مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 8131
دیروز : 4574
افراد آنلاین : 5
همه : 5169094

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : روزنامه ها يا نشريات ادواري

حداقل چهار معيار متفاوت براى تعريف جذب مخاطبان به پيش مى‌نهد كه هر يك براى يكى از منافع سازمانى حائز اهميت است كه عبارتند از: جماعت روزنامه‌خوان و مجله‌خوان بالقوه و بالفعل - مخاطبان خوانند يك نوع نشريه يا نشريه خاص - خوانندگان خريدار روزنامه‌ها و نشريات - مخاطبان داخلى بخش‌ها و يا قسمت‌هاى مختلف يك روزنامه يا مجله خاص)

 مخاطبان داخلى بخش‌ها يا قسمت‌هاى مختلف يك روزنامه يا مجله خاصمثلاً ما مى‌توانيم از مخاطبان دائمى مطالب ورزشي، تخليلى - جنايي، يا خبرهاى بين‌المللى نام ببريم. اين نوع از مخاطبان را معمولاً تنها مى‌توان بر اساس داده‌هاى بررسى‌هاى نمونه‌اى برآورد نمود حال آنكه برآوردها هيچ‌گاه نمى‌توانند دقيق باشند. در اينجا، همچنين مى‌توانيم مخاطبان را بر اساس ميزان توجه و مدت زمانى كه صرف خواندن نشريه مى‌كنند، تفكيك كنيم: روزنامه‌خوان متعهد قطعاً با خواننده تصادفى يا كوتاه مدت تفاوت دارد.  خوانندگان خريدار روزنامه‌ها و نشرياتگستره اين تعريف ممكن است به خاطر اهداف عملى با تعداد نسخه‌هاى فروخته شده يكسان تلقى شود، هرچند نمى‌توان فروش را با خواندن برابر دانست. همچنين، تمايز بين مشتركين دائمى با خريداران اتفاقى تك شماره‌اى براى ناشران حائز اهميت است، در حالى كه شايد براى آگهى‌دهنده مهم نباشد.  جماعت روزنامه‌خوان / مجله‌خوان بالقوه يا بالفعلاين مقوله بيش از يك ما به ازاء خارجى دارد چون مى‌توان آن را با سواد خواندن، دسترسى به مواد قابل خواند، يا استمرار خواند تعريف كرد. در برخى شرائط، جماعت خواننده كل جمعيت بزرگسال شامل مى‌شود، اما ظاهراً استمرار و تواتر خواندن اُفت و خيز زيادى دارد.  مخاطبان خواننده يك نوع نشريه يا يك نشريه خاصتعداد اين مخاطبان قاعدتاً بيش‌تر از تعداد نسخه‌هاى فروخته شده است چون معمولاً هر نشريه را بيش از يك نفر مى‌خوانند - به خصوص نسخه‌هايى كه توسط خانواده‌ها يا خانوارها خريدارى مى‌شوند. اين مقوله معادل افرادى است كه نشريه به آن‌ها مى‌رسد و بعضاً هم مخاطبان انباشته يا شمارگان كل آن نشريه ناميده مى‌شوند. تعداد مخاطبان خواننده يك نشريه را معمولاً مى‌توان بر اساس ميانگين خوانندگان شماره‌هاى متعدد آن نشريه سنجيد و اين نوع مخاطب است كه براى آگهى دهنده‌ها بيش‌ترين اهميت را دارد. عموماً نيز نشرياتى كه با تواتر كم‌ترى منتشر مى‌شوند و نيز نشريات گران‌قيمت (مانند مجله پر زرق و برق) به نسبت بُردِ بيش‌ترى براى فروش دارند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۵ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : سينما
مخاطبان فيلم‌ها، موضوع تقسيم‌بندى‌هاى بيش‌ترى بوده‌اند. مخاطبان فيلم‌ها در سا ل‌هاى اوليه سينما بر اساس ميزان فروش بليت برآورد مى‌شدند و آمار فروش گيشه هر فيلم مى‌توانست تعداد كل تماشاگران (مخاطبان) آن را نشان دهد. اين همان مقوله مخاطبان خريدار است. هنوز هم ميزان محبوبيت فيلم‌ها بر اساس كل درآمد حاصل از فروش بليط رتبه‌بندى مى‌شود، هرچند روش فوق اطلاع ناچيزى به دست مى‌دهد. آمار فروش بليط يا ساير داده‌هاى مالى به هيچ‌وجه گستره و تركيب‌بندى جماعت سينمارو را نشان نمى‌دهد: جماعتى كه به عنوان قسمتى از كل جمعيت به طور منظم به سينما مى‌رود و تركيب‌بندى اجتماعى خاص خود را دارد. اطلاعات فوق را تنها مى‌توان از طريق بررسى مخاطبان واقعى يا كل مردم به دست آورد.در حال حاضر، حداقل سه راه عمده ديگر براى پيوستن به مخاطبان خريدار يك فيلم وجود دارد: كرايه كردن فيلم بر روى نوار ويدئويي، خريدن فيلم‌هاى ويدئويي، و ديدن فيلم‌ها از طريق يك كانال كابلى يا ماهواره‌اى ويژه فيلم (يا از طريق پخش فيلم ويدئويى درخواستي). در هر سه مورد هم پرداخت پول مى‌تواند به معناى رسيدن فيلم به چند بيننده باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۴ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : راديو و تلويزيون

مخاطبان راديو و تلويزيون از نظر مفهومى بسيار شبيه هم‌اند، هرچند به ويژه به لحاظ شرائط استفاده تفاوت‌هايى نيز دارند. مخاطبان بالقوه هر دو رسانه شامل تمام افرادى مى‌شوند كه داراى دستگاه گيرنده هستند يا امكان دسترسى به ‌آن را دارند. مخاطبان بالقوه را مى‌توان بر مبناى مجموعه افراد يا خانوارها تعريف كرد، چون مالكيت دستگاه گيرنده، بيش از آن كه امرى فردى باشد، غالباً مربوط به كل خانواده يا خانوار است. البته مالكيت خانوادگى مدت‌ها است كه در مورد راديو از بين رفته و در خصوص تلويزين هم، به تدريج مالكيت چند دستگاه در خانواده‌ها رواج مى‌يابد. مقوله دوم از مخاطبان راديو و تلويزيون، مخاطبان منظم آن‌ها است - يعنى آن‌هايى كه تقريباً به طور مستمر و منظم از گيرنده‌هاى خود استفاده مى‌كنند (چون بين دارندگان گيرنده‌ها عده‌اى هستند كه غيربيننده و غيرشنونده‌ هستند) و تازه بايد بين اين نوع از مخاطبان تمايزهاى مهمى بر اساس ميزان استفاده از رسانه و نوع پيوند و قرابت ذهنى با آن قائل شد.

اين بحث ما را به اين سؤال مى‌رساند كه آيا ديدن و شنيدن برنامه‌هاى راديو و تلويزيون فعاليت اصلى مخاطبان است يا فعاليت جانبى و ثانويه آن‌ها؟ اين سؤال از آنجا مطرح مى‌شود كه ديدن و شنيدن مى‌توانند همراه با ديگر فعاليت‌ها انجام شوند و معمولاً هم مى‌شوند، هرچند چنين چيزى در مورد راديو عملى‌تر است. اين مسأله به لحاژ نظرى چندان مهم نيست اما در كار سنجش تأثير زيادى دارد. علاوه بر تعاريف فوق، ما نيازمند شناسايى مخاطبان واقعى راديو و تلويزين نيز هستم - مخاطبانى كه در برابر يك برنامه معين قرار مى‌گيرند.مخاطبان غيرمتعارف‌ترى را هم مى‌توان تعيين نمود و مثلاً مى‌توان به مخاطبان تابلوها و صفحه‌هاى ويدئويى خياباني، نامه مستقيم، اوديوتكست (متن صوتي)، بازاريابى تلفني، و نظائر اين‌ها اشاره نمود. امروزه، رسانه‌هاى بسيارى وجود دارند كه بحث در خصوص يكايك آن‌ها چندان مفيد نمى‌تواند بود. رسانه‌هاى قديمي در حال تغيير محتواى خود هستند و در نتيجه كاربردهاى آنها نيز تغيير مى‌كنند. اصطلاحات و تعاريف ارائه شده در اين بخش ثابت و لايتغير نيستند، اما به هر حال، اصول مربوط به طبقه‌بندى مخاطبان همچنان ثابت بوده‌اند و ما مى‌توانيم آن‌ها را براى شناختن شرائط جديد به كار گيريم.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۳ ] [ مشاوره مديريت ]

رسانه‌هاى متفاوت و مفاهيم متعدد بُردِ رسانه‌اى : كتاب

از مخاطبان رسانه كتاب دو تعريف عمده ارائه شده است: آنان‌كه به طور مرتب كتاب مى‌خوانند (جماعت كتابخوان) و آن‌هايى كه كتاب مى‌خرند (بازار كتاب). برخى از خريداران كتاب در زمره جماعت كتابخوان قرار ندارند و جماعت كتابخوان نيز - به دليل وجود امكانات امانت گرفتن كتاب، استفاده مشترك افراد خانواده و نظاير اين‌ها - داراى گستره‌اى عين جماعت خريدار كتاب نيست. دو مقوله فوق نه باهم جمع مى‌شوند و نه انطباق كاملى دارند. گذشته از اين، جز اطلاعاتى كه مى‌توان از آمار امانات كتابخانه‌ها يا فروش كتابفروشى‌ها استخراج نمود، ديگر به ندرت اطلاعى در مورد هر يك از دو تعريف مذكور وجود دارد. البته مفهوم مخاطبان يك كتاب خاص ابهام اندكى دارد و شامل مجموعه خوانندگان واقعى آن كتاب در يك زمان مشخص مى‌شود، هر چند كه مرزهاى اين مخاطبان چندان هم بديهى و مسلم نيستند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۲ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : رتبه بندي مخاطبان

