هنر گفتاري و نوشتاري امام علي عليه السلام (1)
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 11921
دیروز : 33302
افراد آنلاین : 34
همه : 4340403

شيوه‌هاى شناخت مخاطب تلويزيون

در جهان كنونى فرآيند ارتباط جمعى با واسطه صورت مى‌پذيرد. اين واسطه‌ها، كه همان رسانه‌ها هستند، افراد را در فضايى نمادين و متفاوت از دنياى روزمره گرد مى‌آورند و به اين ترتيب، كليّتى فرضى را به نام مخاطبان رسانه‌ها ايجاد مى‌كنند. از ديدگاه جامعه‌شناختي، انبوه مخاطبان بخشى محدود از كليّتى به شمار مى‌روند كه اندازه‌گيرى آن بسيار دشوار است، زيرا انبوه مخاطبان از جمعى ناپايدار و متغير به نام انسان تشكيل شده‌اند.در گذشته‌هاى دور، كه كلام به‌صورت مستقيم انتقال مى‌يافت، نظريه‌پردازان فن بيان و علم معاني، بر مبناى تجربه‌هاى شخصى خويش، به‌تدريج حجم وسيعى از اطلاعات نظام‌مند را دربارهٔ ويژگى‌ پيام‌هاى كلامي، با اين فرض كه بر شنوندگان بسيار اثرگذار هستند گردآورى كردند. بخشى از آن ذخيرهٔ اطلاعات كلاسيك به حيطهٔ تحقيقات نوين در زمينهٔ مخاطب‌شناسى نيز وارد شده است.امروزه، براى تحقيق در زمينهٔ ارتباط رسانه‌هاى جمعى و مخاطبان روش‌هاى متعددى به‌كار مى‌روند كه از اصول علوم اجتماعى و نيز علوم انسانى پيروى مى‌كنند. اين روش‌ها در مواردى با يكديگر تشابه دارند، اما از نمود ظاهرى آنها چنين استنباط مى‌شود كه همواره از موجوديت يكديگر آگاه نيستند؛هرچند، اخيراً، در اين زمينه هم، مانند بسيارى زمينه‌هاى ديگر تحقيقات ارتباط جمعي، علائمى دالّ بر ارتباط در حال افزايش بين روش‌هاى گوناگونى تحقيق در زمينهٔ شناخت مخاطب به چشم مى‌خورد.اصولاً، سنت‌هاى تحقيقاتى در سير تكاملى خود سه مرحله را طى مى‌كنند: روشنگري، يك‌پارچه‌سازى و گسترش‌يابي. روشنگرى از طريق تحليل مفهومى صورت مى‌پذيرد، يعني، در اين مرحله مفهوم‌سازى به نحوى مؤثر انجام مى‌شود. در مرحلهٔ يك‌پارچه‌سازي، كار بازنگرى مطالعات قبلى و تلخيص و مرتب كردن آنها و سپس ساخت نظريه صورت مى‌گيرد. مرحلهٔ گسترش‌يابى شامل اكتشاف در قلمروهاى ناشناخته است كه به انباشت اطلاعات جديد و در نتيجه، تقويت حيطهٔ موردنظر منجر مى‌شود.مرز روشنگرى و يك‌پارچه‌سازى از يك سو و اكتشاف و تقويت از سوى ديگر، چندان دقيق و مشخص نيست؛ اما به‌طور كلي، مى‌توان دو فعاليت اول را مركزگرا و دو فعاليت بعدى را مركزگريز ناميد. هنگامى كه محقق در مسير روشنگرى و يك‌پارچه‌سازى حركت كند. همواره به مركز حيطهٔ موردنظر تمايل دارد و زيرمجموعه‌هاى موجود را مى‌پروراند و حواشى را به مركز ربط مى‌دهد، اما در فعاليت‌هاى اكتشافى و تقويتي، محقق به سمت جلو و بيرون از حيطهٔ موردنظر حركت مى‌كند و هميشه به حيطه‌هاى جديدى نظر دارد كه قرار است كشف و سرانجام به حيطهٔ اصلى افزوده شوند، به‌گونه‌اى كه آن حيطه توسعه يابد.امروزه، در حيطهٔ ارتباط جمعي، پنج رويكرد اصلى در زمينهٔ شناخت مخاطب وجود دارد: تأثير رسانه‌ها (effects research)، استفاده و رضامندى از رسانه‌ها (uses & gratifications)، نقد متون ادبى (literary critism)، مطالعات فرهنگى (cultural studies) و تحليل نحوهٔ دريافت پيام (reception analysis).تحقيقات در زمينهٔ تأثير رسانه‌ها در نگرانى‌هاى گروه‌هاى خاص اجتماعى نظير والدين، آموزگاران، سياستمداران و نيز تأثير رسانه‌هاى جمعى نوظهور ريشه دارد. نگرانى‌هايى كه در مورد آثار مخرّب رسانه‌ها، به‌ويژه سينما و تلويزيون، در جامعه به‌وجود آمد، موجب افزايش حجم تحقيقات در زمينهٔ تأثير رسانه‌ها شد. نگاهى به تاريخچهٔ تأثير رسانه‌ها نشان مى‌دهد كه نتايج اين تحقيقات از تأثير شديد به تأثير ضعيف و بازگشت دوباره به تأثير شديد در نوسان است. همچنين، ويژگى اين تأثيرها كاملاً متغير است و به‌طور كلى از تأثير كوتاه مدت، مستقيم و خاص، به تأثير بلند مدت، غيرمستقيم و پراكنده تبديل شده است.در رويكرد تأثير رسانه‌ها، پيام‌ها را محرك‌هاى نمادينى تلقى مى‌كنند كه براساس نظريه‌هاى موجود دربارهٔ تأثير رسانه‌ها، رسانه‌ها آثار بسيار متفاوتى بر مخاطبان با ويژگى‌هاى اجتماعى و فردى متفاوت دارند. همچنين به زمينهٔ اجتماعى‌اى كه فرآيند ارتباط را احاطه كرده‌ توجه روزافزونى شده است.به‌طور كلي، شيوه‌هاى تحقيق در زمينهٔ تأثير رسانه‌ها بر روش‌شناسى علوم اجتماعى استوار است. بر اين مبنا، در رويكرد تأثير رسانه‌ها، روش‌هاى خاصى مانند تجربه‌هاى آزمايشگاهي، تحقيقات ميداني، بررسى‌هاى پيمايشى با استفاده از پرسش‌نامه‌ يا مصاحبه‌هاى استاندارد، مشاهدهٔ آزمودنى‌ها، مصاحبه‌هاى عميق و غيره به‌كار برده مى‌شود.برخى از محققان ارتباط جمعى سعى كرده‌اند ديدگاهى ديگر را دربارهٔ مخاطبان رسانه‌ها تكامل بخشند كه در آن بر بررسى مفهوم استفاده از رسانه‌ها به‌صورت عملكردى اجتماعى و فرهنگى تأكيد شود. اولين قدم‌هاى چنين كوشش‌هايى را دانشمندان طرفدار رويكرد استفاده و رضامندي برداشته‌اند. آنها از اين مسئله شروع كرده‌اند كه رسانه‌ها براى مردم كاربرد دارند و استفاده از رسانه‌ها برخى از نيازها و خواست‌هاى آنان را برآورد مى‌كند؛ بنابراين، اين محققان بنيان اوليهٔ رويكرد تأثير رسانه‌ها را، كه مخاطب را منفعل و گيرندهٔ صرف پيام‌هاى رسانه مى‌داند، رد مى‌كنند و در مقابل مخاطب را فعال و انتخاب‌كنندهٔ محتواى رسانه فرض مى‌كنند. اين رويكرد، از همان ابتدا، بر نيازهاى شخصي، جهت‌گيرى‌ها و فعاليت‌هاى تفسيرى مخاطب با ويژگى‌هاى اجتماعى و فردى متفاوت تأكيد مى‌كند. رويكرد استفاده و رضامندي نيز همانند رويكرد تأثير رسانه، بر روش‌ناشى علوم اجتماعى مبتنى است. تفاوت اساسى اين دو شيوه اين است كه تحقيقات در زمينهٔ تأثير رسانه روش‌هاى دقيق از پيش‌ساخته و استانداردى دارد، در حالى كه در تحقيقات استفاده و رضامندي روش‌ها پيش‌ساخته نيستند و شيوه‌هاى طبيعى‌تر، مانند مصاحبه‌هاى عميق و مشاهدهٔ آزمودنى‌ها به‌كار مى‌رود.در تحقيقات استفاده و رضامندي از رسانه چندان به اثبات آثار مثبت و منفى استفاده از اين يا آن رسانهٔ جديد پرداخته نشده است. سير تكاملى اين رويكرد سه مشخصه دارد. اول آنكه تحقيق استفاده و رضامندي به اندازهٔ تحقيقات تأثير رسانه‌ها يا شايد بيشتر، به اصل استفاده از رسانه‌ها توجه داشته است. دوم آنكه اين رويكرد همواره فرد استفاده‌كننده از رسانهٔ جمعى را، كه فعال است و انگيزه دارد، يكى از علل استفاده از رسانه دانسته است. سوم، از آنجا كه تحقيق استفاده و رضامندي بر اصل استفاده استوار است، در آن جايى براى نگرانى‌هاى اخلاقى و سياسى باقى نمى‌ماند. محققان شيوهٔ استفاده و رضامندي داورى‌هاى اخلاقى را ناديده مى‌گيرند.امروزه، با وجود تفاوت‌هاى دو رويكرد تأثير رسانه‌ها و استفاده و رضامندي، مى‌توان ادعا كرد كه تحولاتى كه در اين دو رويكرد صورت گرفته، نوعى هم‌گرايى در آنها به‌وجود آورده است. از يك سو، ديگر در تحقيقات تأثير رسانه‌ها از آثار كوتاه‌مدت، مستقيم و خاص سخن به ميان نمى‌آيد، بلكه آثار بلندمدت، غيرمستقيم و پراكنده مدّنظر قرار مى‌گيرد. همچنين، با اين رويكرد، مفهوم مخاطب هم تغيير يافته و از دريافت‌كنندهٔ غيرفعال پيام، به استفاده‌كننده‌اى فعال كه محتواى رسانه را انتخاب مى‌كند، تبديل شده است. از سوى ديگر، تحقيقات استفاده و رضامندي نيز، همانند رويكرد تأثير رسانه‌ها، از روش‌شناسى علوم اجتماعى تبعيت مى‌كند و روش‌هاى بررسى آن بسيار شبيه به روش‌هاى تأثير رسانه‌ها است. اين امر موجب شده است اين دو رويكرد آن قدر به يكديگر نزديك شوند كه در بسيارى از موارد، محققانِ ارتباط جمعى از رويكردى با عنوان استفاده و تأثير رسانه نام ببرند. اين نوع تحقيقات تا حدودى نشان مى‌دهد كه چگونه استفاده از طبقات خاص اجتماعى از رسانه‌اى با نوع خاصى از محتوا در شرايط خاص، اثرى خاص به‌وجود مى‌آورد و اين اثر خاص، به نوبهٔ خود، نوع خاصى از استفاده از رسانهٔ جمعى را ايجاب مى‌كند و اين تعامل همچنان ادامه مى‌يابد.از جمله شيوه‌هايى كه به شناخت مخاطب مى‌پردازد رويكرد نقد متون ادبى است. بررسى‌هايى از نوع نقد متون ادبي، بر ساختار پيام‌هاى نوشتارى يا آثار ادبى تأكيد دارند. شايان توجه است كه در نقد متون ادبى و نيز در تحقيق تأثير رسانه‌ها، همواره معنا در ساختار محتوايى مستتر است. در نقد متون ادبي، ابزار تحقيق عبارت است از توانايى محقق در تفسير و طبقه‌بندى تحليلى كه در متون نهفته است.از همان ابتدا، يكى از كاربردهاى اجتماعى شيوهٔ نقد متون ادبى عبارت بوده است از نقشى كه اين شيوه در خلق، نگاه‌دارى و انتقال تفسيرى معتبر از نقد متن، ايفا مى‌كند. اين شيوه از طريق نظام آموزشى و نيز نشريات مورد توجه عموم و خود رسانه‌هاى جمعى به توجيه و انتقال فرهنگ‌هاى در حال تغيير پرداخته است. در حالتى كه گروهى از طرفداران اين شيوه، تحقيق و تدريس ادبيات و ديگر صور سطح بالاى فرهنگى را پادزهرى در مقابل رسانه‌هاى جمعى و فرهنگ عامه مى‌دانند، گروهى ديگر بر بررسى‌هاى تاريخى و تطبيقى تأكيد مى‌كنند.رويكرد مطالعات فرهنگى نيز از شيوه‌هاى شناخت مخاطب است. راهبردهاى شيوهٔ بررسى فرهنگى در مورد تأثيرگذارى بر زندگى اجتماعى را از پاره‌اى جهات، مى‌توان با راهبردهاى شيوهٔ نقد متون ادبي، قياس كرد. هر دو شيوه از راهبردهاى تفسيرپذيرى پيروى مى‌كنند كه براى نظام‌هاى آموزشى كاربردهاى اجتماعى دارند. به هر حال، وجه تمايز بررسى‌هاى فرهنگى و نقد متون ادبى تعهد در خصوص فرهنگ است. اگر در نقد متون ادبي، تا حدودى تمايل به سوى نخبگان باشد، بررسى‌هاى فرهنگى گاه به توده‌گرايى متمايل مى‌شود و ذهن‌هاى خلاق و جريان‌هاى مخالفى را كه راهى به فرهنگ توده مى‌يابند، تحليل مى‌كند. همچنين، بررسى‌هاى فرهنگى با قرار دادن تعريف دقيق فرهنگ در دستور كار تحقيق در زمينهٔ ارتباط جمعي، بر ماهيت سياسى ارتباطات جمعى و چگونگى دريافت پيام آن تأكيد مضاعفى كرده‌اند.هر دو رويكرد نقد متون ادبى و مطالعات فرهنگي، از نظر روش، بر روش‌شناسى علوم انسانى مبتنى هستند؛ اين روش‌ها مانند روش‌هاى علوم اجتماعى نظام‌مند هستند، اما نحوهٔ انتقال مفاهيم خاص به دريافت‌كنندگان آن مفاهيم را از طريق ساختارهاى محتوايى به‌طور صورت‌بندى شده‌اى توصيف نمى‌كنند.آخرين رويكرد در امر شناخت مخاطب، شيوهٔ تحليل دريافت پيام است. اين شيوهٔ چارچوب نظرى خود را از علوم انسانى و علوم اجتماعى گرفته است. اين شيوهٔ بررسي، همانند مطالعات فرهنگي، پيام رسانه را مبحثى كرده‌اند كه براساس اصول فرهنگى و گروهى طبقه‌بندى مى‌شود، در حالى كه مخاطب را عامل معناسازى مى‌داند. از سوى ديگر، همانند رويكرد استفاده و رضامندي تلقى آن از دريافت‌كنندهٔ پيام، فرد فعالى است كه مى‌تواند از نظر مصرف و استفاده‌هاى اجتماعي، تأثير فراوانى بر رسانه‌ها داشته باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]


رسانه‌هاى جديد و آيندهٔ مخاطب رسانه‌اى

پيشرفت‌هاى حاصل از رسانه‌هاى جديد چهار تغيير عمده‌ را در مخاطبان رسانه‌اى (و نظريه‌هاى مربوطه) ايجاد كرده‌اند. اولين تغيير همانا فراهم شدن امكانات جديد براى پخش برنامه‌هاى تلويزيونى (و راديويي) از طريق ماهواره و كابل است. عرضهٔ برنامه‌ەاى فوق قبلاً تنها به حوزهٔ عمل فرستنده‌هاى زميني، كه امكان رلهٔ كانال‌هاى بسيار معدودى نيز داشتند، محدود مى‌شد. نتيجهٔ پيشرفت‌هاى جديد وفور نسبى رسانه‌ها و محتواى صوتى - تصويرى آنها بوده كه به افزايش امكان انتخاب براى بسيارى از مخاطبان انجاميده است. گسترش امكان دريافت برنامه‌هاى رسانه‌اي، حاصل از كاهش قيمت دستگاه گيرنده را نيز بايد به افزايش عرضهٔ برنامه‌ها اضافه كرد. هم‌چنين، در سهولت ايجاد شده براى توليد و توزيع پيام‌ها، رسانه‌هاى چاپى و برخى شاخه‌هاى صنعت موسيقى را تحت‌تأثير قرار داده است.دومين تغيير گسترش سريع شيوه‌هاى جديد ضبط، نگهداري، و بازيابى صدا و تصوير است كه در مقايسه با نگهدارى منابع چاپى به همان سهولت و انعطاف مى‌رسد. اين امكانات جديد عمدتاً در دسترس تمام مصرف‌كنندگان رسانه‌اى قرار دارند. دستگاه‌هاى ضبط و پخش ويديوئي، تأثير قابل توجهى بر افزايش دسترسى به محتوا و امكان انتخاب داشتند چرا كه كنترل زمان دريافت فيلم و برنامه‌هاى تلويزيونى را از فرستنده به گيرنده انتقال دادند. حتى دستگاه‌هاى كنترل از راه دور تلويزيون هم، با تسهيل تغيير كانال‌ها، محدودهٔ انتخاب مخاطبان را افزايش مى‌دهند. اين تغييرات روى‌هم‌رفته در حال تقليل يك‌نواختى و هم‌زمانى تجربه‌هاى رسانه‌اى مخاطبان هستند. پى‌آمد تغييرات فوق، افزايش تعداد مخاطبان و افزايش مخاطبان گذرى تلويزيون بوده و با توجه به اين تغييرات، تجزيه و تقسيم مخاطبان به‌صورت وسيعى پيش‌بينى شده‌اند.تغيير سوم به فراملى شدن بيشتر جريان برنامه‌هاى تلويزيونى مربوط مى‌شود كه خود آن نتيجهٔ رشد جهانى خدمات جديد، امكان و ظرفيت زياد پخش ماهواره‌اى برنامه‌ها به وراى مرزهاى ملي، و حجم بيشتر صادرات و واردات برنامه‌هاى تلويزيونى بوده است. روند فوق تأثير اندكى بر ايالات متحده داشته چرا كه اين كشور هنوز هم بر اساس معيارهاى رسانه‌اي، خودكفا است. اما در كشورهاى ديگر امروزه امكان و توان بسيار زيادى براى جمع كردن مخاطبان فراوان از سراسر جهان براى تماشاى برنامه‌هاى مربوط به حوادث يا وقايع خاص ايجاد شده است. هم‌چنين، شواهد زيادى دلالت بر اين دارند كه بازاريابى جهانى براى ستاره‌ها و محصولات رسانه‌اى افزايش داشته است. در اين شرايط، مخاطبان محلى يا ملى - به‌ويژه در كشورهاى كوچك - كمتر از گذشته در برابر اثراتِ فرهنگيِ جهانى حمايت مى‌شوند.نوآورى چهارم از امكان فزايندهٔ استفادهٔ دوسويه از بسيارى رسانه‌ها ناشى مى‌شود كه خود نتيجهٔ به‌كارگيرى سيستم‌هاى كامپيوترى در آنها است. سيستم‌هاى يك سويه در حال تبديل شدن به سيستم‌هاى دو سويه يا شبكه‌هاى چند سويه هستند و، از اين‌رو، استفاده‌كنندگان رسانه‌هاى مورد نظر امكان اِعمال كنترل بر محيط اطلاعاتى خود را به‌دست آورده‌اند. شبكه‌هاى رسانه‌اى دو سويه به‌عنوان زير بناى جوامع محلى يا، فراتر از آن، مايهٔ شادمانى برخى محققان بوده‌اند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]


مخاطب به مثابهٔ يك توده

بسيارى از ناظران بر امكانات اعجاب‌انگيز و جديدِ دسترسى بسيار سريع به افراد فراوان و متمايز از طريق مطبوعات، فيلم، يا راديو تأكيد كرده بودند، اما اولين صورت‌بندى نظرى در مورد مفهوم مخاطبان رسانه‌اى ريشه در ملاحظات كلى‌تر در ماهيت متغير زندگى اجتماعى در جامعهٔ مدرن داشت. هربرت بلومر (Blumer، 1939)، يكى از نخستين اعضاء مكتب جامعه‌شناسى شيكاگو، نخستين كسى بود كه چارچوب نظرى روشنى در اين باب ارائه نمود. بر اساس نظر وي، مى‌توان مخاطبان را به‌عنوان شكلى جديد از تجمع بشرى در نظر آورد تجمعى كه در نتيجهٔ شرايط خاص جوامع مدرن امكان وجود يافته بود. وى پديدهٔ فوق را يك توده ناميد و آن را از اَشكال اجتماعى قديمى‌تر (به‌ويژه گروه، انبوهِ خلق، و عامهٔ مردم) متمايز ساخت.در گروه‌هاى كوچك تمام اعضاء يكديگر را مى‌شناسند و با هم در مرزهاى اجتماعى و فيزيكى شناخته‌‌شده‌اى تعامل دارند. آنها از عضويت مشترك خود آگاه هستند و ارزش‌هاى مشترك و مشابهى دارند. ساختار روابط گروهى نيز مشخص و در طول زمان ثابت است. انبوه خلق واحد بزرگ‌ترى است، هر چند در فضاى محدود‌ترى تجلى مى‌يابد. انبوه خلق موقتى است و به ‌ندرت به همان تركيب‌بندى اوليه‌اش مجدداً تشكيل مى‌شود. هر چند ممكن است اعضاء احساس هويت و خُلق مشترك داشته باشند، اما انبوه خلق اصالتاً بى‌ثبات است و بر اساس اميال آنى به‌صورت غيرعقلانى عمل مى‌كند. همان‌گونه كه بلومر مى‌نويسد، انبوه خلق گروهى غيرفرهنگى و نيز گروهى غيراخلاقى است. عامهٔ مردم محصول شرايط مدرن است. به‌ويژه آن‌گاه كه به‌عنوان عنصرى از نهاد سياست دموكراتيك نگريسته شود. عامهٔ مردم افرادى هستند كه به قصد پيشبرد برخى نظرات، منافع، سياست‌ها يا طرحى براى تغيير، آزادانه به بحث دربارهٔ مسائل عمومى مى‌پردازند.به توده به‌مثابه محصول شرايط جديد جوامع شهرى و صنعتى مدرن نگريسته مى‌شد؛ جوامعى با گستردگى زياد، گمنامي، و بى‌ريشگى مردمان‌ آن. توده نوعاً تجمع بسيار بزرگى از افراد بى‌تفاوت است كه براى يكديگر ناشناخته‌ هستند، اما به ‌علت توجه آنها به برخى منافع واقع در بيرون از محيط يا كنترل مستقيم و شخصى ايشان به‌هم نزديك مى‌شوند. توده، همانند انبوه خلق، فاقد هر گونه سازماندهي، ساختار با ثبات، قاعده يا رهبرى است اما بر خلاف آن هيچ تمايل يا ابزارى براى عمل ندارد و فاقد جايى ثابت است.اين مفهوم از تودهٔ مردم ظاهراً چندين ويژگى اصلى مخاطبان روزنامه‌ها و سينماى تجارى را در بر مى‌گرفت. مخاطب اين رسانه‌ها وسيع بود و بسيار پراكنده؛ اعضاء يكديگر را نمى‌شناختند و نمى‌توانستند بشناسند؛ تركيب‌ آن مستمراً در حال تغيير و، به‌دليل پراكندگى و ناهمگنى زياد آن، فاقد هر گونه ادراك از هويت خويش بود؛ تحت حاكميت هيچ هنجار يا قاعده‌اى قرار نداشت؛ و در نهايت عمل آن نه به ‌خاطر خود كه متأثر از بيرون بود. از آنجا كه روابط داخلى توده غيرشخصى بود، رابطهٔ بين مخاطبان و رسانه‌هاى توده‌وار نيز غيرشخصى بود. مخاطبان نمى‌توانستند به‌راحتى به توليدكنندگان و فرستندگان پيام‌هاى رسانه‌هاى جمعى پاسخ دهند. در اين حالت، رابطهٔ ارتباطاتى به‌وجود آمده نوعاً محاسبه‌گرانه و بدون معيارهاى مشترك اخلاقى است و هيچ تعهد يا وابستگى واقعى بين طرفين اين رابطه وجود ندارد. هم‌چنين در اين مدل، فاصلهٔ اجتماعى زيادى بين مخاطبان و توليدكنندگان قدرتمند، متخصص، و متشخص رسانه‌ها به‌وجود مى‌آيد.نگرش مزبور به‌ مخاطب توده‌وار، بيش از آنكه توصيف واقعيت باشد، حاصل تأكيد بر ويژگى‌هاى عادى شرايط توليد و توزيع جمعى اخبار و سرگرمى است. واژهٔ مخاطب توده‌وار در بيان مفسران اوليه، تلويحاً منفى و تحقيرآميز بود و نيز انعكاسى از ارزش‌هاى غربى فردگرايانه و نگرش بدبينانه به جامعهٔ صنعتى مدرن كه در تعارض با تصوير شيوهٔ زندگى اشتراكى‌تر و رضايت‌بخش‌تر قرار داده مى‌شد. توده‌وار ناميدن مخاطبان رسانه‌اى ترس از زوال شخصيت، نابخردي، عوام فريبي، و سقوط كلى موازين اخلاقى و فرهنگى را باز مى‌تابانيد. همان‌گونه كه منتقدان متأخر نوشته‌اند، مشكل واقعى نه وجود توده‌هاى مردم، بلكه تمايل به برخورد با مردم به‌مثابه توده (بى‌شكل و بى‌ريشه) بوده است.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]
مخاطب به‌ مثابه يك بازار
تاريخ پخش سراسرى به‌هر نحو تفسير گردد ترديدى نخواهد ماند كه مخاطبان راديو و تلويزيون به‌سرعت به‌صورت يك بازار مصرف براى توليدات سخت‌افزارى و نرم‌افزارى درآمدند. اصطلاح متعارف بازار رسانه‌اي شايد در اولين نگاه بيشتر از ديگر مفاهيمى كه بار ارزشى دارند براى توصيف پديدهٔ مخاطبان رسانه‌اى مفيد واقع شود. اصطلاح بازار با بزرگ‌تر شدن تجارت رسانه‌اى رواج بيشترى يافته است. عبارات بازار رسانه‌اى براى تعيين مناطق دريافت‌كنندهٔ خدمات رسانه‌ها، گروه‌هاى اجتماعى - جمعيتي، يا مصرف‌كنندگان بالقوه يا بالفعل محصولات و خدمات خاص رسانه‌هاى به‌كار مى‌رود. از اين‌رو، بازار رسانه‌اى را مى‌توان به‌عنوان مجموع مصرف‌كنندگان بالقوه يا بالفعل توليدات و خدمات رسانه‌هايى تعريف نمود كه داراى تاريخچهٔ اجتماعى - اقتصادى شناخته‌شده‌اى هستند.هر چند مفهوم بازار براى صناعى رسانه‌اى و نيز بارى تحليل اقتصاد رسانه‌اى مفيد و كاربردى است مى‌تواند مشكل‌زا نيز باشد، و در واقع عارى از بار ارزشى نيست. واژهٔ بازار، فرستنده و گيرنده را در يك رابطهٔ محاسبه‌گرانه و نه روابط هنجارى يا اجتماعى به‌هم مى‌پيوندد و، از اين‌رو، رابطهٔ محاسبه‌گرانه و نه روابط هنجارى يا اجتماعى به‌هم مى‌پيوندد و، از اين‌رو، رابطهٔ آنها را به‌عنوان يك رابطهٔ پولى در نظر مى‌گيرد و نه يك رابطهٔ ارتباطاتي. هم‌چنين اصطلاح بازار رسانه‌اى روابط دورنى بين مصرف‌كننده، را ناديده مى‌گيرد چرا كه اين روابط براى گردانندگان رسانه‌ها اهميت بسيار كمى دارند. اصطلاح فوق، ويژگى‌هاى اجتماعى - اقتصادى را مقدم مى‌دارد و بيشتر بر مصرف تكيه مى‌كند تا بر دريافت رسانه‌اى.در تفكر مبتنى بر بازار، ارتباطات مؤثر و نيز كيفيت تجربهٔ مخاطبان در درجهٔ دوم اهميت است؛ هم‌چنين، نقش به‌سزاى تجربهٔ مخاطبان براى عرصهٔ عمومى كم‌اهميت نشان داده مى‌شود. تعريف مخاطبان به‌مثابه يك بازار ناگزير نگاهى از جانب رسانه‌ها (به‌ويژه از جانب مالكان و مديران آنها) است و در شمار اصطلاحات مربوط به گفتمان صنايع رسانه‌اى قرار مى‌گيرد. مردم به‌عنوان مخاطب رسانه‌ها معمولاً خود را بخشى از يك بازار نمى‌دانند و گفتمان بازار رسانه‌اي، آنجا كه به مخاطبان مربوط مى‌شود؛ به‌طور ضمنى فريب‌كارانه است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۳ ] [ مشاوره مديريت ]

مخاطب به‌مثابهٔ يك گروه

واقعيت تجربهٔ مردم از فيلم‌ها و رسانه‌هاى چاپيِ توده‌اى هميشه بسيار متنوع بوده است. هر چند تودهٔ مرم را در كل مى‌توان به‌ واسطهٔ غيرشخصى بودن، گمنامي، و بزرگى اندازه‌اش توصيف نمود، اما تجربهٔ عملى مخاطبان از رسانه‌ها، شخصي، كوچك مقياس، و آميخته با زندگى اجتماعى و شيوه‌هاى آشنا است. رسانه‌هاى بسيارى در محدوده‌هاى جغرافيايى كوچك فعاليت مى‌كنند و در فرهنگ‌هاى محلى تنيده شده‌اند. اغلب مردم چنين احساسى ندارند كه توسط قدرت‌هاى پنهان در پس رسانه‌ها كنترل مى‌شوند چرا كه خود آنها به‌طور آزادانه دست به گزينش‌هاى رسانه‌اى خود مى‌زنند. هم‌چنين، تعامل‌هاى اجتماعى كه پيرامون استفاده از رسانه‌ها شكل مى‌گيرند مردم را يارى مى‌كنند تا رسانه‌ها را به عنوان يك حضور آشنا و نه بيگانه‌كننده، در زندگى روزمره‌ خود بپذيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۲ ] [ مشاوره مديريت ]


تاريخچه مخاطبان(۲)

 تغييرات اجتماعي و تكنولوژيك و دگرگوني طبيعت مخاطب رسانه‌ايدر طول زمان، مجموعه‌اى از تغييرات اجتماعى و تكنولوژيك، كه حال ديگر آشنا مى‌نمايند، طبيعت مخاطب رسانه‌اى را - به‌ويژه از نظر ميزان آن - به‌طور زيربنايى دگرگون كردند. تا پايان قرن نوزدهم، شهرنشيني، سفر با قطار، فن‌آورى پيشرفتهٔ چاپ، افزايش سواد، و بالا رفتن سطح زندگى دنياى خودمانى توليد كتاب و نشريات را به‌صنايعى بس بزرگ تبديل نمودند كه مى‌توانستند در آنِ واحد در خدمت ميليون‌ها نفر باشند. گسترهٔ وسيع بُردِ رسانه‌ها از رشد صنعت تبليغات نيز متأثر بود كه به تأمين مالى روزنامه‌ها، نشريات مردم‌پسند، و كتاب‌هاى ارزان‌قيمت كمك مى‌كرد. با افزوده‌تر شدن حجم اين محصولات، پراكندگى و گونه‌گونى فعاليّت مخاطبان نيز فزونى يافت.  اختراع فيلم و سينمااولين مفهوم علم‌الاجتماعى مخاطب با برداشتن گامى ديگر در راه توسعهٔ رسانه‌ها ظهور كرد - اختراع فيلم و سينما به‌عنوان شكل جديد توزيع محتوا. تصاوير متحركى كه در سالن‌هاى عمومى به‌نمايش در مى‌آمدند، بازگشت به‌همان مكان‌مندى اوليهٔ دريافت رسانه‌اى بود: فيلم و سينما بيشتر ادامهٔ تئاتر بود تا مطبوعات چاپي. همچنين، سينما اولين مخاطب جمعي واقعى را ايجاد كرد چرا كه امكان دريافت بسيار گستردهٔ پيام‌ها يا اجراهاى يكسان را فراهم نمود. ميليون‌ها تن از مردم براى لذت بردن از تجربيات آموزشى و احساسى مشابه به سينماها آمدند. مخاطبان فيلم‌ها عملاً نمى‌توانستند با موضوع مورد توجه‌ آنها تعامل داشته باشند، اما امكان تعامل با يكديگر را داشتند. گذشته از تفاوت در محتوا، تفاوت اصلى آن با تئاتر همان زنده نبودن آن (جز در مورد موسيقى اجرا شده در همراهى فيلم) بود و اينكه فيلم نمايش داده شده هميشه و در همه‌جا يكسان بود.  پخش راديوييشروع پخش راديويى در دههٔ ۱۹۲۰ مرحلهٔ جديدى را در تاريخ مخاطبان رسانه‌اى رقم زد. در اين مرحله، هدف اصلى صنايعِ سودآور و در حال توسعهٔ رسانه‌اى اين شد كه با تكيه بر فن‌آورى اَشكال جديدى از مخاطبان را ايجاد كنند. رقابت براى جذب مخاطبان به‌تدريج به‌موضوع رقابت بر سر تجهيزات تبديل شد. (همانند آنچه امروزه بين سيستم‌هاى پخش كابلي، ماهواره‌اى و پخش معمولى مشاهده مى‌شود) و نيز رقابت ميان سيستم‌هاى ضبط صوتى و تصويري.مبحث پخش راديويى مى‌تواند به روشن شدن يكى ديگر از دغدغه‌هاى اصلى و اوليهٔ پژوهش و نظريه‌هاى مربوط به مخاطبان رسانه‌اى كمك كند. پخش راديويى در آغاز فن‌آورى بود كه با تحوّل در تلفن بى‌سيم به‌وجود آمد ولى به‌تدريج توانست اَشكال خاص خود را به‌دست آورد. با اين توصيف، پخش راديويى ابتدا يك صنعت سخت‌افزاري بود تا يك امكان ارتباطاتي. هدف اوليهٔ اين صنعت جلب شنوندگان و ايجاد تقاضا براى برنامه‌هاى پخش‌شوندهٔ خود بود. با تحقق اين هدف، امكان فروش دستگاه‌هاى گيرنده فراهم آمد و پايهٔ پيشرفت‌هاى فنى بعدى گذاشته شد. هرچند مى‌توان تلفن و صفحه‌هاى گرامافون را با سابقه‌تر دانست، اما با رواج دستگاه‌هاى گيرندهٔ راديويى براى اولين‌بار بود كه مى‌شد مخاطبان را به‌عنوان گروه دارندگان تجهيزات دريافت رسانه‌اى تعريف كرد.  پخش تلويزيونيپخش تلويزيوني، كه به‌سرعت راديو و سينما را از سكه انداخت و روزنامه‌ها و كتاب‌هاى رايج را به سايه راند، توجه به چندين ويژگى توده‌وار مخاطبان را ضرورى نمود. تأثيرگذارى هم‌زمان تلويزيون بسيار زياد بود و افراد بسيار زيادى را هم تحت تأثير قرار مى‌داد. همچنين، (در مقايسه با رسانه‌هاى چاپي) هم‌شكلى و قابليت امحاى محتواى تلويزيون بسيار بيشتر بود. نوشته‌هاى نخستين در مورد تلويزيون بر جاذبهٔ اعتيادآور آن، تهاجم فراگير آنها به عرصهٔ فرهنگى و اجتماعي، و منفعلانه و تهى بودن آشكار آن به‌عنوان راهى براى گذراندن اوقات فراغت تأكيد داشتند.گذشته از اين، با رواج تلويزيون تجربهٔ مصرف رسانه‌اى بيش از پيش امرى خصوصى شد، يا به‌نظر آمد كه چنين شده است. البته مردم مى‌توانند روزنامه را در اماكن عمومى هم بخوانند و براى ديدن فيلم همراه با دوستان خود و در قالب يك فعاليّت اجتماعى به سينما بروند، اما تماشاى تلويزيون بدون ترديد يك كار شخصى بود. مخاطبان تلويزيون - كه برنامه‌هاى آن در مقايسه با امروز محدود بود - بيشتر به‌عنوان پديده‌اى توده‌وار به‌نظر مى‌آمدند: گسترده، گمنام، معتاد و منفعل. البته مخاطبان تلويزيون و راديو به‌دليلى ديگر نيز قابل توجه بودند: اينان، برخلاف مخاطبان رسانه‌هاى قبلي، در خارج از حيطهٔ مشاهده و ثبت و ضبط مستقيم قرار داشتند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۱ ] [ مشاوره مديريت ]
تاريخچه مخاطبان (1)
منشأ اوليهٔ مخاطبان رسانه‌اى امروز در اجراهاى تئاترى و موسيقايى عمومى و نيز در مسابقات و نمايش‌هاى دوران باستان نهفته است. نخستين برداشت‌هاى ما از مخاطب به گرد آمدن مردم در يك مكان خاص اشاره دارد. تمام شهرهاى يونان و روم داراى يك تئاتر يا ميدان‌گاه بودند و بدون ترديد، حتى قبل از آن هم گردهمايى‌هاى غيررسمى براى اهداف مشابه يا به‌جهت مناسبت‌هاى مذهبى يا دولتى مرسوم بوده‌ است. مخاطبان يونانى - رومى ويژگى‌هاى بسيارى داشتند كه امروز هم آشنا مى‌نمايند، از جمله:- برنامه‌ريزى و سازماندهى ديدن و شنيدن برنامه‌ها و همچنين، خودِ اجراها- ويژگى مردمى و مردم‌پسند وقايع- محتواى سكولار (و نه مذهبي) اجراها - براى سرگرمي، آموزش، و تجربه‌هاى تخيليِ عاطفي- داوطلبانه بودن عمل افراد به ‌هنگام گزينش و توجه- تخصصى شدن نقش‌هاى نويسندگان، نقش‌آفرينان، و تماشاگران- مكان‌مندى نمايش و تجربهٔ تماشاگراناز اين‌رو، مخاطب به‌عنوان گروهى از تماشاگرانِ وقايعِ ماهيتاً سكولار، در بيش از دو هزار سال قبل جا افتاده بود. نهاد مخاطب داراى رسوم، قواعد، و انتظارات خاص خود نسبت به‌زمان، مكان، و محتواى نمايش‌ها و نيز شرايط ورود به محل نمايش‌ها و نظاير اينها بود. اين نهاد نوعاً يك پديدهٔ شهرى محسوب مى‌شد كه غالباً هم‌بنيان تجارى داشت و محتواى آن نيز براساس طبقه و منزلت اجتماعى تغيير مى‌كرد. آنان كه آموخته‌تر بودند براى استفاده از اجراهاى ادبى و موسيقايى جمع مى‌شدند در حالى كه مردم عادى در برنامه‌هاى رزمي، مسابقات، بازى‌ها، كمدى‌ها و سيرك‌ها حضور مى‌يافتند.حتى اين مخاطب اوليه نيز تنها يكى از عناصر موجود در نهاد وسيع‌تر نمايش بود كه شامل نويسندگان، نقش‌آفرينان، توليدكنندگان، و كارفرمايان متخصص هم مى‌شد. پديدهٔ نمايش‌هاى عمومى زمينه را براى حمايت و سرپرستى و نيز سانسور فراهم مى‌كرد و مى‌توانست در خدمت اهداف سياسى و مذهبى باشد. نمايش‌ها موضوع بيانات اخلاقى و روشنفكرانه بودند و تحت نظارت مقامات قرار داشتند. فرهنگ‌هاى ديگرى نيز در سراسر دنيا نهادهاى مشابهى براى نمايش‌هاى عمومى داشتند، هرچند كه در مقايسه با سنّت يونانى - رومى از مشخصه‌هاى شهري، سكولار و فردگرايانهٔ كم‌رنگ‌ترى برخوردار بودند.چندين خصيصه، شكل اوليهٔ مخاطب را از معادل مدرن رسانه‌اى آن متمايز مى‌كند. مهم‌ترين تفاوت در اين است كه مخاطب دوران باستان در بند زمان و مكان بود. مخاطبان در يك مكان به‌نام تالار جمع مى‌شدند تا نمايش‌ها را ببينند و بشنوند و عكس‌العمل خود را مستقيماً نشان دهند. اين امر بدان معنى بود كه مخاطبان (اگرچه چندين هزار نفر)، در مقايسه با معيارهاى مدرن، به‌اجبار بسيار محدود بودند. مخاطبان در محدودهٔ خود فعّالانِ بالقوه‌اى بودند كه بر نقش‌آفرينان تأثير متقابل مى‌گذارند. نقش‌آفرينى‌ها هم، به تمام معنا، به‌صورت زنده اجرا مى‌شدند.تجربه و وضعيّت مشترك آنها در چنين مخاطبانى به‌نوبهٔ خود داراى يك زندگى بالقوه جمعى مى‌شدند كه بر پايهٔ تجربه و وضعيّت مشترك آنها در لحظهٔ نمايش بود. شرايط فوق هنوز هم در مورد بسيارى از نمايش‌هاى عمومى معاصر - مثلاً در تئاترها و استاديوم‌هاى ورزشى - حاكم است. شكل‌هاى مخاطبان همواره تنوع يافته و اختراع فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى شكل جديدى از يك نوآورى اجتماعى غالب را ارائه كرده است. شكل نوين مخاطب، هرچند برخى از مفاهيم مخاطب اوليه را در خود دارد، ديگر داراى همان مصداق قديمى نيست. اين شكل جديد به‌ويژه از آن جهت كه بسى بزرگ‌تر، پراكنده‌تر، فردى‌تر و خصوصى‌تر شده، با مفهوم مخاطب اوليه متفاوت است.ظهور مخاطبان رسانه‌هاى جمعى عمدتاً با رواج كتاب‌هاى چاپى آغاز شد. چاپ كتاب امكان ارتباط مؤثر با دوردست‌هاى زمانى و مكانى و نيز بهره‌ورى خصوصى را فراهم كرد. با كتاب بود كه پديدهٔ جديد جماعت كتابخوان - يعنى افراد پراكنده‌اى كه كتاب‌هاى مشابهى را برمى‌گزينند - ايجاد شد. چاپ كتاب، كه در اواسط قرن پانزدهم شروع شد، به‌تدريج به عرضهٔ سازمان‌يافتهٔ متون نوشتارى غيرمذهبى منجر شد. افراد مى‌توانستند اين كتاب‌ها را براى آموزش، سرگرمي، يا روشنگرى خودشان بخرند. اين امر مربوط به اواخر قرن شانزدهم بود، پيش از آنكه كسى بتواند آگاهانه از يك جماعت كتابخوان صحبت كند - جماعتى كه با اهداف شخصى خود مى‌توانستند كتاب بخرند، بخوانند و جمع‌آورى كنند. جماعت كتابخوان معمولاً در شهرها مستقر بودند و در حصار منزلت اجتماعى و زبان محدود بودند (هرچند ترجمه قبل از اين تاريخ هم رواج داشت). خوراك فكرى اين گروه‌ها را بسيارى از ناشران و نويسندگان تأمين مى‌كردند و بعضاً هم توسط حاميان و بانيان پشتيبانى مى‌شدند.البته در اين زمان كتاب تنها شكل رسانهٔ چاپى نبود و از اوايل قرن هجدهم، روزنامه‌ها و نشريات ادوارى نيز توانسته بودند مشتريان ثابتى به‌دست آوردند. در اين دوره، صنعت در حال گسترش چاپ غالباً به‌دلايل سياسى و مذهبى تحت سانسور و مقررات ويژه قرار داشت. حتى قبل از اختراعات قرن نوزدهم، كه توليدات رسانه‌هاى چاپى را فراوان و ارزان كرد، جماعت كتابخوان يا همان مخاطبان مواد چاپى كاملاً تنوع يافته و تقسيمات درونى و تعريف‌هاى اجتماعى خاص خود را به‌دست آورده بودند. اينها مقوله‌هايى هستند كه به‌تدريج در پژوهش‌هاى مربوط به مخاطبان رسانه‌اى رسميت يافته‌اند و امروزه با توجه به تفاوت بين انواع محتوا و نيز تفاوت‌هاى بين مردم - به‌ويژه براساس طبقه، منزلت و تحصيلات - تعريف مى‌شوند. علاقهٔ مردم به انواع محتواى رسانه‌هاى چاپى غالباً با ويژگى‌هاى اجتماعى و مكان زندگى مرتبط بودند، همچنان‌كه اين عوامل اكنون با انتخاب نوع فيلم و رسانه‌هاى الكترونيكى نيز مشترك هستند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۴۰ ] [ مشاوره مديريت ]
جايگاه مخاطب در نظريه و تحقيق
از آنجا كه مخاطب هميشه مقوله‌اى مورد مناقشه بوده است، مايه تعجب نخواهد بود كه ببينيم اهداف پژوهش‌ها در حيطهٔ مخاطبان رسانه‌اي، گونه‌گون و غالباً ناهماهنگ هستند. ويژگى مشترك تمامى اين پژوهش‌ها كمك آنها به امر ساختن، تعيين جايگاه و تعيين هويت يك وجود اجتماعى درهم و برهم، متغير، و غيرقابل شناخت است. اما، روش‌هاى مورد استفاده، ساخت‌‌هاى ارائه شده از مخاطبان و موارد استفادهٔ اين تحقيقات همگى به‌نحو قابل ملاحظه‌اى با يكديگر متفاوت‌ بوده‌اند. با صرف‌نظر از اهداف مربوط به نظريه‌پردازي، ما مى‌توانيم اهداف تحقيقات مذكور را بر حسب موارد استفاده از اطلاعات و نتايج آن، بدين شرح تقسيم كنيم:- دفتردارى فروش (حساب‌داري)- تعيين پوشش بالقوه و بالفعل رسانه‌ها به مقاصد تبليغاتي-دخالت در انتخاب مخاطبان و خط دادن به آنها- جست‌وجو براى بازارهاى جديدى از مخاطبان- آزمودن توليدات و تقويت كردن اثرمندى ارتباطي- بررسى مسؤوليت‌هاى مرتبط با خدمت‌رسانى به مخاطبان- ارزيابى عملكرد رسانه‌ها از طرق گوناگون (مثلاً بررسى ادعاهاى مربوط به اثرات زيان‌بخش آنها)شايد مهم‌ترين تمايز در اهداف تخقيقات مربوطه تمايز بين اهداف صنعت رسانه‌اى با آن دسته از تحقيقاتى باشد كه رويكرد و جانب مخاطبان را مى‌گيرند. پژوهش‌ها مى‌تواند، آن‌گونه كه تا حال چنين كرده‌اند، صداى مخاطبان را بازتاب دهند يا از طرف آنان سخن بگويند. هدف اداى وظيفه در قبال مخاطبان، بيشتر تحقيقاتِ سازمان‌هاى پخش عمومى را تحت‌الشعاع قرار مى‌دهد.در اين رويكرد، مثلاً از مطبوعات خواسته مى‌شود تا در انتخاب خبرهاى خود نيازها و منافع خوانندگان (عمدتاً محلي) خود را، از طريق انجام تحقيقات مستمر و گسترده، به‌نحو مناسب‌ترى در نظر داشته باشند. هر چند به‌هيچ‌وجه نمى‌توان اطمينان داشت مخاطب‌پژوهى به تنهايى بتواند خدمتى راستين به مخاطبان كند، ما مى‌توانيم اهداف متفاوت تحقيقات مربوطه را به‌طور مشروط بر روى طيفى كه از كنترل مخاطب تا استقلال مخاطب نوسان دارد، در نظر آوريم.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]

نگاهى كلى به بُرد و اثرات رسانه‌اى

سازمان‌هاى رسانه‌‌اى هميشه اضطراب نامرئى بودن مخاطبان خود را داشته‌اند. اين ترس به خصوص در پخش راديويى و تلويزيونى مشهود است، چرا كه تعداد مخاطبان اين رسانه‌ها، حتى با كمك تحقيق هم، تنها به صوتر بسيار غيرمستقيم، تخمينى و پس‌نگرانه قابل برآورد است. در ديگرسو، موسيقي، كتاب‌ها، مجلات، فيلم‌ها و روزنامه‌ها قرار دارند كه شواهدى مستقيم، مستمر، و مستقل در مورد توجه و علاقه مخاطبان خود دارند. در دو رسانه راديو و تلويزيون تنها تعداد مخاطبان نيست كه ناشناخته است، بلكه كيفيت دريافت مخاطبان نيز - به دليل متغيربودن ميزان توجه آن‌ها و تعويض مدام كانال‌ها - كاملاً غيرقابل پيش‌بينى است.سازمان‌هاى پخش براى شناخت سه اصل اساسى در مورد مخاطبان خود وابسته به تحقيقاتى هستند كه پس از استفاده مخاطب از رسانه انجام مى‌گيرد. اين سه اصل عبارتند از: تعداد مخاطبان كانال‌ها و برنامه‌هاى متفاوت؛ ميزان توجه مخاطبان؛ و ميزان رضايت و قدردانى مخاطبان. عدم قطعيت، خالقيت و نوآورى زيادى در تحقيقات آفريده است. به علاوه افزايش تعداد كانال‌ها در نتيجه فن‌آورى‌هاى جديد و پخش بين‌المللى تلويزيونى هم وضعيت موجود را - با غيرقابل پيش‌بينى‌تر، بى‌ثبات‌تر، و غيرقابل شناخت‌تر كردن مخاطبان - بغرنج‌تر كرده‌اند. از سوى ديگر، تعداى از ابزارهاى توزيعى جديد (به ويژه كابل دوسويه) امكان كسب اطلاعات دقيق در مورد مخاطبان (يا كاربران دستگاه‌هاى گيرنده) حتى در لحظه استفاده را عملى ساخته‌اند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۹ ] [ مشاوره مديريت ]
نياز به شناخت براى تفكيك مخاطبان وجود د ارد، اما مكان‌مندى يكى از قديمى‌ترين و پايدارترين آن‌ها است. مخاطبان بالقوه يا بالفعل غالباً متناظر با سلسله مراتب سطوح جغرافيايى هستند، از بين‌المللي، ملي، منطقه‌اي، كلان‌شهرى (شهري) گرفته تا شهرهاى كوچك و محل (محل). در كل، مخاطبان وابسته به سطح پائين‌تر در اين سلسله مراتب درون مخاطبان سطح بالاتر قرار مى‌گيرند. از اين رو، مى‌توان انتظار داشت مثلاً خوانندگان يك روزنامه محلى (يا شهركي)، روزنامه شهر خود و نيز روزنامه يا مجله‌اى ملى را هم بخوانند. به اين دليل است كه نشريات فوق معمولاً به لحاظ محتوا يا آگهى با هم رقابت مستقيم ندارند. نشريات واقع در پائين‌ترين سطح مذكور غالباً مجانى هستند و از طريق آگهى‌هاى بازرگانى تأمين مى‌شوند. آگهى‌هاى مربوط به خرده‌فروشى كالاها به محدوده‌هاى جغرافيايى خاصى محدود مى‌شوند و آگهى‌هاى ملى هم غالباً با انواع آگهى‌هاى بازارهاى شهري، محلي، يا منطقه‌اى تفاوت دارند.اين مدل سلسله مراتبى از توزيع رسانه‌اى و شكل‌گيرى مخاطبان به درك اوليه سؤال‌هاى مربوط به تداخل مخاطبان كمك مى‌كند، هرچند واقعيت هميشه تا اين حد شفاف نيست. همچنين، وضع كشورهاى مختلف هم به دليل شرائط جغرافيايى و سنّت‌هاى رسانه‌اى آن‌ها بسيار متفاوت است. به عنوان نمونه، در ايالات متحده روزنامه معمولاً متعلق به شهر يا كلان‌شهر خاص است. افراد نسبتاً كمى يك روزنامه ملي مى‌خوانند و بيش‌تر افراد هم به روزنامه‌هاى شهركى يا حتى محلى (مجاني) بسنده مى‌كنند. در برخى كشورهاى اروپايى (مانند فرانسه، سوئد و آلمان) اغلب روزنامه‌ها گسترده منطقه‌اى دارند تا ملى يا شهري. البته، تلويزيون و راديو (هنوز) سلسله مراتب مشابهى ندارند، اما عمدتاً توزيع ملى دارند و مخاطبان محلى را درون مخاطب ملى خود جاى مى‌دهند.  بُعدِ زمانى دسترسى مخاطبان به رسانه‌هااهميت عنصر زمان براى برنامه‌ريزى و بررسى دسترسى مخاطبان به رسانه‌ها از دو ويژگى نشأت مى‌گيرد: اول اينكه رسانه‌ها با تواتر زمانى كم و بيش ثابتى توليد و توزيع مى‌شوند و ديگر اينكه، دسترسى به مخاطبان عمدتاً به مقدار وقتى كه مردم براى استفاده از رسانه‌ها دارند، وابسته است. رسانه‌ها از نظر تواتر زمانى انتشار آنها بسيار متفاوت هستند. كتاب‌ها و فيلم‌ها به صورت نامنظم و با فواصل زياد ارائه مى‌شوند (كه نشان‌دهنده فرآيند طولانى توليد آن‌ها است)؛ مجلات به طور هفتگى يا ديرتر نشر مى‌يابند؛ روزنامه‌ها نشر هفتگي، روزانه، يا چند چاپ در هر روز دارند؛ و راديو، تلك‌تكست و تلويزيون هم تقريباً به طور مستمر پخش مى‌شوند. هر چند، براساس اصول نظري، رسانه‌ها داراى تواتر انتشار متفاوت نيازمند رقابت مستقيم با يكديگر براى جلب توجه مخاطبان نيستند، اما در عمل به رقابت با هم مى‌پردازند چون دسترسى آن‌ها به مخاطبان بسيار نابرابر و نيز وقت آزاد مخاطبان براى استفاده از رسانه‌ها در ساعات خاصى از شبانه‌روز قرار دارد.در طول زمان، ميزان انباشت دسترسى به مخاطبان (توسط هر يك از رسانه‌ها و توسط رسانه‌هاى مختلف) به حد قابل‌توجهى مى‌رسد و، از سوى ديگر، در بين رسانه‌هاى متعدد اختلاف‌هاى بسيار زيادى از نظر ميزان و الگوى انباشت دسترسى به مخاطبان ديده مى‌شود. به عنوان نمونه، ميزان خوانندگان يك مجله ماهانه در طول انتشار هر شماره به طور مداوم افزايش مى‌يابد در حالى كه يك روزنامه صبح در دوازده ساعت اول از زمان انتشار خود به حداكثر ميزان خود مى‌رسد. الگوهايى اين چنين براى صنايع رسانه‌اى حائز اهميت هستند. همچنين، الگوهاى فوق به دليل استمرار نيروهاى مؤثر در شكل‌گيرى مخاطبان هستند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۷ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : فعاليت و گزينش گري


 گزينش‌گرىما مى‌توانيم مخاطبانى را فعّال بناميم كه دست به انتخاب مى‌زنند و در مورد رسانه‌ها و محتواهاى آنها داراى تشخيص مى‌باشند (نك: Zillman & bryant, 1985) اين فعاليّت احتمالاٌ در استفاده از رسانه‌ها برنامه‌ريزى شده و الگوهاى ثابت از انتخاب‌ها قابل مشاهده است. از اين‌رو، استفادهٔ بيش از حد از رسانه‌ها به‌خصوص تلويزيون) غيرگزينشگرانه و در نتيجه غيرفعّالانه تلّقى مى‌شود.در پژوهش‌هاى تلويزيونى تمايزى بين الگوهاى استفادهٔ تشريفاتي و ابزار گرايانه ايجاد شده است (Rubin, 1984). نوع اول به تماشاى عادتى شده و مكرر تلويزيون توسط افرادى كه دلبستگى زيادى به رسانهٔ فوق دارند، اطلاق مى‌شود. در حالى كه، استفادهٔ از ابزارگرايانه هدف‌مند و گزينشگرانه است و بنابراين، بيشتر مى‌تواند فعّالانه باشد. استفاده از ساير رسانه‌ها - به‌ويژه راديو، موسيقي، و روزنامه‌ها - را هم مى‌توان بدين نحو به دو نوع تشريفاتى و ابزارگرايانه تقسيم كرد. اين مقوله از مفهوم فعاليّت ظاهراً حاكى از آن است كه استفاده‌كنندگان فعّال‌تر در صرف كردن وقت خود سخت‌گيرتر هستند، هرچند كه ميزان استفادهٔ كمتر از رسانه الزاماً نتيجهٔ تفاوت‌گذارى عميق‌تر نيست. همچنين، پرهيز صرف از رسانه‌ها به‌عنوان نشانه‌اى از فعاليّت مخاطبان تلقى نادرستى خواهد بود.روى هم رفته، گزينشگريِ تعبير بسيار ناقصى از فعاليّت مخاطبان است و بعضاً تنها مى‌تواند نشانگر واكنش مردم به‌وجود تعداد زيادى از گزينه‌هاى رسانه‌اى باشد. تعويض و وارسي كانال‌هاى متعدد به‌وسيلهٔ دستگاه كنترل از راه دور ظاهراً نشان‌دهندهٔ گزينشگريِ مخاطبان است، هرچند مى‌تواند حاكى از بى‌تصميمى آنها نيز باشد. بسيارى از رفتارهاى رسانه‌اى ديگر (مانند كرايه كردن نوارهاى ويدئويي، خريدن كتاب و نوارهاى صوتي، امانت گرفتن كتاب از كتابخانه و غيره) نيز ممكن است، بنا به تعريف، گزينشگرانه تلقى شوند، حال آنكه در تمام اين موارد احتمالاً بخت و اقبال نقش زيادى دارد.  نفع‌گرايىمخاطب رسانه‌اى بنابر اين تعبير مظهر مصرف كنندهٔ خود - منفعت‌جو است. در اينجا، مصرف رسانه‌اى نشان‌دهندهٔ ارضاى برخى از نيازهاى كم و بيش آگاهانه است؛ نيازهايى كه در رويكرد بهره‌ورى و خرسندي بيان شده‌اند. استفادهٔ رسانه‌اى فعّالانه حاكى از گزينش عقلانى متكى بر تجربه و، همچنين در صورت لزوم، كاربردهاى مورد انتظار براى بعد از استفاده از رسانه‌ها (مانند توانايى براى انتخاب‌هايى آگاهانه‌تر) است. نفع‌گرايي، بنا به تعريف، شامل گزينش‌گري نيز مى‌شود، هرچند گزينش‌گرى بدون نفع‌گرايى نيز امكان‌پذير است.  قصدمندىمطابق اين تعريف، مخاطب فعّال فردى است كه به‌طور فعّالانه به پردازش اطلاعات و تجارب دريافت شده مى‌پردازد. اين نوع فعاليّت، بيش از آنكه مقدم بر استفاده از رسانه باشد، هم‌زمان با آن انجام مى‌گيرد، هرچند اشتراك رسانه‌هاى مختلف چنين قضاوتى را تلقين مى‌كند. از اين رو، مشتركين منظم خدمات رسانه‌اى يا انتشارات را مى‌توان فعّال‌تر دانست.  مقاومت در برابر تأثيربراساس موازين مفهوم مخاطبان سرسخت، مفهوم فعاليّت در اينجا بر محدوديت‌هايى تأكيد مى‌كند كه اعضاى يك گروه از مخاطبان در برابر اثرات يا آموزش‌هاى ناخواسته ايجاد مى‌كنند. براساس اين مفهوم، خواننده، بيننده، يا شنونده اختيار را در كف خود دارد و، جز در مواقعى كه خود مى‌خواهد، تحت تأثير قرار نمى‌گيرد. از ديگر سو، اين احتمال نيز مى‌رود كه بين ميزان توجه منظم جدى مخاطبان به رسانه‌ها (كه نشانگر گرايش و رفتار فعّالانه آنها است) و تمايل به اثرپذيري، نوعى همبستگى برقرار باشد. احتمال وجود اين همبستگى مثلاً در مورد اخبار زياد است.  درگيرىدر تعريف و چگونگى اندازه درگيرى مخاطبان نظريات مختلفى وجود دارند، اما در كل مى‌توان چنين گفت كه هر قدر مخاطبان بيشتر در تجربهٔ رسانه‌اى خود درگير يا غرق شده باشند، به‌همان نسبت مى‌توان از درگيرى آنها حرف زد. اين مقوله را مى‌توان برانگيختگى عاطفي نيز ناميد. هرچند مرجع اين اصطلاحات ذهنى است، اما مى‌توان آت را با ابزار روان‌شناختى اندازه‌گيرى نمود. زيلمن (Zillman, 1980,1985) راه‌هايى را براى تحريك و اندازه‌گيرى تجربى برانگيختگى و هيجان‌زدگى ناشى از مصرف صوتى - تصويري، توصيف كرده است. به اعتقاد وي، هرقدر برانگيختگى بيشتر باشد، گرايش به ادامهٔ استفاده نيز قويتر خواهد بود. زيلمن فرضيهٔ فوق را براى تبيين جاذبهٔ تفريحات رسانه‌اى و كاربرد رسانه‌ها براى كنترل خلق‌وخو بسيار حائز اهميّت مى‌داند. درگيرى را همچنين مى‌توان با عبارت‌هايى مثل گفت‌وگو با تلويزيون، يا حتى گفت‌وگو با ديگر تماشاگران دربارهٔ برنامهٔ در حال مشاهده، نشان داد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۶ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : موسيقي

مخاطبان موسيقى را هم مى‌توان به طرق متفاوت، اما مشابه با شيوە برآورد مخاطبان فيلم‌ها، به حساب آورد. اصلى‌ترين واحد شمارش همان اجراهاى ضبط شده است كه مى‌تواند به انحاء مختلف خريدارى شود و از راه‌هاى متعدد (به ويژه از طريق راديو و نوار) در دسترس قرار گيرد. بازار جهانى موسيقى هم، همانند فيلم، بسيار بزرگ‌تر از بازارهاى ملى آنان است. يكى از ويژگى‌هاى تعيين‌كننده مخاطبان موسيقى (در مقايسه با مخاطبان ساير رسانه‌ها) نقش مستمر اجراى زنده موسيقى و همچنين مشاركت گسترده بخش‌هايى از مخاطبان در آن‌ها است، خواه اين مشاركت از طريق توليدكننده‌ها و خواننده‌هاى غيرحرفه‌اى تحقق يابد يا از طريق رقصيدن يا ديگر اشكال رفتارى و يا ابراز علاقه.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
[قالب وبلاگ : فتا بلاگ] [Weblog Themes By : themzha.com] شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای
فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان