مشاوره مديريت

چرا؟

سوالی از حدود 15 سال پيش تا به الان ذهن مرا به خود مشغول داشته و آن این است که:

چرا با وجود اين همه اساتيد برجسته در زمینه بازاریابی ، تبلیغات و فروش و تجارب گرانبهای شرکتهای گوناگون داخلی هنوز آنطور که بایسته و شایسته ما نتوانسته ایم از مارکتینگ به نحو احسن استفاده نموده و گره های مشکلات اقتصادی را با استفاده از آن نگشوده ايم و این علم عملی چرا هنوز درست در اذهان استفاده کنندگان آن جا نیافتاده و کم بها است؟


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مشکل جذب،آموزش و نگهداری ويزيتور(فروشنده) را چگونه می توان حل نمود؟

      فروش هميشه جاری و در حرکت بوده، آيا منتظر کسی خواهد ماند؟!

   اکثر شرکتها و موسساتی که آگهی جذب ويزيتور، فروشنده در روزنامه چاپ نموده اند بخوبی واقفند  کسانی به آنها مراجعه نموده اند که جزء اين سه گروه هستند:

1. افرادیکه برای کار
به هر دری زده وخسته و رانده ونا امیدازپیدانمودن کاربفکراين می افتند به اينگونه شرکتها که آگهی ویزیتور زده اند هم سری زده و ویزیتور شوند و به مصداق مثل معروف  سنگ مفت، گنجشک مفت! عمل نمايند.2. افراد علاقمند اما بدون تجربه.
3. افراد با تجربه اما ناراضی از حقوق و مزایا.

     حال چه باید کرد؟ چگونه گزينش نمود؟ و افراد گزينش شده را چگونه آموزش داده و حفظ نمود؟ اينها برخی از مشکلات اساسی می باشند که اين گونه شرکتها و موسسات با آن روبرو بوده و خواهند بود.ما برای تمامی اين سوالها و حل این مشکلات راهکاری عملی - علمی داريم و  تجربه موفق در سازمانهای گوناگون پشتوانه ارائه خدمات به تمامی شرکتها و موسسات می باشد. برای جذب يک ويزيتور خوب بايد مراحلی را مد نظر داشت که در موقع مصاحبه اگر شخص مراجعه کننده اين شرايط را داشته بلافاصله بايد اقدام به جذب آن نمود.

    ما آمادگی کامل خود رابرای ارائه اين خدمات اعلام نموده و منتظر تماس های شما هستيم. همين حالا اقدام نمايد و فرصت را از دست نداده و تماس بگيريد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۱۰ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مارکتينگ(بومی) جديد مختص ايران

مقدمه:
         قصد دارم بر پايه تجارب و علم، مارکتينگ بومی و مدلی مختص ايران تعريف نمايم بطوریکه اين مدل قابل فهم و اجرا برای همگان باشد. متاسفانه مارکتينگی که در حال حاضر در ايران بکار می رود بدليل تناقض هائیکه با فرهنگ و فلسفه ی ایرانی دارد(بدليل روح و فلسفه غربی آن) عملاً کاربردی ندارد و حتی همین مارکتینگ غربی هم خوب فهم نشده است و به دلائل زیر پاسخگوی نیاز ما نمی باشد :
1. فلسفه مارکتینگ غربی بر پایه اصالت فرد و حداکثر سود و لذت برای شخص می باشد در صورتيکه اين با فسلفه و روح و فرهنگ ايرانی که کمال طلب و دگرخواه است منافات دارد.
2. در فرهنگ غربی هدف وسیله را توجیه می کند یعنی اینکه برای رسیدن به هدف می توان از هر وسیله و روشی حتی ناجوانمردانه برای رسیدن به آن استفاده نمود چون مهم رسیدن به هدف است و لاغیر . در صورتیکه این عمل در فرهنگ ما ایرانی ها مذوم شناخته و بشدت از آن نهی شده است.
3. نکته بسیار مهم در این مبحث، بحث ارزش ها، هنجارها و رفتارها در فرهنگ غربی و فرهنگ ایرانی، اسلامی است که در برخی نقاط دارای اشتراک(بسیارکم)ودربرخی نقاط دارای تضادهای اساسی و لاینحل می باشد.
4. نهایتاً رواج مصرف گرائی در حد اعلا در فرهنگ غربی است که در فرهنگ ما این امر ناپسند است.
چهار نکته بالا از اهم مسائل می باشد و مسائل دیگری هم وجود دارد که با اندک تاملی می توان به آنها اشاره نمود. این مسائل ضرورت تعریف یک مارکتینگ ایرانی بر مبنای فلسفه و روح ایرانی را ضروری می نماید. و به همین دلیل است که بعد از حدود بیش از 20 سال تجربه، تحقيق و مطالعه و سمت های مختلف در بازاریابی به این فکر افتادم که در اين راه گام بردارم و مدلی جامع از مارکتینگ تعریف نمایم که مورد استفاده در ایران قرار گیرد. یعنی یک مارکتینگ ایرانی.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مارکتينگ جهانی - مارکتینگ بومی(منطقه ائی)

بدليل سرعت زياد تغییرات در این عصر و تفاوت در فرهنگها، ارزشها،فلسفه ها و... درجهان کنونی اینطور بنظر می رسد که باید مارکتینگ هم بتواند با این سرعت و اين تفاوتها خود را تطبیق دهد و الا چاره ای جز شکست پذیرش ندارد. وقتی تجارب موفق و ناموفق مارکتینگ در کشورهای مختلف منجمله کشور خود ما را نگاهی اجمالی داشته باشیم، ملاحظه می کنیم که هرکجا مارکتینگ توانسته خود را تطبیق دهد موفق بوده و در غیر اینصورت با شکست روبرو شده است . پس ضرورت تفکیک مارکتینگ بومی از جهانی هر روز بیشتر از پیش آشکارتر می شود. و تعریف مارکتینگ بر مبنای روح ، فلسفه و فرهنگ هر منطقه(بومی) بسیار ضرورت داشته و این کار تا بحال تا آنجائیکه بنده خبر دارم انجام نشده است!

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

فلسفه مارکتينگ بومی(خاص ایران) - قسمت اول

طی مطالعات و نتايج برآمده از تحقیقات به اين نتيجه رسیده ام، برای ايجاد هرحرکتی و جاری ساختن آن در بستر زمان، باید آن حرکت از یک پشتوانه غنی و عميق فکری درست، کامل و بروز برخوردار بوده و از لحاظ تئوری بسیار قوی عمل نماید یصورتی که ازدیدگاه نظری به سوالها،مسائل ومشکلات آن امری که درش واقع شده است جوابهای قانع کننده و مستدل بدهد.
بر این اساس مارکتینگ نیز خارج از این امر نبوده و برای اینکه مارکتینگ بومی خاص ایران را تعریف شود و قابل قبول باشد، بایداين تعریف از لحاظ فلسفی و تئوری پشتوانه قوی داشته باشد. و پايه های آن بر اساس هنجارهای شناخته شده این مرز و بوم استوار باشد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

نتایج یک تحقیق در کوکاکولا پاناسونیک توشیبا

شرکت تحقیقاتی آبردین (ABERDEEN) در تحقیقی که از 160 کمپانی سرآمد در دنیا ازجمله کوکاکولا، نیکون، پاناسونیک و توشیبا انجام داد، به این نتایج دست یافت:

بیش از 70 درصد شرکتهای بزرگ دنیا به شدت درحال بهره گیری از ابتکارات مدیریت زنجیره تامین خدمات هستند. این ابتکارات شامل مواردی ازجمله بهره گیری از فناوریهای نو، همکاریهای برون سپاری برای بهبود

عملکرد در مدیریت اجزا و قطعات، محصولات، برگشتیها و ضمانت محصولات می شود. درمیان این شرکتها، کمپانی‌هایی که از این ابتکارات سود برده اند، 12 درصد در سوددهی خدمات، 24 درصد در رضایتمندی مشتری و 23 درصد در رسیدگی با اولین تماس مشتری توفیق داشته اند. البته این اعداد میانگین هستند و در شرکتهای بزرگ موردتحقیق، این اعداد به ترتیب، 30، 28 و 37 درصد بوده است.

مدیر تحقیقات آبردین گفت: سازمانهای بزرگ دریافته‌اند که منفعت زیادی با اجرای بهتر مدیریت زنجیره تامین خدمات نصیبشان خواهدشد. شرکتها با همکاریهای راهبردی، تکنولوژیک و بهبود فرایندهای تجاری و جریانهای کاری، از کیفیت خدماتشان اطمینان حاصل می کنند و نتیجه این فرایندها در نهایت کاهش هزینه ها و رشد سوددهی است.
در این تحقیق سه خصیصه مشترک در این شرکتها یافته شد:
63
درصد آنها یک نائب رئیس یا یک مدیر ارشد اجرایی در بخش خدمات و تعمیرات دارند. 62 درصد آنها، شاخصهای مالی و عملکردی در مدیریت زنجیره تامین خدمات تعریف کرده اند و از آن بهره می برند. 59 درصد آنها، کارکنانی برای خدمات لحظه ای در داخل و خارج شرکتهای خود دارند.
آبردین همچنین چند پیشنهاد برای سازمانهای خدماتی ارائه کرده است تا خود را هر چه بیشتر برای برآوردن نیازهای مشتری آماده کنند:
-1
بخشهای حمایتی تعریف کنید تا باعث جریان کامل اطلاعات در سرتاسر سازمان شوند.
-2
ابزارهای تحلیلگر لحظه ای در سازمان تعبیه کنید تا به تصمیم گیری و تجزیه و تحلیل تاثیرات تصمیمات در سرتاسر زنجیره تامین کمک کنند.
-3
از شرکای بیرون سازمانی در تمام بخشهای زنجیره تامین کمک بگیرید.
-4
برای بخش طراحی محصولات یک حلقه بسته اطلاعاتی تشکیل دهید تا آنها به اطلاعات واحد تعمیرات و ضمانت دسترسی داشته باشند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مدیسون رابینسون

دمپایی های مدیسون رابینسون 15 ساله بیش از 1 میلیون دلار فروش کردند و حالا این کمپانی او را به سمت میلیونر شدن سوق می دهد. مانند هر کارآفرین موفق دیگری، او نیز محصولاتش را به تیشرت، کلاه، اپلیکیشن و کتاب داستان گسترش داد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار باز تعریفی از فرآیندمارکتینگ و دليل وجودی سازمانها ، شرکتها و مفهوم وا

مقدمه:

سلام به دنياي پر از سود و زیان مارکتینگ خوش آمدید! جالب شد نه؟ با این جمله کوتاه می خواهیم به سوالی برسیم و سوال این است : چرا سود و چرا زیان؟! جهت پاسخ باید درابتدا بامفهوم اصلي مارکتینگ آشناشويم و اینگونه بحث رابا يك سوال آغازمي كنيم؛ مارکتینگ چيست؟مارکتینگ در يك معنا و مفهوم می تواند،شناخت نیاز، پاسخ مطلوب با توجه به سود متقابل باشد.

آشکار است که برای ايجاد هرحرکتی و جاری ساختن آن در بستر زمان، باید آن حرکت از یک پشتوانه غنی و عميق فکری درست، کامل و بروز برخوردار باشد و از لحاظ تئوری بسیار قوی عمل نماید بصورتی که بتواند به سوالها، مسائل و مشکلات و... جوابهای قانع کننده، مستدل وکاربردی بدهد. بر این اساس مارکتینگ نیز خارج از این امر نبوده و باید اين تعریف بر اساس هنجارهای شناخته شده فرهنگی و... استوار شده باشد. بدليل سرعت زياد تغییرات در این دوران و تفاوت در فرهنگها، ارزشها،فلسفه ها و... چنین بنظر می رسد که باید مارکتینگ هم باید بتواند با این سرعت و تغییرات خود را تطبیق داده و در غیر اینصورت چاره ای جز پذیرش شکست را ندارد.با نگاهی گذرا به تجارب موفق و ناموفق مارکتینگ در کشورهای مختلف، ملاحظه می شود هرکجا مارکتینگ توانسته خود را با شرایط پیش آمده وفق دهد موفق بوده و در غیر اینصورت با شکست روبرو شده است.

پس ضرورت باز تعریفی مارکتینگ هر روز بیشتر از پیش آشکارتر می شود و این تعریف جدید (برای مارکتینگ) باید بر مبنای فرهنگ و شرایط خاص هر نقطه ای از جهان بسیار ضرورت داشته و تا آنجائیکه بنده خبر دارم تا به حال این امرمهم انجام نشده است! متاسفانه مارکتينگی که در حال حاضر بکار می رود بدليل تعارضاتی که با فرهنگ و فلسفه­ی شرق دارد (بدليل روح و فلسفه غربی آن) عملاً با دشواری های زیادی روبروست و متاسفانه حتی همین مارکتینگ (غربی) هم خوب فهم نشده است و مناسب اجراء نمی شود و می توان اظهارنمود که به دلائل زیر پاسخگوی نیاز و منطقه ما که حوزه فرهنگ شرق است، نمی باشد:

1. فلسفه مارکتینگ و تولد آن در فرهنگ غرب اتفاق افتاده است و اصالت آن بر مبنای کاپیتالیسم، اصالت فرد، حداکثر سود و لذت بردن می باشد در صورتيکه اين نگرش(غربی) با فسلفه، روح و فرهنگ شرقی که کمال طلب و دگرخواه است منافات دارد.

2.در فرهنگ غربی هدف وسیله را توجیه می کند یعنی اینکه برای رسیدن به هدف می توان از هر وسیله و روشی حتی ناجوانمردانه استفاده نمود چون مهم رسیدن به هدف است و لاغیر. در صورتیکه این روش در نگرش و فرهنگ شرق مذوم شناخته و بشدت از آن نهی شده است.

3. نکته بسیار مهم در این اینجا، بحث ارزش ها، هنجارها و رفتارها در فرهنگ غربی و فرهنگ شرقی است که این دو فرهنگ در برخی نقاط دارای اشتراک(بسیارکم)ودربرخی نقاط دارای تضادهای اساسی و لاینحل می باشند.

4. نهایتاً رواج مصرف گرائی در حد اعلاء در فرهنگ غربی است که در فرهنگ شرقی این امر ناپسند است.

چهار نکته بالا از اهم مسائل بوده و مسائل دیگری هم وجود دارد که با اندک تاملی می توان به آنها اشاره نمود. به دلایل ذکر شده ضرورت تعریف یک مارکتینگ شرقی و باز تعریفی از مارکتینگ بر مبنای فلسفه، فرهنگ و روح شرقی را واجب می نماید. و به همین دلیل است که بعد از حدود بیش از 20 سال تجربه، تحقيق، مطالعه، تدریس در حوزه های گوناگون مارکتینگ و داشتن سمت های مختلف در شرکتهای معتبر بزرگ ایرانی و در پست های مختلف مارکتینگ تصمیم گرفته شد که در راه باز تعریفی ازمارکتینگ متناسب با نیاز و فرهنگ شرق گام برداشته و مدلی جامع، قابل قبول و مورد استفاده از مارکتینگ نوین را تعریف نماییم تا در حوزه شرق و بخصوص کشورهای منطقه مورد بهره برداری قرار گیرد. یعنی مارکتینگ شرقی که نام آن را مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار گذاشته ایم واساس آن بر فرهنگ، فلسفه قوی و تمدن شرق استوار است.

مارکتینگ(مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار) چیست؟

          متاسفانه! بسياري از مديران، فکر می کنند مارکتینگ به معناي تحقیقات بازار، ویزیتوری، فروش، تبليغات، توزیع وپخش، بازاریابی و... است! در حاليکه توجه ندارند که تمام مواردی که نام برده شد هرکدام فقط جزء کوچکي از مجموعه­ی عظيم وفرآيندِ يکپارچهِ متمرکِز مديريتِ رفعِ نيازِ مشتری (مصرف کنننده) در مارکتینگ می باشند. بازاریابی، فروش و... هر کدام فقط يکي از چندين جزء از فرآيند مارکتینگ به شمار مي آیند. بنابراين، هرچند بازاریابی، فروش و... بخشي از مارکتینگ بوده اما اين فرآیند مهم مفهومي بس گسترده­تر از آنها دارد. مفاهيم بازاریابی، فروش و... با مارکتینگ غالباً به اشتباه گرفته شده و اين اشتباه به وفور حتی در ميان متخصصان اين امر به چشم می خورد و در آگهی های استخدام نيز اين اشتباه که ناشی از تصورات(پنداشت)غلط، ناقص و... از مارکتينگ است به وفور ديده می شود !. سوال اين است وقتيکه ما مفهوم و کاربرد موضوعی را درست درک نکرده باشيم آیا می توان توقع داشت از آن بهره ائی ببریم؟! مارکتينگ و فرآيند آن نیز یکی از همین موضوعات است که به اشتباه به بازاريابی! و... ترجمه و مفهوم شده و متاسفانه بدتر از آن مارکتينگ را فقط بازاریابی، فروش، تبليغات و... می پندارند و معنای بازاریابی در اذهان اینگونه نقش شده، جستجوی بازاربرای محصولی، بازارپیدا کردن، گسترش بازار، فروش محصول در بازار و...!

       مارکتینگ واقعي هنر فروش محصول به روشهاي زيرکانه يا فريبکارانه نيست !مارکتینگ واقعي، شناخت نیاز و آگاهي نسبت به محصولی (کالا یا خدمات) است که بايد توليد شود تا با آن رفع نياز حقيقی مشتريان صورت پذيرد، نه با فريب دادن و يا ايجاد تقاضاهای کاذب و با ترفندهای تبليغیِ، روانشناختی و ... محصولی را مزورانه به فروش رساند که به درد مشتری(مصرف کننده) نمی خورد. مارکتینگ دليل وجودی سازمانها ، شرکتها و مفهوم واقعی مديريت و اساسی­ترين و مهمترین فلسفه وجودی آنهاست. این فرآیند بسیار مهم بايد نيازها را کشف نماید، خواسته ها را شناخته و تقاضا(موجود یا ایجادشده) را طوری مدیریت نماید که سود برای تولید کننده محصول ایجاد شده و مصرف کننده هم نیازش برطرف گردد و این یعنی امر یعنی فرآیندی (زنجیره تامین/زنجیره تولید/زنجیره توزیع و فروش) را طراحی و اجراء نمودن که بر اساس بازی برد- برد و رفع نیاز مصرف کننده باشد و این امر امکان پذیر نیست جز اینکه سیستمی برمبنای عملیات مهندسی بازار (Marketing Research) پی­ریزی شده و با هنرمندی طرح و استراتژی از قبل آماده شده برای رسیدن به اهداف مدیریت شوند تا به نتیجه مطلوب که همان ایجاد سود متقابل برای مصرف کننده و تولید کننده می باشد، رسیده شود.

     بدین منظور باید شرايطی را در جهت رفع نیاز و رضايت­مندي و خشنودی مشتریان توسط فرآيندی صحيح، کامل و به روز فراهم گرددو اساساً اگر اين نگرش وجود نداشته باشد (تفکرِ صحيحِ ­ کاملِ به­ روز) مديريت معنای حقيقی خود را از دست داده و فقط تبدیل به یک سری قواعد و تکنيک­های تعریف شده می­گردد که هرچه بيشتر به آنهاعمل شده، مديران بيشتر در هزارتوهای آن گرفتار می شوند. گرچه مارکتينگ شايد مفهومي ساده در نظر اکثر مديران داشته باشد اما اجراي آن بسيار پيچيده و لازمه­ی آن، طراحی فرآيندی ژرف انديش با عملياتی کاملاً کاربردی بوده و براي استاد شدن در آن يک عمر وقت لازم است. راز موفقيت در دوران پُست مارکتینگ(Post Marketing) تفکرِصحيحِ کاملِ به روز می باشد و اين امر مهم بايد در خدمت رضايتمندي و خشنودی مشتري (مصرف کننده) قرار گيرد. در نگاهِ عميقِ راهبردیِ مديريتِ با تفکرِ ژرف انديش؛ مارکتينگ هنگامي به هدف خود می رسد که بتواند ارزشِ واقعي محصول (خدمت يا کالا) برای مشتری (مصرف کننده) برابر يا بيشتر از ارزشِ موردِ انتظارش را ارائه نموده و کسب رضايت مندی و خوشنودیش را بدست آورد. و اين رازِ نهفته در مارکتينگ است که بدليل آشکار بودنش ناپيدا است.!

فهم درست، کامل و به روز مارکتینگ و بکار بردن آن برای موفقیت هر شرکتی امری اجتناب ناپذير و حیاتی است. در صورت کسب رضایت مشتری(خشنودی) فروش و سهم بازار بالاتر می رود و اين امر اتفاق نمی افتد مگر اينکه مارکتينگ را درست و کامل فهميد و پياده نمود. برخلاف عقیده بسیاری که فکر می کنند مارکتينگ فقط در تجارت کاربرد دارد بايد گفت که سازمانها، شرکتها و موسسات غیر انتفاعی هم برای موفقیت به مارکتینگ نیاز دارند. متاسفانه عموم مردم و حتی مديران! تصور می کنند مارکتینگ؛ بازاریابی، فروش، تحقیقات بازار، روابط عمومی، تبلیغات و... است. اما اينگونه نيست و به زبان ساده می توان اظهار نمود مارکتینگ فرآينديکپارچه تمرکز برمدیریت مشتری ومدیریت تقاضاست. مارکتينگ حقيقی برای مشتری پيشنهادی به نام طرح ارزش ارائه میدهد و آن مجموعه­ ای از مزیت­ها و ارزش­هاست که به مشتری وعده داده می­شود تا نیازهای او را مرتفع سازد و هدف طرح ارزش پاسخ دادن به اين سوال اساسی و مهم مشتری است: چرا من بجای محصول رقیب محصول شما را بخرم؟ شرکتی که قوی ترین پاسخ به این سوال را بدهد مزیت رقابتی برای خود را در بازار هدف را شکل داده این از اهم وظایف مارکتینگ است. در عرصه رقابت (داخلی و خارجی) کشورها و شرکتهايی موفق شده اند که ضمن توجه به مسائل درونی (ضعف ها و قوت ها) به فرصت ها و تهديدهای بيرونی نیز توجه کافی وخاصی نموده اند و به اطلاعات صحيح و کاملی از بازار ، رقبا و مشتريان)مصرف کننده های نهائی( به موقع دسترسی داشته اند وبا بررسی های علمیکاربردی مدام نوسانات ونيازهای حال وآينده را درک کرده و برای روبرو شدن با چالشها ومشکلات با يک استراتژی مشخص و روشن حرکت خود را شروع نموده و ادامه می دهند.

سازمانها و شرکتها باید به این نکته بسیار مهم توجه داشته باشند که استراتژی پيروزمند سال گذشته ممکن است امسال ناکار آمد از آب درآمده و موجب ورشکستگی آنان گردد پس تکليف چيست و چه بايد کرد؟! پاسخ اين است: شناخت نياز و خواسته مشتريان و مصرف کنندگان نهائی وبرآورده نمودن آن و ايجاد منافع مشترک با برنامه ريزی، ساماندهی، اجراء، هدايت، نظارت، اصلاح، کنترل و پيگيری تا رسيدن به اهداف از قبل تعیین شده. در طول ساليان متمادی اين مسئله ثابت شده که در هر کاری، نظم و انضباط برای موفقيت آن امری جدا ناپذير می باشد و سازمان هائی موفق بوده اند که علاوه بر در اختيار داشتن عوامل لازم از ابتداء بنای کاری خود را بر اين مقوله استوار نموده اند که دارای يک انسجام و روال منظم کاری باشند، پس به همين دليل ما نيازمنديم که يک سيستم منظم،پويا و قابل ارتقاء داشته باشيم. و اين امر امکان پذير نبوده الا اينکه مارکتینگ را درست و کامل فهميده و بدان عمل نمائيم.

     شرکت هاي موفق درعرصه گسترده رقابت سنگين بازار، مرزهای داخلي کشورِخود را پشت سر گذاشته و خود را براي رقابت با رقباي قوی و با تجربهِ جهاني مهيامي سازند؛ بدين ترتيب، لازم است ضمنِ توجه به مسائلِ درون سازمانی خود شاملِ نقاط قوت وضعف، به فرصتها و تهديدهای بيرونی، هم درداخلِ کشور و هم در سطحِ جهاني توجه کافی وخاصی مبذول نموده و به اطلاعاتِ صحيح، کامل و بموقع از بازار، رقبا و مشتريان، دسترسی داشته باشند. اين دسترسی با بررسی های علمی/کاربردی مدامِ نوسانات، تحولات وچالشهاي بازار و برنامه ريزي روبروئی با آنها و داشتنِ يک استراتژی مشخص امکان پذيرمي گردد.آشکار است که اهميتِ تحقيقاتِ کاربردی بازار(Marketing Research) یا همان مهندسی نمودن بازار، روز به روز بيشتر شده و شرکتهايی که به اين امر مهم توجه کافی نموده موفقيت بيشتري در عرصه ي رقابت بدست آورده اند. چنين شرکتهائی همواره سمت و سوی حرکت را بسوی کسب رضايت مشتريان و مصرف کنندگان نهائی براساس اصول مشتری مداری و ارتقای­آن سوق داده ( از طريق شناخت نيازوخواسته آنان وبه موقع برآورده نمودن آن) و خدمات و توليدات خود را جهت رسيدن به اين اهداف برنامه ريزی و توزيع می کنند و تبليغات را وسيله­ای جهت رساندن اين پيام به مخاطبان خود می دانند (نه فريب اذهان آنان و ايجاد تقاضاهای کادب).

اولين گام و اساسی ترين آن در مدیریت هنرمندانه مهندسی بازارMarketing Research است و قلب مهندسی بازار اخذ داده ، تجزیه و تحلیل و تبدیل آن به اطلاعات می باشد و این امر حساس و مهم تنها از عهده علم آمار برمی آید و اهميت اين امر بر هيچ متخصصی پوشيده نبوده و نيست به طوريکه شرکتهای موفق تمامی تصميم های حساس خود را بر پايه اطلاعات صحيح، کامل، باندازه و به روز از بازار- رقبا - مشتريان و مصرف کننده های نهائی بنا نموده اند. در طول ساليان گذشته متاسفانه شاهد اين بوده ايم که خيلی از شرکتها تصيميات مهم خود را بر پايه نداشتن اطلاعات و حتی بدتر از آن بر پايه اطلاعات نادرست، ناقص و... بنا نموده­اند که اثرات زيان بار اين عمل به مراتب بيشتر از نداشتن اطلاعات بوده است. اين نواقص را که بعضاً از ضعف نبود يک استراتژی مدون و روشن در حوزه مارکتينگ است مرتفع نمی شود جز اينکه که اطلاعات صحيح، کامل و به موقع در اختيار باشیم و اين امر بسيار مهم امکان پذير نيست جز با مهندسی بازار(Marketing Research) و شرکتهايی که به اين امر مهم با ديدی آينده نگر وروشن توجه نموده اند در عرصه رقابت، بيشتر موفق بوده اند. اين شرکتها اساس عمليات کاری خود را با کمک و هدايت اطلاعات بدست آمده از تحقيقات بازار بنا نموده و از هم اکنون جايگاه خودرا در بازار های داخلی و خارجی تثبيت نموده و به فکر ارتقاء آن می باشند.

مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار

مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار ترجمه بنده و باز تعریفی جدید از فرآیند مهم و سیستماتیک مارکتینگ (به عبارت غلط مصطلح بازاریابی)می باشد و عبارت است شناخت نیاز پاسخ مطلوب با توجه به سود متقابل و این معنا یعنی فرآيندی برنامه ریزی شده که اولش تحقیقات بازار و حاصلش فروش بوده و انتهایی ندارد. مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار ترجمه فرآیند مارکتینگ براساس بیش از بیست سال کار اجرائی، تحقیق، تجربه، دانش، تدریس و مشاوره ام در حوزه های گوناگون صنعت و مراکز آموزشی می باشد آنچه که به نام مارکتینگ اتفاق می افتد ترجمه ناقص یا غلط مارکتینگ(بازاریابی) می باشدواکثر مواقع که از عملیات مارکتینگ(بازاریابی) نتیجه مطلوب حاصل نمی شود به این دلیل است که این فرآيند مهم درست فهم نشده و بدنبال آن درست، کامل و به موقع پیاده نمی شود و متاسفانه جایگاه مناسب و حقیقی خود را هنوز بدست نیاورده است! ...

مار کتینگ و ضرورت آن !

و اما آنچه که در طول سالیان متمالی تحقیق و مطالعه وآموزش و تدریس بدان دست یافته ام رو می توانم در یک کلمه خلاصه نمایم و آن مارکتینگ است. کلمه ای علی الظاهر بسیار ساده اما در باطنش اقیانوسی پر از معنا در جریان است... مارکتینگ دانشی(فرآيندی) است که متاسفانه در اکثر جاها بد فهم شده و بدتر عمل می شود و اگر ما بتوانیم آن را درست،کامل، به روز و دقیق فهم کنیم(اصولی) قطعا مشکلات بسیار بزرگ؛ عدم فروش، رکود فروش، فروش ناقص، فروش ناسالم، فروش کم و... را می توانیم با استفاده از اصول درست آن به موقع و خوب حل کنیم. در ارتباط با مارکتینگ آنچه که حلقه مفقوده بوده و متاسفانه علی الرغم تلاشهای فراوانی که در این زمینه شده و تاکنون حل نشده و از آن مغفول مانده اند، این نکته است که مفهوم و فلسفه وجودی و چرائی مارکتینگ خوب تبیین نشده است ! و جولانگاه این مفهوم میدانی است به نام بازار و جالب تر اینکه ميدان نبردحقیقی درحوزه بازار فقط اذهان و قلوب مصرف کنندگان بوده و شرکتی موفق است که بتواند فاتح این میدان باشد و برای این امر مهم، ابتدا باید این ميدان (تعیین جایگاه شرکت در اذهان مصرف­کنندگان) را درست، کامل وبه موقعشناسائی نمود. تلفیق تجارب گرانبها با علم و فهم و تاثیرنگرش مثبت نسبت به شرکت دراذهان، قلوب و وفاداری به آن و به همراه داشتن استراتژی مدون و قوی جهت ارتقای فروش؛ معجونی مثمر ثمر و معجزه آساست. و این کار فقط از عهده یک مارکتمن(Marketman) با دانش و تجربه بر می آید.

در بسیاری از مواقع وقتی از فرآيند مارکتینگ صحبت می شود، در فضای استراتژی های کلان آن بحث شده وطرحها و ایده های بسیاری داده می شوند در صورتیکه پایه و بنیان هر حرکتی باید بر مبنای مارکتینگ ری سرچ استوار بوده که متاسفانه از آن غافل شده و یا به سادگی از آن گذشته اند.! درکمتر جائی به لزوم و اهمیت این بخش پرداخته شده است. مارکتینگ ری سرچ مهمترین و اساسی ترین بنیان از فرآيند و ساختار حیاتی مارکتینگ(مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار) می باشد. بنده بر اساس تجارب خود اظهار می نمایم تا به حال کمتر شرکت یا صنعتی دیده ام که بصورت جدی به این بخش پرداخته باشد و کارهائیکه تا به الان به دست بنده رسیده یا از آنها اطلاع دارم همگی در ابتدایی و مقدماتی ترین سطح مارکتینگ ری سرچ بوده اند. در صورتیکه برای تدوین استراتژی ها که لازمه ی یک مارکتینگ اصولی و موفق است، نیاز به اطلاعات صحيح، کامل، به روز و دقیق از بازار، مشتریان، مصرف کنندگان، زنجیره تامین، زنجیره تولید، زنجیره توزیع، رقبا و... می باشد که این امر امکان پذیر نیست جز اینکه در مبحث مارکتینگ ری سرچ بصورت حرفه ائی عمل شود .

وظائف اصلی مارکتينگ و دلایل عدم کارائی آن

وظائف اصلی فرآیند مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار(مارکتینگ) ايجاد، ارتقاء يا حفظ فروش(برند) می باشد متاسفانه اکثر شرکتها توقع دارند فروش داشته باشند(حفظ کنند يا ارتقاء دهند) اما وقتی اين توقع برآورده نمی شود اعتقاد ندارند که مشکلات فروش و عدم موفقيت آنان ناشی از دلايل زير می باشد و مهم تر از آن باور و اعتقاد ندارند جهت رفع آن مشکلات باید عمليات مارکتينگ اصولی خود را با اهدافی مشخص و با در اختیار داشتن اطلاعات کافی و درست و به روز (مهندسی بازار) با صبر و شکيبائی در زمان و فرصت مناسب ( زمان سوزی رایج است در شرکتها) طراحی و اجراء نمايند! و اما دلايل بوجو آمدن اين مشکلات :

الف . نبود تفکرات و نگرش مارکتينگ اصولی(درست، کامل وبه روز) و بدنبال آن عدم وجود واحد مارکتينگ در شرکت.

ب . نداشتن مارکتينگ پلان.

ج . در صورت منفی بودن بندهای الف وب ! ناقص، اشتباه و بد عمل نمودن واحد مارکتينگ وخلاصه اينکه مریض بودن واحد مارکتينگ شرکتها.

    شکی نیست با نبود مارکتينگ اصولی(يا بودنش اما مریض حال)، مسائلی چون عدم فروش، کاهش فروش، کاهش سهم از فروش مشتری، بازار را به رقبا واگذار نمودن، ايجاد مشتریان ناراضی و افزايش آنها، کاهش وفاداری به شرکت و برند، پاک شدن برند در اذهان، کاهش سهم ذهنی برند و غيره را در پی داشته و خواهد داشت. اما شرکتها بجای رفع مریضی بدنبال ايجاد فروش جديد و يا ارتقائ فروش قبلی بدون حضور و اعتقاد به مارکتينگ هستند، یعنی بجای حل مسئله(درمان مریضی مارکتينگ) به سمت پاک کردن مسئله از روی تخته سیاه می روند. !

سوال اينجاست: چرا شرکتها اینگونه به مارکتينگ می نگرنند و جايگاهی در خور و شايسته برای آن در نظر نگرفته و آن را باور ندارند؟! بنظر بنده اين نگرش ايجاد شده در مدیران شرکتها بنا به دلایل: نابجا، بد و ناقص عمل نمودن، سودجوئی آنی، درست درک نکردن فلسفه مارکتينگ، تبيين نشدن جايگاه مارکتينگ، عدم کارائی مناسب و شايسته مارکتينگ فعلی و... می باشد از عوامل دیگر می توان به عدم وجود مراکز تخصصی که خدمات اصولی مارکتينگ را ارائه داده و بتوانند نتايج حاصله را استاندارد و مستندسازی نمايند،اشاره نمود. آنچه که ما در موردش بحث می نمائيم فرآیندی به نام مدیریت هنرمندانه مهندسی بازار که باز تعریفی از فرآیند مارکتینگ است و تا وقتیکه اين فرآيند وجود نداشته باشد نبايد توقع موفقيت در فروش را داشته و هرگونه انتظاری به جهت ارتقاء فروشحتی از بزرگترین و حرفه ائی ترين فروشندگان امری عبث و بیهوده است.!

متأسفانه مارکتینگ به دلائل اشتباه، ناقص، بدفهمی و نبود فضای مناسب؛ در اذهان بدجا افتاده و کارآمدی مطلوب ولازم را ندارد. از این فرآیند مهم، ارزشمند،حياتی و ضروری تعابیر، تفاسیر و معانی گوناگون و متنوعی از قبیل: بازاریابی، تحقیقات بازار، فروش، روابط عمومی، تبلیغات و ... شده اما آن را درست وکامل تبیین ننموده اند. مارکتینگ هيچکدام از آنها نبوده و ورای تمامی آنهاست. ناگفته نماند اساتید زحمتکش و بزرگوار در این زمینه کارهای زيادی انجام داده اند اما به نظر می رسد از نکته ای مهم و کلیدی غافل شده اند و آن تبیین صحيح، کامل ، به روز و دقیق مفهوم، فلسفه و چرائی؟ مارکتینگ است .

   اگر توقع می رود هر فرآیند یا سیستمی کارکرد و نتیجۀ مثبتی به همراه داشته باشد باید در اولین گام مفهوم و فلسفۀ بودش (وجودی) آن صحیح، کامل و به روز روشن شود، سپس تصویری شفاف از کل زوایا و زیر و بم های آن موجود و به دنبال این امر نحوۀ به کارگیریش درست وکامل آموزش داده و شرایط و فضای درونی(سازمان) وبرونی(بازار) هم برای عملیاتی شدنش(اجراء) تحلیل، بررسی و مهيا باشد. برای تاثیر گذاری مارکتینگ باید بازاری که اساس آن رقابت سالم و رشد مثبت (ازشاخص های مهم آن) که فلسفۀ وجودی مارکتینگ به آن وابسته بوده، وجود داشته باشد تا حاصل عمليات مارکتينگ(ايجاد، حفظ و ارتقاء فروش یا برند) پديدار گردد. بر اين اساس می توان دلائل اصلی مشکلات فروش که ناشی از نبود یا مریضی مارکتينگ است را در دو بخش مورد تحلیل و بررسی قرار داد:

     الف) نبودتفکرات و فرآیند صحیح، کامل، به روز و دقیق مارکتينگ وعمليات های ناقص، بد وتاریخ مصرف گذشته در حوزه آن.

     ب) نبود فضای مناسب محیطی جهت تنفس، حیات و رشد مارکتینگ.    

راهکار چيست؟ راه حل مسئله کدام است؟ داروی این بيماری که گریبانگیر شده چيست و چه بايد کرد؟ پاسخ اين است که... ادامه دارد... پایان قسمت اول با ما باشید .


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۴۵:۰۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

حمایت دولت جدید آلمان از ایران


جام کوردی: سرانجام پس از ماه‌ها مذاکره میان حزب دموکرات مسیحی به رهبری آنگلا مرکل با حزب سوسیال دموکرات بر سر تشکیل کابینه ائتلافی و خروج از بحران سیاسی در آلمان، دو طرف برای تشکیل دولت و تقسیم وزارتخانه‌ها میان احزاب به توافق رسیدند. در همین راستا، آنگلا مرکل برای چهارمین بار صدراعظم آلمان خواهد بود و وزارتخانه‌های دفاع و اقتصاد برای حزب او محفوظ می‌ماند.از سوی دیگر، گفته می‌شود که به احتمال زیاد مارتین شولتز رهبر حزب سوسیال دموکرات به عنوان وزیر خارجه آلمان عهده‌دار دستگاه دیپلماسی این کشور شده و وزارتخانه‌های کشور، دارایی و کار نیز متعلق به اعضای این حزب خواهد بود. به گفته ناظران به دست گرفتن سه وزارتخانه مهم کشور، دارایی و خارجه آلمان توسط حزب سوسیال دموکرات که پیش از این قصد شرکت در دولت را نداشته و هفته‌ها نیز مذاکرات پر چالشی را با حزب محافظه‌کار مرکل از سر گذرانده است، از جمله موفقیت‌های چشمگیر این حزب محسوب می‌شود. حزب سوسیال دموکرات آلمانبه گفته تحلیل‌گران حزب سوسیال دموکرات آلمان یکی از قدیمی‌ترین احزاب سیاسی آلمان است که پس از حزب محافظه‌کار بریتانیا دومین حزب قدیمی جهان محسوب می‌شود. این حزب با سابقه 150 ساله خود در آلمان، منشاء ایجاد نهادهای مدنی و اتحادیه‌های کارگری متعددی است و نقش آن در براندازی حکومت پادشاهی و ایجاد نظام جمهوری در آلمان بسیار پررنگ بوده است. حزب سوسیال دموکرات همچنین تاکنون سه صدراعظم سرشناس به نام‌های ویلی برانت، هلموت اشمیت و گرهارد شرودر را برای اداره دولت آلمان معرفی کرده که همگی روابط خوبی را با ایران داشته‌اند.مارتین شولتز رئیس این حزب نیز که از این پس عهده‌دار پست وزارت خارجه خواهد بود به مدت 5 سال ریاست پارلمان اروپا را بر عهده داشته و پس از استعفای زیگمار گابریل به رهبری حزب سوسیال دموکرات رسیده است. انتخابات پارلمانی پرماجرا در آلمانطبق انتخابات پارلمانی آلمان در اوایل مهرماه سال جاری، حزب حاکم دموکرات مسیحی با اتحاد سوسیال مسیحی توانستند 33 درصد آرا را کسب کنند و حزب سوسیال دموکرات نیز به رهبری شولتز با 20.5 درصد آرا در جایگاه سوم قرار گرفت. هر چند دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات به عنوان دو حزب اصلی و پر قدرت آلمان توانسته بودند از سال 2013، ضمن ائتلاف بزرگ، قدرت را در دست گرفته و تشکیل دولتی با ثبات بدهند، اما در نتیجه آراء ضعیف سوسیال دموکرات‌ها در انتخابات امسال و همچنین اختلاف نظرهای اساسی در خصوص مسائلی همچون بهداشت، آموزش، حقوق و بحران مهاجران، مذاکرات برای تشکیل دولتی با ائتلاف بزرگ با بن بست روبرو شد و احتمال می‌رفت که مرکل ناچار شود با کابینه‌ای اقلیتی زمان امور کشور را در دست بگیرد. در صورت بروز چنین وضعیتی علاوه بر چالش دولت بی‌ثبات برای آنگلا مرکل، روزهای سختی نیز در پارلمان پیش روی او و حزبش قرار می‌گرفت.چرا که علاوه برحزب قدرتمند سوسیال دموکرات، اکنون حزب راست‌گرای افراطی آلترناتیو برای آلمان نیز برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم در پارلمان حائز کرسی شده است. با این حال تلاش‌های فرانک والتر اشتاین مایر رئیس جمهوری آلمان برای متقاعد کردند شولتز به منظور مذاکره با حزب محافظه‌کار مرکل و همچنین هفته‌ها مذاکره، سه حزب اصلی به توافق نهایی رسیدند و مقدمات تشکیل ائتلاف بزرگ را فراهم ساختند. پیامدهای مثبت دولت جدید آلمان برای ایراناین مساله دارای دو پیامد مثبت هم برای اتحادیه اروپا و هم برای روابط میان آلمان و تهران است. در مورد نخست، آلمان به عنوان رهبر دوفاکتوی اروپا، اکنون پس از خروج انگلستان از این اتحادیه و ظهور تمایلات راست‌افراطی در کشورهای اروپایی، مسئولیت حفظ همگرایی اروپایی را بیش از گذشته بر دوش خود احساس می‌کند و به گفته کارشناسان هرگونه خلل در وضعیت داخلی آلمان می‌تواند پیامدهای بسیار منفی را در روند حرکت رو به جلوی اتحادیه اروپا ایجاد کند.از سوی دیگر منابع خبری گزارش دادند که روز گذشته به محض پایان یافتن مذاکرات میان دو حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات، دولت جدید آلمان ضمن اعلام حمایت از توافق هسته‌ای، برداشته شدن تحریم‌ها و محدودیت برای فعالیت‌های اقتصادی ایران را مورد تاکید قرار داد. همچنین توقف ماموریت نظامی در عراق و انتقاد از شهرک‌سازی‌های اسرائیل نیز از جمله مواردی بود که در عرصه سیاست خارجی دولت جدید آلمان مورد تاکید قرار گرفت.اصولاً روابط میان ایران و آلمان از دیرباز دارای مناسباتی قوی و پیوندهای مستحکمی بوده و افکار عمومی ایرانیان به واسطه این مناسبات نسبت به برلین بسیار مثبت است. آلمان‌ها نخستین کشوری بودند که طبق مراودات دوجانبه و منصفانه در فضای آن روزهای جهان، نیروی هوایی ایران را تجهیز کرده و مراکز صنعتی مهمی در زمان رضا شاه راه‌اندازی کردند؛ به طوری که امروزه نیز برخی یادگارهای آن برای کشورمان همچنان پابرجا مانده است.از سوی دیگر آلمان به عنوان متحد قدیمی ایران در اروپا و نخستین شریک تجاری کشورمان در این قاره، پس از به نتیجه رسیدن توافق هسته‌ای، بازگشت به مناسبات سابق همزمان با لغو تحریم‌ها را در دستور کار قرار داده و فرانک والتر اشتاین مایر وزیر خارجه سابق و زیگمار گابریل معاون صدراعظم آلمان از نخستین میهمانان بلندپایه غربی در تهران بودند. در همین رابطه سفیر آلمان در تهران معتقد است که پس از به نتیجه رسیدن برجام میزان مراودات دو کشور هر سال 20 درصد رشد را تجربه کرده و برلین با توجه به سیاست گسترش روابط با تهران در صدد است که حجم این مراودات را به 3 میلیارد دلار ارتقاء دهد. آلمان‌ها همچنین یکی از شرکای مهم برجام هستند که معتقدند آمریکا نباید نسبت به توافق هسته‌ای به صورت یکجانبه اقدام کند، چرا که دنیای کنونی نیازمند مشارکت عادلانه است. از همین رو انتخاب مجدد مرکل به عنوان صدراعظم و نیز انتخاب وزیر خارجه این کشور از حزب سوسیال دموکرات به گفته تحلیل‌گران در فضای کنونی که ایران علاوه بر آمریکا، از طریق سایر کشورهای اروپایی از جمله فرانسه و انگلستان تحت فشار نسبت به برنامه موشکی خود قرار دارد، می‌تواند نوید بخش تقویت مناسبات میان دو کشور بوده و به میزان زیادی از اجماع‌سازی علیه ایران در شرایط کنونی بکاهد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

انگلیس در خط مقدم همکاری با اتحادیه اروپا و شرکای اروپایی


جام کوردی: دولت‌‌‌ های متوالی در بریتانیا، سال‌‌‌ ها صرف تقبیح و ممانعت از آرمان‌ های دفاعی اروپا کرده و آنها را تهدیدی برای ناتو تلقی کرده‌ اند. بنابراین تعبیر ‌‌این رویکرد که انگلیس در واقع طرفدار بزرگ سیاست دفاعی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا است، شگفت آور بود. نیک ویتنی طی یادداشتی که در پایگاه اینترنتی «شورای روابط خارجی اروپا» منتشر شد، نوشت: دولت‌‌‌های متوالی در بریتانیا، سال‌‌‌ها صرف تقبیح و ممانعت از آرمان‌های دفاعی اروپا کرده و آنها را تهدیدی برای ناتو تلقی کرده‌اند. بنابراین تعبیر ‌‌این رویکرد که انگلیس در واقع طرفدار بزرگ سیاست دفاعی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا است، شگفت آور بود.‌‌این مقاله ادعا ‌‌‌‌‌می‌کند «انگلیس در خط مقدم همکاری با اتحادیه اروپا و شرکای اروپایی قرار داشته است» و در ادامه به استدلال درباره رابطه «‌عمیق و ویژه»‌ در زمینه‌‌‌های مزبور می‌پردازد، رابطه‌‌ای که بسیار نزدیک‌تر از آنچه است که اتحادیه اروپا تا کنون به شرکای کوچک‌تر مانند نروژ ارائه کرده است.کشورهای قاره اروپا به یک توطئه مظنون شدند.‌‌ آیا انگلیس سعی داشت «کارت دفاعی» را در مذاکرات برگزیت بازی کند؟ چنین به نظر نمی‌رسد. اگرچه دولت بریتانیا با‌‌ این‌‌ ایده بازی کرده، اما در پاییز گذشته به سوی یک تعهد «بی قید و شرط» درباره امنیت اروپا حرکت کرده است.در عوض، به نظر ‌‌‌‌‌می‌رسد که چشم‌‌‌‌انداز برگزیت ذهن‌ها را به خود مشغول کرده است. با وجود تمام شکوه و جلالی که در مورد قدرت و اهمیت پایدار و جهانی بریتانیا وجود دارد، حتی کسانی که در حال ترک کابینه هستند، متوجه شده‌‌‌‌اند که از نظر راهبردی، یک بریتانیای جدا شده از اروپای قاره‌‌ای، در نهایت کمتر ‌‌ایمن خواهد بود. بنابراین، از روی ناچاری، اکنون افسانه تلاش برای دفاع از اتحادیه اروپا را که ناتو را تحت فشار قرار ‌‌‌‌‌می‌دهد کنار ‌‌‌‌‌می‌گذاریم و در عوض، هدف را حمایت از آن قرار ‌‌‌‌‌می‌دهیم.با‌‌ این حال، حتی با فرض بر وجود حسن نیت در هر دو طرف، گفتن آن آسان‌تر از عمل به آن خواهد بود. اتحادیه اروپا در درجه اول یک جامعه قانون است و رابطه اتحادیه اروپا با اشخاص ثالث، همانطور که در معاهده‌‌‌ها آمده، نه ویژه و نه عمیق است.البته ممکن است راهی در ‌‌این رابطه پیدا شود؛ همچنانکه شورای روابط خارجی اروپا یک هیئت چهار نفره از با تجربه‌ترین شخصیت‌‌‌های امنیتی در سراسر اروپا را استخدام کرده است تا راه‌‌‌هایی برای نزدیک ماندن بریتانیا به مسائل امنیتی و دفاعی اتحادیه اروپا پس از برگزیت شناسایی کنند. آنها علاوه بر بُعد راهبردی، باید به روابط صنعت دفاعی نیز فکر کنند و در‌‌این زمینه پیشرفت‌‌‌های اخیر در اروپا ابعاد جدیدی از پیچیدگی را اضافه کرده است.در دنیای امروز تنها ایالات متحده دارای منابعی در گستره کامل برای ایجاد، توسعه و تولید سیستم‌‌‌های مدرن دفاعی در سطح ملی را دارا است.صنعت دفاعی و هوا- فضای بریتانیا، جواهری در تاج تولید کشور است. ‌‌این صنعت همراه با صنایع امنیتی و فضایی اتحادیه، 363 هزار شغل را فراهم ‌‌‌‌‌می‌کند و در بخش صادرات، سالانه 37 میلیارد پوند‌‌ ایحاد کرده و به مدتی طولانی، ضرورت همکاری با همسایگان قاره‌‌ای را درک نموده و بدان عمل کرده است.دقیقا به همین دلیل، آمریکا به عنوان یک شریک مشترک دور از دسترس است و تنها، دسترسی گزینه‌‌ای در اختیار بازار داخلی خود قرار ‌‌‌‌‌می‌دهد و از اشتراک گذاری فناوری خود، حتی با نزدیکترین متحدانش، خودداری ‌‌‌‌‌می‌ورزد.امکان دارد که اروپایی‌‌‌ها، هواپیماهای جنگنده اف-35 را خریداری و حتی در آن سرمایه گذاری کنند که‌‌ این جنگنده روزی هواپیمای جدید بریتانیا را کنار خواهد گذاشت. اما اطلاع کامل از چگونگی عملکرد هواپیماها در اختیار اروپا قرار نخواهد گرفت.بنابراین شرکت‌‌‌های دفاعی اروپا محکوم به همکاری با یکدیگر هستند ؛ یا بر روی پروژه‌‌‌های تحقیقاتی و سیستم‌‌‌های جدید و یا از طریق سرمایه گذاری مشترک و ادغام.صنعت بریتانیا‌‌ این منطق را کاملا پذیرفته است. در برخی موارد، شرکت‌‌‌های انگلیسی از طریق گروه‌‌‌های قاره‌‌ای (به عنوان مثال، هلی کوپترها و فناوری‌‌‌های الکترونیک) تلفیق شده‌‌‌‌اند. در موارد دیگر، شرکت‌‌‌های بریتانیایی رهبری را بر عهده گرفته‌‌‌‌اند؛ مثال اصلی MBDA است که یک گروه موشکی اروپایی است و در آن بریتانیا و فرانسه دست بالا را دارند و در بازار جهانی با رایتون آمریکا رقابت ‌‌‌‌‌می‌کنند.در حال حاضر، برگزیت حضور انگلیس در چنین اتحادیه‌‌ای و حتی در پروژه‌‌‌های ویژه جدید مانند تولید نوع جدید جنگنده اروپایی [یورو فایتر] را به دو طریق تهدید ‌‌‌‌‌می‌کند.اولین تهدید، مسئله‌‌ای است که با بسیاری از صنایع تولیدی بریتانیا مشترک ‌‌‌‌‌است: اگر برگزیت موجب خروج انگلستان از بازار واحد و اتحادیه گمرکی شود، چگونه امکان دارد زنجیره‌‌‌های پیچیده عرضه و تولیدِ به موقع حفظ شود و تیم‌‌‌های فنی سراسر اروپا به کار گرفته و راه‌‌‌‌اندازی شوند؟ ‌‌این پرسش از پیش از برگزاری همه پرسی [برگزیت] مطرح شده، اما هنوز پاسخ کافی به آن داده نشده است. تا کنون، همکاری صنعت دفاعی در اروپا بین پایتخت کشورها کاملا درک شده است؛ بروکسل در‌‌این مورد چندان مشارکتی نداشته است.تهدید دوم، از یک طرح جدید اتحادیه اروپا برای‌‌ایجاد یک صندوق دفاعی اروپایی با حدود 5/1 میلیارد یورو در سال نشات ‌‌‌‌‌می‌گیرد که‌‌ این مبلغ باید از بودجه عمو‌‌‌‌‌می‌اتحادیه اروپا برای کمک به پروژه‌‌‌های تحقیقاتی و توسعه دفاعی که توسط گروه‌‌‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا پیشنهاد شده است، تامین شود. به‌‌ این ترتیب، کمیسیون اتحادیه اروپا به یک پرداخت-کننده یا بازیگر حائز اهمیت با دستور کار روشن، تبدیل خواهد شد. اختصاص پول اتحادیه اروپا برای دفاع، عقب نشینی تازه‌‌ای برای اروپا است – که با اتخاذ یک «راهبرد جهانی» با هدف «‌خودمختاری راهبردی»‌ در سال 2016 توسط رهبران اتحادیه اروپا توجیه ‌‌‌‌‌می‌شود. ‌‌این ‌‌‌‌‌می‌تواند به معنای چیزهای مختلفی باشد، اما یک چیز قطعا به‌‌ این معنا است که « پایگاه دفاع صنعتی و فناوری» اروپا [EDTIB] باید بیشتر خودکفا و کمتر وابسته به‌‌ ایالات متحده باشد. بنابراین جای تعجب نیست که قوانین رژیم یارانه‌‌ای که در حال حاضر در نهادهای اتحادیه اروپا مورد بحث قرار دارند، مشخص ‌‌‌‌‌می‌کنند که یارانه فقط باید در دسترس صنایع دفاعی اتحادیه اروپا باشد.تعریف‌‌ این که کدام سازمان‌‌‌ها « صنایع دفاعی اتحادیه اروپا» تلقی ‌‌‌‌‌می‌شوند، بازی ‌‌زمان کنونی است. بدیهی است که‌‌ این مقررات به منظور واکنش به خودداری طولانی مدت آمریکا نسبت به دسترسی به بازار و انتقال فناوری به اروپا از طریق اتخاذ موضعی دوجانبه در ‌‌این سوی اقیانوس اطلس ‌‌‌‌‌می‌باشد.برای انگلستان، سوال‌‌ این است که چگونه باید از آسیب‌‌‌های جانبی ‌‌این سیاست جدید اجتناب کرد. بریتانیا استدلال ‌‌‌‌‌می‌کند که مدت‌‌‌های طولانی شریک صمیمی‌در EDTIB بوده است؛ انگلیس فناوری و تخصص‌‌‌هایی دارد که در دیگر کشورهای اروپا پیدا نمی‌شود و با مسرت یارانه‌‌‌های متناسب خود برای کمک به گروه‌‌‌های پروژه‌‌ای تحت حمایت مالی اتحادیه اروپا را فراهم خواهد کرد.اما از لحاظ قانونی، زمانی که بریتانیا اتحادیه اروپا را ترک کند، همانند آمریکا یک «‌کشور سوم»‌ خواهد بود. و حتی اگر اروپایی‌های قانونمند مایل به قائل شدن استثنا باشند،‌‌ این امر باعث خواهد شد مخالفت‌‌‌های جدی دیگری از سوی دیگر کشورهای سوم، از جمله کاخ سفید، برانگیخته شود.به گزارش شورای راهبردی روابط خارجی ایران، در پایان این گزارش آمده است: بدین ترتیب یک الگوی آشنا پدید می‌‌آید. خروج انگلیس از اتحادیه اروپا به هر دو طرف – به ویژه انگلستان و نیز به 27 عضو اتحادیه اروپا – آسیب ‌‌‌‌‌می‌رساند. پس چرا معامله ویژه‌‌ای با بریتانیا انجام نشد؟ با ‌‌این حال امکان دارد آخرین مهره اصلی صنعت تولیدی بریتانیا به طور فزاینده‌‌ای خود را جدا از اروپا بیابد و با‌‌ آینده‌‌ای ناخوشایند روبرو شود، مگر آن که راه‌‌‌های دیگری را بتوان پیدا کرد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

رژه نظامی، آخرین بازی‌ دونالد ترامپ!


جام کوردی: بازی‌های دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده را پایانی نیست. وی اخیرا دستور اجرایی برای آماده كردن مقدمات برگزاری یك رژه نظامی را به پنتاگون صادر كرده است. معمولا تعداد زیادی از كشورهای جهان سالانه رژه‌های نظامی را به مناسبت‌های مختلف برگزار می‌كنند. رژه‌های نظامی پرهزینه كه نمادی از توانمندی‌های نظامی هر كشور به حساب می‌آید و معمولا حكومت‌ها تلاش می‌كنند آخرین دستاورد یا توانمندی نظامی خود را به رخ بكشند. این نوع رژه‌ها معمولا با تشریفات خاصی برگزار می‌شود كه نمونه آن را می‌توان در كشورهایی مانند، ایران، روسیه، فرانسه و چین مشاهده كرد. اما این اتفاق در كشوری مانند امریكا در موارد نادری رخ می‌دهد و رژه‌ها معمولا شباهتی به مراسم‌های رژه معمولی كه مشاهده می‌كنیم، ندارد. اگر بخواهیم آخرین رژه رسمی سربازان آمریكایی را نگاه كنیم باید به سال ١٩٩١ بازگردیم هنگامی كه سربازان این كشور از جنگ خلیج فارس پیروزمندانه به خانه برگشتند و در برابر جورج بوش پدر رییس‌جمهور وقت ایالات متحده رژه رفتند. اما سایر رژه‌های آمریكایی معمولا به شكل یك پیاده‌روی ساده برگزار می‌شود و خبری از تجهیزات غول‌پیكر نظامی نیست. این نوع رژه‌ها نیز به‌طور معمول در روز گرامیداشت كهنه‌سربازان برگزار می‌شود. اما در حال حاضر واشنگتن‌پست گزارشی را منتشر كرده كه نشان می‌دهد، دونالد ترامپ علاقه زیادی برای برگزاری رژه‌هایی به سبك فرانسوی‌ها یا چینی‌ها پیدا كرده و قصد دارد با یك رژه نظامی به نوعی عظمت آمریكا را نمایش دهد. چشم‌اندازی كه دونالد ترامپ در خصوص رژه ارتش دارد این است كه سربازان به همراه تانك‌ها و تجهیزات جنگی خود در خیابان‌های واشنگتن رژه بروند و از مقابل پنتاگون و كاخ سفید عبور كنند. موضوعی كه به نظر می‌رسد مقام‌های آمریكایی به فكر انجام آن هستند. دو نفر از مقام‌های رسمی كه در جریان این موضوع قرار داشتند به شرط ناشناس ماندن در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست می‌گویند كه در جریان دیداری كه در روز ١٨ژانویه بین ترامپ و ژنرال‌های بلند پایه ارتش در اتاق جلسات محرمانه و اختصاصی پنتاگون برگزار شد، دونالد ترامپ از جیمز متیس، وزیر دفاع آمریكا خواسته است تا مقدمات برگزاری یك رژه را فراهم كند. در این جلسه مقامات عالیرتبه نظامی از جمله ژنرال جوزف دانفورد، رییس ستاد كل مشترك ارتش آمریكا نیز حضور داشته و رییس‌جمهور طی یك فرمان اجرایی محرمانه دستور برگزاری این رژه را صادر كرده است. ترامپ در این جلسه عنوان كرده است، من می‌خواهم یك رژه مثل فرانسه برگزار شود و برنامه‌ریزی آن نیز به شكل محرمانه باشد و باید در این راهپیمایی اعضای عالی رتبه ارتش حضور داشته باشند. به گزارش واشنگتن‌پست نمایش قدرت نظامی در آمریكا چندان مرسوم نیست چراكه برگزاری چنین مراسمی ارزان نیست. انتقال تانك‌های آبرامز و تجهیزات پیشرفته به پایتخت چندان آسان نیست و میلیون‌ها دلار هزینه دارد و هنوز مشخص نیست كه این هزینه چگونه تامین خواهد شد. یك مقام رسمی كاخ سفید نیز به شرط ناشناس ماندن برنامه‌ریزی در خصوص این جریان را یك توفان فكری توصیف كرد و گفت: هنوز هیچ چیز مشخص نشده است. درحال حاضر دیگر گوشتی روی استخوان باقی نمانده كه بخواهیم از آن هزینه كنیم. با این حال سارا هاكبی سندرز، سخنگوی كاخ سفید در واكنش به این موضوع طرح اصلی را تایید كرد و گفت این طرح‌ها در جریان است. وی افزود: رییس‌جمهور ترامپ به شكل باورنكردی از نیروهای امنیتی آمریكا حمایت می‌كند، زیرا هرروز زندگی‌شان را برای امنیت كشور به خطر می‌اندازند. او از وزارت دفاع خواسته است تا جشن‌هایی را برپا كند كه همه آمریكایی‌ها بتوانند از آنها قدردانی كنند. گفتنی است در آخرین رژه نظامی كه در آمریكا پس از جنگ خلیج‌فارس در تابستان سال ١٩٩١ برگزار شد بیش از ٢٠٠هزار شهروند آمریكایی تماشاگر بودند و حدود ٨هزار نیروی نظامی، وسایل نقلیه زرهی، سیستم موشكی پاتریوت در این رژه شركت كردند كه تعدادی هواپیما نیز بر بالای سر آنها حركت می‌كردند. آنگونه كه پیش‌بینی می‌شد این مراسم مورد استقبال زیادی قرار نگرفت و مردم تحت تاثیر قرار نگرفتند. جشن، هرچند جالب بود ولی هزینه آن ١٢ میلیون دلار بود. از طرفی تنها ٢٠٠ هزار نفر در این مراسم شركت كردند كه بسیار كمتر از رقم پیش‌بینی‌ها بود كه برآورد می‌شد یك میلیون نفر یا حتی بیشتر در این مراسم حضور پیدا كنند. از سوی دیگر هرچند تمایلی برای برگزاری رژه‌های بزرگ نظامی در آمریكا وجود نداشته است، اما واقعیت آن است كه آمریكا همه ساله نمایشگاه‌های نظامی در ایالت‌های مختلف برگزار می‌كند. رژه‌های محدود در روز كهنه سرباز یا مراسم نمایش‌های هوایی از جمله مراسم‌های جذاب برای مردم است كه به‌طور معمول میلیون‌ها بیننده را به خود جذب می‌كند. یا از سوی دیگر رژه‌های دریایی با حضور ناوهای هواپیمابر و حضور جنگنده‌ها در بالاسر آنها یك موضوع معمول در آمریكا به حساب می‌آید. اما واقعیت این است كه واشنگتن هیچگاه محل حضور نظامیان با تانك و اسلحه‌های پیشرفته نبوده است. به نظر می‌رسد دونالد ترامپ یك حسرت دارد و آن این است كه علاقه‌مند است به مانند روسای جمهور كشوری مثل روسیه یا چین باشد. او حتی با حسرت به رژه نظامی در فرانسه نگاه می‌كرد كه رییس‌جمهوری این كشور سوار بر یك خودروی جیپ از جلوی ارتش خود سان می‌دید. او نیز علاقه‌مند است سوار بر یك ماشین نظامی امریكایی خود را شبیه یكی از روسای جمهور قدرتمند نشان دهد. در حال حاضر مشخص نیست كه هزینه این اقدام از كجا تامین می‌شود ولی قاعدتا هزینه باید برعهده پنتاگون قرار گیرد كه خود با مشكلات مالی فراوانی روبه‌رو است. با این حال ترامپ علاقه‌مند است در برابر ارتشی بزرگ با تجهیزات زرهی پیشرفته كه به نوعی قدرت نه آمریكا بلكه آمریكای ترامپ را به دیگر همتایان خود به نمایش بگذارد، دیده شود. او علاقه‌مند است مثل پادشاهان حكومت كند تا یك رییس‌جمهور. اما هیچگاه نباید فراموش كرد كه قدرت كشورها تنها از قدرت نظامی آنها سررشته نمی‌گیرد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

ادعای احتمال خروج کردها از پروسه سیاسی عراق / بودجه عامل تعمیق مشکلات


جام کوردی:بودجه سال 2018 عراق تشدید مشکلات اربیل و بغداد را در پی داشته است و رسانه های کردی ادعای خروج اقلیم از پروسه سیاسی عراق را مطرح کرده اند.به گزارش جام کوردی، یک منبع کردی در بغداد به سایت sharpress گفته است که تاکنون به درخواست های اقلیم کردستان در بودجه عمومی عراق توجهی نشده است.این منبع که نخواسته است نام وی فاش شود، اعلام کرده است که حیدر العبادی در موضوع درخواست های بودجه ای اقلیم کردستان آماده همکاری نیست.کردها تهدید کرده اند در صورت عدم توجه به درخواست های خود، به قانون بودجه عراق در پارلمان این کشور رای نخواهند داد.منبع مذکور گفته است کردها بر این عقیده اند که در صورت عدم توجه به درخواست های آنان از پروسه سیاسی عراق عقب نشینی خواهند کرد.قانون بودجه سال 2018 عراق چندین ماه است که از سوی حکومت این کشور روانه پارلمان شده است. تنش های سیاسی به ویژه میان کردها و دیگر جریانهای سیاسی عراق تاکنون مانع از تصویب قانون بودجه بوده است.اقلیم کردستان خواستار تخصیص سهم 17 درصدی از بودجه عراق است و حکومت مرکزی سهم 12 درصدی را برای کردها در نظر گرفته است.انتهای پیام/.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

ریشه‌ های شکاف اقتصادی در شبه‌ جزیره کره کدامند؟


جام کوردی: در سال ۱۹۸۸، آخرین باری که کره‌جنوبی میزبان المپیک بود، هر دو کره که با خط مرزی دلبخواهانه جدا شده بودند شباهت زیادی به هم داشتند؛ این درحالی است که این دو کشور به لحاظ تاریخ، زبان و پیوندهای خانوادگی یکی هستند. هر دو کره راه درازی پیمودند: یکی از خاکستر حاکمیت استعماری ققنوس وار بیرون آمد و اقتصاد خود را پس از جنگ داخلی ویرانگر از نو ساخت؛ یکی هم به اردوگاه شرق پیوست و در زمره عقب‌مانده‌ترین کشورهای جهان با تجارت خارجی ۴ میلیارد دلاری قرار گرفت. شمال و جنوب یک خط مرزی اما المپیک ۱۹۸۸ در سئول با یک نقطه عطف پایان یافت. طی ۳۰ سال گذشته، این دو کشور واگرایی شان به لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیشتر شده است. نیویورک‌تایمز با گزارشی به قلم چهار تن از گزارشگران خود در ۶ فوریه ۲۰۱۸ می‌نویسد کره‌جنوبی به سرعت صنعتی شد و با یکی از سریع‌ترین نرخ‌های رشد در جهان به پیش رفت اما کره‌شمالی عقب ماند و در جا زد. کره‌جنوبی دیکتاتوری نظامی را کنار زد و درهای اقتصاد کشورش را به روی جهان گشود اما کره‌شمالی منزوی و اقتدارگرا باقی ماند و وارد دوره‌ای از قحطی شدید شد که نتیجه اش کشته شدن ۲ میلیون نفر است. کره‌جنوبی صادرکننده سامسونگ و ماشین‌های هیوندای و … است اما کره‌شمالی که زیر فشار تحریم‌ها در حال خرد شدن است همچنان به صادرات زغال‌سنگ، البسه و محصولات دریایی وابسته است. کار این کشور به جایی رسیده که برای شرکت در بازی‌های المپیک و اعزام ورزشکاران خود درخواست کمک‌رسانی سوختی کرده است. «استیو جورج» و «سوفی جئونگ»، گزارشگران سی‌ان‌ان در گزارش مورخ ۷ فوریه ۲۰۱۸ به نقل از وزیر اتحاد سئول می‌نویسند که کره‌شمالی اعلام کرده برای جابه‌جایی و انتقال هیات ورزشکاران نیازمند دریافت کمک‌های سوختی است. هیات ۱۱۴ نفری ورزشکاران کره‌شمالی در کنار خدمه ۹۶ نفری با کشتی «مانگ یونگ بونگ ۹۲» در کره‌جنوبی پهلو گرفته است. گفته می‌شود این کشتی به‌عنوان محل استراحت و اقامت این تیم است. «تائه هیون»، سخنگوی وزارت اتحاد کره‌جنوبی می‌گوید: «سئول در حال ارزیابی شرایط و ارائه پاسخ رسمی است. در صورتی که این کمک خلاف تحریم‌های آمریکا نباشد، ارائه کمک سوختی مدنظر قرار خواهد گرفت.» گزارشگران نیویورک‌تایمز می‌نویسند: در سال ۱۹۸۸ کره‌شمالی در المپیک سئول حضور نیافت و ۱۰ ماه پیش از شروع بازی‌ها یک حمله تروریستی مرگبار انجام داد. این بار اما هیات ورزشی کره‌شمالی زیر سایه اما و اگرها و احتمال حضور نیافتن در این بازی‌ها، «کیم یو جونگ»، خواهر رهبر کره‌شمالی، هم به کره‌جنوبی رفت و قرار است روز جمعه (۲۰ بهمن ماه ۹۶) هیات ورزشی این کشور زیر پرچمی واحد در کنار تیم کره‌جنوبی در بازی‌های زمستانی «پیونگ چانگ» رژه روند. این اولین بار است که یکی از اعضای خاندان کیم – بخوانید سلسله- از کره‌جنوبی دیدن می‌کند. اکنون هیات ورزشی پیونگ یانگ به ریاست «کیم یونگ نام»، رئیس پارلمان کره‌شمالی، در سئول حضور دارند. «کیم یو جونگ» کیست؟ این دختر به همراه برادرش از یک مادر به دنیا آمده‌اند و آخرین بار نامش در سال ۲۰۱۴ شنیده شد که سلسله مراتب ترقی را در پولیتبوروی کره‌شمالی به سرعت پیمود. «جیمز گریفیث» و «سوفی جئونگ»، گزارشگران سی‌ان‌ان در گزارش ۷ فوریه ۲۰۱۸ خود می‌نویسند غیر از مقام رسمی این زن در پولیتبورو هیچ اطلاعات مشخصی از او وجود ندارد. آنها می‌نویسند: «او نزدیک‌ترین دستیار برادرش است و از زمان دستیابی او به قدرت، تحولات، برنامه‌های سفر و نیازها و تدارکات لجستیکی و عمومی برادر را مدیریت می‌کند.» گزارشگران سی‌ان‌ان می‌نویسند که او به‌عنوان عضو علی‌البدل در ماه اکتبر به حزب پیوست. «کیم یو جونگ»، در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۷ زاده شد و همچون برادرش در سوئیس ادامه تحصیل داد. گفته شده او در دانشگاه کیم ایل سونگ و مدارس غربی تحصیل کرده است. آنها بر این باورند که او در برهه ای کوتاه در اواخر ۲۰۱۴ زمانی که حال برادرش نامساعد بود اداره کشور را به دست گرفت. وحدت المپیکی سرآغاز وحدت سرزمینی؟ نمایش وحدت المپیکی می‌تواند اندکی از شکاف وسیع میان دو کشور بکاهد. کشورهای کمونیستی دیگر در آسیا مانند چین و ویتنام، فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ را به منزله «هشدار» نگریستند. بنابراین، به سرعت اقتصادهای خود را اصلاح کردند و بازارهای خود را گشودند. با این حال، کره‌شمالی باز هم بسته ماند. گزارشگران نیویورک‌تایمز می‌نویسند این کشور در عوض مبادرت به توسعه تسلیحات هسته‌ای و موشک‌های دوربرد کرد به‌گونه‌ای که این کشور را در سیبل اهداف بین‌المللی قرار داد. آنها بر این باورند اگرچه اقتصاد کره‌شمالی در سال‌های اخیر روند رو به بهبودی داشت اما تحریم‌های کمرشکن مانع از فروش محصولات این کشور شده و اقتصاد این کشور همچنان کوچک می‌شود. از آنجا که اقتصاد این کشور بسته به شوروی بود، با فروپاشی این کشور، اقتصاد کره‌شمالی هم در سراشیبی سقوط قرار گرفت. سیل و خشکسالی وضعیت را بدتر کرد و منجر به قحطی وحشتناک شد. غذا در این کشور هنوز سهمیه‌بندی می‌شود. بهترین کالاها فقط میان گروه کوچکی از نخبگان که دارای ارتباطات دولتی هستند، توزیع می‌شود. درست در همان زمانی که کره‌شمالی قحطی و فلاکت را از سر می‌گذراند، کره‌جنوبی به پایتخت فرهنگی پر رونقی تبدیل شده بود و در پاسخ به «boybands»های آمریکایی، گروه «K-pop» را به سبک خود راه انداخت و آن را به کشورهای متخاصم همچون چین و ژاپن صادر کرد. اکنون کره‌جنوبی به صادرکننده مهم و قطب فرهنگی تبدیل شده و محصولات موسیقایی، فیلم و برنامه‌های تلویزیونی خود را صادر می‌کند. در یک برهه زمانی، هر دو کشور به لحاظ مالی می‌توانستند قطارهای زیرزمینی را در زیر پایتخت‌های خود به حرکت در آورند اما یک دهه پس از بازی‌های المپیک سئول تنها یک دولت از توان مالی اداره منظم و حرکت منظم قطارهایش برخوردار است. نمادهای نظام سرمایه‌داری در سئول قابل رویت است. به‌طور مثال، متروهای این کشور با پوسترها و تبلیغات فیلم به سبک غربی تزئین شده است اما متروهای پیونگ‌یانگ همچنان در عصر جنگ سرد باقی‌مانده و روی دیوارهای مترو با تبلیغات انقلابی تزئین شده است. در کره‌جنوبی تقسیم قدرت به وضوح دیده می‌شود اما در شمال هست و نیست یک کشور در دست خاندان کیم است. این خاندان از ۱۹۸۸ بر این کشور حاکم بوده‌اند و رویکرد اقتدارگرایانه از پدربزرگ به نوه رسیده است. در جنوب مردم در تجمعات و گردهمایی‌ها آزادند و خودجوش اما در شمال همه چیز فقط و فقط با سازماندهی دولتی انجام می‌گیرد. در آن سال و طی بازی‌های المپیک سئول، این کشور تنها ۸ سال بود که با دیکتاتوری نظامی وداع کرده بود و به تدریج به حکومت دموکراتیک گذار کرد اما کره‌شمالی همچنان در همان مسیر واپسگرایانه گام بر می‌داشت. آخرین برخورد خشونت‌بار دولتی با معترضان در کره‌جنوبی در سال ۱۹۸۷ بود که ارتش دانشجویان و شهروندان معترض را کشت. اما سال گذشته در اعتراضات سئول «تجمع شمع به دستان» برگزار شد و تظاهرات هفته‌ها ادامه یافت تا «پارک گئون‌‌های» مجبور شد کاخ ریاست‌جمهوری را ترک کند بدون اینکه خونی ریخته شود. این دو کشور دارای دو نگاه هستند: «اون» یک منزوی به تمام معناست اما «جائه این» متعهد به تقویت روابط و ائتلاف خارجی کشورش شده است. با این تفاصیل، حضور هیات ورزشی کره‌شمالی در سئول شاید خبر خوبی برای بهبود روابط دو کشور باشد. نشانه خوب این است که دو کشور نه تنها با هم در مسابقات رژه می‌روند بلکه زیر بیرق واحدی هم حضور یافته و با هم رقابت می‌کنند.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

ترامپ چه کسی را مامور مراقبت از داماد خود خواهد کرد؟


جام کوردی: بدون شک جارد کوشنر یکی از جنجالی ترین سیاستمداران آمریکایی طی یکسال اخیر بوده است. از زمان حضور دونالد ترامپ در راس معادلات سیاسی و اجرایی ایالات متحده تا کنون، از داماد 36 ساله وی به عنوان سیاستمداری با نفوذ و قدرتمند در کاخ سفید یاد شده است. کوشنر که نقش بسزایی در جلب حمایت لابی آیپک و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی از پدر همسر خود داشته است، در حوزه سیاست خارجی آمریکا اختیارات بی حد و حصری دارد. او حتی در بسیاری از موارد، رکس تیلرسون وزیر امور خارجه ایالات متحده را نیز در جریان مراودات و مذاکرات منطقه ای خود قرار نمی دهد. با این حال، کوشنر طی هفته های اخیر دچار حاشیه هایی شده است!صورت مسئله این است که مسئولین امنیتی در ایالات متحده آمریکا، نسبت به ارتباطات دوستانه “جارد کوشنر” و ” وندی دینگ” همسر سابق چینی- آمریکایی رابرت مورداک هشدار داده و آن را بر خلاف منافع ملی و امنیتی کشورشان دانسته اند. آنها معتقدند که امکان دارد دولت چین از این طریق به دنبال اعمال نفوذ اطلاعاتی غیر مستقیم بر کاخ سفید باشد. همچنین این ارتباط می تواند منجر به تقویت منافع تجاری چین در آمریکا شود. موضوعی که ظاهرا دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده نیز با آن مخالف است. با این حال تا کنون کوشنر سخنی در قبال این اتهامات به میان نیاورده است.حدود دو هفته قبل روزنامه وال استریت ژورنال گزارش داد که یکی از اهداف چین در این خصوص می تواند اجرایی شدن طرح تجاری این کشور در واشنگتن باشد.این طرح شامل ساخت برج بیست و پنج متری در باغ چینی در پایتخت ایالات متحده آمریکاست که ارزش آن به بیش از صد میلیون دلار می رسد. اگرچه در دوران ریاست جمهوری اوباما این طرح در آمریکا به تصویب رسید اما نهادهای امنیتی این کشور مانع از اجرایی شدن آن شدند. نهادهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند که فاصله 5 کیلومتری این پروژه با کاخ سفید مشکوک بوده و نشانه‌ای دال بر اهداف پنهانی پکن در خصوص جاسوسی از ایالات متحده آمریکا و کاخ سفید می باشد.اما موضوع روابط خاص داماد ترامپ و چینی ها به این نقطه ختم نمی شود! نشریه نیویورکر اخیرا گزارش داده است کوشنر در خصوص مسائل سیاسی و تجاری، مذاکراتی با سفیر چین در ایالات متحده آمریکا داشته است. مذاکراتی که بسیاری از آنها محرمانه و به دور از اطلاع رسانه ها بوده است. با این حال سخنگوی جارد کوشنر اعلام کرده است که چنین دیدارهایی در آمریکا با اهداف تجاری شخصی و در راستای حصول منفعتی خاص صورت نگرفته است.رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا تا کنون در خصوص هشدار نهادهای امنیتی کشورش در خصوص ارتباطات خاص جارد کوشنر با چینی ها سکوت کرده است. البته احتمال می رود که برخی ملاقات‌های کوشنر با سفر چین در واشنگتن زیر نظر دونالد ترامپ صورت گرفته باشد اما نباید فراموش کرد که گسترش بی حدو حصر این ارتباطات ( از جمله ارتباط دوستانه کوشنر با همسیر چینی سابق مورداک) از سوی رئیس جمهور آمریکا نیز قابل پذیرش نیست. این مسئله در آینده می تواند اختلافاتی را میان ترامپ و دامادش به وجود آورد. نکته بسیار قابل تامل دیگر اینکه نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده آمریکا حاضر نشده اند اطلاعات بیشتری رادر خصوص ارتباطات کوشنر و وندی دینگ بیان کنند. همچنین نهادهای امنیتی آمریکا در این خصوص موضعی رسمی و عمومی اتخاذ نکرده و صرفا شاهد طرح این موارد از سوی رسانه های مطرح آمریکایی (به نقل از منابع امنیتی) بوده ایم. با این حال چنین اخباری از سوی نهادهای اطلاعاتی آمریکا تکذیب نشده است. همین مسئله نشان می دهد که در آینده ممکن است دستگاه‌های امنیتی آمریکا به صورت مستقیم به این موضوع ورود پیدا کرده و ترامپ و داماد وی را مورد شماتتی سخت قرار دهند. به نظر می رسد با توجه به حساسیت خاصی که ترامپ و مقامات فعلی کاخ سفید مانند مایک پنس ( معاون ترامپ)  روی چین دارند، رئیس جمهور آمریکا از داماد خود مراقبت بیشتری در خصوص نحوه ارتباط با چینی ها به عمل آورد. با این حال سوال اصلی اینجاست که با توجه به نفوذ خاص کوشنر در کاخ سفید، ترامپ چه کسی را مامور مراقبت از داماد خود خواهد کرد؟ آیا چینی ها توانسته یا خواهند توانست از داماد ترامپ به عنوان یک کاتالیزور و عامل تسریع کننده در رسیدن به اهداف اقتصادی و امنیتی خود در ایالات متحده آمریکا استفاده کنند؟ آیا سناتورهای دوحزب دموکرات و جمهوری‌خواه مستقیما  در آینده وارد این پرونده امنیتی خواهند شد یا سعی خواهند کرد در قالب لابی‌های امنیتی پشت‌پرده با کاخ سفید این مسئله  را حل و فصل کنند؟ اینها سوالاتی هستند که پاسخ آنها در آینده ای نزدیک مشخص خواهد شد.

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع:

همه در فرانسه علیه ایران!


جام کوردی: با نزدیک شدن به زمان سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران، روند اظهارات ضد ایرانی او نیز رشد صعودی پیدا کرده است. هنوز زمان زیادی از ادعای مذاکره موشکی وزیر خارجه فرانسه با ایران که البته تکذیب شد نگذشته است، که لودریان در تازه‌ترین سخنان خود با تکرار ادعاها علیه ایران گفت: «شبه‌نظامیان» وابسته این کشور، از جمله حزب‌ا… باید سوریه را ترک کنند. «ژان ایو لودریان»، وزیر خارجه فرانسه روز چهارشنبه ادعاهای تأییدنشده خود علیه ایران و سوریه را تکرار کرد. «لودریان» در مصاحبه با تلویزیون «بی‌.‌اف‌.ام» در پاسخ به سؤالی درباره اینکه آیا خواستار خروج نیروهای ترکیه از سوریه است، گفت: «ما خواستار خروج تمامی‌کسانی هستیم که نباید در سوریه باشند، از جمله شبه‌نظامیان ایران و حزب‌ا… هستیم».فرانسه از سال 2011 و بعد از آغاز ناآرامی‌ها در سوریه از جمله کشورهای حامی‌شبه‌نظامیان مسلحی بوده که به نبرد با دولت مرکزی سوریه پرداخته‌اند. دخالت‌های فرانسه در مسائل داخلی سوریه بارها با واکنش مقام‌های این کشور مواجه شده است. در مقابل، دولت‌های عراق و سوریه همواره نقش ایران در مبارزه با گروه‌های تروریستی از جمله داعش را مورد تمجید قرار داده‌اند. وزیر خارجه فرانسه همچنین به تکرار ادعاهای آمریکا و رژیم صهیونیستی درباره قصد ایران برای تشکیل یک محور شیعی از تهران تا دریای مدیترانه پرداخت. «لودریان» در بخش دیگری از سخنان خود، مدعی شد که شواهد موجود نشان می‌دهند دولت بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرده است. توهین‌هایی که تکرار می‌شونداما وزیر خارجه فرانسه پیش از این نیز در اواخر آذرماه سال جاری در اظهارات توهین آمیزی گفته بود در سفر به ایران درباره موشک بالستیک، حضور منطقه‌ای ایران و آن چه نگرانی‌های ایجاد شده عنوان کرد، با مقامات ایرانی گفت‌وگو خواهد کرد. لودریان گفت: به زودی به ایران می‌روم و درباره مسائل مختلف گفت‌وگو خواهم کرد.ژان ایو لودریان پس از دیدار با رکس تیلرسون همتای آمریکایی اش در واشنگتن گفت: در سفر به ایران درباره موشک بالستیک، حضور منطقه‌ای ایران و نگرانی‌های ایجاد شده با ایرانی‌ها گفت‌وگو می‌کنم.وزیر امور خارجه فرانسه گفت: موضوع موشک‌های بالستیک هرگز بخشی از توافق وین نبوده است. ما این را قبلا گفته ایم. اما این بدان معنا هم نیست که یک موضوع فرعی است. بلکه برعکس باید موضوع موشک‌های بالستیک ایران را به طور جداگانه مورد بررسی قرار داد و اگر خطر آن قطعی شد باید تحریم‌های جداگانه‌ای را برای ایران در نظر گرفت.وی مدعی شد: در حال حاضر در موضوع ایران سه مساله داریم. یکی گفت‌وگو درباره مسایل هسته‌ای، دیگری درباره موشک‌های بالستیک ایران و موضوع سوم نیز به اراده سلطه‌طلبی ایران در کل منطقه مربوط می‌شود که همه را نگران کرده است.لودریان ادامه داد: این نگرانی‌هایی است که باید با ایرانی‌ها در میان گذاشت. زیرا قابل قبول نیست که ایران این‌گونه عمل کند. ژان ایو لودریان در ادامه این مصاحبه که در حاشیه سفر به آمریکا با رسانه‌های فرانسوی انجام می‌داد در پاسخ به این سوال که آیا طبق برنامه به ایران سفر خواهد کرد یا نه، گفت: بله به ایران می‌روم و در این مورد ابهامی‌وجود ندارد. این موضعی که اعلام کردم موضع ما و البته آمریکاست.وی در پاسخ به این سوال که چه زمانی به ایران می‌رود، گفت: به زودی. همه در فرانسه علیه ایراناما اظهارات ضد ایرانی در فرانسه تنها به لودریان محدود نمی‌شود، آبان ماه سال جاری رئیس جمهور این کشور نیز علیه ایران داستان سرایی کرد. امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در اظهاراتی ضد ایرانی گفت: من خواستار ایستادگی قاطع و محکم در برابر ایران در خصوص برنامه موشک بالستیک و نفوذ تهران در خاورمیانه هستم.رئیس جمهور فرانسه که در آبان ماهبرای یک سفر دو روزه به ابوظبی رفته بود در مراسم افتتاح موزه جدید لوور در این شهر شرکت می‌کند. وی با شیخ محمد بن زاید آل نهیان حاکم ابوظبی درباره اوضاع سیاسی منطقه دیدار و گفتگو کرده است. مکرون در مصاحبه با روزنامه دولتی الاتحاد که متن آن در وبسایت سفارت فرانسه منتشر شده است، بار دیگر بر موضع کشورش در حمایت از توافق هسته‌ای 2015 میلادی بین ایران و قدرت‌های جهانی تاکید کرد و گفت: در عین حال این مساله برای ما مهم است که در برابر ایران محکم بایستیم، در قبال فعالیت‌های منطقه‌ای اش و برنامه موشک بالستیک. وزارت خارجه چه می‌کند؟آنچه اکنون مطرح است تصمیم دستگاه دیپلماسی در قبال توهین‌های مکرر فرانسوی است. آیا فرانسوی‌ها با سیل اتهامات و توهین‌ها علیه ایران به تهران سفر می‌کندد یا دستگاه دیپلماسی در حداقلی‌ترین امکان ممکن ضمن احضار سفیر فرانسه در تهران، این سفر را مشروط به عذرخواهی از ایران خواهد کرد؟

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۷:۴۹ توسط:مشاوره مديريت موضوع: