مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 16327
دیروز : 40352
افراد آنلاین : 37
همه : 4385161
 

اصول و اخلاق مناظره (4)

مناظره كننده نبايد طرف مقابل خود را در مناظره در انتقال از دليلى به دليل ديگر و يا از سؤ الى به سؤ ال ديگر باز دارد، بلكه بايد امكاناتى را به وجود آورد تا آنچه در ذهن خويش فراهم آورده به كار گرفته و آن را ارائه نمايد و از خلال سخنان وى آنچه را مورد احتياج او در رسيدن به حقّ و حقيقت است ، استخراج نمايد. همان طور كه بيان شد هدف مناظره عبارت از رسيدن به حقّ است و اگر در ضمن مناظره به آن دست يافت ، بايد آن را بپذيرد و خداى متعال را سپاس گويد.(71)
5. رعايت ادب در مباحثه و رويارويى 
مناظره بايد در چارچوب اخلاق پسنديده انجام شود تا به ستيزه جويى و ناسزاگويى و تكفير منتهى نگردد. براى يك مؤمن مقابله به مثل و فحاشى صحيح نيست ، بلكه بايد با اخلاق نيكو و پرهيز از درگيرى ها طرف مقابل را متقاعد كرد تا اگر تفاهم حاصل نشد، دورى و تنازع هم ايجاد نشود. بايد از كلمات محبت آميز استفاده شود و مناظره با طرف مقابل محترمانه و مؤ دبانه صورت گيرد.
مناظره كننده بايد پيوسته از الفاظ محكم و قوى بهره گيرد و از به كارگيرى الفاظ ناشايست بپرهيزد، بايد از عبارات ركيك و كنايات اهانت بار و امثال آن كه موجب برانگيخته شدن انواع حساسيت و كينه توزى مى گردد اجتناب نمايد؛ چرا كه در اين صورت مناظره از حالت ((اَحسن بودن )) خارج شده و به ستيزه جويى و دشمنى مى انجامد.
مناظره كننده در هنگام بحث و گفت و گو صدايش را از حالت متعارف و معمول بلندتر نكند؛ زيرا اين كار نشانه ضعف و مغلوبيت است . بايد همواره با لحنى آرام و متين سخن بگويد تا گفتار او تاءثير بيشترى در طرف مقابل داشته باشد.
رعايت ادب و نزاكت در مناظرات اقتضا مى كند كه به سخنان يكديگر دقيقا گوش فرا داده و كلام همديگر را قطع نكنند. ولو اين كه مقصود او را قبل از تمام شدن كلامش بفهمد. اخلاق مناظره ايجاب مى كند طرفين به يكديگر مجال سخن گفتن بدهند و تا مطلب طرف مقابل تمام نشده ، كلامش را قطع نكند، تا هم مقصود او را كاملا بفهمد و هم اين كه محترمانه برخورد كرده باشد. دور از ادب و نزاكت است كه انسان در بين كلام ديگرى حرف بزند. چه بسا ممكن است گفتار طرف مقابل مجمل و مبهم بماند و پاسخ با پرسش ، تناسب پيدا نكند.
تا بحث درباره يك موضوع به جايى نرسيده ، وارد مبحث ديگرى نشوند؛ چرا كه در اين صورت بحث ها با هم مخلوط شده و نتيجه اى حاصل نمى شود.
6. اجتهاد مناظره كننده 
بعضى معتقدند كه مناظره كنندگان بايد در فن مناظره مجتهد باشند، ولى گروهى پا را فراتر گذاشته و اظهار داشته اند كه بايد مجتهد و صاحب نظر باشند تا در همه مسائلى كه پيش مى آيد بتوانند نظرات خود را بيان نمايند. ليكن حقّ اين است كه مناظره كننده در شيوه مناظره بايد اجتهاد داشته باشد و در موضوعى كه به مناظره گذاشته مى شود تا سر حدّ اجتهاد پيش ‍ رفته باشد.
براى شركت كنندگان در مناظره لازم است توان خود را در آوردن تمثيل و تشبيه تقويت نمايند، از اشعار و متون دينى ، فلسفى ، علمى و كلمات بزرگان و حوادث تاريخى نيز بهره گيرند. مناظره كنندگان بايد بر محتواى بحث مسلط بوده و پيش از شركت در جلسه ، درباره موضوع بحث تحقيق كرده باشد و با ابعاد مختلف آن آشنا باشد تا در مقام گفت و گو به معضل مبهمى گرفتار نگردد و در سير بحث متوقف نشود. مناظره آگاهى و مايه هاى علمى لازم دارد و گرنه به بن بست كشيده مى شود. به همين جهت امام صادق عليه السّلام بعضى از اصحابش را از مناظره كردن نهى مى كرد.
ب . آفات و نتايج سوء مناظره نادرست
در اين قسمت به آفات مناظره نادرست و نتايج سوء آن مى پردازيم تا روشن شود كه مجادله به غير اَحسن چگونه موجبات شكست در بحث و گفت و گو را فراهم مى كند. مناظره اى كه به منظور غلبه بر ديگران ، فضل فروشى و مباهات صورت پذيرد، سرچشمه رفتارهايى است كه از نظر خداوند متعال ، ناستوده و از ديدگاه شيطان ، پسنديده است .
اگر حس علاقه به غلبه بر ديگران و اسكات آنها در مناظره و نيز جاه طلبى و مباهات ، بر روحيه كسى مستولى گردد، اين گونه تمايلات وى را به اظهار و ارتكاب علنى تمام پليدى ها سوق مى دهد كه به عنوان آفات و نتايج سوء مناظره هاى نادرست تلقى مى گردد. برخى از اين آفات عبارتند از:
1. نپذيرفتن حقّ 
يكى از آفات مناظره ، نپذيرفتن حقّ، كراهت از آن و حرص و تمايل شديد به مبارزه با آن از طريق جدال و ستيزه است . در اين صورت براى مناظره كننده از اين كه حقّ بر زبان طرف مقابل وى ظاهر گردد بسيار ناخوشايند است و در اين صورت با توسل به تلبيس و نيرنگ به منظور انكار حقّ مى كوشد مناظره ادامه يابد تا اين كه حقّ را پايمال سازد.
از اين رو، مبارزه و ستيزه جويى به صورت عادت و طبيعت ثانوى او مى گردد و براى اظهار فضل و خرده گيرى از خصم ، نسبت به هر سخنى كه به گوشش مى رسد، اعتراض مى كند؛ گر چه طرف مقابل او بر حقّ باشد.
در نظر خداوند متعال ، كسى كه حقّ را تكذيب مى كند و كسى كه به او افترا مى بندد، يكسانند و از نظر جرم و گناه روحى و اخلاقى با هم برابرند و در اين باره مى فرمايد:
و من اءظلم ممّن افترى على اللّه كذبا اءو كذّب بالحقّ لمّا جاءه اءليس فى جهنّم مثوى للكافرين (72)
آيا از كسى كه بر خداوند دروغ بست و با آنكه حقّ به او رسيده ، آن را تكذيب كرد، ستمكارتر هست ؟
اگر مباحثه و جدال صرفا براى غلبه و اسكات خصم باشد، نه تنها موجب نيل به اهداف مقدس نخواهد شد، بلكه باعث ظهور تكبر، غرور، حسد و خود باختگى مى شود. خصلت جاه طلبى ، عجيب و غرور را در غلبه كنندگان زنده كرده و روحيه ياءس ، شكست و انحطاط را در طرف مغلوب به وجود مى آورد. جاه طلبى و مباهات بر ديگران ، سرچشمه بسيارى از پليدى هاى اخلاقى است . پس عدم پذيرش حق و تكذيب آن ، استكبار است و جدال نيز مستلزم چنين حالتى است ؛ يعنى اين كه انسان را وادار مى كند زير بار حقّ نرود و آن را تكذيب نمايد.(73)
از ابى درداء، وائله و انس روايت شده كه گفتند روزى پيامبر بر ما وارد شد در حالى كه بر سر يك مسئله دينى بحث و مجادله داشتيم . رسول خدا آن چنان سخت غضبناك شد كه تا آن زمان چنين خشمى از او نديده بوديم . سپس فرمود:
ملت هاى قبل از شما به علت مجادله و ستيزه جويى ، گرفتار انحطاط و نابودى شدند. از مراء و جدال دست برداريد؛ زيرا يك فرد با ايمان با كسى به مجادله بر نمى خيزد و ستيزه گر، سخت زيانكار است . من در روز قيامت از ستيزه گران شفاعت نمى كنم و اگر كسى دست از مجادله بردارد با اين كه مى داند حقّ با اوست ، براى چنين شخصى سه قصر در بهشت ضمانت مى كنم . خداوند متعال پس از شرك ، مرا از مجادله نهى فرموده است .(74)
امام صادق عليه السّلام در حديثى مى فرمايد:
ثلاث من لقى اللّه عزّ و جلّ بهنّ دخل الجنّة من اءىّ باب شاء من حسن خلقه و خشى اللّه فى المغيب و المحضر و ترك المراء و إ ن كان محقّا(75)
سه گروه هستند كه وقتى خداوند را ملاقات مى كنند به آنها مى فرمايد از هر درى كه مى خواهيد وارد بهشت شويد. آن سه دسته عبارتند از كسى كه خوش اخلاق است ، كسى كه در آشكار و نهان از خداوند بترسد، و كسى كه مراء را ترك كند اگر چه بر حقّ باشد.
2. تظاهر و رياكارى 
يكى ديگر از آفات مناظره ، ريا و تظاهر نسبت به مردم ، سعى و تلاش براى به دست آوردن دل آنان و جلب توجه آنها به خود مى باشد تا به اين وسيله راءى و نظر او را تاءييد نموده و او را در برابر طرف مقابل در مناظره يارى نمايند. ريا، نوعى بيمارى است كه انسان را به بزرگ ترين گناهان فرا مى خواند و مناظره كننده اى كه رياكار باشد، هدفش خودنمايى و جلب ستايش مردم نسبت به خود است و در روايتى آمده است :
ثلاث علامات للمرائى ينشط إ ذا راءى النّاس و يكسل إ ذا كان وحده و يحبّ اءن يحمد فى جميع اءموره (76)
ريا كار سه مشخصه و نشانه دارد: آنگاه كه مردم را مى بيند با نشاط مى گردد، هنگامى كه تنها است كسل و بى حال است و دوست دارد مردم او را در تمام كارهايش بستايند.
إ نّ المرائى يدعى يوم القيامة باءربعة اءسماء يا كافر يا فاجر يا غادر يا خاسر حبط عملك و بطل اءجرك فلا خلاص لك اليوم فالتمس اءجرك ممّن كنت تعمل له (77)
در روز قيامت شخص رياكار با چهار اسم خوانده مى شود: اى كافر، اى گناهكار، اى فريبكار متظاهر، و اى زيانكار. عمل و رفتار تو نابود شد و اجر و پاداش تو تباه گشته است . امروز هيچ راه نجاتى ندارى . پس بايد اجر و پاداشت را از كسى مطالبه كنى كه به خاطر او عمل مى كردى .
شخص رياكار و كسى كه اهل تظاهر و فضل فروشى باشد، هدفش جز غلبه و اسكات خصم و كسب شهرت و شخصيت اجتماعى نيست و با چنين روحيه اى نمى توان در دل ها نفوذ كرد و حقّ را به پيروزى رسانيد؛ زيرا شهرت طلبى ، كسب موقعيت اجتماعى و رياكارى براى هميشه مخفى نمى ماند، بلكه از فحواى كلام و لحن مناظره كنندگان كاملا معلوم مى گردد و حتى از اين كه بگذريم باعث فساد روح و اخلاق مى شود و در نتيجه مناظره به هدف هاى صحيح و نتايج مطلوب نمى رسد.(78)
3. خشم و غضب 
غالبا مناظره كننده نمى تواند خود را از تيررس خشم و غضب دور نگه دارد به ويژه اگر به سخن او ايراد و اشكال وارد نمايند، گفتار و سخن او را رد كنند و استدلال او در مقابل مردم غير قابل قبول تلقى گردد. خشم و غضب مناظره كننده ، گاهى به حقّ و گاهى نادرست و نارواست . خداوند متعال و رسول گرامى او، خشم و غضب را، به هر كيفيتى كه صورت پذيرد، نكوهش ‍ كرده اند.
روايت شده كه شخصى به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد: مرا به عملى راهنمايى و توصيه فرما كه مختصر و سودمند باشد. حضرت فرمودند: خشمگين نشود. آن مرد دوباره همان درخواست خود را تكرار كرد، باز هم حضرت فرمودند: خشمگين نشو.
خشم و غضب آفت مناظره است . آنان كه مورد اعتراض قرار مى گيرند و دلايلشان را به حقّ و يا ناروا نقض مى نمايند، ناگهان بر مى آشوبند و فضاى مناظره را به جنگ و جنجال مى كشانند.
مناظره بايد بر اساس خير خواهى و هدايت صورت گيرد تا آنجا كه خداوند در قرآن مى فرمايد:
فقولا له قولا ليّنا لعلّه يتذكّر اءو يخشى (79)
و با او با آرامى و نرمى سخن بگوييد شايد او متذكر شود و يا از خدا بترسد.
گفتار نرم از قلب رئوف برمى خيزد و اصولا محبت دل ها را نرم و براى پذيرش حقّ آماده مى سازد. كلماتى كه به كينه و غضب آلوده شود، نمى تواند راهگشا و هدايتگر باشد، اقتضاى موعظه حسنه و مجادله اَحسن اين است وگرنه مناظره دچار آفت مى شود.
در فضاى مناظره بايد صفا و محبت حاكم باشد؛ زيرا با كينه و دشمنى هرگز نمى توان حقّ را به كرسى نشاند. حربه عاطفه بسيار قاطع و برنده است . چون غرض اصلى ارشاد و راهنمايى است ، لازم است در قدم اول با محبت ، قلب طرف مقابل را صيد كرد و عقل او را با استدلال خاضع نمود و او را با عاطفه به اعتراف وادار كرد. لذا خشم و غضب در اين امر موجب شكست در بحث ها و گفت و گوها مى شود.(80)
4. كينه توزى و حسد 
از نتايج سوء خشم و غضب ، حقد و كينه است . وقتى انسان به خاطر عدم توانايى بر اِعمال غضب ، خشم خويش را فرو مى نشاند، اين حالت به صورت حقد در دل او جاى مى گيرد.(81) مقصود از حقد اين است كه قلب انسان با احساس بغض و نفرت همراه باشد. حقد و كينه كه ثمره غضب و خشم است ، امور زشت و حالات ناپسندى را براى انسان به ارمغان مى آورد كه عبارتند از حسد، ناسزاگويى در برابر حوادث ناخوشايند، عزلت و كناره گيرى از مردم ، به زبان آوردن سخنان ناروا و زشت از قبيل دروغ ، غيبت و... كه همه اين امور نكوهيده و ناپسند از نتايج و آثار سوء حقد و كينه توزى مى باشد. تمام اين حالات درونى و روانى ، درجه و پايه دين و ايمان انسان را به انحطاط و سقوط مى كشاند.
فرد كينه توز در صورتى كه قادر به مجازات طرف مناظره خود باشد، مى تواند سه حالت را در پيش بگيرد:
1. حقّ طرف خود را به طور كامل و بدون كم و كاست ادا نمايد، كه اين كار عين ((عدل )) و عدالت خواهى است . اين رفتار، اوج مرتبه و درجه انسان هاى صالح و شايسته اى است كه افراد مؤمن بايد با چنين خصلتى خو بگيرند.
2. از طريق عفو و گذشت نسبت به او احسان كند، كه چنين گذشتى همان ((تفضّل )) است كه راه و رسم صديقين و افراد راستين مى باشد.
3. به طرف مقابل ستم كند بدون آنكه مستحقّ ظلم باشد، كه چنين عملى را ((جور)) گويند، كه اين شيوه اراذل و انسان هاى پست است .(82)
از ديگر آفات و عوارض مضرّ مناظره ، حسد است كه نتيجه و ثمره حقد مى باشد. غالبا مناظره كننده از حسد نسبت به طرف مقابل خود در امان نيست ؛ زيرا گاهى برطرف خود، غالب و گاهى در برابر او مغلوب مى گردد. آنگاه كه غلبه با او نباشد و يا سخنش مورد ستايش ديگران قرار نگيرد، آرزو مى كند كه كاش غلبه و پيروزى از آنِ او بوده و طرف مقابل او از آن محروم باشد، كه اين گونه آرزو و تمنا عين حسد است . چون علم و دانش از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است . پس وقتى مناظره كننده آرزو كند كه چنين غلبه و پيروزى و لوازم آن ، از آنِ او باشد و طرف مقابل از آن محروم ماند، در حقيقت نسبت به او حسد ورزيده است . چنين حالتى به هر مناظره كننده اى دست مى دهد و دچار چنين روحيه ناستوده اى مى گردد.
ابن عباس مى گويد:
علم و دانش را در هر جايى كه يافتيد، فراگيريد و گفتار برخى از فقها درباره برخى ديگر را نپذيريد. چون اختلاف آنها در نتيجه تفاوت آرا و نظراتشان مى باشد.(83)
5. سخنان ناروا و گفتارهاى حرام 
به زبان آوردن سخنان ناروا و زشت از قبيل دروغ ، غيبت و... از نتايج مناظره نادرست مى باشد؛ زيرا مناظره نادرست ، از نقل سخنى كه به منظور نكوهش و توهين به طرف هاى مقابل است ، عارى نيست . بنابراين مناظره كننده ناگزير دچار غيبتى خواهد شد كه خداوند آن را به ((اءَكل ميته )) تشبيه نموده است .
گاهى مناظره كننده سخنان طرف مقابل را تحريف كرده و در نتيجه مرتكب دروغ و افترا مى گردد و گاهى نيز نمى تواند زبانش را حفظ كند و آشكارا به او نسبت حماقت ، جهالت ، نادانى و كم فهمى مى دهد، كه در نتيجه اين اعمال فرد آبرومندى را بى آبرو مى سازد و حرمت او را از بين مى برد.
6. تكبّر و خود بزرگ بينى 
تكبّر و خود برتربينى نسبت به ديگران از ديگر آفات مناظره مى باشد. امام صادق عليه السّلام مى فرمايند:
من تواضع للّه رفعه اللّه و من تكبّر وضعه اللّه (84)
هر كس تكبّر ورزد خداوند او را خوار مى گرداند و هر كس تواضع و فروتنى نمايد، خداوند او را بالا مى برد.
ممكن است بحث و مناظره ، با تكبّر و اظهار برترى نسبت به ديگران همراه باشد. هرگاه مناظره در محفلى صورت پذيرد، در اين صورت انسان سعى دارد زير بار سخن حقّ ديگران نرود و سعى مى كند آرا و نظرات آنها را نپذيرد، ولو اين كه حقانيت سخن آنها بر مناظره كننده كاملا ثابت و روشن گردد؛ زيرا بيم غلبه و پيروزى آنان بر خود را دارد و حتى اگر اشتباه او كاملا محرز و آشكار هم باشد، حاضر نيست به اشتباه خويش اعتراف نمايد. چنين روحيّه اى ، نمايانگر كبر و خودبزرگ بينى ، يعنى همان صفت رذيله اى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در نكوهش آن مى فرمايد:
لا يدخل الجنّة من فى قلبه مثقال ذرة من الكبر(85)
حتى اگر به مقدار ذرّه اى كبر و غرور در قلب كسى باشد، به بهشت وارد نمى شود.
همچنين در حديث قدسى آمده است :
العظمة إ زارى و الكبرياء ردائى فمن نازعنى فى شى ء منهما قصمته (86)
شكوه و عظمت پوشش من و كبريا و بزرگى ، رداى من است . اگر كسى در اين دو صفت با من به نزاع برخيزد، او را در هم شكسته و نابود مى سازم .
7. تجسس و كنجكاوى در عيوب طرف مناظره 
پى گيرى و تجسس در عيوب و زشتى هاى افراد از ديگر آفات مناظره مى باشد. شخص مناظره كننده ، در صدد يافتن و جستجوى لغزش و زبانى و يا ديگر لغزش هاى طرف مقابل خود مى باشد تا از آن به عنوان حربه اى براى تحكيم سخنان ، و پاكى كاذب خويش به كار ببرد و احيانا كمبود و نقايص خود را به آن وسيله جبران نمايد.
گاهى مناظره كننده با تحقيق و كنجكاوى به احوالات درونى اشخاص و عيوب و نواقص طرف مقابل خود دست مى يابند و از آن عيوب به عنوان دستاويزى براى كوبيدن طرف مقابل استفاده مى نمايند و از اين كه او را به اين وسيله بى آبرو و شرمسار نموده است ، اظهار خوشحالى و سرور مى نمايد. خداوند اين قبيل افكار و رفتار ناستوده را نهى كرده و فرموده است : ((و لا تجسّسوا(87آنها و يا پيروانشان ، دعوت آنها را ردّ كرده و كار به مناظره بين آنها كشيده مى شد.
قرآن كريم در چند موضع ضمن بيان آيات مربوط به ماجراى انبيا به موارد بحث و جدل و مناظره آنها با قومشان اشاره مى كند كه با رعايت ادب ، احترام ، حق گرايى و استدلال متين و قاطع به مناظره با مخالفان مى پرداختند و اين همان جدال اَحسن است كه در فرهنگ قرآنى بدان توصيه شده است .
در برهان و جدل اَحسن يك روح حاكم است و آن استدلال و احتجاج در راه يقينى ساختن مقصود به طريق عقلى است . در مجادله روى سخن با منكران و ناباوران است كه در راه پذيرش ، موانعى در برابر خود مى يابند. اين موانع گاه باورهاى خود ايشان است - حقّ باشد يا باطل - و گاه تعارضات و يا شبهات و سؤ ال هايى كه از ديدگاه ايشان در مورد نظريه مقابل وجود دارد.
از اين رو لازم است با نرمش و مدارا و در عين حال استوارى و پيگيرى ، موانع را يكايك بازشناخت و آنها را برطرف ساخت تا راه براى پذيرش نظر، هموار و ساده گردد. اين كار معمولا به كمك مقدمات صحيح و بديهياتى صورت مى گيرد كه خود طرف مخالف ، به آنها معتقد و پايبند است و آن گاه به مدد براهين ، نتايج صحيح ، يكى پس از ديگرى بر پايه آن مقدمات بنا مى شود تا هدف مورد نظر در دسترس انديشه و باور قرار گيرد.
در اين بخش به بررسى شيوه هاى مناظرات انبياى عظام ، با توجه به آيات شريفه قرآن مجيد پرداخته مى شود و در اين حوزه روش هاى مناظرات انبياى الهى ، اعم از تشريعى و تبليغى را با ذكر نمونه هايى بيان خواهيم نمود. اين شيوه ها عبارتند از:
1. دعوت به توحيد و نفى شرك
دعوت به توحيد و نفى شرك از رسالت هاى همه انبيا عليهم السّلام است و آنان در هر فرصتى ضمن گفت و گو با قوم خود به آن مى پرداختند؛ چرا كه با پذيرش توحيد واقعى ، راه دستيابى به فضيلت هاى اخلاقى براى مخاطبان فراهم مى شود.
# حضرت نوح عليه السّلام مردم بت پرست را به توحيد در عبادت فرا مى خواند ولى بزرگان قومش به بهانه بشر بودن حضرت از اطاعت او سرباز مى زدند.
(94)
و لقد اءرسلنا نوحا إ لى قومه فقال يا قوم اعبدوا اللّه ما لكم من إ له غيره اءفلا تتّقون # فقال الملاء الّذين كفروا من قومه ما هذا إ لّا بشر مثلكم يريد اءن يتفضّل عليكم و لو شاء اللّه لاءنزل ملائكة ما سمعنا بهذا فى آبائنا الاءوّلين # إ ن هو إ لّا رجل به جنّة فتربّصوا به حتّى حين (95)


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۳:۰۱ ] [ مشاوره مديريت ]
 

اصول و اخلاق مناظره (3)

جدل صناعتى است علمى كه به وسيله آن قادر شوند بر اقامه حجت از مقدمات مسلمه (33) بر هر مطلوبى كه بخواهند و محافظت هر وضعى كه اتفاق افتد بر وجهى كه نقض بدان متوجه نشود بر حسب امكان .(34)
بنابر اين چون جدل عبارت است از بحث و سؤ ال و جواب ميان دو فرد به گونه اى خاص ، لذا كسى كه از عقيده اى دفاع مى كند ((حافظ وضع )) يا ((مجيب )) ناميده مى شود. از آنجايى كه از دليل و عقيده اى كه به آن ملتزم است ، دفاع مى كند، حافظ وضع است و به خاطر اين كه به سؤ ال هاى خصم خود پاسخ مى دهد، مجيب است . اين فرد همواره تلاش مى كند به امرى ملزم نشود. فردى كه مى خواهد عقيده او را نقض كند، ((سائل )) يا ((ناقض ‍ وضع )) ناميده مى شود و تلاش مى كند وضعى را خراب نمايد.
انواع جدل
با توجه به اين كه جدل از عناوينى است كه در فرهنگ قرآنى و روايى گاهى با مذمت و نكوهش همراه بوده و خداوند نيز آن را به عنوان پاسخ گويى به شيوه هاى جدلى معاندين و دشمنان اسلام به پيامبر دستور فرموده تا جدال را به كار گيرد نه به شيوه اى كه آنها از آن استفاده مى كردند، بلكه دستور داده تا ((جدال اَحسن )) نمايد و در اين صورت به جدل ، رنگ هدايتى و حق جويى را بخشيده است ؛ لذا دو نوع جدل داريم كه عبارتند از: 1. جدل به اَحسن ، 2. جدل به غير اَحسن
1. جدال به اَحسن 
امام صادق عليه السّلام در پاسخ شخصى كه تصور مى كرد جدال به طور كلى حرام و ممنوع است ، فرمودند: جدال به غير اَحسن در اسلام نهى شده است ، ولى آيا نشنيده ايد كه قرآن مى فرمايد:
و لا تجادلوا اءهل الكتاب إ لّا بالّتى هى اءحسن (35)
و با اهل كتاب جز به شيوه جدال اَحسن بحث و مجادله نكنيد.
و آيا نخوانده اى كه فرمود:
ادع إ لى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى اءحسن (36)
اى رسول مردمان را با حكمت و برهان و موعظه نيكو به راه خدا دعوت نما و با بهترين شيوه با آنها مناظره كن .
و حال چگونه است كه مى گويى خداوند جدال را مطلقا حرام نموده است ؟ در صورتى كه خداوند مى فرمايد:
و قالوا لن يدخل الجنّة إ لّا من كان هودا اءو نصارى تلك اءمانيُّهم قل هاتوا برهانكم إ ن كنتم صادقين (37)
گفتند: هرگز به بهشت راه نيابند جز يهوديان و نصارى . اى پيامبر بگو اين فقط آرزوى شماست . بگو برهان خود را بياوريد اگر راستگو هستيد.
خداوند متعال آوردن برهان و دليل را شاهد و گواه راستى و صحت گفتارشان قرار داد و دست يافتن به علم را بر اقامه برهان متوقف نمود. آيا جز در جدال به اَحسن ، برهان آورده مى شود؟
حضرت پس از توضيح جدال به غير اَحسن فرمودند: اما جدال به اَحسن همان است كه خداوند به پيامبرش امر فرمود تا با كسى كه رستاخيز و پس از مرگش را انكار مى كند، به مجادله برخيزد. خداوند مى فرمايد:
و ضرب لنا مثلا و نسى خلقه قال من يحيى العظام و هى رميم (38)
و (آن فرد مشترك ) براى ما مثلى (جاهلانه ) زد و آفرينش خود را فراموش ‍ كرد و گفت اين استخوان هاى پوسيده را باز چه كسى زنده مى كند؟
خداوند متعال در ردّ حرف او به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
قل يحييها الّذى اءنشاءها اءوّل مرّة و هو بكلّ خلق عليم (39)
بگو آن خدايى آنها را زنده مى كند كه اول بار حيات شان بخشيده ، و او به هر خلقتى داناست .
آيا كسى كه از هيچ ، او را آفريده از اين كه پس از پوسيدگى آن را بازگرداند، عاجز است ؟ اما آغاز آن نزد شما سهمگين تر و دشوارتر است از بازگرداندنش .
امام صادق عليه السّلام در ادامه فرمودند، خداوند متعال چنين فرمود:
الّذى جعل لكم من الشّجر الاءخضر نارا فإ ذا اءنتم منه توقدون (40)
آن خدايى كه از درخت سبز (تر و تازه ) براى انتفاع شما آتش قرار داده است تا وقتى كه بخواهيد، برافروزيد.
يعنى زمانى كه خداوند آتش سوزاننده را در درخت سبز و تازه پنهان ساخت و سپس آن را بيرون كشيد، به شما فهماند كه بر بازگرداندن استخوان پوسيده توانمندتر است . پس از آن فرمود:
اءوليس الّذى خلق السّماوات و الاءرض بقادر على اءن يخلق مثلهم بلى و هو الخلّاق العليم (41)
آيا آن خدايى كه آسمان ها و زمين را آفريد، بر آفرينش مانند شما قادر نيست كه چون مُرديد شما را زنده گرداند؟ آرى البته قادر است و او آفريننده داناست .
امام صادق عليه السّلام مى فرمايد: در اين هنگام كه خلقت آسمان ها و زمين در پندارها و توان شما نسبت به بازگرداندن شى ء پوسيده عظيم تر و فراتر است ، پس چگونه است كه كار عجيب تر و دشوارتر در نزد خودتان را بر خدا روا مى داريد، ولى كار آسان تر در نزد خودتان كه اعاده شى ء پوسيده است را براى خداوند قادر، روا نمى داريد؟
سپس فرمودند: اين جدال به اَحسن است ؛ چرا كه كوتاه نمودند و قطع بهانه كافران و از بين بردن شبهه آنها در آن روشن است .(42)
با توجه به اين روايت ، اگر مناظره در راستاى از بين بردن بهانه كافران صورت پذيرد، مطلوب و مُستحسَن است . عذر و بهانه كافران به خاطر جهل و ناآگاهى ، نداشتن حجت و برهان ، بى پاسخ ماندن سؤ الات و... است كه همه آنها در يك مناظره برهانى و هدفدار قابل رفع مى باشد.
در جدال حقّ، هدف تحقير طرف و اثبات تفوق و پيروزى بر او نيست ، بلكه هدف نفوذ در افكار و اعماق روح او است . به همين دليل شيوه مجادله به اَحسن با جدال باطل در همه چيز متفاوت است . لذا شخص ‍ مجادله كننده براى نفوذ در طرف مقابل ، بايد از وسايل زير استفاده كند كه در قرآن مجيد اشارات جالبى به آنها شده است :
1. نبايد اصرار داشته باشد كه مطلب حقّ را به عنوان گفته او بپذيرد، بلكه اگر بتواند كارى كند كه طرف مقابل آن مطلب را نتيجه فكر خود بداند، بسيار مؤ ثرتر خواهد بود. به تعبير ديگر طرف مقابل فكر كند اين انديشه از درون وجود خودش جوشيده و فرزند روح او است تا به آن علاقه مند شود.
شايد سرّ اين كه قرآن مجيد بسيارى از حقايق مهم ، اعم از توحيد، نفى شرك و مسائل ديگر را در قالب استفهام مطرح مى كند و مثلا بعد از ذكر دلايل توحيد مى گويد: ((اء إ له مع اللّه (43)؛ آيا با وجود خداى يكتا، خدايى هست ؟)) همين امر باشد.
2. بايد از هر چيزى كه حس لجاجت طرف مقابل را برمى انگيزد خوددارى نمود. قرآن مجيد مى گويد:
و لا تسبّوا الّذين يدعون من دون اللّه فيسبّوا اللّه عدوا بغير علم ...(44)
و شما آنان كه غير خدا را مى خوانند، دشنام ندهيد، تا مبادا آنان هم از روى دشمنى و جهالت خدا را دشنام دهند.
3. بايد در بحث ها در مقابل هر كس و هر گروه نهايت انصاف را رعايت كرد تا آن طرف حس كند گوينده به راستى درصدد روشن كردن واقعيات است . به عنوان مثال هنگامى كه قرآن از زيان هاى شراب و قمار سخن به ميان مى آورد، منافع جزئى مادى و اقتصادى آن را كه براى گروهى حاصل مى شود، ناديده نمى گيرد و مى فرمايد:
يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما إ ثم كبير و منافع للنّاس و إ ثمُهما اءكبر من نفعهما(45)
اى پيامبر از تو درباره حكم شراب و قمار مى پرسند بگو در اين دو گناهى بزرگ و سودهايى براى مردم است ، امّا زيان گناه آن دو بيشتر از سود آن هاست .
مسلما اين طرز سخن گفتن در شنونده تاءثير عميق ترى مى بخشيد.
4. بايد در برابر بدى ها و كينه توزى ها مقابله به مثل نكند، بلكه طريق محبت ، راءفت و گذشت را پيش بگيرد؛ چرا كه((مقابله به ضدّ)) در اين گونه موارد تاءثير فوق العاده اى در نرم كردن قلب دشمنان لجوج دارد. چنانكه قرآن مجيد مى فرمايد:
لا تستوى الحسنة و لا السّيئة ادفع بالّتى هى اءحسن فإ ذا الّذى بينك و بينه عداوة كاءنّه ولىّ حميم (46)
نيكى و بدى يكسان نيست . (اى پيامبر) بدى را با بهترين روش دفع كن ، در اين هنگام آن كس كه بين تو و او دشمنى است ، گويى دوست صميمى است .
2. جدال به غير اَحسن 
امام صادق عليه السّلام مى فرمايند:
اما جدال به غير اَحسن اين است كه بر مسئله باطلى گفت و گو كنى و به امر باطل و بيهوده اى به تو اشكال شود و از دليلى كه خداوند برايت قرار داده است بهره نگيرى . در اين صورت يا قول طرف مقابل را انكار مى كنى يا مطلب حقّى را كه او با آن ، مدّعاى باطل خود را به كرسى مى نشاند، منكر مى شوى . در هر حال به خاطر ترس از اين كه نكند آن حرف حقّ عليه تو تمام شود، منكر حرف حقّ مى شوى ؛ چرا كه راه خلاصى از اين مخمصه را نمى دانى . لذا بر شيعيان ما حرام است كه فتنه و بازيچه دست ديگر برادران يا غلط انديشان قرار گيرند. غلط انديشان و باطل گرايان در صددند نقطه ضعف هاى افراد را شناسايى كنند و آن را به عنوان دليلى بر تاءييد مطلب باطل خود تلقى نمايند. افراد ضعيف نيز به خاطر ضعفى كه از فرد محقّ مى بينند، به ضلالت كشيده مى شوند.
حضرت در پايان گفتارشان در توضيح بيشتر جدال به غير اَحسن فرمودند:
اما جدال به غير اَحسن آن است كه تو به دليل عدم توانايى در تميز و تشخيص بين حقّ و باطل ، حقّ را انكار مى كنى و طرف مقابل را با انكار حقّ از باطلش منصرف مى سازى و اين كار حرام است ؛ زيرا تو هم مثل طرف مقابل باطل گرا شده اى . او حقّى را منكر شد و تو هم حق ديگرى را انكار نمودى .(47)
قرآن و جدال اَحسن
قرآن كريم به مثابه معتبرترين و قطعى ترين سند اديان الهى ، شيوه جدال را، اگر به صورت بهترين وجه باشد، تاءييد كرده و دعوت مبلغان را بر آن استوار ساخته است :
ادع إ لى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى اءحسن (48)
اى رسول به حكمت و برهان و موعظه نيكو به راه خدا دعوت كن و با بهترين روش با اهل جدل مناظره نما.
از آنجا كه مناظره گاهى به جدل و ستيزه نامطلوب كشيده مى شود و به جاى دستيابى به حقيقت ، به خصومت منتهى مى گردد، قيد ((اَحسن )) را افزوده تا عالى ترين شيوه را به پيروانش بياموزد. قرآن در مقام مجادله ناروا مى فرمايد:
قل هاتوا برهانكم إ ن كنتم صادقين (49)
بگو بر ادعاى خود برهان و دليلى بياوريد اگر راست مى گوييد.
قرآن كريم روح حقّطلبى و پيروى از بهترين سخن را به پيروانش خاطرنشان كرده و مى فرمايد:
... فبشّر عباد# الّذين يستمعون القول فيتّبعون اءحسنه (50)
بندگان را بشارت ده# آن بندگان كه چون سخنى را بشنوند، از نيكوترين آن پيروى مى كنند.
اسلام اجازه نمى دهد كسى در مباحث علمى و اعتقادى از جهل و گمان و تعبد كوركورانه استفاده كند:
و لا تقف ما ليس لك به علم إ نّ السّمع و البصر و الفؤ اد كلّ اولئك كان عنه مسؤ لا(51)
و هرگز بر آنچه علم ندارى دنبال نكن چرا كه چشم و گوش و دل همه مسئول هستند.
از سوى ديگر با آيه ((لا إ كراه فى الدّين قد تبيّن الرّشد من الغىّ(52)؛ هيچ اكراه و اجبارى در دين نيست . راه هدايت از گمراهى روشن و آشكار گرديد)) آزادى عقيده را اعلام كرده و همزمان از پويندگان معرفت مى خواهد تعصبات ناروا، ترس ، طمع و مصلحت انديشى هاى شخصى را كنار بگذارند و با تجهيزات كامل ، رسالت هدايت مردم جهان را به عهده بگيرند و آنان را به خير و سعادت دعوت نمايند و اگر حكمت و برهان مؤ ثر واقع نشد، از طريق مجادله اَحسن آنها را هدايت و اقناع نمايند.
اين نوع مناظره ، نه تنها با آزادى عقيده تعارض و تضادّى ندارد بلكه مظهر وجود آزادى است . چون انسان ذاتا حقيقت طلب و جستجوگر مى باشد و همواره مايل است حقّ را بشناسد و در مقابل آن تسليم شود. از اين رو، بهترين راه عرضه نظرات از طريق مواجهه و نقادى آن هاست .
در مناظرات اسلامى هدف واقعى ، برطرف ساختن موانع و كشف حقيقت مى باشد و تنها ابزارهاى وصول به حقّ و كشف حقايق ، عقل ، منطق ، دليل و برهان است و معيار صحت و سقم استدلال نيز مطابقت آن با واقع مى باشد.
سرچشمه اصلى مجادله به باطل
با توجه به آيات قرآن كريم منشاء و سرچشمه اصلى مجادله به باطل مى تواند موارد زير باشد كه عبارتند از:
1. پايمال نمودن حقّ و اثبات باطل 
و يجادل الّذين كفروا بالباطل ليدحضوا به الحقّ و اتّخذوا آياتى و ما اءنذروا هزوا(53)
و كافران با سخنان بيهوده و باطل مى خواهند با شيوه جدل ، حق را پايمال سازند و آيات مرا و آنچه را كه براى انذارشان آمد، به استهزاء گرفتند.
و جادلوا بالباطل ليدحضوا به الحقّ فاءخذتهم فكيف كان عقاب (54)
و با سخن بيهوده و باطل مجادله كردند تا حق را پايمال سازند سپس ما آنها را به كيفر كفر گرفتيم و چه سخت عقوبت نموديم .
2. نداشتن دليل و برهان 
إ نّ الّذين يجادلون فى آيات اللّه بغير سلطان اءتاهم إ ن فى صدورهم إ لّا كبر ما هم ببالغيه فاستعذ باللّه إ نّه هو السّميع البصير(55)
آنان كه در آيات خدا بى هيچ حجت و برهانى راه انكار و جدل را پيمودند، جز تكبر و نخوت چيزى در دل ندارند كه به آرزوى نفسانى هم نخواهند رسيد. پس تو (از شرّ آن ها) به خداوند پناه ببر كه او شنوا و بيناست .
3. جهالت 
جهالت يكى از عوامل مجادله به باطل است .
لخلق السّماوات و الاءرض اءكبر من خلق النّاس و لكنّ اءكثر النّاس لا يعلمون (56)
البته خلقت آسمان ها و زمين بزرگ تر از آفرينش بشر است وليكن بيشتر مردم نمى دانند.
در حالى كه در آيات ديگر مسئله ((كبر)) مطرح شده بود. اين دو رابطه نزديكى با هم دارند؛ چرا كه سرچشمه كبر، جهل و نادانى و نيز عدم شناخت قدر خود با مقدار علم و دانايى خويشتن است .(57)
و من النّاس من يجادل فى اللّه بغير علم و يتّبع كلّ شيطان مريد(58)
و برخى از مردم از روى جهل و نادانى در كار خداوند جدل مى كنند و از هر شيطان گمراه كننده اى پيروى مى كنند.
و من النّاس من يجادل فى اللّه بغير علم و لا هدى و لا كتاب منير(59)
و برخى از مردم از روى جهل و گمراهى و بدون هيچ كتاب و حجت روشن ، در امر الهى به جدال مى پردازند.
4. پيروى از وسوسه هاى شيطانى 
...إ نّ الشّياطين ليوحون إ لى اءوليائهم ليجادلوكم و إ ن اءطعتموهم إ نّكم لمشركون (60)
و همانا شياطين ، دوستان خود را سخت وسوسه مى كنند تا با شما به مجادله برخيزند و اگر از آنها پيروى كنيد همانا شما مشرك خواهيد شد.
5. عناد با حق و اصرار بر باطل 
و يعلم الّذين يجادلون فى آياتنا ما لهم من محيص (61)
و آنان كه در آيات ما راه جدل را مى پيماند بدانند كه براى آنها از قهر و عذاب ما هيچ مفرّ و نجاتى نيست .
يجادلونك فى الحقّ بعد ما تبيّن كاءنّما يساقون إ لى الموت و هم ينظرون (62)
آنان در حكم حق با تو مجادله كردند بعد از اين كه حق روشن و آشكار گرديد. گويى آنها را به سوى مرگ مى كشند و آنها به چشم مى بينند.
6. كبر و غرور 
إ نّ الّذين يجادلون فى آيات اللّه بغير سلطان اءتاهم إ ن فى صدورهم إ لّا كبر ما هم ببالغيه فاستعذ باللّه إ نّه هو السّميع البصير(63)
آنان كه در آيات خدا بى هيچ حجت و برهانى راه انكار و جدل را پيمودند، جز تكبر و نخوت چيزى در دل ندارند كه به آرزوى نفسانى هم نخواهند رسيد. پس تو (از شرّ آن ها) به خداوند پناه ببر كه او شنوا و بيناست .
سرنوشت ستيزه جويان مغرور
خداوند متعال در قرآن كريم سرنوشت كسانى را كه در آيات الهى به مجادله برمى خيزند و در برابر دلايل نبوّت و محتواى دعوت انبيا سر تسليم فرود نمى آورند، ترسيم كرده است . آنجا كه مى فرمايد:
آيا نديدى كسانى كه در آيات الهى مجادله مى كنند چگونه از راه حقّ منحرف مى گردند.
گفتگوهاى تواءم با لجاجت و عناد، تقليدهاى كوركورانه و تعصب هاى بى پايه و اساس ، سبب مى شود كه از صراط مستقيم به بيراهه كشيده شوند؛ چرا كه حقايق تنها در پرتو روح حق جويى آشكار مى گردد.
نكته قابل توجه اين كه خداوند متعال بارها از ((مجادله كنندگان در آيات الهى )) سخن به ميان آورده است كه در مواردى به صورت ((إ نّ الّذين يجادلون فى آيات اللّه )) مطرح شده و قرائن نشان مى دهد كه مقصود از ((آيات اللّه )) همان آيات نبوّت و محتواى كتب آسمانى است . البته از آنجا كه آيات توحيد و مسائل مربوط به معاد نيز در كتب آسمانى مطرح بوده ، آنها نيز در قلمرو مجادله آنها قرار داشته است .
اين گونه افراد كه آيات الهى را تكذيب كرده اند براى توجيه عقايد و اعمال زشت خود مرتبا به مجادله و گفتگوهاى بى اساس مى پردازند.(64) توجه به اين نكته نيز لازم است كه ((يجادلون )) به صورت فعل مضارع است كه دلالت بر استمرار دارد.
فصل سوم : آداب و آفات مناظره
الف . شرايط و آداب بحث و مناظره
با توجه به اين كه مناظره در احكام دين ، جزئى از دين است و شرايط، محل و زمان خاصى دارد هر كس كه به مناظره مشغول مى گردد، بايد شرايط و آداب آن را رعايت نمايد. همچنين اگر در اين امر از گذشتگان خصوصا اهل بيت عليهم السّلام پيروى نمايد، موفقيت هايى را به دست مى آورد؛ چرا كه اخذ كليه علوم دينى از ايشان چه به صورت شفاهى ، روايات وارده و يا به واسطه استنباط از اخبار و آثار و رواياتشان لازم و ضرورى است ؛ زيرا اهل بيت جز براى رضاى خدا و طلب حقّ مناظره نمى كردند.
مناظره و تبادل فكر و نظر، به عنوان يكى از شيوه هاى تبليغى ، در صورتى كه اصول ، شرايط و ضوابط خاص آن رعايت شود، مى تواند در راستاى دعوت و تبليغ به عنوان كارى مقدس و هدفدار، موفقيت هايى را حاصل نمايد. هر كس براى خدا و در راه او مناظره نمايد و هدفش جز به دست آوردن حق و اعتلاى آن نباشد، داراى علايم و مشخصاتى است كه از رهگذر آن ، شروط و آداب مناظره روشن خواهد شد.
علماى اسلامى در جهت تحقق هدف تعالى آيه ((ادع إ لى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى اءحسن (65))) موارد و حدودى را تحت عنوان آداب و اصول مناظره ذكر كرده اند و حفظ و رعايت آنها را در مقدمه ورود به بحث مناظره لازم دانسته اند كه در زير به برخى از آنها اشاره مى كنيم .
1. قداست هدف ؛ اثبات حقّ و حقّ جويى 
هدف از مناظره بايد مقدس باشد. يعنى مقصود مناظره كننده بايد اظهار و اثبات يك حقيقت باشد نه تظاهر، خود را مطرح كردن و ابزار حس غلبه و پيروزى . هدف و مقصود مناظره كننده بايد رسيدن به حقّ و يافتن و نماياندن آن باشد. منظور اهل بحث و مناظره نبايد به كرسى نشاندن گفتار و نظريه خود و اظهار حق بودن خويشتن باشد. اين گونه هدف گيرى در بحث و مناظره ، جدال و ستيزه تلقى مى شود.
از نشانه هاى الهى بودن هدف مناظره اين است كه مناظره كننده جز در مواردى كه اميد تاءثير در طرف مقابل وجود دارد، وارد مناظره نگردد و اگر بداند طرف بحث او، سخن وى را نمى پذيرد، زير بار حق نمى رود و بر راءى و نظر خود پافشارى مى كند، اگر چه خطا و اشتباه او كاملا روشن باشد، مناظره با او جايز نيست ، زيرا بر اين گونه مناظرات ، آفات و نتايج سوئى مترتب مى گردد.(66)
از ديگر اهداف مناظره روشن شدن نظرات باطل است . دو عقيده متضاد بايد در مقام مجادله اَحسن و مناظره بررسى و نقد گردد تا بطلان يك عقيده و حق بودن نظريه ديگر معلوم گردد. در مقام مجادله ، نبايد انگيزه تحميل عقيده و ارائه معلومات و اطلاعات منظور باشد؛ زيرا اين گونه اهداف ، مناظره را به جدال و مراء مى كشاند و خصومت و لجاجت را ايجاد مى كند. در اين صورت نه تنها ابهامات زايل نمى گردد، بلكه بر تاريكى ها و غموض ‍ آنها نيز افزوده مى شود.
مناظره كننده بايد در به دست آوردن حقّ، همچون كسى باشد كه دنبال گمشده خويش است ؛ چرا كه :
الحكمة ضالّة المؤمن فحيثما و جد اءحدكم ضالّته فلياءخذها(67)
حكمت گم شده مؤمن است پس هر جا يكى از شما گم شده خود را يافت آن را برگيرد.
نبايد در اين كه حق به دست او يا به دست شخص ديگرى ظاهر مى شود، فرق و امتياز ببيند. بنابراين اگر طرف مقابل او در مناظره ، وى را به اشتباهش ‍ آگاه ساخت و حق را برايش آشكار نمود، بايد از او بپذيرد.(68)
2. اولويت امر به معروف و نهى از منكر نسبت به مناظره 
اشتغال به مناظره در صورتى درست است كه وظايف و تكاليف ديگرى كه مهم تر از آن است ، در ميان نباشد. اگر مناظره درباره امر واجب به صورت مشروع برگزار گردد. به عنوان انجام يكى از واجبات كفايى محسوب مى شود. امّا اگر وظيفه و تكليف ديگرى كه داراى وجوب عينى و يا كفايى و مهم تر از خود مناظره است در ميان باشد، اقدام به مناظره جايز نخواهد بود.
از جمله اين واجبات امر به معروف و نهى از منكر است كه ممكن است مناظره كننده در مجلس مناظره با يك سلسله از منكرات مواجه گردد. همچنين گاهى مناظره كننده راجع به مسئله اى بحث و مناظره مى كند كه هيچ وقت براى كسى پيش نمى آيد و يا به ندرت اتفاق مى افتد. بنابراين مناظره بايد در مورد مسائل مهمى صورت پذيرد و يا به مسائلى بپردازد كه قريب الوقوع مى باشد؛ چرا كه مناظره در مسائل نادر، رياضت فكرى و استدلال و تحقيق بسيار مى طلبد.
بر اساس مراتب امر به معروف و نهى از منكر، مناظره مطلوب و مستحسن مناظره اى است كه مورد نياز بوده و نسبت به ساير مسايل در اولويت قرار گيرد. مناظره بايد به وقايع مهم دينى يا مسئله قريب الوقوع ، اختصاص ‍ يابد.
به عبارت ديگر بايد موضوع مهم و حياتى را محور قرار دهد نه يك امر جزئى و پيش پا افتاده ؛ چرا كه اگر هر مسئله كم ارزش و يا مسائلى كه در آينده بسيار دور اتفاق مى افتد، مورد بحث و مناظره قرار گيرد، موجب اتلاف وقت مى گردد. همچنين اگر مسائل دينى مورد بحث قرار مى گيرد، بايد از جمله موضوعاتى باشد كه طرفين صلاحيت بحث درباره آن را داشته باشند. در هر صورت مناظره بايد سرنوشت ساز باشد.(69)
3. مناظره با افراد برجسته علمى 
مناظره بايد با افرادى صورت پذيرد كه داراى استقلال علمى ، صاحب نظر، برجسته و معروف باشند تا در صورتى كه مناظره كننده طالب حقّ باشد، بتواند از بياناتشان سودمند گردد. اكثر مناظره كنندگان از مناظره با دانشمندان چيره دست و بزرگان علم احتراز مى جويند؛ چون مى ترسند مبادا حقّ از رهگذر بيان آنها پديدار و آشكار گردد. لذا علاقه دارند با اشخاصى كه از لحاظ علمى در درجه پايين ترى قرار دارند مناظره كنند تا بتوانند افكار خود را بر چنين افرادى تحميل نمايند.(70)
نيرنگى كه صاحبان مسلك ها و مذاهب دارند، همواره شاگردان خود را براى مناظره به مصاف مى فرستند تا در صورت محكوميت ، بحث و گفت و گو به سرانجام مطلوب نرسد. بنابراين براى تثبيت حقّ بايد با افراد بلند پايه و معروف به مناظره پرداخت تا مباحث به نتيجه مطلوب برسد.
4. داشتن اخلاص و انصاف در مناظره 
مناظره كننده بايد خود را داعى الى اللّه بداند و پيوسته رسالت هدايتگرى و روشنگرى را در جهت اعتلاى كلمه حقّ، بر دوش خود احساس كند و علم و دانش را با اين هدف كه با نابخردان درافتد، با دانشمندان به جدال و ستيزه برخيزد و يا نظر مردم را به خود معطوف سازد، فرانگيرد؛ بلكه در گفتارش پويايى همان اهدافى باشد كه در پيشگاه خداوند متعال قرار دارد؛ چرا كه آنچه نزد خداست ، پايدار و فناناپذير است .


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۳:۰۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصول و اخلاق مناظره (2)

شيوه مناظرات انبيا و امام صادق (عليهم السلام)

سر آغاز
به نام خدا


اين وجيزه به بار نشسته اى است كه با ((بضاعتى مزجاة ))، مناهج ((مناظرات )) آسمانفرست هاى الهى و پيشواى((گفتمان شناسى ))، صادق آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه در گوهر ناب ((حقيقت يابى )) سرآمد بوده اند را، بررسى كرده ام . امّا اين جويبار انديشه ، راه به سرچشمه جوشان دانش انديشى و دانش باورى نمى بُرد مگر با اشارات ، راهنمونى ها و الطاف بى منتهاى الهى كه همواره مدد رسانم بوده تا همراه با پرندگان خليل به پرواز درآيم و با نغمه هاى آسمانى پيامبران به ذكر ناب ((آدم )) بودن برخيزم .
هر خوشه كه از خرمن دانش و معرفت برچيده ام ، در يادم ماناترين ياد كرد عطر آگينى است كه هماره سپاسمنديم از الطاف كريمانه الهى نكاستنى خواهد بود. لذا اين كتاب تقديم مى شود به ((آسمانفرست ))هايى كه پيش از آسمانى شدن ، بهترين اهل زمين بودند و به ((بازماندگان رسولانى )) كه در غيبت وحى آوران ، عصرها را به عطر ياد آنان آراستند و نگذاشتند زمين از رايحه دلپذير آسمان بى نصيب ماند. و به امام صادق عليه السّلام بنيانگذار مكتب جعفرى ، او كه در مناظره هايش ، در وسعت بخشى به وجود، عظمت رسانى به روح ، گستردگى دادن به جان ، بصيرت آموزى به خرد، روشنى بخشى به دل ، طهارت دهى به وجدان و جهت دهى به حضور؛ اثرى بى بديل و ماندگار يادى بى نظير داشته است . و به پدر و مادر عزيزم كه در روزان و شبانِ سراسر زندگانيم ، دست بوسْ و يادْمند بزرگى و كرامتشان خواهم بود.
مقدمه
تبليغ افكار، عقايد و روشهاى مختلف آن ، شيوه اى مرسوم و عقلايى است كه همواره مورد استفاده تمامى مذاهب و مكاتب مادى يا معنوى بوده است .
رسالت بزرگ پيام آوران خدا ((ابلاغ )) پيام سعادت بخش الهى به انسان ها بوده است . آنان در اين راه هر نوع سختى را تحمل كردند تا با رساترين صدا، فطرت هاى خداجو را بيدار نمايند.
در اديان الهى و مكاتبى كه انبيا ارائه داده اند، تبليغ از ويژگيهاى مشتركى برخوردار است . در اديان آسمانى علاوه بر اينكه پيامبران خود بنيانگذار تبليغ و هدايت كننده آن بودند، همه آنها از يك مبداء مشترك ماءمور ابلاغ رسالت خود بوده و از جهت هدف نيز دچار تشتت نبوده اند؛ يعنى همه انبيا از آغاز تا پايان پيدايش اديان الهى به دنبال هدايت بشر از ضلالت و جهل به سوى عبوديت خداى سبحان ، برقرارى عدالت ، اصلاح فسادها و رفع ظلم و ستم حاكم بر جوامع بشرى بوده اند.
انبياى الهى و همچنين ائمه معصومين عليهم السّلام كه ادامه دهندگان رسالت عظيم هدايت مى باشند، در طول زندگانى افتخارآميز خود به منظور دعوت الى اللّه و سوق دادن انسانها به صفات و رفتارهاى نيكو، شيوه هاى متنوعى را به كار گرفته اند كه هر يك در جاى خود تاءثير بسزايى بر شخصيت و رفتار انسانها بر جاى نهاده است .
تبليغ به شيوه هاى مختلف انجام مى پذيرد كه بر اساس آيه 125 سوره نحل ، ((جدال اَحسن )) و ((مناظرات برهانىِ دور از مغالطه )) يكى از انواع آن است .
مناظره از بنيادهاى استوار دين اسلام است كه قرآن كريم ضمن بيان سرگذشت انبيا، ابعاد و شيوه هاى آن را بيان داشته است . اين شيوه تبليغى ، اثرى عظيم در شناساندن حقانيت شريعت محمدى صلّى اللّه عليه و آله و تفهيم لزوم پيروى از آن را در پرسشگران بى غرض داشته است .
تاءثير مناظره و بحث در تاءييد جبهه حق و تضعيف باطل تا پايه اى است كه هارون الرشيد بعد از شنيدن مناظره هشام گفت :
فو اللّه للّسان هذا اءبلغ فى قلوب النّاس من مائة اءلف سيف (1)
به خداوند سوگند زبان اين شخص كارسازتر از صد هزار شمشير در قلوب مردم است .
مناظره و جدال اَحسن در دين اسلام همچون ديگر اديان آسمانى ، جنبه اى حياتى از دين و وسيله اى كارآمد در ابطال و دفع شبهاتى است كه صاحبان مذاهب و انديشه هاى انحرافى ايجاد مى كنند.
سرسلسله مبلغين اسلامى بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، اهل بيت هستند كه با واگذارى مسئوليت امامت و جانشينى رسول خدا، از سوى خداوند متعال به آنان - كه يا مستقيما توسط پيامبر اكرم صورت مى گرفت و يا به وصيت و نص امام معصوم عليه السّلام ماءموريت ابلاغ رسالت الهى را عهده دار شدند.
مناظره از ابزارهاى مهم رشد فكرى ، شكوفايى نيروى بيان ، اراده و ايمان مى باشد و امام صادق عليه السّلام مباحثه و مذاكره را عامل شكوفايى و موجب حيات علم و دانش مى داند.
ائمه اطهار در طول دو قرن حضور پس از رحلت پيامبر اسلام ، همواره اسوه و سرمشق مؤمنين بوده اند. مورخين و علما به ويژه شيعيان به جمع آورى و تدوين سيره اهل بيت اقدام نموده اند و در اين راستا عده اى به سيره نقلى و عده ديگر به سيره تحليلى آنها پرداخته اند و تاريخ پرفراز و نشيب زندگى اين پيشوايان هدايت را به نگارش درآورده اند.
بعد از رسول اكرم كه اسوه كامل مكتب اسلام و احياگر راستين زير بنايى ترين اصل شرايع الهى يعنى توحيد و شرك زدايى است ، اهتمام امامان معصوم به مناظره و تشويق و تاءييد آنان از شايستگانى همچون ((هشام بن حكم ))، نشانى گويا از ارزش شيوه مناظره است .
با وجود آنكه ائمه هدى عليهم السّلام ، حجت خداى تعالى و نور واحدند و هدف مشتركى را دنبال مى نمودند، به واسطه شرايط اجتماعى ، سياسى و فرهنگى دوران زندگى هر يك از آنان كه برحسب زمان و مكان با يكديگر تفاوت داشته است ، داراى خط مشى هاى متفاوت با يكديگر بودند.
با توجه به اين كه سيره انبيا و نيز ائمه هدى بايد همواره الگوى ما باشد، لذا بررسى و تحليل زواياى گوناگون سيره ايشان ضرورى و روش هاى مختلف انبيا و ائمه اطهار در راه رسيدن به هدف ، يعنى پاسدارى از مرزهاى مكتب و حفظ و نگهدارى آن ، داراى اهميت ويژه اى است ، به مصداق سخن گرانبهاى حضرت على عليه السّلام درباره قرآن كه فرمودند:
ذلك القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لكن اءخبركم عنه اءلا انّ فيه علم ما ياءتى و الحديث عن الماضى و دواء دائكم و نظم ما بينكم (2)
آن كتاب خدا قرآن است پس از آن بخواهيد تا سخن بگويد چرا كه آن هرگز سخن نمى گويد. اما من شما را از آن خبر مى دهم . بدانيد كه در قرآن علم آينده و حديث گذشته است . درد شما را درمان است و راه سامان دادن كارتان در آن است .
بر آن شدم مناظره و شيوه هاى مختلف آن را در سيره انبيا با توجه به آيات قرآن و نيز شيوه هاى مناظرات امام صادق عليه السّلام را با استفاده از متون تاريخى و روايى بررسى و تحليل نمايم .
با بررسى هاى مقدماتى مشاهده شد مناظرات و رويارويى هايى از انبياى عظام در قرآن كريم و ائمه هدى با دگرانديشان در زمينه هاى مختلف ، در منابع روايى و حديثى ما ثبت و ضبط شده و در اين زمينه ميراث جاودانه اى براى رهپويان راه حق و هدايت جويان وجود دارد. از سوى ديگر با توجه به اين كه مناظره همچون ديگر روشهاى تبليغى ، اصول و مبادى خاصى دارد كه بايد آداب و موازين آن رعايت شود تا موفقيت حاصل آيد، لذا از راه بررسى و تحليل مناظرات انبياى عظام در قرآن كريم و امام جعفر صادق ، راه و روشهاى مناظره استنباط و استخراج گرديد؛ چرا كه فراگيرى و آشنايى با سيره انبيا و امامان معصوم و نيز نحوه برخورد ايشان با گروههاى مختلف فكرى و اعتقادى در جامعه ، جهت اجراى شيوه هاى رفتارى آنان در عصر حاضر، لازم و ضرورى است .
بخش اوّل : كه و نقدى نكرده است . او همواره بردبار، با وقار و عاقل و استوار است . به سخن ما گوش فرا مى دهد، كلام ما را مى شنود و به حرف ما توجه مى كند. وقتى فكر مى كنيم كه حجت و دلايل و مدّعاى خود را خوب و كامل گفته ايم ، حجت ما را با دلايلى ساده و خطابه اى كوتاه ، ابطال مى سازد، ما را به پذيرش دليل خود وادار مى كند، عذر ما را منتفى مى سازد و ديگر ما نمى توانيم به او پاسخى بدهيم . پس اگر از اصحاب او هستى همچون او با ما سخن بگو.(23)
فصل دوم : جدل چيست ؟
الف . معناى لغوى
ماده ((ج د ل )) على رغم اشتقاقات مختلف ، به معناى واحدى برمى گردد كه عبارت است از: استوارى ، استحكام و شدّت .(24)
راغب هم اصل آن را از ((جَدَلْتُ الحَبْلَ))، يعنى ((اءحكَمتُ فتلهُ)) دانسته است . او در ادامه مى نويسد:
الجدال المفاوضة على سبيل المنازعة و المغالبة (25)
گفت و گو به شيوه كشمكش و برترى جويى را جدل نامند.
مرحوم مظفر درباره معنى اين واژه مى نويسد:
سختى و ستيزه جويى در خصومت و دشمنى به وسيله گفتار كه غالبا با به كار بستن نيرنگ كه گاهى دور از عدل و انصاف است ، همراه مى شود؛ لذا شريعت مقدس اسلام آن را نهى نموده است ؛ به ويژه در ايام حج (فلا رفث و لا فُسوق و لا جدال فى الحجِّ)(26) و اعتكاف .(27)
ب . معناى اصطلاحى
جدل در اصطلاح داراى دو مفهوم است : يكى مطلق و كلى كه در تمام علوم به كار مى رود و ديگرى مفهوم خاص كه مراد از آن يكى از اقسام صناعات خمسه منطق است كه عبارتند از: برهان ، جدل ، خطابه ، مغالطه و شعر. پس ‍ جدل به يك معنا از فروع علم مناظره است و در اصطلاحات فقهى به كار مى رود و به معناى ديگر، از گونه هاى قياس در علم منطق است .(28)
شيخ طبرسى در معنى جدل مى نويسد:
جدل عبارت از منصرف كردن خصم است از روش و مذهبش به وسيله دليل و برهانى كه براى او اقامه مى شود.
همچنين در معنى و جادلهم بالّتى هى اءحسن (29) مى نويسد:
با آنها به وسيله نيكوترين چيزى كه دارى ، مناظره كن و آنها را با وفق و مدارا و آرامش ، از فكر و عقيده اى كه دارند منحرف نما.(30)
جدل به معناى عام
جدل در اين معنا، همان رويارويى هايى است كه به هدف غلبه يافتن و اسكات خصم به كار گرفته مى شود و در همين معناست كه مرحوم مظفر مناظره را با جدل مترادف مى داند.(31) ابن خلدون مى گويد:
جدل در اصطلاح استدلال هاى فقهى عبارت از شناختن آداب مناظره اى است كه ميان پيروان مذاهب فقهى و جز آنان روى مى دهد... جدل عبارت از شناسايى قواعد، حدود و آداب استدلالى است كه به وسيله آن انسان به حفظ عقيده يا بطلان آن ، رهبرى شود؛ خواه آن راءى از فقه باشد، يا از علوم ديگر.(32)
جدل به معناى خاص
جدل در اين اصطلاح به عنوان دومين صنعت از صناعات پنجگانه در منطق محسوب مى شود. مرحوم مظفر مى نويسد:

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

اصول و اخلاق مناظره (1)

شيوه مناظرات انبيا و امام صادق (عليهم السلام)

سيده فاطمه حسينى ميرصفى

 فهرست مطالب

سر آغاز
مقدمه
بخش اوّل : كلّيات
فصل اول : مناظره چيست ؟
الف . معناى لغوى
ب . معناى اصطلاحى
هدف مناظره
فوايد مناظره
نقش مناظره در تكامل علوم و معارف 
تاريخچه تحول مناظره
فصل دوم : جدل چيست ؟
الف . معناى لغوى
ب . معناى اصطلاحى
جدل به معناى عام
جدل به معناى خاص 
انواع جدل
قرآن و جدال اَحسن
سرچشمه اصلى مجادله به باطل
سرنوشت ستيزه جويان مغرور
فصل سوم : آداب و آفات مناظره
الف . شرايط و آداب بحث و مناظره
ب . آفات و نتايج سوء مناظره نادرست 
بخش دوم : شيوه مناظرات انبيا عليهم السّلام
1. دعوت به توحيد و نفى شرك 
2. نسبت دادن قوم به خودشان
3. گفتار آرام و رعايت ادب در برابر تهمت ها
4. استدلال منطقى
5. قرار گرفتن در جايگاه پرسشگر (استدلال همراه با پرسش )
6. مقايسه
7. استدلال از طريق محسوسات 
8. انذار و اتمام حجت با مشركان
9. اقناع تدريجى (همراهى با مخاطب )
10. مناظره با رئيس گروه
11. تحريك وجدان با تكيه بر عنصر عقلانيت 
12. باطل كردن مدّعاى افراد با استفاده از ادّعاى خود آنها
13. اولويت امر به معروف و نهى از منكر
14. قاطعيت در اظهار عقايد و تبليغ رسالت 
15. يادآورى نعمتهاى الهى
16. ترديد افكنى در ميان مخالفان
17. ايجاز بعد از اطناب 
عامل موفقيت انبيا
اول : استدلال و منطق
دوم : موعظه حسنه
سوم : جدل و مقابله به مثل
بخش سوم : سيره امام صادق عليه السّلام
زندگانى امام صادق
اوضاع سياسى عصر امام صادق
شرايط فرهنگى و فكرى جامعه در عصر امام صادق
نحوه برخورد امام صادق با تاءثير سوء فرهنگهاى غير اسلامى
دانشگاهى به وسعت تاريخ
شاگردان و حاملان فقه امام صادق
ابوسعيد ابان بن تغلب 
هشام بن حكم
زرارة بن اءعين شيبانى
مؤمن الطاق
عبدالرحمن بن حجّاج بجلى
حمران بن اعين شيبانى
مخاطبان امام صادق
1. اصحاب 
2. غلات 
3. صوفيان
4. معتزله
5. ابوحنيفه (رئيس مذهب حنفيه )
6. مالك بن انس (رئيس مذهب مالكى )
7. خلفا و حكّام
8. غير مسلمانان (اهل كتاب )
9. زنادقه و دهريون
بخش چهارم : مناظرات امام صادق عليه السّلام
مناظرات و پاسخ گويى به شبهات 
مناظرات امام صادق در منابع روايى
انواع مناظرات 
1. از نظر تعداد
2. از نظر بحث و استدلال
3. از نظر نتيجه
موضوعات مطرح شده در مناظرات با امام صادق
شيوه هاى ورود به بحث 
سؤ الات مطرح شده با امام صادق
بخش پنجم : شيوه مناظرات امام صادق عليه السّلام
1. دعوت به توحيد و اثبات وجود خدا
2. پاسخ كوتاه و مستدل
3. استدلال عقلى و منطقى
4. ايجاد صورتهاى مختلف براى مدّعاى فرد مقابل (سبر و تقسيم )
5. مورد خطاب قرار دادن افراد با صفات نيكو و رعايت ادب 
6. باطل كردن مدّعاى فرد با استفاده از كلام وى
7. قرار گرفتن در جايگاه پرسشگر
8. تذكر دادن به امور ملموس در زندگى
9. برخورد كوبنده
10. ردّ قياس و راءى (با استناد به آيه قرآن و احاديث )
11. محسوس نمودن امور معقول
12. هدايت تدريجى از راه جدل ، خطابه و برهان
الف . جدال اَحسن
ب . خطابه
ج . برهان
نمونه هايى از مناظرات 
مناظره يكم (مناظره امام با زنديق مصرى )
مناظره دوم
مناظره سوم
مناظره چهارم
مناظره پنجم
بخش ششم : نتيجه گيرى
بررسى شيوه هاى انبيا
راه اهل بيت ، راه قرآن
1. درباره توحيد
2. درباره عدل
3. درباره نبوّت 
4. درباره امامت 
بررسى شيوه هاى امام صادق

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۸ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

مديريت پرسش ها و پاسخ ها (2)

درمورد هرسؤالي كه از شما پرسيده مي شود ، لحظه اي كوتاه فرصت داريد كه آن را تجزيه و تحليل كنيد . آيا از شما خواسته شده كه سخنراني خودرا خلاصه كنيد ؟  آيا اين يك درخواست ساده براي اطلاعات بعدي موضوع شماست ؟ آيا به سوي يك دام كشيده مي شويد ؟ برخي افراد بيشتر مايلند نكته اي را بيان كنند تا پرسشي را طرح كنند . اگر نظر آن ها مثبت است و بحث شمارا تقويت مي كند ، مؤدبانه است كه آن هارا تصديق كنيد اما اگر نكته نامربوط است از مخاطب تشكركرده و به پرسش بعدي برويد .

زمان به دست بياوريد

اگر شما خودتان را درحالي يافتيد كه با پرسش هاي مشكل به خصوصي مواجه هستيد ، خونسرد باقي بمانيد و به خودتان فرصت كوتاهي بدهيد تا پيش از پاسخ دادن به دقت فكركنيد . زماني كه با سؤالي مواجه مي شويد كه نياز به فكركردن دقيق دارد ، نترسيد كه به يادداشت هاي خود برگرديد و به مخاطبان خود بگوئيد داريد چه كاري انجام مي دهيد . اگر لازم است از يك تاكتيك طفره رفتن ازقبيل نوشيدن جرعه اي آب ، سرفه كردن و امثال اين ها استفاده كنيد . اين كارها به شما كمك مي كند از وضعيتي كه درآن به نظر مي رسد كلمات را گم كرده باشيد ، رها شويد .

به سؤالات قابل پاسخ ، پاسخ دهيد

پاسخ هاي استانداردي وجوددارند كه شما مي توانيد درپاسخ به سؤالات دشوار استفاده كنيد . اگر پاسخي را نمي دانيد ، سعي كنيد پاسخي رضايت بخش ارائه كنيد كه نشان دهد شما نسبت به سؤال بي اعتنا نيستيد . اگر يك پرسشگر پافشاري مي كند ، سؤال را به مخاطبان بازخورد دهيد .

نمونه هائي از عبارات براي قانع كردن مخاطب

-        " من پاسخ را نمي دانم ولي مي توانم براي شما پيدا كنم و با شما تماس بگيرم "

-         " من نيازدارم روي اين يكي فكركنم . مي توانم كمي ديرتر به اين پرسش پاسخ دهم ؟ سؤال بعدي لطفا . "

-         " مطمئن نيستم پاسخ اين سؤال را بدانم . شايد بتوانم بعد از جلسه در مورد آن بحث كنيم "

-         " حقيقتا پاسخ صحيح يا غلطي دراين مورد وجودندارد ولي عقيده شخصي من اين است ... "

با برنامه هاي پنهان مقابله كنيد

از سؤالات از پيش طراحي شده براي نشان دادن ضعفي جدي در بحث آگاه باشيد كه سخنران را دستپاچه كرده و به تزلزل مي كشد . سؤالاتي كه ارتباط ضعيفي با سخنراني شما دارند ، ممكن است صرفا كوششي از جانب يكي از مخاطبان براي مطرح كردن خودش باشد . از طرف ديگر ، اين برنامه ها ممكن است از ميل و علاقه به خراب كردن اعتبار شما ريشه بگيرد و شمارا ضعيف و كم اطلاع به نظر برساند . سعي كنيد چند پاسخ ذخيره در اختيارداشته باشيد از قبيل : " من امروز تمايل ندارم اين جنبه از موضوع را مطرح كنم " يا : " اين يك جنبه مجزاست كه من الان وقت بحث كردن درباره آن را ندارم " كه كاملا دو پهلوست و فشارروي شمارا كم خواهد كرد .

با مخاطبان صادق باشيد

به دلائل متفاوت ، زمان هائي وجوددارند كه شما به سادگي پاسخ يك سؤال را نمي دانيد . اگر اين اتفاق بيفتد ، با مخاطبان صادق باشيد . اگر حقايق را نمي دانيد ، بهتراست آن را مستقيما اقرار كنيد تا سدي دراطراف موضوع ساخته باشيد . با جملاتي از اين دست پاسخ ندهيد : " من اين نكته را بعدا خواهم گفت " چون مخاطبان از هركوششي براي تحميق آن ها متنفر مي شوند و ممكن است شما اعتبار خودرا از دست بدهيد . بررسي كنيد آيا پاسخ لازم صرفا حقيقي است يا موضوعي از عقيده شخصي است . اگر دومي است شما درزمينه محكم تري قرار داريد . چون مي توانيد اقرار كنيد حقايق را نمي دانيد ولي پاسخي مدلل براساس تجربه هاي قبلي يا نظريات شخصي بدهيد .

بداهتا صحبت كنيد

گه گاه شما ممكن است ببينيد فردي از مخاطبان سؤالي معني دار مطرح مي كند كه نياز به مقدار زيادي بحث پيرامون يكي از جنبه هاي سخنراني شما دارد . اگر اين بحث مورد علاقه عموم مخاطبان نيست ، از پرسشگر بخواهيد با شما بعد از اتمام سخنراني تماس بگيرد . اما اگر احساس مي كنيد تمام مخاطبان از شنيدن توضيح جزئيات بيشتر سود مي برند – و به حقانيت خودتان اطمينان داريد –  پاسخ پرسشگر را بطور خلاصه و به شيوه سخنراني ، ارائه كنيد . سعي كنيد سخنراني بالبداهه خودرا واضحا سازمان بندي كنيد و به رواني بدنه اصلي سخنراني ، آن را ادا كنيد .

نكته هائي ديگر ...

-        سؤالات را به كل مخاطبان پاسخ بدهيد نه فقط به پرسشگر .

-         پاسخ دهي به پرسش هاي مخاطبان مي تواند با توضيح دادن بيشتري درمورد اطلاعات اطراف موضوع ، اعتبارشمارا افزايش دهد .

-         مخاطب نيازدارد بداند آيا شما نظر خودتان را ابراز مي كنيد يا حقايق را ؟

-         اين مطلب مهم است كه با پرسشگر بدون توجه به اين كه چقدر فرضيات وي غيرقابل قبول باشد ، به بحث كشيده نشويد .

-         كليه سؤالات بايستي با احترام و نزاكت اداره شوند .

-         بعضي سؤالات واقعا مشكل ، ممكن است لازم باشد مورد تحقيق قرار بگيرند و در تاريخي ديرتر ، پاسخ داده شوند .

-         با اطلاعات وسيع خود به مخاطبان غلبه كنيد .

-         مراقب باشيد با مخاطبان ، ارباب منشانه برخورد نكنيد .

 يك يا دو پاسخ پرطول و تفصيل را پيش تر براي پرسش هائي كه مطمئن هستيد پرسيده خواهند شد ، آماده كنيد . 

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

مديريت پرسش ها و پاسخ ها (۱)

بسياري از سخنراني هاي خوب با مديريت ضعيف سخنران بر پرسش هاي مخاطبان پس از سخنراني ، خراب شده اند . ياد بگيريد با پرسش هاي نامناسب و مشكل در طول سخنراني خود ، مقابله كنيد تا هر پرسشي از شما مي شود ، با اعتماد به نفس ، توانائي اداره آن را داشته باشيد .

به خوبي آماده شويد

اين مهم است كه شما در سخنراني خود كاملا آماده باشيد كه هر پرسشي را كه توسط مخاطبان طرح مي شود ، بتوانيد پاسخ دهيد . راز موفقيت دراين كار ، تحقيق دقيق و باز نويسي است . زماني كه شما پاك نويس سخنراني خودرا تمام كرديد ، آن را چندين دفعه به طور كامل بخوانيد . به هر پرسش پاسخ داده نشده اي كه به نظرتان مي رسد توجه كنيد و سعي كنيد هرفاصله اي را پركنيد . سپس سخنراني خودرا براي دوستان يا همكاران خود بخوانيد و ازآن ها بخواهيد هرپرسشي دارند ، طرح كنند . درزمان مقابله با نكات آن ها ، اطلاعات اضافي لازم را هر جا لازم است اضافه كنيد . مراقب باشيد كه عليرغم اين آمادگي ، ممكن است مخاطبي باشد كه يك پرسش نامناسب بپرسد كه شما به آن فكرنكرده باشيد .

با اعتماد به نفس ظاهر شويد

درست همانطور كه يك سخنراني خوب مي تواند توسط يك بخش پرسش و پاسخ ضعيف تخريب شود ، يك سخنراني متوسط مي تواند توسط يك اجراي توأم با اعتماد به نفس در انتها نجات يابد . به پرسش ها ، به بلندي ، وضوح و مختصري به شيوه سخنراني پاسخ دهيد . اين مطلب به خصوص زماني مهم است كه مجبوريد بنشينيد يا به محل ديگري براي پاسخ دهي برويد . اگر مناسب است ، درزمان پاسخ به پرسش ها بايستيد و سطح صداي خودرا يكسان حفظ كنيد . با دست هاي خود بازي نكنيد و يا اززبان بدن منفي مانند دست به سينه ايستادن استفاده نكنيد كه ممكن است به شما حالت تدافعي بدهد .

مديريت پرسش هارا در اختيار بگيريد

هرگز به بيش از يك نفر اجازه ندهيد دريك زمان صحبت كند . در غير اين صورت ، موقعيت ممكن است به سرعت از كنترل خارج شود . براي مخاطبان توضيح دهيد كه شما فقط دريك زمان قادر به پاسخگوئي به يك سؤال هستيد " اگربتوانيم سؤال نفراول را اول بشنويم بعد بلافاصله پس ازآن به پرسش نفردوم بازخواهيم گشت " . هرگز به بحث طولاني جنبه هاي جزئي سخنراني خود كشيده نشويد . اگر با مباحث ، بيش از حد درگيرشويد ، ترتيبي بدهيد كه بعد از اتمام بحث ، آن را ادامه دهيد .

پرسشگررا شناسائي و اداره كنيد

پرسشگرها در هيئت هاي متفاوتي ظاهر مي شوند . بنابراين مهم است كه قادر به شناسائي و اداره صحيح آن ها باشيد . آن هائي كه مايل به جلب توجه هستند ، سعي مي كنند وانمود كنند بيش از شما مي دانند درحالي كه آن هائي كه بي هدف هستند ، دراطراف موضوع سرگردانند و هرگز به نظر نمي رسد سؤال مستقيمي بپرسند . هرمورد ، شيوه مديريت خاص خودرا دارد . كسي را كه بي هدف است با گفتن اين جمله به اصل مطلب بازگردانيد : " اين نكته خوبي است و سؤالي را دررابطه با ... برمي انگيزد " . اگر با كساني كه مايل به جلب توجه هستند مخالفت شود ، ممكن است دردسر ايجادكنند . بنابراين ، درتمام موارد ، با آن ها مؤدبانه رفتار كنيد .

انواع پرسش هائي كه از مخاطبان انتظار مي رود

پرسش هاي مشخص و به خصوصي وجوددارند opPost2> پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب : مديريت بر مخاطبان با توجه به علائم علاقه مندي يا مخالفت

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

مديريت بر مخاطبان با توجه به علائم علاقه مندي يا مخالفت مخاطبان (2)

علائم مربوط به چهره را حدس بزنيد

در برداشت ها و تفاسير مربوط به زبان بدن ، چهره ، اثرگذارترين بخش است . اگر به اندازه كافي به مخاطبان خود نزديك هستيد ، قادر خواهيد بود شمارزيادي از نشانه هاي جزئي را دريافت كنيد . از حركات ابرو و نگاههاي چشم تا كج كردن لب ها به عنوان زبان بدن كلي . هميشه به يادداشته باشيد چهره را به عنوان يك شاخص مهم درنظربگيريد . يك علامت به تنهائي ممكن است علامت صحيحي از آن چه شخص احساس مي كند ، نباشد .

حركات دست و بازو را حدس بزنيد

حركات دست و بازو براي افزايش تأثير سخنراني مفيد هستند و مي توانند چيزهاي زيادي درمورد فردي كه از آن ها استفاده مي كند ، به شما بگويند . دربخش پرسش و پاسخ به وضعيت دست و بازوي افرادي كه پرسشي طرح مي كنند ، توجه كنيد . اگر نمي توانيد آن هارا به وضوح ببينيد ، از آن ها بخواهيد به هنگام صحبت كردن ، بايستند . وضعيت بدني كه مخاطبان استفاده مي كنند ، يك محتواي فرهنگي قوي دارد . بنابراين ، اين نكته را درزمان تفسير زبان بدن درخاطر داشته باشيد . به عنوان مثال : درنقاطي ممكن است آشكارا سرودست خودرا تكان دادن علامت بيقراري باشد درحالي كه اين طرز حركات بدن ، با اغلب محاورات مخاطبان نقاط ديگر ، همراه باشد .

وضعيت هاي پيش بيني نشده را مديريت كنيد

مايليد بدانيد اگر يك صداي انفجار دربين سخنراني شما رخ دهد ، چه كنيد ؟ يا يكي از مخاطبان دچار غش ناگهاني شود ؟ اگر چه شانس اين گونه رخدادها بسيار كم است . خوب است مراحلي را كه بايستي درصورت روبروشدن با چنين اتفاقات پيش بيني نشده اي دنبال كنيد ، درذهن خود مرور كنيد . از خود بپرسيد آيا مي دانيد كجا مي توانيد چراغ هارا روشن كنيد ؟ ، كجا مي توانيد جعبه كمك هاي اوليه را بيابيد ؟. چگونه مي توانيد كمك پزشكي درخواست كنيد ؟ درهاي خروج ، زمان آتش سوزي كجا هستند ؟ اگر نمي دانيد احتمالا ازكجا مي توانيد اين چيزهارا پيدا كنيد ، مطمئن شويد پيش از سخنراني ، اين اطلاعات را جمع آوري كرده ايد

از گوش هاي خود استفاده كنيد

شما نياز نداريد تمام چراغ هارا روشن كنيد تا بتوانيد زبان بدن مخاطبان خودرا بفهميد . بسياري از علائم مي توانند از طريق شنوائي جمع آوري شوند  . شما مي توانيد سروصداي مردم درحال بي قراري يا صداي پچ پچ آن هارا بشنويد . هردوي اين ها ممكن است نشان دهد كه حوصله مخاطبان شما سررفته يا گيج شده اند . آسان است كه توجه خودتان را ازاين صداها به تمركز روي سخنراني بگردانيد . ولي ارزشمنداست كه همواره به صدا هوشيارباشيد . اين سرنخ ارزشمند ، براي قضاوت در مورد خلق و خوي مخاطبان شماست .

به پاها نگاه كنيد

وضعيتي كه در آن كسي پاهاي خودش را تكان مي دهد ، چيزهاي زيادي درمورد نگرش وي به ما مي گويد . به عنوان مثال اگر مخاطبي پاهارا روي هم انداخته باشد ، ممكن است نشان دهد كه درسخنراني شما تأمل مي كند . پاهاي جفت شده اما مي تواند نشان دهنده موافقت كلي باشد . اگر مخاطب شما نشسته است ، حركت محدود خواهد شد و شما ممكن است قادرباشيد فقط آن هائي را كه دررديف جلو هستند ، ببينيد ولي حركات پاهاي آن ها بايد به شما نشانه اي بدهد كه چگونه بقيه مخاطبان به سخنراني شما واكنش نشان مي دهند .

به عادت ها توجه كنيد

اغلب مردم بي اراده زبان بدن خودرا با بي قراري عادتي بازي كردن با لوازم شخصي خودشان ، مثل عينك ، ساعت ، گوشواره يا دكمه سردست همراه مي كنند . نگاه كردن به ساعت مي تواند علامت كسل شدن يا حتي بي قرارشدن باشد ، درحالي كه جويدن مداد يا عينك ، علامت تفكراست . ازجنبه مثبت ، نشستن ثابت و عدم حضور هريك از اين عادت ها اغلب مي تواند علامت درگيري كلي و موافقت با محتويات سخنراني شما باشد .

نكته هاي ديگر ...

-         دنبال پنهاني بالا رفتن دستي دربين مخاطبان كه مي خواهد جلوي خميازه كشيدن را بگيرد ، بگرديد .

-          حالت چهره خنثي ، نشان دهنده عقايد شكل نگرفته در مخاطب است .

-          چانه درحال استراحت روي دست ، تمركز مخاطب را نشان مي دهد .

-          پاها روي هم انداخته ، تأمل مخاطب را نشان مي دهد .

-          حالت هاي فوق ، وضعيت بدني خنثي است . اين وضعيت بدني آرام آشنا ، يك ذهن بازرا نشان مي دهد . مخاطبي با اين حالت ، تاكنون تحت تأثير بحث قرار گرفته و مايل به شنيدن بيشتر مي باشد .

-          خم شدن به جلو ، موافقت مخاطب را بيان مي كند .

-          در وضعيت بدني علاقه مند ، بدن مخاطب به جلو خم مي شود ، چانه روي دست استراحت مي كند . وضعيت پاها همچنين موقعيت مثبت بالاتنه را تقويت مي كند .

-         وضعيتي كه چانه روي دست مشت كرده قرار گرفته اشتياق به يادگيري مخاطب را نشان مي دهد .

-          مرتب گذاشتن پاها نشان دهنده هوشياري مخاطب است .

-          ضمنا از ضربه زدن با پاها كه نشانه اي قوي از عدم تحمل مخاطبان است ، آگاه باشيد .

 


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۵ ] [ مشاوره مديريت ]

 

غذاهاي تقويت كننده حافظه

هر يك از ما با افزايش سن، بخشي از حافظه كوتاه مدت خود را از دست مي دهيم.

تغذيه مناسب بر روي حافظه موثر است. بررسي ها نشان داده، مصرف كربوهيدرات قدرت يادآوري مطالب را بهبود مي بخشد.

اخيراً در يك مطالعه اثر پروتئين و چربي را بر روي سطح ادراك و آگاهي افراد بررسي كردند.

22 زن و مرد مسن، در سنين 61 تا 79 سال، بعد از مصرف 4 نوشيدني زير، سه آزمايش بررسي هوش را انجام دادند. چهار نوشيدني شامل:

1- فاقد ماده مغذي

2- كربوهيدرات

3- چربي

4- پروتئين ؛ بود و هر روز بعد از مصرف اين چهار نوشيدني در چهار روز جداگانه بررسي شد.

آزمايش بررسي حافظه شامل يادآوري لغت و متن بود كه بلافاصله يا يك ساعت بعد از مصرف موادمغذي صورت مي گرفت.

سه نوشيدني كه داراي ماده مغذي بودند، حافظه كوتاه مدت و بلندمدت را افزايش داده بودند و يك ساعت بعد از مصرف اين افزايش، چشمگيرتر بود. ولي فقط پروتئين در يك آزمايش مجزا، زمينه فراموشي را كاهش داد.

نوشيدني كه فاقد ماده مغذي بود، اثري بر روي عملكرد حافظه و ذهن نداشت و نشان مي داد كه دريافت موادمغذي براي كارآيي ذهن لازم است.

بنابراين سعي كنيد به طور منظم و با حجم كم، وعده هاي غذايي را مصرف كنيد. مغز شما براي عملكرد بهتر به غذاي كافي و مغذي نياز دارد. براي جلوگيري از اختلال در حافظه بلندمدت، رژيم غذايي متعادل و مناسبي را داشته باشيد و هر روز مكمل مولتي ويتامين مصرف كنيد.

كولين، ماده اي است كه به طور طبيعي در غذاهاي چرب وجود دارد و حافظه را تقويت مي كند. پزشكي از دانشگاه كاروليناي شمالي بيان كرد، اگر در دوران بارداري مادر، به رژيم غذايي او كولين اضافه شود، قدرت حافظه جنين در حال رشد را براي مراحل بعدي زندگي افزايش مي دهد.

در دوران بارداري و شيردهي، ذخاير كولين بدن مادر تخليه مي شود، در نتيجه كولين كافي براي رشد طبيعي مغز در دسترس نخواهد بود. كولين براي حفظ سلامتي افراد، موردنياز است.

كولين يك تركيب فسفوليپيدي است كه در بدن، مواد محلول در چربي را حمل و چربي ها را امولسيه* مي كند. اين ماده مستقيماً روي پيام هاي عصبي موثر است و قدرت ساخت و آزادسازي استيل كولين را سرعت مي بخشد. استيل كولين يك ناقل عصبي است كه در كنترل عضلات و قدرت حافظه دخالت دارد. منابع غذايي كولين عبارت اند از: شير، جگر، تخم مرغ و بادام زميني. در بدن نيز از اسيد آمينه متيونين ساخته مي شود. كولين به صورت مكمل هاي خوراكي نيز وجود دارد و مقدار مورد نياز آن براي مردان 550 ميلي گرم در روز و براي زنان بالغ 425 ميلي گرم در روز است.

* امولسيه:به شكل ذرات ريز و پايدار درآوردن جسمي در يك محلول.

منبع :www.nutrition.about.com

مترجم : كارشناس تغذيه تبيان

منبع :

http://www.tebyan.net/nutrition_health/nutrition_news/healthy_nutrition/2004/10/12/8762.html


امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

راه هاي تقويت حافظه

 

آيا تا به حال اتفاق افتاده است كه نام كسي را كه سابقاً ملاقات كرده بوديد فراموش كنيد؟ يا فراموش كنيد فلان وسيله را كجا گذاشته ايد يا آيا در ماشين را قفل كرديد يا نه؟

مطمئناً چنين اتفاقاتي براي شما هم افتاده است. اما اگر اين از دست دادن حافظه مكرراً اتفاق بيفتد و شما توانايي تمركزتان را از دست بدهيد، چه مي شود؟

متاسفانه، از دست رفتن حافظه و بالا رفتن سن رابطه اي مستقيم دارند. در اوايل 20 سالگي، مغز شروع به از دست دادن بعضي سلول هاي عصبي مي كند و بدن كمتر مواد شيميايي مورد نياز مغز براي درست كار كردن را توليد مي كند.

خوشبختانه، شما كارهاي زيادي مي توانيد انجام دهيد تا اين جريان را كندتر كنيد. در اينجا به چند نكته اشاره مي كنيم تا با رعايت آن بتوانيد حافظه تان را تقويت كنيد.

1- غذاهاي سالم بخوريد

استفاده از يك رژيم غذايي سالم و مناسب نه تنها براي جسمتان مفيد است، بلكه براي مغز و حافظه تان نيز لازم است. بر طبق نظرات آكادمي عصب شناسي آمريكا، خوردن ميوه ها و سبزيجاتي كه حاوي ميزان زيادي آنتي اكسيدان هستند؛ مثلتوت ها، مركبات، اسفناج، هويج، كلم بروكلي، گوجه فرنگي و سيب زميني شيرين مي تواند تا 11 درصد احتمال سكته را پايين بياورد.

تحقيق ديگري نشان مي دهد كه آنتي اكسيدان ها و پلي فنول هاي موجود در ذغال اخته و انگور مي تواند توانايي ارتباط سلول هاي مغزي را با يكديگر بالا برده و خطر آسيب رسيدن به آنها را پايين آورد.

به جز ميوه و سبزيجات، مواد ديگري مثل كاركامين و همچنين ويتامين هاي B مثل نياكتين و اسيد فوليك نيز در اين زمينه كمك كننده هستند و خطر ابتلا به آلزايمر را پايين مي آورند.

۲- جسمتان را ورزش دهيد

همه ي ما مي دانيم كه براي روي فرم نگاه داشتن هيكل و بدنمان بايد ورزش كنيم. اما آيا مي دانستيد كه ورزش كردن باعث تقويت حافظه تان نيز مي شود؟

ورزش هاي قلبي-عروقي مانع از دست رفتن حافظه مي شود. پزشكان بر اين عقيده اند كه علت آن است كه ورزش گردش خون را در مغز بالا مي برد و نمي گذارد بافت هاي عصبي مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بين بروند.

حتماً لازم نيست كه دونده ي دوي ماراتن باشيد تا حافظه تان تقويت شود. ورزش هاي جسمي-فكري نيز مي توانند با از دست رفتن حافظه مقابله كنند.

۳- فكرتان را ورزش دهيد

ورزش دادن به فكرتان و به رشد مغزتان كمك مي كند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول هاي عصبي مغزتان را ترغيب مي كنيد تا ارتباطات جديد ايجاد كنند. اين مسئله به جز بالا بردن قدرت يادآوري، ظرفيت حافظه را هم بالا مي برد و مانع از دست رفتن حافظه مي شود.

كارهاي بسياري مي توانيد براي ورزش دادن و فعال كردن مغزتان انجام دهيد. كارهاي ساده اي مثل حل جدول، بازي شطرنج و مطالعه كردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش هاي جديد مثل يادگيري زباني خارجي يا يك آلت موسيقي نيز مي تواند مفيد باشد.

۴- از مكمل هاي تقويت كننده حافظه استفاده كنيد

علم خيلي وقت است كه فايده ي بعضي مكمل هاي غذايي مثل روي و اسيد فوليك را براي تقويت حافظه دريافته است. مكمل هاي ديگري نيز شناخته شده اند كه مي توانند به تقويت حافظه كمك كرده و مانع از دست رفتن حافظه با بالا رفتن سن شوند.

تركيبات اين مكمل ها از اين قرار است:

آنتي اكسيدان ها كه راديكال هاي آزاد مخرب را از بين مي برند و گياهاني كه سلول هاي عصبي را از آسيب محافظت مي كنند.

مواد مغذي كه اكسيژن و گلوكز مغز را بالا مي برند.

گياهاني كه به توليد انتقال دهنده هاي عصبي كمك مي كنند.

مكمل هاي كه باعث تقويت حافظه مي شوند از اين قبيل اند: جينكو بيلوبا

نام گياهي بسيار مشهور است كه از ساليان دور به عنوان دارويي سنتي براي تقويت حافظه استفاده مي شده است. خاصيت آنتي اكسيداني قوي دارد و مي تواند از آسيب رسيدن به رگ هاي خوني در مغز جلوگيري كند. همچنين مي تواند جريان خون را در مغز بالا ببرد و با حفظ قابليت ارتجاعي رگ ها، اكسيژن و مواد مغذي را به سلول ها برساند.

ويتامين هاي B

از ويتامين هاي B در بسياري از عمليات متابوليك بدن استفاده مي شود و براي سلامتي عمومي بدن بسيار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از اين ويتامين ها اهميت بيشتري پيدا مي كنند: ويتامين B12 و اسيد فوليك.

ويتامين B12 براي حفظ غلاف ميلين(ماده ي سفيد چربي كه غلاف بعضي اعصاب را مي پوشاند و باعث مي شود كه به درستي كار كنند).

اسيد فوليك هم ماده ي بسيار موثري براي مغز است كه باعث بهتر كار كردن انتقال دهنده هاي عصبي مي شود. اگر ميزان اسيد فوليك مغز كم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بيشتر مي شود.

اسيدهاي آمينه

اولين كار آمينو اسيدها اين است كه به عنوان سدي براي پروتئين ها عمل مي كنند. اما انواع بخصوصي از آنها براي تقويت مغز هم كاربرد دارند. به طور مثال تاورين L يك محافظ عصبي قوي است كه از سلول هاي عصبي در مواجه به استرس و فشارها محافظت مي كند. پيروگلوتامين L نيز براي متابوليسم سلول هاي عصبي كاربرد دارند و DMAE نيز مشاهده شده است كه باعث تقويت حافظه ي كوتاه مدت مي شود.

هميشه هوشيار باشيد...

تقويت حافظه بايد يكي از كارهاي روزانه تان باشد. به ياد داشته باشيد كه ورزش در اين زمينه كمك بسيار زيادي به شما مي كند.