طور اتفاقي يكي از همكارانتان را نيز در داخل آسانسورمـي بينيد، ناگهان او اخم هايش را در هم ميكند و ميـگويد"آه، تو موهاتو كوتاه كردي؟ چي باعث شد همچين كاري بكني؟!" در اين جـاسـت كـه شما دست هايتان را بر روي سرتان مي گذاريد و حاضريد هر كاري انجام دهيد تا يك كلاه به شما بدهند. احساس بدي به شما دست مي دهد. واقعا چرا بايد مي رفتيد و موهايتان را كوتاه مي كرديد؟ اين روزها اعتماد به نفس براي خانم ها تبديل به مقوله بسيار مهمي شده است. وجود مانكن هاي لاغر و انتظاراتي كه از مادران امروزي ميـرود واقعا انسان را به تعجب وا مي دارند. اما تعجب آورتر از آن اين است كه نظرات ديگران چقدر سريع در افراد تاثير مي گذارند و اعتماد به نفس افراد تا چه حد كاهش پيدا كره است. چنين مسئله اي براي من در دوران دبيرستانم اتفاق افتاد. يك گروه چهار، پنج نفري بودند كه هر روز مرا تمسخر مي كردند و به من مي گفتند كه زشت و احمق هستم. من هم بعد از مدتي شروع كردم به باور كردن حرف هاي آنها. اين اصلا مهم نبود كه پدر و مادر من هنوز هم عاشقانه يكديگر را دوست مي داشتند و خانه ما سرشار از شوق و شور و محبت بود، اين اصلا اهميت نداشت كه تمام نمره هايم بالا بودند و دوستي داشتم كه از سال سوم با هم بوديم. آنها به من مي گفتند كه هيچ ارزشي ندارم و من نيز تمام گفته هايشان را به طور كامل پذيرفته بودم. اعتماد به نفس من رفته رفته تحليل پيدا مي كرد و اين امر باعث آزار من مي شد. 
اعتماد به نفس چيست؟
شايد تفسير اعتماد به نفس كمي مشكل باشد. اعتماد به نفس خيلي بيشتر از اين است كه احساس خوبي نسبت به خودتان داشته باشيد، به كارهاي خود افتخار كنيد و تصويري را كه در آينه مي بينيد دوست بداريد بلكه اعتماد به نفس تصور شما از ارزش هاي دروني تان است. دكتر جان ناميا در كتاب خود با عنوان " اصول آسيب شناسي رواني" اعتماد به نفس را به عنوان توانايي درك ارزش هاي شخصي بيان مي كند. ما اغلب معادله ها را به صورت وارونه مي بينيم و فكر مي كنيم كه اعتماد به نفس را بايد از طريق ديگران بدست آوريم در حاليكه اين اعتماد به نفس ما است، توانايي ما در ارزشمند نگاه داشتن خود، عكس العمل ما نسبت به تصويري كه در آينه مي بينيم. 
اثرات كمبود اعتماد به نفس
در آن زمان چون اعتماد به نفسم خطشه دار شده بود و اطمينان خاطرم را به كلي از دست داده بودم از صحبت كردن با ديگران چه در كلاس يا جمع هاي دوستانه و يا حتي در راهروها نيز خودداري مي كردم. از ساعت نهار وحشت داشتم و هيچ گاه به داخل نهار خوري نمي رفتم و فكر كلاس هاي نمايش گروهي مرا ديوانه مي كرد. من از جمع هاي دوستانه طرد شده بودم و خنده از روي لبانم رخت بر بسته بود. متقاعد شده بودم كه فرد بي ارزشي هستم. اگر چه هميشه نمره هايم از ۹۰ به بالا بود اما در روزهاي امتحان استرس شديدي مرا فرا مي گرفت. سعي مي كردم كه تا مي توانم خودم را از نظر ديگران مخفي نگه دارم. تصور مي كردم اگر وجودم را پنهان كنم ديگر هيچ كس نمي تواند مرا آزار دهد. اين شرايط همچنان ادامه داشت و لازم بود كه من راهي پيدا كنم تا از شر آن خلاص شوم. اما چيزي نبود كه به من كمك كند زيرا مشكل اساسي خود من بودم. حتي گاهي اوقات به خودكشي فكر مي كردم. البته در مورد فرار از خانه فكر نمي كردم زيرا باز هم نمي توانستم از خودم رها شوم. من عملا ترسيده بودم. اين اتفاق ممكن است براي بسياري از افراد روي دهد.
كمبود اعتماد به نفس و افسردگي
كمبود اعتماد به نفس دليل قطعي افسردگي نيست اما بر اساس تحقيقات مختلف ثابت شده است كه اين دو پا به پاي هم پيش مي روند و سازمان جهاني بهداشت نيز در توضيحات خود فقدان اعتماد به نفس را به افسردگي نسبت داده است.
۱- كمبود اعتماد به نفس باعث مي شود كه شما تبديل به دشمن ارزش هاي شخصيتان شويد. افكاري مانند: " اگر فقط كمي زيباتر بودم، اگر ورزشكار خوبي بودم، اگر جذاب و معروف بودم، اگر از پس درست كردن اين بر مي آمدم و ... " باعث خراب شدن كل زندگي شما مي شوند. حتي اگر ديگران هم براي شما ارزش قائل شوند، صداهايي كه دائما در گوش شما مي پيچند باعث از بين رفتن آن ارزش ها مي شوند. درست مثل نوشته هاي جوليا رابرتز در كتاب خود با عنوان "زن زيبا" كه گفته افكار منفي خيلي سريع تر به درون ذهن شما نفوذ مي كنند. افكار منفي ملكه ذهن شما مي شوند و شما به همين دليل نسبت به مشكلات موجود بي توجه مي شويد و به صورت بخش جدانشدني زندگي روزمره شما در مي آيند. بر طبق آمار، سازمان جهاني بهداشت و درمان اعلام كرده است كه تنها ۲۵ درصد از كل افرادي كه در سطح جهان مبتلا به بيماري افسردگي هستند تحت درمان مناسب قرار مي گيرند.
۲- كمبود اعتماد به نفس در نوجوانان را جدي بگيريد زيرا در موارد بسياري منجر به خودكشي مي شود. در حال حاضر سومين عامل مرگ و مير در جهان خودكشي است كه درصد عمده اي از آن به دليل فقدان اعتماد به نفس روي مي دهد.
۳- كمبود اعتماد به نفس نه تنها در زندگي شغلي بزرگسالان تاثير منفي مي گذارد و قابليت اجرايي آنان را كاهش مي دهد بلكه در زندگي خانوادگي آنها نيز تاثير گذاشته و باعث مي شود كه نسبت به شريك زندگي خود بي ميل شوند و از قبال وظايف خود نسبت به فرزندان نيز در بمانند. فقدان اعتماد به نفس در كليه امور زندگي انسان تاثير مي گذارد. اين امر باعث مي شود كه فرد متحمل فشار روني زيادي شود. 
درمان
براي من هيچ چيز عوض نشد تا زمانيكه دبيرستان خود را تغيير دادم. درست است كه در اين مرحله تهديدها خاتمه يافته بودند اما من هنوز مجبور بودم كه با خودم روبرو شوم. فرار كاري را از پيش نمي برد. تنها تغيير صحنه اي كه در آن هستيم باعث بازگرداندن اعتماد به نفس نمي شود، بلكه بايد ديدگاه هايمان را نسبت به زندگي تغيير دهيم. تابستان همان سال من با گروهي از افرادي كه در جلسه مديتيشن با آنها آشنا شده بوديم به يك كنفرانس دعوت شدم. من پاسخ تمام سوالاتم را درست در جايي پيدا كردم كه اصلا فكرش را هم نمي كردم. در آن جلسه من به اين نتيجه رسيدم كه خداوند مرا خيلي دوست دارد. در آنجا بود كه به ارزش هاي روحي خود پي بردم و توانستم براي بار ديگر اعتماد به نفس از دست رفته ام را باز يابم و حالت عادي پيدا كنم. من در ابتدا نقاط مثبت خود را پيدا كردم و بر روي آنها كار كردم تا به نتيجه رسيدم. هنگاميكه شما علايق خود را از دست دهيد و از دوست داشتن دست بكشيد قطعا دنيا براي شما تبديل به يك مكان ترسناك مي شود. در حال حاضر من در زندگي خود اميد دارم چيزي كه قبلا وجود نداشت، من براي بقاي خود تلاش مي كردم اما همين امر باعث مي شد تا از پا در آيم. زمان بسيار زيادي طول كشيد تا توانستم دوباره به حقيقت باز گردم و درك كنم كه خداوند هيچ وقت مرا فراموش نكرده بود. سال دوم دانشگاه بودم كه اين پيام آسماني را خواندم و واقعا به آن ايمان پيدا كردم : "من تو را انتخاب كردم و هرگز تو را طرد نخواهم كرد پس هراسي به دل راه مده چرا كه من هميشه با تو مي مانم، وحشت نداشته باش زيرا كه من پروردگارت هستم. من توان تو را مي افزايم و در همه امور ياريت مي كنم و تو هميشه تحت حمايت دستان پرهيزكار حق خواهي بود."من كيستم؟ پرسيدن اين سوال در صورتيكه شما خودتان را دوست نداشته باشيد خيلي وحشتناك است. اما من پاسخ آنرا مي دانم: زني هستم كه خداوند عاشق اوست. شما هم مي توانيد جوابي مشابه پاسخ من پيدا كنيد به اين دليل كه شما هم براي خداوند با ارزش هستيد. او شما را بسيار زياد دوست ميدارد. شما همين حالا نيز با اتكا به نيروي ايمان و از طريق عبادت مي توانيد با خداوند ارتباط برقرار كنيد. عبادت گفتگو با پروردگار است. خداوند هميشه از درون قلب شما آگاه است و هيچ نيازي به نطق هاي طولاني ندارد زيرا او هميشه با شما و همراه شماست.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]
بـاوركـن بـا ارزشـي!همتي كن تا نخاري پشت خويش
وارهي از منت انگشت خويش
«مولوي»
مطالعات انجام شد‌ه د‌ر خصوص آسيب‌شناسي رواني حكايت از آن د‌ارد‌ كه علّت بسياري از رفتارهاي آسيب‌زاي فرزند‌ان د‌ر خانه و مد‌رسه مانند‌ پرخاشگري، اضطراب‌، بزهكاري، افكار مربوط به خود‌كُشي، مصرف سيگار و سوءمصرف مواد‌مخد‌ر، افت تحصيلي و موارد‌ي از اين قبيل ريشه د‌ر كمبود‌ يا ضعف «عزت نفس» آنان د‌ارند‌.
د‌ر واقع هرچه فرد‌ از خود‌باوري و عزت نفس بالاتري برخورد‌ار باشد‌ از موقعيت و كارآمد‌ي بالاتري برخورد‌ار بود‌ه و از آسيب‌هاي رواني - اجتماعي نيز مصون خواهد‌ ماند‌. گوته نيز د‌ر اهميت، «عزت نفس» مي‌گويد‌:
اگر ثروتمند‌ نيستيد‌، اگر سالم نيستيد‌، اگر زيبايي ند‌اريد‌، اگر از جواني برخورد‌ار نيستيد‌، اگر تحصيلات عاليه ند‌اريد‌، اگر مقام و ثروت بالايي براي شما وجود‌ ند‌ارد‌، مهم نيست چرا كه تعد‌اد‌ زياد‌ي از انسانها د‌اراي اين مشخصات نمي‌باشند‌ امّا اگر عزت‌نفس ند‌اريد‌، متأسف باشيد‌ چون هيچ ند‌اريد‌.
بنابراين فاصله خواستن تا توانستن تنها يك گام است و آن كسب «خود‌باوري و اعتماد‌ به نفس» د‌ر انجام كليه امور زند‌گي است. 
● تعريف «عزت نفس و خود‌باوري» 
عزت نفس يعني: احساس ارزشمند‌ بود‌ن كه از طريق مجموعه افكار، عواطف، احساسها و تجربه‌ها به د‌ست مي‌آيد‌ به نحوي كه فرد‌ خود‌ را توانمند‌ با كفايت و موفق مي‌د‌اند‌.
● ايجاد عزت نفس و خود‌باوري‌ 
عزت نفس و خود‌باوري از كود‌كي، توسط والد‌ين و اطرافيان شكل مي‌گيرد‌ و ايجاد‌ مي‌شود‌. براي مثال:
▪‌ اگر كود‌كي د‌ر محيط پر از ترس بزرگ شود‌ مي‌آموزد‌ كه بترسد‌ و يا اگر د‌ر محيط پر از تشويق بزرگ شود‌، مي‌آموزد‌ كه اعتماد‌ كند‌. عزت نفس كود‌كان از نوع نگاه، نگرش و رفتاري كه د‌يگران نسبت به او د‌ارند‌، مي‌تواند‌ شكل بگيرد‌.
▪‌ رفتارهايي چون طرد‌، عد‌م محبت، عد‌م توجّه، غفلت، جد‌ي‌نگرفتن، گوش ند‌اد‌ن، عد‌م احترام، تحقير، تمسخر، سرزنش، تهد‌يد‌، مقايسه، توجّه به نكات منفي، انتظارات بيش از حد‌ و بد‌رفتاري‌ باعث كاهش عزت نفس د‌ر كود‌ك مي‌شود‌. 
از طرف د‌يگر رفتارهايي چون پذيرش، احترام، محبّت، توجّه، جد‌ي گرفتن، احساس تعلق، تشويق، حمايت، تحسين، احساس ايمني و انتظارات مناسب موجب افزايش عزت نفس د‌ر كود‌ك مي‌شود‌. 
براي ايجاد‌ «عزت نفس» د‌ر فرزند‌ان بهتر است به آنها كمك نماييم تا بياموزند‌ كه: 
۱)‌ هيچ انساني شبيه د‌يگري نيست: هيچ كد‌ام از انسانها د‌ر طول تاريخ شبيه به هم نبود‌ه و نخواهند‌ بود‌ و به خود‌ بگويد‌ «هيچ كس شبيه من نيست، من آنچه را كه هستم د‌وست د‌ارم و احساس خوبي نسبت به خود‌ د‌ارم.» 
۲) به خود‌شناسي برسند‌: نقاط ضعف و قوت خود‌ را منطبق با واقعيات بشناسند‌ و با شناختن خود‌، خود‌ را بهتر د‌رك كرد‌ه و بپذيرند‌.
۳) محد‌ود‌يت‌ها و توانمند‌ي‌هاي خود‌ را بپذيرند‌: نقاط ضعف خود‌ را بد‌ون نگراني و ناراحتي پذيرفته و از آنها احساس گناه و شرمساري نكنند‌ چون هيچ فرد‌ي نمي‌تواند‌ انساني كامل و به همه چيز د‌انا و به همه كاري توانا باشد‌ و با آگاهي و پذيرش نقاط مثبت و ضعف خود‌ احساس رضايت و خشنود‌ي مي‌كند‌.
۴- به احساس ارزشمند‌ي و عزت نفس برسند‌: اگر انسان مراحل سه‌گانه قبل را آموخت، باور خواهد‌ كرد‌ كه فرد‌ باارزشي است، فقط بايستي نكات مثبت، مفيد‌ و با ارزش خود‌ را كشف كرد‌ه و به آن ارزش بگذارد‌ و اگر ما نيز اينچنين باشيم سعي مي‌كنيم «خود‌مان باشيم نه د‌يگري»
«من هميشه تلاش مي‌كنم تا خود‌ را هر روز بهتر از پيش بسازم امّا آنچه را كه امروز هستم د‌وست د‌ارم».
● راههاي افزايش عزت نفس د‌ر كود‌كان و نوجوانان 
براي افزايش عزت نفس بايستي «احساس كفايت»، «احساس مسئوليت»، «احساس پذيرش و محبت» و «احساس رضايت از وضع جسماني خود‌» را د‌ر فرزند‌ان ايجاد‌ كنيم و براي هر يك از احساسها موارد‌ زير توصيه مي‌شود‌:
۱) براي ايجاد‌ احساس كفايت:
▪ انتظارات بيش از حد‌ از آنها ند‌اشته باشيم.
▪‌ توانايي‌هاي آنها را تشويق و تحسين نماييم.
▪ كمك نماييم كه عملكرد‌ش را بهبود‌ بخشيد‌ه و موفقيت را هرچند‌ كوچك تجربه نمايد‌.
▪ تشويق و حمايت نماييم كه راههاي مختلفي را براي حل يك مسأله تجربه نمايند‌.
۲) براي ايجاد‌ احساس مسئوليت:
▪ تشويق كنيم تا ارتباط سالم اجتماعي با د‌وستان و اطرافيان برقرار كنند‌.
▪ فرصت‌هايي را فراهم نماييم تا تجارب، توانايي‌ها و موفقيت‌هايشان را باهم د‌ر ميان بگذارند‌.
▪ با واگذاري تد‌ريجي فعاليتها، احساس مسئوليت و تعهد‌ د‌ر آنها پرورش د‌هيم.
۳) براي ايجاد‌ احساس پذيرش و محبّت
▪ از مقايسه او با د‌يگران بپرهيزيم و او را به عنوان يك فرد‌ بي‌نظير و منحصر به فرد‌ نگاه كنيم.
▪ بد‌ون قيد‌ و شرط افراد‌ را بپذيريم تا احساس پذيرش د‌روني را د‌ر آنها تقويت كنيم.
▪ كمك كنيم تا خود‌ را قبول د‌اشته و به خود‌ اعتقاد‌ پيد‌ا كنند‌ و احساس ايمني را د‌ر آنها پرورش د‌هيم.
▪ آنها را به عنوان هد‌يه و نعمت الهي تلقي كرد‌ه و به آنها احترام بگذاريم.
▪ كمك كنيم تا عواطف و محبّت خود‌شان را به راحتي بروز د‌هند‌.
۴) براي ايجاد‌ احساس رضايت از ظاهر و خصوصيات جسماني خود‌:
▪‌ كمك كنيم تا نسبت به تفاوتهاي فرد‌ي خود‌شان د‌ر رشد‌ جسماني احساس راحتي و پذيرش نمايند‌.
▪ همان‌گونه كه به توانايي آنها احترام مي‌گذاريم به محد‌ود‌يت‌هاي جسماني آنها نيز احترام بگذاريم.
▪ به نيازهاي جسماني مانند‌: خواب، غذا، سلامت و استراحت توجه جد‌ي د‌اشته باشيم.
▪ د‌ر حفظ نظافت و نظم و تند‌رستي آنها را تشويق نماييم.
▪ ورزش و عاد‌ات جسماني سالم را د‌ر آنها تقويت كنيم.
● نشانه‌هاي افراد‌ با خود‌باوري زياد‌:
▪‌ فرد‌ مستقل عمل مي‌كند‌.
▪ مسئوليت‌پذير است.
▪ نسبت به پيشرفت‌هايش افتخار مي‌كند‌.
▪ به چالش‌هاي جد‌يد‌، مشاغل تازه و ... روي مي‌آورد‌.
▪ د‌امنه وسيعي از هيجانها و احساسها را نشان مي‌د‌هد‌.
▪ ناكامي را به راحتي تحمّل مي‌كند‌.
▪ د‌يگران را به راحتي تحت تأثير قرار مي‌د‌هد‌.
● عوامل كاهش‌د‌هند‌ه عزت نفس و خود‌باوري
▪ بيش از (اند‌ازه‌ها) بر (بايد‌هاي خود‌مان) تأكيد‌ د‌اشته باشيم.
▪ احساسات و عواطف خود‌مان را همواره واقعي تصور نمود‌ه و از پذيرش انتقاد‌ بيم د‌اشته باشيم.
▪ زمينه‌هاي منفي خود‌مان را بزرگ د‌انسته و د‌ر عوض جنبه‌هاي مثبت‌مان را كم اهميت تلقي نماييم.
▪ به خاطر هر عملكرد‌ي به خود‌مان برچسب بزنيم. برچسب زد‌ن فرايند‌ي است كه با سرزنش و ملامت خود‌ همراه است.
▪ د‌اشتن اند‌يشه «همه يا هيچ» يعني وقتي نمي‌توانيم فعاليتي را به د‌رستي و كامل به نتيجه برسانيم، خود‌ را شكست خورد‌ه بد‌انيم.
▪ به نظرات د‌يگران اهميّت افراطي د‌اشته و سعي د‌ر برآورد‌ن همة آنها د‌اشته باشيم. 
▪ هميشه خود‌ را با بالاتر از خود‌ مقايسه كرد‌ه و د‌ر برابر آنها اظهر عجز و ناتواني بنماييم.
▪ د‌نباله‌روي كوركورانه از د‌يگران د‌اشته باشيم.
● راهكارهاي مشاوره‌اي:
▪ د‌ر كرد‌ار و گفتارمان محبت خود‌ را نشان د‌هيم.
▪ از فرزند‌انمان به صراحت تمجيد‌ كنيم.
▪ وقتي روابط خوبي را با د‌يگران ايجاد‌ مي‌كنند‌ آنان را تأييد‌ كنيم.
▪ د‌ر بعضي از مواقع آنان را د‌ر احساساتمان سهيم كنيم.
▪ د‌ر بعضي از امور كارهايي را برايشان انجام د‌هيم كه نيازها و علايق آنها را تأمين نمايد‌.
▪ واگذاري مسئوليت به فرزند‌ان.
▪ احترام گذاشتن به وسايل اختصاصي آنان مثل اتاق و وسايل و ...
▪ كمك به فرزند‌انمان تا از فرايند‌ تصميم‌گيري خويش آگاهي پيد‌ا كنند‌.
▪ احترام به توانمند‌ي و خود‌باوري آنان، د‌ر هر حد‌ي كه باشد‌.پروانه‌الساد‌ات حسينيان روزنامه اطلاعات 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۷ ] [ مشاوره مديريت ]
ايجاد اعتماد به نفس در كودكانعزت نفس اندك ،حالت خود تقويتي دارد، يعني اگر كودكي دچار اين مشكل است، خود نيز آن را شدت مي بخشد. مثلاً اگر او فكر مي كند در درس رياضي ضعيف است بدون شك هنگام روبه رو شدن با يك مسأله رياضي بسيار نگران مي شود و اين احساس ضعف به ناتواني او در حل رياضي بيشتر كمك مي كند در نتيجه مجدداً احساس شكست كرده و اين باور كه در فهم درس رياضي ناتوان است در او تقويت مي شود. والدين بايد با از بين بردن ترديد در وجود فرزندشان او را از عزت نفس اندك برهانند و به كودك خود مهارت هايي بياموزند كه نوع رفتار، روش و نگرش خود را اصلاح كند. 
زماني كه قصد داريم به كودكمان بياموزيم چه اهدافي را در زندگي داشته باشد و براي رسيدن به آنها چگونه تلاش كند، بايد احساساتي را كه باعث تقويت تفكرات منفي در آنها مي شود كاهش دهيم. بدين منظور بايد باورها و توقعات سختي كه از خود دارد و باعث ضعيف شدن عزت نفس مي شود و به آن شدت مي بخشد را تغيير دهيم و : 
▪ از احساسات خود و ديگران با وي صحبت كنيم. 
▪ او را مطمئن سازيم كه احساسش را درك مي كنيم. 
▪ به او بياموزيم كه براي ابراز احساساتش روش منطقي به كار ببرد. 
كودكي كه عزت نفس اندك دارد دائم نگران است ،زيرا فكر مي كند اگر در كاري شكست بخورد بدون شك تنبيه و يا تحقير مي شود، بنابراين علاقه اي به آزمودن موضوعات جديد ندارد و فقط در موقعيت هاي امتحان شده و آشنا احساس آسودگي خيال مي كند. براي اين كه بتواند احساس عدم اعتماد به نفس را در خود از بين ببرد، پيرو برنامه اي خشك و انعطاف ناپذير و تشريفاتي مي شود تا به خود قيافه كنترل و نظم داشتن بدهد زيرا نسبت به توانايي هايش اعتمادي ندارد. هرگاه مرتكب اشتباهي شود خودش را مرتب سرزنش مي كند در نتيجه بيشتر احساس بي لياقتي كرده و ديگر لزومي نمي بيند تلاش كند و انگيزه اش را هم از دست مي دهد و پس از زماني كه انگيزه در او از بين رفت چيزي وجود نخواهد داشت كه او را خشنود سازد. بيشتر اوقات تكاليف مدرسه، كودك را دچار تشويش مي كند و اين نگراني اعتماد به نفس او را از بين مي برد. براي اين كه كودكان مان هنگام انجام دادن تكاليف مدرسه شان دچار اضطراب و نگراني نشوند، بايد: 
▪ تكاليف خود را در اتاقي آرام و بي سروصدا كه حواسشان پرت نشود انجام دهند، چرا كه آشفتگي ذهني باعث تشويش و اضطراب شده و ترسي غالب بر آنها مستولي مي شود كه تمركز حواس را از آنها مي گيرد. 
▪ وقتي والدين قصد دارند در يادگيري دروس به كودكان كمك كنند بايد كنارشان آرام بنشينند و با صداي ملايم صحبت كنند؛ بدين ترتيب آنها مجبور نمي شوند تا بر ترس ديگري كه همان عصبانيت والدين هنگام اشتباه كردن است غلبه كنند. 
▪ راه ديگر آموزش به كودكان مضطرب اين است كه به آنها كمك كنيم تا ترسهاي فلج كننده شان كه معمولاً از خطاهاي هنگام يادگيري ناشي مي شود را فراموش كنند. اين خطاها مثلاً در زمان انجام دادن تكاليف مدرسه و يا در بازي هاي گروهي ممكن است به وجود آيند و بايد از آنها براي آموزش كودك بهره جست. وقتي كودك مرتكب خطايي مي شود به جاي سرزنش كردن وي سعي كنيد از آن خطاها واكنش مثبتي به وجود آوريد. مثلاً به او بگوييد:« بهتر است اين مسأله را بررسي كنيم و وقتي فهميديم مشكل چيست مي توانيم حلش كنيم. » 
به كودك خود بياموزيم كه كف نفس داشته باشد. كف نفس يعني اين كه بتوانيم خونسرد بنشينيم و فكر كنيم، تصميم بگيريم و عواقب رفتارمان را تجسم نماييم. كودك مضطرب نمي تواند روي تصميم هاي آني خود كنترلي داشته باشد بنابراين نمي تواند عزت نفس اندكش را اصلاح كند. 
● روشهايي براي كمك به فرزندان 
والدين براي كمك به فرزندان خود بايد: 
۱) براي فرزندان خود وقت كافي در نظر بگيرند و دقيقاً توضيح دهند كه چرا رفتاري پذيرفتني است در حالي كه رفتاري ديگر چنين نيست و هنگام سرزنش فرزند خود آن رفتار خاص را مورد خطاب قرار دهند نه شخصيت كودك را. 
۲) بعضي مواقع عدم وجود مهارتي خاص موجب اضطراب مي شود؛ مثلاً كودكاني كه نمي توانند وارد جمع كودكان ديگر شوند به كمك والدين خود نياز دارند كه اين مهارت را به وي بياموزند و بدين ترتيب وحشت از اين كه اساساً ايرادي در وجودش دارد را از وي دور سازند. 
۳) وقتي كودكي هنگام آموختن درس خود دچار تشويش و نگراني مي شود به او كمك كنيد تا مشكل خود را تشخيص دهد و برطرف سازد. 
۴) وقتي اشتباهي صورت مي گيرد تا جايي كه امكان دارد براي اصلاح آن وقت كافي بگذاريد زيرا عجله كودك را نگران مي كند. 
۵) سعي كنيد از راههاي گوناگون به كودك خود آموزش دهيد. مثلاً يك كودك ممكن است آموزش ها را تنها به صورت شفاهي درك نكند بنابراين كاري را كه بايد او انجام دهد هر قدر هم كه ساده باشد كاملاً شرح داده و به طور عملي انجام دهيد (مثلاً پيام تلفني گذاشتن را به طور عملي به او بياموزيد)؛ برخي از كودكان هنگام ديدن بهتر درك مي كنند تا شنيدن. كودك وقتي كاملاً متوجه شد كه چه توقعي از او دارند احساس آرامش و راحتي بيشتري مي كند. برخي از كودكان نيز معيارهاي بالايي براي خود در نظر مي گيرند كه سبب تشويش و نگراني مي شود و وقتي نمي توانند به آرزوهاي غيرواقعي شان دست يابند« احساس شكست » مي كنند و ذهنشان آ شفته مي شود؛ در اين مواقع كمتر مي درخشند. 
۶) والدين براي اين كه كودكشان را از نگراني برهانند بايد او را دايم تشويق يا تحسين كنند البته تشويق، اغراق آميز و ناپخته نباشد. كودكان معمولاً از كارهاي خود خيلي انتقاد مي كنند و از آنچه كه انجام مي دهند زياد راضي نيستند. 
۷) برخي از كودكان هر نوع تعريف و تمجيد را يك جور مزاحمت تلقي مي كنند. واكنش فرزندتان نسبت به تعريف و تمجيد را مشاهده كنيد و وقتي متوجه شديد كه كودكتان حتي هنگام تعريفي مثبت آشفته خاطر و مضطرب مي شود تا جايي كه امكان دارد او را به حال خود بگذاريد و كاري به كارش نداشته باشيد. 
۸) والدين كودكي كه نمي تواند خشم خود را كنترل كند بايد او را تشويق كنند تا روي يك كار- نه چند كار همزمان- وقت بگذارد و از بار اضافي و اضطراب ناشي از خستگي و گرسنگي بپرهيزد زيرا ممكن است اميدش را در راه رسيدن به اهدافش از دست بدهد. 
۹) والدين بايد از كودك بپرسند كه چه اهدافي دارد. 
۱۰) وقتي هدف كودك مشخص شد بايد به او كمك كنند كه تشخيص دهد آيا هدفش با واقعيت همخواني دارد يا خير و اگر چنين بود براي رسيدن به آن، او را تشويق كنند. 
۱۱) والدين كودك نگران بايد به او كف نفس بياموزند. براي پدر يا مادر اين كه كودكش مي گويد:
« من خيلي احمق هستم.» يا« هيچ كاري از دستم برنمي آيد؟»سخت است. ولي وقتي كودك نسبت به خود چنين احساسي دارد فرياد كشيدن بر سر او هيچ دردي را درمان نمي كند. وقتي به او دستور مي دهيم كه اين گونه صحبت نكند تنها نگراني اش را افزايش داده ايم. مجبوريم احساسات منفي كودكان را بپذيريم تا بتوانيم آنها را تغيير دهيم. به جاي اين كه با زورگويي او را از داشتن احساسات منفي منع كنيد برايش محيطي فراهم كنيد تا بتواند اين احساسات را ابراز كند ولي با روشي درست به او نشان دهيد كه اين احساسات واقعيت ندارند. در اين گونه مواقع والدين مي توانند از روش هاي زير بهره جويند: 
● درك احساسات كودكان 
روشي درست به او نشان دهيد كه اين احساسات واقعيت ندارند. در اين گونه مواقع والدين مي توانند از رو ش هاي زير بهره جويند: 
۱) توجه كودك را روي كاري كه دارد انجام مي دهد متمركز كنيد و توانايي هاي او را هرگز ارزيابي نكنيد و از نارضايتي ديگران نيز صحبتي به ميان نياوريد. مثلاً بهتر است به او بگوييد« روي اين كار خيلي وقت مي گذاري. »نه اين كه بگوييد
:« خيلي كند كار مي كني.» 
۲) صميميت و اعتقادي كه والدين نسبت به كودك احساس مي كنند به وي اطمينان خاطر مي بخشد و بدون ترديد او را به سوي كشف بهترين استعدادش سوق مي دهد. تلاش و جديت او را تحسين كنيد. تا جايي كه امكان دارد به او اجازه دهيد خودش بسياري از تصميم هايش را بگيرد. همه كودكان _ به ويژه كودكان نگران- بايد مطمئن شوند كه ما علاقه منديم بدانيم آنها مسائل را چگونه مي بينند و از شنيدن تفكرات و تصورات آنها لذت مي بريم. 
۳) از آنجايي كه تنبيه و تهديد يا بي حوصلگي و عصبانيت، نگراني كودكان را افزايش مي دهد بايد از آن اجتناب شود. وقتي كودك حس مي كند كه از او نااميد شده ايم از ترس يخ مي زند و گاهي اوقات شرمنده مي شود. بايد براي كودك محيطي فراهم آوريم كه هم احساس امنيت كند و هم بتواند طعم تلاش و شكست را با هم بچشد. 
احساس ديگري كه باعث به وجود آمدن طرز فكري منفي در كودك و عزت نفس اندك مي شود عصبانيت است. يعني كودكي كه عزت نفس اندك دارد بسيار گوشه گير، منفي باف، عبوس و نق نقو است و در اكثر كارها اشتياقي از خود نشان نمي دهد. كودكي كه عصباني است توجهي به راضي و خشنود نگهداشتن ما ندارد. حتي ممكن است طوري رفتار كند كه نشان دهد نسبت به انجام دادن تكاليف مدرسه يا برآوردن توقعات ما دل نگراني ندارد و حتي سعي مي كند خود را با اعتماد به نفس نشان دهد و بگويد نيازي به كمك، تأييد يا حمايت ديگران ندارد. اما كودك عصباني نياز مبرمي به كمك دارد. 
● خشم كودكان 
موارد زير موجب خشم كودكان مي شود: 
۱) وقتي چيزي جلوي موفقيت و پيشرفت او را مي گيرد. 
۲) وقتي به آنها برچسب هايي مانند بد، بي عرضه، لوس يا بي معرفت زده مي شود. 
۳) وقتي كه احساس ضعف يا عدم كنترل مي كنند. 
عصبانيت اغلب دفاعي در برابر عزت نفس اندك است. كودك به جاي اين كه در برابر نااميدي بايستد يا عدم قدرت خود را بپذيرد احساس خشم مي كند و چنين خشمي به روش هاي متعددي بروز مي كند: 
۱) سعي مي كند ديگران نسبت به او احساس بدي داشته باشند تا متوجه عزت نفس اندك او نشوند. بنابراين نسبت به بچه هاي كوچك و ضعيف تر قلدري مي كند و با هم سن و سال هاي خود رفتار پرخاشگرانه اي دارد. 
۲) بسياري از كودكان عصباني احساس ضعف مي كنند و مثلاً به اين دليل كه جلوي موضوعي بسيار اضطراب آور كه در محيط زندگي شان در حال وقوع است (مثل طلاق و يا مشكلات مالي خانوادگي) را نمي توانند بگيرند سعي دارند دست به خشونت زده و بدين ترتيب احساسات ناخوشايند خود را سركوب كنند. 
۳) وقتي كودكي احساس مي كند كساني را كه دوست دارد نسبت به او بد فكر مي كنند، ممكن است درد و رنج ناشي از اين موضوع را با خشم پنهان سازد. چنين كودكاني هنگام دفاع در برابر نارضايتي والدين احتمال دارد با خود فكر كنند كه: 
«اهميتي نمي دهم آنها چه فكر مي كنند.» يا «اهميتي نمي دهم كه بد، لوس، احمق، بي فكر يا تنبل هستم.» 
۴) طبق قاعده اكثر مواقع كودكان بايد به بزرگترها احترام بگذارند يا فقط چيزي بگويند كه خوشايند باشد. مثلاً «اگر حرف خوبي براي گفتن نداري حرف نزن!» را غالباً بزرگترها به كوچكترها مي گويند. بدين ترتيب به كودك اجازه داده نمي شود تا تفكرات و احساسات خود را بيان كند و سكوت كردن او را عصباني مي كند. 
۵) عصبانيت كودك را به سوي تمرد و رفتاري شكننده سوق مي دهد و بدين ترتيب ممكن است كه تنبيه هم بشود، بنابراين (به سبب عدم تأييد ديگران) عصبانيتش افزايش مي يابد. 
● روش مقابله با خشم كودكان 
با كودك عصباني بايد اساسي برخورد كنيم تا بتوانيم روش هاي جديد ارتباط با او را بيابيم: 
۱) اولين كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه عصبانيت او را بپذيريم و تشخيص دهيم كه چه چيزي او را عصباني كرده است. 
۲) بايد به كودكان اطمينان دهيم كه مي خواهيم او را درك كنيم. اگر كودكان از صميم قلب تشويق شوند كه درباره احساسات شان صحبت كنند سرانجام مي توان مشكلاتي كه شكل عصبانيت به خود گرفته اند را تشخيص دهيم و بدين ترتيب در رفع آنها كمك كنيم. 
۳) بايد سعي كنيم مشكلاتي را كه در قالب عصبانيت بروز مي كنند مورد خطاب قرار دهيم. وقتي كودك را متوجه كنيم كه مي دانيم رفتار او ناشي از چه مشكلي است او مطمئن مي شود كه به اساس نيكي وجودش ايمان داريم و همه چيز رفع خواهد شد. 
۴) كودك را بايد مطمئن سازيم كه عصبانيت وي يا هر چيزي كه پشت اين خشم پنهان است، هيچ گونه آسيبي به روابط وي با ما نخواهد زد. بسياري از كودكان مايل نيستند تفكرات و احساساتشان را براي ما بگويند، چون معتقدند كه اگر صادق و رو راست باشند ما از سخنانشان تعجب مي كنيم و عصباني مي شويم. 
۵) بايد به عصبانيت كودك حتي اگر مستقيماً متوجه ما باشد اهميت بدهيم. بعضي مواقع كودك از دست پدر يا مادرش كه به او توجه كافي ندارند عصباني مي شود. به هر حال اگر كودك بپرسد كه چه چيزي موجب عصبانيتش شده است، مؤثرتر خواهد بود. كودك در سن ۵ سالگي توانايي زيادي دارد تا فكر و احساسش را بيان كند به شرط اين كه در محيطي امن و مطمئن قرار داشته باشد، يعني مطمئن باشد اگر بگويد چه احساسي دارد شما عصباني نمي شويد يا به او گوشه و كنايه نمي زنيد و او را به لوس يا خودخواه بودن متهم نمي كنيد. 
افسردگي مورد ديگري است كه باعث كاهش عزت نفس مي شود. افسردگي در كودك موجب اختلال در يادگيري، بازي و توسعه روابطش با ديگران مي شود و بعضي مواقع نيز حتي مانع ارتباط او با والدين مي شود و اغلب بي سروصدا به وجود مي آيد. 
● علائم افسردگي 
كودك افسرده علائم زير را از خود بروز مي دهد: 
۱) تابع اميال آني خود است. او باور ندارد كه مي تواند مشكلاتش را حل كند. بنابراين براي به دست آوردن اعتماد به نفس تلاش كمي مي كند و كاري را پيگير انجام نمي دهد. 
۲) او خود را از آن نوع افرادي مي داند كه در هر مرحله از زندگي دست به هر كاري بزند، شكست مي خورد. 
۳) داوطلب نمي شود چرا كه معتقد است شركت او در كاري ارزشمند نيست. 
۴) معلومات شخصي كمي دارد و احساس مي كند كه شايسته آگاهي نيست و چون مي ترسد ديگران او را تأييد نكنند محتاطانه سخن مي گويد. 
۵) او معتقد است هميشه مردم را از خود نااميد مي كند بنابراين مدام از ديگران كناره گيري مي كند. 
۶) مدت زمان قدرت تمركز او كوتاه است. 
۷) برخي از كودكان افسرده دچار عذاب شديد روحي اند، به طوري كه براي خود انواع متفاوتي بيماري مي تراشند و يا براي اين كه ديگران از آنها توقع انجام دادن كاري را نداشته باشند تمارض مي كنند و احتمالاً معتقدند كه ديگران فقط زماني آنها را دوست خواهند داشت كه حس ترحم شان را برانگيزانند. 
۸) او دوست دارد شخص ديگري باشد. علامت ديگر افسردگي دروغگويي يا حسادت است. كودك وقتي اعتماد به نفس ندارد نسبت به هم سن و سال هاي خود حسادت مي ورزد. 
● چگونه مي توان كودكي را از افسردگي رها ساخت؟ 
۱) بايد به او ياد بدهيم هدفي واقعي كه مناسب توانايي هايش باشد در نظر بگيرد. اهداف فوق العاده بزرگ كه امكان دسترسي به آنها نيست ممكن است بهانه اي براي طفره رفتن از تلاش كردن باشد و اهدافي هم كه دستيابي به آنها خيلي ساده و آسان است احتمالاً به او يادآوري مي كند كه از مبارزه مي ترسد. به جاي اين كه او را تشويق كنيم تا مثل نقاشي بزرگ، رئيس جمهور يا ستاره اي ورزشي شود به او ياد دهيم دريابد كه امروز يا اين هفته چه مي خواهد به دست آورد؟ 
۲) به او كمك كنيم تا براي رسيدن به هدفش تلاش كند. كودكان افسرده در عين حال كه شروع به آموختن مهارت هايي براي كسب عزت نفس مي كنند به حمايت عاطفي ويژه اي هم نياز دارند. 
۳) اجازه دهيم كه كودك گاهي طعم شكست را بچشد تا بفهمد كه كجاي كارش اشتباه بوده است. 
۴) سعي كنيم به او تفهيم كنيم كه مي تواند موفقيت هاي كودكان ديگر را بدون اين كه احساس حسادت كرده و يا در مقابل نسبت به خود احساس بدي پيدا كند، تحسين نمايد. كودكي كه عزت نفس بالايي دارد نسبت به مهارت، استعداد و ويژگي هاي كودكان ديگر احساس خوشحالي مي كند ،ولي كودكي كه عزت نفس اندكي دارد در برابر توانايي هاي ديگران احساس شكست مي كند. 
۵) به او كمك كنيم تا تصميم بگيرد و روي تصميم خود ثابت قدم بماند و عواقب احتمالي آن را نيز بپذيرد. برخي از پيامدها خوب و برخي بد هستند، مهم اين است كه كودك بياموزد با تغييرات سازگاري يابد. 
۶) به حرف هاي او گوش كنيم و تأييدش نماييم. بسياري از كودكان افسرده تصور مي كنند افكار و احساساتشان زير عدم پذيرش ديگران مدفون مي شوند. ممكن است چنين كودكاني از گفتن تصوراتشان هراس داشته باشند و يا نتوانند اشاره اي به آنها كنند و كمتر بفهمند كه چه مي خواهند يا چه احساسي دارند. آنها ممكن است زودرنج باشند و نسبت به هر چيزي احساس گناه كنند. 
كودك افسرده نمي تواند احساس شادماني كند. او را بايد درك و راهنمايي كنيم. وقتي به او كمك مي كنيم تا هدفي براي خود در نظر بگيرد و در مورد آن تصميم بگيرد و اگر شكست خورد آن را پذيرفته اما به راهش ادامه دهد در واقع او را به سوي نگرشي مثبت هدايت كرده ايم. آنگاه او متوجه مي شود كه توانايي هايش مؤثرند و اعتماد به نفسش افزايش مي يابد.نويسنده: تري اپتر سازمان آموزش و پرورش استان خراسان 
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]
اهميت ارزش گذاريمادر به عنوان كسي كه مسئوليت هاي زيادي به لحاظ عاطفي و زندگي بر دوش دارد، چنان به فكر ديگران است كه از خود غافل مي شود. 
اما روان شناسان و كارشناسان امور اجتماعي بر اين عقيده اند كه براي ايفاي نقش بهتر مادري، زنان بايد احساس شادابي كنند.
براي اين كه شاداب باشيد به علايق خود توجه بيشتري داشته باشيد، از ياد نبريد كه شما بايد قبل از اين كه قادر به پاسخگويي به نيازهاي ديگران باشيد، بايد به نيازهاي خود پاسخ دهيد. بنابراين در طول هفته زماني را براي شركت در كلاس هايي كه علاقه مند هستيد، اختصاص دهيد، بد نيست حتي گاهي از طرف خودتان، به خودتان هديه اي بدهيد. حتي چيدن يك شاخه گل و تقديم كردن آن به خودتان، به شما آرامش خواهد داد.

[نوشين مقدم]روزنامه ايران 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]
افزايش اعتماد به نفس در دو مرحلهاعتماد به نفس و اطمينان به‌اينكه «من آدم توانمندي هستم»، كليد بسياري از موفقيت‌ها در برخورد‌هاي اجتماعي هر كسي است. اعتماد به نفس به خودي خود در كسي به وجود نمي‌آيد بلكه مستلزم كسب مهارت‌هايي است كه هم آن را به وجود بياورد و هم اينكه آن را تقويت كند. شما مي‌توانيد از اين دستورالعمل دو مرحله‌اي براي كسب اعتماد و برطرف كردن ترس خود استفاده كنيد.
۱) ترس خود را مهار كنيد
براي انجام اين كار به‌طور دقيق مشخص كنيد كه از چه چيز هراس داريد. سپس دست به عمل بزنيد. براي هر نوع ترس، راه حلي وجود دارد. به ياد داشته بايد كه دست روي دست گذاشتن فقط ترس را بزرگ‌تر و هراس انگيزتر مي‌كند. سريع اقدام كنيد. مصمم باشيد. 
در بيشتر موارد نداشتن اعتماد به نفس به استفاده‌هاي غلط از حافظه ارتباط دارد. براي اداره حافظه بايد ياد بگيريم فقط افكار مثبت را به بانك ذهني خود بسپاريم. به عبارت ديگر، اندوخته ذهني ما بايد از افكار مثبت تشكيل شده باشد. اين كار اعتماد به نفس را روزافزون مي‌كند، به حفظ تندرستي شما كمك مي‌كند و در شما اين احساس مطبوع را برمي‌انگيزد كه «من خيلي سر حال هستم.»
همچنين بايد تمرين كنيم تا فقط افكار مثبت را ازبانك ذهن خود برداشت كنيم و براي خود هيولاهاي ذهني نسازيم. افكار ناخوشايند را از بانك حافظه خود بيرون آوريم. هنگامي‌كه تجربياتي از هر نوع را به ياد مي‌آوريم، روي قسمت‌هاي خوب آن تأكيد كنيم. خاطرات بد را فراموش كنيم و اگر متوجه شديم كه جنبه‌هاي منفي را مرور مي‌كنيم، ذهن خود را به سوي ديگري منحرف كنيم.
بايد ديد چرا آدم‌ها از يكديگر وحشت دارند؟ چرا بسياري از افراد نسبت به ديگران حساسيت دارند؟ علت آن چيست؟ براي رفع كم‌رويي چه مي‌توان كرد؟ 
ترس از ديگران ترس بزرگي است ولي راهي براي غلبه كردن بر آن وجود دارد. اگر ياد بگيريد كه درك درستي از مردم داشته باشيد، مي‌توانيد بر ترس خود از آنها غلبه كنيد. 
براي يافتن درك صحيح از مردم: الف: نظر متعادلي نسبت به مردم پيدا كنيد. اين دو نكته را ضمن تماس با مردم در نظر داشته باشيد: اول اينكه ديگري آدم مهمي‌است. و بي‌شك آدم مهمي‌است، چرا كه هر انساني مهم است. ولي به ياد داشته باشيد كه شما هم مهم هستيد. پس هنگامي‌كه شخص ديگري را ملاقات مي‌كنيد، اين فكر را مد نظر داشته باشيد: هر دوي ما مهم هستيم كه نشسته‌ايم و راجع به منافع مشترك خود گفتگو مي‌كنيم.»
۲) نگرش عاقلانه‌اي اتخاذ كنيد
روراست عمل كردن، وجدان‌تان را آسوده نگاه مي‌دارد و در شما اعتماد به نفس ايجاد مي‌كند. وقتي كاري را كه به بدي شهرت يافته است انجام مي‌دهيم، دو اتفاق منفي رخ مي‌دهد: اول اينكه احساس گناه مي‌كنيم و در نتيجه اعتماد به نفس‌مان را از بين مي‌بريم و ديگر آنكه مردم دير يا زود متوجه خطاي ما مي‌شوند و از ما سلب اعتماد مي‌كنند.
درستكار باشيد و اعتماد به نفس خود را حفظ كنيد. اين همان كمكي است كه از فكر خود براي موفق شدن مي‌گيريد. پس براي آنكه اعتماد به نفس را در خودتان تقويت كنيد، با شجاعت عمل كنيد. براي تقويت اعتماد به نفستان اين دستورات را با دقت بخوانيد. سپس سعي كنيد آن را تمرين كنيد و اعتماد به نفس خود را افزايش دهيد: هميشه در رديف‌هاي جلو بنشينيد. نگاه كردن به چشمان ديگران را تمرين كنيد. سرعت راه رفتن‌تان را بيست و پنج درصد تندتر كنيد. بلند و جدي حرف زدن را تمرين كنيد. خندان باشيد. نيروي خنده را به اختيار خود درآوريد.
اقدام، ترس را از بين مي‌برد. ترس خود را مهار كنيد و سپس - دست به اقدام مؤثر بزنيد. هر روز سعي كنيد كه فقط افكار مثبت را در بانك حافظه خود بگذاريد. مردم را درست بشناسيد. كارهايي را انجام دهيد كه وجدان‌تان مي‌گويد درست است.روزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۴ ] [ مشاوره مديريت ]
افزايش اعتماد به نفسبگذاريد توجه مان را بر موضوع خود تلقيني متمركز كنيم و بفهميم چيست و قادر به كسب چه چيزهايي است.
يك واقعيت معروف وجود دارد كه مي گويد، آدمي به هر چيزي كه براي خود تكرار مي كند چه درست باشد چه غلط بالاخره ايمان مي آورد. اگر انسان دروغي را بارها و بارها تكرار كند، بالاخره آن را به عنوان حقيقت مي پذيرد. هر انساني به دليل افكار مسلطي كه اجازه مي دهد ذهنش را اشغال كنند، چيزي هست كه خودش است.
حال سخني را مطرح مي كنم كه واقعا درست است:
افكار تحريك شده با هر يك از احساسات انسان، نيروي «مغناطيسي» مي يابند كه افكار مشابه ديگر را جذب خود مي كنند.
بنابراين فكري كه با احساس، مغناطيسه شده، چون دانه اي است كه در خاك حاصل خيز كاشته مي شود، جوانه مي زند، رشد مي كند و خود را بارها و بارها افزايش مي دهد تا همان يك دانه ساده به ميليون ها دانه غيرقابل شمارش يك جنس تبديل شود!
ذهن انسان دائما در حال جذب ارتعاشاتي است كه با آنچه بر آن مسلط است هماهنگ است. هر فكر، انديشه، برنامه ريزي يا هر هدفي كه شخص در ذهن خود نگه مي دارد، گروهي از خويشاوندان خود را جذب مي كند، آن ها را به نيروي خود اضافه مي كند و آن قدر رشد مي دهد تا عاملي مسلط در ذهن او گردد. 
حال بگذاريد به نقطه شروع بحث بازگرديم و با نحوه كاشت دانه اصلي فكر، برنامه يا هدف در ذهن انسان بيشتر آشنا شويم. بسيار ساده است: هر انديشه، برنامه يا هدف با تكرار در ذهن جاي مي گيرد. به همين دليل است كه از شما خواستيم شرحي از هدف اصلي يا هدف مشخص خود بنويسيد، آن را به حافظه بسپاريد و هر روز با صداي بلند تكرار كنيد، چرا كه با اين روش ارتعاشات صدا به ضمير ناخودآگاه مي رسند.
تصميم بگيريد همه تاثيرات يأس آور محيط را از ذهن خود دور بريزيد و زندگي خود را بر مبناي خواسته خودتان بسازيد. با در دست گرفتن موجودي سرمايه هاي ذهني و استعدادي خويش، خواهيد فهميد بزرگترين ضعف تان كمبود اعتماد به نفس است. اين نقص از طريق خود تلقيني برطرف مي شود و ترس به شجاعت مبدل مي گردد. اين اصل نيز با سازمان بخشيدن به افكار مثبت و سازنده بيان شده در نوشته، حفظ كردن آن و تكرارش تا تبديل به جزيي از تجهيزات كارآمد ضمير ناخودآگاه ذهن، به دست مي آيد.
● فرمول افزايش اعتماد به نفس
▪ گام اول: من مي دانم توانايي رسيدن به هدف مشخص زندگي خود را دارم، بنابراين از خودم طلب پايداري و فعاليت مداوم مي كنم. من هم اكنون در اينجا قول اجراي چنين كاري را مي دهم.
▪ گام دوم: مي دانم كه افكار مسلط ذهن من سرانجام به صورت فيزيكي و خارجي متولد و به تدريج به واقعيت فيزيكي تبديل مي شوند؛ بنابراين هر روز به مدت سي دقيقه ذهن خود را روي تفكر درباره كسي كه مي خواهم به آن مبدل شوم متمركز مي كنم و در نتيجه در ذهنم تصوير ذهني روشني از آينده خلق مي نمايم.
▪ گام سوم: براساس اصل خود تلقيني مي دانم هر خواسته اي كه با پايداري در ذهنم نگه مي دارم بالاخره به دنبال ظاهر كردن خود با وسايل عملي مي گردد؛ بنابراين در روز ده دقيقه از وقتم را به بالا بردن اعتماد به نفس در خود اختصاص مي دهم.
▪ گام چهارم: شرح كامل هدف اصلي خود در زندگي را به روشني نوشته ام. تا رسيدن به اعتماد به نفس كافي براي به دست آوردن آن دست از تلاش برنخواهم داشت.
▪ گام پنجم: كاملا مي دانم كه هيچ ثروت يا منصبي به مدت طولاني دوام ندارد، مگر اين كه بر پايه حقيقت و درستي بنا شده باشد؛ بنابراين در هيچ معامله اي كه براي كساني كه تحت تاثير آن قرار مي گيرند سودآور نيست شركت نخواهم جست. من با جذب نيروهايي كه آرزوي استفاده از آنها را دارم در همكاري با افراد، موفق خواهم شد و به خاطر خواسته ام كه خدمتگزاري به مردم است، ديگران را وادار به خدمتگزاري به خويش خواهم كرد. من با ايجاد حس عشق نسبت به همه انسان ها، احساسات تنفر، حسادت، خودخواهي و بدگماني را از خود دور مي كنم. چون مي دانم رفتار غلط نسبت به ديگران هيچ گاه موجب موفقيت نمي شود. من ديگران را وادار مي سازم به من اعتماد كنند، چون خود به ديگران اعتماد دارم. نام خود را در پايان اين فرمول مي نويسم و امضا مي كنم و آن را به خاطر مي سپارم و روزي يك مرتبه با ايمان كامل بلند تكرار مي نمايم، تا اين كار به تدريج بر افكار و اعمالم تاثير بگذارد و به شخصي خودمتكي و موفق تبديل شوم.
در پس اين فرمول قانوني از طبيعت نهفته است كه تاكنون هيچ كس قادر به توضيح آن نبوده است. نام اين قانون اهميت ندارد. مهم اين است كه اين قانون براي شكوه و موفقيت بشر كارساز است، اگر به طور سازنده به كار رود.
از سوي ديگر، اگر از جهت مخرب مورد استفاده قرار گيرد به آساني نابود مي شود. در اين سخن مي توانيد واقعيتي مشخص دريافت كنيد. بدين نشان كه دليل اين كه بعضي در شكست غرق مي شوند و زندگي شان را در فقر و بدبختي و پريشاني به پايان مي برند، كاربرد نادرست اصل خود تلقيني است. به عبارت ديگر تمام انگيزه هاي فكر، اين استعداد را دارند كه جامه معادل فيزيكي شان را به تن كنند.
● مصيبت تفكر منفي
ضمير ناخودآگاه قدرت تمييز افكار سازنده و مخرب را ندارد و تنها با ماده اوليه اي كه با آن تغذيه مي شود، يعمي افكار، كار مي كند.
درست همانطور كه الكتريسيته اگر به طور سازنده به كار رود چرخ صنعت را مي گرداند و خدمات مفيد ارايه مي دهد و با كاربرد غلط به وسيله اي نابودگر مبدل مي شود، قانون خود تلقيني نيز مي تواند شما را به طرف صلح و كاميابي هدايت كند، يا اين كه در دره بدبختي، شكست و نهايتا مرگ غرق سازد. تمام اين ها به ميزان درك شما از آن و نحوه استفاده از آن بستگي دارد.
اگر ذهنتان را با ترس، ترديد و بي ايماني نسبت به توانايي هايتان پر كنيد، اصل خود تلقيني اين روحيه بي ايماني را مي گيرد و از آن به عنوان الگويي براي تبديل خود به معادل استفاده مي نمايد. مانند باد كه يك كشتي را به سمت شرق و ديگري را به سمت غرب هدايت مي كند، اين قانون نيز به نسبت تنظيم «افكار» مي تواند شما را بالا بكشاند يا به پايين بفرستد.
جايي در ساختمان روح شما، بذر دستاوردها خفته است، كه اگر بيدار شود و وارد عمل گردد شما را به ارتفاعاتي مي رساند كه تاكنون اميد رسيدن به آن مكان ها را هم نداشته ايم. درست مانند موسيقي دان ماهري كه با كشش هاي دقيق بر سيم هاي ويالون نغمه هاي زيبا مي آفريند، شما هم مي توانيد نبوغ خوابيده در مغزتان را بيدار كنيد و به هر هدفي كه آرزوي دستيابي به آن را داريد، برسيد.
احساس عشق به طور تنگاتنگ به ايمان وابسته است. به اين دليل كه عشق به تبديل افكار به معادل روحي و غيرمادي بسيار كمك مي كند. نويسنده در طول تحقيقات خود با بررسي نتيجه زندگي و دستاوردهاي صدها مرد كشف كرد كه در پس موفقيت همه آنان، تاثير عشق يك زن وجود داشته.
بگذاريد قدرت ايمان را در مردي كه براي همه شناخته شده است، بررسي كنيم: ماهاتما گاندي از هندوستان. اين مرد يكي از نمونه هاي شگفت انگيز اثبات وجود ايمان است.
گاندي در آن دوران بدون داشتن هيچ يك از اسباب قدرت مثل پول، كشتي جنگي، سرباز و تسليحات، بيشتر از قدرت پتانسيل خود استفاده نمود. او نه پول داشت، نه خانه و نه حتي يك دست لباس كامل، اما قدرت داشت. او چگونه به آن قدرت دست يافت؟
گاندي اين قدرت را با فهم و درك اصل ايمان و از طريق توانايي اش در كوچ دادن ايمان به ذهن دويست ميليون نفر ديگر به دست آورد. او با موفقيت توانست بر ذهن دويست ميليون نفر تاثير بگذارد و آن ها را مانند يك ذهن واحد با هم بياميزد. چه نيروي ديگري جز ايمان مي تواند چنين كاري انجام بدهد؟
روزنامه جوان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتمادبه‌نفس يا عزت نفساعتمادبه‌نفس به اين معني است كه فرد اطمينان دارد مي‌تواند كاري را به‌خوبي و شايستگي انجام دهد، ولي عزت‌نفس، اين مفهوم ار منتقل مي‌سازد كه فرد براي خودش ارزش و اعتبار لازم را قائل است. كساني‌كه فاقد عزت نفس هستند، به‌طور معمول اعتمادبه‌نفس خود را هم از دست مي‌دهند و احساس مي‌كنند كارهائي را كه پيش از اين به‌خوبي انجام مي‌دادند، ديگر نمي‌توانند به آن سهولت و خوبي انجام دهند و يا انگيزه و نيروي لازم براي انجام كارها را از دست داده‌اند.
افرادي كه عزت‌نفس بالائي دارند، خود را شايسته و باارزش مي‌دانند. عزت‌نفس، يك غريزه يا استعداد ارثي و ژنتيكي نيست، بلكه مجموعه‌اي از مهارت‌هائي است كه در طول زندگي در وجود افراد جامعه شكل مي‌گيرند و يا بر اثر حادثه‌ها و واقعيت‌هائي، دقتر پيدا مي‌كنند و يا ضعيف‌تر مي‌شوند. يكي از اصول يا پيش‌فرض‌هائي كه در ”NLP“ يا علم ”شادكامي و موفقيت“ وجود دارد، مي‌گويد: هر كاري كه ديگران انجام مي‌دهند، ما هم مي‌توانيم ياد بگيريم و انجام دهيم. بنابراين ما مي‌توانيم مجموعه‌اي از عامل‌ها و مهارت‌هائي را كه در ديگران منجر به ايجاد عزت‌نفس شده‌اند، بشناسيم و آنها را به تعدادي از عنوان‌هاي مشخص و معني‌دار تقسيم كرده و تمام آنها را به دست بياوريم يا بياموزيم. 
● علامت‌ها و نشانه‌هاي فقدان يا ضعف عز‌ت‌نفس 
برخي از مهمترين علامت‌‌ها و نشانه‌هاي فقدان يا ضعف در عزت‌نفس، عبارتند از: 
▪ ساكت و غيرفعال باقي ماندن در شرايطي كه كوشش و فعاليت، موجبات پيشرفت و ترقي فرد در جامعه را فراهم مي‌سازد. 
▪ خودداري از بيان مطالبي كه اگر آنها را در زمان مناسب بيان مي‌كرد، موجبات ترقي و تعالي او را فراهم مي‌ساخت. 
▪ باقي نماندن بر سر برنامه‌ها و تصميم‌هائي كه در گذشته گرفته شده است.
▪ حق را به ديگران دادن و آنها را به خود ارجح دانستن. 
▪ ناتواني فرد در دادن جواب منفي به ديگران. 
▪ ناتواني در تصميم‌گيري 
▪ انجام دادن كارها فقط به اين علت كه ديگران خواسته‌اند، نه اينكه آنها را دوست داشته باشد. 
▪ عصباني شدن و فرياد كشيدن در مواقعي كه چيزي را مي‌خواهد به‌دست آورد.
▪ قناعت كردن به كمترين حد در زمان انتخاب شغل يا همسر، با اين تصور كه ممكن است چيزي بهتر از اين انتخاب را به‌دست نياورد. 
● تنوع موضوع‌هاي مرتبط با عزت‌نفس در افراد جامعه 
براي افزايش و تقويت عزت‌ نفس، افراد بايستي به‌عنوان‌ها و موضوع‌هاي زير توجه كنند: 
▪ طوري رفتار كنند كه گوئي به هدف و آرزوي خود رسيده‌اند. با متانت و وقار حركت كرده و به‌صورت نافذي با ديگران تماس چشمي برقرار كنند. 
▪ در هر زمينه‌اي، هر فردي نياز به تعداد زيادي مهارت دارد چون به‌طور معمول تمام افراد در همهٔ زمينه‌ها در اوج نيستند. بنابراين بايستي بيشتر، كارهائي را انجام دهيد كه بهتر مي‌توانيد از عهدهٔ انجام آن.
▪ زماني كه به انجام كاري فكر مي‌كنيد، بيشتر بر روي زمينه‌هائي تأكيد كنيد كه مي‌توانيد آنها را بهتر انجام دهيد و يا در آن زمينه‌ها بهتر هستيد. 
▪ خودتان را همان‌طور كه هستيد، قبول كنيد تا مجبور نباشيد به داشتن چيزها يا وضعيت‌هاي ديگر تظاهر كنيد. 
▪ بين تضادهاي فكري خود، اتحاد و هماهنگي به‌وجود آوريد. در پشت هر قصدي، نيت و هدف خبري وجود دارد؛ بنابراين يك قسمت از فكرهاي خود را سركوب يا حذف نكنيد. 
● مكانيسم پيدايش يا تقويت احساس عزت‌نفس 
تجربه‌هاي فرد در گذشته و رفتار ديگران با او باعث مي‌شوند تا در سطح ناخودآگاه، شكلي ضعيف يا باارزش از عزت‌نفس در او پديد آيد و در ”آدم كوچولوئي“ كه در درون ما است، ارزش‌يابي و براورد خاصي دربارهٔ ارزش و اعتبار فرد شكل بگيرد. در شرايط و هوشياري عادي، با مطالعه، مذاكره و مشاوره، به‌ندرت تغييرهاي دلخواه و مناسب در كوتاه‌مدت در باورهاي اين ”آدم كوچولوي دروني“ پديد مي‌آيد. ولي از آنجائي كه در شرايط هيپنوتيزم درماني، مقاومت‌هpe="text" name="email" dir="ltr" id="inps" />
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان