مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 5251
دیروز : 40915
افراد آنلاین : 53
همه : 4415000


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان فراملّى

اغلب مخاطبان رسانه‌ها در درون يك كشور قرار دارند، اما بُرد رسانه‌اى به‌صورتى روزافزون در حال گسترش به وراى مرزهاى ملّى است. اين روند به‌ويژه درخصوص فيلم، تلويزيون و موسيقى قابل مشاهده است. البته، واقعيّت فراملّى شدن رسانه‌ها اصلاً پديده‌ٔ تازه‌اى نيست (Tunstall, 1977)، اما روند فوق در حال شتاب‌گيرى است و اين در نتيجهٔ وجود ابزارهاى جديد توزيع، جهانى شدن صنايع رسانه‌اي، و افزايش ظرفيت ارتباطات جهانى تصاوير و موسيقى است. ترويج وقايع ورزشى بين‌المللى نيز نقش به‌سزايى در تسريع فرآيند فراملّى شدن رسانه‌ها (و برعكس) داشته است.مخاطبان فرامرزى يا جهاني، به‌لحاظ نظري، از طرف منابع اصلى ارتباطى ناديده گرفته مى‌شوند و معمولاً در محاسبات مربوط به تعيين تعداد مخاطبانِ محصولات يا كانال‌هاى توزيع‌كنندهٔ آنها منظور نمى‌شوند. اما درعمل، بخش قابل ملاحظه‌اى از عرضهٔ رسانه‌اى فراملّي، و جريان محتواى فرامرزي، برنامه‌ريزى شده و تحت نظارت است. امروزه، روندى رو به گسترش از توليد هدف‌دار محتواى رسانه‌اى براى بازارهاى بين‌المللى قابل مشاهده است و به‌صادرات اين برنامه‌ها هم ديگر به‌عنوان مازاد نيازهاى داخلى نگريسته نمى‌شود (Wildman, 1994). روند مذكور به‌ويژه در مورد فيلم، موسيقي، اخبار تلويزيوني، و تبليغات ديده مى‌شود. به‌همين سبب، ما بايد براى ارزيابى ميزان و اهميّت مبادلهٔ رسانه‌اى فرامرزي، بين انواع مختلف مخاطبان بين‌المللى تفاوت بگذاريم.سپستراپ (Sepstrup, 1989, 1990) سه شكل اصلى از توزيع بين‌المللى رسانه‌اى را مشخص كرده است. نوع اول جريان چندجانبه است كه به توزيع مجدد محتوايى كه معمولاً براى مصرف داخلى ساخته شده، از كشور محل توليد به كشورهاى بسيار متفاوت، به‌منظور كسب باواسطه يا مستقيم درآمد در آن كشورها، مربوط مى‌شود. اين جريان درمورد كانال‌هاى تلويزيونى جهانى (نظير MIV، CNN بين‌المللي، تلويزيون جهانى BBC و غيره) و همچنين درمورد كانال‌هاى ماهواره‌اى كه مخاطبان ساكن در چندين كشور را هدف مى‌گيرند، مصداق دارد. همچنين، نوع مذكور را مى‌توان در مورد پديدهٔ قديمى راه‌اندازى كانال‌ها يا خدمات راديويى ملّى براى توزيع جهانى (مانند صداى آمريكا، يا راديو مسكو) نيز به‌كار برد. مخاطبان چنين رسانه‌هايى را نمى‌توان به‌سهولت رديابى نمود (Mytton & Forrester, 1988)، هرچند كه كنترل و تأمين مالى كارها معمولاً نيازمند نوعى بازخورد ارتباطى است - حتى در مواقعى كه پخش برنامه‌ها هدف‌هاى سياسى يا عقيدتى نيز داشته باشد.نوع دوم، كه با نوع اول تداخل نيز دارد، همان توزيع مجدد واقعاً ملّى توليدات رسانه‌اى خارجى است - مثلاً پخش فيلم‌هاى خارجى خريدارى شده از تلويزيون يا سينما، عرضهٔ موسيقى مردم‌پسند در راديو يا از طريق نوار، يا ترجمهٔ كتاب‌هاى خارجي. در اين مواقع، گزينش برنامه‌هاى خارجى براى مخاطبان در واقع به‌وسيلهٔ كانال‌هاى رسانه‌اى داخلى صورت مى‌گيرد. اين نوع از جريان بين‌المللى رسانه‌اى به‌هيچ وجه چيز تازه‌اى نيست و در اصل بازتابى است از روابط قديمى مطرح‌شده در تجارت و وابستگى رسانه‌اى و دلبستگى‌هاى فرهنگي. در اينجا، جذب مخاطبان به يك برنامهٔ خارجى منوط به حقايق فرهنگ رسانه‌اى (مانند جذابيّت نهادينه‌شدهٔ فيلم‌هاى هاليوود يا برخى از انواع موسيقى مردم‌پسند غربي) و همچنين پيوندهاى ناشى از وابستگى‌هاى فرهنگى و زبانى خواهد بود. اين پديده را هاسكينز و مايروس (Hoskins, & 1988; Hoskins, Mirus & Rozeboom, 1989) تخفيف فرهنگي ناميده‌اند؛ بدين معنى كه هرقدر يك محصول رسانه‌اى فاصلهٔ فرهنگى زيادى با مخاطبان خود داشته باشد، تقاضا براى آن پخش رسانه‌اى كمتر خواهد بود و در نتيجه قيمت كمترى را هم مى‌توان براى آن طلب نمود.اين عوامل بسيار مهم‌تر از تكنولوژى خاص رسانه‌اى هستند و بنابراين، برخلاف روياهاى اوليه درخصوص قابليّت‌هاى تلويزيون جهانى در نتيجهٔ استفاده از پخش ماهواره‌اى انقلاب ارتباطات تغييرات چندانى در پى نداشته است. اين مسأله حتى در اروپاى غربى نيز صادق است، يعنى حتى در منطقهٔ پرجمعيّتى كه چهل تكه‌اى از سيستم‌هاى رسانه‌اى ملّى وجود دارد پروژهٔ تلويزيون پان اروپايى - به‌نام تلويزيون بدون مرز - پيشرفت ناچيزى داشته است.سومين نوع از جريان رسانه‌اى بين‌المللى نوع دوجانبه است كه در آن مخاطبان با يك منبع رسانه‌اى (مخصوصاً شبكه‌هاى تلويزيوني) در بيرون مرزهاى ملّى آنها برخورد مى‌كنند. درواقع، در اين حالت معمولاً عمدى در پخش فرامرزى وجود ندارد و بنابراين، مى‌توان آن را اثر سرريز نيز ناميد. مثلاً مى‌توان به دريافت كانال‌هاى تلويزيونى آمريكا، انگلستان، و آلمان به‌ترتيب توسط مردم كشورهاى كانادا، ايرلند، و اتريش اشاره نمود. مخاطبان چنين جريان‌هايى ممكن است مقصود يا حتى مطلوب رسانه‌ها و كشورهاى مبدأ برنامه‌ها نباشند. همچنين، پيامدهاى فرهنگى چنين جريان‌هايى هم غالباً مايهٔ تأسف و موجب مناقشه هستند كه در مورد كانادا و ايالات متحده، يا در موارد ديگرى كه كشورهاى كوچك تحت‌الشعاع همسايه‌هاى بزرگ و هم‌زبان خود قرار مى‌گيرند، قابل مشاهده است.البته در برخى مواقع، جريان رسانه‌اى دوجانبه در واقع به‌منظور هدف‌هاى اقتصادى يا سياسى خاص برنامه‌ريزى و اجرا مى‌شوند. لوگزامبورك يكى از آن كشورهايى است كه از مدّت‌ها قبل پخش رسانه‌اى به‌درون مرزهاى همسايگان خود را به‌چشم يك صنعت عمدهٔ ملّى ديده است. در اين موارد ممكن است برخى مشكلات حقوقى و تجارى به‌وجود آيند كه ناشى از كپى‌رايت (حق تكثير)، كنترل تبليغات، يا اصول حق حاكميّت و هويت ملّى باشند. در داخل اتحاديهٔ اروپا، يك توافق‌نامهٔ حقوقى به‌نام دستورالعمل تلويزيون فراملّى وجود دارد كه براى رفع برخى از مشكلات فوق و تسهيل جريان دوجانبه تدوين شده است.جريان‌هاى ارتباطى بين‌المللى بسيار پيچيده هستند و بنابراين، اصطلاح مخاطبان فراملّى چندين مصداق مختلف دارد. در حال حاضر، هنوز هم در اين كه نوعى آگاهى ذهنى وسيع (يا در حال افزايش) بين مخاطبان در مورد هويت فراملّى آنها وجود داشته باشد ترديد است، هرچند كه رسانه‌ها به‌طور روزافزون چنين پديده‌اى را خاطرنشان مى‌سازند و هرچند هيچ‌كدام از انواع تشريح شده در اينجا تازگى ندارند، اما امروزه امكان به‌وجود آمدن آنها بسيار بيشتر از گذشته است. همچنين، وسعت واقعى شكل‌گيرى مخاطبان بين‌المللي، از آنجا كه غيرقابل اندازه‌گيرى است يا منفعتى در انجام آن وجود ندارد، هنوز ناشناخته است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۵ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان به عنوان يك گروه(۲)

مثال ديگرى كه از آن مكرراً ياد شده مربوط است به مخاطبان به‌مثابه گروه اجتماعى يا عموم در كشور هلند. در اين كشور، بخش عمومى در دست چند اتحاديهٔ مستقل، داوطلبانه و غيرتجارى قرار دارد كه هر يك تمايلات سياسي، مذهبى يا فرهنگى خاص خود را دارند و مخاطبان خود را از بين عموم مردم (كه حق اشتراك مى‌پردازند) برمى‌گزينند. وابستگى مخاطبان به اتحاديهٔ موردنظر آنها غالباً از طريق مشترك شدن به راهنماى برنامه‌هاى تلويزيونى اتحاديهٔ مزبور نمود مى‌يابد. هر چند شيوهٔ فوق، تحت فشارهاى ناشى از رقابت تجارى و تغييرات اجتماعي، به‌تدريج از مفهوم اوليهٔ خود عارى شد، ولى هنوز به حيات خود ادامه مى‌دهد و هنوز هم الگويى نمونه براى رابطهٔ بين رسانه‌ها و تلويزيون است. شيوهٔ پخش عمومى كشور هلند نشان مى‌دهد كه مخاطبان، در شرايط خاص اجتماعى و رسانه‌اي، هنوز هم مى‌توانند به‌عنوان گروه‌هاى اجتماعى همفكر باقى بمانند. البته تجربه ثابت كرده است كه چنين شيوه‌اى تا چه اندازه ممكن است در برابر تغييرات در محيط اجتماعى و فرهنگى و نيز در برابر نيروهاى بازار، شكننده باشند. روند تغييرات كاملاً خلاف اين مدل از شكل‌گيرى مخاطبان است.مثال‌هاى فوق در نقطهٔ مقابل شيوهٔ تجارى قرار دارند: شيوه‌اى كه در آن مخاطبانِ عضو به‌چشم مشترى و مصرف‌كننده ديده مى‌شوند و بر آن قواعد بازار - از جمله قاعدهٔ خريدار، مراقب باش - غلبه دارد. با وجود اين، تخصص‌گرايى رسانه‌اى هنوز مى‌تواند ارتباط‌گران را وادارد تا مخاطبان آنها را گروهى خودمختار يا مردمى فعّال بدانند كه در قبال آنها مسؤوليّت‌هاى خاصى (نظير ارائه گزارش كامل و منصفانه در مورد مسائل سياسي) به‌عهده دارند.مثال‌هاى ديگرى از گروه‌هاى مخاطبان يا عموم مردم نيز وجود دارد. به‌عنوان مثال، اصطلاح عام رسانه‌هاى جانشين شامل انواع كانال‌هاى رسانه‌اى است كه كم و بيش نقش اپوزيسيون را دارند و مى‌توان آنها را، به‌ويژه دركشورهاى در حال توسعه، ادامه‌دهندگان سنّت نشريات حزبى و راديكال اوليه به‌شمار آورد. بسيارى از رسانه‌هاى مزبور رسانه‌هاى خُرد هستند كه در بين توده‌هاى مردم و به‌صورتى ناپايدار، غيرتخصصي، و بعضاً تحت تعقيب يا غير قانونى فعاليّت مى‌كنند. مطبوعات ممنوعه در كشورهاى كمونيستي، نشريات مخالف در شيليِ تحت حاكميّت پينوشه يا نشريات زيرزمينى دوران جنگ جهانى دوم در اروپاى اشغال شده مثال‌هاى بارزى از نشريات پنهاني (يا شب‌نامه‌اي Samizdat) هستند. مخاطبان چنين رسانه‌هايى غالباً محدود هستند و احياناً به‌شدّت متعصب و متعهد به آرمان‌هاى خويش، اينان معمولاً اهداف سياسى و اجتماعى روشنى را دنبال مى‌كنند.توسعهٔ راديوهاى محلّى و سيستم‌هاى كابلى محلّى نيز امكان افزايش تعداد كانال‌ها و از اين طريق، انتشار صداى اقليّت‌ها (و به تبع آن افزايش تعداد گروه‌هاى شنوندگان) به‌صورت قانونى يا غير آن را فراهم كرده‌اند.توسعهٔ اين شبكه‌ها به‌خصوص براى گروه‌هاى داراى هويت‌هاى مستحكم، كه اغلب نيز خواهان داشتن رسانه‌هاى خاص خود بوده‌اند، بسيار مفيد بوده است. بسيارى از اقليّت‌هاى قومى و زباني، كه غالباً ريشهٔ مهاجر دارند، از توسعهٔ اين شبكه‌ها بهرهٔ فراوان برده‌اند رسانه‌هاى متعلق به اقليّت‌ها پايدار و حائز اهميّت هستند، هرچند كه در ظاهر خطر يا رقيبى بزرگ براى رسانه‌هاى بزرگ به‌نظر نرسند. رسانه‌هاى اقليّت‌ها، همچنين، به‌شدّت به شرايط اقتصادى و اجتماعى مطلوب وابسته‌ هستند.يك نوع آشناتر از مخاطبان رسانه‌اى كه با ويژگى‌هاى پيش‌گفته در مورد گروه‌هاى اجتماعى انطباق دارد به انتشارات (عمدتاً رسانه‌هاى چاپي) مربوط مى‌شود. رسانه‌هاى فوق در خدمت و حمايت گروه‌هاى داراى هويت تخصصى و اجتماعى خاص قرار دارند و تنها در بين شبكه‌هاى بسيار ويژه و به‌شدّت پراكنده توزيع مى‌شوند. مخاطبان چنين رسانه‌هايى داراى اهداف، علايق يا برداشت‌هاى ويژه هستند و در مواردى نيز حول يك مسألهٔ خاص اجتماعى تشكيل مى‌شوند. در برخى موارد، يك مسألهٔ ملّى مخاطبان مربوط به عرصهٔ عمومى را از مخاطبان واقع در حريم خصوصي، كارشناسي، و تخصصى جدا مى‌سازد. نشريات داخلى مربوط به كاركنان يك سازمان خاص يا مجلات تخصصى و علمى به‌ گروه دوم تعلق دارند، درحالى كه نشريات وابسته به طرفداران نهضت‌هاى اجتماعى نظير صلح سبز يا عفو بين‌الملل در دستهٔ اول جاى مى‌گيرند. فن‌آورى‌هاى رسانه‌اى جديد رشد مخاطبان نشريات فوق را تسهيل كرده‌اند چرا كه استفاده از آنها توليد و توزيع نشريات مربوطه را آسان‌تر و ارزان‌تر نموده است. اينترنت و شبكهٔ جهانى رايانه‌اى متأخرترين فن‌آورى‌هايى هستند كه به‌عنوان مجارى ارتباطى گروه‌هاى كوچك يا مردمان بسيار پراكنده عمل مى‌كنند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۴ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان به عنوان يك گروه (1)

مخاطب در قالب يك گروه يا عموم يك جمع انسانى است و قبل از آنكه به‌عنوان گروهى از مخاطبان رسانه‌اى شناخته شود داراى هستى مستقل بوده‌ است. روشن‌ترين مثال مربوط به اين مقوله گروه‌هايى هستند كه اكنون ديگر يا به‌تاريخ پيوسته‌اند يا به‌صورت جماعت‌هاى بسيار كوچك وجود دارند، چرا كه امروزه در جوامع مدرن ويژگى‌هاى گروه‌هاى اجتماعى (نظير تعاملى بودن، قاعده‌مندى هنجاري، و به‌هم پيوستگي) به‌سختى مشاهده مى‌شوند، چه رسد به‌اينكه بتوانند معيارى براى تعريف مخاطبان باشند. با وجود اين، انتشارات وابسته به تشكيلات سياسى يا مذهبى يا حتى ديگر سازمان‌ها كه براى اهداف اعضاء يا سازمان‌هاى آنها منتشر مى‌شوند، هنوز هم حائز ويژگى‌هاى فوق هستند. روزنامه‌هاى وابسته به احزاب سياسى يا تشكيلات مذهبى به‌منظور تسهيل ارتباطات داخلى خود و تقويت فعاليّت‌هاى خارجى، نظير جذب اعضاى جديد يا نشر پيام‌هاى خود راه‌اندازى مى‌شوند (و هنوز هم بعضاً راه‌اندازى مى‌شوند). اين روزنامه‌ها معمولاً ابزارى هستند براى ايجاد ارتباط ميان رهبران و پيروان آنها، افزايش همبستگى دروني، و برجسته‌نمودن هويت گروه خود.از اين نوع مخاطب، گونه‌هاى بسيار زيادى وجود داشته است. عقيدهٔ لنين در مورد نشريات پيشرو (نظير مجلهٔ اجتماعى - انقلابى‌گرِ ايسكرا) كه هدف آنها سازماندهى و تبليغات توسط نخبگان انقلابى بود، نمونه‌اى قدرت‌مند در حيطهٔ مطبوعات به‌شمار مى‌رود. بعدها نيز نشريات حزب كمونيست براى اعضاى خودِ حزب منتشر مى‌شدند و نه براى توده‌هاى مردم. در سوى ديگر طيف، مى‌توانيم به‌برخى روزنامه‌هاى امروزى اشاره كنيم كه غالباً تجارى و غير ايدئولوژيك هستند، هرچند اندكى وابستگى به يك حزب سياسى يا ايدئولوژى خاص دارند. اين روزنامه‌ها به‌هنگام انتخابات سرمقاله‌هاى حمايت‌آميز منتشر مى‌كنند اما در ساير مواقع كم‌تر به مسائل سياسى مى‌پردازند.در شرايط امروزين، بهترين مثال از مخاطبان رسانه‌ها كه مى‌توان آنها را تا حدودى يك گروه اجتماعى نيز برشمرد، مى‌تواند خوانندگان يك روزنامه‌ محلّى يا شنوندگان ايستگاه راديويى يك جماعت خاص باشد. مخاطبان فوق حداقل يك مشخصهٔ هويت‌بخش اجتماعى / فرهنگى مشترك دارند؛ آنها همگى در يك محل زندگى مى‌كنند و عضوى از اين اجتماعى مسكون هستند. رسانه‌هاى محلّى مى‌توانند در حفظ آگاهى محلّى و احساس تعلق به آن نقش به‌سزايى داشته باشند. محل سكونت انواع گسترده‌اى از علايق رسانه‌اى (نظير تفريح، محيط زيستي، امور كارى و شغلي، شبكه‌هاى اجتماعى و غيره) را تعيين و حفظ مى‌كند. تبليغات در رسانه‌هاى محلّى نيز به‌تجارت و بازار كار محلّى كمك مى‌كند. نيروهاى اجتماعى و اقتصادى به‌طور توأمان نقش وحدت‌آفرين رسانه‌هاى محلى را تقويت مى‌كنند. بنابراين، حتى اگر يك رسانهٔ محلّى از گردونه خارج شود، باز هم اجتماع محلّى مخاطب آن همچنان به‌ حيات خود ادامه خواهد داد.به‌رغم اين، احتمال دارد كه ويژگى گروهى مخاطبان رسانه‌هاى محلّى كاملاً ضعيف باشد چرا كه مكان مشترك غالباً ناهمخوانى‌هاى بسيار عميق مردم را پنهان مى‌كند. برخى از مناطق تنها محل سكونت ساكنان هستند بدون آنكه پيوندهاى نهادى يا هويتى مشترك بين مردم آن مناطق وجود داشته باشد. ساكنان اين مناطق تنها مردمى هستند كه از جاهاى مشترك خريد مى‌كنند اما زندگى خصوصى خود را دارند و مى‌توانند به‌سرعت از جايى به جايى نقل مكان كنند. بعيد است كه رسانه‌ها بتوانند به‌تنهايى جايگزين هويتى غيرموجود باشند. گذشته از اين، رسانه‌هاى محلّى مخاطبانِ چندان گسترده‌اى ندارند و در سلسله مراتب ملّى و كلان شهرى مخاطبان آنها بسيار اندك است. مالكيّت متمركز و ساختار تحريريهٔ روزنامه‌هاى محلّى نيز غالباً ويژگى محلّى حقيقى آنها را كمرنگ مى‌كند. شبكه‌اى شدن مالكيت و محتواى شبكه‌هاى راديويى هم اغلب چنين پيامدى داشته است.گذشته از مورد رسانه‌هاى محلّي، شرايط ديگر همچون ويژگى‌هاى مشترك، همگنى نسبي، و ثبات در تركيب مخاطبان وجود دارد كه نشان مى‌دهد در ميان مخاطبان كيفيات گروه‌واره‌اى مستقل وجود دارد. معمولاً يكى از مشخصه‌هاى روزنامه‌ها رواج آنها در بين خوانندگان داراى گرايش‌هاى سياسى متفاوت است - و اين امر تكثير سياسى پايدار جوامع دموكراتيك را نشان مى‌دهد. خوانندگان با انتخاب روزنامه‌اى خاص هويّت سياسى خود را ابراز مى‌دارند و از اين طريق باورهاى آنها را نيز تقويت مى‌كنند. در اين ميان، روزنامه‌ها و مجلات نيز با تغيير محتوا و درج اعتقادهاى مشابه با باورهاى خوانندگان آنها، عكس‌العمل نشان مى‌دهند.به‌هر حال، تمايل گسترده به اخبار خنثى (يا عيني) و رقابت براى فروش (همراه با تمركز مالكيّت نشريات) هم از ميزان مباحثات سياسى و هم از هويت‌دهى به مخاطبان كاسته است. در حال حاضر روزنامه‌ها مى‌كوشند گروه‌هاى بزرگ‌تر و در نتيجه غيرمتجانس‌تر را به‌خود جذب كنند و از اين‌رو، جانبدارى آشكار سياسى يك روزنامه، در اغلب موارد، تنها مى‌تواند حاكى از كاهش يا سالمند شدنِ خوانندگان آن روزنامه‌ باشد.معناى گروه اجتماعى بودنِ يك دسته از مخاطبان رسانه‌اى را مى‌توان از طريق تحليل نقطهٔ مقابل آن نيز دريافت - مخاطبان توده‌وار يا كلي. به‌عنوان مثال، بسيارى از سازمان‌هاى ملّى پخش تلويزيونى در مراحل اوليهٔ فعاليّت‌ آنها تنها چند (يا حتى يك) كانال داشتند و مجبور بودند خدمات يكنواختى به‌كل مردم ارائه دهند. مخاطبان اين شبكه‌ها همهٔ مردم هستند و پخش‌كنندگان نيز مجبور به اجتناب از هر نوع جانبدارى سياسى يا هر نوع جانبدارى ديگر بودند. در چنين شرايطي، شبكه‌هاى تلويزيونى ملّى نمى‌توانستند با گروه‌هاى اجتماعى مشخص در بين كليهٔ مخاطبان خود به‌نحوى متفاوت برخورد كنند.با اين همه و به‌رغم گستردگى و ناهمگنى‌ آن، مخاطبان شبكه‌هاى تلويزيونى اوليه را مى‌توان نوع خاص از عموم محسوب داشت، چرا كه آنها ويژگى مشخص ملّى داشتند و محتواى تلويزيون نيز ملّى بود. اما امروزه جهانى شدن محتواى تلويزيون، همگنى تجربهٔ رسانه‌اى را كاهش داده و كانال‌هاى تجارى خواهان مخاطبان بزرگ و ناهمگن هستند و، از اين‌رو، براى هر كسى چيزى عرضه مى‌كنند.پخش عمومى تلويزيون، در جاهايى كه هنوز برقرار است، مخاطبانى را جذب مى‌كند كه برخى از ويژگى‌هاى حقيقى عموم را دارند. سازمان‌هاى رسانه‌اى عمومى معمولاً در مقابل عامهٔ مردم پاسخگو و مسؤول هستند. اين پاسخگويى از طريق چندين راهكار سازمانى عملى مى‌گردد كه شامل نظام تأمين مالى (غالباً حق اشتراك اجبارى براى تمام خانوارها) و نظام سياسى مى‌شوند. همچنين، سازمان‌هاى پخش عمومى مجبور هستند به اقليّت‌هاى مشخصى نيز خدمت ارائه كنند. وضعيّت مشابه اين را، لااقل از نظر اصول حاكم، مى‌توان در مورد سيستم تلويزيون عمومى (PBS) در ايالات متحده مشاهده كرد كه در آن انتظار مى‌رود اعانات بينندگان / شنوندگان بتواند نوعى پيوند را بين رسانه و مخاطبان آن ايجاد كند.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۳ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : مخاطبان براساس كانال يا محتوا

شناسايى گروهى از مخاطبان به‌عنوان خوانندگان، بينندگان، يا شنوندگان يك كتاب، نويسنده، فيلم، روزنامه، يا برنامهٔ تلويزيونى مشخص چندان مشكل به‌ نظر نمى‌رسد. اين كاربرد خاص از اصطلاح مخاطب در سنّت دفترداري مخاطب‌پژوهى متداول‌ترين است و ظاهراً هم مشكلات اندكى براى اندازه‌گيرى تجربى آن وجود دارد. در اين تعريف هيچ بُعد پنهان از روابط يا آگاهى گروهى درنظر نيست، درست همان‌گونه كه متغيرهاى روان‌شناختى مربوط به انگيزش مخاطبان نيز بررسى نمى‌شوند. صنعت رسانه‌اى بيش از هر چيز با اين برداشت بسيار خاص از مخاطبان سر و كار دارد. به‌همين دليل، محتواها يا كانال‌هاى خاص معمولاً مبناى تعريف مخاطبان (به‌ويژه در تحقيقات انجام‌شده توسط صنايع رسانه‌اي) قرار مى‌گيرند.برداشت فوق با تفكر مبتنى بر بازار رسانه‌اى نيز سازگار است: تفكرى كه براساس آن مخاطبان صرفاً مجموعه‌اى از مصرف‌كنندگان توليدات رسانه‌اى هستند. در اين تعريف، مخاطبان يا مشتريانى هستند كه پول مى‌پردازند و يا سرها و جيب‌هايى كه به آگهى‌دهندگان واگذار مى‌شوند تا هزينهٔ هر توليد رسانه‌اى را بپردازند. اين انديشه در قالب رتبه‌بندى‌ها و ميزان‌هاى رقمي، كه براى تجارت رسانه‌اى بسيار مهم هستند، ابراز مى‌شود. رتبه‌بندى و ارقام، اصلى‌ترين سنجهٔ موفقيّت در بازى سياست رسانه‌اى را تشكيل مى‌دهند - حتى آنگاه كه سود مالى نيز در نظر نباشد. اين تعريف است كه بيش از پيش به‌معناى غالب از اصطلاح مخاطب تبديل مى‌شود و تنها تعريفى است كه اهميّت كاربردى بى‌چون و چرا و ارزش مبادله‌اى آشكار دارد. تعريف فوق، همچنين، برنگرش مخاطب به مثابه محصول رسانه‌ها تكيه دارد و مطابق آن توليد مخاطب كار نخست و مسلم هر رسانه‌اى است.به‌رغم وضوح ظاهرى اين تعريف، مى‌توان در مورد آن و برخى پيچيدگى‌هاى نهفته در آن بسيار بحث نمود. پيچيدگى تعريف فوق از اين حقيقت ناشى مى‌شود كه تعاريف ديگرى از مخاطبان واقعى وجود دارد. مخاطب به‌معناى واقعى كلمه را هيچ‌گاه نمى‌توان در عمل اندازه‌گيرى كرد، بلكه تنها پس از وقوع، مى‌توان به بازسازى و سنجش وى پرداخت. به‌عنوان مثال، مخاطبان يك روزنامهٔ خاص را مى‌توان با اصطلاحاتى چون مشتركان، خانواده‌هايى كه روزنامه به‌دست آنها مى‌رسد، يا خوانندگان آن روزنامه تعريف كرد. طبيعى است كه ميزان مطالعه در اين گروه بسيار متفاوت است. مخاطبان راديو و تلويزيون هم افرادى هستند كه به‌ميزان‌هاى متفاوت وقت و توجه خود را صرف رسانه‌هاى فوق مى‌كنند.همچنين، در محتواى مورد نيازى كه مخاطبان برگزيده‌اند يا به آن علاقه دارند تفاوت چشمگيرى وجود دارد. چرا كه گزينش اصلى محتوا اغلب توسط ديگران صورت مى‌گيرد. با توجه به اين پيچيدگى‌ها مى‌توان گفت تعريف فوق به‌اندازهٔ تعاريف ديگر انتزاعى است. اين تعريف تنها هنگامى كارآيى دارد كه ما مخاطبان را اجباراً در قالب زمان / مكان تعريف كنيم - زمان همان وقتِ تخمينى است كه افراد به يك پخش رسانه‌اى يا يك نشريهٔ زمان‌مند / مكان‌مند اختصاص مى‌دهند. به‌هر حال، بزرگ‌ترين مزيّت تعريف فوق در اين حقيقت نهفته است كه مى‌توان براساس آن مخاطب را به‌صورت كمّى توصيف نمود و به‌محض انجام اين كار، قواعد رياضى قابل اعمال خواهند بود.اين برداشت از مخاطب اعتبار خاص خود را دارد، اما نبايد خود را محدود به آن كنيم. به‌عنوان نمونه، مخاطبان در زمرهٔ دنبال‌كندگان يا دوستداران سريال‌هاى راديويى و تلويزيونى را نمى‌توان به‌روشنى اندازه‌گيرى نمود. به‌علاوه، هيچ شيوهٔ معينى وجود ندارد كه بتواند ارزش نسبى استفاده از رسانه را به‌طور كمّى و كيفى بررسى كند، همچنان‌كه به هيچ‌وجه نمى‌توان ميان استفاده‌كنندگان پروپاقرص و تصادفى آن تمايز قائل شد. هرچند مى‌توان مخاطبان ژانرها و انواع متعدد محتواى رسانه‌ها را بر حسب مدّت زمان يا پول صرف‌شده يا ترجيحات اظهارشده تعيين كرد، اما بايد توجه كرد كه مرزهاى بين انواع محتوايى غالباً روشن نيستند. همچنين، فيلم‌ها، كتاب‌ها، و آهنگ‌ها همانند ستاره‌ها، نويسندگان، و بازيگران خاص مخاطبانى دارند كه با گذشت زمان به‌طور متناسب و قابل ملاحظه‌اى افزايش مى‌يابند. همهٔ اين ابعاد در مطالعهٔ مخاطب وجود دارند، هرچند كه معمولاً غير از برآوردهاى تقريبى امكان ديگرى براى بررسى وجود ندارد.اين مباحث ما را به سؤال پيچيده‌تر هواخواهان و هواخواهى مى‌رساند كه قبلاً نيز طرح شد. چنين مى‌نمايد كه اين واژه به هر گروه از دوستداران پر و پا قرص يك ستاره، بازيگر، سبك نمايشي، يا برنامهٔ رسانه‌اى قابل اطلاق باشد (L.Lewis, 1992) اين افراد معمولاً به‌واسطهٔ وابستگى زياد يا حتى شيدايى خود به عناصر رسانه‌اى فوق شناخته مى‌شوند و غالباً نسبت به ديگر هواداران درك و همدلى عميقى از خود بروز مى‌دهند. يك هوادار از ديگر الگوهاى رفتارى عنصر دلخواه خود، مثلاً شيوهٔ لباس پوشيدن، نحوهٔ حرف زدن، مصرف ديگر رسانه‌ها، و ساير موارد نيز تبعيت مى‌كند.هواخواهى از عناصر رسانه‌اى غالباً در نگرش منتقدان ملازم با عدم بلوغ و بى‌فكرى است كه خود نتيجهٔ فرهنگ توده‌وار و نمونه‌اى از رفتار توده‌وار است. نتايج حاصل از اين هواخواهى بعضاً از منظر متعارف به‌صورت كارهاى عجيب و غرب نگريسته مى‌شوند، اما همين نتايج بر توان تجربه‌هاى رسانه‌اى در شكل دادن به خرده‌فرهنگ‌ها و هويت‌مندى‌هاى قبال شناخت نيز صحّه مى‌گذارند. هواخواهان عناصر رسانه‌اى نه تنها در قالب گروه‌هاى اجتماعى سازمان‌دهى مى‌شوند، بلكه با موضوع موردتوجه و علاقهٔ خود رابطه‌اى فعّالانه نيز برقرار مى‌نمايند. گذشته از اين، هواخواهى پديده‌اى بس كهن است و به هيچ‌وجه به فرهنگ به‌اصطلاح توده‌وار محدود نمى‌شود. از قديم، در دنياى ورزش، اُپرا، باله، تئاتر، و ادبيات چنين پديده‌اى وجود داشته است.منتقدان ظهور هواخواهى رسانه‌اى را سندى بر وجود عوام‌فريبى و استثمار مى‌دانند كه به‌منظور تقويت رابطهٔ مخاطبان با محصولات و بازيگران رسانه‌اى يا افزايش شهرت آنها ايجاد مى‌شوند تا در نهايت سود بيشترى از اجناس و كالاها و ديگر توليدات جانبى رسانه‌اى حاصل آيد. هواخواهى رسانه‌اى در واقع عمر محصولات و نيز سود حاصل از آنها را افزايش مى‌دهد. هر چند اين رويكرد انتقادى برحق است اما نظريهٔ ديگرى نيز وجود دارد كه مطابق آن هواخواهى رسانه‌اي، نه نشانگر فريب‌كارى رسانه‌ها، بلكه نشان‌دهندهٔ قدرت خلاقهٔ مخاطبان است. براساس اين رويكرد، هواخواهان عناصر رسانه‌اى معانى جديدى را از محتواهاى ارائه‌شده مى‌آفرينند و نيز به ايجاد روش‌هاى شناخت مسائل فرهنگي، نمايش‌هاى سبك‌مند، هويت‌مندى اجتماعي، و اجتماعاتى كه گروه هواخواهان را از دام فريب رسانه‌ها برهاند، كمك مى‌كنند.خواه گروه‌هاى هواخواهان را گروه‌هايى اجتماعى بدانيم يا آفريده‌هاى صنايع رسانه‌اي، وجود آنها مسأله مخاطبان رسانه‌اى را پيچيده‌تر مى‌كند. هواخواهان رسانه‌اى مخاطبانى بى‌اراده و اختيار براى سياست‌هاى بازاريابى رسانه‌اى نيستند و در درون هر گروه از مخاطبان واقعى (برحسب نوع محتوا) احتمالاً تعدادى هواخواه نيز يافت مى‌شوند. از سوى ديگر، برخى محتواهاى رسانه‌اى نيز باعث ايجاد يك گروه هواخواه مى‌شود، درحالى كه برنامه‌هاى ديگر چنين علاقه‌مندانى نخواهند داشت. اين مسأله براى رسانه‌هاى جمعى - به‌ويژه براى موسيقي، كتاب، و فيلم - بسيار مهم است. البته توسعهٔ پديدهٔ هواخواهى غيرقابل پيش‌بينى و غالباً غيرمنتظره است. از اين‌رو، به‌سختى مى‌توان تشريح كرد كه چرا مثلاً برخى فيلم‌ها و نمايش‌هاى تلويزيونى به‌طور مدام مى‌توانند يك عده هوادار پيدا كنند يا اينكه هميشه مى‌توانند در زمان‌ها و مكان‌هاى مختلف مخاطبانى را گرد آورند؟


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۲ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : ظهور انواع جديد مخاطبان (2)

نوع آخر از انواع چهارگانه، مخاطب ثبتنامي، است كه به‌نظر مى‌رسد به بحث ما دربارهٔ مفاهيم متفاوت مخاطب رسانه‌اى چندان مربوط نباشد. اين نوع مجموعه‌اى به‌هم پيوسته از افرادى است كه (با هر هدف خاص خطابي، مبادله‌اي، يا مشاوره‌اي) از امكانات يك شبكهٔ ارتباطى استفاده مى‌كنند، تحت نظارت يك مركز هستند. در اينجا، يا برعمل استفاده يا بر محتواى مورد استفاده نظارت شده و ثبت و ضبط مى‌شوند. اين حالت را مى‌توان به‌عنوان نمونه در مورد صدور متمركز قبض مكالمات تلفنى يا اشتراك اينترنت مشاهده كرد، هرچند ممكن است دسترسى به آرشيو مركزى به‌خاطر رعايت حريم خصوصى افراد عملى نباشدو به‌كارگيرى روش مردم‌سنجي در مخاطب‌پژوهى هم مثال ديگرى براى مخاطب ثبت‌نامى است كه معمولاً با اطلاع و آگاهى خود كاربران رسانه‌ها انجام مى‌شود.كاربرد الگوى ثبت‌نامى افزايش يافته و همواره امكانى است براى كنترل. اين الگو به بحث انواع مخاطبان رسانه‌اى ارتباط اندكى دارد، هرچند مخاطبان رسانه‌هاى الكترونيكى ضرورتاً قابل كنترل‌تر و مداخله‌پذيرتر هستند. همچنين، مى‌توان مفهوم مخاطبان ثبت‌شده را در جايى كه رفتارهاى ارتباطى خصوصى ضبط شده و مورد اعتراض باشد، به‌ كاربرد. اين الگو بيش از ديگر الگوها با ترس‌هاى ناشى از نظارت و كنترل بيش از پيش ارتباطات خصوصى مردم همراه بوده است (Gandy, 1989; Spears, & Lea, 1994)گونه‌شناسى بورده‌ويك و ون‌كام (۱۹۸۶) كه در اينجا تشريح شد، مسائل جديدى را مطرح مى‌كند و راه جديدى را در نگرش به مخاطبان رسانه‌اى مى‌گشايد. آن‌گونه كه ديديم، گونه‌شناسى فوق سؤال مربوط به ويژگى گروه‌وار مجموعه‌هاى كاربران رسانه‌اى را دور مى‌زند، هرچند مسأله فوق هنوز هم جايگاه خود را دارد. تجارب نخستين در حيطهٔ شبكه‌هاى كابلى دوسويه متعلق به جماعت‌هاى محلى بر اين ديدگاه مبتنى بودند كه روابط اجتماعى پيشين به‌رواج رسانه‌هاى دوسويهٔ جديد منجر خواهند شد و رسانه‌ها نيز متقابلاً رابط اجتماعى را تقويت خواهند كرد (Dutton, Blumler & Kramer, 1987). اينترنت هم ظاهراً به تشكيل نوع جديدى از اجتماع هم‌صحبت‌هاى سابقاً ناشناس كه علايق و سلايق مشترك دارند منجر گرديده است (Rheingold, 1994). گونه‌شناسى‌هاى اوليه بر اين فرض استوار بودند كه رفتار مخاطبان ماهيتاً رفتارى عمومى است چون رسانه‌هاى جمعي، بنا به تعريف، در عرصهٔ عمومى جامعه كار مى‌كنند. اين فرض، همچنين، حاكى از آن است كه هميشه يك خط ‌فاصله روشن بين ارتباطات جمعى و ارتباطات بين فردى (كه هميشه خصوصى هستند) وجود دارد.پيشرفت‌هاى اخير و الگوهاى جديدتر از روابط بين فرستندگان و گيرندگان ارتباطي، هر دو فرضيهٔ فوق را زير سؤال برده‌اند. امروزه، به‌عنوان مثال، استفاده از رسانه طبق الگوى مراجعه‌اى براساس آميزه‌اى از مقاصد خصوصى (مانند برنامه‌ريزى يك مسافرت) و عمومى (نظير اقتباس يك عقيده درخصوص مسأله‌اى عمومي) تحقق مى‌يابد. الگوهاى مراوده‌اي نيز موارد بسيار گسترده‌اى از استفاده‌هاى خصوصى و عمومى را دربر مى‌گيرند. وجود كاربردهاى گسترده در مصرف فزايندهٔ اينترنت قابل مشاهده است. نوع ثبت‌نامى نيز اين امكان را دارد كه مخاطبان خصوصى و مبادلهٔ خصوصى پيام‌ها را به‌اطلاعات قابل دسترس عموم تبديل كند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : ظهور انواع جديد مخاطبان 1

ارتباطات جمعى اَشكالى از جريان ارتباطى مركز - پيرامون هستند كه در آنها گيرندگان از فرستندگان جدا و براى آنها ناشناخته‌ هستند. همچنين، امور توليد، توزيع و مصرف در ارتباطات جمعى از هم منفك هستند. توسعهٔ مخاطبان از تجمع انبوه خلق در يك محل براى ديدن يا شنيدن يك پيام آغاز و به‌تدريج در طول تاريخ بزرگ‌تر، پراكنده‌تر، و غيرشخصى‌تر شد. در نهايت، مخاطب رسانه‌هاى جمعى از اجتماع افرادى پديد آمد كه در يك لحظه پيام مشابهى را دريافت مى‌كنند. از مخاطبان وجود دارند و از اين‌رو، رابطهٔ بين فرستندگان و گيرندگان نيز در آنچه ما ارتباطات جمعي مى‌ناميم، اَشكال زيادى دارد. شكل حجيم، ناشناخته، و توده‌وار از رابطهٔ گيرنده - رسانه تنها مشكل نيست؛ بسيارى از گروه‌هاى واقعى مخاطبان رسانه‌اى كوچك هستند و به‌واسطهٔ چندين پيوند اجتماعى و عاطفى به منابع ارتباطى متصل مى‌گردند.مخاطبان رسانه‌اى غالباً براساس نوع روابط اجتماعى خود، طبقه‌بندى مى‌شوند (نظير مخاطبان بى‌تعلق، ديرجوش، نامتعادل و غيره) يا براساس درجهٔ ويژگى‌هاى گروهى - اجتماعى خود (مانند گروه‌هاى همبسته، پيوسته، پايدار و غيره). حتى در شرايط خاص ارتباطات جمعى نيز مى‌توان مخاطبان را آن‌گونه كه در مباحث بالا درخصوص عامهٔ مردم يا گروه اجتماعى عنوان شد - با اين اصطلاحات متفاوت شناخت. اين مسأله درصورتى رخ مى‌نمايد كه ما رويكردى جامعه‌شناختى داشته باشيم، اما دلايل ديگرى نيز براى مطالعهٔ روابط موجود در رفتارهاى استفاده از رسانه وجود دارند. به‌خصوص فن‌آورى‌هاى جديد براى ارتباطات دوسويه اهميّت اين مسأله را نشان مى‌دهد.بورده‌ويك و ون‌كام (Bordewijk & van Kaam, 1986) متغيرهاى اصلى براى تمايز بين سيستم‌هاى اطلاعاتى را نام مى‌برند و آنها را، اولاً، برحسب متمركز يا غيرمتمركز بودن مخزن اطلاعات و، ثانياً، برحسب عامل كنترل‌كنندهٔ دسترسى به‌ مخزن اطلاعات تقسيم‌بندى نموده‌اند. در اينجا، منظور از عامل كنترل‌كننده فرستنده يا گيرنده است كه در مورد محتواى قابل دريافت مراجعه و نيز در مورد زمان وقوع دريافت تصميم‌گيرى مى‌كند. در اين رويكرد فرض براين است كه شركت‌كنندگان، به‌مانند چرخى كه حول يك محور مى‌چرخد، گردهم آمده‌اند. جريان ارتباطى مى‌تواند مستقيماً بين هر يك از شركت‌كننده‌هاى واقع در پيرامون يا مركز و يك يا چند شركت‌كنندهٔ حاشيه‌اى برقرار شود. در اين مدل، اگر هريك از شركت‌كننده‌ها (و نيز خود مركز) را يك مخزن اطلاعات درنظر بگيريم، كه دو جريان ارتباطى توجه را به خود جلب مى‌كند يا اطلاعاتى بر اين جريان مى‌افزايد، در اين صورت مى‌توانيم به‌تصوير كامل‌ترى از الگوهاى محتمل دست يابيم. با قرار دادن مخزن اطلاعات در برخورد با عامل برگزينندهٔ زمان و موضوع، با دو گزينهٔ متمركز يا فردي بودن آنها، مى‌توان به چهار نوع رابطه بين فرستنده و گيرنده دست يافت.نوع مراجعه‌اى [يا مشاوره‌اي] هنگامى به‌وجود مى‌آيد كه افراد بتوانند هر زمان كه بخواهند يا هرچه كه بخواهند از محتواهاى عرضه‌شده يا از يك منبع مركزى انتخاب كنند. اين حالت مستلزم گسترش رسانه‌هاى جمعى خاص است. . هرچند مخاطبان برخى رسانه‌هاى جمعى (مانند روزنامه‌ها) كه مى‌تواند محتوا را بنا به علاقه و منافع خود انتخاب كند، به‌شيوهٔ مراجعه‌اى عمل كرده است، اما مخاطب مراجعه‌اى حقيقى تنها در مورد رسانه‌هايى مصداق دارد كه هدف اصلى آنها به حداكثر رساندن قدرت انتخاب استفاده‌كنندگان است. بهترين مثال از اين نوع رسانه‌ها را مى‌توان در سيستم‌هاى رايانه‌اى نظير اينترنت، ديسك‌هاى فشرده، فيلم‌هاى ويدئويى درخواستي، يا روزنامه‌هاى رايانه‌اى پيدا نمود، هرچند سيستم‌هاى تله‌تكست تلويزيونى نيز با چنين هدفى طراحى مى‌شوند. ايدهٔ مخاطبان تلويزيونى چندان جديد نيست اما فن‌آورى‌هايى كه تحقق كامل آن را ممكن مى‌كنند، پديده‌هايى نو هستند و برخى رسانه‌هاى ديگر نيز - مانند ويدئو و حتى كتاب‌ها و نوارهاى صوتى / ديسكت‌هاى فشرده - به‌شرط وجود امكانات آرشيو، تعريف مشابهى از مخاطبان را در قالب جستجوگران فعّال، ارائه مى‌دهند.به‌طور كلى نوع مراجعه‌اى بهره‌ورى رسانه‌اى فرد را از محدوديت تعلق به مخاطبان تعريف شده از طرف يك منبع رسانه‌اى رها مى‌كند و از اين طريق، مخاطب به مفهوم قديمى‌تر و خطابى را از بين مى‌برد. مخاطبان مراجعه‌اى صرفاً مجموعه‌اى از فردفرد مصرف‌كنندگان اطلاعات هستند، هرچند هنوز اين احتمال نيز وجود دارد كه نيروهاى اجتماعى در شكل‌گيرى اين مجموعه‌ها نقش داشته باشند. در اين حالت، اگر هر يك از مخاطبان بتواند يك فهرست شخصى از اطلاعات را تنظيم كند، ديگر هيچ تجربهٔ مشتركى بين همهٔ مخاطبان از نظر يكسانى محتوا وجود نخواهد داشت - هرچند مفهوم مخاطب رسانه‌اي باز هم به قوّت خود باقى خواهد ماند.الگوى مخاطب مراوده‌اي، كه در آن عنان هدايت هم در دستِ گيرنده است و هم در دست فرستنده، مفهوم پذيرفته و مرسوم مخاطبان رسانه‌اى را سست مى‌كند. اين نوع موقعيّتى را نشان مى‌دهد كه در آن مجموعه‌اى از افراد مى‌توانند در يك تعامل ارتباطى به‌طور فعّال به يكديگر مرتبط شده و به‌ مبادله، مشاركت و تعامل با يكديگر بپردازند. اين مدل از طريق سيستم‌هاى دوسويهٔ رايانه‌اى عملى مى‌شود و مفهوم مخاطب فعّال را حتى به‌شكلى پيشرفته‌تر مطرح مى‌نمايد. در اينجا، نوع جديدى از مخاطب امكان وجود مى‌يابد كه در آن نقش فرستنده و گيرنده ديگر قابل تفكيك نيست. رواج امكانات دوسويه تغييراتى هرچند اندك را در ارتباط خطابى بوجود مى‌آورند. در اين شيوه امكان درگيرى و بازخورد افزايش مى‌يابد، درحالى‌كه اين امكانات قبلاً براى مخاطبان مرسوم رسانه‌هاى جمعى ناشناخته بودند.تعداد فزايندهٔ مشتركين اينترنت و چند رسانه‌اى‌ها را نيز، همانند استفاده‌كنندگان از تجهيزاتى نظير گپِ تلفنى و ساير تجهيزات متون صوتى (اوديو تكست)، مى‌توان در زمرهٔ مخاطبان مراوده‌اى محسوب داشت. اينان البته به‌معناى واقعى مخاطب نيستند، بلكه استفاده‌كننده از رسانه به‌شمار مى‌روند.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۱ ] [ مشاوره مديريت ]


گونه هاي مختلف مخاطبان : دوگانگي مفهوم مخاطبان

تاريخ رسانه‌هاى جمعى نشان مى‌دهد كه مخاطبان مى‌توانند هم برآمده از خود جامعه باشند و هم از رسانه‌ها و محتواهاى آنها. به‌عبارت ديگر، اين خواست مردم است كه عرضهٔ توليدات خاص را برمى‌انگيزد يا اينكه رسانه‌ها هستند كه مردم را به‌سوى آنچه براى آنها برگزيده‌اند، جذب مى‌كنند؟ براساس نگرش نخست، مى‌توان رسانه‌ها را پاسخى دانست به نيازهاى عمومى يك جامعهٔ ملّي، اجتماع محلّي، يا گروه اجتماعيِ متقدم. در اين نگرش، رسانه‌ها همچنين در پى پاسخ‌گويى به خواسته‌هاى مشخص و مورد تأكيد مجموعه‌هايى از افراد - نظير فعّالان سياسي، صاحبان مشاغل، جوانان، هواداران يك ورزش خاص، و غيره - هستند. در ديگر سوي، اگر مخاطبان را آفريدهٔ رسانه‌ها بدانيم، در آن صورت خواهيم ديد كه آنها در پى يك فن‌آورى جديد (مانند اختراع فيلم، راديو، يا تلويزيون) پا به عرصهٔ هستى گذاشته‌اند يا اينكه به‌دنبال تأسيس يك كانال جديد (يك نشريه يا ايستگاه راديويى جديد) به‌دور آن جمع شده‌اند.مطابق اين نگرش، مى‌توان از مخاطبان تلويزيوني يا مردمان سينما‌رو و يا از خوانندگان يك روزنامهٔ خاص يا بينندگان پرو‌پا‌قرص يك كانالِ تلويزيونيِ محبوب سخن گفت. همچنين است شكل‌گيرى مخاطبان خاص به‌دنبال رواج يك شكل يا نوع جديد از محتوا، يك نمايشگر خاص، يا يك اجراى بسيار جذاب (احتمالاً براى مدتى كوتاه) كه معمولاً هم بازاريابى و تبليغات زياد تقويت مى‌شود. رسانه‌ها همواره خواهان ايجاد و حفظ مخاطبان جديدى براى ژانرهاى محتوايي، نويسندگان، نمايشگران، يا توليدات خاص (مثل فيلم‌ها، كتاب‌ها، يا نمايش‌ها) هستند. رسانه‌ها براى اين منظور ممكن است از تقاضاهاى خودانگيختهٔ مردم استقبال كنند يا اينكه نيازها و علايق احتمالى را قبل از ظهور آنها شناسايى كنند. مديران رسانه‌هاى مدرن به‌طور قطع مى‌كوشند تا چنين كارهايى را انجام دهند.درك كردن و يا نشان دادن تمايز دقيق بين مخاطبان به‌عنوان عامل يا معلول رسانه‌ها در وضعيتى كه مخاطبان رسانه‌اى مداوماً در حال تغيير و شكل‌گيرى هستند آسان نخواهد بود. در طول زمان، پيروى محض رسانه‌ها از گروه‌هاى اجتماعى كه همواره وجود داشته‌اند و نيز تلاش آنها براى شكل دادن به مقوله‌هاى اجتماعى خاص حول محتوى ارائه‌شده آن‌چنان در هم تنيده‌اند كه تفكيك آنها بس سخت شده است. در اين شرايط، نيازهاى آفريده شده توسط رسانه‌ها نيز از نيازهاى خودانگيخته غيرقابل تفكيك شده‌اند - يا اينكه اين دو به‌صورتى غيرقابل تمايز با هم درآميخته‌اند. به‌رغم اين، تمايز نظرى بين تقاضاهاى نشأت‌گرفته از دريافت‌كنندگان و فرستندگان مى‌تواند براى بازنمايى انواع مخاطبان مورد بحث مفيد باشد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۱۰ ] [ مشاوره مديريت ]

گونه هاي مختلف مخاطبان : دسته خرسندي

اصطلاح دستهٔ خرسندى براى اشاره به امكانات عديدهٔ مخاطبان براى شكل‌گيرى و بازشكل‌گيرى برمبناى برخى علايق، نيازها، يا رجحان‌هاى رسانه‌اى انتخاب شده است. كاربرد واژهٔ دسته به‌اين معنا است كه چنين مخاطبانى نوعاً جمع ساده‌اى از افراد پراكنده‌ هستند كه هيچ تعلّق متقابل ندارند. درحالى كه مخاطبان رسانه‌اى در قالب عموم مردم غالباً نيازها و علايق رسانه‌اى متعددى دارند و وحدت‌ آنها نيز از برخى ويژگى‌هاى اجتماعى مشترك آنها ناشى مى‌شود، دستهٔ خرسندى تنها به‌واسطهٔ يك (نوع) نياز تعريف مى‌شود (هرچند كه اين نياز نيز ممكن است از تجربه اجتماعى ناشى شود). امروزه، به‌دنبال تفكيك به‌وجود آمده در توليد و عرضهٔ رسانه‌اى به‌منظور پاسخگويى به تقاضاهاى مصرف‌كنندگان خاص، دستهٔ خرسندى جانشين نوع قديمى‌تر عموم مردم شده است. در نتيجه، امروز به‌جاى آنكه هر عموم مردمى (كه بر مبناى محل، طبقهٔ‌اجتماعي، مذهب، يا حزب سياسى تعريف مى‌شود) رسانهٔ مختص خود را داشته باشد، نيازهاى خودخواسته متعدد به عرضهٔ توليدات متناسب دامن زده‌اند.اين پديده چندان هم جديد نيست چرا كه روزنامه‌هاى مردم‌پسند، و نيز شايعه، مد، و مجلات خانوادگي، از ديرباز انواع علايق خاص اما متداخل مخاطبان خود را برآورده كرده‌اند. نيازهايى كه اين نشريه‌ها تأمين كرده‌اند عمدتاً شامل نياز به اطلاعات عملي، تفريحي، و شايعات بودند كه زندگى اجتماعى روزمره را تلطيف مى‌كردند. در شرايط كنوني، با رنگ باختن اخلاقِ مذهبى و سياسى و نيز تجارى‌تر شدن رسانه‌ها اين نوع از رسانه‌ها گسترش يافته‌اند.در طول زمان و با اختراع هر رسانهٔ جديد (فيلم، كتاب، مجله، راديو، گرامافون، CD، و غيره) كه حاوى مطالب متنوع و مورد پسندِ مخاطبان هستند، سلايق رسانه‌اى بسيار گسترده‌ترى تأمين شده است. سلايق رسانه‌اى مخاطبان معمولاً مبتنى بر تركيبى از شرايط اجتماعى - فرهنگى و محتواى رسانه‌ها هستند. به‌عنوان نمونه، انتظار مى‌رود افراد برخاسته از يك زمينهٔ تحصيلى و شغلى مشترك، همانند گروه‌هاى مختلف سنى و جنسيتي، داراى علايق و سلايق رسانه‌اى خاص باشند. همچنين، در ميان ويژگى‌هاى اجتماعى كه يك شيوهٔ خاص زندگى را تعريف مى‌كنند، عنصر رسانهٔ مطلوب نيز وجود دارد. دسته‌هاى خوانندگان / بينندگان / شنوندگان كه در نتيجهٔ عرضهٔ به‌شدّت تفكيك‌شده و سفارشي به‌وجود مى‌آيند احتمالاً هيچ تصورى از هويت جمعى نخواهند داشت، هرچند كه چند ويژگى اجتماعى - جمعيّتى مشترك نيز داشته باشند.اصطلاح مناسب در اينجا مفهوم فرهنگ سليقه است كه توسط هربرت گانس (Ganz, 1957) ابداع شده است. وى اين اصطلاح را براى توصيف آن مخاطبانى به‌كار مى‌برد كه توسط رسانه‌ها، برمبناى همگرايى علاقه‌هاى آنها و نه براساس پس‌زمينهٔ اجتماعى يا مكان مشترك، خلق مى‌شوند. فرهنگ سليقه بيش از آنكه راجع به جمعى از انسان‌ها باشد مجموعه‌اى از محصولات رسانه‌اى مشابه است - يعني، شكل، سبك ارائه، و ژانر برنامه‌هايى كه براى هماهنگى با شيوهٔ زندگى بخشى از مخاطبان توليد مى‌شوند. هرقدر فرآيند توجه به سليقه‌هاى خاص گروه‌هاى اجتماعيِ معين افزايش يابد، امكان ايجاد يك فرهنگ سليقه با مشخصات اجتماعى - جمعيّتى خاص خود بيشتر خواهد شد.تحقيقات انجام‌شده در سنّت بهره‌ورى و خرسندى از رسانه به ‌روشن شدن ماهيّت تقاضاهاى پنهان مخاطبان و شيوهٔ ايجاد آنها كمك كرده‌اند. انگيزه‌هاى مخاطبان براى انتخاب يك محتواى رسانه‌اى و شيوهٔ تفسير و ارزشيابى آنها به‌وجود ساختار نسبتاً ثابت و پايدارى از خواسته‌هاى رسانه‌اى مخاطبان معطوف است. تجربيّات اجتماعى نقش مهمى در برانگيختن خواسته‌هاى خاص از رسانه‌ها به‌ عهده دارند. به‌عنوان مثال، موقعيّت‌هاى حاكى از بلاتكليفى و بى‌تصميمى مى‌توانند افراد را به جست‌وجوى راهنما يا مدل‌هاى رفتارى سوق دهند؛ انزواى اجتماعى نيز مى‌تواند به‌استفاده از رسانه با هدف نيل به هم‌نشينى يا هم‌نوايى با افراد بى‌فرهنگِ جامعه بيانجامد؛ همچنان‌كه، كنجكاوى در مورد جهان و محل زندگى افراد در آن ممكن است توجه به اخبار و اطلاعات رسانه‌اى را افزايش دهد.تركيب‌بندى مخاطبان واقعى در قالب دسته‌هاى خرسندى دائماً تغيير مى‌كند، اما آن علل و عوامل پايه‌اى كه مخاطبان خاص (و گذاري) را به‌سوى سريال، فيلم، ژانر، يك نوع خاص موسيقى و امثال آن مى‌كشانند، نيروهايى ثابت و قابل پيش‌بينى هستند. انديشه‌اى كه مخاطبان را در قالب يك نياز اجتماعى يا روان‌شناختى خاص در نظر مى‌گيرد، يك بخش مهم از گفتمان مخاطب رسانه‌اى است و در توصيف مخاطبان كاربرد فراوان دارد. انديشهٔ مخاطبان بالقوه، مطابق برخى مقوله‌هاى اجتماعى يا فرهنگي، براى صنعت رسانه‌اى نيز حائز اهميّت است زيرا كه اين انديشه غالباً براى توسعهٔ خدمات رسانه‌اى جديد رهنمودهايى ارائه مى‌كند و نيز مى‌گويد كه چگونه مى‌توان در اين عرصه از عهدهٔ رقابت برآمد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۰۹ ] [ مشاوره مديريت ]


علل استفاده از رسانه


آنهايى كه وظيفهٔ صاف كردن جاده براى ماشين رسانه‌ها را بر عهده دارند بايد بيشتر به علل و پويايى شكل‌گيرى مخاطبان توجه داشته باشند. در شرايط ناشى از رقابت شديد بين رسانه‌ها و تغييرات مداوم، داشتن آگاهى تاريخي در مورد ميزان و تركيب مخاطبان به‌هيچ‌وجه كافى نخواهد بود. در چنين شرايطي، ضرورى است كه سلايق و علايق مخاطبان نيز پيش‌بينى و هدايت شوند. البته چنين كارى اساساً به مهارت تخصصي، الهام، و اقبال بستگى دارد، هرچند داشتن شناختى عميق از عواملى كه مخاطبان را به جنب‌وجوش مى‌آورند، مى‌تواند مفيد باشد. نظريه‌پردازان، همچنين به‌عواملى كه افراد را بر مى‌انگيزانند تا به مخاطبان بپيوندند و نيز به‌عوامل مؤثرى كه مخاطبان را حفظ مى‌كنند، توجه دارند.در پژوهش‌هاى مخاطب‌شناسى تلويزيون هنوز بيشترين سهم را دارد. اين امر تا حدودى ناشى از حجم و اهميّت اقتصادى و اجتماعى رسانهٔ تلويزيون و تا اندازه‌اى نيز بدين دليل است كه (در مقايسه با ساير رسانه‌ها) تلويزيون، بدون استفاده از تحقيق، به‌سختى مى‌تواند ردّى از مخاطبان خود بيابد و آنها را در حساب آورد. از آنجا كه بسيارى از مردم تنها يك دستگاه گيرنده براى دريافت چندين و چند كانال تلويزيونى دارند، پيوسته رفت‌وآمد بسيارى در بين مخاطبان يك برنامه يا كانال خاص مشاهده مى‌شود. آگهى‌دهنده‌ها و برنامه‌ريزان پخش نياز به اين دارند تا، به‌طور كم‌وبيش مستمر، شناختى هرچه بيشتر در مورد تحرّكات و تغييرات مخاطبان برنامه‌ها و كانال‌هاى خاص داشته باشند. در حال حاضر نيز، رشد سيستم‌هاى پخش كابلى و ماهواره‌اي، رواج تجهيزات ضبط، افزايش خانوارهايى با چندگيرنده، و ظهور ديگر رسانه‌هاى جديد نياز به شناخت مخاطبان تلويزيونى را افزايش داده است. امكان گريز مخاطبان از صفحهٔ تلويزيون افزايش يافته و هنوز هم در حال افزايش است.با وجود اين، مسائل مربوط به گزينشگرى و پايدارى مخاطبان رسانه‌هاى غير از تلويزيون هنوز هم مطرح است. روزنامه‌ها هنوز خواهان جذب مشتركان جديد هستند، خوانندگانِ روزنامه‌هاى رقيب را جذب مى‌كنند، و وفادارى خوانندگان موجود خود تحكيم مى‌بخشند. روزنامه‌هاى نوپا هم در پى به‌دست آوردن و حفظ يك گروه ثابت از خوانندگان هستند. ناشران كتاب‌ها و نوارها هم خواستار آن هستند تا مخاطبان بالقوهٔ خود را بشناسند تا از اين طريق بتوانند از ديدگاه نظري، فهميدن اينكه چرا و چگونه مردم كتاب‌ها، نشريات ادواري، روزنامه‌ها، نوارهاى ويدئويى كرايه‌اي، و نوارهاى موسيقى خود را برمى‌گزينند همان‌قدر اهميّت دارد كه دانستن چرايى و چگونگى گزينش‌هاى تلويزيونى آنها.در اين موارد، مى‌توان به مسأله از هر دو منظر مخاطبان و رسانه‌ها نگريست. از منظر مخاطبان اين سؤال مطرح مى‌شود كه چه عواملى گزينش‌ها و رفتارهاى افراد را تحت تأثير قرار مى‌دهند. از منظر رسانه‌ها نيز سؤال فوق بدين شكل رخ مى‌نمايد كه چه عوامل مرتبط با محتوا، نحوهٔ ارائه، و شرايط پيرامونى مى‌توانند در جذب و حفظ مخاطبان مفيد باشند. البته هيچ تمايز روشنى بين اين دو منظر وجود ندارد چرا كه سؤال‌هاى مربوط به انگيزه‌هاى شخصى را نمى‌توان بدون مراجعه به محتواها و توليدات رسانه‌ها پاسخ داد.همچنين، ما مى‌توانيم از يك يا چند مكتب مخاطب‌پژوهى پيروى كنيم - مكاتبى كه هر يك براى استفاده از رسانه بيان متفاوتى دارند. سنّت ساختارگرا بر نظام رسانه‌اى و نظام اجتماعى به‌عنوان عوامل تعيين كننده تأكيد دارد. رويكرد رفتارگرا (كاركرگرا) نيز نيازها، انگيزه‌ها، و شرايط پيرامونى افراد را به‌عنوان نقطهٔ شروع تحليل خود برمى‌گزيند. حال آنكه، رويكرد اجتماعى - فرهنگى به پس‌زمينهٔ خاصى توجه مى‌كند كه هر مخاطب در آن قرار دارد و نيز به شيوه‌هايى كه مطابق آنها ديگر گزينه‌هاى رسانه‌اى ارزشيابى شده و معنا مى‌يابند. همان‌گونه كه قبلاً ديديم، هريك از رويكردهاى فوق مبانى نظرى متفاوتى دارند و راهبردهاى پژوهشى مختلفى را ايجاب مى‌كنند. اما، از آنجا كه هدف اين فصل ارائه تصويرى حتى‌الامكان وسيع‌تر است، در اينجا هيچ‌يك از سه رويكرد فوق انحصاراً برگزيده نشده است.عوامل اصلى مؤثر بر رفتار مخاطبان كه معمولاً داراى ثبات و بسيار قابل پيش‌بينى‌ هستند، نسبتاً شناخته شده هستند. الگوهاى وسيع از توجه مخاطبان به رسانه‌ها به‌كندى و معمولاً بنا به دلايلى آشكار (نظير تغيير در ساختار رسانه‌ها مثلاً به‌هنگام شهور يك رسانهٔ جديد) يا به‌خاطر برخى تغييرات گسترده‌تر اجتماعى (مانند توسعهٔ فرهنگ جوانان يا انتقال از نظام كمونيسم به سرمايه‌داري) دگرگون مى‌شوند. مخاطب‌پژوهى عمدتاً عبارت است از ثبت و ضبط روزمرهٔ پيامدهاى بسيار قابل پيش‌بيني، هرچند اثرات تصادفى و عواملى اتفاقى نيز يافت مى‌شوند. راز نهفته در اينجا به مسألهٔ انتخاب‌هاى جزئى‌تر از ميان رسانه‌ها، انتخاب بين كانال‌ها يا برنامه‌هاى مختلف، يا به موفقيّت يا شكست نوآورى‌ها يا محتواهاى مشخص مربوط مى‌شود. اگر در كار رسانه‌ها رازى نهفته بود، در آن صورت تجارت رسانه‌اى اين‌قدر پرخطر نمى‌بود و هر فيلم، آهنگ، كتاب، يا نمايش مى‌توانست يك موفقيّت برجسته باشد.عبارات فوق يادآور اين است كه هميشه نوعى گسست بين الگوى كلى استفاده از رسانه‌هاى جمعى و آنچه هر روز اتفاق مى‌افتد، وجود دارد. اين مسأله را، از يك منظر، مى‌توان در قالب تفاوت بين ميانگين حاصل از جمع داده‌هاى بسيار وسيع با مشاهدهٔ يك مورد خاص درك نمود - مورد خاص در اينجا ممكن است الگوى يك روز مشخص يا عادت‌هاى رسانه‌اى يك فرد باشد. اگرچه در استفاده از رسانه، علائق، انتخاب و صرف وقت ما معمولاً داراى الگوى نسبتاً ثابتى است، اما در عين حال تجربهٔ هر روز چيزى منحصر به‌فرد و متأثر از شرايطى متفاوت و غيرقابل پيش‌بينى است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۰۸ ] [ مشاوره مديريت ]

يك مدل كاركردگرا(رويكرد بهره‌ورى و خرسندى از رسانه) 2

نقد و نظرپژوهش‌هاى انجام شده با تكيه بر اين نظريه‌ها توفيق بسيار كمى براى پيش‌بينى يا تبيين عِلّى گزينش‌ها و استفاده از رسانه داشته‌اند. هرچند به نظر مى‌رسد اين رويكرد كارآيى بالايى در مورد برخى از انواع محتواها داشته است - مثلاً در خصوص توجه گزينيشى مخاطبان به محتواى سياسى رسانه‌ها، يا برنامه‌‌ها شهوت‌انگيز. در كل، رابطه بين گرايش مخاطبان به رسانه‌ها و استفاده آن‌ها از رسانه‌ها سُست و جهت رابطه اين دو، غيرقطعى و متغير است. گونه‌شناسى‌هاى ارائه شده در مورد انگيزه‌هاي مخاطبان غالباً با الگوهاى مربوط به مصرف يا انتخاب عملى آن‌‌ها تناسب ندارند و از اين‌رو، پيدا كردن رابطه‌اى منطقى و باثبات بين اين سه عامل پياپى بسيار سخت است: علاقه / رجحان؛ گزينش عملي؛ و ارزشيابى پسين.شواهد تجربى بسيار محدودى در دست است تا نشان دهد استفاده از رسانه در كل با تجربه يك مشكل آغاز مى‌گردد يا اينكه حتماً به يافتن راه‌حلى براى مشكل منجر مى‌شود، آن‌ها مى‌توانند بسيارى از انواع انگيزه‌هاي ارائه شده در متن سؤال را شناخته و بازگو نمايند. فهرست انگيزه‌هاى ارائه شده اين انكان را فراهم مى‌آورد تا مخاطبان در قالب اصطلاحات كارگردگرايانه توصيف شوند و از طريق همين فهرست‌ەا است كه خود مخاطبان، آن‌گاه كه مورد سؤال واقع مى‌شوند، معناى استفاده از رسانه را درمى‌يابند. به هر حال، رويكرد بهره‌ورى و خرسندي در كل بيش از حد بر عقلانيت و فعاليت موجود در استفاده از رسانه تأكيد مى‌كند. در واقع بيش‌تر مخاطبان واقعى رسانه‌ها را مردمى تشكيل مى‌دهند كه انتظارات و انگيزه‌هاى ذهنى متفاوت، متداخل، و غالباً ناپايدار دارند.ميزان و محدوده تأثيرپذيرى رفتار رسانه‌اى مخاطبان از انگيزه‌هاى خودآگاه و مشخص آن‌ها هميشه مورد اختلاف بوده است.  نظريه انتظار - فايدهيك اصل اساسى در همه نظريه‌هاى مربوط به انگيزه‌هاى فردى نسبت به استفاده از رسانه اين باور است كه رسانه‌ها پاداش‌هايى را ارائه مى‌كنند كه اعضاء بالقوه مخاطبان، براساس تجارب گذشته خود، انتظار (و توقع) دارند. اين پاداش‌ها را مى‌توان مثل اثرات روان‌شناختى تجربه‌شده‌اى در نظر گرفت كه افراد براى آن‌ها فايده‌اى متصور و ارزشى قائل هستند (و اين پاداش‌ها بعضاً رضايت رسانه‌اى نيز خوانده مى‌شوند). پاداش‌هاى فوق را مى‌توان با استفاده رسانه (مانند يك مطالعه لذت‌بخش) يا از ژانرهاى محبوب (مانند داستان‌هاى كارآگاهي) يا حتى از مقوله‌هاى عينى محتوا (يك فيلم مشخص) به دست آورد. اين پاداش‌ها هستند كه، با افزودن بر اطلاعات رسانه‌اى افراد، گزينش‌هاى آتى آن‌ها را هدايت مى‌كنند. پالم‌‌گرين و رى‌برن در خصوص فرآيند مربوطه مدلى را بر پايه اين اصل پيشنهاد نموده‌اند كه گرايش‌هاى مخاطبان نسبت به رسانه‌ها برآيند باورهاى محك خورده و ارزش‌ها (و رجحان‌هاى شخصي) آن‌ها هستند. اين مدل انتظار - فايده در نمودار ارائه شده است.به طور كلي، مدل فوق اين پيش‌فرض را مطرح مى‌كند كه استفاده از رسانه را بايد برآيندى دانست كه از تركسيب تصورات موجود از منافع ارائه شده توسط رسانه و ا رزش‌هاى نسبى اين منافع براى يكايك مخاطبان. مدل حاضر ما را به كشف اين حقيقت رهنمون مى‌شود كه استفاده از رسانه محصول اجتناب است همان‌قدر كه نتيجه درجات متفاوتى از انتخاب‌هاى مثبت در بين خرسندى بالقوه و مورد انتظار از رسانه‌ها است. اين مدل بين انتظارات (خرسندى‌هاى خواسته شده) و ارضاء‌ها (خرسندى‌هاى به دست ‌آمده) تفاوت مى‌گذارد و، از اين رو، نوعى بهره‌مندى فزاينده از كاربرد رسانه‌اى در طول زمان را شناسيايى مى‌كند. بنابر اين، آن‌گاه كه خرسندى‌هاى به دست آمده به طور قابل توجهى از خرسندى‌هاى خواسته شده بيش‌تر باشد، اين احتمال نيز افزايش مى‌يابد كه ميزان ارضاء مخاطبان بالاتر و ميزان توجه و قدردانى آن‌ها بيش‌تر شود. عكس چنين رابطه‌اى هم مى‌تواند اتفاق بيافتد و نشانگر كاهش شمارگان، فروش، يا رتبه‌بندى و يا نشانگر افزايش تعويض كانال در مورد تلويزيون است. در هر حال، پالايش نظرى مورد بحث اين حقيقت را تغيير نداده است كه نظريه انگيزشى مخاطبان را نمى‌توان به سهولت به يك ابزار تجربى دقيق تبديل كرد.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۰۷ ] [ مشاوره مديريت ]


يك مدل كاركردگرا(رويكرد بهره‌ورى و خرسندى از رسانه)  1

اين باور كه استفاده از رسانه به خرسندى‌ها، نياز، آرزو، يا انگيزه‌هاى تك‌تك مخاطبان بستگى دارد، تقريباً قدمتى همانند خود رسانه‌پژوهى دارد. مخاطبان اغلب بر مبناى شباهت‌هاى بين نيازها، علايق، و سلايق فردى تشكيل مى‌گردند و بسيارى از اين‌ها منشأ اجتماعى يا روان‌شناختى دارند. انواع اصلى نيازهاي افراد عبارتنداز: نياز به اطلاعات، آرامش، همراهي، تفريح، يا فرار. همچنين، مخاطبان رسانه‌ها يا محتواهاى رسانه‌اى متفاوت را مى‌توان بر اساس اين گونه‌هاى وسيع انگيزشى تقسيم‌بندى نمود. رويكرد فوق براى مطالعه جذابيت رسانه‌هاى الكترونيكى جديد، حتى براى مطالعه كاربردهاى تلفن به كار برده شده است. دلبستگى نسبى مخاطبان به رسانه‌هاى متعدد هم به تفاوت‌هاى موجود بين خواسته‌ها و خرسندى‌هاى مورد انتظار آن‌ها مربوط دانسته شده است.اين شويه تفكر متعلق به يك مكتب پژوهنشى است كه به نام رويكرد بهره‌ورى و خرسندي شناخته شده و ريشه‌هاى آن را بايد در پژوهش‌هاى مربوط به تبيين جذابيت زياد انواع خاص از محتواهاى رسانه‌اى جست و جو نمود. سؤال اساسى رويكر فوق چنين است: چرا مردم از رسانه‌ها استفاده مى‌كنند و آن‌ها را براى چه منظورى به كار مى‌برند؟ جامعه‌شناسى كاركردگرايانه رسانه‌ها را برآورنده نيازهاى گوناگون جامعه مى‌دانست - نيازهايى نظير همبستگي، استمرار فرهنگي، كنترل اجتماعي، و نياز به گردش وسيع همه انواع اطلاعات عمومي، فرضيه مدكور خود مبتنى بر اين پيش‌فرض است كه افراد هم رسانه‌ها را براى مقاصدى متناظر به كار مى‌برند - از جمله براى كسب راهنمايي، آرامش، سازگاري، اطلاعات و شكل‌گيرى هويت شخص.  كشف مجدد رويكرد بهره‌ورى و خرسندىرويكرد بهره‌ورى و خرسندى بيست سال بعد مجدداً كشف و تفصيل داده شد. در اين هنگام فرضيات اساسى رويكرد فوق بدين شرح بودند: الف- انتخاب رسانه و محتوا عموماً فعاليتى عقلانى و معطوف به اهداف و خرسندى‌هاى خاص است. پس، مخاطبان فعال هستند و شكل‌گيرى آن‌ها را مى‌توان منطقاً تبيين كرد؛ ب- يكايك مخاطبان نسبت به نيازهاى رسانه‌اى كه از شرايط شخصى (فردي) و اجتماعى (مشترك) ريشه مى‌گيرند، آگاهى دارند و مى‌توانند اين نيازها را در قالب انگيزش‌هاى مختلف بيان كنند؛ ج- كاربرى شخصى رسانه‌ها، به بيان كلي، بيش‌تر از اصول زيبايى شناختى يا فرهنگى در شكل‌گيرى مخاطبان نقش و اهميت دارد؛ و اينكه د- تمام يا اغلب عوامل تأثرگذار بر شكل‌گيرى مخاطبان (انگيزه‌ها، رضايت مورد انتظار يا به دست آمده، گزينش‌هاى رسانه‌اي، متغيرهاى پس‌زمينه‌اي) را مى‌توان، به لحاظ نظري، تعيين كرد.در اين دوره، يك مدل از فرآيند گزينش رسانه‌اى توسط كاتز، بلاملر، و گورويچ ارائه شده كه مربوط مى‌شد به: (۱) سرچشمه‌هاى اجتماعى و روان‌شناختى (۲) نيازهايى كه (۳) انتظارات خاص از (۴) رسانه‌هاى جمعى يا ساير منابع را به وجود مى‌آورند و منجر به (۵) قرارگرفتن مخاطبان در معرض رسانه‌ها (يا اقدام به ساير فعاليت‌ها) مى‌شوند و اين سرانجام به (۶) برآورده شدن نيازها و (۷) ديگر تبعات مى‌انجامد. همزمان با اين، روزنگرن نيز مدل پيشگام خود را در مورد كاربرد رسانه‌اى ارائه نمود. مدل روزنگرن با تكيه بر مفهوم نيازها يا خواست‌هاى اوليه انسانى آغاز مى‌شود و سپس به توصيف مراحلى مى‌پردازد كه در آن برخى از نيازها تبديل به مشكل شده و جست و جو براى يافتن راه‌حل‌هاي احتمالى را گسترش مى‌دهد و به ايجاد انگيزه‌ها مى‌انجامد. در اينجا، برخى از انگيزه‌ها در نهايت به استفاده از رسانه‌ها منتهى مى‌شوند، در حالى كه انگيزه‌هاى ديگر راه‌حل‌هايى چون اشكال غيررسانه‌اى (مانند روابط اجتماعى شخصى يا گردش در بيرون از خانه) را رواج مى‌دهند.اين شاخه از نظريه‌هاى استفاده از رسانه در نحوه بيان خود فردگرا و رفتارگرا است، هرچند اين اصل نيز اذعان دارد كه مخاطبان مى‌توانند خصايص جمعى هم داشته باشند. خصايص جمعى مخاطبان به خصوص شامل مجموعه‌هايى مشترك از خرسندى‌هاى مورد انتظار و نيز نيازهاى مشابه آن‌ها مى‌شود كه از پس‌زمينه اجتماعى مخاطبان ريشه مى‌گيرند. پيش‌فرض‌هاى نظرى فوق در مجموع اين فرضيه را تقويت مى‌كنند كه هر قدر نيازهاى خودشناخته بيش‌تر و برجسته‌تر باشند، احتمال روى آوردن افراد به رسانه‌ها بيشتر خواهد بود. همچنين، نظريه فوق يك ارتباط منطقى بين تجربيات پس‌زمينه‌اى مخاطبان و ويژگى‌هاى محتواى برگزيده از طرف آن‌ها را مفروض مى‌دارد.يكى از اهداف بلندمدت اين مكتب پژوهشى دست يافتن به نوعى چارچوب نظرى كلى است كه تمام يافته‌هاى تحقيقى مربوط به انگيزش مخاطبان را بتواند در درون خود جاى دهد. به عنوان مثال، فون فيليتزن دلايل اصلى استفاده از رسانه‌ها را براى كودكان (سوئدي) در قالب اين عبارات جمع‌بندى نمود:- تفريح و سرگرمى و شادى‌هاى عاطفي- نيازهاى اطلاعاتى و شناختي- نيازهاى اجتماعى - هويت، و گفت و گو با ديگران- نيازهاى غيراجتماعي، به ويژه نياز به فرار كردن، تنها بودن، و كنترل خلق و خوى شخصى- نيازهاى مربوط به خود رسانه (مانند كتاب، راديو و غيره) و شيوه مصرف آن كه رضايت‌هاى ذاتى معنى را به استفاده‌كنندگان ارائه مى‌كند.
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]


مخاطبان ، علائق، سلائق و رجحان‌ها


بسيار آسان مى‌توان از اين حقيقت غافل ماند كه مخاطبان به‌دليل جذب مردم به انواع مختلف محتواها تشكيل مى‌شوند. ما براساس تفاوت‌هاى بسيار روشن در ترجيحات شخصى خودمان دست به گزينش مى‌زنيم، حتى اگر نتوانيم آنها را در قالب كلمات بيان كنيم. گزينش رسانه‌ها الزاماً نبايد بسيار ماهرانه باشد. ترجيحات رسانه‌اى را مى‌توان به پس‌زمينهٔ اجتماعى ربط داد، هرچند رابطهٔ اين دو بسيار خاص و غيرقابل پيش‌بينى نيز هست. سلايق رسانه‌اى افراد هم، غالباً و به‌ويژه اگر در دوران كودكى و نوجوانى شكل گرفته باشند، بسيار پايدار خواهند بود. از سوى ديگر جذابيّت برخى از مقوله‌ها (يا ژانرهاي) محتوايى (نظير خبر، فيلم، موسيقي، سرگرمي، نمايشنامه) مرزهاى بسيار متفاوت اجتماعى و فرهنگى را درمى‌نوردند و علاقه به اين نوع از محتوا تا حد زيادى قابل پيش‌بينى است. به‌عنوان نمونه، مى‌توان به ياد آورد كه معمولاً برنامه‌هاى آموزشي، مذهبى يا پورنوگرافى (هرزه‌نگاشتي). برخى از انواع و مقوله‌هاى خاص محتوايى تنها به‌طور بسيار محدود جذابيّت دارند.الگوهاى مربوط به سلايق رسانه‌اى افراد را مى‌توان با پژوهش‌هاى تجربى كشف كرد. به‌عنوان مثال، يوهانسون و ميگل (Johansson & Miegel, 1992) مطالعهٔ گرايش‌هاى جوانان (۱۹ تا ۲۱ سالگي) سوئدى به موسيقي، ۱۲ نوع (عامل) اصلى را از بين ۵۵ ژانر موسيقايى متفاوت به اثبات رساندند. آنها در مطالعهٔ خود به روابط بين رجحان‌ها و ارزش‌ها و ديگر متغيرهاى پس‌زمينه‌اى جوانان پرداختند. يكى از يافته‌هاى مهم محققان فوق اين است كه مقولهٔ مردم‌پسند موسيقى غالب (موسيقى پاپ و ديسكو) نشان دهندهٔ وجود يك محور فرهنگى مشترك بين جوانان سوئد است. آنها دريافتند كه سه نوع ديگر موسيقى نيز به كار تمايز بين سليقه‌هاى جوان مى‌آيند: جاز، اپرا و موزيكال‌ها، و موسيقى آگاه و متفكر اجتماعي.اخبار، خواه چاپى يا پخش شده از طريق راديو و تلويزيون، هنوز يكى از عمده‌ترين مقوله‌هاى محتوايى رسانه‌ها است. پرواضح است كه ميزان علاقه به عناوين خبرى بسيار متفاوت است و اين تفاوت‌ها، هم به عوامل جمعيّت‌شناختى وابسته است و هم به علاقهٔ ذاتى افراد به اخبار رسانه‌اي. يك تحقيق انجام گرفته توسط ادارهٔ ملّى تبليغات نشان مى‌دهد كه جذاب‌ترين مقوله‌هاى خبرى براى يك جمعيّت آمريكايى نمونه‌اى به‌ترتيب زير بوده‌اند: بين‌المللي، ورزشي، جماعت محلي، اقتصادي.توجه به اخبار نه تنها از مجموعه‌اى انتزاعى از علايق بلكه از ارزيابى نحوهٔ ارتباط اخبار به يكايك مخاطبان اثر مى‌پذيرد. يك بررسى مربوط به خوانندگان روزنامه‌ها (NAB, 1982) نشان مى‌دهد كه توجه به اخبار تحت تأثير نقش‌هايى است كه مخاطبان در زندگى روزمرهٔ خود به‌عهده دارند؛ مثلاً نقش‌هايى چون عضو خانواده، شهروند، كارگر، مصرف‌كننده، يا فردى كه اوقات فراغت خود را مى‌گذراند. هر يك از اين نقش‌ها در مواقع خاص با الگوهاى معينى از علايق همبسته‌ هستند، هرچند كه اين نقش‌ها هرگز به‌طور منفرد متجلّى نمى‌شوند و ما در زمان‌هاى مختلف به اجبار نقش‌هايى متفاوت را ايفاء مى‌كنيم. همچنين، توجه مخاطبان به اخبار رسانه‌ها براساس مجموعه‌اى پيچيده از علايق و نيازهاى قبلى آنها شكل مى‌گيرد كه گرايش‌هاى آنها را هدايت مى‌كنند. اين تمايلات ذهني در درك و پردازش اخبار نيز بسيار مؤثر هستند (نك: graber, 1984; Robinson & Levy, 1986)، هرچند اين مسأله از مبحث حاضر جدا است.الگوهاى مربوط به تقاضاى مخاطبان نظمى آشكار دارند، اما علايق شخصى يا اولويت‌هاى عملى رسانه‌اى تا به‌حال تلاش براى تبيين يا پيش‌بينى آنها را به شكست كشانيده است. در حال حاضر، ما تنها مى‌توانيم تقاضاهاى موجود براى عمدهٔ محتوايى رسانه‌ها را به‌طور كلى برآورد كنيم اما هنوز هم بايد علايق و سلايق فرهنگى را همانند جعبهٔ سياهى بدانيم كه در خارج از دسترس علم ارتباطات قرار دارد. بهترين كارى كه مى‌توان كرد توصيف الگوهاى ظاهر شده در لحظه‌هاى مشخص زمانى و موقعيّت‌هاى خاص فرهنگى است. سنگينى اين وظيفه يكى از دلايل غفلت موجود نسبت به تحليل علايق، سلايق و ترجيحات در مخاطب‌پژوهى بوده است.تلاش‌هاى بى‌شمارى صورت گرفته‌اند تا وراى تقسيم‌بندى نسبتاً سادهٔ مبتنى بر ميزان‌هاى متفاوت استفاده (مثلاً بينندگان -پرتماشا- در برابر بينندگان -كم‌تماشا)، براساس ترجيحات و الگوهاى استفاده، گونه‌شناسى‌هايى را از مخاطبان رسانه‌اى (به‌خصوص تلويزيوني) ارائه كنند. البته بايد توجه داشت كه متغير ميزان استفاده تقريباً هميشه تأثير زيادى بر ديگر ابعاد محتواهاى برگزيده يا ميزان گزينشگرى دارد. در سنّت بهره‌ورى و خرسندي، تمايز ايجاد شده بين مخاطبانى كه در جست‌وجوى اطلاعات بيشتر هستند از آنهايى كه تفريح و سرگرمى بيشترى مى‌خواهند هميشه يك وجه مميزهٔ اوليه اما قوى بوده است. تمايز بين استفادهٔ برنامه‌ريزى شده (ابزار گرايانه) و استفادهٔ عادتى (تشريفاتي) موردنظر روبين (1984) نيز چنين نقشى داشته است. ابعاد ديگرى نيز وجود دارند كه به ميزان گزينشگرى (weiman et al.,1992)، يا ميزان وفادارى به كانال‌ها يا ژانرهاى خاص (Hawkins, Reynolds, & Pingree 1991) مربوط مى‌شوند. البته هميشه مى‌توان از انوع مختلفى از بينندگان يا شنوندگان را پيدا نمود، اما نكته در اينجا است كه مرز بين انواع فوق معمولاً بسيار مبهم و در نتيجه، ماهيّت آنها ناروشن است (Van den Bulk, 1955). اين نيز اثبات شده كه تلاش براى اصلاح مقوله‌هاى محتوايى مرسوم كه توسط خود صنايع رسانه‌اى متفاوت و به‌منظور جذب مخاطبان (از طريق دادن آگهى و تبليغ به آنها) با در كار حسابدارى مورد استفاده قرار مى‌دهند، بسيار سخت است. مشكل در اينجا است كه براى مردم مقوله‌هاى فوق چنان نادقيق و گسترده است كه به ناچار درك مخاطبان از سؤال‌هاى پژوهشى و پاسخ به آنها را سخت تحت تأثير قرار مى‌دهند. حتى وقتى كه محققان مى‌خواهند گونه‌هاى بيشتر و متفاوتى را براى توصيف علايق مخاطبان پيدا كنند، نمى‌توانند از مانع مذكور بگذرند.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۰۶ ] [ مشاوره مديريت ]

يك جايگزين غير كاركردگرا براى تبيين كاربرد رسانه اى

راه‌هاى ديگرى نيز براى نظريه‌پردازى در خصوص سرمنشأ مخاطبان وجود دارد كه از فرضيات كاركردگرا و رفتارگرايانه فوق‌الذكر اجتناب دارند. به عنوان نمونه، رِنك استورف مدلى به نام كُنش اجتماعي پيشنهاد كرد كه بر اساس آن به گزينش‌هاى رسانه‌اى افراد به عنوان برآيند برنامه‌هاى اجتماعى آن‌ها نگريسته است - برنامه‌هايى كه بر اساس تعريف افراد از موقعيت موجود و تصورات آنها از مشكلات پيش‌رو شكل مى‌گيرند. استفاده از رسانه‌ها را مى‌توان بعضاً در قالب راه‌حل انگيزه‌مندى براى يك مشكل قابل تصور تفسير نمود، اما بيش‌تر مواقع و به احتمال قوى‌تر، كاربرد رسانه‌اى تنها بخشى از زندگى روزمره است كه مى‌تواند تعاريف متنوعى داشته باشد. در اين نظريه، تكيه اصلى بر تفسير كاربرد رسانه‌اى است به عنوان كنشى معنى‌دار در يك وضعيت اجتماعى خاص و نه تلاش براى يافتن يك علت ساختارى يا رفتاري. مكتب جامعه‌شناختى مربوط به اين نظريه، نه كاركردگرايي، بلكه پديدار شناسى و كُنش متقابل نمادين است.


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۵:۰۵ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده
شرکت مشاوره مدیریتبازارسازی مدیریت بازاریابی. بازدید تحقیقات بازاریابیآموزش مدیریت MBAدلایل ترک تحقیقات بازاریابی تحقیقات مدیریت شرایط سخت بازارکارت امتیازی متوازنارزیابی عملکرد . نمونه مطالعات موردی.برند برندینگانواع برند معرفی 21 نوع متفاوت از برندبرندسازی branding marketing . برندسازی.تحقیقات بازاریابی انگیزه بخش http://marketingbranding.ir سبک مدیریت است مدیریت بازاربازاریابیتحقیقات بازاریابی ویژگی های .حرفه ای مشاوره اموزش مدیریت.شناسایی مشتریان .تحقیقات بازاریابی استفاده از تحقیقات بازار و بازاریابی http://marketingsales.irmarketing مدیریت برندینگ . Business Management ConsultantIran Business Management ConsultantManagement . بازاریابیانواع بازاریابی 127 نوع بازاریابیبازاریابی. بازاریابی MarketingMix آمیختهآمیزه بازاريابیمدیریت بازاریابی. اخبار مدیریت و تجارتمدیریت.مشاوره بازاریابی مدیریت آموزش تکنیک‌های فروشندگی حرفه‌ای فروشندگی. اخبار مدیریت و تجارتبازاریابی برندینگ. http://iranmct.com/news/page/12مدیریت. مدیریت مشاوره بازاریابیآموزش. بیزینس پلن طرح توجیهی طرح business plan. برنامه بازاریابی Marketing Planبازاریابی. مشاوره تبلیغات مشاور تبلیغات مشاور مدیریت management مشاوره مدیریت انواع بازاریابی بازاریابی. Business Planبیرینس پلن طرح توجیهیمدیریت. کلینیک کاشت موی طبیعی آسمان