مخاطب بودن نه تنها به ميزان بلكه به نوع خاص نيز مربوط مى‌شود. درخصوص ميزان مخاطب بودن، سطوح احتمالى زيادى از نظر توجه و مشاركت آگاهانه (و نيز درجات مختلف استمرار و تداوم) در عضويت در بين مخاطبان رسانه‌اى وجود دارند كه مى‌توان آنها را فقط به‌صورتى خام در رتبه‌بندى‌هاى مخاطبان (درصدهاى كلى مربوط به مخاطبان در دسترس يا بالقوه) بيان نمود. همان‌گونه كه درو و ويور (Drew & Weaver, 1990) خاطرنشان كرده‌اند، غالباً تفكيك دقيق بين ميزان توجه به رسانه‌ها و فراوانى قرار گرفتن در معرض آنها - به‌ويژه آنگاه كه سؤال‌هاى مربوط به اثرات بالقوهٔ رسانه‌ها - مطرح باشند - حائز اهميّت است.كيفيت مخاطب بودن هم ابعاد مختلفى دارد كه بايد در نظر گرفته شوند. يكى از ابعاد فوق ميزان دلبستگى يا وابستگى به رسانه‌اى خاص و بدون در نظر گرفتن ميزان واقعى مصرف آن رسانه است. بُعد ديگر را بايد در گزينش‌هاى آگاهانهٔ مخاطبان از محتواهاى خاص (فيلم‌ها، كتاب‌ها، برنامه‌هاى تلويزيونى و غيره) جست‌وجو نمود كه با توجه به رضايت مورد انتظار مخاطبان از مصرف رسانه‌اى انجام مى‌گيرند. بعد سوم نيز ميزان توجه مخاطبان به، يا ميزان درگيرى آنها با، تجربهٔ عملى آنها از مصرف رسانه‌ها است. كيفيت مخاطب بودن را همچنين، مى‌توان با رتبه‌هاى بالاى رضايت، قدرداني، يا پسند آنها يكى دانست كه معمولاً در پژوهش‌هاى تلويزيونى مورد سؤال قرار مى‌گيرند. ابعاد فوق همگى به‌نحوى درجاتى از فعاليّت مخاطبان را منعكس مى‌كنند كه معمولاً در رتبه‌بندى‌ها بررسى نمى‌شوند. البته، معرف‌هاى زياد ديگرى هم در مورد كيفيّت مخاطب بودن وجود دارند كه به‌رسانه‌هاى خاص و اهداف معين محتواهاى آنها مربوط مى‌شوند.تجربهٔ مخاطبان، آنگونه كه در قالب اصطلاحات بالا تشريح شد، غالباً هميشه و با همهٔ جزئيات آن بررسى نمى‌شود، هرچند (در مورد تلويزيون) اگر به رتبه‌بندى‌ها مقياس‌هاى رضايت، پسند، يا قدرداني مخاطبان نيز اضافه شود طبيعى خواهد بود. اين پژوهش‌ها بعضاً معتبرتر و آگاهى‌بخش‌تر از رتبه‌بندى‌هاى صرف هستند. اين امر تا اندازه‌اى ناشى از آن است كه رتبه‌بندى‌هاى صرف غالباً نتيجهٔ قابل پيش‌بينى زمان‌بندى برنامه‌ها هستند و خود اين نيز نتيجهٔ زمان مناسب هر برنامه و مقدار برنامه‌هاى موجود براى پُر كردن زمان پخش است. مقياس‌هاى مربوط به كيفيّت مخاطب بودن مى‌توانند به‌سهولت ( و به‌ويژه در مدتى كوتاه) نتايجى متفاوت از رتبه‌بندى‌ها را نشان دهند. همچنين، مقياس‌هاى فوق الزاماً چندان ظرفيّت و موشكافانه يا به‌سهولت قابل تفسير نيستند (Barwise & Ehrenberg, 1988; Leggatt, 1991). به‌عنوان مثال، برنامه‌هاى تلويزيونى كه براى سليقهٔ يك اقليّت پخش مى‌شود اما گروه مخاطبانِ بزرگ‌ترى آن را تماشا مى‌كند، ممكن است از طرف مخاطبان خود ميانگين پايينى را به‌لحاظ كيفى به‌دست آورد. در اينجا، حتى اگر مخاطبان اقليّت موردنظر از برنامهٔ فوق بسيار هم راضى باشند، باز هم اين احتمال وجود خواهد داشت كه اكثريت مخاطبان انتظارات نابجايى داشته و در نتيجه مأيوس شوند. در هر حال، طبق نظر باروايز و اِهرنبرگ (Barwise & Ehrenberg, 1988) مردم عموماً چيزى را در تلويزيون تماشا مى‌كنند كه دوست دارند و آنچه را كه تماشا مى‌كنند دوست مى‌دارند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]
مسائل برد رسانه اي : تنوع مخاطبان
دو مسألهٔ همگنى و يا ناهمگنى و تنوع مخاطبان مطرح مى‌شوند. تعابير هنجارى خاصى در مورد هر يك از سه اصطلاح مذكور وجود دارند، اگرچه هنوز در بين منتقدان و نظريه‌پردازان اجتماعى درخصوص چگونگى به‌كارگيرى هنجارهاى فوق توافق چندانى ديده نمى‌شود. همچنين، بين همگنى و ناهمگنى روابطى به ظاهر متناقض برقرار است. مخاطبان جمعى اوليه، بنابر تعريف، ناهمگن بودند و دقيقاً به‌دليل اين همگنى مى‌توانستند مبنايى را براى ارتباطات دموكراتيك‌تر فراهم نمايند - چرا كه تمام شهروندان در اصل توليدات فرهنگى و اطلاعاتى يكسانى را دريافت مى كردند.برنامه‌هاى رسانه‌اى يك‌دست مى‌توانند در طول زمان همگنى فرهنگى را افزايش دهند. از سوى ديگر، اين ناهمگنى اوليه و نيز فرآيند همگن‌سازى بعدى به‌لحاظ انتقادى نامطلوب است. در اين رويكرد، ناهمگنى به‌معناى تجزيه و از خود بيگانگى بود و فرآيند همگن‌سازي، به‌سبب اينكه بالقوه فريب‌دهنده بود و مى‌توانست از بيشتر مخاطبان جماعتى همرنگ بسازد، ناخوشايند تلقى مى‌شد (Marcuse, 1964).هنجار نهفته در اينجا حاكى است كه شكل‌گيرى مخاطبان بايد به‌بهترين نحو ممكن تفاوت‌هاى فردى شناخته شده (به‌لحاظ عقايد، افكار، سلايق، پس‌زمينه، ظرفيت و غيره) را باز نمايد. جايگزينى مطلوب به‌جاى مخاطبان ناهمگن يا همگن، دسته‌هاى چندگانه‌اى از مخاطبان كانال‌هاى رسانه‌اى (يا محتواهاي) متفاوت است كه هر كدام يك تركيب‌بندى درونى كم‌وبيش همگن براساس مشخصه‌هاى اصلى (سياسي، مذهبي، فرهنگي، سليقه‌اي، محلى و غيره) داشته باشد. به‌هرحال، الگوى مذكور مى‌تواند با نمايش جامعه‌اى قشري، سنتى يا حتى غيردموكراتيك، مفاهيم سياسى يا فرهنگى را از هم تفكيك كند. اين الگو بر اين باور نهاده شده كه هيچ وضعيّت هنجاريِ ثابتى پذيرفته نيست هرچند كه، به‌عبارت ديگر، پيوسته از تنوع بيش از عدم تنوع دفاع شده است.پس از مسألهٔ مطلوب‌ترين شكل مخاطبان، مى‌توانيم دو شكل اصلى از تنوع مخاطبان را بشناسيم كه كم‌وبيش بازتابى از همان تمايز بين ناهمگنى و همگنى است. يكى از اين دو معمولاً با عنوان تنوع داخلى خوانده مى‌شود و ديگرى با عنوان تنوع خارجي. اصطلاح تنوع داخلى زمانى به‌كار مى‌رود كه يك رسانه بتواند مخاطبان اجتماعاً ناهمگن (و غالباً فراوان) را جذب كرده در دسترس مخاطبان خود قرار دهد. كانال‌هاى تلويزيون‌هاى ملّى در بيشتر كشورها، و نيز روزنامه‌هاى شهرى يا محلي، در اين مقوله جا دارند. اين رسانه‌ها نوعاً براى هر كسى چيزى دارند و محتواى آنها اطلاعات عينى و گستره‌اى از عقايد متفاوت را شامل مى‌شود، بدون آنكه جانبدارى خاصى را نشان دهد.در سوى ديگر، مدل تنوع خارجي كانال رسانه‌اى را مفروض مى‌دارد كه تحريريه‌اى خاص خود دارد يا محتواى گزينش‌ شده‌اى به مخاطبانى مشخص ارائه مى‌كند. در اينجا، گزينش برنامه‌ها براساس سياست، مذهب، شيوهٔ زندگي، ترجيحات فرهنگي، يا ديگر اصول صورت مى‌گيرد. مخاطبان جذب شده نيز احتمالاً همگن هستند، هرچند كه مخاطبان كل سيستم رسانه‌اى متنوع خواهند بود. نشريات وابسته به احزاب سياسى - كه ديگر عمدتاً منقرض شده‌اند - آشكارترين نمونه از اين نوع رسانه‌ها بودند، هرچند كه نشريات ادواري، به‌دنبال فروكش كردن استقبال از مجلات عمومي، هنوز هم غالباً پيرو چنين الگويى از تنوع مخاطبان هستند (van Zuylen, 1977).هر دو مدل تنوع داخلى و خارجى مى‌توانند هم‌زمان در درون يك سيستم رسانه‌اى وجود داشته باشند، اما به انحاء مختلف در مورد رسانه‌هاى متفاوت اطلاق شوند. نشريات ادوارى ظاهراً به‌بهترين شكل قادر هستند الگوى خارجى مربوط به مخاطبان همگن اما متفرق را ارائه كنند، در حالى كه تلويزيون و روزنامه‌ها عمدتاً براساس الگوى تنوع داخلى گسترش يافته‌اند. فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديد هم، با گسترش پخش خاص و الگوى استفاده از رسانهٔ مراجعه‌اي، به الگوى تنوع خارجى مخاطبان تمايل دارند. اين فن‌آورى‌ها توان آن را دارند تا كانال‌هاى تلويزيونى تخصصى‌تر (فيلم، اخبار، ورزش، هنر، و غيره) و نيز انواع خدمات اطلاع‌رسانى مطابق با نيازهاى مختلف را ارائه دهند.برخى روندهاى اجتماعى معاصر - به‌خصوص تضعيف اختلاف‌هاى ايدئولوژيك ومصرف‌گرايى فزاينده - نيز ظاهراً به‌طور مستقل مدل تنوع داخلى را تقويت مى‌كنند. ديگر روندهاى اجتماعى (نظير كنترل اجتماعى ضعيف‌تر، نابرابرى‌هاى اجتماعى بيشتر، و تحريك بيشتر) هم مى‌توانند به جامعه و سيستم‌هاى رسانه‌اى تفكيك شده‌تر بيانجامند. البته، به‌احتمال زياد، مسأله، افزايش يا كاهش تفكيك اجتماعى نيست، بلكه تغيير به‌وجود آمده در اهميّت نسبى اثرهاى متفاوت است. به‌عنوان نمونه، شيوهٔ زندگى و سليقه، و حتى خود رسانه‌هاى جمعي، به‌عنوان منشأ تفكيك اجتماعي، نسبت به سياست و مذهب، توان بيشترى دارند. در چنين حالتي، و به‌شرط آنكه كانال‌هاى رسانه‌اى هم افزايش يابند، ما بايد در انتظار تفكيك بيشتر مخاطبان باشيم. چنين نتيجه‌اي، هرچند متناقض مى‌نمايد، مى‌تواند نشان‌دهندهٔ رشد الگوى تنوع خارجى مخاطبان نيز باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۱ ] [ مشاوره مديريت ]

مسائل برد رسانه اي : تركيب‌بندى مخاطبان

در مراحل اوليهٔ مطالعهٔ مخاطبان رسانه‌ها مشخص شد كه استفاده از رسانه‌ها پيوند عميقى با ساير مشخصه‌هاى اجتماعى - جمعيّت‌شناختى - به ويژه با سن، درآمد، جنسيت، شغل (و تركيب‌هاى متفاوت اين عوامل) - دارد. اين پژوهش‌ها معلوم كردند كه حتى اگر مخاطبان از جمع سادهٔ تك‌تك افراد هم شكل بگيرد، باز هم شكل‌گيرى آن‌ها نتيجهٔ وجود نيروهاى فعال در محيط اجتماعى آنها بوده است كه به ايجاد الگوهاى متمايزى در تركيب كلى آنها منجر شده‌اند. هرقدر كه گزينه‌هاى بيشترى در دسترس مردم قرار گرفته، آنها نيز براساس علايق يا نيازهاى مختلف خود توانسته‌اند بيشتر به انتخاب رسانه دست بزنند.(Sears & Freedman, 1971; Zillma, & Bryant). همچنين، تمايلات طبيعى فوق با تلاش‌ رسانه‌ها براى جذب گروه‌هاى مختلف اجتماعى تشديد شده است.در نتيجهٔ تغييرات فوق، امروزه بيشتر رسانه‌ها داراى مخاطبانى با الگوهاى پايدار و مستحكم از نظر هويت اجتماعى هستند. البته مخاطبان برخى رسانه‌ها بعضاً داراى تركيبى همگن و گزينشى هستند، درحالى كه رسانه‌هاى ديگر (يا كانال‌هاى خاص) از نظر اجتماعى مخاطبانى متمايز دارند. مثلاً روزنامه‌هاى اغلب شهرها بيش از آنكه متعلق به يك گروه جمعيّتى معين باشند، در خدمت يك منطقهٔ ناهمخوان از نظر اجتماعى هستند. اين وضعيّت درخصوص كانال‌هاى رسانه‌اى داراى برد تقريباً جهانى نظير تلويزيون‌هاى ملّى نيز صادق است. (مخاطبان ملّي، بنا به تعريف متفاوت هستند) هرچند در انتخاب محتواهاى داخلي آنها نيز تمايز اجتماعى شايان توجهى مشاهده مى‌‌شود. علايق، سلايق، و رجحان‌هاى مخاطبان قطعاً از عوامل اجتماعى نظير تحصيلات، سن، جنسيت، و نظاير اينها تأثير مى‌پذيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۳۰ ] [ مشاوره مديريت ]


مسائل برد رسانه اي : انواع استفاده از رسانه‌ها

سؤال مربوط به ميزان‌هاى متفاوت استفاده از رسانه را به بهترين وجه مى‌توان از منظر خود مخاطبان پاسخ گفت. بُرد رسانه‌اى متفاوت در اصل برآيند گزينش‌هاى مستمر مردم است. باوجود اين، استفاده از رسانه براى بيش‌تر مردم يك عادت بسيار پايدار و نيز برآيند تعداد بى‌شمارى از رفتارهاى انگيزه‌مند و مشخص است. برخى محققان معتقد هستند كه ميزان قرارگرفتن افراد در معرض تلويزيون (يعنى زمانى كه صرف تماشاى آن مى‌كنند) ويژگى زيربنايى و پايدارى است و به لحاظ تأثيرات آن بر گرايش‌ها و رفتار افراد، با برخى مشخصه‌هاى جمعيت‌شناختى نظير سن و تحصيلات، قابل مقايسه است. چنين باورى را مى‌توان در مورد رفتارهاى رسانه‌اى ديگر - مانند خواندن يك روزنامه صبح يا عصر - نيز بيان نمود.مردم غالباً از نظر عاطفى به رسانه‌اى خاص وابسته هستند و ميزان اين وابستگى را مى‌توان به عنوان يك گرايش پايدار، كه با استفاده عملى آن‌ها از رسانه‌ها همبستگى دارد، اندازه‌گيرى نمود. وابستگى به رسانه‌ها در كل خود شكلى از هواخواهي است كه به نوع خاصى از محتوا مربوط نمى‌شود.ظاهراً بر سر اصولى كه انواع اصلى رسانه‌ها را مشخص و متمايز مى‌كنند اتفاق‌نظر زيادى وجود دارد. اما اين حقيقت كه ميزان دلبستگى افراد به رسانه‌هاى مختلف و رغب آنها براى استفاده از آن‌ها، بسيار متغير است، به سؤال مربوط به بُردِ رسانه‌اى جهت متفاوتى مى‌دهد: اين كه رسانه‌ها، يا كانال‌ها، يا پيام‌هايى كه بالاترين رتبه‌ها را (از نظر نسبت جمعيت تحت پوشش) دارند، الزاماً مؤثرترين آن‌ها براى اهداف متفاوت نيستند، بلكه بايد شدت جذابيت نسبى آنها هم در نظر گرفته شود.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۹ ] [ مشاوره مديريت ]

سنّت‌هاى پژوهشى متفاوت

جِنسِن و روزِنگران (Jensen & Rosengren، 1990) پنج سنّت مخاطب‌پژوهانه را مشخص كرده‌اند. اين سنّت‌ها را مى‌توان با استفاده از مفاهيم زير خلاصه كرد:اثرات رسانه‌ها؛ بهره‌ورى و خرسندي؛ نقد ادبي؛ مطالعات فرهنگي؛ و تحليل دريافت.  بهتر است گونه‌شناسى مقتصدانه‌ ترى از پژوهش‌ها را تحت سه رويكرد متفاوت ساختارگرا، رفتارگرا و اجتماعى - فرهنگي به‌كار گيريم.
 سنّت رفتارگراهدف اصلى پژوهش‌هاى اوليه در باب ارتباطات جمعى بررسى اثرات رسانه‌ها به‌ويژه بر كودكان و نوجوانان و با تأكيد بر زيان‌هاى احتمالى بود. هم‌چنين، تقريباً تمام مطالعات جدى مربوط به اثرات رسانه‌ها، مطالعاتى مربوط به مخاطبان هم بوده‌اند. در اين پژوهش‌ها، مخاطبان به‌عنوان عناصرى عرضه‌شده به اثر يا نفوذ (اقناعي، آموزشي، يا رفتاري) رسانه‌ها تصوير شده‌اند. مدل متعارف اثرات رسانه‌اى فرآيندى يك سويه بود كه در آن مخاطب به‌عنوان هدفِ ناآگاه يا گيرندهٔ منفعلِ محرك‌هاى رسانه‌اى تجسم مى‌يافت.بسيارى از اثرپژوهى‌هاى اوليه پيرو رويكرد تجربى بودند و در آنها، شرايط رسانه‌اى (مربوط به محتوا، كانال، و دريافت) براى نيل به درس‌هاى عمومى در خصوص چگونگى برقرار كردن ارتباطات بهتر يا اجتناب از پى‌آمدهاى زيان‌بار تغيير داده مى‌شدند. يكى از مثال‌هاى اوليه را مى‌توان برنامهٔ تحقيقاتى زمان جنگ دانست كه در مورد اثرات فيلم به‌عنوان ابزار آموزش و تهييج داوطلبان اجراء مى‌شد. جاذبهٔ تصاوير خشونت‌بار و پديده‌هاى مرتبط با آنها و نيز اثرات خشونت رسانه‌اي، عمدتاً درون اين سنّت پژوهيده شده‌اند. مطالعات بنياد پِين (Payne) در مورد اثرات فيلم بر جوانان اولين نمونهٔ اين پژوهش‌ها بوده است. هم‌چنين، بسيارى از مطالعات مربوط به انتخابات كوشيده‌اند تا چگونگى رأى دادن را به رفتار مخاطبان ربط دهند.دومين نوع عمده در مخاطب‌پژوهيِ رفتارگرا تا حد زيادى واكنشى بود به مدل اثراتِ مستقيم رسانه‌ها. استفاده از رسانه‌ها در اينجا در مركز توجه قرار داشت و مخاطبان، كم و بيش، به‌عنوان مجموعه‌اى از استفاده‌كنندگان / مصرف‌كنندگان فعال و با انگيزهٔ رسانه‌ها نگريسته مى‌شدند؛ استفاده‌كنندگانى كه مسؤول تجربهٔ رسانه‌اى خود بودند و نه قرباني منفعل رسانه‌ها. اين پژوهش‌ها بر منشأ، ماهيت و ميزان انگيزه‌هاى مخاطبان در انتخاب رسانه‌ها و محتواهاى متعدد آنها متمركز بودند. هم‌چنين، در اين تحقيقات، مخاطبان اجازه مى‌يافتند تا خود تعاريفى را براى رفتارهاى خود ارائه كنند.  سنّت فرهنگى و تحليل دريافتسنّت مطالعات فرهنگى در مرز بين علوم اجتماعى و علوم انسانى قرار دارد. اين سنّت، بر خلاف سنّت ادبى پيشين، تقريباً به‌طور كامل به‌ مطالعهٔ فرهنگ مردم‌پسند مى‌پردازد. سنّت فوق بر استفاده از رسانه به‌مثابه بازتابى از يك زمينهٔ اجتماعى - فرهنگي، و نيز بر فرآيند معنى‌آفرينى براى تجربيات و محصولات فرهنگى تأكيد مى‌كند و مدل محرك - پاسخ مربوط به اثرات رسانه‌ها و هم باور به پيام‌ها يا متن‌هاى داراى قدرت تام و تمام را مردود مى‌شمارد. محققين كوشيده‌اند تا نشان دهند كه پيام‌هاى ارتباطى مى‌توانند توسط گروه‌هاى مختلف اجتماعى و فرهنگى به‌طرق متفاوت (بسته به هدف و منظور توليدكنندگان آن پيام‌ها) بازخوانده يا رمزگشايي شوند. با ادغام پژوهش‌هاى رمزگشايى در جريان رو به رشد مطالعات فرهنگى مربوط به رسانه‌ها در دههٔ ۱۹۸۰ مسلم شد كه مى‌توان انتظار داشت، و به‌سهولت اثبات نمود، كه اغلب پيام‌هاى رسانه‌اى ماهيتاً چندمعنايي (يعنى داراى معانى متكثر) و پذيراى چندين تفسير متفاوت باشند.ديگر شاخهٔ اصلى در رويكرد فرهنگي، مبتنى بر اين اعتقاد است كه استفاده از رسانه فى نفسه يكى از ابعاد مهم زندگى روزمره است. مطابق اين باور، تنها مى‌توان در ارتباط با پس‌زمينه و تجارب اجتماعى گروه‌هاى خرده‌فرهنگى خاص استفاده از رسانه را درك كرد. پژوهش‌هاى مربوط به دريافت رسانه‌اى نيز به مطالعه‌ٔ مخاطبان به‌عنوان جماعت‌هاى تفسيرگر تأكيد دارند. اين مفهوم به نگرش‌ها و شيوه‌هاى ادراك مشترك مخاطبان اشاره مى‌كند كه غالباً از تجارب اجتماعى مشترك آنها ناشى مى‌شوند.تحليل دريافت مخاطبان از رسانه‌ها بيشتر بازوى مؤثر مخاطب‌پژوهى در مطالعات فرهنگى مدرن است تا اينكه خود يك سنّت‌پژوهشى مستقل باشد. اين جريان پژوهشى بر نقش فوق‌العادهٔ خواننده در فرآيند رمزگشايي متون رسانه‌اى تأكيد مى‌كند. اين رويكرد پيوسته يك چهرهٔ انتقادى خودخواسته داشته و مدعى قدرت و توان مخاطبان براى مقاومت در برابر معانى مسلط يا سلطه‌جويانهٔ رسانه‌هاى جمعى و سست‌كردن آنها، بوده است. ويژگى روش‌شناختى اين پژوهش‌ها استفاده از روش‌هاى كيفى و قوم‌نگارانه است.مشخصات اصلى سنّت فرهنگ‌گرا (دريافت رسانه‌اي) در مخاطب‌پژوهى را مى‌توان اين‌طور خلاصه كرد (هر چند همهٔ موارد زير مختص اين رويكرد نيستند):- متون رسانه‌اى بايد توسط ادراكات مخاطبان خوانده شود. اين فرآيند، معانى و لذات ناشى از متون رسانه‌اى را (كه به هيچ‌وجه ثابت يا قابل پيش‌بينى نيستند) مى‌سازد.- مسألهٔ اصلى تحقيق، فرآيند استفاده از رسانه و نحوهٔ ظهور آن در هر زمينهٔ اجتماعى - فرهنگى خاص است.- استفاده از رسانه نوعاً وابسته به موقعيت‌هاى خاص و معطوف به وظايف اجتماعى استفاده‌كنندگان است كه خود از مشاركت افراد در جماعت‌هاى تفسيرگر نشأت مى‌گيرد.- مخاطبان گونه‌هاى خاص رسانه‌ غالباً متشكل از چندين جماعت‌ تفسيرگر اند و شكل‌هاى گفتمانى و چارچوب‌هاى مشتركى براى معناسازى از رسانه‌ها دارند.- مخاطبان هيچ‌گاه منفعل نيستند و افراد مختلف نيز، به‌‌دليل مجرب‌تر و فعال‌تر بودن برخى از آنها، هيچ‌گاه يكسان نيستند.- روش تحقيق بايد كيفي و ژرف‌نگر - غالباً قوم‌نگارانه - باشد و محتواى رسانه‌اي، عمل دريافت، و پس‌زمينهٔ اجتماعى - فرهنگى مخاطبان را به‌طور توأمان در نظر بگيرد.  سنّت ساختارگرا در سنجش مخاطباننيازهاى صنايع رسانه‌اي، نخستين و ساده‌ترين اَشكالِ پژوهش‌هاى مربوط به مخاطب را به‌وجود آوردند. پژوهش‌هاى فوق براى تخمين درست از كميّت‌هاى ناشناخته و ميزان دسترسى مخاطبان راديو و بُردِ نشريات چاپى (تعداد خوانندگان بالقوهٔ نشريات در مقابل شمارگان يا تعداد چاپ آنها) طراحى مى‌شدند. اطلاعات فوق، به‌ويژه براى جذب آگهى‌هاى درآمدزا، حياتى بودند. گذشته از اطلاعات آمارى فوق، اطلاع از تركيب اجتماعى مخاطبان در قالب اصطلاحات بديهى - اينكه مخاطب كيست و در كجاست - حائز اهميت بود. نياز رسانه‌ها به اين اطلاعات اوليه، به رشد يك صنعت گسترده‌ منجر شد كه با صنعت تبليغات و پژوهش‌هاى بازاريابى ارتباط داشت.رويكرد ساختارگرا به لحاظ نظرى حائز اهميت است چون مى‌تواند رابطهٔ بين نظام رسانه‌اى و استفادهٔ افراد از رسانه‌ها را نشان دهد. به‌عنوان نمونه، انتخاب رسانه‌اى هميشه محدود به عواملى است كه در يك بازار رسانه‌اى خاص قابل دسترس باشد. اين رويكرد در پژوهش‌هاى مربوط به اثرات ارتباطى نيز اهميت دارد. در اين پژوهش‌ها، اطلاعات مربوط به افكار، گرايش‌ها، و رفتارهاى مخاطبان در ارتباط با اطلاعات مربوط به مشخصات جمعيتى و الگوهاى استفادهٔ آنها از رسانه‌ها تحليل مى‌شوند. ميزان و نوع عرضه‌شدگي به رسانه‌ها پيوسته يكى از متغيرهاى كليدى در تحليل اثرات رسانه‌ها بوده است. هم‌چنين، رويكرد ساختارگرا مى‌تواند براى مطالعهٔ جريان مخاطبان بين كانال‌ها و انواع محتواهاى متفاوت در طول زمان مفيد باشد.نكتهٔ آخر اينكه رويكرد ساختارگرا در مسؤوليت‌پذير كردن رسانه‌ها هم نقش به‌سزايى به‌عهده دارد، چون بررسى‌هاى مخاطب‌شناختى مى‌توانند ميزان رضايت يا اعتمادنسبى مخاطبان به بخش‌هاى مختلف رسانه‌ها را تعيين كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۸ ] [ مشاوره مديريت ]

سَيَلان مخاطبان(۲)

 تأثير بر مخاطبانتبعات تغييرات جارى براى مخاطبان شامل اين موارد است: فشار بيش‌تر و بيش‌تر براى مصرف‌كردن و نيز تمايل به برخوردار شدن از خدمات شركت‌هاى رسانه‌اى بزرگ‌تر و بزرگ‌تر. شايد مهم‌ترين تغيير اين باشد كه معناى واژه مخاطب به عنوان يك بازار، تقويت و گسترده‌تر شده است - به ويژه به عنوان بازارى براى سخت‌افزارهاى جديد خانگي. مخاطبان شامل خريداران و استفاده‌كنندگان فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى مى‌شوند، همان‌قدر كه دريافت‌كنندگان پيام‌هاى رسانه‌اى را هم دربر مى‌گيرند. فرآيندهاى اقتصادى فوق‌الذكر تبعاتى براى آينده مخاطبان داشته‌اند. اين فرآيندها، از يك سو، رشد هر چه بيش‌تر مخاطبان فراوان را تسهيل مى‌كنند و اين نتيجه تمركز رسانه‌ها و نيز مساعد بودن مخاطبان فراوان براى مقاصد پولى و برخى از انواع تبليغات است. از سوى ديگر، آن‌ها مخاطبان حرفه‌اى‌ترى را به وجود مى‌آورند كه آماده‌اند براى توليدات و كانال‌هاى رسانه‌اى جديد پول بيش‌ترى بپردازند. اين وضعيت نسبتاً تعارض‌گونه دليل مضاعفى است براى احتياط به هنگام پيش‌بينى پايان عصر مخاطبان رسانه‌هاى قديمى.اين تغييرات اثرات سنگينى بر مفهوم مخاطب گذاشته‌اند؛ مفهومى كه، در شكل اوليه‌ آن، ثابت و محدود به مرزهاى ملى بود و به وضوح توسط علايق و ابزار بيان محلى و فرهنگى تعيين مى‌شد. تجارت‌هاى رسانه‌اى نيز كوچك، كند و ملى بودند. در اينجا، دو دگرگونى حاصل شده كه هر دو نيز استمرار دارند. تغيير نخست به مسأله ظرفيت و حجم رسانه‌ها مرتبط است: امروزه منابع، توزيع‌كننده‌ها، توليدات رسانه‌اي، ابزار توزيعى و فضاى موجود در كانال‌هاى رسانه‌اى بسيار زيادتر شده‌اند و همگى به قيمت مستمراً در حال كاهش در دسترس مصرف‌كنندگان رسانه‌ها (و مخاطبان آن‌ها) قرار دارند. تغيير دوم كيفى است و در رسانه‌هاى دوسويه كامپيوترى (يا رسانه‌هاى شبه - دوسويه نظير تله‌تكست و CD-ROM) متبلور مى‌شود. فن‌آورى‌هاى جديد مربوط به ضبط، نگهداري، و پخش مجدد تمامى انواع رسانه‌ها انعطاف‌پذيرى كاربرد رسرايش‌هاى ارتجاعى بداند.بحث جنسيت در تجربه مخاطبان، در رابطه با يك ژانر ديگر نيز كه عمدتاً مخاطبان زن را به سوى خود مى‌كشاند، مطرح مى‌شود - ژانر نمايش‌هاى خانوادگي راديويى و تلويزيوني. اين ژانر گونه‌هايى چند دارد، اما نخستين گونه نمايش‌هايى بودند كه از راديو (در آمريكا) در طول روز پخش مى‌شدند و هدف آنها جلب توجه زنان خانه‌دار بود. اولين مطالعات انجام شده در باره ژانر فوق به جذابيت خاص نمايش‌هاى خانوادگى براى زنان در نقش خانه‌دار و مادر اشاره كرده‌اند - و اين جذابيت خاص نه فقط به خاطر زمان مناسب پخش آن‌‌ها بلكه به دليل محتواى آن‌ها (تركيبى از درام، اندرز، اخلاقيات، تخيلات و حمايت نمادين از نقش زنان در خانه) بود.مطالعات جديدتر دربارهٔ نمايش‌هاى خانوادگى تلويزيونى شكل روايى اين نمايش‌ها (استمرار، نامشخصي) را به استفادهٔ روزمرهٔ زنان مرتبط مى‌كنند - استفاده‌اى كه كه تكه‌تكه و فاقد توجه مستمر اما در عين حال داراى انعطاف است. در كل، نمايش‌هاى خانوادگى به‌صورتى معنى‌دار بيشتر توسط زنان انتخاب و تماشا مى‌شوند، حتى آن‌گاه كه منزلت نازل اين ژانر از طرف خود زنان شناخته شده باشد. پژوهش‌هاى مردم‌شناختى دربارهٔ بينندگان زن نمايش‌هاى خانوادگى نشان مى‌دهند ژانر فوق به‌طور گسترده به‌خصوص براى زنان مناسب است و غالباً در مكالمات و اظهار نظرهاى بينندگان در مورد تجربيّات روزمرهٔ آنها كاربرد دارد (Livingstone, 1988).هرمس (Hermes, 1995)، درخصوص مخاطبان مجلات ويژهٔ زنان، چندين سياهه تفسيرى يا ساختارهاى معنايى را مشخص كرده كه خوانندگان زن اين مجلات عمل خواندن و نيز توجه متفاوت خود به انواع مختلف ژانر فوق (از نشريات فمينيستى تا سنّتي) را براساس آنها معنى مى‌كنند. اين سياهه‌ها، به عنوان نمونه، شامل احساس وظيفه براى حمايت از آرمان‌هاى زنان يا احساس گناه براى خواندن مجلات سنّتى زنان مى‌شوند. اين باورها غالباً مانعةالجمع هستند و درمراوده با يكديگر، هرچند كه تضادهاى حاصله به‌دليل بى‌اهميّتى نسبى مجلات براى حتى وفادارترين خوانندگان آنها ملايم‌تر مى‌شوند.بى‌علاقگى مخاطبان - كه بازتاب شكاف كاملاً شناخته شدهٔ بين تجربيّات زندگى واقعى و دنياى رسانه‌ها است - پديده‌اى بسيار رايج است. مطالعهٔ آنگ (Ang, 1985) دربارهٔ زنان هوادار سريال تلويزيونى دالاس (يك نوع - پرزرق و برق - خاص از نمايش‌هاى خانوادگي) نشان داد كه لذّت بردن از مزخرفات تخيّلى با انتقاد از بخش زيادى از محتوا چقدر سازگار است. بينندگان به‌راحتى مى‌توانند از برنامه‌اى لذّت ببرند يا با آن طعنه‌آميز برخورد كنند. در اينجا، بسيار اشتباه خواهد بود كه مخاطبان را براساس نگرشى شكل گرفته از بيرون (يا هر نگرش واحد) نسبت به محتوا يا رسانهٔ موردنظر تعريف كنيم. مخاطبان وجود دارند و - جداى از محتواى انتخاب شده و تمام انتقاداتى كه براساس موازين زيبايى شناختي، اخلاقي، يا سياسى مى‌تواند بر آن گرفته شود - از استفادهٔ خود لذّت مى‌برند. البته، اين اصل درخصوص ديگر ژانرها و ديگر مخاطبان نيز مصداق دارد.ماهيّت مخاطبان تفكيك شده براساس جنسيّت به‌معناى نسبت جنسى تركيب آنها نيست، بلكه ميزان معنادارى خاص عضويّت آگاهانهٔ افراد در بين مخاطبان (مخاطب بودن) براساس تجارت خاص مردانه و زنانه است. پژوهش‌هاى انجام شده در مورد استفاده از رسانه مملو از يافته‌هايى هستند كه نشان مى‌دهند تفاوت مخاطبان براساس جنسيّت با رجحان‌ها و رضايت‌مندى‌هاى متفاوت آنها همبستگى دارند. محققين دريافتند كه زنان مضطرب بيشتر مسابقات و نمايش‌هاى متنوع را تماشا مى‌كنند، در حالى كه مردان مضطرب بيشتر برنامه‌هاى خشن و پرحادثه را مى‌بينند. اين يافته بر اختلاف‌هاى قابل مشاهده در بين كليهٔ مخاطبان تأكيد مى‌كند. البته اين بدان معنى نيست كه بيشتر تجربيات رسانه‌هاى جمعى را مى‌توان با استفاده از مفهوم جنسيّت تبيين كرد، چرا كه شواهد فراوانى در دست است كه هدف‌مندى و فهم مشترك هر دو جنس را نشان مى‌دهد.يك بُعد ديگر از مبحث تفكيك جنسيّتى مخاطبان به ميزان اثرپذيريِ عمل پيچيدهٔ اجتماعى استفاده از رسانه‌اى خانگى (مانند تلويزيون) از روابط بين دو جنس و نقش‌هاى جنسى افراد مربوط است. مطالعهٔ كلاسيك در اين باب احتمالاً از آن مورلى (Morley, 1986) است. وى در اين مطالعهٔ قوم‌نگاشتى از مشاهدهٔ خانوادگى تلويزيون بر وجود توافق‌ها، الگوهاى رفتارى و قواعد نانوشتهٔ بى‌شمارى تأكيد كرد كه در محيط كوچك مخاطبان حتى يك خانواده شكل مى‌گيرند. معمولاً كنترل تلويزيون به‌هنگام شب در دست مردها قرار دارد. (همچنين، نك: Lull, 1982a).مورلى دريافت كه زنان تمايل كمترى دارند تا براى تماشاى تلويزيون برنامه‌ريزى كنند يا به‌طور مستمر آن را به تماشا بنشينند. زنان بيشتر تمايل دارند تا به هنگام تماشا كارهاى ديگر هم انجام دهند، بنا به دلايل اجتماعى به خواست‌هاى ديگران تن در دهند، هنگام تماشا صحبت كنند، و به‌هنگام تماشاى تلويزيون در تنهايى احساس گناه كنند. همچنين، زنان گرايش به اين دارند كه تماشاى تلويزيون وسيله‌اى است براى كاستن از تنش‌هاى خانوادگى و به مصالحه كشاندن دعواها، و آن را تا حدودى عامل دلگرم كننده براى رفع تنهايى يا بودن در جمع مى‌دانند. مورلى (Morley, 1986)، همچنين، مثال مردانى را ذكر مى‌كند كه قدرت خود براى كنترل تلويزيون را، مثلاً با تماشا كردن صرفاً برنامه‌هاى ورزشي، براى تلافى‌جويي از زنان آنها به كار مى‌برند. احتمالاً زنان نيز، آنگاه كه فرصت بيابند، چنين كارى مى‌كنند. نكتهٔ آخر اينكه در حال حاضر حيطه‌اى در حال گسترش براى تحقيق وجود دارد كه به مطالعهٔ تأثير عامل جنسيّت در اكتساب استفاده از فن‌آورى‌هاى نوين ارتباطى در محيط خانه و خانواده مى‌پردازد (Frissen, 1992; Moores.1993).


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۶ ] [ مشاوره مديريت ]

  قوميت و استفاده از رسانه

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

يكى از سرچشمه‌هاى تمايز اجتماعي، كه احتمالاً اهميت افزون‌ترى در شرايط زندگى مدرن شهرى مى‌يابد، نژاد و قوميت است. در برخى كشورها، برنامه‌هاى خاصى براى اقليت‌هاى قومى و زبانى ارائه مى‌شوند، و در ديگر جاها نيز شواهد موجود غالباً نشان از توجه متفاوت اقليت‌ها به رسانه‌هاى غالب و محورى دارند. در مورد موسيقي، سبك‌هاى خاصى سياه‌پوست‌ها و سفيدپوست‌ها و بسيارى گونه‌هاى دورگه (كه از تركيب فرهنگى و نژادى به دست آمده‌اند) ديده مى‌شوند. در اين موارد مى‌توان استفاده از رسانه‌ را ابزارى مناسب براى بيان و لذت بردن، به عنوان يك تجربه مشترك و اختصاصي، و احساس يكى بودن با نوع خاصى از فرهنگ دانست. غالباً، اختلاف‌هاى قومى تأثير بيش‌ترى در تفسيرها و گرايش‌ها دارند تا در گزينش‌هاى عملى رسانه‌اى.اين ابعاد براى مخاطب موسيقى مردم‌پسند، كه داراى توليد فرهنگى بسيار تمايز يافته است و مى‌تواند به تفاوت‌ها و تغييرات جزئى در سلايق استفاده‌كنندگان پاسخ دهد، بسيار مشهود است. افراد متعلق به اقليت‌هاى قومى همانند ديگران به رسانه‌هاى غالب و سلايق فرهنگى محورى جذب مى‌شوند و در عين حال از امكان ابراز اشكال فرهنگى اقليتى نيز برخوردار هستند. اين اشكال فرهنگى به ايجاد يك محيط نمادين امن‌تر، ارزش‌مندتر، و آشناتر مدد مى‌رساند. هويت گروه‌هاى قومى (به ويژه هويت سياه‌پوست‌ها در جوامع سفيدپوست) از طرف سلايق فرهنگى متمايز تقويت مى‌شود. به عنوان نمونه، سبك‌هاى موسيقى رَپ و هيپ-هاپ در مركز هويت‌هاى اجتماعى پيچيده در كشورهايى كه داراى اقليت‌هاى قابل ملاحظه‌اى از سياه‌پوستان هستند، قرار دارند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.