مشاوره مديريت - آموزش مديريت - آموزش فروشندگي حرفه‌اي
 
نويسندگان
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 4697
دیروز : 7722
افراد آنلاین : 6
همه : 5054425
چت باکس

 

راه هاي تقويت حافظه

 

آيا تا به حال اتفاق افتاده است كه نام كسي را كه سابقاً ملاقات كرده بوديد فراموش كنيد؟ يا فراموش كنيد فلان وسيله را كجا گذاشته ايد يا آيا در ماشين را قفل كرديد يا نه؟

مطمئناً چنين اتفاقاتي براي شما هم افتاده است. اما اگر اين از دست دادن حافظه مكرراً اتفاق بيفتد و شما توانايي تمركزتان را از دست بدهيد، چه مي شود؟

متاسفانه، از دست رفتن حافظه و بالا رفتن سن رابطه اي مستقيم دارند. در اوايل 20 سالگي، مغز شروع به از دست دادن بعضي سلول هاي عصبي مي كند و بدن كمتر مواد شيميايي مورد نياز مغز براي درست كار كردن را توليد مي كند.

خوشبختانه، شما كارهاي زيادي مي توانيد انجام دهيد تا اين جريان را كندتر كنيد. در اينجا به چند نكته اشاره مي كنيم تا با رعايت آن بتوانيد حافظه تان را تقويت كنيد.

1- غذاهاي سالم بخوريد

استفاده از يك رژيم غذايي سالم و مناسب نه تنها براي جسمتان مفيد است، بلكه براي مغز و حافظه تان نيز لازم است. بر طبق نظرات آكادمي عصب شناسي آمريكا، خوردن ميوه ها و سبزيجاتي كه حاوي ميزان زيادي آنتي اكسيدان هستند؛ مثلتوت ها، مركبات، اسفناج، هويج، كلم بروكلي، گوجه فرنگي و سيب زميني شيرين مي تواند تا 11 درصد احتمال سكته را پايين بياورد.

تحقيق ديگري نشان مي دهد كه آنتي اكسيدان ها و پلي فنول هاي موجود در ذغال اخته و انگور مي تواند توانايي ارتباط سلول هاي مغزي را با يكديگر بالا برده و خطر آسيب رسيدن به آنها را پايين آورد.

به جز ميوه و سبزيجات، مواد ديگري مثل كاركامين و همچنين ويتامين هاي B مثل نياكتين و اسيد فوليك نيز در اين زمينه كمك كننده هستند و خطر ابتلا به آلزايمر را پايين مي آورند.

۲- جسمتان را ورزش دهيد

همه ي ما مي دانيم كه براي روي فرم نگاه داشتن هيكل و بدنمان بايد ورزش كنيم. اما آيا مي دانستيد كه ورزش كردن باعث تقويت حافظه تان نيز مي شود؟

ورزش هاي قلبي-عروقي مانع از دست رفتن حافظه مي شود. پزشكان بر اين عقيده اند كه علت آن است كه ورزش گردش خون را در مغز بالا مي برد و نمي گذارد بافت هاي عصبي مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بين بروند.

حتماً لازم نيست كه دونده ي دوي ماراتن باشيد تا حافظه تان تقويت شود. ورزش هاي جسمي-فكري نيز مي توانند با از دست رفتن حافظه مقابله كنند.

۳- فكرتان را ورزش دهيد

ورزش دادن به فكرتان و به رشد مغزتان كمك مي كند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول هاي عصبي مغزتان را ترغيب مي كنيد تا ارتباطات جديد ايجاد كنند. اين مسئله به جز بالا بردن قدرت يادآوري، ظرفيت حافظه را هم بالا مي برد و مانع از دست رفتن حافظه مي شود.

كارهاي بسياري مي توانيد براي ورزش دادن و فعال كردن مغزتان انجام دهيد. كارهاي ساده اي مثل حل جدول، بازي شطرنج و مطالعه كردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش هاي جديد مثل يادگيري زباني خارجي يا يك آلت موسيقي نيز مي تواند مفيد باشد.

۴- از مكمل هاي تقويت كننده حافظه استفاده كنيد

علم خيلي وقت است كه فايده ي بعضي مكمل هاي غذايي مثل روي و اسيد فوليك را براي تقويت حافظه دريافته است. مكمل هاي ديگري نيز شناخته شده اند كه مي توانند به تقويت حافظه كمك كرده و مانع از دست رفتن حافظه با بالا رفتن سن شوند.

تركيبات اين مكمل ها از اين قرار است:

آنتي اكسيدان ها كه راديكال هاي آزاد مخرب را از بين مي برند و گياهاني كه سلول هاي عصبي را از آسيب محافظت مي كنند.

مواد مغذي كه اكسيژن و گلوكز مغز را بالا مي برند.

گياهاني كه به توليد انتقال دهنده هاي عصبي كمك مي كنند.

مكمل هاي كه باعث تقويت حافظه مي شوند از اين قبيل اند: جينكو بيلوبا

نام گياهي بسيار مشهور است كه از ساليان دور به عنوان دارويي سنتي براي تقويت حافظه استفاده مي شده است. خاصيت آنتي اكسيداني قوي دارد و مي تواند از آسيب رسيدن به رگ هاي خوني در مغز جلوگيري كند. همچنين مي تواند جريان خون را در مغز بالا ببرد و با حفظ قابليت ارتجاعي رگ ها، اكسيژن و مواد مغذي را به سلول ها برساند.

ويتامين هاي B

از ويتامين هاي B در بسياري از عمليات متابوليك بدن استفاده مي شود و براي سلامتي عمومي بدن بسيار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از اين ويتامين ها اهميت بيشتري پيدا مي كنند: ويتامين B12 و اسيد فوليك.

ويتامين B12 براي حفظ غلاف ميلين(ماده ي سفيد چربي كه غلاف بعضي اعصاب را مي پوشاند و باعث مي شود كه به درستي كار كنند).

اسيد فوليك هم ماده ي بسيار موثري براي مغز است كه باعث بهتر كار كردن انتقال دهنده هاي عصبي مي شود. اگر ميزان اسيد فوليك مغز كم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بيشتر مي شود.

اسيدهاي آمينه

اولين كار آمينو اسيدها اين است كه به عنوان سدي براي پروتئين ها عمل مي كنند. اما انواع بخصوصي از آنها براي تقويت مغز هم كاربرد دارند. به طور مثال تاورين L يك محافظ عصبي قوي است كه از سلول هاي عصبي در مواجه به استرس و فشارها محافظت مي كند. پيروگلوتامين L نيز براي متابوليسم سلول هاي عصبي كاربرد دارند و DMAE نيز مشاهده شده است كه باعث تقويت حافظه ي كوتاه مدت مي شود.

هميشه هوشيار باشيد...

تقويت حافظه بايد يكي از كارهاي روزانه تان باشد. به ياد داشته باشيد كه ورزش در اين زمينه كمك بسيار زيادي به شما مي كند.

حواستان باشد كه مكمل هايتان را هم حتماً استفاده كنيد.

منبع :

http://www.tebyan.net/nutrition_health/spiritual_mentalhealth/articles/2007/10/6/47294.html



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۳ ] [ مشاوره مديريت ]

 

روش هاي تقويت تمركز و حافظه

قدرت تلقين

انسان موجودي تلقين پذير ميباشد و تلقين پذيري يكي از ويژگيهاي انسان است تلقين تاثير فوق العاده اي بر انسان دارد. شايد يكي از دلايلي كه اسلام زندگي را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز ميكند و با تلقين به ميت تمام ميكند اهميت تلقين باشد. بنظر ميرسد يك بعد از ابعاد اذكار و عبادات هم بعد تلقيني آنها ميباشد. همه انسانها با درجات مختلف تلقين پذيرند و اين تلقين پذيري در خلسه بسيار افزايش مييابد. دانشمندان به دفعات نشان داده اند هر نوع تلقين مورد پذيرش ضمير ناخودآگاه قرار ميگيرد امروزه دانشمندان اثبات كرده اند كه بخشي از اثرات داروها اثرات تلقيني آنها است لذا در پزشكي امروز استفاده از شبه داروها مطرح شده است كه فاقد اثرات خاص دارويي و شيميايي ميباشند. در تمام اعصار تلقين نقش مهمي در زندگي انسان بازي كرده است. از تلقين ميتوان براي منضبط كردن و تحت كنترل در آوردن نفس خود استفاده كرد. تلقينِ سازنده، نيروي شگفت انگيزي ميباشد. يادتان باشد تلقين في نفسه قدرتي ندارد مگر اينكه ما قبولش كنيم. بنابراين با آگاهي از اثرات تلقين از آن در جهت مثبت استفاده كنيد و خود را از تلقينات منفي ديگران و محيط در امان نگه داريد.

● انواع تلقين:

۱) تلقين كلامي

۲) تلقين فكري

۳) تلقين شنيداري

۴) تلقين ديداري

۵) تلقين نوشتاري

شما مي توانيد از هر يك از انواع تلقين كه تمايل داشتيد استفاده كنيد. ياد آوري مي نماييم كه جملات تلقيني بايد مثبت و كوتاه باشد و از قبل آماده و در دسترس قرار گرفته باشند، توجه كنيد كه براي اثر گذاري بيشتر اين جملات را بسيار جدي و محكم و با باوري عميق در ذهن خود تكرار كنيد و يا بر زبان جاري سازيد. جملات تلقيني زير براي رسيدن به تمركز خوب و تقويت حافظه پيشنهاد ميگردد. (البته بسيار بهتر است تلقينات در حالت خلسه انجام گيرد)

من همواره از هوش، شهامت و ذكاوت سرشارم.

من به فرايند زندگي اعتماد دارم و ايمن هستم.

من خودم را دوست دارم و تاييد مي كنم.

من از آرامش الهي سر شارم.

من داراي حافظه عالي و قدرتمند هستم.

تمركز من فوق العاده است.

من با عشق و علاقه مطالعه ميكنم.

من با محبت به خودم توازن مي بخشم.

خواندن و مطالعه كردن به من احساس آرامش ميدهد

من خوب و راحت مطالعه ميكنم و خوب و راحت ياد ميگيرم.

من در جلسه سخنراني بخوبي مطالب را از ذهنم به مخاطبان منتقل ميكنم.

من از درس خواندن و امتحان دادن لذت مي برم.

من نسبت به خود صادق هستم، من مسئول پيشرفت خودم هستم.

● خلسه چيست؟

خلسه حالتي بين خواب و بيداري است كه امواج ذهني در شرايط آلفا قرار مي گيرند و تلقين پذيري انسان افزايش مييابد. در حالت خلسه انسان در:

۱) آرامش قرار ميگيرد.

۲) توجه از امور عادي جدا ميشود.

۳) آگاهي و تمركز بيشتر ميشود.

۴) حواس پنجگانه فيزيكي تضعيف ميشود.

۵) حواس برتر هويدا و تقويت ميشود.

۶) ضمير خودآگاه كنار رفته و ضمير ناخودآگاه پديدار ميگردد.

۷) در اين حال امواج فكري انسان در سطح آلفا قرار مي گيرد و تلقين پذيري انسان بيشتر ميشود.

بنابراين مناسب است كه در حالت خلسه از تلقين استفاده نمود تا تاثيرات بيشتري به همراه داشته باشد. بايد توجه داشت كه خلسه از نظر كيفيت به دو نوع مثبت و منفي تقسيم بندي ميشود بايد خلسه منفي را شناخت و اگر پيش آمد از خلسه خارج شد.

● ويژگيهاي خلسه مثبت:

۱) تنفس آرام و عميق است

۲) ضربان قلب طبيعي است

۳) شخص احساس آرامش و رهايي دارد

در حالي كه در خلسه منفي تنفس تند و سطحي است و شخص حالت اضطراب و تنش دارد.

در زندگي روزمره حالت هايي پيش مي آيد كه مشابه خلسه ميباشند بايد در اين شرايط و موقعيت ها به خود تلقين مثبت نمود.

● حالت هاي مشابه خلسه:

۱) مواقعي كه در حال استراحت هستيد

۲) زماني كه خيلي خوشحال يا خيلي ناراحت هستيد.

۳) لحظاتي قبل از اين كه به خواب برويد

۴) بلافاصله بعد از بيدار شدن

۵) قرار گرفتن در مكانهايي كه جزء اهداف شما است.

۶) در موقع بيماري، حوادث

لحظات قبل از بخواب رفتن و بلافاصله بعد از بيدار شدن يك خلسه طبيعي عالي، مثبت، عميق و بسيار سودمند و مفيد ميباشد. اين دو نوبت خلسه بسيار ارزشمند ميباشد و ميتوان از آن در جهت تغيير در عادات و رفتار و نيز تصحيح باورهاي ذهني غلط در سطح ناخودآگاه استفاده نمود. بنابراين براي افزايش تمركز و تقويت حافظه شما بايد از اين دو نوبت خلسه طبيعي استفاده نماييد. خلسه في نفسه مفيد ميباشد بدين معني كه اگر شما در حالت خلسه قرار بگيريد و تلقين هم نكنيد، صرف قرار گرفتن در خلسه براي سلامتي جسم و ذهن و تقويت تمركز مفيد ميباشد.

روش ساده براي قرار گرفتن در حالت خلسه

● يك روش ساده و موثر براي رفتن در خلسه استفاده از تنفس و شمارش معكوس ميباشد بدين ترتيب:

۱) زماني براي رفتن به خلسه در نظر بگيريد كه در شرايط متعادل باشيد و فرصت كافي براي انجام تمرين داشته باشيد.

۲) بر روي زمين دراز بكشيد و دستهاي خود را در كنار بدن قرار دهيد. ( مي توانيد روي يك صندلي مناسب خود را رها كنيد)

۳) بدن خود را رها كنيد بطوري كه هيچ قسمت از بدن شما منقبض نباشد.

۴) قبل از شروع تمرين به خود ياد آوري كنيد كه با هر شمارش معكوس آرامش و رهايي شما بيشتر ميشود و با رسيدن به عدد يك شما در خلسه اي مناسب قرار ميگيريد و كاملا آماده انجام تلقينات هستيد.

۵) تنفس عميق و آرام با توجه بر دم و بازدم انجام دهيد.

۶) شمارش معكوس را از ۲۰ تا ۱ انجام دهيد. هر عدد را در ذهن خود مجسم كنيد، لحظه اي خيره به آن نگاه كنيد و سپس به عدد بعدي برويد.

۷) تلقينات مورد نظر را انجام دهيد.

۸) با چند نفس عميق، آرام آرام به حالت طبيعي برگرديد.

قبل و بعد از تمرين به خود تلقين كنيد كه در تمرينات بعدي با شمارش هاي كمتر و در زمان كوتاهتري به خلسه هاي عميق تر خواهيد رفت.

● تخيل و تصوير سازي ذهني

تخيل نيرويي است كه انديشه را به ترتيبي تازه و متفاوت گردهم مي آورد. تخيل يعني توانايي آفرينش آرزو، هدف يا تصويري در ذهن، در تخيل هدفمند و ارادي از اين توانايي براي تجلي و تحقق اهداف يا آرزو ها استفاده مي شود. شما بر اين خواسته و تصوير تمركز مي كنيد و انرژي مي دهيد تا به صورت عيني در عالم مادي محقق شود. روش تفكر كنوني شما فقط يك عادت است كه مي تواند تغيير كند

تخيل و تصوير ذهني كليد ذهن شهودي هستند. استفاده از تجسم خلاق شنا كردن در مسير آب است يعني بدون تلاش و تقلا، به اعتقاد روانشناسان بزرگ تخيل بزرگترين نيروي ذهن است. دانشمندان علوم ذهني مي گويند انسان مي تواند آنچه را در تخيل خود تصور ميكند بيافريند. آدمي همان مي شود كه در خيال خود تصوير مي كند. تخيل نيرومندتر از اراده است و اگر نبردي بين اين دو رخ دهد تخيل پيروز ميدان خواهد بود.

برتري شما در اين است كه كشف كنيد چگونه نظام باورهاي خود را تحت تاثير قرار دهيد. براي اين منظور يكي از موثرترين راهها تصوير سازي ذهني است. تجسم و تخيل مثبت و هدفمند تمريني براي استفاده از توانمندي ها و انرژي هاي ذهني ميباشد. براي رسيدن آسانتر به اهداف و ايجاد تحول در خود، تقويت اراده، افزايش تمركز و تقويت حافظه. تخيل هدفمند و مثبت ابزاري قدرتمند در دست شما است. با سخاوت كائنات خلاقيت نامحدود در هر لحظه از زندگي شما جريان دارد. اگر آنچه را مي خواهيد واضح و شفاف به ذهن خلاق خود بدهيد، خواستهايتان به سراغتان مي آيند. تخيل مثبت و هدفمند، فن استفاده از نيروي خيال براي آفرينش خواسته هاي شما است.

تخيل كليدي است براي دست يابي به تمركز و آرامش در زندگي. صاحبنظران مي گويند استفاده از تخيل هدفمند و هوشيارانه معجزه مي كند. آنچه را در ژرفترين لايه ذهن به آن مي انديشيد و منتظرش هستيد به سوي خود جذب مي كنيد. تجسم يا آفرينش ذهني موضوع تازه اي نيست، انسانهاي پيش از تاريخ هم با تخيل و اثرات آن آشنايي داشتند. دو هزارو پانصد سال پيش يونانيان قديم از اين قانون ذهني استفاده مي كردند. چارلز فيلمور مي گويد تخيل اين توانايي را به آدمي مي دهد تا خود را از زمان و مكان برون فكند و وراء هرگونه محدوديت قرار گيرد. اگر در نيت و خواسته خود صميمي، صادق و آماده تغيير باشيد، براحتي به هدف مي رسيد.

در استفاده از تخيل لازم است ذهني باز داشته باشيد. وقتي تجسم خلاق به هوشياري مداوم و آگاهي شما بدل شد، مي فهميد خود آفريننده زندگي خويش هستيد. هدف نهايي اين است كه تخيل مثبت در هر لحظه از زندگي شما در حال ساختن آرمانهايتان باشد.. هدف محقق شده را خود را در ذهن نگهداريد. از جملات تلقيني هم استفاده كنيد و از خود و همه سپاسگزاري كنيد. هر چه قدر نسبت به خودتان احساس بهتري داشته و قدردان خود باشيد، شادتر خواهيد بود و انرژي خلاق شما افزايش مييابد

كاربردهاي تخيل و تجسم:

۱) افزايش تمركز

۲) تقويت حافظه

۳) ايجاد آرامش

۴) موفقيت در آزمونها

۵) افزايش اراده و اعتماد به نفس به هنگام سخنراني

۶) رسيدن به اهداف مادي، عاطفي، ذهني، معنوي و ...

● روش تخيل و آزمون ها

براي استفاده از قدرت تخيل جهت موفقيت در كنكور و تقويت تمركز بايد هدف خود را به تصوير بكشيد. اساتيد اعتقاد دارند بهتر است تصوير مربوط به بعد از رسيدن به هدف باشد. به عنوان نمونه براي قبولي در كنكور بهتر است مراسم جشن فارغ التحصيلي خود را تصوير سازي كنيد براي اين منظور ابتدا تصويري باشكوه از مراسم جشن فارغ التحصيلي خود بسازيد كه در آن مراسم شما را بعنوان دانشجوي نمونه و ممتاز معرفي مي كنند، هر قدر مي توانيد تصوير مراسم را باشكوه و احساس بيشتر بسازيد. تشويق هاي ديگران را ببينيد، خوشحالي خود و دوستان و خانواده خود را احساس كنيد و... . شما بايد قبل از آنجام تكنيك تصوير مربوطه را كامل و بدون اشكال در ذهن خود ساخته باشيد.

و يا براي ايراد يك سخنراني موفق ، صحنه تشويق پرشور و احترام فوق العاده مخاطبان نسبت به خودرا به تصوير بكشيد .

● مراحل انجام روش

۱) زمان مناسب را براي انجام روش انتخاب كنيد.

۲) در حالت خلسه قرار بگيريد. (

۳) تصوير مراسم جشن فارغ التحصيلي در مورد شركت در كنكور يا تصوير تشويق مخاطبان در مورد سخنراني را با دقت و تامل در ذهن مرور كنيد.

۴) با چند تنفس عميق و آرام به حالت طبيعي باز گرديد..

۵) برنامه اي منظم براي تكرار روش در نظر بگيريد.

▪ توجه: مي توانيد از خلسه طبيعي قبل از خواب استفاده كنيد.

منبع :

http://www.aftab.ir/articles/health_therapy/mental_health/c13c1198576708p1.php



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۲ ] [ مشاوره مديريت ]

 

پايه ها و پويه هاي يك سخنراني خوب

مديريت بر مخاطبان با توجه به علائم علاقه مندي يا مخالفت مخاطبان (1)

هدف سخنراني ، سود بردن مخاطبان است نه انتفاع سخنران . مطمئن شويد كه مي دانيد چگونه پاسخ مخاطبان را دريافت كنيد و چگونه واكنش هاي آنان را مديريت كنيد .

داوري در مورد خلق و خوي مخاطبان

سعي كنيد به محل سخنراني به اندازه كافي زود برسيد تا بتوانيد خلق و خوي مخاطبان را بررسي كنيد . آيا مخاطبان ، همين الان اززير يك باران تند وارد شده اند ؟ آيا آماده براي ابراز خشونت به آنچه شما مي خواهيد بگوئيد هستند ؟ آيا سخنران پيش از شما ، آن هارا خندانده است ؟

با مخاطبان درگيرشويد

در مورد خلق و خوي مخاطبان خود به عنوان مثال بابررسي واكنش هاي آن ها به سخنران قبلي ، قضاوت كنيد . سپس شما مي توانيد درمورد شيوه سخنراني خود به طور مؤثر ، تصميم بگيريد . اگر هركدام از مخاطبان به نظر كسل و خواب آلود مي رسند ، با پرسيدن سؤال كلي كه بايد براي پاسخ دادن به آن ها دست بلند كنند ، آن هارا تحريك كنيد . چه تعداد از شما ، پيش از آمدن به اينجا به دفتر كارتان  تلفن زده ايد ؟ فقط 3 نفر ؟ بسيار خوب پس چند نفر از شما در مورد زنگ زدن به دفتر كارتان فكر كرده ايد ؟ اگر مخاطب خشن است ، شما مي توانيد سخنراني را با يك لطيفه آغاز كنيد ولي مطمئن شويد زبان بدن شما ، علامت هاي مثبت مي دهد .

دنبال علائم بگرديد

شما با زبان بدن خود به عنوان بخشي از آمادگي جهت سخنراني تمرين كرده بوديد . حالا مجبوريد زبان بدن مخاطبان را بدانيد . دنبال علائم بگرديد و ازهمه انتظار نداشته باشيد يك چيزرا نشان دهند . بعضي ممكن است مشتاقانه به جلو خم شده باشند تا پرسشي مطرح كنند درحالي كه بقيه ممكن است درصندلي خود فرورفته باشند و آرزو كنند جاي ديگري مي بودند .

دنبال منفي گرائي بگرديد

محدوده وسيعي از شيوه هائي كه درآن مخاطبان مي توانند مخالفت يا خشونت را نشان دهند وجوددارد . به دنبال افرادي باشيد كه هر كاري از دستشان بر مي آيد ، انجام مي دهند و با بغل دستي خود از سخنراني شما انتقاد مي كنند و در كنار آن افرادي كه مستقيما به شما اخم كرده اند با دست هاي به سينه زده يا نگاه به هوا ، انگار كه سقف جذاب تر است ازآن چه شما مي گوئيد . به يادداشته باشيد كه توجه كردن به يك قسمت اززبان بدني به تنهائي – مثل پاهاي روي هم – ممكن است تعبيري غلط به دست دهد . بنابراين ، پيش از اين كه نتيجه گيري كنيد ، به تصويركلي نگاه كنيد .

علائم علاقه مندي را ببينيد

موقعيت هاي نشان دهنده علاقه به راحتي مشخص مي شوند – دنبال افرادي بگرديد كه درحال لبخندزدن هستند يا سرتكان مي دهند يا در صندلي هايشان به جلو خم شده اند و درحال نگاه كردن مشتاقانه هستند . حالت آن ها در صورت هايشان ممكن است اخم كم ناشي از تمركز آن هارا آشكاركند . افرادي كه هريك ازاين علائم را نشان مي دهند ، ممكن است احتمالا نظر مساعد شمارا جلب كنند . بنابراين مطمئن شويد آن هارا در سخنراني خود درگيرمي كنيد .

نكته ها ...

-        به سخنان هرتعداد از سخنرانان پيش از خود ، گوش فرادهيد .

-         بگذاريد مخاطبان شما بدانند از احساسات آن ها آگاه هستيد .

-         با طرح سوال در فواصل منظم ، مخاطبان را درگير كنيد .

-         مخاطبان درحالت بي تفاوت به سخنراني شما ، دست به سينه ، سدي را جلوي بدن ايجاد مي كنند . انداختن پاها روي هم مي تواند به طور منفي برداشت شود  .

-         دروضعيت بدني منفي ، مخاطبان با تكيه دادن به عقب با دست ها به سينه و پاها روي هم ، مقاومت در برابر سخنران را بيان مي كنند .

-        خم شدن به جلو با آرنج هاي تكيه داده به زانوها و چانه تكيه داده شده به انگشتان درهم ، نشانگر اين است كه مخاطب ، نكته اي را كه سخنران بيان مي كند ، دريافت مي دارد .

-         اخم ناشي از تمركز ، خم شدن تنه به جلو ، انگشتان درهم كرده ، نشانه فكركردن مخاطب است .



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۱ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارات فنون الخطابه

۴ - كيف تعد خطبة ؟

 

أولا : موضوع الخطبة 

1- تكوين الهدف العام:

عندما تعرف الهدف الذي تريده تنتقل إلى الخطوة التالية ألا وهي اختيار الموضوع .

من أمثلة الأهداف : التعليق عن حدث تاريخي مثل بداية السنة

رفع الإيمانيات - وقفات تربوية محددة من السيرة أو من قصة أو حديث - توعية الناس بأمر محدد .

2- اختيار الموضوع

المراجع :

كتب الخطب  

كتب الموضوعات (وينبغي البعد عن الكتب ذات الأحاديث الضعيفة والعقائد المنحرفة .. إلخ )

الخطب العامة .

الصحف والمجلات للتعرف على الأحداث الواقعية الحالية للتعليق عليها.

القرآن الكريم وتفسيره بالإضافة إلى المعجم المفهرس شروح الأحاديث الصحيحة .

ثانيا : التحضير الصحيح :

1- البعد عن نسخ الخطب المعلبة والتحضير الخاص بالبيئة والهدف مع إمكانية الاستفادة من الخطب السابقة .

2- التفكير والتأمل وتسجيل الملاحظات قبل التحضير.

3- حدد الموضوع مبكرا حتى تفكر فيه .

4- العلم الاحتياطي .

5- تنسيق المعلومات .

6- الاستنتاج وأخذ الدروس .

7- الاهتمام بالشواهد .

8- المناقشة مع أهل العلم والمجتمع .

تنبيهات :

لا تطِل الخطبة

تحدث عن موضوع واحد ولا تشتت الافكار

الاهتمام بلغة الخطبة (اللغة العربية والابتعاد عن العامية)

الاهتمام بالجانب العلمي والعاطفي.

الاهتمام بطرح شيء يعاصره الناس والبعد عن خطب القديمة.

الابتعاد عن القصص الخرافية والأحاديث الضعيفة .

البعد عن الأفكار التي تفوق ذهن المستمعين .



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارات فنون الخطابه

۳ - الشكل العام للخطيب في الخطبة

 

1 / العنصر المكاني:

العلو في المكان فالعلو له تأثير على المستمعين . 

2 / عنصر الزي :

البس من الثياب ما يعلي القدر عند الناس كالبشت مثلا 

3 / عنصر المنبر:

ينبغي ألا يكون هناك ما يشغل المستمعين على المنبر غير الخطيب كالورود مثلا وإذا أردت أن تجلس فانتبه لاسلوب جلستك بعد أو قبل الخطبة.

4 / عنصر الخطيب :

 الضوء : اجعل الضوء يملأ وجهك وجسمك . مما يزيد من التأثير العام للخطبة.

 الوجه : حاول جذب جماهيرك بواسطة النظر إليهم باسلوب جذاب

5 / عنصر اليدين :

استند على طاولة أمامك أو عصا .

 لا تمسك ثيابك . 

 فكر أين تضع يديك .. لا تحاول أن تجعل من يديك مشكلة 

 استخدم السبابة في الخطبة .

6 / العنصر الزماني :

وجد البعض أن الخطب والدروس تكون أكثر تأثيرا وجاذبية في الليل من النهار .. (وليس الاستيعاب العلمي) .. مع التنبيه على عدم السهر .ويكون الإستيعاب العلمي بعد الفجر والصباح أكثر .

7 / العنصر الإيماني : 

 لا شك أن الأثر الإيماني في الخطبة عظيم جدا .. فكما ازداد الخطيب إيمانا زاد أثرا إيمانيا .. كثير من الناس يتأثر بالعواطف أكثر منها من الجوانب العلمية في الخطبة .. والبعض بالعكس .. ولذا إذا تم جمع الفكر الصحيح والجانب الإيماني والتأثير العاطفي لوصلنا إلى مستوى في التأثير كبير ..

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۵۰ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارات فنون الخطابه

۲ - قواعد الخطابة

 

قواعد نفسية خطابية

1 / ابدأ برغبة قوية للخطابة ولنشر الخير بين الناس.

2 / الجرأة والشجاعة .

3 / لا تفكر في الهزيمة.

3 / اعرف ماذا تقول قبل الوقوف.

4 / التعايش والتفكير مع ما تقوله.

5 / الحماس للفكرة والعمل لها.

6 /اصبعك مدفع وكلماتك قذائف .. تأكد أنك تصيب الهدف .

 قواعد في الخطبة :

1 / الاهتمام بقوة الافتتاح .. ومنها خطبة الحاجة .. واعلم أن خطبة الحاجة اسلم عليها جمع من الصحابة كأبي ذر وضماد .

2 / لا تبدأ بالاعتذار المخل .

3 / اجمع جماهيرك وقربهم . (ليزداد التأثير والانتباه)

4 / رتب نقط خطبتك حسب تسلسل معين تاريخي ، جغرافي ، أو غيره .

5 / في حالة الأفكار المهمة والحاجة للتكرار عليك بتكرار المعلومة بطرق مختلفة .

6 / اختم بخاتمة مؤثرة ..

7 / استخدم اساليب لجذب الانتباه أو الاستيعاب عند الجمهور عند الحاجة مثل القصة او المثل او السؤال .

8 / استخدم الحركات الملفتة للأنظار .

9 / رفع الصوت بعد خفضه بطريقة تنبههم .

10 / ترديد الكلمات الملفتة للأنظار

قواعد الإلقاء :

1 / نبرة الصوت .. ينبغي أن تتميز الخطب بالنبرة الخطابية.

2 / شدد على الكلمات المهمة وخفف على غيرها .

3 / الإسراع والبطء في الإلقاء مع نوعية الحديث المقدم .

4 / علو الصوت وانخفاضه حسب الأهمية .

5 / سكتات للأفكار المهمة قبلها وبعدها .

6 / استخدام الأسلوب الندائي .

7 / ركز نظرك إلى جماهيرك وتحرك ناظرا إليهم .



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۹ ] [ مشاوره مديريت ]

 

مهارات فنون الخطابه

۱ - مقدمة الخطابه

تعريف الخطابة: وضع العلماء عدة تعريفات للخطابة : 
يقول ( أرسطو ) : هي القدرة على النظر في كل ما يوصل إلى الإقناع في أي مسألة من المسائل .

ويقول ( ابن رشد ) : هي قوة تتكلف الإقناع الممكن في كل واحد من الأشياء المفردة .

وعرفها جماعة من الحكماء والمناطقة بقولهم : القياس المؤلف من المظنونات أو المقبولات لترغيب الناس فيما ينفعهم من أمور معاشهم أو معادهم .

ولعل أجمع تعريف للخطابة إنها فن مخاطبة الجماهير بطريقة إلقائية تشتمل على الإقناع والإستمالة .

وقد امتازت الخطابة بأهمية كبرى منذ بدء الخليقة لأنها موجهة إلى جماعة من الناس. وقد استعملها كل الأنبياء والمرسلين عليهم صلوات الله تعالى وسلامة. فالكلمة المسموعة أقوى أثراً من الكلمة المقروءة، لأنها تنبض بالحياة والانفعال وتعبّر عن أحاسيس ممتلىء في قلب الخطيب ، وهنا يظهر أثر بعض الخطباء عن البعض الآخر. روي أن الحسن بن علي عليهما السلام سمع خطيباً فلم يعجبه ولم يتأثر به فقال له: يا هذا إن بقلبك سوءاً أو بقلبي فلا بد إذن من الاقتناع قبل الإقناع... ولا بد من الإخلاص قبل العمل.

أهمية الخطابة : 

1 / وسيلة للدعوة إلى الله وتعميق التعاليم والمبادئ وبث المثل والمعاني . 
2 / وسيلة من وسائل الدعوة و الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر .
3 / تغذية الروح وطرح الجفاف النفسي والذهني الذي يُنشئ القلق والحيرة والانهيار وتخفيف غلواء المادية وشرورها وسيطرتها على الإنسان .
4 / تغذية الشعور وإثارة الحماس وبعث الهمم .

خصائص الخطابة :

1/ تعتمد على المنطق والحجة وأقوال الحكماء والحوادث المنقولة عن ثقة والأخبار المروية عن حكيم أو عظيم مصدق عند الناس  .

2/ وضوح العبارة .

3/ قد يستعمل فيها الأسلوب القصصي .
4/ مراعاة المقام ومقتضى الحال .

5/إنها أقدر من الشعر على الإقناع .

أقسام الخطابة :

الخطابة الدينية . 

الخطابة السياسية . 

الخطابة القضائية .

الخطب العسكرية .

خطب المحافل .

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۸ ] [ مشاوره مديريت ]

فن الخطابه

إن نعم الله لا تعد ولا تحصى وأفضاله على عباده أكثر من عدد أنفاسهم ولكنه تعالى يصطفي منهم أناساً اختارهم للتبليغ والإرشاد وآخرين جعل شأنهم الاستماع . . .ولما كانت الخطابة أو فن الإلقاء موهبه عظيمة ونعمة كبيرة ، ولئن سبقنا الغرب إلى وضع نظم وأصول هذا الفن فقد فاق العرب الأقدمون أمم الدنيا في حسن الخطابة وروعة الأداء ؛ فالأمثلة لدى العرب والمسلمين أكثر من أن تحصى وأورع من أن توصف فقد أتقنوا حسن أدائها والتعامل معها ثم جاء من بعدهم فوضعوا لها القواعد والأصول والضوابط .

تعريف الخطابة : لغة : هي الكلام المنثور يخاطب به متكلم فصيح جمعاً من الناس لاقناعهم .
الخطيب : هوز المتحدث عن القوم أو هو من يقوم بالخطابة .
وفي تعريف العلماء : هي الكلام المؤلف الذي يتضمن وعظاً وإبلاغاً على صفة مخصوصة وباختصار فإن الخطابة هي : فن مشافهة الجمهور للتأثير عليهم أو أستمالتهم . 

فوائد الخطابة : 1- اجتماعية :
1) الحث على الأعمال التي تعود بالنفع على المستمعين 
2) التنفير من الأعمال السيئة على الفرد أو المجتمع 
3) إثارة حماس الناس تجاه إقناع المستمعين 
4) إقناع المستمعين بمسألة مهمة 
5)التعليم والتثقيف 

2- فوائد شخصية :
1) فرصة للاتصال المباشر مع الناس 
2) مجال لبناء العلاقات 
3) إتقان مهارة جديدة تحتاج إليها معظم المهن 
4) زيارة فرص النجاح في الحياة 

ومن الآيات التي تدعو للخطابة وإتقانها وتصف حال الرسل وبلاغتهم : 
قولة تعالى عن داوود عليه السلام :" وآتيناه الحكمة وفصل الخطاب "
ومن الأحاديث :
قول عائشة : " كان كلام رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم كلاماً فصلاً يفهمه كل من سمعه " 
قال صلى الله عليه و آله و سلم : " نضر الله امرأ سمع منا شيئاً فبلغه كما سمعه فرب مبلغ أوعى من سامع " ( رواه الترمذي وقال : حديث حسن صحيح ) 

مواصفات الخطيب المتميز : 
1- العلم 
2- الإعداد الجيد 
3- المهارة اللغوية 
4- إيصال رسالة مهمة 
5- الثقة بالنفس 
6- الصدق
7- مراعاة حال السامعين 
8- الاستماع الجيد 
9- الإيمان بما تقول

هل تعلم : 
إن أول كتاب في فن الإلقاء هو لأرسطو صاحب كتاب الخطابة 
أول من دون علم الخطابة هم اليونان 
أول خطيب مشهور هو فرعون . قال تعالى : " ونادى فرعون في قومه قال يا قوم أليس لي ملك مصر وهذه الأنهار تجري من تحتي أفلا تبصرون " ( الزخرف 51 ) 

تذكر : هناك ثلاثة أشياء مهمة في الخطاب : من يلقيه ؟ وكيف يلقيه ؟ وما الذي يقوله ؟ والشئ الأقل أهمية من بين هذه الصفات الثلاث هي الأخيرة .

حكمة 
يقول الحكماء : كلمتك في فمك أنت تملكها فإذا خرجت ملكتك . 
يقولون عن الخطابة : أن تقول فلا تبطئ . . . وأن تصيب فلا تخطئ 

قالوا : اللسان قلم القلب . . . ورسول العقل ( باهيا بن باكودا شاعر اسباني من القرن 11 )
 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

الخطابة وفنون الإلقاء

مفردات المقرر:

أولاً: مدخل نظري يتناول ما يلي:

1.       تعريف الخطابة ونشأتها عند العرب وتطورها بظهور الإسلام.

2.       الأسلوب الخطابي وعوامل نجاح الخطبة في مجال الدعوة الإسلامية.

3.       أنواع الخطابة .

4.       فن الإلقاء.

5.       الخطابة في عصرنا الحاضر" موضوعاتها، وأساليبها ، ودورها في الدعوة الإسلامية".

ثانياً: التحليل والتطبيق.

المحاضرة الأولى.

تعريف الخطابة :

عرفت الخطابة بتعاريف كثيرة ، لا يتباعد بعضها عن بعض ولكن منها ما ليس جامعاً لكل أنواع الخطبة وجزيئياتها، ومنها ما ليس مانعاً من دخول أشياء معها مثل : الوصايا والدروس والإعلانات وهكذا.

وأوضح وأدق ما عرفت به الخطابة أنها هي: " فن مخاطبة الجماهير بطريقة إلقائية تشتمل على الإقناع والإستمالة".

وكما ذكرنا فإن الخطابة هي فن الإقناع والاستمالة مما يعني أنها تتعامل مع العقل والعاطفة مع تركيزها على العاطفة بصورة واضحة.

كما أنها اتصال في اتجاه واحد يقوم به الخطيب لتوصيل معلومات أو مفاهيم معينة لجمهور المسلمين.

والخطابة هي فن ايصال خبر أو فكرة ما لمجموعة من السامعين على نحو مقنع ومؤثر ، وهكذا نجد أن الإقناع والتأثير هما غاية الخطابة ومحورها الرئيسي ، قال تعالى: (( وعظهم وقل لهم في أنفسهم قولاً بليغا ))

 وفي الحديث الصحيح عن العرباض بن سارية : ( وعظنا رسول الله موعظة وجلت منها القلوب وذرفت منها العيون ) يقول الشيخ علي محفوظ – رحمه الله - : " وللخطابة غاية ذات شأن خطير وهي إرشاد الناس إلى الحقائق وحملهم على ما ينفعهم في العاجل والآجل والخطابة معدودة من وسائل السيادة والزعامة ، وكانوا يعدونها شرطاً للإمارة فهي تكمل الإنسان وترفعه إلى ذرى المجد والشرف ".

ويقول ابن سينا : " وحسبها شرفاً أنها وظيفة قادة الأمم من الأنبياء والمرسلين ومن شاكلهم من العلماء العاملين".

نشأتها عند العرب:

مما لا جد فيه أن العرب الجاهلين كانت لهم خطب قوية وأنهم اعتمدوا عليها في مواقفهم الهامة واستعملوها في مجتمعاتهم ودعواهم للحرب أو السلم فقد ذهب الكثير من هذه الخطب مع الزمن وحفظ لنا التاريخ قليلاً منها كما حفظ أسماء خطباء كانوا مشهورين ولم يبقى من خطبهم شيء ذلك لفشوا الأمية ، وبعد الزمن.

وقد كانت أسباب الخطابة متوفرة لعرب الجاهلية، فهم متمتعون بحرية قلما توفرت لغيرهم ولهم مقدرة قوية على الحديث، واللغة العربية ذات نغم يثير المتكلم والسامع ويبعث الخطيب على الاستمرار في حديثه ولهذا كانت لهم مقدرة على الإرتجال ومواجهة الموضوع الذي يطرأ من غير أن يكونوا قد اعدوا له حديثاً ، ومع ذلك  تأتي على لسانهم العبارات البليغة والحكم الصائبة قال الجاحظ : " فما هو إلا أن يصرف العربي همه إلى جملة المذهب وإلى العمود الذي إليه يقصد فتأتيه المعاني إرسالاً وتنهال عليه الألفاظ انتهالاً " ولا يعني هذا أن خطبهم كانت مرتجله.

وللخطابة الجاهلية مواقف كثيرة أهمها:

اجتماع القوم لتشاور في أمر من أمورهم ، كالقيام بحرب أو الاصلاح بين متنازعين، ويأتي في هذه المواقف خطب ومحاورات ، ويتبع ذلك الوصايا التي يقدمها رئيس القوم أو حكيمهم لقومه.

وفي أسواقهم كانت تقوم بينهم المنافرات والمفاخرات ويتعالى كل شخص أو قبيلة

على الآخر، وكانت هذه تتناول كل شيء حتى أن الخنساء وهي بنت عتبة تنافرت في المصائب وهذه المواقف تظهر قوة البديهة العربية، والقدرة البالغة على الارتجال وأكثر ما نجد في هذه الخطب أو الوصايا اتسامها بقصر الجمل، وسرد الحكم حتى تكاد تنقطع الصلة بين جملة وأخرى وهي في جملتها خلاصة تجاربهم وخبراتهم بشؤون الناس وأحداث الحياة، وليس في حكمهم معاني فلسفية عميقة، لقلة ثقافتهم وعدم دراستهم ولكن مع ذلك لهم نظرات صائبة وأراء حكيمة لا نزال نحتاج إليها ونستعين بها فيما يطرأ لنا من أحداث ومواقف تشبه ما طرأ لهم ، وكثيراً ما يأتي السجع في عباراتهم عفوية فإن لم تكن العبارة مسجوعة كانت الجمل مقسمة متوازنة، وخطب الأعراب وادعيتهم من ابلغ وأجمل ما في أساليب اللغة العربية، وخطب الجاهلين وادعيتهم ومحاوراتهم ووصاياهم كلها مما يستعين به الخطيب الحديث على الخطابة، ويمد فيها مداً واسعاً بالرأي والفكر والتعبير والبلاغة.

المحاضرة الثانية:

وإذا وجهنا وجهتنا إلى الأمة العربية وجدناها قد بلغت من الفصاحة والبلاغة والبيان ما لم تبلغه أمة من الأمم قبلها أو بعدها وكان الشعراء والبلغاء هم فخر القبيلة وعزها ومجدها وإذا قالوا فقولهم كان التنزيل " عند أقوامهم" وإذا تكلموا فكلامهم رافع خافض ، وبلغ من عز الكلمة وشرفها ومكانتها أن كانت تعلق في جوف الكعبة أقدس مكان عندهم وأعز بنيان لديهم وكان من أشهر خطباء العرب : قس بن ساعدة الإيادي ، وخارجة بن سنانة خطيب داحس وغبراء من أشهر خطباء العرب  وخويلد الغطفاني خطيب الفجار ، والنابغة وغيرهم كثير، وبعث الرسول في الأمة العربية بمعجزة لم يأتي بها نبي أويبعث بها رسول، ألا وهي كتاب يتلى وبيان يقرأ ، فاق كلام البشر وقدرة الخلق وبلاغة الإنس والجن إلى يوم القيامة وصدق الله عز وجل إذ قال: (( قل لو اجتمعت الإنس والجن على أن يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا )) وكان رسول الله أفصح الناس وابلغهم وأخطبهم ، وخطبه محفوظه ومدونه .

       ولقد بلغت الخطابة زمن الخلفاء الراشدين  المكانة المرموقة واللائقة بها فكان الخلفاء خطباء يخطبون الناس في الجمع والأعياد والمناسبات ويخطبون الجيوش ويوجهون القادة.

وقد اقتبست الخطبة في العصر الإسلامي من القران الكريم والسنة المطهرة اقتبست نصاعة البيان وقوة الحجة وجزالة العبارة ورقتها، وتجنبت سجع الكهان والفخر والغرور ومدح القبيلة ونتن العصبية ما هي مميزات الخطابة في عهد الخلفاء ؟ مهمة

واستعلائها بالأباء إلى غير ذلك من عادات الجاهلية، فاكتسبت بذلك قوة التأثير ووصلت شغاف القلوب وغزت كل جنس ولون وارتفعت إلى نطاق الرسالة العالمية والحقيقة الإنسانية وطغت بذلك على الشعر حتى ترك بعض الشعراء الفحول الشعر بعد مجيء القرآن الكريم والسنة لما لهما من تأثير وبلاغة لا يرتقي إليهما شيء عللي: ترك كثير من الشعراء الشعر بعد نزول القرآن ؟

مسميات الخطبة :

1/ الخطبة التي لا تفتتح بالحمد لله تسمى " بتراء " كخطبة زيد بن أبيه بالبصرة في عصر بني أمية .

2/ الخطبة الجذماء : وهي الخطبة التي تخلو من الشهادة بعد الحمد لله ، ومما يؤكد ذكر الشهادة في خطبة الجمعة وأنها أأكد ما ذكر من حديث أبي هريرة قال : قال رسول الله  : " كل خطبة ليس فيها تشهد فهي كاليد الجذماء " والجذماء هي المقطوعة. 

أهمية الخطابة :

1- أهمية الخطابة من خلال نصوص القرآن :

     لقد نوه القرآن الكريم على مدى عظم البيان بالقول وصلته بالرسالات والدعاة في غير ما موطن " موضع " فمن ذلك أن الله عز وجل كرم الإنسان وامتن عليه بأن جعل له جزءاً من أعضائه يستطيع به البيان والإفصاح عن مراده والتعبير عن شعوره وأفكاره ، قال أعز من قائل: (( ألم نجعل له عينين ولساناً وشفتين )) ، ومما يبين قدر هذه النعمة والإحساس بعظمتها النظر إلى من حرمه الله من هذه النعمة أو من بعضها ، فعندما عرَّض عدو الله فرعون بعلة لسان رسول الله موسى فيما حكاه القرآن من قوله : (( أم أنا خير من هذا الذي هو مهين ولا يكاد يبين )) ، فلذا عندما حدث ذلك وبعد أمر الله عز وجل موسى بدعوة فرعون ومن معه دعا ربه أن يؤيده بأخيه هارون  قال عز وجل : (( قال ربي أني أخاف أن يكذبون ويضيق صدري ولا ينطلق لسان فأرسل إلى هارون ))  وقال تعالي حاكي عنه :

 (( وأخي هارون هو أفصح مني لساناً فأرسله معي ردءاً يصدقني أني أخاف أن يكذبون))  .

يقول العلامة بن سعدي  : " كان في لسانه ثقل لا يكاد يفهم عنه الكلام فسأل الله أن يحل منه عقده يفقه ما يقول فيحصل المقصود التام من المخاطبة والمراجعة والبيان عن المعاني " فعند ذلك قال تعالى : (( قد أوتيت سؤلك يا موسى )) .

فالبيان باللسان هو الوسيلة الأولى في الدعوة إلى الله عز وجل قال تعالى : (( وما أرسلنا من رسول إلى بلسان قومه ليبين لهم )) ، إذ كان الأنبياء  يرسلون بلسان أقوامهم ليبين لهم الحق ويقيموا عليهم الحجة بأوضح عبارة وأجمل أسلوب ولا يكون ذلك إلا بالألقاء الجيد الناجح.

2-أهمية الخطابة من خلال نصوص السنة :

     ومما يبين اهتمام الرسول بإلقاء خطبه ، وضعه منبر يخطب عليه يوم الجمعة ليكون أكثر تأثيراً في المدعوين وافادة لهم ، ففي صحيح البخاري  : باب الخطبة على المنبر ، وساق تحته حديث جابر  قال : كان جذع يقوم إليه النبي فلما وضع له المنبر ، سمعنا للجذع مثل أصوات العشار حتى نزل النبي فوضع يده عليه ، يقول الحافظ بن حجر قول البخاري : باب الخطبة على المنبر ، أي: مشروعيتها ولم يقيدها بالجمعة ليتناولها ويتناول ، وفي الحديث استحباب استخدام المنبر لكونه أبلغ لمشاهدة الخطيب والسماع منه ، وكما ظهر مما سبق مكانة الإلقاء وأهميته يظهر من الحديث الذي رواه أحمد  خطورته إذ كان من غير الحق .

عن أبي عثمان قال : إني لجالس تحت منبر عمر  وهو يخطب الناس فقال في خطبته سمعت رسول الله يقول :" إن أخوف ما أخاف على هذه الأمة كل منافق عليم اللسان " ، فخوف رسول الله من المنافق العليم باللسان لشدة أثره السيء على الناس لحسن القائه وتنميق عباراته وتلبيسه عليه.

3- أهمية الخطابة في العصر الحاضر :

     إن الناظر في عصرنا الحاضر باحثاً عن أهمية الخطابة لابد أن يصل إلى نتيجة مهمة وخطيرة وهي :

1.    إن علماء المسلمين ودعاته بحاجه ماسة وشديدة إلى إتقان هذا الفن وإجادته ، لمواجهة أعداء الدين من العلمانيين والمنافقين الذين أجادوا فن الإلقاء وكيفية الوصول إلى قلوب المستمعين ، وهؤلاء المضلين المخادعين اصبحوا يتحدثون إلى الناس في كل مكان من خلال أجهزة الإعلام المتنوعة فهم الذين عناهم الرسول في الحديث السابق " إن أخوف ما أخاف عليكم ... "

2.    النظر إلى واقع المسلمين اليوم فنجد منهم من ابتعد عن الدين فغدوا لا يهتمون بعقائده وشرائعه ، فانتشر فيهم الفساد في كل ناحية من نواحي الحياة.                      فلذا يصبح من الأهمية بمكان أن يأخذ العلماء والدعاة إلى الله تعالى في نظرهم أهمية إيجاد الإلقاء الخطابي وإتقان موضوعاته لأحياء الأمة وردها إلى ما كانت عليه من عزة ورفعة وسيادة بين الأمم.

3.    كثرة الأمراض النفسية من قلق وحيرة وتخبط وذلك نتيجة قلة غذاء الروح ، وخير علاج لمثل هذه الأمراض أن يقوم الدعاة والعلماء بتغذية الروح ووعظها وتذكيرها بربها وخالقها ومصير الناس وما أعده الله عز وجل لهم ، وذلك كله يتم بالأسلوب الجيد والإلقاء المتقن.

4.    حرص الأمم الأخرى " غير المسلمة " على هذا الفن واتقانه إذ انشئت معاهد وأقسام خاصة للخطابة وفن الإلقاء في المدارس والجامعات تعلم الناس قواعد هذا الفن وكيفية الوصول إلى تحقيق الهدف بإقناع المستمعين واستمالتهم.

المحاضرة الثالثة :

وبهذا نستخلص أن أهمية الخطابة في تبليغ الدعوة تتضح في النقاط التالية :

1/ الخطابة في الدعوة إلى الله واجبة لأنها لازمة في تبليغ الدعوة ، وما لا يتم الواجب إلا به فهو واجب ، لكون بعض العبادات المشروعة تقوم عليها كخطبة الجمعة وغيرها .

2/ الدعوة يلزمها صوت قوي وفكر ذكي وبيان ناصع ، وصوت داوي عالي ومرتفع ، والخطابة وسيلة مهمة لذلك ، فالخطابة لداعية كالمصباح ينير الطريق ويهدي الضال بإذن الله.

3/ والخطابة بالنسبة لداعية سلاح يدافع به عن دعوته يرد به كيد الكائدين  وجحود الجاحدين وهي وسيلة لصياغة المبادئ واظهار جلالها ورفعة شأنها كما أنها سبب سيادة الحق ، وهي وسيلة الداعية قد تكون الوحيدة في بعض الأحيان لإظهار الحق وخدمة مبادئه.

4/ وهي صلب الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر لصيانة جسد الأمة من الهدم كما أنها لازمة لطرد الأهواء وإزالة الشياطين والبرهان الحسي قائم على أن الأمة التي انتشر فيها خطباء الإصلاح وقادة الفكر تحيا بمقدار جهدهم وكثرتهم وتأثيرهم.

5/ الخطابة لازمة لإعداد الجيوش ودفعها إلى الجهاد ورفع راية الحق وقد قال الله عز وجل لنبيه  : (( يا أيها النبي حرض المؤمنين على القتال )) فكانت الخطابة ذخيرة جيدة يحتفظ بها القواد دائماً ليمدوا بها الجند ويوضحوا بها الهدف ، كما أنها لازمة لسياسة الأمم والشعوب فإن ولاة الأمر يعنون " يهتمون " بإطلاع المسلمين على سياستهم وسنة " طريقة " حكمهم وينتهزون الجمع والأعياد والمناسبات المختلفة خصوصاً في موسم الحج ، كذلك تكون وسيلة مهمة لتسكين الفتن وبعث المودة .

أنواع الخطابة :

1- تقسيم الخطابة من خلال النظر إلى الموضوع :

تنقسم إلى أنواع:

1/ الوعظية :

هذه الخطابة تجنح إلى تقرير أصول العقيدة الإسلامية وبيان ما في الرسالة من جمال وسعادة ونفع واستقرار وهناء واستقامة بالترغيب والترهيب والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر ، ومن أمثلتها : خطبة الجمعة ، العيدين ، والاستسقاء.

2/ السياسية :

وهذه الخطبة تجنح إلى التركيز على سياسة الدولة ، تقريراً أو نقداً ببيان ما يجب أن تكون الحكومة عليه بإدارتها لجميع جوانب الحياة المختلفة ، ومن أمثلتها : خطب الزعماء المنتخبون ، خطب أعضاء المجالس النيابية والشورية.

3/ القضائية :

وهي التي تلقى غالباً في المحاكم والدوائر القانونية والقضائية ، ويتولاها الخصوم أو من ينوب عنهم من المحامين والنواب ، ومن أمثلتها : خطب المحامين في المحاكم.

4/ الحفلية :

وهي التي تقوم في المحافل العامة وتجنح إلى التكريم أو التهنئة أو التعزية أو علاج قضية معينة ومن أمثلتها : حفلات تكريم الطلاب أو افتتاح المشروعات.

5/ العسكرية :

وهي التي تكون في الميادين ويلقيها غالباً الجيوش أو الأمراء يرغبون الجند في القتال والاستبسال ويبينون لهم كرامة الشهداء ونزلهم أو يستشيرونهم استقراراً لرغبتهم وتوجيهاتهم.

6/ خطبة النكاح.

     وهكذا فإن لكل نوع من الأنواع السابقة نبرات في الصوت والإلقاء تناسب الموضوع الذي يتكلم فيه ، ما بين رفع الصوت وخفضه وما بين الإسراع والبطء ، وما بين الحماس والهدوء وهكذا.

2- تقسيمات الخطابة من خلال النظر إلى طريقة الإلقاء فهي على النحو التالي:

1. مقروءة .                                               2. غير مقروءة.

1/ المقروءة :

ويقصد بها تحضير الخطبة وكتابتها كاملة ثم يقرأها على المدعوين وهي تنقسم إلى قسمين:

1.    القراءة المباشرة : وهي أن الخطيب يقوم بإعداد موضوعها وكتابتها ثم يلقيها على المدعوين بقراءة المكتوب بين يديه كاملاً ، وهذا نوع له مزايا وعيوب.                         فمزاياه : يبعد الخطيب عن الإحراج والوقوع في الأخطاء.                                        ومن عيوبها : أن المدعوين يشعرون بالملل وتقطع الاتصال الحسي بينهم وبين الملقي.

2.    قراءة غير مباشرة : وهي أن الخطيب يقوم بإعداد الخطبة وكتابتها ثم يلقي على المدعوين من خلال المكتوب أمام عينيه دون أن يرتبط بها ارتباطاً كاملاً ينظر إلى الموضوع بنظرات خاطفة سريعة محاولاً إيجاد صلة بينه وبين المدعوين ما أمكن ، وهذه الطريقة أفضل من القراءة المباشرة لأنها تزيد ارتباط المدعوين بالخطيب وبالتالي تقوي ثقتهم به إلى حد ما .



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۷ ] [ مشاوره مديريت ]

 

كتاب شناسي فن بيان

فن الخطابه و تطوره عند العرب

نويسنده : حاوي ايليا

ناشر : دارالثقافه ، بيروت ، ۵۰۹ صفحه



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۶ ] [ مشاوره مديريت ]
 

البلاغة العربية ، الأصول وَالامتدادات (8)

 

2 ـ المسار الخِطابي: النص العام[20]

 

هـ ـ من منجزات البلاغة العربية

عندما نخرج من دائرة المشاريع الخاصة والقراءات المشروطة بظروفها وننظر في مجمل الإنجاز البلاغي العربي في ضوء الأسئلة البلاغية الحديثة نقتنع بأن هذا التراث مازال مُحاوراً يثير الدهشة، من جانبين: من حيث الشمول والعمق.


هـ.1 ـ الشمول:

إن  تشعب المنطلقات والمصادر، وتعدد المؤثرات والخلفيات أدى بشكل عفوي طبيعي إلى تنوع الأسئلة والاهتمامات وبذلك امتد مجال البلاغة العربية مغطيا البعدين الكبيرين للمجال البلاغي في معناه القديم والحديث على حد سواء: الغراب والمناسبة.  وبرغم تلازم هذين المكونين في الخطاب الأدبي فيمكن رصد مواطن هيمنة كل منهما:

1) ارتبط سؤال الغرابة والانزياح والبديع، في مبدأ أمره، كما تقدم، بنقد الشعر واختياره، ثم طُرح في سياق وضع النحو بالنظر في "توسع" اللغة يترجمه المجاز والضرورة، ثم عولج، بعد ذلك، معالجة خاصة في إطار التنزيه من خلال تأويل المشكل، وذلك كله قبل محاولة البحث عن صياغة تجمع أطرافه: تكشف نسقه، وتبرز آليات اشتغاله، من خلال تأويل المحاكاة الأرسطية إلى "تخييل" و"تغيير"، وتوظيفها في قراءة الشعر العربي.

2) ارتبط سؤال المناسبة المقامية التداولية، في أجلى صوره، بالبحث عن فعالية علمية إقناعية خطابية من جهة (عند الجاحظ مثلا)، كما ارتبط، من جهة أخرى، بملاءمة العبارة للمقاصد ضمن نظرية النظم الإعجازية: (أو ما يمكن أن ندعوه تداولية لسانية في مقابل التداولية المنطقية الإقناعية النصية)، وارتبط من جهة ثالثة بالبحث عن بلاغة كلاسيكية ذوقية تقوم على الصحة والمناسبة، عند ابن سنان مثلا.

لقد تنبه حازم القرطاجني إلى هذا التنوع والغنى فحاول أن يدمج المداخل المختلفة في بلاغة شعرية كلية يتداخل فيها المحاكي والمقنع. فامتد التخييل عنده ليحتوي المعرفة والاستدلال، بالرغم من أن مدار الكتاب على بلاغة الشعر. وعن طريق التخييل خرج من دائرة الصدق والكذب التي شوشت مواقف كثير من البلاغيين.

في إطار هذا التصور العام أعيدَ لشعرية أرسطو جناحُها الضائع، حيث صار الهزل حاضراً إما كاستثناء من الوظيفة التواصلية للخطاب الطبيعي ،كما عند ابن سنان، وإما كشريك، منذ البداية، كما هو الحال عند حازم القرطاجني، حتى ولو كانت شراكته على المستوى النظري أكثر مما هي على المستوى التطبيقي. فقد عاشت البلاغة العربية إشكالية الحوار أو الصراع بين الشعري والتداولي بعفوية، من أول نشأتها إلى عنفوان تضارب مذاهبها.

بخلاف المذهب الذي سلكته بلاغة المعنى والنظم النحوي مع عبد القاهر الجرجاني فقد توجه الأعلام الثلاثة الذين شاركوه في صياغة البلاغة العربية ابن سنان الخفاجي والسكاكي وحازم القرطاجني إلى الاهتمام بالبعد الإيقاعي فاستحضروا جميعاً العروض بصور متفاوتة سواء عن طريق الاستدراك والعرض المدرسي كما فعل السكاكي أو عن طريق التذكير به داخل نسق عام: التناسب،كما عند ابن سنان، أو بإعادة النظر فيه ضمن مبحث بناء النص بصفة عامة، كما فعل حازم في مبحث النظم. وقد طرح حازم في مبحثه أسئلة ذات قيمة منهاجية كبرى حتى وإن لم يذهب فيها بعيدا مثل علاقة الأوزان بالألفاظ والتراكيب والأحوال الممكنة في ذلك بالنسبة لكل بحر.

ولعل أشمل خطاطة دالة تستوعب الصور البلاغية في نسق مفسِّر هي الخطاطة التي قدمها ابن رشد تحت مفهوم "التغيير". فالتغيير عنده صفة مشتركة بين الصور الصوتية والدلالية والتركيبية. ويمكن لذلك اعتبار عمله من أكمل الصياغات القديمة لنظرية الانزياح.

هـ.2 ـ العمق

إذا كانت المراهنةُ على عنصر واحد من عناصر البناء البلاغي (المعنى أو الصوت) تجلب النقد من منظور المشروع والبحث عن النماذج، فإنها من زاوية المنجز تثير الإعجاب بعمق حفرياتها. يمكننا اليوم أن نختلف مع عبد القاهر الجرجاني في مراهنته على المعنى وإقصاء الأصوات، ولكننا لا نستطيع أن نتجاهل كشوفاته الرائعة وتحليلاته العميقة وتفسيراته الوجيهة التي يقرؤها الخبير اليوم دون إحساس بأية مسافة زمنية بينه وبين المؤلف، نسجل منها:

1 ـ بناء الشعر على المفارقة الدلالية، برغم كل الإحراجات، هذه المفارقات التي تصل قمتَها حين تعتمد التخييل والبناء على الصور التشبيهية والمجازية، بناء يخرج من الجملة إلى النص. فقد كانت هذه الترقية استجابة للنماذج العليا من الشعر العباسي، من شعر ابن الرومي وأبي تمام، أي كانت تنظيراً طليعيا.

2 ـ إدخال عنصر النظم باعتباره مراقباً للمزية الانزياحية ومكملا لسانيا للبناء الدلالي مدمَجا في البناء التركيبي.

3 ـ تأويل قضية السَّرقة تأويلا لسانيا شعريا يتصل بالتخييل يعتبر خروجاً من المنزلق الذي وقع فيه نقاد الخصومات بين الفحول. إنه تدخل بلاغي لحسم قضية نقدية مشبوهة. وإدخالها في المفهوم الحديث للتناص.

4 ـ الإلحاحُ على البعد الدلالي للموازنات الصوتية يعد عملاً طليعيا بقطع النظر عن الموقف المذهبي الذي قاد إليه، وقد بسطنا هذه القضية في موضع آخر[21].

5 ـ تأويل الضرورات الشعرية وربطها بالمقاصد، وإظهار مزاياها الخطابية خروجاً من الجدل العقيم حول شعريتها وعدمها، أو الموقف المعادي غير الممحص الذي تداوله نقادُ الشعر.

6 ـ ومن المنجزات المهمة التي لم تلق عناية من الخلف قضية البناء على الصور البلاغية الذي عمقه الجرجاني وفصله[22] من خلال تناسي التشبيه والمجاز والبناء عليهما في الأسرار، والبناء على الجملة في الدلائل. فلو درست هذه القضية بعمق لتبين لنا أن البلاغة العربية لم تكن كما هو شائع بلاغة جُملة، على الإطلاق. بل كانت إنجازاتها المتقدمة العميقة قد انتقلت إلى مستوى النص؛ تنبني المعاني بعضها على بعض، ويفهم النص بعضه من بعض.

وعليه، فلن يحول بين الدارس البلاغي الحديث وبين الاهتمام بأسئلة البلاغة العربية واقتحاماتها إلا عدم استيعابها سؤالا وإنجازاً، أو تلقيها من أيدي أقوام عاجزين، أقاموا أنفسهم سدنة لهذا التراث العظيم فحنطوه حين لم يفهموا منه إلا جوانبه الضعيفة التي لا تتطلب جهداً.

*   *   *
أما بعد

إن تاريخَ البلاغةِ المُرتقبَ في المرحلة الراهنةِ مثقلٌ بالمهام المتأخرة والمنتظرات المتوقعة. فنحن وإن لم نعش بعمق المراحل التي اجتازتها الدراسات الأدبية في الغرب، فقد مرت أمام أنظارنا وبين أصابعنا، كما تمُرُّ حباتُ السبحة أحيانا بدون وعي أو استيعاب، فصرنا مسؤولين عنها محاسبين بها. فنحن كالغربيين الذين سبقونا في الموضوع نحصي مراحل نعدها مما هو خلفنا، لا تجاوزاً، بل حملا على ظهورنا.

1) فقد بدأت محاولة تحقيق التراث ولما تنتهي، وبدأت الفهرسة و صنع المعاجم ولما تنتهي، وصاحبها بعض الاهتمام بالتاريخ الأدبي نال البلاغة و البلاغيين منه بعض الاهتمام. و لكنه بقي جزئيا و مليئا بالأخطاء.

2) ومرت موجة من الاهتمام بالدراسات السوسيوـ أدبية ولم تمس مجال التاريخ البلاغي إلا من بعيد. في شكل إثارة بعض القضايا الحضارية و الاعتقادية التي أثرت في البلاغة.

3) وجاءت موجة البحث البنيوي والاتجاه إلى النص فنال التراث البلاغي بعض الاهتمام من خلال تحليل بنيات بعض النصوص القديمة.

4) والآن يعم الاهتمام بالقراءة والقارئ وينتظر أن تطرح أسئلة القراءة في تاريخ البلاغة العربية من خلال عدة زوايا ما تزال مظلمة لحد الآن.

[1] ـ صدر سنة، 1965 وصدرت له طبعة ثالثة سنة 1976.

[2] ـ جمعت مقالاته في تاريخ البلاغة و ترجمت مرتين إلى العربية. الترجمة الأولى لـِ عمر أو كان بعنوان: قراءة جديدة للبلاغة القديمة. طبعت بالدار البيضاء 1994. وَالثانية  لعبد الكبير الشرقاوي بعنوان: البلاغة القديمة. صدرت عن دار الفينيك بالرباط 1994.

[3] ـ لقد عرفنا بمشاريع هؤلاء الباحثين في مدخل كتابنا: تحليل الخطاب الشعري، بما يغني، فلينظر هناك.

[4] ـ نقصد الكتب التالية:

  أ ـ تحليل الخطاب الشعري: البنية الصوتية(الكثافة، الفضاء، التفاعل). الدار العالمية . الدار   البيضاء.1990.

  ب ـ الموازنات الصوتية في الرؤية البلاغية. نحو كتابة تاريخ جديد للبلاغة العربية. منشورات سال . الدار البيضاء 1991.

  ج ـ اتجاهات التوازن الصوتي في الشعر العربي القديم. مساهمة تطبيقية في سبيل كتابة تاريخ للأشكال. منشورات سال. الدار البيضاء. 1989.

  د ـ في بلاغة الخطاب الإقناعي . مدخل نظري وتطبيقي لدراسة الخطابة العربية، الخطابة في القرن الأول نموذجا. دار الثقافة. الدار البيضاء.1986. 

[5] ـ نستنير هنا بمفاهيم جمالية التلقي في توجهها التاريخي عند HANS ROBERT YAUS  في كتابيه: POUR UNE HERMINEUTIQUE LITTERAIRE                                       .

   POUR UNE  ESTHETIQUE   DE LA RECEPTION

[6] ـ من هذا المنطق نفسه حذفنا، في نهاية المطاف، الكثير من المقارنات التي عقدناها بين تاريخ البلاغة الغربية والعربية.

[7]ـ هذا بالإضافة إلى كتب أصول العلوم، أصول الفقه وأصول النحو.

[8]ـ حازم منهاج البلغاء 18.

[9]ـ نشر بمجلة دراسات أدبية و لسانية، العدد 4  سنة 1985 .

[10]ـ نقصد طبيعة اللغة التي هي أصلاً تواصل، ثم معطيات البلاغة العربية.

[11] ـ نشير هنا إلى بعض الدراسات الجامعية مثل: الرؤية الشعرية عند الجاحظ، أطروحة دولة لِـ عبد الرحيم الرحموني. نوقشت بكلية الأدب.

[12] ـ نشير ـ من بين نماذج كثيرة ـ  إلى تجربة مجموعةِ معهد الدراسات المصطلحية بكلية الآداب بفاس حيث تعتبر مؤلفات الشاهد البوشيخي، رئيس المعهد، مثالا يحتذى من طرف عشرات الطلبة الذين يحضرون شهادات جامعية تحت إشرافه، أو إشراف المتعاونين معه. لمزيد من التوضيح في هذه المسألة انظر مقالنا "المصطلح الأدبي والنسق المعرفي". (ينتظر ظهوره ضمن أعمال ندوة "المصطلح الأدبي" المنعقدة بالقاهرة بتاريخ 16-20 مايو 1998 تحت إشراف المجلس الأعلى للثقافة). 

[13] ـ انظر تفصيل ذلك في القسم الثاني. الفصل الثاني. المبحث الأول.

[14] ـ الموازمات الصوتية ص 30.

[15] ـ انظر مناقشة هذه القضية عند NICOLAS RUWET في كتابه LANGAGE, MUSIQUE , POESIE .P.153.-

[16] ـ انظر مقدمة كتابنا تحليل الخطاب الشعري.

[17] ـ انظر مقدمة:  TRAITE DE STYLISTLQUE FRANCAISE خاصة الصفحات:7-12. ويقول حمادي صمود معبرا عن مفارقة خروج الأسلوبية من أحضان اللغة: "اقترن هذا الاتجاه (أي الأسلوبية التعبيرية.. أسلوبية اللغة) باسم شارل بالي...أحد رواد الأسلوبية.

ومن المفيد أن نشير إلى أنه تتلمذ على عالم اللغة السويسري فيردينان دي سوسير... وفائدة هذه الإشارة أن بالي سيبني نظريته في الأسلوب على ما لاحظ لَدَى الأستاذ من نقص في تصوره لإشكالية اللغة، ورأيه في نظامها".(الوجه والقفا في تلازم التراث والحداثة89).

[18] ـ يقول فان ديك في مثل هذا السياق: "ففي حين ترتبط اللسانيات، قبل كل شيء، بدراسة الجمل (ومكوناتها) وتنشغل أساسا بوضع مبادئ النحو ( أو الأنحاء) فإن علم النص يدرس الأقوال اللغوية في كليتها، كما يدرس الأشكال والبنيات الخاصة بها ، تلك التي لا يمكن وصفها بواسطة النحو. من هذه الزاوية يقترب علم النص من البلاغة، بل يمكن اعتباره ممثلا معاصرًا (عصريا) لها". («النص بنياته ووظائفه ضمن نظرية الأدب في القرن العشرين» 46.)

[19] ـ سجل الجاحظ لحظة الانتقال من السؤال اللغوي إلى السؤال المنطقي بقول: "ولو كنتَ أعلم الناس باللغة لم ينفعْك في باب الدين حتى تكون عالما بالكلام".(الحيوان 2/660).

[20] ـ ابتداء من وظيفة الفهم والإفهام عند الجاحظ ووصولا إلى البلاغة الكلية عند حازم.

[21] ـ انظر تحليل الخطاب الشعري. الفصل الثالث القسم الثاني.

[22] ـ قلنا عمقه وفصله لأننا نجد اجتهادات عميقة وجميلة شبيهة باجتهاداته عند الآمدي في الموازنة تحدث فيها عن بناء الاستعارة، وهي اجتهادات رفضها ابن سنان كما بينا في موضعه.

منبع : كتاب  البلاغة العربية الاصول و الامتدادات / محمد العمري / چاپ اول / ۱۹۹۸



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۵ ] [ مشاوره مديريت ]
 

البلاغة العربية ، الأصول وَالامتدادات (7)

ومع ذلك فإن القارئ المتمعن يقتنع بأن حازما كان واعيا بالمآزق والإحراجات التي  وقع فيها الجرجاني وفرضت عليه، كما فرضت على بلاغيين إعجازيين قبله، الكثير من الاختزال، فكانت بلاغته الشاملة ردا موضوعيا على البلاغة المختزلة.

أما السكاكي فإن بلاغته تولدت ـ على غير انتظارـ من مخاض بين النحو والمنطق  والشعر من أجل "مشروعِ" اسمه علم الأدب. إن بلاغة السكاكي هي منطقة تقاطع النحو(علم المعاني) والمنطق(علم البيان) والشعر( علم البديsع والعروض) :

لقد وُفِّق السكاكي إلى اكتشاف المنطقة الملتبسة التي اقتتل حولها متى بن يونس والسيرافي جاعلا إياها منطقة تعايش لا تقاتل. وهذا ما يجعله اليوم موضع عناية من طرف اللسانيين التداوليين و المناطقة فضلا عن البلاغيين المقعدين، وموضع انتقاد من نقاد الشعر والانطباعيين عامة الذين يأخذون عليه إفساد البلاغة بالنحو والمنطق .

لقد عاش المشروعان، مشروع السكاكي ومشروع حازم، وهما متزامنان مفارقةً عجيبة، ففي الوقت الذي قرئ مشروع السكاكي شرحا وتلخيصا، إيجازا وتطويلا، إلى درجة التخمة غير المنتجة، لم يهتم أحد، فيما نعلم، اهتماما من هذا النوع، بعمل حازم. ولم يحتفظ التاريخ من الكتاب، على قرب العهد به، بغير نسخة مبتورة! لعل  هذه المفارقة تجد تفسيرا في انكماش الفكر الفلسفي المركِّب وهيمنة التقنينات النحوية. يؤيد ذلك تحول شراح بلاغة السكاكي ـ في معالجة قضايا علم المعاني، وهو مركز بلاغته وصلبها ـ من الوظائف البلاغية إلى المقولات النحوية. فبدل الاهتمام مثلا بالغرض من التقديم أو الحذف انصب الاهتمام على بيان طبيعة المقدم أو المحذوف: مسند، مسند إليهالخ

د ـ المسارات الكبرى

نتيجةً للعوامل السابقة ولملابسات تاريخية لا تتسع لها هذه المقدمة سارت البلاغة العربية في مسارين كبيرين يمكن أن تمثيلهما بالخطاطتين التاليتين:

1 ـ المسار اللغوي : النص الخاص

[المقصود بالنص الخاص هنا القرآن والشعر. وحولهما دارت مباحث اللغويين والمتكلمين في قضيتي الملاءمة بين النص المعياري الذي أحاط به االقياس النحوي والنص المتميز الذي عولج عند اللغويين ضمن مجاز القرآن وضرورة الشعر. وعند المتكلمين في إطار تأويل المشكل وتقنين المجاز. وكل هذا داخل في هم التنزيه عن الشذوذ والتناقض. ثم تلاه البحث عن المزية البديعية ضمن سؤال الإعجاز: كيف يكون النص القرآني متفوقا على النص البشري بمقاييسه البلاغية نفسها باعتبار نزوله حسب تقاليد العرب في الفصاحة والبيان.]



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]

 

البلاغة العربية ، الأصول وَالامتدادات (6)

أثار اللغويون، دون أن يفكروا في ذلك، وهم يبررون انزياحات تعابير النص القرآني عن القواعد الجديدة، مجموعةً من الأسئلة الفكرية حول انسجام النص القرآني. ولم يعد الجواب اللغوي كافيا كما قال الجاحظ، بل صارت الاستعانة بالمنطق أمرا ملحا[19]. وفي هذا الإطار طور مفهوم المجاز من المستوى اللغوي العام (كل ما خالف القياس والمألوف) إلى المستوى الكلامي الخاص الذي يعني تحول الدلالة (المجاز في مقابل الحقيقة). ويعتبر عمل ابن قتيبة في كتابه تأويل مشكل القرآن قنطرة نحو الضفة الأخرى: ضفة المجاز الكلامي والأسئلة الكلامية الدائرة حول انسجام النص. فقد قدم مفهوم أبي عبيدة ثم انزاح عنه إلى المفهوم التأويلي الجديد.

تكمن أهمية الخطوة التي خطاها المتكلمون الأوائل(أي الذين نظروا في انسجام النص) في بلورة مجموعة أساسية من المصطلحات والمفاهيم البلاغية، تسمية وتعريفا وتمثيلا. وعلى رأسها مفهوم المجاز والاستعارة.

وحين انتقل عمل المتكلمين من التنزيه إلى البحث عن المزية والاحتجاج للنبوة بالإعجاز اتضح السؤال البلاغي: كيف يتفوق النص القرآني على النص الشعري العربي؟ وكيف يتفوق نص عل نص إجمالا.

وقد بدأت الاقتراحات البلاغية الأولى في هذا المجال مع الخطابي والرماني و الباقلاني والقاضي عبد الجبار (خلال القرن الرابع الهجري). ويمدنا عمل هؤلاء الإعجازيين بمحاولات قَصدية لتفسير البلاغة على مستوى الصورة الواحدة ، ثم على مستوى العلم ككل فضلاً عن تخريج الأمثلة المفردة مما طبع عمل اللغويين والمتكلمين قبلهم. وقد بينا ذلك في موضعه.

ج.1 ـ 2 ـ 3ـ هذا عن عملية الاستكشاف من خلال هموم تقعيد اللغة وتنزيه الدين، أما إذا أردنا النظر إلى المسألة من زاوية المعرفة استخلاصا وبثا فأحسن مثال يوضح الانتقال من السؤال المعرفي إلى السؤال البلاغي هو كتاب البيان والتبيين للجاحظ.

فبالنظر في خطة البيان والتبيين للجاحظ: في حديثه عن أنواع الدلالة على المعاني، وبالنظر إلى ما فهمه قراؤه مثل ابن وهب، كما تقدم، يسوغ لنا القول بأن الجاحظ وصَل إلى بلاغة الخطاب الإقناعي من خلال البحث في المعرفة بصفة عامة: كيف نفهم وكيف نُفهم؟ بلاغة قوامها الاعتدال في استعمال الصور البلاغية حسب الأحوال والمقامات، مع توظيف كل الإمكانيات المسعفة واعتماد ذخيرة معرفية شديدة التنوع من النصوص الأدبية والدينية والأخبار والأمثال والحكم (ثقافة الخطيب).

ج. 2 ـ العوامل المساعدة

ج.2 .1 ـ التفاعل الثقافي

 إن دخول الثقافة العالمية من خلال التراث اليوناني والفارسي والهندي... إلخ، عن طريق الترجمة والاطلاع المباشر وغير ذلك من سبل الاتصال، كان ظاهر الأثر، مؤثرا سواء في بداية المشاريع وطرح الأسئلة أو في مسار البناء.

ومن الأكيد عندنا هنا أن الجاحظ مثلا كان على بينة من تصور الحكيم أرسطو في بناء المعرفة وتداولها. ولكن يبدو أنه وجد في كتاب فن الخطابة وحده ما يسعف في تنظيم المعرفة الشفوية العربية المطلوبة عند المعتزلة لبناء فن خطابي مفيد في معركتهم الفكرية، فانحاز إلى المقام على حساب البناء اللغوي، كما انحاز إلى الاختيار من التراث العربي وتخلى عن المشروع البياني العام في بعده المعرفي.  

لقد أخذ الجاحظ أفكاراً مختلفة عامة ومُسعفة في قراءة الخطاب وتصنيفه، من هذه الأفكار العامة:

1ـ انقسام الخطاب الإنساني إلى جد وهزل، وهذه منطلق فن الشعر عند أرسطو، ولكن الجاحظ بنى تصوره في بعد تام عن مفهوم الشعر عند أرسطو.

2ـ فكرة المقام ومناسبة الأحوال، وهي مدار الإقناع في كتاب الخطابة لأرسطو.

وبقطع النظر عن اقتطاع الأفكار وإخراجها من سياقاتها في المحاولات الأولى فيمكن القول بأن القراءة العربية لكتاب فن الشعر لأرسطو هي التي أسعفت عبد القاهر الجرجاني في بناء بلاغة المفارقة الدلالية في كتابة أسرار البلاغة، كما أسعف مفهوم الصحة والاعتدال في كتاب فن الخطابة ابن سنان الخفاجي في بناء بلاغة كلاسيكية محافظة. وهي أيضا التي أسعفت حازماً القرطاجني في مشروعه الضخم لبناء بلاغة معضودة بالحكمة و‎المنطق.

و تقوم القراءة العربية على تحويل مركز المحاكاة الأرسطية بنقله من عمل الشخصيات على خشبة المسرح إلى عمل الألفاظ و المعاني على مسرح اللغة. لقد انتهت عملية التحويلِ إلى مقايضةِ المحاكاة بالتغيير من جهة البناءِ والتخييل من جهة الأثر.

كما أن مناقشة الفلاسفة لقضية الفرق بين التخييل و التصديق في ضوء واقع الشعر العربي جعلهم يضيقون الشقة بين التخييل و الاستدلال لدرجة أنا نجد عتادَ البيان عند الجاحظ يندمج مع عتاد التخييل عند الفارابي و ابن سينا في إطار بلاغة عامة عند حازم.

ج.2 ـ 2. الخلفية الدينية

بالإضافة إلى ما ذكرناه سابقاً من كون الدِّين أحد أسباب إثارة السؤال البلاغي حيث تم الانتقال من التنزيه عن التناقض والنقص إلى البحث في مزية النص القرآني البنائية التي تَجعلُه خارقاً للعادة البشرية، أي مُعجزةً دالة على النبوة ـ بالإضافة إلى ذلك فقد لعب الاختلافُ حول طبيعة كلام الله نفسُه دوراً في توجيه البحث البلاغي خاصة حين اشتد الوعي بهذا السؤال في القرن الخامس وأصبح مُحرجاً. فابن سنان، برغم اعتماده الصَّرْفة، بنى تصورَه البلاغي على اعتبار الكلام أصواتا ومقاطع متأثرا بمذهب المعتزلة مقدما كتابه بتمهيد نظري يكشف هذه المسألة ويُناقشها بصراحة وقوة. وهذا الموقف المذهبي هو الذي أوقعه في كثير من الحرج حين واجه طبيعة الموضوع (الخطاب) وما تراكم فيه من معرفة بلاغية عبر خمسة قرون على الأقل، إذ إن اعتماد الأصوات وحدها يلغي أكثر التراث البلاغي ويجافي طبيعة الخطاب البشري.

وعلى النقيض من ابن سنان اعتمد عبد القاهر الجرجاني التصور السني ـ الأشعري على وجه التحديد ـ في القول بأن الكلام حديث نفسي أي معانٍ، فحاول بناء بلاغته على أساس دلالي حسب التأويل العربي للمحاكاة في كتابه أسرار البلاغة، ثم حسب المعاني التركيبية النظمية المقصدية في كتابه دلائل الإعجاز. ولم يقبل من فصاحة الأصوات إلا ما أمكن تأويله دلاليا، مثل الجناس المستوفى القائم على الإيهام.

ج. 2 .3 ـ النحو والمنطق

أدى البحث في النحو وَ المنطق (بمعنى "الكلام" في الدين والمعرفة البيانية)، كما تقدم، إلى إثارة الكثير من الأسئلة البلاغية. كان هذا في بداية الأمر، حالَ الاستكشاف من الخارج. كان حال البلاغة في ذلك شبيها بحال الأراضي التي تكتشف صُدفةً أثناءَ البحث عن أراضٍ غيرِها.

وفي المرحلة الثانية، حين تحدد السؤال البلاغي ، وأصبح صريحا قائمَ الذات، وبدأت عملية البناء والتفسير، عاد الاهتمام بالنحو والمنطق إلى الواجهة، واعتبرا دعامة للبناء البلاغي. يفهم هذا من حديث حازم عن البلاغة باعتبارها "علما كليا". فهي لا يمكن أن تحصل على هذه الصفة إلا إذا كانت "معضودة" بالمنطق والنحو، وإلا بقيت مبحثاً بسيطا من مباحث اللسان الجزئية.

لم يقف حازم عند "القراءة العربية" لكتاب فن الشعر كما فعل الجرجاني في الأسرار، ولا عند قراءة كتاب الخطابة التي استثمرها ابن سنان أحسن استثمار في سر الفصاحة،  بل أدمج ذلك كله ضمن قراءة عامة لعمل أرسطو من أجل تنظيم التراث العربي النقدي(بما فيه أغراض الشعر) والبلاغي (بما فيه العروض)، تنظيما يحوِّل ذلك المجموع إلى صناعة شاملة لعلوم اللسان، هي البلاغة. ولعل هذا الانفتاح هو الذي حال بينه وبين استثمار مفهوم التغيير عند ابن رشد، الذي لم أجد له ذكرا في كتابه الشاسع منهاج البلغاء. فمن المستبعد افتراضُ عدم اطلاعه عليه. بل لم يستثمر حتى عمل عبد القاهر الجرجاني، لا في أسرار البلاغة ولا في دلائل الإعجاز بشكل يترك له ظلا على عمله. وذلك راجع فيما يبدو إلى صرامة صياغة الرجلين، وقيام عمل عبد القاهر خاصة على  الإقصاء: إقصاء الأصوات، والمفردات، والتخبط في قضية الصددق والكذب.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۵ اسفند ۱۳۹۳ ] [ ۰۳:۴۲:۴۴ ] [ مشاوره مديريت ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ][ ۴۱ ][ ۴۲ ][ ۴۳ ][ ۴۴ ][ ۴۵ ][ ۴۶ ][ ۴۷ ][ ۴۸ ][ ۴۹ ][ ۵۰ ][ ۵۱ ][ ۵۲ ][ ۵۳ ][ ۵۴ ][ ۵۵ ][ ۵۶ ][ ۵۷ ][ ۵۸ ][ ۵۹ ][ ۶۰ ][ ۶۱ ][ ۶۲ ][ ۶۳ ][ ۶۴ ][ ۶۵ ][ ۶۶ ][ ۶۷ ][ ۶۸ ][ ۶۹ ][ ۷۰ ][ ۷۱ ][ ۷۲ ][ ۷۳ ][ ۷۴ ][ ۷۵ ][ ۷۶ ][ ۷۷ ][ ۷۸ ][ ۷۹ ][ ۸۰ ][ ۸۱ ][ ۸۲ ][ ۸۳ ][ ۸۴ ][ ۸۵ ][ ۸۶ ][ ۸۷ ][ ۸۸ ][ ۸۹ ][ ۹۰ ][ ۹۱ ][ ۹۲ ][ ۹۳ ][ ۹۴ ][ ۹۵ ][ ۹۶ ][ ۹۷ ][ ۹۸ ][ ۹۹ ][ ۱۰۰ ][ ۱۰۱ ][ ۱۰۲ ][ ۱۰۳ ][ ۱۰۴ ][ ۱۰۵ ][ ۱۰۶ ][ ۱۰۷ ][ ۱۰۸ ][ ۱۰۹ ][ ۱۱۰ ][ ۱۱۱ ][ ۱۱۲ ][ ۱۱۳ ][ ۱۱۴ ][ ۱۱۵ ][ ۱۱۶ ][ ۱۱۷ ][ ۱۱۸ ][ ۱۱۹ ][ ۱۲۰ ][ ۱۲۱ ][ ۱۲۲ ][ ۱۲۳ ][ ۱۲۴ ][ ۱۲۵ ][ ۱۲۶ ][ ۱۲۷ ][ ۱۲۸ ][ ۱۲۹ ][ ۱۳۰ ][ ۱۳۱ ][ ۱۳۲ ][ ۱۳۳ ][ ۱۳۴ ][ ۱۳۵ ][ ۱۳۶ ][ ۱۳۷ ][ ۱۳۸ ][ ۱۳۹ ][ ۱۴۰ ][ ۱۴۱ ][ ۱۴۲ ][ ۱۴۳ ][ ۱۴۴ ][ ۱۴۵ ][ ۱۴۶ ][ ۱۴۷ ][ ۱۴۸ ][ ۱۴۹ ][ ۱۵۰ ][ ۱۵۱ ][ ۱۵۲ ][ ۱۵۳ ][ ۱۵۴ ][ ۱۵۵ ][ ۱۵۶ ][ ۱۵۷ ][ ۱۵۸ ][ ۱۵۹ ][ ۱۶۰ ][ ۱۶۱ ][ ۱۶۲ ][ ۱۶۳ ][ ۱۶۴ ][ ۱۶۵ ][ ۱۶۶ ][ ۱۶۷ ][ ۱۶۸ ][ ۱۶۹ ][ ۱۷۰ ][ ۱۷۱ ][ ۱۷۲ ][ ۱۷۳ ][ ۱۷۴ ][ ۱۷۵ ][ ۱۷۶ ][ ۱۷۷ ][ ۱۷۸ ][ ۱۷۹ ][ ۱۸۰ ][ ۱۸۱ ][ ۱۸۲ ][ ۱۸۳ ][ ۱۸۴ ][ ۱۸۵ ][ ۱۸۶ ][ ۱۸۷ ][ ۱۸۸ ][ ۱۸۹ ][ ۱۹۰ ][ ۱۹۱ ][ ۱۹۲ ][ ۱۹۳ ][ ۱۹۴ ][ ۱۹۵ ][ ۱۹۶ ][ ۱۹۷ ][ ۱۹۸ ][ ۱۹۹ ][ ۲۰۰ ][ ۲۰۱ ][ ۲۰۲ ][ ۲۰۳ ][ ۲۰۴ ][ ۲۰۵ ][ ۲۰۶ ][ ۲۰۷ ][ ۲۰۸ ][ ۲۰۹ ][ ۲۱۰ ][ ۲۱۱ ][ ۲۱۲ ][ ۲۱۳ ][ ۲۱۴ ][ ۲۱۵ ][ ۲۱۶ ][ ۲۱۷ ][ ۲۱۸ ][ ۲۱۹ ][ ۲۲۰ ][ ۲۲۱ ][ ۲۲۲ ][ ۲۲۳ ][ ۲۲۴ ][ ۲۲۵ ][ ۲۲۶ ][ ۲۲۷ ][ ۲۲۸ ][ ۲۲۹ ][ ۲۳۰ ][ ۲۳۱ ][ ۲۳۲ ][ ۲۳۳ ][ ۲۳۴ ][ ۲۳۵ ][ ۲۳۶ ][ ۲۳۷ ][ ۲۳۸ ][ ۲۳۹ ][ ۲۴۰ ][ ۲۴۱ ][ ۲۴۲ ][ ۲۴۳ ][ ۲۴۴ ][ ۲۴۵ ][ ۲۴۶ ][ ۲۴۷ ][ ۲۴۸ ][ ۲۴۹ ][ ۲۵۰ ][ ۲۵۱ ][ ۲۵۲ ][ ۲۵۳ ][ ۲۵۴ ][ ۲۵۵ ][ ۲۵۶ ][ ۲۵۷ ][ ۲۵۸ ][ ۲۵۹ ][ ۲۶۰ ][ ۲۶۱ ][ ۲۶۲ ][ ۲۶۳ ][ ۲۶۴ ][ ۲۶۵ ][ ۲۶۶ ][ ۲۶۷ ][ ۲۶۸ ][ ۲۶۹ ][ ۲۷۰ ][ ۲۷۱ ][ ۲۷۲ ][ ۲۷۳ ][ ۲۷۴ ][ ۲۷۵ ][ ۲۷۶ ][ ۲۷۷ ][ ۲۷۸ ][ ۲۷۹ ][ ۲۸۰ ][ ۲۸۱ ][ ۲۸۲ ][ ۲۸۳ ][ ۲۸۴ ][ ۲۸۵ ][ ۲۸۶ ][ ۲۸۷ ][ ۲۸۸ ][ ۲۸۹ ][ ۲۹۰ ][ ۲۹۱ ][ ۲۹۲ ][ ۲۹۳ ][ ۲۹۴ ][ ۲۹۵ ][ ۲۹۶ ][ ۲۹۷ ][ ۲۹۸ ][ ۲۹۹ ][ ۳۰۰ ][ ۳۰۱ ][ ۳۰۲ ][ ۳۰۳ ][ ۳۰۴ ][ ۳۰۵ ][ ۳۰۶ ][ ۳۰۷ ][ ۳۰۸ ][ ۳۰۹ ][ ۳۱۰ ][ ۳۱۱ ][ ۳۱۲ ][ ۳۱۳ ][ ۳۱۴ ][ ۳۱۵ ][ ۳۱۶ ][ ۳۱۷ ][ ۳۱۸ ][ ۳۱۹ ][ ۳۲۰ ][ ۳۲۱ ][ ۳۲۲ ][ ۳۲۳ ][ ۳۲۴ ][ ۳۲۵ ][ ۳۲۶ ][ ۳۲۷ ][ ۳۲۸ ][ ۳۲۹ ][ ۳۳۰ ][ ۳۳۱ ][ ۳۳۲ ][ ۳۳۳ ][ ۳۳۴ ][ ۳۳۵ ][ ۳۳۶ ][ ۳۳۷ ][ ۳۳۸ ][ ۳۳۹ ][ ۳۴۰ ][ ۳۴۱ ][ ۳۴۲ ][ ۳۴۳ ][ ۳۴۴ ][ ۳۴۵ ][ ۳۴۶ ][ ۳۴۷ ][ ۳۴۸ ][ ۳۴۹ ][ ۳۵۰ ][ ۳۵۱ ][ ۳۵۲ ][ ۳۵۳ ][ ۳۵۴ ][ ۳۵۵ ][ ۳۵۶ ][ ۳۵۷ ][ ۳۵۸ ][ ۳۵۹ ][ ۳۶۰ ][ ۳۶۱ ][ ۳۶۲ ][ ۳۶۳ ][ ۳۶۴ ][ ۳۶۵ ][ ۳۶۶ ][ ۳۶۷ ][ ۳۶۸ ][ ۳۶۹ ][ ۳۷۰ ][ ۳۷۱ ][ ۳۷۲ ][ ۳۷۳ ][ ۳۷۴ ][ ۳۷۵ ][ ۳۷۶ ][ ۳۷۷ ][ ۳۷۸ ][ ۳۷۹ ][ ۳۸۰ ][ ۳۸۱ ][ ۳۸۲ ][ ۳۸۳ ][ ۳۸۴ ][ ۳۸۵ ][ ۳۸۶ ][ ۳۸۷ ][ ۳۸۸ ][ ۳۸۹ ][ ۳۹۰ ][ ۳۹۱ ][ ۳۹۲ ][ ۳۹۳ ][ ۳۹۴ ][ ۳۹۵ ][ ۳۹۶ ][ ۳۹۷ ][ ۳۹۸ ][ ۳۹۹ ][ ۴۰۰ ][ ۴۰۱ ][ ۴۰۲ ][ ۴۰۳ ][ ۴۰۴ ][ ۴۰۵ ][ ۴۰۶ ][ ۴۰۷ ][ ۴۰۸ ][ ۴۰۹ ][ ۴۱۰ ][ ۴۱۱ ][ ۴۱۲ ][ ۴۱۳ ][ ۴۱۴ ][ ۴۱۵ ][ ۴۱۶ ][ ۴۱۷ ][ ۴۱۸ ][ ۴۱۹ ][ ۴۲۰ ][ ۴۲۱ ][ ۴۲۲ ][ ۴۲۳ ][ ۴۲۴ ][ ۴۲۵ ][ ۴۲۶ ][ ۴۲۷ ][ ۴۲۸ ][ ۴۲۹ ][ ۴۳۰ ][ ۴۳۱ ][ ۴۳۲ ][ ۴۳۳ ][ ۴۳۴ ][ ۴۳۵ ][ ۴۳۶ ][ ۴۳۷ ][ ۴۳۸ ][ ۴۳۹ ][ ۴۴۰ ][ ۴۴۱ ][ ۴۴۲ ][ ۴۴۳ ][ ۴۴۴ ][ ۴۴۵ ][ ۴۴۶ ][ ۴۴۷ ][ ۴۴۸ ][ ۴۴۹ ][ ۴۵۰ ][ ۴۵۱ ][ ۴۵۲ ][ ۴۵۳ ][ ۴۵۴ ][ ۴۵۵ ][ ۴۵۶ ][ ۴۵۷ ][ ۴۵۸ ][ ۴۵۹ ][ ۴۶۰ ][ ۴۶۱ ][ ۴۶۲ ][ ۴۶۳ ][ ۴۶۴ ][ ۴۶۵ ][ ۴۶۶ ][ ۴۶۷ ][ ۴۶۸ ][ ۴۶۹ ][ ۴۷۰ ][ ۴۷۱ ][ ۴۷۲ ][ ۴۷۳ ][ ۴۷۴ ][ ۴۷۵ ][ ۴۷۶ ][ ۴۷۷ ][ ۴۷۸ ][ ۴۷۹ ][ ۴۸۰ ][ ۴۸۱ ][ ۴۸۲ ][ ۴۸۳ ][ ۴۸۴ ][ ۴۸۵ ][ ۴۸۶ ][ ۴۸۷ ][ ۴۸۸ ][ ۴۸۹ ][ ۴۹۰ ][ ۴۹۱ ][ ۴۹۲ ][ ۴۹۳ ][ ۴۹۴ ][ ۴۹۵ ][ ۴۹۶ ][ ۴۹۷ ][ ۴۹۸ ][ ۴۹۹ ][ ۵۰۰ ][ ۵۰۱ ][ ۵۰۲ ][ ۵۰۳ ][ ۵۰۴ ][ ۵۰۵ ][ ۵۰۶ ][ ۵۰۷ ][ ۵۰۸ ][ ۵۰۹ ][ ۵۱۰ ][ ۵۱۱ ][ ۵۱۲ ][ ۵۱۳ ][ ۵۱۴ ][ ۵۱۵ ][ ۵۱۶ ][ ۵۱۷ ][ ۵۱۸ ][ ۵۱۹ ][ ۵۲۰ ][ ۵۲۱ ][ ۵۲۲ ][ ۵۲۳ ][ ۵۲۴ ][ ۵۲۵ ][ ۵۲۶ ][ ۵۲۷ ][ ۵۲۸ ][ ۵۲۹ ][ ۵۳۰ ][ ۵۳۱ ][ ۵۳۲ ][ ۵۳۳ ][ ۵۳۴ ][ ۵۳۵ ][ ۵۳۶ ][ ۵۳۷ ][ ۵۳۸ ][ ۵۳۹ ][ ۵۴۰ ][ ۵۴۱ ][ ۵۴۲ ][ ۵۴۳ ][ ۵۴۴ ][ ۵۴۵ ][ ۵۴۶ ][ ۵۴۷ ][ ۵۴۸ ][ ۵۴۹ ][ ۵۵۰ ][ ۵۵۱ ][ ۵۵۲ ][ ۵۵۳ ][ ۵۵۴ ][ ۵۵۵ ][ ۵۵۶ ][ ۵۵۷ ][ ۵۵۸ ][ ۵۵۹ ][ ۵۶۰ ][ ۵۶۱ ][ ۵۶۲ ][ ۵۶۳ ][ ۵۶۴ ][ ۵۶۵ ][ ۵۶۶ ][ ۵۶۷ ][ ۵۶۸ ][ ۵۶۹ ][ ۵۷۰ ][ ۵۷۱ ][ ۵۷۲ ][ ۵۷۳ ][ ۵۷۴ ][ ۵۷۵ ][ ۵۷۶ ][ ۵۷۷ ][ ۵۷۸ ][ ۵۷۹ ][ ۵۸۰ ][ ۵۸۱ ][ ۵۸۲ ][ ۵۸۳ ][ ۵۸۴ ][ ۵۸۵ ][ ۵۸۶ ][ ۵۸۷ ][ ۵۸۸ ][ ۵۸۹ ][ ۵۹۰ ][ ۵۹۱ ][ ۵۹۲ ][ ۵۹۳ ][ ۵۹۴ ][ ۵۹۵ ][ ۵۹۶ ][ ۵۹۷ ][ ۵۹۸ ][ ۵۹۹ ][ ۶۰۰ ][ ۶۰۱ ][ ۶۰۲ ][ ۶۰۳ ][ ۶۰۴ ][ ۶۰۵ ][ ۶۰۶ ][ ۶۰۷ ][ ۶۰۸ ][ ۶۰۹ ][ ۶۱۰ ][ ۶۱۱ ][ ۶۱۲ ][ ۶۱۳ ][ ۶۱۴ ][ ۶۱۵ ][ ۶۱۶ ][ ۶۱۷ ][ ۶۱۸ ][ ۶۱۹ ][ ۶۲۰ ][ ۶۲۱ ][ ۶۲۲ ][ ۶۲۳ ][ ۶۲۴ ][ ۶۲۵ ][ ۶۲۶ ][ ۶۲۷ ][ ۶۲۸ ][ ۶۲۹ ][ ۶۳۰ ][ ۶۳۱ ][ ۶۳۲ ][ ۶۳۳ ][ ۶۳۴ ][ ۶۳۵ ][ ۶۳۶ ][ ۶۳۷ ][ ۶۳۸ ][ ۶۳۹ ][ ۶۴۰ ][ ۶۴۱ ][ ۶۴۲ ][ ۶۴۳ ][ ۶۴۴ ][ ۶۴۵ ][ ۶۴۶ ][ ۶۴۷ ][ ۶۴۸ ][ ۶۴۹ ][ ۶۵۰ ][ ۶۵۱ ][ ۶۵۲ ][ ۶۵۳ ][ ۶۵۴ ][ ۶۵۵ ][ ۶۵۶ ][ ۶۵۷ ][ ۶۵۸ ][ ۶۵۹ ][ ۶۶۰ ][ ۶۶۱ ][ ۶۶۲ ][ ۶۶۳ ][ ۶۶۴ ][ ۶۶۵ ][ ۶۶۶ ][ ۶۶۷ ][ ۶۶۸ ][ ۶۶۹ ][ ۶۷۰ ][ ۶۷۱ ][ ۶۷۲ ][ ۶۷۳ ][ ۶۷۴ ][ ۶۷۵ ][ ۶۷۶ ][ ۶۷۷ ][ ۶۷۸ ][ ۶۷۹ ][ ۶۸۰ ][ ۶۸۱ ][ ۶۸۲ ][ ۶۸۳ ][ ۶۸۴ ][ ۶۸۵ ][ ۶۸۶ ][ ۶۸۷ ][ ۶۸۸ ][ ۶۸۹ ][ ۶۹۰ ][ ۶۹۱ ][ ۶۹۲ ][ ۶۹۳ ][ ۶۹۴ ][ ۶۹۵ ][ ۶۹۶ ][ ۶۹۷ ][ ۶۹۸ ][ ۶۹۹ ][ ۷۰۰ ][ ۷۰۱ ][ ۷۰۲ ][ ۷۰۳ ][ ۷۰۴ ][ ۷۰۵ ][ ۷۰۶ ][ ۷۰۷ ][ ۷۰۸ ][ ۷۰۹ ][ ۷۱۰ ][ ۷۱۱ ][ ۷۱۲ ][ ۷۱۳ ][ ۷۱۴ ][ ۷۱۵ ][ ۷۱۶ ][ ۷۱۷ ][ ۷۱۸ ][ ۷۱۹ ][ ۷۲۰ ][ ۷۲۱ ][ ۷۲۲ ][ ۷۲۳ ][ ۷۲۴ ][ ۷۲۵ ][ ۷۲۶ ][ ۷۲۷ ][ ۷۲۸ ][ ۷۲۹ ][ ۷۳۰ ][ ۷۳۱ ][ ۷۳۲ ][ ۷۳۳ ][ ۷۳۴ ][ ۷۳۵ ][ ۷۳۶ ][ ۷۳۷ ][ ۷۳۸ ][ ۷۳۹ ][ ۷۴۰ ][ ۷۴۱ ][ ۷۴۲ ][ ۷۴۳ ][ ۷۴۴ ][ ۷۴۵ ][ ۷۴۶ ][ ۷۴۷ ][ ۷۴۸ ][ ۷۴۹ ][ ۷۵۰ ][ ۷۵۱ ][ ۷۵۲ ][ ۷۵۳ ][ ۷۵۴ ][ ۷۵۵ ][ ۷۵۶ ][ ۷۵۷ ][ ۷۵۸ ][ ۷۵۹ ][ ۷۶۰ ][ ۷۶۱ ][ ۷۶۲ ][ ۷۶۳ ][ ۷۶۴ ][ ۷۶۵ ][ ۷۶۶ ][ ۷۶۷ ][ ۷۶۸ ][ ۷۶۹ ][ ۷۷۰ ][ ۷۷۱ ][ ۷۷۲ ][ ۷۷۳ ][ ۷۷۴ ][ ۷۷۵ ][ ۷۷۶ ][ ۷۷۷ ][ ۷۷۸ ][ ۷۷۹ ][ ۷۸۰ ][ ۷۸۱ ][ ۷۸۲ ][ ۷۸۳ ][ ۷۸۴ ][ ۷۸۵ ][ ۷۸۶ ][ ۷۸۷ ][ ۷۸۸ ][ ۷۸۹ ][ ۷۹۰ ][ ۷۹۱ ][ ۷۹۲ ][ ۷۹۳ ][ ۷۹۴ ][ ۷۹۵ ][ ۷۹۶ ][ ۷۹۷ ][ ۷۹۸ ][ ۷۹۹ ][ ۸۰۰ ][ ۸۰۱ ][ ۸۰۲ ][ ۸۰۳ ][ ۸۰۴ ][ ۸۰۵ ][ ۸۰۶ ][ ۸۰۷ ][ ۸۰۸ ][ ۸۰۹ ][ ۸۱۰ ][ ۸۱۱ ][ ۸۱۲ ][ ۸۱۳ ][ ۸۱۴ ][ ۸۱۵ ][ ۸۱۶ ][ ۸۱۷ ][ ۸۱۸ ][ ۸۱۹ ][ ۸۲۰ ][ ۸۲۱ ][ ۸۲۲ ][ ۸۲۳ ][ ۸۲۴ ][ ۸۲۵ ][ ۸۲۶ ][ ۸۲۷ ][ ۸۲۸ ][ ۸۲۹ ][ ۸۳۰ ][ ۸۳۱ ][ ۸۳۲ ][ ۸۳۳ ][ ۸۳۴ ][ ۸۳۵ ][ ۸۳۶ ][ ۸۳۷ ][ ۸۳۸ ][ ۸۳۹ ][ ۸۴۰ ][ ۸۴۱ ][ ۸۴۲ ][ ۸۴۳ ][ ۸۴۴ ][ ۸۴۵ ][ ۸۴۶ ][ ۸۴۷ ][ ۸۴۸ ][ ۸۴۹ ][ ۸۵۰ ][ ۸۵۱ ][ ۸۵۲ ][ ۸۵۳ ][ ۸۵۴ ][ ۸۵۵ ][ ۸۵۶ ][ ۸۵۷ ][ ۸۵۸ ][ ۸۵۹ ][ ۸۶۰ ][ ۸۶۱ ][ ۸۶۲ ][ ۸۶۳ ][ ۸۶۴ ][ ۸۶۵ ][ ۸۶۶ ][ ۸۶۷ ][ ۸۶۸ ][ ۸۶۹ ][ ۸۷۰ ][ ۸۷۱ ][ ۸۷۲ ][ ۸۷۳ ][ ۸۷۴ ][ ۸۷۵ ][ ۸۷۶ ][ ۸۷۷ ][ ۸۷۸ ][ ۸۷۹ ][ ۸۸۰ ][ ۸۸۱ ][ ۸۸۲ ][ ۸۸۳ ][ ۸۸۴ ][ ۸۸۵ ][ ۸۸۶ ][ ۸۸۷ ][ ۸۸۸ ][ ۸۸۹ ][ ۸۹۰ ][ ۸۹۱ ][ ۸۹۲ ][ ۸۹۳ ][ ۸۹۴ ][ ۸۹۵ ][ ۸۹۶ ][ ۸۹۷ ][ ۸۹۸ ][ ۸۹۹ ][ ۹۰۰ ][ ۹۰۱ ][ ۹۰۲ ][ ۹۰۳ ][ ۹۰۴ ][ ۹۰۵ ][ ۹۰۶ ][ ۹۰۷ ][ ۹۰۸ ][ ۹۰۹ ][ ۹۱۰ ][ ۹۱۱ ][ ۹۱۲ ][ ۹۱۳ ][ ۹۱۴ ][ ۹۱۵ ][ ۹۱۶ ][ ۹۱۷ ][ ۹۱۸ ][ ۹۱۹ ][ ۹۲۰ ][ ۹۲۱ ][ ۹۲۲ ][ ۹۲۳ ][ ۹۲۴ ][ ۹۲۵ ][ ۹۲۶ ][ ۹۲۷ ][ ۹۲۸ ][ ۹۲۹ ][ ۹۳۰ ][ ۹۳۱ ][ ۹۳۲ ][ ۹۳۳ ][ ۹۳۴ ][ ۹۳۵ ][ ۹۳۶ ][ ۹۳۷ ][ ۹۳۸ ][ ۹۳۹ ][ ۹۴۰ ][ ۹۴۱ ][ ۹۴۲ ][ ۹۴۳ ][ ۹۴۴ ][ ۹۴۵ ][ ۹۴۶ ][ ۹۴۷ ][ ۹۴۸ ][ ۹۴۹ ][ ۹۵۰ ][ ۹۵۱ ][ ۹۵۲ ][ ۹۵۳ ][ ۹۵۴ ][ ۹۵۵ ][ ۹۵۶ ][ ۹۵۷ ][ ۹۵۸ ][ ۹۵۹ ][ ۹۶۰ ][ ۹۶۱ ][ ۹۶۲ ][ ۹۶۳ ][ ۹۶۴ ][ ۹۶۵ ][ ۹۶۶ ][ ۹۶۷ ][ ۹۶۸ ][ ۹۶۹ ][ ۹۷۰ ][ ۹۷۱ ][ ۹۷۲ ][ ۹۷۳ ][ ۹۷۴ ][ ۹۷۵ ][ ۹۷۶ ][ ۹۷۷ ][ ۹۷۸ ][ ۹۷۹ ][ ۹۸۰ ][ ۹۸۱ ][ ۹۸۲ ][ ۹۸۳ ][ ۹۸۴ ][ ۹۸۵ ][ ۹۸۶ ][ ۹۸۷ ][ ۹۸۸ ][ ۹۸۹ ][ ۹۹۰ ][ ۹۹۱ ][ ۹۹۲ ][ ۹۹۳ ][ ۹۹۴ ][ ۹۹۵ ][ ۹۹۶ ][ ۹۹۷ ][ ۹۹۸ ][ ۹۹۹ ][ ۱۰۰۰ ][ ۱۰۰۱ ][ ۱۰۰۲ ][ ۱۰۰۳ ][ ۱۰۰۴ ][ ۱۰۰۵ ][ ۱۰۰۶ ][ ۱۰۰۷ ][ ۱۰۰۸ ][ ۱۰۰۹ ][ ۱۰۱۰ ][ ۱۰۱۱ ][ ۱۰۱۲ ][ ۱۰۱۳ ][ ۱۰۱۴ ][ ۱۰۱۵ ][ ۱۰۱۶ ][ ۱۰۱۷ ][ ۱۰۱۸ ][ ۱۰۱۹ ][ ۱۰۲۰ ][ ۱۰۲۱ ][ ۱۰۲۲ ][ ۱۰۲۳ ][ ۱۰۲۴ ][ ۱۰۲۵ ][ ۱۰۲۶ ][ ۱۰۲۷ ][ ۱۰۲۸ ][ ۱۰۲۹ ][ ۱۰۳۰ ][ ۱۰۳۱ ][ ۱۰۳۲ ][ ۱۰۳۳ ][ ۱۰۳۴ ][ ۱۰۳۵ ][ ۱۰۳۶ ][ ۱۰۳۷ ][ ۱۰۳۸ ][ ۱۰۳۹ ][ ۱۰۴۰ ][ ۱۰۴۱ ][ ۱۰۴۲ ][ ۱۰۴۳ ][ ۱۰۴۴ ][ ۱۰۴۵ ][ ۱۰۴۶ ][ ۱۰۴۷ ][ ۱۰۴۸ ][ ۱۰۴۹ ][ ۱۰۵۰ ][ ۱۰۵۱ ][ ۱۰۵۲ ][ ۱۰۵۳ ][ ۱۰۵۴ ][ ۱۰۵۵ ][ ۱۰۵۶ ][ ۱۰۵۷ ][ ۱۰۵۸ ][ ۱۰۵۹ ][ ۱۰۶۰ ][ ۱۰۶۱ ][ ۱۰۶۲ ][ ۱۰۶۳ ][ ۱۰۶۴ ][ ۱۰۶۵ ][ ۱۰۶۶ ][ ۱۰۶۷ ][ ۱۰۶۸ ][ ۱۰۶۹ ][ ۱۰۷۰ ][ ۱۰۷۱ ][ ۱۰۷۲ ][ ۱۰۷۳ ][ ۱۰۷۴ ][ ۱۰۷۵ ][ ۱۰۷۶ ][ ۱۰۷۷ ][ ۱۰۷۸ ][ ۱۰۷۹ ][ ۱۰۸۰ ][ ۱۰۸۱ ][ ۱۰۸۲ ][ ۱۰۸۳ ][ ۱۰۸۴ ][ ۱۰۸۵ ][ ۱۰۸۶ ][ ۱۰۸۷ ][ ۱۰۸۸ ][ ۱۰۸۹ ][ ۱۰۹۰ ][ ۱۰۹۱ ][ ۱۰۹۲ ][ ۱۰۹۳ ][ ۱۰۹۴ ][ ۱۰۹۵ ][ ۱۰۹۶ ][ ۱۰۹۷ ]
.: Weblog Themes By iranblag :.

درباره وبلاگ

تيم مشاوران مديريت ايران IranMCT ----------------- http://iranmct.com ---------------- Iran Management Consultants Team
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب
شمارنده