مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4019
دیروز : 1950
افراد آنلاین : 14
همه : 5160408

  عرصه‌هاى عمومى و خصوصى استفاده از رسانه

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

برخى از اشكال استفاده از رسانه يك ويژگى دقيق عمومى دارند، هم به اين معنا كه در بيرون از خانه (مثلاً در سينما يا كنسرت‌ها) اتفاق مى‌افتند و هم از آن جهت كه به مثابه پاسخى مشترك به اجرا يا واقعه‌اى عمومى بسيار حائز اهميت هستند.رسانه‌هاى جمعى كه اغلب در خانه استفاده مى‌شوند (به خصوص تلويزيون، ويدئو، موسيقى و كتاب) در واقع پلى هستند بين دنياى خصوصى و خانگى و خانوادگى با فعاليت‌ها و مسائل جامعه پيراموني. مخاطب بودن، در برخى شرايط، به معناى اشتراك در زندگى جامعه پيرامونى و در شرايطى ديگر، صرفاً تجربه‌اى ا ست خودانگيخته كه مى‌تواند كلاً شخصى و خصوصى يا تنها با حلقه كوچكى از دوستان و اعضاء خانواده مشترك باشد. البته محل فيزيكى تجربه رسانه‌اى (مثلاً سينما يا تئاتر در مقابل خانه) را نمى‌توان به تنهايى معيار تعريف آن به عنوان فعاليتى عمومى يا خصوصى در نظر گرفت.نوع عمومى استفاده از رسانه در مواقعى متجلى مى‌شود كه افراد به طور آگاهانه و انگيزه‌مند به گزارش وقايعى كه اهميت اجتماعى بسيار زيادى دارند (مانند نتايج انتخابات، حوادث ناگوار، بحران‌هاى جهاني) توجه مى‌كنند؛ يا پخش زنده حوادث ورزشى مهم را از طريق تلويزيون تماشا مى‌كنند يا در يك برنامه تفريحى بزرگ (مانند كنسرت‌هاى زنده) مشاركت مى‌كنند. تجربه مخاطبان عمومى معمولاً مستلزم ميزانى از هويت‌مندى در قالب يك گروه اجتماعى بزرگ‌تر است - خواه يان گروه هواخواهان باشد، يا شهروندان، يا يك جمعيت محلى يا يك فرهنگ سليقه. همچنين، مى‌تواند تجربه‌اى باشد همراه با يك يا چند نقش عمومي، نظير نقش شهروند، رأى‌دهنده، يا كارگر.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۳ ] [ مشاوره مديريت ]

  يك مدل گمراه‌ كننده استفاده از رسانه‌ها

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

مخاطب پژوهان اوليه هم از اين نكته غافل نبودند كه استفاده از رسانه‌ها تحت تأثير شرايط زمان و مكان، و نيز عادات اجتماعى و فرهنگى قرار دارد. مردم بنا به دلايل اجتماعى متعدد (مانند گفت وگو يا برنامه‌ريزى امور روزمره) و نيز بنا به مقاصد يا ارزش‌هاى ارتباطى خاص (مانند پى‌بردن به اخبار) به جمع مخاطبان مى‌پيوندند.به هر حال، اين يك حقيقت است كه رسانه‌پژوهى اوليه متأثر از مدلى از ارتباطات بود كه ارتباط را به عنوان فرآيندى خطى از انتقال پيام‌ها مى‌نگريست. اين مدل محتوا و اثرات پيام‌ها را مهم مى‌دانست و قرارگرفتن مخاطبان در معرض رسانه‌ها را همچون جمع ساده گزينش‌هاى مجزاى افراد در نظر مى‌گرفت. مسأله مهم در اين مدل آن بود كه پيام‌ها به صورتى آگاهانه دريافت، درك، و مؤثر گردند. همچنين، آن عناصر زندگى اجتماعى كه در سر راه اين فرآيند قرار مى‌گرفتند به عنوان سر و صدا و مداخله، يا به عنوان مزاحمت‌هايى ناخوشايند در فرآيند سنجش، تفسير مى‌گرديدند. رفتارهاى به ظاهر غيرانگيزشي نيز به عنوان رفتارهايى فاقد معنى و مفهوم ناديده گرفته مى‌شدند. نگرش ملازم با مدل انتقالى نسبت به مخاطبان نيز بر آن بود كه مخاطبان را به بهترين نحو (در صورت امكان) مى‌توان در آزمايشگاه مطالعه كرد و بدين طريق ابعاد نامربوط را ناديده گرفت.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۲ ] [ مشاوره مديريت ]

  استفاده از رسانه‌ و زندگى روزمره

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

انتخاب افراد را مى‌توان تا حدودى با استفاده از چندين عامل علّى داراى تعامل تحليل كرد - فشار نيازهاى افراد و نيز فشارهاى اجتماعي، نظم و آرايش شرايط، جاذبه نسبى برخى از محتواهاى رسانه‌اي. اين شيوه براى صورت‌بندى مشكل مخاطبان از همان انگيزه‌هايى ناشى مى‌شود كه بيش‌تر پژوهش‌هاى مخاطب‌‌شناختى را تا حال هدايت كرده‌اند: برآوردن نيازهاى صنايع رسانه‌اى يا اهداف تبليغات‌چى‌ها و يا پاسخگويى به نگرانى‌هاى مردم در خصوص اثرات ضر رسانه‌ها.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 هنجارهاى مربوط به محتوا

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

انتظارات هنجارى نه تنها به استفاده از رسانه‌ها بلكه به محتواى آن‌ها نيز مربوط مى‌شوند. مردم از رسانه‌ها شكايت‌‌هايى دارند، همچنان كه قدردانى خود را نيز نشان مى‌دهند. البته معمولاً عكس‌العمل مثبت مردم بيش‌تر از انتقادهاى آن‌ها است، اما اين حقيقت مايه تعجب است كه نقش و عملكرد رسانه‌ها به صورتى بس گسترده موضوع مناسبى تلقى مى‌شود براى ابراز گرايش‌ها، قضاوت‌ها و افكار عمومي.مخاطبان انتظار دارند رسانه‌ها با هنجارهاى مربوط به حسن سليقه و اخلاق هماهنگ باشند، و نيز بعضاً با ارزش‌هايى نظير اجتماع محلي، وطن‌پرستى و دموكراسي. هنجارهايى كه مربوط به داستان‌هاى تخيلى و محتواى تفريحى رسانه‌ها است معمولا به استفاده از الفاظ نامناسب، خشونت، سكس و الگوهاى رفتارى ارائه شده در آن‌ها اشاره دارند. در اين هنجارها، زندگى خانوادگي، محافظت از كودكان و احساسات فردى و موازين اخلاقى بزرگ‌ترها مهم‌ترين وجوه مشترك هستند.گذشته از هنجارهاى اخلاقي، اين نيز شايان توجه است كه مخاطبان نسبت به كيفيت محتواى رسانه‌ها بر مبناى جابندارى و انصاف سياسى هم حساسيت دارند. مخاطبان غالباً تأكيد بيش‌ترى بر بى‌‌‌طرفى و اعتبار رسانه‌ها دارند تا بر حق آزادى بيان آن‌ها. چنين مى‌نمايد كه مخاطبان در بيش‌تر مواقع نسبت به پخش عقايد سياسى افراطى يا منحرفانه در رسانه‌هاى محورى و عمومى تحمل داشته باشند. هنجارهايى كه مخاطبان در مورد اطلاعات رسانه‌ها ابراز مى‌كنند عموماً شامل كليت و درستي، توازن، و تنوع افكار مى‌شوند. منابع خبرى نيز غالباً بر اساس اعتبار نسبى خود مورد قضاوت قرار مى‌گيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

چارچوب هنجارى استفاده از رسانه

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه )

اگرچه نمى‌توان استفاده زياد از رسانه‌ها را به تنهايى زيانبار دانست، اما بديهى‌ترين هنجار به كار رفته در مورد رسانه‌ها اين بوده است كه افراد مى‌توانند، حتى از چيزهاى خوب هم، زيادى برخوردار گردند. چارچوب هنجارى مربوط به استفاده از رسانه در وهله اول چنين مى‌نمايد كه مخالف رويكردى است كه استفاده از رسانه را فعاليتى داوطلبانه، مربوط به اوقات فراغت، فارغ از نقش، عموماً لذت‌بخش و عارى از تعهدات اجتماعى مى‌داند. با اين حال، پژوهش‌هاى مخاطب‌شناختى هنوز هم از وجود سيستم‌هاى ارزشى‌اى پرده برمى‌دارند كه به طور غيررسمى در تنظيم رفتارهاى رسانه‌اى مخاطبان نقش دارند.مى‌توان عمق يادگيرى اجتماعى همه انواع رفتارهاى مخاطبان و نيز يادگيرى ناخودآگاه قواعد و انتظارات مربوط به رسانه‌ها را به راحتى ناديده گرفت. اين يادگيرى‌ها آن‌چنان گسترده‌‌اند و مى‌توانند برحسب زمان، مكان، و فرهنگ تنوع داشته باشند كه هر اقدامى براى تشريح ‌آن‌ها محكوم به شكست است. ما معمولاً تنها زمانى به وجود اين قواعد آگاه مى‌شويم كه به طور غيرمنتظره توسط مخاطبان يا خود رسانه‌ها شكسته مى‌شوند.شواهد گسترده‌اى حاكى از اين است كه رسانه‌ها از طرف مخاطبان خود داراى توان اثرگذارى خوب يا بد هستند و از اين رو، نيازمند نظارت و كنترل جامعه يا حداقل ينكه رسانه‌ها بايد توسط والدين تحت نظارت قرار بگيرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۲۰ ] [ مشاوره مديريت ]

  استفاده از رسانه به عنوان آسيب‌شناسى اجتماعى

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

رسانه‌هاى مختلف داراى تعاريف پيچيده‌اى هستند كه آن‌ها را به ابعاد ديگرى از تجارب اجتماعى افراد ربط مى‌دهند. از يك سو، رسانه‌ها تقريباً همراهان غيرقابل گريز زندگى روزمره هستند كه ما را وامى‌دارند تا عادات اجتماعى خود (نظير غذاخوردن و گفت و گوهاى خود) را با توجه به واقعيت حضور آن‌ها تنظيم كنيم. رسانه‌ها، از ديگر سوي، منابعى ارزشمند و متنوع‌ هستند كه ما را در مواجه با موقعيت‌هاى اجتماعى و مشكلات فردى يارى مى‌دهند. در رابطه با نقش اخير، ما مى‌توانيم رسانه‌‌ها را ابزارى بدانيم براى رسيدن به روحيه‌اى خاص، انبساط خاطر، گريز از خويشتن، تحريك احساسات متعدد، و نيز وسيله‌اى كه به ما كمك مى‌كند تا چيزهايى را به ياد آوريم و به آن‌ها عكس‌العمل نشان دهيم يا اينكه آن‌ها را فراموش كنيم. شواهد موجود به طور قطع نشان مى‌دهند كه رسانه‌ها براى تمامى مقاصد فوق به كار مى‌روند.اين مبحث با تشكيك در اثرات غيراجتماعى‌كننده استفاده از رسانه‌ها آغاز شد، هرچند اين نكته نيز پذيرفته شد كه بعضاً ميزان نابهنجارى از انزواطلبى از طريق رسانه‌ها مشاهده مى‌شود. در واقع، ترسيم خط دقيقى بين استفاده غيرعادى و افراطى با استفاده آسيب‌شناختى يا زيانبار ممكن نيست. يافته‌هاى يكسان را مى‌توان به انحاء مختلف تفسير كرد. مطالعات نخستين درباره اعتياد كودكان به رسانه‌ها (مثلاً: Maccoby,1954) نشان داد كه محتمل‌ترين عامل استفاده افراطي از رسانه را بايد در آشفتگى‌هاى خانوادگى و ديگر مشكلات فردى جست و جو نمود. استفاده رسانه‌اى غالباً راهى است براى جبران محروميت‌هاى اجتماعى و روان‌شناختى افراد.مطالعات اوليه، وابستگى زياد كودكان به تلويزيون را بالقوه زيانبار مى‌دانستند يا نشانه‌اى از شكست فرد براى رشد يا هماهنگ شدن با واقعيت بيروني. تماشاى بيش از حد تلويزيون، به طور ساده، فعاليتى كم‌ارزش تلقى مى‌گرديد كه مانع فعاليت‌هايى مى‌شد كه به ويژه براى كودكان مفيد مى‌نمود (نظير بازى كردن، گردش رفتن، يا انجام تكاليف درسي). شواهدى در دست بود كه نشان مى‌داد تماشاى زياد از حد تلويزيون با سازگارى اجتماعى پائين كودكان همبستگى دارد.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۹ ] [ مشاوره مديريت ]

  دريافت مخاطبان و مبادلۀ معنا

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

نظريه جديد مخاطبان بر آن است كه نه تنها اهميت تجربه مخاطبان بلكه معناى اقتباس شده از محتواى رسانه‌ها نيز تا حد زيادى به تصورات، تجارب، و مكان اجتماعى يكايك مخاطبان بستگى دارند. مخاطبان معانى ارائه شده در متون رسانه‌اى را بر اساس نگرش و آرزوهاى خود رمزگشايي مى‌كنند، هرچند اين كار در يك چارچوب تجربيات نستباً مشابه انجام مى‌گيرد.چنين عملى قطعاً در مورد پيام‌هاى پيچيده و چندبُعدى داستان‌هاى تخيلى انجام مى‌شود (مثلاً مى‌توان به درس‌هايى كه خوانندگان زن از داستان‌هاى عشقى و تخيلى مى‌گيرند، اشاره كرد. فرآيند فوق، همچنين، در مورد قضاوت‌هاى هنجارى مربوط به ارزش اخلاقى و زيبايى شناختى محتواى رسانه‌ها نيز مشاهده مى‌شود. (اين مسأله در مباحث بعدى خواهد آمد). ما به هيچ‌وجه نمى‌توانيم مطمئن باشيم كه حتى بديهى‌ترين اطلاعات واقعي بدان‌گونه كه فرستاده شده‌اند فهميده شوند. مدارك معتنابهى در دست است كه نشان مى‌دهد برداشت مردم از اخبار ناقص يا خطا است، هرچند در برخى مواقع اين اشكالات به فرستندگان اخبار منتسب است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۸ ] [ مشاوره مديريت ]


معاشرت‌پذيرى و استفاده‌هاى اجتماعى از رسانه‌ها

( اعمال مخاطبان، كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها )

جريان محورى در علم ارتباطات استفاده از رسانه را تلويحاً چونان نوعى بسيار خاص از رفتار مى‌داند كه الزاماً به جابه‌جايى ديگر رفتارها مى‌انجامد. اين شيوه تفكر منتقدان اوليه را بر آن داشت تا بر تنهايي سينماروها، قتل گفت وگو با ديگران به دست راديو و تلويزيون، بى‌رونق شدن زندگى اجتماعى بيرون از خانه، و خزيدن به درون حلقه خانواده (خصوصى شدن) بگريند. مرده‌هاى متحرك واكمن به گوش و جوانان معتاد به بازى‌هاى كامپيوترى و اينترنت، كه رابطه خود با واقعيت‌ها را از د ست داده‌اند، موضوعات متأخر در نگرش انتقادى هستند.بديهى است افراد زيادى وجود دارند كه از نظر اجتماعى تنها و منروى‌ هستند و در عين حال معتاد به استفاده از رسانه - كه خود مى‌تواند انزواى آن‌ها را تقويت كند. به هر حال، مدرك تعيين كننده‌اى كه بتواند سقوط كلى تماس اجتماعى افراد در نتيجه مستقيم استفاده آن‌ها از رسانه‌هاى جمعى را نشان دهد، در دست نيست. يك ملاحظه قابل فهم در خصوص اعتياد به رسانه‌ها باعث منحرف شدن توجه از معانى مرسوم جذابيت رسانه‌ها شده است. بيش‌تر كاربردهاى رسانه‌ها به نحوى تأثيرگذار اجتماعى هستند. خود استفاده از رسانه نيز يك شكل همه‌جاگير از رفتارهاى معمولى اجتماعى و جايگزينى قابل قبول به جاى تعاملات واقعى اجتماعى است. همچنين، استفاده از رسانه به طور گسترده چون يك عامل جامعه‌پذيري مهم نگريسته مى‌شود - يعنى عاملى براى يادگيرى اجتماعى و ابزارى براى مشاركت افراد در جامعه پيرامونى خود.اجتماعى بودن تجربه مخاطبان در مشخصه‌هاى آشنا (و بسيار تأئيد شده) استفاده عادى از رسانه‌ها قابل مشاهده است. ما غالباً، و به ويژه براى ديدن فيلم و تماشاى تلويزيون، تجربه‌اى مشترك با ديگران در استفاده از رسانه‌ها داريم؛ رسانه‌ها (همانند تلويزيون و موسيقي) براى سرگرم كردن ديگران يا براى تسهيل تعاملات اجتماعى به كار گرفته مى‌شوند؛ استفاده از رسانه‌ها غالباً همراه با گفت و گو با ديگران يا براى تسهيل تعاملات اجتماعى به كار گرفته مى‌‌شوند؛ استفاده از رسانه‌ها غالباً همراه با گفت وگو با ديگران درباره تجربه جارى است؛ محتواى رسانه‌ها (مقوله‌هاى خبري، داستان‌ها، اجراها) موضوعاتى هستند براى توجه مشترك افراد و مباحثات آن‌ها. گفت و گو در باره موضوعات رسانه‌اى به خصوص به عنوان بابى براى گفتگوى محترمانه با افراد ناآشنا مفيد است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مدل‌هاي ديگر از رابطه مخاطبان و فرستندگان

حداقل يك معبر ديگر به سوى نوع‌بندى مخاطبان و تجربهٔ آنها وجود دارد كه درخور پيمودن است. اين مسير نيز به رابطهٔ بين منبع و گيرندگان مرتبط است و از تمايز متقابل بين گرايش و هدف نشأت مى‌گيرد. اين تقسيم‌بندى را به بهترين نحو مى‌توان با استفاده از سه مدل در مناسبتات ارتباطى تشريح نمود: مدل انتقالي، مدل بيانى يا آئيني، و مدل توجه.شيوه‌هاى سه‌گانهٔ جهت‌گيرى مخاطبان و تجارب مرتبط آنها را نيز مى‌توان حدوداً با اين اصطلاحات نشان داد: پردازش‌شناختي؛ اشتراك و تعهد هنجاري؛ و بذل توجه. اين شيوه‌ها مانعة‌الجمع يا مغاير هم نيستند و الزاماً هم كمكى به تمايز بين رسانه‌ها، كانال‌ها، يا انواع خاص محتواى رسانه‌اى نمى‌كنند. با اين همه، بر پايهٔ اين دسته‌بندى احتمالاً مى‌توان به‌صورت روشمند و جامع به اختلافات بين مخاطبات دست يافت.
 مخاطبان به منزلهٔ هدفدر مدل انتقالي، فرآيند ارتباط اساساً به‌عنوان ارسال پيام‌ها يا علائم در طول زمان و به‌منظور كنترل يا اثرگذارى در نظر گرفته مى‌شود. در اينجا، گيرنده، يعنى مخاطب، به‌عنوان مقصد يا هدفى براى انتقال قصدمند معانى نگريسته مى‌شود. اين مدل در خصوص مثلاً، آموزش و بسيارى از انواع مبارزات تبليغاتى عمومي، و نيز برخى از انواع تبليغات تجاري، كاربرد دارد. اين مدل را هم‌چنين مى‌توان در مورد استفاده‌هاى ابزارگرايانه از سوى مخاطبان به‌كار گرفت.  مخاطبان به منزله شركت‌كنندگاندر مدل آئينى يا بياني، ارتباط در قالب مفاهيمى مانند شراكت و مشاركت تعريف مى‌شود. اين تعريف باعث افزايش وجوه اشتراك بين فرستنده و گيرنده مى‌شود تا اينكه گيرندگان را بر اساس مقاصد فرستنده تبيين كند. از نظر كاري، اين نوع ارتباط به انتشار پيام‌ها در بين فاصله‌هاى مكاني، بلكه معطوف به حفظ جامعه در زمان است؛ همچنان كه مقصود آن، نه ارائه اطلاعات،بلكه بازنمايى باورهاى مشترك است. بنابر اين تعريف، ارتباط، ابزارگرايانه يا سودجويانه نيست و از اين‌رو، گرايش مخاطبان نيز احتمالاً به نحوى از سر شوخي، تعهد اخلاقى يا شخصى است. پس، مخاطبان اساساً حكم شركاء را در يك فرآيند ارتباطى دارند.  مخاطبان به منزله ناظرانسومين نوع مخاطب به مدلى از ارتباط تعلق دارد كه بر اساس آن منبع ارتباطى خواهان انتقال اطلاعات يا باورها نيست و تنها مى‌خواهد توجه مخاطبان را جلب كند بى‌آنكه اثر ارتباطى را در نظر داشته باشد. در اين مدل، توجه مخاطب همانقدر است كه در رتبه‌بندى‌ها تعيين مى‌شود، و بنابر اين، مى‌توان آن را در قالب حق اشتراك، درآمد گيشه‌هاى فروش بليط، و پرداخت‌هاى آگهى‌دهنده‌ها به پول نقد تبديل نمود. همچنين، مى‌توان آن را برحسب منزلت و نفوذ در درون رسانه‌ها و در كل جامعه به پول تبديل كرد. شهرت و سرشناسى احتمالاً بيشتر ناشى از توجه مردم است و نه ناشى از اثرات در خور ياميزان تقدير و تحسين مخاطبان. احذ رتبه‌هاى بالا براى ارتباط‌گران جمعى (كه ميزان توجه به آن‌ها را نشان مى‌دهند) به معناى كم‌ابهام‌ترين شكل بازخورد و پاداش از سوى مخاطبان است. توجه مخاطبان در مقام نظار‌ه‌گران رسانه‌ها تنها درگيرى موقت آنها با رسانه‌ها را نشان مى‌دهد و نه عمق درگيرى آنها را. صرف توجه به مخاطب به رسانه به هيچ‌وجه به معناى انتقال معني يا مشاركت مخاطبان يا عميق‌تر شدن روابط بين فرستندگان و گيرندگان نيست، وقتى كه مخاطب از رسانه‌ها استفاده مى‌كند اصلى‌ترين سنجه توجه است، حتى اگر تنها براى پر كردن وقت يا فرار از مسائل زندگى يا حتى راهى براى خلوت كردن با خود باشد.



امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۷ ] [ مشاوره مديريت ]

گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان يك رسانهٔ خاص

گونه‌اى از مفهوم مخاطب به مخاطبان يك رسانهٔ خاص مربوط مى‌شود - مانند مخاطبان تلويزيون يا جماعت سينمارو البته نخستين كاربرد اين تعريف قبلاً ذكر شده است: جماعت كتابخوان، يعنى همان اقليّت محدود، در دوره‌اى كه سواد آن چنان فراگير نشده بود، سواد داشتند و كتاب مى‌خواندند. واژهٔ مخاطب در اين معنى معمولاً به افرادى اشاره دارد كه رفتار يا تصور آنها ايشان را به‌عنوان استفاده كنندگان علاقه‌مند و هميشگى رسانهٔ موردنظر مى‌شناساند. البته مى‌توان اين تعريف را آن‌چنان گسترش داد كه شامل تمام دريافت‌كنندگان رسانهٔ فوق گردد.هر رسانهٔ جمعى - روزنامه، مجله، سينما، راديو، تلويزيون، نوارهاى صوتى / CD - مى‌بايست مجموعه‌اى از مصرف‌كنندگان يا هواداران خاص خود را به‌وجود آورد. اين فرآيند با رواج رسانه‌هاى جديد، مانند اينترنت يا چند رسانه‌اى‌ها همچنان ادامه دارد. پيدا كردن افرادى كه از رسانه‌ها استفاده مى‌كنند چندان مشكل نيست، اما شناخت بيش‌تر ويژگى‌هاى مخاطبان رسانه‌اى خاص غالباً خام و نادقيق و صرفاً مبتنى بر مقوله‌هاى كلى اجتماعى - جمعيّتى است.اين نوع از مخاطب به‌مفهوم مخاطبان توده‌وار نزديك است چون مخاطب رسانهٔ خاص نيز غالباً بسيار بزرگ، پراكنده، ناهمگن، و فاقد سازمان يا ساختار درونى است. مفهوم فوق، همچنين، با مفهوم كلى بازار يك خدمت مصرفى خاص تناسب دارد. در حال حاضر، اغلب مخاطبان رسانه‌هاى خاص آنچنان در هم تداخل يافته‌اند كه - جز برحسب قرابت ذهنى و يا تواتر و حجم مصرف - سخت بتوان آنها را از هم بازشناخت. امروزه، مخاطب هر يك از رسانه‌هاى جمعى تا حد زيادى با مخاطبان رسانه‌هاى ديگر يكى شده است.به‌رغم اين، هنوز هم مفهوم مخاطب رسانه‌اى به‌هنگام تغيير شكل رسانه‌ها و جايگزينى آنها با هم اهميّت مى‌يابد. عضويت در گروه مخاطبان فيلم‌ها، به‌عنوان نمونه، مستلزم يادگيرى برخى از عناصر يك نقش، عادت‌هاى خاص، و نيز درك و فهم آن رسانه و ژانرها محتواى آن است. يادگيرى اين مسائل در خلال تعامل‌هاى اجتماعى و در يك ساختار فرهنگى خاص صورت مى‌پذيرد، از اين‌رو، معناى كامل مخاطبان يك رسانهٔ خاص در طول زمان و از مكانى به مكان ديگر متفاوت خواهد بود.به‌عنوان مثال، در دههٔ ۱۹۴۰ و قبل از رواج تلويزيون، مخاطبان فيلم‌ها با مخاطبان سينمارو يكى بودند: بى‌شمار، جوان، و معاشرتي؛ عادت‌كرده به صداى اُرگ همراه فيلم در سالن‌هاى بزرگ و پر از دود سيگار؛ شكيبا در صف‌هاى زير باران؛ و در نهايت براى برآوردن نياز محتوايى خود كاملاً وابسته به توليد اندك و توزيع كُندِ اين بازار. اما، مخاطبان فيلم‌ها در حال حاضر به‌هيچ‌وجه عين مخاطبان سينمارو نيستند و بيشتر خانه‌نشين، نايكدست، و مسن‌تر از مخاطبان سينمارو هستند. اينان، همچنين، به امكان گزينش از آرشيو بى‌پايان فيلم‌هاى قديمى و انبوه فيلم‌هاى روز عادت كرده‌اند؛ به‌ندرت در فكر يا درگير سانسور هستند؛ هزينه‌ها محدوديت چندانى براى آنها ايجاد نمى‌كند؛ و در نهايت از ويدئوى خانگى و تلويزيون استفاده مى‌كنند. بنابراين، امروزه ديگر چيزى به‌نام عشقِ فيلم وجود ندارد، هرچند مى‌توان از فيلم‌هاى فرقه‌اي سخن گفت كه، در مقايسه با آن روزهايِ وابستگى به سالن‌هاى سينما، امكان جذب پيروانى بس بيشتر را دارند.شواهد موجود نشان مى‌دهند كه مخاطبان هنوز بين رسانه‌هاى مختلف تفاوت مى‌گذارند و اين كار را با توجه به كاركردها يا كاربردهاى اجتماعى رسانه‌ها انجام مى‌دهند يا مطابق مزايا و مضرات منسوب به آنها. رسانه‌هاى متعدد نمودهاى نسبتاً قابل شناختى دارند. تفاوت‌هاى بين رسانه‌ها در رقابت آنها براى جذب مخاطبان و درآمد حاصل از آگهى‌هاى تجارى نقش مهمى بازى مى‌كنند. مفهوم مخاطبان رسانهٔ خاص براى آنان كه درصدد استفاده از رسانه‌ها به‌منظور پخش آگهى يا تبليغات ديگر هستند بسيار حائز اهميّت است، هرچند كه مخاطبان انحصاراً به رسانهٔ موردنظر متعلق نباشند. يكى از تصميم‌هاى اساسى در تبليغات غالباً به مخلوط رسانه‌ها مربوط مى‌شود: نحوهٔ تقسيم و تخصيص يك بودجهٔ تبليغاتى بين رسانه‌هاى مختلف با درنظر گرفتن ويژگى‌ها، نوع مخاطبان، و شرايط دريافت هر يك از رسانه‌ها.قابليّت جايگزينى رسانه‌ها به‌جاى يكديگر مسأله‌اى شايان توجه در اقتصاد رسانه‌اى است و غالباً بر ميزان استمرار مخاطبان رسانه‌اى تأثير مى‌گذارد. در اينجا، غير از مسألهٔ تعداد و مشخصات جمعيّت‌شناختى مخاطبان، ملاحظات عديده‌اى به‌ميان مى‌آيند. برخى پيام‌ها در محيط خانه و خانواده بهتر منتقل مى‌شوند، پس بايد تلويزيون را براى اين منظور برگزيد. درحالى كه، براى پيام‌هاى فردى‌تر و خصوصى‌تر، پوسترها يا مجلات مناسب‌ترين شيوه هستند. محتواى برخى پيام‌ها براى زمينه‌اى اطلاع‌رسان مناسب‌تر هستند، درحالى كه ديگر پيام‌ها را بايد در قالبى تفريحى و آرامش‌بخش ارائه نمود. با اين توضيح مى‌توان نتيجه گرفت كه مخاطبان رسانه‌اى صرفاً براساس مشخصات اجتماعى - اقتصادى آنها انتخاب نمى‌شوند، بلكه نوع محتوا و نيز شرايط و زمينهٔ اجتماعى - فرهنگى رفتارهاى رسانه‌اى مخاطبان نيز درنظر گرفته مى‌شوند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۶ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان فراملّى

اغلب مخاطبان رسانه‌ها در درون يك كشور قرار دارند، اما بُرد رسانه‌اى به‌صورتى روزافزون در حال گسترش به وراى مرزهاى ملّى است. اين روند به‌ويژه درخصوص فيلم، تلويزيون و موسيقى قابل مشاهده است. البته، واقعيّت فراملّى شدن رسانه‌ها اصلاً پديده‌ٔ تازه‌اى نيست (Tunstall, 1977)، اما روند فوق در حال شتاب‌گيرى است و اين در نتيجهٔ وجود ابزارهاى جديد توزيع، جهانى شدن صنايع رسانه‌اي، و افزايش ظرفيت ارتباطات جهانى تصاوير و موسيقى است. ترويج وقايع ورزشى بين‌المللى نيز نقش به‌سزايى در تسريع فرآيند فراملّى شدن رسانه‌ها (و برعكس) داشته است.مخاطبان فرامرزى يا جهاني، به‌لحاظ نظري، از طرف منابع اصلى ارتباطى ناديده گرفته مى‌شوند و معمولاً در محاسبات مربوط به تعيين تعداد مخاطبانِ محصولات يا كانال‌هاى توزيع‌كنندهٔ آنها منظور نمى‌شوند. اما درعمل، بخش قابل ملاحظه‌اى از عرضهٔ رسانه‌اى فراملّي، و جريان محتواى فرامرزي، برنامه‌ريزى شده و تحت نظارت است. امروزه، روندى رو به گسترش از توليد هدف‌دار محتواى رسانه‌اى براى بازارهاى بين‌المللى قابل مشاهده است و به‌صادرات اين برنامه‌ها هم ديگر به‌عنوان مازاد نيازهاى داخلى نگريسته نمى‌شود (Wildman, 1994). روند مذكور به‌ويژه در مورد فيلم، موسيقي، اخبار تلويزيوني، و تبليغات ديده مى‌شود. به‌همين سبب، ما بايد براى ارزيابى ميزان و اهميّت مبادلهٔ رسانه‌اى فرامرزي، بين انواع مختلف مخاطبان بين‌المللى تفاوت بگذاريم.سپستراپ (Sepstrup, 1989, 1990) سه شكل اصلى از توزيع بين‌المللى رسانه‌اى را مشخص كرده است. نوع اول جريان چندجانبه است كه به توزيع مجدد محتوايى كه معمولاً براى مصرف داخلى ساخته شده، از كشور محل توليد به كشورهاى بسيار متفاوت، به‌منظور كسب باواسطه يا مستقيم درآمد در آن كشورها، مربوط مى‌شود. اين جريان درمورد كانال‌هاى تلويزيونى جهانى (نظير MIV، CNN بين‌المللي، تلويزيون جهانى BBC و غيره) و همچنين درمورد كانال‌هاى ماهواره‌اى كه مخاطبان ساكن در چندين كشور را هدف مى‌گيرند، مصداق دارد. همچنين، نوع مذكور را مى‌توان در مورد پديدهٔ قديمى راه‌اندازى كانال‌ها يا خدمات راديويى ملّى براى توزيع جهانى (مانند صداى آمريكا، يا راديو مسكو) نيز به‌كار برد. مخاطبان چنين رسانه‌هايى را نمى‌توان به‌سهولت رديابى نمود (Mytton & Forrester, 1988)، هرچند كه كنترل و تأمين مالى كارها معمولاً نيازمند نوعى بازخورد ارتباطى است - حتى در مواقعى كه پخش برنامه‌ها هدف‌هاى سياسى يا عقيدتى نيز داشته باشد.نوع دوم، كه با نوع اول تداخل نيز دارد، همان توزيع مجدد واقعاً ملّى توليدات رسانه‌اى خارجى است - مثلاً پخش فيلم‌هاى خارجى خريدارى شده از تلويزيون يا سينما، عرضهٔ موسيقى مردم‌پسند در راديو يا از طريق نوار، يا ترجمهٔ كتاب‌هاى خارجي. در اين مواقع، گزينش برنامه‌هاى خارجى براى مخاطبان در واقع به‌وسيلهٔ كانال‌هاى رسانه‌اى داخلى صورت مى‌گيرد. اين نوع از جريان بين‌المللى رسانه‌اى به‌هيچ وجه چيز تازه‌اى نيست و در اصل بازتابى است از روابط قديمى مطرح‌شده در تجارت و وابستگى رسانه‌اى و دلبستگى‌هاى فرهنگي. در اينجا، جذب مخاطبان به يك برنامهٔ خارجى منوط به حقايق فرهنگ رسانه‌اى (مانند جذابيّت نهادينه‌شدهٔ فيلم‌هاى هاليوود يا برخى از انواع موسيقى مردم‌پسند غربي) و همچنين پيوندهاى ناشى از وابستگى‌هاى فرهنگى و زبانى خواهد بود. اين پديده را هاسكينز و مايروس (Hoskins, & 1988; Hoskins, Mirus & Rozeboom, 1989) تخفيف فرهنگي ناميده‌اند؛ بدين معنى كه هرقدر يك محصول رسانه‌اى فاصلهٔ فرهنگى زيادى با مخاطبان خود داشته باشد، تقاضا براى آن پخش رسانه‌اى كمتر خواهد بود و در نتيجه قيمت كمترى را هم مى‌توان براى آن طلب نمود.اين عوامل بسيار مهم‌تر از تكنولوژى خاص رسانه‌اى هستند و بنابراين، برخلاف روياهاى اوليه درخصوص قابليّت‌هاى تلويزيون جهانى در نتيجهٔ استفاده از پخش ماهواره‌اى انقلاب ارتباطات تغييرات چندانى در پى نداشته است. اين مسأله حتى در اروپاى غربى نيز صادق است، يعنى حتى در منطقهٔ پرجمعيّتى كه چهل تكه‌اى از سيستم‌هاى رسانه‌اى ملّى وجود دارد پروژهٔ تلويزيون پان اروپايى - به‌نام تلويزيون بدون مرز - پيشرفت ناچيزى داشته است.سومين نوع از جريان رسانه‌اى بين‌المللى نوع دوجانبه است كه در آن مخاطبان با يك منبع رسانه‌اى (مخصوصاً شبكه‌هاى تلويزيوني) در بيرون مرزهاى ملّى آنها برخورد مى‌كنند. درواقع، در اين حالت معمولاً عمدى در پخش فرامرزى وجود ندارد و بنابراين، مى‌توان آن را اثر سرريز نيز ناميد. مثلاً مى‌توان به دريافت كانال‌هاى تلويزيونى آمريكا، انگلستان، و آلمان به‌ترتيب توسط مردم كشورهاى كانادا، ايرلند، و اتريش اشاره نمود. مخاطبان چنين جريان‌هايى ممكن است مقصود يا حتى مطلوب رسانه‌ها و كشورهاى مبدأ برنامه‌ها نباشند. همچنين، پيامدهاى فرهنگى چنين جريان‌هايى هم غالباً مايهٔ تأسف و موجب مناقشه هستند كه در مورد كانادا و ايالات متحده، يا در موارد ديگرى كه كشورهاى كوچك تحت‌الشعاع همسايه‌هاى بزرگ و هم‌زبان خود قرار مى‌گيرند، قابل مشاهده است.البته در برخى مواقع، جريان رسانه‌اى دوجانبه در واقع به‌منظور هدف‌هاى اقتصادى يا سياسى خاص برنامه‌ريزى و اجرا مى‌شوند. لوگزامبورك يكى از آن كشورهايى است كه از مدّت‌ها قبل پخش رسانه‌اى به‌درون مرزهاى همسايگان خود را به‌چشم يك صنعت عمدهٔ ملّى ديده است. در اين موارد ممكن است برخى مشكلات حقوقى و تجارى به‌وجود آيند كه ناشى از كپى‌رايت (حق تكثير)، كنترل تبليغات، يا اصول حق حاكميّت و هويت ملّى باشند. در داخل اتحاديهٔ اروپا، يك توافق‌نامهٔ حقوقى به‌نام دستورالعمل تلويزيون فراملّى وجود دارد كه براى رفع برخى از مشكلات فوق و تسهيل جريان دوجانبه تدوين شده است.جريان‌هاى ارتباطى بين‌المللى بسيار پيچيده هستند و بنابراين، اصطلاح مخاطبان فراملّى چندين مصداق مختلف دارد. در حال حاضر، هنوز هم در اين كه نوعى آگاهى ذهنى وسيع (يا در حال افزايش) بين مخاطبان در مورد هويت فراملّى آنها وجود داشته باشد ترديد است، هرچند كه رسانه‌ها به‌طور روزافزون چنين پديده‌اى را خاطرنشان مى‌سازند و هرچند هيچ‌كدام از انواع تشريح شده در اينجا تازگى ندارند، اما امروزه امكان به‌وجود آمدن آنها بسيار بيشتر از گذشته است. همچنين، وسعت واقعى شكل‌گيرى مخاطبان بين‌المللي، از آنجا كه غيرقابل اندازه‌گيرى است يا منفعتى در انجام آن وجود ندارد، هنوز ناشناخته است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان به عنوان يك گروه(۲)

مثال ديگرى كه از آن مكرراً ياد شده مربوط است به مخاطبان به‌مثابه گروه اجتماعى يا عموم در كشور هلند. در اين كشور، بخش عمومى در دست چند اتحاديهٔ مستقل، داوطلبانه و غيرتجارى قرار دارد كه هر يك تمايلات سياسي، مذهبى يا فرهنگى خاص خود را دارند و مخاطبان خود را از بين عموم مردم (كه حق اشتراك مى‌پردازند) برمى‌گزينند. وابستگى مخاطبان به اتحاديهٔ موردنظر آنها غالباً از طريق مشترك شدن به راهنماى برنامه‌هاى تلويزيونى اتحاديهٔ مزبور نمود مى‌يابد. هر چند شيوهٔ فوق، تحت فشارهاى ناشى از رقابت تجارى و تغييرات اجتماعي، به‌تدريج از مفهوم اوليهٔ خود عارى شد، ولى هنوز به حيات خود ادامه مى‌دهد و هنوز هم الگويى نمونه براى رابطهٔ بين رسانه‌ها و تلويزيون است. شيوهٔ پخش عمومى كشور هلند نشان مى‌دهد كه مخاطبان، در شرايط خاص اجتماعى و رسانه‌اي، هنوز هم مى‌توانند به‌عنوان گروه‌هاى اجتماعى همفكر باقى بمانند. البته تجربه ثابت كرده است كه چنين شيوه‌اى تا چه اندازه ممكن است در برابر تغييرات در محيط اجتماعى و فرهنگى و نيز در برابر نيروهاى بازار، شكننده باشند. روند تغييرات كاملاً خلاف اين مدل از شكل‌گيرى مخاطبان است.مثال‌هاى فوق در نقطهٔ مقابل شيوهٔ تجارى قرار دارند: شيوه‌اى كه در آن مخاطبانِ عضو به‌چشم مشترى و مصرف‌كننده ديده مى‌شوند و بر آن قواعد بازار - از جمله قاعدهٔ خريدار، مراقب باش - غلبه دارد. با وجود اين، تخصص‌گرايى رسانه‌اى هنوز مى‌تواند ارتباط‌گران را وادارد تا مخاطبان آنها را گروهى خودمختار يا مردمى فعّال بدانند كه در قبال آنها مسؤوليّت‌هاى خاصى (نظير ارائه گزارش كامل و منصفانه در مورد مسائل سياسي) به‌عهده دارند.مثال‌هاى ديگرى از گروه‌هاى مخاطبان يا عموم مردم نيز وجود دارد. به‌عنوان مثال، اصطلاح عام رسانه‌هاى جانشين شامل انواع كانال‌هاى رسانه‌اى است كه كم و بيش نقش اپوزيسيون را دارند و مى‌توان آنها را، به‌ويژه دركشورهاى در حال توسعه، ادامه‌دهندگان سنّت نشريات حزبى و راديكال اوليه به‌شمار آورد. بسيارى از رسانه‌هاى مزبور رسانه‌هاى خُرد هستند كه در بين توده‌هاى مردم و به‌صورتى ناپايدار، غيرتخصصي، و بعضاً تحت تعقيب يا غير قانونى فعاليّت مى‌كنند. مطبوعات ممنوعه در كشورهاى كمونيستي، نشريات مخالف در شيليِ تحت حاكميّت پينوشه يا نشريات زيرزمينى دوران جنگ جهانى دوم در اروپاى اشغال شده مثال‌هاى بارزى از نشريات پنهاني (يا شب‌نامه‌اي Samizdat) هستند. مخاطبان چنين رسانه‌هايى غالباً محدود هستند و احياناً به‌شدّت متعصب و متعهد به آرمان‌هاى خويش، اينان معمولاً اهداف سياسى و اجتماعى روشنى را دنبال مى‌كنند.توسعهٔ راديوهاى محلّى و سيستم‌هاى كابلى محلّى نيز امكان افزايش تعداد كانال‌ها و از اين طريق، انتشار صداى اقليّت‌ها (و به تبع آن افزايش تعداد گروه‌هاى شنوندگان) به‌صورت قانونى يا غير آن را فراهم كرده‌اند.توسعهٔ اين شبكه‌ها به‌خصوص براى گروه‌هاى داراى هويت‌هاى مستحكم، كه اغلب نيز خواهان داشتن رسانه‌هاى خاص خود بوده‌اند، بسيار مفيد بوده است. بسيارى از اقليّت‌هاى قومى و زباني، كه غالباً ريشهٔ مهاجر دارند، از توسعهٔ اين شبكه‌ها بهرهٔ فراوان برده‌اند رسانه‌هاى متعلق به اقليّت‌ها پايدار و حائز اهميّت هستند، هرچند كه در ظاهر خطر يا رقيبى بزرگ براى رسانه‌هاى بزرگ به‌نظر نرسند. رسانه‌هاى اقليّت‌ها، همچنين، به‌شدّت به شرايط اقتصادى و اجتماعى مطلوب وابسته‌ هستند.يك نوع آشناتر از مخاطبان رسانه‌اى كه با ويژگى‌هاى پيش‌گفته در مورد گروه‌هاى اجتماعى انطباق دارد به انتشارات (عمدتاً رسانه‌هاى چاپي) مربوط مى‌شود. رسانه‌هاى فوق در خدمت و حمايت گروه‌هاى داراى هويت تخصصى و اجتماعى خاص قرار دارند و تنها در بين شبكه‌هاى بسيار ويژه و به‌شدّت پراكنده توزيع مى‌شوند. مخاطبان چنين رسانه‌هايى داراى اهداف، علايق يا برداشت‌هاى ويژه هستند و در مواردى نيز حول يك مسألهٔ خاص اجتماعى تشكيل مى‌شوند. در برخى موارد، يك مسألهٔ ملّى مخاطبان مربوط به عرصهٔ عمومى را از مخاطبان واقع در حريم خصوصي، كارشناسي، و تخصصى جدا مى‌سازد. نشريات داخلى مربوط به كاركنان يك سازمان خاص يا مجلات تخصصى و علمى به‌ گروه دوم تعلق دارند، درحالى كه نشريات وابسته به طرفداران نهضت‌هاى اجتماعى نظير صلح سبز يا عفو بين‌الملل در دستهٔ اول جاى مى‌گيرند. فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديد رشد مخاطبان نشريات فوق را تسهيل كرده‌اند چرا كه استفاده از آنها توليد و توزيع نشريات مربوطه را آسان‌تر و ارزان‌تر نموده است. اينترنت و شبكهٔ جهانى رايانه‌اى متأخرترين فن‌آورى‌هايى هستند كه به‌عنوان مجارى ارتباطى گروه‌هاى كوچك يا مردمان بسيار پراكنده عمل مى‌كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان به عنوان يك گروه (1)

مخاطب در قالب يك گروه يا عموم يك جمع انسانى است و قبل از آنكه به‌عنوان گروهى از مخاطبان رسانه‌اى شناخته شود داراى هستى مستقل بوده‌ است. روشن‌ترين مثال مربوط به اين مقوله گروه‌هايى هستند كه اكنون ديگر يا به‌تاريخ پيوسته‌اند يا به‌صورت جماعت‌هاى بسيار كوچك وجود دارند، چرا كه امروزه در جوامع مدرن ويژگى‌هاى گروه‌هاى اجتماعى (نظير تعاملى بودن، قاعده‌مندى هنجاري، و به‌هم پيوستگي) به‌سختى مشاهده مى‌شوند، چه رسد به‌اينكه بتوانند معيارى براى تعريف مخاطبان باشند. با وجود اين، انتشارات وابسته به تشكيلات سياسى يا مذهبى يا حتى ديگر سازمان‌ها كه براى اهداف اعضاء يا سازمان‌هاى آنها منتشر مى‌شوند، هنوز هم حائز ويژگى‌هاى فوق هستند. روزنامه‌هاى وابسته به احزاب سياسى يا تشكيلات مذهبى به‌منظور تسهيل ارتباطات داخلى خود و تقويت فعاليّت‌هاى خارجى، نظير جذب اعضاى جديد يا نشر پيام‌هاى خود راه‌اندازى مى‌شوند (و هنوز هم بعضاً راه‌اندازى مى‌شوند). اين روزنامه‌ها معمولاً ابزارى هستند براى ايجاد ارتباط ميان رهبران و پيروان آنها، افزايش همبستگى دروني، و برجسته‌نمودن هويت گروه خود.از اين نوع مخاطب، گونه‌هاى بسيار زيادى وجود داشته است. عقيدهٔ لنين در مورد نشريات پيشرو (نظير مجلهٔ اجتماعى - انقلابى‌گرِ ايسكرا) كه هدف آنها سازماندهى و تبليغات توسط نخبگان انقلابى بود، نمونه‌اى قدرت‌مند در حيطهٔ مطبوعات به‌شمار مى‌رود. بعدها نيز نشريات حزب كمونيست براى اعضاى خودِ حزب منتشر مى‌شدند و نه براى توده‌هاى مردم. در سوى ديگر طيف، مى‌توانيم به‌برخى روزنامه‌هاى امروزى اشاره كنيم كه غالباً تجارى و غير ايدئولوژيك هستند، هرچند اندكى وابستگى به يك حزب سياسى يا ايدئولوژى خاص دارند. اين روزنامه‌ها به‌هنگام انتخابات سرمقاله‌هاى حمايت‌آميز منتشر مى‌كنند اما در ساير مواقع كم‌تر به مسائل سياسى مى‌پردازند.در شرايط امروزين، بهترين مثال از مخاطبان رسانه‌ها كه مى‌توان آنها را تا حدودى يك گروه اجتماعى نيز برشمرد، مى‌تواند خوانندگان يك روزنامه‌ محلّى يا شنوندگان ايستگاه راديويى يك جماعت خاص باشد. مخاطبان فوق حداقل يك مشخصهٔ هويت‌بخش اجتماعى / فرهنگى مشترك دارند؛ آنها همگى در يك محل زندگى مى‌كنند و عضوى از اين اجتماعى مسكون هستند. رسانه‌هاى محلّى مى‌توانند در حفظ آگاهى محلّى و احساس تعلق به آن نقش به‌سزايى داشته باشند. محل سكونت انواع گسترده‌اى از علايق رسانه‌اى (نظير تفريح، محيط زيستي، امور كارى و شغلي، شبكه‌هاى اجتماعى و غيره) را تعيين و حفظ مى‌كند. تبليغات در رسانه‌هاى محلّى نيز به‌تجارت و بازار كار محلّى كمك مى‌كند. نيروهاى اجتماعى و اقتصادى به‌طور توأمان نقش وحدت‌آفرين رسانه‌هاى محلى را تقويت مى‌كنند. بنابراين، حتى اگر يك رسانهٔ محلّى از گردونه خارج شود، باز هم اجتماع محلّى مخاطب آن همچنان به‌ حيات خود ادامه خواهد داد.به‌رغم اين، احتمال دارد كه ويژگى گروهى مخاطبان رسانه‌هاى محلّى كاملاً ضعيف باشد چرا كه مكان مشترك غالباً ناهمخوانى‌هاى بسيار عميق مردم را پنهان مى‌كند. برخى از مناطق تنها محل سكونت ساكنان هستند بدون آنكه پيوندهاى نهادى يا هويتى مشترك بين مردم آن مناطق وجود داشته باشد. ساكنان اين مناطق تنها مردمى هستند كه از جاهاى مشترك خريد مى‌كنند اما زندگى خصوصى خود را دارند و مى‌توانند به‌سرعت از جايى به جايى نقل مكان كنند. بعيد است كه رسانه‌ها بتوانند به‌تنهايى جايگزين هويتى غيرموجود باشند. گذشته از اين، رسانه‌هاى محلّى مخاطبانِ چندان گسترده‌اى ندارند و در سلسله مراتب ملّى و كلان شهرى مخاطبان آنها بسيار اندك است. مالكيّت متمركز و ساختار تحريريهٔ روزنامه‌هاى محلّى نيز غالباً ويژگى محلّى حقيقى آنها را كمرنگ مى‌كند. شبكه‌اى شدن مالكيت و محتواى شبكه‌هاى راديويى هم اغلب چنين پيامدى داشته است.گذشته از مورد رسانه‌هاى محلّي، شرايط ديگر همچون ويژگى‌هاى مشترك، همگنى نسبي، و ثبات در تركيب مخاطبان وجود دارد كه نشان مى‌دهد در ميان مخاطبان كيفيات گروه‌واره‌اى مستقل وجود دارد. معمولاً يكى از مشخصه‌هاى روزنامه‌ها رواج آنها در بين خوانندگان داراى گرايش‌هاى سياسى متفاوت است - و اين امر تكثير سياسى پايدار جوامع دموكراتيك را نشان مى‌دهد. خوانندگان با انتخاب روزنامه‌اى خاص هويّت سياسى خود را ابراز مى‌دارند و از اين طريق باورهاى آنها را نيز تقويت مى‌كنند. در اين ميان، روزنامه‌ها و مجلات نيز با تغيير محتوا و درج اعتقادهاى مشابه با باورهاى خوانندگان آنها، عكس‌العمل نشان مى‌دهند.به‌هر حال، تمايل گسترده به اخبار خنثى (يا عيني) و رقابت براى فروش (همراه با تمركز مالكيّت نشريات) هم از ميزان مباحثات سياسى و هم از هويت‌دهى به مخاطبان كاسته است. در حال حاضر روزنامه‌ها مى‌كوشند گروه‌هاى بزرگ‌تر و در نتيجه غيرمتجانس‌تر را به‌خود جذب كنند و از اين‌رو، جانبدارى آشكار سياسى يك روزنامه، در اغلب موارد، تنها مى‌تواند حاكى از كاهش يا سالمند شدنِ خوانندگان آن روزنامه‌ باشد.معناى گروه اجتماعى بودنِ يك دسته از مخاطبان رسانه‌اى را مى‌توان از طريق تحليل نقطهٔ مقابل آن نيز دريافت - مخاطبان توده‌وار يا كلي. به‌عنوان مثال، بسيارى از سازمان‌هاى ملّى پخش تلويزيونى در مراحل اوليهٔ فعاليّت‌ آنها تنها چند (يا حتى يك) كانال داشتند و مجبور بودند خدمات يكنواختى به‌كل مردم ارائه دهند. مخاطبان اين شبكه‌ها همهٔ مردم هستند و پخش‌كنندگان نيز مجبور به اجتناب از هر نوع جانبدارى سياسى يا هر نوع جانبدارى ديگر بودند. در چنين شرايطي، شبكه‌هاى تلويزيونى ملّى نمى‌توانستند با گروه‌هاى اجتماعى مشخص در بين كليهٔ مخاطبان خود به‌نحوى متفاوت برخورد كنند.با اين همه و به‌رغم گستردگى و ناهمگنى‌ آن، مخاطبان شبكه‌هاى تلويزيونى اوليه را مى‌توان نوع خاص از عموم محسوب داشت، چرا كه آنها ويژگى مشخص ملّى داشتند و محتواى تلويزيون نيز ملّى بود. اما امروزه جهانى شدن محتواى تلويزيون، همگنى تجربهٔ رسانه‌اى را كاهش داده و كانال‌هاى تجارى خواهان مخاطبان بزرگ و ناهمگن هستند و، از اين‌رو، براى هر كسى چيزى عرضه مى‌كنند.پخش عمومى تلويزيون، در جاهايى كه هنوز برقرار است، مخاطبانى را جذب مى‌كند كه برخى از ويژگى‌هاى حقيقى عموم را دارند. سازمان‌هاى رسانه‌اى عمومى معمولاً در مقابل عامهٔ مردم پاسخگو و مسؤول هستند. اين پاسخگويى از طريق چندين راهكار سازمانى عملى مى‌گردد كه شامل نظام تأمين مالى (غالباً حق اشتراك اجبارى براى تمام خانوارها) و نظام سياسى مى‌شوند. همچنين، سازمان‌هاى پخش عمومى مجبور هستند به اقليّت‌هاى مشخصى نيز خدمت ارائه كنند. وضعيّت مشابه اين را، لااقل از نظر اصول حاكم، مى‌توان در مورد سيستم تلويزيون عمومى (PBS) در ايالات متحده مشاهده كرد كه در آن انتظار مى‌رود اعانات بينندگان / شنوندگان بتواند نوعى پيوند را بين رسانه و مخاطبان آن ايجاد كند.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ][ ۱۰۹۸ ]
درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. طرح توجیهیمدیریت.