مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 3506
دیروز : 16617
افراد آنلاین : 12
همه : 4259042
اعتماد به نفس را در خود افزايش دهيداعتماد به نفس؛ يعني برداشت ما از نتيجه رفتار و اعمال خودمان در موقعيتهاي مختلف زندگي و كار.
از همين رو اگر ما برداشتي مثبت نسبت به خود داشته باشيم، آن را به تمام موقعيتها تعميم مي دهيم و اگر برداشتي منفي داشته باشيم، هميشه نسبت به كار و به طور كلي زندگي نگران هستيم، كه در اين صورت بايد درصدد راهكارهايي براي افزايش اعتماد به نفس برآييم.
اعتماد به نفس بالا، بر توانايي ما در ارزيابي دقيق از خودمان و همچنين توانايي پذيرش و ارزش گذاري بي قيد و شرط مبتني است. به اين معني كه قادر باشيم نقاط قوت و ضعف، توانايي ها و محدوديتهاي خود را واقع بينانه بپذيريم، در اين صورت مي توانيم خود را در كنار ديگران موجودي با ارزش و مفيد احساس كنيم.
به ياد داشته باشيم كه اعتماد به نفس از طريق تجاربمان با محيط، افراد و فعاليتهاي گوناگون شكل مي گيرد،
ضمن اينكه تجارب ما، در دوران كودكي نقش عمده اي در شكل دهي اعتماد به نفس دارد و همچنان كه بزرگتر مي شويم؛ موفقيتها و شكستهايمان، نحوه رفتار افراد خانواده، معلمان و مربيان و نيز همسالانمان در تشكيل اعتماد به نفس و نحوه رشد آن اثر دارد.
به طور حتم مورد تشويق و توجه قرار گرفتن، مورد احترام بودن، موفقيتها و... به تقويت اعتماد به نفس منجر مي شود، در حالي كه انتقاد، بي مهري و پرخاشگري به فرد و تجارب ناموفق او باعث كاهش اعتماد به نفس مي گردد. البته تجارب گذشته ما هميشه به شكل يك فرايند دروني در زندگيمان حضور دارد. اما براي افرادي با اعتماد به نفس بالا اين فرايند صدايي مثبت و اطمينان بخش است، در حالي كه براي افرادي با اعتماد به نفس ضعيف، اين ندا در بردارنده انتقاد، تنبيه و ارزش زدايي توانايي ها و فضايل است. اين مسأله نشان مي دهد كه اگر والدين و مربيان زياد از كودكان انتقاد كنند يا آنها را دايماً سرزنش كرده و يا برعكس از آنها حمايت كنند موجب ايجاد احساس منفي در كودكان مي شوند. اما اگر آنان را مورد توجه و احترام قرار دهند احساس مثبت و اطمينان بخشي را در آنان بوجود مي آورند.
نكته قابل توجه اينكه اعتماد به نفس به اين معني نيست كه ديگران شما را چگونه مي بينند، بلكه آن گونه است كه شما خودتان را مي نگريد. بنابراين، شما تنها فردي هستيد كه توانايي ايجاد احساس مثبت نسبت به خود را داريد. پس قبل از اينكه براي تقويت اعتماد به نفس خود اقدام كنيد، ابتدا بايد باور داشته باشيد كه مي توانيد تغيير نماييد. هنگامي كه اين را پذيرفتيد، مي توانيد ايجاد تغيير در اعتماد به نفستان را شروع كنيد.
● مقابله با انتقادهاي درون
اولين قدم مهم در رشد و تقويت اعتماد به نفس، مبارزه با افكار منفي دروني است. از جمله اين افكار و راه هاي مقابله با آنها عبارتند از: 
▪ فكر منفي: تعميم بخشيدن افراطي شكستها.
ـ راه مقابله: اختصاصي كردن شكستها.
▪ تفكر منفي: باور نكردن تحسين و تشويق ديگران.
ـ راه مقابله: اطمينان به خود.
▪ تفكر منفي: نتيجه گيري هاي شتاب زده.
ـ راه مقابله: استدلال مثبت درباره تجربيات فردي.
▪ فكر منفي: فاجعه سازي در مورد امور شخصي.
ـ راه مقابله: واقع گرايي نسبت به مسايل و دنياي پيرامون خود.
● تمرين رشد ارزشمندي خود 
همان طور كه قبلاً اشاره كرديم، بخشي از اعتماد به نفسمان از چگونگي رفتار ديگران در گذشته با ما ناشي مي شود، پس قدم دوم براي سلامت اعتماد به نفس، رفتار با خود به عنوان يك فرد ارزشمند است.
با هر مسأله اي كه سبب مي شود شما تصور كنيد فردي ارزشمند، دوست داشتني و با كفايت نيستيد، مقابله كنيد. بخشي از اين روشها به اين شرح مي باشد:
● از خود مراقبت كنيد
به اندازه كافي بخوابيد، تغذيه سالم و ورزش منظم داشته باشيد و به بهداشت خود توجه كنيد.
برنامه تفريحي و آرامش بخشي براي خود تدارك ببينيد؛ پياده روي و يا هر فعاليتي كه از آن لذت مي بريد.
در طول روز پنج دقيقه از وقتتان را صرف فكر كردن به خودتان و پنج دقيقه را صرف فكر كردن به فرد مورد علاقه تان در زندگي كنيد.
● به خودتان پاداش بدهيد
نقاط قوت خود را مرور كنيد، چون اين روش به موفقيتهاي بزرگتري منجر مي شود.
بعد از هر موفقيت براي خود پاداشي در نظر بگيريد. به عنوان مثال براي خودتان چيزي بخريد يا به ديدار يكي از دوستانتان برويد.
● خود را مورد سنجش قرار دهيد، اما سرزنش نكنيد!
مهم اين است كه اگر در تمام كارهاي موردنظرتان موفق نشديد يا شكست خورديد، خودتان را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد؛ زيرا موجب مي شود دوباره آن پيام دروني منفي تكرار و زمينه ساز كاهش اعتماد به نفس شما شود. اما اگر مانند يك فرد شايسته و با كفايت با خود رفتار كنيد، دچار احساس خوبي مي شديد، در نتيجه به خودباوري مي رسيد.
● براي رفع مشكلات احتمالي به موقع از ديگران كمك بگيريد
تقاضاي كمك از ديگران، يكي از گامهاي مهم و در عين حال مشكل براي رشد و تقويت اعتماد به نفس است، اما چون اعتماد به نفس از چگونگي رفتار ديگران در گذشته با ما ناشي مي شود، شما نيز به منظور مقابله با اين تجارب نياز به كمك ديگران در زمان حال داريد. به عنوان مثال از اطرافيان خود بخواهيد كه صادقانه ويژگي هاي مثبت و شايسته شما را نام ببرند. همواره به ديگران با احترام و محبت رفتار كنيد و با رفتارتان از آنها بخواهيد با شما چنين رفتاري داشته باشند؛ به عبارت ساده تر به حضور ديگران در زندگي خود (از خانه گرفته تا محل كار و تحصيل) اهميت دهيد تا حضور شما براي آنان پر رنگ باشد.اگر در زمينه خاصي احساس كمبود مي كنيد، فعاليتها و آموزشهايي را براي تقويت آن مسأله در نظر بگيريد و تا زمان رفع مشكل با پشتكار ادامه دهيد.در برخي موارد اعتماد به نفس پايين به نحوي زندگي ما را تحت تأثير قرار مي دهد كه نياز به مشورت با متخصصان و روان شناسان احساس مي شود. بدين منظور مي توانيم با يك مشاور در اين زمينه مشورت كنيم و راهكارهاي تقويت اعتماد به نفس را بياموزيم.
● راهكارهاي تقويت اعتماد به نفس
۱) آراستگي ظاهري خود را حفظ كنيد. چون اگر شما ظاهر مرتبي داشته باشيد، اعتماد به نفس بيشتري خواهيد داشت. به خصوص اگر ظاهر شما مطابق هنجارهاي مذهبي و اجتماعي باشد. اما اگر شما پوشش مطلوبي نداشته باشيد، به طور ناخودآگاه از درون احساس رخوت و نارضايتي خواهيد كرد و اين مسأله موجب مي شود از "من آرماني خود" فاصله بگيريد، در نتيجه اعتماد به نفس شما كاهش مي يابد.
۲) آرامش خود را حفظ كنيد. مضطرب و عجول بودن، از اعتماد به نفس شما خواهد كاست. البته اين به آن معنا نيست كه در رفتار و اعمالتان كند عمل كنيد، بلكه شما مي توانيد با سرعت و دقت كارهاي خود را انجام دهيد، ضمن اينكه آرامش خود را حفظ كنيد. پس به خاطر داشته باشيد آرامش ضريب خطا را كاهش مي دهد به همين دليل اعتماد به نفس مي آورد.
۳) از يادآوري شكستهاي قبلي خود جداً پرهيز كنيد، اما درسي را كه از آن گرفته ايد، هرگز فراموش نكنيد. به عنوان نمونه اگر شما خاطره بد يك مهماني را همواره براي خود تداعي كنيد، به طور حتم از رفتن به مهماني هاي ديگر هم امتناع مي ورزيد، پس يادآوري شكست هاي گذشته و تعميم آن در زندگي اعتماد به نفس را كاهش مي دهد.
۴) عاشق خود، خانواده، اطرافيان، كار و خداي خود باشيد يعني در هر شرايطي كه هستيد خود را بپذيريد و بدانيد هرگونه كه باشيد "روح خداوند در شما جاري است." توجه به همين نكته، اعتماد به نفس را افزايش مي دهد؛ زيرا اگر عاشق خدا باشيم و خود را وابسته به يك نيروي برتر بدانيم، به طور حتم هرگز احساس پوچي نخواهيم داشت و ديدگاه ما نسبت به زندگي مثبت است. همان طور كه مي دانيد افراد مثبت انديش از اعتماد به نفس بالايي برخوردارند.
۵) مبهم صحبت نكنيد. اگر به اصطلاح "من من" كنيد. به ديگران اعلام كرده ايد كه من اعتماد به نفس لازمه را ندارم. روان و رسا صحبت كنيد و صراحت بيان داشته باشيد. به "روشني" منظورتان را به طرف مقابل تفهيم كنيد. اين اقدامات اعتماد به نفس شما را تقويت مي كند.
۶) مطالعه خود را زياد كنيد. كسي كه زياد مطالعه مي كند، اطلاعات زيادي هم به دست مي آورد، بنابراين چون به مسايل گوناگون اشراف دارد، هنگام مواجه شدن با مسايل مختلف از اعتماد به نفس بالاتري برخوردار است؛ چون دچار تزلزل نمي شود.
۷)"اقتدار" و "قاطعيت" داشته باشيد. از امروز تمام كارهاي خود را با قاطعيت انجته باشيد، به او نشان دهيد كه قادر هستيد روي پاهاي خودتان بايستيد.معمولاً هنگامي كه شما اين‌گونه احساس كنيد كه فاقد حتي يكي از ويژگي‌هاي مذكوريد، اعتماد به نفس شما شروع به تنزل مي‌كند چرا كه احساس خواهيد كرد كه گويي از حداقل شرايط لازم و ضروري نيز برخوردار نيستيد.همشهري آنلاين 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس حاصل عزت نفس استمن براي اعتماد به نفس سه مرحله قائلم: 
▪ اول اعتماد به نفس حاصل از ناداني،
▪ دوم عدم اعتماد به نفس حاصل از آگاهي به ناداني 
▪ سوم اعتماد به نفس حاصل دانايي. 
خيلي‌ها را ديده‌ام كه ظاهرا مشكلي با خود و با زندگي ندارند، بخصوص در سن نوجواني و جواني. چيزي براي خجالت كشيدن يا شرمنده بودن در زندگيشان نيست. مجبور نيستند به كسي بگويند ببخشيد. هنگام بحث و مجادله گويي هميشه حق با آنهاست. از همه مهمتر هرگز احساس گناه نمي‌كنند. احساس گناه بدترين آفت اعتماد به نفس است. از اينكه به ديگران احترام نگذارند يا حتي بي‌احترامي ‌كنند ابايي ندارند. هنگام حرف زدن لازم نيست حرفشان را سبك سنگين كنند و از نتيجه آن هرگز خجالت زده و شرمگين نمي‌شوند. 
سال‌ها فكر مي‌كردم اين گونه آدم‌ها داراي اعتماد به نفس و شجاعت هستند، اما بالاخره فهميدم كه اعتماد به نفس آنها حاصل ناداني و جهالت و پايين بودن سطح آگاهي شان است. آنها نمي‌دانند كه زشت هستند و نمي‌دانند زيبايي چيست. خود را مي‌بينند و بس و چون نمي‌دانند ميزان ناداني شان چقدر است، مشكلي با خود ندارند و اين به ظاهر حداقل براي من اعتماد به نفس به نظر مي‌آمد. 
و اما دسته دوم در مقابل به نظر آدم‌هاي ضعيفي مي‌آيند و گه گاه مورد تمسخر دسته اول نيز قرار مي‌گيرند و من بعد‌ها فهميدم آنها كه ضعف اعتماد به نفس دارند از انسان‌هاي دسته اول برتر هستند، چراكه آنها به ضعف‌ها و نواقص و زشتي‌هاي خود آگاه گشته‌اند و اين خيلي با ارزش است، اما مشكل آنها اكنون اين است كه توانايي‌ها و ارزش‌هاي خود را درنيافته‌اند و نمي‌دانند هر كرمي‌كه در پيله خود فرو مي‌رود روزي پروانه‌اي زيبا خواهد شد. 
مشكل بزرگ و اصلي افراد گروه دوم اين است كه عزت نفس ندارند و احساس گناه مي‌كنند. آنها زود خجالت زده مي‌شوند و در لاك دفاعي فرو مي‌روند. 
برعكس افراد گروه اول بيشتر حالت تهاجمي ‌دارند يا همواره در حال انتقاد و تمسخر ديگران هستند. آنها در هر موردي نظر مي‌دهند گويي كه در همه علوم كارشناس هستند. 
افراد گروه سوم كساني هستند كه بر جهل خود واقف گشته‌اند و راه دانايي پيش گرفته‌اند. برخي صاحب قدرت و دانش و ثروت مي‌شوند و بعضي علاوه بر اينها به فروتني نيز مي‌رسند. 
اگر اين اعتماد به نفس همراه با عشق و فروتني باشد، بسيار سازنده و مثبت است و اگر به غرور و تحقير ديگران منجر شود به نوعي نتيجه يك ناداني بزرگتر است. 
اعتماد به نفس در كل حاصل عزت نفس است. ما به جاي احساس گناه و سرزنش خويشتن (به خاطر كاستي‌ها و اشتباهاتمان) بايد احساس مسووليت را جايگزين كنيم و علاوه بر دوست داشتن خودمان (عزت نفس) ديگران را هم به همان ميزان با ارزش بشماريم و دوست بداريم (عشق و فروتني) 
براي اينكه بر ارزش‌هاي خود واقف شويم و به عزت نفس برسيم، بايد شناخت و آگاهي پيدا كنيم و تجربه كسب كنيم. 
به علاوه دانستن يك مهارت مثل نواختن يك ساز يا دانستن يك هنر يا يك زبان يا هر مهارت ديگري كه براي اطرافيان ما جالب باشد مي‌تواند در رشد اعتماد به نفس ما بسيار موثر باشد. 
آنان كه با زشت جلوه دادن ديگران سعي در زيبا ديدن خود مي‌كننند به جايي نخواهند رسيد. بعضي‌ها سعي مي‌كنند هميشه در ميان افراد ضعيف‌تر و فقيرتر و كم سوادتر و پايين‌تر از خود باشند تا بدين گونه احساس بزرگي كنند، اما به محض اينكه با فردي برتر از خود برمي‌خورند ديوار اعتماد به نفسشان فرو مي‌ريزد.خبرگزاري ايسنا 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس چيست؟و راههاي بدست آوردن اعتماد به نفساعتماد به نفس به ميزان علاقه، اطمينان و غروري كه نسبت به خود داريد مي گويند. اما هميشه افراد زيادي وجود داشته اند كه به دلايل بسياري زندگي را دو بعدي ميبينند و به همين دليل پيدا كردن توانايي هاي خودشان برايشان مشكل شده و زندگي برايشان بي معني شده است. 
هر چند ممكن است افرادي باشند كه در هيچ زمينه اي اعتماد به نفس ندارند اما معمولاً كمبود اعتماد به نفس افراد در جنبه هاي بخصوص هر فرد است. به طور مثال، آنها كه از لحاظ ظاهر اعتماد به نفس ندارند، زندگي اجتماعي برايشان بسيار دشوار خواهد شد. اين افراد تصور خواهند كرد كه در مجامع عمومي كسي به آنها توجه نخواهد كرد و مجبور خواهند شد كه از اول تا آخر مجلس در گوشه اي تنها بنشينند. 
در زندگي زناشويي هم ممكن است كمبود اعتماد به نفس مشكلات زيادي ايجاد كند. ممكن است فرد همچنان در رابطه اي كه خود مي داند بسيار براي وي مسموم و ناسالم است باقي بماند در حاليكه آگهي كامل دارد كه اصلاً از اين رابطه خوشحال نيست. اين به اين دليل است كه فرد تصور مي كند كه قادر نيست اين وضعيت را بهبود بخشد. 
اين مسئله مي تواند در زندگي كاري افراد هم تاثير منفي بگذارد. كمبود اعتماد به نفس منجر به فقدان انگيزه و علاقه در فرد براي پيشرفت خواهد شد. 
اما اگر اين مسئله را در مقياس كلي تر بررسي كنيم، فرد فاقد اعتماد به نفس ممكن است از انجام همه كارها سر باز زند و بي هدف باشد فقط به اين دليل كه تصور ميكند كه توانايي انجام كاري را ندارد. اما الان ديگر زمانش رسيده است كه اين رويه را تغيير داده و اين را باور كنيد كه شما قادر به انجام هر كاري كه مي خواهيد هستيد. 
خيلي مشكل است اعتماد به نفس يا خودباوري را تعريف كرد. اعتماد به نفس خيلي بيشتر از احساس خود درمود خودداشتن است, اگر به كارهايتان افتخار كنيد يا وقتي در آينه نگاه مي كنيد از خودتان خوشتان بيايد , اون هم اعتماد به نفس نيست. خودباوري يا اعتماد به نفس به اين ربط دارد كه ما چطور در مورد خودمان و ارزشي كه داريم قضاوت مي كنيم. 
ما هميشه متمايليم كه خودمان را دست كم بگيريم, فكر مي كنيم اونطوري كه به نظر مي آئيم درجه اعتماد به نفس ما را مشخص مي كند, درحاليكه حقيقت امر چيزي ديگر است. اين اعتماد به نفس و خودباوري مااست توانايي ديدن خود به عنوان موجودي ارزشمند – كه عكس العمل ما را وقتي در آينه نگاه مي كنيم مشخص مي كند.
● چه چيز منجر به فقدان اعتماد به نفس مي شود؟ 
اعتماد به نفس پايين ممكن است درشرايط مختلف ايجاد شود. در محيط هاي اجتماعي ممكن است با افرادي سر و كار داشته باشيد كه شما را تحقير مي كنند. وضعيت ظاهريتان نيز تا حد زيادي در اين زمينه موثر است. 
محيطي كه در آن به دنيا آمده و پرورش يافته ايد نيز بسيار روي اعتماد به نفس شما تاثير دارد. بچه اي كه هيچ وقت احساس نكرده است كه فردي بخصوص است و از طرف والدين حمايت نمي شده است، با اين تفكر رشد خواهد كرد كه هيچ كس او را دوست نداشته و براي او ارزشي قائل نيست. 
محيط كار شما نيز روي اعتماد به نفستان تاثير دارد. اگر كارهايتان مورد تشويق قرار نگيرد و توجهي به آنها نشود و همكارانتان وجودتان را ناديده بگيرند، اعتماد به نفستان كاهش پيدا خواهد كرد. 
● عدم اعتماد به نفس و افسردگي 
فقدان حس خودباوري الزاما" منجر به افسردگي نمي شود. اما تحقيقات نشان داده اند كه اين دوتا اغلب باهم هستند . درواقع ( WHO ) سازمان بهداشت جهاني در توصيف افسردگي از عدم اعتماد به نفس صحبت مي كند.
نداشتن اعتماد به نفس شما را تبديل به بدترين دشمن خودتان مي كند. اين فكرها كه اگر من خوشگلتر بودم , اگر ورزشكار خوبي بودم, اگر بامزه و محبوب بودم , اگر آنقدر قوي بودم كه بتوانم آن را تعمير كنم , همه چيزهاي ديگر را از بين مي برد. حتي وقتي از ما تعريف مي كنند اون صداهايي كه درون مغزمان هست اون تعريف و تمجيدرو ناديده مي گيره و اونو كم اهميت جلوه ميده. مثل جوليا رابرتز كه در فيلم "زن زيبا" مي گه باوركردن چيزهاي بد ساده تراست. 
۱) بيماري افسردگي اغلب يك چيز دروني است و گاهي اوقات اين بيماري به دلايل مختلف ناديده گرفته مي شود. از جمله اينكه منشاء هورموني دارد يا قسمتي از فرايند رشد است. سازمان بهداشت جهاني (WHO) متوجه اين موضوع شده كه كمتر از ۲۵% افرادي كه افسردگي دارند توجه و مراقبت لازم را دريافت مي كنند.
۲) واقعاً مهم است كه به عدم اعتماد به نفس و حس خود كم بيني توجه شود. مخصوصاً در بين جوانان كه خودكشي يكي از ۳ عامل مهم در مرگ آنان است.
۳) حتي به عنوان اشخاص بالغ نيز عدم اعتماد به نفس و خودكم بيني ميتواند بر روند كار ما تاثير بگذارد. ميتواند ما را در زندگي تبديل به شريكي بي ميل و علاقه و پدري بيفايده بنمايد. عدم اعتماد به نفس بر همه جنبه هاي زندگي يك شخص تاثير ميگذارد و باعث نابودي ميشود.
وقتي شما ديگر از خودتان خوشتان نمي آيد, دنيا تبديل به مكان ترسناكي ميگردد.
حالا اميد داشتم. وقتي بچه بودم در مورد خد ا چيزهايي شنيده بودم, تلاش براي ماندن همه چيز را در زندگي من نابود كرده بود, و مدتها بود كه من خدا را فراموش كرده بودم. اما خدا مرا فراموش نكرده بود. در سال ۲ دانشگاه , به آيه اي در كتابمقدس برخوردم كه يكي از آيات دلخواه من است. اشعياء ۴۱ : ۹ و ۱۰ اينچنين ميگويد: ۹ كه‌تو را از اقصاي‌زمين‌گرفته‌، تو را از كرانه‌هايش‌خوانده‌ام‌و به‌تو گفته‌ام‌تو بنده‌من‌هستي‌،تورا برگزيدم‌و ترك‌ننمودم‌، ۱۰ مترس‌زيرا كه‌من‌با تو هستم‌و مشوّش‌مشو زيرا من‌خداي‌تو هستم‌! تو را تقويت‌خواهم‌نمودوالبتّه‌تو را معاونت‌خواهم‌داد و تو را به‌دست‌راست‌عدالت‌خود دستگيري‌خواهم‌كرد.
من كيستم؟ اگر نسبت به خودتان احساس خوبي نداشته باشيد, اين سوال , بسيار وحشتناك است. اما حالا من يك جواب دارم. من زني هستم كه خدا دوستم دارد. شما نيز ميتوانيد همين را تكرار كنيد. شما براي خدا مهم هستيد. خدا شما را آنقدر دوست داشت كه پسر خود را براي شما فدا كرد. ميتوانيد همين الان از طريق دعا به او ايمان آوريد. دعا به سادگي يعني صحبت با خدا. خدا قلب شما را ميشناسد و زياد نگران كلمات شما نيست. زيرا او قلب شما را ميخواهد نه زبانتان را.
اساس يك رابطه خوب با نوجوان باشيد كه به عزت نفس وي كمك مي كندكه بر اساس برابري و احترام متقابل استوار است 
آيا معمولاً توانايي هاي خودتان را زير سوال مي بريد؟ آيـابـراي ايـن عدم اطمينان به خود توجيهي داريد يا فقـط بـه دلايل واهي اين كار را مي كنيد؟ 
اگـر ايـنطـور اسـت، احـتـمالاً شما دچار كمبود اطمينـان واعـتـمـاد به نفس هستيـد. تـا همين لحظه افراد بسياري هستند كه از همه تواناييهاي خود به طور كامل استفـاده نميكنند،ممكن است شما هم يكي از همين افراد بوده وبه جاي انجام كارهاي مفيد و سودمند، هميشه مشغول فكر كردن به اين مسئله هستيد كه چه زندگي بيمصرفي داريد و چقدر محيط اطرافتان كسل كننده است. اگـر چـه مـمكن اسـت كه كمي از خود دور افتاده باشيد وارزش خود را فراموش كرده باشيد، اما هيچگاه براي تغييردير نيست. 
● چه كساني در معرض ابتلا به آن هستند؟ 
چون عوامل بسياري ممكن است به از دست دادن اعتماد به نفس بيانجامد، مي توان گفت كه همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضي شرايط نسبتاً جدي تري دارند. 
همه انسانها ممكن است در يك جنبه از زندگي خود احساس كمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما هميشه راه هايي براي مقابله با اين مشكلات وجود دارد. در اينجا راه هايي را به شما معرفي مي كنيم كه با انجام آنها بتوانيد ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببريد و اعتماد به نفستان را افزايش دهيد. 
اگر مي خواهيد اعتماد به نفستان را دوباره به دست آوريد، در اينجا شش راه به شما معرفي مي كنيم: 
۱) خود را با ديگران مقايسه نكنيد
هميشه به ياد داشته باشيد كه انسانها با هم متفاوت اند. دليلي ندارد كه همه ما توانايي هاي يكساني داشته باشيم و كارهاي مشابهي انجام دهيم. اگر سعي كنيد كه خود را با هر كسي كه سر راهتان قرار مي گيرد مقايسه كنيد، خيلي زود از خودتان خسته و دلسرد خواهيد شد و ديگر قدرت انجام كاري را نخواهيد داشت. 
۲) خود را دست كم نگيريد
سعي كنيد كه ارزش خود را به عنوان يك انسان كشف كنيد. دليل نمي شود كه اگر كسي از شما خوشش نيامد و شما را فرد جالبي تصور نكرد، تصور همه مردم اين باشد. اگر كسي از شما خوشش نيامد اصلاً ناراحت نشويد، مشكل خودش است نه شما. چون افراد زيادي هستند كه شما را دوست مي دارند و برايتان ارزش قائل اند. 
۳) فهرستي از كارهايي كه انجام داده ايد و در آنها موفق بوده ايد تهيه كنيد 
سعي كنيد روي كارهايي كه در آن موفق بوده ايد متمركز شويد. اما اگر چنين چيزي در سابقه كاريتان پيدا نكرديد اصلاً ناراحت نباشيد. شايد پشت اين همه ناتواني لبخندي نهفته باشد و قدرتي باشد كه بتواند باعث خنده ديگران شود و يا حتي شايد توانايي در شما وجود داشته باشد كه هنوز كشفش نكرده ايد. سعي كنيد ليستي از كارهاي انجام شده تان تهيه كنيد. مهم نيست كه كوتاه يا بلند باشد. با اينكه حتي ممكن است نتوانيد فكرش را بكنيد اما همين كارها مي تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب كند. 
۴) سر خود را بيشتر گرم كنيد 
سعي كنيد تفريحاتي براي خود درست كنيد كه به آنها علاقه داريد. ممكن است به كتاب خواندن علاقه مند باشيد، يا به باشگاه برويد يا هر كار ديگري...هر چه زمان بيشتري به انجام كارهاي مورد علاقه تان اختصاص دهيد، كمتر وقت براي سرزنش خود و متاسف شدن براي خودتان خواهيد گذاشت. اما مسئله مهم تر اين است كه اين كار باعث مي شود كه شما احساس مفيد بودن كنيد و اين به شما هدف مي دهد. 
۵) با افراد مثبت نشست و برخاست كنيد: 
گاهي اوقات بودن در جمع افرادي كه از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بيشتر به ضررتان خواهد بود. حتي اگر تنها باشيد بيشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جاي چنين افرادي سعي كنيد با افرادي مراوده كنيد كه مي توانند شما را شاد كنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزديك و خانواده پر كنيد كه شما را قبول دارند، مي تواند سبب شود كه شما هم خودتان را قبول داشته باشيد. 
۶) در جلسات روانشناسي شركت كنيد 
امروزه درمان هاي زيادي براي اين مشكل پيشنهاد مي شود. مجمع هاي بسياري هم براي اين منظور تشكيل مي شود. به اين افراد توصيه مي شود كه در اين جلسات روانشناسي شركت كنند چون بسيار موثر بوده است. كتاب ها و نوارهاي زيادي هم در اين زمينه ارائه مي شود. 
● با خودتان صادق باشيد 
من چيزي در مورد شما نمي دانم، اما مي دانم كه امروز در اين دنيا كينه و نفرت به اندازه كافي وجود دارد و در اين موقعيت بدترين كار اين است كه شروع كنيم كه از خودمان هم متنفر شويم. شما فقط يكبار به دنيا مي آييد، و همين يكبار هم زندگي خيلي كوتاهي خواهيد داشت، پس نگذاريد كه ديگران مانع شادي شما شوند. 
سعي كي پيشين را نداريد. 
▪ با تغييراتي در زندگي خود روبروييد، محل تحصيل، شهر يا شغل جديد و يا تغييراتي از اين قبيل.
▪ به نظرتان مي‌آيد كه هيچ كس در زندگيتان نيست كه بتوانيد 
▪ احساسات و تجارب خود را با او در ميان بگذاريد.
▪ خود را غيرقابل قبول، دوست‌نداشتني و بي‌ارزش درك مي‌كنيد، حتي اگر ديگران چنين دركي از شما نداشته باشند.
● درك نادرست درباره تنهايي 
تنهايي ممكن است به علت معنايي كه از آن براي خود مي‌كنيد، عميق‌تر شود. بويژه دانشجويان آماده درك‌هاي نادرست زير درباره تنهايي هستند:
▪ تنهايي نشانه ضعف يا عدم بلوغ است.
▪ اگر تنها هستم به دليل اين است كه اشكالي در من وجود دارد . اين سال‌ها بايد بهترين‌سالهاي زندگي من باشد.
▪ من تنها كسي هستم كه چنين احساسي دارم. 
▪ اگر اين درك‌هاي نادرست را باور كنيد، ممكن است به اين نتيجه برسيد كه تنهايي نتيجه نقصي در شخصيت شماست. پژوهشها نشان مي‌دهد كه دانشجوياني كه تصور مي‌كنند تنهايي نقص است مستعد مشكلات زيرند:مشكلات عميق‌تر در پذيرفتن خطرهاي اجتماعي، ابراز خود،‌آغاز روابط اجتماعي،‌معرفي خود به ديگران، مشاركت در گروهها و لذت بردن از زندگي. 
▪ مهارت كمتر در خود آشكارسازي، پاسخ دهي كمتر به ديگران، تمايل بيشتر به اينكه با بدبيني و بدگماني به درگيري‌هاي اجتماعي وارد شوند. 
▪ احتمال بيشتر در ارزيابي منفي از خود و ديگران و تمايل بيشتر به انتظار طرد از جانب ديگران.
▪ دانشجويان تنها اغلب از احساس افسردگي، خشم، ترس و سوء درك شكايت دارند. آنان ممكن است به شدت از خود انتقاد كنند، فوق‌العاده حساس يانسبت به خوددلسوز باشند، يا ممكن است از ديگران ايراد بگيرندو آنان را مقصر بدانند. وقتي اين مسائل روي مي‌دهد، دانشجويان تنها غالباً دست به اقداماتي مي‌زنند كه اين احساس را در آنان پايدار مي‌سازد براي مثال، بعضي از دانشجويان دلسرد مي‌شوند، ميل و انگيزه خود را براي درگير شدن در موقعيت‌هاي جديد از دست مي‌دهند و خود را از مردم و فعاليت‌ها كنار مي‌كشند. 
▪ برخي ديگر، براي مقابله با تنهايي، خود را به سرعت و عميقاً با مردم وفعاليت‌ها درگير مي‌كنند بدون آنكه نتايج اين درگيري را ارزيابي ‌كنند. اين افراد ممكن است بعدها خود را با روابط نامناسب يا تعهدات بي‌شمار نسبت به فعاليت‌هاي آموزشي يا فوق برنامه روبرو ببينند.
● براي مقابله با احساس تنهايي چه بايد كرد. 
به جاي آنكه احساس تنهايي را نقص يا ويژگي شخصيتي غيرقابل تغيير بدانيم، بايد بپذيريم كه احساس تنهايي قابل تغيير است. هم‌چنين مهم است كه بدانيم احساس تنهايي تجربه‌اي همگاني است.
كلوب 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس چيست ؟اعتماد به نفس چيست و چگونه مي توان آن را بهبود بخشيد ؟
افتخار و احساس خوب از خود يعني اعتماد به نفس .اعتماد به نفس در حالت چهره , رفتار , صحبت و حركت افراد مشخص مي شود . ويژگيهاي افراد داراي اعتماد به نفس : برخورد باز و گشوده ,انتقاد پذير بودن راحت در پذيرش اشتباهات خود و باور به توانائيها و احساس ارزشمندي نسبت به خود و ديگران. اراده و پشتكار در اعتماد به نفس نقش بسيار مهمي بعهده دارند . اراده و اختيار هر انسان به خود او بستگي دارد يعني هر چه در زندگي روزانه , فعاليتهاي خود را واقع بينانه مورد ارزيابي قرار داده و خودگوئي مثبت داشته باشيم اراده ما محكم تر و اشتباهات ما كمتر خواهد شد , در نتيجه با اعتماد به نفس بيشتري ,جهت دهي فعاليتهايمان بهتر خواهد شد .درشكل گيري اعتماد به نفس دو دسته مانع وجود دارد: 
۱) موانع بيروني 
۲) موانع دروني 
ـ موانع بيروني مثل : شرايط محيط خانواده , مدرسه و اجتماع كه تغيير در آنها براي شخص آسان نيست .
ـ موانع دروني : موانعي هستند كه در باورها و طرز فكر هر شخص وجود دارد و كاملا قابل تغيير به دست خود شخص هستند.اگر چنانچه دائما فردي خود خوري داشته باشد و احساسات خود را آرام و بدون ابهام ابراز نكند در واقع مانع دروني براي اعتماد به نفس خود ايجاد مي كند . شش ركن مهم در اعتماد به نفس و در نتيجه احساس ارزشمندي عبارتند از : 
ـ آگاهانه زندگي كردن 
ـ خود پذيري 
ـ مسئوليت پذيري
ـ قاطعيت داشتن با خود و ديگران و ابراز وجود 
ـ با هدف و برنامه مشخص زندگي كردن 
ـ يكپارچگي و هماهنگي در رفتار و عمل 
▪ زندگي آگاهانه : 
يعني درك اين نكته كه هوش انسانها به يك انداره نيست و هر كدام از افراد هوش متفاوت از ديگري دارد اما اگر چنانچه توان و استعداد خود را در نظر گرفته و با توجه به آنچه مي دانيم و مي بينيم رفتار كنيم , زندگي آگاهانه را دنبال كرده ايم . يكي از غفلتها يا فرار از موقعيتهاي زندگي آگاهانه طفره رفتن وفراراز واقعيتها است مثلا گفتن اين جمللات به خود كه : 
« مي دانم كه همه تلاشم را نمي كنم , اما ترجيح مي دهم به آن فكر نكنم » 
« مي دانم كه دارم اشتباه مي كنم اما ...... » 
« مي دانم كه دارم زياده روي دراين كار مي كنم اما ....... »
زندگي آگاهانه چيزي بيش از ديدن و دانستن است. يعني هدف و ارزشهاي خود را علاوه بر تعيين و مشخص كردن, دنبال كنيم و با يك برنامه تدريجي , مشخص و روزانه انتخابهاي خود را به موفقيت نزديك نمائيم. زندگي آگاهانه و ويژگيهاي آن : 
ـ ذهن پويا و فعال 
ـ توجه به واقعيت ها و دوري كردن از انكار اشتباهات 
ـ شرايط را با توجه به مشكلات درك كردن 
ـ اشتباهات خود راديدن و سعي در هماهنگ كردن آنها با ميزانها و معيارهاي سالم ومتعادل بيرون.
▪ بخشيدن خود و خود پذيري : 
دومين ركن ازاعتماد به نفس خودپذيري است يعني جنسيت مان , اسم و شرايط زندگي خانوادگي خود را بپذيريم و خود را كمترازديگران نبينيم . تكميل جملات زيربه خود پذيري بهتر كمك مي نمايد .
ـ تمرينات : هفته اول صبح ها : اگر خودم را بپذيرم يعني ........
اگر بدنم را بيشتر بپذيرم ............
اگر افكار و احساسات خودم را بپذيرم ...........
هفته دوم و سوم : اگر جنسيت خود را بپذيرم ....... اگر شاديهايم را بپذيرم.....
▪ مسئوليت پذيري : 
براي آن كه احساس شايستگي در زندگي داشته باشيد بايد بتوانيد بر زندگي خود مسلط باشيد .قبول مسئوليت يعني : 
- مسئول برآوردن خواسته هاي خودتان هستيد . 
- مسئول انتخاب و اعمال خود هستيد .
- مسئول روابط خود با ديگران هستيد . 
- مسئول كيفيت بخشيدن به زندگي خود و خوشبختي خود هستيد .
- مشاركت ديگران كمك خوبي است ولي هيچكس براي دستيابي به خواسته هايتان به شما مديون نيست . 
- مسئول اولويت بندي زمان خودتان هستيد . 
▪ ابراز وجود و قاطعيت داشتن : 
به معناي احترام به خودمان و ديگران در تمامي زمينه ها . كساني كه وابسته هراسناك هستند نمي توانند به بي برنامه گي ها , به فشارهاي ديگران و نمونه هائي از اين قبيل نه بگويند . 
كساني كه مستقل و با اغتماد به نفس هستند به راحتي در مقابل ترديدها و فشارها نه مي گويند و با قاطعيت و احترام به خود و ديگران اين نه را تكرار مي كنند . 
▪ زندگي هدفمند و برنامه مشخص : 
يعني اگر مي خواهي موفق شوي بايد مصمم , هدفدارباشي و رفتاري قاطعانه داشته باشي . بايد مصمم باشي . نظم و انضباط شخصي يعني به خود فرصت استراحت دادن , تفريح كردن , شاد بودن اما در چهارچوب مشخص و متعادل .
▪ يكپارچگي و هماهنگي : 
يعني رفتارهاي ما با هدفهايمان و آرزوهايمان با هم هماهنگ باشدودر تضاد نباشد چون تضاد در رفتاروهدفمان آبرويمان را پيش خودمان از بين مي برد و كمتر به خودمان اعتماد مي كنيم .بنابراين كلام و گفتارمان را با نيت و هدفهايمان همخوان نمائيم . از هيچ چيز هراس نداشته باشيم و به خداوند خالق مهربانمان توكل نموده و با برنامه و هدفمند , خودمان را باور كنيم و هر روز اين نكته ها را در ذهنمان مرور كرده و با برنامه ريزي گامهاي محكم و مصمم به سوي آينده روشن برداريم .
اعتماد به نفس خريدني نيست از ديگران گرفتني نيست بلكه هديه اي است در وجودمان كه خودمان با دستهاي انديشه مان اين هديه را مي يابيم و آن را با برنامه و هدف واقع بينانه پرورش مي دهيم
پزشك آن لاين 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس بزرگترين زيبايي درونزنان با داشتن اعتماد به نفس مي توانند با زيبايي دروني و شور و نشاط توجه همه را به خود جلب كنند . 
زناني وجود دارند كه بدون وسواس در مورد زيبايي با تلاش و كار به سلامتي خود مي انديشند و با وجود لكه هاي پوستي و چند كيلو اضافه وزن به دنبال تندرستي هستند . 
اين زنان با پوست و جسم خود راحت هستند كه همين اطمينان خاطر براي آنان زيبايي به ارمغان مي آورد . ايجاد اعتماد و سلامتي براي روح و جسم ، رمز واقعي زيبايي است . 
يك زن ۳۳ساله در اين مورد مي گويد : اينكه من خودم بايد موجبات شادي خودم را فراهم كنم كمي نااميد كننده است . خود ما هستيم كه مي توانيم انتخاب كنيم در يك نقطه ساكن شويم و يا اينكه نفس عميقي كشيده و به حركت ادامه دهم . او روز را با يك جلسه ورزش آغاز مي كند . او سه بار در هفته تمرين مقاومت مي كند . روزهايي كه هوا خوب است ، پياده روي و اسكيت مي رود . او معتقد است پس از پايان كارهاي روزانه مي تواند به كارهاي جانبي بپردازد . 
وي مي گويد : كلاس موسيقي و كلاس هاي هنري مي توانند خلاقيت را تحريك كنند چون آرام بخش هستند . او مي گويد : «به عقيده من هرگز براي يادگيري كاري جديد دير نيست . هر قدر چيزهاي جديد را تجربه كنيد ، به همان ميزان وضعيت بهتري خواهيد يافت . من خسته به رختخواب مي روم . اما در عوض بسيار شاد و خوشحال هستم . » 
رؤيا هشت سال پيش ازدواج كرده است . او وقتي فهميد به سرطان سينه مبتلا شده كه پسرش يك سال داشت . اكنون او سرزنده است و توانسته روحيه اش را حفظ كند . 
او مي گويد : «امسال براي من يك سال فوق العاده بود . وقتي با وجود دانستن اينكه فقط پنج سال ديگر زنده هستيد نااميد نباشيد ، بيشتر زنده خواهيد ماند . من اكنون احساس سلامت مي كنم . وقتي بدانيد كه فقط چند سال زنده هستيد هر لحظه براي شما ارزشمند مي شود . من حتي يك لحظه از زندگيم را نيز هدر نمي دهم . فكر مي كنم كه سلامتي يعني داشتن تعادل در زندگي بين آنچه واقعاً دوست داريد انجام دهيد و آنچه بايد انجام بدهيد . يافتن اين تعادل كار ساده اي است . يكي آواز را دوست دارد و يكي ورزش » . او وقت زيادي را صرف ورزش مي كند و اكنون در حال اخذ گواهينامه مربيگري است . او هر روز ساعت ۵صبح براي ورزش بيدار مي شود . سه بار در هفته شنا مي كند و دوبار در هفته به ژيمناستيك مي پردازد . رسيدن به بقيه زنان و عقب نبودن از آنها درخشندگي شخصيت او است . او به تازگي داوطلبانه در برنامه اي شركت مي كند كه به زناني كه به تازگي مشخص شده مبتلا به سرطان سينه هستند ، اطلاعات و دلگرمي مي دهند . براي او زيبايي فراتر از آن چيزي است كه در يك عكس پديدار مي شود . او مي گويد : وقتي مي خواهم كارهايم را انجام دهم ، خوشحالم كه مي توانم به عنوان يك مادر ، يك همسر ، يك دوست و يك ورزشكار كارم را به نحو احسن انجام دهم . 
ريحانه ۵۱ساله و مشاور تربيتي است . او متأهل و مادر دو فرزند ۳۲ساله و ۱۰ماهه است . او از جمله كساني است كه باهث مي شود شما احساس آرامش و خوشحالي كنيد . او به كمك كساني مي شتابد كه نياز به پشتيباني دارند . در همين حين يك مادر مسؤول نيز هست . او مي گويد : «لذتي كه از كمك به ديگران به من دست مي دهد غيرقابل سنجش است . نمي توانم تا اين حد از چيز ديگري لذت ببرم » . به عقيده او هيچ چيز به اندازه منظره كارهاي يك زن ، او را زيبا نمي كند . او مي گويد : «زيبايي دروني يك احساس است كه تاريكترين لحظات را روشن مي كند . » 
وي مي گويد : «وقتي مادر شدم به بهترين حالات روحي دست يافتم . يك دختر داشتم كه بايد به خاطر او شاد مي بودم . به نر من شما مي توانيد مثبت و يا منفي بينديشيد . 
روبرو شدن خوب يا بد مسائل يا برخورد پرشور ، روز شما را خوب رقم مي زند . » او با اين طرز فكرها به حركت خود ادامه مي دهد . كار كردن و تغذيه مناسب مهمترين برنامه زندگي او را تشكيل مي دهند . 
او با شوهرش پياده روي و شنا رفته و غذاهاي سالم براي خود درست مي كنند و در حالي كه او قبول دارد ظاهرش ديگر شبيه آن وقتي نيست كه به دبيرستان مي رفت ، وزن او همان ميزاني است كه ۳۳سال پيش بود . 
راه حل او براي مواقع اضطراب و استرس اين است : وقتي عصبي است از پله هاي خانه اش بالا و پايين مي پرد . 
او مي گويد : «انرژي حاصل از عصبانيت به سرعت هدر مي رود و من فوراً احساس بهتر بودن مي كنم . 
مريم ۳۵ساله است او مديريت يك شركت را دارد . 
او تغييراتي در خود بوجود آورده است و مي گويد : بايد از قيد و بند «بايدها» رها شود و به نيازهاي خد نيز بينديشد . اين خودباوري به او اعتماد بخشيد تا كارهايي را كه قبلاً انجام نمي داد ، انجام دهد . او دوره اي طولاني از خانواده اش دور بود . او مي گويد : «من نياز به تغيير در زندگيم داشم . اكنون فكر مي كنم كاري نيست كه نتوانم انجام دهم . » او ورزش را رها نمي كند و پياده روي در مسيرهاي نزديك خانه اش ، ورزش مطلوب او است . او همينطور تنيس و يوگا نيز كار مي كند . 
او مي گويد : زندگي بسيار زيباست . او به آينده خوش بين بوده و نمي خواهد به عقب باز گردد . 
مينا ، ۳۰ساله ، متأهل ، داراي دو فرزند ۶ساله و ۸ماهه است . او مي گويد : «اكنون كه سي ساله هستم فكر مي كنم زيبايي يك احساس و انرژي است . او از شش سال پيش كه اولين فرزندش را بدنيا آورد تغيير كرد . 
بارداري او را در يك ورطه جديد انداخت : به جاي آنكه خود را با ديگران مقايسه كند شگفت زده شد . او مي گويد : «ببين بدن من چه كارها كه نمي تواند انجام دهد . پيش از آن دوست داشتم كامل و متناسب به نظر بيايم . اكنون فكر مي كنم هيچكدام از ما كامل نيستيم .» وقتي پسرم فقط يكسال داشت طلاق گرفتم . بزرگ كردن يك بچه به تنهايي باري هيچكدام ازما خوب نيست . اما اينك تصميم گرفتم مثبت بينديشم . آموختم كه سعي كنم و هر چيز را جالب و زيبا ببينم . حتي چيزهاي بد را . اگر چه او نگران سايز خود نيست اما در سلامت خود دقيق است . او مي گويد : «من روان پريش نيستم و خود را از خوردن نيز محروم نمي كنم . همانطور كه بدنم مي طلبد مي خورم و فكر مي كنم سالم زيستن يعني همين : توجه كردن به نياز بدن . او ورزش نيز مي كند : پياده روي و اسكيت با پسرش . امكان تنها بودن آنها را با هم فراهم مي كند . او مي گويد : «شايد اين حرف كليشه باشد اما «ورزش يك داروي طبيعي براي تندرستي است . »
مركز اطلاع رساني خانواده شميم 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس براي يك عمر۱) اولين گام در موفقيت «خودشناسي» است. ابتدا سعي كنيد شناخت درستي از خود و ويژگي هاي اخلاقي و شخصيتي خود كسب كنيد. و با توجه به اين كه هيچ كس كامل نيست، اگر ايرادي يا مشكلي داريد كه خود به تنهايي قادر به يافتن راه حل مناسبي براي مقابله با آن نيستيد و شخص قابل صلاحيتي براي مشورت نداريد، از مشاوران و متخصصين كمك بخواهيد. 
۲) تاريك ترين زمان شب، نزديك ترين زمان به سپيده صبح است. اين جمله را به خاطر بسپاريد و با كوچكترين ناملايمات از تلاش خود دست بر نداريد و به سادگي خود را بازنده تلقي نكنيد. 
۳) بدون توجه به نتيجه كار، تمامي نيروي خود را به كار گيريد تا مسئوليتي كه به عهده شماست، به بهترين نحو انجام پذيرد. در واقع اولين هدف در انجام وظايفتان بايد، داشتن وجدان كاري، دقت و تلاش باشد. با انتخاب اين الگو، حتي اگر به موفقيت هم نائل نشويد، وجداني آسوده خواهيد داشت و لطمه اي به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد.
۴) هميشه هدفمند باشيد. اگر خواسته هايتان خيلي دور از دسترس به نظر مي آيد، براي تحقق آنها برنامه اي چند مرحله اي طراحي كنيد. يعني براي خود اهداف كوتاه مدت انتخاب كنيد و مطمئن باشيد حتي اگر يك گام كوچك، اما درست برداريد، اين گام در دستيابي به اهداف نهايي شما بسيار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان كوتاه تر خواهد كرد.
۵) در لحظات سختي كه احساس تنهايي و نااميدي مي كنيد، به خاطر بياوريد يگانه قادر متعال در كنار شماست. به خدا توكل كنيد، محكم و راسخ گام برداريد و پس از موفقيت شكرگزار باشيد. 
۶) هيچ گاه اجازه ندهيد افراد منفي باف با عقايد ناسالم خود، ذهن شما را مسموم كنند. اگر از درستي كاري كه قصد انجام آن را داريد، اطمينان حاصل نموده ايد، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانيد و نگذاريد كسي به اراده شما خللي وارد كند.
۷) از شوخي هاي توهين آميز كه باعث خدشه دار ساختن شخصيت خودتان يا ديگران مي شود، خودداري كنيد. 
۸) توانايي هاي خود را دست كم نگيريد، استعدادهاي خود را باور داشته باشيد و مطمئن باشيد انسان در فرهنگ مذهبي ما بي جهت «اشرف مخلوقات» ناميده نشده و مي تواند با اراده و پشتكار، به موفقيت هاي نامحدودي دست يابد.
۹) در لحظات سختي و پريشاني، دقايقي را با خود خلوت كنيد و سعي كنيد عوامل مولد نگراني تان را پيدا كرده و درصدد رفع آن عوامل برآييد. اجازه ندهيد افكار منفي به ذهن تان هجوم بياورد. خود را دلداري بدهيد و تصميم بگيريد تلاش هاي خود را از سر بگيريد. 
۱۰) نسبت به كودكان خود بيش از حد سخت گير نباشيد و با خشونت با آنان رفتار نكنيد. سعي كنيد بين خودتان و آنان رابطه دوستانه اي برقرار سازيد و در صورتي كه خطايي انجام مي دهند، با تذكرات به جا و دوستانه آنان را متنبه كنيد.
۱۱) قبل از انجام هر كاري به عواقب حاصله آن خوب فكر كنيد، در صورت نياز به راهنمايي با افراد مثبت انديش، واقع گرا و آگاه مشورت كنيد و از انجام كارهاي غيرمنطقي و غيراصولي كه مي تواند به شكست يا سرزنش ديگران منتهي شود، بپرهيزيد.
۱۲) اگر خواستاراحترام ديگران هستيد، اول خودتان به خودتان احترام بگذاريد.
۱۳) سعي نكنيد با توسل جستن به كارهاي ضد ارزشي و غيرانساني، موفقيتي كسب كنيد. به خود گوشزد كنيد موفقيتي كه در گروي لطمه زدن به سجاياي انساني باشد، فاقد ارزش و ناپايدار است.
۱۴) محيط كاري شما به مثابه يك دهكده كوچك است. قطعاً هر حرف يا اظهارنظري كه در مورد همكارانتان انجام دهيد، دير يا زود به گوش آنان خواهد رسيد. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشيد. شايد يك حرف نسنجيده و نادرست، رابطه شما را براي هميشه با دوستي خوب و همكاري شايسته و دلسوز قطع نمايد و شما هرگز قادر به جبران اين خسارات معنوي نباشيد. 
۱۵) با افراد حسود و بدبين مشورت نكنيد.
۱۶) اگر عادت يا ويژگي در شما وجود دارد كه باعث آزارتان مي شود، با برنامه ريزي درست و اصولي آن را از خود دور كنيد. مثلاً اگر اندام ناموزوني داريد، با انجام ورزش و رژيم هاي درست غذايي اندام خود را متناسب كنيد.
۱۷) اگر مي خواهيد از پيشرفت خود اطلاع حاصل كنيد، خود را نسبت به گذشته خودتان مقايسه كنيد نه با ديگران.
۱۸) «هميشه نيمه پر ليوان را ببينيد نه نيمه خالي آن را» . بسياري از ما حداقل يك بار هم كه شده اين جمله زيبا را شنيده ايم. سعي كنيم از اين جمله، به عنوان يك تكنيك مثبت انديشي استفاده كنيم. 
۱۹) همه روزه ما با انبوهي از ايده هاي مختلف كه متعلق به افراد پيرامون ماست، روبرو هستيم. به باورهاي خود ايمان داشته باشيد و هرگز اجازه ندهيد ايده هاي يأس آور ديگران، شما را از رسيدن به اهدافتان باز دارد و يا ريتم حركت شما را كُـند كند.
۲۰) اگر مشكلات حرفه اي خود را نمي توانيد به تنهايي حل كنيد، از افراد زبده و با تجربه كمك و مشورت بخواهيد و دانش حرفه اي خود را گسترش دهيد و از سؤال كردن هراسي نداشته باشيد.
۲۱) هر جايي از مسير زندگيتان كه هستيد، اگر متوجه شده ايد جهت يابي درستي انجام نداده ايد و نياز به تغيير مسير داريد، پس از حصول اطمينان از صحت مسير جديد، بدون تأسف و درنگ از خود انعطاف نشان دهيد و راه و روشي را برگزينيد كه سبب بهتر شدن نتيجه غايي شما و ميانبري براي رسيدن به هدفتان باشد.
۲۲) اگر مي خواهيد حركت نويني را در زندگي آغاز كنيد، پس از تحقيق و جمع آوري اطلاعات موثق، اولين گام را پرتوان برداريد و ترديد را از خود دور كنيد. 
۲۳) فرزندان خود را از كودكي به مستقل بودن تشويق كنيد و با دادن مسئوليت هاي متناسب با سن آنان، روحيه استقلال و خودباوري آنها را شكوفا سازيد.
۲۴) در هر كاري تعادل را حفظ كنيد و از افراط و تفريط بپرهيزيد، چون هر كدام مي توانند به اندازه ديگري عاملي جهت شكست شما به حساب آيند.
۲۵) هميشه خوش ژست و پرانرژي باشيد. حتي در لحظات بحراني بر خود مسلط باشيد و قيافه انسان هاي شكست خورده را به خود نگيريد.
۲۶) انديشه هاي امروز شما، فرداي شما را خواهد ساخت، پس هميشه مثبت انديش باشيد و ضمن انجام فعاليت هاي لازم خود را برنده تلقي كنيد. 
۲۷) گاهي تنبلي در انجام وظايف روزمره باعث مي شود در برنامه هاي زندگي مان خلل ايجاد شود و عقب بمانيم. براي جلوگيري از اين معضل، برنامه روزانه اي براي خود تهيه كنيد و برحسب اولويت، موارد را در آن درج نماييد و سعي كنيد در طي روز آنها را به انجام برسانيد. 
۲۸) هر شكستي را پلي به سوي موفقيت قلمداد كنيد. از اشتباهات خود درس بگيريد و به جاي سرزنش كردن خود يا ديگران، دنبال راه حل مناسبي جهت تغيير شرايط باشيد و توجه داشته باشيد از تكرار مجدد آن اشتباهات، خودداري كنيد. 
۲۹) «همه چيز را همگان دانند» ، اگر اين جمله زيباي سقراط را به خاطر داشته باشيد، توقع بيش از حد از خودتان يا ديگران نخواهيد داشت.
۳۰) بر همگان مسلم است تواضع، صفت بسيار نيك و پسنديده اي است. اما تواضع را با خوار و حقير شمردن خود اشتباه نگيريد و خود را بي ارزش جلوه ندهيد.
۳۱) در به انجام رساندن كارهاي مهم و كارهايي كه جبران آن مشكل است، از تمركز و دقت حواس بيشتري كمك بگيريد. با توجه به اين ضرب المثل «پارچه را دوبار اندازه بگيريد و يك بار ببريد» در به انجام رساندن كارهايي كه امكان تكرار يا جبران ندارند، بيش از مابقي كارها دقت داشته باشيد.
۳۲) به ديگران و خودتان شانس جبران اشتباهات را بدهيد. شايد يك شروع جديد، زندگي جديدي برايتان به ارمغان بياورد. 
۳۳) كودكان خود را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبيه نكنيد و با شرح دادن اشتباهات آنان در جمع، خجالت زده و شرمنده نكنيد.
۳۴) اگر هر چه سعي مي كنيد ولي به مقصدتان نمي رسيد؟ قدري تأمل كنيد و از زاويه جديدي به خواسته هايتان بنگريد، شايد درهاي جديدي به سوي شما گشوده شود.
۳۵) براي كم كردن ضريب خطاهاي خود در محيط كار، استانداردهاي كاريتان را رعايت كنيد.
۳۶) ليستي از مواردي كه در زندگي تان وجود دارد و برايتان آزار دهنده است را تهيه كنيد و با بررسي علل به وجود آمدن آنها به مقابله با آنان بپردازيد.
۳۷) در برابر افراد پير و مسن بيشتر احساس مسئوليت كنيد، يادتان باشد آنان حساس و شكننده هستند و نبايد با خشونت و بدخلقي از رفتارهايي كه شايد در سن و سال آنها طبيعي است، ايراد بگيريد و اعتماد به نفس آنها را از بين ببريد.
۳۸) وقتي كه مسئوليتي را به عهده كودكان خود مي گذاريد، از دور آنها را كنترل كنيد و طوري كمك شان كنيد كه خود را ناتوان احساس نكنند.
۳۹) وقتي در جمع دوستان قرار داريد، سعي كنيد به همه توجه نشان دهيد و فقط يك يا چند نفر را مخاطب قرار ندهيد.
۴۰) وقتي در يك مجموعه كار مي كنيد، تنها مهم نيست كه خودتان خوب و بي نقص باشيد. در نظر داشته باشيد حتي اگر يك نفر هم در جمع درست كار نكند، باز نتيجه كاملاً مطلوب حاصل نمي شود. پس براي حصول به نتيجه دلخواه، در حركت هاي گروهي به افراد ضعيف بيشتر توجه كنيد و با همسو كردن آنان با گروه، موفقيت جمع را تضمين كنيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
‌اعتماد به نفس او را افزايش دهيدزماني‌كه از كودكان پرسيده مي‌شود براي حل يك مشكل چه اقدامي انجام مي‌دهند، با پاسخ‌هايشان نشان مي‌دهند كه مي‌توانند راه حل‌هاي جالبي براي كنترل استرس شان پيدا كنند.
بعضي از آنان تاكيد دارند كه بايد بتوانند در مورد آن موضوع با يك بزرگتر صحبت كنند. برخي ديگر از اجتناب و دوري صحبت مي‌كنند يعني با سرگرم شدن به كاري و يا فكر كردن به موضوعي ديگر حواسشان را پرت مي‌كنند. بعضي ديگر جز گريه و زاري و يا غصه خوردن كار ديگري از دستشان بر نمي‌آيد. بعضي‌ها هم فكر مي‌كنند بايد ببينند چه بايد كرد و يا آنكه ناراحتي شان را بر سر ديگران و روي‌اشياء خالي مي‌كنند.
تمام راهكارهاي كودكان بد نيستند. با اين وجود، بعضي از اين راهكارها هيچ مشكلي را حل نمي‌كند و خود بچه‌ها حاضر نيستند آن را بپذيرند. بنابر اين، آموزش راهكارهاي غلبه بر ترس به كودكان مفيد خواهد بود. مهم‌ است كه به اين‌نوآموزان به طور صحيحي كمك شود.
تحقيقات در اين زمينه نشان مي‌دهند كه راهكارهاي مفيد براي كنترل استرس كودكان در دوران بزرگسالي نيز كارايي دارد. روشي كه مؤثر واقع شود، اثراتش تا بزرگسالي باقي مي‌ماند. بنابراين در اولين قدم بايد راهكارهاي بد را شناسايي كرده و آنها را به روش‌هاي مناسب و قابل‌قبول جامعه تبديل كنيم، براي اين كار موارد زير پيشنهاد مي‌شود.
‌خودتان را كنترل كنيد. براي كمك به كودكي كه دچار استرس شده، ابتدا بايد اضطراب خود را كنترل كنيد. بچه‌ها گيرنده‌هاي بسيار قوي دارند و اضطراب به سهولت به آنها انتقال داده مي‌شود.
به حرف‌هايش گوش دهيد. براي كنترل استرس فرزندتان، حمايت خانواده، منبع اصلي كمك به شمار مي‌آيد. ابتدا بايد به او كمك كرد تا علائمي را كه در اثر استرس در او ظاهر شده و حاكي از آن است كه استرسش ديگر قابل كنترل نيست (بي خوابي، تغيير ناگهاني خلق و خو، گرسنگي مفرط، تيك‌هاي عصبي و سردرد )را بشناسد. صحبت كردن، فشار ناشي از استرس را كاهش مي‌دهد. با صحبت كردن مي‌توان به او نشان داد كه او تنها نيست و اينكه شما نيز مثل او در زندگي گاه تحت فشار استرس‌هايي مشابه قرار مي‌گيريد.
به او كمك كنيد تا نگراني‌هايش را ابراز كند و آنها را در دلش نگه ندارد. با او در مورد مدرسه، يادگيري و دوستانش صحبت كنيد. زماني‌كه به حرف‌هاي او با علاقه و جديت گوش دهيد، اين عمل رابطه بين پدر و مادر و فرزندان را استحكام مي‌بخشد. از مدرسه‌اش ديدار كنيد و با معلمان و والدين ديگر بچه‌ها ملاقات كنيد. اين عمل اين امكان را به شما مي‌دهد تا از نزديك با چشمان او مشكل را ببينيد و از اين طريق، فرزندتان احساس خواهد كرد كه شما حقيقتا به امور او رسيدگي مي‌كنيد.
‌مشكل او را كوچك نشماريد. بزرگتر‌ها مايلند مشكلات فرزندشان را كوچك جلوه دهند. نكته مهم، علائمي نيست كه او از خودش بروز مي‌دهد بلكه رنج و عذاب واقعي اوست. حتي اگر مشكلاتش از نظر شما بي‌اهميت جلوه كند اما از نظر او بسيار واقعي و حائز اهميت هستند. هرگز نبايد به او بخنديد، او را مسخره كنيد و يا نسبت به ترس‌هايش بي‌تفاوت باشيد. البته اين بدان معنا نيست كه خود را تمام و كمال در محاصره مشكلات او قرار دهيد بلكه هميشه آماده كمك و در دسترس باشيد. نه آن‌را ناديده بگيريد و نه بيش از حد حمايت كنيد.
عادات روزانه او را تغيير دهيد. گاهي اوقات براي آنكه فرزندتان بتواند احساس آرامش كرده و در فعاليت‌هاي فرح بخشي شركت داشته باشد، بهتر است تغييراتي در عادات او ايجاد كنيد.
‌او را به خوبي آماده كنيد. زماني‌كه فرزندتان را براي سال تحصيلي جديد ويا شرايط جديد ديگر به خوبي آماده مي‌كنيد، اين عمل اضطراب او را كاهش مي‌دهد. شرايط و محيط‌ آشنا اضطراب كمتري به همراه دارد.
‌زماني را براي رفع خستگي و آرامش او در نظر بگيريد. لحظاتي را براي بازي و استراحت او اختصاص دهيد(عادات صحيح خواب). او را هفته‌اي دو يا سه بار در فعاليت‌هاي بدني چون شنا، دوچرخه سواري، بسكتبال و غيره كه موجب كاهش فشار و استرس مي‌شوند، همراهي و تشويق كنيد. با اينحال، بهتر است كه برخي از بچه‌ها در فعاليت‌هاي ورزشي و هنري خارج از مدرسه شركت نكنند زيرا اين فعاليت‌ها اغلب از روي فعاليت‌هاي مدرسه الگو برداري شده‌اند. 
‌اعتماد به نفس او را افزايش دهيد. به فرزندتان اجازه دهيد تا در حل مشكل شركت داشته باشد. به او پيشنهاد دهيد، او را راهنمايي كنيد اما به او اجازه تصميم گيري دهيد. به خاطر داشته باشيد كه مشكل، تنها خود استرس نيست بلكه اين است كه چگونه فرزندتان با آن روبه‌رو شود. اگر در او اعتماد به نفس ايجاد كنيد مهم‌تر از آن است كه علت‌هاي استرس را از ميان برداريد. 
همراه با او كتاب‌هاي مفيد در مورد استرس را بخوانيد، كتاب‌هايي كه بنا به سن و سال او نوشته شده‌اند. اينگونه كتاب‌ها سبب مي‌شوند تا او شرايطش را بهتر درك كرده و روش‌هايي كه براي او كارايي دارند را بشناسد.
‌آرامش و آسودن را فرا گيريد. برخي از تكنيك‌هاي كه موجب آرامش مي‌شوند را ياد گرفته، تمرين كنيد و به او آموزش دهيد. با تغيير خود، نمونه اين عمل را به او نشان دهيد. 
درخواست كمك كنيد. چنانچه قادر نيستيد مشكل را شناسايي كرده و يا چاره‌اي براي آن بينديشيد، اگر نمي‌توانيد فرزندتان را حمايت كرده و يا او را تسكين دهيد، بي‌درنگ از يك متخصص و يا فرد كاردان كمك بگيريد.
كنترل استرس و تكنيك‌هايي كه براي حل مشكل به كار برده مي‌شوند، مهارت‌هايي يادگرفتني هستند. چيزي كه امروزه بچه‌ها در رابطه با استرس و ناكامي‌ها فرا مي‌گيرند، به آنها نشان مي‌دهد تا در زندگي آينده شان در برخورد با مسائل چه روشي را به كار گيرند.
روزنامه هموطن سلام 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس آري، خود پسندي هرگز● خودت را دوست بدار 
يكي از اهداف تربيتي كه همواره مورد توجه مربيان بوده, پرورش روحيه خودباوري و اعتماد به نفس است. اتكاي به نفس عبارت است از اين كه انسان به خود تكيه كند, موفقيت و ناكامي را معلول افكار و اعمال خود بپندارد و به ياري ديگران چشم ندوزد. ريشه اين كمال انساني در وجود هر فردي نهفته است. كودك در سن سه سالگي به صراحت به خود آگاهي مي رسد و به تدريج به خود توجه پيدا مي كند(۱), از اين رو استقلال طلبي و بي نيازي از ديگران از ژرفاي احساسات بشري و تمايلات فطري سرچشمه مي گيرد. دين اسلام, نه تنها از اين تمايل دروني جلوگيري نكرده بلكه در جهت رشد و تعالي آن برنامه ريزي كرده است. 
● تفاوت اعتماد به نفس با خودپسندي 
اعتماد به نفس كه يك فضيلت اخلاقي است, نبايد با نخوت و خودپسندي اشتباه شود, در اعتماد به نفس, تكيه بر واقعيت ها و تصوير منطقي از خويشتن است، در حالي كه در خودپسندي, تصويري افراطي و اغراق آ ميز به چشم مي خورد و هرگز تصوير ذهني با واقعيت تطبيق ندارد. بر اين اساس, اسلام آن را معلول نارسايي عقل مي داند و به شدت محكوم كرده است. 
● اعتماد به نفس و توكل 
چه بسا تصور شود كه اعتماد به نفس با اعتماد به حق و توكل منافات دارد, در حالي كه در معناي اعتماد به نفس, نفي اتكاي به خدا لحاظ نشده است; انسان مؤمن با اين كه از سرمايه اعتماد به نفس برخوردار است اما هرگز خود را بي نياز از خالق نمي داند, توكل , نقطه مقابل تكيه كردن بر غير است. از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود: از جبرئيل پرسيد: توكل چيست؟ گفت: علم به اين كه مخلوق نفع و ضرري نمي رساند و بنده اي كه مأيوس از كمك ديگران باشد, براي غير خدا كاري انجام نمي دهد ، به غير از خدا اميد نمي بندد و از غير خدا نمي ترسد و به غير خدا طمع نمي ورزد .بنابراين تفسير, ضريب قدرت روحي و مقاومت او در برابر مشكلات بالا مي رود. 
● آثار و فوايد اعتماد به نفس 
اعتماد به نفس آثار فردي و اجتماعي زيادي دارد كه مهم ترين آن ها عبارت اند از: 
۱) موفقيت: يكي از عوامل مهم پيش رفت علمي و كاميابي در انسان, اعتقاد به توانايي هاي فردي است. مطالعات روان شناسان بارها نشان داده است كه نگرش مثبت علت اصلي توفيق اشخاص در كارها. اعتماد به نفس, ترديد و بي ثباتي را زايل مي كند. تحقيقات انجام شده در مدارس مختلف به ويژه مدارس استثنايي نشان مي دهد كه هر قدر فرد احساس و نگرش مثبتي نسبت به خود داشته باشد, موفقيت بيشتري در امور تحصيلي از خود نشان مي دهد 
۲) پايداري در راه هدف: در سايه اعتماد به نفس و خودباوري, قدرت مواجهه با مشكلات افزايش مي يابد.از نظر روايات افرادي كه به اراده خويش متكي اند, اگر به مصيبتي دچار شود, صبر مي كند وشكست نمي خورد. 
۳) سلامت روان: يكي ديگر از آثار اعتماد به نفس حفظ سلامت روان است. مازلو مي گويد: ما براي سلامت رواني خود نياز به احساس اعتماد به نفس مثبت و قوي داريم. اين امر وقتي روشن مي شود كه بدانيم ضعف اعتماد به نفس, عوارضي چون نگراني, بي ثباتي, اضطراب, بدبيني, پر خاشگري, افسردگي, خودكم بيني, وسواس و غيره دارد. اعتماد به نفس, نقش مؤثري در جلب اعتماد ديگران دارد, چون تأثيرگذاري بر افراد بستگي زيادي به قدرت ايمان و خودباوري دارد. امام علي(ع) مي فرمايد: الرجل حيث ا ختار لنفسه ان صانها ارتفعت و ان ابتذلها اتّضعت; ارزش شخصيت هر فردي, وابسته به روشي است كه اتخاذ مي كند; اگر نفس خود را از پستي بر كنار داشت, رفعت مقام پيدا مي كند و اگر آن را خوار شمرد, به پستي مي گرايد. 
۴) رشد اجتماعي: روان شناسان براي رشد اجتماعي, شاخص هايي را ذكر كرده اند كه عبارت اند از: استقلال, پذيرش مسئوليت و آينده نگري. يكي از پايه هاي واقعي رشد اجتماعي, اعتماد به نفس است. عدم سازگاري با محيط نتيجه بي اعتمادي و ضعف نفس است. اشخاصي را كه مي بينيد خجول، پرخاش گر, ساكت، پرگو و يا بي تصميم هستند به خود اطمينان و اعتماد ندارند.روزنامه تفاهم 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]

اعتماد به نفس ارثي نيستزماني كه كودكي بتواند بدون توقع و انتظار از ديگران كاري را آغاز كند و بكوشد تا آن را به اتمام برساند ، مي‌گوييم، «اعتماد به نفس» دارد. كودك از همان ابتدا كه شروع به شناخت خود و محيط پيرامونش مي‌كند، به قدرت و توانايي خود براي تسلط بر محيط و اطرافيان خود آگاه مي‌شود.
هنگامي كه كودك به مرحله‌اي از رشد بدني خود مي‌رسد كه بتواند روي پاهاي خود بايستد و چندقدمي نيز راه برود ، در حقيقت مطالب بسياري آموخته است. او به تدريج و با رشد ساير توانمندي‌هاي خود درمي‌يابد كه قادر به انجام كارهاي بي‌شماري است.
يكي از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان، والدين و افراد خانواده هستند. اگر كودك در خانواده‌ا ي كه سرشار از صميميت و محبت و مهرباني است، رشد يابد، مي‌تواند ويژگي‌هاي شخصيتي خود را شناخته و با اطمينان به توانايي‌هاي خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفي مي‌تواند با رفتارهاي نامطلوب و منفي خود ، برخوردي واقع‌بينانه داشته باشد و درصدد رفع و تغيير آنها برآيد. 
از آنجايي كه اعتماد به نفس صفتي ارثي نيست، اگر كودك ضمن انجام فعاليت‌هاي گوناگون مدام دچار محدوديت شود و نتواند تجارب مفيدي در زندگي كسب كند، ترسو، كم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصميم‌گيري مناسب هم نخواهد داشت.
گاهي والدين با توجهات افراطي خود ، مانع از رشد عاطفي و شناختي كودك مي‌شوند.
از آنجايي كه مادر و يا مربي كودك، تماس بيش‌تري با نيازهاي جسمي ـ رواني او دارد ، مي‌تواند تأثير بيش‌تري در خوي و منش وي بگذارد. مادراني كه بيش از اندازه به فرزندان خود توجه مي‌كنند و انجام وظايف كودك را به عهده مي‌گيرند و اجازه نمي‌دهند كه او در حد توان خود مسئوليت بپذيرد ، فرزندان آن هادر آينده احتمالاً دچار مشكلات و مسائل گوناگون خواهند شد. در اين باره، لويي (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسيم مي‌كند:
الف) مادراني كه فرزندان خود را بسيار نازپرورده بار مي‌آورند و هيچ محدوديتي براي آنان قائل نمي‌شوند، هيچ كنترلي نيز بر خواسته‌ها و انتظارات كودك نخواهند داشت. اين دسته از كودكان تصور مي‌كنند كه هر چه بخواهند بايد به سرعت مهيا شود و همه را در خدمت نيازهاي خود مي‌دانند. به طور كلي توجه و وابستگي بيش از اندازه‌ي مادر مي‌تواند موجب كاهش اعتماد به نفس كودك شود. ويژگي‌هاي اين دسته از كودكان، تندخويي، پرخاشگري، پرتوقعي و جنجالي بودن آن‌هاست.
ب) گروه دوم، مادراني هستند كه از شدت كنترل، اجازه‌ي هيچ‌گونه عمل و تصميم‌گيري به فرزندان خود نمي‌دهند. اين دسته از كودكان نيز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بي‌كفايتي و عدم شايستگي مي‌كنند. اين گروه فرمانبردار، ‌مطيع و منفعل هستند.
اگر كودك در خانواده‌ا ي كه سرشار از صميميت و محبت و مهرباني است، رشد يابد، مي‌تواند ويژگي‌هاي شخصيتي خود را شناخته و با اطمينان به توانايي‌هاي خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفي مي‌تواند با رفتارهاي نامطلوب و منفي خود ، برخوردي واقع‌بينانه داشته باشد و درصدد رفع و تغيير آنها برآيد. 
به طور كلي، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار كاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمي‌توانند ارتباطات اجتماعي مناسبي با سايرين برقرار كنند. اريك فروم يكي از روانشناسان معاصر معتقد است، «ميزان ارتباط والدين با كودك اهميت چنداني ندارد، آن چه مهم است كيفيت روابط است».
براي داشتن فرزنداني با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نكات زير توجه كنند:
۱)پيش‌بيني‌هاي منفي 
اگر والدين معتقد باشند كه فرزندشان توانايي انجام تكليفي را ندارد و حتماً نيازمند كمك آنهاست، به طور يقين اين طرز نگرش آن ها، بر عملكردِ فرزندشان تأثير مي‌گذارد و به تدريج باعث مي‌شود كه فرزندشان نسبت به توانايي‌ها و استعدادهاي خود شك كرده و مدام به شكست بيانديشد.
۲) توقعات نامعقول بيش از اندازه 
بعضي از والدين توقعات و خواسته‌هايي بيش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهي فراموش مي‌كنند كه معيارهاي بزرگسالان با كودكان تفاوت دارد. در صورتي كه خوب است والدين معيارهاي خود را براساس توانايي‌هاي فرزندانشان پايه‌ريزي كنند.
۳) هيچ‌گاه فرزندانتان را بر يكديگر ترجيح ندهيد
كودكان با يكديگر متفاوتند و شكي در تفاوت بين آنها نيست؛ اما بين آنها تبعيض قائل نشويد و يكي را بر ديگري ارجح ندانيد. براي مثال، زماني كه يكي از فرزندانتان موفقيتي كسب مي‌كند و ديگري شكست مي‌خورد ، دليل نمي‌شود كه موفقيت او را دائم به رخ فرزند ديگرتان بكشيد؛ زيرا اين كار موجب دلسردي، سرشكستگي و كاهش اعتماد به نفس او مي‌شود.
۴) منطقي باشيد
بسياري از والدين بهترين امكانات و شرايط را نه تنها براي خود ، بلكه براي فرزندانشان نيز مي‌خواهند و توقع دارند كه كودكان، بر پايه‌ي خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتي كه بهتر است اين نحوه‌ي نگرش خود را تغيير داده و به كودك بگويند: «مهم اين است كه نهايت سعي خود را بكني. موفقيت، تنها رسيدن به هدف نيست، بلكه تلاش و سعي تو در راه رسيدن به هدف مهم است.»
۵) توقعات دو طرفه 
شعار بسياري از والدين اين است «آن كاري كه مي‌گويم بكن، نه آن كاري كه مي‌كنم»، براي نمونه، مادري از فرزندش مي‌خواهد كه وسايلش را جمع كرده، ‌اتاق نشيمن را شلوغ نكند؛ در حالي كه لباس‌ها و وسايل خودش گوشه‌ي اتاق ريخته است. در چنين شرايطي كودك احساس مي‌كند كه ارزش او در خانواده كم‌تر از ديگران است. پس اول خودتان عمل كنيد و بعد از فرزندتان بخواهيد.منبع : برگرفته از كتاب " پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان " – نويسنده : ماندانا سلحشور تنظيم براي تبيان : داوودي تبيان


امتیاز:
 
بازدید: