مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 13253
دیروز : 42500
افراد آنلاین : 29
همه : 4540217
۲۱ گام عملي جهت پرورش اعتماد به‌ نفس
۱) احساس گناه را از خود دور كنيد. 
مهمترين عاملي كه به اعتمادبه‌نفس شما آسيب وارد مي‌نمايد، احساس گناه است. وقتي كه با توبهٔ حقيقي، خداوند شما را مي‌بخشد، شما چرا خودتان را نمي‌بخشيد! سال‌ها پيش اشتباهي را مرتكب شده‌ايد، ولي بار سنگين آن را هنوز به دوش مي‌كشيد، از اين لحظه، اين بار سنگين را به زمين بيندازيد و خودتان را سبك كنيد. بنابراين اگر احساس گناه را از خود دور كنيد، اعتمادبه‌نفس شما زياد مي‌شود و زماني كه اعتمادبه‌نفس شما زياد شد به‌راحتي مي‌توانيد از گناه فاصله بگيريد. 
۲) ”اقتدار“ و ”قاطعيت“ داشته باشيد
از امروز تمام كارهاي خود را با قاطعيت انجام دهيد. بعد از اينكه به درستي تصميم خود مطمئن شديد، قاطعانه پيش برويد. حرف زدن و راه رفتن شما بايد همراه با اقتدار باشد. اگر كلام شما با ترديد همراه باشد، ترديد خود را به مخاطب القاء كرده و در نهايت، مؤثر نخواهيد بود. 
۳) از يادآوري شكست‌هاي قبلي خود پرهيز نمائيد
هرگز به شكست‌هاي قبلي خود فكر نكنيد. فقط از آن پيام و درس بگيريد و بعد آن را فراموش كنيد. اگر خاطرهٔ شكست در يك سخنراني را براي خود يادآوري كنيد، شكست‌هاي گذشته، اعتمادبه‌فنس شما را تضعيف مي‌كند.
۴) عبارت‌هاي تأكيدي مثبت را براي خود تكرار كنيد
قبل از خواب مي‌توانيد عبارت‌هاي زير را در ذهن خود تكرار كنيد و با همين جمله‌ها به خواب برويد به زودي تأثير معجزه‌آساي تكرار اين جمله‌ها را خواهيد ديد: 
”اعتمادبه‌نفس من روز به روز بيشتر و بيشتر مي‌شود“ يا ”من اشرف مخلوقات هستم و اعتمادبه‌نفس من عالي است“. 
۵) عاشق خود، كار خود و خداي خود باشيد 
خودتان را در هر شرايطي كه هستيد، بپذيريد. به فرض، اگر قد شما كوتاه است، خودتان را بپذيريد. هرگونه كه باشيد، روح خداوند در شما جاري است و توجه به همين نكته اعتمادبه‌نفس شما را زياد مي‌كند. اگر عاشق خداي خود باشيد و خود را وابسته به يك نيروي برتر بدانيد، به‌طور حتم هميشه اعتمادبه‌نفس داريد. به‌كار خود علاقه‌مند باشيد و اگر به هر علتي از شغل خود احساس نارضايتي مي‌كنيد، سعي نمائيد ديدگاه خود را نسبت به آن عوض كنيد. 
۶) تبسم را فراموش نكنيد
سعي كنيد در هر شرايطي، تبسم بر لب داشته باشي. تبسم، نشانهٔ بارز اعتمادبه‌نفس و سلامت روان است. به‌طور حتم، كسي كه هنر و علم ”مديريت“ و ”نفوذ“ را بداند، هيچ لزومي ندارد كه امور خود را با ”علم“ اداره كند. گفته شده پيامبر اسلام (ص) در تمام مدت زندگي خود متبسم بوده‌اند. 
اگر شما تمرين كنيد، مي‌توانيد در هر شرايطي تبسمي بر لب داشته باشيد. تبسم، نماد خوشروئي است و خوشروئي از نشانه‌هاي مؤمن است. 
۷) مبهم حرف نزنيد 
اگر به‌اصطلاح ”مِنُ‌مِن“ كنيد، به ديگران اعلام كرده‌ايد كه من اعتمادبه‌نفس لازم را ندارم. بلند، روان و رسا صحبت كنيد. علاوه بر اين، صراحت بيان داشته باشيد و به ”روشني“ و ”وضوح“ اعلام كنيد كه چه مي‌خواهيد با منظورتان چيست. حاشيه نرويد و به اصل مطلب بپردازيد. اين اقدام‌ها اعتمادبه‌نفس را تقويت مي‌كنند.
۸) مطالعهٔ خود را زياد كنيد.
كسي‌كه زياد مطالعه مي‌كند و اطلاعات زيادي به‌دست مي‌آورد، خودش را يك سر و گردن از ديگران بالاتر مي‌بيند و اين يعني همان اعتمادبه‌نفس. 
۹) آراستگي ظاهر خود را حفظ كنيد 
اگر شما ظاهر آراسته و مرتبي داشته باشيد، اعتمادبه‌نفس بيشتري خواهيد داشت. سعي كنيد به وضع ظاهري خود چه در لباس خانه و چه در لباس رسمي توجه داشته باشيد. اگر ظاهر مطلوبي نداشته باشيد، به حضور در جمع علاقهٔ زيادي نخواهيد داشت. گاه يك لك بر پيراهن شما ممكن است شما را از شركت در يك جلسهٔ مهم بازدارد!
۱۰) آرامش خود را حفظ كنيد 
مضطرب و عجول بودن، از اعتمادبه‌نفس شما خواهد كاست. سعي كنيد آرامش خود را در همه حال حظ كنيد. به سرعت كارهاي خود را انجام دهيد، ولي آرامش خود را از دست ندهيد. حتي در ميدان جنگ هم اگر آرامش داشته باشيد، راه‌حل‌يابي براي شما آسان‌تر خواهد بود. اگر آرامش خودتان را از دست بدهيد، ممكن است شمال و جنوب را هم گم كنيد. پس يادتان باشد: ”آرامش، اعتمادبه‌نفس مي‌آورد“. 
۱۱) در مقابل آئينه بايستيد و از خود تعريف كنيد
اين كار در كسب اعتمادبه‌نفس، بسيار مؤثر است. هر روز صبح چند دقيقه اين كار را انجام دهيد. سعي كنيد هنگام نگاه كردن در آينه به موارد مثبت چهرهٔ خود نگاه كرده و از آن تعريف كنيد. 
۱۲) در حال زندگي كنيد
اگر د رحال زندگي كنيد و تمام انرژي خود را متوجه زندگي در لحظه نمائيد، فرداي شما هم تضمين خواهد شد. چرا كه فرداي شما محصول عملكرد صحيح ”امروز“ شما است. اگر عمر خود را در حسرت ديروز يا نگراني فردا سپري كنيد، لحظه‌ها را از دست خواهيد داد و اين به معني از دست دادن فردا نيز مي‌باشد.
۱۳) دست دادن خود را محكم‌تر كنيد.
به‌اصطلاح ”شل“ و ”وارفته“ دست ندهيد. به‌خصوص اگر نظامي هستيد، محكم و قدرتمند دست بدهيد و همچنين گرم و صميمانه 
۱۴) به موفقيت‌هاي خود نگاهي بيندازيد
از موفقيت‌هائي كه تاكنون داشته‌ايد، براي خود ليست تهيه كرده و همراه خود داشته باشيد و هرگاه احساس عدم اعتمادبه‌نفس كرديد، نگاهي به آن بيندازيد.
۱۵) به خودتان تبريك بگوئيد
حتي از گفتن جمله‌هائي مانند ”شب‌بخير“ و ”دوستت دارم“ نيز به خود امتناع نوزيد. حتي براي خودتان جشن تولد بگيرد به خودتان اهميت بدهيد.
۱۶) هميشه مبلغي پول با خود داشته باشيد 
وجود مقداري پول در جيب و كيف شخصي شما اعتمادبه‌نفستان را زياد مي‌كند. تاكنون شايد اين موضوع را تجربه كرده باشيد.
۱۷) نيروي نگاه خود را تقويت نمائيد
افراد نظامي به‌خصوص آنهائي كه در مشاغل فرماندهي بوده‌اند، ناخودآگاه نيروي نگاه قدرتمندي دارند، اگر مي‌خواهيد به اين مرحله برسيد، تمرين مؤثر زير را انجام دهيد: 
چيزي شبيه يك ساچمهٔ سياه را در وسط يك سيني قرار دهيد و سعي كنيد با نگاه خود از فاصله ۲ متري آن را حركت دهيد.
۱۸) ”نه“ گفتن را ياد بگيريد. 
بسياري از افراد، قدرت ”نه“ گفتن را ندارند و اين موارد براي آنان مشكل‌هائي ايجاد نموده است. اميد كه از اين دسته انسان‌ها نباشيد. اگر پيشنهاد يا درخواستي به شما مي‌شود كه ميل نداريد آن را بپذيريد، با قاطعيت اما با احترام بگوئيد ”نه“ 
۱۹) فكر كنيد كه اعتمادبه‌نفس بي‌نظيري داريد
هرگز اين فكر را به خود راه ندهيد كه اعتمادبه‌نفس نداريد. هميشه سعي كنيد نسبت به خود فكرهاي مثبت و والائي داشته باشيد. اگر خودتان فكر كنيد كه اعتمادبه‌نفس نداريد، چه‌طور انتظار داريد كه ديگران فكر كنند شما اعتمادبه‌نفس داريد! فراموش نكنيد كه به هر چه فكر كنيد، به سرتان مي‌آيد. اگر فكر كنيد كه كاري را نمي‌توانيد اجام دهيد، به‌طور حتم نمي‌توانيد و اگر فكر كنيد مي‌توانيد كاري را انجام دهيد به‌طور حتم مي‌توانيد. آنچه مهم است، فقط افكار شما است.
۲۰) سرعت راه رفتن خود را بيشتر كنيد.
كسي‌كه اعتمادبه‌نفس دارد گام‌هاي مستحكم برمي‌دارد و هدفمند راه مي‌رود. قوي، قدرتمند و پرانرژي باشيد. 
۲۱) سر خود را بالا نگاه داريد
اين كار باعث مي‌شود: 
▪ جريان خون از قلب به مغز (خون شرياني) و از مغز به قلب (خون وريدي) به آساني انجام پذيرد. 
▪ حجم ريه‌ها افزايش يابد و در واحد زمان، اكسيژن بيشتري با خون مبادله شود.
▪ راه‌هاي هوائي از قبيل ناي، نايژه‌ها، حلق و بيني تا حدودي در يك امتداد قرار گيرند و تنفس، راحت‌تر شود.
▪ ميدان ديد بيشتر شود.
▪ به برازندگي ظاهر شخص كمك مي‌كند.
▪ از همه مهمتر، اعتمادبه‌نفس شخص را زياد مي‌كند.آرمان داوري / كارشناس ارشد مديريت مجله شادكامي و موفقيت 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

۱۰ قدم تا اعتماد به نفس

تاكنون چند تا نوجوان و يا جوان ديده‌ايد كه اعتماد به نفس بالايي داشته باشند؟ اعتماد به نفس داشته باشند نه غرور، چون غرور و كبر با اعتماد به نفس فرق مي‌كند. با رعايت نكته‌هاي زير مي‌توان اعتماد به نفس را تجربه كرد:
۱ ) سرشار از عشق به خود و عشق به ديگران باشيد.
۲ ) هنگام مواجه شدن با يك تصميم مشكل يا قرار گرفتن بر سر دوراهي، آن را سخت جلوه ندهيد و با افرادي كه در آن زمينه تجربه دارند مشورت ‌كنيد و بي‌گدار به آب نزنيد.
۳ ) به نقاط ضعف خود آگاه باشيد و هميشه از موضع قدرت استفاده ‌كنيد نه ضعف. زندگي هدفمند داشته باشيد و تلاش ‌كنيد به هدفتان برسيد.
۴ ) هر روز با شوق از خواب بيدار‌شويد و هنگام تصميم‌گيري شك و دو دلي نداشته باشيد.
۵) هميشه نيمه پر ليوان را ببينيد يعني مثبت فكر ‌كنيد و در اطراف خودتان هم آدم‌هاي مثبت‌انديش را براي دوستي انتخاب ‌كنيد.
۶) مهارت‌هاي ارتباطي را ياد بگيريد و قبل از هر گونه اظهارنظر به دقت و با حوصله به حرف‌هاي ديگران گوش ‌كنيد. مشكل خود را با لحني شيوا و موثر بيان‌كنيد.
۷) سعي ‌كنيد خود را در اجتماع و محيطي كه در آن زندگي ‌مي‌كنيد، خوب معرفي كنيد، لباس‌هاي مرتب و تميز بپوشيد و از خريد لباس‌هايي كه به شما نمي‌آيد حتي اگر مد روز باشد خودداري كنيد.
۸) در صورت لزوم با قاطعيت رفتار كنيد. با بياني آرام و منطقي حق خود را بگيريد. بيشتر اهل سازش و مصالحه باشيد نه مخالفت.
۹) احساسات خود را كاملا كنترل كنيد حتي در نااميدي. قبل از هر حادثه هيجان‌انگيزي آرامش را تمرين ‌كنيد.
۱۰) خوب غذا بخوريد و سعي ‌كنيد از خوردن غذاهاي چاق كننده و مواد ناسالم پرهيز كنيد و محيط اطراف خود را هميشه تميز و پاكيزه نگه ‌داريد



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۶ ] [ مشاوره مديريت ]

اعتماد به نفس : " نمي توانم " وجودندارد

«نمي‌توانم در اين دنياي خاكي با ما زندگي مي‌كرد و در زندگي همه ما حضور داشت. متاسفانه هر جا كه مي‌رفتيم نام او را مي‌شنيديم. اينك ما "نمي‌توانم" را در جايگاه ابدي‌اش به خاك سپرده‌ايم.» 
بچه‌ها روي شش نيمكت پنج نفره مي‌نشستند و ميز معلم هم رو به روي آن‌ها بود. بسياري از جنبه‌هاي اين كلاس شبيه كلاس‌هاي ابتدايي بود، با اين همه روزي كه من براي اولين بار وارد كلاس شدم احساس كردم در جو آن، هيجاني لطيف نهفته است. 
"دونا" معلم مدرسه ابتدايي شهر كوچكي در ميشيگان، دو سال تا بازنشستگي فرصت داشت. درضمن به عنوان عضو داوطلب در برنامه "بهبود و پيشرفت آموزش استان" كه من آن را سازماندهي كرده بودم، شركت داشت. من هم به عنوان بازرس در كلاس‌ها شركت مي‌كردم و سعي داشتم درامر آموزش تسهيلاتي را فراهم آورم. 
آن روز به كلاس "دونا" رفتم و روي نيمكت ته كلاس نشستم. شاگردان سخت مشغول پركردن اوراقي بودند. به شاگرد ۱۰ ساله كنار دستم نگاه كردم و ديدم ورقه‌اش را با جملاتي كه با "نمي‌توان " شروع شده‌اند پر كرده است. "من نمي‌توانم درست به توپ فوتبال لگد بزنم."، " من نمي‌توانم عددهاي بيشتر از سه رقم را تقسيم كنم." 
نصف ورقه را پر كرده بود و هنوز هم با اراده و سماجت عجيبي به اين كار ادامه مي‌داد. 
از جا بلند شدم و روي كاغذهاي همه شاگردان نگاهي انداختم. همه كاغذها پر از " نمي‌توانم "‌ها بود. 
كنجكاويم سخت تحريك شده بود. تصميم گرفتم نگاهي به ورقه معلم بيندازم. ديدم كه او سخت مشغول نوشتن " نمي‌توانم " است. "من نمي‌توانم مادر "جان" را وادار كنم به جلسه معلم‌ها بيايد." "من نمي‌توانم آلن را وادار كنم به جاي مشت از حرف استفاده كند." 
سردر نمي‌آوردم كه اين شاگردها و معلمشان چرا به جاي استفاده از جملات مثبت به جملات منفي روي آورده‌اند. سعي كردم آرام بنشينم و ببينم عاقبت كار به كجا مي‌كشد. 
شاگردان ۱۰ دقيقه ديگر هم نوشتند. خيلي‌ها يك صفحه را پر كرده بودند و مي‌خواستند سراغ صفحه جديدي بروند. 
گفت: همان يك صفحه كافي است. صفحه ديگر را شروع نكنيد. بعد از بچه‌ها خواست كه كاغذهايشان را تا كنند و يكي يكي نزد او بروند. 
روي ميز معلم يك جعبه خالي كفش بود. بچه‌ها كاغذ‌هايشان را داخل جعبه انداختند. وقتي همه كاغذها جمع شدند،" دونا " در جعبه را بست، آن را زير بغلش زد و همراه با شاگردانش از كلاس بيرون رفتند. 
من پشت سرآن‌ها راه افتادم. وسط راه، " دونا " رفت و با يك بيل برگشت. بعد راه افتاد و بچه‌ها هم پشت سرش راه افتادند. بالاخره به انتهاي زمين بازي كه رسيدند، ايستادند. بعد زمين را كندند. 
آن‌ها مي‌خواستند " نمي‌توانم "‌هاي خود را دفن كنند! كندن زمين ۱۰ دقيقه‌اي طول كشيد. چون همه بچه‌هاي كلاس چهارم دوست داشتند در اين كار شركت كنند. وقتي كه سه چهارمتري زمين را كندند، جعبه " نمي‌توانم"‌ها را ته گودال گذاشتند و به سرعت روي آن خاك ريختند. 
سي و يك شاگرد ۱۰ يازده ساله دور قبر ايستاده بودند. هر كدام از آنها حداقل يك ورقه پر از " نمي‌توانم" درآن قبر دفن كرده بود. معلمشان هم همين طور! 
دراين موقع " دونا " گفت: دوستان! ما امروز جمع شده‌ايم تا ياد و خاطره " نمي‌توانم" را گرامي ‌بداريم. او در اين دنياي خاكي با ما زندگي مي‌كرد و در زندگي همه ما حضور داشت. متاسفانه هر جا كه مي‌رفتيم نام او را مي‌شنيديم، در مدرسه، در انجمن شهر، در ادارات و... اينك ما " نمي‌توانم" را در جايگاه ابدي‌اش به خاك سپرده‌ايم. البته ياد او در وجود خواهر و برادرهايش يعني " مي‌توانم "، " خواهم توانست" و " همين حالا شروع خواهم كرد" باقي خواهد ماند. آن‌ها به اندازه اين خويشاوند مشهورشان شناخته شده نيستند، ولي هنوز هم قدرتمند و قوي هستند. شايد روزي با كمك شما شاگردها، آن‌ها سرشناس تر از آن چه هستند، بشوند. 
هنگامي‌ كه به اين سخنراني گوش مي‌كردم فهميدم كه اين شاگردان هرگز چنين روزي را فراموش نخواهند كرد. اين حركت شكوهمند سمبوليك چيزي بود كه براي همه عمر به ياد آن‌ها مي‌ماند و در ضمير ناخود آگاه آن‌ها حك مي‌شد. 
آن‌ها " نمي‌توانم"‌هاي خود را نوشته و طي مراسمي‌ تدفين كرده بودند. اين تلاش شكوهمند، بخشي از خدمات آن معلم ستوده بود. 
هر وقت شاگردي مي‌گفت: " نمي‌توانم"، دونا به اعلاميه اشاره مي‌كرد و شاگرد به ياد مي‌آورد كه " نمي‌توانم" مرده است و او را به خاك سپرده‌اند. 
حالا سال‌ها از آن روز گذشته است و من هر وقت مي‌خواهم به خود بگويم كه " نمي‌توانم" به ياد اعلاميه فوت "نمي‌توانم" و مراسم تدفين او مي‌افتم...

روزنامه ايران


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

مخاطب رسانه‌اى

واژهٔ مخاطب مدت‌ها است كه در فرآيند ارتباطات جمعى اصطلاح رايجى شده براى اشاره به دريافت‌كنندگان در مدل سادهٔ خطى (منبع، مجرا / كانال، پيام، دريافت‌كننده، اثرات)، كه توسط پيشگامان حوزهٔ رسانه‌پژوهى (مثلاً، نك: ‌Schramm، 1954) ارائه شده است. گفتمان جا افتاده‌اى وجود دارد كه بر طبق آن مخاطب به‌طور ساده به خوانندگان، بينندگان، شنوندگان يكى از كانال‌هاى رسانه‌اى يا هر محتوا و نمايشى اشاره دارد. اين واژه، هم‌چنين، يكى از شاخه‌هاى موضوع مطالعهٔ ارتباطات معى و نيز يكى از حوزه‌هاى اصلى پژوهش‌هاى تجربى را مشخص مى‌سازد. گردانندگان رسانه‌ها و نيز نظريه‌پردازان رسانه‌اى از واژهٔ مخاطب درك يكسانى دارند و كاربرد آن از سوى استفاده‌كنندگان از رسانه‌ها كه اين واژه را به‌عنوان يك توصيف بدون ابهام از خودشان مى‌شناسند، متداول است.با اين همه، واژهٔ مخاطب، در پس كاربرد عاميانه‌اش، پُر است از اختلافات در معني، بدفهمى‌ها، و اختلافات نظري. مشكلات فوق عمدتاً از اين حقيقت ناشى مى‌شوند كه واژهٔ ساده و يگانهٔ مخاطب براى اشاره به واقعيتى به‌كار مى‌رود كه به‌طور روزافزون در حال پيچيده‌تر و متنوع‌تر شدن است و مى‌تواند پذيراى صورت‌بندى‌هاى نظرى متضاد باشد. در اين شرايط، يكى از صاحب‌نظران تا آنجا پيش‌رفته كه مى‌نويسد آنچه در حال وقوع است همانا به‌هم‌ريختگى آن چيزى است كه واژهٔ مخاطب در پژوهش‌هاى ارتباطى در حوزه‌هاى علوم‌انسانى و اجتماعى به آن معطوف است.(Biocca، 1988) به بيان ديگر، ما واژهٔ آشناى مخاطب را نگه‌داشته‌ايم اما موضوع آن در حال محو شدن است.مخاطب بيشتر رسانه‌هاى جمعى معمولاً جز به‌صورت پراكنده و غير مستقيم قابل مشاهده نيست. از اين‌رو، اصطلاح مخاطب، همانند بسيارى از مفاهيم به‌ظاهر ساده در علوم اجتماعي، نظير جامعه و افكار عمومي، ماهيتى انتزاعى و قابل بحث دارد. هم‌چنين، واقعيتى كه واژهٔ مخاطب به آن بر مى‌گردد متنوع و مستمراً در حال دگرگونى است. به‌عنوان نمونه، واژهٔ مخاطب را مى‌توان به‌طور يكسان در مورد گروه خوانندگان داستان‌هاى اوايل قرن هجدهم يا مشتركان برنامه‌هاى تلويزيون‌هاى ماهواره‌اى اواخر قرن بيستم به‌كار برد، در حالى كه دو پديدهٔ فوق بسيار متفاوت هستند. مثال فوق، توان و گستردگى واژهٔ سادهٔ مخاطب را نشان مى‌دهد و در عين حال توجه ما را به نارسايى‌هاى ايشان، در صورت فقدان يك فهم روشن و مقبول از معناى دقيق آن، جلب مى‌كند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

فعال بودن مخاطب ، ابعاد فعال بودن مخاطب ، انتخابى بودن (2)


در اينجا ذكر اين نكته ضرورى است كه برخى از بررسى‌ها بين رضامندى و فعاليت مخاطب رابطه‌اى نيافتند (بانتز -Bantz- در ۱۹۸۲؛ كيپاكس و موري، در ۱۹۸۰؛ ليشن اشتاين و رزن فلد ـKichinstein & Rosenfeld، در ۱۹۸۳). اما اين گروه از بررسى‌ها از نظر روش‌شناسى اشكال‌هايى داشت (مراجعه شود به پالم‌گرين، ۱۹۸۴). انتخابى بودن قبل از استفاده منعكس‌كنندهٔ تصميم استفاده‌كننده بر مبناى شناخت يا تجربهٔ قبلى او از رسانه است. بر مبناى يافتهٔ تحقيق مى‌سى ـMasseyـ در ۱۹۸۹ در مورد بررسى كيفى فعال بودن مخاطب در طول زمان بروز حادثه زلزله در شهر لوماپريتا (Loma Prieta)، پاسخ‌گويان هم گفتند كه كدام رسانه را انتخاب‌ كرده‌اند و هم دلايل روشنى را براى انتخاب‌هاى خود ابراز كردند انتخاب‌هاى عرضه شده بر مبناى موارد زير بود: الف- ماهيت رسانه (در اين تحقيق پاسخ‌گويان اظهار داشتند كه مى‌خواستند خسارت زلزله را ببينند و اين امر از طريق راديو امكان‌پذير نبود)؛ ب- محتواى رسانه كه شامل انواع معينى از برنامه‌ها يا شخصيت‌هاى خاص رسانه بود؛ ج- زمان، بدين معنا كه براى آنها در زمان معينى امكان استفاده از رسانه وجود داشت و به همين دليل از رسانهٔ خاصى استفاده كردند؛ د- قابليت دسترسي؛ هـ- عادت و و- جامعه‌پذيري، زيرا ديگران راه استفاده از آن رسانه را براى ارضاى نيازى خاص به آنها آموخته بودند.از سوى ديگر، بوگارت (Bogart) در ۱۹۶۵ عقيده دارد كه مخاطب كمتر از روى انتخاب از رسانه استفاده مى‌كند و آنچه تعيين‌كنندهٔ استفاده از رسانه است، دسترسى به آن و ديگر عوامل بيرونى است. روشن است كه دامنهٔ انتخاب مخاطب تعيين‌كنندهٔ حدود فعاليت وى در بُعد انتخاب است (رابطهٔ محتواى رسانه و رفتار رسانه‌اي در نمودار الگوى رضامندى از رسانه‌ها). شواهدى نيز در مورد فراهم شدن امكانات بيشتر براى انتخاب گسترده‌تر مخاطب، از طريق تكامل فن‌آورى‌هاى جديد ارتباطات كه به افزايش سطح انتخابى بودن مى‌انجامد، در حال تكوين است (ارتباط بين ساختار و فن‌آورى رسانه‌ها، محتواى رسانه‌ها، باورها و انتظارات از رسانه‌ها و ديگر گزينه‌ها، رضامندى موردنظر و رفتار رسانه‌اي (نمودار بالا). در اين زمينه محققاتى چون هيتر و همكارانش (Heeter et al.) در ۱۹۸۳، باروايس و همكارانش (Barwis et al.) در ۱۹۸۲ و لوى و فينك (Fink) در ۱۹۸۴ به جنبه‌هاى مختلف اين تكامل پرداخته‌اند. باروايس و همكارانش نتيجه‌گيرى كردند كه ممكن است مرحلهٔ اول تصميم‌گيرى براى تماشا -اينكه اصولاً تلويزيون تماشا كند يا نكند- منفعلانه باشد، اما مرحلهٔ دوم -اينكه چه چيز را تماشا كند- مسلماً منفعلانه صورت نمى‌گيرد. آنها عقيده دارند بينندگان برنامه را تصادفى تماشا نمى‌كنند.هرچند دسترسى و امكان انتخاب تا حدودى عوامل تعيين‌كنندهٔ استفاده از رسانه است، اما نمى‌توان ادعا كرد كه دسترسى نداشتن لزوماً باعث مى‌شود مخاطب از رسانه استفاده نكند. يافته‌هاى برخى از تحقيقات نشان مى‌دهد كه حتى در مواردى كه دسترسى به رسانه آسان نبوده، مخاطب راهى براى استفاده يافته است. بر مبناى يافته‌هاى تحقيق مى‌سى در ۱۹۸۹، با وجود آنكه به‌علت وقوع زلزله و قطع برق، امكان دسترسى به رسانه‌هاى الكترونيك محدود بود، مخاطبان براى برآوردن نياز خود به رسانه‌اى ديگر روى آوردند يا اين رسانه را در محل‌هاى ديگرى يافتند. اگر بر مبناى ادعاى بوگارت، مسئلهٔ انتخابى بودن مطرح نبود، پاسخ‌گويان مى‌توانستند از رسانه استفاده نكنند. ولى شركت‌كنندگان در بررسى مى‌سى با تمام مشكلات موجود، حتى در لحظهٔ وقوع زلزله، خود را به رسانهٔ موردنظر خود رساندند. پاسخ‌هايى چون: اولين گزارش تلويزيونى از زلزله را در منزل همسايه كه هنوز برق داشت، تماشا كردم يا به رستوران رفتم چون مى‌دانستم آنجا تلويزيون هست نشان‌دهندهٔ انتخابى بودن استفاده از رسانه قبل از تماشا است.انتخابى بودن در حين تماشا نيز رخ مى‌دهد، بدين معنا كه مخاطب به يك شبكه وفادار مى‌ماند. لوى و ويندال، انتخابى بودن در حين تماشا را با درك‌ انتخابي (selective perception) و انتخاب بعد از تماشا كه شامل يادآورى است مترادف دانسته‌اند. بر مبناى نظر لوى و ويندال، مخاطبان تنها بخش كوچكى از اطلاعاتى را كه دريافت كرده‌اند، انتخاب مى‌كنند و به خاطر مى‌آورند. در يافته‌هاى تحقيق مى‌سى در ۱۹۸۹ شواهدى براى تائيد نظريهٔ فوق مشاهده مى‌شود. مثل اين يادداشت كه: تا عمر دارم منظرهٔ سقوط آسمان‌خراش را كه از تلويزيون ديدم فراموش نخواهم كرد، در حالى كه بسيارى از اخبار ديگر را همين حالا فراموش كرده‌ام.آنچه اصولاً قبل از تماشا اتفاق مى‌افتد، رفتار انتخابى است، در حين تماشا پردازش ذهنى / روان‌شناختى پيام‌هاى عرضه شده و بعد از تماشا، استفادهٔ جامعه‌شناختى / روان‌شناختى از اطلاعات كسب شده در حين تماشا مطرح مى‌شود.شايان ذكر است كه انتخابى بودن، به‌ويژه در مورد برخى انگيزه‌هاى تماشاى تلويزيون، به‌طور چشمگيرى خودنمايى مى‌كند. مثلاً تماشاى تلويزيون به‌منظور ارضاى نياز به كسب اطلاع با تماشاى برنامه‌هاى خبرى به‌صورت انتخابى مربوط است.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

فعال بودن مخاطب

بر مبناى رويكرد استفاده و رضامندي، مخاطب مصرف‌كنندهٔ فعال رسانه است (كاتز، بلاملر، گورويچ، ۱۹۷۴). در اين رويكرد مخاطب از آن رو فعال است كه به دنبال رضامندى است و باور دارد كه انتخاب رسانه، رضامندى مورد نظرش را فراهم خواهد آورد. همچنين، مشاركت فعالانهٔ مخاطب با رسانه بر رضامندى حاصل و رفتار رسانه‌اى اثر مى‌گذارد (لين -Lin-، در ۱۹۷۷). گروهى از محققان هوادار اين رويكرد به ابعاد مختلف فعال بودن مخاطب پرداخته‌اند و اين ابعاد را در ابعاد زمانى گوناگون (قبل، در حين و بعد از استفاده از رسانه) بررسى كرده‌اند. از سوى ديگر، محققان به انواع مختلف استفاده از رسانه، به‌طور كلى پرداخته و استفاده‌هاى هدفمند را از ديدگاه‌هاى مختلف و با توجه به متغيرهاى گوناگون مداخله‌كننده بررسى كرده‌اند.

ابعاد فعال بودن مخاطب

محققان طرفدار رويكرد (استفاده و رضامندى) براى فعال بودن مخاطب ابعادى را در نظر گرفته اند.جمع بندى اين نظريه ها ما را به مفاهيمى چون تعمدى بودن و انتخابى بودن و درگير شدن و سودمندى هدايت ميكند.پس ابتدابايد اين مفاهيم دقيقا تعريف شوند.

انتخابى بودن  

از آنجال كه بر مبناى رويكرد استفاده و رضامندي، بدون انتخاب، استفاده‌اى در كار نخواهد بود و در نتيجه، درگير شدن و استفاده از رسانه نيز صورت نمى‌گيرد، انتخابى بودن يكى از ابعاد حائز اهميت فعال بودن مخاطب است. براى بُد انتخابى بودن رفتار مخاطب تعاريف مختلفى عرضه شده است كه هريك مفهومى را القاء مى‌كنند. انتخابى بودن را مى‌توان خود را آگاهانه در معرض رسانه قرار دادن تعريف كرد. لوى و ويندال اين بُعد فعال بودن را رفتار انتخاب (choice making behavior) خوانده‌اند. انتخابى بودن استفاده از رسانه يا رضامندى مورد انتظار -gratification sought- از مصرف رسانه نيز تعريف شده است.

مشاهدهٔ رفتار تماشاى تلويزيون حاكى از آن است كه قرار گرفتن در معرض تلويزيون ممكن است منفعل و غيرانتخابى باشد (مثل وقتى كه تلويزيون صرفاً براى آنكه صدايى در منزل وجود داشته باشد، روشن است). از سوى ديگر، رفتار تماشا كردن ممكن است به شدت انتخابى باشد. در اين صورت، مخاطب براى محتوا ارزش قائل مى‌شود و تماشا فعاليتى براى گذران وقت نيست.

براى تعيين كمّى ميزان انتخابى بودن، فرمولى عرضه شده است. نسبت ميزان تماشاى برنامه‌اى خاص به كل زمانى كه مخاطب تلويزيون تماشا مى‌كند، نشان‌دهندهٔ ميزان انتخابى بودن تماشاى آن نوع محتوا يا برنامهٔ خاص است. چنانچه فردى به‌طور متوسط سه ساعت در روز تلويزيون تماشا كند و از اين سه ساعت، دو ساعت آن را به تماشاى مجموعه‌اى سرگرم‌ننده بپردازد، مى‌توان گفت به‌طور انتخابى نوع خاصى از برنامه‌ها (مجموعه‌هاى سرگرم‌كننده) را براى تماشا انتخاب كرده است. روشن است كه هرچه حاصل اين فرمول به يك نزديكتر باشد، فرد رفتار انتخابى‌ترى دارد و هرچه به صفر نزديك‌تر باشد، عكس اين امر صادق است.

در مورد علت انتخابى بودن رفتار تماشا بحث‌هاى زيادى مطرح شده است. از يك‌سو، گروهى از محققان معتقدند تماشاى انتخابى ناشى از تمايل به تقويت (كلاپر -Klapper- در ۱۹۶۰) يا پرهيز از ناسازگارى (سى‌يرز و فريدمن -Sears & Freedman- در ۱۹۶۷) است. از سوى ديگر، محققان هوادار رويكرد استفاده و رضامندي انتخابى بودن را ابتكار عمل مخاطب در ارتباط دادن نيازهاى درك شده‌اش با آنچه رسانه‌هاى جمعى عرضه مى‌كنند دانسته‌اند. (كاتز و همكاران، ۱۹۷۴)

به ظاهر مشابهت زيادى بين تعمدى بودن و انتخابى بودن فعاليت استفاده از رسانه احساس مى‌شود. لكن اگر به مثال‌ها و مقياس‌هاى به‌كار رفته براى هريك در تحقيقات (برنامه‌ريزى رفتارى و اهميت برنامه براى تعمدى بودن و نسبت تماشاى يك نوع برنامه يا يك برنامه به كل زمان تماشا براى انتخابى بودن) توجه كنيم، به تفاوت ظريف بين اين دو مفهوم پى مى‌بريم.

بررسى‌هايى كه مستقيماً به اندازه‌گيرى ابعاد مختلف فعاليت مخاطب و از جمله انتخابى بودن رفتار استفاده از رسانه پرداخته‌اند، معدود هستند. بررسى‌هايى نيز غير مستقيم به جنبه‌هاى مختلف فعال بودن پرداخته‌اند. مثلاً اگر انگيزهٔ استفاده از رسانه، به‌علاوهٔ انتظار از شبكه‌هاى مختلف رسانه‌اي، به فعاليت مخاطب جهت دهند. پس مخاطب بايد بر مبناى رضامندى‌هاى موردنظر و حاصل شده بتواند بين شبكه‌ها، تمايز قائل شود. شواهد كافى براى تائيد اين فرضيه وجود دارد. در بين بررسى‌هاى كلاسيك استفاده از رسانه‌ها، كاتز، گورويچ و هاس (۱۹۷۲)، از طريق شاخص‌سازى چند‌بُعدى نشان دادند كه مخاطب بين پنج رسانهٔ مختلف، بر مبناى رضامندى حاصل، تفاوت قائل مى‌شود. با مشاهدهٔ نمودار الگوى عمومى رضامندى از رسانه‌ها، اين امر را مى‌تواند از ارتباط ساختار و فن‌آورى رسانه‌ها (خانهٔ ۲)، محتواى رسانه‌ها (خانهٔ ۳)، رفتار رسانه‌اي (خانهٔ ۹) و ادراك از رضامندى حاصل شده (خانهٔ ۱۰ الف) استنباط كرد. لومتى (Lometti) و همكارانش (۱۹۷۷) نيز با شاخصى چندبعدى نشان دادند كه مخاطبان در سه بُعد بين شش رسانه و دو شبكه تمايز قائل مى‌شوند. يافته‌هاى تجربى مشابهى در مورد توانايى مخاطب در تشخيص رسانه‌هاى مختلف بر مبناى رضامندى موردنظر و حاصل شده به همت پلد (Peled) و كاتز (۱۹۷۴)، مك ليود و بكر (۱۹۸۱)، بكر و فروت (Rruit) در ۱۹۸۲، دوباك (De Back) در ۱۹۸۰ و مندلسون و اوكيفه (Mendelsone & O'Keefe) در ۱۹۷۶ عرضه شده است.

بررسى‌هايى از اين دست نشان مى‌دهد كه رضامندى با انتخاب رسانه ارتباط دارد. همچنين يافته‌هاى اين بررسى‌ها نشانهٔ اين واقعيت است كه رفتار انتخاب به صور مختلف تجلى مى‌يابد كه به خوبى با سنخ‌شناسى لدى و ويندال هم‌خوانى دارد. گروه ديگرى از بررسى‌ها به انتخاب محتوا در رسانه‌اى واحد پرداخته‌اند. رابين و رابين (۱۹۸۲a) به اين نتيجه رسيدند كه تماشاى مجموعه‌ها و مسابقه‌هاى تلويزيونى با همدم‌يابي، آرامش، برانگيختگي، عادت و گذران وقت همبستگى دارد. از سوى ديگر تماشاى اخبار تلويزيون، مجلات مصور و ميزگردها با انگيزهٔ كسب اطلاع و يادگيرى رابطه دارد. (ديگر تحقيقات انجام شده در مورد رابطهٔ بين رضامندى با انتخاب محتواى رسانه در رسانه‌اى خاص عبارتند از:Nordlund, 1978a; Rubin, 1981a, 1983: Palmgreen et al. 1981.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

رضامندى و اثر رسانه

پيشگامان استفاده و رضامندي دو آرمان عمده داشتند كه به آرمان اول تا حدود زيادى دست يافتند. و آن، توجه به نيازهاى مخاطب در بررسى‌هايى است كه به شناخت مخاطب مربوط مى‌شد. در يك دوره (به ويژه دههٔ پنجاه) به اهداف ترغيبى ارتباطات بسيار توجه شد و اين زمينه‌اى بود كه بيشتر بررسى‌هاى اوليهٔ آثار رسانه نيز به آن توجه داشتند. هدف دوم رويكرد، دخالت دادن خواست‌هاى مخاطب (رضامندى موردنظر، نياز) در قالب متغيرهاى مداخله‌كننده در فرآيند ارتباط - اثر بود. گليسر (Glader) در ۱۹۶۵ در مورد ضرورت توجه به نيازهاى مخاطب مى‌گويد: از آنجا كه استفاده‌كنندگان از رسانه، با نيازها و شرايط متفاوتى به آن روى مى‌آورند، شناخت دقيق آثار تماشاى تلويزيون تنها با توجه به استفادهٔ موردنظر مخاطبان از تلويزيون و همچنين استفاده‌هايى كه مخاطبان مختلف عملاً از تلويزيون مى‌كنند، امكان‌پذير است.تا حدود دو دههٔ پيش، به رغم تذكر محققان اين رشته، قدمى جدى در جهت بررسى ارتباط رضامندى با آثار برداشته نشده بود. هرچند برخى از محققان كه به اثر تلويزيون بر مخاطبان پرداخته بودند (چون شرام، پاركر و ليل -Schramm, Parker & Lyle- در ۱۹۶۱)، به تعامل بين نياز مخاطب و اثر رسانه‌ها توجه كرده بودند. شايان ذكر است كه در اكثر اين‌گونه بررسى‌ها زمينه‌هاى غالب كم يا بيش مشخص بود. از جملهٔ اين زمينه‌ها مى‌توان به خشونت، آثار مجموعه‌هاى خارجى (به‌ويژه آمريكايي) بر بينندگان كشورهاى جهان سوم يا آن بخش از محتواى رسانه‌ها، به‌ويژه زمينه‌هاى تخيلي آنكه در عين سرگرم‌كنندگي، سعى مى‌كنند واقعيات زندگى (چون كارهاى اجتماعي، زندگى بيمارستاني، همسايگي، طبقهٔ كارگر، زندگى و كار تاجران و ...) را نشان دهند، اشاره كرد.محققانى چون كاتز، بلاملر و مك‌كويل از يك سو به لزوم توجه به رابطهٔ استفاده و اثر تأكيد كرده و از سوى ديگر، تحقيقات سنتى اثر رسانه‌ها را فاقد فرضيه‌هاى محكم در مورد تعامل رضامندى‌ها و آثار دانسته بودند. (كاتز و همكاران، ۱۹۷۴؛ بلاملر و مك‌كويل، ۱۹۶۸).پيشگامان رويكرد استفاده و رضامندي، متفاوت بودن دلايل تماشاى رسانه و آثار احتمالى آن را گوشزد مى‌كنند. آنها مى‌گويند يك مخاطب براى فرار از مشكلات به مجموعه‌اى تلويزيونى علاقه دارد و ديگرى همان مجموعه را براى كسب اطلاع از نحوهٔ زندگى گروهى خاص از جامعه (پرستاران، كارگران معدن و ...) تماشا مى‌كند. آيا مى‌توان فرض كرد كه اثر چنين مجموعه‌اى بر اين دو گروه مخاطب يكسان است؟در اين زمينه مى‌توان به تحقيق كاتزمن (Katzman) در ۱۹۷۲ در مورد توانايى مجموعه‌هاى تلويزيونى در تقويت نظام ارزش‌ها اشاره كرد. در بررسى ديگرى رضامندى حاصل از گوش دادن مستمر به مجموعه‌اى با نام درّه‌ها (Dales) در انگلستان بررسى شد. هدف اين مجموعه تقويت ارزش‌هاى سنتى خانوادگى بود (بلاملر، براون و مك‌كويل). محققان ياد شده به سؤال اساسى كاتزمن (... مجموعهٔ تلويزيونى يا راديويى تا چه حد ممكن است نگرش‌ها و هنجارها را تغيير دهد؟ يا تا چه حد نگرش‌ها و هنجارهاى موجود را تقويت مى‌كند؟) چنين جواب دادند كه: براى پاسخ‌گويى به اين سؤال بايد بين بينندگان آن تمايز قائل شد، زيار گروهى در اين بينندگان خود در پى تقويت چنين ارزش‌هايى هستند و گروهى ديگر چنين هدفى ندارند. در اين باره، محققان سنخ‌شناسى در مورد زنان شنوندهٔ اين برنامه و آثار برنامه بر آنها نتايجى به‌دست آوردند.به‌علاوه، يافته‌هاى تحقيقات، بيان‌كنندهٔ پيامدهاى رفتار رسانه‌اى مخاطب است كه طرح‌هاى تحقيقات سنتى بررسى آثار، به آنها دسترسى ندارد. در بين اين پيامدها مى‌توان به بازخورد (feedback) اشاره كرد. كاتز و فولكز (۱۹۶۲) بازخورد استفاده از رسانه بر عملكرد فرد در ديگر نقش‌هاى اجتماعى خود را در زمرهٔ اين پيامدهاى رفتار مى‌دانند. بى‌لين (Bailyn) در ۱۹۵۹ مى‌گويد استفادهٔ كودكان از رسانه‌هاى تصويرى به آنها كمك مى‌كند براى مشكلات خود، راه‌حل‌هاى واقعى‌تر و بادوام‌ترى بيابند. از سوى ديگر، چنين استفاده‌اى كه ممكن است در ابتدا به منظور فرار از مشكلات صورت گرفته باشد، بهتر است در طبقه‌بندى استفادهٔ تكميلي قرار گيرد. لوندبرگ و هالتن (Lundberg & Hulten) در ۱۹۶۸ نيز به اين نكته اشاره مى‌كنند كه استفاده از رسانه براى جايگزينى همدم دو جنبه دارد: يا باعث مى‌شود فرد با اجتماع قطع رابطه كند يا اينكه اين‌گونه استفاده به او كمك مى‌كند با واقعيت سازگارتر شود.مورد دومي، كه محققان آن را نقيصهٔ ديگر تحقيقات سنتى بررسى اثر رسانه‌ها مى‌دانند، ناشى از نبود توانايى تبيين ارتباط بين كاركرد رسانه براى فرد و كاركرد رسانه براى سطوح ديگر جامعه (يا كاركردهاى معيوب) است. توجه به اين ارتباط حياتى است، زيرا مباحث زيادى در مورد نقش رسانه‌هاى جمعى در جامعهٔ مدرن امروزى در جريان است.در اين مورد انزن برگر (Enzenberger) مى‌گويد:با دوربين فيلمبردارى هشت ميلى‌مترى مى‌توان نياز به تفريح و خلاقيت فرد را ارضاء و افراد خانواده را گرد هم جمع كرد و هم‌زمان جامعه را هسته‌اى و غيرسياسى ساخت؛ تماشاى اخبار ممكن است نياز فرد را براى مشاركت اجتماعى ارضاء كند، اما اگر نحوهٔ عرضهٔ اخبار پراكنده و نامناسب باشد، در مخاطب اين احساس به‌وجود مى‌آيد كه جهان، آشفته است. به همين نحو، انتقاد افراطى را مى‌توان بخشى از دسايس تلويزيون براى راضى كردن مخاطبان و عاملى كه آنها را از نظر سياسى خنثى مى‌سازد، تلقى كرد و ...در دو دههٔ گذشته محققان پيشگام استفاده و رضامندي به لزوم بررسى ارتباط اجتماعى انگيزه‌هاى استفاده از رسانه‌ها و آثار متعاقب آنها اشاره كردند. بلاملر در ۱۹۷۹ از بررسى‌هاى گستردهٔ منتشر شده در زمينهٔ رضامندى‌ها از طريق آثار انتقاد كرد و آنها را فاقد پيشرفت نظرى دانست. ويندال به نقص بررسى‌هايى در زمينهٔ آثار و استفاده‌ها و رضامندى‌ها اشاره كرد و الگويى براى استفاده و اثر ارائه كرد كه به تعامل ناشى از محتواى رسانه‌ها و استفاده از آنها مى‌پردازد.بازنگر در بررسى‌هاى انجام شده در اين زمينه نشان مى‌دهد كه هرچند هنوز كمبودهاى بسيارى وجود دارد و هدف موردنظر كاتز، بلاملر يا ويندال محقق نشده است، حداقل محققان به نقطه‌اى رسيده‌اند كه به ارتباط ميان استفاده‌ها و آثار به‌طور جدى پرداخته‌اند. در اين دوره تحقيقات بسيارى در اين زمينه انجام شده است ٭ كه نتايج آنها حاكى از اين سات كه بسيارى از رضامندى‌هاى مختلفى مخاطبان (چه موردنظر و چه حاصل شده) با طيف گسترده‌اى از متغيرهاى آثار رسانه‌ها از جمله يادگيرى (كسب دانش)، وابستگي، نگرش، ادراك واقعيت جامعه، آثار مختلف سياسى و ... مرتبط است به گونه‌اى كه در برخى از تحقيقات از رضامندى موردنظر مخاطبان براى پيش‌بينى آثار بعدى رسانه‌ها استفاده شد (بلاملر، مك‌كويل، ۱۹۶۹؛ مك‌ليود و بكر، ۱۹۷۴؛ مك‌ليود و همكارانش، ۱۹۷۷).گروهى ديگر از اين بررسى‌ها به‌صورت تلفيقى به ارتباط نيازها و آثار رسانه‌ها در فرهنگ‌هاى مختلف (ايالات متحده، انگلستان، سوئد و هلند) پرداخته‌اند. اغلب اين بررسى‌ها در مورد تلويزيون بوده، اما در برخى از آنان در مورد روزنامه‌ها نيز اطلاعاتى عرضه شده است.٭ (از بين شاخص‌ترين آنها (تا ۱۹۸۵) مى‌توان به موارد زير اشاره كرد:Becker, 1976; Blumler & McQuail, 1969; De Bock, 1980; Garramone, 1983; Greenberg, 1974; Hedinsson, 1981; Hur & Robinson, 1981; Mcleod & Becker, 1974; Mcleod et al. 1974, 1977, 1980; Nordlund. 1978; Roe, 1983b; Rosengren & Windahl, 1977; Rubin, 1981a, 1983; A. Rubin & R. Rubin, 1982b; Weaver, 1980; Werner, 1982, 1983a; Windahl et al. 1983)در نمودار الگوى رضامندى از رسانه‌، ارتباط رضامندى موردنظر (خانهٔ ۸)، درك رضامندى حاصل شده (خانهٔ ۱۰ الف) و همچنين دو سطح الف و ب تأثيرها يعنى درك رضامندى حاصل شده و ديگر پيامدها (شناختي، عاطفى و رفتاري) (خانهٔ ۱۰)، به خوبى نشان داده شده است. به‌علاوه، اين نمودار بيان‌كنندهٔ ارتباطات يك‌سويه و دوسويهٔ اين عناصر فرآيند استفاده از رسانه‌ها و آثار ناشى از آن با ديگر عناصر (چون ويژگى‌هاى فردي، ساختار اجتماعى و فرهنگي، محتواى رسانه و ..) است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

نظريهٔ انتظار - ارزش

بر مبناى نظريهٔ كاتز ۱۹۵۹ (از پيشگامان رويكرد استفاده و رضامندي)، پيام پرقدرت‌ترين رسانه‌ها هم بر فردى كه بر مبناى ويژگى‌هاى اجتماعى و روان‌شناختى خود براى آن استفاده‌اى نمى‌يابد اثرى ندارد. ارزش‌ها، علائق، وابستگى‌ها و نقش اجتماعى مخاطبان، در استفاده از رسانه‌ها، نقش مهمى ايفا مى‌كند. به سخن ديگر، اين علائق و ارزش‌ها خود زمينه‌ساز چيزهايى است كه مخاطب براى ديدن و شنيدن انتخاب مى‌كند.ناديده گرفتن محيط اجتماعى - روان‌شناختى استفاده از رسانه، از انتقادهايى است كه همواره بر رويكرد استفاده و رضامندى وارد بوده است. محققان هوادار اين رويكرد در جهت رفع كاستى‌هاى آن گام‌هايى برداشته‌اند كه از جمله مى‌توان به بهره‌جويى از نظريهٔ انتظار - ارزش (Expectancy - Value Theory) اشاره كرد.در اين مرحله از تكامل رويكرد، ارائهٔ تعريفى كاربردى از متغيرهاى اصلى و همچنين تلاش در زمينهٔ تبيين موضوع و نظريه‌سازى نظام‌مند، كاملاً مشهود است. در اين روند تكاملي، محققان از روان‌شناسى اجتماعى مدد گرفته‌اند.براساس عوامل روان‌شناختي، جامعه‌شناختى و جامعه‌شناختى - فرهنگي، مخاطب تحريك مى‌شود كه براى دستيابى به هدفى خاص كه رضامندي خوانده مى‌شود از رسانه يا محتواى آن استفاده كند. همان‌طور كه گفته شد، رضامندى‌ها صور گوناگون دارند و طيفى از كسب اطلاع ممكن است از استفادهٔ هدفمند از محتواى رسانه براى ايفاى نقشى اجتماعى (رهبران فكرى جامعه) حاصل شده باشد تا اينكه استفادهٔ غيرهدفمند از خود رسانه براى دستيابى به آرامش را در برمى‌گيرد. عوامل مختلف مربوط به پيام دريافت شده (چون ويژگى‌هاى رسانه، نوع محتواى رسانه‌ها يا پيام خاص برنامه‌ها) بر رضامندى حاصل شده اثر مى‌گذارد، اما رضامندى خاصى را كه براى مخاطب فراهم آمده است، نمى‌توان كاملاً در مهار پيام، نوع محتوا يا خود رسانه دانست، بلكه مخاطبان در ارتباط دادن رضامندى‌ها به پيام‌هاى رسانه‌ها، خلاقانه از رسانه‌هاى جمعى براى دستيابى به هدف موردنظر خود استفاده مى‌كنند. همچنين، در اين رفتار از خود استقلال و تنوع نشان مى‌دهند. گاهى مخاطبان پيام‌هاى رسانه‌ها را تا حدودى انعطاف‌پذير دريافت مى‌كنند. مخاطبانى كه رضامندى‌هاى متفاوتى را از پيام واحد انتظار دارند، به گونه‌اى متفاوت اين پيام‌ها را تفسير مى‌كنند. در نتيجه، مى‌توان فرض كرد رضامندى‌هاى موردنظر كه خود زمينه‌ساز تفسير پيام است، به آثار پيام‌ها جهت مى‌دهد.در بررسى‌هاى انجام شده به موضوع‌ها و زمينه‌هاى متفاوتى پرداخته شده است كه از آن جمله مى‌توان به موارد زير اشاره كرد:- محتوا و ريشه‌هاى انگيزه‌هايى كه باعث مى‌شود مخاطب براى دستيابى به رضامندى به رسانه‌ها متوسل مى‌شود.- چه رضامندى‌هاى خاصى از انواع مختلف پيام‌ها و رسانه‌ها انتظار مى‌رود و چه رضامندى‌هايى حاصل مى‌شود؟- اثرگذارى اين رضامندى‌ها (از طريق جهت دادن و محدود ساختن) بر آثار استفاده از رسانه‌ها كدام است؟بلاملر و كاتز عقيده دارند در مورد قدرت خاص رويكرد استفاده و رضامندي، كه به برقرارى ارتباط بين زمينه‌هاى مختلف شناخت مخاطب مى‌پردازد، بازنگرى شده است. مفاهيم تكامل‌يافته در تحقيقات دربارهٔ استفاده و رضامندي در رويكرد تحقيقات ارتباط جمعي، چون تحليل فرهيختگي (Cultivation Analysis) (كارويت و الكساندر -Carvith & Alexander- در ۱۹۸۵) و ديگر زمينه‌هاى تحقيقات ارتباط جمعي، چون بررسى ارتباط بين فردي (رابين و رابين، ۱۹۸۵) كاربرد داشته است.رزن‌گرن، پالم‌گرين و ونر (۱۹۸۵) رويكرد استفاده و رضامندي را در مرحلهٔ جديدى مى‌بينند كه در آن نظريه ساخته و آزموده مى‌شود. در نتيجه، برخى از بررسى‌هاى جديد و شايان توجه، در پى تدوين ارتباط بين ساختارهاى عمده چارچوب رويكرد استفاده و رضامندي، ارزيابى توانايى اين ساختارها در توجيه الگوهاى استفاده و آثار رسانه‌هاى جمعى و همچنين ارتباط دادن چارچوب رويكرد استفاده و رضامندي با نظريه‌هاى عمومى شناخته شده در حوزهٔ رفتار و عمل بشرى است.گروهى از اين بررسى‌ها، در پى انسجام چارچوب استفاده و رضامندي و نظريه‌هاى انتظار - ارزش هستند. يافته‌هاى اين بررسى‌ها (Edwards, 1964; Fishbin & Ajzen, 1975; Tolman, 1932) در پيش‌بينى رفتار در زمينه‌هايى بسيار موفق بوده است. باور اصلى اين محققان اين است كه: رفتار انسان تحت تأثير درك او از احتمال بروز آن رفتار و ارزش پيامدهاى آن است. همين اصل را به شكلى كلى‌تر، مى‌توان به رويكرد استفاده و رضامندي مربوط دانست كه در آن بدون در نظر گرفتن محدوديت‌هاى اجتماعى و ساختاري، استفاده از رسانه‌هاى جمعى ناشى از پيامدهاى ارزش‌گذارى تلقى مى‌شود كه مخاطبان آن را با رسانه‌ها و پيام‌هاى خاص ارتباط مى‌دهند.محققان رويكرد استفاده و رضامندي، با بهره‌گيرى از نظريهٔ انتظار - ارزش، در پى اثبات رابطهٔ رضامندى موردنظر، عوامل تعيين‌كنندهٔ رفتار، تعيين ميزان اثلر نسبى تمايل به رضامندى و ديگر عوامل بر استفاده از رسانه و به‌طور كلي، مشخص كردن موقعيت نظريهٔ خود از طريق پيش‌بينى موفقيت‌آميز رفتار بوده‌اند. در اين راستا، آنها به روشن‌ترين نمونه‌هاى چرخش به سمت الگوهاى رسمى و نظام‌مند تحقيقات رضامندى دست يافته‌اند. شايد به همين سبب، رزن‌گرن (۱۹۸۵) ادغام رويكرد استفاده و رضامندي با نظريه‌هاى انتظار - ارزش را مهمترين دستاورد اين رويكرد در سال‌هاى اخير دانسته است.اولين قدم‌ها در زمينهٔ تحقق ارتباط مشترك نظريهٔ انتظار - ارزش و چارچوب رضامندى‌ها، در اوايل دههٔ هشتاد با رويكردهاى مختلف با مسئله برداشته شد (وان‌لِورِن -Van Levren-، در ۱۹۸۱؛ گالووى و ميك -Galloway & Meek-، در ۱۹۸۱؛ بلاد و گالووى -Blood & Galloway-، در ۱۹۸۴). به‌طور كلي، نظريه‌هاى انتظار - ارزش به توصيف فرآيندهاى شناختى مى‌پردازد كه فرد را به سمت انتخاب‌هاى رفتارى هدايت مى‌كند؛ در نتيجه كاربرد آنها در رويكرد استفاده و رضامندي به‌طور كلى بر انتخاب‌هاى فرد در مورد قرار دادن خود در معرض رسانه‌ها يا پيام‌هاى خاص آن تأكيد دارد. ارتباط رضامندى موردنظر با قرار گرفتن در معرض رسانه‌ يا محتواى آن از ديد چارچوب استفاده و رضامندي حائز اهميت است، زيرا از طريق همين ارتباطت مى‌توان قرار گرفتن در معرض رسانه را داراى انگيزه و شايان تفسير دانست.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند(۳)

دربارهٔ خشونت در برنامه‌هاى تلويزيون و آثار آن بر مخاطب (به‌ويژه كودكان و نوجوانان) تحقيقات فراوانى انجام شده اما كمتر به اين نكته توجه شده است كه استفاده از اين‌گونه برنامه‌ها هدفمند است يا غيرهدفمند.از سوى ديگر، نتايج تحقيقات در زمينهٔ استفادۀ هدفمند و غيرهدفمند از انواع مختلف برنامه‌ها نشان مى‌دهد كه معمولاً استفاده از اخبار تلويزيون هدفمند است و استفاده از سريال‌هاى سبك غيرهدفمند و به‌منظور دستيابى به اطلاعات و مطالب سرگرم‌كننده و هيجان‌انگيز صورت مى‌گيرد.تحقيقات ديگرى كه به رابطهٔ نوع برنامه و نوع استفاده (هدفمند و غيرهدفمند) پرداخته‌اند، حاكى از آن است كه از يك برنامه ممكن است هم به‌صورت هدفمند استفاده شود و هم غيرهدفمند. برنامه‌هاى خبرى دو گروه بيننده را جلب مى‌كند: گروهى كه دنبال كسب اطلاع و گذران وقت هستند و اصولاً استفاده‌كنندگان كلى تلويزيون هستند و گروه ديگر كه كمتر از روى عادت خبر را مى‌بينند و صرفاً دنبال كسب اطلاع هستند و به اين برنامه نوعى وابستگى دارند (كيپاكس و موري، ۱۹۷۷، ۱۹۸۰؛ رابين، ۱۹۸۱). در بررسى انگيزه‌هاى تماشاى مجموعه‌هاى سبك نيز الگويى مشابه الگوى فوق به‌دست آمد. (از جمله تحقيقاتى كه به انگيزه‌هاى تماشاى مجموعه‌هاى سبك پرداخته‌اند مى‌توان به: Compess, 1980; Rubein, 1985; Carveth and Alexander, 1985 اشاره كرد).بررسى نحوهٔ استفاده از برنامه‌هاى ورزشى نشان داد كه تماشاى برنامه‌هاى ورزشى ممكن است موقعيتى براى كسب آرامش، كاهش تنش و حتى فرار از مشكلات فراهم سازد. از سوى ديگر، گروهى آن را به منظور يافتن موضوعى براى صحبت با ديگران تماشا مى‌كنند. علاوه بر اين، ارتباط بازيكنان يك تيم نيز تعيين‌كنندهٔ نوع استفاده از آن است. مثلاً طرفداران يك تيم، بازى آن تيم را هدفمند تماشا مى‌كنند. همچنين، ارتباطى ميان نقشى كه آن نوع ورزش در جامعه ايفاء مى‌كند و نوع استفاده از آن مشاهده شده است، بدين معنا كه در اغلب موارد از تماشاى ورزش‌هاى محبوب‌تر (مانند فوتبال) استفادهٔ اجتماعى مى‌شود و در نتيجه، اين ورزش هدفمندتر از ورزشى چون گلف تماشا مى‌شود (لاوْرن -Lawern-، ونر، والتر -Walter-و گانتز).يكى از انواع برنامه‌هايى كه محققان استفاده و رضامندي به آن توجه كرده‌اند برنامه‌هاى مذهبى است. الگوى تماشاى برنامه‌هاى مذهبى بسيار با نتايج تحقيقات استفاده و رضامندى همخوانى دارد، براى مثال، قسمت عمدهٔ برنامه‌هاى مذهبى معطوف به فعاليت مخاطب و پاسخ او به مسائل سياسى و عقيدتى است (ابل‌من، نوين‌دورف ، -Neuendorf- در ۱۹۸۵b؛ اوست‌لونگ -Ostlung-، در ۱۹۸۶) و در عين حال، اين‌گونه برنامه‌ها مخاطب را هدايت معنوى مى‌كند (هورسفيلد -Horsfield-، در ۱۹۸۴؛ اوبراين -O'Brian-، اشتاين‌فلز -Steinfels-، در ۱۹۸۵) و درگيرى مخاطب، به‌صورت تأمين داوطلبانهٔ بودجهٔ اين‌گونه برنامه‌ها بروز مى‌كند (ابل‌من، نوين دورف، ۱۹۸۵ و ...) بر مبناى تحقيقى كه دانشكدهٔ علوم ارتباطات آنانبرگ (Annenberg) و مؤسسهٔ گلوپ انجام داده‌اند (گربنر و همكارانش -Gdrbner et al.-، در ۱۹۸۴)، بينندگان برنامه‌هاى مذهبى دليل تماشاى برنامه‌هاى مذهبى را جايگزينى براى كليسا رفتن، تماشاى مراسم مذهبي، گوش دادن به موعظه، احساس نزديكى با خدا و ارتقاى روحيهٔ معنوي ابراز داشته‌اند كه همهٔ اين دلايل را مى‌توان در زمرهٔ استفاده‌هاى هدفمند تلقى كرد.يكى از دلايل تماشاى برنامه‌هاى مذهبي، در واقع، استفادهٔ انتخابى از اين گونه برنامه‌ها به جاى برنامه‌هاى تجارتى ذكر شده بود. مى‌توان نتيجه گرفت كه بينندگانى كه به اين دليل برنامه‌هاى مذهبى را تماشا مى‌كردند، از برنامه‌هاى تجارتى روگردان بودند (رفتار هدفمند).البته در مورد برنامه‌هاى مذهبى نيز الگوى تماشاى هدفمند و غيرهدفمند صدق مى‌كند. استفادهٔ هدفمند از اين‌گونه برنامه‌ها بيشتر به تماشاى برنامه‌هايى كه جنبهٔ اطلاع‌رسانى دارند و از قالب برنامه‌هاى تلويزيون‌هاى تجارتى تبعيت مى‌كنند مربوط مى‌شود (مانند اخبار، ميزگردها، برنامه‌هاى محلى مذهبى چون تفسير انجيل).نوع و محتواى برنامه نيز در تعامل با نگرش‌هاى مخاطب تعيين‌كنندهٔ چگونگى استفاده از رسانه است. براى مثال، مى‌توان به تحقيقى كه در انگستان در زمينهٔ رضامندى از مجموعه‌اى كه مدت‌ها از راديو پخش مى‌شد و بر ارتقاى ارزش‌هاى سنتى خانوادگى تأكيد داشت، اشاره كرد. (بلاملر، براون و مك‌كويل، ۱۹۷۰). بر مبناى يافته‌هاى اين بررسي، شنوندگان اين برنامه دو گروه بودند؛ يكى آن دسته كه براى گذران وقت و بدون هدف خاصى آن را گوش مى‌دادند و ديگر شنوندگانى كه صرفاً به‌منظور تقويت ارزش‌هايى خاص آن را دنبال مى‌كردند.يافته‌هاى تحقيق رابين (۱۹۸۴) حاكى از آن است كه ارتباط معنى‌دارى بين ميزان تماشا و تماشاى هدفمند و شاخص تماشاى برنامه‌هاى سرگرم‌كننده و همچنين بين وابستگى به تلويزيون و شاخص‌هاى تماشاى غيرهدفمند و تماشاى برنامه‌هاى سرگرم‌كننده وجود دارد، بدين معنا كه كسانى كه بيشتر تلويزيون تماشا مى‌كنند، بيشتر برنامه‌هاى سرگرم‌كننده را، آن هم به‌صورت غيرهفدمند مى‌بينند و نوعى وابستگى نيز به رسانه دارند.در پايان اين بحث شايد ذكر اين نكته ضرورى باشد كه انگيزهٔ استفادهٔ هدفمند از رسانه ممكن است با هدف برنامه‌ساز هم‌خوانى نداشته باشد. بر مبناى يافته‌هاى تحقيقى كه در آمريكا انجام شد (دنيس -Dennis-، در ۱۹۶۲)، در بسيارى از موارد تماشاى برنامه‌هاى مذهبى به‌صورت هدفمند انجام مى‌شود، اما دلايل غيرمذهبى دارد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند (2)

به‌طور كلي، تعاريفى كه براى استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند عرضه شده‌اند، با يكديگر مشابهت دارند. استفادهٔ هدفمند از رسانه براى كسب اطلاع يا به دلايل ديگر مبتنى بر هدف است، در حالى كه استفادهٔ غيرهدفمند، نشان‌دهندهٔ استفاده از رسانه بيشتر به‌صورت عادت و براى پر كردن وقت يا سرگرمى است. به عبارت ديگر، در استفادهٔ هدفمند قصد قبلى و انتخاب دخيل است، در حالى كه در استفادهٔ غيرهدفمند، پيام‌گير هدف خاصى ندارد.به نظر ونر (۱۹۸۵) استفادهٔ هدفمند يا غيرهدفمند از رسانه‌ها از نظر فرآيند رضامندى تشابه دارند. اين تصور با نظريهٔ كاتز و همكاران (۱۹۷۴) مطابقت دارد كه مى‌گويند مخاطبان رسانه‌ها هم ‌مى‌توانند از محتواى رسانه‌ها ارضاء شوند (استفادهٔ هدفمند) و هم از قرار گرفتن در معرض خود رسانه (استفادهٔ غيرهدفمند). پس، از اين جهت هر دو نوع استفاده ممكن است به رضامندى منجر شود.رابين و پرس (۱۹۸۷) براى استفادهٔ هدفمند الگويى عرضه كردند (الگوى ارتباط رضامندى موردنظر و فعاليت مخاطب). بر مبناى اين الگو، انگيزهٔ استفاده از رسانه خود تحت تأثير نگرش، واقعيت درك دشه از رسانه و وابستگى به رسانه شكل مى‌گيرد و به قصد و انتخاب و توجه به رسانه و پس از آن درگير شدن با آن مى‌انجامد. همان‌گونه كه مشاهده مى‌شود انگيزهٔ فردى براى استفاده از رسانه در قلب اين الگو قرار مى‌گيرد.گرين‌برگ و همكارانش نيز الگوى كم يا بيش مشابهى را عرضه كرده‌اند:
علاوه بر موارد فوق، در استفادهٔ هدفمند از تلويزيون، مى‌توان متغير هنجار اجتماعى را نيز وارد كرد. فردى كه مى‌خواهد اخبار تلويزيون را تماشا كند، ممكن است تحت تأثير اين فكر باشد كه افراد حائز اهميت از نظر او، در مورد تماشاى اخبار چه نظرى دارند. بدين معنا كه آيا آنها فكر مى‌كنند او بايد چنين برنامه‌اى را ببيند يا خير. (فيش‌باين و آزچن -Fishbin & Ajzen- در ۱۹۷۵، ۱۹۸۰)ويندال (۱۹۸۱) مى‌گويد استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند از رسانه، آثار و پيامدهاى كاملاً متفاوتى دارد. از نظر وي، آثار، ناشى از استفاده از محتواى رسانه‌ها و پيامد، ناشى از استفاده از خود رسانه است. به عبارت ديگر، ويندال تغيير حاصل از استفادهٔ هدفمند از رسانه (استفاده از محتواى رسانه) را پيامد مى‌نامد و بين آنها تمايز قائل مى‌شود.در مورد ارتباط ويژگى‌هاى شخصى (مثلاً ويژگى‌هاى جمعيت‌شناختي) و استفادهٔ هدفمند يا غيرهدفمند از تلويزيون نيز بررسى‌هايى انجام گرفته است. يكى از متغيرهايى كه در بررسى‌هاى مختلف به‌صورت منفرد يا در تعامل با متغيرهاى ديگر بررسى شده است، سن است. از جملهٔ اين تحقيقات مى‌توان به تحقيق رابين (۱۹۸۴) اشاره كرد. وى به بررسى ارتباط انگيزه‌هاى مختلف تماشا، تمايز بين استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند با توجه به انگيزه‌هاى خاص و تماشا از روى عادت و آثار و عوامل جمعيت‌شناختى چون سن و تحصيلات بر استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند پرداخت. وى در تحقيق دربارهٔ سن به اين نتيجه رسيد كه سن با استفادهٔ هدفمند از تلويزيون ارتباط دارد، بدين معنا كه با افزايش سن، تماشاى تلويزيون با اهدافى چون كسب خبر و راهنمايى و همچنين وابستگى به تلويزيون افزايش مى‌يابد. به عبارت ديگر، بين استفادهٔ هدفمند از تلويزيون و سن، همبستگى مثبت معنى‌دارى وجود دارد.مسئلهٔ ديگر كه در خصوص سن طرح شده تغيير ميزان اهميت بعضى از نيازها با بالا رفتن سن است بدين معنا كه برخى از نيازهاى مرتبط با رسانه، با افزايش سن اهميت بيشترى مى‌يابند و برعكس.متغير سطح تحصيلات نيز دربارۀ نوع استفاده از تلويزيون مورد توجه محققان اين رشته قرار گرفته است. در بررسى‌ رابين (۱۹۸۴)، علاوه بر متغير سن، اثر متغير سطح تحصيلات نيز بر استفادهٔ هدفمند و غير هدفمند از تلويزيون بررسى شد. يافته‌ها اين بررسى حاكى از آن است كه بين سطح تحصيلات و استفادهٔ غيرهدفمند از تلويزيون همبستگى منفى معنى‌دارى مشاهده مى‌شود؛ بدين معنا كه با افزايش سطح تحصيلات از استفادهٔ غيرهدفمند از تلويزيون كاسته مى‌شود. بين سطح تحصيلات و تماشاى برنامه‌هاى تفريحى نيز همبستگى منفى‌ معنى‌دارى مشاهده مى‌شود.ويژگى‌ها و تفاوت‌هاى شخصيتى نيز در نوع استفاده از رسانه حائز اهميت است. يكى از نيازهاى بشر، نياز به شناخت است كه در ابعاد مختلف، بررسى مى‌شود. نياز به شناخت در بين مخاطبان به يك ميزان و از بُعدى واحد، در فعال ساختن آنان يكسان نيست. به هر حال، مى‌توان نتيجه گرفت كه نياز به شناخت باعث مى‌شود از محتواى رسانه استفادۀ هدفمندترى صورت گيرد. (پرس، ۱۹۹۲)شمايى از ارتباط نياز به شناخت، نوع برنامه و نوع استفاده را مى‌توان به‌صورت زير ارائه كرد:
ويژگى‌هاى شخصيتى ديگرى چون نگرش به رسانه و پايبندى به اعتقادهاى مذهبى نيز بر نحوهٔ استفاده از رسانه يا محتواى آن اثر مى‌گذارد. يافته‌هاى تحقيق ابل‌من (Abelman) در ۱۹۸۷ (در زمينهٔ استفاده و رضامندي از برنامه‌‌هاى مذهبي) نشان داده است كه ارتباط قوى بين پايبندى شديد به اعتقادهاى مذهبى و تماشاى غير هدفمند برنامه‌هاى مذهبى وجود دارد. شايان ذكر است كه بر مبناى نتايج اين تحقيق، اصولاً تماشاى غيرهدفمند برنامه‌هاى مذهبى تفاوت مشهودى با ديگر انواع برنامه‌ها دارد (در اين زمينه بيشتر بحث خواهد شد). علاوه بر برنامه‌هاى مذهبى كه ويژگى خاص خود را دارند، در مورد ديگر برنامه‌ها و ارتباط آنها با استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند از تلويزيون نيز بررسى‌هايى انجام شده است كه نشان مى‌دهد تماشاى هدفمند و غير هدفمند تلويزيون، به نوع برنامه بستگى دارد. براى مثال، افرادى كه اظهار مى‌دارند از روى عادت براى گذران وقت تلويزيون تماشا مى‌كنند، كمتر احتمال دارد اخبار يا گزارش رويدادهاى جارى را تماشا كنند و بيشتر برنامه‌هاى طنز و سرگرم‌كنندهٔ سبك را انتخاب مى‌كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند (1)

رويكرد استفاده و رضامندي بر اين فرض استوار است كه مخاطب رسانه‌هاى جمعى فعال است. مفهوم فعال مباحث بسيارى را به دنبال داشته است. محققان بسيارى به بررسى رابطهٔ استفاده از رسانه و رضامندى حاصل از آن پرداخته‌اند. گروهى مخاطب را كاملاً فعال دانسته و نحوهٔ استفادهٔ او از رسانه را صرفاً هدفمند (instramental) پنداشته‌اند. گروهى ديگر از محققان ارتباط جمعي، اصولاً منكر فعال بودن مخاطب بوده‌اند. در اين طيف گروهى نيز بر اين باور هستند كه استفاده از رسانه و محتواى آن ممكن است هم هدفمند باشد، هم غيرهدفمند. (ritualizaed)كاتز (۱۹۵۹) از اولين كسانى بود كه حكم بر فعال بودن مخاطب داد. او مى‌گويد بايد بيشتر به آنچه مردم با رسانه مى‌كنند، توجه كرد تا آنچه رسانه با مردم مى‌كند. پس از او، مصرف‌كنندهٔ رسانه انتخاب‌كننده‌اى فعال و هدفمند دانسته شد.يافته‌هاى تحقيق يونه‌زاوا (Yonezawa) در ۱۹۷۳ نشان‌دهندهٔ اين واقعيت بود كه افراد با زمينه‌هاى ارزشى و مشخصات فردى (جنس، سن و ...) علائق متفاوتى به برنامه‌ها دارند و برنامه‌هاى گوناگون مى‌بينند. در پاسخ به نظريه‌اى كه استفاده از رسانه را غيرهدفمند و مخاطب را منفعل مى‌بيند، با توجه به اين يافته‌ها شايد بتوان اظهار داشت كه استفاده از رسانه‌ها بيشتر هدفمند است.كيپاكس و مورى (۱۹۷۷) نيز به اين نتيجه رسيدند كه بيننده رفتارى مبتنى بر هدف و تا حدودى انتخاب‌كننده دارد و برنامه‌هاى تلويزيون را بر مبناى نيازهاى خود انتخاب مى‌كند.گروهى از محققان بر اين باور هستند كه به‌ندرت اتفاق مى‌افتد مردم بدون فكر پاى تلويزيون بنشينند و هر آنچه را كه تلويزيون پخش مى‌كند تماشا كنند؛ بلكه نوعى انتخاب در رفتار تماشا مشاهده مى‌شود. اين گروه براى اثبات نظر خود به يافته‌هاى تحقيقات اشاره مى‌كنند. نتيجهٔ بررسى‌هايى كه در مورد تعيين درصد بينندهٔ برنامه‌ها انجام شده است نشان مى‌دهد كه كودكان و نوجوانان نيز از اين قاعده مستثنيٰ نيستند آنها نيز علائقى مختص به خود دارند. در ساعتى خاص كه بينندهٔ تلويزيون كم است، درصد كودكانى كه تلويزيون تماشا مى‌كنند، بالا است. اين امر در مورد مخاطبان سيماى جمهورى اسلامى ايران نيز صادق است. بر مبناى يافته‌هاى تحقيقات پيمايشى انجام شده در مركز تحقيقات، مطالعات و سنجش برنامه‌اى صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران در بهار و تابستان ۱۳۷۶ در حالى كه پربيننده‌ترين ساعات براى بزرگسالان بين ۲۱ تا ۲۲:۳۰ است، ساعت ۹ تا ۱۰ صبح و حدود ۴ تا ۷ بعدازظهر پربيننده‌ترين ساعات خردسالان است.اليوت (Elliot) در ۱۹۷۴ در زمرهٔ محققانى است كه منكر فعال بودن مخاطب است. او مى‌گويد: اصولاً نمى‌توان استفاده‌هاى خاص از رسانه‌ها را مشخص كرد و اين امر يا به‌علت پيچيده‌ بودن ماهيت رسانه‌ها است يا اينكه مخاطبان در انتخاب رسانه‌ها فعال نيستند.همچنين، ديدگاه فرهنگ‌پذيري (enculturation) بر مبناى دو فرض اصلى استوار است: اول آنكه محتواى تلويزيون‌هاى تجارتى پيام‌هاى يكنواخت و نمادينى را در مورد ارزش‌هاى اجتماعى عرضه مى‌كنند و دوم آنكه مخاطبان تا حدود زيادى در تماشاى تلويزيون غير انتخاب‌كننده و غير هدفمند (از روى عادت) رفتار مى‌كنند. روشن است كه اين فرضيات در مورد غيرانتخابى بودن و بر مبناى عادتى بودن رفتار تماشا برخلاف مفهوم مخاطب فعال است.در اين ميان، ويندال (۱۹۸۱) مى‌گويد: مفهوم فعال بودن، تصور مخاطبى بيش از حد منطقى و صرفاً انتخاب‌كننده را القاء مى‌كند كه طبيعتاً زمينه را براى انتقاد فراهم مى‌سازد. مسلماً ميزان فعال بودن مخاطب را بايد متغير تلقى كرد. همهٔ كسانى كه در فرآيند ارتباط قرار مى‌گيرند، همواره به يك ميزان فعال نيستند. از سوى ديگر، برخى از رسانه‌ها يا برنامه‌هاى رسانه‌اى ايجاب مى‌كند كه مخاطب فعاليت بيشترى داشته باشد. (بلاملر، ۱۹۷۹)فرض اينكه مخاطب همواره منفعل است و به آسانى نوعى از برنامه را جايگزين نوع ديگرى مى‌كند، يا رفتار تماشاى وى هميشه هدفمند است، هر دو اشتباه است. بلاملر مى‌گويد: فعال بودن مخاطب مطلق نيست و اين مفهوم طيفى از معانى مشتمل بر سودمندي، تعمدى بودن، انتخابى بودن، درگير شدن و سرسخت بودن مخاطب در مقابل تأثير را در بر مى‌گيرد.بر مبناى يافته‌ها و مباحثى كه نمونه‌هايى از آنها ذكر شد و يافته‌هاى بسيارى از بررسى‌هاى ديگر، مى‌توان چنين نتيجه گرفت كه هر دو نوع استفاده رخ مى‌دهد. هدفمند و غيرهدفمند بودن رفتار استفاده به متغيرهاى متعددى بستگى دارد كه در بررسى‌هاى مختلف مدّنظر قرار گرفته‌اند. از جلمهٔ اين متغيرها مى‌توان به نوع برنامه‌ها، ويژگى‌هاى جمعيت‌شناختى مخاطب، نگرش به رسانه، محتواى خاص رسانه، دسترسى مخاطب به منابع ارضاى نياز (رسانه‌اى يا غيررسانه‌اي) و ... اشاره كرد.محققان هوادار رويكرد استفاده و رضامندي به انگيزه‌هاى متفاوتى پرداخته‌اند كه منعكس‌كنندهٔ نوع استفاده مخاطب از تلويزيون و الگوهاى تماشاى آن است. (از جملهٔ اين تحقيقات مى‌توان به بررسى‌هاى فرانك و گرين‌برگ، ۱۹۸۰؛ گرين‌برگ، ۱۹۷۴ و لوى و ويندال، ۱۹۷۴ اشاره كرد.)اخيراً با توجه به وجود رابطه‌اى داخلى بين اين انگيزه‌ها، دو نوع تماشاى تلويزيون مطرح شده است: هدفمند و غيرهدفمند (رابين، ۱۹۸۱، ۱۹۸۳، ۱۹۸۴؛ ويندال، ۱۹۸۱). رابين (۱۹۸۳، ۱۹۸۴) اين دو نوع استفاده را در ارتباط با انگيزه‌ها، نگرش‌ها و رفتار تعريف كرده است. از نظر او اين دو نوع روش تماشا جهت‌گيرى كلى در مورد رسانه و محتوا را شامل مى‌شود، بدين معنا كه استفادهٔ هدفمند، استفاده از محتواى رسانه و استفادهٔ غيرهدفمند استفاده از رسانه است. تماشاى هدفمند بيشتر به استفادهٔ عادى از تلويزيون و به دلايلى كه به گونه‌اى با منحرف كردن فكر از مشكلات ارتباط دارد (مانند همدم‌يابي، گذران وقت، آرامش و عادت) مربوط مى‌شود. رابين معتقد است استفاده‌كنندهٔ غيرهدفمند از رسانه، دلبستگى بيشترى به آن دارد. به عبارت ديگر، اين نوع تماشاى كمترى تعمدى و غيرانتخابي، فعاليتى براى پر كردن وقت و تمايل به استفاده از رسانه بدون توجه به محتواى آن است (جفرز -jeffres- در ۱۹۷۸). از سوى ديگر، استفادهٔ هدفمند بيشتر تعمدى و انتخابى است.اين استفاده بيشتر با هدف ارضاى نيازهاى مرتبط با كسب اطلاع صورت مى گيرد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]
تبيين مفاهيم اصلى رويكرد
رويكرد استفاده و رضامندي بر اين اصل استوار است كه پيام‌گير رسانه، فعال است. براى رسيدن به تعريفى عينى از فعال بودن، محققان هوادار اين رويكرد به ابعاد گوناگون آن پرداخته‌اند. مثلاً پالم‌گرين و همكارانش (۱۹۸۵) به مسئلهٔ فعاليت مخاطب از ديد پردازش اطلاعت يا نسبت دادن معنا به اجزاى پيام مى‌پردازند. در اين زمينه، گارامون (Garramone) در سال ۱۹۸۳ در مورد اثر مجموعهٔ انگيزه‌ها بر چگونگى پردازش تبليغات سياسى پخش شده از تلويزيون تحقيق كرد. همچنين، مك‌ليود و بكر (۱۹۸۱) شواهد تجربى مشابهى را در مورد اثر انگيزه‌ها بر پردازش محتواى رسانه‌ها عرضه كردند. اين‌گونه بررسى‌ها كه در مراحل اوليهٔ تكامل هستند، نشان مى‌دهند كه مخاطبان فعالانه محتواى رسانه‌ها را پردازش مى‌كنند و اين پردازش تحت تأثير انگيزه‌هاى فرد است. علاوه بر اين، مى‌توان فرض كرد كه ديگر عوامل، چون نگرش‌ها، هنجارها و روابط خانوادگى و اجتماعى فرد نيز ممكن است بر چگونگى پردازش محتواى رسانه‌ها اثر گذارد. گروهى ديگر پردازش‌ را تنها به برخى ابعاد فعال بودن مخاطب (انتخابى بودن و درگير شدن) نسبت مى‌دهند. به هر حال، اين ارتباط، ضرورت پرداختن عميق‌تر به آنها را نشان مى‌دهد.در اين زمينه، اولين قدم، تبيين مفاهيم مرتبط با فعال بودن مخاطب از ديدگاه‌هاى مختلف (مثلاً ابعاد فعال بودن مخاطب، استفادهٔ هدفمند و غيرهدفمند، رضامندى موردنظر و حاصل شده و ...) است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

رويكرد استفاده و رضامندى از رسانه‌ها : تاريخچه (2)

مشخصهٔ مرحلهٔ كاربردى كردن، رواج ملاحظاتى در مورد سنخ‌شناسى انگيزه‌هاى استفاده از رسانه‌ها بود. تأثيرگذارترين آنها سنخ‌شناسى چهاروجهى (نظارت، هم‌بستگي، اجتماعى شدن و سرگرمي) لاسْ‌ول (Laswell) است كه در ۱۹۴۸ آن را عرضه كرد و رايت (Wright) آن را در ۱۹۶۰ بهبود بخشيد. يكى از اولين تحقيقاتى كه در زمينهٔ تعيين انگيزه‌هاى استفاده از رسانه‌ها انجام شد، تحقيقى بود كه هرتزوك در ۱۹۴۴ در مورد رضامندى‌هاى حاصل از گوش دادن به سريال‌هاى راديويى در ميان زنان خانه‌دار انجام داد و اين انگيزه‌ها را به رهايى عاطفي، مبنايى براى خيال‌پرورى و منبعى براى كسب اطلاع در مورد دنيا طبقه‌بندى كرد. تحقيقات جديدتر به بررسى انگيزه‌هاى تماشاى تلويزيون و رضامندى‌هاى حاصل از آن پرداخته و سنخ‌شناسى‌هايى براى استفاده از تلويزيون عرضه كرده و در پى رابطه‌اى بين اين استفاده‌ها و موقعيت‌ اجتماعى فرد و نگرش‌ها و رفتارهاى تماشاى تلويزيون بوده‌اند. مثلاً مك‌كويل و همكارانش (Mcquail et al.) به بررسى انگيزه‌هاى بينندگان تلويزيون پرداختند و سنخ‌شناسى را از تعامل بين رسانه و فرد پيشنهاد كردند: الف- براى فرار از مشكلات زندگى روزمره؛ ب- براى برقرارى روابط ميان‌فردي؛ ج- براى شناخت خود؛ د- براى كسب اطلاع از رويدادهاى جهان. در واقع، مك‌كويل و همكارانش آگاهانه از زبان كاركردگرايى اجتناب و تلاش كردند با تعيين رئوس سنخ‌شناسى تعامل رسانه - فرد فصلى تازه را در تعيين انگيزه‌هاى استفاده از رسانه پى‌ريزى كنند. همچنين، گرينبرگ (Greenberg) در مورد كودكان و نوجوانان، هفت‌ انگيزه را براى تماشاى تلويزيون مطرح كرد: عادت، آرامش‌يابي، همدم‌يابي، گذران وقت، يادگيري، برانگيختگى و فرار از مشكلات. محققان ديگر، از جمله رابين (Rubin)، پالم‌گرين (Palmgreen)، رِى‌بورن (Rayburn) نيز به نتايجى مشابه دست يافتند.در اواخر مرحلهٔ دوم تكامل رويكرد استفاده و رضامندي تلاش‌هاى نظام‌مندتر در سنخ‌شناسى انگيزه‌ها با تلاش‌هايى در بيان عناصر تحقيق رضامندى از رسانه‌ها تركيب مى‌شود تا مرحلهٔ سوم تكامل آغاز شود. كاتز و بلاملر اين مرحله را تلاش‌هايى براى استفاده از داده‌هاى رضامندى در جهت تبيين ديگر جنبه‌هاى فرآيند ارتباط جمعى كه با آن مى‌توان انگيزه‌ها و انتظارهاى مخاطبان را باهم مرتبط ساخت توصى مى‌كنند. از آنجا كه در علوم اجتماعى تبيين پيش درآمد ساخت نظريه است، مرحلهٔ سوم تكامل در تحقيق استفاده و رضامندي اهميتى به‌سزا دارد.در سومين مرحلهٔ تكامل، تفكر دربارهٔ فرآيند رضامندى از رسانه‌ها به بلوغ رسيد. بسيارى از فرضيه‌هاى اين رويكرد متبلور شد، تعدادى از آنها بازنگرى شد يا باهم ادغام گرديد و گام‌هاى اساسى به سوى انسجام نظرى اين رويكرد برداشته شد. در اين مرحله از تكامل، كاتز و همكارانش با توصيفى كه از رويكرد استفاده و رضامندى عرضه كردند، مؤثرترين نقش را بر عهده داشتند. اين توصيف، به‌ اختصار، چنين بود:فرد با خاستگاه‌هاى اجتماعى و روان‌شناختى نيازهاى خود مواجه است كه اين نيازها موجد انتظار او از رسانه‌هاى جمعى يا ساير منابع است و در نهايت، به الگوهاى متفاوت روى‌آورى به رسانه‌ها (يا پرداختن به ساير فعاليت‌ها) منتهى مى‌شود و حاصل آن ارضاى نيازها يا پيآمدهاى ديگرى است كه شايد در بسيارى از آنها تعمد دخيل نيست.اين توصيف، كه اكنون توصيف كلاسيك شده است، به همراه طرح مفهومى مبسوط از رُزن گرن (Rosengern) رئوس كلى الگوى تحقيق استفاده و رضامندي را ترسيم كردند. اين احكام نمونه‌وار به‌صورت جوانه‌هاى مجموعه‌اى از فرضيه‌هاى بديهى رشد و راهنمايى براى انبوهى از بررسى‌هاى رضامندى از رسانه‌ها شد. مهمترين اين فرضيه‌ها عبارت بودند از: ۱. مخاطبان فعال هستند بنابراين ۲. بخش اعظم استفاده از رسانه‌ها را مى‌توان هدفمند تصور كرد و ۳. آن را در رقابت با ديگر منابع ارضاى نياز دانست، به گونه‌اى كه وقتى ۴. ابتكار ذاتى مخاطبان نيازها را با انتخاب رسانه پيوند مى‌دهد، ۵. استفاده از رسانه دامنهٔ گسترده‌اى از رضامندى‌ها را محقق سازد، اگرچه ۶. محتواى رسانه‌ها به تنهايى براى پيش‌بينى دقيق الگوهاى رضامندى به‌كار نمى‌رود، زيرا ۷. رضامندى‌هاى حاصل شده ممكن است از محتواى رسانه يا شرايط اجتماعى استفاده از رسانه ناشى شده باشد. اين فرضيات فضايى را به‌وجود آورد كه در آن قضاوت دربارهٔ اهميت فرهنگى رسانه‌ها به حال تعليق درآمد.اين فرضيه‌ها نقش اساسى در تكامل رويكرد استفاده و رضامندي داشته‌اند، اما در مورد آنها و نيز رابطهٔ كاركردگرايى با تحقيق رضامندى از رسانه‌ها، بحث‌هاى عمده‌اى مطرح شده است. گروهى از دانشمندان نقدهايى بر رويكرد استفاده و رضامندي نوشته‌اند و آن را از لحاظ نظرى ناقص و و بيش از حد ذهن‌گرايانه و از نظر مفهومى مبهم دانسته‌اند. بحث‌انگيزترين جنبهٔ اين رويكرد فرضيهٔ اساسى آن است كه مى‌گويد مخاطب فعال است و استفاده از رسانه هدفمند. برخى معتقدند فعال بودن مخاطب واقعيت ندارد، در حالى كه گروهى ديگر به فعال بودن مخاطب اعتقاد دارند، اما معتقدند كه آن را نمى‌توان اندازه‌گيرى كرد. البته اين مباحث امروزه براى هواداران اين رويكرد حل شده است و بدون شك، انتقادهاى متنوعى كه بر آن وارد شده، در حل آنها تأثير عمده‌اى داشته است.همان‌طور كه بلاملر به اختصار اشاره كرده است چيزى به‌عنوان نظريهٔ استفاده و رضامندى وجود ندارد، بلكه تعداد زيادى نظريه دربارهٔ پديدهٔ استفاده و رضامندى وجود دارد. از تلفيق اين نظريه‌ها، تعدادى طرح‌واره چندنظريه‌ايش تهيه شده است.كه از ميان آنها مى‌توانيم به ديدگاه مك‌كويل و گوريچ (Gurevitch) در ۱۹۷۴ اشاره كنيم كه مى‌گويند: تحقيق رضامندى را مى‌توان از موضع ساختارى / فرهنگي، عمل / انگيزش يا حتى كاركردى دنبال كرد يا از اظهارنظر ونر (Wenner) در ۱۹۷۷ نام ببريم كه مى‌گويد: تحقيق رضامندى را مى‌توان از طريق تلفيق چند بعدى نظريه‌هاى پيوندچويي، سودمندى و سازگارى به پيش برد، يا از بررسى رُزن‌گرن و ويندال (Windahl) در ۱۹۷۷ ياد كنيم كه معتقدند: سه نظريهٔ ارتباط جمعي، يعنى تفاوت‌هاى فردي، طبقه‌بندى اجتماعى و روابط اجتماعى را باهم تلفيق كرده‌اند.اين چارچوب نظري، كه پيشينهٔ گسترده‌اى دارد، اخيراً به ساختار نظرى روشن‌ترى منتهى شده است كه به رابطهٔ ديدگاه انتظار - ارزش (expectancy - Value Theory) با رضامندي، و نيز، فرآيند‌هاى تبادلى رضامندى و تأثير و همچنين ابعاد فعاليت مخاطب مديون است.امروزه، حملات انتقادى به رويكرد استفاده و رضامندى از رسانه‌ها به‌دليل غيرنظرى بودن آن، به‌علت پيشرفت‌هاى نظرى دو دههٔ گذشته و به يُمن تلاش محققان آن فروكش كرده است. اين پيشرفت‌ها ناموزون و اغلب ناهماهنگ بوده است، اما نتيجهٔ آن ظهور ساختار نظرى نسبتاً پيچيده‌اى است كه رئوس آن را پالم‌گرين در ۱۹۸۴ ترسيم كرده است (نمودار بالا). اين امر به قول پالم‌گرين و همكارانش از آغاز مرحلهٔ چهارم در تكامل تحقيق استفاده و رضامندي نقش دارد؛ مرحله‌اى كه با ساخت نظريه و آزمون آن سروكار دارد.در ۱۹۷۴ كاتز و بلاملر، در مقدمهٔ كتاب خود، اظهار اميدوارى كردند كه تحقيق استفاده و رضامندي را بتوان از جايگاه كاركردگرايى قبلى آن جدا كرد كه، مى‌توان گفت اين امر با موفقيت انجام شده است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان