مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4078
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 14
همه : 5160467
اعتماد به نفس حاصل عزت نفس استمن براي اعتماد به نفس سه مرحله قائلم: 
▪ اول اعتماد به نفس حاصل از ناداني،
▪ دوم عدم اعتماد به نفس حاصل از آگاهي به ناداني 
▪ سوم اعتماد به نفس حاصل دانايي. 
خيلي‌ها را ديده‌ام كه ظاهرا مشكلي با خود و با زندگي ندارند، بخصوص در سن نوجواني و جواني. چيزي براي خجالت كشيدن يا شرمنده بودن در زندگيشان نيست. مجبور نيستند به كسي بگويند ببخشيد. هنگام بحث و مجادله گويي هميشه حق با آنهاست. از همه مهمتر هرگز احساس گناه نمي‌كنند. احساس گناه بدترين آفت اعتماد به نفس است. از اينكه به ديگران احترام نگذارند يا حتي بي‌احترامي ‌كنند ابايي ندارند. هنگام حرف زدن لازم نيست حرفشان را سبك سنگين كنند و از نتيجه آن هرگز خجالت زده و شرمگين نمي‌شوند. 
سال‌ها فكر مي‌كردم اين گونه آدم‌ها داراي اعتماد به نفس و شجاعت هستند، اما بالاخره فهميدم كه اعتماد به نفس آنها حاصل ناداني و جهالت و پايين بودن سطح آگاهي شان است. آنها نمي‌دانند كه زشت هستند و نمي‌دانند زيبايي چيست. خود را مي‌بينند و بس و چون نمي‌دانند ميزان ناداني شان چقدر است، مشكلي با خود ندارند و اين به ظاهر حداقل براي من اعتماد به نفس به نظر مي‌آمد. 
و اما دسته دوم در مقابل به نظر آدم‌هاي ضعيفي مي‌آيند و گه گاه مورد تمسخر دسته اول نيز قرار مي‌گيرند و من بعد‌ها فهميدم آنها كه ضعف اعتماد به نفس دارند از انسان‌هاي دسته اول برتر هستند، چراكه آنها به ضعف‌ها و نواقص و زشتي‌هاي خود آگاه گشته‌اند و اين خيلي با ارزش است، اما مشكل آنها اكنون اين است كه توانايي‌ها و ارزش‌هاي خود را درنيافته‌اند و نمي‌دانند هر كرمي‌كه در پيله خود فرو مي‌رود روزي پروانه‌اي زيبا خواهد شد. 
مشكل بزرگ و اصلي افراد گروه دوم اين است كه عزت نفس ندارند و احساس گناه مي‌كنند. آنها زود خجالت زده مي‌شوند و در لاك دفاعي فرو مي‌روند. 
برعكس افراد گروه اول بيشتر حالت تهاجمي ‌دارند يا همواره در حال انتقاد و تمسخر ديگران هستند. آنها در هر موردي نظر مي‌دهند گويي كه در همه علوم كارشناس هستند. 
افراد گروه سوم كساني هستند كه بر جهل خود واقف گشته‌اند و راه دانايي پيش گرفته‌اند. برخي صاحب قدرت و دانش و ثروت مي‌شوند و بعضي علاوه بر اينها به فروتني نيز مي‌رسند. 
اگر اين اعتماد به نفس همراه با عشق و فروتني باشد، بسيار سازنده و مثبت است و اگر به غرور و تحقير ديگران منجر شود به نوعي نتيجه يك ناداني بزرگتر است. 
اعتماد به نفس در كل حاصل عزت نفس است. ما به جاي احساس گناه و سرزنش خويشتن (به خاطر كاستي‌ها و اشتباهاتمان) بايد احساس مسووليت را جايگزين كنيم و علاوه بر دوست داشتن خودمان (عزت نفس) ديگران را هم به همان ميزان با ارزش بشماريم و دوست بداريم (عشق و فروتني) 
براي اينكه بر ارزش‌هاي خود واقف شويم و به عزت نفس برسيم، بايد شناخت و آگاهي پيدا كنيم و تجربه كيزهاي بد ساده تراست. 
۱) بيماري افسردگي اغلب يك چيز دروني است و گاهي اوقات اين بيماري به دلايل مختلف ناديده گرفته مي شود. از جمله اينكه منشاء هورموني دارد يا قسمتي از فرايند رشد است. سازمان بهداشت جهاني (WHO) متوجه اين موضوع شده كه كمتر از ۲۵% افرادي كه افسردگي دارند توجه و مراقبت لازم را دريافت مي كنند.
۲) واقعاً مهم است كه به عدم اعتماد به نفس و حس خود كم بيني توجه شود. مخصوصاً در بين جوانان كه خودكشي يكي از ۳ عامل مهم در مرگ آنان است.
۳) حتي به عنوان اشخاص بالغ نيز عدم اعتماد به نفس و خودكم بيني ميتواند بر روند كار ما تاثير بگذارد. ميتواند ما را در زندگي تبديل به شريكي بي ميل و علاقه و پدري بيفايده بنمايد. عدم اعتماد به نفس بر همه جنبه هاي زندگي يك شخص تاثير ميگذارد و باعث نابودي ميشود.
وقتي شما ديگر از خودتان خوشتان نمي آيد, دنيا تبديل به مكان ترسناكي ميگردد.
حالا اميد داشتم. وقتي بچه بودم در مورد خد ا چيزهايي شنيده بودم, تلاش براي ماندن همه چيز را در زندگي من نابود كرده بود, و مدتها بود كه من خدا را فراموش كرده بودم. اما خدا مرا فراموش نكرده بود. در سال ۲ دانشگاه , به آيه اي در كتابمقدس برخوردم كه يكي از آيات دلخواه من است. اشعياء ۴۱ : ۹ و ۱۰ اينچنين ميگويد: ۹ كه‌تو را از اقصاي‌زمين‌گرفته‌، تو را از كرانه‌هايش‌خوانده‌ام‌و به‌تو گفته‌ام‌تو بنده‌من‌هستي‌،تورا برگزيدم‌و ترك‌ننمودم‌، ۱۰ مترس‌زيرا كه‌من‌با تو هستم‌و مشوّش‌مشو زيرا من‌خداي‌تو هستم‌! تو را تقويت‌خواهم‌نمودوالبتّه‌تو را معاونت‌خواهم‌داد و تو را به‌دست‌راست‌عدالت‌خود دستگيري‌خواهم‌كرد.
من كيستم؟ اگر نسبت به خودتان احساس خوبي نداشته باشيد, اين سوال , بسيار وحشتناك است. اما حالا من يك جواب دارم. من زني هستم كه خدا دوستم دارد. شما نيز ميتوانيد همين را تكرار كنيد. شما براي خدا مهم هستيد. خدا شما را آنقدر دوست داشت كه پسر خود را براي شما فدا كرد. ميتوانيد همين الان از طريق دعا به او ايمان آوريد. دعا به سادگي يعني صحبت با خدا. خدا قلب شما را ميشناسد و زياد نگران كلمات شما نيست. زيرا او قلب شما را ميخواهد نه زبانتان را.
اساس يك رابطه خوب با نوجوان باشيد كه به عزت نفس وي كمك مي كندكه بر اساس برابري و احترام متقابل استوار است 
آيا معمولاً توانايي هاي خودتان را زير سوال مي بريد؟ آيـابـراي ايـن عدم اطمينان به خود توجيهي داريد يا فقـط بـه دلايل واهي اين كار را مي كنيد؟ 
اگـر ايـنطـور اسـت، احـتـمالاً شما دچار كمبود اطمينـان واعـتـمـاد به نفس هستيـد. تـا همين لحظه افراد بسياري هستند كه از همه تواناييهاي خود به طور كامل استفـاده نميكنند،ممكن است شما هم يكي از همين افراد بوده وبه جاي انجام كارهاي مفيد و سودمند، هميشه مشغول فكر كردن به اين مسئله هستيد كه چه زندگي بيمصرفي داريد و چقدر محيط اطرافتان كسل كننده است. اگـر چـه مـمكن اسـت كه كمي از خود دور افتاده باشيد وارزش خود را فراموش كرده باشيد، اما هيچگاه براي تغييردير نيست. 
● چه كساني در معرض ابتلا به آن هستند؟ 
چون عوامل بسياري ممكن است به از دست دادن اعتماد به نفس بيانجامد، مي توان گفت كه همه در معرض خطر ابتلا به آن هستند اما بعضي شرايط نسبتاً جدي تري دارند. 
همه انسانها ممكن است در يك جنبه از زندگي خود احساس كمبود اعتماد به نفس داشته باشند. اما هميشه راه هايي براي مقابله با اين مشكلات وجود دارد. در اينجا راه هايي را به شما معرفي مي كنيم كه با انجام آنها بتوانيد ارزش خود را در نظر خودتان بالاتر ببريد و اعتماد به نفستان را افزايش دهيد. 
اگر مي خواهيد اعتماد به نفستان را دوباره به دست آوريد، در اينجا شش راه به شما معرفي مي كنيم: 
۱) خود را با ديگران مقايسه نكنيد
هميشه به ياد داشته باشيد كه انسانها با هم متفاوت اند. دليلي ندارد كه همه ما توانايي هاي يكساني داشته باشيم و كارهاي مشابهي انجام دهيم. اگر سعي كنيد كه خود را با هر كسي كه سر راهتان قرار مي گيرد مقايسه كنيد، خيلي زود از خودتان خسته و دلسرد خواهيد شد و ديگر قدرت انجام كاري را نخواهيد داشت. 
۲) خود را دست كم نگيريد
سعي كنيد كه ارزش خود را به عنوان يك انسان كشف كنيد. دليل نمي شود كه اگر كسي از شما خوشش نيامد و شما را فرد جالبي تصور نكرد، تصور همه مردم اين باشد. اگر كسي از شما خوشش نيامد اصلاً ناراحت نشويد، مشكل خودش است نه شما. چون افراد زيادي هستند كه شما را دوست مي دارند و برايتان ارزش قائل اند. 
۳) فهرستي از كارهايي كه انجام داده ايد و در آنها موفق بوده ايد تهيه كنيد 
سعي كنيد روي كارهايي كه در آن موفق بوده ايد متمركز شويد. اما اگر چنين چيزي در سابقه كاريتان پيدا نكرديد اصلاً ناراحت نباشيد. شايد پشت اين همه ناتواني لبخندي نهفته باشد و قدرتي باشد كه بتواند باعث خنده ديگران شود و يا حتي شايد توانايي در شما وجود داشته باشد كه هنوز كشفش نكرده ايد. سعي كنيد ليستي از كارهاي انجام شده تان تهيه كنيد. مهم نيست كه كوتاه يا بلند باشد. با اينكه حتي ممكن است نتوانيد فكرش را بكنيد اما همين كارها مي تواند اعتماد شما را دوباره به خودتان جلب كند. 
۴) سر خود را بيشتر گرم كنيد 
سعي كنيد تفريحاتي براي خود درست كنيد كه به آنها علاقه داريد. ممكن است به كتاب خواندن علاقه مند باشيد، يا به باشگاه برويد يا هر كار ديگري...هر چه زمان بيشتري به انجام كارهاي مورد علاقه تان اختصاص دهيد، كمتر وقت براي سرزنش خود و متاسف شدن براي خودتان خواهيد گذاشت. اما مسئله مهم تر اين است كه اين كار باعث مي شود كه شما احساس مفيد بودن كنيد و اين به شما هدف مي دهد. 
۵) با افراد مثبت نشست و برخاست كنيد: 
گاهي اوقات بودن در جمع افرادي كه از خودتان هم دلسردتر و افسرده تر هستند، بيشتر به ضررتان خواهد بود. حتي اگر تنها باشيد بيشتر به نفعتان خواهد بود تا با آنها. به جاي چنين افرادي سعي كنيد با افرادي مراوده كنيد كه مي توانند شما را شاد كنند. اگر دور و اطرافتان را از دوستان نزديك و خانواده پر كنيد كه شما را قبول دارند، مي تواند سبب شود كه شما هم خودتان را قبول داشته باشيد. 
۶) در جلسات روانشناسي شركت كنيد 
امروزه درمان هاي زيادي براي اين مشكل پيشنهاد مي شود. مجمع هاي بسياري هم براي اين منظور تشكيل مي شود. به اين افراد توصيه مي شود كه در اين جلسات روانشناسي شركت كنند چون بسيار موثر بوده است. كتاب ها و نوارهاي زيادي هم در اين زمينه ارائه مي شود. 
● با خودتان صادق باشيد 
من چيزي در مورد شما نمي دانم، اما مي دانم كه امروز در اين دنيا كينه و نفرت به اندازه كافي وجود دارد و در اين موقعيت بدترين كار اين است كه شروع كنيم كه از خودمان هم متنفر شويم. شما فقط يكبار به دنيا مي آييد، و همين يكبار هم زندگي خيلي كوتاهي خواهيد داشت، پس نگذاريد كه ديگران مانع شادي شما شوند. 
سعي كنيد كه توانايي هاي خود را بشناسيد و ببينيد كه در چه زمينه هايي فردي ويژه هستيد. افرادي كه نمي توانند توانايي هاي شما را ببينند ارزش اين را ندارند كه دور و برتان باشند
● آرامش ذهني 
هر كه هستيد و هر كجا زندگي مي‌كنيد، آرامش را به زندگي خويش دعوت كنيد و آن را در ذهن خود جايگزين سازيد.اگر كلام و رفتار شما قرين آرامش باشد، بدون شك اين ويژگي به دنياي اطراف شما نيز سرايت خواهد كرد. بخاطر داشته باشيد براي رسيدن به اين وضعيت، لازم است برخي قابليت‌هاي ويژه را در خود پرورش دهيد و شرايط خاصي را در زندگي خويش ايجاد نمائيد. رعايت نكات زير مقدماتي است كه به شما كمك مي‌كند در اين مسير گام برداريد: 
۱) ياد بگيريد كه گاه مسايل را رها سازيد. 
بدين معنا كه به هر مسئله‌اي دائما گره نخوريد. وقتي هميشه و همه جا در فكر مسايل خود هستيد و به مرور آنها مي‌پردازيد، در واقع هميشه بار اضافه‌اي را با خود حمل مي‌كنيد كه اين خود سبب ايجاد اضطراب و استرس در شما مي‌گردد. بياموزيد كه با يك ذهن رها و آزاد زندگي كنيد. اين امر به شما كمك مي‌كند كه به هر محرك كوچك و يا مانع جزئي آشفته نشويد.
۲) به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد. 
اگر به خود و خداي خود ايمان داشته باشيد، به راحتي از عهده مشكلات زندگي برخواهيد آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسيدن به اهداف خود گام خواهيد برداشت. 
۳) مثبت انديش باشيد.
اگر ديدگاه مثبت انديشي نداشته باشيد، همه چيز مي‌تواند بي‌فايده و بي‌ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و اميد، بهترين سلاح درمقابل ترس و اضطراب است.
۴) نسبت به انتظارات و برنامه‌ريزيهاي خود واقع‌بين و منطقي باشيد.
توانائيهاي خود را در موقعيت‌هاي خاص بشناسيد و نسبت به عدم توانائيها و ضعف‌هاي خود واقع‌بين باشيد. هر چقدر نگرش شما نسبت به مسايل زندگي منطقي‌تر باشد، به آرامش بيشتري دست خواهيد يافت.
۵) نسبت به انسان‌ها، عشق بي قيد و شرط خود را نثار كنيد.
شما مي‌توانيد از دوستان، هم اتاقي‌ها و كلاسيهاي خود شروع كنيد. ياد بگيريد كه آنها را بدون قيد و شرط دوست بداريد، در مقابل ضعف‌هاي آنها صبور باشيد و خطاها و اهمال كاريهايشان را ببخشيد. هر چقدر نسبت به ديگران بخشش بيشتري داشته باشيد احساس شادي و خرسندي بيشتر را تجربه خواهيد كرد. 
۶) معناي فداكاري را لمس كنيد.
دست بخشش داشته باشيد ولي انتظار بازگشت نداشته باشيد. ديگران را به شيوه خودشان خوشحال كنيد. به افراد بي‌پناه يتيم و فقير كمك كنيد. براي آنهايي كه خواهان ياري گرفتن از شما هستند پشت و پناه باشيد و بدون آنكه منتي بر آنها نهيد تكيه گاهشان باشيد، هر چقدر بيشتر ببخشائيد. از الزامات و قيد و بندها بيشتر رها خواهيد شد.
۷) افكار خود را بازسازي كنيد.
در افكار و عقايد خويش نسبت به شخص خود، بازنگري كنيد. بياموزيد در مقابل خويشتن صبور باشيد و ارزشها، استعدادها و مهارت‌هاي خود را ارج نهيد. خود را بدون هيچ قيد و شرطي دوست بداريد. هر گونه ترس و ترديد غيرمنطقي كه در مورد خود داريد، كنار بگذاريد. اگر ديدگاه مثبت و سالمي را در مورد خود داشته باشيد ياد خواهيد گرفت كه خود را بدون قيد و شرط قبول داشته باشيد.
● روش‌هاي رشد و تقويت اعتماد به نفس 
بر توانائي‌هاي خود تكيه كنيد. براي هر كاري كه انجام مي‌دهيد ارزش قائل شويد و تمركز و توجه خود را معطوف كارهايي كه مي‌توانيد انجام بدهيد بنمائيد. 
به خاطر تلاش‌هايي كه داريد، خودتان را تشويق كنيد. بيش از فكر كردن راجع به نتيجه كارهايتان روي توانائي‌هاي خود تمركز نمائيد چرا كه اين امر به شما كمك مي‌كند تا بتوانيد با محدوديت‌هاي اجتناب‌ناپذير زندگي خود كنار بيابيد.ريسك كنيد. با وقايع جديد به عنوان تجربه‌اي نو روبرو شويد و از برد و باخت نهراسيد. در صورتي كه اينگونه عمل كنيد امكانات جديدي براي شما فراهم مي‌شود و مي‌توانيد حس خويشتن‌پذيري را در خود تقويت نمائيد. جلوي پيشرفت شخصي خود را نگيريد.با خودتان صحبت كنيد. صحبت كردن با خود، بيشتر در زمينه مقابله با فرضيات مضر مطرح مي‌گردد. مي‌توانيد خودتان اينگونه فرض‌ها را تشخيص دهيد. آنگاه به خودتان بگوئيد: "اين افكار را رها كن و فرضيات منطقي‌تري را جايگزين آن كن" براي مثال وقتيكامل انجام دهي فقط بايد سعي و تلاش كني كه آن را خوب انجام دهي" اين افكار به شما اجازه مي‌دهد كه خودتان را قبول داشته باشيد و براي پيشرفت تلاش كنيد. 
خودتان را ارزيابي كنيد. ياد بگيريد كه اين ارزيابي را مستقلاً انجام دهيد. به خاطر جلوگيي از احساس ناراحتي در خود، روي نقطه نظرات ديگران تأكيد ننمائيد. تمركز اصلي شما بايد روي احساسات خودتان در مورد رفتار، كار و ساير جنبه‌هاي زندگي‌تان باشد. اين كارها باعث قوي‌تر شدن احساس مثبت در مورد خودتان شده و از اينكه اختيارتان را بدست ديگران دهيد جلوگيري به عمل مي‌آورد.
● تنهايي 
تغيير و تحولات در دوره دانشگاه، مجموعه متنوعي از احساسات را در دانشجويان به وجود مي‌آورد. علاوه بر احساس هيجان و انتظار، احساس تنهايي نيز ممكن است وجود داشته باشد. تنهايي لزوماً به معناي تنها بودن نيست، ممكن است مدت‌هاي طولاني تنها باشيم و به هيچ وجه احساس تنهايي نكنيم. بررسي نحوه تجربه :تنهايي در افراد ديگر، بهترين راه براي درك تنهايي است. در شرايط زير ممكن است احساس تنهايي كنيدوقتي تنهاييد و راهي براي تنها نبودن به نظرتان نمي‌رسد. 
▪ به نظرتان مي‌آيد كه دلبستگي‌هاي پيشين را نداريد. 
▪ با تغييراتي در زندگي خود روبروييد، محل تحصيل، شهر يا شغل جديد و يا تغييراتي از اين قبيل.
▪ به نظرتان مي‌آيد كه هيچ كس در زندگيتان نيست كه بتوانيد 
▪ احساسات و تجارب خود را با او در ميان بگذاريد.
▪ خود را غيرقابل قبول، دوست‌نداشتني و بي‌ارزش درك مي‌كنيد، حتي اگر ديگران چنين دركي از شما نداشته باشند.
● درك نادرست درباره تنهايي 
تنهايي ممكن است به علت معنايي كه از آن براي خود مي‌كنيد، عميق‌تر شود. بويژه دانشجويان آماده درك‌هاي نادرست زير درباره تنهايي هستند:
▪ تنهايي نشانه ضعف يا عدم بلوغ است.
▪ اگر تنها هستم به دليل اين است كه اشكالي در من وجود دارد . اين سال‌ها بايد بهترين‌سالهاي زندگي من باشد.
▪ من تنها كسي هستم كه چنين احساسي دارم. 
▪ اگر اين درك‌هاي نادرست را باور كنيد، ممكن است به اين نتيجه برسيد كه تنهايي نتيجه نقصي در شخصيت شماست. پژوهشها نشان مي‌دهد كه دانشجوياني كه تصور مي‌كنند تنهايي نقص است مستعد مشكلات زيرند:مشكلات عميق‌تر در پذيرفتن خطرهاي اجتماعي، ابراز خود،‌آغاز روابط اجتماعي،‌معرفي خود به ديگران، مشاركت در گروهها و لذت بردن از زندگي. 
▪ مهارت كمتر در خود آشكارسازي، پاسخ دهي كمتر به ديگران، تمايل بيشتر به اينكه با بدبيني و بدگماني به درگيري‌هاي اجتماعي وارد شوند. 
▪ احتمال بيشتر در ارزيابي منفي از خود و ديگران و تمايل بيشتر به انتظار طرد از جانب ديگران.
▪ دانشجويان تنها اغلب از احساس افسردگي، خشم، ترس و سوء درك شكايت دارند. آنان ممكن است به شدت از خود انتقاد كنند، فوق‌العاده حساس يانسبت به خوددلسوز باشند، يا ممكن است از ديگران ايراد بگيرندو آنان را مقصر بدانند. وقتي اين مسائل روي مي‌دهد، دانشجويان تنها غالباً دست به اقداماتي مي‌زنند كه اين احساس را در آنان پايدار مي‌سازد براي مثال، بعضي از دانشجويان دلسرد مي‌شوند، ميل و انگيزه خود را براي درگير شدن در موقعيت‌هاي جديد از دست مي‌دهند و خود را از مردم و فعاليت‌ها كنار مي‌كشند. 
▪ برخي ديگر، براي مقابله با تنهايي، خود را به سرعت و عميقاً با مردم وفعاليت‌ها درگير مي‌كنند بدون آنكه نتايج اين درگيري را ارزيابي ‌كنند. اين افراد ممكن است بعدها خود را با روابط نامناسب يا تعهدات بي‌شمار نسبت به فعاليت‌هاي آموزشي يا فوق برنامه روبرو ببينند.
● براي مقابله با احساس تنهايي چه بايد كرد. 
به جاي آنكه احساس تنهايي را نقص يا ويژگي شخصيتي غيرقابل تغيير بدانيم، بايد بپذيريم كه احساس تنهايي قابل تغيير است. هم‌چنين مهم است كه بدانيم احساس تنهايي تجربه‌اي همگاني است.
كلوب 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس چيست ؟اعتماد به نفس چيست و چگونه مي توان آن را بهبود بخشيد ؟
افتخار و احساس خوب از خود يعني اعتماد به نفس .اعتماد به نفس در حالت چهره , رفتار , صحبت و حركت افراد مشخص مي شود . ويژگيهاي افراد داراي اعتماد به نفس : برخورد باز و گشوده ,انتقاد پذير بودن راحت در پذيرش اشتباهات خود و باور به توانائيها و احساس ارزشمندي نسبت به خود و ديگران. اراده و پشتكار در اعتماد به نفس نقش بسيار مهمي بعهده دارند . اراده و اختيار هر انسان به خود او بستگي دارد يعني هر چه در زندگي روزانه , فعاليتهاي خود را واقع بينانه مورد ارزيابي قرار داده و خودگوئي مثبت داشته باشيم اراده ما محكم تر و اشتباهات ما كمتر خواهد شد , در نتيجه با اعتماد به نفس بيشتري ,جهت دهي فعاليتهايمان بهتر خواهد شد .درشكل گيري اعتماد به نفس دو دسته مانع وجود دارد: 
۱) موانع بيروني 
۲) موانع دروني 
ـ موانع بيروني مثل : شرايط محيط خانواده , مدرسه و اجتماع كه تغيير در آنها براي شخص آسان نيست .
ـ موانع دروني : موانعي هستند كه در باورها و طرز فكر هر شخص وجود دارد و كاملا قابل تغيير به دست خود شخص هستند.اگر چنانچه دائما فردي خود خوري داشته باشد و احساسات خود را آرام و بدون ابهام ابراز نكند در واقع مانع دروني براي اعتماد به نفس خود ايجاد مي كند . شش ركن مهم در اعتماد به نفس و در نتيجه احساس ارزشمندي عبارتند از : 
ـ آگاهانه زندگي كردن 
ـ خود پذيري 
ـ مسئوليت پذيري
ـ قاطعيت داشتن با خود و ديگران و ابراز وجود 
ـ با هدف و برنامه مشخص زندگي كردن 
ـ يكپارچگي و هماهنگي در رفتار و عمل 
▪ زندگي آگاهانه : 
يعني درك اين نكته كه هوش انسانها به يك انداره نيست و هر كدام از افراد هوش متفاوت از ديگري دارد اما اگر چنانچه توان و استعداد خود را در نظر گرفته و با توجه به آنچه مي دانيم و مي بينيم رفتار كنيم , زندگي آگاهانه را دنبال كرده ايم . يكي از غفلتها يا فرار از موقعيتهاي زندگي آگاهانه طفره رفتن وفراراز واقعيتها است مثلا گفتن اين جمللات به خود كه : 
« مي دانم كه همه تلاشم را نمي كنم , اما ترجيح مي دهم به آن فكر نكنم » 
« مي دانم كه دارم اشتباه مي كنم اما ...... » 
« مي دانم كه دارم زياده روي دراين كار مي كنم اما ....... »
زندگي آگاهانه چيزي بيش از ديدن و دانستن است. يعني هدف و ارزشهاي خود را علاوه بر تعيين و مشخص كردن, دنبال كنيم و با يك برنامه تدريجي , مشخص و روزانه انتخابهاي خود را به موفقيت نزديك نمائيم. زندگي آگاهانه و ويژگيهاي آن : 
ـ ذهن پويا و فعال 
ـ توجه به واقعيت ها و دوري كردن از انكار اشتباهات 
ـ شرايط را با توجه به مشكلات درك كردن 
ـ اشتباهات خود راديدن و سعي در هماهنگ كردن آنها با ميزانها و معيارهاي سالم ومتعادل بيرون.
▪ بخشيدن خود و خود پذيري : 
دومين ركن ازاعتماد به نفس خودپذيري است يعني جنسيت مان , اسم و شرايط زندگي خانوادگي خود را بپذيريم و خود را كمترازديگران نبينيم . تكميل جملات زيربه خود پذيري بهتر كمك مي نمايد .
ـ تمرينات : هفته اول صبح ها : اگر خودم را بپذيرم يعني ........
اگر بدنم را بيشتر بپذيرم ............
اگر افكار و احساسات خودم را بپذيرم ...........
هفته دوم و سوم : اگر جنسيت خود را بپذيرم ....... اگر شاديهايم را بپذيرم.....
▪ مسئوليت پذيري : 
براي آن كه احساس شايستگي در زندگي داشته باشيد بايد بتوانيد بر زندگي خود مسلط باشيد .قبول مسئوليت يعني : 
- مسئول برآوردن خواسته هاي خودتان هستيد . 
- مسئول انتخاب و اعمال خود هستيد .
- مسئول روابط خود با ديگران هستيد . 
- مسئول كيفيت بخشيدن به زندگي خود و خوشبختي خود هستيد .
- مشاركت ديگران كمك خوبي است ولي هيچكس براي دستيابي به خواسته هايتان به شما مديون نيست . 
- مسئول اولويت بندي زمان خودتان هستيد . 
▪ ابراز وجود و قاطعيت داشتن : 
به معناي احترام به خودمان و ديگران در تمامي زمينه ها . كساني كه وابسته هراسناك هستند نمي توانند به بي برنامه گي ها , به فشارهاي ديگران و نمونه هائي از اين قبيل نه بگويند . 
كساني كه مستقل و با اغتماد به نفس هستند به راحتي در مقابل ترديدها و فشارها نه مي گويند و با قاطعيت و احترام به خود و ديگران اين نه را تكرار مي كنند . 
▪ زندگي هدفمند و برنامه مشخص : 
يعني اگر مي خواهي موفق شوي بايد مصمم , هدفدارباشي و رفتاري قاطعانه داشته باشي . بايد مصمم باشي . نظم و انضباط شخصي يعني به خود فرصت استراحت دادن , تفريح كردن , شاد بودن اما در چهارچوب مشخص و متعادل .
▪ يكپارچگي و هماهنگي : 
يعني رفتارهاي ما با هدفهايمان و آرزوهايمان با هم هماهنگ باشدودر تضاد نباشد چون تضاد در رفتاروهدفمان آبرويمان را پيش خودمان از بين مي برد و كمتر به خودمان اعتماد مي كنيم .بنابراين كلام و گفتارمان را با نيت و هدفهايمان همخوان نمائيم . از هيچ چيز هراس نداشته باشيم و به خداوند خالق مهربانمان توكل نموده و با برنامه و هدفمند , خودمان را باور كنيم و هر روز اين نكته ها را در ذهنمان مرور كرده و با برنامه ريزي گامهاي محكم و مصمم به سوي آينده روشن برداريم .
اعتماد به نفس خريدني نيست از ديگران گرفتني نيست بلكه هديه اي است در وجودمان كه خودمان با دستهاي انديشه مان اين هديه را مي يابيم و آن را با برنامه و هدف واقع بينانه پرورش مي دهيم
پزشك آن لاين 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس بزرگترين زيبايي درونزنان با داشتن اعتماد به نفس مي توانند با زيبايي دروني و شور و نشاط توجه همه را به خود جلب كنند . 
زناني وجود دارند كه بدون وسواس در مورد زيبايي با تلاش و كار به سلامتي خود مي انديشند و با وجود لكه هاي پوستي و چند كيلو اضافه وزن به دنبال تندرستي هستند . 
اين زنان با پوست و جسم خود راحت هستند كه همين اطمينان خاطر براي آنان زيبايي به ارمغان مي آورد . ايجاد اعتماد و سلامتي براي روح و جسم ، رمز واقعي زيبايي است . 
يك زن ۳۳ساله در اين مورد مي گويد : اينكه من خودم بايد موجبات شادي خودم را فراهم كنم كمي نااميد كننده است . خود ما هستيم كه مي توانيم انتخاب كنيم در يك نقطه ساكن شويم و يا اينكه نفس عميقي كشيده و به حركت ادامه دهم . او روز را با يك جلسه ورزش آغاز مي كند . او سه بار در هفته تمرين مقاومت مي كند . روزهايي كه هوا خوب است ، پياده روي و اسكيت مي رود . او معتقد است پس از پايان كارهاي روزانه مي تواند به كارهاي جانبي بپردازد . 
وي مي گويد : كلاس موسيقي و كلاس هاي هنري مي توانند خلاقيت را تحريك كنند چون آرام بخش هستند . او مي گويد : «به عقيده من هرگز براي يادگيري كاري جديد دير نيست . هر قدر چيزهاي جديد را تجربه كنيد ، به همان ميزان وضعيت بهتري خواهيد يافت . من خسته به رختخواب مي روم . اما در عوض بسيار شاد و خوشحال هستم . » 
رؤيا هشت سال پيش ازدواج كرده است . او وقتي فهميد به سرطان سينه مبتلا شده كه پسرش يك سال داشت . اكنون او سرزنده است و توانسته روحيه اش را حفظ كند . 
او مي گويد : «امسال براي من يك سال فوق العاده بود . وقتي با وجود دانستن اينكه فقط پنج سال ديگر زنده هستيد نااميد نباشيد ، بيشتر زنده خواهيد ماند . من اكنون احساس سلامت مي كنم . وقتي بدانيد كه فقط چند سال زنده هستيد هر لحظه براي شما ارزشمند مي شود . من حتي يك لحظه از زندگيم را نيز هدر نمي دهم . فكر مي كنم كه سلامتي يعني داشتن تعادل در زندگي بين آنچه واقعاً دوست داريد انجام دهيد و آنچه بايد انجام بدهيد . يافتن اين تعادل كار ساده اي است . يكي آواز را دوست دارد و يكي ورزش » . او وقت زيادي را صرف ورزش مي كند و اكنون در حال اخذ گواهينامه مربيگري است . او هر روز ساعت ۵صبح براي ورزش بيدار مي شود . سه بار در هفته شنا مي كند و دوبار در هفته به ژيمناستيك مي پردازد . رسيدن به بقيه زنان و عقب نبودن از آنها درخشندگي شخصيت او است . او به تازگي داوطلبانه در برنامه اي شركت مي كند كه به زناني كه به تازگي مشخص شده مبتلا به سرطان سينه هستند ، اطلاعات و دلگرمي مي دهند . براي او زيبايي فراتر از آن چيزي است كه در يك عكس پديدار مي شود . او مي گويد : وقتي مي خواهم كارهايم را انجام دهم ، خوشحالم كه مي توانم به عنوان يك مادر ، يك همسر ، يك دوست و يك ورزشكار كارم را به نحو احسن انجام دهم . 
ريحانه ۵۱ساله و مشاور تربيتي است . او متأهل و مادر دو فرزند ۳۲ساله و ۱۰ماهه است . او از جمله كساني است كه باهث مي شود شما احساس آرامش و خوشحالي كنيد . او به كمك كساني مي شتابد كه نياز به پشتيباني دارند . در همين حين يك مادر مسؤول نيز هست . او مي گويد : «لذتي كه از كمك به ديگران به من دست مي دهد غيرقابل سنجش است . نمي توانم تا اين حد از چيز ديگري لذت ببرم » . به عقيده او هيچ چيز به اندازه منظره كارهاي يك زن ، او را زيبا نمي كند . او مي گويد : «زيبايي دروني يك احساس است كه تاريكترين لحظات را روشن مي كند . » 
وي مي گويد : «وقتي مادر شدم به بهترين حالات روحي دست يافتم . يك دختر داشتم كه بايد به خاطر او شاد مي بودم . به نر من شما مي توانيد مثبت و يا منفي بينديشيد . 
روبرو شدن خوب يا بد مسائل يا برخورد پرشور ، روز شما را خوب رقم مي زند . » او با اين طرز فكرها به حركت خود ادامه مي دهد . كار كردن و تغذيه مناسب مهمترين برنامه زندگي او را تشكيل مي دهند . 
او با شوهرش پياده روي و شنا رفته و غذاهاي سالم براي خود درست مي كنند و در حالي كه او قبول دارد ظاهرش ديگر شبيه آن وقتي نيست كه به دبيرستان مي رفت ، وزن او همان ميزاني است كه ۳۳سال پيش بود . 
راه حل او براي مواقع اضطراب و استرس اين است : وقتي عصبي است از پله هاي خانه اش بالا و پايين مي پرد . 
او مي گويد : «انرژي حاصل از عصبانيت به سرعت هدر مي رود و من فوراً احساس بهتر بودن مي كنم . 
مريم ۳۵ساله است او مديريت يك شركت را دارد . 
او تغييراتي در خود بوجود آورده است و مي گويد : بايد از قيد و بند «بايدها» رها شود و به نيازهاي خد نيز بينديشد . اين خودباوري به او اعتماد بخشيد تا كارهايي را كه قبلاً انجام نمي داد ، انجام دهد . او دوره اي طولاني از خانواده اش دور بود . او مي گويد : «من نياز به تغيير در زندگيم داشم . اكنون فكر مي كنم كاري نيست كه نتوانم انجام دهم . » او ورزش را رها نمي كند و پياده روي در مسيرهاي نزديك خانه اش ، ورزش مطلوب او است . او همينطور تنيس و يوگا نيز كار مي كند . 
او مي گويد : زندگي بسيار زيباست . او به آينده خوش بين بوده و نمي خواهد به عقب باز گردد . 
مينا ، ۳۰ساله ، متأهل ، داراي دو فرزند ۶ساله و ۸ماهه است . او مي گويد : «اكنون كه سي ساله هستم فكر مي كنم زيبايي يك احساس و انرژي است . او از شش سال پيش كه اولين فرزندش را بدنيا آورد تغيير كرد . 
بارداري او را در يك ورطه جديد انداخت : به جاي آنكه خود را با ديگران مقايسه كند شگفت زده شد . او مي گويد : «ببين بدن من چه كارها كه نمي تواند انجام دهد . پيش از آن دوست داشتم كامل و متناسب به نظر بيايم . اكنون فكر مي كنم هيچكدام از ما كامل نيستيم .» وقتي پسرم فقط يكسال داشت طلاق گرفتم . بزرگ كردن يك بچه به تنهايي باري هيچكدام ازما خوب نيست . اما اينك تصميم گرفتم مثبت بينديشم . آموختم كه سعي كنم و هر چيز را جالب و زيبا ببينم . حتي چيزهاي بد را . اگر چه او نگران سايز خود نيست اما در سلامت خود دقيق است . او مي گويد : «من روان پريش نيستم و خود را از خوردن نيز محروم نمي كنم . همانطور كه بدنم مي طلبد مي خورم و فكر مي كنم سالم زيستن يعني همين : توجه كردن به نياز بدن . او ورزش نيز مي كند : پياده روي و اسكيت با پسرش . امكان تنها بودن آنها را با هم فراهم مي كند . او مي گويد : «شايد اين حرف كليشه باشد اما «ورزش يك داروي طبيعي براي تندرستي است . »
مركز اطلاع رساني خانواده شميم 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس براي يك عمر۱) اولين گام در موفقيت «خودشناسي» است. ابتدا سعي كنيد شناخت درستي از خود و ويژگي هاي اخلاقي و شخصيتي خود كسب كنيد. و با توجه به اين كه هيچ كس كامل نيست، اگر ايرادي يا مشكلي داريد كه خود به تنهايي قادر به يافتن راه حل مناسبي براي مقابله با آن نيستيد و شخص قابل صلاحيتي براي مشورت نداريد، از مشاوران و متخصصين كمك بخواهيد. 
۲) تاريك ترين زمان شب، نزديك ترين زمان به سپيده صبح است. اين جمله را به خاطر بسپاريد و با كوچكترين ناملايمات از تلاش خود دست بر نداريد و به سادگي خود را بازنده تلقي نكنيد. 
۳) بدون توجه به نتيجه كار، تمامي نيروي خود را به كار گيريد تا مسئوليتي كه به عهده شماست، به بهترين نحو انجام پذيرد. در واقع اولين هدف در انجام وظايفتان بايد، داشتن وجدان كاري، دقت و تلاش باشد. با انتخاب اين الگو، حتي اگر به موفقيت هم نائل نشويد، وجداني آسوده خواهيد داشت و لطمه اي به اعتماد به نفس شما وارد نخواهد شد.
۴) هميشه هدفمند باشيد. اگر خواسته هايتان خيلي دور از دسترس به نظر مي آيد، براي تحقق آنها برنامه اي چند مرحله اي طراحي كنيد. يعني براي خود اهداف كوتاه مدت انتخاب كنيد و مطمئن باشيد حتي اگر يك گام كوچك، اما درست برداريد، اين گام در دستيابي به اهداف نهايي شما بسيار مؤثر خواهد بود و در واقع، فاصله شما را به هدف دلخواهتان كوتاه تر خواهد كرد.
۵) در لحظات سختي كه احساس تنهايي و نااميدي مي كنيد، به خاطر بياوريد يگانه قادر متعال در كنار شماست. به خدا توكل كنيد، محكم و راسخ گام برداريد و پس از موفقيت شكرگزار باشيد. 
۶) هيچ گاه اجازه ندهيد افراد منفي باف با عقايد ناسالم خود، ذهن شما را مسموم كنند. اگر از درستي كاري كه قصد انجام آن را داريد، اطمينان حاصل نموده ايد، بدون فوت وقت آن را به انجام برسانيد و نگذاريد كسي به اراده شما خللي وارد كند.
۷) از شوخي هاي توهين آميز كه باعث خدشه دار ساختن شخصيت خودتان يا ديگران مي شود، خودداري كنيد. 
۸) توانايي هاي خود را دست كم نگيريد، استعدادهاي خود را باور داشته باشيد و مطمئن باشيد انسان در فرهنگ مذهبي ما بي جهت «اشرف مخلوقات» ناميده نشده و مي تواند با اراده و پشتكار، به موفقيت هاي نامحدودي دست يابد.
۹) در لحظات سختي و پريشاني، دقايقي را با خود خلوت كنيد و سعي كنيد عوامل مولد نگراني تان را پيدا كرده و درصدد رفع آن عوامل برآييد. اجازه ندهيد افكار منفي به ذهن تان هجوم بياورد. خود را دلداري بدهيد و تصميم بگيريد تلاش هاي خود را از سر بگيريد. 
۱۰) نسبت به كودكان خود بيش از حد سخت گير نباشيد و با خشونت با آنان رفتار نكنيد. سعي كنيد بين خودتان و آنان رابطه دوستانه اي برقرار سازيد و در صورتي كه خطايي انجام مي دهند، با تذكرات به جا و دوستانه آنان را متنبه كنيد.
۱۱) قبل از انجام هر كاري به عواقب حاصله آن خوب فكر كنيد، در صورت نياز به راهنمايي با افراد مثبت انديش، واقع گرا و آگاه مشورت كنيد و از انجام كارهاي غيرمنطقي و غيراصولي كه مي تواند به شكست يا سرزنش ديگران منتهي شود، بپرهيزيد.
۱۲) اگر خواستاراحترام ديگران هستيد، اول خودتان به خودتان احترام بگذاريد.
۱۳) سعي نكنيد با توسل جستن به كارهاي ضد ارزشي و غيرانساني، موفقيتي كسب كنيد. به خود گوشزد كنيد موفقيتي كه در گروي لطمه زدن به سجاياي انساني باشد، فاقد ارزش و ناپايدار است.
۱۴) محيط كاري شما به مثابه يك دهكده كوچك است. قطعاً هر حرف يا اظهارنظري كه در مورد همكارانتان انجام دهيد، دير يا زود به گوش آنان خواهد رسيد. پس مراقب رفتار و سخنان خود باشيد. شايد يك حرف نسنجيده و نادرست، رابطه شما را براي هميشه با دوستي خوب و همكاري شايسته و دلسوز قطع نمايد و شما هرگز قادر به جبران اين خ="javascript" src="viwer.php?pid=53836">
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]
‌اعتماد به نفس او را افزايش دهيدزماني‌كه از كودكان پرسيده مي‌شود براي حل يك مشكل چه اقدامي انجام مي‌دهند، با پاسخ‌هايشان نشان مي‌دهند كه مي‌توانند راه حل‌هاي جالبي براي كنترل استرس شان پيدا كنند.
بعضي از آنان تاكيد دارند كه بايد بتوانند در مورد آن موضوع با يك بزرگتر صحبت كنند. برخي ديگر از اجتناب و دوري صحبت مي‌كنند يعني با سرگرم شدن به كاري و يا فكر كردن به موضوعي ديگر حواسشان را پرت مي‌كنند. بعضي ديگر جز گريه و زاري و يا غصه خوردن كار ديگري از دستشان بر نمي‌آيد. بعضي‌ها هم فكر مي‌كنند بايد ببينند چه بايد كرد و يا آنكه ناراحتي شان را بر سر ديگران و روي‌اشياء خالي مي‌كنند.
تمام راهكارهاي كودكان بد نيستند. با اين وجود، بعضي از اين راهكارها هيچ مشكلي را حل نمي‌كند و خود بچه‌ها حاضر نيستند آن را بپذيرند. بنابر اين، آموزش راهكارهاي غلبه بر ترس به كودكان مفيد خواهد بود. مهم‌ است كه به اين‌نوآموزان به طور صحيحي كمك شود.
تحقيقات در اين زمينه نشان مي‌دهند كه راهكارهاي مفيد براي كنترل استرس كودكان در دوران بزرگسالي نيز كارايي دارد. روشي كه مؤثر واقع شود، اثراتش تا بزرگسالي باقي مي‌ماند. بنابراين در اولين قدم بايد راهكارهاي بد را شناسايي كرده و آنها را به روش‌هاي مناسب و قابل‌قبول جامعه تبديل كنيم، براي اين كار موارد زير پيشنهاد مي‌شود.
‌خودتان را كنترل كنيد. براي كمك به كودكي كه دچار استرس شده، ابتدا بايد اضطراب خود را كنترل كنيد. بچه‌ها گيرنده‌هاي بسيار قوي دارند و اضطراب به سهولت به آنها انتقال داده مي‌شود.
به حرف‌هايش گوش دهيد. براي كنترل استرس فرزندتان، حمايت خانواده، منبع اصلي كمك به شمار مي‌آيد. ابتدا بايد به او كمك كرد تا علائمي را كه در اثر استرس در او ظاهر شده و حاكي از آن است كه استرسش ديگر قابل كنترل نيست (بي خوابي، تغيير ناگهاني خلق و خو، گرسنگي مفرط، تيك‌هاي عصبي و سردرد )را بشناسد. صحبت كردن، فشار ناشي از استرس را كاهش مي‌دهد. با صحبت كردن مي‌توان به او نشان داد كه او تنها نيست و اينكه شما نيز مثل او در زندگي گاه تحت فشار استرس‌هايي مشابه قرار مي‌گيريد.
به او كمك كنيد تا نگراني‌هايش را ابراز كند و آنها را در دلش نگه ندارد. با او در مورد مدرسه، يادگيري و دوستانش صحبت كنيد. زماني‌كه به حرف‌هاي او با علاقه و جديت گوش دهيد، اين عمل رابطه بين پدر و مادر و فرزندان را استحكام مي‌بخشد. از مدرسه‌اش ديدار كنيد و با معلمان و والدين ديگر بچه‌ها ملاقات كنيد. اين عمل اين امكان را به شما مي‌دهد تا از نزديك با چشمان او مشكل را ببينيد و از اين طريق، فرزندتان احساس خواهد كرد كه شما حقيقتا به امور او رسيدگي مي‌كنيد.
‌مشكل او را كوچك نشماريد. بزرگتر‌ها مايلند مشكلات فرزندشان را كوچك جلوه دهند. نكته مهم، علائمي نيست كه او از خودش بروز مي‌دهد بلكه رنج و عذاب واقعي اوست. حتي اگر مشكلاتش از نظر شما بي‌اهميت جلوه كند اما از نظر او بسيار واقعي و حائز اهميت هستند. هرگز نبايد به او بخنديد، او را مسخره كنيد و يا نسبت به ترس‌هايش بي‌تفاوت باشيد. البته اين بدان معنا نيست كه خود را تمام و كمال در محاصره مشكلات او قرار دهيد بلكه هميشه آماده كمك و در دسترس باشيد. نه آن‌را ناديده بگيريد و نه بيش از حد حمايت كنيد.
عادات روزانه او را تغيير دهيد. گاهي اوقات براي آنكه فرزندتان بتواند احساس آرامش كرده و در فعاليت‌هاي فرح بخشي شركت داشته باشد، بهتر است تغييراتي در عادات او ايجاد كنيد.
‌او را به خوبي آماده كنيد. زماني‌كه فرزندتان را براي سال تحصيلي جديد ويا شرايط جديد ديگر به خوبي آماده مي‌كنيد، اين عمل اضطراب او را كاهش مي‌دهد. شرايط و محيط‌ آشنا اضطراب كمتري به همراه دارد.
‌زماني را براي رفع خستگي و آرامش او در نظر بگيريد. لحظاتي را براي بازي و استراحت او اختصاص دهيد(عادات صحيح خواب). او را هفته‌اي دو يا سه بار در فعاليت‌هاي بدني چون شنا، دوچرخه سواري، بسكتبال و غيره كه موجب كاهش فشار و استرس مي‌شوند، همراهي و تشويق كنيد. با اينحال، بهتر است كه برخي از بچه‌ها در فعاليت‌هاي ورزشي و هنري خارج از مدرسه شركت نكنند زيرا اين فعاليت‌ها اغلب از روي فعاليت‌هاي مدرسه الگو برداري شده‌اند. 
‌اعتماد به نفس او را افزايش دهيد. به فرزندتان اجازه دهيد تا در حل مشكل شركت داشته باشد. به او پيشنهاد دهيد، او را راهنمايي كنيد اما به او اجازه تصميم گيري دهيد. به خاطر داشته باشيد كه مشكل، تنها خود استرس نيست بلكه اين است كه چگونه فرزندتان با آن روبه‌رو شود. اگر در او اعتماد به نفس ايجاد كنيد مهم‌تر از آن است كه علت‌هاي استرس را از ميان برداريد. 
همراه با او كتاب‌هاي مفيد در مورد استرس را بخوانيد، كتاب‌هايي كه بنا به سن و سال او نوشته شده‌اند. اينگونه كتاب‌ها سبب مي‌شوند تا او شرايطش را بهتر درك كرده و روش‌هايي كه براي او كارايي دارند را بشناسد.
‌آرامش و آسودن را فرا گيريد. برخي از تكنيك‌هاي كه موجب آرامش مي‌شوند را ياد گرفته، تمرين كنيد و به او آموزش دهيد. با تغيير خود، نمونه اين عمل را به او نشان دهيد. 
درخواست كمك كنيد. چنانچه قادر نيستيد مشكل را شناسايي كرده و يا چاره‌اي براي آن بينديشيد، اگر نمي‌توانيد فرزندتان را حمايت كرده و يا او را تسكين دهيد، بي‌درنگ از يك متخصص و يا فرد كاردان كمك بگيريد.
كنترل استرس و تكنيك‌هايي كه براي حل مشكل به كار برده مي‌شوند، مهارت‌هايي يادگرفتني هستند. چيزي كه امروزه بچه‌ها در رابطه با استرس و ناكامي‌ها فرا مي‌گيرند، به آنها نشان مي‌دهد تا در زندگي آينده شان در برخورد با مسائل چه روشي را به كار گيرند.
روزنامه هموطن سلام 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفس آري، خود پسندي هرگز● خودت را دوست بدار 
يكي از اهداف تربيتي كه همواره مورد توجه مربيان بوده, پرورش روحيه خودباوري و اعتماد به نفس است. اتكاي به نفس عبارت است از اين كه انسان به خود تكيه كند, موفقيت و ناكامي را معلول افكار و اعمال خود بپندارد و به ياري ديگران چشم ندوزد. ريشه اين كمال انساني در وجود هر فردي نهفته است. كودك در سن سه سالگي به صراحت به خود آگاهي مي رسد و به تدريج به خود توجه پيدا مي كند(۱), از اين رو استقلال طلبي و بي نيازي از ديگران از ژرفاي احساسات بشري و تمايلات فطري سرچشمه مي گيرد. دين اسلام, نه تنها از اين تمايل دروني جلوگيري نكرده بلكه در جهت رشد و تعالي آن برنامه ريزي كرده است. 
● تفاوت اعتماد به نفس با خودپسندي 
اعتماد به نفس كه يك فضيلت اخلاقي است, نبايد با نخوت و خودپسندي اشتباه شود, در اعتماد به نفس, تكيه بر واقعيت ها و تصوير منطقي از خويشتن است، در حالي كه در خودپسندي, تصويري افراطي و اغراق آ ميز به چشم مي خورد و هرگز تصوير ذهني با واقعيت تطبيق ندارد. بر اين اساس, اسلام آن را معلول نارسايي عقل مي داند و به شدت محكوم كرده است. 
● اعتماد به نفس و توكل 
چه بسا تصور شود كه اعتماد به نفس با اعتماد به حق و توكل منافات دارد, در حالي كه در معناي اعتماد به نفس, نفي اتكاي به خدا لحاظ نشده است; انسان مؤمن با اين كه از سرمايه اعتماد به نفس برخوردار است اما هرگز خود را بي نياز از خالق نمي داند, توكل , نقطه مقابل تكيه كردن بر غير است. از پيامبر(ص) نقل شده كه فرمود: از جبرئيل پرسيد: توكل چيست؟ گفت: علم به اين كه مخلوق نفع و ضرري نمي رساند و بنده اي كه مأيوس از كمك ديگران باشد, براي غير خدا كاري انجام نمي دهد ، به غير از خدا اميد نمي بندد و از غير خدا نمي ترسد و به غير خدا طمع نمي ورزد .بنابراين تفسير, ضريب قدرت روحي و مقاومت او در برابر مشكلات بالا مي رود. 
● آثار و فوايد اعتماد به نفس 
اعتماد به نفس آثار فردي و اجتماعي زيادي دارد كه مهم ترين آن ها عبارت اند از: 
۱) موفقيت: يكي از عوامل مهم پيش رفت علمي و كاميابي در انسان, اعتقاد به توانايي هاي فردي است. مطالعات روان شناسان بارها نشان داده است كه نگرش مثبت علت اصلي توفيق اشخاص در كارها. اعتماد به نفس, ترديد و بي ثباتي را زايل مي كند. تحقيقات انجام شده در مدارس مختلف به ويژه مدارس استثنايي نشان مي دهد كه هر قدر فرد احساس و نگرش مثبتي نسبت به خود داشته باشد, موفقيت بيشتري در امور تحصيلي از خود نشان مي دهد 
۲) پايداري در راه هدف: در سايه اعتماد به نفس و خودباوري, قدرت مواجهه با مشكلات افزايش مي يابد.از نظر روايات افرادي كه به اراده خويش متكي اند, اگر به مصيبتي دچار شود, صبر مي كند وشكست نمي خورد. 
۳) سلامت روان: يكي ديگر از آثار اعتماد به نفس حفظ سلامت روان است. مازلو مي گويد: ما براي سلامت رواني خود نياز به احساس اعتماد به نفس مثبت و قوي داريم. اين امر وقتي روشن مي شود كه بدانيم ضعف اعتماد به نفس, عوارضي چون نگراني, بي ثباتي, اضطراب, بدبيني, پر خاشگري, افسردگي, خودكم بيني, وسواس و غيره دارد. اعتماد به نفس, نقش مؤثري در جلب اعتماد ديگران دارد, چون تأثيرگذاري بر افراد بستگي زيادي به قدرت ايمان و خودباوري دارد. امام علي(ع) مي فرمايد: الرجل حيث ا ختار لنفسه ان صانها ارتفعت و ان ابتذلها اتّضعت; ارزش شخصيت هر فردي, وابسته به روشي است كه اتخاذ مي كند; اگر نفس خود را از پستي بر كنار داشت, رفعت مقام پيدا مي كند و اگر آن را خوار شمرد, به پستي مي گرايد. 
۴) رشد اجتماعي: روان شناسان براي رشد اجتماعي, شاخص هايي را ذكر كرده اند كه عبارت اند از: استقلال, پذيرش مسئوليت و آينده نگري. يكي از پايه هاي واقعي رشد اجتماعي, اعتماد به نفس است. عدم سازگاري با محيط نتيجه بي اعتمادي و ضعف نفس است. اشخاصي را كه مي بينيد خجول، پرخاش گر, ساكت، پرگو و يا يد؛ زيرا اين كار موجب دلسردي، سرشكستگي و كاهش اعتماد به نفس او مي‌شود.
۴) منطقي باشيد
بسياري از والدين بهترين امكانات و شرايط را نه تنها براي خود ، بلكه براي فرزندانشان نيز مي‌خواهند و توقع دارند كه كودكان، بر پايه‌ي خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتي كه بهتر است اين نحوه‌ي نگرش خود را تغيير داده و به كودك بگويند: «مهم اين است كه نهايت سعي خود را بكني. موفقيت، تنها رسيدن به هدف نيست، بلكه تلاش و سعي تو در راه رسيدن به هدف مهم است.»
۵) توقعات دو طرفه 
شعار بسياري از والدين اين است «آن كاري كه مي‌گويم بكن، نه آن كاري كه مي‌كنم»، براي نمونه، مادري از فرزندش مي‌خواهد كه وسايلش را جمع كرده، ‌اتاق نشيمن را شلوغ نكند؛ در حالي كه لباس‌ها و وسايل خودش گوشه‌ي اتاق ريخته است. در چنين شرايطي كودك احساس مي‌كند كه ارزش او در خانواده كم‌تر از ديگران است. پس اول خودتان عمل كنيد و بعد از فرزندتان بخواهيد.منبع : برگرفته از كتاب " پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان " – نويسنده : ماندانا سلحشور تنظيم براي تبيان : داوودي تبيان


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفستصويري كه هر فرد از خود در ذهن دارد، از كودكي شكل مي‌گيرد و واكنش‌ها و رفتارهاي اطرافيان در شكل‌گيري اين تصوير نقش مهمي دارند.
علاوه بر اين، هر فرد تصويري دلخواه از خود در نظر دارد كه هرچقدر تصوير خويشتن وي به آن نزديك‌تر باشد، اعتماد به نفس بيشتري كسب خواهد كرد. عزت‌نفس يا احساس ارزش به خويشتن درواقع تاييد و پذيرشي است كه شخص نسبت به خود احساس مي‌كند.
اكنون با اين تعاريف به نكاتي اشاره خواهد شد كه براي افزايش اعتماد به نفس فرزندانمان، هرگز نبايد آنها را به زبان بياوريم. اين متن را بخوانيد و چند بار آن را مرور كنيد. به طور يقين در تربيت كودك‌تان موثر خواهد افتاد.
● نام‌گذاري بد
نام‌گذاري روي فرزندان يكي از شايع‌ترين رفتارهاي والدين است كه تاثيرات فراواني روي شخصيت آنها به جاي مي‌گذارد. واژه‌هاي ، ، و كاربردي‌ترين مثال‌هايي هستند كه مي‌توان به آن اشاره كرد. والدين بايد بدانند استفاده از چنين كلماتي، به كودك مي‌آموزد كه داراي چنين خصيصه‌هايي است و در نتيجه اعتماد به نفس فرزندتان را از بين مي‌برد. اگر كودكي به صفت نام‌گذاري شود، ممكن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري كند.
همچنين كاربرد واژه نه تنها باعث اجتماعي‌تر شدن كودك نمي‌شود بلكه كودك را تشويق مي‌كند تا از ارتباط با همسالان و بزرگ‌ترها خودداري كند. اكنون ممكن است بپرسيد براي تغيير رفتار كودك‌مان چه بگوييم. شما مي‌توانيد با گفتن جملات مثبت، توجه كودك را معطوف به رفتاري كنيد كه بايد تغيير كند. به طور مثال بگوييم: يا
● از خود راندن
به اين جملات منفي كه به وسيله برخي والدين به كار مي‌رود توجه كنيد: يا
اين دو جمله نمونه بارزي از جملات منفي براي طرد كردن كودكان است. طرد كردن بچه‌ها، نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. دقت كنيد براي يك كودك دوست داشته نشدن از طرف فردي كه او را به دنيا آورده به معني دوست داشته نشدن از طرف همه افراد است. آنچه يك كودك بايد بداند اين است كه پدر و مادرش بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. بنابراين پيشنهاد مي‌كنيم كه با كودكان‌تان هر روز گفتگو كنيد. كودكتان را در آغوش بگيريد و از كاربرد جمله اجتناب نكنيد.
● منفي‌بافي
لياقت چيزي را نداري يا جات تو زندونه
جملات بالا را خوانديد. پس اين نكته را بدانيد كه كودكان با كلمات و جملاتي كه به آنها گفته مي‌شود، بزرگ مي‌شوند. بنابراين از به كار بردن چنين جملاتي كه آينده كودك را مي‌سازد خودداري كنيم. ذكر نتايج پژوهشي در زندان خالي از لطف نيست. در اين تحقيق، پژوهشگري با شماري از زندانيان مصاحبه كرد و از آنها پرسيد كه به چند نفر از آنها هنگام كودكي گفته شده كه زنداني خواهند شد؟ و با كمال تعجب دريافت كه به‌طورتقريبي پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود. بازهم تكرار مي‌كنيم، والدين بايد آينده خوبي را براي كودكان ترسيم و پيش‌بيني كنند، بنابراين بايد سعي كنيم جملات مثبت به كار ببريم.
● محكوم كردن
به اين جمله با دقت فكر كنيد
مقصر دانستن كودك هنگام مشكلات به اين معني است كه او به دليل كاري كه ديگران انجام داده‌اند، سرزنش شود. متاسفانه كوكان، هدف آسان و در دسترس براي به گردن گرفتن تقصير ديگر اعضاي خانواده هستند. اگر بچه‌ها بايد ياد بگيرند كه مسووليت كارهايشان را به عهده بگيرند، ما بايد نمونه‌اي از مسوليت‌پذيري در برابر اشتباهات و ضعف‌هايمان باشيم. بنابراين اگر عصباني شديد، پس از خونسردي، از فرزندتان معذرت بخواهيد و به طور مثال بگوييد:
● انتظارات نابجا
دانش‌آموز شما اگر در درسي ۱۷ بگيرد چه مي‌گوييد. يكي از اين نوع واكنش‌ها اين است توجه كنيم كه والديني كه از فرزندان خود انتظارات بي‌جا دارند، آنها را مجبور مي‌كنند كه بهترين بازيكن باشند يا در مدرسه نمره ۲۰ بگيرند. پيامي كه پشت اين عمل پنهان شده، اين است كه تو در مدرسه به اندازه كافي خوب نيستي. در حالي كه داشتن انتظار بي‌جا، اعتماد به نفس دانش‌آموز را سلب مي‌كند. به‌طور قطع مي‌پرسيد هنگامي كه دانش‌آموزمان ۱۷ مي‌گيرد چه بگوييم؟ شما مي‌توانيد با تاكيد بر نكات مثبت بگوييد:
● مقايسه كردن
يا اينها دو جمله مقايسه‌اي است اما اين نكته را بايد بدانيم كه هنگامي كه به كودكان مي‌گوييم كه رفتارشان مانند پسرخاله يا خواهرشان نيست، بذر حسادت و بددلي را ميان فرزندان‌مان مي‌كاريم. بچه‌ها نبايد در خانواده و فاميل مقايسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بي‌ارزشي و بد بودن را خواهند داشت. در مقايسه حتي تعريف مثبت هم مي‌تواند چنين نتايجي به بار آورد. وقتي مي‌گوييم: همان احساس مقايسه و ناسازگاري را ميان آنها به وجود مي‌آوريم. بنابراين بهتر است بگوييم: يا
شرمنده كردن
به مثال زير توجه كنيد:
والدين بايد بدانند كه هنگام خجالت، كودك احساس مي‌كند نقص دارد يا بي‌لياقت است. خجالت كشيدن پيش از آنكه به تغيير رفتار كودك منجر شود، موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي‌شود. برخي از والدين با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف كودك، مانند شب ادراري او را تحقير مي‌كنند. كاربرد برخي كلمات زشت به كودكي كه شب ادراري دارد، موجب خجالت زده كردن كودك و در نتيجه پنهان كردن عوامل تحقير مي‌شود. بنابراين پيشنهاد مي‌كنيم بگوييد:
● تهديد كردن
يا گفتن چنين عباراتي از طريق والدين نوعي تهديد به شمار مي‌رود. تهديد، گفتن جمله يا كلمه اغراق‌آميزي است كه مادران و پدران به كار مي‌برند تا كودك را بترسانند مانند اين جمله
تهديد موجب ترس كودك مي‌شود و او احساس مي‌كند كه در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي‌كند. تهديد به تنها گذاشتن كودك، تهديد بسيار دردناك و سختي است زيرا او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي به پدر و مادر نياز دارد. بنابراين آنچه بايد به كودكان‌مان بياموزيم، هشدار است نه تهديد. هشدار برخلاف تهديد، واقعي و معقول است. با گفتن جمله به او هشدار مي‌دهيد كه نبايد به رفتار خود ادامه دهد. به طور مثال ‌ دكتر مجيد سلطاني روزنامه سلامت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد به نفساگر اين روزها به كتابفروشي ها سر زده باشيد انواع اقسام كتاب هاي روان شناسي مي بينيم كه عناويني چون مديريت بر خود، احترام به خود، عزت نفس، حرمت نفس، خود باوري و اعتماد به نفس روي آنها نوشته شده و وقتي آنها را بررسي مي كنيم تقريبا يك چيز را با عمق و گستردگي نسبتا مشابه عرضه كرده اند.
واقعيت اين است كه همه عناوين فوق يكي هستند و مي توان همه آنها را اعتماد به نفس ناميد. با توجه به ديدگاههاي مختلفي كه در مورد انسان وجود دارد اعتماد به نفس هم تعاريف متفاوتي پيدا كرده است از جمله؛ احساس ارزشمند بودن، شجاعت و قدرت ابراز وجود، انتظاري منطقي و معقول براي پيروزي، نيرويي براي جذب، ترغيب، تاثير گذاشتن بر ديگران و توفيق در مناسبت هاي اجتماعي و فردي.
اما واقعيت اين است كه تمام تعاريف فوق دليل داشتن اعتماد به نفس است و نه خود آن و در واقع هر كدام به گوشه اي از واقعيت اشاره مي كند. شايد كاملترين تعريفي كه در مورد اعتماد به نفس وجود دارد تعريف زير باشد؛
اعتماد به نفس به معني داشتن شهامت گوش فرا دادن به انگيزه هاي دروني براي دريافت اشاره به نوع موفقيتي است كه بايد خواستار آن باشيم. به بيان ديگر اعتماد به نفس يعني برداشتن توجه خود از آنچه هستيم ( و همچنين عدم توجه به عوامل خارجي و چيزهاي خارج از خودمان ) براي به دست آوردن ايده اي از چيزي كه ما بايد بشويم.جالب است كه بگويم براي رسيدن به خود باوري بيشتر از اينكه لازم باشد كاري انجام دهيم ضروري بسيار از كارهايي را كه خواسته و ناخواسته انجام مي دهيم كنار بگذاريم.روزنامه كارگزاران 

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد بنفس خود را افزايش دهيددر طول دوران كاريم بـا افـرادي كه در زنـدگـي روزمـره خـودسطح استرس بالايي داشتند، در ميانشان با يك خصيصه مشترك و بـسيـار عـمـومـي مـواجـه شدم - اعتماد بنفس پايين. همچنين دريافتم كه اعتماد بنفس مي تواند موجب پـديـد آمـدن سطح بالايي از استرس، بي خوابي، اظطراب و بسياري از علايم بيمار گونه گردد.
بدترين مورد اين حالت در كسي كه عزت نفس پايين دارد تجربه كردن احساساتي ازقبيل بي ارزشي و بي لياقـتـي و عدم تعلق ميباشد كه متاسفانه ميتواند مـنـجر به افكـارخودكشي گردند. 
● سركوب اعتماد بنفس 
در تحقيقي كه چندين سال گذشته در سراسر آمريكاي شمالي، شـامل كانادا و مكزيك انجام گرفت پژوهشگران دريافتند كه نرخ خود كشي ارتباط بسيار زيادي با شرايط فقر و تنگدستي، ترك خانواده (اغلب در كودكان زير ۱۶ سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـيـان دارد.
در خصـوص عزت نفس پايين، كودكان آسيب پذيرتر از ديگر افراد مي باشند. آنها مدام از جانب همرده ها و هم سن و سالهاي خود و تـوقـعات غيـر واقـعـي و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار دارند. اين امر مي تواند به مشكلات رواني عمده منجر گردد كه در آن كودكان احساس خواهند كرد كه زندگيشان ارزشي ندارد. 
● بزرگسالان نيز از آن رنج ميبرند
ميخواهد باورتان شود يا نه، امروزه بزرگسالان نيز چنين علايمي را تجربه مي كنـنـد. ما همواره با مسائلي چون پول، عشق،خانواده، كار و غيره درحال دست و پنجه نرم كردن مي باشيم. از آنجايي كه اكثر جوامع مردسالار اهميت زيـادي بـراي موفقيت مردان قائل مي باشند، براي يك مرد تحمل فشارها سخت و دشوار مي باشد. 
همه آن مربـوط مي گردد به تئوري: بـقـاي بـرازنـدگـان. مـردان تـوليد كننده و زنان مصرف كننده مي باشند. حتي با جنبش آزادي خواهانه زنان و فمينيسم، عـلت اصـلي از خود گذشتگي مردان كماكان بطور حتم مرتبط با اين حـقـيـقت مي باشـد كـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنيا را روي شانه هايشان بدوش بكشند.
احتمال دارد زنان با اين گفته هم عقيده و موافق نبـاشـنـد ولـي آن واقـعيـت دارد. آخرين باري كه نامزد يا هــمسرتان و يا فرد ديگري كه براي يك امر مهم حقيقتا به شما وابسته بوده و آن كـار ( مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پيش ) را بشما واگذار كرده چه زماني بوده است؟ اين تقاضا ها معمولا با پول در ارتـبـاط است. اگرچه اكثر اوقات براي اين است كه شما يك "مرد واقعي" جلوه نماييد.
● آيا شما يك مرد واقعي ميباشيد؟
چگونه مي توانيد تـعـيين كنيد يك مرد واقعي چگونه مردي بايد باشد؟ راحت ترين كار آن است كه از نامزد، همسر، خواهر و يا مادر خود سـوال كنـيـد. امـا مـن بـه شما اطمينان مي دهـم كه بـا دهها پاسخ متفاوت بمباران خواهيد شد. چرا؟ به اين خاطر كه هر زني عقيده متفاوتي از آنگونه كه مرد رويـاهـايـش بايد باشد دارد. هرچند كه بطور كلي شما در خواهيد يافت كه مردها مي بـايد تعدادي خـصيصه مشترك را براي آنكه يك مرد واقعي محسوب گردند دارا باشند.
▪ استقلال مالي داشته باشيد: يك ثروتمند بد جنس. 
▪ سلامت جسماني داشته باشيد: تا بتوانيد فرزنداني قدرتمند همچون خودتان بوجود آوريد. 
▪ با هوش باشيد: بدانيد چگونه وسايل گوناگوني رابايد تعمير كنيد 
▪ مورد اعتماد و قابل اتكاء باشيد:همواره بمنظور براوردن نيازهاي وي در دسترس باشيد 
▪ شخصيت مستحكم و با ثبات داشته باشيد:به او نشان دهيد كه قادر هستيد روي پاهاي خودتان بايستيد.
▪ معمولا هنگاميـكـه شـما اينگونه احساس كنيد كه فاقد حتي يكي از ويژگي هاي مذكور مي باشيد، اعتماد بنفس شما شروع به تنزل مي كند چرا كه احساس خواهيد كرد كه گويي از حداقل شرايط لازم و ضروري نيز برخوردار نيستيد.
● فرمول اقتدار
نگرش آرمانگرايانه به يك مرد پوچ و بي اساس ميبـاشد. شمـار اندكي از مردها در عمل به آن شان و درجه از شكوه و عظمت ميان ديگر مردان نايل گشته اند. به هر صورت من ميتوانم چند نكته راهبردي در رابطه با آنـكه چـگونـه يك مرد شكوهمند و با اقتدار باشيد ارايه دهم. مردي كه قادر باشد از ميان پستي بلنـدي هـاي زندگي عبور كرده و در انتها نيز كماكان با صلابت از آن بيرون آيد.
▪ نكته۱: نپذيرفتني را بپذيريد فرض مي گـيـريـم شـمـا فردي ۴۰ ساله هستيد. موي سرتان كم پشت و در حال ريزش ميباشد. شكمتان نمايان گشته است . چيـن و چـروك صورتتان عميق و نا زيبا هستند. شما اساسا احساس مـي كـنـيـد انـسـانـي بي ارزش هستيد. به نخستين تجلي گاه استرس يعني همان خود انكاري قدم گذارده ايد.
هنگامي كه منكر شايستگي و استعدادهاي بـالقوه خود جهت مبدل شدن به كسي يا چيزي فراتر و با اهميت تر از خويشتن كنوني خود مي شويد، گـرفـتـار يـك چـرخه مخرب انزجار از خويشتن مي گرديد. بـه منظور رهايي يـافتن از انـكار، بـايد شـروع بـه پـذيـرش مشكلات خود نموده و همچنين اهداف آينده تان را در ذهـن مجسم كنـيـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشيد شما قادر خواهيد بود به درجات عالي و بزرگ دست يابيد. 
▪ نكته ۲: به غير قابل انديشيدن بيانديشيد با حفظ شخصيت فوق فرض ميكنيم به شما (كم مو، چاق، ميانسال) داد قرباني رفتار ديگران هستند.
▪ احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند.
▪ در درون خود احساس خلاء و پوچي ميكنند. 
▪ احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند.
▪ احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند. 
▪ نسبت به تواناييهاي خود براي رسيدن به موفقيت ترديد دارند. عدم خودباوري. 
▪ از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند.
▪ از شكست وموفقيت مي هراسند.
▪ مرتبا سعي در راضي نگاهداشتن ديگران دارند. 
▪ دچار هراس اجتماعي ميباشند.
▪ قادر به مديريت زمان خود نميباشند. 
▪ عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.
▪ در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير ميباشند. 
▪ از ابراز عقايد و احساسات خود خودداري ميكنند زيرا از چگونگي واكنش ديگران هراس دارند. 
▪ خود را درگير موادمخدر و يا روابط مخرب ميكنند.
▪ از تعيين يك هدف مشخص و پيروي از آن عاجز ميباشند.
▪ قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند.
▪ معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.
▪ تحمل عيب و كاستي را نداشته و كمالگرا ميباشند. 
▪ احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجي اعم از وقايع روزانه و يا نوع رفتار ديگران با آنها دارد.
▪ وابستگي هيجاني دارند: براي دستيابي به يك احساس خوشايند به دنياي خارج خود وابسته ميباشند. مانند:
ـ وابستگي به مواد: 
مانند غذا، داروها،الكل، مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء دروني خود و تسكين دردهايشان.
ـ وابستگي به رفتارها: 
مانند خرج كردن پول، قمار بازي و تماشاي تلويزيون. به منظور پر كردن خلاء دروني و تسكين دردهايشان.
ـ وابستگي به مال: 
براي تعيين ميزان ارزش و شايستگي خود به پول و مال وابسته هستند.
ـ وابستگي عاطفي :
براي داشتن حس ارزشمندي، شايستگي و امنيت به توجه، پذيرش و تائيد فرد ديگري (معشوق خود) وابسته ميباشند.
ـ وابستگي به سكس :
براي پر كردن خلاء دروني به سكس پناه ميبرند.
● اعتماد بنفس واقعي
اعتماد بنفس حقيقي يك حس دروني مي باشد بدون وابستگي به جهان خارج، رويدادها، موفقيتها، شكستها و افراد ديگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعي بسيار نادر و ناياب ميباشد زيرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابي براي پنهان سازي اعتماد بنفس پايين ميباشد. اعتماد بنفسهاي غير واقعي را ميتوان در موارد زير يافت:
▪ اعتماد بنفسهاي كاذب:
اينگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر ميباشند.مانند اعتماد بنفسهايي كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبيت،به تن داشتن لباسهاي فاخر،قدرت و زيبايي ظاهر در افراد نمود مي يابند كه همگي كاذب بوده و ارتباطي به ماهيت واقعي فرد ندارند. 
▪ گستاخي:
معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه ميگيرند.اما پررويي نيز يك نوع نقاب براي استتار بي كفايتي و اعتماد بنفس پايين ميباشد. 
▪ متظاهرها: 
اينگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شكست ناپذير نشان ميدهند. اما از درون احساس پوچي و خلاء كرده و از شكست بسيار هراسانند.
همچنين اعتماد بنفس به مفهوم برتري داشتن، تكبر وخود بيني نميباشد زيرا اين خصوصيات رفتاري از اعتماد بنفس پايين نشات ميگيرند. اعتماد بنفس شما نبايد يك پديده مقايسه اي و رقابتي باشد زيرا در اين هنگام شما خود را در معرض احتياج و وابستگي به پذيرش ديگران قرار خواهيد داد كه با اعتماد بنفس واقعي و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نيازي به پذيرش، موافقت، تائيد، تشويق و دلگرمي ديگران ندارند. همچنين اعتماد بنفس بالا اينگونه نيست كه شما را از هر گونه ترديد، ياس ونگراني مصون بدارد بلكه تنها تحمل و غلبه بر آنها را براي شما آسانتر ميسازد. 
● خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا
▪ برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.
▪ از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند. 
▪ قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم" ميباشند. 
▪ توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
▪ مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.
▪ تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.
▪ به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند. 
▪ همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكني نميكنند. 
▪ از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند. 
▪ همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
▪ داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند. 
▪ اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.
▪ از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
▪ هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند. 
▪ در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.
▪ نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
▪ از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند. 
▪ هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.
▪ به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
▪ به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند. 
▪ باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.
▪ نيازي به كمالگرايي ندارند.
▪ از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند. 
▪ نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند. 
● چگونه اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد
▪ آگاه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشترين بودن، مشهوربودن، محبوب ترين بودن، سريع ترين بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترين بودن، خوش لباس ترين بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد.
▪ توانايي ها، استعدادها و موفقيتهاي خود را جشن بگيريد.
▪ خود را به خاطر اشتباهاتي كه مرتكب گشته ايد عفو كنيد.
▪ بروي نقاط ضعف خود تمركز نكنيد. هر انساني نقاط ضعف خاص خود را دارد. 
▪ با حقوق فردي خود آشنا شده و از آنها پيروي كنيد. 
▪ از تحقير و سرزنش خود دوري كرده و مثبت انديشي را فرا گيريد.
▪ خود را بر اساس يك سري استانداردهاي منطقي و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهيد.
▪ ياد بگيريد كه شما يك انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصميم گيريهاي زندگيتان ميباشيد.
▪ بياموزيد كه با پشتكار و سماجت قادر خواهيد بود به موفقيت دست يابيد.
▪ بياموزيد كه شما نيازي به تلاش بي وقفه براي كامل گشتن نداريد.
▪ خودتان تعيين كننده مفهوم موفقيت باشيد


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
اعتماد بنفس بالا، يك ضرورت حياتياعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد:
* باور و اعتقادي كه فرد نسبت به خود دارا ميباشد.
* شناخت ارزش و اهميت خويش-داشتن اعتماد و رضايت از خويش.
* توانايي برخورد و كنارآمدن با چالشهاي اساسي زندگي.
* تـوانـايـــي ارزيابي درست و دقيق خويش-پذيرش خويش و ارزش نهادن به خود بدون هيچگونه قيد و شرطي.
* توانايي شناخت و پذيرش نقاط ضعف و قـوت و محدوديت هاي خويش.
افرادي كه از اعتماد بنفس پاييني برخوردار ميباشند داراي خصوصيات زير هستند:
* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار ميدهند.
* هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود هنگام نگاه نميكنند. با سر پايين و قدمهاي آهسته قدم بر ميدارند.
* در پذيرش تعريف و تمجيدها و تعارفاتي كه به آنان ميشود مشكل دارند (تصور ميكنند سزاوار آنها نبوده و يا ديگران در صدد تمسخر آنها ميباشند).
* معمولا احساس ميكنند قرباني رفتار ديگران هستند.
* احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچي ميكنند. 
* احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند. 
* نسبت به تواناييهاي خود براي رسيدن به موفقيت ترديد دارند. عدم خودباوري. 
* از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند.
* از شكست وموفقيت مي هراسند.
* مرتبا سعي در راضي نگاهداشتن ديگران دارند. 
* دچار هراس اجتماعي ميباشند.
* قادر به مديريت زمان خود نميباشند. 
* عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.
* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير ميباشند. 
* از ابراز عقايد و احساسات خود خودداري ميكنند زيرا از چگونگي واكنش ديگران هراس دارند. 
* خود را درگير مواد مخدر و يا روابط مخرب ميكنند.
* از تعيين يك هدف مشخص و پيروي از آن عاجز ميباشند.
* قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند.
* معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.
* ارزيابي غير واقعي از خود دارند.
* تحمل عيب و كاستي را نداشته و كمالگرا ميباشند. 
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجي اعم از وقايع روزانه و يا نوع رفتار ديگران با آنها دارد.
* وابستگي هيجاني دارند: براي دستيابي به يك احساس خوشايند به دنياي خارج خود وابسته ميباشند. مانند:
وابستگي به مواد: مانند غذا، داروها، الكل مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء دروني خود و تسكين دردهايشان.
وابستگي به رفتارها: مانند خرج كردن پول، قمار بازي و تماشاي تلويزيون. به منظور پر كردن خلاء دروني و تسكين دردهايشان.
وابستگي به مال: براي تعيين ميزان ارزش و شايستگي خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگي عاطفي : براي داشتن حس ارزشمندي، شايستگي و امنيت به توجه، پذيرش و تائيد فرد ديگري (معشوق خود) وابسته ميباشند.
وابستگي به سكس : براي پر كردن خلاء دروني به سكس پناه ميبرند.
اعتماد بنفس واقعي
اعتماد بنفس حقيقي يك حس دروني مي باشد بدون وابستگي به جهان خارج، رويدادها، موفقيتها، شكستها و افراد ديگر. اما عزت نفس و اعتماد بنفس واقعي بسيار نادر و ناياب ميباشد زيرا اغلب اعتماد بنفسها كاذب و نقابي براي پنهان سازي اعتماد بنفس پايين ميباشد. اعتماد بنفسهاي غير واقعي را ميتوان در موارد زير يافت:
*اعتماد بنفسهاي كاذب: اينگونه اعتماد بنفسها وابسته و زود گذر ميباشند.مانند اعتماد بنفسهايي كه به جهت ثروت،شهرت،محبوبيت،به تن داشتن لباسهاي فاخر،قدرت و زيبايي ظاهر در افراد نمود مي يابند كه همگي كاذب بوده و ارتباطي به ماهيت واقعي فرد ندارند. 
* گستاخي: معمولا مردم افراد پر رو و گستاخ را با افراد با اعتماد بنفس بالا اشتباه ميگيرند.اما پررويي نيز يك نوع نقاب براي استتار بي كفايتي و اعتماد بنفس پايين ميباشد. 
* متظاهرها: اينگونه افراد خود را با اعتماد بنفس، شاد، موفق و شكست ناپذير نشان ميدهند. اما از درون احساس پوچي و خلاء كرده و از شكست بسيار هراسانند. 
همچنين اعتماد بنفس به مفهوم برتري داشتن، تكبر وخود بيني نميباشد زيرا اين خصوصيات رفتاري از اعتماد بنفس پايين نشات ميگيرند. اعتماد بنفس شما نبايد يك پديده مقايسه اي و رقابتي باشد زيرا در اين هنگام شما خود را در معرض احتياج و وابستگي به پذيرش ديگران قرار خواهيد داد كه با اعتماد بنفس واقعي و ناب منافات دارد. افراد با اعتماد بنفس بالا نيازي به پذيرش، موافقت، تائيد، تشويق و دلگرمي ديگران ندارند. همچنين اعتماد بنفس بالا اينگونه نيست كه شما را از هر گونه ترديد، ياس ونگراني مصون بدارد بلكه تنها تحمل و غلبه بر آنها را براي شما آسانتر ميسازد. 
خصوصيات افراد با اعتماد به نفس بالا
* برخوردار از مركز كنترل دروني: غم و شادي آنان وابسته به عوامل خارجي نيست.
* از لحاظ جسماني، احساسي، ذهني و معنوي از خود مراقبت ميكنند. 
* ميانه روي را در افكار، احساسات و رفتارهاي خويش حفظ ميكنند. 
* قادر به پذيرش و پند گيري از اشتباهات خود ميباشند. قادر به بيان جمله "من اشتباه كردم" ميباشند. 
* توانايي بخشش اشتباهات خود و ديگران را دارند.
* مسئوليت اداره زندگي خود را بعهده ميگيرند.
* تفاوتهاي فردي ميان افراد را ارج مينهند.
* به نقطه نظرات ديگران گوش ميدهند. 
* همواره مسئوليت ادراكات، احساسات و واكنشهاي خود را بعهده گرفته و هيچگاه آنها را فرافكني نميكنند. 
* از نقاط ضعف و قوت خود آگاهي دارند. 
* همواره در حال پيشرفت و ترقي بوده و از ريسكهاي مثبت در زندگي بيم ندارند.
* داراي اعتماد بنفس و خود باوري بوده و به خود ارج ميدهند. 
* اعتماد بنفس آنان بدور از خودبيني و غرور ميباشد.
* از آنكه مورد انتقاد قرار گيرند نمي هراسند.
* هنگامي كه از آنان پرسشي ميگردد حالت تدافعي بخود نميگيرند. 
* در برابر موانع و مشكلات به آساني تسليم نميگردند.
* نيازي به تحقير و تمسخر ديگران ندارند.
* از آنكه در كاري شكست بخورند ويا در حضور ديگران نادان بنظر برسند ابايي ندارند. 
* هيچگاه خود را مورد انتقاد و سرزنش مخرب و شديد قرار نميدهد.
* توانايي خنديدن به خود و زياد جدي نگرفتن خود را دارند.
* به خويشتن و توانايي خودشان ايمان و اعتماد دارند.
* به تصميم گيري هايشان اعتماد دارند. 
* باور دارند كه فردي با ارزش، با قابليت، دوست داشتني، پذيرفتني و مهم ميباشند.
* نيازي به كمالگرايي ندارند.
* هيچگاه خودشان را با ديگران مقايسه نميكنند.
* از آنكه ديگران چگونه نسبت به آنان مي انديشند واهمه و نگراني ندارند. 
* نيازي به اثبات و توجيه افكار و عقايد خود به ديگران ندارند. 
چگونه اعتماد بنفس خود را افزايش دهيد
* آگاه باشيد كه ارزش شما به عنوان يك انسان بستگي به داشتن وزن ايده آل، زيركترين و باهوشترين بودن، مشهوربودن، محبوب ترين بودن، سريع ترين بودن، بالاترين نمره و يا رتبه را داشتن، شوخ طبع ترين بودن، خوش لباس ترين بودن، بهترين خانه و ماشين را داشتن و بهترين دوستها را داشتن نبوده و تنها به خودتان بستگي دارد.
* توانايي ها، استعدادها و موفقيتهاي خود را جشن بگيريد.
* خود را به خاطر اشتباهاتي كه مرتكب گشته ايد عفو كنيد.
* بروي نقاط ضعف خود تمركز نكنيد. هر انساني نقاط ضعف خاص خود را دارد. 
* با حقوق فردي خود آشنا شده و از آنها پيروي كنيد. 
* از تحقير و سرزنش خود دوري كرده و مثبت انديشي را فرا گيريد.
* خود را بر اساس يك سري استانداردهاي منطقي و دور از دسترس مورد قضاوت قرار ندهيد.
* ياد بگيريد كه شما يك انسان منحصر بفرد بوده و تنها خود شما مسئول تصميم گيريهاي زندگيتان ميباشيد.
* بياموزيد كه با پشتكار و سماجت قادر خواهيد بود به موفقيت دست يابيد.
* بياموزيد كه شما نيازي به تلاش بي وقفه براي كامل گشتن نداريد.
* خودتان تعيين كننده مفهوم موفقيت باشيد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۶:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][