مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
لینک دوستان
با در كنار قبر او قبرى هم نيست. «قفر» يعنى بى‏آب و علف. 
«حرب‏» نام شخصى است كه برايش «حرب بن اميه‏» مى گفتند. او را كسى كشت و سپس با بيت فوق برايش نوحه‏سرايى كرد. گفته‏اند: اين بيت فصيح نيست; زيرا واژه‏هايش در اثر قريب المخرج بودن حروف آنها در زبان به سختى و سنگينى جارى مى‏گردد، بطوريكه اگر يك نفر بخواهد، سه‏بار اين بيت را پشت‏سر هم بخواند، بدون اشتباه ممكن نخواهد شد (15) . 
ج. «تعقيد»: مراد از تعقيد اين است كه دلالت كلام بر معناى مراد به‏جهت پاره‏اى از خلل و اشكالات، روشن نباشد. چه اين خلل از ناحيه ناحيه نظم الفاظ باشد يا از ناحيه تركيب معانى. در صورت اول آن را تعقييد لفظى و در صورت دوم آن را تعقييد معنوى گويند.
تعقيد لفظى; مانند: 
و ما مثله فى الناس الا مملكا 
ابو امه حى ابوه يقاربه 
اين شعر از فرزدق شاعر معروف و فصيح عرب زبان است. در اين شعر دايى هشام‏بن‏عبدالملك يعنى ابراهيم بن‏هشام بن اسماعيل مخزومى را تعريف مى‏كند و مى‏خواهد بگويد كه هيچ كسى نظير او در فضائل و وارستگى نيست; مگر خواهرزاده‏اش «مملك‏» كه همان «هشام ‏بن عبدالملك‏» باشد; منتها در اين شعر نه صراحتا نامى از «هشام بن‏عبدالملك‏» برده و نه تصريح كرده‏است كه او خواهرزاده ابراهيم بوده‏است; بلكه با تعبير «مملك‏» با صيغه مفعول از او ياد كرده‏است; يعنى مردى كه از ملك و ثروت فراوان برخوردار است. او با اين تعبير روشن كرده كه منظورش هشام بن عبدالملك است و با تعبير «ابو امه ابوه‏» هم مشخص كرده كه هشام بن عبدالملك خواهرزاده اوست. ملاحظه مى‏شود كه شعر معقد و پيچيده‏است; در حالى كه اصل شعر چنين است: 
و ما مثله حى يقاربه فى الناس 
الا مملكا ابو امه ابوه 
در ميان مردم شخصى مانند ابراهيم جز هشام خواهرزاده‏اش پيدا نمى‏شود (16) . 
تعقيد معنوى; مانند اين شعر: 
ساطلب بعد الدار عنكم لتقربوا 
و تسكب عيناى الدموع لتجمدا 
اين بيت از شخصى به نام «عباس بن الاضف‏» است. هدف وى گويا اين است كه در روزگار هر چه را انسان آرزو مى‏كند، به ضدش مى‏رسد و چون قانون روزگار چنين است، من دورى و مفارقت‏شما را مى‏خواهم تا به ملاقاتتان نائل گردم و گريه و زارى مى‏كنم تا فرج و مسرت براى ما حاصل گردد. 
وى «سكب‏» را بر وزن «فلس‏» كه كنايه از غصه و حزن آورده، درست است; ولى «جمود العين‏» را كه كنايه از شادى و مسرت آورده، درست نيست; زيرا «جمودالعين‏» را در جايى مى‏آورند كه به انسان مصيبت رسيده، ولى هرچه مى‏خواهد گريه كند، از چشمهايش اشك جارى نمى‏شود و از كثرت و شدت غصه چشمايش خشكيده‏است; از اين رو انتقال از اين معنا به گريه نكردن به‏علت مسرت و شادى، به قرائن بسيار نيازمند است; لذا معنا معقد است و شعر از فصاحت افتاده است (17) . 
د. فصاحت كلمات: علاوه بر خلوص از ضعف تاليف و تنافر كلمات و تعقيد به هر دو قسم آن، مفردات كلام نيز بايد فصيح باشد كه شرح آن آمد. 
هرگاه همه اينها حاصل شد، كلام فصيح و گرنه غير فصيح خواهد بود و چون هيچ يك از اين عيوب در آيات قرآن كريم نيست، از فصاحتى كه در حد اعجاز و فوق طاقت‏بشرى است، برخوردار است. 
5. فصاحت متكلم 
فصاحت متكلم آن است كه متكلم مقاصد خود را با تعابير و واژه‏هاى فصيح بيان نمايد و اين خصوصيت در او به صورت ملكه در آمده‏باشد; لذا در تعريف آن چنين گفته‏اند: 
آن ملكه‏اى است كه به كمك آن مى‏توان مقصود را به لفظى فصيح باز گفت (18) . 
6. بلاغت در كلام 
در تعريف بلاغت در كلام چنين گفته‏اند: 
آن عبارت است از مطابقت كلام با مقتضاى حال همراه فصاحت آن. 
يعنى علاوه بر اينكه كلام بايد فصيح باشد، بايد با مقتضاى حال نيز تطابق داشته‏باشد. مثال كلام بليغ چنين است كه اگر مثلا كسى سخن ما را در زمينه حضور شخصى به نام زيد در خانه باور نداشته، به او ميگوييم: «ان زيدا فى الدار» يا «والله ان زيدا فى الدار»; ولى اگر همچو كلامى را با اين همه تاكيدات به كسى بگوييم كه در قبال سخن ما شك و ترديدى ندارد و اگر برايش بدون تاكيد هم بگوييم، خواهد پذيرفت و مع‏ذلك از آن تاكيدات در جمله استفاده كنيم، در اين صورت كلام بليغ نخواهد بود. 
7. بلاغت در متكلم 
شخصى كه داراى قدرت و ملكه‏اى باشد كه در اثر آن بتواند كلام بليغ بسازد، متكلم بليغ خوانده مى‏شود; به همين جهت در تعريف آن گفته‏اند: 
آن ملكه‏اى است كه به سبب آن بتوان كلامى بليغ فراهم آورد (19) . 
نتيجه اينكه بعد از حصول معرفت كامل به هريك از تعاريف پنجگانه ادعا و عقيده ما اين است كه قرآن و وحى حتى يك مورد هم از اين گونه ضعفها نداشته، هم فصيح است و هم بليغ; آن هم به زبان كسى كه نه خطى نوشته و نه سطرى خوانده‏است: 
و ماكنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون (20) 
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مساله‏آموز صد مدرس شد (21) 
8. جلوه‏هاى اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن 
برخى از جلوه‏هاى برترى فصاحت و بلاغت قرآن كريم بر ساير كلامها به قرارى است كه در پى مى‏آيد: 
الف. قرآن كريم در بيان مسائل گوناگون خود اسلوب و روشى ويژه دارد; غير از اسلوبهايى كه بشر و فصحا و بلغاى عرب دارند. حتى با اينكه شخص رسول ‏خدا و حضرت اميرعليه السلام و ديگر ائمه از فصحا و بلغا عرب بودند و سخنان‏شان در اوج فصاحت و بلاغت ‏بود، مع‏الوصف وقتى برخى از آيات درخلال سخنان آن بزرگواران قرار مى‏گيرد، كاملا از سخنان آنها ممتاز و مشخص است. اين روشن مى‏كند كه قرآن سخنى غير از سنخ سخنان بشر است. 
ب. براى فصاحت و بلاغت افراد بشر معمولا حد و حدودى است كه هرگز از آن حد تجاوز نمى‏كند; مثلا كسى سخن حماسى را نيك ادا مى‏كند; ولى در مدح ضعيف است‏يا مداح فصيح و بليغى است; ولى در هجو ضعيف است‏يا در هجو تواناست; ولى قدرت رثاگرى ندارد يا رثاگر خوب و فصيحى است; ولى در عرفان ضعيف است. خلاصه هيچ كسى كه در همه اين ابعاد تسلط داشته‏باشد، يافت نمى‏شود; ولى قرآن كريم اين‏چنين است و از جامعيت فصاحت و بلاغت در تمام جهات برخوردار است. 
ج. اين كتاب الهى بعضى بحثها را تكرار كرده است و درباره موضوعاتى چون زجر، ترغيب، وعده، وعيد، موعظه، تاريخ، يادآورى نعمتهاى منعم، دنيا، آخرت، بهشت، جهنم، مرگ، حيات، مبدا، معاد، اعتقادات، اخلاقيات، سياست و غير اينها چندبار بحث كرده; ولى عليرغم تغيير در الفاظ و عبارات كوچكترين تغييرى در اصل معنا رخ نداده است‏يا فصاحت و بلاغت عبارت دوم از عبارت اول نكاسته‏است; در حالى كه خاصيت تكرار در كلام بشر اين است كه دومى از نظر جودت و فصاحت و سلاست‏بيان به پايه اولى نمى‏رسد; لذا دكتر طه حسين وقتى اين كتاب را تعريف و تمجيد مى‏كند، مى‏گويد: 
نثر نيست; كما اينكه نظم هم نيست; بلكه قرآن است و امكان ندارد غير از آن، نام ديگرى داشته باشد (22) . 
9. دو گواه عينى بر اعجاز فصاحت و بلاغت اين بزرگ كتاب الهى 
در زمينه برترى فصاحت و بلاغت قرآن كريم دو داستان به شرح ذيل از امرءالقيس آورده‏اند: 
گواه اول : امرء القيس از مشاهير فصحاى عرب بود; بطوريكه حتى در محاورات عادى هم واژه غير فصيح به زبان نمى‏آورد. هر واژه‏اى را بر زبان مى‏آورد، دليل مى‏شد به اين كه آن واژه فصيح است. 
مى‏گويند: وى به سه واژه از قرآن خرده گرفته، گفت كه اين سه كلمه فصيح نيست و آنها عبارتند از: «يستهزءون، كبار، عجاب‏» (23) . داستان را به عرض رسول خدا صلى الله عليه وآله رساندند. حضرت از امرءالقيس دعوت كرد كه در روز معينى بيايد و گفته خود را اثبات كند. وى در روز موعود آمد و خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله رسيد. حضرت در اولين برخورد با او طورى رفتار كرد كه رسم رفتار اعراب آن دوران نبود; لذا ناراحت ‏شد و بى‏اختيار به حضرت گفت: 
اتستهزؤون و انا من كبار العرب ان هذا منك لعجاب; آيا مرا مسخره مى‏كنى; در حالى كه من از بزرگان عرب هستم. اين از شما خيلى تعجب است. 
او با اينكه آن سه كلمه را غير فصيح مى‏شمرد، بر زبان جارى كرد و بدين ‏وسيله بى‏اختيار و ناخودآگاه فصاحت آنها را پذيرفت (24) .
گواه دوم : قرآن كريم در ضمن آيات چندى تحدى كرده و از كسانى كه درباره آن اظهار ترديد مى‏كنند مى‏خواهد كه اگر صدور آن را از سوى خدا قبول نداريد، شما هم مانند آن يا ده ‏سوره و يا لااقل يك ‏سوره نظير يكى از سوره‏هاى قرآن را بياوريد (25) . امرءالقيس گفت: اشكال ندارد. من نظير آيه «و لكم فى القصاص حياة‏» (26) را به الفاظى ديگر مى‏آورم. گفتند: بياور! گفت: «القتل انفى للقتل‏»; يعنى كشتن براى جلوگيرى از كشتن بهتر است. 
اهل فن و متخصصين سخن وى را با آيه كريمه سنجيدند، دريافتند كه آيه شريفه از هشت جهت نسبت ‏به كلام امرءالقيس مزيت دارد كه از اين قرارند: 
1. حروف سخن امرءالقيس بيش از حروف آيه شريفه است و سخن هراندازه كوتاهتر باشد، از نظر ايجاز كه يكى از وجوه فصاحت و بلاغت است، پسنديده‏تر است. آيه شريفه دوازده حرف ، ولى كلام امرءالقيس چهارده حرف است. 
2. در گفتار امرءالقيس دوبار واژه «قتل‏» آمده است و اين كلمه از كلمات غيرمطبوع و تنفرآور است; به‏خلاف كلمه «حياة‏» كه در آيه آمده و از هستى و زندگى خبر مى‏دهد; نه از مرگ و نيستى. 
3. باز كلمه «انفى‏» در كلام امرءالقيس از سلب و نيستى حكايت مى‏كند; ولى لحن قرآن اثباتى است و شكى نيست كه مثبت نسبت ‏به منفى امتياز دارد. 
4. در كلام امرءالقيس ميان دو قتل فرقى گذاشته نشده و هر دو را با يك تعبير بيان كرده‏است; در حالى كه اولى قتل قصاص و دومى قتل جنايى است; به‏خلاف تعبير آيه شريفه كه هرگز به قتل ابتدائى از جهت قبحى كه دارد، تفوه نكرده و قتل عوضى و جزائى را نيز با تعبير «قصاص‏» آورده‏است. 
5. در كلام امرءالقيس وجود قتل علت عدم قتل معرفى شده است و اين جور برهان در نفوس چندان اثر ندارد; ولى آيه، قصاص را علت‏حيات اجتماعى معرفى كرده كه نسبت‏به تعبير امرءالقيس به مراتب قابل قبول‏تر است. 
6. در كلام امرءالقيس لفظ قتل تكرار شده و تكرار در عبارت مخل فصاحت است; به خلاف آيه كريمه كه تكرار ندارد. 
7. در آيه كريمه لفظ «فى‏» آمده است و آن بر نگهدارى و حفاظت دلالت مى‏كند و مى‏رساند كه قصاص مثل ظرفى كه مظروف خود را حفظ كند، حيات و نظام عائله بشرى را حفظ مى‏كند; در حالى كه در كلام امرءالقيس از كلمه «فى‏» خبرى نيست. 
8. در آيه كريمه لفظ «حياة‏» نكره آمده تا دلالت‏ بر فخامت و عظمت آن كند; يعنى مى‏فرمايد: در قصاص كردن براى شما يك نوع زندگى است كه آن زندگى ويژه و عاليترين گونه حيات است; در حالى كه كلام امرءالقيس هرگز معلوم نكرده است كه چه منزلت و مرتبه‏اى براى قصاص وجود دارد و اين را هم نرسانده‏است كه آيا قتل قصاص از قتل جنائى بهتر است ‏يا نه؟ (27)

پى‏نوشتها

1. مراجعه گردد به: مناهل العرفان، تاليف محمدعبدالعظيم زرقانى، ج‏2. 
2. بقره، آيه‏179. 
3. انبياء، آيه 22. 
4. سوره كوثر. 
5. قصص، آيه 34. 
6. سيد احمد هاشمى، جواهر البلاغه، ص‏6 وص‏32; تفتازانى، مختصر المعانى، ص‏6-7 و مطول، ص 15 و ص‏25. 
7. مستشرزات الى العلى; يعنى مرتفع شده به طرف بالا 
غدائر مفردش غديره است; يعنى دسته‏مو 
تضل; يعنى پنهان مى‏كند 
عقاص بر وزن «كتاب‏»; يعنى مجموعه‏اى از مو 
«مثنى‏» بر وزن «مجزا»; يعنى موى بافته شده 
مرسل; يعنى موى بافته نشده و باز. 
8. محمدباقر شريف; جامع الشواهد، ج‏2، ص‏111، «باب الغين بعده الدال‏». 
9. مقلة‏»; يعنى چشم 
«مرحج‏»; يعنى ظريف و كشيده 
«فاحما»; يعنى موى سياه مثل ذغال 
«مسرج‏»; يعنى مانند شمشير سريجى كه در نهايت دقت و استوار باشد يا مانند چراغ از جهت نورافشانى و لمعان 
10. مطول، ص‏18; مختصر المعانى، ص‏8; جواهرالبلاغة، ص‏9. 
11. مطول، ص‏19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص‏11-22. 
12. مطول، ص‏19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
13. مطول ص 19 و 20، مختصرالمعانى ص‏8-9، جواهر البلاغه ص 11-22. 
14. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
15. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
16. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
17. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
18. مطول ص 19 و 20، مختصرالمعانى ص‏8-9، جواهر البلاغه ص 11-22. 
19. مطول، ص 19 و 20; مختصرالمعانى، ص‏8-9; جواهر البلاغه، ص 11-22. 
20. عنكبوت، آيه‏48. 
21. ديوان حافظ، نسخه فردين و دكتر قاسم غنى حرف دال، ص‏104. 
22. راجع به وجوه اعجاز قرآن مراجعه گردد به; روح الدين الاسلامى، تاليف عفيف عبدالفتاح طباره، ص‏22 به بعد و البيان خوئى، ص‏51. 
23. انعام آيه 5، نوح آيه ×22 «كبار» با تشديد و تخفيف خوانده شده است قاموس قرآن سيد على اكبر قرشى ج‏6 ص‏74. 
24. سيدابوالفضل نبوى قمى تفسير لئالى منثور ص‏237. 
25. اسراء 88- هود 13- بقره 23. 
26. بقره 179. 
27. سيدابوالفضل نبوى قمى، لئالى منثور تفسير سوره طور. 

نويسنده:حسين شريعتى فرد 

منبع:پايگاه فعاليتهاي قرآني دانشجويان
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
ترس يا اعتماد به نفس؟ترس مي‌تواند بزرگترين محرك ما باشد گرچه دليل اصلي اضطراب كه به تلاش و كوشش، رنج، تصادفات، درد و بيماري منجر مي‌شود، نيز هست. ترس چهره‌هاي گوناگوني دارد كه از آنها مي‌توان به چند مورد اشاره كرد: ترس از پذيرفته نشدن، ترس از شكست، ترس از دست دادن، ترس از موفقيت، ترس از به اندازه كافي لايق نبودن، ترس از آينده، ترس از كنترل خود را از دست دادن، ترس از كنترل شدن، ترس از اشتباه، ترس از تغيير، ترس از ايده‌هاي نو، ترس از محبوب نبودن.
اعتماد به‌نفس در جايي كه در آن ترس وجود نداشته باشد پرورش مي‌يابد و اگر از هر آنچه در زندگي ما اتفاق مي‌افتد، صرف نظر از مسايل ظاهري و سطحي، برداشت مثبت داشته باشيم مي‌توانيم آن را تقويت كنيم. شرايط و محيطي كه در آن زندگي مي‌كنيم هيچ ربطي به احساس ترس يا اعتماد به‌نفس ما ندارند. تنها برداشت ما از اين دو و درك ما از موقعيت است كه مي‌تواند هريك از اين دو حس را در ما برانگيزد. در هر موقعيتي كه با آن مواجه مي‌شويد، اين شما هستيد كه حق انتخاب داريد كه آن را از زاويه ترس ببينيد يا از زاويه اعتماد به‌نفس. براي مثال:
▪ مي‌توانيد تقصير را به گردن ديگران بيندازيد و يا اينكه مسووليت زندگي خود را به‌دست گيريد.
▪ مي‌توانيد به زمان گذشته بچسبيد يا اينكه هر لحظه را در زمان حال تجربه كنيد.
▪ مي‌توانيد از ديگران ايراد بگيريد يا اينكه ازوجود آنها لذت ببريد.
▪ مي‌توانيد به توانايي‌هاي خود شك كنيد يا اينكه به آنها افتخار كنيد.
▪ مي‌توانيد از شكست خوردن واهمه داشته باشيد يا اينكه موفقيت‌هاي خود را بشناسيد. 
▪ مي‌توانيد حالت دفاعي به‌خود‌تان بگيريد يا اينكه ذهن‌تان را آزاد كنيد.
▪ مي‌توانيد كينه به دل بگيريد يا اينكه ببخشيد.
▪ مي‌توانيد در مورد ديگران قضاوت كنيد يا اينكه سعي كنيد خود را در جاي آنها بگذاريد.
▪ مي‌توانيد به ديگران عذاب وجدان دهيد يا اينكه مسووليت تجربه‌هاي خود را به‌دست گيريد.
▪ مي‌توانيد طبق قوانيني كه ديگران طرح كرده‌اند زندگي كنيد يا اينكه خود آنها را طرح كنيد.
▪ مي‌توانيد با چيزهايي كه نمي‌خواهيد مقابله كنيد يا اينكه چيزهايي را كه مي‌خواهيد خود خلق كنيد.
▪ مي‌توانيد با تغييرات مبارزه كنيد يا اينكه بر موج تغييرات سوار شويد.
▪ مي‌توانيد نگران كارهايي باشيد كه ديگران انجام مي‌دهند يا اينكه هواس‌تان را جمع كارهاي خود كنيد.
▪ مي‌توانيد در مورد آينده نگران باشيد يا اينكه از زمان حال لذت ببريد.
▪ مي‌توانيد با مسايل ناخوشايند گذشته، خود را مضطرب كنيد يا اينكه با موفقيت‌هايي كه كسب كرده‌ايد آرامش خاطر يابيد.
▪ مي‌توانيد از برداشت احتمالي آدم‌ها نگران شويد يا اينكه به آنچه مي‌دانيد اعتماد كنيد..
شما از كدام زاويه به موقعيت زندگي خود نگاه مي‌كنيد، ترس يا اعتماد به‌نفس؟

آنوشا محمدپورروزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]
تاثير ديگران بر اعتماد به نفس شما... آري؟
يكي از عقايد متداول بين اكثر مردم اين است كه، اگر بقيه آدم ها تاييدتان نكنند، شما فردي بي ارزش هستيد. يكي از بزرگترين موانع براي افرادي كه مي خواهند اعتماد به نفسشان را بالا ببرند، نياز مبرم آنها به تاييد و تصديق ديگران است. آنها احساس مي كنند اگر كسي به آنها نگويد كه چه كار محشري انجام داده اند يا چقدر عالي بوده اند، حتماً به اندازه ي كافي خوب نبوده اند. آنها به خودشان ايمان ندارند و نياز دارند كه كسي را پيدا كنند كه آنها را باور داشته و تاييدشان كند. 
مشكل اينجاست كه وقتي به خودتان اعتماد داشته باشيد، ديگر مهم نخواهد بود كه بقيه در مورد شما چه نظري دارند و چه مي گويند، چون مهمترين فرد خودتان هستيد. 
شما دائماً دنبال افراد بيشتر و بيشتري هستيد كه بگويند با ارزشيد. اين جستجو آنقدر ادامه پيدا مي كند تا كسي را پيدا مي كنيد كه دقيقاً نظر خودتان را در مورد شما داشته باشد؛ يعني اعتقاد داشته باشد كه شما فردي كاملاً شكست خورده و ناتوان هستيد. بعد از اين حتي اگر يك ميليون انسان هم شما را تاييد كرده باشند، ديگر برايتان مهم نخواهد بود و فقط آن اظهار نظر منفي در ذهنتان خواهد ماند. 
● همه چيز در خودتان است 
تاييدي كه به آن نياز داريد بايد از جانب خودتان باشد و اين فقط زماني ميسر خواهد شد كه دست از جستجوي تاييد ديگران برداريد و براي خوب كردن خودتان زمان بگذاريد. 
گاهي فقط هوشياري از اعمال خودتان بهترين درمان براي شما خواهد بود. پس براي خودتان زمان گذاشته و و به بررسي احساساتتان بپردازيد و ببينيد كه چرا و از كجا آمده اند. وقتي اينكار را انجام داديد، ديگر براي آن احساس خاص، نيازي به تاييد ديگران نخواهيد داشت. 
● آزادي 
آن لحظه اي كه ناگهان متوجه مي شويد كه ديگر نيازي به تاييد ديگران نداريد برايتان غيرقابل باور خواهد بود. آرامشي غيرمنتظره در وجودتان ايجاد مي شود كه آن را سراسر لذت مي كند. مثل اين مي ماند كه ناگهان از يك كابوس بيدار شده ايد و الان آزاديد كه فقط خودتان باشيد. كل زندگيتان يكباره تغيير خواهد كرد. و مي بينيد كه براي اولين بار در زندگيتان حس "راضي" و "خوشحال" بودن را درك مي كنيد. 
اما چطور بايد به جايي برسيد كه ديگر نياز به تاييد يا خوشامد ديگران نداشته باشيد؟ شايد خودتان هم خبر نداشته باشيد كه كل زندگيتان تلاشتان بر اين بوده است. 
چطور تاييد ديگران را جلب مي كنيد؟ 
خوب، اول بايد بفهميد كه چطور تاييد ديگران را جلب مي كنيد. مثلاً: 
آيا تا وقتيكه نفهميده ايد احساس ديگران درمورد نظراتتان چيست، درمورد چيزي نظر نمي دهيد؟ 
آيا معمولاً بهانه هايتان براي بهتر نشان دادن خودتان است؟ 
آيا قبل از اينكه هر تصميمي بگيريد، نظر همه را مي پرسيد؟ 
آيا خيلي نگران وضعيت لباس پوشيدن خود هستيد؟ 
آيا فكر مي كنيد خيلي خجالتي هستيد و نمي دانيد كه در جمع چه بايد بگوييد؟ 
آيا به كسي جواب منفي نمي دهيد چون مي ترسيد كه درمورد شما چه فكري بكنند؟ 
آيا دائماً در حال خوشنود كردن و راضي نگهداشتن ديگرانيد؟ 
آيا خريد ميكنيد كه بقيه فكر خوبي درمورد شما داشته باشند؟ 
آيا همه ي كارهايتان را فقط براي تحت تاثير قرار دادن بقيه انجام مي دهيد؟ 
اينها چند راه متداولي است كه احتمالاً براي جلب تاييد ديگران از آن استفاده مي كنيد. 
▪ يك علامت مهم 
علامت مهمي كه نشان مي دهد شما در جلب تاييد ديگران هستيد اين است كه دفعه بعدي كه با كسي برخورد داريد ببينيد آيا احساس پريشاني و اضطراب به شما دست مي دهد و در عذابيد؟ از خودتان بپرسيد آيا اين احساس براي جلب تاييد و خوشامد ديگران است؟ لازم نيست اين آدم حتماً كسي باشد كه بشناسيد، مي تواند يك فرد كاملاً غريبه باشد. 
وقتي كاري انجام مي دهيد يا حرفي مي زنيد كه ديگران را خوشنود كنيد يا آنها را تحت تاثير قرار دهيد يا بخواهيد كنترشان كنيد، احساسي توام با ترس، و درد خواهيد داشت. پس اگر شما هم در برخورد با ديگران چنين احساسي را تجربه كرديد، ميتواند نشانه ي اين باشد كه خودتان را براي جلب آن تاييد و تصديقي كه در خودتان نميتوانيد پيدا كنيد، آزار مي دهيد. 
وقتي فهميديد كه براي تحت تاثير قرار دادن و راضي كردن ديگران چه مي كرده ايد، ميتوانيد بفهميد كه كدام جنبه از شما نياز به درمان و بهبودي دارد. 
حتي متوجه مي شويد كه چقدر از آدم هاي اطراف شما هم براي جلب رضايت و خوشنودي ديگران خودشان را در چنين مخمسه هايي مي اندازند. و شگفت زده خواهيد شد كه تنها نيستيد.
سايت تبيان زنجان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]
پيروزي بوسيله «عقده حقارت»!«عقده حقارت»، يكي از عقده هايي كه از جهت واكنش هاي رفتاري و علمي داراي دو گونه تاثير مثبت و منفي مي باشدو در اثر عوامل و انگيزه هاي گوناگون در روان انسان ها بوجود مي آيد. «پياژه» در اين باره مي گويد: «به نظر روانشناسان هيچ مرد يا زني نمي تواند بطور كامل از عدم تعادلي كه منجر به نشانه هاي رواني عقده حقارت مي شود، فرار كند.
ولي اين عدم تعادل گاه رسيدن به موفقيت هاي بزرگ را سبب مي شود.» در واقع بعضي پيروزي ها را ممكن است نتوان بدون محرك قوي «احساس حقارت» بدست آورد.
تفاوت بين شخصي كه از احساس طبيعي حقارت استفاده مثبت مي برد و از آن براي كسب موفقيت بيشتر بهره مي برد، با كسي كه تسليم آن مي شود، فراوان است. اما از نقطه نظر علمي هم آن پيروزي خارق العاده و هم آن شكست و حالت منفي هر دو، دو درجه مختلف از «عقده حقارت» است. هنگام مواجهه يا پيشامدهاي تازه، كوشش دارد با آنها برخورد نكند يا وضع دفاعي بخود بگيرد و يا به نحوي موقعيت خود را عوض كند. حتي ممكن است در اين راه مبالغه نموده و دفع تهاجمي به خود بگيرد و اين وضع تهاجمي گاه بصورت مبالغه آميز درآمده و به احساس برتري مبدل مي شود. تفاوت بين يك شخص معمولي و كسي كه مبتلا به عقده رواني حقارت يا برتري مي باشد، در كوشش براي كسب قدرت است. اولي براي انجام بهتر كار و وظيفه اش و دومي قدرت را براي نمايش دادن شخصيت خود به مردم. 
● «احساس حقارت» و فعاليت مضاعف
در احساس حقارت، شخص را مي توان به سهولت به طرف پيشرفت ها و پيروزي ها راهنمايي كرد. ولي وقتي «احساس حقارت» به «عقده حقارت» تبديل شد، امكان هدايت و بهره برداري از آن از بين مي رود. «آدلر» مي گويد: «احساس حقارت ممكن است هم اشخاص سالم و هم آنهايي كه دچار عقده حقارت هستند را وادار به فعاليت كند، براي اشخاص سالم رسيدن به هدف، احساس برتري بوجود مي آورد. ولي كسي كه دچار عقده حقارت است، هرگز موفق نمي گردد و حتي با رسيدن به هدف هايش نمي تواند بر احساس ناتواني و بي كفايتي خود مسلط شود.» 
● تبديل «احساس حقارت» به عقده 
وقتي «احساس حقارت» تبديل به عقده گرديد، علاوه بر اينكه امكان اصلاح و تبديل آن به يك قدرت سازنده مشكل خواهد بود. بلكه به قدرت مخربي تبديل خواهد شد كه احتمال دارد شخص را به طرف جنايت، خيانت و خودكشي نيز سوق دهد. «پياژه» معتقد است:«اشخاصي كه از عقده حقارت رنج مي برند، ممكن است كوشش كنند جنبه هايي را كه موجب ايجاد احساس حقارت در آنها مي شود، از ديگران پنهان دارند و اين احساس را از ذهن خود محو كنند و اصولا سعي داشته باشند وانمود كنند كه بالاتر از هر كس ديگر قرار دارند و بسيار متكي به خود و متعهد به نفس مي باشند. اما از آنجاكه واقعا و باطنا به خودشان اعتماد ندارند، در اين تظاهر مبالغه مي كنند و براي شخصي كه دچار عقده حقارت است، دنيا جاي ستيز و دشمني است.» حال اگر عقده حقارت باعث غرور يا وحشت، لاف زدن يا اتكاي شديد به ديگران گردد، اين فرد هرگز از روابط خود با ديگران راضي نخواهد بود و هر وقت كه مي خواهد به ديگران نزديك شود به اندازه كافي نسبت به وي همدردي و تفاهم نشان نمي دهند. 
● علل و انگيزه هاي «احساس حقارت» 
▪ پرخاش و سخت گيري والدين: از جمله عواملي كه گاه باعث «احساس حقارت» و يا به اصطلاح ديگر «خود كم بيني» مي شود، پرخاش و سخت گيري والدين مي باشد. وقتي كودك در مقابل ديگران، مخصوصا در مقابل همسالان و همبازي هاي خود مورد پرخاش و اهانت قرار مي گيرد و اين كار تا جايي پيش مي رود كه اطرافيان هم كم كم همين رفتار را با او در پيش مي گيرند، «احساس حقارت» در او شروع به جوانه زدن مي كند.
در واقع بسياري از زخم هاي رواني و نابساماني هاي روحي از دوران طفوليت در كودك ايجاد مي شود، بنابراين بايد مراقب كودك بود تا عوامل اين ناراحتي ها براي او فراهم نشود. از سوي ديگر كودك يا هر شخص ديگري كه به خود تكيه داشته باشد و اين اعتماد را در خود احساس نمايد كه در مقابل خوشي ها و ظواهر فريبنده زندگي فريب نخورده و در مقابل مشكلات نيز استوار و پابرجا باشد، هرگز احساس حقارت نمي كند. اما گاه والدين با رفتار نامناسب خود اين اعتمادبه نفس را از كودك خود مي گيرند. گاهي «احساس حقارت» با حسادت توام است، كه اين احساس حسادت جز خود آزاري و احساس حقارت نتيجه ديگري ندارد و كودك كم كم احساس حقارت و خودكم بيني مي نمايد. اما مي توان با رفتاري صحيح كودك را از اين احساس دور كرد. 
▪ نقص عضو يا محروم بودن از نعمت والدين: بعضي از كودكان داراي نقايص جسمي هستند و همين نقيصه سبب مي شود كه در مقابل ديگران احساس حقارت كنند و بعضي ديگر به دليل فقدان يكي از والدين يا هر دو احساس كمبود و حقارت مي كنند. و گاهي كودك با داشتن پدر و مادر اما نداشتن روابط صحيح عاطفي در خانواده احساس حقارت مي كند. اما به هر حال، هيچكس را از اين احساس راه گريزي نيست و تنها وقتي مي توان ريشه اش را از بيخ كند كه بتوان آن را بصورت محركي مثبت براي انجام كارهاي مفيد درآورد.
والدين بايد توجه داشته باشند كودكي كه با بروز اعمال و رفتارهاي گوناگون مي خواهد برتري هايي از خود نشان دهد، كودكي است كه احتمالا احساس حقارت دارد. لذا نبايد به ذوق چنين كودكاني زد، زيرا قبلا در خيلي موارد به ذوقشان زده شده كه به اينصورت درآمده اند. بايد بطور صحيح به آنها توجه كرد و به آنها فهماند كه واقعا آنها هم برتري هايي دارند و كارهايشان مورد توجه و علاقه والدين است تا در آنها اعتمادبه نفس بوجود آورند و ريشه احساس حقارتي را كه از اين راه نصيبشان شده، خشك بشود. هرگز نبايد برتري هاي كودكان ديگر را وسيله اي براي انگيزه دادن براي پيشرفت كودك قرار داد، زيرا كاملا برعكس تاثير مي گذارد. 
▪ مقايسه با ديگران: والدين نبايد به هر نحو كه شده از كودك بخواهند كه مانند فرد ديگري باشد، يا حتي مثل كسي كه خود آنها روزي دوست داشته اند آنگونه باشند، اما به آن نرسيده اند. چراكه اين ها كودك را از خود نااميد مي كند و كودك، خود را حقير و ناتوان از آنچه كه از او خواسته شده مي بيند و در نتيجه دچار خودكم بيني و عدم اعتمادبه نفس مي شود. 
● نتيجه: والدين بايد با رفتاري كاملا محترمانه به كودكان خود شخصيت بدهند تا كودكان احساس كنند كه به راستي داراي شخصيتي قابل قبول و مورد احترام هستند، آنگاه براي حفظ شخصيت مورد احترام خودشان هم كه شده سعي خواهند كرد همان چيزي باشند كه شما مي خواهيد.
چراكه پذيرش كودك از سوي خانواده، مخصوصا پدر و مادر بسيار حائز اهميت است و اين پذيرش از سوي پدر و مادر گامي بسيار بلند در جهت اعتمادبه نفس بخشيدن به كودك و دوري او از «احساس حقارت» و «خودكم بيني» مي باشد.
روزنامه ابتكار 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
به كودك اعتماد به نفس بدهيدبعضي از والدين فكر مي‌كنند، اگر بچه‌هاي آنها عالي و ايده‌آل نباشند، پس آنها والدين ضعيفي بوده‌اند و شايستگي خود را زير سوال مي‌برند. ولي بايد بدانيم هيچ بچه‌اي كامل نيست. همان‌طور كه هيچ والدي كامل نيست. اگر انتظار عالي بودن از فرزندمان يا خودمان داشته باشيم، نمي‌توانيم شكست را بپذيريم. 
وقتي كمال‌طلب باشيم، بچه‌ها فكر مي‌كنند كه هيچ‌وقت آن‌قدر خوب نيستند تا موجب خوشحالي و لذت ما شوند و اين موضوع باعث ضعف اعتماد به نفس آنها مي‌شود.
درخواست عالي و بدون عيب و نقص بودن را از كودكان نداشته باشيد ولي آنها را تشويق كنيد كه بيشترين سعي خود را بكنند.
▪ در توصيف كودك خود محتاط باشيد
از مطلق صحبت كردن بپرهيزيد، به‌خصوص وقتي درباره موضوع‌هاي منفي صحبت مي‌كنيد. جملات ياد شده بيشتر زماني گفته مي‌شود كه والدين از رفتار خاصي در كودك خود ناراحت هستند ولي وقتي جملات فوق را بيان مي‌كنند، كودك خودش را بد، مقصر، نااميد‌كننده و احمق مي‌داند و انگيزه را براي تغيير از دست مي‌دهد.
به جاي به‌ كار بردن واژه‌هاي كلي، روي رفتار خاص كودك در يك موقعيت تمركز كنيد. به جاي اينكه بگوييد: ، بگوييد: اين كلام كودك را به عنوان كثيف و شلخته معرفي نمي‌كند.
▪ پيام‌هاي منفي را محدود كنيد
بعضي از بچه‌ها به دليل مسايل و مشكلات رفتاري، مرتب از پيرامون خود پيام‌هاي منفي دريافت مي‌كنند
بازخورد منفي گاهي لازم است ولي برخي از والدين زياد از آن استفاده مي‌كنند و يا در كنار آن هيچ بازخورد مثبتي به رفتار كودك نمي‌دهند، يعني هيچ‌چيز مثبت يا خوبي به كودك نمي‌دهند.
بعضي از والدين هم هستند كه با كلام مثبت شروع مي‌كند ولي آن را به منفي ختم مي‌كنند و نق مي‌زنند
به ياد داشته باشيد براي اينكه تاثير سوء جملات نااميدكننده خود را خنثي كنيم بايد به ازاي هر بازخورد منفي، سه تا چهار بازخورد مثبت به كودك بدهيم و روي صفات خوب او تمركز كنيم.‌
روزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]
به فرزندانمان عزت نفس بدهيمدر پاسخ به مادر بزرگواري كه از زنجان براي «سلامت» نامه نوشته‌اندكه: «در فقر زندگي مي‌كنم و علاوه بر خودم، فرزندم هم كار مي‌كند. مي‌خواهم بدانم چه‌طور با وجود مشكلات فراوان مي‌توانم آن‌طور كه شما در مقاله‌هايتان مي‌نويسيد، به بالا بردن عزت نفس پسر ۱۱ ساله‌ام كمك كنم تا در دنياي بزرگ‌ترها غرق نشود؟» بايد بگويم كه بررسي‌هاي روان‌شناختي نشان داده است اگر نياز به عزت نفس برآورده نشود، نيازهاي مهم‌تري نظير شكوفايي، خلاقيت و پيشرفت آسيب مي‌بيند. يكي از عوامل آسيب به عزت نفس در جامعه، شكست‌هاي تحصيلي است. پس نبايد اجازه دهيد او از محيط تحصيلي فاصله بگيرد. اين شكست‌ها مي‌تواند به دلايلي چون اختلالات يادگيري، عوامل مرتبط با هوش عمومي، بيماري‌هاي رواني و عوامل اقتصادي و خانوادگي باشد. فاصله زماني بين خروج زودهنگام دانش‌آموزان از فضاهاي آموزشي و ورود به چرخه زندگي بزرگسالي از نظر آسيب‌پذيري او بسيار حساس است. اغلب دانش‌آموزاني كه اين‌گونه از سيستم آموزشي ريزش پيدا مي‌كنند،‌ بدون برنامه مدون و متناسب با سطح توانمندي خود به حال خود رها مي‌شوند... 
حدود ۱۶ درصد افراد جامعه داراي ضريب هوشي در حد به‌هنجار پايين هستند و ۷/۶ درصد نيز ضريب هوشي دارند كه عنوان عقب مانده ذهني به آنها اطلاق نمي‌شود. اين گروه دانش‌آموزان كه تعداد آنها اندك هم نيست، نه مانند ساير دانش‌آموزان به هنجار توانايي بهره‌مندي از امكانات آموزشي عادي را دارند و نه در گروه دانش‌آموزان استثنايي قرار مي‌گيرند. نظام آموزش و پرورش در اقدامي خيرخواهانه به منظور جلوگيري از خروج اين افراد از گردونه آموزشي مبادرت به حذف مردودي از مقطع ابتدايي كرده است اما بايد توجه داشت صرف نگه داشتن دانش‌آموز در نظام آموزشي، بدون ارايه خدمات آموزش و پرورشي مناسب گاهي مي‌تواند منشا مشكلات جديدي باشد. از آنجايي كه اين دانش‌آموزان در جمع همسالان از مشكلات يادگيري جدي رنج مي‌برند، عزت نفس آنان آسيب ديده و براي جبران اين احساس حقارت نسبت به همسالان ممكن است دست به هر كار جبراني بزنند؛ از جمله جذب شدن در گروه‌هاي بزهكاري. 
در بررسي سوابق تحصيلي مجرمين، موارد متعددي از درگيري با گروه همسالان، درگيري با كادر آموزشي، گوشه‌گيري، عدم شركت در برنامه‌هاي تحصيلي، فرار از مدرسه و فقدان حمايت خانواده گزارش شده است كه بررسي هر يك از اين مشكلات مي‌تواند در حيطه‌هاي تخصصي ويژه‌اي قرار گيرد؛ به عنوان مثال پرخاشگري در مدرسه مي‌تواند ناشي از افسردگي باشد كه دخالت روان‌پزشك در اينجا مي‌تواند بسيار كمك‌كننده باشد. 
فقدان حمايت خانواده از طريق تيم مددكاري نيز قابل پيگيري است و همه اين تلاش‌ها به منظور حفظ دانش‌آموزان در چرخه تعليم و تربيت و كمك به رشد، حفظ و ارتقاي عزت نفس آنها است.

دكتر افشين احمدوند 
مديرگروه روان‌پزشكي و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي كاشانروزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
به عزت نفس خودتان نمره بدهيدعزت نفس يعني نظر هر شخص در مورد خودش. تست زير يكي از كوتاه‌ترين پرسشنامه‌هاي عزت نفس است كه توسط روزنبرگ ساخته شده است...
● چگونه از تست استفاده كنيم؟ 
هر يك از عبارت‌هاي زير را بخوانيد و نظر خودتان را به عنوان موافق يا مخالف در مربع‌هاي روبروي عبارت مشخص كنيد. يادتان باشد حتي يك سوال بي‌جواب كل تست را بي‌اعتبار مي‌كند. 
۱) احساس مي‌كنم آدم با ارزشي هستم و حداقل به اندازه ديگران ارزش دارم.
بله خير 
۲) فكر مي‌كنم لااقل چندتايي ويژگي خوب داشته باشم.
بله خير 
۳) مي‌توانم به خوبي بيشتر مردم، كارهاي خودم را انجام دهم.
بله خير 
۴) نسبت به خودم نگاه مثبتي دارم. 
بله خير 
۵) روي هم رفته از خودم راضي هستم (نه اين كه «ازخودراضي» باشم !)
بله خير 
۶) احساس مي‌كنم چيز زيادي ندارم كه به آن افتخار كنم.
بله خير 
۷) با در نظر گرفتن همه چيزهاي زندگي‌ام، فكر مي‌كنم كه شكست خورده‌ام.
بله خير 
۸) كاش مي‌توانستم احترام بيشتري براي خودم قايل مي‌شدم.
بله خير 
۹) گاهي احساس مي‌كنم وجودم هيچ فايده‌اي براي اين دنيا ندارد.
بله خير 
۱۰) گاهي فكر مي‌كنم اصلا نمي‌توانم هيچ كاري انجام دهم.
بله خير 
‌● راهنماي نمره‌گذاري 
با هركدام از سوال‌هاي ۱ تا ۵ كه موافق بوده‌ايد يك ۱+ بگذاريد جلو عبارت و اگر مخالف بوده‌ايد ۱- . در مورد سوال‌هاي ۶ تا ۱۰ بر عكس عمل كنيد. يعني اگر با عبارت موافق بوده‌ايد نمره ۱- و اگر مخالف بوده‌ايد ۱+ مي‌گيريد. جمع كردن اعداد منفي و مثبت را كه بلديد؟ هرچه نمره حاصل جمع، به ۱۰+ نزديك‌تر باشد نشانه عزت نفس بالاتر و هر چه به ۱۰- نزديك‌تر باشد نشانه عزت نفس پايين‌تر شماست. اگر حس مي‌كنيد نمره‌تان خيلي پايين آمده است احتمال دارد كه از افسردگي هم رنج ببريد. براي تقويت عزت نفس‌تان مي‌توانيد علاوه بر مشاوره با يك روان‌شناس از كتاب‌هايي مثل «از حال بد به حال خوب» ديويد برنز و «زندگي شادمانه» آلبرت اليس هم استفاده كنيد.

سعيد بي‌نيازروزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]
به خود اعتماد كناعتماد به خود رفتاري است كه به افراد اجازه مي دهد عقايد مثبت و در عين حال منطقي درباره خود و موقعيت هايشان داشته باشند.
افرادي كه داراي اعتماد به نفس هستند، به توانايي هايشان اعتماد دارند و بر اين باورند كه مي توانند هر چه بخواهند انجام دهند زيرا انتظارات آن ها منطقي است و اگر گوشه اي از انتظاراتشان برآورده نشد، باز هم اعتماد به نفسشان را از دست نمي دهند.
افرادي كه نسبت به خود مطمئن نيستند براي اين كه احساس خوبي داشته باشند، بي اندازه به تاييد ديگران محتاج اند، از خطر كردن پرهيز مي كنند زيرا از شكست خوردن مي ترسند و به طور معمول انتظار ندارند كه موفق شوند و اغلب خود را تحقير مي كنند.
● چگونه اعتماد به خود پرورش مي يابد؟
عوامل بسياري در پرورش اعتماد به خود مؤثر است. رفتار والدين به خصوص در سال هاي اوليه كودكي در اين امر بسيار نقش دارد. 
اگر والدين بيش از اندازه خرده گير يا متوقع باشند، يا اين كه به شدت از كودك خود محافظت كنند به طوري كه ترس و نداشتن شهامت جاي اتكا به خود را بگيرد، بچه ها تصور خواهند كرد كه بي لياقت و بي كفايت هستند. 
در مقابل، اگر والدين بچه ها را تشويق كنند كه به خود اطمينان داشته باشند و وقتي بچه ها اشتباه كردند، آن ها را بپذيرند و دوست داشته باشند، حس اعتماد به خود در بچه ها پرورش مي يابد. 
جاي تعجب است كه كمبود اعتماد به خود لزوما به كمبود توانايي بستگي ندارد. اعتماد نداشتن به خود اغلب نتيجه تمركز بسيار روي انتظارات يا معيارهاي غير منطقي ديگران، به ويژه والدين و جامعه است.
● چند روش براي پرورش اعتماد به خود 
۱) تمركز روي نقاط قوت: درباره هر كاري كه انجام مي دهيز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

بگذاريد من هم تصميم بگيرم● عوامل تقويت كننده اعتماد به نفس
با توجه به اين كه اعتماد به نفس طيف بسيار گسترده اي از زندگي انسان را شامل مي شود طبيعي است كه بتوان درباره آن تعداد بسيار زيادي اظهارنظر و تحقيق سراغ گرفت. 
يكي از روانشناسان فرآيند اعتماد به نفس را با روابط خانوادگي مرتبط مي داند و بر اين باور است كه هرچه اين روابط صميمانه تر و منطقي تر باشد احتمال برخورداري كودكان خانواده از اعتماد به نفس بيشتر خواهد بود. به نظر او دادن مسووليت، پرهيز از ايجاد احساس شكست يا گناه در كودك، خودداري والدين از قدرت مداري، پرهيز از مقايسه فرزندان با يكديگر يا با فرزندان فاميل يا آشنايان، داشتن انتظارات معقول از كودكان، استفاده منطقي از تشويق و تنبيه، همكاري متقابل، كم كردن بايدها و نبايدها، قدرداني از كودكان در صورت لزوم و امكان، دادن فرصت تصميم گيري به كودكان از اهم عوامل موثر در تشكيل و تشديد اعتماد به نفس كودكان امروز و نوجوانان و جوانان آينده است.
در جاي ديگر رعايت احترام كودكان، پرهيز از تمسخر آنها، فراهم كردن امنيت به معني عام كلمه در محيط منزل، ارضاي خواسته هاي منطقي كودكان در حد معقول، اجتناب از قايل شدن تبعيض در محيط خانه، اجتناب از سخت گيري هاي بي رويه، واگذار نكردن مسووليت هاي سنگين و پرهيز از ايجاد اضطراب و تشويق به عنوان راه هاي ايجاد و تقويت اعتماد به نفس معرفي شده است و بالاخره رابرت بيلر هماهنگي در رفتار اعضاي خانواده، توجه معقول به كودك، اجتناب از آشفته سازي افكار كودكان، برخورد واقع بينانه با آنان در شرايط متعدد، قائل شدن اهميت براي مسايل عاطفي و عدالت در محيط خانه، را در اين قضيه موثر مي داند.
اما بايد دانست كه تنها محيط خانه در اين امر موثر نيست، بلكه محيط بازي، كار و تحصيل نيز به سهم مهم در نگرش ها و برداشت ها و رفتارهاي كودك و نوجوان موثر معرفي شده، آمده است كه هرچه اين الگوهاي رفتاري نزديك تر به انتظارات و آرزوهاي شخص باشند، كودك يا نوجوان زودتر، زيادتر و بيشتر از آنها تقليد مي كند و از آن تاثير مي پذيرد.
از آنجا كه اعتماد به نفس نيز نوعي نگرش يا رفتار به شمار مي رود مي توان گفت كه عموما بزرگسالان اگر با كودك ارتباط داشته در اعتماد به نفس او تاثير گذارند.
از آنجا كه كودك داراي احساس هويت سالم از خويش مفهومي دقيق تر و سازنده تر دارد، به تدريج يگانه بودن خود را كشف مي كند و به آنجا مي رسد كه بداند هر كس در هر موقعيتي مي تواند در زندگي، نقشي انحصاري ايفا كند كه به نفع خود او و جامعه باشد. طبعا چنين كسي از لحاظ اعتماد به نفس آينده اي روشن تر خواهد داشت.
● علل عدم اعتماد به نفس
▪ علل و انگيزه هايي كه به خود مربوط مي شوند بسيار و اهم آنها عبارتند از:
۱) وقايع دلسردكننده كه زمينه هاي ناراحتي و نگراني و در نتيجه عدم اعتماد به نفس را پديد مي آورند.
۲) ناكامي ها و محروميت ها به ويژه در آنچه مورد علاقه شديد كودك است
۳) شكست هاي پياپي و خردكننده كه سبب دلمردگي و افسردگي و عدم اعتماد به نفس مي شود
۴) تداوم بدبيني ها و گله مندي ها راجع به زندگي و مسايل و دشواري هاي آن
۵) وجود ترس و دلهره از افشا شدن رازي كه به زندگي و سرنوشت فرد بستگي دارد
۶) بيماري مداوم دروني و يا جسماني كه سبب درد و رنج و موجود بدبيني هاست
۷) نقايص و نارسايي هاي جسماني كه سبب احساس حقارت و احيانا عدم كارآمدي مي شود
۸) ترس از حقير و بي مقدار شدن به علت احساس خلاء و فقر درون خود
۹) وجود گيجي و سردرگمي به علت تعدد وظايف، مشكلات و دشواري ها
● چند پيشنهاد براي افزايش اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان
▪ يكي از وظايف مهم والدين و مربيان، كمك به تقويت عزت و نفس كودكان است. در اين زمينه، توصيه هايي است كه عبارتند از: 
۱) كودكان نيز همچون بزرگسالان، زماني كه احساس خوبي نسبت به خود، توانايي ها و استعدادهايشان داشته باشند، تمايل دارند كه تغييراتي در وضعيت موجود خودشان بدهند. والدين و مربيان مي توانند با تقويت قابليت ها و شايستگي هاي بچه ها در يافتن شيوه هايي كه به نشاط و سرزندگي آن كمك كند، موثر باشند.
۲) كارهاي مثبت كودكان را با ديگران در ميان بگذاريد و از راه هاي گوناگون به آنان كمك كنيد تا در كارهايشان موفق شوند و به خاطر سوال كردن آنها را سرزنش نكنيد.
۳) والدين و مربيان بايد بكوشند كه به كودكان مسووليتي در خور توانايي هايشان واگذار كنند و فرصت هايي فراهم كنند كه كارهاي آنان توسط افراد ديگري، ارزيابي شود.
۴) به كودكان و نوجوانان كمك كنيد، شكست هاي خود را به تجربه مثبت در يادگيري بدل كنند و آنان را تشويق كنيد تا در بعضي از مواقع به استقبال خطر بروند.
۵) اجازه بدهيد تا كودكان و نوجوانان در بعضي از موارد زندگي تصميم بگيرند، از آنها بخواهيد درباره برخي از مسايل نظر بدهند و با آنان مشورت كنيد.
۶) فرصت هايي فراهم كنيد كه كودكان به صورت گروهي كار كنند و زياد محافظه كار نباشيد. اجازه دهيد، كودكان و نوجوانان از نتايج رفتارهاي خود آگاه باشند و پيامدهاي آن را ببينند.
۷) نگرش و احساسات كودكان و نوجوانان در مورد خودشان، اغلب وابسته به نظر پدر و مادر و مربيانشان است شما مي توانيد با حمايت هاي كلامي و معنوي خود، سبب رشد عزت نفس و خويشتن داري در آنها شويد براي مثال پسر شما چه كاري مي تواند انجام دهد تا احساس ارزشمندي و غرور كند؟ آيا انجام بعضي از وظايف خانه مثل: خريدهاي روزانه، شستن ظروف، نظافت و … مي تواند احساس كارآمدي را در او تقويت كند؟ آيا دخترتان مي تواند داوطلبانه در مسابقات ورزشي مدرسه يا منطقه شركت كند؟ آيا بچه ها به يادگيري نقاشي، موسيقي، مجسمه سازي و انواع هنرهاي ديگر علاقه مندند؟ در نظر داشته باشيد كه هميشه مشاركت هاي خانوادگي در ايجاد عادات سازنده و مثبت اهميت ويژه اي دارند.اشرف السادات قوامي فهرست منابع ۱- سرمد، غلامعلي، اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان، مجله تربيت، شماره ۵ ( بهمن ماه ۱۳۷۴) ۲- افروز، غلامعلي، روش هاي افزايش اعتماد به نفس( تهران، انتشارات اوليا و مربيان، ۱۳۷۰) ص ۱۷ ۳- اورت، شوسترم، روانشناسي انسان سلطه جو، ترجمه غلامعلي سرمد ( تهران، نشر سپهر ۱۳۶۹) صص ۱۰۹-۱۰۸ ۴- بيلر، رابرت، كاربرد روانشناسي در آموزش، ترجمه كديور( تهران، نشر دانشگاهي، ۱۳۶۹) صص ۱۸۱-۱۷۱ ۵- واتكينسون، هيلگارد، زمينه روانشناسي، ترجمه تقي براهني( تهران، نشر انتشارات رشد، ۱۳۶۹) صص ۱۶۸-۱۵۸ ۶- دوروتي، راجرز، روانشناسي كودك، ترجمه غلامعلي سرمد(تهران، نشر آواي نور، ۱۳۷۳) صص ۵۴-۵۳ روزنامه جوان 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵l" target="_blank">۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.